۱۰۲۰۷-چرا وهابیت سفر به قصد زیارت پیامبر(ص) را حرام می دانند؟!+تعریف محبت انحرافی ابن تیمیه از اسلام

آیت الله العظمی سبحانی

کد خبر: ۴۰۱۰۶۲ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۹/۱۲ – ۱۴:۵۴ | سرویس: علمی، فرهنگی ۳۲
پاسخ آیت الله العظمی سبحانی به شبهه ابن تیمیه؛
چرا وهابیت سفر به قصد زیارت پیامبر(ص) را حرام می دانند؟!
حوزه/ وهابیان مى گویند؛ زیارت پیامبر (ص) از آن کسانى است که ساکن مدینه باشند ولى اگر کسى به عنوان زیارت قبر پیامبر (ص) سفر کند، چنین سفرى حرام است.
 

به گزارش خبرگزاری «حوزه» حضرت آیت الله سبحانی شبهه ابن تیمیه و وهابیت درباره «حرام بودن سفر برای زیارت مرقد پیامبر اکرم (ص)» را پاسخ داده اند.

تمام فِرَق اسلامى زیارت مرقد پیامبر (ص) را مستحب مى دانند و طبعاً چیزى که مستحب است مقدمه آن، مثل سفر مستحب مى باشد و یا لااقل حرام نمى باشد. در کتاب «الفقه على المذاهب الاربعه» تألیف عبد الرحمن الجزیری مى خوانیم: «زیارت قبر پیامبر (ص) «من افضل المندوبات» حتى از قول مفتى سابق سعودى معروف به بن باز در نشریه اى آمده بود که زیارت قبر پیامبر (ص) مستحب است.

بنابراین در استحباب زیارت قبر رسول خدا (ص) سخنى نیست؛ سخن درباره سفر براى زیارت قبر رسول خداست که وهابیان آن را تحریم مى کنند در حالى که همه زائران خانه خدا اگر قبلا به مدینه نرفته باشند، اصرار مى ورزند که به مدینه بروند و قبر آن منجى جهان بشریت را زیارت کنند و در کنار قبر آن حضرت به نیایش خدا بپردازند و حاجات خود را از خداوند بخواهند.

ابوالحسن ماوردى (م۴۵۰) در کتاب الاحکام السلطانیه چنین مى نویسد: سران قافله ها و کاروان ها پس از زیارت مکه مسیر برگشت را به گونه اى برگزینند که به زیارت قبر پیامبر (ص) نائل آیند و اگر هم مدینه در مسیر آنها قرار نگیرد راه را به گونه اى طى مى کنند که به مدینه برسند تا زائر خانه خدا بین زیارت کعبه و زیارت قبر پیامبر (ص) جمع کند.

مؤلف «شفاء السقام» از ابوعبدالله حلیمى جرجانى شافعى (م۴۰۳) چنین نقل مى کند. ما مأموریم پیامبر اکرم (ص) را تعظیم و تکریم کنیم چون خدا دستور مى دهد که حضرت را تکریم و یارى کنیم چنان که مى فرماید: «فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». (2) و این تعظیم پس از درگذشت حضرت به شکل زیارت قبر او صورت مى پذیرد.

حتى فزون تر از این، چهل دانشمند سنى از پیامبر گرامى (ص) حدیثى را نقل کرده اند که آن حضرت فرمود: «مَنْ حَجَّ وَ لَمْ یَزُرْنِی فَقَدْ جَفَانِی» هر کس فریضه حج را به جا آورد و مرا زیارت نکند بر من جفا نموده است. (۲)

بنابراین جلوگیرى از زیارت قبر پیامبر (ص) سبب مى شود که دل ها، فکرها و اندیشه ها او را فراموش کند. آیا این مطلب صحیح است؟

در اینجا یادآور مى شویم وهابیان مى گویند؛ زیارت پیامبر (ص) از آن کسانى است که ساکن مدینه باشند ولى اگر کسى به عنوان زیارت قبر پیامبر (ص) سفر کند، چنین سفرى حرام است. اکنون سؤال مى شود چگونه مى شود امر مستحب، مقدمه آن حرام باشد، علاوه بر این، سیره صحابه و کسانى که در بهترین قرون از نظر شما زندگى مى کردند این بوده که همه براى زیارت قبر پیامبر (ص) سفر مى کردند.

وهابیان مى گویند: «سفر آنان براى زیارت مسجد پیامبر (ص) بود که در آنجا نماز بگزارند چون نماز در آن مسجد، پاداش بالایى دارد» شکى نیست که نماز در مسجد رسول خدا (ص) از فضیلت بالایى برخوردار است ولى سخن در جاى دیگر است اگر واقعاً سفر مردم مسلمانان از مصر و مراکش و الجزایر و یا عراق براى درک ثواب مسجد پیامبر (ص) مى باشد پس چرا براى مسجدالاقصى که از نظر پاداش با مسجد رسول خدا (ص) یکسان است سفر نمى کنند، ما از همه اینها مى گذریم.

اکنون باید ببینیم سیره سلف صالح که از نظر وهابیان اسوه و الگوست، چگونه بوده است؟

* سیره سه تن از افراد مشهور برای زیارت پیامبر (ص)

ما در اینجا از سه شخصیت که مورد احترام هستند نام مى بریم که همگان براى زیارت رسول خدا (ص) سفر مى کردند یا افرادى را براى سفر اجیر و یا ترغیب مى کردند:

۱ . بلال مؤذن رسول خدا؛ ۲ . عمر بن عبدالعزیز؛ ۳ . عمر بن خطاب.

فرد نخست بلال صحابى صالح رسول خدا (ص) است که به خاطر یک سلسله مسائل سیاسى مدینه را ترک گفت و با خود فکر کرد که اگر وظیفه مرزبانى را بر عهده بگیرد بهتر از آن چیزى است که از او مى خواهند.

از او مى خواستند که پس از در گذشت پیامبر (ص)، نیز اذان بگوید، ولى او از این کار امتناع ورزید و مرزبانى را برگزید. قرآن درباره مرزبانى چنین مى فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ». (3)

«اى کسانى که ایمان آورده اید (در برابر مشکلات و هوس ها)، استقامت کنید! و در برابر دشمنان (نیز)، پایدار باشید و از مرزهاى خود، مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید!».

او مرزبانى شام را برگزید و در نقطه اى که مرز مسیحیت و اسلام بود سکنى گزید. شبى پیامبر گرامى (ص) را در عالم رؤیا دید که حضرت به او فرمود: بلال! رابطه و پیوند خود را با ما قطع کرده اى. او از خواب بیدار شد گریه را سر داد و خواب خود را چنین تعبیر کرد، که گله پیامبر (ص) براى این است که تاکنون به زیارت قبر آن حضرت نرفته است. لذا وسیله سفر خود را فراهم کرد و رهسپار مدینه شد. شب هنگام وارد مدینه گشت و یکسره به مسجد رسول خدا رفت. ناگهان یادگاران پیامبر (ص) سروران جوانان اهل بهشت یعنى حضرت حسن و حضرت حسین (ع) را در مسجد دید چشم آنان به مؤذن جدشان افتاد بى اختیار گریه کرده و اشک ریختند. بلال هم بسان آنان گریه کرد. آن دو ریحانه رسول خدا (ص) از او خواستند که موقع اذان صبح بر بام مسجد قرار بگیرد و اذان بگوید. با اینکه بلال تصمیم گرفته بود که بعد از رحلت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) براى احدى اذانى نگوید به خاطر درخواست فرزندان رسول خدا (ص) آماده این کار شد شنیدن صداى اذان او لرزه اى بر ساکنان شهر مدینه انداخت و همه مردم از خانه و کاشانه خود به مسجد روى آوردند تا با بلال دیدار کنند. (۴)

بنابراین بلال یکى از این شخصیت هایى است که بار سفر براى زیارت قبر پیامبر (ص) بست.

شخصیت دوم عمربن عبدالعزیز است. او افرادى را اجیر مى کرد که از طرف او به مدینه بروند و قبر حضرتش را زیارت کنند و او بارها این کا را انجام داد. (۵)

شخصیت سوم عمر بن خطاب است. صاحب کتاب «فتوح الشام» مى نویسد: پس از فتح مسجد اقصى که عمر بن خطاب در آنجا حضور داشت در بازگشت به مدینه به کعب الاحبار پیشنهاد کرد براى زیارت قبر پیامبر (ص) همراه او به مدینه بیاید. (۶)

با توجه به دلایل پیشین از حدیث پیامبر (ص) «مَنْ حَجَّ وَ لَمْ یَزُرْنِی فَقَدْ جَفَانِی» گرفته تا به سیره مسلمین در طول چهارده قرن و سیره سلف صالح، روشن مى شود که سفر براى زیارت قبر پیامبر گرامى (ص) یکى از امور مسلّم نزد سلف صالح بوده است.

توضیح حدیث «لا تشدّ الرحال»

هرگاه زیارت قبر پیامبر (ص) مستحب باشد چنان که همه فقیهان اسلام حتى خود ابن تیمیه آن را مستحب مى داند، مقدمه آن که سفر به آن دیار که جسد مطهر حضرت در آنجا به خاک سپرده شده است یا باید مستحب باشد و یا لااقل محکوم به حرمت نباشد.

ولى ابن تیمیه سفر براى زیارت قبر آن حضرت را حرام دانسته و مدرک او حدیثى است که مسلم در صحیح خود به سه صورت نقل کرده است. که مهم ترین آن سه صورت که مى تواند دستاویز او باشد متن یاد شده این گونه است:

«لا تُشدُّ الرِّحالُ إلاّ إلى ثَلاثهِ مَساجِدَ: مَسجدی هذا وَ مَسجد الحرامِ و مسجدِ الأقصى». (7)

وى مى گوید ظاهر «لا تُشدُّ الرِّحالُ» این است که هر نوع بار بستن و کوچ کردن به سوى غیر این سه مسجد، حرام است.

تحلیل مفاد حدیث

کسانى که با ادبیات عرب آشنایى دارند مى دانند که استثنا، از دو جمله تشکیل مى شود:

۱ . مستثنى منه؛ ۲. مستثنى.

و هر دو جمله را در مثال معروف مشاهده مى کنیم: «جاء القوم الا زیداً».

جاء القوم: مستثنى منه؛

الا زیداً: مستثنى.

اکنون باید ببینیم مستثنى منه در حدیث شریف چیست؟

از آنجا که مستثنى منه در حدیث نیامده است ناچاریم آن را در تقدیر بگیریم در اینجا دو احتمال وجود دارد:

الف): «مستثنى منه» لفظ «مکان من الامکنه» است در این صورت معنى حدیث این مى شود؛ «به هیچ جایى از جاهاى دنیا بار سفر بسته نمى شود مگر به سوى این سه مسجد».

مسلماً این احتمال باطل است زیرا مفاد آن این است که مسلمان فقط باید بار سفر به سوى این سه مسجد ببندد و به هیچ یک از نقاط جهان مسافرت نکند، در حالى که سفر براى کسب علم، تجارت، صله ارحام، عبرت گیرى از زندگى اقوام گذشته بالاتفاق جایز است. قرآن مى فرماید: «فَسِیرُوا فِی الأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الْمُکَذِّبِینَ». (8) پس در روى زمین، گردش کنید و ببینید عاقبت تکذیب کنندگان (آیات خدا) چگونه بود!.

قرآن صریحاً دستور مى دهد که براى تفقه در دین کوچ کنید و مى فرماید: «فَلَوْلاَ نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَه مِنْهُمْ طَائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ». (9)

چرا از هر گروهى از آنان، طایفه اى کوچ نمى کند (و طایفه اى در مدینه بماند)، تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهى یابند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خوددارى کنند!.

بنابراین، احتمال اینکه مستثنى منه «مکان من الامکنه» باشد، قطعاً باطل است.

ب): مستثنى منه، «مسجد من المساجد» باشد و تقدیر جمله چنین است. «لا تُشدّ الرحالُ إلى مسجد مِنَ المساجدِ الاّ الى ثلاثه»، یعنى به هیچ مسجدى بار سفر بسته نمى شود جز براى این سه مسجد. در اینجا دو مطلب را یادآور مى شویم:

اولا: موضوع بحث در حدیث از نظر نفى و اثبات، مساجد است و اینکه نباید به غیر این سه مسجد سفر کرد. در این صورت زیارت قبور انبیا و اولیاء و قبر گرامى پیامبر اکرم (ص) از موضوع حدیث خارج است و استدلال با این حدیث براى سفر به قصد زیارت قبر پیامبر (ص) به اصطلاح علما، از قبیل سالبه به انتقاء موضوع است.

ثانیاً: حتى نهى از رفتن و سفر کردن به غیر این سه مسجد، ارشادى است نه مولوى؛ بدین معنى چون اثرى براى این سفرها مترتب نیست از این نظر از رفتن نهى شده است زیرا فردى که در شهر اراک زندگى مى کند ثواب نماز در مسجد جامع آن با ثواب نماز در مسجد شهر دیگر، یکسان است، دیگر دلیل ندارد که به خود زحمت دهد و مسافرت کند.

اما این سه مسجد چون نماز در آنجا از ثواب بالایى برخوردار است از این جهت سفر براى آنها مورد ترغیب و تشویق قرار گرفته است. حتى از نظر روایات ما، مسجد کوفه نیز از آن مساجدى است که نمازگزاردن در آن از ثواب ویژه اى برخوردار است.

مخالفت حدیث «لا تشد» با دیگر احادیث

تا اینجا درباره مفاد حدیث براساس صحت آن گفتگو شد، یعنى بنابر این که حدیث صحیح باشد، گفتیم که این حدیث ارتباطى به سفر براى زیارت قبور انبیاء، اولیا یا سفر براى نماز در غار حرا یا در کنار غار ثور ندارد.

گذشته بر این، حدیث با دیگر احادیث صحیح همسو نیست زیرا در صحیح بخارى و صحیح مسلم (۱۰) وارد شده است که پیامبر (ص) هر هفته روزهاى شنبه از مدینه براى گزاردن نماز به مسجد قبا سفر مى کرد و مسجد قبا در دهکده قبا بود که در آن زمان یک فرسخ یعنى ۶ کیلومتر با مدینه فاصله داشت هر چند الآن به شهر مدینه وصل شده است.

اگر سفر براى نماز گزاردن در مسجد، حرام بود پس چرا پیامبر (ص) براى نماز در مسجد قبا سفر مى کرد.

امیرمؤمنان (ع) درباره سفر براى زیارت پیامبر اکرم (ص) خطاب به زائران خانه خدا چنین مى فرماید: «أَتِمُّوا بِرَسُولِ اللَّهِ (ص) حَجَّکُمْ إِذَا خَرَجْتُمْ إِلَى بَیْتِ اللَّهِ فَإِنَّ تَرْکَهُ جَفَاءٌ وَ بِذَلِکَ أُمِرْتُمْ وَ أَتِمُّوا بِالْقُبُورِ الَّتِی أَلْزَمَکُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ زِیَارَتَهَا وَ حَقَّهَا» (11)

به حج خود با زیارت قبر رسول خدا (ص) کمال بخشید، ترک زیارت آن حضرت جفا بر او است و همچنین به زیارت قبورى بشتابید که به زیارت آنها امر شده اید.

از این حدیث استفاده مى شود کمال حج در این است که انسان پس از فراغ از مناسک رهسپار مدینه شود و با زیارت قبر پیامبر (ص) به اعمال خود کمال بیشترى ببخشد اگر چنین نکند نسبت به پیامبر (ص) جفا کرده است.

انسان نه تنها مى تواند براى زیارت قبر پیامبر (ص) بار سفر ببندد بلکه مى تواند براى زیارت قبر شهداى بدر و اُحد نیز سفر کند آنان که در حقیقت چراغ هاى فروزانى بودند سوختند و مسیر را براى ما روشن ساختند. جانبازى کردند تا آیندگان از حیات معنوى برخوردار باشند.

هدف ابن تیمیه از حرام کردن سفر برای زیارت پیامبر اکرم (ص)

اصولا یکى از اهداف ابن تیمیه پایین آوردن مقامات انبیاء و پیامبر خاتم (ص) است مقاماتى که قرآن و سنت براى آن حضرت ثابت کرده است.

نهی مالک بن انس از عمل هارون الرشید

مالک بن اَنس (م۱۷۹) مشاهده کرد خلیفه عباسى هارون الرشید در کنار قبر پیامبر (ص) بلند صحیت مى کند او را از این کار نهى کرد. خلیفه پرسید: دلیل شما براین مطلب چیست؟ وى این آیه را تلاوت کرد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبی وَ لاَ تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْض أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَ أَنْتُمْ لاَ تَشْعُرُونَ». (12)

اى کسانى که ایمان آورده اید! صداى خود را فراتر از صداى پیامبر نکنید، و در برابر او بلند سخن مگویید (و داد و فریاد نزنید) آن گونه که بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى کنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى که نمى دانید!.

مالک بن اَنس با تلاوت این آیه اشاره به حیات برزخى حضرت کرد که او هنوز زنده است و نباید در محضر او داد زد؛ و لذا از آن حضرت روایت شده است: «صلّوا عَلَىّ فانَّ صلواتَکم تَصلُ إلیّ» یعنى بر من درود بفرستید درود شما به من مى رسد.

مرگ از نظر قرآن، فناء انسان نیست بلکه خروج از خانه اى به خانه دیگر است. لذا پیامبر (ص) در قبرستان بقیع حضور پیدا مى کنند، خفتگان در دل خاک را خطاب کرده و مى فرمایند: «السلام علیکم دار قوم مؤمنین».

باز خلیفه عباسى از مالک سؤال کرد: موقع دعا کردن آیا رو به قبله بایستم یا رو به ضریح پیامبر (ص). مالک گفت: رو به قبر پیامبر (ص)؛ زیرا او شفیع تو و شفیع جدت آدم است و آدم از طریق توسل به پیامبر (ص) نجات یافت. (۱۳)

قرآن در مقام عظمت، دانش رسول خدا (ص) مى فرماید: «وَ عَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَ کَانَ فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکَ عَظِیماً». (14) جایى که خدا دانش او را بزرگ مى شمارد تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

قرآن وجود پیامبر را در روى زمین امان از فرود عذاب مى داند و مى فرماید: «وَ مَا کَانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ مَا کَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ». (15)

ولى (اى پیامبر!) تا تو در میان آنها هستى، خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد و (نیز) تا استغفار مى کنند، خدا عذابشان نمى کند.

یعنى مردم آگاه باشید تا پیامبر در میان شماست عذاب فرود نخواهد آمد تو گویى وجود پیامبر (ص) سپرى میان مردم و عذاب الهى است. آیا سفر براى زیارت پیامبرى با این عظمت حرام مى باشد؟! تا در نتیجه به دست فراموشى سپرده شود.

البته براى زیارت قبور امامان معصوم (ع) و زیارت قبور شهداى بدر و اُحد و دیگر عزیزان از جانب ائمه اهل بیت (ع) روایات فراوانى وارد شده که از نقل آنها در این جا صرف نظر مى کنیم ولى براى شیعیان مى تواند بهترین دلیل و گواه بر زیارت و جواز سفر براى آنها باشد.

پاورقی:

(۱)- اعراف: آیه ۱۵۷.

(۲)- الغدیر، ج۵، بخش زیارت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) در این کتاب ۲۲ حدیث درباره زیارت قبر رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) نقل شده است.

(۳)- آل عمران: آیه ۲۰۰.

(۴)- مختصر تاریخ دمشق:۵/۲۶۵; تهذیب الکمال:۴/۲۸۹.

(۵)- مثیر الغرام الساکن إلى أشرف المساکن:۲/۲۹۷.

(۶)- فتوح الشام:۲۴۴.

(۷)- صحیح مسلم باب لا تشدوا الرجال الا الى ثلاثه مساجد، ج۴، ص ۱۲۶.

(۸)- آل عمران: آیه ۱۳۷ و نحل: آیه ۳۶.

(۹)- توبه: آیه ۱۲۲.

(۱۰)- صحیح بخارى، ۲/۷۶۷; صحیح مسلم۴/۱۲۷.

(۱۱)- خصال، صدوق، ج۲، ص ۴۰۶; بحارالأنوار، ج ۹۷، ص ۱۳۹.

(۱۲)- حجرات: آیه ۲.

(۱۳)- الشّفا، تألیف قاضى عیاض، ۲/۴۱، فصل ۹.

(۱۴)- نساء: آیه ۱۱۳.

(۱۵)- انفال: آیه ۳۳.

منبع: آشنایى با عقاید وهابیان، آیت الله العظمی جعفر سبحانی، ص ۱۱۲.