۲۹۸-امتیازات هفت گانه شهداء بر دیگران


امتیازات هفت گانه شهداء بر دیگران sh

حوزه / شهادت به حکم اینکه عملى آگاهانه ، اختیارى و هدفى مقدس است و از هر گونه انگیزه خودگرایانه، منزه و مبر می باشد، تحسین انگیز و افتخار آمیز است.

خبرگزاری «حوزه»گوشه ای از مقام شهید در قرآن و روایات و معانی زنده بودن شهید درپیشگاه خداوندسبحان را به قلم عباس مخبر منتشر می کند.

راغب اصفهانى در معنى آیه «وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ» حدید/۱۹  ، گوید: شهید را به این سبب شهید گویند که در حال شهادت نعمتهاى آن جهان را می ى‏بیند. یا به واسطه آنست که نزد خدا حاضر مى‏ شود، چنانچه مى‏ فرماید: «عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ».

مرحوم علامه شهید مطهرى گوید: مرگى شهادتست که انسان با توجه به خطرات احتمالى یا یقینى فقط به خاطر هدف مقدس و انسانى یا به تعبیر قرآن «فِی سَبِیلِ اللَّهِ» از آن استقبال کند. و شهادت دو رکن دارد: یکى اینکه در راه خدا باشد، دوم آنکه هدف مقدس باشد.

شهادت به حکم اینکه عملى آگاهانه ، اختیارى و  هدفى مقدس است و از هر گونه انگیزه خودگرایانه، منزه و مبر می باشد، تحسین انگیز و افتخار آمیز است.

به نظر مى ‏رسد که کلمه «شهید» از «شهادت» گرفته شده، شهادت،شاهد و شهید به معنى گواه است براى اثبات هر حقى بعد از بینه از راه اثبات گواه، لذا شهید گواه حقانیت است.

صاحب کتاب «الفقه على المذاهب الاربعه» گوید: شهید بر سه قسم است:

* شهید دنیا و آخرت و آن شهیدى است که در راه خدا و در میدان جنگ کشته شود.

* شهید در آخرت. و آن کسى است که در میدان زخمى شده ولى بعد از مدتى فوت شود چنین کسى ثواب شهید را دارد؛ مانند آدم غرق شده، و یا کسى که در غربت بمیرد. و چنانچه در روایات دارد.

 «من مات غریبا کمن مات شهیدا»اینها در حکم شهیدند، یعنى در آخرت ثواب شهید را دارند.

* منافقى که در لشکر اسلام کشته شود احکام شهید را دارد مانند (ساقط بودن غسل و کفن) اما اجر شهید را ندارد (نه در دنیا و نه در آخرت) در دو فرض اولى اختلافى بین شیعه و سنى نیست.

*مقام شهید در قرآن

 «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»آل عمران/۱۶۹ «مپندارید کسانى که در راه خدا کشته شده‏ اند مرده‏ اند، بلکه زنده ‏اند و نزد خدا روزى داده مى‏ شوند».

  چند احتمال درمعانى زنده بودن شهدا

* زندگى جاودانه اخروى و رسیدن به نعمتهاى بهشت. لذا با این آیه به عالم برزخ و قیامت استدلال کرده‏ اند.

* باقى ماندن نام و آثارش چون شهادت مرگ عادى نیست که از خاطره ‏ها برود.

* اثرش در بازماندگان به اندازه مرگ عادى نیست، یعنى اگر کسى فرزندش به بیمارى بمیرد یا در راه خدا شهید شود، در صورت دوم مصیبت سبکتر است. بدلیل اینکه خیلى از افراد که فرزندان عزیز خود را در راه خدا داده ‏اند با کمال آرامش تحمل مصیبت کرده‏ اند، نمونه‏ هاى بسیارى در جریانهاى فعلى دیده شده است مانند اینکه مادرانى در انقلاب اسلامى ایران خودشان فرزندان خود را به خاک سپردند بدون جزع و بی تابى.

 «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُونَ».بقره /۱۵۴  به کسانى که در راه خدا کشته شده‏ اند مرده نگویید بلکه زنده‏ اند ولى شما آن را درک نمى ‏کنید» یعنى نه در فکر و نه در زبان، شهدا را به عنوان مرده یادآورى نکنید، و تصور ننمائید.

*مقام شهید در روایات

در روایات رسیده از پیغمبر اکرم (ص)و ائمه معصومین (علیهم السلام)اخبار بسیارى در باره شهید و فضیلت شهادت و مقام شهید وارد شده است .  

* «عن الصّادق (علیه السّلام) عن رسول اللَّه (صلّى اللَّه علیه و آله) قال: «الخیر کلّه فی السّیف و تحت ظلّ السّیف و لا یقیم النّاس الّا السّیف و السّیوف مقالید الجنّه» (وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۵ )

 حضرت امام صادق (علیه السّلام) از پیغمبر اکرم (ص) نقل کرده که فرمودند: «تمام خیرها و خوبیها در شمشیر و زیر سایه شمشیر است و مردم را به راستى و عدالت، چیزى جز شمشیر وادار نمی کند، و شمشیرها کلیدهاى بهشت‏ اند».

مقصود از شمشیر نیروى دفاعى است. البته نه هر شمشیرى بلکه شمشیرى که به فرمان خدا و رسول او به کار رود؛ چون براى اقامه عدل دو راه وجود دارد یکى آگاهى دادن به وسیله منطق و استدلال؛ و در صورت نپذیرفتن شمشیر و قدرت- چنانچه در آیه شریفه مى‏فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ».حدید/۲۵   روایت را باید با قرآن تطبیق کرد و الّا ممکن است افرادى از چنین روایاتى زور مدارى را استفاده کنند. تمام خیر در شمشیر است،درصورتی که آن شمشیر در اختیار انسان کامل خیر اندیش و عادل به تمام معنى باشد.

کما اینکه در مسأله جهاد ابتدائى یکى از شرایط آن اجازه امام یا نایب اوست- البته جهاد دفاعى، این شرایط را ندارد.- لذا جباران و ستم پیشگانى که امروز دنیا را به خاک و خون مى‏ کشند، حالشان معلوم است. و از این جمله «و السیوف مقالید الجنه» مقام شهید معلوم مى ‏شود.

*عن النبى (صلّى اللَّه علیه و آله): «للجنّه باب یقال له باب المجاهدین یمضون الیه فاذا هو مفتوح و هم متقلّدون بسیوفهم و الجمع فی الموقف و الملائکه ترحّب بهم قال فمن ترک الجهاد البسه اللَّه ذلّا و فقرا فی معیشته فی دینه انّ اللَّه اعزّ امّتى بسنابک خیلها و مراکز رماحها»( وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۵)

پیغمبر گرامى اسلام فرمود: «براى بهشت درى است مخصوص مجاهدین در راه خدا  هنگامى که بر در بهشت برسند آن در گشوده مى‏ شود در حالى که مجاهدین شمشیرها به کمر بسته و هنوز مردم در موقف حساب سرگردانند».

توضیح آنکه: در روایات دارد بعضى از مردم در صحنه قیامت به قدرى سرگردان مى‏ مانند که فریادشان بلند مى‏ شود: ما را از این سرگردانى نجات دهید، و لو اینکه به جهنم ببرند ولى مجاهدین در راه خدا هیچ معطلى ندارند. بعد مى‏فرماید: «وقتى مجاهدین داخل بهشت شوند ملائکه رحمت به ایشان خوش آمد مى‏ گویند» سپس پیغمبر اکرم مى‏فرماید: «کسى که جهاد را بدون عذر شرعى ترک کند خداوند لباس ذلت را به او بپوشاند و در زندگى تنگدست و نیازمندش گرداند و دینش را از بین ببرد» یعنى به وسیله ترک یک حکم واجب، عمدا، از دین خارج مى ‏شود.

امام صادق (علیه السّلام) فرموده: «الجهاد افضل الأشیاء بعد الفرائض» (وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۷)

«جهاد برترین چیزها است بعد از واجبات» یعنى بعد از نماز و روزه و سایر واجبات.

* قال الباقر (علیه السّلام): «اوّل حدود الجهاد الدّعاء الى اطاعه اللَّه من طاعه العباد و الى عباده اللَّه من عباده العباد و الى ولایه اللَّه من ولایه العباد»

 «اول حد جهاد در راه خدا، دعوت کردن مردم است، از پیروى بندگان به پیروى نمودن خداى تعالى که خالق بندگانست و از عبادت کردن بندگان به عبادت خدا و بیرون رفتن از حکومت خلق به حکومت خالق».

در این روایت این مطلب بیان شده است که هر چیزى حدودى دارد، اول حدود جهاد امر به معروف و نهى از منکر است. چنان که در روایت دارد امر به معروف سه مرحله دارد: اول با قدرت جلوگیرى از منکر کند و اگر نتوانست به زبان و گر نه به قلب از منکر بدش بیاید و الا در انجام کار زشت با او شریک است.

 *خطبه امیر المؤمنین (علیه السّلام) فی یوم الحرب: «… انّ الموت طالب حثیث، لا یفوته المقیم، و لا یعجزه الهارب. انّ اکرم الموت القتل.و الّذى نفس ابن ابى طالب بیده لألف ضربه بالسّیف اهون علىّ من میته على الفراش»( نهج البلاغه. فیض خطبه ۱۲۲)

 «امیر المؤمنین (علیه السّلام) در روز جنگ (به یارانش) فرمود: … مرگ با شتاب طلب‏ کننده است، از مرگ نجات پیدا نمى‏ کند چه آن کس که در خانه خود مقیم است و چه آن کس که از مرگ فرار مى‏ کند. بهترین نوع مرگ شهادت است قسم به کسى که جان على بن ابى طالب در دست اوست هزار ضربت شمشیر در میدان نبرد نزد من آسانتر است از اینکه در بستر بمیرم (در این خطبه اهمیّت جهاد و شهادت معلوم مى‏ شود).

* عن على (علیه السّلام) قال: «الإیمان على اربع دعائم على الصّبر و الیقین و العدل و الجهاد») نهج البلاغه کلمات قصار ۳۱)

 امیر المؤمنین فرمود: «ایمان داراى چهار استوانه است صبر، یقین، عدل و جهاد».

همان طور که یک بنا و ساختمان اگر یکى از ستونهایش خراب شود قابل استفاده نیست، ایمانى که یکى از این چهار ارکان را نداشته باشد ناقص است.

*هفت امتیاز شهید

*  عن علىّ بن الحسین (علیه السّلام) قال للشّهید سبع خصال من اللَّه: ۱- «أوّل قطره من دمه مغفور له کلّ ذنب ۲- یقع راسه فی حجر زوجتیه من الحور العین و تمسحان الغبار عن وجهه و تقولان مرحبا بک و یقول هو مثل ذلک لهما ۳- یکسى من کسوه الجنّه ۴- تبتدره خزنه الجنّه بکلّ ریح طیّبه ایّهم یاخذه معه ۵- ان یرى منزله ۶- یقال لروحه اسرح فی الجنّه حیث شئت ۷- ان ینظر فی وجه اللَّه و انّها لراحه لکلّ نبىّ و شهید» (وسائل الشیعه ج ۱۱، ص ۹ )

 حضرت سجاد (علیه السّلام) فرمودند: «براى شهید هفت خصلت و امتیاز است: ۱- اول قطره خونى که از بدنش جارى شود تمام گناهانش آمرزیده مى ‏شود. ۲- همسران بهشتى‏ اش سرش را به دامن مى‏ گیرند و غبار از چهره‏اش پاک مى ‏کنند و به او مى‏ گویند: آفرین بر تو باد. ۳- از لباسهاى بهشتى مى ‏پوشد. ۴- خزانه داران بهشت در استقبال او با عطرهاى مینوئى و بوهاى خوش با یکدیگر مسابقه مى‏ گذارند تا از دست کدام، گلهاى بهشتى را بگیرد ۵- منزل و مکانش را در بهشت مشاهده مى ‏کند ۶- به روان پاکش مى‏ گویند در هر جاى بهشت که مى‏ خواهى استراحت کن. ۷- به چهره عظمت حق تعالى نگاه مى ‏کند و آن براى پیامبر و شهیدان سبب آرامش و راحت است».

بنیانگذار جمهورى اسلام، امام خمینى-  ره- در یکى از سخنرانى‏هاى خود به همین روایت اشاره نموده  و تصریح دارند مقام شهید چقدر مهم است که همه حجب و پرده ‏ها برداشته مى ‏شود و کمال مطلق را می ى‏بیند. چون با اختیار تمام پرده ‏هاى مادى را بالا زده است و از پوسته آنها بیرون آمده، مال و جان و زن و فرزند و تمایلات نفسانى و همه چیز خود را در راه خدا داده است و از این مقامى بالاتر تصور نمى‏ شود.

* منبع: ارمغان شهید: حاج شیخ عباس مخبر دزفول