۱۸۰- چرا خداوند مارا فقیر خطاب می کند؟

بررسی وجوهی در تفسیر کریمه ﴿کُلُّ شَی‌ءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ﴾

gavadi
اما عمده این است که ﴿کُلُّ شَی‌ءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ﴾ هر چیزی هالک است مگر وجه الله، اگر این «هالک» که مشتق است به معنای متلبّس بالفعل باشد نه متلبّس آینده معنایش این است که هر چیزی هم‌اکنون ذاتاً هالک است این دیگر استثناپذیر نیست مگر فیض خدا، اگر وجه به معنای ذات بود که برخی‌ها گفتند. [۲۱] خب ذات خدا منزّه از هلاکت است ولی قرآن کریم درباره ذات خدا، درباره الله چنین چیزی را استثنا نمی‌کند که مثلاً «کل من علیها فان و یَبقی الله» او بالاتر از آن است که اصلاً به این وصف و به این حکم در بیاید اسمای حسنای او از بین رفتنی نیست اسمای حسنای او که به وسیله او اولیا به او متوجّه می‌شوند از بین رفتنی نیست مرحوم صدوق (رضوان الله علیه) در کتاب شریف توحید از معصوم (سلام الله علیه) نقل کرده که «قد قامت الصلاه» یعنی چه؟ فرمود: «حان وقت الزیاره» [۲۲] زیارت معصوم حساب دیگری دارد که انسان کنار مزارش می‌رود یا از دور زیارتنامه می‌خواند اما بخواهد به زیارت الله برود نماز می‌خواند نماز، زیارتنامه خداست همان طوری که معصومین زیارتنامه‌ای به اذن خدا دارند فرمود معنای «قد قامت الصلاه» یعنی «حان وقت الزیاره» صلات، زیارتنامه خداست اسمای حسنای الهی وجه الله است اگر وجه به معنای ذات بود که خب روشن است ﴿کُلُّ شَی‌ءٍ هَالِکٌ﴾ مگر وجه خدا یعنی ذات خدا اما اگر وجه به معنای اسمای حسنای او بود مثل الله، مثل حیّ، مثل قیّوم، مثل قدیر، مثل علیم و اینها بود باز هم ﴿کُلُّ شَی‌ءٍ هَالِکٌ﴾ یعنی هر چیزی ذاتاً هالک است الیوم هالک است الآن هالک است مگر وجه او و اما اگر این «هالک» اسم فاعل بود و به معنای آینده بود یعنی «سیهلک» آن‌گاه باید یک معنای قابل جمع با آیات و روایات کرد چون دیگر بهشت از بین ‌رفتنی نیست قیامت از بین رفتنی نیست ارواح مؤمنان، ابدان مؤمنان که وارد بهشت شدند دیگر از بین رفتنی نیستند در دنیا بله، «کلّ شیء فی الدنیا سیهلک»، ﴿کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ﴾ [۲۳] یعنی «علی الأرض فان» اما نسبت به آخرت این‌چنین نیست که ما بگوییم آن‌ها هم از بین می‌روند چه اینکه عرش الهی، اسمای حسنای الهی، مخزن الهی اینها از بین نمی‌روند به دلیل همان آیه سورهٴ مبارکهٴ «نحل» که فرمود: ﴿مَا عِندَکُمْ یَنفَدُ وَمَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ﴾ [۲۴] یکی از مصادیق وجه خدا که سهمی از بقا دارد و منزّه از فناست دین خداست دین خدا از بین نمی‌رود ادیان دیگر نسخ شده‌اند اما دین وجود مبارک پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نسخ‌شدنی نیست بنابراین اگر ﴿هَالِکٌ﴾ به معنای هم‌اکنون هالک باشد بله این ﴿کُلُّ﴾ هم للکثره است هم للعموم، هر چیزی ذاتاً هالک است مگر اسمای حسنای الهی.
فقر و نیازمندی، ذاتیِ هویت ممکنات
قبلاً هم گذشت این کلمه ﴿یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ﴾ [۲۵] که گفته می‌شود «الانسان فقیرٌ» چهار قضیه فرض شده بود که سه قضیه‌اش ناتمام بود یک قضیه‌اش تام، اگر می‌گوییم «الانسان فقیرٌ» نظیر «زیدٌ قائم» نیست که قیام یک عرض مفارق باشد دو: نظیر «الأربعه زوجٌ» نیست که فقر برای انسان عرض ذاتی باشد چون اگر لازم ذات بود لازم در مقام ملزوم نیست عرض در مقام معروض و موضوع نیست اگر فقر، عرض ذاتی باشد نظیر زوجیّت اربعه معنایش این است که در مقام ذات انسان نیست سه: اگر گفته می‌شود «الانسان فقیر» نظیر «الانسان حیوانٌ ناطق» نیست زیرا ناطق گرچه عرضِ ذاتی نیست ذاتیِ جنس و فصل است اما ذاتیِ ماهوی است و چون ماهیّت تابع هستی است و بعد از هستی است و در مرحله هستی نیست اگر فقر برای انسان نظیر ناطقیّت و حیوانیّت باشد لازمه‌اش این است که این در مقام هویّت نباشد. این قضایای سه‌ ‌گانه تام نیست بلکه چهارمی تام است اگر گفتیم «الانسان فقیر» مثل اینکه گفتیم «الانسان موجودٌ» هویّت او (فقیر است) ذاتیِ به معنای هویّت نه ذاتیِ به معنای ماهیّتِ جنس و فصل این عمیق‌ترین فقری است که در درون ذات هر کسی نهادینه شده است انسان فقیر است قبلاً هم گذشت که فقیر به معنای ندار و گدا نیست فقیر به معنای کسی است که ستون فقراتش شکسته است و قدرت قیام ندارد انسان در برابر ذات اقدس الهی این‌چنین است فقیر است یعنی ستون فقراتش شکسته است و قدرت قیام ندارد می‌گوید: «بحول الله و قوّته أقوم و أقعد» [۲۶] یعنی در تمام موارد قدرت تو، حول تو و قوّه تو دستم را می‌گیرد من قدرت ایستادن ندارم، قدرت نشستن ندارم، قدرت خوابیدن ندارم، قدرت حرف زدن ندارم «بحول الله و قوّته تعالی أتکلّم و اُبصر و أسمع و آکُلُ و أمشی» و مانند آن این نماز دارد به ما مکتب توحید یاد می‌دهد نه یعنی قیام و قعود درباره نماز. دیگر حالا به پایان سورهٴ مبارکهٴ «قصص» رسیدیم همه شما را به خدای سبحان سپردیم ان‌شاءالله بعد از تعطیلات دهه محرّم.
«و الحمد لله ربّ العالمین»