RSS
 

بایگانی برای اسفند, ۱۳۹۵

۱۰۵۴۴-جای آموزش «مهارت زندگی» در مدارس خالی است.+محبت حقیقی راهکار پرورش محوری

۲۸ اسفند
جای آموزش «مهارت زندگی» در مدارس خالی است

 

وزیر آموزش و پرورش در گفت‌وگو با "ايران":

فخرالدین دانش آشتیانی بیشتر از پنج ماه نیست که سکان وزارتخانه آموزش و  پرورش را برعهده گرفته است،وزیری که با جدیت و صراحت پاسخ می‌دهد و باکی از کسی ندارد. او همان روزهایی که وزارتخانه را از وزیر سابق تحویل گرفت بخوبی می‌دانست که این وزارتخانه با کسری بودجه،کمبود اعتبار و مطالبات پرداخت نشده معلمان روبه رو است و البته موضوع مورد علاقه‌اش که گمشده این روزهای مدارس کشور است، «پرورش»  دانش آموزان است،موضوعی که به گفته فخرالدین دانش آشتیانی، فقدانش موجب افزایش آسیب‌های اجتماعی در بین برخی دانش آموزان شده است. برای همین خودش تأکید می‌کند در این مدت باقی‌مانده از دولت یازدهم فقط می‌خواهد به موضوع تعلیم و تربیت در مدارس بپردازد.

وزیر آموزش و پرورش درباره مهم‌ترین مشکل این وزارتخانه می‌گوید: مهم‌ترین مشکل ما کارکرد نظام تعلیم و تربیت در مدارس است. متأسفانه کارکرد آموزش و پرورش بیشتر در حوزه آموزش بوده است. در این سال ها اگر بحث برنامه‌ریزی آموزشی داشتیم، بیشترین بحث ما این بود که فارغ‌التحصیلانی داشته باشیم که بتوانند در جامعه کارکرد بهتری داشته باشند. بنابراین فکرمی‌کنم یکی از چالش‌هایی که در نظام تعلیم و تربیت  با آن روبه‌رو هستیم این است که فارغ‌التحصیل‌های ما آن تأثیرگذاری را که باید در جامعه داشته باشند  ندارند. حتی خیلی از خانواده‌ها هم درباره اهداف فرستادن فرزندانشان به مدارس چیزی نمی‌دانند. خیلی‌ها می‌گویند می‌آید تا باسواد شود، شیمی، فیزیک و ریاضی یاد بگیرد. آنها نمی‌دانند که فرزندشان به مدرسه می‌آید تا پرورش پیدا کند تا مهارت زندگی یاد بگیرد.

دانش آشتیانی در گفت‌وگو با «ایران »با اشاره به اینکه در این مدت بیشتر بحث‌هایم درباره مباحث پرورش و بینشی در مدارس بوده است می‌گوید: در این سه ماه با مدیران استان‌ها جلسات مختلفی برگزار کردم و با رؤسای مناطق جلساتی را گذاشتم. همچنین در هر استانی که می‌روم، می‌خواهم با جمعی از معلمان و مدیران مدارس صحبت کنم. هدفم این است ابتدا این نگرش را در بین همکارانم جا بیندازیم که مدرسه فقط جای یاد گرفتن فیزیک، ریاضی و ادبیات نیست، بلکه مدرسه جایگاهی است که دانش‌آموز باید تربیت شود، یاد بگیرد با مشکلات زندگی چگونه برخورد کند.

نگاه امنیتی در آموزش و پرورش را اصلاح می‌کنم

وزیر آموزش و پرورش  درباره حساسیت‌های موجود درباره معلمان می‌گوید: «همه به دنبال این موضوع هستیم که سند تحول به طور واقعی اجرا شود. باید سعی کنیم این حساسیت‌هایی را که ممکن است روی معلمان وجود داشته باشد  از بین ببریم و البته یکی از برنامه‌های من در وزارتخانه این بوده که نگاه امنیتی به آموزش و پرورش را اصلاح کنم و  تا جایی که توانستم هم در این مدت این موضوع را اصلاح کردم، سیاست‌های کلان دولت و وزارتخانه بر این است که نگاه امنیتی روی معلم نباشد.

در برابر آسیب‌های اجتماعی سکوت نمی‌کنم

 دانش آشتیانی درباره این سؤال که زنگ خطر آسیب‌های اجتماعی در سطح دانش آموزان ابتدایی به صدا در آمده است  و برنامه این وزارتخانه برای کنترل و کاهش آسیب‌های اجتمـــاعی چیست می‌گـــــــوید:«دو رویکرد می‌توانیم نسبت به این مسأله داشته باشیم؛ برای دانش‌آموزان درگیر آسیب، سیستم آموزشی مجزایی را بگذاریم اما باید بدانیم که با این آموزش‌ها دانش آموزان ما واکسینه نمی‌شوند، بنده معتقدم این موضوع با این راهکارها حل نمی‌شود اگر بخواهیم از آسیب‌های اجتماعی پیشگیری کنیم، باید علت‌یابی درستی از این موضوع داشته باشیم. با برخی از دانش‌آموزان درگیر آسیب صحبت‌هایی داشتیم که به این نتیجه رسیدیم  بیشتر دانش‌آموزان درگیر آسیب، نوجوانان ضعیف‌النفسی هستند که همین نداشتن اعتماد به نفس آنها را وارد حوزه‌هایی کرده که برایشان خطرساز شده است. همچنین بیشتر دانش‌آموزان که درگیر آسیب اجتماعی می‌شوند حالت یأس و نا‌امیدی نسبت به زندگی و آینده  دارند. متأسفانه دانش‌آموزان ما وقتی با بحران روبه‌رو می‌شوند، نمی‌توانند آن را حل کنند. پس در اینجا جای خالی مهارت‌های اجتماعی دیده می‌شود. این مهارت‌ها در کلاس درس باید تدریس شود. آقای معلم و مربی یکی از وظایفش این است که اعتماد به نفس دانش‌آموز را بالا ببرد و روش‌های حل مسأله را آموزش دهد.

وی تأکید می‌کند: به هر حال باید قبول کنیم که این موضوع زمانبر است و یکی دو سال آینده حل نمی‌شود. روال تعلیم و تربیت پروسه‌ای طولانی مدت است. ما به جای اینکه بخواهیم سریع نتیجه‌گرا باشیم، باید بپذیریم فرآیند رسیدن به مسأله چگونه است. اصلاً اینگونه نیست ما نسبت به این مسأله احساس مسئولیت می‌کنیم و باید هم پاسخگو باشیم. یکی از دستگاه‌هایی که می‌تواند آسیب‌های اجتماعی را تقلیل دهد، وزارت آموزش و پرورش است.  یکی از علل فراری بودن دانش‌آموزان از مدرسه همان حجم کتاب درسی است. من به عنوان وزیر باید در باره این موضوع فعالیت کنم.

 دانش آشتیانی با تکیه بر اینکه از وضعیت مدارس کشور باخبر هستم و می‌دانم چه آسیب‌هایی دانش آموزان را تهدید می‌کند تأکید می‌کند: اما نباید برای کاهش آسیب‌ها راهکارهای کوتاه مدت را در نظر بگیریم نگرانی من از این است که صورت مسأله را با راه‌حل‌های کوتاه‌مدت پاک ‌کنیم. این ریشه‌یابی نیست و مسائل ادامه پیدا می‌کند در شرایط فعلی نباید اقدام کوتاه‌مدت داشته باشیم.

تنبیه دانش آموز برخلاف قانون است

هر روز از گوشه و کنار کشور خبرهایی مبنی بر آزار و اذیت دانش‌آموزان از سوی معلم می‌رسد ،وزیر آموزش و پـــــــــرورش دربــــاره سیاست‌های بازدارنده‌اش برای تنبیه در مدارس می‌گوید: در‌خصوص تنبیه بدنی هم اعتقاد راسخ دارم که این امر بر‌خلاف اصول تعلیم و تربیت و قوانین موجود آموزش و پرورش است،اما متأسفانه گاهی تنبیه بدنی هم در مدارس دیده می‌شود که قابل پذیرش نیست؛با معلمی که دانش آموز را تنبیه کند برخورد جدی خواهیم داشت.

او با اشاره به سیاست‌های بازدارنده آموزش و پرورش در قبال تنبیه دانش آموزان تأکید می‌کند: آموزش و اطلاع‌رسانی، درخواست برنامه آموزشی از مدیران استان‌ها، مناطق و مدارس، اطلاع‌رسانی به معلمان از آیین‌نامه‌های ممنوعیت تنبیه بدنی در مدارس،بحث بررسی و تبادل نظر درباره موضوع تنبیه بدنی در مدارس در فرصت شورای دبیران  از جمله کارهایی است که ما در وزارتخانه انجام می‌دهیم . با این همه معلم ما بدون شک متأثر از مسائل معیشتی است،متأثر از فیزیک کلاس و محیط کار است. متأثر از مطالبی است که در کتاب‌های درسی نوشته می‌شود. معلم متأثر از فرهنگ اجتماعی جامعه و… است  و عوامل بی‌شمار دیگری وجود دارد که در شکل‌گیری رفتارها و تصمیم‌گیری‌ها مؤثرند و بدون تردید در تصمیمات معلمان مؤثر هستند. تلاش‌های ما، مجموعه دولت و جامعه، باید این باشد که شرایطی فراهم کنیم که معلم به عنوان اصلی‌ترین رکن تعلیم و تربیت از امنیت روانی و اجتماعی و شغلی و جسمی برخوردار باشد.

 

۱۰۵۴۳-وقتی شاد کردن مردم در نظام اسلامی «عبادت» است/ روایتی از شوخی‌های مقام معظم رهبری با «گل‌آقا»+ محبت حقیقی به ظنز اثر حقیقی می بخشد.

۲۸ اسفند

روایتی از شوخی‌های مقام معظم رهبری با «گل‌آقا»

خبرگزاری فارس: وقتی شاد کردن مردم در نظام اسلامی «عبادت» است/ روایتی از شوخی‌های مقام معظم رهبری با «گل‌آقا»

لبخند، شادمانی و نشاط در جامعه اسلامی از ضروریات است. ضرورتی که شکل آرمانی و تأکید بر وجوب مختلف آن را می‌توان در کلام مقام معظم رهبری به نظاره نشست.

خبرگزاری فارس: نشریه انگلیسی اکونومیست سال گذشته گزارشی را درباره شاخص امید به زندگی در کشورهای جهان منتشر کرد.

این گزارش در کمال تعجب عده‌ای اما جمهوری اسلامی ایران را در رده پنجمین کشور دنیا به لحاظ امید مردم به زندگی معرفی کرده بود.[۱]

اگرچه برخی چهره‌های اصلاح‌طلب در داخل کشور که ید طولایی در سیاه‌نمایی از اوضاع دارند، بلافاصله با کنایه به گزارش اکونومیست از این گفتند که «انسان در شرایط ناامیدی امیدوارتر می‌شود»! اما به نظر می‌رسد عدو سبب خیر شده بود تا یکی از واقعیت‌های مهم جامعه ایرانی یعنی «فراهم بودن بستر شادی و امید مردم در ایران» باز هم گفته شود.

 

*جامعه ایرانی؛ جامعه‌ای در مغناطیس شادمانی…

کسی که تاریخ و ادبیات ایران‌زمین را خوانده باشد نشانه‌های آشکاری می‌یابد که بی‌هیچ اغراقی بیان‌کننده علاقه خاص مردمان این سرزمین به اتمسفر شادمانی و لبخندهای با محتواست.

ستون‌های طنز روزنامه‌ها در عصر مشروطه، طنزمایه‌های موجود در اشعار سعدی، مولوی، عبید زاکانی و دیگران، ورزش‌ها و تفریحات رایج در میان ایرانیان باستان و جشن‌های مختلف مثل عید نوروز؛ که جمع آنها کمتر در میان سایر اقوام و ملل دنیا دیده می‌شود؛ جملگی نشان از این دارد که ایرانی‌ها زیستن در این شرایط را بیشتر بلدند و دوست می‌دارند.

در واقع شاید، همین ژنتیک دوست‌داشتنی است که در پی آن رفتارهای دیگری همچون «امنیت‌آوری ایرانیان» و محو دشمن در هاضمه مردم ایران در طول تاریخ تا امروز زبانزد خاص و عام بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چه اینکه ذاتی که تمایل به شادمانی دارد و قدر آن را می‌داند؛ طبیعتا به مبارزه با شر برمی‌خیزد و از آنجا که نگاهی محتوایی و فلسفی به مقوله شاد زیستن دارد؛ آنرا نه فقط برای خود که برای دیگران هم می‌خواهد و در ایجادش تلاش می‌کند.

و از همینروست که اسطوره‌ها و پهلوانان این سرزمین حتی،‌ از دیرباز تا امروز همواره به فداکاری برای سایر مردم و سرزمین‌ها نیز شهره بوده‌اند.

در واقع حتی اگر یک رئیس‌جمهور در ایران هم گاهی به رقبای سیاسی و انتخاباتی خود کنایه می‌زند که شما با «لبخند و شادمانی» مردم مخالفت دارید؛ اما این حرف ناشی از یک محاسبه غلط است.

چون اساساً در جامعه ایرانی کسی نمی‌تواند باور کند که عده‌ای با لبخند، چیزهای نو و شادمانی مخالف باشند و در قلب مردم نیز کاریزمای سیاسی و اجرایی داشته باشند.

 

*از نگاه رهبری به مقوله شادمانی و لبخند…

در این میان اما نگاه اسلامی، محتوایی و پیشروانه مقام معظم رهبری به مقوله طنز و شادمانی نیز بیانگر واقعیت‌های بسیار دلپذیری از سیاست‌های نظام اسلامی است.

نگاهی که اما متأسفانه عده‌ای به هر دلیلی ترجیح می‌دهند کمتر درباره‌اش سخن بگویند!

آنچه در ادامه می‌خوانید، بخش‌هایی از بیانات و تأکیدات رهبر معظم انقلاب بر مقوله «طنز»، «لبخند» و «شادمانی» در جامعه اسلامی و ایرانی است که در مواقع مختلف ایراد شده‌اند.

مقام معظم رهبری، ۱۲ سال قبل و در دیدار با مسئولان وقت سازمان صدا و سیما، سیاست‌های مهمی را درباره چیستی نگاه نظام اسلامی به مقوله لبخند و شادمانی جامعه بیان فرمودند.

ایشان در بخشی از این بیانات می‌فرمایند:

«یکی از مقوله‌های بسیار مهم و یقیناً یکی از ضرورتهای جامعه، لبخند است. لبخند یکی از نیازهای زندگی انسان است. زندگىِ بیشادی و بی‌لبخند، زندگی دوزخی است. زندگی بهشتی، زندگی با لبخند است. حضرت علی فرمود: «المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه»؛ اگر غصه‌یی دارید، باید در دلتان نگه دارید؛ مؤمن این‌طوری است. لبخند و شادی مؤمن در چهره‌ی اوست. اصلاً چهره‌ها باید شاد باشد. اگر با چهره‌ی خودتان میتوانید به جامعه شادی بدهید، باید این کار را بکنید. شادی لازم است و باید آن را برای مردم تأمین کرد؛ منتها این کار برنامه‌ریزی میخواهد. البته شماها برنامه‌ریزی کرده‌اید. این مواردی که من میگویم «باید»، معنایش این نیست که شما نکرده‌اید. شما کارهای زیاد و خوبی کرده‌اید و من میخواهم بر ادامه‌ی آنها تأکید کنم. مراقب باشید شادی در مردم با لودگی و ابتذال و بی‌بندوباری همراه نشود؛ از این طریق به مردم شادی داده نشود. همه‌جور میشود به مردم شادی داد؛ از نوع صحیح آن شادی داده شود. گاهی اوقات یک لطیفه یا یک تعبیرِ بجا مخاطب را شاد و خوشحال میکند؛ گاهی هم ممکن است یک آدم لوده با ده جور ادا درآوردن، نتواند آن‌طور شادی را ایجاد کند. شادی کردن و شادی دادن به مردم، به‌معنای لودگی نیست. یکی از آقایانی که در صدا و سیما گاهی صحبت میکند و مصاحبه‌های خوب و صحبتهای خوبی دارد – من گاهی گوش کرده‌ام – اصلاً شوخی نمیکند؛ اما تعبیرات و کیفیت بیانش طوری است که انسان گاهی بیاختیار لبخند به لب میآورد؛ این‌طور خوب است.»[2]

معظم‌له در بخش دیگری از همین بیانات با اشاره به مقوله «طنز» فرمودند: طنز فاخر و برجسته، یکی از هنرهاست. «طنز» هنر خیلی بزرگی است. بنده با مرحوم صابری شوخی میکردم و میگفتم «طنازها»! 

طنازهای واقعی را تقویت کنید، پرورش دهید و کمک کنید تا طنز بیاورند. طنز، یعنی مطلب مهمِ جدی که با زبان شوخی بیان میشود؛ محتوا و معنایی در آن هست، منتها به زبان شوخی.[۳]

 

*مقام معظم رهبری: زندگی بدون تفریح سالم و لبخند طبیعی، موفق نیست

ولی امر مسلمین جهان، ۲۴ سال قبل نیز در بخشی از ملاقات خود با کارکنان وقت گروه ورزش و سرگرمی صدای جمهوری اسلامی درباره دو مقوله مهم «تفریح سالم» و «لبخند طبیعی» فرمودند:

«راجع به موضوع "تفریحات" چیزی که می‌توانم، بگویم این است که موضوعی بسیار مهم و اساسی است. اگر چه در جامعه، خیلیها هستند که ممکن است آن را جدی نگیرند و فکر کنند که یک زندگی جامد و خشک و بی‌انعطاف و بی‌لبخند، می‌تواند زندگی موفقی باشد. اما چنین نیست.

اگر در زندگی تفریح سالم نباشد؛ اگر آن لبخند طبیعی که ناشی از نشاط است بر لب انسان ننشیند، زندگی برخود انسان و بر معاشران او، جهنم خواهد شد. مادیات، مقدمه‌ی زندگی خوبند؛ و تفریح، عنصر اساسی زندگی خوب است.

فرض کنیم کسی در آمدهای مالی بسیار کلانی داشته باشد، اما در زندگی دل خوشی نداشته باشد. این، زندگی نیست که دارد! تفریح، از باب تفعیل است؛ یعنی فرح آوردن؛ یعنی ایجاد فرح. اگر فرح و شادمانی در انسانی نباشد، ولو خیلی هم در آمد داشته باشد؛ مقام بسیار عالی داشته باشد یا نفوذ اجتماعی داشته باشد، این اصلاً برای او زندگی نیست و حتی نمی‌شود با او زندگی کرد.»[4]

 

ایشان در بخش دیگری از همین بیانات با اشاره به مسئله «تفریح» تصریح کردند: «تفریح» یک کار اسلامی است. من قبول ندارم کسی چهره‌ی اسلام را یک چهره‌ی خشمگین و اخمو و بد اخلاق تصور کند. به‌هیچ‌وجه، اسلام این نیست. چهره‌ی اسلام، چهره‌ی یک انسان جدی است؛ یک انسان متین. یک چهره‌ی جدی و متین را شما تصور کنید! این، چهره‌ی اسلام است. یک چهره‌ی جدی، در هر جای زندگی، آن کار بایسته را انجام می‌دهد. یک جا باید شادمانی کرد؛ یک جا باید تلخی نشان داد؛ یک جا انسان با دشمن روبه‌روست؛ یک جا با غریبه روبه‌روست؛ یک جا با خودی روبه روست و یک جا با یک مشتاق و دوست رو به روست. اینها با هم فرق می‌کند. یک انسان متین، چهره‌اش همه جا یکسان نیست. آن‌جا که با یک دشمن روبه‌روست، طبیعی است که چهره‌ی دیگری خواهد داشت. آن‌جا که با یک انسان غریبه رو به روست – که دشمن هم نیست، اما غریبه است – یک‌طور روبه‌رو می‌شود، و با یک دوست و محبوب و عزیز و نزدیک و دلسوز، یک طور دیگر روبه رو می‌شود. اسلام این‌گونه است و هر جایی یک برخورد دارد.[۵]

 

*هنرمند طنّازی که وجودش نعمت الهی بود…

در آن روزها برنامه رادیویی طنز «صبح جمعه با شما» نیز در میان مردم ایران با اقبال گسترده‌ای همراه بود.

رهبر انقلاب، در دیدار با کارکنان صدای جمهوری اسلامی به محتوای این برنامه و دست‌اندرکاران آن نیز اشاره کرده و فرمودند:

«من از اوایل، یعنی از چند سال پیش، برنامه‌ی شما را گاهی توانسته‌ام گوش کنم. الان هم اگر وقت داشته باشم و خواب نباشم، گوش می‌کنم؛ چون جبران کم‌خوابی‌های هفته، گاهی در روز جمعه انجام می‌گیرد. غرض این‌که، وقتی این کار مشترک را گوش می‌کنم، شاد می‌شوم که چقدر کار خوبی است! این کار مشترک را ادامه دهید. البته یکی از نکات قوت برنامه، تنظیم آن و یکی هم اجرای آقای نوذری است.

آقای نوذری یکی از آن هنرمندان مبتکر، خلاق و واقعی هستند. ایشان هنرمند بسیار با ارزشی هستند که من وجودشان را از نعمتهای خدا بر خودمان می‌دانم. من برنامه‌های مختلف ایشان را گاهی گوش می‌کنم یا می‌بینم. ایشان بسیار هنرمندند. هنر یک ودیعه‌ی الهی و یک نعمت بزرگ خداست و هنرمند هم یک نعمت است.»[6]

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار، شاد کردن دیگران را «عبادت» توصیف کرده و فرمودند: «در چهره‌ی اسلام، تفریح و ادخال سرور – دیگران را مسرور کردن، خشنود کردن، خوشحال کردن، شاد کردن و امیدوار کردن – جای بسیار حساسی دارد. بنابر این، شما همین‌طور که یک کار تفریحی را انجام می‌دهید، یک نمایش اجرا می‌کنید، یک ماجرای طنزآمیز را بیان می‌کنید، یک شعر اجرا می‌کنید و می‌خوانید یا یک مسابقه اجرا می‌کنید، در همان حال احساس کنید که یک عبادت انجام می‌دهید. مثلاً وقتی آقای شیشه گران مطلبی می‌نویسند، باید احساس کنند که یک عبادت انجام می‌دهند. حقیقتاً همین است. این یک واقعیت است. احساس کنید که بخشی از آن مجموعه‌ای را که زندگی اسلامی برای انسانها در نظر گرفته، متعهد می‌شوید و انجام می‌دهید.»[7]

در گفتارهای رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی درباره مقوله شادی مردم، تأکیدات فراوان دیگری هم وجود دارد.

مثلاً ایشان در سال ۶۹ و در دیدار با اعضای شورای انقلاب فرهنگی طی سخنانی بر ضرورت «ابتکار برای شادی مردم» تأکید کرده و فرموده بودند: 

_ در سالهای گذشته، به برادران عرض کردیم که از همه چیز مهمتر این است که شیوه‌های ابتکاری و جدید و کم‌خرجی برای شادی مردم فکر کنید. [۸]

 

***

واقعیت نگاه نظام اسلامی به مقوله شادمانی، نشاط، تفریح و لبخند چیزی جز همین سخنان رهبر فرزانه انقلاب نیست…

اینکه چرا برخی درست در جهت مخالفت این مبانی اصرار بر «سیاه‌نمایی» دارند، حتی نقاط مثبت را نیز منفی جلوه می‌دهند و چرا آنطور که باید و شاید، در برخی زمینه‌ها شاهد تسرّی شادمانی و نگاه درست به آن نیستیم؛ مسئله‌ای است که باید برای آن بررسی‌ها و تأملات بیشتری را به جا آورد.

 

***

 

۱_http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940606000584

۲_http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3262

۳_http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3262

۴_http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=35283

۵_http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=35283

۶_http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=29664

۷_http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=35283

۸_

 

۱۰۵۴۲-شکوه ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) در بیان آیت الله العظمی مکارم+ محبت حقیقی و عروج ملکوتی

۲۸ اسفند

کد خبر: ۴۱۱۵۲۳ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۱۲/۲۸ – ۰۹:۱۲ | سرویس: مراجع و علما ۲

 

یادداشت روز:
شکوه ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) در بیان آیت الله العظمی مکارم
حوزه/ گذری بر اسرار تولّد حضرت فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) / مشاهده بهشت و جهنم و ماجراي ميوه بهشتي در جریان معراج پیامبر(صلی الله علیه و آله) چگونه بوده است؟ / حضرت فاطمه‏ عليها السلام ؛مصداق بارز کوثر و خیر کثیر / حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ؛حقیقت کوثر / محبّت فراوان پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به فاطمه علیهاالسلام

به گزارش خبرگزاری«حوزه»، حضرت آیت الله مکارم شیرازی به مناسبت میلاد تنها دخت نبی مکرم اسلام حضرت فاطمه زهرا (س)، بیاناتی داشته اند که به صورت یادداشت از این مرجع تقلید تقدیم می شود:

در وهلۀ نخست باید گفت پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) در سال پنجم بعثت در سخت ترين شرايط و حالات به سر مى برد؛[۱] اسلام منزوى بود، و مسلمانان اندك نخستين، شديدا تحت فشار؛ محيط مكه بر اثر شرك و بت پرستى و جهل و خرافات و جنگ هاى قبايل عرب و حاكميت زور و بينوايى توده هاى مردم، تيره و تار بود.[۲]

لیکن پيامبر (صلى الله عليه وآله) به آينده مى انديشيد، آينده اى درخشان از پشت اين ابرهاى سياه و ظلمانى، آينده اى كه با توجه به اسباب عادى و ظاهرى بسيار دور دست و شايد غير ممكن بود.[۳]

گذری بر اسرار تولّد حضرت فاطمه ی زهرا (س)

در همين سال(سال پنجم بعثت) حادثه بزرگى در زندگى پيامبر رخ داد، به فرمان خدا براى مشاهده ملكوت آسمان ها به معراج رفت، و به مصداق آیۀ شریفۀ «لنريه من آياتنا؛ تا برخى از آيات خود را به او نشان دهيم»[4] آيات عظيم پروردگار را در پهنه بلند آسمان با چشم خود ديد، و روح بزرگش بزرگتر شد، و آماده پذيرش رسالتى سنگين تر توأم با اميد بيشتر.[۵]

در روايتى كه اهل سنت و شيعه هر دو بر آن تأكيد دارند مى خوانيم: پيامبر (صلى الله عليه وآله) در شب معراج از بهشت عبور مى كرد، جبرئيل از ميوه درخت طوبى به آن حضرت داد، و هنگامى كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) به زمين بازگشت نطفه فاطمه زهرا (عليها السلام) از آن ميوه بهشتى منعقد شد.[۶]

لذا روايات متعدد موجود در منابع شيعه و اهل سنت درباره تولد بانوى اسلام فاطمه زهرا عليها السلام، گواه بر اين معناست كه مى گويد: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در شب معراج وارد بهشت شد و از ميوه درختان بهشتى تناول فرمود، و از همان ميوه، نطفه زهرا عليها السلام منعقد شد، و لذا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را بوسيد و مى گفت «از او بوى بهشت مى شنوم».[7]،[۸]

آری «فولدت فاطمة (عليها السلام) فوقعت حين وقعت على الارض ساجدة؛[۹]به اين گونه فاطمه متولد شد و در حين تولد براى خدا سجده كرد.»[10]بدین ترتیب طبق آنچه در کتب روایی[۱۱] آمده است فاطمه پنج سال بعد از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از همسرش خديجه(س) تولد يافته است.[۱۲]

مشاهده بهشت و جهنم و ماجراي ميوه بهشتي در جریان معراج پیامبر(ص) چگونه بوده است؟

ممكن است گفته شود اينها مربوط به بهشت برزخى است همان بهشتى كه ارواح شهدا نيز بعد از شهادت و قبل از قيامت در آن جاى دارند، ولى پاسخ اين سخن اين است كه بهشت برزخى مادى نيست بلكه جنبه مثالى[۱۳] دارد و ارواح در قالب هاى مثالى در آن بهشت متنعمند و مسلماً چنين بهشتى كه جنبه مادى عنصرى ندارد، ميوه هايى همچون ميوه هاى اين جهان كه قابل استفاده بر اين جسم مادى باشد در آن نخواهد بود، بلكه از جهاتى شبيه به صحنه هايى است كه انسان در خواب مى بيند و لذاتى كه از آن بهره مند مى گردد.[۱۴]

اضافه بر اينها در روايات متعددى مى خوانيم كه بهشت هم اكنون در حال شكل گرفتن و گسترش به وسيله اعمال انسان هاست و پاره اى از اعمال سبب غرس درختان تازه اى در بهشت مى شود، اين گونه اخبار تنها در صورتى مفهوم است كه بهشت هم اكنون موجود باشد، به عنوان نمونه در حديثى از ابو ايوب انصارى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى خوانيم كه در شب معراج ابراهيم خليل عليه السلام بر من عبور كرد و گفت: «به امتت دستور ده در بهشت زياد درختكارى كنند، چرا كه زمينش گسترده و خاكش پاك و حاصلخيز است! گفتم: درختكارى بهشت چيست؟ گفت: ذكر لا حول و لا قوة الا بالله است».[15]،[۱۶]

در حديث ديگرى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم تعبير لطيف ترى در اين زمينه ديده مى شود و آن اينكه مى فرمايد هنگامى كه به معراج رفتم وارد بهشت شدم در آنجا فرشتگانى را ديدم كه قصرهايى مى سازند و گاه توقف مى كنند از علت اين امر سؤال كردم گفتند ما منتظر مصالح هستيم! گفتم مصالح شما چيست؟گفتند: ذكر «سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اكبر» كه مؤمن مى گويد: هنگامى كه ذكر مى كند بنا مى كنيم و هنگامى كه خوددارى مى كند دست نگه مى داريم.[۱۷]،[۱۸]

حضرت فاطمه عليها السلام ؛مصداق بارز کوثر و خیر کثیر

تولد اين مولود خجسته آنچنان پيامبر (صلى الله عليه وآله) را خشنود كرد كه زبان به مدح و ثناى پروردگار گشود، و زبان بدخواهان كه او را «ابتر» بريده نسل و بى عقب مى خواندند، براى هميشه كوتاه شد.[۱۹]

خداوند مژده اين مولود پربركت را در سوره كوثر به پيامبرش داد و فرمود:«إنا أعطيناك الكوثر؛ما به تو كوثر] خير و بركت فراوان [عطا كرديم!»،«فصل لربك وانحر؛پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن!»،«إن شانئك هو الابتر؛و (بدان) دشمن تو قطعا بريده نسل و بى عقب است!».[20]

بدیهی است روى سخن در تمام آیات سوره کوثر به پيغمبر اكرم (ص) است و يكى از اهداف مهم آن سوره، تسلى خاطر آن حضرت در برابر انبوه حوادث دردناك و زخم زبانهاى مكرر دشمنان است.[۲۱]

با این تفاسیر باید اذعان نمود «كوثر» يك معنى جامع و وسيع دارد، و آن «خير و بركت فراوان» است[۲۲]،زیرا « كوثر» وصف است كه از«كثرت» گرفته شده، و به معنى خير و بركت فراوان است، و به افراد« سخاوتمند»نيز«كوثر» گفته مى شود.[۲۳] ولى بسيارى از بزرگان علماى شيعه يكى از روشن­ترين مصداق­هاى آن را وجود مبارك «فاطمه زهرا» عليها السلام دانسته اند، چرا كه شأن نزول آيه مى گويد: آنها پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را متهم مى كردند كه بلا عقب است، قرآن ضمن نفى سخن آنها مى گويد: «ما به تو كوثر داديم».[24] از اين تعبير استنباط مى شود كه اين «خير كثير» همان فاطمه زهرا عليها السلام است،[۲۵]

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ؛حقیقت کوثر

در اينكه منظور از« كوثر» در اينجا چيست؟ در روايتى آمده است كه وقتى اين سوره نازل شد پيغمبر اكرم (ص) بر فراز منبر رفت و اين سوره را تلاوت فرمود، اصحاب عرض كردند: اين چيست كه خداوند به تو عطا فرموده؟ گفت: «نهرى است در بهشت، سفيدتر از شير، و صافتر از قدح (بلور) در دو طرف آن قبه هايى از در و ياقوت است»…[26]، در حديث ديگرى از امام صادق (ع) مى خوانيم كه فرمود:«كوثر نهرى است در بهشت كه خداوند آن را به پيغمبرش در عوض فرزندش (عبد الله كه در حيات او از دنيا رفت) به او عطا فرمود».[27]

بعضى نيز گفته اند: منظور همان«حوض كوثر» است كه تعلّق به پيامبر( ص) دارد و مؤمنان به هنگام ورود در بهشت از آن سيراب مى شوند،[۲۸] بعضى آن را به نبوت تفسير كرده، و بعضى ديگر به قرآن، و بعضى به كثرت اصحاب و ياران، و بعضى به كثرت فرزندان و ذريه كه همه آنها از نسل دخترش فاطمه زهرا (س) به وجود آمدند، و آن قدر فزونى يافتند كه از شماره بيرونند، و تا دامنه قيامت يادآور وجود پيغمبر اكرمند، بعضى نيز آن را به«شفاعت» تفسير كرده و حديثى از امام صادق در اين زمينه نقل نموده اند.[۲۹]

در این میان «فخر رازى» پانزده قول در تفسير«كوثر» ذكر كرده است، ولى ظاهر اين است كه غالب اينها بيان مصداق­هاى روشنى از اين مفهوم وسيع [۳۰] و گسترده است، زيرا « كوثر»به معنى« خير كثير و نعمت فراوان» است، و مى دانيم خداوند بزرگ نعمتهاى فراوان بسيارى به پيغمبر اكرم (ص) ارزانى داشت كه هر يك از آنچه در بالا گفته شد يكى از مصداقهاى روشن آن است، و مصداقهاى بسيار ديگرى نيز دارد كه ممكن است به عنوان تفسير مصداقى براى آيه ذكر شود.[۳۱]

هم چنین در اين مسأله به بحث جالبى از «فخر رازى» برخورد مى كنيم كه در ضمن تفسيرهاى مختلف كوثر مى گويد:«قول سوم اين است كه اين سوره به عنوان رد بر كسانى نازل شده كه عدم وجود اولاد را بر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله خرده مى گرفتند، بنابر اين معنى سوره اين است كه خداوند به او نسلى مى دهد كه در طول زمان باقى مى ماند، ببينید چه اندازه از اهل بيت را شهيد كردند، در عين حال جهان مملو از آنهاست، اين در حالى است كه از بنى اميه (كه دشمنان اسلام بودند) شخص قابل ذكرى در دنيا باقى نماند، سپس بنگر و ببين چقدر از علماى بزرگ در ميان آنهاست. مانند امام باقر(ع) ،امام  صادق(ع) و امام رضا(ع) و نفس زكيه.[۳۲]،[۳۳]

اینچنین است که هزاران هزار از فرزندان فاطمه عليها السلام در سراسر جهان پخش شدند، در ميان آنها نويسندگان و فقها و محدثان و مفسران والا مقام و فرماندهان عظيم بودند كه با ايثار و فداكارى در حفظ آيين اسلام كوشيدند.[۳۴]

در تفسير روح المعانى نيز آمده است كه: «منظور از كوثر فرزندان و اولاد آن حضرت است، زيرا اين سوره به عنوان رد كسانى است كه به آن حضرت، عيب مى نهادند و او را ابتر مى خواندند و بحمدالله امروزه چنان فرزندان او فزونى يافته اند كه سراسر كره زمين را پر كرده اند.»[35]،[۳۶]

محبّت فراوان پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به فاطمه علیهاالسلام

همه مورخان و ارباب حديث نوشته اند كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) نسبت به دخترش فاطمه (عليها السلام) علاقه عجيبى داشت؛ بديهى است علاقه پيامبر(ص) تنها به خاطر رابطه پدرى و فرزندى نبود، هر چند اين عاطفه در وجود پيامبر (صلى الله عليه وآله) موج مى زد، اما تعبيرات و سخنانى كه آن حضرت به هنگام اظهار علاقه نسبت به دخترش فاطمه (عليها السلام) بيان مى كرد، نشان مى داد كه در اين جا معيارهاى ديگرى مطرح است:

اين محبت از محبت ها جداست  حب محبوب خدا، حب خداست[۳۷]

در تبیین این مهم از ميان روايات فراوانى كه در اين زمينه رسيده، كافى است به چند روايت زير كه در كتب معروف شيعه و اهل سنت آمده، اشاره كنيم:[۳۸]

۱.«ما كان احد… من النساء احب اليه من فاطمة؛[۳۹] احدى از مردان نزد پيامبر (صلى الله عليه وآله) محبوب تر از اميرمؤمنان على (عليه السلام) نبود، و نه از زنان، محبوب تر از فاطمه (عليها السلام)».اين حديث را گروه زيادى از عايشه نقل كرده اند.[۴۰]

۲- هنگامى كه آيه شريفه:« لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا؛[۴۱] صدا كردن پيامبر را در ميان خود، مانند صدا كردن يكديگر قرار ندهيد»، نازل شد مسلمانان پيامبر (صلى الله عليه وآله) را با خطاب «يا محمد» صدا نكردند، بلكه «يا رسول الله» و «يا ايها النبى» مى گفتند.[۴۲]

فاطمه (عليها السلام) مى گويد: بعد از نزول اين آيه من ديگر جرأت نكردم پدرم را به عنوان «يا ابتاه » (پدر جان) صدا كنم، و هنگامى كه خدمتش مى رسيدم «يا رسول الله» مى گفتم.[۴۳]

يكى دوبار اين خطاب را تكرار كردم، ديدم پيامبر (صلى الله عليه وآله) ناراحت شد و از من روى برتافت. بار سوم رو به من كرد و فرمود:[۴۴]«يا فاطمة … انت منى و انا منك..[۴۵]،[۴۶]؛ اى فاطمه! اين آيه درباره تو نازل نشده، و نه درباره خاندان و نسل تو، تو از منى و من از توام، اين در مورد جفاكاران و تندخويان بى ادب از قريش نازل شده است».[47]سپس اين جمله عجيب و روح پرور را افزود:«بگو: پدر جان، كه اين سخن قلب مرا زنده مى كند و خدا را خشنود مى سازد».[48]

آری آهنگ دلنواز «پدر جان» فاطمه (عليها السلام) با روح پيامبر (صلى الله عليه وآله) همان مى كرد كه امواج نسيم بهارى با شكوفه هاى لطيف درختان.[۴۹]

۳- در حديث ديگرى آمده است: پيامبر چنان مشتاق فاطمه (عليها السلام) بود كه هر گاه به سفر مى رفت آخرين كسى را كه با او وداع مى كرد زهرا (عليها السلام) بود، هنگامى كه از سفر باز مى گشت نخستين كسى را كه به ديدنش مى شتافت فاطمه (عليها السلام) بود.[۵۰]

۴- اين حديث را نيز بسيارى از محدثان شيعه و اهل سنت نقل كرده اند كه پيامبر فرمود:« « فاطمة بضعة مني ،من آذاها فقد آذاني ومن أغضبها فقد أغضبني من سرها فقد سرني ومن سائها فقد سائني ؛[۵۱] فاطمه پاره تن من است، هر كس او را آزار دهد مرا آزار داده است،و هر كس او را خشمگين كند مرا خشمگين ساخته،هر كس او را مسرور كند مرا مسرور نموده، و هر كس او را اندوهگين سازد مرا اندوهگين ساخته است».[52]

سخن آخر

بدون شك شخصيت والاى فاطمه (عليها السلام) و آينده درخشان و مقام عرفان و ايمان و عبادتش اين همه احترام را ايجاب مى كرد. چرا كه امامان، همه از نسل او بودند. و به علاوه او همسر بزرگ مرد اسلام اميرمؤمنان على (عليه السلام) بود.[۵۳]

اما پيامبر (صلى الله عليه وآله) با اين عمل مى خواست حقيقت ديگرى را نيز به مردم تفهيم كند و ديدگاه اسلام را در زمينه ديگرى روشن سازد و انقلاب فكرى و فرهنگى بيافريند و بگويد: دختر، موجودى نيست كه بايد زنده به گور شود، ببينيد من دست دخترم را مى بوسم، او را بر جاى خود مى نشانم، و اين همه عظمت و احترام براى او قائلم.[۵۴]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

[۱] زهرا (ع) برترين بانوى جهان ؛ ص۱۹.

[۲] همان.

[۳] همان.

[۴] سورۀ اسراء؛ آيه ۱.

[۵] زهرا (ع) برترين بانوى جهان ؛ ص۲۰.

[۶] همان.

[۷] مضمون اين حديث را علاوه بر كتب شيعه در بسيارى از كتب اهل سنت مى توان يافت از جمله: ذخائر العقبى، صفحه ۳۶ و صفحه ۴۴، مستدرك الصحيحين، جلد ۶، صفحه ۱۵۶- الدر المنثور سيوطى در تفسير آيه سبحان الذي اسرى بعبده … و كتب ديگر.

[۸] پيام قرآن ؛ ج ۶ ؛ ص۲۵۴.

[۹] ذخائر العقبى، صفحه ۴۴.

[۱۰] زهرا (ع) برترين بانوى جهان ؛ ص۸۵.

[۱۱] «كافى»؛ ج ۱ ؛ص ۴۵۸.

[۱۲] ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ؛ ترجمه ج ۲ ؛ ص۵۸۵.

[۱۳] عالمى است كه حقايق آن داراى صورتند و عارى از ماده نمى رسد،( اخلاق در قرآن ؛ ج ۱ ؛ ص۱۴۰).

[۱۴] پيام قرآن ؛ ج ۶ ؛ ص۲۵۵.

[۱۵] بحارالانوار، جلد ۸، صفحه ۱۴۹،( حديث ۸۳).

[۱۶] پيام قرآن ؛ ج ۶ ؛ ص۲۵۵.

[۱۷] بحارالانوار، جلد ۱۸، صفحه ۳۷۵، حديث ۸۰( با اندکی تلخيص).

[۱۸] پيام قرآن ؛ ج ۶ ؛ ص۲۵۶.

[۱۹] زهرا (ع) برترين بانوى جهان ؛ ص۲۴

[۲۰] همان.

[۲۱] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج ۵ ؛ ص۵۹۸.

[۲۲] همان؛ص۵۹۹.

[۲۳] تفسير نمونه ؛ ج ۲۷ ؛ ص۳۷۱.

[۲۴] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج ۵ ؛ ص۵۹۹.

[۲۵] همان.

[۲۶] تفسیر مجمع البيان؛ ج ۱۰؛ ص ۵۴۹.

[۲۷] تفسير نمونه ؛ ج ۲۷ ؛ ص۳۷۱.

[۲۸] تفسیر مجمع البيان؛ ج ۱۰؛ ص ۵۴۹.

[۲۹] همان.

[۳۰] تفسير نمونه ؛ ج ۲۷ ؛ ص۳۷۱.

[۳۱] همان؛ ص ۳۷۲.

[۳۲] «نفس زكيه» لقبى است براى«محمد بن عبد الله»فرزند«امام حسن مجتبى» (ع) كه به دست منصور دوانقى در سال ۱۴۵ هجرى به شهادت رسيد،( تفسير نمونه ؛ ج ۲۷ ؛ ص۳۷۶).

[۳۳] تفسير فخررازى، جلد ۳۲، صفحه ۱۲۴.

[۳۴] تفسير نمونه ؛ ج ۲۷ ؛ ص۳۷۶.

[۳۵] تفسیر روح المعانى؛ ج ۳؛ ص۲۴۵.

[۳۶] پيام قرآن ؛ ج ۸ ؛ ص۳۳۲.

[۳۷] زهرا (ع) برترين بانوى جهان، ص؛۲۵.

[۳۸] همان.

[۳۹] مضمون اين حديث در ده ها روايت از طرق اهل سنت نقل شده است. احقاق الحق، جلد ۱۰، صفحه ۱۶۷.

[۴۰] زهرا (ع) برترين بانوى جهان، ص؛۲۶.

[۴۱] سورۀ نور، آيه ۶۳.

[۴۲] زهرا (ع) برترين بانوى جهان، ص؛۲۶.

[۴۳] همان.

[۴۴] همان.

[۴۵] بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۲ .

[۴۶] مناقب ابن شهر آشوب، جلد ۳، صفحه ۳۲۰.

[۴۷] زهرا (ع) برترين بانوى جهان، ص: ۲۷.

[۴۸] همان.

[۴۹] همان.

[۵۰] فضايل الخمسه، جلد ۳، صفحه ۱۳۲.

[۵۱] بحارالأنوار، ج ۷۶، ص ۴۳.

[۵۲] زهرا (ع) برترين بانوى جهان ؛ ص۲۸.

[۵۳] همان.

[۵۴] همان.

 

 

۱۰۵۴۱-چرا باید ببخشیم ؟ تاثیرات مثبت بخشیدن و فراموش کردن+ محبت حقیقی و قدرت بر عفو کردن

۲۸ اسفند

گاهی شده از خود بپرسید که میشود خشم هایتان را کنار بگذارید یا خیر؟ اغلب ما خشم هایی داریم که در زندگی مان اثرات منفی زیادی گذاشته و آزارمان می دهد. حتی ممکن است سلامت کلی ما را تهدید کند و یا سبب استرس مان شود. به عبارت ساده تر خشم هایی هستند که به ما آسیب می رسانند. ما می توانیم با یک کار ساده از این آسیب ها جلوگیری کنیم. می دانید آن کار چیست؟ بخشیدن. البته ممکن است برای همه ساده نباشد. با ما همراه باشید تا ۵ راهکار که بخشیدن را برای شما آسان می کند برایتان توضیح دهیم.

5 تاثیر مثبت بخشیدن و فراموش کردن

بسیاری از خاطرات هستند که تا مدت ها در ذهن تان باقی مانده و هر دفعه شما را عصبی می کند. دختری که در دبیرستان مسخره تان می کرد یا رئیستان که ارتقا شغلی که مستحقش بودید را به شما نداد و یا دوستانتان که وقتی به آنها احتیاج داشتید تنهایتان گذاشتند و یا حتی غریبه ای که به شما پوزخند زد می تواند شما را آزار دهد. این خاطرات ممکن است بار عظیمی را به روح شما وارد کرده و سبب ناامیدیتان شود. بخشیدن ممکن است دشوار باشد اما اثرات مثبتی روی سلامت شما خواهد گذاشت.

  1. کاهش استرس و اختلالات مربوط به استرس

تحقیقات بارها و بارها تاثیرات منفی و مخرب استرس را روی سلامت ما نشان داده اند. اما تحقیقات زیادی هم در خصوص نبود و یا کاهش استرس وجود دارد که می تواند قابل توجه باشد. به عنوان مثال یک مطالعه ی که روی ۳۳۸ بزرگسال انجام شد نشان داد که بخشیدن سبب آرامش و کم شدن استرس شده و در نتیجه فرد سلامت روانی بهتری را تجربه خواهد کرد. مطالعه ی دیگری نیز مشخص کرد که بخشیدن می تواند حتی بیماری های روانی را ناپدید کند. یکی از پژوهشگران این پروژه می گوید اگر شما نمی توانید بخشنده باشید و مهارت فراموش کردن و پشت سر گذاشتن ناراحتی ها را ندارید قطعا در مقابل استرس مقاوم نخواهید بود.

  1. بخشیدن افسردگی را کاهش می دهد

خشم و دردهای بخشیده نشده می تواند مشکلات زیادی را برای سلامت ما ایجاد کنند. بخشش و بخشیدن در کاهش افسردگی که یکی از این بیماری های روانی است موثر خواهد بود. یک مطالعه نشان داد که مهارت بخشیدن در افراد می تواند باعث کاهش افسردگی یا کاهش نرخ خودکشی شود. در واقع بخشش یک عمل دو طرفه است که خود شما هم از آن سود می برید.

  1. قلب سالم تر

بخشش فشار خون را کاهش داده و در سلامت قلب موثر است. بخشش و عفو می تواند باعث جلوگیری از آسیب های قلبی و کاهش علائم و بیماری های قلبی در افراد شود. یک مطالعه نشان داد که افراد بر اثر خشم مستعد ابتلا به بیماری های عروق کرنری هستند چرا که ناراحتی سبب تغییراتی در بخش پروفیوژن میوکارد می شود. محققان دو گروه تشکیل دادند و متوجه شدند که کسانی که می توانستند بخشنده باشند مشکلات و فشار کمتری در پرفیوژن میوکارد خود داشتند و در نتیجه قلب شان در شرایط بهتری به کار خود ادامه می داد.

  1. تقویت روابط

حتی بهترین رابطه ها هم در خود از سوتفاهمات و مشکلات حل نشده رنج می برند. ممکن است در خصوص ناراحتی هایمان حرف نزنیم و فکر کنیم که دیگر اهمیتی ندارند اما هیچ رابطه ای با وجود این خشم و احساس ناراحتی رشد نخواهد کرد. از آن گذشته خوب است که گاهی از احساسات و حرف های ناگفته ی همدیگر مطلع شویم و کمی به هم نزدیک تر باشیم. بخشش می تواند از مشکلات بعدی که رابطه را تهدید می کند هم جلوگیری کند. برای مثال مهارت بخشیدن با کاهش میزان خیانت رابطه ی مستقیم دارد.

  1. بخشیدن از ما فرد بهتری می سازد

همه ی ما آرزوها و رویاهایی داریم که دوست داریم به آن ها برسیم. اما تا وقتی که کوله باری از خشم و احساس ناراحتی را با خود حمل کنید و مدام به خاطرات بد و اتفاقات ناخوشایندی که برای تان افتاده است فکر کنید نمی توانید خودتان را لایق داشتن این رویاها بدانید. همچنین این رفتار اعتماد به نفس شما را ضعیف کرده و باورتان نسبت به خودتان را خراب می کند. به علاوه مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی، خودکم بینی و یا ترس از ریسک کردن اتفاقاتی است که بعد از کینه جویی شما میفتد و سد راه موفقیت های شما خواهد شد.

اگر توانایی بخشیدن را در خود دیدید نگران قضاوت دیگران و یا احساس آن ها نسبت به خودتان نباشید. تصمیم تان را بگیرید و خودتان را از تحمل خشم و ناراحتی و عصبانیت راحت کنید.

 

۱۰۵۴۰-«ولیّ‌الله» بودن فاطمه زهرا(س) در کلام علامه امینی+ محبت حقیقی نشان ولی الله

۲۸ اسفند

لزوم صلوات بر حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها در هنگام اقامه‏ نماز، یک منقبت و فضیلت ساده نیست، بلکه نشانگر مرتبه‏ اعلى و منصب والاى آن‌حضرت است که این‌چنین در جنب صاحبان رسالت و امامت قرار گرفته‌اند.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»علامه امینى (رحمت الله علیه) در کتاب «فاطمه الزهرا علیهاالسلام» به تبیین فضیلت صلوات بر حضرت زهــــــــــرا (سلام‌الله‌علیها) پرداخته اند که برش هایی از آن در ذیل می آید؛

فضیلت صلوات بر حضرت زهــــــــــرا (سلام‌الله‌علیها)فاطمه زهرا(س)

«اللّهم صلّ علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک»

در روایات آمده که حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها ولیّ‌الله است. یکی از دلایلی که «ولیّ‌الله» بودن حضرت صدیقه زهرا سلام‌الله‌علیها را اثبات مى‏کند، استقلال در صلوات فرستادن بر آن حضرت و کیفیت زیارت‌شان است، کـــه همــــــانند صلــــــوات بر پیـــــامبر اکـــرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و امیــــــرالمؤمنین و حسنین علیهم‌السلام و زیارات آنان است؛ یعنى همان‌گونه که به صلوات بر آن چهار وجود مقدس و زیارت‌شان امر شده است، نسبت به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نیز در این موارد، همگان مأمور و مأجورند.

حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها که مشمول آیه‏ تطهیر و از اهل‏بیت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم -‌یعنى آل‏محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم – هستند، کیفیت صلوات بر ایشان را رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به صراحت چنین بیان داشته‌اند:

لا تصلّوا علىّ الصلوة البتراء، فقالوا: و ما الصلاه البتراء؟ قال: تقولون اللّهم صل على محمد و تمسکون، بل قولوا: اللّهم صلّ على محمد و آل‏محمد. (الصواعق‌المحرقه/۲۲۵، ینابیع‌الموده/۲۹۵)

  بر من صلوات بتراء (ناقص، دم بریده و بریده شده) نفرستید! سؤال شد: یا رسول‏الله! صلوات بتراء (بریده شده) چیست؟ حضرت فرمودند: این‌که بر من صلوات بفرستید و بگویید «اللّهم صلّ على محمد»، ولى درباره‏ آل من ساکت باشید. (علماى عامه اتفاق دارند که منظور از آل‌محمد: حضرت على، حضرت فاطمه و حضرات حسنین علیهم‌السلام هستند) شما باید بگویید «اللّهم صلّ على محمد و آل‏محمد».

(( خداوند مهربان محبت حقیقی در قلب ائمه اطهار علیهم السلام را با نوع صلوات متذکر شده است.))

صلواتى که شامل حضرت على، حضرت فاطمه و حضرات حسنین علیهم‌السلام نبــــــاشد، مقطوع و بریده است و مورد قبول خــــــدا و رسولش نمى‏بــــــاشد. لذا حضرت صدیقـــه‏ زهــــــرا سلام‌الله‌علیها هم‏ردیف و برابر افرادى هستند که جمیع مسلمیــــــن باایمـــــــــان جهان- از شیعــــــه و سنى- هر شبانه‌روز در تشهد نمازهاى پنج‌گانه بر ایشان درود مى‏فرستند؛ و آن‌حضرت در این مقام، همتاى پدر بزرگوارشان، حضرت محمدبن عبدالله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ، و همسر عزیزشان حضرت على علیه‌السلام و فرزندان مکرّمشان حضرات حسنین علیهم‌السلام هستند؛ و همین لزوم صلوات بر حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها در هنگام اقامه‏ نماز، یک منقبت و فضیلت ساده نیست، بلکه نشانگر مرتبه‏ اعلى و منصب والاى آن‌حضرت است که این‌چنین در جنب صاحبان رسالت و امامت قرار گرفته‌اند. بدون تردید باید حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها خود ولیةالله و داراى مقام ولایت بوده باشند، تا هم‏ردیف و همتاى اولیای خدا، مورد خضوع و مشمول صلوات و درود جمیع مؤمنین جهان در هر زمان و مکان باشند.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مى‏فرمایند:

من صلّى علیک یا فاطمة غفرالله له والحقه بى حیث کنت من الجنة. (بحارالانوار/۴۳/۵۵ و ۹۷/۱۹۴)

یا فاطمه هرکس بر تو صلوات فرستد، خداى تعالى از او درگذرد، و او را در بهشت به من ملحق گرداند.  

منبع: فاطمه الزهرا علیهاسلام ، اثر علامه امینى

 

۱۰۵۳۹-گداهای متمول چالش شهرهای بزرگ و کشورهای پیشرفته + محبت حقیقی و مصرف در حد نیاز

۲۸ اسفند

گداهای متمول چالش شهرهای بزرگ و کشورهای پیشرفته

بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده در حال حاضر بیش از ۴۰۰ هزار متکدی در هند فعالیت می کنند که حدود ۴۶ درصد آنها را زنان تشکیل می دهند همچنین فقط در شهر داکا, پایتخت بنگلادش حدود ۴۰ هزار متکدی وجود دارد

هفته نامه جامعه پویا: بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده در حال حاضر بیش از ۴۰۰ هزار متکدی در هند فعالیت می کنند که حدود ۴۶ درصد آنها را زنان تشکیل می دهند. همچنین فقط در شهر داکا، پایتخت بنگلادش حدود ۴۰ هزار متکدی وجود دارد. معضل تکدی گری برای برخی دیگر از شهرها در کشورهای اروپایی و غربیی، پدیده ای به مراتب جدیدتر است. در حالی که دلایل افزایش جهانی این معضل تا حدود زیادی پیچیده است، نوع واکنش و برخورد کشورها با آن، چه از لحاظ شدت و چه از لحاظ میزان موفقیت با یکدیگر متفاوت است.

http://cdn.asriran.com/files/fa/news/1394/9/11/532218_870.jpg

مرکز قانون ملی بی خانمان ها و فقر، در ایالات متحده، تکدی گری را یکی از شیوه های بیان و اظهارنظر می داند که در آن افراد مستاصل از هم نوعان خود درخواست کمک می کنند؛ بر همین اساس دیگر شهروندان باید با این مسئله با احترام برخورد و به آن توجه کنند. با وجود این باور قانونی، به تازگی تحقیقی در ۱۸۷ شهر آمریکا انجام شد و نتایج نشان داد ۷۶ درصد مردم خواستار ممنوع شدن تکدی گری در اماکن عمومی هستند.

http://www.golestanema.com/images/1394/12/12/Golestanema8.jpg

گداهای متمول؛ چالش شهرهای بزرگ و کشورهای پیشرفته

 

در این میان برخی از شهرها سعی می کنند مردم را ترغیب کنند تا به این افراد پول ندهند؛ برای مثال، شورای شهر ساوتمپتون انگلیس در سال جاری کمپینی با شعار «درخواست از شما برای تغییری مداوم» به راه انداخت و از مردم خواست به جای پرداخت پول به افراد متکدی، همین مبلغ را در اختیار سازمان های خیریه قرار دهند.

http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1395/5/11/618381_684.jpg

در برخی از کشورها مبارزه علیه تکدی گری، شکل خشونت باری به خود گرفته است؛ مثال مشخص در این زمینه دولت نیجریه است که به تازگی پارلمان آن تکدی گری در خیابان های شهرهای این کشور را به طور کامل ممنوع اعلام کرد. نتیجه آن حمله خشونت بار نیروهای پلیس به متکدیان در ماه جولای در شهر لاگوس بود که در نتیجه آن بیش از ۴۰۰ نفر دستگیر شدند. گفته می شود حدود ۵۰ نفر از آنها به کشورهای همسایه مانند نیجر فرستاده شدند.

 

بر اساس قانون جدید، متکدیان در صورت دستگیری با تنبیه هایی مانند پرداخت ۵۰ دلار یا سه ماه زندان روبرو خواهند شد. البته این نوع روش ها همیشه موجب نگرانی فعالان اجتماعی بوده است. درباره نیجریه گفته می شود بیشتر متکدیان افرادی هستند که به دلیل شرایط نامساعد جسمی و ناتوانی پرداخت هزینه های درمانی مجبور شده اند تکدی گری کنند. در نتیجه تصویب چنین قوانینی فقط باعث وخامت بیشتر شرایط زندگی آنها می شود.

 

در برخی دیگر از شهرها، روش های متعادل تری اتخاذ می شود؛ برای مثال، در بلفاست، پایتخت ایرلند شمالی، مکان هایی در نظر گرفته شده که تکدی گری در آنجا آزاد است و بدون هیچ ممنوعیتی انجام می شود. شهر ولینگتون، پایتخت زلاندنو نیز ضمن به رسمیت شناختن فعالیت این افراد سعی می کند مواردی مانند آداب و رفتار در خیابان ها را به متکدیان آموزش دهد.

 

در ایالات متحده فشار روی قانون گذاران برای خالی کردن مراکز تجاری و مرکزی شهرها از وجود متکدیان، معمولا از سوی گروه های سرمایه دار انجام می شود؛ در همین راستا، شهردار نیویورک چندی پیش قانونی را تصویب کرد که بر اساس آن متکدیان نمی توانند در اطراف میدان تایمز فعالیت کنند و باید در محل های مشخص شده این کار را انجام دهند. شهر اوکلوهاما نیز پا را از این فراتر گذاشته و تکدی گری را در فاصله ۶۰ متری کافه ها، رستوران ها، ایستگاه های اتوبوس، مدارس ابتدایی و دستگاه های کارتخوان بانکی ممنوع کرده است.

 

در شهرهای پالم بیچ و سن رافائل نیز مراکز تجاری، مکان هایی را پیش بینی کرده اند که شهروندان مبالغ مد نظرشان را در اختیار آنها می گذارند و آنها نیز آن را به متکدیان می دهند.

 

در شهرهای انگلیس «دستور محافظت از فضاهای عمومی» به عنوان ابزاری برای مقابله با تکدی گری، کار خود را از سال ۲۰۱۴ آغاز کرده است. هر فردی که در یکی از خیابان ها به صورت کلامی یا نوشتاری از مردم درخواست پول کند، نیروهای پلیس از او می خواهند تا ۲۴ ساعت دیگر در آن خیابان حضور نیابد. در صورت تمکین نکردن از این دستور، فرد متکدی باید جریمه ای حدود یک هزار پوند بپردازد؛ البته این روش منتقدان سرسختی نیز دارد، زیرا فعالان حقوق بشری می گویند مسئولان شهری با این روش به جای بررسی علل و عوامل گرایش افراد به تکدی گری، آنها را به افرادی مجرم تبدیل می کنند.

 

گداهای متمول؛ چالش شهرهای بزرگ و کشورهای پیشرفته

 

در همین راستا موسسه تایمزریچ که در زمینه بی خانمان ها و افراد آسیب پذیر در لندن فعالیت می کند، تخمین می زند ۸۰ درصد از متکدیان پایتخت انگلیس معتاد هستند و این کار را برای تامین مواد مخدر خود انجام می دهند. بر همین اساس گفته می شود دستور یاد شده نه تنها مشکل این افراد را حل نمی کند بلکه بر مشکلات آنها می افزاید. بر همین اساس، برخی از شهرها مانند لیورپول و ولینگتون از اجرای برنامه های ممنوعیت تکدی گری سر باز می زنند زیرا می گویند دلیل مشخصی برای موثر بودن آنها وجود ندارد.

 

هندی ها نیز به تازگی به فکر مقابله جدی با این معضل افتاده اند؛ برای نمونه مسئولان شهر کلکته برای حل مشکل حدود چهار هزار متکدی خیابان های این شهر، در حال بررسی برنامه ای هستند که بر اساس آن به این افراد برنج و نان رایگان داده می شود.

 

برخی از شهرهای پیشرو نیز به دنبال راهکارهای ثابت تری هستند تا بتوانند عوامل بروز تکدی گری در خیابان های شهر را بررسی کنند. برای نمونه شهر آلبوکوثرک در نیومکزیکو به افرادی که از مردم درخواست پول می کنند، کار می دهد. بر همین اساس، یک دستگاه خودروی ون در طول روز سطح شهر را طی می کند و به افراد متکدی در ازای انجام کارهایی مانند آب دادن به گل ها یا برداشتن زباله ها از سطح خیابان ها، ساعتی ۹ دلار می دهد.

 

در پایان هر روز نیز سرپناهی برای استراحت و خواب در اختیار این افراد قرار می گیرد. این روندی است که برخی از کشورهای آسیایی درگیر با این معضل نیز به تازگی درصدد اجرای آن بر آمده اند. برای مثال، مسئولان شهری در منطقه نیل فاماری در شمال غربی بنگلادش برای کمک به هزار متکدی این منطقه، آنها را آموزش می دهند تا در کارهایی مانند کشاورزی، خیاطی یا کسب و کارهای کوچک فعالیت کنند.

 

مهاجران متکدی، معضل کشورهای پیشرفته

 

شاید سخنی به گزاف نباشد اگر بگوییم بشر کنونی در «عصر مهاجرت» زندگی می کند؛ هزاران هزار انسان برای رسیدن به زندگی بهتر، کشورهای خود را ترک می کنند و عازم کشورهای بهتر چه از لحاظ ثروت و چه از لحاظ مسائل اجتماعی می شوند اما این ماجرا بیشتر مواقع پایان خوشی ندارد؛ تجربه چند سال اخیر تعدادی از کشورهای ثروتمند اروپایی که شاهد ورود سیل عظیمی از مهاجران بوده اند، می تواند دلیلی بر این گفته باشد.

 

تعداد زیادی از این مهاجران پس از ورود به چنین کشورهایی، با مشاهده شرایط نامناسب، رو به تکید گری می آورند. در نتیجه نه تنها آنها، بلکه کشور میزبان شان نیز با معضلی اجتماعی روبرو می شوند. سوئد و نروژ که از لحاظ شاخص ثروت جزء کشورهای برتر در این زمینه به حساب می آیند، در پنج سال گذشته به خوبی این مشکل را لمس کرده اند.

 

در سوئد بخش زیادی از متکدیان را اقلیت کولی ها تشکیل می دهند که بیشتر از رومانی و بلغارستان وارد این کشور شده اند و آمار و اطلاعات دقیق و مشخصی درباره تعداد آنها وجود ندارد. در سال ۲۰۱۳ یک روزنامه سوئدی گزارش داد حدود ۶۰۰ متکدی کولی در سراسر این کشور وجود دارند چند ماه پیش نیز مارتین والفردسون، مسئول هماهنگ کننده شهروندان اتحادیه اروپا در سوئد اعلام کرد تعداد این افراد در حال حاضر به حدود چهار هزار نفر رسیده است.

 

گداهای متمول؛ چالش شهرهای بزرگ و کشورهای پیشرفته

 

اکنون این افراد نه تنها در شهرهای بزرگ، بلکه در روستاها نیز دیده می شوند؛ برای مثال در شمالی ترین قسمت سوئد و در مکان های عمومی و پمپ های گاز همواره افرادی دیده می شوند که به محض دیدن شهروندان عادی، بسته های کاغذی خود را جلو می آورند و درخواست پول می کنند.

 

سوئد در حالی این روزها را تجربه می کند که تا چند وقت پیش، معضل گدایی در این کشور ریشه کن شده بود؛ قانونی در سال ۱۴۹۶۴ در این کشور اجرا شد که بر اساس آن هیچ فردی نمی توانست در سوئد گدایی کند. افرادی هم که بنا به دلایلی نمی توانستند کار و فعالیت کنند، برنامه های متعدد رفاه اجتماعی در اختیارشان قرار می گرفت تا از این شرایط نجات پیدا کنند.

 

سوئد دهه های ۶۰ تا ۸۰ میلادی را در حالی پشت سر گذاشت که هیچ متکدی در خیابان های این کشور دیده نمی شد؛ اما ناگهان همه چیز تغییر کرد. در حال حاضر شهرهای مهم سوئد مانند استکهلم، مالمو و گوتنبرگ در میان شهرهایی هستند که بیشترین تعداد متکدی را در اروپا دارند.

 

تمام این تغییرات از سال ۱۹۹۵ آغاز شد؛ یعنی هنگامی که اصلاحیه ای در نظام مراقبت از بیماران روانی شکل گرفت. بر این اساس بیمارستان هایی که چنین افرادی را در خود جای داده بودند تعطیل و بیماران نیز به صورت ناگهانی مرخص شدند. افرادی که سال های زیادی از عمر خود را در بیمارستان ها سپری کرده بودند به ناگاه مجبور شدند روی پای خود بایستند و این در حالی بود که کمترین کمکی از طرف دولت در اختیار آنها قرار نگرفت.

 

مبنای تصمیم دولتمردان سوئدی این بود که نمی توان افراد را برای سال های متمادی در بیمارستان ها زندانی کرد؛ اما این تجربه باعث وخیم تر شدن اوضاع شد. بسیاری از این بیماران با مشکلات روحی و روانی نتوانستند با دنیای خارج از بیمارستان ارتباط برقرار کنند؛ یا به سمت مواد مخدر رفتند یا به تکدی گری در خیابان ها پرداختند.

 

۱۰ سال بعد معضل متکدیان زمانی شکل جدی تری در سوئد به خود گرفت که کولی ها از دو کشور رومانی و بلغارستان وارد این کشور شدند؛ این دو کشور به تازگی به عضویت اتحادیه اروپا در آمده بودند و حالا شهروندان شان می توانستند سه ماه در دیگر کشورهای این اتحادیه زندگی کنند. بر اساس قوانین اگر آنها نتوانند در سه ماه شغلی پیدا کنند یا مشغول به تحصیل شوند، باید به کشورهای خود بازگردند اما نبود کنترل های مرزی دقیق میان سوئد و همسایگانش موجب شد به این مسئله چندان توجه نشود و به تدریج بر تعداد این افراد افزوده شود.

 

تاکنون اقدامات متعددی برای حل مشکل کولی ها در سوئد انجام شده است. برای مثال دولت سوئد در سال ۲۰۱۳ راهکار بلندمدتی برای وارد کردن کولی ها به جامعه سوئد مطرح کرد. این راهکار بیان می کرد باید از طریق آموزش یا فرصت های شغلی، مشارکت این افراد را در جامعه سوئد بیشتر کرد. هدف این بود که یک فرد کولی ۲۰ ساله در سال ۲۰۳۲ فرصت هایی مساوی با شهروندان سوئدی داشته باشد؛ اما در اینجا یک واقعیت وجود دارد که تا حدودی افق موفقیت این راهکار را محدود می کند.

 

کولی های ساکن در کشورهای اروپایی در واقع قرن هاست که تکدی گری را به عنوان روشی پذیرفتنی برای تامین زندگی در نظر می گیرند و در نتیجه مشارکت دادن آنها در فعالیت های اجتماعی ممکن است تا حدود زیادی دشوار باشد. همین مسئله باعث تنش های اجتماعی در سوئد شده است و اکنون احزاب سیاسی روی آن مانور می دهند.

 

برای مثال حزب راستگرای دموکرات های سوئد که از مخالفان اصلی مهاجران به حساب می آید، وعده داده در صورت رسیدن به قدرت، تکدی گری را غیرقانونی اعلام می کند. این حزب توانسته در ماه های اخیر حمایت های بیشتری نیز به دست آورد؛ اما تجربه نروژ در همین زمینه نشان می دهد نمی توان چندان به این روش امیدوار بود.

 

نروژ که از جمله کشورهای ثروتمند اروپایی به حساب می آید. در پنج سال اخیر شاهد سیل عظیم مهاجرانی بوده که بیشتر آنها تکدی گری را برای تامین مخارج خود انتخاب کرده اند. با توجه به ناراحتی مردم نروژ از شکل گیری و افزایش این معضل، دو حزب محافظه کار و پیشرو با وعده ممنوع کردن تکدی گری توانستند در اواخر سال ۲۰۱۴ به قدرت برسند و با آغاز سال ۲۰۱۵ این قانون را به اجرا بگذارند؛ اما این مسئله چند ماه بیشتر دوام نیاورد زیرا احزاب مخالف و رسانه های بین المللی در کنار فعالان حقوق بشر به انتقاد از این راهکار دولت ائتلافی نروژ پرداختند.

 

گداهای متمول؛ چالش شهرهای بزرگ و کشورهای پیشرفته

 

همین مسئله باعث شد این قانون فقط چند روز پس از معرفی از سوی دولتمردان نروژی لغو شود. بر همین اساس بسیاری از کارشناسان بر این باورند که برای ریشه کن کردن این معضل در کشورهای پیشرفته، ابتدا باید به فکر حل مشکلات در کشورهای مبدایی بود که این افراد مجبور به ترک آنها شده اند.

 

گداهای متمول

 

شاید بارها این جمله را شنیده ایم که «هر روز که می گذرد، فقرا فقیرتر می شوند و ثروتمندان ثروتمندتر»، اما استثناهایی نیز وجود دارد. در زمینه تکدی گری و افراد متکدی نیز تصور غالب این است که بیشتر آنها در تمام طول زندگی خود شرایط بسیار مناسبی دارند؛ اما استثناهایی نیز در این میان وجود دارد و افرادی هستند که از همین راه تکدی گری، ثروت عجیبی به دست آورده اند. رد ادامه به چند نمونه از معروف ترین آنها اشاره می شود.

 

۱. فعالان اجتماعی اندونزی اگر بخواهند ثروتمندترین گدای این کشور را نام ببرند، بی شک به «کاک تو» اشاره می کنند؛ او که چند نسل قبلش نیز در حرفه گدایی مشغول به فعالیت بوده اند، در حال حاضر رییس ده ها گدا در شهر سورابایا، پایتخت استان شرقی جاوا است.

 

دو موتورسیکلت، یک ماشین لوکس و چهار خانه از جمله دارایی های کاک تو است که از طریق گدایی به دست آورده. آن طور که گفته می شود میانگین درآمد ماهانه او از این راه بین شش تا ۹۰ میلیون روپیه اندونزیایی است.

 

۲. ساکنان شهر لکسینکتون در ایالت کنتاکی آمریکا مدت ها تصور می کردند در حال کمک به فرد فقیری هستند که از لحاظ جسمی و روانی دچار مشکلات حاد بوده و مجبور است روی ویلچر بنشیند؛ اما مشخص شد «گری تامسون» نه تنها هیچ مشکلی نداشته، بلکه ثروت فراوانی نیز دارد.

 

داستان گدایی او در سال ۱۹۹۳ و پس از آن آغاز شد که به دنبال تصادف با یک موتورسیکلت توانست در یک پرونده قضایی پیروز شود و حدود ۲.۵ میلیون دلار به دست آورد. او که به دلیل همان تصادف مجبور شد چند ماهی روی ویلچر بنشیند، پس از بهبودی تصمیم گرفت از همین راه کسب درآمد کند.

 

نکته جالب این است که او در رشته پاتولوژی گفتاری مدرک دانشگاهی دارد و همین مسئله به او کمک می کند بهتر بتواند خود را فردی با مشکلات جسمی و روانی نشان دهد. آن طور که خودش گفته سالانه بیش از صد هزار دلار از همین راه درآمد کسب می کند.

 

۳. «سیمون رایت» شهروند ساکن در منطقه فولام در پایتخت انگلیس که خود را «مؤدب ترین گدای انگلستان» می داند، روزانه درآمدی حدود ۲۰۰ پوند دارد و در حال حاضر نیز در آپارتمانی ۳۰۰ هزار پوندی زندگی می کند. محدوده فعالیت او در نزدیکی ایستگاه های مترو در جنوب لندن است و همواره این پلاکارد را دور گردنش انداخته: «بی خانمان و گرسنه». او در سه سال گذشته هر روز این کار را انجام داده و زمان بندی مشخصی نیز در این زمینه دارد؛ به طوری که ساعت ۱۰ صبح کار خود را آغاز می کند و رأس ساعت پنج بعدازظهر به آپارتمان مجللش باز می گردد.

 

گداهای متمول؛ چالش شهرهای بزرگ و کشورهای پیشرفته

 

۴. حضور گدایان پرشمار در خیابان های هند، یکی از مشخصات اصلی شهرهای این کشور به حساب می آید. در چنین فضایی «باهارات جین» توانسته عنوان ثروتمندترین گدای این کشور را به دست آورد. او که در خیابان های بمبئی فعالیت می کند، می تواند در هشت ساعت در روز بیش از صد دلار به دست آورد.

 

منابع هندی تخمین می زنند درآمد ماهانه او از این کار بیش از سه هزار دلار است و بر همین اساس می گویند حقوق ماهانه او بیشتر از نخست وزیر هند است. او علاوه بر زندگی در آپارتمانی مجلل در بمبئی، چند مغازه دارد که از اجاره هر کدام از آنها ماهانه حدود ۵۰۰ دلار به دست می آورد.

 

معضلی فراگیر

 

حسین خلیلی: آن دسته از مسئولان و مقامات که دغدغه فراوانی در مورد زیباسازی شهرها و اماکن عمومی دارند، بر توجه به معضل حضور متکدیان در سطح خیابان ها تاکید ویژه ای می کنند.

 

تکدی گری از جمله معضلاتی است که نمی توان آن را محدود به کشورهای جهان سوم دانست. در حال حاضر بسیاری از کشورهای پیشرفته غربی و اروپایی با این معضل دست و پنجه نرم می کنند. علاوه بر تکدی گری، خود شهروندان کشورها، بروز جنگ و ناآرامی ها در چند سال اخیر در منطقه خاورمیانه موجب شده خیل عظیمی از این افراد به کشورهای همسایه یا اروپایی عزیمت کنند و پس از ناکامی در کسب و کار و فعالیت، به تکدی گری روی آورند. در این میان آنچه کشورهای مختلف را در این زمینه از یکدیگر متمایز می کند، نوع و نحوه برخوردشان با این معضل اجتماعی است.

 

گداهای متمول؛ چالش شهرهای بزرگ و کشورهای پیشرفته

 

در بیشتر موارد کشورها سعی می کنند با وضع قوانین و مقررات محدود کننده، تا حدودی این معضل را مدیریت کنند اما نوع رفتارها نیز در این زمینه با یکدیگر متفاوت است. برای مثال زمانی که سخن از کشورهای آفریقایی درباره برخورد با این معضل به میان می آید، شاهد آن هستیم که روش های خشونت بار به عنوان ابزاری برای پایان دادن به این وضعیت در نظر گرفته می شود.

 

در کشورهای اروپایی و غربی نیز می کوشند با جریمه کردن و اخطار، به نوعی در مقابل این مشکل بایستند اما تجربه نشان داده کشورهایی در این زمینه موفق عمل کرده اند که در کنار وضع قوانین متناسب با جوامع خود، به بررسی و تحلیل گرایش افراد به سمت تکدی گری پرداخته اند.

 

۱۰۵۳۸-هيچ لحظه‌اي انسان از آزمايش الهي بيرون نيست / رضاي مردم زمينه‌ساز رضاي الهي است.+محبت حقیقی و مردم سالاری

۲۸ اسفند

آیت الله العظمی جوادی آملی

کد خبر: ۴۱۱۴۹۹ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۱۲/۲۷ – ۰۰:۵۶ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
آیت الله العظمی جوادی آملی:
هيچ لحظه‌اي انسان از آزمايش الهي بيرون نيست / رضاي مردم زمينه‌ساز رضاي الهي است
حوزه/ حضرت آیت الله جوادی آملی در شرح نامه‌هاي نهج‌البلاغه به شرح نامه پنجاه و نهم حضرت امير(ع) كه به مسئله پرهيز از پيروي هواي نفس است پرداخته و بيان داشتند: حضرت امير(ع) فرمود انسان در خيلي از جاها توفيق اجراي عدل را از دست مي‌دهد، چون هوي و هوس با عدل سازگار نيست.

به گزارش خبرگزاری«حوزه»، حضرت آیت الله جوادی آملی در جلسه درس اخلاق این هفته خود كه در نمازخانه بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد ضمن تبريك ايام عيد و ميلاد حضرت زهرا(سلام الله عليها) در ادامه شرح نامه‌هاي نهج‌البلاغه به شرح نامه پنجاه و نهم حضرت امير(عليه السلام) كه به مسئله پرهيز از پيروي هواي نفس است پرداخته و بيان داشتند: حضرت امير(ع) فرمود انسان در خيلي از جاها توفيق اجراي عدل را از دست مي‌دهد، چون هوي و هوس با عدل سازگار نيست. عدل اين است که هر چيزي در جاي خود قرار بگيرد، هوي آن است که هر چيزي به نفع خود آدم باشد، اين هوي با آن عدل اصلاً سازگار نيست. فرمود اختلاف, هوي و گرايش‌ها و ميل‌هاي متعدّد مانع است در بسياري از موارد جلوي عدل‌پروري و عدل‌گستري را مي‌گيرد.

ايشان در ادامه اظهار داشتند: همين نامه چند سطري به شش يا هفت اصل حقوقي و نظام ديني برمي‌گردد. فرمود: اولاً حق‌محور باشيد، يک؛ و اين حق‌مداري را نسبت به همه حفظ بکنيد، دو. نسبت به يک عدّه حق و عدل را رعايت بکنيد، نسبت به يک عدّه رعايت نکنيد، اين ظلم است. بعد فرمود شما اگر عدل را رها کنيد در قبالش چه چيزي را مي‌خواهيد بگيريد؟ يک وقتي انسان يک کالايي را مي‌دهد و معامله مي‌کند يک چيزي مي‌گيرد. يک وقت است که يک کالايي را مي‌دهد و چيزي نمي‌گيرد. يک وقت است که يک کالايي را مي‌دهد و سَمّ مي‌گيرد. اگر عدل را عمل نکرديد اين معنايش صِرف ترک عدل که نيست. عدل را دادي و ستم را گرفتي، اين مي‌شود خسارت، چون انسان خود سرمايه را مي‌بازد.

حضرت آيت الله جوادي آملي در ادامه سخنانشان با اشاره به اينكه انسان‌ها داراي استعدادهاي مختلف مي‌باشند اما همه در برابر قانون يكسان مي‌باشند, اذعان داشتند: فرمود اين شانه که بالاخره انسان موي سر و صورت را با آن شانه مي‌کند اينها يک پستي و بلندي ندارد يکدست است، فرمود مردم مثل دندانه شانه هستند، اگر بخواهند يک مشکلي را حل کنند يکي بلند بشود يکي پايين باشد اين مشکل حل نمي‌شود. البته استعدادها مختلف است و شرائط مختلف است، ولي در رعايت قوانين همه يکسان هستند، همه در برابر قانون يکسان هستند، ولو قانون‌ها فرق مي‌کند. قانون بزرگ‌تر، قانون کوچک‌تر، قانون زن، قانون مرد، قانون باسواد، قانون بي‌سواد، قانون کسي که خيلي رشد علمي دارد با کسي که رشد علمي ندارد قانون‌ها فرق مي‌کند و اما همه در برابر قانون مساوي هستند. اين دو اصل حقوقي کاملاً از هم جداست. قانون يک مرجع با يک مقلّد فرق مي‌کند، قانون يک انسان خوش‌استعداد با درس‌نخوانده فرق مي‌کند؛ اما وقتي قانون درس‌نخوانده اين شد و قانون درس‌خوانده آن شد، اين طور نباشد که درس‌نخوانده محکوم به قانون باشد و درس‌خوانده محکوم به قانون نباشد. قانون‌ها فرق مي‌کند، يک؛ همه در برابر قانون يکسان هستند، اين دو. قانون کسي که در ابتدايي است با دانش‌آموز است با دانشگاه که ارشد مي‌خواند يا متخصص است يا فوق تخصص است يا دکترا است قانون‌هايشان فرق مي‌کند. اما همه در برابر قانون يکسان هستند، اين طور نيست که قانون در برابر اين اجرا بشود و در برابر او اجرا نشود، اين دو اصل حقوقي بايد از هم تفکيک بشود و رعايت شود.

ايشان در ادامه بيان داشتند: فرمود آنچه را که ديگران نسبت به تو بکنند نمي‌پسندي، يک؛ آنچه را که ديگران نسبت به يکديگر بکنند تو نمي‌پسندي، دو؛ هيچ کدام از اينها را انجام نده، سه.  و آن نفس ما ترازوي خوبي است ما از چه چيزي بدمان مي‌آيد و از چه چيزي خوشمان مي‌آيد ديگران هم همين طور هستند. اين نفس خود را بذل بکن، بازسازي بکن، بازرساني بکن، مگر اميد رحمت الهي را نداري؟ مگر از عذاب الهي نمي‌ترسي؟ اين نفس را بازرسي بکن که چه مي‌کند و چه نمي‌کند؟ اين محاسبه براي همين است. خيلي از بزرگان دستور دادند که شب و روز يکساعت يا نيم ساعت انسان خلوت بکند که من در اين ۲۴ ساعت چه کردم؟! قلب چه کسي را رنجاندم؟ دل چه کسي را به دست آوردم؟ چه مال حلالي را به دست آوردم؟ چه مال حرامي را گرفتم؟ چه حرف خوبي زدم؟ چه حرف بدي زدم؟ چه نماز مستحبي خواندم؟ چه قضاي نمازي را به جاي آوردم؟ چه کار خلافي کردم؟ چه کار وفاقي کردم؟ فرمود بازسازي بکن!

معظم‌له اذعان داشتند: اين زندگي حالا هفتاد سال يا هشتاد سال، جاي امتحان است. ما هشتاد سال داريم کنکور مي‌دهيم، هيچ لحظه‌اي انسان از آزمايش الهي بيرون نيست. انسان وقتي يک کنکور مي‌دهد فرض کنيد در يک روز و براي يکسال يا سه چهارسال راحت است. ما هشتاد سال کنکور مي‌دهيم براي هشتاد ميليارد ميليارد ميليارد ميليارد و ابد! اين هشتاد سال کنکور براي ابد زمان کمي است. ما اگر يک مدت محدودي داشتيم بعد از مرگ، مي‌گفتيم به اندازه بايد تلاش و کوشش بکنيم، اگر ما يک موجود ابدي هستيم، ابد نه زمان برمي‌دارد نه زمين. موجودات مادي مکان و زمان و تاريخ برمي‌دارند؛ ما يک چنين عالمي در پيش داريم.

ايشان در پايان سخنانشان به ضرورت خدمت به جامعه و تأمين روزيِ حلال اشاره كرده و اظهار داشتند: فرمود اين معنا را بدان که اگر به مردم خدمت کردي، نه تنها چيزي کم نداري، نه تنها عدل دادي و عدل گرفتي، حق دادي و حق گرفتي، يک معامله پاياپاست، اين طور نيست. تو استاندار ما هستي و يک حقوقي داري، اگر به معيشت مردم، اشتغال مردم، توليد مردم، تأمين زندگي مردم کردي، چند تا کار کردي: يکي اينکه حقوق خود را گرفتي، اين حقوق حلال است؛ يکي اينکه رضاي مردم را جلب کردي که اين پشتوانه خوبي است؛ اما اينها يک امور جزئي است. فرمود بدان آن خدمتي که تو به مردم مي‌کني، در قبال آن پاداشي که از ناحيه مردم به وسيله ذات اقدس الهي؛ يعني در حقيقت به دستور الهي به تو مي‌رسد اصلاً قابل قياس نيست. تو کارمند ما هستي و حقوق مي‌گيري، وقتي به مردم خدمت کردي، اين عدل است. حقوق تو حلال است مردم هم راضي هستند و از تو حمايت مي‌کنند. اما تا اينجا ختم نمي‌شود! حکم الهي که بهشت است منتظر توست. آن ديگر قابل قياس نيست. رضاي مردم که زمينه رضاي الهي را به همراه دارد، آن تأمين سعادت ابد است براي تو. اين است که مي‌تواند نظام اسلامي را اداره کند، اين است که مي‌تواند جامعه مسلمانان را اداره کند.

 

۱۰۵۳۷-نظافت اخلاقى و ظاهرى در سیره اهل بیت(ع)+ نظافت دو بعدی در محبت حقیقی

۲۵ اسفند

آیت الله مکارم

کد خبر: ۴۱۱۴۰۰ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۱۲/۲۵ – ۱۴:۵۲ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۵
آیت الله العظمی مکارم تبیین کردند:
نظافت اخلاقى و ظاهرى در سیره اهل بیت(ع)
حوزه / بعضى ها خیال مى کنند همین مقدار که انسان ایمان محکم، و باطنى پاک داشته باشد کافى است، و ظاهر و شکل و قیافه، هرگونه باشد عیبى ندارد، چنین خیالى از نظر اسلام خیالی باطل مى باشد.

خوشبختانه در سالهاى اخیر مباحث اخلاقى در «حوزه»؛ رونق خوبی گرفته است و اساتید حوزه به ویژه مراجع عظام تقلید مقدارى از وقت خود را به این مهم اختصاص داده اند ، خبرگزاری حوزه ، در راستای ترویج سبک زندگی  دینی از منظر آیات، روایات و سیره بزرگان دین، برخی احادیث کوتاه اخلاقی که  از سوی حضرت آیت الله  مکارم شیرازی با بیان ساده و جذّاّب شرح داده اند را منتشر می کند.

 قالَ الرِّضا(علیه السلام): «مِنْ أَخْلاقِ الأنْبیاءِ التَّنَظُّف».(1)

امام رضا(علیه السلام) مى فرماید: «پاکیزه بودن از اخلاق انبیاست».

از جمله شرایطى که براى انبیا ذکر مى کنند  عدم صفات تنفّر زا در آنان  است. ممکن است در میان آنها فردى نابینا باشد، مثل یعقوب(علیه السلام) که نابینا شد، امّا به بیمارى تنفّرآمیز مبتلا نمى شوند، و این افسانه اى که درباره حضرت ایّوب(علیه السلام) نقل شده که بدنش کرم زد، دروغ است و ساخته افراد خرافى است.

همچنین انبیا، اخلاقى که مایه تنفّر است را هم نباید داشته باشند، به عنوان مثال نباید تندخو و خشن باشند، چون نقض غرض مى شود، چرا که خداوند نبى را براى جلب مردم فرستاده است و اگر تندخو باشد مردم از او دورى مى کنند.

همچنین انبیا از انحرافات اجتماعى که لکّه ننگى به حساب مى آید نیز باید دور باشند، چون موجب تنفّر مى شود، به عنوان مثال اگر همسر پیغمبر از جادّه عفّت ، انحراف داشته باشد باعث تنفّر مى شود و مردم به او اعتماد نمى کنند، و امّا زن حضرت لوط(علیه السلام)و یا پسر حضرت نوح(علیه السلام) فقط انحراف اعتقادى و ایمانى داشتند.

از اینجا مى فهمیم که چرا پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به عطریّات و وسایل خوش بو اهمّیت مى دادند، و مقیّد به نظافت بودند، مسواک مى زد، و زمانى که مى خواستند از خانه خارج شوند، خود را در ظرف آب نگاه مى کردند.

مطابق این حدیث امام(علیه السلام) یکى از اخلاق انبیا را نظافت معرّفى کرده که شامل نظافت ظاهرى و باطنى مى شود، یعنى آنها هم نظافت اخلاقى و هم نظافت ظاهرى داشتند.

این یکى از اصول مشترک در زندگى همه امامان معصوم(علیهم السلام) بوده که علاوه بر آراستگى باطن و روح و روان، ظاهرى زیبا، پاکیزه و آراسته داشته اند.

بعضى خیال مى کنند همین مقدار که انسان ایمان محکم، و باطنى پاک داشته باشد کافى است، و ظاهر و شکل و قیافه، هرگونه باشد عیبى ندارد، چنین خیالى از نظر اسلام خیال باطل مى باشد، بلکه به عکس بخشى از برنامه ها و دستورهاى اسلام مربوط به نظافت، زیبایى و آراستگى ظاهر، مثل قیافه و لباس و رنگ و بو است، براى روشن شدن این مطلب، لازم است به بررسى آن از جهت آیات، روایات و سیره بزرگان دین بپردازیم.

زینت های الهی و بندگان خوب وصالح خدا

قرآن هیچ گاه این حس را سرکوب و استفاده از آن را منع نکرده و با صراحت اعلام مى دارد زینتهایى که خدا داده در ابتدا و بالذات متعلّق به بندگان خوب وصالح خداست و دیگران ریزه خوار سفره مؤمنان هستند.

قرآن مجید مى فرماید:

«(قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِى الْحَیَاةِ الدُّنْیَا خَالِصَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الاْیَاتِ لِقَوْم یَعْلَمُونَ); اى پیامبر بگو: «چه کسى زینتهاى الهى را که براى بندگان خود آفریده و روزیهاى پاکیزه را حرام کرده است؟!» بگو: «اینها در زندگى دنیا متعلّق به آنهایى است که ایمان آورده اند (اگرچه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند ولى) در قیامت به مؤمنان اختصاص خواهد داشت، این چنین آیات را براى کسانى که آگاهند شرح مى دهیم».(1)

و مى فرماید: «(یَا بَنِى آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِد…); اى فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید».(2)

این جمله مى تواند هم اشاره به «زینتهاى جسمانى» باشد که شامل پوشیدن لباسهاى مرتّب و پاک و تمیز، و شانه زدن موها، و به کار بردن عطر و مانند آن مى شود، و هم شامل «زینتهاى معنوى» یعنى خصایص انسانى و فضایل اخلاقى و پاکى نیّت و اخلاص.(۳)

مرحوم بحرانى در ذیل آیه (خُذُوا زِینَتَکُمْ…) نقل مى کند: حضرت امام حسن مجتبى (علیه السلام) در موقع نماز بهترین لباسهاى خود را مى پوشید. هنگامى که از آن حضرت علّت را جویا شدند فرمود: «اِنَّ الله تعالى جَمِیلٌ یُحِبُّ الجَمالَ فَاَتَجَمَّلُ لِرَبّى وَ هُو یَقولُ: (خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِد) فَاَحَبَّ أن ألْبَسَ أجْوَدَ ثِیابى; خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد، به همین جهت من براى پروردگارم خود را آرایش مى کنم که فرموده است زینتهاى خود را در هنگام عبادت در برگیرید. پس خداوند دوست مى دارد که من بهترین لباسم را بپوشم».(4)

و باز مرحوم بحرانى نقل مى کند که امام صادق(علیه السلام)لباس زیبایى پوشیده بود، عبّاد  بن  کثیر با حضرت برخورد کرد و لب به اعتراض گشود و گفت: تو از خاندان نبوّتى، پدرت (على(علیه السلام)) این گونه لباس نمى پوشید، لباس او بسیار ساده بود. چرا چنین لباس زیبایى به تن کرده اى؟ بهتر نبود لباس ساده تر و ارزان ترى مى پوشیدى؟

امام صادق(علیه السلام)فرمود: «واى بر تو اى عبّاد! چه کسى حرام کرده است زینتهایى را که خداوند براى بندگانش آفریده و روزیهاى پاکیزه را؟ خداوند دوست دارد نعمتى را که به بنده اى عطا کرده است آن را بى کم و کاست بر تنش ببیند (یعنى دوست دارد که بنده اش به طور کامل از آن بهره گیرد).(۵)

قرآن نیز مى فرماید: «(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تُحَرِّمُوا طَیِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللهُ لَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُوا إِنَّ اللهَ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ); اى کسانى که ایمان آورده اید چیزهاى پاکیزه را که خداوند براى شما حلال کرده برخود حرام نکنید، و از حدّ تجاوز ننمایید، زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمى دارد».(6)

در شأن نزول این آیه آمده: «روزى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) درباره رستاخیز و وضع مردم در آن دادگاه بزرگ الهى بیاناتى فرمود. این بیانات مردم را تکان داد و جمعى گریستند و به دنبال آن جمعى از یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله)تصمیم گرفتند پاره اى از لذّتها و راحتیها را بر خود تحریم کرده و به جاى آن به عبادت بپردازند،… عثمان مظعون قسم یاد کرد که آمیزش جنسى را با همسر خویش ترک گوید و به عبادت بپردازد. روزى همسر عثمان بن مظعون که زن جوان و صاحب جمالى بود، نزد عایشه آمد، عایشه از وضع او متعجّب شد و گفت: چرا به خودت نمى رسى، و زینت نمى کنى؟! در پاسخ گفت: براى چه کسى زینت کنم؟ همسرم مدّتى است که مرا ترک گفته و رهبانیّت پیش گرفته است، این سخن به گوش پیامبر(صلى الله علیه وآله)رسید و فرمان داد که همه مسلمانان به مسجد آیند، هنگامى که مردم در مسجد اجتماع کردند، حضرت بالاى منبر قرار گرفت و پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود: چرا بعضى از شما چیزهاى پاکیزه را برخود حرام کرده اید؟ من سنّت خود را براى شما بازگو مى کنم، هرکس از آن روى گرداند از من نیست، من قسمتى از شب را مى خوابم و با همسرانم آمیزش دارم و همه روزها را روزه نمى گیرم…».(7)

بررسی چند روایت درخصوص پاکیزگى و بهداشت

در روایات اسلامى و گفتار امامان معصوم(علیهم السلام) از هر عاملى که موجب ناپاکى و کثیفى مى شود نهى شده، و به هر امرى که باعث پاکیزگى و بهداشت مى گردد تأکید شده است. به عنوان نمونه چند روایت را ذکر مى کنیم:

الف) على بن جعفر(علیه السلام) مى گوید: «عن أخیهِ أبی الحسن(علیه السلام): سألتُه عن قصّ الشاربِ، أمِنَ السُّنَّةِ؟ قال: نعم.  وقال أمیرالمؤمنین(علیه السلام): أخْذُ الشاربِ مِن النظافَةِ، وهو مِن السَنَّة; از برادرم امام کاظم(علیه السلام) در مورد کوتاه نمودن شارب پرسیدم که آیا از سنّت است؟ فرمود: آرى.(۸)امیرمؤمنان(علیه السلام) هم فرمود: کوتاه کردن شارب از نظافت واز سنّت پاک اسلام است».(9)

از آنجا که شارب و سبیل بلند کمینگاه میکروب خواهد شد، و عملى بر خلاف بهداشت و نظافت است، پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) براى فهماندن مطلب به مردم عصرش، به جاى میکروب، از شیطان نام برده، چراکه شیطان در اصل به معناى هر موجود موذى است; و چنین فرمود:

«لایُطَوِّلَنَّ اَحَدُکُم شارِبَهُ، فَاِنَّ الشَّیطانَ یَتَّخِذُهُ مَخابِیاً; قطعاً هیچ یک از شما سبیل خود را بلند نکند، زیرا اگر بلند کند، شیطان آن را کمینگاه خود قرار مى دهد».(10)

ب) امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: «ناخنها به این خاطر گرفته مى شوند که آنها محل خوابگاه شیطان است».(11)

ج) رسول خدا(صلى الله علیه وآله) دندان چند نفر از مسلمانان را زرد دید، به آنها فرمود: «چرا دندانهاى شما زرد و کثیف است؟ چرا مسواک نمى زنید؟».(12)

د) امام کاظم(علیه السلام) فرمود: «اَلْعِطْرُ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلین; استفاده از عطر، از شیوه هاى رسولان خداست».(13)

و نیز امام صادق(علیه السلام) فرمود: «کانَ رسولُ اللهِ(صلى الله علیه وآله) یُنْفِقُ فىِ الطِّیبِ اَکْثَرَ مِمّا یُنْفِقُ فىِ الطَّعامِ; رسول خدا(صلى الله علیه وآله)آنچه را که براى مصرف عطر و بوهاى خوش، خرج مى کرد، بیشتر از آن بود که براى غذا مصرف مى نمود».(14)

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرموده است: «با هر چیزى که توان دارید نظافت کنید، چرا که خداوند متعال، اسلام را بر اساس نظافت بنا کرده است، و جز انسان پاکیزه و پاک وارد بهشت نگردد».(15)

منابع:

۱. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۳۵ ; تحف العقول، حکمت ۴.

۱. اعراف، آیه ۳۲.

۲. اعراف، آیه ۳۱.

۳. تفسیر نمونه، ج ۶، ص ۱۴۷.

۴. تفسیر برهان، ج ۲، ص ۱۰; تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۱۹ .

۵. تفسیر نمونه، ج ۶، ص ۱۱; وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۳۴۷.

۶. مائده، آیه ۸۷ .

۷. تفسیر نمونه، ج ۵، ص ۶۰.

۸. فروع کافى، ج ۶، ص ۴۷۸.

۹. تحف العقول، ص ۱۰۲.

۱۰. فروع کافى، ج ۵، ص ۴۴۸.

۱۱. مکارم الاخلاق، ص ۷۲.

۱۲. فروع کافى، ج ۶، ص ۴۹۵.

۱۳. فروع کافى، ج ۶ ، ص ۵۱۱.

۱۴. همان مدرک، ص ۵۱۲.

۱۵. میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۹۳.

 

۱۰۵۳۶-لجباز را چگونه امرو نهی کنیم؟!+ فضای محبت حقیقی و آثار آن

۲۵ اسفند

امر به معروف

کد خبر: ۴۱۱۳۷۰ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۱۲/۲۵ – ۰۹:۵۲ | سرویس: علمی، فرهنگی ۳۰

لجباز را چگونه امرو نهی کنیم؟!
حوزه / اگر انجام دهنده منکر به گونه ای است که اگر او را از منکر نهی کنند، بر آن اصرار می ورزد و اگر او را به منکر امر کنند، ترکش می کند، باید به آن منکر امرش کنند به شرط آنکه محذور دیگری نباشد؛ همین‌گونه است در مورد معروف.»

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، امر به معروف و نهی از منکر درجامعه ازجمله واجباتی است که همه افراد جامعه با حفظ شرائط موظف به انجام این فریضه هستند، اگر امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر می داند که امر و نهی وی سبب نمی شود که گنهکار از اصل گناه خود دست بردارد؛ ولی می داند یا احتمال می دهد که امر و نهی او سبب می شود که شخص عاصی، گناه بزرگتر را رها کرده، به گناه کوچکتر مشغول می شود؛ در این صورت امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب است.  

اگر انجامدهنده منکر بهگونهای است که اگر او را از منکر نهی کنند، بر آن اصرار میورزد و اگر او را به منکر امر کنند، ترکش میکند، باید به آن منکر امرش کنند به شرط آنکه محذور دیگری نباشد؛ همینگونه است در مورد معروف.» (تحریرالوسیله/۱/۴۶۸) البته اینگونه امر به معروف و نهی از منکرآدم لجباز مشروط به این است که محذور دیگری در بین نباشد؛ یعنی مثلاً مطلب برای سایر مردم مشتبه نشود که حرام را واجب یا واجب را حرام تلقی نمایند.

  تقلیل معصیت

چنانچه آمر و ناهی میداند که امر و نهی او در اصل معصیت گنهکار اثر نداشته و او بهطور کلی گناه را کنار نمیگذارد؛ ولی میداند یا احتمال میدهد که امر و نهی وی سبب میشود عاصی گناه خود را کمتر کند؛ در این صورت نیز امر به معروف و نهی از منکر واجب است تا گناه کمتری از عاصی سر بزند.

و همینطور است اگر امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر میداند که امر و نهی وی سبب نمیشود که گنهکار از اصل گناه خود دست بردارد؛ ولی میداند یا احتمال میدهد که امر و نهی او سبب میشود که شخص عاصی گناه بزرگتر را رها کرده، به گناه کوچکتر مشغول میشود؛ در این صورت امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب است. بهخصوص که گناه بزرگتر شخص عاصی از گناهانی باشد که شارع مقدس بههیچوجه راضی به تحقق آن نیست، مانند فتنه و قتل. (تحریرالوسیله/۱/۴۶۹)

  موافقت قطعی یا احتمالی

چنانچه اصل تکلیف، معلوم است؛ ولی مشخص نیست کدام یک از دو مورد بر انسان واجب است، باید هر دو مورد را بجا آورد تا مطمئن شود به تکلیف خود عمل کرده است. مثلاً شخصی که نمیداند در روز جمعه وظیفه او خواندن نماز ظهر است یا نماز جمعه، هم باید در نماز جمعه شرکت کند و هم نماز ظهر را بخواند. به این عمل «موافقت قطعیه» میگویند؛ زیرا بهطور قطع به وظیفه واقعی خود عمل کرده است.

حال، اگر انسان هر دو مورد را بجا نیاورد؛ بلکه به یکی از دو چیزی که نمیداند کدام یک واجب است، بسنده کند، به آن «موافقت احتمالیه» گفته می شود.

پس از ذکر این مقدمه، اگر شخصی تصمیم بر معصیت گرفت، و نمیخواهد هیچ یک از دو مورد را انجام دهد؛ و یقین داریم یا احتمال میرود که چنانچه امر به معروف و نهی از منکر صورت پذیرد، یکی از دو مورد را انجام خواهد داد؛ در این صورت امر به معروف و نهی از منکر واجب است تا موافقت احتمالیه صورت پذیرد و حداقل یکی از آن دو چیزی که نمیداند کدام واجب است، انجام دهد.

در مورد حرام نیز قضیه از همین قرار است؛ یعنی اگر انسان نمیداند کدام یک از این دو لیوان شراب و کدام آب است، باید از هر دو اجتناب کند. حال اگر شخصی تصمیم بر معصیت گرفت که از هر دو لیوان بنوشد؛ ولی یقین داریم یا احتمال میرود که چنانچه امر به معروف و نهی از منکر صورت پذیرد، فقط به یکی از آنها بسنده میکند؛ در این صورت امر به معروف و نهی از منکر واجب است تا موافقت احتمالیه صورت پذیرد و حداقل یکی از آن دو چیزی را که نمیداند کدام حرام است، کنار بگذارد.

امام خمینی قدس‌سره در این زمینه مینویسد: «لو احتمل أن إنکاره مؤثر فی ترک المخالفة القطعیة لأطراف العلم لا الموافقة القطعیة، وجب؛ (همان/۴۶۹) اگر احتمال دهد که انکارش مؤثر است در ترک مخالفت قطعیه با جوانب علم؛ نه موافقت قطعیه، واجب است انکار.»

 احتمال تأثیر و عکس آن

نکته دیگری که در زمینه تأثیرگذاری امر به معروف و نهی از منکر در خور دقت میباشد این است که اگر احتمال میرود امر به معروف و نهی از منکر تأثیر میکند و نیز احتمال می رود که عکس نتیجه دهد؛ یعنی معصیتکار گناه خود را شدیدتر یا بیشتر میکند؛ در این صورت امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست. (همان/۴۶۹)

تهیه و تنظیم: حجةالاسلام والمسلمین سیدجعفر ربانی

 

۱۰۵۳۵-دلهره های آخرالزمانی+ محبت حقیقی آرامش ساز

۲۵ اسفند

دلهره های آخرالزمانی

دلهره های آخرالزمانی

خداوند به مسلمانان هشدار می دهد که مبادا پس از وفات پیامبر به دوران جاهلیت خود بازگردند مسئله ای که در تمام امت های گذشته رخ داده است

خداوند به مسلمانان هشدار می دهد که مبادا پس از وفات پیامبر به دوران جاهلیت خود بازگردند. مسئله ای که در تمام امت های گذشته رخ داده است. مثلاً حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای ترویج یکتاپرستی و برچیدن بت پرستی مبعوث شد، خانه خدا را به عنوان مرکز توحید تجدید بنا کرد؛ اما با وفات ایشان دوباره خانه خدا، تبدیل به مرکز شرک شد.

 

 

آخرالزمان، انتظار، امام زمان، ساعت

وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَی أَعْقَابِکُمْ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلَی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ

محمد(صلی الله علیه وآله) جز پیامبری نیست که پیش از او نیز پیغمبرانی بودند و درگذشتند، آیا اگر او به مرگ یا شهادت درگذشت شما باز به دین جاهلیّت خود رجوع خواهید کرد؟ پس هر که مرتد شود به خدا ضرری نخواهد رسانید، و البته خدا جزای نیک اعمال به شکرگزاران عطا کند. (آل عمران/۱۴۴)

 

 

در این آیه خداوند به مسلمانان هشدار می دهد که مبادا پس از وفات پیامبر به دوران جاهلیت خود باز گردند. مسئله ای که در تمام امت های گذشته رخ داده است. مثلاً حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای ترویج یکتاپرستی و برچیدن بت پرستی مبعوث شد، خانه خدا را به عنوان مرکز توحید تجدید بنا کرد؛ اما با وفات ایشان دوباره خانه خدا، تبدیل به مرکز شرک شد.

 

 

در امت حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) این مسئله فرق می کند؛ زیرا بعد از ایشان دوران امامت آغاز شده و در روایات به عصر غیبت که منتهی به ظهور آخرین امام و منجی بشریت می شود؛ آخرالزمان می گویند. دورانی که در آن نگهداشتن ایمان بسیار مشکل می شود و مردم، یاد خدا و قیامت را فراموش می کنند: «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَهٍٔ مُعْرِضُونَ؛ روز حساب مردم بسیار نزدیک شده و مردم سخت غافلند و اعراض می کنند.» (انبیاء/۱)

 

 

حساسیت پیامبر نسبت به آخرالزمان سبب شد تا وی به معرفی آن دوران بپردازد و راه نجات را ذکر کنند تا مومنان راه را گم نکنند.

 

 

هنگامه امتحانات بزرگ

هر روز این دنیا، هنگام امتحان الهی است. امتحانی که عیار ایمان را معلوم کرده و به بیان قرآنی در انواع مختلفی رخ نمایی می کند:« وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ؛ و قطعا شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهشی در اموال و جانها و محصولات می آزماییم و مژده ده شکیبایان را» (بقره/۱۵۵)

 

 

هر چند که آزمایش خداوند مخصوص دوره و زمانی خاص نیست؛ اما تفسیر این آیه را مفسران، درباره ترس و ناامنی، گرسنگی و قحطی، فقر و کشتار در آخرالزمان دانسته اند . در انتهای آیه نیز راه پیروزی، صبر دانسته شده است. پیامبر نیز در حدیثی با تاکید بر صبر فرمودند: «یَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ الصَّابِرُ مِنْهُمْ عَلَی دِینِهِ لَهُ أَجْرُ خَمْسِینَ مِنْکُمْ؛ زمانی بر مردم می رسد که تنها صابران بر دینشان هستند که آنها اجر۵۰نفر از شما را دارند.» (شیخ طوسی، امالی، ص۴۸۵)

بنابراین صبر برای پیروزی در امتحانات الهی، انجام واجبات و ترک گناهان، به خصوص در آخرالزمان بسیار حیاتی است.

 

 

دوران فسادهای پیاپی

قرآن کریم پشت کردن به پیامبر و دوری از تعالیم سعادت بخش او را دوران تباهی ها و مفاسد عنوان کرده و فرموده است: «فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَکُمْ؛ اما اگر رویگردان شوید آیا جز این انتظار می رود که در زمین فساد کنید و قطع رحم نمائید.»(محمد/۲۲) آخرالزمانی که پیامبر وفات کرده و دست ها از امام عصر کوتاه است؛ دورانی است که مردم بیشتر از پیامبر دور می شوند و این معنایی جز غرق شدن در گناه ندارد. پیامبر درباره آن دوران هشدار داده و فرمودند: «لیأتینّ علی النّاس زمان یکذّب فیه الصّادق و یصدّق فیه الکاذب و یخوّن فیه الأمین و یوتمن الخئون؛ زمانی بر مردم رسد که راستگو را تکذیب کنند و دروغگو را تصدیق کنند و امین را خائن شمرند و خائن را موتمن پندارند.»(نهج الفصاحه،ح۲۳۶۶)

 

آخرالزمان دورانی است که در آن دین الهی رها می شود

 

 

دوران جولان با گناهان

آخرالزمان دورانی است سراسر غفلت از خدا. دورانی که در آن دین الهی رها می شود. در چنین دورانی، آسمان خراش ها و ثروت ها تنها با گناه جمع می شود. رسول خدا درباره آن دوران فرمودند: «سَیَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لَا یُنَالُ الْمُلْکُ فِیهِ إِلَّا بِالْقَتْلِ وَ التَّجَبُّرِ وَ لَا الْغِنَی إِلَّا بِالْغَصْبِ وَ الْبُخْلِ وَ لَا الْمَحَبَّهُٔ إِلَّا بِاسْتِخْرَاجِ الدّینِ وَ اتِّبَاعِ الْهَوَی فَمَنْ أَدْرَکَ ذَلِکَ الزَّمَانَ فَصَبَر؛ زمانی بر مردم می رسد که مُلک تنها با قتل و ظلم برپا می شود و ثروت تنها با دزدی و بخل ورزی؛ و محبت تنها باحرام و هوای نفس است. پس هرکه آن دوران را درک کرد باید صبر کند.»(شیخ کلینی، کافی، ج۲، ص۹۱)

 

 

در چنین دورانی راه کسب درآمد مردم از راه حرام است. دورانی است که مردم از خوردن مال حرام باکی ندارند و اصلاً توجه نمی کنند که معاش آنها از چه راهی می گذرد؛ پیامبر در تعریف آن دوران فرموده است: «لَیَأْتِیَنَ عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لَا یُبَالِی الرَّجُلُ بِمَ یَأْخُذُ مَالَ أَخِیهِ بِحَلَالٍ أَوْ حَرَام ؛ روزگاری به مردم رسد که فرد اهمیت ندهد که مال چگونه به دست آرد، از حلال یا از حرام.» (مجموعه ورام، ج۱، ص۱۱)

 

 

در جامعه ای که مردم از راه حرام کسب درآمد کنند؛ اگر کسی از امکانات مادی کمتری برخوردار باشد، نمایانگر تن نداده او به راه های حرام است. چنین فردی را جامعه بی عرضه می خوانند. بی عرضه گانی که به جرم دوری از گناهان اینگونه یاد می شوند. پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) این نوع بی عرضگی را ستوده و فرمودند: «سیأتی علی النّاس زمان یخیّر فیه الرّجل بین العجز و الفجور، فمن أدرک ذلک الزّمان فلیختر العجز علی الفجور؛ روزگاری به مردم رخ نماید که فرد میان بی عرضگی و نادرستی مخیر شود؛ هر که در آن روزگار باشد باید بی عرضگی را بر نادرستی ترجیح دهد.» نهج الفصاحه،ح۱۷۵۲)

 

 

دوران ایمان های یک شبه

آخرالزمان دورانی است که افراد، ایمان خود را یک شبه و به راحتی با کفر عوض می کنند. دورانی که پیامبر درباره آن فرموده است: «ستکون فتن یصبح الرّجل فیها مومنا و یمسی کافرا إلّا من أحیاه اللَّه بالعلم ؛ فتنه هایی خواهد بود که در اثنای آن مرد به صبح مومن باشد و به شب کافر شود، مگر آنکه خدایش به علم زنده دارد.»(نهج الفصاحه،ح۱۷۳۴)

 

 

همچنانکه این حدیث اشاره دارد برای دور ماندن از چنین آفتی باید با غفلت مبارزه کرد و به شرایط علم داشت و با آگاهی کامل با رویدادها برخورد کرد.

 

 

هرچند که آزمایش خداوند مخصوص دوره و زمانی خاص نیست؛ اما تفسیر این آیه را مفسران، درباره ترس و ناامنی، گرسنگی و قحطی، فقر و کشتار در آخرالزمان دانسته اند . در انتهای آیه نیز راه پیروزی، صبر دانسته شده است. پیامبر نیز در حدیثی با تاکید بر صبر فرمودند: «یَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ الصَّابِرُ مِنْهُمْ عَلَی دِینِهِ لَهُ أَجْرُ خَمْسِینَ مِنْکُمْ؛ زمانی بر مردم می رسد که تنها صابران بر دینشان هستند که آنها اجر۵۰نفر از شما را دارند.» (شیخ طوسی، امالی، ص۴۸۵)

 

 

کلام آخر

در آخرالزمان دینداری و همرنگ جماعت نشدن بسیار سخت شده و نیازمند صبر است. در آن دوران باید هر مومنی با یاد خدا، دوری از غفلت و البته یاد معاد، خود را از فتنه ها و آسیب های آخرالزمانی حفظ کند؛ تا از جاده سعادت منحرف نشود. کاری شبیه نگهداشتن گوی آتشین در دست!

 

 

قال رسول الله(صلی الله علیه وآله): یَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ الصَّابِرُ مِنْهُمْ عَلَی دِینِهِ کَالْقَابِضِ عَلَی الْجَمْرِ؛ روزگاری بر مردم بیاید که هر که خواهد دین خود نگهدارد چنان باشد که آتش بدست گرفته باشد. (امالی، ص۴۸۵)

 

۱۰۵۳۴-مراجع وجوهات شرعیه را در چه راه هایی مصرف می کنند؟ + محبت حقیقی دراقتصاد اسلامی

۲۴ اسفند

حضرت آیت الله مکارم با بیان این مطلب که تمام وجوهات شرعیه برای شهریه طلاب و حوزه های علمیه مصرف نمی شود، گفتند: وجوهات شرعیه در سه بخش مصرف می شود که یکی از آن بخش ها، شهریه طلاب و حوزه های علمیه می باشد.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، حضرت آیت الله مکارم شیرازی صبح امروز در درس خارج فقه به توضیحاتی پیرامون مکان های مصرف وجوهات شرعیه پرداختند و گفتند: ما روزهای گذشته درباره شهریه طلاب و وجوهات شرعیه سخن گفتیم؛ اما ممکن است اشتباه یا تحریفی از این سخنان به وجود آید که لازم است توضیحاتی را درباره این مسئله بیان نمایم.

ایشان با بیان این مطلب که تمام وجوهات شرعیه برای شهریه طلاب و حوزه های علمیه مصرف نمی شود، اظهار داشتند: وجوهات شرعیه در سه بخش مصرف می شود که یکی از آن بخش ها، شهریه طلاب و حوزه های علمیه می باشد.آیت الله العظمی مکارم شیرازی

این مرجع تقلید ابراز داشتند: بخش دومی که وجوهات شرعیه در آن مصرف می شود، کمک به مناطق محروم کشور است که در آن به ساخت مسجد، مدرسه، حمام و … در حد توان می پردازیم.

(( محبت حقیقی اقتصاد اسلامی را معرفی نموده، و سندی بر حقانیت و برتری اقتصاد اسلامی می باشد.))

حضرت آیت الله مکارم شیرازی خاطرنشان ساختند: ارسال آرد، برنج و … از جمله فعالیت هایی است که برای کمک به مناطق محروم انجام می شود و پشتیبانی از علمای آن مناطق نیز از دیگر کارهایی است که انجام خواهد شد تا این عزیزان در آن مناطق مانده و برنامه های فرهنگی و تبلیغی خود را داشته باشند.

معظم له تصریح کردند: فعالیت در مسائل فرهنگی، بخش سوم مصرف وجوهات شرعیه است که در آن به چاپ کتب مفید از جمله، قرآن کریم، نهج البلاغه، تفسیر و … می پردازیم.

این مفسر قرآن کریم بیان داشتند: امروز مناطقی در آفریقا وجود دارد که ممکن است در یک آبادی فقط دو قرآن وجود داشته باشد و باید برای آنان این کتب مفید را ارسال کرد.

ایشان اظهار داشتند: امروز نوجوانان و جوانان نیاز به رساله و کتب داشته و باید فعالیت های فرهنگی انجام گردد.

این مرجع تقلید در پایان ابراز داشتند: بنابراین وجوهات شرعیه علاوه بر شهریه طلاب در مناطق محروم و فعالیت های فرهنگی نیز صرف می شود.

 

۱۰۵۳۳-آماده‌باش شبکه‌های معاند برای تسخیر ارزش‌ها در نوروز+ علامت محبت حقیقی در شادی

۲۴ اسفند

رضا توکلی

کد خبر: ۴۱۱۱۷۸ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۱۲/۲۳ – ۱۴:۴۳ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۷

آماده‌باش شبکه‌های معاند برای تسخیر ارزش‌ها در نوروز
حوزه/ تولید سریال های متنوع و شاداب برای نوروز کار پسندیده ای می باشد، اما بهتر است در کنار موضوعات شاد، مباحث اخلاقی، دینی و هنجاری حاکم بر جامعه اسلامی ایران نیز در فیلم های نوروزی گنجانده شود.

 رضا توکلی بازیگر سینما و تلویزیون در گفت‌وگو با خبرگزاری «حوزه» با بیان اینکه نوروز باید محفلی برای تصویر کردن ارزش های اسلامی باشد، گفت: نوروز در فرهنگ دینی و ملی ایرانیان جایگاهی ویژه دارد و همیشه ما از این ایام به عنوان فرصتی برای دگرگونی استفاده می‌کنیم. ریشه این مناسبت به هزاران سال قبل بر می‌گردد و با تاریخ و تمدن ایران پیوند خورده، اما جالب است بدانید این عید باستانی، از سوی ائمه علیهم السلام نیز نیکو شمرده شده است.

وی افزود: برای مثال حضرت رسول (ص) در حدیثی فرمودند؛ «اگر می‏توانید هر روز را نوروز کنید؛ یعنی در راه خدا به یکدیگر هدیه بدهید و با یکدیگر پیوند داشته باشید». در این رابطه احادیث فراوان دیگری نیز وجود دارد که نشان از اهمیت و جایگاه نوروز دارد، برای همین بهتر است وقتی می‌خواهیم درباره این مناسبت باستانی سخن بگوییم، از جایگاه مذهبی آن هم حرف زنیم.»

*طنز همراه با پیام اخلاقی برای نوروز بسازیم

این بازیگر ادامه داد: اما بحث اصلی ما به نکته‌ای مربوط می‌شود که شاید کمتر مد نظر قرار گرفته، چون معمولاً وقتی می‌خواهیم درباره این ایام فیلمسازی کنیم، تنها به ویژگی شاد بودن آثار توجه می‌کنیم، درصورتی‌که در کنار سرگرمی و شادی، می‌توان بسیاری از نکات اخلاقی و دینی را هم به واسطه فیلم‌ها و سریال‌ها آموزش داد، البته منظورمان این نیست که در ایام نوروز برنامه‌ها را به شکلی پند آموز بسازیم، چون این رویکرد به تنهایی جواب نمی‌دهد، اما انتظار داریم نگاهی که به این حوزه می‌شود، به نوعی مروج اخلاق اسلامی- ایرانی هم باشد.

بازیگر سریال «سفر سبز» گفت: بهترین شاخصه برای پرداختن به موضوعات مورد نظر، مد نظر قرار دادن سبک زندگی اسلامی- ایرانی است که به راحتی می‌توان در تولیدات نمایشی به آن اشاره کرد. برای درک بهتر موضوع باید بگویم پرداختن به سبک زندگی اسلامی – ایرانی تنها به نشان دادن سبک زندگی سنتی خلاصه نمی‌شود، بلکه می‌بایست با سلیقه و نیاز جوان امروز، موضوع مورد نظر را تشریح کرد. بنابراین می‌بایست در کارهایمان نه تجمل‌گرایی داشته باشیم، نه اینکه بخواهیم اشاعه فقر کنیم.

*جذب مخاطب همراه با رعایت معیارهای دینی

وی در پاسخ به این سوال که آیا در ایام نوروز می‌توان در سینما نیز مروج فرهنگ اسلامی بود، گفت: در سینما کمی دشوار‌تر است، چون سینما داران و صاحبان فیلم‌ها در این حوزه تصمیم گیرنده اصلی هستند و آنان نیز بیش از هر چیز به برگشتن سرمایه خود فکر می‌کنند، پس اگر می‌خواهیم در  سالن‌های سینما مروج سبک زندگی اسلامی – ایرانی باشیم، باید ابزارهای جذب مخاطب را هم رعایت کنیم.

توکلی در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: ترویح فرهنگ نوروز متناسب با آموزه‌های اسلامی، تنها به داخل کشور خلاصه نمی‌شود، بلکه می‌توان در آن تبلیغ فرا‌مرزی نیز داشت، چون عید نوروز در بسیاری از کشورهای منطقه روز ملی و سنتی است. این کشورها نیز به نوعی با سریال‌ها و فیلم‌های ایرانی از طریق شبکه جهانی جام جم آشنا هستند، پس اگر بتوانیم آداب و رسوم ایرانی-اسلامی اهداف مورد نظرمان را در سینما پیاده کنیم، در حقیقت تبلیغ فرا مرزی نیز کرده‌ایم و فرهنگ ایرانی-اسلامی را با عنوان الگویی برای سایر ملت ها به خارج از مرزهای ایران صادر نموده ایم.

وی در پایان این گفت‌و گو تاکید کرد: جدا از سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی می‌خواهم به مطلب دیگری اشاره کنم؛ شبکه‌های معاند و بیگانه برای این ایام تدارک ویژه ای در نظر گرفته‌اند، برای همین ساده گرفتن این حوزه به نوعی اجازه دادن به دشمن است تا با کارهای مخرب، خود فرهنگ خانواده‌های ما را تهدید نمایند.

 

۱۰۵۳۲-برخورد ملا عباس تربتی با پسرش پس از پنج سال دوری+محبت حقیقی و کرامت انسانی

۲۴ اسفند

یکی از خلقیاتی که برای فرد مسلمان حائز اهمیت است، مردم‌داری است، یعنی شریک درد و غم مردم بودن و همدرد و همراه با دیگران بودن و فرزندان و خانواده مؤمنین را مانند فرزند و خانواده خود دانستن و به تعبیری دیگر مؤمن باید همواره با زبان خوش و رفتاری نیکو کنار مردم باشد.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا  بقره/۸۳

با مردم با زبانِ‏ خوش سخن بگوييد

آینه:ملاعباس تربتی

حکایت؛ مرحوم راشد نقل کرده‌اندمرحوم پدرم (ملا عباس تربتی) هیچ‌گاه خودستایی نداشت و در حضور دیگران از خود یا فرزندانش ستایش نمی‌کرد و چیزی نمی‏گفت.

((محبت حقیقی کرامت انسانی را طبقه بندی؛ و تبعیضی نمی کند.))


روزی که برای دیدن من به تهران آمد، دو نفر از دانشجویان تا به خانه‌ای که من در آن سکونت داشتم همراه ایشان آمدند، با آنکه حدود پنج سال بود مرا ندیده بود و بر من حوادثی گذشته بود، همین‌که رسید، دستش را بوسیدم، رویم را بوسید و گفت: خوب هستید؟  گفتم: الحمدالله و نشست، تا مدت یک ساعت که آن دو دانشجوی محترم نشسته بودند، فقط با آن‌ها با رفتاری خوش و زبانی نرم صحبت کرد و از احوال آن‌ها جویا شد و تفقد و پرسش کرد و در حضور آن‌ها با من صحبت نکرد و آن دانشجویان را مورد لطف خود قرارداد، باآنکه از راه رسیده و خسته بود، در همه این مدت دو زانو نشسته بود، همین‌که آن‌ها رفتند به پرسش از احوال من پرداخت. او چنان نبود که ملاحظه حال دیگران را نکند و فقط به فرزند خودش بپردازد.۱

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب فضیلت‌های فراموش‌شده

 

 

۱۰۵۳۱-ناکامی جهانی‌سازی، عامل رشد ناسیونالیسم است.+محبت حقیقی و جهانی سازی

۲۳ اسفند

فوکویاما: چین ممکن است نظم لیبرال را به چالش بکشد/ در دولت‌سازی در عراق و افغانستان شکست خوردیم/ ناکامی جهانی‌سازی، عامل رشد ناسیونالیسم است

خبرگزاری فارس: فوکویاما: چین ممکن است نظم لیبرال را به چالش بکشد/ در دولت‌سازی در عراق و افغانستان شکست خوردیم/ ناکامی جهانی‌سازی، عامل رشد ناسیونالیسم است

«فرانسیس فوکویاما» این هفته در نشستی در عراق به تشریح دیدگاه‌هایش در مورد وضعیت کنونی جهان پرداخت.

به گزارش گروه مانیتورینگ بین‌الملل خبرگزاری فارس، «فرانسیس فوکویاما» نظریه‌پرداز آمریکایی و صاحب نظریه «پایان تاریخ» این هفته مهمان نشستی در «سلیمانیه» عراق بود.

او در این نشست در مورد موضوعات مختلف از جمله ناکامی‌های روند جهانی‌سازی، رشد پوپولیسم در جهان، عراق پس از جنگ و فرمان مهاجرتی ترامپ صحبت کرد.

چین ممکن است نظم لیبرال را به چالش بکشد

وی در ابتدای این نشست، در مورد نظریه پایان تاریخ، گفت: «جوامع از جوامع اولیه به جوامع کشاورزی تبدیل شدند و بعد هم به جوامع صنعتی بدل شدند. سوال این است که نهایتا در پایان این پیشرفت چه خواهد بود. مارکسیست‌ها ۱۵۰ سال می‌گفتند که نهایتا تحولات به کمونیسم ختم می‌شود، که نوعی بالاتر از تمدن است، اما کاملا روشن است که این درست نبود.»

فوکویاما افزود: «سوال این است که آیا وضعیتی بالاتر از لیبرال دموکراسی و اقتصاد بازارمحور وجود خواهد داشت؟ با وجود تمام جانشین‌هایی که وجود دارد، تصور می‌کنم روشن است که جایگزین چندانی وجود ندارد که بتواند افراد را تحت تأثیر قرار دهد. فکر می‌کنم تنها رژیمی که اکنون شانسی برای تبدیل شدن به یک رقیب را دارد، چین است. چراکه هرچند تمامیت‌خواه است، اما تا حد زیادی مبتنی بر سرمایه‌داری است و جامعه‌ای بسیار موفق بوده است. اما باید دید که آیا می‌تواند یک مدل باثبات باشد یا نه.»

این کارشناس آمریکایی در مورد برقراری نظم مبتنی بر لیبرال دموکراسی در جهان، گفت: «مسئله‌ای که وجود دارد این است که آیا همه می‌توانند به آنجا برسند؟ و فکر می‌کنم اوضاع اکنون در مقایسه با ۲۵ سال قبل کاملا متفاوت است. در دهه ۱۹۹۰ وضعیت بسیار امیدوارکننده بود، چراکه ما در میانه آنچه موج سوم دموکراتیزه کردن خوانده می‌شد، قرار داشتیم. ما از حدود ۳۵ دموکراسی، امروز به حدود ۱۱۰، ۱۱۵ کشور دموکراتیک رسیدیم. اما مسئله، کیفیت است. فساد و "حکومتداری بد" (bad governance) و پسرفت از دموکراسی به سمت چیزی که بیشتر شبیه به یک حکومت تمامیت‌خواه است و نمونه‌هایش را در چند منطقه مثل روسیه، مجارستان و ترکیه شاهد هستیم.»

 

 

 

 

 

در دولت‌سازی در عراق و افغانستان شکست خوردیم

فوکویاما که از حامیان حمله سال ۲۰۰۳ آمریکا به عراق بود و برخی نظریات وی را در تئوری‌سازی اقدامات نظامی به بهانه بسط دموکراسی در جهان موثر می‌دانند، در مورد تغییر دیدگاهش قبل و بعد از این جنگ، گفت: «تصور می‌کنم تجربه ایالات متحده هم در عراق و هم در افغانستان، چیزی است که دیدگاه امروز من در مورد نهادهای بین‌المللی را شکل داده است.»

وی افزود: «خوب من قبل از وقوع جنگ از مداخله حمایت می‌کردم؛ تصور می‌کردم که صدام حسین ظالمی است که جهان بدون او جای بهتری می‌شود. اما از چند ماه مانده به آغاز جنگ، مسئله اصلی که ذهن مرا به خود درگیر کرده بود، مسئله دولت‌سازی بود. اینکه اگر ارتش ایالات متحده رژیم صدام را سرنگون کند، آن وقت ما در قبال عراق مسئول خواهیم بود و من بر اساس تجربیات پیشین ایالات متحده در مناطق مختلف، از جمله در ویتنام، آمریکای مرکزی و بسیاری از مناطق دیگر، احساس می‌کردم که ما آمادگی لازم را برای انجام سرمایه‌گذاری مناسب برای ایجاد یک عراق دموکراتیک یا حتی یک کشور یکپارچه عراق، نداریم.»

فوکویاما ادامه داد: «بعدا هم مشخص شد که آن نگرانی بی‌پایه و اساس نبوده و عدم آمادگی ما برای مرحله دولت‌سازی بیش از آن چیزی بود که من تصور می‌کردم. تصور می‌کنم مسئله سیاست خارجی ایالات متحده در این منطقه تا همین امروز هم این است که تا زمانی که شما دولت‌های مشروع و منسجمی نداشته باشید، نمی‌توانید به ثبات دست یابید و تروریسم را کنترل کنید. به عنوان یک بازیگر خارجی، شما توانمندی بسیار محدودی برای این کار دارید.»

وی در مورد نقش فرهنگ در وضعیت سیاسی مناطق مختلف جهان، گفت: «این بحثی بود که من با استاد و معلم سابقم، "ساموئل هانتینگتون" داشتم، که می‌گفت اختلافات فرهنگی دائمی هستند و هیچ‌چیز نمی‌تواند آن‌ها را تغییر دهد. و من تصور می‌کنم که قطعا مسائلی مثل مذهب اثرگذار هستند و نادیده گرفتن این امر احمقانه است. اما فرهنگ هم قابل تغییر است.»

فوکویاما حاکم شدن لیبرال دموکراسی بر غرب را نتیجه شخصی شدن دین در این مناطق دانست و گفت همانطور که در اروپا پس از جنگ‌های ۳۰ ساله دین از سیاست جدا شد، این امر می‌تواند به مرور در خاورمیانه هم اتفاق بیافتد.

روایت غرب از اسلام پس از یازده سپتامبر

او در مورد تصویر اسلام در غرب، گفت: «تصور می‌کنم در برهه‌ای بسیار خطرناک از تحولات جهانی هستیم، چراکه از زمان یازده سپتامبر اغلب این دولت‌های غربی بوده‌اند که توانسته‌اند روایت شکل‌گیری رابطه میان اسلام و غرب را کنترل کنند. "جورج بوش" به صراحت گفته بود که ما در جنگ با مذهب اسلام نیستیم، بلکه در حال جنگ با گروهی افراط‌گرا هستیم که تنها بخشی از یک مجموعه بزرگتر متشکل از افرادی است که بسیاری از آن‌ها آرمان‌های دموکراتیک دارند.»

 

 

 

 

وی افزود: «اما حالا در غرب می‌بینید که برخی دولت‌ها، برخی گروه‌های ملی‌گرا روی کار آمده‌اند که اعتنایی به این مسئله ندارند و تلاش می‌کنند با هراس‌افکنی نسبت به تفاوت‌های فرهنگی برای اهداف سیاسی خود، سوءاستفاده کنند. متأسفانه، اینکه حالا یکی از همین افراد در ایالات متحده به قدرت رسیده و می‌تواند از این نگرانی عمومی از اسلام برای تحت تأثیر قرار دادن جامعه استفاده کند. این مسئله‌ای بسیار خطرناک است، چراکه می‌تواند به شکل‌گیری واکنش‌های متقابل در جهان اسلام و دیگر کشورهای غربی منجر شود.»

فرمان ترامپ احمقانه است

فوکویاما با بیان اینکه کشورهای غربی برای مبارزه با تروریسم باید مردم منطقه را با خود همراه کنند، به انتقاد از سیاست‌های «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا پرداخت و گفت: «بسیاری از دوستان و همکاران من به واسطه این فرمان احمقانه ممنوعیت سفر که دولت جدید در هفته نخست حضورش صادر کرد، گیر افتادند یا نتوانستند [به آمریکا] سفر کنند.»

وی افزود: «این کار، توان ایالات متحده برای دریافت شناخت از منطقه، برقراری ارتباط و درک تحولات این منطقه را قطع می‌کند. به همین دلیل هم هست که می‌گویم در وضعیت خطرناکی قرار داریم. هرچند که تصور می‌کنم دونالد ترامپ به حرف‌های فردی مثل من گوش نمی‌کند، اما ما آمریکایی‌ها باید این بحث را ادامه دهیم و بگوییم که راه جایگزینی هم برای رفتار با مردم این منطقه و مردم خودمان وجود دارد.»

نقش خلاء هویتی

او در مورد فضای شکل‌گیری جنگ جهانی و ظهور نازیسم و فاشیسم، گفت ملی‌گرایی در اروپا زمانی شکل گرفت که دهقانانی که تازه وارد فضای شهری شده بودند، دچار بحران هویت شدند. در این زمان مثلا نازی‌ها آمدند و گفتند شما بخشی از یک جامعه بزرگ، به عنوان آلمان نازی هستید و این به آن‌ها هویت داد.

به ادعای فوکویاما، گسترش ارتباط مردم خاورمیانه با مردم کشورهای توسعه‌یافته در آن‌ها یک خلأ هویتی ایجاد کرده و تأثیر مشابهی بر جای گذاشته است. افرادی مثل «اسامه بن لادن» سرکرده سابق القاعده یا «ابو بکر بغدادی» سرکرده داعش از این وضع استفاده کرده و به این افراد می‌گویند شما بخشی از یک جامعه بزرگتر به نام خلافت اسلامی هستید.

ظهور دوباره ملی‌گرایی، نتیجه ناکامی‌های جهانی‌سازی

فوکویاما گفت هرچند موج همگرایی در جهان در بعد کلان نتایج اقتصادی بسیار مثبتی در پی داشته، اما مسئله این است که این رشد در جوامع توسعه‌یافته همگن نبوده است، به این معنی که طبقه کارگر که خود را طبقه متوسط به شمار می‌آورد، اکنون شاهد کاهش درآمد است و با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند.

وی افزود: ««این‌ها افرادی هستند که به برگزیت (خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا) رأی دادند، به دونالد ترامپ رأی دادند. همچنین افرادی که از اردوغان حمایت می‌کنند، از پوتین حمایت می‌کنند و از «ویکتور اوربان» (نخست‌وزیر) در مجارستان حمایت می‌کنند. آن‌ها قشر تحصیل‌کرده یا جوان یا شهری نیستند. به همین دلیل هم این افراد (افرادی چون اردوغان) در پایتخت کشورهای خود چندان محبوب نیستند. مثلا آنکارا یا استانبول مرکز مخالفت با اردوغان است و این افراد بخش اعظم حمایت خود را از سوی افراد کمتر تحصیل کرده و کمتر شهری دریافت می‌کنند. این‌ها افرادی هستند که به اندازه طبقه ممتاز شهرنشین از مزایای جهانی شدن بهره نبرده‌اند. اکنون در ایالات متحده هم شاهد همین مسئله هستیم.»

«بنیان‌های دموکراتیک آمریکا» در معرض تهدید

وی در پاسخ به این سوال که آیا ظهور شخصی چون ترامپ نهادهای دموکراتیک آمریکا را زیر در معرض تهدید قرار داده، گفت: «اصلا دوست ندارم در مورد کشور خودم اینطور صحبت کنم، اما به یاد نمی‌آورم که هرگز نهادهای بنیادین دموکراتیک آمریکا مانند یک سال گذشته مورد هجمه مداوم قرار گرفته باشند. باید بگویم که پیش‌بینی من این است که ساز و کارهایی که برای کنترل قدرت تعبیه شده‌اند، نهایتا از این برهه عبور کرده و موفق می‌شوند.»

 

 

 

 

فوکویاما افزود: «اما شما رئیس‌جمهوری دارید که مشروعیت بنیادین بسیاری از نهادهای دموکراتیک ایالات متحده را زیر سوال می‌برد: مدیران بانک مرکزی، سرویس‌های اطلاعاتی، رسانه‌های جریان غالب. هر بار که این‌ها کاری می‌کنند که او نمی‌پسندد، سریع به توییتر می‌آید و به آن‌ها حمله می‌کند.»

این کارشناس آمریکایی ادامه داد: «دموکراسی مبتنی بر اعتماد است و زمانی که شما به صورت مداوم از نهادها اعتمادزدایی می‌کنید، نهایتا چیزی از دموکراسی باقی نمی‌ماند. به همین دلیل تصور می‌کنم ما در ایالات متحده در برهه‌ای بسیار مهم قرار داریم. من تصور می‌کنم که نهادها دوام می‌آورند، ولی به هر حال کش مکشی در جریان خواهد بود.»

او در بخش دیگری از این نشست با اشاره به مشکلات ناشی از جهانی‌سازی از جمله افول وضعیت اقتصادی گروه‌هایی از مردم جامعه و اقبال این افراد به پوپولیسم، گفت: «فکر می‌کنم پیام این مسئله روشن است. این که جهانی‌سازی اگر فاقد ساز و کارهای حمایتی برای بازندگان جهانی‌سازی باشد، نتیجه نخواهد داد.»

انتهای پیام/ق

 

۱۰۵۳۰-ماجرای هجرت دختر بودایی برای تحصیل در ایران/ ایستگاه صلواتی هندوها برای امام حسین(ع)+ محبت حقیقی فراتر از مذهب

۲۲ اسفند

دختر هندی – کشمیری در مصاحبه با حوزه

کد خبر: ۴۱۰۳۴۳ | تاریخ مخابره :۱۳۹۵/۱۲/۱۵ – ۱۴:۳۹ | سرویس: بین الملل ۱۲۹
دختر هندی – کشمیری در مصاحبه با حوزه مطرح کرد:
ماجرای هجرت دختر بودایی برای تحصیل در ایران/ ایستگاه صلواتی هندوها برای امام حسین(ع)
اختصاصی حوزه / در «گجرات» راهپیمایی‌های عزاداری‌های عاشورا از معبد هندوها آغاز می‌شود. ما به آن «سبیل‌گاه» می‌گوییم. غذا و آب به نام نذری امام حسین (ع) پخش می‌کنند. و شما به آن «ایستگاه صلواتی» می‌گویید. این ایستگاه‌ها توسط هندوها برپا شده و آن‌ها هستند که در این امر مشارکت دارند…

اشاره: هنوز نام امام رضا(ع) را به زبان نیاورده، اشک از دیدگانش جاری می شود. حس عجیبی به امام رئوف دارد و روزهایی که در مشهد حضور داشته، از کوچکترین فرصت برای دلدادگی در کنار گنبد طلایی اش استفاده کرده است…

«تانیس» یک دختر هندی کشمیری است که خانواده اش در بمبئی زندگی می کنند. وی علاقه ویژه ای به زبان فارسی دارد و زبان فارسی را به خوبی متوجه می شود اما برای سخن گفتن به فارسی، هنوز نیازمند مقداری تمرین است. او حدود یکسال است که برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد به دانشگاه امام خمینی(ره) قزوین آمده است. «تانیس» که برای شرکت در یک همایش بین المللی به مشهد آمده بود، به پرسش های خبرنگار خبرگزاری «حوزه» پاسخ گفت.

ضمن تشکر از  آقایان ابوالفضل صبوری و احمد اولیایی از مبلغان حوزه که ما را در انجام این گفتگو یاری کردند مصاحبه با این بانوی شیعه هندوستانی را در ذیل می خوانید.

«تانیس» در این مصاحبه از علاقه مردم هند و کشمیر به ایران گفت و جلوه های جالبی از آئین عزاداری در هند را برای مان بازگو کرد. او همچنین توصیف بسیار زیبایی از حال و هوای معنوی در حرم امام رضا(ع) داشت و از همه جالب تر، حس او به حضرت عباس(ع) و نام «ابوالفضل» بود. او گفت: «به گونه‌ای دوستش دارم که باور دارم بعد از خدا، او کسی است که از من مراقبت می‌کنم. من آنقدر به او نزدیک هستم، که اگر چیزی بخواهم به پدرم نمی‌گویم، شاید به امام رضا (ع) هم نمی‌گویم، اما به او می‌گویم. خیلی عجیب است، او حتی معصوم و امام هم نیست. اما او مشکل گشا و پسر مشکل گشا است. «ابوالفضل»(ع) برای من همانند روح برای بدن است.»

این دانشجوی هندی، خاطره جالبی نیز از یک دختر هندو به نام «رونا» تعریف کرد که طی یک ماجرا، برای ادامه تحصیل به ایران می آید و الان هم اتاقی «تانیس» است.دختر هندی – کشمیری در مصاحبه با حوزه

 

* فکر کنم قبل از هر چیز مناسب باشد که یک معرفی اجمالی از خودتان داشته باشید و اینکه چه مسیری طی شد تا الان به عنوان دانشجو در ایران هستید.

به نام خدا، اسم من تانیس است و اهل هندوستان هستم. البته به دلیل اینکه پدرم تاجر است، به مناطق مختلف سفر می‌کردیم و در نتیجه من در فضایی چندفرهنگی بزرگ شده‌ام و قبلا در کشمیر بودیم؛ یعنی من تا زمان دبیرستان در کشمیر بودم اما چون پدرم در بمبئی بود به همراه برادر و مادرم به بمبئی نقل مکان کردیم. سپس در رشته کارشناسی مدیریت از دانشگاه بمبئی درس خواندم. اما از همان اوایل جوانی می‌دانستم که ریشه ایرانی دارم. پدر پدر پدربزرگم اهل سبزوار بوده. اجدادم فارسی صحبت می‌کردند، اما متاسفانه هیچ کس ما را به فارسی صحبت کردن تشویق نکرد. ولی من از همان آغاز علاقه و عشق زیادی به زبان فارسی داشتم.

در بمبئی یک خانه فرهنگ ایران هست. بنابراین من تصمیم گرفتم شانسم را آنجا امتحان کرده و یادگیری زبان فارسی را در آغاز کردم. به طوری که ابتدا صحبت می‌کردیم و سپس من به عنوان یک محقق مشغول به کار در آنجا شدم و چندین پروژه برای خانه فرهنگ کشور ایران انجام دادم. سپس آنها درباره یک بورس تحصیلی در ایران به من اطلاع دادند تا مدارکم را آماده کنم که آیا موفق به گرفتن بورس می‌شوم یا خیر. بنابراین من درخواست داده و خوشبختانه برای بورس تحصیلی فوق لیسانس انتخاب شدم. در حال حاضر در حال مطالعه زبان فارسی در دانشگاه بین المللی امام خمینی در قزوین هستم.

 

* من شنیده‌ام که کشمیری‌ها علاقه زیادی به ایران و انقلاب اسلامی دارند. درست است؟

این یک حقیقت است که تمام کشمیری‌ها علاقه بی‌حد و حصری به ایران دارند و من هم همین طور هستم. این هم یکی از دلایلی بود که باعث شد من تصمیم بگیرم به جمهوری اسلامی ایران بیایم. آنچه مرا به اینجا آورد یک حس معنوی بود و بیشتر کشمیری‌ها نیز علاقه غیرقابل تصوری به ایران دارند.

 

* آیا این علاقه به شیعیان کشمیر اختصاص دارد؟

نه اصلا، سنی‌های کشمیر هم به رهبر علاقه دارند. من یک نفر را می‌شناختم که به تازگی به تشیع گرویده و عاشق «رهبر» است و به خاطر «رهبر» از سنی به شیعه گرویده است. اگر به خانه تک تک کشمیری‌های شیعه بروید تصویر رهبر، امام خمینی و علمای شیعه را پیدا می‌کنید اما این علاقه انحصار به شیعیان ندارد و به طور کلی مردم کشمیر، اعم از شیعه و سنی به ایران علاقه دارند.

 

* علت این علاقه چیست؟

سال‌های بسیار دور که کشمیر تحت سلطه بودایی‌ها بوده و مردی به نام زین العابدین قدم به کشمیر گذاشت. مردم را با اسلام آشنا کرد. در آن زمان تنها بوداییت و هندویسم وجود داشتند. حتی اگر در کشمیر مسلمانی هم بود در جامعه ظهور نداشته و در اقلیت بسیار کمی قرار داشتند. این فرد همراه با عده زیادی به اینجا آمده و با  شاه صحبت کرده و ایدئولوژی اسلام و باورهای دینی را ارائه داد. و از آن‌ها خواست اسلام را در کنار طرز زندگی خودشان ارائه دهند. بنابراین آهسته آهسته اسلام در تمام منطقه گسترش یافته و گرویدن به اسلام آغاز شد. حتی اگر امروز به کشمیر بروید، احساس می‌کنید که در ایران هستید، زیرا تقارن و جغرافیای منطقه دقیقا مثل ایران است. آنجا هم چهار فصل است. در مناطقی از کشمیر درخت چنار پیدا می‌شود و این تنها به خاطر ارتباط با ایران است. اگر به بخش شهر قدیمی کشمیر بروید ساختار معماری مشابه اصفهان می‌بینید. ما هم مسجد جامع داریم که دقیقا شبیه ۴۰ ستون است.

 

* در خصوص کشمیر و کل هند هم گویا در مقطعی زبان رسمی هند، زبان فارسی بوده است. دختر هندی – کشمیری در مصاحبه با حوزه

بله، نخستین زبان کشمیر سانسکریت است.

 

* و این یک طرح استعماری بوده که انگلیسی‌ها زبان فارسی را از هند بیرون کشیده و زبان انگلیسی را جایگزین کردند، درست است؟

متاسفانه بله، این امر تنها به زبان فارسی محدود نمی‌شود بلکه زبان هندی را هم به همین شکل از دست داده ایم. زبان ملی ما هندی است. اما اگر به هندوستان بروید کمتر کسی را پیدا می‌کنید که هندی صحبت کند. من خودم از همان ابتدا در مدرسه بریتانیایی درس خوانده‌ام. تمام معلمان ما انگلیسی بودند و چون هندوستان مستعمره بریتانیا بوده است، در بیمارستان‌ها ، مدارس و دانشگاه‌ها نیز مسیونری‌های بریتانیایی بوده‌اند و حتی اکنون هم که بریتانیا از کشور خارج شده است، هندوستان هنوز سیستم انگلیسی را دنبال می‌کند. مسیونرهای مسیحی هنوز هستند. همانطور که در زبان فارسی می‌گوییم ۷۲ ملت هستند. اما اگر به بخشی از هند بروید، تنها یک زبان سرتاسری صحبت می‌شود و آن زبان متاسفانه انگلیسی است که بسیار مایه تاسف می‌باشد. سانسکریت یکی از قدیمی‌ترین زبان‌ها است و دلیل وجود زبان فارسی، هندی، اردو یا حتی انگلیسی می‌باشد. بیشتر این زبان‌ها از سانسکریت استخراج شده است. اما اگر به هند بروید، سانسکریت را تنها در کتاب مقدس هندو پیدا می‌کنید.

 

* در چند ماه گذشته که اخبار بیشتری از کشمیر و تحولات کشمیر منتشر شد، گمانه زنی های مختلفی به میان آمد و با توجه به اینکه گفتید کشمیری‌ها و عموم مردم هند ارتباط قلبی قابل توجهی با مردم ایران دارند، این مسئله در تحلیل تحولات کشمیر خیلی مهم است. برخی در تحلیل‌های خود اینگونه می گفتند که اهل سنت کشمیر گرایش تکفیری دارند و مخالف جمهوری اسلامی هستند. شما به عنوان کسی که بزرگ شده کشمیر و اهل هندوستان هستید و هنوز ارتباط و تعامل دارید، نظرتان چیست؟

اکثریت مردم کشمیر یعنی ۸۰-۷۰ درصد سنی هستند. و تنها اقلیت آنان شیعه هستند. و هندوها و مسیحی‌ها نیز در آنجا زندگی می‌کنند. و اصلا اینگونه نیست که اهل سنت کشمیر، گرایش تکفیری داشته باشند. البته رادیکال‌های تکفیری در هر جایی از جمله کشمیر ممکن است باشند اما به هیچ وجه اکثریت نیستند و در هر جای دنیا که بروید عده‌ای از این افراد هستند. و من فکر نمی‌کنم اهل تسنن این منطقه هرگز علیه ایران رادیکال شده و به تروریسم بپیوندند. این گونه نیست که اهل سنت از ایران متنفر باشند. عناصری در میانه راه هستند که باعث می‌شوند شما فکر کنید آن‌ها از شما نفرت دارند و آن‌ها فکر می‌کنند شما از آن‌ها نفرت دارید. درواقع این عناصر هستند که مشکل ساز هستند.

 

* بله همانطور که اشاره کردید، مردم با هم ارتباط قلبی خوبی دارند. به نظر شما چگونه می‌توانیم روابط بین دو کشور را بیشتر بکنیم؟

مسئله‌ای که  همه راجع به آن صحبت می‌کنند ولی هرگز رخ نمی‌دهد گفتمان است. به علاوه می‌توانید تبادل فرهنگی میان دو کشور داشته باشید. من نمی‌گویم که با هم سازگار شوید. لااقل تبادل فرهنگی کنید. تا بفهمید که مردم یک کشور چگونه هستند؟ باورهای آن‌ها چیست و پیرو چه هستند؟ به ریشه‌ها برسید و گفتمان کنید. به نظر من این چیزی است که به ایجاد روابط میان دو کشور ایران و هند و دیگر کشورها کمک خواهد کرد.

 

* از این جهت که این گفت و گو برای خبرگزاری حوزه است، فعالیت روحانیون شیعه در هند برای ما و مخاطبان ما اهمیت دارد. آیا از این موضوع اطلاعی دارید؟

اگر شما به حوزه قم بروید می‌بینید که تعداد زیادی طلاب هندی و کشمیری در آنجا هستند. به نظرم این روشن کننده بسیار خوبی است. وقتی روحانیون زیادی از کشمیر و هند در اینجا می‌بینید بدانید که در کشمیر هم تعدادشان زیاد است و فعالیت دارند.

 

* گاهی گفته می شود که اینها در قم و مشهد درس می خوانند اما به کشورهای خود بر نمی گردند!

اشتباه می‌کنید برمی‌گردند. خانواده مادری من، همه روحانی هستند. پدر بزرگم، پدر پدر بزرگم و پسرانشان و نوه‌هایشان، خواهران و دخترهایشان همه شان روحانی و واعظ هستند. مدارس زیادی در نزدیکی آن‌ها در کشمیر هست. این مدارس برنامه‌هایی دارند. ما نیز همانند شما در کشمیر جشن انقلاب اسلامی داشتیم. و فقط کشمیر این گونه نیست. من در بمبئی زندگی می‌کنم. شهر بمبئی مخلوطی از تمدن غرب و فرهنگ هندی است. زیرا مرکز اقتصادی هندوستان است و مخلوطی از همه چیز مانند غرب زدگی، گروه‌های قومیتی هندی و معنویت در آنجا دیده می‌شود. عقیده شخصی من این است که من هیچ کجا را به معنویت بمبئی ندیده‌ام. علمای هندی زیادی هستند که از ایران آمده‌اند. ما راهپیمایی‌ها و گردهمایی، مجلس و محفل‌های مختلفی نه تنها برای مردم هند بلکه برای جامعه بین‌المللی برگزار می‌کنیم. اخیرا یکی از قاریان مجالس که نزدیک به ۶۰ سال در این حرفه فعالیت داشته، به رحمت خدا پیوست و هیات‌هایی از ایران و لندن برای ادای احترام به اینجا آمدند. این بدین معناست که علمایی که به ایران می‌آیند به کشورهایشان بازگشته و آنچه آموخته‌اند را تبلیغ می‌کنند. به همین دلیل است که ما در آنجا حسینیه (به زبان هندی امام بارگاه) ، مجالس محرم و … داریم. خانه‌ ما باغ بزرگی دارد و ما در روز عاشورا، از نماز مغرب تا طلوع فجر، از هزاران نفر در این مکان پذیرایی می‌کنیم و این مراسم از زمان نیاکان ما برپا بوده است.

 

* جالب است. دوست داریم بیشتر درباره آئین عزاداری و مراسم مذهبی در هند بشنویم.

در «گجرات» راهپیمایی‌های عزاداری‌های عاشورا از معبد هندوها آغاز می‌شود که این بسیاری مسائل را آشکار می‌کند. ما به آن «سبیل‌گاه» می‌گوییم. غذا و آب به نام نذری امام حسین (ع) پخش می‌کنند. و شما به آن «ایستگاه صلواتی» می‌گویید. این ایستگاه‌ها توسط هندوها برپا شده و آن‌ها هستند که در این امر مشارکت دارند.

به طور کلی عزاداری ها با شور خاصی در هند برگزار می شود؛ البته گاهی رفتارهای افراطی در عزاداری ها دیده می شود اما نباید نقش عناصر اختلاف افکن را نادیده بگیریم. وهابیون عناصری هستند که در اینجا اختلاف افکنی می‌کنند.

 

* فعالیت وهابیون در هندوستان چگونه است؟

متاسفانه باید گفت که وهابیت در هندوستان فعالیت های گسترده ای دارد و در این زمینه هزینه می کنند.دختر هندی – کشمیری در مصاحبه با حوزه

 

* دیدگاه اکثریت مردم در هندوستان به این فعالیت ها چگونه است؟

هندوستان از نظر مذهبی کشور بسیار متنوعی است که نزدیک به ۸۰% مردم آن را هندوها تشکیل می‌دهند و بقیه جمعیت آن را به ترتیب مسلمانان، مسیحیان، یهودیان و بودایی‌ها و بسیاری ادیان دیگر تشکیل می‌دهند. اما در درجه اول اکثریت هندو و سپس مسلمانان هستند. و اکثریت این مسلمانان نیز سنی هستند و شیعیان در اقلیت قرار دارند. یهودیان خیلی کمی در هندوستان زندگی می‌کنند و شما به ندرت در آنجا یهودی می‌بینید. فارسی زبانانی نیز که به هندوستان مهاجرت کرده‌اند که نیمی از آن‌ها گجرات و بیشتر آن‌ها در بمبئی زندگی می‌کنند. عموم مردم از دیدگاه های افراطی وهابیت استقبال نمی کنند اما به هر حال آنها نیز به شیوه های گوناگون، برنامه های خود را تبلیغ می کنند.

 

* بسیار خوب. به حضور شما در ایران بپردازیم. این روزها که به حرم امام رضا مشرف شده اید؛ از حال و هوای حرم برای ما بگویید.

سخن گفتن درباره این موضوع برای من بسیار بسیار دشوار است. احساسی که تنها با دیدن گنبد امام رضا (ع) به من دست می‌دهد منقلب کننده است، چه برسد به احساسی که پس از وارد شدن به حرم به من دست می‌دهد. در حرم امام رضا (ع)، انرژی بسیار مثبتی در اطرافم احساس می‌کنم. وقتی به مشهد آمدم و از دور گنبد را نگاه کردم، می‌خواستم گریه کنم و زبانی برای سخن گفتن نداشتم. می‌خواستم حرکت کنم ولی احساس می‌کردم که روحم جسمم را ترک کرده است. من در آنجا ایستاده و به گنبد خیره شدم. بعدها فهمیدم که اشک‌ها ناخواسته از گونه‌هایم سرازیر می‌شده‌اند. صادقانه بگویم هرچه قدر تلاش می‌کنم که احساسم را توصیف کنم، اما نمی‌شود و تنها قلبم معنای واقعی این احساس را می‌شناسم. الان که ساعت حدود ۱۱ شب است می خواهم دوباره به حرم بروم و از ته قلب دلم نمی‌خواهد که برگردم. تنها می‌خواهم تمام شب آنجا نشسته و با «امام» صحبت کنم. گویی دارم با پدرم سخن می‌گویم. می‌دانم او امام است اما برای من شبیه این است که دارم با پدرم سخن می‌گویم و از خودم برایش تعریف می‌کنم و می‌دانم که او گوش می‌کند و هدایتم می‌کنم. احساسی که هنگام نشستن در حرم امام رضا (ع) به انسان دست می‌دهد بی‌اندازه خارق العاده از خود بی‌خود و غیرقابل توصیف است.

 

* چه نامی را بیش از همه دوست دارید؟

نامی که بیش از همه دوست دارم کنیه حضرت عباس، ابوالفضل است. به گونه‌ای دوستش دارم که باور دارم بعد از خدا، او کسی است که از من مراقبت می‌کنم. من آنقدر به او نزدیک هستم، که اگر چیزی بخواهم به پدرم نمی‌گویم، شاید به امام رضا (ع) هم نمی‌گویم، اما به او می‌گویم. خیلی عجیب است، او حتی معصوم و امام هم نیست. اما او مشکل گشا و پسر مشکل گشا است. «ابوالفضل»(ع) برای من همانند روح برای بدن است. سوگند می‌خورم که خودم هم دلیلش را نمی‌دانم. هر چیز که بخواهم از او می‌طلبم، زانو می‌زنم و می‌گویم: من برای اعتراف و غمی آمده‌ام و از تو می‌خواهم که مشکلم را برطرف کنی. خیلی غریب است. منطق این است که به امام حسین (ع) رجوع کنم، هرچه باشد او امام و معصوم است. اما به سراغ حضرت ابوالفضل می‌روم زیرا او صفت  مشکل گشا را دارد. هرچند او هیچ دستی نداشته باشد، دستش را برای کمک به شما دراز می‌کند. نکته دیگر درباره حضرت ابوالفضل اینکه من هیچ گاه و هرگز تحمل شنیدن فاجعه‌ای که برای او در کربلا رخ داده را ندارم. من از همان دوران کودکی هرگز روضه حضرت ابوالفضل(ع) را گوش نمی‌دادم گویی که روحم می‌خواهد جسمم را ترک کرده و قلبم شروع به غرق شدن می‌کند. نمی‌دانم باید بگویم یا نه ولی من تصورات زیادی راجع به او داشته‌ام که همین بینش‌ها نیز مرا بیشتر به او نزدیک کرده است.

 

در ایران با چه کسی زندگی می کنید؟ دوری از خانواده سخت نیست؟

بالاخره دوری از خانواده سختی های خودش را دارد اما بگذارید از هم اتاقی ام برای شما بگویم. من یک هم‌اتاقی هندی بنام رونا دارم. او هم مانند من ریشه‌های ایرانی دارد و جد مادری‌اش زرتشتی بوده است اما خودش یک هندوی اهل گجراتی، پنجابی است. پدرش اهل پنجاب است. همانطور که ما در ایران نسل‌های روحانی داریم، در هندوستان نیز براماها را داریم. دوست هندو من نیز از یک نسل بسیار برجسته علمای هندو می‌باشد. اما با وجود اینکه بیشتر هندویسم حول محور پرستش بت‌ها می‌گردند، دوست من از همان آغاز به پرستش بت‌ها عقیده نداشته است. او یک بت پرست نیست و یکتاپرست و موحد است. او به خدای یکتا عقیده دارد. او دانشجوی علوم سیاسی در دهلی بوده است. در رابطه با مسائل سیاسی، ایران همیشه یکی از مسائل حاد بوده است و نامش در همه بحث‌ها دیده می‌شود. او به من می‌گفت که گاهی در کلاس‌های درس درباره مسائل ایران با هم‌کلاسی‌هایش و هم‌کلاسی‌هایش بحث‌های داغی می‌کرده و از ایران دفاع می‌کرده است. او می‌گوید : «از همان آغاز یک نیروی ناشناخته مرا به سوی ایران می‌کشید و به ایران نزدیکتر و نزدیک‌تر می‌شدم. زمانی که دوره کارشناسی را تمام کردم، می‌خواستم کارشناسی ارشد بخوانم اما نمی‌دانستم چه کنم. هیچ ذهنیت روشنی درباره آینده نداشتم. یک شب حضرت آیت الله خامنه ای را در عالم رویا دیدم. رهبر در عالم رویا به من گفت که به زودی به ایران می‌آیی و من تو را هدایت و حمایت می‌کنم.

با گریه از خواب بیدار شدم و تمام بدنم بی‌حس شده بود.» همان جا بود که تصمیم گرفت به ایران بیاید. او بسیار طرفدار ایران و اسلام است. اگر کمترین حرفی علیه اسلام بزنید، بسیار عصبانی می‌شود. اخیرا به یاد دارم روز تولد دوستم بود و ما هیچ چیزی در اتاق خوابگاه نداشتیم. برای همین با دوستم به خرید رفتیم. وقتی به مغازه رفتیم از ظاهر ما کاملا واضح بود که خارجی هستیم و مغازه‌دار از ما پرسید: شما اهل کدام کشور هستید؟

ما گفتیم: ما هندی هستیم. او پرسید: آیا شما مسلمان هستید؟ من گفتم: من مسلمانم ولی دوستم نه.دختر هندی – کشمیری در مصاحبه با حوزه

من یک پوستر رهبر برداشتم و به دوستم دادم. مغازه دار تعجب کرده و گفت: آیا کسی شما را مجبور کرده که این پوستر را بردارید؟

گفتیم: نه. و از روی علاقه پوستر را برداشته‌ایم.

او به من گفت: آیا واقعا شیعه هستی؟

گفتم: بله

گفت: پس چرا پوستر را برای او می‌خری؟

گفتم: گوش کن! رهبر متعلق به من یا شما نیست. او همانند امام خمینی(ره) رهبر تمام بشریت است.

دوستم هر وقت دست از دعا کردن برمی‌دارم او به من می‌گوید: می‌خواهم عبادت کردن و نماز خواندن تو را ببینم.

او اکنون می‌خواهد بیشتر راجع به تشیع بداند و من سعی می‌کنم او را آشنا کنم.

او به من گفت: من را به قم و مشهد می‌بری؟

او هم قرار بود همراه من بیاید اما متاسفانه حالش خوب نبود و نتوانست بیاید. برای همین به من گفت: از حرم امام رضا (ع) برایم سوغاتی بیاور و به امام رضا بگو که دفعه بعد من هم حتما با تو می‌آیم.

من صادقانه بگویم تصور نمی‌کنم که او اصلا هندو باشد. نام و نشان او هندو است، اما من باور دارم که او مسلمان است.

 

* بسیار ممنونم از حضور و مشارکت شما در این گفت وگو. امیدوارم همان قدر که ما حس بسیار خوبی از شنیدن این مطالب به دست آوردیم، مخاطبان این گفت و گو هم بهره لازم را ببرند.

خواهش می کنم. آنچه فراموش کردم بگویم این است که دیدار با رهبر، آرزوی من است وامیدوارم در این مدتی که ایران هستم بتوانم ایشان را ملاقات کنم.

 

گفت و گو: حسن صدرایی عارف