RSS
 

بایگانی برای دی ۱۵ام, ۱۳۹۴

۲۸۳- قال النبي صلي الله عليه و آله موتوا قبل ان تموتوا 

۱۵ دی
 قال النبي صلي الله عليه و آله موتوا قبل ان تموتوا – قسمت اول
ز موتوا قبل اگر آگاه کشتي
بمير از خود که بيشک شاه گشتي
ز موتوا قبل اگر آگاه عشقي
بمير از خود که بيشک شاه عشقي
ز موتوا قبل اگر ميداني اين راز
بمير آنگه به بين انجام و آغاز
ز موتوا قبل اگر داني حقيقت
ببايد مرد اينجا از طبيعت
ز موتوا قبل اگر از خود بميري
تو به از بدر و خورشيدي منيري
بمير ايشيخ و بي او زندگاني
مکن در صورت و در اينمعاني
بمير ايشيخ بيش از آنکه ميري
اگر مرد رهي از چان بميري
بميرايشيخ پيش از مردن خويش
حجاب زندگي بردار از پيش
بمير ايشيخ چون منصور حلاج
که بيني بيگمان بر فرق جان تاج
بميرايشيخ کين عين اليقين است
که اين عين اليقين راه بين است
همه از مرگ ترسانند اينجا
که سر آن نميدانند اينجا
همه از مرگ ترسانند از خويش
که سيري اينچنين دارند از پيش
همه از مرگ ترساننده مانده
وليکن مر رموز آن نخوانده
همه از مرگ ترسانند چون بيد
که کي ذره رسد در سوي خورشيد
اگر آگه شوند اينجا يقين باز
ازين مرگست آخر عزت و ناز
اگر آگه شدي اينجا بدانند
که از سرش سر موئي بدانند
ازين مرگست آخر زندگاني
بقاي صرف و ذوق جاوداني
ازين مرگست اينجا ديدن ذات
نميدانند از آن مانند ذرات
ازين مرگست بيماري عقبي
تو خوان و دان يقين اسرار مولا
ازين مرگست آخر ديد جانان
يکي بيند آنگه عين اعيان
نه مرگست اينه عين زندگاني است
فراقي نيست عين شادمانيست
نهمرگست اينکه اورا مرگ خوانند
که اين مر عاشقانرا برگ خوانند
نه مرگست اينکه برگ عاشقانست
هر آنکو مرگ خواهد عاشق آنست
نهمرگست اينکه تجريد است عشاق
نه اندرمرگ توحيد است عشاق
نه مرگست اينکه ديدار خدايست
که اندر مرگ اسرار بقايست
نه مرگست اين حقيقت شيخ عالم
که سالک ميرسد در بود آندم
هر آنکو مرگ اينجاگاه بشناخت
بمرد از خويش وانگه سر برافراخت
هر آن کو مرگ اينجا ديد اعيان
بماند تا ابد در عشق پنهان
هر آنکو مرگ اينجا ديد تحقيق
بمرد از خويش و آنگه يافت توفيق
هر آنکو مرگ اينجا جاودان ديد
عيان مرگ ديد و جان جان ديد
هر آنکو مرگ اينجا ديد راحت
رسيد از عشق در عين سعادت
هر آنکو مرگ اينجا آرزويست
ز پيش انديشي اندر گفت و گوي است
حيات طيبه در مرگ درياب
بکن بود خود اينجا ترک درياب
حيات طيبه مرگست اينجا
شوي بيشک خبردار اندر اينجا
حيات طيبه يابي در آندم
که گردد محو اينجاگاه آندم
حيات طيبه داري چو مردي
ز مردان بيشکي تو گوي بردي
ز مردن ميرسي سوي حياتت
در آن باقي بود عين نجاتت
ز مردان زندگي جاويد حاصل
نداند اينمعاني جز که واصل
ز مردان آخر کار اندر اينجا
شوي بيشک خبردار اندر اينجا
خبردر مرگ يابي آخر کار
که بي صورت شود جانان پديدار
خبر در مرگ يابي واصل کل
حقيقت مرگ را بين حاصل کل
خبر از مرگ دار و جان برافشان

مُوتُوا قَبل أنْ تَمُوتُوا ( بميريد پيش از آن که بميريد..! )


مرگ قبل از مرگ چیست؟

سؤال:

در حدیث شریف از پیامبر (ص) (یا امامان معصوم) آمده که فرمودند: «موتوا قبل ان تموتوا; بمیرید پیش از آن که به مرگ طبیعی بمیرید؟» (1) منظور از این سخن چیست؟
پاسخ:

امیرمؤمنان علی (ع) در فرازی از یکی از خطبه هایش در توصیف سالک الی الله و پوینده راه خدا می فرماید: «قد احیا عقله و امات نفسه، حتی دق جلیله، و لطف غلیظه; عقلش را زنده ساخته، و شهواتش را میرانده است، تا آن جا که جسمش به لاغری گراییده، و خشونت اخلاقش به لطافت و مهرورزی تبدیل گشته است.» (2)
با توجه به این بیان، مرگ قبل از مرگ طبیعی عبارت است از این که انسان عقلش را بر سراسر وجود خود حاکم گرداند، و هوس های نفسانی انحراف گر خود را بمیراند و پژمرده کند.
علامه مجلسی (ره) در این راستا می فرماید: «میراندن نفس آن است که انسان آن را مقهور عقلش قرار دهد، به گونه ای که همه حرکات و سکناتش در تحت فرمان عقل قرار گیرد، چنین کسی در رابطه با هوس های نفسانی اغواگرش، مرده است، یعنی خواسته های نامشروع نفسانی خود را نابوده نموده، چنان که گفته اند: قبل از مرگ طبیعی بمیرید.» (3) یعنی در تزاحم بین حیات ابدی معنوی با حیات فانی مادی، اولی را بگیر و دومی را فدای آن کن تا بر قله سعادت دست یابی.
در معنی حدیث مذکور معنی دیگری نیز نموده اند با توجه به حدیث معروفی که از پیامبر اکرم (ص) نقل شده آن جا که فرمود: «الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا; مردم در خوابند، هنگامی که مردند بیدار می شوند.» (4)
بنابراین، حدیث مورد سؤال به این معنی است، همان گونه که انسان بعد از مرگ، متنبه می شود، و پرده های غرور از او دور شده، و چشم دلش باز می گردد و همه چیز را می بیند، اکنون نیز شما قبل از مرگ طبیعی، متنبه شوید، و پرده ها و حجاب های غرور و غفلت را بدرید، و بیدار و هوشیار گردید، مباد قفس مادیت شما را از فضای وسیع و معطر ملکوت غافل سازد. چنان که از حضرت عیسی (ع) نقل شده فرمود: «لم یلج ملکوت السموات من لم یولد مرتین; کسی که دو بار زاییده نشود، به ملکوت آسمان ها راه نیابد.» (5)
توضیح بیشتر این که: مولانا در کتاب مثنوی به این مطلب با این بیان اشاره کرده که از پیامبر (ص) سؤال می کردند قیامت چه وقت است؟ و چقدر راه تا قیامت مانده است؟
پیامبر (ص) با زبان حال به آنها فرمود: در خودت قیامت به طور نقد، وجود دارد، چرا در آیینه وجودت، آن را نمی بینی، و از آن سؤال نمی کنی، در حقیقت حضرت محمد (ص) دو بار زاییده، و زاده ثانی است، و نشئه دنیا و آخرت را با هم می نگرد و رمز «بمیر قبل از آن که به مرگ طبیعی بمیری » همین است.
زاده ثانی است احمد در جهان
صد قیامت بود او اندر عیان
زو قیامت را همی پرسیده اند
کی قیامت تا قیامت راه چند؟
با زبان حال می گفتی بسی
که زمحشر حشر را پرسد کسی؟
بهر این گفت آن رسول خوش پیام
رمز موتوا قبل موت یا کرام
همچنان که مرده ام من قبل موت
زآن طرف آورده ام ز این صیت و صوت
پس قیامت شو، قیامت را ببین
دیدن هر چیز را شرط است این
عقل گردی عقل را دانی کمال
عشق گردی عشق را بینی جمال
نار گردی نار را دانی یقین
نور گردی هم بدانی آن و این (۶)
آری اگر بخواهی عقل را درک کنی، باید وجودت را به عقل بسپاری، مانند عشق که تا عاشق نشوی، جمال عشق را نخواهی دید، و تا آتش نشوی، آتش را به طور حقیقی نخواهی یافت، و تا نور نشوی، هیچ چیز را درک نمی کنی. در حقیقت می توان گفت: کسانی که بار دوم در این دنیا زاییده شده اند، یعنی حیات و شخصیت وابسته به کمال ماورای طبیعت را به دست آورده اند، لحظه نفی همان حیات طبیعی است که برای دسته دیگر لحظه مثبت می باشد. (۷)


پی نوشت ها:
۱. بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۵۹.
۲. نهج البلاغه، خطبه ۲۲۰.
۳. بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۳۱۷.
۴. همان، ج ۵۰، ص ۱۳۴.
۵. شرح انقروی بر مثنوی، دفتر سوم، در تفسیر این شعر مولانا:
چون دوم بار آدمیزاده بزاد
پای خود بر فرق علت ها نهاد
طبق نقل از تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی، از: محمد تقی جعفری، ج ۱۳، ص ۲۷۸.
۶. دیوان مثنوی، به خط میرخانی، دفتر ششم، ص ۵۴۹.
۷. تفسیر و نقد و تحلیل بر مثنوی، ج ۱۳، ص ۲۸۰ و ۲۸۶. 

که از مرگ آنگهي گردي تو جانان
خبر از مرگ دار ار مرد رازي
چه باشد جان و سر کاينجا نبازي
خبر از مرگ داري شيخ آگاه
بمردم تا بديدم من رخ شاه
بمردم پيش از آن کاينجا بميرم
از آن فارغ من از شاه و اميرم
بمردم تا بماندم زنده دوست
بمرد از جسم و از جان بنده دوست
بمردم تا بماندم جاودان من
شدم در جاوداني جان جان من
بمردم تا بماندم ذات باقي
حياتي ديدم اندر ذات باقي
بمردم تا شدم از خود خبردار
از آن اسرار کل گفتم در ايندار
بماندم تا شدم هستم بقا من
نمودم حق عيانم از لقا من
بمردم تا خبر دارم ز هر چيز
نه بينم اندر اينجا جز يکي نيز
بمردم تا شدم ذات خداوند
برون جستم بيکباره ازين بند
بمردم تا شدم خورشيد تابان
بماندم تا ابد جاويد جانان
بمردم تا شدم ديدار بيچون
بگفتم با تو اين اسرار بيچون
بمردم تا شدم اعيان در اينجا
نمودم خويش را جانان در اينجا
بمردم تا شدم عين بقا من
ز مرگ اينجا عيان ديدم بقا من
بمردم زنده اندر مردگي شيخ
نباشم اندرين افسردگي شيخ
فسرده دان کسي کز خود نميرد
حقيقت دوست اندر برنگيرد
فسرده آنکسي باشد درينراه
که نبود او ز سر مرگ آگاه
فسرده آنکسي باشد بمعني
که از خود مي نميرد سوي دنيي
چرا دل بسته در درد و دررنج
نتازي هيچ اندر سوي اين گنج
چرا دل بسته در عين خواري
از آن پرگار سيرت برقراري
چرا دل بسته در محنت و غم
از آن افتاده در انده و غم
چرا دل بسته اندر بلا تو
از آني دايم اينجا مبتلا تو
چرا دل بسته خوار و شکسته
دراينجا کمتر از نشخوار کشته
چرا دل بسته در عين زندان
دمادم ميبري جور فراوان
چرا اندوه تست از شادماني
که در دنيا کني آخر نداني
که از دنبال هر شادي غمي هست
پس اين شادي رها کن جان تو از دست
از آن شادي که دارد عين دنيا
چه بريابي تو اندر عين عقبي
اگر ميداني اينمعني تو ره بر
مکن شادي درين بار آدمي سر
ميان خاک شادي کرده آغاز
خبر نايافته ز انجام و آغاز
ترا آخر ز شادي چيست آخر
که در دنيا نخواهي زيست آخر
اگر صد سال ماني رفت بايد
ميان خاک و خونت خفت بايد
اگر صد سال ماني ميروي تو
زماني گوش کن تا بشنوي تو
اگر صد سال ماني مرد خواهي
اگر هستي گدا در پادشاهي
اگر صد سال ماني در جهانت
ببايد رفتن از اينجا جهانت
اگر صد سال ماني در حقيقت
حقيقت محو خواهد شد طبيعت
اگر صد سال خواهي در يقينت
ببايد رفت در زير زمينت
اگر صد سال ماني نيز و پنجاه
ببايد مردنت اينجاي ناگاه
ببايد مرد ازين صورت يقين شيخ
تو باش از مرگ در عين اليقين شيخ
يقين از مرگ اينجا گاه درياب
تو از مردان يقين اينجا خبرياب
يقين از مرگ تو آگاه گردي
بمرگ اينجا بکلي شاه گردي
يقين مرگ بين و زنده دل باش
که چون مردي بخواهي ديد نقاش
بمير و زنده شو اينست معني
بمردن بين تو دلدارت بعقبي
بميرد زنده شو اينست روحت
ابي صورت يقين عين فتوحت
بمير و زنده شو بيمنتها تو
که تا رسته شوي شيخ از بلا تو
بمير و زنده شو بيصورت اينجا
نظر کن بعد از اين منصورت اينجا
بمير و زنده شو از ذات بيچون
چو خور تابنده شو از ذات بيچون
اگر ميري نميري نيز شاهي
خدائي بيني از ديد الهي
الهي يافتي اينجا بگو هان
زني دم از وصول سر قرآن
حقيقت کل شوي اينجا يقين دان
که خواهي گشت محو ذات جانان
همه ذرات خواهانند في الله
در آخر جمله از محو هوالله
همه ذرات ما اندر نمودار
فنا ديدند راز و هست ديدار
از آن از مرگ بيشک زندگانيست
که اين غمها به آخر شادمانيست
در آخر راحتست از ذات تحقيق
يکي خواهد شدن ذرات تحقيق
در آخر رستگاري سوي ذاتست
يقين ميدان که دنيا کوي ذاتست
در آخر رستگاري ديد خواهي
چنان خواهم که کل توحيد خواهي
مگردان رخ ز توحيد آخر کار
يکي ميدان يکي ديد آخر کار
يکي ديد است آخر چون بمردي
اگر از ديد ديدي گوي بردي
يکي ديد است آخر گر به بيني
يکي ديد است گر ظاهر به بيني
يکي ديد است از آنشو درعيان گم
که در آن ميشود جان و جهان گم
يکي ديد است از اعلي به اسفل
از آن ديدار بين اسرار اول
يکي ديد است اندر وي فنا گرد
کز آن ديدي از آنجاگاه شو فرد
يکي ديد است بيچون گر بداني
درين ديد صور بيشک تواني
يکي ديد است بيچون راست بنگر
که اندر جزو و کل يکتاست بنگر
يکي ديد است اندر وي دوئي نيست
درو ديدار مائي و توئي نيست
يکي ديد است توحيد است نامش
از اينمعني عيان ديد است نامش
يکي ديد است از آن معبود گويند
باسم اينجا همان معبود جويند
که آن معبود اينجا باز يابي
ز بود خويشتن اينراز يابي
ز بود خود مشو بيرون و بنگر
که اندر تست آن بيچون و بنگر
ز بود خود مشو بيرون در اينجا
در اينجا باز بين بيچون در اينجا
تو از بود فنا معبود مي بين
وزينجا گه زيان و سودمي بين
زيانت نفس دان و سود جانت
حقيقت راهبر معبود جانت
در اينجا گر بجان پيوند جوئي
همه با تست اينجا پس چه جوئي
حقيقت شيخ گفتم سر اسرار
ز مرگت کردم اينجا گه خبردار
ز بازيچه است اينجا گاه مر مرگ
ببايد کرد اينجا جسم و جان ترک
چو کردي ترک جسم و جان در اينجا
شوي چون اولين يکسان دراينجا
چو کردي ترک جسم و جان حقيقت
حقيقت حق بود بيشک طبيعت
چو کردي ترک جسم و جان بداني
حقيقت هم بدان راز نهاني
چو کردي ترک جسم و جان به آفاق
تو چون عشاق باشي در جهان طاق
چو کردي ترک جسم و جان بداني
به بيني آنگهان ديدار مولي
نه آگاهند شيخا در يقين هان
که مرگ آمد نمود جان جانان
نه آگاهند از اينجان حقيقت
که اين آمد سرانجام حقيقت
سرانجام همه مرگست آخر
که جمله اينجهان ترکست آخر
ازين شک آخرت مقصود چبود
زيانت سود تست و سود چبود
که بي صورت تو جان خويش بيني
ز پيدائي نهان خوي بيني
نهان خويش بشناس از عيانت
عيان خواهد بد آخر مر نهانت
نهان خويش بشناس و يقين بين
گذر کن از صور عين اليقين بين
نهان خويش بشنانس از خدائي
مکن يک لحظه از معني جدائي
هميگويم بمير و زنده دل شو
وگرنه هم در اينجا عين کل شو
بزرگاني کز اينجا گوي بردند
از آن ديدند کز ديدار بردند
چو ميديدند کين دنياي غدار
نخواهد بودن اي شيخ هشيار
دو روزي نزد ايشان چون سرابي
حقيقت مينمود اينجاي خوابي
شند ايشان از اينجاگاه تحقيق
حقيقت خواستند از شاه توفيق
چو توفيق عيانت باز ديدند
ز ديد شاه هم شهباز ديدند
حقيقت جبرئيل آمد بر ايشان
ز حق عين دليل آمد برايشان
کنون بايد که دل بيدار داري
دل از دنيا به کل بيزار داري
بميري اين زمان از ديد دنيا
نه بيني اينزمان جز ديد مولي
بمير از خويش و از دنيا حقيقت
که بايد شد سوي مولا حقيقت
جهان هيچست جز مولي نجويند
سخن خود هيچ از دنيا نگويند
تمامت انبيا زين سر اسرار
حقيقت از خدا گشتند خبردار
همه از جبرئيل آن پيک حضرت
رسيدند در نمود عز و قربت
ز جبريل امين بيدار گشتند
ز بود نفس کل بيزار گشتند
نمود حق بديدند از يقين باز
در اينجاگه رسيدند از يقين باز
تو بشناس اندر اينجا جبرئيلت
که همراه تو است اينجا دليلت
دليلت با تو است و مي نداني
چنين اينجايگه مي باز ماني
دليلت با تو اندر راه معني
ويست از خير و شر آگاه معني
دليلت با تو اينجا راه برده
ره خود را بسوي شاه برده
دليلت با تو اينجا در ميانست
درين پيدا ترا در جان نهان است
دليلت با تو و تو بيخبر زو
چنين افتاده در گفت و در گو
دليلت با تو تو آگاه کرده
همه ذرات تو در راه کرده
تو زو غافل چنين اينجا بمانده
برسوائي درين غوغا بمانده
تو زو غافل چنين مانده در اينجا
فتاده در ميان شور و غوغا
تو زو غافل دريغا کو نديدي
اگرچه وصف او بيحد شنيدي
اگر وصفش کنم چون داني اينجا
به بيرون راه مي نتواني اينجا
مشو غافل که اينمعني يقين است
که او در اندرونت پيش بين است
ترا اين جبرئيل اينجا بيابد
که اين درهاي معني برگشايد
دمادم ميدهد پيغام جانان
همي گويد دمادم نام جانان
تو از پيغام او حرفي نديده
يقين حرفي تو از وي ناشنيده
همه گفتار ما از اوست امروز
از آنمعني ما نيکوست امروز
همه گفتار ما از او پديد است
حقيقت جمله او گفت و شنيد است
همه گفتار ما از وي عيانست
دمادم او درين شرح و بيانست
اگر از گفت او راهي بري تو
نمود او در اينجا بنگري تو
دمادم اندر اينجا او بگفتار
همي گويد درونم سر اسرار
ز گفتارش يقين اينجا جنيدم
بدام او بمانده خار و قيدم
که داند تا مر اينجاگه بنمود
حقيقت چون بديدم ذات کل بود
حقيقت سالکان در ديد او يار
شدند اينجا ز جسم و جان سرافرار
هر آنکو ديد او بشناخت اينجا
ز ديدش جان و دل دريافت اينجا
گروهي آدمش گويند تحقيق
ز ذات او دمش جويند توفيق
گروهي علت اولاش گويند
گروهي آدم معناش گويند
گروهي گفته اند اينجاش اعلام
که اينجا ميرساند وحي و پيغام
گروهي جبرئيلش گفته از ناز
که بيشک ديده است انجام و آغاز
همه انوار و اسراري که بوده است
حقيقت مرد را اعيان نموده است
تمامت انبياي راز ديده
يقين در حضرت ايشان رسيده
بگفته راز جانان پيش ايشان
ز ديد جان بيش انديش ايشان
خبر دار است و چيزي مي نداند
بجز حق او ز خود چيزي نخواند
هر آن اسرار کاينجا گفته از يار
کند عشاق را اينجا خبردار
از آنش عقل کل خوانده است منصور
که او از کل نباشد يکزمان دور
از آنش عقل کل گويند از راز
که ديده است از عيان انجام و آغاز
از آنش عقل کل خوانند در ديد
که کلي حق نمي بيند ز توحيد
از آنش عقل کل خوانند در ذات
که کل مي بيند اينجا جمله ذرات
نمود او ز ديدار است جانان
حقيقت صاحب اسرار است جانان
نمود او نداند کس بجز من
کزو شد شيخ مر اسرار روشن
نمود او مرا اينجا يقين است
که اينجا عقل کلم پيش بين است
حقيقت عقل کل بوده است بنگر
يقين الهام معبود است بنگر
از آنحضرت خبردار است اينجا
از آن بيشک پديدار است اينجا
از آنحضرت خبر او ميدهد باز
تو واقف گرد گر ميداني اينراز
 

۲۸۲- چهار شنبه ۹ دی ۱۳۹۴ ۱۳:۰۲ شماره خبر : ۳۴۷۰۹۶۳ ارسال به دوست نسخه قابل چاپ پاسخ رهبر معظم انقلاب به استفتائاتی درباره تعیین سال مالی‏

۱۵ دی

 

 

پاسخ رهبر معظم انقلاب به استفتائاتی درباره تعیین سال مالی‏

%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d8%b8%d9%85-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%a6%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%a7%d9%84%db%8c%e2%80%8f

گروه اقتصاد: بخشی از فتاوای رهبر معظم انقلاب در مورد تعیین سال مالی از سوی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، منتشر شده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، متن این استفتائات و پاسخ رهبر معظم انقلاب به شرح زیر است:

سؤال: کسی که اطمینان دارد به اینکه چیزی از درآمد سالانه‏‌اش تا پایان سال باقی نمی‏‌ماند، بلکه تمامی درآمد و منفعت او در خلال سال خرج هزینه‏‌های زندگی او می‏‌شود، آیا واجب است برای خود سال خمسی تعیین کند؟ کسی که بر اثر اطمینان به اینکه چیزی از درآمدش زیاد نمی‏‌آید، سال خمسی تعیین نکرده، چه حکمی دارد؟

جواب: ابتداى سال خمسى با تعیین از جانب مکلّف مشخص نمى‏‌شود، بلکه یک امر واقعى است که براى کسى که شغل او کاسبى است با شروع کاسبى و براى کشاورز با رسیدن وقت برداشتِ محصول و براى کارگر و کارمند با دستیابى به اولین درآمد، آغاز مى‏‌شود. حساب سر سال خمسى و محاسبه درآمد سالانه واجب مستقلى نیست، بلکه راهى براى شناخت مقدار خمس است و وقتى محاسبه واجب مى‏‌شود که بداند خمسى به او تعلّق گرفته، ولى مقدار آن را نمى‏‌داند و اگر از منفعت کسب چیزى نزد او نماند و همه آن در مؤونه زندگى مصرف شود، خمس هیچ‌کدام از آنها بر او واجب نیست.

سؤال: آیا ابتدای سال مالی همان ماه اول کار است یا اولین ماهی که حقوق دریافت می‏‌کند؟

جواب: شروع سال خمسى حقوق بگیران اعم از کارگران و کارمندان و غیره همان روز اولى است که مزد یا حقوق خود را دریافت مى‏‌کنند و یا مى‏‌توانند دریافت نمایند.

سؤال: تعیین ابتدای سال برای پرداخت خمس چگونه است؟

جواب: شروع سال خمسى نیاز به تعیین از سوى خود مکلف ندارد، بلکه خود بخود بر اساس چگونگى حصول درآمد سالانه متعیّن مى‏‌شود. بنا بر این ابتداى سال خمسى امثال کارگران و کارمندان از اولین روز امکان دریافت اولین درآمد از درآمدهاى کار و کارمندى است، و سال خمسى تجّار و مغازه‌داران از تاریخ شروع به خرید و فروش و سال خمسى امثال کشاورزان از تاریخ برداشت اولین محصول کشاورزى سال شروع مى‏‌شود.

سؤال: آیا تعیین سال خمسی بر جوانان مجردی که با پدر و مادر خود زندگی می‏‌کنند، واجب است؟ ابتدای سال خمسی آنان از چه زمانی است و چگونه باید آن را حساب کنند؟

جواب: اگر جوان مجرد درآمد شخصى هرچند به مقدار کم داشته باشد، واجب است که سال خمسى تعیین نموده و درآمد سالانه خود را محاسبه کند تا در صورتى که چیزى از درآمد تا پایان سال باقى ماند، خمس آن را بپردازد و ابتداى سال خمسى او هنگام حصول اولین درآمد است.

سؤال: آیا زن و شوهری که حقوق خود را به‌طور مشترک در امور منزل مصرف می‏‌کنند، می‏توانند سال خمسی مشترک داشته باشند؟

جواب: هر یک از آنان سال خمسى مستقلى به حساب درآمد خودش دارد، و واجب است، هر کدام خمس باقى‌مانده حقوق و درآمد سالانه خود را در پایان سال خمسى بپردازد.

سؤال: من زنی خانه‏‌دار و مقلد حضرت امام(قدّس‏ سرّه) هستم و همسرم سال خمسی دارد که در آن هنگام خمس اموال خود را می‏‌پردازد و من نیز گاهی درآمدی دارم، آیا می‏‌توانم برای خودسال خمسی جهت پرداخت خمس قرار دهم و ابتدای آن را زمان دستیابی به اولین سودی که خمس آن را نداده‏‌ام، قرار دهم و در پایان سال خمس باقی‌مانده را بعد از کم کردن مؤونه بپردازم؟ آیا به آنچه در طول سال خرج زیارت، هدیه و مانند آن کرده‏ام، خمس تعلّق می‏‌گیرد؟

جواب: بر شما واجب است که زمان دستیابى به اولین درآمد سال را ابتداى سال خمسى خود قرار دهید، و هر چه را در طول سال از منفعت کسب خرج مصارف شخصى خود از قبیل آنچه ذکر کرده‏‌اید، مى‏‌کنید خمس ندارد و هر چه از منفعت کسب سال، از مؤونه و مخارج سالانه‏‌تان تا سر سال زیاد بیاید، واجب است که خمس آن را بپردازید.

سؤال: آیا سال خمسی باید شمسی باشد یا قمری؟

جواب: مکلّف در این مورد مخیّر است.

سؤال: شخصی می‏‌گوید که سر سال خمسی‏‌اش ماه یازدهم سال بوده است، ولی بر اثر فراموش کردن آن، قبل از پرداخت خمس در ماه دوازدهم برای خانه‏‌اش فرش و ساعت و موکت خریده است و در حال حاضر تصمیم گرفته که سال خمسی اش را به ماه رمضان تغییر دهد، اشاره به این نکته لازم است که این شخص مبلغ هشتاد و سه هزار تومان سهمین مربوط به سال گذشته و امسال بدهکار است که آن را به‌صورت قسطی می‏‌پردازد، نظر شریف حضرتعالی راجع به سهم امام و سادات کالاهای مذکور چیست؟

جواب: تقدیم و تأخیر سال خمسى جایز نیست مگر با اجازه ولى امر خمس و بعد از حساب مدت گذشته و مشروط است به اینکه موجب وارد شدن ضرر به صاحبان خمس نشود، و در مورد اجناسى که پول پرداختى بابت خرید آن از درآمد سال قبل بوده است، باید خمس آن پول‏‌ها پرداخت شود.

سؤال: آیا انسان می‏‌تواند خودش خمس مالش را حساب نموده و سپس آنچه را بر او واجب است به وکلای جنابعالی بپردازد؟

جواب: اشکال ندارد.

 

 

۲۸۱-حکم تاخیر انداختن نماز برای پذیرایی از میهمان

۱۵ دی

پاسخ آیت الله العظمی شبیری زنجانی به چند استفتاء

sho
حکم تاخیر انداختن نماز برای پذیرایی از میهمان
حوزه/ آیت الله العظمی شبیری زنجانی به چند استفتاء در زمینۀ: «معیار اتصال در نماز جماعت»، «سفر اجباری»، «گرفتن مجالس ختم برای میّت»، «تاخیر انداختن نماز برای پذیرایی از میهمان» و «نماز فرزند در وطن والدین» پاسخ گفتند.

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه» پاسخ های این مرجع تقلید را منتشر می کند.

* معیار اتصال در نماز جماعت

سئوال: آیا برای اقتدا در نماز جماعت باید منتظر ماند تا ابتدا افرادی که در صف اول هستند تکبیر بگویند تا اتصال برقرار شود؟.

پاسخ معظم له: اگر آماده تکبیر گفتن هستند، می تواند اقتدا کند و نیز اگر فاصله این شخص تا نفر بعدی که اقتدا کرده، کمتر از قامت شخص در حال سجده باشد، اتصال برقرار می شود.

* سفر اجباری

سئوال: حکم نماز و روزه مسافری که با اکراه و اجبار به سفر رفته، پس از رسیدن به مسافت شرعی چیست؟.

پاسخ: اختیار از شروط تحقق سفر شرعی نیست بلکه همین که می داند به مسافت شرعی -هر چند به اجبار- می رود کفایت می کند.

* گرفتن مجالس ختم برای میّت

سئوال: آیا برگزار کردن مجالس ختم، تهیّه غذا و پذیرایی و امثال این امور برای میّت در هفت روز اول پس از مرگ وی صحیح است؟.

پاسخ: هرچه موجب تکریم میت مسلمان شود، مطلوب است. البته از اسراف و بقیه امور محرّمه و مکروهه پرهیز گردد.

* تاخیر انداختن نماز برای پذیرایی از میهمان

سئوال: آیا جایز است نماز اول وقت را به خاطر رسیدگی به مهمان به تاخیر انداخت؟.

پاسخ: با اکتفا به واجبات نماز و اجازه از میهمان قابل جمع است بنابراین نماز اول وقت مقدم است مگر اینکه عرفاً اهانت به میهمان تلقی شود که در آن صورت تاخیر بیاندازد.

* نماز فرزند در وطن والدین

سئوال: وطن پدر و مادرم روستاست ولی فرزندان در شهر متولد شده و زندگی کرده اند، حکم نماز و روزه فرزندان که به همراه والدین به وطن آنها مسافرت می کنند، چگونه است؟.

پاسخ: فرزندان در آن جا مسافر هستند و نمازشان شکسته است و روزه شان صحیح نیست. پدر و مادر هم اگر در شهر اقامت دارند و در نگاه عرف، آن روستا دیگر محل زندگی شان نیست همین حکم را دارند.

 

۲۸۰- ۳۰توصیه برای فعال‌سازی اقتصاد مقاومتی

۱۵ دی
اقتصاد مقاومتی ۲ agh
یادداشت؛
۳۰ توصیه برای فعال‌سازی اقتصاد مقاومتی
توانمندی اقتصادی پسران و دختران جوان تحصیلکرده توسط کارگروهی در وزرات کار ارزیابی شده و به شرکت‌های مرتبط معرفی و جزء شروط خدمات به آنان قرار گیرد.
Print
 
به گزارش پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه؛ حسین درودی، مدرس حوزه و دانشگاه، در یادداشتی به بررسی نحوه فعال‌سازی ساختار اقتصاد مقاومتی پرداخته است که متن این یادداشت در ادامه می‌آید:
 
مقدمه:
 
با توجه به طبقه‌بندی تحلیل‌های رسیده از خودی و بیگانه جهت اقتصاد مقاومتی از درون‌مرزی گرفته تا برون‌مرزی، به این مطلب می‌رسیم که حامیان انقلاب اسلامی امکانات و اختیاراتی برای به گردش در آوردن چرخ اقتصاد مقاومتی دارا می‌باشند که باید در سه مرحله به آنها پرداخت.
 
۱- مطالعه و بررسی و معرفی امکانات و اختیارات با توجه به چشم‌انداز اقتصاد مقاومتی
 
۲- سهم‌بندی وظائف برای نیروی انسانی، با توجه به اولویت سوابق افراد نه مدارک آنها
 
۳- مراحل عملیاتی نمودن اقتصاد مقاومتی با توجه به نوع عملیات دشمن
 
از آنجائیکه مطالعات آفند‌شناسی و پدافند‌شناسی به ما این اجازه را می‌دهد که علل و عوامل لاک‌پشتی حرکت کردن اقتصاد مقاومتی را آسیب‌شناسی نموده و برای آنها برنامه تعریف کنیم.
 
یکی از اطلاعات در اختیار برای محبوبیت بخشیدن به اقتصاد مقاومتی برای بدنه جامعه اسلامی عنوان‌شناسی است، بدین معنی که تا به حال، از دوست و دشمن عناوینی در کنار اقتصاد مقاومتی در ویترین ذهن‌ها به نمایش در آمده که آثار آنرا می‌توان از برخورد شهروندان در محیط کار با مباحث اقتصادی و معاش زندگی روزمره آنها به خوبی رصد نموده و به ریسمان تحلیل کشانید، برای مثال تا به حال این عناوین در جراید کثیرالانتشار و رسانه‌های داخلی و خارجی از سوی رجال سیاسی و اقتصادی
 
تحت عناوین اقتصاد{ ریاضتی- عاریتی- موازی- ترمیمی- دولایه- تهاجمی- تحمیلی- تحریمی- الگویی- تاکتیکی، ایده‌آلی و…} عرضه گردیده که متقاضیان آن، برخی از دوستان دلسوز ارزشهای نظام اسلامی بوده و در مقابل، دشمنان هم برای نفوذ در ذهن‌ها از برخی عناوین عرضه شده استقبال خود را علنی نموده و برای اسباب و ابزار مقبولیت بخشی آن هزینه‌ها کرده و می‌نمایند. مردم شهید‌پرور و نجیب و مقاوم ایران اسلامی با توجه به داشته‌های موجود می‌تواند اقتصاد مقاومتی را با یک جهش در مرحله صادرات انقلاب اسلامی قرار داده و مقدمه و رکن اساسی تمدن برزگ اسلامی را پایه‌ریزی نمایند، به همین جهت ما در ادامه به مباحثی پیرامون داشته‌های مردم شریف ایران برای عملیاتی نمودن اقتصاد مقاومتی می‌پردازیم.
 
الف- اقتصاد مقاومتی در عرصه فردی
 
ب- اقتصاد مقاومتی در عرصه دولتی
 
ج- اقتصاد مقاومتی در عرصه علمی
 
در این مقاله به اقتصاد مقاومتی در عرصه فردی شهروندان پرداخته می‌شود.
 
۱- تعریف اقتصاد مقاومتی برای وظائف فردی شهروندان با توجه به برداشت‌های مردمی
 
۲- سبک زندگی شهروندان متناسب اقتصاد مقاومتی توسط کارهای هنری برای آنها نهادینه‌سازی شود.
 
۳- تولید ثروت را از طریق علمی و توسط کارگاه‌های آموزشی پیگیری نمایند.
 
۴- از مصرف کالای غربی حدالامکان استفاده ننموده و تبلیغ آنرا بیکاری فرزندان خود محسوب نمایند.
 
۵- شهروندان در مسافرت‌های خود برای مردم خارج و داخل کشور راه‌های تبدیل مواد خام به فراورده‌های مورد نیاز را آموزش دیده یا در خواست پک اقتصادی برای دریافت و انتقال اطلاعات را داشته باشند.
 
۶- شهروندان فرزندان با شم اقتصادی خود را برای رشته‌های اقتصادی و ابتکارات پیرامون آن به مرکز مربوطه معرفی نمایند.
 
۷- از استعداد های خانم‌های هنرمند در امور اقتصادی، با ایجاد یک باشگاه تحت عنوان اقتصاد زنان خانه‌دار، زاویه‌های‌ اقتصادی در محاسبه قانونگزاران قرار گیرد.
 
۸- مدارس کشور، والدین دانش‌آموزان را در آموزش فرزندان برای امور اقتصادی خانواده در برنامه آموزش انجمن اولیاء مربیان تعریف نماید.
 
۹- توانمندی اقتصادی پسران و دختران جوان تحصیلکرده توسط کارگروهی در وزرات کار ارزیابی شده و به شرکت‌های مرتبط معرفی و جزء شروط خدمات به آنان قرار گیرد.
 
۱۰- شهروندان مرزی در تولید کالاهای مورد نیاز استان‌های کشور هم مرز خود، برای تبدیل مواد خام به فراورده‌های مورد نیاز آنان و توریست‌های در تردد آنجا، برنامه‌ریزی داشته باشند.
 
۱۱- شهروندان کالاهای مورد نیاز خود را با تایید آرم دانشگاه‌های معتبر تهیه نموده و درصدی را به این جهت بابت بررسی علمی آن کالا، که موقعیت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی آنرا بر روی اجناس منعکس می‌کنند پرداخت نمایند.
 
۱۲- والدین از مدارس درخواست نمایند تا دانش‌آموزان با استعداد در امور اقتصادی را، از طریق فعالیت‌های فضای مجازی رصد نموده تا معادل‌سازی دروس آموزشی برای آنان را در دست اقدام داشته باشند.
 
۱۳- والدین برای دفع آفت‌های اقتصادی در خانه برای فرزندان خود معلم سر خانه را تعریف نمایند.
 
۱۴- والدین با استقاده از داستان‌های اقتصادی فرزندان خود را از کودکستان آماده الگوهای اقتصادی نمایند.
 
۱۵- والدین هفته‌ای یا ماهی یکبار فرزندان خود را به مراکز تفریحی که با تولیدات ایرانی مجهز شده هدایت نموده تا آنان را در کارگاه‌های آموزش عملی، آموزش اقتصاد مقاومتی بدهند.
 
۱۶- شهروندان در شبکه‌های مجازی پیشنهادات خود را برای معرفی ظرفیت‌های محلی و منطقه‌ای و اداری که در خطر و یا در آستانه بهره‌برداری می‌باشند را در گردش داشته باشند.
 
۱۷- شهروندان از سنت‌های اقتصادی نسل گذشته خود هر فصل یک نمایشگاه تشکیل داده و در جوار آن اقدام به تولید کالاهای مورد نیاز متقاضیان به سبک قدیم و یا نزدیک به آن را داشته باشند.
 
۱۸- شهروندان به کسانی که با شعار اقتصادی در صدد جلب نظر آنها برای اعطای مسئولیت می باشند احتیاط نموده و پس از نظر کارشناسان بی‌طرف اقدام نمایند.
 
۱۹- شهروندان دلایل موفقیت مسئولین خود را در سبک زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی تعریف نمایند.
 
۲۰- زنان خانه‌دار موفق در امور اقتصادی، در مساجد و پایگاه های بسیج به آموزش نمازگزاران اقدام نمایند.
 
۲۱- هیئت های‌متوسلین به ائمه اطهار سلام الله علیهم، بخشی از فعالیت‌های خود را به زندگی اقتصادی آل‌الله اختصاص بدهند.
 
۲۲- شهروندان توانمند در امر نویسندگی، امور اقتصادی ۲۵۰۰ساله ایران را هنرمندان در اختیار مردم قرار بدهند.
 
۲۳- شهروندان برخی از عناوین کوچه‌ها و اماکن و تیم‌های محبوب ورزشی خود را به اقتصاد مقاومتی و ریز برنامه‌های آن، نامگذاری نمایند.
 
۲۴- شهروندان در همه استان کشور، بصورت زنجیره‌ای، موفقیت‌های اقتصاد مقاومتی خودشان را چشن گرفته، و اعلام آمادگی برای آموزش استان‌های محروم را داشته باشند.
 
۲۵- شهروندان حتی‌الامکان از ذخیره کالاها بصورت سنتی پرهیز نموده و برای اصلاح الگوی مصرف با باندازه خرید کردن و به جا مصرف نمودن بر رونق تولید اجناس داخلی بیفزایند.
 
۲۶- شهروندان از مقایسه بین تولید داخلی و خارجی با توجه به اقتصاد مقاومتی قضاوت داشته باشند.
 
۲۷- شهروندان از صدا و سیما تقاضای سیر برنامه‌های اقتصادی کشور های توسعه یافته را، در قالب فیلم و انیمیشن و کارهای هنری داشته باشند.
 
۲۸- شهروندان در مجموعه‌های خانوادگی، پس از دریافت تعریف حقیقی اقتصاد مقاومتی افراد تولید کننده در میان خود را همراهی نمایند.
 
۲۹- شهروندان موفق و متمکن، برخی از سرمایه خود را برای ترویج اقتصاد مقاومتی وقف نمایند.
 
۳۰- شهروندان مطلع از وصیت‌نامه‌های نوارنی شهدا، برای شفاف بودن پیوند اقتصاد مقاومتی به خون آن عزیزان، توصیه‌های اقتصادی آنها را، یا از طریق فضای مجازی و یا دیگر مراکز فرهنگی در اختیار شهروندان قرار بدهند.
 
منبع: ایکنا
 
انتهای پیام/