RSS
 

بایگانی برای مهر, ۱۳۹۵

۱۰۷۳-کدام کتاب های اخلاقی و عرفانی را بخوانیم+ کشف محبت های مکتوب

۳۰ مهر

معاونت تهذیب حوزه های علمیه لیست کتاب های اخلاقی و عرفانی که توسط علما و بزرگان دینی تالیف شده اند را منتشر کرد.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، لیست کتاب هایی که این معاونت به طلاب و روحانیون و نیز عموم مردم جهت بهره مندی اخلاقی منتشر کرده، به شرح ذیل است.

*  کتاب هاي اخلاقي  

– معراج السعاده، ملا احمد نراقي

– خودشناسي براي خودسازي، آیت الله مصباح يزدي

– اخلاق در قرآن (۳ جلد) آیت الله مصباح يزدي

– تهذيب نفس، آیت الله ابراهيم اميني

– کتاب هاي استاد محمد شجاعي

– کتاب هاي شهيد آيت الله دستغيب شيرازي

* سرگذشت و شرح زندگاني بزرگان دين

الف. سرگذشت هاي ويژه از زندگي امام خميني

ب. سلوک معنوي، شرح زندگي حضرت آيت الله بهاء الديني

ج. فريادگر توحيد، شرح زندگي حضرت آيت الله بهجت

د. فضيلت هاي فراموش شده، شرح زندگي مرحوم تربتي

  – خودسازى يا تزكيه نفس، آیت الله ابراهيم امينىتحقیق پژوهش

– خودسازى، شهيد باهنر

– خودسازى، آیت الله محمد يزدى

– جهاد با نفس، ج ۳، آیت الله حسين مظاهرى

– نقطه هاي آغاز در اخلاق عملي آيت الله مهدوي كني

* کتابهایی با محور عرفان

– آداب الصلوة , امام خمينى

– چهل حديث ,امام خمينى

– المراقبات , ميرزا جواد ملكى تبريزى

– اسرار الصلوة , ميرزا جواد ملكى تبريزى

– رساله لقاءالله , ميرزا جواد ملكى تبريزى

– رساله لب اللباب , علامه طهرانى

– رساله سير و سلوك آیت الله بحرالعلوم

– سير و سلوك , يك بانوى ايرانى (مجتهده امين)

– اسرار عبادات , آيت‏ اللّه‏ جوادى آملى

– عرفان اسلامى , شهيد مطهرى

– نامه‏ ها و برنامه ‏ها , آیت الله حسن زاده آملى

– در آسمان معرفت , آیت الله حسن زاده آملى

 

۱۰۷۲-با همه وداع می کنم غیر از خدا+ نوع و جنس محبت در شهدا و اثار آن در مردم ایران

۳۰ مهر

پیامم به همه خواهران و برادران مؤمن این است که شما را به خدا، قدر و ارزش یکدیگر را بدانید و از غیبت، حسد، کبر، دروغ و حبّ دنیا بپرهیزید.

به گزارش سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»، طلبه شهید، مهدى آخوندیان فرزند رضا در سال ۱۳۴۲ شمسى در شهر امیرکلای مازندران به دنیا آمد.

او پس از آن‌که دوران کودکى را در میان خانواده‌اى متدین گذراند، قدم در عرصه علم و دانش نهاد و تا سال اول راهنمایى درس خواند.طلبه شهید، مهدى آخوندیان

پس از آن، در سن ۱۲ سالگى با موافقت والدین، روانه حوزه علمیه قم شد و به فراگیرى علوم دینى روى آورد، ولى از آنجا که به مادرش قول داده بود تا در کنار علوم حوزوى، دیپلم خود را بگیرد، از همان سال اول حوزه به صورت متفرقه در امتحانات آموزش و پرورش شرکت مى‌کرد تا این‌که دیپلمش را گرفت.

ایشان دروس حوزوى را هم از روحانیون فاضل فرا گرفت و تا اتمام لمعتین خواند و به جهت سختى در امر معیشت، به کارگرى هم مى‌پرداخت.

او علاقه وافرى به خاندان عصمت و طهارت داشت و با صداى دلنشین خود، در رثاى اهل‌بیت علیهم‌السلام مدیحه سرایى مى‌کرد.

مادرش مى‌گوید: »وقتى صداى زار زار او را از زیرزمین منزل مى‌شنیدم، آنچنان منقلب مى‌شدم که  من هم گریه‌ام مى‌گرفت».

با آغاز جنگ تحمیلى، نه تنها خود بارها به جبهه رفت، که دیگران را هم براى دفاع از کیان اسلام به جبهه‌ها دعوت مى‌کرد.

شهید مهدى آخوندیان در وصیت‌نامه خود خطاب به مادران مى‌گوید: "مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیرى کنید که فرداى قیامت در محضر خداوند نمى‌توانید جواب زینب سلام‌اللّه‌علیها را بدهید که تحمل ۷۲ شهید را نمود".

سرانجام این طلبه مجاهد و با غیرت در آخرین روزهاى بهار سال ۱۳۶۵، در منطقه مهران بر اثر اصابت ترکش غزل وصال سرداد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

پیکر پاکش پس از تشییع، در زادگاهش به خاک سپرده شد.

بخشى از وصیت نامه شهید: ‌ ‌

  "نمى‌توانستم در شهرمان بمانم و ببینم بچه‌ها عاشقانه و عارفانه جان ببازند و من در پشت جبهه مدعى باشم. کار را آنها بکنند و قیافه‌اش را من بگیرم".

خدایا! احساس مى‌کنم که این دنیا جاى من نیست.

با همه وداع مى‌کنم و فقط مى‌خواهم که با خداى خود تنها باشم.

اشکالى ندارد، "بهشتى"ها رفتند ولى راهشان هست، "باهنر"ها را از ما گرفتند، ولى راهشان را از ما نتوانستند بگیرند.

پیامم به همه خواهران و برادران مؤمن این است که شما را به خدا، قدر و ارزش یکدیگر را بدانید و از غیبت، حسد، کبر، دروغ و حبّ دنیا بپرهیزید.

خدا را شاهد مى‌گیرم که نه به خاطر تظاهر بلکه فقط به خاطر رضاى خدا و وظیفه دینى و فرمایش امام و خودسازى به جبهه آمدم.          

روحش شاد

 

۱۰۷۱-راز موفقیت حاج شیخ عباس قمی در تالیف کتب+ آثار محبت به طهارت

۳۰ مهر

واضح و مسلم است هیچ احدی بدون تلاش و کوشش فراوان به موفقیت قابل توجهی دست پیدا نمی‌کند و انصافاً علمای شیعه با جدیت، تلاش و پشتکار فوق‌العاده‌ای موفق شده‌اند جهان تشیع را به چنین جایگاهی برسانند.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَنِ إِلَّا مَا سَعَى نجم/۳۹

و اینکه برای انسان بهره‌ای جز سعی و کوشش او نیست

آینه:کتاب های شیخ عباس قمی

حکایت؛ مرحوم علی محدث زاده فرزند مرحوم حاج شیخ عباس قمی رحمةاللّه علیه نقل کردند: پدرم برنامه کاری‌اش چنین بود که بعد از خواندن نماز صبح با تعقیبات و دعا و خواندن قرآن، مجدداً تجدید وضو کرده و مشغول کتابت و نوشتن احادیث و اخبار می‌شد و می‌فرمود: فرزندم! کتب احادیث و اخبار و کلمات اهل‌بیت اطهار علیهم‌السلام نیز مانند قرآن کریم احترامش لازم است و بهتر است که از آن‌ها با وضو و با طهارت و با احترام نگهداری و استفاده کرد و به آن‌ها بی‌احترامی و بی‌اعتنایی نکرد.

آن بزرگوار اتاقی در طبقه دوم خانه‌اش داشت که با پلکان به آن اتاق می‌رفت و بعد دستور می‌داد که آن پلکان را بردارند، تا کسی نتواند به آن اتاق واردشده و مزاحم کارش گردد و شب و روز در آن اتاق کوچک مشغول نوشتن و مطالعه و تحقیق و تألیف بود.

آری، با چنین خلوص نیت، کوشش، جدیت و عشق به مقام ولایت کار می‌کرد و کتاب می‌نوشت که از همان روزها تاکنون مورد استفاده عموم شیعیان و مؤمنین قرار گرفته است.۱

به هر کاری که همت بسته گردد                                           اگر خاری بود، گل دسته گردد ۲

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل
  2. وحشی بافقی
 

۱۰۷۰-گارکاه نهم تربیت نفس+ محبت به خود ستایی

۲۹ مهر

کارگاه تربیت نفس: از تاریخ ۹۵/۷/۲۹ الی۹۵/۹/۱۱

امام علی علیه السلام :

اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛

 

 

زشت ترین راستگویى، تعریف انسان از خودش مى باشد.

 

 

غررالحكم: ج۲، ص۳۸۸، ح۲۹۴۲

 

 

ي دوستان اي دوستان من كيستم من كيستم
اي بلبلان بوستان من كيستم من كيستم؟

                                                                        لفظ حسن شد نام من از گفت باب و مام من
                                                                          گر لفظ خيزد از ميان من كيستم من كيستم

بگذشته ام از اسم و رسم مر خويش را بينم طلسم
آيا شود گردد عيان من كيستم من كيستم

                                                                              اطوار خلقت را ببين انوار رحمت را ببين
                                                                              در اين جهان بيكران من كيستم من كيستم
      
گاهي چرا آشفته ام گاهي چرا بشكفته ام
گاهي نه اين هستم نه آن من كيستم من كيستم

                                                                               شادان و خندانم چرا ؟ گويان و بريانم چرا ؟
                                                                             بهر چه خواهم آب و نان من كيستم من كيستم 

دست و دهان و گوش چيست عقل و شعور و هوش چيست
در حيرتم از جسم و جان من كيستم من كيستم

                                                                       اين است دائم پيشه ام كز خويش در انديشه ام
                                                                      گشته مرا ورد زبان من كيستم من كيستم

اين درس و بحث و مدرسه افزود بر من وسوسه
دردم بود اي همرهان من كيستم من كيستم 

                                                                            اي آسمان و اي زمين اي آفتاب نازنين
                                                                         اي ماه و اي ستارگان من كيستم من كيستم

اي صاحب دار وجود اي پادشاه فضل و جود
اي از توام نام و نشان من كيستم من كيستم

                                                                                 دست من و دامان تو گوش من و فرمان تو
                                                                                از بند رنجم وا رهان من كيستم من كيستم

تا كي حسن نالد چو ني تا كي بگريد پي به پي
گويد به صد آه و فغان من كيستم من كيستم ؟!

۹۸۰-کارگاه هشتم تربیت نفس پیرامون قبض و بسط نفس آدمی+ محبت بسطی و قبضی

۱۶ شهریور

 

 

 

۸۸۰- کارگاه هفتم تربیت نفس آنچه خداوند بخواهد+ محبت به آنچه پیش آمده، پیش خواهد آمد

۰۲ مرداد

 

 

 

کارگاه    از ۵//۵/۹۵ الی ۱۵/۶/۹۵

بَکير بن اَعيَن نيز مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: علم و مشيت خداوند با هم فرق دارند يا يک چيزند؟ حضرت فرمودند: اَلعِلمُ لَيسَ هُوَ المَشيئَةُ اَلا تَري اِنَّکَ تَقول: سَأَفعَلُ کَذا اِن شاء‌َاللهُ وَ لا تَقولُ سَأَفعَلَ کَذا اِن عِلمَ اللهُ …"[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (علم غير از مشيّت است. مگر نمي‌بيني که خودت مي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بخواهد و نمي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بداند. پس اينکه مي‌گويي اگر خداوند بخواهد، دليل اين است که خداوند نخواسته و چون خواست آنچه را خواست به گونه‌اي که خواسته واقع شود، پس علم خداوند پيش از مشيّت اوست.

عاصم بن حُمَيد مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: آيا خداوند هميشه مُريد (اراده‌کننده) است؟ حضرت فرمودند: اِنَّ المُريدَ لايَکونُ اِلاّ لِمُرادٍ مَعَهُ لَم يَزَل عالِماً قادِراً ثمَّ اَرادَ[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (مريد نيست مگر با بودن مراد (اراده‌شده با او، خداوند هميشه عالم و قادر است و سپس اراده کرده است.

همــگي خون شد و از رهگذر ديده چـکيد

دلم از کشمکش خــوف و رجا بس که تپيد

تا نخــواهد سـر مــويي نتـواند جـنبيد

مالـک‌الملک به زنجير مشيت بسته است

تا کـه دل کرد به رغبـت گنه و مي‌لرزيد

خواهــشش داد مرا خواهش هر نيک و بدي

سـخــطم را نبود عائــدة غــير مــزيد

چـو کنم گر ننهم سر به قضا و به رض

ليــس ربّــي و له الحمد بظـلاّم عبيــد

هر بدي سر زند از من هـمه از من باشد

تا به هـر گام مر او را رسد از قرب نويد

بارالـــها قــدم دل به رَه راســت بـدار

گر به قــربم بنــوازي نبود از تو بعيــد

پيــش از آني که کند طاير جانم پــرواز

کـه ز تو غــير تو داني که ندارم امـــيد

نااميدم مکن از دولت وصلت اي دوست

تا که در مستي عشق تو بمـاند جـاويد[ملامحسن فيض کاشاني، ديوان اشعار]

فيض را از مي وصلت قدحي ده سرشار

خـواستي لايزال بي کم و کاست

وز پي آن بود ارادت و خواسـت

نو به نو در جــهان شــود پيـد

فعــل‌هايي کـه از همــه اشــي

ور طبيعي بود چو سيل و حـجر

گــر ارادي بود چــو فعـل بشر

مبتني بر کــمال حکـمت اوست

منبـعث جمـله از مشيّت اوسـت

نـگـــسلد بي مشيّـــتش تـاري

نـخــلد بي ارادتـــش خـــاري

که سر مويي از جــهان کاهــند

فــي‌المثل گـر جـهانيان خواهند

نتـوان کاســتن ســـر يک مــو

گـــر نباشــد چــنان ارادت او

که بـــر آن ذره‌اي بيفــــزايـند

ور هــمه در مقـــام آن آيـــند

نتــــواننــــد ذره‌اي افــــزود[نورالدين عبدالرحمن جامي، هفت اورنگ]

نـدهـــد بـي‌ارادت او ســــود

سحرگه نه تن سر نه سر تاج داشت

سر شب سر تخـت تاراج داشت

  1. بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
  1. بیار باده که بنیاد عمر بر بادست

 

 

 

  1. غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
  1. ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست

 

 

 

  1. چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
  1. سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست

 

 

 

  1. که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
  1. نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست

 

 

 

  1. تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر
  1. ندانمت که در این دامگه چه افتادست

 

 

 

  1. نصیحت کنمت یاد گیر و در عمل آر
  1. که این حدیث ز پیر طریقتم یادست

 

 

 

  1. غم جهان مخور و پند من مبر از یاد
  1. که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست

 

 

 

  1. رضا به داده بده وز جبین گره بگشای
  1. که بر من و تو در اختیار نگشادست

 

 

 

  1. مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
  1. که این عجوز عروس هزاردامادست

 

 

 

  1. نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل
  1. بنال بلبل بی دل که جای فریادست

 

 

 

  1. حسد چه می‌بری ای سست نظم بر حافظ
  1. قبول خاطر و لطف سخن خدادادست

 

 

 

غزل شمارهٔ

دوره کارگاه اول تربیت نفس از قرآن و احادیث اهل البیت علیهم السلام:

«آغاز تمرین تربیت نفس از کلمه قصار ۱۷۸نهج البلاغه»

"۱۰/۸/۹۴لغایت ۲۰/۹/۹۴ "

امام على علیه السلام: اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۸)

۱۶۰ دروه کارگاه  دوم تربیت نفس را با حدیث حضرت امام هشتم علیه السلام آغاز می کنیم تا حکمت ۱۷۸نهج البلاغه رابچشیم.

شروع ثبت نام:۲۰/۹/۹۴لغایت۳۰/۱۰/۹۴

ويژگيهاى دهگانه عاقل از حضرت امام الرضا علیه السلام

دوره دوم ۴۰ روز جدید تربیت نفس از حدیث امام هشتم علیه آلاف التحیه و الثناء

لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهره. الفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ـ از او اميد خير باشد.+بیش از ۵۰ درصد موفق بودم الحمدلله
۲ـ از بدى او در امان باشند.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغقرالله
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.+بیش از ۶۰درصد موفق بودم الحمدلله
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.+بیش از ۹۰درصد موفق بودم الحمدلله
۷ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۸ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغفرالله
۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استعفرالله

۳۱۹-آغاز دروده سوم با حدیث تکبر درمانی امام هفتم علیه السلام:

۹۴/۱۰/۲۵الی۹۴/۱۲/۵

کارگاه سوم تربیت نفس

«ان الزرع ینبت فی السهل و لاینبت فی الصفا فکذلک الحکمة تعمر فی قلب المتواضع و لاتعمر فی قلب المتکبر الجبار، لان الله جعل التواضع آلة العقل و جعل التکبر من آلة الجهل! ؛

زراعت در زمینهای نرم و هموار می روید و روی سنگهای سخت هرگز رویش ندارد، همین گونه دانش و حکمت در قلب انسان متواضع رویش دارد، و قلب متکبر جبار هرگز آباد نمی گردد؛ زیرا خداوند تواضع را وسیله عقل و تکبر را از ابزار جهل قرار داده است» ! (51)

کارگاه پنجم : ۹۵/۱/۱۵ الی ۹۵/۲/۲۵

موضوع: قناعت قرآنی

امام على عليه ‏السلام :

مَنِ اقتَصَرَ عَلى بُلغَةِ الكَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الراحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَةِ؛

هر كس به مقدار كفايت، قناعت كند، آسايش مى‏ يابد و براى خويش زمينه گشايش فراهم مى ‏كند.

کافی(ط-الاسلامیه) ج ۸ ، ص ۱۹ – نهج البلاغه(صبحی صالح) ص ۵۴۰ ، حكمت

۵۱ بحار الانوار، جلد ۱، صفحه ۱۵۳.

۴۰۶کارگاه چهارم تربیت نفس:

۰۳ اسفند

کارگاه چهارم از ۹۴/۱۲/۵ الی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۱۰۶۹-آیا عفوِ خداوند آثار طبیعىِ گناه را برمی دارد؟+ محبت به عفو خداوند مهربان

۲۹ مهر

عفوِ خداوند، كیفر گناه را برمى ‏دارد، اما آثار طبیعىِ گناه با عفو و بخشش از بین نمى ‏رود. چنان كه اگر شرابخوار توبه كند، خداوند او را مى ‏بخشد، ولى آثار شراب در مست كردن باقى مى ‏ماند.

به گزارش سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری«حوزه» استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیات سی و هشتم سوره بقره پرداخته است.

«قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (بقره، ۳۸)

ترجمه: گفتیم همگى از آن باغ فرود آیید، پس آنگاه كه از جانب من هدایتى به سوى شما آمد، آنان كه هدایتم را پیروى كنند، نه ترسى بر آنهاست و نه اندوهگین شوند.حجت الاسلام قرائتی

به دنبال توبه آدم و پذیرش آن از سوى خداوند مهربان، بار دیگر فرمانِ «اِهبطوا» آمد، تا گمان نشود كه توبه سبب بازگشت به آن باغِ بهشت ‏گونه مى‏ گردد.

آرى عفوِ خداوند، كیفر گناه را برمى ‏دارد، اما آثار طبیعىِ گناه با عفو و بخشش از بین نمى ‏رود. چنان كه اگر شرابخوار توبه كند، خداوند او را مى ‏بخشد، ولى آثار شراب در مست كردن باقى مى ‏ماند.

خروج آدم از بهشت، اثر طبیعىِ خوردن از گیاهِ ممنوعه بود، كه با توبه از بین نمى ‏رفت و به هر حال آدم و همسرش باید از بهشت خارج مى ‏شدند و در نقاط دیگر زمین كه چنان امكاناتى را نداشت مستقر مى ‏شدند.

از آنجا كه خروج آدم از بهشت، موجب خروج ابدى نسل و فرزندان او، از آن بهشت مى ‏گردید، لذا فرمانِ هبوط خطاب به همه انسان ‏ها صادر شده است، ولى به دنبالِ آن، هدایت بشر مطرح گردیده كه خداوند مى ‏فرماید: من اسباب هدایت را براى شما مى ‏فرستم، چه كتاب و چه پیامبر، امّا مردم در مقابل آن دو دسته مى‏ شوند، یك گروه تبعیت مى ‏كنند و یك گروه كافر مى ‏شوند.

* علم به تنهایى كافى نیست‏

خداوند در آغاز خلقت، نام ‏هاى موجودات و حقایق هستى را به آدم آموخت و در نهاد او استعداد فراگیرى و دانش ‏اندوزى را قرار داد و همان علم، مایه برترى او بر فرشتگان گردید. اما این علم و دانش، مایه نجات او از وسوسه ‏هاى شیطان نگردید و آدم در همان آغاز، فریب خورد و دچار گمراهى گردید.

لذا خداوند پس از پذیرش توبه او و استقرارش در زمین، اسباب هدایتش را فراهم مى ‏سازد، تا بتواند حق را از باطل و خیر را از شرّ بازشناسد و گمراه نگردد. نزول وحى، دومّین نعمتِ بزرگ الهى بود كه خداوند در كنار عقل به بشر عنایت فرمود.

گرچه نزول وحى و اسباب هدایت بر خدا لازم است، امّا هدایت یافتن بر اساس اختیار بشر است، نه آنكه هدایت الهى، هدایتى تكوینى و یا اجبارى باشد و خداوند انسان ‏ها را مجبور به پذیرش آن كرده باشد، بلكه انسان در انتخاب مسیر خود آزاد است و مى ‏تواند از هدایت الهى تبعیت كند و یا سرپیچى ورزد.

مهم‏ ترین نگرانى انسان از آینده خود است، آینده خود در دنیا و آخرت. چنان كه توجه به گذشته و عمر برباد رفته، موجب حزن و اندوه، و ندامت بر فرصت ‏ها و امكانات از دست رفته مى ‏شود. اما هر كه هدایتِ الهى را بپذیرد، خداوند آینده او را تضمین نموده و دیگر از آینده ‏اش نگرانى ندارد، چنان كه بر گذشته خود اندوهگین نمى ‏شود، زیرا او طبق وظیفه ‏اش عمل نموده است، گرچه كارش به نتیجه نرسیده و موفقیت ‏هاى ظاهرى را به دست نیاورده باشد.

 از این آیه مى ‏آموزیم كه:

* گاهى یك حركتِ خطا، آثارش، یك نسل و نژاد را در بر مى ‏گیرد. آدم یك خطا بیش نكرد، اما او و نسلش را از بهشت بیرون ساخت.

 * خداوند هیچگاه لطف خود را از انسان دور نمى ‏سازد. گرچه آدم عصیان كرد، اما خداوند هم راه توبه را برایش قرار داد و هم اسبابِ هدایتش را فراهم ساخت.

* هدایت الهى، با سكونت انسان در زمین آغاز شده و خداوند انسان را به حال خود رها نكرده است.

* اختیار ویژگى انسان است و مردم مجبور به پذیرش هدایت نیستند، لذا گروهى مؤمن و گروهى كافر مى ‏شوند.

* هدایت شدگانِ الهى، در آرامش واقعى به سر برده و از هرگونه اضطراب و نگرانى به دور هستند.

 

۱۰۶۸-با تعبیر «فقه مضاف» موافق نیستم+ محبت مضاف چیست؟

۲۹ مهر
کد خبر: ۳۹۶۵۴۱ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۷/۲۸ – ۱۶:۵۴ | سرویس: علمی، فرهنگی ۳۰
مدیر حوزه
با تعبیر «فقه مضاف» موافق نیستم
حوزه/ موضوع فقه در همه ‌جا و همیشه خاص است، مراد طرح کنندگان از تعبیر «فقه مضاف»، فقه نو است، موضوعاتی چون پزشکی، بانک، بیمه و … این موضوعات همانند اجارۀ، صلاۀ و … معیّن و محدود هستند.
 

خبرگزاری «حوزه» گزیده ای از مباحث «اصول و روش‌ های تربیتی» که توسط مدیر حوزه های علمیه در قالب کرسی خارج فقه با عنوان «فقه تربیتی» برای طلاب حوزه علمیه قم تدریس می گردد را منتشر می کند.

برای تبیین «اصول و روش ‌های تربیتی» به عنوان یک مبحث مهم و کلان، لازم است چند مقدمه ذکر گردد. برخی از این مقدمات کلان است و برخی هم نکات جدیدی است که در طول مباحث ارایه می گردد.

مقدمه اول: مفهوم فقه مضاف

آنچه به عنوان فقه ‌های نو یا مسایل مستحدثه یا ابواب مستحدثه نامیده می ‌شود، چند قسم است. در برخی از سخنرانی ‌ها هم اشاره شده است، اینجا با تعبیر فنی عرض می ‌کنم.

بنده با تعبیر «فقه مضاف» موافق نیستم و عنوان دقیقی نیست. زیرا عنوان «فقه مضاف» از فلسفه مضاف وام گرفته شده است و باید گفت: عنوان «مضاف» در فقه گویا و رسا نیست زیرا کلمه «مضاف» مشترک لفظی بین دو معنا است:

*نگاهی به معنای مضاف

* مضاف به این معنا که در باب اضافه بیان شده است، یعنی چیزی از شئون چیز دیگر باشد و اضافه به آن بشود مانند «غلام زید». این معنای اضافه نشانگر وابستگی است. عنصر اول وابستگی به عنصر دوم دارد. این معنی در ادبیات به کار رفته که به معنای لغوی نزدیک است.

* معنای دوم مضاف که بیشتر در فلسفه به کار رفته، مضاف در مقابل مطلق است. نظیر فلسفه مضاف با این نیت که در فقه نیز مضاف و مقید داشته باشیم. اصطلاح آب مضاف و آب مطلق داریم.

گاهی مضاف در مقابل وصف علمی قرار می‌ گیرد، یعنی علم محدود در مقابل علم کلی. این در جایی است که در واقع علم به یک قلمرو خاصی بپردازد و موضوع آن چیز مقیدی باشد. موضوع علم مطلق مانند فلسفه که کلی است، در مقابل آن علم مضاف است که موضوعش مقید است، مانند فلسفه ‌های مضاف. موضوع فلسفه کلی، موجود بما هو موجود است و فلسفه مضاف خاص است، همانند فلسفه جامعه، سیاست، اقتصاد و آموزش و پرورش، فلسفه اخلاق و … این یکی به موجود خاص و مقید پرداخته است.

گاهی مضاف قید علم قرار می ‌گیرد و محدوده علم را مشخص می ‌کند، برخی معتقدند «فقه مضاف» داریم؛ این اضافه اشراقی است و از فلسفه مضاف الهام گرفته شده است. پس واژه مضاف از فلسفه گرفته شده و گاهی در فقه نیز به کار می ‌رود.

به نظر ما در فقه این اصطلاح وجه ندارد، زیرا فقه کلی نداریم تا در مقابلش فقه محدود داشته باشیم؛ تمام فقه مربوط به افعال مکلفین است. موضوع فقه در همه ‌جا و همیشه خاص است. مراد طرح کنندگان از تعبیر «فقه مضاف»، «فقه نو» است، موضوعاتی مانند پزشکی، بانک، بیمه و … این موضوعات همانند اجارۀ، صلاۀ و … معیّن و محدود است.

گرچه تعبیر مضاف در فلسفه، نوعی جدید بودن را می ‌رساند، اما موضوع فلسفه مضاف، موجود خاص است در مقابل موجود بما هو موجود قرار دارد. اما در فقه دو نوع موضوع (کلی و جزیی) نداریم. برش جدید است، برش ‌های جدید در مقابل برش ‌های قدیم است.

* سؤال: برخی به همه ابواب فقه می ‌پردازند ولی برخی دیگر از فقیهان به حوزه ‌های خاص می ‌پردازند؛ از این جهت تعبیر فقه مضاف، معنا دار می ‌شود؟

پاسخ: کسانی که این تعبیر را به کار برده‌ اند، مرادشان از فقه مضاف، فقه ‌های تخصصی است و این اختصاص به موضوعات جدید ندارد. از این حیث، هر فقهی مضاف است و ما فقه مطلق نداریم.

مسایل جدید دو دسته هستند، گاهی جدید است مانند فلسفه ‌های مضاف و گاه موضوعی در عرض سایر موضوعات است. این فقه با همان قواعد فقهی متداول قابل بررسی و استنباط است.

گاهی در واژه مضاف عنایت است یعنی نگاه درجه دو به فقه است مانند فلسفه فقه.

پس مراد از «مضاف»، مضاف به معنای لغوی یا ادبی یا آنچه در علوم جدید است و اشراقی نیست، بلکه این تعبیر از فلسفه به فقه وارد شده است این مفهوم نیز دقیق نیست. خاصِ فقه در مقابل فقه عام، معنی ندارد؛ معنای دوم، نگاه درجه یک یا درجه ۲ به فقه است. گرچه برخی افراد اهل ذوق هستند و جعل اصطلاح می‌ کنند، باید عرض کرد که این استعاره دقیق نیست. پیشنهاد ما این است گفته شود، «فقه ‌های نو»، المسایل المستحدثه، فقه المستحدثه به باب مستحدثه (ولو موضوع آن جدید نباشد).

پس بهتر است واژه مضاف را به کار نبریم، بلکه بگوییم ابواب و کتاب‌ های نو در فقه. این تعبیر «نو» اختصاص به مسایل نو ندارد بلکه شامل سامانه جدید و یا تاسیس باب فقهی جدید نیز می ‌شود.

* مقدمه دوم: انواع فقه‌ نو

نوآوری در فقه و ابواب فقه چند قسم است:

* قسم اول این است که فقه جدید در حد تک ‌مسأله یا مسایل محدود است.

مسأله یا مسایل جدید، چند حالت دارد:

الف: گاهی مسأله جدید در ابواب متداول فقه جا می ‌گیرد، مثلاً مساله تعیین قبله برای مسافران کره ماه یا مریخ که در ذیل مسایل مربوط به قبله باید بیان گردد.

ب: گاهی مسأله جدید به باب یا موضوع خاص فقه موجود ربط ندارد؛ این نوع مسأله در آخر کتاب فقهی، به عنوان مستدرک بیان شود مانند پیوند اعضاء و …

پس مسایل مستحدثه دو دسته هستند، که برخی از مسایل آن در ابواب فعلی فقه قرار ندارند و از طرفی از نظر حجم هم آن قدر زیاد نیست تا باب یا کتاب مستقل را تشکیل بدهد.

* قسم دوم این است که فقه جدید از یک حجمی برخوردار باشد. دارای انسجام باشد که بتواند فصل، باب یا کتاب فقهی شود. فقه همیشه پذیرای موضوعات جدید است.

در این صورت که مجموعه مسایل جدید دارای حجم است و می ‌تواند کتاب جدید را تشکیل دهد؛ این نوع مسایل، طبقه ‌بندی فقه را دچار تحول می ‌کند. البته این مطلب منافاتی ندارد با اینکه برخی مسایل آن باب یا کتاب در لابلای فقه متداول، به صورت پراکنده موجود باشد. فقه تعلیم و تربیت، فقه محیط زیست و … از همین قبیل است.

* جمع ‌بندی

«فقه نو» گاهی به معنای مسایل جدید بوده و گاهی به معنای باب یا کتاب جدید است. ابواب جدید فقه، گاهی در کتاب فعلی با اضافه کردن یک باب محقق می ‌شود و گاهی باید کتاب جدید در عرض سایر کتاب ‌های فقهی تأسیس کرد.

* تعریف فقه ‌نو

فقه ‌های نو، مجموعه مسایلی است که عمدتاً جدید هستند و بر محور موضوع جدید جمع می ‌شوند و از نظر حجم می ‌توان آن را تبدیل به یک کتاب جدید در عرض کتب فقهی موجود کر

 

۱۰۶۷-در مورد معاملات نسیه و قسطی بیشتر بدانیم+ محبت در زمین اقتصاد اسلامی

۲۹ مهر

در معامله نسیه باید تاریخ پرداخت کاملاً معلوم باشد. در غیر این صورت، معامله باطل است.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» یکی از نکات رایج در معاملات و به خصوص سوپرمارکت ها و بقالی ها، خرید به صورت «نسیه» است. در این زمینه مطالبی شایان ذکر می باشد که بیان می شود .معامله قسطی

* امتناع فروشنده از نسیه

فروشنده حق دارد از قبول نسیه خودداری و وجه جنس خود را نقداً از مشتری مطالبه کند؛ زیرا پایه معاملات بر مبنای توافق طرفین است و تا فروشنده و مشتری رضایت کامل نداشته باشند، نقل و انتقال حاصل نخواهد شد.

قرآن مجید می فرماید: « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَيْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ »؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! اموال یکدیگر را بیهوده نخورید، مگر اینکه تجارتی همراه با رضایت انجام گیرد.

* گران بودن نسیه

فروشنده می تواند جنس نسیه را گران و نقد را ارزان بفروشد؛ علت مطلب آن است فقها می فرمایند: «للأجل قسط من الثمن؛ زمان در مقام معامله ارزش دارد.» بر این اساس، فروشنده میتواند جنس نسیه ای یا اقساطی را گرانتر بفروشد؛ ولی تذکر مهم این است فروشنده و مشتری نمی توانند معامله را مبهم گذارند، بلکه باید نحوه پرداخت را مشخص کنند (نقدی، نسیه یا اقساط) [استفتائات جدید آیةالله العظمی مکارم/۲/۲۶۲]

* یادداشت بدهی

کسانی که جنس را به صورت نسیه میبرند، لازم است بدهی خود را به فروشنده یاداشت کنند تا مدیون فروشنده نشوند.

این وظیفه تنها به خریداران نسیه ای مربوط نمی شود، بلکه همه اشخاصی که دین و قرض یا حق الناس بر عهده آنان می باشد، لازم است از ثبت و ضبط بدهی خود غفلت نکنند؛ زیرا چه بسا در گذر زمان بدهی خود را فراموش کنند و یا حتی مسئله مرگ و میر پیش می آید که در این صورت مدیون فروشنده یا طلبکار شده اند.

* تعیین تاریخ پرداخت

در معامله نسیه باید تاریخ پرداخت کاملاً معلوم باشد. در غیر این صورت، معامله باطل است.

▪ چند پرسش و پاسخ درصورت فوت مدیون

وقتی شخصی کالا را نسیه می برد، مدیون محسوب می شود که در صورت فوت وی، جای چند سؤال وجود دارد:

پرسش: بدهی او از اصل مال برداشته می شود یا از ثلث؟

پاسخ: از اصل مال برداشته می شود.

پرسش : آیا برای پرداخت بدهی، اجازه ورثه لازم است، یا نه؟

پاسخ: خیر؛ چنانچه پول یا مالی از بدهکار نزد طلبکار باقی مانده، می تواند به مقدار طلب خود از آن مال برداشت کند.

 پرسش: پرداخت طلب طلبکاران بعد از تقسیم ارث انجام میشود یا قبل از آن؟

پاسخ: بر ورثه لازم است قبل از تقسیم ارث، دیون میت را از مال میت محاسبه نموده، پرداخت کنند. قرآن مجید می فرماید: «من بعد وصیة یوصی بها او دین»؛ ارث باید پس از پرداخت دیون و وصیت میت باشد.

 پرسش: وصیت کردن شخص برای ادای دین لازم است یا نه؟

پاسخ: بله؛ زیرا ترک وصیت، ممکن است به از بین رفتن حق طلبکاران منجر شود.

پرسش : اگر دین میت مدت دارد، آیا ورثه میتوانند پرداخت دیون را تا آن مدت تأخیر بیندازند؟

پاسخ: خیر؛ زیرا با مردن مدیون، مدت دین از بین می رود و بر ورثه لازم است در اولین فرصت و قبل از تقسیم ارث، دیون او را بپردازند؛ اعم از اینکه دین وی به اشخاص حقوقی باشد، مانند بانک یا به اشخاص حقیقی.

▪ دریافت اضافه

چنانچه خریدار متوجه شود که فروشنده کمتر از مقدار توافق شده پول دریافت کرد، لازم است او را به اشتباهش آگاه کند و مقدار باقی مانده را به وی برگرداند. همچنین است اگر خریدار متوجه شود که فروشنده کالای بیشتر از مقدار توافق شده به او داد.

تهیه و تنظیم: حجةالاسلام والمسلمین سیدجعفر ربانی

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت آینده شناس

 

۱۰۶۶- چه چیزی امام خمینی (ره) را نا آرام می کرد!؟+ حفاظت بر محبت در عهد الهی

۲۹ مهر

اگرچه به واسطه برخی مشکلات امرار معاش و گذراندن زندگی برای بسیاری از افراد جامعه سخت شده، اما باید دقت داشت در اغلب موارد علت اصلی آن، توقع بالا و مصرف گرایی که منجر به اسراف نیز می‌گردد.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

كُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ اعراف/۳۱

بخوريد، و بياشاميد ولی اسراف مکنيد

آینه:امام خمینی

حکایت؛ یکی از اعضای دفتر امام خمینی(ره) چنین نقل کرد: یک روز طبق وظیفه‌ای که هر ماه بر عهده داشتیم، در پایان ماه، لیست مخارج ماهیانه را در جماران خدمت امام فرستادیم، در ضمن آن، مخارج منزل امام، از جمله هزینه مهمانی‌ها و رفت و آمدهای امام و پول برق را نوشته بودیم.

وقتی صورت مخارج را فرستادیم، پس از نیم ساعت، حاج احمد آقا تلفن زده و گفتند: از وقتی که صورت داده‌اید، امام مرتب در لب باغچه قدم می‌زند و سخت ناراحت است، زیرا مخارج خانه آقا، در این ماه از ده هزار تومان تجاوز کرده است، لذا امام می‌فرماید: اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز کند، من اصلاً از اینجا می‌روم. مرحوم حاج احمد آقا گفت: شما ببینید در این ماه خرج اضافی چه بوده است، که به آقا بگوییم و خیال امام راحت شود.

ما پس از جستجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را یافتیم که ابداً مربوط به منزل امام نبوده است.

۱. گازوئیلی که از خانه امام زیاد آمده بود، ما گفتیم آن را در انبار حسینیه جماران بریزند.

۲. ماشینی که خانواده حضرت امام را می‌برد، خسارتی وارد شده بود و هزینه آن را پرداخت کردیم.

۳. ملامین برزنتی برای خانه حضرت امام تهیه شده بود، تا داخل منزل حضرت امام از بالای پشت‌بام دیده نشود، زیرا پاسداران در آنجا پاس می‌دادند.

وقتی این چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستادیم خیال آقا راحت شد و در نتیجه ایشان احساس آرامش کردند و آسوده خاطر شدند.۱

 

با اقتباس و ویراست از کتاب گنجینه معارف

 

 

۱۰۶۵-کاش قدر رادیو را برای تبلیغ دین بدانیم!+پخش محبت از رادیو در جهان

۲۷ مهر

«تنها صداست که می ماند» این جمله را بارها در مناسبت و برنامه های مختلف شنیده ایم و همگی نیز به اهمیت آن واقفیم، اما آنچه اهمیت دارد این مهم است که ما تا چه حد از این ابزار توانسته ایم استفاده لازم را ببریم.

خبرگزاری «حوزه»/ رادیو را باید در دسترس ترین رسانه دانست که مردم به راحتی با آن ارتباط برقرار می کنند. گوش دادن به رادیو، مستلزم این نیست که مخاطب کار خود را رها کرده و تمام حواسش به آن برنامه باشد، بلکه قادر است هم کارش را انجام داده و در کنارش هر برنامه از را که می خواهد، دنبال کند. برای مثال یک خانم خانه دار هنگام کار در منزل یا یک راننده تاکسی و اتوبوس هنگام رانندگی قادر است شنونده برنامه های رادیو باشد. دیگر مشاغل نیز این گونه است، اما با وجود این امتیازات استفاده لازم را از آن نبرده ایم.

*چرا از رادیو بهره نبرده ایم

امروز ما همانند دو یا سه دهه قبل تنها یک یا دو شبکه رادیویی نداریم، بلکه تعداد بسیار زیادی شبکه وجود دارد که هر کدام به صورت ویژه موضوعی را دنبال می کنند. برای مثال در رادیو معارف برنامه های دینی دنبال می شوند و در شبکه قرآن تنها موضوعات قرآنی مد نظر قرار می گیرد، با این حال تخصصی شدن برنامه ها، سبب نشده تا مخاطبان این شبکه ها فراگیر شوند. در این میان می بایست رادیو ورزش یا رادیو صبا را استثنا دانست که به واسطه جنس برنامه هایشان تا حدودی تعداد مخاطبان بسیاری را به خود اختصاص داده اند.

درباره چرایی کم بودن مخاطبان رادیو قرآن و معارف نیز می توان اظهار نظرهای فراوانی کرد، اما مهمترین عامل در یکنواخت بودن برنامه و نحوه اجرای آنها در چند نکته نمود پیدا می کند یعنی در برنامه های این شبکه ها تنها تبلیغ مستقیم و موعظه گرایانه هدف است و اصولا به مخاطبان از بالا نگاه می شود. برای همین تماشاگر آن را نمی پذیرد و با آن ارتباط برقرار نمی کند.

*نمایش های کلیشه ای رادیورادیو

نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد، به برنامه های نمایشی رادیو معارف و قرآن مربوط می شود.  چه آنکه شکل اجرای نمایش ها بسیار کلیشه ای و تکراری است. در عموم این برنامه ها همیشه آدمی وجود دارد که به ذاته خوب است و سعی دارد مردم را اصلاح کند، اما هیچگاه درباره شک ها و تردید های چنین آدم هایی حرف زده نمی شود یا در برنامه هایی که به صورت میزگرد اجرا می شود از همان ابتدا هدف برنامه مشخص است.

*یکنواختی برنامه های دینی در صدا

یعنی در برنامه های مذهبی و قرآنی رادیو، تنها یک جنس صدا شنیده می شود برای همین مخاطب آن نیز به یک قشر به خصوص خلاصه می شود، در صورتیکه می شود با پرداختن به بسیاری از شک ها و تردیدها، امکانی را فراهم آورد تا همه مردم مخاطب برنامه های مذهبی رادیو باشند.

برای نمونه می توان به برنامه هایی اشاره کرد که در آنها به سئوالات جوانان پاسخ داده می شود، البته نه به این نحو که در صدا و سیما کشورمان شاهد هستیم، بلکه اجرای برنامه ها به نحوی باشد که سئوالات به صورت کاملا چالشی مطرح گردد.

در پایان باید به یاد داشت رادیو هم اکنون رقیبان بسیاری دارد، چون در گذشته تنها یک یا چند شبکه تلویزیون رقیب رادیو بود، اما با گسترش فضای اینترنتی و ماهواره، دیگر کسی در انتخاب سرگرمی با محدودیت رو به رو نیست و اگر بخواهیم با همین روش تکراری برنامه های رادیو را تولید کنیم، در آینده نزدیک تعداد شنوندگان رادیو کاهش چشمگیری خواهد داشت.

 

۱۰۶۴-مجتهدی پای سماور چایی روضه+محبت در خدمت به عزاداران امام حسین علیه السلام

۲۷ مهر

ارادت و محبت نسبت به اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام از ویژگی‌های بارز شیعیان است که همین محبت باعث شده تا همه افراد، غنی یا فقیر، رئیس یا کارگر، زن یا مرد و پیر یا جوان همه و همه خدمتگزار اهل‌بیت علیهم‌السلام هستند.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى شوری/۲۳

بر اين رسالت مزدی از شما، جز دوست داشتن خويشاوندان، نمی‌خواهم 

آینه:چای روضه امام حسین علیه السلام

حکایت؛ حجت‌الاسلام‌والمسلمین آقای سید مرتضی علوی نقل کرده است: آیت‌الله علوی در این اواخر که به اصفهان رفته بودند، فرمودند: خوب است سری به منزل آقای نجفی بزنیم. به منزل ایشان رفتند، آن روز منزل ایشان روضه بود، در خانه‌ای کاه‌گلی و در کمال سادگی عده‌ای پیرمرد روحانی نشسته بودند و شخصی هم با یک لباس نیم تنه و یک تکه پارچه که به سرش بسته بود به عاشقان اهل‌بیت علیهم‌السلام چای می‌داد. برای ما مشتبه شده بود که کدام‌یک از آقایان معممین آقای نجفی می‌باشد و بعداً متوجه شدیم و روشن شد آن‌کس که چای می‌دهد و خدمت می‌کند، خود مرحوم آیت‌الله شیخ مهدی نجفی(ره) است.

مرحوم علوی از اطرافیان سؤال کرد: چرا آقا خودشان چائی می‌دهند؟ گفتند: ایشان همیشه این‌طور هستند و در کمال تواضع چای پخش می‌کنند و خود را خادم الحسین علیه‌السلام می‌دانند.۱

سماوری که به بزم حسین می‌جوشد                        بخار رحمت آن جُرم خلق می‌پوشد

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل
 

۱۰۶۳-کنسرت‌ها آفت دین و فرهنگ انقلابی اند.+محبت با طعم کنسرت

۲۷ مهر

اگر وضعیت برگزاری کنسرت‌های موسیقی به همین شکل ادامه پیدا کند، طولی نخواهد کشید که کنترل و هدایت آن کاملا از دست خواهد رفت، کما این که در حال حاضر نیز نمی‌توانند آن را کنترل کنند.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» از شهرکرد، حجت‌الاسلام‌ والمسلمین‌ نکونام در نشست ماهانه ائمه جمعه چهارمحال و بختیاری، رعایت تقوای الهی در همه أمور را یک اصل دانست و گفت: مراقب باشیم توصیه به تقوا که در آغاز هر خطبه نماز جمعه خودمان و مردم را به آن  تذکر می‌دهیم به یک شعار تبدیل نشود بلکه بکوشیم خودمان پیش از مردم عامل به تقوای الهی باشیم.

نماینده ولی فقیه در استان چهارمحال و بختیاری با تاکید بر این که همه ما در انجام وظایف به رعایت تقوای الهی نیازمند هستیم، خاطرنشان کرد: امروز ما ائمه جمعه بیش از همه به خدا ترسی و خداباوری و در یک کلام به تقوای الهی به شدت نیازمند هستیم که باید این أمور به یک باور در وجود ما نهادینه شود تا در اخلاق و رفتار و تعاملات اجتماعی و مواضع سیاسی و موضع گیری‌های ما در خطبه‌های نماز جمعه تاثیر بگذارد

امام جمعه شهرکرد با تاکید بر این که ائمه جمعه، تقوا الهی را تنها مرز و ملاک عمل خود بدانند تصریح کرد: متأسفانه یکی از مشکلاتی که همیشه ائمه جمعه با آن مواجه هستند و در شرایط کنونی هم افزایش یافته انتظارت و توقعات اغلب بی‌جا و بی‌مورد طیف‌ها و اقشار مختلف است که در مواجه با این مسائل تنها باید تقوا را ملاک و معیار قرار داد.

حجت الاسلام و المسلمین نکونام خطاب به ائمه جمعه گفت: کاری به این که چه کسانی و چه طیف و گروه سیاسی چه انتظارها و چه ادعاهایی از ما دارند، نداشته باشیم بلکه تقوای الهی و عمل به وظایف الهی و دینی و سیاسی و وظیفه ولایت‌مداری مدنظر باشد تا خدایی نخواسته گرفتار بازیگری‌های فراوان سیاسی که انسان را به انفعال در عمل و تسامح و تساهل در موضع‌گیری‌ها می‌کشاند، نشویم.

امام جمعه شهرکرد، ائمه جمعه را بر ایجاد وحدت و انسجام در استان توصیه و تاکیدکرد و گفت: درعین حال که وظایف را محکم و با اراده قوی و جدی پیگیری و دنبال ‌می‌کنید، وحدت آفرین باشیم و بین مردم شهرها و روستاها استان انسجام و همدلی ایجاد کنید و اجازه ندهید وحدت درون استانی مخدوش شود.

حجت الاسلام‌والمسلمین‌نکونام با تاکید بر این که باید نسبت به مسائل دینی و فرهنگی غیورمندانه حرکت کنیم، در همین خصوص به مسئله برگزاری کنسرت‌های موسیقی اشاره کرد و گفت: کنسرت‌های موسیقی با شرایطی که امروز در کشور برگزار می‌شود، واقعاً آفت دین و فرهنگ انقلابی جامعه است.

نماینده ولی‌فقیه‌ در استان چهارمحال و بختیاری یکی از راه‌های گرفتن روحیه انقلابی از جامعه را برگزاری همین کنسرت های موسیقی دانست و گفت: به کنسرت‌ها به عنوان این که یک عده دور هم جمع می‌شوند و آهنگی گوش می‌کنند و احیاناً کفی هم زده می‌شود، نگاه نکنید، بلکه کنسرت‌هایی که امروز شاهد برگزاری آن هستیم اگر در موسیقی آن هیچ حرام و گناهی وجود نداشته باشد که متأسفانه موسیقی آن هم در بسیاری از مواد حرام است در حواشی این کنسرت‌ها و اجتماع دختر و پسر شاهد گناه و معصیت هستیم و این‌ها برکسی پوشیده نیست.

حجت‌الاسلام‌ والمسلمین نکونام با تاکید بر این که یقین داشته باشید که کنسرت‌های موسیقی سوغات غرب است، افزود: اگر وضعیت برگزاری کنسرت‌های موسیقی به همین شکل ادامه پیدا کند طولی نخواهد کشید که کنترل و هدایت آن کاملا از دست خواهد رفت کما این که در حال حاضر نیز نمی‌توانند آن را کنترل کنند و آرام‌آرام همان مسامحه‌ای که نسبت به حجاب صورت گرفت و چادر به عنوان حجاب برتر کنار گذاشته شد و ضایعات فراوانی را بر جامعه تحمیل کرد با مسئله کنسرت‌ها پیش خواهد آمد.

رئیس شورای فرهنگ عمومی استان چهارمحال و بختیاری در جمع بندی این بخش از سخنان گفت: کنسرت‌های موسیقی را که امروز در کشور با این شرایط نامناسب برگزار می‌شود به عنوان یک آفت قلمداد کنید و نسبت به این مسئله و در مجموع مسائل فرهنگی حساس باشیم و تقوا را ملاک و معیار کارها قرار دهیم.

حجت الاسلام‌والمسلمین نکونام در ادامه مسئله کاهش جمعیت کشور را یکی از دغدغه‌های جدی دلسوزان نظام به ویژه رهبر معظم انقلاب دانست و گفت: پیرشدن جمعیت کشور یک ضایعه و یکی از آفت‌های جدی برای انقلاب اسلامی است که همه باید نسبت به آن حساس باشند.نشست ماهانه ائمه جمعه استان چهار محال و بختیاری

امام جمعه شهرکرد با اشاره به رشد جمعیت در طی سال‌های اخیر خاطرنشان کرد: پس از تذکر جدی رهبر معظم انقلاب به مسئولان برای جلوگیری از کاهش جمعیت و پیرشدن جامعه و اقداماتی که در این خصوص صورت گرفت،  شاهد رشد جمعیت هستیم که این خود بیان‌گر و نویددهنده این است که کار و تلاش در این عرصه بی‌نتیجه نخواهد ماند و جواب مثبت خواهد داد 

حجت الاسلام‌والمسلمین نکونام در ادامه ترجیح دادن ملی‌گرایی به اصالت‌های دینی را نیز یکی دیگر از آفت‌های جامعه اسلامی دانست و گفت: متأسفانه در گذشته مسائل  ملی‌گرایی و ناسیونالستی توسط یکی از دولت‌ها مطرح شد و به شدت به آن دامن زده شد و با کمال تأسف عده‌ای هم از روی غلفت و به دلیل عدم بهره‌مندی درست از عرصه‌ها و زمینه‌های دینی و اعتقادی به آن گرایش پیدا کردند و ملی‌گرایی را بر اصالت‌های دینی ترجیح دادند.

نماینده ولی‌فقیه در استان چهارمحال و بختیاری تبیین‌گری و راهنمایی صحیح و باظرافت توسط کارشناسان مجرب، متعهد و کاملا مطّلع و پخته در مسائل تاریخی و به خصوص تاریخ ایران و نقش‌آفرینی‌هایی که صورت گرفته، راه اصلاح و ریشه‌کن کردن این آفت از جامعه اسلامی است که باید در حوزه‌های علمیه نسبت به آن یک کار ریشه‌ای و بنیادی صورت گیرد.

عکس‌های کنسرت کاوه یغمایی در تهران

 

۱۰۶۲-عزاداری خونین مسیحیان که هیچ کس از آن حرفی نمی زند.+محبت احساسی

۲۷ مهر

وقتی کسی در "گوگل" پیرامون عاشورا جست و جو می کند به وضوح می بیند که غربی ها تلاش دارند تا از طریق نمایش دادن برخی عکس ها چهره خشنی از مراسم عاشورا نشان دهد، این در حالی است که موتور جست و جوی گوگل هیچ گاه از آیین عجیب و غریب جهان مسیحیت در روز مصائب مسیح چیزی نشان نمی دهد.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، وقتی کسی در "گوگل" پیرامون عاشورا جست و جو می کند به وضوح می بیند که غربی ها تلاش دارند تا از طریق نمایش دادن برخی عکس ها چهره خشنی از مراسم عاشورا نشان دهد، این در حالی است که موتور جست و جوی گوگل هیچ گاه از آیین عجیب و غریب جهان مسیحیت در روز مصائب مسیح چیزی نشان نمی دهد.

سایت گوگل می خواهد مراسم عاشور را در اعمالی مثل "قمه زنی" خلاصه کند. به هنگام جست و جو در گوگل، می بینیم که یک صفحه پر از عکس های قمه زنی را نمایش می دهد. این مسئله درست زمانی صورت می گیرد که مسلمانان شیعی مورد هجوم سخت ترین حملات تبلیغاتی و رسانه ای سوء قرار می گیرد. این اقدامات نشان از همدستی غربی ها با کینه توزان و دشمنان شیعیانی دارد که در مراسم عاشورا شرکت می کنند و بر سر و سینه می زنند. به خصوص که مسئله سینه زنی از سوی علمای بزرگ تایید شده است.

تلاش برای نشان دادن چهره خشن از مراسم عزاداری حسینی (ع) و فرهنگ عاشورا از طریق برجسته کردن مراسم "قمه زنی" زمانی صورت می گیرد که ما مراسم، مناسک و آئین های خشنی را در ادیان دیگر می یابیم که رسانه های غربی آن ها را نادیده می گیرند و اگر از طریق موتور جست و جوی "گوگل" ، "یاهو" و غیر آن در این رابطه جست و جویی انجام گیرد، هیچ عکسی از این مراسم نشان داده نمی شود.

رسانه های غربی می خواهد به پیاده روی اربعین حسینی و مراسم سینه زنی و عزاداری دست یازی کند و می خواهد  وانمود کند، این مراسم ها یکی از دلایل اختلافات شیعه و سنی است، اما همزمان این رسانه از نمایش آئین قمه زنی در بین مسیحیان کاتولیک در برخی مناطق جهان خودداری می کند و آن را نادیده می گیرد.

مراسم پیاده روی مسیحیان کاتولیک در شهر "کاستاریکا" یکی از مراسم هایی است که هرساله برگزار می شود و یک هفته ادامه دارد؛ به گونه ای که تعداد زیادی از کاتولیک ها از کشورهای مختلف به سمت معبد "باسیلیکا" حرکت می کنند و  مسافت ۱۵ کیلومتری را پیاده روی می کنند.

مسیحیان پرتغال مسافت طولانی را با زانوی خود به سمت یکی از معابدشان حرکت می کنند و این اقدام از سوی واتیکان تایید شده و اسقف سابق واتیکان خود نیز به زیارت این معبد رفته است.

در نقاط مختلف جهان، از جمله پرتغال، اسپانیا، آمریکا، رومان، لهستان، بلغارستان و ایتالیا مسیحان در روزی که به اعتقاد آن ها حضرت مسیح به صلیب کشیده شده در مراسم پیاده روی شرکت می کنند و سرود های غمگین می خوانند.

اما رسانه های غربی هیچ توجهی به این مراسمات ندارد و تنها به مراسم عاشورا می پردازد و در آن شبهه می اندازد.

علاوه بر این مراسم ها که ذکر شد، مراسم خشونت بار دیگری هم وجود دارد که در تعدادی از کشور ها انجام می گیرد و آن مراسم به صلیب کشیدن بدن و زدن جسم با زنجیرهایی که در آن تیغه هایی است که بدن را زخم می کند و خون جاری می شود. این اقدامات در روز "مصائب مسیح" انجام می گیرد. اگر پیرامون این مراسم در "گوگل" و "یاهو" جست و جوی انجام دهید، هیچ عکسی را در این رابطه نمی یابید اما در رابطه با عاشورا، صدها عکس از مراسم قمه زنی مسلمانان می بابید.

مسیحی ها معتقدند که ۲۹مارس سالروز به صلیب کشیده شدن حضرت مسیح است و در این مسیح قیام می کند؛ به همین خاطر در اروپا و قاره های دیگر تا فلیپین، مراسم شکنجه، به صلیب کشیدن، زدن با تیغ و زنجیر و چاقوی روی بدن اشخاص انجام می گیرد.

اینان اعتقاد دارند همزمان با ریخته شدن خونشان، گناهشان آمرزیده می شود؛ به همین خاطر بدن هایشان را با میخ و شیشه و تیغ زخمی می کنند.

اینجا تصاویری از مراسم روز "مصائب مسیح" کشورهای مسیحی به نمایش می گذاریم:

 

۱۰۶۱-بررسی فضائل مشترک امام حسین (ع) و آل عبا(علیهم السلام) +تعریف محبت در زیارت عاشورا

۲۶ مهر
کد خبر: ۳۹۶۲۱۵ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۷/۲۴ – ۱۵:۱۰ | سرویس: علمی، فرهنگی ۳۰
شرح زیارت عاشورا(۲)
بررسی فضائل مشترک امام حسین (ع) و آل عبا(علیهم السلام)
حوزه / پرستش با معرفت حاصل می‌شود و معرفت خدای متعال به این است که ما آن نظام خلقتی را که خدای متعال به پا کرده است و انسان را برای رسیدن به اهداف عالیه آن نظام آفریده است بشناسیم و آن را دنبال کنیم و هدف را در همین عالم پیاده کنیم .
 

 حجت الاسلام والمسلمین تحریری در ادامه شرح فرازهایی از زیارت عاشورا در این بخش به بررسی فضائل مشترک امام حسین (ع) با نبی اکرم(ص) فاطمه زهرا(س)، امیر المؤمنین(ع) و اما حسن(ع) پرداخته است.

در رابطه با امام حسین(ع) مسائل و مباحث مختلفی را می‌توان طرح کرد که آگاهی به همه این مباحث از جهتی هم لازم است و هم مفید، اولاً جنبه معرفتی دارد که ما نسبت به مقام امام حسین(ع) معرفت پیدا کنیم و اساس کمال ایمانی انسان هم به معرفت به امامش است. همانطور که از خود امام حسین(ع) روایت شده که اصحابشان رفتند و این کلام را ایراد فرمودند که خدای متعال بندگان را نیافریده است مگر اینکه او را بشناسند. وقتی که او را شناختند، بندگی او را بکنند و وقتی که او را بندگی کردند از بندگی غیر او بی نیاز بشوند.

 با توجه به آیات قرآنی که خدای متعال می‌فرماید «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»، من جن و انس را جز برای پرستش خودم نیافریدم، از اینجا استفاده می‌شود که پرستش با معرفت حاصل می‌شود و معرفت خدای متعال به این است که ما آن نظام خلقتی را که خدای متعال به پا کرده است و انسان را برای رسیدن به اهداف عالیه آن نظام آفریده است بشناسیم و آن را دنبال کنیم و هدف را در همین عالم پیاده کنیم. بعد از حضرت سؤال می‌شود که چگونه خدای متعال را بندگی کنیم و این بندگی چگونه تحقق پیدا می‌کند؟ حضرت می‌فرمایند: با اطاعت از امامی که خدای متعال ، اطاعت او را بر مردم لازم گردانیده است. یعنی رسیدن به هدف خلقت جز از راه معرفت امام معصومی که خدای متعال برای راهنمایی دقیق، صحیح و کامل فرستاده است، محقق نمی‌شود. این نکته بسیار مهمی است و در این رابطه شناخت مقام امام در معارف دین و شناخت جایگاه ما در معارف دین و رسیدن به هدف مطلوب ضرورت پیدا می‌کند که از پیامبر اکرم (ص) در روایات شیعه و سنی آمده که «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مردن زمان جاهلیت مرده است که در زمان جاهلیت عده ای در اثر طغیان کفار و ائمه کفر، اجازه نمی‌دادند که مسئله دین و دینداری تحقق پیدا کند و مردم با اهداف خلقت آشنایی نداشتند و با اخلاق حیوانی به سر می‌بردند و گاهی استثناء هم در آنهاوجود داشت و زمان، عمدتاً زمان جاهلیت را بین حضرت عیسی(ع) و نبی اکرم(ص) بیان می‌کنند که در این بین به خاطر فاصله بین این دو نبوت و غلبه جبهه کفر اگر چه حجت خدای متعال بوده اما عده ای نمی‌خواستند که دنبال حجت خدا و دین الهی بروند. لذا با تاریکی و ظلمت نسبت به مرتبه وجودی خودشان و کمال وجودی خودشان به سر می‌بردند. به هر حال نقش امام در راهنمایی انسان به کمالات، نقش بسیار زیادی است که خود این بحث چندین مرحله دارد و ما فعلاً در این رابطه بحثی نداریم که هم قرآن و هم سنت به مسأله امامت به طور جدی پرداخته است.

  بحث امامت، هم یک بحث اعتقادی است و هم یک بحث تاریخی به این ترتیب که مستلزم جریان شناسی در عالم اسلام است و اینکه چرا مسئله امامت در امت آنطور که خدای متعال می‌خواست تحقق پیدا نکرده است. اینها مباحث مختلفی است که به بحث ما مربوط نمی‌شود و مباحث گوناگون دیگری نیز در این رابطه وجود دارد. امام حسین(ع) فضائل مشترکی با نبی اکرم(ص) و امیر المؤمنین(ع) و اما حسن(ع) در مسئله خلقت نوری دارند. یکی از این مسائلی که برای این اولیاء مطرح می‌شود، خلقت قبل از این عالم این حضرات است که از آن به خلقت نوری تعبیر می‌شود. در بحث خلقت نوری و روایات مربوط به آن، به امام حسین(ع) پرداخته شده است که جزو پنج تن آل عبا(ع) هستند. مطلب دوم نحوه خلقت ظاهری امام حسین و رشد و نمو آن حضرت است که ارتباط خاصی با نبی اکرم(ص) داشتند که اینها جای بحث دارد.

اشتراکات فضائل امام حسین با اهل بیت (ع)

مطلب بعد توجه به فضائل دیگر امام حسین(ع) است که آیاتی از قرآن کریم به این فضائل که با نبی اکرم(ص) و امیر المؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) مشترک است اشاره دارد و جایگاه ایشان را در امت اسلامی نشان می‌دهد که جایگاه خاصی دارند. واقعه مباهله و نزول آیه مباهله یکی از این فضائل مهم است که در روایات شیعه و سنی به طور مسلم این مسئله مطرح شده است که نبی اکرم(ص) برای اینکه دعوتش را به امر خدای متعال گسترش بدهد، بعد از فتح مکه نامه هایی به کشورهای و شهرهای مختلف ارسال کردند که به نصارای نجران هم نامه نوشتند و آنها هم آمدند و قضیه مفصلی دارد و بعد از اینکه نصارای نجران محتوای دعوت را نپذیرفتن و احتجاج کردند برای تحکیم مسئله دعوت به دین حق پیامبر اکرم(ص) دعوت به مباهله کردند و برای این امر پنج تن آل عبا(ع) آمدند و هیچ کس غیر از آن اولیاء در این قضیه شرکت نداشت که این نشان دهنده ارتباط امامت با نبوت در دعوت به دین حق است و این دعوت به دین حق لوازمی دارد که باید در برابر مشکلات گوناگون فداکاری و مقاومت داشته باشند و لحظه ای اختیاراً از مواضع حق خودش کوتاه نیامده و کنار نرود. ماجرای مباهله بطور علنی نقش این اولیاء را در صحنه جامعه اسلامی و حتی خارج از مرزهای این جامعه نشان داد که امام حسین(ع) در این ماجرا حضور داشتند.

یکی از موارد دیگر آیه تطهیر است که این بزرگواران در این جهت مشترک هستند که آیه مباهله و مخصوصاً آیه تطهیر بار حقوقی به همراه دارد که فقط یک تشریفات نیست و قصد دارد جایگاهی را معرفی کند که دیگران باید این جایگاه را اگر تحت لوای اسلام و ایمان قرار گرفتند بپذیرند. معرفی این اولیاء به این عنوان که خداوند ایشان را مطهر کرده است، یک تعارف نیست که در دینداری نقشی نداشته باشد. دینداری متدینین به این است که این جایگاه را بشناسند و بپذیرند و به لوازم آن ملتزم بشوند. التزام به لوازم اینکه این شخصیت از رجس و پلیدی مطهر است این است که آنچه را که از جانب خدای متعال بیان می‌کند و عملکردی که در هر شأنی از شؤون زندگانی دنیایی دارد، همه مورد امضای خداوند متعال است و همه باید از آن الگو بگیرند.

امام حسین(ع) فضائل دیگری با اهلبیت به طور مشترک داشتند که کمالات ایشان را معرفی می‌کند مانند قضیه نزول سوره هل اتی که در اینجا به نوعی پنج تن (ع) در این واقعه شرکت داشتند که تعبیرات بسیار بلندی در آیات متعددی از این سوره کمالات بالای روحی و عنایات خدای متعال به این خاندان را نشان می‌دهد. علاوه بر فضائل مشترک، امام حسین(ع) فضائل خاصی دارند که البته در زبان پیامبر اکرم(ص) این فضائل آمده است و امام حسین(ع) اینچنین هستند و این نحوه معرفی نسبت به امام حسین(ع) درخصوص  امام حسن(ع) انجام نشده است و این به دلیل جایگاه امام حسین(ع) است که بعد از امام حسن(ع) امامت دارند و وظایفی را که بعنوان وظایف امامت بر عهده دارند در این زمان به طور کامل خودش را نشان می‌دهد که این اولیاء برای نشان دادن حقانیت مکتبی که انتخاب کرده اند و می‌پذیرند که این دعوت را به هر نحوی به مرحله ابلاغ برسانند و پای هر مسئله ای که در این ابلاغ دعوت پیش بیاید ایستاده اند. در زمان امام حسین(ع) مأموریت از جهت دیدگاه الهی به شهادت امام حسین(ع) و اسارت خاندان ایشان منتهی شد. برای امام حسن(ع) این دعوت تا حد مسائل آن حضرت بود و ما معتقدیم که کارهایی که امام انجام می‌دهد بر طبق وظیفه الهی است. این مسئله در زمان امام سجاد(ع) به گونه ای دیگر و در زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) به گونه ای دیگر و در زمان حضرت موسی بن جعفر نیز به گونه ای دیگر بود و بر طبق روایتی در زمانی ایشان بنا بود بلایی عمومی بر امت اسلام نازل بشود که حضرت این بلا را با پذیرفتن زندان برطرف کردند که خودشان زندانی بشوند و این بلا نازل نشود.

جایگاه شهادت امام حسین(ع)  

ما یک تحلیل ابتدایی بر پایه رابطه عاطفی انجام می‌دهیم و پشتوانه این تصمیم، همان رابطه جایگاه امامت و دعوت است که در این زمان این مسئله را اقتضا می‌کند که امام این مسئله را اقتضائاً بپذیرد که اینها ابعاد معرفتی جایگاه امامت و وظایف حقوقی امام در رابطه با خداوند و همچنین در رابطه با مردم است. به هر حال جایگاه شهادتی که امام حسین(ع) پیدا کردند جایگاه بسیار مهمی است که در امتهای گذشته به این جایگاه توجه شد که خدای متعال به نوعی به انبیاء(ع) از چنین واقعه ای که در زمان پیامبر آخر الزمان رخ می‌دهد باخبر می‌کرد و آنها به نوعی در این مصیبت و تأثر نسبت به آن شریک می‌شدند و در واقع به آنها الگوی کاملی در تحمل شدایدشان معرفی می‌شد که برای ابلاغ دین الهی و تحقق دین و اعلان حقانیت دین الهی چنین شخصیت بارزی وجود دارد که تا از دست دادن ظاهری همه امکانات مادی ایستاده بطوری که وطن را رها می‌کند و حیثیت های ظاهری را فدای دین الهی می‌کند و همینطور مصائب دیگری که برای آن حضرت رخ داد. این هم یک بحث است که چرا این همه در روایات به حرکت عاشورا و فداکاریهای امام حسین(ع) توجه شده است و نبی اکرم(ص) در فرمایشات مختلف به این مسئله پرداخته اند.

فضایل زیارت امام حسین(ع)

مسئله بعد، فضایل زیارت امام حسین(ع) است. برای زیارت ائمه و نبی اکرم فضائل زیادی نقل شده است. تا جایی که در قدیم برخی از علمای ما کتاب زیارت نوشته اند و در آنها روایات بسیاری در فضایل معنوی و روحی و آخرتی زیارت نبی اکرم و ائمه(ع) وارد شده است و مباحث زیادی در آداب زیارت آمده است. همچنین بحثی در علت سفارش به زیارت و ماهیت زیارت ذکر شده است. اینها مباحثی است که علمای ما کتابهای گوناگونی در رابطه با آنها تدوین کرده اند که یکی از راه های مؤمنین برای نزدیک شدن به خدای متعال و اهداف خلقت، مطالعه و و بحث و بررسی در رابطه با فضائل زیارات و حکمت سفارش به زیارات این اولیاء است. یکی از مسائلی که در این رابطه مطرح است توجه به محتوای زیارات است. عرض شد که علاوه بر سفارش به زیارات ائمه(ع) سفارشات زیادی به زیارت امام حسین(ع) شده است که نسبت به نبی اکرم و اهلبیت(ع) این مقدار سفارش نشده است و همچنین به زیارت امام حسین(ع) در مواقع مختلف سفارش شده ایم که فضایلی دارد وشاید ماهی از ماه های قمری نباشد که برای زیارت امام حسین(ع) در آن سفارشی برای ما نیامده باشد. این مطلب به این دلیل است که این شخصیت به واسطه زیارت ایشان زنده بماند و این زیارت در واقع زنده نگه داشتن محتوای واقعی دین اسلام و توجه دادن به جایگاه امامت در امت اسلامی است که این امامت جایگاه مهمی دارد و باید در در رشد جامعه اسلامی در همه زمان‌ها تأثیرگذار باشد. اول در رشد فرهنگی و دوم در رشد معنوی جامعه و سوم در پرتو این دو رشد، رشد اجتماعی و اقصام دیگر رشد که برای ما در نظر گرفته اند. این هم بحثی در حکمت سفارش بسیار در زیارت امام حسین(ع) است که اگر بخواهیم روایات مربوط به آن را بخوانیم ساعت ها زمان می‌برد ولی تیمناً و تبرکاً عرض می‌کنیم؛ در برخی روایات آمده است کسی که امام حسین(ع) را «عارفاً بحقه» زیارت کند مانند این است که خدای متعال را در عرش زیارت کرده است. در برخی از روایات هست کسی که حضرت را «عارفاً بحقه» زیارت کند مانند کسی است که خدا را فوق عرش زیارت کرده است. اینها مباحثی ساده ای نیست و بایستی اولاً زیارت خدای متعال معنا بشود و دوم اینکه از دیدگاه قرآن و سنت عرض خدای متعال به چه معناست که از مسائل مهم معارف قرآنی است و سوم اینکه فوق عرض به چه معناست که همه اینها جای بحث دارد که در قرآن و روایات به آنها پرداخته شده است. تا اینجا بحث های ابتدایی و لازم در این رابطه انجام شد و درادامه به بررسی زیارت عاشورا می‌پردازیم.

 

۱۰۶۰- توهینِ رئیس‌جمهورِ نیجریه به زنش، در برابر مرکل+ شناخت محبت های ابزاری

۲۵ مهر
ناخرسندی مرکل از اظهارات بخاری
رئیس جمهور نیجریه، در حضورِ آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان، زن خود را تحقیر کرد.

ناخرسندی مرکل از اظهارات بخاری

همسر رئیس جمهور نیجریه

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، محمد بخاری رئیس جمهور نیجریه در کنفرانس خبری مشترک با آنگلا مرکل، به اظهارات همسرش عایشه واکنش نشان داد.

عایشه، در گفت وگو با شبکۀ بی.بی.سی، همسرش و شیوۀ ادارۀ کشور نیجریه را زیر سئوال برده و گفته بود، که در دورِ آیندۀ انتخابات از همسرش حمایت نخواهد کرد.

یکی از خبرنگارانِ حاضر در کنفرانس مطبوعاتی مشترکِ محمد بخاری با آنگلا مرکل در برلین، با سئوال خود، رئیس جمهور نیجریه را تحریک کرد و بخاری در پاسخ گفت: "من نمی دانم که همسرم متعلق به کدام حزب است، اما همین قدر می دانم که او جایش در آشپزخانۀ منزلِ من و اتاق نشیمن و … است".

این سخنِ رئیس جمهور نیجریه، به مذاق آنگلا مرکل خوش نیامد، اما واکنشی به آن نشان نداد.

محمد بخاری که ۷۳ سال سن دارد، در سال ۲۰۱۵ به عنوان رئیس جمهور نیجریه انتخاب شد. نیجریه، با داشتن جمعیتی ۱۸۳ میلیون نفری، پرجمعیت ترین کشور آفریقا به شمار می رود.

وی با شعار مبارزه با فساد و جنگ با گروه تروریستی بوکوحرام به قدرت رسید و همسرش، او را در تبلیغات انتخاباتی، یاری کرد.

دورۀ آیندۀ انتخابات نیجریه، سال ۲۰۱۹ برگزار خواهد شد.

 

۱۰۵۹-پذیرایی از دزدی که به کاهدان زد!+ محبت ابزار تربیت بشر

۲۵ مهر

وقتی شخصی مورد ظلم و ستم قرار می‌گیرد، عدالت اسلامی به او این اجازه را می‌دهد انتقام بگیرد و قصاص کند، اما در کنار عدالت، در اخلاق اسلامی به احسان هم سفارش شده است و می‌توان از انتقام‌گیری به احسان تغییر موضع داد و به کمال رسید.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَ لا تستوی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ فصلت/۳۴

هرگز نیکی و بدی یکسان نیستند، پس بدی را با نیکوترین خصلت دفع کن

مرحوم نجم آبادی

آینه:

حکایت؛ مرحوم نجم آبادی به شیوه همیشگی نیمه شبی از خواب برخاست و به کنار حوض رفت که وضو بگیرد و نماز شب بخواند، ناگاه مردی را بر لب بام خانه دید می‌خواست به پائین بپرد، اما از دیدن شیخ ترسید و به حیاط افتاد، شیخ به سویش رفت و دید بینوائی به امید دستبرد به خانه وی آمده و خانه اغنیا را گذاشته و به کاهدان زده است.
شیخ پای دزد را مالش می زد تا از رنج افتادن آسوده شود به او گفت: پایت نشکسته بیا نان و چای بخور و آنگاه برو. از قضا آن دزد فلک زده همکاری داشته که در کوچه انتظارش را می‌کشید و چون دید خبری از رفیقش نشد، بر بام خانه رفت و به درون خانه نگریست، دید شیخ مشغول مالش پای رفیقش می‌باشد
شیخ متوجه او شد، صدایش زد که تو هم بیا با رفیقت نان و چای بخور و بعد برو، این دو بینوا ترسان و لرزان و شرمسار از کرده خود زیرچشمی شیخ را می‌نگریستند و شیخ هم به مهمانان ناخوانده پند و اندرز می‌داد که آدمی اشتباه می‌کند، باید روی زمین هموار و صاف راه بروید، اشتباهاً روی دیوار رفتی و افتادی، کوشش کنید از این پس اشتباه را تکرار نکنید، آنان هم سرافکنده شده و از خانه شیخ توبه کنان رفتند و دیگر دزدی را کنار گذاشتند.۱

عجب ناید از سیرت بخردان                                كه نیكی كنند از كرم با بدان ۲

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل
  2. سعدی