RSS
 

بایگانی برای اردیبهشت, ۱۳۹۵

۶۲۲- راههایی برای ثروتمند شدن+ محبت به ثروت و سرمایه

۳۱ اردیبهشت
ثروت

گفتیم (موسیقی حرام؛ مسبب فقر! – مهمترین راه برای فقرزدایی) مهمترین عاملی که ما را گرفتار فقر و تنگدستی می کند آلوده شدن به معاصی و ارتکاب گناهان است و در همین زمینه به برخی از تاثیر گذارترین گناهان اشاره شد و رعایت چند نکته نیز گوشزد گردید. همچنین برای بهره گیری از ذکر و دعا به چند مورد اشارتی نمودیم.


در ادامه و برای تکمیل این بحث اموری ذکر می شوند که بر اساس روایات در جمع شدن بساط فقر و گستراندن سفره نعمت و روزی موثرند.

فهرستی از کارهایی که در جلب روزی و دفع فقر تاثیرگذارند:

۱. زیارت مرقد مطهر سیدالشهداء علیه السلام

امام باقر علیه السلام فرمودند: مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَإِنَّ إِتْیَانَهُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ یَمُدُّ فِی الْعُمُرِ وَ یَدْفَعُ مَدَافِعَ السَّوْءِ ۱؛ پیروان ما را به زیارت مرقد حضرت حسین علیه السلام امر کنید زیرا که این عمل رزق را زیاد کرده و عمر را طولانی می کند و نیز راههای رسیدن به ناگواری را مسدود می نماید.

۲. ازدواج

امام صادق علیه السلام فرمودند: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ ص فَشَكَا إِلَیْهِ الْحَاجَةَ فَقَالَ تَزَوَّجْ فَتَزَوَّجَ فَوُسِّعَ عَلَیْهِ ۲؛ مردی خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله رسید و نزد آن حضرت از فقر و نیازمندی خود گلایه کرد. حضرت به او فرمود: «ازدواج کن». آن مرد ازدواج کرد و در زندگی اش گشایش ایجاد شد.

در روایت دیگری حضرت فرمودند: الرِّزْقُ مَعَ النِّسَاءِ وَ الْعِیَالِ ۳؛ رزق و روزی همراه با همسر و فرزندان است.

نکته قابل توجه در این روایات:

آنچه امروزه در آستانه فرهنگ شدن است باور و رفتاری است کاملا در مقابل و مخالف فرهنگ اسلامی. کم نیستند جوانانی که همسر را فردی هزینه بر و فرزند را نان خور اضافی می دانند و بر این باورند که هر یک از اینها انسان را یک قدم به فقر کامل نزدیک می کند.

در حالی که با رجوع به فرهنگ اسلامی و برگزاری ازدواجی کم هزینه و رعایت نکاتی که پیش از این گذشت، همسر و هر یک از فرزندان به مثابه بستر رودخانه ای هستند که رزق را از سرچشمه روزی نصیب انسان می کنند. 

۳. نماز شب

امام رضا علیه السلام فرمود: رسول اکرم صلی الله علیه و آله در وصیت خود به علی علیه السلام سه بار فرمود «عَلَیْكَ بِصَلَاةِ اللَّیْلِ» بر تو لازم است که به نماز شب اهمیت دهی؛ چرا که نماز شب رزق را زیاد می کند؛ به زیبایی چهره می افزاید و اخلاق آدمی را نیکو می گرداند. ۴

پیروان ما را به زیارت مرقد حضرت حسین علیه السلام امر کنید زیرا که این عمل رزق را زیاد کرده و عمر را طولانی می کند و نیز راههای رسیدن به ناگواری را مسدود می نماید

۴. استغفار

امیرالمومنین علیه السلام فرمود: الِاسْتِغْفَارُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ ۵؛ طلب بخشش از خداوند متعال رزق و روزی را زیاد می کند.

۵. زکات دادن

هرجند در نگاه دنیابین پرداخت زکات، غرامت است و موجب کاستی مال؛ اما در نگاه دینی خدابین دادن زکات، غنیمت است و باعث افزایش دارائی.

امام باقر علیه السلام فرمودند: الزَّكَاةُ تَزِیدُ فِی الرِّزْقِ ۶؛ زکات رزق را زیاد می کند.

صدقه، کمک

۶. صدقه

امیر المومنین علیه السلام فرمود: الصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلْوَى وَ تَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ الْغِنَى وَ تَدْفَعُ مِیتَةَ السَّوْءِ ۷؛ صدقه بلا را دفع می کند و بر مقدار روزی و بی نیازی می افزاید و مرگ ناگوار را از انسان دور می کند.

۷. نیکی به دیگران

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: إنَّ البرَّ یَزِیدُ فِی الرِّزقِ وَ إِنَّ العَبدَ لَیَحرُمُ الرِّزقَ بِالذَّنبِ یُصِیبُهُ  ۸؛ رفتار پسندیده روزی را زیاد می کند و همانا انسان به واسطه گناهی که مرتکب می شود از آن روزی تعیین شده اش محروم می شود.

۸. سحرخیزی در طلب روزی

چه بسیار فرق است بین مردمی که بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب به سوی محلهای کسب خود روانه می شوند و با توکل به خدای متعال یک روز کاری را آغاز می کنند با مردمی که نماز خوانده نخوانده ساعت ۹ صبح از خواب بیدار شده و خرامان خرامان راهی محل کار خود می شوند. بر اساس آموزه های دینی رزق و روزی گروه اول بیش از گروه دوم است.

امیر المومنین علیه السلام فرمود: اَلْبُكُورُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ ۹؛ اول صبح به دنبال روزی رفتن سبب افزایش رزق و رزوی می شود.

۹. حسن همجواری

رعایت حقوق همسایه و هر کس که در کنار و نزدیک ما زندگی می کند از جمله اموری است که تاثیری شگفت در ازدیاد رزق و روزی دارد.

امام صادق علیه السلام فرمودند: حُسْنُ الْجِوَارِ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ ۱۰؛ وسعت رزق ار بخواهى در جهان باش خوشرفتار با همسایگان

امام رضا علیه السلام فرمود: رسول اکرم صلی الله علیه و آله در وصیت خود به علی علیه السلام سه بار فرمود «عَلَیْكَ بِصَلَاةِ اللَّیْلِ» بر تو لازم است که به نماز شب اهمیت دهی؛ چرا که نماز شب رزق را زیاد می کند؛ به زیبایی چهره می افزاید و اخلاق آدمی را نیکو می گرداند

۱۰. نظافت خانه و محل زندگی

پول

امیر المومنین علیه السلام فرمود: نَظِّفُوا بُیُوتَكُمْ مِنْ غَزْلِ الْعَنْكَبُوتِ فَإِنَّ تَرْكَهُ فِی الْبَیْتِ یُورِثُ الْفَقْر ۱۱؛ خانه هایتان را از تار عنکبوت پاکیزه گردانید زیرا وجود آن در خانه باعث فقر و تنگدستی می شود.

و در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند تمیزى و زینت را دوست دارد و كثیفی و آلودگى را نمی پسندد. خداى عز و جل هر گاه نعمتی بر بنده‏اش ارزانى می دارد دوست دارد كه اثر آن را در او ببیند. از حضرت پرسیدند چطور اثر نعمت را آشكار كند. فرمود: لباسش را تمیز و خودش را خوشبو كند. خانه‏اش را سفیدکاری و زباله هاى خانه را جارو كند به طورى كه روشن كردن چراغ پیش از غروب خورشید فقر و تهى دستى را نابود كرده و روزى را زیاد می كند. ۱۲

۱۱. رعایت نظافت و بهداشت شخصی

گذشته از اهمیت ویژه ای که اسلام به رعایت بهداشت فردی و اجتماعی می دهد در این خصوص هم عمل به دستوراتی نظیر شستن دستها قبل از غذا و بعد از آن را موجب رفع فقر و باعث افزایش عمر معرفی می کند.  ۱۳

در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام فرمود: کوتاه کردن سبیل، گرفتن ناخنها و شستن سر با گل خطمی در روز جمعه فقر را می راند و رزق را بیشتر می کند.

۱۲. نیکو سخن گفتن

از دیگر اموری که در جلب روزی موثر است نیکو سخن گفتن با اطرافیان است. کسانی که لحنی تند و زننده دارند؛ حرف خوب نمی زنند و خوب حرف زدن را هم بلد نیستند از نعمت خوش روزی بودن بی بهره اند.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: طِیبُ الْكَلَامِ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ ۱۴؛ نیکو سخن گفتن رزق را افزایش می دهد.

امید است با رعایت آموزه های دینی همواره زندگی پر خیر و برکتی داشته باشیم و هیچگاه فقر و گرفتاری بر زندگی ما سایه نیفکند.

امید پیشگر

گروه دین و اندیشه تبیان

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۶۲۱- چه کسانی در برزخ زیر پرچم امیرالمومنین(ع) هستند.+محبت انتقالي به برزخ

۲۹ اردیبهشت

اگر انسان آدم خوبی باشد؛ پاک، منزّه و شيعۀ خالص باشد. شعار او هم شعار «يا علی» و شعار «اهل ‌بيت» باشد، وقتی اميرالمومنين (ع) آمدند، يک تبسم در صورت او می ‌کنند و آنگاه ….

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، حضرت آیت الله مظاهری در ادامه سلسله درس های اخلاقی خود به موضوع «عالم برزخ» و وضعیت انسان ها در آن پرداخته است.

*برزخ چیست؟

وقتی انسان رحلت کرد عالمی بين دنيا و آخرت وجود دارد که در آنجا زندگی می ‌کند تا اين که صور اسرافيل بدمد و همه نابود شوند «كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ‏ إِلاَّ وَجْهَهُ»[1]. سپس خداوند خطاب می کند: «لِمَنِ‏ الْمُلْكُ‏ الْيَوْمَ‏ لِلَّهِ‏ الْواحِدِ الْقَهَّارِ»[2]؛ تا ارادۀ حق تعلّق گيرد و صور ميکائيل همۀ انسان ها را زنده کند و آن قيامتی که هزار و چهارصد آيه در قرآن راجع به آن نازل شده، متحقق شود و  افراد خوب به بهشت رفته و افراد بد نیز به جهنم روند. به اين عالم، برزخ می ‌گويند.

سؤال: آيا ما چنين عالمی داريم يا نه؟!

قرآن در آيات فراوانی می ‌فرمايد: چنين عالمی وجود دارد. قرآن می ‌فرمايد؛ افراد دم مرگ که توجه می ‌کنند دستشان از اين دنيا خالی شده است و بايد بروند، اما چيزی ندارند. با خدا درد و دل می ‌کنند که: «رَبِ‏ ارْجِعُون‏، لَعَلِّي‏ أَعْمَلُ‏ صالِحاً فيما تَرَكْتُ‏ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُون»[3]؛ اينها که دستشان خالي است،‌ برای آخرتشان کاری نکرده ‌اند، از خدا تقاضا می ‌کنند که خدايا! ما را برگردان به اين دنيا، تا اينکه دست پر برای آخرت رويم. خطاب می ‌شود محال است. اما يک جمله در قرآن هست که می ‌فرمايد: «إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها» [4]؛ ‌اين شخص دروغ می ‌گويد و اگر به دنيا برگردد باز همين آش است و همين کاسه. بعد قرآن می ‌فرمايد: «وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ‏ يُبْعَثُون‏»[5]؛ بين اين دنيا و آخرت عالمی هست به نام برزخ و همه بايد تا روز قيامت در اين عالم برزخ باشند.

آيات ديگری هم وجود دارد که در روز قيامت بعضي ‌ها می‌ گويند: «رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ‏ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْن‏»[6]؛ خدايا دوبار ما را زنده کردی و دوبار ميراندي. يعنی يک بار انسان می ‌ميرد و در عالم برزخ است تا کم‌کم صور اسرافيل بدمد و مرگ دوم پيدا شود و کم‌کم صور ميکائيل بدمد و زنده شود برای حساب و کتاب روز قيامت.

يک حيات الان داريم و در عالم برزخ داريم و يک حيات هم در روز قيامت داريم. دو مرگ هم داريم: يکی مرگی که در این دنیا می ‌ميريم به عالم برزخ می ‌رويم و يکی هم می ‌ميريم و هيچ کسی جز خدا نيست و فقط اهل ‌بيت«سلام ‌الله ‌عليهم» هستند و آنها مردنی نيستند. بالاخره پروردگار عالم خطاب عجيبی می ‌کند که: «لِمَنِ‏ الْمُلْكُ‏ الْيَوْمَ‏ لِلَّهِ‏ الْواحِدِ الْقَهَّارِ» و اين شايد ميليون ‌ها سال طول بکشد. بعد همه را زنده می‌ کند. به قول قرآن با صور اسرافیل و دميدن در آن شيپور حيات، همه زنده می ‌شوند.

اين آيه هم می ‌گويد ما عالم برزخ داريم. نمی ‌دانيم عالم برزخ چيست و عالم قيامت چيست؟ يعنی عالم قيامت و نحوۀ بهشت و جهنّم و حساب و کتاب روز قيامت و همۀ اينها دورنماست. قرآن بیان کرده تعبّداً بگوييد هست، و استدلالاً بگوييد هست و اما خصوصيّات قيامت را هيچکس نمی‌داند.

*زندگی زیر پرچم ولایت یک بهشت است

عالم برزخ نيز چنين است. خصوصيات عالم برزخ را نمی ‌دانيم، اما تا اين اندازه می ‌دانيم و مسلّم است؛ هم از نظر قرآن و هم از نظر روايات اهل ‌بيت (ع) که خوب‌ ها در خدمت اميرالمؤمنين «سلام‌ الله ‌عليه» و زير ولايت آن حضرت در وادی ‌السّلام هستند. يعنی پرچم اميرالمؤمنين (ع) و زير پرچم ولايت يک زندگی فوق ‌العاده لذّت ‌بخشی دارند. به اندازه ‌ای لذّت ‌بخش است که اين زندگی که ميليون ‌ها سال طول می ‌کشد، برای او يک لحظه است و به قول قرآن نصف روز است. معلوم است زير پرچم ولايت زندگی کند، يک زندگی فوق ‌العاده رفاهی است. پيغمبر اکرم«صلی الله علیه وآله وسلّم» می ‌فرمايند يک بهشت است: «رَوْضَةٌ مِنْ‏ رِيَاضِ‏ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النِّيرَانِ‏»[7]

لذا شما و کسی که شيعه است، يعنی تاسرحد عشق ولايت و اهل ‌بيت (ع) را دوست دارد و از نظر شعار هم شعار «يا علی» و شعار اهل ‌بيت «سلام‌ الله ‌عليهم» دارد و از نظر عمل نيز مطيع ولايت و مطيع اهل ‌بيت «سلام ‌الله‌ عليهم» است، زير پرچم ولايت خوش و خرم است و لذتش هم نظير لذت بهشت است و يک بهشت برزخی دارد. در آيات و روایات هم زياد آمده که بهشت برزخی به گونه ‌ای است که هرچه بخواهد در آن بهشت هست؛ الاّ اينکه بين دنیا و آخرت است؛ نه دنياست و نه آخرت؛ و اما لذت ‌بخش و عالي است. اين برای خوب ‌هاست.

اما برای بدها خيلی سخت است. برای ضد ولايتی ‌ها،‌ برای کسانی که به راستی به فکر آخرت نبوده ‌اند، برای کسانی که آن محبّت را نداشته ‌اند و آن اطاعت را از ولايت نداشته ‌اند،‌ مثلاً آدم بی ‌نماز، آدم قسیّ ‌القلب و آدمی که مقيّد به ظواهر شرع نيست، برای او خيلی مشکل است؛ به اندازه ‌ای مشکل است که يک ساعتش،‌ مثل ميليون ‌ها سال است.

*تفاوت دو مرده ای که حضرت عیسی زنده کرد

يکی از خصوصيات حضرت عيسی «علیه ‌السّلام» که قرآن می ‌فرمايد، اين بود که مرده را زنده می ‌کرد. البته با تناسب و با اقتضای معجزه بود. در روايت می ‌خوانيم که يک مرده ‌ای را زنده کرد که آثار قبر نداشت و مثلاً‌ صد سالی بود که مرده بود. ديدند که پير است، اما نشاط حسابی دارد و جوان و به تمام معنا زيبا شده است. حضرت از او پرسيدند: چند وقت است که مرده ‌اي؟ گفت: من همين الان مُردم. -همين که گفتم زير پرچم ولايت هزاران سال يک لحظه است.- مرا در قبر گذاشتند و روی مرا پوشاندند و همه رفتند و من تنها شدم و ناگهان دری در قبر من پيدا شد و وارد آن شدم که يک باغ آنجا بود. چقدر زيبا بود؛ حورالعينِ من به استقبالم آمد و سلام و تعارف کرديم و در اين حين گردنبندش پاره شد و نشستيم با هم گردنبند را جمع می ‌کرديم که تو مرا صدا کردي.

حضرت عيسی دومی را زنده کرد. در روايات دارد هنوز آب قبرش خشک نشده بود. ديدند جوان بوده اما سوخته و پيری زودرس گرفته و بي‌ حال است. حضرت عيسی پرسيدند: چند وقت است که مرده ‌اي؟ گفت شايد هزار سال است. مرا در قبر گذاشتند و نتوانستم جواب و سؤال کنم و اعمال بدم مجسّم شد و قبر من گودالی از جهنّم شد و من در اين چاه جهنّم بايد زندگی کنم تا روز قيامت. اما به اين توجه کنيد و به اين فرضيۀ نسبيّت انیشتين که برای او هزار سال يک لحظه و برای اين يک لحظه، ‌هزار سال است.

اين عالم برزخ است. دربارۀ خصوصياتش بايد بعد صحبت کرد که آيا شفاعت هست يا شفاعت نيست؟! آيا اين اذيت ‌ها که هست اگر شيعه باشد بالاخره پاک می ‌شود يا نه و بالاخره وضع چيست؟!

مطلب ديگر اينکه دم مرگ اميرالمؤمنين «سلام ‌الله ‌عليه» حتماً برای همه می ‌آيند. اميرالمؤمنين در اشعاری که منسوب به ايشان است، می ‌فرمايند:

«یا حارُ هَمْدان مَنْ یَمُتْ یَرَنی                         مِنْ مُؤْمِن أوْ مُنافِق قُبُلاً»[8]

من برای احضار روح همه می ‌آيم، ‌هرکه باشد، ‌شيعه باشد يا غيرشيعه باشد.

*وقتی که شعار همیشگی ما یاعلی باشد

اگر انسان آدم خوبی باشد؛ پاک، منزّه و شيعۀ خالص باشد. شعار او هم شعار «يا علی» و شعار «اهل ‌بيت» باشد، وقتی اميرالمومنين (ع) آمدند، يک تبسم در صورت او می ‌کنند و آنگاه همۀ غم ‌ها می ‌رود و همۀ نگراني ‌ها فراموش می‌ شود و چيزی نمی ‌بيند به جز جمال مقدّس علی «سلام‌ الله ‌عليه». لذا اميرالمؤمنين «سلام ‌الله‌ عليه» به کسی که می‌ خواهد او را قبض روح کند اجازه می ‌دهد و برای اينگونه افراد خود ملک ‌الموت می ‌آيد. علامه مجلسی (ره) به مرحوم جزائری گفت: گلی به من داد، بو کردم و مُردم.

راجع به بدها هم اميرالمؤمنين«سلام ‌الله‌ عليه» می‌ آيند و آنها نمی ‌توانند اميرالمؤمنين (ع) را به صورت واقعی ببينند. استاد بزرگوار ما حضرت امام (ره) در وقتی که راجع به این موضوع صحبت می ‌کردند خيلی ناراحت می ‌شدند و می ‌گفتند: اين نمی ‌تواند اميرالمؤمنين«سلام ‌الله ‌عليه» را به صورت امامت و آن جمالی که بعد از خدا مثل جمال اهل ‌بيت (ع) نيست و آن محبت و رأفت خدايی در مولا اميرالمؤمنين (ع) را ببيند و مولا را العياذبالله به صورت بدی می ‌بيند و با دشمنی اميرالمؤمنين (ع) از دنيا می ‌رود؛ برای اينکه اميرالمؤمنين (ع) به کسی که آمده او را قبض روح کند، اجازه می‌ دهد. وای به کسی که با دشمنی علی از دنيا برود. برای اين عالم برزخ، بزرگان خيلی نگرانند و چه گريه ‌ها در شب ‌ها و زاري ‌ها با شاگردهايشان داشته ‌اند که اين عالم برزخ چه می ‌شود. اگر العياذبالله نتوانيم صورت اميرالمؤمنين (ع) را به صورت واقعی و به صورت ولايت ببينيم و اگر راضی نباشيم به اجازۀ اميرالمؤمنين (ع) برای قبض روحمان و به زور قبض روح شويم، چه می ‌شود؟! لذا از همۀ شما تقاضا دارم شبانه روز چهار پنج دقيقه  این فکر را داشته باشید که اگر الان دم مرگ باشید، چگونه اميرالمؤمنين «سلام ‌الله‌ عليه»‌ را می ‌بينيد؟

اگر شيعۀ تابع اهل ‌بيت «سلام ‌الله ‌عليهم» باشيد، خوشا به حالتان و جايتان هم خدمت اميرالمؤمنين (ع) و خدمت اهل ‌بيت (ع) است: «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ‏ مَعَ‏ الَّذينَ‏ أَنْعَمَ‏ اللَّهُ‏ عَلَيْهِمْ‏ مِنَ‏ النَّبِيِّينَ‏ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً»[9]

قرآن می فرماید: به! چه عاليست. پيش همۀ اهل ‌بيت (ع) و پيش همۀ مراجع تقليد و پيش همۀ بزرگان و پيش همۀ اهل معرفت است. قرآن می ‌فرماید: به! چه رفقای خوبی هستند.

پاورقی:

[۱]. قصص، ۸۸: «جز ذات او همه چيز نابود شونده است.»

[۲]. غافر، ۱۶: «امروز فرمانروايى از آنِ كيست؟ از آنِ خداوند يكتاى قهّار است.»

[۳]. المؤمنون، ۹۹و۱۰۰: «پروردگارا، مرا بازگردانيد، شايد من در آنچه وانهاده ‏ام كار نيكى انجام دهم. نه چنين است، اين سخنى است كه او گوينده آن است و پشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد.»

[۴]. المؤمنون، ۱۰۰: «اين سخنى است كه او گوينده آن است‏»

[۵]. المؤمنون، ۱۰۰: «و پشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد»

[۶]. غافر، ۱۱: «پروردگارا، دو بار ما را به مرگ رسانيدى و دو بار ما را زنده گردانيدى.»

[۷]. بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۷۵.

[۸]. تفسیر القمی، ج ۲، ص ۲۶۶.

[۹]. النساء، ۶۹: «و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۶۲۰-فروشگاه حجاب اسلامی در آمریکا راه اندازی شد +محبت به حس حجاب

۲۸ اردیبهشت

زنان مسلمان در ایالت فلوریدای آمریکا خرید لباس‌های محجوب و اسلامی خود را در فروشگاه حجاب اسلامی انجام می‌دهند. این فروشگاه جدید در میدان بازار فشن در شهر مرکزی اورلاندو واقع شده است که فاصله کمی تا بزرگترین مسجد فلوریدا دارد.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه» به نقل از wmfe.org، زنان مسلمان آمریکایی در ایالت فلوریدای آمریکا خرید لباس‌های محجوب و اسلامی خود را در مغازه جدید ورونا که به تازگی تاسیس شده انجام می‌دهند. این فروشگاه جدید در میدان بازار فشن در شهر مرکزی اورلاندو واقع شده است که فاصله کمی تا بزرگترین مسجد فلوریدا دارد. زنان و دختران مسلمان محجبه فلوریدا بسیاری از لباس‌های بلند و روسری‌هایشان را از این پس از این مرکز فروش می‌خرند، این در حالی است که بسیاری از آنان معتقدند که فروشگاه‌های آمریکایی باید بیشتر به فکر فروش اجناس و پوشش‌های اسلامی باشند.

فنا قاضی اباتی، دانشجوی دانشگاه مرکزی فلوریدا در مصاحبه با خبرنگاران گفت: اینکه مارک تجاری ورونا مغازه‌ای در پاساژ راه اندازی کرده که لباس‌های محجبه می‌فروشد خیلی خوب است و احساس حضور در زنان مسلمان آمریکایی ایجاد می‌کند. گویی وجود ما به رسمیت شناخته شده است. البته در کنار فروشگاه‌های اینترنتی، فروشگاه‌های دیگری نیز هستند که لباس‌های زنانه برای مسلمانان عرضه می‌کنند.

آغاز به کار فروشگاه اینترنتی البسه اسلامی

شرکت تجاری ورونا کار خود را به عنوان یک فروشگاه اینترنتی آغاز کرده است. لیزا وگال، بانوی مسلمانی که به اسلام گرویده، به همراه نادین ابوجبار همکار تجاری او این شرکت تجاری را با فروش ساده اینترنتی البسه و روسری آغاز کردند. در بازار تحت سلطه فروشندگان اینترنتی، وگال و ابوجبار مشتریان متعددی را از فلوریدا گرفته تا دوبی بدست آوردند. مشتریان آن‌ها را مسلمان و غیرمسلمانی تشکیل می‌دادند که به لباس‌های پوشیده و محجوب علاقه داشتند.

وگال و ابوجبار به این دلیل اورلاندو را به عنوان نخستین فروشگاه غیراینترنتی شان انتخاب کرده‌اند زیرا این شهر یک مرکز توریستی با جمعیت رو به رشد جامعه اسلامی است. هر دوی آن‌ها انتظار دارند که حضور یک فروشگاه البسه محجبه و پوشیده در خیابان اصلی پاساژ دیدگاه‌ها را نسبت به سبک پوشش اسلامی و سازگاری با آن را تغییر داده، بعلاوه نشان دهد که یک زن مسلمان محجبه در جامعه آمریکا چه معنا و مفهومی دارد.

مبارزه با دیدگاه‌های کلیشه‌ای درباره زنان مسلمان

وگال در ادامه می‌گوید: این تجارتی است که توسط زنان مسلمان محجبه راه اندازی شده است و به طور مستقیم با دیدگاه‌های کلیشه‌ای درباره زنان در جوامع اسلامی مبارزه می‌کند و نشان می‌دهد که ما زنانی قوی، مستقل، اهل تجارت و تحصیل کرده هستیم.

ورونا یکی از معدود شرکت‌های مستقر در ایالات متحده آمریکا است که لباس‌های محجبه و پوشش اسلامی عرضه می‌کند و به پیش بینی کارشناسان این صنعت تا سال ۲۰۱۹ بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار رشد خواهد داشت. بنیانگذاران این شرکت قصد دارند تجارت خود را در لندن و پاریس نیز توسعه دهند.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۶۱۹-بهائیت زاییده یهود است/ دشمن از طریق فرزندان مسئولان جلو می‌آید+محبت به هشدار

۲۸ اردیبهشت

دشمن از طریق فرزندان مسئولان جلو می‌آید و می‌خواهد قبح قضیه را از طریق این خانواده‌های مسئولان بشکند.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی حوزه علمیه امام مهدی(عج)، آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در ابتدای درس خارج فقه و اصول خود بیاناتی پیرامون ملاقات فائزه هاشمی رفسنجانی با یکی از سران فرقه‌ ضاله‌ بهائیت ایراد کرد که در ادامه می‌آید:

*هر کس از خط امامت و ولایت دور شد، در آخر، این‌گونه منحرف می‌شود!

قبل از اینکه بحثمان را در مورد تفاوت دیه‌ مرد و زن به فضل و کرم الهی ادامه بدهیم، نکاتی هست که اگر بیان نکنیم به نظر می‌رسد اجحاف کردیم و فردای قیامت، نبی مکرم و همه‌ حضرات معصومین(ع) و بالأخص وجود مقدس امام زمان(اروحنا فداه) ما را مؤاخذه خواهند کرد. آن هم اهانت و جسارتی است که مع‌الأسف در نظامی که به نام نظام مهدوی است، در نظام جمهوری اسلامی ایران، صورت گرفته است، در حالی که در نظام طاغوت چنین جسارتی نبود.

در نظام طاغوت، کسی علنی نمی‌توانست چنین کاری کند. می‌گفتند که مثلاً فلان وزیر، بهائی است و مخفیانه کارهایی انجام می‌دادند، اما امروز در نظام مقدس جمهوری اسلامی، آن هم توسط فرزندان مسئولین این نظام چنین اتفاقی افتاده که این درد و مصیبت بزرگی است.

بهائیت، زاییده یهود است و من امروز می‌خواهم این مطلب را با سند بیان کنم. همان‌ طور که می‌دانید این‌ گروه طبق فتوای همه اعاظم و بزرگان نجس و مرتد هستند. اصلاً بهائیت دین نیست و یک فرقه‌ ساختگی می‌باشد که صهیونیست‌ها آن‌ها را پرورش دادند و پیوند دیرینه‌ای با هم دارند. در اینجا می‌خواهم نمونه‌های از آن را بیان کنم که باید خوب دقّت بفرمایید.

بعد از سقوط و تجزیه‌ امپراتوری عثمانی، فلسطین (این ارض اشغال شده که امروزه صهیونیست‌ها آن را در دست دارند) را تحت قیمومیت انگلیس خبیث – که در آن زمان به عنوان بریتانیا نام داشت – قرار دادند. اتفاقاً تحت نظر چرچیل – که بعدها نخست‌وزیر شد – قرار گرفت. چرچیل در آن موقع، وزیر مستعمرات انگلیس بود. جالب است که کابینه سلطنتی انگلستان بین وزرایش، وزیری به نام وزیر مستعمرات داشت تا به آن سرزمین‌هایی که گرفته بودند، رسیدگی کند!

خود چرچیل هم علنی اعلان کرده بود که من صهیونیست هستم. لذا او یهودی بود. حالا فلسطین را در اختیار او قرار دادند. تشکیلات بهائیت در فلسطین در این موقع از تسهیلات بسیار فراوانی برخوردار شد. این هم یکی از نکات بسیار عجیب است.

از جمله تسهیلات بهائیت که خود شوقی افندی بیان می‌کند؛ این بود که شعبه‌ای به نام موقوفات بهائی در فلسطین دایر گشت و هر چیزی که به نام مقام متبرّکه بهائیت در اقصی نقاط عالم به آنجا می‌رسید، از پرداخت عوارض و حقوق گمرکی و … معاف بود.

نکته دیگری که خیلی جالب است، این است: شوقی افندی به صراحت در کتاب قرن بدیع خود اشاره می‌کند: جمال پاشا، فرمانده‌ کلّ قوای عثمانی تصمیم می‌گیرد که عباس افندی را به جرم جاسوسی اعدام کند. دولت خبیث انگلیس به حمایت از این پیشوای بهائیان می‌آید و دولت انگلستان نیز متقابلاً به حمایت جدی از پیشوای بهائیان بر می‌خیزد و لرد بالفور تلگرافی به ژنرال آللنبی، فرمانده ارتش بریتانیا (در جنگ با جمال پاشا در منطقه فلسطین) دستور می‌دهد که در حفظ و صیانت عبدالبهاء و عائله و دوستانش تلاش کند، جالب است که امپراتوری بریتانیا توسط همین ژنرالشان به عباس افندی، لقب سر(Sir) و نشان شوالیه‌گری اعطا می کند.

بعدها عباس افندی از دنیا می‌رود و در حیفا به خاک سپرده می‌شود. با انتشار خبر مرگش، سفارتخانه‌ها و کنسول‌گری‌های انگلیس در خاورمیانه، اظهار تأسف و همدردی می‌کنند و چرچیل (وزیر مستعمرات انگلیس) تلگرامی برای سر هربرت ساموئل (صهیونیست سرشناس و کمیسر عالی انگلیس در فلسطین) صادر می‌کند – خوب دقت کنید که چرچیل برای یک یهودی و صهیونیست این پیام را صادر می‌کند – و از او می‌خواهد مراتب همدردی و تسلیت حکومت انگلیس را به خانواده عباس افندی برساند.

ساموئل با دستیارانش در تشییع جنازه عبدالبهاء حاضر می‌شود و جلوتر از همه، در تشییع جنازه، حرکت می کند.

پس این گوشه‌ای از حالات این خبیث‌هایی بود که فقط و فقط با صهیونیست‌ها رفیق هستند.

در سال ۱۹۴۷، سازمان ملل، کمیته‌ای را برای رسیدگی به مسأله فلسطین تشکیل می‌دهد. شوقی هم در ۱۴ جولای ۱۹۴۷ در نامه‌ای به رئیس این کمیته به مطالب جالب توجهی از منافع مشترک بهائیت و صهیونیسم تأکید می‌کند و منافع بهائیت با مسلمانان و مسیحیها و یهودی‌ها در فلسطین را مقایسه می‌کند و نتیجه می‌گیرد که تنها یهودیان هستند که علاقه آن‌ها نسبت به فلسطین، تا اندازه‌ای قابل قیاس با علاقه بهائیان به این کشور است. چون بقایای معبد مقدسشان، در اورشلیم، قرار دارد و … .

در ۱۴ می ۱۹۴۸ انگلستان به قیمومت فلسطین پایان می‌دهد و همان روز، شورای ملی یهود در تل آویو تشکیل می‌شود و تأسیس دولت اسرائیل را اعلام می‌کند.

جالب است که در جهان، همه، مخالف هستند و هنوز کسی جرأت حمایت ندارد که بگوید کشوری به نام اسرائیل موجودیت دارد. اما شوقی افندی، اولین کسی است که اعلان حمایت می‌کند. او در پیام نوروز سال ۱۳۳۰ ه.ش و به قول خودشان، ۱۰۸ بدیع، می‌گوید: «…مصداق وعده‌ی الهی به ابناء خلیل و وارث کلیم، ظاهر و باهر، و دولت اسرائیل در ارض اقدس، مستقر و به استقلال و اصالت آیین بهائی، مقر، و به ثبت عقدنامه بهائی و معافیت کافه‌ موقوفات بهائی در عکا و جبل کرمل و لوازم ضروریه‌ بنای مرقد باب از رسوم؛ یعنی عوارض و مالیات دولت و اقرار به رسمیت ایام تعطیلی بهائیان، موفق و مؤیّد شده است …».

شوقی افندی همچنین در تلگراف مربوط به تشکیل هیأت بین‌المللی بهائی (بیت العدل بعدی)، مورخ ۹ ژانویه ۱۹۵۱ (۱۳۲۹ش)، تأسیس اسرائیل را تحقق پیشگویی‌های حسینعلی بهاء و عباس افندی می‌شمارد و سپس بین ایجاد این هیئت و تأسیس اسرائیل، ارتباط مستقیم برقرار کرده و سه علت برای تأسیس این هیئت بیان می‌کند که در راس آنها، تأسیس اسرائیل بوده است.

این مطلب بسیار عجیب و قابل توجه است، زیرا چه رابطه‌ای است میان مؤسسه ای که قرار است به عنوان بیت العدل، رهبری بهائیان را بر عهده گیرد با تأسیس یک رژیم نامشروع و جعلی؟!

ببینید بهائیت ملعون یک رژیم نامشروع را تأیید می‌کند که اصلاً می‌دانید آن‌ها پیشوای خود را اول به عنوان نائب امام زمان می‌دانستند و بعد به پیامبری او هم رسیدند!

هیأت بین المللی بهائی در نامه‌ای که ۱ ژوئیه ۱۹۵۲ برای محفل ملی بهائیان ایران ارسال کرد، به رابطه صمیمانه شوقی با دولت اشغالگر صهیونیستی اذعان می‌کند و می‌گوید: «روابط حکومت [اسرائیل] با حضرت ولی امرالله (شوقی افندی) و هیأت بین المللی بهائی، دوستانه و صمیمانه است و فی الحقیقه، جای بسی خوشوقتی است که راجع به شناسایی امر (بهائیت) در ارض اقدس (فلسطین اشغالی) موفقیت‌هایی حاصل گردیده است».

از این ناگفته‌هایی که مردم باید مطلع شوند، خیلی زیاد است. اسرائیل، فرقه‌ ضاله‌ بهائیت را به رسمیت می‌شناسد و به آن‌ها کمک می‌کند و امکانات زیادی در اختیارشان قرار می‌دهد و فعالیت آن‌ها را به عنوان یک دین رسمی به حساب می‌آورد.

جالب است که شوقی در پیام آوریل ۱۹۵۴ (۱۳۳۳) به گوشه‌ای از این اهتمام رژیم صهیونیستی برای بهائیت اشاره می‌کند و می‌گوید: «با رئیس جمهور اسرائیل و نخست وزیر و ۵ تن از وزرای کابینه و همچنین رئیس پارلمان آن کشور تماس و ارتباط حاصل گردید و در نتیجه اداره‌ی مخصوصی به نام اداره‌ بهائی در وزارت ادیان تأسیس گردید و وزیر ادیان بیانات رسمی در پارلمان ایراد کرد و جنبه‌ بین المللی امروز اهمیت مرکز جهانی بهائی را تصریح نمود و در اثر این جریانات، رئیس جمهور اسرائیل مصمم گردید در اوایل عید رضوان رسماً مقام مقدس اعلی را زیارت نماید».

این‌ها نکات عجیبی است و باید به آن‌ها دقت کرد. لذا در تقویت بهائیت، سران رژیم صهیونیستی نقش داشتند. مثلاً پروفسور نرمان نیویچ از شخصیتهای سیاسی و حقوقی دولت اسرائیل و دادستان اسبق حکومت فلسطینی، در زمان مسئولیتش، بهائیت را در شمار سه دین ابراهیمی (اسلام ــ مسیحیت و یهودی) به رسمیت شناخت.

بنده هم همیشه تعبیرم این است که وهابیت و بهائیت، دو بازوی یهود هستند و دائم دعا می‌کنم و می‌گویم: إن‌شاءالله خداوند این دو بازوی یهود، وهابیّت و بهائیت را قلع و قمع و نیست و نابود بگرداند.

لذا بهائیت، فرقه‌ ضالّه‌ای است که بحمدلله به واسطه هشداری روحانیت شیعه نتوانست در شیعه جا باز کند. امّا مع‌الأسف وهابیت توانست، چون روحانیت اهل جماعت کوتاهی کردند. البته ناگفته نماند، می‌توانید مطالعه بفرمایید، علمای الازهر مصر و خیلی دیگر از آقایان به وهابیت اعتراض کردند، منتها دیگر کوتاه آمدند. اما در مورد بهائیت، روحانیّت تشیّع کوتاه نیامد و نتوانستند اظهار وجود کنند و کارشان به همان صهیونیست‌ها کشید.

حالا امروز دختر یکی از مسئولین، با پررویی و بی‌حیایی به دیدار آن‌ها برود و بگوید: مسأله‌ای ندارد. جالب است که پدر این شخص هم مدام خود را به امام منتسب می‌کند. امّا اگر امام راحل عظیم‌الشّأن بود، به طور قاطع و شدید با این‌ها برخورد می‌کرد، هم خودش و هم پدرش!

علنی کردن چنین دیداری چه هدفی دارد؟! بعد می‌گوید: من نگفتم! وقتی در فضاهای مجازی، عکس پخش می‌شود، نشان می‌دهد که این‌ها نکته‌ای دارند و می‌خواهند آرام آرام جلو بیایند و مردم را بسنجند و ببینند که مردم سکوت می‌کنند یا خیر؟ این‌ها می‌خواهند حرمت‌ها را از بین بردارند.

اگر از همان روزی که این دختر خانم دوچرخه سوار شد و لباس چنین و چنان پوشیده بود، پدرش گوشش را گرفته بود و او را طرد می‌کرد، چنین جرأت نمی‌کرد که کارش به فتنه ۸۸ و حالا امروز به چنین کاری برسد. خیلی از مسئولین ما این کار را انجام دادند، آیت‌الله خزعلی، آیت‌الله جنتی، آیت‌الله محمدی گیلانی و … فرزندانشان را طرد کردند و گفتند: از ما نیستند.

چرا آقایان سکوت می‌کنند؟! ما از مراجع بزرگوار تشکر می‌کنیم و دستشان را می‌بوسیم که به خروش درآمدند. اما چرا فقط این بزرگواران باید بگویند و دیگران سکوت کردند؟

نباید بگذاریم حرمت‌ها در نظام مقدس جمهوری اسلامی شکسته شود. الآن ببینید تا دیروز اصلاً خیلی‌ها اسم بهائیت را هم نمی‌دانستند، اما بلافاصله دیدیم که بی‌بی‌سی و … در شبکه‌هایشان شروع کردند با بهائی‌ها صحبت کردند. باید با آن‌ها برخورد کرد تا نام بهائیت را در دهان‌ها نیاندازند.

هر کس از این انقلاب، انحراف پیدا کند، عاقبت به خیر نمی‌شود و در آخر به سراغ همین این‌ها می‌رود. هر کس از خط ولایت دور شد و به سمت آن طرفی‌ها رفت، ولو در دفتر خود حضرت امام هم باشد، خراب می‌شود. یک عده نشستند و خودشان را باد می‌زنند و رفاه‌طلب هستند، آن‌ها انسان‌های حاسدی هستند که در آخر هم زمین می‌خورند. بعضی از این‌ها را می‌بینیم که در برخی مواقع هم می‌خواهند از حامیان ولایت انتقام بگیرند که کور خواندند و ما تا آخرین قطره‌ی خونمان برای این نظام و ولایت می‌ایستیم.

هر کس از خط ولایت دور شد، طبعاً دچار گرفتاری خواهد شد و به هیچ عنوان عاقبت به خیر نخواهد شد. من اشدّ مجازات را برای چنین فردی از قوه‌ قضائیه تقاضا می‌کنم، تا کسی جرأت نکند این‌طور بی‌ادبی کند. اتفاقاً دشمن از همین طریق، یعنی فرزندان مسئولین جلو می‌آید. امروز که نمی‌آید از من و شما که کاره‌ای نیستیم و مسئولیتی نداریم، جلو بیاید. دشمن از طریق مسئولین و خانواده‌هایشان جلو می‌آید. لذا می‌خواهند قبح قضیه را از طریق این خانواده‌های مسئولین بشکانند. اگر چند نفر از این‌ها در همین میادین اعدام شوند، دیگر هیچ کسی غلطی نمی‌تواند بکند. قوه‌ قضائیه باید این کار را انجام دهد.

این مسأله در همه‌ موارد هم هست، یعنی بعد اقتصادی را هم شامل می‌شود. هر کس به اموال بیت المال دست برد، باید دستش را قطع کنند و او را اعدام کنند. از چه چیزی می‌ترسیم؟! مگر این که خودشان هم وابسته باشند و خدای ناکرده این‌طور باشد که: گر حکم کنند که مست گیرند، در شهر هر آنچه هست، گیرند. که الحمدلله رئیس قوه قضائیه ما این‌گونه نیست. من ایشان را می‌شناسم، یک عالم فاضل آگاه شجاع خوب است.

إن‌شاءالله خدای متعال به زودی آقا جانمان را برساند و مشکلات ما را بر طرف بگرداند. به خصوص که ما الآن با داعش ملعون و … درگیر هستیم و این‌ها می‌خواهند ما را به چیزهای دیگر هم مشغول کنند. لذا باید در نطفه، خاموشش کنند و انتظار اولیه مردم این است که قوه قضائیه با این‌ها برخورد کند تا دیگر چنین مواردی رخ ندهد. إن‌شاءالله در این مورد، دادستان محترم که باید داد مردم را بستاند و رئیس قوه قضائیه دستور کافی و وافی را خواهند داد.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۶۱۸-بیانیه مشترک هفده زن سیاستمدار فرانسوی علیه آزار جنسی+ محبت به آزار زنان

۲۸ اردیبهشت

هفده تن از وزرای زن کنونی و پیشین فرانسه اعلام کردند که بیش از این در برابر آزار و تبعیض جنسی در عرصه مشاغل سیاسی این کشور سکوت نخواهند کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از بی بی سی،‌ هفده تن از وزرای زن کنونی و پیشین فرانسه با انتشار بیانیه ای مشترک خواهان تشکیل یک کمپین ملی برای مبارزه فراگیر علیه آزار جنسی شدند.

‌ یکی از نویسندگان این بیانیه مشترک،‌ «کریستین لاگارد» رئیس صندوق بین المللی پول و وزیر سابق دارایی فرانسه است که به رغم انتخاب به سمت خود مجبور به تحمل و مبارزه علیه تبعیض جنسی در دوران خدمت خود بوده است.za

در این بیانیه مشترک آمده است: «ما تمام قربانیان آزار جنسی و تجاوز جنسی را به صحبت کردن و شکایت کردن تشویق می کنیم. ما از تمام طرفها و گروههای سیاسی خود می خواهیم که در صورت وقوع آزار جنسی و یا تجاوز جنسی به قربانیان برای روشن شدن حقیقت کمک نمایند».

شایان ذکر است که روز دوشنبه گذشته، «دنیس باپین» معاون سخنگوی مجلس ملی فرانسه به دلیل طرح اتهام آزار جنسی علیه وی از سمت خود استعفاء داد.

در این بیانیه مشترک زنان خواستار وضع قوانین سختگیرانه تر علیه آزار جنسی و همچنین استقرار بخش ویژه ای در پاسگاههای پلیس برای رسیدگی به اینگونه شکایات شدند.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۶۱۷- گریه بی جهت منطقی+ محبت بی جهت منطقی

۲۷ اردیبهشت

mo1

پس از ناکامی پرسپولیس در کسب جام قهرمانی لیگ برتر شماری از بازیکنان و هواداران ناراحت این تیم در آزادی گریه کردند.
پس از ناکامی پرسپولیس در کسب جام قهرمانی لیگ برتر شماری از بازیکنان و هواداران ناراحت این تیم در آزادی گریه کردند.m4
 
پرسپولیس در آخرین دیدار خود در فصل پانزدهم لیگ برتر فوتبال با نتیجه ۲ بر یک راه آهن را شکست داد اما این پیروزی برای کسب جام کافی نبود و این استقلال خوزستان بود که قهرمان شد.m5
 
پس از این بازی بازیکنان پرسپولیس که به شدت ناراحت بودند و می گریستند، نای ایستادن روی پای خود را نداشتند و نشسته یا درازکش افسوس این ناکامی را می خوردند. برخی از بازیکنان و هوادارن پرسپولیس نیز پس از آنکه تیم‌شان به قهرمانی نرسید، گریه کردند. برانکو ایوانکوویچ، سرمربی پرسپولیس بازیکنان را دعوت کرد تا به سمت هواداران بروند و از حضور آنها تشکر کنند.m2

 

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۶۱۶- تفاوت محبت در انسان با حیوان+ مقایسه ۲محبت

۲۷ اردیبهشت

mohzar

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۶۱۵-نسبت معکوس دستمزد زنان و تمایلشان به ازدواج +محبت به تجرد زندگی فردی

۲۷ اردیبهشت
بین سال‌های ۱۹۸۰تا۲۰۱۰ نسبت زنان امریکاییِ ازدواج‌کرده از ۷۴درصد به ۵۶درصد کاهش یافته است. در طی این دورۀ سی‌ساله روندهایی به وجود آمده که می‌تواند تغییر دیدگاه زنان را در تصمیم‌گیری برای ازدواج‌کردن یا نکردن روشن کند.
بین سال‌های ۱۹۸۰تا۲۰۱۰ نسبت زنان امریکاییِ ازدواج‌کرده از ۷۴درصد به ۵۶درصد کاهش یافته است. در طی این دورۀ سی‌ساله روندهایی به وجود آمده که می‌تواند تغییر دیدگاه زنان را در تصمیم‌گیری برای ازدواج‌کردن یا نکردن روشن کند: مثلاً افزایش حضور در دانشگاه‌ها، حضور فزاینده در لباس نیروی کار، افزایش نرخِ الزام به درخانه‌ماندن و تغییر هنجارهای فرهنگی. پژوهشی جدید می‌گوید وقتی دستمزد کارکنانِ زن متناسب با مردان افزایش می‌یابد، تمایلشان به ازدواج کاهش می‌یابد.  
 
پژوهش اخیر از منظر انگیزه‌های اقتصادی به این مسئله می‌نگرد و درمی‌یابد عواملی مثل افزایش گزینه‌های استخدام و امکانِ روزافزون زنان در انتخاب بچه‌دارشدن یا نشدن و نیز زمان آن، قطعاً بر انتخاب ازدواج اثر می‌گذارد. باوجود این «تغییر در دستمزد زنان» شاید در میان عوامل بسیار مهمی باشد که در تصمیم بر صرف‌نظرکردن از ازدواج اثر می‌گذارد.  

 
در مقالۀ اخیر، نائاما شنهاو دانشجوی دکتری در دانشگاه یو.سی.دِیویس، تخمین‌زده‌است که ۲۰درصد از کاهش میزان ازدواج طی سی سال گذشته ناشی از دستمزدهای روبه‌رشد زنان بوده است. به‌بیان دقیق‌تر آن‌چه در تصمیم زنان برای به‌تعویق‌انداختن یا صرف‌نظرکردن از ازدواج نقش داشته، افزایش دستمزد زنان متناسب با همسران بالقوه‌شان و نیز اهمیت فزایندۀ دستمزد زنان در درآمد کل خانواده است. لبّ‌ این دیدگاه این است که درآمدِ بیشتر برای بسیاری از زنان، به‌خصوص از طبقات پایین اقتصادی، این امکان را ایجاد می‌کند که از نظر مالی کمتر به دیگران وابسته باشند؛ مثلاً در مسائلی مثل کرایه‌خانه، هزینۀ خواربار، خدمات عمومی یا دیگر نیازهای ابتدایی. این
 
یعنی تصمیم به ازدواج برای این گروه، کمتر برای برطرف‌کردن نیاز مالی است و بیشتر به دلایل دیگری مثل عشق، هنجارهای اجتماعی، دین یا تمایل به تشکیل خانواده صورت می‌گیرد.  
 
صحبت دربارۀ افزایش دستمزد زنان در زمانی که شکافِ جنسیتیِ دستمزد تا حد زیادی ثابت مانده است۱، شاید عجیب به نظر برسد؛ اما به‌هرحال میانگین درآمد هفتگی زنانی که تمام‌وقت کار می‌کنند، از ۱۹۸۰ تاکنون حدود ۳۰درصد افزایش یافته است. دستمزد مردان و زنان بین ۱۹۸۰ و ۲۰۱۰ به مقدار زیادی به هم نزدیک شده است.

این‌ها درست زمانی رخ می‌داد که مشاغل کم‌مهارت از بین می‌رفتند، کامپیوترها می‌آمدند تا بر محل کار حکم‌رانی کنند و زنان با درجات بالاتری از کالج فارغ‌التحصیل می‌شدند و سهمشان در مناصب تخصصی افزایش می‌یافت. همچنین به همین علل، مردان شاهد کاهش دستمزد بودند. امروزه به‌طور میانگین زنان تقریباً ۸۰درصدِ مردان درآمد دارند؛ درحالی‌که در ۱۹۸۰ این رقم نزدیک به ۶۵درصد بود.  
 
چرا نسبت به گذشته زنانِ بیشتری از ازدواج سر بازمی‌زنند؟ امروزه آن‌ها انگیزۀ اقتصادیِ کمتری دارند: افزایش درآمدهای آن‌ها، متناسب با مردان، به این معنی است که ازدواج‌کردن دیگر به‌اندازۀ سابق فرصتی برای بهبود وضع اقتصادی نیست. شنهاو دریافت که به‌ازای ۱۰درصد افزایش دستمزد زنان، متناسب با مردان، احتمال ازدواج هر کدام از زنان مذکور ۵. ۳درصد کاهش می‌یابد. افزایش دستمزدها به این معنی است که زنان، مشتاق می‌شوند ساعات بیشتری کار کنند؛ چراکه هر ساعت کار نسبت به قبل سودآورتر می‌شود و بدین‌ترتیب از نظر مالی مستقل شوند.  
 
افزایش دستمزدها حتی محاسبات زنان مایل به ازدواج را نیز تغییر داده است و چنان‌که این پژوهش مطرح می‌کند، آنان را از ازدواج با «مردانی که کمتر دلخواهشان است» منصرف کرده است. شنهاو دریافت که افزایش دستمزدها، متناسب با مردان، باعث شده زنان بیشتر مشتاق به ازدواج با مردانی با تحصیلات بالاتر شوند و کمتر مایل باشند با مردانی ازدواج کنند که تحصیلاتشان کمتر از این زنان است. این مسئله همچنین باعث شده زنان به‌جای ازدواج با مردان بزرگ‌تر  افزایش دستمزدها، متناسب با مردان، باعث شده زنان بیشتر مشتاق به ازدواج با مردانی با تحصیلات بالاتر شوند.za
 
آیا تمام این‌ها به این معنا است که به‌طور کلی زنانی که درآمد بیشتری دارند، کمتر مایل به ازدواج‌اند؟ نه کاملاً. تمام یافته‌های شنهاو دربارۀ دستمزدهای متناسب است؛ درحالی‌که در برخی زمینه‌های شغلی بسیار پردرآمد، نزدیک‌شدن درآمدهای زنان و مردان همچنان دست‌نیافتنی است. حقیقت این است که پول‌دارها هستند که صلاحیت ازدواج دارند. امریکایی‌های پردرآمد بیشتر از کم‌درآمدها به ازدواج تمایل دارند؛ همچنین مطرح‌شدن جفت‌گیری گزینشی به این معنا است که بیش از هر زمان دیگری مردمِ پول‌دار و تحصیل‌کرده با هم وصلت می‌کنند و ثروتمند می‌مانند؛ درحالی‌که مردم فقیر هم با هم وصلت می‌کند و فقیرتر می‌شوند.  
 
صرف‌نظرکردن از ازدواج به‌خاطر استقلال اقتصادی، عواقب منفی و مثبتی دارد. دستمزدِ بیشتر می‌تواند تمایل زنان را به انتخاب همسری با تحصیلات اندک کاهش دهد و همچنین باعث شود برای ازدواجی باانگیزۀ امنیت مالی، کمتر احساس فشار کنند. ‌ اما باوجوداین، افرادی که از نظر مالی به خود متکی‌اند، غالباً در تقلای یکی‌کردن دخل‌وخرجشان هستند؛ چراکه معمولاً تمام دستمزد فرد هم نمی‌تواند به‌پای شیب صعودی قیمت‌ها برسد و ازطرفی درآمد دو نفر معمولاً به‌ درد بخورتر از درآمد یک نفر است. هرچند شاید ازدواج به‌تنهایی نتواند این مشکل را حل کند. پژوهش اخیر همچنین نشان می‌دهد به‌رغم فشار سیاست‌مداران محافظه‌کار، ثابت نشده که ازدواج به‌خودی‌خود کلیدی برای ریشه‌کن‌کردن فقر است.  
 
اگرچه شاید عواقب کاهش میزان ازدواج هنوز مبهم باشد، یک چیز تقریباً مسلم به‌ نظر می‌رسد: فرصت‌های شغلیِ بیشتر برای زنان و پرداخت منصفانۀ دستمزدشان، امکان‌هایی را در اختیار آنان می‌گذارد که نسل‌های گذشتۀ زنان هرگز از آن‌ها بهره‌مند نبوده‌اند.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۶۱۴-پاسخ آیت الله العظمی مکارم به تفاسیر عجیب علمای اهل سنت از واژه «اولی الامر» +معرفی محبت انحرافی در کلمه اولی الامر

۲۷ اردیبهشت

بعضى از مفسّران اهل سنت مى گویند: «منظور از اولى الامر، حکّام و امراء و شاهانند! و هر حاکمى بر مسلمانان حکومت کند، عادل باشد یا ظالم، در مسیر صحیح باشد یا منحرف، دستور به اطاعت خدا دهد یا…maka

به گزارش خبرگزاری«حوزه»، حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به این پرسش که: علمای اهل سنت در تفسیر واژه «اولی الامر» چه مصادیقی برای آن ذکر کرده اند؟، بیان کردند: مفسران و علماى اهل سنّت در معنى «اُولِی الْاَمْرِ» اختلاف زیادى دارند؛ بعضى آن را به معنى صحابه و بعضى به فرماندهان لشکر و بعضى به خلفاى چهارگانه تفسیر کرده اند؛ در حالی که هیچ دلیل روشنى براى این تفسیرهاى خود بیان نکرده اند.

خداوند در آیه ۵۹ سوره نساء می فرماید: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اَطیعُوا اللَّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الْاَمْرِ مِنْکُمْ فَاِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ اِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُولِ اِنْ کُنْتُمْ تُوْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ اَحْسَنُ تَاْویلاً»؛ اى کسانى که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر [خدا] و اولی الامر خود را. و هر گاه در امرى نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر باز گردانید [و از آنها داورى بطلبید] اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این [کار براى شما] بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است).

جمع دیگرى «اولى الامر» را به معنى علما و دانشمندان شمرده، و به آیه شریفه ۸۳ سوره «نساء» استناد نموده اند: «وَاِذَا جَاءَهُمْ اَمْرٌ مِّنَ الْاَمْنِ اَوِ الْخَوْفِ اَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ اِلَى الرَّسُولِ وَاِلَى اُولِی الْاَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ…»؛ و هنگامى که خبرى از پیروزى یا شکست به آنها برسد [بدون تحقیق] آن را شایع مى سازند، در حالى که اگر آن را به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و پیشوایان [که قدرت تشخیص کافى دارند] بازگردانند از ریشه هاى مسایل آگاه خواهند شد….

ولى با توجه به اینکه آیه مورد بحث درباره اطاعت بدون قید و شرط است و آیه ۸۳ سوره «نساء» درباره سؤال و تحقیق است، دو مطلب مختلف را بیان مى کند و هرگز نمى ‌توان هر دو را به یک معنى دانست، تحقیق از «عالم» مطلبى است و اطاعت بى قید و شرط از «اولى الامر» مطلبى دیگر؛ دومى جز درباره معصومان تصور نمى شود، ولى اولى مفهوم گسترده ‌ای دارد.

بعضى از مفسّران اهل سنت احتمال پنجمى در اینجا داده اند که منظور از «اولى الامر» مجموع نمایندگان عموم قشرهاى مردم و حکام و زمامداران و علماء و صاحب منصبان در تمام شئون زندگى مردم هستند و به تعبیر دیگر منظور جماعت اهل حل و عقد است که هر گاه آن ها بر چیزى اتفاق کنند، اطاعت آن ها بى قید و شرط واجب است (مشروط به اینکه آن ها از ما باشند چون «منکم» در آیه شریفه چنین شرطى را ذکر کرده و مخالفت با سنت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) ننمایند، و نیز در بحث هاى خود تحت فشار اجبار نباشند، و اتفاق نظر داشته باشند و آن مسئله از مسایل عامه باشد).

این مجموعه در مسایلى که نصّى از طرف شارع مقدس در آن نرسیده است واجب الاطاعه اند و مى توان گفت مجموعه آنها معصوم هستند، و لذا امر به اطاعت آنها بى قید و شرط شده است.(۱)

به این ترتیب آنها «اولى الامر» را مجموعه اى از علما و دانشمندان و اهل حل و عقد مى داند که پنج شرط در آن جمع باشد:

۱ـ مسلمان بودن

۲ـ عدم مخالفت با سنت

۳ـ عدم اجبار در اظهار عقیده

۴ـ اظهار نظر در خصوص مالانص فیه

۵ـ اتفاق نظر داشتن

و چنین مجموعه اى را معصوم مى شمرد.

آیا به راستى منظور از «اولى الامر» در آیه شریفه همین است؟ و آیا به راستى اهل عرف و اصحاب پیامبر(صلى الله علیه وآله) هنگامى که این آیه را مى شنیدند چنین معنایى استفاده مى کردند؟! و یا این معنى با تکلف فراوان بر آیه تحمیل شده، تا مبادا تفسیر آیه از مسئله امامان معصوم(علیه السلام) که شیعه به آن معتقد است سر درآورد؟!

* سخن فخر رازی دربارۀ واژۀ اولی الامر

ظاهراً ریشه این سخن، از کلام فخر رازى گرفته شده است که مى گوید: «تعبیر «اُولى الاَمْرِ مِنْکُمْ» در آیه نزد ما دلالت بر این دارد که اجماع امت حجت است! چراکه خداوند متعال امر به اطاعت اولى الامر به طور قطع (بى قید و شرط) فرموده است، و هر کس که خداوند این گونه امر به اطاعتش کند باید معصوم از خطا باشد؛ زیرا اگر معصوم نباشد احیاناً خطا مى کند و در این صورت از یک سو عمل کردن به فرمان او واجب است و از سوى دیگر به خاطر خطا بودن، حرام و لازمه آن، اجتماع امر و نهى در فعل واحد و عنوان واحد است و این محال است. پس از اینجا روشن مى شود که امر مطلق به اطاعت «اولواالامر» دلیل بر معصوم بودن او است.

سپس مى افزاید: این معصوم یا مجموع امت است یا بعضى از امت اسلامى، احتمال دوم قابل قبول نیست؛ زیرا ما باید آن بعض را بشناسیم، و به او دسترسى داشته باشیم و از وى استفاده کنیم؛ در حالى که در این زمان از شناخت امام معصوم و دسترسى به او و استفاده از وى عاجزیم، بنابراین معصومى که امر به اطاعت بى قید و شرط او شده فرد یا گروه خاصى نیست و طبعاً باید منظور اجماع امت باشد».(2)

آنچه فخر رازى و نویسنده «المنار» و امثال آنها را در تنگنا قرار داده که آیه را چنین تفسیرکنند [آن هم تفسیرى که به یقین هیچ یک از صحابه و یاران رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به هنگام نزول آیه، این چنین تفسیری از آن نداشتند] به دلیل همان پیش داورى هایى است که مانع مى شود از اینکه مفهوم آیه را در امامان معصوم اهل بیت(علیهم السلام) جستجو کنند. از یک سو دلالت آیه بر معصوم بودن «اولى الامر» معلوم است و از سوى دیگر بنا نیست شخصى را به عنوان امام معصوم بپذیرند، لذا به سراغ تفسیرى مى روند که هیچ گاه صحابه پیامبر(صلى الله علیه وآله) به هنگام شنیدن آیه چنان چیزى را از آن نمى فهمیدند.

* تفسیری عجیب از اهل سنت در واژۀ اولی الامر

و از همه تفسیرها عجیب تر تفسیرى است که بعضى از مفسّران اهل سنت برگزیده اند و مى گویند: «منظور از اولى الامر، حکّام و امراء و شاهانند! و هر حاکمى بر مسلمانان حکومت کند، عادل باشد یا ظالم، در مسیر صحیح باشد یا منحرف، دستور به اطاعت خدا دهد یا معصیت و نافرمانى او، باید از او پیروى کرد». چنانکه در تفسیر«المنار» در اشاره سربسته اى مى گوید: «وَ بَعْضُهُمْ اَطْلَقَ فى الْحُکامِ فَاَوْجَبُوا طاعَهَ کُلِّ حاکِم»(3)؛ بعضى، آیه را ناظر به اطاعت تمام حاکمان مى دانند و اطاعت آنها را واجب مى شمرند.

* دو حدیث مجعول از اهل سنت در اثبات مدعا

و باز از آن هم عجیب تر روایات مشکوک و مجعولى است که براى اثبات این تفسیر به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نسبت داده اند. مثل اینکه حضرت در جواب سؤال یزیدجعفى که عرض کرد: «یا نَبِىَ اللهِ اَرَایْتَ اِنْ قامَتْ عَلَیْنا اُمَراءَ یَسْیَلُونا حَقَهُم وَ یَمْنَعُونا حَقَّنا فَما تَاْمُرُنا»(4)؛ اى پیامبر خدا! اگر حاکمانى بر ما مسلط شدند که حق خود را از ما بگیرند و حق ما را به ما ندهند چه کنیم؟ …)، پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «اِسْمَعُوا وَ اَطیعْوا!»؛ گوش به فرمان آنها باشید و اطاعت کنید!.

در حدیث دیگرى در همان کتاب از ابوذر نقل شده که گفت: «اِنَ خَلِیْلى اَوْصانى اَنْ اَسْمَعَ وَ اَطیعَ وَ اِنْ کانَ عَبْداً مُجَدَّعُ الاَطرافَ»(5)؛ دوست من [رسول خدا] به من سفارش کرده است که بشنوم و اطاعت کنم [فرمان امیران و حاکمان را] هر چند برده دست و پا بریده اى باشد!) [بعضى مُجدَّعُ الاطراف را به معنى کسى که در خانواده پست و آلوده اى متولد شده تفسیرکرده اند.]

* نقدی بر حدیث جعلی

به یقین ساحت مقدس پیامبر بزرگ اسلام(صلى الله علیه وآله) پاک تر از آن است که چنین دستورى بر خلاف منطقِ عقل و شرع بدهد. در حالى که از خود آن حضرت نقل شده است که اطاعت مخلوق در معصیت خالق جایز نیست و بهترین دلیل بر ساختگى بودن این گونه احادیث، آن است که خود ابوذرکه این حدیث از او نقل شده، به گواهى تاریخ در زندگیش هرگز چنین نکرد و حتى در راه مبارزه با انحراف امیران و حاکمان وقت، جان خود را از دست داد! به هر حال پر واضح است که مقام پیامبر(صلى الله علیه وآله) بالاتر از این گفتگوها است. هیچ انسان عاقلی نمى تواند چنین سخنى بر زبان براند که حاکم، واجب الاطاعه است در هر کارى که کند و هر سخنى بگوید و هر کسى که باشد؛ مخصوصاً با توجه به اینکه این حدیث در میان همه علماى اسلام اعم از شیعه و اهل سنت معروف است که: «لاطاعَهَ لِمخْلُوقِ فى مَعْصِیَهِ الْخالِقِ»(6)؛ اطاعت از مخلوق در معصیت خالق جایز نیست؛ «وَ لا طاعَهَ لِبَشَر فى مَعْصِیَهِ اللهِ».(7)

به این ترتیب نتیجه مى گیریم که روشن ترین تفسیر براى آیه همان اطاعت امامان معصوم (علیهم السلام) است.(۸)

پی نوشت:

(۱). تفسير القرآن الحكيم (تفسير المنار)، محمد رشيد بن علي رضا، الهيئة المصرية العامة للكتاب، ۱۹۹۰ م، ج ۵، ص ۱۴۷.

(۲). مفاتيح الغيب، فخرالدين رازى، محمد بن عمر، دار احياء التراث العربى، بيروت، چاپ سوم، ۱۴۲۰ ق، ج ۱۰، ص ۱۵۳. (سوره نساء، آيه ۸۳)

(۳). تفسير القرآن الحكيم (تفسير المنار)، محمد رشيد بن علي رضا، الهيئة المصرية العامة للكتاب، ۱۹۹۰ م، ج ۵، ص ۱۴۷.

(۴). صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، بی تا، ج ۳، ص ۱۴۷۴، باب ۱۲ (باب طاعة الامراء و ان منعوا الحقوق).

(۵). همان، ص ۱۴۶۷، باب ۸ (باب وجوب طاعة الامراء).

(۶). نهج البلاغه، شريف الرضى، محمد بن حسين‏، محقق/ مصحح: فيض الإسلام‏، هجرت‏، قم‏، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق‏، ص ۵۰۰، (كلمات قصار [۱۶۷] ۱۶۵).

(۷). الدر المنثور فى تفسير المأثور، سيوطى، جلال الدين، كتابخانه آية الله مرعشى نجفى، قم، ۱۴۰۴ ق، ج ۲، ص۱۷۷.

(۸). گردآوری از کتاب: پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، با همکاری جمعی از فضلا و دانشمندان، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶، چاپ ششم، ج ۹، ص ۵۴.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۶۱۳-از تشیع انگلیسی تا آخرین تحولات عراق در حوزه مکتوب/ فروش خوب آثار شهیدمطهری و شریعتی و عرضه کتاب ضدایرانی طاهره علوی+محبت به کتاب

۲۶ اردیبهشت

دوازدهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب کربلا در حالی به کار خود پایان داد که در کنار حضور کتاب‌هایی از حامیان حشد شعبی عراق و آیت‌الله سیستانی غرفه هایی به حامیان جریان شیرازی تعلق گرفته است.

خبرگزاری فارس ـ گروه کتاب و ادبیات: دوازدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب کربلا با پشتیبانی حرمین مطهر حسینی و عباسی ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ رسما افتتاح شد نمایشگاهی که هر ساله در قالب برنامه‌های جشنواره ربیع الشهادة در طول ده روز برگزار می شود و روز شنبه ۲۵ اردیبهشت به کار خود پایان داد.

 

*حضور کمرنگ ناشران ایرانی

 

نمایشگاه کتاب کربلا که هر ساله در زیر چادر متحدی در حد فاصل باب القبله حرم حسینی(ع) تا خیمه‌گاه برگزار می شد امسال در دو سالن در دو بال چپ و راست بین الحرمین برپا شد.

وارد نمایشگاه کوچک کربلا که می‌شوید در ابتدا مهمترین چیزی که نگاه شما به آن جلب می شود این است که هر عتبه و آستانه‌ای غرفه‌ای خاص برای خود دارد؛ آستان امام علی(ع) آستان امامین عسکریین و امامین جوادین و حتی آستان مساجد سهله و کوفه برای خود غرفه دارند.

غرفه سازمان فرهنگ و ارتباطات

 

حضور ایرانی‌ها در این نمایشگاه هم گویا به دلیل همزمانی‌اش با ایام نمایشگاه بین المللی کتاب تهران محدود به همین آستان ها شده است چه اینکه آستان مقدس شاه عبدالعظیم حسنی، آستان قدس رضوی، جامعه المصطفی و همچنین دفاتر برخی از مراجع تقلید از جمله آیت الله جعفر سبحانی به چشم می آید.

غرفه آستان قدس رضوی

 

در این بین سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز غرفه‌ای خالی از مسئول دارد و به عنوان یکی از فعالترین رایزنی‌های ایران در حوزه نشر کتاب، کتب متعددی درباره ایران و انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) دارد چه اینکه ترجمه نامه رهبری به جوانان اروپا و آمریکای شمالی و کتابچه‌های معرفی شخصیت ایشان در این غرفه دیده می شود.

البته به نظر می رسد رایزنی فرهنگی ایران می توانست در غیاب ناشران جدی ایرانی به دلیل نمایشگاه تهران، با رایزنی با انتشارات الهدی و یا ناشران دیگر غرفه خود را مرکز توزیعی برای کتاب های منتشر شده در ایران بکند.

*از فروش خوب ترجمه کتب شهید مطهری و دکتر شریعتی تا حضور کتاب ممنوعه ایرانی در غرفه ناشر عرب

علت این سخن از آن روست که گشتی در نمایشگاه کتاب کربلا نشان می دهد حضور غیررسمی کتاب هایی درباره ایران بیشتر از حضور ناشران جدی ایران است.

این حضور عیررسمی هم وجهه مثبت دارد و هم وجهه منفی؛ گو اینکه کتاب‌های شهید مطهری و مرحوم دکتر شریعتی که به عربی ترجمه شده است در چند غرفه دیده می شود.

کتب شهید مطهری و دکتر شریعتی به زبان عربی

 

یکی از این غرفه ها «دار المعرفه» است که چیدمان آن اساسا بر کتاب های دکتر شریعتی و شهید مطهری است و وقتی از غرفه دار می پرسم که آیا فروش کتاب های این دو شخصیت ایرانی خوب است از روی اطمینان بله می گوید.

یکی دیگر از غرفه هایی که کتاب های دکتر شریعتی از جمله کتاب های «فاطمه فاطمه است»، «بازگشت به ذات»، «تشیع علوی و تشیع صفوی»، «پدر مادر ما متهمیم»، «مسئولیت زنان» و … را می فروشد، غرفه انتشارات «المتوسط» لبنان است.

اماهمین غرفه دار در میان کتاب هایش از ادبیات ایران ترجمه عربی «بوف کور» صادق هدایت و مهمتر از آن رمان «تابستان آن سال» نوشته طاهره علوی را دارد.

کتاب خانم طاهره علوی

وقتی از غرفه دار درباره این کتاب می پرسم می گوید: این کتاب در ایران ممنوع است و شما نمی توانید این کتاب را در ایران پیدا کنید؛ کتاب در ایتالیا توسط فردی به نام احمد حیدری از فارسی به عربی ترجمه شده و در لبنان و توسط انتشارات «المتوسط» جاپ شده است.

کتاب صادق هدایت

 

این کتاب تنها کتابی نیست که در ضدیت با ایران در این نمایشگاه یافتم؛ کتاب دیگر عنوان «زندانی تهران» نوشته مارینا نعمت است که در پشت جلد آن به صراحت از کلماتی چون «رژیم خمینی» و … استفاده شده است؛ کتابی که خانم نویسنده آن مدعی است خاطرات خود از زندان‌های جمهوری اسلامی و شکنجه ها علیه او سخن می گوید.

بنابر این گزارش، از دیگر کتاب هایی که درباره ایران در این نمایشگاه به چشم می خورد می توان به «سیاست خارجی ایران؛ آینده سیاست در دوره رئیس جمهور روحانی» نوشته دکتر یاسر عبدالحسین و «روابط ایران و کشورهای خلیج فارس در دوره ۱۹۲۳ تا ۱۹۷۹» و همچنین کتب علمی و درسی حاضر در غرفه جامعه المصطفی اشاره کرد.

کتاب مربوط به سیاست خارجی ایران در دوره ریاست ‌جمهوری حسن روحانی

 

*۵ غرفه در اختیار جریان شیرازی

اما جدا از حضور غیررسمی ایران در نمایشگاه کتاب کربلا نکته دیگری که گذار در این نمایشگاه توجه همگان را به آن جلب می کند حضور گسترده طیف موسوم به «شیرازی» در این نمایشگاه است.

این طیف حداقل ۵ غرفه را به خود اختصاص داده اند؛ شبکه تلویزیونی امام حسین(ع)، شبکه تلویزیونی مرجعیت، موسسه رسول اعظم(ص)، انتشار دارالعلوم و انتشارت دارالامر غرفه هایی هستند که به این طیف اختصاص داده شده است.

غرفه شبکه مرجعیت متعلق به جریان شیرازی

البته در این بین کم نیستند غرفه هایی که به حمایت از حشد شعبی عراق اقدام کرده اند، حضور ناشرانی دیگر از جمله نشر شهید محراب متعلق به مجلس اعلای اسلامی عراق، انتشارات متعلق به آیت الله بشیر نجفی، کتب مربوط و متعلق به آیت الله سیستانی، مرکز نشر کتب آیت الله مدرسی، نشر آثار آیت الله علامه فضل الله(ره) و همچنین ناشران دینی لبنان با ارائه آثاری درباره مقاومت وسیدحسن نصرالله.

غرفه تبلیغاتی حشد شعبی

 

بنابر این گزارش اما نمایشگاه بین المللی کتاب کربلا نکات مهم دیگری نیز داشت که از جمله آنها حضور اندک ناشران کودک و نوجوان عراقی بود که حتی بعضا توسط عتبات مقدسه عراق اداره می شد.

کتاب های مهمی نیز درباره تاریخ عراق و به ویژه کربلای معلی، کتاب های مهمی درباره نظرات مختلف عقیدتی از جریان شیرازی تا جریان المدرسی و به ویژه نگاه های سیاسی جریانات موجود در حوزه علمیه نجف و کربلا، کتاب هایی درباره تاریخ وهابت و در رد وهابیت، کتاب هایی درباره چهره های شاخص جریان سلفی گری معتدل از جمله شخصیت های برجسته ای چون محمد رشید رضا، کتاب هایی درباره مقاومت و مسئله فلسطین، کتاب هایی درباره عربستان و شخصیتی چون شهید شیخ نمر و همچنی کتاب های جدیدی درباره حضور داعش در عراق از جمله کتاب «تفنگ های صلح؛ ترکیه و پ ک ک از اسلو تا امرلی» نوشته علی ناجی، کتاب «فرمان نهایی؛ داعش و کشتار جمعی ایزدی ها» نوشته سعد سلوم و چاپ مشترک عراق و کانادا و «جنگ های نسل چهارم» از جمله کتاب هایی است که به چشم می خورد.

در حوزه رمان و داستان ناشران عرب حضور کم رنگی دارند و به جز چاپ برخی رمان های قدیمی فرانسوی و روسی چیز جدیدی در این بین دیده نمی شود؛ چه اینکه تنها چیزی که در این میان دیده می شود رمان های عربی است که توسط بوکر عربی به آن جایزه داده شده است؛ از جمله کتاب «ترمی بشرر» نوشته «عبده خال» و همچنین برخی کتب رمان نویسان لبنانی.

گزارش از :سجاد اسلامیان

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۶۱۲- ۷ سال زندان برای خانواده چینی به جرم تماشای فیلم +محبت به کفر

۲۶ اردیبهشت

محمت توکستی، یک مسلمان اویغور که از چین به کانادا تبعید شده معتقد است که سیاست دولت چین ایجاد ثبات به هر قیمتی بوده و ریشه بسیاری از تراژدی‌های خانوادگی اینچنینی در سین کیانگ می‌باشد.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه» به نقل از aboutislam.net،  یک مسلمان اویغور چینی همراه با خانواده‌اش به جرم تماشای فیلمی درباره مهاجرت مسلمانان، به ۷ سال زندان محکوم شد. جرم این خانواده چینی تماشای فیلمی بود که توسط مقامات چینی حساس اعلام شده بود.gain

علی یاسین ساکن شهر چاگراگ در اقسو ، واقع در شهرستان اونسو بود که از می ۲۰۱۵ در بازداشت بسر می‌برد. به گفته منابع آگاه، مسئولین امنیتی مدعی شدند یاسین و اعضای خانواده‌اش قصد دارند پس از تماشای این فیلم به خارج از کشور سفر کرده، به گروه‌های جهادی بپیوندند. در این مدت یاسین، به همراه خواهران و شوهر خواهرانش در بازداشت بسر می‌برده‌اند.

حسن عیسی، رئیس امنیتی روستای یاسین به خبرنگاران گفت: در این فیلم مزرعه‌دارانی بودند که برای بقاء و فراهم کردن تحصیلات برای فرزندانشان تلاش می‌کنند. این فیلم هیچ نشانه‌ای از مخالفت با دولت نداشت، من که هیچ نشانه‌ ضدحکومتی در این فیلم ندیدم. به عنوان یک رئیس امنیتی توضیح دادن این مسائل برای مردم کار بسیار دشواری است. و من به سختی می‌توانم این اتهامات را برای مردم روستا موجه نشان دهم. هیچ مفهومی ندارد و بسیار ناعادلانه است.

محمت توکستی، یک مسلمان اویغور که از چین به کانادا تبعید شده معتقد است که سیاست دولت چین ایجاد ثبات به هر قیمتی بوده و ریشه بسیاری از تراژدی‌های خانوادگی اینچنینی در سین کیانگ می‌باشد.

توکستی که معاون رئیس سابق کنگره جهانی اویغور در مونیخ بوده، در این باره می‌گوید: چین می‌خواهد مسلمانان اویغور در سرتاسر کشور احساس کنند که دولت همیشه آن‌ها را زیر نظر دارد. تنبیه کردن تمام اعضای یک خانواده شیوه‌ای است که پیش از این نیز برای ساکت کردن اویغورها استفاده می‌شد تا هر گونه جنبش مقاومتی را در نطفه خفه کنند.

اویغورها

اویغورها مردم ساکن شمال غرب چین هستند که در ایالت خودگردان سین کیانگ یا ترکستان شرقی (اویغورستان) به مرکزیت اورومچی زندگی می‌کنند. مردم اویغور از اقوام ترک و مسلمان سنی هستند.

اویغورها یکی از معروف‌ترین ملل ترک هستند که فرهنگ و زبان آنها پایه سایر زبان های ترکی محسوب می‌شود و از اولین ملل ترک زبان بوده‌اند که به دین اسلام گرویده‌اند.

سابقه نفوذ چینی‌ها در ترکستان شرقی به دوره باستان می‌رسد. درطول تاریخ ترکستان بزرگ حکومت‌های مستقل خود را داشته‌است و رابط چین با دنیای اسلام در آسیای مرکزی بوده‌است. اویغورها قسمت بزرگی از جاده ابریشم را در دست داشتند و از این راه ثروتمند و متمدن شده بودند. اقوام مهاجم قرقیز در سال ۲۱۹ هجری خورشیدی امپراتوری اویغورها را نابود کردند. در قرون معاصر در سال ۱۸۸۴ میلادی در دوره امپراطوری منچو، چینی‌ها ترکستان شرقی را تسخیر کردند و نام آنرا تغییر داده «سین کیانگ» نامیدند که در زبان چینی به معنی «مرز جدید» می‌باشد.

سرکوب اویغورها توسط دولت چین

تا کنون اویغورها بارها  برای استقلال از چین تلاش کرده‌اند که بی‌نتیجه مانده. و دولت چین مکرراً سعی در تروریست خواندن استقلال طلبان اویغور کرده است.

حکومت مرکزی چین در سرکوب مسلمانان اویغور بسیار فعال بوده‌، به طوری که از ۹۳۸ مدرسه زبان عربی که در سال ۱۹۸۹ مشغول به کار بودند، آخرین مدرسه این گروه در ۱۹۹۶ توسط دولت چین تعطیل شد. در سال ۲۰۰۵ نیز ۳۷ دانش آموز به جرم آموختن اسلام در کلاسهای آموزشی اسلام دستگیر شدند و دانشجویان به جرم اعمال دینی از دانشگاه‌ها اخراج شدند. شاغلینی که نماز می‌خوانند، از سر کار اخراج شده، امامان ۲۳۰۰۰ مسجد این ناحیه مجبورند نام و تعداد نمازگزاران مساجد خود را به مقامات دولتی گزارش بدهند. گزارش ها حتی حاکی است که مسلمانان اویغور اغلب تحت فشارند تا مشروبات الکلی بنوشند و در روزهای ماه رمضان غذا صرف کنند. سازمان عفو بین‌الملل معتقد است که ۵۰۰ اویغور از ۱۹۸۵ تا کنون به جرم «استقلال طلبی» اعدام شده‌اند.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۶۱۱-تراشیدن اجباری ریش در تاجیکستان+ محبت به زور و اجبار

۲۶ اردیبهشت
 پارلمان تاجیکستان نیز قانونی را تصویب کرده که این پس گذاشتن اسامی عربی به نوزادان جدید در این کشور ممنوع اعلام است. از سوی دیگر حجاب اسلامی به طور رسمی در مدارس و دانشگاه‌های پاکستان ممنوع شده و حکومت تاجیکستان ۱۷۰۰زن محجبه را مجبور کرده تا حجاب خود را بردارند.
res
 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۶۱۱- چه کسانی با شیر خوردن مَحرم می شوند؟ +محبت از جاده شیر خوردن

۲۶ اردیبهشت

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به استفتائاتی، احکام مَحرمیت و ازدواج خویشان رضاعی را بیان کردند.

آیت الله مکارم

خبرگزاری«حوزه»، متن سؤالات و پاسخ های این مرجع تقلید را منتشر می کند.

* حکم ازدواج فرزندان مادر رضاعی با برادران و خواهران کودک شیر خورده

پرسش: چنانچه کودکی شیر زنی را با شرایط آن بخورد برادران و خواهران او می توانند با فرزندان آن زن ازدواج کنند؟

پاسخ: آن کودک شیر خورده، نسبت به تمام فرزندان آن زن محرم است، ولى برادران و خواهران او می توانند با فرزندان آن زن ازدواج کنند.

* محارم رضاعی شیرخوار

پرسش: چه کسانی به کودکی که از غیر مادر خود شیر می خورد، محرم می شوند؟

پاسخ: هرگاه زنى کودکى را با شرایط شرعی، شیر دهد آن بچه به این عدّه محرم مى‏شود: ۱- خود آن زن و او را مادر رضاعی مى ‏گویند. ۲- شوهر آن زن که شیر مربوط به اوست و او را پدر رضاعی گویند. ۳- پدر و مادر آن زن هر چه بالا روند، اگر چه پدر و مادر رضاعی او باشند. ۴- بچه ‏هایى که از آن زن به دنیا آمده ‏اند یا به دنیا مى ‏آیند. ۵- بچه ‏هاى اولاد آن زن هر چه پایین روند چه از اولاد او به دنیا آمده، یا اولاد او آنها را شیر داده باشند. ۶- خواهر و برادر آن زن اگر چه رضاعی باشند. ۷- عمو و عمّه آن زن اگر چه رضاعی باشند. ۸- دایى و خاله آن زن اگر چه رضاعی باشند. ۹- اولاد شوهر آن زن که مربوط به اوست هر چه پایین روند، اگر چه اولاد رضاعی او باشند. ۱۰- پدر و مادر شوهر آن زن که مربوط به آن شوهر است هر چه بالا روند. ۱۱- خواهر و برادر شوهرى که مربوط به اوست اگر چه خواهر و برادر رضاعی او باشند. ۱۲- عمو و عمّه و دایى و خاله شوهرى که شیر مربوط به اوست هر چه بالا روند اگر چه رضاعی باشند، همچنین عدّه دیگرى که در مسایل بعد گفته مى ‏شود به واسطه شیر دادن محرم مى ‏شوند.

پرسش: آیا شوهر زنی که به بچه دیگری شیر می دهد، به خواهران شیرخوار محرم می باشد؟

پاسخ: هرگاه زنى بچه ‏اى را با شرایط شیر دادنی که موجب محرمیت می گردد شیر دهد شوهر آن زن که شیر مربوط به اوست به خواهرهاى آن بچه محرم نمى ‏شود، ولى احتیاط مستحب آن است که با آنان ازدواج نکند، همچنین خویشان شوهر با خواهر و برادر آن بچه محرم نمی شوند.

* عدم محرمیّت مادر رضاعی به برادران شیرخوار

پرسش: آیا زنی که به بچه ای شیر می دهد، به برادران شیرخوار محرم می شود؟

پاسخ: هرگاه زنى کودکى را شیر دهد به برادرهاى آن بچه محرم نمى ‏شود و نیز خویشان آن زن به برادر و خواهرهاى بچه ‏اى که شیر خورده محرم نمى ‏شوند.

* محرمیّت با دختر شیر خورده از خواهر یا زن برادر او

پرسش: اگر خواهر يا زن برادر من به کسی شير بدهد آیا آن شیرخوار محرم من می گردد؟

پاسخ: انسان با دخترى که خواهر انسان یا زن برادر او از شیر مربوط به برادرش او را شیر کامل داده باشد محرم است و نمى ‏تواند با او ازدواج کند.

* محرمیّت با دختر شیر خورده از خواهرزاده یا برادرزاده او

پرسش: اگر خواهرزاده يا برادرزاده شخصی به کودکی شير بدهد، آیا آن شیرخوار محرم آن شخص می شود؟

پاسخ: انسان با دخترى که خواهرزاده یا برادرزاده انسان به او شیر کامل داده محرم است و نمى تواند با او ازدواج کند و همچنین اگر نوه خواهر یا نوه برادر انسان آن دختر را شیر داده باشد.

* حکم محرمیّت در صورت شیر دادن یک زن به چندين بچّه

پرسش: اگر زنى از شير مربوط به يك شوهر، چندين بچّه را شير دهد محرميّت آنان چه حکمی دارد؟

پاسخ: هرگاه زنى از شیر مربوط به یک شوهر، چندین بچّه را شیر دهد همه آنان به یکدیگر و به شوهر و زنى که آنان را شیر داده محرم مى ‏شوند.

* بچه هایی که توسط همسران یک مرد شیر داده شده اند

پرسش: هرگاه همسران یک مرد کودکانی را شير كامل دهند حكم محرميت آنان چیست؟

پاسخ: آن بچّه‏ ها به یکدیگر و به آن مرد و به همه آن زنان محرم می شوند.

* عدم محرمیّت خواهر و برادرِ کودکانِ شیرخورده از یک زن مشترک

پرسش: آیا خواهر و برادر بچه ای که از زنی شیر خورده به خواهر و برادر بچه دیگر که از همان زن شیر خورده محرم می شوند؟

پاسخ: هرگاه زنى از شیر مربوط به یک شوهر پسر و دخترى را شیر کامل دهد آنها به هم محرم مى ‏شوند، ولى خواهر و برادر آنها به یکدیگر محرم نمى ‏شوند.

منبع: پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله العظمي مکارم شیرازی

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۶۱۰-پدرم عصمت دوران کودکی را نگه داشته بود/ آیت الله بهجت حقیقت گناه را می دید و مرتکب آن نمی شد +حفاظت از محبت دوران کودکی

۲۶ اردیبهشت

یشان به هیچ کرامتی ازخود اعتراف نکرد، بلکه درتمام عمرآنها را کتمان می کرد و از کسی هم که فهمیده بود، عهد می گرفت تازنده است به کسی چیزی نگوید.آقای بهجت از کودکی در اثر عبادت زیاد، پرده‌ها از جلوی چشمانش کنار رفته بود، بنابراین گناه را می‌دید و مرتکب آن نمی‌شد

 خبرگزاری «حوزه» در گفتگوی صمیمی با حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی آقا بهجت در بیتی که یادآور سال ها عبادت و تهذیب نفس بهجت عارفان می باشد، گوشه ای از سبک و سیره زندگی آن عالم روشن ضمیر را مورد بررسی قرار داده است.

مشروح گفت و گو به مناسبت سالروز رحلت جانگداز آن مرجع عارف در ادامه می آید.

*نگاهی کوتاه به زندگی آیه الله بهجت

به منظورآماده شدن ذهن خوانندگان محترم، مختصري از شخصیت آیت الله بهجت بفرمایید؟آیه الله العظمی بهجت

برای صحبت کردن پیرامون شخصیت های ممتاز آنچه ابتدا لازم است، علم و آگاهی است؛ علم و آگاهی نیز یا از طریق فرد به دست می آید یا از طریق اطرافیان، نزدیکان و دوستان. البته یکی از ویژگی های آیت الله بهجت این بود درباره خودش اصلاً با کسی صحبت نمی‌کرد، سکوت مطلق بود، نقشه‌ها می‌کشیدیم، برنامه‌ها می‌ریختیم، تا یک سؤال ساده ای را از ایشان بپرسیم و جواب بگیریم، لذا چیزهایی را شاید در عرض پانزده سال زمان توانستم به دست بیاورم. آن هم بسیار رقیق و سانسور شده نقل می کردند. به این معنا که آن را باز نکردند، طبعشان اینگونه بود.

البته همین مقدار هم در مقایسه با دیگر عرفا فرصت بسیار خوبی بود، مثلا شخصیتی چون مرحوم آیت الله قاضی به اندازه ای اهل کتمان بود که بیرون از شهر در یک خانه بیغوله ای زندگی می کرد. در آنجا نه برق بود و نه امکانات، بلکه در تاریکی‌ها می‌رفتند و جلسه می‌گرفتند. مرحوم ابوی، خودش می‌فرمود: آقای قوچانی در سیاحت شرق نوشته ما شرح تجرید را در مشهد بین الطلوعین در بیابان می‌خواندیم.

*ضرورت تهذیب در حوزه های علمیه از نگاه آیه الله بهجت

وظیفه یک روحانی تعلم بوده و هست، یادگیری احکام الله مبانی دارد، باید ادبیات بداند، منطق بداند، ولی آیا علم، همه چیز یک روحانی باید باشد؟ اگر بنا بود علم تنها هدایت گر انسان به مراحل متعالی باشد، باید عالمان و دانشمندان غیر مسلمان هم هدایتگر می‌شدند، اگر علم تنها قرار بود، مُهدی باشد، آن اصحاب رسول الله همه باید هادی باشند چرا نبود؟ چرا حضرت رسول از آن جوان می‌پرسند، چرا رنگت پریده، می‌گوید اصبحت موقنا به رسول الله، چرا این همه اصحاب و بزرگان صحابه در کنار حضرت بودند، لکن خطاب پیامبر به این شخص بود؟، این یقین از کجا بود که گیر آن‌ها نیامد. مگر حضرت چیز خصوصی در گوش آن شخص گفته بود؟ نه!  او آموخته بود خودش را هم همگام کند. این را یاد گرفته بود. و با دقت عامل اخلاق عملی شده بود، نمونه دیگر، تمام آن‌هایی که اصحاب رسول الله بودند، یک طرف، اما یک ایرانی بلند شده رفته صحابی پیامبر(ص) می شود و به: «سلمان منا اهل البیت»؛ لقب گرفت بنابراین، مقام آن است که همراه رسول الله باشد، همسفر باشند، و شیعه واقعی باشند، دنباله رو واقعی باشند، «منا اهل البیت». همان سلوک عملی و سالک الی الله شدن از زمان پیامبر(ص) است.

متأسفانه در حوزه‌های علمی گاهی فقط به علم اکتفا کردند و در حالی که اصل قضیه تهذیب بود. آیا پیامبر با اینکه مردم، تازه مسلمان شده بودند، هر روز می نشست برای این‌ها مسئله بگوید؟ مهم تهذیب بود و می‌خواست مکارم اخلاق را به آنان بیاموزد.

*تفقه در دین، تنها یادگیری فقه نیست

البته آیت الله بهجت معتقد بودند، کسانی که به سلک روحانیت در می آیند و لباس سربازی امام عصر(عج) را تن می کنند، در کنار خودسازی اخلاقی و عملی، باید تا پایان عمر، از پرداختن به مسائل علمی بویژه فقه، غفلت نورزند.

*تفسیر که علم نیست؟آیه الله العظمی بهجت

در یک مصاحبه ای تلویزیونی از  شخصی که صاحب مقام و رتبه بود، شنیدم می گفت: ما در نجف چقدر فقه خواندیم، چقدر اصول خواندیم، چه کردیم، چه کردیم. آخرش خبرنگار پرسید، شما در علم تفسیر هم آنجا دوره ای دیدید؟ گفت؛ تفسیر علم نیست، بررسی آیات فقهی قرآن با علما است و آیات انذارش هم اهل منبر مشغول هستند. بقیه هم قصص است. یعنی اینقدر قرآن مهجور است. این همه می‌گوید: «لیزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه» آیا این تزکیه خودبخود حاصل می‌شود؟، آیا قهری است؟، کی حاصل شد، برای چه کسی حاصل شد. لذا اهل عرفان، چوب همین افرادی را خوردند که همه چیز را در قشری گری تجزیه کردند و همه را منحصر کردند در پوسته ای از مذهب که البته لازم است، اما کافی نیست و جان مذهب که لقاء الله است، الی الله المصیر، را رها کردند.

*آیا با توضیح المسائل می شد، مارکسیت ها را مسلمان کرد؟

من شاگرد شهید مطهری در فلسفه بودم، فلسفه غرب را پیش ایشان خواندام، انقلاب که شد، کمونیست‌ها آنقدر فعالیت کردند من در صحن امام رضا (ع) دیدم، تمام صحن محاصره گروه‌های مارکسیستی بود، یک طلبه در مشهد نبود جواب بدهد. آستین را بالا زدیم، تا توانستیم آن‌ها را از آنجا با برهان و استدلال بیرون کنیم. و یک کم آرام گرفتیم. اگر از مسایل فلسفی اطلاعی نداشتیم، آیا با توضیح المسائل می‌شد جامعه را مسلمان کرد؟، تاکنون چند  از نفر مارکسیست‌ها را مسلمان کرده اند؟ توضیح المسائل برای افراد متدین و معتقد است. مرحوم امام(ره) وقتی پیغام فرستاد برای گورباچف، آیا پیام داد که رساله عملیه را بخوانید یا، مطالب فلسفی را ببینید، مطالب فلان را ببینید، اگر اهل عقل هستید، اهل تدبر هستید، ما مسلمانان در تدبر در عالم اول هستیم.

*خاطره آیه الله بهجت از شیخ انصاری

شیخ انصاری با نان و دوغ زندگی می کردند. شب‌ها گاهی نان نداشت، با یک چشم شد، شیخ انصاری، با این همه فقر و مشکلات از تهذیب هم غافل نبود و تا آخر عمر به درس اخلاق اهتمام جدی داشت. مرحوم آیت الله بهجت گفت من بروم ببینم شیخ انصاری، چطور به این مرحله علمیت رسید، آمد نجف، یادش آمد که از قفقاز پولی به او داده بودند،  و اجازه گرفته بود بین طلبه‌ها تقسیم کند، به هر طلبه ای یک تومان می‌رسید، شیخ انصاری را، یک دفعه در حرم دید. رفت به او سلام کرد و از آن مبلغ یک تومان را به شیخ داد و او گفت: برای چیست، گفت؛ این پولی است که قرار است تقسیم کنیم؛ به هر طلبه ای یک تومان می رسد، این سهم شما است. شیخ انصاری گفت؛ من الان یک تومان نیاز ندارم. نیاز من با بدهی و با خرج امروز،  دو قرون است. من بیشتر از نیازم قبول نمی‌کنم. گفتند به همه می رسد، شما بگیر برای بعد نیاز می شود، گفت؛ من برای آینده نمی‌گیرم. اصرار کرد و خلاصه گفت؛ خیلی خوب دو قرون را بگیرید، گفت من پول خرد ندارم. قرار گذاشتیم با ایشان برویم پیش فلان کفشدار این پول را خرد کرده و سهم ایشان نزد او باشد، این عالم، هم علم هم تهذیب دارد. و مرجعیت حق ایشان است.

*تایید الهی، اولین مرحله عرفان آیه الله بهجت

به نظر شما، که سال ها در کنار آیه الله بهجت حضور داشتید و با ایشان همنشین بودید و از نزدیک، با ایشان حشر و نشر داشتید، عرفان آیه الله بهجت را در چه می بینید؟

عوامل مختلفی دخالت داشتند. اول، تایید الهی بود. خداوند استعداد هر قطره ای را می بیند و استعدادهایش را به فعلیت می‌رساند. ابوی ما نیز از استعدادها استفاده کرده و بهترین نحو استفاده را داشته اند.

*کودکی آیت الله بهجت و پیروی از روحانیت مهذب

از همان کودکی از بچه‌ها جدا شد و به جای بازی با کودکان در پی عالمی وارسته و الگویی از روحانیت بودند. در محله شان یکی که از شاگردان مرحوم میرزا حبیب الله رشتی زندگی می کرد. خیلی اهل ورع و صاحب کراماتی بود، بنابراین سال ها قبل از رسیدن به بلوغ دنبال او راه می رفته و مثل وی عبادت می کردند، وقتی همه بزرگان شهر این استعداد را در او دیدند، پدرم را تشویق کرده بودند تا برای تحصیل به عراق بروند.

شرکت در درس مرحوم کمپانی اصفهانی

در سن سیزده سالگی، به عراق می روند. پدرم، می فرمود: هنگامی که وارد کربلا شدم، بیش از یک سال طول کشید تا مکلف شدم. ایشان در چهار سال نخست اقامتش در عراق، در شهر کربلا، سکونت داشت. و سپس دوازده سال در نجف بودند. در طول این سال ها خیلی متحیر هستیم که ایشان چه راهنمایی داشته که بهترین‌ها را انتخاب می‌کرده اند؟، از آقا پرسیدم چه کسی شما را برای تحصیل راهنمایی کرد؟ لبخندی زد و گفت؛ یکی از دوستان کربلایی ما. به من جمله ای گفت که هنوز نتوانستم آن را کاملا درک کنم. آن جمله این بود، نحوه انتخاب استادت خیلی خوب بود. مرحوم آیت الله بهجت در کنار فقه و اصول در سیر و سلوک معنوی از محضر علامه کمپانی اصفهانی نیز بهره ها برد.

بعد ایشان برای ادامه تحصیل، به نجف مشرف می شوند. در آن زمان معمول بوده . طلاب از میان چند درس مشهور، ، یکی از آنها را انتخاب کنند. اصول آقا ضیا چهار سال، اصول مرحوم نائینی هفت سال و اصول مرحوم کمپانی چهارده سال طول می کشید، لذا می گفتند؛ انسان عمرش را نباید تلف کند و به درس مرحوم کمپانی برود، اما دقیقا آقا برعکس عمل کرده و به درس مرحوم کمپانی که ۱۴ سال طول کشید، رفتند.

یکی از مراجع بزرگ هم عصر مرحوم آیت الله بهجت گفت؛ شانس شما بود که خدمت مرحوم کمپانی و آقای قاضی رسیدید. آقا لبخندی زدند. لذا این افراد خود ساخته ای بودند. آن هم به تایید خدا؛ عامل همه این حرف ها این بود که در اثر مراقبه و ترک معصیت و انجام عبادات از اول کودکی تا آخر عمر حاصل شده است.

*آیت الله بهجت و شرکت در درس علامه قاضیآیه الله العظمی بهجت

گویا بیشترین بهره را ایشان در عرفان و اخلاق، از علامه قاضی داشته اند؟ مرحوم ابوی ما، از همان زمانی که وارد نجف می شود به درس آقای قاضی می روند.

*راز اینکه آیت الله بهجت، بهجت شدند

در خاطرات خواندیم و از دیگران هم شنیدیم مرحوم قوچانی، درباره آیت الله بهجت، تعابیر بسیار عجیبی از جمله کرامت موت اختیاری و خلع بدن و … را برشمرده بودند، در صورت امکان قدری راجع به این موضوع توضیح دهید؟

این را پسر مرحوم آسید جمال گلپایگانی برای من فرمودند، مرحوم آسید علی آقا دوست صمیمی آقا نقل کرده؛ مرحوم هاتف قوچانی که شاگرد آقای قاضی هم بوده، روزی به من گفت: راز اینکه آقای بهجت، بهجت شد را به تو بگویم. گفتم؛ بگو، گفت آقای بهجت از کودکی در اثر عبادت زیاد پرده‌ها از جلوی چشمانش کنار رفته بود، بنابراین گناه را می‌دید و مرتکب آن نمی‌شد، حضرت آیت الله جوادی آملی نیز برای من نقل کردند؛ بعضی در همین دنیا همه مسائل را می ببینند. آتش را می بینند. بنابراین مرحوم پدرم عصمت کودکی خود را نگه داشته بودند و این را به کسی بروز نداده بود. آقای قوچانی نقل می کند: بیش از بیست مقام بزرگ و عطیه الهی را خدا به ایشان داده بود، ولی چه کنم که عهد کرده اند تا زنده است، به کسی نگویم، مرحوم قوچانی، شاگرد آقا بود، ولی قبل از حضرت آقا از دنیا رفت.

*شاید به زبان دیگر گفتم

ایشان به هیچ کرامتی از خود اعتراف نکرد و در تمام عمر آنها را پوشاند. از آن کسی هم که فهمیده بود، عهد می گرفت تا زنده است، به کسی چیزی نگوید. سال ها زمان و نقشه لازم داشت تا یکی از کرامات ایشان را متوجه بشویم. وقتی می پرسیدیم: چرا در گذشته، علماء کراماتشان، ظاهر بود، اما حال چنین نیست؟ می فرمود: اکنون، باور آن برای مردم، مشکل است. فقط زحمت و رنج آن برای شخص می ماند. با این توجیه، سعی می کرد رازی فاش نشود. وقتی درخواست می کردند کراماتی و عطیه ای ذکر کنند، در پاسخ می فرمود: گفتنی نیست. اصرار می کردند: اگر لازم بود، گاهی می فرمود، شاید به زبان دیگری گفته ام.

*صبر کنید همه رساله خود را نشر دهند

سیرو سلوک، مانع تحصیل و ترقی علمی ایشان نبود. در قم و در درس آیت الله بروجردی، بنابر نقل مرحوم آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری، انگشت نشانه ها، به سوی او بود. با اینکه ایشان فقیهی شناخته شده اند و بیش از سی سال بود اشتغال به تدریس خارج فقه و حتی اصول داشتند، ولی همواره از پذیرش مرجعیت سرباز می زدند. بعد از قبول مرجعیت هم، هیچ فرقی نکرده، تبلیغ رساله عملیه را ممنوع کرده بودند. و دستورشان این بود: "صبر کنید همه رساله خود را نشر دهند. بعد اگر کسی ماند و از دیگران تقلید نکرد و فقط خواست از ما تقلید کند، آن وقت رساله مرا منتشر کنید". در پاسخ به اصرار علاقمندان به نشر آثار علمی خویش، می گفت:"آثار علمی علمای گذشته بر زمین مانده است، بروید آنها را چاپ کنید."

کمترین لقب را هم نپذیرفتند. بلکه از کلمه عبد یا العبد استفاده می کردند. اصلاً دیگر معمول شده بود و خیلی ‌ها در حوزه‌ها ایشان را با نام العبد می شناختند.

*همکاری آیت الله بهجت در تدوین سفینه البحار

ایشان کار قلمی خود را در ایام جوانی با محدث قمی آغاز کردند، در تدوین و تألیف سفینة البحار، با وی همکاری داشته است؛ بنابراین مطابق با اسناد موجود قسمت زیادی از سفینه البحار خطی، به خط آیت‌الله بهجت است.

*عوامل موفقیت آیت الله بهجت

به طور خلاصه بفرمایید اگر بخواهیم تمام زندگی آیت الله بهجت را در چند جمله خلاصه کنیم، چه عواملی در موفقیت ایشان، دخالت داشته است؟

آیت الله بهجت، معتقد بودند و  می فرمود: مراجعه به تراجم علمای سلف، به‌منزله مراجعه به کتاب‌های معتبر اخلاقی است. هرکس که طالب تهذیب و ترقی در امور معنوی است و می‌خواهد از زندگی و عمر خود استفاده کند، شایسته است به شرح احوال آنها نگاه کند که ایشان چه کارهایی می‌کردند.

با این مقدمه، وقتی زندگی و شخصیت آیت الله بهجت را بررسی می کنیم، چندین عامل در موفقیت ایشان، تاثیرگذار بوده است که در ادمه ذکر می شود:

۱. عصمت کودکی و جدایی از امیال کودکی؛آیه الله العظمی بهجت

۲. الگوپذیری از روحانیت عالم و مهذب است؛

۳. جدیت در علم ؛

۴. هدایت معنوی در تهذیب؛

۵. داشتن عشق و علاقه به لقاء الله؛

۶. شناخت اساتید واقعی در فقه، اخلاق و عرفان؛

۷. پشتکار و صبر؛

۸. شناخت استعدادی درونی؛

۹. آسان شمردن مشکلات؛

۱۰. تعبد به اجرای شریعت و فقه.

بنابراین، ایشان عرفان حقیقی را در تقیّد به  عبودیت و همچنین اجرای احکام شریعت می‌دانستند. این موارد مجموعه ای هستند و دست به دست هم داده و آیت الله بهجت، توانستند مراحل عرفان ناب شیعی را با موفقیت پشت سر گذاشته و به قله تهذیب برسند.

 

گفت و گو: حجت الاسلام مصطفی امیری

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۶۰۹-از برچیدن بساط بهائیان چیذر تا خدمت بی منت به مردم + محبت به مبارزه

۲۶ اردیبهشت

آیت الله طاهری شیرازی به دستور آیت الله العظمی بروجردی از قم به تهران هجرت کرد در مدت حدود ۵۵ سال حضور در پایتخت ایران اسلامی چندین مدرسه علمیه، مسجد، موسسه خیریه و صندوق قرض الحسنه راه اندازی کرد.

خبرگزاری «حوزه»/ آیت الله سیدنورالدین طاهری شیرازی از تبار عالمانی است که دنیای خود را وقف خدمت به دین و مردم کرده و با هجرت به تهران به امر آیت الله العظمی بروجردی(ره)، حدود ۵۵ سال علاوه بر تدریس و تبلیغ و ترویج معارف اهل بیت(ع)، با اقدامات فرهنگی و عام المنفعه مانند ساخت مسجد، حوزه علمیه، درمانگاه، صندوق قرض الحسنه، موسسات خیریه و … خدمت به دین و مردم را بر راحتی و آسایش خویش ترجیح داد و سرانجام پس از عمری تلاش و مجاهدت علمی، تبلیغی و فرهنگی، شب گذشته به لقاء الله پیوست.

آنچه در پی می آید گفتگوی خبرگزاری «حوزه» در ششم خرداد ۱۳۸۹ با آیت الله طاهری شیرازی است که با باز نشر آن، یاد و خاطره آن عالم فقید گرامی داشته می شود.

*لطفاً مختصری از زندگی  خود را بیان نمایید؟

بنده درسال ۱۳۰۲ هجری شمسی در شیراز در خانواده ای روحانی به دنیا آمدم، پس از اتمام دوره دبیرستان، در مدرسه آقابابا خان به همراه خاله زاده خود، آیت الله مکارم شیرازی نزد استاد آیت الله شیخ محمدعلی موحد به تحصیل علوم حوزوی مشغول و در سال ۱۳۲۱ هجری شمسی به لباس روحانیت ملبس شدم.

*از چه سالی در قم مشغول به تحصیل  شدید و از محضر چه اساتیدی بهره بردید؟آیت الله طاهری شیرازی

در سال ۱۳۲۳ هجری شمسی به امر پدرم برای تحصیل در حوزه علمیه قم، به این شهر مقدس هجرت نموده و در مدرسه دارالشفاء قم مشغول به تحصیل شدم، مقداری از رسائل را نزد آیت الله سلطانی و آیت الله بهاء الدینی خواندم و جلد دوم درس کفایه را نزد آیت الله مرعشی نجفی آموختم و در اولین دوره درس خارج آیت الله محقق داماد (ره)  شرکت کردم. در همان زمان نیز از محضر آیت الله العظمی بروجردی نیز بهره جستم.

*خاطراتی از فعالیت خود درآن زمان بیان کنید؟

خاطرات آن زمان بسیار زیاد است، در قم، مدرسه اسلامی، بسیار کم بود، با مساعدت آیت الله العظمی بروجردی که ۱۶ سال شاگردی ایشان را کرده بودم، مدرسه رضوی را به عنوان مدرسه اسلامی راه اندازی کردم و باز با مساعدت ایشان، پیگیر احداث سدی برای مهار آب رودخانه قم از طریق دکتر مصدق شدم، بالاخره سدی بر روی رودخانه احداث شد. در همان زمان نیز در کنار منزلم مسجدی برای اهالی محل ساختم.

*علت هجرت به تهران چه بود؟

در سال  1340 هجری شمسی مرحوم آقاشیخ علی عرب نهاوندی از علمای معروف آن زمان در محله چیذر شمیرانات به دیار حق شتافتند و بهائیان با اجاره منازل آنجا شروع به فعالیت کردند و حظیرة القدس ساختند و این موضوع به حضرت آیت الله العظمی بروجردی رسید و به واسطه اینکه بنده با ایشان روابط تنگاتنگی داشتم، بنده را انتخاب کردند تا به آن منطقه مهاجرت نمایم، درهمان زمان آیت الله مرعشی نجفی با این تصمیم موافق نبودند زیرا معتقد بودند که حضور بنده در قم بهتر است اما با این حال بنده تولیت مسجدی را که در اختیار داشتم به فرد مطمئنی واگذار کرده و به اتفاق خانواده ام به منطقه چیذر هجرت کردم و با شش ماه فعالیت مداوم بساط بهاییان در آن منطقه برچیده شد.

*چرا پس از اتمام ماموریت خود به قم بازنگشتید؟

با توجه به سرقتی که از منزل بنده شد، مجبور شدم به خاطر خانواده، منزل کوچکی را در منطقه قلهک اجاره کنم، اهالی همان منطقه که از فعالیت های بنده آگاه بودند، از من خواستند که مسجدی در آن منطقه احداث کنم. لذا زمینی به مساحت۴۶۰ مترمربع که روبروی منزل ما قرار داشت با کمک خیرین خریداری کرده و ساخت آن را شروع کردیم، در همان زمان حضرت امام خمینی (ره) که به واسطه بیماریشان در شمیران حضور داشتند، به منزل بنده آمدند و پس از گفت و گوها پیرامون موضوعات مختلف از ایشان خواستم تا درخصوص فعالیتم در یکی از دو منطقه مرا راهنمایی کنند، ایشان به بنده فرمودند «ببینید کجا برای اسلام می توانی بهتر کار کنی » و لذا با این فرمایش، استخاره کرده و فعالیت های خود را در منطقه قلهک ادامه دادم و مسجد چیذر را به یکی از طلاب بسیارموفق به نام سیداصغری واگذار کردم.

*از چه زمانی در مسجد حجت بن الحسن فعالیت خود را آغاز کردید؟

نزدیک به ۲۲ سال از فعالیتم در منطقه قلهک می گذشت که با پیشنهاد اهالی خیابان …… دولت ( فرح سابق) مواجه شدم، این منطقه در زمان رژیم طاغوت به لحاظ فرهنگی دچار مشکلات عدیده ای بود، به عنوان مثال نزدیک به ۱۷ مشروب فروشی در آن قرار داشت و پس از انقلاب اسلامی نیز آنگونه که باید تغییری در وضعیت فرهنگی آن ایجاد نشده بود و مسجد حجت بن الحسن هم  فعالیت رو به رشدی نداشت، لذا اهالی متدین و انقلابی به لحاظ شناختی که از بنده داشتند، به همراه حجت الاسلام انواری مسئول مرکز رسیدگی به امور مساجد آمدند و از بنده خواستند که فعالیت در مسجد آنان را آغاز کنم، در ابتدا حاضر به انجام این کار نبودم چون مشکلات بسیاری وجود داشت، در وقف نامه آن پای حضرت امام خمینی (ره) و آیت الله خویی در میان بود که پس از کسب نظر آنان و تایید سپردن تولیت مسجد به بنده و انجام استخاره، درست سه ماه قبل از فوت حضرت امام(ره)  به مسجد آمدم و خداوند نیز در آغاز فعالیت مرا بسیار کمک کرد.

*عوامل موفقیت خود در اداره مسجد را در چه می‌دانید؟

بنده در همان زمان حضورم نقاط ضعف، عدم پیشرفت مسجد را مورد بررسی قرار دادم و با دعوت از ساکنین  منطقه از آنان خواستم که هیات امنایی برای مسجد انتخاب کنند و در همان جلسه اعلام کردم که هیچ نظر و چشم داشتی به مسائل مالی این مسجد نداشته و هیات امنا باید به همه کارها بویژه مسائل مالی بپردازد و از همان زمان تاکنون در هیچ مساله مالی دخالتی نکردم زیرا معتقدم مردم عملکرد روحانیون را زیر ذره بین گذاشته وکوچک ترین خطا را بسیار بزرگ نشان می دهند. لذا به بنده اعتماد کردند و همین امر هم رمز موفقیت ما در فعال شدن این مسجد شد.

*ساخت مدرسه علمیه حجت بن الحسن(عج) را از چه زمانی آغاز کردید؟آیت الله طاهری شیرازی

از همان زمانی که تولیت مسجد را قبول کردم به فکر ساخت مدرسه علمیه ای برای این منطقه بودم زیرا که در منطقه چیذر نیز با ساخت مدرسه علمیه قائم این تجربه را داشتم.، به هر حال  هرکاری را که می خواهم  انجام دهم به احدی نمی گویم و فقط با خدای خود درمیان می گذارم لذا در سال ۱۳۷۸ هجری شمسی ساختمانی به مساحت ۴۶۰ مترمربع که در کنار مسجد واقع شده بود را با تلاش بسیار و کمک و مساعدت افراد خیر خریداری کردم و به دلایل مختلف صلاح دیدم تولیتش با بنده نباشد ولی نظارت بر آن را قبول کردم. ساختمانی بسیار مناسب بنا شد که طبقه همکف آن به مسجد اضافه و طبقه اول درمانگاه و طبقات دیگر مدرسه علمیه حجت بن الحسن  شد و الحمدالله این مدرسه رونق گرفت و همه مخارجش نیز تامین می شود.

*از طرف حضرتعالی ساختمانی در قم به حوزه اهدا شده، لطفا در این خصوص توضیح بفرمایید؟

در خیابان امام خمینی (ره) قم منزلی داشتم که هنگام هجرت به تهران، آنرا در اختیار طلاب قرار داده بودم، یک باره به ذهنم رسید که آن را توسعه داده و به حوزه اهدا کنم لذا شب چهارشنبه به مسجد مقدس جمکران رفتم و با آقا صاحب الزمان نجوا کردم و این را از آیت الله العظمی بروجردی فراگرفته بودم، به خواست خدا گشایشی صورت گرفت و ساختمانی بسیار مناسب ساخته شد و به حوزه علمیه قم اهدا گردید و اکنون در اختیار مرکز تخصصی حقوق و قضا حوزه جهت تحصیل روحانیون در رشته قضا قرار گرفته است. مدیر وقت حوزه علمیه قم همان زمان با ارسال تقدیرنامه ای دستور نصب کتیبه‌ای برسردر ساختمان با عنوان اهدایی آیت الله طاهری شیرازی را صادر نمود.

پس از آن نیز یک ساختمانی در منطقه راه آهن قم که دارای ۱۱ اتاق و ۴مغازه بود به واسطه تخفیفی که صاحب ملک می داد، خریداری و با مشارکت فرد خیّری به منظور اسکان طلاب شهرستانی به شکلی مناسب ساخته شد. سند هر دو ساختمان را در دفتر ثبت اسناد با این جمله که اهدا کردم به حضرت بقیه الله، به  مدیریت حوزه علمیه قم جهت تحصیل طلاب علوم دینی شیعی اثنی عشری انتقال دادم.

*آیا اخیراً  اقدام دیگری نیز داشته اید؟

یک موسسه خیریه با مجوز قانونی در تمام مسائل از قبیل کمک هزینه ازدواج، تهیه جهیزیه، ساخت  مسجد و حسینیه، آزاد نمودن زندانیان نیازمند با عنوان «موسسه خیریه اثنی عشریه اطهر» دایر کردم و سپس صندوق قرض الحسنه آل طاهر را با مجوز رسمی در منزل خود در قلهک فعال نمودم، البته صندوق های قرض الحسنه قبا و مرتضوی نیز از ۱۵ سال پیش تاکنون فعال هستند.

*رمز موفقیت های جنابعالی چیست؟

رکن وثیق قضیه را باید این گونه بگویم که چه شد این فعالیت ها صورت گرفت، در آن زمان که در چیذر بودم، روزی جوانی آمد و گفت: از ناحیه محکمه شرع آمده و حامل پیامی است، گفت؛ رییس محکمه از  شما  تقاضای عضویت در محکمه شرع را نموده است. محکمه شرع در زمان رژیم طاغوت برای تایید نظر قضات با حضور هفت نفر تشکیل می شد، و اعضای آن نیز ماهانه مبلغ چهار هزار تومان دریافت می کردند و تنها دو روز در هفته وقت می گذاشتند، به ظاهر اقدامی خوب، اما در واقع فرمایشی بود. بنده از آن جوان پرسیدم آیا در اعلام حکم خدا آزادیم؟ وی گفت بله، من همانجا با تندی گفتم هرگز آزاد نیستیم، آیه ای از سوره کهف خواندم «وَکَلْبُهُم باسِطٌ ذِرَاعَیْهِ بِالوَصِیدِ» اگر خدمتگزار درب خانه امام زمان (عج) باشم و معارف نورانی اهل‌بیت‌(علیه‌السلام) را تبلیغ کنم ، بر همه مناصب دنیوی ترجیح دارد و گفتم برو سلام مرا به محکمه برسان و بگو خدمتگزار مکتب امام صادق‌(علیه‌السلام)  بیش از هر پست  و مقامی برایم ارزش دارد.

*توصیه حضرتعالی به روحانیون و طلاب چیست؟

مدیران، اساتید، روحانیون و طلاب باید ظاهر و باطن با امام زمان (عج) باشند، مشی و خطشان با حضرت بقیة الله(عج) باشد و دقت کنند کوچکترین انحرافی نداشته باشند، برای خداوند متعال و حضرت بقیه الله الاعظم کار کنند،‌ نه برای هوای نفس.

*سخن پایانی

منزلی در قلهک تهران دارم که تصمیم گرفته ام آنرا به حضرت بقیةالله الاعظم برای استفاده حوزه علمیه قم اهدا کنم.

گفتگو: محمد حسن نظریان- افشین گودرزی

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور