RSS
 

بایگانی برای آذر, ۱۳۹۵

۱۰۲۶۴- وقتی خدا اجابت می کند!+ رابطه محبت با تصرف در قوانین عالم

۳۰ آذر

برخی از افراد گله دارند چرا دعاهای ما به اجابت نمی‌رسد در حالی که خداوند وعده به استجابت دعا داده است، در جواب باید گفت؛ برای این وعده الهی مقدماتی وجود دارد از جمله آن اطاعت از پروردگار و ترک گناه است زیرا برخی گناهان مانع استجابت دعا می‌شوند.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ غافر/۶۰

مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم

آینه:دعا

حکایت؛ آیت‌الله ناصری نقل می کنند: زمانی که در نجف بودیم، یک حمالی در آنجا بود، اخلاق عجیبی داشت، انسان بزرگی بود و حرف‌های بزرگی می‌زد.

روزی از کوچه‌ای در نجف می‌گذشت، کودکی در پشت‌بام بازی می‌کرد، در نزدیکی لبه بام پایش لیز ‌خورد و از بالا به پایین افتاد، در این هنگام دست‌ها را بلند می‌کند و می‌گوید: خدا! نگه ‌دارش! ناگهان اتفاقی می‌افتد که گویی بچه را با دو دست گرفته و به حالت ایستاده روی زمین گذاشتند، بدون اینکه احساس درد و یا زخمی داشته باشد.

مردم که شاهد ماجرا بودند، حمال پیر را در میان گرفتند و لباس‌های او را پاره کردند و به تبرک بردند؛ او هاج و واج مانده بود، مردم از او دست‌بردار نبودند و جویا شدند ، چگونه این کار را انجام داده که او پاسخ داد: ای مردم، من آدم فوق‌العاده‌ای نیستم، کشف و کرامت هم ندارم، اکنون هم کار خارق‌العاده‌ای نکرده‌ام، اتفاق مهمی هم رخ نداده، یک‌عمر من به اوامر خدا اطاعت کرده‌ام، یک لحظه هم خدا دعای مرا اجابت کرده است، اما مردم این واقعه را بر سر زبان‌ها انداختند و این حمال تا به امروز جاودانه شد.۱

یک شب ز سر صدق بیا در گه ما                                گر حاجت تو روا نشد آن گه گله کن ۲

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب کرامات معنوی
  2. مولانا
 

۱۰۲۶۳-هفتاد نکته تربیتی خانواده در حدیث کساء+ خلقت جهان بر پایه محبت

۳۰ آذر

نشست اجتماعی با عنوان «نکات تربیتی حدیث شریف کساء با محوریت خانواده» در مدرسه علمیه کوثر اصفهان برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» از اصفهان، حجت الاسلام علی صغیرا، از اساتید حوزه اصفهان در این نشست طی سخنانی گفت: مقام معظم رهبری سبک زندگی دینی را مطرح کردند که سعادت دنیا و آخرت را در پی دارد و حدیث کساء دربردارنده  بیش از هفتاد نکته تربیتی در زمینه خانواده می باشد و غیر از بحث مشکل گشایی این حدیث نکات آزموده بسیاری برای زندگی دارد. 

وی افزود: از جمله نکات آن می توان گفت توجه به جایگاه پدر آنجا که می گوید "قالت دخل علی ابی رسول الله" یعنی تشریف آوردند به منزل ما که این احترام در مورد فرزندان آورده نشده است. کات تربیتی حدیث شریف کسا با محوریت خانواده

این کارشناس حوزوی بیان کرد: پیامبر(ص) صله رحم می کردند و هر روز به حضرت زهرا (س)سر می زدند و  صله رحم باعث افزایش روزی و موجب کم شدن گرفتاری ها می شود، مهمان وقتی می آید روزی را با خود می آورد و وقتی می رود نکبت ها و گرفتاری ها را با خود می برد.

 وی در بیان نکته دیگری افزود: ابی رسول الله یعنی پدرم، پس پدر و مادر را نباید به اسم صدا زد چون فقر می آورد، پس هم صمیمیت هم احترام هر دو را باید رعایت کرد. 

حجت الاسلام صغیرا تصریح کرد: حق کسی که در مکانی است بر کسی که وارد می شود، اینست که هر کس وارد می شود سلام کند پس پیامبر که وارد شدند سلام کردند و علاوه بر سلام کنیه و لقب حضرت زهرا(س) را هم گفتند که این کار صمیمیت را زیاد می کند چون توجه بیشتر رانشان می دهد.

 وی با بیان اینکه نگاه درمانی در خانه حضرت زهرا(س) وجود داشت تصریح کرد:اگر زن و شوهر از روی محبت به هم نگاه کنند سومین شخصی که به آنها نگاه می کند خداوند است، نگاه فرزند به پدر و مادر عبادت است.

این پژوهشگر دینی  ابراز داشت: مرد باید هر صوری که هست پذیرفته شود .زن و مرد بیش از ۱۶۰تفاوت باهم دارند، مدیر خانواده مرد و مدیر خانه زن است حتی اگر زن بیرون از خانواده هر سمتی داشته باشد و یا تحصیلاتش بالاتر باشد. 

وی افزود: حضرت زهرا(س) به زیبایی فرزند را تحویل می گیرد سلام ای میوه دلم، نور چشمم فرزند از محبت سیراب می شود ودر خانه حضرت زهرا سکوت نیست با هم دائما حرف می زنند مثل مکالمه حضرت موسی با خداوند که چون از روی محبت است دائما دوست دارند با یکدیگر حرف بزنند.

 

۱۰۲۶۲-شب یلدا بهانه ای برای تقویت سنت حسنه صله رحم است.+ ساخت محبت حقیقی از قدرت صله رحم

۳۰ آذر

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه ، فرارسیدن شب یلدا را بهانه ای برای تقویت سنت حسنه صله رحم دانست که در آموزه های دینی ما نیز بسیار بر آن تاکید شده است.

آیت الله سید جمال الدین دین پرور در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» با اشاره به مطلب فوق اظهار داشت: مساله صله رحم به اندازه ای در روایات ما و کلام ائمه اطهار (ع) مورد توجه قرار گرفته که انسان گاهی احساس می کند یک امر واجبی است مثل سایر عبادات. آیت الله دین پرور

وی با اشاره به این که تقویت نهاد خانواده و ارتباطات مردمی به عنوان شاکله یک جامعه پیشرفته اسلامی از جمله ضروریات امروز است، گفت: متاسفانه در روزگار کنونی یک مقدار دید و بازدید های فامیلی و صله رحم کمرنگ تر از گذشته شده که ایامی چون شب یلدا که خانواده ها دور هم جمع می شوند بهانه خوبی است که در راستای تالیف قلوب، به سنت حسنه صله رحم نیز عمل شود.

این استاد حوزه همچنین خاطرنشان کرد: البته باید توجه داشت که این دید و بازدید ها نباید صرفاً یک اعمال فیزیکی ساده باشد بلکه صله رحم می بایست مقدمه ای بر تقویت پیوند های عاطفی و انسانی و اجتماعی باشد و این که در همه حال به فکر حل مشکلات دیگران باشیم و خود را در غم و شادی آن ها سهیم بدانیم.

 

۱۰۲۶۱- به بهانه شب يلدا؛ زمستان بهار مؤمن است.+ محبت های تقلیدی در سطح حس بشر

۳۰ آذر

با هم حجره اى هايم و همين طور سه حجره آن طرف تر كه از دوستان صميمى هستيم قرار گذاشتيم، هر چند مدت زيادى از شهريه گذشته است اما هرکدام مقداری پول بگذاریم تا شب يلداى طلبگی داشته باشیم.

به عنوان مسئول برگزارى مراسم شب يلدا، همراه هيئت سه نفره كه اعضايش را خودم انتخاب كرده بودم، جلسه گرفتيم تا با تَنَخواه موجود، چه چيزهايى بخريم،قرار بر اين شد، ابتدا بخشى از پول را به صدقه دهيم، تا در اين شب بلند به ياد لبخند يتيمان، شكم گرسنگان و تن لرزان تنگدستان باشيم.

بعد از آن، براساس تحقيقات صورت گرفته از اينترنت، ليست اغذيه مفيد و متناسب را تهيه كرديم با مشورت و استدلال و نهايتاً به خاطر دموكراسى راى گيرى ،به اين نتيجه رسيديم كه: هندوانه، آجيل خشك و تنقلات شيرين مانند كشمش  و مويز و توت خشك كه طبيعت گرم دارند و ضرر هندوانه را كم مى كند) و مقداری انار و پرتقال، را براى جلسه دورهمى مان تصويب كرديمشب یلدا .

با نظر جمع، دو نفر كه يكى از آنها موتور داشت را براى خريد مأمور كرديم، سپس يكى پيشنهاد داد، براى اينكه وقتمان تلف نشود و جلسه به بطالت نگذرد، يكى از اساتيد را دعوت كنيم تا جلسه با بحث علمى پيش برود، البته اين نظر با مخالفت بنده و يكى ديگر از دوستان همراه شد، دليل آن هم اين بود، اساتيد متأهل هستند و به احتمال زياد يا جايى دعوت دارند، يا خود و خانواده شان دوست دارند، در كنار هم باشند پيشنهاد كردم دو نفر در مورد آداب و رسوم اين شب، بررسى مختصرى كنند نتيجه را در جمع گزارش دهند و خودمان روى آن بحث كنيم و نظراتمان را بگوييم، هر كدام از رسم ها چه اثرات مثبت و منفى مى تواند داشته باشد و راهكار لازم براى جلوگيرى اثرات منفى چيست!؟

اصولاً يك مسلمان شب يلدايش چگونه و با چه طرز فكرى است!؟

حداقل چيزى كه مى توان در مورد اين شب گفت؛ اين كه؛ دليل عقلى و شرعى بر ممتاز و ويژه بودنش نداريم، ولى مى توان آن را خاص و ممتاز كرد، روايتى از امام كاظم عليه السلام راه حل بسيار مناسبى است، تا یلدا را تبدیل به احسن کنیم حضرت مى فرمايند:

اوقات شبانه روزتان را ٤ قسمت كنيد:

١-قسمتى براى مناجات با خدا

 ٢-قسمت براى كار و كسب روزى

٣-بخشى براى معاشرت و ارتباط با برادران و افراد مورد اعتماد

٤-بخشى را هم براى درك لذت هاى حلال و تفريحات سالم «تحف العقول، ص ۴۳۳»

نكته مهم و حائز اهميت اين است، حضرت عليه السلام در ادامه مى فرمايند: و به وسيله انجام اين قسمت(تفريح حلال) است كه مى توانيد وظايف آن سه قسمت را انجام دهيد!

روشن است تفريحات ناسالم و لذت هاى نامشروع نه تنها نشاط حقيقى نمى آورند، بلكه روح و روان آدميزاد را خراب مى كنند،شب يلدايى كه با غيبت و دروغ و گناهان ديگر بگذرد، نه تنها شب جشن بلكه بايد گفت؛ شب عزاى هر مسلمان است.

هيچ يك از علماء نمى گويند، شبى که در آن ملاقات و ديدار مؤمنان صورت مى گيرد و موجب نشاط و خوشحالى شان مى شود، بد است، ولى همه مردم مى گويند : اسراف در مخارج زياده روى و پر خورى،چشم و هم چشمى مسخره كردن ديگران براى خنداندن و… بد است و اسلام هم مخالف جدى آن است.

نوشته ام را با كلام زيباى امام صادق عليه السلام كه داراى نكته اى است متناسب با شب يلدا به پايان مى رسانم.

«الشِّتَاءُ رَبِيعُ الْمُؤْمِنِ يَطُولُ فِيهِ لَيْلُهُ فَيَسْتَعِينُ بِهِ عَلَى قِيَامِهِ وَ يَقْصُرُ فِيهِ نَهَارُهُ فَيَسْتَعِينُ بِهِ عَلَى صِيَامِه»‏ ۱

«زمستان، بهار مؤمن‏ است، زيرا شب هاى زمستان بلند است و از طولانی بودن شب جهت به پاخواستن برای نماز و دعا كمك مى‏گيرد و روزهاى كوتاهش او را به گرفتن روزه مدد مى‏نمايد.»

 

سید مجتبی کیا از طلاب مدرسه علمیه شهیدین

 

۱۰۲۶۰-حیف! او را نشناختیم! + محبت حقیقی از شهرت می گریزد

۳۰ آذر

به امام خمینی و انقلاب علاقه فراوانی داشت. او حفظ نظام را از اهم واجبات شرعی می دانست. شیفته جوانان بسیجی بود و چهره و روحایت معنوی برخی از آنها را مشابه مرحوم آقاسید علی قاضی می دانست.

به گزارش سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»،عالم ربانی و حکیم الهی آیت الله سید محمد حسینی، معروف به آقا نجفی همدانی از بازماندگان حوزه نجف بودند که در این اواخر و در نهایت گمنامی و سکوت از میان ما رخت بربسته اند، دفتر حیات گوهربارش به سال ۱۳۲۲ در نجف اشرف گشوده شد. پدرش سید علی عرب از مجتهدین و در اخلاق شاگرد مرحوم ملا حسینقلی همدانی و سیداحمد کربلایی بود. نسل ایشان به میرسیدعلی عارف همدان می رسد.

تحصیل

سید محمد در سال ۱۳۳۰ ق به همراه خانواده به همدان آمد. او مقدمات و بخشی از سطح را از والد ماجد فرا گرفت. در سال ۱۳۴۳ آهنگ زادگاهش را کرد که ماجرای آن را خود ایشان چنین نقل می کند: مرحوم آیت الله میرزای نائینی از دوستان پدرم طی نامه ای به مرحوم ابوی مرقوم داشتند که امسال در نجف مریضی مالاریا زیاد است، بهتر است ایشان امسال به نجف نیایند. هنگامی که مرحوم ابوی نامه را دریافت کردند من تمام مقدمات سفر را آماده کرده بودم. مرحوم ابوی فرمودند: بروید به امید خدا.

سید محمد، باقی مانده سطح را از نزد آیت الله سید محمدهادی میلانی و مرحوم عماد رشتی فرا می گیرد و آخرین دوره تدریس خارج اصول آیت الله نائینی را مغتنم شمرد. بنا به دستور خود استاد، ایشان تمامی مباحث اصول را می نوشت و به استاد ارائه می داد. رابطه استاد و شاگردی به این جا انجامید که مرحوم نائینی، آقا نجفی را به دامادی خویش برگزید. همچنین آقا نجفی دوره خارج فقه را از مرحوم غروی اصفهانی که حدود هشت سال به طول انجامید، فرا گرفت.

محضر سیدعلی قاضی

آیت الله آقا نجفی می فرمودند: در سنه ۱۳۴۷ یا ۱۳۴۸ ق من در مدرسه قوام بودم، مرحوم قاضی به مدرسه تشریف آوردند و از متصدی مدرسه خواستند حجره ای را در اختیار ایشان قرار دهد.

شب ها حدود ساعت دوازده که معمولاً طلبه ها به خواب می رفتند تهجد و شب زنده داری ایشان در آن حجره کوچک شروع می شد، چند ماهی از آمدن ایشان می گذشت که من رفتم خدمت ایشان و تقاضا کردم جامع السعادت مرحوم نراقی را برای من بخوانند و ایشان با کمال بزرگواری پذیرفتند من خدمت ایشان می رسیدم و ایشان درس می فرمودند، اما چه درسی! عجب صحنه هایی پیش آمد، بعد از چندی تمامی ذکر و ورد من ، مرحوم قاضی شده بود. در تمام روز به چیزی جز فرمایشات ایشان نمی اندیشیدم. رفته رفته در من تغییراتی به وجود آمد و حالم عجیب شده بود.

آقا نجفی از نگاه دیگران

مقام معظم رهبری به نزدیکان خود می فرمودند : بروید مطالب ایشان (آقا نجفی همدانی) را ضبط کنید. ایشان مطالب زیادی از مرحوم نائینی در حافظه دارند.

علامه ذوالفنون حسن زاده آملی پس از وفات مرحوم آقا نجفی به فرزندان ایشان فرمودند: شما پدرتان را نشناختید، پدر شما از حوزوی های فعلی نبودند. ما هم این اواخر فهمیدیم. حیف شد.

آثار علمی

آن مرحوم که به گفته خودش توجه به تالیف را از مرحوم نائینی و کمپانی به ارث برده بود، آثار مفید و خواندنی ای را از خود به جا گذارد.

پرتوی درخشان از اصول کافی که شرح کتاب توحید است، معاد جسمانی و روحانی و کتاب مسیحا مژده مهدی موعود از آثار چاپ شده، این عالم ربانی است. محتوای کتاب اخیر مورد توجه مرحوم علامه محمدتقی جعفری قرار گرفته و مولف در انتهای کتاب، نگارش آنرا موهبت الهی بر می شمارد.

در میان آثار چاپ شده ایشان می توان به رساله هایی در باب فلسفه و کلام و شرح احادیث اخلاقی و نیز تقریرات درسی اصول فقه آیات عظام نائینی و کمپانی اشاره کرد.

تفسیر انوار درخشان

از شاهکارهای قلمی مرحوم آقا نجفی تفسیر ایشان است که با نام انوار درخشان بارها به منصه چاپ رسیده است. معظم له این تفسیر را پس از خوابی که در آن، مورد عنایت حضرت ختمی مرتب (ص) قرار گرفته بود، نگاشته شده است.

این تفسیر را کتابفروشی لطفی در سال ۱۳۸۰ ق به قطع وزیری در تهران و در هیجده جلد چاپ کرده و در سال ۱۴۰۴ ق در چاپخانه علمیه قم تجدید چاپ گردید.

مباحث جلد پنجم این کتاب حول موضوع ولایت نوشته شده و منقول است که مولف در برخی از مباحث تفسیر، با علامه طباطبایی به مذاکره می پرداخت.

ارادت به امام و انقلاب

به امام خمینی و انقلاب علاقه فراوانی داشت. او حفظ نظام را از اهم واجبات شرعی می دانست. شیفته جوانان بسیجی بود و چهره و روحایت معنوی برخی از آنها را مشابه مرحوم آقاسید علی قاضی می دانست. به اهل بیت علیهم السلام عشق می ورزید و در اواخر عمر مشق نام علی می کرد. یکی از فرزندان ایشان به نام سید حسن از مبارزین موثر و فعال انقلاب اسلامی بود که در همین راه به رحمت خدا رفت. شهید رجایی می گفت: سید حسن در مخالفت باشاه بی نظیر است و مرحوم آیت الله طالقانی نیز سید حسن را سرآمد زندانیان می دانست.

گریز از شهرت

آقا نجفی حافظه شگرفی داشت و حضرت آیت الله خامنه ای نیز بر این مطلب تصریح داشتند. زندگی اش ساده و رفتارش با تواضع همراه بود. حرکات و سکناتش آدمی را به یاد خدا می انداخت. از شهرت گریزان بود و به شدت با برپایی کنگره برای بزرگداشت خود مخالفت کرد.

وفات

عاقبت آن فقیه عارف در سحرگاه یکشنبه هشتم مهرماه ۱۳۷۵ ش در سن نود و شش سالگی از عالم فنا در عالم بقا کوچیدند و عالمی را عزادار خود کردند. آیت الله حاج شیخ حسنعلی مروراید بر پیکر آن مرحوم نماز گذارد و طبق وصیت ایشان در جوار مرقد شیخ بهایی دفن گردید.

فرازی از پیام تسلیت مقام معظم رهبری

این مرد شریف و بزرگوار که علم و تقوا و معرفت و عمل صالح را در طول عمر کهن خود جمع کرده بود حقاً یکی از علمای ابرار و اعلام علم و دین در زمان ما محسوب می‌شد که خود از سرسپردگان انقلاب و ارادتمندان به خیل عظیم جوانان بسیجی ما بود. رحلت آن بزرگوار برای جامعه‌‌‌‌‌‌ی ما ضایعه‌‌ای سنگین است .

گلشن ابرار ج ۱۰ ص

 

۱۰۲۵۹- آخرش هم نشد پشت سر علامه طباطبايي نماز بخونيم + محبت حقیقی از جلو داری ظاهری و نفر اول شدن علنی گریزان است

۲۵ آذر

آخرش هم نشد پشت سر علامه طباطبايي نماز بخونيم

حکایت نمازی که پشت سر علامه طباطبایی خوانده نشد

 

علامه طهرانی می‌گوید: به استاد خویش آیت‌الله طباطبایی(ره) عرض کردم: چهل سال است از

شما تقاضا کرده‏ام که یک نماز با شما بخوانم تا به حال نشده است؛ قبول بفرمایید! با تبسم

ملیحى فرمود: یک سال هم روى آن چهل سال!

 

روز بیست‌و نهم آبان ماه در تقویم به عنوان روز بزرگداشت علامه محمد حسین طباطبایی(ره)

نامگذاری شده است. این استاد فرزانه از جمله اساتیدی است که شهرتش بیشتر در فلسفه

اسلامی و تفسیر قرآن کریم است.

علامه آیت‌الله سید محمد حسین حسینی طهرانی که از اولین شاگردان سلوکی علامه طباطبایی

است در کتاب «مهر تابان» اخلاقیات علامه طباطبایی را ناشى از تراوش وصول به حقایق ملکوتى

می‌داند و بیان می‌کند:

آرى، فرق روشن علامه طباطبایى با سایر افراد این بود که اخلاقیات ایشان ناشى از تراوش باطن،

بصیرت ضمیر، نشستن حقیقت سیر و سلوک در کُمون دل و ذهن، متمایز شدن عالم حقیقت و

واقعیت از عالم مجاز و اعتبار و وصول به حقایق عوالم ملکوتى بود؛ و در واقع تنازل مقام معنوى

ایشان در عالم صورت و عالم طبع و بدن بوده است؛ و معاشرت و رفت و آمد و تنظیم سایر امور

خود را بر آن اصل نموده‏اند.

آیت‌الله طهرانی، آداب، اخلاق و تواضع علامه طباطبایى‏ را چنین توصیف می‌کند: این مرد، جهانى از

عظمت بود؛ عیناً مانند یک بچه طلبه در کنار صحن مدرسه روى زمین مى‏نشست و نزدیک به غروب

در مدرسه فیضیه مى‏آمد و چون نماز بر پا مى‏شد مانند سایر طلاب نماز را با جماعت و به امامت

مرحوم آیت‌الله حاج سید محمد تقى خوانسارى مى‏خواند.

آن قدر متواضع و مؤدب و در حفظ آداب سعى بلیغ داشت که من کراراً خدمتشان عرض کردم: آخر

این درجه از ادبِ شما و ملاحظات شما ما را بى ادب مى‏کند! شما را به خدا فکرى به حال ما کنید!

از قریب چهل سال پیش تا به حال دیده نشد که ایشان در مجلس به متکا و بالش تکیه زنند، بلکه

پیوسته در مقابل واردین، مؤدب، قدرى جلوتر از دیوار مى‏نشست. من شاگرد علامه طباطبایی بودم

و بسیار به منزل ایشان مى‏رفتم، و به مراعات ادب مى‏خواستم پایین‏تر از ایشان بنشینم؛ ابداً

ممکن نبود. ایشان بر مى‏خاست، و مى‏فرمود: بنابراین ما باید در درگاه یا خارج از اطاق بنشینیم!

چندین سال قبل در مشهد مقدس که به دیدنشان به منزل ایشان رفتم. دیدم در اطاق روى تشکى

نشسته است(به علت کسالت قلب طبیب دستور داده بود روى زمین سخت ننشیند). ایشان از

روى تُشک برخاستند و مرا به نشستن روى آن تعارف کردند، من از نشستن خوددارى کردم. من و

ایشان مدتى هر دو ایستاده بودیم، تا بالاخره فرمود: بنشینید، من باید جمله‏اى را عرض کنم! من

ادب نموده، اطاعت کرده و نشستم و ایشان نیز روى زمین نشستند، و بعد فرمود: جمله‏اى را که

مى‏خواستم عرض کنم، این است که: «آنجا نرم‏تر است.»!

علامه حسینی طهرانی در ادامه آورده است: از همان زمان طلبگى‌ام در قم، زیاد به منزل استادم

آیت‌الله طباطبایی مى‏رفتم، هیچ گاه نشد که  با ایشان به جماعت نماز بخوانیم. این غصه در دلم

مانده بود که من نماز جماعت ایشان را درک نکرده‏ام؛ از آن زمان تا به حال، مطلب از این قرار بوده

است. تا در ماه شعبان امسال(۱۴۰۱ هجری قمری) که به مشهد مشرف شد و در منزل ما وارد

شد، من اطاق ایشان را در کتابخانه قرار دادم تا با مطالعه هر کتابى که‏ بخواهد روبرو باشد.

موقع نماز مغرب شد، من سجاده‌ای را براى ایشان و پرستاری که مراقبت از استاد را برعهده

داشت پهن کرده و از اطاق خارج شدم که خودشان به نماز مشغول شوند، و سپس من داخل

اطاق شوم و به جماعتِ اقامه شده اقتدا کنم؛ چون مى‏دانستم که اگر در اطاق باشم ایشان

حاضر براى امامت نخواهد شد.

قریب یک رُبع ساعت از مغرب گذشت. صدایى آمد، و آن رفیق همراه مرا صدا زد، چون آمدم گفت:

ایشان همین طور نشسته و منتظر شما هستند که نماز بخوانند.

عرض کردم: من اقتدا مى‏کنم! گفتند: ما مُقتدا هستیم!

عرض کردم: استدعا می‌کنم بفرمایید نماز خودتان را بخوانید! فرمود: ما این استدعا را داریم.

عرض کردم: چهل سال است از شما تقاضا کرده‏ام که یک نماز با شما بخوانم تا به حال نشده

است؛ قبول بفرمایید! با تبسم ملیحى فرمودند: یک سال هم روى آن چهل سال.

و حقّاً من در خود، توان آن نمى‏دیدم که بر ایشان مقدم شده و نماز بخوانم، و ایشان به من اقتدا

کند؛ و حالِ شرم و خجالت شدیدى به من دست داده بود.

بالاخره دیدم ایشان بر جاى خود محکم نشسته و به هیچ وجه من الوجوه تنازل نمى‌کند؛ من هم

بعد از احضار ایشان صحیح ندانستم که خلاف کنم به اطاق دیگر بروم و فُرادى نماز بخوانم.

عرض کردم: من بنده و مطیع شما هستم؛ اگر امر بفرمایید اطاعت مى‏کنم!

فرمودند: امر که چه عرض کنم! اما استدعاى ما این است!

من برخاستم و نماز مغرب را به جاى آوردم و ایشان اقتدا کردند. و بعد از چهل سال علاوه بر آنکه

نتوانستم یک نماز به ایشان اقتدا کنم امشب نیز در چنین دامى افتادم.

خدا می داند آن وضع چهره و آن حال حیا و خجلتى که در سیماى ایشان توأم با تقاضا مشهود بود،

نسیمِ لطیف را شرمنده مى‌کرد و شدت و قدرتش جماد و سنگ را ذوب مى‏کرد!

سایت جامع سربازان اسلام

 

۱۰۲۵۸-تساهل و تسامح در برابر منکرات و ضعفها برای حوزه خطرناک و خلاف انقلابی بودن است.+آیا محبت توحیدی و حقیقی باید صلح کل باشد و با منکرات ی داشته باشد؟

۲۵ آذر

حوزه باید انقلابی بماند، یعنی باید در برابر حرکت هایی که در داخل کشور به وسیله حکومت، به وسیله افراد غیرحاکم و متنفذ و به وسیله گروه ها و شخصیتها دارد انجام می گیرد، حساسیت نشان دهند.

آیت الله محمد یزدی رئیس شورای عالی جامعه مدرسین در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» به تشریح  اهمیت حراست و پاسداشت انقلاب اسلامی و تشریح بایسته های حوزه انقلابی پرداخت؛ حاصل این گفتگو  به مناسبت برگزاری اجلاسیه سراسری جامعه مدرسین و علمای بلاد تقدیم می شود.

* با توجه به اهمیت بحث انقلاب اسلامی و اصول بنیادین آن، نقش حوزه در این انقلاب و شاخصههای حوزه انقلابی را تبیین فرمایید.

باید دید انقلاب در برابر چه مسئلهای و چه جریانی میخواهد قرار بگیرد که کیفیت انقلاب و دگرگون کردن در برابر آن کیفیت، بتواند خودش را نشان دهد. یک وقتی ما در برابر نظام طاغوتی قرار داریم و میخواهیم انقلاب کنیم، در این صورت پایههای اصلی آن انقلاب، تخریب بنیانهای حکومت طاغوتی است، ولی الآن ما در شرایطی هستیم که نظام جمهوری اسلامی ایران یک نظام حاکم و جا افتاده و مطرح در دنیای امروز است و دوست و دشمن هم فراوان دارد و دشمنان شناخته شده و درجه اولش نیز خیلی روشن است. وقتی گفته میشود باید انقلابی باشیم، صرفنظر از حوزه و روحانیت اصولاً مردم ما باید انقلابی باشند؛ یعنی به ارزش این نظام حاکم توجه داشته باشند و به تلاشهایی که برای از میان بردن ارزشهای این نظام بهکار گرفته میشود نیز توجه نمایند و در برابر این تلاشها عکسالعمل نشان دهند. برای تلاشهایی که در برابر حاکمیت نظام انجام میگیرد، مانع ایجاد کنند. بهخصوص اگر سراغ حوزه برویم که حوزه نقش بیشتری در اصل انقلاب داشته و اصلاً پایه اصلی انقلاب از حوزه علمیه بوده است. محور انقلاب، یعنی حضرت امام از حوزه بودند و در حقیقت در حوزه کار شروع شد و از بدو شروع انقلاب که موضوع کاپیتولاسیون و مسئله انجمنهای ایالتی و ولایتی و مقابله امام با آنها آغاز شد، حوزه علمیه، نخبگان و عامه مردم آهسته آهسته به امام پیوستند و انقلاب شکل گرفت و بحمدالله به پیروزی رسید و آن حکومت طاغوتی واژگون و حکومت اسلام حاکم شد. روحانیت بیشترین نقش را در اجرا و به ثمر رساندن انقلاب بر عهده داشته است، لذا باید در نگهداری و حفاظت و حراست از انقلاب هم باید بیشترین نقش را داشته باشد.

میزان توجه به این موضوع مهم در حوزه را چگونه ارزیابی میفرمایید؟

• من بیشتر امیدم به نسل جوان حوزه است و نسل جوان کم و بیش توجه دارند. گاهی ملاقات و دیدار با برخی از تشکلهای کوچک و بزرگ دارم، میبینم در نسل جوان این تفکر دارد نفوذ و توسعه و پیشرفت پیدا میکند. از من اگر بپرسید، میگویم بر عهده نسل جوان حوزه است تا در برابر تلاشهایی که ضد رهبری و ضد نظام و اسلام و انقلاب انجام میگیرد، موضعگیری داشته باشند و عکسالعمل نشان دهند. با سکوت و بیتفاوتی و مصالحه و مسامحه، آهستهآهسته انقلاب به فراموشی سپرده میشود.

تعریف شما از انقلابی بودن و موضعگیری در مسایل مختلف چیست؟ لطفاً با ذکر مصادیق بفرمایید.

• حوزه باید انقلابی باشد، به این معنا که اثرگذاران در نسل جوان و طلاب چه مراجع و چه مدرسین سطوح عالی و چه نخبگان و انجمنها، باید در برابر اوضاع و احوالی که در دنیا میگذرد حساس باشند و دنیای امروز را بشناسند. دنیا دنیایی است که یک حادثهای آن طرفش رخ میدهد، ظرف چند ثانیه عکسالعملش در این طرف دنیا منعکس میشود و روی زندگی و اقتصاد مردم اثر میگذارد. در یکچنین دنیایی ما چقدر باید آدمهای بیتفاوتی باشیم که بگوییم نظام به ما ارتباط ندارد! به نظر من این روحیه تسامح و تساهل برای حوزه علمیه خطرناک است. الحمدلله مقام معظم رهبری در این موارد موعظه و نصیحت میکنند و در لابهلای صحبتهای ایشان خطر بیتفاوتی به نظام یادآوری شده است. مقام معظم رهبری تصریح کردند که این بیتفاوتی برای حوزه علمیه خطرناک است، حوزه باید انقلابی بماند. در مقابل، دشمن هم خیلی روشن است که از جهات عدیدهای تلاش میکند.

حوزه باید انقلابی بماند، یعنی باید در برابر حرکتهایی که در داخل کشور بهوسیله حکومت، بهوسیله افراد غیرحاکم و متنفذ و بهوسیله گروهها و شخصیتها دارد انجام میگیرد، حساسیت نشان دهند. پس انقلابی بودن یعنی حساس بودن در برابر اوضاع و احوال؛ نه داد و فریاد کردن، سر و صدا کردن، راهپیمایی و تظاهرات انجام دادن، خراب کردن و زدن و بستن! اینها معنای انقلابی بودن نیست. امروز رعایت قانون، کار انقلابی است؛ حساسیت در برابر قانونگریزی و تخلف از قانون، کار انقلابی است. معنای انقلابی بودن، توجه داشتن به رهنمودهای مقام معظم رهبری است؛ و الا اگر قرار باشد با سر و صدا و داد و فریاد کردن از انقلاب دفاع کنیم، معنایش این است که اساس انقلاب را به خطر انداختهایم تا دشمن بهتر و بیشتر بتواند از این موقعیت سوء استفاده کند.

نگاه حوزه انقلابی به سیر تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در جامعه چگونه باید باشد و ارتباط حوزه با مردم و توجه به امور جامعه، چه تأثیری در هدایت جریانهای اجتماعی به سمت اهداف نظام اسلامی دارد؟

• پایهگذار این انقلاب، حضرت امام ، مهمترین کاری که انجام دادند، این بود که گفتند: در اسلام سیاست همراه دیانت است و دیانت بیسیاست، دیانت نیست؛ تقدسمآبی به معنای اینکه ما کاری به کار مسایل سیاسی اجتماعی نداشته باشیم، فقط نمازمان را بخوانیم، روزه‌‌ بگیریم، حج برویم، زیارت و دعا و ورد داشته باشیم ولی مسایل اجتماعی به ما هیچ ارتباطی نداشته باشد، این را مردود عنوان کردند و به مردم گفتند که یک پایه اسلام، سیاست و یک پایه دیانت و دینداری است؛ ایشان تصریح کردند که قسمت عمده فقه ما مسایل اجتماعی و سیاسی است. امام خمینی گفتند: دیانت و سیاست، مثل هم و همراه هم هستند، جدای از هم نیستند؛ چنانچه سیاست بیدیانت هم خطرناک است، یعنی اگر کسانی بخواهند به مسایل سیاسی و اجتماعی ورود بکنند ولی کاری به ولایت و ولیّامر و کاری به مرکز دیانت یعنی فقیه جامعالشرایط نداشته باشند و فقط بخواهند سیاست را اداره کنند، این سیاست هم خطرناک است.

با توجه به ضرورت وحدت امت اسلامی و با توجه به ظهور گروههای خشن در میان مسلمانان، مثل تکفیریها و نیز شعار جدایی دین از سیاست از سوی سکولارها، حوزه انقلابی جهت تبیین مبانی انقلاب و نظام اسلامی در عرصه بینالملل و جهان اسلام چگونه باید عمل کند؟

• امروز بیشاز هر زمان دیگر حفظ وحدت امت اسلامی ضرورت دارد، چراکه دشمن متوجه قدرت اسلام شده و لذا قصد ریشهکنی آنرا کرده است و علیه اساس اسلام تلاش میکند. اینکه وهابیت، داعش، صهونیستها را ایجاد کردند و تکفیریها و این گروهها را تقویت کردند با چه هدفی است؟ اینکه میبینید مرکز اسلامی یعنی مکه معظمه که از مقدسترین نقاط دنیای ماست، در دست یک حکومتی است که نوکر آمریکا و حامی اسرائیل میشود و او را حمایت میکند، بهخاطر این است که بتوانند علیه اسلام و تشیع و علیه دین ما کار کنند. بنابراین به نظر من امروز وحدت امت اسلام یک ضرورت است. وقتی میگوییم امت اسلامی، این قابل تحقق است و محقق نشده است. چنانچه فارغ از موارد اختلافی تشیع و تسنن که در داخل کشور وجود دارد، سالها و قرنها پیروان این دو مذهب در کنار هم بهطور مسالمتآمیز باهم زندگی میکنند و اختلافات مذهبی آنها مانع از این اتحاد دینی نیست. در مورد اختلافات مذهبی باید علمای آنها در این موارد باهم صحبت کنند، افراد عامی را نباید به جان همدیگر انداخت.

راه صحیح و منطقی تحقق وحدت امت اسلامی چیست؟

• باید توجه داشت که مردم عادی از اهلسنت و شیعه باهم زندگی میکنند و اگر کسی بخواهد برای بحثهای اختلافی در سطح علمی کاری کند، این مباحث باید در جاهایی مطرح گردد که میشود گفتوگوهای فنی کرد و دو طرف برای استکشاف حق میتوانند صحبت کنند؛ نه در ماهواره، فضای مجازی، رادیو و تلویزیون و روزنامه و مجله؛ که منجر به تشدید اختلاف و به جان هم انداختن و خون یک عده را ریختن میشود و متأسفانه گروهی نیز این کار را ثواب تلقی میکنند و با درست کردن مجاهدین انتحاری، جوانهای بدبخت و بیچاره را وعده بهشت میدهند، که بیایند چند نفر را بکشند و به بهشت بروند! کجای اسلام این وعدهها داده شده که اگر کسی یک عده از مسلمانان را به خاک و خون بکشد بهشت میرود؟! چنین شخصی جایش قعر جهنم است. به نظر من در شرایط فعلی همه کسانی که در جامعه اثرگذارند، باید به این نکته توجه کنند که امروز باید کمتر بر روی مسایل اختلافی تکیه کرد، مگر در محافل علمی برای علما و دانشمندان، نه برای عامه مردم.

در عرصه بینالملل چگونه باید عمل کرد؟

• از نظر بینالمللی ما باید با همه جهان ارتباط داشته باشیم جز با دشمنان اسلام. دشمنشناسی یکی از مسایل بسیار مهم است که بشناسیم دشمن ما کیست؟ بعضیها خیال میکنند اگر ما با آمریکا ارتباط برقرار کنیم، همه مشکلات حل است! در حالیکه قبلاً ارتباط برقرار بود و دیدید بلافاصله شاه را آوردند و دوباره حکومت را آوردند و شما مطمئن باشید که آمریکا بههیچوجه نه دلش به حال شیعه میسوزد نه به حال سنی. او دنبال نفت، معادن، بازار و اقتصاد خودش است، او دنبال این است که بتواند نفوذ کند تا تسلط یابد و بتواند از حکومتی تحت حاکمیت خود برای اقتصادش استفاده ببرد. ملاحظه کردید با انقلاب مصر و انقلاب لیبی چکار کردند، انقلاب آنها را مصادره کردند و بلافاصله کودتا کردند و دوباره یک کسی را برگردانند که نوکر خودشان باشد تا بتواند منافع آنها را تضمین کند. لذا ما باید هوشیار باشیم و اختلاف را کنار بگذاریم و تا حد امکان درباره اتحاد و وحدت فکر کنیم.

چگونه میتواند به این اتحاد و وحدت دست یافت؟

• به هر حال ایجاد وحدت، وظیفه دینی و شرعی برای همه ماست. امیدواریم که بتوانیم به حفظ اسلام و انقلاب کمک کنیم و در حقیقت این انقلاب بهدست مبارک حضرت بقیهالله(عج) برسد. در مسئله لزوم وحدت و ضرورت حفظ وحدت، اهلبیت بهترین الگوی ما هستند؛ زمان امیرالمؤمنین و زمان امام حسن و امام حسین و امام صادق  را هم در نظر بگیرید؛ ببینید ائمه در چه شرایطی قرار گرفتند و با حفظ وحدت توانستند آهستهآهسته از فرصتها استفاده کنند و در محافل علمی آهستهآهسته مکتب اصیل تشیع را امروز بهدست ما برسانند. اگر امروز این مکتب بهدست ما رسیده است، در سایه فداکاریهایی است که ائمه اطهار  و علمای بزرگ دین انجام دادند و با زحمات طاقتفرسا در برابر حکومتهای گوناگون توانستند، حقایق را تبیین کنند.

برخی اوقات سکوت گویاتر از گویایی است؛ مراجع عظام، اساتید سطوح عالی و خارج در مناسبتها باید حوزه را متوجه کنند و مسایل را یادآور شوند. تسامح و تساهل در برابر منکرات و ضعفها خطرناک و خلاف انقلابی بودن است. تبیین حقایق و توضیح مسایل، وظیفه همه است. مسئولان اجرایی را باید هدایت کرد و خلافها را گوشزد نمود. در قراردادها و توافقات و سرمایهگذاریها مراقب ارزشهای اصلی هم باید بود.

البته خداوند حافظ است به شرط آنکه ما هم بهوظیفه خود عمل کنیم. موفق باشید.

 

۱۰۲۵۷-قدر انقلاب را بدانیم ،روزگاری مدارس دینی انبار بازاری ها بود/ بررسی کنیم چه شده رهبر انقلاب بر حوزه انقلابی تاکید دارند.+ محبت مجاز ی و انحرافی و ابزاری در چه شرایطی تولید و رشد می کنند؟

۲۵ آذر

مدارس دینی انبار کالای بازاری ها شده وطلبه ای حضور نداشت، کتابفروشی ها و کتابخانه ها، کتاب دینی نداشند، وقتی ما می خواستیم مجلس روضه ای بر پا کنیم یک روحانی مجبور بود با کت و شلوار بیاید و در خانه لباس روحانی بر تن کند.

به گزارش خبرنگارخبرگزاری «حوزه»، آیت الله  مصباح یزدی ظهر امروز در همایش تجلیل از ممتازین موسسه امام خمینی(ره) و جمعی از طلاب مدرسه علمیه مروی تهران، اظهارداشت: این انقلاب و نظام اسلامی به سهولت به دست ما نرسیده است و خون ده ها هزار جوان مملکت به پای آن ریخته شده است باید همگان برای حفظ و صیانت از این نعمت الهی از هیچ تلاش فروگذاری نکنند و طلاب و پژوهشگران با برنامه ریزی و ارائه طرح های سازنده و اثر گذار دین خود را نسبت به خون شهدا ادا کنند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه ادامه ادامه داد: امروز در عصری قرار داریم که اگر بلد یا راهنمایی نباشد بدون تردید دچار ضعف، تردید و گمراهی خواهیم شد و تشخیص اهمیت در بسیاری از موارد جنبه فنی و تخصصی دارد، الحمدلله خدا رهبری به ما داده که می توانیم به شناخت او اعتماد کنیم، اشاره هایی که مقام معظم رهبری می فرمایند باید غنیمت شمرده شود، همانند قطب نمایی است که جهت را مشخص می کند.

آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه باید کلام رهبری را رهگیری کنید و نکاتی که به عنوان کد می دهند را دریافت کنیم، افزود: همانطور که طی ماههای اخیر در فرمایشات مقام معظم رهبری این نکته بارها وجود داشته است که حوزه باید انقلابی بماند، این شوخی نیست یک جمله و عبارت کوتاه است اما دنیایی از تعابیر، معنا و تجربه پشت آن قرار دارد، ما با این جمله مواجه هستیم و باید ارزش آن را بدانیم و به دنبال تبیین آن باشیم، باید شناسایی شود که چه ضعفی وجود داشته و چه خطری حوزه را تهدید می کند که ایشان هشدار می دهند.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) تصریح کرد: باید بررسی کنید چه شده که مقام معظم رهبری نسبت به مساله « حوزه انقلابی » و « انقلابی ماندن حوزه ها » آنقدر تاکید و سفارش می کنند.

استاد اخلاق حوزه علمیه تصریح کرد: اگر این مخدوش شود خون صدها هزار شهید پایمال می شود، ضعف نظام به معنای پایمال شدن خون شهیدان و شرکت در قتل صدها هزار شهید است.

وی افزود: امروز طلاب و حوزویان باید اولویت ها را بشناسند و بدانند سر به زنگاه چه انتخابی را داشته باشند باید به گونه ای گام برداریم که در راستای تقویت نظام و انقلاب و استکبار ستیزی باشد.

آیت الله مصباح یزدی در ادامه با بیان اینکه بقای نظام وابسته به انقلابی بودن حوزه است تصریح کرد: امروز نعمت رهبری و ولایت فقیه شامل مردمان این عصر شده است و باید قدر نعمت بدانیم و خداوند را شاکر باشیم چرا که  فرمایشات مقام معظم رهبری قطب نما حرکت امت اسلامی است.

رییس مؤسسه امام خمینی(ره) در ابتدای سخنان خود با بیان اینکه خاطره ای از دوران گذشته و مربوط به ۶۰ سال پیش در خاطرم آمد که برایتان نقل می کنم و خود آنچه مفید است را توشه بگیرد، اظهارداشت: سال ۳۲ یا ۳۲ یعنی ۶۰ سال قبل در یکی از شبهای تاسوعا یا عاشورا، آیت الله وحید آن زمان در نجف اشرف بودند و سالی چند بار می آمدند تهران و بنده زیر ۲۰ سال سن داشتم.

وی با بیا اینکه آقای وحید آن زمان هم آیت الله بودند گفت: ایشان وقتی منبرشان تمام شد در حال پایین آمدن بودند که مرحوم ابوالقاسم کاشانی وارد شدند و آیت الله وحید به احترام ایشان مجدد به بالای منبر رفت و موضوع دیگری را آغاز کرد.

آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه آقای وحید پیرامون شباهت هایی میان جامعه و انسان  وجود دارد، اظهارداشت: بدن دارای جهازهای متفاوتی است که دو جهاز آن مهمتر و اساسی تر هستند یکی تغذیه و دیگری مغز و اعصاب همچنین در جامعه  نیز این دو جهاز مهم همانند یک انسان زنده وجود دارند یکی تغذیه و دیگری اعصاب، اگر این دو مورد فعال باشند و کار خود را به خوبی انجام دهند انسان سالم خواهد بود اما اگر این دو سالم نباشند انسان نمی تواند پیشرفت داشته باشد، نهادی که باید نیازهای مادی را تأمین کند دولت است و نهادی که روح جامعه را رشد می دهد روحانیت است.

وی با بیان این که اگر این دو فعالیت وجود داشته باشد جامعه تعالی پیدا می کند، اظهار داشت: جامعه به تغذیه سالم و مستمر نیاز دارد، این تغذیه روحی جامعه است که باید به وسیله تحقیق علمی و پژوهشی صورت گیرد.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه گفت: اگر در جامعه کسانی نباشند که علوم را کنکاش کنند، شبهات را پاسخ دهند، تولید علم داشته باشند همانند پیکری است که دستگاه تغذیه سالم ندارد، متصدی تغذیه علمی جامعه پژوهشگران هستند، هدف جامعه اسلامی باید تحقیق در علوم اسلامی و انسانی باشد.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به یکی از سنت های الهی افزود: یکی از سنت های الهی است است کسانی که در جامعه مورد استضعاف قرار می گیرند، تحقیر شده و مظلوم و محروم واقع می شوند خداوند اراده می کند که آن ها را بلند کند.

وی افزود: یکی از مصادیق این مسأله انقلاب اسلامی ایران است، در زمان حکومت ستمشاهی روحانیت به استضعاف مبتلا شده بود و کسی حق نداشت لباس روحانیت بپوشد، پس از آن هم بر اساس قوانین فقط افراد محدودی این اجازه را داشتند.

آیت الله مصباح یزدی خاطرنشان کرد: مدارس دینی انبار کالای بازاری ها شده و در مدارس طلبه ای حضور نداشت، کتابفروشی ها و کتابخانه ها کتاب دینی نداشند، وقتی ما می خواستیم مجلس روضه ای بر پا کنیم  یک روحانی مجبور بود با کت و شلوار بیاید و در خانه لباس روحانی بر تن کند و مراسم در جایی باشد که صدا به کوچه نرسد تا پاسبانی نباشد و دستگیر نکند.

وی اظهارداشت: حوزه علمیه قم به برکت آیت الله العظمی بروجردی رونق گرفت و سامان دهی شد، از این حوزه بود که شخصیتی همانند حضرت امام(ره) درخشید، در میان این حوزه و با وجود این نعمت اشخاص و گروه هایی بودند که استضعاف خاص و مضاعف داشتند و دولت، مردم و حتی برخی روحانیان به آن ها اعتنا نمی کردند و بی مهری داشتند.

آیت الله مصباح یزدی با بیان این که شخص حضرت امام در بین روحانیت قم هم مورد بی مهری خاص بودند، گفت: این مسأله سبب شد ایشان درس اخلاق، فلسفه و عرفان را ترک کنند و فقط به فقه و اصول بپردازند اما اراده خدا این بود به دست همین شخصیت بزرگترین قدرت های منطقه را نابود کند.

وی افزود: سوء تفاهم ها و چه بسا نیت های آلوده کمک می کرد که این جریانات اتفاق بیفتد اما خداوند به گونه دیگر اراده کردند، این درسی است که توجه داشته باشیم حتی آن که شأن نزول خاص دارند و به مسأله ای خاص اشاره می کند روحی است که جریان دارد و همانند خورشیدی است که می تابد.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان این که باید درس بگیریم که از ظلم ها و بی مهری هایی که نسبت به کسانی انجام می گیرد نهراسیم، اظهار داشت: این تمام قضیه نیست و کار با این چند روز تمام نمی شود و کل این عالم در برابر عالم ابدی هیچ چیز محسوب نمی شود.

وی ادامه داد: باید امیدوار به خدا باشیم، کسانی هستند بر اثر ضعف معرفت به دلیل برخی ظلم هایی که از داخل و خارج به طرفداران انقلاب شده و می شود دلسرد و ناامید می شوند که اشتباه است، هچیگاه محرومیت های ما به پای محرومیت روحانیت در زمان حکومت ستمشاهی نمی رسد. رییس مؤسسه امام خمینی(ره) با بیان این که در تشخیص وظیفه و رعایت اهم و مهم نباید کوتاهی کنیم، ابراز داشت: فسادها در عالم کم نیست، نباید انتظار داشت که نظامی بدون هیچ عیب و نقصی باشد، ابتدا باید خود را اصلاح کنیم و نگوییم باید همرنگ جماعت شویم، همچنین از عده کم نباید بهراسیم.

وی بیان داشت: دلیل موفقیت و کمال کثرت افراد نیست، باید دنبال شناخت وظیفه باشیم تا عمل کنیم، خطری که وجود دارد این است که ما اولویت ها را در نظر نگیریم، در جامعه انواع فساد ها وجود دارد اما باید ببینیم که مبارزه و برطرف کردن کدام مساله اولویت دارد.

انتهای پیام 

 

۱۰۲۵۶- تکریم نامه مدیر حوزه از آیت‌الله العظمی مظاهری+ مراجع عظام معرفی کننده و تولید کننده محبت توحیدی

۲۵ آذر

مدیر حوزه های علمیه با ارسال لوح تقدیر به کنگره نکوداشت آیت الله العظمی مظاهری از خدمات علمی، فرهنگی و اخلاقی این عالم مجاهد تقدیر به عمل آورد.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» متن لوح تقدیر آیت الله اعرافی که توسط وی در کنگره نکوداشت این عالم ربانی تقدیم گردید به شرح ذیل است.

 

بسم‌اللّه‌الرحمن‌الرحیم

«تکریم نامه»

قال الکاظم(علیه الاسلام)«الفقهاء حصون الاسلام»  کافی/۱/۳۸

حمد بی‌حد حکیم حمید راست و صلوات سرمد خاتِم و خاتم الرسل و آل اطهار او را، که بحق وجه وجیه خدای جمیل‌اند و درود و سلام صاحبان و صحابه اندیشه عریق شیعی، عالمان علوم آسمانی را که وارثان صالح انبیاء و اولیاء الهی‌اند.

اینک در آستانه تلألؤ تابناک مهر محمدی (صلی الله علیه وآله و سلم) و درخشش شارق خورشید جعفری(علیه السلام) و بمناسبت برپایی آیین نکوداشت شکوهمند مرجع عالی‌ مقام

«حضرت آیةالله‌العظمی‌ حاج شیخ حسین مظاهری دامت‌برکاته»تصاویر/ کنگره نکوداشت آیت الله العظمی  مظاهری

مدیریت حوزه‌های علمیه افتخار دارد تا مراتب تکریم و تقدیر خود را از خدمات وافر و فاخر معظم‌له در ساحات گوناگون علمی، فرهنگی، اخلاقی، سیاسی و… ابراز نماید.

فقیه فخیمی که پس از بهره‌مندی در دروس مقدمات و سطوح، به محضر اساطینی چون آیات عظام بروجردی و امام خمینی (قدس سره) بار یافت و سال‌های متمادی استضائه نمود.

حکیم سترگی که دانش‌های منقول، او را از معالم معقول باز نداشت و با تحصیل همه کتب متداول فلسفه، با استفاضه از فیلسوف متأله آیةالله‌ علامه طباطبایی(قدس سره)،نام مبارکش جزء شاگردان شایان آن عارف واصل ثبت گردید.

عالم زمان‌شناسی که نیازهای فرهنگی و تربیتی جامعه را شناخت و با قلم و بیان پرتوان و توفیق خود و تقدیم بیش‌از ۱۰۰ کتاب و نرم‌افزار علمی، عرصات فرهنگی و اجتماعی را به نور معارف اهل‌بیت (علیهم السلام) فروغی فراگیر بخشید.

مرجع مجاهدی که پس‌از تدوین رساله عملیه خود، رأی و رای رهبر معظم انقلاب اسلامی را امتثال فرمود و با هجرت جهادگونه، حوزه قدیم و قدویم اصفهان را حیاتی دیگر بخشید و بدین‌سان با تأسیس مراکز بنیادین ساحت‌های مدیریتی، فرهنگی و خدمات این حوزه پرافتخار سامانی دو چندان یافت.

امید آن‌که عنایت افزون‌تر حضرت ولی‌عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به حوزه‌های علمیه با تأسی، اساتید، افاضل و طلاب به آن آیت علم و اخلاق و عمل به علوم آل‌اللّه(علیهم السلام)، شاهد باشیم.

علیرضا اعرافی

مدیر حوزه‌های علمیه

 

۱۰۲۵۵-وصاياى پيامبرانه؛ ای رسول خدا مرا نصیحت کن+ یکی از علائم محبت حقیقی تواضع نسبت به زیر دستتان است.

۲۵ آذر

به پايين تر از خودت نگاه كن، نه به بالاتر از خويش ، چرا كه اين سبب مى شود نعمتهاى خدا را درباره خودت ، كم مشمارى.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، حجت الاسلام والمسلمین جواد محدثی در نوشتاری با عنوان: مواعظ حضرت رسول صل الله عليه وآله وسلم به ابوذر غفارى ، به تبیین وصاياى پيامبرانه رسول مهربانی پرداخته است   .

ابوذر : اى رسول خدا ((ص ))! مرا توصيه اى كن .

پيامبر: تو را به ((تقوا)) سفارش مى كنم ، چرا كه تقوا در راءس همه كارهاى توست .

ابوذر: باز هم بفرماييد، بيشتر.

پيامبر: بر تو باد قرآن خواندن و ياد خداى متعال ، چرا كه تلاوت قرآن براى تو در آسمانها ((ياد)) است و در زمين ، ((نور)) )) .(۱)

تقوا عنوان كلى است ، پرواى از خدا در همه كارها. قرآن خواندن هم ، انس مستمر با آفريدگار و كلام اوست ، كه تلاوت هر روزه ، ((برنامه گرفتن )) از اين منشور بى نظير و جاويدان است . ابوذر قانع نيست ، بيشتر مى خواهد و بيشتر، از اين رو، از حضرت مطالب بيشتر و مواعظ بليغ ‌تر مى طلبد. اين گفتگو ادامه مى يابد:

ابوذر: باز هم بيفزاى ، اى رسول خدا ((ص ))!

پيامبر :بر تو باد ((جهاد)) . چرا كه رهبانيت آيين من ، جهاد است .

ابوذر: با زهم بيشتر، يا رسول اللّه ((ص ))!

پيامبر : بر تو باد ((سكوت )) ، مگر آنجا كه حرف نيك بگويى ، چرا كه سكوت و خموشى، شيطان را از تو طرد مى كند و در امور دينى هم ياور توست .)) (۲)

اين هم جهاد است ، ليكن در جبهه درونى و در جهاد با نفس . گاهى كنترل زبان و مهار كردن سخنان ، از يك جنگ بيرونى دشوارتر است و قوّتى بيشتر مى طلبد. چه بسيار حرفها كه بى پايه و بى مايه است و خاستگاه نفسانى دارد و وسوسه هاى ابليسى انگيزه آن گفتار است ، پس خموشى گزيدن و رعايت سكوت و كم حرفى ، بستن راه شيطان است .

 ابوذر: اى پيامبر، باز هم موعظه ام كن ، و بيشتر!

پيامبر: از خنده زياد بپرهيز، چرا كه دل را مى ميراند و نور چهره را از بين مى برد.

ابوذر: باز هم ، يا رسول اللّه ((ص ))!…

پيامبر: به پايين تر از خودت نگاه كن ، نه به بالاتر از خويش ، چرا كه اين سبب مى شود نعمتهاى خدا را درباره خودت ، كم مشمارى .)) (۳)

در احاديث ديگر، اين نكته با تفصيل بيشترى آمده است . در امور دنيايى و برخورداريها و مال و معيشت و زندگى ، بايد به پايين تر از خود نگريست نه بالاتر. چون نظر به پايين تر، سبب مى شود انسان آنچه را هم كه دارد قدر بشناسد و شكرگزار باشد. اما اگر به بالاتر از خود بنگرد و تمتعات و امكانات و رفاه و خانه و حقوق و… ديگران را ببيند، هميشه احساس كمبود مى كند و به دنياطلبى و ((تكاثر)) مى گرايد.

اما در امور اخروى و معنوى ، انسان بايد به بالاتر از خود بنگرد (اين در احاديث آمده است ). به آنكه علم بيشتر، تقواى افزونتر، خلوص و صداقت برتر دارد، و معرفتش بيشتر، اخلاقش نيكوتر و روحياتش والاتر است . اينها قله هاى كمالند. توجه به اين گونه افراد بالاتر از خود، سبب مى شود كه انسان به ضعفهاى اخلاقى و معنوى خود واقف گردد و تلاش ‍ بيشتر كند تا به آن قله برسد و به آنچه دارد، قانع نگردد. چرا كه مراتب كمال و معنويت انسان ، تا بى نهايت قابل رشد و فزايندگى است .  

 ابوذر: اى رسول خدا ((ص )) باز هم بر موعظه هاى خود بيفزاى .

پيامبر: با خويشاوندانت رفت و آمد داشته باش ، هرچند آنها از تو قطع رابطه كنند. بينوايان محروم را دوست داشته باش و با آنان مجالست و همنشينى كن . (قبلاً هم گذشت كه اين كار، سبب زدودن ((تكبر)) مى شود و گُل تواضع را بر شاخه زندگيمان مى شكوفاند.)

ابوذر: يا رسول الله ، باز هم !

پيامبر: حق را بگو، هر چند تلخ باشد!

ابوذر: باز هم ، اى پيامبر!

پيامبر :در راه خدا، از ملامت و نكوهش ملامتگران نترس .)) (۴)

(راستى ، در تعارض راه خدا و پسند مردم ، كدام يك را بايد برگزيد؟ كسانى از سرزنش و حرفهاى مردم مى هراسند و به همين خاطر، حرف حق را نمى گويند، به وظيفه عمل نمى كنند و از گرفتن يك ((موضع مكتبى )) مى هراسند. اما مرد حق ، در راه خدا از هيچ ملامتى نمى ترسد. ديگران هرچه مى خواهند بگويند، اگر كارشان طبق رضاى خدا باشد، ديگران و حرفهايشان مهم نيست …)

((ابوذر (آخرين سؤ ال ) يا رسول الله ، بيشتر موعظه ام كن !

اى ابوذر!…

آنچه از عيب و مسائل خويش مى دانى ، بايد تو را از پرداختن به ديگران باز دارد و آنچه خود انجام مى دهى ، بر ديگران ستم مكن . در عيب انسان ، همين بس كه از عيوب ديگران آن را بشناسد كه از خودش نمى شناسد…)) (۵)

در امثال فارسى ما نيز اين گونه سخن زياد است . سير، يك روز به پياز طعنه مى زند كه چه قدر بدبويى !… پياز مى گويد: تو از عيب خود بى خبرى ، از اين رو به عيبجويى ديگران پرداخته اى . و به تعبير ديگر: يك سوزن به خودت بزن ، يك جوالدوز به ديگرى . سبب پرداختن به ضعفها و عيوب ديگران ، آن است كه از عيوب خود بى خبريم و يا فراموش ‍ مى كنيم و چيزى را بر ديگران ناروا و زشت مى شماريم كه در خودمان نيز، همانها يافت مى شود. اين خود، عيبى است بزرگ .

ابوذر مى گويد: پيامبر آنگاه دست بر سينه ام نهاد و فرمود:

((اى ابوذر!…

هيچ عقلى ، همچون تدبير و آينده نگرى نيست ،

هيچ تقوا و وَرَعى ، همچون پرهيز از حرامهاى خدا نيست .

و… هيچ افتخار و شرافتى ، همچون ((حسن خلق )) و خوش اخلاقى نيست !)) (۶)

در اينجا، اين سلسله نور و اين آبشار حكمت ، پايان مى پذيرد. اساسى ترين حكمتها و اندرزهايى كه براى دين و دنيايمان سودبخش است ، توجه به آنها، ما را به فلسفه بلند و ناب هستى و حيات ، نزديكتر مى سازد.

* مواعظ حضرت رسول صل الله عليه وآله وسلم به ابوذر غفارى.حجت الاسلام جواد محدّثى

 پی نوشت:

۱-قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ اءوْصِنِي . قالَ: اءُوصِيكَ بِتَقوَى اللّه ، فإ نّهُ رَاءسُ اءمْرِكَ كُلِّهِ.

فقلتُ: يا رسولَ اللّه زِدْني . قال صل الله عليه و آله و سلم : عَليك بِتِلاوَةِ الْقُرْاَّنِ وَذِكْرِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ، فَإ نَّهُ ذِكْرٌ لَكَ فِي السَّماءِ وَنُورٌ فِي الاْ رْضِ.

۲-قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ زِدْنِي . قال صل الله عليه و آله و سلم : عَلَيْكَ بِالْجِهادِ، فَإ نَّهُ رُهْبانِيَّةُ اءُمَّتِي . قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ زِدْنِي . قال صل الله عليه و آله و سلم : عَلَيْكَ بِالصَّمْتِ إ لاّ مِنْ خَيْرٍ، فَإ نَّهُ مَطْرَدَةٌ لِلشَّيْطانِ عَنْكَ وَعَوْنٌ لَكَ عَلى اءُمُورِ دِينِكَ.

۳-قُلْتُ: يا رَسُولِ اللّهِ زِدْنِي . قالَ صل الله عليه و آله و سلم : إ يّاكَ وَكَثْرَةَ الضِّحْكِ، فَإ نَّهُ يُمِيتُ الْقَلْبَ وَيَذْهَبُ بِنُورِ الْوَجْهِ. قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ زِدْنِي . قال صل الله عليه و آله و سلم : اُنْظُرْ إ لى مَنْ هُوَ تَحْتَكَ وَلا تَنْظُرْ إ لى مَنْ هُوَ فَوْقَكَ، فإ نَّهُ اءجْدَرُ اءنْ لا تَزْدَرِي نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكَ.

۴-قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ زِدْنِي . قال صل الله عليه و آله و سلم : صِلْ قَرابَتَكَ وَإ نْ قَطَعُوك وَاءحِبَّ الْمَساكِينَ وَاءكثِرْ مُجالَسَتَهُم . قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ زِدْنِي . قال صل الله عليه و آله و سلم : قُلِ الْحَقَّ وَإ نْ كانَ مُرّا. قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ زِدْنِي . قال صل الله عليه و آله و سلم : لا تَخَفْ فِي اللّهِ لَوْمَةَ لائِمٍ.

۵-قُلْتُ: يا رَسُولَ اللّهِ زِدْنِي . قال صل الله عليه و آله و سلم : يا اءباذر: لِيَرُدَّكَ عَنِ النّاسِ ما تَعْرِفُ مِنْ نَفْسِكَ وَلا تَجُرْ عَلَيْهِمْ فِيما تَاءْتِي ، فَكَفى بالرَّجُلِ عَيْبا اءنْ يَعْرِفَ مِنَ النّاسِ ما يَجْهَلُ مِنْ نَفْسِهِ.

۶-يا اءباذر! لا عَقْلَ كَالتَّدْبِيرِ، وَلا وَرَعَ كالْكَفِّ عَنِ الَْمحارِمِ، وَلا حَسَبَ كَحُسْنِ الْخُلْقِ.

 

 

۱۰۲۵۴-گزینه نظامی خدا در مقابل ربا روی میز است / برخی از عربده کشی دشمن هراس دارند.+سهم محبت جمعی در اداره جامعه

۲۵ آذر

رهبر اگر علی بن ابی طالب(ع) هم باشد، تا مردم عاقل نباشند و بدنه نظام و مسئولین طاهر و سلامت نباشند، کاری از او ساخته نیست.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» حضرت آیت الله جوادی آملی در دیدار اعضای کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، در سخنانی اظهار داشتند: ما وقتی که بدانیم خطر چیست و کدام خطر ما را تهدید می کند، آنگاه با هوشیاری بیشتری می توانیم عمل کنیم.

ایشان ادامه دادند: ما یک دشمن بیرونی داریم که گاهی عربده ای می کشد و بعضی ها می ترسند، در حالی که در واقع هیچ هراسی از دشمن بیرونی نیست! الان همین آمریکا وقتی می گوید گزینه نظامی روی میز است، شاید برخی بترسند! اما تجربه نشان داده هیچ کاری از آمریکا ساخته نیست؛ در جنگ تحمیلی هشت ساله آمریکا همه تلاش و کوشش خود را به کار بست، اما هیچ کاری پیش نبرد. وقتی برای ملتی ثابت شود حضور در جبهه برای او عبادت است، با همه وجود در صحنه حضور می یابد و کاری از دشمن ساخته نیست.تصاویر/ دیدار رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی با مراجع و علما/ آیت الله جوادی آملی

معظم له ابراز داشتند: این جنگ هشت ساله در واقع جنگ جهانی سوم بود، چرا که جنگ جهانی تنها به این معنا نیست که چند کشور علیه چند کشور وارد جنگ شوند، وقتی همه دنیا با یک کشور مظلوم وارد جنگ می شوند، هم جنگی جهانی است و هشت سال دفاع مقدس این گونه بود و به لطف الهی پیروز شدیم؛ سرش نیز این است که دین شهادت و مرگ را معنا کرده؛ این سخن انبیاء الهی است که انسان مرگ را می میراند نه این که بمیرد، امام حسین(ع) در روز عاشورا خطاب به یارانشان فرمودند شما فرزندان کرامت هستید و مرگ مانند پلی زیر پای شماست، شما مرگ را پشت سر می گذارید و ابدی می شوید.

حضرت آیت الله جوادی آملی تاکید داشتند: این روحیه مقاومت و آزادگی بوده، بردگی نمی پذیرد و زیر بار استثمار و استعمار نمی رود،  لذا جوانان این طعم شیرین دین را چشیده بودند که آرزوی شهادت می کردند، زیرا در مکتب قران خوب بار آمده بودند.

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر لزوم اصلاح نظام پولی و بانکی کشور خاطرنشان کردند: در مقابل آن دشمن بیرونی که کاری هم از او ساخته نیست، یک دشمن درونی نیز وجود دارد و آن غده سرطانی ربا می باشد؛ ذات اقدس اله صریحا در قرآن فرمود، گزینه نظامی من در مقابل ربا روی میز است، اما بسیاری این را باور نکردند.

معظم له  اذعان داشتند: رهبر اگر علی بن ابی طالب(ع) هم باشد تا مردم عاقل نباشند و بدنه نظام و مسئولین طاهر و سلامت نباشند، کاری از او ساخته نیست.

ایشان با اشاره به حدیثی از حضرت رسول اکرم(ص) اظهار داشتند: کلینی از حضرت رسول(ص) نقل می کند که حضرت فرمودند، خدایا بین نان مسلمانان و خود آنها جدایی نینداز، که مراد از نان در اینجا اقتصاد است، اگر ملتی نان نداشته باشد، دینداریش سخت است.

حضرت آیت الله جوادی آملی در توصیه به مسئولین اقتصادی کشور افزودند: مسئولین باید دامداری و کشاورزی را بیش از پیش تقویت کنند تا مردم بتوانند با خودکفایی روی پای خود بایستند، باید اشتغال زایی را به صورت جدی در پیش گرفت و مردم را به کار تشویق کرد، از سوی دیگر مسئولین تولید را تسهیل ببخشند و بخش خصوصی را وارد اقتصاد نموده و وظیفه خود بدانند که اگر شخصی کاری را آغاز کرد، همه تلاش خود را بکنند تا آن فرد در کار خود موفق شود و این را دغدغه خود بدانند.

در ابتدای این دیدار، رئیس و اعضای کمیسیون اقتصادی گزارشی از عملکرد کمیسیون اقتصادی مجلس به محضر معظم له ارائه نمود.

 

۱۰۲۵۳-حكومت و صفات فرمانروا+ آموزش محبت در خطبه مالک اشتر

۲۴ آذر

… امام علی علیه السلام در نامه به مالك اشتر فرمودند: به وضع مامورین خود رسیدگی كن و كارهای خود را به دست نیكان آنان بسپار! نامه هایی را كه نقشه ها و اسرارت را در بردارد به دست كسی بسپار! نامه هایی را كه نقشه ها و اسرارت را در بردارد به دست كسی بسپار كه در فضایل اخلاقی از همه شایسته تر باشد. كسی باشد كه احترامت به وی او را مغرور نسازد و در مخالفت با تو در حضور دیگران گستاخ نگردد. كسی باشد كه غفلت تو موجب نشود كه گزارش فرمانداران و نمایندگانت و نامه های آنان را به تو ندهد و جواب شایسته كه مناسب توست برای آنان صادر نكند.
۲. بدترین مردم نزد خدا
ان شر الناس عند الله امام جائر ضل و ضل به. (خطبه ۱۶۴)
بدترین مردم نزد خدا، پیشوای منحرفی است كه خود گمراه است و موجب گمراهی (دیگران می شود.
۳. عبرت از سرگذشت زمامداران
الواجب علیك ان تتذكر ما مضی لمن تقدمك من حكومه عادله، اوسنه فاضله، او اثر عن نبینا صلی الله علیه و آله او فریضه فی كتاب الله فتقتدی بما شاهدت مما عملنا به فیها، و تجتهد لنفسك فی اتباع ما عهدت الیك فی عهدی هذا. (نامه ۵۳)
بر تو واجب است كه سرگذشت و رفتار زمامدارانی را كه پیش از تو از این خاكدان گذشته اند به یاد بیاوری، زمامدارانی كه حكومت دادگرنه گستردند و به سنت فاضله عمل نمودند و از آثار پیامبر صلی الله علیه و آله تبعیت نمودند و واجبات وارده در كتاب الهی را پیروی كردند، پس تبعیت كن از آن اعمالی كه ما انجام دادیم و تو خود آن را مشاهده كردی و واجب است كه از ذات خود در پیروی از این عهدنامه كه برای تو نوشتم.
۴. كیفر قتل عمد
یا مالك ! فلا تقوین سلطانك بسفك دم حرام، فان ذلك مما یضعفه و یوهنه، بل یزیله و ینقله، و لا عذر لك عند الله و لا عندی فی قتل العمد، لان فیه قود البدن. (نامه ۵۳)
ای مالك ! حكومت خود را با ریختن خون ناحق تقویت مكن، چرا كه این كار حكومتت را سست و متزلزل می سازد، بلكه بنیان آن را می كند و به دیگران منتقل می نماید و بدان هیچ گونه عذری نزد خدا و من در قتل عمد پذیرفته نیست، زیرا كیفر آن قصاص و مرگ است.
۵. سنت پیشوایان را نقض مكن !
لا تنقض سنه صالحه عمل بها صدور هذه الامه و اجتمعت بها الالفُه، و صلحت علیها الرعیه. (نامه ۵۳)
هرگز سنت شایسته ای را كه پیشوایان این امت به آن عمل كرده و ملت اسلام به آن انس و الفت گرفته و امور مردم بدان اصلاح گردیده است نقص ‍ مكن !
۶. كارمندانی چنین انتخاب كن !
یا مالك توخ منهم اهل التجریه و الحیا، من اهل البیوتات الصالحه و القدم فی الاسلام المتقدمه، فانهم اكرم اخلاقا، و اصح اعراضا، و اقل فی المطامع اشراقا، و اغلب فی عواقب الامور نظراً. (نامه ۵۳)
ای مالك ! كارمندانی را كه اهل تجربه و شرم و حیا و از خانواده های صالح كه در اسلام پیشگام ترند انتخاب كن ؛ زیرا اخلاق آنها كریم تر و خانواده شان پاك تر و كم طمع تر و در سنجش عواقب امور بیناترند.
۷. موقعیت خطرناك
صاحب السلطان كراكب الاسد: یغبط بموقعه، و هو اعلم بموضعه. (حكمت ۲۶۳)
ملازم و ندیم سلطان، همچون كسی است كه بر شیر سوار باشد؛ مردم به موقعیت او غبطه می خورند، در حالی كه خودش بهتر می داند در چه وضعیتی (خطرناك ) قرار دارد.
۸. رابطه امیران
الصق بذوی المرؤات و الاحساب و اهل البیوتات الصالحه و السوابق الحسنه ثم اهل النجدهُ و الشجاعه و السخا و السماخه، فانهم جماع من الكرم، و شعب من العرف. (نامه ۵۳)
به مالك اشتر نوشت: روابط خود را با افراد باشخصیت و اصیل، و خانواده های صالح و خوش سابقه برقرار كن، و پس از آن مردمانی كه دارای بزرگواری و دلاوری و سخاوت و اهل گذشتند رابطه برقرار ساز كه آن ها كانون كرم و شعبه هایی از خوبی هستند.
۹. شرایط حاكم
لا ینبغی ان یكون الوالی علی الفروج و الدما و المغانم و الاحكام، و امامه المسلمین الخیل … و لا المعطل للسنه فیهلك الامه. (خطبه ۱۳۱)
شایسته نیست كسی كه حاكم بر ناموس و خون و غنایم و احكام مسلمانان و متصدی رهبری مسلمانان است بخیل باشد و یا كسی كه به سنت (پیامبر) عمل نكند و در نتیجه، امت را به نابودی كشاند.
۱۰. میدان آزمایش مردان
الولایات مضامیر الرجال. (حكمت ۴۴۱)
زمامداری ها، میدان مسابقه و آزمایش مردان است.
۱۱. نهی از گماشتن حاجت
من كتابه الی قتم بن العباس، و هو عامله علی مكه – : و لا یكن لك الی الناس سفیر الالسانك، و لا حاجب الا وجهك. و لا تحجبن ذا حاجه عن لقائك بها، فانها ان ذیدت عن ابوابك فی اول وردها لم تحمد فیما بعد علی قضائها. (نامه ۶۷)
در نامه خود به قثم بن عباس كارگزارش در مكه: و از طرف تو برای مردم سفیری جز زبانت نباشد و ما بین تو و مردم فاصله و پرده ای جز صور قرار مده و هیچ نیازمندی را از دیداری رویت محروم مكن ؛ زیرا اگر در آغاز از ورود بر تو منع گردد، پس از آن كه حاجتش برآورده گردد تو سزاوار سپاسگزاری نخواهی گشت.
۱۲. حالات زمامداران
ان من اسخف حالات الولاه عند صالح الناس ان یظن بهم حب الفخر، و یوضع امرهم علی الكبر. (خطبه ۲۱۶)
از سخیف ترین حالات زمامداران نزد مردان صالح، زمانی است كه به آنها گمان برده شود كه دوستدار تفاخرند و امورشان را بر كبر و خود پسندی قرار می دهند.
۱۳. پاسداران احكام خدا
السلطان وزعه الله فی ارضه. (حكمت ۳۳۲)
فرمانروایان، پاسداران احكام خدا در زمین اویند.
۱۴. روزگار پس از علی علیه السلام
انه سیاتی علیكم من بعدی زمان لیس فیه شیء اخفی من الحق، و لااظهر من الباطل، و لااكثر من الكذب علی الله و رسوله. (خطبه ۱۴۷)
قطعی است كه پس از من روزگار برای شما روی خواهد آورد كه چیزی پوشیده تر از حق و آشكارتر از باطل و فراوان تر از دروغ بستن به خدا و رسولش نخواهد بود.
۱۵. سامان یافتن كار
ان فی سلطان الله عصمه لامركم . فاعطوه طاعتكم غیر ملومه و لا مستكرده بها. و الله لتفعلن او لینقلن الله عنكم سلطان لاسلام، ثم لا ینقله الیكم ابدا حتی یارز الامر الی غیركم. (خطبه ۱۶۹)
همانا سلطان خدا (حكومت و رهبری دین حق) مایه نگهداری و سامان یافتن كار شماست؛ پس بی درنگ و با میل و اختیار او را اطاعت كنید. سوگند به خدا كه یا این كار را می كنید یا خداوند سلطان اسلام (حكومت حقه اسلامی) را از شما می گیرد و دیگر هرگز آن را به شما منتقل نمی كند، تا به دست دیگری سپرده شود.
۱۶. وظیفه پیشوا
من نصب نفسه للناس اماما فلیبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره، ولیكن تادیبه بسیرته قبل تادیبه بلسانه، و معلم نفسه و مؤدبها احق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم. (حكمت ۷۳)
كسی كه خود را در مقام امامت و پیشوایی مدرم قرار دهد، باید پیش از تعلیم به دیگران، خود را تعلیم دهد و قبل از تربیت به زبان با عملش تربیت كند و كسی كه آموزگار و مربی نفس خویش است، به احترام و اكرام سزاوارتر است از آن كه معلم و مربی دیگران باشد.
۱۷. زمامداری و تصرف در كار
لیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاه، و لا تصلح الولاه الا با ستقامه الرعیهُ، فاذا ادت الرعیه الی الوالی حقه، و ادی الوالی الیها حقها عز الحق بینهم، و قامت مناهج الدین، و اعتدلت معالم العدل، و جرت علی اذلالها السنن، فصلح بذلك الزمان، و طمع فی بقا الدوله و یئست مطامع الاعدا و اذا غلبت الرعیه و الیها، او اجحف الوالی برعیته، اختلفت هنالك الكلمه، و ظهرت معالم الجور، و كثر الادغال فی الدین، و تركت محاج السنن، فعمل بالهوی، و عطلت الاحكام، و كثرت علل النفوس. (خطبه ۲۱۶)
كار ملت جز با اصلاح زمامداران و وضع زمامداران جز با رو به راه بودن كار ملت اصلاح نمی شود، بنابراین وقتی مردم حقوق حكومت را دادند و زمامدار حق مردم را ادا كرد، آن گاه حق در میان همه طبقات قوی و امور دینی استوار و نشانه های عدالت و اعتدال، و راه و رسم های درست در مجرای خود به كار می افتد، در چنین روزگاری مردم اصلاح شوند و به بقای حكومت امیدوار باید بود و دشمنان هم مایوس می گردند. اما اگر ملت بر زمامدار مسلط شد و با آن كه زمامدار به مردم ستم كرد، وحدت و نظام جامعه دچار اختلاف و نشانه های ظلم آشكار گردد، بدعت در دین فراوان و آداب دینی متروك شود، در چنین روزگار است كه به هوای نفس عمل شود و احكام خدا تعطیل و بیماری های اخلاقی فراوان گردد.
۱۸. وظیفه امام
لیس علی الامام الا ما حمل من امر ربه، الابلاغ فی الموعظه و الاجتهاد فی النصیحه، و الاحیا للسنه، و اقامه الحدود علی مستحقیها . (خطبه ۱۰۵)
بر امام نیست نگر آن كه دستور خدا را اجرا كند: با پند و اندرز، فرمان خدا را ابلاغ نماید، برای خیر خواهی مردم كوشش نموده، سنت الهی را زنده و حدود خدا را درباره منحرفان به اجرا در آورد.
۱۹. وصف داوران ناشایسته
فس صفه من یتصدی للحكم بین الامه و لیس لذلك باهل – : … رجل قمش جهلا موضع فی جهال الامُه، عاد فی اغباش الفتنه، عم بما فی عقد الهدنُه قد سماه اشباه الناس عالما و لیس به. (خطبه ۱۷)

 

۱۰۲۵۲-انسان همواره گونه ای میان نسلی بوده و امروز نیز چنین است اما امروزه به علت نیازهای فرهنگی و اجتماعی, مسئولیت پرستاری از کودکان و سال خوردگان به ناچار به عهدۀ افراد و نهادهای حرفه ای گذاشته شده است.+ پایان محبت فردی کجاست و در نهایت چه عذابی را به همراه دارد؟

۲۴ آذر

انسان همواره گونه ای میان نسلی بوده و امروز نیز چنین است اما امروزه به علت نیازهای فرهنگی و اجتماعی, مسئولیت پرستاری از کودکان و سال خوردگان به ناچار به عهدۀ افراد و نهادهای حرفه ای گذاشته شده است

صدای قهقهه و ورجه ورجه کردن کودکانه در راهروی آسایشگاه پراودینس ماونت سنت وینسنت۱ شهر سیاتل می پیچد. این صدایی نیست که انتظار شنیدنش را در راهروهای آسایشگاه سالمندان داشته باشید؛ اما این آسایشگاه که به اختصار «ماونت»۲ خوانده می شود، آسایشگاهی معمولی نیست.

 

پنج روز در هفته، ساکنان و کارمندانِ این آسایشگاه بزرگ، ساختمان ها و تأسیسات خود را که بالغ بر سیصدهزار متر مربع می شود، با حدود ۱۲۵ کودکِ نوزاد تا پنج ساله به اشتراک می گذارند. این کودکان و مربی های آن ها اعضای مهدکودک و پیش دبستانیِ ثبت شده ای به نام مرکز آموزشیِ میان نسلیِ ماونت۳ می باشند که از سال ۱۹۹۱ در همان مکانِ آسایشگاه، کار خود را آغاز کرده است.

 

هدف از اجرای چنین ایده ای، مبارزه با حس تنهایی و بی حوصلگی بود که از ویژگی های معمول زندگی در خانۀ سالمندان است. این مشکل به طور خاص در مکان هایی مثل آسایشگاه ماونت مشهود است؛ چراکه میانگین سن ساکنان این مرکز ۹۲ سال است و بسیاری از آن ها آسیب پذیر و نیازمند پرستاری ویژه اند. شارلین بوید، یکی از مسئولین این مرکز، می گوید: ما به دنبال ایجاد حس پویایی و زندگی در میان ساکنان این مجموعه بودیم تا این آسایشگاه را به مکانی برای زندگی تبدیل کنیم؛ نه محلی برای مردن. واردکردن کودکان به این مجموعه، راه حلی طبیعی بود.

 

مطالعات زیادی صورت گرفته است که نشان می دهد تعامل اجتماعی می تواند به کاهش احساس تنهایی، تأخیر در زوال عقل، کاهش فشار خون و کاهش خطر بیماری و مرگ در سالمندان بینجامد. محققان ژاپنی در سال ۲۰۱۳ در مطالعه ای نشان دادند که تعامل اجتماعی میان نسل های مختلف، می تواند میزان لبخندزدن و گفت وگو در میان بزرگ سالان را افزایش دهد.

 

باوجود اینکه تأثیر اینگونه تعاملات اجتماعی روی کودکان هنوز چندان روشن نیست؛ برخی پژوهش ها از وجود فواید مختلف برای کودکان نیز حکایت دارند. به عنوان مثال، در صورتی که کودکان از سنین اندک با افراد مسن در تماس باشند، احتمال کمتری وجود دارد که پیران را افرادی ناتوان و بی کفایت به حساب آورند و بالطبع، وقتی کودکان با تعریف مثبتی از سالمندی روبه رو باشند، در زندگی خود کمتر با حساس ازکارافتادگی مواجه خواهند بود. این نوع تعاملات بین نسلی، رشد فردی و اجتماعی کودک را نیز سرعت می بخشد. همچنین به گواهی والدینی که فرزندانشان به این مرکز آموزشی می روند، این کودکان، در مقایسه با سایر کودکانی که فاقد چنین تجربه ای بوده اند، در مواجهه با هر نوع از افراد معلول و ناتوان، احساس راحتی بیشتری می کنند.

 

تلفیق مهدکودک و خانۀ سالمندان روند پذیرفته شده ای نیست. همچنین آمار دقیقی نیز از تعداد اینگونه مؤسسات دردست نیست؛ اما از روی عکس العمل های فراوان به این پدیده در شبکه های اجتماعی و به اشتراک گذاشتن ویدئوها و مقالاتی که دراین باره نوشته شده است، می توان حدس زد که بسیاری از افراد آمادگی استقبال از این ایده را دارند. در سال ۱۹۷۶، مردی ژاپنی به نام شیمادا ماساهور یک مهدکودک و یک خانۀ سالمندان را در منطقۀ اِدوگاوای شهر توکیو در زیر یک سقف بنا کرد. بر اساس آمار وزارت بهداشت، کار و رفاه توکیو، در سال ۱۹۹۸، مؤسسۀ کوتوئن یکی از شانزده مؤسسه ای بود که دست به چنین اقدامی زده بود. حدود همان سال ها بود که این ایده در امریکای شمالی نیز پیدا شد، و حالا مراکز میان نسلی مختلفی در ژاپن، کانادا و ایالات متحده وجود دارند.

 

انسان همواره گونه ای میان نسلی بوده و امروز نیز چنین است. اما امروزه به علت نیازهای فرهنگی و اجتماعی، مسئولیت پرستاری از کودکان و سال خوردگان به ناچار به عهدۀ افراد و نهادهای حرفه ای گذاشته شده است. بیل توماس، پزشک و چهرۀ مطرح بین المللی در زمینۀ پزشکی و پرستاریِ سال خوردگان، می گوید: «ما در زمان، مکان و فرهنگی زندگی می کنیم که برای کاری که سالیان دراز در زندگی بشر، بسیار عادی و روزمره به شمار می رفته است، حالا باید خلاقیت به خرج دهیم و روش های نو به کار گیریم: زندگی مشترک انسان های پیر و انسان های جوان.»

 

در آسایشگاه ماونت فرصت های زیادی برای مشغولیت های بین نسلی میان سال خوردگان و کودکان فراهم است. مربی های این مهد هفته ای شش بار کودکان را برای بازدید از سالمندان به قسمتی از ساختمان می برند که محل سکونت و استراحتگاه سال خوردگان است. مدت زمان این دیدارهای رودررو بین بیست دقیقه برای نوزادان و یک ساعت برای کودکان بزرگ تر، متغیر است. ساکنان آسایشگاه نیز در صورت تمایل می توانند کلاس های درس کودکان را تماشا کنند. فعالیت های مشخصی نیز برای مشارکت هر دو نسل در برنامۀ روزانۀ آن ها گنجانده شده است. ازآنجاکه هر دو گروه سنی در یک ساختمان هستند، فرصت مشارکت و تعامل بین نسلی، بدون برنامه ریزی قبلی نیز وجود دارد؛ مثلاً اوقات بدیِ آب وهوا که خردسالان ناچارند از راهروها، لابی و سایر اتاق های خالی به عنوان زمینِ بازی استفاده کنند یا زمانی که گروه موسیقی محلی به مهد می آید تا برای هر دو گروه خردسالان و سالمندان بنوازد.

 

حدود ده درصد خانواده هایی که فرزندانشان را به این مهد می فرستند، کارمندان این مجموعه هستند و باقی خانواده ها، غالباً ساکنین مناطق غربی شهر سیاتل اند. این مجموعه و سازمان مرکزی آن، یعنی گروه خدمات سلامت پراویدنس، کمک هزینه هایی برای پرداخت شهریه به والدین عرضه می کنند. کارکنان این مجموعه نیز می توانند از تخفیف بیست درصدی بهره مند شوند. بیشترِ علاقه ای که والدین به این مجموعه نشان می دهند به دلیل شهرت و خوش نامیِ آن است. مربی های این مهد معمولاً به عنوان مهم ترین عامل جذب خانواده ها شناخته می شوند. آن ها باید حداقل پانزده واحد دانشگاهی در زمینۀ آموزش و پرورش کودکان خردسال را گذرانده و یک سال نیز در دورۀ پرستاری از سال خوردگان شرکت کرده باشند.

 

مری هوور، مدیر مرکز آموزشیِ میان نسلی، می گوید: «بخش اعظم چیزی که ما در اینجا به کودکان یاد می دهیم، این است که چگونه خودشان مشکلاتشان را حل کنند. مثلاً عباراتی مانند این را زیاد برای بچه ها تکرار می کنیم: «می بینم که هردوی شما این توپ را می خواهید. به نظر شما چطوری این مشکل را حل کنیم؟» بعد صبر می کنیم تا یا خود بچه ها پیشنهادشان برای حل مشکل را بگویند یا مربی ها به آن ها کمک کنند تا به راه حل فکر کنند و خودشان آن را بیابند. بازخوردهای مثبت زیادی در این باره گرفته ایم.» هوور می گوید والدینِ این کودکان تنها زمانی از جنبۀ میان نسلیِ این مجموعه آگاه می شوند که ما ساختمان های مختلف مجموعه را به آن ها نشان می دهیم. آنان زمانی که می فهمند برنامۀ آموزشی ما چنین ویژگی خاصی دارد، بیش ازپیش به هیجان می آیند. آخرین باری که بررسی کردم، بیش از چهارصد خانواده در لیست انتظار ثبت نام کودکانشان در این مجموعه بودند.

 

امکان تعاملات میان نسلی برای سالمندانِ ساکن در این مجموعه نیز حکم بازگشت به زندگی را دارد. همین ویژگیِ خاص این مجموعه بود که اوایل سال ۲۰۱۲، ایوان بریگز، فیلم سازِ اهل سیاتل را به ساختن فیلمی دراین باره تشویق کرد. او می گوید: «خیلی وقت بود که در فکر ساختن فیلمی درمورد مسئلۀ سال خوردگی در امریکا بودم. وقتی شنیدم خانۀ سالمندانی وجود دارد که درونش مهدکودک نیز هست، فکر کردم فیلم برداری از برخی جنبه های زیبا و زندۀ این مجموعه می تواند در رساندن مفاهیمی که به دنبالش بودم کارگشا باشد.» نتیجۀ این تلاش ها، فیلم مستندی به نام پرزنت پرفکت۴ (حال کامل) است که قرار است سال ۲۰۱۷ اکران شود. این فیلم به بررسی نتایج تسهیل و تشویقِ ارتباطات انسانی میان نسل های مختلف می پردازد.

 

در برشی از یکی از قسمت های این مستند، یکی از سالمندانِ این آسایشگاه، در حالی که روی ویلچر نشسته، شانه هایش خمیده و چانه اش از فرط ناتوانی پایین افتاده است، سرش را نزدیک پسربچه ای می برد و نامش را از او می پرسد. پسربچه پاسخ می دهد: «مَکس.» پیرمرد، در حالی که به صندلی چرخ دارش تکیه می دهد، می گوید: «آهان، مَک.» بعد، این کودک با حوصلۀ فراوان، خصوصاً برای کودکی در این سن وسال، چندین بار نامش را به طور صحیح برای پیرمرد تکرار می کند و هر بار دقیق تر، شمرده تر و با صدای رساتر آن را می گوید. تا آخر هم پیرمرد نامش را اشتباه می فهمد.

 

یکی دیگر از سالمندان این آسایشگاه نیز که از آلزایمر شدید رنج می برد و توانایی تکلم زیادی ندارد، ناگهان وقتی با ویلچر وارد اتاق کودکان می شود، چند جمله را به طور واضح و روان به زبان می آورد. هوور می گوید: «بلافاصله می توانی ببینی که این پیرزن توانست بخشی از مغزش را دوباره فعال کند و به یاد بیاورد که چندین بچه را بزرگ کرده است.»

 

طی مصاحبه ای که از کارکنان مجموعۀ ماونت گرفتم، از آن ها در مورد چگونگی برخورد کودکان با مسئلۀ مرگ سالمندانِ ساکن آنجا پرسیدم. آن ها در پاسخ گفتند که ممکن است کودکان غیبت یکی از سالمندان را متوجه شوند و درباره اش سؤال کنند؛ اما به طور معمول وابستگی عاطفی شدیدی میان آن ها وجود ندارد.

 

ازهمین رو، برای توماس که متخصص پزشکیِ سالمندان است، این سؤال مطرح است که آیا واقعاً در نظام آموزشی میان نسلی، رابطه ای معنادار میان اعضای دو نسل شکل می گیرد؟ او می گوید: «ملاقات با سالمندان برای کودکان، مرحله ای از تعامل است؛ اما قدم بعدی این است که مثلاً یکی از کودکان نام یکی از سالمندان را صدا بزند و با آغوش باز به سویش بدود.» اگرچه توماس ابتکار مجموعۀ ماونت و مؤسساتی مانند آن را تحسین برانگیز می داند؛ معتقد است باید فرصت های بیشتری برای مشارکت و تعامل دوجانبه میان این دو نسل فراهم شود.

 

به عقیدۀ مَت کاپلان، پروفسور مطالعات میان نسلی و سال خوردگی در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، سازمانی شدن و پروسۀ بوروکراسی در آسایشگاه های سالمندان امکان خلق چنین فرصت هایی را محدود می کند. او می گوید: «در آسایشگاه های سالمندان، معمولاً سیاست ها و قوانین، سخت و انعطاف ناپذیرند. دربارۀ اینکه سالمندان، کجا و چگونه می توانند وقت خود را سپری کنند، قوانین و مقررات مشخصی وجود دارد.» به عبارت دیگر، روابط انسانی، نه به صورت طبیعی و ذاتی، بلکه در چارچوبی شکل می گیرند که متخصصان به صورت حرفه ای مشخص کرده اند.

 

درنهایت، درست مثل تغییرات جذاب و افسانه ای که برای سیندرلا اتفاق افتاد، جادوی ارتباطات میان نسلی نیز تنها برای مدت زمان محدودی برقرار است. آنگونه که توماس می گوید، «تمام این صحنه های زیبا رأس ساعت شش پایان می یابد و بچه ها به صف از آسایشگاه خارج می شوند. پنج دقیقه بعد، آن پیرمرد یا پیرزنی که با دیدن این کودکان، گویی به زندگی بازگشته بود، دوباره آرام و ساکت، کنار دست پرستار، روی صندلی می افتد و این قسمتِ غمناک داستان است.»

تیفانی جنسن

ترجمۀ: محمدحسین کازرون

مرجع: Atlantic

این مطلب در تاریخ ۲۰ ژانویه ۲۰۱۶ با عنوان The Preschool Inside a Nursing Home در وبسایت آتلانتیک منتشر شده است.

[۱] Providence Mount St. Vincent

[۲] The Mount

[۳] The Mount's Intergenerational Learning Center

[۴]

 

۱۰۲۵۱-عشق را نمی توان در یک کلمه یا جمله خلاصه کرد عشق آرامش, شادی, دوستی و است.+ شاخص و میزان و محک تفکیک محبت حقیقی و واقعی از محبت انحرافی

۲۴ آذر

عشق را نمی توان در یک کلمه یا جمله خلاصه کرد عشق آرامش, شادی, دوستی و است عشق را نمی تواند ساده پیدا کرد اما به راستی علت آن چیست ما انسان ها چگونه و چرا عاشق می شویم روان شناسان سالها برای یافتن پاسخ این سوالات تحقیق کردند و در نهایت به نتایجی رسیدند که ما خلاصه ای از آنها را در اینجا برایتان آورده ایم

عشق را نمی توان در یک کلمه یا جمله خلاصه کرد. عشق آرامش، شادی، دوستی و… است. عشق را نمی تواند ساده پیدا کرد. اما به راستی علت آن چیست؟ ما انسان ها چگونه و چرا عاشق می شویم؟ روان شناسان سالها برای یافتن پاسخ این سوالات تحقیق کردند و در نهایت به نتایجی رسیدند که ما خلاصه ای از آنها را در اینجا برایتان آورده ایم.

 

خندیدن

 

 

 

خانم هایی که می خندند، همیشه جذاب به نظر می رسند، اما این موضوع برای آقایان صحت ندارد. تحقیقی که در سال ۲۰۱۱ روی ۱۰۰۰ نفر انجام شد، این موضوع را ثابت می کند. در این تحقیق به افراد عکسی از جنس مخالف شان را نشان دادند و از آنها خواستند تا جذاب ترین چهره ها را جدا کنند.

 

نتایج این تحقیق نشان داد زنانی که چهره ای شاد داشتند، جزو جذاب ترین ها بودند و آنهایی که غرور در چهره شان به جای خنده نقش داشت، کمترین رای را آوردند. از طرف دیگر، زنان به مردهایی رای دادند که در تصویر مغرورتر بودند و نمی خندیدند.

 

 

شباهت با عشق قبلی

 

 

 

زنان بیشتر به سمت مردانی کشیده می شوند که شبیه به عشق قبلی زندگی شان هستند. اگر چه این موضوع در مورد آقایان صحت دارد اما نسبت به زنان احتمالش کمتر است.

 

 

حالات دست

 

 

 

اگر می خواهید دل فردی را به دست آورید، هنگام صحبت کردن از دستان تان بیشتر کمک بگیرید. در تحقیقی که در سال ۲۰۱۶ انجام شد، از دو گروه زن و مرد خواستند که با جنس مخالف شان قراری بگذارند. نتیجه این پژوهش ثابت کرد افرادی که هنگام صحبت کردن دست هایشان را بیشتر تکان می دادند، بیشتر مورد توجه جنس مخالف قرار گرفتند طوری که فرد مقابل تمایل داشت بار دیگر با آنها قرار ملاقاتی بگذارد.

 

 

شباهت ظاهری و باطنی

 

 

 

این که می گویند تفاوت جذابیت می آورد، اشتباه است. آنچه افراد را به هم جذب می کند، شباهت های میان شان است نه تفاوت ها. به عنوان مثال افرادی که شخصیت مشابهی دارند، بدین علت که مسیر زندگی و هدف شان را یکی می بینند، احتمال عاشق شدن شان بیشتر است. در واقع شباهت هاست که موجب می شود دو نفر یکدیگر را به بهترین شکل ممکن درک کنند.

 

 

زل زدن به چشم هم بیش از ۲ دقیقه

 

 

 

محققان از تعدادی زن و مرد خواستند که به چشم های یکدیگر در مدت زمان بیش از ۲ دقیقه زل بزنند. در انتها از آنها خواست تا احساسات شان را بیان کنند. آنها نیز در پاسخ گفتند که حسی از عشق و دوست داشتن را تجربه کردند. و این تحقیق ثابت کرد که تماس چشمی به مدت طولانی می تواند جرقه های عشق را در درون افراد روشن کند، حتی اگر فرد مقابل تان را برای اولین بار دیده باشید.

 

 

عطر

 

 

 

عطرهای هم می توانند نقش زیادی در عاشق شدن داشته باشند. به عنوان مثل تحقیقی در کالیفرنیا ثابت کرد که خانم های بسیاری مجذوب عطر پیراهنی که تن آقایان است، و شامل مقدار زیادی تستسترون می باشند، می شوند. این عطر با هورمون های دیگر خانم ها هماهنگ شده و در نهایت حس عاشقی را منتقل می کند.

 

 

شباهت با خانواده

 

 

 

جالب است بدانید که پدر و مادر نیز نقش مهمی در عاشق شدن دارند. محققان می گویند مردانی که هنگام تولد، مادرانی زیر ۳۰ سال داشتند، به دختران جوان تمایل بیشتری نشان می دهند و برعکس. این موضوع در مورد خانم هم صادق است. زنانی که هنگام تولد پدرانی مسن داشتند، عاشق مردان سن بالا و زنانی که پدرانی جوان داشتند، عاشق مردان جوان می شوند. البته این را هم بگوییم که این موضوع برای رابطه های بلند مدت صادق است.

 

 

نگهداری از سگ

 

 

 

تحقیقات ثابت کرده که خانم ها مردانی را که سگ خانگی دارند، بیشتر به عنوان شریک زندگی بلند مدت خود می پسندند. شاید به این دلیل که می دانند آنها مسئولیت پذیرند و همین حس آرامش، نزدیکی و شادی به آنها می بخشد. به علاوه آقایانی که سگ خانگی دارند، جرات بیشتری برای پیشنهاد به دختر مورد خود را دارند.

 

 

جذابیت ظاهری

 

 

 

در مطالعه ای که در سال ۱۹۹۶ انجام شد، محققان ابتدا میزان جذابیت افراد را شناسایی کردند، سپس آنها را به قرار ملاقاتی با جنس مخالف فرستادند. نتایج نشان داد افرادی که جذابیت ظاهری زیادی دارند، در انتخابات خود نیز سخت گیرترند، حتی اگر طرف مقابل آنها نیز جذابیتی برابر با آنها داشته باشد. البته این موضوع برای افرادی صادق است که زیبایی شان بی انتهاست. افراد معمولی به آنهایی که جذابیتی یکسان با خودشان دارند، جذب می شوند.

 

۱۰۲۵۰-دعای مستجاب آیت الله سید حسین قمی کنار مرقد سیدالشهداء (ع)+رابطه محبت با استجابت دعا

۲۴ آذر

حاج آقا حسین قمی بالای سر مطهر نشسته بودند به من اشاره نموده، نزد ایشان رفتم و آقا اظهار داشتند: ریاست و مرجعیت دینی بعد از آسید ابوالحسن به من روی آورده و من می‎ ترسم به دینم لطمه بخورد! من دعا می ‎کنم شما آمین بگویید: خدایا!…

به گزارش خبرگزاری«حوزه»، آیت الله العظمی سید حسین طباطبایی قمی فرزند حاج سید محمود قمی از مراجع بزرگ تقلید، در شهر قم در رجب سال ۱۲۸۲ ق. متولد شد.

تحصیلات

آیت الله العظمی قمی تحصیلات ابتدایی خود را در قم شروع کرد و تا سنین بلوغ در قم به تحصیل پرداخت. وی سپس در پی تکمیل تحصیلات راهی تهران شد و درس ‌های دوره سطح مانند معالم، قوانین، شرح لمعه و رسائل و مکاسب را نزد اساتید آن حوزه خواند.

آیت الله قمی در ۲۲ سالگی عازم مکه و مدینه شد. در بازگشت از سرزمین وحی، وارد نجف اشرف گردید و پس از زیارت راهی سامرا شد. وی در جلسه درس آیت الله میرزا محمدحسن شیرازی شرکت کرد و پس از دو سال اقامت در سال ۱۳۰۶ قمری بار دیگر به تهران بازگشت.

آن مرحوم در شهر تهران از محضر اساتید بزرگی همچون: آقا علی مدرس،‌ میرزا ابوالحسن جلوه، میرزا علی ‌اکبر حکمی یزدی، میرزا هاشم رشتی، شیخ علی نوری، میرزا ابوالحسن کرمانشاهی، میرزا محمود قمی، شیخ عبدالمحسن مدرس ریاضی،‌ شیخ فضل الله نوری و میرزا محمدحسن آشتیانی کسب فیض کرد و پس از پنج سال تحصیل، به عراق هجرت نمود.

حاج آقا حسین در شهر مقدس نجف اشرف در محفل درس آیات عظام: میرزا حبیب الله رشتی، حاج آقا رضا همدانی، آخوند ملا علی نهاوندی،‌ آخوند محمدکاظم خراسانی، سید محمدکاظم یزدی و دیگر بزرگان کسب فیض کرد. سپس در سال ۱۳۲۱ قمری وارد سامرا گردید و در دروس آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی شرکت نمود و مراتب عالی علمی را یکی پس از دیگری پشت سر نهاد. استاد بزرگوارش نیز عنایت خاصی به وی داشت و مقلدان خود را در مسائل احتیاطی به ایشان ارجاع می داد که این امر به این معنی بود که آیت الله قمی پس از میرزا، اعلم مجتهدان آن زمان می باشد.

* هجرت به مشهد

با توجه به درخواست اهالی مشهد از محضر آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی در فرستادن عالمی باتقوا و مجتهدی دانا، ایشان حاج آقا حسین قمی را در پذیرش این امر خطیر مناسب دانسته و سفر به مشهد و اقامت در آن جا را به وی پیشنهاد کرد. آیت الله قمی پس از ده سال سکونت در سامرا به سوی آستان قدس امام هشتم علیه السلام عزم سفر کرد.

آیت الله حاج آقا حسین قمی با ورود به مشهد با برپایی نماز جماعت، ارتباط خود را با مردم برقرار کرد و با پاسخگویی به سؤالات مردم و رسیدگی به وضعیت محرومان و مستضعفان پرداخت و زعامت و سرپرستی حوزه علمیه را به عهده گرفت و علاوه بر رسیدگی به امور محصلان علوم دینی، دانش فقه و اصول را برای طالبان علم در منزل خود تدریس میکرد.

* چاپ احکام فارسی

گرچه مرحوم قمی از دادن رساله و قبول مسئولیت مرجعیت امتناع می کرد ولی با اصرار و مراجعه فراوان جمع زیادی از متدینین، رساله احکام فارسی ایشان در سال ۱۳۵۱ قمری به چاپ رسید و مرجعیت ایشان از آن تاریخ آغاز گردید.

* قیام گوهرشاد و تبعید به عراق

در دوران رضاخان همیشه و همه جا مرحوم آیت الله العظمی طباطبایی قمی با دین‌ ستیزی این شاه کوته نگر مقابله می کرد. یکی از این موارد جریان مسجد گوهرشاد بود.

علما و مجتهدان مشهد همچون حاج آقا حسین قمی، سید یونس اردبیلی جلسات متعددی برگزار کردند و توطئه حجاب زدایی و موضوع اجباری شدن کلاه بین المللی و برپایی جشن‌ ها و مجالسی همچون جشن مدرسه شاپور شیراز را مورد بحث و نقد قرار دادند. در یکی از نشست ‌ها که در منزل حاج‌ آقا حسین قمی برگزار گردید ایشان از اوضاع جاری مملکت و فشاری که بر اسلام وارد شده به شدت متأثر و گریان می شوند و سپس می فرماید: «امروز اسلام فدایی می خواهد، بر مردم است که قیام کنند».

در نهایت علما تصمیم می گیرند که حاج آقا حسین قمی در اعتراض به اقدامات رضاخان به تهران رفته، با او صحبت کند. حاج آقا حسین در ربیع الاول سال ۱۳۵۴ قمری وارد تهران شد و مردم مؤمن و دین ‌باور با حرکت خود به حضرت عبدالعظیم (ع) و دیدار با مرجع خود، آمادگی خویشتن را برای هر گونه جانفشانی و فداکاری اعلام نمودند.

حضور گسترده دیدارکنندگان موجب وحشت و هراس دولت رضاخانی گردید و در نتیجه ظهر روز دوم ربیع الثانی ملاقات با آیت الله قمی ممنوع اعلام شد و محل اقامت ایشان به محاصره کامل درآمد. پس از گذشت چند روز از محاصره محل، فرستادگان رضاخان به دیدار حاج آقا حسین قمی آمدند و با لحن بی ادبانه اظهار کردند که: عرایض شما به سمع ملوکانه رسیده است.

تا به جمع مردم و روحانیون متحصن در مسجد بپیوندند، لیکن قزاقان رضاخان با نواختن شیپور جنگ بیمحابا به روی مردم آتش گشودند و حدود یکصد نفر را شهید و مجروح کردند. اما مردم مقاوم و صبور، با داس و چهار شاخ و بیل به مقابله برخاسته، به حرکت خود ادامه دادند و پس از عقب راندن قزاق‌ها به طرف مسجد سرازیر شدند. نیمههای شب یکشنبه نیروهای قزاق پس از دستور رضاخان به فرماندهی سرهنگ ایرج مطبوعی در نقاط حساس مسجد گوهرشاد و اطراف آن مستقر شدند.

مسلسل‌های سنگین را بر بام‌های مشرف به حیاط مسجد قرار داده، سپس حمله را ‎‎آغاز کردند و هنگامی که سپیده صبح زد. حادثه خونبار مسجد گوهرشاد اتفاق افتاد که بیش از دو هزار شهید در مسجد گوهرشاد و در صحن و دالان ‌های مسجد در خون غلتان شدند.

سرانجام پس از قیام خونین مسجد گوهرشاد، رژیم ستم شاهی پهلوی مدتی ایشان را در تهران توقیف و در نهایت در سال ۱۳۵۴ قمری به عراق تبعید کرد. به همین علت از این سال به بعد مرجعیت ایشان به کربلا منتقل شد. با وجود حاج آقا حسین قمی، وضع عمومی حوزه تغییر یافت و جلسات درس و بحث رونق دیگری گرفت. ایشان در کنار اداره حوزه و زعامت دینی مردم و انجام رسالت عظیم مرجعیت،‌ از تدریس و تربیت شیفتگان علم دریغ ننمود و دروس خارج فقه و اصول را برای جویندگان آن بیان می کرد.

* قبول مرجعیت دینی در عراق

بعد از رحلت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم قمی نیز کربلا را بعد از یازده سال ترک کرده و به نجف اشرف منتقل شد. علما و مجتهدان نجف اشرف با از دست دادن آیت الله اصفهانی در پی مرجع عام دیگری، برای سپردن مرجعیت عامه و سرپرستی حوزه نجف اشرف به او بودند و تنها شخصیت ارزنده والامقام حضرت آیت الله قمی را لایق این مسئولیت می دانستند. پس از اصرار فراوان ایشان چاره ای جز قبول ندید و این امر را قبول کرد.

شاگردان

مرحوم قمی، شاگردان فراوانی را در مشهد، نجف و کربلا آموزش داد که از آن جمله: میرزا حسن بجنوردی، حاج آخوند ملا عباس تربتی، شیخ محمدعلی کاظمی خراسانی، شیخ فاضل قفقازی، سید صدرالدین جزایری، حاج آقا بزرگ اشرفی شاهرودی، میرزا مهدی حکیم، سید محمد موسوی لنکرانی، سید حسین موسوی نسل، شیخ حسینعلی راشد تربتی، شیخ مجتبی قزوینی،‌ شیخ هاشم قزوینی، میرزا احمد مدرس یزدی، سید حسن طباطبایی قمی، سید مهدی طباطبایی قمی، شیخ کاظم دامغانی، شیخ غلامحسن محامی بادکوبهای، شیخ یوسف بیارجمندی شاهرودی، شیخ علی توحیدی بسطامی، شیخ عباسعلی اسلامی. شیخ محمدعلی سرابی، سید زین‌العابدین کاشانی جائری، شیخ هادی حائری شیرازی،‌ شیخ محمدحسین صدقی مازندرانی و شیخ محمدرضا جزقویه ای اصفهانی و دیگر بزرگان می باشند.

آثار

آیت الله حاج آقا حسین قمی آثار ارزنده ای در ابواب مختلف فقه از خود به یادگار گذاشته است که عبارتند از: حاشیه بر عروه‌ الوثقی،‌ حاشیه بر رساله ارث و نفقات،‌ حاشیه بر رساله ربائیه رضاعیه، حاشیه بر صحه ‌المعاملات، حاشیه بر مجمع المسائل، الذخیره الباقیه فی العبادات والمعاملات، مختصر الاحکام، طریق النجاه، منتخب الاحکام، مناسک حج، ذخیره العباد و هدایه الانام فی المسائل الحلال والحرام.

رحلت

حضرت آیت الله العظمی قمی پس از چند ماه از رحلت آیت الله اصفهانی، در چهاردهم ربیع الاول سال ۱۳۶۶ ق در نجف اشرف از دنیا رفت و در جوار مرقد حضرت مولی الموحدین امام علی علیه السلام به خاک سپرده شد.

مرحوم آیت الله سید محمدهادی میلانی نقل می کنند: «به حرم سیدالشهداء علیه السلام مشرف شدم، حاج آقا حسین قمی بالای سر مطهر نشسته بودند به من اشاره نموده، نزد ایشان رفتم و آقا اظهار داشتند: ریاست و مرجعیت دینی بعد از آسید ابوالحسن به من روی آورده و من می ترسم به دینم لطمه بخورد! من دعا می کنم شما آمین بگویید: خدایا! اگر این ریاست به دین من مضر است، جان مرا بگیر! سپس آن قدر گریه کردند که زمین از آب دیده ایشان تر شد».

منبع: موسسه سیره علما.