۹۸۹-ماجرای کلاه کهنه آیت الله مامقانی و فرار او از غرور +محبت به خود باوری

ازدیاد مال، فرزند، علم و از این قبیل موارد، دنیایی منجر به بروز کبر و خودبزرگ‌بینی می‌شود که بسیار صفت ناپسندی است، حتی این غرور کاذب گاهی به جایی می‌رسد که شخص از دستورات الهی هم نافرمانی و سرکشی می‌کند.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

فَلَا تَغُرَّنَّکُمْ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا فاطر/۵

پس مباد زندگى دنیا شما را بفریبد

آینه:

آیت الله عبدالله مامقانی

حکایت؛ درباره مرحوم مامقانی بزرگ اعلی‌الله‌مقامه شریف نقل می‌کنند: گاهی اوقات ایشان در منزلشان مراسم عزاداری برگزار می‌کردند. هنگامی‌که منبری‌ها از ایشان تعریف می‌کردند، حضرت آقا عبای خود را بر سر می‌کشیدند.

یکی از دوستان پرسیدند چرا زمانی که ما از شما تعریف می‌کنیم عبا را بر سرتان می‌کشید؟ فرمودند: در دوران کودکی ما خیلی فقیر بودیم. مامقان هم زمستان‌های سردی داشت، یک روز صبح که می‌خواستم به مدرسه بروم برای جلوگیری از سرما از مادرم با گریه یک کلاه خواستم، مادرم من را به انباری برد و گشت تا یک کلاه خیلی کهنه و پاره پیدا کرد و به من داد، به خاطر سرمای زیاد مجبور بودم آن کلاه را سر کنم، اما از روی خجالت نزدیک مدرسه که می‌رسیدم آن را برمی‌داشتم. من این کلاه را هنوز هم دارم و وقتی شما از من تعریف می‌کنید، عبا را بر سرم می‌کشم و کلاه را از جیبم در می‌آورم و به خود می‌گویم، این تویی، مغرور نشو و این تعریف و تمجیدها را باور نکن، مبادا دنیا تو را فریب دهد.۱

ز خاک آفریدت خداوند پاک                                              پس ای بنده افتادگی کن چو خاک 2

  1. با اقتباس و ویراست از مجله حوزه
  2. سعدی