RSS
 

بایگانی برای مرداد, ۱۳۹۵

۹۴۳-اعتراض انگلیسی‌ها به ممنوعیت لباس شنای اسلامی+ تقابل محبت شیطانی با محبت رحمانی

۳۱ مرداد
گروه بین‌الملل: کشورهای انگلیسی‌زبان ضمن اعتراض به ممنوعیت پوشیدن لباس شنای اسلامی در سواحل شهرهای مختلف فرانسه، غیرقانونی کردن لباس‌های دینی را به منزله ضربه زدن به یکپارچگی مردم جامعه توصیف کردند.
اعتراض انگلیسی‌ها به ممنوعیت لباس شنای اسلامی

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) به نقل از پایگاه خبری «Daily Nation»، شهرهای فرانسه به‌تازگی یکی پس از دیگری استفاده از لباس شنای اسلامی در سواحل را ممنوع می‌کنند؛ این حرکت با شهر مارسی آغاز شد، سپس به شهر کن رسید و روز جمعه هم شهر نیس به آن پیوست.

http://beroztarin.com/media/thumbs/c_model-dress-women-girls-swimming-veiled-muslim-beroztarin-com-0.jpg

برخی تحلیلگران انگلیسی، با محکوم کردن ممنوعیت لباس شنای اسلامی، این حرکت را اقدامی پوچ توصیف کردند.

مدافعان این سیاست می‌گویند که ممنوعیت این لباس‌ها سبب جلوگیری از درگیری‌های فرقه‌ای و گسترش برابری می‌شود.

مانوئل والس، نخست‌وزیر فرانسه نیز اعلام کرده که این لباس‌ها نماد یک پروژه سیاسی ضد جامعه بوده که مبنای آن به اسارت درآوردن زنان است.

اما این دیدگاه‌ها در انگلیس به عنوان اقدام علیه تسامح دینی به چالش کشیده شده است.

http://beroztarin.com/media/thumbs/model-dress-women-girls-swimming-veiled-muslim-beroztarin-com-6.jpg

مریم اویلس، شهروند انگلیسی می‌گوید: همواره به مسلمانان گفته می‌شود که باید مشارکت و حضور بیشتری در جامعه داشته باشند، اما این اقدامات مسلمانان را از ادغام در جامعه باز می‌دارد.

دیوید آرونوویچ، روزنامه‌نگار، مفسر و نویسنده انگلیسی نیز می‌گوید: فقط ذهن‌های منحرف لباس شنای اسلامی را ممنوع می‌کنند. هیچ مشکلی از فرانسه با این سیاست پوچ حل نمی‌شود، فقط مشکلات جدیدی ایجاد می‌شود.

http://beroztarin.com/media/thumbs/c_%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AA-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-beroztarin-com-0.jpg

سارا سیلوستری، شهروند لندنی کارشناس سیاست و ادیان می‌گوید: روش فرانسه برای یکپارچگی اجتماعی شبیه کردن همه به هم است؛ درحالی‌که شیوه بریتانیا گرامیداشت تنوع فرهنگی است.

ویل هاتن، مقاله‌نویس با سابقه گاردین و مدیر کالج هرتفرد آکسفورد نیز با انتشار مقاله‌ای در این روزنامه با اعتراض نسبت به سیاست فرانسه بر لزوم پایان دادن به بیگانه‌سازی شهروندان مسلمان از سوی کشورهای غربی تأکید کرد.

http://i.alalam.ir/news/Image/original/2016/08/20/alalam_636073121010479309_25f_4x3.jpg

 

۹۴۲-اخراج زن محجبه از تجمع حامیان ترامپ+ تعریف محبت در نزد ترامپ امریکایی

۳۱ مرداد
تاریخ انتشار : يکشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۱۰

یک زن مسلمان محجبه که پیش از این در ماه ژانویه از یکی از تجمعات انتخاباتی دونالد ترامپ، کاندیدای ریاست جمهوری حزب جمهوری خواه آمریکا اخراج شده بود، بار دیگر به دلیل آنکه خودکارهایی با طرح کلمه "سلام" در یکی از تجمعات حامیان ترامپ توزیع کرد، اخراج شد.

به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری هند، این زن مسلمان با نام رز حمید اظهار کرد: هنگامی که در یک تجمع انتخاباتی حامیان دونالد ترامپ، کاندیدای ریاست جمهوری، جمهوری خواهان آمریکا در شهر شارلوت در ایالت کارلینای شمالی، حضور پیدا کرده بود، پیش از آنکه حتی برنامه رسمی این تجمع آغاز شود، به این بهانه که اخلال ایجاد کرده، اخراج شد.

رز حمید در مصاحبه‌ای تلویزیونی گفت: می‌خواستم، کاری کنم مردم بفهمند مسلمانانی که حامی ترامپ نیستند می‌توانند با حامیان ترامپ ارتباط و آشنایی داشته باشند.

وی گفت: هنگامی که در این تجمع حضور پیدا کردم گفتگوهای مثبتی با طرفداران ترامپ داشتم.

این دومین بار است که رز حمید از یک تجمع انتخاباتی ترامپ اخراج می‌شود او در ماه ژانویه نیز به دلیل یک اعتراض خاموش از یکی از تجمع‌های ترامپ اخراج شده بود.

وی تاکید کرد: کسی که مرا اخراج کرد مدعی بود من اخلال ایجاد کردم و این یک دروغ است و نشان می‌دهد آنها علیه مسلمانان تعصب دارند.

ترامپ این میلیاردر آمریکایی پیشتر به علت دعوت برای ممانعت از ورود مسلمانان به کشورش و مجبور کردن آنها برای داشتن کارت شناسایی خاص با موجی از خشم جهانی روبه‌رو شد.

 

۹۴۱-نقاشی مسلمانان و مسیحیان لبنان از جنگ ۳۳ روزه+رابطه محبت و تصویر

۳۱ مرداد

به همت جمعیت هنریِ "ابداع" و با همکاری یک مسجد و یک کلیسا در ضاحیه بیروت، مراسمی با محتوای نقاشی مشترک و با موضوع جنگ ۳۳ روزه برگزار شد.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، امروز یکشنبه، به همت جمعیت هنریِ "ابداع" و با همکاری یک مسجد و یک کلیسا در ضاحیه بیروت، مراسمی  با محتوای نقاشی مشترک و با موضوع جنگ ۳۳ روزه برگزار شد.

این اقدام جالب ، با همکاری مشترک میان مسجد امامین حسنین (ع) و کلیسای ماریوسف در ضاحیه بود که با استقبال مردم مواجه شد.

در این برنامه، امکانات ساده و مختصری برای کشیدن نقاشی روی بوم فراهم شده بود و هر فرد بنا به سلیقه و تجربه اش مشغول نقاشی شده بود.

در کنار هم قرار گرفتن مسلمان و مسیحی و خلق از جنگ ۳۳ روزه و حزب الله لبنان، صحنه هایی زیبا از وحدت پیروان ادیان در برابر رژیم و افکار صهیونیستی را به نمایش گذاشته بود.

 

۹۴۰-ذکر یوسفی کدام آیه قرآن است؟+ذکر حضرت یونس و یوسف علیهما السلام و رابطه آن با محبت در قلبهایشان

۳۱ مرداد

وجود مبارک يوسف (ع) در تمام آن خطرات آن وقتي که در چاه افتاد صبر کرد. آن وقتي که به زندان افتاد صبر کرد. وقتی که به قدرت، عزت و سلطنت رسيد، عرض کرد پروردگارا ﴿رَبِّ قَدْ آتَيْتَني…

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، حضرت آیت الله جوادی آملی در درس اخلاق هفتگی که در مسجد احمدآباد شهرستان دماوند برگزار شد با استناد به آيات قرآن كريم اظهار داشتند: قسمت مهمی از دستورات دین ناظر به اين است که انسان از انجام آنها بهره اخروي ببرد. آيا دنيا و آخرت دو جهان جدا و گسسته از هم ‌اند يا يک سلسله واقعيت ‌هايي است که ظاهرش دنيا و باطنش آخرت است؟ از بخشي از آيات قرآن کريم بر مي‌آيد که دنيا ظاهر اين عالَم و آخرت باطن اين عالَم است.

آیت الله العظمی جوادی ‌آ‌ملی

اين طور نيست که دنيا و آخرت دو عالم جدا باشند، اين طور نیست که وقتی دنیا کلاً نابود شد، آخرت تازه پديد ‌بیايد، اگر آخرت تازه پديد بيايد که نتيجه اين عالَم نخواهد بود. بنابراين آنها که ظاهر و باطن هر دو را مي ‌بينند هم اکنون جايشان را در آخرت مشاهده می کنند.

* قرآن و امام نیز دارای دو بعد ظاهری و باطنی هستند

اگر آن حقيقتي که ظاهرش دنياست و باطنش آخرت است به صورت انسان دربيايد، امام معصوم می شود و اگر به صورت کتاب در بيايد  قرآن کريم خواهد شد. اين قرآن يک ظاهر و يک باطني دارد؛ ظاهر قرآن را خيلي‌ ها ممکن است بروند در حوزه‌ ها درس بخوانند صاحب «علم الدراسه» شوند و ظاهر قرآن را دریابند اما باطن قرآن را تنها همان انسان کامل که صاحب «علم الوراثه» است می تواند بفهمد.

* تفاوت درک ظاهر و باطن قرآن کریم

وجود مبارک امام صادق(ع) و دیگر ائمه(ع) اين فرمايش را دارند که درجات بهشت به عدد آيات قرآن کريم است، اين يعني چه؟ اينکه فرمود درجات بهشت به عدد آيات قرآن کريم است، نمي‌ خواهد يک مسئله رياضي را براي ما حل کند، مي‌ خواهد بگويد ظاهرش قرآن است اما باطنش بهشت است، به دليل اينکه در ذيلش فرمود به اهل قرآن مي‌ گويند بخوان و بالا برو، هر اندازه که با قرآن بودی و هر اندازه قرآن خواندی و به همان اندازه درجاتت در بهشت بالا می ‌رود. اگر درجات بهشت به اندازه آيات قرآن کريم است هر اندازه ما در خدمت قرآن بوديم و فهميديم، باور کرديم، عمل کرديم و منتشر کرديم، مي ‌توانيم يک درجه بالا برويم.

* دعای حضرت یوسف در مواجهه با نعمات دنیوی

برخي ‌ها ذکر يونسي دارند ﴿لاَّ إِلهَ إِلاّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾، که دعای معروفی است اما برخي‌ ها ذکر يوسفي دارند؛ وجود مبارک يوسف (ع) در تمام آن خطرات آن وقتي که در چاه افتاد صبر کرد. آن وقتي که به زندان افتاد صبر کرد. وقتی که به قدرت، عزت و سلطنت رسيد، عرض کرد پروردگارا ﴿رَبِّ قَدْ آتَيْتَني مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الأحَاديثِ … تَوَفَّنِي مُسْلِماً﴾؛ جانم را بگير! اما در حال اسلام.

در حال خطر و بیماری، انسان تقاضاي مرگ بکند هنر نيست؛ اما در کمال قدرت بگويد خدايا! جانم را بگير تفاوت می کند!.

نظر سيدنا الاستاد مرحوم علامه طباطبايي اين است که یوسف (ع) در آن حال تقاضاي مرگ نکرد، بلکه عرضه داشت خدايا! آن توفيق را بده که من مسلمان بميرم، اين سفارش يعقوب و سایر انبياء (ع) بود که ﴿فَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاِّ وَ أَنْتُم مُسْلِمُونَ﴾، آنها که ذکر يوسفي دارند از خدا حُسن عاقبت مي ‌طلبند حُسن عاقبت و حُسن خاتمت از بهترين نعمت ‌هاست.

 

۹۳۹-محمد ابن عبدالوهاب که بود؟ / تنها هم و غم وهابی ها پرستش شیخ خود است.+ نوع محبت در وهابیت و جنایات آنان

۳۱ مرداد

تنها هم و غم وهابی ها پرستش شیخ خود است. کاری که آنها می کنند این است که تاریخ شیخ خود را می خوانند، اما هنگامی که بخواهی از رسول خدا(ص) حرفی بزنی می گویند این بدعت است.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه» ، دکتر علی الشعیبی از مسلمانان متولد رقه سوریه است که از کودکی علاقه و استعداد سرشاری در یادگیری و تبلیغ اسلام داشت و از زمان ۱۲ سالگی تحت تاثیر شیوخ وهابی رقه به این فرقه مذهبی گرایش پیدا کرد و جوانی خود را در سوریه و عربستان با اعتقاد به وهابیت و تعالیم محمد بن عبدالوهاب گذراند و سال ها نیز به عنوان مشاور ملک فهد پادشاه عربستان فعالیت کرد تا اینکه به دروغگو بودن محمد بن عبدالوهاب و ابن تیمیه پی برد و با آشنایی با حدیث غدیر خود را بر سر دوراهی بهشت و جهنم یافت.

آنچه در ادامه می خوانید ترجمه گفتگوی شبکه الکوثر با این اندیشمند جهان اسلام و کارشناس وهابیت است. علی الشعیبی در این حلقه از گفتگو از تاریخ عربستان و زندگی نامه محمد بن عبدالوهاب و چگونگی درس خواندن و شکل گیری اندیشه های افراطی او و برخی اعتقادات وهابیت سخن می گوید:

 

– در گفتگوی گذشته درباره جغرافیا و جمعیت شناسی شبه جزیره عربی با شما صحبت کردیم. در این رابطه اگر جزئیات دیگری هم هست برای ما بازگو کنید.

لازم است جزیرة العرب را از لحاظ تاریخی بررسی کنیم. در عصر اموی جزیرة العرب مستقیما وابسته به دمشق بود و امیر جزیرة العرب از دمشق و شام منسوب می شد و در عصر عباسی هم تا سال ۵۲۴ وابسته به دمشق بود. در سال ۲۲۵ یا ۲۲۶ شخصی در شبه جزیره حاکم شد به نام "محمد الأخیضر" و حکومت "اخیضریه" در شبه جزیره حاکم شد تا قرن ششم هجری. در این زمینه موضوع بسیار مهمی که باید به آن توجه کنیم، درگیری و جنگ میان نجد و حجاز است که در جاهلیت بود و در صدر اسلام هم ادامه داشت و مسیلمه کذاب به پیامبر(ص) نامه فرستاد که من به تو ایمان دارم، اما می خواهم شریک تو باشم و پیامبر(ص) هم به او پاسخ مختصری فرستاد که «الملک لله یؤتیه من یشاء». سپس باید بدانیم که ۹۰ درصد خوارج از نجد هستند و اینها مقدماتی است برای آشنایی مخاطبان با طبیعت سرزمین نجد چون در نجد اماکن زراعی را می بینید و چشمه هایی وجود دارد و این گونه نیست که کسی بگوید تمام آن صحرا و بیابان است.

حکومت اخیضریه که درباره آن صحبت کردم تا نیمه قرن ششم باقی بود و سپس از هم پاشیده شد و اعراب دوباره به کشتن همدیگر روی آوردند به گونه ای که از نیمه قرن ششم به بعد زندگی عرب ها بر اساس دزدی و چپاول و غارت و کشتار شکل گرفت.

 

– محمد بن عبدالوهاب از کدامیک از این مناطق عربستان است؟

ابن عبدالوهاب متولد منطقه عیینه است که در شرق ریاض است و پدرش در این شهر قاضی بوده و عمویش ابراهیم هم یک عالم بوده است.

منطقه نجد منطقه ای متنوع بوده که قبایل زیادی در آن زندگی کرده اند؛ از شرق که شروع کنیم قبایلی همچون عجمان، آل رعرع، بنی خالد، عتبان(عتیبه)، تمیم، مطیر را می بینیم و در وادی القری مجموعه ای از قبایل حضور داشته اند. دو قبیله یهودی نیز هم عصر محمد بن عبدالوهاب بوده اند به نام قبیله "بنو زید" و "بنو شحان". در جنوب شرق قبایل بنومرة را داریم و در نجران هم مجموعه ای از قبایل وجود دارند که در مقدمه آنها "بنویام" قرار دارد.

اگر برگردیم و به القصیم برویم، در آنجا قبایل "عنزه" و "شمّر نجد" وجود دارد. در شمال نیز منطقه الحائل قرار دارد که قبایل "طیّ" و "شمّر" بوده اند و "طیّ" در واقع، اصل قبیله شمّر است.

 

– فایده دانستن این بحث ها در موضوع آشنایی با وهابیت چیست؟

اعرابی( عرب بادیه نشین) سرشتی غارتگر و دزد دارد و ده آیه از قرآن کریم نیز درباره آنها صحبت می کند. این اعرابی هنگامی که درباره کاری به یک حجت به ویژه یک حجت دینی استناد می کند، باید بدانید که تمام ویژگی های چپاولگری و غارتگری و دزدی و خونخواری در آن نهفته است.

قبایل یهودی که پیش از این به آن اشاره کردم و در وادی القرای زندگی کرده اند، و ودای القرای مملو از روستاها بوده از شمال مکه تا تیماء. این دو قبیله یهودی در این منطقه زندگی کرده اند و بخش زیادی از ارتش محمد بن عبدالوهاب از این دو قبیله بوده اند.

"مستر همفر" کسی بود که صیغه توافق میان محمد بن عبدالوهاب و محمد بن سعود را مطرح کرد و گفت: این توافق از دو بند تشکیل شده: در بند اول محمد بن سعود به محمد بن عبدالوهاب می گوید من می ترسم اگر پیروز شویم و دین به حاکمیت برسد، مرا تنها بگذاری و بروی و محمد بن عبدالوهاب در آنجا عبارتی می گوید که از تورات است و می گوید «الدم الدم و القصاص القصاص». و بند دوم این است محمد بن سعود از روستاهای نزدیک به الدرعیه خراج می گرفت و به محمد بن عبدالوهاب گفت تو همچنان به من خراج بده و خراج را قطع نکن، اما من کاری می کنم تو بی نیاز و ثروتمند شوی.

ما مورخان زیادی داریم مانند این بشر، ابن بسام، ابن غنام، القاضی و عبدالله. تمام اینها تاریخ منطقه را ثبت کرده اند، اما هیچ کدام در ثبت تاریخ انصاف نداشته اند و از زور سرنیزه وهابی ها ترسیده اند و از این رو تاریخی که مستشرقان درباره وهابیت ثبت کرده اند به واقعیت نزدیک تر است.

از سوی دیگر تمام انسان های مصلح هم که درباره وهابیت نوشته اند در نوشته های خود قبل از هر کاری عصر و دوره زندگی وهابیت را لعنت می کنند و وانمود می کنند در آن دوره هیچ خبری از علم و علما نبوده و دوره ای سرشار از تاریکی و جاهلیت و فساد بوده تا اینکه محمد بن عبدالوهاب می آید و مثلا دین امت را نجات می دهد. این روش آنها است، اما ابن عثیمی می گوید: در آن زمان علمای زیادی در نجد بوده اند که علم زیادی داشته اند، اما دین آنها با محمد بن عبدالوهاب تفاوت داشته است. محمد بن عبدالوهاب می خواست قتل و کشتار انسان ها را برای خود توجیه کند. اما علمای آن دوره مانند این سحیم از علمای مطرح آن دوره بوده که در برابر محمد بن عبدالوهاب ایستاد و وهابی ها به او لقب "ابن بهیم" دادند تا به او توهین کنند.

ابن عبدالوهاب هنگامی که در عیینه نزد پدرش درس می خواند، پدرش از او راضی نبود.

وهابی ها می گویند سلیمان بن عبدالوهاب عموی محمد بن عبدالوهاب هنگامی که کتاب "الصواعق الالهية فی الرد علی الوهابية" را نوشت، در آنجا می گوید محمد بن عبدالوهاب آخر عمر مرتد شد و غیره اما اینها درست نیست. محمد بن عبدالوهاب چون انسان خونخوار و قاتلی بود مردم در آخر عمر به دنبال او می گشتند تا او را بکشند تا از شر او نجات یابند.

 

علم آموزی محمد بن عبدالوهاب

 محمد بن عبدالوهاب به مکه آمد و در کلاس سندی شرکت کرد و به مدینه رفت و از درس شیخ محمد الکردی در مدینه استفاده کرد و از هر دو نفر روایت نقل کرد، اما در واقع شاگرد آنها و شاگرد هیچ کس دیگری نبود و بعد از آن این دو استاد را رد کرد.

روزی شخصی از او پرسید این علم خود را از کجا آورده ای؟ متصل است یا منفصل و او گفت علم من منفصل و الهام الهی است. و همین محمد بن عبدالواهاب تمام مسلمانان تا ۶۰۰ سال پیش از خود را تکفیر می کند که در میان آنها ابن تیمیه هم وجود دارد.

محمد بن عبدالوهاب هنگامی که به بصره رفت، برخی ها می گویند آنجا فقه خوانده، اما این گونه نبوده و فقط نزد شیخ محمد المجمعی صرف و نحو خواند و چهار سال هم آنجا بود و برخی می گویند به بغداد رفت و ۵ سال در آنجا بود و برخی می گویند به کردستان عراق رفت و یک سال در آنجا بود و برخی می گویند به اصفهان رفته است.

 

– محمد بن عبدالوهاب دروس دینی را کجا فرا گرفت؟

در آن زمان و تا کنون در خانواده های مذهبی هنگامی که کودکی به دنیا می آید آن خانواده ابتدا آن کودک را به حفظ قرآن تشویق می کنند و این اولین چیزی است که آن کودک فرا می گیرد و این در روستاها است و اما در شهرها کودکان خانواده های دینی علاوه بر حفظ قرآن، الفیه ابن مالک را هم حفظ می کنند و گاهی هم الفیه های فقهی حفظ می کنند.

ابن عبدالوهاب در سال ۱۱۱۱ در عیینه به دنیا آمد و برخی روایات هم تاریخ تولد او را سال ۱۱۱۵ گفته اند. خانواده او و پدر و عمویش ابراهیم و برادر بزرگش در فقه حنبلی سررشته داشتند. محمد پس از فراگیری علوم نزد پدرش برای یادگیری علوم اسلامی به مکه و مدینه رفت و در آن زمان عالم مکه شیخ سندی بود و در آن زمان علم آموزی در مکه جالب بود و در خانه کعبه حلقه های درس برگزار می شد که در آنها علوم مختلفی مانند فقه، حدیث، تفسیر و عربی تدریس می شد، اما محمد بن عبدالوهاب از این درس ها خوشش نیامد. پس از آن به مدینه رفت و در آنجا عالم مدینه شیخ محمد الکردی یا الکریدی بود و از دروس آنجا هم خوشش نیامد و در آنجا شیخ محمد الکردی به او توصیه کرد که در این وضعیت از غرور و تکبر و دوری از سیره علمای گذشته باقی نماند. طلبه یا باید پیرو و شاگرد دیگران باشد و یا اینکه خودش تولید و اجتهاد و ابداع داشته باشد.

خلاصه اینکه محمد بن عبدالوهاب به عیینه بازگشت و از آنجا به بصره رفت تا از آنجا به شام برود.

 

– در آن دوره هنوز افکار افراطی نداشت؟

نه هنوز آن افکار خود را مطرح نکرده بود، اما ویژگی او این بود که از هیچ کس خوشش نمی آمد و غرور زیادی داشت و این ما را به یاد نسل اول تابعین می اندازد که عکس این عمل می کردند. در آن زمان در مسجد پیامبر(ص) ۸۰ نفر بدری بود و هنگامی که کسی که از آنها سؤالی می پرسید هیچ کدام پاسخ نمی داد و این رفتار آنها به خاطر ترس از خدا و تواضع و تقوا بود، اما ابن عبدالوهاب فقط غرور داشت و غرور او اجازه نداد از علم مکه و مدینه استفاده کند.

شیخ احمد زینی دحلان مفتی شافعی در مکه بود که از مخالفان ابن عبدالوهاب است و کتاب زیبایی دارد به نام الاجوبة النجدية علی الاسئلة النجدية. وی در این کتاب مطالب جالبی را درباره وهابیت و نظرات و ویژگی های ابن عبدالوهاب می گوید.

پس ابن عبدالوهاب از عیینه به بصره رفت. در آن زمان علوم اسلامی در بصره گستردگی نداشت و بیشتر در آنجا عربی و علوم لغت تدریس می شد. ابن عبدالوهاب ۴ سال در بصره بود و پس از آن ۵ سال در بغداد سپری کرد و برخی می گویند یک سال هم در کردستان عراق بوده و برخی می گویند از آنجا به اصفهان رفته و برخی هم سفر او به بغداد و اصفهان و کردستان عراق را انکار می کنند، اما همه اجماع دارند که به بصره سفر کرده و ۴ سال آنجا بوده و عربی را فرا گرفته و در آنجا بود که برخی افکار عجیب خود را اظهار کرد و مطالبی درباره تحریم زیارت قبور و اولیاء و زیارت ضریح های مقدس و تکفیر کسانی که ضریح ها را زیارت می کنند بیان کرد و به آنها لقب "قبوریین" داد و از اینجا این افکار او آشکار شد و مردم بصره او را طرد کردند و استاد او به این خاطر از مردم بصره ناراحت شد. از آن روستا به سمت "زبیر" حرکت کرد تا اینکه به هر طریق خود را به عیینه رساند و دید پدرش از آنجا به حریملاء رفته و او هم به حریملاء رفت.

پس از آن در عیینه مستقر شد و با خانمی به نام جوهره بنت عبدالله ابن معمر ازدواج کرد. ابن معمر باغ های زیادی در احساء داشت که از سود آنها امرار معاش می کرد و زندگی راحتی داشت و محمد ابن عبدالوهاب به او گفت اگر به سخن من گوش کنی بدون دردسر پول زیادی به سوی تو سرازیر می شود. الان من می خواهم به یک نکته اشاره کنم به کسانی که تاریخ را از جنبه های مختلف اقتصادی و دینی و غیره بررسی می کنند. تاریخ مجموعه ای از متون است که در کنار هم قرار می گیرد و با هم خوانده می شود و تصویر مردم آن زمان را برای خواننده بازسازی می کند. واقعیت این است که مردم در آن زمان در جامعه ای شبیه برده داری زندگی می کردند که در راس آن یک سرمایه دار بزرگ بود که شترها و گوسفندان و باغ های زیادی داشت و چشمه های آب هم مال او بود که آب را به دیگران می فروخت و گاهی کشاورزان از آنها تقاضا می کردند پول آب را از آنها نگیرند یا دیرتر بگیرند و در اینجا نیز حاکم منطقه و این مبلغ دینی(ابن عبدالوهاب) اهمیت آب را می دانستند و ابن معمر هم نزدیک بود پیشنهاد ابن عبدالوهاب را بپذیرد تا اینکه شیخ و بزرگ ابن معمر در احساء که پول ها نزد او بود ابن معمر را تهدید کرد که اگر به حرف ابن عبدالوهاب گوش دهی سهم تو را قطع می کنم و ابن معمر هم حرف ابن عبدالوهاب را نپذیرفت و ابن عبدالوهاب از آنجا به "درعیه" رفت و در آنجا نزد دو نفر از شاگردان خود به نام های عبدالله و احمد رفت که پیش از این در عیینه نزد او درس خوانده بودند و برخی هم می گویند دو برادر محمد بن سعود از او خواستند ابن عبدالوهاب را یاری کند و برخی هم می گویند همسر ابن سعود زن صالحی بوده و از او خواست ابن عبدالوهاب را یاری کند. در اینجا به بحث پول و تاثیر آن در ثبت تاریخ بازمی گردم.

ابن سعود روستاهای زیادی در درعیه داشته که سالیانه از آنها خراج می گرفت. درعیه منطقه بزرگی نیست و مردم زندگی خود را با دامداری می گذراندند و ابن بِشر[۱] در کتاب خود می گوید پیش از آمدن ابن عبدالوهاب در بازارهای ریاض خبری از ازدحام مشتری نبود و حسین ابن غنام هم در کتاب "تاریخ نجد" همین مطلب را می گوید و به جز این دو کتاب اشعاری هم از آن زمان وجود دارد که اوضاع آن دوره را برای ما حکایت می کند و ما باید بدانیم که تمام این مورخان مانند ابن بشر، ابن غنام، ابن بسام، القاضی و مورخان دیگر آن دوره وابسته به حکومت بوده اند و در نوشتن خود و ثبت وقایع مستقل نبوده اند و هیچ کدام نمی توانسته چیزی بنویسد که موجب ناراحتی ابن سعود یا ابن عبدالوهاب باشد. البته در این زمینه منابع دیگری هم وجود دارد که قابل مطالعه باشد و باید بدانیم که قابل اعتماد ترین منابع در این زمینه، منابع مستشرقین است.

 

– نظر شما درباره حکومت وهابی محمد ابن عبدالوهاب و تروریست خواندن این حکومت چیست؟

خداوند همه را از شر این تروریست ها حفظ کند. زمانی ابن عبدالوهاب سپاهی را به فرماندهی یکی از امرای خود برای جنگ به یک روستا فرستاد که اهل آن ثروتمند بودند و به سربازان خود گفت اهل این روستا کافر هستند و شما شبانه به آنجا حمله کنید و سر از تن آنها جدا کنید. سربازان ابن عبدالوهاب شبانه به روستا رسیدند و در آن زمان مردم روستا منتظر نشسته بودند تا هنگام اذان صبح شود که ناگهان اذان گفتند و سربازان با شنیدن صدای اذان نزد امیر خود رفتند و گفتند اینها مسلمان هستند، اما امیر آنها گفت مبادا فریب این اذان را بخورید، بروید و همه آنها را بکشید و همین طور هم شد.

من از وهابی ها می خواهم در درجه اول مسلمان باشند چون وهابی ها نه سنی هستند و نه شیعه هستند. آنها و همه باید بدانند که وهابیت یک مذهب و دین دیگر است.

صالح بن فوزان در کتاب توحید خود صفحه ۶۶، چاپ سوم، دارالمعارف ریاض سال ۱۴۲۳ می نویسد: مشرکان عبارتند از جهمیه، معتزله و اشاعره. یعنی آنها اشاعره اهل سنت را هم مشرک می دانند. اکنون نیز در سوریه، اهل سنت اولین هدف تروریست های وهابی هستند.

اکنون این جنگی که در سوریه و عراق و یمن و مصر به راه افتاده به مردم فهماند که وهابی ها قبل از هر چیز دیگر به دنبال ضربه زدن به اهل سنت هستند. چرا؟ چون امام اشعری زمانی که از دنیا می رفت و در حال مرگ بود به شاگرد خود به نام سختیانی گفت قبل از اینکه از دنیا بروم شما شاهد باشید که من میان مسلمانان فرقی قائل نیستم یعنی شیعیان با طوایفی که دارند و اهل سنت با طوایفی که دارند برای او یکسان بودند چون تمام کسانی که لا اله الا الله و محمد رسول الله گفته باشند و به قرآن ایمان داشته باشند  به معاد و کعبه ایمان داشته باشند اینها مسلمان هستند.

من خطاب به جهان اسلام می گویم شما بروید از اهل رقه درباره داعش و عناصر داعش در رقه بپرسید. عجیب است است که ۹۹ درصد آنها نماز نمی خوانند و روزه نمی گیرند. یکی از آنها که به زور مردم را به نماز دعوت می کرد، مردم به او می گویند خود تو چرا نماز نمی خوانی؟ من می گویم ۹۹ درصد تا نگویم همه آنها و مدیون نشوم وگرنه می گفتم همه آنها چون نسبت دادن یک امر به همه خطرناک است و ما می خواهیم به حقیقت برسیم.

کسانی که درباره ابن عبدالوهاب می نویسند و او را مدح می کنند یکی از آنها هنگامی که درباره پاکی و نزاهت و فقر ابن عبدالوهاب می نویسد، چند سطر بعد از آن چنین می نویسد: و هنگامی که به خواست خدا ریاض فتح شد سهم شیخ از خمس، چهل هزار نجدیه شد که این سهم فقط در یک واقعه نصیب او شد. در یک درگیری دیگر وهابی ها به شیخ "مطلق الجربا" حمله کردند که شیخ مشایخ قبیله شمّر بود و زمانی که سوار اسب بود جرات نداشتند به او حمله کنند و از این رو گله گوسفندی به طرف وی هدایت کردند تا از روی اسب بر زمین افتاد و آن گاه به او حمله کردند و در این درگیری فقط صد هزار گوسفند و ده هزار شتر غارت کردند.

هنگامی که به دوره دوم حکومت سعودی می رسیم، با مردمی روبرو می شویم حلال را حلال نمی دانند و حرام را حرام نمی دانند و حرام خدا را حلال می شمارند در حالی که رسول خدا از این کار نهی کرد و فرمود: گاهی کسی از شما بدون اینکه متوجه باشد سخنی می گوید و حرامی را حلال و حلالی را حرام می کند و همین کار او را به قعر جهنم می برد.

تنها هم و غم وهابی ها پرستش شیخ خود است. کاری که آنها می کنند این است که تاریخ شیخ خود را می خوانند؛ از کجا آمده؟ کجا به دنیا آمد؟ کجا رفت؟ کجا درس خواند؟ چه کار کرد؟ کی تبلیغ را شروع کرد؟ چه گفت؟ تمام اینها را می خوانند، اما هنگامی که شما بخواهی از رسول خدا(ص) حرفی بزنی می گویند این بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش جای دارد. آنها شیخ خود را بیشتر از رسول خدا(ص) مقدس می دانند و از این رو بود که ابن عبدالوهاب می گفت دین جدیدی برای شما آورده ام. ابن عبدالوهاب خود را از تمام انبیا و پیامبر اسلام بزرگ تر می دانست.

 

ترجمه:‌سید احمد احمدزاده

این گفت و گو ادامه دارد…

 

۹۳۸-راز معروف شدن کتاب های شیخ عباس قمی+رابطه محبت و ماندگاری انسان

۳۱ مرداد

اگر کسی برای خدا کار کند، کارش می گیرد و چون رضای خدا در آن است، سال­ها و قرن­ها کار او در ذهن و خاطر مردم نسل بعد از نسل می ماند و می چرخد.

آیه:

«قُلْ إِنَّ صَلاتي‏ وَ نُسُكي‏ وَ مَحْيايَ وَ مَماتي‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏» (انعام، ۱۶۲)

بگو به درستی نماز و عبادات و زندگی و مرگ من برای پروردگار جهانیان است.

آینه:

کتاب های شیخ عباس قمی

حکایت؛ آیت الله العظمی شبیری زنجانی نقل می کند من اين قضيه را از آقاى واله، از منبرى ‏هاى متّقى مشهد شنيدم. او مى ‏گفت: بعضى از كتاب ‏فروش ها با مرحوم حاج ميرزا على محدّث زاده [فرزند مرحوم شیخ عباس قمی] قرار گذاشته بودند كه بعضى از نواقص مفاتيح الجنان را تكميل كنند. (در ذهنم هست كه آقاى واله، کتاب مفاتيح را می گفت، ولى از شخص ديگرى شنيدم كه کتاب منتهى الآمال را گفت.)

براى مثال اگر شعرى نوشته شده، ولى اسم شاعرش ذكر نشده است، اسم شاعر ذكر شود يا اگر در جايى گفته: «براى اين مطلب به اقبال رجوع شود»، همان ‏جا دعا نقل شود تا نيازى به مراجعه نباشد؛ چون همۀ اشخاص به اين كتاب ها دسترسى ندارند. آقاى حاج ميرزا على هم قبول كرد.

حاج ميرزا على شب، خوابِ پدرش را مى ‏بيند. مرحوم شيخ عباس قمی به وى مى‏گويد: اين كار را نكن. من عمداً اين كار را كرده ‏ام.

اينكه من اسم آن شاعر را ذكر نكردم و فقط به نقل شعر بسنده كردم، بدان جهت بود كه شعرش خوب بود، ولى شاعر، درويش و صوفى يا منحرف بود. خوب بودن شعر، مصحّح اين نيست كه از شاعر ترويج كنم؛ لذا عمداً نخواستم اسم شاعر مطرح شود.

علت عدم نقل كامل آن دعاها اين است كه صاحبان كتب دعا، برگردن ما حق دارند و بايد حقوق آنها محفوظ بماند. من حس كردم اگر اين كتاب منتشر شود، ممكن است آن كتب ادعيه به انزوا كشيده شود و كم كم منسوخ شوند. لذا عمداً اين كار را كردم تا اگر كسى دسترسى داشت، به آن كتب مراجعه كند.

علت اينكه كتاب هاى مرحوم شيخ عباس قمی شيوع پيدا كرده است، اخلاص ايشان و مراعات كردن اين نكات است.

رضوان الله علیه.

با اقتباس و ویراست از کتاب «جرعه ای از دریا»

 

۹۳۷-تشيّع خود را مدیون امامزاده ها هستیم.+ نقش محبت به امامزادگان در عزت کشور ایرانی و ایرانی

۱۹ مرداد

آیت الله العظمی جوادی آملی

کد خبر: ۳۹۰۹۴۱ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۵/۱۹ – ۱۹:۳۰ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۵
آیت الله العظمی جوادی آملی؛
تشيّع خود را مدیون امامزاده ها هستیم
حوزه/ اين احترامی که ما برای امامزاده ها قائليم برای اين است که وقتی به ايران آمدند فرمايش امام صادق و امام باقر(علیهم السلام) را به ما رساندند و ما تشيّع خود را به وسيله همين امامزاده ها داريم.
 

به گزارش خبرگزاری «حوزه» ششم ذی ‌القعده سالروز بزرگداشت حضرت احمد بن موسی (ع)، معروف به شاهچراغ می باشد. ایشان فرزند بزرگوار امام موسی كاظم (ع) است که در میان فرزندان آن حضرت به كرم و جلالت و شجاعت و عبادت معروف بوده اند. تکریم و پاسداشت زحمات شبانه روزی ایشان و دیگر امامزادگان در تعالیم دینی ما مکررا توصیه شده و این فرصتی است تا با حکمت زیارت و نقش بزرگان و راهنمایان دینی آشنایی بیشتری پیدا کنیم. حضرت الله جوادی آملی در نوشتاری در خصوص زیارت و علت احترام به امامزاده ها به تبیین این موضوع پرداخته اند.

* زيارت، اعلام وفاداري صادقانه مريد به مراد است

زيارت، حضور عارفانۀ عاشق در ديار معشوق، ديدار عاشقانۀ زائر از سراي مزور، اظهار عشق و ارادت محبّ به محبوب، دل‏دادن صميمانۀ دل داده در كوي دل ‏دار، سرسپردن سرباز فداكار در پيش پاي سردار، اعلان فروتني دين ‏دار در برابر دين و پيشوايان ديني و اذان ايمان و دين‏ داري است.

زيارت، اعلام وفاداري صادقانه مريد به مراد است، ابراز علاقه مطيع به مطاع می باشد و اعلام خودفراموشي جان بركف مخلص نسبت به جانان است.

زيارت، عرضۀ خويشتن بر ترازو و ابزار سنجش است، ايستادن در برابر آينه و معيار كمال و نشاني كوي كمال به انسان تعالي طلب است كه به كجا مي‏ توان رسيد.

زيارت، سفري مشتاقانه، آگاهانه و عاشقانه است كه از سراي دل آغاز مي‏ شود، از راه دل عبور مي‏ كند و سرانجام نيز در منزل دل به مقصد و مقصود مي‏ رسد و بار بر زمين مي‏ نهد.

* وعده ای که پیامبر (ص) به زائرین اهل بیت دادند

پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: كسي كه من يا يكي از فرزندانم را زيارت كند، روز قيامت به زيارت و ديدار او خواهم رفت و از هراس ‏ها و وحشت‏ هاي آن نجاتش خواهم داد؛ «من زارنى أو زار أحداً من ذريتى زرته يوم القيامة فأنقذته من أهوالها»

پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به علي (عليه‏ السلام) فرمود: اي علي، هر كس كه مرا در زمان حيات يا مرگم زيارت كند يا تو و فرزندانت را در زمان حيات يا پس از مرگ زيارت كند، من ضمانت مي‏ كنم كه او را از اهوال و شدايد روز قيامت نجات دهم تا آن كه او را هم درجۀ خودم مي‏ گردانم؛ «يا علىّ! من زارنى فى حياتى أو بعد موتى أو زارك فى حياتك أو بعد موتك أو زار ابنيك فى حياتهما أو بعد موتهما ضمنتُ له يوم القيامة أن أُخلّصه من أهوالها و شدائدها حتّي أُصيّره معى فى درجتى»

* زيارت در دوران مرگ بايد همان آثار زيارت دوران حيات را داشته باشد

اين روايت و امثال آن نشان مي‏ دهد كه حيات و مرگ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و امامان معصوم (عليهم ‏السلام) يكسان است؛ زيرا زيارت دوران حيات و مرگ، اجر و آثار يكسان دارد. از اين جهت لازم است كه زائر به گونه ‏اي در حرم شريف آنان حضور پيدا كند كه اگر زنده مي ‏بودند در كنارشان حضور پيدا مي‏ كرد و زيارت در دوران مرگ بايد همان آثار و سازندگي زيارت دوران حيات را براي او داشته باشد. چنان ‏كه هم درجه شدن با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بدون حساب و برنامه نيست، بلكه سنخيّت روحي، اخلاقي و معنوي لازم دارد و اين سنخيّت، بايد در دنيا كسب شود.

* ثواب زیارت مشاهد مشرفه و پاداش تكريم زائران

زيد شحّام از صادق آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) پرسيد: ثواب كسي كه پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) را زيارت كند، چيست؟ حضرت فرمود: همانند كسي است كه در برتر از عرش با خدا ملاقات كند. پرسيد: كسي كه يكي از شماها را زيارت كند، ثوابش چيست؟ فرمود: مانند كسي است كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) را زيارت كند؛ ما لمن زار رسول الله صلّي الله عليه و آله و سلم؟ قال عليه ‏السلام: «كمن زار الله عزّوجلّ فوق عرشه قال قلت: فما لمن زار أحداً منكم؟ قال عليه ‏السلام: كمن زار رسول الله صلي الله عليه و آل و سلم»

شيخ مفيد (رحمه ‏الله) در معناي اين حديث گفته است: مراد اين است كه ثواب و تكريم زائر آن حضرت (صلي الله عليه و آله و سلم) در روز قيامت، همانند كسي است كه خداوند او را به آسمان برده و به عرش خود كه ملائكه حامل آن هستند نزديك مي ‏كند و برگزيدگان از فرشتگان خود را به او مي‏ نماياند، به گونه‏ اي كه موجب تأكيد بر تكريم او مي‏ گردد؛ مشابه اين تعبير را مجلسي اول (رحمه لله) نيز آورده است.

* علت احترام به امامزادگان

اين احترامی که ما برای امامزاده ها قائليم برای اين است که ایشان كه به ايران آمدند فرمايش امام صادق و امام باقر(علیهم السلام) را به ما رساندند و ما تشيّع خود را به وسيله همين امامزاده ها داريم.

علويون و سادات آمدند و گفتند: علي بن ابيطالب (ع) اينطور مي گويد، فاطمه زهرا (س) اينطور بوده است، لذا به وسيله اينها اجداد ما شيعه شدند؛ اين طبرستان ما همين طور است قدم به قدم امامزاده است اينكه مي بينيد طبرستان ولايت مدار است و خالصانه تشيّع را دارند اين به بركت همين امامزاده هاست.

در مركز اين مازندران وقتي گوينده اي از حجاز مي آمد و آيات قرآن را مي خواند همه گوش مي دادند بر اساس اينكه خدا در قرآن فرمود وقتي كه قرآن و آيات الهي خوانده مي شود شما ساکت باشید: ﴿إِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ َفاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا﴾ حال وقتي همين سادات و همين فرزندان اهل بيت در كنار قرآن مي خواستند بگويند علي بن ابيطالب چنين گفت، همه مازندرانی ها مي گفتند: ساکت! ببينيم چه مي گويد! كاري كه اجداد ما با قرآن مي كردند با همين سخنان علي بن ابيطالب مي كردند اينها شدند شيعه.

 اينكه مي بينيد ما قدر اين امامزاده ها را مي دانيم براي اين است كه اينها نسبت به ما حقّ حيات دارند، ایشان پدرانمان را شيعه كرده و از مناقب علي بن ابيطالب و فاطمه زهرا(سلام الله عليهما) از مناقب امام حسن و امام حسين و از مناقب اهل بيت(عليهم السلام) آگاه كردند ما قدردان اينها هستيم.

منبع: کتاب ادب فنای مقربان، بیانات آیت الله العظمی جوادی آملی در سلسله مباحث درس اخلاق (سایت اسرا)

 

۹۳۶-بانوی غیر ایرانی با حجاب کامل در مسابقات المپیک+ محبت به حجاب درورزش جهانی و مبارزه دوم

۱۹ مرداد

به گزارش ممتازنیوز به نقل از ایرنا، خبرگزارش آسوشیتدپرس درخصوص وزنه برداری بانوی مسلمان تونسی نوشت: «مقرراتی که حکم می کرد لباس وزنه برداران زن نباید بازوها و ساق پای وی را بپوشاند، در سال گذشته تغییر کرده است.

http://up.downallfa.com/images/ew67s2fb8pdzeykgp55i.jpg

حسینه ۱۹ ساله روز چهارشنبه در گروه ‘بی’ وزنه برداران دسته ۶۹ کیلوگرم بانوان، پوشش یکپارچه ای را زیر دو بنده سنتی وزنه برداری برتن کرده و با روسری موهای خود را پوشانده بود.»

بر اساس این گزارش، وی توانست با صعود از گروه ‘بی’ به گروه ‘آ’، در حرکت یک ضرب ۱۰۲ کیلو و در حرکت دو ضرب ۱۲۰ کیلو و در مجموع ۲۲۲ کیلوگرم وزنه بزند و در نهایت در مکان دهم المپیک لندن قرار گیرد.

http://old.jamnews.ir/Images/News/Smal_Pic/11-5-1391/IMAGE634795018835024059.jpg

طبقه بندی: مطالب خواندنی   |   تعداد بازدید: ۱۴۷ نفر   |   تاریخ انتشار: پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۱

برچسب: , jazab, بانوی غیر ایرانی, حجاب کامل, حجاب کامل در مسابقات المپیک, مسابقات المپیک

 

۹۳۵-آیا راحتی و رفاه فقط با پول فراهم می شود.+ محبت خیالی در روزی و اقتصاد

۱۸ مرداد

خیال می کنید با پول، راحتی فراهم می شود و حال اینکه اگر خدا تمام دنیا را در یک کاسه کند و به دست تو بدهد، باز هم گره های کوری هست که با آن پول باز نخواهد شد و تا آخر زندگی ات هم ناراحت می مانی. این اشتباهی است که ما می کنیم.

آیت الله آقا مجتبی تهرانی(ره)

به گزارش سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»، آیت الله آقا مجتبی تهرانی درشرح حدیثی از امام صادق (ع) آورده است ،انسان هم خواسته های دنیایی دارد و هم خواسته های آخرتی، اگر کسی سه چیز را که جنبه های درونی هم دارد، برای خودش فراهم کند و به دست بیاورد، به مطلوب دنیا و آخرتش می رسد.  
رُوِیَ عَنِ الصّادقِ علیه السَّلام: ثَلَاثَةٌ مَنْ تَمَسَّكَ بِهِنَّ نَالَ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ بُغْيَتَهُ مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ وَ رَضِيَ بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ أَحْسَنَ الظَّنَّ بِاللَّه.
  امام صادق صلوات الله علیه فرمودند: سه چيز است كه هر كه بدانها چنگ زند، به خواسته‏هاى دنيا و آخرت خود می رسد: ۱- هر كه به خدا چنگ بزند. (معصيت خداوند را انجام ندهد) ۲- آنچه كه خداوند براي او مي پسندد، بپسندد ۳- به خداوند متعال خوش گمان باشد.
شرح روایت: «ثَلَاثَةٌ مَنْ تَمَسَّكَ بِهِنَّ نَالَ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ بُغْيَتَهُ»؛ انسان هم خواسته های دنیایی دارد و هم خواسته های آخرتی دارد. اگر کسی این سه چیز را که جنبه های درونی هم دارد، برای خودش فراهم کند و به دست بیاورد، به مطلوب دنیا و آخرتش می­رسد.
 اول: «مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ»؛ كسي كه دست از گناه بردارد به امید اینکه خداوند به او لطف كند. یکی از معانی «اعتصام بالله»، دوری گزیدن ازگناه به امید رسیدن لطف خداست. دوم: «وَ رَضِيَ بِقَضَاءِ اللَّهِ» راضی به قضای الهی باشد. رضایت را خشنودی معنا می کنند ولی در واقع به معنای «پسند» است. رضایت به قضای الهی معنایش این است که آنچه را که خداوند برای او پسندیده و تدبیر کرده است، بپسندد. سوم: «وَ أَحْسَنَ الظَّنَّ بِاللَّه» خوش گمانی به خدا داشته باشد و بد گمانی نداشته باشد. اینطور نباشد که – نعوذ بالله- در ذهنش بیاید که آنچه خدا برایش پسندیده، بد پسندیده است. حتی امام صادق علیه السلام تعبیر به «ظن» به معنای گمان می کند نه یقین! می فرماید "حسن ظن" به خدا داشته باشد. خدا هیچ وقت بدی برای ما نمی خواهد؛ خوبی و خیر ما را می خواهد.
  ما هم خواسته های دنیایی داریم و هم خواسته های آخرتی.  در خواسته های دنیایی مان گاهی در مصداقِ خواسته هایمان اشتباه می کنیم. از آنجایی که ما دنبال راحتی هستیم، خیال می کنیم راحتی با پول فراهم می شود؛ لذا از خداوند تقاضای پول می کنیم. اینجاست که ما اشتباه می کنیم. چرا می گوییم خدایا پول بده؟ و وقتی به ما نداد، گمانمان به خدا بد می شود و با خود می گوییم "­خواستیم، ولی به ما نداد". اگر به تو می داد چه بسا این برای تو راحتی نمی آورد. تو اشتباهت در این است که خواسته واقعی ات «راحتی» است. خیال می کنی با پول راحتی فراهم می شود و حال اینکه اگر خدا تمام دنیا را در یک کاسه کند و به دست تو بدهد، باز هم گره های کوری هست که با آن پول باز نخواهد شد و تا آخر زندگی ات هم ناراحت می مانی. این اشتباهی است که ما می کنیم.
 امام صادق علیه السلام فرمودند: گناه را ترک کن به امید اینکه خداوند به تو لطف کند. بعد هم آنچه که او می پسندد تو هم بپسند. او خیر تو را می خواهد، هیچ وقت بدی تو را نمی خواهد.پس آنچه برای تو می­پسندد را بپسند و بعد از آن هم به خدا خوش گمان باش. خدا در انتخاب اشتباه نمی­کند اما تو اشتباه می­کنی!
 مهم تر از همه همان اوّلی یعنی «اعتصام بالله» است گناه را ترک کن، امید لطفش را داشته باش؛ به تَبَع آن مطلوبت می آید. اما اگر بنا باشد هم مرتّب گناه کنی و هم بخواهی به مطلوبت برسی، نمی شود. شوخی نکن!
حضرت فرمودند اگر این سه چیز را رعایت کردی، به مطلوب دنیا و آخرتی ات می رسی. اوّلی اش این است که گناه را ترک کنی. ما اوّلی را گذاشتیم کنار و در دومی وسومی اش – نعوذ بالله- خیال می کنیم از خدا بهتر می فهمیم. این است که گره پس از گره در کار ما می افتد و بعد هم می نشینیم ناله می کنیم. ناله نکن! از همان اوّل برو گناه را ترک کن. دقّت کنید که حضرت روی طاعات دست نمی گذارد؛ بلکه روی ترک گناه تأکید می فرماید. گناه را ترک کن و امید به لطف خدا داشته باش. آن وقت هیچ گاه خدا ناامیدت نمی کند و مطلوب دنیا و آخرتت را به تو می دهد.
 تحف العقول، صفحه ۳۱۵ – بحارالأنوار، جلد ۷۵، صفحه

 

۹۳۴-برهنه شدن زنان معترض به حجاب در المپیک+ محبت به خود نمایی با کشف حجاب و هنجارشکنی

۱۸ مرداد

ممتازنیوز نوشت: بعد از اینکه مسئولان کمیته المپیک پس از مدت ها بحث و جدل، با پوشیدن حجاب توسط زنان ورزشکار شرکت کننده در مسابقات المپیک موافقت کردند…

این زنان اکراینی به اصطلاح مدافع حقوق زنان بودند که با عریان شدن مخالفت خود را با این تصمیم مقامات المپیک اعلام کردند تا برگی دیگر از حقوق بشر مورد ادعای غرب به نمایش در آید!

در پی آزاد شدن پوشیدن حجاب توسط زنان ورزشکار، تعدادی از اعضای مؤسسه اکراینی “فیمین” که به اصطلاح در زمینه دفاع از حقوق زنان فعالیت می کند، در اقدامی غیر اخلاقی به مرکز شهر لندن رفته و با عریان شدن، اعتراض خود نسبت به آزاد شدن پوشش حجاب در المپیک را نشان دادند.

این زنان علاوه بر عریان شدن، شعارهایی نیز علیه کمیته المپیک سر دادند و این کمیته را ضعیف در برابر کشورهای اسلامی دانستند.

www.ebhamlinks.com | برهنه شدن زنان معترض به حجاب در المپیک

www.ebhamlinks.com | برهنه شدن زنان معترض به حجاب در المپیک

www.ebhamlinks.com | برهنه شدن زنان معترض به حجاب در المپیک

www.ebhamlinks.com | برهنه شدن زنان معترض به حجاب در المپیک

مطالب مشابه:

 

۹۳۳-سیاستمدار انگلیسی خواستار ممنوعیت حجاب در اماکن عمومی شد.+محبت به بردگی زنان

۱۸ مرداد
یکی از کاندیداهای ریاست یکی از احزاب تاثیرگذار در انگلیس خواستار ممنوع شدن حجاب در اماکن عمومی کشورش شد.

به گزارش خبرگزاری رسا به نقل از پایگاه خبری yorkshirepost، لیزا دافی، یکی از کاندیداهای ریاست بر حزب "استقلال پادشاهی متحد" که در سالیان اخیر به یکی از احزاب تاثیرگذار در انگلیس تبدیل شده است خواستار ممنوعیت حجاب در اماکن عمومی کشورش شد.

http://media.rasanews.ir/Original/1395/05/18/IMG16015613.jpg

لیزا دافی با بیان این که حجاب اسلامی باید در اماکن عمومی، مراکز خرید، اتوبوس ها و متروها ممنوع شود، تاکید کرد که در صورت انتخاب شدن به عنوان رهبر حزب "استقلال پادشاهی متحد" تلاش خواهد کرد که مدارس اسلامی نیز تا زمان حل مشکل تروریسم اسلامی تعطیل شوند.

کاندیدای ریاست بر حزب "استقلال پادشاهی متحد" انگلیس به ممنوعیت حجاب و تعطیلی مدارس اسلامی قناعت نکرده و خواستار "ممنوعیت کامل و جامع" دادگاه هایی شد که در انگلیس بر اساس احکام اسلامی به صدور رای می پردازند.

لیزا دافی در ادامه به توجیه نظرات ضد اسلامی خود پرداخته و مدعی شد: مسلمانانی که در این کشور به دنیا آمده اند به همان اندازه انگلیسی هستند که من هستم و هدف از این پیشنهادات تنها آن است که مسلمانان نیز به اندازه من احساس انگلیسی بودن داشته باشند.

گفتنی است، اسلام دومین دین بزرگ در انگلستان به شمار می‌رود و تاکنون حدود ۶۰۰ مسجد و ۶۰ مدرسه اسلامی در این کشور تأسیس شده‌است.

بیشتر جمعیت مسلمانان انگلیس را مهاجرانی که در دهه‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ میلادی به انگلستان آمده‌اند تشکیل می‌دهند.

آمار دقیقی از جمعیت مسلمانان در بریتانیا وجود ندارد ولی با توجه به ارقام و آمار موجود حداقل جمعیت مسلمانان ۱ میلیون نفر برآورد می شود.

برخی منابع خبری تعداد مسلمانان ساکن در سراسر انگلیس را بیش از ۳ میلیون نفر برآورد کرده اند./۹۹۰/ب۹۰۲/د

خبرنگار:هادی رضازاده

 

۹۳۲-رونمایی از یادداشت رهبر انقلاب بر کتاب داستانی «تَن تَن و سندباد.+ابزارهای تولید محبت

۱۸ مرداد

یادداشت رهبر معظم انقلاب بر کتاب داستانی «تن تن و سندباد» صبح امروز رونمایی شد.

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ در مراسم دومین پاسداشت هنر و ادبیات انقلاب اسلامی که صبح امروز (دوشنبه) در مؤسسه‌ی پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار شد، از یادداشت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب داستانی «تَن تَن و سندباد» نوشته‌ی آقای محمد میرکیانی رونمایی شد.

در این مراسم که از سوی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و با عنوان «نشست تخصصی ادبیات کودک و نوجوان از منظر رهبر انقلاب اسلامی» برگزار شد، جمعی از شخصیت‌های فرهنگی و ادبی حضور داشتند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این یادداشت که در آبان ماه ۱۳۷۳ به نگارش درآمده مرقوم داشته‌اند:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

ـ‌ من هم همین قصّه را همیشه تعریف می‌کردم! حیف که خیلی‌ها آن را باور نداشتند. حالا خوب شد، شاهد از غیب رسید! راوی این حکایت که خود همه چیز را به چشم خود دیده، حکایت تن تن و سندباد را چاپ کرده است. حالا دیگر کار من آسان شد! همین بس است که نسخه‌ی این کتاب را به همه‌ی بچه‌ها بدهم . .

 

۹۳۱-دختر لالی که در حرم مطهر حضرت معصومه(س) زبان باز کرد.+رابطه محبت و شفاگرفتن بیماران

۱۸ مرداد

 

کرامات حضرت فاطمه معصومه (س) در آینه اسناد؛
مسئول تدوین و نشر مرکز اسناد گفت: طبق اسناد و مدارک نویافته دختر لال اهل روستای آب روشن آستارا در ۵۰ سال پیش در حرم مطهر کریمه اهل بیت شفا یافته است.

به گزارش «شيعه نيوز»، حجتالاسلام محمدباقر مشکاتی در اشاره به مبانی کرامات، مقامات و فضائل کریمه اهل بیت علیهم السلام گفت: در زیارت جامعه کبیره خطاب به خاندان اهل بیت(علیهم السلام) عرض می کنیم: «و عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم» بر این اساس احسان و کرامات این خاندان الهی همواره و به طور مستمر شامل حال خاص و عام بوده و هست.
 

وی افزود: حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از بانوان با فضیلت و منتسب به این خانواده پاک و الهی

است که عالی ترین فضائل و مناقب انسانی و الهی را دارا می باشد. وی از امامزادگان واجب التعظیمی است که دارای زیارتنامه مأثور و معتبر است.

  در زیارتنامه این بانوی بزرگوار، ایشان را «بنت رسول الله، بنت ولی الله، اخت ولی الله و عمه ولی الله» می خوانیم. بنابراین انتساب آن حضرت به بیت وحی و رسالت و امامت نشان از مقام والا و کمالات معنوی و روحانی ایشان بوده و منشأ و سرچشمه کرامات و توجهات ربانی این بانوی طاهره نسبت به حاجتمندان و زائران بارگاه نورانی اش تلقی می شود.

 
مسئول تدوین و نشر مرکز اسناد در ادامه خاطر نشان کردند: عنایات و دست گیری مادی و معنوی بانوی کرامت بسیار فراوان است. اگر چه از گذشته برخی از این کرامت ها رویداده در حرم مطهر ضبط می شده لکن بسیاری نیز به دلایلی ثبت نشده است. در بررسی اسناد موجود آستان مقدس به اسنادی برخوردیم که حاوی وقایع و رخدادهای حاکی از کرامات و عنایات کریمه اهل بیت نسبت به زائران و شیفتگان خویش است.

 

وی افزود: از جمله این حوادث مبارک شفا یافتن دختری به نام ملیحه فرزند عبدالله اهل روستای آب روشن در شهر آستارا بود ‌که بر اثر عارضه عصبی چند ماه قبل دچار مرض لالی گشته و پزشکان بیماری ایشان را لاعلاج تشخیص دادند.

  وی به اتفاق خانواده عزم شهر مقدس قم می کند و پس از زیارت و توسل به حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، در حدود ساعت ۶ عصر روز جمعه در کنار ضریح شریف کریمه اهلبیت علیهم السلام با عنایت آن حضرت، ‌شفا می یابد.

  تعدادی از روحانیان، افسران ژاندارمری و صاحب منصبان حرم مطهر با وی و خانواده اش ملاقات کرده و رئیس اداره تشریفات حرم مطهر (مهدی پیشوایی) این واقعه را به تولیت وقت آستان گزارش می کند و گزارش خبری آن و عکس "شفا یافته” در دو شماره روزنامه قدیمی استوار قم منتشر می گردد که پیدا شدن این اسناد پس از چند دهه خود از عنایات حضرت محسوب می شود.
 

حجت الاسلام مشکاتی در ادامه، داستان و شرح این واقعه مبارک را بر اساس بازخوانی مدارک بدست آمده از روزنامه قدیمی استوار قم (چاپ شده از ۱۳۱۴ تا ۱۳۵۴ ش) به این صورت ارائه داد:
 

دختر لال در حرم شفا یافت

ساعت ۶ بعد از ظهر روز جمعه گذشته که صفوف جماعت در مسجد بالاسر حرم مطهر مشغول نماز و زائرین در اطراف ضریح مقدس گرم زیارت و راز و نیاز بودند ناگهان صدای صیحه دوشیزة جوانی با لهجة ترکی در فضای حرم طنین انداخت و بدنبال صدای او جیغ زن دیگری مردم را متوجه گوشة راه روی بالاسر ضریح نمود که اتفاق تازه ای افتاده است.

 

صدای فریاد ۳ زن ترک زبان و دو مرد همزبان آنها جمعیت حرم را بآن گوشه جذب کرد و آقای قوامی از صاحب منصبان آستانه که بزبان ترکی مسلط است با آنها به گفتگو پرداخته و دید دختر و مادرش از ترس هجوم مردم التماس می کنند که آنها را بجای خلوت و امنی ببرند.

 خدام آستانه بکمک یکدیگر آنها را که سه زن و دو مرد بوده اند به کشیک خانه می برند و در آنجا دوشیزه پانزده ساله شفا یافته و پدر و مادرش ماجرای خود را چنین نقل می کنند:

این دختر نامش ملیحه فرزند عباد اله اهل قریه آب روشن از قرآئ آستارا در مرز روسیه است که عقد بسته و یازده ماه پیش بر اثر عارضه عصبی لال شده است و پس از مدتی جستجو ما را برشت برای معالجه راهنمائی کردند.

 
لهذا برای معالجه برشت کوچ کردیم و در آنجا نزد آقایان دکتر شعاع و دکتر صوفی بمعالجه پرداختیم تا یک یک آنها مرض او را لاعلاج تشخیص دادند از آنجا بقصد قم حرکت و امروز بقم وارد شدیم و پس از تهیه منزل دستجمعی بحرم آمدیم دختر میگوید همان طور که پای ضریح نشسته و با توجه مخصوصی بر بدختی خود فکر میکردم ناگاه روشنی عجیبی بچشمم خورد و از ذوق فریاد زدم.

 
پس از ساعتی که در کشیک خانه بودند و شام خوردند و جمعی از آقایان روحانیون و افسران ژاندارمری بملاقات ملیحه رفته اند ولی ازدحام جمعیت برای دیدن دختر شفا یافته تا ساعت یازده ادامه داشته که برای دیدن دختر اصرار داشته اند ناچار بدستور آقای فهیمی سرکشیک که دختر را وادار میکنند از طبقه فوقانی حرفی بزند ملیحه باتفاق پدرش مقابل راهرو آمده بترکی گفت «بروید خانه تان، من میخواهم بروم، میترسم» سپس مامورین کشیک با تلاش فوق العاده حرم را خلوت کرده؛ آن خانواده را بوسیله تاکسی بمنزلشان رسانیدند و آنها از ترس مردم که مبادا مجدداً بسراغشان بروند بامداد همان شب بتهران رفته اند.

 

کلیشه عکس دختر باین شماره نرسید هفته بعد چاپ میشود.

مسئول تدوین و نشر مرکز اسناد گفتند در بررسی اسناد اداری حرم مطهر به سندی برخوردیم که دقیقاً حکایت از این واقعه کرامت داشته و به جهت بهره مندی مخاطبان متن بازخوانی این سند که گزارش مسئول اداره تشریفات حرم مطهر در سال ۱۳۴۴ به تولیت وقت است تشریح می شود:

«شماره…………….. قم تاریخ: ۱۵/۸/۱۳۴۴ تولیت آستانه مقدسه پبوست…………… گزارش دایره [تشریفات] بعرض عالی می رساند

محترما شب گذشته، دختر ۱۳ ساله از اهالی آستارا که ۱۱ ماه بمرض لالی بوده و کلیه اطباء اورا جواب کرده بودند، ساعت ۸ بعدازظهر در حرم مطهر شفا یافت. کشیک سوم برای حفظ جان دختر او و برادر و مادرش را به کشیک خانه برده، جمعیت زیادی مایل بدیدن او بودند.

 
مخبرین جراید با برادر او مصاحبه کرده و آقای فهیمی عکاسی میاورند در کشیک خانه از او عکس عکس میگیریند. با اطلاع از جریان بلافاصله مشرف و ترتیب خروج او از کیشک خانه داده شد. ابتداء مسجد طباطبایی در درهای آن طبق معمول بسته شده بود. گفتم مختصری درب آن را مختصری باز نمودند. با گماردن آقایان خدام جلو جمعیت او را بمسجد منتقل و از درب خیابان موزه و بوسیله تاکسی او و همراهان را به محل سکونت (مسافرخانه) فرستاد. فاصله بین در مسجد تا تاکسی جمعیت، دختر و برادر و مادر را بقدری فشار داد که بیم سکته او میرفت. امروز نیز مردم برای دیدن دختر به مسافرخانه مراجعه ولی او را پنهان کرده بودند. که مبادا البسه او را پاره نموده ببرند. مراتب بدینوسیله بعرض میرسد.»

 

۹۳۰-روایتی از کمک شیخ زاکزاکی به دختر تازه عروس که نمی خواست مسیحی شود.+ محبت اقتصادی

۱۸ مرداد

یک مرد نیجریه‌ای که مخفیانه به دین مسیحیت گرویده بود تنها در صورتی حاضر به پرداخت جهیزیه و هزینه ازدواج دخترش بود که او نیز مسیحی شود.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، یک مرد نیجریایی در ناحیه بوچی این کشور که به دین مسیحیت گرویده است، دادن جهیزیه به دخترش را منوط به مسیحی شدن دخترش کرده بود؛ این مرد نیجریه‌ای که به تازگی به دین مسیحیت گرویده است به دخترش گفت که تنها در صورتی حاضر است جهیزیه و هزینه مراسم عروسی او را بپردازد که دخترش نیز مانند او مسیحی شود. دختر جوان که حاضر نبود از دین اسلام دست بکشد، با خواسته پدر مخالفت کرده و اگر به خاطر کمک مالی شیخ زاکزاکی نبود، او با دست خالی به خانه بخت فرستاده می‌شد.

برپایه این گزارش به نقل از  islamicmovement.org،زمانی که خبر این ماجرا به گوش سهیلا دختر شیخ ابراهیم زاکزاکی، رهبر شیعیان نیجریه رسید، او جریان را در ملاقاتی به پدرش که در بازداشت به سر می‌برد گزارش داد و پدرش به ایشان سفارش کرد که هزینه‌های عروسی و جهیزیه این دختر جوان را متقبل شوند. چیزی نگذشت که سهیلا با همراهی جمعیت ابوالفضل العباس، جهیزیه دختر جوان را خریداری کرده و او را به خانه بخت فرستادند.

کمک شیخ زاکزاکی به دختر تازه عروس که نمی خواست مسیحی شود

کمک شیخ زاکزاکی به دختر تازه عروس که نمی خواست مسیحی شود

مالام بالا عبداللهی دایی عروس که  بر خلاف پدر عروس وضعیت مالی بدی دارند نیز گفت: پدر عروس که به تازگی مسیحی شده تلاش زیادی کرد تا دخترش نیز همانند او از اسلام دست بکشد و عروس یک خانواده مسلمان نشود، به همین خاطر ما از پادرمیانی شیخ زاکزاکی در این ماجرا بسیار سپاسگزار هستیم.

کمک شیخ زاکزاکی به دختر تازه عروس که نمی خواست مسیحی شود

کمک شیخ زاکزاکی به دختر تازه عروس که نمی خواست مسیحی شود

سهیلا خودش در هنگام تحویل اثاثیه به منزل عروس حضور پیدا کرده واز عروس و داماد خواست تا تمام تلاش خود را برای انجام تعهدات زناشویی به یکدیگر به کار بگیرند.

 

۹۲۹-نظرات ضداسلامی سیاستمداران آمریکایی بسیار خطرناک است.+ محبت به حجاب در مسابقات المپیک و شکست حس حقارت اجتماعی

۱۸ مرداد

ابتهاج محمد نخستین شمشیرباز محجبه آمریکایی که در رقابت‌های المپیک امسال باحجاب شرکت کرده‌است، با انتقاد از سخنان برخی سیاستمداران آمریکایی که پیشنهاد اخراج مسلمانان از کشور را داده بودند، گفت: به نظر من این سخنان بسیار خطرناک است.

http://mehrkhane.com/files/fa/news/1394/12/15/21091_754.jpg

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه» به نقل از واشنگتن پست، ابتهاج محمد نخستین شمشیرباز محجبه آمریکایی که در رقابت‌های المپیک امسال باحجاب شرکت کرده‌است، با انتقاد از سخنان برخی سیاستمداران آمریکایی که پیشنهاد اخراج مسلمانان از کشور را داده بودند، گفت: به نظر من این سخنان بسیار خطرناک است. وقتی چنین نظراتی داده می‌شود هیچ کس به تاثیر آن‌ها روی مردم فکر نمی‌کند. من یک مسلمان آفریقایی آمریکایی هستم و خانه دیگری برای رفتن ندارم. خانواده من همه  اینجا به دنیا آمده‌اند. من نیز اینجا به دنیا آمده‌ام. در جرسی بزرگ شده‌ام. تمام خانواده‌ام اهل جرسی هستند. این حرف ترامپ چه معنایی دارد؟

نظرات و سخنان ابتهاج محمد همزمان با انتقادات شدید خانواده خان که پسرشان را در سال ۲۰۰۴ در جنگ عراق از دست داده بودند همراه شده است.

ابتهاج محمد که از زمان حضورش در بازی‌های المپیک ریو  کمتر مصاحبه کرده است گفت: من امیدوارم و تمام تلاش خود را می‌کنم تا به عنوان یک ورزشکار نماینده خوبی بعنوان یک ورزشکار مسلمان باشم و بتوانم تصورات غلطی را که مردم درباره جامعه اسلامی دارند تغییر دهم.

ابتهاج محمد، ۳۰ ساله اکنون در شهر نیویورک زندگی می‌کند. او که می‌داند چه برنده باشد و چه بازنده، حضورش در المپیک ریو از اهمیت بالایی برخوردار است. او  می‌گوید: من برای به چالش کشیدن کلیشه‌ها و سوءتفاهمات درباره زنان مسلمان بسیار هیجان زده هستم.

او که قصد دارد از این پس بیشتر مصاحبه انجام دهد نیز گفت: به عنوان یک جامعه جهانی، ما باید سخت تلاش کنیم تا وضعیت فعلی را که یک ساختار ناسالم است تغییر دهیم.