۲۱۴۵- حضرت خدیجه و محبت حقیقی به همسر+محبت حقیقی و ازدواج

آیت الله مکارم: حضرت خدیجه در زمان ازدواج با پیامبر(ص) دوشیزه بود

آیت الله مکارم: حضرت خدیجه در زمان ازدواج با پیامبر(ص) دوشیزه بود

باید از حضرت خدیجه(س) الگو گیری شود تا اگر مملکت مان در فشار های نظامی و اقتصادی قرار گرفت، مانند این بانوی بزرگوار مقاومت داشته باشیم.

آیت الله مکارم شیرازی آیت الله مکارم: حضرت خدیجه در زمان ازدواج با پیامبر(ص) دوشیزه بود

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، «آیت الله العظمی مکارم شیرازی» صبح امروز در همایش ملی صدف کوثر بیان کردند: مشکل اول جهان اسلام تکفیری‌ها هستند، که زادگاه تکفیر هم، عربستان سعودی و آل سعود است.

«آیت الله مکارم شیرازی» از مراجع تقلید شیعه امروز – پنج‌شنبه ۲ دی – در همایش ملی صدف کوثر ضمن تبریک و تهنیت به مناسبت اعیاد ربیع، از موسسین، مقاله نویسان و شرکت کنندگان این همایش جهت برگزاری هرچه بهتر این کنگره عظیم تقدیر و تشکر کرد.

ایشان بیان کردند: از ویژگی های این همایش اینست که برای بانویی برگزار شده که عده ای خدمات ارزنده ایشان را فراموش کرده اند و به همین دلیل میتوان ایشان را بانوی فراموش شده نامید، لذا خدمت به این بانوی جلیل القدر بسیار ارزنده و ارزشمند است.

معظم له اظهار داشتند: این بانوی بزرگوار از مصادیق کلام امیرالمومنین علی(ع) در نهج البلاغه هستند، که می‌فرمایند: “در مسیر هدایت از کمی افراد نهراسید “. ایشان هم در صدر اسلام از کمی افراد نترسید و پیغمیر را در شرایطی که پیامبر اکرم(ص) تنها بودند یاری نمودند و همچون کوه در کنار ایشان ایستادند.

«آیت الله مکارم شیرازی» خاطرنشان کردند: معروف است که هر زمان پیغمبر به خانه می آمدند، بدن پیغمبر به خاطر سنگ هایی که از کفار خورده بودند مجروح بود و این حضرت خدیجه(س) بودند که مرهم زخم و سنگ صبور ایشان بودند و پیغمبر را دلداری می دادند.

مرجع عالیقدر بیان کردند: حضرت خدیجه(س) زنده نماند که دوران عظمت و پیروزی پیغمبر را ببیند و در دوران سختی پیغمبر، مخصوصا آن زمانی که در شعب ابوطالب بودند، رنج و مشقت های فراوان کشیدند. و با غم و اندوهی جان کاه جان باختند و پیغمبر و دخترش حضرت فاطمه(س) را داغدار ساختند در حالی که در وظیفه خود در یاری پیامبر از هیچ تلاشی دریغ نکردند.

ایشان ابراز داشتند: بنابر برخی نقل ها حضرت خدیجه(س) قبل از ازدواج با پیامبر اکرم(ص) دو بار ازدواج کرده است و هنگام ازدواج ۴۰ ساله و دارای فرزندانی از ازدواج های قبلی خود بودند؛ ولی این مطالب براساس تواریخ و تاریخ نویسان درست نمی باشد و غلط است.

معظم له ادامه دادند: مطابق گفته اندیشمندان و تاریخ نویسان حضرت خدیجه(س) در زمان ازدواج با پیامبر(ص) یا ۲۵ ساله یا ۲۸ ساله و دوشیزه بودند. در بعضی تواریخ دیگر هم ۲۷ سالگی ایشان را در زمان ازدواج ذکر کرده اند و شیعه و اهل سنت به این نکته اشاره کردند و بر این مسئله اجماع دارند. و دو نفری که گفته شده همسران ایشان بوده اند، همسران خواهر ایشان بودند و فرزندان هم فرزندان خواهر ایشان بودند که البته خواهم گفت این تحریف تاریخی از جانب چه کسانی می باشد.

«آیت الله مکارم شیرازی» گفتند: خدیجه کبری(س) به قدری شیفته پیغمبر بودند، علی رغم نکوهش زنان عرب که چرا با مردی فقیر و یتیم ازدواج می کنی؟ به زخم زبان ها توجهی نکردند و حتی مهریه ایشان که ۹۰ مثقال طلا بود را خودشان به پیامبر هدیه کردند تا پیغمبر مهریه را به ایشان پرداخت کنند و این نشان از علاقه مندی این حضرت به پیامبر اکرم(ص) بود.

مرجع عالیقدر بیان کردند: این بانوی جلیل القدر در تمام دوران زندگانی اش با پیامبر، دائم در سختی و فشار بودند. حتی در زمان وضع حمل حضرت زهرا(س) کسی از زنان عرب به یاری ایشان نیامد تا در نهایت ۴ بانوی بهشتی به یاری ایشان شتافتند.

معظم له با اشاره به اینکه ۱۲۰ فضیلت در تواریخ برای حضرت خدیجه(س) ذکر شده، در بیان فضائل حضرت خدیجه(س) ابراز داشتند: عفت و پاکدامنی این بانو در شرایط عصر جاهلیت که مملو از فساد بود زبانزد خاص و عام بود و مردم لقب طاهره را قبل از بعثت به ایشان داده بودند آن هم به خاطر شدت پاکی و طاهریت ایشان بود.

«آیت الله مکارم شیرازی» افزودند: حضرت خدیجه(س) ام المومنین، بسیار عاقل، جلیل القدر، سخاوتمند، از اهل بهشت، کسی است که پیامبر او را ستوده و از زنان دیگرش برتری داده، قبل از حیات حضرت خدیجه(س) و در زمان حیات ایشان پیامبر با کسی ازدواج نکرد و فرزندان پیامبر هم از ایشان بوده اند. ایشان مادر حضرت زهرا(س) بوده اند و حضرت زهرا(س) هم ام الائمه هستند.

مرجع عالیقدر ادامه دادند: حضرت خدیجه(س) ۱۵ سال قبل از بعثت و ۱۰ سال هم بعد از بعثت در سال های رنج و سختی پیامبر(ص) در کنار ایشان بودند و رنج هایی که پیامبر می دیدند را مرهم بودند. ایشان حاضر بودند در راه پیامبری ایشان جان خود را فدا کنند و پیغمبر را با تمام وجود دوست داشتند.

ایشان خاطرنشان کردند: رحلت حضرت خدیجه(س) به قدری برای پیغمبر اکرم سخت بود که آن حضرت نتوانستند بعد از ایشان در مکه بمانند و به مدینه هجرت کردند، حتی همسران بعدی پیامبر هم نتوانستد از رنج و اندوه پیامبر کم کنند.

معظم له درباره دلیل تحریفات علیه حضرت خدیجه(س) اعلام داشتند: متعصبان مخصوصا بنی امیه با تاریخ اسلام بازی کردند. مرحوم امینی در این باره می فرماید “کسانی که به هر نوعی با امیرالمومنین(ع) در ارتباط بودند را بنی امیه با تحریفات تاریخی تلاش کردند لکه ننگی به دامن پاکشان بزنند, از جمله ابوذر که می گفتند کمونیست است؛ چون ابوذر عاشق امام علی(ع) بود.

«آیت الله مکارم شیرازی» ادامه دادند: حضرت خدیجه(س) هم به همین صورت که وصله ۴۰ سالگی و ازدواج قبلی به ایشان چسبانده اند و حتی درباره پیغمبر هم می گویند که به خاطر مال و ثروت آن حضرت با ایشان ازدواج کرده است.

مرجع عالیقدر در بخش دیگر سخنان خود گفتند: زندگانی حضرت خدیجه(س) واقعا الگوی مناسبی برای زنان و مردان است، به فرموده قرآن که می‌فرماید زندگی حضرت آسیه(س) الگوی مومنان است، و حضرت مریم(س) هم به خاطر استقامت اش الگوی دیگری برای زنان و مردان در قرآن است.

ایشان ادامه دادند: باتوجه به اینکه حضرت خدیجه(س) در همه ابعاد الگو است؛ باید از ایشان الگو گیری شود تا اگر مملکت مان در فشار های نظامی و اقتصادی قرار گرفت، مقاومت کنیم و کم نیاوریم و مانند این بانوی بزرگوار مقاومت داشته باشیم.

معظم له در بخش دیگر سخنان خود خاطرنشان کردن: مشکل اول جهان اسلام تکفیری‌ها هستند، دشمنان هم آنان و کشورهای اسلامی را تحریک و آتش اختلاف را در شیعه و سنی روشن می‌کنند. برای مبارزه با تکفیر باید در سه جبهه فعالیت کرد، جبهه سیاسی و نظامی و جبهه فرهنگی که از آن دو مهمتر است چراکه اگر جریان تکفیر ریشه یابی نشود، و تا افکار انحرافی گروه تکفیری سوزانده نشود مبارزه نظامی و سیاسی نتیجه ندارد. زادگاه افکار این گروه تکفیری با آل سعود آغاز شده و طی پژوهشی که دو گروه علمی داشته اند ۸۹ سند قابل قبول وجود دارد که زادگاه تکفیر، عربستان سعودی است.

 

«آیت الله العظمی مکارم شیرازی» در پایان پیان کردند: امیدواریم به دنیا ثابت کنیم ریشه اصلی کجاست و نابودی آل سعود یکی از راه های ریشه کنی داعش و جریان تکفیر است.

آیا حضرت خدیجه (س) قبل از پیامبر(ص) با فرد دیگری ازدواج کرده بود؟
سؤال کننده: مصطفی

پاسخ:

خدیجه برترین همسر

حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها، برترین همسر رسول خدا صلی الله علیه وآله و یکی از چهار زن برتر بهشتی است. او نخستین کسی است که به رسول خدا ایمان آورد و تمام اموال و دارائی های خود را در راه پیشرفت اسلام هدیه کرد.

در باره مقام آن حضرت همین بس که خداوند به او سلام فرستاده و وعده قصری بهشتی به او داده است.

علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه در این باره می نویسد:

عَنْ زُرَارَهَ وَحُمْرَانَ وَمُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ حَدَّثَ أَبُو سَعِیدٍ الْخُدْرِیُّ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) قَالَ إِنَّ جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) قَالَ لِی لَیْلَهَ أُسْرِیَ بِی حِینَ رَجَعْتُ وَقُلْتُ یَا جَبْرَئِیلُ هَلْ لَکَ مِنْ حَاجَهٍ قَالَ حَاجَتِی أَنْ تَقْرَأَ عَلَی خَدِیجَهَ مِنَ اللَّهِ وَمِنِّی السَّلَامَ

وَحَدَّثَنَا عِنْدَ ذَلِکَ أَنَّهَا قَالَتْ حِینَ لَقَّاهَا نَبِیُّ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ لَهَا الَّذِی قَالَ جَبْرَئِیلُ فَقَالَتْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلَامُ وَ مِنْهُ السَّلَامُ وَ إِلَیْهِ السَّلَامُ وَعَلَی جَبْرَئِیلَ السَّلَامُ.

امام باقر علیه السلام از ابوسعید خدری نقل می کند: رسول خدا فرمود: درشب معراج وقتی که باز می گشتم به جبرئیل گفتم: آیا خواسته ای از من داری؟ گفت: درخواست من این است که سلام خدا و مرا به خدیجه برسانی، رسول خدا وقتی که پیام جبرئیل را به خدیجه ابلاغ فرمود، در پاسخ گفت: خدای بزرگ مصدر سلامتی است و همه سلامتیها از او است و تمام سلامتیها به او باز می گردد، و بر جبرئیل درود و سلام.

المجلسی، محمد باقر (متوفای ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۱۶، ص ۷، باب ۵ – تزوجه ص بخدیجه رضی الله عنها، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسه الوفاء – بیروت – لبنان، الطبعه: الثانیه المصححه، ۱۴۰۳ – ۱۹۸۳ م.

محمد بن اسماعیل بخاری می نویسد:

۳۶۰۹ حدثنا قُتَیْبَهُ بن سَعِیدٍ حدثنا محمد بن فُضَیْلٍ عن عُمَارَهَ عن أبی زُرْعَهَ عن أبی هُرَیْرَهَ رضی الله عنه قال أتی جِبْرِیلُ النبی صلی الله علیه وسلم فقال یا رَسُولَ اللَّهِ هذه خَدِیجَهُ قد أَتَتْ مَعَهَا إِنَاءٌ فیه إِدَامٌ أو طَعَامٌ أو شَرَابٌ فإذا هِیَ أَتَتْکَ فَاقْرَأْ علیها السَّلَامَ من رَبِّهَا وَمِنِّی وَبَشِّرْهَا بِبَیْتٍ فی الْجَنَّهِ من قَصَبٍ لَا صَخَبَ فیه ولا نَصَبَ.

جبرئیل خدمت رسول خدا آمد و عرض کرد: ای رسول خدا ! این خدیجه است که آمده و ظرفی با خود دارد که در آن، گوشت یا غذا یا نوشیدنی است (شک از راوی است)؛ پس چون نزد تو آمد، از جانب پروردگارش و نیز از سوی من به او سلام برسان و او را به خانه ای در بهشت از درّ و یاقوت و طلا که از هر هیاهو و رنجی ایمن است بشارت بده.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۳ ص ۱۳۸۹ و ج ۶ ص ۲۷۲۳، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷.

خدیجه، یکی از بهترین زنان بهشتی

محمد بن اسماعیل بخاری در روایت دیگری نقل می کند که حضرت خدیجه سلام الله علیها و حضرت مریم سلام الله علیها برترین زنان بهشتی هستند:

۳۲۴۹ حدثنی أَحْمَدُ بن أبی رَجَاءٍ حدثنا النَّضْرُ عن هِشَامٍ قال أخبرنی أبی قال سمعت عَبْدَ اللَّهِ بن جَعْفَرٍ قال سمعت عَلِیًّا رضی الله عنه یقول سمعت النبی صلی الله علیه وسلم یقول خَیْرُ نِسَائِهَا مَرْیَمُ ابْنَهُ عِمْرَانَ وَخَیْرُ نِسَائِهَا خَدِیجَهُ.

عبد الله بن جعفر از علی (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: از رسول خدا شنیدم که می فرمود: بهترین بانوان بهشت مریم دختر عمران و خدیجه است.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۳ ص ۳۲۴۸، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷.

آری، موقعیت حضرت خدیجه را هیچ یک از همسران رسول خدا نداشتند؛ زیرا رسول خدا صلی الله علیه وآله همواره به یاد خدیجه بود و از او به نیکی یاد می کرد، همین مسأله سبب شده بود که حسادت های زنانه برخی از همسران آن حضرت برانگیخته شده و به رسول خدا اعتراض نمایند که چرا این همه از خدیجه یاد می کند.

اعتراف عائشه به برتری حضرت خدیجه:

بخاری به نقل از عائشه می نویسد:

۳۶۰۵ حدثنا سَعِیدُ بن عُفَیْرٍ حدثنا اللَّیْثُ قال کَتَبَ إلی هِشَامٌ عن أبیه عن عَائِشَهَ رضی الله عنها قالت ما غِرْتُ علی امْرَأَهٍ لِلنَّبِیِّ صلی الله علیه وسلم ما غِرْتُ علی خَدِیجَهَ هَلَکَتْ قبل أَنْ یَتَزَوَّجَنِی لِمَا کنت أَسْمَعُهُ یَذْکُرُهَا وَأَمَرَهُ الله أَنْ یُبَشِّرَهَا بِبَیْتٍ من قَصَبٍ وَإِنْ کان لَیَذْبَحُ الشَّاهَ فَیُهْدِی فی خَلَائِلِهَا منها ما یَسَعُهُنَّ.

عایشه می گوید: بر هیچ زنی آن قدر حسد نورزیدم که بر خدیجه حسد ورزیدم، او را درک نکردم و قبل از ازدواج من با رسول خدا از دنیا رفته بود، ولی حسدم به این سبب بود که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) او را بیشتر یاد می کرد و خداوند او را به خانه ای بهشتی از طلا و درّ و یاقوت بشارت داده بود و هر گاه گوسفندی را ذبح می نمود برای دوستان خدیجه هدیه می فرستاد.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۳ ص ۱۳۸۸، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷.

در روایت دیگر نقل می کند:

۳۶۱۰ وقال إِسْمَاعِیلُ بن خَلِیلٍ أخبرنا عَلِیُّ بن مُسْهِرٍ عن هِشَامٍ عن أبیه عن عَائِشَهَ رضی الله عنها قالت اسْتَأْذَنَتْ هَالَهُ بِنْتُ خُوَیْلِدٍ أُخْتُ خَدِیجَهَ علی رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم فَعَرَفَ اسْتِئْذَانَ خَدِیجَهَ فَارْتَاعَ لِذَلِکَ فقال اللهم هَالَهَ قالت فَغِرْتُ فقلت ما تَذْکُرُ من عَجُوزٍ من عَجَائِزِ قُرَیْشٍ حَمْرَاءِ الشِّدْقَیْنِ هَلَکَتْ فی الدَّهْرِ قد أَبْدَلَکَ الله خَیْرًا منها

عائشه می گوید: هاله خواهر خدیجه اجازه شرفیابی به محضر رسول خدا را گرفت، رسول خدا بیاد خدیجه افتاد و بر افروخته شد، فرمود: خدایا هاله آمده است، من ناراحت شدم و گفتم: چقدر از پیر زنی از پیر زنان قریش که دندانهایش افتاده بود یاد می کند، او مرده است و خدا بهتر از او را به تو داده است.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۳ ص ۱۳۸۹، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷.

احمد بن حنبل به نقل از عائشه می نویسد:

۲۴۹۰۸ حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا علی بن إِسْحَاقَ انا عبد اللَّهِ قال انا مُجَالِدٌ عَنِ الشعبی عن مَسْرُوقٍ عن عَائِشَهَ قالت کان النبی صلی الله علیه وسلم إذا ذَکَرَ خَدِیجَهَ أَثْنَی علیها فَأَحْسَنَ الثَّنَاءَ قالت فَغِرْتُ یَوْماً فقلت ما أَکْثَرَ ما تَذْکُرُهَا حَمْرَاءَ الشِّدْقِ قد أَبْدَلَکَ الله عز وجل بها خَیْراً منها قال ما أبدلنی الله عز وجل خَیْراً منها قد آمَنَتْ بی إِذْ کَفَرَ بی الناس وصدقتنی إِذْ کذبنی الناس وواستنی بما لها إذا حرمنی الناس ورزقنی الله عز وجل وَلَدَهَا إِذْ حرمنی أَوْلاَدَ النِّسَاءِ

هر گاه رسول خدا یادی از خدیجه می کرد بهترین ستایشها را از وی می کرد، یک روز ناراحت شدم و گفتم: چقدر از یک زن بی دندان یاد می کنی خدا بهتر از او را به تو داده است؟ فرمود: خداوند بهتر از او نصیبم نفرموده است، وقتی که همه مردم از من رویگردان بودند او به من ایمان آورد، و تصدیقم کرد وقتی که دیگران مرا تکذیب کردند، مال و ثروتش را در اختیارم گذاشت وقتی که دیگران محرومم کردند، خداوند از او به من فرزندی داد وقتی که از دیگر زنان محروم بودم.

الشیبانی، أحمد بن حنبل ابوعبدالله (متوفای۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج ۶ ص ۱۱۷، ناشر: مؤسسه قرطبه – مصر؛

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای۷۴۸هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج ۱ ص ۲۳۸، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمری، ناشر: دار الکتاب العربی – لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۷هـ – ۱۹۸۷م.

هیثمی بعد از نقل این روایت می گوید:

رواه أحمد وإسناده حسن.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفای ۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج ۹ ص ۲۲۴، ناشر: دار الریان للتراث/ دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷هـ.

برای تحقیق بیشتر در باره حسادت های عائشه به آدرس ذیل مراجعه کنید:

آیا عائشه، نسبت به همسران دیگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟

 

 

بنابراین در مقام و منزلت حضرت خدیجه سلام الله علیها جای هیچ تردیدی باقی نمی ماند؛ اما از آن جایی که اهل سنت دوست دارند عائشه را برترین همسر رسول خدا معرفی نمایند، و لذا سعی در فضیلت تراشی برای او دارند و تنها چیزی که یافته اند، این بود که مدعی شدند عائشه تنها همسر باکره رسول خدا بوده و دیگر همسران رسول خدا از جمله حضرت خدیجه قبل از آن حضرت همسر داشته اند؛ در حالی که این مطلب با واقعیت های تاریخی سازگاری ندارد، زیرا بر اساس نقل، عائشه هم قبل از رسول خدا همسر دیگری داشته است.

آیا عائشه قبل از رسول خدا (ص) ازدواج کرده بود؟

ابن سعد در الطبقات الکبری می نویسد:

عن عبد الله بن أبی ملکیه قال خطب رسول الله صلی الله علیه وسلم عائشه بنت أبی بکر الصدیق فقال إنی کنت أعطیتها مطعما لابنه جبیر فدعنی حتی أسلها منهم فاستسلها منهم فطلقها فتزوجها رسول الله صلی الله علیه وسلم.

عبد الله بن أبی ملیکه می گوید: رسول خدا صلی الله علیه _ وآله _ وسلم از عایشه دختر ابوبکر خواستگاری کرد، ابو بکر گفت: من عایشه را به جبیر بن مطعم داده ام، اجازه بده تا آن ها را منصرف کنم. ابوبکر آن ها را منصرف کرد و طلاقش را گرفت، سپس رسول خدا با او ازدواج کرد.

الزهری، محمد بن سعد بن منیع ابوعبدالله البصری (متوفای۲۳۰هـ)، الطبقات الکبری، ج ۸ ص ۵۹، ناشر: دار صادر – بیروت؛

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲هـ)، الإصابه فی تمییز الصحابه، ج ۸ ص ۱۷، تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۲هـ – ۱۹۹۲م.

بنابراین، عائشه نیز قبل از رسول خدا صلی الله علیه وآله همسر شخص دیگری به نام جبیر بن مطعم بوده است.

آیا حضرت خدیجه ثیّبه (غیر باکره) بود؟

بحث اصلی ما در این باره است که آیا حضرت خدیجه سلام الله علیها قبل از رسول خدا ازدواج کرده بود یا خیر؟.

پاسخ این سؤال در آثار و کتب بزرگان و اندیشمندان شیعی به فراوانی وجود دارد که با احترام به همه بزرگان و رعایت اختصار به بخشی از پاسخ و توضیح اکتفا و اشاره می کنیم:

برخی گفته اند: رسول خدا همسر باکره ای غیر از عائشه نداشته است و در باره خدیجه گفته اند: وی قبل از رسول خدا با دو نفر به نامهای عتیق بن عبد الله مخزومی و ابوهاله تمیمی ازدواج کرده بود و فرزندانی از آنان نیز داشته است.

این سخن به اعتقاد برخی از بزرگان شیعه قابل قبول نیست؛ زیرا بخش زیادی از این قبیل سخنان را طراحان سیاست با هدف زدودن هاله قداست و پاکی از رحم بانوئی که ظرف وجود کوثر قرآن، فاطمه زهرا است ساخته اند و لذا دقت در این موضوع و نقد سخنان موجود در منابع تاریخی و حدیثی شک و شبهه را از بین می برد.

ابو القاسم اسماعیل بن محمد اصفهانی از دانشمندان اهل سنت تصریح می کند که حضرت خدیجه سلام الله علیها، باکره بوده است.

وکانت خدیجه امرأه باکره ذات شرف ومال کثیر وتجاره تبعث بها إلی الشام فتکون عیرها کعامه عیر قریش.

حضرت خدیجه، زنی باکره، دارای اعتبار و مال بسیاری بود، کاروان تجاری اش را به سوی شام می فرستاد و کاروان او به اندازه تمام کاروان قریش بود.

الأصبهانی، أبو القاسم اسماعیل بن محمد بن الفضل التیمی (متوفای۵۳۵هـ)،دلائل النبوه، ج ۱ ص ۱۷۸، تحقیق: محمد محمد الحداد، ناشر: دار طیبه – الریاض، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۹هـ.

ابوالقاسم کوفی از علمای شیعه، در این باره استدلال جالبی کرده است که توجه خوانندگان عزیر را به آن جلب می کنیم. وی در کتاب الإستغاثه می نویسد:

أن الإجماع من الخاص والعام من أهل الأنال ونقله الأخبار علی أنه لم یبق من أشراف قریش ومن ساداتهم وذوی النجده منهم إلا من خطب خدیجه ورام تزویجها فامتنعت علی جمیعهم من ذلک فلما تزوجها رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم غضب علیها نساء قریش وهجرنها وقلن لها خطبک أشراف قریش وأمراؤهم فلم تتزوجی أحدا منهم وتزوجت محمدا یتیم أبی طالب فقیرا لا مال له، فکیف یجوز فی نظر أهل الفهم أن تکون خدیجه یتزوجها أعرابی من تمیم وتمتنع من سادات قریش وأشرافها علی ما وصفناه، ألا یعلم ذو التمیز والنظر أنه من أبین المحال وأفظع المقال، ولما وجب هذا عند ذوی التحصیل ثبت أن خدیجه لم تتزوج غیر رسول الله (ص).

مورخان و محدثان شیعه و سنی بر این مطلب اتفاق دارند که کسی از بزرگان، اشراف، رؤسا و جوانمردان قریش باقی نماند؛ مگر این که از حضرت خدیجه خواستگاری کرد و ازدواج با ایشان را آرزو می کرد؛ اما خدیجه کبری دست رد بر سینه همه آن ها زد؛ ولی وقتی رسول خدا صلی الله علیه وآله با او ازدواج کرد، تمام زنان قریش از او فاصله گرفته و رفت و آمد با وی را ترک کردند و گفتند: تو پیشنهاد سران قریش را رد کردی و تن به همسری کسی دادی که فقیر است و مال و ثروتی ندارد؟!

با این حال چگونه اهل فهم می توانند بپذیرند که حضرت خدیجه با یک اعرابی از قبیله بنی تمیم ازدواج کرده باشد؛ اما خواستگاری بزرگان قریش را نپذیرفته باشد؟

آیا صاحبان فکر و اندیشه نمی دانند که این مطلب از آشکارترین محالات و ناپسند ترین گفتارها است، وقتی برای اهل تحقیق این مطلب ثابت شود، ثابت می شود که حضرت خدیجه با کسی غیر از رسول خدا صلی الله علیه وآله ازدواج نکرده است.

الکوفی، أبو القاسم علی بن أحمد بن موسی ابن الإمام الجواد محمد بن علی (متوفای۳۵۲هـ)، کتاب الاستغاثه، ج۱، ص۷۰، طبق برنامه مکتبه اهل البیت علیهم السلام.

و نیز می توان این سؤال را از اهل تحقیق پرسید که اگر خدیجه قبل از ازدواج با رسول خدا با یک نفر اعرابی از قبیله تمیم ازدواج کرده بود، آیا موردی برای این سرزنش ها پس از ازدواج با رسول خدا باقی می ماند؟ و آیا ازدواج زنی بیوه و شوهر دیده به این اندازه برای تمام مردم مکه مهم بود که بر اساس همین نقل تمام همسران اشراف قریش با وی قطع رابطه کنند؟

اگر خدیجه شایسته ملامت و سرزنش بود پس چرا (در صورت صحت) هنگام ازدواج با یک نفر اعرابی که بر پاشنه پایش ادرار می کرد و از هیچ امتیازی بر خوردار نبود ملامت و سرزنش نشد؟

از این رو، ما مطمئن هستیم که قضیه ازدواج حضرت خدیجه قبل از رسول خدا صلی الله علیه وآله از دسیسه های کسانی است که هیچ حد و مرزی را در فضیلت برای دشمنان اهل بیت علیهم السلام نمی شناختند و هیچ فضیلتی را برای اهل بیت علیهم السلام باقی نگذاشتند؛ مگر این که عین همان را برای دیگران ساختند.

پاسخ به برخی از سؤالات

سؤال اول: اگر حضرت خدیجه، همسری قبل از رسول خدا صلی الله علیه وآله نداشته است، زینب، رقیه و ام کلثوم، دختران چه کسی بودند؟ آیا فرزندان رسول خدا صلی الله علیه وآله بودند؟

طبق نقل مورخین، خدیجه خواهری بنام هاله داشته است که با مردی مخزومی ازدواج کرده بود و از وی فرزندی همنام مادرش یعنی هاله داشت سپس با مردی تمیمی بنام ابوهند ازدواج کرد که از وی نیز فرزندی بنام هند داشت، این مرد تمیمی همسر دیگری و از وی دو دختر به نامهای رقیه و زینب داشت، مادر این دو دختر از دنیا رفت و پس از وی پدر دو دختر از دنیا رفت، هند فرزند هاله به خانواده شوهرش سپرده شد و هاله با این دو دختر که از همسر دیگر شوهرش بودند به خانه خدیجه آمدند و وی سرپرستی آنان را به عهده گرفت و پس از ازدواج با رسول خدا صلی الله علیه وآله این دو دختر نزد خدیجه و رسول خدا بودند و در دامن این دو تربیت شدند و عنوان ربیبه رسول خدا را گرفتند و بر اساس رسم عرب ربیبه را مانند دختر تلقی می کردند و به همین جهت آنان را دختران خدیجه و رسول خدا می دانستند.

برای اطلاع بیشتر به آدرس ذیل مراجعه فرمایید:

آیا ازدواج دو دختر پیامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟

 

 

سؤال دوم: برخی ازدواج نکردن بانویی مانند خدیجه را که از دو ویژگی جمال و ثروت بهره مند بوده وعلاوه بر آن به خانواده ای بزرگ و با امتیاز نسبت داشته را امری غیر ممکن دانسته اند. وگفته اند: آیا امکان دارد که پدر یا ولی بانوئی مانند خدیجه وی را بدون همسر گذاشته و در تنهائی زندگی کند؟

در پاسخ می گوئیم:

اولا: پدر خدیجه در جنگ فجار کشته شده بود.

ثانیا: ولی و سرپرستی غیر از پدر اگر داشته است نمی توانسته است وی را مجبور به همسر گزینی نماید، و لذا منتظر ماندن بانوئی مثل او تا همسری شایسته و در شان خودش آنهم در آن زمان امری معقول و قابل قبول است.

نتیجه بحث

در نتیجه اثبات فرزند یا فرزندانی برای خدیجه از همسری غیر از رسول خدا نه تنها امری غیر ممکن؛ بلکه با توجه به نقل های تاریخی محال است؛ بنا بر این ازدواج خدیجه قبل از رسول گرامی اسلام از موضوعات ساختگی است و یا لااقل بر اساس جهل و نادانی و تفسیر غلط از حوادث تاریخی رخ داده است که هر ناقد آگاهی را به این نتیجه می رساند.

 

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)