(۵۵)-آیا علامت اقتصاد پاک سعادت در هنگام مرگ است؟

z2پیمودن راه شصت ساله در شش روز
حوزه / خیلى عجب است که همه عمر خود را در کفر و انکار صانع گذرانیده و روزگار دراز، در خواب گران جهالت خوابیده؛ چند روز به آخر عمر مانده، منادى توفیق دفعتاً صیحه‏اش زد و از خواب گران برجست. راهى که مردان راه، در مدّت شصت سال نمى ‏توانستند بپیمایند، او در ظرف شش روز پیمود.

به گزارش سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه» آیت الله سید احمدزنجانی والد آیت الله العظمی شبیری زنجانی درگفتاری، حکایت جالبی ازعاقبت به خیری شخصی غیرمعتقد به مبدأ و معاد را بیان است که در ذیل می آید:

 آقاى حاج میرزا عبد اللّه طهرانى، از آقاى آقا میرزا مهدى آشتیانى[۱]نقل کرد از شخصى که نزد وى مورد اعتماد بوده که:ما رفیقى داشتیم، طبیعی(مادی گرا) بود واعتقاد به مبدأ و معاد نداشت؛ ولى زن پاک و صالحه‏اى در منزل داشت که ظروف خورد و خوراک او، از وى جدا بود.[۲] و هر سال، آن شخص، از ما دعوت  مى‏ کرد و دلمه‏اى به ما مى ‏داد؛ ولکن مباشر طبخش، همان خانم ‏بود. تا اینکه آن زن وفات نمود؛ ما مطالبه سور از او نمودیم؛ او عذر آورد که شما مرا نجس مى ‏دانید و آن زن که مباشر پختن و جمع و جور کردن غذا بود، نیز مرده. گفتیم که تو خرج سور را بده، ما خودمان مباشر مى‏ شویم.

 خلاصه، او پولى داد. ما پنج، شش نفر بودیم، خودمان، لوازم دلمه را خریده، پختیم. هنگامى که شام را مى ‏کشیدیم، فقیرى دم در آمد، سؤال کرد. ما پیش خود گفتیم که هر سال، آن خانم در این سفره نصیبى داشت، اکنون که دست او کوتاه شده، ما حصّه وسهم او را به این سائل مى ‏دهیم. او خندید و گفت: خانم مُرد و کارش تمام شد. از این احسان، چیزى عاید وى نمى ‏گردد؛ امّا اگر به سائل چیزى مى ‏دهید، بدهید.

وی ادامه ئتئ: ما هم غذاى کامل یک نفر را از همه آنچه در سر سفره بود، جدا کرده، به آن سائل دادیم، بعد، شام را خورده، همان‏جا خوابیدیم.

صبح آنجا بودیم، زنى آمد که دایه آن خانم بود، به صاحب‏خانه گفت: من دیشب، مرحومه خانم را در خواب دیدم که بسیار شاد و از شما اظهار امتنان مى ‏نمود؛ مى ‏گفت: شامى که فرستاده بودید، خیلى به موقع رسید؛ چون مهمان داشتم و چیزى هم آماده نداشتیم. این شام، روى مرا سفید کرد. آن شخص، قصّه این خواب را که از آن زن شنید، اشک از چشمش سرازیر شد و گفت: انصافاً حقّ با شما بوده و من به خطا رفته ‏ام. آن گاه، شهادتین بر زبان جارى کرد و اسلام آورد. از قضا، به فاصله شش روز، به رحمت خدا رفت.

حکم مستورى و مستى، همه بر عاقبت است                  کس ندانست که آخر به چه حالت برود[۳]

 خیلى عجب است که این شخص، همه عمر خود را در کفر و انکار صانع گذرانیده و روزگار دراز، در خواب گران جهالت خوابیده؛ چند روز به آخر عمر مانده، منادى توفیق دفعتاً صیحه‏اش زد که از خواب گران برجست. راهى که مردان راه، در مدّت شصت سال نمى ‏توانستند بپیمایند، او در ظرف شش روز پیموده، با آن ها دوش به دوش و بلکه جلوتر از آن ها گردید.

گاهى بر عکس هم مى ‏شود به گونه ای که رشته شصت ساله تسبیح، یک‏دفعه به رشته تار تبدیل مى ‏گردد. چنان که در عصر ما خیلى ها چنین گردیدند.

 حتى در سنّ پیرى، رقص و بازی ها را که در جوانى از آن ها فوت شده بود قضا کردند؛ قضاى الهى نیز با آن ها خوب بازى کرد. همه را با چشم خودمان دیدیم گرچه باز، حکم مستورى و مستى همه بر عاقبت است؛ ممکن است که باز نسیم اقبال، در عین حال، بر قالب آن ها وزیده، آن ها را دوباره زنده کند.


[۱]- میرزامهدی آشتیانی (م ۱۳۳۲ ش )، عارف، فیلسوف و فقیه ایرانی و شیعه بود.

[۲]- گرچه علقه زن وشوهری، بین مسلمه و طبیعی شرعا صورت نمی بندد. گویاآان زن، جاهل به موضوع و یا جاهل به حکم مسأله بوده اند و یا آن که آن زن، زن وی نبوده و سمت دیگری داشته.

[۳]- این شعر از حافظ شیرازی است و گویا چنین درست باشد: حکم مستوری و مستی، همه بر خاتمت است              کس ندانست کآخر به چه  حالت نرود.

*گزیده الکلام یجر الکلام عاقبت به خیری

*پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی شبیری زنجانی