RSS
 

بایگانی برای خرداد, ۱۳۹۶

۱۵۷۷- شواهد روایی نصب الهی امام در مباحث مورد اتفاق امامیه + محبت حقیقی و فطرت پا کودکان

۳۱ خرداد
کد خبر: ۴۱۸۵۹۰ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۳/۳۰ – ۱۲:۲۸ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۵

شواهد روایی نصب الهی امام در مباحث مورد اتفاق امامیه
حوزه / متأسفانه مسأله امامت پس ازپیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مورد اختلافات زیادی واقع شد؛ این اختلافات، بیشتر ،از انكار نصب الهی امام و تحریف در مفهوم امامت نشأت می گرفت ، نگاه شیعه در نصب الهی امام این است که جایز نیست امر خلافت را در اختیار افراد امت یا افرادی از مردم که اهل حل و عقد هستند واگذار نمود .

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، فصلنامه امامت پژوهی در مقاله ای با موضوع: بررسی شواهد نصب الهی امام با تکيه بر روايات کتاب کافی، شواهد روایی نصب الهی امام در مباحث مورد اتفاق امامیه به ویژه با اشاره به روایات کتاب کافی کلینی به عنوان منبع اصلی اعتقادی و فکری شیعه را مورد بررسی قرارداده است ، برش هایی از این مقاله تفصیلی تقدیم می شود.

در این مقاله شواهد روایی نصب الهی امام در مباحث مورد اتفاق امامیه به گونه ای ذکر شده اند که جایگاه الهی امام در اندیشه شیعه به صورت واضح تبیین و نشان داده شود که نگاه شیعیان به امام به عنوان حجت الهی و خلیفه خداوند به گونه ای است که نمی تواند حاصل انتخاب فرد توسط دیگران و یا اهل حل و عقد باشد. همچنین چنین جایگاهی نمی تواند حاصل سیر طبیعی پیشرفت معنوی بشر ـ که در نظریه علمای ابرار مطرح می شود ـ باشد.

*موضوع شناسی نصب الهی امام

قرآن مجید، اهمیت ویژه ای برای امامت قائل است و آن را بالاترینِ مقامات انسانی شمرده است؛ مقامی که تنها پیامبران اولوالعزم به آن می رسند:

(وَ إذِ ابْتَلی إبْراهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأتَمَّهُنَّ قالَ إنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیتِی قالَ لا ینالُ عَهْدِی‏الظَّالِمِینَ)؛[۱]

(هنگامی که خداوند ابراهیم را با وسایل گوناگون آزمود و او به خوبی از عهده آزمایش برآمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم. ابراهیم عرض کرد: از دودمان من [نیز امامانی قرار بده] خداوند فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی رسد [یعنی تنها آن گروه از فرزندانت که از هر گونه ظلم، پاک و معصوم باشند شایسته این مقامند].

متأسفانه مسأله امامت پس ازپیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مورد اختلافات زیادی واقع شد؛ این اختلافات، بیشتر از انكار نصب الهی امام و تحریف در مفهوم امامت نشأت می گرفت. بنا بر برداشت شیعی از آیه مذکور، امامت همانند نبوّت، مقام و منصبی الهی است و همان طور که خداوند متعال باید نبی و پیامبر را تعیین کند و هرگز امکان ندارد فردی از طریق گزینش مردم به مقام نبوت برسد، مقام امامت نیز مقامی الهی است که هرگز فردی با انتخاب مردم یا انتخاب اهل حل و عقد به این مقام نمی رسد.

امامت، ایجاد حقیقت وجودی و واقعیتی در شخص امام و موهبتی خدادادی است؛ همچنان که نبوت حقیقتی در نبی است و به همین دلیل، شناخت مصداق نبی و امام به شناختِ پیدایش این حقیقت در شخص مصداق بستگی دارد. این همان حقیقتی است که موجب پدید آمدن صفاتی مانند عصمت در شخص می شود؛ اما به دلیل اینکه مردم، ابزار تشخیص آن را ندارند، فرد مصداق باید با شیوه ای چون معجزه یا نصِ نبی یا امام پیشین از«جانب خدا» به مردم معرفی گردد؛ این امر در امامت خاصه معمولاً با نص پیامبر اکرم( و امام پیشین و گاه با ظهور معجزاتی اتفاق افتاده است. درحقیقت، نص یا معجزه تنها شواهدی هستند که حقیقت ایجادشده در نفس امام را ـ که حاصل نصب او از جانب خدا به عنوان حجت الهی است ـ به مردم معرفی می کنند. در این مقال با توجه به کتاب شریف کافی و دیدگاه امامیان، ویژگی هایی که می توانند دلیل یا شاهدی در انتصاب امام از جانب خدا باشند، بررسی می شوند.

*مفهوم شناسی :

«امام» و«امامت» دو واژه عربی به معنای «پیشوا» و «پیشوایی» هستند. «اِمام» و «اَمام» یک ریشه دارند؛ اَمام یعنی سمت جلو و اِمام کسی است که در جلو قرار دارد و عدهای پشت سر او حرکت میکنند.[۲]  

اما در اصطلاح، امام یعنی رهبر عموم مسلمانان در کارهای دینی و دنیوی؛ امام جانشین پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم است و طبق عقیده امامیه از سوی خدا تعیین و به وسیله پیامبر یا امامی که رهبری جامعه را بر عهده دارد، به مردم معرفی میگردد. امام صفاتی خاص دارد و تا جهان باقی است وجود وی نیز واجب خواهد بود.[۳]

در معنای لغوی نصب گفته شده است:

نَصَبَ: نصباً الشیءَ رفعه و اقامه؛ وضعه وضعاً ثابتاً؛ و الکلمه: ألحقها علامه النصب أو تلفَّظ بها منصوبه و الأمیرُ فلاناً: ولاّه منصباً وله رأیاً: أشار علیه برأی لا یعدل عنه؛ وله الشرَّ. أظهره له.[۴]

النون و الصاد و الباء أصل صحیح یدل علی اقامه شیءٍ و اهدافٍ فی استواء.[۵]

بین مسلمانان در اینکه امامت مقامی انتخابی است یا انتصابی، اختلاف وجود دارد؛ بیشتر اشاعره، معتزله و خوارج بر این عقیده اند که طریق ثبوت، اختیار امت به اجتهاد اهل اجتهاد است و ثبوت امامت به نص هم رواست؛ اما نصی در مورد امامت بر شخص معینی وارد نشده است. در مقابل، شیعه امامیه به اتفاق آرا چنین اعتقاد دارند که امامت، یک مقام انتصابی و تنصیصی از سوی پروردگار متعال و پیامبر است؛[۶] زیرا اولاً: تعیین امام، لطفی است از جانب خدا برای اصلاح امور بندگانش و هر لطفی بر خداوند لازم است؛ پس خدای متعال، خود، امام را تعیین می فرماید؛ ثانیاً: امام باید ویژگی های خاصی داشته باشد تا شایستگی مقام امامت را از جانب خداوند احراز کند و جز خداوند ـ که بر زمین و زمان احاطه دارد ـ کسی عالم به عصمت و افضلیت افراد نیست؛ پس به سبب اینکه امت به امور غیبی علم ندارند، نمی توانند شخصی که چنین صفاتی دارد را شناسایی کنند؛ در نتیجه خداوند بر امامت امام، تصریح می فرماید؛ با تصریح خداوند هیچ گونه شک و شبهه ای در اختصاص این مقام به فرد باقی نخواهد ماند. در واقع، شیعه تصریح می کند که جایز نیست امر خلافت را در اختیار افراد امت یا افرادی از مردم که اهل حل و عقد هستند واگذار نمود؛ زیرا عقل سلیم حکم می کند که انتخاب و انتصاب امامی که حجت خداست ـ و باید ویژگی هایی چون عصمت، افضلیت، علم، معجزه، ایمان و شجاعت را دارا باشد ـ نمی تواند به عهده افرادی قرار داده شود که خود از این ویژگی ها یا بی بهره اند یا بهره اندکی دارند.

*ویژگی های اختصاصی امام که لازمه نصب الهی هستند :

در اندیشه امامیان، مقام امامت مستلزم ویژگی هایی است که تنها در فرد منصوبِ خدا می توانند ظهور یابند و همان طور که پیش تر اشاره شد، شناسایی این ویژگی ها تنها از عهده خداوند برمی آید ـ که نسبت به تمام انسان ها آگاه است؛ لذا تصریح بر این صفات در برخی روایات، شاهدی بر پذیرش نصب الهی است و نیز نصب فرد به مقام امامت، با اثبات این صفات محقق خواهد شد .

 *معصوم بودن را تنها خدا می تواند تشخیص دهد

در کتاب شریف کافی آمده است که ائمه علیهم السلام معصوم هستند.[۷] همچنین در بخش دیگری از این کتاب می خوانیم: «امام مطهر از گناهان و مبرا از هرگونه عیب است».[8]

با توجه به روایات، امام از گناهان مبراست و این ویژگی در افراد عادی وجود ندارد؛ در نتیجه کسی می تواند رهبر جامعه شود که عاری از گناه باشد و این ویژگی را نیز تنها خدا می تواند تشخیص دهد.

امامیه معتقدند جز نص وسیله دیگری در تعیین امام وجود ندارد؛ چون عصمت که شرط اساسی در امامت است، امریست پنهانی و درونی و فقط خداوند از آن مطلع است. پس آگاهی از عصمت برای هیچ كس ممكن نیست؛ مگر اینكه عالم الغیب آن را اعلام نماید؛ این اعلام به دو صورت تحقق مییابد:

۱ـ به وسیله معصومی مانند پیامبر خدا اعلام شود و او امام پس از خویشتن را تعیین كند و ما را از معصوم بودن او آگاه سازد.

۲ـ معجزهای به دست آن شخص آشكار شود كه بر صدق او در ادعای امامت دلالت كند.[۹]

یکی دیگر از ویژگی های مورد اختلاف، «افضلیت» است؛ بنا به نظر شیعه، امام باید افضل باشد و مفضول حق امامت ندارد و خداوند کسی را به امامت منصوب می کند که از سایر مسلمانان، افضل باشد. اعلم بودن امام نیز از صفات معتبر در افضلیت است. این اعلمیت اختصاص به علوم شرعی ندارد و علوم غیرشرعی را هم دربرمی گیرد؛ یعنی امام باید در امور غیرشرعی هم اعلم باشد. از آنجا که خداوند متعال نظام آفرینش را به گونه ای قرار داده است که اعمال و رفتار آدمیان ـ و بلکه همه پدیده های آسمانی و زمینی ـ نسبت به یکدیگر تأثیر متقابل دارند، لذا هدایت خلق را بر عهده کسی می گذارد که با «اعطای الهی» به عالم خلقت و قوانین حاکم بر آن احاطه داشته باشد؛ شخصی که شایستگی لازم برای رهبری مادی و معنوی امت و خلافت الهی را با تضمین الهی، یافته باشد و علم پدیده های آسمانی و زمینی را بر اساس مخزن علم الهی ـ که علمی بدون خطا و اشتباه است ـ دارا باشد.[۱۰]

پس بنا به نظر شیعه، امام از جانب خدا معین و بدین مقام منصوب می گردد و سپس پیامبر با نصّی صریح، مهر صحت بر امامتش می نهد و در نتیجه این امر بر مردم آشکار می شود. اگر همه مردم از نص آگاهی پیدا نکنند و یا بعضی آن را حمل بر وجوه مختلف نمایند، امام معجزهای را برای مردم ظاهر و آشکار می کند تا امامت خویش را اثبات کند و حجت را بر مردم تمام کند. به دیگرسخن دلیل نصب الهی امام همان دلیل نصب الهی نبی است و عصمت، علم و… از نشانه های الهی بودن این سِمت است؛ چون امام از سوی خدا منصوب است.

*شواهد اثبات نصب الهی ائمه در روایات و آیات

در کتب امامیه برای اثبات نصب الهی امام ـ به شکل متواتر ـ به دو دسته از روایات و بالتبع تفسیر آیات قرآن اشاره شده است:

دسته اول روایاتی هستند که در فضایل و مناقب آنان صادر شده اند؛ طوری که درباره احدی از امت به میزان این دوازده نفر ـ هم به لحاظ کیفی و هم به لحاظ کمّی ـ منقبت و فضیلت ذکر نشده است. از آنجا که در دیدگاه امامیان و حتی عدلیه، امامت برای افضل امت است، به طور طبیعی نتیجه می گیریم این افراد بر اساس همین روایات افضل امت اند و از سوی خاتم النبیین( برای امامت معرفی شده اند.

دسته دوم بیانات و نصوصی هستند که به صورت خاص به خلافت، وصایت، امامت و ولایت ائمه علیهم السلام اشاره دارند. بنابراین روایات نیز معلوم می شود كه خداوند متعال به وسیله خاتم انبیا( تنها علی بن ابیطالب علیه السلام و یازده نفر فرزندان او را برای امامت تعیین و نصب نموده است.[۱۱]

*شواهد قرآنی صریح :

بنابر آنچه در کتاب های کلامی، روایی، تفسیری ـ و حتی گاه فقهی و اخلاقی ـ شیعیان آمده، آیات زیادی در قرآن به نصب الهی امام تصریح دارند. در این آیات تصریح شده است که خداوند، نبی و امام را خلیفه خود در زمین قرار داده است و چون نبوت و امامت هر دو مقاماتی الهی اند و معرّف خلیفه الله و حجت الهی هستند، در نحوه انتصاب ایشان از جانب خدا تفاوتی نیست و تعیین و نصب الهی امام همانند نصب الهی پیامبر است. از جمله این آیات می توان به این موارد اشاره کرد:

(إنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَه)؛[۱۲](وَ جَعَلْناهُمْ أئِمَّه یهْدُونَ بِأَمْرِنا)؛[۱۳] (یا داوُدُ إنَّا جَعَلْناكَ خَلِیفَه فِی الْأَرْضِ)؛[۱۴] (وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أئِمَّه یهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا)؛[۱۵] (إنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إماماً)[۱۶] و (اللهُ أعْلَمُ حَیثُ یجْعَلُ رِسالَتَهُ).[۱۷]

در این آیات دلالت الفاظ «جعلنا» «جاعلک» و «یجعل رسالته» بر نصب الهی امام مورد استناد قرار گرفته است.

در اثبات نصب الهی به آیه «اولی الامر» نیز بسیار استدلال شده است: (أطِیعُوا اللهَ وَ أطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأمْرِ).[۱۸] در این آیه اطاعت از اولی الأمر، هم تراز اطاعت از خدا و رسول معرفی شده است؛ پس اولی الامر ـ که دلالت آن بر ائمه اطهار علیهم السلام در کتب امامیه گاه به عنوان قطعیِ بدیهی و اصل موضوع پذیرفته شده و گاه به عنوان تواتر در مصداق اولی الامر بر آن استدلال رفته ـ باید همانند نبی از طرف خدا تعیین شود تا فرامین او عاری از اشتباه و قابل اتّباع باشد.

 * الهی بودن مقام نبوت و نصب امامت درنگاه کلینی

کلینی رحمه الله در کتاب کافی، بین الهی بودن مقام نبوت و نصب نبی از جانب خدا و الهی بودن مقام امامت و نصب امام از جانب خدا، تفاوتی نمی بیند و هر دو موضوع را در عنوان واحدی با نام «کتاب الحجه» ذکر نموده و مانند برخی متکلمان، کتاب نبوت را از کتاب امامت جدا نکرده است. این خود نشان می دهد که از دیدگاه کلینی رحمه الله ـ که تفکرش به عنوان پایه و مبنای اعتقادی شیعه است ـ حقیقت حجیت الهی( علیرغم تفاوت در مراتب و تفاوت ماهوی میان نبوت و امامت) حقیقتی یکسان و همگون است و تنها از سوی خداوند معین و معرفی می شود.

در این کتاب روایات فراوانی در باب نصب الهی امام وجود دارد؛ این مسأله با توجه به جایگاه کافی در اعتقاد امامیان و تأثیر آن در انسجام و تبیین فکر شیعی، می تواند نشانگر عمق نفوذ اعتقاد به نصب الهی در تفکر امامیه باشد.  

 پی نوشت ها :

۱. بقره/۱۲۴.

۲. ابن فارس، معجم المقاییس فی اللغه، ۱/۴۸؛ ابن منظور، لسان العرب،۱/۱۵۷.

۳. صدر حاج سید جوادی، دائره المعارف تشیع، ۲/۳۳۱.

۴. لویس معطوف، المنجد فی اللغه و الأعلام، ۲/۸۱۱.

۵. ابن فارس، معجم مقاییس فی اللغه، ۱/۹۹.

۶. بغدادی، اصول دین، ۱۴۸.

۷. کلینی، کافی، باب الحجه، «فی الائمه بمن یشبهون ممن مضی و کراهیه القول فیهم بالنبوه»، روایت ۶.

۸. همان، «نادر جامع فی فضل الإمام و صفاته» روایت ۱.

۹. فاضل مقداد، شرح باب حادی عشر، ۱۷۳.

۱۰. در مورد صفات و ویژگی های امام نیز ر.ک: همان، بخش مربوط به صفات امام.

۱۱. تهرانی، میزان المطالب، ۱۷۵.

۱۲. بقره/۳۰.

۱۳. انبیاء/۷۳.

۱۴. ص/۲۶.

۱۵. سجده/۲۴.

۱۶. بقره/۱۲۴.

۱۷. انعام/۱۲۴

۱۸. نساء/۵۹.

  فهرست منابع :

قرآن کریم.

ابن خلدون، عبدالرحمن، مقدمه ابن خلدون، مصر، مکتبه التجاریه، ۱۴۱۰ق.

ابن مغازلی، علیبن محمد، مناقب الإمام علی بن ابیطالب علیه السلام ، ترجمه محمدجواد آیه الله زاده، قم، بینا، بی تا.

ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارصادر، ۲۰۰۰م.

ابن نارلس، احمد، معجم المقاییس فی اللغه، تحقیق شهاب الدین ابو عمرو، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۸ق.

اشعری، ابوالحسن، مقالات الإسلامیین، بیروت، مکتبه المصریه، ۱۳۶۹ق.

برقی، احمدبن محمدبن خالد، المحاسن، قم، المجمع العالمی لأهل البیت علیهم السلام ، ۱۴۱۳ق.

بیابانی، محمد، معرفت امام، تهران، انتشارات نباء، ۱۳۸۱ش.

تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، تصحیح عبدالرحمن عمید، قم، منشور الشریف الرضی، ۱۳۷۰ش.

تهرانی؛ میرزا جوادآقا، میزان المطالب، قم، مؤسسه در راه حق ، ۱۳۷۴ش.

حاکم حسکانی، عبیدالله بن احمد، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل فی الآیات النازله فی اهل بیت علیهم السلام ، تحقیق محمد باقر محمودی، مجمع احیاء الثقافه الاسلامیه، ۱۳۸۵ش.

حسینی استرآبادی نجفی، علی، تأویل الآیات الظاهره، قم، مدرسه الامام مهدی، ۱۴۰۷ق.

راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غرایب القرآن، تهران، مکتبه المرتضویه، بی تا.

سلیمی سمرقندی، محمدبن مسعود بن عیاش، تفسیر عیاشی، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، بی تا.

سماوی، شیخ مهدی، امامت در پرتو کتاب و سنت، ترجمه حمید رضا آژیر و حسین صابری، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۸ش.

سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر، الدرالمنثور فی تفسیر بالمأثور، بیروت، دارالفکر، بی تا.

شریعتی، محمدتقی، خلافت و ولایت از نظر قرآن و سنت، انتشارات حسینیه ارشاد، ۱۳۵۱ش.

صدرحاج سید جوادی، احمد، دائره المعارف تشیع، تهران، بنیاد دائره المعارف، ۱۳۶۶ش.

صدوق، محمد بن علی، ابن بابویه، علل الشرایع، قم، داوودی، بی تا.

ــــــــــــــــــــ ، خصال، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، بی تا.

ــــــــــــــــــــ ، معانی الأخبار، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۳۶۱ش.

ــــــــــــــــــــ ، عیون أخبار الرضا، تصحیح مهدی حسین، قم، رضامشهدی، ۱۳۶۳ش.

صفّار قمی، محمدبن حسن بن فروخ، بصائر الدرجات، قم، مکتبه آیه الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.

طبرسی. فضل بن حسن، مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، قم، مکتبه آیه الله مرعشی نجفی، ۱۳۶۱ش.

طوسی، نصیرالدین، التبیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۹۶۳م.

ــــــــــــــــــــ ، رساله الامامه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ق.

طیب، عبدالحسین، کلمه الطیب در تقریر عقاید اسلام، تهران، کتاب فروشی اسلامیه، ۱۳۶۳ش.

علم الهدی، سید مرتضی، رسائل شریف مرتضی، تحقیق سید مهدی رجایی، قم، دارالقرآن، ۱۴۰۵ق.

ــــــــــــــــــــ ، الذخیره فی علم الکلام، تحقیق احمدحسینی، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۱ش.

فاضل مقداد، شرح باب حادی عشر، ترجمه دکتر عقیقی بخشایشی، قم، نوید اسلام، ۱۳۶۸ش.

قمی، علیبن ابراهیم، تفسیر قمی، قم، دارالکتاب للطباعه و النشر، ۱۳۶۲ش.

کلینی، محمدبن یعقوب، اصول الکافی، چ پنجم، تهران، دارالکتب الإسلامیه، بی تا.

کمپانی، فضل الله ، علی کیست، تهران، دارالکتب الإسلامیه، ۱۳۷۶ش.

لاهیجی، عبدالرزاق، گوهر مراد، تهران، چاپخانه اسلامیه، ۱۳۷۷ش.

ماوردی، ابوالحسن علی بن محمد، الأحکام السلطانیه، بغداد، مکتب الأعلام الإسلامی، ۱۴۰۶ق.

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.

ــــــــــــــــــــ ، حیوه القلوب، تحقیق سید علی امامیان، قم، انتشارات سرور، ۱۳۷۶ش.

مصباح ، محمدتقی، راهنما شناسی، تهران، سپهر، ۱۳۷۵ش.

مظفر، محمدحسن، دلایل الصدق، قاهره، دارالعلم للطباعه، ۱۳۹۶ق.

مفید، محمدبن محمدبن نعمان، اوائل المقالات، تحقیق ابراهیم انصاری، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۱ق.

موحدی، عبدالعلی، امامت تطبیقی، قم، انتشارات دادنگار، ۱۳۸۵ش.

نعمانی، محمدبن ابراهیم، غیبت، ترجمه محمدجواد غفاری، تهران، نشر صدوق، ۱۳۶۳ش.

هندی، علاء الدین بن حسام الدین، کنزالعمال فی سنن الأقوال و الأحوال، تحقیق محمود عمرالدمیه طی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۳۸۳ش.

*منبع : فصلنامه امامت پژوهی – شماره ۶ بررسی شواهد نصب الهی امام با تکيه بر روايات کتاب کافی – سید هادی سید وکیلی ، صفیه سهرابی

 

 

 

۱۵۷۶- ۳۰ ویژگی «انسان عقلانی» به روایت «سریع‌القلم» + رابطه محبت حقیقی و عقلانیت

۳۰ خرداد

۳۰ ویژگی «انسان عقلانی» به روایت «سریع‌القلم»

محمود سریع‌القلم با بیان اینکه "اگر تک تک ما ایرانیان رشد نکنیم، ۲۰ سال آینده هم شرایط ما اینگونه خواهد بود"، اظهار کرد: اکنون یک تبعه اماراتی یا چینی یا ترکیه‌ای با ۱۰ سال قبل تفاوت دارد. در واقع رشد فردی برای توسعه‌یافتگی بسیار تعیین‌کننده است.

 

به گزارش ایسنا، این استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی، هفته گذشته در سخنرانی خود با موضوع «مبانی عملی عقلانیت» گفت: عقلانیت و رشد فکری تک تک ایرانیان، مقدمه توسعه‌یافتگی است. عقلانیت دارای دو بُعد فکری و شخصیتی است که بُعد اصلی آن، بعد فکری است. داشتن شخصیت مطلوب عقلانی، نتیجه فکر کردن است. ما هرچه بیشتر فکر کنیم، بیشتر رشد می‌کنیم.

 

سریع‌القلم در ادامه با بیان اینکه "رشد فردی، مهم‌ترین مشتق عقلانیت است"، خاطرنشان کرد: ما باید بدانیم که رشد فردی، کانون ضعف در ایران است. ما ایرانیان به اندازه کافی برای خود وقت نمی‌گذاریم. رشد فکری با خواندن کتاب‌های متنوع، آشنا شدن با ادبیات جهان، سفر کردن، هم‌مباحثه‌ای داشتن و وقت گذاشتن برای خود محقق می‌شود و ما هیچ مانعی برای رشد جز فرهنگ خود نداریم. ما باید ذهنیت خود را عوض کنیم.

 

سریع‌القلم در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: تربیت عقلانی در رشد فکری و شخصیتی به خانواده‌ها و سیستم آموزشی هم مربوط می‌شود. در مدارس کره‌جنوبی دو سوم کلاس‌ها به صورت مباحثه‌ای انجام می‌شود اما ما یاد نگرفته‌ایم که باید بحث کنیم. در واقع افراط‌گری در جامعه به این دلیل است که آنها آموزش ندیده‌اند که با تفاوت انسانی چگونه باید برخورد کنند. ما باید سعی کنیم در مقابل رفتار یا هنجار متفاوت عصبانی نشویم و آنها را درک کنیم.

 

سریع‌القلم معتقد است که «انسان عقلانی» مقدمه‌ای برای «توسعه‌یافتگی» است. انسان عقلانی از دیدگاه دکتر محمود سریع‌القلم دارای ۳۰ ویژگی است:

 

۱- در روز حداقل یک بار بگوید «من نمی‌دانم».

 

۲- کمتر از کسی تقاضایی داشته باشد و عمدتاً به همت، فکر، برنامه‌ریزی و زحمات خود اتکا کند.

 

۳- در موضوعاتی که اطلاعات کلی دارد، اظهارنظر نکند.

 

۴- دغدغه کانونی زندگی او، بهترین عملکرد در حرفه‌اش باشد.

 

۵- به استقبال کسی برود که با او تفاوت یا حتی تضاد فکری دارد.

 

۶- بدون اجازه قبلی از کسی، سخن او را به شخص دیگری بازگو نکند.

 

۷- زباله را به خیابان و از اتومبیل به بیرون پرت نکند.

 

۸- با رعایت حروف اضافه یا نهایت دقت، «نقل قول» کند.

 

۹- دائماً در حال تغییر و بهتر شدن باشد، به طوری که اطرافیان تغییر را حس کنند.

 

۱۰- از اینکه دیگران را به خود و افکار خود دعوت کند، چه مستقیم و چه غیرمستقیم پرهیز کند.

 

۱۱- برای محیط جنگل که به مِه، نم نم باران و رنگ‌های زنده طبیعت آمیخته شده، وقت بگذارد.

 

۱۲- این ظرفیت را در خود ایجاد کند که واکنش به دیگران را حتی تا پنج سال به تأخیر اندازد.

 

۱۳- حدود ۱۰ درصد از وقت، انرژی و تخصص خود را رایگان صرف جامعه کند.

 

۱۴- در حرفه‌ای که تخصص ندارد، مسئولیت نپذیرد.

 

۱۵- خوشبختی را با راحتی و مصرف‌گرایی مساوی نداند.

 

۱۶- هر دو سال یک‌بار با ارزیابی کارها و رفتارهای خود به اشتباهات گذشته پی برده و خود را اصلاح کند.

 

۱۷- با عبارت «من اشتباه کردم» به صلح دائمی برسد.

 

۱۸- حریم شهروندان را رعایت کند: در نظم صفوف، خودپرداز بانک، پارک کردن، نزاکت عمومی، عابر پیاده، صحبت آرام.

 

۱۹- آنقدر بر قوای فکری و روحی خود وقت گذاشته باشد تا نیاز به تأیید و تمجید دیگران در خود را در یک دوره پنج ساله به صفر برساند.

 

۲۰- از رفتن به تئاتر به عنوان منبعی برای رشد و شکوفایی خود استفاده کند؛ چون تئاتر قدرتمندترین نمایش توانایی‌های انسان‌هاست.

 

۲۱- در هر نوع تصمیم‌گیری از خرید دمپایی تا مسائل جدی حرفه‌ای، راه‌های مختلف را مکتوب کند، مطالعه کند، مشورت کند و با دقت ۹۰ درصدی به نتیجه برسد.

 

۲۲- با عمل خود به دیگران نشان دهد تفاوت میان ساعت‌های ۸:۰۰ و ۸:۰۱ را می‌داند.

 

۲۳- در روز حداقل از پنج نفر قدردانی کند: به خاطر نزاکت، اخلاق، دانش و خلاقیت آنها.

 

۲۴- قبل از قضاوت کردن در مورد فردی، حداقل ۱۰ ساعت با او تعامل فکری رودررو برقرار کند تا با جهان او آشنا شود.

 

۲۵- «ناراحت شدن» از توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و برتری‌های دیگران را در خود به تعطیلی بکشاند.

 

۲۶- اجازه دهد افراد سخن خود را تمام کنند.

 

۲۷- به موسیقی به عنوان یک منبع تمرکز، آرامش و خوداکتشافی نگاه کند.

 

۲۸- حداقل ۲۰ درصد وقت خود را صرف توسعه فردی، فکری، اخلاقی و مدنی کند.

 

۲۹- در صحبت کردن، یک سوم سوال کند و دو سوم قضاوت. بعد از پنج سال، پنج ششم سوال و یک ششم قضاوت.

 

۳۰- حداقل یک ساعت در روز مطالعه کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

۱۵۷۵-چرا شورای هماهنگی حزب الله و حسین الله کرم در مورد ورود بانوان به ورزشگاه تندرو و افراطی هستند.+ محبت حقیقی و حراست از حقوق زنان

۲۹ خرداد

چرا شورای هماهنگی حزب الله و حسین الله کرم در مورد ورود بانوان به ورزشگاه تندرو و افراطی هستند

چرا شورای هماهنگی حزب الله و حسین الله کرم در مورد ورود بانوان به ورزشگاه تندرو و افراطی هستند

باز هم پای حسین الله کرم در میان است حالا مشخص شد که تهیه و انتشار طومار اعتراض به حضور زنان در ورزشگاه, کار انصار حزب الله بوده است درحالی که روزهای گذشته جریان های اصولگرا در حال تبری جستن از این طومار بودند, اما حسین الله کرم با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود آب پاکی را روی دست همه آنها ریخت

باز هم پای حسین الله کرم در میان است. حالا مشخص شد که تهیه و انتشار طومار اعتراض به حضور زنان در ورزشگاه، کار انصار حزب الله بوده است. درحالی که روزهای گذشته جریان های اصولگرا در حال تبری جستن از این طومار بودند، اما حسین الله کرم با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود آب پاکی را روی دست همه آنها ریخت. هم مسئولیت طومار را برعهده گرفت و هم به شدت از آن دفاع کرد. پس از مشخص شدن نقش حزب الله در تهیه این طومار، کانالی موسوم به «سوپر انقلابی» در تلگرام به الله کرم از رهبران انصار حزب الله حمله کرد و نوشت: «جناح انقلابی تا کی باید تاوان رفتارهای سخیف و جاهلانه عده ای را که به دروغ نشان حزب الله را مصادره کرده اند، بپردازد». به گزارش ایلنا رئیس کنونی شورای هماهنگی حزب الله با انتشار بیانیه این تشکل اعلام کرده است: «دانشجویان حزب الله دانشگاه تهران، مانند اول انقلاب شکل گرفته است تا امر آتش به اختیار امام خامنه ای را به سان بند میم وصیت نامه به اجرا درآورند». این سومین حضور الله کرم و جریان حامی او در عرصه عمومی در سال های اخیر است. حضوری که می توان از آن، بازگشت دوباره انصار حزب الله به خیابان بعد از یک دهه سکون و سکوت را تعبیر کرد. الله کرم، نامزد انتخابات اخیر شورای شهر تهران هم بود، اما تنها توانست ٣٧هزارو ٢٧٩ رأی، از آنِ خود کند و نفر پنجاه وپنجم شورا شود.

الله کرم سال گذشته هم در یک تجمع اعتراضی دیده شد. او و یارانش در اعتراض به بازی ایران و کره در روز تاسوعا، بعد از نماز جمعه راهپیمایی ای ترتیب دادند و در انتها هم بیانیه ای قرائت کردند. در این بیانیه آمده بود: «نگرانیم که به دلیل عدم تدبیر در قرعه کشی مسابقات مقدماتی جام جهانی و انجام بازی ایران و کره جنوبی، حرمت عاشورا شکسته بشود؛ بنابراین به مسئولان فدراسیون فوتبال، سفارتخانه کره جنوبی و… مراجعه کردیم و پیشنهاد دادیم بازی برگزار نشود یا بازی یک روز دیگر برگزار شود». الله کرم همان زمان گفت: «از قوه قضائیه درخواست داریم با کسانی که بسترساز تصمیم برگزاری بازی هستند، برخورد شود و به آنها انذار داده شود. از آنجا که حرمت شکنی پذیرفته نیست، در صورت حرمت شکنی، مسئولان سوه قوه باید پاسخ گو باشند و به دلیل عدم پیشگیری و بی توجهی به طرح های حزب الله باید استعفا دهند یا از کار برکنار شوند». اما الله کرم و جریان حزب الله تنها نیست. آن طور که خودش تعریف کرده جمع مداحان هم همراهشان هستند. تاجایی که به پیشنهاد همان ها سال گذشته راهی وزارت ورزش شده بود تا مانع برگزاری مسابقه ایران و کره شود: «برادران حزب اللهی و هیئتی در مسجد ارک تهران، خصوصا آقای حاج منصور ارضی، به بنده فرمودند و در هیئت بحث کردند که برگزاری این مسابقه فوتبال در شب عاشورا، ممکن است یک نوع بی حرمتی به اهل بیت شود. مثلا یک گلی زده شود، مردم شادی بکنند، پایکوبی شود، این یک نوع بی حرمتی است». الله کرم هم نزد مدیران ورزش و فوتبال رفت و هم سفیر کره. در نهایت اما کاری از پیش نبرد. بازی در کمال آرامش و احترام به شئونات روز تاسوعا برگزار شد و بسیاری از چهره های مذهبی و سیاسی هم به آن اذعان کردند.

آنها سال ٩٣ هم دیده شدند. اردیبهشت آن سال در اعتراض به وضعیت حجاب تجمعی مقابل وزارت کشور برگزار کردند. تجمعی که مجوز نداشت و الله کرم سخنران آن بود.

الله کرم و خیابان در سال های گذشته

سابقه حضور الله کرم در خیابان به دهه ٧٠ بازمی گردد. مرداد سال ٧٧ زمانی که عده ای بعد از نمازجمعه علیه کرباسچی راهپیمایی کردند، الله کرم جلودار جمعیت بود. به دنبال مضروب شدن دو وزیر خاتمی در مراسم نمازجمعه، او همان سال در مسجد ارک سخنرانی کرد و گفت برخورد فیزیکی خشونت آمیز را محکوم می کنیم.

همان زمان «محسن رضایی»، درباره او گفته بود: «آقای الله کرم ارتباطی با سپاه ندارد. کارهایی که انجام داده است یک کار شخصی بوده و پرونده این اقدامات در سپاه در دست بررسی است. البته نیت ایشان خیر بوده، ولی متأسفانه شیوه نادرست ایشان به انقلاب ضربه زده است». سال ٨٥ مناظره ای بین او و تاجزاده در رادیو برگزار شد. تاجزاده در این مناظره به خاطره ای از الله کرم در دورانی که معاون سیاسی وزارت کشور بود اشاره کرد و با یادآوری آن به الله کرم گفت کارگزاران قرار بوده در حسینیه ارشاد مراسمی در اعتراض به نقض قانون شهرداران بازداشت شده، برگزار کنند.

تاجزاده در ادامه به درخواست الله کرم اشاره کرده و گفته بود: «الله کرم گفت یا به ما مجوز بدهید یا مجوز آنها را لغو کنید. اگر لغو نکنید هر اتفاقی در مراسم بیفتد از حالا می گویم مسئولیتش با شماست. گفتم به نفع شماست نامه را ندهید؛ چون مراسم اینها برگزار می شود و اگر اتفاقی بیفتد، نامه شما را در سطح ملی علَم خواهیم کرد. مثل بقیه موارد نیست که کی بود کی بود من نبودم راه بیفتد. به جای آن هرجا و هر ساعتی می خواهید مجوز می دهیم. گفت همان جا و همان ساعت می خواهم. باز گفتم همان روز و همان ساعت اما محل دیگر…» آن بار الله کرم گویا از خواسته خود منصرف می شود و تجمعی برگزار نمی شود.

بیانیه الله کرم

حسین الله کرم در صفحه اینستاگرام خود، بیانیه شورای هماهنگی حزب الله درباره ریشه های دانشجویان حزب الله نمازجمعه را منتشر کرده است. این بیانیه، به شکل گیری جریان دانشجویان حزب الله اشاره دارد و آن را به اوایل انقلاب و برای مقابله با چریک های فدایی و منافقین مربوط می داند. به نوشته این بیانیه، دانشجویان حزب الله از اواسط سال ١٣٧٤ در برابر استادان غرب گرایی قرار گرفتند که از سوی بخشی از دولت وقت حمایت می شدند. حضور سوم دانشجویان حزب الله در این بیانیه مقارن با دولت اصلاحات اعلام شده است. «برهمین اساس اتحادیه دانشجویان و فارغ التحصیلان حزب الله تشکیل شد و دبیر کل آن از دانشجویان دانشکده هنر دانشگاه تهران، جانباز ٧٠ درصد آقای حسن سماواتی انتخاب شد، مناظره جانباز ٧٠ درصد آقای دکتر تورانی از فارغ التحصیلان اتحادیه دانشجویان حزب الله و آقای تاجزاده، معاون سیاسی وزارت کشور در آن سال ها در شبکه سه سیما پرده از چهره تزویر و سرکوب جریان موسوم به دوم خرداد در دانشگاه ها را برداشت». به نوشته این بیانیه آخرین کار دانشجویان حزب الله اعتراض سال گذشته درباره حذف درس رهبر کوچک (ماجرای چگونگی شهادت حسین فهمیده) از کلاس ششم دبستان بوده است. در ادامه بیانیه هم آمده است: «اینک دانشجویان حزب الله نمازجمعه تهران، مانند اول انقلاب شکل گرفته است تا امر آتش به اختیار امام خامنه ای را مانند بند میم وصیت نامه به اجرا درآورند. آنها متشکل از دانشجویانی اند که در نمازجمعه تهران شرکت می کنند، اکنون دبیرکل آنان از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر است و جلسات هفتگی شورای مرکزی آن هر چهارشنبه عصر در مسجد ارک برگزار می شود». در نهایت، بیانیه با اعلام شکایت از وزارت ورزش و جوانان دولت روحانی با این ادعا که صدها تماشاگر دختر و زن را به طور غیرقانونی و غیرشرعی به مسابقات اخیر والیبال مردان کشانده است، پایان می یابد.

 

پیشنهاد حمید استاد، دبیر شورای هماهنگی نیروهای حزب الله مشهد:

شئونات رعایت شود، مشکلی با حضور زنان نداریم

آیا شما تهیه طومار در اعتراض به حضور زنان در ورزشگاه را از سوی آقای الله کرم و نزدیکان شان در تهران تأیید می کنید؟

بله، اصل کار ما تاکنون بر بند میم وصیت نامه امام بود است که حضرت آقا هم متممی بر آن زدند که همان بحث لسانی بود. الان هم همان است و قرائت دیگری از بند میم است که مسئولیتی گردن نیروهای انقلابی و حزب الله انداخته اند که منتظر دستور نباشید.

پس از تهیه این طومار دفاع می کنید.

بله، صحبت های آقا معطوف به صحنه های جنگ نرم است.

یعنی برای آینده برنامه های دیگری هم دارید؟

بله، ما ادامه می دهیم. بسته به صحنه ای که به وجود می آید، حتما اقدام خواهیم کرد. اتفاق جدیدی هم نیست.

ولی همواره این سؤال وجود دارد که حزب الله در اعتراضات خود چرا فقط حوزه هایی خاص را نشانه می رود و نهاد مخاطب اعتراض و انتقاد شما همیشه فقط دولت است و نه قوا یا نهادهای دیگر.

هر جایی احساس شود نیاز است، ما ورود پیدا می کنیم. بحث ما امربه معروف است و دولت و غیر دولت هم ندارد. حضرت آقا چون توضیح کامل دادند، ما با بحث لسانی پیش می رویم و جلوتر از این نمی رویم. درباره بحث بانوان و ورزشگاه و طوماری که آقای الله کرم در شکایت از وزارت ورزش تهیه کردند، هم نگاه ما همین است. با اصل تجمعات زن و مرد مشکلی نداریم. ما در بسیاری از تجمعات حضور زنان را هم داریم؛ به شرطی که شئونات رعایت شود.

یعنی اگر در ورزشگاه، این شئونات رعایت شود، شما مشکلی با این حضور ندارید؟

به شرطی که با رعایت مسائل و موازین شرعی و قانونی باشد، ما مشکلی نداریم، بحث نیت هم هست. گام های قبل و بعدش را می بینیم که دچار مشکل است. هم نوایی زنان و صدای زنان و آرایش و حجاب زنان و اختلاط زنان است که مشکل است. مسائل دیگری هم هست؛ مانند اینکه دشمن هم نفوذی هایی در داخل دارد که شاید گام اولش این باشد.

ولی در شرع و قانون هم تک خوانی زنان است که منع شده نه هم خوانی.

نیت مهم است.

یعنی شما نیت خوانی کرده اید؟

مشخص است، باید شرایط رعایت شود که مشخص نیست، قابل رعایت باشد.

قصاص قبل از جنایت می کنید؟

چون هیچ شرایط و حدی را اعلام نکردند و نیت آقایان را هم می دانیم، معترض هستیم؛ چون هزینه برخورد و حضور بالا می رود، ما قبل از آن اعلام می کنیم و پیشگیری می کنیم که با کمترین هزینه صورت گیرد. شرایط و حد و حدود را اعلام کنند. معاونت زنان طرحی تهیه کند و دولت آن را به مجلس ببرد. شورای نگهبان هم تأیید کند کسی حرفی ندارد. حضرت آقا هم فرمودند حضور زنان باعث پیشرفت می شود؛ اما الان چون حدود و شرایطش مشخص نیست، ما مخالفت می کنیم.

حالا اگر دولت با درخواست شما مبنی بر جلوگیری از حضور زنان در ورزشگاه ها موافقت نکرد، چه می کنید؟

ما همچنان حضور پیدا خواهیم کرد. از فضای رسانه استفاده می کنیم و از این اقدام ممانعت می کنیم.

————————————–

 

۱۵۷۴-مقاله ای از سعید حجاریان در بند م وصیت نامه امام خمینی ره که الله کرم و افراطی ها به آن ارجاع می دهند,چه گفته شده است.+ محبت حقیقی درگیر با محبت مجازی

۲۹ خرداد

مقاله ای از سعید حجاریان در بند م وصیت نامه امام خمینی ره که الله کرم و افراطی ها به آن ارجاع می دهند,چه گفته شده است

مقاله ای از سعید حجاریان در بند م وصیت نامه امام خمینی ره که الله کرم و افراطی ها به آن ارجاع می دهند,چه گفته شده است

آنچه در پی می آید مقاله سعید حجاریان درباره بند م وصیت نامه امام خمینی است این مقاله در دهه ٧٠ خورشیدی منتشر شده است آنچه در ادامه آمده, خلاصه ای از این مقاله است

مقاله ای از سعید حجاریان در دهه ٧٠

نگاهی به بند «م» وصیت نامه امام خمینی(ره)

آنچه در پی می آید مقاله سعید حجاریان درباره بند «م» وصیت نامه امام خمینی است که در اختیار «سایت جماران» قرار گرفته؛ این مقاله در دهه ٧٠ خورشیدی منتشر شده است. آنچه در ادامه آمده، خلاصه ای از این مقاله است:

یکی از دستاویزهای گروه های قانون شکن برای توجیه اعمال خود پس از ارتحال امام(ره)، استناد به ذیل بند «م» وصیت نامه آن حضرت است. ایشان در این فقره از توصیه های خود می فرمایند:

«از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می باشند. و مردم و جوانان حزب اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکور نمودند، به دستگاه های مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند، خودشان مکلف به جلوگیری هستند». (صحیفه امام، ج ٢١، ص ٤٣٦)

تبیین و تحلیل این بخش وصیت نامه حضرت امام(ره) – که همواره بر قانون گرایی تأکید می کردند و اصلاح امور را از مجاری رسمی و قانونی ممکن می دانستند- حتی برای علاقه مندان ایشان هم تا حدودی مشکل است و چه بسا شائبه تهافت در آرای ایشان هم به ذهن خطور کند.

در آرا و فتاوی حضرت امام(ره) نوعی تمایز میان نحوه برخورد با منکرات در زمان طاغوت و نظام جمهوری اسلامی به چشم می خورد. ایشان در کتاب تحریرالوسیله که مجموعه ای از آرای فقهی ایشان است، مراتب امربه معروف و نهی ازمنکر را به سه دسته انزجار قلبی (اعراض) و امر و نهی لسانی (اعتراض) و انکار بالید (تعرّض) تقسیم کرده اند و درخصوص برخورد فیزیکی با منکرات می فرمایند:

«مسئله ١٠، اگر مطلوب جز با زدن و آسیب رساندن حاصل نشود ظاهر آن است که با مراعات الایسر فالایسر و الاسهل فالاسهل، جایز باشد. و سزاوار است که از فقیه جامع الشرایط اذن گرفته شود».

«مسئله ١١، اگر انکار موجب شود که به مجروح شدن یا قتل کشانده شود، بنا بر اقوی بدون اذن امام (علیه السلام) جایز نیست و در این زمان فقیه جامع الشرایط – با وجود شرایط- جای امام (علیه السلام) است».

«مسئله ١٤، سزاوار است آمر به معروف و ناهی از منکر، در امر و نهی و مراتب انکارش مانند پزشک معالج مهربان و پدر باشفقت که مراعات مصلحت مرتکب را می نماید، باشد و انکارش، لطف و رحمت برای او خصوصا و برای امت عموما باشد و قصدش را فقط برای خدای متعال و رضایت او قرار دهد و این کارش را از آلودگی های هواهای نفسانی و اظهار بزرگی خالص نماید و نفس خودش را منزه نداند و برای آن بزرگی یا برتری بر مرتکب نبیند. که چه بسا برای شخص مرتکب گناه -ولو گناه کبیره باشد- صفات خوب نفسانی باشد که مورد رضایت خدا می باشد و خداوند متعال او را به خاطر این صفات دوست دارد -اگرچه گناه او مورد بغض خداوند باشد- و چه بسا آمر و ناهی عکس او باشد اگرچه بر خودش پوشیده است».

چنانکه از اسلوب فقاهتی امام(ره) برمی آید ایشان چندان تفکیکی میان منکرات صادرشده از سوی اشخاص حقیقی و مسئولان حکومتی نمی کنند و برای اصلاح رفتارهای معصیت آلود حکومت جور همه مراتب سه گانه امربه معروف و نهی ازمنکر را جواز می دهند. منتها مرتبه اشد «انکار بالید» را از وظایف فقهای جامع الشرایط می دانند، کَانه این نوع از امربه معروف و نهی ازمنکر به دلیل آثار و عوارض فردی و اجتماعی و حقوقی و سیاسی جزء مقولاتی است که قیام به آن تنها وظیفه فقهای جامع شرایط فتوا و قضاوت است. رأی ایشان درخصوص این دسته از امور سیاسی به شرح زیر است:

«مسئله ١، هیچ کس حق ندارد متکفل امور سیاسی مانند اجرای حدود و امور قضائی و مالی باشد مگر امام مسلمین (علیه السلام) و کسی که امام او را برای این جهت منصوب کرده باشد».

«مسئله ٢، در زمان غیبت ولی امر و سلطان عصر(عج) قائم مقام آن حضرت در اجرای سیاست و تمام آنچه برای امام(ع) می باشد – مگر جهاد ابتدایی- نواب عام حضرتش می باشند و آنها فقهایی هستند که جامع الشرایط فتوا و قضاوت باشند».

چنانکه ملاحظه می شود حضرت امام(ره) حتی در زمان طاغوت نیز برخورد فیزیکی با منکرات صادره از دولت را تنها در صلاحیت فقیه جامع الشرایط می دانستند و طبعا با تأسیس نظام جمهوری اسلامی که در رأس آن فقیه عادلِ آگاه به زمان قرار دارد، اصلاح خطاها را جز از طریق مجاری رسمی و قانونی جایز نمی شمردند.

شاید در میان آرای حضرت امام(ره) تنها جایی که نوعی تفاوت با اسلوب فقهی ایشان به چشم می خورد همان ذیل بند «م» وصیت نامه است. ذیلا به عرضه پاره ای ادله نقضی به مسئله مذکور می پردازیم:

١- آرای حضرت امام (ره) به یک تعبیر دارای اصول و فروع یا بهتر بگویم دارای محکم و متشابه است و تنها کسانی که به دنبال فتنه هستند به متشابهات این آرا تمسک می جویند. باید متشابهات را به محکمات ارجاع داد لذا اصل برای ما آن دسته از آرای محکم امام است که قانون گرایی را ترویج کرده و اعمال غیرقانونی در مقابل تصمیمات حکومت اسلامی را معصیت پروردگار می شمرند. حجم اقوال و مکتوبات امام درخصوص مذمت هرج ومرج و انجام هر فعلی که وهن جمهوری اسلامی تلقی شود به قدری است که ما را مستغنی از دلیل می کند.

٢- مطابق فتاوی صریح امام در امربه معروف و نهی ازمنکر شروطی داریم که بدون رعایت آن، چه بسا این فریضه به عکس خود بدل شده و باعث نقض غرض شارع مقدس گردد. احتمال تأثیر، مترتب نبودن مفسده ای عظیم تر، علم و یقین بر اینکه فعلی مصداق منکر است، باعث تجری مرتکب نشدن و… شروطی است که آمر به معروف و ناهی از منکر باید به آن توجه داشته باشد.

٣- آیا مخاطب امام در وصیت نامه که می فرمایند: «مردم و جوانان حزب اللهی…»، همین گروه معدودی هستند که حملات فیزیکی را در برخی شهرهای کشور سازمان می دهند؟ و یا خیل عظیمی از مؤمنان اند که از این افعال منزجرند؟ آیا ما نظرسنجی کرده یا رفراندومی برپا کرده ایم که معلوم شود نظر واقعی مردم و جوانان حزب اللهی چیست؟

٤- اگر گروهی دیگر از مردم و جوانان حزب اللهی، این گونه حملات فیزیکی را از مصادیق بارز منکر دانستند و با همان منطق، خود را موظف به ممانعت از منکر و معصیت دانستند چه باید کرد؟ آیا لازمه این امر ایجاد هرج ومرج در جامعه و افزایش خشونت و تضعیف نظام اسلامی نیست؟

٥- دیدیم که امام راحل حتی در زمان طاغوت نیز تعرّض فیزیکی و انکار بالید را در صلاحیت فقهای جامع الشرایط (یا مأذونین از قبل آنان) می دانستند. آیا پذیرفته است که در زمانه ما، یعنی استقرار نظام اسلامی به زعامت و ولایت فقیه عادل، گروهی به این فتوا به صورت ناقص عمل کرده و مجوز شرعی برای جرح و نهب و فتک از بعضی فقها بگیرند؟

٦- آیا به همه ابعاد وصیت نامه امام(ره) عمل می شود و تنها همین ذیل بند «م» از وصیت نامه بر زمین مانده است؟ چرا گروهی نؤمن ببعض و نکفر ببعض می شوند.

٧- نقض قوانین و مقررات جمهوری اسلامی با علم به اینکه این قوانین و مقررات از مجاری معهود به تصویب رسیده اند، آثار حقوقی به مراتب خطرناک تری دارد تا اینکه سهوا یا جهلا قانون شکنی شود.

بلاتشبیه مثل کسی که با علم به دستورات الهی، مرتکب گناه (ولو صغیره) شود و با این کار قصدش جحود و کافرماجرائی باشد، در این صورت وی یک معصیت کار معمولی نیست، بلکه مآلا به انکار نبوت (معاذالله) قائل شده است.

 

در مورد قوانین حکومتی هم وضع بر همین منوال است و کسی که عالما و عامدا آنها را زیر پا می گذارد به طور ضمنی و در تقدیر، مشروعیت نظام را منکر شده است. آیا کسانی که به سینماها و دفاتر مجلات و کتاب فروشی های مجاز حمله می کنند راضی به این امر هستند که نام آنان در جرگه گروه های برانداز که نظام را نامشروع می دانند درج شود؟

ادلّه حلّی

اگر ما باشیم و ذیل بند «م» وصیت نامه امام و مستقل از تحرکات عنیفی که در جامعه کنونی با استناد به وصایای امام صورت می گیرد بخواهیم در قبال این وصایا موضع بگیریم چه باید بکنیم؟ در این قسمت از مقاله سعی می کنیم با ارائه ادلّه حلّی، از متن وصیت نامه دفاع کنیم:

١- از متن وصیت نامه برمی آید که امام(ره) مردم و جوانان حزب اللهی را موظف کرده اند در صورت مشاهده منکراتی در جامعه ابتدا به مسئولان امر رجوع کنند و در صورتی که آنان ترتیب اثر ندادند خود رأسا از آن منکر جلوگیری به عمل آورند.

از اینجا معلوم می شود که در شرایطی ممکن است در جمهوری اسلامی، منکری (از نظر بعضی ها) اتفاق بیفتد که نظام از آن دفاع قانونی می کند. مثلا فیلمی را یک نهاد هنری وابسته به نظام می سازد و جواز پخش می گیرد و در سینماها به نمایش درمی آید و دولت خود را موظف می داند از امنیت تماشاگران و سرمایه گذاری ای که روی فیلم شده دفاع کند و احیانا نیروی انتظامی برای حفاظت از امنیت سینماها بگمارد.

حال تکلیف کسانی که نمایش این فیلم را از مصادیق اشاعه فحشا و ارتکاب منکرات می دانند چیست؟ امام می فرمایند: «ابتدا باید به مسئولان امر رجوع کرد». طبیعی است نزد مسئولان امر که جواز نمایش را صادر کرده اند ادلّه معترضین مسموع نیست و آنان با مبانی خودشان، این فیلم را جزء منکرات به شمار نمی آورند و لذا به سخنان آمرین به معروف احتمالی توجهی نمی کنند، حال تکلیف چیست؟ امام می فرمایند: «وظیفه معترضین آن است که از منکر جلوگیری کنند». اگر به فتاوی امام رجوع کنیم مراحل ردع و منع و نهی ازمنکر، سه گانه است؛ یعنی اعراض قلبی، اعتراض لسانی و تعرّض یدی. حال اگر ناهیان از منکر مرحله اول را به جا آوردند و قلبا انزجار خود را ابراز کردند و ثمری نبخشید چه باید بکنند؟ طبیعتا نوبت به مرحله بعد می رسد و آن اعتراض لسانی است. در این مرحله می توانند از ابزارهای رسانه ای استفاده کنند و با نوشتن مقالات، براهین خود را اقامه نمایند. حتی می توانند از مراجع رسمی درخواست تجمع و راهپیمایی کرده و مثلا در مقابل سینما میتینگی رسمی برگزار کنند و صدای اعتراض خود را به مردم برسانند. اما اگر این نوع فعالیت ها، منجر به ثمره ای نشد چه باید کرد؟ اگر زمان طاغوت بود، بنا به فتوای امام این امکان وجود داشت که از مجتهدی جامع الشرایط، اذن تعرّض یدی به چنین منکری را گرفت اما در دولت اسلامی این کار به منزله خروج بر فقیه حاکم است. لذا تنها وظیفه ای که برای معترضین باقی می ماند تلاش برای جلب اکثریت آرای مردم و به دست گیری مجاری رسمی حکومتی (مانند پارلمان و منصب ریاست جمهوری و هیئت دولت) و تغییر پرسنل و سیاست هاست.

٢- تصور سنتی بر آن است که اگر از رئیس حکومت، فعلی صادر شد که منجر به انکار ضروری دین بود و یا وی را از عدالت ساقط کرد، مشروعیت چنین حکومتی از بین می رود. اما در دنیای جدید که حکومت اساسا به واسطه عقد منعقد می گردد، هنگامی رژیمی فاقد مشروعیت می شود که به «جهت قراردادی» که با مردم بسته است وفادار نباشد.

ما در عقود شرعی خودمان هم این قاعده را آموخته ایم که متعاقدین نمی توانند شرطی خلاف روح عقد را در ضمن معامله خود بگنجانند و چنین شرطی مفسد و مبطل عقد است. مثلا زنی که به نکاح مردی در می آید نمی تواند عدم استمتاع را جزء شروط عقد بگنجاند.

یکی از شروطی که تأسیس این نظام موکول به آن است شرط جمهوریت است، به این معنی که اگر گروهی از مردم بعضی رفتارهای حکومت را خلاف مصالح ملی و یا خلاف شرع تشخیص دادند بتوانند بدون توسل به خشونت و تعرّض فیزیکی، از طریق جلب آرای اکثریت و با توسل به مکانیسم انتخابات زمامداران را تغییر دهند و سیاست ها را اصلاح کنند. حال اگر حکومت با توسل به ابزارهایی سد باب جمهوریت شود، این حق برای مردم محفوظ است که از این منکر عظیم جلوگیری کنند.

 

۱۵۷۳-حمله موشکی سپاه پاسداران ایران به مواضع تروریست‌ها+ محبت حقیقی و خشنودی محرومان جهان

۲۹ خرداد

به گزارش خبرنگار گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آخرین دقایق روز یکشنبه ۲۸ خردادماه طی اطلاعیه ای از حمله موشکی نیروی هوافضای سپاه به مقرّ فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی تروریست های تکفیری در دیرالزور سوریه، با هدف مجازات عاملین جنایت تروریستی اخیر تهران خبر داد.

(( محبت حقیقی قدرتی تولید می کند که از آن مستضعفان و صادقان و انسان دوستان جهان را، امیدوار و خشنود می کند.))

پس از این خبر و انتشار تصاویر و فیلم های این حمله موشکی سپاه بسیاری از چهره‌ها و شخصیت های سیاسی کشورمان در شبکه های اجتماعی به اقتدار سپاه و پاسخ محکم ایران به تروریست ها  حامیانشان واکنش نشان دادند.

 

۱۵۷۲-شب قدر بهترین فرصت برای آمرزیده شدن و سعادتمندی است.+ نزول محبت حقیقی در شب قدر

۲۸ خرداد

آیت‌الله مسعودی خمینی

کد خبر: ۴۱۸۳۵۲ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۳/۲۷ – ۱۴:۲۹ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
آیت الله مسعودی خمینی:
شب قدر بهترین فرصت برای آمرزیده شدن و سعادتمندی است
حوزه/ عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: بی شک شب قدر بهترین فرصت برای آمرزیده شدن و سعادتمندی است

آیت الله علی اکبر مسعودی خمینی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» با اشاره به اهمیت و فضیلت فوق العاده شب قدر از منظر آیات قرآن و روایات اهل بیت(ع)، اظهار داشت: شب قدر شبی است که در آن تقدیر بندگان اعم از مرگ و زندگي، سلامتي و بيماري، ازدواج، فقر، ثروت و به طور کلی سعادت و شقاوت تا سال آينده، مقدر و برنامه ريزي مي شود و سپس در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان به امضاي حضرت ولی عصر(عج) به عنوان انسان کامل می رسد.

وی افزود: بزرگان و مفسرین ما در تفسير آخرین آیه سوره مباركه قدر، بر پایه روايات منقول از حضرات معصومين(ع) گفته اند خدای متعال در اين شب بي همتا، مومنان را از گزند وسوسه ها و شر شياطين مصون مي دارد و همچنین فرشتگان الهی بر مومنان شب زنده دار و متقي، سلام و درود می فرستند.

تولیت سابق آستان مقدس حضرت معصومه(س) همچنین گفت: بنابر آنچه از روايات مشهور به دست می آید شب قدر، در دهه سوم ماه رمضان قرار دارد، چنان که پيامبر اکرم(ص) در دهه آخر اين ماه، تمام شب ها را به احیا و عبادت و راز و نیاز می پرداخت.

وی اضافه کرد: همچنین فردی از امام صادق(ع) پرسید که شب قدر کدام است که حضرت فرمود شب بيست و يكم يا بيست و سوم است که راوی باز پرسید دقيقا كدام شب و امام پاسخ داد: چه آسان است بيدار ماندن و عبادت در دو شب پس براي آن چه مي خواهي که منظور حضرت این است که هر دو شب را گرامی داشته و احیا بدارید.

آیت الله مسعودی خمینی بیان داشت: البته در حدیث دیگری از خود امام صادق(ع) که حضرت فرمودند: تقدير مقدرات بندگان در شب نوزدهم، تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاي آن در شب بيست و سوم صورت می گیرد.

وی با تاکید بر لزوم قدردانی و قدرشناسی شب های پرفضیلت قدر گفت: شب های قدر بهترین فرصت است تا ضمن توبه به درگاه الهی و شفیع قرار دادن اهل بیت(ع)، راه کمال و ترقی معنوی و اخلاقی را بپیماییم و با غفران الهی نسبت به خطاها و معاصی، زمینه سعادتمندی را در خود به خوبی فراهم کنیم.

 

۱۵۷۱-کسی نباید دموکراسی را میراث امام علی(ع) بداند/ امام (ع) از سوی خداوند تعیین می شود نه آرای مردم/ امیدواریم اشتباه خود را اصلاح کنند.+ محبت حقیقی و تعیین آن

۲۸ خرداد

تصاویر/ مراسم احیاء شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان با حضور آیت الله العظمی مکارم

کد خبر: ۴۱۸۳۸۸ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۳/۲۸ – ۰۳:۳۱ | سرویس: مراجع و علما ۲
واکنش آیت الله العظمی مکارم به سخنانی در خصوص انتخاب حاکم توسط مردم:
کسی نباید دموکراسی را میراث امام علی(ع) بداند/ امام (ع) از سوی خداوند تعیین می شود نه آرای مردم/ امیدواریم اشتباه خود را اصلاح کنند
حوزه/ حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به سخنان مطرح شده در مورد نظر امیر المومنین علیه السلام پیرامون انتخاب حاکم توسط مردم گفتند: این جمله که امام علی(ع) پایه گذار دموکراسی است اشتباه است؛ زیرا ولایت و امامت از سوی خداوند تعیین می شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه»، حضرت آیت الله  مکارم شیرازی در سومین شب از لیالی قدر در مسجد مدرسه علمیه امام کاظم(ع)،گفتند: اخیرا در سخنان یکی از دولت مردان بیان شده بود، امام علی)ع) ولایت و امامت را با آرای مردم دانسته و گفته، دموکراسی میراث علی (ع) است؛ این حرف، حرف عجیبی است؛ زیرا شما یک ذره از نهج البلاغه را دیده اید و خطبه های دیگر و آیات قرآن را ندیده اید؛ اولا  شما باید آیات قرآن را ببینید، بیان می کند، ولی شما کسی است که در حال رکوع زکات داد؛ خداوند این ولی را تعیین کرده است؛ آیات ولایت در قرآن کریم فراوان است.

معظم له بیان کردند: امام علی(ع) در این سخن به اتمام حجت در مقابل مخالفان می پردازند؛علاوه بر آن از مسلمات مذهب شیعه است که امام (ع)و ولی از سوی خداوند تعیین می شود نه آرای مردم.

ایشان تصریح کردند: عده ای از بزرگان عرب خدمت پیامبر (ص)رسیده و بیان کردند، ما حاضریم شما را تا جایی تقویت کنیم که حکومت تو قوی شود؛ ولی یک شرط داریم و این شرط آن است که پس از تو حکومت به ما داده شود؛ پیامبر اکرم(ص) فرمودند، تعیین جانشین من با خداست و به هر کسی که خواست ولایت می دهد؛در مراسم غدیر، پیامبر اکرم(ص) امام علی(ع) را از سوی خدا به عنوان جانشین قراردادند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی اظهارکردند: دموکراسی از روی ناچاری است و در واقع حکومت مردم بر مردم نیست؛ در انتخابات نصف به علاوه یک پیروز است که در واقع این حکومت، حکومت مردم بر مردم نیست؛ تازه باید ببینیم که کدام دموکراسی را مد نظر داریم.

ایشان گفتند: آیا آمریکا را مد نظر داریم که با پول فراوان مردم را فریب می دهند و آرای آنها را می خرند؟ ما نیز از روی ناچاری بیان می کنیم که با آرای مردم باید امور کشور اداره شود، ولی قرار نیست که امام (ع)نیز با آرای مردم انتخاب شود؛ زیرا امام با حکم الهی نصب می شود ؛نباید این عزیزان یک صفحه نهج البلاغه را ملاک قرارده و نظام را شکل دیگری جلوه دهند؛ امیدواریم که اشتباه خود را اصلاح کنند.

این استاد حوزه در ادامه با اشاره به سفارش امام علی(ع) به امام حسن(ع) گفتند: امام علی(ع) در این روایت اخلاقی بر لزوم استفاده از موعظه و زهد و تقویت قلب با یقین توصیه کرده اند.

ایشان افزودند: یقین داشتن بالاترین نعمت الهی است؛ یقین داشتن به این معنی است،‌باور کنیم که خداوند از رگ گردن نیز به ما نزدیک تر است؛ چشم هایی که به خیانت گردش می کند از سوی خدا رصد می شود؛ خدا از درون سینه ها باخبر است و همه ما باید این مسایل را باور داشته باشیم.

معظم له بیان کردند: یقین به مبدا و معاد از دیگر مفاد یقین است؛ باید باور داشته باشیم که خداوند سرسوزن کار خوب و بد ما را می بیند؛ همه ما باید این مسایل را باور کنیم؛ اگر کسی این مسایل را باور کند، زندگانی اش، مملو از ایمان و تقوا خواهد شد.

ایشان تصریح کردند: باور و یقین به معاد با فقیه شدن مساوی است؛ علما و بزرگان ما برای یقین سه مرحله از آیات قرآن را مورد استفاده قرارداده اند؛ یعنی از سه سوره قرآن این سه مرحله استفاده می شود که شامل علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین است.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی اظهارکردند: تقوا، همراه با این مراحل است؛ علم الیقین همچون مشاهده دود آتش از دور و یقین وجود آتش است؛ مرحله مشاهد آتش ،مرحله عین الیقین است و لمس آتش نیز مرحله حق الیقین است.

این مرجع تقلید گفتند: قرآن مجید در خصوص اموال یتیمان می فرماید، کسانی که اموال یتیم را می خورند،چونان خوردن آتش است؛کسی که باور قوی دارد،باور دارد که خوردن مال یتیم چونان آتش است.

معظم له بیان کردند: امام علی(ع) فرمودند، قلبت را با یقین تقویت کن؛ وقتی کسی به آخرین مرحله یقین رسید دیگر در مقابل شیطان بیمه می شود، زیرا همه گناهان را چون آتش می داند و دیگر سراغ آتش نمی رود.

ایشان تصریح کردند: امام علی(ع) در معرفی خود فرمودند، اگر تمام قصرها و ثروت ها و گنج ها و… که بزرگترین رشوه است را به علی(ع) دهید، کوچکترین ظلم این عالم را که شامل ظلم به یک مورچه است را نخواهم کرد.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی اظهارکردند: در روایات بیان شده، کار کوچک همراه با یقین بیش از یک کار بزرگی است که با عدم یقین یا با تزلزل یقین انجام شده است.

این مرجع تقلید گفتند: در میان دانشمندان غربی، بحث است که اسلام با سرعت در عالم پیشرفته است؛ آنها به دنبال علت پیشرفت سریع اسلام بودند؛ یکی از محققان غربی بیان می کند، علت رشد سریع پیشرفت اسلام مجهول است؛ ولی ما به سراغ آورنده اسلام می رویم و علت را در او جستجو می کنیم.

معظم له بیان کردند: پیامبراکرم(ص) فرمودند،زهد و ساده زیستی و یقین مهمترین عامل پیشرفت سریع اسلام است؛ در زمان صدر اسلام جهادگران مسلمان با زبان قرآن به میدان می آمدند و شهادت و پیروزی بر دشمنان را پیروزی می دانستند؛ نمونه این یقین در جنگ تحمیلی به عینه ثابت شد؛ جوانان ما که در دنیا تنها مانده بودن با قدرت یقین درمقابل دشمنان ایستادند.

ایشان تصریح کردند: شب عاشورا، یکی از یاران امام حسین(ع) با یار خود شوخی کرد و وقتی از وی سوال شد که این شب، شب شوخی نیست به وی گفت، چه شبی از این بهتر که می دانیم، فردا شهید می شویم؛ همین یقین بود که عاشورا را عاشورا کرد و سال به سال نیز به عظمت آن افزود.

حضرت آیت الله  مکارم شیرازی اظهارکردند: از آسیب های یقین، دلبستگی، حرص، هوا پرستی است؛ در روایات بیان شده است، اگر با دنیا پرستان هم نشین شوید ایمان شما هم ضعیف می شود.

 

۱۵۷۰-همه چیز درباره سند آموزش ۲۰۳۰+ محبت مجازی وبرابری جنسی

۲۷ خرداد

همه چیز درباره سند آموزش ۲۰۳۰

خبرگزاری فارس: همه چیز درباره سند آموزش 2030

سند آموزش ۲۰۳۰، مجموعه اقدامات شفافی است که در جهت تحقق هدف چهارم از هفده هدفی که در برنامه اهداف توسعه پایدار در سال ۲۰۱۶ میلادی به تصویب رسیده است، تهیه شده است.

عنوان بحث من، ابعاد پیدا و ناپیدای چارچوب اقدام جهانی آموزش ۲۰۳۰ است که من به اختصار از آن تحت عنوان سند آموزش ۲۰۳۰ تعبیر می کنم. 

سند آموزش ۲۰۳۰، مجموعه اقدامات شفافی است که در جهت تحقق هدف چهارم از هفده هدفی که در برنامه اهداف توسعه پایدار در سال ۲۰۱۶ میلادی به تصویب رسیده است، تهیه شده است.
در واقع باید توجه داشت که مادر سند آموزش ۲۰۳۰، برنامه اهداف توسعه پایدار است و نمی توان سند آموزش ۲۰۳۰ را بدون ملاحظه برنامه اهداف توسعه پایدار تحلیل کرد. 
سئوال اول این است که آیا سند آموزش ۲۰۳۰، یک سند الزام آور محسوب می شود؟ دوستان دولت معتقدند که خیر، این سند یک بیانیه یا یک توصیه نامه است و تعهدی را برای کشور ما بوجود نیاورده است؛ لکن من به چند دلیل عرض می کنم که بر خلاف نظر دولت، سند آموزش ۲۰۳۰، یک سند الزام آور به شمار می رود :
یکم؛ در سراسر متن این سند، مانند خود برنامه اهداف توسعه پایدار که مادر سند آموزش ۲۰۳۰ است، به وفور از گزاره های انشایی یعنی "باید" و "نباید"، یا کشورها "موظف" اند یا "مکلف" هستند و امثال این واژه ها استفاده شده است. خب، چرا در یک توصیه نامه که ما با ادبیات توصیه نامه ها در نظام بین الملل نا آشنا نیستیم، این میزان گزاره انشایی درج شده است؟
دوم؛ همانطور که می دانید، بنا به اعلام برادرانمان، جمهوری اسلامی ایران در زمان تصویب اجماعی سند آموزش ۲۰۳۰ با اصرار اعلام تحفظ یا resarvation کرده است. مجددا سئوال می کنم، چه دلیلی دارد که برای یک توصیه نامه محض که هیچ گونه تعهدی را برای کشورمان ایجاد نمی کند، مصرا اعلام تحفظ شود؟ یا حق تحفظ زمانی مطرح است که کشوری بخواهد شانه خود را از زیر بار بخشی از تعهدات که با اصول یا منافع خود ناسازگار است، خالی کند. پس معلوم می شود که سند آموزش ۲۰۳۰ یک تعهدنامه است، هرچند نام آن را بیانیه گذاشته اند. من دیدم بعضی گفته اند، علت اعلام تحفظ از سوی جمهوری اسلامی، بستن راه تحمیل تفاسیر معارض با باورهای دینی از سوی مجامع بین المللی بوده است. حال این سئوال قابل طرح است که مگر همین متن سند فعلی ۲۰۳۰ با ترمینولوژی سازمان ملل، با بخشی از باورها و ارزش های دینی ما در تعارض نیست که ما راه را برای تحمیل تفاسیر معارض در آینده ببندیم؟
سوم؛ تجربه نشان داده است که نهادهای وابسته به سازمان ملل برای متعهد کردن کشورهای مورد نظر به برنامه های خود، به روش گام به گام و تدریجی عمل می کنند. یعنی ابتدا با همین ادبیات که مثلا فلان بیانیه برای شما الزام آور نیست، کشورها را به تایید بی چون و چرای این بیانیه ها ترغیب می کنند، و در گام های بعدی، کشورها را با ابزارهای گوناگون من جمله تحت فشار افکار عمومی، به سمت متعهد نمودن به مفاد این بیانیه ها حرکت نموده و حتی به بهانه عدم اجرای مفاد آنها، برای کشورها پرونده سازی می کنند. نمونه های فراوانی وجود دارد که کشوری را حتی مجبور به پس گرفتن اعلام تحفظ و حق شرط خود کرده اند یا به استناد همین بیانیه های به ظاهر غیر الزام آور، آنها را مورد بازخواست قرار داده اند.
حالا در اینجا این مطلب قابل بحث است که اگر بر فرض سند آموزش ۲۰۳۰، برای جمهوری اسلامی ایران تعهدآور نبوده است، پس چرا هیات محترم وزیران در مصوبه ۹۵/۶/۲۶، هم به این تعهدات صراحتا اشاره کرده، و هم خود را در عالی ترین سطح ممکن به این سند متعهد کرده است؟
شما به مصوبه هیات محترم وزیران نگاه کنید؛ گفته است به منظور هماهنگی و ارائه راهکارهای تحقق کامل اهداف و تعهدات برنامه آموزش ۲۰۳۰ کارگروه فلان تاسیس می شود. در اینجا دو واژه قابل ملاحظه است : یکی واژه "تحقق کامل" که با اعلام تحفظ در تناقض است، و دیگری واژه "تعهدات برنامه آموزش ۲۰۳۰" که خود دولت تعهدآور بودن سند ۲۰۳۰ را تایید کرده است.
پس دقت بفرمایید، این سند هر اسمی که داشته باشد، برای جمهوری اسلامی تعهدآور بوده و دوستان دولت از این موضوع بی اطلاع نبوده اند.
خب، بحث بعدی این است که وقتی یک سند بین المللی، تعهداتی را برای جمهوری اسلامی ایجاد می کند، مرجع تصویب آن مطابق قانون اساسی کجاست؟ آیا دولت می تواند راسا چنین سندی را تایید کند؟
عرض من این است که طبق اصل ۷۷ و اصل ۱۲۵ قانون اساسی، مرجع تصویب تعهدات، مجلس است نه دولت؛ ضمن اینکه شورای نگهبان در استفساریه مورخ ۶۲/۶/۸، می گوید، صرف نظر از نام ها، هر سندی که برای کشور ایجاد تعهد کند، باید به تصویب مجلس برسد.
حتی یک اشکال حقوقی به همین مصوبه ۹۵/۶/۲۶ هیات وزیران نیز وارد است که طبق اصل ۱۳۸ قانون اساسی، دولت تنها زمانی می تواند بخش یا همه اختیارات خود را به یک کارگروه و امثالهم اعطا کند که وزرای ذی ربط ( یعنی چند وزیر ) در آن عضو باشند؛ این در حالی است که در مصوبه هیات وزیران برای تشکیل کارگروه ملی آموزش ۲۰۳۰، فقط یک وزیر یعنی وزیر آموزش و پرورش عضو است و معلوم نیست چگونه این ایراد مهم از چشم هیات انطباق مجلس افتاده است؟!
سئوال بعدی این است که آیا سند آموزش ۲۰۳۰ در کشور به طور مخفیانه به تایید رسیده و مراحل بعدی خود را طی کرده یا نه؟ پاسخ این است که علی الظاهر طبق ضوابط، این سند مراحل تصویب خود را طی کرده و مخفی کاری در بین نبوده است ولیکن در این بین، به دلیل نامشخصی، شورای عالی آموزش و پرورش و از آن مهم تر، شورای عالی انقلاب فرهنگی، نه فقط در مراحل تایید این سند، بلکه در مرحله تدوین چارچوب اقدام ملی آموزش ۲۰۳۰ نیز در معرض بی اطلاعی مطلق قرار گرفته است. این در حالی است که مرجع هرگونه تحول در آموزش و پرورش به شکل غیر هم عرض، این دو شورا هستند و هیچ منطقی به حاشیه راندن این دو شورا را در امور آموزش و پرورش قبول نمی کند. با این وصف، تعبیر من این است که این سند، به طور "تقریبا پنهان" مراحل خود را طی کرده است چراکه مراجع اصلی و تخصصی کشور عمدا و یا غیر عمد در معرض بی اطلاعی قرار گرفته اند.
یک بحث از سوی دوستان دولت مطرح است که بسیاری از اهداف و رویکردهای سند آموزش ۲۰۳۰ با اسناد مرتبط در داخل نظام مانند سند تحول بنیادین مشترک است و لذا لزومی ندارد تا این حد درباره سند آموزش ۲۰۳۰ بدبینی وجود داشته باشد یا سیاه نمایی شود. در پاسخ عرض می کنیم که اولا، ما درباره سند آموزش ۲۰۳۰ سیاه نمایی مطلق نمی کنیم و طبیعتا معتقدیم در این سند نکات مثبتی نیز می توان یافت که قابل بهره برداری باشد، لیکن وجود اشتراک لفظی نباید ما را به غلط، به وجود اشتراک معنوی سوق دهد؛ بله، بعضی واژه ها مشترک است اما بر اساس ترمینولوژی ما و ترمینولوژی سازمان ملل، هیچگونه اشتراک معنوی بین این واژه ها برقرار نیست.
بعضی ها سئوال می کنند که خب، حالا این سند آموزش ۲۰۳۰ چه فوائدی برای کشور دارد که این همه از سوی دولت محترم روی آن پافشاری شده است؟ دوستان دولتی معتقدند که خاصیت عمل به سند ۲۰۳۰، این است که جمهوری اسلامی، از قعر جدول رده بندی های بین المللی خارج می شود و مورد تقدیر و تشویق مجامع بین المللی قرار می گیرد ضمن اینکه از تصویرسازی منفی علیه جمهوری اسلامی جلوگیری می کند. عرض من این است که این فایده که شما ذکر می کنید، در صورت به خطر افتادن سرنوشت کشور در حوزه آموزش، چه ارزش دارد؟ از طرف دیگر، مگر در سایر موارد مانند عرصه علم و فناوری که ما در رتبه بندی های بین المللی در صدر جداول قرار گرفته ایم، لزوما پای یک سندی مانند سند آموزش در میان بوده است؟ آیا نمی توان گزارش اقدامات مترقی جمهوری اسلامی در حوزه آموزش عمومی را منتشر کرد و جلوی تصویرسازی منفی علیه جمهوری اسلامی را گرفت؟ برای نمونه، تا الان وزارت امور خارجه یا وزارت آموزش و پرورش چه اقدامی برای ترجمه سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش و ارائه آن به همراه گزارش اقدامات برای مجامع بین المللی انجام داده است؟
امروز برای کسی قابل انکار نیست که جمهوری اسلامی طی ۳۹ سال اخیر، اقدامات بسیار مهم و پیشتازانه ای را برای ارتقاء آموزش عمومی در کشور انجام داده است که در مقایسه با بسیاری از کشورهای مدعی، دهها پله بالاتر است و این انفعال در بین بعضی مسئولان که به موقعیت برتر کشور در این میدان باور ندارند، جای تاسف دارد. 
یک بحث دیگر، این است که آیا نقد سند آموزش ۲۰۳۰ به منزله این است که جمهوری اسلامی ایران مایل به ارتباطات و تعاملات بین المللی نیست؟ پاسخ بنده این است که خیر؛ جمهوری اسلامی ایران بر اساس اصول و اهداف انقلاب از هرگونه ارتباط و همکاری بین المللی، مادامی که مبتنی بر احترام به باورها و ارزش های اسلامی و انقلابی، و همچنین مبتبی بر عدالت باشد، استقبال می کند. لکن شما به کارنامه نهادهای وابسته به سازمان ملل نگاه کنید؛ آیا در این چند دهه اخیر، عملکرد این نهادها نسبتی با احترام به باورها و ارزش های اسلامی ما، و سایر کشورهای اسلامی، و همچنین نسبتی با عدالت داشته است؟ این ها چه نهادهای بین المللی ای هستند که عملا به ابزار سیاسی کشورهای سلطه گر غربی و تطهیر کننده جنایات این ها تبدیل شده اند؟! چگونه می شود که دبیرکل همین سازمان ملل با گرفتن رشوه از رژیم عربستان سعودی، حاضر است با کمال وقاحت چشم خود را بر روی هزاران کودک و زن مظلوم یمنی که هر روز در این کشور مورد حمله جنگنده های سعودی قرار می گیرند و مظلومانه کشته یا زخمی می شوند، ببندد؟! آیا دیگر آبرویی برای سازمان ملل و نهادهای وابسته به آن باقی مانده است؟ آیا می توان به این مجموعه اعتماد کرد؟
در این شرایط، عقل حکم می کند که مواجهه با نهادهای وابسته به سازمان ملل، فوق العاده هوشمندانه و مبتکرانه باشد. هیچ دلیلی ندارد که کشور ما برای پزهای بین المللی پوچ و مشمئز کننده، یا برای کف و سوت نهادهای به ظاهر بین المللی، اسنادی را امضا یا تایید کند که اصول و ارزش های جمهوری اسلامی در آن نادیده گرفته شده است.
در اینجا مایلم چند نکته درباره هشدار صریح رهبر معظم انقلاب اسلامی حفظه الله تعالی در دیدار هفته معلم امسال یعنی ۱۷ اردیبهشت، خدمتتان عرض کنم :
اولا، حقیقتا هشدار صریح و قاطع رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره سند آموزش ۲۰۳۰، جزو الطاف خفیه الهی به این انقلاب، نظام و ملت بود. متاسفانه به بهانه سند آموزش ۲۰۳۰ یک جابجایی ارزشی و به تبع آن، اتفاقات تلخی در کشور در حال وقوع بود که من از آن به نفوذ عمیق دشمن در حیاط خلوت کشور یعنی نظام آموزش و پرورش، به قصد استحاله تدریجی و براندازی نرم نظام تعبیر می کنم و مقام معظم رهبری با ورود شجاعانه و به موقع، جلوی این نفوذ را سد کردند.
ثانیا، ورود ولی فقیه در مسائل خطیر و سرنوشت ساز، نه زمان بردار است، و نه در چارچوب ملاحظات جناحی و سیاسی یا رویکردهای محافظه کارانه محدود می شود. ولی فقیه، هرگاه حجت شرعی را بر خود تمام ببیند ورود می کند و به وظیفه الهی و اسلامی خود عمل می کند و در این مورد نیز این کار را کردند.
البته بعضی ها در انتخابات اخیر، از هشدار رهبر معظم انقلاب سوء استفاده سیاسی کردند و با مخلوط کردن حرف های صحیح و غلط، به سمت انتقام گیری از رقیب سیاسی خودشان رفتند که این کار به هیچ وجه قابل قبول نبود. لکن آنچه مسلم است، ورود رهبر معظم انقلاب در این عرصه، یک ورود کاملا حکیمانه و به موقع بود و چه بسا گذشت زمان، می توانست خسارات جبران ناپذیری را به بار بیاورد.
حالا بعضی ها گفتند، اطلاعات غلط به مقام معظم رهبری داده شده است. من در پاسخ، به حدیثی از امام علی علیه السلام اشاره می کنم که فرمودند، إنَّ لِسانُ الْمُؤمِنِ وَراءَ قَلْبِهِ فَإذا أرادَ أنْ‏ یَتَکَلَّمَ بِشَىْ‏ءٍ تَدَبِّرُهُ بِقَلْبِهِ ثُمَّ أمْضاهُ بِلِسانِهِ. یعنی زبان مؤمن در پشت قلب (عقل) اوست و هنگامى که اراده کند سخنى بگوید نخست با عقل خود آن را بررسى میکند سپس بر زبانش جارى می سازد.
ببینید عزیزان، نه امکان ارائه اطلاعات غلط به مقام معظم رهبری وجود دارد، و نه مقام معظم رهبری بدون اطمینان از اطلاعاتی که به دستشان می رسد درباره چیزی قضاوت می کنند. لذا جا دارد افرادی که در هفته های قبل ادعا کردند اطلاعات غلط به رهبر انقلاب داده شده است، با توجه به حدیثی که خواندم، از این پس قبل از سخن گفتن عقل خود را فعال کنند تا خدای ناکرده حماقت بر آنها غلبه نکند؛ بالاخره عقل چیز خوبی است و باید از آن استفاده کرد!
بحث بعدی این است که آیا کاری که بر اساس مصوبه هیات وزیران و با تشکیل ۳۰ کمیته در ذیل کارگروه ملی آموزش ۲۰۳۰، تحت عنوان تهیه چارچوب اقدام ملی انجام شده است، می تواند از نگرانی ها کم کند یا خیر؟
پاسخ بنده این است که اولا؛ با وجود سند مترقی و قابل افتخار تحول بنیادین در آموزش و پرورش، اساسا تهیه و تصویب یک سند موازی کار معقولی نبوده و نیست و عملا مدیران کشور را دچار دوگانگی می کند. لذا صریحا باید عرض کنم  که تا سند تحول بنیادین آموزش و پرورش وجود دارد، و از یک پشتوانه قوی و منحصربفرد نخبگانی برخوردار است، وجود یک سند دیگر برای تحول در آموزش و پرورش خردمندانه نیست و حتی به بیان دیگر، تهیه سند موازی، به تمسخر گرفتن اسناد بالادستی نظام و همچنین تمسخر مراجعی است که این سندها را تصویب کرده اند. من شنیدم همین سند تحول بنیادین آموزش و پرورش طی ۲۳ جلسه در شورای عالی انقلاب فرهنگی کلمه به کلمه بررسی و تایید شده است؛ خب پس چرا به دنبال سند دیگری هستیم که از یک-دهم چنین پشتوانه ای برخوردار نیست؟!
ثانیا، در تدوین این چارچوب اقدام ملی نه تنها از فقها و دین شناسان مبرز حوزه های علمیه برای تشخیص مغایرت های ۲۰۳۰ با شرع مقدس استفاده نشده، بلکه چارچوب اقدام ملی، با قوت، همان خط سند بین المللی آموزش ۲۰۳۰ را دنبال کرده و به جز در بعضی موارد، در بخش مهمی از مفاد آن، به سمت سکولارسازی آموزش و پرورش حرکت کرده است. در اینجا فقط به ذکر یک مثال روشن بسنده می کنم : در ابتدای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، و ناظر بر خروجی نظام تعلیم و تربیت آمده است، تربیت انسان موحد، مؤمن، معتقد به معاد، آشنا و متعهد به مسئولیت ها و وظایف در برابر خدا، خود، دیگران، طبیعت و حقیقت جو، عاقل، عدالت خواه، صلح جو، ظلم ستیز، جهادگر، شجاع، ایثارگر و وطن دوست، مهرورز، جمع گرا و جهانی اندیش، ولایت مدار، منتظر و تلاش گر در جهت تحقق حکومت عدل جهانی و … . لکن در چارچوب ملی، از این عبارت بسیار مهم، مواردی چون : موحد، مؤمن، معتقد به معاد، آشنا و متعهد به مسئولیت ها و وظایف در برابر خدا، خود، دیگران و طبیعت، همچنین جهادگر، ولایت مدار، منتظر و تلاش گر در جهت تحقق حکومت عدل جهانی برای همسو سازی با سند بین المللی ۲۰۳۰ حذف شده است و همین یک دلیل برای اینکه کسی سند ۲۰۳۰ را در تضاد با اسلام و انقلاب اسلامی بداند، کفایت می کند.
من اخیرا دیدم پس از رونمایی از چارچوب اقدام ملی، در پاسخ به بعضی اعتراضات، بعضی واژه ها را داده اند یکجا تغییر داده اند. مثلا واژه "برابری جنسیتی" را به واژه "عدالت جنسیتی" تغییر داده اند این در حالی است که بر خلاف نظر ما، در ترمینولوژی سازمان ملل، عدالت جنسیتی با برابری جنسیتی تفاوتی ندارد. یا آمده اند و در عکس العمل به اعتراضات در خصوص واژه شهروند جهانی، هر جا در متن جارچوب اقدام ملی، واژه شهروند جهانی بوده آن را حذف کرده اند! یعنی خواسته اند با این تغییرات بی ارزش، دهن منتقدان را ببندند.
خب، حالا شما قضاوت کنید، این چارچوب اقدام ملی چقدر قابل اعتماد است و با چه تفکری نوشته شده است؟ من معتقدم که این چارچوب برای بازی دادن مسئولین کشور و مردم تهیه شده و الا هیچ تفاوت ماهوی با همان سند بین المللی ندارد و همان مغایرت هایی که بین سند بین المللی با باورها و ارزش ها وجود دارد در اینجا هم چنین مغایرت هایی البته کمی زیرپوستی تر قابل مشاهده است.
بحث بعدی من، محتوایی است. در اینجا چند نکته اساسی دارم که فهرست وار به آنها اشاره می کنم :
اولا؛ این سند، یک شبکه از مجموعه سندهایی است که تعهد به سند آموزش ۲۰۳۰، مستلزم تعهد به آن اسناد است. چه این اسناد قبلا تایید شده باشد و چه نشده باشد، قبول سند ۲۰۳۰، یعنی قبول همه آنها. اسنادی که در خود سند ۲۰۳۰ از آنها نام برده شده عبارت است از : بیانیه حقوق بشر، پیمان نامه مبارزه با تبعیض در آموزش، پیمان نامه حقوق کودک، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیمان نامه رفع هرگونه تبعیض علیه زنان، پیمان نامه مربوط به وضعیت پناهندگان و قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در مورد حق آموزش در شرایط اضطراری. همانطور که در ابتدای عرایضم مکرر اشاره کردم، خود این سند آموزش ۲۰۳۰، از بطن یک سند دیگر به نام برنامه اهداف توسعه پایدار متولد شده و التزام به آن در همه هفده بندش، فی نفسه برای ۲۰۳۰ موضوعیت دارد. نکته جالب اینکه در مصوبه اخیر هیات وزیران نیز وقتی از لزوم انطباق چارچوب اقدام جهانی آموزش ۲۰۳۰ با اسناد بالادستی صحبت به میان آمده و تعدادی از اسناد بالادستی ملی نام برده شده است، برنامه اهداف توسعه پایدار نیز به عنوان یک سند حاکم بر این سند در عرض اسناد بالادستی ملی گنجانده شده است که کاملا عمق مساله را روشن می کند. حالا معلوم نیست با این مصوبه هیات وزیران، در صورت تزاحم بین اسناد ملی و برنامه اهداف توسعه پایدار، کدام سند را باید بر دیگری ترجیح داد؟! ضمنا شما می دانید که خیلی از این اسناد مسلما مغایر با شرع مقدس است لذا تا الان و علی رغم فشارهای داخلی و خارجی، توسط مجلس تصویب نشده است. 
ثانیا؛ روح این سند، روح توسعه غربی است. اساسا توسعه پایدار، چیزی جز همان توسعه غربی با همه لوازمش از جمله قبول جهان بینی و ایدئولوژی سکولار نیست. لذا وقتی کسی سند ۲۰۳۰ را قبول می کند، عملا اجازه می دهد تا کشور را زیر چتر توسعه سکولار قرار دهند. هر کس هم که بگوید من این را نمی دانستم، با عرض معذرت، ابله است چراکه سطر سطر این سند فریاد می زند که من سکولار هستم و می خواهم فرهنگ و سبک زندگی غربی و سکولار را در کشور شما نه تنها ترویج، بلکه نهادینه کنم.
به بعضی واژه ها دقت کنید، تنوع فرهنگی، شهروند جهانی، برابری جنسیتی و عدم خشونت و صلح.
خب، ساده انگاری است اگر کسی فکر کند منظور از تنوع فرهنگی فقط بحث زبان ها و گویش ها یا احترام به خرده فرهنگ هاست؛ خیر، مساله همان پلورالیسم یا تکثرگرایی است که به همه فرق و نحله ها، حتی فرق ضاله، استعماری و کثیفی نظیر بهائیت حق می دهد و می گوید، ارزش و حقانیت چنین فرقه های مجعولی، مساوی دین اسلام و شیعه دوازده امامی است و باید به آنها اجازه بدهید هر غلطی خواستند در ایران بکنند! یا واژه شهروند جهانی جزو واژه های مشهور در ادبیات جهانی شدن یا globalization است. چه کسی است مختصر سوادی داشته باشد، و بار معنایی شهروند جهانی و نسبت آن را با مفهوم "غربی شدن" درک نکند؟ واژه دیگر، برابری جنسیتی است که به مفهوم آن در زبان شناسی سازمان ملل اشاره خواهم کرد. حتی درباره واژه عدم خشونت و صلح ما حرف داریم. چه کسی است که نداند انقلاب اسلامی منادی صلح جهانی است؟ چه کسی است که نداند جمهوری اسلامی، نه تنها خودش قربانی خشونت سازمان یافته است، بلکه بیشترین سرمایه گذاری را نیز علیه خشونت و تروریسم در منطقه انجام داده است؟ لکن مساله ما با این واژه و تفکر پشت آن، این است که بگویند هر نیرویی که با غرب نیست و دارد از حقوق پایمال شده خودش دفاع می کند، دموکراتیک ترین نیرو هم که باشد، مصداق گروههای تروریستی است و شما نباید از آنها حمایت کنید! مثلا ما حق نداریم از مردم مظلوم فلسطین در برابر جنایات رژیم سفاک اسرائیل حمایت نماییم؛ ما حق نداریم از حزب الله لبنان حمایت کنیم؛ ما اجازه نداریم حتی از کودکان و زنان مظلوم یمن در برابر حملات ناجوانمردانه رژیم مرتجع و امریکایی سعودی حمایت کنیم. پس ملاحظه بفرمایید که مشکل ما کجاست.
پشت این واژه ها، انبوهی از فکر و اندیشه قرار دارد و سازمان ملل هم که می آید و این ها را در اسناد خود می گنجاند، بر اساس ترمینولوژی خودش کشورها را مورد ارزیابی قرار می دهد. مثلا شما صدبار هم بگویید من از برابری جنسیتی عدالت جنسیتی را می فهمم، آنها می گویند فهم تو برای ما مهم نیست؛ برابری جنسیتی نقطه مقابل عدالت جنسیتی است!
من بررسی کردم، هر کجا در اسناد سازمان ملل متحد از عدالت جنسیتی استفاده شده، منظور برابری جنسیتی است و خود برابری جنسیتی، در ادبیات سازمان ملل شامل مواردی می شود که حتما با شرع مقدس و قوانین جمهوری اسلامی ایران منافات دارد. برای نمونه، از منظر کمیته منع تبعیض علیه زنان، دولت های عضو کنوانسیون منع تبعیض باید تضمین نمایند که هیچگونه تبعیض مستقیم یا غیر مستقیم علیه زنان اعمال نشود. منظور از تبعیض مستقیم علیه زنان، ( فارغ از هر منطقی ) ناظر بر هر گونه رفتار متفاوت است که صراحتا مبتنی بر جنس یا تفاوت های جنسیتی باشد ( مانند حجاب، جلوگیری از اختلاط محرم و نامحرم یا احکام شرعی اختصاصی زنان در زمینه هایی چون دیه، ارث، حضانت و غیره ) و تبعیض غیر مستقیم علیه زنان، در مواقعی محقق می شود که یک قانون، سیاست، برنامه یا رویه در ارتباط با زنان و مردان ظاهرا مؤید برابری باشد، اما در عمل دارای آثار تبعیض آمیز است که در اینصورت باب تفسیر باز می شود. یعنی فرضا هر قدر هم که بگویید و قسم بخورید که دارید در چارچوب برابری جنسیتی عمل می کنید، می توانند بگویند نه، باطن کار شما برابری جنسیتی نیست!
عزیزان، دقت بفرمایید، جمهوری اسلامی مدافع حقوق زنان است. اما نمی خواهد به بردگی جنسی زنان که امروز توسط غربی ها با همین کنوانسیون ها قانونی شده است تن بدهد؛ ما نمی خواهیم به اسم برابری، استفاده ابزاری از زنان را بپذیریم؛ ما نمی خواهیم به اسم برابری، جایگاه زن را در حد یک کالای قابل خرید و فروش تنزل بدهیم؛ ما نمی خواهیم با قراردادن زن و مرد در یک کفه، زنان را به بهانه استقلال، وادار به بیگاری برای مردان و در ازای پولی ناچیز نموده و به سمت کنار گذاشتن نقش منحصربفرد مادری یا جلوگیری از ظهور ظرفیت های حقیقی او در جامعه سوق دهیم. ما اگر از مفهوم مترقی و اسلامی عدالت جنسیتی در برابر تساوی جنسیتی دفاع می کنیم، به دنبال برگرداندن کرامت حقیقی زنان هستیم لکن غربی ها و دنباله روهای آنها در ایران، با گردن کلفتی در برابر این خواست مترقی جمهوری اسلامی ایستاده اند.
ثالثا؛ اینکه می گویند ما با برنامه اهداف توسعه پایدار و اسنادی مانند سند آموزش ۲۰۳۰ به دنبال بهبود زندگی مردم به اصطلاح جنوب، و رفع نابرابری ها در جهان هستیم، دروغ می گویند. اولا، اگر کسی عمیقا بررسی کند، بیشترین سود از ناحیه تحقق ۲۰۳۰ نصیب غربی ها می شود هرچند برای اجرای آن به بعضی کشورها پول هم بپردازند؛ ثانیا، اصولا این اسناد، یک گام خزنده در جهت پیشبرد پروژه "جهانی سازی" در جهت تضمین حیات نظام سلطه است. دقت بفرمایید، تا زمانیکه جهان به نفع غرب "یکدست" نشده است، و در برابر توسعه جهانی غرب مقاومت های جدی وجود دارد، هیچ تضمینی درباره استمرار حیات نظام "استعمارفرانو" وجود ندارد و لذا غربی ها از خیلی سال قبل با ایجاد برخی برنامه ها از جمله WTO و … به دنبال هموارسازی مسیر جهان برای تحقق برنامه های خود بوده اند و به نظر من، سند آموزش ۲۰۳۰ نیز در کنار WTO و امثال آن قابل تحلیل است.
من اخیرا در یک سخنرانی، عرض کردم، سند آموزش ۲۰۳۰ یک پروژه "فرانواستعماری" است. واقعا به این باور دارم و هر قدر هم که بیشتر درباره سند ۲۰۳۰ و اسناد جانبی و پشتیبان آن مطالعه می کنم، بیشتر به این موضوع باور پیدا می کنم. ضمنا در اینجا قصد تهمت زدن، برچسب زنی به مسئولین ذی ربط و غیره را ندارم. همه مسئولین جمهوری اسلامی خصوصا مسئولین آموزش و پرورش افراد متدین و انشاالله دلسوز به حال کشور هستند لکن باید قبول کنند در این زمینه یک خطای بزرگ رخ داده و دشمن هم با نفوذ خود، کار را خارج از اراده ما جلو برده است. در این هفته ها گفتند منتقدین ۲۰۳۰ به جامعه فرهنگیان توهین کرده اند! سئوال من این است که چه کسی توهین کرده است؟ چرا حرف بی اساس می زنید؟ از طرف دیگر، امروز خود معلمان دیندار و شریف ما طلبکارند؛ یعنی می خواهند بدانند چه اتفاقی افتاده است ضمن اینکه من اطمینان دارم، اگر هم این سند فرصت عملیاتی شدن پیدا می کرد، تن به اجرای آن نمی دادند.
متن فوق سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی، رئیس مرکز پژوهش های علوم انسانی اسلامی صدرا در محل موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی ( دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله العظمی خامنه ای ) می باشد.( تهران، ۱۷ خردادماه ۱۳۹۶)

 

۱۵۶۹-فلسفه تشريع ازدواج موقت چيست؟+ محبت حقیقی و نجات همگانی

۲۷ خرداد

ازدواج موقت

فلسفه ازدواج موقت

فلسفه تشريع ازدواج موقت چيست؟

بديهى است؛ انسان‏ها داراى غرايز مختلفى هستند، كه غريزه جنسى يكى از نيرومندترين آنها است و از سوى ديگر طبيعى است كه اگر اين غرايز اشباع نگردد و پاسخ صحيحى به آن داده نشود و در مسير سازندگى فردى و اجتماعى مورد بهره‏بردارى قرار نگيرد پيامدهاى منفى، چون بى‏بندوبارى جنسى، بيمارى‏هاى روحى و روانى، خودكشى، قطع نسل و… را در پى خواهد داشت و از همين‏رو شارع مقدّس، براى جلوگيرى از انحرافات اجتماعى و ناهنجارى‏هاى جنسى به امر ازدواج جنبه قانونى و شرعى داده است. در مرحله اول، اگر شرايط و امكانات اقتصادى و… مساعد بود، اقدام به ازدواج دايم نمايد، و چنانچه ازدواج دايم به هر دليلى ممكن نبود ازدواج موقت را پيشنهاد كرده است.
از برخى احاديث نيز استفاده مى‏شود كه اين قانون در شرايط خاص جنگى و دورى از همسران نهاده شد. چنانچه در صحيح مسلم آمده است:
«… عن قيس قال سمعت عبد الله يقول كنا نغزو مع رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهليس لنا نساء فقلنا الا نستخصى فنهانا عن ذلك ثم رخص لنا ان ننكح المرأة… إلى اجل ثم قرأ عبد الله «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ» »مائده ۵، آيه ۸۷. ؛صحيح مسلم، مسلم النيسابورى، مجلدات۸، ج ۴، ص۱۳۰، دارالفكر، بيروت. «…  قيس گفت: از عبدالله شنيدم كه مى‏گويد: همراه رسول‏خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در جنگ بوديم، دور از زنان خود، به پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهعرضه داشتيم: آيا خود را اخته نكنيم؟! پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ما را از اين كار نهى فرمود و سپس به ما اجازه داد تا براى مدتى زنانى را به نكاح درآوريم. سپس عبدالله بن مسعود، اين آيه را خواند: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چيزهاى پاكيزه‏اى را كه خدا براى (استفاده) شما حلال كرده حرام نشماريد و از حد تجاوز نكنيد كه خداوند متجاوزان را دوست نمى‏دارد».
هم‏چنين در قرآن آمده است:
«فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً» ؛نساء ۴، آيه ۲۴.
«زنانى را كه مُتعه مى‏كنيد، واجب است مهر آنان را بپردازيد».
اين آيه درباره ازدواج موقت است و بنا بر برخى روايات در وضعيت جنگى كه مسلمانان از موطن و همسران خويش دور بودند، نازل شده است. اما با استفاده از روايات ديگر به خوبى فهميده مى‏شود كه اختصاص به شرايط جنگى ندارد و شامل همه مواردى مى‏گردد كه مرد، به همسر خود دسترسى نداشته و يا امكان ازدواج دايم ندارد. و يا ضرورت ديگرى اقتضاء كند.
در روايتى از فتح بن يزيد نقل شده است كه از ابا الحسن عليه‏السلام در مورد متعه پرسيدم، حضرت فرمود: «هى حلال مباح مطلق لمن لا يغنه الله بالتزويج فليستعفف بالمتعة فان استغنى عنها بالتزويج فهى مباح له اذا غاب عنها»وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، مجلدات۳۰، ج۲۱، باب۵، ح۲. ؛ «براى كسى كه خداوند با تزويج او را بى‏نياز نكرده است، به وسيله ازدواج موقت پاكدامنى پيشه نمايد،
اگر هم به سبب ازدواج از متعه بى‏نياز باشد، باز متعه گرفتن هنگامى كه همسرش از پيش او رفته باشد، براى او مباح است».
هم‏چنين امام كاظم عليه‏السلام به على بن يقطين كه از آن حضرت درباره متعه پرسيده بود مى‏فرمايد: «ما انت و ذاك قد أغناك الله عنها…»همان، باب ۵، ح ۱. ؛ «تو را به نكاح متعه چه كار؟! و حال آنكه خداوند تو را از آن بى‏نياز كرده است».
با ملاحظه اين روايات كه منحصر در اين‏ها هم نيستبراى آگاهى بيشتر ر.ك: همان، باب ۵. ، دانسته مى‏شود كه تشريع متعه براى  مواقع ضرورى و براى كسانى است كه عوامل گوناگون آنها را از دسترسى و امكان به ازدواج دايم باز مى‏دارند و يا اينكه با ازدواج دايم نيز غريزه آنها مهار و اشباع نمى‏شود. بنابراين تشريع اوليه متعه براى اين نبوده است كه هوسبازان به صورت گسترده در شهوات و هوى و هوس‏ها غرق شوند، و چنان با اين حكم الهى بازى نمايند كه دوست و دشمن از آن تنفر پيدا كنند و آن را مساوى با زنا و فحشا بدانند. بلكه هدف از جعل و تشريع ازدواج موقت، حفظ كردن افراد نيازمند از آلودگى به گناه و فحشا است.ر.ك: جزوه درس خارج فقه، ناصر مكارم شيرازى، ۱۴/۷/۱۳۸۲.
اينك به برخى از آثار و فوايد ازدواج موقت كه فلسفه تشريع آن را روشن مى‏كند اشاره مى‏نماييم:
۱. پيشگيرى از زنا
وجود و گسترش زمينه‏هاى تحريك جنسى در شرايط امروز از يك سو و موانع موجود در راه ازدواج دايم از سوى ديگر مشكل حاد جنسى را براى
جوانان به وجود آورده است، به گونه‏اى كه اگر راهكار منطقى همانند ازدواج موقت نهادينه و فرهنگ‏سازى نشود، ممكن است جوانان به روابط نامشروع زنا و انحرافات جنسى رو آورند كه عواقب ناگوارى براى خانواده‏ها و جامعه انسانى پديد خواهد آورد. از اين رو، در حديثى معروف از امام على عليه‏السلام و امام صادق عليه‏السلام آمده است: «اگر خليفه دوم از ازدواج موقت نهى نكرده بود، هيچكس زنا نمى‏كرد؛ مگر شقى و بدبخت».وسايل الشيعه، ج ۲۱، باب ۱، ص ۱۱.
۲. حفظ ايمان و بندگى
«گناه» اصلى‏ترين مانع بندگى خداوند متعال و يكى از عوامل بازدارنده، از حق و اخلاق نيك است. از رايج‏ترين گناهان در ميان قشر جوان، مفاسد ناشى از غريزه جنسى است. هيجانات جنسى دوران تجرد، او را از ياد خدا بازداشته، از پذيرش نصايح و موعظه‏هاى اخلاقى و بروز آن، در اعمال و رفتارش منع مى‏كند. ازدواج موقت اين هيجانات را از بين برده يا لااقل از شدّت آن مى‏كاهد. اين‏جاست كه زمان بازگشت به فطرت خداجويى فرا مى‏رسد و زمينه پذيرش اخلاق حسنه مهيّا مى‏گردد و لذا ازدواج موقت به عنوان يكى از سنت‏هاى الهى همواره مورد تأكيد بوده است.همان، كتاب النكاح، باب ۱۲، از ابواب المتعه.

پيشگيرى از سوء استفاده جنسى
يكى از مهم‏ترين غرايز انسانى كه در تمامى نوع بشر وجود دارد غريزه جنسى است. استعمارگران و سودجويان، پيوسته به فكر سوء استفاده از اين نعمت خدادادى بوده و هستند. كشور اسلامى «اندلس» با همين شيوه سرنگون شد و به كشور مسيحى‏نشين «اسپانيا» تبديل گشت! امروز نيز دولت‏هاى استعمارى، مردم كشورهاى جهان سوم و حتى مردم خود را در فساد غرق نموده و از غفلت به وجود آمده، حداكثر استفاده را مى‏برند! دشمنان كشور ما نيز سال‏ها است از اين حربه براى ضربه زدن به مردم ما سود مى‏جويند كه از آن تحت عنوان «تهاجم فرهنگى» ياد مى‏كنيم. در اين ميان افراد سودجوى فراوانى با راه‏اندازى شركت‏هاى بزرگ فيلم، عكس و… به شرافت و عفت انسان‏ها هجوم آورده و كانون خانواده‏ها را به اضمحلال سوق مى‏دهند.
بدون ترديد در جامعه كه مردم به عفت، فضيلت و تقوا ايمان دارند، اگر ازدواج موقت رواج داشته باشد، هرگز جاى پايى براى مهاجمان فرهنگى و سوداگران عفت و پاكدامنى باقى نمى‏ماند. در واقع مؤثرترين راه مقابله با «تهاجم فرهنگى» احياى فرهنگ ازدواج موقت است و بدون اين سنت، ساير كارها، آب در هاون كوبيدن است. براى آگاهى بيشتر ر.ك: روابط پسر و دختر، محمدرضا احمدى و همكاران، قم: نشر معارف، ۱۳۸۶، ص ۱۰۷ به بعد.
نتيجه اينكه ازدواج موقت براى جلوگيرى از انحرافات و روابط نامشروع تشريع شده است، تا بدين‏وسيله عفاف و پاكدامنى حفظ شود.

 

۱۵۶۸-هجمه شدید شیخ الازهر به «ازدواج موقّت»+ محبت حقیقی و ازدواج موقت

۲۷ خرداد

 

هجمه شدید شیخ الازهر به «ازدواج موقّت»

شیخ الازهر با انتقاد از صدور فتواهای جواز ازدواج موقت تاکید کرد که به اجماع فقهای اهل سنت این عمل حرام است.

به گزارش خبرگزاری رسا، احمد طیب شیخ الازهر مصر تاکید کرد که به اجماع فقها اگر تمام ارکان ازدواج موجود باشد عقد نکاح صحیح است و اگر یکی از شروط عقد نکاح فراهم نباشد، آن ازدواج صحیح نیست.

 الطیب با اشاره به برخی شرایط ازدواج افزود: به اجماع فقهای مسلمان، باید ولی دختر اذن در ازدواج دهد. حضور دو شاهد عادل و خواندن صیغه عقد نکاح که نشان از تراضی طرفین است از دیگر شرایط عقد نکاح است.

عالم اهل سنت مصر با محکوم کردن تمامی فتواهایی که پیرامون اباحه ازدواج موقّت صادر شده، اظهار داشت: مطابق نظر علمای اهل سنت شرط در صیغه عقد آن است که دائمی باشد پس اگر شرط مدت معیّنی برای ازدواج شود از اساس این عقد باطل است.

شیخ الازهر با اشاره به فتوای شیعیان در جواز عقد موقّت و استناد آنها به روایات و نصوص قرآنی تصریح کرد: شیخ علی حسب‌الله بهترین پاسخ را به شیعیان داده است که گفت «اگر می‌خواهید مذهب خود را توجیه کنید از قرآن هزینه نکنید زیرا در قرآن یک کلمه مبنی بر حلیّت عقد موقت وجود ندارد بنابر این عقد موقت در نزد اهل سنت باطل است.»

احمد طیب با استناد به سخن شیخ شلتوت تاکید کرد: فلسفه ازدواج رحمت، مودت و ارامش است اما در عقد موقت هیچ یک از این سه مورد وجود ندارد و به همین خاطر است که شیخ شلتوت پیرامون عقد موقت گفته است «شریعتی که به زن اجازه می‌دهد در سال با یازده مرد همبستر شود و به مرد اجازه می‌دهد که هر روز از یک زن کام بگیرد قطعا شریعت اسلام و شریعت عفاف و حیا نیست.»

وی با بیان آنکه در عقد موقّت ارث و طلاق معنا ندارد این عمل را تنها یک دیدار برای تامین شهوت دانست و تصریح کرد: کدام زن آزادی این خفت را تحمل می‌پذیرد؟ آیا این عمل به معنای تن فروشی برای به دست آوردن مال نیست؟ چه فرقی میان ازدواج موقّت و تن فروشی است؟

شیخ الازهر در پایان با بیان آنکه هرکس از اهل سنت چنین فتوایی را صادر کند به اهل سنت خیانت کرده است، گفت: مشکل ازدواج جوانان و افزایش سن ازدواج را نباید با صدور فتواهایی مانند جواز ازدواج موقّت حل کرد زیرا این فتواها خیانت به اسلام و فقه است./۹۸۱/ب۹۰۱/د

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۱۵۶۷-چه شاعرانی در طول تاریخ در مدح امام علی ع شعر سروده اند.+ محبت حقیقی در نظم شاعران

۲۷ خرداد

چه شاعرانی در طول تاریخ در مدح امام علی ع شعر سروده اند

چه شاعرانی در طول تاریخ در مدح امام علی ع شعر سروده اند

علی بن ابی طالب ع از طلوع بامداد اسلام تاکنون, همیشه شخصیتی ستودنی بوده است حتی توسط دشمنانی که با وی جنگیدند او امام اول شیعیان و خلیفه چهارم پس از پیامبر ص است بنابراین حتی در زمانی که جهان شرق تحت تسلط خلفای اُموی و عباسی, با شیعیان به عنوان قَدَرترین اپوزیسیون فکری مذهبی در نبردی دائمی بود باز شاعران غیر شیعی, علی ع را می ستودند و پرده خوانی جنگ های صدر اسلام وی و ستایش پهلوانی های وی رواج فراوان داشت در کوچه و بازار همچنین وی, به دلیل بدل شدن به مظهر عدالت در بخش اعظم تاریخ تمدن انسانی نه تنها توسط شاعران شیعی یا اهل تسنن که توسط اهل کتاب نیز مخصوصاً پیروان مسیح ع پی در پی ستوده شده است وی از معدود شخصیت های تاریخی است که زندگی واقعی اش چنان برخوردار از حوادث دراماتیک است که حتی از تخیل خلاقان ادبی هم فراتر می رود بنابراین می توان درک کرد که اگر بسیاری وی را معجزه آفرینش می خوانند معنای دومی نیز در این معجزه آفرینش نهفته است

کسایی مروزی

[شاعر ایرانی در نیمه دوم سده چهارم هجری؛چنان که از نامش برمی آید و خود وی نیز به این امر اشاره دارد اهل مرو بود. کسایی در اواخر دوره سامانیان و اوایل دوره غزنویان می زیسته است و تغییرمسیری را که شعر پارسی با آثار ناصر خسرو آزمود -و شعر آیینی را با نمودی مشهود رقم زد- مدیون افق دید او در آثار پایان عمرش می دانند.]

مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر

بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار

آن کیست بدین حال و که بوده است و که باشد؟

جز شیر خداوند جهان، حیدر کرار

این دین هدی را به مثل دایره ای دان

پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار

علم همه عالم به علی داد پیمبر

چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار

 

ابوالقاسم فردوسی

[شاعر شیعی دوران غزنوی که پایندگی زبان و ادب پارسی را مدیون شاهنامه او می دانند و شاهنامه، همتراز آثار هومر، از آثار بنیادین فرهنگ و تمدن انسانی است.]

که من شهر علمم علی ام در است

درست این سخن قول پیغمبر است

گواهی دهم کاین سخن ها ز اوست

تو گویی دو گوشم پرآواز اوست

علی را چنین گفت و دیگر همین

کزیشان قوی شد به هر گونه دین

نبی آفتاب و صحابان چو ماه

به هم بسته یکدگر راست راه

منم بنده اهل بیت نبی

ستاینده خاک و پای وصی

حکیم این جهان را چو دریا نهاد

برانگیخته موج ازو تندباد

چو هفتاد کشتی برو ساخته

همه بادبان ها برافراخته

یکی پهن کشتی بسان عروس

بیاراسته همچو چشم خروس

محمد بدو اندرون با علی

همان اهل بیت نبی و ولی

خردمند کز دور دریا بدید

کرانه نه پیدا و بن ناپدید

بدانست کو موج خواهد زدن

کس از غرق بیرون نخواهد شدن

به دل گفت اگر با نبی و وصی

شوم غرقه دارم دو یار وفی

همانا که باشد مرا دستگیر

خداوند تاج و لوا و سریر

خداوند جوی می و انگبین

همان چشمه شیر و ماء معین

اگر چشم داری به دیگر سرای

به نزد نبی و علی گیر جای

گرت زین بد آید گناه منست

چنین است و این دین و راه من است

برین زادم و هم برین بگذرم

چنان دان که خاک پی حیدرم

 

ابوسعید ابوالخیر

[عارف و شاعر نامدار ایرانی تبار قرن چهارم و پنجم است. ابوسعید ابوالخیر در میان عارفان مقامی ویژه دارد و نام او با عرفان و شعر آمیختگی عمیقی یافته است؛ چندان که در شعر هزارساله، نام او اغلب در کنار مولوی و خیام قرار می گیرد. در تاریخ اندیشه های عرفانی اش در بالاترین سطح اندیشمندان این گُستره پهناور در کنار حلاج، بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی به شمار می رود؛ همان کسانی که سهروردی آنها را ادامه دهندگان فلسفه باستان و ادامه حکمت خسروانی می خواند.]

ای حیدر شهسوار، وقت مدد است

ای زبده هشت و چار، وقت مدد است

من عاجزم از جهان و دشمن بسیار

ای صاحب ذوالفقار، وقت مدد است

 

مولانا جلال الدین محمد بلخی

[چهره طالع شعر و اندیشه ایرانی در قرون متمادی. مثنوی معنوی وی، هنوز هم از آثار برجسته، در روند تولید اندیشه جهان مدرن است.]

تا صورت پیوند جهـــــــــــــــان بود علی بود

تا نقش زمین بود و زمــــــــان بود علی بود

آن قلعه گشایی که در قلعـــــــــه خیبر

برکند به یک حملــــــــه و بگشود علی بود

آن گُرد سرافراز که انـــــــــــــــدر ره اسلام

تا کـــــــــار نشد راست نیاسود، علی بود

آن شیــــر دلاور که برای طمـــــــــــع نفس

بر خوان جهـــــــــــــان پنجه نیالود علی بود

شاهی که ولی بود و وصــــی بود علی بود

سلطان سخــــــــــــــا و کرم و «جود» علی بود

هم آدم وهم شیث و هم ادریس و هم الیاس

هم صالــــــــــح پیغمبــــــــر و داوود علی بود

هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم ایوب

هم یوسف و هم یونس و هم هــود علی بود

مسجـــــود ملایک که شد آدم، ز علی شد

آدم چو یکی قبلـــــــــــه و مسجود علی بود

آن عارف سجّاد، که خاک درش از قــــــــدر

بر کنگــــــره عرش بیفـــــــــــــــزود علی بود

هم اول و هم آخـــــر و هم ظاهـــــر و باطن

هم عابـــــــد و هم معبد و معبود، علی بود

آن لحمک لحمـــــی، بشنو تــــــا که بدانی

آن یـــــــــــــار که او نفس نبی بود علی بود

موسی و عصــــا و یــــــــد بیضــــــــا و نبوت

در مصــــــــــر به فرعون که بنمود، علی بود

عیسی به وجود آمدو فی الحال سخن گفت

آن نطق و فصـــــــاحت که در او بود علی بود

خاتم که در انگشت سلیمان نبی بود علی بود

آن نور خدایــــی که بر او بــــــــــــود علی بود

آن شاه سرافـــــــراز که اندر شب معــــــراج

با احمــــــــــد مختــــــــــار یکی بود علی بود

آن کاشف قرآن که خــــــــــــدا در همه قرآن

کردش صفت عصمت و بستــــــــود علی بود

آن شیـــــــــر دلاور که ز بهر طمــــــــع نفس

بر خوان جهـــان پنجه نیالـــــــــــود علی بود

چندان که در آفـــــــــــــاق نظر کردم و دیدم

از روی یقین در همه موجــــــــــود، علی بود

این کفر نباشد، سخـــــــن کفر نه این است

تا هست علی باشد و تا بــــــــــود علی بود

سرّ دو جهــــــــــــــان جمله ز پیدا و ز پنهان

شمس الحق تبریز که بنمـــــــود، علی بود

 

محمدحسین شهریار

[شاعر مشهور اهل آذربایجان در دوران مدرن، که به زبان های ترکی آذربایجانی و پارسی شعر سروده است. وی در تبریز به دنیا آمد و بنا به وصیتش در همین شهر به خاک سپرده شد. ۲۷ شهریور را «روز شعر و ادب فارسی» نامگذاری کرده اند. وجه تسمیه این نامگذاری سالروز درگذشت شهریار است.مهم ترین اثر شهریار منظومه حیدربابایه سلام(سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به شمار می رود و به بیش از ۸۰ زبان زنده دنیا ترجمه شده است. شهریار به دلیل نوآوری هایش در حوزه شعر کلاسیک پارسی و همچنین آثاری که در زمینه شعر آیینی سروده، از محبوب ترین شاعران عصر مدرن ایران است.]

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابولعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد زمیان پاکبازان

چو علی که می تواند که به سر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را

به دوچشم خونفشانم هله ای نسیم رحمت

که زکوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آنکه شاید برسد به خاک پایت

چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی فضای گردان به دعای مستمندان

که زجان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چو نای هر دم زنوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را:

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنایی بنوازد آشنا را»

ز نوای مرغ یاحق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

 

سیدعلی موسوی گرمارودی

[از مشهورترین شاعران سیاسی-اجتماعی دهه ۱۳۵۰ که از آغازگران شعر آیینی در دل شعر مدرن نیز هست. وی را تنها شاعر معاصر می توان نامید که توانست به مدد سرایش آثار مدرن شیعی، شعر سپید را به قالبی مورد پذیرش مخاطبان عام، در فاصله سال های ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵ بدل کند.]

خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران

که تو را آفرید.

از تو در شگفت هم نمی توانم بود

که دیدن بزرگیت را، چشم کوچک من بسنده نیست:

مور، چه می داند که بر دیواره اهرام می گذرد

یا بر خشتی خام.

تو، آن بلندترین هرمی که فرعون تخیل می تواند ساخت

و من، آن کوچکترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت

پایی را به فراغت بر مریخ، هشته ای

و زلال چشمان را با خون آفتاب، آغشته

ستارگان را با سرانگشتان، از سر طیبَت، می شکنی

و در جیب جبریل می نهی

و یا به فرشتگان دیگر می دهی

به همان آسودگی که نان توشه جوین افطار را به سحر می شکستی

یا، در آوردگاه،

به شکستن بندگان بت، کمر می بستی

چگونه این چنین که بلند بر زَبَر ما سوا ایستاده ای

در کنار تنور پیرزنی جای می گیری،

و زیر مهمیز کودکانه بچّگکان یتیم،

و در بازار تنگ کوفه…؟

پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی شناختم

که عمود بر زمین بایستد…

پیش از تو، هیچ خدایی را ندیده بودم

که پای افزاری وصله دار به پا کند،

و مَشکی کهنه بر دوش کشد

و بردگان را برادر باشد.

آه ای خدای نیمه شبهای کوفه تنگ.

ای روشن خدا

در شبهای پیوسته تاریخ

ای روح لیلهٔ القدر

حتّی اذا مَطلع الفجر

اگر تو نه از خدایی

چرا نسل خدایی حجاز «فیصله» یافته است…؟

نه، بذر تو، از تبار مغیلان نیست…

خدا را، اگر از شمشیرت هنوز خون منافق می چکد،

با گریه یتیمکان کوفه، همنوا مباش!

شگرفی تو، عقل را دیوانه می کند

و منطق را به خود سوزی وا می دارد

خرَد به قبضه شمشیرت بوسه می زند

و دل در سرشک تو، زنگار خویش، می شوید

اما:

چون از این آمیزه خون و اشک

جامی به هر سیاه مست دهند،

قالب تهی خواهد کرد.

شب از چشم تو، آرامش را به وام دارد

و طوفان، از خشم تو، خروش را.

کلام تو، گیاه را بارور می کند

و از نـَفـَست گل می روید

چاه، از آن زمان که تو در آن گریستی، جوشان است.

سحر از سپیده چشمان تو، می شکوفد

و شب در سیاهی آن، به نماز می ایستد.

هیچ ستاره نیست که وامدار نگاه تو نیست

لبخند تو، اجازه زندگی است

هیچ شکوفه نیست کز تبار گلخند تو نیست

زمان، در خشم تو، از بیم سترون می شود

شمشیرت به قاطعیت «سجیل» می شکافد

و به روانی خون، از رگها می گذرد

و به رسایی شعر، در مغز می نشیند

و چون فرود آید، جز با جان بر نخواهد خاست

چشمی که تو را دیده است، چشم خداست.

ای دیدنی تر

گیرم به چشمخانه عَمّار

یا در کاسه سر بوذر

هلا، ای رهگذاران دارالخلافه!

ای خرما فروشان کوفه!

ای ساربانان ساده روستا!

تمام بصیرتم برخی چشم شمایان باد

اگر به نیمروز، چون از کوچه های کوفه می گذشته اید:

از دیدگان، معبری برای علی ساخته باشید

گیرم، که هیچ او را نشناخته باشید.

چگونه شمشیری زهراگین

پیشانی بلند تو، این کتاب خداوند را، از هم می گشاید

چگونه می توان به شمشیری، دریایی را شکافت!

به پای تو می گریم

با اندوهی، والاتر از غمگزایی عشق

و دیرینگی غم

برای تو با چشم همه محرومان می گریم

با چشمانی: یتیم ندیدنت

گریه ام، شعر شبانه غم توست…

هنگام که به همراه آفتاب

به خانه یتیمکان بیوه زنی تابیدی

وصَولت حیدری را

دستمایه شادی کودکانه شان کردی

و بر آن شانه، که پیامبر پای ننهاد

کودکان را نشاندی

و از آن دهان که هَرّای شیر می خروشید

کلمات کودکانه تراوید،

آیا تاریخ، به تحیر، بر دَر سرای، خشک و لرزان نمانده بود؟

در اُحُد

که گلبوسه زخم ها، تنت را دشت شقایق کرده بود،

مگر از کدام باده مهر، مست بودی

که با تازیانه هشتاد زخم، برخود حدّ زدی؟

کدام وامدار ترید؟

دین به تو، یا تو بدان؟

هیچ دینی نیست که وامدار تو نیست

دری که به باغ بینش ما گشوده ای

هزار بار خیبری تر است

مرحبا به بازوان اندیشه و کردار تو

شعر سپید من، رو سیاه ماند

که در فضای تو، به بی وزنی افتاد

هر چند، کلام از تو وزن می گیرد

وسعت تو را، چگونه در سخن تنگمایه، گنجانم؟

تو را در کدام نقطه باید بپایان برد؟

تو را که چون معنی نقطه مطلقی.

الله اکبر

آیا خدا نیز در تو به شگفتی در نمی نگرد؟

فتبارک الله، تبارک الله

تبارک الله احسن الخالقین

خجسته باد نام خداوند

که نیکوترین آفریدگاران است

و نام تو

که نیکوترین آفریدگانی.

 

سیدحسن حسینی

[او را می توان براحتی پدر شعر جوان انقلاب اسلامی نامید با آثاری درخشان در حوزه شعر آیینی.شاعری که چه در غزل، چه در رباعی، چه در حوزه شعر سپید، تا واپسین لحظات عمرش، چراغ راه شاعران پس از خود بود.]

نسل گل این بار هم از خار ضربت می خورد

صبح ایمان از شب کفار ضربت می خورد

بعد از این معیار عشق و نفرتی در کار نیست

از کف اغیار، فرق یار ضربت می خورد

خاک را در می نوردد لشکر کابوس و جهل

تا قیامت دیده بیدار ضربت می خورد

طبق معمولی که در تاریخ نا معمول نیست

نص حق از ظن و از پندار ضربت می خورد!

روشنایی بخش هستی آبروی آفتاب

با شبیخونی سیه رفتار ضربت می خورد

قلب نیشابور امکان غرق آتش می شود

عالمی عطار از تاتار ضربت می خورد

سرخ افشا می شود راز دو عالم دین و داد

گنج دانش، مخزن الاسرار ضربت می خورد

راز این وارونگی شد مایه بُهتی ستُرگ

آسمان از خاک بی مقدار ضربت می خورد؟!

باغ ما کم خونی گل دارد و فقر نگاه

نرگس بیمار چون بسیار ضربت می خورد

بی جهت عالم به سمت و سوی ویرانی نرفت

خانه ویران است چون معمار ضربت می خورد

 

قیصر امین پور

[محبوب ترین چهره شعر پس از انقلاب ۵۷ که به چهره ملی شعرآیینی مدرن بدل شد.او از نام آورترین پیشنهاددهندگان تکنیکی و شکل های روایی غزل، رباعی و شعر آزاد در دوران مدرن است.]

این جزر و مد چیست که تا ماه می رود؟

دریای درد کیست که در چاه می رود؟

این سان که چرخ می گذرد بر مدار شوم

بیم خسوف و تیرگی ماه می رود

گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است

یک لحظه مکث کرده، به اکراه می رود

آبستن عزای عظیمی است، کاین چنین

آسیمه سر نسیم سحرگاه می رود

امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان

یا آفتاب روی زمین راه می رود؟

در کوچه های کوفه صدای عبور کیست؟

گویا دلی به مقصد دلخواه می رود

دارد سر شکافتن فرق آفتاب

آن سایه ای که در دل شب راه می رود

 

یزدان سلحشور

بر زمین خورد و از زمین بَر شد

سَر نهاد و ز سروران سَر شد

او نمی مُرد…قاتل اش دانست

«یا علی» گفت و کار…آخَر شد

هر که «بی نام» دامن اش بگرفت

حیلتی کرد و نام آور شد

آن «مُرادی» غریق عشق اش بود

خیر این عشق آخرش شر شد

دل به او داد تا پیاله به دست

پیش دلبر دمی دلاور شد

به خدا از علی تمنا داشت

پس به خون دل اش شناور شد

 

عدل گاهی شهید می خواهد

تیغ بُرّان…حدید می خواهد

 

گر چه اندوه عرش بیش از حَد

رستگاری به پیشواز آمد

باد سردی وزید، طوفان شد

رعد…از درد، صیحه زد ممتد

کوه در خود شکست؛می گویند

چشم زمزم به اشک شد در مَد

کوبش شوق قلب، در کوفه،

تا ابد زد به سینه دست رد

لب فرو بست و چشم، هم آورد

گفته اند آسمان به سرخی زد

ذکر بر لب حسین بر بالین

دجله بشکست در عزای اش سد

تاس تقدیر تا به چرخ افتاد

چرخ آورد داو خود را بد

 

اَلّه اَلَّه از این بلیه سخت

کو سپیدی در این سیاهی بخت

 

مُردن اش هم چو زادن اش یکتا

قو به زیبایی اش چه بی همتا

آه دریا چو کف به لب آمد!

ماه، با مَد درد خود تنها

ابر در گریه، شاخه…گیسو کن

برگ در مویه، باد در غوغا

بید، مجنون و شمع، در آتش

رقص پروانه سوز، بی پروا

درد، در می همیشه جوشیده است

می، خروشان درد در مینا

یوسفی گم شده است؛ گرگی نیست

چشم نرگس به راه، نابینا

 

کی؟کجا؟ کو کسی هماوردش؟

یک نفر؟ یک جواب؟ کو مَردش؟

 

مرد، این گونه زاده خواهد شد

عشق، این گونه داده خواهد شد

سعی بی مروه در صفای جهان

سخت، این گونه ساده خواهد شد

خانه زاد خُم است می؛ یعنی

شهد…در کعبه باده خواهد شد

پیش آهن رُباش، دل…آهن؟

کوه آهن، بُراده خواهد شد

نرسیده به در، لب کوثر

هر سواری پیاده خواهد شد!

مست وصف اش شدم؛توانی نیست!

جام دیگر زیاده خواهد شد؟

 

نوش بادم که خرقه رهن می است

من کجایم؟ کجای قصه؟ کی است؟

 

ذوالفقارش فرود آمد و…بس!

فتح شد خندق هر آن چه نفس

مرد افتاد و سایه اش افتاد

لن ترانی کشید پا را پس

خلق در «هو»ی خویش پیچیدند

باد در «ها»ی خود دمید جرس

خاک شد آنچه آتش جان بود

جان ندانست قصه آن کس

فصل، دیگر شد و به زیر افتاد

میوه تلخ مردی نارس

کفر پیچید گرد اسلام اش

تیغ، نازک دلانه کرد هَرَس

تا علی باغبان اسلام است

تیغ دارد! ز هرز شاخه مترس

 

مردی مردمان، دو ساعت و….هیچ!

بیهده بر شعور خفته مپیچ!

 

«خویش» او مُرد و زخم در دل داشت

خون دل در سکوت منزل داشت

بی محمد به باغبان چه گذشت؟

عطر گُل، حیف! پای در گل داشت

فاطمه تا به آسمان پَر زد

از ملائک هزار محمل داشت

واعظ شهر، شرع خود خون کرد

شرحه شرحه مگر مسائل داشت

محتسب غرق تازیانه خود!

چشم…کو؟ بحر زخم ساحل داشت!

 

چشم بر هم زد و زمان بُگذشت

غم او بی غم جهان بُگذشت

 

آب از آسیاب خون آورد

فاطمه کشت و غم، برون آورد

صاحبان درم، کرم کردند!

خلق، تقدیر خود نگون آورد

شور کردند و تاج بخشیدند

تاج بر سر ببین که چون آورد!

کس مقصر نبود[پیدا بود!]

تخت اش ار بخت، باژگون آورد

پیرهن بر سر عَلَم بردند

سامری، گاو، گونه گون آورد

قبله را رو به مکر چرخاندند

عقل هم سجده جنون آورد

ساکنان سکوت رقصیدند

کفر از خانه ارغنون آورد

 

با خدا، جنگ! رمز: بسم الله!

با که گوید غم اش، مگر با چاه…!

 

مست خواهم چنین به هشیاری

شب به صبح آورد به بیداری

محتسب، وقت باده پیمایی

زخم بر فَرق او زند کاری

یار، ساقی و جام، جام الست

در حسد… شاهدان بازاری

یار، جان خواهدش نه یک باره!

-«بار دیگر؟» زبان و تن:«آری»

یار گوید:«شهید زلف منی

از گناه نخست هم عاری»

فَر نشان، مست سحر سفره می

جوید از تخت و تاج، بیزاری

با یتیمان، پدر؛ پدر حتی

با اسیران به وقت تبداری

قلب، چون شیر و شهد؛[شَرمَ ات باد!

شیر حق را جز این چه پنداری؟!]

 

گَرد بنشست و ماند…بر جا گُرد

عدل با خود، شهید خود را بُرد

 

مانی مهر

 

شاعر، منتقد

 

۱۵۶۶-امام علی علیه السلام برتر از مذاهب و ادیان است.+ مصداق محبت حقیقی برتر از ادیان و مذاهب

۲۷ خرداد
سید مرتضی کشمیری

کد خبر: 418248 | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۳/۲۵ – ۱۴:۱۸ | سرویس: بین الملل 130

نماینده آیت الله العظمی سیستانی: 
امام علی علیه السلام برتر از مذاهب و ادیان است 
حوزه/ حجت الاسلام و المسلمین کشمیری گفت: یکی از حقوق امام علی(ع) بر گردن ما این است که زندگی ایشان را مطالعه کنیم و او را بشناسیم و از او پیروی کنیم و او را به تعصبات بیجای خود وارد نسازیم، زیرا امام علی علیه السلام برتر از مذاهب و ادیان است.

 

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، حجت الاسلام و المسلمین سید مرتضی کشمیری نماینده حضرت آیت الله سیستانی در مراسم احیاء شب قدر در مرکز اسلامی امام علی(ع) در لندن به بیان بخش هایی از فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام پرداخت و گفت: جهان اسلام این روزها به خاطر شهادت امیرالمؤمنین در محراب مسجد کوفه داغدار است.

وی افزود: درباره این امام بزرگوار و نقش ایشان پس از رسول خدا(ص) چه می توان گفت جز اینکه امام علی(ع) خود را فدای اسلام و مسلمانان کرد و اینکه امام علی بزرگ ترین مدال خود را در زمان زندگی رسول خدا(ص) از ایشان گرفت هنگامی که در جنگ خیبر پیامبر فرمود: «فردا پرچم جنگ را به دست کسی می دهم که خدا و پیامبرش را دوست دارد و خداو پیامبرش نیز او را دوست دارند. او کسی است که حمله می کند و اهل فرار نیست» و در جنگ خندق نیز پیامبر درباره ایشان فرمود: «ضربه شمشیر علی در روز خندق برابر عبادت انس و جن است».

نماینده حضرت آیت الله سیستانی ادامه داد: علی علیه السلام انسانی بود که جهان او را نشناخت و از این رو ما نمی توانیم میان امام علی(ع) و هیچ شخص دیگری مقایسه کنیم، زیرا عظمت امام علی(ع) در شناخت و محبتی بود که او نسبت به خداوند و پیامبر(ص) داشت.

وی افزود: یکی از حقوق امام علی(ع) بر گردن ما این است که زندگی ایشان را مطالعه کنیم و او را بشناسیم و از او پیروی کنیم و او را به تعصبات بیجای خود وارد نسازیم، زیرا امام علی علیه السلام برتر از مذاهب و ادیان است.

رئیس مرکز اسلامی امام علی(ع) در لندن افزود: یکی از ویژگی های امام علی این بود که همواره مردم را نصیحت می کرد و ایشان حتی در بستر شهادت نیز موعظه را ترک نکرد.

 

۱۵۶۵-محرومیت زدایی و اشتغال زایی در سایه تبلیغ جهادی+ محبت حقیقی و اقتصاد مقاومتی

۲۴ خرداد

حجت الاسلام غیاثی

کد خبر: ۴۱۷۸۹۷ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۳/۲۴ – ۱۱:۱۴ | سرویس: استان‌ها ۴۰
یک روز با روحانی جهادگر در روستاهای مرزی خراسان جنوبی:
محرومیت زدایی و اشتغال زایی در سایه تبلیغ جهادی
حوزه/ حجت الاسلام غلامحسین غیاثی تنها یک روحانی نیست، بلکه یک انسان بزرگ و شریف است که در همه امور روستا مانند درست کردن منزل، گچ کاری، هرس کردن درختان و انجام کارهای کشاورزی و دامداری نیز به روستائیان کمک می کند.

به گزارش خبرنگار «حوزه» در بیرجند، روستای لانو با مرز فاصله چندانی ندارد. روستایی محروم و دارای مردمانی مهربان ولی دستانی خالی، بدون شک خدمت در این روستای محروم کاری بس دشوار است.

امروز را به همراه مردی از جنس معرفت و فداکاری همراه شدیم، تا خدمت ۱۳ ساله اش را در این روستاهای مرزی دنبال کنیم.

مسیر طولانی و زیادی را از مرکز استان طی می کنیم، ۱۶۰ کیلومتر تا آوازه روحانی فداکاری را از نزدیک لمس کرده و تا با چشم دل و سر ببینیم.

سراغش را از هر کدام از اهالی روستاهای بخش درح از توابع شهرستان سربیشه اعم از لانو، مشکوتی و گلوگاه بپرسی، می شناسند. چرا که نامش برای همه آشنا و مهربانی و عطوفتش به همگان رسیده است.

همه اهالی از لبخندهای همیشه سبزش سخن می گویند، از اینکه خودش را با مردمان یکی ساخته و همانند آن ها بیل به دست می گیرد و آبیاری می کند.

از اینکه با نادیده گرفتن جایگاه و شخصیتش، همانند مردان روستایی برای مرغ و خروس ها دانه می ریزد و یا علف را به دهان گوسفندان می رساند.

 

محبوبیت به تسخیر قلب هاست

حجت الاسلام غلامحسین غیاثی از سال ۱۳۸۳ به عنوان روحانی به این روستاها برای امر مهم تبلیغ رسانی آمده است.

برای دیدنش قدم در روستای مرزی مشکوتی می گذاریم. با خنده شیرینی به استقبالمان می آید و با خوش آمد گویی مختصری ما را به ادامه برنامه هایش در روستا دعوت می کند. از نگرانی اش پیداست که برای انجام کارهای روزانه اش برنامه ریزی دقیقی دارد.

از کنار هر کدام از اهالی که می گذریم با شوق منحصر به فردی به او خداقوت و سلام می دهند. هر کس به صورت مجزا سعی دارد بوسه ای بر پیشانی این روحانی فداکار حک کند و این نشان دهنده رضایت مردم از از این انسان بزرگ است.

وارد حسینیه می شویم. جمعی از کودکان  در صفوف منظمی نشسته اند و با ورود حجت الاسلام غیاثی، قیام می کنند. نیم ساعتی را در پای صحبت های وی با کودکان می نشینیم. بیان احکام و مسائل روز به سبک کودکانه از جمله صحبت های محوری این روحانی ایثارگر است.

کلاس آموزشی را با نثار سه صلوات به شهیدان به پایان می رساند. از کوچه های خاکی مشکوتی که هنوز هم با اندکی باران بوی کاهگل می گیرند، یکی یکی می گذریم.

 

برای تبلیغ باید از جنس خود مردم شد

در طول مسیر از سختی، شیرینی و تلخی های ۱۳ سال تبلیغ سخن می گوید. از اینکه چگونه لبخند را بر لبان تک تک روستاییان مهمان کرده و چگونه روزنه های امید را دل های این مردمان باز کرده است. بنا به گفته خودش باید از جنس مردم بود تا بتوان با دردهای آن ها درد کشید و با شادی هایشان نیز شاد شد.

هنوز چند کوچه پیش نرفته ایم . مسیرش را به طرف کوچه باریکی که به بن بست ختم می شود، کج می کند. درب منزل در انتهای کوچه نیمه باز است. با گفتن « یا الله» داخل می شود. پیر زنی که چشمانش در میان چین و چروک صورتش پنهان شده، به استقبالش می آید. گویی فرزند خود را ملاقات کرده و دعاهای خیرش را یکی پس از دیگری نصیبش می کند. هر سه به داخل منزل می رویم. پیرمرد در گوشه ای از اتاق دراز کشیده و این روحانی فداکار به طرفش می رود.  دستگاه فشار خون را از داخل کیفش بیرون می آورد و فشارش را انداگیزه گیری می کند. با اندکی توصیه های طبی و خواندن دعا و آرزوی شفا بالین بیمار را ترک می کند .

 

اقتصاد مقاومتی به سبک زندگی ساده

کوچه های خاکی را به طرف منزل این مبلغ جهادی به جلومی رویم. داخل حیات، باغچه ای سرسبز خودنمایی می کند و انواع سبزیجات اعم از شمبلیله، ریحان، گوجه، هویج و … دیده می شود.

 هنوز کفش هایش را بیرون نیاورده، عبا وعمامه اش را کنار می گذارد. کاسه ای حاوی گندم به دست گرفته و به آن طرف حیات می رود.

گندم ها را با دستان پینه بسته خود برای مرغ و خروس هایش بر زمین  می ریزد. سپس در حالی که ظرف آب را برای آنان پر می کند، می گوید " اگر کسی ۵۰۰ تخم مرغ در ماه تولید کند حدود ۲۵۰ هزار تومان درآمدزایی خواهد کرد و همین خود اقتصاد مقاومتی است."

آب به همراه اندکی علف تازه بر دست گرفته و به سراغ اغل گوسفندانش می رود، و با شوق زیاد می گوید" کار برای انسان یک تفریح است که برکت دستانش روزی سفره هاست."

اینجا است که می فهمیم این روحانی فداکار تنها به کارهای فرهنگی و بیان احکام نمی پردازد، بلکه پای به پای دیگران قدم در راه اقتصاد بر میدارد و این سخن روستائیان را تصدیق می کند که می گویند: « حاج غلامحسین تنها یک روحانی نیست، بلکه یک انسان بزرگ و شریف است که در همه امور روستا مانند درست کردن منزل، گچ کاری، هرس کردس درختان و انجام کارهای کشاورزی و دامداری نیز کمک می کند.»

 

نقش روحانی دمیدن روح به زندگی انسان هاست

وقتی از حجت الاسلام غیاثی در مورد نقش مبلغین در روستا ها می پرسیم، با صدایی مهربانی می گوید: " نقش طلبه و روحانی دمیدن روح زندگی و نشاط در روستا است، چه با کارهای فرهنگی و تعلیم و تربیت، چه با کمک کردن در امور خیریه، چه در ایجاد شغل در جامعه."

وی از راهنمایی و زمینه سازی اشتغال در بین جوانان به ما می گوید:" حدود ۲۵ نفر از جوانان روستای گلوگاه با تشویق و راهنمایی های مختلف، جوجه برای پرورش گرفته اند و بعضی ها نیز به برداشت محصولات کشاورزی و باغی رغبت کرده اند."

این مبلغ سختکوش با تلاش مردم در روستاهای مشروکی، گلوگاه و لانو حسینه، مسجد، خانه عالم و کتابخانه ساخته است.

وقتی در بین مردم حرف از حجت الاسلام غیاثی می آید، می توان از دعاهای خیر مردم این روستا به خوبی فهمید که تلاش های ۱۳ ساله این روحانی برایشان مفید بوده است و از رونق زندگی هایشان می توان پی برد، که این روحانی نیز الگویی موفق در اقتصاد مقاومتی هم در گفتار و هم در عمل بوده و مردم را به کار و تلاش نیز امیدوار کرده است.

گزارش: رقیه رحمتی راد

 

۱۵۶۳-تواضع تحسین برانگیز امام (ره) در مسائل علمی+ محبت حقیقی پوشش علم حقیقی

۲۴ خرداد

چه بسا افرادی که در مسیر ظاهری اسلام قدم بر می‌دارند و سفارشات آن را عمل می‌کنند اما این تعبد در راستای تکبر و شهرت طلبی است که نزد خداوند ارزشی ندارد و حکیم دانا فقط به عبد مخلص و متواضع خود پاداش می‌دهد.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا (فرقان/۶۳)

و بندگان خداى رحمان، كسانى‏اند كه روى زمين با تواضع و فروتنى راه مى‏روند

آینه:http://tik.ir/files/fa/news/1394/2/14/37702_826.jpeg

حکایت؛ یکی از شاگردان امام رحمه‌الله علیه گفته است :امام خمینی رحمه‌الله علیه بر یک دوره کتاب وسیله مرحوم آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی و همچنین بر کتاب عروه‌الوثقی، حاشیه داشتند و با اینکه آن وقت‌ها ما به منزل ایشان زیاد رفت و آمد داشتیم و از شاگردان و دوستان ایشان بودیم نفهمیده بودیم که امام رحمه‌الله علیه بر این دو کتاب حاشیه دارند.

(( محبت حقیقی علم حقیقی را از آسیب و آفت ریا و شهرت، در امان می دارد و علم مجازی یا علم عاریه ای را، با ریا و شهرت زدگی معرفی می نماید.))

این‌ها در خصوصیات یک عالمی که بخواهد مرجع بشود دخیل است . یعنی اگر کسی خواستار مرجعیّت باشد حدّاقل به دوستان نزدیکش می‌فهماند که چنین کتاب‌های فقهی را نوشته است، ولی امام رحمه‌الله علیه حتّی به ما هم ابراز نکرده بود که ما بفهمیم . البته ما گاهی مواقع مسئله ای را از امام می‌پرسیدیم و فتوای خود ایشان را هم می‌خواستیم، امام فتوای خودشان را نقل می‌کردند امّا تواضع داشتند و نمی‌فرمودند که مثلاً در حاشیه بر عروه یا حاشیه بر تحریر الوسیله این‌طور نوشته‌ام .۱http://mobahesat.ir/wp-content/uploads/2014/01/636013404262910309.jpg

تواضع سر رفعت افرازدت                                      تکبر به خاک اندر اندازدت ۲

۱.       با اقتباس و ویراست از کتاب داستان‌هایی از علماء

۲.       سعدی

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۱۵۶۲-تفاوت صحیح بودن و قبولی اعمال+ محبت حقیقی و اعمال

۲۴ خرداد

ماه رمضان

کد خبر: ۴۱۸۱۵۸ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۳/۲۴ – ۱۲:۲۰ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۵
شرح دعای روز نوزدهم ماه مبارک رمضان؛
تفاوت صحیح بودن و قبولی اعمال
حوزه/ صحیح بودن نماز به این معناست که قضا، اعاده و مجازات نداشته و شخص، تکلیف خود را انجام داده است؛ اما قبولی نماز شرایط دیگری دارد که حضور قلب، خوردن مال حلال و نبود لقمه حرام در بدن و … از جمله آن شرایط است.

خبرگزاری «حوزه» ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات مؤمنین، شرح دعای روز هجدهم ماه مبارک رمضان را با شرح حجت الاسلام والمسلمین محمد حسن زمانی، مسئول دفتر سیاسی اجتماعی حوزه علمیه منتشر می کند.

«اللّهمّ وفّرْ فیهِ حَظّی من بَرَکاتِهِ و سَهّلْ سَبیلی الی خَیراتِهِ و لاتَحْرِمْنی قَبولَ حَسَناتِهِ یا هادیاً الی الحَقّ المُبین/ خدایا زیاد بگردان در آن بهره مرا از برکاتش و آسان کن راه مرا به سوی خیرهایش و محروم نکن ما را از پذیرفتن نیکی‌هایش، ای راهنمای به سوی حـق آشکار».

انسان روزه دار در این روز مبارک از خداوند متعال سه درخواست دارد.

در بند اول از این دعا آمده است: «اللّهمّ وفّرْ فیهِ حَظّی من بَرَکاتِهِ/ خدایا زیاد بگردان در آن بهره مرا از برکاتش».

ماه رمضان، ماه ضیافت الهی است و خداوند متعال چون میزبان بندگان خود در این ماه هست، طبعا پذیرایی خاص از بندگان خود بیش از ماه های دیگر خواهد کرد. مانند اینکه اگر کسی یک آیه از قرآن را در این ماه بخواند، ثواب ختم کل قرآن را دارد؛ یا اینکه اگر صدقه در همه ۱۲ ماه ثواب دارد، اما در این ماه ثواب بسیار بالایی برای آن ذکر شده است؛ در روایتی از معصوم(ع) می خوانیم: «من تصدق برمضان ولو بدرهم فکأنما تصدق بجبل أبو قبیس/ کسی که در ماه رمضان صدقه دهد و لو به یک درهم، همانند آن است که به اندازه کوه أبوقبیس صدقه داده است»؛ و یا شب زنده داری در لیالی قدر مساوی با هزار ماه عبادت است که خداوند متعال به ما ارزانی داشته است.

در بند دوم از این دعا آمده است: «و سَهّلْ سَبیلی الی خَیراتِهِ/ و آسان کن راه مرا به سوی خیرهایش».

در این بند از دعا چند نکته قابل توجه است؛ نکته اول، آنکه انسان ها برای انجام کار خیر، دو دسته اند؛ برخی در کار خیر دچار مشکل بوده و برخی دیگر، آن را آسان انجام می دهند.

همچنین دو نوع مشکل برای برخی از انسان ها وجود دارد؛ برخی مشکل روحی داشته و برخی دیگر مشکل امکانات و ابزار دارند.

انسان هایی که مشکل روحی دارند، انجام اعمالی همچون نمازشب، مناجات، کمک به نیازمندان، جهاد، درس خواندن، أمربه معروف و نهی از منکر و … برای آنان سخت است و باید از حضرت حق بخواهیم این مشکل را از سر راه ما بردارد و سختی های روحی را بر ما آسان گرداند.

برخی مشکل امکانات و ابزار کار خیر دارند؛ به عنوان مثال، شخص مشتاق کمک به نیازمند است؛ اما تمکن مالی ندارد؛ یا دوست دارد که علم خود را به دیگران برساند؛ ولی کسی آنان را دعوت به همکاری نمی کند و …؛ باید از خدا خواست که امکانات و ابزار فعالیت های خیر را در اختیار ما قرار دهد.

نکته دیگر در بند دوم از این دعا آن است که خداوند تلاش کرده کارها را برای مؤمنان و بندگان آسان سازد؛ در آیه ۵ و ۶ سوره شرح آمده است: « فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً/ به یقین با (هر) سختی آسانی است! *  (آری) مسلّماً با (هر) سختی آسانی است».

همچنین از طرفی فرموده که از خدا بخواهید که کار را آسان کند: «رَبِّ یَسِرْ و لا تُعَسِّر سَهِّل عَلَینا یا رب العالمین/ خدایا آسان گردان و سخت مگردان ای پروردگار هر دو عالم سهل و آسان گردان».

*آسان گیری خداوند در احکام فقهی

نکته ای که باید به آن اشاره کرد، آن است که اگر برخی از کارها در احکام فقهی و دینی سخت است؛ خداوند بر ما آسان نموده است؛ مثلا کسی که مریض بوده یا در مسافرت است، روزه از او برداشته شده است. خداوند در این رابطه در آیه ۱۸۵ سوره بقره فرموده است: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُديً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدي‏ وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ کانَ مَريضاً أَوْ عَلي‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُريدُ اللَّهُ بِکُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُکْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلي‏ ما هَداکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ/ ماهِ رمضان است ماهی که قرآن، برای راهنمایی مردم، و نشانه های هدایت، و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن کس که بیمار یا در سفر است ، روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد! خداوند، راحتی شما را می خواهد، نه زحمت شما را! هدف این است که این روزها را تکمیل کنید و خدا را بر اینکه شما را هدایت کرده، بزرگ بشمرید باشد که شکرگزاری کنید!».

در بند سوم از این دعا می خوانیم: «و لاتَحْرِمْنی قَبولَ حَسَناتِهِ/ و محروم نکن ما را از پذیرفتن نیکی‌هایش».

*تفاوت صحیح بودن و قبولی اعمال

چند نکته در موضوع قبولی قابل توجه است؛

میان صحیح بودن اعمال و قبول شدن اعمال فرق است؛ آنچه از نظر شرایط نمازگزار مانند لباس پاک، بدن پاک، مکان پاک، قرائت صحیح و … در فقه آمده، سبب صحیح بودن نماز خواهد شد؛ نه قبولی آن؛ چراکه شرط قبولی، مسئله دیگری است.

صحیح بودن نماز به این معناست که قضا، اعاده و مجازات نداشته و شخص، تکلیف خود را انجام داده است؛ اما قبولی نماز شرایط دیگری دارد که حضور قلب، خوردن مال حلال و نبود لقمه حرام در بدن و … از جمله آن شرایط است.

*تقوی شرط قبولی عبادت

بسیاری از عبادات اینگونه است که اگر شرایط فقهی را انجام دهد، عبادت او صحیح است؛ اما قبولی آن مرهون شرایط دیگری است.

نکته دیگر آنکه یکی از شرایط قبولی که خداوند در قرآن بیان می کند، تقواست؛ در آیه ۲۷ سوره مانده آمده است: «وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ/ و داستان دو فرزند آدم را بحقّ بر آنها بخوان: هنگامی که هر کدام ، کاری برای تقرّب (به پروردگار) انجام دادند امّا از یکی پذیرفته شد، و از دیگری پذیرفته نشد (برادری که عملش مردود شده بود ، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت!» (برادر دیگر) گفت: « (من چه گناهی دارم؟ زیرا) خدا ، تنها از پرهیزگاران می پذیرد!».

اما فسق مانع قبولی عبادات است؛ در آیه ۵۳ سوره توبه می خوانیم: «قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْکُمْ إِنَّکُمْ کُنْتُمْ قَوْماً فاسِقينَ/ بگو: (هر گونه که بخواهید) انفاق نمایید به رغبت یا به اکراه، هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد، زیرا شما گروهی نافرمانید».

در پایان این دعا آمده است: «یا هادیاً الی الحَقّ المُبین/ ای راهنمای به سوی حـق آشکار».

حق گاهی مبین است و گاهی غیر مبین؛ گاهی آشکار است و گاهی غیر آشکار.

اگر حق و حقیقت برای انسان، مسلمان، طلبه یا مؤمنی آشکار شد، با تمام قوت راه خدا را طی می کند؛ اما اگر در حالتی از ابهام قرار داشته و حق غیرمبین را ببیند، در آن صورت ممکن است راه خدا را همیشه طی نکند.

قرآن کریم در آیه اول سوره حجر می فرماید: «الر تِلْکَ آياتُ الْکِتابِ وَ قُرْآنٍ مُبينٍ/ الر، این آیات کتاب، و قرآن مبین است».

همچنین در آیه ۱۵ سوره مائده آمده است: «يا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَکُمْ کَثيراً مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتابِ وَ يَعْفُوا عَنْ کَثيرٍ قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبينٌ/ ای اهل کتاب! پیامبر ما ، که بسیاری از حقایق کتاب آسمانی را که شما کتمان می کردید روشن می سازد، به سوی شما آمد و از بسیاری از آن، (که فعلًا افشای آن مصلحت نیست ،) صرف نظر می نماید. (آری ،) از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد».

*تبلیغ پیامبر(ص) مبین بود

سخن دوم آنکه تبلیغ پیامبر اسلام(ص)، تبلیغ مبین بوده و حقائق برای مردم آشکار می شد؛ در آیه ۹۲ سوره مائده می خوانیم: «وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلي‏ رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ/ اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و (از مخالفت فرمان او) بترسید! و اگر روی برگردانید ، (مستحق مجازات خواهید بود و) بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگری نیست (و این وظیفه را در برابر شما ، انجام داده است)».

در آیه ۱۸۴ سوره اعراف آمده است: «أَ وَ لَمْ يَتَفَکَّرُوا ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذيرٌ مُبينٌ/ و آیا فکر نکردند (تا ببینند) که هیچ جنونی در یار و همدیارشان (محمد صلّی اللَّه علیه و آله) نیست؟».

همچنان که تبلیغ رسول گرامی اسلام مبین بود، همه مبلغان نیز باید آنچنان مطالب را آشکار بیان کنند که حقائق مطلب بر همگان مشخص گردد؛ آنقدر ضرورت این مسئله آشکار است که خداوند در آیه ۳۵ سوره نحل می فرماید: « … فَهَلْ عَلَي الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ/ ولی آیا پیامبران وظیفه ای جز ابلاغ آشکار دارند؟!».