RSS
 

بایگانی برای آبان, ۱۳۹۵

۱۰۱۸۸-حد و حکم مجنون و مرتد شارب مسکر چگونه اجرا می شود؟+علو-برتری-اسلام-در-محبت-حد-و-تعزیر-آن

۲۱ آبان

آیت الله  العظمی فاضل لنکرانی

کد خبر: ۳۹۹۵۱۸ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۸/۲۱ – ۰۸:۴۵ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۵
کرسی خارج فقه آیت الله‌ العظمی‌ فاضل لنکرانی(۸)
حد و حکم مجنون و مرتد شارب مسکر چگونه اجرا می شود؟
حوزه/ درباره‏ کیفیت ضرب شارب خمر و مسکر مى‏ گویند: به همان صورتى که درباره‏ زانى و زانیه ضرب و تازیانه پیاده مى ‏شود، درباره‏ شارب مسکر نیز به همان صورت است؛ و فقط در مقدار با هم تفاوت دارند.
 

 خبرگزاری «حوزه» در ادامه انتشار سلسله درس های خارج فقه مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی، بخش هشتم تقریر درس این مرجع فقید شیعه با موضوع: «کیفیت اجرای حد و حکم مجنون و مرتد شارب مسکر» را منتشر می کند.

مسئلة ۱۰: «یضرب ‌الشارب على ظهره وکتفیه وسائر جسده، ویتقی وجهه و رأسه و فرجه، والرجل یضرب عریاناً ما عدا‌ العورة قائماً والمرأة تضرب قاعدة مربوطة فی ثیابها ولا یقام علیهما ‌الحد حتى یفیقا» (تحریرالوسیله/۲/۴۸۰/مسئله ۱۰)

این مسئله دو فرع دارد.

فرع اول: کیفیت ضرب شارب‏

درباره‏ کیفیت ضرب شارب خمر و مسکر مى‏ گویند: به همان صورتى که درباره‏ زانى و زانیه ضرب و تازیانه پیاده مى ‏شود، درباره‏ شارب مسکر نیز به همان صورت است؛ و فقط در مقدار با هم تفاوت دارند؛ در باب زنا صد تازیانه است و در باب شرب خمر هشتاد تازیانه می ‌باشد.

در اجرای حدً زنا، بدن مرد زانى را به ‌غیر از عورتینش برهنه مى ‏کنند و در حالت ایستاده، نه نشسته یا خوابیده، بر تمام بدنش تازیانه مى ‏زنند؛ به‌ گونه ‏اى که هر عضو بهره‏ اى از این تازیانه ‌ها ببرد؛ لیکن لازم نیست به ‏طور مساوى تقسیم شود. هرچند بعضى از اعضاى بدن مانند، سر و صورت و آلت رجولیت مستثنی است.

به زن زانیه هم در حالى ‌که نشسته است و لباس ‏هایش را به او پیچیده ‏اند، تازیانه مى ‏زنند؛ زیرا، تمام بدنش عورت است. لذا، نباید هیچ‏ جایى از بدنش برهنه و بدون لباس باشد؛ اما تازیانه را بر تمام بدنش تقسیم مى ‏کنند.

در زنا تازیانه را باید با شدت بزنند؛ ولى در این مسئله، تصریحى به شدت و ضعف نشده است؛ سؤال این است که آیا حد شرب مسکر در این جهت نیز مانند حد زنا است؟

در باب زنا روایات متعددى وارد شده که بر خصوصیات مذکور دلالت می ‌کند. (وسایل‌ الشیعه/۲۸/۹۱/باب۱۱) بعضى از آن ‏ها قیام و قعود را، برخى عارى و مجرد بودن را و عده ‏اى بر تفریق تازیانه ‏ها بر بدن و استثناى سر و صورت و عورت دلالت دارند؛ ولى در این مقام یک روایت داریم که دلالت آن ‌را مورد بررسى قرار مى ‏دهیم.

محمد‌بن یعقوب عن علی ‌بن إبراهیم عن محمد‌بن عیسى عن یونس عن عبدالله ‌بن مسکان عن أبی ‌بصیر فی حدیث قال: سألته عن ‌السکران والزانی. قال: یجلدان بالسیاط مجردین من بین ‌الکتفین، فأما‌الحد فی ‌القذف فیجلد على ما به ضرباً بین ‌الضربین. (وسایل ‌الشیعه/۲۸/۲۳۱/ح۱)

سند این روایت صحیح و قابل اعتماد است. روایت تتمه‏ حدیث قبل است نه این ‌که مضمره باشد.

ابوبصیر از امام‌ علیه ‌السلام مى ‏پرسد: کیفیت ضرب زانى و مست چگونه است؟ امام‌ علیه‌ السلام در پاسخ فرمود: آنان را برهنه کرده، بین دو کتفشان تازیانه مى ‏زنند. اما در باب حد قذف با همان لباسى که پوشیده است، ضرب متوسطى بین شدید و ضعیف به او مى‏ زنند.

اگر بر ظاهر روایت جمود کنیم، محل زدن تازیانه بین دو کتف است؛ و بنابراین، حق تعدى به کمر و پا را نداریم.

صاحب جواهر‌ (ره) از مرحوم شیخ طوسى در مبسوط نقل مى‏ کند که فرمود: شارب را برهنه نمى ‏کنند؛ زیرا، پیامبر‌ صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله ‌وسلم امر به ضرب کرد، ولى فرمانى به برهنه کردن نداد. (جواهرالکلام/۴۱/۴۶۰؛ المبسوط/۸/۶۹) لیکن روایت صحیحه فوق براى رد این نظر کافى است؛ زیرا، صراحت در تجرید و عریان کردن دارد.

اشکال استدلال به روایت‏

اگر روایت دلالت بر تساوى سکران و زانى دارد، پس باید به ضرب شدید در حق شارب مسکر نیز قائل شد. پاسخ آن است که اگر زانى و سکران در تجرد و ضرب بین کتفین مشترک بودند، از کدام قسمت روایت استفاده مى ‏کنید در سایر خصوصیات نیز مساوى هستند؟

به دیگر سخن: در باب زانى روایات متعددى وارد شده که بر خصوصیات دلالت داشت، ولى در باب شرب خمر همین یک روایت صحیحه را داریم؛ آیا از بیان امام‌ علیه ‌السلام که فرمود: «یجلدان بالسیاط مجردین بین ‌الکتفین» تمام خصوصیات استفاده مى ‏شود؟ و مى ‏توان گفت: همان‏ طور که در زنا براى بین دو کتف خصوصیتى نبود، در باب سکران نیز همین ‏طور است؛ و همان‏گونه که در باب زنا بین زن و مرد فرق بود، این‏ جا نیز فرق هست؟

و به عبارت سوم: آیا روایت قدرت تحمل این معنا را دارد؟ یک ضابطه‏ کلى «کل ما تحقق فی باب ‌الزنا متحقق فی باب ‌السکران» از آن استفاده شود تا از این کلیت، اشدیت ضرب را نیز بفهمیم؟

از مقابله ‏اى که در روایت بین حد سکران و زانى با حد قذف صورت گرفته است، دو مطلب فهمیده مى ‏شود:

* در حد زانى و سکران به خلاف حد قذف، تجرد و برهنگى هست؛

* در حد قذف، تازیانه با ضربى متوسط زده مى ‏شود، ولى چنین مطلبى در مورد زانى نداریم؛ پس در مورد سکران نیز محقق نیست.

به هرحال، اشکال ما بر عبارت‏ تحریر‌الوسیله‏ و دیگران باقى است. اگر حد زانى و شارب خمر در تمام خصوصیات مگر در عدد تازیانه با هم یکسان هستند، چرا اشدیت ضرب را نگفته ‏اند؛ و اگر یکسان نیستند، خصوصیات قائم بودن مرد و تفریق تازیانه بر جسد و … را از کجا فهمیدید؟ ما غیر از این روایت، حدیث دیگرى نداریم.

صاحب جواهر‌ (ره) مى ‏گوید: وینبغی أن یفرق على سایر بدنه لیذوق ‌العقوبة ما سرى فیه ‌المشروب کما روی عن علی‌ علیه ‌السلام من قوله للجلاد: «أعط کل عضو حقه». (جواهرالکلام/۴۱/۴۶۱)

ایشان بر خلاف عبارت‏ تحریر‌الوسیله‏ که فرمود: «یضرب ‌الشارب على ظهره وکتفیه وسایر جسده» که ظهور در وجوب دارد، از کلمه‏ «ینبغى» استفاده مى ‏کند؛ و مستندش روایت امیرمؤمنان‌ علیه ‌السلام است که به‌ صورت تعلیل فرمود: سهم هر عضوى را به آن عطا کن و حقش را بده.

این تعلیل به منزله‏ یک علت کلى است که در تمام حدود جارى است؛ و براى باب زنا نیست. بنابراین، «بین‌الکتفین» خصوصیتى ندارد، و روایت دلالت بر انحصار ضرب بین دو کتف ندارد؛ بلکه مى ‏گوید بین کتفین جایز است و روایت «أعط کل عضو حقه» دلالت بر جواز تفریق دارد.

اگر بگویید: «أعط کل عضو حقه» ظهور در وجوب دارد نه جواز تفریق، باز مطلب مشکل مى ‏شود و اشکال ما پابرجا مى ‏ماند.

* فرع دوم: عدم جریان حد در حالت مستى‏

این فرع دلیل مستقلى ندارد؛ لیکن از علت اقامه‏ حد، به برهانش پى مى ‏بریم؛ زیرا، چنین فردى کار حرامى را مرتکب شده است و شارع مى ‏خواهد با این تازیانه‏ ها مانع از تکرار معصیت او گردد. اگر در حال مستى به او تازیانه بزنند، حالت تنبه و انزجار برایش پیدا نمى ‏شود؛ زیرا، شخص مست درد را نمى ‏فهمد. براى فهمیدن درد و تعقل این مطلب که تازیانه به خاطر فساد و حرامى است که مرتکب شده، باید در حالت افاقه‏ از مستى به او حد بزنند.

عدم سقوط حد به عروض جنون و ارتداد

مسئلة ۱۱: «لا یسقط‌الحد بعروض ‌الجنون ولا بالارتداد، فیحد حال جنونه و ارتداده» (تحریرالوسیله/۲/۴۸۰)

اگر فردى در حال عقل یا اسلام شراب خورد و پس ‌از آن دیوانه شد یا از اسلام برگشت، جنون و ارتدادش سبب سقوط حد نمى‏ گردد؛ زیرا، اگر بر مرتد حد جارى نشود، هر فردى که حرامى را مرتکب شد، از ترس کیفر، مرتد مى ‏گردد. بنابراین، بر مجنون و مرتد حد زده مى ‏شود.

اگر بگویید: چه فرقى بین مستى و دیوانگى است که براى فرد مست باید صبر کنیم تا به هوش آید، اما نسبت به مجنون حد را جارى مى ‏کنیم؟ مى ‏گوییم: فرق واضح است. حالت مستى یک حالت موقت و زودگذر است، به خلاف جنون که احتمال بقایش تا آخر عمر هست؛ علاوه بر این ‌که فرد مست درد را احساس نمى ‏کند، اما دیوانه حس مى ‏کند. بنابراین، مى ‏بینیم بسیارى از افراد دیوانه از ترس کتک خوردن مرتکب پاره ‏اى از کارها نمى ‏شوند. اگر دیوانه‏ اى پیدا کنیم که ضرب و کتک در او اثرى نداشته باشد، شاید بتوانیم او را استثنا کنیم؛ آن هم از باب این‌که ضرب اثرى ندارد و ضرب به لحاظ تأثیرش، واقع مى ‏شود؛ ولى نوع دیوانه‏ ها این ‏طور نیستند، و از ضرب، متألم و متأثر مى‏ گردند. از سوی دیگر در مورد فرد مست دلیلى نداریم که باید بلافاصله به او حد زد.

حد شرب مکرر مسکر

مسئلة ۱۲: «لو شرب کراراً ولم یحد خلالها کفى عن ‌الجمیع حد واحد، ولو شرب فحد قتل فی ‌الثالثة وقیل فی ‌الرابعة» (تحریرالوسیله/۲/۴۸۰)

این مسئله دو فرع دارد:

* اگر چند مرتبه شراب خورد و بعد‌از آن گرفتار شد، بر او یک حد مى ‏زنند.

* اگر پس ‌از هر شرب خمرى حد جارى شد، در مرتبه‏ سوم او را مى ‏کشند. بعضى گفته ‏اند، در مرتبه‏ چهارم حدش قتل است.

* فرع اول: حکم شرب مکرر بدون فاصله شدن حد

اگر کسى چند بار مرتکب شرب خمر شده باشد و بینه نیز بر آن قائم شود که سه یا چند بار شراب خورده است، فقط هشتاد تازیانه به او مى ‏زنند؛ زیرا، موضوع دلیل وجوب حد «من شرب ‌المسکر» است و این عنوان صادق است بر کسى که یک مرتبه شراب خورده باشد یا چند مرتبه؛ همان طور که بین مسکر کم و زیاد فرق نمى‏ گذارند و مى ‏گویند: بر هر دو، عنوان شرب مسکر صادق است.

بنابراین تا زمانى که بر شربى حد اقامه نشده باشد، همه در حکم یک شرب است و یک حد دارد. این مسئله شبیه نواقض وضوء است که در باب تداخل اسباب مى ‏گوییم: هر ناقضى یک وضو نیاز ندارد؛ بلکه اگر نواقض متعدد بود، یک وضو کافى است.

* فرع دوم: حکم شرب مکرر با تخلل حد

در صورتى که پس ‌از هر شربى، بر شارب، حد اقامه شد، شهرت عظیمى از فقهاى شیعه، بر تحقق قتل در مرتبه‏ سوم می ‌باشد؛ و در غنیه‏ ادعاى اجماع شده است. (غنیة النزوع/۴۲۹) اما شیخ طوسى‌ (ره) در خلاف‏ (الخلاف/۵/۴۷۳/ مسئله۱) و مبسوط (المبسوط/۸/۵۹) علامه‏ (ارشادالأذهان/۲ /۱۸۰)، فخرالدین‏ (إیضاح ‌الفوائد/۴/۵۱۵) و شهید (اللمعة ‌الدمشقیة/۲۶۰) (رحمهم ‌الله)‏ قتل را در مرتبه چهارم دانسته ‌اند.

ادله‏ مخالفین با قتل در مرتبه‏ سوم‏

* در باب زنا با آن همه اهمیتش، قتل در مرتبه‏ چهارم است؛ شرب خمر که گناهش بالاتر از زنا نیست، بلکه یا مساوى با آن و یا کمتر است. شاهدش این ‌که در باب زنا، صد تازیانه داریم و در باب شرب خمر هشتاد تازیانه؛ و این، کاشف اعظم بودن زنا از شرب خمر است. بنابراین، معقول نیست در شرب خمر در مرتبه‏ سوم قتل باشد و در باب زنا در مرتبه‏ چهارم.

* قال ‌الصدوق فی ‌الفقیه: و روی أنه یقتل فی ‌الرابعة. (وسایل ‌الشیعه /۲۸/ ۲۳۵/ح۹)

البته این مرسله از مرسلات معتبر مرحوم صدوق نیست؛ زیرا به ‌صورت «روی» آمده است.

* عن ابی ‌هریره قال ‌النبی‌ صلی ‌الله‌ علیه ‌وآله ‌وسلم: من شرب ‌الخمر فاجلدوه، ثم إذا شرب فاجلدوه، ثم إذا شرب فاجلدوه، ثم إذا شرب فی الرابعه فاقتلوه. (مسند احمد/۲/۲۸۰)

هرچند مرحوم شیخ طوسى به این روایت در کتاب‏ خلاف (الخلاف/۵/۴۷۳/مسئله۱)‏ تمسک کرده است. ولى در کتاب ‏هاى شیعه اثرى از آن دیده نمى‏ شود. مضمون روایت وقوع تازیانه در سه مرتبه و وقوع قتل در مرتبه‏ چهارم است.

ادله‏ موافقین با قتل در مرتبه‏ سوم‏

اولاً: یک روایت عام و کلى داریم که در تمام ابواب حدود جارى است؛ مى ‏گوید:

وعنه عن أحمد عن صفوان عن یونس عن أبی ‌الحسن الماضی‌ علیه ‌السلام قال: أصحاب ‌الکبائر کلها إذا اقیم علیهم‌ الحدود مرتین قتلوا فی ‌الثالثة. (وسایل ‌الشیعه/۲۸/۲۳۴/ح۲)

در این صحیحه، امام کاظم‌ علیه‌ السلام فرمود: وقتى دو مرتبه بر مرتکب گناه کبیره حد اقامه شد، در مرتبه‏ سوم کشته مى‏ شود.

این روایت عام است و اگر مخصصى در میان باشد، قابل تخصیص است؛ لذا، به‌ واسطه‏ دلیل معتبر در باب زنا آن ‌را تخصیص زدیم؛ ولى در باب شرب مسکر مخصصى نداریم. اگر بگویید: روایت مرحوم صدوق و روایت نبوى مخصص هستند، مى ‏گوییم: آن دو روایت مرسله حجیتى ندارند تا بتوانند مخصص این دلیل معتبر گردند.

ثانیاً: ادله و روایاتى داریم که حکم را بر عنوان خمر مترتب کرده است:

* محمد‌بن یعقوب عن محمد‌بن یحیى عن أحمد‌بن محمد عن ابن أبی ‌عمیر عن هشام ‌بن سالم عن سلیمان ‌بن خالد عن أبی ‌عبدالله‌ علیه‌ السلام، قال: قال رسول ‌الله‌ صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله ‌وسلم من شرب ‌الخمر فاجلدوه، فإن عاد فاجلدوه، فإن عاد‌الثالثة فاقتلوه. (همان/ ۲۳۳/ح۱)

سند این روایت صحیح و دلالتش واضح و روشن است.

* وعن أبی ‌على ‌الأشعری عن محمد‌بن عبدالجبار عن صفوان عن‏ منصور‌بن حازم عن أبی ‌عبیدة عن أبی ‌عبدالله‌ علیه ‌السلام، قال: من شرب ‌الخمر فاجلدوه، فإن عاد فاجلدوه، فإن عاد فاقتلوه. (همان/۲۳۴/ح۳)

* وعنه عن أحمد عن علی ‌بن حدید وابن أبی‌ عمیر جمیعاً عن جمیل ‌بن دراج عن أبی ‌عبدالله‌ علیه ‌السلام، أنه قال: فی شارب ‌الخمر إذا شرب ضرب، فإن عاد ضرب، فان عاد قتل فی ‌الثالثه. (همان/۲۳۵/ح۶)

سند و دلالت این دو روایت نیز تمام می ‌باشد.

* قال ‌الکلینی: قال جمیل: و روی عن بعض أصحابنا: أنه یقتل فی ‌الرابعة، قال ابن أبی ‌عمیر: کأن ‌المعنى أن یقتل فی‌ الثالثة، ومن کان إنما یؤتى به یقتل فی ‌الرابعة. (همان/ح۷)

جمیل ‌بن دراج که قتل را در مرتبه‏ سوم نقل کرد، مى‏ گوید: بعضى از اصحاب به قتل در مرتبه‏ چهارم قائل هستند. ابن ابى ‏عمیر که راوى از جمیل است به توجیه قتل در مرتبه‏ چهارم پرداخته، مى‏ گوید: شاید مقصود روایت از «یقتل فی ‌الرابعة» همان قتل در مرتبه‏ سوم باشد؛ ولى علت این‌ که فرمود: در مرتبه‏ چهارم، این است که فردى را براى بار سوم گرفتند، خواستند حد را در حقش جارى کنند، فرار کرد و بار دیگر شراب خورد؛ پس، در مرتبه‏ سوم حدى بر او جارى نشده است؛ بنابراین، با عدم تخلل حد در مرتبه‏ سوم، پس ‌از گرفتارى در مرتبه‏ چهارم او را مى‏ کشند.

مرحوم مجلسى‌ (ره) در مرآت ‌العقول‏ عبارت را به صورتى که گفتیم معنا مى‏ کند؛ مى ‏فرماید: و از جهت ادبیات عرب در کلمه‏ «فی ‌الرابعة» دو عامل «یؤتى» و «یقتل» از جمله «ومن کان إنما یؤتى به یقتل فی ‌الرابعة» تنازع مى ‏کنند. در حقیقت، عبارت این‏ گونه است: «ومن کان‏ إنما یؤتى به فی ‌الرابعة یقتل فی ‌الرابعة».

(مرآت‌ العقول/۲۳/۳۳۸)

* وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا (ع) فِي حَدِيثٍ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ فَاجْلِدُوهُ فَإِنْ عَادَ فَاجْلِدُوهُ فَإِنْ عَادَ فَاقْتُلُوهُ فِي الثَّالِثَةِ. (وسائل‏ الشیعة/۲۸/۲۳۵/ح۸)

ثالثاً: ادله روایاتى هستند که حکم را بر روى هر مسکرى برده است؛ لذا، نباید توهم شود قتل در مرتبه‏ سوم اختصاص به خمر دارد؛ بلکه در هر مسکرى جارى است.

* محمد‌بن یعقوب، عن محمد‌بن یحیى، عن أحمد‌بن محمد، عن [و] علی ‌بن النعمان، عن أبی ‌الصباح الکنانی، عن أبی ‌عبدالله‌ علیه ‌السلام، قال: کل مسکر من ‌الأشربة یجب فیه کما یجب فی‌ الخمر من ‌الحد. (وسایل ‌الشیعه/۲۸/۲۳۰/ح۱)

در این صحیحه، امام صادق‌ علیه ‌السلام فرمود: حدى که در خمر واجب است، در هر شراب مسکرى واجب مى‏ باشد.

کلمه‏ «من ‌الحد» در روایت اطلاق دارد؛ شامل تازیانه و قتل مى‏ گردد. و روایت نسبت به هر مسکرى عمومیت دارد؛ زیرا، فرمود: «کل مسکر…». در نتیجه، به اطلاق روایت تمسک کرده و مى ‏گوییم: در هر مسکرى، در مرتبه‏ اول و دوم حد تازیانه و مرتبه‏ سوم حد قتل اقامه مى ‏شود.

* وعنه، عن محمد بن ‌الفضیل، عن أبی‌ الصباح الکنانی، قال: قال أبو عبدالله‌ علیه ‌السلام : کان ‌النبی‌ صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله ‌وسلم إذا اتی بشارب ‌الخمر ضربه، فإن اتی به ثانیةً ضربه، فإن اتی به ثالثةً ضرب عنقه. قلت:‌النبیذ؟ قال: إذا اخذ شاربه قد انتشى‏ ضرب ثمانین، قلت: أرأیت إن أخذته ثانیةً، قال: اضربه، قلت: فإن أخذته ثالثةً، قال: یقتل کما یقتل شارب ‌الخمر. (وسایل ‌الشیعه/۲۸/ ۲۳۶/ح۱۱)

در این صحیحه، امام صادق‌ علیه ‌السلام فرمود: وقتى شارب ‌الخمر را نزد پیامبر (ص) مى ‏آوردند، در دفعه اول و دوم او را مى ‏زد و در مرتبه‏ سوم او را مى ‏کشت.

ابوالصباح کنانى پرسید: حکم نبیذ چگونه است؟ امام‌ علیه ‌السلام فرمود: اگر شارب نبیذ را گرفتند در حالى ‌که مست بود و رخوت و سستى داشت در گذشته گفتیم، نبیذ بر دو نوع مسکر و غیر مسکر است در مرتبه‏ اول و دوم او را تازیانه مى ‏زنند، و در دفعه‏ سوم همانند شارب خمر مى ‏کشند.

* روایت دوازدهم و سیزدهم‏ (همان/ح۱۲و۱۳) این باب نیز بر همین مطلب دلالت دارد.

با توجه به روایات گذشته، مجالى براى مناقشه در ثبوت حد قتل در مرتبه‏ سوم نمى ‏ماند.

تذکر: آیا با وجود این همه روایات معتبر، حق داریم شرب خمر را با زنا مقایسه کرده و بگوییم: وقتى در زنا، قتل در مرتبه‏ چهارم بود، قتل شراب ‏خوارى که گناهش در اهمیت به پاى زنا نمى ‏رسد، باید در مرتبه‏ چهارم باشد. ما چه مى ‏دانیم، فقیه دست به ملاکات ندارد و کارى هم به ملاکات ندارد؛ بلکه او تابع دلیل است. دلیل در باب زنا قتل را در مرتبه‏ چهارم گفته و در این باب در مرتبه‏ سوم، ما نیز باید به آن عمل کنیم.

الحمدلله رب ‌العالمین

تحقیق و تنظیم: حجت الاسلام داود دهقانی دولت‌ آبادی

هفته نامه "افق حوزه"

 

۱۰۱۸۷-سیره سه معصوم(ع) در حفظ وحدت مسلمین +عظمت-حضرت-زهرا-در-محبت-ایشان-به-وحدت-مسلمانان

۲۱ آبان

وحدت

کد خبر: ۳۹۹۳۴۹ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۸/۱۹ – ۱۲:۳۰ | سرویس: علمی، فرهنگی ۳۰

سیره سه معصوم(ع) در حفظ وحدت مسلمین
حوزه/ حضرت زهرا (س) در خطبه فدکیه، درباره محوریت اهل ‏بیت (ع) در امر وحدت می ‏‌فرمایند: «وَ طَاعَتَنَا نِظَامَاً لِلمِلَةِ»؛ و اطاعت از ما [اهل ‏بیت] باعث نظم ملت [و آیین و شریعت] است.
 

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، وحدت و همدلی میان مؤمنان، از اصول و شعائر قرآنی است که اهل‌‏ بیت(علیهم السلام) به آن اهتمام داشته ‏‌اند. سیره رفتاری و گفتاری ائمه(علیهم السلام) یکی از منابع اربعه استنباط احکام و شریعت حقّه تشیع می ‏‌باشد؛ چرا که مفسران حقیقی قرآن و مروّجان واقعی دین، اهل ‏‌بیت(علیهم السلام) هستند. تاریخ، مملوّ از تلاش معصومین(علیهم السلام) در زمینه ایجاد و بسط وحدت و همدلی بین مؤمنین است.

یادداشت ذیل تلنگری است از سیره اهل بیت(ع) در خصوص وحدت و همدلی مسلمین.

* وحدت و همدلی در سیره پیامبر(صلی الله علیه و آله)

پيامبر(صلی الله علیه و آله) همزمان با ورود به مدينه، با ايجاد پيمان صلح ميان اوس و خزرج، وحدت اسلامي را تحقّق بخشيد و با رشد عواطف انساني و معيارهاي ديني، وحدت جامعه آن زمان را بيمه كرد.

طبري در روايتي ذيل آيه شريفه ۱۰۳ آل عمران، مي ‏‌نويسد: خداي عالم دين اسلام را آورد و به بركت این دين اُلفت و برادري ميان مردم برقرار كرد و تمام مردم را گرد اسلام جمع نمود؛ آنها را به برادري دعوت كرد که يکي از مهم ‏ترين آنها دو قبیله بزرگ مدينه اوس و خزرج بودند كه با آغوش باز از اسلام استقبال كردند، در حالي که ۱۲۰ سال بين اين دو قبيله جنگ و غارت حاكم بود.[۱]

در نقلي ديگر آمده است: نبي مكرم اسلام(صلی الله علیه و آله) بخشي از آيات قرآن را براي آنها (قبیله اوس و خزرج) قرائت فرموده، الفت و برادري جامعه اسلامي را از منظر قرآن براي آنها تشريح و تفسير کردند. بعد از اين سخنراني، برخي شيوخ و بزرگان مدينه عرضه داشتند: يا رسول الله! آن چنان شرّ و فساد و اختلاف ميان این دو قبیله است كه در ميان هيچ قومي اين چنين نبوده؛ اما با اين سخنان زيبا كه شما براي آنان بيان كرديد و آيات قرآن، ما اميداواريم كه خداي عالم به بركت تو و دين تو و قرآن تو اين آتش اختلاف را ميان اين دو قوم خاموش كند و ميان آنها الفت برقرار نماید.[۲]

بناي قبول مردم مدينه از اسلام و استقبال آنان از این آیين و قرآن، تلاش مجدانه پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و دعوت اسلام به ایجاد و بسط وحدت و نهي از هرگونه تفرقه و اختلاف بوده است.

همچنين پيامبر(صلی الله علیه و آله) با نفي تعصّبات ملي و نژادي و با استفاده از ظرفيت موجود جامعه و نقش مؤثر و سازنده كعبه براي تحقق وحدت اسلامي، تلاش کردند با اعلام حمايت از قشر محروم و ستمديده، آنان را به مركز واحدي هدايت فرموده، به اين طريق پايه ‌‏هاي وحدت امت اسلامي را تثبیت كنند و با تحمّل، مدارا و گذشت از مسائل شخصي به خاطر مصالح امت، وحدت اسلامي را تحقق بخشند.

به طور مثال، ايجاد عقد اخوت ميان مهاجر و انصار را از راهبردهاي اساسي در راستاي تحقق وحدت اسلامي مطرح ساختند كه يكي از كارآمدترين راهكارها بود، به گونه ‌‏اي كه انصار، برادران مهاجرشان را در اموال و خانه ‌‏هاي خود شريك مي ‏‌دانستند.

* امیرالمؤمنین(علیه السلام) و  وحدت

سيره اميرمؤمنان‌ علیه السلام در جهت‌ حفظ‌ وحدت‌ جامعه‌ اسلامي‌ – كه‌ با گذشت‌ از حق‌ مسلّم‌ شان برای خلافت همراه‌ بود – همواره‌ بايد براي‌ امت‌ اسلامي‌ سرمشق‌ و عبرت ‌‏آموز باشد.

امام‌ ‌در اين‌ مورد مي ‌فرمايد: امت ‌هاي‌ پيشين‌ مادامي‌ كه‌ با هم‌ اتحاد و وحدت‌ داشتند، در پيشرفت‌ و شكوفايي‌ بودند، و به‌ عزّت‌ و اقتدار دست‌ يافتند، خلافت‌ و وراثت‌ در زمين‌ را به‌ دست‌ آوردند و رهبر و زمامدار جهان‌ شدند.[۳]

مطالعه‌ در سيره‌ امام‌ علي(علیه السلام) نشان‌ مي ‌دهد كه‌ هدف‌ آن‌ حضرت،‌ تنها حفظ‌ اصل‌ اسلام‌ و وحدت‌ بين‌ عموم‌ مسلمانان‌ بود و در مسئله‌ خلافت – كه‌ اولين‌ اختلافي‌ بود كه‌ بين‌ امت‌ اسلامي‌ به‌ وجود آمد – با صبر و سكوت‌ خود، اجازه‌ ندادند اين‌ اختلاف‌، وحدت‌ امت‌ اسلامي‌ را خدشه ‏‌دار سازد. ایشان می ‏‌فرمود: «إِنِّي أَدْعُوكُمْ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ(صلی الله علیه و آله) وَ حَقْنِ دِمَاءِ هَذِهِ الْأُمَّةِ فَإِنْ قَبِلْتُمْ أَصَبْتُمْ رُشْدَكُمْ وَ اهْتَدَيْتُمْ لِحَظِّكُمْ وَ إِنْ أَبَيْتُمْ إِلَّا الْفُرْقَةَ وَ شَقَّ عَصَا هَذِهِ الْأُمَّةِ فَلَمْ تَزْدَادُوا مِنَ اللَّهِ إِلَّا بُعْداً وَ لَنْ يَزْدَادَ الرَّبُّ عَلَيْكُمْ إِلَّا سَخَطاً». [4]

من شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبرش(صلی الله علیه و آله) و جلوگیری از ریختن خون این امت فرا می‌ خوانم. اگر پذیرفتید، راه رستگاری خود را یافته و به نصیب (اخروی) خویش رهنمون شده ‏‌اید و اگر سر باز زدید و جز پراکندگی میان این امت را نخواستید در آن صورت هرگز بر دوری خود از خدا نیفزودید و خداوند نیز هرگز جز بر خشم خود نسبت به شما نخواهد افزود.

ایشان، هیچ دلیلی را برای خدشه ‌‏دار کردن و زوال وحدت و همدلی مسلمین موجّه ندانسته و فرمودند: «… وَ إِلَهُهُمْ وَاحِدٌ وَ نَبِيُّهُمْ وَاحِدٌ وَ كِتَابُهُمْ وَاحِدٌ-أَ فَأَمَرَهُمُ اللَّهُ [تَعَالَى‏] سُبْحَانَهُ بِالاخْتِلَافِ فَأَطَاعُوهُ أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ‏ أَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِيناً نَاقِصاً فَاسْتَعَانَ بِهِمْ عَلَى إِتْمَامِهِ أَمْ كَانُوا شُرَكَاءَ لَهُ فَلَهُمْ أَنْ يَقُولُوا وَ عَلَيْهِ أَنْ يَرْضَى أَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِيناً تَامّاً فَقَصَّرَ الرَّسُولُ(صلی الله علیه و آله) عَنْ تَبْلِيغِهِ وَ أَدَائِهِ وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ يَقُولُ: ]ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ[وَ فِيهِ [تِبْيَانُ كُلِ‏] تِبْيَانٌ لِكُلِّ شَيْ‏ء»[5] [چرا با هم اختلاف کنند؟ در صورتی که] خدایشان یکی، پیغمبرشان یکی و کتابشان یکی است. آیا خدای سبحان، آنان را به اختلاف امر فرموده که اطاعت کردند؟ یا آنها را از اختلاف پرهیز داد و معصیت خدا نمودند؟ آیا خدا دین ناقصی فرستاده و در تکمیل آن از آنها استمداد کرده است؟ آیا آنها شرکای خدایند که هرچه می‏‌ خواهند در احکام دین بگویند و خدا رضایت دهد؟ آیا خدای سبحان دین کاملی فرستاد، پس پیامبر(صلی الله علیه و آله) در ابلاغ آن کوتاهی ورزیدند؟ در حالی که خدای سبحان می ‏‌فرماید: «ما در قرآن چیزی را فروگذار نکردیم.» و در قرآن بیان هر چیزی است و بعضِ قرآن گواه بعض دیگر است و اختلافی در آن نیست.»

* تلاش حضرت زهرا(علیها السلام) برای دوری از تفرقه

یکی از نکات مهم تاریخی که کمتر مورد توجه و بحث قرار گرفته، نقش حضرت زهرا(علیها السلام) در حفظ وحدت مسلمین، خصوصاً بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می ‏‌باشد. وقتی ایشان دیدند که جامعه مسلمین بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله) دچار تفرقه شده و هر لحظه ممکن است اتفاقات بدتری بیفتد، دست حسنین(علیهما السلام) را گرفته، به همراه امیرالمؤمنین(علیه السلام) به در خانه مهاجرین و انصار بردند و با یادآوری حدیث غدیر، حجت را بر امت تمام کرده، از تفرقه برحذر داشتند و سفارش به جمع شدن گرداگرد شمع ولیّ خدا کردند.

حضرت(علیها السلام) در خطبه فدکیه، درباره محوریت اهل ‏بیت(علیهم السلام) در امر وحدت می ‏‌فرمایند:

* «وَ طَاعَتَنَا نِظَامَاً لِلمِلَةِ»؛ و اطاعت از ما [اهل ‏بیت] باعث نظم ملت [و آیین و شریعت] است.

این جمله و جمله بعدی عطف بر «فَجَعَلَ اللهُ الاِیمَانَ…» بوده که در همین خطبه آمده است. بنابراین، معنایش این است: خداوند اطاعت از ما اهل ‏بیت را موجب نظم شریعت قرار داد؛ چراکه تمام مردم اطراف محور دین جمع می ‌شوند و آن محور توسط امامی که عالم ‌ترین، باتقواترین و جامع تمام کمالات است، تبیین می شود.

اهل ‏بیت(علیهم السلام) نسبت به دین از دیگران آگاه ‏‌تر و به حقایق قرآن آشناتر هستند؛ زیرا علم آنان به مبدأ وحی متصل است و به طور طبیعی، هماهنگی امور دینی در اطاعت از آنان خواهد بود.

* «وَ اِمَامَتَنَا أَمَانَاً مِنَ الفُرقَةِ [للفرقة]»؛ و رهبری ما را سبب ایمنی از تفرقه و پراکندگی قرار داد.

در اینجا حضرت مسئله امامت را بیان کرده ‌اند و در واقع به خلیفه و مردم تذکر داده ‌اند که امامت و جانشینی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) از آن ماست و خدا آن‌ را برای جلوگیری از تفرقه مردم و جمع شدن دور یک محور قرار داده است.

به بیان دیگر، خدای متعال امامت را قرار داده است تا امت اسلام متفرق نشوند و هرکدام به یک طرف نروند. محوری که عقل نیز آن ‌را پذیرفته است. وقتی که شخصی از هر جهت؛ از جهت علم، تقوا، تدبیر، عدالت، ارتباط با خدا و… بر دیگران رجحان داشته باشد، طبعاً همه باید به سراغ او بروند. وقتی چنین شد، بنابراین، تفرقه و پراکندگی به وجود نخواهد آمد.[۶]

پی ‌نوشت:

[۱]. جامع البيان، طبري دار الجیل، بیروت، بی ‏تا، ج ۴، ص ۶۴.

[۲]. جامع البیان، طبري، ج ۴، ص ۴۸؛ فتح الباري، ابن حجر، دار بن حزم، بیروت، ۱۴۲۲ ق، ج ۷، ص ۱۷۲؛ المستدرك علی الصحیحین، حاكم نيشابوري، مکتبة النصر، ریاض، ۱۹۶۸ م، ج ۳، ص ۲۲۵.

[۳]. نهج البلاغه، سید رضی، نشر هجرت، قم، ۱۴۱۴ق، خطبه۵۰.

[۴]. همان.

[۵]. همان، خطبه ۱۸.

[۶]. ر. ک: شرح خطبه حضرت زهرا(علیها السلام)، سید عزالدین حسینی زنجانی، بوستان کتاب، قم، چاپ دهم، ۱۳۸۷ش، ص ۳۶۵.

به کوشش؛ محمدرضا حدادپور جهرمی

 

۱۰۱۸۶-فکر و فرهنگ دینی را می‌توان به‌وسیله موزه منتقل کرد.+سطح بندی محبت در کشورها از موزه های آنها

۲۱ آبان

حجت الاسلام فلاح زاده

کد خبر: ۳۹۹۵۱۹ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۸/۲۱ – ۰۷:۲۰ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
رئیس موسسه موضوع شناسی احکام فقهی:
فکر و فرهنگ دینی را می‌توان به‌وسیله موزه منتقل کرد
حوزه/ رسانه موزه امروزه در جهان دارای اهمیت بسیاری است که به‌وسیله آن فکر و فرهنگ را منتقل می‌کنند و ما نیز می‌توانیم به‌وسیله موزه فکر و فرهنگ دینی را منتقل کنیم.
 

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، حجت الاسلام و المسلمین فلاح زاده  پنج شنبه شب در دیدار جمعی از پژوهشگران موسسه موضوع شناسی احکام با آیت الله مصباح یزدی در مجتمع آموزشی امام خمینی(ره) با اشاره به فعالیت‌های موسسه موضوع شناسی گفت: در اندیشه امام(ره) فقه تئوری واقعی و کامل اداره انسان و جامعه از گهواره تا گور است.

وی بیان کرد: بر اساس آنچه معصومین(ع) به ما آموخته‌اند، احکام دینی قابل تغییر نیست و تفاوت فتوا هم جایگاه خود را داشته و بحث علمی است، اما موضوعات هر روز در حال تغییر و تبدل است و هر روز شاهد پدید آمدن موضوعات جدید هستیم.

رئیس موسسه موضوع شناسی احکام فقهی با اشاره به فلسفه و ضرورت تشکیل این موسسه گفت: هیچ حکمی بدون موضوع نخواهد بود و شناخت موضوع بر شناخت حکم تقدم دارد؛ پیشرفت علم و فناوری به صورت روز به روز است و دستکاری بشر، هم موضوعات را تغییر می‌دهد و هم موضوعات جدید را پدید می‌آورد.

وی ابراز داشت: این تغییرات موجب شده که بسیاری از سؤال‌های فقهی با اما و اگر و یا با تأخیر رو به رو شود و عمده این تأخیرها به عدم شناخت موضوعات یا شناخت ناکافی از آنها بر می‌گردد.

حجت الاسلام و المسلمین فلاح زاده گفت: به خاطر تنوع زیاد احکام و عمر ناکافی برای بررسی همه آنها این موسسه تشکیل شد تا مقدمات را آماده و موضوعات را بررسی و به محضر فقها تقدیم کند تا آنها سریع‌تر و سهل‌تر بتوانند فتوا را صادر کنند.

وی با اشاره به اینکه پس از آماده شدن طرح، مقام معظم رهبری دستور تأسیس موسسه را دادند گفت: در پی این دستور همکاران ما در این موسسه مقدمات کار را فراهم کردند و در مکانی محدود و با امکاناتی محدود، راه پر سنگلاخی را در پیش گرفتند، ولی به فرموده امیرالمؤمنین(ع) ورود به کارهای دشوار از سختی آن خواهد کاست.

رئیس موسسه موضوع شناسی احکام فقهی بیان کرد: در این موسسه در بخش پژوهش چهار گروه عبادت و حقوق، اقتصاد، پزشکی و تغذیه، پژوهش‌های بنیادین برای بررسی مباحث نظری و همچنین تدوین شیوه‌نامه پژوهش شروع به کار کردند.

وی ادامه داد: در گام اول فهرستی از موضوعاتی که نیاز به پژوهش دارد تهیه و بعد ملاک‌های اولویت‌بندی مشخص شد و بر اساس آنها بعضی از موضوعات در دستور کار قرار گرفت.

حجت الاسلام و المسلمین فلاح زاده گفت: پس از پژوهش، موضوع در شورای علمی مطرح می‌شود و پس از تأیید در کمیته‌ای به نام کمیته فقهی که متشکل از نمایندگان مراجع است بررسی و سؤال‌هایی که در رابطه با موضوع است مطرح می‌شود و به اصطلاح موضوع شناسی را به لبه حکم رسانده و تقدیم می‌کنند.

وی اذعان داشت: در بخش آموزش، موضوع شناسی را اگر نگوییم یک دانش نوظهوری است باید گفت که یک دانش مغفولی است و گذشتگان گاهی اشاره‌ای به آن داشته‌اند اما بحث تفصیلی نکرده‌اند.

رئیس موسسه موضوع شناسی احکام فقهی با اشاره به اینکه تدریس مباحث نظری اجمالاً توسط موسسه شروع شده است گفت: برای اینکه این مباحث به بدنه حوزه وارد شود در سال گذشته با هماهنگی با مدیریت حوزه علمیه قم دو درس موضوع شناسی در حوزه آغاز شده است.

وی بیان کرد: اگر این مباحث تنها در گوشه‌ای و برای عده اندکی مطرح شود هرگز به وضع مطلوب نخواهیم رسید.

حجت الاسلام و المسلمین فلاح زاده با اشاره به فعالیت‌های موسسه در موضوعات خاص گفت: در بحث آشنایی با نجوم به ویژه استهلال یک دوره آموزشی به دستور مقام معظم رهبری آغاز شد و تاکنون سه دوره برگزار شده است تا در سراسر کشور عده ای از طلاب آموزش ببینند و در ستاد استهلال بتوانند کمک کنند.

وی تصریح کرد: به این دلیل که پژوهش در موضوع شناسی با بسیاری از دانش‌ها تفاوت دارد تلاش شده است مجوزی برای یک مرکز تخصصی پرورش پژوهشگران موضوع شناسی تأسیس شود.

رئیس موسسه موضوع شناسی احکام فقهی با بیان اینکه آنچه پژوهشگران موسسه به دست می‌آورند هم باید به محققان و دانشگاهیان و هم به مردم برای عمل به تکلیف ارائه شود گفت: تأسیس نمایشگاه تخصصی موضوع شناسی با نام موزه فقه و زندگی در دستور کار قرار گرفت که اسناد مرتبط با فقه یا موضوعات فقهی در آنجا نگه داری شود تا مردم هم با تاریخ فقه و هم مسائل فقهی آشنا شوند.

وی ادامه داد: رسانه موزه امروزه در جهان رسانه مهمی است که به‌وسیله آن فکر و فرهنگ را منتقل می‌کنند و ما نیز می‌توانیم به‌وسیله موزه فکر و فرهنگ دینی را منتقل کنیم.

انتهای پیام/

 

۱۰۱۸۵-اقدامات حضرت شعیب(ع) برای تاسیس جامعه دینی+رابطه محبت پیامبران با اقتصاد آنان

۲۱ آبان

حضرت شعیب(ع)

کد خبر: ۳۹۹۴۳۸ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۸/۲۰ – ۱۱:۵۲ | سرویس: علمی، فرهنگی ۳۲

اقدامات حضرت شعیب(ع) برای تاسیس جامعه دینی
حوزه/ یکی از نزاع ‏های حضرت شعیب و مخالفانش این بود که مخالفان خواهان عدم کنترل و انجام کارهای اقتصادی بدون نظارت بودند ولی حضرت شعیب هر عملی را جایز نمی‏ شمرد و خواهان کنترل و نظارت بود.
 

به گزارش خبرگزاری «حوزه» مهمترین برنامه ها و اقدامات حضرت شعیب(ع) برای ساخت و تاسیس یک جامعه آرمانی و مطلوب به قلم محمد نوری مورد بررسی قرار گرفته است.

آنچه در ذیل می خوانید فرازهایی از شیوه حاکمیت دینی از سوی حضرت شعیب علیه السلام است.

* برنامه‏ های اقتصادی

تدبیرها و راه کارهای اقتصادی حضرت شعیب نسبت به دیگر انبیاء برجسته‏ تر و گسترده‏ تر بوده است. اهمیت مسائل اقتصادی به اندازه ‏ای است که شعیب پیغمبر بعد از دعوت به توحید آنها را دعوت به حق و عدالت در امور مالی و تجارت کرد، این خود نشان می‏ دهد که مسائل اقتصادی یک جامعه را نمی ‏توان ساده شمرد، و نیز نشان می ‏دهد که پیامبران فقط مأمور مسائل اخلاقی نبوده ‏اند، بلکه اصلاح وضع نابسامانی اجتماعی و اقتصادی نیز بخش مهمی از دعوت آنها را تشکیل می ‏داده است تا آنجا که آن را بعد از دعوت به توحید قرار می ‏دادند.

برای سامان ‏دهی به مسائل اقتصادی به اجمال توصیه ‏ها و برنامه ‏های حضرت شعیب معرفی می‏ گردد:

* اجرای عدالت و جلوگیری از دو قطبی شدن جامعه

اجرای عدالت و جلوگیری از دو قطبی شدن جامعه بلکه طرفداری از تعمیم سرمایه ‏ها و پخش ثروت ‏ها در کل جامعه؛ «أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْميزانَ بِالْقِسْطِ» به عدالت وفادار باشید و ترازو و سنجش را فراموش نکنید تا حقوق افراد کامل پرداخت شود.

شعیب را مبتکر کیل و میزان یا ترازو و سنجش دانسته‏ اند و در چند آیه قرآن به برنامه و دستور شعیب برای مکیال و میزان اشاره شده است.

* ایجاد مالکیت مشروط

ایجاد مالکیت مشروط؛ یکی از نزاع ‏های حضرت شعیب و مخالفانش این بود که مخالفان خواهان عدم کنترل و انجام کارهای اقتصادی بدون نظارت بودند ولی حضرت شعیب هر عملی را جایز نمی‏ شمرد و خواهان کنترل و نظارت بود. در آیه ۸۷ سوره هود از قول مخالفانش می ‏گوید: «قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ في‏ أَمْوالِنا ما نَشؤُا» ای شعیب! آیا نمازت به تو فرمان می ‏دهد تا معتقدات و عبادت ‏های پدران ‏مان را رها کنیم یا در اقتصاد و اموال آنچه می ‏خواهیم انجام ندهیم.

قوم شعیب گرفتار این اشتباه بودند که هیچ ‏کس  نمی ‏تواند کمترین محدودیتی برای تصرف در اموال نسبت به مالکین قائل شود حتی از شعیب تعجب می ‏کردند و می ‏گفتند: مثل تو با این عقل و درایت ممکن است جلو آزادی عمل ما را در اموال ما بگیرد این سخن را خواه به عنوان استهزاء خواه به عنوان حقیقت گفته باشند، نشان می‏ دهد که آنها محدودیت در تصرفات مالی را دلیل بر عدم عقل و درایت می ‏دانستند! در حالی که اشتباه بزرگ آنها همین بود اگر مردم در تصرف در اموالشان آزاد باشند، سراسر جامعه را فساد و بدبختی فرا خواهد گرفت، همیشه امور مالی باید تحت ضوابط صحیح و حساب شده ‏ای که پیامبران الهی بر مردم عرضه کرده ‏اند وگرنه جامعه را به تباهی خواهد کشید.

حضرت شعیب با ایجاد ضوابط و ابتکار مکیال و میزان درصدد برآمد تا اقتصاد را کنترل کند و معیارهایی برای آن وضع کند.

* ممانعت از استثمار و غارت اموال مردم

ممانعت از استثمار و غارت اموال مردم؛ «وَ لا تَنْقُصُوا الْمِكْيالَ وَ الْميزانَ».

کم فروشی موجب استثمار و در نهایت ضعیف شدن اکثریت مردم و فربه شدن قشر اندکی از مردم می ‏شود. حضرت شعیب برای این منظور ترازو را آورد و فرمان می ‏داد کم فروشی نکنید.

حضرت شعیب در آیه ‏ای می‏ گوید؛ سرمایه نیکویی دارم و رزق خوبی از خداوند دریافت کرده ‏ام؛ «وَ رَزَقَني‏ مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً».

این نکته گویای این است که بدون سرمایه اولیه نمی ‏توان فعالیت چشمگیر داشت.

اهّم برنامه ‏ها و اقدامات شعیب برای ساخت و تأسیس یک جامعه آرمانی و مطلوب موارد مزبور بود. رؤوس و سرفصل‏ های برنامه ‏های حضرت شعیب که در آیات قرآن آمده، حدود پنجاه سرفصل دارد.

ویژگی ‏ها و فعالیت های حضرت شعیب ذیل چند عنوان: «مدیریت»، «حقوق جامعه»، «اخلاقیات»، «ترویج فرهنگ توحیدی»، «اصلاحات»، «مبارزه با مفسدین» در آیات قرآنی آمده که خلاصه این برنامه ‏ها این موارد می باشد.

* مدیریت

۱ـ افزایش نیروی انسانی «وَ اذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ قَليلاً فَكَثَّرَكُمْ»

۲ـ برخورد منطقی و ملایم با مخالفان «قالَ أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهين»‏

۳ـ مدیریت عقلانی جامعه و پرهیز از مدیریت استبدادی «وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفيظٍ»

۴ـ رسول امین «إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ»

۵ـ عدم دریافت مزد از مردم «ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ»

۶ـ توسعه فرهنگ تعاون و هم افزایی «وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرينَ»‏

۷ـ دریافت پاداش الهی «إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ»

۸ـ دلسوزی برای مردم و خوف داشتن نسبت به عذاب فراگیر و هلاکت آنها «وَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ مُحيطٍ»

* حقوق جامعه

۱ـ ابداع ترازو و پیمانه جهت اجرای عدالت (فَأَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمیزانَ؛ لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ وَ الْمیزانَ)

۲ـ سالم‏ سازی اقتصاد و اجرای عدالت اجتماعی و اقتصادی «فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْميزانَ»، «وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْميزانَ بِالْقِسْطِ»

۳ـ اعطای حقوق اجتماعی «وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ»

۴ـ مبارزه با استثمار و غارت اموال مردم «لَا تَنقُصُواْ الْمِکْیَالَ وَ الْمِیزَانَ»

۵ـ تأکید بر مال حلال و دسترنج و سود پاک «بَقِیَّهُ اللّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ»

۶ـ داشتن رزق نیکوی آسمانی «رَزَقَنی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً»

۷ـ جلوگیری از کم فروشی «أَوْفُوا الْکَیْلَ»

* اخلاقیات

۱ـ نجات یافتگی «إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْها»، «نَجَّيْنا شُعَيْباً»

۲ـ صادق بودن در قول و رفتار «قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللَّهِ كَذِباً إِنْ عُدْنا في‏ مِلَّتِكُمْ»

۳ـ مخالفت با ارتجاع و بازگشت به شرک «مَا یَکُونُ لَنَا أَن نَّعُودَ فِیهَا»

۴ـ نصیحت و خیرخواهی برای مردم «نَصَحْتُ لَکُمْ»

۵ـ حلیم و رشید بودن شعیب «إِنَّکَ لَأَنْتَ الْحَلِیمُ الرَّشِیدُ»

۶ـ توفیق طلبی از خداوند «مَا تَوْفِیقِی إِلاَّ بِاللّهِ»

۷ـ تکیه بر خداوند «عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ»

۸ـ بازگشت به خداوند «إِلَیْهِ أُنِیبُ»

۹ـ نقش سازنده نماز در پیروان شعیب «قَالُواْ یَا شُعَیْبُ أَصَلاَتُکَ تَأْمُرُکَ»

۱۰ـ گسترش تقوا «قالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَ لا تَتَّقُون‏»

۱۱ـ گسترش اطاعت خداوند «أَطیعُونِ»

۱۲ـ متصف به صالح بودن «سَتَجِدُنِی مِنَ الصَّالِحِینَ»

* ترویج فرهنگ توحیدی

۱ـ فرستاده خداوند جهت هدایت اهالی مدین «وَ إِلی مَدْیَنَ أَخاهُمْ شُعَیْباً»

۲ـ دعوت مردم به توحید «قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّهَ»؛ «اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ»

۳ـ داشتن معجزه و ارائه آن به عنوان بینه «قَدْ جاءَتْکُمْ بَیِّنَهٌ»

۴ـ گسترش فرهنگ ایمانی «ذلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ»

۵ـ ابلاغ رسالت پروردگار «لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ رِسَالَهَ رَبِّی»

۶ـ داشتن بینه و منطق آسمانی «کُنتُ عَلَى بَیِّنَهٍ مِّن رَّبِّیَ»

۷ـ گسترش فرهنگ توبه و استغفار «اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ»

۸ـ ترویج دین رحمانی «إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ»

۹ـ مشمول رحمت الهی «بِرَحْمَةٍ مِنَّا»

۱۰ـ فرستاده خدا «کَذَّبَ أَصْحابُ الْأَیْکَهِ الْمُرْسَلِینَ»

* اصلاحات

۱ـ جلوگیری از فساد مفسدین و گسترش اصلاحات «لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا؛ لاَ تَعْثَوْاْ فِی الأَرْضِ مُفْسِدِینَ»

۲ـ مبارزه با موانع و دفاع از مؤمنان «وَ لا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِراطٍ تُوعِدُونَ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ»

۳ـ خسارت دادن در راه ایمان «إِنَّکُمْ إِذًا لَّخَاسِرُونَ»

۴ـ خیرخواهی برای مردم «إِنِّی أَرَاکُم بِخَیْرٍ»

۵ـ رهایی از هلاکت و عذاب الهی «وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا شُعَيْباً»

۶ـ آسان‏گیری در زندگی اجتماعی «وَ ما أُريدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْك‏»

۷ـ اصلاح طلبی «إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ»؛ «لاتُفْسِدُوا فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها»

* مبارزه با فاسدین

۱ـ توجه دادن به سرانجام مفسدین و نابودی آنها «انْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الْمُفْسِدینَ»

۲ـ مقاومت در برابر متکبّرین وملاء و تبعید و اخراج از سرزمین «قالَ الْمَلَأُ الَّذينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ»

۳ـ توکل بر خداوند در مسیر هدایت مردم و مبارزه با مستکبرین «عَلی الله تَوَکَلْنا»

۴ـ عدم همراهی با مستکبرین و روی برگرداندن از آنها «فَتَوَلَّى عَنْهُمْ»

۵ـ تکذیب شعیب توسط مردم «فَکَذَّبُوهُ»؛ «نَظُنُّکَ لَمِنَ الْکاذِبِینَ»

۶ـ دیوانه پنداشتن شعیب «أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِینَ»

کتاب "حضرت شعیب پیامبر جامعه ساز" به قلم محمد نوری در ۱۷۱ صفحه در قطع پالتویی از سوی انتشارات دفتر فرهنگ معلولین منتشر شده است.

علاقمندان جهت تهیه کتاب با شماره تلفن: ۳۲۹۱۳۴۵۲-۲۵ تماس بگیرند.

 

۱۰۱۸۴-بررسی چهار اندیشه انحرافی ابن تیمیه بنیانگذار سلفی گری+ رابطه محبت انسان با خداشناسی او

۲۱ آبان

ابن تيميه براى رد عقايد رافضى (علامه حلى) به قدرى پيش رفته كه احاديث مُسلّم در فضيلت ائمه اهل بيت (ع) را انكار كرده است.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، ابن تيميه حرّانى پايه گذار سلفى گرى دينى است، او در سال ۶۶۱ هجرى قمرى در شهر حرّان از توابع شام ديده به جهان گشود و در پى حمله مغول به شامات همراه پدرش به دمشق مهاجرت كرد. پدرش عالم حنبلى بود از اين جهت او را براى يادگيرى فقه حنبلى به مدارس حنابله فرستاد و تا سال ۶۹۸ قمرى در دمشق از وى لغزشى ديده نشد، اما با آغاز قرن هشتم، كم كم آثار انحراف در وى ظاهر گشت. (۱)

ابن تيميه با تكيه بر نقل گرايى احمد بن حنبل از يك سو، و تأكيد بر اجتهاد خاصّى در منابع دينى از سوى ديگر، قرائتى حتّى مغاير با انديشه احمد بن حنبل ارائه نمود، و با انداختن طرحى نو در انديشه هاى احمد بن حنبل، رسماً مكتب سلفى گرى را ابداع كرد. از نتايج اجتهادهاى او كه اغلب آن را به اجماع علماى گذشته مستند مى كرد، تحريف مفهوم توحيد و شرك بود كه موجب خروج وى از چارچوب اعتقادى علماى اسلام گشت، برخى از پى آمدهاى اين انحراف اعتقادى او ـ گذشته از انحراف در امر توحيد ـ عبارتند از:

* انديشۀ تشبيه و تجسيم،

* عقيده به حركت كردن خداوند در پايان هر شب.

* نشستن او بر تخت فرمانروايى در آسمان ها.

* كاستن از مقامات انبياء و اولياء الهى، از طريق تحريم طلب شفاعت و توسل به آنان.

* تكفير مسلمين، به خاطر طلب شفاعت و توسل به اولياء الهى.

* هدم آثار انبياء و اولياء. (۲)

بازتاب فتاواى ابن تيميه در شام، واكنش اغلب علماى معاصر او را در پى داشت، ابن تيميه به قصر سلطان احضار شد و پس از محاكمه، زندانى گشت. شوكانى در اين باره مى گويد: «پس از زندانى شدن ابن تيميه، (براساس فتوى قاضى مالكى دمشق كه حكم به كفر او داده بود) در دمشق ندا در دادند كه هر كس داراى عقايد ابن تيميه باشد، خون و مالش حلال است». (3)

ابن تيميه در نهايت به مصر تبعيد شد اما در مصر نيز از نشر عقايد خود دست برنداشت، تا اينكه پس از مناظره با علماى آنجا، توسط قضات هر چهار مذهب (شافعى، حنبلى، مالكى و حنفى) محكوم شد و به زندان افتاد و پس از انتقال به دمشق در سال ۷۲۸ هجرى در زندان درگذشت. (۴)

ابن تيميه فرد مزدور و ملحدى نبود اما براثر كج فكرى و خودبينى يك سلسله اصولى را مطرح كرد كه با كتاب خدا در تعارض بوده و با اتفاق امت اسلامى همسو نبود. مجموع انديشه هاى وی در چند عنوان خلاصه مى شود:

* تشبيه و تجسيم و اثبات جهت براى خدا

او با تكيه بر روايات ضعيف و احياناً جمود بر ظواهر آنها طرحى دارد كه نتيجه آن جسم بودن خدا و نشستن او بر سرير قدرت در عرش است.

ممكن است كسى باور نكند كه در محيط علمى شام مردى برخيزد و مردم را به تجسيم و تشبيه دعوت كند ولى براى روشن شدن اذهان خوانندگان برخى از عبارات او را در اين جا مى آوريم تا معلوم شود كه پايه افكار او را تجسيم تشكيل مى دهد.

ابن تيميه در نوشته اى به نام رسالة «الواسطيه» كه جزئى از كتابى به نام «رسائل كبراى» او به شمار مى رود، عالَم هستى را چنين تصوير مى كند: «والعرش فوق ذلك والله فوق ذلك والله فوق عرشه و هويعلم ما انتم عليه» او براى خدا جايگاهى به نام عرش تصوير مى كند كه مقصود از آن سريرى است كه خدا بر آن قرار دارد. يك چنين عقيده اى، جز اثبات «جهت» براى خدا چيز ديگرى نيست، خدا در قرآن مى فرمايد: «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ» (5) و مفاد آن اين است كه خدا جايگاه خاصى ندارد و او فوق آن است كه داراى مكان باشد او وجود محيط بر عالم هستى است و عالم هستى محاط اوست ولى وى خدا را بر عرش مى نشاند و به جاى «و هو معكم» مى گويد هُوَ يَعَلَمْ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ.

شگفت تر از آن اينكه وى براى انديشه خود كه خدا بالاى آسمان هاست از اين طريق استدلال مى كند كه فرعون به وزيرش هامان گفت براى من كاخى بساز تا از خداى موسى آگاهى يابم؛ مى گويد از اينكه فرعون از هامان خواست براى او كاخى بسازد، معلوم مى شود وجود خدا در بالاى آسمان امرى مسلّم بوده است (۶) آيا انديشه فرعونى مى تواند مبناى عقيده اسلامى باشد؟.

ابن بطوطة جهانگرد معروف مى گويد: زمانى كه من در دمشق بودم در آنجا يكى از علماى بزرگ حنابله به نام تقى الدين ابن تيميه منبر مى رفت و در فنون مختلف سخن مى گفت ولى كمبودى در عقل او احساس مى شد من در روز جمعه پاى منبر او نشستم كه مردم را نصيحت مى كرد و يكى از سخنان او اين بود؛ خدا به آسمان نخست فرود مى آيد آنگاه يك پله از منبر پايين آمد، گفت بسان پايين آمدن من از منبر. (۷)

ما اگر بخواهيم شواهدى بر مجسِّم بودن وى گردآوريم از مقصد باز مى مانيم و معلوم است كسانى كه قائل به تجسيم هستند حكم آنها در اسلام چيست.

* تحقير مقامات انبياء و اولياء

او با يك رشته انديشه ها مقامات انبياء را پايين آورده و هر نوع رابطه با آنها را مقطوع مى داند و هر نوع توسل به آنان را مانند توسل مشركان به بت ها قلمداد مى كند، در حالى كه ميان اين دو توسل از زمين تا آسمان فرق است آنها بت ها را خدايان خويش مى پنداشتند، ولى مسلمانان پيامبران را بندگان صالح خدا مى دانند.

* انكار فضائل اهل بيت(عليهم السلام)

در مجموع كتاب هاى او يك نوع بى احترامى نسبت به اميرمؤمنان(عليه السلام) و اهل بيت(عليهم السلام) وجود دارد و براثر اين روح دشمنى، بسيارى از فضايل اهل بيت(عليهم السلام) و بالاخص اميرمؤمنان(عليه السلام)را انكار مى كند.

علامه حلى كتابى به نام «منهاج الكرامه» دارد و ابن تيميه نقدى بر آن به نام «منهاج السنه» نوشته است در اين كتاب فضايل مسلّم حضرت على علیه السلام را به چالش كشيده تا آنجا كه صداى حديث شناس وقت «ابن حجر» در آمده است. او مى گويد: ابن تيميه براى رد عقايد رافضى (علامه حلى) به قدرى پيش رفته كه احاديث مُسلّم در فضيلت ائمه اهل بيت (ع) را انكار كرده است.

ابن حجر هيتمى از علماى قرن دهم است او بهتر از ابن حجر پيشين پرده را بالا زده و مى نويسد:

ايّاك أنْ تصغى الى ما فى كتب ابن تيمية و تلميذه ابن القيم الجوزية و غيرها ممّن اتخذ إلهه هواه و أضلّه الله على عِلم و ختَم على سمعِه وَ قلبه وَ جعلَ على بصره غشاوه فمن يهديه من بعد الله و كيف تجاوزوا هؤلاء الملعونون… فظنّوا انهم على هدى من ربهم وليس كذلك. (۸)

«مبادا به آنچه كه ابن تيميه و شاگرد او ابن قيم جوزى و غير اين دو نوشته اند گوش فرا دهى، آنان كسانى هستند كه هوا و هوس را خداى خود گرفته اند و حق تعالى با آگاهى آنها را گمراه كرده و مهرى بر گوش و قلب آنان زده و برديدگان آنان پرده آويخته است. در اين صورت چه كسى مى تواند آنها را هدايت كند چگونه اين دورماندگان از رحمت خدا، از حد تجاوز كردند و تصور نمودند كه بر اثر راهنمايى خدا پيش رفته اند».

* تفرقه ميان مسلمانان

در زمانى كه مغول كشور پهناور اسلامى را مورد تاخت و تاز خود قرار داده بود او با افكار خود در ميان علما و مردم عوام ايجاد دو دستگى كرد در حالى كه به حكم خِرد بايد در چنين شرائط دم فرو بست و پس از راندن دشمن خارجى از سرزمين اسلامى به بحث و بررسى نشست. در اينجا خاطره اى را نقل مى كنم و آن اينكه در سال ۱۴۰۷ كه گروهى از شيعيان در سرزمين امن خدا (مكه معظمه) به خاطر راهپيمايى در مكه و اظهار برائت از مشركان واستعمارگران، قتل عام شدند شيخ شعبان طرابلسى رئيس جمعيت توحيدى در لبنان كه در مراسم حج شركت كرده از اين وضع فجيع آگاه شد و خواست با مفتى اعظم عربستان بن باز در منى ديدارى داشته باشد و لذا به سراغ او رفت و اين سؤال را مطرح كرد؛ گفتم: نظر شما درباره شيعه چيست؟ گفت: كافرند، درباره اشاعره چه مى گوييد؟: گفت: كافرند. درباره معتزله چه مى گوييد؟ گفت: كافرند. گفتم: درباره صوفيه چه مى گوييد؟ گفت: كافرند. گفتم: واعجبا!! پس همه كسانى كه امشب در منا جمع شده اند همه كافرند! پس چطور به اين كفار اجازه داديد وارد مكه شوند؟ در حالى كه ورود كفار به مكه حرام است!.

ناكامى ابن تيميه بخلاف محمد بن عبدالوهاب

در اينجا سؤالى مطرح است و آن اينكه افكار ابن تيميه در زمان حيات وى با استقبال علما و دانشمندان روبرو نشد فقط سه نفر به وی گرايش پيدا كردند اين سه نفر عبارتند از: ابن كثير صاحب تفسير (ت ۷۷۴) و ابن قيم جوزى (ت ۷۵۱) و تا حدى ذهبى (ت ۷۴۹) افكار او نه تنها با استقبال روبرو نشد بلكه علماى شام و مصر ضد او قيام كردند و در سوريه و مصر زندانى شد و سرانجام در زندان جان سپرد اما در مقابل، پيرو مكتب او يعنى محمد بن عبدالوهاب (۱۱۱۵-۱۲۰۶) آراء ابن تيميه را در نجد منتشر نمود و پيروانى پيدا كرد تا آنجا كه به صورت يك قوه و قدرت در منطقه در آمد و دولت عثمانى بارها بر قلع و قمع آنان همت گمارد.

* اكنون سؤال مى شود بى توفيقى ابن تيميه چرا؟ موفقيت محمد بن عبدالوهاب چرا؟

پاسخ آن اين است محيطى كه ابن تيميه افكار خود را عرضه كرد از فرهنگ غنى اسلامى برخوردار بود عالمان بزرگ از اهل سنت در مصر و شام وجود داشتند كه به رد نظريات وى پرداخته و اجازه ندادند كه اثرگذار باشد در حالى كه محيطى كه محمد بن عبدالوهاب به نشر افكار وى پرداخت، محيط بيابانى بوده و اعراب نجد از فرهنگ اسلامى كمتر برخوردار بودند خصوصاً آل سعود بازوى نظامى او شد و بر اين اتفاق كردند كه امور دينى در اختيار «محمد بن عبدالوهاب» و امور سياسى و نظامى از آن آل سعود باشد و اين اتحاد به آل سعود فرصت دارد به قتل و غارات در نجد و اطراف آن بپردازند.

هميشه بدعت ها و انحراف ها در محيطى رشد مى كند كه در آنجا عالمان وارسته و آگاهان از فرهنگ اسلامى وجود نداشته باشند خصوصاً اگر قدرتى هم به پشتيبانى بدعت گذار بپيوندد.

با فروپاشى خلافت عثمانى در اوايل ۱۳۰۰ شمسى با نقشه پير استعمار يعنى انگليس كشور اسلامى تقسيم شد و نجد و حرمين شريفين در اختيار آل سعود قرار گرفت آنان از نجد تا قطيف و طائف و جده همه را تصرف كردند. همزمان با اكتشاف نفت و همراه با تربيت مبلّغ توان مضاعفى يافتند و اين مكتب را در خارج از حرمين شريفين ترويج كردند. امروز نيز با زر و زور و كمك استعمار پيش مى روند و در اين مكتب چيزى نيست كه جوان به آن رغبت كند اما از آنجا كه حرمين در دست آنهاست و پول هنگفت در اختيار دارند و استعمارگران نيز با آنها هستند، توانسته اند در دنيا خود را مطرح نموده و دوست و ياور پيدا كنند.

پاورقی:

۱ . فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى، ج۳، ص ۲۰.

۲ . وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى، ۱۳۸۰، ص۸.

۳ . محمد بن على الشوكانى، البدر الطالع، قاهره، دار الكتاب الاسلامى، ج۱، ص۶۷.

۴ . تاريخ ابى الفداء، ج۲، ص۳۹۲.

۵ . حديد: آيه ۴.

۶ . رسالة الحموية الكبرى، ص۴۲۹.

۷ . رحله ابن بطوطه، ص۹۵، چاپ دار صادر، سال ۱۳۸۴.

۸ . الفتاوى الحديثية، ص ۲۰۳.

منبع: آشنايى با عقايد وهابيان، آیت الله العظمی سبحانی.

 

۱۰۱۸۳-دعوتِ عملى بهترین راه دعوت مردم به نیكى ‏ها است.+تقسیم محبت به نظری و عملی

۲۱ آبان

بهترین راه دعوت به نیكى ‏ها، دعوتِ عملى است، یعنى خودمان قبل از دیگران به گفته خود عمل كنیم.

به گزارش سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه» استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه چهل و چهارم سوره بقره پرداخته است.

«أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ» (بقره، ۴۴)

ترجمه: آیا مردم را به نیكى فرمان مى ‏دهید و خود را از یاد مى ‏برید و حال آن كه شما كتابِ آسمانى را مى ‏خوانید؟ آیا اندیشه نمى ‏كنید؟.استاد قرائتی

چنانكه قبلا گفتیم، دانشمندانِ یهود، پیش از بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله)، به مردم بشارت ظهور حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) را مى‏ دادند و آنان را به ایمان آوردن به او دعوت مى ‏كردند، این آیه خطاب به آنان مى ‏فرماید: چرا خودتان به او ایمان نیاوردید، در حالی كه شما به تورات آشناتر هستید.

گرچه روى سخن در این آیات، به بنى‏ اسرائیل و دانشمندان آنان است، امّا مفهوم آیه گسترده بوده و همه مبلّغان از هر دین و آیینى كه باشند را شامل مى ‏شود.

امام صادق علیه السلام، در این باره مى ‏فرماید: مردم را با عمل خود به نیكى ‏ها دعوت كنید، نه با زبان. امیرمؤمنان على علیه ‏السلام نیز مى ‏فرماید: اى مردم! به خدا سوگند، شما را به هیچ طاعتى تشویق نمى ‏كنم، مگر آن كه خودم قبلاً آن را انجام داده‏ ام و از هیچ خلافى باز نمى ‏دارم مگر آن كه خود، پیش از شما از آن دورى جسته ‏ام.

قرآن نیز، در سوره جمعه آیه ۵، عالِم بى عمل را به الاغى تشبیه كرده كه بار كتاب حمل مى ‏كند. دیگران از آن كتب استفاده مى ‏كنند، امّا خود بهره ‏اى جز سنگینى بار نمی بَرد!.

از این آیه مى ‏آموزیم كه:

 بهترین راه دعوت به نیكى ‏ها، دعوتِ عملى است، یعنى خود قبل از دیگران به گفته خود عمل كنیم.

 

۱۰۱۸۲-موضوع شناسی درمسائل سیاسی و بین‌المللی از پیچیده ترین احکام دینی است.+ موضوع شناسی محبت

۲۰ آبان

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه برای انجام کارهای مهم داشتن طرح ضروری است، گفت: انسان‌ها وقتی وارد کاری می‌شوند گرفتار مسائل فرعی شده به‌طوری که هدف کار را فراموش می‌کنند

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، آیت‌الله مصباح یزدی پنج شنبه شب در دیدار اعضای موسسه موضوع شناسی احکام دینی که  در موسسه امام خمینی(ره) برگزار شد، با اشاره به اینکه دوام نعمت به شکر آنهاست گفت: باید خدا را شکر کرد که با پیروزی انقلاب و استقرار نظام اسلامی شرایطی فراهم شده ، که فعالیت‌های علمی و پژوهشی مانند موسسه موضوع شناسی احکام در حوزه شروع شود.

ایشان با اشاره به بخش‌های مختلف مسئله موضوع شناسی احکام تصریح کرد: موضوعاتی که ما در فقه با آنها سرو کار داریم یک سری از آنها عینی است و خلقت تکوینی دارد که باید با علائمی که در منابع ذکر شده،  مانند پرندگان و حیوانات حلال گوشت و حرام گوشت را بشناسیم.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ادامه داد: اوایل انقلاب در مورد ماهی‌های فلس دار بحث می‌شد و از طرف امام(ره) گروهی در مورد آن تحقیق کردند که بعد از انقلاب آغازی بود بر اهمیت موضوع شناسی در احکام؛‌ البته در کنار موضع ماهی‌های فلس دار صدها و هزارها موضوعات دیگر هستند که تلاشی جدی در مورد آنها نشده است که موضوع آنها کاملاً روشن شوند.

آیت الله مصباح یزدی ابراز داشت: آسان‌ترین بخش در موضوع شناسی همین بخش است، چراکه موضوعات عینی هستند و علائمی دارند و مواردی که در احکام است را باید تطبیق دهیم و بشناسیم.

ایشان با اشاره به اینکه  بخش دیگر از موضوع شناسی مربوط می‌شود به موجوداتی که عینی نیستند؛ مانند استهلال و مقدار سفر، گفت: حدود این موارد تعیین شده است، ولی به دلیل برخی اختلاف‌ها در روایات و در معنای واژه‌های به‌کار رفته در آنها، مقداری کار می‌خواهد که روشن شود و بعد از بخش اول به نظر می‌رسد که آسان‌ترین بخش است.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) عنوان کرد: بخش سوم موضوع شناسی از دیگر بخش‌ها مشکل‌تر است و احتیاج به کار تخصصی دارد و متخصص و ابزار خاصی نیاز دارد، مانند اینکه یک مایع چه اندازه‌اش مسکر است و یا اینکه چه مقداری از مسکرات با آب تقلیل شود، دیگر مسکر نیستند و یا اینکه الکل که امروز انواع و اقسامی دارد استفاده از آن در صنعت و پزشکی چه حکمی دارد.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم  عنوان کرد: بخشی از موضوعات هستند که عناوین اعتباری در آنها دخالت می‌کند و بسیار مهم هستند و مربوط به همه انسان‌ها چه مسلمانان و چه غیر مسلمانان می‌شود مانند اسکناس.آیت اله مصباح یزدی

آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه این موارد موضوع شناسی عینی نیستند که بتوان از ابزار عینی استفاده کرد، بلکه موضوعی قراردادی و اعتباری است، گفت: این بخش از سه بخش دیگر مشکل‌تر است، چراکه کم و بیش عینی و حقیقی نیست و قوامش به اعتبار است و متأسفانه تا جایی که اطلاع دارم در مور آنها کار جدی‌ای صورت نگرفته است.

استاد حوزه بیان کرد: بخش پنجم که از چهار بخش دیگر پیچیده‌تر است مربوط به مسائل سیاسی و بین‌المللی است مانند روابط جنگ‌ها و صلح‌ها و تخصص خاصی می‌خواهد که مربوط به دولت اسلامی می‌شود.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه بحث موضوع شناسی احکام از حرکت‌های بسیار مبارکی است که شروع شده است، گفت: شروع این کار مبارک است و از آیات و روایات یاد گرفته‌ایم که اگر شروع‌کنندگان اخلاص داشته باشند، خداوند به‌اندازه این اخلاص به برکت آنها می‌افزاید.

ایشان با اشاره به اینکه برای انجام کارهای مهم داشتن طرح ضروری است، تصریح کرد: انسان‌ها وقتی وارد کاری می‌شوند گرفتار مسائل فرعی شده به‌طوری‌که هدف کار را فراموش می‌کنند و موجب می‌شود اولویت‌ها را فراموش کرده و وقت و امکانات خود را صرف کارهای کم‌حاصل کنند.

آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه نیاز است، کسانی که استعداد خاصی دارند طرح کلانی برای کار موضوع شناسی تهیه کنند گفت: داشتن طرح موجب می‌شود که اولویت کارها تعیین و تقدم و تأخر کارها مشخص شود و از تکرار می‌پرهیزد.

انتهای پیام/

 
دیدگاه‌ها برای ۱۰۱۸۲-موضوع شناسی درمسائل سیاسی و بین‌المللی از پیچیده ترین احکام دینی است.+ موضوع شناسی محبت بسته هستند

نوشته شده در دسته آموزش؛ محبت،قدرت, ابزار،تولید،محبت, محبت، میزان،حقانیت, محبت،آینده،ساز, محبت،عقل،مدار

 

۱۰۱۸۱-خاستگاه « بهائیت » در تشیع همانند «وهابیت» در اهل سنت است/فعالیت زیرزمینی بهائیت برای نشر انحرافات فرهنگی +شباهت و مشترکات دو محبت بهائیت و وهابیت در خاکستر نشین کردن فطرت بشریت در جهان

۲۰ آبان

حجت الاسلام رضانژاد

کد خبر: ۳۹۹۴۰۶ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۸/۲۰ – ۰۹:۳۱ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
عضو هئیت علمی جامعه المصطفی مطرح کرد:
خاستگاه « بهائیت » در تشیع همانند «وهابیت» در اهل سنت است/فعالیت زیرزمینی بهائیت برای نشر انحرافات فرهنگی
حوزه/ عضو هیئت علمی جامعه المصطفی العالمیه گفت: علما و ملت اندونزی اگر در برابر فعالیت ها و اقدامات آشکار و مخفیانه گروه بهائیان سکوت کرده و عکس العملی نشان ندهند، بدون شک عفت و اخلاق در این کشور از بین خواهد رفت.
 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه»، حجت الاسلام و المسلمین عزالدین رضا نژاد در دیدار میهمانانی از وزارت امور دینی اندونزی و سوالات آنان در خصوص فرقه بهائیت اظهارداشت: خداپرستی در رأس همه ادیان آسمانی قرار دارد، ولی در بهائیت «بهاءپرستی» مطرح است، بدین معنا که قبر بهاءالله در فلسطین اشغالی، قبله بهائی‌هاست و زیارت قبر او، حج آن‌ها قلمداد می شود.

این محقق و پژوهشگر حوزه علمیه قم افزود: در طول دو قرن گذشته شاهد بوده‌ایم، استعمارگران برای پیشبرد اهداف ظالمانه‌ در مستعمره‌های تحت نفوذ خود با شیوه تفرقه‌افکنی در جوامع حکومت کردند و گاه با ساخت فرقه‌های انحرافی از مذاهب رسمی هر جامعه بهره‌ می‌بردند، شیوه‌ای که در ایران هم عملیاتی شد و با حمایت روسیه و انگلیس پایه‌های یک مسلک انحرافی به نام «بهائیت» در دوره قاجار و به تبع آن در دوره پهلوی شکل گرفت.

دانشیار جامعه المصطفی ادامه داد: با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و حاکمیت دینی در این کشور آن هم در قرن بیستم، دشمنان این مرز و بوم که نتوانستند این تحول بزرگ را برتابند، با استفاده از این فرقه انحرافی برای ضربه زدن بهره جستند، اکنون «بهائیت» بیش از اینکه یک فرقه انحرافی دینی باشد،‌ یک فرقه سیاسی است که با حمایت همه‌ جانبه آمریکا و رژیم صهیونیستی همچنان درصدد ضربه زدن به ایران اسلامی است.

وی بیان داشت: بهائیت به عنوان یک مسلک ساختگی و دست پرورده قدرت‌های بزرگ مطرح است که در عرصه‌های سیاسی و فرهنگی از آن استفاده می‌کنند، بعضی تصور می‌کنند که بهائیت یک جریان مردمی است، اما در واقع یک جریان تشکیلاتی و یک مجموعه فرماسونری است و براساس تشکیلات فعالیت می‌کنند، منتها نوع فعالیت بهائیت براساس تصمیم‌گیری رهبران سازمانی‌ شکل می‌گیرد که در کشورهای مختلف متفاوت است، به طور مثال در منطقه مسیحی‌نشین نوع فعالیت بهائیت با مناطق مسلمان‌نشین متفاوت است.

چرایی بروز فرقه‌های انحرافی در جوامع مختلف

حجت الاسلام و المسلمین رضانژاد افزود: بهائی‌ها با سازماندهی فعالیت خود در کشورهای مختلف سعی می‌کنند که این فعالیت‌ها را گسترده جلوه دهند، با این وجود بنده یک تحلیل اعتقادی روی این مسئله دارم، البته در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی وارد نمی‌شوم،‌ از دریچه مسایل اعتقادی و کلامی؛ باید توجه داشت که در نیم قرن گذشته اسلام به عنوان دین مطرح در دنیا خودش را نشان داده است، به گونه‌ای که با وقوع انقلاب اسلامی ایران مشخص شد، دین می‌تواند در این زمان حکومت کند و در پرتو این حکومت زندگی مردم و جامعه را اداره کند که در آن زمان امر جدیدی بوده است.

انقلاب ایران شوک بزرگ فرهنگی در پایان قرن ۲۰ بود

وی اظهارداشت: یعنی اگر به ۵۰ سال قبل برگردید، می‌بینید که در کل جهان تغییراتی بر اساس مذاهب کمونیستی به وجود آمد، سوسیالیست‌ها در روسیه تزار پیروز شدند و آن انقلاب بلشویکی‌ها صورت گرفت، کمونیست‌ها در چین روی کار آمدند، به طوری که یک شعار همیشه روی تابلوهای آن‌ها دیده می‌شد که «دین افیون جامعه است»، بنابراین سعی کردند با دین و قوانین دینی مخالفت کنند، برای همین هزاران مسجد و کلیسا را در این کشورها تخریب کردند تا بگویند زمان دین گذشته است.

این محقق و پژوهشگر حوزه علمیه افزود: از طرف دیگر بعد از رنسانسی که در اروپا به وجود آمد و اروپایی‌ها کلیسا را کنار زدند و بعد با اهتمام به مسائل علمی، بیان کردند که علم باید حاکم باشد نه کلیسا و دین! در غرب هم بی‌اعتنایی به دین رقم خورد و ابزارهای ورود دین در عرصه سیاسی، اقتصادی و حکومتی از بین رفت.از آنجایی که انقلاب اسلامی ایران با نام دین کار خود را آغاز کرد، این در حقیقت یک شوک فرهنگی در عرصه جهانی ایجاد ‌کرد، به طوری که این سؤال در اذهان ایجاد شد که آیا در قرن ۲۰ و ۲۱ می‌شود انسان سراغ دین برود.

حجت الاسلام والمسلمین رضانژاد خاطرنشان کرد: هم عصر با تأسیس فرقه که x%A: ه۸DBx%A:6zwnj;88لA

ا%Dمۋ۱هنگ: ه۸DBx%A%BنهD8 ش%مه۸DBx%نیستن باBنيEمطروپا به وجوو۴۹۰۹ای۵D9 و اً&یؤامرقه صاBنيED9ر%ی۵D9 ٱهرح ۶قلEیرهر%D
ا%Dم%و %Aدی۶D9 برود.

%۰: ۶۸ ۶ٱني۳لA%3ائ% جامعة المصطفی ادامه داد: این جریان در میان اهل سنت نماینده تفریطی نسبت به اهل بیت(ع) و شیخیه در شیعه نیز یک عقیده افراطی نسبت به اهل بیت(ع) داشتند که به آن ها مفوضه می گفتند.

وی ادامه داد: سال ۱۲۴۱ شیخ احمد از دنیا رفت و سید کاظم رشتی جانشین آن شد و تا سال ۱۲۵۹ این مسیر را ادامه داد؛ این جریان پس از مرگ سید کاظم به چند طیف تقسیم شد که یک طیف در آذربایجان، یک طیف آن در کرمان و گروهی هم به نام بابیه معروف شدند و در واقع سه نفر ادعای جانشینی او را کردند.

نویسنده مقاله « احترام به ادیان و کتب آسمانی در اسلام و مسیحیت» افزود: گروه سوم که این دو گروه در آذربایجان و کرمان را نپذیرفتند، در شیراز به دنبال جوانی به نام سید علی محمد شیرازی رفتند و او را به عنوان جانشین سید کاظم برگزیدند؛ شیرازی در ابتدا گفت که من باب امام زمان(عج) هستم، بعد گفت که من ذکر حکیم هستم و پس از آن هم مدعی شد که من همان موعود هستم.

وی بیان داشت: علی محمد شیرازی در ادامه مدعی شد که من هم همانند مهدی دین جدید آورده ام و پس از این ادعا، دین بابیت را بنا نهاد؛ انحرافات مهدویت در دوران قاجار در حدود سال های ۱۲۶۰ تا ۱۲۶۶ به وجود آمد و پس از این که علی محمد شیرازی اعدام شد، سران بابیه در ۱۲۸۰ هجری قمری به عراق تبعید شدند و جریانی را به راه انداختند و خیانت هایی را انجام دادند که مردم عراق هم نسبت به آن ها انزجار نشان دادند.

عضو هیأت علمی جامعه المصطفی گفت: سال ۱۲۸۴ هجری قمری یکی از این سران بابیه به نام میرزا حسین علی نوری ادعا کرد که موعود است و می گفت همان منجی است که به قول خودشان حضرت باب وعده آن را داده است.

وی با بیان این که از این جا طیف جدیدی به بهائیه شکل گرفت، ادامه داد: نوری کتابی را با عنوان «کتاب اقدس» تألیف کرد که به گفته خودش از سوی خداوند به او وحی شده است؛ کتاب اقدس کتاب مقدس این فرقه جدید است؛ این فرقه با حمایت انگلستان در سرزمین اشغالی جای ۳A %8لی ج%A ا۸%A ا۸D
استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: خرافه در لغت معناهای مختلفی دارد که یکی از آن ها سخنی ملیح و شنیدنی است که دیگران به آن جذب می شوند اما حقیقت ندارد؛ سخن بیهوده، افسانه، چیدن میوه هم از معانی دیگر آن در زبان عربی است؛ خرافه در زبان فارسی به سخنان بیهوده، پریشان و افسانه ای گفته می شود که حقیقت ندارد.

وی افزود: بهائیت هم با رفتن به سمت خرافه، مردم را تحریف کرد؛ حدیث  و شعر خرافه هم مشهور است و عده ای از مشرکان که به آخرت اعتقاد نداشتند شعرهایی را می گفتند؛ این شاعران معتقد بودند که لذت های این دنیا را نباید برای آخرت رها کرد چرا که آخرت، اعتقاد به قیامت و معاد یک اعتقاد خرافه ای است.

وی ادامه داد: منتظران بحث تشکیل حکومت دینی را مطرح کرده و ظهور حضرت حجت(عج) را در آخرالزمان می دانند؛ مکان ظهور را کعبه معظمه دانسته و در واقع کعبه برای ما موضوعیت دارد؛ اجرای قوانین اسلام، نه آوردن دین جدید از دیگر ویژگی های مکتب انتظار است و بهائیت دین جدید با قوانین جدیدی آورده است.

عضو هیأت علمی جامعة المصطفی در بخش دیگری از سخنانش افزود: موارد بسیاری از اباحه گری بهائیت وجود دارد که یکی از آن ها اباحه گرایی از نظر جنسیتی است که مربوط به تساوی زن و مرد بدون در نظر گرفتن موارد روانی و آفرینشی زن و مرد است.

وی با اشاره به تعالیم دوازده گانه بهائیت اظهار داشت: این تعالیم در تضاد با تعالیم انبیاء علیهم السلام است و حتی خود آموزه ها هم با هم تناقض دارند؛ یکی از موارد تناقض این است که مهریه زن روستایی و زن شهری یکسان نیست و مهریه زن روستایی باید نقره و زن شهری طلا باشد.

عضو هیأت علمی مجمع عالی حکمت بیان داشت: اباحه گرایی مذهبی و دینی که به معنی نفی هر گونه تعصب دینی است و اجازه می دهد که افراد با هر کسی رفت و آمد داشته باشند؛ در حالی که صف مؤمنان و صف مشرکان در مکتب منتظران جداست؛ دین خواهی و دین داری از ارکان مکتب منتظران است.

وی ادامه داد: اباحه گری بهائیت در طهارت و نجاست که معتقدند بول و منی پاک است؛ این در حالی است که بهائیت مدعی بودند که از اسلام نشأت گرفته اند؛ سگ، خوک، کافر و مشرک را هم پاک می دانند و این تضادهایی است که در بهائیت وجود دارد.

وی خاطرنشان کرد: اباحه گری سیاسی و حکومت که بهائی ها در هر حکومتی باشند با آن سازش می کنند و چون هیچ حکومتی را بد نمی دانند، در کنار بدترین آن ها هم زندگی می کنند و در مکتب بهائی هجرت اصلا معنی ندارد؛ در سیاست و حکومت هم دخالت نمی کنند و بر حاکمان هم هیچ اعتراضی نمی کنند؛ در واقع اعتراض به حکام در بهائیت ممنوع است.

حجت الاسلام والمسلمین رضانژاد گفت: اباحه گری در حجاب و عفاف که ابتدا بهائی ها کشف حجاب کردند و نخستین شخص هم زرین تاج ملقب به طاهره بود که مفاسد اخلاقی بسیاری هم داشته است؛ این رسم کشف حجاب را قرة العین نامیدند.

وی ادامه داد: بهائیت ازدواج با همه مقارب و محارم غیر از زن پدر را مجاز می داند؛ علی محمد شیرازی در کتاب خود ازدواج میان خواهر و برادر را هم مستند کرده که خداوند اجازه آن را داده است؛ ازدواج با محارم یکی از تاکتیک های فرقه بهائیت برای ازدیاد نسل بود.

عضو هیأت علمی مجمع عالی حکمت اظهار داشت: از موارد دیگر اباحه گری جنسی، جواز همخوابی زن شوهردار با مرد اجنبی برای بچه دار شدن است؛ یعنی اگر مردی عقیم است، همسرش برای بچه دار شدن می تواند با مرد دیگری هم بستر شود.

وی تصریح کرد: یکی از مواردی که امروزه سایت های بهائی و ماهواره ها تبلیغ می کنند و متأسفانه در کشور هم نمونه هایی از آن مشاهده شده است، هم‏باشی سفید است؛ هم‏باشی سفید به معنای زندگی مشترک بدون ازدواج و عدم مسؤولیت پذیری در خانواده است؛ همجنس گرایی و احکام سست مجازات زناکار از دیگر موارد اباحه گری جنسی بهائیت است.

عضو هیأت علمی جامعة المصطفی ادامه داد: یکی از کارهایی که بهائی ها انجام دادند، این بود که قبر حسین علی نوری (بهاء) که در عکای فلسطین اشغالی است را قبله خود قرار دادند؛ محمد علی قائینی می گوید که قبله ما اهل بهاء در مدینه عکا است و در وقت نماز رو به آن می ایستیم و حسین علی نوری هم در کتاب اقدس می گوید که در هنگام خواندن نماز رو به من باشید.

حجت الاسلام والمسلمین رضانژاد افزود: امروز بهائی ها در ایران به شکل پنهانی تبلیغ می کنند و آموزه های خود را ترویج می دهند و روی هم‏باشی سفید تأکید زیادی دارند که این افکار جوان پسند هم هستند.

وی با بیان اینکه گروهک وهابیت در میان اهل سنت را باید به بهائیت در شیعه تشبیه کرد، اظهار داشت: بهایی‌ها خود را شیعه می‌دانند و در سایت‌های مختلف نیز خود را به نام شیعه جا می‌زنند، در حالی که هیچ ربطی به تشیع ندارند و شیعه آنها را نامسلمان می‌داند.

استاد حوزه  در پایان خطاب به علمای اندونزی تصریح کرد: خطر فعالیت فرقه بهائیت را در اندونزی جدی بگیرید و نباید از آنان غافل شوید.

 
دیدگاه‌ها برای ۱۰۱۸۱-خاستگاه « بهائیت » در تشیع همانند «وهابیت» در اهل سنت است/فعالیت زیرزمینی بهائیت برای نشر انحرافات فرهنگی +شباهت و مشترکات دو محبت بهائیت و وهابیت در خاکستر نشین کردن فطرت بشریت در جهان بسته هستند

نوشته شده در دسته ابزار،تولید،محبت, محبت،آینده،ساز, محبت،انحرافی،غلط, محبت،پسند،شیطان, محبت،شیطان،دستور, محبت،مجازی, محبت،محور،شهوت, محبت،موقتی،ناپایدار

 

۱۰۱۸۰- آرزوی جوان نابینایی که هر شب جمعه امام حسین را زیارت می کند.+ محبتی که به نابینا قدرت دیدن می دهد

۲۰ آبان

عباس گفت:هنگامی که وارد حرم می شوم احساس نابینا بودن ندارم و گویی همه چیز را در مقابل خود می بینم و از سوی دیگر زیارت امام حسین(ع) به من صبر می دهد و تمام غم و غصه ها را از دل من می برد.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آستان مقدس حسینی، کمال عباس نام نابینایی است که آرزو دارد کاش می توانست در کنار رزمندگان عراق با تکفیری ها بجنگد و به فرمان مرجعیت شیعه لبیک بگوید.جوان نابینای عراقی در حرم امام حسین

عباس به خاطر اصابت گلوله تروریست ها به ناحیه سر در شهر الشعب در شمال بغداد، در سال ۲۰۰۵ بینایی خود را از دست داده، اما با این حال هر شب جمعه به زیارت امام حسین(ع) مشرف می شود.

وی گفت: هنگامی که وارد حرم می شوم احساس نابینا بودن ندارم و گویی همه چیز را در مقابل خود می بینم و از سوی دیگر زیارت امام حسین(ع) به من صبر می دهد و تمام غم و غصه ها را از دل من می برد.

وی خطاب به رزمندگان بسیج مردمی عراق گفت: توفیق بزرگی نصیب شما شده که بر شما گوارا باد.

عباس از زائران امام حسین علیه السلام نیز خواست برای پیروزی رزمندگان عراق در برابر داعش دعا کنند.

 

۱۰۱۷۹-اگر آسیب های اجتماعی را متوقف نکنیم جامعه با خطر مواجه می شود.+ آثار محبت عبادت حق در رفع مشکلات

۲۰ آبان

تصاویر/ دومین اجلاس استانی نماز در قم/آیت الله اعرافی

کد خبر: ۳۹۹۴۳۲ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۸/۲۰ – ۱۱:۱۹ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
مدیر حوزه های علمیه:
اگر آسیب های اجتماعی را متوقف نکنیم جامعه با خطر مواجه می شود
حوزه/ آسیب های اجتماعی دردی است که همه مسئولین و خانواده ها باید به آن بپردازند و حداقل ۱۰ آسیب بزرگ است که گریبان ما را گرفته است؛ اگر رشد این آسیب ها را متوقف نکنیم جامعه ما با خطر مواجه می شود.
 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه» آیت الله اعرافی پیش از ظهر امروز در دومین اجلاس نماز استان قم در مجتمع عالی امام خمینی(ره) گفت: نماز قله همه عبادت ها است؛ دین نیز متقوم به عبادت است، بدون آن، هیچ چیزی باقی نمی ماند و در میان عبادات نماز به عنوان مجموعه ای که از افعال و اذکاری ترکیب شده است، در تاریخ توحید امتداد یافته است.
وی افزود: نماز، به مثابه مجموعه مرکبی از افعال و اذکار است که نمادی از تواضع و خشوع در مقابل خداوند است، در تاریخ عبادات مشهود است.
مدیر حوزه های علمیه بیان کرد: زمانی که بانگ اذان بر می خواست پیامبر اکرم(ص) بی قرار می شدند زیرا نماز باطنی بی پایان دارد که قله بندگی در مقابل خدا و وصل اسما و صفات الهی است.
عضو شورای عالی حوزه های علمیه گفت: امام سجاد(ع) در پاسخ به این سوال، چرا در هنگام نماز این چنین شیدا می شوید، فرمودند که  انسان غافل در معنویت، باید تعجب کند، زیرا آستانه نماز آستانه عظیمی است و هنگامی که انسان در مقابل خدا دستش را بلند می کند در مقابل چه عرصه عظیمی قرار می گیرد.
آیت الله اعرافی خاطرنشان کرد: کسی که طعم بندگی را چشیده باشد می تواند این ماهیت را درک کند؛ کسی که اهل سلوک و پیمودن مسیر است هر نماز او با نماز قبل متفاوت است و در درجات نماز متوقف نمی شود.
وی اظهارکرد: اولیای الهی در نردبان و پلکان بی پایان نماز بالا می روند و هر نماز آنها نسبت به نماز قبلی متفاوت است زیرا نماز نیز مانند قرآن دارای بطون مختلف است به همین جهت این جایگاه باید مشخص شود.
مدیر حوزه های علمیه بیان کرد: امروزه با دو قرائت از اسلام هستیم که البته در گذشته نیز چنین بوده است که در شعائر و مناسک اسلامی نیز تسری پیدا کرده است که نخستین آن قرائت سکولاریستی از دین، حج ،نماز، مسجد، حج و تمام مظاهر اسلامی و دوم قرائت درست از این مناسک و شعائر است.
عضو شورای عالی حوزه گفت: امروزه حج و نماز در نگاه آمریکایی و سکولاریست ها و وعاظ السلاطین پیرو آنها، مساله ای به دور از اجتماع و سیاست است و از حقیقت نگاه اجتماعی و سیاسی خود جدا شده است.
آیت الله اعرافی خاطرنشان کرد: در مسئله انتظار،‌نماز و مسجد و نمازجمعه و… نیز همین مساله جاری است؛ یک قرائت بیان می کند که عبادات باید رابطه انسان را به خدا تنظیم کند که هیچ ارتباطی به فرهنگ و اجتماع و سیاست ندارد.
مدیر حوزه های علمیه بیان کرد: برخی این مسئله را می فهمند و از روی پیروی غرب چنین می گویند،  ولی برخی نیز تفسیر اشتباهی از دین دارند و کورکورانه این تفکر را بیان می کنند و درک درستی از آن ندارند.
عضو شورای عالی حوزه گفت: رهبر انقلاب فرمودند، زمانی که می خواستم در دوران ریاست جمهوری در سازمان ملل سخنرانی کنم، متن سخنرانی را به امام دادم که ایشان در آخرین لحظات تاکید کردند که روی مساله اسلام سیاسی که روح زنده اسلام حقیقی است تاکید کنم.
آیت الله اعرافی خاطرنشان کرد: دلیل این امر این بود که این نگاه غلط تفسیری از همه اسلام شده بود؛ درون همه ارکان اسلام جامعه و سیاست نهفته است و عبادات را نمی توان در عرصه شخصی صرف خلاصه کرد.
وی اظهارکرد: اینکه در معماری و شهرسازی مسجد را از محوریت اقتصاد و فرهنگ و جامعه جدا کرده ایم، نشان می دهد که نگاه سکولاریستی در سبک زندگی عبادی در وجود ما رسوخ کرده است.
مدیر حوزه های علمیه بیان کرد: عمده عبادات ما کاملا در یک میدان و ملزومه فرهنگی و اجتماعی و سیاسی قرار گیرد؛ عالی ترین عبادات نماز است و عالی ترین نمازها در جماعت و جمعه و مسجد است.
عضو شورای عالی حوزه گفت: از زمانی که نماز و مسجد بینان نهاده شد، فریاد اجتماعی و سیاسی وجود داشت که انقلاب اسلامی آن را احیا کرد.
آیت الله اعرافی خاطرنشان کرد: در سبد یک زندگی مسلمان معتقد باید عبادت وجود داشته باشد و در سبد عبادت همه پیام ها باید از جامعیت دین تجلی پیدا کند.
وی اظهارکرد: اگر عبادات در یک برنامه ریزی اجتماعی قرار گرفت و از الگوی سکولاریستی جدا شویم، قطعا بخش عظیمی از آسیب های اجتماعی برطرف می شود؛ البته این مساله نیازمند امام جماعت و هیئت امنای طراز، امکان پذیر است.
مدیر حوزه های علمیه بیان کرد: آسیب های اجتماعی دردی است که همه مسئولین و خانواده ها باید به آن بپردازند که حداقل ۱۰ آسیب بزرگ است که گریبان ما را گرفته است؛ اگر رشد این آسیب ها را متوقف نکنیم جامعه ما با خطر مواجه می شود؛ فعالان عرصه نماز باید این واقعیت ها را درک کند و نقش خود و مسجد را در زمینه جلوگیری و توقف این آسیب ها ایفا کنند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: وجود تعداد بالای معتادان، ۵۰۰ هزار زندانی، ۱۰ میلیون حاشیه نشین، تعداد بالای جوانان از سن ازدواج گذشته، آسیب های بسیار بزرگی برای جامعه است که باید فکری برای آنها کرد.
آیت الله اعرافی خاطرنشان کرد: قم با توجه به جایگاه و عظمت تاریخی و سابقه درخشان علمی، نباید در حد کم نیز مشکلات اجتماعی داشته باشد، زیرا این شهر باید درهمه ابعاد نمونه باشد.
وی اظهارکرد: مسجد شاخص طراز اسلامی دارای چندین شاخص مهم است؛ اینکه هر محله ای مسجد در دسترس داشته باشد و سه وقت نماز جماعت در آن اقامه شود و اینکه مسجد نقش محوری در محله داشته باشد و محوریت امام جماعت در محل و مسجدو ایجاد اتاق مشاوره اجتماعی در مسجد و شرایط لازم در اداره کنندگان مسجد و رسیدگی به محرومان و نیازمند و توجه به مقوله های اجتماعی و… از جمله این شاخص ها است

 

۱۰۱۷۸-مغناطیس حسینی در «اکسیر محبت»+بالاترین جاذبه محبت در میان بشر

۲۰ آبان

پای پیاده / اربعین

کد خبر: ۳۹۹۱۰۲ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۸/۱۶ – ۱۹:۳۷ | سرویس: علمی، فرهنگی ۳۲
یادداشت رسیده؛
مغناطیس حسینی در «اکسیر محبت»
حوزه/ سنگ بنای اربعین حسینی را اهلبیت عصمت و طهارت با اهداف مشخص و برنامه ریزی های کلان در تاریخ به یادگار گذاشتند.
 

« زیارت اربعین» که این روزها مشتاقان زیادی دارد، یکی از مهم ترین محورهای حیاتی فرهنگ شیعه است که همواره شیعیان راستین با این نشانه در طول تاریخ شناخته می شدند.[۱] شکوه حضور،وحدت و همبستگی شیعیان در اربعین حسینی برای منتظران ظهور حضرت حجت (عج) بسیار چشم نواز و زیباست.

سنگ بنای اربعین حسینی را اهلبیت عصمت و طهارت با اهداف مشخص و برنامه ریزی های کلان در تاریخ به یادگار گذاشتند.

«مسأله آمدن بر سر مزار سيدالشهدا(ع)، در حقيقت امتداد حركت عاشورا بود، با اين كار خواستند به پيروان حسين‌بن علي(ع) و دوستان خاندان پيغمبر و مسلماناني كه تحت تأثير اين حادثه قرار گرفته بودند تفهيم كنند، اين حادثه تمام نشد؛ مسأله با كشته شدن، دفن كردن و اسارت گرفتن و بعد رها كردن اسيران خاتمه پيدا نكرد؛ مسأله ادامه دارد. به شيعيان ياد دادند اينجا محل اجتماع شماست؛ اينجا ميعاد بزرگي است كه با جمع شدن در اين ميعاد، هدف جامعه شيعي و هدف بزرگ اسلامي جامعه مسلمين را بايد به ياد هم بياوريد، تشكيل نظام اسلامي و تلاش در راه آن حتي در حد شهادت، آن هم با آن وضع! اين چيزي است كه بايد از ياد مسلمانان نمي‌رفت و خاطره آن براي هميشه زنده مي‌ماند، آمدن خاندان پيغمبر، امام سجاد(ع) و زينب كبري(س) به كربلا در اربعين به اين مقصود بود»[۲]

طبق آخرین آمار منتشر شده توسط دولت عراق در مراسم پیاده روی اربعین سال ۱۳۹۴، بیش از ۲۷ میلیون نفر از ۶۰ ملیت مختلف به کربلای معلی مشرف شده که در واقع اربعین بزرگترین اجتماع بشری را به خویش اختصاص داده است.

در حالی اجتماع زائران حسینی در بیستم ماه صفر هرسال[۳] در کربلا شکل می گیرد که تا قبل از آن از اجتماع مسلمانان بمناسبت ایام ذی الحجه و حج واجب در مکه بعنوان نماد اجتماع با شکوه مسلمانان یاد می شد.

یکی از مهمترین سوالهایی که این روزها ذهن هر کسی را به خود مشغول می کند علت استقبال مردم از این رویداد جهانی است،رویدادی که با وجود سانسورهای همه ساله توانسته کمر غول های رسانه ای جهان را خم کرده و ندای خود را جهانی کند. چند سالی است کارگزاران کشورهایی همچون عراق و ایران بعنوان محور برگزاری زیارت اربعین بعد از اتمام دهه اول محرم برنامه مهمی جز خدمت به برگزاری با شکوه اجتماع اربعین حسینی ندارند. اجتماع زائرین اربعین دیگر مرزهای جغرافیایی را در هم نوردیده و تمام امکانات و تجهیزات را بدون هیچ مصوبه یا بخشنامه ای برای برگزاری هرچه بهتر مراسم اربعین حسینی بسیج کرده است.

هرچند برای پاسخ به این سوال باید الگوواره[۴] های مختلفی را بررسی کرد اما با مقدمه ای کوتاه سراغ مهمترین علت استقبال از اربعین خواهیم رفت.

از سفر به «خانه خدا» تا زیارت «خون خدا»

مقایسه حماسه عظیم اربعین که سال به سال در حال گسترش است با سفر سالیانه حج می تواند تا حدودی حقیقت و فلسفه رشد حضور مردم در گردهمایی اربعین را برای ما روشن می کند.

بنا به آماری که وزارت حج عربستان منتشر کرده در سال ۲۰۱۶ قریب به یک میلیون ششصد هزار نفر در موسم حج شرکت کرده اند که نسبت به سال گذشته این تعداد ۴% کاهش یافته است.

مراسم حج همه ساله به دلیل سوء مدیریت مسئولین خودخوانده، تلفات فراوانی داشته است. بطور مثال در سال ۱۹۸۷ چهارصد نفر، در سال۱۹۹۰ هزار وچهارصد و بیست و شش نفر، در سال ۲۰۰۶ تعداد سیصد و شصت و سه نفر در سال ۲۰۱۵ بیش از دو هزار نفر و همچنین در سال ۲۰۱۶ بیش از دویست نفر به شهادت رسیده اند.

خدمت رسانی به زائرین خانه خدا را تنها ارتش عربستان به عهده دارد و به ندرت دیده می شود کسی بصورت داوطلبانه به حجاج خدمتی بکند که این امر باعث شده کرامت انسانی توسط گارد سعودی رعایت نشده و به ضیوف الرحمن بی احترامی های فراوانی شود.

۲۰۰ کارمند اداری ، ۲۷۰۰ کارگر خدماتی و ۲۶۰ نفر بازرس و ۱۰۰ ناظر تنها غیر نظامیانی هستند که با مزایا و حقوق هنگفت به تکالیف قانونی خود پیرامون حجاج انجام وظیفه می کنند.در مسیر انجام فرائض حج خبری از ایستگاههای مردمی جهت استقبال و پذیرایی حجاج دیده نمی شود و تنها لطف دولت عربستان به زائرین خانه خدا توزیع ۱.۵ میلیون بطری آب کوچک است.

اما در حماسه اربعین طبق آماری که دولت عراق سال گذشته منتشر کرده درسال ۲۰۱۵ جمعیت زائرین به بیش از ۲۷ میلیون نفر رسید و ۱۷۵۰۰ موکب (ایستگاههای صلواتی مردمی) در مسیر پیاده روی زائرین امام حسین علیه السلام توسط اقشار مختلف مردم  بصورت خودجوش برپا شده است.

از سوی دیگر بزرگترین حجم خدمات داوطلبانه و رایگان همچون استراحتگاهها، حمل و نقل زائرین، توزیع میان  وعده ها و وعده های مختلف غذایی را فقط در ایام اربعین حسینی می بینیم بنحویکه  تنها در یک موکب روزانه ۳۲۰۰۰ پرس غذا در سه وعده پخت و توزیع می شود.

هرچند دشمنان قسم خورده شیعیان از شکوه اربعین، لرزه بر پیکره وجودشان می افتد و همه ساله عملیات های مختلف تروریستی را طراحی می کنند اما همبستگی مدیران،  خادمان و زائران این تجمع میلیونی مانع از نفوذ بدخواهان شده و پیاده روی اربعین را به امن ترین مانور اقتدار امت اسلامی تبدیل کرده است.

حماسه اربعین برخی از آمار دست نیافتنی را نیز تا سالهای سال به خود اختصاص داده است. بطور مثال؛ طولانی ترین راهپیمایی جهان با ۴۰۰ مایل، حضور آئین های مختلف (مسلمانان، مسیحیان، بودائیان، یهودیان، زرتشیتیان و …) در یک اجتماع جهانی از ۶۰ ملیت مختلف و با جمعیتی بالغ بر ۲۷ میلیون نفر و توزیع ۲۰۰ میلیون پرس غذای گرم جهت پذیرایی از زائرین و برپایی بزرگترین نمازجماعت به طول ۳۰ کیلومتر از نکات حائز اهمیت و منحصر بفرد در حماسه اربعین است.

کلید واژه «محبت» برگ برنده شیعیان

با بررسی آماری که ذکر شد می توان به راحتی دریافت، حلقه مفقوده ای  در مدیریت سفر سالیانه حج وجود دارد که باعث تلفات جانی و کاستی های فراوان مدیریتی شده است. همان کلیدواژه ای که نمود آن در حماسه پیاده روی اربعین، این اجتماع را به نمادی جهانی تبدیل کرده است.

بدون شک محور ارتباطات و رمز موفقیت در پیاده روی اربعین « محبت » است. در حماسه اربعین از مدیران تا خادمان و از ماموران امنیتی تا زائران در مقابل همدیگر دراوج محبت، تواضع وافتادگی هستند. این عشق و علاقه مومنینی به همدیگر یک روی سکه است که روی دیگر آن اُبُهت و عزت شیعیان در مقابل استکبار جهانی است که خداوند در قرآن به این موضوع سفارش کرده است.[۵]

خداوند متعال به رسول گرامی اسلام در قرآن تاکید می کند که به مسلمانان بگو جز «محبت به اهل بیت» اجر و پاداشی برای رسالت خود از شما نمی خواهم.[۶] رسول خدا  صلی الله علیه و آله در ذیل روایتی به حضرت امیرمومنان علیه السلام می فرمایند: «یا علی برای هر چیز پایه و اساسی است و اساس اسلام محبت و دوستی نسبت به ما اهل بیت است.»[۷] و در بیان دیگری می فرمایند: خدا دوستداران حسین علیه السلام را دوست دارد [۸] و البته به استناد روایات متعدد یکی از نشانه های ایمان واقعی اوج محبت و علاقه مومنین نسبت به یکدیگر است.[۹]

مقام معظم رهبری کلیدواژه « محبت » را از برتری های شیعیان و یکی از نواقص عمده دیگر فِرَق اسلامی دانسته و می فرمایند:

«اين حركت (پیاده روی اربعین) حركت عشق و ايمان است؛ هم در آن ايمان و اعتقاد قلبي و باورهاي راستين، تحريك‌كننده و عمل‌كننده است؛ هم عشق و محبت. تفكر اهل‌بيت و تفكر شيعي همين‌جور است؛ تركيبي است از عقل و عاطفه، تركيبي است از ايمان و عشق؛ تركيب اين دو. اين آن‌چيزي است كه در ساير فِرَق اسلامي، خلأ آن محسوس است؛ سعي هم ميكنند گاهي به يك نحوي اين خلأ را پُر كنند، [اما] نميشود»[۱۰]

ذکر این نکته از سوی رهبر معظم انقلاب نشان‌دهنده‌ی نگاه عمیق ایشان به تاریخ اسلام و جامعه‌ی اسلامی است که سال‌ها قبل از اینکه این مراسم باشکوه برگزار شود، با تعبیر مغناطیس حماسه‌ی حسینی، از اربعین با عظمت یاد می‌فرمودند.  ایشان از ابتدای راه افتادن این جریان پیاده‌روی اربعین هم عنایت خاصی به آن داشته و همه ساله به حضور در آن تاکید می کنند.

توجه به مقوله محبت در برنامه ریزی های کلان اربعین

پس لازم است به موضوع تعمیق «محبت نسبت به اهل بیت» و «محبت مومنین نسبت به همدیگر» در برنامه ریزی های کلان اربعین،  سخنرانی ها و نوحه خوانی ها توجه ویژه ای داشت.

بی شک تاکید بی مورد بر جریان های بی فایده سیاسی و مشکلات غیر ضروری اجتماعی آسیب بزرگی است که ضررهای کلان بر پیکره این حماسه وارد خواهد کرد.

«یاری مظلومان جهت رهایی از چنگال ضالمان جهان»، «جذب حداکثری و دفع حداقلی،اتحاد و همدلی مسلمانان در مقابل استکبار جهانی»، « از بین رفتن مرزهای اعتباری جغرافیایی» وجایگزین شدن مرزهای اعتقادی»، «تعمیق باورهای اعتقادی و هم افزایی معرفتی»، «التزام به تکالیف دینی (اعم از انجام واجبات  و ترک محرمات)»[۱۱] همه از نتائج و برآیند  توجه به موضوع مهم «محبت» است.

اگر چه عده ای از مسلمانان همه ساله در مکه گِرد «خانه خدا» طواف می کنند، اما سیل شیعیان مردم جهان در اربعین حسینی با شور و تکاپوی عجیبی به سوی «خون خدا» پیاده به راه می افتند، حرکتی که بر مدار عشق به سوی عصر ظهور حضرت مهدی (عج) در جریان است.

امید است که با محوریت «محبت امام حسین علیه السلام»[۱۲] در ایام اربعین حسینی بتوانیم جامعه ای همدل، همفکر، همزبان و آماده تر از همیشه برای ظهور حضرت مهدی(عج) فراهم کنیم.

 

میلاد امینی موحد

 


[۱] –  در كتاب «إقبال»، سيّد بن طاووس با إسنادش به أبي‌جعفر طوسي، و او با إسنادش به امام حسن عسكري عليه السّلام روايت مي‌كند كه آن حضرت فرمودند:عَلاماتُ المؤمنِ خَمسٌ: صَلَواتُ إحدي و خَمسينَ، و زيارةُ‌ الأربعينَ، و التَّخَتُّم بِاليَمينِ، و تَعفيرُ الجَبينِِ، و الجَهْرُ بِبسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ. «نشانه‌هاي مؤمن پنج چيز است: اوّل: نماز پنجاه و يك ركعت (واجب و نافله در طول شبانه روز). دوّم: زيارة اربعين حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام. سوّم: انگشتر در دست راست نمودن. چهارم: پيشاني بر خاك گذاردن. پنجم: بلند گفتن بسم‌ الله ‌الرّحمن الرّحيم در نمازهاي جهريّه (صبح، مغرب و عشاء)»

[۲] – خطبه‌هاي نمازجمعه تهران، ۲۴/۷/۱۳۶۶، به نقل از كتاب «آفتاب در مصاف»، انشارات مؤسسه انقلاب اسلامي-دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي، صفحه ۲۳۶

[۳] – بیستم صفر مصادف باچهلم شهادت سومین پیشوای شیعیان است

[۴]paradigm

[۵]–  قرآن کریم/سوره مائده/آیه ۵۴ /يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَي الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَي الْکافِرينَ يُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ

ای کسانی که ایمان آورده اید ، هر کس از شما از دین خود برگردد ( زیانی به خدا نمی زند ) خداوند به زودی گروهی را خواهد آورد که آنها را دوست دارد و آنها نیز او را دوست دارند ، در برابر مؤمنان رام و خاضعند و در برابر کافران مقتدر و پیروز ، در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمی هراسند. این ( ایمان و محبت و شهامت ) فضل خداوند است که به هر کس بخواهد می دهد و خداوند ( از نظر وجود و توان و رحمت ) گسترده است و داناست.

[۶] – قرآن کریم/سوره شوری/آیه ۲۳ /ذلک الذي يبشر الله عباده الذين آمنوا و عملوا الصالحات قل لا اسئلکم عليه اجرا الا الموده في القربي‏ و من يقترف حسنه نزد له فيها حسنا ان الله غفور شکور/ اين است آنچه خداوند بندگانش را که ايمان آورده و کارهاى شايسته کرده اند بدان نويد مى دهد. بگو: من بر ابلاغ رسالتم که شما را به چنين جايگاهى مى رساند، هيچ مزدى جز دوستى با خويشانم از شما نمى خواهم، و هر کس کارى نيکو کند ( به خويشان پيامبر مودّت داشته باشد ) براى او در کار نيکويش پاداش نيک مى افزاييم و کمبودهاى آن را جبران مى کنيم، چرا که خداوند بسيار آمرزنده و سپاسگزار است.

[۷] – اصول کافی/جلد دوم/ صفحه ۲۶۲/عنِ النَّبِیِّ – صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه – قالَ: یا عَلِیُّ لِکلِّ شَئٍ أساسٌ و أساسُ الاِسْلامِ حُبُّنا أهْلَ الْبَیْتِ کتاب بحارالانوار/ جلد ۴۳/صفحه۲۶۱/حسین منی و انا من حسین، احب الله من احب حسینا، حسین سبط من الاسباط/ حسین از من است و من هم از حسینم، هر که حسین را دوست بدارد خداوند دوست او باد، حسین فرزندزاده ای است از فرزندزادگان انبیاء

[۸] – بحار الانوار، علامه مجلسی، ج ۴۳، ص ۲۶۲، ح ۱/حُسَيْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْبَاط

رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: حسین از من است و من از حسین هستم. خدا دوست دارد كسی را كه حسین دوست بدارد. حسین نوه‌ای از نوه‌ها[یم] است.

[۹] – پیامبراکرم(ص): وُدُّ الْمُؤْمِنِ لِلْمُؤْمِنِ فِي اللَّهِ مِنْ أَعْظَمِ شُعَبِ الْإِيمَانِ وَ مَنْ أَحَبَّ فِي اللَّهِ وَ أَبْغَضَ فِي اللَّهِ وَ أَعْطَى فِي اللَّهِ وَ مَنَعَ فِي اللَّهِ فَهُوَ مِنْ أَصْفِيَاءِ اللَّهِ./دوستی برای خدا از بزرگترین شعبه های ایمان است و کسی که دوستیش برای خدا و دشمنیش برای خدا بخشش برای خدا و جلوگیری اش برای خدا باشد او از انتخاب شدگان است/المحاسن، ج‏1، ص: ۲۶۳

[۱۰]–  ۱۳۹۴/۰۹/۰۹ بيانات در ابتداى درس خارج فقه‌ درباره پياده‌روي اربعين

[۱۱] – /۱۳۹۵/۰۱/۱۱بیانات در دیدار جمعى از مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام /محبّت کارساز است امّا کافی نیست، ولایت لازم است. ولایت یعنی تولّی کردن، دنباله‌روی کردن، دست به دامن اینها زدن؛ راهی را که اینها رفته‌اند انسان آن راه را برود؛ این لازم است.

[۱۲] – حب الحسین یجمعنا

 

۱۰۱۷۷-متاسفانه به نیمی از آیه «نفر» عمل شده است/دلسوزی واقعی برای ایجادشبکه ملی ارتباطات مشاهده نمی شود.+انتقال محبت و آموزش آن در علم خطابه

۲۰ آبان

حضرت آیت الله مکارم شیرازی، بر لزوم ایجاد زمینه های لازم جهت حضور علما و فضلا در شهرهای مختلف تاکید کردند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه»، حضرت آیت الله  مکارم شیرازی امشب در دومین همایش انجمن علمی ارتباطات و تبلیغ حوزه که در دارالقرآن علامه طباطبایی برگزارشد گفتند: مفاهیم عالی قرآن نشان می دهد که قرآن در زمان و مکان خاصی محصور نبوده و نیست.

این مرجع تقلید اظهارکردند: مفهوم «اوفوا بالعقود»، عناوین تجاری و اقتصادی و خانوادگی و… را در خود جای داده است، این مفهوم عام و گسترده برنامه راه ما را مشخص می کند.

معظم له خاطرنشان کردند: در خصوص دستورات جنگی نیز آیات و آیه «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم وَآخَرينَ مِن دونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللَّهُ يَعلَمُهُم ۚ وَما تُنفِقوا مِن شَيءٍ في سَبيلِ اللَّهِ  … »رخ نمایی می کند که مفهوم قوه در این آیه کاربردهای بسیاری در شاخه های مختلف مقابله با دشمنان در مقابل ما قرار می دهد.

حضرت آیت الله  مکارم شیرازی گفتند: مفهوم عمل مفید در قرآن نیز بسیار وسیع است، کاربردهای بسیاری در جامعه دارد؛ مفهوم معروف و منکر نیز ظرفیت بسیار عالی را در عرصه کنکاش علم دینی پیش روی ما قرار می دهد.

ایشان یادآورشدند: یکی دیگر از معانی قرآنی، مفهوم ابلاغ است که شاخه های مختلفی را در مقابل ما قرار می دهد؛ در این عرصه می توان گفت، باید کلام حق را با ابزارهای مختلف به مردم برسانیم.

این مرجع تقلید اظهارکردند: رسالات الهی محدود به مورد خاصی نیست و بندگان خدا نیز وظیفه دارند که این رسالات را درک کنند و به مردم برسانند.

قرآن کریم به تبلیغ نگاه ویژه ای دارد

معظم له خاطرنشان کردند: قرآن کریم به تبلیغ نگاه ویژه ای دارد و نگاهی که قرآن به تبلیغ دارد، بسیار عمیق و دقیق است؛ خداوند در قرآن پاداش مبلغان را نیز بیان کرده است که شناخت این مفهوم نیز بسیار مهم است.

حضرت آیت الله  مکارم شیرازی گفتند: آیه ۳۹ سوره احزاب به ابعاد مختلف تبلیغ اشاره می کند که می توان شاخه های مختلفی را در بر گیرد.

ایشان یادآورشدند: امروزه سه مشکل مهم در عرصه تبلیغ حوزه به چشم می خورد که اولین آن استفاده از فضاهای مجازی است؛ درست است که باید از فضاهای مجازی استفاده کرد، ولی باید این سوال را از خود بپرسیم که در مقابل مفاسد آن چه کرده ایم؟ اگر ده درصد فضای کار باشد ۹۰ درصد این فضا را مسایل منفی تشکیل می دهد.

این مرجع تقلید اظهارکردند: امروزه اهانت هایی  به همه مقدسات انجام می شود و تبلیغ مسایل کثیف جنسی و تبلیغات ضد قرآنی و ضد اخلاقی و ایجاد عداوت بین گروه ها، فضای مجازی را پرکرده است.  

دلسوزی واقعی برای ایجادشبکه ملی ارتباطات مشاهده نمی شود

معظم له خاطرنشان کردند: بیان شده است که شبکه ملی ارتباطات در کشور شکل می گیرد که فضای مفید را پرکند و در اختیار مردم قرار دهد؛ دولت به این امر علاقه دارد؛ ولی این دلسوزی واقعی را در این زمینه نمی بینیم؛ باید پیش از اینکه جوانان ما فاسد شوند و خانواده ها از بین بروند و به مقدسات توهین شود باید این کار را انجام دهیم.

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی گفتند: دعوت به استفاده از فضای مجازی درست است؛ ولی آیا می توانیم در مقابل همه مشکلات نیز ایستادگی کرد؟ امروزه شبکه های مفسد و فاسد، مساله ای سرنوشت ساز شده است؛ آنها از این همین شبکه ها استفاده کردند و این همه افراد را گرد مقبره کوروش جمع نمودند.

ایشان یادآورشدند: در برخی از انتخابات یک شبکه، تمام پیامک های مرتبط به کاندیدها را حذف کرده و به جای کاندیدای دیگر پیامک دروغ ارسال کرده اند؛ در این زمینه نوعی بردگی در حال شکل گیری است؛ این فضا بسیار خطرناک است، زیرا می توانند در انتخابات نیز دست ببرند.

به نیمی از آیه «نفر» عمل شده است

این مرجع تقلید اظهارکردند: نکته دیگر، مرتبط به تمرکز در قم و خالی شدن شهرستان ها است؛ متاسفانه به نیمی از آیه «نفر» عمل شده و به آیه دیگر عمل نمی شود؛ باید به همه آیه نفر عمل کرد و این مساله نیز بدون برنامه ریزی امکان پذیر نیست.

معظم له خاطرنشان کردند: باید افرادی که در حوزه های علمیه منشا آثار هستند در قم بمانند، ولی کسانی که چنین جایگاهی ندارند، باید با رفع مشکلات و حمایت و برنامه ریزی به شهرهای مختلف اعزام کرد.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی گفتند: اگر شهرها از علما خالی شود، تمام عمال فساد در این شهرها وارد می شوند؛ مبلغان ادیان و فرق مختلف جای علمای ما را پر خواهند کرد.

ایشان یادآورشدند: اگر علما در شهرها حضور داشته باشند، دیگر فضایی برای کار خراب کارها و دشمنان دین باقی نمی ماند؛ باید ایتام آل محمد(ص) را به نوعی سرپرستی کنیم.

ضرورت آموزش خطابه در حوزه 

این مرجع تقلید اظهارکردند: یکی دیگر از مشکلات امروز حوزه، مساله خطابه است؛ امروزه خطبا اکثرا خودجوش هستند، ولی هنوز آموزش عملی در زمینه خطابه ندیده است، زیرا خطابه روان شناسی و فن وهنر خاصی را می طلبد؛ در همین زمینه باید طلاب آموزش ببینند.

معظم له خاطرنشان کردند: حوزه ها باید خطبای با استعداد را پرورش دهند که این مشکل باید حتما در بدنه حوزه حل شود.

 

۱۰۱۷۶-بیناترین چشم، شنواترین گوش و سالم ترین دل + ظرف محبت از دیدگاه امام حسن مجتبی علیه السلام

۱۹ آبان

امام حسن عليه السلام: درحدیثی بیناترین چشم، شنواترین گوش و سالم ترین دل را معرفی نمودند .

خبرگزاری «حوزه»متن روایت را از کتاب تحف العقول منتشر می کند .  http://s8.picofile.com/file/8268841150/talmantafe_50026_virtual_sky_landscape.jpg

إِنَّ أَبْصَرَ الْأَبْصَارِ مَا نَفَذَ فِي الْخَيْرِ مَذْهَبُهُ وَ أَسْمَعَ الْأَسْمَاعِ مَا وَعَى التَّذْكِيرَ وَ انْتَفَعَ بِهِ أَسْلَمُ الْقُلُوبِ مَا طَهُرَ مِنَ الشُّبُهَاتِ. 

امام حسن عليه السلام: همانا بیناترین دیده ها آن است که در طریق خیر نفوذ کند، و شنواترین گوش ها آن است که پند و اندرز را در خود فرا گیرد و از آن سود برد، سالم ترين دلها، دلى است كه از شبهات پاك باشد.

 

۱۰۱۷۵-اقامه نماز وظیفه همه عزاداران امام حسین(ع) است.+ محبت به نماز اول علامت محبت خالص به امام حسین علیه السلام

۱۹ آبان

حضرت آیت الله صافی در پیامی به دومین اجلاس نماز استان قم بر لزوم اقامه نماز آحاد مختلف جامعه از جمله عزاداران حسینی(ع) تاکید کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه»، حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در پیامی به دومین اجلاس نماز استان قم که در مجتمع عالی امام خمینی(ره) در حال برگزاری است آورده اند: اقامه کنندگان فرهنگ نماز مردم را به حیات حقیقی و زندگی سرشار از معنویت و روح پاک و تهذیب نفس و تقرب به خداوند متعال فرامی خوانند.
متن  کامل پیام این مرجع تقلید بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيمآیت الله العظمی صافی گلپایگانی
قال الله الحکیم فی کتابه الکریم:
«الَّذينَ إِن مَكَّنّاهُم فِي الأَرضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَروا بِالمَعروفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنكَرِ»
سلام خدا بر نمازگزاران، و سلام و تحیّات الهی بر اقامه‌کنندگان نماز، و سلام بر شما عزيزاني که نداي «يا أيّها الّذين آمنوا استَجيبُوا للهِ و لِلرَّسُول إذا دَعاکُم لِما يُحييکُم» الهی را لبيّک گفته‌اید، و مردم را به حيات حقيقي، و زندگي سرشار از معنويّت، و روح پاک و تهذيب نفس، و تقرّب به خداوند متعال، فرا می‌خوانید. بر خود بباليد، ‌و به اين سعادت بزرگ افتخار نماييد، و شکر خداي منّان را بجا آوريد.
در جهان معاصر، جهان ترقّي فنون و صنايع، جهان ارتباطات، و جهاني که بشر، مشکلات بسيار لاينحلّ را به نيروي علم و استعداد خداداد خود حلّ نموده است، به جاي اينکه سکون خاطر، و آرامش قلب، و علاقه به ادامه زندگي و بقا و حيات در او بيشتر شود، اين علائق و احساسات عالي در او ضعيف مي‌شود.
يکي از امتيازات بزرگ اديان الهي، اطمينان و آرامشي است که در دل‌ها ايجاد مي‌کند. دين اسلام اين خصيصه را در حدّ اعلي تبليغ کرده، و عوامل يأس و نااميدي را از بين ‌برده، و یاد خداوند را در همه حال باعث آرامش و سکون خاطر بشر می‌داند، و پیام «أَلا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» را با صدای رسا به گوش بشریت خسته از مادیات و استعبادها و استثمارها می‌رساند.
و چه ذکری بالاتر از نماز؟! کدام لذّت دنيايي را مي‌توان با لذّات حالات خوش اقامه نماز مقايسه نمود؟ کجايند آنان که به فکر عيش و نوش مادّي و تفريح‌هاي غيرسالم همراه با لذّات زودگذر دنيا هستند؛ أين الملوک و ابناء الملوک؟
آيا مي‌توان لحظه‌هاي پرفيض و با نشاط اقامه نماز در کنار دیگر برادران مؤمن، در صفوف متّحد جماعت را با زمان‌های ديگر مقايسه نمود؟ هرگز، هرگز. نماز، ظاهرترين و كاملترين مصداق عبادت، و معارج پرستندگان خدا و وسيله قُرب پرهيزكاران است.
شعارهاي نماز، اذکار و حرف‌هايي که در آن بشر با خدا مي‌گويد، و خدا را به آن مي‌خواند، و عالي‌ترين تسبيح و تمجيد و تحميد و تهليل و تکبير را بر زبان مي‌آورد، همه از حيث معنا و عروج روح، انسان‌ساز و آرامش‌بخش است.
نمي‌توان آنچه را خصوص اهل معرفت و بينش از اين نماز به حسب مرتبه معرفت خود درک مي‌کنند، توصيف نمود.
نماز، همين ظاهر مختصر و کوتاه نيست، بلکه عالم، و بلکه عالم‌ها معنا و درس و تهذيب نفس و نجات از علايق گوناگون دنيوي و حيواني و شهواني است، و بلکه وصول به عوالم عقلاني و ملکوتی است.
به مناسبت این ایام و در آستانه اربعین حضرت سید الشهداء علیه‌ آلاف التحیة و الثناء، عرض می‌‌کنم که وقتی انسان در واقعه عظیم و بی‌نظیر کربلا می‌نگرد، آنچه بیش از همه مورد توجّه قهرمانان این نهضت عظیم، یعنی سید الشهداء علیه الصلوة و السلام و یاران و اصحاب با وفای آن حضرت مورد توجّه قرار داشت، اهتمام به نماز و در عِداد مصلّین درآمدن بود، تا جایی که در آخرین شب حیات مبارک خویش، فرصتی را جهت مناجات با خداوند و اقامه نماز ‌طلبیده، و در روز عاشورا، در بحبوحه‌‌ی رزم، و با آن همه مصائب وارده، نماز را بر همه چیز مقدّم داشتند.
بر همه پیروان مکتب اهل بیت (علیهم‌السلام) و خصوصاً عزاداران حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام)، لازم است نماز را به عنوان یکی از بزرگترین شعائر الهی، ارج نهند، و در مواضع و مواقع مختلف، این شعار را به بهترین نحو، و در صفوف متّحد اسلامی بر پا دارند، و به جهانیان اعلام دارند که هیچ آرامشی برتر و لذّت‌بخش‌تر از مناجات با خداوند حکیم و بلندمرتبه نیست، و به دستور نورانی قرآن کریم «الَّذينَ إِن مَكَّنّاهُم فِي الأَرضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَروا بِالمَعروفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنكَرِ» عمل نموده و نماز، و زکات، و امر به معروف و نهی از منکر را اقامه نمایند.
اینجانب در پایان، با تقدیر و تشکّر از برگزارکنندگان این اجلاس نورانی و مقدّس، از خداوند متعال مسألت دارم برنامه‌های این همایش بتواند در معرّفی نماز این نماد حیات حقیقی و نسخه شفابخش اسلام عزیز در نجات بشر از اضطراب‌ها و افسردگی‌‌ها، موفّق و مؤید باشد، و السلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته
لطف الله صافی
صفر المظفر

 

۱۰۱۷۴-حتی گیاهان را آتش نزنیم!+ عمق تربیت محبت در آموزه های اسلامی

۱۹ آبان

اسلام برای هر موجود زنده‌ای حرمت و حقی قرار داده است و به آزار نرساندن به آن‌ها سفارش کرده است، لذا نباید از روی هوس و خوش‌گذرانی جان حیوانات را گرفت و این شیوه که بعضی برای تفریح به آزار و اذیت آن‌ها می‌پردازند، مذموم است.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

فَلَيُبَتِّکُنَ‌ آذَانَ‌ الْأَنْعَامِ‌ نساء/۱۱۹

 )شیطان می گوید) به آنان دستور می‌دهم که گوش چهارپایان را بشکافند

آینه:گیاهان

حکایت؛ شیوه مرحوم نجم‌آبادی مهربانی و محبت با هرکسی بود، راه آدمیت را چنین می‌دانست که به همه نیکی رساند و خدمت کند. موبد بیدگلی گوید: روزی بر روی یک گیاه آتشی افکندم، شیخ به من اعتراض کرد و گفت: این گیاه روح نباتی دارد و از آتش متألم می‌شود چرا چنین کردی؟! 
گاهی اتفاق می‌افتاد که گربه‌ای در دامن پوستین ایشان می‌خفت، چون در حال خواب یا چرت بود آقا صبر می‌کرد تا بیدار شود و اگر بیدار نمی‌شد پوستین را می‌گذاشت و خود می‌رفت
همچنین نقل کرده‌اند: سگ ولگردی در گوشه باغچه خانه ایشان، زاییده بود، یکی از هم صحبت‌های آقا توله سگ‌ها را برده بود و به جای دوری انداخته بود، سگ ماده از دوری توله سگ‌ها بیتابی می‌کرد و شیخ بارها به آن شخص گفت: کار خوبی نکردی که بچه‌ها را از مادر جدا کردی و کسی را فرستاد تا توله سگ‌ها را پیداکرده و آورد و در دامن مادرشان رها کرد۱

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل