RSS
 

۳۱۹-کارگاه سوم تربیت نفس با موضوع تواضع+ رابطه محبت و تواضع

۲۲ دی

إِنَّ الزَّرعَ يَنبُتُ فِى السَّهلِ وَلايَنبُتُ فِى الصَّفا فَكَذلِكَ الحِكمَةُ تَعمُرُ فى قَلبِ المُتَواضِعِ وَلا تَعمُرُ فى قَلبِ المُتَكَبِّرِ الجَبّارِ، لأِنَّ اللّه  جَعَلَ التَّواضُعَ آلَةَ العَقلِ وَجَعَلَ التَّكَبُّرَ مِن آلَةِ الجَهلِ؛
زراعت در زمين هموار مى رويد، نه بر سنگ سخت و چنين است كه حكمت، در دل هاى متواضع جاى مى گيرد نه در دل هاى متكبر. خداوند متعال، تواضع را وسيله عقل و تكبر را وسيله جهل قرار داده است.

قالَ الاِْمامُ الْعَسْكَرى(عليه السلام):

سلام نشانه تواضع:
«مِنَ التَّواضُعِ أَلسَّلامُ عَلى كُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الَْمجْلِسِ.»:
از جمله تواضع و فروتنى، سلام كردن بر هر كسى است كه بر او مىگذرى، و نشستن در پايين مجلس است.

آغاز دروده سوم با حدیث تکبر درمانی امام هفتم علیه السلام:

تعریف تواضع

«تواضع » از ماده «وضع » در اصل به معنی فرونهادن است، این تعبیر در مورد زنان باردار که مولود خود را به دنیا می آورند به عنوان وضع حمل گفته می شود و در مورد خسارت و زیان کرد و کمبود تعبیر «وضیعة » به کار می رود و هنگامی که به عنوان یک صفت اخلاقی گفته می شود مفهومش این است که انسان خود را پایین تر از آنچه موقعیت اجتماعی اوست قرار دهد، به عکس تکبر که مفهومش برتری جویی و قرار دادن خویشتن برتر از موقعیت فردی و اجتماعی اوست.

بعضی از ارباب لغت «تواضع » را به معنی «تذلل » تفسیر کرده اند و منظور از تذلل در اینجا خضوع و فروتنی و تسلیم است.

مرحوم نراقی در «معراج السعادة » در تعریف تواضع می گوید: «تواضع عبارت است از شکسته نفسی که نگذارد آدمی خود را بالاتر از دیگری ببیند و لازمه آن کردار و گفتار چندی است که دلالت بر تعظیم دیگران و اکرام ایشان می کند». [معراج السعادة، صفحه ۳۰۰.]

تعبیر به «فروتنی » در فارسی دقیقا همین معنا را می رساند و این مساله از خلال گفتار و رفتار انسانها نمایان می شود.

در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا(ع) می خوانیم، سؤال کردند: «ما حد التواضع الذی اذا فعله العبد کان متواضعا؟ فقال: التواضع درجات منها ان یعرف المرء قدر نفسه فینزلها منزلتها بقلب سلیم لایحب ان یاتی الی احد الا مثل ما یؤتی الیه، ان رای سیئة دراها بالحسنة، کاظم الغیظ، عاف عن الناس، و الله یحب المحسنین; حد تواضع که اگر انسان آن را انجام دهد متواضع محسوب می شود چیست؟ فرمود: تواضع درجات و مراحلی دارد: یکی از مراحل آن این است که انسان قدر و موقعیت نفس خویش را بداند و در همان جایگاه با قلب سلیم(و پذیرش درونی) جای دهد، دوست نداشته باشد کاری در باره کسی انجام دهد مگر همانند کارهایی که در باره او انجام می دهند(همان گونه که انتظار احترام از دیگران دارد باید دیگران را محترم بشمارد و هر کاری را از سوی دیگران دون شان خود می شمرد در باره دیگران دون شان بشمر.)»

هرگاه بدی از کسی ببیند آن را با نیکی پاسخ دهد، خشم خود را فروبرد، از گناهان مردم درگذرد و آنها را مورد عفو قرار دهد، خداوند نیکوکاران را دوست دارد.» [کافی، جلد ۲، صفحه ۱۲۴.]

آنچه در این روایت پرمحتوا آمده، در واقع نشانه های تواضع است که از طریق آن می توان به تعریف تواضع نیز آشنا شد.

در حدیث دیگری از امام باقر(ع) می خوانیم: «التواضع الرضا بالمجلس دون شرفه و ان تسلم علی من لقیت و ان تترک المراء و ان کنت محقا; تواضع آن است که به کمتر از جایگاه شایسته خود در مجلس قانع باشی و هرگاه کسی را ملاقات کردی در سلام پیشی بگیری و جر و بحث را رها کنی هر چند حق با تو باشد.» [بحارالانوار، جلد ۷۵، صفحه ۱۷۶]

حقیقت این است که تعریف تواضع از نشانه های آن جدا نیست; چرا که یکی از بهترین راه های تعریف یک موضوع، ذکر نشانه های گوناگون آن است(دقت کنید.)


برگرفته شده از menbar1.blog.ir

۹۴/۱۰/۲۵الی۹۴/۱۲/۵

۱۶۰- دروه کارگاه دوم تربیت نفس را با حدیث حضرت امام هشتم علیه السلام آغاز می کنیم تا حکمت ۱۷۸نهج البلاغه رابچشیم.

۱۰ آذر

ويژگيهاى دهگانه عاقل از حضرت امام الرضا علیه السلام

دوره دوم ۴۰ روز جدید تربیت نفس از حدیث امام هشتم علیه آلاف التحیه و الثناء

امام على علیه السلام: اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۸)

 

شروع ثبت نام در کارگاه:۹۴/۹/۲۰لغایت۹۴/۱۰/۳۰

اگر به این ۱۰مورد عمل کنیم کلمه قصار ۱۷۸نهج البلاغه را چشیده ایم.

لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهره. الفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ـ از او اميد خير باشد.+بیش از ۵۰ درصد موفق بودم الحمدلله
۲ـ از بدى او در امان باشند.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغقرالله
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.+بیش از ۶۰درصد موفق بودم الحمدلله
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.+بیش از ۹۰درصد موفق بودم الحمدلله
۷ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۸ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغفرالله
۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استعفرالله

……………..

درباره آثار و فوايد عفو و گذشت و آداب آن توضيح دهيد.
عفو و گذشت از نظر عقل و عقلا (عرف عقلا و شيوه و رويه ايشان) و شريعت وحياني، امري ارزشي و هنجار و رفتاري پسنديده و نيكوست. خداوند در آيات بسياري بر ارزشمندي عفو و گذشت تاكيد كرده و از صاحبان حق خواسته است كه برخلاف حق و حقوق خويش از باب انسانيت از خطا و اشتباه ديگري درگذرند و بر رفتار نادرست و نكوهيده وي چشم بپوشند و آن را ناديده بگيرند (بقره آيات ۱۷۸ و ۲۳۷ و ۲۸۰ و آل عمران آيه ۱۵۲ و فصلت آيه ۳۴ و حجر آيه ۸۵ و آيات ديگر)
عمل به رفتار هنجاري عفو گذشت موجب مي شود تا انسان درنوعي آرامش خاص خود قرارگيرد كه نمي توان آن را از راهي ديگر كسب كرد. از اين رو بزرگان دين گفته اند كه در عفو و گذشت، لذتي است كه در انتقام نيست. شايد بتوان گفت كه ريشه شيريني عفو و گذشت، بهره مندي شخص از مهر و رحمت الهي است كه پس از عفو و گذشت از خطاي ديگري نصيب شخص مي شود.
كسي كه از خطا و اشتباه ديگري مي گذرد، رحمت و مهر الهي را به سوي خويش جلب مي كند و با جلب رحمت و مهر الهي است كه شخص احساس خوش و زيبايي را در خود مي يابد. خداوند در آيه ۲۲ سوره نور يكي از علل و عوامل جذب و رحمت الهي را عفو و گذشت كريمانه اشخاص نسبت به خطا و گناه ديگري مي شمارد و در آيه ۱۴ سوره تغابن اين مسئله را درباره روابط خانوادگي ميان همسران و نسبت به فرزندان گوشزد مي كند كه عفو و چشم پوشي از دشمني هاي همسران و فرزندان، زمينه ساز جلب رحمت خاص خداوندي است كه آدمي را به آرامش و خوشي مي رساند.
جلب محبت خدا با عفو و گذشت
شايد بتوان گفت گذشت از لغزش هاي مردم نه تنها باعث جلب رحمت الهي و بهره مندي از آرامش برخاسته از آن بلكه موجب جلب و جذب محبت الهي نيز مي شود و آدمي را در جرگه محبان خداوندي قرار مي دهد كه رسيدن به مقام حب الهي، در حقيقت رسيدن به بسياري از كمالاتي است كه در آثار محبت الهي بيان شده است (آل عمران ۱۳۴ و مائده آيه ۱۳)؛ بيان مطلب آنكه عفو و گذشت دربرابر بدي ها و خطاها و اشتباهات ديگري، بستري براي ايجاد دوستي و پيوندهاي محكم ميان انسان و افزايش روابط اجتماعي و نيكوكاري است و خداوند كساني را كه نيكوكار هستند دوست دارد؛ زيرا با نيكوكاري خويش زمينه هاي جدال و جنگ را از ميان مي برند و دشمني ها را قطع مي كنند و محبت را در جامعه افزايش مي دهند. از اين رو محبوبيت خداوندي را براي خود مي خرند و از جايي كه هركسي محبوب خداوند شد دوستي خلق براي او تضمين شده است، محبوب خلق خدا نيز مي شود.
به هر حال عفو و گذشت چنان كه آيه ۳۴سوره فصلت بيان مي كند عامل جلب وجذب دوستي ها و به وجود آورنده زمينه هاي پيوند اجتماعي و خانوادگي است و دشمني ها را از ميان بر مي دارد.
خداوند در آيه ۱۲۸ سوره نساء عفو و گذشت در اختلافات خانوادگي راعامل جلب و جذب خير به سوي اهل خانواده برمي شمارد و برانجام عفو و گذشت تشويق مي كند، زيرا هر كسي مي كوشد تا از خير الهي بهره مند گردد و يكي از راه هاي كوتاه و ساده، آن است كه در خانه از اشتباهات و خطاها و زشتي هاي عمل ديگري در گذرد تا از خير الهي بهره مند شود.
خداوند هم چنين در آيه ۲۸۰سوره بقره يكي از عوامل جذب و جلب خير الهي را گذشت از وامداران تنگدست برمي شمارد كه شخص با اين گذشت خويش خيرالهي را به سوي خويش جلب مي كند و آن چه به نظر مي رسيد كه براي او شر است و مقداري از مال وي از كف وي بيرون مي رود، با گذشت از شخص وامدار تنگدست، خير را براي خود ايجاد مي كند.
عفو و گذشت هم چنين موجب مي شود تا انسان از عفو الهي بهره مند گردد و در سايه بخشش خداوندي از گناهان وي در گذشته شود و نسبت به خطاها و گناهان مورد عفو و گذشت قرار گيرد. به سخن ديگر، نيكي به مردم در آشكار و نهان از راه بخشش مال (عفو در لغت به معناي باقيمانده مال از نفقه و خرجي نيز آمده است كه بخشش آن خود مصداقي از عفو و گذشت و احسان شمرده مي شود. نگاه كنيد لسان العرب مجلد ۹صفحه ۲۹۴ و ۲۹۶) و گذشت از بدي ها و كارهاي خطايي و زشت ايشان موجب مي شود تا خداوند نيز از مقام عفو گذشت نسبت به وي وارد شود و از كردارها و رفتارهاي زشت او چشم پوشي كند. (نساء آيه ۱۴۹) اين گونه است كه نه تنها شخص با عفو و گذشت نسبت به ديگري خود را مورد عفو و بخشش الهي قرار مي دهد بلكه با عفو خدا از بسياري از خطاها و گناهان وي، مصيبت هاي بسياري از سر او دور مي شود و از بسياري از مصيبت ها رهايي مي يابد. (شورا آيه ۳۰)
خداوند در آيه ۴۵ سوره مائده، عفو و گذشت حتي از قصاص را موجب كفاره گناهان شخص مي شمارد و به عنوان يكي از علل و عوامل اصلي پاك كردن گناهان بدان اشاره مي كند. يعني كسي كه از حق قصاص خويش در گذرد (انوار التنزيل، بيضاوي، ج۱ ص ۴۳۲) اميدوار باشد كه خداوند گناهان وي را به اين عمل تكفير مي كند و از آن در مي گذرد بر اين اساس خداوند از بسياري از مصيبت ها و بلاهايي كه مي بايست گرفتار آن شود نيز در مي گذرد و در حقيقت دفع بلا و رفع مصيبت مي كند و شخص از مصيبتي كه به گناهان خويش مي بايست گرفتار آن مي شد رهايي مي يابد؛ زيرا در مقام عفو گذشت از قصاص قرار گرفته است.
از آثار و كاركردهايي كه خداوند در آيه ۱۲۶ سوره نحل براي عفو و گذشت بر مي شمارد، دفع بدي ها از انسان است. به اين معنا كه عفو و گذشت از گفتار و كردار زشت عمدي ديگران، موجب مي شود تا شخص ادب شده و از انجام دوباره آن خودداري كند و از بازگشت به همان رفتار پيشين و زشت خويش اجتناب ورزد.
از امام سجاد(ع) روايت شده كه فرمود: اما حق كسي كه از جانب او با سخن يا عمل به تو بدي رسيده اين است كه اگر بدي او عمدي باشد، گذشت از او براي تو بهتر است؛ زيرا اين گذشت موجب منصرف شدن آن شخص از بدي كردن و ادب شدن او است. (بحارالانوار ج ۷۱ ص ۲۰حديث۲)
از مقاماتي كه انسان با عفو و گذشت بدان دست مي يابد مقام اهل تقوا است كه در آيات ۱۳۳ و ۱۳۴ سوره آل عمران بدان اشاره شده است؛ چنان كه آيه ۲۳۷ سوره بقره عفو و چشم پوشي از حقوق خويش را راهي نزديك تر به سوي تقوا برمي شمارد تا بيان كند كه دست يابي به مقام متقين آن اندازه كه گمان مي رود دشوار و سخت نيست.
رسيدن به مقام صابران با عفو و گذشت به جاي استفاده از حقوق شخصي حق انتقام و قصاص امري ممكن و شدني است كه در آيه ۱۲۶ سوره نحل بدان اشاره مي كند و در آيه ۱۳۴ سوره آل عمران عفو و گذشت ازمردم را موجب وارد شدن در زمره نيكوكاران و مقام احسان مي شمارد كه يكي از مقامات عالي انساني و بهره مندي از تقرب خاص الهي است.
آثار عفو و گذشت در روايات
۱-عفو و گذشت، گاه دشمنان سرسخت را به دوستان صميمي مبدل مي سازد.]رجوع شود به سوره فصلت، ۳۴[
۲-عفو و گذشت، سبب بقاي حكومت ها و دوام قدرت است. پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: «عفوالملوك بقاء الملك؛ عفو پادشاهان سبب بقا حكومت است.» ]- بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۶۸[ چرا كه از دشمني ها و مخالفت ها مي كاهد و بر دوستان و طرفداران مي افزايد.
۳-سبب عزت و آبرو مي گردد. رسول گرامي اسلام(ص) مي فرمايند: «عليكم بالعفو فان العفو لايزيد الا عزا؛ بر شما باد به عفو و گذشت، چرا كه عفو چيزي جز عزت بر انسان نمي افزايد».]اصول كافي، ج ۲، ص ۱۰۸[
۴-عفو و گذشت جلو تسلسل ناهنجاري ها، خشونت ها و جنايت ها و كينه توزي ها را مي گيرد و در واقع نقطه پاياني بر آن ها مي گذارد. در حديثي از رسول خدا(ص) آمده است:
«تعافوا تسقط الضغائن بينكم؛ يكديگر را عفو كنيد كه دشمني ها و كينه ها را از ميان مي برد».]كنز العمال، ج ۳، ص ۳۷۳، حديث ۷۰۰۴[
۵-سبب سلامت روح و آرامش جان و در نتيجه باعث طول عمر است. رسول خدا(ص) فرمودند: «من كثر عفوه مدفي عمره؛ كسي كه عفوش زياد باشد، عمرش طولاني شود» ]ميزان الحكمه، ج ۳، حديث: ۱۳۱۸۴[
البته علاوه بر آثار و بركات اجتماعي عفو وگذشت، نتايج معنوي و پاداش هاي اخروي آن، بيش از اين هاست. همان گونه كه مولا اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: «العفو مع القدره جنه من عذاب الله سبحانه؛ عفو و گذشت به هنگام قدرت سپري است در برابر عذاب الهي». ]غررالحكم، ج ۱، حديث ۱۵۴۷[
آداب عفو و گذشت
خداوند براي عفو و گذشت آدابي را بيان مي كند كه رعايت آن موجب افزايش بهره مندي شخص از آثار و فوايد عفو مي شود.
ازجمله اين آداب دوري و پرهيز كردن از سرزنش در هنگام عفو است. به اين معنا كه در هنگام عفو و گذشت شخص مي بايست از هرگونه سرزنش و نكوهش خطاكار پرهيز كند و با مدارا با خطاكار او را متنبه سازد كه عمل وي هر چند زشت و ناپسند بوده ولي به سبب كرامت و بزرگواري انساني از آن چشم پوشيده مي شود تا دوباره به سوي آن باز نگردد.
خداوند در آيه ۱۰۹ سوره بقره در اين باره واژه صفح را كه به معناي ترك سرزنش است، به كار برده است تا افزون بر ارزش گذشت به شيوه و آداب عفو و گذشت نيز اشاره كرده باشد. (معجم فروق اللغويه ص ۳۶۲) اين رويه و شيوه بخشش در آيات ۱۳ سوره مائده و نيز ۱۴ سوره تغابن بيان و مورد تاكيد قرار گرفته است.
از ديگر آداب عفو و گذشت، همراه نمودن عفو با مغفرت و پوشاندن گناه است. به اين معنا كه كاري كند تا ديگران از خطا و گناه وي آگاه نشوند و بر آن پرده افكند تا از چشم ديگران پوشيده ماند. اين معنا را خداوند در آيه ۹۹ سوره نساء و نيز ۱۴ سوره تغابن با بهره گيري از واژه غفور بيان داشته است؛ زيرا مغفرت به معناي پوشاندن گناه به وسيله پاداش است. (معجم فروق اللغويه ص ۳۶۳) به اين معنا كه شخص نه تنها از خطاي وي در گذرد بلكه با نوعي پاداش آن را بپوشاند تا ديگران متوجه نشوند كه وي خطايي را مرتكب شده است. البته اين مشروط بدان است كه شخص از خطاي خويش آگاه شود و آگاه باشد وگرنه تشويق بر گناه شمرده مي شود و پاداش و عفو، نتيجه معكوس مي دهد.
درگير نشدن با جاهلان از ديگر آداب عفو و گذشت است. به اين معنا كه برخي از جاهلان را نمي توان به مساله آگاه كرد و اگر با ايشان درگير شويم موجبات خفت و خواري خويش را فراهم مي آوريم بنابراين بهتر است كه نسبت به آنان با گذشت و پرهيز از هرگونه عملي دور شويم و اعراض نماييم. (اعراف آيه ۱۹۹) و حتي اگر كسي از ايشان با اهانت و توهين خواست تا فضاي عمومي را بر ضد ما بشوراند با گفتن كلمات سالم و دعا در حق او از وي دور شويم. به اين معنا كه اگر خطايي كرد از خطايش بگذريم و نسبت به اهانت هاي وي كر و كور باشيم بلكه حتي با سخنان نرم و دعا و سلام و صلوات از وي دوري كنيم. (زخرف آيه ۸۹)؛ زيرا در پيش گرفتن هرگونه رويه و روش ديگر چيزي را نصيب شخص نمي كند بلكه موجبات اذيت و آزار خود را فراهم مي آورد.
خداوند در آيه ۸۵ سوره حجر لزوم ملازمت عفو و گذشت را با زيبايي و نيكي بيان مي كند و از مردم مي خواهد كه در هنگام عفو به گونه اي عمل كنند كه از هر نظر، زيبا باشد و در نظر ديگران پسنديده و نيك جلوه نمايد؛ زيرا چنان كه خداوند در آيات ۵۱ و ۵۲ سوره بقره بيان مي دارد فلسفه عفو، بازسازي رفتاري و نوعي بازگشت دادن شخص به پيش از خطاست تا رفتارهاي خويش را بازپروري و بازسازي كرده گويي كه هيچ خطا و گناهي را مرتكب نشده است. اين كار را خداوند نسبت به گناهان بندگان مي كند تا ديگران نيز اين گونه عمل كنند و شكرگزار و سپاسگزار خداوندي باشند كه در حق ايشان اين همه مهر و محبت كرده و از كرده هاي زشت آنان درگذشته است. هر كسي كه مورد عفو قرار گيرد خود را وامدار و سپاسگزار مي شمارد و مي كوشد تا با پيروي از تقوا و پرهيز از گناه و خطا، خود را به سوي رفتارهاي درست بكشاند. (بقره آيه ۱۸۷)
ويژگي عفو كنندگان
كساني كه عفو مي كنند و از خطاي ديگران مي گذرند كساني هستند كه از حلم برخوردارند؛ زيرا عفو و گذشت خداوند از لغزش ها و گناهان مردم در پرتو حلم الهي است. (آل عمران آيه ۱۵۵ و مائده آيه ۱۰۱) بنابراين وجود عفو و گذشت در شخصي، بيانگر ظهور و تجلي اسم حليم در ذات اين شخص است. چنان كه عفو و گذشت بيانگر وجود فضل (آل عمران آيه ۱۵۲) و اراده خير (شورا آيه ۳۳ و ۳۴) و غفاريت (آل عمران آيه ۱۵۵ و مائده آيه ۱۰۱) و ولايت پذيري مطلق از خداوند (بقره آيه ۲۸۶) در وجود شخص عفو كننده است؛ زيرا منشا عفو و گذشت در خداوند اين امور مي باشد بنابراين مي بايست ظهور آن را در شخص عامل اين گونه رفتار نيز انتظار داشت.
نوشته علي پوريا

خواندن ادامه این مطلب »

 

Tags: , ,

ارسال دیدگاه