۱۶۱۴-مناظره امام رضا علیه السلام با علمای ادیان مختلف + محبت حقیقی در شیوه بحث کردن

 

مناظره امام رضا علیه السلام با علمای ادیان مختلف
تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > دوران زندگی > دفاع از دین و مناظرات (cached)

دعوت مامون از امام به مجلس مباحثه بزرگان ادیان

مأمون به وزیر خود، فضل بن سهل، دستور داد صابی – بزرگ صائبین – و هربذ اکبر – بزرگ آتش پرستان – و علمای زرتشت و نسطاس رومی و علمای ادیان دیگر را جمع کند تا با آنها سخنی را در میان بگذارد.
فضل بن سهل همه‌ی آنها را جمع کرد. مأمون به آنها گفت:« من پسر عمویی دارم که می‌خواهم با او مناظره کنید. فردا صبح همه شما نزد من حاضر شوید.»
فضل نوفلی روایت می‌کند که:
ما نزد حضرت رضا علیه السلام نشسته بودیم که یاسر، خادمش، وارد شد و عرض کرد:« آقای من! مأمون خدمت شما سلام می‌رساند و می‌گوید فردا علمای ادیان مختلف نزد ما جلسه‌ای تشکیل می‌دهند؛ شما هم تشریف بیاورید.»

واکنش امام علیه السلام

امام فرمود:« به مأمون سلام برسان و بگو من منظور تو را می‌دانم و انشاء الله فردا صبح در مجلس تو خواهم بود. »
وقتی یاسر رفت، امام به من فرمود:« آیا می‌ترسی آنها دلایل مرا رد کنند و مرا محکوم نمایند؟»
من گفتم:« فدایتان گردم! بله؛ چون آنها اهل مجادله و انکار هستند و هر چه را شما بگویید قبول ندارند. اگر بگویید خدا یکی است، می‌گویند چرا؟ اگر بگویید محمد صلی الله علیه و اله و سلم رسول خداست، می‌گویند رسالتش را ثابت کن. و بالاخره هر دلیلی بیاورید با مغلطه و سفسطه رد می‌کنند. از آنها بپرهیزید!»

امام فرمود: « مأمون از کار خود پشیمان خواهد شد. من با علمای تورات با تورات خودشان، با علمای انجیل با انجیل خودشان، با علمای زبور با زبور خودشان، با صائبین به زبان عبرانی، با هرابذه به فارسی، و با علمای رومی به زبان رومی استدلال خواهم کرد و همه‌ی آنها را مجاب خواهم نمود. و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
فردا صبح حضرت رضا علیه السلام وضو گرفت و از منزل خارج شد. وقتی وارد مجلس شد، دید علمای ادیان و عده‌ای از بنی‌هاشم و بزرگان و کارگزاران حکومتی نزد مأمون نشسته‌اند. با ورود امام، مأمون و همه حاضرین به پا خاستند.

استدلال امام درباره نبوت عیسی علیه السلام

مأمون امام را کنار خود نشاند، مدّتی با او گرم صحبت شد و سپس به جاثلیق گفت: « ای جاثلیق! ایشان پسر عموی من، علی بن موسی الرضا، از فرزندان فاطمه، دختر پیامبراسلام، و علی بن ابیطالب است. دوست دارم با او بحث کنی اما انصاف را هم رعایت نمایی.»
جاثلیق گفت:« ای امیرمؤمنان! چگونه بحث کنم با مردی که می‌خواهد با من از کتابی سخن گوید که من آنرا قبول ندارم و از سخنان پیامبری برای من دلیل بیاورد که به او ایمان ندارم؟!»

حضرت رضا علیه السلام در کمال آرامش فرمود:« ای نصرانی! اگر من با انجیلی که تو قبول داری، با تو بحث کنم، آیا می‌پذیری؟»
جاثلیق گفت: « مگر من می‌توانم آنچه را انجیل بگوید، رد کنم؟ بله؛ به خدا قسم، حتی اگر خوشایندم نباشد و به ضررم تمام شود، هر چه انجیل بگوید قبول دارم.»
امام فرمود:« اینک هر چه می‌خواهی بپرس!»
جاثلیق گفت:« درباره‌ی نبوّت حضرت عیسی چه می گویی؟»

امام فرمود:« به نبوت حضرت عیسی و کتابش اعتقاد دارم ولی به عیسایی که نبوّت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را انکار کند، ایمان ندارم.»
جاثلیق پرسید:« آیا شاهدی وجود دارد که حضرت عیسی به آمدن محمد مژده داده است؟»
امام فرمود:« آیا یوحنای دیلمی را قبول داری؟»
جاثلیق گفت: « به به! نزدیکترین دوست مسیح!»
امام فرمود:« آیا یوحنا نگفت عیسی مرا به دین محمد صلی الله علیه و آله وسلم مژده داد و خبر داد که بعد از او ظهور خواهد کرد؟ و آیا یوحنا این مژده را به یاران خود نگفت؟ و آیا آنها به محمد ایمان نیاوردند؟!»
جاثلیق گفت:« بله، ولی ما پیامبر عرب نمی شناسیم.»

استدلال امام از انجیل

امام شروع کرد به خواندن سفر سوم انجیل تا رسید به نام مبارک محمد صلی الله علیه و اله و سلم. بعد فرمود:« ای نصرانی! به حق مسیح و مادرش سوگند، آیا من عالم به انجیل هستم؟»
گفت: « آری »

امام مطالب مربوط به حضرت رسول اکرم و اهل بیت و امتش را از انجیل قرائت کرد و سپس پرسید:« ای نصرانی، در برابر این گفته‌های انجیل چه می‌گویی؟! اگر انجیل را قبول نکنی و حضرت عیسی و حضرت موسی را تکذیب کنی که قتلت واجب است!»
جاثلیق گفت: « من به مطالب انجیل ایمان دارم.»
سپس از حضرت رضا علیه السلام اسامی حواریون (یاران نزدیک حضرت عیسی) را پرسید.

امام نام آنها را یک به یک بیان کرد و سپس فرمود:« اما ما به عیسای شما به جهت ضعفی که در عبادت و روزه و نماز داشت، اعتراض داریم!»
جاثلیق عصبانی شد و گفت: « من گمان می کردم امروز در میان ملت اسلام ، از شما داناتر کسی نیست! عیسی همه‌ی شب‌ها بیدار بود و روزها روزه می‌گرفت و در عبادت هرگز کوتاهی نمی‌نمود!»
امام فوراً فرمود:« اگر چنین است، حضرت عیسی برای چه کسی نماز می‌خواند و روزه می‌گرفت؟! شما که می‌گویید عیسی خداست!»
جاثلیق چیزی نگفت.

امام فرمود:« ای جاثلیق! من زنده کردن مردگان را به دست حضرت عیسی علیه السلام را انکار نمی‌کنم، ولی او به اذن خداوند مردگان را زنده می‌کرد.»
جاثلیق گفت:« زنده کردن مرده از افعال خداوند است و هر کس چنین کند یا کر و کور را شفا دهد، شایسته عبادت است.»
امام فرمود:« الیسع (یکی از پیامبران) نیز مانند حضرت عیسی، مردگان را زنده می‌کرد و کورها را شفا می‌داد و روی آب راه می‌رفت، ولی امت او هرگز او را خدای خود ندانستند. حضرت حزقیل( یکی دیگر از پیامبران) سی و پنج هزار مرده را در یک روز زنده کرد؛ در حالی‌که شصت سال بود از دنیا رفته بودند و این مطلب در تورات هست. ای راس الجالوت! آیا این مطلب در تورات نیست؟»
گفت:« چرا.»

امام فرمود: « قریش نزد رسول خدا آمدند و گفتند:« مردگان را زنده کن!» رسول اکرم امیرالمؤمنین علی علیه السلام را خواست و فرمود: « به گورستان برو و افرادی را که اینها نام می‌برند، صدا بزن و بگو محمد می‌گوید به اذن خداوند از جای خود حرکت کنید!» آنان زنده شدند و به رسالت پیامبر اسلام اقرار کردند.

آری، پیامبر اسلام بیماران و دیوانگان را شفا می‌داد و با حیوانات سخن می‌گفت ولی ما مسلمان‌ها او را خدای خود نگرفتیم. همچنین یکی از انبیاء بنی اسرائیل به امر خداوند به یک مشت استخوان پوسیده خطاب کرد که « به اذن خداوند از جای خود حرکت کنید.» آنها همه زنده شدند. ابراهیم خلیل پرندگانی را قطعه قطعه کرد و آنها را کوبید و هر قسمت را سر کوهی قرار داد؛ وقتی آنها را خواند، همه زنده شدند.

حضرت موسی با هفتاد نفر از برگزیدگان امّت خود به کوه طور رفت و آنها در اثر درخواست نابجای خود که گفتند می‌خواهیم خدا را ببینیم، به وسیله‌ی صاعقه‌ای هلاک شدند. آن‌گاه حضرت موسی دعا کرد و آنها زنده شدند. زنده کردن مردگان به دست پیامبران الهی نمونه‌های بسیار دارد.
من این داستان ها را نقل کردم تا نتوانی آنها را رد کنی. آیا هر کس مردگان را زنده کند باید پرستش شود؟ اگر چنین است پس همه‌ی این پیامبران باید پرستش شوند. چه می گویی؟!»
جاثلیق گفت:« حق به جانب تو است و خدایی جز خدای یگانه نیست.»

دلیل اختلاف اناجیل چهارگانه

سپس امام رضا علیه السلام به راس الجالوت رو کرد و فرمود:« تو را به حق آن ده آیه‌ای که بر حضرت موسی علیه السلام نازل شد، آیا خبر محمد صلی الله علیه و آله وسلم را در تورات ندیده‌ای؟»
رأس الجالوت گفت: « چرا.»

امام پرسید:« آیا در انجیل گفتار عیسی علیه السلام را دیده ای که فرمود « من به‌زودی نزد خدای خود می‌روم و بعد از من " فارقلیطا" خواهد آمد و به حقانیّت من گواهی خواهد داد، همان‌گونه که من به حقانیّت او گواهی می‌دهم؟»
جاثلیق گفت:« آری؛ این سخنان در انجیل هست.»
امام فرمود:« به شما بگویم انجیلی را که گم کردید، در کجا یافتید؟»
جاثلیق گفت:« ما فقط یک روز آن را گم کردیم و دوباره بدون هیچ کم‌و‌کاستی پیدایش نمودیم.»

امام فرمود:« اطلاع تو نسبت به انجیل بسیار کم است. اگر آن را فقط یک روز گم کرده‌اید، چرا در آن این همه اختلاف است؟ بدان هنگامی که انجیل از میان شما گم شد، نصاری دور هم جمع شدند تا ببینند چه باید بکنند.
«لوقا» و «مرقابوس» گفتند انجیل در سینه‌ی ما محفوظ است، آن را خواهیم نوشت.
سپس با «یوحنا» و «متی» دور هم جمع شدند و این چهار انجیل را نوشتند. لذا اناجیل چهارگانه با هم اختلاف دارد.»
جاثلیق گفت:« من امروز فهمیدم که مطلب از چه قرار بوده؛ و بر فهم و علم من افزوده شد.»

سپس امام رضا علیه السلام نمونه‌هایی از اختلاف میان انجیل‌ها را بیان فرمود؛ به طوری که جاثلیق گفت:« لوقا و مرقابوس و متی در مورد حضرت مسیح، شهادت دروغ داده‌اند.»
سپس گفت: « ای دانشمند مسلمانان! مرا معاف بدار و بگذار دیگران سؤالات خود را مطرح کنند که به مسیح سوگند، در میان علمای مسلمانان، کسی مانند شما نیست.»

اثبات نبوت پیامبر اسلام با کتب آسمانی

مناظره حضرت با رأس الجالوت:
امام رضا علیه السلام رو به رأس الجالوت، بزرگ یهودیان، کرد و فرمود: «تو می‌پرسی یا من بپرسم؟»
گفت:« من می‌پرسم؛ ولی باید از تورات و انجیل یا زبور داود و صحف ابراهیم و موسی با من صحبت کنید. شما نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم را چگونه اثبات می کنید؟»
فرمود: « موسی بن عمران و عیسی بن مریم و داود به نبوت او شهادت داده اند.»

راس الجالوت گفت: « کجا؟»
امام فرمود:« مگر حضرت موسی به بنی اسرائیل وصیّت نکرد که به زودی پیغمبری از برادران شما خواهد آمد؛ او را تصدیق کنید؟»
گفت:« بله؛ این سخن موسی است.»
امام فرمود: « آیا از برادران بنی اسرائیل پیغمبری جز محمد آمده است؟»
گفت: « نه »
امام فرمود:« مگر در تورات نیامده که نور از کوه طور و کوه ساعیر و کوه فاران ظهور کرد؟»
گفت:« بله؛ اما تفسیرش چیست؟»

امام فرمود:« ظهور نور در طور سینا همان وحی خداوند است بر موسی علیه السلام و روشنی کوه ساعیر همان وحی است به حضرت عیسی علیه السلام؛ و مقصود از نوری که از کوه فاران آمده، رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم است. زیرا فاران نام یکی از کوه های اطراف مکه است که رسول خدا از آنجا مبعوث شده است.»

سپس حضرت رضا علیه السلام نمونه‌هایی از مژده‌های پیامبران را که در تورات آمده ذکر کرد و از قول « شعیای پیغمبر » و « حیقوق پیغمبر » نشانه‌های حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم را بیان فرمود و از کتاب زبور داود، قسمتی را برای راس الجالوت خواند که تنها درباره‌ی حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم صدق می‌کرد.

پرسش امام از راس الجالوت

سپس فرمود:« ای رأس الجالوت! من از تو می‌پرسم دلیل نبوت حضرت موسی علیه السلام چیست؟ »
راس الجالوت گفت:« شکافتن دریا، تبدیل عصا به اژدها، جاری‌کردن آب از سنگ، انتشار نور از انگشت‌ها و معجزات دیگرش. »
امام فرمود: « راست گفتی. اگر کارهای خارق العاده دلیل بر نبوت حضرت موسی است، پس چرا شما به نبوت حضرت عیسی اقرار نمی‌کنید؛ در صورتی که او مرده‌ها را زنده می کرد، بیماران صعب العلاج را شفا می داد و از گل پرنده می‌ساخت و به آنها جان می‌بخشید؟»
راس الجالوت گفت:« ما این معجزات را از عیسی ندیده‌ایم. »
امام فرمود:« شما معجزات موسی را هم ندیده‌اید، فقط از اصحابش شنیده اید.»
رأس الجالوت از جواب عاجز شد و چیزی نگفت.

امام رضا علیه السلام فرمود:« جریان حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم هم چنین است. او کتابی نخواند و سر کلاس معلّمی حاضر نشد، ولی کتابی آورد که از گذشتگان و آیندگان تا روز قیامت خبر می‌دهد. او از اسرار مردم خبر می‌داد و معجزاتی فراوان و غیر قابل شمارش داشت.»

مناظره با عمران صائبی

امام با هربذ اکبر که عالم زرتشتیان بود سخنی کوتاه گفت و او نیز از جواب عاجز شد.
سپس فرمود:« هر کس سؤالی دارد، بپرسد.»
عمران صائبی که از علمای زبردست بود، گفت: «من با افراد زیادی در کوفه و بصره بحث کرده‌ام ولی کسی نتوانسته به من ثابت کند که این جهان خدای واحدی دارد. شما برای من ثابت کنید.»

امام با او به مباحثه پرداخت و آن‌قدر درباره وجود خداوند و صفاتش صحبت کردند که سرانجام عمران گفت:« شهادت می دهم که "الله" همان گونه است که شما وصف کردید و او را یگانه شمردید؛ و شهادت می دهم که محمد بنده اوست که به دین حق و هدایت از جانب او مبعوث شد.»
سپس خود را به خاک انداخت و سجده کرد و مسلمان شد.
سایر حضار که دیدند عمران، با اینکه در مباحثه بسیار قوی بود، مسلمان شده، جرأت نکردند چیزی بگویند و همگی از مجلس خارج شدند.

عمران پس از مسلمان شدن

حسن بن محمد نوفلی در ادامه‌ی روایت می‌گوید:
آن شب امام علیه السلام عمران را برای شام دعوت کرد. سپس یک دست لباس و یک مرکب با ده هزار درهم به عمران هدیه کرد و او را سرپرست صدقات بلخ قرار داد. مأمون هم ده هزار درهم و فضل بن سهل نیز پول زیادی به او بخشیدند.
از آن پس عمران در دفاع از اسلام با علمای ادیان دیگر بحث می‌کرد و آنها را شکست می‌داد.

منابع:

  • بحار الانوار، ج ۴۹، ص ۱۷۳. ح ۱۲.
  • از عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۵۴-۱۷۸.
  • اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام ص ۶۰۰ تا ۶۱۴.

 

مراجعه شود به:

میس ١٠ ذو القعده ١۴٣٨ \ Thursday, August 3, 2017

کد خبر: ۴۲۱۷۱۳ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۵/۱۲ – ۱۶:۴۶ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
حجت الاسلام والمسلمین خردمند:
متأسفانه برخی می کوشند از مناظرات امام رضا(ع) به گفتمان لیبرالی برسند/ ورود به مباحث دینی بدون دانش کافی زیان بار است
حوزه/ متأسفانه امروزه کسانی دانسته یا ندانسته درصدد تفسیر به رأی سیره رضوی هستند و می کوشند مناظرات الهی حضرت امام رضا سلام الله علیه را به گونه ای نمایش دهند که به گفتمان لیبرالی برسند و ابزاری برای ولنگاری فرهنگی بسازند! و این تحریفی بزرگ و گناهی نابخشودنی است.

حجت الاسلام والمسلمین محمد خردمند نویسنده، محقق و پژوهشگر حوزوی در گفتگو با خبرگزاری «حوزه» که با موضوع ولادت پیشوای هشتم شیعیان انجام شد به سوالات ما پاسخ داد که بدین شرح است:

*با تبریک میلاد مسعود حضرت امام رضا (علیه السلام)، با توجه به اهمیت شناخت سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام بفرمایید که چگونه می توانیم سبک زندگی امام رضا (ع) را بشناسیم؟

ولادت سراسر نور شمس الشموس حضرت امام علی بن موسی الرضا سلام الله علیهم اجمعین را تبریک و تهنیت می گویم و امیدوارم بتوانیم مسیر نورانی اهل بیت علیهم السلام را با دقت در شیوه زندگی و اخلاق و رفتار و گفتار آن پرچمداران هدایت، بشناسیم و راه و روش قرآنی آنان را الگو و سرمشق زندگی خود قرار دهیم.

لازم است نخست به چند مقدمه توجه کنیم:

مقدمه اول: ما انسانها برای رسیدن به تکامل به یکدیگر نیازمندیم و یکی از مهمترین موارد آن عبارت از ارتباط کلامی است.

مقدمه دوم: ارتباط کلامی، اگر درست و با مراعات آداب اخلاقی و شرعی استفاده شود، فرصتی برای تعالی است؛ وگرنه می تواند به تهدیدی برای سلامت روانی جامعه تبدیل شود.

 مقدمه سوم: بهترین الگوها و شایسته ترین مربیان و مدیران عبارت از معصومین علیهم السلام هستند که روش گفتگوی اخلاقی و مناظره سازنده دینی را به بشریت آموختند.

از این مقدمه ها به این نتیجه می رسیم که اگر می خواهیم به رشد فردی و اجتماعی برسیم باید سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام را شناخته و سرمشق زندگی خود قرار دهیم و هیچ شکی نیست که در مسأله گفتگوی عقلی و مناظره دینی و مذهبی، سیره علمی فرهنگی حضرت امام رضا علیه السلام نمونه ای بس ارزنده و تأثیرگذار است. یکی از راه های سودمند برای شناخت سیره امام رضا علیه السلام آن است که روایات و مکاتبات و مناظرات ایشان را دقیق مطالعه کرده تا روش گفتگوی عقلی را آموخته و شیوه مراعات ادب و اخلاق در برابر ادیان و مذاهب دیگر را دریابیم.

* در مورد کمّ و کیف مناظرات حضرت امام رضا علیه السلام توضیح بفرمایید.

مناظره های حضرت امام على بن موسى الرضا علیه السلام بسیار است و در کتابهای گوناگون مانند: عیون أخبار الرضا (ع) نوشته شیخ صدوق، بحار الأنوار علامه مجلسى و مسند الامام الرضا (ع) استاد عطاردی ذکر شده است.

گفتنی است که مرجع فعال دینی حضرت آیت الله ناصر مکارم شرازی در کتابی به نام "مناظرات تاریخى امام رضا علیه السلام با پیروان مذاهب و مکاتب دیگر"، از بین مناظرات آن امام بزرگوار، تعداد هفت مناظره مهمّ را بر اساس کتابهای سه گانه مذکور برگزیده و شرح و توضیح داده است.

این مناظرات هفتگانه عبارتند از: ۱- مناظره با جاثلیق ۲- مناظره با رأس الجالوت ۳- مناظره با هربز اکبر (بزرگ هیربدان‏) 4- مناظره با عمران صابی ۵- مناظره با سلیمان مروزى ۶- مناظره با علی بن محمد جهم و ۷- مناظره با ارباب مذاهب مختلف در بصره.

البته درباره این مناظره ها نکته های گفتنی فراوان است که باید در فرصتی مناسب تر به آن بپردازیم و در این مجال به این مطلب بسنده می کنیم که بی تردید می توان گفت که یکی از ثمرات شیرین گفتگوی حضرت امام رضا علیه السلام با اصحاب ادیان و مذاهب و مناظرات عالمانه ایشان، گسترش خدامحوری و گفتگوهای عقلی و ترویج ادب و مدارای اخلاقی در ایران است.

*مسئولیت نویسندگان در زمینه ترویج سیره رضوی چیست؟

هر نویسنده و رسانه ای دست کم دو وظیفه دارد:

۱- مسئولیت قبل از تولید و انتشار پیام

در این مرحله مسئولیت اصلی عبارت از پژوهش و تحقیق است و اطمینان از صحت و درستی و مراعات اخلاق و ادب در بیان و نگارش. متأسفانه برخی این وظیفه را بدرستی انجام نداده؛ سهل انگاری کرده و بدون مطالعه و تحقیق فعالیت می کنند و مطالبی سست و ناروا منتشر می سازند.

۲- مسئولیت بعد از تولید و انتشار پیام

در این مرحله مسئولیت اصلی عبارت از ارزیابی فعالیت انجام شده و توجه به سخن منتقدان و تصحیح اشتباه است و عذرخواهی و جبران و تغییر و تکمیل روش و …؛ ولی با هزار تأسف شاهد آن هستیم که افزون بر این که برخی از نویسندگان و رسانه ها مسئولیت اول را انجام نمی دهند! و در نتیجه اطلاعات غلط عرضه می کنند؛ تأسف بسیار بیشتر در این است که بعد از مواجهه با انتقادهای کارشناسان و صاحب نظران، مسئولیت دوم را نیز فراموش می کنند و قضیه را مسکوت می گذارند! … و این گونه است که عجولانه داوری می کنند! و تحلیل می نویسند! و بدون مطالعه سخن می گویند! و کژی می آفرینند! و بیراهه می روند!؛ در حالی که توانایی ترجمه صحیح یک متن ساده عربی را نیز ندارند؛ به شرح و تفسیر روایات رضوی می پردازند! و در این فضای غبارآلود سیره رضوی وارونه جلوه داده می شود! و به جای ترویج گفتگوی خدامحور حضرت امام رضا علیه السلام، به تبلیغ گفتمان تساهل و تسامح غربی می پردازند! و بدون هیچ سند و استدلالی، علم لدنی امام را انکار می کنند! و … 

*آیا شما مثال مشخص و کاربردی در این زمینه دارید؟

بله. به عنوان یک نمونه واقعی یادآور می شوم که اینجانب قبلا در یادداشتی انتقادی تحت عنوان "آیا امام رضا سلام الله علیه زبان فارسی را آموخت؟!" – که در خبرگزاری رسمی حوزه منتشر شد- به آسیب شناسی "تصویر وارونه از سیره رضوی" اشاره کردم و به نقد یادداشتی پرداختم که در روزنامه شرق در روز ولادت امام رضا علیه السلام تاریخ ۲۴ مرداد ۱۳۹۵ ش. منتشر شده بود و بعد از روشن کردن اشتباه آشکار نویسنده آن یادداشت، از جمله پرسیدم: " شگفتا! کسانی که نمی توانند روایتی را از عربی به فارسی ترجمه کنند و شناختی از حقیقت امامت ندارند؛ چگونه می خواهند سیره رضوی را ترسیم کنند؟!" اکنون می افزایم که متأسفانه امروزه کسانی دانسته یا ندانسته درصدد تفسیر به رأی سیره رضوی هستند و می کوشند از مناظرات الهی حضرت امام رضا سلام الله علیه، به گفتمان لیبرالی و ولنگاری فرهنگی دست یابند! و این تحریفی بزرگ و نابخشودنی است.

به عنوان یک مثال به این رخداد دردناک و اسف انگیز توجه کنیم: جریان و نشریه ای علم لدنی عالم آل محمد علیهم السلام را به صراحت انکار می کند! و حجت بزرگ خدای متعال را همچون انسانهای عادی نیازمند تعلیم می شمارد! و ادعا می کند که محققی به نام مرحوم عزیزالله عطاردی روایتی از اباصلت هروی در کتاب مسندالرضا نقل می‌کند که هشتمین امام امت در شهر طوس زبان فارسی را فرامی‌گیرند تا هر دو سوی بحث مراد همدیگر را بدون مانع لغوی و دستوری دریابند و زمان زیادی برای تفهیم مطلب از دست نرود."!

ولی آنگاه که این ادعا به صورت علمی و مستند مورد نقد قرار می گیرد و روشن می شود که این نشریه اشتباه کرده و "حضرت امام رضا علیه السلام نیازی به آموختن زبان فارسی ندارد زیرا او حجت خدا و دارای علم لدنی است و همه زبانها را به اذن خدای کریم می داند." و همچنین هرگز مرحوم عزیزالله عطاردی چنین مطلبی نگفته و چنین روایتی در مسند الامام الرضا علیه السلام وجود ندارد و بلکه به روشنی نوشته شده که حضرت امام رضا علیه السلام همه زبانها را می داند و این روایت را آورده که: "کان الرضا علیه السّلام یکلّم الناس بلغاتهم و کان و اللّه أفصح الناس و أعلمهم بکلّ لسان و لغه" (منبع: مسند الإمام الرضا أبی الحسن علی إبن موسی علیهما السلام جلد ۱، ص ۱۹۲.)؛ در چنین وضعیت و شرائطی انتظار طبیعی و اخلاقی و شرعی این است که اشتباه کنندگان در این زمان عذرخواهی کنند و اشتباه خود را بپذیرند ولی با صد افسوس شاهدیم که هیچ نمی گویند و چیزی نمی نویسند و سکوت می کنند! افسوس! …

آیا کتمان حقیقت گناه نیست؟! آیا این فرار از مسئولیت نیست؟! آیا هدف این نشریات و نویسندگان و رسانه ها، اطلاع رسانی است یا گمراه سازی؟! در قرآن حکیم: کتمان کنندگان حقیقت، لعنت شده و دور از رحمت الهی هستند. مگر نمی دانند که خدای متعال فرمود: "وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُون‏." (بقره/ ۴۲.)؟! یعنی: حق را با باطل مخلوط مکنید و حق را کتمان نکنید در حالى که شما مى‏دانید.

*منظور شما از عذرخواهی چیست؟

خوب شد پرسیدید تا توضیح دهم: روشن است که مقصود تصحیح اشتباه در یک مسأله اعتقادی و اساسی یعنی کیفیت علم امام معصوم علیه السلام است و عذرخواهی از بنده و امثال بنده مورد نظر نیست؛ بلکه منظورم عذرخواهی از مردم است و از جامعه علمی کشور و از حضرت امام رضا علیه السلام در این بحث که به ایشان نسبت ناروایی داده شده است.

نشریه ای که بدون فکر و بی تحقیق ادعا می کند که حضرت امام رضا علیه السلام زبان فارسی را نمی دانست! و نیاز به یادگیری داشت! یعنی علم لدنی امام معصوم را انکار می کند! پس ضروری است که بعد از انتقاد کارشناسان و صاحب نظران و روشن شدن نادرستی این ادعا، بازگردد و اشتباه خودش را تصحیح کند و بابت ارائه اطلاعات غلط، معذرت خواهی کند. لازمه روحیه علمی و حقیقت طلبی، این است. تأکید بنده بر این مطلب است که تصحیح اشتباه، واجب و ضروری است و فریبکاری ممنوع. شایسته نیست که نویسندگان و رسانه ها برای رسیدن به اهداف خود از دروغ و فریب، استفاده کنند.

*خلاصه و نکته پایانی شما در این بحث چیست؟

در پایان عرض می کنم که وظیفه اندیشمندان و نویسندگان، روشنگری است و این هدف با اندیشیدن و مطالعه و پژوهش حاصل می شود و بنا بر این، نگارش بدون مطالعه و تحلیل بدون پژوهش، خدمت به جامعه نیست و آسیب زاست. همچنین بار دیگر بر همان نکته ای تأکید می کنم که چندی پیش در مصاحبه ای درباره ویژگی های زندگی به سبک اهل بیت علیهم السلام عرض شد و آن این مطلب مهمّ است که مردم عادی به صورت مستقیم و بدون راهنمایی دانشمندان قرآن شناس و حدیث شناس نمی توانند خودشان سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام را کشف کنند و شناسایی روش زندگی اهل بیت علیهم السلام یک فعالیت علمی دقیق و اجتهادی است.

پس نویسندگان و رسانه ها مسئولیت دارند قبل از تولید و انتشار مطالب، مطالعه و تحقیق و مشورت کنند و همچنین بعد از انتشار نیز اگر اشتباهی صورت گرفته؛ مسئولیت تصحیح اشتباه بر عهده آنان است. توصیه می کنم به همه رسانه ها و نویسندگان برای در امان ماندن از اشتباه در مسائل دینی و تحلیل صحیح سیره اهل بیت علیهم السلام و سیره رضوی، با روحانیت و اندیشمندان بزرگ حوزه های علمیه که صاحب نظر هستند، مشورت کنند و از نظرات کارشناسی آنها مدد بگیرند.

اگر می خواهیم به رشد فردی و اجتماعی برسیم باید سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام را بشناسیم و سرمشق زندگی خود قرار دهیم و هیچ شکی نیست که در مسأله گفتگوی عقلی و مناظره دینی و مذهبی، سیره علمی فرهنگی حضرت امام رضا علیه السلام نمونه ای بس ارزنده و تأثیرگذار است.

ارتباط کلامی هرچند فرصتی برای تعالی است ولی اگر موازین اخلاقی و شرعی در آن مراعات نشود می تواند به تهدیدی برای سلامت روانی جامعه تبدیل شود.

آفت برخی از نویسندگان و رسانه ها در زمینه ترویج سیره رضوی آن است که قبل از تولید و انتشار پیام، با کمال تأسف عجله می کنند و مسئولیت تحقیق و پژوهش را به وادی فراموشی می سپارند و بدون مطالعه می نویسند و بعد از تولید و انتشار و مواجهه با انتقاد کارشناسان و صاحب نظران نیز، با هزار دریغ و درد ازمسئولیت تصحیح اشتباه فرار می کنند!

متأسفانه امروزه کسانی دانسته یا ندانسته درصدد تفسیر به رأی سیره رضوی هستند و می کوشند مناظرات الهی حضرت امام رضا سلام الله علیه را به گونه ای نمایش دهند که به گفتمان لیبرالی برسند و ابزاری برای ولنگاری فرهنگی بسازند! و این تحریفی بزرگ و گناهی نابخشودنی است.