RSS
 

بایگانی برای مرداد, ۱۳۹۵

۹۳۷-تشيّع خود را مدیون امامزاده ها هستیم.+ نقش محبت به امامزادگان در عزت کشور ایرانی و ایرانی

۲۰ مرداد

آیت الله العظمی جوادی آملی

کد خبر: ۳۹۰۹۴۱ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۵/۱۹ – ۱۹:۳۰ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۵
آیت الله العظمی جوادی آملی؛
تشيّع خود را مدیون امامزاده ها هستیم
حوزه/ اين احترامی که ما برای امامزاده ها قائليم برای اين است که وقتی به ايران آمدند فرمايش امام صادق و امام باقر(علیهم السلام) را به ما رساندند و ما تشيّع خود را به وسيله همين امامزاده ها داريم.
 

به گزارش خبرگزاری «حوزه» ششم ذی ‌القعده سالروز بزرگداشت حضرت احمد بن موسی (ع)، معروف به شاهچراغ می باشد. ایشان فرزند بزرگوار امام موسی كاظم (ع) است که در میان فرزندان آن حضرت به كرم و جلالت و شجاعت و عبادت معروف بوده اند. تکریم و پاسداشت زحمات شبانه روزی ایشان و دیگر امامزادگان در تعالیم دینی ما مکررا توصیه شده و این فرصتی است تا با حکمت زیارت و نقش بزرگان و راهنمایان دینی آشنایی بیشتری پیدا کنیم. حضرت الله جوادی آملی در نوشتاری در خصوص زیارت و علت احترام به امامزاده ها به تبیین این موضوع پرداخته اند.

* زيارت، اعلام وفاداري صادقانه مريد به مراد است

زيارت، حضور عارفانۀ عاشق در ديار معشوق، ديدار عاشقانۀ زائر از سراي مزور، اظهار عشق و ارادت محبّ به محبوب، دل‏دادن صميمانۀ دل داده در كوي دل ‏دار، سرسپردن سرباز فداكار در پيش پاي سردار، اعلان فروتني دين ‏دار در برابر دين و پيشوايان ديني و اذان ايمان و دين‏ داري است.

زيارت، اعلام وفاداري صادقانه مريد به مراد است، ابراز علاقه مطيع به مطاع می باشد و اعلام خودفراموشي جان بركف مخلص نسبت به جانان است.

زيارت، عرضۀ خويشتن بر ترازو و ابزار سنجش است، ايستادن در برابر آينه و معيار كمال و نشاني كوي كمال به انسان تعالي طلب است كه به كجا مي‏ توان رسيد.

زيارت، سفري مشتاقانه، آگاهانه و عاشقانه است كه از سراي دل آغاز مي‏ شود، از راه دل عبور مي‏ كند و سرانجام نيز در منزل دل به مقصد و مقصود مي‏ رسد و بار بر زمين مي‏ نهد.

* وعده ای که پیامبر (ص) به زائرین اهل بیت دادند

پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: كسي كه من يا يكي از فرزندانم را زيارت كند، روز قيامت به زيارت و ديدار او خواهم رفت و از هراس ‏ها و وحشت‏ هاي آن نجاتش خواهم داد؛ «من زارنى أو زار أحداً من ذريتى زرته يوم القيامة فأنقذته من أهوالها»

پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به علي (عليه‏ السلام) فرمود: اي علي، هر كس كه مرا در زمان حيات يا مرگم زيارت كند يا تو و فرزندانت را در زمان حيات يا پس از مرگ زيارت كند، من ضمانت مي‏ كنم كه او را از اهوال و شدايد روز قيامت نجات دهم تا آن كه او را هم درجۀ خودم مي‏ گردانم؛ «يا علىّ! من زارنى فى حياتى أو بعد موتى أو زارك فى حياتك أو بعد موتك أو زار ابنيك فى حياتهما أو بعد موتهما ضمنتُ له يوم القيامة أن أُخلّصه من أهوالها و شدائدها حتّي أُصيّره معى فى درجتى»

* زيارت در دوران مرگ بايد همان آثار زيارت دوران حيات را داشته باشد

اين روايت و امثال آن نشان مي‏ دهد كه حيات و مرگ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و امامان معصوم (عليهم ‏السلام) يكسان است؛ زيرا زيارت دوران حيات و مرگ، اجر و آثار يكسان دارد. از اين جهت لازم است كه زائر به گونه ‏اي در حرم شريف آنان حضور پيدا كند كه اگر زنده مي ‏بودند در كنارشان حضور پيدا مي‏ كرد و زيارت در دوران مرگ بايد همان آثار و سازندگي زيارت دوران حيات را براي او داشته باشد. چنان ‏كه هم درجه شدن با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بدون حساب و برنامه نيست، بلكه سنخيّت روحي، اخلاقي و معنوي لازم دارد و اين سنخيّت، بايد در دنيا كسب شود.

* ثواب زیارت مشاهد مشرفه و پاداش تكريم زائران

زيد شحّام از صادق آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) پرسيد: ثواب كسي كه پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) را زيارت كند، چيست؟ حضرت فرمود: همانند كسي است كه در برتر از عرش با خدا ملاقات كند. پرسيد: كسي كه يكي از شماها را زيارت كند، ثوابش چيست؟ فرمود: مانند كسي است كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) را زيارت كند؛ ما لمن زار رسول الله صلّي الله عليه و آله و سلم؟ قال عليه ‏السلام: «كمن زار الله عزّوجلّ فوق عرشه قال قلت: فما لمن زار أحداً منكم؟ قال عليه ‏السلام: كمن زار رسول الله صلي الله عليه و آل و سلم»

شيخ مفيد (رحمه ‏الله) در معناي اين حديث گفته است: مراد اين است كه ثواب و تكريم زائر آن حضرت (صلي الله عليه و آله و سلم) در روز قيامت، همانند كسي است كه خداوند او را به آسمان برده و به عرش خود كه ملائكه حامل آن هستند نزديك مي ‏كند و برگزيدگان از فرشتگان خود را به او مي‏ نماياند، به گونه‏ اي كه موجب تأكيد بر تكريم او مي‏ گردد؛ مشابه اين تعبير را مجلسي اول (رحمه لله) نيز آورده است.

* علت احترام به امامزادگان

اين احترامی که ما برای امامزاده ها قائليم برای اين است که ایشان كه به ايران آمدند فرمايش امام صادق و امام باقر(علیهم السلام) را به ما رساندند و ما تشيّع خود را به وسيله همين امامزاده ها داريم.

علويون و سادات آمدند و گفتند: علي بن ابيطالب (ع) اينطور مي گويد، فاطمه زهرا (س) اينطور بوده است، لذا به وسيله اينها اجداد ما شيعه شدند؛ اين طبرستان ما همين طور است قدم به قدم امامزاده است اينكه مي بينيد طبرستان ولايت مدار است و خالصانه تشيّع را دارند اين به بركت همين امامزاده هاست.

در مركز اين مازندران وقتي گوينده اي از حجاز مي آمد و آيات قرآن را مي خواند همه گوش مي دادند بر اساس اينكه خدا در قرآن فرمود وقتي كه قرآن و آيات الهي خوانده مي شود شما ساکت باشید: ﴿إِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ َفاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا﴾ حال وقتي همين سادات و همين فرزندان اهل بيت در كنار قرآن مي خواستند بگويند علي بن ابيطالب چنين گفت، همه مازندرانی ها مي گفتند: ساکت! ببينيم چه مي گويد! كاري كه اجداد ما با قرآن مي كردند با همين سخنان علي بن ابيطالب مي كردند اينها شدند شيعه.

 اينكه مي بينيد ما قدر اين امامزاده ها را مي دانيم براي اين است كه اينها نسبت به ما حقّ حيات دارند، ایشان پدرانمان را شيعه كرده و از مناقب علي بن ابيطالب و فاطمه زهرا(سلام الله عليهما) از مناقب امام حسن و امام حسين و از مناقب اهل بيت(عليهم السلام) آگاه كردند ما قدردان اينها هستيم.

منبع: کتاب ادب فنای مقربان، بیانات آیت الله العظمی جوادی آملی در سلسله مباحث درس اخلاق (سایت اسرا)

 

۹۳۶-بانوی غیر ایرانی با حجاب کامل در مسابقات المپیک+ محبت به حجاب درورزش جهانی و مبارزه دوم

۲۰ مرداد

به گزارش ممتازنیوز به نقل از ایرنا، خبرگزارش آسوشیتدپرس درخصوص وزنه برداری بانوی مسلمان تونسی نوشت: «مقرراتی که حکم می کرد لباس وزنه برداران زن نباید بازوها و ساق پای وی را بپوشاند، در سال گذشته تغییر کرده است.

http://up.downallfa.com/images/ew67s2fb8pdzeykgp55i.jpg

حسینه ۱۹ ساله روز چهارشنبه در گروه ‘بی’ وزنه برداران دسته ۶۹ کیلوگرم بانوان، پوشش یکپارچه ای را زیر دو بنده سنتی وزنه برداری برتن کرده و با روسری موهای خود را پوشانده بود.»

بر اساس این گزارش، وی توانست با صعود از گروه ‘بی’ به گروه ‘آ’، در حرکت یک ضرب ۱۰۲ کیلو و در حرکت دو ضرب ۱۲۰ کیلو و در مجموع ۲۲۲ کیلوگرم وزنه بزند و در نهایت در مکان دهم المپیک لندن قرار گیرد.

http://old.jamnews.ir/Images/News/Smal_Pic/11-5-1391/IMAGE634795018835024059.jpg

طبقه بندی: مطالب خواندنی   |   تعداد بازدید: ۱۴۷ نفر   |   تاریخ انتشار: پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۱

برچسب: , jazab, بانوی غیر ایرانی, حجاب کامل, حجاب کامل در مسابقات المپیک, مسابقات المپیک

 

۹۳۵-آیا راحتی و رفاه فقط با پول فراهم می شود.+ محبت خیالی در روزی و اقتصاد

۱۹ مرداد

خیال می کنید با پول، راحتی فراهم می شود و حال اینکه اگر خدا تمام دنیا را در یک کاسه کند و به دست تو بدهد، باز هم گره های کوری هست که با آن پول باز نخواهد شد و تا آخر زندگی ات هم ناراحت می مانی. این اشتباهی است که ما می کنیم.

آیت الله آقا مجتبی تهرانی(ره)

به گزارش سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»، آیت الله آقا مجتبی تهرانی درشرح حدیثی از امام صادق (ع) آورده است ،انسان هم خواسته های دنیایی دارد و هم خواسته های آخرتی، اگر کسی سه چیز را که جنبه های درونی هم دارد، برای خودش فراهم کند و به دست بیاورد، به مطلوب دنیا و آخرتش می رسد.  
رُوِیَ عَنِ الصّادقِ علیه السَّلام: ثَلَاثَةٌ مَنْ تَمَسَّكَ بِهِنَّ نَالَ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ بُغْيَتَهُ مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ وَ رَضِيَ بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ أَحْسَنَ الظَّنَّ بِاللَّه.
  امام صادق صلوات الله علیه فرمودند: سه چيز است كه هر كه بدانها چنگ زند، به خواسته‏هاى دنيا و آخرت خود می رسد: ۱- هر كه به خدا چنگ بزند. (معصيت خداوند را انجام ندهد) ۲- آنچه كه خداوند براي او مي پسندد، بپسندد ۳- به خداوند متعال خوش گمان باشد.
شرح روایت: «ثَلَاثَةٌ مَنْ تَمَسَّكَ بِهِنَّ نَالَ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ بُغْيَتَهُ»؛ انسان هم خواسته های دنیایی دارد و هم خواسته های آخرتی دارد. اگر کسی این سه چیز را که جنبه های درونی هم دارد، برای خودش فراهم کند و به دست بیاورد، به مطلوب دنیا و آخرتش می­رسد.
 اول: «مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ»؛ كسي كه دست از گناه بردارد به امید اینکه خداوند به او لطف كند. یکی از معانی «اعتصام بالله»، دوری گزیدن ازگناه به امید رسیدن لطف خداست. دوم: «وَ رَضِيَ بِقَضَاءِ اللَّهِ» راضی به قضای الهی باشد. رضایت را خشنودی معنا می کنند ولی در واقع به معنای «پسند» است. رضایت به قضای الهی معنایش این است که آنچه را که خداوند برای او پسندیده و تدبیر کرده است، بپسندد. سوم: «وَ أَحْسَنَ الظَّنَّ بِاللَّه» خوش گمانی به خدا داشته باشد و بد گمانی نداشته باشد. اینطور نباشد که – نعوذ بالله- در ذهنش بیاید که آنچه خدا برایش پسندیده، بد پسندیده است. حتی امام صادق علیه السلام تعبیر به «ظن» به معنای گمان می کند نه یقین! می فرماید "حسن ظن" به خدا داشته باشد. خدا هیچ وقت بدی برای ما نمی خواهد؛ خوبی و خیر ما را می خواهد.
  ما هم خواسته های دنیایی داریم و هم خواسته های آخرتی.  در خواسته های دنیایی مان گاهی در مصداقِ خواسته هایمان اشتباه می کنیم. از آنجایی که ما دنبال راحتی هستیم، خیال می کنیم راحتی با پول فراهم می شود؛ لذا از خداوند تقاضای پول می کنیم. اینجاست که ما اشتباه می کنیم. چرا می گوییم خدایا پول بده؟ و وقتی به ما نداد، گمانمان به خدا بد می شود و با خود می گوییم "­خواستیم، ولی به ما نداد". اگر به تو می داد چه بسا این برای تو راحتی نمی آورد. تو اشتباهت در این است که خواسته واقعی ات «راحتی» است. خیال می کنی با پول راحتی فراهم می شود و حال اینکه اگر خدا تمام دنیا را در یک کاسه کند و به دست تو بدهد، باز هم گره های کوری هست که با آن پول باز نخواهد شد و تا آخر زندگی ات هم ناراحت می مانی. این اشتباهی است که ما می کنیم.
 امام صادق علیه السلام فرمودند: گناه را ترک کن به امید اینکه خداوند به تو لطف کند. بعد هم آنچه که او می پسندد تو هم بپسند. او خیر تو را می خواهد، هیچ وقت بدی تو را نمی خواهد.پس آنچه برای تو می­پسندد را بپسند و بعد از آن هم به خدا خوش گمان باش. خدا در انتخاب اشتباه نمی­کند اما تو اشتباه می­کنی!
 مهم تر از همه همان اوّلی یعنی «اعتصام بالله» است گناه را ترک کن، امید لطفش را داشته باش؛ به تَبَع آن مطلوبت می آید. اما اگر بنا باشد هم مرتّب گناه کنی و هم بخواهی به مطلوبت برسی، نمی شود. شوخی نکن!
حضرت فرمودند اگر این سه چیز را رعایت کردی، به مطلوب دنیا و آخرتی ات می رسی. اوّلی اش این است که گناه را ترک کنی. ما اوّلی را گذاشتیم کنار و در دومی وسومی اش – نعوذ بالله- خیال می کنیم از خدا بهتر می فهمیم. این است که گره پس از گره در کار ما می افتد و بعد هم می نشینیم ناله می کنیم. ناله نکن! از همان اوّل برو گناه را ترک کن. دقّت کنید که حضرت روی طاعات دست نمی گذارد؛ بلکه روی ترک گناه تأکید می فرماید. گناه را ترک کن و امید به لطف خدا داشته باش. آن وقت هیچ گاه خدا ناامیدت نمی کند و مطلوب دنیا و آخرتت را به تو می دهد.
 تحف العقول، صفحه ۳۱۵ – بحارالأنوار، جلد ۷۵، صفحه

 

۹۳۴-برهنه شدن زنان معترض به حجاب در المپیک+ محبت به خود نمایی با کشف حجاب و هنجارشکنی

۱۹ مرداد

ممتازنیوز نوشت: بعد از اینکه مسئولان کمیته المپیک پس از مدت ها بحث و جدل، با پوشیدن حجاب توسط زنان ورزشکار شرکت کننده در مسابقات المپیک موافقت کردند…

این زنان اکراینی به اصطلاح مدافع حقوق زنان بودند که با عریان شدن مخالفت خود را با این تصمیم مقامات المپیک اعلام کردند تا برگی دیگر از حقوق بشر مورد ادعای غرب به نمایش در آید!

در پی آزاد شدن پوشیدن حجاب توسط زنان ورزشکار، تعدادی از اعضای مؤسسه اکراینی “فیمین” که به اصطلاح در زمینه دفاع از حقوق زنان فعالیت می کند، در اقدامی غیر اخلاقی به مرکز شهر لندن رفته و با عریان شدن، اعتراض خود نسبت به آزاد شدن پوشش حجاب در المپیک را نشان دادند.

این زنان علاوه بر عریان شدن، شعارهایی نیز علیه کمیته المپیک سر دادند و این کمیته را ضعیف در برابر کشورهای اسلامی دانستند.

www.ebhamlinks.com | برهنه شدن زنان معترض به حجاب در المپیک

www.ebhamlinks.com | برهنه شدن زنان معترض به حجاب در المپیک

www.ebhamlinks.com | برهنه شدن زنان معترض به حجاب در المپیک

www.ebhamlinks.com | برهنه شدن زنان معترض به حجاب در المپیک

مطالب مشابه:

 

۹۳۳-سیاستمدار انگلیسی خواستار ممنوعیت حجاب در اماکن عمومی شد.+محبت به بردگی زنان

۱۹ مرداد
یکی از کاندیداهای ریاست یکی از احزاب تاثیرگذار در انگلیس خواستار ممنوع شدن حجاب در اماکن عمومی کشورش شد.

به گزارش خبرگزاری رسا به نقل از پایگاه خبری yorkshirepost، لیزا دافی، یکی از کاندیداهای ریاست بر حزب "استقلال پادشاهی متحد" که در سالیان اخیر به یکی از احزاب تاثیرگذار در انگلیس تبدیل شده است خواستار ممنوعیت حجاب در اماکن عمومی کشورش شد.

http://media.rasanews.ir/Original/1395/05/18/IMG16015613.jpg

لیزا دافی با بیان این که حجاب اسلامی باید در اماکن عمومی، مراکز خرید، اتوبوس ها و متروها ممنوع شود، تاکید کرد که در صورت انتخاب شدن به عنوان رهبر حزب "استقلال پادشاهی متحد" تلاش خواهد کرد که مدارس اسلامی نیز تا زمان حل مشکل تروریسم اسلامی تعطیل شوند.

کاندیدای ریاست بر حزب "استقلال پادشاهی متحد" انگلیس به ممنوعیت حجاب و تعطیلی مدارس اسلامی قناعت نکرده و خواستار "ممنوعیت کامل و جامع" دادگاه هایی شد که در انگلیس بر اساس احکام اسلامی به صدور رای می پردازند.

لیزا دافی در ادامه به توجیه نظرات ضد اسلامی خود پرداخته و مدعی شد: مسلمانانی که در این کشور به دنیا آمده اند به همان اندازه انگلیسی هستند که من هستم و هدف از این پیشنهادات تنها آن است که مسلمانان نیز به اندازه من احساس انگلیسی بودن داشته باشند.

گفتنی است، اسلام دومین دین بزرگ در انگلستان به شمار می‌رود و تاکنون حدود ۶۰۰ مسجد و ۶۰ مدرسه اسلامی در این کشور تأسیس شده‌است.

بیشتر جمعیت مسلمانان انگلیس را مهاجرانی که در دهه‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ میلادی به انگلستان آمده‌اند تشکیل می‌دهند.

آمار دقیقی از جمعیت مسلمانان در بریتانیا وجود ندارد ولی با توجه به ارقام و آمار موجود حداقل جمعیت مسلمانان ۱ میلیون نفر برآورد می شود.

برخی منابع خبری تعداد مسلمانان ساکن در سراسر انگلیس را بیش از ۳ میلیون نفر برآورد کرده اند./۹۹۰/ب۹۰۲/د

خبرنگار:هادی رضازاده

 

۹۳۲-رونمایی از یادداشت رهبر انقلاب بر کتاب داستانی «تَن تَن و سندباد.+ابزارهای تولید محبت

۱۹ مرداد

یادداشت رهبر معظم انقلاب بر کتاب داستانی «تن تن و سندباد» صبح امروز رونمایی شد.

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ در مراسم دومین پاسداشت هنر و ادبیات انقلاب اسلامی که صبح امروز (دوشنبه) در مؤسسه‌ی پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار شد، از یادداشت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب داستانی «تَن تَن و سندباد» نوشته‌ی آقای محمد میرکیانی رونمایی شد.

در این مراسم که از سوی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و با عنوان «نشست تخصصی ادبیات کودک و نوجوان از منظر رهبر انقلاب اسلامی» برگزار شد، جمعی از شخصیت‌های فرهنگی و ادبی حضور داشتند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این یادداشت که در آبان ماه ۱۳۷۳ به نگارش درآمده مرقوم داشته‌اند:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

ـ‌ من هم همین قصّه را همیشه تعریف می‌کردم! حیف که خیلی‌ها آن را باور نداشتند. حالا خوب شد، شاهد از غیب رسید! راوی این حکایت که خود همه چیز را به چشم خود دیده، حکایت تن تن و سندباد را چاپ کرده است. حالا دیگر کار من آسان شد! همین بس است که نسخه‌ی این کتاب را به همه‌ی بچه‌ها بدهم . .

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت آینده شناس

 

۹۳۱-دختر لالی که در حرم مطهر حضرت معصومه(س) زبان باز کرد.+رابطه محبت و شفاگرفتن بیماران

۱۹ مرداد

 

کرامات حضرت فاطمه معصومه (س) در آینه اسناد؛
مسئول تدوین و نشر مرکز اسناد گفت: طبق اسناد و مدارک نویافته دختر لال اهل روستای آب روشن آستارا در ۵۰ سال پیش در حرم مطهر کریمه اهل بیت شفا یافته است.

به گزارش «شيعه نيوز»، حجتالاسلام محمدباقر مشکاتی در اشاره به مبانی کرامات، مقامات و فضائل کریمه اهل بیت علیهم السلام گفت: در زیارت جامعه کبیره خطاب به خاندان اهل بیت(علیهم السلام) عرض می کنیم: «و عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم» بر این اساس احسان و کرامات این خاندان الهی همواره و به طور مستمر شامل حال خاص و عام بوده و هست.
 

وی افزود: حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از بانوان با فضیلت و منتسب به این خانواده پاک و الهی

است که عالی ترین فضائل و مناقب انسانی و الهی را دارا می باشد. وی از امامزادگان واجب التعظیمی است که دارای زیارتنامه مأثور و معتبر است.

  در زیارتنامه این بانوی بزرگوار، ایشان را «بنت رسول الله، بنت ولی الله، اخت ولی الله و عمه ولی الله» می خوانیم. بنابراین انتساب آن حضرت به بیت وحی و رسالت و امامت نشان از مقام والا و کمالات معنوی و روحانی ایشان بوده و منشأ و سرچشمه کرامات و توجهات ربانی این بانوی طاهره نسبت به حاجتمندان و زائران بارگاه نورانی اش تلقی می شود.

 
مسئول تدوین و نشر مرکز اسناد در ادامه خاطر نشان کردند: عنایات و دست گیری مادی و معنوی بانوی کرامت بسیار فراوان است. اگر چه از گذشته برخی از این کرامت ها رویداده در حرم مطهر ضبط می شده لکن بسیاری نیز به دلایلی ثبت نشده است. در بررسی اسناد موجود آستان مقدس به اسنادی برخوردیم که حاوی وقایع و رخدادهای حاکی از کرامات و عنایات کریمه اهل بیت نسبت به زائران و شیفتگان خویش است.

 

وی افزود: از جمله این حوادث مبارک شفا یافتن دختری به نام ملیحه فرزند عبدالله اهل روستای آب روشن در شهر آستارا بود ‌که بر اثر عارضه عصبی چند ماه قبل دچار مرض لالی گشته و پزشکان بیماری ایشان را لاعلاج تشخیص دادند.

  وی به اتفاق خانواده عزم شهر مقدس قم می کند و پس از زیارت و توسل به حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، در حدود ساعت ۶ عصر روز جمعه در کنار ضریح شریف کریمه اهلبیت علیهم السلام با عنایت آن حضرت، ‌شفا می یابد.

  تعدادی از روحانیان، افسران ژاندارمری و صاحب منصبان حرم مطهر با وی و خانواده اش ملاقات کرده و رئیس اداره تشریفات حرم مطهر (مهدی پیشوایی) این واقعه را به تولیت وقت آستان گزارش می کند و گزارش خبری آن و عکس "شفا یافته” در دو شماره روزنامه قدیمی استوار قم منتشر می گردد که پیدا شدن این اسناد پس از چند دهه خود از عنایات حضرت محسوب می شود.
 

حجت الاسلام مشکاتی در ادامه، داستان و شرح این واقعه مبارک را بر اساس بازخوانی مدارک بدست آمده از روزنامه قدیمی استوار قم (چاپ شده از ۱۳۱۴ تا ۱۳۵۴ ش) به این صورت ارائه داد:
 

دختر لال در حرم شفا یافت

ساعت ۶ بعد از ظهر روز جمعه گذشته که صفوف جماعت در مسجد بالاسر حرم مطهر مشغول نماز و زائرین در اطراف ضریح مقدس گرم زیارت و راز و نیاز بودند ناگهان صدای صیحه دوشیزة جوانی با لهجة ترکی در فضای حرم طنین انداخت و بدنبال صدای او جیغ زن دیگری مردم را متوجه گوشة راه روی بالاسر ضریح نمود که اتفاق تازه ای افتاده است.

 

صدای فریاد ۳ زن ترک زبان و دو مرد همزبان آنها جمعیت حرم را بآن گوشه جذب کرد و آقای قوامی از صاحب منصبان آستانه که بزبان ترکی مسلط است با آنها به گفتگو پرداخته و دید دختر و مادرش از ترس هجوم مردم التماس می کنند که آنها را بجای خلوت و امنی ببرند.

 خدام آستانه بکمک یکدیگر آنها را که سه زن و دو مرد بوده اند به کشیک خانه می برند و در آنجا دوشیزه پانزده ساله شفا یافته و پدر و مادرش ماجرای خود را چنین نقل می کنند:

این دختر نامش ملیحه فرزند عباد اله اهل قریه آب روشن از قرآئ آستارا در مرز روسیه است که عقد بسته و یازده ماه پیش بر اثر عارضه عصبی لال شده است و پس از مدتی جستجو ما را برشت برای معالجه راهنمائی کردند.

 
لهذا برای معالجه برشت کوچ کردیم و در آنجا نزد آقایان دکتر شعاع و دکتر صوفی بمعالجه پرداختیم تا یک یک آنها مرض او را لاعلاج تشخیص دادند از آنجا بقصد قم حرکت و امروز بقم وارد شدیم و پس از تهیه منزل دستجمعی بحرم آمدیم دختر میگوید همان طور که پای ضریح نشسته و با توجه مخصوصی بر بدختی خود فکر میکردم ناگاه روشنی عجیبی بچشمم خورد و از ذوق فریاد زدم.

 
پس از ساعتی که در کشیک خانه بودند و شام خوردند و جمعی از آقایان روحانیون و افسران ژاندارمری بملاقات ملیحه رفته اند ولی ازدحام جمعیت برای دیدن دختر شفا یافته تا ساعت یازده ادامه داشته که برای دیدن دختر اصرار داشته اند ناچار بدستور آقای فهیمی سرکشیک که دختر را وادار میکنند از طبقه فوقانی حرفی بزند ملیحه باتفاق پدرش مقابل راهرو آمده بترکی گفت «بروید خانه تان، من میخواهم بروم، میترسم» سپس مامورین کشیک با تلاش فوق العاده حرم را خلوت کرده؛ آن خانواده را بوسیله تاکسی بمنزلشان رسانیدند و آنها از ترس مردم که مبادا مجدداً بسراغشان بروند بامداد همان شب بتهران رفته اند.

 

کلیشه عکس دختر باین شماره نرسید هفته بعد چاپ میشود.

مسئول تدوین و نشر مرکز اسناد گفتند در بررسی اسناد اداری حرم مطهر به سندی برخوردیم که دقیقاً حکایت از این واقعه کرامت داشته و به جهت بهره مندی مخاطبان متن بازخوانی این سند که گزارش مسئول اداره تشریفات حرم مطهر در سال ۱۳۴۴ به تولیت وقت است تشریح می شود:

«شماره…………….. قم تاریخ: ۱۵/۸/۱۳۴۴ تولیت آستانه مقدسه پبوست…………… گزارش دایره [تشریفات] بعرض عالی می رساند

محترما شب گذشته، دختر ۱۳ ساله از اهالی آستارا که ۱۱ ماه بمرض لالی بوده و کلیه اطباء اورا جواب کرده بودند، ساعت ۸ بعدازظهر در حرم مطهر شفا یافت. کشیک سوم برای حفظ جان دختر او و برادر و مادرش را به کشیک خانه برده، جمعیت زیادی مایل بدیدن او بودند.

 
مخبرین جراید با برادر او مصاحبه کرده و آقای فهیمی عکاسی میاورند در کشیک خانه از او عکس عکس میگیریند. با اطلاع از جریان بلافاصله مشرف و ترتیب خروج او از کیشک خانه داده شد. ابتداء مسجد طباطبایی در درهای آن طبق معمول بسته شده بود. گفتم مختصری درب آن را مختصری باز نمودند. با گماردن آقایان خدام جلو جمعیت او را بمسجد منتقل و از درب خیابان موزه و بوسیله تاکسی او و همراهان را به محل سکونت (مسافرخانه) فرستاد. فاصله بین در مسجد تا تاکسی جمعیت، دختر و برادر و مادر را بقدری فشار داد که بیم سکته او میرفت. امروز نیز مردم برای دیدن دختر به مسافرخانه مراجعه ولی او را پنهان کرده بودند. که مبادا البسه او را پاره نموده ببرند. مراتب بدینوسیله بعرض میرسد.»

 

۹۳۰-روایتی از کمک شیخ زاکزاکی به دختر تازه عروس که نمی خواست مسیحی شود.+ محبت اقتصادی

۱۹ مرداد

یک مرد نیجریه‌ای که مخفیانه به دین مسیحیت گرویده بود تنها در صورتی حاضر به پرداخت جهیزیه و هزینه ازدواج دخترش بود که او نیز مسیحی شود.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، یک مرد نیجریایی در ناحیه بوچی این کشور که به دین مسیحیت گرویده است، دادن جهیزیه به دخترش را منوط به مسیحی شدن دخترش کرده بود؛ این مرد نیجریه‌ای که به تازگی به دین مسیحیت گرویده است به دخترش گفت که تنها در صورتی حاضر است جهیزیه و هزینه مراسم عروسی او را بپردازد که دخترش نیز مانند او مسیحی شود. دختر جوان که حاضر نبود از دین اسلام دست بکشد، با خواسته پدر مخالفت کرده و اگر به خاطر کمک مالی شیخ زاکزاکی نبود، او با دست خالی به خانه بخت فرستاده می‌شد.

برپایه این گزارش به نقل از  islamicmovement.org،زمانی که خبر این ماجرا به گوش سهیلا دختر شیخ ابراهیم زاکزاکی، رهبر شیعیان نیجریه رسید، او جریان را در ملاقاتی به پدرش که در بازداشت به سر می‌برد گزارش داد و پدرش به ایشان سفارش کرد که هزینه‌های عروسی و جهیزیه این دختر جوان را متقبل شوند. چیزی نگذشت که سهیلا با همراهی جمعیت ابوالفضل العباس، جهیزیه دختر جوان را خریداری کرده و او را به خانه بخت فرستادند.

کمک شیخ زاکزاکی به دختر تازه عروس که نمی خواست مسیحی شود

کمک شیخ زاکزاکی به دختر تازه عروس که نمی خواست مسیحی شود

مالام بالا عبداللهی دایی عروس که  بر خلاف پدر عروس وضعیت مالی بدی دارند نیز گفت: پدر عروس که به تازگی مسیحی شده تلاش زیادی کرد تا دخترش نیز همانند او از اسلام دست بکشد و عروس یک خانواده مسلمان نشود، به همین خاطر ما از پادرمیانی شیخ زاکزاکی در این ماجرا بسیار سپاسگزار هستیم.

کمک شیخ زاکزاکی به دختر تازه عروس که نمی خواست مسیحی شود

کمک شیخ زاکزاکی به دختر تازه عروس که نمی خواست مسیحی شود

سهیلا خودش در هنگام تحویل اثاثیه به منزل عروس حضور پیدا کرده واز عروس و داماد خواست تا تمام تلاش خود را برای انجام تعهدات زناشویی به یکدیگر به کار بگیرند.

 

۹۲۹-نظرات ضداسلامی سیاستمداران آمریکایی بسیار خطرناک است.+ محبت به حجاب در مسابقات المپیک و شکست حس حقارت اجتماعی

۱۹ مرداد

ابتهاج محمد نخستین شمشیرباز محجبه آمریکایی که در رقابت‌های المپیک امسال باحجاب شرکت کرده‌است، با انتقاد از سخنان برخی سیاستمداران آمریکایی که پیشنهاد اخراج مسلمانان از کشور را داده بودند، گفت: به نظر من این سخنان بسیار خطرناک است.

http://mehrkhane.com/files/fa/news/1394/12/15/21091_754.jpg

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه» به نقل از واشنگتن پست، ابتهاج محمد نخستین شمشیرباز محجبه آمریکایی که در رقابت‌های المپیک امسال باحجاب شرکت کرده‌است، با انتقاد از سخنان برخی سیاستمداران آمریکایی که پیشنهاد اخراج مسلمانان از کشور را داده بودند، گفت: به نظر من این سخنان بسیار خطرناک است. وقتی چنین نظراتی داده می‌شود هیچ کس به تاثیر آن‌ها روی مردم فکر نمی‌کند. من یک مسلمان آفریقایی آمریکایی هستم و خانه دیگری برای رفتن ندارم. خانواده من همه  اینجا به دنیا آمده‌اند. من نیز اینجا به دنیا آمده‌ام. در جرسی بزرگ شده‌ام. تمام خانواده‌ام اهل جرسی هستند. این حرف ترامپ چه معنایی دارد؟

نظرات و سخنان ابتهاج محمد همزمان با انتقادات شدید خانواده خان که پسرشان را در سال ۲۰۰۴ در جنگ عراق از دست داده بودند همراه شده است.

ابتهاج محمد که از زمان حضورش در بازی‌های المپیک ریو  کمتر مصاحبه کرده است گفت: من امیدوارم و تمام تلاش خود را می‌کنم تا به عنوان یک ورزشکار نماینده خوبی بعنوان یک ورزشکار مسلمان باشم و بتوانم تصورات غلطی را که مردم درباره جامعه اسلامی دارند تغییر دهم.

ابتهاج محمد، ۳۰ ساله اکنون در شهر نیویورک زندگی می‌کند. او که می‌داند چه برنده باشد و چه بازنده، حضورش در المپیک ریو از اهمیت بالایی برخوردار است. او  می‌گوید: من برای به چالش کشیدن کلیشه‌ها و سوءتفاهمات درباره زنان مسلمان بسیار هیجان زده هستم.

او که قصد دارد از این پس بیشتر مصاحبه انجام دهد نیز گفت: به عنوان یک جامعه جهانی، ما باید سخت تلاش کنیم تا وضعیت فعلی را که یک ساختار ناسالم است تغییر دهیم.

 

۹۲۸-آمریکا به دنبال تلفیق انسان و حیوان است + محبت ترکیبی آغاز فرو پاشی امریکا

۱۷ مرداد
موسسه ملی سلامت در آمریکا شروع به جمع آوری منبع مالی برای انجام آزمایش‌هایی کرده است که در آن سلول‌های بنیادی انسان به جنین حیوانات تزریق شده و یک موجود هیبریدی به نام chimeras که تلفیقی از انسان و حیوان است، ایجاد می‌شود.

سال گذشته کارشناسان در ابتدا با انجام این آزمایشات مخالفت کردند اما پس از بررسی‌های بیشتر نظر آنها تغییر کرد و به این امر رضایت دادند.
به گزارش انگجت، محققان این پژوهش بر این باورند که شکل گیری این نوع ارگانیسم که متشکل از انسان-حیوان است و چیمراس(chimeras) نام دارد، دارای پتانسیل فوق العاده ای برای مدل سازی بیماری، تست داروها و در نهایت پیوند اعضا است.
 

 

amr

در افسانه‌های یونانی chimeras یک موجود با سر شیر، بدن بز و دم مار بوده است.
این پژوهش از طریق تزریق سلول‌های بنیادی انسان به جنین چند روز حیوانات و سپس انتقال این جنین در شکم حیوان ماده صورت می‌پذیرد.
به رغم ممنوعیت پشتیبانی مالی از تحقیقات در این حوزه که بالاترین نهاد پزشکی و بهداشتی در آمریکا آن را وضع کرده است، بعضی از مراکز پژوهشی در آمریکا همچنان به تلاش خود برای پرورش اعضای بدن انسان در بدن خوک‌ها و گوسفندان ادامه می‌دهند. آنان می‌خواهند از این طریق به هدف خود که ایجاد قلب، کبد یا سایر اندام‌ها برای پیوند زدن به انسان است دست یابند.
این آزمایشات تلفیقی از روش‌های پیشرفته و نوین، از جمله اکتشافات جدید در حوزه زیست‌شناسی سلول‌های بنیادی و فناوری‌های ویرایش ژن است.

امروزه دانشمندان می‌توانند به ‌راحتی از طریق ویرایش ژن‌ها، دی.‌ان‌.ای خوک یا گوسفند را به ‌گونه‌ای تغییر دهند که حیوان به لحاظ ژنتیکی دیگر قادر به ساخت اندام خاصی از بدن خود نباشد.
آنها سپس، با افزودن سلول‌های بنیادی بدن انسان، کاری می‌کنند تا سلول انسانی، شروع به ساخت آن عضو خاص از بدن حیوان کرده و در نهایت این عضو جدید می‌تواند برای عمل پیوند عضو در انسان استفاده شود.
البته این عمل موسسه ملی سلامت به منظور ایجاد یک موجود هیبریدی به معنای تحقق صد درصد آن نیست بلکه این دانشمندان هنوز اول راه بوده و مسیر دشواری را پیش رو دارند. همچنین تلاش برای پرورش اندام‌های انسانی در حیوانات یک مسئله اخلاقی به شمار می رود چرا که مستلزم افزودن سلول‌های انسانی به جنین حیوانات بوده که این می‌تواند مرز میان گونه‌های انسانی و حیوانی را مبهم و نامشخص سازد

 

 

 

۹۲۷-اخراج از هواپیمای آمریکایی به‌خاطر ذکر «الله» گفتن + نفرت از یاالله گفتن آغاز محبت به فرو پاشی

۱۷ مرداد
گروه بین‌الملل: یک زوج مسلمان که از فرانسه قصد عزیمت به ایالت «اوهایو» در آمریکا را داشتند به خاطر گفتن ذکر «الله» از پرواز خود اخراج شدند.
اخراج از هواپیمای آمریکایی به‌خاطر ذکر «الله» گفتن

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) به نقل از پایگاه خبری «Mic»، شرکت هواپیمایی «دلتا ارلاینز» آمریکا، فیصل و نازیه علی را که برای جشن دهمین سالگرد ازدواجشان به پاریس رفته بودند، از پرواز به اوهایو برای برگشتن پیش سه فرزندشان منع کرد.

یکی از خدمه پرواز با بیان اینکه به خاطر حجاب نازیه احساس ناراحتی می‌کرده و فیصل هم ظاهر مناسبی نداشته و زیر لب ذکر «الله» را تکرار می‌کرده، مسئله را به مسئولان پرواز اطلاع داده است.

خلبان شرکت هواپیمایی دلتا ارلاینز نیز اعلام می‌کند تا زمانیکه این زوج از هواپیما خارج نشوند، پرواز انجام نخواهد شد.

هنگامیکه این زوج مسلمان از هواپیما به بیرون برده می‌شدند، متوجه شدند که چند مسافر مسلمان دیگر نیز به شدت از سوی مأموران امنیتی فرانسه مورد بازجویی قرار گرفته‌اند.

روز گذشته نیز دو زن مسلمان که از میامی قصد عزیمت به واشینگتن را داشتند و پروازشان سه ساعت تأخیر داشت، پس از آنکه از مهماندار تقاضای آب کردند، رفتارشان خصمانه تلقی شد و مهماندار اعلام کرد که از وجود آن‌ها احساس ناامنی می‌کند و آنها از پرواز اخراج شدند.

یک شهروند مسلمان انگلیسی به نام فائزه شاهین نیز که در حال بازگشتن از ترکیه و سفر ماه عسل خود بود به خاطر مطالعه کتابی در مورد هنر و فرهنگ سوریه مظنون به ترور شناخته شد و برای مدتی از پرواز منع شد.

شاهین گفت: من کاملاً بی‌گناه بودم اما با من مانند یک مجرم رفتار شد و مرا مورد بازجویی قرار دادند.

فائزه شاهین افزود: چنین رفتاری تنها به خاطر مطالعه یک کتاب برجسته سوری بسیار آزاردهنده و ناخوشایند است و مرا بسیار عصبانی کرد.

شاهین قصد دارد که شکایتی را علیه شرکت هواپیمایی «تامسن ارویز» انگلیس ارائه کند.

اینها تنها چند نمونه از مشکلات گزارش شده مسلمانان در پروازهایشان در روزهای اخیر است.

پیش از این نیز موارد زیادی از تحقیر، بازجویی و اخراج مسافران مسلمان به بهانه‌های مختلف وجود داشته و سفر هوایی برای مسافران مسلمان را به یک مسئله تبدیل کرده است.

 

۹۲۶- سنگ قبر عجیب یک شهید+محبت به بعد از مرگ و روح و وسعت محبت

۱۷ مرداد

مهندس شهید بهمن درولی: قبرم را ساده و هم‌سطح بازمین درست کنید و با اندکی‌ سیمان روی آن‌ را بپوشانید و فقط با انگشت روی آن بنویسید: «پر کاهی تقدیم به آستان قدس الهی».

سنگ قبر عجیب

 

این پیامی است به همه، به همه کسانی که در انقلاب اسلامی مسئولیت دارند. به همه کسانی که از قبل زحمات و خون شهدا زندگی آرام و امنی دارند. به همه کسانی که فیش های حقوقی نجومی دارند و باز هم سیر نشده اند. یادمان باشد ما باید جوابگوی شهدا باشیم.

خبرهای مرتبط :

 

۹۲۵-فشار مقامات فرانسوی برای عرضه گوشت خوک در فروشگاه محصولات حلال +نبرد محبت حلال و حرام

۱۷ مرداد
عرضه محصولات حلال در فروشگاهی در فرانسه (عکس آرشیوی)

 

عرضه محصولات حلال در فروشگاهی در فرانسه (عکس آرشیوی)

مسئولان دولتی فرانسه در منطقه کلمب در نزدیکی پاریس تهدید کرده اند در صورت خودداری یک فروشگاه عرضه محصولات «حلال» از فروش گوشت خوک و نوشیدنی‎های الکلی، آن را تعطیل خواهند کرد.

مقامات شهرداری کلمب ادعا می کنند که این فروشگاه با خودداری از عرضه گوشت خوک و نوشیدنی‎های الکلی مقررات فروش کالا طبق مفاد قرارداد اجاره خود را رعایت نمی کند.

آنها می گویند بر اساس مقررات این فروشگاه باید کلیه اجناس را برای فروش عرضه نماید تا نیازهای همه مردم منطقه را تامین کند.

ژروم بسنارد از مقامات شهرداری این منطقه در مصاحبه ای با روزنامه  تلگراف گفت، شهردار منطقه با حضور در این فروشگاه از صاحب فروشگاه خواسته است تا خواسته همه مردم منطقه را درنظر بگیرند.

از سوی دیگر سلیمان یالچین، صاحب این فروشگاه، در مصاحبه با لوموند گفت، بر اساس مفاد اجاره‎نامه این ملک، شما باید مایحتاج عمومی مورد نیاز مردم را تامین کنید و بقیه بستگی به تعبیر شما از این مقررات دارد.

مقامات شهرداری برای ملغا کردن قرارداد اجاره این فروشگاه که در سال ۲۰۱۹ منقضی می شود به دادگاه شکایت کرده اند.

قرار است دادگاه در ماه اکتبر به این شکایت رسیدگی کند.

 

۹۲۴-ماجرای هجرت خاندان میلانی از مدینه به آذربایجان ایران+ رابطه محبت و مهاجرت

۱۷ مرداد

آیت الله سید محمد هادی میلانی

کد خبر: ۳۸۹۷۶۶ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۵/۱۷ – ۱۵:۴۰ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۱
به مناسبت سالروز رحلت آیت الله سید محمدهادی میلانی
ماجرای هجرت خاندان میلانی از مدینه به آذربایجان ایران
حوزه / بازسازی مدارس علمی مشهد و مدرسه حقانی قم و کمک به ایجاد چندین مدرسه دینی در شهرستان ها و دهها کار خیر برای مسلمانان ایران و سایر کشورهای اسلامی بخشی از خدمات مرحوم آیت الله میلانی است.
 

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، آیت الله سید محمدهادی میلانی از مراجع تقلید شیعه درسال ۱۲۷۳ شمسی  مصادف با شامگاه هفتم محرم سال ۱۳۱۳ ق. در خانوادهای اهل علم و معنویت در نجف اشرف پا به عرصه هستی نهاد، اجداد او همه از سادات حسینی شهرمدینه منوره و از فرزندان امام علی بن الحسین علیه السلام بودند که به جهت شرافت علمی و معنوی از بزرگان مدینه بشمار میرفتند. محله قدیمی «بنی هاشم» محل سکونت این خاندان بود و همواره بزرگانی از قبیلههای عرب و دانشوران اسلامی به آنجا رفت و آمد داشتهاند.   

 هجرت این خاندان در اواخر قرن یازدهم ق. از مدینه به آذربایجان ایران در پی دعوتی بود که از جانب شیعیان این دیار انجام گرفت. به دنبال این دعوت سید حسین (جد محمد هادی) و برادرش علی اکبر که هر دو از جوانان فرزانه مدینه بودند به همراه زایرین خانه خدا وارد آذربایجان شدند و در منطقه «اسکوچای» اقامت گزیدند و سید حسین همچنان در میلان  باقی ماند و از همان جا ازدواج کرد وی تا آخر عمر در میان دوستداران اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله در منطقه آذربایجان به تبلیغ و ترویج احکام اسلام پرداخت با رحلت سید حسین فرزندان وی و بعدها نوادگانش این رسالت عظیم را در منطقه آذربایجان دنبال کردند.

 دوران تحصیل آیت الله میلانی

اولین مکتب تربیتی سید محمدهادی دامان مادری از خاندان علم و فضیلت و پدر فرزانه و عالم وی بود. اساتید علوم مقدماتی وی بزرگانی چون آقا میرزا ابراهیم همدانی و آخوند ملا محسن تبریزی، و در دروس سطح نیز استادانی چون آقا شیخ ابراهیم سالیانی و آقا سید جعفر اردبیلی و حاج شیخ میرزا علی ایروانی و آقا شیخ غلامعلی قمی و آقا شیخ ابوالقاسم مامقانی (دائی) او بودند.

او همچنین از محضر اساتید بزرگی چون آیت الله ابوالحسن اصفهانی، آیت الله نائینی و آیت الله آقا ضیاء الدین عراقی بهرههای وافر برده و پایههای علمی خود را در فقه و اصول استحکام بخشیده و در طول ۲۳ سال حضور در دروس و محافل علمی این بزرگان توانسته بود بر آراء و نظرات قویترین اساتید مسلط گردد. وی در علوم عقلی نیز مهارت فراوان داشت و چندین سال از عمر خود را در محضر اساتید فلسفه گذرانده و در این خصوص از شاگردان شیخ محمدحسین اصفهانی بشمار میرفت.

 آیت الله میلانی از جمله علومی دیگرکه در آن تبحر یافت و به استادی رسید، دانش تفسیر و علوم قرآنی بود که از ایام تحصیل خود در نجف این دانش را نزد استاد بزرگ شیخ محمدجواد بلاغی فراگرفته بود و بعدها نیز همواره با اساتید تفسیر به ویژه با مفسر بزرگ علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان مباحثه و مناظره داشت. وی تفسیر را در کنار فقه و اصول تدریس میکرد و محصلین علوم دینی را با قرآن، این منبع جوشان فیض الهی آشنا میساخت. و این روش را که نشانهای از عشق ایشان به قرآن بود همواره در زندگیش حفظ کرده بود.

ایشان هشت سال نیز در علوم حدیث با آیت الله شیخ علی قمی مباحثه و مذاکره داشت و نسخه کتاب وسایل الشیعه خود را با نسخهای که به خط شیخ حر عاملی بود، مقابله کرده است.

تدریس

رسیدن به مقام اجتهاد، تحمل رنج های طاقت فرسایی را میطلبد. طالبان علوم اسلامی برای دست یافتن بدین منزلت علمی، راههای بسیار سخت و دشواری را طی میکنند. رنج سفرهای سخت را به جان میخرند. و سالیان دراز از عمر خود را در محضر بزرگان دانش و معارف به تحصیل علوم مختلفی چون: ادبیات عرب (تجزیه و ترکیب، معانی و بیان و بدیع) منطق،حدیث شناسی، رجال، علوم قرآنی، اصول و فقه و… صرف میکنند. و در این میان پای بندی به معنویات خود عامل در رسیدن به این مقام و منزلت است. چنانچه آیت الله میلانی بارها میگفت: «استادم مرحوم نایینی میفرمود: نماز شب شرط اجتهاد نیست، ولکن بیدخالت هم نیست».

جلسات درس ایشان در حوزه بزرگ نجف بسیار باشکوه و به امتیازاتی چون داشتن دقت عقلی و عرفی ایشان در تبیین مسائل، و تسلط به مبانی فقهی و اصولی شهرت داشت. آیت الله میلانی هیجده سال در کربلا اقامت داشت و در این مدت شاگردان فراوانی را تربیت کرده است. بزرگانی چون آیات و حجج اسلام: حاج شیخ حسین وحید خراسانی، سید ابراهیم علم الهدی سبزواری، سید عباس صدر، حاج سید حسین شمس، حاج شیخ محمدرضا مهدوی دامغانی، شیخ محمدتقی جعفری، مهدی نوقانی، محمود کلباسی، کاظم مدیر شانه چی، سید نورالدین میلانی، سید محمد شیرازی، شیخ محمدتقی عندلیب سبزواری، سید محمدباقر حجت طباطبایی، محمدعلی علمی، سید ابراهیم مهاجریان طبسی از شاگردان برجسته ایشان هستند که بعضی اجازه روایتی از ایشان نیز داشتهاند.

آثار علمی آیت الله میلانی

آنچه امروزه از آن ها به عنوان آثار ایشان نام میبریم، یادداشت های پراکنده و تقریرات درس های پربار ایشان است که به همت شاگردان پرکار و فرزندان گرامیش جمع آوری شده و پس از تنظیم در عناوین و موضوعات مختلف به چاپ رسیده است و عبارتند از:

* محاضرات فی الفقه الامامیه: در ده جلد است که در موضوعات مختلف فقهی به بحث و بررسی عمیق پرداخته است که نمایانگر وسعت فکری ایشان در زمینههای مختلف فقهی است.

* قادتنا کیف نعرفهم؟: در ۹ مجلد به زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام و فضایل آن ها با استفاده از مدارک شیعه و سنی پرداخته است.

*   تفسیر سوره جمعه و سوره التغابن.

 *   مختصر الاحکام.

 *   مناسک حج.

 *   حاشیه بر قسمتی از عروه الوثقی.

   * نخبه المسائل: رساله عملیه ایشان در احکام اسلامی.

   * ده پرسش: با پاورقی های آقای سید محمدعلی میلانی، در مباحث مختلف تفسیری.

  *  حاشیه المکاسب.

 *   قواعد فقهیه و اصولیه.

 *   رسالهای در بیعه و مسائل بانکی.

 *   کتابی استدلالی در مزارعه و مساقات.

  *  کتابی استدلالی در اجاره.

  *  شرح استدلالی مباحثی از کتاب الصلوه «شرایع».

  * رسالهای در منجزات مریض.

شخصیت جهانی آیت الله میلانی

در طول مرجعیت آیت الله میلانی به ویژه در سال های اقامتش در مشهد مقدس شخصیت های بزرگ از کشورهای مختلف اسلامی به دیدار ایشان شتافتهاند. شخصیت جهانی این فقیه بزرگ موجب گردیده بود که علماء شیعه و بزرگان اهل تسنن نیز برای گفتگو و مشاوره در مسائل مهم مذهبی رهسپار ایران شده و از نزدیک از نظرات ایشان آگاهی یابند.

  آیت الله میلانی در نهضت اسلامی ایران

 این انقلاب شکوهمند به آسانی به دست نیامد. بلکه از جرقه اولیه آن در سال ۱۳۴۱ تا به ثمر نشستن در سال ۵۷ ملت ایران عزیزان بسیاری را تقدیم اسلام عزیز نمود و در این میان فرزانگان و بزرگان نیز در مسیر به بار نشستن خون شهدا، آسایش و آرامش را بر خود حرام کرده و مردانه در مقابل نظام ستم شاهی قامت بستند آیت الله میلانی از جمله این رادمردان خط مقدم مبارزه بود که در شکل گیری نهضت بزرگ نقش بسیار مؤثر و اساسی داشت. وی که در آن سال ها از مراجع بزرگ تشیع بود، با پیام ها، نامهها و اعلامیههایی که خطاب به دولت وقت و ملت ایران صادر میکرد، در هدایت و حرکت های مردمی علیه رژیم شاه نقش عمدهای به عهده داشت .  

پس از هجوم وحشیانه مزدوران یهودی به مدرسه فیضیه، آیت الله میلانی در پیامی پرده از چهره کریه حاکمان وقت ایران برداشت،‌ او در ضمن پیام خود چنین نوشت: …ما از حمله و یورش چنگیزانه، به ساحت حوزه علمیه قم گذشتیم! از حبس و زجر رجال دینی و ملی گذشتیم! از حمله به دانشگاه و مراکز علمی ملت و سلب هر نوع آزادی فردی و اجتماعی چشم پوشیدیم! از دزدی و فساد و تباهی و تجاوز به مردمان صالح و تقویت دزدان و خیانتکاران گذشتیم! از برادرکشیهایی که در نقاط مملکت ترتیب دادهاند، صرفنظر کردیم! این ننگ را کجا ببریم که مملکت اسلامی ما را دارند پایگاه اسرائیل و صهیونیست میکنند، و نیز افرادی را که با آن ها هم دستاند، در رأس کارها قرار میدهند…

ارادت آیت الله میلانی به امام خمینی

اخلاص و ارادت آیت الله میلانی به امام خمینی بر کسی پوشیده نبود چنان چه در نامهاش خطاب به امام خمینی در دوران تبعید امام در ترکیه میگوید: «خوشا به سعادت آن سرزمین که حضرت عالی در آن تشریف دارید» اما در کنار این آن چه بیشتر جالب توجه است ایشان اخلاص و ارادتش با انگیزه و جهت دار بوده و به جهت مصالح مسلمین از ایشان همواره پشتیبانی کرده است.

خدمات ماندگار آیت الله میلانی

آیت الله میلانی با همه اشتغالات خود در مسند مرجعیت و زعامت حوزه هیچ گاه از مشکلات مردم غافل نشده است: به بعضی از تلاش های ایشان تنها اشاره مختصری میشود:

او پس از زلزله سال ۱۳۴۷ ش. در جنوب خراسان (منطقه کاخک) مردم را برای بازسازی و کمک به آوارگان بسیج کرد و بارها طلاب را جهت کمک به مردم به این شهر اعزام داشت. میگویند برای مردم بیخانمان خانهها ساخت و حتی سند به آن ها نوشت.

 در بازسازی مسجد هامبورگ آلمان نقش بسیار مؤثری را ایفا کرد و در اعزام آیت الله شهید بهشتی به آن جا تلاش زیادی کرد. ایشان علاوه بر کمک به مسجد امام علی علیه السلام هامبورگ به مسلمانان و اندیشمندان اروپا کمک میکرد تا در نشر اسلام جدی باشند.

 بازسازی مدارس علمی مشهد و مدرسه حقانی قم و کمک به ایجاد چندین مدرسه دینی در شهرستان ها و دهها کار خیر برای مسلمانان ایران و سایر کشورهای اسلامی.

رحلت آیت الله میلانی

جمعه هفدهم مرداد سال ۱۳۵۴ هجری شمسی این اسوه فضیلت و پاکی چشم از جهان فانی فروبست و به خانه بقاء شتافت و روح بلندش به عالم ملکوت پیوست. و پیکر مطهرش در روز شنبه هیجده مرداد پس از یک تشییع بینظیر و با حضور شخصیت های بزرگ علمی و مذهبی (داخل و خارج) کشور و هزاران مؤمن عزادار در جوار مرقد مطهر امام علی بن موسی الرضا علیه السلام به خاک سپرده شد.

 *منابع

 تلخیص از کتاب گلشن ابرار، جلد ۲، صفحه ۷۷۲٫

 مرجع بیدار (درگذشت آیت اللّه سید محمدهادی میلانی)

 

۹۲۳-گفتگو با وهابیِ جدا شده از دربار آل سعود(۱)+ محبت اصلاح شده

۱۷ مرداد

دکتر علی الشعیبی

کد خبر: ۳۸۹۷۳۹ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۵/۱۷ – ۱۱:۵۳ | سرویس: بین الملل ۱۲۸
گفتگو با وهابیِ جدا شده از دربار آل سعود(۱)
از اجبار یک مسیحی به نمازخواندن تا ادعای معصومیت نزد وهابی ها
اختصاصی حوزه/ وهابی ها خودشان را معصوم می دانند و دیگران را مشرک و در این زمینه مانند یهودی ها هستند؛ چراکه یهودی ها هم خود را ملت برگزیده خدا می دانند. وهابی ها هنگامی که عصمت اهل بیت(ع) را نقد می کنند، فراموش می کنند که خودشان در عمل، ادعای عصمت دارند.
 

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، دکتر علی الشعیبی از مسلمانان متولد رقه سوریه است که از کودکی علاقه و استعداد سرشاری در یادگیری و تبلیغ اسلام داشت و از زمان ۱۲ سالگی تحت تاثیر شیوخ وهابی رقه به این فرقه مذهبی گرایش پیدا کرد و جوانی خود را در سوریه و عربستان با اعتقاد به وهابیت و تعالیم محمد بن عبدالوهاب گذراند تا اینکه رفته رفته با مشاهده عدم تقید مسلمانان عربستان سعودی و پی بردن به سست بودن تعالیم محمد بن عبدالوهاب، اعتقاد او به وهابیت سست شد. آنچه می خوانید گفتگوی شبکه الکوثر با وی در برنامه زنده "حقائق التاریخ" است که از سوی خبرگزاری حوزه ترجمه شده است.

در این گفتگو الشعیبی از خاطرات بیست سال همراهی خود با وهابیت می گوید:

 

– شما چه مدت وهابی بوده اید؟

حدود بیست سال وهابی بودم یعنی از زمان کودکی.

 

– یعنی از زمان تولد وهابی بودید؟

 به طور دقیق تر از کلاس ششم ابتدایی که ماجرایی دارد.

 

– شما در سوریه بزرگ شده اید؟

بله من اهل سوریه و شهر رقه هستم از یک خانواده عربی با ویژگی های خاص و تربیت شده پدرم هستم که گواهی "سرتفیکا" از سال ۱۸۹۸ داشت که تقریبا معادل دکترای کنونی است. پدرم قاری قرآن و شاعر بود و زمانی که من کودک کوچکی بودم برایم کتاب هایی می آورد و از من می خواست آنها را بخوانم. زودهنگام به مدرسه رفتم، چون برادرم که کلاس دوم بود دستش در مدرسه شکسته شد و من باید کیف او را می گرفتم و همراهش به مدرسه می رفتم و بدین ترتیب به مدرسه رفتم و ناگاه دیدم که می توانم بنویسم و معلم آن زمان هم از من خوشش آمد. آن معلم که اهل النادقیه بود، از دیدن استعداد من بسیار خوشحال بود و در پایان سال تحصیلی از من خواستند پدرم را به مدرسه بیاورم و مدارک من را از پدرم خواستند و مرا در کلاس دوم ثبت نام کردند.

 

– چگونه وهابی شدید؟

یک برادر ناتنی به نام ابراهیم داشتم که به دست یک شیخ در الرقه وهابی شده بود و من در کلاس ششم به مرکز فرهنگی رقه می رفتم که مدیر آنجا ابراهیم الصالح از اهالی دیرالزور بود.دکتر علی الشعیبی

این مرکز جدید بود و من از آنها خواستم روز پنج شنبه در مرکز بمانم و آنها در را ببندند و روز شنبه بیایند و در را باز کنند و به جای آن من مرکز و کتاب ها را برای آنها تمیز کنم و در این مدت دو شب در مرکز می ماندم و مشغول نماز و خواندن کتاب می شدم و بسیار مطالعه می کردم. پس از آن به فکر افتادم برای رهبران و بزرگان نامه بنویسم و برای جمال عبدالناصر و عبدالکریم قاسم[۱] نامه نوشتم. در آن زمان جمال عبدالناصر به نامه های من پاسخ می داد، اما عبدالکریم قاسم پاسخ نمی داد. دوستان این مرکز فرهنگی هم که از این کار خوششان آمده بود، برای من صندلی می گذاشتند و از من می خواستند نامه های خود با جمال عبدالناصر را برای آنها بخوانم.

آن موقع به یاد دارم ما برق نداشتیم و برای مطالعه به بیرون می رفتم تا از روشنایی خیابان برای مطالعه استفاده کنم و در این هنگام برادرم ابراهیم از فرصت استفاده کرد و گفت به خانه من بیا و آنجا همسرم (که دختر عمه من هم بود) از تو مراقبت می کند. در اولین شبی که به آنجا رفتم و به یاد دارم روز دوشنبه بود، دیدم مجموعه از مشایخ وهابی در منزل او جلسه دارند و به من گفت قوری چای را آماده کن و بیاور و من هم چای را آماده کردم و برای آنها بردم و هنگامی که خواستم برگردم به من گفت: بنشین و نشستم و به سخنان آنها گوش می دادم و آنها سؤالاتی از من پرسیدند و از مشاهده اطلاعات من تعجب کردند و گفتند تو طلبه علم هستی و آینده خوبی در اسلام داری.

 

– مبانی وهابیت را به طور دقیق از کجا آموختید؟

از کتاب "کشف الشبهات" اثر محد بن عبدالوهاب. ما این کتاب را در آن جلسات با شیوخ وهابی می خواندیم و من هم چندبار از روی متن برای آنها خواندم و پس از آن کتاب "التوحید" را خواندیم و پس از آن بود که در مدرسه و محله و همراه دوستان و همکلاسی ها به تبلیغ این مطالب می پرداختم و در حالی که من کودک بودم تلاش می کردم آنها را به مسجد دعوت کنم و می دیدم که بزرگ ترها خوشحال می شدند و برایم دعا می کردند.

 

– چه زمانی برای تدریس به عربستان رفتید؟

دوره دبیرستان را در رقه تمام کردم و سپس با بورسیه وزارت تربیت به دانشگاه حلب رفتم چون آن موقع قانونی داشتیم که نفرات اول و دوم و سوم می توانستند با هزینه وزارتخانه به دانشگاه بروند و من نفر دوم استان بودم و با بورسیه وزارت تربیت در حلب مشغول تحصیل در دانشگاه شدم.

در آن زمان یک گروه از دانشگاه اسلامی "محمد بن سعود" به حلب آمدند که در آن زمان من به آن دانشگاهِ "امام محمد بن سعود" می گفتم، اما اکنون برایم سخت است که این کلمه (امام) را بگویم.

نام آن گروه، "بعثة بلاد الشام" بود که اساتید دانشگاه را از سوریه و لبنان و اردن و فلسطین جذب می کردند. من که نزد آنها رفتم، یکی از کتاب های خودم را به همراه بردم؛ کتابی بود که آن موقع روی آن کار می کردم که مجموعه مصنفات القرآن الکریم بود که نگارش آن را در سوریه آغاز کردم و پس از آن در چاپخانه السفیر در ریاض چاپ شد.

 

– شما در حالی که وهابی بودید به عربستان رفتید و عقیده شما به طور طبیعی در آنجا تقویت شد. نقطه تحول شما کجا بود که تصمیم گرفتید از وهابیت به مذهب سنی گرایش پیدا کنید؟

خانواده من مذهبی هستند و من هم حنفی هستم و کتابی درباره امام ابی حنیفه نوشته ام. عبدالله بن مبارک درباره ابو حنیفه می گوید به خدا سوگند او مغز علم است. و من هم کتاب خود را با نام "الجانب التربوی عند أبی حنیفة" نوشتم.

به هر حال به عربستان که رفتم با دیدن عادت های مردم در عبادت و خواندن نماز و اخلاق، شگفت زده شدم و دیدم اخلاق آنها که مهم ترین مساله در اسلام است، با آنچه که در کتاب های وهابی ها نوشته شده فرق می کند.

 

– مگر اخلاق آنها چگونه بود؟

البته باید بگویم منظور من همه نیستند و بالاخره من طلبه هستم و روزی در پیشگاه خداوند حاضر خواهم شد، اما واقعیت این بود که اکثریت و درصد زیادی از مردم به اسلام صحیح مقید نبودند.

من روزی هنگام نماز جماعت با چشم دیدم که یکی از مامومین پول های خود را از جیب درآورد و شمرد و دوباره در جیب خود گذاشت و پس از آن هم امام به رکوع رفت و او هم با امام به رکوع رفت. یک بار دیگر به یاد دارم در میدان الوزیر بودیم که میدان بزرگی است و هنگام نماز مغرب دیدم اعضای هیئت امر به معروف و نهی از منکر در این میدان به مردم دشنام می دهند و به زور آنها را وادار به نماز می کنند و برخی را هم کتک می زنند. یکی از این مردم که فیلیپینی بود گفت الان کریسمس است و من مسیحی هستم و نماز نمی خوانم، اما آن فرد به او گفت: کریسمس چیست؟ باید نماز بخوانی. و هنگامی که همه مشغول نماز شدند و آمین گفتند، این فرد مسیحی که کنار من بود گفت: «یس یس اوکی».

 

– ارزیابی اعتقادی شما از بیست سال وهابی بودن چیست؟

در ابتدا به خاطر وجود مقام عمار یاسر و اویس قرنی در رقه، تمام مردم رقه از نظر وهابیت متهم به شرک بودند و ما هم به این خاطر به این مردم حمله می کردیم و در اصل مساله فکر نمی کردیم و پس از آن که سال ها گذشت، مردم فهمیدند که مساله این گونه نیست و به اعتقادات گذشته خود می خندیدند و روشن شد که این مساله یک مساله دینی نیست، بلکه مساله آگاهی و فهم و عقب ماندگی است.

بدین ترتیب به ما تلقین کردند که کینه جامعه را در دل داشته باشیم و گمان کنیم جامعه ما یک جامعه مشرک است و ما در آن زمان حتی با دیده حقارت به استاد خود در مدرسه نگاه می کردیم، چون او را کافر می دانستیم و برای ما سخت بود که یک کافر به من که مسلمان هستم درس بدهد. و در واقع اوضاع ما همین طور بود. هنگامی که در رقه بودیم شیخ ناصرالدین البانی به همراه عده ای از جوانان وهابی (محمد عید عباسی، ابوبکر الجزائری، محمد مهدی استانبولی و گروهی دیگر) از دمشق برای تبلیغ به رقه می آمد و جمع می شدیم و عده کمی بودیم، چون رقه در آن زمان یک روستای بزرگ بود و جمع ما بیش از بیست نفر نمی شد.

وهابی ها خودشان را معصوم می دانستند و دیگران را مشرک و در این زمینه وهابی ها مانند یهودی ها هستند؛ چراکه یهودی ها هم خود را ملت برگزیده خدا می دانند و وهابی ها هم خود را معصوم می دانند و هنگامی که عصمت را نقد می کنند، فراموش می کنند که خودشان در عمل، ادعای عصمت دارند.

 

– نظر شما درباره افکار افراطی و ترویج به خشونت در اندیشه وهابی چیست؟

وهابیت از آغاز دیگران را تکفیر می کند.

 

دکتر علی الشعیبی – این مساله شما را آزار نمی داد؟

نه، ما واقعا معتقد بودیم دیگران کافر هستند و به عکس، این باور ما را تشویق می کرد بر عقیده خود بمانیم و خدا را به این خاطر شکر کنیم که ما هدایت شده و مؤمن و نجات یافته هستیم و دائما "حدیث فرقه ناجیه" را برای ما تکرار می کردند که پیامبر(ص) فرمود: امت های موسی و عیسی تقسیم شدند و امت من هم به ۷۳ گروه تقسیم می شوند که یک گروه نجات می یابد و ۷۲ گروه دیگر در آتش هستند و دائما به ما می گفتند شما "فرقه ناجیه" هستید گویی بر "البانی" وحی نازل شده بود که وهابی ها نجات یافته هستند!! و به هر حال تجربه سختی بود و به یاد دارم در آن زمان اهل سنت را حقیر می دانستیم و مسخره می کردیم و به ندرت به سراغ شیعه می رفتیم و عادت ما نقد اهل سنت بود و مشایخ ما مانند شیخ البانی به ما یاد داده بودند که اهل سنت همگی کافر هستند و این را بدون خجالت و با قاطعیت می گفتند و این باور نوعی تعصب و کینه نسبت به اهل سنت در ما ایجاد کرده بود به گونه ای که ما به وهابی بودن خود تعصب داشتیم به خاطر بغضی که نسبت به اهل سنت داشتیم و آنها را تحقیر می کردیم.

مردم رقه باوری داشتند که اگر گرهی در کار آنها ایجاد می شد یا برای دختری خواستگار نمی آمد در مراسم خاصی زیارت خاصی را انجام می دادند که مفصل است و ما این کار را شرک و کفر می دانستیم و به عنوان مثال در رقه مقامی بود به نام مقام بخاری که من در یک شب زمستانی آن را خراب کردم.

اما ماجرای آن مقام این بود که شهردار آن موقع آدم زیرکی بود و قبرستانی در خارج شهر ساخت و از مردم رقه خواست قبرستان قدیمی را به این مکان منتقل کنند. چون آن مکان دور بود، اهل رقه نپذیرفتند قبور خود را منتقل کنند. آن شهردار مشایخ رقه را جمع کرد و گفت من "بخاری" را در خواب دیدم و به من گفت: من میهمان شما هستم و باید در مقبره جدید برای من مقامی بسازید و مشایخ از این پیشنهاد او استقبال کردند و روز جمعه تمام این مشایخ در خطبه های خود گفتند ای مردم رقه! بخاری در مقبره جدید میهمان شما شده و مردم هم برای او مقام ساختند.

 

– شما چرا آن را خراب کردید؟

چون من قضیه را می دانستم که بر این باور بودم که تخریب چنین اماکنی واجب است و آن را خراب کردم و حدود ساعت ۶ صبح به خانه برگشتم و خوابیدم که ناگهان پدرم مرا بیدار کرد و گفت بیدار شو علی. گفتم چه شده؟ گفت بیدار شو که رقه به هم ریخته و مردم می گویند عمار یاسر به بخاری گفته مردم زمانی به زیارت من می آمدند و از زمانی که تو آمده ای به زیارت تو می آیند و نگهبان مقام می گوید با چشم خود برق شمشیر عمار یاسر را دیده که با آن بخاری را زده و بدین ترتیب هدف ما چیزی بود، اما چیز دیگری اتفاق افتاد که خرافات بود.

 

– چگونه شد که تصمیم گرفتید وهابیت را رها کنید؟

واقعیت این است که وهابیت سنگدل است و هنگامی که شما بزرگ و با تجربه شوی به خاطر آن سالها که بر تو گذشته اندوهگین می شوی و از خدا می خواهی تو را ببخشد. یکی از فرزندانم به من گفت بابا شما تجربه داری و می توانی این تجربه را در اختیار مسلمانان قرار دهی تا آنها در دام وهابیت گرفتار نشوند، چون وهابیت انسان را در دام خود گرفتار می کنند و راه های زیادی برای فریب مردم دارند.

در رقه مردی وهابی بود که چون مُرده است، نمی خواهم اسم او را ذکر کنم. این مرد معلول مادرزاد بود و وهابی ها به او بورسیه تحصیلی دادند تا در مدینه علوم اسلامی را تحصیل کند. وی در آنجا درس خواند و فارغ التحصیل شد و به رقه آمد و مبلغ وهابیت شد و حقوق گرفت و کارمند دولت شد و مُدرس تربیت دینی شد و با کمک های وهابی ها روز به روز قوی می شد.

خود من هم زمانی یک بچه کلاس ۹ بودم که مرا به روستایی به نام رطله در راه دیرالزور بردند که ۱۳ کیلومتر از رقه فاصله داشت و مرا روی منبر بردند و اصول خطبه و سخنرانی را یاد گرفتم و همان موقع بود که خطبه جمعه خواندم و پس از آن بود که به حفظ روی آوردیم، اما نه حفظ قرآن، بلکه حفظ سخنان محمد بن عبدالوهاب و ابن تیمیه تا اینکه فراموش نمی کنم مردی بود که اگر مرده است خدا او را بیامرزد و اگر زنده است خدا او را حفظ کند، چون او از کسانی بود که باعث شد متوجه بشوم راهی که در آن می روم اشتباه است. این مرد محمد محمد نام داشت و صوفی و از جماعت عبدالقادر عیسی در رقه بود. من کتاب کشف الشبهات را به او دادم و او گفت پناه بر خدا! من این کتاب را نمی خوانم. این کتاب کفر است. من گفتم از خدا بترس این کتاب آیات و احادیث است. او گفت بسیار خوب من از تو یک چیز می خواهم آیات و احادیث را از این کتاب بردار و ببین چه می بینی؟

سپس ببین ابن عباس هنگام مناقشه خوارج به امام علی(ع) چه می گوید؟ او به امام گفت: خوارج به سراغ آیات می روند و آیاتی را که درباره مشرکان و کفار نازل شده به مسلمانان نسبت می دهند.

پس از آن به همراه او به سراغ کتاب رفتیم و آیات و احادیث را کنار گذاشتیم و بعد دیدیم که محمد بن عبدالوهاب چگونه آیات را تفسیر به رای کرده و هیچ چیز با ارزشی در سخنان او ندیدیم و آن مرد به من گفت پس از خدا بترس و بدان این کتاب برای تو حرام است چون من تو را می شناسم و می دانم اهل نماز و دین هستی. و او بود که توجه مرا جلب کرد.

پس از آن اتفاق دیگری برای من افتاد و زمانی بود که "البانی" به رقه آمد و من در آن زمان لیسانس خود را گرفته و به دانشگاه حلب رفتم به وهابیت خود ادامه دادم و در دو خانه رفت و آمد می کردم؛ خانه اول خانه ای بود که هنگامی که البانی به حلب می آمد به آنجا می رفتم و نام صاحب خانه "نسیب الرفاعی" بود که صوفی های حلب برای مسخره به او نسیم الافاعی می گفتند و خانه او مقابل مسجد زکری در حلب بود و او خود را عالم تر از البانی می دانست و خانه دیگری که البانی در آن می نشست و ما می رفتیم، خانه شیخ ناصرالدین الترمانینی بود در پشت مسجد جمال عبدالناصر و یکی از موضوعاتی که در این جلسات همواره مطرح می شد تکفیر مسلمانان و اهل سنت بود.

آنها توسل و شفیع قرار دادن پیامبر و ائمه و صالحان را موجب کفر می دانستند و با هر وسیله ای مسلمانان را کافر می دانستند گویی کار آنها این است که بهانه ای برای تکفیر مسلمانان پیدا کنند و این نیز توجه مرا جلب کرد، چون می دانستم و شما هم می دانید که سعه صدر اسلام زیاد است و در ادبیات اسلامی خدا و پیامبر(ص) این گونه به ما آموخته اند که مساحت اسلام بسیار گسترده است، اما وهابی ها می خواهند آن را تنگ و محدود کنند و به همین خاطر است که محمد عبده می گوید سینه وهابی ها چقدر تنگ است چون فقط خودشان را مسلمان می دانند و دیگران همه کافر هستند.

 

این گفت و گو ادامه دارد…

ترجمه: سید احمد احمدزاده