۴۹۳- سی علت از علل قساوت قلب و راه درمان آن+صندوق محبت

۳۰ علت از علل قساوت قلب و راه درمان آن

سه شنبه, ۲۶ فروردین ۱۳۹۳، ۰۴:۰۱ ب.ظ

 

 

 

شاید برای شما هم جای سؤال باشد که:

 چرا نمی توانیم گریه کنیم؟ چرا حالت تضرع و گریه در دعا ، عبادات و مجالس ذکر مصیبت اهل بیتلیه السلام)  پیدا نمیکنیم؟!!

از موانع گریه و بیرون نیامدن اشک از چشم، چیزهائی است که موجب قساوت قلب و سنگدلی می شود، به نحوی که صاحب آن از الطاف ربانیّه و افاضات الهیه محروم می گردد، و سبب می شود که خشوع را از قلب، و اشک را از چشم دور کند، و صاحب آن دل و چشم از سعادت دنیا و آخرت محروم شود.

در اینجا لازم دانستم تذکر دهم که در بسیاری از دعاها از مصادر وحی و تنزیل روایت شده که به خدا باید پناه برد از دلی که خاشع نباشد، و از چشمی که اشک نریزد، و این فقره از دعا را در نظر گرفت که:

«أللّهم إنی أعوذ بک من قلبٍ لا یخشع،‌ و عین لا تدمع».[۱]

یعنی: (خدایا به تو پناه می برم از دلی که خاشع نباشد، و از چشمی که اشک نریزد).

پس بر بنده مؤمن به خدا، لازم است که برای جلوگیری از قساوت قلب و نریختن اشک، از چیزهائی که موجب این دو چیز است، خودداری کند، تا دل او از آتش عشق و محبت خدا و آنهائی که خدا امر به محبت و دوستی ایشان کرده سوزان و چشم او گریان گردد.

 

موجبات قساوت قلب چند چیز است:

۱.  معصیت و نافرمانی خدای تعالی

چنانچه امیرمؤمنان(علیه السلام) فرموده: «ما من شیء أفسد للقلب من خطیئه».[۲] یعنی: (چیزی نیست که فسادش زیادتر باشد برای قلب، از گناه و نافرمانی از خدا).

و فرمود:«لاوجع أوجع للقلوب من الذنوب».[۳]  یعنی:‌ (هیچ دردی دردآورتر نیست برای دل ها از گناهان).

۲.  خوردن حرام

چنانچه پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرموده:«یا علی، من اکلَ الحرامَ سوّدَ قلبه».[۴]یعنی: (یا علی، کسی که حرام بخورد، دلش سیاه می شود).

۳.  خوردن مال شبهه ناک که دل را می میراند به نحوی که خدا را فراموش کند.

۴.  طول امل، یعنی: درازی آرزو

چنانچه خدای تعالی به موسی(علیه السلام) فرموده که:«یا موسی، لا تطوّل فی الدّنیا أَمَلَک فیقسو قلبک».[۵]  یعنی: (ای موسی، دراز مکن در دنیا آرزویت را که قسی القلب، یعنی: سنگدل می شوی).

۵.  مال بسیار داشتن

 امیرمؤمنان(علیه السلام) فرموده است:«أنّ کثره المال مفسده للدّین و مقساه للقلوب».[۶] یعنی: (بدرستی که بسیاری مال، فساد کننده دین و سخت کننده دل ها است).kar

۶.  به فکر دنیا بودن و همّ آن را در دل داشتن

چنانچه روایت وارد شده که: «تفّرغوا من هموم الدّنیا ما استطعتم، فانّه مَن کانتِ الدنیا همته، قسی قلبه و کان فقره بین عینیه».[۷]  یعنی: (فارغ و آسوده کنید خودتان را از همّ و فکر دنیا و علاقه به آن، هر چه می توانید. بدرستی که هر کسی که همّت او برای دنیا است دلش سنگ و سخت می شود و احتیاج او در مقابل دو چشم است و جز دنیا چیزی را نمی بیند).

۷.  کثرت همّ قُوت (دغدغه بیش از حد برای کسب)

چنانچه حضرت خاتم الانبیاء(صلی الله علیه و آله) به امیرمؤمنان علی(علیه السلام) فرموده است: «یا علی، خمسه‌ یمیت القلب، – إلی أن قال -: و کثره هم القوت».[۸] یعنی: (پنج چیز است که قلب را می میراند. – تا اینکه فرمود -: و بسیاریِ همّ قوت).

۸. نشستن با شخص گمراه و حاکم جائر

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرموده: «أربعه مفسده للقلوب. – إلی أن قال -: مجالسه الموتی. فقیل یا رسول الله،‌ و ما مجالسته الموتی؟ قال: مجالسته کل ضال عن الایمان».[۹] یعنی: (چهار طائفه اند که قلبها را فاسد می کنند. – تا اینکه فرمود -: همنشینی با مردگان. به آن حضرت گفته شد: همنشینی با مردگان مراد چیست؟ فرمود: همنشینی با هر غیر مؤمن گمراهی و جائر فی الاحکام و هر حاکم جائری).

۹. همنشینی با سلطان (افراد قدرتمند و صاحب شوکت دنیوی)

در حدیث امام صادق(علیه السلام) است که فرموده: «من جلس مع السّلطان زاده الله القوه و الکبر». [۱۰] یعنی: (کسی که با سلطان بنشیند، زیاد می کند خدا قساوت و تکبر او را).

۱۰.  رفتن درب خانه سلطان

قال النبی(صلی الله علیه و آله): «یا علی، ثلاثه، یقسین القلوب».[۱۱] یعنی (یا علی، سه چیز است که قساوت قلب می آورد. – تا اینکه فرمود -: «اتیان باب السلطان»، یعنی: (رفتن درب خانه سلطان).

۱۱.  قرب و نزدیکی پیدا کردن با کسانی که مبالات در گفتار و کردار ندارد

چنانچه فرمودند: «و مقاربته جفاء و قسوه».[۱۲]  یعنی: (نزدیک شدن چنین کسی که بی باک است در قول و فعل، جفا و قساوت است).

۱۲. خفق نعال ( یعنی: کسی که ریاست و بزرگی طلب باشد و دوست داشته باشد چون حرکت می کند دیگران در عقب سر او صدای کفش هاشان بلند باشد.)

چنانچه علی(علیه السلام) فرموده: «ما اَری شیئاً اضرَ بقلوب الرّجال من خفق النعال و راء ظهورهم».[۱۳] یعنی: (نمی بینم یا نمی دانم چیزی را که زیانش زیادتر باشد برای قلب های مردان از صداهای کفش هائی [که] در پشت سرهاشان حرکت می کنند).

۱۳. به دنبال صید و شکار رفتن

۱۴.  گوش دادن برای شنیدن صداهای لهو و سازها و غنا

۱۵. نشست و برخواست کردن با اغنیاء و ثروتمندان

۱۶. اختلاط ، آمیزش و صحبت زیاد کردن با زنان

۱۷. خنده زیاد کردن

۱۸. ترک مجالست و همنشینی با علماء در مدت چهل روز

چنانچه پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرموده: «یا علی، إذا أتی علی المؤمن أربعین صباحاً و لم یجلس العلماء، قسی قلبه و جرّ علی الکبائر».[۱۴]یعنی: (یا علی اگر چهل صباح بر مؤمن بگذرد و با علماء ننشیند، قسی القلب و سنگدل می گردد و جری می شود بر گناهان کبیره).

۱۹. مشورت با زنان و به رأی آنها عمل کردن به آن{در اموری که ربطی به آنان ندارد!}

۲۰. ترک کردن ذکر خدا

چنانچه خدای تعالی به موسی خطاب فرموده: «یا موسی! لا تدع ذکری علی کلّْ حال، إنّ ترکَ ذکری یقسی القلوب».[۱۵] یعنی: (ای موسی! وامگذار یاد کردن مرا در حال که ترک کردن ذکر من دل ها را سخت می کند).

۲۱. سخنان لهو و بیهوده گفتن که فائده ای نداشته باشد

۲۲.  زیاد سخن گفتن

حضرت عیسی روح الله(علیه السلام)  فرمود: «لا تکثروا کلامکم فتقسو قلوبکم و من کثر کلامه قَلَ عقله و قسی قلبه».[۱۶] یعنی: (زیاد سخن نگوئید که دل ها را سنگ و سخت می کند، و کسی که زیاد سخن گوید عقل او کم می شود و دل او سخت می شود).

۲۳. تأخیر انداختن نمازها را از اوقات خود، بدون عذر شرعی

پیغمبر اکرم فرموده: «تأخیر انداختن نماز از وقت، قساوت قلب می آورد».

۲۴. دل را در حال نماز گزاردن بجای دیگر و چیز دیگر توجّه دادن

۲۵.  زیاد خوردن و زیاد آشامیدن

در حدیث آمده که فرموده:«لا تمیتو القلوب بکثره الطعام و الشراب، فان القلب یموت کالزرع إذا کثر علیه الماء».[۱۷]

یعنی: (نمی رانید دل ها را به خوردنی زیاد و آشامیدن زیاد، زیرا که دل مانند زرع است که از آب دادن زیاد فاسد می شود).

۲۶. در حال سیری و اشتهای طعام نداشتن، طعام خوردن

۲۷. زیاد گوشت خوردن

۲۸. خوابیدن بعد از خوردن غذا

چنانچه روایت شده که امام(علیه السلام) فرموده: «أذیبوا طعامکم بذکرالله تعالی، و لا تناموا علیها فتقسوا».[۱۸]  یعنی: (آب کنید طعامی را که خوردید به ذکر خدای تعالی، و پس از خوردن طعام بلافاصله نخوابید که قساوت می آورد).

۲۹. در حال سیری که اشتهای به طعام نیست طعام خوردن

۳۰ ریختن خاک بر قبر صاحب رَحِم، یعنی: خویشاوندان رَحِمی

بنا بر روایت حضرت صادق(علیه السلام) که فرموده: «اَنهاکُم من أن تطرحوا التراب علی ذوی أرحامکم، فان ذلک یورث القسوه [فی القلب] و من قسا قلبه بَعُد من ربّه».[۱۹] یعنی: (نهی می کنم شما را از ریختن خاک بر روی خویشان خود که رَحِم های شمایند، که آن موجب قساوت قلب می شود، و کسی که قلب او قساوت گرفت از پروردگار خود دور می شود).

دانسته باد که زشت ترین و قبیح ترین تمام مرضهای قلب، مرض قساوت قلب است که سبب می شود برای محروم شدن از خیرات و سعادت دنیویّه و اخرویّه و دوری از رحمت خدای تعالی و نزدیکی به سخط و غضب او. باید پناه بُرد به خدا، چنانچه در روایت است که امام(علیه السلام) فرموده:

«ما غضب الله علی قوم و لا إنصراف رحمته عنهم إلاّ لقساوتهم».[۲۰] یعنی:‌ (غضب نکرده است خدا بر قومی و منصرف نشده است رحمت او از ایشان، مگر به جهت قساوت و سنگدلی ایشان).

و فرمود: «ما مرض قلب اشدّ من القسوه».[۲۱] یعنی: (مریض نمی شود به مرضی که سخت تر از قساوت باشد.).

و فرمود: «ما ضرب عبد بعقوبه أعظم من قسوه القلب».[۲۲] یعنی: (زده نمی شود بنده به عقوبتی که بزرگتر از قساوت قلب باشد).

 

علاج مرض قساوت قلب

بدانکه بنابر آنچه در اخبار صادره از ائمه اطهار(علیهم السلام) ذکر شده، دفع این مرض هلاک کننده به چند چیز می شود:

اوّل: فرمایش نبوی است به امیرمؤمنان که فرموده:

«یا علی، خمسه تجلوا القلب و تذهب القساوه: مجالسه العماء، و مسح رأس الیتیم، و کثره الاستغفار، و سهر الکثیر، الصوم بالنهار».[۲۳] یعنی (یا علی پنج چیز است که قلب را جلا می دهد. نشستن با علماء، و دست کشیدن به سر یتیم، و بسیار طلب آمرزش کردن در اوقات سحرها، و شب زنده داری و کم خوابیدن، و روزه گرفتن در روز).

و در خبر دیگر فرمود:

«یا علی، تنوّر القلب قرأته قل هو الله احد».

یعنی: (قلب را نورانی می کند خواندن سوره قل هو الله احد).

«و قله الدکل، و مجالسته العلماء، و أکل حبات الغلات».

(و کم خوردن، و نشستن با علماء، و خوردن دانه های حبوبات).

 

برگرفته شده از: آیت الله سید محمد حسن میرجهانی(ره) ، (۱۳۷۱)، البکاء للحسین(علیه السلام)، در ثواب گریستن و عزاداری یر حضرت سید الشهداء(علیه السلام)، و وظایف عزاداری، تحقیق روح الله عباسی، قم، نشر رسالت، ۱۳۸۵، چاپ دوم.

پی نوشت ها :

 

 

 

 

 


[۱]. تهذیب، ج ۶، ص ۳۵؛ اقبال، ص ۴۸۷؛ بحارالأنوار، ج ۹۸، ص ۳۱۴

 

 

 

[۲] . کافی، ج ۶، ص ۲۶۸؛ امالی للطوسی، ص ۴۳۸؛ بحارالأنوار، ج ۷، ص ۳۱۲.

 

 

 

[۳] . کافی، ج ۲، ص ۲۷۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۳۰۴؛ بحارالأنوار، ج ۷۳، ص ۳۴۲.

 

 

 

[۴] . مصدرش یافت نشد!.

 

 

 

[۵] . کافی، ج ۲، ص ۳۲۹؛ اعلام الدین، ص ۲۱۸؛ بحارالأنوار، ج ۷۳، ص ۳۹۸.

 

 

 

[۶] . تحف العقول، ص ۱۱۹؛ مشکاه الأنوار، ص ۱۳۸؛ بحارالأنوار، ج ۱، ص ۱۷۵.

 

 

 

[۷] . مجموعه ورام، ج ۲، ص ۱۱۹؛ ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۸؛ بحارالأنوار، ج ۷۷، ص ۱۶۶ با اختلاف بسیار نقل شده.

 

 

 

[۸] . مصدرش یافت نشد!.

 

 

 

[۹] . بحارالأنوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۶.

 

 

 

[۱۰] . منیه‌المرید، ص ۱۲۳ با اختلاف در نقل.

 

 

 

[۱۱] . فقیه، ج ۴، ص ۳۶۵؛ بحارالأنوار، ج ۶۵، ص ۲۸۲.

 

 

 

[۱۲] . کافی، ج ۲، ص ۳۶۹.

 

 

 

[۱۳] . مجموعه ورام، ج ۱، ص ۶۵.

 

 

 

[۱۴] . مصدرش یافت نشد!.

 

 

 

[۱۵] . کافی، ج ۲، ص ۴۹۷؛ بحارالأنوار، ج ۱۳، ص ۳۴۲.

 

 

 

[۱۶] . الامالی، ص ۳، ح ۱/۱؛ کتاب الموطاء، ص ۹۸۶، تفسیر مجمع البیان، ج ۱، ص ۲۶۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۱۱۸؛ بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۲۸۱. این روایت در این مصادر اینگونه آمده: «لا تکثروا الکلام بغیر ذکر الله، فإن کثره الکلام بغیرالله، قسوه القلب، إن أبعد الناس من الله القلب القاسی». عبارت مصنف را نیافتم.

 

 

 

[۱۷] . مجموعه ورام، ج ۱، ص ۴۶.

 

 

 

[۱۸] . دعوات، ص ۷۶؛ بحارالأنوار، ج ۶۲، ص ۲۶۷.

 

 

 

[۱۹] . کافی، ج ۲، ص ۱۹۹؛ علل الشرایع، ج ۱، ص ۳۰۴؛ بحارالأنوار، ج ۸۲، ص ۳۵.

 

 

 

[۲۰] . الفصول المهمه، ج ۲، ص ۴۲.

 

 

 

[۲۱] . مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص ۹۴؛ بحارالأنوار، ج ۶۵، ص ۳۳۷.

 

 

 

[۲۲] . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۶، ص ۳۳۹؛ بحارالأنوار، ج۷۸، ص۱۷۶.

 

 

 

[۲۳] . تحف العقول، ص ۲۹۶؛ شرح نهج البلاغه، ج ۶، ص ۳۳۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص ۲۴۸؛ تفسیر الثعالبی، ج ۵، ص ۸۷؛ بحارالأنوار، ج ۷۸، ص ۱۷۶؛ من السیره الامام محمّد باقر(ع)، ص ۱۵۶.

منبع: گناه شناسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


برگرفته شده از http://ahlolbait.blog.ir