۸۶۹-وقتی الاغ سید حطاب هم از هدیه نادر شاه بی نیاز است!+ آثار محبت به آخرت

در این دنیا دو مسیر وجود دارد، یکی رفتن سراغ زیبایی‌ها و لذائذ فانی دنیا و فروختن آخرت، دیگری دست کشیدن از زینت‌های زودگذر و آماده کردن توشه برای سرای باقی؛ با کمی تأمل هر عاقلی راه دوم را می‌پسندد، اما بسیاری در عمل پا پس می‌ کشند.

آینه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَ ما أُوتیتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَمَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ زینَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقی‏ قصص/۶۰

آنچه به شما داده‌شده، متاع زندگی دنیا و زینت آن است و آنچه نزد خداست بهتر و جاودانه‌تر است

آینه:

نادرشاه افشار

حکایت؛

وقتی نادرشاه افشار با دو هزار لشکر وارد نجف اشرف شد، لشکریان را در خارج شهر قرار داده بود، ولی لشکریان گروه گروه وارد شهر شده و مردم شهر را اذیت می‌کردند و با تعدی و تجاوز به بعضی از اشخاص موجبات ناراحتی آن‌ها را فراهم می‌کردند.

عده‌ای از اهالی نجف نزد سید هاشم حطاب شکایت بردند، پس سید سوار الاغش شد و به‌سوی شاه حرکت کرد، همچنان سواره با الاغ آمد و در خیمه‌ای که نادر در آنجا بود پیاده شد و شکایت مردم را به شاه رسانید.

شاه دستور داد به احترام سید هاشم کسی به اهالی نجف متعرض نگردد و از سید تجلیل و احترام زیادی به عمل آورد و امر کرد کیسه زری آورده و در خدمت سید نهادند، سید عصای خود را به کیسه زد و فرمود: این مال فراوان برای کیست؟

اگر برای من است که من از این‌ها بی‌نیازم، چون مخارج یک روزم را دارم و اگر برای الاغ من است که او از من بی‌نیازتر است، چون غذای او طلا و نقره نیست بلکه کاه و یونجه است، بعلاوه من کفیل خرج او هستم بنابراین به کسی نیازی ندارد! آن‌وقت شاه گفت: چه قدر این سید زهد اختیار کرده و ترک دنیا کرده
سید در جواب گفت: کار تو بزرگ‌تر و زاهدانه‌تر است چون تو ترک آخرت جاودانه را کرده‌ای ولی من ترک دنیای فانی کرده‌ام!۱

به نان خشک قناعت کنیم و جامه دلق                           که بار محنت خود به که بار منّت خلق ۲

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در دنیای عمل
  2. سعدی