RSS
 

بایگانی برای دی, ۱۳۹۴

۳۵۹-قلاب دوزی بدون دست

۳۰ دی

hor تصویری از "آنا تامسون" زنی که بدون دست قلاب دوزی می‌کرد و از این راه به شهرت رسید؛ "چارلز آیزنمن" عکاس امریکایی در سال ۱۸۷۲ برای ثبت توانایی خارق العاده آنا تامسون که با وجود نداشتن دو دست با پا قلاب دوزی می‌کرد از او در آتلیه‌اش عکاسی کرد.

 

 

۳۵۸-فرار از آرواره کروکودیل به چنگ پلنگ

۳۰ دی

 بدشانسی بیشتر از این نمی‌شود، وقتی پس از یک نبرد سخت برای مرگ و زندگی از میان آرواره‌های یک کروکودیل گرسنه فرار کنی اما مرگ آنسوی رودخانه تو را به چنگ بیاورد؛ این‌ها توصیف تصاویری است که یک عکاس حیات وحش به شکل اتفاقی شاهد آن بود.

fa
"اینگو گرالچ" عکاس طبیعت و حیات وحش زمانیکه برای عکاسی از حیوانات به منطقه حفاظت شده "ماسایی مارا" در کنیا رفته بود به دنبال عکاسی از "رودخانه مرگ" عازم منطقه شد. رودخانه "مارا" در کنیا که محل عبور گورخرها و گاومیش‌ها برای رسیدن به مراتع و چراگاه جدید است به خاطر داشتن کروکودیل های غول پیکر به رودخانه مرگ شهرت دارد.  
 
گورخرها و گاومیش‌هایی كه در پارك وحش ماسایی مارا در كنیا زندگی می كنند اما چاره‌ای جز عبور از میان کروکودیل ها ندارند. در فصل مهاجرت این جانوران كروكودیل ها انتظار آنها را می كشند و گورخرها و گاومیش‌های برای فرار از مرگ به طور گروهی وارد رودخانه شده و با حداكثر سرعت و به سمت خشکی حرکت می‌کنند.far
 
"اینو گرالچ" نیز برای ثبت این لحظات هیجان انگیز به کنار رودخانه مارا آمد و جدال مرگ و زندگی یک گورخر را شاهد بود. سوژه ای که او موفق به عکاسی شد یک گورخر ماده و فرزندش بود که هنگام عبور گرفتار آرواره یک کروکودیل می‌شود و به سختی برای رهایی تقلا می‌کند. عکاس در ذیل عکس‌هایی که در "کترز" منتشر کرده نوشته درست زمانی که با هیجان تلاش گورخر برای رسیدن به ساحل را دنبال می کرده متوجه یک قلاده پلنگ می شود که در خشکی انتظار می‌کشد. گورخر با خیزی بلند در حالیکه خون از گلویش می‌ریزد خود را به خشکی می رساند اما دیگر ضعیفتر از آن است که بتواند از چنگ پلنگ رها شود. پلنگ گلوی او را می‌گیرد و لحظه ای بعد حیوان تسلیم می‌شود؛ در حالیکه تمساح برای تقسیم غنیمت به خشکی می‌آید فرزند گورخر مادرش را رها کرده و دور می‌شود.fa
 
 

۳۵۷-پوشش نقاب برای زنان در دانشگاه قاهره ممنوع شد.

۳۰ دی
دادگاه مصر امروز سه شنبه رأی اداری در خصوص ممنوعیت فعالیت زنان با پوشش نقاب در دانشگاه قاهره را صادر کرد.

به گزارش مشرق به نقل از خبرگزاری آناتولی، یک منبع قضایی مصر گفت که دادگاه قضایی اداری امروز سه شنبه طی حکمی تصمیم رئیس دانشگاه قاهره در خصوص ممنوعیت فعالیت زنان با پوشش نقاب در دانشگاه را تائید کرد.

این رأی دادگاه اولیه و قابل اعتراض در دادگاه عالی اداری است.zan-ar

بر اساس این گزارش، احمد مهران وکیل مصری ۴ شکوائیه به دادگاه قضایی اداری شورای دولت ارائه کرده و طی آن بنا به درخواست ۸۰ محقق زن نقابدار در دانشگاه قاهره خواستار لغو مصوبه شماره ۱۴۴۸ دانشگاه درباره ممنوعیت فعالیت زنان با پوشش نقاب به عنوان اعضای هیئت علمی دانشگاه، فعالیت در معاونت امور دانشجویان تحصیلات تکمیلی، پژوهشگاه ها و مراکز آموزش علمی را خواستار شده بود.

در این شکوائیه آمده بود که تصمیم «جابر نصار» رئیس دانشگاه قاهره با متن قانون اساسی که در آن بر حق شهروندان برای فعالیت در مشاغل بدون هیچ مانعی تاکید شده است، مغایرت دارد.

این در حالی است که دستور رئیس دانشگاه قاهره در اکتبر گذشته مبنی بر ممنوعیت فعالیت زنان با پوشش نقاب در دانشگاه باعث ایجاد جنجال در دانشگاه شد.

 

۳۵۶-قرعه کشی برای تجاوز به دختران

۳۰ دی
"ایمان" نام دختری ایزیدی است که اخیرا از چنگال آدمکشان جنایتکار داعشی نجات یافته است، او روزهای سخت و رعب‌آوری را یادآوری می‌کند که در اسارت بی‌رحم‌ترین تروریست‌های تاریخ گرفتار شده بود.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان  ؛تروریست‌های داعشی مورد حمایت رژیم آل سعود و متحدانشان پس از اشغال منطقه سنجار، به کشتار مردم بیگناه و غارت اموال آن‌ها و هتک نوامیس آن‌ها روی آوردند و در این زمینه با تکیه بر فتاوای ضد بشری و ضد اسلامی شیوخ وهابی به هتک نوامیس بیگناهان مشروعیت بخشیده و مرتکب شنیع‌ترین و جنایتکارانه‌ترین اقدامات علیه آن‌ها شدند.
 
 «ایمان» یکی از این قربانیان است که تروریست‌های مدعی خلافت اسلامی و اجرای شریعت اسلامی البته از منظر آل سعود وهابی، حیثیت و آبروی وی را خدشه‌دار کردند. این دختر ۱۳ ساله در گفت‌وگو با السومریه با تشریح آلام و رنج‌های اقلیت ایزیدی از جهانیان می‌خواهد تا هر چه زود‌تر برای مهار و نابودی گروهک تکفیری تروریستی داعش وارد عمل شده و به قربانیان به ویژه ایزیدی‌ها کمک کرده و زنان دربند داعشی را از چنگال این تروریست‌های وحشی نجات دهند.
 
وی درباره چگونگی اسارت خود به دست تروریست‌های داعشی چنین می‌گوید: هنگامی که گروه داعش منطقه سنجار را اشغال کرد، ما نتوانستیم فرار کنیم و تروریست‌های داعشی تمام هشت عضو خانواده ما را اسیر کردند.
 
ایمان افزود تروریست‌های داعشی، مرا به همراه دختران دیگر به موصل منتقل کردند و بقیه اعضای خانواده‌ام را در تلعفر در بازداشتگاه خود نگاه داشتند. آن‌ها مرا به مدت سه روز بدون آب وغذا در زندان انفرادی قرار دادند و به طور مستمر مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند و سپس مرا به روستای کوجو در غرب موصل منتقل کردند.
 
وی در ادامه گفت هر از چند گاهی، تروریست‌های داعشی به محل نگهداری دخترانی که در اسارتشان بودند، می‌آمدند و دختری را که از او خوششان می‌آمد، به زور با خود می‌بردند، آن‌ها دختران ایزیدی را از نقطه به نقطه دیگر می‌بردند و آن‌ها را بین خود تقسیم می‌کردند.
 dash1
دختر ۱۳ ساله ایزیدی رهایافته از چنگال تروریست‌های تکفیری افزود تروریست‌های داعشی، اسامی ما را بر روی تکه‌های کاغذ می‌نوشتند و آن را در داخل ظرفی قرار می‌دادند و قرعه‌کشی می‌کردند و قرعه به نام هر یک از ما دختران اسیر که می‌افتاد، او را با خود می‌بردند، یکی از دختران ایزیدی اسیر تروریست‌ها در مقابل ما خودکشی کرد، زیرا نتوانست اقدامات ضد بشری داعشی‌ها را تحمل کند.
 
وی افزود تروریستی که نام مرا در قرعه‌کشی خارج کرد، به پول نیاز داشت، ‌او مرا در بازار موصل به یک مرد دیگر در مقابل هزار دلار فروخت و فردی که مرا خرید، به من قول داد که مرا به خانواده‌ام بازمی‌گرداند، این فرد که مرا خرید، نامم را در کنار نام خود در دادگاه داعشی‌ها در موصل ثبت کرد و این شرط را قرار داد که در مقابل مسلمان شدن من (البته اسلام داعشی وهابی) مرا نزد خانواده‌ام (که آن‌ها هم در تلعفر اسیر داعشی‌ها بودند) بازگرداند، من بدون اراده این شرط را پذیرفتم، چرا که آن‌ها به زور حفظ قرآن و نماز را بر من تحمیل کردند. پس از آنکه خریدار من، مطمئن شد که من قرآن را حفظ کرده‌ام، مرا نزد خانواده‌ام در تلعفر فرستاد، گروه داعش تمام اعضای خانواده‌ام را به زور وادار کرد به اسلام بگروند و بعد آن‌ها را به بردگانی تبدیل کردند و از آن‌ها در کشاورزی و گله‌داری استفاده کردند.
 
ایمان گفت خانواده‌ام توانستند چند ماه پیش از چنگال داعشی‌ها فرار کنند، واقعا فراموش کردن مصایبی که بر سر ما آوردند، دشوار است، ما نمی‌دانیم که چه گناهی مرتکب شدیم که چنین رفتار‌ها و اقدامات وحشیانه‌ و ضد انسانی را بر سر ما آوردند.
 
وی در پایان افزود از جهانیان درخواست می‌کنم به رنج‌ها ما پایان دهند و به ایزیدی‌ها برای خروج از این وضع فاجعه‌بار و رهایی دختران و زنان ایزیدی از چنگال داعش کمک کنند.
 
به گزارش منابع آگاه، بیش از سه هزار ایزیدی اعم از زن و مرد همچنان در چنگال تروریست‌های داعشی اسیر هستند، طی سال گذشته میلادی (۲۰۱۵) دو هزار و ۳۳۱ نفر از آن‌ها از چنگال تکفیری‌ها شامل ۳۱۶ مرد، ۸۶۷ زن و هزار و ۱۴۸ کودک آزاد شدند.
 
تروریست‌های داعشی اوایل آگوست سال ۲۰۱۵ میلادی، شهرستان سنجار در شمال عراق را به اشغال خود درآوردند که سبب آواره شدن حدود ۴۰۰ هزار نفر به دهوک و محاصره ده‌ها هزار ایزیدی در کوه‌های سنجار شد که در پی تروریست‌های تکفیری به کشتار و ربودن دسته‌جمعی و تعرض به زنان و دختران ایزیدی دست زدند و مرتکب جنایات هولناکی شدند، شهر سنجار سرانجام روز ۱۳ نوامبر ۲۰۱۵ از اشغال تروریست‌های داعشی آزاد شد.

 

۳۵۵-یک استاد دانشگاه در آمریکا به دلیل حجاب اسلامی برکنار شد

۳۰ دی

یک استاد دانشگاه در آمریکا به دلیل حجاب اسلامی برکنار شد خبرگزاری رسا ـ استاد مسلمان مطالعات زنان در یک موسسه عالی آمریکا، بعد از انتخاب حجاب اسلامی با وجود سابقه کاری از ادامه کار بازماند. hagab

به گزارش خبرگزاری رسا، استاد یکی از مراکز آموزش عالی در آمریکا به دلیل انتخاب حجاب اسلامی برای خود از ادامه تدریس بازماند.

خانم لوری ماریا والتون در وبسایت آلتمسلمه می نویسد: در ابتدای استخدام در موسسه اندروز و پیش از آنکه حجابم به صورت پوشش کامل موی سر درآید، وضعیت شغلی من به صورت «نیاز مبرم به ادامه همکاری با اضافه حقوق، برتری در تدریس، تحقیق و خدمات» بود.

این استاد مطالعات اسلامی زنان می افزاید: بعد از انتخاب حجاب کامل وضعیت شغلی من در ناباوری تمام به «غیر قابل تمدید قرارداد» تبدیل شد.

وی با تاکید بر این که دلیل تصمیم مدیران موسسه اندروز بر عدم تمدید قرارداد وی «اعلام علنی ایمان به دین اسلام» بوده است گفت: فردی که پیش از من در این جایگاه قرار داشت، مسیحی کاتولیک بود و این امر نشان دهنده تبعیض علنی بینی ادیان است.

خانم لوری ماریا والتون، نویسنده، پژوهشگر و استاد مطالعات زنان است. وی ۱۰ سال است که در این زمینه به تحقیق و پژوهش و تدریس مشغول بوده و به عنوان سخنران در جلسات بین الملی متعددی در امور سلامت خانواده و عدالت اجتماعی دعوت شده است.

 

۳۵۴-محل ارجاع ناکارآمدی علوم انسانی خود ما هستیم نه غرب!

۳۰ دی

عامل ناکارآمدی علوم انسانی خودمان هستیم نه غرب/ رشته‌های مهندسی در آمریکا انتخاب ششم استkolsh

 پدر فلسفه علم ایران با تأکید بر اینکه محل ارجاع ناکارآمدی علوم انسانی خودمان هستیم نه غرب، گفت: در آمریکا انتخاب رشته‌های مهندسی در سطوح ششم به بعد قرار دارد اما در ایران برعکس است.

خبرگزاری فارس: عامل ناکارآمدی علوم انسانی خودمان هستیم نه غرب/ رشته‌های مهندسی در آمریکا انتخاب ششم است

 

  •  

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، سومین شب علوم انسانی با موضوع ناکارآمدی علوم انسانیشب گذشته (سه‌شنبه ۲۹ دی ماه) به همت مجله عصر اندیشه با حضور مهدی گلشنی، پرفسور کریستین یحیی بونو، حجت‌الاسلام محمدرضا زائری، حجت‌الاسلام داود مهدوی‌زادگان، شریف لکزایی، فرانسیسکو ژوزه لوئیس، قاسم پورحسن، بهروز فرنو، حسین کلباسی، کیومرث منشی‌زاده، قاسم تبریزی، حمید تنکابنی، سعید مستغاثی، سهیل کریمی، سجاد نوروزی، محمدمهدی دانی، اصغر نعیمی و جمعی از اصحاب فرهنگ و علوم انسانی در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.

 

 

 

 

 * محل ارجاع ناکارآمدی علوم انسانی خود ما هستیم نه غرب!

مهدی گلشنی در این همایش که تحت عنوان «ناکارآمدی علوم انسانی» برگزار شد، با انتقاد صریح از وضعیت علوم انسانی در ایران گفت: محل ارجاع این ناکارآمدی خود ما هستیم نه غرب! چرا که غرب امروز با علم مدرن خود دنیا را تسخیر کرده و همه را مورد توجه قرار داده است. امروز در کشور ما بیشترین تعداد دانشجویان در حوزه‌های علوم انسانی فعال هستند اما چرا موفق نیستیم؟

وی در پاسخ به سؤالات خود گفت: دلیل اصلی این مشکلات به سابقه تاریخی ما و شکست فتحعلی شاه قاجار از روسیه باز می‌گردد، زمانی که ایرانیان تلاش کردند با ساخت سلاح و توجه به علوم فنی مشکلات را حل کنند، امیرکبیر دارالفنون را راه‌اندازی کرد نه دارالعلوم! بنابراین علوم مهندسی، محل اعتنا شد و حتی افراد خارج‌رفته نیز در غرب زمانی تحصیل کردند که علوم انسانی تحت الشعاع فنی و مهندسی قرار داشت، درحالیکه امروز وضعیت در غرب تفاوت کرده است.

امیر کبیر دارالفنون را راه‌اندازی کرد نه دارالعلوم! بنابراین مهندسی محل اعتنا شد و حتی افراد خارج رفته نیز در غرب زمانی تحصیل کردند که علوم انسانی تحت الشعاع فنی و مهندسی قرار داشت

گلشنی با تأکید بر اینکه جو غالب مهندسی پسند کشور به خانواده‌ها نیز تسری پیدا کرده، اظهار داشت: البته پیش از انقلاب برخی رشته‌ها مثل حقوق در علوم انسانی مورد توجه بود اما پس از انقلاب این اعتنا نیز کمتر شد و خانواده‌ها بچه‌ها را به سمت فنی یا پزشکی سوق می‌دادند. نکته دیگر اینکه فارغ التحصیلان علوم انسانی آینده شغلی برای خود نمی‌بینند مشاغل مهم در دست فارغ التحصیلان مهندسی است حتی به وزرای پیشین تا اکنون علوم و معاونان آنها توجه کنیم به استثنای تعدادی اندک همه آنها به جامعه ابزاری نگاه می‌کنند.

وی در ادامه اظهار داشت: دانشگاه صنعتی شریف پیش از انقلاب براساس الگوی دانشگاه MIT ساخته شد با این حال ما از کمترین فیوضات در حوزه علوم انسانی اینجا بهره‌مند شدیم و برای یک گروه فلسفه علم باید بیشتر دردسر در دانشگاه داشته باشیم، با وجود اینکه مقام معظم رهبری در دیداری که با ما داشتند مکرر علوم انسانی را سرمایه دانستند.

گلشنی با ارائه مثالی افزود:‌ یکی از اساتید خود دانشگاه شریف سال گذشته مطرح می‌کرد که در آمریکا انتخاب رشته‌های مهندسی در سطوح ششم به بعد قرار دارد اما در ایران برعکس است، حتی یکی از اساتید مجارستان در دیداری به بنده می‌گفتند که برخی رشته‌های فنی این دانشگاه اصلا تکمیل ظرفیت نمی‌شود و شلوغ‌ترین رشته‌ها در حوزه انسانی هستند.

آمریکا انتخاب رشته‌های مهندسی در سطوح ششم به بعد قرار دارد اما در ایران برعکس است

*با عینکی متفاوت به مسائل فرهنگی نگاه کردیم

گلشنی با بیان اینکه امروز این ما هستیم که در شرایط جهانی در خواب به سر می‌بریم و سایرین بیدار هستند، توضیح داد: زمانی که ما حتی نامه‌های دانشگاهی خود را به زبان انگلیسی برای یکدیگر می‌نویسیم چه توقعی داریم که اثری از فرهنگ و میراث گذشته ما باقی بماند؟! علت این مشکلات این است که ما به فرهنگ خود که از علوم انسانی بدست می‌آید، بی توجه شده‌ایم.

وی در ادامه با تأکید بر اینکه بسیاری از اهالی علوم انسانی ما رشته‌های خود را به خوبی نمی‌شناسند، افزود: بنابراین نه مسئولین و خانواده‌ها و نه اساتید و علمای ما اهمیت علوم انسانی را در جامعه نمی‌دانند و آن را معلوم نکرده‌اند! منهای برخی استثنائات و رشته‌ها در علوم انسانی که هر یک تئوری‌هایی پشت سرش است، ما به ابعاد عملی علوم انسانی توجه کردیم منتها با عینک رشته‌های خاص دیگر، نه با عینک فرهنگی! متأسفانه ما نمی‌توانیم برای حل مسائل اقتصادی به تئوری‌های غرب اکتفا کنیم.

*آیا مدل غرب آینده بشریت را تضمین می‌کند

چهره ماندگار فلسفه ایران با تأکید بر اینکه فرهنگ خودکفایی و استقلال ما را مشخص می‌کند، افزود: برای مشخص کردن معیار پیشرفته بودن یک کشور اول باید ببینیم وضعیت علم در آن کشور به چه صورت است، قبول دارم که در این حوزه کم کاری کردیم اما آیا مدل غرب آینده بشریت را تضمین می‌کند؟ راسل در سال ۱۹۲۳ در یکی از کتاب‌های خود پاسخ می‌دهد که علم وسیله کسب قدرت کشورهای غربی شده و اگر همینطور پیش برود، تمدن بشری آینده‌ای نخواهد داشت! بنابراین باید بدانیم جامعه‌ای که همه چیزش را از غرب بگیرد،‌ به جایی نخواهد رسید.

وی چند نکته شامل استقلال، حرکت علمی در مسیر سعادتمندی و کم کردن فاصله فقر و غنا را در علم آموزی صحیح ما مؤثر دانست و توضیح داد: علوم انسانی کاربرد علوم دیگر را در جامعه آسان می‌کند،‌ علوم در تمدن اسلامی در دوران آل بویه و سامانیان پیشرفت کرد و علتش نیز فرهنگ غنی و تضارب آراء در آن دوره بود. دانشگاه استنفرد آمریکا بخشی به  نام علوم انسانی با شعار مبنای ایده آل کشف تجارب انسانی برای خود راه اندازی کرده، حتی در بسیاری رشته‌های مهندسی از تعداد زیاد واحد یک مقدار هم به صورت واحدهای انسانی قرار می‌دهند، چرا که از تأثیر آن مطلع هستند.

*ریشه‌فرهنگ در علوم انسانی است

گلشنی با تأکید بر اینکه صرف توجه بر علوم مهندسی و فنی انسان را مادی می‌کند، یادآور شد: غرب امروز به این نتیجه رسیده که توجه صرف به علوم فنی غلط است درست است که فناوری‌های نوین جوامع را دگرگون می‌کند اما ما هم باید حواسمان جمع باشد ابعاد مثبت و منفی مباحث را در نظر بگیریم، نباید تصور کنیم علوم محض فارغ از علوم انسانی است علمای ما بر نقش فلسفه بر فیزیک و علوم طبیعی واقف شوند، حتی اساتید ما دانشجویان را هم برای پرسش‌های انسانی تشویق نمی‌کنند نتیجه هم همین می‌شود که مقالاتمان رونویسی و صرف کمیت بدون تولید و کار عمیق است نیازمند یک بیداری هستیم، امیدوارم اولیای وزارت علوم نیز به این مباحث توجه کنند.

غرب امروز به این نتیجه رسیده که توجه صرف به علوم فنی غلط است. صرف توجه بر علوم مهندسی و فنی انسان را مادی می‌کند

وی خطاب به حضار این نشست گفت: وظیفه امروز ما فرهنگ و هویت سازی است فرهنگ ریشه‌اش در علوم انسانی است و ما به کلی از آن غفلت کرده‌ایم باید این مباحث را در محیط‌های علمی تعلیم دهیم، امروز ما با چند مسئله روبه رو هستیم نخست اینکه چگونه عقب ماندگی خود را جبران کنیم،‌ دوم چطور کیان اسلامی خود را در برابر تهاجم فرهنگی حفظ کنیم و سوم چطور به سطح علم روز دست یابیم؟

وی با اشاره به اهمیت تولیدگری در رشته‌های علوم انسانی و نقد مدل‌های مختلف گذشته اظهار داشت: اینکه در هفت سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۲ تعداد مقالات علمی ما از هشت هزار به ۴۰ هزار رسیده چه فایده‌ای دارد؟ آیا صادرات ما را افزایش داده یا از میزان واردات کاسته است؟ علم باید به بی نیازی ما کمک کند وگرنه این علم بی اثر است. امروز غرب رشته‌های بین علوم پایه و علوم انسانی راه اندازی کرده و دانشجویان این دروس را مشترک می‌گذرانند حتی درجه‌هایی هم در دانشگاه‌هایی نظیر MIT به دانشجویان می‌دهند.

گلشنی وظیفه رسانه‌ها را نیز در اطلاع رسانی و تغییر نگرش خانواده‌ها به حوزه علوم انسانی بسیار مؤثر دانست و گفت: نیازی نیست از غیب تعریف کنیم همین که پایمان را به دانشگاه‌ها باز کنیم متوجه بی فرهنگی و بی اخلاقی خواهیم شد در بحث از تجاری سازی نیز باید بگویم که درست است علوم باید کاربردی شوند اما این غیر از تجاری سازی است باید تصمیم گیری درباره علوم انسانی را به اصحاب این حوزه بسپاریم نه آقایان مهندسی و فنی!

وی در پایان صحبت‌های خود گفت: علوم انسانی لوازمی دارد لازم است نظریات علوم انسانی در پرتو منویات قرآن و روایات بررسی شود، تنها در این صورت ما از مردگی بیرون می‌آییم اینها همه یک پیکار از جانب اصحاب علوم انسانی،‌ روشنفکری و اصحاب رسانه کشور است.

 

 

 

 

 * رونمایی از سایت «عصر اندیشه»

در ادامه این مراسم، قلم زرین «عصر اندیشه» به گلشنی پدر فلسفه علم در ایران، علیرضا ذاکری گرافیست و خالق پرتره‌های اندیشمندان علوم انسانی و کیومرث منشی‌زاده پدر شعر ریاضی اهدا شد.

پیام فضلی‌نژاد،‌ سردبیر مجله عصر اندیشه طی سخنانی کوتاه گفت: استاد منشی‌زاده با آثار خود از دهه ۴۰ در مجلات معتبر درخشیدند، ایشان فلسفه را به شعر تبدیل کرده و اشعار انقلابی گفتند. ابتدای انقلاب زمانی که بحث دفاع از انرژی هسته ای مطرح شد، ایشان نخستین کسی بود که علیه کارتر در روزنامه کیهان مقاله نوشت و از انرژی هسته‌ای دفاع کرد. امیدوارم ایشان با توجه به کسالتی که دارند باز هم به دوران اوج خود باز گردند و در صحت و سلامت باشند.

همچنین با کلیک نمادین مهدی گلشنی، سایت عصر اندیشه به نشانی www.asreandisheh.ir رونمایی شد.

 
 

۳۵۳- ۵ نکته مهم رهبر معظم انقلاب خطاب به رئیس‌جمهور درباره برجام/ از خدعه و نقض عهد آمریکا غافل نشوید/

۳۰ دی

۵ نکته مهم رهبر معظم انقلاب خطاب به رئیس‌جمهور درباره برجام/ از خدعه و نقض عهد آمریکا غافل نشوید/ دستاوردها حاصل مقاومت و ایستادگی بود

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با ابراز خرسندی از نتیجه دادن مقاومت ملت ایران در برابر تحریم‌های ظالمانه و عقب‌نشینی طرف‌های مقابل بر اثر تلاش دانشمندان هسته‌ای و کوشش دست‌اندرکاران مذاکرات، بر ۵ نکته مهم خطاب به رئیس‌جمهور تأکید کردند.

rabar

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس‌جمهور در خصوص سرانجام مذاکرات هسته‌ای، با ابراز خرسندی از نتیجه دادن مقاومت ملت ایران در مقابل تحریمهای ظالمانه و عقب نشینی طرفهای مقابل در اثر تلاش دانشمندان هسته‌ای و کوششهای همه دست اندرکاران مذاکرات، بر پنج نکته مهم خطاب به رئیس‌جمهور تأکید کردند.

متن نامه معظم له به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر روحانی

ریاست محترم جمهوری

با سلام و تحیت

خرسندی خود را از اینکه مقاومت ملت بزرگ ایران در برابر تحریم‌های ظالمانه و تلاش دانشمندان هسته‌ای در پیشبرد این صنعت مهم و کوشش خستگی ناپذیر مذاکره‌کنندگان، سرانجام طرف‌های مقابل را که برخی از آنان به دشمنی با ملت ایران شهره‌اند، وادار به عقب‌نشینی و رفع بخشی از آن تحریم‌های زورگویانه کرد، ابراز می‌دارم و از جنابعالی و هیئت مذاکره و شخص وزیر محترم و همه‌ی دست‌اندرکاران تشکر می‌کنم. عجالتاً نظر جنابعالی را معطوف می‌دارم به اینکه:

اولاً: مراقبت شود که طرف مقابل تعهدات خود را به‌طور کامل انجام دهد. اظهارات برخی از سیاستمداران امریکایی در این دو سه روز کاملاً موجب بدگمانی است.

ثانیاً: به همه‌ی مسئولان دولتی تذکر داده شود که حلّ مشکلات اقتصادی کشور در گرو تلاش بی‌وقفه و خردمندانه در همه‌ی بخش‌ها در جهت اقتصاد مقاومتی است و رفع تحریم‌ها به تنهایی برای گشایش در اقتصاد کشور و معیشت مردم کافی نیست.

ثالثاً: در تبلیغات توجه شود که در برابر آنچه در این معامله به دست آمده، هزینه‌های سنگینی پرداخت شده است. نوشته‌ها و گفته‌هایی که سعی می‌کنند این حقیقت را نادیده گرفته و خود را ممنون طرف غربی وانمود کنند با افکار عمومی ملت، صادقانه رفتار نمی‌کنند.

رابعاً: همین اندازه دستاورد نیز در برابر جبهه‌ی استکبار و زورگو، بر اثر مقاومت و ایستادگی به دست آمده است. این را باید همه‌ی ما درسی بزرگ برای همه‌ی قضایا و حوادث در جمهوری اسلامی بدانیم.

خامساً: بار دیگر تأکید می‌کنم که از خدعه و نقض عهد دولت‌های مستکبر بویژه امریکا در این مسأله و دیگر مسائل غفلت نشود.

موفقیت جنابعالی و دیگر مسئولان کشور را از خداوند متعال مسألت می‌کنم.

سیّدعلی خامنه‌ای

۲۹ دی ۹۴

 

۳۵۲-اوضاع اسلام‌هراسی از هر زمان دیگری بدتر است/ دشمن در حیات خلوت ماست

۳۰ دی

سخنگوی زنان مسلمان در آمریکا:zan
اوضاع اسلام‌هراسی از هر زمان دیگری بدتر است/ دشمن در حیات خلوت ماست
حوزه/ سخنگوی زنان مسلمان در آمریکا گفت: در وضعیت کنونی موثرترین شیوه برای مقابله با اسلام‌هراسی شبکه‌های اجتماعی هستند. برای مثال خشم عمومی در این شبکه‌ها علیه سخنان دونالد ترامپ و فاشیست خواندن او از طرف اجتماع حرکت بسیار مثبتی بود.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه» به نقل از lamag.com، ادنا لکویز، دبیر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در شورای امور جامعه مسلمانان و برنده نشان افتخار زنان در سال ۲۰۱۵ که از وی به سخنگوی زنان مسلمان در آمریکا نیز تعبیر می شود، در مصاحبه‌ای با خبرنگاران، نظرات خود را درباره دیدگاه‌ جامعه به زنان مسلمان آمریکا و قدرت شبکه‌های اجتماعی در زمینه اسلام‌هراسی در این کشور عنوان می‌کند.

دشمن در حیات خلوت ماست

او در پاسخ به سئوالی مربوط به دیدگاه جامعه به زنان مسلمان پس از حملات تروریستی اخیر در غرب می‌گوید: اوضاع از هر زمان دیگری بدتر است و عملا دشمن در حیاط خلوت ماست و در وضعیتی سیاسی قرار گرفته‌ایم که پیش از این نیز بسیار وخیم بود. در شرایطی هستیم که مردم از بعضی مسلمانان دیوانه ترسیده‌اند و مسلمانان در ترس از دیوانه‌های دیگری بسر می‌برند و مدام باید حواسشان جمع باشد.

لکویز سپس در پاسخ به سئوالی درباره استراتژی‌های موثر در این باره گفت: ما باید داستان مسلمانان آمریکایی میانه‌رو را برای مردم روایت کنیم تا آن‌ها شناخت درستی از ما پیدا کنند. امروزه چهره مسلمانان در رسانه‌ها و شبکه‌های خبری بسیاری دیده می‌شوند. متاسفانه در مواقعی که چنین حوادثی پیش می‌آید همیشه درباره مسلمانان حرف زده می‌شود و کسی از آن‌ها اصل ماجرا را نمی‌پرسد. ما باید به روشی پویا، روایت خود را از ماجرا برای کسانی که کنجکاو هستند، بگوییم و به این طریق با اسلام‌هراسی مبارزه کنیم. به نظر من در وضعیت کنونی موثرترین شیوه برای مقابله با اسلام‌هراسی شبکه‌های اجتماعی هستند. برای مثال خشم عمومی در این شبکه‌ها علیه سخنان دونالد ترامپ و فاشیست خواندن او از طرف اجتماع حرکت بسیار مثبتی بود.

مسلمانان در معرض حمله و تعرض هستند

او سپس درباره حملات اسلام‌هراسانه در آمریکا گفت: خوشبختانه مرکز اسلامی ما در جنوب کالیفرنیا جامعه دوستانه و خوبی دارد و در پی حملات تروریستی، دوستان ما با ادیان مختلف برای حمایت مسلمانان جلوی مسجد جمع شدند. اما متاسفانه نقاط دیگر آمریکا به این خوش‌شانسی نبوده‌اند. برای مثال در دره کوچلا در جنوب کالیفرنیا به سمت مسجد کوکتل مولوتوف پرت کرده‌اند یا در تگزاس مساجد را آتش زدند. مسلمانان در معرض حمله و تعرض هستند و حتی حملاتی علیه سیک‌های آمریکا رخ داده، درحالی که آن‌ها حتی مسلمان هم نیستند. می‌تواند نتیجه گرفت که اسلام‌هراسان اغلب از روی نادانی عمل می‌کنند.

بهترین روش برای شناخت مسلمانان، گفتمان میان ادیان است

او سپس در پیام نهایی رو به مردم آمریکا گفت: ما مسلمانان هم مانند سایر مردم به فکر امنیت و سلامت خانواده خود هستیم و به نظرم در زمانه خطیر کنونی احساسات و منافع مشترک، ما را به همدیگر نزدیک می‌کند و هر چه بیشتر در کنار هم بایستیم، قدرتمندتر می‌شویم. ۷۰ درصد مردم آمریکا هیچ مسلمانی را از نزدیک ندیده‌اند و بهترین روش برای شناخت مسلمانان، گفتمان میان ادیان از طرق مختلف است. گام شماره یک گفتگو با مردم است. زیرا دیدگاه درست مردم از اسلام و مسلمانان زمانی ایجاد می‌شود که آن‌ها مسلمانان را بشناسند.

به امید اینکه در ادامه انتخابات ریاست جمهوری شاهد غلبه صدای مثبت باشیم و نفرت را آنگونه که هست تعبیر کنیم. بیش از این شاهد به خطر افتادن ارزش‌های آمریکایی در خصوص برابری و احترام بدون در نظر گرفتن نژاد، دین و فاکتورهای دیگر نباشیم. زیرا می‌دانم که چنین عملکردهایی می‌تواند تاثیرات ناگواری داخلی و خارجی زیادی در جامعه و در قلب‌های ما برجای بگذارد.

 

۲۹۳-حکم شرکت در مجلس افترا به مقامات دینی یا کشوری

۲۹ دی

 
حکم شرکت در مجلس افترا به مقامات دینی یا کشوری
حوزه/ آیت الله العظمی خامنه ای به استفتائی با موضوع: «حکم شرکت در مجلس افترا به مقامات دینی یا کشوری» و «حضور در مجالس کشورهای غیراسلامی با وجود مشروبات الکلی» پاسخ گفتند.

خبرگزاری «حوزه»، متن پرسش و پاسخ این مرجع تقلید را منتشر می‌کند.

پرسش: شرکت در مجالس و محافلی که انسان در آنها گاهی مبتلا به شنیدن کلام غیرمناسبی از قبیل افترا بر مقامات دینی یا مسئولین جمهوری اسلامی یا مؤمنین دیگر می ‏شود چه حکمی دارد؟.

پاسخ معظم‌له: مجرّد حضور در آن مجالس تا زمانی که مستلزم ابتلا به عمل حرام مانند گوش ‌دادن به غيبت و همچنين موجب تأييد و ترويج منکر نباشد، فی ‌نفسه اشکال ندارد ولی نهی از منکر با وجود شرايط آن واجب است.

*حضور در مجالس کشورهای غیراسلامی با وجود مشروبات الکلی

پرسش: در جلسات و انجمن‏ هایی که در بعضی از کشورهای غیر اسلامی تشکیل می‏ شود، طبق عادت برای پذیرایی حاضران از مشروبات الکلی استفاده می ‏شود، آیا شرکت در این جلسات و انجمن ‏ها جایز است؟

پاسخ معظم‌له: حضور در مجلسی که در آن شراب خورده می ‏شود، جايز نيست و در صورت اضطرار، واجب است به مقدار ضرورت اکتفا شود.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی خامنه ای

 

۳۵۱-همسر پولدار سراغ دارید؟

۲۹ دی

zan6zan

عروس‌های بزرگتر از داماد؛ پدیده اجتماعی خوب، بد، زشت؟!

تناسب سن ازدواج در کشور رو به تغییر است و برخلاف دهه‌های گذشته در این دوره بزرگ بودن عروس نسبت به داماد دیگر در بین خانواده ها مخفیانه و پرحاشیه نیست. یک کارشناس امور فرهنگی در این باره می گوید: این تغییرات رفتاری به خاطر دگرگونی در سبک زندگی ایرانی – اسلامی به وجود آمده است.

خبرگزاری فارس: عروس‌های بزرگتر از داماد؛ پدیده اجتماعی خوب، بد، زشت؟!

  •  

خبرگزاری فارس – گروه جامعه: از قدیم ازدواج آداب و رسوم  خاصی داشت اول از همه اینکه پسرها باید به خواستگاری دخترها می‌رفتند معمولاً هم این کار برعهده خانواده ها و بزرگترهای فامیل بود و آنها برای انتخاب همسر مناسب برای پسرشان چند ملاک و معیار را در نظر می گرفتند، یکی از آن موارد که خیلی هم برای خانواده ها اهمیت داشت کوچکتر بودن عروس از داماد بود و کمتر پیش می آمد که خلاف این امر اتفاق بیفتد و اگر هم بنابر دلایلی ازدواجی صورت می گرفت که در آن عروس از داماد بزرگتر بود خانواده ها سعی می کردند که این مسئله را از بقیه پنهان کنند وگرنه حرف ها و حدیث هایی را درست می کردند که مثلاً شاید پسر عیب و ایرادی داشت که با دختری بزرگتر از خودش ازدواج کرد اما در شرایط کنونی جامعه بر خلاف دهه های گذشته بعضی از پسرها با دخترانی بزرگتر از خودشان با اختلاف سنی چند سال ازدواج می کنند و می توان گفت این سبک ازدواج در جامعه و بین خانواده ها جا افتاده است.

طبق آمارهایی که سازمان ثبت احوال در سالهای اخیر منتشر کرده است بیش از ۱۰ درصد ازدواج‌ها در سالهای اخیر مربوط به زوج‌هایی است که داماد نسبت به عروس، سن کمتری داشته است.

بعضی‌ از مردم استنادشان برای اینکه اشکالی ندارد که عروس از داماد بزرگتر باشد ازدواج حضرت خدیجه و پیامبر اکرم (ص) است اما از سوی دیگر بعضی معتقدند که مردها به دنبال زنانی می‌گردند که بتوانند آنها را به روش خودشان تربیت کنند پس بهترین گزینه برایشان، همسر کوچکتر از خودشان است، برخی از مردان هم از طرف دیگر اشکالی در رابطه با بزرگ بودن همسر آینده‌شان نمی‌بینند بلکه معتقدند وقتی همسرشان از آنها بزرگتر است دیگر بچه‌بازی ندارد و به استقلال فکری رسیده است.

در این باره مجید ابهری جامعه شناس و استاد دانشگاه معتقد است: تغییر سبک زندگی اثر مستقیمی بر تمام انتخاب‌های افراد دارد و یکی از این انتخاب‌‌ها که اصلی‌ترین مرحله زندگی مرد و زن است ازدواج به شمار می‌رود که متأسفانه در دو دهه اخیر سن ازدواج و آمار آن تغییرات چشمگیری پیدا کرده است که علاوه بر بالارفتن سن ازدواج در جوانان، شاهد افزایش ازدواج پسران با دخترانی بزرگتر از خود هستیم.

پسران دغدغه مالی‌شان را با انتخاب عروس‌های بزرگتر حل می‌کنند

وی می‌گوید: در حال حاضر ۱۲ میلیون جوان مجرد در کشور ما وجود دارد که حدود ۴۰ درصد از آن ها دخترانی هستند که موفق به ازدواج مناسب نشدند و برخی از آنها آماده ازدواج دوم با مردان متأهل هستند که تفاوت سنی آنها متعارف نیست در مقابل پسران جوان به خاطر بیکاری و مشکلات اقتصادی تمایل دارند با زنان بالاتر از سن خود، با اختلاف سنی حداقل ده سال پیوند زناشویی ببندند و از توانایی مالی آنها بهره جویند.

این در حالی است که عشرت شایق کارشناس امور فرهنگی معتقد است: ما در حال حاضر شاهد روند تغییرات اجتماعی در جامعه هستیم تا جایی که جوان­‌های ما به این نتیجه رسیدند که اگر بروند دنبال تحصیلات در نهایت یک جوان تحصیلکرده­ بیکار می­ شوند به خاطر همین بخش اعظم پسران به کار روی آوردند و البته برخی به شغل­ های کاذب مثل دست فروشی، در مقابل تعداد تحصیلکرده­ های خانم ما بالا رفته و به تبع آن سطح توقعات برخی دختران از خواستگارانشان بالا رفته که باید با یک پسر دارای تحصیلات بالاتر از خود و دارای شغل آن­چنانی ازدواج کنیم.

شایق ادامه می‌دهد: از سوی دیگر برخی از پسران نمی ­توانستند خواسته­ آن­ها را برآورده سازند، در نتیجه­ این خلأ سن جوانان در شرف ازدواج و تعداد آن­ها زیاد شد و با توجه به شرایط پیش آمده برخی از پسران تصمیم گرفتند که به جای ازدواج با برخی دخترانی که کم سن و سال تر از خودشان هستند و با توجه به شرایط فرهنگی پیش آمده برایشان دارای توقعات بی جا و به فکر اعمال جراحی برای زیبایی و یا زیبا کردن چهره خود با وسایل مصنوعی هستند با دخترانی بزرگتر از خودشان ازدواج کنند که زن زندگی­ هستند، از پختگی لازم برخوردارند و توقعات کمتری دارند و هم می­ توانند تکیه­­ گاه خوبی برایشان باشند.

ازدواج با عروس‌های بزرگتر وقتی هم‌کفو هستند اشکالی ندارد

وی با اشاره به اینکه در طول تاریخ هم ما شاهد موارد این­چنینی بودیم و نمونه بارز آن ازدواج پیامبر اکرم (ص) است می‌گوید: این دخترها بعد از رسیدن به سنی دیگر نمی توانند بچه دار شوند و ما نباید حق مادرشدن را از آنها بگیریم، دخترهای جوانی که به سن بالا می رسند و خواستگارانی دارند که سنشان کمتر از خودشان هست و به غیر از سنشان از همه نظر، هم کفو هستند در این گونه موارد وقتی با هم به توافق می رسند می توانند با هم ازدواج کنند و مشکلی وجود ندارد.

 

بزرگ بودن عروس یک آسیب در نظام خانواده محسوب نمی‌شود

همچنین علی اکبر مرتضوی کیاسری که یک روانشناس است با تأکید بر اینکه صرف تفاوت سنی تهدید کننده نیست و ملاکی وجود ندارد که حتما زن از مرد سنش کمتر باشد یا بیشتر می گوید: در هر دو صورت این نوع ازدواج ها می تواند تهدید کننده باشد و به طور طبیعی اگر مشخص شود که اختلاف سنی مضر نیست صرفاً ازدواج با زنی که سنش از مرد بیشتر است بعنوان یک آسیب در نظام خانواده محسوب نمی شود و همه چیز بستگی به شخص و شرایط فردی دارد. به طور مثال گاهی اوقات مرد ۴۰ ساله نیز در قبال خانم ۲۵ ساله قدرت مدیریتی بسیار پایین دارد اگر این زن تکفل گرا باشد و دوست داشته باشد که به کسی تکیه کند اینها به درد ازدواج با هم نمی خورند و بالعکس، چه بسا در ازدواجی مرد ۲۵ ساله باشد و زن ۳۵ ساله اما به دلیل اینکه مرد دارای توانمندی مدیریتی، برداشت ها، تجارب، نوع تربیت خانوادگی ای باشد که نوع نگاهش به مسائل یه قوتهایی را به او بدهد در اینجا نسبت سنی برایشان مشکلی ایجاد نمی کند.

وی می افزاید: در کل فاصله سنی بین زوجین تا ۱۵ سال تفاوت فاحشی نیست و مشکل ساز نمی باشد و فرقی نمی کند که دختر سن بالاتری نسبت به پسر داشته باشد یا بالعکس. البته ارجاع به روانشناس و مشاوره در حوزه ازدواج ضروری است و آنچه مهم است هم کفو بودن زن و مرد است و اگر طبق نظر متخصص در حوزه های مختلف در معرض تفاوت فاحش قرار گیرند به طوری‌که این تفاوت سنی هم کفو بودنشان را به هم بریزد به این تفاوت می گوئیم تفاوت آسیب رسان که زندگی‌شان را با مشکلاتی مواجه خواهد کرد و اگر همسانی و همتایی  را در حوزه های مختلف به هم نریزد به این تفاوت بی آزار می گوییم بنابراین صرف تفاوت سنی آسیب رسان نیست.

درباره بزرگ بودن سن عروس نسبت به داماد نظر حجت الاسلام سید مرتضی حسینی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس را هم جویا شدیم که وی در این باره به خبرنگار فارس می‌گوید: در گذشته خانواده‌ها در انتخاب های دختر و پسر نقش داشتند و خانواده ها خودشان با رسیدن پسرها به سن ازدواج برای خواستگاری اقدام می کردند و رسم این بود که پسرها از دختران بزرگتر بودند و دختران کم سن و سال تر از خود را انتخاب می کردند، اما در حال حاضر با توجه به شرایط به وجود آمده معمولاً سن ازدواج پسر و دختر برابری می کند و خیلی اختلاف ندارد و یا حتی برخی پسران با دختران بزرگتر از خود ازدواج می کنند. مسلماً این اختلاف معکوس فاصله  سنی زوجین و تغییر در سبک زندگی ایرانی – اسلامی به مرور و تحت تأثیر شرایطی صورت گرفته که قابل تأمل است.

اما شایق کارشناس امور فرهنگی با اشاره به اینکه علت اصلی این ازدواج ها مثل یک پازل همزمان پیش آمد تصریح می کند: یک تکه پازل توزیع ناعادلانه ثروت و یه تکه پازل توجه نکردن به نسل، مسئولان ذی ربط وقتی بچه ها در دهه ۶۰ و ۷۰ متولد می شدند به این فکر نکردند این بچه ها در دهه ۸۰ و ۹۰ به چه چیزهایی نیاز دارند و آینده پژوهی نشد که وقتی به سنین ازدواج و اشتغال رسیدند می خواهند چه کار کنند؟

قانون تسهیل ازدواج هنوز خاک می‌خورد

وی ادامه می دهد: پازل دیگر فقدان برخی از قوانین جاری کشور در مورد ازدواج جوانان است و مورد بعدی عمل نکردن به قوانین جاری است مثل قانون تسهیل ازدواج جوانان که در مجلس هفتم به تصویب رسید ولی متأسفانه هم در دولت سابق و هم دولت فعلی اقدامی از سوی مسئولان، ادارات و وزارت­خانه­ هایی که طبق قانون مکلف به اجرای آن هستند صورت نگرفته است و این مسائل برایشان دغدغه ­ای نیست.

این کارشناس امور فرهنگی تأکید می کند: بزرگترین پازل که در آن چند پازل دیگر است هجمه­ ی شدید فرهنگی از همه دروازه­ های کشور است، از دروازه­ های ماهواره، فضای مجازی، شبکه­ های اجتماعی، حتی بازی­ های رایانه­ ای، فیلم­ ها و سریال­ ها و نشریات زرد و بعد هم الگوشدن این­ها که این عوامل موجب عادی سازی روابط محرم و نامحرم، ایجاد توقعات بی­ جا، ایجاد زندگی تجملاتی و… شده است این­ها در واقع، نه تهاجم فرهنگی بلکه جنگ نرم هست که متأسفانه هنوز مسئولان فرهنگ به این باور نرسیده اند که جنگ نرمی وجود دارد و اینکه دشمن با ساختن فیلم های پورنو یا مستهجن و پخش چند ثانیه ای آن در شبکه های مختلف تصمیم دارد سبک زندگی ما را مضمحل کند، در کل دگرگونی که در سبک زندگی ایرانی – اسلامی به وجود آمده و تغییرات رفتاری که در حوزه های خانواده، ازدواج، طلاق و… اتفاق می افتد از نتایج نادیده گرفتن جنگ نرم است که ما نباید بگذاریم این تغییرات نهادینه شوند.

دولت به جای ریخت و پاش‌های آنچنانی به عروس و دامادها «هدیه» بدهد!

شایق در ادامه تصریح می کند: دولت از همان ردیف بودجه هایی که برای کاخ ریاست جمهوری سونا و جکوزی زد، وام ۲۵ میلیون تومانی خودرو داد، هواپیمای اختصاصی خرید، دوره ­های چند میلیونی و ریخت و پاشی می­ گذارد، از همان جایی که سوغاتی­ های ویژه برای برخی هیأت­ ها می­ گیرد و در سفرهای خارجی با هیأت همراه متعدد تشریف می­ برند، بیاید از همان ردیف بودجه ها برای جوان­ هایی که ازدواج می­ کنند هم دختر و هم پسر ۵ تا ۱۰ میلیون هدیه بدهند، نگویند ردیف بودجه­ ای نداریم چطور برای خرید هواپیمای اختصاصی و … ردیف بودجه داشتیم اینها را از کجا پیدا کردند؟! اگر بخواهند و اراده کنند ردیف بودجه­ اش را پیدا می­ کنند تا از این طریق با حل مشکلات جوانان و ازدواج به موقع آن­ ها شاهد موارد این چنینی نباشیم.

حسینی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نیز در رابطه با علت این نوع ازدواج ها به عواملی از قبیل مشکل مسکن، رسیدن به درجات عالیه تحصیلی، هزینه های بالای عروسی، بیکاری که در حال حاضر مشکل اساسی جوانان ماست و تغییر ذائقه فرهنگی افراد به واسطه ورود به دانشگاه ها و سطح تحصیلات و شبکه های اجتماعی اشاره می کند.

وی می افزاید: طی سال­ های اخیر شاهد تغییر ذائقه  فرهنگی در خانواده­ های ایرانی هستیم و اگر بخواهیم این ذائقه را تغییر بدهیم باید خیلی به فرهنگ اصیل خودمان توجه کنیم و بیشتر روی بخش فرهنگی مثل کمیسیون آموزش، صداوسیما، مطبوعات، نشریات و روحانیت … کار کنیم و همگی تمام تلاش خود را بکنیم تا نگذاریم ذائقه­ ی دینی و ملی ما دچار آسیب شود.

همچنین کیاسری روانشناس نیز می گوید: عدم اعتماد به نفس، پایین بودن عزت نفس، ترس از اداره زندگی و حس پناهندگی یا پناه خواهی و به تعبیری احساس ضعف مدیریتی در پسران است که این تمایل را در آنها افزایش می دهد که به توانایی برتری پناهنده شوند و با دخترانی بزرگ تر از خود ازدواج کنند.

وی ادامه می دهد: در بحث ازدواج ملاک هایی داریم که زیر مجموعه هم کفو بودن هستند و باید مورد توجه قرار بگیرند از قبیل تربیت خانوادگی، نوع اشتغال، تناسب های سنی، جغرافیایی، تحصیلی، فیزیکی، فرهنگ عمومی و … . آنچه قابل اهمیت است این است که بسیاری از این ملاک ها ثابت نیستند؛ یعنی به دلیل شرایط اجتماعی، جغرافیایی، محیطی، زمانی و مکانی تغییر پیدا می کنند، تناسب سنی هم جزء این موارد است البته نسبت سنی بدین جهت که ممکن است موجب تغییر الگوها، سلیقه ها و تفاوت ها بشود گاهی اوقات مسئله ساز می شود وگرنه مشکلی ایجاد نمی کند.

حال سؤال اینجاست که اگر انتخاب از سوی خانواده ها صورت نگرفته باشد و پسر و دختر خودشان تصمیم به ازدواج گرفته باشند آیا خانواده ها به راحتی با این مسئله کنار می آیند؟

شایق کارشناس امور فرهنگی در این رابطه می گوید: ممکن است این مسئله در بعضی از خانواده ها درگیری ایجاد نماید و به راحتی با قضیه کنار نیایند علی الخصوص زمانی که مادر یا خواهر پسر خودشان دختری را برای پسر در نظر گرفته باشند در این صورت خانواده های ما یک جور جدید غریب می شوند و باید دید که بعد از ازدواج عروس خانواده با طعنه و کنایه های احتمالی چه می کند اگر دختر انعطاف پذیر و صبوری باشد و به راحتی خود را در آن خانواده جا بیندازد که مشکلی نیست ولی اگر قضیه بالعکس شود مشخص نیست که چه اتفاقی برای زندگیشان بیفتد؟

الهام، خانم ۴۰ ساله ای است که علی‌رغم مخالفت خانواده همسرش با رامین که ۶ سال از او کوچکتر بود ازدواج کرد او در مورد نحوه آشنایی و ازدواجش می­ گوید: من و رامین حدوداً ۳ سال پیش با هم در محل کار آشنا شدیم، رامین در آن زمان ۳۱ سال داشت و من هم ۳۷ ساله بودم.

وی در ادامه می گوید: آشنایی ما چند ماهی طول کشید و ما با صحبت هایی که قبل از ازدواج داشتیم و با رفتن به جلسات مشاوره پیش از ازدواج و با اعلام نظر کارشناس خانواده احساس می­ کردیم از خیلی جهات با هم تفاهم داریم و می توانیم زندگی مشترک خوبی داشته باشیم و مسئله بزرگتر بودن من از رامین نمی تواند تأثیری در زندگی آینده­ ما داشته باشد رامین هم با مسئله بزرگ تر بودن من مشکلی نداشت و تنها مسئله مهمی که جلوی روی ما بود مخالفت خانواده رامین نسبت به بزرگ تر بودن من از رامین بود بالاخره ما علی­رغم آن مخالفت ها با هم ازدواج کردیم ولی هنوز هم بعد از گذشت این چند سال علیرغم تلاش های من در عوض کردن نظر خانواده شوهرم، آنها نسبت به من نگاه بدی دارند و هنوز با این مسئله کنار نیامدند و حتی برخی مواقع به دلیل اینکه رامین مثل اوایل ازدواجمان در مقابل دخالت های نابجای آنها از من حمایت نمی کند یک سری اختلافاتی بین ما بوجود می آید. الهام می گوید به نظر من اصلا بزرگ تر بودن دختر از پسر در صورتی که از لحاظ دیگر با هم مشکلی نداشته باشند و البته با انجام مشاوره های پیش از ازدواج و در صورت مثبت بودن نظر متخصص نمی تواند مانعی برای ازدواج باشد و من و رامین هم اگر دخالت های خانواده اش نباشد اختلاف نظر جدی با هم نداریم و می توانم بگویم از ازدواجم راضی ام.

گفت‌وگو با عروس و دامادهایی که سن عروس از داماد بیشتر است نشان می‌دهد که اگرچه این پدیده اجتماعی در جامعه رو به رشد است و پسران و دختران تا حدودی آن را برای خود حل کرده‌اند و دیگر حساسیت‌های گذشته درباره آن وجود ندارد اما این مسئله هنوز برای بخشی از خانواده‌ها یک دغدغه است که یا آن را در ابتدای زندگی در قالب مخالفت با ازدواج فرزندشان مطرح می‌کنند یا در طول زندگی آن را به روی طرفین می‌آورند.

اما امروزه نگرانی از کندی جوانان در گرایش به ازدواج در جامعه به قدری ملموس است که شاید بزرگ بودن عروس نسبت به داماد در مقایسه با دغدغه‌های اقتصادی ازدواج برای عده‌ای دغدغه‌ای باشد که در حاشیه قرار دارد ولی نمی‌توان از آسیب‌شناسی این پدیده اجتماعی رو به رشد چشم پوشید.

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد
ناشناس 
۰۰:۱۳ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۴

پاسخربطی به رسم و رسوم نداره اینگونه افراد از نظر علمی در زندگی با مشکل مواجه میشن

ناشناس در پاسخ به "ناشناس" 

… در متن فوق الذکر چند متخصص اظهار نظر کردند و گفتند مشکلی نیست اونوقت شما میفرمایید از نظر علمی مشکلی هست؟! من در اقوام خودم سه نمونه سراغ دارم که زن هفت تا ده سال از مرد بزرگتر است هم زندگی خیلی خوب و موفقی دارند هم فرزندان خوب و سالم و موفقی نصیبشان شده . همه چیز به روحیات و شخصیت و سن بیولوژیکی افراد و بلوغ فکری برمیگردد و سن شناسنامه ای ملاک نیست. پاسخ

۱۰:۴۰ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۴

ین در پاسخ به "ناشناس" 

… میشه بگی کدوم علم ؟ حتی در دین ما هم هیچ منعی برای این مسئله نیست . هرچند حداقل به صورت روانی بهتره مرد بزرگتر باشه ولی هیچ حکمی چه شرعی و چه روان شناسی برای این مورد صادر نشده پاسخ

۱۰:۴۷ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۴

ناشناس در پاسخ به "ناشناس" 

… عالم یه فرضیه علمی بگو ما هم بگیریم مطلبو پاسخ

۱۰:۴۸ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۴

ناشناس در پاسخ به "ناشناس" 

… ربطی نداره اصلا… مهم اینه که عشقشون پاک باشه و واقعا همدیگه رو بخوان… هستند دختران پاکدامنی که برای انتخاب همسر آینده، صبر میکنند و با پسری که کوچکتر از خودش باشه رو قبول کنه… که در این شرایط و با این فکر، خدا خودش کمک میکنه تا این زوج در کنار هم خوشبخت بشن… بعدشم شما علمتون رو داشته باشید یه جای دیگه استفاده کنید… کسی از شما نظر علمی نخواست… پاسخ

۱۰:۵۷ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۴

ناشناس 

۱۰:۴۴ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۴

یه جوری می گید روند به هم خورده که انگار بقیه روندها سرجاشن!
صلاح مملکت خویش خسروان دانند برادر من

آرش 

۱۰:۵۷ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۴

به نظر بنده بسیار طبیعی می باشد. درجامعه با اوضاع حال حاضر و مشکلات، تفاوت سن اصلا موضوع مهمی نیست.

جوانان ما آنقدر درگیرند و ازدواج سخت شده که به محض یافتن همسر حتی بزرگتر با شرایط مناسب به ان در تن می دهند.

توحیدی 
۱۱:۰۳ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۴

هم از لحاظ عقلی و هم توصیه های دینی (که البته واجب نکرده اند اما توصیه کرده اند) تأیید می کنه که لازم است مرد، هم از لحاظ سنی و حتی دانشمندان روانشناسی و روانشناسی اجتماعی توصیه کرده اند، مرد از لحاظ قد و تحصیلات بالاتر از زن باشد.
آیه قرآن هم می فرماید: الّرجالُ قوّامونَ عَلَی النّساء. زن دوست دارد که به شخصی قویتر از خودش تکیه کند. این طوری قوام زندگی بهتر و بیشتر به دست می آید.
البته مواردی هم بوده که برعکس بوده و مشکلی پیش نیامده اما این موارد دیگه استثنا هستند نه قاعده.
قاعده همونه که دین و علم و تجربه و عقل میگه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۳۵۰-مادر امام زمان كيست ؟ و چگونه به خانة امام حسن عسكري «عليه‌السلام» راه يافت؟

۲۹ دی

مادر امام زمان كيست ؟

و چگونه به خانة امام حسن عسكري «عليه‌السلام» راه يافت؟

askari 

مادر امام زمان«عليه‌السلام» نامش «مليكه» (مليكا) بود، او از طرف پدر، دختر «يشوعا» فرزند امپراطور روم شرقي بود، و از طرف مادر، نوة «شمعون» بود. شمعون از ياران مخصوص حضرت عيسي«عليه‌السلام» و وصيّ او بود.

مليكه با اينكه در كاخ مي‌زيست و با خاندان امپراطوري زندگي مي‌كرد، اما آن چنان پاك و باعفّت بود كه گويي نسبتي با اين خاندان نداشت، بلكه به مادر و خانوادة‌ مادري خود رفته و زندگيش همچون زندگي شمعون، و عيسي بن مريم از صفا و معنويّت و پاكي خاصّي برخوردار بود. از اين رو نمي‌خواست، با خاندان امپراطوري دنيا پرست، بياميزد بلكه دوست داشت و هدفش اين بود كه در يك خانواه پاك خداپرست، زندگي كند، خداوند او را در اين هدف كمك كرد و او را به طور عجيب به خواسته و هدفش رساند.

خواستگاري و مجلس عقد حضرت نرجس  «عليها السلام»

مليكه وقتي كه به سنّ ازدواج رسيد، جدّش امپراطور روم، خواست او را به همسري برادرزاده‌اش درآورد. با توجه ‌به اينكه كسي نمي‌توانست از فرمان امپراطور سرپيچي نمايد، امپراطوري از طرف برادرزاده‌اش، از مليكه خواستگاري كرد و سپس مجلس عقد بسيار باشكوهي ترتيب داد كه در آن مجلس سيصد نفر از برگزيدگان روحانيون و كشيشان مسيحي و هفتصد نفر از افسران و فرماندهان ارتش و چهار هزار نفر از اشراف و معتمدين و ثروتمندان شركت داشتند.

مجلس در كاخ با شكوه امپراطور برگزار شد، تخت بزرگي را كه با انواع جواهرات و طلا و نقره و ياقوت و عقيق، آراسته شده بود، در جاي مخصوص كاخ گذاشتند، برادرزاده امپراطور روي آن تخت نشست، تشريفات مراسم عقد فراهم شد، دربانان و خدمتگزاران با لباسهاي مخصوص خدمت هر يك در جايگاه خود ايستادند، در اطراف كاخ قنديلها و چهل چراغها، مجلس را جلوه خاصّي داده بود، ناقوس نواخته شد، روحانيون برجستة مسيحي كنار تخت با عبا و كلاه و لباس مخصوص، شمعدان به دست در دو طرف به صف ايستادند و كتاب مقدّس انجيل در دست داشتند، همين كه انجيل را گشودند كه آيات آن را تلاوت كنند، ناگهان زلزله آمد، كاخ لرزيد، و هر كسي كه روي تخت نشسته بود بر زمين افتاد، خود امپراطور و برادرزاده‌اش نيز از تخت بر زمين افتادند، ترس و لرز حاضران را فراگرفت، يكي از كشيشان بزرگ به حضور امپراطور آمد و عرض كرد: «اين حادثه عجيب، نشانة ‌بلا و خشم خدا و علامت پايان يافتن آيين و مراسم است، ما را مرخص فرماييد برويم» . امپراطور اعلام ختم مجلس كرد، و همه رفتند، سپس دستور داد آنچه كه از تخت و قنديل و چراغ و چيزهاي ديگر كه درهم ريخته و افتاده بود همه را به جاي خود گذاشتند.

اين بار امپراطور تصميم گرفت كه «مليكه» را به همسري برادرزادة ديگرش درآورد، و با خود گفت شايد اين حادثة زلزله، براي آن بود كه «مليكه همسر برادرزاده اوّلي نگردد بلكه همسر برادرزادة دوّمي شود. دستور داد مجلس را در كاخ مثل مجلس سابق آراستند، دربانان و خدمتكاران در جايگاهي مخصوص قرار گرفتند، تخت مخصوص را نيز در جاي خود گذاشتند روحانيّون برجستة مسيحي را بادست گرفتن شمعدانها و با لباسهاي مخصوص در كنار تخت قرار گرفتند، برادرزادة دوّمي بر تخت مخصوص نشست، همين كه مراسم عقد شروع شد، و كشيشان خواستند عقد بخوانند، بار ديگر حادثه زلزله رخ داد و همة‌ حاضران پريشان شدند و رنگها پريد و مجلس به هم ريخت و تختها واژگون شد، امپراطور و برادرزادة دوّمي، از تخت بر زمين افتادند و همه وحشت زده از كاخ بيرون آمدند و به خانه‌هاي خود رفتند.

امپراطور، بسيار ناراحت شد، در اندوه و غم و فكر فرو رفت و لحظه‌اي اين دو حادثه عجيب را فراموش نمي‌كرد.

خواب عجيب نرجس«عليها السلام»

آن شب ملیکه در عالم خواب ديد، جدّش شمعون همراه حضرت مسيح «عليه‌السلام» و عدّه‌اي از ياران مخصوص حضرت مسيح«عليه‌السلام» وارد كاخ شدند، ناگهان منبري بسيار با شكوه به جاي تخت امپراطور گذاشته شد، سپس ديد دوازده نفر كه مرداني بسيار خوش سيما و نوراني و زيبا بودند وارد كاخ شدند، در عالم خواب به مليكه گفته شد، اينها كه وارد شدند، پيامبر اسلام «صلي الله عليه و آله» و علي، حسن و حسين، امام سجاد، امام باقر، امام صادق، امام كاظم، امام رضا، امام جواد، امام هادي و امام حسن عسكري«عليه‌السلام» هستند.

ناگهان مشاهده كرد كه پيامبر اسلام«صلي الله عليه و آله» به حضرت مسيح«عليه‌السلام» رو كرد و گفت: ما به اينجا آمده‌ايم تا «مليكه » را از شمعون براي فرزندم «حسن عسكري» خواستگاري كنيم.

حضرت مسيح«عليه‌السلام» به شمعون گفت: به به، سعادت به تو رو كرده، خود را با دودمان محمد«صلي الله عليه و آله» پيوند بده، شمعون از اين پيشنهاد بسيار خوشحال شد. آنگاه حضرت محمد«صلي الله عليه و آله» به منبر رفت و خطبة عقد را خواند و «مليكه» را به عقد امام حسن عسكري «عليه‌السلام» در آورد، و سپس حضرت مسيح و شمعون و ياران مسيح «عليه‌السلام» به اين عقد گواهي دادند.

پذيرفتن اسلام در عالم خواب

«مليكه» مي‌گويد‌: از خواب بيدارشدم ولي ماجراي خواب را به هيچ كس و حتّي جدم امپراطور روم، نگفتم، تا مبادا به من آسيبي برسانند، ولي شب و روز در فكر اين خواب عجيب بودم، و با خود مي‌گفتم من در اينجا، و امام حسن عسكري «عليه‌السلام» در شهري بسيار دور از اينجا، چگونه به خانة ‌او راه مي‌يابم، محبّت امام حسن عسكري «عليه‌السلام» سراسر دلم را گرفته بود تنها به او مي‌انديشيدم تا اينكه بيمار و رنجور شدم، تمام پزشكان روم را به بالين من آوردند، ولي معالجة آنها بي‌نتيجه ماند، چرا كه بيماري من، بيماري جسمي نبود! تا با معالجة آنها خوب شوم.

روزي پدرم كه از من نااميد شده بود، به من گفت: آيا هيچ آروزيي داري تا آن را برآورم،‌ گفتم‌: آرزويم اين است كه به زندانيان مسلمان كه در جنگ اسير و دستگير شده‌اند، سخت نگيريد،  و آنها را از شكنجه معاف داريد تا شايد به خاطر اين كار خوب، خداوند حال مرا نيك كند و سلامتي مرا به من بازگرداند، و حضرت مسيح«عليه‌السلام» و مادرش مريم«عليه‌السلام» بر اين كار نيك به من لطف و مرحمت كنند.

پدرم خواستة مرا برآورد، عدّه‌اي از زندانيان مسلمان را آزاد كرد، و مجازات و شكنجة بعضي را بخشيد، بسيار خوشحال شدم، از آن به بعد روز به روز حالم بهتر مي‌شد، همين موضوع باعث شد كه پدرم دستور داد تا بيشتر از زندانيان مسلمان، دلجويي كنند و آنها را ببخشند و خوشنودي آنها را به دست آورند .

چهارده شب از اين جريان گذشت، شبي خوابيده بودم،‌ در خواب ديدم فاطمة زهرا «عليها السلام» بانوي بزرگ دنيا و آخرت، همراه مريم«عليها السلام» و بانوان ديگر نزد من آمدند، حضرت مريم به من گفت كه اين بانو مادر همسر توست.

بي اختيار به ياد همسرم امام حسن عسكري «عليه‌السلام» افتادم، و قلبم فرو ريخت و به حضرت فاطمه «عليها السلام» عرض كردم از حسن عسكري گله دارم كه سري به من نمي‌زند ديگر گريه امانم نداد، زار زار گريستم.

فاطمه «عليها السلام» فرمود: تا تو مسيحي هستي، فزندم به سراغ تو نمي‌آيد، اگر مي‌خواهي خدا و حضرت مسيح«عليه‌السلام» از تو خشنود شوند، دين اسلام را بپذير تا چشمت به جمال امام حسن عسكري روشن شود.

گفتم: اي بانوي بزرگ! با تمام وجودم حاضرم كه اسلام را بپذيرم.

فرمود: بگو

اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلّا اللهٌ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمّداَ رَسُولُ اللهِ؛ گفتم: «گواهي مي‌دهم به يكتايي خدا و پيامبري حضرت محمد«صلي الله عليه و آله»».

آنگاه فاطمه زهرا «عليها السلام» مرا به آغوش محبتش گرفت و نوازش داد و فرمود: خوشحال باش! به تو مژده مي‌دهم كه از اين به بعد امام حسن عسكري «عليه‌السلام»  به ديدارت خواهد آمد و تو به زيات او موفّق مي‌شوي!

از خواب بيدار شدم بسيار خوشحال بودم و همواره شهادت به يكتايي خدا و پيامبري محمد«صلي الله عليه و آله» را به زبان مي‌گفتم، و در انتظار ديدار امام حسن عسكري«عليه‌السلام» بودم تا شب بعد شد، در همين فكر و انديشه خوابيدم، در خواب ديدم امام حسن عسكري «عليه‌السلام» به ديدار من آمد، از ديدار او بسيار خوشحال شدم، گله كردم كه چرا به ديدار من نمي‌آمدي با اينكه دلم غرق محبّت تو بود!

فرمود: علت جدايي اين بود كه تو در دين اسلام نبودي، از اين به بعد به ديدار تو خواهم آمد،‌ تا روزي كه خداوند تو را در ظاهر همسر من گرداند.

از خواب بيدار شدم، هر شب آن بزرگوار را مي‌ديدم، از آن به بعد حالم رو به بهبود مي‌رفت و به لطف خدا سلامتي خود را باز يافتم.

 

جنگ مسلمانان با روميان

«مليكه» همچنان آروز مي‌كرد كه روزي بيايد و از ميان خاندان امپراطور روم دور شود، و از آلودگي دنيا پرستي اين خاندان نجات يابد تا به افتخار و سعادت خدمت در خانه امام حسن عسكري برسد.

در يكي از مسافرتها كه «مليكه» با عدّه‌اي از بانوان همراه امپراطور بود، به لشكر اسلام برخوردند، سپاه روم با سپاه اسلام درگير جنگ شد، در اين جنگ مسلمانان پيروز شدند، عده‌اي از زنان از جمله«مليكه »‌اسير مسلمانان شدند، اسيران را بوسيلة كشتي از راه رودخانة دجله به بغداد براي فروش آوردند، يكي از فروشندگان، برده فروش معروفي بنام«عمرو يزيد» بود.

تعيين نمايندة امام هادي«عليه‌السلام» براي خريداري

روزي امام هادي«عليه‌السلام» پدر بزرگوار امام حسن عسكري«عليه‌السلام» يكي از يارانش به نام «بشر بن سليمان» را كه در خريد و فروش برده نيز سابقه داشت در شهر سامرا ديد و نامه‌اي كه به زبان رومي نوشته بود و زير آن را امضا كرده بود به او داد و همياني پول نيز جداگانه به او داد و فرمود: «مي‌خواهم بروي بغداد و با اين هميانِ پول، كنيزي را خريداري كني و به اينجا بياوري».

بشر بن سليمان گفت: بسيار خوب، هر امري بفرمايي اطاعت مي‌كنم.

امام هادي«عليه‌السلام» فرمود: حال بشنو تا توضيح دهم كه چگونه كنيزي را خريداري مي‌كني؟ فلان روز از اينجا به طرف بغداد حركت مي‌كني، سعي كن اوّل صبح فلان روز در كنار پل رودخانة معروف بغداد باشي، وقتي به آنجا رسيدي مي‌بيني چند كشتي كنار آب مي‌آيند تا بار خود را خالي كنند، در اين ميان مي‌بيني زناني را كه اسير كرده‌اند، از كشتيها پياده مي‌كنند و به عنوان كنيز در معرض فروش قرار مي‌دهند.

مشتريها مي‌آيند و كنيزها را مي‌خرند و با خود مي‌برند، همچنان نگاه كن يك وقت مي‌بيني در يكي از اين كشتيها «عمرو بن يزيد» دختري را در معرض فروش قرار مي‌دهد، با اينكه پرده‌داران مي‌خواهند كنيزان را به خريداران نشان دهند، آن دختر، خود را نشان نمي‌دهد، حجاب و عفّت خود را حفظ مي‌كند، ‌او دو لباس حرير پوشيده و يك لباس پوستي گرانبها بر دوش دارد.

خريداران متوجّه او مي‌شوند، و اصرار مي‌كنند كه او را خريداري كنند، او ناراحت مي شود و به زبان رومي‌ مي‌گويد :‌«واي كه حجابم آسيب ديد» يكي از خريداران مي‌گويد: من اين كنيز را به سيصد دينار خريدارم.

آن دختر به او مي‌گويد: «اگر به اندازة ملك سليمان دارايي داشته باشي، حاضر نيستم كنيز تو شوم.»

عمرو بن يزيد به آن دختر مي‌گويد: چاره‌اي نيست، بايد تو را فروخت.

او مي‌گويد: شتاب نكن، آن خريداري كه من مي‌خواهم پيدا مي‌شود، مگر نه اين است كه معامله بايد از روي رضايت باشد.

در اين موقع نزد «عمر بن يزيد» برو؛ بگو نامه‌اي براي اين بانو دارم كه به زبان رومي نوشته شده است، اين نامه را به آن بانو بده بخواند اگر راضي شد، او را براي صاحب نامه كه اوصاف و نشانه‌هاي صاحب نامه در آن نوشته شده، خريداري مي‌كنم، وقتي كه نامه را به او دادي او راضي مي‌شود آنگاه او را خريداري كن و به اينجا بياور.

«مليكه» وقتي كه همراه عدّه‌اي از بانوان اسير شد، براي اينكه كسي او را نشناسد، خود را نرگس ناميد (كه تلفّظ عربي‌اش همان نرجس است)

بشر بن سليمان طبق پيشنهاد امام هادي«عليه‌السلام» همان روز معيّن به بغداد آمد، صبح زود كنار پل بغداد رفت، ديد كشتيها رسيدند، و كنيزها را در معرض فروش قرار دادند، در اين هنگام كنيزي را ديد كه داراي آن اوصافي است كه امام هادي«عليه‌السلام» فرموده بود، خريداران اصرار دارند كه او را بخرند، ولي او مايل نيست كنيز آنها شود.

بُشر جلو آمد و با اجازة فروشنده، نامة امام هادي«عليه‌السلام» را به «نرجس» داد، نرجس تا آن را گشود و خواند، بي‌اختيار منقلب شد و اشك در چشمانش حلقه زد، در حالي كه گرية شوق گلويش را گرفته بود به صاحبش عمرو بن يزيد گفت: مرا به صاحب اين نامه بفروش، و اصرار و تأكيد كرد كه مرا حتماً به صاحب اين نامه بفروش.

عمرو بن يزيد، گفت: ‌بسيار خوب، مانعي ندارد، آنگاه در مورد قيمت او با بُشر بن سليمان صبحت كرد، او به همان مقدار پولي كه در هميان بود و امام هادي«عليه‌السلام» فرستاده بود، راضي شد. بُشر مي‌گويد: هميان را دادم و كنيز را خريدم و با او از آنجا حركت كرديم. او همواره نامه را بيرون مي‌آورد و مي‌بوسيد و به چشم مي‌كشيد، من از روي تعجب گفتم تو كه هنوز صاحب نامه را نمي‌شناسي چرا اين قدر نامه را مي‌بوسي؟

گفت: «معرفت و شناخت تو اندك است، اگر پيامبر «صلي الله عليه و آله» و جانشينان آنان را مي‌شناختي چنين نمي‌گفتي!»

آنگاه داستان خود را از اوّل تا آخر براي من بيان كرد، من به پاكي و شخصيّت معنوي و فكر بلند و عالي حضرت نرجس«عليها السلام» پي بردم، و از آن پس بيشتر احترامش كردم تا رسيديم، به سامّرا، و او را به حضور امام هادي«عليه‌السلام» بردم.

در اين وقت امام هادي«عليه‌السلام» به او خوش آمد گفت، و احوالپرسي كرد، و سپس خواهر حكيمه خاتون را خبر كرد، و به او فرمود:‌ اين است آن بانوي محترمه‌اي كه در انتظار او بودي، حكيمه او را در آغوش گرفت، و خوش آمد و تبريك به او گفت، امام هادي«عليه‌السلام» به او فرمود: «عزّت اسلام و ذلّت نصرانيّت را چگونه ديدي؟» او عرض كرد: «چگونه چيزي را بيان كنم كه شما بهتر از من مي‌دانيد.»

سپس امام هادي«عليه‌السلام» به خواهرش حكيمه فرمود: او را به خانه ببر و دستورات اسلامي را به او بياموز، او همسر فرزندم حسن، و مادر مهدي آل محمد«صلي الله عليه و آله» خواهد بود.

مژدة امام هادي«عليه‌السلام» به نرجس«عليها السلام»

امام هادي «عليه‌السلام» به «نرجس» رو كرد و گفت:

«مژده باد تو را به فرزندي كه سراسر جهان را با نور حكومتش پر از عدالت و دادگري كند، همان گونه كه پر از ظلم و جور شده باشد.»

خواهر امام هادي«عليه‌السلام» حكيمه، او را به عنوان سيّده (خانم) مي‌خواند. آن بانوي با سعادت در سال ۲۶۱ هجري و به روايتي قبل از شهادت امام حسن عسكري«عليه‌السلام» از دنيا رفت، قبر شريفش در سامّرا كنار قبر منوّر امام حسن عسكري «عليه‌السلام» است.

اين است لياقت و استعداد يك زن كه شخصيّتش به جايي مي‌رسد كه قائم آل محمد«عليه‌السلام» منجي جهان بشريّت، از دامن پاك او برمي‌خيزد.

 

                                                                  / زنان مرد آفرین/

                                                                           محمد محمدی اشتهاردی

 

۳۴۹-عاشقانه‌ای برای یک شهید مدافع

۲۹ دی

دست‌نوشته همسر شهید کریمی در دومین سالگرد ازدواجشان

 

 

عاشقانه‌ای برای یک شهید مدافع حرم+عکس

 

 

امینم، دلم مثل هوای زمستان گرفته و غم‌انگیز است، آری عزیزترینم این روزها خیلی بهانه تو را می‌گیرد، این روزها تمام وجودم حتی نوشته‌هایم خاطرات تو را مرور می‌کند.

 

 

خبرگزاری فارس: عاشقانه‌ای برای یک شهید مدافع حرم+عکس

 

 

  •  

 

 

خبرنگار حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس؛ امروز دومین سالگرد ازدواج شهید گرانقدر مدافع حرم «امین کریمی چنبلو» است ۲۸ دی ماه. زندگی که عمر آن به ظاهر تنها ۲ سال و ۸ ماه بود و به واقع ابدی شد…

زندگی‌ای که روز میلاد عقیله بنی‌هاشم آغاز شد و در دفاع از حریم زینب کبری(س) به اتمام رسید…

 

 

 

 

 

شهید امین کریمی. شب ازدواج، ۲۸ دی ماه ۹۲

 

 

 

 

 

 

آنچه در ادامه می‌آید، دل‌نوشته همسر شهید کریمی به مناسبت دومین سالگرد ازدواج‌شان به همراه عکس‌های سالگرد ازدواج در سر مزار مطهر شهید در امام‌زاده علی‌اکبر چیذر است.

خبرگزاری فارس افتخار این را دارد که گفتگوی ویژه‌ای با همسر بزرگوار این شهید جوان داشته که طی روزهای آینده تقدیم مخاطبین می‌گردد.

 

 

 

 

دلنوشته همسر شهید «امین کریمی» در دومین سالگرد ازدواج‌شان

 

 

 

 

«بسم رب الشهدا

امینم، دلم مثل هوای زمستان گرفته و غم‌انگیز است، آری عزیزترینم این روزها خیلی بهانه تو را می‌گیرد، این روزها تمام وجودم حتی نوشته‌هایم خاطرات تو را مرور می‌کند. هرگاه از من دور می‌شدی تا آمدنت لحظه‌ شماری می‌کردم و هرگاه کنارم بودی ثانیه‌ها خیلی زود سپری می‌شدند و من دلگیر از زمان که چه زود می‌گذرد، من که تحمل لحظه دوری از تو را نداشتم الان نبودنت را چگونه تحمل کنم، عهدمان را که فراموش نکرده‌ای روز ازدواجمان گفتی که پیمانمان ابدی است و همیشه کنار هم خواهیم ماند. امینم این عهد را تو با من بستی؛ خودت بذر امید و زندگی را در دلم نهادی. اکنون تمام دلخوشی‌ام عهد و پیمان ابدی با توست.

هنوز عطر وجود و گرمای دستان مهربان تو را حس می‌کنم. بهترین روزهای زندگی‌ام زمانی بود که با تو سپری شد،‌کوتاه بود ولی ابدی شد. اولین سالگرد ازدواجمان را تو پیشی گرفتی و تبریک گفتی اما اینبار بگذار دومین سالگرد یکی شدنمان را من تبریک بگویم. امینم خلاء تو را این روزها خیلی احساس می‌کنم، روزهایی که لحظه لحظه آن را با تو خوش بودم. همیشه ترس از دست دادنت آزارم می‌داد، خوب می‌دانستم که این ترس بالاخره روزی به حقیقت خواهد پیوست ولی نمی‌دانستم به این زودی…

خواب شهادتت را قبل از آشنایی‌مان دیده بودم و وقتی خوبی‌های بی‌اندازه‌ات را می‌دیدم اصلاً برایم غریب نبود، علتش را خوب فهمیده بودم و می‌دانستم قرار است روزی گلچین شوی. امروز دلتنگی‌هایم تفاوت عجیبی با روزهای دیگرم داشت. هزار بار در خودم شکستم و بغض کردم و نفس کم آوردم. آرام جانم دلم خیلی هوای خنده‌هایت را کرده. دلم می‌خواهد برای یک لحظه دیدنت یا شنیدن صدایت جانم را بدهم. امسال سالگرد ازدواجمان شام غریبان شد.

عزیزم دوستت دارم و با هر تپش قلبم دوست داشتنت را مرور می‌کنم.»

*کارت دعوت جشن ازدواج در ۲۸ دی‌ماه ۱۳۹۲

 

 

 

 

کارت ازدواج شهید «امین کریمی»

 

 

 

 

 

 

 

کارت ازدواج شهید «امین کریمی»

 

 

*جشن دومین سالگرد ازدواج در امام‌زاده علی‌اکبر چیذر، دی‌ماه ۱۳۹۴

 

 


 

 

 

دومین سالگرد ازدواج شهید «امین کریمی» در امام‌زاده علی‌اکبر چیذر بر سر مزار شهید…

 

 

 

 

 

۳۴۸-عروسی مجلل به سبک چینی

۲۸ دی
عروسی مجلل به سبک چینی
aros1
"باب لام " مجری معروف هنگ کنگی یک شبکه تلویزیونی چین که از سوی خانواده ثروتمند داماد به عنوان مجری مراسم عروسی دعوت به کار شده بود، تصاویری از این عروسی را منتشر کرده است.
برگزاری یک مراسم عروسی مجلل و پرخرج در چین سوژه روز شبکه های اجتماعی این کشور شده است و تصاویر عجیب و غریب این عروسی پر زرق و برق درشبکه های اجتماعی این کشور دست به دست می شود.
 
به گزارش عصر ایران به نقل از سی ان ان ترک"باب لام " مجری معروف هنگ کنگی یک شبکه تلویزیونی چین که از سوی خانواده ثروتمند داماد به عنوان مجری مراسم عروسی دعوت به کار شده بود، تصاویری از این عروسی را منتشر کرده است.
 
در این عروسی دهها کیلو طلا و جواهر و مقادیر زیادی پول نقد از طرف داماد به عروس هدیه شده است که ارزش یوانی(واحد پول چین) این هدایا معلوم نیست؛ این هدایا به قدری است که علاوه بر اینکه عروس خانم بخشی از آنها را در چند لایه به گردن خود آویخته است، روی چند میز نیز طلا و پول چیده شده است.
 
چین با وجودی که یک نظام کمونیستی دارد اما در ۳ دهه گذشته اصلاحاتی در این کشور اعمال شد که اقتصاد آن به سمت اقتصاد آزاد سوق یافت. هم اکنون چین به لحاظ تعداد بیشترین میلیاردر را در جهان دارد و طبقه ای جدید از ثروتمندان چند میلیارد دلاری در این کشور پدید آمده است.
 
همزمان با رشد طبقه ثروتمند و تغییر سبک زندگی چینی ها ، فسد اداری و اقتصادی نیز در این کشور رشد کرده است، اما مقامات چینی با اعمال مجازات های سنگین از جمله اعدام تلاش کرده اند جلوی روند رو به گسترش فساد را بگیرند.
 
تصاویر زیر گوشه های از عروسی مجلل چینی را نشان می دهد
 

۳۴۷-استفاده از حجاب برای افسران زن مسلمان آزاد شد -کانادا

۲۸ دی

zan2استفاده از حجاب برای افسران زن مسلمان آزاد شد
 پلیس شهر ادمونتون در ایالت آلبرتا کانادا اعلام کرد که از این پس زنان مسلمان می‌توانند با حجاب سر کار حاضر شوند.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری«حوزه»، به نقل از somalicurrent.com، پلیس شهر ادمونتون در ایالت آلبرتا کانادا اعلام کرد که از این پس زنان مسلمان می‌توانند با حجاب سر کار حاضر شوند. به گفته اداره پلیس شهر ادمونتون، با توجه به اینکه جامعه کانادا با افزایش رو به رشد جمعیت مسلمانان روبرو است، اداره پلیس قصد دارد با اجرای این قانون با تنوع جمعیتی جامعه همراه شود. به این ترتیب زنان مسلمان استخدامی در اداره پلیس اجازه دارند حجاب اسلامی خود را رعایت کنند.

به گفته روزنامه کانادایی نشنال پست، این روسری‌ها به رنگ سیاه طراحی شده و به گونه‌ای طراحی شده که زیر کلاه پلیس قابل پوشیدن باشد.

لیلا داوود، یکی از سخنگویان اداره پلیس گفت: این لباس در واحد آموزش‌های تاکتیکی نیروی پلیس مورد آزمایش قرار گرفته است و به گونه‌ای طراحی شده که در هنگام درگیری جلوی دید افسران پلیس را نگرفته و تنفس آن‌ها را در عملیات‌ها دچار مشکل نسازد.

لازم به ذکر است، شهر لندن اولین شهری بود که در سال ۲۰۰۱ به زنان پلیس محجبه اجازه پوشیدن حجاب را داد. در نروژ و سوئد نیز سیاست‌های مشابهی به اجرا درآمده است.

 

۳۴۶-ماجرای حجاب و گرویدن دختر آمریکایی به اسلام

۲۸ دی

ماجرای حجاب و گرویدن دختر آمریکایی به اسلامzan1
حوزه / یک نومسلمان آمریکایی، حجاب را اولین عامل آشنایی اش با اسلام دانست و روایتی از مسلمان شدنش را توضیح داد. وی گفت: وقتی مسلمان شدم چشمم به روی حقیقت باز شد و که فهمیدم اسلام طرفدار واقعی حقوق زنان است.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه» یکی از نومسلمانان امریکا روایتی از آشنایی اش با حجاب و مسلمان شدنش را توضیح داد. لیزا، که مدتی است به دین اسلام گرویده، درباره راه پر فراز و نشیبی که طی کرده می‌گوید:

من ۳۱ ساله و اهل میشیگان هستم و مانند بیشتر مسلمانان تازه گرویده به اسلام، در یک خانواده مسیحی بزرگ شده‌ام. به دلیل اینکه پدرم کاتولیک و مادرم یک مسیحی پروتستان بسیار معتقد هستند، گرویدن من به اسلام مشکلات زیادی را برای رابطه‌ من با خانواده‌ام ایجاد کرد.

مادرم با وجود اینکه بسیار روشنفکر و آزاد اندیش است و من به طرز فکر او احترام زیادی می‌گذارم اما دیدگاه او درباره دین را قبول ندارم. از اوان کودکی به دین علاقه داشتم و در ۱۵ سالگی به خواست خودم به کمپ مسیحیان رفتم. در کمپ مسیحیان از ما می‌خواستند که از مسیح به عنوان خدا و نجات بخش بشریت یاد کنیم. در آن سن و سال من درک زیادی نداشته و چشم و گوش بسته تبعیت می‌کردم، با این حال همیشه سئوالاتی درباره دین مسیحیت داشتم که جوابی برایشان پیدا نمی‌کردم. اما سعی می‌کردم آن‌ها را نادیده بگیرم. تا اینکه قدم به دانشگاه گذاشتم و با دوستان مسلمانی آشنا شدم که در کاوش دنیا و یافتن راه درست به من کمک کردند. تا اینکه با کمک یک دوست مراکشی برای تدریس زبان انگلیسی به این کشور سفر کردم.

آشنایی با حجاب

زمانی که به مراکش رفتم با خانواده‌ای مسلمان زندگی می‌کردم و هر روز شاهد حجاب و پوشش مذهبی آن‌ها بودم و به سبک پوشش آن‌ها علاقه داشتم. تا اینکه یک روز بی‌اختیار دلم خواست تا حجاب را امتحان کنم. پس از آن پس به مدت سه ماه، هر صبح قبل از طلوع خورشید بیدار شده و با اشتیاق حجاب به سر می‌کردم و این تجربه غریبی بود.

زمانی که به آمریکا برگشتم و از دانشگاه فارغ التحصیل شده و با وجودی که هنوز هیچ شناختی از اسلام نداشتم، اما می‌دانستم شغلی که در بانک به آن مشغول هستم درست نیست. بدون اینکه دلیل این احساس را بدانم از شغلم از بانک استعفا دادم. گویی حسی از درون به من می‌گفت که این روش زندگی درست نیست.

توصیه انجیل به حجاب

به خاطر علاقه زیادم به عکاسی به این رشته رفتم و آن زمان بود که با دوست مسلمانی به نام نادین آشنا شدم و تصمیم گرفتم به عنوان پروژه درس عکاسی، روی مستندی درباره حجاب کار کنم. به همین علت مصاحبه‌ای با نادین درباره حجاب و علت پوشش اسلامی انجام دادم.

نادین به من گفت: تو مسیحی هستی؟ درسته؟! آیا می‌دانستی که انجیل قرنتیان در فصل ۱۱، آیه ۶ ، زنان را توصیه به حجاب می‌کند.

و من با تعجبم گفتم: واقعا؟ … به این ترتیب و بعد از گفتگوهایی که با هم درباره موضوعات مختلف داشتیم، او چشم‌های مرا به حقیقت باز کرد.

اسلام، طرفدار واقعی حقوق زنان است

آن زمان بود که چشمم به روی حقیقت باز شد و که فهمیدم اسلام طرفدار واقعی حقوق زنان است و آنچه بیش از همه درباره اسلام دوست دارم حقوقی است که اسلام برای زنان قائل است. نادین به من گفت که چشمانم را باز کنم و ببینم که در دنیای غرب از بدن زنان برای تجارت استفاده می‌کنند. در غرب یک بسته چیپس را بدون ایستادن یک زن برهنه در کنارش نمی‌فروشند! آیا این طرز برخورد با زنان فمینیسم است؟! آیا این تجاوز به حقوق زنان نیست؟

من تمام عمر بدون اینکه بدانم در جامعه‌ای زندگی می‌کردم که در آن به ساحت انسان‌ها تعدی می‌شود. سپس به خانه رفتم و با مطالعاتم متوجه شدم که مسیحیت کنونی حقیقتا نگاه تحقیرآمیزی به زن دارد.

حال آنکه قرآن چه زیبا درباره زنان سخن می‌گوید و از آن‌ها می‌خواهد پوشش اسلامی داشته باشند. از آن زمان تا کنون قرآن و کتب اسلامی زیادی مطالعه کردم.

قبل از مسلمان شدن، محجبه شدم

من مسلمانی بودم که پیش از گفتن شهادتین، حجاب به سر کردم. به مدت سه ماه با حجاب به دانشگاه می‌رفتم درحالی که هنوز مسلمان نبودم. با وجود اینکه مقابله با پرسش‌ها و سرزنش‌های دیگران کار ساده‌ای نبود، اما توانستم با موفقیت این دوره را سپری کنم. پس از ۳ ماه، روز جمعه قبل از رمضان ۲۰۱۱ تصمیم گرفتم شهادتین بگویم. سوار اتومبیلم شدم و به مسجد جمعه رفتم و به اولین خانومی که درمسجد مواجه شدم گفتم: می‌خواهم شهادتین بگویم! هنوز احساس آرامشی که در آن لحظه به من دست داد را فراموش نکردم.

معتقدم که در گذشته در مسیر غلطی قرار داشتم و اکنون به راه راست هدایت شدم. هنوز چیزهای زیادی هست که باید به عنوان یک تازه مسلمان بیاموزم.

خوشحالم از اینکه در مسیر درست قرار گرفته‌ام، و این موهبت را مدیون حجاب هستم.