۷۴۲-وضع نظریۀ اخلاق در عصر مدرن+ رابطه محبت و تعریف از اخلاق

بازگشت نظریۀ اخلاقی تیلور به سنت رمانتیسیسم برای احیای تعالی اخلاقی نارساست و به فضیلت‌گرایی دینی بسیار نزدیک‌تر است تا آرمان اصالت مدرن.

خبرگزاری فارس: وضع نظریۀ اخلاق در عصر مدرن

چکیده

در تاریخ اندیشۀ مدرن، دو نقطۀ عطف وجود دارد. اولی، انقلاب فلسفی- معرفتی دکارت است. ظهور و بسط فلسفۀ دکارت، به‌معنای زوال جهان‌بینی قرون وسطی، تولد سوژۀ انسانی و تغییرات اساسی در مباحث و موضوعات شاخه‌های گوناگون علمی بود. فلسفۀ او بر اندیشه‌های عصر جدید، مانند لیبرالیسم، دموکراسی، حقوق بشر، عقلانیت علمی و قانون‌گرایی روابط و نهادهای اجتماعی جدید مبتنی بود. برهمین‌اساس، هنجارها و داوری‌های اخلاقی دچار تغییرات بی‌سابقه‌ای شد. نقطۀ عطف دوم، در نیمۀ قرن بیستم رخ داد و بسیاری از اندیشه‌های عصر روشنگری را به افسانه و سراب تبدیل کرد. چارلز تیلور، یکی از نمایندگان چرخش فلسفی معاصر، معتقد است که معرفت‌شناسی طبیعت‌گرای دکارتی باعث غلبۀ تفسیر نسبی‌گرایانه، لذت‌گرایانه، اتمیستی و پوچ‌گرایانه از کنش اخلاقی و انحراف از آرمان اصالت اخلاقی مدرن شده است. وی افزون‌بر دفاع قاطع از ضرورت خودشکوفایی فردی و صداقت با خویشتن، دنبال فهم غنی‌تری از زندگی در چارچوب خیر‌های گریزناپذیر اخلاقی است. هدف از این پژوهش، ژرف‌اندیشی دربارۀ انسجام و کفایت اندیشۀ اخلاقی یکی از اندیشمندان برجستۀ فلسفۀ اخلاق معاصر است. این پژوهش نشان می دهد بازگشت نظریۀ اخلاقی تیلور به سنت رمانتیسیسم برای احیای تعالی اخلاقی نارساست و به فضیلت‌گرایی دینی بسیار نزدیک‌تر است تا آرمان اصالت مدرن. همچنین کمک گرفتن از منابع مختلف توجیه اخلاق اصالت، به ابهام‌ها و تعارض‌های نظریۀ وی افزوده است. چون تیلور فیلسوفی تحلیلی است، روش‌شناسی این پژوهش، تحلیلی- انتقادی است.

نویسنده:

حسن بوژمهرانی:  استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحدآزادشهر

دو فصلنامه اخلاق وحیانی – دوره ۵، شماره ۸، بهار و تابستان ۱۳۹۴.