۱۰۶۹-آیا عفوِ خداوند آثار طبیعىِ گناه را برمی دارد؟+ محبت به عفو خداوند مهربان

عفوِ خداوند، کیفر گناه را برمى ‏دارد، اما آثار طبیعىِ گناه با عفو و بخشش از بین نمى ‏رود. چنان که اگر شرابخوار توبه کند، خداوند او را مى ‏بخشد، ولى آثار شراب در مست کردن باقى مى ‏ماند.

به گزارش سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری«حوزه» استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیات سی و هشتم سوره بقره پرداخته است.

«قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمیعاً فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» (بقره، ۳۸)

ترجمه: گفتیم همگى از آن باغ فرود آیید، پس آنگاه که از جانب من هدایتى به سوى شما آمد، آنان که هدایتم را پیروى کنند، نه ترسى بر آنهاست و نه اندوهگین شوند.حجت الاسلام قرائتی

به دنبال توبه آدم و پذیرش آن از سوى خداوند مهربان، بار دیگر فرمانِ «اِهبطوا» آمد، تا گمان نشود که توبه سبب بازگشت به آن باغِ بهشت ‏گونه مى‏ گردد.

آرى عفوِ خداوند، کیفر گناه را برمى ‏دارد، اما آثار طبیعىِ گناه با عفو و بخشش از بین نمى ‏رود. چنان که اگر شرابخوار توبه کند، خداوند او را مى ‏بخشد، ولى آثار شراب در مست کردن باقى مى ‏ماند.

خروج آدم از بهشت، اثر طبیعىِ خوردن از گیاهِ ممنوعه بود، که با توبه از بین نمى ‏رفت و به هر حال آدم و همسرش باید از بهشت خارج مى ‏شدند و در نقاط دیگر زمین که چنان امکاناتى را نداشت مستقر مى ‏شدند.

از آنجا که خروج آدم از بهشت، موجب خروج ابدى نسل و فرزندان او، از آن بهشت مى ‏گردید، لذا فرمانِ هبوط خطاب به همه انسان ‏ها صادر شده است، ولى به دنبالِ آن، هدایت بشر مطرح گردیده که خداوند مى ‏فرماید: من اسباب هدایت را براى شما مى ‏فرستم، چه کتاب و چه پیامبر، امّا مردم در مقابل آن دو دسته مى‏ شوند، یک گروه تبعیت مى ‏کنند و یک گروه کافر مى ‏شوند.

* علم به تنهایى کافى نیست‏

خداوند در آغاز خلقت، نام ‏هاى موجودات و حقایق هستى را به آدم آموخت و در نهاد او استعداد فراگیرى و دانش ‏اندوزى را قرار داد و همان علم، مایه برترى او بر فرشتگان گردید. اما این علم و دانش، مایه نجات او از وسوسه ‏هاى شیطان نگردید و آدم در همان آغاز، فریب خورد و دچار گمراهى گردید.

لذا خداوند پس از پذیرش توبه او و استقرارش در زمین، اسباب هدایتش را فراهم مى ‏سازد، تا بتواند حق را از باطل و خیر را از شرّ بازشناسد و گمراه نگردد. نزول وحى، دومّین نعمتِ بزرگ الهى بود که خداوند در کنار عقل به بشر عنایت فرمود.

گرچه نزول وحى و اسباب هدایت بر خدا لازم است، امّا هدایت یافتن بر اساس اختیار بشر است، نه آنکه هدایت الهى، هدایتى تکوینى و یا اجبارى باشد و خداوند انسان ‏ها را مجبور به پذیرش آن کرده باشد، بلکه انسان در انتخاب مسیر خود آزاد است و مى ‏تواند از هدایت الهى تبعیت کند و یا سرپیچى ورزد.

مهم‏ ترین نگرانى انسان از آینده خود است، آینده خود در دنیا و آخرت. چنان که توجه به گذشته و عمر برباد رفته، موجب حزن و اندوه، و ندامت بر فرصت ‏ها و امکانات از دست رفته مى ‏شود. اما هر که هدایتِ الهى را بپذیرد، خداوند آینده او را تضمین نموده و دیگر از آینده ‏اش نگرانى ندارد، چنان که بر گذشته خود اندوهگین نمى ‏شود، زیرا او طبق وظیفه ‏اش عمل نموده است، گرچه کارش به نتیجه نرسیده و موفقیت ‏هاى ظاهرى را به دست نیاورده باشد.

 از این آیه مى ‏آموزیم که:

* گاهى یک حرکتِ خطا، آثارش، یک نسل و نژاد را در بر مى ‏گیرد. آدم یک خطا بیش نکرد، اما او و نسلش را از بهشت بیرون ساخت.

 * خداوند هیچگاه لطف خود را از انسان دور نمى ‏سازد. گرچه آدم عصیان کرد، اما خداوند هم راه توبه را برایش قرار داد و هم اسبابِ هدایتش را فراهم ساخت.

* هدایت الهى، با سکونت انسان در زمین آغاز شده و خداوند انسان را به حال خود رها نکرده است.

* اختیار ویژگى انسان است و مردم مجبور به پذیرش هدایت نیستند، لذا گروهى مؤمن و گروهى کافر مى ‏شوند.

* هدایت شدگانِ الهى، در آرامش واقعى به سر برده و از هرگونه اضطراب و نگرانى به دور هستند.