۴۲۹-آیا خواب از سنخ مرگ است؟

از آیات شریفه ى قرآن چنین استفاده مى شود که خواب و مرگ هم سنخ و هم جنس هستند؛ همان گونه که با مرگ، رابطه و علقه بین روح و بدن قطع مى گردد، در خواب نیز این رابطه قطع مى شود؛ البته کیفیت قطع رابطه ى روح و بدن در خواب، «شبیه مرگ» است، نه «عین مرگ».[1]
خداوند متعال مى فرماید:

(اللّهُ یَتَوَفَّى الاَْنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الاُْخْرى إِلى أَجَل مُسَمًّى…) [۲]
خداست که جان ها را در دم مرگ مى گیرد و آنها هم که نمرده اند در خواب مى گیرد; پس هر یک از جان ها که مرگش رسیده باشد نگه مى دارد و آن دیگرى را به بدنش برمى گرداند تا مدتى معین…

و در آیه اى دیگر مى فرماید:

(وَ هُوَ الَّذِی یَتَوَفّاکُمْ بِاللَّیْلِ) [۳]
خدایى که چون شب به خواب مى روید شما را مى میراند.
در این آیات، هم براى خواب و هم براى مرگ کلمه «توفّى» استعمال شده (یعنی این خداوند است که جان آدمیان را مى گیرد). استعمال مشترک کلمه «توفّى» براى خواب و مرگ، بدین سبب است که در هر دو مورد، تصرفات نفس از بدن قطع مى گردد؛ یعنی روح، هم در حالت خواب و هم در حالت مرگ، تصرفى در بدن ندارد با این تفاوت که بعد از مرگ، روح به بدن باز نمی گردد ولى با بیدار شدن بعد از خواب، روح به بدن بر مى گردد. کیفیتِ قطع شدن رابطه روح از بدن، در حالت خواب، ضعیف تر و کمتر از حالت قطع شدن این رابطه در حالت مرگ است.[۴]

به بیان ساده تر:
هم در مرگ و هم در خواب، روح از بدن جدا می شود با این تفاوت که: در مرگ، رابطه روح با جسم به صورت کامل قطع می شود و روح به بدن باز نمی گردد و فرد می میرد اما در خواب این رابطه به صورت کامل قطع نمی شود و علاقه و ارتباط روح و جسم پایدار است و اگر اجل صاحب روح نرسیده باشد، روحش به طور کامل از بدنش قطع ارتباط نکرده، بلکه به بدن باز می گردد.

آیت الله جوادى آملى دراین باره مى فرماید:
… به هنگام خواب، روح آدمى تعلّق خود را از بدن قطع مى کند و جز حفظِ حیات گیاهى و مراتب پایینى از زیستِ جانورى، همه وابستگى هاى خود را از پیکر انسان بر مى گیرد. از منظر ادبیات قرآن کریم، در این مرحله خدا یا فرشتگانِ او، انسان را «قبض روح» مى کند و پس از فرصتى معین آن را به بدن باز پس مى فرستد، امّا ارواحى را که مهلتشان در دنیا به پایان رسیده است، نزد خود نگه مى دارد… .[۵]

این مطلب را با حدیثی از حضرت جواد (علیه السلام) به پایان می رسانم:
مرگ همان خوابى است که هر شب به سراغ شما مى آید جز این که مدتش طولانى است و انسان تا روز قیامت از آن بیدار نمى شود. هر کسى در خوابش آن اندازه از انواع خوشحالى ها و اقسام وحشت ها مى بیند که نمى تواند به حساب آورد؛ پس حال خوشحالى و ترس در خواب چگونه است؟ این همان مرگ است؛ بنابراین براى آن آماده شوید. [۶]

پرسش:
خواب هایی که ما میبینیم ناشی از فکر ماست یا روحمون؟kg

پاسخ:
به طور کلی می توان گفت که خواب ها سه گونه اند:

۱- گاهی برخواسته از اوهام و افکار روزمره و خیالات و … و به تعبیر قرآن «اضغاث احلام» (یوسف/۴۴) است.
۲- گاهی ناشی از الهامات شیطانی برای غمگین کردن بنده (مجادله/۱۰) است.
۳- گاهی هم رؤیای صادقه و خبر از واقعه ای در آینده یا بشارتی از باری تعالی می باشد.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع): قَالَ الرُّؤْیَا عَلَى ثَلَاثَهِ وُجُوهٍ بِشَارَهٍ مِنَ اللَّهِ لِلْمُؤْمِنِ وَ تَحْذِیرٍ مِنَ الشَّیْطَانِ وَ أَضْغَاثِ أَحْلَامٍ (الکافی/ج ۸/ص ۹۰)

از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود:
خواب بر سه دسته است:
۱- بشارتی از سوی خداوند به مؤمن
۲- هراس (و اضطرابی) از ناحیه شیطان
۳- خواب های پریشان

رؤیاهای رحمانی می ‌تواند بیانگر خبرها و وقوع حوادثی از آینده شده و دریچه‌ای برای آگاهی به غیب و امور نهانی گردد؛ از نمونه این گونه خواب ها می توان به خواب پیامبر اسلام (ص) در مورد فتح مکّه (إسراء/۶۰) و خواب حضرت یوسف(ع) (یوسف/۲۴) که سالها بعد تعبیر شد (یوسف/۱۰۰) ، اشاره کرد.

پرسش:
چه زمانی معلوم میشه این خوابی که ما میبینیم از طرف شیطانه یا از طرف خدا؟

پاسخ:
یکی از راه های تشخیص این مورد که در بیشتر موارد صادق است، ملاکی است که در روایت اما صادق (ع) آمده و آن اینکه رؤیای صادقه از جنس بشارت رحمانی است و رؤیای شیطانی از جنس هراس و ترس و اضطراب؛
یعنی: بهجت و نشاط روحی بعد از خواب می تواند یکی از نشانه های خواب رحمانی باشد، همچنان که غم و اندوه و ناراحتی بعد از یک خواب، می تواند یکی از نشانه های خواب غیر رحمانی باشد (این مطلب که به طور اشاره از حدیث استفاده می شود، در بسیاری از موارد صادق است) .

————————————————
تفارت الهام رحمانی و وسوسه شیطانی:
یکی از راههای تشخیص الهام رحمانی یا وسوسه شیطانی، اثر قلبی (و روانی) آنست؛ الهامات رحمانی چون از جانب خدای تعالاست و از جنس رحمت و یقین است، آرامش بخش است و اطمینان آور:
الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد/۲۸)
آنها کسانى هستند که ایمان آورده ‏اند و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مى ‏یابد.

این الهامات، نوعی نشاط و انبساط روحانی حقیقی در فرد به وجود می آورد.

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که گاهی بعد از بیدار شدن از خواب (که یکی از راه های الهامات رحمانی است)، در خود نوعی شادی و بسط روحی احساس می کنید، بدون اینکه علت و منشأ آن را بدانید و گاهی اوقات بعد از مدتی به خاطرتان می آورید که در همان شب، رؤیای صادقه ای دیده اید و به منشأ آن انبساط روحانی واقف می شوید.

اما وسوسه شیطان از جنس شک و تردید است و شک و تردید هم منزلگاه اضطراب و تشویش و دلهره و عدم اطمینان است و این نیست جز آنکه هر آنچه مورد دعوت شیطان است از جنس فقدان و جهل و ناداری و پلیدی است:
الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَهً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ (بقره/۲۶۸)
شیطان شما را از تنگدستى مى ‏ترساند و شما را به ناشایست فرمان مى‏ دهد و خدا شما را به آمرزش و بخشایشى از جانب خویش وعده مى ‏دهد و خداوند گشایشگر داناست.

پرسش:
آیا خوابی که از طرف خدا نشات میگیره به ما الهاماتی رو میرسونه؟

پاسخ:
همانگونه که در روایت امام صادق (ع) اشاره شده بود، ممکنه یک خواب، رؤیای صادقه باشه و از جنس بشارت الهی باشه یا حتی خبری از حوادث نهانی یا آینده هم داشته باشه! نمونه قرآنی اینگونه خواب ها هم، خواب عزیز مصر بود که با تعبیر آن توسط یوسف (ع) و درایت الهی ایشان، نظام اقتصادی یک مملکت حفظ شد که جریانش در سوره یوسف به طور کامل نقل شده است.
اما مسأله مهم اینه که خواب برای غیر معصوم حجیت و الزام شرعی نمی آورد؛

‌یک وقت هست که پیغمبری خواب می بیند که باید سر فرزندش را ذبح کند و متوجه می شود که این رؤیا، یک فرمان و دستور الهی است و باید انجام شود (این مسأله اش جداست):

فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَىٰ فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ «102»
فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ «103»
وَ نَادَیْنَاهُ أَنْ یَا إِبْرَاهِیمُ «104»
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا ۚ إِنَّا کَذَٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ «105»
إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِینُ «106»
وَ فَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ «107»
وَ تَرَکْنَا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ «108»
سَلَامٌ عَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ «109»
کَذَٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ «110»
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ «111»
(سوره صافات)

همانا من در خواب دیدم تو را ذبح مى ‏کنم ، پس با تأمل بنگر رأى تو چیست؟ گفت: پدرم! آنچه به آن مأمور شده ‏اى انجام ده، اگر خدا بخواهد مرا از شکیبایان خواهى یافت. « 102»
چون آن دو تسلیم [خواسته خدا] شدند، ابراهیم پیشانى او را به زمین نهاد [تا ذبحش کند] « 103»
او را ندا دادیم که اى ابراهیم! « 104»
خوابت را تحقق دادى [و فرمان پروردگارت را اجرا کردى]، به راستى ما نیکوکاران را اینگونه پاداش مى‏دهیم [که نیّت پاک و خالصشان را به جاى عمل مى‏پذیریم.] « 105»
به یقین این همان آزمایش روشن بود. « 106»
ما اسماعیل را در برابر قربانى بزرگى [از ذبح شدن] رهانیدیم « 107»
و در میان آیندگان براى او [نام نیک] به جا گذاشتیم. « 108»
سلام بر ابراهیم « 109»
ما نیکوکاران را اینگونه پاداش مى ‏دهیم « 110»
بى‏ تردید او از بندگان مؤمن ما بود « 111»

یک وقت هم افراد غیر معصوم خواب می بینند؛‌ حالا چه صادقه و چه غیر صادقه! ‌افراد غیر معصوم، اگر چه ممکن است به برکت رؤیا و خوابشان، بتوانند اخباری از آینده یا … بدست آورند اما در عین حال، خواب این دسته از افراد حجیت و الزام شرعی به همراه ندارد! یعنی ‌این فرد نمی تواند فردا برود بین مردم و خوابش را به عنوان تکلیف دینی برای مردم بیان کند زیرا منابع شناخت دین و کسب تکالیف ما معین است (کتاب و سنت و عقل و اجماع) و غیر اینها چیزی نمی تواند منبع دستورات شرعی واقع شود.

پرسش:
کتابهایی که برای تعبیر خواب نوشته شده، تعابیرش صحت داره یا برای تعبیر خواب باید پیش افراد خاصی برویم؟

پاسخ:
تعبیر خواب صحت دارد و قرآن مخصوصا در سوره یوسف (ع) از آن خبر داده است؛ به عنوان نمونه:
خواب دو زندانی:

وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَیَانِ ۖ قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّی أَرَانِی أَعْصِرُ خَمْرًا ۖ وَقَالَ الْآخَرُ إِنِّی أَرَانِی أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِی خُبْزًا تَأْکُلُ الطَّیْرُ مِنْهُ ۖ نَبِّئْنَا بِتَأْوِیلِهِ ۖ إِنَّا نَرَاکَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ (یوسف/۳۶)
و دو غلام [پادشاه مصر] با یوسف به زندان افتادند . یکى از آن دو نفر گفت : من پى در پى خواب مى ‏بینم که [براى] شراب ، [انگور] مى ‏فشارم ، و دیگرى گفت : من خواب مى‏بینم که بر سر خود نان حمل مى ‏کنم [و] پرندگان از آن مى ‏خورند ، از تعبیر آن ما را خبر ده ؛ زیرا ما تو را از نیکوکاران مى ‏دانیم .
تعبیر یوسف (ع):
یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُکُمَا فَیَسْقِی رَبَّهُ خَمْرًا ۖ وَأَمَّا الْآخَرُ فَیُصْلَبُ فَتَأْکُلُ الطَّیْرُ مِنْ رَأْسِهِ ۚ قُضِیَ الْأَمْرُ الَّذِی فِیهِ تَسْتَفْتِیَانِ (یوسف/۴۱)
اى دو یار زندان ! اما یکى از شما [از زندان رهایى مى ‏یابد و] سرور خود را شراب مى‏نوشاند، و آن دیگر به دار آویخته مى‏شود و پرندگان از سر او خواهند خورد . تعبیر خوابى که از من جویا شدید ، تحققّش حتمى شده است
——————————-

خواب عزیز مصر:
وَقَالَ الْمَلِکُ إِنِّی أَرَىٰ سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ ۖ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی رُؤْیَایَ إِنْ کُنْتُمْ لِلرُّؤْیَا تَعْبُرُونَ (یوسف/۴۳)
و پادشاه [مصر به بارگاه ‏نشینانش] گفت : پى در پى در خواب مى ‏بینم که هفت گاو لاغر، هفت گاو فربه را مى ‏خورند ، و نیز هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک را مشاهده مى ‏کنم؛ شما اى بزرگان ! اگر تعبیر خواب مى ‏دانید درباره خوابم نظر دهید .
تعبیر معبران کاخ عزیز مصر:
قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ ۖ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِیلِ الْأَحْلَامِ بِعَالِمِینَ (یوسف/۴۴)
گفتند : [این] خواب‏ هایى پریشان و آشفته است و ما به تعبیر خواب‏ هاى پریشان و آشفته دانا نیستیم .
تعبیر یوسف (ع):
قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تَأْکُلُونَ ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَٰلِکَ سَبْعٌ شِدَادٌ یَأْکُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَٰلِکَ عَامٌ فِیهِ یُغَاثُ النَّاسُ وَفِیهِ یَعْصِرُونَ (یوسف/۴۷تا۴۹)
گفت : هفت سال با تلاش پى ‏گیر زراعت کنید، پس آنچه را درو کردید جز اندکى که خوراک شماست در خوشه ‏اش باقى گذارید. سپس بعد از آن [هفت سال فراوانى] هفت سال سخت [پیش] مى ‏آید که آنچه را براى آن [سال ‏ها] ذخیره کرده ‏اید مگر اندکى که براى کاشتن نگهدارى مى ‏کنید مصرف کنید. آن گاه بعد از آن [دوره سخت و دشوار ،] سالى مى ‏آید که مردم در آن بارانِ [فراوان] یابند و در آن [سال از محصولات کشاورزى] عصاره میوه مى ‏گیرند .
——————————–

البته همه کس نمی تواند تعبیر خواب داشته باشد؛ تعبیر خواب به صورت دقیق، کامل و فراگیر، علمی است که از ناحیه خدای سبحان به افراد شایسته عنایت می شود. لازمه اینکه فردی بتواند تعبیر خواب دقیق و کاملی داشته باشد اینست که به درجاتی از کمالات نفسانی و تعالی روحی دست یافته باشد. شاهد این مدعا هم آیه کریمه قرآن است که علم تعبیر خواب را یکی از جوایز خداوند سبحان به بندگان برگزیده معرفی می کند:
وَکَذَٰلِکَ یَجْتَبِیکَ رَبُّکَ وَ یُعَلِّمُکَ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ (یوسف/۶)
و این چنین پروردگارت تو را برمى‏ گزیند و از تفسیر خواب‏ ها به تو مى ‏آموزد

قرینه دیگر اینکه: وقتی عزیز مصر خوابش را برای معبران کاخ تعریف کرد و از آنها خواست که تعبیرش را بیان کنند، آنها از تعبیر آن خواب عاجز شده و نتوانستند و گفتند: خواب پریشان است! ولی یوسف (ع) آن خواب را به ساده ترین و بهترین شکل ممکن، تعبیر فرمود.

ناگفته روشن است که می توان با مراجعه به برخی تعبیر خواب هایی که در آیات و روایات یافت می شود و نیز کتابهایی که در این موضوع نگاشته شده، به اطلاعاتی در این زمینه دست یافت اما علم تعبیر خواب، به صورت اصیل و خالی از هر گونه شائبه و تردید، افاضه ای الهی به افراد صالح و شایسته است. کتاب هایی در این زمینه در بازار یافت می شود که از نظر سند نمی توان کاملا بدان ها اعتماد کرد!

همانطور که عرض کردم: خواب حجت نیست و الزام شرعی نمی آورد اما اگر شما خیلی تمایل به تعبیر خوابتان دارید، توصیه می شود برای تعبیر آن تنها به علمای آگاه و متقی که بدانها دسترسی دارید، مراجعه نمایید.

نیز عرض شد: خواب های به اصطلاح شیطانی و خواب های پریشان تعبیر خاصی ندارند. برخی خوابهای پریشان از ناحیه شیطان و برای محزون کردن بندگان خداست و برخی دیگر از انها هم حاصل دغدغه های فکری روزانه و اشتغالات ذهنی و مانند آنست که فکر و خیال را مشغول نموده و شبحی از آنها در خواب نمایان می شود.

پی نوشت:
————————————-
[۱]. ر.ک: محمد تقى مصباح یزدى، ره توشه، ج ۱، ص ۳۹ ـ ۴۰، و معارف قرآن، ج ۱ ـ ۳، ص ۴۵۱. ر.ک: محمد حسین طباطبایى، المیزان، ج ۱۱، ص ۲۷۳.
[۲]. سوره ى زمر، آیه ى ۴۲.
[۳]. سوره ى انعام، آیه ى ۶۰.
[۴]. ر.ک: محمد حسین طباطبایى، همان، ج ۱۷، ص ۲۶۹، ج ۷، ص ۱۳۰، ج ۱۱، ص ۲۷۳; مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج ۴، ص ۶۴۶ ـ ۶۴۷ و جعفر سبحانى، معاد انسان و جهان، ص ۸۱ ـ ۸۲.
[۵]. عبدالله جوادى آملى، حیات حقیقى انسان در قرآن، ج ۱۵، ص ۴۹ ـ ۵۰.
[۶]. عبدالله جوادى آملى، معاد در قرآن، ج ۴، ص ۱۸۵ ـ ۱۸۶، محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ۶، ص ۱۵۴.