۱۰۴۲۱-اگر اسلام نبود، زنان چه جایگاهی داشتند؟+ زنان با آموزش محبت حقیقی اسلام آزاد شدند

یکی از نمونه های بارز مبارزه با تبعیض نژادی، ازدواج جویبر فقیر و سیاه پوست با ذَلفاء دختر شخص ثروتمندی به نام زیاد بن لبید به دستور رسول خدا صلی الله علیه وآله است.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» موسسه در راه حق با انتشار مقاله ‌ای پیرامون تعامل با زنان در مکاتب مختلف وضعیت زنان قبل از اسلام و بعد از آن را از نگاه مکاتب و ادیان مورد بحث و بررسی قرار داده است.

از نظر اعراب زمان جاهلیت، زن کالایی بود در شمار ثروت پدر یا شوهر یا پسر و زن را پس از مرگ آنان، چون اموال دیگر به میراث می گذاردند و به ارث می بردند. (۱)

قرآن کریم می فرماید: «یَتَوارى‏ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلى‏ هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ أَلا ساءَ ما یَحْکُمُونَ» (2)

به خاطر بشارت بدى که به او داده شده، از قوم و قبیله خود متوارى مى ‏گردد؛ (و نمى ‏داند) آیا او را با قبول ننگ نگهدارد، یا در خاک پنهانش کند؟! چه بد حکم مى ‏کنند.

در ایران قدیم نیز، نظام طبقاتی منحط، وضع بهتری را برای زن به وجود نیاورده بود. در یونان، زن موجودی بود جاودانه پلید، زادۀ شیطان و همگونۀ حیوان. چنان که در هند نیز، در سراسر عمر تحت سرپرستی پدر یا شوهر و یا پسر می بود و می بایست شوهر را خدا، سرور و ارباب خطاب کند و چون – بردگان، حق مالکیت و نیز پس از مرگ شوهر، حق شوهر کردن نداشتند و رسم پلید ساتی Sati سوزاندن زنان بیوه با جسد شوهر – از رسوم رایج آن سامان بود.

*وضعیت زنان در ژاپن و چین

در ژاپن نیز زنان در سراسر عمر زیر سرپرستی پدر یا شوهر یا پسر بودند و دختران از ارث سهمی نداشتند.

در چین هم، پدرِ خانواده چنان قدرت داشت که می توانست زن و فرزندان خود را به کنیزی و غلامی بفروشد و حتی گاه می توانست بکُشد.

ویل دورانت قطعه شعری را از یکی از شعرای چین قدیم نقل می کند که آکنده از رنج زنان چین است:

«… زن بودن چه غم انگیز است:

در زمین چیزی چنین کم بها وجود ندارد

… هنگامی که دختری به دنیا می آید، شکوفۀ شادی بر لبان و چهرۀ کسی نمی شکوفد…» (3)

در آن جامعه، دختر ارزشی نداشت و گاه آن را در بیابان به گرازان طعمه طلب می سپردند. (۴)

رومیان نیز زن را مظهر کامل اهریمن و همۀ ارواح موذی می دانستند و آنان را چون کودکان، زیر سرپرستی خود می گرفتند.

همۀ جوامع آن روز در هر زمینه ای، به تاریکی، فساد و بیدادگری فرو رفته بود. در همۀ جهان نقطه ای روشن و تابناک به چشم نمی خورد و اگرچه میل به صلاح و نیکی در ژرفای فطرت هایی هنوز کورسو می زد، و نیم رنگی مات بر جای مانده بود، آن هم در زمینۀ رنگ های سیاه و تیرۀ پستی ها، شهوات و بیدادگری ها از یک سو، و خطوط برجستۀ فقر و مذلت از دیگر سو، گم شده بود و نمی توانست راهگشای جویندگان روشنی و پاکی و سعادت باشد.

تاریکی چون ابری غلیظ و ضخیم بر آسمان زندگی روزمرۀ همۀ جوامع آن روزگاران فرو خفته بود و ظلمت چنان دهشت زار و مقتدر، حاکم بود که تنها طلوع خورشیدی تابان می توانست، آن تیرگی ها را برپا کند.

آن تیرگی ها در عربستان، بیش از هر جای دیگر چیرگی داشت؛ گویی اینان تا ژرفای پستی و فساد پیش تاخته بودند. این فساد همه جانبه در دست های ناپاک بی دینان به وجود آورده بود: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ» (5) به سبب اعمال مردم فساد در خشکی و در دریا آشکار شد.

حضرت علی علیه السلام وضع آن روزگاران را این گونه تشریح می فرماید: «أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَى شَرِّ دِینٍ وَ فِی شَرِّ دَارٍ مُنِیخُونَ بَیْنَ حِجَارَهٍ خُشْنٍ وَ حَیَّاتٍ صُمٍّ تَشْرَبُونَ الْکَدِرَ وَ تَأْکُلُونَ الْجَشِبَ وَ تَسْفِکُونَ دِمَاءَکُمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَکُمْ الْأَصْنَامُ فِیکُمْ مَنْصُوبَهٌ وَ الْآثَامُ بِکُمْ مَعْصُوبَه

شما ای گروه عرب! پیش از این، پیرو بدترین کیش بودید و در بدترین جایگاه به سر می بردید: در سنگلاخ های و میان مارهایی که گویی به جهت کر بودن، از آواها نمی رمیدند. آب تیره می شنیدید و غذای نامطبوع می خوردید و خون یکدیگر را می ریختید و از خویشاوندان دوری می کردید. بت می پرستیدید و از گناهان اجتناب و دوری نمی کردید. (۶)

با ظهور اسلام، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله از مردم فاصله نمی گرفت و در سود و زیان مردم، خود را سهیم می دانست. از ظلم و تجاوز شدیداً انتقاد و پرهیز و از آن جلوگیری می کرد. تمام اصولی که در راه رشد زنان از نظر اسلام مؤثر بود بیان می فرمود و از ستم هایی که پیش از اسلام نسبت به آن می شد؛ جلوگیری می کرد و در همان حال با بی عفتی و افسار گسیختی آنان سخت مخالف بود. بلکه می خواست بر اساس مقررات صحیح اسلامی، زنان به رشد واقعی نایل گردند.

از حقوق بردگان دفاع می کرد و برای آزادی آنان برنامه های وسیع و جامعی داشت. پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله، اجتماعی به وجود آورد که سفید و سیاه، فقیر و ثروتمند، بزرگ و کوچک همه برابر بودند و می توانستند از مزایای «انسان بودن» برخوردار باشند. در آن محیط، دیگر مسالۀ «تبعیضات نژادی» مطرح نبود بلکه ملاک برتری و فظیلت، علم، تقوا، فضایل انسانی و مکارم اخلاقی بود.

*نمونه بارز مبارزه با تبعیض نژادی

یکی از نمونه های بارز مبارزه با تبعیض نژادی، ازدواج جویبر فقیر و سیاه پوست با ذَلفاء دختر شخص ثروتمندی به نام زیاد بن لبید به دستور رسول خدا صلی الله علیه وآله است. (۷)

«بونس ویلی به» می نویسد: محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، دینی تذهیب یافته به سوی همۀ جهانیان آورد.

او نمایندۀ عنایات پروردگار بود:

خدای آگاه او را برانگیخت تا مسیحیان گمراه شده را آگاهی بخشد. بت ها را خُرد کند و ایرانیان را به یکتاپرستی دعوت کند. او آیین پاک «خداشناسی» را از دیوارهای چین تا کرانه های اسپانیا بگسترانید.

آیین محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، چنان خردمندانه است که در تبلیغ آن هیچ نیازی به کاربرد شمشیر و زور نیست، کافی است که اصول آن را درست به مردم بفهمانند، تا همه با جان بدان گرایش پیدا کنند.

اصول دین او چنان با خِرد و روش انسانی سازگار است که در زمانی کمتر از نیم قرن، اسلام تا سویدای دل های نیمی از مردم زمین، فرو شد و گسترید و جای گرفت. (۸)

پاورقی:

(۱)- تاریخ ویل دورانت، ج ۱۱، ص ۸.

(۲)- نحل، ۵۹.

(۳)- تاریخ تمدن ویل دورانت، بخش سوم، ص ۱۰۶۸ – ۱۰۶۳.

(۴)- همان

(۵)- روم، ۴۱.

(۶)- نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص: ۶۸.

(۷)- الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏5، ص: ۳۴۳-۳۴۰.

(۸)- زندگی محمد (ص)، ص ۱۷۷.

منبع: مؤسسه در راه حق.