RSS
 

بایگانی برای آذر, ۱۳۹۵

۱۰۳۶۸-پیش‌بینی مرحوم قاضی از مرگ نوزاد و پایان یک خرافه+ قدرت محبت حقیقی در ارتباط با جهان برزخ

۳۰ آذر

مرگ مسئله ایست که همه با آن رودررو خواهند شد، حال برخی در اوایل تولد، بعضی در جوانی و یکی هم در سن پیری به آن دچار می‌شود، اما نکته مهم این است اجل هر فرد، مشخص است و اگر فرا برسد، نمی‌توان لحظه‌ای آن را جا به جا کرد.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ اعراف/۳۴

هنگامی‌که اجلشان به سر رسد، نه می‌توان ساعتی درنگ کرد نه پیشی گرفت

آینه:

حکایت؛ آیت‌الله حاج میرزا حسن بروجردی نقل می کند: برای من فرزندی نمی‌ماند و هر بچه که به دنیا می‌آمد پس از چند ماه فوت می کرد، خرافه‌ای در میان اعراب نجف بود که فرزند تازه مولود را به یکی از سادات هبه می‌کردند و دوباره از او تحویل می‌گرفتند و عقیده داشتند؛ این دادوستد منجر به بقای فرزند می‌شود، ما نیز به اصرار عیال نسبت به یکی از فرزندان این عمل را انجام دادیم و نوزاد پسری داشتیم آن را به آغوش گرفته و به حرم حضرت امیر(ع) وارد شدیم تا اینکه آنجا با سیدی این دادوستد انجام گیرد.

 داین هنگام، دیدیم مرحوم قاضی از حرم بیرون آمده و عازم منزل است، جلو رفتم و مطلب را حضورشان عرضه داشتم، ایشان هم با کمال ادب قنداق را از من گرفت و فرمود: من این بچه را از شما پذیرفتم ولی بدانید این بچه قطعاً نخواهد ماند، اجل او مشخص شده و چند روزی بیشتر از عمر او باقی نمانده است. همین‌طور هم شد که پس از چند روز نوزاد از دنیا رفت.۱

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب کرامات معنوی
 

۱۰۳۶۷-علل و عوامل گرایش به “عرفان های کاذب و تفکرات انحرافی” بررسی می شود.+ محبت های دو لایه در عرفان های دو رنگ

۳۰ آذر

مدیر مدرسه علمیه امام رضا(ع) جهرم، از برگزاری نشست بررسی علل و عوامل گرایش به "عرفان های کاذب و تفکرات انحرافی" ویژه همسران و فرزندان روحانیون این مدرسه خبر داد.

حجت الاسلام محمد حضوری، در گفتگو با خبرگزاری «حوزه» در فارس گفت: به منظور آشنایی همسران و فرزندان روحانیون مدرسه علمیه امام رضا(ع) شهرستان جهرم با ویژگی ها و شاخصه های جریانات انحرافی و به جهت برگزاری یکی از اقدامات پژوهشی و آموزشی این مدرسه، نشست بررسی علل و عوامل گرایش به "عرفان های کاذب و تفکرات انحرافی" ویژه بیش از یکصد نفر از طلاب و مدعوین در نمازخانه این مدرسه برگزار می شود.

وی افزود: این نشست، روز جمعه سوم دی ماه سال جاری ساعت ۱۶ با حضور جمعی از اساتید و روحانیون تراز اول شهرستان جهرم و با سخنرانی مدیر و برخی از پژوهشگران حوزه علمیه جهرم برگزار خواهد شد.عرفان

استاد حوزه علمیه جهرم یادآور شد: رهبر معظم انقلاب ضمن هشدار در زمینه گسترش اندیشه ها و تفکرات خرافی در جامعه خطاب به علماء و روحانیون فرمودند که در کنار ترویج و تبلیغ معارف اصیل دینی و اسلامی باید با خرافات مبارزه کرد؛ امروز مدعیان ارتباط با امام زمان(عج) و مدعیان ارتباط با غیب، با أشکال مختلف در جامعه مشغول به فعالیت می باشند.

حجت الاسلام حضوری خاطرنشان ساخت: اندیشه الهی از زمان پیامبر اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) تاکنون با تلاش علما و اهل معرفت در جامعه اسلامی مطرح بوده و کسی نمی تواند منکر آن شود.

وی تصریح کرد: متأسفانه این موضوع در طول تاریخ دچار آسیب هایی از ناحیه مدعیان دروغین، منحرفین فکری و افراد سودجو شده که خود فضایی برای دیگران است تا برخی مقدسات و مبانی اعتقادی از جمله اصل مهدویت و نیز ارزش های انقلاب اسلامی را زیر سوال ببرند.

این استاد حوزه در پایان گفت: حوزویان باید با فراگیری، تحلیل و بررسی این عوامل انحرافی و به جهت مقابله با خرافات با شجاعت کامل در جامعه وارد صحنه شوند و به رسالت خود بپردازند.

 

انتهای پیام

 

۱۰۳۶۶-سراب خوشبختی در ازدواج منشی و مدیرعامل+ نقش سن در محبت میان زن و مرد+محبت منشی و مدیر عامل حقسقت دارد؟

۳۰ آذر

زن و مرد کنار هم نشسته بودند، اما دنیای ذهنی آن­ها فرسنگ‌ها از هم دور بود. صورت تکیده و موهای جوگندمی مرد در مقابل چهره جوان زن، فاصله سنی میان آنها را بخوبی آشکار می‌کرد.

زن و مرد کنار هم نشسته بودند، اما دنـیای ذهنی آن­ها فرسنگ‌ها از هم دور بود. صورت تکیده و موهای جوگندمی مرد در مقابل چهره جوان زن، فاصله سنی میان آنها را بخوبی آشکار می‌کرد. تا چند سال پیش رابطه­‌ای کاری در حد منشی و مدیرعامل داشتند، اما در آغاز فصل سرما به‌عنوان زن و شوهر در دادگاه حاضر شده بودند.
تقریباً یک سالی از ازدواج زن جوان و مرد میانسال می‌گذشت، اما حتی شش ماه هم زیر یک سقف با هم زندگی نکرده بودند. «آرزو» 31 سال داشت و منصور ۵۲ سال. هر دو ازدواج دوم را تجربه می‌کردند. زن، حضانت دختر ۱۵ ساله‌اش راهم داشت اما مرد، سرپرستی پسر ۱۷ ساله‌اش را به همسر قبلی‌اش سپرده بود. هر دو به آینده و موفقیت فرزندشان دلخوش بودند، اما انگار زبان مشترکی برای ادامه زندگی پیدا نکرده بودند.در لحظاتی که زن و شوهر در شعبه ۲۶۴ دادگاه خانواده نشسته بودند، قاضی «غلامحسن گل آور» مشغول مطالعه اوراق پرونده آنها بود. دلیل حضور‌شان دادخواست زن جوان بود که مهریه و نفقه ­اش را خواسته بود. در آن لحظات «آرزو» تصور می‌کرد تقدیر با او درافتاده است.همانطورکه به آرزوهای رنگ باخته‌اش فکر می‌کرد دلش می‌خواست در کشتزاری وسیع آنقدر فریاد بکشد و گریه کند که مرغ‌های آسمان هم با او همدردی کنند.
۱۶ سال پیش، آرزو درست همسن دخترش بود که شوهر کرد، آن هم با فشار خانواده‌ای سنتی که ازدواج سریع دختر را به صلاح می‌دانستند و می‌گفتند ادامه تحصیلش وقت تلف کردن است. پسر همسایه که از سربازی برگشت، بزرگترها خودشان بریدند و دوختند. آرزو عروس شد و رفت خانه بخت. اما چند سال نگذشته بخت سفیدش سیاه شد و شوهرش در تار عنکبوت اعتیاد افتاد. آرزو تنها مانده بود با دلخوشی دخترکش. کار شوهرش که به «شیشه» کشید؛ راهی دادگاه شد. مهرش را بخشید و جانش را آزاد کرد. پس از ۱۱ سال به خانه پدرش برگشت و این بار دخترکش با او همراه بود.
ازدواج دوم آرزو پنج سال بعد از طلاق اتفاق افتاد. در آن روزها فقط به بزرگ کردن دخترش دل داده بود و در حسرت یک سرپناه مستقل، برای آینده کار می‌کرد. درآن شرایط سخت حتی توانست دیپلمش را بگیرد و به امور منشی گری مسلط شود. دو سال پیش بود که به پیشنهاد پسرخاله‌اش به استخدام یک شرکت خصوصی واردات کاغذ درآمده و کارش را در جایگاه مدیر فروش آغاز کرده بود. روابط عمومی خوب و فن سخنوری باعث شد درآمد و حق کمیسیون خوبی دریافت کند، اما بزودی فهمید مدیر عامل شرکت به او علاقه ­مند شده است. مردی ۵۱ ساله که دو سال پیش همسرش را طلاق داده بود و نگاه خوبی به زن‌ها نداشت. با این حال شرایطش را به آرزو گفت و خانم منشی هم تصور کرد مرد رؤیاهایش را پیدا کرده، مردی با وضعیت مشابه خودش که می‌تواند مرهمی بر دردهایش باشد. اما افسوس که سرنوشت داستان دیگری برای آرزو رقم زده بود…
قاضی، پرونده را روی میز گذاشت و رو به مرد گفت:«همسرتان از شما درخواست نفقه و مهریه دارند. لطفاً در این باره توضیح بدهید»
مرد از پشت عینک ذره­ بینی نگاهی به همسرش انداخت و گفت:«مهریه ایشان یک سکه طلا بیشتر نیست، اما درباره نفقه و خرجی طلبی از من ندارد. چون در مدت یک سالی که از ازدواج ما گذشته همه هزینه‌هایش را پرداخته‌ام و هر چه خواسته تهیه کرده‌ام…»
زن جوان می‌خواست حرفی بزند، اما بغض راه گلویش را بسته بود. لحظه‌ای سکوت کرد و نفسی عمیق کشید و گفت: «آقای قاضی، فکر می‌کردم مرد زندگی است، برای همین روی مهریه اصرار نکردم و خودم پیشنهاد دادم فقط یک سکه تعیین کنیم. مهریه بالا به چه درد من می‌توانست بخورد. ناسلامتی مدیرعامل است، اما در این یک سال هیچ چیزی برایم نخریده. حتی پول ودیعه آپارتمانی که دادیم از طلبم در شرکت حساب کرد…»
مرد به میان حرف همسرش پرید و ادامه داد:«شما نمی‌دانی من چقدر در شرکت بدهی دارم؟»و آرزو بلافاصله جواب داد:«چطور بدهکاری هستی که ماشیـــــن ایرانی ات را فروختی و ماشین خارجی خریدی؟ من و بچه‌ام مهم نیستیم؟ حتی حاضر نبودی یک آپارتمان کوچک اجاره کنی. یادت رفته ۶ ماه تمام در خانه پدرم و خانه دوستت اقامت داشتیم؟»
بغض اجازه نمی‌داد زن جوان حرف بزند. لحظه‌ای بغضش را فروخورد و بعد گفت:«حالا هم که خانه مستقل داریم به هر بهانه‌ای در خانه مادرش می‌ماند و به ما سر نمی‌زند، تا بخواهم اعتراض کنم می‌گوید؛ تو به مال من چشم داشتی که زنم شدی. آخر من اگر دنبال مال و منالت بودم با یک سکه زنت می‌شدم؟ اصلاً شده در ۶ ماه گذشته یکبار با ما به میهمانی و مسافرت بیایی؟»
قاضی از زن خواست سکوت کند و مرد درباره ادعاهای همسرش توضیح دهد. جواد نگاهی به زن کرد و بعد رو به قاضی گفت:«من که دادخواست نداده ام. اما حالا که اصرار دارد حق و حقوقش را می‌دهم و خواهش می‌کنم با طلاق ما موافقت کنید.»
این بار آرزو گفت:«آقای قاضی من دنبال طلاق نیستم. فقط می‌خواهم به من و زندگی‌اش توجه کند. خودش خوب می‌داند که حتی برای روز تولد من یک شاخه گل هم نگرفته، اما هدیه تولد همسر اولش را خریده و به پسرش داده تا برایش ببرد. تا به رفتارش اعتراض می‌کنم می‌گوید بیا طلاق بگیریم و دوباره صیغه کنیم. این هم شد کار؟! مگر من چه مشکلی دارم که سزاوار این همه تحقیر و توهین باشم…»
مرد هم جواب داد:«این زن دائماً دنبال دعوا وجنجال است… اصلاً دیوانه است…»
و آرزو در حالی که گریه می‌کرد گفت:«یک زن دیوانه نیست که زندگی خودش را خراب کند… آقای قاضی من تا عمر دارم این مرد را نمی‌بخشم… یادش رفته یک شب به خاطر اینکه به خانه مشترکمان نیاید ساعت ۱۱ شب مرا جلوی مترو پیاده کرد تا به تنهایی به خانه برگردم…»
هق هق گریه اجازه نداد آرزو حرف‌هایش را تمام کند. قاضی آنها را به آرامش دعوت کرد و درباره گذشت و صبوری از سوی زن و پذیرفتن مسئولیت زندگی از سوی مرد صحبت کرد. اما زن و مرد به این نتیجه رسیده بودند که باید هر چه زودتر از هم جدا شوند. در نهایت قاضی گل ­آور رسیدگی به پرونده را به زمان دیگری موکول کرد و آنها را به واحد مشاوره فرستاد.
آرزو از دادگاه بیرون آمد و وارد راهروی شلوغ مجتمع قضایی ونک شد. با خودش فکر می‌کرد کاش به جای آرزو اسمش را «پریا» گذاشته بودند. در جایی خوانده بود؛ پریا یعنی پرنده شکسته بالی که دنبال آشیانه می‌گردد…

 

۱۰۳۶۵-اسلام دین صلح است.+ رابطه محبت حقیقی با صلح پایدار

۳۰ آذر

جوان تازه مسلمان فرانسوی در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها گفت: صلح در ایران را دوست داشتم بخاطر همین به ایران آمدم در حالی که در کشور فرانسه همه فکر می کنند که ایران کشور تروریستی هست ولی من اینگونه فکر نمی کردم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه»، لوئیز، جوان فرانسوی که مدت کوتاهی است  به دین اسلام گرویده، در حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها حضور یافت و به مقام این بانوی بزرگ اسلام ادای احترام کرد.
جوان فرانسوی در ادامه با حضور در دفتر زائران غیر ایرانی، در نشستی با کارشناسان این اداره گفت: حدود دو ماه هست که مسلمان شده ام و امیدوارم خداوند مرا در این مسیری که انتخاب کرده ام، یاری دهد.
وی درباره مسلمان شدنش گفت: بعد از مرگ یکی از دوستانم، خیلی ناراحت بودم و اعتقاد داشتم خدا من را می بیند. روزی، در حین ناراحتی، وقتی سرم را بالا گرفتم، مشاهده کردم در آسمانی صاف و بدون ابر، فقط یک ستاره  در حال درخشش است؛ تحت تاثیر قرار گرفتم آن را نشانه ای از سوی خدا برای خودم دانستم.لوئیز، تازه مسلمان فرانسوی
* اسلام، پاسخی به نیازهای من بود
لوئیز با بیان این که همین مسئله موجب شد تا به آرامش رسیده و پس از تحقیقاتی که انجام دادم، دین اسلام را انتخاب کردم، گفت: اسلام ویژگی های زیادی دارد که به نظرم می توانست به همه نیازها و پرسش های من پاسخ دهد. بعد از پذیرش اسلام تمام غم هایم را فراموش کردم و احساس کردم با مسئله مرگ بهترین دوستم می توانم کنار بیایم.
وی درباره سفر خود به ایران گفت: صلح در ایران را دوست داشتم بخاطر همین به ایران آمدم در حالی که در کشور فرانسه همه فکر می کنند که ایران کشور تروریستی هست در حالی که من اینگونه فکر نمی کردم.
* اسلام دین صلح است
این جوان تازه مسلمان خاطرنشان کرد: با تحقیق به این نتیجه رسیدم که عربستان برای تروریست ها پول خرج می کند و آنها اصلا مسلمان نیستند. اعتقاد دارم همه مسلمان ها باید آزادانه به مکه و مدینه بروند.
وی به نقش اسلام بر صلح جهانی اشاره کرد و گفت: اسلام به معنای سلام و صلح است؛ من خیلی ناراحت بودم چیزهای بدی که در کشورهای اروپایی می دیدم من دوست دارم که دنیا پر از سلام و صلح باشد، دین من دین صلح هست و دوست دارم اسلام را در فرانسه معرفی کنم تا مردم فرانسه دین اسلام را به درستی درک کنند.

انتهای پیام// ۱۵/

 

۱۰۲۶۴- وقتی خدا اجابت می کند!+ رابطه محبت با تصرف در قوانین عالم

۲۹ آذر

برخی از افراد گله دارند چرا دعاهای ما به اجابت نمی‌رسد در حالی که خداوند وعده به استجابت دعا داده است، در جواب باید گفت؛ برای این وعده الهی مقدماتی وجود دارد از جمله آن اطاعت از پروردگار و ترک گناه است زیرا برخی گناهان مانع استجابت دعا می‌شوند.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ غافر/۶۰

مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم

آینه:دعا

حکایت؛ آیت‌الله ناصری نقل می کنند: زمانی که در نجف بودیم، یک حمالی در آنجا بود، اخلاق عجیبی داشت، انسان بزرگی بود و حرف‌های بزرگی می‌زد.

روزی از کوچه‌ای در نجف می‌گذشت، کودکی در پشت‌بام بازی می‌کرد، در نزدیکی لبه بام پایش لیز ‌خورد و از بالا به پایین افتاد، در این هنگام دست‌ها را بلند می‌کند و می‌گوید: خدا! نگه ‌دارش! ناگهان اتفاقی می‌افتد که گویی بچه را با دو دست گرفته و به حالت ایستاده روی زمین گذاشتند، بدون اینکه احساس درد و یا زخمی داشته باشد.

مردم که شاهد ماجرا بودند، حمال پیر را در میان گرفتند و لباس‌های او را پاره کردند و به تبرک بردند؛ او هاج و واج مانده بود، مردم از او دست‌بردار نبودند و جویا شدند ، چگونه این کار را انجام داده که او پاسخ داد: ای مردم، من آدم فوق‌العاده‌ای نیستم، کشف و کرامت هم ندارم، اکنون هم کار خارق‌العاده‌ای نکرده‌ام، اتفاق مهمی هم رخ نداده، یک‌عمر من به اوامر خدا اطاعت کرده‌ام، یک لحظه هم خدا دعای مرا اجابت کرده است، اما مردم این واقعه را بر سر زبان‌ها انداختند و این حمال تا به امروز جاودانه شد.۱

یک شب ز سر صدق بیا در گه ما                                گر حاجت تو روا نشد آن گه گله کن ۲

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب کرامات معنوی
  2. مولانا
 

۱۰۲۶۳-هفتاد نکته تربیتی خانواده در حدیث کساء+ خلقت جهان بر پایه محبت

۲۹ آذر

نشست اجتماعی با عنوان «نکات تربیتی حدیث شریف کساء با محوریت خانواده» در مدرسه علمیه کوثر اصفهان برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» از اصفهان، حجت الاسلام علی صغیرا، از اساتید حوزه اصفهان در این نشست طی سخنانی گفت: مقام معظم رهبری سبک زندگی دینی را مطرح کردند که سعادت دنیا و آخرت را در پی دارد و حدیث کساء دربردارنده  بیش از هفتاد نکته تربیتی در زمینه خانواده می باشد و غیر از بحث مشکل گشایی این حدیث نکات آزموده بسیاری برای زندگی دارد. 

وی افزود: از جمله نکات آن می توان گفت توجه به جایگاه پدر آنجا که می گوید "قالت دخل علی ابی رسول الله" یعنی تشریف آوردند به منزل ما که این احترام در مورد فرزندان آورده نشده است. کات تربیتی حدیث شریف کسا با محوریت خانواده

این کارشناس حوزوی بیان کرد: پیامبر(ص) صله رحم می کردند و هر روز به حضرت زهرا (س)سر می زدند و  صله رحم باعث افزایش روزی و موجب کم شدن گرفتاری ها می شود، مهمان وقتی می آید روزی را با خود می آورد و وقتی می رود نکبت ها و گرفتاری ها را با خود می برد.

 وی در بیان نکته دیگری افزود: ابی رسول الله یعنی پدرم، پس پدر و مادر را نباید به اسم صدا زد چون فقر می آورد، پس هم صمیمیت هم احترام هر دو را باید رعایت کرد. 

حجت الاسلام صغیرا تصریح کرد: حق کسی که در مکانی است بر کسی که وارد می شود، اینست که هر کس وارد می شود سلام کند پس پیامبر که وارد شدند سلام کردند و علاوه بر سلام کنیه و لقب حضرت زهرا(س) را هم گفتند که این کار صمیمیت را زیاد می کند چون توجه بیشتر رانشان می دهد.

 وی با بیان اینکه نگاه درمانی در خانه حضرت زهرا(س) وجود داشت تصریح کرد:اگر زن و شوهر از روی محبت به هم نگاه کنند سومین شخصی که به آنها نگاه می کند خداوند است، نگاه فرزند به پدر و مادر عبادت است.

این پژوهشگر دینی  ابراز داشت: مرد باید هر صوری که هست پذیرفته شود .زن و مرد بیش از ۱۶۰تفاوت باهم دارند، مدیر خانواده مرد و مدیر خانه زن است حتی اگر زن بیرون از خانواده هر سمتی داشته باشد و یا تحصیلاتش بالاتر باشد. 

وی افزود: حضرت زهرا(س) به زیبایی فرزند را تحویل می گیرد سلام ای میوه دلم، نور چشمم فرزند از محبت سیراب می شود ودر خانه حضرت زهرا سکوت نیست با هم دائما حرف می زنند مثل مکالمه حضرت موسی با خداوند که چون از روی محبت است دائما دوست دارند با یکدیگر حرف بزنند.

 

۱۰۲۶۲-شب یلدا بهانه ای برای تقویت سنت حسنه صله رحم است.+ ساخت محبت حقیقی از قدرت صله رحم

۲۹ آذر

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه ، فرارسیدن شب یلدا را بهانه ای برای تقویت سنت حسنه صله رحم دانست که در آموزه های دینی ما نیز بسیار بر آن تاکید شده است.

آیت الله سید جمال الدین دین پرور در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» با اشاره به مطلب فوق اظهار داشت: مساله صله رحم به اندازه ای در روایات ما و کلام ائمه اطهار (ع) مورد توجه قرار گرفته که انسان گاهی احساس می کند یک امر واجبی است مثل سایر عبادات. آیت الله دین پرور

وی با اشاره به این که تقویت نهاد خانواده و ارتباطات مردمی به عنوان شاکله یک جامعه پیشرفته اسلامی از جمله ضروریات امروز است، گفت: متاسفانه در روزگار کنونی یک مقدار دید و بازدید های فامیلی و صله رحم کمرنگ تر از گذشته شده که ایامی چون شب یلدا که خانواده ها دور هم جمع می شوند بهانه خوبی است که در راستای تالیف قلوب، به سنت حسنه صله رحم نیز عمل شود.

این استاد حوزه همچنین خاطرنشان کرد: البته باید توجه داشت که این دید و بازدید ها نباید صرفاً یک اعمال فیزیکی ساده باشد بلکه صله رحم می بایست مقدمه ای بر تقویت پیوند های عاطفی و انسانی و اجتماعی باشد و این که در همه حال به فکر حل مشکلات دیگران باشیم و خود را در غم و شادی آن ها سهیم بدانیم.

 

۱۰۲۶۱- به بهانه شب يلدا؛ زمستان بهار مؤمن است.+ محبت های تقلیدی در سطح حس بشر

۲۹ آذر

با هم حجره اى هايم و همين طور سه حجره آن طرف تر كه از دوستان صميمى هستيم قرار گذاشتيم، هر چند مدت زيادى از شهريه گذشته است اما هرکدام مقداری پول بگذاریم تا شب يلداى طلبگی داشته باشیم.

به عنوان مسئول برگزارى مراسم شب يلدا، همراه هيئت سه نفره كه اعضايش را خودم انتخاب كرده بودم، جلسه گرفتيم تا با تَنَخواه موجود، چه چيزهايى بخريم،قرار بر اين شد، ابتدا بخشى از پول را به صدقه دهيم، تا در اين شب بلند به ياد لبخند يتيمان، شكم گرسنگان و تن لرزان تنگدستان باشيم.

بعد از آن، براساس تحقيقات صورت گرفته از اينترنت، ليست اغذيه مفيد و متناسب را تهيه كرديم با مشورت و استدلال و نهايتاً به خاطر دموكراسى راى گيرى ،به اين نتيجه رسيديم كه: هندوانه، آجيل خشك و تنقلات شيرين مانند كشمش  و مويز و توت خشك كه طبيعت گرم دارند و ضرر هندوانه را كم مى كند) و مقداری انار و پرتقال، را براى جلسه دورهمى مان تصويب كرديمشب یلدا .

با نظر جمع، دو نفر كه يكى از آنها موتور داشت را براى خريد مأمور كرديم، سپس يكى پيشنهاد داد، براى اينكه وقتمان تلف نشود و جلسه به بطالت نگذرد، يكى از اساتيد را دعوت كنيم تا جلسه با بحث علمى پيش برود، البته اين نظر با مخالفت بنده و يكى ديگر از دوستان همراه شد، دليل آن هم اين بود، اساتيد متأهل هستند و به احتمال زياد يا جايى دعوت دارند، يا خود و خانواده شان دوست دارند، در كنار هم باشند پيشنهاد كردم دو نفر در مورد آداب و رسوم اين شب، بررسى مختصرى كنند نتيجه را در جمع گزارش دهند و خودمان روى آن بحث كنيم و نظراتمان را بگوييم، هر كدام از رسم ها چه اثرات مثبت و منفى مى تواند داشته باشد و راهكار لازم براى جلوگيرى اثرات منفى چيست!؟

اصولاً يك مسلمان شب يلدايش چگونه و با چه طرز فكرى است!؟

حداقل چيزى كه مى توان در مورد اين شب گفت؛ اين كه؛ دليل عقلى و شرعى بر ممتاز و ويژه بودنش نداريم، ولى مى توان آن را خاص و ممتاز كرد، روايتى از امام كاظم عليه السلام راه حل بسيار مناسبى است، تا یلدا را تبدیل به احسن کنیم حضرت مى فرمايند:

اوقات شبانه روزتان را ٤ قسمت كنيد:

١-قسمتى براى مناجات با خدا

 ٢-قسمت براى كار و كسب روزى

٣-بخشى براى معاشرت و ارتباط با برادران و افراد مورد اعتماد

٤-بخشى را هم براى درك لذت هاى حلال و تفريحات سالم «تحف العقول، ص ۴۳۳»

نكته مهم و حائز اهميت اين است، حضرت عليه السلام در ادامه مى فرمايند: و به وسيله انجام اين قسمت(تفريح حلال) است كه مى توانيد وظايف آن سه قسمت را انجام دهيد!

روشن است تفريحات ناسالم و لذت هاى نامشروع نه تنها نشاط حقيقى نمى آورند، بلكه روح و روان آدميزاد را خراب مى كنند،شب يلدايى كه با غيبت و دروغ و گناهان ديگر بگذرد، نه تنها شب جشن بلكه بايد گفت؛ شب عزاى هر مسلمان است.

هيچ يك از علماء نمى گويند، شبى که در آن ملاقات و ديدار مؤمنان صورت مى گيرد و موجب نشاط و خوشحالى شان مى شود، بد است، ولى همه مردم مى گويند : اسراف در مخارج زياده روى و پر خورى،چشم و هم چشمى مسخره كردن ديگران براى خنداندن و… بد است و اسلام هم مخالف جدى آن است.

نوشته ام را با كلام زيباى امام صادق عليه السلام كه داراى نكته اى است متناسب با شب يلدا به پايان مى رسانم.

«الشِّتَاءُ رَبِيعُ الْمُؤْمِنِ يَطُولُ فِيهِ لَيْلُهُ فَيَسْتَعِينُ بِهِ عَلَى قِيَامِهِ وَ يَقْصُرُ فِيهِ نَهَارُهُ فَيَسْتَعِينُ بِهِ عَلَى صِيَامِه»‏ ۱

«زمستان، بهار مؤمن‏ است، زيرا شب هاى زمستان بلند است و از طولانی بودن شب جهت به پاخواستن برای نماز و دعا كمك مى‏گيرد و روزهاى كوتاهش او را به گرفتن روزه مدد مى‏نمايد.»

 

سید مجتبی کیا از طلاب مدرسه علمیه شهیدین

 

۱۰۲۶۰-حیف! او را نشناختیم! + محبت حقیقی از شهرت می گریزد

۲۹ آذر

به امام خمینی و انقلاب علاقه فراوانی داشت. او حفظ نظام را از اهم واجبات شرعی می دانست. شیفته جوانان بسیجی بود و چهره و روحایت معنوی برخی از آنها را مشابه مرحوم آقاسید علی قاضی می دانست.

به گزارش سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»،عالم ربانی و حکیم الهی آیت الله سید محمد حسینی، معروف به آقا نجفی همدانی از بازماندگان حوزه نجف بودند که در این اواخر و در نهایت گمنامی و سکوت از میان ما رخت بربسته اند، دفتر حیات گوهربارش به سال ۱۳۲۲ در نجف اشرف گشوده شد. پدرش سید علی عرب از مجتهدین و در اخلاق شاگرد مرحوم ملا حسینقلی همدانی و سیداحمد کربلایی بود. نسل ایشان به میرسیدعلی عارف همدان می رسد.

تحصیل

سید محمد در سال ۱۳۳۰ ق به همراه خانواده به همدان آمد. او مقدمات و بخشی از سطح را از والد ماجد فرا گرفت. در سال ۱۳۴۳ آهنگ زادگاهش را کرد که ماجرای آن را خود ایشان چنین نقل می کند: مرحوم آیت الله میرزای نائینی از دوستان پدرم طی نامه ای به مرحوم ابوی مرقوم داشتند که امسال در نجف مریضی مالاریا زیاد است، بهتر است ایشان امسال به نجف نیایند. هنگامی که مرحوم ابوی نامه را دریافت کردند من تمام مقدمات سفر را آماده کرده بودم. مرحوم ابوی فرمودند: بروید به امید خدا.

سید محمد، باقی مانده سطح را از نزد آیت الله سید محمدهادی میلانی و مرحوم عماد رشتی فرا می گیرد و آخرین دوره تدریس خارج اصول آیت الله نائینی را مغتنم شمرد. بنا به دستور خود استاد، ایشان تمامی مباحث اصول را می نوشت و به استاد ارائه می داد. رابطه استاد و شاگردی به این جا انجامید که مرحوم نائینی، آقا نجفی را به دامادی خویش برگزید. همچنین آقا نجفی دوره خارج فقه را از مرحوم غروی اصفهانی که حدود هشت سال به طول انجامید، فرا گرفت.

محضر سیدعلی قاضی

آیت الله آقا نجفی می فرمودند: در سنه ۱۳۴۷ یا ۱۳۴۸ ق من در مدرسه قوام بودم، مرحوم قاضی به مدرسه تشریف آوردند و از متصدی مدرسه خواستند حجره ای را در اختیار ایشان قرار دهد.

شب ها حدود ساعت دوازده که معمولاً طلبه ها به خواب می رفتند تهجد و شب زنده داری ایشان در آن حجره کوچک شروع می شد، چند ماهی از آمدن ایشان می گذشت که من رفتم خدمت ایشان و تقاضا کردم جامع السعادت مرحوم نراقی را برای من بخوانند و ایشان با کمال بزرگواری پذیرفتند من خدمت ایشان می رسیدم و ایشان درس می فرمودند، اما چه درسی! عجب صحنه هایی پیش آمد، بعد از چندی تمامی ذکر و ورد من ، مرحوم قاضی شده بود. در تمام روز به چیزی جز فرمایشات ایشان نمی اندیشیدم. رفته رفته در من تغییراتی به وجود آمد و حالم عجیب شده بود.

آقا نجفی از نگاه دیگران

مقام معظم رهبری به نزدیکان خود می فرمودند : بروید مطالب ایشان (آقا نجفی همدانی) را ضبط کنید. ایشان مطالب زیادی از مرحوم نائینی در حافظه دارند.

علامه ذوالفنون حسن زاده آملی پس از وفات مرحوم آقا نجفی به فرزندان ایشان فرمودند: شما پدرتان را نشناختید، پدر شما از حوزوی های فعلی نبودند. ما هم این اواخر فهمیدیم. حیف شد.

آثار علمی

آن مرحوم که به گفته خودش توجه به تالیف را از مرحوم نائینی و کمپانی به ارث برده بود، آثار مفید و خواندنی ای را از خود به جا گذارد.

پرتوی درخشان از اصول کافی که شرح کتاب توحید است، معاد جسمانی و روحانی و کتاب مسیحا مژده مهدی موعود از آثار چاپ شده، این عالم ربانی است. محتوای کتاب اخیر مورد توجه مرحوم علامه محمدتقی جعفری قرار گرفته و مولف در انتهای کتاب، نگارش آنرا موهبت الهی بر می شمارد.

در میان آثار چاپ شده ایشان می توان به رساله هایی در باب فلسفه و کلام و شرح احادیث اخلاقی و نیز تقریرات درسی اصول فقه آیات عظام نائینی و کمپانی اشاره کرد.

تفسیر انوار درخشان

از شاهکارهای قلمی مرحوم آقا نجفی تفسیر ایشان است که با نام انوار درخشان بارها به منصه چاپ رسیده است. معظم له این تفسیر را پس از خوابی که در آن، مورد عنایت حضرت ختمی مرتب (ص) قرار گرفته بود، نگاشته شده است.

این تفسیر را کتابفروشی لطفی در سال ۱۳۸۰ ق به قطع وزیری در تهران و در هیجده جلد چاپ کرده و در سال ۱۴۰۴ ق در چاپخانه علمیه قم تجدید چاپ گردید.

مباحث جلد پنجم این کتاب حول موضوع ولایت نوشته شده و منقول است که مولف در برخی از مباحث تفسیر، با علامه طباطبایی به مذاکره می پرداخت.

ارادت به امام و انقلاب

به امام خمینی و انقلاب علاقه فراوانی داشت. او حفظ نظام را از اهم واجبات شرعی می دانست. شیفته جوانان بسیجی بود و چهره و روحایت معنوی برخی از آنها را مشابه مرحوم آقاسید علی قاضی می دانست. به اهل بیت علیهم السلام عشق می ورزید و در اواخر عمر مشق نام علی می کرد. یکی از فرزندان ایشان به نام سید حسن از مبارزین موثر و فعال انقلاب اسلامی بود که در همین راه به رحمت خدا رفت. شهید رجایی می گفت: سید حسن در مخالفت باشاه بی نظیر است و مرحوم آیت الله طالقانی نیز سید حسن را سرآمد زندانیان می دانست.

گریز از شهرت

آقا نجفی حافظه شگرفی داشت و حضرت آیت الله خامنه ای نیز بر این مطلب تصریح داشتند. زندگی اش ساده و رفتارش با تواضع همراه بود. حرکات و سکناتش آدمی را به یاد خدا می انداخت. از شهرت گریزان بود و به شدت با برپایی کنگره برای بزرگداشت خود مخالفت کرد.

وفات

عاقبت آن فقیه عارف در سحرگاه یکشنبه هشتم مهرماه ۱۳۷۵ ش در سن نود و شش سالگی از عالم فنا در عالم بقا کوچیدند و عالمی را عزادار خود کردند. آیت الله حاج شیخ حسنعلی مروراید بر پیکر آن مرحوم نماز گذارد و طبق وصیت ایشان در جوار مرقد شیخ بهایی دفن گردید.

فرازی از پیام تسلیت مقام معظم رهبری

این مرد شریف و بزرگوار که علم و تقوا و معرفت و عمل صالح را در طول عمر کهن خود جمع کرده بود حقاً یکی از علمای ابرار و اعلام علم و دین در زمان ما محسوب می‌شد که خود از سرسپردگان انقلاب و ارادتمندان به خیل عظیم جوانان بسیجی ما بود. رحلت آن بزرگوار برای جامعه‌‌‌‌‌‌ی ما ضایعه‌‌ای سنگین است .

گلشن ابرار ج ۱۰ ص

 

۱۰۲۵۹- آخرش هم نشد پشت سر علامه طباطبايي نماز بخونيم + محبت حقیقی از جلو داری ظاهری و نفر اول شدن علنی گریزان است

۲۴ آذر

آخرش هم نشد پشت سر علامه طباطبايي نماز بخونيم

حکایت نمازی که پشت سر علامه طباطبایی خوانده نشد

 

علامه طهرانی می‌گوید: به استاد خویش آیت‌الله طباطبایی(ره) عرض کردم: چهل سال است از

شما تقاضا کرده‏ام که یک نماز با شما بخوانم تا به حال نشده است؛ قبول بفرمایید! با تبسم

ملیحى فرمود: یک سال هم روى آن چهل سال!

 

روز بیست‌و نهم آبان ماه در تقویم به عنوان روز بزرگداشت علامه محمد حسین طباطبایی(ره)

نامگذاری شده است. این استاد فرزانه از جمله اساتیدی است که شهرتش بیشتر در فلسفه

اسلامی و تفسیر قرآن کریم است.

علامه آیت‌الله سید محمد حسین حسینی طهرانی که از اولین شاگردان سلوکی علامه طباطبایی

است در کتاب «مهر تابان» اخلاقیات علامه طباطبایی را ناشى از تراوش وصول به حقایق ملکوتى

می‌داند و بیان می‌کند:

آرى، فرق روشن علامه طباطبایى با سایر افراد این بود که اخلاقیات ایشان ناشى از تراوش باطن،

بصیرت ضمیر، نشستن حقیقت سیر و سلوک در کُمون دل و ذهن، متمایز شدن عالم حقیقت و

واقعیت از عالم مجاز و اعتبار و وصول به حقایق عوالم ملکوتى بود؛ و در واقع تنازل مقام معنوى

ایشان در عالم صورت و عالم طبع و بدن بوده است؛ و معاشرت و رفت و آمد و تنظیم سایر امور

خود را بر آن اصل نموده‏اند.

آیت‌الله طهرانی، آداب، اخلاق و تواضع علامه طباطبایى‏ را چنین توصیف می‌کند: این مرد، جهانى از

عظمت بود؛ عیناً مانند یک بچه طلبه در کنار صحن مدرسه روى زمین مى‏نشست و نزدیک به غروب

در مدرسه فیضیه مى‏آمد و چون نماز بر پا مى‏شد مانند سایر طلاب نماز را با جماعت و به امامت

مرحوم آیت‌الله حاج سید محمد تقى خوانسارى مى‏خواند.

آن قدر متواضع و مؤدب و در حفظ آداب سعى بلیغ داشت که من کراراً خدمتشان عرض کردم: آخر

این درجه از ادبِ شما و ملاحظات شما ما را بى ادب مى‏کند! شما را به خدا فکرى به حال ما کنید!

از قریب چهل سال پیش تا به حال دیده نشد که ایشان در مجلس به متکا و بالش تکیه زنند، بلکه

پیوسته در مقابل واردین، مؤدب، قدرى جلوتر از دیوار مى‏نشست. من شاگرد علامه طباطبایی بودم

و بسیار به منزل ایشان مى‏رفتم، و به مراعات ادب مى‏خواستم پایین‏تر از ایشان بنشینم؛ ابداً

ممکن نبود. ایشان بر مى‏خاست، و مى‏فرمود: بنابراین ما باید در درگاه یا خارج از اطاق بنشینیم!

چندین سال قبل در مشهد مقدس که به دیدنشان به منزل ایشان رفتم. دیدم در اطاق روى تشکى

نشسته است(به علت کسالت قلب طبیب دستور داده بود روى زمین سخت ننشیند). ایشان از

روى تُشک برخاستند و مرا به نشستن روى آن تعارف کردند، من از نشستن خوددارى کردم. من و

ایشان مدتى هر دو ایستاده بودیم، تا بالاخره فرمود: بنشینید، من باید جمله‏اى را عرض کنم! من

ادب نموده، اطاعت کرده و نشستم و ایشان نیز روى زمین نشستند، و بعد فرمود: جمله‏اى را که

مى‏خواستم عرض کنم، این است که: «آنجا نرم‏تر است.»!

علامه حسینی طهرانی در ادامه آورده است: از همان زمان طلبگى‌ام در قم، زیاد به منزل استادم

آیت‌الله طباطبایی مى‏رفتم، هیچ گاه نشد که  با ایشان به جماعت نماز بخوانیم. این غصه در دلم

مانده بود که من نماز جماعت ایشان را درک نکرده‏ام؛ از آن زمان تا به حال، مطلب از این قرار بوده

است. تا در ماه شعبان امسال(۱۴۰۱ هجری قمری) که به مشهد مشرف شد و در منزل ما وارد

شد، من اطاق ایشان را در کتابخانه قرار دادم تا با مطالعه هر کتابى که‏ بخواهد روبرو باشد.

موقع نماز مغرب شد، من سجاده‌ای را براى ایشان و پرستاری که مراقبت از استاد را برعهده

داشت پهن کرده و از اطاق خارج شدم که خودشان به نماز مشغول شوند، و سپس من داخل

اطاق شوم و به جماعتِ اقامه شده اقتدا کنم؛ چون مى‏دانستم که اگر در اطاق باشم ایشان

حاضر براى امامت نخواهد شد.

قریب یک رُبع ساعت از مغرب گذشت. صدایى آمد، و آن رفیق همراه مرا صدا زد، چون آمدم گفت:

ایشان همین طور نشسته و منتظر شما هستند که نماز بخوانند.

عرض کردم: من اقتدا مى‏کنم! گفتند: ما مُقتدا هستیم!

عرض کردم: استدعا می‌کنم بفرمایید نماز خودتان را بخوانید! فرمود: ما این استدعا را داریم.

عرض کردم: چهل سال است از شما تقاضا کرده‏ام که یک نماز با شما بخوانم تا به حال نشده

است؛ قبول بفرمایید! با تبسم ملیحى فرمودند: یک سال هم روى آن چهل سال.

و حقّاً من در خود، توان آن نمى‏دیدم که بر ایشان مقدم شده و نماز بخوانم، و ایشان به من اقتدا

کند؛ و حالِ شرم و خجالت شدیدى به من دست داده بود.

بالاخره دیدم ایشان بر جاى خود محکم نشسته و به هیچ وجه من الوجوه تنازل نمى‌کند؛ من هم

بعد از احضار ایشان صحیح ندانستم که خلاف کنم به اطاق دیگر بروم و فُرادى نماز بخوانم.

عرض کردم: من بنده و مطیع شما هستم؛ اگر امر بفرمایید اطاعت مى‏کنم!

فرمودند: امر که چه عرض کنم! اما استدعاى ما این است!

من برخاستم و نماز مغرب را به جاى آوردم و ایشان اقتدا کردند. و بعد از چهل سال علاوه بر آنکه

نتوانستم یک نماز به ایشان اقتدا کنم امشب نیز در چنین دامى افتادم.

خدا می داند آن وضع چهره و آن حال حیا و خجلتى که در سیماى ایشان توأم با تقاضا مشهود بود،

نسیمِ لطیف را شرمنده مى‌کرد و شدت و قدرتش جماد و سنگ را ذوب مى‏کرد!

سایت جامع سربازان اسلام

 

۱۰۲۵۸-تساهل و تسامح در برابر منکرات و ضعفها برای حوزه خطرناک و خلاف انقلابی بودن است.+آیا محبت توحیدی و حقیقی باید صلح کل باشد و با منکرات ی داشته باشد؟

۲۴ آذر

حوزه باید انقلابی بماند، یعنی باید در برابر حرکت هایی که در داخل کشور به وسیله حکومت، به وسیله افراد غیرحاکم و متنفذ و به وسیله گروه ها و شخصیتها دارد انجام می گیرد، حساسیت نشان دهند.

آیت الله محمد یزدی رئیس شورای عالی جامعه مدرسین در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» به تشریح  اهمیت حراست و پاسداشت انقلاب اسلامی و تشریح بایسته های حوزه انقلابی پرداخت؛ حاصل این گفتگو  به مناسبت برگزاری اجلاسیه سراسری جامعه مدرسین و علمای بلاد تقدیم می شود.

* با توجه به اهمیت بحث انقلاب اسلامی و اصول بنیادین آن، نقش حوزه در این انقلاب و شاخصههای حوزه انقلابی را تبیین فرمایید.

باید دید انقلاب در برابر چه مسئلهای و چه جریانی میخواهد قرار بگیرد که کیفیت انقلاب و دگرگون کردن در برابر آن کیفیت، بتواند خودش را نشان دهد. یک وقتی ما در برابر نظام طاغوتی قرار داریم و میخواهیم انقلاب کنیم، در این صورت پایههای اصلی آن انقلاب، تخریب بنیانهای حکومت طاغوتی است، ولی الآن ما در شرایطی هستیم که نظام جمهوری اسلامی ایران یک نظام حاکم و جا افتاده و مطرح در دنیای امروز است و دوست و دشمن هم فراوان دارد و دشمنان شناخته شده و درجه اولش نیز خیلی روشن است. وقتی گفته میشود باید انقلابی باشیم، صرفنظر از حوزه و روحانیت اصولاً مردم ما باید انقلابی باشند؛ یعنی به ارزش این نظام حاکم توجه داشته باشند و به تلاشهایی که برای از میان بردن ارزشهای این نظام بهکار گرفته میشود نیز توجه نمایند و در برابر این تلاشها عکسالعمل نشان دهند. برای تلاشهایی که در برابر حاکمیت نظام انجام میگیرد، مانع ایجاد کنند. بهخصوص اگر سراغ حوزه برویم که حوزه نقش بیشتری در اصل انقلاب داشته و اصلاً پایه اصلی انقلاب از حوزه علمیه بوده است. محور انقلاب، یعنی حضرت امام از حوزه بودند و در حقیقت در حوزه کار شروع شد و از بدو شروع انقلاب که موضوع کاپیتولاسیون و مسئله انجمنهای ایالتی و ولایتی و مقابله امام با آنها آغاز شد، حوزه علمیه، نخبگان و عامه مردم آهسته آهسته به امام پیوستند و انقلاب شکل گرفت و بحمدالله به پیروزی رسید و آن حکومت طاغوتی واژگون و حکومت اسلام حاکم شد. روحانیت بیشترین نقش را در اجرا و به ثمر رساندن انقلاب بر عهده داشته است، لذا باید در نگهداری و حفاظت و حراست از انقلاب هم باید بیشترین نقش را داشته باشد.

میزان توجه به این موضوع مهم در حوزه را چگونه ارزیابی میفرمایید؟

• من بیشتر امیدم به نسل جوان حوزه است و نسل جوان کم و بیش توجه دارند. گاهی ملاقات و دیدار با برخی از تشکلهای کوچک و بزرگ دارم، میبینم در نسل جوان این تفکر دارد نفوذ و توسعه و پیشرفت پیدا میکند. از من اگر بپرسید، میگویم بر عهده نسل جوان حوزه است تا در برابر تلاشهایی که ضد رهبری و ضد نظام و اسلام و انقلاب انجام میگیرد، موضعگیری داشته باشند و عکسالعمل نشان دهند. با سکوت و بیتفاوتی و مصالحه و مسامحه، آهستهآهسته انقلاب به فراموشی سپرده میشود.

تعریف شما از انقلابی بودن و موضعگیری در مسایل مختلف چیست؟ لطفاً با ذکر مصادیق بفرمایید.

• حوزه باید انقلابی باشد، به این معنا که اثرگذاران در نسل جوان و طلاب چه مراجع و چه مدرسین سطوح عالی و چه نخبگان و انجمنها، باید در برابر اوضاع و احوالی که در دنیا میگذرد حساس باشند و دنیای امروز را بشناسند. دنیا دنیایی است که یک حادثهای آن طرفش رخ میدهد، ظرف چند ثانیه عکسالعملش در این طرف دنیا منعکس میشود و روی زندگی و اقتصاد مردم اثر میگذارد. در یکچنین دنیایی ما چقدر باید آدمهای بیتفاوتی باشیم که بگوییم نظام به ما ارتباط ندارد! به نظر من این روحیه تسامح و تساهل برای حوزه علمیه خطرناک است. الحمدلله مقام معظم رهبری در این موارد موعظه و نصیحت میکنند و در لابهلای صحبتهای ایشان خطر بیتفاوتی به نظام یادآوری شده است. مقام معظم رهبری تصریح کردند که این بیتفاوتی برای حوزه علمیه خطرناک است، حوزه باید انقلابی بماند. در مقابل، دشمن هم خیلی روشن است که از جهات عدیدهای تلاش میکند.

حوزه باید انقلابی بماند، یعنی باید در برابر حرکتهایی که در داخل کشور بهوسیله حکومت، بهوسیله افراد غیرحاکم و متنفذ و بهوسیله گروهها و شخصیتها دارد انجام میگیرد، حساسیت نشان دهند. پس انقلابی بودن یعنی حساس بودن در برابر اوضاع و احوال؛ نه داد و فریاد کردن، سر و صدا کردن، راهپیمایی و تظاهرات انجام دادن، خراب کردن و زدن و بستن! اینها معنای انقلابی بودن نیست. امروز رعایت قانون، کار انقلابی است؛ حساسیت در برابر قانونگریزی و تخلف از قانون، کار انقلابی است. معنای انقلابی بودن، توجه داشتن به رهنمودهای مقام معظم رهبری است؛ و الا اگر قرار باشد با سر و صدا و داد و فریاد کردن از انقلاب دفاع کنیم، معنایش این است که اساس انقلاب را به خطر انداختهایم تا دشمن بهتر و بیشتر بتواند از این موقعیت سوء استفاده کند.

نگاه حوزه انقلابی به سیر تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در جامعه چگونه باید باشد و ارتباط حوزه با مردم و توجه به امور جامعه، چه تأثیری در هدایت جریانهای اجتماعی به سمت اهداف نظام اسلامی دارد؟

• پایهگذار این انقلاب، حضرت امام ، مهمترین کاری که انجام دادند، این بود که گفتند: در اسلام سیاست همراه دیانت است و دیانت بیسیاست، دیانت نیست؛ تقدسمآبی به معنای اینکه ما کاری به کار مسایل سیاسی اجتماعی نداشته باشیم، فقط نمازمان را بخوانیم، روزه‌‌ بگیریم، حج برویم، زیارت و دعا و ورد داشته باشیم ولی مسایل اجتماعی به ما هیچ ارتباطی نداشته باشد، این را مردود عنوان کردند و به مردم گفتند که یک پایه اسلام، سیاست و یک پایه دیانت و دینداری است؛ ایشان تصریح کردند که قسمت عمده فقه ما مسایل اجتماعی و سیاسی است. امام خمینی گفتند: دیانت و سیاست، مثل هم و همراه هم هستند، جدای از هم نیستند؛ چنانچه سیاست بیدیانت هم خطرناک است، یعنی اگر کسانی بخواهند به مسایل سیاسی و اجتماعی ورود بکنند ولی کاری به ولایت و ولیّامر و کاری به مرکز دیانت یعنی فقیه جامعالشرایط نداشته باشند و فقط بخواهند سیاست را اداره کنند، این سیاست هم خطرناک است.

با توجه به ضرورت وحدت امت اسلامی و با توجه به ظهور گروههای خشن در میان مسلمانان، مثل تکفیریها و نیز شعار جدایی دین از سیاست از سوی سکولارها، حوزه انقلابی جهت تبیین مبانی انقلاب و نظام اسلامی در عرصه بینالملل و جهان اسلام چگونه باید عمل کند؟

• امروز بیشاز هر زمان دیگر حفظ وحدت امت اسلامی ضرورت دارد، چراکه دشمن متوجه قدرت اسلام شده و لذا قصد ریشهکنی آنرا کرده است و علیه اساس اسلام تلاش میکند. اینکه وهابیت، داعش، صهونیستها را ایجاد کردند و تکفیریها و این گروهها را تقویت کردند با چه هدفی است؟ اینکه میبینید مرکز اسلامی یعنی مکه معظمه که از مقدسترین نقاط دنیای ماست، در دست یک حکومتی است که نوکر آمریکا و حامی اسرائیل میشود و او را حمایت میکند، بهخاطر این است که بتوانند علیه اسلام و تشیع و علیه دین ما کار کنند. بنابراین به نظر من امروز وحدت امت اسلام یک ضرورت است. وقتی میگوییم امت اسلامی، این قابل تحقق است و محقق نشده است. چنانچه فارغ از موارد اختلافی تشیع و تسنن که در داخل کشور وجود دارد، سالها و قرنها پیروان این دو مذهب در کنار هم بهطور مسالمتآمیز باهم زندگی میکنند و اختلافات مذهبی آنها مانع از این اتحاد دینی نیست. در مورد اختلافات مذهبی باید علمای آنها در این موارد باهم صحبت کنند، افراد عامی را نباید به جان همدیگر انداخت.

راه صحیح و منطقی تحقق وحدت امت اسلامی چیست؟

• باید توجه داشت که مردم عادی از اهلسنت و شیعه باهم زندگی میکنند و اگر کسی بخواهد برای بحثهای اختلافی در سطح علمی کاری کند، این مباحث باید در جاهایی مطرح گردد که میشود گفتوگوهای فنی کرد و دو طرف برای استکشاف حق میتوانند صحبت کنند؛ نه در ماهواره، فضای مجازی، رادیو و تلویزیون و روزنامه و مجله؛ که منجر به تشدید اختلاف و به جان هم انداختن و خون یک عده را ریختن میشود و متأسفانه گروهی نیز این کار را ثواب تلقی میکنند و با درست کردن مجاهدین انتحاری، جوانهای بدبخت و بیچاره را وعده بهشت میدهند، که بیایند چند نفر را بکشند و به بهشت بروند! کجای اسلام این وعدهها داده شده که اگر کسی یک عده از مسلمانان را به خاک و خون بکشد بهشت میرود؟! چنین شخصی جایش قعر جهنم است. به نظر من در شرایط فعلی همه کسانی که در جامعه اثرگذارند، باید به این نکته توجه کنند که امروز باید کمتر بر روی مسایل اختلافی تکیه کرد، مگر در محافل علمی برای علما و دانشمندان، نه برای عامه مردم.

در عرصه بینالملل چگونه باید عمل کرد؟

• از نظر بینالمللی ما باید با همه جهان ارتباط داشته باشیم جز با دشمنان اسلام. دشمنشناسی یکی از مسایل بسیار مهم است که بشناسیم دشمن ما کیست؟ بعضیها خیال میکنند اگر ما با آمریکا ارتباط برقرار کنیم، همه مشکلات حل است! در حالیکه قبلاً ارتباط برقرار بود و دیدید بلافاصله شاه را آوردند و دوباره حکومت را آوردند و شما مطمئن باشید که آمریکا بههیچوجه نه دلش به حال شیعه میسوزد نه به حال سنی. او دنبال نفت، معادن، بازار و اقتصاد خودش است، او دنبال این است که بتواند نفوذ کند تا تسلط یابد و بتواند از حکومتی تحت حاکمیت خود برای اقتصادش استفاده ببرد. ملاحظه کردید با انقلاب مصر و انقلاب لیبی چکار کردند، انقلاب آنها را مصادره کردند و بلافاصله کودتا کردند و دوباره یک کسی را برگردانند که نوکر خودشان باشد تا بتواند منافع آنها را تضمین کند. لذا ما باید هوشیار باشیم و اختلاف را کنار بگذاریم و تا حد امکان درباره اتحاد و وحدت فکر کنیم.

چگونه میتواند به این اتحاد و وحدت دست یافت؟

• به هر حال ایجاد وحدت، وظیفه دینی و شرعی برای همه ماست. امیدواریم که بتوانیم به حفظ اسلام و انقلاب کمک کنیم و در حقیقت این انقلاب بهدست مبارک حضرت بقیهالله(عج) برسد. در مسئله لزوم وحدت و ضرورت حفظ وحدت، اهلبیت بهترین الگوی ما هستند؛ زمان امیرالمؤمنین و زمان امام حسن و امام حسین و امام صادق  را هم در نظر بگیرید؛ ببینید ائمه در چه شرایطی قرار گرفتند و با حفظ وحدت توانستند آهستهآهسته از فرصتها استفاده کنند و در محافل علمی آهستهآهسته مکتب اصیل تشیع را امروز بهدست ما برسانند. اگر امروز این مکتب بهدست ما رسیده است، در سایه فداکاریهایی است که ائمه اطهار  و علمای بزرگ دین انجام دادند و با زحمات طاقتفرسا در برابر حکومتهای گوناگون توانستند، حقایق را تبیین کنند.

برخی اوقات سکوت گویاتر از گویایی است؛ مراجع عظام، اساتید سطوح عالی و خارج در مناسبتها باید حوزه را متوجه کنند و مسایل را یادآور شوند. تسامح و تساهل در برابر منکرات و ضعفها خطرناک و خلاف انقلابی بودن است. تبیین حقایق و توضیح مسایل، وظیفه همه است. مسئولان اجرایی را باید هدایت کرد و خلافها را گوشزد نمود. در قراردادها و توافقات و سرمایهگذاریها مراقب ارزشهای اصلی هم باید بود.

البته خداوند حافظ است به شرط آنکه ما هم بهوظیفه خود عمل کنیم. موفق باشید.

 

۱۰۲۵۷-قدر انقلاب را بدانیم ،روزگاری مدارس دینی انبار بازاری ها بود/ بررسی کنیم چه شده رهبر انقلاب بر حوزه انقلابی تاکید دارند.+ محبت مجاز ی و انحرافی و ابزاری در چه شرایطی تولید و رشد می کنند؟

۲۴ آذر

مدارس دینی انبار کالای بازاری ها شده وطلبه ای حضور نداشت، کتابفروشی ها و کتابخانه ها، کتاب دینی نداشند، وقتی ما می خواستیم مجلس روضه ای بر پا کنیم یک روحانی مجبور بود با کت و شلوار بیاید و در خانه لباس روحانی بر تن کند.

به گزارش خبرنگارخبرگزاری «حوزه»، آیت الله  مصباح یزدی ظهر امروز در همایش تجلیل از ممتازین موسسه امام خمینی(ره) و جمعی از طلاب مدرسه علمیه مروی تهران، اظهارداشت: این انقلاب و نظام اسلامی به سهولت به دست ما نرسیده است و خون ده ها هزار جوان مملکت به پای آن ریخته شده است باید همگان برای حفظ و صیانت از این نعمت الهی از هیچ تلاش فروگذاری نکنند و طلاب و پژوهشگران با برنامه ریزی و ارائه طرح های سازنده و اثر گذار دین خود را نسبت به خون شهدا ادا کنند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه ادامه ادامه داد: امروز در عصری قرار داریم که اگر بلد یا راهنمایی نباشد بدون تردید دچار ضعف، تردید و گمراهی خواهیم شد و تشخیص اهمیت در بسیاری از موارد جنبه فنی و تخصصی دارد، الحمدلله خدا رهبری به ما داده که می توانیم به شناخت او اعتماد کنیم، اشاره هایی که مقام معظم رهبری می فرمایند باید غنیمت شمرده شود، همانند قطب نمایی است که جهت را مشخص می کند.

آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه باید کلام رهبری را رهگیری کنید و نکاتی که به عنوان کد می دهند را دریافت کنیم، افزود: همانطور که طی ماههای اخیر در فرمایشات مقام معظم رهبری این نکته بارها وجود داشته است که حوزه باید انقلابی بماند، این شوخی نیست یک جمله و عبارت کوتاه است اما دنیایی از تعابیر، معنا و تجربه پشت آن قرار دارد، ما با این جمله مواجه هستیم و باید ارزش آن را بدانیم و به دنبال تبیین آن باشیم، باید شناسایی شود که چه ضعفی وجود داشته و چه خطری حوزه را تهدید می کند که ایشان هشدار می دهند.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) تصریح کرد: باید بررسی کنید چه شده که مقام معظم رهبری نسبت به مساله « حوزه انقلابی » و « انقلابی ماندن حوزه ها » آنقدر تاکید و سفارش می کنند.

استاد اخلاق حوزه علمیه تصریح کرد: اگر این مخدوش شود خون صدها هزار شهید پایمال می شود، ضعف نظام به معنای پایمال شدن خون شهیدان و شرکت در قتل صدها هزار شهید است.

وی افزود: امروز طلاب و حوزویان باید اولویت ها را بشناسند و بدانند سر به زنگاه چه انتخابی را داشته باشند باید به گونه ای گام برداریم که در راستای تقویت نظام و انقلاب و استکبار ستیزی باشد.

آیت الله مصباح یزدی در ادامه با بیان اینکه بقای نظام وابسته به انقلابی بودن حوزه است تصریح کرد: امروز نعمت رهبری و ولایت فقیه شامل مردمان این عصر شده است و باید قدر نعمت بدانیم و خداوند را شاکر باشیم چرا که  فرمایشات مقام معظم رهبری قطب نما حرکت امت اسلامی است.

رییس مؤسسه امام خمینی(ره) در ابتدای سخنان خود با بیان اینکه خاطره ای از دوران گذشته و مربوط به ۶۰ سال پیش در خاطرم آمد که برایتان نقل می کنم و خود آنچه مفید است را توشه بگیرد، اظهارداشت: سال ۳۲ یا ۳۲ یعنی ۶۰ سال قبل در یکی از شبهای تاسوعا یا عاشورا، آیت الله وحید آن زمان در نجف اشرف بودند و سالی چند بار می آمدند تهران و بنده زیر ۲۰ سال سن داشتم.

وی با بیا اینکه آقای وحید آن زمان هم آیت الله بودند گفت: ایشان وقتی منبرشان تمام شد در حال پایین آمدن بودند که مرحوم ابوالقاسم کاشانی وارد شدند و آیت الله وحید به احترام ایشان مجدد به بالای منبر رفت و موضوع دیگری را آغاز کرد.

آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه آقای وحید پیرامون شباهت هایی میان جامعه و انسان  وجود دارد، اظهارداشت: بدن دارای جهازهای متفاوتی است که دو جهاز آن مهمتر و اساسی تر هستند یکی تغذیه و دیگری مغز و اعصاب همچنین در جامعه  نیز این دو جهاز مهم همانند یک انسان زنده وجود دارند یکی تغذیه و دیگری اعصاب، اگر این دو مورد فعال باشند و کار خود را به خوبی انجام دهند انسان سالم خواهد بود اما اگر این دو سالم نباشند انسان نمی تواند پیشرفت داشته باشد، نهادی که باید نیازهای مادی را تأمین کند دولت است و نهادی که روح جامعه را رشد می دهد روحانیت است.

وی با بیان این که اگر این دو فعالیت وجود داشته باشد جامعه تعالی پیدا می کند، اظهار داشت: جامعه به تغذیه سالم و مستمر نیاز دارد، این تغذیه روحی جامعه است که باید به وسیله تحقیق علمی و پژوهشی صورت گیرد.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه گفت: اگر در جامعه کسانی نباشند که علوم را کنکاش کنند، شبهات را پاسخ دهند، تولید علم داشته باشند همانند پیکری است که دستگاه تغذیه سالم ندارد، متصدی تغذیه علمی جامعه پژوهشگران هستند، هدف جامعه اسلامی باید تحقیق در علوم اسلامی و انسانی باشد.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به یکی از سنت های الهی افزود: یکی از سنت های الهی است است کسانی که در جامعه مورد استضعاف قرار می گیرند، تحقیر شده و مظلوم و محروم واقع می شوند خداوند اراده می کند که آن ها را بلند کند.

وی افزود: یکی از مصادیق این مسأله انقلاب اسلامی ایران است، در زمان حکومت ستمشاهی روحانیت به استضعاف مبتلا شده بود و کسی حق نداشت لباس روحانیت بپوشد، پس از آن هم بر اساس قوانین فقط افراد محدودی این اجازه را داشتند.

آیت الله مصباح یزدی خاطرنشان کرد: مدارس دینی انبار کالای بازاری ها شده و در مدارس طلبه ای حضور نداشت، کتابفروشی ها و کتابخانه ها کتاب دینی نداشند، وقتی ما می خواستیم مجلس روضه ای بر پا کنیم  یک روحانی مجبور بود با کت و شلوار بیاید و در خانه لباس روحانی بر تن کند و مراسم در جایی باشد که صدا به کوچه نرسد تا پاسبانی نباشد و دستگیر نکند.

وی اظهارداشت: حوزه علمیه قم به برکت آیت الله العظمی بروجردی رونق گرفت و سامان دهی شد، از این حوزه بود که شخصیتی همانند حضرت امام(ره) درخشید، در میان این حوزه و با وجود این نعمت اشخاص و گروه هایی بودند که استضعاف خاص و مضاعف داشتند و دولت، مردم و حتی برخی روحانیان به آن ها اعتنا نمی کردند و بی مهری داشتند.

آیت الله مصباح یزدی با بیان این که شخص حضرت امام در بین روحانیت قم هم مورد بی مهری خاص بودند، گفت: این مسأله سبب شد ایشان درس اخلاق، فلسفه و عرفان را ترک کنند و فقط به فقه و اصول بپردازند اما اراده خدا این بود به دست همین شخصیت بزرگترین قدرت های منطقه را نابود کند.

وی افزود: سوء تفاهم ها و چه بسا نیت های آلوده کمک می کرد که این جریانات اتفاق بیفتد اما خداوند به گونه دیگر اراده کردند، این درسی است که توجه داشته باشیم حتی آن که شأن نزول خاص دارند و به مسأله ای خاص اشاره می کند روحی است که جریان دارد و همانند خورشیدی است که می تابد.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان این که باید درس بگیریم که از ظلم ها و بی مهری هایی که نسبت به کسانی انجام می گیرد نهراسیم، اظهار داشت: این تمام قضیه نیست و کار با این چند روز تمام نمی شود و کل این عالم در برابر عالم ابدی هیچ چیز محسوب نمی شود.

وی ادامه داد: باید امیدوار به خدا باشیم، کسانی هستند بر اثر ضعف معرفت به دلیل برخی ظلم هایی که از داخل و خارج به طرفداران انقلاب شده و می شود دلسرد و ناامید می شوند که اشتباه است، هچیگاه محرومیت های ما به پای محرومیت روحانیت در زمان حکومت ستمشاهی نمی رسد. رییس مؤسسه امام خمینی(ره) با بیان این که در تشخیص وظیفه و رعایت اهم و مهم نباید کوتاهی کنیم، ابراز داشت: فسادها در عالم کم نیست، نباید انتظار داشت که نظامی بدون هیچ عیب و نقصی باشد، ابتدا باید خود را اصلاح کنیم و نگوییم باید همرنگ جماعت شویم، همچنین از عده کم نباید بهراسیم.

وی بیان داشت: دلیل موفقیت و کمال کثرت افراد نیست، باید دنبال شناخت وظیفه باشیم تا عمل کنیم، خطری که وجود دارد این است که ما اولویت ها را در نظر نگیریم، در جامعه انواع فساد ها وجود دارد اما باید ببینیم که مبارزه و برطرف کردن کدام مساله اولویت دارد.

انتهای پیام 

 

۱۰۲۵۶- تکریم نامه مدیر حوزه از آیت‌الله العظمی مظاهری+ مراجع عظام معرفی کننده و تولید کننده محبت توحیدی

۲۴ آذر

مدیر حوزه های علمیه با ارسال لوح تقدیر به کنگره نکوداشت آیت الله العظمی مظاهری از خدمات علمی، فرهنگی و اخلاقی این عالم مجاهد تقدیر به عمل آورد.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» متن لوح تقدیر آیت الله اعرافی که توسط وی در کنگره نکوداشت این عالم ربانی تقدیم گردید به شرح ذیل است.

 

بسم‌اللّه‌الرحمن‌الرحیم

«تکریم نامه»

قال الکاظم(علیه الاسلام)«الفقهاء حصون الاسلام»  کافی/۱/۳۸

حمد بی‌حد حکیم حمید راست و صلوات سرمد خاتِم و خاتم الرسل و آل اطهار او را، که بحق وجه وجیه خدای جمیل‌اند و درود و سلام صاحبان و صحابه اندیشه عریق شیعی، عالمان علوم آسمانی را که وارثان صالح انبیاء و اولیاء الهی‌اند.

اینک در آستانه تلألؤ تابناک مهر محمدی (صلی الله علیه وآله و سلم) و درخشش شارق خورشید جعفری(علیه السلام) و بمناسبت برپایی آیین نکوداشت شکوهمند مرجع عالی‌ مقام

«حضرت آیةالله‌العظمی‌ حاج شیخ حسین مظاهری دامت‌برکاته»تصاویر/ کنگره نکوداشت آیت الله العظمی  مظاهری

مدیریت حوزه‌های علمیه افتخار دارد تا مراتب تکریم و تقدیر خود را از خدمات وافر و فاخر معظم‌له در ساحات گوناگون علمی، فرهنگی، اخلاقی، سیاسی و… ابراز نماید.

فقیه فخیمی که پس از بهره‌مندی در دروس مقدمات و سطوح، به محضر اساطینی چون آیات عظام بروجردی و امام خمینی (قدس سره) بار یافت و سال‌های متمادی استضائه نمود.

حکیم سترگی که دانش‌های منقول، او را از معالم معقول باز نداشت و با تحصیل همه کتب متداول فلسفه، با استفاضه از فیلسوف متأله آیةالله‌ علامه طباطبایی(قدس سره)،نام مبارکش جزء شاگردان شایان آن عارف واصل ثبت گردید.

عالم زمان‌شناسی که نیازهای فرهنگی و تربیتی جامعه را شناخت و با قلم و بیان پرتوان و توفیق خود و تقدیم بیش‌از ۱۰۰ کتاب و نرم‌افزار علمی، عرصات فرهنگی و اجتماعی را به نور معارف اهل‌بیت (علیهم السلام) فروغی فراگیر بخشید.

مرجع مجاهدی که پس‌از تدوین رساله عملیه خود، رأی و رای رهبر معظم انقلاب اسلامی را امتثال فرمود و با هجرت جهادگونه، حوزه قدیم و قدویم اصفهان را حیاتی دیگر بخشید و بدین‌سان با تأسیس مراکز بنیادین ساحت‌های مدیریتی، فرهنگی و خدمات این حوزه پرافتخار سامانی دو چندان یافت.

امید آن‌که عنایت افزون‌تر حضرت ولی‌عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به حوزه‌های علمیه با تأسی، اساتید، افاضل و طلاب به آن آیت علم و اخلاق و عمل به علوم آل‌اللّه(علیهم السلام)، شاهد باشیم.

علیرضا اعرافی

مدیر حوزه‌های علمیه

 

۱۰۲۵۵-وصاياى پيامبرانه؛ ای رسول خدا مرا نصیحت کن+ یکی از علائم محبت حقیقی تواضع نسبت به زیر دستتان است.

۲۴ آذر

به پايين تر از خودت نگاه كن، نه به بالاتر از خويش ، چرا كه اين سبب مى شود نعمتهاى خدا را درباره خودت ، كم مشمارى.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، حجت الاسلام والمسلمین جواد محدثی در نوشتاری با عنوان: مواعظ حضرت رسول صل الله عليه وآله وسلم به ابوذر غفارى ، به تبیین وصاياى پيامبرانه رسول مهربانی پرداخته است   .

ابوذر : اى رسول خدا ((ص ))! مرا توصيه اى كن .

پيامبر: تو را به ((تقوا)) سفارش مى كنم ، چرا كه تقوا در راءس همه كارهاى توست .

ابوذر: باز هم بفرماييد، بيشتر.

پيامبر: بر تو باد قرآن خواندن و ياد خداى متعال ، چرا كه تلاوت قرآن براى تو در آسمانها ((ياد)) است و در زمين ، ((نور)) )) .(۱)

تقوا عنوان كلى است ، پرواى از خدا در همه كارها. قرآن خواندن هم ، انس مستمر با آفريدگار و كلام اوست ، كه تلاوت هر روزه ، ((برنامه گرفتن )) از اين منشور بى نظير و جاويدان است . ابوذر قانع نيست ، بيشتر مى خواهد و بيشتر، از اين رو، از حضرت مطالب بيشتر و مواعظ بليغ ‌تر مى طلبد. اين گفتگو ادامه مى يابد:

ابوذر: باز هم بيفزاى ، اى رسول خدا ((ص ))!

پيامبر :بر تو باد ((جهاد)) . چرا كه رهبانيت آيين من ، جهاد است .

ابوذر: با زهم بيشتر، يا رسول اللّه ((ص ))!

پيامبر : بر تو باد ((سكوت )) ، مگر آنجا كه حرف نيك بگويى ، چرا كه سكوت و خموشى، شيطان را از تو طرد مى كند و در امور دينى هم ياور توست .)) (۲)

اين هم جهاد است ، ليكن در جبهه درونى و در جهاد با نفس . گاهى كنترل زبان و مهار كردن سخنان ، از يك جنگ بيرونى دشوارتر است و قوّتى بيشتر مى طلبد. چه بسيار حرفها كه بى پايه و بى مايه است و خاستگاه نفسانى دارد و وسوسه هاى ابليسى انگيزه آن گفتار است ، پس خموشى گزيدن و رعايت سكوت و كم حرفى ، بستن راه شيطان است .

 ابوذر: اى پيامبر، باز هم موعظه ام كن ، و بيشتر!

پيامبر: از خنده زياد بپرهيز، چرا كه دل را مى ميراند و نور چهره را از بين مى برد.

ابوذر: باز هم ، يا رسول اللّه ((ص ))!…

پيامبر: به پايين تر از خودت نگاه كن ، نه به بالاتر از خويش ، چرا كه اين سبب مى شود نعمتهاى خدا را درباره خودت ، كم مشمارى .)) (۳)

در احاديث ديگر، اين نكته با تفصيل بيشترى آمده است . در امور دنيايى و برخورداريها و مال و معيشت و زندگى ، بايد به پايين تر از خود نگريست نه بالاتر. چون نظر به پايين تر، سبب مى شود انسان آنچه را هم كه دارد قدر بشناسد و شكرگزار باشد. اما اگر به بالاتر از خود بنگرد و تمتعات و امكانات و رفاه و خانه و حقوق و… ديگران را ببيند، هميشه احساس كمبود مى كند و به دنياطلبى و ((تكاثر)) مى گرايد.

اما در امور اخروى و معنوى ، انسان بايد به بالاتر از خود بنگرد (اين در احاديث آمده است ). به آنكه علم بيشتر، تقواى افزونتر، خلوص و صداقت برتر دارد، و معرفتش بيشتر، اخلاقش نيكوتر و روحياتش والاتر است . اينها قله هاى كمالند. توجه به اين گونه افراد بالاتر از خود، سبب مى شود كه انسان به ضعفهاى اخلاقى و معنوى خود واقف گردد و تلاش ‍ بيشتر كند تا به آن قله برسد و به آنچه دارد، قانع نگردد. چرا كه مراتب كمال و معنويت انسان ، تا بى نهايت قابل رشد و فزايندگى است .  

 ابوذر: اى رسول خدا ((ص )) باز هم بر موعظه هاى خود بيفزاى .

پيامبر: با خويشاوندانت رفت و آمد داشته باش ، هرچند آنها از تو قطع رابطه كنند. بينوايان محروم را دوست داشته باش و با آنان مجالست و همنشينى كن . (قبلاً هم گذشت كه اين كار، سبب زدودن ((تكبر)) مى شود و گُل تواضع را بر شاخه زندگيمان مى شكوفاند.)

ابوذر: يا رسول الله ، باز هم !

پيامبر: حق را بگو، هر چند تلخ باشد!

ابوذر: باز هم ، اى پيامبر!

پيامبر :در راه خدا، از ملامت و نكوهش ملامتگران نترس .)) (۴)

(راستى ، در تعارض راه خدا و پسند مردم ، كدام يك را بايد برگزيد؟ كسانى از سرزنش و حرفهاى مردم مى هراسند و به همين خاطر، حرف حق را نمى گويند، به وظيفه عمل نمى كنند و از گرفتن يك ((موضع مكتبى )) مى هراسند. اما مرد حق ، در راه خدا از هيچ ملامتى نمى ترسد. ديگران هرچه مى خواهند بگويند، اگر كارشان طبق رضاى خدا باشد، ديگران و حرفهايشان مهم نيست …)

((ابوذر (آخرين سؤ ال ) يا رسول الله ، بيشتر موعظه ام كن !

اى ابوذر!…

آنچه از عيب و مسائل خويش مى دانى ، بايد تو را از پرداختن به ديگران باز دارد و آنچه خود انجام مى دهى ، بر ديگران ستم مكن . در عيب انسان ، همين بس كه از عيوب ديگران آن را بشناسد كه از خودش نمى شناسد…)) (۵)

در امثال فارسى ما نيز اين گونه سخن زياد است . سير، يك روز به پياز طعنه مى زند كه چه قدر بدبويى !… پياز مى گويد: تو از عيب خود بى خبرى ، از اين رو به عيبجويى ديگران پرداخته اى . و به تعبير ديگر: يك سوزن به خودت بزن ، يك جوالدوز به ديگرى . سبب پرداختن به ضعفها و عيوب ديگران ، آن است كه از عيوب خود بى خبريم و يا فراموش ‍ مى كنيم و چيزى را بر ديگران ناروا و زشت مى شماريم كه در خودمان نيز، همانها يافت مى شود. اين خود، عيبى است بزرگ .

ابوذر مى گويد: پيامبر آنگاه دست بر سينه ام نهاد و فرمود:

((اى ابوذر!…

هيچ عقلى ، همچون تدبير و آينده نگرى نيست ،

هيچ تقوا و وَرَعى ، همچون پرهيز از حرامهاى خدا نيست .

و… هيچ افتخار و شرافتى ، همچون ((حسن خلق )) و خوش اخلاقى نيست !)) (۶)

در اينجا، اين سلسله نور و اين آبشار حكمت ، پايان مى پذيرد. اساسى ترين حكمتها و اندرزهايى كه براى دين و دنيايمان سودبخش است ، توجه به آنها، ما را به فلسفه بلند و ناب هستى و حيات ، نزديكتر مى سازد.

* مواعظ حضرت رسول صل الله عليه وآله وسلم به ابوذر غفارى.حجت الاسلام جواد محدّثى

 پی نوشت:

۱-قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ اءوْصِنِي . قالَ: اءُوصِيكَ بِتَقوَى اللّه ، فإ نّهُ رَاءسُ اءمْرِكَ كُلِّهِ.

فقلتُ: يا رسولَ اللّه زِدْني . قال صل الله عليه و آله و سلم : عَليك بِتِلاوَةِ الْقُرْاَّنِ وَذِكْرِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ، فَإ نَّهُ ذِكْرٌ لَكَ فِي السَّماءِ وَنُورٌ فِي الاْ رْضِ.

۲-قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ زِدْنِي . قال صل الله عليه و آله و سلم : عَلَيْكَ بِالْجِهادِ، فَإ نَّهُ رُهْبانِيَّةُ اءُمَّتِي . قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ زِدْنِي . قال صل الله عليه و آله و سلم : عَلَيْكَ بِالصَّمْتِ إ لاّ مِنْ خَيْرٍ، فَإ نَّهُ مَطْرَدَةٌ لِلشَّيْطانِ عَنْكَ وَعَوْنٌ لَكَ عَلى اءُمُورِ دِينِكَ.

۳-قُلْتُ: يا رَسُولِ اللّهِ زِدْنِي . قالَ صل الله عليه و آله و سلم : إ يّاكَ وَكَثْرَةَ الضِّحْكِ، فَإ نَّهُ يُمِيتُ الْقَلْبَ وَيَذْهَبُ بِنُورِ الْوَجْهِ. قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ زِدْنِي . قال صل الله عليه و آله و سلم : اُنْظُرْ إ لى مَنْ هُوَ تَحْتَكَ وَلا تَنْظُرْ إ لى مَنْ هُوَ فَوْقَكَ، فإ نَّهُ اءجْدَرُ اءنْ لا تَزْدَرِي نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكَ.

۴-قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ زِدْنِي . قال صل الله عليه و آله و سلم : صِلْ قَرابَتَكَ وَإ نْ قَطَعُوك وَاءحِبَّ الْمَساكِينَ وَاءكثِرْ مُجالَسَتَهُم . قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ زِدْنِي . قال صل الله عليه و آله و سلم : قُلِ الْحَقَّ وَإ نْ كانَ مُرّا. قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ زِدْنِي . قال صل الله عليه و آله و سلم : لا تَخَفْ فِي اللّهِ لَوْمَةَ لائِمٍ.

۵-قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ زِدْنِي . قال صل الله عليه و آله و سلم : يا اءباذر: لِيَرُدَّكَ عَنِ النّاسِ ما تَعْرِفُ مِنْ نَفْسِكَ وَلا تَجُرْ عَلَيْهِمْ فِيما تَاءْتِي ، فَكَفى بالرَّجُلِ عَيْبا اءنْ يَعْرِفَ مِنَ النّاسِ ما يَجْهَلُ مِنْ نَفْسِهِ.

۶-يا اءباذر! لا عَقْلَ كَالتَّدْبِيرِ، وَلا وَرَعَ كالْكَفِّ عَنِ الَْمحارِمِ، وَلا حَسَبَ كَحُسْنِ الْخُلْقِ.

 

 

۱۰۲۵۴-گزینه نظامی خدا در مقابل ربا روی میز است / برخی از عربده کشی دشمن هراس دارند.+سهم محبت جمعی در اداره جامعه

۲۴ آذر

رهبر اگر علی بن ابی طالب(ع) هم باشد، تا مردم عاقل نباشند و بدنه نظام و مسئولین طاهر و سلامت نباشند، کاری از او ساخته نیست.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» حضرت آیت الله جوادی آملی در دیدار اعضای کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، در سخنانی اظهار داشتند: ما وقتی که بدانیم خطر چیست و کدام خطر ما را تهدید می کند، آنگاه با هوشیاری بیشتری می توانیم عمل کنیم.

ایشان ادامه دادند: ما یک دشمن بیرونی داریم که گاهی عربده ای می کشد و بعضی ها می ترسند، در حالی که در واقع هیچ هراسی از دشمن بیرونی نیست! الان همین آمریکا وقتی می گوید گزینه نظامی روی میز است، شاید برخی بترسند! اما تجربه نشان داده هیچ کاری از آمریکا ساخته نیست؛ در جنگ تحمیلی هشت ساله آمریکا همه تلاش و کوشش خود را به کار بست، اما هیچ کاری پیش نبرد. وقتی برای ملتی ثابت شود حضور در جبهه برای او عبادت است، با همه وجود در صحنه حضور می یابد و کاری از دشمن ساخته نیست.تصاویر/ دیدار رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی با مراجع و علما/ آیت الله جوادی آملی

معظم له ابراز داشتند: این جنگ هشت ساله در واقع جنگ جهانی سوم بود، چرا که جنگ جهانی تنها به این معنا نیست که چند کشور علیه چند کشور وارد جنگ شوند، وقتی همه دنیا با یک کشور مظلوم وارد جنگ می شوند، هم جنگی جهانی است و هشت سال دفاع مقدس این گونه بود و به لطف الهی پیروز شدیم؛ سرش نیز این است که دین شهادت و مرگ را معنا کرده؛ این سخن انبیاء الهی است که انسان مرگ را می میراند نه این که بمیرد، امام حسین(ع) در روز عاشورا خطاب به یارانشان فرمودند شما فرزندان کرامت هستید و مرگ مانند پلی زیر پای شماست، شما مرگ را پشت سر می گذارید و ابدی می شوید.

حضرت آیت الله جوادی آملی تاکید داشتند: این روحیه مقاومت و آزادگی بوده، بردگی نمی پذیرد و زیر بار استثمار و استعمار نمی رود،  لذا جوانان این طعم شیرین دین را چشیده بودند که آرزوی شهادت می کردند، زیرا در مکتب قران خوب بار آمده بودند.

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر لزوم اصلاح نظام پولی و بانکی کشور خاطرنشان کردند: در مقابل آن دشمن بیرونی که کاری هم از او ساخته نیست، یک دشمن درونی نیز وجود دارد و آن غده سرطانی ربا می باشد؛ ذات اقدس اله صریحا در قرآن فرمود، گزینه نظامی من در مقابل ربا روی میز است، اما بسیاری این را باور نکردند.

معظم له  اذعان داشتند: رهبر اگر علی بن ابی طالب(ع) هم باشد تا مردم عاقل نباشند و بدنه نظام و مسئولین طاهر و سلامت نباشند، کاری از او ساخته نیست.

ایشان با اشاره به حدیثی از حضرت رسول اکرم(ص) اظهار داشتند: کلینی از حضرت رسول(ص) نقل می کند که حضرت فرمودند، خدایا بین نان مسلمانان و خود آنها جدایی نینداز، که مراد از نان در اینجا اقتصاد است، اگر ملتی نان نداشته باشد، دینداریش سخت است.

حضرت آیت الله جوادی آملی در توصیه به مسئولین اقتصادی کشور افزودند: مسئولین باید دامداری و کشاورزی را بیش از پیش تقویت کنند تا مردم بتوانند با خودکفایی روی پای خود بایستند، باید اشتغال زایی را به صورت جدی در پیش گرفت و مردم را به کار تشویق کرد، از سوی دیگر مسئولین تولید را تسهیل ببخشند و بخش خصوصی را وارد اقتصاد نموده و وظیفه خود بدانند که اگر شخصی کاری را آغاز کرد، همه تلاش خود را بکنند تا آن فرد در کار خود موفق شود و این را دغدغه خود بدانند.

در ابتدای این دیدار، رئیس و اعضای کمیسیون اقتصادی گزارشی از عملکرد کمیسیون اقتصادی مجلس به محضر معظم له ارائه نمود.