۱۰۴۱۷- کارگاه تربیت نفس جلسه یازدهم زهد نسبت به دنیا+ محبت زاهدانه چیست؟

زشت ترین راستگویى، تعریف انسان از خودش مى باشد.۱۰۷۰-گارکاه نهم تربیت نفس+ محبت به خود ستایی

 

۹۸۰-کارگاه هشتم تربیت نفس پیرامون قبض و بسط نفس آدمی+ محبت بسطی و قبضی

۱۶ شهریور

۸۸۰- کارگاه هفتم تربیت نفس آنچه خداوند بخواهد+ محبت به آنچه پیش آمده، پیش خواهد آمد

۰۲ مرداد

کارگاه    از ۵//۵/۹۵ الی ۱۵/۶/۹۵

بَکیر بن اَعیَن نیز می‌گوید از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدم: علم و مشیت خداوند با هم فرق دارند یا یک چیزند؟ حضرت فرمودند: اَلعِلمُ لَیسَ هُوَ المَشیئَهُ اَلا تَری اِنَّکَ تَقول: سَأَفعَلُ کَذا اِن شاء‌َاللهُ وَ لا تَقولُ سَأَفعَلَ کَذا اِن عِلمَ اللهُ …”[کافی، ج ۱، ص ۱۰۹] (علم غیر از مشیّت است. مگر نمی‌بینی که خودت می‌گویی این کار را خواهم کرد، اگر خدا بخواهد و نمی‌گویی این کار را خواهم کرد، اگر خدا بداند. پس اینکه می‌گویی اگر خداوند بخواهد، دلیل این است که خداوند نخواسته و چون خواست آنچه را خواست به گونه‌ای که خواسته واقع شود، پس علم خداوند پیش از مشیّت اوست.

عاصم بن حُمَید می‌گوید از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدم: آیا خداوند همیشه مُرید (اراده‌کننده) است؟ حضرت فرمودند: اِنَّ المُریدَ لایَکونُ اِلاّ لِمُرادٍ مَعَهُ لَم یَزَل عالِماً قادِراً ثمَّ اَرادَ[کافی، ج ۱، ص ۱۰۹] (مرید نیست مگر با بودن مراد (اراده‌شده با او، خداوند همیشه عالم و قادر است و سپس اراده کرده است.

غزل شمارهٔ

دوره کارگاه اول تربیت نفس از قرآن و احادیث اهل البیت علیهم السلام:

«آغاز تمرین تربیت نفس از کلمه قصار ۱۷۸نهج البلاغه»

۱۰/۸/۹۴لغایت ۲۰/۹/۹۴

امام على علیه السلام: اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۸)

۱۶۰ دروه کارگاه  دوم تربیت نفس را با حدیث حضرت امام هشتم علیه السلام آغاز می کنیم تا حکمت ۱۷۸نهج البلاغه رابچشیم.

شروع ثبت نام:۲۰/۹/۹۴لغایت۳۰/۱۰/۹۴

ویژگیهاى دهگانه عاقل از حضرت امام الرضا علیه السلام

دوره دوم ۴۰ روز جدید تربیت نفس از حدیث امام هشتم علیه آلاف التحیه و الثناء

لا یتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تکون فیه عشر خصـال : الخیــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. یستکثر قلیل الخیر من غیره, و یستقل کثیر الخیر مـن نفسه. لا یسام من طلب الخـوائج الیه, و لا یمل مـن طلب العلـم طول دهره. الفقرفى الله احب الیه من الغنى و الذل فى الله احب الیه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى الیه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قیل له: ما هى؟ قال(ع): لایرى احدا الا قال: هو خیر منى و اتقى.(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نیست, مگر ایـن که ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ـ از او امید خیر باشد.+بیش از ۵۰ درصد موفق بودم الحمدلله
۲ـ از بدى او در امان باشند.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۳ـ خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغقرالله
۴ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.+بیش از ۶۰درصد موفق بودم الحمدلله
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.+بیش از ۹۰درصد موفق بودم الحمدلله
۷ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۸ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغفرالله
۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چیست و چیست دهمى ؟ به او گفته شـد: چیست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ایـن که بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیز کـارتـــر است.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استعفرالله

۳۱۹-آغاز دروده سوم با حدیث تکبر درمانی امام هفتم علیه السلام:

۹۴/۱۰/۲۵الی۹۴/۱۲/۵

کارگاه سوم تربیت نفس

«ان الزرع ینبت فی السهل و لاینبت فی الصفا فکذلک الحکمه تعمر فی قلب المتواضع و لاتعمر فی قلب المتکبر الجبار، لان الله جعل التواضع آله العقل و جعل التکبر من آله الجهل! ؛

زراعت در زمینهای نرم و هموار می روید و روی سنگهای سخت هرگز رویش ندارد، همین گونه دانش و حکمت در قلب انسان متواضع رویش دارد، و قلب متکبر جبار هرگز آباد نمی گردد؛ زیرا خداوند تواضع را وسیله عقل و تکبر را از ابزار جهل قرار داده است» ! (۵۱)

کارگاه پنجم : ۹۵/۱/۱۵ الی ۹۵/۲/۲۵

موضوع: قناعت قرآنی

امام على علیه ‏السلام :

مَنِ اقتَصَرَ عَلى بُلغَهِ الکَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الراحَهَ وَ تَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَهِ؛

هر کس به مقدار کفایت، قناعت کند، آسایش مى‏ یابد و براى خویش زمینه گشایش فراهم مى ‏کند.

کافی(ط-الاسلامیه) ج ۸ ، ص ۱۹ – نهج البلاغه(صبحی صالح) ص ۵۴۰ ، حکمت

۵۱ بحار الانوار، جلد ۱، صفحه ۱۵۳.

۴۰۶کارگاه چهارم تربیت نفس:

۰۳ اسفند

کارگاه چهارم از ۹۴/۱۲/۵ الی

بنابراین، با توجه به نسبی بودن ساده زیستی، باید دید ساده زیستی چه معیارهایی دارد؟ چگونه می توان حدود نسبی آن را تعیین کرد؟ حضرت علی علیه السلام به این مسئله توجه داشته و ضمن نامهاى که به عثمان بن حنیف نوشته اند، چهار معیار را در این زمینه معرفی نموده اند:

وَ إِنَّ إِمَامَکُمْ قَدِ اکْتَفَى مِنْ دُنْیَاهُ بِطِمْرَیْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَیْهِ أَلَا وَ إِنَّکُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِکَ وَ لَکِنْ أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّهٍ وَ سَدَادٍ؛ آگاه باش! امام شما از دنیای خود به دو جامۀ فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است، بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید، اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی، مرا یاری دهید (نهج البلاغه، ۱۳۷۹، ن ۴۵).

این سخن حضرت علی علیه السلام به نوعی امیدواری برای کسانی است که نمی توانند ساده زیستی علی گونه را رعایت کنند و هشدار برای کسانی است که به بهانه نسبی بودن ساده زیستی و شأن و جایگاه، به تجملات روی می آورند. بنابراین، در ساده زیستی باید ورع، کوشش، عفت و راستی را معیار قرار داد.

گستره ساده زیستی

اولین گسترۀ ساده زیستی، داشتن زندگی آسان است. در زندگی آسان، فرد ساده زیست به حداقل امکانات مورد نیازش اکتفا می کند و نسبت به داشتن امکانات زاید دنیوی سخت گیری نمی کند. بنابراین، نه تنها زندگی اش آسان و آسوده خاطر، بلکه مرگش نیز چنین است. چنانچه حضرت علی علیه السلام می فرمایند: تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا (نهج البلاغه، ۱۳۷۹، خ ۱۶۷)؛ یعنی زندگی ساده داشته باشید و سبک بار باشید که به راحتی به مقصد برسید. دومین گسترۀ ساده زیستی، کم خرج بودن است. کانَ رَسولُ اللَّهِ خَفیفَ الْمَؤونَه (حرعاملی، ۱۳۸۵، ج ۵، ص ۵۴). گسترۀ دیگر ساده زیستی، داشتن زندگی بدون تکلف است. تکلف آن است که کاری را به مشقت یا تصنع انجام دهند (طریحی، ۱۳۹۵ق، ج ۵، ص ۱۱۵). تکلف دو گونه است: اول تکلف پسندیده؛ یعنى حالتى که انسان برای رسیدن به کارى که مقصد اوست، تلاش می کند و براى او سهل، مفید و مورد محبت می شود. دوم، تکلف ناپسند؛ یعنى آنچه را که انسان از روى ریاء و تصنع دنبال کرده و قصد مىکند (راغب اصفهانی، ۱۳۷۵، ج ۴، ص ۶۴).

خداوند متعال نیز در قرآن خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله می فرماید: قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفینَ (ص: ۸۶)؛ بگو: من از شما پاداشی نمی طلبم و من از متکلفان نیستم. همچنین آن حضرت می فرمایند: نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْأَوْلِیَاءِ بِرَاءٌ مِنَ التَّکَلُّف (مجلسى، ۱۴۰۴ق، ج ۷۰، ص ۳۹۴). روشن است که منظور از تکلف در این آیه و روایت، تکلف ناپسند است (مکارم شیرازی و دیگران، ۱۳۶۲، ج ۱۹، ص ۳۵۴). بنابراین، شخص ساده زیست خودش را به دلیل به دست آوردن و یا از دست دادن دنیا، به تکلف نمی اندازد.

۱۰۲۱۰-کارگاه تربیت نفس جلسه دهم لذت عقل سالار + لذت محبت پرور