۱۰۵۴۱-«فَفِرُّوا إِلَی الله» بیانگر بالاترین درجه قرب انسان به پروردگار است.+ محبت حقیقی و قرب الی الله

حجت الاسلام و المسلمین محمدتقی فعالی، مدرس حوزه و دانشگاه و نگارنده ۹ جلد کتاب در باب جنبش های نوظهور معنوی، در دهمین نشست از سلسله نشست های «آسیب شناسی عرفان های کاذب» که در سازمان فعالیت های قرآنی دانشجویان کشور برگزار شد، به ایراد سخنرانی پرداخت.
 
فعالی با بیان این که هدف انسان از زیستن در این عالم این است که از بُعد خود بکاهد و به قرب خویش بر قریب و غریب عالم بیفزاید، اظهار کرد: البته باید اشاره کرد که خداوند هم قریب است و هم غریب. هنگامی که انسان از خداوند عالم دور است، خداوند به وی قریب و نزدیک است، در حالی که رب العالمین در اوج غربت و فردانیت به سر می برد.
 
این استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر این که هرچقدر انسان به قرب خویش بیفزاید، از غربت خداوند نسبت به خود می کاهد، خاطرنشان کرد: هدف انسان از آمدن به این جهان این خواهد شد که پله پله بتواند خود را به سوی خالق هستی بالا ببرد، همان گونه که در آیه شریفه قرآن می فرماید «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ؛ سخنان پاکیزه به سوی او بالا می رود» (فاطر/۱۰).
 
وی افزود: در حقیقت باید دقت کرد علت این که ما می توانیم به خداوند نزدیک شویم، این است که او به ما نزدیک است، یعنی علت نزدیکی ما به خداوند نزدیکی خداوند به ماست؛ بنابراین میان این دو قرب اصالت با قرب خداوند به بشر است، نه قرب بشر به خداوند.
 
این محقق و پژوهشگر ادامه داد: البته همان گونه که در آیات قرآن نیز اشاره شده مبنی بر این که «وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَی؛ و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست» (نجم/۳۹) وظیفه هرکس در این دنیا سعی و تلاش دائم است و این سعی باید در راستای آشتی کردن و نشستن در کنار خداوند باشد.
 
فعالی با اشاره به آیات شریفه قرآن عنوان کرد: اگر به آیات قرآن مراجعه شود، متوجه خواهیم شد که چهار مرحله برای قرب انسان به خداوند بیان شده است. در مرحله اول از مراحل قرب انسان به خداوند این گونه بیان شده که در انجام اعمال صالح و کارهای خوب سعی و تلاش کنید.
 
وی ادامه داد: به عنوان مثال در آیات متعدد بیان «أَقِیمُواْ الصَّلاَهَ وَآتُواْ الزَّکَوهَ» را مشاهده می کنیم و همچنین آیاتی که اشاره به روزه گرفتن یا باتقوا بودن انسان دارد. وجه جامع تمام این اعمال و افعال که در آیات مختلف به آن اشاره شده است، آیه شریفه «وَافْعَلُوا الْخَیْرَ» یعنی کار خوب انجام دهید است.
 
این استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر این که حال باید به این سؤال پاسخ داد که کار خوب چیست، خاطرنشان کرد: شرح و تفسیر کار خوب در آیات متعدد عنوان شده است. در این میان باید به این مطلب اشاره کرد که قرآن به روش متدولوژی مطالب خود را به دو روش بیان می کند.
 
فعالی با اشاره به متدولوژی قرآن در روش بیان مفاهیم تصریح کرد: قرآن ابتدا مطالب را به صورت مجمل می آورد و سپس در آیات دیگر همان اجمال را تفصیل می دهد، به عنوان مثال اگر در آیه ای به صورت مجمل اشاره شده «أَقِیمُواْ الصَّلاهَ؛ نماز برپا دارید» در آیات دیگر این مطلب تفصیل داده شده است.
 
این محقق و پژوهشگر گفت: اگر تمام آیاتی که به تفصیل به اقامه صلوه پرداخته را جمع کنیم، بیان اختصاری آن همان آیه شریفه «أَقِیمُواْ الصَّلاهَ» می شود. همچنین اگر به آیه «وَاعْبُدُوا رَبَّکُمْ؛ و پروردگارتان را بپرستید» (حج/۷۷) به صورت مجمل به عبادت پروردگار اشاره شده، در آیات دیگر نوع عبادت تفصیل داده شده است.
 
وی افزود: حتی در جایی که به اجمال عنوان شده «اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ؛ خدا آفریدگار هر چیزی است» (زمر/۶۲) در آیات دیگر نوع خلقت به تفصیل بیان شده است. در بیان مثال دیگر می توان به آیه «إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ؛ ما از آن خدا هستیم و به سوی او باز می گردیم» (بقره/۱۵۶) توجه کرد که این آیه اشاره به دو قوس هستی دارد. در تفصیل این آیه هم در قوس نزول آیات تفصیل فراوان یافت می شود و هم در قوس صعود.
 
فعالی با اشاره به آیه «وَافْعَلُوا الْخَیْرَ؛ و کار خوب انجام دهید» (حج/۷۷) ادامه داد: یکی از آیاتی که به صورت مجمل عنوان شده آیه «وَافْعَلُوا الْخَیْرَ» است، به این صورت که حکم کلی هستی در این است که هرکس در این دنیا کار خوب و خیر انجام دهد در قوس صعود و ارتقا به سمت خداوند قرار می گیرد.
 
این محقق و پژوهشگر عنوان کرد: اگر کسی در خیال خود بپندارد که با کار بد و زرنگی می تواند به مراتب کمال برسد، از نگاه قرآن این مطلب چیزی جز کج فهمی و جهالت نخواهد بود، لذا اولین پله آشتی با خداوند و نشستن در کنار او این است که انسان سعی کند کار خوب انجام دهد، یعنی انسان سعی کند، اما این سعی وی در راستای فعل حق و ثواب باشد.
 
فعالی با بیان این که مرحله دوم آیه شریفه «أُوْلَئِکَ یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ؛ آنانند که در کارهای نیک شتاب می ورزند» (مؤمنون/۶۱) است، خاطرنشان کرد: در این مرحله افراد علاوه بر این که کار خیر انجام می دهند، تمام سعی و تلاششان این است که کار خیر را با سرعت انجام دهند.
 
این استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر این که سرعت در انجام کار خیر پسندیده و مطلوب است، اظهار کرد: این دسته از افراد هر کار خوب و خیری که برایشان مهیا شود به سرعت انجام می دهند و هیچ گونه تأخیری را در انجام آن روا نمی بینند.
 
وی با اشاره به مرحله سوم در انجام کار خیر عنوان کرد: سومین مرحله از مراحل قرب به خداوند آیه شریفه «فَاسْتَبِقُوا الخَیْرَاتِ؛ پس در کارهای نیک بر یکدیگر سبقت گیرید» است. در این مرحله انسان در انجام امور خیر از دیگران سبقت و پیشی می گیرد. نکته قابل توجه در این سه آیه این است که متعلق افعال در تمامی این آیات شریفه واژه «خیر» است.
 
فعالی با اشاره به آیه شریفه «فَاسْتَبِقُوا الخَیْرَاتِ؛ پس در کارهای نیک بر یکدیگر سبقت گیرید» افزود: رقابت سازنده در انجام کار خیر یعنی این که انسان تمام مدت مترصد انجام کار خیر باشد و تنها به خود بیندیشد و سعی کند در انجام امور خیر بر دیگران پیشی گیرد، مثلاً اگر کسی دوبار در روز صدقه می دهد، رقیب وی باید سعی کند بیش از وی این عمل را انجام دهد.
 
این محقق و پژوهشگر با بیان این که هدف و نیت در انجام امور خیر نباید تظاهر و تکبر باشد، ادامه داد: انسان باید به دنبال آشتی با خالق هستی باشد، لذا رقابت سازنده این گونه معنا خواهد شد که تمام همت شخص سبقت گیرنده، خود است نه دیگری.
 
فعالی با اشاره به دو واژه حسادت و غبطه عنوان کرد: حسادت یعنی این که حسود مانع خیر نسبت به دیگران شود، اما غبطه به این معنا است که مؤمن از خیر دیگران ناراحت نمی شود، بلکه تلاش می کند که خود بر وی پیشی گیرد، بنابراین گام سوم در انجام امور خیر این خواهد بود که انسان تلاش کند نسبت به دیگران پیشی گیرد.
 
وی با بیان این که در مرحله چهارم از مراحل نزدیک شدن به خداوند، انسان از تمام ظرفیت و تمام قوای خود برای رسیدن به قرب الهی استفاده می کند، افزود: انسان در شرایط عادی می تواند از تمام قوا و نیروهای خود استفاد کند، اما از آنجا که شرایط پیرامون خود را بسیار عادی فرض می کند، مسلماً چنین کاری نخواهد کرد.
 
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: به عنوان مثال کسی که بخواهد از نقطه A تا نقطه B به سیر بپردازد، اگر شرایط را عادی فرض کند، در این حالت به شیوه معمول راه خواهد رفت، مثلاً در هر دقیقه پنجاه قدم برخواهد داشت، اما همین انسان اگر شرایط خود را غیر عادی تصور کند مانند این که حیوانی درنده به وی حمله ور شده است، دیگر به صورت عادی قدم نخواهد زد، بلکه از تمام قوای خود برای فرار از آن حیوان درنده استفاده خواهد کرد.
 
فعالی گفت: در روایات اسلامی از این مطلب این گونه تعبیر شده است که انسان هر کار خیری که در این دنیا انجام می دهد، باید تصور کند که آخرین کار وی خواهد بود. در این صورت انسان از تمام ظرفیت خویش برای انجام امر خیر استفاده خواهد کرد، یعنی اگر کار فکری انجام می دهد از تمام قوای فکری خود استفاده خواهد کرد و اگر کار جسمی انجام می دهد از تمام قوای جسمی خود استفاده می کند.
 
وی با تأکید بر این که در این صورت ظرفیتی از انسان نمی ماند که به فعلیت نرسیده باشد، اظهار کرد: آیه شریفه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا آن گونه که حق پرواکردن از اوست پروا کنید و زینهار جز مسلمان نمیرید» (آل عمران/۱۰۲) به رعایت تقوای الهی با تمام ظرفیت اشاره دارد. در مرحله چهارم انسان به استفاده بهینه از تمام قوای فکری یا جسمی خود می پردازد.
 
این محقق و پژوهشگر با بیان این که در مرحله چهارم از مراحل قرب الهی انسان سالک باید به سوی خدا فرار کند، اظهار کرد: در این مرحله اشاره می شود که به سوی خدا فرار کنید. در این مرحله آنچه که مطلوب است رفتن به سمت خداست، البته نه با پای پیاده بلکه با تمام قوای انسانی، همان طورکه آیه شریفه می فرماید «فَفِرُّوا إِلَی اللَّهِ إِنِّی لَکُم مِّنْهُ نَذِیرٌ مُّبِینٌ؛ پس به سوی خدا بگریزید که من شما را از طرف او بیم دهنده ای آشکارم» (ذاریات/۵۰).
 
فعالی با اشاره به آیه شریفه «فَفِرُّوا إِلَی اللَّهِ» ادامه داد: باید توجه داشت که واژه «الی» در زبان عربی نیازمند واژه «مِن» است، یعنی وقتی که انسان می خواهد به سمتی فرار کند، باید در حقیقت از چیزی یا جایی به سمت مکانی گریزان باشد. به طور طبیعی از آیه این گونه برداشت می شود که «ففرّوا من غیر الله الی الله» یعنی از غیر خدا به سوی خدا با تمام توان باید رفت.