۴۰۳-چرا برخی جوانان عقده حقارت دارند

زمان بلوغ برای جوانان، زمانِ پرواز از آشیانه هاست. زمانی است که می توانند تنها و آزاد به سوی انجمن ها و مجامع جوانان بگریزند، در حالی که هنوز از جدایی و تنهایی وحشت دارند. همین تفاوت بین خواسته ها و قدرت آن ها سبب می شود که جوانان غالباً رفتاری زننده و ناموزون پیدا کنند.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، مرحوم حجت الاسلام و المسلمین فلسفی با موضوع «عقدۀ حقارت جوانان» به بررسی علل و عوامل احساس حقارت در جوانان پرداخته است.

عقدۀ حقارت جوانانfa

آنان که از عقده حقارت یا احساس حقارت رنج می برند، باید درست بیندیشند و برای جبران حقارت خود چاره جوییِ عاقلانه نمایند و از راه صحیح، خویشتن را از نقص و پستی رهایی بخشند و در خانواده و اجتماع کسب شخصیت و محبوبیت کنند.

مثلا، نقص عضوی، یکی از علل اساسی عقده حقارت است؛ کسانی که از کودکی گرفتار آن بوده یا بعداً دچار آن شده اند، وقتی به جوانی می رسند، از وجود آن نقیصه در رنج و عذاب اند و همواره در خود احساس ‍ حقارت می کنند.

نقص بدنی شامل خیلی چیزها می شود. از یک خال یا لکه کوچکی که در صورت یک دختر زیبایی باشد تا کجی استخوان پا یا ستون فقرات و غیره. تمام این ها و نواقص مشابه آن ها می توانند انسان را از اول تا آخر عمر زیر فشار عقده حقارت، شکنجه دهند و حتی کار را به دیوانگی و جنون یا انتحار بکشانند.

کودکی که ضعیف است یا نقص بدنی دارد، نمی تواند از خود دفاع کند و مجبور است پیوسته تمسخر و سرزنش هم بازی های سالم خود را تحمل نماید. تنها عکس العمل او این است که فقط به روی خودش نیاورد. ولی همین خودخوری و سرکوبی غرور و احساسات است که مقدمه بدبختی های بعدی و ناراحتی های فکریِ او می شود.

احساسات جریحه دار، وقتی که به وسیله ای التیام نیافت، به ضمیر ناآگاه می خزد و تمام انرژی های سرکوفته را دور خود جمع کرده و مایۀ تباهی اندیشه و اختلال فکر می گردد.

دنیای امروز، با پیشرفت های عظیمی که در رشته های مختلف جراحی نصیبش شده، قادر است قسمتی از عیوب و نقایص عضوی را برطرف سازد. این قبیل جوانان در درجه اول باید از روش های علمی و فنی استفاده کنند و خود را در اختیار کارشناسان متخصص بگذارند تا اگر میسر باشد، نقص بدنی خویش را اصلاح کنند و عقدۀ درونی خود را بگشایند.

در صورتی که عیب عضوی آن ها با وسایل علمی قابل اصلاح نباشد، می توانند از قابلیت های درونی خود بهره برداری نمایند و برای چاره جویی، بعضی از استعدادهای باطنی خویش را به فعلیت بیاورند و بدین وسیله نقص عضو خود را جبران نمایند.

* جبران نقایص 

چه بسیار افرادی که به کوری یا کری یا لنگی یا دیگر عوارضی نظایر این ها مبتلا بودند و نقص عضوی نتوانست آنان را مأیوس کند؛ به سعی و کوشش ‍ پرداختند و با استفاده از استعدادهای خود مدارج کمال را پیمودند و بدین وسیله نقص خویش را جبران کردند و از احترام و تکریم همگان برخوردار شدند.

* سوء تربیت و حقارت 

یکی دیگر از علل حقارت، سوء تربیت دوران کودکی است. کسانی که در طفولیت بر اثر سختگیری و خشونت پدر و مادر، مقهور و خودباخته بار آمده اند، یا به سبب محبت های افراطی والدین، لوس و از خود راضی پرورش یافته اند، و در جوانی گرفتار عقده حقارت اند و قادر نیستند به شایستگی با مردم بیامیزند و در فعالیت های اجتماعی با آنان سازش ‍ نمایند؛ اینان اگر بخواهند، می توانند با ارادۀ جدی و تصمیم قاطع خود را اصلاح کنند و تمام صفات ناپسندی را که بر اثر تربیت بد پدر و مادر در نهادشان مستقر شده واپس زنند و صفات پسندیده ای را جایگزین آن ها نمایند و بدین وسیله حقارت خویش را جبران کنند و از احساس پستی و خواری رهایی یابند.

* حقارت موهوم 

یکی از مسائلی که در بحث حقارت لازم است مورد بررسی واقع شود این است که بسیاری از جوانان و بزرگسالان، حقارت واقعی را از حقارت موهوم تمیز نمی دهند و بر اثر عدم توجه به واقعیت های طبیعی و ناآگاهی از حالات روانی انسان ها در سنین مختلف، خود را ضعیف و حقیر می پندارند و هر یک به نوعی در خود احساس نقص و کمبود می کنند و برای پوشاندن ضعف تخیلی و جبران حقارت موهوم خویش به کارهای تند و خشن دست می زنند. همین امر، جوانان و بزرگسالان را روی در روی هم قرار می دهد و آنان را به ستیزه جویی و ناسازگاری وا می دارد.

* جوانان و احساس حقارت 

جوانان نوخاسته و تازه بالغ، از دو جهت خود را ضیعف می بینند و در خویشتن احساس حقارت می کنند. یکی از خاطرات ناتوانی ایام گذشته و دیگری از تزلزل و اضطراب نسبت به آینده.

اول. دختران و پسران جوانی که تازه دوران کودکی را پشت سر گذارده و به منزل شباب قدم نهاده اند، تشنه قدرت و نیرومندی هستند، زیرا هنوز ضعف ایام طفولیت را از یاد نبرده اند. به خاطر دارند که تا دیروز طفل بودند و از خود استقلال و شخصیتی نداشتند. اینک که جوان و نیرومند شده اند، از خاطره ضعف و رنج آور دوران کودکی متأثرند و در خود احساس حقارت می کنند و می خواهند این نقیصه هر چه زودتر جبران شود تا بتوانند مستقلاً اظهار وجود نمایند و توانایی خود را به دیگران بقبولانند.

آدلر، تشخص طلبی را واکنشی در برابر احساس حقارت واقعی یا خیالی یا جبران آن می داند. او می گوید: «نوعی حقارت و کهتری دامنگیر همه هست و آن این که همه، روزی بچه بوده اند و در کودک حس حقارت بر سه تجربه متقارن مبتنی است؛

نخست احساس ناتوانی؛

دوم احساس ضعیف تر بودن از بزرگسالان؛

سوم احساس وابستگی به بزرگسالان.

هر کودکی، می خواهد آدم بزرگی باشد و در راه برتری می کوشد تا بر احساس کم و کاستی خود فائق آید».

* آرزوی قدرت 

اثبات وجود در جوانان، مبیّن پیشرفت نیروی بدنی و فکری در آخرین دورۀ رشد است و در عین حال، عکس العمل آرزوی قدرت در مقابل احساس زیردستی است که نسبت به اشخاص بالغ و نسل پیش از خود مشاهده می نمایند.

جوانان فهمیده و دانا، ضعف ایام کودکی را از سُنن الهی در نظام آفرینش می دانند و هرگز از یادآوری آن احساس حقارت نمی کنند تا بخواهند با کارهای ناروا، از خود عکس العمل نشان دهند و با تفوّق طلبی، آن را جبران نمایند. اینان از بزرگسالان تنها یک توقع صحیح و عاقلانه دارند و آن این که استقلال و شخصیتشان را محترم شمارند و آنان را به چشم کودکی نگاه کنند.

* عکس العمل حقارت 

جوانان نادان و غیرمتوجه، از یادآوری ضعف ایام کودکی رنج می برند و آن را یک حقارت واقعی تلقی می کنند و برای این که آن را جبران نمایند و خود را بزرگ و نیرومند نشان دهند به اعمال خشن و ناروا دست می زنند و این کار را از محیط خانه آغاز می کنند. در پاره ای از مواقع، با پدر و مادر به سختی مخالف می کنند و از دستورشان سرباز می زنند؛ پدربزرگ و مادربزرگ را به باد مسخره می گیرند؛ به اطفال خانواده امر و نهی می کنند و گاهی آنان را می زنند؛ در غذا و لباس بهانه جویی می کنند؛ فریاد کشیده و عربده می زنند تا اهل خانه را به خود متوجه کنند و آنان را مرعوب خویش سازند. این کارها عکس العمل حقارت موهومی است که آنان از دوران کودکیِ خود به خاطر دارند.

هدف این جوانان در اعمال تند و نادرستی که مرتکب می شوند آن است که خود را بنمایانند؛ اظهار وجود کنند؛ شخصیت خویش را اثبات نمایند؛ اعضای خانواده را از قدرت و نیرومندی خود آگاه سازند و به همه بفهمانند که ما کودک دیروز نیستیم، دوره ضعف ما سپری شده و اکنون روز توانایی و برتری ماست.

* نگرانی از آینده 

ضعف و حقارت دیگری که جوانان در ضمیر خود احساس می کنند، نگرانی و تزلزلی است که نسبت به آینده خویش دارند. جوانان به کشش ‍ طبیعی، عاشق آزادی و استقلال اند. آن ها می خواهند هر چه زودتر خود را از قید وابستگی پدر و مادر برهانند و از طفیلی گری خلاص شوند، ولی اعتماد به نفس ندارند و خود را از راهنمایی و حمایت والدین بی نیاز نمی بینند و همین احساس ضعف و نیازمندی، آنان را به عکس العمل های نامطلوب وا می دارد.

برای جوانان، زمان بلوغ، زمانِ پرواز از آشیانه هاست. زمانی است که می توانند تنها و آزاد به سوی انجمن ها و مجامع جوانان بگریزند، در حالی که هنوز از جدایی و تنهایی وحشت دارند. همین تفاوت بین خواسته ها و قدرت آن ها سبب می شود که جوانان غالباً رفتاری زننده و ناموزون پیدا کنند.

* حرکات بچه گانه 

بعضی از جوانانی که به دنبال آزادی و استقلال می روند و آرزوی جدایی از پدر و مادر در دل می پرورند، هر چه ناتوان تر می شوند، از این تنهایی بیشتر می ترسند و نسبت به والدین خشن تر و گستاخ ‌تر می گردند.

از این رو بیشتر به حرکات بچه گانه دست می زنند. پسری که فحش می دهد؛ خشونت می کند؛ در را به هم می کوبد؛ سر میز غذا دیر حاضر می شود و به طور کلی غیرقابل تحمل است؛ مسلّماً بر اثر بلاتکلیفی شدید روحی است. او استقلال می طلبد و در عین حال از آزادی می ترسد و به علت عقده های روانیِ ناشی از آن است که ستیزه جویی می کند.

این قبیل جوانان اگر از کارهای زننده و ناروا بپرهیزند، به شخصیت و محبوبیت خود آسیب نرسانند، و حدود و حقوق پدر و مادر را محترم شمارند، می توانند با راهنمایی و کمک آنان، مشکلات خویش را حل کنند و به آسانی نقایص خود را جبران نمایند و در پرتو سازگاری و حُسن تفاهم خانوادگی، راه ترقی و استقلال را با سرعت بپیمایند و آینده پرفروغ و درخشانی را برای خود پایه گذاری کنند.

منبع: بزرگسال و جوان از نظر افکار و تمایلات، مرحوم حجت الاسلام والمسلمین فلسفی