۸۶۴-مبانی و رویکردهای خدا محوری در صحیفۀ سجادیه از منظر آیت الله العظمی مکارم +محبت غم خداوند

با تأمل در آموزه های قرآنی می توان دریافت که طبیعت زندگى‏ این جهان در هیچ مرحله خالى از مشکلات، ناراحتی­ ها، و رنج و مشقت‏ نیست، خواه این مشکلات جنبه جسمانى و بدنى داشته باشد، و یا جنبه روحى و فکرى و یا هر دو، و هیچکس را خالى از آن نمى‏ بینیم.

به گزارش خبرگزاری«حوزه»، حضرت آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به فرازی از دعای امام سجاد (ع) در صحیفه سجاده  که فرمودند: پروردگارا! صبر و استقامت و پایدارى و شکیبایى و خویشتندارى ما را روز به روز زیادتر کن، و ما را در صف صابران حقیقى و واقعى قرار ده، و اجر و پاداش شکیبایان را به ما عنایت فرما، تا در سایه آن خشنودیت را جلب کنیم، و به بهشتت درآییم، و در غرفه هاى آن جاى گیریم، گفتند: بدیهی است دعاى مکارم ‏الاخلاق صحیفۀ سجادیه درخواستى است از خداوند، براى رفع صفات ناپسند و مذموم و راه و روشى که مورد رضایت خداوند است،[۱] لذا در این دعا‏  که از امام سجاد علیه السلام نقل شده، صفات برجسته فردى و اجتماعى که در پرتو آن مى‏ توان طرح زندگى‏ صحیحى براى فرد و جامعه ریخت، بیان گردیده است‏[2].

مرحوم امام خمینى در کتاب آداب الصلاه چنین مى فرماید: در کلمات ائمه اطهار خصوصاً در صحیفه سجادیه همان صحیفه نورانیه الهیه که از سماوى عرفان عارف بالله وعقل نورانى سید الساجدین نزول یافته، براى خلاص بندگان خدا از زندان طبیعت وفهماندن ادب عبودیت وقیام در خدمت ربوبیت برنامه جالبى است.[۳]،[۴]

آرى! اینگونه است که باید به سراغ دعاهاى پر مغز امام سجاد در صحیفه سجادیه‏ رفت، و در پرتو توصیف ­هاى این بندگان مخلص خدا، خدا را شناخت.[۵]

امام سجاد علیه السلام در بیستمین فصل دعای مکارم الاخلاق صحیفه سجادیه به خداوند عرضه می دارد:«اللَّهُمَّ أَنْتَ عُدَّتِی إِنْ حَزِنْتُ، وَ أَنْتَ مُنْتَجَعِی إِنْ حُرِمْتُ، وَ بِک اسْتِغَاثَتِی إِنْ کرِثْتُ، وَ عِنْدَک مِمَّا فَاتَ خَلَفٌ…؛هنگامی که غمگین می شوم تو یار و یاور من هستی، و هنگامی که محرومیت ها به سراغ من می آید تو تکیه گاه من هستی، و هنگامی که کار بر من دشوار و سخت می شود تو فریادرس من هستی، و هنگامی که از من چیزی تلف می شود تو جبران کننده آن هستی …».[6]

گفتنی است امام سجاد علیه السلام در بیستمین فصل دعای مکارم الاخلاق به آسیب های متعددی از قبیل «اندوه و حزن»، «محرومیت»، «دشوار شدن کارها»، «زیان و ضرر».. و لزوم اتکاء به خداوند اشاره داشته اند.[۷] آن حضرت از خداوند می خواهد که ذات اقدس الهی در همه این مسائل، یار و یاور و جبران کننده باشد[۸]. در واقع امام علیه السلام مى‏ خواهد این حقیقت را بازگو کند که من تنها ثناى تو مى‏ گویم و تنها به تو امید بسته‏ ام و حلال‏ مشکلات‏ من تنها تویى!. [۹]

اینچنین است که آن حضرت خدا را به عنوان ثقه و مورد اعتماد و تکیه‏ گاه گرفته‏ است.[۱۰]لذا در مناجات‏ هاى پانزده‏ گانه امام سجاد علیه السلام وارد شده است که به پیشگاه خدا عرضه مى‏ دارد؛«تو مراد منى و غیر تو مراد من نیست. شب‏زنده‏ دارى و بیدارى‏ام فقط براى توست نه غیر تو. دیدارت نور چشم من و وصل تو آرزوى من و به سوى تو شوق و اشتیاق من است. در وادى محبت تو سرگشته و در هواى تو دل‏داده ‏ام و خشنودى‏ات مقصد و مقصود من … و قرب تو منتهاى خواسته من است».[11]

لزوم اجتناب از منفی گرایی در مواجهه با مشکلات زندگی

بی تردید دعا انسان را به خدا نزدیک مى ‏کند و روح او را تلطیف کرده و نشاط روحانى او را افزایش مى‏ دهد؛ امید او را به آینده زیاد کرده، و از سقوط در دره هولناک یأس‏ و افسردگى رهایى مى‏ بخشد.[۱۲] زیرا انسان مى‏ کوشد با توجه مخصوص به پروردگار، راز و نیاز با او و نیایش به درگاه پاکش، روح خود را از جهان ماده برتر ساخته، قلب و جان خود را از آلودگى به گناه شسته و صفات برجسته انسانى را در خود پرورش دهد، و با استمداد از قدرت و عظمت پروردگار، یأس‏ و نومیدى را از خود دور سازد، همواره بیاد خدا بوده، و در برابر او احساس مسؤولیت کند.[۱۳]بنابراین باید دانست روزهای سخت و دشوار همراه با مشکلات وجود دارد و اینکه ما بخواهیم  زندگی، خالی از این ها باشد امکان پذیر نیست.[۱۴]

در واقع باید گفت  افراد در برابر مشکلات زندگی دو رویکرد اتخاذ می کنند، گروهی مأیوس و افسرده می شوند و خدای ناکرده دست به خودکشی می زنند و از جامعه کنار می روند و برای همیشه خانه نشین می شوند و فعالیت ها را کنار می گذارند چرا که حالت منفی در مقابل مشکلات به خود گرفته اند.[۱۵] که این امر نگرانى و آشفتگى و گاه یأس‏ و حتى بدبینى به ساحت قدس خداوند ایجاد مى ‏کند که کار زشت و ناپسندى است.[۱۶]

زیرا انسان هاى بى‏ ایمان یا ضعیف الایمان چنان هستند که اگر مختصر نعمتى از نعم الهى از آنها سلب شود زبان آنها به ناشکرى و اظهار یأس‏ و نا امیدى گشوده مى‏ شود، [۱۷] لذا باید گفت مؤمنان راستین کسانى هستند که نه به هنگام نعمت گرفتار غرور و غفلت مى‏ شوند و نه به هنگام مصیبت، گرفتار یأس‏ و نومیدى، بلکه نعمت را از خدا مى‏ دانند و شکر به درگاه او مى‏ برند، و مصیبت را آزمون و امتحان، و یا نتیجه اعمال خویش محسوب مى‏ دارند و صبر مى‏کنند و رو به درگاه او مى ‏آورند.[۱۸]

چنانکه امام سجاد علیه السلام در در دعاى ابوحمزه مى‏ فرمایند«همانا به خاطر قدم امید به تو و عظمت طمع (بندگان) در وجود تو طلب مى‏ کنم آنچه را که واجب کردى بر نفس خودت که رأفت و رحمت است».[19] البته این طمع ممدوح و امید به این رحمت و ثواب و قرب الهى و دخول در جنت به صرف طمع حاصل نمى‏ شود. آن امام سجاد علیه السلام، که طمع در رحمت الهى دارد، به وظائف و تکالیف الهى نیز عمل کرده، و چنین توقعى دارد.[۲۰]

خداوند؛ کلید گشایش  غم و اندوه

امام سجاد علیه السلام دربیستمین فصل از دعای مکارم الاخلاق صحیفه سجادیه در فرازی به خداوند عرضه می دارد:«اللَّهُمَّ أَنْتَ عُدَّتِی إِنْ حَزِنْتُ؛هنگامی که غمگین می شوم تو یار و یاور من هستی»[21].

لازم به ذکر است «حزن‏» حسرت خوردن و درد کشیدن به خاطر فقدان محبوبى یا فوت مطلوبى است.[۲۲] لذا در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى ‏خوانیم: «اگر ساعتى حزن از دل هاى اهل معرفت پوشیده گردد به درگاه خدا استغاثه مى‏ کنند و آن را از او مى ‏خواهند».[23]

بی تردید قدرت پروردگارعامل گشودن هر مشکل و از میان بردن هر اندوه و غم‏، و فراهم ساختن اسباب هر فتح و پیروزى است، در واقع هیچکس جز او« فتاح» نیست، و«مفتاح» و کلید همه درهاى بسته در دست قدرت اوست.[۲۴]

بدین ترتیب شکایت کردن به درگاه خداوند نه تنها عیبى ندارد، بلکه نوعى دعا و تضرع و درخواست از اوست و در دعاهاى معصومان هم آمده است، همان‏گونه که یعقوب پیغمبر علیه السلام بعد از آنکه یوسف علیه السلام و بنیامین علیه السلام را از دست داد در برابر سرزنش افراد گفت: «قال إنما أشکوا بثی و حزنی‏ إلى الله »[25]؛ من غم و اندوهم را تنها به خدا شکوه مى ‏کنم» .[26]

و نیز در مناجات دوم از مناجات‏ هاى پانزده‏ گانه امام سجاد علیه السلام مى‏ خوانیم:««إلهى إلیک أشکو نفسا بالسوء أماره؛ اى معبود من، به تو شکایت مى کنم از نفسى که مرا به بدى فرمان مى‏ دهد».[27]

پس عارفان و مؤمنان داراى حزن هستند[۲۸]، و سرچشمه غم عارفان و پرهیزکاران مقصر دانستن خود در پیشگاه الهى، و اینکه از عهده تکالیف الهى برنیامده ‏اند، آن طورى که باید طاعت و فرمانبردارى خدا را کنند، نکرده ‏اند، و همین احساس است که همانند امام چهارم (که از کثرت عبادت ملقب به زین العابدین است) را وادار مى‏ کند که در دعاى ابوحمزه ثمالى با سوز و گذار چنین گوید: «چه کسى بد حال‏تر از من است، اگر با این حالت به قبرم منتقل شوم، قبرى که مهیا نکرده ‏ام آن را براى خوابیدن، و فرش نکرده ‏ام آن را با عمل صالح، چرا نگریم در حالى که نمى‏دانم مسیر من به چه طرف است، و مى‏ بینم نفس با من خدعه مى کند، و روزگارم با من مکارى و عقاب مرگ بر سرم پر و بال گشوده، چرا نگریم، مى‏ گریم‏، براى خروج نفس و جانم، مى ‏گریم براى تاریکى قبرم، مى ‏گریم براى تنگى لحدم، مى‏ گریم براى سؤال منکر و نکیر (دو فرشته‏ اى که در قبر مسئول، سؤال هستند) از من، مى ‏گریم براى خارج شدن از قبرم، در حالى که برهنه و ذلیل و حمل کننده سنگینى بار اعمالم بر پشتم هستم …».[29]

در سایۀ حمایت خدا نه خلق خدا

از آن‏جا که انبیاء الهی علیهم السلام و خاتم پیامبران صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصومین علیهم السلام مقام والایى در معرفه الله داشته ‏اند، به خوبى مى‏ دانستند که منبع اصلى هر قدرت و خیر و برکتى خدا است، و اگر خدا حمایت‏ از کسى کند اگر تمام جهانیان دست به دست هم دهند قدرت بر این‏که زیانى به او برسانند، ندارند.[۳۰]

لذا پیامبران علیهم السلام و معصومان علیهم السلام هم در برابر وسوسه‏ هاى شیطان باید خود را به خدا بسپارند و هیچکس از لطف و حمایت‏ خدا در برابر وساوس شیاطین و نفس بى نیاز نیست، حتى معصومان علیهم السلام.[۳۱]

از این رو امام سجاد علیه السلام در بیستمین فصل دعای مکارم الاخلاق صحیفه سجادیه می فرماید؛«وَ أَنْتَ مُنْتَجَعِی إِنْ حُرِمْتُ؛ و هنگامی که محرومیت ها به سراغ من می آید تو تکیه گاه من هستی»[32]

گفتنی است کسانى که در مقام رهبرى خلق و پیشوایى و تأسى مردم قرار گرفته‏ اند، آنها همیشه برای تن در دادن به محرومیت­ ها براى نیل به رضاى خدا و هدایت خلق تلاش می کنند[۳۳] زیرا مؤمن در میدان حوادث خود را تنها نمى ‏بیند، بلکه دست لطف و حمایت‏ خدا را دائما بر سر خویش احساس مى‏ کند.[۳۴]

شکی نیست که حمایت‏ خدا شامل حال پرهیزکاران است.[۳۵] لیکن نکته بسیار مهم این است که انسان بفهمد ضعیف است و تا حمایت‏ الهى نباشد نمى ‏تواند کارى صورت دهد.[۳۶] ازاین‏رو کارها را براى خدا بکند، اگرچه مردم از او ناراضى و خشمگین گردند[۳۷] لذا ما باید مردم را براى خدا بخواهیم نه خدا را براى مردم. مبادا روزى که براى جذب مردم، خدا را از خود ناخشنود سازیم.[۳۸]

از آن‏جا که افراد با ایمان، مخصوصاً سالکان الى الله و بندگان سپاسگزار و ترسان از هواى نفسانى و وسوسه‏ هاى شیطانى باید پیوسته به یاد خدا باشند؛ و همواره خود را در پناه او و تحت حمایت‏ آن کریم بنده نواز قرار مى ‏دهند[۳۹]، لذا اگر توکل بر خدا باشد او هم حمایت‏ و راهنمایى مى ‏کند.[۴۰]«و من یتوکل على الله فان الله عزیز حکیم؛[۴۱]هرکس بر خدا توکل کند پیروز مى ‏گردد؛ چرا که خداوند توانا و حکیم است». زیرا همه نیاز توکل کنندگان را مى‏ داند، و هم قادر بر حمایت‏ از آنها است‏.[42]

خداوند؛ بهترین یار و مددکار در مشکلات و سختی ها

یک نگاه اجمالى، به سراسر زندگى‏ انسان در این جهان نشان مى ‏دهد که همه آن آمیخته با رنج و مشقت‏ است، [۴۳] از آن لحظه ‏اى که نطفه ‏اش در رحم قرار مى‏ گیرد، مراحل زیادى از مشکلات را طى مى کند تا متولد شود و بعد از تولد در دوران طفولیت و جوانى و بعد پیرى مواجهه با انواع مشقت‏ ها و رنج‏ هاست که قرآن به این نکته اشاره مى‏ کند و مى‏ فرماید: «لقد خلقنا الإنسان فى کبد؛[۴۴] ما انسان را در رنج آفریدیم (و زندگى او پر از سختى است)». [45]

هم زندگى او توأم با رنج است هم اطاعت فرمان پروردگار توأم با سختى ‏هاو مشکلات است.[۴۶] لذا امام سجاد علیه السلام در فصل بیستم دعای مکارم الاخلاق به خدا عرضه می دارد؛«وَ بِک اسْتِغَاثَتِی إِنْ کرِثْتُ؛ هنگامی که کار بر من دشوار و سخت می شود تو فریادرس من هستی».[47]

با تأمل در آموزه های قرآنی می توان دریافت که طبیعت زندگى‏ این جهان در هیچ مرحله خالى از مشکلات، ناراحتی­ ها، و رنج و مشقت‏ نیست، خواه این مشکلات جنبه جسمانى و بدنى داشته باشد، و یا جنبه روحى و فکرى و یا هر دو، و هیچکس را خالى از آن نمى‏ بینیم.[۴۸]

در حدیث بسیار پرمعنایى از امام على بن الحسین علیه السلام مى‏ خوانیم:«الراحه لم تخلق فى الدنیا و لا لاهل الدنیا…؛ راحتى و آسایش در دنیا و براى اهل دنیا وجود ندارد، راحتى و آسایش تنها در بهشت است، و براى اهل بهشت! رنج و تعب در دنیا آفریده شده، و براى اهل دنیا، و (به همین دلیل) هر کسى پیمان ه‏اى از آن به دست مى ‏آورد دو برابر آن حرص نصیب او مى‏ شود، و کسانى که از دنیا بیشتر دارند فقیرترند! زیرا محتاج دیگران در حفظ اموال خویشند، و به وسائل و ادوات زیادى براى حفظ آن نیازمندند، بنا براین در ثروت دنیا راحتى نیز وجود ندارد».[49]

سپس امام علیه السلام در ذیل این حدیث فرمود:«کلا ما تعب اولیاء الله فى الدنیا للدنیا، بل تعبوا فى الدنیا للآخره؛ هرگز دوستان خدا در دنیا به خاطر دنیا رنج و تعب نمى ‏کشند، بلکه رنج و تعب آنها در دنیا براى آخرت است».[50]

 

از این رو باید با تأسی از امام سجاد علیه السلام که فرمود؛ «مَنْ یُجِیبُ دُعَاءَ الْمُضْطَرِّ فِى الظُّلَمِ،یَا کَاشِفَ الضُّرِّ وَالْبَلْوَى مَعَ السَّقَمِ؛ اى کسى که دعاى گرفتاران را در تاریکى هاى شب اجابت مى کنى! اى کسى که دردها ورنج‌ها وبلاها را برطرف مى‌سازى!»، تنها باید بر خدا تکیه‏ کرد؛ خدایى که بهترین یار و مددکار و مدافع است‏[51].

خداوند ؛ بهترین جبران کننده

بدون شک معلومات ما در برابر مجهولات بسیار ناچیز است، و آنچه ما از اسرار آفرینش و جهان هستى مى‏ دانیم در برابر آنچه نمى‏ دانیم همچون قطره‏اى در برابر اقیانوس عظیمى است.[۵۲] حوادث‏ ناگوار در طول زندگى انسان، حوادث طبیعى تلخ و دردناک و بلاگونه‏اى رخ مى ‏دهد که گروهى را خشک و تر مى ‏سوزاند، ویرانى‏ ها و کشتارهاى زلزله‏ ها و طوفان‏ ها و خشکسالى ‏ها و قحطى‏ ها را همه شنیده ‏ایم، معمولا هنگامى که این حوادث پیش مى ‏آید این سؤال مطرح مى‏ شود: مگر نه این است که همه عوامل و اسباب طبیعى تحت امر خدا هستند؟ و آب و باد و خاک و آتش سر بر فرمان اویند، رودها از خود طغیان نمى‏ کنند، و آنچه او فرمان مى ‏دهد همان مى‏ کنند، آیا این‏گونه امور با اصل عدالت و حکمت‏ او سازگار است؟.[۵۳]

در پاسخ باید به کلام امام سجاد علیه السلام استناد نمود که فرمود؛« وَ عِنْدَک مِمَّا فَاتَ خَلَفٌ؛ و هنگامی که از من چیزی تلف می شود تو جبران کننده آن هستی»[54].

در تبیین این کلام نورانی باید گفت دلبستگى شدید انسان به دنیا باعث مى‏ شود که دائم روحش در عذاب باشد. واقعا اگر ما در مسائل زندگى مادى به آیه «لکیلا تأسوا على ما فاتکم ولا تفرحوا بما آتیکم؛[۵۵] این به‏ خاطر آن است که براى آنچه از دست داده‏ اید تأسف نخورید و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید»[56]، بلکه ایمان داشته باشیم و بدان عمل کنیم که در این صورت خیلى راحت هستیم.[۵۷]

 به راستی چیزى که از دست‏ رفت‏ چرا غصه بخورید؟ و چیزى هم که دارید زیاد به آن نچسبید که اگر گرفتند فریادتان بلند شود.[۵۸] بلکه خدا مى‏ خواهد بندگانش را با انواع شدائد بیازماید، و با انواع مشکلات در طریق انجام عبادتش روبرو کند، تا تکبر از قلب هایشان فرو ریزد، و خضوع و فروتنى در آن جایگزین‏ گردد و در پرتو این فروتنى و خضوع درهاى فضل و رحمتش را به روى آنها بگشاید و وسائل عفو خویش را به آسانى در اختیارشان قرار دهد.[۵۹]

سخن آخر

در خاتمه باید گفت ما هر وقت بخواهیم روح دعا و نیایش و توجه بیشتر به درگاه خداوند و عشق به ذات پاکش در ما پیدا شود باید به سراغ دعاهاى چهارمین پیشواى مکتب شیعه، امام على بن الحسین بن على بن ابی‏ طالب، مشهور به «سجاد» علیه السلام برویم و همچون گیاهان نورس که از ابر پربرکت بهارى سیراب مى‏ شوند از آن سیراب ‏گردیم.[۶۰]

 بی تردید کتاب صحیفه سجادیه میراث‏ بزرگی است که مجموعه ‏اى است از بهترین و فصیح‏ترین و زیباترین دعاها، با محتواى بسیار بلند و بالا و عمیق، که جمله به جمله آن درس تازه‏اى به انسان مى‏ آموزد، و به راستى طرز نیایش و مناجات با خداوند را به هر انسانى مى‏ آموزد، و روح و جان آدمى را نور و صفا مى‏ بخشد.[۶۱]

مگر نه این است این امامى که داراى مقام عصمت است این‏گونه در خانه خدا راز و نیاز مى‏ کند، کى مى‏ شود که ما دعا کردن را هم از اینان یاد گیریم‏.[62] بی شک این فراز های نورانی؛ مناجات کسانى است که در برابر انبوه آفات سعادت، به قدرت و توانایى او پناه مى‏ برند و به ریسمان الهى چنگ مى‏ زنند و حمایت‏ و پشتیبانى خدا را مى‏ طلبند.[۶۳]

لذا باید بیاموزیم که  نه تنها در نعمت و کامیابى و سلامت و رفاه خداوند متعال را حمد و سپاس بگوییم؛ بلکه، در بلا و شدت و مصیبت، و به هنگام هجوم طوفان حوادث‏ نیز، شاکر و سپاسگزار باشیم[۶۴]. چرا که، اولا مى‏ دانیم هر کارى مى‏ کند، موافق حکمت‏ و نهایت مصلحت است، حتى مصایبى که براى آزمایش ما، یا به عنوان کفاره گناهان ما، یا سبب بیدارى ما از خواب غفلت است.[۶۵] اینگونه است که  ما اجر صابران، و پاداش شاکران را می بریم و این خود نعمت دیگرى است.[۶۶]

بنابراین برای اطاعت فرمان او، و رعایت حقوقش، باید از او یارى بجوییم؛ که بدون یارى او، کارى از ما ساخته نیست و این همان چیزى است که شب و روز در نمازها مى‏ گوییم: «إیاک نعبد و إیاک نستعین».[67]،[۶۸]

پروردگارا! صبر و استقامت و پایدارى و شکیبایى و خویشتندارى ما را روز به روز زیادتر کن، و ما را در صف صابران حقیقى و واقعى قرار ده، و اجر و پاداش شکیبایان را به ما عنایت فرما، تا در سایه آن خشنودیت را جلب کنیم، و به بهشتت درآییم، و در غرفه‏ هاى آن جاى گیریم.[۶۹]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه)

[۱] کلیات مفاتیح نوین ؛ ص۱۸۱.

[۲] پیدایش مذاهب ؛ ص۱۰۳.

[۳] . آداب الصلاه، ص ۱۹۲.

[۴] عرفان اسلامی (شرحی جامع بر صحیفه سجادیه)؛ص۲۹۵.

[۵] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج‏4 ؛ ص۱۶۶.

[۶] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در رسانۀ ملی،شبکۀ دوم سیما؛(برنامه چشمۀ معرفت)؛۱۳۹۵/۰۴/۱۶.

[۷] همان.

[۸] همان.

[۹] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج‏4 ؛ ص۱۹۸.

[۱۰] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج‏1 ؛ ص۳۷۲.

[۱۱] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج‏13، ص: ۸۰۵.

[۱۲] کلیات مفاتیح نوین ؛ ص۱۰۹۹.

[۱۳] اسلام در یک نگاه ؛ ص۷۳.

[۱۴] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در رسانۀ ملی،شبکۀ دوم سیما؛(برنامه چشمۀ معرفت)؛۱۳۹۵/۰۴/۱۶.

[۱۵] همان.

[۱۶] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج‏15 ؛ ص۲۷۰.

[۱۷] اخلاق در قرآن ؛ ج‏3 ؛ ص۶۵.

[۱۸] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج‏3 ؛ ص۵۳۷.

[۱۹]  دعاى ابوحمزه که در اعمال شبهاى ماه رمضان در مفاتیح آمده است. بحار الانوار، جلد ۸۹، صفحه ۸۹- میزان الحکمه، جلد ۵، صفحه ۵۵۵.

[۲۰] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج‏2 ؛ ص۲۲۰.

[۲۱] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در رسانۀ ملی،شبکۀ دوم سیما؛(برنامه چشمۀ معرفت)،۱۳۹۵/۰۴/۱۶.

[۲۲] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج‏1 ؛ ص۲۵۹.

[۲۳] بحار الانوار، جلد ۶۹، صفحه ۷۰.

[۲۴] تفسیر نمونه ؛ ج‏18 ؛ ص۸۵.

[۲۵] یوسف، آیه ۸۶.

[۲۶] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج‏13، ص: ۷۴۲.

[۲۷] کلیات مفاتیح نوین ؛ ص۶۵

[۲۸] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین)، ج‏1، ص: ۲۶۷.

[۲۹] همان؛ ص ۲۶۸.

[۳۰] پیام قرآن ؛ ج‏7 ؛ ص۶۶.

[۳۱] تفسیر نمونه، ج‏7، ص: ۶۵.

[۳۲] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در رسانۀ ملی،شبکۀ دوم سیما؛(برنامه چشمۀ معرفت)؛۱۳۹۵/۰۴/۱۶.

[۳۳] تفسیر نمونه ؛ ج‏17 ؛ ص۲۸۲.

[۳۴] همان؛ ج‏22 ؛ ص۲۹.

[۳۵] همان؛ ج‏4 ؛ ص۳۰۶.

[۳۶] انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقى ؛ ص۶۳.

[۳۷] همان.

[۳۸] همان.

[۳۹] کلیات مفاتیح نوین ؛ ص۹۱۵.

[۴۰] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج‏8 ؛ ص۲۱۹.

[۴۱] سوره انفال، آیه ۴۹.

[۴۲] پیام قرآن ؛ ج‏4 ؛ ص۱۴۰.

 [43] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج‏3 ؛ ص۳۱۶.

[۴۴]  سوره بلد، آیه ۴.

[۴۵] گفتار معصومین(ع) ؛ ج‏2 ؛ ص۱۸۰.

[۴۶] همان.

[۴۷] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در رسانۀ ملی،شبکۀ دوم سیما؛(برنامه چشمۀ معرفت)؛۱۳۹۵/۰۴/۱۶.

[۴۸] تفسیر نمونه ؛ ج‏26 ؛ ص۳۰۴

[۴۹] همان؛ ص: ۳۰۵

[۵۰] «خصال صدوق» جلد ۱؛ باب الدنیا و الآخره ککفتى المیزان؛ حدیث ۹۵.

[۵۱] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج‏1 ؛ ص۴۲۷.

[۵۲] پیام قرآن ؛ ج‏4 ؛ ص۵۰۵.

[۵۳] همان؛ ص۵۰۴.

[۵۴] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در رسانۀ ملی،شبکۀ دوم سیما؛(برنامه چشمۀ معرفت)؛۱۳۹۵/۰۴/۱۶.

[۵۵] سوره حدید، آیه ۲۳.

[۵۶] انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقى ؛ ص۱۸۳.

[۵۷] همان.

[۵۸] همان.

[۵۹] تفسیر نمونه ؛ ج‏10 ؛ ص۳۷۰.

[۶۰] اعتقاد ما ؛ ص۱۲۱.

[۶۱] همان.

[۶۲] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج‏2 ؛ ص۳۳۸.

[۶۳] کلیات مفاتیح نوین ؛ ص۸۵.

[۶۴] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج‏4 ؛ ص۳۵۹.

[۶۵] همان.

[۶۶] همان.

[۶۷] سورۀ حمد؛ آیۀ۵.

[۶۸] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج‏4 ؛ ص۳۵۹.

[۶۹] والاترین بندگان ؛ ص۲۵۴.