RSS
 

بایگانی برای مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۵

۹۲۱-اهدا پرچم متبرک حرم امام رضا(ع) به شیخ زکزکی + آرامش در محبت به پرچم امام رضا علیه السلام

۱۶ مرداد
برخی نزدیکان شیخ زکزکی ، اجازه پیدا کردند پرچم متبرک حرم مطهر امام رضا علیه السلام را درون زندان ببرند که موجب مسرت و خوشحالی زاید الوصف شیخ زکزکی و همسر مکرمشان شد.

به گزارش مشرق، در دیدار اخیر برخی نزدیکان شیخ زک زکی با ایشان، اجازه پیدا شد پرچم متبرک حرم مطهر امام رضا علیه السلام را درون زندان ببرند که موجب مسرت و خوشحالی زاید الوصف شیخ زکزکی و همسر مکرمشان شد.

 

پرچم متبرک حرم رضوی که برای جشن های دهه کرامت و میلاد امام رضا علیه السلام و سلسه برنامه های فرهنگی تبلیغی زیرسایه خورشید همراه با دیگر محصولات فرهنگی  به نیجریه ارسال شده بود. با هماهنگی صورت گرفته به درون زندان شیخ برده شد که تاثیر معنوی ویژه ای را منجر شد .

شیخ زکزکی ضمن تشکر از این اقدام آستان قدس رضوی، درخواست کردند مردم مشهد و خادمان حضرت در حرم رضوی نایب الزیاره ایشان باشند و برای پیروزی اسلام و مسلمین دعا کنند.

 قابل توضیح است دو سال قبل نیز کاروان فرهنگی و تبلغی زیرسایه خورشید همراه با مجموعه برنامه ها و محصولات فرهنگی و تبرکی  به دعوت شیخ زک زکی از حرم مطهر رضوی به نیجریه اعزام شدند و ضمن شرکت در جشن های گسترده میلاد امام رضا علیه السلام؛ در مراسم چهلم شهدای روز قدس نیجریه شرکت کردند.

در روز قدس دو سال قبل عوامل ارتش نیجریه به راهپیمایان روز قدس زارریا حمله کرده بودند که سی نفر  از جمله سه پسر شیخ زکزکی به شهادت رسیدند؛

 

۹۲۰-شب اول قبر و نماز ملا فتحعلی سلطان آبادی+ محبت به مقام انسان مسلمان

۱۶ مرداد

طبق روایاتی که واردشده است، شب اول قبر سخت‌ترین لحظاتی است که بر میت می‌گذرد و او دستش از دنیا کوتاه است و نزدیکان او برای آرامش او باید برای طلب رحمت و مغفرت کنند و با خواندن نماز لیلة الدفن روح او را از عذاب نجات دهند.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

رَبَّنَا ٱغْفِرْ لِى وَلِوَٰلِدَىَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ  ابراهیم/۴۱

پروردگارا بیامرز من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را

ملا فتحعلی سلطان آبادی

آینه:

حکایت؛ مرحوم محدث نوری از مرحوم حاج ملا فتحعلی سلطان‌آبادی نقل کرده که فرمود: عادت و طریقه من بر این بود که هر کس از دوستان اهل‌بیت(ع) از دنیا می‌رفت و خبر فوت او را می‌شنیدم دو رکعت نماز در شب دفن او می‌خواندم خواه آن میت را بشناسم یا نشناسم، هیچ‌کس از کار من مطلع نبود تا آنکه یکی از دوستان مرا در راهی ملاقات کرد و گفت: دیشب فلان شخص را که در این ایام وفات یافته است، خواب دیدم پرسیدم بعد از مرگ بر تو چه گذشت، گفت: در سختی و بلا بودم تا آنکه آن دو رکعت نمازی که ملافتحعلی سلطان آبادی خواند، مرا از عذاب نجات داد. خدا رحمت کند پدرش را با این احسانی که از او به من رسید.

مرحوم حاج ملا فتحعلی نقل می کند: آنگاه آن شخص از من پرسید آن نماز چه نمازی است؟ گفتم؛ نماز لیلة الدفن برای محبان اهل‌بیت علیهم السلام که از دنیا می روند.

رو به گورستان دمى خامش نشين                         آن خموشان سخن‏گو را ببين

ليك اگر يك رنگ بينى خاكشان                         نيست يكسان حالت چالاكشان

۱.     با اقتباس و ویراست از کتاب آثار و برکات نماز

 

 
دیدگاه‌ها برای ۹۲۰-شب اول قبر و نماز ملا فتحعلی سلطان آبادی+ محبت به مقام انسان مسلمان بسته هستند

نوشته شده در دسته محبت آینده شناس, محبت بیکران طلب, محبت در نظم پیامبران, محبت قهرمان پرور, محبت میزان حقانیت

 

۹۱۹-اخراج یک زن آمریکایی بدلیل امتناع از کنار گذاشتن حجاب+ اجبار به محبت منفی

۱۶ مرداد
 اخراج نجف خان زن مسلمان آمریکایی بدلیل داشتن حجاب اسلامی(عکس آرشیوی)

 

اخراج نجف خان زن مسلمان آمریکایی بدلیل داشتن حجاب اسلامی(عکس آرشیوی)

یک زن مسلمان آمریکایی بدلیل امتناع از کنار گذاشتن حجاب خود در محل کار، از کار برکنار شد.

 

نجف خان زن محجبه مسلمان تنها ۳ روز بودکه در یک مرکز دندانپزشکی در ایالت ویرجینیا شروع به کار کرده بود. با این حال رئیس این مرکز با ادعای اینکه پوشش وی ممکن است برخی از بیماران را آزار بدهد و بهتر است محیط این مرکز بدون تنش باشد از او می خواهد تا در محیط کار از پوشش اسلامی استفاده نکند، که این پیشنهاد با مخالفت نجف خان روبرو می شود.

رئیس مرکز این زن مسلمان را تهدید می کند درصورتی که به استفاده از حجاب در محیط کار ادامه دهد، شغل خود را از دست خواهد داد.

خانم خان در مصاحبه با شبکه تلویزیونی فاکس گفت:« فکر نمی کردم این موضوع تا این حد به یک مسئله بزرگ تبدیل شود. کاملا مطمئن بودم که ممکن است این درخواست از من بشود، اما نمی توانستم تصور کنم که این موضوع ممکن است باعث شود که اگر من حجاب خود را کنار نگذارم، نمی توانم آنجا کار کنم.»

در همین رابطه شورای روابط آمریکایی – اسلامی (CAIR) از این مرکز دندانپزشکی خواست تا این زن مسلمان را مجددا بکارگیری کرده و برای جبران صدمات روحی و مالی غرامت پرداخت نماید.

ابراهیم هوپر مدیر روابط عمومی این نهاد اسلامی گفت:«هیچ کارمندی بدلیل پایبندی به اصول اعتقادی و مذهبی نباید کار خود را از دست بدهد. ما از مرکز دندانپزشکی می خواهیم تا این زن مسلمان را مجددا بکار بگیرد و بر اساس آنچیزی که در قانون مشخص شده است به وی امکانات مناسب بر اساس اعتقادات مذهبی ارائه کند.»

تاکنون این مرکز دندانپزشکی در این رابطه هیچ اعلام نظری نکرده است.

این موضوع یک سال پس از آن اتفاق می افتد که دادگاه عالی آمریکا رای به نفع سامانتا علوف یک زن مسلمان آمریکایی داد که سال ۲۰۰۸ به دلیل داشتن  حجاب اسلامی از سوی یک شرکت آمریکایی استخدام نشده بود.

این شرکت مدعی شده بود که این زن مسلمان مقررات پوشیدن لباس در آن شرکت را نادیده گرفته است، اما دادگاه عالی آمریکا اعلام کرد این  شرکت حقوق مدنی را برای این زن مسلمان نادیده گرفته است و رای به نفع وی داد.

 

استفاده از این مطلب با ذکر منبع «پرس تی وی فارسی» بلامانع است.

 

 
دیدگاه‌ها برای ۹۱۹-اخراج یک زن آمریکایی بدلیل امتناع از کنار گذاشتن حجاب+ اجبار به محبت منفی بسته هستند

نوشته شده در دسته محبت آینده شناس, محبت در نظم پیامبران, محبت غلط یاانحرافی, محبت قهرمان پرور, محبت مجازی وافسردگی, محبت میزان حقانیت, محبت وحیات شیطان, محبت ودام شیطان

 

۹۱۸-از مسیحیت چه می دانیم؟/ استقبال طلاب و دانشجویان از کتاب «شناخت کلیسای کاتولیک»+ تفاوت محبت در ۳فرقه مسحیت

۱۶ مرداد

سیحیت و اسلام از ادیان توحیدی و ابراهیمی هستند که متون مقدس هر دو دین شامل پیام مشترکی در موضوعات اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی است. قرآن کریم در آیه ۶۴ سوره آل‌عمران پیروان این ادیان را به تعامل با یکدیگر در توحید و خداپرستی فراخوانده است…

بنیان‌گذار مسیحیت حضرت عیسی (ع) از انبیا الهی بوده و قرآن کریم در آیه ۴ سوره بقره، ایمان به انبیای پیشین و کتب آنان را از نشانه‌های متقین دانسته است بنابراین رویارویی با شرک و الحاد در جهان امروز از دغدغه‌های مشترک اسلام و مسیحیت است.

کلیسای کاتولیک با پیروانی در حدود یک میلیارد نفر بزرگ‌ترین جامعه مسیحی به شمار می‌آید همچنان که مقایسه با دو جامعه مسیحی ارتدکس و پروتستان، از قدمت بیشتری برخوردار است بر این اساس؛ آگاهی از ادیان؛ به‌ویژه آیین کاتولیک بر وسعت و عمق جهان‌بینی انسان می‌افزاید و وی را به قوت‌های دین خود بیشتر واقف می‌کند؛ کتاب «شناخت کلیسای کاتولیک» به قلم حجت‌الاسلام‌والمسلمین جواد باغبانی و عباس رسول‌زاده در هفدهمین همایش کتاب سال حوزه به‌عنوان آثار شایسته تحسین موردتقدیر گرفت.

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه در گفتگو با استاد حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر جواد باغبانی[۱] مؤلف و عضو هیئت‌علمی موسسه امام خمینی (ره) به بررسی ابعاد مختلف این اثر ارزشمند پرداخته است.

ضمن تشکر از حضرت‌عالی که فرصتی در اختیار ما قراردادید در ابتدا بفرمایید چه شد که به نگارش کتاب «شناخت کلیسای کاتولیک» مشغول شدید؟

کتاب شناخت کلیسای کاتولیک ادامه کار قبلی بنده است. بنده قبلاً کتابی تحت عنوان شناخت مسیحیت کارکردم که در چهارده فصل و هشت‌صد صفحه تنظیم‌شده بود و دیدگاه جامعی در ابعاد مختلف مسیحیت از‌جمله تاریخ مسیحیت و عبادات نسبت به همه افراد مسیحیت داشتیم و این کتاب به‌طورکلی برای طلابی که هیچ شناختی نسبت به مسیحیت ندارند دیدگاه کاملی ارائه کرده است.

همان‌طوری که مستحضر هستید کتاب فارسی روانی که به شکل جامع به مسیحیت پرداخته باشد در حوزه نداشتیم، لذا گروه ما به این نتیجه رسید برای اینکه طلاب در بحث مراودات و گفتگوهای ادیانی اطلاعات اولیه‌ای از مسیحیت داشته باشند، یک مجموعه فارسی جامع موردنیاز است، لذا کتاب شناخت مسیحیت به چاپ رسید و مورد استقبال واقع شد و در منابع دکتری جزو منابع مطالعاتی دانشجویان دکترای عرفان و ادیان قرار گرفت.

 بعد از تألیف آن کتاب، احساس شد چون مسیحیت از سه کلیسای بزرگ کاتولیک، ارتدکس و پروتستان تشکیل‌شده و هرکدام از این کلیساها مشخصاتی متمایزی دارند، درنتیجه سه فرقه و سه مذهب یاD8کس و پروتستان %حۈ%ح۲ سهg4Bحwػn6 %% A8ن %۸B3 و ٮصا۹D8%9ذ۸C اشد جD9 پD8کتFوهای افت.
<%2؇شت&zwnj8 ک8گ%C لAE %8های اAAی> %D
۸ن مAFاD9ع %سسٯاD98ۈ%ح۲ س%دکترنسؘگ;شب۹ به مؘگ;عطةتاد %کل جا%Aدظ۷ ط%رگ کAAحضر ه%۲رار گ%Dع موردٲ مسیح%۳لیف آن %Eبه %۹سۆار گ۹س و پروتست%B متمای%۳لیف آن ک%ودات ٌن کل۸ت اولیه‌%AA%گ %B کئB3اۍ۸وA7شد. به این منظور قرار شد سه کتاب دیگر تحت عنوان شناخت کلیسای کاتولیک، شناخت کلیسای ارتدکس و شناخت کلیسای پروتستان تألیف کنیم که اولین مجموعه از آن‌ها همین کتاب شناخت کلیسای کاتولیک است در ۵۵۰ صفحه تألیف شده است.

چرا شناخت مسیحیت کاتولیک را در اولویت قراردادید؟

کاتولیک قدمت بیشتری دارد اولین و جامع‌ترین کلیسای مسیحیت است، اگر امروزه مسیحیت دو میلیارد نفر جمعیت داشته باشد، بیش از یک میلیارد کاتولیک هستند. بدین ترتیب جامع‌ترین و قدیمی‌ترین کلیسای مسیحیت، کاتولیک است و شناخت آن در صدر کارهای ما قرار گرفت و توانستیم با «انتشارات سمت» هم هماهنگی کنیم، لذا مؤسسه امام خمینی و «انتشارات سمت» این کتاب را به طور مشترک به چاپ رساندند و در حال حاضر از کتاب‌های دانشگاهی است که مورد استقبال قرارگرفته است و در سال ۱۳۹۴ در همایش کتاب سال حوزه به‌عنوان اثر قابل‌تحسین از آن یاد شد.

این کتاب دارای چه ویژگی‌های است و در تألیف آن از چه منابعی بهره برده‌اید؟

 ازجمله ویژگی‌های این کتاب جامع بودن مباحث کلیسای کاتولیک در آن است و مهم‌ترین مسائل اعتقادی و تاریخی و احکام کلیسای کاتولیک در این کتاب بحث شده است. منابع کتاب از منابع اولیه است و تحت نظارت و اشراف استاد توفیقی و با همکاری حجت‌الاسلام‌والمسلمین آقای رسول‌زاده تألیف شده و کسانی که استاد توفیقی را می‌شناسند، اشراف ایشان بر زبان و بر مباحث مسیحیت را می‌دانند، حدود ۵۰ سال است که در حوزه علمیه در مباحث ادیان ابراهیمی کارکرده‌اند، بنابراین؛ کتاب از اتقان خوبی برخوردار است و در بحث کلیسای کاتولیک یک کتاب جامع به زبان فارسی است. طلاب و دانشجویانی که می‌خواهند نسبت به کلیسای کاتولیک شناخت جامعی داشته باشند؛ این کتاب اثر خوبی خواهد بود و این اولین کتابی است که در حوزه علمیه و حتی در ایران در ارتباط با شناخت کلیسای کاتولیک صورت می‌گیرد؛ نسخه‌ای از این کتاب به وزیر واتیکان که چندی قبل به حوزه علمیه آمده بود اهدا شد، ایشان خیلی خوشحال شد و خیلی هم تعجب کرد که در حوزه علمیه قم راجع به کلیسای کاتولیک چنین کاری صورت گرفته است.

در تدوین این کتاب از چه اسلوب علمی استفاده‌شده است؟

این شد یک کتاب تحلیلی توصیفی است، در برخی از موارد به شکلی تألیف شده که نقد، در درون مطلب قرار گرفته و ما به این اعتقاد هستیم، اگر آنچه را که مسیحیت حق است، آن‌گونه که هست یعنی حقیقت دارد توصیف شد در خود این مطلب نقد وجود دارد، لذا ضمن توصیف کلیسای کاتولیک، شامل بحث نقد کلیسای کاتولیک نیز می‌شود، کتاب به شکل درس‌نامه است و برای چهار واحد درسی در سی‌وچهار درس تنظیم‌شده است که خلاصه درس و پرسش و پاسخ دارد و مباحث را به ترتیب مطرح می‌کند.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین عباس رسول‌زاده در تألیف و تدوین این کتاب چه نقشی داشتند؟

این کتاب کار مشترکی است که برخی درس‌ها را آقای عباس رسول‌زاده و برخی درس‌ها را بنده تألیف کرده‌ام و نسبت به درس‌هایی که ایشان تألیف کرده‌اند بنده و استاد توفیقی نظارت داشته‌ایم. بخش‌هایی را که بنده تألیف کرده‌ام را هم آقای رسول‌زاده و استاد توفیقی نظارت کرده‌اند، در حقیقت این کتاب زیر نظر سه نفر تألیف یافته و متن کاملاً یکپارچه و یکنواختی است و خواننده احساس نمی‌کند این کتاب را چند نفر تألیف کرده‌اند چراکه همه مطالب آن زیر نظر سه نفر کنترل و بازبینی و هماهنگ شده و مباحث از یکنواختی برخوردار است.

مخاطبین این کتاب چه افرادی از جامعه علمی کشور هستند؟

هدف ما در این کتاب، یک اثر درسی و تحلیلی در سطح کارشناسی ارشد دانشگاه‌ها و فضلای حوزه علمیه قم بوده، یعنی سطح سه حوزه و سطح کارشناسی ارشد دانشگاه‌ها، اما می‌بینیم یکی از منابع ورودی کارشناسی ارشد گروه کلام مؤسسه امام خمینی همین کتاب بوده است. ولی دانشجوهای دکتری هم می‌توانند به‌خوبی از این کتاب استفاده کنند زیرا بسیاری از مباحث در این کتاب به زبان فارسی مطرح‌شده است بنابراین دانشجویان دکتری از این کتاب بی‌نیاز نخواهند بود.

کتاب شناخت کلیسای پروتستان کی منتشر خواهد شد؟

کتاب شناخت کلیسای پروتستان آماده‌شده و صفحه نگاری‌های آن صورت گرفته و برای آخرین بازبینی به "انتشارات سمت" ارسال و طراحی جلد آن‌هم انجام‌شده است، منتظر هستیم در امسال به چاپ برسد که آن کتاب هم با مشارکت مؤسسه امام خمینی و «انتشارات سمت» منتشر خواهد شد، حدود ۵۰۰ صفحه دارد و برای چهار واحد درسی تألیف شده است.

سیر مطالعاتی؟

اگر دانشجو یا طلبه‌ای بخواهد به مجموعه مباحث ادیانی اشراف داشته باشد، کتابی تحت عنوان «تاریخ جامع ادیان یا ادیان بشر» تألیف «جان بی ناس» که علی‌اصغر حکمت آن را ترجمه کرده و به مجموعه‌ای از ادیان به‌طور مفصل پرداخته است و ترجمه آقای حکمت هم ترجمه خوبی است و خسته‌کننده نیست و کتاب جامعی است، چکیده و خلاصه‌ای از آن کتاب را استاد توفیقی تحت عنوان «آشنایی با ادیان بزرگ» تألیف کرده‌اند که در انتهای چاپ‌های اخیر آن حدود ۱۰۰ صفحه به بحث مقایسه اسلام و سایر ادیان پرداخته‌شده است و برای کسانی که کم‌حوصله‌تر هستند، پیشنهاد می‌کنیم. این‌ها کتبی است که شامل اطلاعات کلی است، اما اگر کسی بخواهد به‌طور تخصصی مطالعه کند، مثلاً در یهودیت یا مسیحیت متخصص بشود، در مسیحیت کتاب «شناخت مسیحیت» خودمان را در این زمینه کامل‌ترین و جامع‌ترین کتاب می‌دانیم و اگر بخواهد به‌صورت تخصصی‌تری وارد بشود همین کتاب شناخت کلیسای کاتولیک و پروتستان و ارتدکس مناسب است. اگر در بحث یهودیت هم بخواهد تخصص داشته باشد، کتابی بنام یهودیت را آقای طاهری آکردی برای جامعة المصطفی تألیف کرده‌اند که کتاب خوبی است؛ آقای عبدالرحیم سلیمانی کتابی بنام یهودیت دارد که آن کتاب هم برای کسانی که بخواهند اطلاعات اولیه‌ای درزمینهٔ یهودیت داشته باشند مناسب است و من می‌خواهم از همه این‌ها فراتر به «الهدی الی دین المصطفی» از مرحوم بلاغی نام ببرم که حدود ۱۰۰ سال قبل در نجف اشرف چاپ شده است.

این کتاب در پاسخ به شبهاتی است که برخی از مستشرقین در فضای آن دوران پخش می‌کرده‌اند و به پیغمبر اکرم توهین می‌کردند یا معتقد بودند قرآن کریم از تورات و انجیل گرفته شده، این کتاب را در دو جلد مرحوم بلاغی تألیف کرده‌اند که کتاب فوق‌العاده خوبی است هرچند ادبیات آن ادبیات عرب صد و اندی سال قبل است و فهم آن مشکل است و جلد اول آن تحت عنوان «اسلام آیین برگزیده» توسط حجت‌الاسلام صفایی ترجمه‌شده که ترجمه زیاد روانی نیست، ولی اصل کتاب به زبان عربی است و کتاب خوبی است دوستان می‌توانند به کتاب در قلمرو وجدان مرحوم عبدالحسین زرین‌کوب نیز مراجعه کنند که ده مقاله دارد و دو مقاله آن‌یکی در مورد یهودیت و یکی در مورد مسیحیت هستند.

 
دیدگاه‌ها برای ۹۱۸-از مسیحیت چه می دانیم؟/ استقبال طلاب و دانشجویان از کتاب «شناخت کلیسای کاتولیک»+ تفاوت محبت در ۳فرقه مسحیت بسته هستند

نوشته شده در دسته محبت آینده شناس, محبت بیکران طلب, محبت در نظم پیامبران, محبت قهرمان پرور, محبت مجازی وافسردگی, محبت میزان حقانیت, محبت وحیات شیطان

 

۹۱۷-نتیجه علوم اسلامی- انسانی حوزه و دانشگاه باید تربیت امام متقیان باشد/ لزوما هر علمی که اسلام تعلیم آن را واجب کرده، اسلامی نیست.+ شرایط محبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

۱۶ مرداد

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، حضرت آیت الله جوادی آملی عصر امروز در پیام تصویری ح۸ؽ۹ی ۱وng>&raqu6ز۸ در ریاضیات، نظمی دقیق بین مسائل آنها برقرار است.

این مفسر برجسته قرآن کریم افزودند: به هرترتیب علوم از یکدیگر تمایزی داشته و نمی شود هر مسئله ای را در هر علمی مطرح کرد.

حضرت آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه تمایز علوم به اغراض آنها نیست، گفتند:  اغراض مترتب بر مسائل اند و چیزی که فرع و مترتب است نمی تواند مائز و ممیز باشد.

ایشان با اشاره به اینکه نمی شود تمایز علوم را به محمولات آنها دانست، گفتند:  محمول متکی به موضوع است و چیزی که به دیگری تکیه دارد نمی تواند اصلی باشد و بر این اساس تمایز علوم به تمایز مسائل آنها هم نیست زیرا مسئله، خود به دو یا سه عنصر محوری موضوع، محمول و ربط منحل می شود.

معظم له افزودند: ربط تابع طرفین و محمول پیرو موضوع است، چون از اعراض و عوارض آن است و تنها تکیه گاه مسایل، موضوعات آنهاست؛ بنابر این اگر ما موضوعات را از هم جدا کردیم مسایل از یکدیگر و اغراض و اهداف هم از یکدیگر جدا می شوند.

این مرجع تقلید با بیان اینکه بهتر است که بگوییم تمایز علوم به تمایز موضوعات آنهاست، گفتند: اگر خواستیم ببینیم که علوم انسانی اسلامی چه علمی است باید موضوع آن را بررسی کنیم.

حضرت آیت الله جوادی آملی با تاکید بر اینکه لزوما هر علمی که اسلام تعلیم آن را واجب کرده است، اسلامی نیست، گفتند: آن علم، تعلمش اسلامی است نه خود علم؛ خود علم ممکن است اسلامی باشد یا نباشد.

ایشان با بیان اینکه تاکید اسلام بر یادگیری بعضی از علوم برای بهره برداری از منافع، فوائد و فضایل آن نیست، ابراز داشتند: اسلام یادگیری بعضی از علوم را برای رهایی از خطر آن واجب کرده است.

معظم له با تاکید بر اینکه علمی، اسلامی است که موضوع آن اسلامی باشد نه تعلم آن، گفتند: تعلم معیار نیست؛ بسیاری از علوم هستند که برای در امان ماندن از خطر آنها اسلام واجب کرده که آنها را یاد بگیرند، اما آن علم اسلامی نیست؛ پس برای اینکه روشن شود که چه علمی، اسلامی است و چه علمی نیست باید موضوع آن بررسی شود.

*شاخصه تمایز علم اسلامی و غیراسلامی

این مرجع تقلید در تبیین شاخصه های علم دینی و اسلامی، اظهار داشتند: علمی اسلامی است که موضوع آن علم ثبوت خدای سبحان، اسمای الهی، اوصاف خداوند، اقوال خداوند، افعال خداوند، آثار خدا، خدا و مضاهر او، خدا و آیات او، خدا و جلوه های او، خدا و ظهورات او و تجلیات او باشد.

این مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به علومی که موضوع آن فعل انسان است، گفتند: این علوم نظیر صنعت، هنر، کشاورزی، دامداری، داروسازی، نظیر رفتار ها و گفتارهایی که انسان از خود نشان می دهد می تواند اسلامی یا غیر اسلامی باشد؛ اگر این علوم مطابق با رهآورد دین باشد، دینی خواهد بود و اگر مطابق دین نباشد، غیر دینی است.

حضرت آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه بررسی درباره علوم انسانی به دو شکل است، اظهار داشتند: شکل نخست این است که حقیقت انسان را بشناسیم و اگر خواستیم حقیقت انسان را بشناسیم، این انسان شناسی، یک علمی است که موضوع آن فعل خداست و در این حالت، این علم، دینی است.

ایشان تصریح کردند: اما علومی که موضوعش فعل خود انسان است و اینکه "چه کارهایی می کند" و "چه کارهایی نمی کند"، می تواند "دینی" یا "غیر دینی" باشد.

معظم له در تبیین دلیل اینکه علمی دینی و اسلامی است که موضوع آن فعل خدا باشد، گفتند: اسلام می گوید غیر از اینکه خدایی هست و جلوه هایی دارد چیز دیگری نیست؛ جهان یک "جهان آفرین"، یک "جهان دان" و یک "جهان آرا" دارد که فقط خداست و لاغیر.

این مرجع تقلید با تاکید مجدد بر اینکه اگر خواستیم علم دینی را از علم غیر دینی تمایز دهیم باید موضوع آن ها را از هم جدا کنیم، ابراز داشتند: همه مخلوق خدا هستند و فعل خداست و بحث درباره اینکه "خدا چگونه آفرید" و "برای چه آفرید" علم دینی است.

حضرت آیت الله جوادی آملی افزودند: بعد از اثبات اینکه خداوند انسان را آفرید، درباره اینکه انسان چه کاری انجام دهد و چه علمی بیاموزد باید از انسان آفرین سوال کرد.

ایشان با بیان اینکه انسان برای دریافت پرسش خود از انسان آفرین دو راه "عقل" و "نقل" را دارد، تصریح کردند: البته این راه ها که گفته می شود در حقیقت یکی راه است و دیگری راهنما؛ آنکه راه را تعیین می کند و مهندس راه است، شریعت می باشد که صراط مستقیم است.

معظم له افزودند: براهین عقلی، تجربه های عقلی و حسی سراج و چراغ هستند.

*کار انسان مهندسی نظام خلقت نیست

این مرجع تقلید با بیان اینکه کار انسان مهندسی نظام خلقت نیست، گفتند: هیچ عقلی توان آن را ندارد که برای انسان صراط مستقیم ترسیم کند زیرا این عقل نه از آغاز خلقت با خبر است و نه از انجام آن و نه از فراز و فرود این راه آگاه است.

حضرت آیت الله جوادی آملی با تاکید بر اینکه عقل راه شناس است نه راه ساز، ابراز داشتند: عقل هیچ حکیمی، فقیهی، اصولی و مانند آن، این قدرت را ندارد که از گذشته و آینده خبر بدهد.

ایشان افزودند: ساختار سه گانه جهان آفرینی، جهان دانی و جهان آرایی قبل از عقل حکیم بود، بعد از مرگ حکیم و زوال عقل او هم هست.

*علوم انسانی اسلامی بر بستر شریعت است

معظم له تصریح کردند: بنابراین ما یک صراط داریم که انسان راهی آن است و علوم انسانی اسلامی بر بستر همین صراط و راه شناسی است و یک سراج داریم که این راه را نشان می دهد.

این مرجع تقلید با بیان اینکه فهم خدا و چگونگی خلقت را از راه عقل و نقل متوجه می شویم، ابراز داشتند: گاهی با آیات و روایات و گاهی با عقل، کار خدا را متوجه می شویم.

*فهم خدا در درجه نخست از طریق وحی است

این مفسر برجسته قرآن کریم با بیان اینکه البته فهمیدن فعل و قول خدا در درجه اول، مستقیما از راه وحی است، گفتند: وحی انبیاء چون شهودی است و نه حصولی، چون حقیقت است و نه مفهوم و چون "معصوم" مصون از سهو، خطا، نسیان و خطیئه است، هیچ مقابل ندارد.

*چرا عقل در مقابل وحی نیست؟

حضرت آیت الله جوادی آملی با تاکید بر اینکه عقل در مقابل وحی نیست، اظهار داشتند: علم عقل، حصولی است و نه حضوری؛ خطاپذیر است نه معصوم؛ با مفهوم کار دارد و نه با حقیقت؛ هم منقطع الاول است و هم منقطع الاخر؛ نه از آغاز باخبر است و نه از انجام؛ بنابر این عقل و براهین عقلی و فلسفه در برابر وحی نیست، بلکه در برابر نقل است.

ایشان با بیان اینکه ادله نقلی، انسان را به آنچه که وحی مستقیم است آشنا می کند، گفتند: دلیل عقلی هم می تواند ما را راهنمایی کند به اینکه انبیاء چه آورده اند.

*عقل در مقابل نقل است نه وحی!

معظم له در جمع بندی این بخش از سخنان خود گفتند: در جهان یک صراطی است که کار خداست و یک سراجی است که این سراج به وسیله نقل یا عقل کشف می شود؛ همچنین عقل در مقابل نقل است و نه در مقابل وحی؛ زیرا "نقل" از وحی کشف می کند و ممکن است خطاپذیر باشد، ممکن است منقطع الاول و الاخر باشد، اما انسان کامل معصوم از گزند سهو و نسیان و انقطاع اول و آخر مصون است.

این مرجع تقلید افزودند: نه هیچ فیلسوفی عِدل پیامبر و امام است و نه هیچ فلسفه ای در برابر وحی انبیاء و الهام اهل بیت(ع) قرار دارد.

حضرت آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه ما در حدی که توانایی داریم از چراغ عقل مدد می گیریم، گفتند: البته عقل به این آسانی نصیب کسی نمی شود، برهان عقلی به این آسانی نصیب کسی نمی شود.

ایشان با اشاره به مقدمه هشت صفحه ای مرحوم کلینی در کتاب کافی، گفتند: در این مقدمه اشاره شده «قطب فرهنگی، "عقل" و "استدلال" است؛ ما با عقل، خدا، اوصاف و احوال، افعال الهی، وحی و ضرورت آن و ضرورت نبی و رسول را می فهمیم و به آن ایمان می آوریم و با همین عقل است که از هر گزاره توحیدی استقبال می کنیم و از هر گزاره شرک آلود می پرهیزیم».

*کدام علم اسلامی و انسانی است؟

معظم له افزودند: بنابراین علمی اسلامی و انسانی است که موضوعش رهاورد الهی باشد و برهانی باشد که بفهمد وحی چه آورده و خدا چه کرده است و آغاز و انجامش توحید باشد.

این مرجع تقلید با بیان اینکه این توحید از گرانبهاترین و کمیاب ترین گوهرهای جهان بشریت است، گفتند: در قرآن کریم، ما را از خطر شرک بر حذر داشتند و فرمودند شرک در بسیاری از امور راه پیدا می کند؛ شرک در ایمان بسیاری از مومنان، در علم بسیاری از عالمان و در زهد بسیاری از پارسایان ظهور می کند.

*لزوم دقت در تبویب مسائل علمی  

حضرت آیت الله جوادی آملی با اشاره به اینکه ما در تبویب مسائل علمی خیلی باید دقت کنیم که کدام علم اسلامی و انسانی است، گفتند: علمی که غیر خدا را در او راه ندهد و کار را به غیر خدا واگذار نکند و اثر غیر خدا را در سایه تدبیر الهی بداند که اینها مدبرات امرند.

ایشان با اشاره به آیه ای از قرآن کریم مبنی بر اینکه بسیاری از مومنان مشرک هستند، ابراز داشتند: از امام علیه السلام سوال شد که چگونه اکثر مومنان مشرکند؛ ایشان فرمودند اینکه می گویند «لولا فلانی لهلکت»؛ اگر فلان طبیب یا شخص سیاسی نبود، مشکل من حل نمی شد، این شرک است. زیرا در جهان غیر از رب العالمین کارگردان دیگری نیست.

*چه کسانی مدبرات امر خداوند هستند؟

معظم له تصریح کردند: فرشتگان، انبیاء و اولیاء مدبرات امر خداوند هستند و ذات اقدس الهی از  این طریق کارها را انجام می دهد.

*خدا از خود انسان هم به وی نزدیک تر است

این مرجع تقلید با بیان اینکه خدا از دو راه بلاواسطه و مع الواسطه به ما احسان دارد، ابراز داشتند: در عین حال که مدبرات امور فراوانند، خدا به فرد فرد ما، از ما به ما نزدیکتر است و هم از مدبرات ما به ما نزدیکتر است.

*خدا اولی نیست که دوم داشته باشد

حضرت آیت الله جوادی آملی با اشاره به اینکه گاهی گفته می شود "اول خدا" و "دوم فلانی"، اظهار داشتند: خدا اولی نیست که دوم داشته باشد. بلکه باید گفت خدا را شکر که به وسیله فلان شی یا فلان شخص، مشکل ما را حل کرده است.

ایشان با بیان اینکه ما حرارت و روشنایی می خواهیم و خدا شمس و قمر را آفرید، ابراز داشتند: انسان ها هم شمس و قمر ما هستند؛ ما ستاره پرست و شمس پرست نیستیم؛ بلکه شاکریم که آنان را وسیله فروغ، گرمی زندگی، روشنی قلب و حیات ظاهری و باطنی ما قرار داد.

معظم در در ادامه افزودند: کسانی که از خشیت الهی فیض و فوز فراوانی برده و می برند، کسانی که به آیات الهی ایمان دارند و کسانی که به خدای خود شرک نمی ورزند «لهم الخیرات» هستند.

این مرجع تقلید در بخش پایانی سخنان خود با تاکید بر اینکه علمی اسلامی و انسانی است که این مراحل را به انسان بیاموزاند، گفتند: در تمام این مقاطع، توحید حکومت کند، ذره ای شرک در صدر و ساقه آن پیدا نشود تا محصول آن دانشگاه یا حوزه، امامت اهل تقوا باشد.

*نتیجه علم اسلامی انسانی حوزه های علمیه باید تربیت امام متقیان باشد   

حضرت آیت الله جوادی آملی با تاکید بر اینکه آن حوزه علمیه ای علم اسلامی انسانی دارد که نتیجه آن، پرورش امام متقیان باشد، گفتند: اگر حوزه توانست امامی تربیت کند که مردان عاقل، عالم، پاک و منزه از جهل علمی و جهالت عملی بوده و مردم به دنبال آنها راه بیافتند، این نتیجه علم انسانی اسلامی خواهد بود.

ایشان افزودند: این حوزویان و دانشگاهیان که با دو عنصر سرعت و سبقت به قله رسیدند، آنجا جامدانه زندگی نمی کنند، بلکه به خدا عرض می کنند که پروردگارا ما امت پرور باشیم و مردم پاک و طاهر دنبال ما راه بیافتند.

معظم له تصریح کردند: همچنین آن دانشگاهی علوم انسانی اسلامی دارد که خروجیش امام متقیان باشد.

این مرجع تقلید خاطرنشان کردند: به برکت انقلاب اسلامی و خون شهدا و ایثار خانواده های معظم شهدا و جانبازان، این توفیق نصیب دانشگاه و حوزه خواهد شد.

انتهای پیام/

 
دیدگاه‌ها برای ۹۱۷-نتیجه علوم اسلامی- انسانی حوزه و دانشگاه باید تربیت امام متقیان باشد/ لزوما هر علمی که اسلام تعلیم آن را واجب کرده، اسلامی نیست.+ شرایط محبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بسته هستند

نوشته شده در دسته محبت آینده شناس, محبت بیکران طلب, محبت در نظم پیامبران, محبت قهرمان پرور, محبت میزان حقانیت

 

۹۱۶-داعش در مسابقات قرآن کنیز جایزه می‌دهد!+ محبت انحرافی در داعش

۱۶ مرداد
تصویری از اعتراض نمادین مخالفان برده داری داعش
تصویری از اعتراض نمادین مخالفان برده داری داعش
گروه تروریستی داعش که از زنان به عنوان ابزاری برای فریب و جذب جوانان استفاده می کند، مسابقات قرآنی برگزار کرده است که جایزۀ برندگان آن کنیز است!
 

۹۱۵-موضوع سخن موعودِ مُنتَظَر، نجات‌بخش جهان بشريت است.+شرایط محبت به انسان کامل

۱۶ مرداد

دوازدهمین کنفرانس کنگره مسلمانان آمریکا (مسلم کانگرس) طی روزهای۱۵ تا ۱۷ مرداد(۵ تا ۷ آگوست) با عنوان «امام مهدی منجی بشریت» در ایالت میشیگان آمریکا در حال برگزاری است .

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، دوازدهمین کنفرانس کنگره مسلمانان آمریکا (مسلم کانگرس) طی روزهای ۱۵ تا ۱۷ مرداد (۵ تا ۷ آگوست) با عنوان «امام مهدی منجی بشریت» در ایالت میشیگان آمریکا  در حال برگزاری است .

بر اساس این گزارش، امسال نیز این کنفرانس با پیام تصویری حضرت آیت الله جوادی آملی آغاز به کار کرده است که متن پیام معظم له بدین شرح می باشد:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم‏

«الحمد لله ربّ العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين و الأئمة الهداة المهدييّن سيّما خاتم الأنبياء و خاتم الأوصياء عليهما آلاف التحيّة و الثّناء بهم نتولّي و من أعدائهم نتبرّء الي الله».

من مقدم شما نخبگان و فرهيختگان و منتظران وجود مبارک وليّ عصر(ارواحنا فداه) را گرامي مي‌دارم و از برگزارکنندگان اين همايش و نشست وزين حق‌شناسي مي‌کنيم و از همه کساني که در ايراد مقال يا ارائهٴ مقالت بر وزن علمي اين همايش و نشست افزوده‌اند سپاسگزاريم، از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌کنيم که امر فرج وليّ‌ِ خود را تسريع بفرمايد!

موضوع سخن موعودِ مُنتَظَر، نجات‌بخش جهان بشريت است؛ بشر اوّلاً بايد زنده باشد، ثانياً از جهل علمي بِرَهد عالِم بشود، ثالثاً از جهالت عملي نجات پيدا کند عاقل بشود، رابعاً و خامساً و درجات بعدي از ستم بِرَهَد عادل بشود و از بردگي خود و ديگران نجات پيدا کند آزاد بشود و از وابستگي به اين و آن نجات پيدا کند مستقل بشود و از گزند استثمار و استعمار و استحمار و استعباد و مانند آن نجات پيدا کند، نه کسي را به بردگي بکشد و نه برده کسي بشود و ده‌ها فضايل ديگر که اينها عامل نجات بشريت است؛ همه اين علل و عوامل را ذات اقدس الهي به وسيله قرآن و عترتِ اهل بيت(عليهم السلام) مشخص کرده است و انبيا را هم براي همين منظور فرستاده است که جامعه بشري را زنده کنند. گاهي در يک جمله هدف والاي دين را بازگو مي‌کند که وجود مبارک وليّ عصر(ارواحنا فداه) با ظهور خود آن هدف را عملي خواهد کرد؛ آن جمله به صورت متن است که گاهي به صورت شرح و تفصيل آن متن را گسترش مي‌دهد. آن جمله‌اي که به صورت متن است در سوره مبارکهٴ «انفال» آمده که فرمود: ﴿اسْتَجِيبُوا لِلّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ﴾[۱] و آنچه به صورت شرح آمده، در ساير سُوَر و آيات مسئلهٴ علم را، عقل را، عدل را، آزادي را، رهايي از وابستگي به غير خدا را، موحّد ناب بودن را، صيانت از شِرک و مانند آن را ذکر کرده است و اينکه در لسان ائمه(عليهم السلام) آمده است: «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة»،[۲] يک پيام جهاني دارد؛ فرمود اگر کسي امام زمان خود را نشناسد مُرده است، يک؛ مرگش هم مرگ جاهلي است، دو؛ هم «کان» تامّه را از دست داد و هم «کان» ناقصه را؛ هم گرفتار سلب تامّ است و هم مبتلا به سلب ناقص؛ هم مرده است و هم مرگ او مرگ جاهلي است. براي اينکه زنده بشود اوّلاً و حيات او حيات معقول و طيّب و طاهر بشود ثانياً، پس بايد امام زمان خود را بشناسد، اين مطلب اوّل.

منظور از شناسايي تنها شناسايي شناسنامه‌اي و تاريخي و سند و نسب و نسبت و سبب نيست، اينها لازم است ولي کافي نيست! عمده شناخت معناي امامت، معناي عصمت، معناي ولايت، معناي حجّيت، معناي وحي‌يابي و الهام‌پذيري، معناي همتايي با قرآن کريم و مانند آن است که اگر کسي امام و امامت را با اين اصول و فروع ياد شده نشناسد مرده است، اولاً؛ مرگ او هم مرگ جاهلي است ثانياً که اسفبار است! براي اينکه حيات پيدا کند اوّلاً و حيات او هم حيات عقلاني و انساني و الهي بشود ثانياً، بايد امامت را نه تنها امام، ولايت را نه تنها وليّ، عصمت را نه تنها معصوم، حجّيت را نه تنها حجّت بشناسد، اين يک بخش.

بخش ديگر اينکه همه اين ذوات قدسی ـ اهل بيت(عليهم السلام) ـ فرمودند قرآن و عترت همتاي هم‌ هستند؛ فضيلتي که براي قرآن است، براي عترت(عليهم السلام) هم هست؛ منقبتي که براي عترت(عليهم السلام) است، براي قرآن هم هست. اگر کسي امام خود را نشناسد مرده است اوّلاً، مرگ او هم مرگ جاهلي است ثانياً. چون قرآن و عترت همتاي هم‌ می‌باشند، اگر کسي قرآن را نشناسد مرده است اوّلاً، مرگ او هم مرگ جاهلي است ثانياً و همان‌طوري که مقصود از معرفت امام شناخت شناسنامه‌اي نبود، بلکه شناخت عقلي و کلامي بود، مقصود از معرفت قرآن هم معرفت شناسنامه‌اي نيست که قرآن کتاب آسماني است، از طرف خدا نازل شده، در ليلهٴ قدر نازل شده، ۱۱۴ سوره دارد، چند هزار آيه دارد، بخش‌هايي از قرآن‌ را کسي از حفظ کند و از بَر کند اينها قرآن‌شناسي نيست؛ تا وحي را نشناسد، رسالت را نشناسد، نبوّت را نشناسد، تکلّم الهي را نشناسد، ره‌آورد قرآن را نشناسد و محور اصلي قرآن را نداند او قرآن را نشناخته است و «مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة».

بنابراين وجود مبارک وليّ عصر که همتاي قرآن است و قرآن کريم که همتاي انسان کامل است، اينها مي‌توانند جامعه بشري را نجات بدهند؛ اگر در سوره «صف» فرمود: ﴿هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَي تِجَارَةٍ تُنجِيكُم﴾[۳] ناظر به همين بخش‌هاي جهاد اصغر و اوسط و اکبر و مانند آن است.

مطلب بعدي آن است که منتظران راستين که نجات مي‌يابند و ديگران را نجات مي‌دهند چه گروهي‌ هستند؟ منتظران راستين، بخش‌هاي وسيعي از اوصاف اينها به صورت شرح و تفصيل و بخش‌هايي از عصارهٴ فضيلت اينها هم به صورت اجمال و متن در قرآن کريم آمده است؛ قرآن کريم از اينها به عنوان مجاهد، مهاجر، مؤمن، اهل نماز، اهل روزه، اهل حج، اهل خمس، اهل زکات و مانند اين ياد کرد که اينها تفصيل آن مُجمل و شرح آن متن است.

اما خود متن؛ فرمود کساني به مقصد مي‌رسند و مقصود را در مقصد مشاهده مي‌کنند که فرمود: ﴿لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾،[۴] ﴿لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾؛[۵] فرمود عالِم به مقصد برسد دشوار است، عاقل به مقصد برسد دشوار است، هر عالِمي به مقصد نمي‌رسد و هر عاقلي به مقصد نمي‌رسد؛ نفرمود علما به مقصد مي‌رسند، نفرمود عقلا به مقصد مي‌رسند؛ فرمود: ﴿لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾! ﴿لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾! ما نژاد و قومي در شرق و غرب عالَم به نام قوم عالِم و قوم عاقل نداريم! اين تازي و فارسي نيست که نژاد باشد و قوم داشته باشد! اين لُر، ترک، بلوچ و مانند آن نيست که جزء اقوام باشد، مثلاً اقوام آريايي باشد يا اقوام کذا و کذا باشد! ما در تمام کرهٴ زمين قوم عاقل و قوم عالِم نداريم، اين قوم به معناي نژاد و شناسنامه و مانند آن نيست. اين ﴿لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾، اين ﴿لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾،[۶] اين ﴿لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ﴾[۷] و اين ﴿لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾ که در قرآن آمده است، يعني مردان و زنان زنده که قائم به عقل باشند، نه عالِم! قائم به علم باشند، نه عالِم! وجود مبارک حضرت که جهان را اصلاح مي‌کند، چون قائم «بالعقل و العدل» است! پس صِرف عالِم بودن کافي نيست! صِرف عاقل بودن کافي نيست! تا قيام نکند به علم و قيام نکند به عقل، نه مشکل خود را حلّ مي‌کند و نه «غُل جامعه»[8] را از گردن ديگران بر مي‌دارد. اگر رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) ﴿يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الأغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ﴾[۹] بود، چون قوم عاقل بود؛ يعني قائم «بالعقل» و «بالعلم» بود! وجود مبارک حضرت حجّت(صلوات الله و سلامه عليه) چون به عقل قيام مي‌کند، به علم قيام مي‌کند، به عدل و قسط قيام مي‌کند، به توحيد و وحي و نبوّت قيام مي‌کند، جامعه را از خواب بودن بيدار مي‌کند، از مُستَلقي[۱۰] بودن مي‌نشاند، از نشسته به نيم‌خيز درمي‌آورد، از نيم‌خيز اينها را ايستا و قائم مي‌کند که ﴿لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ﴾[۱۱] مي‌شوند، جامعه ايستاده و مقاوم جامعه نجات‌يافته است. او چون قائم به عقل است، نه زير بار کسي مي‌رود و نه کسي را به زير بار مي‌آورد، نه بيهوده سخن مي‌گويد و نه بيهوده را مي‌شنود! ﴿لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ﴾، گاهي کار به قدري مهم است که عادل بودن هم کافي نيست، قائم به قِسط بودن هم کافي نيست، فرمود: قوّام به قسط باشيد.[۱۲] آنها که مثل امام راحل(رضوان الله تعالي عليه) جزء ياران حضرت هستند، او قائم به قسط است، يک؛ در مواقع خطر قوّام به قسط است، دو؛ سيصد و اندي اصحاب مانند امام خميني(رضوان الله تعالي عليه) دارد، اگر يک وليّ‌اي در جهان ظهور کرد و بيش از سيصد يار مثل امام راحل داشت و جامعه بشري را به عقل و علم قائم کرد، اين جامعه نجات پيدا مي‌کند. مستحضريد که در زمان حضور و ظهور آن وليّ مطلق الهي، عقل مردم بالا مي‌آيد، اصلاح جامعهٴ عاقل دشوار نيست! ذات اقدس الهي دست عنايت را روي رئوس مردم مي‌کشد که به برکت ظهور وليّ عصر(ارواحنا فداه) عقل مردم بالا مي‌آيد، اداره جامعه عاقل سخت نيست! آن‌گاه به حک%۸ه ۸۷حکA نيا%A‌کند.که laquo;بِ۹۸۶َّ۷%AED8 غ۳D97%Dِ۲D8ـي۶rlm3B بويْه۶َكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَ الْأَيْمَانِ»،[۱۳] از اين‌جا معناي انتظار منطبع مي‌شود؛ آن کس که عالِم است زمينه انتظار را دارد، ولی آن کس که قائم «بالعلم» است مُنتظِر است؛ آن کسی که عاقل است زمينه انتظار را دارد، ولي آن کسی که قائم «بالعقل» است مُنتظِر است. البته ادعيه، اذکار و اوراد، همه اينها زمينه است، وسيله است و عبادت است و لازم، اما قيام به عقل، قيام به عدل، قيام به علم، قيام به قسط، قيام به فکر و قيام به ايمان نشانه منتظران است. وقتي در سوره مبارکهٴ «مؤمنون» مردان الهي را معرّفي مي‌کند، فرمود اگر شنيده‌ايد که من در بخشي از آيات گفتم: ﴿فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ﴾،[۱۴] اگر شنيده‌ايد که در بخشي از آيات گفتم: ﴿سَارِعُوا إِلَي مَغْفِرَةٍ﴾،[۱۵] مي‌دانيد «سارعان» و «پيشکسوتان» و «پيشگامان» چه کسانی هستند؟ پيشگامان و پيشکسوتان منظور پيرمردان سابقه‌دار نيستند، منظور کساني هستند که در خط فکري قرآن و عترت‌اند اوّلاً و هم‌اکنون پيشاپيش ديگران‌اند ثانياً، اين معناي پيشگام و اين معناي پيشکسوت است! فرمود مي‌دانيد پيشکسوتان و پيشگامان چه کسانی هستند؟ ﴿الَّذِينَ هُم مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهم مُشْفِقُونَ ٭ وَ الَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ﴾؛[۱۶] اينها کساني‌ می‌باشند که از خشيت الهي در هراس‌اند، يک؛ به آيات الهي ايمان دارند، دو؛ اين علما، اين عقلا که اهل خشيت‌، اهل اِشفاق و اهل ايمان هستند، کساني‌اند که شِرک نمي‌ورزند ﴿وَ الَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لاَ يُشْرِكُونَ﴾،[۱۷] اين شِرک رقيق دامن‌گير بسياري از افراد است! در بخشي از آيات فرمود: ﴿ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُونَ﴾؛[۱۸] اکثر مؤمنين مشرک‌ هستند! آن‌که خدا را در همه حالات ناظر و حاضر نمي‌بيند و خود را مي‌بيند يا بازيگر است او مشرک است، ﴿ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُونَ﴾!

در سوره «مؤمنون» خيلي سخن بلندی آمده است، فرمود مي‌دانيد آنها که پيشگام‌ می‌باشند چه کسانی هستند؟ مي‌دانيد آنها که پيشکسوت‌اند چه کسانی هستند؟ آنها که ﴿مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهم مُشْفِقُونَ﴾ هستند، ولي کافي نيست! آنها که به آيات الهي مؤمن‌ هستند، ولي کافي نيست! ﴿الَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لاَ يُشْرِكُونَ﴾، ﴿أُولئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَ هُمْ لَهَا سَابِقُونَ﴾، اگر شنيديد که گفتم ﴿فَاسْتبَقُوا﴾، اگر شنيديد که گفتم ﴿سَارِعُوا﴾، اين سرعت برای اينهاست! پيشگام اينها هستند! پيشکسوت اينها هستند که شِرک نمي‌ورزند و قائم «بالتوحيد» می‌باشند. وجود مبارک حضرت که ظهور کرد جامعه قائم «بالعقل و العدل» مي‌شود، قائم «بالتوحيد» مي‌شود، همه اين قيام‌ها سايهٴ قيام آن کسي است که قيام کرده به همين نام! وجود مبارک وليّ عصر ظهور مي‌کند و جامعه بشري را از هر آسيب و گزندي نجات مي‌دهد.

مجدّداً مقدم شما نخبگان و فرهيختگان و منتظران را گرامي مي‌داريم، از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌کنيم که جوامع بشري را در پرتو علم به قرآن و عترت زنده کند اوّلاً، حيات عقلاني به اينها بدهد ثانياً، اينها را قائم «بالعلم و العدل» بکند ثالثاً، تا منتظران راستين ولیّ عصر(ارواحنا فداه) بشوند رابعاً.

 

«غفر الله لنا و لکم و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته»

 

 

 

[۱]. سوره انفال, آيه۲۴.

[۲]. إعلام الوري بأعلام الهدي(ط ـ القديمة)، ص۴۴۲؛ وسائل الشيعة، ج‏16، ص۲۴۶.

[۳]. سوره صف، آيه۱۰.

[۴] . سوره بقره، آيه۱۶۴؛ سوره رعد، آيه۴؛ سوره نحل، آيات۱۲ و۶۷؛ سوره عنکبوت، آيه۳۵؛ سوره روم، آيات۲۴ و۲۸؛ سوره جاثيه، آيه۵.

[۵] . سوره بقره، آيه۲۳۰؛ سوره انعام، آيات۹۷ و۱۰۵؛ سوره اعراف، آيه۳۲؛ سوره توبه، آيه۱۱؛ سوره يونس، آيه۵؛ سوره نمل، آيه۵۲؛ سوره فصّلت، آيه۳.

[۶] . سوره يونس، آيه۲۴؛ سوره رعد، آيه۳؛ سوره نحل، آيات۱۱ و ۶۹؛ سوره روم، آيه۲۱؛ سوره زمر، آيه۴۲؛ سوره جاثيه۱۳.

[۷] . سوره انعام، آيه۹۹؛ سوره اعراف، آيات۵۲ و ۱۸۸ و ۲۰۳؛ سوره يوسف، آيه۱۱۱؛ سوره نحل، آيات۶۴ و ۷۹؛ سوره نمل، آيه۸۶؛ سوره قصص، آيه۳؛ سوره عنکبوت، آيات۲۴ و ۵۱؛ سوره روم، آيه۳۷؛ سوره زمر، آيه۵۲.

[۸]. لغت‌نامه دهخدا، غل جامعه: [غ ُ / غ ُل ْ ل ِ/ م ِ ع َ/ ع ِ] (ترکيب وصفي، اِ مرکب) قسمي غل که گردن و دست و دوپاي در بند دارد. غل که گردن و دست و پاي را ببندد. رجوع به غُلّ شود.

[۹]. سوره اعراف, آيه۱۵۷.

[۱۰]. لغت‌نامه دهخدا، مستلقي: [م ُ ت َ] نعت فاعلي از استلقاء، خفته بر قفا؛ بر قفا خوابنده يعني پشت به بسترکرده دست و پا درازکننده، بر پشت خفته.

[۱۱]. سوره حديد, آيه۲۵.

[۱۲]. سوره نساء, آيه۱۳۵؛ ﴿أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ﴾.

[۱۳]. الكافي (ط ـ الإسلامية)، ج‏7، ص۴۱۴.

[۱۴]. سوره بقره, آيه۱۴۸؛ سوره مائده، آيه۴۸.

[۱۵]. سوره آل عمران, آيه۱۳۳.

[۱۶]. سوره مؤمنون, آيات۵۷ و ۵۸.

[۱۷]. سوره مؤمنون, آيات۵۹.

[۱۸] . سوره يوسف، آيه۱۰۶