(۴۷)شیطان چگونه خودش را برای برخی انسانها رحمان معرفی می کند؟

سوال:

۱- چرا شیطان در عصر حاضر عزیز شده است؟

۲- ارتباط اقتصاد با شیطان پرستی در چیست؟

خداوند منان نگهدارتان باد

کانون گفتگوی قرآنی

کلمه‏ ى «اَزّ» به معناى تحریک کردن شدید و از جاکندن است. «اَزّ القِدر» یعنى دیگ چنان به جوش آمد که هر چه در آن بود زیر و رو شد.
رابطه‏ ى شیطان با اهل ایمان، ساده ودنبالش هشیارى و توبه است. «وسوس الیه»(140) ولى رابطه‏ى شیطان با کفّار، رابطه‏اى سلطه‏گرانه است. «ارسلنا الشّیاطین على الکافرین» نه «الى الکافرین». البتّه این سلطه‏اى است که کافر، خود زمینه ‏ى آن را فراهم کرده است. «انّما سلطانه على الّذین یتولّونه»(141)
ممکن است مراد از فرستادن شیطان‏ها از سوى خدا، رها کردن آنها باشد؛ مثلاً کسى که سگ خود را نبندد و مانعش نشود مى ‏گویند سگ خود را فرستاد.
در تفسیر قمى آمده است: آیه‏ى «وارسلنا الشیاطین» درباره‏ى کسانى نازل شده که خمس و زکات خود را نمى ‏پردازند، خداوند بر اینان سلطان یا شیطانى را مى ‏فرستد تا آن مقدار از مالى که از بابت خمس و زکات پرداخت نکرده ‏اند، در غیر راه خداوند مصرف نمایند.۱
در واقع تسلط شیاطین بر انسانها یک تسلط اجبارى و ناآگاه نیست ، بلکه این انسان استکه به شیاطین اجازه ورود به درون قلب و جان خود مى‏دهد ، بند بندگى آنهارا بر گردن مى‏ نهد و اطاعتشان را پذیرا مى‏شود ، همانگونه که قرآن در آیه۱۰۰ سوره نحل مى‏گوید : انما سلطانه على الذین یتولونه و الذین هم به مشرکون : تسلط شیطان تنها بر کسانى است که ولایت او را پذیرا گشته ، و اورا بت و معبود خود ساخته‏ اند۲.
خداوند به هر دو گروه مومنین و کفار اختیار داده و راه را برایشان مشخص نموده و بیراهه را نیز ، از طرفی ، با انتخاب هر راه ، نتایجی نیز حاصل می شود که شخص باید پذیرای نتایج و عواقب آن باشد ، اسباب و شرایط طی هر دو راه نیز آماده است زیرا اگر نباشد ، موجبات اختیار مخدوش خواهد شد و مثلا اگر فردی با اختیار بخواهد راه غیر خدا را برود در حالی که به وجود خدا وند یقین دارد ، این انتخاب و عمل وی است که اسباب و شرایط را برایش فراهم میکند ، شیطان نیز سببی از اسباب خلقت الهی است و وسوسه ها و القات او در کسانی موثر خواهد افتاد که که راه غیر خدا را آگاهانه انتخاب می کنند و این دلیلی بر رسالت یا وجود راز و رمز بین خداوند و شیطان نیست بلکه شیطان یک وسیله و سبب است و راه انتخاب شده نیز ملزوماتی دارد ، تسلط شیطان بر راه کفر ، مسلم و قطعی و از سنن الهی است مثل سوزاندن که ذاتی آتش است لذا نمی توان گفت تسلط شیطان بر کفار ، یک رسالت تعیین شده مثبت الهی است که حاکی از رضایت خداوند و رازداری شیطان است بلکه هر کس عامل به هدایت الهی باشد از هدایت بیشتری برخوردار می شود و هر کس با اختیار از هدایت الهی روی برگرداند ، از باب مجازات شیطان بر او مسلط می شود .۳
برای توجه بیشتر به مساله تحریک شیطان نسبت به کفار بد نیست نکات تفسیر نور را از نظر بگذرانیم :
۱- کسانى که کفر را انتخاب کردند و ولایت شیطان را پذیرفتند، خداوند شیطان‏ها را براى تشویق و تحریک آنان به فساد به سراغشان مى ‏فرستد. (یکى از کیفرهاى کافران، سلطه‏ى شیطان بر آنهاست) «انّا ارسلنا الشّیاطین على الکافرین»
۲- شیطان انسان را تحریک مى‏کند، ولى اجبار نمى‏کند. «تؤزّهم أزّا»
۳- تحریک شیطان بسیار قوى است. «تؤزّهم أزّا»
۴- هیچ چیز حتّى وسوسه‏هاى شیطان، از اراده خداوند خارج نیست. «انّا ارسلنا… تؤزّهم أزّا»
۵ – کفر، مایه‏ى تحریک پذیرى از شیطان است. «على الکافرین تؤزّهم»
________________________
۱- تفسیر نور ، آیه ۸۳ سوره مبارکه مریم 
۲- تفسیر نمونه، ج ،۱۳ص ۱۳۲
۳- ر. ک : ترجمه المیزان ج ۱۴،ص۱۵۰

الیس الله بکاف عبده

الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی
****
بشکند دستی که هتک حرمت این خانه کرد 
شیعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه کرد
حضرت زهرا (س) :
کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

صدیقین

کارشناس پاسخگوی تفسیر قرآن و حدیث

با تشکر از همکار گرامی، در تکمیل توضیحات ایشان چند مطلب عرض می کنم:

علامه طباطبایی ذیل آیه توضیح مناسبی ارائه داده اند که شبهه را برای دوست پرسشگر روشن می کند و آن اینکه:
اگر در آیه شریفه ارسال شیطانها را به خدا نسبت داده، از آنجایى که از باب مجازات است هیچ عیبى ندارد، چون مشرکین به حق کفر ورزیدند، و خدا هم از در مجازات شیطانها را فرستاد تا کفر و گمراهیشان را زیادتر کنند، شاهد این معنا هم جمله" عَلَى الْکافِرِینَ" است، زیرا اگر از باب مجازات نبود، و فرستادن شیطانها به منظور گمراهى ابتدایى آنها بود، مى‏ فرمود علیهم، نه اینکه به جاى ضمیر اسم ظاهر کافرین را بیاورد.

این آیه شریفه به خاطر اینکه جمله" أَ لَمْ تَرَ" در صدر آن آمده، و معناى استشهاد را افاده مى ‏کند، در مقام تایید مطلب آیه قبلى است که مى‏ فرماید: آلهه کفار ضد ایشان مى‏شوند، نه عزت آنان، چون تحریک شیطانها، مشرکین را به سوى شر و فساد و پیروى باطل، دشمنى و ضدیت است، و همین شیاطین از جمله همان آلهه جنى ایشانند که مایه عزت خود مى‏پنداشتند، و اگر این آلهه ضد مشرکین نبودند به چیزى که هلاکت و شقاوتشان در آن است دعوتشان نمى‏کردند. پس آیه شریفه به منزله این است که گفته شود: این آلهه که مشرکین آنها را مایه عزت خود مى‏پنداشتند، ضد مشرکین هستند، به دلیل اینکه شیطانها که یک دسته از آلهه ایشانند ایشان را با تکان هر چه شدیدتر به سوى چیزى تحریک مى‏کنند که هلاکت و شقاوتشان در آن است، و تازه همین شیطانها هم سر خود نیستند، بلکه هر چه مى‏کنند به اذن خدا مى‏کنند، (و این اذن همان است که در آیه از آن به ارسال تعبیر شده) بنا بر این اتصال این آیه به ما قبل خود خیلى روشن است. (ترجمه المیزان، ج‏14/ص ۱۴۹)

وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً (نساء/۶۹)
و کسى که خدا و پیامبر را اطاعت کند، همنشین کسانى خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده از پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان و آنها رفیق هاى خوبى هستند

صدیقین

بگذارید یک مطلبی را خدمت شما خوبان عرض بکنم و ان هم این هست که مدتی است یک فرقه ای در مکاتب پیشرفته خود با استناد به این آیه از قرآن کریم
سعی می کند تا چهره شیطان لعین را تطهیر بکند و بگوید که شیطان " واسطه خداوند " (نعوذ بالله) می باشد و بدین ترتیب فلسفه اخراج شدن شیطان از درگاه خداوند را به آرامی
از ذهن مریدان و شاگردان درمانده خویش پاک بکند و به طور غیر مستقیم و در ادامه این فرقه حتی توهین به شیطان حرام می شود … !
برای من جالب که این فرقه می خواهد با استناد به آیات کریمه قرآن، مشروعیت خود را بدست آورد؛ آیاتی که سراسر آن خطر شیاطین و دشمنی آشکار او با انسان و لعن الهی بر او را گوشزد می کند:

وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبیناً (نساء ۱۱۹)
و هر کس، شیطان را به جاى خدا ولى خود برگزیند، زیانِ آشکارى کرده است.

إِنَّ الشَّیْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبینٌ (یوسف/۵)
شیطان، دشمن آشکار انسان است ْ

إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبیناً (اسراء/ ۵۳)
همیشه شیطان دشمن آشکارى براى انسان بوده است‏

یا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّیْطانَ إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلرَّحْمنِ عَصِیًّا (مریم/ ۴۴)
اى پدر! شیطان را پرستش مکن، که شیطان نسبت به خداوند رحمان، عصیانگر بود

إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعیرِ (فاطر/ ۶)
البتّه شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید او فقط حزبش را به این دعوت مى ‏کند که اهل آتش سوزان (جهنّم) باشند

أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ (یس/ ۶۰)
آیا با شما عهد نکردم اى فرزندان آدم که شیطان را نپرستید، که او براى شما دشمن آشکارى است؟
نکته دیگر اینکه فرموده اید این گروه با شاید و باید این آیه را تحریف معنایی نموده اند و مشروعیت فرقه منحرفه خود را بدان استناد می کنند. عرض می کنم اولا آیه را اشتباه معنا نموده اند (که در پستهای قبلی معنای صحیح آیه عرض شده)،

ثانیا معنایی که آنها بدون هیچ مدرکی معتبری و تنها با استناد به توهم خود از آیه نموده اند، با تمام آموزه های قطعی دینی و قرآنی، مخالفت یقینی دارد (که برخی آیات در این رابطه را در پست قبلی عرض کردم).

ثالثا اینکه این شیوه که یک آیه قرآن را بچسبیم و با تحریف معنایی و بدون توجه به آیات دیگر، مستند شرعی خود قرار دهیم، روشی است که به گفته قرآن کریم، سر از کفر در می آورد: أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَهِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (بقره/۸۵) آیا به بعضى از دستورات کتاب آسمانى ایمان مى‏آورید، و به بعضى کافر مى‏ شوید؟! براى کسى از شما که این عمل (تبعیض در میان احکام و قوانین الهى) را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار مى‏شوند. و خداوند از آنچه انجام مى‏ دهید غافل نیست.

صدیقین
این فرقه حتی توهین به شیطان حرام می شود :rose:


یک نمونه از آیاتی که به صراحت در آن، خداوند شیطان را لعن نموده است:

لَعَنَهُ اللَّهُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِکَ نَصیباً مَفْرُوضاً (نساء ۱۱۸) خدا او را از رحمت خویش دور ساخته و او گفته است: «از بندگان تو، سهم معیّنى خواهم گرفت.

و این هم عاقبت پیروی از شیطان:

قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکُمْ أَجْمَعینَ (اعراف/۱۸) فرمود: «از آن (مقام)، با ننگ و عار و خوارى، بیرون رو و سوگند یاد مى‏ کنم که هر کس از آنها، از تو پیروى کند، جهنم را از شما همگى پر مى‏ کنم.

انتخاب سریع یک انجمن
آیات بالا

« آیه های خشن | جامع ترین آیه ی قرآن در زمینه ی حقوق بشر »

اطلاعات موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

تفسیر آیه ۸۳ سوره مبارکه مریم, تحریک شیطان نسبت به کفار, تسلط شیاطین بر انسانها

 

© کلیه حقوق مادی و معنوی این انجمن متعلق به مرکز ملی پاسخگویی به مسائل دینی است.
کپی برداری تنها با ذکر منبع جایز است.