۲۵۸۹- معرفی حقیقی زن در سوره تحریم

وَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّهِ وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمِینَ«۱۱»

و خداوند برای کسانی که ایمان آورده اند،به همسر فرعون مثل زده است.

آن گاه که گفت:پروردگارا! برای من نزد خویش در بهشت خانه ای بساز و مرا از فرعون و کردار او نجات بده و مرا از گروه ستمگر رهایی بخش.

نکته ها:

* در آیات قبل،دو نمونه زن بد(همسر نوح و لوط)معرّفی شد و در آیات ۱۱ و ۱۲،دو نمونه زن خوب معرّفی می شود.(همسر فرعون و حضرت مریم)

* هنگامی که آسیه،(همسر فرعون)معجزه حضرت موسی را دید،به او ایمان آورد و فرعون،به کیفر این کار،دست و پایش را به زمین میخکوب کرد و او را زیر آفتاب سوزان قرار داد.هنگامی که آسیه آخرین لحظه های عمر خود را می گذرانید،دعایش این بود، «رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّهِ» [۳۹]

* لازم نیست الگو،پیامبر یا امام معصوم باشد و لازم نیست سابقه توحیدی داشته باشد.زن فرعون،نه معصوم بود و نه موحّد،بلکه با دیدن معجزه موسی ایمان آورد.

* در معرّفی الگو و تجلیل از شخصیت ها،فرقی میان زن و مرد نیست.قرآن به پیامبرش

دستور می دهد که یاد ابراهیم را زنده نگه دار: «وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِبْراهِیمَ» [۴۰]و یادآور مریم باش: «وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مَرْیَمَ» [۴۱]چنانکه در این آیه،همسر فرعون را معرّفی می کند.

«ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ»

سیمای همسر فرعون

۱.محیط زده نبود و جامعه شخصیّت او را نساخته بود.او با منطق در برابر رژیمی فاسد ایستاد.

۲.زرق و برق زده نبود و به تمام مظاهر دنیوی پشت کرد و از کاخ و رفاه و مادیات گذشت.

۳.فضای سکوت و خفقان را شکست.

۴.صبور بود و زیر شکنجه جان داد و به شهادت رسید،ولی از راه و مکتبش دست بر نداشت.

۵.حامی رهبر معصوم زمان خود،حضرت موسی بود.

۶.بلند همّت بود.او به کمتر از بهشت و قرب خدا قانع نبود.

۷.شهامت داشت و تهدیدات فرعون در او أثر نگذاشت.

۸.رضای خالق را بر رضای خلق مقدم داشت.

۹.منطق و عقل و وحی را بر مسایل خانوادگی ترجیح می داد.

۱۰.با نهی از منکر خود که گفت: «لا تَقْتُلُوهُ»[۴۲]موسی را در کودکی از مرگ نجات داد.

* همسر فرعون ثابت کرد بسیاری از شعارهایی که در طول زمان،جزو فرهنگ مردم شده، غلط است و باید آن را عوض کرد.

می گویند:خواهی نشوی رسوا،هم رنگ جماعت شو،امّا او گفت:من هم رنگ جماعت نمی شوم و رسوا هم نمی شوم.

می گویند:یک دست صدا ندارد،امّا او ثابت کرد که یک نفر نیز می تواند موج ایجاد کند.

می گویند:زن شخصیّت مستقل ندارد،امّا او ثابت کرد زن در انتخاب راه مستقل است.

می گویند:با مشت نمی شود به جنگ درفش رفت،امّا او ثابت کرد حق ماندنی است و اگر مشت روی آهن اثر ندارد،روی افکار عمومی در تاریخ اثر دارد.

می گویند:با یک گل بهار نمی شود،امّا او ثابت کرد اگر خدا بخواهد با یک گل بهار می شود.

می گویند:فلانی نمک خورد و نمک گیر شد،همسر فرعون نان و نمک فرعون را خورد،ولی از عقیده او متنفّر بود و می گفت: «نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ» خدایا! مرا از فرعون نجات بده.

انواع خانواده ها در قرآن

۱.زن و شوهری که هم فکر و همگام در کار خیر هستند.(همچون حضرت علی و حضرت زهرا علیهما السلام) «یُطْعِمُونَ الطَّعامَ» [۴۳]

۲.زن و شوهری که در خباثت هم فکر و همگام هستند.(ابولهب و همسرش) تَبَّتْ یَدا أَبِی لَهَبٍ … وَ امْرَأَتُهُ حَمّالَهَ الْحَطَبِ

۳.خانواده ای که مرد خوب،امّا زن بد است.(زن لوط و نوح) کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ …

فَخانَتاهُما[۴۴]

۴.خانواده ای که مرد بد،امّا همسر خوب است.(زن فرعون) «مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ»

پیام ها:

۱- زن می تواند الگوی مردان تاریخ شود. «ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ»

۲- مقایسه الگوها،از روشهای تربیت است. مَثَلاً لِلَّذِینَ کَفَرُوا … مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا

۳- فشار محیط و جامعه،وابستگی اقتصادی،زن بودن،تقاضای همسر و ترس از آوارگی،هیچ کدام دلیل بی دینی نمی شود. ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ …

۴- برای اتمام حجت،یک نمونه هم کافی است. ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً … اِمْرَأَتَ فِرْعَوْنَ

۵-حرف اول را اراده انسان می زند،نه چیز دیگر. ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً … اِمْرَأَتَ فِرْعَوْنَ

۶- مبارزه با طاغوت،با دعا منافاتی ندارد. ضَرَبَ … نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ

۷- نجات از طاغوت،پشتوانه معنوی لازم دارد. «ضَرَبَ .. نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ»

۸-مهم تر از بهشت،قرب معنوی به خداست. رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ …

۹- ایمان سبب تنفّر از ستمگران است.زن فرعون به خاطر ایمانی که داشت از تمام رفتارهای فرعونی متنفر بود. «نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ»

۱۰- اطاعت زن از مردم در عقیده لازم نیست،بلکه گاهی باید موضع بگیرد.

«نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ»

۱۱- روابط خانوادگی مرز دارد و همین که به انحراف و کفر رسید باید تغییر کند.

«نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ»

۱۲- تبرّی از کفر،شرط ایمان است. «نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ»

۱۳- ابراز تنفّر و انزجار از دیگران،باید ملاک و معیار عقلی و شرعی داشته باشد.

مِنْ فِرْعَوْنَ … مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمِینَ

وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِکَلِماتِ رَبِّها وَ کُتُبِهِ وَ کانَتْ مِنَ الْقانِتِینَ«۱۲»

و(خداوند به)مریم دختر عمران(نیز مثل زده است.)زنی که دامن خویش را(از گناه)حفظ کرد،پس ما از روح خود در او دمیدیم(تا عیسی در دامان او متولد شد)و کلمات پروردگارش و کتب آسمانی را تصدیق کرد و از اطاعت پیشه گان بود.

نکته ها:

* «أَحْصَنَتْ» از«حصن»به معنای قلعه،در مورد زنان،رمز عفت و پاکدامنی است.

* در این آیه چهار کمال برای حضرت مریم بیان شده است:پاکدامنی،نفخه ی روح،تصدیق پیامبران و کتب آسمانی و اطاعت محض در برابر خدا.

در تفاسیر شیعه و سنّی آمده است که زنان کامل چهار نفرند:آسیه همسر فرعون،مریم دختر عمران،خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر حضرت محمّد صلی الله علیه و آله.[۴۵]

* تنها زنی که نامش در قرآن آمده،حضرت مریم است که ۳۱ مرتبه در دوازده سوره از او نام برده شده که ۱۲ بار آن به صورت عیسی بن مریم است و یک سوره قرآن،به نام اوست.

* الگو باید مختلف با شرایط ومحیطهای گوناگون باشد تا قابل تطبیق با هرکس و هر زمان و شرایط مختلف باشند:زن فرعون،حضرت مریم،حضرت ابراهیم و حضرت محمّد علیهم السلام.

* خداوند از پاکان دفاع می کند.چون به حضرت مریم تهمت ناپاکی زدند، «وَ قَوْلِهِمْ عَلی مَرْیَمَ بُهْتاناً عَظِیماً» [۴۶]،خداوند در قرآن دو بار فرمود:او پاکدامن است. «أَحْصَنَتْ فَرْجَها»[۴۷]

پیام ها:

۱- قرآن،حضرت مریم را به عنوان الگوی پاکدامنی برای مردان و زنان معرّفی کرده است. لِلَّذِینَ آمَنُوا … مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ

۲- ارزش زن به پاکدامنی اوست. «مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها»

۳- گام اول را باید انسان بر دارد،آنگاه الطاف الهی سرازیر می شود. «أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا»

۴- فرزند پاک از دامان پاک برمی خیزد. «أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا»

۵-عمل به احکام و دستورات الهی،بهترین تصدیق آنهاست. «صَدَّقَتْ بِکَلِماتِ رَبِّها وَ کُتُبِهِ»

۶- خضوع و خشوع در عبادت خداوند،در کنار تصدیق قولی لازم است.

صَدَّقَتْ … وَ کانَتْ مِنَ الْقانِتِینَ