۴۳۲-جنگ یا صلح؟

سردار مصطفی ربیعی در همایش فرهنگ جهاد که ظهر امروز در سالن همایش مدرسه دارالشفا برگزار شد به تبیین راهکارهای موفقیت در جهاد عملی پرداخت و اظهار کرد: از جمله ضروریات جهاد عملی وجود تفکر بسیجی و مردمی بودن آن است و جهاد بدون حضور و مشارکت مردم امکان ندارد.

وی با اشاره به اینکه در جهاد باید ساز و کار گروهی و روحیه انقلابی داشت، گفت: یکی از اصولی که در موفقیت جهاد بسیار موثر است، ایجاد و افزایش اعتماد به نفس جمعی و فردی است، چرا که فقط کسانی می‌توانند خود را به جایگاه‌های والا برسانند که از دنیا و تعلقات آن گذشته و نسبت به آرمان‌های خود ایمان راسخ داشته باشند.gh

مسئول قرارگاه آموزش، تربیت و تعالی سپاه ادامه داد: داشتن نیت الهی در امور، اعمال را نیکو می‌کند و در مقابل هر عمل خوب نیز کارهای ناپسند همچون دروغ در برابر صداقت و جهل و عقب ماندگی در برابر رشد وجود دارد.

ربیعی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه امر به معروف و نهی از منکر نیز به جهت هدایت جامعه  به سمت تعالی و پویایی دینی نوعی جهاد محسوب می‌شود، گفت: با عنایت به تجارب جمهوری اسلامی باید توجه داشت که حرکت‌های معنوی که ضرری برای استکبار و دشمنان نظام و اسلام نداشته باشد کارآیی نخواهد داشت.

وی ادامه داد: امروز تمام عالم نسبت به قدرت‌ ایران اسلامی آگاهی پیدا کرده است و ما باید در همه امور از این اقتدار و قدرت بهره‌برداری کنیم و در مذاکرات هسته‌ای نیز نمایندگان ایران باید با قدرت‌های جهانی به صورت جهادی برخورد کنند و کار را به پیش ببرند

مسئول قرارگاه آموزش، تربیت و تعالی سپاه با تاکید بر اینکه برای تحقق مدیریت جهادی باید به مبانی وحیانی جهاد توجه ویژه‌ای داشته باشیم، بیان کرد: امروز وظیفه داریم با عزم و اراده ملی و بهره‌گیری از مدیران جهادی و فرهنگ سازی حرکت‌های جهادی در مردم جامعه اسلامی را به سمت مدیریت جهادی سوق دهیم.

ربیعی ادامه داد: مدیریت جهادی باید در تمام ارکان جامعه همچون اقتصاد، فرهنگ و سبک زندگی جاری شود و تنها این نگاه است که می‌تواند نظام را در مسیر رشد و تعالی و پیشرفت حفظ کرده و آن را به قله‌های رفیع برساند.

وی با اشاره به اینکه امروز دانشگاه‌های ما نیازمند مبانی تولیدی هستند، ابراز کرد: باید گفت که در عرصه مبانی تولیدی تاکنون نتوانسته‌ایم آموزه‌های گسترده‌ای را خلق کنیم و باید با تمام توان در این مسیر حرکت کنیم.

مسئول قرارگاه آموزش، تربیت و تعالی سپاه افزود: اگر بتوانیم جهاد را در شرایطی که بتواند استبکار را مورد تاثیر قرار دهد در جامعه ترویج کنیم در آن صورت موفق خواهیم بود.

ربیعی با تاکید بر اینکه بسیاری از انقلاب‌های منطقه در جریان بیداری اسلامی با ظهور داعش به انحراف کشیده شد، اظهار کرد: اگر مفهوم اصیل و ناب جهاد در اسلام حقیقی برای مردم این کشورها تبیین می‌شد، گروه‌هایی همچون داعش ظهور نمی‌کردند. هر چند داعش کاری از پیش نخواهد برد و انشاء الله به خواست خداوند سبب خیر نیز خواهد شد.

وی استقلال کشور در همه زمینه‌ها را عاملی برای مصون ماندن نظام از ضربات دشمنان عنوان کرد و گفت: دولتی و کشوری که وابسته به خارج باشد نمی‌تواند در عرصه‌های مختلف موفق عمل کند و  به همین علت باید در عرصه‌های مختلف جامعه اسلامی را تقویت کنیم.

مسئول قرارگاه آموزش، تربیت و تعالی سپاه  در پایان با اشاره به اینکه باید با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی مقابل استکبار جهانی مقاومت و ایستادگی کنیم خاطرنشان کرد: انقلاب اسلامی تاکنون دستاوردهای بسیاری داشته است و به قدرت بازدارندگی رسیده است و در ادامه نیز باید در راستای پناه دادن به مستضعفین جهان و هدایت آن‌ها به سمت آموزه‌های اسلامی گام‌های موثری بردارد.

………………………………………..

فقه درجامعه اسلامی چنان دانشی است که رابطه نصوص دینی با زندگی تاریخی انسان مسلمان رادر هر زمان و مکان تعیین می‌کند. هدف فقه جریان نص در تاریخ و یا بر عکس، پیوند زندگی با نص است. منظور از نص در فرهنگ اسلامی مجموعه‌ای اعم از قرآن و احادیث نبوی و نیز اخبار امامان معصوم در اندیشه شیعه است که پیوندی درونی با هم دارند و دراصطلاح اسلامی «سنّت» نامیده می‌شوند. به گونه‌ای که می‌توان گفت احادیث پیامبر(ص) و اخبار امامان شیعه مفسر آیات قرآن تلقی می‌شوند. وظیفه فقه ارجاع مسائل زندگی از جمله مسائل صلح و جنگ به «قرآن و سنّت» و استنباط احکام الزام‌آور شرعی در این باره است.

 دانش فقه، علاوه بر قرآن و سنت، به منابع و ادله دوگانه دیگری نیز استناد می‌کنند که در اهل سنت« اجماع» و «قیاس»، و با اندک تفاوتی در مذهب شیعه «عقل» و «اجماع» می‌باشند. بدین سان منابع چهارگانه؛ ۱)قرآن، ۲)سنت، ۳) عقل، ۴)اجماع، ادله اربعه و تفصیلی در مذهب شیعه می‌باشند که منبع استنباط احکام صلح و جنگ تلقی می‌شوند. درست به همین دلیل است که «فقه را استنباط احکام شرعی فرعی از این ادله تفصیلی چهارگانه» تعریف کرده‌اند.

جنگ که در ادبیات فقه اسلامی باعنوان «جهاد» شناخته می‌شود، یکی از فروع ده‌گانه دیانت اسلام است. و بنابراین، یکی از ابواب اصلی فقه اسلامی می‌باشد. در این مقاله کوشش می‌کنیم برداشت اسلام شیعی از ماهیت جهاد و اخلاق نظامی در نصوص اسلامی را به اختصار مورد بررسی قرار دهیم.

مفهوم جهاد در فقه سنتی شیعه

هر مطالعه ارزشمندی در باب ماهیت جهاد در اسلام شیعه باید بر دو نکته اساسی توجه نماید؛ الف (تفکیک بین دو تفسیر کلاسیک و جدید از مفهوم جهاد درفقه اسلامی و، ب) تفاوت اصولی دیدگاه شیعه و سنی درخصوص جهاد. این دو نکته چنان اساسی است که درک مفهوم جهاد در اسلام شیعی بی‌توجه به آن غیر ممکن می‌نماید.

فقه کلاسیک اسلامی، اعم از اهل سنت و شیعه، جهاد را بردو نوع ابتدایی و دفاعی تقسیم می‌کند. در دیدگاه کلاسیک اصل بر جهاد است و منظور از جهاد هم جهاد ابتدایی است که حداقل به صورت واجب کفایی بر هر مسلمانی واجب است. این دیدگاه به‌ویژه در اهل سنت آیات جهاد را «ناسخ» آیات صلح در قرآن می‌داند وبنابراین، جهاد را ازوظایف دینی تعلیق‌ناپذیر مسلمانان تا روز قیامت و پایان تاریخ تلقی می‌کند. ابوبکر محمدبن ابی السهل السرخسی(مرگ۴۸۲ق)،از فقیهان مکتب حنفی اهل سنت، آیات قرآن را به گونه‌ای چیده است که گویی احکام رابطه مسلمانان با غیر مسلمانان، از اعراض و ترک رابطه تا دعوت به اسلام از راه موعظه، تا جنگ دفاعی در صورت تهاجم دشمن، و سر انجام تا تهاجم ابتدایی به غیر مسلمانان، تحول یافته و در این آخری به عنوان حکم نهایی تثبیت شده است.

 وی می‌نویسد؛ «رسول‌الله ابتدا مأمور به اعراض ازمشرکان بود، سپس دستور یافت که آنان را با موعظه و جدال احسن به دین فرا خواند. سپس مأمور شد که در صورت هجوم ابتدایی(آنان) اقدام به جنگ کند و سر انجام مأمور به جنگ ابتدایی گردید. بدین‌سان، امر بر فریضه جهاد با مشرکین تثبیت و مستقر گردید و آن واجبی است که تا قیام قیامت استوار خواهد بود؛ و هو فرضٌ قائمٌ الی قیامالساعه».

امام محمد شافعی(۱۵۰-۲۰۴ق)، رهبرمذهب شافعی{یکی از مذاهب فقهی چهار گانه اهل سنت}عقیده دارد که آیات ناظر به صلح و نهی از جنگ تا شروع تهاجم دشمن و نیز منع جنگ در ماه‌های حرام شرعی، همه با نزول آیه «وقاتلوهم حتی لا تکون فتنه»[بقره/۱۹۳] منسوخ شده است. ابو محمد المقدسی(۵۴۰-۶۲۰ق)،از بزرگان فقه حنبلی نیز همانند شافعی بر نظریه جهاد ابتدایی، حد اقل سالی یک بار تأکید دارد. ابوعمریوسف بن عبد‌الله القرطبی(۴۶۳ق) از رهبران مذهب مالکی نیز البته چنین مسیر فقاهتی در باب جهاد ابتدایی را طی کرده است.ابو البرکات مالکی (وفات:۱۳۰۲) در شرح کبیر، جهاد راحتی با وجود والی و امیر جائر نیز واجب دانسته است.

اندیشه جهاد ابتدایی در آثار حنفی نیز با همان سیاق دیگر مکاتب فقهی و کلاسیک اهل سنت تأکید شده است. نویسنده «تبیین الحقایق» می‌نویسد؛ «برما واجب است که به جنگ علیه آنان [مشرکین] شروع کنیم، هرچند که آنان اقدام و شروع به تهاجم علیه ما نداشته باشند. زیرا خداوند قتال مشرکین را واجب دانسته و هرگز جور جائر و عدل عادلقادر به ابطال این واجب نمی‌باشد تا اینکه مردمان لا اله الا‌الله گویند». همو درتبیین وجوب کفایی جهاد، به «اجماع امت» نیز به عنوان یک دلیل فقهی اشاره و استناد می‌کند.

فقه کلاسیک شیعه، از لحاظ روش‌شناسی و شیوه استدلال، همسان اهل سنت بوده و چنان که از آیت‌الله بروجردی(۱۲۹۲-۱۳۸۰ق) نقلشده است، چونان حاشیه‌ای انتقادی بر فقه سنی می‌باشد. با این تفاوت که از حیث اصول اعتقادی بر مبنای امامت امام معصوم استوار است. این تفاوت کلامی موجب شده است که دستگاه فقه شیعه «اخبار امامان معصوم شیعه» را چونان منبع مفسر قرآن و سنت پیامبراسلام (ص) تلقی کنند. در نتیجه، به‌خصوص در باب ماهیت جهاد، اندیشه شیعه تفاوتی تعیین‌کننده با فکر سنی پیدا کرده است.

فقه شیعه نیز همانند اهل سنت، جهاد را فریضه‌ای از فرایض اسلام و رکنی از ارکان دین و البته واجب کفایی می‌داند. امّا،بلا فاصله قید بسیار مهمی می‌افزاید و آن اینکه جهاد جز به حضور و اذن امام عادل – که در فقه سنتی شیعه به امام معصوم تعریف شده است- جایز نمی‌باشد. شیخ الطائفه ابی‌جعفر محمد بن حسن طوسی(۳۸۰-۴۶۰ق) کهاز اکابر فقه شیعه است در «النهایه» می‌نویسد؛ «جهاد فریضه‌ای از فرائض اسلام و ازارکان آن محسوب می‌شود که واجب کفایی است.

به این معنی که بر همه مردم (به جز زنان، پیران، مریض‌ها، کودکان و دیوانگان) واجب است که به قدر کفایت قیام به امر جهاد کنند. اما… از جمله شروط جهاد وجود امام عادل است که جهاد جز به اذن او جایز نیست و جهاد بدون ظهور او، یا حضور کسی که او [در زمان ظهور] برای اداره امور مسلمین نصب کرد و خود امام یا چنین نایبش مردم را به جهاد دعوت نکنند شایسته نخواهد بود وبر مردم واجب نمی‌شود. پس تا زمانی که امام ظاهر نبوده و منصوب او حاضر نباشد، جهاد با دشمن جایز نخواهد بود. و جهاد با ائمه جور یا غیر امام[معصوم ظاهر] خطائی است که انجام‌دهنده آن مستحق گناه است. و اگر موفق شود اجری نخواهد داشت و اگر شکست خورده و آسیب ببیند گناهکار خواهد بود. مگر اینکه مسلمانان مورد هجوم دشمن قرار گیرندو اساس اسلام یا جان و مال خاندانش مورد تهدید قرار گیرد. در این صورت جهاد و دفاع واجب است حتی با امام جائر، امّا نه به قصد جهاد ابتدایی یا همراهی امام جائر، بلکه به قصد دفاع از نفس و خویشان و مومنان و اساس اسلام».

عبارات فوق ساختار عمومی بیان شیعه در باب ماهیت جهاد در اسلام است که گفته می‌شود در امتداد فقه الجهاد اهل سنت در دوره میانه و در تناظر با آن قرارداردو بی‌هیچ تغییری از شیخ طوسی(۳۸۰- ۴۶۰ق) تا صاحب جواهر(۱۲۶۶ق) مولف بزرگترین موسوعه متأخر شیعه به نام«جواهر الکلام» و بعد از آن تداوم یافته است.

در سخن شیخ طوسی دو نکته اساسی دارد؛۱) یکی آنکه، جهاد را- چونان اهل سنت- به جهاد ابتدایی ودفاعی تقسیم می‌کند.۲) دوم آنکه جهاد ابتدائی را مشروط به زمانه ظهور امام معصوم(ع)، یا حضور نماینده منصوب اودر زمان ظهور، و دعوت او یا نماینده ویژه‌اش به جهاد می‌داند. و بنابراین جهاد در رکاب رهبران و حاکمان جائر را نفی می‌کند.

این دو شرط شروط تعیین‌کننده موضع شیعه در باب جهاد است؛ به این دلیل که تصمیم و اقدام به جهاد از وظایف اختصاصی امام معصوم است؛ و بدین لحاظ که امام معصوم شیعه اثنی عشری از سال ۲۶۱ق تاکنون در غیبت است، جهاد ابتدایی از دیدگاه شیعه عملاً منتفی ودر دوره غیبت به تعلیق افتاده است. بدین‌سان، در فقه کلاسیک شیعه ‌اندیشه مشهور و دیدگاه غالب شیعه که بعضاً ادعای اجماع هم شده است، حکم به «تعطیل جهاد ابتدایی» به‌رغم پذیرش ساختار عمومی فقه سنی در باب جهاد شده است.

اندیشه‌های جدید

نگرش‌های انتقادی معاصر در فقه اسلامی، اعم از شیعه و سنی، به تفسیرهای جدیدی از آیات جهاد قرآن تمایل پیدا کرده‌اند. از بین متفکران اهل سنت می‌توان به دیدگاه شیخ محمد عبده در «المنار» و مرتضی مطهری (از متفکران معاصر شیعه اشاره کرد. بر خلاف فقه کلاسیک، که آیات مطلق جهاد را ناسخ آیات مقیده می‌دانستند و به اصالت جهاد ابتدایی حکم می‌کردند، این اندیشمندان، آیات مقیده را مفسر آیات مطلق جهاد قرار می‌دهند و بنابراین به اصالت صلح و ماهیت دفاعی جهاد در اسلام نظر دارند. بر اساس دیدگاه‌های جدید، تقسیم دوگانه جهاد در فقه کلاسیک به جهاد ابتدایی و دفاعی از هم پاشیده و کل جهاد در اسلام ماهیت دفاعی پیدا کرده است.

این نکات،ازدیدگاه مقاله حاضر، از آن‌روی اهمیت دارد که ماهیت مطلقاً دفاعی جهاد در فقه شیعه در دوره غیبت را نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، قطع نظر از امکان تحول و پیدایی نظریه‌های جدید در فقه اسلامی، تفکر شیعی در فقه الجهاد همواره بر جهاد دفاعی استوار است. در سطور زیر این نکته را بیشتر بسط می‌دهیم و آنگاه اخلاق نظامی در اسلام شیعه را دنبال خواهیم کرد.

مبانی جهاد و دفاع در فقه شیعه

اشاره کردیم که دستگاه فقه شیعه، دستگاهی «امامت محور» است؛ تفاوت اصلی فقه شیعه با اهل سنت در نظریه امامت است. اعتقاد شیعه اثنی عشری به نصب الهی و عصمت امامان دوازده‌گانه از یک سوی، و نیز عقیده بر غیبت امام مهدی(عج)- معصوم دوازدهم- از سوی دیگر، نقش قاطعی در هندسه و شاکله فقه شیعه به طور کلی، و خصوصاً موضوع جهاد ودفاع دارد.

از حیث نظام استدلال، «اخبار» ائمه معصوم مفسر اصلی قرآن در فقه شیعه است. به اعتقاد شیعه، قرآن هرچند «قطعی الصدور» از حیث سند می‌باشد اما به اعتبار معنی و دلالت، در بسیاری از موارد ظنی است و به اصطلاح فقیهان، «ظنی الدلاله» بوده و بنابراین تابعی از احتمالات متفاوت است. درست به همین دلیل است که فقه شیعه به نقش و اخبار ائمه در بازنمایی معانی آیات متشابه قرآن تمسک کرده و استناد می‌کند. تحقیق و صدور احکام فقهی در باب ارزش‌های جهاد و دفاع نیز تابعی از این قاعده کلی در فقه شیعه است.

اصالت صلح در فقه شیعه

در باب اصالت جنگ یا صلح در اسلام مباحث زیادی تاکنون مطرح شده است و در افکار عمومی بسیاری از غیر مسلمانان و حتی برخی از مسلمانان نیز شاید چنین اندیشه‌ای در باب دین اسلام به عنوان دین جنگ و شمشیر وجود داشته باشد. اساس این تلقی شاید از دو چیز برخاسته است؛ یکی تفسیر‌های سنتی اهل سنت از اسلام که در سایه گسترش تاریخی خلافت و جنگ‌های گسترش طلبانه خلفاء زایش و توسعه یافته است؛ و دیگری آشنایی غرب از اسلام از زاویه اسلام کلاسیک سنی که رادیکالیسم معاصر اهل سنت نیز آن را تقویت کرده است. در نتیجه، دو چیز مورد غفلت قرار گرفته و فراموش شده است؛ ۱)تفسیرهای جدید از اسلام سنی که برداشتی مبتنی بر اصالت صلح از اسلام دارند؛ ۲)ناشنیده ماندن صدای اسلام شیعی که با تکیه بر نظریه غیبت، به طوراصولی بر وجه دفاعی جامعه اسلامی در دوره غیبت استوار است. مجموعه بزرگی از جامعه شیعه که بخش بزرگی از خاورمیانه را از نظر جغرافیایی در بر می‌گیرد.. در اینجا، ابتدا به برخی آیات قرآنی در باب اصالت صلح اشاره می‌کنیم و آنگاه دیدگاه روایی شیعه را بررسی خواهیم کرد:

قرآن و صلح

آیات قرآنی در باره جنگ و صلح بر دو قسم است؛ الف) برخی آیات به گونه‌ای هستند که جنگ با غیر مسلمانان را مشروط و مقید برشرط خاصی کرده‌اند که همانا تهاجم دشمن و پیدایی فتنه ناشی از این تهاجم است؛ ب) قسم دوم، آیات مطلق هستند که فارغ از هرگونه شرطی به جهاد توصیه می‌کنند. فقه کلاسیک شیعه، چنان که گذشت، همانند اهل سنت آیات مطلق جهاد را اولویت می‌داد و آنگاه، با اشاره به شرط وجود امامت معصوم در جهاد، به تعلیق جهاد در دوره غیبت می‌پرداخت.

اما تفسیر‌های جدید شیعه تأکید دارند که براساس قواعد فقهی/ حقوقی، آیات مطلقه حمل بر آیات مقیده می‌شوند و بدین سان، آیات مقیدبه تهاجم و فتنه دشمن، مفسر آیاتی تلقی می‌شوند که مطلق و بی‌قید و شرط هستند.به نظر صالحی نجف آبادی، قاعده حمل مطلق بر مقید یک قانون عمومی است که در همه عرف‌هاو همه زبان‌ها به آن عمل می‌شود. شهید مطهری نیز همین دیدگاه را دارد و می‌گوید؛«قاعده اقتضا می‌کند که مطلق را حمل بر مقید بکنیم یعنی بگوییم‏ آنجا هم که مطلق را ذکر کرده مقصود همین مقید بوده است».

شهید مطهری در توضیح دیدگاه خود می‌نویسد؛ «دین البته باید طرفدار صلح باشد، قرآن هم می‌گوید: «و الصلح‌ خیر»صلح بهتر است، اما بایستی طرفدار جنگ هم باشد، یعنی در آنجا که طرف ‏حاضر به هم‌زیستی‌ شرافتمندانه نیست و طرف به‌حکم اینکه ظالم است و می‌خواهد به شکلی شرافت انسانی را پایمال کند ما اگر تسلیم بشویم ذلترامتحمل شده‏ایم و بی‏شرافتی رابه شکل دیگری متحمل شده‏ایم. اسلام می‌گوید؛ صلح، در صورتی که طرف آماده و موافق با صلح باشد، اما جنگ، در صورتی که طرف می‌خواهد بجنگد»، لیکن مفسران قدیم، بویژه اهل سنت عقیده داشتند که آیات مقید به وسیله آیات مطلق- مثل «وقاتلوا المشرکین کافه» (توبه/۳۶)-نسخ شده است. به هر حال آیاتی که اصالت را به صلح داده و جنگ را مشروط به فتنه ناشی از تهاجم کفار می‌دانند بسیارند و سیاق آنها به گونه‌ای است که مفسرین معاصر اعم از شیعه و سنی را به ماهیت دفاعی آیات جهاد در قرآن سوق داده است.

روایات شیعه و صلح

روایات اسلامی، آن‌گونه که در اخبار شیعه آمده است، آشکارا بر صلح به مثابه اصل اولیه تاکید کرده است.امام علی (ع) تأکید می‌کند که؛ «مسالمت [صلح] را مادام که موجب وهن در اسلام نباشد، به رستگاری نزدیک‌تر و سودمندتر از جنگ یافتم؛ (وجدتُ المسالمه مالم یکن وهن فی الاسلام انجع منالقتال). همو در دستور‌العملی به مالک اشتر می‌فرمایند؛ «صلحی را که خداوند تو و دشمنت را بدان فرا خوانده است و رضای خدا در آن است، از خود دور مکن. زیرا در صلح فواید مهمی چون؛ حفظ قوای مسلح تو، آسایش فکر و فراغ بال تو، و امنیت سرزمین‌ات نهفته است. ولکن همواره از دشمنت بعد از صلح غفلت مکن. زیرا دشمن گاهی نزدیکتر می‌شود تا تو را غافلگیر نماید. پس بی‌نهایت محتاط باش و [در عین پایبندی به صلح] از حسن ظن و خوشبینی بیهوده در این باره اجتناب کن».

امام علی(ع) به حاکم جامعه اسلامی توصیه می‌کند که «در تثبیت صلح و تداوم آرامش بین مردم از هم‌نشینی و مشاوره عالمان و حکیمان بهره گیرد. زیرا صلح موجب احقاق حق و آشکار شدگی بطلان باطل می‌شود». همچنین از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است، هر گاه کسی میانجی صلح بین مردم یا حد اقل بین دو نفر باشد، فرشتگان خداوند مدام بر او درود می‌فرستند. امام موسی کاظم – امام هفتم شیعه- با اشاره به سخنی از انجیل، خطاب به یکی از یارانش (هشام) می‌گوید؛ «خوشا به حال بخشایندگان، زیرا که آنان در روز قیامت بخشوده خواهند شد.خوشا به حال اصلاح کنندگان بین مردم زیرا که آنان در روز قیامت جزوم قربان خواهند بود»

امام علی (ع) در جای دیگری با تاکید می‌افزاید «و اگر کسی شما را به صلح و سلام فراخواند از او بپذیرید و صبر پیشه کنید زیرا که نصرت و پیروزی از پیامد‌های صبر است و زمین از آن خدااست و به آن دسته از بندگان که بخواهد به میراث می‌دهد و آینده جهان از آن مومنان است».در همین روایت توصیه شده است که هر گاه دشمنی با شما رودر رو شد، در شروع جنگ پیش قدم نباشید و آغاز گر جنگ نشوید.

وجه دفاعی جهاد در دوره غیبت

گفتیم که جهاد درفقه سنتی شیعه به دونوع ابتدایی و دفاعی تقسیم شده است. همچنین اشاره کردیم که روایات و فقه شیعی اغلب دو شرط اساسی برای جهاد ابتدایی دارند؛ حضور و اذن خاص امام معصوم (ع)، در کنار شروط دیگری نظیر حریت، عدم فقر مالی، سلامت حواس و اعضاء، مرد، عاقل و بالغ بودن افراد. در نظراغلب فقیهان شیعه، حضور و اذن امام معصوم یا نماینده خاص امام درباب جهاد در زمان حضور امام معصوم، از شروط جهاد ابتدایی است. ودر فقدان ظهور امام یا نایب منصوب او در زمان حضور، جهاد ابتدایی باغیر مسلمانان جایز نمی‌باشد. بنا براین، به‌رغم قول شیعه به نقش فقیهان به عنوان «نایب‌الغیبه»، جهاد ابتدایی اختصاصاً از اختیارات نایب الغیبه خارج شده و در این خصوص، در منابع فقهی شیعه ادعای «اجماع» هم دیده می‌شود.

در همین ارتباط امام خمینی در تحریر‌الوسیله جهاد ابتدایی را خارج از اختیارات ولایی فقیهان قرار داده‌است. به نظر وی، فقیهان جامع شرایط فتوی و قضاء در همه امور، جز جهاد ابتدایی نیابت امام معصوم (ص) را به عهده دارند. آیه‌الله العظمی گلپایگانی – از مراجع معاصر قم- جهاد ابتدایی را از اختصاصات امام معصوم و نایب خاص او در زمان حضور دانسته و بدین سان از اختیارات فقیه غیبت استثنا می‌داند. اما آیه‌الله العظمی خوئی- از مراجع بزرگ و معاصر نجف- ظاهراً در اختصاص جهاد ابتدایی به حضور امام معصوم یا نایب جهاد در زمان حضور تشکیک کرده و ادله قول مشهور را تضعیف کرده است. همو اشاره می‌کندکه مشهور بین اصحاب{فقهای شیعه} اعتبار اذن امام معصوم یا نایب خاص او درمشروعیت جهاد است.

 آیت‌الله خوئی دلیل رأی مشهور را دو چیز معرفی می‌کند؛ ۱)ادعای اجماع و،۲) برخی روایات شیعه، که وی هر دو را مورد برسی انتقادی قرار داده است. به هر حال، مشهور در فقه شیعه وجود امام معصوم یا منصوب خاص او برای وجوب جهاد ابتدایی است و همین نکته به مثابه عدم وجوب و فقدان مشروعیت جهاد ابتدایی در دوره غیبت و دوره معاصر است. هرچند برخی فقهاء- از متقدمین و معاصرین شیعه – دراین حکم مشهور تردیدهایی انداخته‌اند، اما در سیره فقیهان شیعه تا کنون هیچ حکمی دایر بر تایید جهاد ابتدایی در دوره غیبت دیده نمی‌شود.

نتیجه بحث

برخلاف غرب جدید که نگاهی سکولار به جنگ دارد، ماهیت جنگ و اخلاق نظامی در جهان اسلام خاستگاهی مذهبی دارد. بنابراین نصوص(text) دینی تعیین‌کننده رفتار انسان مسلمان در خصوص جنگ و اخلاق نظامی در گذشته و امروز می‌باشد. درست به همین دلیل است که بحث جنگ و صلح در جهان اسلام در قلمرو دانشی به نام «دانش فقه» قرار دارد.

فقه در تمدن اسلامی–اعم از شیعه و سنی- چنان دستگاه دانایی است که رابطه نص و زندگی تاریخی را برقرارمی کند؛ وظیفه فقه آن است که پرسش‌های تاریخی انسان مسلمان را، مدام به نصوص دینی ارجاع داده و احکام الزام‌آور برای رفتار و کردار انسان مسلمان تدارک نماید. در چنین شرایط معرفت شناختی است که نسبتی گسست‌ناپذیر بین فقه و جنگ – به عنوان بخشی از پرسش‌های جامعه اسلامی – ایجاد شده است. فقه اسلامی در باب جهاد، به اعتبار تحولات تاریخی، و نیز تفاوت در مبانی شیعه و سنی، دو تقسیم دو گانه و مهم دارد؛ ۱)تقسیم فقه الجهاد به قدیم و جدید و ۲) تقسیم دیدگاه‌های فقهی جهاد به فقه شیعه وسنی.

در این مقاله اشاره کردیم که فقه قدیم اسلامی اصالت را به جهاد می‌داد و آیات مطلق جهادی را که در قرآن آمده‌اند، «ناسخ» آیات مقید دانسته‌اند که جهاد را مشروط به تهاجم دیگران می‌کرد. به همین دلیل هم حکم جهاد را حکم عمومی می‌دانست که تا قیامت باقی است و دلیلی بر نسخ آن دیده نمی‌شود. برعکس، نظریه‌های جدید فقهی از اصالت صلح صحبت می‌کنند ودر تفسیر آیات جهادی قرآن به قاعده عقلانی و جهانشمولی استناد می‌کنند که «امر مقید و مشروط مفسر امر مطلق و نامشروط است». بنابراین ضرورت دارد آیات مطلق جهاد در قرآن به اعتبار آیات مقید تفسیر و تبیین شوند که جهاد را مشروط به تحقق تهاجم بیگانگان کرده است. در نتیجه، جهاد در اسلام مطلقاً ماهیت دفاعی دارد. نظریه‌های جدید فقهی اندیشه کلاسیک مسلمانان در تقسیم جهاد به ابتدایی و دفاعی را از بنیادانکار ونامربوط می‌دانند.

همچنین اشاره کردیم که بر اساس فقه کلاسیک شیعه هر چند جهاد- همانند فقه کلاسیک اهل سنت- قابل تقسیم به جهاد ابتدایی و دفاعی است، اما بر اساس نظریه مشهور شیعه، جهاد ابتدایی از اختصاصات امام معصوم و مشروط به حضور او است. بنا براین، در دوره غیبت جهاد ابتدایی نیز تعطیل و از دیدگاه فقه شیعه نا مشروع است.

بدین‌سان، با توجه به مبنای شیعه درباب امامت و جهاد، تقسیم جهاد به ابتدایی و دفاعی امری صرفاً نظری است که در شرایط غیبت کار برد عملی ندارد. درست به همین دلیل است که فقه شیعه، اعم از قدیم و جدید، همواره بر وجه مطلقاً دفاعی جهاد در دوره غیبت و، با توجه به پدیده غیبت، تاکید و توجه دارد. نکته فوق مهم‌ترین وجه تمایز فقه شیعه و سنی در باب جهاد و دفاع است که دو نظام فقهی را آشکارا تمایز می‌افکند. فقه شیعه با توجه به پدیده غیبت، فقهی تراژیک است و چنین می‌اندیشد که در فقدان معصوم البته جامعه مومنان جامعه‌ای ناقص است و حتی به فرض پذیرش نظری جهاد ابتدایی، شیعه عصر غیبت مجاز به اقدام به آن نیست. زیرا در چنین پدیده‌های عظیمی نمی‌توان به درک ناقص انسان‌ها و حاکمان غیر معصوم اعتماد کرد. وظیفه شیعه در عصر غیبت همزیستی است و نه جهاد؛ صلح است و نه جنگ؛ دفاع است نه‌هجوم ابتدایی.