RSS
 

بایگانی برای اردیبهشت, ۱۳۹۵

۶۲۶- درخواست ۱۲۴ هزار پیغمبر از خدا در شب نیمه شعبان +محبت به انسان کامل

۳۱ اردیبهشت

سی که دوست دارد با صد و بیست هزار پیامبر مصافحه کند، باید در نیمه شعبان قبر امام حسین (علیه السلام) را زیارت کند.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»،حجت الاسلام والمسلمین محمدحسن نبوی در نوشتاری به فضیلت نیمه شعبان و توصیه های ویژۀ حضرات معصومین (ع) جهت زیارت قبر مطهر امام حسین علیه السلام در این شب پرداخته است.

امام زمان (علیه السلام) و دوازدهمین حجت شیعیان جهان، در شب نیمه شعبان چشم به جهان گشود. امید همۀ پیامبران (علیهم السلام)، اوصیاء و اولیاء الهی برای حکومت عدالت در گیتی، پا به عرصۀ جهان نهاد. نیمه شعبان خاطره انگیزترین و شادترین ایّام سال، برای شیعیان است؛ در این روز افراد گوناگون و علاقه مندان به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)، همه به گونه ای، شادمانی خود را ابراز داشته، این روز بسیار مهم را به همدیگر تبریک می گویند.

اینک با الهام از سیرۀ معصومین (علیهم السلام) مروری بر جایگاه نیمۀ شعبان در لسان روایات خواهیم داشت.

* نیمه شعبان و میلاد امام زمان (عج)

پانزدهم شعبان سال ۲۵۵ق روز میلاد منجی بشریت از گرداب های جهل و نادانی، ولی عصر امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفداء می باشد. شیخ مفید نقل می کند: «وَ كَانَ مَوْلِدُهُ ع لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ سَنَةَ خَمْسٍ وَ خَمْسِينَ وَ مِائَتَيْنِ»؛ (۱) امام زمان (علیه السلام) در نیمه ماه شعبان سال ۲۵۵ق به دنیا آمدند.»nab

گروهی از بزرگان از حکیمه خاتون حدیثی را نقل می کنند که فرمود: شب نیمه شعبان بود … شنیدم امام عسکری (علیه السلام) می فرماید: «ای عمه ام! فرزندم را نزد من بیاور.» روپوش از او کنار زدم، دیدم او در حال سجده است و بر دست راست حضرت نوشته بود؛ «جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً» (2) او را در آغوش گرفتم، ديدم پاك و پاكيزه است. آنگاه در پارچه اى پيچيده نزد پدر بزرگوارش بردم. آنجا حضرت فرمود: «اشْهَدُ اَنْ لَا اِلَهَ اِلَّا اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّدَاً رَسُولُ اللهِ وَ اَنَّ عَليّاً اميرُ المُؤْمِنينَ حَقّاً» آنگاه بر همۀ ائمه درود فرستاد تا به خودش رسيد، و براى دوستانش دعا نمود كه خداوند با فرج او آنها را دلشاد گرداند، سپس چشم گشود. (۳)

تا آنجا كه مي گويد: مثل اينكه ميان من و آقا، پرده اى آويختند به طورى كه او را نمي ديدم، از پدرشان پرسيدم آقا! بچه چه شد؟ فرمود: آن كس كه از تو و ما به او نزديك تر است، او را برد.

در اين روايت حكيمه خاتون مي گويد: چون روز چهلم شد، به حضور امام حسن عسكرى (علیه السلام) شرفياب شدم، ديدم امام زمان (علیه السلام) در خانه راه مي رود. صورتى نيكوتر از رخسار او و کلامی فصیح تر از گفتار او نديدم. امام حسن عسكرى (علیه السلام) فرمود: «عمه! اين مولود پيش خدا بسيار عزيز است.» عرض كردم: آقا آنچه بايد ببينم از چهل روزۀ او مي بينم. امام (علیه السلام) تبسّمى كرد و فرمود: «عمه جان! نمي دانى كه رشد يك روز ما ائمه برابر رشد يك سالۀ ديگران است؟» پس من برخاستم و سر آقا را بوسيدم و برگشتم، چون وقتى ديگر آمدم او را نديدم! از امام (علیه السلام) جويا شدم فرمود: «او را به كسى سپردم كه مادر موسى فرزند خود را به او سپرد.»

* نیمه ماه شعبان، شب پرستشshab

ماه شعبان باعظمت و بسیار ارزشمند است. در این ماه، شب نیمه شعبان از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ همان گونه که در شبهای ماه رمضان، شب قدر اهمیّت فوق العاده ای دارد. در این شب با عظمت، عباداتی وارد شده که اکنون به مواردی می پردازیم:

۱. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که شب نیمه شعبان خواب بودم که جبرئیل نازل شد، به من گفت: ای محمد! آیا در چنین شبی می خوابی؟ سؤال کردم: مگر این شب چه شبی است؟ جبرئیل جواب داد: شب نیمه شعبان است ای محمد برخیز. او مرا بلند کرده با خود به بقیع برد، سپس گفت: سر بلند کن، این شبی است که درهای آسمان گشوده می شود؛ در نتیجه درهای رحمت، رضوان، مغفرت، فضل، توبه، نعمت، بخشش و احسان باز می شود… .(۴)

۲. سَأَلْتُ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا (علیه السلام) عَنْ لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَقَالَ: هِيَ لَيْلَةٌ يُعْتِقُ اللهُ فِيهِ الرِّقَابَ مِنَ النَّارِ وَ يَغْفِرُ فِيهَا الذُّنُوبَ الْكِبَارَ. قُلْتُ: فَهَلْ فِيهَا صَلَاةٌ زِيَادَةً عَلَى صَلَاةِ سَائِرِ اللَّيَالِي؟ فَقَالَ: لَيْسَ فِيهَا شَيْ ءٌ مُوَظَّفٌ وَ لَكِنْ إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ تَتَطَوَّعَ فِيهَا بِشَيْ ءٍ فَعَلَيْكَ بِصَلَاةِ جَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام) وَ أَكْثِرْ فِيهَا مِنْ ذِكْرِ اللهِ وَ الِاسْتِغْفَارِ وَ الدُّعَاءِ فَإِنَّ أَبِي (علیه السلام) كَانَ يَقُولُ الدُّعَاءُ فِيهَا مُسْتَجَابٌ؛ از امام رضا (علیه السلام) در مورد شب نیمه شعبان سؤال کردم، آن حضرت فرمودند: شبی است که خداوند افراد را از آتش جهنم آزاد می کند و گناهان کبیره را می آمرزد. سؤال کردم: آیا نمازی علاوه بر نمازهای عادی شب های دیگر در این شب آمده است؟ فرمودند: نماز واجبی وارد نشده؛ لیکن اگر خواستی مستحبی را به جا آوری، پس نماز جعفر ابن ابی طالب (علیه السلام) را بجا آور و زیاد کن یاد خدا و استغفار و دعاء را، به درستیکه پدرم (علیه السلام) زیاد می فرمود: دعاء در شب نیمه شعبان مستجاب است. (۵)

* نیمه شعبان و شب زنده داری

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مَنْ أَحْيَا لَيْلَةَ الْعِيدِ وَ لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ؛ کسی که شبهای عید فطر و نیمه ماه شعبان را احیاء بدارد، در روزی که قلبها می میرند قلب او نمی میرد.» (6)

از علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «كَانَ عَلِيٌّ (علیه السلام) لَا يَنَامُ ثَلَاثَ لَيَالٍ لَيْلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَيْلَةَ الْفِطْرِ وَ لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ وَ فِيهَا تُقَسَّمُ الْأَرْزَاقُ وَ الْآجَالُ وَ مَا يَكُونُ فِي السَّنَةِ؛ علی (علیه السلام) همواره سه شب را نمی خوابید: شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان و شب عید فطر و شب نیمه شعبان و در این شب روزی ها تقسیم و اجلها معلوم می گردد و مانند آن در سال نیست.» (7)

و نیز در روایتی نقل شده: «رَوَى زَيْدُ بْنُ عَلِيٍّ (ع) قَالَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) يَجْمَعُنَا جَمِيعاً لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ ثُمَّ يُجَزِّئُ اللَّيْلَ أَجْزَاءً ثَلَاثَةً فَيُصَلِّي بِنَا جُزْءاً ثُمَّ يَدْعُو فَنُؤَمِّنُ عَلَى دُعَائِهِ ثُمَّ يَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ نَسْتَغْفِرُهُ وَ نَسْأَلُهُ الْجَنَّةَ حَتَّى يَنْفَجِرَ الْفَجْرُ؛ زیدبن علی می گوید: امام سجاد (علیه السلام) در شب های نیمه شعبان همۀ ما را جمع، سپس شب را سه قسمت می کرد؛ در یک بخش با ما نماز می خواند بعد از آن در بخش دیگر دعا می فرمود و ما آمین می گفتیم و در جزء آخر، استغفار می کرد و ما هم استغفار می کردیم و تا طلوع صبح از خدا بهشت را طلب می کردیم.» (8)

* زیارت امام حسین (علیه السلام)

یکی از اعمالی که در نیمه شعبان خیلی بر آن تأکید شده زیارت امام حسین (علیه السلام) است؛ ابی بصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمودند: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ يُصَافِحَهُ مِائَةُ أَلْفِ نَبِيٍّ وَ عِشْرُونَ أَلْفَ نَبِيٍّ فَلْيَزُرْ قَبْرَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (علیه السلام) فِي النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَإِنَّ أَرْوَاحَ النَّبِيِّينَ (علیهم السلام) تَسْتَأْذِنُ اللَّهَ فِي زِيَارَتِهِ فَيُؤْذَنُ لَهُمْ؛ کسی که دوست دارد با صد و بیست هزار پیامبر مصافحه کند، باید در نیمه شعبان قبر امام حسین (علیه السلام) را زیارت کند؛ هر آینه ارواح پیامبران (علیهم السلام) از خداوند اجازه می خواهند که امام حسین (علیه السلام) را زیارت کنند و خداوند به آنان اجازه زیارت عنایت می فرماید.» (9)

همچنین از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «إِذَا كَانَ لَيْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ نَادَى مُنَادٍ مِنَ الْأُفُقِ الْأَعْلَى زَائِرِي الْحُسَيْنِ (علیه السلام) ارْجِعُوا مَغْفُوراً لَكُمْ ثَوَابُكُمْ عَلَى رَبِّكُمْ وَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكُمْ؛ هنگامی که شب نیمه شعبان فرا رسد، منادی از افق اعلی ندا دهد: ای زائرین امام حسین (علیه السلام) برگردید در حالی که گناهانتان بخشیده و پاداش شما بر خدای شما و پیامبر (صلی الله علیه و آله) است.» (10)

در جای دیگر نیز از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: «مَنْ زَارَ الْحُسَيْنَ (علیه السلام) لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ مَنْ زَارَهُ يَوْمَ عَرَفَةَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَجَّةٍ مُتَقَبَّلَةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ وَ مَنْ زَارَهُ يَوْمَ عَاشُورَاءَ فَكَأَنَّمَا زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ؛ کسی که در شب نیمه شعبان امام حسین (علیه السلام) را زیارت کند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می بخشد و کسی که آن حضرت را در روز عرفه زیارت کند خداوند برای او هزار حج مقبول و هزار عمره مبرور می نویسد و کسی که در روز عاشورا آن بزرگوار را زیارت کند، مانند آن است که خداوند را بالای عرش زیارت کند.» (11)

*مهمترین برنامه های پیشنهادی در نیمه شعبان؛

با توجه به روایاتی که بیان شد و برخی از روایات دیگر و مواردی که در سیره معصومین (علیهم السلام) مطرح شده، می توان مواردی را جهت برنامه های نیمه شعبان، پیشنهاد کرد:

۱. بیان ویژگی ها و فضائل امام زمان (علیه السلام) با بیانی شاد و جذاب؛

۲. زمینه سازی برای تعمیق معرفت امام (علیه السلام)؛

۳. تربیت انسان های منتظر با ملزومات مناسب آن؛

۴. معرفی رفتارها و فعالیت های مناسب با انتظار و زمینه سازی جهت اجرای گروهی آن همراه با روحانی؛ از باب نمونه می توان صله ارحام یا رسیدگی به نیازمندان را مطرح کرده و برای هر فعالیت، اشخاص و یا فردی را معین نموده و زمان اجرای آن را مشخص ساخت و با مشارکت مردم به کارهای مورد رضای امام زمان (علیه السلام) پرداخته و لذّت آن فعالیت ها را به افراد چشاند.

۵. شب زنده داری به صورتی کاملاً متفاوت؛ از باب نمونه می توان با الهام از امام سجاد (علیه السلام)، بخشی را به خواندن نماز، بخشی را به دعاء دسته جمعی و بخشی را به استغفار اختصاص داد.

۶. برگزاری جلسات جشن و سرور با ملاک های دینی؛

۷. تقدیر از نیروهای فرهنگی ـ مذهبی در اقشار مختلف اجتماعی که دارای نخبگی هستند؛

۸. مدّاحی و بیان اشعار دقیق در فضائل اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) با صوت زیبا یا به صورت سرود؛

۹. اجرای نمایش های زیبا با ملاک های شرعی با مضامین دینی و یا بر اساس تاریخ اسلام.

پی نوشت:

۱)- الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص: ۳۳۹.

۲) اسراء/۸۱.

۳) «كَانَ لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ … فَإِذَا أَنَا بِحِسِّ سَيِّدِي وَ بِصَوْتِ أَبِي مُحَمَّدٍ(علیه السلام) وَ هُوَ يَقُولُ يَا عَمَّتِي هَاتِي ابْنِي إِلَيَّ فَكَشَفْتُ عَنْ سَيِّدِي فَإِذَا هُوَ سَاجِدٌ مُتَلَقِّياً الْأَرْضَ بِمَسَاجِدِهِ وَ عَلَى ذِرَاعِهِ الْأَيْمَنِ مَكْتُوبٌ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً فَضَمَمْتُهُ إِلَيَّ فَوَجَدْتُهُ مَفْرُوغاً مِنْهُ فَلَفَفْتُهُ فِي ثَوْبٍ وَ حَمَلْتُهُ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ(علیه السلام) وَ ذَكَرُوا الْحَدِيثَ إِلَى قَوْلِهِ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ وَ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً ثُمَّ لَمْ يَزَلْ يَعُدُّ السَّادَةَ الْأَوْصِيَاءَ إِلَى أَنْ بَلَغَ إِلَى نَفْسِهِ وَ دَعَا لِأَوْلِيَائِهِ بِالْفَرَجِ عَلَى يَدَيْهِ ثُمَّ أَحْجَمَ.» بحارالانوار، ج۵۱، ص۱۹.

۴) مستدرك‏الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۸ق، ج۶، ص۲۸۵.

۵)- عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: ۲۹۳.

۶)- ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: ۷۷

۷)- مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص: ۸۵۳.

۸)- وسائل الشيعة، ج‏8، ص: ۱۱۰.

۹) تهذيب‏الأحكام، شیخ طوسی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ش، ج۶، ص۴۸.

۱۰)- تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج‏6، ص: ۴۹.

۱۱)- وسائل‏الشيعة، ج۱۴، ص ۴۶۹.

منبع: معاونت تبلیغ.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته قالب،محبت،شرک

 

۶۲۵-چقدر از عمرمان در خواب ،حمام، دستشویی و ترافیک می‌گذرد.+ زمان محبت ورزیدن اختیاری

۳۱ اردیبهشت
با روند موجود به طور ميانگين ۱۵ سال از عمر هر فرد در شبكه‌های اجتماعی و با دوستان سپری می‌شود در حالی كه سرانه مطالعه هر ايرانی حدود ۳ ماه در كل عمر است.

به گزارش سرویس علمی پزشکی عصر هامون، طبق آخرین آمار هر ایرانی به طور متوسط نزدیک به ۷۶ سال عمر می‌کند و این یعنی بیش از ۲۷ هزار و ۷۵۰ روز فرصت زندگی ما است. حال اگر از این عدد دوره نوزادی، کودکی و نوجوانی را کم کنیم، تنها ۵۷ سال فرصت داریم تا زندگی خود را جهت دهیم. اما بايد درنظر داشت كه بخشی از این فرصت باید به ناچار صرف کار های روزمره شود.

 
برای درک بهتر این موضوع، خبرنگار گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران، داده هایی را توسط پرسش عمومی از افراد بین ۱۹ تا ۳۳ سال، جمع آوری نمود که نشان داد هر ايراني در طول زندگي خود به طور متوسط تنها ۳ ماه مطالعه مي كند و حال آنكه متوسط جهاني عمري كه صرف مطالعه مي شود، قريب به ۳ سال است و اين درحالي است كه به طور متوسط حدود ۱۰ سال از عمر هر فرد در شبكه هاي اجتماعي و ۵ سال از آن صرف گذران وقت با دوستان مي شود. غم انگيز تر آنكه،به طور كلي هر فرد بيش از ۱۲ سال از عمر خود را بدون استفاده هدر مي دهد.
 
نتايج اين پرسش عمومي همچنين نشان داد هر فرد به طور متوسط حدود ۲۲ سال و ۷ ماه از عمر خود را صرف استراحت و در خواب مي گذراند. ۳۱ سال از زندگي هر فرد نيز صرف کار و كسب درآمد و بيش از ۷ سال از آن صرف رفت و آمد های روزانه و درون شهري می شود. جالب است بدانيد هر فرد در طول عمر خود ۱ سال و ۲ ماه از زندگي خود را در دستشويي و ۱ سال آن را در حمام سپري مي كند.
 
 
تنها ۱۰ سال براي ساخت زندگي خود فرصت داريم!
 
اگر این زمان صرف شده برای خورد و خوراک، رسیدگی به بهداشت فردی و امور اجتناب ناپذیر روزانه را از کل فرصت زندگی پس از ۱۹ سال کم کنیم، تنها ۱۴ درصد آن یعنی ۱۰ سال و ۷ ماه دیگر برای انجام کار های مازاد باقی می ماند و اگر این عدد را در روزهای زندگی خود تقسیم کنیم، می شود ۳ ساعت و این زمانی است که روزانه در اختیار ماست تا با آن زندگي كنيم.
sa
۲ هزار و ۹۳۶ روز فرصت داریم تا شاد زندگی کنیم یا اشک بریزیم. با امید و پویا باشیم یا با اندوه و افسوس زندگی کنیم. عشق بورزیم یا متنفر باشیم. این زمان در اختیار ماست تا آن را برای آن چه دوست داریم خرج کنیم. زمانی که دیگر باز نخواهد گشت. شاید نیمی از این زمان را از دست داده باشید اما با نیمه ی دیگر آن چه خواهید کرد؟
 
از گذشته بیاموزیم و در حال زندگی کنیم
 
نوروزی، مشاور خانواده با بیان اینکه عمر ما لقمه ای است در دهان زمان که لحظه به لحظه جویده می شود به خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان گفت: نقدینگی عمر آدمی زمان حال او است. حرکت در مسیر زندگی باید در زمان حال با نگاه به آینده و درس گرفتن از گذشته باشد نه ماندن در گذشته و نه غرق شدن در آینده.
 
شاهمرادی، روان شناس نیز در این باره می گوید: در روان شناسی رویکردی با عنوان وجودگرایی داریم. در این رویکرد اعتقاد بر این است که زندگی را در لحظه تجربه می کنیم و باید از هر لحظه ی عمر خود لذت ببریم.
 
وی با بیان اینکه تنها ۵ درصد زندگی ما باید مربوط به گذشته و برنامه ریزی برای آینده باشد. افزود: خیلی مواقع رویداد های جزیی مانند میوه خوردن در کنارخانواده یا نگاه کردن به صورت اطرافیان باید لذت برد و قدر داشته ها را دانست چرا که ممکن است روزی این داشته ها از بین برود. 
 
این روان شناس با اشاره به زمان کار کردن در طول عمر گفت: خیلی از اوقات افراد دچار خودمختاری کارکردی می شوند و بیش از حد نیاز خودد کار می کنند که این امر گاهی با اعتیاد به کار همراه می شود و انسان ها تبدیل به ماشین می شوند.
 
امید، عامل حرکت رو به جلو
 
شاهمرادی، نا امیدی را علتی برای کاهش پویایی افراد دانست و گفت: نابرابری های اجتماعی در جوامع باعث بروز نا امیدی می شود که البته در سال های اخیر این نابرابری در جوامع جهانی در حال کم شدن است. نداشتن هدف بخصوص در مسیر زندگی نیز یکی دیگر از عوامل نا امیدی می شود.
 
وی راه گریز از این نا امیدی را برنامه ریزی و هدفگذاری صحیح دانست و اظهار داشت: هدف گذاری باید واقع بینانه باشد چراکه رویا پردازی بیش از حد خود باعث احساس نا امیدی در مسیر حرکت به سوی هدف می شود.
 
این روان شناس ادامه داد: نوشتن کار های روزانه باعث می شود که روز پرباری داشته باشید چراکه با نوشتن اهداف کوتاه مدت همواره هدف های خوب را می نویسید و به طور ناخودآگاه از نوشتن کار های غیر ضروری و مضر خودداری می کنیم.
 
شاهمرادی افزود: داشتن تفریحات مناسب ، ورزش، تغذیه مناسب و مراودات میان فردی موضوعاتی است که موجب افزایش کیفیت زندگی و کاهش بیماری های روانی چون افسردگی می شود. افزایش کیفیت زندگی موجب می شود تا از زمان حال به بهترین شکل استفاده کنیم.
 
دانستن اینکه چند روز دیگر میهمان این دنیا هستیم شاید تلنگری باشد برای خوب زیستن. ۲ هزار روز یا ۱ ساعت! مهم این است که از لحظه هایمان لذت ببریم.
 
 به قول خواجه شیراز :
 
این قافله عمر عجب میگذرد      دریاب دمی که با طرب میگذرد  
گزارش از سجاد صابری
 

۶۲۴-مراسم روز حجاب در یکی از دبیرستان‌های آمریکا برگزار شد + محبت در حجاب دبیرستانی

۳۱ اردیبهشت

مراسم روز حجاب در یکی از دبیرستان‌های آمریکا برگزار شد؛ در این مراسم، دانش آموزان دبیرستانی روسری‌هایی را که توسط برگزارکنندگان برایشان فراهم شده بود سر کردند و نظرات شان را درباره این تجربه در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشتند.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، برگزاری مراسم روز حجاب در دبیرستان ولپو واقع در شهر ولپریسو در آمریکا به منظور شناخت فرهنگ‌های متنوع برگزار شد.zaعدم آشنایی با فرهنگ‌های دینی مختلف می‌تواند سوءتفاهماتی را خصوصا در میان دانش آموزان دختر در مدارس غربی ایجاد کرده و مشکلاتی را میان دانش آموزان به وجود آورد. به همین منظور لیندزی والش و سارا کاوامله برای حل این مشکل نشستی آموزشی و محترمانه برپا کردند تا به دانش آموزن دختر در درک و شناخت اصول دین اسلام کمک کنند. لیندزی والش رئیس انجمن همبستگی اجتماعی در تنوع اجتماعی متوجه وجود عدم مدارای مذهبی در این مدرسه شد. به همین دلیل تصمیم گرفت با همکاری کاوامله رئیس انجمن اتجاد دانش آموزی نشست روز حجاب را برگزار کند.

والش در این باره گفت: روز حجاب، روزی است که شیوه متفاوتی از زندگی را به غیرمسلمانان معرفی کرده و به ارتقای مدارای مذهبی و ایجاد محیط امنی برای تحصیل کمک می‌کند. به نظرم برگزاری این نشست مهم است زیرا هدف انجمن ما ایجاد روش‌هایی برای مدارا و تحمل جمعیتی و ایجاد راه‌های ارتباطی با دیگران در این جامعه است. اخیرا اخبار منفی زیادی درباره مسلمانان گسترش یافته و به نظرم این وظیفه ماست تا با این منفی‌نگری مبارزه کنیم.

حجاب، اظهار حقوق زنان است

کاوامله که از ۱۲ سالگی حجاب به سر می‌کرده درباه این همایش می‌گوید: یکی از دلایلی که من حجاب به سر می‌کنم، برخلاف باور عده‌ای، اظهار حقوق زنان است. پوشش اسلامی و حجاب به طرز آشکارا بیان می‌کند که من نیازی نیست پوشش نامناسبی داشته باشم تا مورد توجه قرار بگیرم و ارزش انسان به ظاهر بیرونی او نیست. هدف از حجاب، آزادی و رهایی زنان از انتظارات اجتماعی است که دائما به سوی آنان پرتاب می‌شود.

والش که یک مسیحی معتقد است و در این باره می‌گوید: در کلیسا به ما می‌آموزند که خداوند همگان را دوست می‌دارد و من نیز باید چنین باشم. من ممکن است با کسی اختلاف عقیده داشته باشم ولی این بدان معنا نیست که آن‌ها حق ندارند محیط سالمی برای زندگی داشته باشند. جمله مورد علاقه من این است: میان حق داشتن و مهربان بودن، مهربانی را انتخاب کن و به نظرم دبیرستان بهترین مکان برای ابراز این ایده است.

دکتر رئید آمونس که از مشارکت دانش آموزان در این گردهمایی به شگفت آمده بود گفت: هدف اصلی ما این است که به دانش آموزان نشان بدهیم که همه ما یکسان هستیم. هرچند تفاوت‌هایی میان آن‌ها وجود دارد ولی ما باید یاد بگیریم که ارزش شباهت‌هایمان را بدانیم، و در عین حال تفاوت‌ها میان یکدیگر را نیز در کنیم. ما باید بتوانیم تشخیص بدهیم که مردم می‌توانند باورهای دینی، اعتقادات و نظرات مختلفی داشته باشند و ما بایستی بیاموزیم چه واکنشی به آن‌ها نشان دهیم.

نظرات دانش آموزان غیرمسلمان درباره روز حجاب

در این مراسم، دانش آموزان دبیرستانی روسری‌هایی را که توسط برگزارکنندگان برایشان فراهم شده بود سر کردند و نظرات شان را درباره این تجربه در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشتند.

بعد از مدرسه دانش آموزان به کلاس درس بازگشتند تا تجربه پوشیدن حجاب را با همدیگر به اشتراک بگذارند. هرچند عده‌ای سعی داشتند نظراتی منفی‌نگرانه درباره روز حجاب ابراز کنند، اما شرکت کنندگان از پوشیدن حجاب اسلامی رضایت داشتند.

ماریسا جانسون دانش آموز کلاس اول در این باره گفت: در مجموع تجربه مثبتی بود. ما با مشورت انجمن اتحاد دانش آموزان مسلمان این حرکت را انجام دادیم تا درباره فرهنگ و مذهب مرتبط با پوشش اسلامی اطلاعات بدست آوریم.

اولیویا گبهارت گفت: بسیاری از سئوالاتی که از من پرسیده می‌شد انعکاسی از باورهای معمول درباره حجاب بود و من خوشحالم که توانسته‌ام با نظرات منفی درباره حجاب مبارزه کنم.

 

۶۲۳- ۱۰ نکته آیت الله مکارم خطاب به روحانی + محبت به آینده نگری

۳۱ اردیبهشت

رئیس جمهور محترم جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای روحانی در دیداری که صبح امروز با آیت الله العظمی مکارم شیرازی داشتند شرح جامعی راجع به کارها و خدماتی که مخصوصا در سال اخیر انجام شده، بیان کردند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی، سپس حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی فرمودند: شما مرد موفقی هستید و بحمدالله خدمات شایسته ای کردید ولی می دانیم حجم مشکلات زیاد است و به یقین یک شبه حل نمی شود.

سپس معظم له افزودند: مردم در نامه ها و ملاقات های خود با ما نگرانی هایی دارند که من میل دارم ده مورد آن را برای جنابعالی منعکس کنم تا ان شاءالله روی آن تأکید بیشتری داشته باشید.

نخست در مورد واحدهای تولیدی است که متأسفانه هنوز بسیاری از آنها راه نیفتاده و می دانیم بدون تکیه بر تولید داخلی اقتصاد مقاومتی صورت نمی گیرد و اصولا کل مسائل اقتصادی زیر سؤال می رود.mk

دیگر اینکه باید بازرسی ها جامع تر و گسترده تر باشد تا تخلفاتی مانند آنچه در بیمه صورت گرفت که همه را متحیر ساخت صورت نگیرد و افرادی ده ها میلیون تومان در ماه حقوق بگیرند در حالی که بیمه بدهی خود را به پزشکان و بیمارستان ها نپرداخته باشد.

سپس ایشان اشاره به واردات بی رویه کردند که تولیدکنندگان از آن ناراحتند و معتقدند تا جلوی این کار گرفته نشود تولید داخلی جان نخواهد گرفت.

معظم له اشاره به تعداد زیاد بیکاران مخصوصا جوانان بیکار کردند که مردم از آن نگرانند چرا که بیکاری سرچشمه انواع ناهنجاری های اجتماعی است. لازم است توصیه کنید مسئولین تلاش بیشتری در این زمینه انجام دهند.

سپس فرمودند: از طرف دیگر مردم شاکی هستند که متأسفانه جناح ها همچنان جناحی فکر می کنند و ای بسا منافع جناح خود را بر منافع کشور و مردم مقدم می دارند، سزاوار است جنابعالی توصیه مؤکدی به همه آنها کنید که تنها به منافع مردم و نظام بیندیشند.

دیگر این که می دانیم آمریکایی ها بخش مهمی از تعهدات خود را عمل نکرده اند باید مرتبا از آنها مطالبه کرد که اگر طلبکاری نکنیم بدهکار خواهیم شد.

دیگر این که عده ای از مردم از پاره ای از مالیات هایی که عادلانه نیست مانند بخش هایی از مالیات بر ارزش افزوده شکایت دارند لازم است به مسئولین مالیاتی تأکید شود که مالیات را عادلانه محاسبه کنند تا مردم نسبت به نظام جمهوری اسلامی خوش بین باشند.

یارانه ها موضوع دیگری بود که معظم له به آن اشاره کردند فرمودند: می دانید این سنگ بزرگی است که در چاه افکنده شده باید عقلا دست به دست هم دهند و آن را از چاه بیرون کشند و یارانه ها مخصوص گروه آسیب پذیر و نیازمند جامعه گردد و در شرایط فعلی متأسفانه مبالغ سنگینی هزینۀ افرادی می شود که به آن نیازی ندارد و کارهای تولیدی گرفتار مشکل می گردد.

معظم له افزودند: در مقابل زیاده خواهی های آمریکا باید محکم ایستاد اگر محکم نایستیم یک روز نوبت وسائل دفاعی ما می شود، و خواهان تعطیل آن هستند، روز دیگر مسأله حقوق بشر را بهانه می کنند و سرانجام به رسمیت شناختن اسرائیل را پیشنهاد خواهند کرد. آنها دائماً به دنبال بهانه ای هستند و همۀ بهانه ها برای این است که ایران تبدیل به قدرتی در منطقه و در جهان شده است.

دهمین نکته ای را که معظم له به آن اشاره کردند و تأکید زیادی دربارۀ آن داشتند مسائل فرهنگی و مفاسد سایت ها و شبکه های اجتماعی بود، و افزودند: آنها از یکسو به تمام مقدسات ما توهین می کنند و زشت ترین سخنان را دربارۀ خدا و پیامبر و ائمه هدی علیهم السلام و مسئولین نظام منتشر می سازند، و از یکسو اراذال و اوباش را تشویق به کارهای خلاف خود می کنند و سرانجام با برنامه های بسیار مستهجن نه تنها در امر حجاب بلکه در همه چیز برای از هم پاشیدن خانواده ها و تضعیف روحیه دشمن ستیزی جوانان تلاش دارند.

معظم له مدارک مستندی که به وسیله بعضی از مسئولین دلسوز تهیه شده بود به ایشان سپردند تا دستور دهند مورد بررسی اکید واقع شود.

این دیدار در محیطی دوستانه بحمدالله پایان گرفت.

 

۶۲۲- راههایی برای ثروتمند شدن+ محبت به ثروت و سرمایه

۳۰ اردیبهشت
ثروت

گفتیم (موسیقی حرام؛ مسبب فقر! – مهمترین راه برای فقرزدایی) مهمترین عاملی که ما را گرفتار فقر و تنگدستی می کند آلوده شدن به معاصی و ارتکاب گناهان است و در همین زمینه به برخی از تاثیر گذارترین گناهان اشاره شد و رعایت چند نکته نیز گوشزد گردید. همچنین برای بهره گیری از ذکر و دعا به چند مورد اشارتی نمودیم.


در ادامه و برای تکمیل این بحث اموری ذکر می شوند که بر اساس روایات در جمع شدن بساط فقر و گستراندن سفره نعمت و روزی موثرند.

فهرستی از کارهایی که در جلب روزی و دفع فقر تاثیرگذارند:

۱. زیارت مرقد مطهر سیدالشهداء علیه السلام

امام باقر علیه السلام فرمودند: مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَإِنَّ إِتْیَانَهُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ یَمُدُّ فِی الْعُمُرِ وَ یَدْفَعُ مَدَافِعَ السَّوْءِ ۱؛ پیروان ما را به زیارت مرقد حضرت حسین علیه السلام امر کنید زیرا که این عمل رزق را زیاد کرده و عمر را طولانی می کند و نیز راههای رسیدن به ناگواری را مسدود می نماید.

۲. ازدواج

امام صادق علیه السلام فرمودند: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ ص فَشَكَا إِلَیْهِ الْحَاجَةَ فَقَالَ تَزَوَّجْ فَتَزَوَّجَ فَوُسِّعَ عَلَیْهِ ۲؛ مردی خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله رسید و نزد آن حضرت از فقر و نیازمندی خود گلایه کرد. حضرت به او فرمود: «ازدواج کن». آن مرد ازدواج کرد و در زندگی اش گشایش ایجاد شد.

در روایت دیگری حضرت فرمودند: الرِّزْقُ مَعَ النِّسَاءِ وَ الْعِیَالِ ۳؛ رزق و روزی همراه با همسر و فرزندان است.

نکته قابل توجه در این روایات:

آنچه امروزه در آستانه فرهنگ شدن است باور و رفتاری است کاملا در مقابل و مخالف فرهنگ اسلامی. کم نیستند جوانانی که همسر را فردی هزینه بر و فرزند را نان خور اضافی می دانند و بر این باورند که هر یک از اینها انسان را یک قدم به فقر کامل نزدیک می کند.

در حالی که با رجوع به فرهنگ اسلامی و برگزاری ازدواجی کم هزینه و رعایت نکاتی که پیش از این گذشت، همسر و هر یک از فرزندان به مثابه بستر رودخانه ای هستند که رزق را از سرچشمه روزی نصیب انسان می کنند. 

۳. نماز شب

امام رضا علیه السلام فرمود: رسول اکرم صلی الله علیه و آله در وصیت خود به علی علیه السلام سه بار فرمود «عَلَیْكَ بِصَلَاةِ اللَّیْلِ» بر تو لازم است که به نماز شب اهمیت دهی؛ چرا که نماز شب رزق را زیاد می کند؛ به زیبایی چهره می افزاید و اخلاق آدمی را نیکو می گرداند. ۴

پیروان ما را به زیارت مرقد حضرت حسین علیه السلام امر کنید زیرا که این عمل رزق را زیاد کرده و عمر را طولانی می کند و نیز راههای رسیدن به ناگواری را مسدود می نماید

۴. استغفار

امیرالمومنین علیه السلام فرمود: الِاسْتِغْفَارُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ ۵؛ طلب بخشش از خداوند متعال رزق و روزی را زیاد می کند.

۵. زکات دادن

هرجند در نگاه دنیابین پرداخت زکات، غرامت است و موجب کاستی مال؛ اما در نگاه دینی خدابین دادن زکات، غنیمت است و باعث افزایش دارائی.

امام باقر علیه السلام فرمودند: الزَّكَاةُ تَزِیدُ فِی الرِّزْقِ ۶؛ زکات رزق را زیاد می کند.

صدقه، کمک

۶. صدقه

امیر المومنین علیه السلام فرمود: الصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلْوَى وَ تَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ الْغِنَى وَ تَدْفَعُ مِیتَةَ السَّوْءِ ۷؛ صدقه بلا را دفع می کند و بر مقدار روزی و بی نیازی می افزاید و مرگ ناگوار را از انسان دور می کند.

۷. نیکی به دیگران

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: إنَّ البرَّ یَزِیدُ فِی الرِّزقِ وَ إِنَّ العَبدَ لَیَحرُمُ الرِّزقَ بِالذَّنبِ یُصِیبُهُ  ۸؛ رفتار پسندیده روزی را زیاد می کند و همانا انسان به واسطه گناهی که مرتکب می شود از آن روزی تعیین شده اش محروم می شود.

۸. سحرخیزی در طلب روزی

چه بسیار فرق است بین مردمی که بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب به سوی محلهای کسب خود روانه می شوند و با توکل به خدای متعال یک روز کاری را آغاز می کنند با مردمی که نماز خوانده نخوانده ساعت ۹ صبح از خواب بیدار شده و خرامان خرامان راهی محل کار خود می شوند. بر اساس آموزه های دینی رزق و روزی گروه اول بیش از گروه دوم است.

امیر المومنین علیه السلام فرمود: اَلْبُكُورُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ ۹؛ اول صبح به دنبال روزی رفتن سبب افزایش رزق و رزوی می شود.

۹. حسن همجواری

رعایت حقوق همسایه و هر کس که در کنار و نزدیک ما زندگی می کند از جمله اموری است که تاثیری شگفت در ازدیاد رزق و روزی دارد.

امام صادق علیه السلام فرمودند: حُسْنُ الْجِوَارِ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ ۱۰؛ وسعت رزق ار بخواهى در جهان باش خوشرفتار با همسایگان

امام رضا علیه السلام فرمود: رسول اکرم صلی الله علیه و آله در وصیت خود به علی علیه السلام سه بار فرمود «عَلَیْكَ بِصَلَاةِ اللَّیْلِ» بر تو لازم است که به نماز شب اهمیت دهی؛ چرا که نماز شب رزق را زیاد می کند؛ به زیبایی چهره می افزاید و اخلاق آدمی را نیکو می گرداند

۱۰. نظافت خانه و محل زندگی

پول

امیر المومنین علیه السلام فرمود: نَظِّفُوا بُیُوتَكُمْ مِنْ غَزْلِ الْعَنْكَبُوتِ فَإِنَّ تَرْكَهُ فِی الْبَیْتِ یُورِثُ الْفَقْر ۱۱؛ خانه هایتان را از تار عنکبوت پاکیزه گردانید زیرا وجود آن در خانه باعث فقر و تنگدستی می شود.

و در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند تمیزى و زینت را دوست دارد و كثیفی و آلودگى را نمی پسندد. خداى عز و جل هر گاه نعمتی بر بنده‏اش ارزانى می دارد دوست دارد كه اثر آن را در او ببیند. از حضرت پرسیدند چطور اثر نعمت را آشكار كند. فرمود: لباسش را تمیز و خودش را خوشبو كند. خانه‏اش را سفیدکاری و زباله هاى خانه را جارو كند به طورى كه روشن كردن چراغ پیش از غروب خورشید فقر و تهى دستى را نابود كرده و روزى را زیاد می كند. ۱۲

۱۱. رعایت نظافت و بهداشت شخصی

گذشته از اهمیت ویژه ای که اسلام به رعایت بهداشت فردی و اجتماعی می دهد در این خصوص هم عمل به دستوراتی نظیر شستن دستها قبل از غذا و بعد از آن را موجب رفع فقر و باعث افزایش عمر معرفی می کند.  ۱۳

در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام فرمود: کوتاه کردن سبیل، گرفتن ناخنها و شستن سر با گل خطمی در روز جمعه فقر را می راند و رزق را بیشتر می کند.

۱۲. نیکو سخن گفتن

از دیگر اموری که در جلب روزی موثر است نیکو سخن گفتن با اطرافیان است. کسانی که لحنی تند و زننده دارند؛ حرف خوب نمی زنند و خوب حرف زدن را هم بلد نیستند از نعمت خوش روزی بودن بی بهره اند.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: طِیبُ الْكَلَامِ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ ۱۴؛ نیکو سخن گفتن رزق را افزایش می دهد.

امید است با رعایت آموزه های دینی همواره زندگی پر خیر و برکتی داشته باشیم و هیچگاه فقر و گرفتاری بر زندگی ما سایه نیفکند.

امید پیشگر

گروه دین و اندیشه تبیان

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته قالب،محبت،شرک

 

۶۲۱- چه کسانی در برزخ زیر پرچم امیرالمومنین(ع) هستند.+محبت انتقالي به برزخ

۲۸ اردیبهشت

اگر انسان آدم خوبی باشد؛ پاک، منزّه و شيعۀ خالص باشد. شعار او هم شعار «يا علی» و شعار «اهل ‌بيت» باشد، وقتی اميرالمومنين (ع) آمدند، يک تبسم در صورت او می ‌کنند و آنگاه ….

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، حضرت آیت الله مظاهری در ادامه سلسله درس های اخلاقی خود به موضوع «عالم برزخ» و وضعیت انسان ها در آن پرداخته است.

*برزخ چیست؟

وقتی انسان رحلت کرد عالمی بين دنيا و آخرت وجود دارد که در آنجا زندگی می ‌کند تا اين که صور اسرافيل بدمد و همه نابود شوند «كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ‏ إِلاَّ وَجْهَهُ»[1]. سپس خداوند خطاب می کند: «لِمَنِ‏ الْمُلْكُ‏ الْيَوْمَ‏ لِلَّهِ‏ الْواحِدِ الْقَهَّارِ»[2]؛ تا ارادۀ حق تعلّق گيرد و صور ميکائيل همۀ انسان ها را زنده کند و آن قيامتی که هزار و چهارصد آيه در قرآن راجع به آن نازل شده، متحقق شود و  افراد خوب به بهشت رفته و افراد بد نیز به جهنم روند. به اين عالم، برزخ می ‌گويند.

سؤال: آيا ما چنين عالمی داريم يا نه؟!

قرآن در آيات فراوانی می ‌فرمايد: چنين عالمی وجود دارد. قرآن می ‌فرمايد؛ افراد دم مرگ که توجه می ‌کنند دستشان از اين دنيا خالی شده است و بايد بروند، اما چيزی ندارند. با خدا درد و دل می ‌کنند که: «رَبِ‏ ارْجِعُون‏، لَعَلِّي‏ أَعْمَلُ‏ صالِحاً فيما تَرَكْتُ‏ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُون»[3]؛ اينها که دستشان خالي است،‌ برای آخرتشان کاری نکرده ‌اند، از خدا تقاضا می ‌کنند که خدايا! ما را برگردان به اين دنيا، تا اينکه دست پر برای آخرت رويم. خطاب می ‌شود محال است. اما يک جمله در قرآن هست که می ‌فرمايد: «إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها» [4]؛ ‌اين شخص دروغ می ‌گويد و اگر به دنيا برگردد باز همين آش است و همين کاسه. بعد قرآن می ‌فرمايد: «وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ‏ يُبْعَثُون‏»[5]؛ بين اين دنيا و آخرت عالمی هست به نام برزخ و همه بايد تا روز قيامت در اين عالم برزخ باشند.

آيات ديگری هم وجود دارد که در روز قيامت بعضي ‌ها می‌ گويند: «رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ‏ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْن‏»[6]؛ خدايا دوبار ما را زنده کردی و دوبار ميراندي. يعنی يک بار انسان می ‌ميرد و در عالم برزخ است تا کم‌کم صور اسرافيل بدمد و مرگ دوم پيدا شود و کم‌کم صور ميکائيل بدمد و زنده شود برای حساب و کتاب روز قيامت.

يک حيات الان داريم و در عالم برزخ داريم و يک حيات هم در روز قيامت داريم. دو مرگ هم داريم: يکی مرگی که در این دنیا می ‌ميريم به عالم برزخ می ‌رويم و يکی هم می ‌ميريم و هيچ کسی جز خدا نيست و فقط اهل ‌بيت«سلام ‌الله ‌عليهم» هستند و آنها مردنی نيستند. بالاخره پروردگار عالم خطاب عجيبی می ‌کند که: «لِمَنِ‏ الْمُلْكُ‏ الْيَوْمَ‏ لِلَّهِ‏ الْواحِدِ الْقَهَّارِ» و اين شايد ميليون ‌ها سال طول بکشد. بعد همه را زنده می‌ کند. به قول قرآن با صور اسرافیل و دميدن در آن شيپور حيات، همه زنده می ‌شوند.

اين آيه هم می ‌گويد ما عالم برزخ داريم. نمی ‌دانيم عالم برزخ چيست و عالم قيامت چيست؟ يعنی عالم قيامت و نحوۀ بهشت و جهنّم و حساب و کتاب روز قيامت و همۀ اينها دورنماست. قرآن بیان کرده تعبّداً بگوييد هست، و استدلالاً بگوييد هست و اما خصوصيّات قيامت را هيچکس نمی‌داند.

*زندگی زیر پرچم ولایت یک بهشت است

عالم برزخ نيز چنين است. خصوصيات عالم برزخ را نمی ‌دانيم، اما تا اين اندازه می ‌دانيم و مسلّم است؛ هم از نظر قرآن و هم از نظر روايات اهل ‌بيت (ع) که خوب‌ ها در خدمت اميرالمؤمنين «سلام‌ الله ‌عليه» و زير ولايت آن حضرت در وادی ‌السّلام هستند. يعنی پرچم اميرالمؤمنين (ع) و زير پرچم ولايت يک زندگی فوق ‌العاده لذّت ‌بخشی دارند. به اندازه ‌ای لذّت ‌بخش است که اين زندگی که ميليون ‌ها سال طول می ‌کشد، برای او يک لحظه است و به قول قرآن نصف روز است. معلوم است زير پرچم ولايت زندگی کند، يک زندگی فوق ‌العاده رفاهی است. پيغمبر اکرم«صلی الله علیه وآله وسلّم» می ‌فرمايند يک بهشت است: «رَوْضَةٌ مِنْ‏ رِيَاضِ‏ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النِّيرَانِ‏»[7]

لذا شما و کسی که شيعه است، يعنی تاسرحد عشق ولايت و اهل ‌بيت (ع) را دوست دارد و از نظر شعار هم شعار «يا علی» و شعار اهل ‌بيت «سلام‌ الله ‌عليهم» دارد و از نظر عمل نيز مطيع ولايت و مطيع اهل ‌بيت «سلام ‌الله‌ عليهم» است، زير پرچم ولايت خوش و خرم است و لذتش هم نظير لذت بهشت است و يک بهشت برزخی دارد. در آيات و روایات هم زياد آمده که بهشت برزخی به گونه ‌ای است که هرچه بخواهد در آن بهشت هست؛ الاّ اينکه بين دنیا و آخرت است؛ نه دنياست و نه آخرت؛ و اما لذت ‌بخش و عالي است. اين برای خوب ‌هاست.

اما برای بدها خيلی سخت است. برای ضد ولايتی ‌ها،‌ برای کسانی که به راستی به فکر آخرت نبوده ‌اند، برای کسانی که آن محبّت را نداشته ‌اند و آن اطاعت را از ولايت نداشته ‌اند،‌ مثلاً آدم بی ‌نماز، آدم قسیّ ‌القلب و آدمی که مقيّد به ظواهر شرع نيست، برای او خيلی مشکل است؛ به اندازه ‌ای مشکل است که يک ساعتش،‌ مثل ميليون ‌ها سال است.

*تفاوت دو مرده ای که حضرت عیسی زنده کرد

يکی از خصوصيات حضرت عيسی «علیه ‌السّلام» که قرآن می ‌فرمايد، اين بود که مرده را زنده می ‌کرد. البته با تناسب و با اقتضای معجزه بود. در روايت می ‌خوانيم که يک مرده ‌ای را زنده کرد که آثار قبر نداشت و مثلاً‌ صد سالی بود که مرده بود. ديدند که پير است، اما نشاط حسابی دارد و جوان و به تمام معنا زيبا شده است. حضرت از او پرسيدند: چند وقت است که مرده ‌اي؟ گفت: من همين الان مُردم. -همين که گفتم زير پرچم ولايت هزاران سال يک لحظه است.- مرا در قبر گذاشتند و روی مرا پوشاندند و همه رفتند و من تنها شدم و ناگهان دری در قبر من پيدا شد و وارد آن شدم که يک باغ آنجا بود. چقدر زيبا بود؛ حورالعينِ من به استقبالم آمد و سلام و تعارف کرديم و در اين حين گردنبندش پاره شد و نشستيم با هم گردنبند را جمع می ‌کرديم که تو مرا صدا کردي.

حضرت عيسی دومی را زنده کرد. در روايات دارد هنوز آب قبرش خشک نشده بود. ديدند جوان بوده اما سوخته و پيری زودرس گرفته و بي‌ حال است. حضرت عيسی پرسيدند: چند وقت است که مرده ‌اي؟ گفت شايد هزار سال است. مرا در قبر گذاشتند و نتوانستم جواب و سؤال کنم و اعمال بدم مجسّم شد و قبر من گودالی از جهنّم شد و من در اين چاه جهنّم بايد زندگی کنم تا روز قيامت. اما به اين توجه کنيد و به اين فرضيۀ نسبيّت انیشتين که برای او هزار سال يک لحظه و برای اين يک لحظه، ‌هزار سال است.

اين عالم برزخ است. دربارۀ خصوصياتش بايد بعد صحبت کرد که آيا شفاعت هست يا شفاعت نيست؟! آيا اين اذيت ‌ها که هست اگر شيعه باشد بالاخره پاک می ‌شود يا نه و بالاخره وضع چيست؟!

مطلب ديگر اينکه دم مرگ اميرالمؤمنين «سلام ‌الله ‌عليه» حتماً برای همه می ‌آيند. اميرالمؤمنين در اشعاری که منسوب به ايشان است، می ‌فرمايند:

«یا حارُ هَمْدان مَنْ یَمُتْ یَرَنی                         مِنْ مُؤْمِن أوْ مُنافِق قُبُلاً»[8]

من برای احضار روح همه می ‌آيم، ‌هرکه باشد، ‌شيعه باشد يا غيرشيعه باشد.

*وقتی که شعار همیشگی ما یاعلی باشد

اگر انسان آدم خوبی باشد؛ پاک، منزّه و شيعۀ خالص باشد. شعار او هم شعار «يا علی» و شعار «اهل ‌بيت» باشد، وقتی اميرالمومنين (ع) آمدند، يک تبسم در صورت او می ‌کنند و آنگاه همۀ غم ‌ها می ‌رود و همۀ نگراني ‌ها فراموش می‌ شود و چيزی نمی ‌بيند به جز جمال مقدّس علی «سلام‌ الله ‌عليه». لذا اميرالمؤمنين «سلام ‌الله‌ عليه» به کسی که می‌ خواهد او را قبض روح کند اجازه می ‌دهد و برای اينگونه افراد خود ملک ‌الموت می ‌آيد. علامه مجلسی (ره) به مرحوم جزائری گفت: گلی به من داد، بو کردم و مُردم.

راجع به بدها هم اميرالمؤمنين«سلام ‌الله‌ عليه» می‌ آيند و آنها نمی ‌توانند اميرالمؤمنين (ع) را به صورت واقعی ببينند. استاد بزرگوار ما حضرت امام (ره) در وقتی که راجع به این موضوع صحبت می ‌کردند خيلی ناراحت می ‌شدند و می ‌گفتند: اين نمی ‌تواند اميرالمؤمنين«سلام ‌الله ‌عليه» را به صورت امامت و آن جمالی که بعد از خدا مثل جمال اهل ‌بيت (ع) نيست و آن محبت و رأفت خدايی در مولا اميرالمؤمنين (ع) را ببيند و مولا را العياذبالله به صورت بدی می ‌بيند و با دشمنی اميرالمؤمنين (ع) از دنيا می ‌رود؛ برای اينکه اميرالمؤمنين (ع) به کسی که آمده او را قبض روح کند، اجازه می‌ دهد. وای به کسی که با دشمنی علی از دنيا برود. برای اين عالم برزخ، بزرگان خيلی نگرانند و چه گريه ‌ها در شب ‌ها و زاري ‌ها با شاگردهايشان داشته ‌اند که اين عالم برزخ چه می ‌شود. اگر العياذبالله نتوانيم صورت اميرالمؤمنين (ع) را به صورت واقعی و به صورت ولايت ببينيم و اگر راضی نباشيم به اجازۀ اميرالمؤمنين (ع) برای قبض روحمان و به زور قبض روح شويم، چه می ‌شود؟! لذا از همۀ شما تقاضا دارم شبانه روز چهار پنج دقيقه  این فکر را داشته باشید که اگر الان دم مرگ باشید، چگونه اميرالمؤمنين «سلام ‌الله‌ عليه»‌ را می ‌بينيد؟

اگر شيعۀ تابع اهل ‌بيت «سلام ‌الله ‌عليهم» باشيد، خوشا به حالتان و جايتان هم خدمت اميرالمؤمنين (ع) و خدمت اهل ‌بيت (ع) است: «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ‏ مَعَ‏ الَّذينَ‏ أَنْعَمَ‏ اللَّهُ‏ عَلَيْهِمْ‏ مِنَ‏ النَّبِيِّينَ‏ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً»[9]

قرآن می فرماید: به! چه عاليست. پيش همۀ اهل ‌بيت (ع) و پيش همۀ مراجع تقليد و پيش همۀ بزرگان و پيش همۀ اهل معرفت است. قرآن می ‌فرماید: به! چه رفقای خوبی هستند.

پاورقی:

[۱]. قصص، ۸۸: «جز ذات او همه چيز نابود شونده است.»

[۲]. غافر، ۱۶: «امروز فرمانروايى از آنِ كيست؟ از آنِ خداوند يكتاى قهّار است.»

[۳]. المؤمنون، ۹۹و۱۰۰: «پروردگارا، مرا بازگردانيد، شايد من در آنچه وانهاده ‏ام كار نيكى انجام دهم. نه چنين است، اين سخنى است كه او گوينده آن است و پشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد.»

[۴]. المؤمنون، ۱۰۰: «اين سخنى است كه او گوينده آن است‏»

[۵]. المؤمنون، ۱۰۰: «و پشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد»

[۶]. غافر، ۱۱: «پروردگارا، دو بار ما را به مرگ رسانيدى و دو بار ما را زنده گردانيدى.»

[۷]. بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۷۵.

[۸]. تفسیر القمی، ج ۲، ص ۲۶۶.

[۹]. النساء، ۶۹: «و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته قالب،محبت،شرک

 

۶۲۰-فروشگاه حجاب اسلامی در آمریکا راه اندازی شد +محبت به حس حجاب

۲۷ اردیبهشت

زنان مسلمان در ایالت فلوریدای آمریکا خرید لباس‌های محجوب و اسلامی خود را در فروشگاه حجاب اسلامی انجام می‌دهند. این فروشگاه جدید در میدان بازار فشن در شهر مرکزی اورلاندو واقع شده است که فاصله کمی تا بزرگترین مسجد فلوریدا دارد.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه» به نقل از wmfe.org، زنان مسلمان آمریکایی در ایالت فلوریدای آمریکا خرید لباس‌های محجوب و اسلامی خود را در مغازه جدید ورونا که به تازگی تاسیس شده انجام می‌دهند. این فروشگاه جدید در میدان بازار فشن در شهر مرکزی اورلاندو واقع شده است که فاصله کمی تا بزرگترین مسجد فلوریدا دارد. زنان و دختران مسلمان محجبه فلوریدا بسیاری از لباس‌های بلند و روسری‌هایشان را از این پس از این مرکز فروش می‌خرند، این در حالی است که بسیاری از آنان معتقدند که فروشگاه‌های آمریکایی باید بیشتر به فکر فروش اجناس و پوشش‌های اسلامی باشند.

فنا قاضی اباتی، دانشجوی دانشگاه مرکزی فلوریدا در مصاحبه با خبرنگاران گفت: اینکه مارک تجاری ورونا مغازه‌ای در پاساژ راه اندازی کرده که لباس‌های محجبه می‌فروشد خیلی خوب است و احساس حضور در زنان مسلمان آمریکایی ایجاد می‌کند. گویی وجود ما به رسمیت شناخته شده است. البته در کنار فروشگاه‌های اینترنتی، فروشگاه‌های دیگری نیز هستند که لباس‌های زنانه برای مسلمانان عرضه می‌کنند.

آغاز به کار فروشگاه اینترنتی البسه اسلامی

شرکت تجاری ورونا کار خود را به عنوان یک فروشگاه اینترنتی آغاز کرده است. لیزا وگال، بانوی مسلمانی که به اسلام گرویده، به همراه نادین ابوجبار همکار تجاری او این شرکت تجاری را با فروش ساده اینترنتی البسه و روسری آغاز کردند. در بازار تحت سلطه فروشندگان اینترنتی، وگال و ابوجبار مشتریان متعددی را از فلوریدا گرفته تا دوبی بدست آوردند. مشتریان آن‌ها را مسلمان و غیرمسلمانی تشکیل می‌دادند که به لباس‌های پوشیده و محجوب علاقه داشتند.

وگال و ابوجبار به این دلیل اورلاندو را به عنوان نخستین فروشگاه غیراینترنتی شان انتخاب کرده‌اند زیرا این شهر یک مرکز توریستی با جمعیت رو به رشد جامعه اسلامی است. هر دوی آن‌ها انتظار دارند که حضور یک فروشگاه البسه محجبه و پوشیده در خیابان اصلی پاساژ دیدگاه‌ها را نسبت به سبک پوشش اسلامی و سازگاری با آن را تغییر داده، بعلاوه نشان دهد که یک زن مسلمان محجبه در جامعه آمریکا چه معنا و مفهومی دارد.

مبارزه با دیدگاه‌های کلیشه‌ای درباره زنان مسلمان

وگال در ادامه می‌گوید: این تجارتی است که توسط زنان مسلمان محجبه راه اندازی شده است و به طور مستقیم با دیدگاه‌های کلیشه‌ای درباره زنان در جوامع اسلامی مبارزه می‌کند و نشان می‌دهد که ما زنانی قوی، مستقل، اهل تجارت و تحصیل کرده هستیم.

ورونا یکی از معدود شرکت‌های مستقر در ایالات متحده آمریکا است که لباس‌های محجبه و پوشش اسلامی عرضه می‌کند و به پیش بینی کارشناسان این صنعت تا سال ۲۰۱۹ بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار رشد خواهد داشت. بنیانگذاران این شرکت قصد دارند تجارت خود را در لندن و پاریس نیز توسعه دهند.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته قالب،محبت،شرک

 

۶۱۹-بهائیت زاییده یهود است/ دشمن از طریق فرزندان مسئولان جلو می‌آید+محبت به هشدار

۲۷ اردیبهشت

دشمن از طریق فرزندان مسئولان جلو می‌آید و می‌خواهد قبح قضیه را از طریق این خانواده‌های مسئولان بشکند.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی حوزه علمیه امام مهدی(عج)، آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در ابتدای درس خارج فقه و اصول خود بیاناتی پیرامون ملاقات فائزه هاشمی رفسنجانی با یکی از سران فرقه‌ ضاله‌ بهائیت ایراد کرد که در ادامه می‌آید:

*هر کس از خط امامت و ولایت دور شد، در آخر، این‌گونه منحرف می‌شود!

قبل از اینکه بحثمان را در مورد تفاوت دیه‌ مرد و زن به فضل و کرم الهی ادامه بدهیم، نکاتی هست که اگر بیان نکنیم به نظر می‌رسد اجحاف کردیم و فردای قیامت، نبی مکرم و همه‌ حضرات معصومین(ع) و بالأخص وجود مقدس امام زمان(اروحنا فداه) ما را مؤاخذه خواهند کرد. آن هم اهانت و جسارتی است که مع‌الأسف در نظامی که به نام نظام مهدوی است، در نظام جمهوری اسلامی ایران، صورت گرفته است، در حالی که در نظام طاغوت چنین جسارتی نبود.

در نظام طاغوت، کسی علنی نمی‌توانست چنین کاری کند. می‌گفتند که مثلاً فلان وزیر، بهائی است و مخفیانه کارهایی انجام می‌دادند، اما امروز در نظام مقدس جمهوری اسلامی، آن هم توسط فرزندان مسئولین این نظام چنین اتفاقی افتاده که این درد و مصیبت بزرگی است.

بهائیت، زاییده یهود است و من امروز می‌خواهم این مطلب را با سند بیان کنم. همان‌ طور که می‌دانید این‌ گروه طبق فتوای همه اعاظم و بزرگان نجس و مرتد هستند. اصلاً بهائیت دین نیست و یک فرقه‌ ساختگی می‌باشد که صهیونیست‌ها آن‌ها را پرورش دادند و پیوند دیرینه‌ای با هم دارند. در اینجا می‌خواهم نمونه‌های از آن را بیان کنم که باید خوب دقّت بفرمایید.

بعد از سقوط و تجزیه‌ امپراتوری عثمانی، فلسطین (این ارض اشغال شده که امروزه صهیونیست‌ها آن را در دست دارند) را تحت قیمومیت انگلیس خبیث – که در آن زمان به عنوان بریتانیا نام داشت – قرار دادند. اتفاقاً تحت نظر چرچیل – که بعدها نخست‌وزیر شد – قرار گرفت. چرچیل در آن موقع، وزیر مستعمرات انگلیس بود. جالب است که کابینه سلطنتی انگلستان بین وزرایش، وزیری به نام وزیر مستعمرات داشت تا به آن سرزمین‌هایی که گرفته بودند، رسیدگی کند!

خود چرچیل هم علنی اعلان کرده بود که من صهیونیست هستم. لذا او یهودی بود. حالا فلسطین را در اختیار او قرار دادند. تشکیلات بهائیت در فلسطین در این موقع از تسهیلات بسیار فراوانی برخوردار شد. این هم یکی از نکات بسیار عجیب است.

از جمله تسهیلات بهائیت که خود شوقی افندی بیان می‌کند؛ این بود که شعبه‌ای به نام موقوفات بهائی در فلسطین دایر گشت و هر چیزی که به نام مقام متبرّکه بهائیت در اقصی نقاط عالم به آنجا می‌رسید، از پرداخت عوارض و حقوق گمرکی و … معاف بود.

نکته دیگری که خیلی جالب است، این است: شوقی افندی به صراحت در کتاب قرن بدیع خود اشاره می‌کند: جمال پاشا، فرمانده‌ کلّ قوای عثمانی تصمیم می‌گیرد که عباس افندی را به جرم جاسوسی اعدام کند. دولت خبیث انگلیس به حمایت از این پیشوای بهائیان می‌آید و دولت انگلستان نیز متقابلاً به حمایت جدی از پیشوای بهائیان بر می‌خیزد و لرد بالفور تلگرافی به ژنرال آللنبی، فرمانده ارتش بریتانیا (در جنگ با جمال پاشا در منطقه فلسطین) دستور می‌دهد که در حفظ و صیانت عبدالبهاء و عائله و دوستانش تلاش کند، جالب است که امپراتوری بریتانیا توسط همین ژنرالشان به عباس افندی، لقب سر(Sir) و نشان شوالیه‌گری اعطا می کند.

بعدها عباس افندی از دنیا می‌رود و در حیفا به خاک سپرده می‌شود. با انتشار خبر مرگش، سفارتخانه‌ها و کنسول‌گری‌های انگلیس در خاورمیانه، اظهار تأسف و همدردی می‌کنند و چرچیل (وزیر مستعمرات انگلیس) تلگرامی برای سر هربرت ساموئل (صهیونیست سرشناس و کمیسر عالی انگلیس در فلسطین) صادر می‌کند – خوب دقت کنید که چرچیل برای یک یهودی و صهیونیست این پیام را صادر می‌کند – و از او می‌خواهد مراتب همدردی و تسلیت حکومت انگلیس را به خانواده عباس افندی برساند.

ساموئل با دستیارانش در تشییع جنازه عبدالبهاء حاضر می‌شود و جلوتر از همه، در تشییع جنازه، حرکت می کند.

پس این گوشه‌ای از حالات این خبیث‌هایی بود که فقط و فقط با صهیونیست‌ها رفیق هستند.

در سال ۱۹۴۷، سازمان ملل، کمیته‌ای را برای رسیدگی به مسأله فلسطین تشکیل می‌دهد. شوقی هم در ۱۴ جولای ۱۹۴۷ در نامه‌ای به رئیس این کمیته به مطالب جالب توجهی از منافع مشترک بهائیت و صهیونیسم تأکید می‌کند و منافع بهائیت با مسلمانان و مسیحیها و یهودی‌ها در فلسطین را مقایسه می‌کند و نتیجه می‌گیرد که تنها یهودیان هستند که علاقه آن‌ها نسبت به فلسطین، تا اندازه‌ای قابل قیاس با علاقه بهائیان به این کشور است. چون بقایای معبد مقدسشان، در اورشلیم، قرار دارد و … .

در ۱۴ می ۱۹۴۸ انگلستان به قیمومت فلسطین پایان می‌دهد و همان روز، شورای ملی یهود در تل آویو تشکیل می‌شود و تأسیس دولت اسرائیل را اعلام می‌کند.

جالب است که در جهان، همه، مخالف هستند و هنوز کسی جرأت حمایت ندارد که بگوید کشوری به نام اسرائیل موجودیت دارد. اما شوقی افندی، اولین کسی است که اعلان حمایت می‌کند. او در پیام نوروز سال ۱۳۳۰ ه.ش و به قول خودشان، ۱۰۸ بدیع، می‌گوید: «…مصداق وعده‌ی الهی به ابناء خلیل و وارث کلیم، ظاهر و باهر، و دولت اسرائیل در ارض اقدس، مستقر و به استقلال و اصالت آیین بهائی، مقر، و به ثبت عقدنامه بهائی و معافیت کافه‌ موقوفات بهائی در عکا و جبل کرمل و لوازم ضروریه‌ بنای مرقد باب از رسوم؛ یعنی عوارض و مالیات دولت و اقرار به رسمیت ایام تعطیلی بهائیان، موفق و مؤیّد شده است …».

شوقی افندی همچنین در تلگراف مربوط به تشکیل هیأت بین‌المللی بهائی (بیت العدل بعدی)، مورخ ۹ ژانویه ۱۹۵۱ (۱۳۲۹ش)، تأسیس اسرائیل را تحقق پیشگویی‌های حسینعلی بهاء و عباس افندی می‌شمارد و سپس بین ایجاد این هیئت و تأسیس اسرائیل، ارتباط مستقیم برقرار کرده و سه علت برای تأسیس این هیئت بیان می‌کند که در راس آنها، تأسیس اسرائیل بوده است.

این مطلب بسیار عجیب و قابل توجه است، زیرا چه رابطه‌ای است میان مؤسسه ای که قرار است به عنوان بیت العدل، رهبری بهائیان را بر عهده گیرد با تأسیس یک رژیم نامشروع و جعلی؟!

ببینید بهائیت ملعون یک رژیم نامشروع را تأیید می‌کند که اصلاً می‌دانید آن‌ها پیشوای خود را اول به عنوان نائب امام زمان می‌دانستند و بعد به پیامبری او هم رسیدند!

هیأت بین المللی بهائی در نامه‌ای که ۱ ژوئیه ۱۹۵۲ برای محفل ملی بهائیان ایران ارسال کرد، به رابطه صمیمانه شوقی با دولت اشغالگر صهیونیستی اذعان می‌کند و می‌گوید: «روابط حکومت [اسرائیل] با حضرت ولی امرالله (شوقی افندی) و هیأت بین المللی بهائی، دوستانه و صمیمانه است و فی الحقیقه، جای بسی خوشوقتی است که راجع به شناسایی امر (بهائیت) در ارض اقدس (فلسطین اشغالی) موفقیت‌هایی حاصل گردیده است».

از این ناگفته‌هایی که مردم باید مطلع شوند، خیلی زیاد است. اسرائیل، فرقه‌ ضاله‌ بهائیت را به رسمیت می‌شناسد و به آن‌ها کمک می‌کند و امکانات زیادی در اختیارشان قرار می‌دهد و فعالیت آن‌ها را به عنوان یک دین رسمی به حساب می‌آورد.

جالب است که شوقی در پیام آوریل ۱۹۵۴ (۱۳۳۳) به گوشه‌ای از این اهتمام رژیم صهیونیستی برای بهائیت اشاره می‌کند و می‌گوید: «با رئیس جمهور اسرائیل و نخست وزیر و ۵ تن از وزرای کابینه و همچنین رئیس پارلمان آن کشور تماس و ارتباط حاصل گردید و در نتیجه اداره‌ی مخصوصی به نام اداره‌ بهائی در وزارت ادیان تأسیس گردید و وزیر ادیان بیانات رسمی در پارلمان ایراد کرد و جنبه‌ بین المللی امروز اهمیت مرکز جهانی بهائی را تصریح نمود و در اثر این جریانات، رئیس جمهور اسرائیل مصمم گردید در اوایل عید رضوان رسماً مقام مقدس اعلی را زیارت نماید».

این‌ها نکات عجیبی است و باید به آن‌ها دقت کرد. لذا در تقویت بهائیت، سران رژیم صهیونیستی نقش داشتند. مثلاً پروفسور نرمان نیویچ از شخصیتهای سیاسی و حقوقی دولت اسرائیل و دادستان اسبق حکومت فلسطینی، در زمان مسئولیتش، بهائیت را در شمار سه دین ابراهیمی (اسلام ــ مسیحیت و یهودی) به رسمیت شناخت.

بنده هم همیشه تعبیرم این است که وهابیت و بهائیت، دو بازوی یهود هستند و دائم دعا می‌کنم و می‌گویم: إن‌شاءالله خداوند این دو بازوی یهود، وهابیّت و بهائیت را قلع و قمع و نیست و نابود بگرداند.

لذا بهائیت، فرقه‌ ضالّه‌ای است که بحمدلله به واسطه هشداری روحانیت شیعه نتوانست در شیعه جا باز کند. امّا مع‌الأسف وهابیت توانست، چون روحانیت اهل جماعت کوتاهی کردند. البته ناگفته نماند، می‌توانید مطالعه بفرمایید، علمای الازهر مصر و خیلی دیگر از آقایان به وهابیت اعتراض کردند، منتها دیگر کوتاه آمدند. اما در مورد بهائیت، روحانیّت تشیّع کوتاه نیامد و نتوانستند اظهار وجود کنند و کارشان به همان صهیونیست‌ها کشید.

حالا امروز دختر یکی از مسئولین، با پررویی و بی‌حیایی به دیدار آن‌ها برود و بگوید: مسأله‌ای ندارد. جالب است که پدر این شخص هم مدام خود را به امام منتسب می‌کند. امّا اگر امام راحل عظیم‌الشّأن بود، به طور قاطع و شدید با این‌ها برخورد می‌کرد، هم خودش و هم پدرش!

علنی کردن چنین دیداری چه هدفی دارد؟! بعد می‌گوید: من نگفتم! وقتی در فضاهای مجازی، عکس پخش می‌شود، نشان می‌دهد که این‌ها نکته‌ای دارند و می‌خواهند آرام آرام جلو بیایند و مردم را بسنجند و ببینند که مردم سکوت می‌کنند یا خیر؟ این‌ها می‌خواهند حرمت‌ها را از بین بردارند.

اگر از همان روزی که این دختر خانم دوچرخه سوار شد و لباس چنین و چنان پوشیده بود، پدرش گوشش را گرفته بود و او را طرد می‌کرد، چنین جرأت نمی‌کرد که کارش به فتنه ۸۸ و حالا امروز به چنین کاری برسد. خیلی از مسئولین ما این کار را انجام دادند، آیت‌الله خزعلی، آیت‌الله جنتی، آیت‌الله محمدی گیلانی و … فرزندانشان را طرد کردند و گفتند: از ما نیستند.

چرا آقایان سکوت می‌کنند؟! ما از مراجع بزرگوار تشکر می‌کنیم و دستشان را می‌بوسیم که به خروش درآمدند. اما چرا فقط این بزرگواران باید بگویند و دیگران سکوت کردند؟

نباید بگذاریم حرمت‌ها در نظام مقدس جمهوری اسلامی شکسته شود. الآن ببینید تا دیروز اصلاً خیلی‌ها اسم بهائیت را هم نمی‌دانستند، اما بلافاصله دیدیم که بی‌بی‌سی و … در شبکه‌هایشان شروع کردند با بهائی‌ها صحبت کردند. باید با آن‌ها برخورد کرد تا نام بهائیت را در دهان‌ها نیاندازند.

هر کس از این انقلاب، انحراف پیدا کند، عاقبت به خیر نمی‌شود و در آخر به سراغ همین این‌ها می‌رود. هر کس از خط ولایت دور شد و به سمت آن طرفی‌ها رفت، ولو در دفتر خود حضرت امام هم باشد، خراب می‌شود. یک عده نشستند و خودشان را باد می‌زنند و رفاه‌طلب هستند، آن‌ها انسان‌های حاسدی هستند که در آخر هم زمین می‌خورند. بعضی از این‌ها را می‌بینیم که در برخی مواقع هم می‌خواهند از حامیان ولایت انتقام بگیرند که کور خواندند و ما تا آخرین قطره‌ی خونمان برای این نظام و ولایت می‌ایستیم.

هر کس از خط ولایت دور شد، طبعاً دچار گرفتاری خواهد شد و به هیچ عنوان عاقبت به خیر نخواهد شد. من اشدّ مجازات را برای چنین فردی از قوه‌ قضائیه تقاضا می‌کنم، تا کسی جرأت نکند این‌طور بی‌ادبی کند. اتفاقاً دشمن از همین طریق، یعنی فرزندان مسئولین جلو می‌آید. امروز که نمی‌آید از من و شما که کاره‌ای نیستیم و مسئولیتی نداریم، جلو بیاید. دشمن از طریق مسئولین و خانواده‌هایشان جلو می‌آید. لذا می‌خواهند قبح قضیه را از طریق این خانواده‌های مسئولین بشکانند. اگر چند نفر از این‌ها در همین میادین اعدام شوند، دیگر هیچ کسی غلطی نمی‌تواند بکند. قوه‌ قضائیه باید این کار را انجام دهد.

این مسأله در همه‌ موارد هم هست، یعنی بعد اقتصادی را هم شامل می‌شود. هر کس به اموال بیت المال دست برد، باید دستش را قطع کنند و او را اعدام کنند. از چه چیزی می‌ترسیم؟! مگر این که خودشان هم وابسته باشند و خدای ناکرده این‌طور باشد که: گر حکم کنند که مست گیرند، در شهر هر آنچه هست، گیرند. که الحمدلله رئیس قوه قضائیه ما این‌گونه نیست. من ایشان را می‌شناسم، یک عالم فاضل آگاه شجاع خوب است.

إن‌شاءالله خدای متعال به زودی آقا جانمان را برساند و مشکلات ما را بر طرف بگرداند. به خصوص که ما الآن با داعش ملعون و … درگیر هستیم و این‌ها می‌خواهند ما را به چیزهای دیگر هم مشغول کنند. لذا باید در نطفه، خاموشش کنند و انتظار اولیه مردم این است که قوه قضائیه با این‌ها برخورد کند تا دیگر چنین مواردی رخ ندهد. إن‌شاءالله در این مورد، دادستان محترم که باید داد مردم را بستاند و رئیس قوه قضائیه دستور کافی و وافی را خواهند داد.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته قالب،محبت،شرک

 

۶۱۸-بیانیه مشترک هفده زن سیاستمدار فرانسوی علیه آزار جنسی+ محبت به آزار زنان

۲۷ اردیبهشت

هفده تن از وزرای زن کنونی و پیشین فرانسه اعلام کردند که بیش از این در برابر آزار و تبعیض جنسی در عرصه مشاغل سیاسی این کشور سکوت نخواهند کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از بی بی سی،‌ هفده تن از وزرای زن کنونی و پیشین فرانسه با انتشار بیانیه ای مشترک خواهان تشکیل یک کمپین ملی برای مبارزه فراگیر علیه آزار جنسی شدند.

‌ یکی از نویسندگان این بیانیه مشترک،‌ «کریستین لاگارد» رئیس صندوق بین المللی پول و وزیر سابق دارایی فرانسه است که به رغم انتخاب به سمت خود مجبور به تحمل و مبارزه علیه تبعیض جنسی در دوران خدمت خود بوده است.za

در این بیانیه مشترک آمده است: «ما تمام قربانیان آزار جنسی و تجاوز جنسی را به صحبت کردن و شکایت کردن تشویق می کنیم. ما از تمام طرفها و گروههای سیاسی خود می خواهیم که در صورت وقوع آزار جنسی و یا تجاوز جنسی به قربانیان برای روشن شدن حقیقت کمک نمایند».

شایان ذکر است که روز دوشنبه گذشته، «دنیس باپین» معاون سخنگوی مجلس ملی فرانسه به دلیل طرح اتهام آزار جنسی علیه وی از سمت خود استعفاء داد.

در این بیانیه مشترک زنان خواستار وضع قوانین سختگیرانه تر علیه آزار جنسی و همچنین استقرار بخش ویژه ای در پاسگاههای پلیس برای رسیدگی به اینگونه شکایات شدند.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته قالب،محبت،شرک

 

۶۱۷- گریه بی جهت منطقی+ محبت بی جهت منطقی

۲۶ اردیبهشت

mo1

پس از ناکامی پرسپولیس در کسب جام قهرمانی لیگ برتر شماری از بازیکنان و هواداران ناراحت این تیم در آزادی گریه کردند.
پس از ناکامی پرسپولیس در کسب جام قهرمانی لیگ برتر شماری از بازیکنان و هواداران ناراحت این تیم در آزادی گریه کردند.m4
 
پرسپولیس در آخرین دیدار خود در فصل پانزدهم لیگ برتر فوتبال با نتیجه ۲ بر یک راه آهن را شکست داد اما این پیروزی برای کسب جام کافی نبود و این استقلال خوزستان بود که قهرمان شد.m5
 
پس از این بازی بازیکنان پرسپولیس که به شدت ناراحت بودند و می گریستند، نای ایستادن روی پای خود را نداشتند و نشسته یا درازکش افسوس این ناکامی را می خوردند. برخی از بازیکنان و هوادارن پرسپولیس نیز پس از آنکه تیم‌شان به قهرمانی نرسید، گریه کردند. برانکو ایوانکوویچ، سرمربی پرسپولیس بازیکنان را دعوت کرد تا به سمت هواداران بروند و از حضور آنها تشکر کنند.m2

 

 

۶۱۶- تفاوت محبت در انسان با حیوان+ مقایسه ۲محبت

۲۶ اردیبهشت

mohzar

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته قالب،محبت،شرک

 

۶۱۵-نسبت معکوس دستمزد زنان و تمایلشان به ازدواج +محبت به تجرد زندگی فردی

۲۶ اردیبهشت
بین سال‌های ۱۹۸۰تا۲۰۱۰ نسبت زنان امریکاییِ ازدواج‌کرده از ۷۴درصد به ۵۶درصد کاهش یافته است. در طی این دورۀ سی‌ساله روندهایی به وجود آمده که می‌تواند تغییر دیدگاه زنان را در تصمیم‌گیری برای ازدواج‌کردن یا نکردن روشن کند.
بین سال‌های ۱۹۸۰تا۲۰۱۰ نسبت زنان امریکاییِ ازدواج‌کرده از ۷۴درصد به ۵۶درصد کاهش یافته است. در طی این دورۀ سی‌ساله روندهایی به وجود آمده که می‌تواند تغییر دیدگاه زنان را در تصمیم‌گیری برای ازدواج‌کردن یا نکردن روشن کند: مثلاً افزایش حضور در دانشگاه‌ها، حضور فزاینده در لباس نیروی کار، افزایش نرخِ الزام به درخانه‌ماندن و تغییر هنجارهای فرهنگی. پژوهشی جدید می‌گوید وقتی دستمزد کارکنانِ زن متناسب با مردان افزایش می‌یابد، تمایلشان به ازدواج کاهش می‌یابد.  
 
پژوهش اخیر از منظر انگیزه‌های اقتصادی به این مسئله می‌نگرد و درمی‌یابد عواملی مثل افزایش گزینه‌های استخدام و امکانِ روزافزون زنان در انتخاب بچه‌دارشدن یا نشدن و نیز زمان آن، قطعاً بر انتخاب ازدواج اثر می‌گذارد. باوجود این «تغییر در دستمزد زنان» شاید در میان عوامل بسیار مهمی باشد که در تصمیم بر صرف‌نظرکردن از ازدواج اثر می‌گذارد.  

 
در مقالۀ اخیر، نائاما شنهاو دانشجوی دکتری در دانشگاه یو.سی.دِیویس، تخمین‌زده‌است که ۲۰درصد از کاهش میزان ازدواج طی سی سال گذشته ناشی از دستمزدهای روبه‌رشد زنان بوده است. به‌بیان دقیق‌تر آن‌چه در تصمیم زنان برای به‌تعویق‌انداختن یا صرف‌نظرکردن از ازدواج نقش داشته، افزایش دستمزد زنان متناسب با همسران بالقوه‌شان و نیز اهمیت فزایندۀ دستمزد زنان در درآمد کل خانواده است. لبّ‌ این دیدگاه این است که درآمدِ بیشتر برای بسیاری از زنان، به‌خصوص از طبقات پایین اقتصادی، این امکان را ایجاد می‌کند که از نظر مالی کمتر به دیگران وابسته باشند؛ مثلاً در مسائلی مثل کرایه‌خانه، هزینۀ خواربار، خدمات عمومی یا دیگر نیازهای ابتدایی. این
 
یعنی تصمیم به ازدواج برای این گروه، کمتر برای برطرف‌کردن نیاز مالی است و بیشتر به دلایل دیگری مثل عشق، هنجارهای اجتماعی، دین یا تمایل به تشکیل خانواده صورت می‌گیرد.  
 
صحبت دربارۀ افزایش دستمزد زنان در زمانی که شکافِ جنسیتیِ دستمزد تا حد زیادی ثابت مانده است۱، شاید عجیب به نظر برسد؛ اما به‌هرحال میانگین درآمد هفتگی زنانی که تمام‌وقت کار می‌کنند، از ۱۹۸۰ تاکنون حدود ۳۰درصد افزایش یافته است. دستمزد مردان و زنان بین ۱۹۸۰ و ۲۰۱۰ به مقدار زیادی به هم نزدیک شده است.

این‌ها درست زمانی رخ می‌داد که مشاغل کم‌مهارت از بین می‌رفتند، کامپیوترها می‌آمدند تا بر محل کار حکم‌رانی کنند و زنان با درجات بالاتری از کالج فارغ‌التحصیل می‌شدند و سهمشان در مناصب تخصصی افزایش می‌یافت. همچنین به همین علل، مردان شاهد کاهش دستمزد بودند. امروزه به‌طور میانگین زنان تقریباً ۸۰درصدِ مردان درآمد دارند؛ درحالی‌که در ۱۹۸۰ این رقم نزدیک به ۶۵درصد بود.  
 
چرا نسبت به گذشته زنانِ بیشتری از ازدواج سر بازمی‌زنند؟ امروزه آن‌ها انگیزۀ اقتصادیِ کمتری دارند: افزایش درآمدهای آن‌ها، متناسب با مردان، به این معنی است که ازدواج‌کردن دیگر به‌اندازۀ سابق فرصتی برای بهبود وضع اقتصادی نیست. شنهاو دریافت که به‌ازای ۱۰درصد افزایش دستمزد زنان، متناسب با مردان، احتمال ازدواج هر کدام از زنان مذکور ۵. ۳درصد کاهش می‌یابد. افزایش دستمزدها به این معنی است که زنان، مشتاق می‌شوند ساعات بیشتری کار کنند؛ چراکه هر ساعت کار نسبت به قبل سودآورتر می‌شود و بدین‌ترتیب از نظر مالی مستقل شوند.  
 
افزایش دستمزدها حتی محاسبات زنان مایل به ازدواج را نیز تغییر داده است و چنان‌که این پژوهش مطرح می‌کند، آنان را از ازدواج با «مردانی که کمتر دلخواهشان است» منصرف کرده است. شنهاو دریافت که افزایش دستمزدها، متناسب با مردان، باعث شده زنان بیشتر مشتاق به ازدواج با مردانی با تحصیلات بالاتر شوند و کمتر مایل باشند با مردانی ازدواج کنند که تحصیلاتشان کمتر از این زنان است. این مسئله همچنین باعث شده زنان به‌جای ازدواج با مردان بزرگ‌تر  افزایش دستمزدها، متناسب با مردان، باعث شده زنان بیشتر مشتاق به ازدواج با مردانی با تحصیلات بالاتر شوند.za
 
آیا تمام این‌ها به این معنا است که به‌طور کلی زنانی که درآمد بیشتری دارند، کمتر مایل به ازدواج‌اند؟ نه کاملاً. تمام یافته‌های شنهاو دربارۀ دستمزدهای متناسب است؛ درحالی‌که در برخی زمینه‌های شغلی بسیار پردرآمد، نزدیک‌شدن درآمدهای زنان و مردان همچنان دست‌نیافتنی است. حقیقت این است که پول‌دارها هستند که صلاحیت ازدواج دارند. امریکایی‌های پردرآمد بیشتر از کم‌درآمدها به ازدواج تمایل دارند؛ همچنین مطرح‌شدن جفت‌گیری گزینشی به این معنا است که بیش از هر زمان دیگری مردمِ پول‌دار و تحصیل‌کرده با هم وصلت می‌کنند و ثروتمند می‌مانند؛ درحالی‌که مردم فقیر هم با هم وصلت می‌کند و فقیرتر می‌شوند.  
 
صرف‌نظرکردن از ازدواج به‌خاطر استقلال اقتصادی، عواقب منفی و مثبتی دارد. دستمزدِ بیشتر می‌تواند تمایل زنان را به انتخاب همسری با تحصیلات اندک کاهش دهد و همچنین باعث شود برای ازدواجی باانگیزۀ امنیت مالی، کمتر احساس فشار کنند. ‌ اما باوجوداین، افرادی که از نظر مالی به خود متکی‌اند، غالباً در تقلای یکی‌کردن دخل‌وخرجشان هستند؛ چراکه معمولاً تمام دستمزد فرد هم نمی‌تواند به‌پای شیب صعودی قیمت‌ها برسد و ازطرفی درآمد دو نفر معمولاً به‌ درد بخورتر از درآمد یک نفر است. هرچند شاید ازدواج به‌تنهایی نتواند این مشکل را حل کند. پژوهش اخیر همچنین نشان می‌دهد به‌رغم فشار سیاست‌مداران محافظه‌کار، ثابت نشده که ازدواج به‌خودی‌خود کلیدی برای ریشه‌کن‌کردن فقر است.  
 
اگرچه شاید عواقب کاهش میزان ازدواج هنوز مبهم باشد، یک چیز تقریباً مسلم به‌ نظر می‌رسد: فرصت‌های شغلیِ بیشتر برای زنان و پرداخت منصفانۀ دستمزدشان، امکان‌هایی را در اختیار آنان می‌گذارد که نسل‌های گذشتۀ زنان هرگز از آن‌ها بهره‌مند نبوده‌اند.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته قالب،محبت،شرک

 

۶۱۴-پاسخ آیت الله العظمی مکارم به تفاسیر عجیب علمای اهل سنت از واژه «اولی الامر» +معرفی محبت انحرافی در کلمه اولی الامر

۲۶ اردیبهشت

بعضى از مفسّران اهل سنت مى گویند: «منظور از اولى الامر، حکّام و امراء و شاهانند! و هر حاکمى بر مسلمانان حکومت کند، عادل باشد یا ظالم، در مسیر صحیح باشد یا منحرف، دستور به اطاعت خدا دهد یا…maka

به گزارش خبرگزاری«حوزه»، حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به این پرسش که: علمای اهل سنت در تفسیر واژه «اولی الامر» چه مصادیقی برای آن ذکر کرده اند؟، بیان کردند: مفسران و علماى اهل سنّت در معنى «اُولِی الْاَمْرِ» اختلاف زیادى دارند؛ بعضى آن را به معنى صحابه و بعضى به فرماندهان لشکر و بعضى به خلفاى چهارگانه تفسیر کرده اند؛ در حالی که هیچ دلیل روشنى براى این تفسیرهاى خود بیان نکرده اند.

خداوند در آیه ۵۹ سوره نساء می فرماید: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اَطیعُوا اللَّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الْاَمْرِ مِنْکُمْ فَاِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ اِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُولِ اِنْ کُنْتُمْ تُوْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ اَحْسَنُ تَاْویلاً»؛ اى کسانى که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر [خدا] و اولی الامر خود را. و هر گاه در امرى نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر باز گردانید [و از آنها داورى بطلبید] اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این [کار براى شما] بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است).

جمع دیگرى «اولى الامر» را به معنى علما و دانشمندان شمرده، و به آیه شریفه ۸۳ سوره «نساء» استناد نموده اند: «وَاِذَا جَاءَهُمْ اَمْرٌ مِّنَ الْاَمْنِ اَوِ الْخَوْفِ اَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ اِلَى الرَّسُولِ وَاِلَى اُولِی الْاَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ…»؛ و هنگامى که خبرى از پیروزى یا شکست به آنها برسد [بدون تحقیق] آن را شایع مى سازند، در حالى که اگر آن را به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و پیشوایان [که قدرت تشخیص کافى دارند] بازگردانند از ریشه هاى مسایل آگاه خواهند شد….

ولى با توجه به اینکه آیه مورد بحث درباره اطاعت بدون قید و شرط است و آیه ۸۳ سوره «نساء» درباره سؤال و تحقیق است، دو مطلب مختلف را بیان مى کند و هرگز نمى ‌توان هر دو را به یک معنى دانست، تحقیق از «عالم» مطلبى است و اطاعت بى قید و شرط از «اولى الامر» مطلبى دیگر؛ دومى جز درباره معصومان تصور نمى شود، ولى اولى مفهوم گسترده ‌ای دارد.

بعضى از مفسّران اهل سنت احتمال پنجمى در اینجا داده اند که منظور از «اولى الامر» مجموع نمایندگان عموم قشرهاى مردم و حکام و زمامداران و علماء و صاحب منصبان در تمام شئون زندگى مردم هستند و به تعبیر دیگر منظور جماعت اهل حل و عقد است که هر گاه آن ها بر چیزى اتفاق کنند، اطاعت آن ها بى قید و شرط واجب است (مشروط به اینکه آن ها از ما باشند چون «منکم» در آیه شریفه چنین شرطى را ذکر کرده و مخالفت با سنت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) ننمایند، و نیز در بحث هاى خود تحت فشار اجبار نباشند، و اتفاق نظر داشته باشند و آن مسئله از مسایل عامه باشد).

این مجموعه در مسایلى که نصّى از طرف شارع مقدس در آن نرسیده است واجب الاطاعه اند و مى توان گفت مجموعه آنها معصوم هستند، و لذا امر به اطاعت آنها بى قید و شرط شده است.(۱)

به این ترتیب آنها «اولى الامر» را مجموعه اى از علما و دانشمندان و اهل حل و عقد مى داند که پنج شرط در آن جمع باشد:

۱ـ مسلمان بودن

۲ـ عدم مخالفت با سنت

۳ـ عدم اجبار در اظهار عقیده

۴ـ اظهار نظر در خصوص مالانص فیه

۵ـ اتفاق نظر داشتن

و چنین مجموعه اى را معصوم مى شمرد.

آیا به راستى منظور از «اولى الامر» در آیه شریفه همین است؟ و آیا به راستى اهل عرف و اصحاب پیامبر(صلى الله علیه وآله) هنگامى که این آیه را مى شنیدند چنین معنایى استفاده مى کردند؟! و یا این معنى با تکلف فراوان بر آیه تحمیل شده، تا مبادا تفسیر آیه از مسئله امامان معصوم(علیه السلام) که شیعه به آن معتقد است سر درآورد؟!

* سخن فخر رازی دربارۀ واژۀ اولی الامر

ظاهراً ریشه این سخن، از کلام فخر رازى گرفته شده است که مى گوید: «تعبیر «اُولى الاَمْرِ مِنْکُمْ» در آیه نزد ما دلالت بر این دارد که اجماع امت حجت است! چراکه خداوند متعال امر به اطاعت اولى الامر به طور قطع (بى قید و شرط) فرموده است، و هر کس که خداوند این گونه امر به اطاعتش کند باید معصوم از خطا باشد؛ زیرا اگر معصوم نباشد احیاناً خطا مى کند و در این صورت از یک سو عمل کردن به فرمان او واجب است و از سوى دیگر به خاطر خطا بودن، حرام و لازمه آن، اجتماع امر و نهى در فعل واحد و عنوان واحد است و این محال است. پس از اینجا روشن مى شود که امر مطلق به اطاعت «اولواالامر» دلیل بر معصوم بودن او است.

سپس مى افزاید: این معصوم یا مجموع امت است یا بعضى از امت اسلامى، احتمال دوم قابل قبول نیست؛ زیرا ما باید آن بعض را بشناسیم، و به او دسترسى داشته باشیم و از وى استفاده کنیم؛ در حالى که در این زمان از شناخت امام معصوم و دسترسى به او و استفاده از وى عاجزیم، بنابراین معصومى که امر به اطاعت بى قید و شرط او شده فرد یا گروه خاصى نیست و طبعاً باید منظور اجماع امت باشد».(2)

آنچه فخر رازى و نویسنده «المنار» و امثال آنها را در تنگنا قرار داده که آیه را چنین تفسیرکنند [آن هم تفسیرى که به یقین هیچ یک از صحابه و یاران رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به هنگام نزول آیه، این چنین تفسیری از آن نداشتند] به دلیل همان پیش داورى هایى است که مانع مى شود از اینکه مفهوم آیه را در امامان معصوم اهل بیت(علیهم السلام) جستجو کنند. از یک سو دلالت آیه بر معصوم بودن «اولى الامر» معلوم است و از سوى دیگر بنا نیست شخصى را به عنوان امام معصوم بپذیرند، لذا به سراغ تفسیرى مى روند که هیچ گاه صحابه پیامبر(صلى الله علیه وآله) به هنگام شنیدن آیه چنان چیزى را از آن نمى فهمیدند.

* تفسیری عجیب از اهل سنت در واژۀ اولی الامر

و از همه تفسیرها عجیب تر تفسیرى است که بعضى از مفسّران اهل سنت برگزیده اند و مى گویند: «منظور از اولى الامر، حکّام و امراء و شاهانند! و هر حاکمى بر مسلمانان حکومت کند، عادل باشد یا ظالم، در مسیر صحیح باشد یا منحرف، دستور به اطاعت خدا دهد یا معصیت و نافرمانى او، باید از او پیروى کرد». چنانکه در تفسیر«المنار» در اشاره سربسته اى مى گوید: «وَ بَعْضُهُمْ اَطْلَقَ فى الْحُکامِ فَاَوْجَبُوا طاعَهَ کُلِّ حاکِم»(3)؛ بعضى، آیه را ناظر به اطاعت تمام حاکمان مى دانند و اطاعت آنها را واجب مى شمرند.

* دو حدیث مجعول از اهل سنت در اثبات مدعا

و باز از آن هم عجیب تر روایات مشکوک و مجعولى است که براى اثبات این تفسیر به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نسبت داده اند. مثل اینکه حضرت در جواب سؤال یزیدجعفى که عرض کرد: «یا نَبِىَ اللهِ اَرَایْتَ اِنْ قامَتْ عَلَیْنا اُمَراءَ یَسْیَلُونا حَقَهُم وَ یَمْنَعُونا حَقَّنا فَما تَاْمُرُنا»(4)؛ اى پیامبر خدا! اگر حاکمانى بر ما مسلط شدند که حق خود را از ما بگیرند و حق ما را به ما ندهند چه کنیم؟ …)، پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «اِسْمَعُوا وَ اَطیعْوا!»؛ گوش به فرمان آنها باشید و اطاعت کنید!.

در حدیث دیگرى در همان کتاب از ابوذر نقل شده که گفت: «اِنَ خَلِیْلى اَوْصانى اَنْ اَسْمَعَ وَ اَطیعَ وَ اِنْ کانَ عَبْداً مُجَدَّعُ الاَطرافَ»(5)؛ دوست من [رسول خدا] به من سفارش کرده است که بشنوم و اطاعت کنم [فرمان امیران و حاکمان را] هر چند برده دست و پا بریده اى باشد!) [بعضى مُجدَّعُ الاطراف را به معنى کسى که در خانواده پست و آلوده اى متولد شده تفسیرکرده اند.]

* نقدی بر حدیث جعلی

به یقین ساحت مقدس پیامبر بزرگ اسلام(صلى الله علیه وآله) پاک تر از آن است که چنین دستورى بر خلاف منطقِ عقل و شرع بدهد. در حالى که از خود آن حضرت نقل شده است که اطاعت مخلوق در معصیت خالق جایز نیست و بهترین دلیل بر ساختگى بودن این گونه احادیث، آن است که خود ابوذرکه این حدیث از او نقل شده، به گواهى تاریخ در زندگیش هرگز چنین نکرد و حتى در راه مبارزه با انحراف امیران و حاکمان وقت، جان خود را از دست داد! به هر حال پر واضح است که مقام پیامبر(صلى الله علیه وآله) بالاتر از این گفتگوها است. هیچ انسان عاقلی نمى تواند چنین سخنى بر زبان براند که حاکم، واجب الاطاعه است در هر کارى که کند و هر سخنى بگوید و هر کسى که باشد؛ مخصوصاً با توجه به اینکه این حدیث در میان همه علماى اسلام اعم از شیعه و اهل سنت معروف است که: «لاطاعَهَ لِمخْلُوقِ فى مَعْصِیَهِ الْخالِقِ»(6)؛ اطاعت از مخلوق در معصیت خالق جایز نیست؛ «وَ لا طاعَهَ لِبَشَر فى مَعْصِیَهِ اللهِ».(7)

به این ترتیب نتیجه مى گیریم که روشن ترین تفسیر براى آیه همان اطاعت امامان معصوم (علیهم السلام) است.(۸)

پی نوشت:

(۱). تفسير القرآن الحكيم (تفسير المنار)، محمد رشيد بن علي رضا، الهيئة المصرية العامة للكتاب، ۱۹۹۰ م، ج ۵، ص ۱۴۷.

(۲). مفاتيح الغيب، فخرالدين رازى، محمد بن عمر، دار احياء التراث العربى، بيروت، چاپ سوم، ۱۴۲۰ ق، ج ۱۰، ص ۱۵۳. (سوره نساء، آيه ۸۳)

(۳). تفسير القرآن الحكيم (تفسير المنار)، محمد رشيد بن علي رضا، الهيئة المصرية العامة للكتاب، ۱۹۹۰ م، ج ۵، ص ۱۴۷.

(۴). صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، بی تا، ج ۳، ص ۱۴۷۴، باب ۱۲ (باب طاعة الامراء و ان منعوا الحقوق).

(۵). همان، ص ۱۴۶۷، باب ۸ (باب وجوب طاعة الامراء).

(۶). نهج البلاغه، شريف الرضى، محمد بن حسين‏، محقق/ مصحح: فيض الإسلام‏، هجرت‏، قم‏، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق‏، ص ۵۰۰، (كلمات قصار [۱۶۷] ۱۶۵).

(۷). الدر المنثور فى تفسير المأثور، سيوطى، جلال الدين، كتابخانه آية الله مرعشى نجفى، قم، ۱۴۰۴ ق، ج ۲، ص۱۷۷.

(۸). گردآوری از کتاب: پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، با همکاری جمعی از فضلا و دانشمندان، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶، چاپ ششم، ج ۹، ص ۵۴.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته قالب،محبت،شرک

 

۶۱۳-از تشیع انگلیسی تا آخرین تحولات عراق در حوزه مکتوب/ فروش خوب آثار شهیدمطهری و شریعتی و عرضه کتاب ضدایرانی طاهره علوی+محبت به کتاب

۲۵ اردیبهشت

دوازدهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب کربلا در حالی به کار خود پایان داد که در کنار حضور کتاب‌هایی از حامیان حشد شعبی عراق و آیت‌الله سیستانی غرفه هایی به حامیان جریان شیرازی تعلق گرفته است.

خبرگزاری فارس ـ گروه کتاب و ادبیات: دوازدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب کربلا با پشتیبانی حرمین مطهر حسینی و عباسی ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ رسما افتتاح شد نمایشگاهی که هر ساله در قالب برنامه‌های جشنواره ربیع الشهادة در طول ده روز برگزار می شود و روز شنبه ۲۵ اردیبهشت به کار خود پایان داد.

 

*حضور کمرنگ ناشران ایرانی

 

نمایشگاه کتاب کربلا که هر ساله در زیر چادر متحدی در حد فاصل باب القبله حرم حسینی(ع) تا خیمه‌گاه برگزار می شد امسال در دو سالن در دو بال چپ و راست بین الحرمین برپا شد.

وارد نمایشگاه کوچک کربلا که می‌شوید در ابتدا مهمترین چیزی که نگاه شما به آن جلب می شود این است که هر عتبه و آستانه‌ای غرفه‌ای خاص برای خود دارد؛ آستان امام علی(ع) آستان امامین عسکریین و امامین جوادین و حتی آستان مساجد سهله و کوفه برای خود غرفه دارند.

غرفه سازمان فرهنگ و ارتباطات

 

حضور ایرانی‌ها در این نمایشگاه هم گویا به دلیل همزمانی‌اش با ایام نمایشگاه بین المللی کتاب تهران محدود به همین آستان ها شده است چه اینکه آستان مقدس شاه عبدالعظیم حسنی، آستان قدس رضوی، جامعه المصطفی و همچنین دفاتر برخی از مراجع تقلید از جمله آیت الله جعفر سبحانی به چشم می آید.

غرفه آستان قدس رضوی

 

در این بین سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز غرفه‌ای خالی از مسئول دارد و به عنوان یکی از فعالترین رایزنی‌های ایران در حوزه نشر کتاب، کتب متعددی درباره ایران و انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) دارد چه اینکه ترجمه نامه رهبری به جوانان اروپا و آمریکای شمالی و کتابچه‌های معرفی شخصیت ایشان در این غرفه دیده می شود.

البته به نظر می رسد رایزنی فرهنگی ایران می توانست در غیاب ناشران جدی ایرانی به دلیل نمایشگاه تهران، با رایزنی با انتشارات الهدی و یا ناشران دیگر غرفه خود را مرکز توزیعی برای کتاب های منتشر شده در ایران بکند.

*از فروش خوب ترجمه کتب شهید مطهری و دکتر شریعتی تا حضور کتاب ممنوعه ایرانی در غرفه ناشر عرب

علت این سخن از آن روست که گشتی در نمایشگاه کتاب کربلا نشان می دهد حضور غیررسمی کتاب هایی درباره ایران بیشتر از حضور ناشران جدی ایران است.

این حضور عیررسمی هم وجهه مثبت دارد و هم وجهه منفی؛ گو اینکه کتاب‌های شهید مطهری و مرحوم دکتر شریعتی که به عربی ترجمه شده است در چند غرفه دیده می شود.

کتب شهید مطهری و دکتر شریعتی به زبان عربی

 

یکی از این غرفه ها «دار المعرفه» است که چیدمان آن اساسا بر کتاب های دکتر شریعتی و شهید مطهری است و وقتی از غرفه دار می پرسم که آیا فروش کتاب های این دو شخصیت ایرانی خوب است از روی اطمینان بله می گوید.

یکی دیگر از غرفه هایی که کتاب های دکتر شریعتی از جمله کتاب های «فاطمه فاطمه است»، «بازگشت به ذات»، «تشیع علوی و تشیع صفوی»، «پدر مادر ما متهمیم»، «مسئولیت زنان» و … را می فروشد، غرفه انتشارات «المتوسط» لبنان است.

اماهمین غرفه دار در میان کتاب هایش از ادبیات ایران ترجمه عربی «بوف کور» صادق هدایت و مهمتر از آن رمان «تابستان آن سال» نوشته طاهره علوی را دارد.

کتاب خانم طاهره علوی

وقتی از غرفه دار درباره این کتاب می پرسم می گوید: این کتاب در ایران ممنوع است و شما نمی توانید این کتاب را در ایران پیدا کنید؛ کتاب در ایتالیا توسط فردی به نام احمد حیدری از فارسی به عربی ترجمه شده و در لبنان و توسط انتشارات «المتوسط» جاپ شده است.

کتاب صادق هدایت

 

این کتاب تنها کتابی نیست که در ضدیت با ایران در این نمایشگاه یافتم؛ کتاب دیگر عنوان «زندانی تهران» نوشته مارینا نعمت است که در پشت جلد آن به صراحت از کلماتی چون «رژیم خمینی» و … استفاده شده است؛ کتابی که خانم نویسنده آن مدعی است خاطرات خود از زندان‌های جمهوری اسلامی و شکنجه ها علیه او سخن می گوید.

بنابر این گزارش، از دیگر کتاب هایی که درباره ایران در این نمایشگاه به چشم می خورد می توان به «سیاست خارجی ایران؛ آینده سیاست در دوره رئیس جمهور روحانی» نوشته دکتر یاسر عبدالحسین و «روابط ایران و کشورهای خلیج فارس در دوره ۱۹۲۳ تا ۱۹۷۹» و همچنین کتب علمی و درسی حاضر در غرفه جامعه المصطفی اشاره کرد.

کتاب مربوط به سیاست خارجی ایران در دوره ریاست ‌جمهوری حسن روحانی

 

*۵ غرفه در اختیار جریان شیرازی

اما جدا از حضور غیررسمی ایران در نمایشگاه کتاب کربلا نکته دیگری که گذار در این نمایشگاه توجه همگان را به آن جلب می کند حضور گسترده طیف موسوم به «شیرازی» در این نمایشگاه است.

این طیف حداقل ۵ غرفه را به خود اختصاص داده اند؛ شبکه تلویزیونی امام حسین(ع)، شبکه تلویزیونی مرجعیت، موسسه رسول اعظم(ص)، انتشار دارالعلوم و انتشارت دارالامر غرفه هایی هستند که به این طیف اختصاص داده شده است.

غرفه شبکه مرجعیت متعلق به جریان شیرازی

البته در این بین کم نیستند غرفه هایی که به حمایت از حشد شعبی عراق اقدام کرده اند، حضور ناشرانی دیگر از جمله نشر شهید محراب متعلق به مجلس اعلای اسلامی عراق، انتشارات متعلق به آیت الله بشیر نجفی، کتب مربوط و متعلق به آیت الله سیستانی، مرکز نشر کتب آیت الله مدرسی، نشر آثار آیت الله علامه فضل الله(ره) و همچنین ناشران دینی لبنان با ارائه آثاری درباره مقاومت وسیدحسن نصرالله.

غرفه تبلیغاتی حشد شعبی

 

بنابر این گزارش اما نمایشگاه بین المللی کتاب کربلا نکات مهم دیگری نیز داشت که از جمله آنها حضور اندک ناشران کودک و نوجوان عراقی بود که حتی بعضا توسط عتبات مقدسه عراق اداره می شد.

کتاب های مهمی نیز درباره تاریخ عراق و به ویژه کربلای معلی، کتاب های مهمی درباره نظرات مختلف عقیدتی از جریان شیرازی تا جریان المدرسی و به ویژه نگاه های سیاسی جریانات موجود در حوزه علمیه نجف و کربلا، کتاب هایی درباره تاریخ وهابت و در رد وهابیت، کتاب هایی درباره چهره های شاخص جریان سلفی گری معتدل از جمله شخصیت های برجسته ای چون محمد رشید رضا، کتاب هایی درباره مقاومت و مسئله فلسطین، کتاب هایی درباره عربستان و شخصیتی چون شهید شیخ نمر و همچنی کتاب های جدیدی درباره حضور داعش در عراق از جمله کتاب «تفنگ های صلح؛ ترکیه و پ ک ک از اسلو تا امرلی» نوشته علی ناجی، کتاب «فرمان نهایی؛ داعش و کشتار جمعی ایزدی ها» نوشته سعد سلوم و چاپ مشترک عراق و کانادا و «جنگ های نسل چهارم» از جمله کتاب هایی است که به چشم می خورد.

در حوزه رمان و داستان ناشران عرب حضور کم رنگی دارند و به جز چاپ برخی رمان های قدیمی فرانسوی و روسی چیز جدیدی در این بین دیده نمی شود؛ چه اینکه تنها چیزی که در این میان دیده می شود رمان های عربی است که توسط بوکر عربی به آن جایزه داده شده است؛ از جمله کتاب «ترمی بشرر» نوشته «عبده خال» و همچنین برخی کتب رمان نویسان لبنانی.

گزارش از :سجاد اسلامیان

 

۶۱۲- ۷ سال زندان برای خانواده چینی به جرم تماشای فیلم +محبت به کفر

۲۵ اردیبهشت

محمت توکستی، یک مسلمان اویغور که از چین به کانادا تبعید شده معتقد است که سیاست دولت چین ایجاد ثبات به هر قیمتی بوده و ریشه بسیاری از تراژدی‌های خانوادگی اینچنینی در سین کیانگ می‌باشد.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه» به نقل از aboutislam.net،  یک مسلمان اویغور چینی همراه با خانواده‌اش به جرم تماشای فیلمی درباره مهاجرت مسلمانان، به ۷ سال زندان محکوم شد. جرم این خانواده چینی تماشای فیلمی بود که توسط مقامات چینی حساس اعلام شده بود.gain

علی یاسین ساکن شهر چاگراگ در اقسو ، واقع در شهرستان اونسو بود که از می ۲۰۱۵ در بازداشت بسر می‌برد. به گفته منابع آگاه، مسئولین امنیتی مدعی شدند یاسین و اعضای خانواده‌اش قصد دارند پس از تماشای این فیلم به خارج از کشور سفر کرده، به گروه‌های جهادی بپیوندند. در این مدت یاسین، به همراه خواهران و شوهر خواهرانش در بازداشت بسر می‌برده‌اند.

حسن عیسی، رئیس امنیتی روستای یاسین به خبرنگاران گفت: در این فیلم مزرعه‌دارانی بودند که برای بقاء و فراهم کردن تحصیلات برای فرزندانشان تلاش می‌کنند. این فیلم هیچ نشانه‌ای از مخالفت با دولت نداشت، من که هیچ نشانه‌ ضدحکومتی در این فیلم ندیدم. به عنوان یک رئیس امنیتی توضیح دادن این مسائل برای مردم کار بسیار دشواری است. و من به سختی می‌توانم این اتهامات را برای مردم روستا موجه نشان دهم. هیچ مفهومی ندارد و بسیار ناعادلانه است.

محمت توکستی، یک مسلمان اویغور که از چین به کانادا تبعید شده معتقد است که سیاست دولت چین ایجاد ثبات به هر قیمتی بوده و ریشه بسیاری از تراژدی‌های خانوادگی اینچنینی در سین کیانگ می‌باشد.

توکستی که معاون رئیس سابق کنگره جهانی اویغور در مونیخ بوده، در این باره می‌گوید: چین می‌خواهد مسلمانان اویغور در سرتاسر کشور احساس کنند که دولت همیشه آن‌ها را زیر نظر دارد. تنبیه کردن تمام اعضای یک خانواده شیوه‌ای است که پیش از این نیز برای ساکت کردن اویغورها استفاده می‌شد تا هر گونه جنبش مقاومتی را در نطفه خفه کنند.

اویغورها

اویغورها مردم ساکن شمال غرب چین هستند که در ایالت خودگردان سین کیانگ یا ترکستان شرقی (اویغورستان) به مرکزیت اورومچی زندگی می‌کنند. مردم اویغور از اقوام ترک و مسلمان سنی هستند.

اویغورها یکی از معروف‌ترین ملل ترک هستند که فرهنگ و زبان آنها پایه سایر زبان های ترکی محسوب می‌شود و از اولین ملل ترک زبان بوده‌اند که به دین اسلام گرویده‌اند.

سابقه نفوذ چینی‌ها در ترکستان شرقی به دوره باستان می‌رسد. درطول تاریخ ترکستان بزرگ حکومت‌های مستقل خود را داشته‌است و رابط چین با دنیای اسلام در آسیای مرکزی بوده‌است. اویغورها قسمت بزرگی از جاده ابریشم را در دست داشتند و از این راه ثروتمند و متمدن شده بودند. اقوام مهاجم قرقیز در سال ۲۱۹ هجری خورشیدی امپراتوری اویغورها را نابود کردند. در قرون معاصر در سال ۱۸۸۴ میلادی در دوره امپراطوری منچو، چینی‌ها ترکستان شرقی را تسخیر کردند و نام آنرا تغییر داده «سین کیانگ» نامیدند که در زبان چینی به معنی «مرز جدید» می‌باشد.

سرکوب اویغورها توسط دولت چین

تا کنون اویغورها بارها  برای استقلال از چین تلاش کرده‌اند که بی‌نتیجه مانده. و دولت چین مکرراً سعی در تروریست خواندن استقلال طلبان اویغور کرده است.

حکومت مرکزی چین در سرکوب مسلمانان اویغور بسیار فعال بوده‌، به طوری که از ۹۳۸ مدرسه زبان عربی که در سال ۱۹۸۹ مشغول به کار بودند، آخرین مدرسه این گروه در ۱۹۹۶ توسط دولت چین تعطیل شد. در سال ۲۰۰۵ نیز ۳۷ دانش آموز به جرم آموختن اسلام در کلاسهای آموزشی اسلام دستگیر شدند و دانشجویان به جرم اعمال دینی از دانشگاه‌ها اخراج شدند. شاغلینی که نماز می‌خوانند، از سر کار اخراج شده، امامان ۲۳۰۰۰ مسجد این ناحیه مجبورند نام و تعداد نمازگزاران مساجد خود را به مقامات دولتی گزارش بدهند. گزارش ها حتی حاکی است که مسلمانان اویغور اغلب تحت فشارند تا مشروبات الکلی بنوشند و در روزهای ماه رمضان غذا صرف کنند. سازمان عفو بین‌الملل معتقد است که ۵۰۰ اویغور از ۱۹۸۵ تا کنون به جرم «استقلال طلبی» اعدام شده‌اند.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته قالب،محبت،شرک