RSS
 

بایگانی برای فروردین, ۱۳۹۵

۵۴۵-چرا شیخ انصاری وطن خود را ترک کرد؟ +محبت به عدالت انسان ساز بزرگان تشیع

۳۱ فروردین

اسلام، به عنوان کامل ترین دین الهی، برقراری عدل میان مردم جامعه را امری لازم و قضاوت را پیش نیاز آن می داند، قضاوت باید عادلانه و قاطعانه باشد تا جامعه فدای غرض ورزی ها و خواسته های شخصی نشود.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می فرماید:

وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ  نساء/۵۸

و چون ميان مردم داورى مى‏كنيد، به عدالت داورى كنيد

آینه:shحکایت؛ مرحوم شیخ مرتضی انصاری برای مدتی به دزفول آمده بود و به امور شرعیه مردم رسیدگی می کرد  تا اینکه روزی دو نفر با هم اختلافی داشتند، خدمت شیخ رسیده و از ایشان درخواست کردند به نزاع آنها خاتمه دهد.

شیخ پس از شنیدن دعوای دو طرف، فرمود: بروید و فردا برای شنیدن حکم حاضر شوید
آن دو نفر رفتند، اما شبانه یکی از شخصیتهای شهر برای شیخ انصاری پیغام می فرستد که چون یک از این دو شخص با من نسبتی دارد، خواهش می کنم شما از این فرد حمایت و جانبداری کنید و حق را به او بدهید.

وقتی این عالم شریف، پیغام را شنید بسیار متأثر شد و از این درخواست بی شرمانه به قدری ناراحت شد که شبانه تمام وسایل خود را جمع کرد و از همه امور خود در آن شهر دست کشید و قصد هجرت از وطن خود نموده و آن شهر را ترک کرد و چنین فرمود: شهری که افراد با نفوذ آن به خود اجازه می دهند در احکام شرعی و الهی مداخله  کنند، توقف در آن صلاح نمی باشد.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۵۴۴-نیم نگاهی به مکاشفات معصومین وغیرمعصومین+ محبت به قدرت مکاشفه در انسان

۳۱ فروردین

مکاشفه، پدیده‌ای غیر متعارف و نامعمول است که طی آن، انسان به دریافت‌هایی در ورای ماده دست پیدا می‌کند. این امر، اگرچه راهی به عالم غیب می‌گشاید، ولی به دلیل عدم توانایی انسان در شناخت ابعاد این موضوع و خطرات احتمالی آن، باید با مقدمات کافی و از روش درست حاصل شود که همان روش قرآنی بندگی خالصانه و تهذیب نفس است.

به گزارش سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»،حجت الاسلام والمسلمین سیدعلی‌اکبر مدنی گلپایگانی درمقاله ای، به‌منظور روشن کردن گوشه‌ای از فضایل اصحاب امام حسین (ع) در روز عاشورا، با عنایت به شهود راستین آن بزرگواران، ابعاد و اشکال گوناگون این پدیده خارق‌العاده و در عین حال واجد حساسیت فوق‌العاده را بررسی  نموده و در این زمینه از مثال‌های واقعی و نمونه‌‌های نقل شده در تاریخ بهره جسته است. به این امید که تذکری برای ما و آیندگان باشد و منشأ خیر گردد.

*معنای لغوی و اصطلاحی مکاشفهalمکاشفه در لغت از «کشف» به معنای آشکار کردن و پرده از چیزی برداشتن است و در اصطلاح، رسیدن به ماوراء حجاب یا دریافت حقایق عالم مجرد توسط عارف تعریف شده است. هم‌چنین گفته شده است که آن‌چه عارف، در عالم رؤیا می‌یابد رؤیای صادقه و آن‌چه در بیداری دریافت می‌کند مکاشفه است.

بنابراین به‌طور کلی می‌توان گفت که طی مکاشفه چیزی که قبلاً از نظر ما غایب بوده است، آشکار و قابل مشاهده می‌‌شود و به‌ عبارتی از عالم غیب به عالم شهادت وارد می‌‌شود. علامه طباطبایی (ق)  شهادت را امری می‌‌‌دانند که نزد فرد درک‌کننده مشهود و حاضر است و این فرد به نوعی بر آن احاطه دارد، و غیب خلاف آن است. حوزه غیب و شهادت امری نسبی است و آن‌چه برای ما غیب محسوب می‌‌‌شود، می‌تواند برای اولیای خدا شهادت باشد.

*اهمیت مکاشفهalie

یکی از مسایلی که مخصوصاً امروزه طرفداران زیادی دارد، این است که به چه وسیله می‌شود از عالم غیب و پشت پرده باخبر شد؟ بشر تمایل دارد که از عوالم دیگر آگاهی پیدا کند. گروهی بحث از کشف و شهود می‌کنند و جمعی به دنبال پیر و مرشد می‌گردند تا چیزی بیابند. عامه مردم غالباً در اطراف کسی که ادعای شهود و کشف باطن می‌کند جمع می‌شوند.

در تاریخ، این گرایش‌ها در اقوام و ادیان مختلف سابقه بسیار طولانی داشته است و گاهی غرض‌ورزی‌ها و مقاصد شیطانی هم در شکل‌گیری برخی نحله‌های مدعی کشف و شهود، دخالت داشته و انحرافات نظری و عملی قابل توجهی را موجب شده است.

مکاشفه با اموری چون مفهوم غیب در ارتباط است که از مفاهیم بسیار کلیدی اسلام محسوب می‌شود، به‌طوری‌ که ایمان به غیب از ویژگی‌های متقین و هدایت شدگان به قرآن، شمرده شده است. از این‌رو امری است که با اعتقادات مردم ارتباط می‌‌‌یابد. از سوی دیگر، این پدیده، تجربه‌ناپذیر است و به‌شدت قابلیت آمیخته شدن با اوهام و مسایل غیرواقعی را دارا است؛ از این‌رو راه را برای سوءاستفاده از اعتقادات مردم در ابعاد مختلف باز می‌کند، به‌ویژه که برخی ادعای بدیهی بودن و خطاناپذیری این مکاشفات را دارند.

در نتیجه در برخورد با موضوع مکاشفه باید نهایت دقت را صرف کرد؛ چراکه اولاً هر آن‌چه تحت عنوان کشف و شهود و اخبار از غیب، عرضه و بیان می‌شود، به‌حق و قابل اعتماد نیست و ثانیاً چنان‌که خواهد آمد، انسان برای رسیدن به این امر، مجاز به پیمودن هر راهی نیست.

*مکاشفه حق

مشاهداتی که می‌توان درباره آن ادعای حقانیت کرد و آن‌را نوعی درک معارف الهی دانست، از دو راه می‌تواند حاصل شود.

اول: تصرف ولایی معصوم و حجت خدا

انبیا و اولیای معصوم (عهم) علاوه بر این‌که خودشان به اذن خداوند از اسرار عالم غیب آگاه‌اند، می‌توانند دیگران را نیز به قدر مصلحت، از امور غیبی آگاه کنند و می‌توان گفت در میان غیرمعصومان، تنها مکاشفه‌ای که می‌توان آن‌را مصون از خطا دانست، کشف و شهودی است که از جانب انبیا و اولیای معصوم و با تصرف ولایی آن‌ها برای فرد حاصل شده باشد. این نوع مکاشفات از طریق اجازه و تصرف معصوم (ع)  حتی ممکن است برای دشمنان آن‌ها نیز رخ دهد. مکاشفه یاران امام حسین  (ع)  در شب عاشورا از جمله مواردی است که به خواست و تصرف امام معصوم  (ع)  صورت گرفته است. در این‌جا نمونه‌هایی از این قبیل مکاشفات و تصرفات، بیان می‌شود.

* مکاشفه اصحاب امام حسین  (ع)  آزمایشی شگرف و پاداشی عظیم

یکی از مهم‌ترین مکاشفاتی که در تاریخ نقل شده است، مکاشفه اصحاب امام حسین (ع)  در شب عاشورا است که در آن، یاران حضرت در معرض امتحانی بزرگ قرار گرفتند و جان خود را با خدا معامله کردند. در این شب، پس از آن‌که این انسان‌های پاک، مرگ قطعی در رکاب امام را پذیرفتند، امام طی یک مکاشفه، پاداش آنان را به ایشان نشان دادند و سختی‌های کارزار را برایشان گوارا ساختند.

روایات متعددی در این باره نقل شده است؛ از جمله از ابوحمزه ثمالى نقل است كه امام سجاد (ع)  فرمودند: «شبى كه صبح روز بعدش پدرم به شهادت رسيد، نزد ایشان بودم. حضرت به يارانش فرمود: امشب از تاريكى استفاده كنيد و برويد كه اين قوم، فقط مرا مى‏طلبند و اگر مرا به قتل برسانند، متوجه شما نمى‏شوند و شما در امان خواهيد بود. گفتند: نه به خدا! هرگز چنين نخواهد شد. حضرت فرمود: شما فردا كشته مى‏شويد.گفتند: سپاس خدايى را كه ما را به كشته شدن با تو شرافت بخشيد. آن‌گاه حضرت دعا كرد و به آنان فرمود: سرهايتان را بالا بگيريد و نگاه كنيد. اصحاب و ياران حضرت سرهاى خود را بالا گرفته، به مقام و منزلت خود در بهشت نگاه كردند، حضرت هم جایگاه هرکدام از انان  به آنان  نشان داد چنان که  هرکدام  به استقبال سرنيزه‏ها مى‏رفتند و در برابر شمشير سر و سينه سپر مى‏كردند تا به منزلت و مقام خود در بهشت دست يابند.

*لشکریان امام هادی وخلیفه عباسی

خلیفه عباسی دستور داد لشکرش که ۹۰۰۰۰ نفر بودند، هر یک توبره‌ای خاک آورده، در محلی بریزند. تل بزرگی ایجاد شد. بعد حضرت هادی (ع) را بالا برد و گفت: لشکر مرا بنگر! حضرت فرمود: می‌خواهی من هم لشکر خود را به تو نشان دهم؟ با تصرف ولایی، خلیفه بین زمین و آسمان، از شرق تا غرب ملائکه را دید که همه مسلح بودند. خلیفه غش کرد. بعد که به هوش آمد، امام فرمود: ما به دنیای شما کاری نداریم. مشغول امر آخرت خود هستیم.

* هارون و آزار دادن امام کاظم

 هارون برای آزاردادن حضرت امام کاظم (ع)، کنیزی را به زندان نزد آن حضرت فرستاد. حضرت در او تصرف ولایی کرد تا جایی که بهشت و عالم بالا را به او نشان داد.

*دست کشیدن امام برچشمان ابو بصیر وبینا شدن او

ابوبصیر، روایت کرده که به امام باقر(ع) عرض کردم  من شیعه و دوست شما هستم و نابینا و ناتوان هستم، بهشت را برای من ضامن شوید. امام دست به چشم من کشید و بینا شدم، همه ائمه (عهم) را در حضور آن حضرت مشاهده کردم و سپس گفت به دور نگاه کن. به خدا جز سگ و خوک و میمون ندیدم. پس دست بر چشم من کشید، دوباره به حالت اول برگشتم.

* عبدالله سنان ودیدن حوض کوثر

 نقل شده است که امام صادق (ع) در پاسخ به سؤال عبدالله سنان، طی مکاشفه‌ای حوض کوثر را به او نشان داد و از آن نهر جاری که در اطرافش درختان و حوریان بودند، ظرفی از آب کوثر به او نوشانید. در پایان حضرت فرمود: این کمتر چیزی است که خداوند برای شیعیان ما مهیا کرده است؛ چون متوفی از دنیا می‏رود، روحش را به سوی این نهر می‏برند و در باغستان‌های آن حرکت می‏کند و از خوردنی‌ها و آشامیدنی‌های آن می‌‌خورد. و دشمن ما چون می‌‌‏میرد، روحش را به وادی برهوت می‏برند و همواره در عذاب است.

* حافظ قرآن شدن ابوعمرو فارسی

 مورد بعدی، داستان حافظ قرآن شدن ابوعمرو فارسی است. یکی از خواص اصحاب حضرت امیرالمؤمنین(ع)   ابوعمرو فارسی است به نام زاذان. گفت: مشغول خواندن شعر بودم، حضرت از صدای من خوشش آمد. فرمود چرا قرآن نمی‌خوانی؟ گفتم بیش از مقداری که در نماز خواندن لازم است، چیزی از قرآن یاد ندارم. فرمود: جلو بیا. چیزی گفت که من نفهمیدم چیست! بعد فرمود دهانت را باز کن. آب دهانش را در دهانم انداخت. هنوز قدم برنداشته بودم که دیدم قرآن را با اعراب کامل آن حفظ هستم و نیاز ندارم که از کسی درباره آن بپرسم. داستان زاذان را برای حضرت باقرالعلوم (ع)نقل کردند، فرمود: راست می‌گوید. امیرالمؤمنین (ع)برای او به اسم اعظم که هیچ‌گاه رد نمی‌شود، دعا کرد.

*سخن گفتن به ۷۳ زبان

 از ابوهاشم نقل شده است كه گفت: خدمت امام هادى(ع)رسيدم و او به زبان هندى با من سخن گفت كه خوب نتوانستم به او پاسخ بگويم و مقابلش سطلى پر از سنگريزه بود. يك سنگريزه برداشت و آن‌را در دهانش گذاشت و مدتى آن‌را مكيد و بعد به طرف من انداخت. من نيز آن‌را در دهانم گذاشتم. به خدا سوگند! هنوز از جاى خويش برنخاسته بودم كه به ۷۳ زبان كه نخستين آن، زبان هندى بود، سخن گفتم.

* تصرف ولایی حضرت هادی (ع)

 مدتی حضرت (ع) را در کاروانسرای گدایان و غربا منزل دادند. صالح بن سعید گفت خدمت حضرت رسیدم و از این شکل برخورد با امام ناراحت شدم و نگرانی‌ام را اظهار کردم. فرمود: پسر سعید! تو هنوز نسبت به ما در این حد معرفتی. سپس با دست مبارک به جایی اشاره کرد که ناگهان دیدم عوض شد باغ و بستان و سبزه و حور و غلمان و… . امام فرمود ما هرجا باشیم این‌ها برای ما آماده است و در کاروانسرای گدایان نیستیم.

* تهذیب و جهاد با نفس و خودسازی مطابق با دستور شرع

دومین راهی که می‌توان درباره مکاشفات ادعای حقانیت کرد و آن‌را نوعی درک معارف الهی دانست، از راه تهذیب و جهاد با نفس و خودسازی مطابق با دستور شرع است .

قرآن، علاوه بر دعوت انسان‌ها از راه مشاهده آثار خدا و تدبر و استدلال، انسان‌ها را به بندگی عاشقانه و خالصانه و تهذیب نفس دعوت می‌کند. نتیجه این نوع بندگی و تهذیب نفس، مکاشفه و رسیدن به درجاتی از تقوا و یقین است.

*مکاشفات غیرمعصوم

در زندگی بزرگانی که به تقوا و پاکدامنی مشهور بوده‌اند مکاشفات فراوانی ذکر شده است. این مشاهدات اگرچه کاملاً از خطا و نسیان مصون نیستند و به درجه کمال و عبودیت فرد مشاهده کننده بستگی دارند، ولی شواهد عینی و قابل اعتمادی از امکان حصول چنین مکاشفاتی به دست می‌‌‌دهد.

*محدث قمی‌‌ و شنیدن صدای جنازه:

  مرحوم حاج شیخ عباس قمی(ق)‌‌، نقل می‌‌‌کند: روزی برای زیارت اهل قبور به وادی‌السلام نجف اشرف رفتم. در این میان ناگهان صدایی مانند صیحه شتر هنگام داغ کردن شنیدم، به‌طوری که گویی زمین وادی‌السلام، از صدای نعره او می‏لرزید. من با سرعت برای خلاص نمودن آن شتر، به آن سمت رفتم. وقتی که نزدیک شدم، دیدم شتر نیست، بلکه جنازه‏ای را برای دفن آورده‏اند، و این نعره از آن جنازه بود. من آن صدا را می‌‌‏شنیدم، ولی افرادی که متصدی دفن بودند اصلاً اطلاعی از آن نداشتند و با کمال خونسردی و آرامش به کار خود اشتغال داشتند!

* سیدجمال گلپایگانی و دیدن عذاب میت و گرز آتشین:

در یک شب جمعه سرد زمستانی سیدجمال گلپایگانی (ق) در یکی از حجرات تخت فولاد اصفهان، مشاهده می‌کند که جنازه‌ای را به حجره می‌آورند و تحویل قاری قرآنی می‌دهند و او در کنار جنازه مشغول تلاوت می‌‌‌شود. سپس ملائکه عذاب می‌‌‌آیند و مشغول عذاب کردن آن مرده می‌‌‌شوند، اهل چه معصیتی بوده که چنان گرزهای آتشین بر سر او می‌‌‌زدند که آتش به سوی آسمان زبانه می‌‌‌کشیده است.

مرحوم آقا سیدجمال‌الدین می‌‌‌فرماید: این میت چنان نعره می‌‌‌کشید که تمام قبرستان تخت فولاد می‌‌‌لرزید، من تمام وجودم را وحشت فرا گرفته بود به‌طوری که می‌‌‌خواستم این آقای قاری قرآن را متوجه این صحنه وحشتناک کنم و از او بخواهم که در را باز کند تا من بیرون بروم، ولی نمی‌‌‌توانستم حرف بزنم. او با خیال راحت قرآن می‌‌خواند. خودم را کشان کشان به در رساندم و توانستم از آن‌جا خارج شوم. تا اصفهان پیاده آمدم و یک هفته در بستر بودم.

*روایت شیخ بهایی ازدفن یک میت

نقل است که شیخ بهایی (ق) برای دوستش تعریف می‌‌کند روز گذشته در این قبرستان میتى را دفن کردند، بوى بسیار خوشی به مشام من خورد. جوان زیبارویى را دیدم که به سمت آن قبر مى‌رفت. طولى نکشید که بوى متعفن و بدى به مشام من رسید. سگى را دیدم که به سوى همان قبر مى‌رفت. ناگهان همان جوان زیبا از طرف آن قبر برگشت ولى بسیار مجروح و زشت شده بود. کنارش رفتم و سؤال کردم. گفت من عمل صالح این میت بودم. سگ اعمال زشت و ناشایست او بود و چون گناهان او بیشتر از اعمال صالح او بود. لذا آن سگ به من حمله کرد و مرا از قبر بیرون انداخت و الآن همان سگ با او همنشین است.

*خطر مکاشفات و مشاهدات باطل

اگرچه مکاشفه صحیح، یکی از راه‌های شناخت و رسیدن به یقین و از جمله راه‌هایی می‌باشد که قرآن برای درک معارف الهی معرفی کرده است، ولی مکاشفه باطل، خود می‌‌‌تواند حجاب دیگری بر سر راه وصول به حقیقت شود.

هرچند که برخی قائل به خطاناپذیری مشاهدات عرفانی شده‌اند، ولی دلایل مختلفی ذکر شده است که این مشاهدات از نسیان و خطا و حتی القائات شیطانی مصون نیست.

شواهد فراوانی از نادرست بودن برخی مشاهدات، یا مورد نهی واقع شدن آن وجود دارد:

*ماجرای کافری در بغدادکه از غیب خبر می‌‌‌داد

 کافری در بغداد از غیب خبر می‌‌‌داد. امام کاظم (ع) از او پرسید: این عمل جزئی از مقام انبیاست. چگونه به این مقام رسیدی؟ گفت به سبب مخالفت با نفس. امام فرمود اسلام را به نفس خود عرضه کن. گفت نفسم راضی نیست. فرمود مگر نه این است که با مخالفت با نفس به این مقام رسیدی. پس با آن مخالفت کن. آن مرد مسلمان شد. بعد از این، گاهی به مجلس امام می‌‌‌آمد. یک روز کسی از او خواست از نیت درونی‌اش خبر دهد، او نتوانست. از امام سبب پرسید. فرمود خدا هیچ عملی را بی‌پاداش نمی‌‌‌گذارد. چون با نفس مخالفت می‌‌‌کردی و کافر بودی، خدا علم به اسرار را به تو عنایت کرد، ولی اکنون پاداشت را ذخیره آخرتت قرار داده است.

* مرحوم سیدموسی زرآبادی و دو عالم مکاشفه

 مرحوم سیدموسی زرآبادی (ق) نقل می‌‌‌کنند: در قزوین امام جماعت بودم و سیر و سلوک و مکاشفاتی داشتم. به‌طوری که در و دیوار برایم حائلی نبود. تا اینکه یکبار در عالم مکاشفه ندایی شنیدم که تو دیگر نیازی به اعمال ظاهری نداری، برای رسیدن به مقامات بالاتر باید نماز و روزه را کنار بگذاری. گفتم این اعمال با دلیل معتبر از شرع رسیده است. من از آن‌ها دست برنمی‌‌‌دارم. گفت این مقامات از تو گرفته می‌‌‌شود و دیدم از من گرفته شد. فهمیدم راه شیطانی بوده است. تصمیم گرفتم تا حد توان به دستورات شرعی عمل کنم؛ پس از مدتی به مقاماتی رسیدم که حال قبلی در مقابل آن، قطره‌ای از دریا بود.

*پیامدهای سوء آگاهی از غیب

در این مکاشفات، از یک‌سو امکان راهیابی خطا و نسیان و القائات شیطانی وجود دارد و از سوی دیگر، این مشاهدات نیاز به مقدمات فراوانی دارند و لازم است که فرد مکاشفه‌کننده ظرفیت لازم برای ادراک این حقایق را داشته باشد. به همین دلایل گاهی تلاش برای دستیابی به این مشاهدات مورد نهی واقع شده است. در واقع دستیابی به این حقایق، بدون کسب آمادگی، یا به هر دلیل دیگری، ممکن است بی‌فایده باشد و یا دارای تبعات اجتماعی منفی (مثل مورد۱) یا ضرر شخصی (مثل مورد ۲و۳) باشد و یا از اولویت برخوردار نبوده و فرد را از مسیر بهتری منصرف کند (مثل کارهای خارق‌العاده‌ای که مرتاض‌ها و صوفی‌ها انجام می‌دهند).

* حضرت جوادالائمه (ع) از جدش حضرت علی (ع)نقل می‌فرماید: که مردم اگر از باطن یکدیگر خبر داشتند، یکدیگر را دفن نمی‌کردند!»

* مولوی در مثنوی داستانی را نقل می‌کند که صرف‌نظر از واقعی بودن یا نبودن، زندگی انسان‌ها را در حالتی وصف می‌کند که از علم غیب آگاه هستند و طبیعتاً در امور غیبی مداخله می‌کنند.

اصل داستان این است که مرد جوانی نزد حضرت موسی آمد و گفت: ای موسی! می‌خواهم زبان حیوانات را بیاموزم و از گفت و شنود حیوانات عبرت بگیرم. موسی گفت: این کار به صلاح تو نیست؛ زیرا که خطراتی برایت دارد. جوان گفت: ای موسی! در شأن تو نیست که مرا از آرزویم محروم کنی. از خداوند بخواه که به من زبان خروس و سگ را بیاموزد. که اگر همین دو زبان را بیاموزم راضی می‌شوم. موسی به خدا عرض کرد: ای خداوند بزرگ، اگر من زبان حیوانات را به او بیاموزم بسی زیان دارد و اگر نیاموزم سخت دلگیر و ناراحت می‌شود. خداوند به موسی گفت: زبان حیوانات را به این مرد بیاموز، چون ما از هر که پیش ما دعایی کند و آرزویی نماید، رو نمی‌گردانیم.

حضرت موسی به آن مرد گفت: برو که خواهشت برآورده شد. مرد شاد و خوشحال به خانه رفت، صبح زود بیدار شد و به انتظار ایستاد تا هرچه زودتر زبان مرغ و سگ را بشنود. وقتی خدمتکار صبحانه آورد، یک تکه نان از دستش افتاد و خروس جست و آن‌را برداشت تا بخورد، سگ غرولند کرد و گفت: عجب خروس بدی هستی، تو می‌توانی گندم و جو بخوری و من نمی‌توانم، آن وقت یک تکه نان را هم نمی‌‌‌گذاری من بخورم؟ خروس گفت: غصه نخور، در عوض فردا روز خوشحالی است؛ برای تو گوشت از همه چیز لذیذتر است، فردا اسب صاحب‌خانه خواهد مرد و تو می‌‌‌توانی هرچه دلت خواست گوشت اسب بخوری. صاحب‌خانه تا این را شنید اسب را به بازار برد و فروخت و خوشحال بود از این که ضرری به مالش نخورده است.

روز دیگر وقت صبحانه، صاحب‌خانه یک تکه نان پیش سگ انداخت و خروس پیش‌دستی کرد و آن‌را برداشت. سگ گفت: دیروز گفتی اسب می‌‌‌میرد، ولی نشد و ارباب اسب را فروخت. خروس گفت: من دروغ نگفتم، قرار بود بمیرد، ولی صاحب‌خانه آن‌را فروخت و اسب در خانه خریدارش مرد. در عوض امروز خرش می‌میرد و تو گوشت فراوان می‌خوری. مرد جوان چون این سخن را شنید، خر را به بازار برد و فروخت. روز سوم، وقت صبحانه سگ به خروس گفت: تو هر روز حرفی می‌زنی و مرا به وعده‌ای دلخوش می‌کنی؛ دیروز گفتی خر می‌میرد ولی نشد و ارباب خر را برد و فروخت. خروس به سگ گفت: ولی فردا غلام ارباب خواهد مرد و نان‌های زیادی در جلوی سگ خواهند ریخت. ارباب این سخن را شنید و غلام را نیز فروخت و بسیار خوشحال بود از این‌که زبان مرغ و سگ را می‌داند و توانسته است از سه واقعه جلوگیری کند.

روز دیگر سگ به خروس گفت: این دروغ‌هایی که می‌گویی چیزی جز مکر و فریب نیست . دیروز گفتی غلام ارباب خواهد مرد، ولی نشد و ارباب غلام را برد و فروخت. خروس گفت: برحذر باش از این که بگویی من دروغ می‌گویم؛ زیرا ما خروس‌های اذان‌گو راستگو هستیم، طلوع آفتاب صادق و وقت بیداری را می‌گوییم. آن غلامی‌ را که ارباب فروخت نزد خریدار مرد. او جلوی ضرر به مالش را می‌گیرد و بی‌خبر از آن است که جانش را بر سر این کار خواهد گذاشت. اما زرنگی او زیاد عاقبت ندارد. در عوض امروز ارباب خواهد مرد و بستگان او گوسفندان زیادی را می‌کشند و تو به حق خودت می‌رسی.

مرد جوان به مجرد این‌که این سخن را از زبان خروس شنید به طرف خانه موسی راه افتاد و گفت: ای موسی به دادم برس، روزگارم سیاه شد. من یقین دارم که بلایی به سرم خواهد آمد. حال چه کنم؟ من نمی‌خواهم بمیرم. موسی گفت: من به تو گفتم زبان حیوانات برایت ضرر دارد ولی تو به حرف من گوش نکردی. آن ضرری که می‌خواست به مالت بخورد، سپر بلای تو بود و چون تو جلوی آن‌را گرفتی، خودت سپر بلا شدی. در این موقع حال آن مرد بد شد و لحظه‌ای بعد جان سپرد. موسی رو به خداوند کرد و گفت: ای خدای بزرگ به دانایی و بزرگی خودت او را ببخش. خداوند به موسی گفت: ما به خاطر تو او را بخشیده و زنده‌اش می‌کنیم.

* کلام آخر….

یکی از بزرگ‌ترین و سخت‌ترین امتحان‌های الهی که تأثیر بزرگی در تاریخ بشریت داشته است، فداکاری امام حسین (ع) و یارانشان در روز عاشورا است. یاران امام در شرایطی حاضر به ماندن کنار ایشان شدند که خبر کشته شدن خود را بی‌هیچ تردیدی، از طریق امام معصوم دریافت کرده بودند. با گرفتن چنین تصمیم خطیری لیاقت این را پیدا کردند که با تصرف امام معصوم، جایگاه خود را در بهشت مشاهده کنند و بدین طریق، تحمل شمشیرها، نه برایشان دردناک، که شورانگیز گردید. نگارنده در تعظیم یکی از فضایل این بزرگمردان، که یکی از نمونه‌های شهود راستین در تاریخ است، نکاتی را در پیرامون این ویژگی بررسی کرده است.

مکاشفه راهی است که انسان به‌وسیله آن چیزهایی را می‌بیند که در حالت عادی قادر به درک آن نبوده است. این مشاهدات، الزاماً شهود واقعیات نبوده و در معرض خطر خطا و سهو و القائات شیطانی است. به‌علاوه، حتی در صورت صحیح بودن، نمی‌توان گفت که همواره برای مشاهده‌کننده مفید خواهد بود. از سوی دیگر با توجه به تأثیری که می‌تواند به‌طور بالقوه در درجات کمال و تقوا داشته باشد، یکی از درجاتی است که در قرآن به تحصیل آن از طریق بندگی خالصانه و تهذیب نفس سفارش شده است.

با این اوصاف، اقدام به ریاضت‌ها و روش‌های مغایر با شریعت مقدس، ناروا بوده و نفعی به حال صاحبش نخواهد داشت. به‌علاوه جز شهودی که از طریق تصرف معصوم صورت گرفته است، هیچ شهودی یقین‌آور نیست و استناد به مشاهدات دیگران، خالی از تردید نیست، هرچند که در افراد مهذب و باتقوا، این مشاهدات می‌تواند تا حد زیادی انکشاف از عالم غیب باشد.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۵۴۳-ولادت حضرت علی(ع) در هند به عنوان روز مبارزه با تروریسم نامگذاری شد + محبت به انسان کامل در جهان

۳۱ فروردین

روحانیون ، فعالان و فرهیختگان شیعه در هند اعلام کردند آموزه‌های امامان و رهبرانی چون حضرت علی(ع) برای مبارزه با تهدید تروریسم ارزشمند هستند.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه» به نقل از times of india، شیعیان شهر بمبئی در هند، روز ولادت امیرالمومنین حضرت علی (ع)، امام اول شیعیان را به عنوان روز تقبیح تروریسم و صلح جهانی جشن می‌گیرند.ali

روحانیون ، فعالان و فرهیختگان شیعه در این کشور با بیان اینکه تروریست‌ها ازجمله گروهک تروریستی داعش خطر بالایی برای بشریت دارند، اعلام کردند آموزه‌های امامان و رهبرانی چون مولا علی(ع)، برای مبارزه با تهدید تروریسم ارزشمند و کمک کننده است.

یوم علی (روز ولادت حضرت علی علیه‌السلام) در ۲۱ آوریل مصادف با ۱۳ رجب است که بعد از ظهر در مسجد ایرانیان و مسجد مغول در دنگاری جشن گرفته می‌شود. در این مراسم روحانیون و امامان جماعت درباره آموزه‌های دینی، راه امام  و نقش ایشان در شکل گیری و استقرار اسلام به سخنرانی می‌پردازند.

سید عباس رضوان خان، مدیر انجمن صلح و همبستگی مسلمانان که از برگزارکنندگان این مراسم است گفت: ما می‌خواهیم از این فرصت و این روز استفاده کرده، خودمان را متعهد به رعایت آموزه‌های آن امام عزیز دانسته و با افراط‌گرایی مبارزه کنیم.

شوکت بهارتی سرپرست سازمان غیردولتی  جبهه ورد واسیلا نیز گفت: مردم دنیا باید علیه تهدید داعش با هم متحد شوند و بزرگداشت جشن ولادت حضرت علی(ع) فرصت خوبی برای تاکید مجدد برای ریشه‌کن سازی این معضل جهانی است. باید از شخصیت و آموزه‌های حضرت علی(ع) به عنوان الگویی برای مبارزه با ایدئولوژی ترور و افراط‌گرایی استفاده کرد.

زین الدین باندوکوالا، مدیر سابق اتاق فکر جامعه هندو-عرب نیز از جشن میلاد حضرت علی(ع) به عنوان روز ضدتروریست در هند استقبال کرد.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۵۴۲-نقش روحانیت در جبهه های جنگ با تکفیری ها / روایتی از شهادت یک پدر و پسر در ۴۰ روز +محبت به حریت در جامعه شیعی

۳۰ فروردین

زمنده روحانی عراقی در مصاحبه با حوزه گفت: مجاهد وقتی به خانه بر می گردد احساس استراحت نمی کند و قرار ندارد و بهترین شبهای او در خاکریز جبهه و با یاد امام حسین(ع) است که ارزش آن را نمی توان با کل دنیا مقایسه کرد…

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، همانطور که نقطه آغاز مبارزه با تکفیری ها در عراق، از بیت علما و مراجع و با فتوای جهاد کفایی آغاز شد، در ادامه راه نیز روحانیت در کنار سایر اقشار مردمی در صف نخست مقابله با تروریسم تکفیری قرار داشته و خبرهایی که گاه و بیگاه از شهادت فضلای حوزه علمیه نجف به گوش می رسد، حاکی از این واقعیت است.

حجت الاسلام هاشم ابوخمسین روحانی عراقی و از رزمندگان حشدالشعبی(بسیج مردمی عراق) است که در حال حاضر به مبارزه با تروریست های داعش درکنار سایر رزمندگان می پردازد .

وی که هم اکنون نیز در جبهه فلوجه با دشمنان اسلام مبارزه می کند پیرامون آخرین اخبار مناطق آزاد شده از لوث تروریست ها و حضور روحانیون و مبلغان در جبهه های حق علیه باطل با خبرگزاری حوزه به گفت و گو پرداخت.

 

* نزدیک به ۲ سال از تجاوز تروریست های داعش به عراق و فراخوان مراجع و علمای عراق برای مبارزه با متجاوزان می گذرد. شما نقش روحانیون و مبلغان در نیروی حشد الشعبی را حجت الاسلام هاشم ابوخمسین روحانی عراقی و از رزمندگان حشدالشعبی(بسیج مردمی عراق) چگونه ارزیابی می کنید ؟

در واقع حوزه علمیه نجف تا کنون شهدای زیادی را در راه مبارزه با دشمنان اسلام اهدا  کرده است، همچنین  حوزه علمیه عراقی ها  در قم نیز مبلغان و روحانیون را به جبهه ها اعزام می کنند و در این مسیر شهدای زیادی داده اند.

 نیروهای حوزه علمیه علاوه بر اینکه در جبهه های نبرد به عنوان رزمنده شرکت می کنند به عنوان مبلغ نیز در عرصه میدانی حضور دارند .

همچنین مبلغان در میان مردم عراق تبیلغ می کنند و در زمینه جمع آوری کمک های مردمی و ارسال آنها برای رزمندگان در جبهه ها مشارکت می کنند و برای ترغیب مردم برای اعزام به جبهه تبلیغات انجام می دهند.

جمع آوری کمک ها در قالب کاروان هایی انجام می شود و شامل ارسال مواد غذایی ،سلاح های نظامی خرید موشک و در مواردی هواپیماهای بدون سرنشین است.

خوشبختانه نیرو های حشد الشعبی نحوه استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین  برای شناسایی مناطق دشمن آموزش دیدند و همچنان فعالیت روحانیان و مبلغان در جبهه های مختلف علیه دشمنان اسلام فعالانه ادامه دارد.

 

* تاکنون چه مناطقی از لوث تروریست های داعش پاکسازی شده است و نحوه فعالیت حشد الشعبی در مناطق سنی نشین عراق چگونه است؟

حشد الشعبی چند روز پیش اولین سالگرد آزاد سازی تکریت را که قوی ترین مرکز داعش بود جشن گرفتند. حشد الشعبی از قبل  شروع به آزاد سازی  ابوغریب و راه سامرا کرد و مناطقی چون حومه فلوجه ،دیاله را آزاد کرد  تا به العلم رسیدند و بعد هم مناطقی چون تکریت، رمادی، الحقانیه و جرف الصخر و سایر مناطق را آزاد کرده است و در حقیقت خیلی از مناطق به دست حشد الشعبی آزاد شده است.

 علیرغم تهمت هایی که علیه حشد الشعبی  شایع کردند که آنها نژاد پرست هستند وچون شیعه هستند فقط به شیعیان توجه می کنند و پاکسازی مناطق شیعه نشین را فقط در دستور کاردارند ،حشد الشعبی علیرغم این تهمت ها خدمات زیادی به اهل تسنن عراق کرده  و بسیار از اهل تسنن حمایت کرده است و متقابلا آنها هم از نیروهای حشد حمایت و استقبال کردند ودر همین راستا نامه های زیادی را امضا کردند و از حشد خواستند برای پاکسازی مناطقشان دخالت کند مثل شورای محلی استان الانبار و تکریت که از "حشد" حمایت کرده است.

 

* با توجه به موفقیت های مختلف در عرصه پاکسازی مناطق از لوث تروریست ها آزادسازی موصل به چه زمانی موکول شده است؟

رهبران حشد الشعبی بارها تکرار کردند که موصل یک هدف برای حشد است اما ما می دانیم که نیروهای خارجی هستند که در موضوع آزادسازی موصل همواره دخالت می کنند که رزمندگان حشد به سمت موصل نروند و دخالتی در آزادی موصل نداشته باشند . اخباری در رسانه های  جمعی برای آزادسازی موصل از سوی حشد اعلام می شود اما درست نمی دانیم این یک جنگ روانی هست یا معمای دیگری دارد. به طور مثال این کار چند بار شده و هربار به تعلیق افتاده یعنی چند بار اعلام کردند این هفته حمله هست و یا هفته دیگر حمله انجام می شود که البته این کار خیلی تاثیرگذار بوده و تدبیر رهبران حشد قلمداد می شود چون خیلی از داعشی ها از موصل به خاطر ترسی که از حشد دارند فرار کردند و گمان کردند که واقعا حشد می خواهد به سمت موصل حرکت کند.

 

* منظور شما از نیروهای خارجی که مانع آزادسازی موصل هستند چیست؟

آمریکا، امارات، قطر، عربستان و ترکیه در آزادسازی موصل توسط حشد الشعبی دخالت می کنند و  بر روی وزارت خارجه و نخست وزیر فشار می آورند به بهانه اینکه این مناطق در دست اهل تسنن هست و حشد همه شیعه اند وممکن است جنگ شیعه و سنی راه بیفتتد و از این دست مانع تراشی ها می کنند در حالی که رویکرد و تجربه ما ثابت کرده است که نگاه مذهبی نداریم و هدف اصلی، مقابله با تکفیری هاست؛ تکفیری هایی که نه به شیعه رحم می کنند نه به سنی. آنها در واقع به این بهانه می خواهند ابتکار عمل را از مردم و حشد الشعبی بگیرند و بر موج سوار شوند.

 

* اخیرا در عرصه سیاسی عراق موضوع اصلاحات اداری و اقتصادی مطرح شده است. این موضوع در شرایط کنونی چقدر به نفع ملت عراق است؟

اصلاحات در عراق مانند یک عمل جراحی بزرگ و خطیر است امکان دارد این عمل نتیجه خیلی مثبتی برای ملت عراق داشته باشد اگر به خیر بگذرد و شورای عراق به آن رای مثبت دهند و برعکس این حالت مثبت نیز ممکن است اتفاق بیفتد. ما در شرایطی که بخواهیم  بحران سیاسی داشته باشیم  نیستیم نباید در حال حاضر بحران های بزرگتر از این که امروز در کشور با آن مواجهیم برای ما پیش آید.

 ممکن است این بحران سیاسی منجر به طوفانی از سوی یک طیف سیاسی شود و یا نخست وزیر فعلی کسب رای نکند در حال حاضر ما شاهد تظاهرات ضد مفسدان و وزیران کابینه هستیم اما می ترسیم این تظاهرات روزی ضد نخست وزیر انجام شود و عده ای بخواهند وی  برکنار شود آن وقت است که احتمال دارد  حشد دخالت کند و زمام امور را به دست بگیرد .

 

* در پایان اگر خاطره ای از حضورتان در جبهه های مقاومت علیه تروریست ها دارید بفرمایید؟

خاطره های زیادی از حضور جوانان و پدران و پسرانی که با یکدیگر در جبهه ها هستند یا مادری که گردنبند خود را به عنوان تنها سرمایه اش برای هزینه نیروهای حشد آورده، دارم.

  یکی از این خاطراتم درباره پسرجوانی بود که به همراه پدرش به جبهه آمده بود و در جریان عملیاتی شهید شد پس از آن جنگ تا یک هفته ادامه داشت و بعد از مدتی به پیکر پاکش دست پیدا کردیم و فهمیدیم بمبی که منفجرشده  چیززیادی از پیکراین شهید به جای نگذاشته چند استخوان بود که در پاکتی ریختیم و پدرآن رزمنده کل جسد پسرش را در نایلونی گذاشت و گفت بدون ماشین زره دار با یک  تاکسی جسد پسرم را به بصره می برم و آنجا تشییع و به خاک می سپارم.

 وقتی از او دلیل این کارش را سوال کردیم گفت نمی خواهم حشد هزینه ای برای انتقال جسد پسرم متحمل شود شما بروید و به ادامه جنگ با تروریست ها بپردازید وقتی مسوولان این حرف را شنیدند ناراحت شدند و قبول نکردند بنابراین تشییع با شکوهی برای آن جوان  برگزار کردند البته تقریبا ۴۰ روز بعد از شهادت پسر، پدرهم به شهادت رسید که برای ما خیلی  تاثیر گذار بود و شبیه چنین اتفاقاتی زیاد در جبهه ها می افتد و شاهد آن هستیم.

آن چیزی که مهم است این است که  وقتی مجاهد به مرز جهاد می رسد به روحیه بالای جهاد گران صدر اسلام و یاران امام حسین(ع) نزدیک می شود و آن را احساس و استشمام می کند . مجاهد وقتی به خانه بر می گردد  احساس استراحت نمی کند و قرار ندارد و بهترین شبهای او در خاکریز جبهه و با یاد امام حسین(ع) است که ارزش آن را نمی توان با کل دنیا مقایسه کرد ،مجاهد در خاکریز جبهه به دنبال چشیدن طعم شهادت است.

 

گفت وگو از وجیهه سادات حسینی

 

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۵۴۱-وضعیت زندانیان فلسطینی اسفناک است / زندانیانِ زن در ۶ ماه گذشته ۳ برابر شده است + محبت به شکنجه زنان در جامعه یهودی اسرائیل

۳۰ فروردین

الجربونی در روز ۱۸ آوریل سال ۲۰۰۲ بازداشت شده و به جرم همکاری با جنبش مقاومت اسلامی و یاری رساندن به مبارزان شاخه نظامی جهاد اسلامی گردان قدس به ۱۷ سال زندان محکوم شد.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه» لینا احمد صالح جربونی قدیمی‌ترین بانوی اسیر فلسطینی که به جرم کمک به مقاومت فلسطین به ۱۷ سال زندان محکوم شده بود، روز دوشنبه، ۱۸ آوریل ۲۰۱۶ وارد پانزدهمین سال اسارت خود در بازداشتگاه رژیم صهیونیستی شد. به گفته بنیاد محجه القدس، یک گروه حقوق زندانیان وابسته به غزه،  الجربونی ۴۱ سال داشته و در حال حاضر در زندان هشارون اسرائیل بسر می‌برد.

الجربونی در روز ۱۸ آوریل سال ۲۰۰۲ بازداشت شده و به جرم همکاری با جنبش مقاومت اسلامی و یاری رساندن به مبارزان شاخه نظامی جهاد اسلامی گردان قدس به ۱۷ سال زندان محکوم شد. او در روستای عرابه نزدیک شهر عکا در شمال فلسطین اشغالی بدنیا آمده بود و هرگز در هیچ یک از برنامه‌های تبادل زندانی و مبادلات  آزادی اسراء میان مسئولین فلسطینی و نظامیان اسرائیلی قرار نگرفته است. الجربونی که قربانی سیاست‌های غفلت پزشکی تعمدی زندان‌های رژیم اسرائیل قرار گرفته است، هم اکنون از بیماری التهاب حاد کیسه صفرا رنج برده و نیاز به عمل جراحی کوله سیستکتومی دارد.

وضعیت اسفناک زندانیان فلسطینیzan

به گفته گروه حقوق زندانیان فلسطینی ادامیر، تعداد زندانیان بیمار در زندان‌های رژیم صهیونیستی از ۸۰۰ نفر در سال ۲۰۱۳ به بیش از ۱۰۰۰ نفر در سال ۲۰۱۴ رسیده است و در میان آنان ۲۵ تن از سرطان و ۲۰۰ تن دیگر از بیماری‌های مزمن رنج می‌برند.

 شرایط کنونی الجربونی نشان دهنده وضعیت اسفناک زندانیان بیمار فلسطینی در زندان هشارون است و آن‌ها آزار و اذیت‌های فیزیکی و فشارهای روانی را به علاوه سهل انگاری‌های تعمدی پزشکی متحمل می‌شوند. الجبرونی در اوایل امسال در صحبت‌هایش با ادامیر گفته بود که ۵ تن از بانوان اسیر در زندان هشارون از بیماری‌های مختلفی چون فشار خون، دیابت، التهاب و زخم معده رنج می‌برند و نیازمند مراقبت‌های پزشکی ویژه هستند.

افزایش ۳ برابری زندانیانِ زن در ۶ ماه گذشته

 طبق آمار‌ها شمار زندانیان زن در اسارتگاه‌های اسرائیل از ۶ ماه گذشته ۳ برابر شده و از ۲۵ زندانی در سپتامبر ۲۰۱۵ به ۶۸ زندانی در ماه مارس ۲۰۱۶ رسیده است که این مسئله در راستای تشدید نقض حقوق بشر توسط اسرائیل در پی موج درگیری‌های در سرتاسر فلسطین اشغالی در ماه اکتبر بوده است.

براساس اسناد جمع آوری شده توسط ادامیر، ۷۰% افزایش بازداشت‌های فلسطینیان در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ را زنان و کودکان تشکیل داده و بیش از ۱۰ هزار زن فلسطینی از سال ۱۹۶۷ تا کنون در بازداشتگاه‌های رژیم صهیونیستی زندانی شده‌اند.

 

 

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۵۴۰-امنیت و آرامش را در جوار حرم امام علی(ع) یافتم + ریزش محبت در جامعه با همجواری حرم های امامان معصوم علیهم السلام

۳۰ فروردین

مستبصر اوکراینی که به زیارت بارگاه امیرالمومنین در نجف اشرف مشرف شده بود گفت: هنگام ورود به حرم مطهر امام علی (علیه السلام) شگفت زده شدیم به گونه ای که آرامش، امنیت، صلح و محبت ما را فراگرفت.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، هیئتی از مستبصرین اوکراین به همراهی موسسه رسالت اسلامی این کشور به زیارت آستان مقدس علوی مشرف شدند.AZ1

ایغار صلادانیوک مستبصر اوکراینی پس از زیارت بارگاه منور و ملکوتی امیرالمومنین گفت: هنگام ورود به حرم مطهر امام علی (علیه السلام) شگفت زده شدیم به گونه ای که آرامش، امنیت، صلح و محبت ما را فراگرفت.

وی افزود: به محض ورود به بارگاه علوی با استقبال و احترام خادمین حرم روبه رو شدیم و این کاملا برعکس اخبار و اطلاعات نادرستی است که در مورد اوضاع عراق و به ویژه عتبات مقدس به ما رسیده بود و آنچه دیدیم با آنچه می گفتند، کاملا فرق داشت.

این مستبصر اوکراینی با بیان اینکه بسیاری از مردم اروپا اماده شنیدن معارف اهل بیت علیهم السلام هستند گفت: ما آنچه را از چهره‌ی واقعی و زنده اسلام و میراث و علوم اهل البیت در عتبات مقدسه دریافت کردیم به خانواده و ملت خود انتقال خواهیم داد.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۵۳۹-تواضع مرحوم آخوند برای کمک به طلبه ای جوان+ محبت به مردم در جامعه شناختی مراجع شیعه

۳۰ فروردین

انسان های بزرگوار و نیکوکار همیشه به دنبال خدمت به مردم هستند و آن را وظیفه بندگی خود می دانند و اهل بیت(ع) همواره خود را به این صفت زیبا آراستند و دیگران را نیز به این خیر بزرگ فراخوانده اند.

خداوند متعال در قرآن می فرماید:

وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ قصص/۷۷

 و همچنان که خدا به تو نيکی کرده نيکی کنakh

حکایت؛ در شبی از شبها که همه به خواب رفته بودند، طلبه ای حلقه در منزل آخوند خراسانی را چندین بار کوبید. طولی نکشید که کسی در را باز کرد، وقتی در باز شد آن طلبه دید آقای آخوند خودش هست که شالی سفید بر سر بسته و قلمی بالای گوش راست خود گذارده است، آن شخص از تعجب فراوان نتوانست چیزی بگوید. آخوند خراسانی فرمود: سلام علیکم چه فرمایشی دارید؟ چه کمکی می توانم بکنم؟ طلبه جوان بعد از عذرخواهی از ایجاد این مزاحمت گقت: همسرم می خواسته وضع حمل کند و چون در نجف تنها هستم و منزل قابله را نمی دانم به منزل شما آمده ام تا کمک بگیرم و با کمال فروتنی خواهش کرد که مستخدم ایشان، او را به خانه قابله راهنمائی نماید.

آخوند فرمود: نه مستخدم نمی تواند بیاید او الآن خواب است من خودم می آیم. طلبه جوان اصرار کرد که مستخدم را بیدار کند اما آقای آخوند به او فرمود وقت کار مستخدم به پایان رسیده و او تا ساعت معینی از شب باید کار کند و الان وقت استراحت اوست، یک دقیقه تأمل کنید من خودم می آیم. اندکی بعد آخوند در حالی که عبائی به دوش انداخته و فانوسی به دست گرفته بود از منزل بیرون آمد و همراه آن طلبه راهی دراز را طی کرد و از چندین کوچه و پس کوچه گذشت تا به منزل رسید. قابله را دم درخواست و مشکل را برای او بازگو کرد و سپس بعنوان راهنما در حالی که فانوس را در دست داشت جلو افتاد و قابله را به منزل بیمار رسانید و آنگاه خود به منزل بازگشت و اندکی بعد مقداری پول و شکر و قند و پارچه برای او فرستاد. محصل جوان می گوید بعد از آن شب من هر وقت چشمم به آن عالم متواضع می افتاد از شدت خجالت سرم را پائین می انداختم اما این مرد بزرگ بیش از پیش بمن محبت می کرد و مثل این بود که اصلا برای من کاری نکرده است.۱

به حال دل خستگان در نگر                                     که روزی دلی خسته باشی مگر ۲

 

 
  1. با اقتباس و ویراست از کتاب  داستانهایی از اخلاق اسلامی
  2. سعدی

 

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۵۳۸- ۱۰پرسش صریح نماینده رشت از سعید جلیلی +محبت به دفاع از منافع

۲۹ فروردین
در سخنان خود گفته‌اید: «‌کسی با گفت‌وگو مخالف نیست، اما مهم این است که چگونه گفت‌وگو شود.» این طنز تلخ روزگار ماست.

  غلامعلی جعفرزاده نماینده فعلی مجلس و نماینده منتخب مردم رشت در مجلس دهم طی نامه ای سرگشاده به سعید جلیلی مسوول سابق پرونده هسته ای به اظهارات اخیر او در جمع دانشجویان دانشگاه گیلان واکنش نشان داده است.
 

به گزارش عصر ایران، جعفرزاده خطاب به جلیلی می گوید: «جا دارد تا با توجه به سوالات و ایراداتی که شما و دوستان و حامیان‌تان در مقابل تیم مذاکره کننده دولت فعلی مطرح کرده و می‌کنید، ما نیز به عنوان نمایندگان مردمی که در  دو انتخابات‌  92 و ۹۴، به مشی و رویکرد شما «نه» گفتند، از شما بخواهیم که یک بار هم در جایگاه پاسخ‌گویی قرار بگیرید و پیش از اینکه از موضع بستانکار درباره این سه سال مطالبه‌گری کنید، از موضع مسؤول و پاسخ‌گو، درباره آن ۶ سال توضیح دهید.

بدیهی است که ما نه بنا داریم و نه دوست داریم که رفتاری مانند رفتار دوستان شما مذاکره کنندگان موفق کشورمان داشته باشیم و تضمین می‌دهیم که در روز سؤال از شما در مجلس دهم، نه روی کسی بتن بریزیم و نه کسی را جوجه خروس و خائن معرفی کنیم."

 

متن کامل این نامه که در اختیار عصر ایران قرار گرفته بدین شرح است:

 

رئیس سابق تیم مذاکره جمهوری اسلامی ایران

جناب آقای دکتر جلیلی

از آنجا که در روزهای اخیر با حضور در حوزه انتخابیه اینجانب و در جمع دانشگاهیان گیلان سخنانی از جنس سخن دیگر دوستان و همراهان تان بیان کرده‌اید برخورد لازم می‌دانم تا به عنوان نماینده مردمی که در انتخابات ۹۲ و همچنین در انتخابات ۹۴ با رای خود نشان داده‌‍‌اند که کدام روش را ترجیح می‌دهند نکاتی را خدمت‌تان متذکر می‌‍شوم.

جناب آقای دکتر جلیلی

آنچه پیش از هر چیز لازم است به یادتان بیاورم این است که سخن شما مبنی بر اینکه اگر رئیس جمهور می‌بودید زیر برجام را امضا نمی‌کردید نه سخنی تازه است نه مایه تعجب. چرا که اصولا آنچه باعث شد تا در انتخابات سال ۹۲ مردم به راه و روشی که دقیقا عکس خواسته شما بود رای دهند و راه دیگر انتخاب کنند همین آگاهی مردم به روشی بود که حالا بار دیگر بر آن تاکید کرده‌اید. اما اینکه امروز در شرایطی که مردم پس از سه سال مذاکره نفس گیر، امیدوارانه چشم به آینده‌ای دوخته‌اند که در سایه توافق حاصل شده ، شاهد زدوده شدن تدریجی آثار تحریم‌ها وقعطنامه‌ها از زندگی خود باشند، چرا برخود لازم دیده‌اید بار دیگر به مردم یادآوری کنید اگر بزنگاه انتخاب، نام شما را روی برگه‌های رای می‌نوشتند، چه سرنوشتی در انتظار ملت و مملکت بود؟ سوالی که پاسخ آن را هیچ‌کس نمی‌داند!

10 پرسش صریح نماینده رشت از سعید جلیلی

 

جناب آقای دکتر جلیلی

در سخنان خود پرسیده‌اید که چرا بعد از برداشته شدن تحریم‌ها و آغاز اجرای برجام تا کنون، سرمایه گذاری در ایران شروع نشده است؟! سوال خوبی است و البته در دل خود یک نکته مهم را دارد.

در واقع شما نیز معتقد هستید که راه عبور از مشکلات فعلی، سرمایه گذاری است و حالا من از شما می‌پرسم که چه شرایطی و مسیر چه کسانی، سرمایه گذاران را از کشور ما دور کرد؟ و سرمایه‌های آنها را به کشورهای همسایه سوق داد؟

واقعا گمان می‌‍کنید راه افزایش سرمایه گذاری در کشور ادامه دادن مسیری بود که در آن برای فروش نفت خود نیز مجبور بودیم پای بابک زنجانی‌ها را به معاملات نفتی کشور باز کنیم؟

آیا به سهم خود و دوستانتان در از دست رفتن امنیت سرمایه گذاری در ایران فکر کرده‌اید؟

آیا می‌توانید به کارهایی که در دوره مسئولیت خود برای کاهش ریسک سرمایه گذاری و افزایش امنیت اقتصادی در ایران انجام داده‌اید اشاره کنید؟

آیا فکر نمی‌کنید شما هم در وضعیتی که کشور به آن دچار شد مسئول هستید و حالیه باید به جای انتقاد از کسانی که گام اول را برای حل مشکلات برداشته‌اند لااقل گامی در جهت جبران گذشته بردارید؟

اگر شما واقعا نگران سرمایه گذاری در کشور هستید لطفا بفرمایید تاثیر کارهایی نظیر حمله به سفارت عربستان در القای توهم ناامن بودن ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟

جناب آقای دکتر جلیلی

بسیار بعید می‌دانم که شما بدون اطلاع از آنچه در اثر مذاکرات ۶ ساله شما و البته سیاست‌های داخی دوستان و حامیان شما در دولت سابق برکشور گذشته بود، خود را به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ معرفی کرده باشید. اما از آنچه که سخنان اخیرتان به سخنان کسانی شباهت دارد که نمی‌دانند و یا نمی‌خواهند بدانند که در پایان دولت قبل کشور در آستانه رسیدن به چه نقطه خطرناکی قرار داشت. پیشنهاد می‌کنم اگر واقعا از وضعیت کشور در آن روزها خبر ندارید سوال کنید تا مورد به مورد از شاخص‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که به موازات سیاست خارجی شما و سیاست داخلی دوستان و حامیانتان افول پیدا می‌کرد برایتان بگویم. چرا که من و همکارانم در مجلسی به عنوان نمایندگان مردم مشغول به کار بودیم در فصل چیدن میوه‌های عملکرد ۶ ساله شما و عملکرد ۸ ساله دولت قبل با گوشت، پوست و استخوان خود معنای تحریم‌ها و قطعنامه‌ها را لمس می‌کردیم.

به همین دلیل است که امروز نه تنها از برجام و دستاوردهای آن چه در سیاست خارجی و چه در حوزه سیاسی و اقتصادی داخل کشور دفاع می‌کنیم و به اجرای آن و اثراتی که می‌تواند بر زندگی مردم این مرز و بوم داشته باشد خوشبین و امیدواریم بلکه خود را محق می‌دانیم که در قبال هزینه‌های مادی و معنوی ایجاد شده برای کشور لااقل از شما که همچنان آن راه را ترجیح می‌دهیم سوال کنیم که چرا به جای تاختن به مذاکره کنندگان فعلی دستاوردهای مذاکرات قبلی را برای مردم نمی‌گویید؟

جناب آقای دکتر جلیلی

در سخنان خود گفته‌اید:« کسی با گفت‌وگو مخالف نیست، اما مهم این است که چگونه گفت‌وگو شود.» این طنز تلخ روزگار ماست. این که امروز شما همچنان در جایگاه مطالبه گری نشسته‌اید و گمان می‌برید که باید مذاکره کنندگان فعلی و حامیان آنها به شما و دوستان‌تان در قبال هرآنچه در مذاکرات اتفاق افتاده و همه نتایج این مذاکرات، پاسخ‌گو باشند، من را به یاد ۶ سال مذاکراتی انداخت که شما مسئولیت آن را به عهده داشتید. همان ۶ سالی که مشاور مقام معظم رهبری در امور بین الملل، در مناظره‌های انتخاباتی سال ۹۲ درباره‌اش به شما گفت:« مذاکره بیانیه خواندن نیست.

دیپلماسی کلاس فلسفه نیست. چیزی که مردم می‌بینند این است که این همه سال شما می‌روید وهر روز هم تحریم‌ها بیشتر می‌شوند.هنر دیپلمات این است که نگذارد کار رزمندگان هدر برود.»

همان ۶ سالی که نایب رئیس مجلس در جلسه کمیسیون برجام ودر حضور جنابعالی در موردش گفت:« مقطعی که شما مدیریت تیم را بر عهده داشتید که کمترین نفد و مباحثه صورت نمی‌گرفت.

اعتقاد بنده این است که در آن زمان ۳ قطعنامه به تصویب رسید نقد و بررسی‌های صورت می‌گرفت می‌توانستیم به نقش دولت که بازدارنده داشت کمک کنیم. ما بارها از شما برای حضور در کمیسیون امنیت دعوت کردیم اما شما یک بار در جلسات حضور پیدا کردید. اگر اجازه می‌دادید بحث و مباحثه‌ای صورت می‌گرفت احتمال داشت تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ به تاخیر بیفتد و یا حتی تصویب نمی‌شد.»

آقای دکتر جلیلی

شما در آن ۶ سالی که دستاوردش برای ملت و مملکت چنان بود که همه دیدیم حتی یک بار درجایگاه پاسخگویی ننشستید تا نمایندگان مردم در مجلس و یا کارشناسان فن و یا اصحاب رسانه سوالات خود را درباره آنچه در مذاکرات می‌گذرد و آنچه هزینه می‌شود و آنچه به دست می‎‌آید از شما بپرسند.

حالا چگونه است که وقتی افرادی از سوی ملت و تا تشخیص مقام معظم رهبری جایگزین شما می‌‍شوند و سکان مذاکرات را در دست می‌گیرند، نه تنها امروز و بعد از پایان مذاکرات، بلکه حتی در کوران مذاکرات باید در مقابل واژه به واژه این مذاکرات به شما و دوستانتان توضیح دهند؟ البته که طرح این پرسش به معنای تخطئه وضعیت این دوسال نیست و ما این پرسشگری را حق مخالفان و منتقدان می‌دانیم. اما سوال اصلی این است که چرا این حق، در آن ۶ سال از صاحبانش دریغ شد؟

جناب آقای دکتر جلیلی

حالا که بار دیگر با ادبیاتی شبیه روزهای مناظره‌های انتخاباتی، از موضع بستانکار وارد صحنه شده‌اید و روایتی قهرمان گونه از «امضا نکردن» سند توافق به عنوان نقطه قوت خود ارائه کرده‌اید، جا دارد تا با توجه به سوالات و ایراداتی که شما و دوستان و حامیانتان در مقابل تیم مذاکره کننده دولت فعلی مطرح کرده و می‌کنید، ما نیز به عنوان نمایندگان مردمی که در انتخابات‌های ۹۲ و ۹۴، به مشی و رویکرد شما «نه» گفتند، از شما بخواهیم که یک بار هم در جایگاه پاسخگویی قرار بگیرد و پیش از اینکه از موضع بستانکار درباره این سه سال مطالبه گیری کنید، از موضع مسئول و پاسخگو، درباره آن ۶ سال توضیح دهید.

بدیهی است که ما نه بنا داریم و نه دوست داریم که رفتاری مانند رفتار دوستان شما مذاکره کنندگان موفق کشورمان داشته باشیم و تضمین می‌دهیم که در روز سوال از شما در مجلس دهم، نه روی کسی بتن بریزیم و نه کسی را جوجه خروس و خائن معرفی کنیم.

ما به عنوان کسانی که در اسفند ۹۴ برای ادامه راه برگزیده مردم در خرداد ۹۲ از سوی همان مردم انتخاب شده‌ایم منتظر اعلام آمادگی شما برای پاسخ دادن به سوالات ما هستیم و هم مشخص شود که اگر بنا بود راه شما ادامه پیدا کند و برجام امضا نشود امروز در چه شرایطی بودیم و هم معلوم شود و که چرا این روزها هم ترامپ و برخی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوی آمریکا وعده پاره کردن برجام را می‌دهند و معتقد هستند که ظریف توانسته است توافقی را به طرف غربی تحمیل کند که به نفع ایران و زیان آنهاست.

هم شما و دوستان‌تان معتقد هستید که نباید این سند تاریخی امضا می‌شد.

والسلام

 

غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی

نماینده مردم شریف شهرستان رشت در مجلس شورای اسلامی

عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۵۳۷-دو سیاستمدار آلمانی خواستار حذف نمادهای اسلامی از این کشور شدند+محبت به تعصّب

۲۹ فروردین

و سیاستمدار افراط‌گرای آلمانی ضمن اعلام اینکه اسلام با قانون اساسی این کشور هماهنگی ندارد، خواستار از بین رفتن نمادهای اسلامی در این کشور شدند.nam

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، حزب راست‌گرای افراطی آلترناتیو برای آلمان (AfD) قصد دارد به وضوح سیاست‌های ضد اسلامی را در برنامه‌های این حزب قرار دهد.

«بئاتریس فون اشتروخ» و «الکساندر گاولند» از اعضای این حزب امروز به روزنامه «فرانکفورتر‌آلگماینه» گفتند: «اسلام ایدئولوژی سیاسی دارد که با قانون اساسی هماهنگی ندارد.»

نمایندگان این حزب در جریان نشست حزبی در اشتوتگارت درباره سیاست‌های ضد اسلامی، از جمله اینکه نمادهای اسلام هم باید از ملاءعام برداشته شود، توافق کردند. اشتروخ گفت: «ما با وجود گلدسته‌های مساجد و موذن‌ها و نیز پوشاندن کامل صورت مخالفت هستیم.»

وی با تاکید بر اینکه آلمان نمی‌تواند وطنی برای اسلام باشد افزود: «بسیاری از مسلمانان به آلمان تعلق دارند اما اسلام به این کشور تعلق ندارد.»

این حزب خواستار کنترل شدید و در صورت لزوم تعطیلی مدارس قرآنی و مساجد شده است.

پیش از این هم «فراوکه پتری» رئیس‌ این حزب در پی بالا گرفتن بحران مهاجران در اروپا خواستار استفاده از سلاح برای مهار مهاجران ورودی به آلمان شده بود که واکنش‌های فراوانی را به دنبال داشت.

انتهای‌پیام/ق

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۵۳۶-امام جواد (ع) از نگاه مخالفین +محبت به نماینده خداوند

۲۹ فروردین

عظمت و شکوه مقام ولایت و منصب الهی امامت امام جواد(ع) آن چنان بلندمرتبه و پرجاذبه است که حتی دانشمندان غیرشیعی را به تواضع واداشته است.

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری«حوزه»، عظمت و شکوه مقام ولایت و منصب الهی امامت امام جواد(ع) آن چنان بلندمرتبه و پرجاذبه است که حتی دانشمندان غیرشیعی را به تواضع واداشته است.

* ولادت

تولد امام جواد علیه السلام در زمانی واقع شد که واقفیه بعد از شهادت امام کاظم علیه السلام، امامت حضرت رضا علیه السلام را نپذیرفته بودند و علیه ایشان تبلیغ می کردند. از طرفی حضرت رضا علیه السلام تا سن چهل و هفت سالگی صاحب فرزند نشده بود و در بین شیعیان، این اعتقاد وجود داشت که امامان بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله دوازده نفرند که نُه نفر از ایشان از نسل امام حسین علیه السلام خواهند بود و فرزند نداشتن حضرت رضا علیه السلام در این سنین، امامت ایشان را با تردید جدی روبه رو می کرد و آب به آسیاب دشمن می ریخت.

تولد حضرت جواد علیه السلام تبلیغات و طعنه ها را نقش برآب کرد و آب گوارایی بود که بر جگر تشنۀ شیعیان نشست و ایشان را از التهاب و اضطراب نجات داد. از این رو همواره ایشان را مولودی پرخیر و برکت می خواندند.

* امام جواد (ع) از نگاه مخالفینama gaama ga

* ابن صبّاغ مالکی

عظمت و شکوه مقام ولایت و منصب الهی امامت امام جواد(ع) آن چنان بلندمرتبه و پرجاذبه است که حتی دانشمندان غیرشیعی را به تواضع واداشته است.

ابن صبّاغ مالکی یکی از اندیشمندان اهل سنت دربارۀ حضرات جواد علیه السلام نهمین پیشوای مسلمانان چنین می نویسد: «ابوجعفر محمد جواد در سال ۱۹۵ ق. در شهر مدینه متولد شد. او از نظر نَسَب برترین تبارها را داراست؛ چون که او فرزند موسای کاظم، فرزند جعفر صادق، فرزند محمد باقر، فرزند علی، فرزند حسین، فرزند علی بن ابیطالب می باشد. (۱)

چه بگویم در جلالت و مقام امام جواد علیه السلام و فضیلت، کمال، عظمت و جلال او. حضرتش در میان طبقات ائمه، سنش کمتر از همه و قدر و شأنش اعظم است. او در اندک مدتی از عمر شریفش، کراماتی بسیار و معجزاتی بی شمار از خود نشان داده و معارج فضیلت و کمال را طی کرده است». (2)

* ابن تیمیه

ابن تیمیه (احمدبن تیمیه حرانی) از علمای اهل سنت دربارۀ امام جواد علیه السلام چنین اظهار نظر می کند: «محمد فرزند علی ملقب به جواد از اعیان و بزرگان بنی هاشم است و در سخاوت و بزرگواری شهرت تمام دارد». (3)

* کمال الدین شافعی

شافعی که از پیشوایان اهل تسنن است؛ وی دربارۀ امام جواد علیه السلام سخنان زیبا و ارزنده ای دارد. وی در این باره می گوید: «امام جواد علیه السلام ارزش و مرتبه عالی دارد و نامش بر زبان ها جاری است. سعه صدر، وسعت نظر و شیرینی سخن او، همه را جذب کرده است… . سخنان وی بسیار ارزنده و عالی است و هر کس به وی می رسد، بی اختیار سرِ تعظیم خم می کند…. او سرچشمه ای است که همه از او مشتعل می شوند و عقل و هوش آدمی از امام جواد علیه السلام علم و معرفت می یابد. (۴)

* مأمون الرشید

مأمون الرشید، خلیفۀ عباسی هم عصر امام جواد علیه السلام، آن گاه که در مورد ازدواج دختر خود «امّ فضل» به همسری حضرت جواد علیه السلام مورد اعتراض بنی عباس قرار گرفت، در پاسخ چنین گفت: «من بدین جهت او را برای دامادی خود برگزیدم، زیرا در گستردگی علم و فضیلت، با وجود کمی سن و سال بر همۀ اهل فضل و دانش برتری دارد. او در علم و کمال، اُعجوبه و فوق العاده است». (5)

* سبط بن جوزی

سبط بن جوزی دربارۀ امام جواد علیه السلام می گوید: «او در علم و تقوا و زهد و بخشش بر روش پدر بود.

* ابن حجر هیثمی

ابن هجر هیثمی می گوید: مأمون او را به دامادی انتخاب کرد، زیرا با وجود کمی سن از نظر علم و آگاهی و حلم بر همۀ دانشمندان برتری داشت.

* شبلنجی

شبلنجی می گوید: «مأمون پیوسته شیفته او بود؛ زیرا با وجود کمی سن، فضل و علم و کمالِ عقل خود را نشان داده، برهان (عظمت) خود را آشکار ساخت.

* جاحظ عثمانی

جاحظ عثمانی معتزلی که از مخالفان حضرت علی علیه السلام بوده، امام جواد علیه السلام را در شمار دَه تن از «طالبیان»ی آورده که دربارۀ آنان چنین گفته است «هر یک از آنان، عالم، زاهد، عبادت پیشه، شجاع، بخشنده و پاک نهادند». (6)

پاورقی:

(۱)- الفصول المهمه، ص ۲۴۸.

(۲)- سرور الفؤاد، ص ۴۱.

(۳)- منهاج السند، ص ۱۲۷.

(۴)- کشف الغمۀ فی معرفۀ الأئمۀ (ع)، ج ۳، ص ۱۸۶.

(۵)- اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۳۱.

(۶)- سیرۀ پیشوایان (ع)، ص ۵۵۶-۵۵۵.

منبع: کتاب «دریای سخاوت» امام جواد (ع)،دفتر پژوهش های کاربردی

۹ کلام نورانی از جواد الائمۀ (ع)
دستورالعمل امام جواد(ع) برای رسیدن به خدا
حوزه/ مردى از امام جواد(ع) درخواست نصيحت كرد. حضرت فرمود: مى ‏پذيرى؟ آن مرد گفت: آرى. حضرت فرمود: صبر را بالش خود ساز، فقر را در آغوش بگير، لذت ها را واگذار، با هوس مخالفت كن، و بدان كه هرگز از مراقبت خداوند بيرون نيستى…

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»، به مناسبت ولادت امام جواد علیه السلام نُه حدیث از کلام گهربار نهمین پیشوای شیعیان را منتشر می کند.

* خداوند این شخص را ضایع نمی کند

قَالَ الْجَوَادُ (ع) كَيْفَ يُضَيَّعُ مَنِ اللَّهُ كَافِلُهُ وَ كَيْفَ يَنْجُو مَنِ اللَّهُ طَالِبُهُ وَ مَنِ انْقَطَعَ إِلَى غَيْرِ اللَّهِ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ. (۱)

امام جواد علیه السلام فرمود: چگونه ضایع و تلف می شود کسی که خداوند تعالی، قبول کننده و پذیرندۀ تعهد اوست و چگونه نجات می یابد کسی که خداوند در طلب اوست و کسی که خود را از خدا برید.

خداوند او را به دیگری واگذارد.

* تمثیل انسان شرور

قَالَ الْجَوَادُ (ع) إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الشَّرِيرِ فَإِنَّهُ كَالسَّيْفِ الْمَسْلُولِ- يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ يَقْبُحُ أَثَرُهُ. (۲)

حضرت جواد الائمه فرمود: بپرهیز از رفاقت با آدم شرور؛ به درستی که او مانند شمشیر کشیده می ماند؛ منظرش نیکوست و اثرش زشت است.

* سه ویژگی برای رشد مؤمن

قَالَ (ع) الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَى تَوْفِيقٍ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ. (۳)

امام جواد علیه السلام فرمود: مؤمن محتاج سه خصلت است: توفیقی از حق تعالی و واعظی از نفس خود که پیوسته او را موعظه کند، و از کسی که او را نصیحت می کند قبول کند.

* گوش دل سوی که داری؟

قَالَ (ع) مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسَانِ إِبْلِيسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِيسَ. (۴)

هر کس گوشِ دل به گوینده ای دهد او را پرستیده است؛ اگر گوینده از طرف خداست، خدا را پرستیده و اگر از زبان ابلیس سخن گوید، شیطان را پرستیده است.

* دقت در انتخاب رفیق

وَ كَتَبَ إِلَى بَعْضِ أَوْلِيَائِهِ: أَمَّا هَذِهِ الدُّنْيَا فَإِنَّا فِيهَا مُغْتَرِفُونَ وَ لَكِنْ مَنْ كَانَ هَوَاهُ هَوَى صَاحِبِهِ وَ دَانَ بِدِينِهِ فَهُوَ مَعَهُ حَيْثُ كَانَ وَ الْآخِرَةُ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ. (۵)

 امام جواد علیه السلام به يكى از دوستانش مرقوم فرمود: اما در اين دنيا ما همه با هم آشنائيم (و معاشر و مختلط) ولى هر كس با رفيقش همفكر و هم عقيده باشد هر جا رود با اوست و سرای آخرت، سرای جاوید است.

* نتیجۀ تأخیر توبه

قَالَ (ع‏): تَأْخِيرُ التَّوْبَةِ اغْتِرَارٌ وَ طُولُ التَّسْوِيفِ حَيْرَةٌ وَ الِاعْتِلَالُ عَلَى اللَّهِ هَلَكَةٌ وَ الْإِصْرَارُ عَلَى الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَكْرِ اللَّهِ- «فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ». (6)‏

امام جواد علیه السلام فرمود: تأخير توبه غرور است، ادامۀ تأخير حيرت، امروز و فردا كردن با خدا هلاكت، و اصرار بر گناه، ايمنى از مكر خداست «و از مكر خدا جز زيان كاران ايمن نباشند».

* کدام اطلاع رسانی باعث خرابی کار می شود؟

قَالَ (ع‏) إِظْهَارُ الشَّيْ‏ءِ قَبْلَ أَنْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ. (۷)

حضرت جواد الائمۀ فرمودند: آشکار کردن كار، پيش از استحكام (ثابت و استوار شدن) باعث خرابى است.

* آیا برای منِ خدا کاری انجام داده ای؟

قَالَ (ع‏) أَوْحَى اللَّهُ إِلَى بَعْضِ الْأَنْبِيَاءِ أَمَّا زُهْدُكَ فِي الدُّنْيَا فَتُعَجِّلُكَ الرَّاحَةُ- وَ أَمَّا انْقِطَاعُكَ إِلَيَّ فَيُعَزِّزُكَ بِي وَ لَكِنْ هَلْ عَادَيْتَ لِي عَدُوّاً وَ وَالَيْتَ لِي وَلِيّاً. (۸)

امام جواد علیه السلام فرمود: خداوند به يكى از پيامبران وحى كرد: «اما دل كندنت از دنيا، آسايشى بود كه بدان شتافتى، اما پيوستنت به من، عزتى بود كه بدان دست يافتى (و اينها براى خودت بود) آيا براى من با دشمنم دشمنى كردى؟ و با دوستم طرح دوستى ريختی؟.

* دستورالعمل سیر الی الله از جواد الأئمۀ (ع)

قَالَ لَهُ رَجُلٌ أَوْصِنِي قَالَ ع وَ تَقْبَلُ قَالَ نَعَمْ قَالَ تَوَسَّدِ الصَّبْرَ وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ وَ ارْفَضِ الشَّهَوَاتِ وَ خَالِفِ الْهَوَى وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَيْنِ اللَّهِ فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ. (۹)

مردى از امام جواد(ع) درخواست نصيحت كرد. حضرت فرمود: مى ‏پذيرى؟ آن مرد گفت: آرى. حضرت فرمود: صبر را بالش خود ساز، فقر را در آغوش بگير، لذت ها را واگذار، با هوس مخالفت كن، و بدان كه هرگز از مراقبت خداوند بيرون نيستى، پس ببين در چه حالى؟.

پاورقی:

(۱)- كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج‏2، ص: ۳۶۸.

(۲)- بحار الأنوار، ج‏71، ص: ۱۹۸.

(۳)- تحف العقول عن آل الرسول (ص)، ص: ۴۵۷.

(۴)- تحف العقول عن آل الرسول (ص)، ص: ۴۵۶.

(۵)- همان

(۶)- همان، اعراف، ۹۹.

(۷)- تحف العقول عن آل الرسول (ص)، ص: ۴۵۷.

(۸)- تحف العقول عن آل الرسول (ص)، ص: ۴۵۶-۴۵۵.

(۹)- تحف العقول عن آل الرسول (ص)، ص: ۴۵۵.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۵۳۵-پاره کردن قرآن؛ گستاخی صهیونیست‌ها در تحریک فلسطینیان +محبت به شیطان

۲۸ فروردین
گروه بین‌الملل: نیروهای اشغالگر صهیونیست با حمله به خانه «ایهاب مسوده»،‌ شهید انتفاضه قدس و ویران ساختن آن، برای تحریک خانواده این شهید،‌ اقدام به پاره کردن قرآن کریم کردند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) به نقل از پایگاه اطلاع رسانی «فلسطین اون‌لاین»، پس از هجوم رژیم اشغالگر صهیونیستی به منزل شهید «ایهاب المسوده»، واقع در منطقه «جبل الشریف» در شهر الخلیل و مشاهده خونسردی خانواده وی در مقابله با این اقدام آنها، به‌منظور تحریک احساس آن‌ها اقدام به پاره کردن کتاب مقدس قرآن کریم کردند.saa

ایهاب مسوده در سومین ماه آغاز انتفاضه قدس در هفتم دسامبر سال ۲۰۱۵ میلادی طی حمله با سلاح سرد در مرکز ایست و بازرسی «ابوریش»، یک نظامی صهیونیست را به ضرب چاقو زخمی کرد که صهیونیست‌ها وی را اعدام کردند.

مادر شهید مسوده در این‌باره می‌گوید: ویران کردن منزلمان، ما را تضعیف نمی‌کند، رژیم اشغالگر اسرائیل گمان می‌کند با این اقدام خود، روحیه ما را تضعیف و متزلزل می‌سازد اما این تنها گمان است.

مادر این شهید در ادامه به اقدام یکی از سربازان رژیم اشغالگر اشاره و بیان کرد: اقدام صهیونیست‌ها در پاره کردن این کتاب مقدس به‌منظور تحریک احساسات ما و انتقام از ما باعث رنجش خاطرمان شد.

وی افزود: با وجود از دست دادن خانه و شهادت پسرم، هرگز نارحت نیستم زیرا از اهمیت و ارزش شهادت در راه خدا آگاه هستم اما چیزی که باعث نارحتی و رنج خاطر من شد اقدام صهیونیست‌ها در پاره کردن قرآن کریم بوده است.

رژیم صهیونیستی تاکنون منزل چندین شهید و عامل اجرای عملیات‌های ضدصهیونیستی را در جریان انتفاضه قدس تخریب کرده است. از آغاز انتفاضه قدس (۹ مهر) تاکنون ۲۰۶ فلسطینی شهید شده‌اند.

مردم فلسطین همچنان مورد اذیت و آزار رژیم اشغالگر با روش‌های مختلف قرار دارند اما این تصمیمات ظالمانه و نژادپرستانه رژیم صهیونیستی فقط پایداری و شکیبایی فلسطینیان را افزایش می‌دهد و با هر تصمیم ظالمانه سران صهیونیست، فلسطین ملتهب‌تر شده و شدت درگیری‌ها افزایش می‌یابد.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۵۳۴-کشف کوچک‌ترین قرآن در مصر با ۲۰۰ سال قدمت +محبت به هنر از قرآن

۲۸ فروردین
گروه بین‌الملل: یک شهروند مصری در استان «اسیوط» این کشور، نسخه‌ای کوچک از قرآن را در اختیار دارد که ۲۰۰ سال قدمت دارد و کوچک‌ترین نسخه قرآن در سطح مصر به شمار می‌آید.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، پایگاه اطلاع‌رسانی «وتو» مصر با انتشار تصاویری از این نسخه قرآن کوچک نوشت: این نسخه‌ از قرآن، شاید کوچک‌ترین قرآن در سطح جهان نیز باشد و قدمت آن به ۲۰۰ سال می‌رسد که در استان «اسیوط» کشف شده است.
g2
 کتابت این قرآن به دوران امپراطوری عثمانی برمی‌گردد که طول آن از ۲ سانتیمتر تجاوز نمی‌کند و مالک آن یکی از شهروندان استان اسیوط است که آن را از پدر و جدش به ارث برده است.

احمد قاسم، رئیس گروه جغرافیا و سیستم‌های اطلاعات جغرافیایی دانشکده علوم انسانی دانشگاه «اسیوط» و مالک این مصحف کوچک در این‌باره گفت: «این نسخه قرآن کوچک را از پدرم به ارث بردم و او نیز از پدربزرگم که علاقه شدیدی به حفظ و نگهداری اشیاء گرانقدر و با ارزش داشت، به ارث برده است».

وی در ادامه قدمت این مصحف را بیش از ۲۰۰ سال عنوان کرد که چاپ آن در اوایل حکومت عثمانی صورت گرفته است و به هیچ وجه قصد فروش آن را ندارد.

احمد قاسم در توصیف این نسخه نفیس قرآن گفت: قطر این مصحف ۲ سانتی‌متر، عرض آن ۲ سانتی‌متر و طول آن نیز ۲۵ میلی‌متر است.g3

وی اضافه کرد: این مصحف ممهور به مهر عثمانی است و دارای جلدی بسیار زیبا با پوشش طلا است، همچنین دعای ختم قرآن به زبان عربی و ترکی مانند دیگر نسخه‌های قرآن رایج این دوره در آن ذکر شده است.

قاسم عنوان کرد: این مصحف دارای متن کامل قرآن کریم و تمامی آیات و سوره‌های این کتاب الهی است.go1

برخی از شهروندان مصری نیز پیش از این از در اختیار داشتن کوچک‌ترین نسخه قرآن خبر داده بودند، اما این مصحف ۲۰۰ ساله اندازه آن چندین میلی‌متر کوچک‌تر از همه این نسخه‌ها است، همچنین کوچک‌ترین قرآن جهان ثبت‌شده در کتاب رکوردهای گینس دارای طول ۲,۶ و عرض ۱.۷ سانتی‌متر است.

همچنین، برخی از پایگاه‌های الکترونیک از وجود ۷ نسخه از این مصحف(قرآن ذکرشده در کتاب رکوردهای گینس) در جهان خبر داده‌اند که می‌توان گفت نسخه قرآنی کشف‌شده در استان اسیوط می‌تواند کوچک‌ترین نسخه قرآن در جهان معرفی شود.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۵۳۳-حجاب ابراز عشق به خداوند است + محبت به حیاء

۲۸ فروردین

یک دختر دانشجو در آمریکا که در یکی از برنامه‌های تجربه حجاب بانوان مسلمان در دانشکده شرکت کرده‌است، خاطرات و بینش جدیدی را که در پی تجربۀ حجاب به دست آورده در یادداشتی به اشتراک گذاشت.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، به نقل از فاکس نیوز، امبر لوری، دانشجوی ارشد در دانشگاه ایالتی مونت کلر آمریکا و یکی از اعضای دانشکده در فاکس نیوز لاتین است. او که در یکی از برنامه‌های تجربه حجاب بانوان مسلمان در دانشکده شرکت کرده‌است، خاطرات و بینش جدیدی را که در پی تجربۀ حجاب به دست آورده در مقاله‌ای تحلیلی به اشتراک می‌گذارد:

SURABAYA, INDONESIA - JUNE 17:  A vendor prepares hijabs for sale during Ramadan on June 17, 2015 in Surabaya, Indonesia. Muslims worldwide observe Ramadan, the ninth month of the Islamic calendar which is marked by a holy month of fasting, prayer, and recitation of the Quran.  (Photo by Robertus Pudyanto/Getty Images)

SURABAYA, INDONESIA – JUNE 17: A vendor prepares hijabs for sale during Ramadan on June 17, 2015 in Surabaya, Indonesia. Muslims worldwide observe Ramadan, the ninth month of the Islamic calendar which is marked by a holy month of fasting, prayer, and recitation of the Quran. (Photo by Robertus Pudyanto/Getty Images)

در فضای جامعه امروز دیدن دنیا از نگاه دیگران کار ارزشمند اما دشواری است و این همان چیزی بود که من تجربه کردم. پس از شرکت در یک نشست فرهنگی در دانشگاه تصمیم گرفتم به مدت ۲۴ ساعت و برای نخستین بار در زندگی حجاب را تجربه کنم. هدف این برنامه، پا گذاشتن در مسیر زنان مسلمان و زندگی با حجاب اسلامی بود. می‌خواستم بفهمم که زندگی یک زن مسلمان محجبه در آمریکا چه احساسی در من ایجاد خواهد کرد. پوشیدن حجاب باعث شد اخلاصی خودخواسته فراتر از خودم بدست آورم و چنین مسئولیتی حتی برای چند ساعت در روز سبب شد تا دریابم که زنان مسلمان با چه شجاعتی ایمانشان را حفظ می‌کنند.

در آغاز یکی از اعضای گروه انجمن اسلامی با حوصله یک روسری سرم کرد، وقتی خودم را در آینه نگاه کردم، با شگفتی متوجه شدم که از دیدن چهره خودم در قالب حجاب خرسندم و به سایر شرکت‌کنندگان در پروژه پیوستم و اینکه چقدر همگی در حجاب زیبا به چشم می‌آییم. به علاوه شرکت در این تجربه اتحاد خواهری نیز در کنار دیگر بانوان و زنان مسلمان بسیار جالب بود.

با همان حال و هوای دلنشین محل نشست را ترک کردم. احساس زیبایی داشتم که هرگز پیش از این تجربه نکرده بودم، اما پس از مدتی که به سمت قطار حرکت می‌کردم ترس و نگرانی برمن مستولی شد. متوجه شدم در میان مردمی راه می‌روم که نگاه مشتاقی به مسلمانان ندارند. خوشبختانه در مترو اتفاقی نیافتاد اما زمانی که داشتم پیاده می‌شدم نزدیک بود در اثر سیل جمعیت حجابم از بین برود و ناخودآگاه احساس کردم که دلم نمی‌خواهد آن را از دست داده و از اینکه غریبه‌ها موهایم را ببینند نگران شده بودم. از اینکه به عنوانی یک غیرمسلمان تا این اندازه به پوشش موهایم اهمیت می‌دادم شگفت زده شده بود. گویی مسئولیتی شخصی به من سپرده شده بود که پیش از این برایم غریب و آشنا بود. مسئولیتی که شاید بزودی نادانسته آن را نادیده می‌گرفتم.

بعد از ظهر آن روز برای صرف غذا به رستورانی رفته بودم و متوجه نگاه‌های ناخوشایندی از سوی خدمتکاران و دیگر کارمندان رستوران، و حتی سایر مشتریان در مغازه شدم. سعی داشتم نگاه‌ها و پچ پچ‌ها را نادیده گرفته و به غذا خوردن ادامه دهم. پس از مدتی متوجه شدم که علت نگاه‌ها این بود که به عنوان یک دختر محجبه داشتم غذای غیرحلال می‌خوردم و ناخودآگاه احساس کردم که دیگر دلم نمی‌‌خواهد این چنین غذایی بخورم. در این لحظه بود که متوجه شدم ابراز ایمان و اعتقاد در این دنیا چه مسئولیت مهم و ارزشمندی است.

پوشیدن حجاب اسلامی سبب شده بود برخوردهای رفتاری مسئولیت‌پذیرانه‌تری در من شکل گرفته و خود را به گونه‌ای متفاوت می‌دیدم. من که پیش از این به عنوان یک دختر ۲۰ ساله تمام عمرم را جلوی آینه و آراستن خود صرف کرده بودم، با پوشیدن حجاب اسلامی متوجه شدم که زیبایی در حجب و حیاء نهفته است و دانستم چه حس زیبایی است که زیبایی‌های زنانه خود را پوشانده و حفظ کرده و آن‌ها را فقط به کسانی که اعتماد داری نشان دهی. زمانی که به خانه رفتم، حس آرامشی در من ایجاد شده بود. به علاوه حس احترام مضاعفی برای بانوانی که به عشق خدا در این دنیا حجاب به سر می‌کنند در خود احساس می‌‌کردم.

من آموخته بودم که پوشیدن حجاب عمیق‌تر از کلیشه‌هایی است که بعضی از مردم تصور می‌کنند. در کنار تجربه شخصی خودم و گوش دادن به سخنان زنان مسلمان فهمیدم که پوشیدن حجاب یک انتخاب، یک مسئولیت و از همه مهمتر ابراز عشق به خداوند است.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۵۳۲-بررسی ابعاد طب سنتی توسط طلاب خواهر غیرایرانی در مشهد +محبت به سنت پزشکی

۲۸ فروردین

نشست طب سنتی با موضوع غلظت خون در مدرسه عالی خواهران جامعةالمصطفی مشهد برگزار شد .

به گزارش خبرگزاری «حوزه»از مشهد، نشست تخصصی طب سنتی با موضوع غلظت خون، به همت اداره امداد و سلامت مدیریت امور طلاب و خانواده ها و با حضور دکتر حمیده ناقدی متخصص طب سنتی و مکمل در مدرسه عالی خواهران برگزار شد.pes

خانم  دکتر ناقدی در ابتدای این نشست تخصصی به علایم زیادی اخلاط در بدن اشاره کرد و گفت: غلبه صفرا و خون و بلغم و سودا و توأم بودن اخلاط مختلف باعث ایجاد اخلاط در بدن می باشد.

وی ادامه داد: غلبه صفرا در سن ۲۰تا ۴۰ سالگی و در افرادی که پوست گرم و خشک دارند ایجاد می شود و کم حوصله بودن، عصابنیت زودرس و پرخاشگری و کم خوابی را از عوامل غلبه صفرا دانست .

دکتر ناقدی با بیان اینکه امروزه به دلیل تهاجمات فرهنگی، غذایی و اخلاقی و نظایر آن و آلودگی هوا و پراکنش تولید و توزیع نزله ها در بدن، انسانها دچار نوعی اختلاط اخلاط با یکدیگر شده اند اظهار داشت: بسته به اینکه کدام دسته از خلط ها در وجود انسان با یکدیگر ممزوج شده باشند و کدام خلط به تنهایی غلبه پیداکرده باشد،شخص دارای نوعی شخصیت مجهول جسمی و روحی شده است، که وقتی به تنهایی بررسی می کنیم با هیچ  یک از غلبه های چهارگانه انطباق کامل و جزء به جزء ندارد.

این پژوهشگر حوزوی در پایان با توصیه هایی، نخوردن بادمجان، عدس ، کلم، پیتزا ،شله، غذاهای کنسروی و سرخ کردنی و غذاهای تند و تیز مانند خردل، زنجبیل، پیاز و سیر ترشی های سرکه دار و مصرف گوشت سفید و خورش های سبزی دار را در درمان غلظت خون مفید دانست

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۵۳۱-منظور از “تین” و “زیتون” مصر و عربستان است!+محبت به دنیا

۲۸ فروردین

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ «محمد مختار جمعة» وزیر اوقاف مصر برای اهداف سیاسی، آیات قرآن را تفسیر به رأی کرد.mas

وی ادعا کرد: به پلی که بین عربستان و مصر احداث خواهد شد در قرآن اشاره شده است؛ در آیات «والتين والزيتون. وطور سينين. وهذا البلد الأمين» منظور از تین و زیتون، مصر و عربستان سعودی است و "بلد امین" مکه مکرمه است و با این پل، خداوند دو کشور را به هم مرتبط خواهد کرد.

نکته جالب قضیه این است که این وزیر مصری از آیات سوره تین برای اثبات مالکیت عربستان برای جزایر "صنافیر" و "تیران" استفاده کرده است.

سخن او در مصر بازتاب هایی داشته است. «شیخ محمد عبدالله نصر» یکی از علمای مصر در برنامه "خط قرمز" که از شبکه ماهواره ای "الحدث الیوم" پخش می شد در مورد سخنان وزیر اوقاف مصر گفت: وزیر معمّم مصر آیه قرآن را تحریف کرده است.

او ادامه داد: محمد مختار جمعه از آیات الهی برای اغراض سیاسی استفاده کرده است و ما به کسی اجازه نمی دهیم که با دین خدا بازی کند و در مقابلش می ایستیم؛ همچنان که در مقابل اخوانی ها ایستادیم.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور