RSS
 

بایگانی برای مرداد, ۱۳۹۶

۱۶۰۵-تربیت دختران به روش اسلامی بهترین راه مقابله با توطئه فرهنگی دشمنان است.+محبت حقیقی و سن حجاب

۰۱ مرداد

آل هاشم

کد خبر: ۴۲۰۷۴۸ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۵/۱ – ۱۰:۲۲ | سرویس: استان‌ها ۵۲
امام جمعه تبریز:
تربیت دختران به روش اسلامی بهترین راه مقابله با توطئه فرهنگی دشمنان است
حوزه/ نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی تربیت دختران به روش اسلامی و حفظ عفت و حیا در آنان را مهم ترین راه برای مقابله با توطئه فرهنگی دشمن برشمرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری«حوزه» از تبریز، حجت الاسلام والمسلمین سید محمدعلی آل هاشم، امام جمعه تبریز، شب گذشته در مراسم افتتاحیه طرح یاوران ولایت بسیج دانش آموزی ویژه دانش آموزان دختر استان که در اردوگاه الغدیر برگزار شد، نسبت به توطئه دشمنان علیه جوانان بویژه دختران هشدار داد و اظهار داشت: استفاده ابزاری از دختران برای ایجاد تزلزل در بین خانواده ها از جمله بخش های مهم این توطئه هاست.

وی افزود: دشمنان اسلام و انقلاب امروز با ترفندهای مختلف همچون جنگ نرم، تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی تلاش می کنند جوانان و دختران را تبدیل به ابزار شهوانی کرده و جامعه را به ورطه نابودی بکشانند.

حجت الاسلام والمسلمین آل هاشم، بصیرت و دشمن شناسی را مهم ترین ابزار برای مقابله با ترفند دشمنان دانست و تاکید کرد: اگر دختران خود را به روش اسلامی تربیت کنیم و به حفظ عفت و حیای آنان توجه کنیم، می توانیم مانع رسیدن دشمنان به اهداف شومشان شویم.

نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان شرقی با تاکید بر نقش بانوان در جامعه اسلامی عنوان کرد: زنان این نقش آفرینی را طول تاریخ از خود نشان داده اند که حضرت زهرا(س) و زینب کبری(س) از جمله این زنان الگو هستند.

وی ادامه داد: نقش آفرینی زن به عنوان مادر و همسر در خانه هیچ منافاتی با نقش آفرینی سیاسی و اجتماعی وی در سطح جامعه ندارد، بر این اساس بانوان باید دانش سیاسی و بصیرت خود را ارتقا دهند تا بتوانند با تاثیرگذاری خود در جامعه، نسل جوان را از بسیاری از آسیب ها و معضلات آگاه کنند.

امام جمعه تبریز در ادامه با مهم ارزیابی کردن نقش انس با قرآن در کاهش آسیب های اجتماعی گفت: اگر قرآن در جان و دل انسان نفوذ کند کسی نمی تواند بر انسان حاکم شود.

همچنین جعفر پاشایی مدیرکل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی نیز در ابتدای این مراسم تصریح کرد: طرح یاوران ولایت ویژه فرماندهان واحدهای پیشگام بسیج دانش آموزی ویژه دانش آموزان دختر آذربایجان شرقی در اردوگاه الغدیر به مدت پنج روز برگزار می شود.

وی افزود: در این طرح دانش آموزان در کلاس های مختلف آموزشی پیرامون بصیرت افزایی، معنویت و گفتمان انقلاب اسلامی آشنا می شوند.

 

۱۶۰۴-شادی اهل بیت(ع) نباید فقط به شعار محدود شود.+ رابطه محبت حقیقی با شادی حقیقی

۳۱ تیر

شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۶ \ السبت ٢٧ شوّال ١٤٣٨ \ Saturday, July 22, 2017

کد خبر: ۴۲۰۶۱۹ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۴/۳۰ – ۱۴:۲۷ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
حجت‌الاسلام والمسلمین فرحزاد:
شادی اهل بیت(ع) نباید فقط به شعار محدود شود
حوزه/ محقق و پژوهشگر حوزه با بیان اینکه برنامه‌های شادی اهل بیت(ع) نباید فقط به مداحی و شعاردادن محدود شود، گفت: هزینه‌های مذهبی و فرهنگی برای اهل بیت(ع) دو هزار برابر هزینه برای دیگر کارهای خیر پاداش و اجر دارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجت‌الاسلام والمسلمین حبیب‌الله فرحزاد ظهر امروز در گردهمایی فعالین مردمی دهه کرامت که در شبستان نجمه خاتون حرم مطهر برگزار شد، با بیان اینکه سخنرانی‌ها دینی باید مختصر باشد، اظهار کرد: طولانی شدن سخنرانی‌ها موجب بی‌توجهی و کاهش مخاطبان می‌شود.

محقق و پژوهشگر حوزه رمفید بودن را یکی دیگر از ویژگی‌های سخنرانی مطلوب دانست و اضافه کرد: اگر سخنرانی‌ها کاربردی باشد مخاطبان نیز افزایش می‌یابند؛ خلوص نیت برای خداوند متعال یکی دیگر از ویژگی‌های سخنرانی مطلوب است.

وی خاطرنشان کرد: هر چند با وجود اینکه تا کنون نتوانسته حق مصائب حضرت زهرا سلام‌الله علیها و امام حسین علیه‌السلام را ادا کنیم اما به صورت نسبی برگزاری مراسمات شهادت و عزاداری گسترده‌تر و بیشتر از ولادت و جشن مورد توجه قرار گرفته است در حالی که این دو باید با یکدیگر در موازنه باشد.

حجت‌الاسلام  و المسلمین فرحزاد با بیان اینکه باید کارگروه مشخصی در راستای رفع آسیب مذکور در مجموعه‌های فرهنگی ایجاد شود، تصریح کرد: اینکه در برخی مساجد به ویژه مساجد کلانشهرها جمعیت جوانان و نوجوانان کمتر از پیشکسوتان است به عنوان یک مشکل اساسی مطرح بوده به همین علت باید در این مساجد به دنبال فعالیت‌هایی باشیم که جذب جوانان و نوجوانان را رقم بزنیم.

وی با تاکید بر اینکه باید به دنبال جذب قشر خاکستری و بی‌تفاوت باشیم، عنوان کرد: افرادی که در انتخابات کشور رأی نداده و نسبت به مباحث سیاسی و دینی بی‌تفاوت هستند مورد احترام بوده و عضو جامعه اسلامی محسوب می‌شوند به همین علت باید به آنها توجه ویژه داشته باشیم.

حجت‌الاسلام  والمسلمین فرحزاد بی‌توجهی مسؤولان و فعالان فرهنگی را عامل فرار نخبگان دانست و گفت: دهه کرامت فرصت مطلوبی است تا به شیوه گسترده‌تری به شادی‌ها و جشن‌های اهل بیت(ع) توجه شود، یکی از راهکارهای تحقق این هدف تشکیل کارگروه شادی‌های حلال است.

وی با اشاره به اهمیت ترویج عید غدیر مطرح کرد: در غدیر خم باید به خیابان‌ها آمده و با فریاد روایات و احادیث این واقعه بزرگ را برای همگان یادآوری کنیم چرا که حضور در خیابان‌ها بسیار تاثیرگذارتر خواهد بود.

سخنران حرم مطهر حضرت معصومه سلام‌الله علیها از حجم قابل توجه روایات و احادیث برای ترویج شادی و نشاط میان شیعیان یاد کرد و افزود: اساس شادی از نگاه اهل بیت(ع) که در روایات مورد تاکید قرار گرفته است، گره‌گشایی از مشکلات نیازمندان است به همین علت در دهه کرامت و مناسبت‌های مختلف می‌توانیم خیرین را جمع‌آوری و برای تهیه جهیزیه، ازدواج جوانان، تامین هزینه بیماران، رفع نیازهای سالمندان و نیازهای دیگر نیازمندان اقدام کنیم.

وی از شاد کردن دلهای مومنان به عنوان یکی از برترین اعمال دین مبین اسلام نام برد و افزود: برای بنده و مسؤولان ننگ است که میلیون‌ها نفر در جامعه اسلامی زائر اولی باشند که تا کنون به مشهد و قم سفر نکرده‌اند و برخی در روستاهای اطراف شهر قم تا کنون به زیارت حضرت معصومه سلام‌الله علیها نرسیده‌اند.

حجت‌الاسلام والمسلمین فرحزاد با بیان اینکه برنامه‌های شادی اهل بیت(ع) نباید فقط به مداحی و شعاردادن محدود شود، اظهار کرد: هزینه‌های مذهبی و فرهنگی برای اهل بیت(ع) دو هزار برابر هزینه برای دیگر کارهای خیر پاداش و اجر دارد.

وی احیای نام امام رضا علیه‌السلام، حضرت معصومه سلام‌الله علیها و امامزادگان را از برکات دهه کرامت برشمرد و عنوان کرد: در این دهه بسیاری از خادمان به نقاط مختلف کشور اعزام می‌شوند تا آموزه‌های بزرگان دینی را ترویج دهند.

انتهای پیام/۱۵/

 

۱۶۰۳-تربیت چهار هزار شاگرد شیعه از سوی امام جعفر صادق(ع)+ تدریس محبت حقیقی

۳۰ تیر

تصاویر/ جلسه درس تفسیر آیت الله العظمی سبحانی

کد خبر: ۴۲۰۶۰۱ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۴/۲۹ – ۱۹:۰۸ | سرویس: استان‌ها ۳۹

آیت الله العظمی سبحانی در حرم رضوی بیان کردند:
تربیت چهار هزار شاگرد شیعه از سوی امام جعفر صادق(ع)
حوزه/ حضرت آیت الله سبحانی گفتند: امام جعفر صادق(ع)، چهار هزار شاگرد شیعه تربیت کرده‌اند که مفسر، فقیه، محدث و یا متکلم هستند.

 

(( با تدریس محبت حقیقی می توان بر پشت بام زمان و مکان حرکت نمود، نه در اختیار زمان و مکان محدود و محصور گردیدن.))

به گزارش خبرگزاری «حوزه» از مشهد، حضرت آیت الله​ جعفر سبحانی امروز در مراسم سوگواری و عزاداری سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) در جمع زائران و مجاوران بارگاه ملکوتی امام هشتم با بیان اینکه یکی از کارهای پیشوای ششم شیعیان، تربیت علما و فقهایی از اهل سنت و شیعه است که حدیث اهل بیت(ع) را نقل کرده‌اند، اظهار داشتند: آن امام همام چهار هزار شاگرد شیعه تربیت کرده‌اند که مفسر، فقیه، محدث و یا متکلم هستند.

ایشان با بیان اینکه دوران امامت آن حضرت دارای دو برهه است، عنوان کردند: هنگام سقوط بنی‌امیه که بین آنان و بنی عباس  کشمش بود امام صادق(ع) طی ۱۶ سال توانستند جمعی را تربیت کنند که احکام و معارف را نشر دهند.
این مرجع تقلید افزودند: پس از آن دوران، امام بسیار در زحمت بودند؛ زیرا منصور که فردی خشن، سفاک و آدم‌کش بود، حاکم شده و خانه امام را به آتش کشید و ایشان را بسیار مورد ظلم و اذیت قرار داد.
حضرت آیت الله سبحانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به حدیثی از صحیح مسلم، با این تعبیر که امت اسلامی در حال عزت و عظمت به سر می‌برند مادامی که بر آنها ۱۲ خلیفه حکومت کند، با طرح این پرسش که مقصود از این ۱۲ خلیفه کیست و آیا خلفای بنی امیه و بنی عباس مایه عزت اسلام بوده‌اند؟، بیان کردند: در صحیح مسلم که کتابی از اهل سنت است، ۱۰ روایت با این مضمون آمده که پیغمبر اکرم(ص)  عزت امت اسلامی را در سایه ۱۲ خلیفه دانسته اند.

ایشان با اشاره به اینکه ما معتقدیم اسلام به وسیله پیغمبر اکرم(ص) پایه‌گذاری شد؛ اما بقای آن با خون حسین بن علی(ع) رقم خورد، گفتند: پس از ایشان امام سجاد(ع) با دعاهای خود ما را با معارف اسلام آشنا کرد که نتیجه آن صحیفه سجادیه به عنوان یک معجزه است. 
این مرجع تقلید با بیان اینکه حضرت باقرالعلوم(ع) نیز در دوران خود توانستند اسلام را احیا کرده و احادیث نبی مکرم اسلام را در اختیار مردم بگذارند، یادآور شدند: امام صادق(ع) هم مرجع دینی بوده‌اند و حتی به نمایندگی از پدرشان در مناظرات علمی حضور می یافتند.

ایشان بیان کردند: مالک بن‌انس مرجع یکی از فرقه‌های چهارگانه اهل سنت، امام صادق(ع) را فردی خوشرو و متبسم و همیشه در حال نماز، روزه و یا قرائت قرآن توصیف کرده است.

 

۱۶۰۲-منش عالم شیعی در هدایت سارق + نمایش محبت حقیقی در برخورد با دشمن

۳۰ تیر

نیکی کردن در حق دیگران از صفات پسندیده همه جامع بشری است اما گاهی این عمل در مقام جبران محبت است و گاهی این کار نیک برای فردی است که شما صرفاً مدیون او نیستید و گاهی این محبت در برابر بی‌مهری نسبت به شماست که این مورد بالاترین درجه محبت است.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

«وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ فصلت»/34

هرگز نیکی و بدی یکسان نیستند، پس بدی را با نیکوترین خصلت دفع کن

آینه:علامه جعفری

حکایت؛ روزى علامه محمدتقی جعفرى به منزلش در خیابان خراسان می‌رفت، که متوجه شد دزدى قالى منزل ایشان را برداشته و می‌برد. دزد را تعقیب کرد و در سراى بوعلى بازار تهران دید که آنجا در حال مظنه کردن قالى است.

(( محبت حقیقی انسان را هدایت می کند، تا با دشمن خود به دستور قوه عاقله عمل نموده و قوه دافعه و غضبیه را در خدمت او قرار بدهد.))

لحظه‌ای که دزد قالیچه در مقابل حجره‌ای قصد معامله آن را داشت، استاد پیش رفته و با پیشنهادی به طرفین صاحب حجره و دزد، قالى را می‌خرد. ولى شرط می‌کند که حتما باید خود فروشنده، آن را تا منزل برایش حمل کند، وقتى دزد به درب منزل استاد می‌رسد، پى به اصل قضیه می‌برد، دزد از استاد معذرت می‌خواهد اما استاد بدون آنکه به رویش بیاورد او را از زشتی و قباحت عملش آگاه می‌کند و او را از این عمل، منع می‌کند و می‌گوید من که ندیدم تو از خانه من فرش را دزدیده باشى، من فقط قالى را از تو خریده‌ام و به این صورت او را به راه صواب و هدایت رهنمون ساخت.۱

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب درس زندگی
 

۱۶۰۱-شاخصه های شهرسازی اسلامی از نگاه حجت الاسلام والمسلمین پارسانیا+ آثارمحبت حقیقی در شهر سازی اسلامی

۳۰ تیر

حجت الاسلام پارسانیا

کد خبر: ۴۲۰۵۵۵ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۴/۲۸ – ۲۲:۰۵ | سرویس: استان‌ها ۳۹
در مشهد مقدس بیان شد؛
شاخصه های شهرسازی اسلامی از نگاه حجت الاسلام والمسلمین پارسانیا
حوزه/ رئيس كميسيون‌ حوزوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي گفت: شوراهاى شهرى در فعالیت‌های خود باید به مختصات "شهر اسلامى" توجه كرده و خدمات شهرى را در جهت تأمین این مقصود به‌کارگیرند و بخصوص به معمارى و شهرسازى متناسب با حیات طیبه‌ى اسلامى به‌طور كامل توجه نمایند.
 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه» از مشهد، حجت‌الاسلام‌والمسلمین حمید پارسانیا، رئيس كميسيون‌ حوزوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، در نشست هم‌اندیشی پیرامون شهر اسلامی در شهرداری مشهد گفت: با توجه به تفاسير متفاوتي كه در مورد «شهر و شهرسازي اسلامي» ارائه می‌شود، شناسايي شخصيت شهر اسلامي می‌تواند در تحليل شهرسازي اسلامي مؤثر واقع شود. 
وی ادامه داد: مفهوم شهر اسلامي كه شرق شناسان به‌کاربرده‌اند، مبتني بر اين فرض است كه اسلام يك نظام ارزشي كامل است و تمام الگوها و رفتار سازمان اجتماعي را تعيين می‌کند.
رئيس كميسيون‌ حوزوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در ادامه با اشاره به فرمایشات رهبر انقلاب پیرامون شهر اسلامی گفت: شوراهاى شهرى در فعالیت‌های خود باید به مختصات "شهر اسلامى" توجه كرده و خدمات شهرى را در جهت تأمین این مقصود به‌ کار گیرند و بخصوص به معمارى و شهرسازى متناسب با حیات طیبه‌ى اسلامى به‌ طور كامل توجه نمایند. 
وی تأکید کرد: عدالت در تقسیم خدمات شهرى، تأمین آرامش روحى و امنیت معنوى، ظهور و اعتلاى مظاهر اسلامى و انقلابى، عمران و آبادى و زیبایى، حفظ طبیعت و فضای طبیعی در شهر اسلامی همه باهم باید مورد توجه قرار گیرد.
این استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد: تسهيل زندگى مردم در كارهايى كه به شهرداری‌ها مربوط است، بر طرف شدن معضلات شهر و روستا و رعایت تقسیم عدالت در خدمات شهری محورهای مختلفی است که باید در یک شهر اسلامی مورد توجه قرار گیرد.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین پارسانیا تأمین آرامش روحی و امنیت معنوی را از دیگر ویژگی‌های شهر اسلامی بیان کرد و افزود: در شهر اسلامی فضاها به‌گونه‌ای طراحی می‌شود که مردم به معنویات گرایش بیشتری پیدا کرده و اهل دین و پرهیزگاری و پارسایی در فضاهای شهری احساس امنیت می‌کنند.
 وی اظهار داشت: مظاهر اسلامی و انقلابی، نشانه‌های فرهنگ اسلامی – ایرانی و نبود فاصله طبقاتی در شهر اسلامی محسوس است.
وی در بخش دیگری از نشست درباره اهمیت حفظ و زیبایی به عنوان دیگر ویژگی‌های شهر اسلامی مطالبی بیان کرد و افزود: متاسفانه امروز حریم و گاهی عفت عمومی جامعه در ساختمان سازی ها زیر پا گذاشته‌ شده، درصورتی ‌که در معماری اسلامی امنیت عمومی، عفت و حجاب یکی از اولویت‌های ساخت ‌و ساز یک بنا است.

 

۱۶۰۰-تفکر فمینیسم بزرگترین صدمه را به زنان وارد آورده است/ زن مسلمان ایرانی بهترین الگوی زن کمال یافته است+ محیت حقیقی و حقوق زنان

۳۰ تیر

رحیم پور ازغدی

کد خبر: ۴۲۰۵۶۰ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۴/۲۸ – ۲۳:۰۵ | سرویس: استان‌ها ۳۹
رحیم پور ازغدی در سلسله نشست های برهان در مشهد؛
تفکر فمینیسم بزرگترین صدمه را به زنان وارد آورده است/ زن مسلمان ایرانی بهترین الگوی زن کمال یافته است
حوزه/ رحیم‌پور ازغدی با بیان اینکه همه کسانی که به دنبال وظایف و امتیازات مردانه برای زن هستند در واقع پذیرفته‌اند که مرد اصل و زن فرع است، گفت: با توجه به همین تفکر است که زن به مرور در تیپ مردانه جلوه می‌کند و این بزرگ‌ترین صدمه‌ای است که با عنوان فمینیسم و دفاع از حقوق این قشر به زن زده‌اند.
 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه» از مشهد، حسن رحیم پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، امشب در سلسله نشست های برهان ویژه بانوان به موضوع بانوان و جهادگری در مجتمع فرهنگی آفتاب ولایت پرداخت و گفت: فضای کار و زندگی خواهران جهادی، تنها مقوله ای است که نمی توان تعریفی برای آن داشت.
وی در این نشست که بانوان فعال فرهنگی مشهد حضور داشتند، به نقش زنان در جهاد اشاره کرد و افزود: دین محوری، ارزش مداری و مردم گرایی از ویژگی های بانوی اهل جهاد است.
رحیم پور ازغدی با اشاره به اینکه اسلام گرایی در رفتار و گفتار زنان جهادی هویداست، گفت: زن در جهان جدید در یک دو قطبی گیر کرده بود؛ به این معنا که اگر می خواست شرافت خود را حفظ کند باید عرصه عمومی را ترک و برای ایفای نقش اجتماعی، علمی و سیاسی از عفت و طهارت خود صرفنظر کند.
وی در این باره توضیح داد: زن مسلمان انقلابی در ایران معاصر، این دو قطبی را شکست و نشان داد که برای ایفای نقش تاریخی خود لازم نیست ادای مردان را درآورد و در مجاهدت اجتماعی خود مجبور نیست از هیچ کدام از دو شرافت خود صرفنظر نماید.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: زن مسلمان ایرانی بهترین الگوی زن کمال‌یافته و به دور از نمونه های شرقی و ‌غربی است و افق جدیدی در جامعه زنان جهان گشوده است؛ او نشان داد که می‌توان عفیف و محجبه بود و در عین حال در متن جامعه و تاریخ حضور داشت.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار داشت: زن مسلمان ایرانی نشان داد که در اوج احساسات زنانه  می‌تواند روح جهاد، شهادت و مقاومت را حفظ و این دو را ترکیب کند.
وی یادآور شد: زن مسلمان انقلابی توانست مردانه‌ترین میدان‌ها را با شجاعت و اخلاص و فداکاری، اما به روشی زنانه فتح کند.
رحیم‌پور ازغدی با بیان اینکه همه کسانی که به دنبال وظایف و امتیازات مردانه برای زن هستند در واقع پذیرفته‌اند که مرد اصل و زن فرع است، گفت: با توجه به همین تفکر است که زن به مرور در تیپ مردانه جلوه می‌کند و این بزرگ‌ترین صدمه‌ای است که با عنوان فمینیسم و دفاع از حقوق این قشر به زن زده‌اند. 
وی در توضیح فمینیسم اظهار داشت: در این دیدگاه مرد معیار و زن تابع است اما اسلام نشان داد که الگوی زن، مرد نیست و الگوی زن هم مرد نیست و هیچ‌کدام از دو وجه تشبه زن به مرد یا بالعکس را نمی‌پذیرد؛ چراکه این امر برابر بامتلاشی کردن نظام خانواده است.
انتهای پیام/

 

۱۵۹۹- امام خمینی رحمه الله علیه از زبان مرحوم آیت الله بهاالدینی+ محبت حقیقی در رفتارامام خمینی رحمه الله علیه

۲۹ تیر
div id="15016157803936233"><script type="text/JavaScript" src="https://www.aparat.com/embed/PEc2B?data[rnddiv]=15016157803936233&data[responsive]=yes"></script></div>
 

۱۵۹۸-ازدواج موقت برای ضرورت است نه هوسبازی +محبت حقیقی و ضرورت ها

۲۷ تیر
آیت الله العظمی مکارم/ شیخ الازهر

کد خبر: 420402 | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۴/۲۷ – ۱۱:۱۴ | سرویس: مراجع و علما 2

پاسخ مستند آیت الله العظمی مکارم شیرازی به شیخ الأزهر: 
ازدواج موقت برای ضرورت است نه هوسبازی 
حوزه/ حضرت آیت الله مکارم شیرازی، در پاسخ به حمله تند شیخ الأزهر، دکتر «احمد الطیب» به مکتب اهل بیت(ع) در موضوع ازدواج موقت نامه سرگشاده ای صادر کرد.

 

به گزارش خبرگزاری «حوزه» حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به حمله تند شیخ الأزهر، دکتر «احمد الطیب» به مکتب اهل بیت(ع) در موضوع ازدواج موقت نامه سرگشاده ای صادر کرد که متن نامه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

فاضل ارجمند، برادر دکتر احمد الطیب

شیخ الأزهر شریف(دامت تأییداته)

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

امیدوارم که در سلامتی و تندرستی به سر ببرید و خداوند در انجام واجبات مقدس در خدمت به دین و امت اسلامی پشتیبان و حامی شما باشد؛ چرا که خداوند شنوا و اجابت کننده است!

ما همیشه تلاش­ های سازنده شما در راستای تحکیم روابط برادرانه میان قشرهای مختلف امت اسلامی را ستوده­ ایم؛ چرا که این تلاش­ ها، تلاش­ هایی مبارک برای از بین بردن شکاف در ساختار استوار و مستحکم امت اسلامی است، و با این اقدامات به کسانی که قصد سوئی نسبت به اسلام دارند مجالی نمی­ دهد!

تاریخ، مواضع شجاعانه و حکیمانه شما در مقابله با تلاش­ های بنیاد شکست خورده وهابیت جهت تسلط بر الأزهر شریف و استفاده از آن برای پیشبرد اهداف شوم خود را ثبت خواهد کرد.

این مواضع شما برای همیشه به عنوان کارنامه ­ای درخشان و پر تلألو در تاریخ الأزهر شریف باقی خواهد ماند.

برادر بزرگوار! خبرگزاری­ ها نطق تلویزیونی شما در رابطه با موضوع ازدواج موقت را پخش کردند، من صریح می­ گویم که این سخنان هم موجبات شگفتی بنده را فراهم ساخت و هم باعث نارضایتی و ناراحتی بنده گردید؛ زیرا این زبان و ادبیات سخن گفتن را در جنابعالی سراغ نداشتیم. سخنان شما تند و تحریک کننده بود. حال آنکه شما از گذشته تا کنون، همواره خواهان میانه ­روی، رعایت انصاف و تکیه بر منطق برتر بوده ­اید!

سخنرانی شما در تلویزیون مصر، به مثابه هجمه ­ای تند و سنگین به مکتب اهل بیت(علیهم السلام) در موضوع ازدواج موقت بود. بلکه در این سخنان به تمام مفتی­ های اهل تسنن که قصد داشتند بر اساس این موضع فتوا بدهند نیز حمله شده ­است؛ چرا که شما صدور اینگونه فتواها را خيانت دانسته ­اید، و این برخورد عجیبی است که مطلقا در تاریخ فقه اسلامی سابقه ندارد! «ابن عباس» -همان­طور که مشهور است- به جایز بودن آن (ازدواج موقت) فتوا می­ داد، آیا به نظر شما درست است که به آن برچسب خیانت بچسبانید؟ آیا در این اقدام، تهمت زدن و انکار حقیقت نهفته نیست؟!

لازم است –در این رابطه- توجه شریفتان را به نکات زیر جلب نماییم:

۱- ازدواج موقت وسیله­ ای برای سوء استفاده هوس­بازان و همجنس بازان نیست! به همین دلیل در پرسش­ هایی که از ما مطرح می شود ما فتوا داده ­ایم که ازدواج موقت تنها در صورتی جایز است که ضرورت ایجاب کند، مثلا زمانی که فرد از خانواده ­اش دور است و بیم آن می­رود که اگر از این حکم یاری نجوید، در دام فسق و فجور گرفتار آید، یا اینکه فردی مجرد است و با وجود نیاز مبرم جنسی، امکان ازدواج دائم برای او فراهم نیست! بر این اساس اگر ازدواج موقت را ازدواج ضرورت بنامیم، به خطا نرفته ­ایم!

روایاتی که در این موضوع از اهل بیت (علیهم السلام) به دست ما رسیده است، بر این مطلب دلالت دارد.

۲- در پایین شواهدی از شخصیت­ های برجسته اهل سنت در مورد آرای «ابن عباس» ذکر می ­کنیم، این شواهد حاوی اشارات مهم و پرمغزی است که شاید تصویر مشهور در ذهن عموم فقها نسبت به گفتمان ازدواج موقت را بشکند:

«الزیعلی» در کتاب «تبیین الحقائق» در شرح این جمله (و بطل نکاح المتعه/ ازدواج موقت باطل اعلام شده است) صریحا می­ گوید:

«مالک گفته است: ازدواج موقت جایز است؛ زیرا امری شرعی است پس باید به عنوان یک حکم باقی بماند تا اینکه ناسخی برای آن پیدا شود. حکم به حلّیت توسط ابن عباس در مورد این مسأله مشهور است و بسیاری از صحابه یمنی و مکی وی نیز در این مسأله از او تبعیت کرده­اند. در این زمینه، به این آیه قرآن استناد شده ­است: "فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ" (و زناني را كه متعه مي‏ كنيد مهر آنها را، واجب است بپردازيد). «عطاء» به نقل از «جابر» می­­ گوید که ما در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) و ابوبکر و نیمی از دوران خلافت عمر حکم ازدواج موقت را اجرا می­ کردیم، سپس بنا به گفته­ی «ابوسعید الخدری»، «عمر» مردم را از این کار بازداشت، ولی شیعه همچنان به این حکم معتقد است».[1]

«ابن رشد» در کتاب «بدایة المجتهد» گفته است:

«بیشتر صحابه و فقهای تمامی کشورها، این حکم را حرام دانسته ­اند. حکم به حلّیت توسط ابن عباس در این زمینه مشهور است و صحابه مکی و یمنی وی نیز در این حکم از او تبعیت نموده ­اند، و نقل کرده ­اند که «ابن عباس» در سخنان خود به این آیه: "فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ"، و این عبارت "إلی أجل مسمی" استناد می ­نمود، از «ابن عباس» نقل شده است که گفت: حکم ازدواج موقت جز رحمت و مهربانی از سوی خداوند _ عز وجل _ نیست، که با این حکم به امت محمد(صلی الله علیه و سلم) ترحّم نموده ­است، و اگر «عمر» مردم را از این حکم نهی نمی­ کرد کسی جز شقی مجبور به زنا نمی­ گردید».[2]

«الثعلبی» در کتاب «الکشف و البیان» آورده است:

«… گفتم: جز عمران بن الحصین، عبدالله بن عباس و برخی از شاگردانش و گروهی از اهل بیت کسی ازدواج موقت را جایز نمی­داند».

سپس در مورد ازدواج موقت می­ گوید:

«در مورد این آیه اختلاف نظر ایجاد شد که محکم است یا منسوخ؟ ابن عباس گفت: این آیه محکم است و حکم به جواز ازدواج موقت داد».[3]

«الزرقانی» در شرح خود بر «الموطاء» می­ نویسد:

«در ادامه این سخن خود (جز رافضی ­ها بقیه مخالف هستند) می­ گوید که گروهی از صحابه مانند جابر، ابن مسعود، ابوسعید، معاویه، اسماء بنت ابوبکر، ابن عباس، عمرو بن الحویرث، سلمه و نیز گروهی از تابعین، حکم ازدواج موقت را جایز دانسته ­اند. در مورد اینکه آیا ابن عباس نظر خود را به حرمت این حکم تغییر داده است یا نه، اختلاف نظر ایجاد شده بود که «ابن عبد البر» گفت، شاگردان مکی و یمنی وی این مسأله را حلال می دانند».[4]

«ابن حزم» در «المحلّی» می­ گوید:

«حلال شمردن این حکم پس از رسول خدا(صلی الله علیه و سلم) توسط برخی از سلف (رضي الله عنهم) اثبات شده است. این افراد که برخی از صحابه(رضي الله عنهم) نیز به شمار می­ روند، عبارتند از: أسماء بنت ابوبکر صدیق، جابر­ بن عبدالله، ابن مسعود، ابن عباس، معاویة بن ابي سفیان، عمرو بن حریث، ابوسعید الخدري، سلمه، معبد ابنا أمیة بن خلف…»[5]

«ابن تیمیه» در «مجموع الفتاوی» آورده است:

«ازدواج موقت در مقایسه با ازدواج دائم از سه جنبه بهتر است… دومین دلیل این است که، ابن عباس و گروهی از سلف این کار را جایز می­ دانند». [6]

«السرخسي» در «المبسوط» می­ گوید:

« مسأله ازدواج موقت … ما این مسأله را باطل می­ دانیم، ولی «مالک بن أنس» بر اساس نظر ابن عباس(رضي الله عنه) آن را جایز می ­داند».[7]

این شواهد و مطالب، نظر «ابن عباس» و گروهی از صحابه، تابعین و فقهای اهل تسنن را نشان می­ دهد، آیا با توجه به این مطالب درست است که هرکس فتوای جایز بودن ازدواج موقت را صادر کند او را بدان توصیفات زشت و زننده بخوانیم؟!!!

۳- در سخنان­تان گفتید: «… این مسأله ازدواج موقت است، و عقدی که با این قصد خوانده شود بنا بر اجماع اهل سنت باطل است…».

شما در این عبارت ادعای اجماع نموده ­اید، حال آنكه ادعای اجماع با این سبک و سیاق و پس از ادله ­ای که در بالا ارائه شد، خالی از تکلّف و آمیختگی با اظهار نظرهای شخصی نیست؛ یکی از علمای شما نیز به این مطلب اشاره کرده است و می­ گوید:

«حرام دانستن این مسأله از سوی فقهای اهل سنت حالتی شبه اجماع دارد، می­ گوییم: شبه اجماع؛ زیرا نقل شده است که ابن عباس(رضی الله عنه) این مسأله را جایز می ­داند، همچنین بیشتر شاگردانش مانند، عطاء و طاووس و ابن جریح نیز حکم به جواز آن داده ­اند… .

… ابوبکر نیز در مورد این مسأله، نظری متفاوت ]با نظر شما[ دارد؛ او گفته ­است: ازدواج موقت مکروه است و نه حرام؛ زیرا «ابن منصور» از «احمد» در این مسأله سؤال کرد و او در پاسخ گفت: اجتناب از آن نزد من پسندیده ­تر است و گفت: ظاهر این سخن دلالت بر کراهت ازدواج موقت دارد نه حرام بودن آن…». [8]

این است وضعیت آن اجماعی که ادعا شده است! سبک و سیاق فقه اقتضا می­ کند که گفته شود: قول مشهور نزد علمای اهل سنت بر حرمت این مسأله است!

سپس اظهار داشته ­اید: [شیعه دوازده امامی با اهل سنت به مخالفت برخاسته ­اند و ازدواج موقت را مباح شمرده اند، و بر اساس روایاتی که در دست دارند و برداشت شخصی از برخی آیات قرآن بنا بر این عقیده عمل کرده­اند، ولی علمای اهل تسنن سخن آنان را رد و تکذیب کرده ­اند، در این رابطه دکتر «علی حسب الله» در پاسخ به آنان (شیعه) می­ گوید:

«هرگاه خواستید عقیده خود را توجیه کنید، به قرآن استناد نکنید؛ زیرا در قرآن حتی یک کلمه هم وجود ندارد که نشان بدهد این ازدواج مباح است…»].

نکته قابل توجه در اینجا این است که شما به اجماع تمام اهل سنت بر بطلان ازدواج موقت تأکید کرده­ اید، و این را دلیلی برای خود قرار داده ­اید، حال آنکه از یک نکته غفلت نموده ­اید، تمامی ائمه اهل بیت به جایز بودن ازدواج موقت فتوا داده ­اند، و فقهای آنان نیز همگی این مسأله را جایز دانسته ­اند، بر این اساس: آیا به نظر شما درست است که بدون در نظر گرفتن اجماع دوم، اجماع اول را معیار قرار داد؟ با اینکه شما در مصاحبه با شبکه «النیل» اظهار داشتید که پیرو نظر شیخ مغفور «محمود شلتوت» مذهب امامی به عنوان پنجمین مذهب شمرده می­ شود، و انتقال از دیگر مذاهب به این مذهب اشکالی ندارد، و این انتقال همانند انتقال از مذهب مالکی به شافعی صحیح است!

دلیل نادیده گرفتن و انکار اجماع دوم چیست؟!

و بدتر از آن، این سخن شماست: «علمای اهل سنت سخن آنان (شیعه) را رد و تکذیب نموده ­اند» و در ادامه آن، اظهارات دکتر «علی حسب الله» را آورده ­اید!

این سخن، سخنی عجیب است؛ زیرا صرف ادعایی بیش نیست! و از کی تا حالا علمای مسلمان ادعا را به عنوان دلیل در احتجاجات پذیرفته ­اند؟ این تنها یک سخنرانی است که به هیچ دلیل و برهانی تکیه و استناد ندارد، و در نتیجه نه ثمره ­ای دارد و نه دردی را دوا می­ کند!

علاوه بر آنچه گفته شد، مطلبی نیز از عمر بن الخطاب مشهور است که گفت:« … در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) دو متعه وجود داشت که من از آن دو نهی می ­کنم و کسی که آن را انجام دهد مجازات می­ کنم: متعه زنان و متعه حج …». [9]

ما در اینجا سخن «عبدالله بن عمر» در مورد متعه حج را آنگونه که در «سنن الترمذي» آمده است، نقل می­ کنیم:

«…ابن شهاب به نقل از سالم بن عبدالله و او به نقل از مردی شامی می­ گوید، شنیدم مردی شامی از عبدالله بن عمر در مورد متعه حج می ­پرسد، عبدالله در پاسخ گفت: حلال است، مرد شامی گفت: پدرت از آن نهی کرده بود، عبدالله پاسخ داد: اگر پدر من آن را حرام کرده باشد و پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) آن را وضع کرده باشد، به نظر تو باید دستور پدر من اجرا شود یا دستور رسول خدا؟ مرد پاسخ داد: دستور رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، و عبدالله گفت: این حکم را رسول خدا وضع نموده است».

«الألبانی» منبع این حدیث را صحیح می ­داند.

ما نیز در متعه زنان از دستور پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) پیروی می­ کنیم و دستور عمر را همانند فرزندش عبدالله به کناری می­ نهیم!

و باید بگوییم که در موضع عبدالله بن عمر نسبت به رأی پدرش دلیل واضح و آشکاری نهفته است؛ زیرا تأکید می­ کند که تصمیم ممنوعیت این دو متعه تصمیمی بود که عمر شخصا انجام داد، و بیانگر نظر رسول خدا در این دو مسأله نیست، همان­طور که «عمر» خودش نیز قبلا بر این مطلب تأکید کرده بود. بر خلاف آنچه که فخر رازی و امثال او در این رابطه ادعا می ­کنند. در نتیجه تلاش­ های «فخر» و هم قطارانش در توجیه این کار «عمر» بی نتیجه مانده ­است! [۱۰]

شایان ذکر است که «عبدالله بن عمر» با این اظهارات خود ابهام­زدایی نموده است؛ و از امری بی­ نهایت مهم پرده برداشته ­است. امری مبنی بر اینکه در مسأله حرام دانستن متعتین، این گروه، به بهانه نسخ آیه­ و روایات منسوب به پیامبر و همچنین ادعای اجماع بر این حکم را مستمسکی برای توجیه موضع «عمر» نسبت به این مسأله قرار دادند. در حقیقت آنان اصل را به شخص دادند و برای میراث و سنن اسلام نقشی فرعی و حاشیه ­ای قائل شدند. حتی از این میراث در راستای دفاع از شخص خلیفه «عمر»، استفاده نمودند.

 به نظر می­رسد که این شیوه یک رویکرد دائم و همیشگی در ادبیات این طیف بوده است. رویکردی که متاسفانه بسیارخطرناک است!

۴- تصویری که شما از ازدواج متعه در احکام شیعه ارائه می­ دهید تصویری ناقص، تحریف شده و ناهمگون است، که با آنچه لزوم رعایت امانت علمی در نقل قول نظر افراد اقتضا می­ کند، همخوانی ندارد! اجازه بدهید تا صریح با شما سخن بگویم، شما در این مورد با زبان سیاستمداران سخن گفته ­اید! حال آنکه در ابتدای تصدی امامت الأزهر در کنفرانس گفتگوی ادیان در واشنگتن وعده دادید که: «اختلاف میان ما و شیعه مانند اختلاف میان من به عنوان یک سنی مالکی با یک سنی حنفی است… و ما بر این مطلب تأکید می­ کنیم و به آن پایبند هستیم و از ورود این مسائل به بازی­های سیاسی ممانعت بعمل می­ آوریم» پس چه شد که از آن سخنان روی برگردانید؟

امیدواریم که اوضاع و احوال به مجرای طبیعی خود برگردد، و با زبان مورد پذیرش علما سخن بگوییم، و در مسائل مهم و اساسی امت به اصول گفتمان سازنده پایبند باشیم!

شما در مورد ازدواج موقت گفته ­اید:

«ازدواج موقت عبارت است از یک دیدار موقت میان زن و مرد که تنها با هدف ارضای شهوت صورت می­ گیرد…».

هدف از ازدواج موقت تنها ارضای شهوت نیست، بلکه یک نیاز عاطفی مبرم نیز وجود دارد که شاید اهمیت آن از خاموش ­ساختن آتش شهوت کمتر نباشد! در بالا گفتیم که این ازدواج مختص شرایط اضطراری است؛ یعنی کسانی که تحت فشار شدید و کشنده جنسی هستند به گونه ­ای که اگر از این امر اجتناب کنند، ممکن است تا مرز جنون پیش بروند! بنابراین اگر هدف از ازدواج موقت برطرف کردن مشکل جنسی میلیون ­ها زن و مرد باشد خود برای شرعی بودن این هدف کفایت می­ کند!

۵- در سخنرانی شما آمده است:

«… کدام زن آزاده ­ای است که این خواری را بپذیرد؟ آیا این کار به معنای فروش جسمش به یک مشت پول نیست؟ تفاوت او با فاحشه ­ها چیست؟! …».

بسیار متأسفم. آیا ازدواج موقت در صدر اسلام و زمانی که پیامبر(صلی الله علیه و آله) دستور آن را صادر کردند، خفت و خواری برای زن آزاده به شمار می­رفت و به معنای فروختن جسم او بود و آیا زن آزاده فاحشه محسوب می­ شد؟! این مسأله در حال حاضر نیز اینگونه است. بنابراین، ازدواج موقت یک نیاز مبرم از سوی دو طرف عقد است که آنها را وامی­دارد تا به محض اراده، عقدی را جاری سازند که به موجب آن هر کدام از آن دو برای مدتی از یکدیگر بهره مند شوند. در ازدواج دائم نیز شرایط اینگونه است! اندوه من نسبت به اینکه حکم خدا با این اوصاف توصیف می­ شود فراوان است و پایانی ندارد، هرچند که فرض کنیم این حکم منسوخ است!

ازدواج موقت همان ازدواج دائم است، و تنها برخی شروط آن مستثنی شده است. این مسأله هم امر عجیبی نیست، برخی از فقهای اهل سنت ازدواج مسیار (ازدواج در مسافرت) را مشروع می ­دانند. در این ازدواج پرداخت نفقه به زن و تأمین مسکن وی استثنا شده است، و فقهای اهل سنت با آزادی کامل در این مورد فتوا صادر کرده­اند و هیچ کس آنان را به موجب این فتوا متهم به خیانت ننموده ­است! چه فرقی میان این دو وجود دارد؟

اما در مورد بحث آرامش، مودت و مهربانی ­ای که در سخنان شما آمده است باید بگویم، این موارد حکمت ازدواج محسوب می­ شود، و حکم ازدواج بر مدار آن نمی­ گردد؛ چرا که عدم حصول آن در ازدواج دائم نیز منجر به ابطال این ازدواج نمی­ شود. علاوه بر اینکه گاهی اوقات تمامی این موارد در ازدواج موقت نیز محقق می ­شود؛ زیرا این ازدواج برای یک روز و دو روز نیست؛ بلکه گاهی عقد برای چند ماه یا چند سال نیز جاری می­ گردد، و بر این اساس، امکان تحقق آرامش، مودت و مهربانی در ازدواج موقت نیز وجود دارد. بنابراین، این موارد دلیل مناسبی برای تکذیب مشروعیت ازدواج موقت فراهم نمی­ سازد.

۶- از جمله مواردی که در سخنرانی شما ذکر شده عبارتند از:

«الأزهر معتقد است: ازدواج موقت حرام و همانند فحشا است».

آیا درست است که الأزهر شریف، فتوای یکی از مذاهب پنج­گانه ­ای که به رسمیت می­ شناسد را فتوایی ملازم با فحشا توصیف نماید؟!

در «صحیح مسلم» آمده است که پیامبر خدا سه بار به «عام اوطاس» جواز ازدواج موقت داد… . [۱۱]

آیا _ العیاذ بالله _ پیامبر مجوز فحشا صادر کرده است؟!

«جابربن عبدالله» در حدیثی که در «صحیح مسلم» نیز آمده، گفته است:

«ما در زمان پیامبر، ابوبکر و عمر حکم ازدواج متعه(موقت) را اجرا می­ کردیم».[12]

همچنین در صحیح مسلم به نقل از وی(جابر) آمده است:

«ما در زمان پیامبر و ابوبکر حکم ازدواج متعه را انجام می ­دادیم، تا اینکه «عمر» در قضیه «عمرو بن حریث» مردم را از اجرای این حکم نهی کرد…». [13]

آیا جابر بن عبدالله و دیگر صحابه مرتکب فحشا می­ شدند؟!

عجیب این است که پس از این همه بزرگنمایی و تکذیب در راستای حرام بودن ازدواج موقت، فقهای اهل تسنن گفتند:

« علی رغم بطلان این مسأله، احکامی بر آن مترتب می­ شود که عبارت است از:

۱- در ازدواج موقت، طلاق بر زن واقع نمی­ شود و ایلاء، ظهار و لعانی نیز وجود ندارد. در این ازدواج طرفین از یکدیگر ارث نمی­برند، و برای هیچکدام از آنها حکم احصان ثابت نمی­ شود، و همچنین برای کسی که سه بار زنش را طلاق داده باشد، ازدواج موقت با آن زن مباح نیست.

۲- در ازدواج موقت تا زمانی که مرد اقدام به دخول نکرده است، حقوقی از قبیل مهریه، متعه و نفقه بر عهده او قرار نمی گیرد، و اگر دخول صورت گرفت زن از حق مهرالمثل برخوردار می ­شود. و اینکه در مذهب شافعی و سخنی منسوب به «احمد» و در نقلی از مذهب مالکی از مهر مسمّی نام برده شده­ است بدان دلیل است که قید زمان در تعیین مقدار مهریه تأثیر دارد. نظر حنفیه بر این است که اگر به زن دخول شود، در صورتی که مهر مسمّی وجود داشته باشد، از میان مهر مسمّی و مهر المثل، هر کدام که کمتر است به او تعلق می گیرد و اگر مهر مسمّی وجود نداشته باشد، مهر المثل به او تعلق می­گیرد حالا می خواهد هر چه قدر باشد. اما مالکیه و حنابله بر این اعتقادند که با دخول، مهر المسمّی برای او ثابت می شود و این نظر اللخمی مالکی است.

۳- اگر زن در جریان ازدواج موقت صاحب فرزند شود، نسب آن فرزند به واطئ برمی ­گردد، چه آن مرد این ازدواج را ازدواجی درست بداند یا نه؛ زیرا او در شرایط شبه عقد قرار دارد و زن با او هم­بستر گردیده ­است. مدت زمان معتبر برای تعیین نسب از زمان دخول محاسبه می­شود، و فتوای حنفی­ ها بر این اساس استوار است.

۴- در ازدواج موقت نیز، پس از دخول، همان محرمیت­ هایی که در ازدواج دائم بین زن و مرد و والدین و فرزندانشان بوجود می آید، حاصل می شود.

۵- کسی که اقدام به ازدواج موقت نماید چه زن و چه مرد، محکوم به حد نمی­ شود؛ زیرا حدود در صورت وجود شبهه برداشته می­شود (الحدود تُدرأ بالشبهات). شبهه­ در اینجا همان مسأله اختلافی بودن حکم این نوع ازدواج است، لذا اگر کسی با علم به اینکه این کار حرام است مرتکب آن شود، تعزیر می­ شود؛ چرا که مرتکب معصیت شده است. اما حد و کفاره ­ای بر او ثابت نمی ­شود. [۱۴]

در پایان، بار دیگر این مطلب را تکرار و تأکید می ­کنیم که ازدواج موقت، پاسخی در جهت ارضای جنون جنسی و گرایشات جنون آمیز سرکش نیست، بلکه _ بر اساس مکتب اهل بیت (علیهم السلام) _ راه حلی است که خداوند برای درمان مشکلات موجود در جوامع بشری تعیین نموده­ است، _ این راه درمان، از روایات اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) به دست می­ آید- این مسأله در دایره موارد اضطراری جای دارد و نه در دایره توهمات گناه ­آلود و آمیخته به فسق و فجور.

مطلب بعد این است که شما از دختران و پسران درخواست نموده ­اید که بپرسند چه کسی فتوای مباح بودن ازدواج موقت را صادر نموده است:

«بپرسید چه کسی حکم مباح بودن ازدواج موقت را صادر نموده است، از او بپرسید آیا این حکم را برای دختر خودت می­ پسندی؟ زمانی که نپذیرفت به او بگویید: در مورد دختران مسلمان نیز تقوای الهی پیشه کن…».

اولا: پیامبر خدا که پایه و اساس این حکم را بنیان نهاد نسبت به این پرسش و این توبیخ شایسته­ تر است!

دوما: همان­طور که گفتیم ازدواج موقت برای موارد اضطراری در نظر گرفته شده ­است، و بدین معنی نیست که هرکس در این زمینه فتوا دهد مبتلای به این مسأله است؛ زیرا او در جایگاهی نیست که او را با این سؤالات مؤاخذه نماییم! البته اگر هدف از این سؤالات ایجاد مشکل و به حرج انداختن کسی که این فتوا را داده است نباشد!

علاوه بر این­ها، گمان نمی­ کنم سبک و سیاق تحریک و جوسازی روشی پسندیده و مثمر ثمری در بررسی مسائل فقهی موجود باشد!

به همین دلیل، شایسته است که اینگونه مسائل جدی و مهم در مراکز علمی – پژوهشی و از طریق مباحثات علمی و منطقی متقن و به دور از هرگونه تعصب مذهبی بررسی شود، سپس نسبت به درستی یا نادرستی آن حکم شود، نه اینکه با زبانی تحریک آمیز و خشم ­آلود در رسانه ­ها مطرح­ شود و مورد سوء استفاده افرادی قرار گیرد که چشم دیدن هیچ خیر و خوبی برای اسلام و مسلمانان را ندارند!

ما امیدواریم که همگی _ در این شرایط سخت و دشواری که امت اسلامی را دردمند ساخته ­است _ برای خاموش ساختن تریبون­ هایی که بر آتش فتنه مذهبی و انتشار نفرت و کینه می­ دمند تلاش کنیم و از شما اخبار نیکو و طیب همانند نامتان (طیب) بشنویم که اتحاد و انسجام را درپی داشته باشد و اختلاف و تفرقه را کنار بزند! و خداوند و پیامبرش و مسلمانان شریف را خشنود سازد، همان­طور که قبلا نیز اینگونه اظهارات را از زبان شما شنیدیم، و برای جنابعالی عاقبت بخیری و عمری طولانی همراه با تندرستی آرزومندیم!

در پناه خدا باشید

والسلام علیکم ورحمة الله

برادر شما ناصر مکارم شیرازی

۲۰ شوّال ۱۴۳۸ هـ ق / ۱۵ جولای ۲۰۱۷م

 

[۱] . تبیین الحقائق في شرح کنز الدقائق: ۲/۱۱۵.

[۲] . بدایة المجتهد و نهایة المقتصد: ۲/۴۷.

[۳] . الکشف و البیان: ۳/۲۸۶ – 287.

[۴] . شرح الزرقانی علی الموطاء: ۳/۱۹۹.

[۵] . المحلی: ۹/۵۱۹ – 520.

[۶] . مجموع الفتاوی – ابن تیمیه: ۳۲/۹۳.

[۷] . المبسوط: ۵/۱۵۲.

[۸] . پژوهشی بعنوان: زواج المتعة والزواج المؤقت والزواج بنیة الطلاق

المصدر: قسم الأبحاث الشرعیة بدار الإفتاء المصریة.

[۹]. سنن البیهقي: ۷/۲۰۶.

[۱۰]. راجع: التفسیر الکبیر: ۱۰/۵۰ (ط . دارالکتب العلمیة، طهران، فی ذیل الآیة: فما استمتعتم…).

[۱۱]. صحیح مسلم: ۲/۱۰۳۳، الحدیث ۱۸ (ط . دار إحیاء التراث العربي).

[۱۲]. المصدر نفسه، الحدیث ۱۵.

[۱۳]. المصدر نفسه، الحدیث ۱۶.

[۱۴] . پژوهشی بعنوان: زواج المتعة والزواج المؤقت والزواج بنیة الطلاق

المصدر: قسم الأبحاث الشرعیة بدار الإفتاء المصریة.

 

۱۵۹۷-مدارک حوزوی بر اساس هنرمندی طلاب در ارائه محتواهای دینی ارائه گردد+ رتبه بندی محبت حقیقی

۲۵ تیر

نخستین کارگاه مدیران مراکز آموزش های کاربردی حوزه های علمیه با سخنرانی استاد قرائتی و حضور جمعی از مدیران مراکز دانش افزایی حوزه های علمیه، در سازمان مرکزی جامعه المصطفی العالمیه برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی در نخستین کارگاه مدیران مراکز آموزش های کاربردی حوزه های علمیه با تأکید بر این که هر علمی که در راه عبادت الهی ثمری نداشته باشد، ارزشی نخواهد یافت، تصریح کرد: تمام اقرأها و آموزش های انسانی، باید یه سجده در پیشگاه ذات اقدس منتهی گردد.

وی با بیان این که نگاه های آموزشی را فراتر از برنامه ها پیگیری و مورد توجه قرار دهیم، اظهار داشت: خنده یکی از مهمترین اصول و ابزارهای تبشیری است که کمتر مورد توجه عرصه های تبلیغی در ارائه محتواهای آموزش دینی قرار می گیرد.

سخنران این نشست در ادامه به خاطراتی در رابطه با استفاده از ظرفیت خنده اشاره نمود و یادآور شد: برخوردهای صرفاً اداری در مجموعه های حوزوی، یکی از معضلاتی است که در صورت اصلاح این موضوع، به اقدامات ارزشمندی در حوزه های دینی دست خواهیم یافت.

استاد قرائتی با اشاره به این که مدرک های آموزشی به مانعی برای فعالیت های دینی تبدیل شده اند، یادآور شد: متاسفانه توجه بیش از اندازه به عناوین حوزوی و مجموعه های علمی، خود مانعی پیش روی ورود به عرصه های مختلف تبلیغی است.استاد قرائتی

وی در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر این که طرح تحول نویسی، نیازمند توجه به تحول های درونی و نفسانی است، خاطرنشان کرد: باید مدرک های حوزوی بر اساس هنرمندی طلاب در ارائه محتواهای دینی و در راستای استفاده از ظرفیت ایشان ارائه گردد؛ امام خمینی(ره) نیز بر اساس همین شاخصه هنرمندی، به کودکی ۱۳ ساله عنوان رهبری را به کار بردند.

این مفسر قرآن، شناسایی طلاب فاضل، فارق، عاشق، بی تکلف و هنرمند را از مقدمات نگارش طرح های تحولی عنوان کرد و ابراز داشت: در نگاشت طرح های تحولی ضمن توجه به بعد ملی آن، باید همزمان به معیارهای حوزوی و ظرفیت های دانشگاهی توجه داشته باشیم

(( محبت حقیقی با هنر نمایی در ارائه پیام خداوند مهربان بر خلق او قابل درک و درجه بندی است نه با اعتبار بخشی آدمی که مخلوط و آلوده به نقوذ شیاطین و نفس انسان می باشد..))

وی ایجاد تحول در اندیشه های تبلیغی را یکی از مولفه های مهم طرح تحول تبلیغی عنوان کرد و اذعان داشت: باید ضمن استفاده از تجربیات مراکز حوزوی و هم افزایی فعالیت ها، مهارت های دانش افزایی به ویزه در حوزه انتقال مفاهیم دینی و قرآنی جدی گرفته شود.

استاد قرائتی در پایان نهادینه سازی نماز، اهتمام به معارف قرآنی و ارائه بایسته های منتظر مهدوی را مهمترین مولفه های تاثیرگذار پیش روی مراکز دانش افزایی حوزه عنوان کرد و خاطرنشان ساخت: قرآن کریم باید بر اساس اصولی ترجمه و تفسیر گردد که جوامع غیر اسلامی نیز بتوانند با مطالعه آن، معانی مورد نظر آیات الهی را احصا نمایند.

 

۱۵۹۶-تبلیغ در محروم ترین منطقه اهواز تا جنگ‌زده ترین شهر سوریه+ رابطه محبت حقیقی و قوه غضبیه

۲۴ تیر
رزمندگان روحانی در سوریه

کد خبر: 420033 | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۴/۲۴ – ۰۹:۴۵ | سرویس: استان‌ها 60

گفتگوی خواندنی با یکی از فرماندهان روحانی اهوازی در سوریه؛ 
تبلیغ در محروم ترین منطقه اهواز تا جنگ‌زده ترین شهر سوریه 
حوزه/ او را با نام جهادی «ابوریحانه» یا «نادر حمید» می‌شناسند! نادر حمیدی که تا چندی پیش، یکی از فرماندهان اهوازی جبهه مقاومت در شام بود و قرعه ورود به یاران آسمانی امام حسین(ع) نصیبش شد.

 

 خبرگزاری «حوزه» –  ماجرای «ابوریحان» ماجرای عجیبی است. روحانی که تا پیش از ورود مستقیم به جنگ سخت نظامی، تبلیغ و نبرد در خط مقدم فضای مجازی و سایبری را بر هر چیز ترجیح می‌داد، ناگاه سر از سوریه درآورد و به‌ عنوان یکی از فرماندهان مستشاری ایران، عازم شامات شد.

نخستین سفر تبلیغی-نظامی او به سوریه ۶۰ روز به طول انجامید و یکی از عملیات‌های مهم جبهه مقاومت در سوریه یعنی آزادسازی مرز مشترک سوریه و عراق را راهبری می‌کرد.

آنچه در ادامه می‌آید حاصل گفتگوی خبرنگار «حوزه» در اهواز، با این مبلغ رزمنده جهادی است.

*حضرت‌عالی که یک مبلغ فعال در استان خوزستان هستید و همچنان عرصه‌های تبلیغی بسیار گسترده‌ای در همین استان پیش رویتان باز است، چرا تبلیغ در سوریه را انتخاب کردید و چگونه فعالیت در عرصه تبلیغی تبدیل به حضور مستقیم در خط مقدم جبهه مقاومت شد؟

همان‌طور که امام خمینی(ره) فرمودند «جنگ انسان ساز است و آنجایی که انسان ساخته می‌شود، میدان مبارزه با دشمن است»، هیچ فضای دیگری نمی‌توانست برای روحیه من به‌عنوان یک مبلغ، اثرگذار باشد. البته اگرچه فعالیت همیشگی من و دیگر دوستان طلبه‌ام تبلیغ در عرصه جنگ نرم فرهنگی است، با این حال از نام «جنگ نرم» می‌توان فهمید برای انسان، آن‌چنان قابل درک نیست! و ممکن است به‌مرور دچار افت انگیزشی گردد، لذا عزم تبلیغ در سوریه را در پیش گرفتم و از یک سال گذشته، مقدمات سفر تبلیغی‌ام را مهیا کردم.

پس از گذراندن دوره‌های نظامی، به کار همیشگی خودم یعنی تحصیل و تبلیغ پرداختم تا زمانی که مطلع شدم زمان اعزام بنده فرا رسیده، همسرم مقداری لباس و خوراکی در کیفم گذاشت و پس از خداحافظی با دو فرزند خردسالم به محل اعزام مراجعه کرده و سرانجام راهی دمشق شدم.

در ابتدای ورود نام جهادی بنده «ابوریحانه» بود و رزمندگان مرا با این عنوان خطاب می‌کردند، اما پس از یک اتفاق نادر، عنوان جهادی من به «نادر حمید» تغییر کرد.

علت کسب عنوان افتخارآمیز «نادر حمید»، اولاً شباهت این حقیر به آن شهید والامقام و دوم مهارتم در زمینه رزم و نبرد سخت با دشمن بود! وقتی از قرارگاه مرکزی پیغام دادند که باید در دفتر فرماندهی حاضر شوی، با خودم گفتم نکند از کار من راضی نباشند، اما به لطف خدا فرمانده از تلاش‌های این حقیر خرسند بود و بدین ترتیب هم عنوان و هم رده محل خدمتم ارتقاء یافت و به‌عنوان یکی از فرماندهان تیپ منصوب شدم.

حضور یک روحانی درخط مقدم جبهه مقاومت چه تأثیراتی می‌تواند داشته باشد؟

اولاً لازم است اشاره کنم «این که خداوند توفیق عنایت فرمود تا بنده در کنار رزمندگان جبهه مقاومت خدمت کنم، توفیقی و امتیازی است که نصیب هرکس نمی‌شود» و دوما «دوران هشت سال دفاع مقدس به من آموخت روحانیت به‌عنوان طلایه‌دار مکتب اهل‌بیت(ع) و تبلیغ دین، باید همواره پیش‌گام و پیش رو در همه عرصه‌ها باشد؛ پس بنده هم در جنگ کنونی، سعی کردم این روحیه را در خود تقویت کنم».

اما در پاسخ به سؤال شما باید بیان کنم که حضور یک طلبه در جبهه جنگ به مثابه یک اتوبان دو طرفه است؛ یعنی هم خودش از فضای «جبهه» استفاده می‌کند و هم به دیگر رزمندگان استفاده می‌رساند!

استفاده که می‌برد، تقویت بنیه‌های اعتقادی و به دست آوردن عزمی راسخ برای ادامه مسیر بسیار دشوار طلبگی است و استفاده‌ای که می‌رساند، ارتقای روحیه رزمندگان برای استقامت و تلاش هرچه بیشتر در برابر دشمن تکفیری می‌باشد.

*ترویج معارف اهل‌بیت(ع) در فضای جبهه‌ای که رزمندگان آن، صرفاً از شیعیان نیستند، چه تأثیری دارد! و نحوه فعالیت شما نسبت به این موضوع، به چه صورت بود؟

همان‌طور که میدانید سوریه یک کشور آزاد از حیث مذهب و فرق آسمانی است، یعنی شما به کرات مشاهده می‌کردید که در یک مجتمع مسکونی، ساکنینی با چند مذهب متفاوت از شیعه و سنی گرفته تا مسیحی و علوی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند.

اشتیاق جوانان سوری برای شنیدن احادیث اهل بیت(ع)

خب این مهم حساسیت کار فرهنگی را بسیار افزایش داده؛ چراکه محدودیت‌های شرعی یک جوان شیعی نسبت به یک شهروند مسیحی بسیار متفاوت است و مبلغین باید جدایِ از شریعت، مباحثی را مطرح کنند که برای هر قوم و مذهبی صدق کرده و قابل اجرا باشد! پس مسلماً ما نمی‌توانیم در یک جمع عمومی که جوانانی از مذاهب مختلف حضور داشتند، از احکام شرعی صحبت کنیم! در آنجا صرفاً مباحثی پیرامون زیبایی‌های دین اسلام، مشترکات ادیان الهی و اینکه همه پیامبران الهی مردم را به توحید و خداپرستی سوق می‌دهند و خدا جهاد و دفاع از وطن را واجب نموده، مطرح می‌کردیم.

نکته قابل توجه اینجاست که وقتی احادیث اهل‌بیت(ع) را برای رزمندگان سوری قرائت می‌کردیم، پیش از بیان نام مبارک امام معصوم(ع)، متن حدیث و روایت قرائت می‌کردیم و وقتی با اشتیاق می‌پرسیدند که این جمله از کیست، پاسخ می‌دادیم که از امام هفتم شیعیان است.

*پیرامون بارگاه مطهر حضرت زینب(سلام الله علیها) چند جمله‌ای بفرمایید. ارادت مردم سوری نسبت به این بارگاه منور تا چه حدی است؟

آن چیزی که سوریه و مردم را با یکدیگر متحد، مقاوم و استوار نگاه داشته، وجود مطهر بارگاه ملکوتی خانم زینب کبری(س) است و إلا پیش از اینها سوریه از پای افتاده بود.

توسل یک رزمنده مسیحی به حضرت زینب(س) برای پیروزی در عملیات

یاد خاطره‌ای افتادم بیان آن خالی از لطف نیست؛ شب عملیات آزادسازی مرز شرقی سوریه، به نیروها اعلام کردیم که راهی حرم شوند و از عمه سادات طلب کمک و همراهی کنند؛ بنده و تعدادی از فرماندهان با یکدیگر حرکت کردیم و وقتی وارد حرم مطهر و روبروی ضریح رسیدیم، صحنه‌ای را مشاهده کردم که تا آن لحظه چیزی شبیهش را ندیده بودم!

یک جوان مسیحی کنار ضریح زانو زده بود و با گریه متوسل به حضرت شده بود. نزدیک او شدیم و پس از مدت‌زمانی کوتاه بر روی شانه‌اش زدم و گفتم تو کجا! اینجا کجا! مگر الآن نباید در کلیسا باشی!؟ پس چرا اینجا و این مکان!؟ که وی پس از پاک کردن اشک‌هایش گفت: حاجی فردا فقط ایشون می تونه به ما کمک کنه….

این حرف را کسی به من زد که خود مسیحی است! ولی او هم در این جنگ پی برده که هدف دشمن تکفیر و جیره‌خوار آمریکا، نابودی اسلام و تسلط بر کشورهای اسلامی است. اما همچنان در تعجب هستم که چرا برخی‌ها از برکت انقلاب اسلامی تنعم می‌کنند، اما مخالف سر سخت حمایت از سوریه هستند! چرا برخی‌ها همچنان با تفکر لیبرالی خود، اقدام مدافعان حرم را تخریب کرده و سعی در غلط جلوه دادن آن می‌کنند.

*مقداری از فعالیت‌های تبلیغی‌تان در سوریه بفرمایید! نحوه تعامل مردم و رزمندگان سوری با شما چگونه بود؟

نیروهای سوری، به‌خصوص شیعیان، علاوه بر این که ارادت قوی که به اهل‌بیت(ع) دارند، به لحاظ فرهنگی بسیار نیاز به کمک دارند و تشنه شنیدن معارف اهل‌بیت(ع) هستند، آنان هرگاه متوجه می‌شدند که ما از ایران آمده و از روحانیون حوزه علمیه اهواز هستیم، مشتاقانه می‌نشستند و ساعت‌ها با ما هم‌صحبت می‌شدند. از علاقه شدیدشان به رهبر معظم انقلاب سخن می‌گفتند، این که ما به رهبر مدیون هستیم و شما را پاره‌ای از تن خود می‌دانیم.

برگزاری حلقه‌های صالحین در حرم حضرت زینب(س)

کار ما این بود که از صبح تا پاسی از شب در مناطق عملیاتی باشیم و به مقرهای مختلف سرکشی کنیم. که البته این برای من بسیار شیرین و دل‌چسب بود؛ چون می‌توانستم به‌صورت مستقیم با نیروهای عادی هم‌کلام شوم و با آن‌ها گپ و گفتی داشته باشم.

من به کمک چند نفر از طلابی که در قرارگاه مستقر بودند، کارگروه تبلیغی تشکیل دادیم و یک سری فعالیت‌های فرهنگی را هم برای رزمندگان و هم برای مردم عادی طراحی و اجرا کردیم.

از برگزاری حلقات شجره طیبه صالحین در حرم مطهر حضرت زینب(س) گرفته تا دیدار با خانواده شهدا به‌ویژه شهدای مسیحی و مذاهب دیگر! البته اقامه نماز جماعت علی‌الخصوص نمازهای وحدت و سخنرانی‌های مناسبتی که یکی از کارهای روتین و همیشگی بود.

*اشاره ای به علاقه مردم سوریه به امام خامنه ای کردید. لطفاً مقداری در این خصوص بفرمایید.

اکثر مردم سوریه به‌ویژه شیعیان و نیروهای حشد الشعبی، علاقه بسیار زیادی به رهبران جبهه مقاومت علی‌الخصوص «مقام معظم رهبری» داشته و اخبار و سخنان آنان را دنبال می‌کنند.

آن‌ها پیروزی خود را مدیون رهبری داهیانه ولی امر مسلمین امام خامنه ای، در اعزام نیروهای ایرانی به سوریه می‌دانند و معتقدند اگر ایران به یاری سوریه نمی‌شتافت، امروز اثری از سوریه باقی نمی‌ماند؛ به همین دلیل علاقه وافر و بسیار زیادی به امام خامنه‌ای دارند و عکس ایشان، سید حسن نصرالله و البته قاسم سلیمانی را در خانه‌ها و مغازه‌هایشان نصب می‌کنند.

*جایگاه معنوی حاج قاسم سلیمانی میان مردم سوری چگونه است؟

حاج قاسم حد وسط دوست‌داشتنی تمام کسانی است که در سوریه حاضر هستند. یعنی از روس‌ها و عراقی‌ها گرفته تا خود مردم سوریه با همه ادیان و فرقه‌اش، قاسم سلیمانی را به‌عنوان چهره محبوب سرزمینشان می‌شناسند.

آن‌ها تصویر حاج قاسم را بر روی صفحه اصلی موبایل‌هایشان قرار می‌دهند و اگر کسی عکس یادگاری با ایشان گرفته باشد، با افتخار آن را به دوستانش نشان می‌دهد.

البته تصاویر گوشی رزمندگان مدافع حرم، مختص به حاج قاسم نمی‌شود. یکی از نکات جالبی که به کثرت آنجا مشاهده کردم، این بود که عکس صفحه اول گوشی رزمندگان سوری غالباً شهدای مدافع حرم ایرانی است. وقتی از یکی از آن‌ها پرسیدم که شهید مصطفی رشید پور را می‌شناسی؟ او با افتخار گفت: بله. او همرزم ما بود و من افتخار می‌کنم که در کنار یک سردار ایرانی جنگیده‌ام.

*ظاهراً رزمندگان سوری علاقه خاصی به سردران ایرانی دارند؟

بله، در آنجا نیروهای ایرانی را «اصدقاء» به معنای «دوست» خطاب می‌کنند. به طور مثال وقتی می‌خواهیم از ایست و بازرسی‌های شهری عبور کنیم، هنگامی که متوجه می‌شدند ایرانی هستیم، با کمال احترام  می‌گفتند؛ «اهلا بالاصدقاء، شرف» و این «کلیدواژه» را برای هیچ‌کس دیگری جز ایرانیان به کار نمی‌برند.

«شجاعت در جنگ» و «نجابت» ۲ شاخصه مهم ایرانیان از زبان مردم سوری

من از جوانان و رزمندگان سوری یک اعتقاد راسخ را مکرر شنیدم که آن‌ها دو شاخصه ویژه را در ایرانیان مشاهده کرده‌اند یا به‌نوعی بیان می‌کنند که ما رزمندگان ایرانی را به دو دلیل دوست داریم؛ یکی این که «در رزم و جنگ بسیار شجاع هستند» و دیگر آن که «هیچ‌گاه به ناموس سوری نگاه نمی‌کنند و هرگاه دختر و زن سوری را دیده‌اند، سر را پایین انداخته و نجابت به خرج می‌دهند».

*با توجه به اینکه  شما در عملیات آزادسازی مرز سوریه و عراق حضور داشتید، آیا خاطره‌ای از حاج قاسم سلیمانی دارید؟

انگشتر عقیق؛ هدیه ویژه حاج قاسم

بله…. خوشبختانه خداوند متعال این توفیق را به من عنایت کرد که پس از آزادسازی مرز مشترک سوریه و عراق، برای شرح نحوه عملیات دیداری با ایشان داشته باشیم و در همان دیدار حاج قاسم انگشتری را به‌عنوان هدیه، به این حقیر تقدیم کرد.

*کلام پایانی

در پایان لازم است بیان کنم سوریه از لحاظ فرهنگی جای کار بسیاری دارد و می‌توان از تجربیات فرهنگی ایران، به نحو احسن استفاده کرد؛ چراکه آنجا تشنه کار فرهنگی است و با توجه به کثرت ادیان و مذاهب ]که البته نقطه اشتراک و وحدت مردم سوریه است[، آسیب‌های فرهنگی هم به همراه داشته و لازم است با ترویج فعالیت‌های فرهنگی، شدت این آسیب‌ها را کمتر کرد.

به آن دسته از مبلغانی که دغدغه کار فرهنگی جهانی دارند، توصیه می‌کنم به خیل مشتاقان مدافع حرم پیوسته و تجربه کار تبلیغی در یک کشور جنگی را برای خود بخرند که إن شاءالله زمینه‌ساز شکوفایی و رشد آن‌ها خواهد شد.

 

۱۵۹۵-درسی که استاد از شاگرد آموخت.+ محبت حقیقی و تواضع در برابر علم و عالم

۲۴ تیر
ادب کردن و احترام گذاشتن نسبت به همنوع از سفارشات اسلام است، حتی اگر نسبت به شما بی‌احترامی شده باشد، اما نسبت به استاد و شخصی که انسان از او مطلبی می‌آموزد اسلام تأکیدات بیشتری دارد و متعلم همواره مدیون معلم خویش است و باید حرمت او را نگه دارد.

 

آیه:

(( یکی از علائم و نشانهای محبت حقیقی بزرگداشت علم و تکریم عالم است، حتی در عدم احترام و اکرام از سوی عالمان و دانشمندان مومن و متدین و انسان دوست.))

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

 

لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ فصلت/۳۴

هرگز نیکی و بدی یکسان نیستند، پس بدی را با نیکوترین خصلت دفع کن

آینه:آیت الله العظمی مرعشی نجفی

حکایت؛ مرحوم آیه الله العظمی مرعشى نجفی از علمای با اخلاق و پر تلاشی بود که زحمات فراوانی برای اسلام کشید و کتابخانه عظیم و با ارزشی را از خود به یادگار گذاشت. ایشان گفتند: من براى مرجعیت حتی یک قدم هم برنداشته‌ام و آنچه حاصل شده است لطف خداوند و عنایت اهل‌بیت علیهم السّلام بوده است.

منقول است در زمان تحصیل علم، هنگامی‌که به درس می‌رفتند، غالباً بعد از پایان درس به همراه استاد روانه می‌شدند و سؤالات و اشکال خود را از او می‌پرسیدند. در یکى از روزها که با استاد همراه شدند و سؤالاتی را از ایشان پرسیدند، استاد ناراحت شد و با عصبانیت بر سینه ایشان زد و او را به عقب راند، امّا این عالم اخلاق مدار دست استاد را گرفتند و بوسیدند، این عکس‌العمل، استاد را سخت متأثر نمود و اظهار داشت اى شهاب! من امروز از تو درس ادب آموختم.۱

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب کرامات مرعشیّه
 

۱۵۹۴- تناسب نوع موسیقی و نوع محتوی+ موسیقی و رابطه آن با محبت واقعی

۲۳ تیر

ویدیو شاد برای امام حسین (ع)

 

آیا هر موسیقی با محتوای مذهبی مفید و بدون تخریب می باشد؟

 

۱۵۹۳-حجاب، مانع از دستبرد دزدان عفت و پاکی زن می‌ شود / تفاوت در آفرینش، لازمه بقاء نسل انسانی است.+ رابطه محبت حقیقی با بقاء نسل

۲۱ تیر

حضرت آیت الله سبحانی گفتند: در جامعه اسلامی، زنان و مردان هر دو تأمین‌کننده نیازمندی‌های اجتماعی هستند و هر دو باید در خدمت جامعه باشند؛ ولی قلمرو خدمت هر دو کاملا متفاوت است.

(( محبت حقیقی عامل حفظ اختلاف در آفرینش است نه تفاوت و خلاف، تا میان زن ومرد تصور برتری یکی بر دیگری توهم گردد.))

به گزارش خبرگزاری«حوزه»، متن پیام حضرت آیت‌الله  سبحانی به همایش عفاف و حجاب در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی که امروز ۲۱ تیرماه در تهران برگزار شد، توسط مرتضی نجفی قدسی مدیر دارالقرآن علامه طباطبایی در این همایش قرائت شد به این شرح است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

قال امیرالمؤمنین (ع):  «فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیْحَانَةٌ وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ»

پیش از آنکه درباره عفاف و راز حجاب سخن بگویم، از کلیه کسانی که این فضای روحانی را پدید آورده‌اند، صمیمانه سپاسگزارم.آیت‌الله سبحانی

برگزاری این نوع همایش‌ها، بسیاری از پرده‌های جهالت را درمورد سرّ حجاب برمی‌افکند و سیمای واقعیت را پدیدار می‌سازد.

حدیثی که از امیر بیان نقل شد، حاکی از آن است که جنس زن، ریحان، یعنی شاخه گلی طبیعی است که طاقت سرما و گرمای شدید را ندارد و باید باغبان در حراست آن کوشا باشد، و زن، آن شاخه جامعه و گوهر گرانبهایی است که حرامی‌ها در صدد ربودن سرمایه عفت و پاکی او هستند و حجاب، مانع از دستبرد دزدان عفت و پاکی او می‌باشد.

از دیدگاه شریعت اسلامی، جنس زن مانند جنس مرد،  ارکان اجتماع را تشکیل می‌دهند و هردو از کمال انسانیت برخوردار می‌باشند و تفاوت در آفرینش، لازمه بقاء نسل انسانی است.

اسلام برای حفظ نسل انسانی از آلودگی، حجاب را برای زن لازم دانسته است تا دیگران نتوانند نسبت به او سوءظن پیدا کنند و دامن او را آلوده سازند.

در جامعه اسلامی، زنان و مردان هر دو تأمین‌کننده نیازمندی‌های اجتماعی هستند و هر دو باید در خدمت جامعه باشند؛ ولی قلمرو خدمت هر دو کاملا متفاوت است.

کارهای سنگین که به بازوان قوی و استخوان‌بندی نیرومند نیاز دارد، از آن رجال است؛ ولی کارهای ظریف که با آفرینش زن کاملا هماهنگ است از آن نساء است؛ ولذا امیر بیان فرمود:  «وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ»، یارای تحمل کارهای خشن را ندارد.

به قول حماسه‌سرای معروف ایران جناب فردوسی:

زنان را در عالم بس این یک هنر                نشینند و زایند مردان نر

اینجانب از راه دور، سلام و درود خود را به کلیه کسانی که در حفظ عفاف زنان سعی و کوشش نموده‌اند، فرستاده و از خداوند متعال برای همگان خواهان توفیق هستم.

قم مقدسه – جعفر سبحانی

۱۷ شوال

 

۱۵۹۲-عالمی که مانع اعلام کشف حجاب رضاخانی به مدت ۸ سال شد / اعتراض شدید به بی حجابی همسر شاه+ محبت حقیقی ودفاع حقیقی

۲۱ تیر

 آیت الله شیخ محمد تقی بافقی

کد خبر: ۴۱۹۸۱۱ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۴/۲۱ – ۰۹:۰۰ | سرویس: استان‌ها ۴۴
نایب رئیس شورای حوزه علمیه یزد در گفتگو با «حوزه» مطرح کرد:
عالمی که مانع اعلام کشف حجاب رضاخانی به مدت ۸ سال شد / اعتراض شدید به بی حجابی همسر شاه
حوزه / ماه رمضان ۱۳۴۶ق، برابر با نوروز ۱۳۰۷ش بود. زائران بسیاری به قم رفته بودند تا هنگام تحویل سال، در کنار قبر حضرت معصومه(س)باشند. آن روز، همسر شاه و چندتن از همراهانش نیز بدون حجاب در حرم حاضر شده بودند و با آن سر و وضع نامناسب، بسیار جلب نظر می کردند. وقتی شیخ بافقی از این جریان آگاهی یافت …

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه» از یزد، بیست و یکم تیرماه سالروز قیام مردم مشهد علیه کشف حجاب به عنوان روز عفاف و حجاب نامگذاری شده است. روزی که دژخیمان رضاخان، مردم معترض به کشف حجاب را درمسجد گوهرشاد به خاک و خون کشیدند.

زمانی که واژه حجاب به میان آورده شود ناخودآگاه ذهن ها به سمت آیت الله شیخ محمد تقی بافقی، بزرگ مرد دیار کویر دارالعباده می رود، عالمی که با ایستادگی در برابر  رضاخان قلدر، نام خود را برای همیشه در تاریخ این مرز بوم به عنوان نماد امر به معروف و نهی از منکر جاودانه کرد.

از این روز خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در یزد به سراغ حجت الاسلام والمسلمین سید محمد کاظم مدرسی، نایب رئیس شورای حوزه علمیه یزد رفته و واکاوی ابعاد شخصیتی مرحوم آیت الله محمد تقی بافقی(ره)، به ویژه مخالفت ایشان با دیکتاتوری رضاخان و مسئله کشف حجاب پرداخته که حاصل آن در ادامه می آید:

نایب رئیس شورای حوزه علمیه یزد ابتدا به توضیحی در خصوص زندگی نامه آیت الله محمد تقی بافقی پرداخت و گفت: ایشان فرزند محمد باقر تاجر از عالمان برجسته دینی یزد در سده ۱۴ق ، در تاریخ ۱۲۹۲ در بافق در خانواده ای باتقوا دیده به جهان گشود.

تحصیل آیت الله بافقی در مدرسه علمیه مصلی یزد

وی ادامه داد: آیت الله  بافقی ادبیات و علوم را در زادگاهش فرا گرفت و در ۱۴ سالگی به یزد رفت و در مدرسه مصلی از محضر بزرگانی چون آیت الله العظمی میر سید علی مدرس لب خندقی متولد ۱۲۶۳ق به فراگیری سطوح پرداخت. و سال ۱۳۲۰ق  و در ۲۸ سالگی به دلیل مخالفت هایش با دولت و احتمال دستگیری وی و نیز به منظور ادامه تحصیل دروس اسلامی رهسپار نجف گردید.

حجت الاسلام والمسلمین مدرسی خاطر نشان کرد: در نجف اشرف مدارج عالی فقه و اصول و تفسیر را در خدمت آیات عظام آخوند خراسانی (م ۱۳۲۹ق )و سید محمد کاظم طباطبایی یزدی (م ۱۳۳۷ق) طی کرد و به درجه ی اجتهاد نائل آمد.

نایب رئیس شورای حوزه علمیه یزد با بیان اینکه ایشان حدیث و درایه را نیز در محضر سید حسین صدر کاظمی و حاج میرزاحسین نوری فرا گرفت و با همکاری جمعی از فضلا کتاب مستدرک الوسائل محدث نوری را پس از تالیف آن ، مقابله و تصحیح کرد، اظهار داشت: همچنین پس از تالیف این کتاب از آیت الله العظمی سید حسن صدر(م ۱۳۵۴ق) و آیت الله العظمی سید محمود مرعشی نجفی(م ۱۳۳۷ق) اجازه روایت گرفت.  آن گاه به کربلا عزیمت کرد و به همراه بزرگانی همچون سید محمد کاظم عصاره، سید محسن امین عاملی(صاحب اعیان الشیعه) و حاج میرزا علی آقا طباطبایی (استاد علامه طباطبایی) ، به محضر استاد بزرگ سید احمد کربلایی (از شاگردان ملاحسینقلی همدانی) راه یافت و به تهذیب نفس و تزکیه اخلاق پرداخت.

 هر پنج شنبه مسیر  بجف به کربلا را پیاده می پیمود

تولیت مدرسه علمیه «مصلی» یزد با بیان اینکه آیت الله بافقی در مدت اقامت در عراق ۲ بار با پای پیاده به مکه و ۷ بار به مشهد مقدس مشرف شد، عنوان کرد: ایشان همچنین در ایام سکونت در نجف هر پنج شنبه پیاده مسیر کربلا را می پیمود و صبح جمعه به نجف باز می گشت.

یاری آیت الله حائری یزدی در تاسیس حوزه  قم

وی ادامه داد: آیت الله بافقی سرانجام پس از ۱۷سال اقامت در عراق، بعد از درگذشت مرجع بزرگ عالم تشیع سید محمد کاظم یزدی ، در سال ۱۳۷۷ ق به ایران مراجعت کرد و در قم ، در محله باغ پنبه ساکن شد.  سه سال پس از اقامت در قم در ۲۲ رجب سال ۱۳۴۰ق ، آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قصد زیارت به قم مشرف شد و به اصرار جمعی از بزرگان به ویژه آیت الله بافقی در قم ماندگار شد و به تاسیس حوزه علمیه اقدام کرد و آیت الله بافقی نیز در اداره امور حوزه و تامین شهریه طلاب ، ایشان را یاری می کرد و در غیاب مرحوم حائری به جای او به امامت جماعت می ایستاد.

نایب رئیس شورای حوزه علمیه یزد خاطرنشان کرد: آیت الله بافقی در آن سال ها چندین مسجد از جمله مسجد میدان کهنه و مسجد حسین آباد را بنا و مسجد مقدس جمکران را احیا کرد.

دغدغه شیخ بافقی رسیدگی به امور طلاب بود

حجت‌الاسلام‌ والمسلمین مدرسی به مهربانی آیت الله بافقی با طلاب و رسیدگی به مشکلات آنان اشاره کرد و گفت: یکی از دغدغه های ایشان، رسیدگی به امور محصلان علوم دینی بود و هر ماه به طور مرتب و با ترتیب خاصی، به طلبه های حوزه  قم شهریه می داد. بدین ترتیب که شهریه هر یک از آن ها را در پاکت می گذاشت و خود شخصا به حجره یا منزل آنان می برد تا هم احوالی از ایشان بپرسد و از نزدیک در جریان مشکلاتشان قرار بگیرد، و هم کمک مالی بکند و اندکی از اشتغال های بی مورد آنان بکاهد، تا با خیال راحت درس بخوانند.

تولیت مدرسه علمیه «مصلی» یزد با اشاره به اینکه آیت الله بافقی، فقیهی ممتاز ، عالمی شجاع، مجتهد ، با اخلاص ، قناعت پیشه، متواضع ، دوستدار اهل بیت (ع)و عارفی پرهیزگار و زاهد بود و جز کرباس و قدک نمی پوشید ، ابراز داشت: وی در ایام اقامت در قم با عارف بزرگ آیت الله آقا میرزاجواد آقاملکی تبریزی معاشرت و رابطه دوستانه داشت.

 بارها به فیض زیارت حضرت ولی عصر(عج) نائل آمد

حجت الاسلام والمسلمین مدرسی با بیان اینکه آیت الله بافقی را در آن زمان ، سلمان عصر و اویس قرن خوانده اند، افزود:ایشان بارها به فیض زیارت حضرت ولی عصر(عج) نائل آمد و شرح برخی از این تشرفات در منابعی چون آثار الحجه و کرامات الصالحین نقل شده است.

وی در خصوص شخصیت بزرگ آیت الله بافقی، گفت: ایشان ضمیری آگاه ، روشن و باطنی باصفا داشت و از اخبار آینده پیشگویی می کرد و در بسیار از مسائل مهم دعاهایش به اجابت می رسید.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین مدرسی ، آیت الله بافقی را مصداق بارز آمران به معروف و ناهیان از منکر در آن زمان دانست و تصریح کرد: ایشان در بیان حق از هیچ کس واهمه نداشت و از سرزنش ملامت کنندگان نمی هراسید و اینکه او از مخالفان سرسخت دولت پهلوی بود.  

تولیت مدرسه علمیه مصلی یزد به یکی از اعتراضات آیت الله بافقی در آن زمان اشاره و عنوان کرد: آیت الله بافقی در پی انتشار اعلامیه دولت مبنی بر ممنوعیت تبلیغ و امر به معروف و نهی از منکر ، اهالی قم را دعوت به تجمع کرد و و در سخنرانی خود در صحن مطهر حرم حضرت معصومه(س) دولت را ستمگر و نادان خواند و حکومت رضاخان را حکومت فراعنه نامید. و به دنبال این حرکت ، دولت از تصمیم خود عقب نشینی کرد.

اعتراض شدید به بی حجابی همسر  رضاخان

نایب رئیس شورای حوزه علمیه یزد افزود: ماه مبارک رمضان ۱۳۴۶ق، برابر با نوروز ۱۳۰۷ش بود. زائران بسیاری به قم رفته بودند تا هنگام تحویل سال، در کنار قبر حضرت معصومه علیهاالسلام باشند. آن روز، همسر شاه و چندتن از همراهانش نیز بدون حجاب در حرم حاضر شده بودند و با آن سر و وضع نامناسب، بسیار جلب نظر می کردند. وقتی شیخ بافقی از این جریان آگاهی یافت، سید واعظ، یکی از شاگردان خود را فرستاد تا آنها را امر به معروف کند، ولی همسر رضاخان هیچ اعتنایی نکرد. از همین روی، شیخ محمدتقی خود نزد خانواده دربار رفت و سخت به آنان اعتراض و اخطار کرد که یا حجابشان را درست کنند یا از حرم خارج شوند. همسرشاه نیز به خانه تولیت حرم رفت و این واقعه را به تهران خبر داد. طولی نکشید که رضاخان با گارد نظامی به قم رسید، با چکمه وارد صحن حرم مطهر شد، شیخ بافقی را مورد ضرب و شتم قرار داد و به تهران برد.

هشت سال اعلام کشف حجاب به تاخیر افتاد

حجت الاسلام والمسلمین مدرسی با اشاره به اینکه این واکنش تند آیت الله بافقی سبب هشت سال تاخیر در اعلام کشف حجاب شد، افزود: این عکس العمل شیخ بافقی تاثیر شایانی در حوزه  علمیه قم برجای گذاشت.

نظر امام خمینی(ره) درباره آیت الله بافقی

وی اضافه کرد: نقل کرده اند که امام خمینی (ره)در درس اخلاق خود که روزهای چهارشنبه و پنج شنبه در مدرسه فیضیه تشکیل می شد، هر گاه می خواست مردی مجاهد و یک مؤمن حقیقی و انسان نمونه و پرهیزکار را معرفی کند، مرحوم بافقی را مثال می زد و می فرمود: «هر کس بخواهد در این عصر مؤمنی را زیارت و دیدار کند که شیاطین تسلیم او می شوند و به دست او ایمان می آورند، مجاهد بافقی را ببیند».

۱۴ سال تبعید

حجت‌الاسلام ‌والمسلمین مدرسی خاطر نشان کرد: آیت الله بافقی در دوران ۱۴سال تبعید خود، در آستان حضرت عبدالعظمیم حسنی(ع) به اقامه جماعت، حل و فصل امور دینی مردم و ترویج و آبادنی مساجد همت گمارد و به لحاظ تقوا، صداقت و روحیه مساعدت از محبوبیتی خاص در بین مردم آن زمان برخوردار بود.

 حادثه تلخ مسجد گوهرشاد و سکته آیت الله بافقی

تولیت مدرسه علمیه «مصلی» یزد، عشق آیت الله بافقی را نسبت به مردم بسیار زیاد دانست و به نمونه ای از حادثه ای که علاقه آیت الله را نسبت به مردم نشان می داد اشاره کرد و گفت: در ۲۱ تیرماه سال ۱۳۱۴ش، واقعه مسجد گوهرشاد پیش آمد. به دنبال اعمال فشار مأموران دولتی برای کشف حجاب، عده زیادی از مردم در حرم امام رضا علیه السلام و مسجد گوهرشاد متحصن شدند و اعلام کردند تا مسأله حجاب زنان حل نشود، از آن جا خارج نمی شود. رضاخان برای پایان دادن به این قضیه، دستور داد چنانچه مردم با تهدید از مسجد خارج نشوند، به آنان تیراندازی کنند. بدین ترتیب، بیش از ۲ هزار نفر از زائران حرم رضوی و مردم به خاک و خون کشیده شدند.

نایب رئیس شورای حوزه علمیه یزد با بیان اینکه حکومت، جنازه کشته شدگان را بدون رعایت موازین شرعی دفن کرد و تمام شهر مشهد از این واقعه عزادار شد و مرحوم بافقی پس از شنیدن این خبر، از فرط ناراحتی سکته کرد و مدتی بستری شد، تصریح کرد: ایشان پس از این که اندکی بهبودی یافت، با وجود اینکه از سوی دولت ممنوع الخروج بود، تاب نیاورد و به مشهد رفت تا تسلای دل داغدیده مردم آن دیار باشد.

جلوگیری از گشوده شدن شراب فروشی در قم

وی با اشاره به اینکه آیت الله بافقی پس از عزل رضاشاه در ۱۳۲۰ق از تبعید رهایی یافت و به قم بازگشت و علمای بزرگی همچون امام خمینی(ره) به دیدار او رفتند، ابراز داشت: آیت الله بافقی در مدت کوتاه حضور خود در شهر قم از گشوده شدن شراب فروشی ها جلوگیری کرد و سپس به زیارت عازم عتبات عالیات رفت و ۱۱ ماه در آنجا ماند.

حجت‌الاسلام‌ والمسلمین مدرسی در پایان گفت: عالم ربانی آیت الله محمد تقی بافقی در روز دوشنبه ۱۲ جمادی الاولی ۱۳۶۵ ق برابر با ۱۲ مرداد ۱۳۲۵ ش پس تحمل چند سال بیماری سرطان، پس از عمل جراحی در بیمارستان فیروزآبادی تهران، جان به جان آفرین تسلیم کرد و پیکر مطهرش را به قم انتقال دادند و در مسجد بالاسر  در جوار آیت الله حائری یزدی، در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) به خاک سپردند.

انتهای پیام/

 

۱۵۹۱-فواید حجاب در ابعاد فردی، اجتماعی و اقتصادی+ حجاب کمالی و محبت حقیقی

۲۱ تیر

حجاب فاطمی

کد خبر: ۴۱۹۸۸۴ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۴/۲۰ – ۱۳:۱۴ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۵

فواید حجاب در ابعاد فردی، اجتماعی و اقتصادی
حوزه / حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان است و مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن می باشد.

خبرگزاری «حوزه» به مناسبت بیست و یکم تیرماه روز حجاب و عفاف به بررسی رابطه حجاب و عفاف و آثار و فوائد آن در ابعاد فردی، اجتماعی و اقتصادی از منظر آیات قرآن پرداخته است.

 رابطه ی حجاب و عفاف

چشم و دل را پرده میبایست امّا از عفاف

چادر پوسیده بنیاد مسلمانی نبود[۱]

شبهه: بعضی با تمسک به شعر فوق، ادعا نمودهاند که بین حجاب و عفاف رابطهای نیست؛ عفاف لازم است، اما حجاب لازم نیست. گاه همین مطلب با تمسک به حجاب و پوشش زنان روستایی و زنان شالیزار شمال کشور توجیه میشود که آنها حجاب کامل ندارند، ولی عفیف هستند.[۲] آیا ادعای مذکور صحیح است؟

  حجاب در کتاب‌های لغت به معنای پوشش، پرده و مانع آمده است. به نگهبان، حاجب میگویند؛ چون مانع ورود اغیار و بیگانگان در یک حریم و محیط خاص میگردد.

بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد[۳]؛ بنابراین، دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترکاند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛[۴] بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم میگردد. قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه میدهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباسهای رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت میگوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباسهایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.[۵]

علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانهای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.

با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار میدهند آشکار میگردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است ، حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و اساسی ترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزلهی سنگ بنای دیگر حجابها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست.

البته، همانگونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمیتوان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر میشود عفیف دانست؛ زیرا پوشش ظاهری یکی از علامتها و نشانههای عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد.[۶] بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسانهایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد.[۷]

وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِداًً؛[۸] زمین پاک نیکو گیاهش به اذان خدا نیکو برآید و زمین خشن ناپاک بیرون نیاورد، جز گیاه اندک و کم ثمر.

هدف و فلسفه  حجاب

هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست میآید:

إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ؛[۹] بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ

اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمیدانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.

از قرآن کریم استفاده میشود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی همچون:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛[۱۰] ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.

وَ إِذا سَأَلُتمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ؛[۱۱] و هرگاه از زنان رسول متاعی میطلبید از پس پرده بطلبید، که حجاب برای آن که دل‌های شما و آنها پاک و پاکیزه بماند بهتر است.

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛[۱۲] و زنان سالخورده که از ولادت و عادت بازنشسته‌اند و امید ازدواج و نکاح ندارند، بر آنان باکی نیست که اگر اظهار تجملات و زینت خود نکنند، نزد نامحرمان جامههای خود را از تن برگیرند و اگر بازهم عفت و تقوای بیش‌تر گزینند، بر آنان بهتر است و خدا به سخنان خلق شنوا و آگاه است.

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛[۱۳] ای پیغمبر با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادرهای خود فروپوشند که این کار برای این که آنها به عفت و حریت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوسرانان) آزار نکشند بر آنان بسیار بهتر است و خدا در حق خلق، آمرزنده و مهربان است.

چون نگاه به نامحرم توسط مردان، باعث تحریک و تهییج جنسی آنان و در نتیجه منجر به فساد میشود، خداوند در کنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، به مردان نیز دستور به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر آنان حرام کرده است؛ چنانکه از امام رضا(ع) نقل شده است:

حُرّم النظر الی شعور النساء المحجوبات بالازواج و غیرهنّ من النساء لما فیه من تهییج الرجال و ما یدعوا التهییج الی الفساد و الدخول فیما لا یحلّ و لا یجمل؛[۱۴] نگاه به موهای زنان با حجاب ازدواج کرده و بانوان دیگر، از آن جهت حرام شده است که نگاه، مردان را برمیانگیزد و آنان را به فساد فرا میخواند در آنچه که ورود در آن نه حلال است و نه شایسته.

حجاب وعفاف نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی در بین افراد جامعه، و ایجاد صلاح و پیش‌گیری از فساد است.

آثار و فواید حجاب در ابعاد مختلف

حجاب و پوشش، در ابعاد مختلف، دارای آثار و فواید زیادی است که بعضی از مهم‌ترین فواید آن عبارت‌اند از:

الف) فایدهی حجاب در بُعد فردی

یکی از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردی، ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادی معاشرتهای بیبندوبار میان زن و مرد، هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی میبخشد و تقاضای سکس را به صورت عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی درمیآورد. غریزه‌ی جنسی، غریزهای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هرچه بیش‌تر اطاعت شود بیش‌تر سرکش میگردد؛ هم‌چون آتشی که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعلهورتر میگردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بیحیایی و برهنگی، اطاعت از غریزه‌ی جنسی بیش‌تر شده است، هجوم مردم به مسئله‌ی سکس نیز زیادتر شده و تیراژ مجلات و کتب سکسی بالاتر رفته است. این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایلاند همه‌ی گرفتاری‌هایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزه‌ی جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیتهاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین میرود.

البته از این افراد باید پرسید؛ آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروکش کرده است یا افزایش یافته است؟![۱۵]

پاسخ هر انسان واقعبین و منصفی به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکلهای جدیدتری از تمتّعات و بهرهبرداریهای جنسی در آنها رواج و رسمیت مییابد.

یکی از زنان غربی منصف، وضعیت جامعهی غرب را در مواجهه با غریزهی جنسی اینگونه توصیف کرده است:

کسانی می‌گویند مسئله‌ی غریزه‌ی جنسی و مشکل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن روی‌گرداندن و به بچه و سگ و یا هم‌جنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!![۱۶]

ب) فایدهی حجاب در بُعد خانوادگی

یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قوی‌تر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیش‌تر کانون خانواده میگردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:

در جامعهای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسه‌ی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشه‌ی خانوده را میسوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن میزند. زنی که بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهرهاش شکفتگی خود را از دست میدهد و روی در خزان میگذارد. در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوانتری از راه میرسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسهای میدهد؛ و این مقدمهای میشود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همه‌ی خواهران جوان لابد میدانند که هیچ جوانی نیست که به میانسالی و پیری نرسد و لابد میدانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت‌اند در فردای بیطراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانواده‌ی فردای آنها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانوادهها ایجاد میکنند.[۱۷]

ج) فایده ی حجاب در بُعد اجتماعی

یکی از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعی، حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه است. در مقابل، بیحجابی و بدحجابی باعث کشاندن لذتهای جنسی از محیط و کادر خانواده به اجتماع، و در نتیجه، تضعیف نیروی کار افراد جامعه میگردد. بدون تردید، مردی که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و … همواره با قیافههای محرّک و مهیّج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروی کار او کاهش مییابد. برخلاف نظامها و کشورهای غربی، که میدان کار و فعالیتهای اجتماعی را با لذتجوییهای جنسی درهم میآمیزند،[۱۸] اسلام میخواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از اینگونه لذتها پاک شده، و لذتهای جنسی، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود[۱۹].

د) فایدهی حجاب در بُعد اقتصادی

استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکی، به دلیل سادگی و ایجاد یکدستی در پوشش بانوان در بیرون منزل، میتواند از بُعد اقتصادی نیز تأثیر مثبت در کاهش تقاضاهای مدپرستی بانوان داشته باشد؛ البته به شرط اینکه خود چادر مشکی دست‌خوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستی در چادرهای مشکی نیز مشاهده میگردد، به گونهای که برخی از بانوان به جای استفاده از چادرهای مشکی متین و باوقار، به چادرهای مشکی، توری، نازک و دارای طرحهای جِلف و سبک که با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبی ندارند روی میآورند.

یکی از دانشجویان محجبه درباره‌ی رواج فرهنگ مدگرایی در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:

یادم می‌آید آن وقت‌ها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانه‌ی کسی بروم، لباسی را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمی‌شدم فردا بپوشم! احساس می‌کردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدی رفته باشم. این کارها واقعاً رفاه حال و راحتی را از خانم‌ها سلب کرده بود.[۲۰]

علاوه بر فواید یاد شده، به طور فهرستوار فواید و آثار دیگری نیز برای حجاب و پوشش میتوان نام برد، که مهمترین آنها عبارتند از:

ـ حفظ ارزشهای انسانی؛ مانند عفت، حیا و متانت در جامعه و کاهش مفاسد اجتماعی.

ـ هدایت،کنترل و بهرهمندی صحیح و مطلوب از امیال وغرایز انسانی.

ـ تأمین و تضمین سلامت و پاکی نسل افراد جامعه.[۲۱]

 

 

[۱] . پروین اعتصامی، دیوان شعر، ص ۱۵۴.

[۲] . کیهان لندن، ۱۱/۳/۱۳۷۴.

[۳] . الف) العفة: الکفِّ عما لا یحلّ و لا یجمل؛ ابن منظور، لسان العرب، واژهی عفّت.

ب) العفة: حصول حالة للنفس تمتنع بها عن غلبة الشهوة، راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، واژه‌ی عفّت.

ج) عفّ عن الشیء: امتنع عنه؛ فیومی، المصباح المنیر، واژه‌ی عفّت.

[۴] . ر. ک: خسرو باقری، «نگاهی دوباره به تربیت اسلامی»، بحث ویژگیهای عمومی انسان، ص۶۶ – ۷۳.

[۵] . سوره‌ی نور، آیه‌ی ۶۰؛ این که ثیاب در آیه‌ی شریفه را به چادر معنا کردیم، به علت روایات متعددی است که آن را به جلباب تفسیر کرده است. و در مباحث آینده آشکار خواهد شد که جلباب به معنای چادر است. برای آشنایی با روایاتی که ثیاب در آیه‌ی شریفه را به جلباب تفسیر کردهاند، ر.ک: وسائل الشیعه، ج ۱۴، ابواب مقدمات نکاح، باب ۱۱۰، باب القواعد من النساء.

[۶] . ر.ک: مهریزی، حجاب؛ سیدعلی سادات فخر «حجاب ارزش یا روش»، کتاب نقد، ش ۱۷ (فمینیزم) و ناهید طیبی، «حجاب و عفاف، مروری دوباره» مجله‌ی پیام زن، ش ۹۵ و ۹۶. مؤسسه فرهنگی دارالحدیث، مجلهی حدیث زندگی، ویژهی عفاف. شمارهی ۶، مرداد و شهریور ۱۳۸۱.

[۷]. ناهید طیبی، «حجاب و عفاف مروری دوباره»، مجله‌ی پیام زن، شماره‌ی ۹۵، ص ۷۵ (با کمی دخل و تصرف.)

[۸] . سورهی اعراف (۷)، آیهی ۵۸. ۴. سوره‌ی جمعه (۶۲)، آیه‌ی ۲.

[۹]. سوره‌ی حجرات (۴۹)، آیه‌ی ۱۳.

[۱۰] . سوره‌ی نور (۲۴)، آیه‌ی ۳۰.

[۱۱] . سوره‌ی احزاب (۳۳)، آیه‌ی ۵۳.

[۱۲] . سوره‌ی نور (۲۴)، آیه‌ی ۶۰.

[۱۳] . سوره‌ی احزاب (۳۳)، آیه‌ی ۵۹.

[۱۴] . مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۳۴.

[۱۵]. برای آگاهی از ابعاد گسترش این حرص و ولع ر.ک: جلال رفیع، یادداشت‌ها و ره‌آوردهای سفر نیویورک، در بهشت شدّاد آمریکای متمدن، آمریکای متوحش.

[۱۶]. احمد صبوری اردوباری، آیین بهزیستی اسلام، ج ۳، ص ۳۰۲.

[۱۷] . غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص ۶۹ـ۷۰.

[۱۸]. برای آگاهی از گستره‌ی کشانده شدن لذت‌های جنسی به محیط‌های کاری و اجتماع، و اعترافات صریح بعضی از زنان کشورهای غربی درباره‌ی مزاحمت‌های جنسی نسبت é ê به زنان و کودکان، ر.ک: احمد صبوری اردوباری، بهایِ یک نگاه؛ محمدتقی فلسفی، کودک از نظر وراثت و تربیت، ج ۲، و روح‌الله حسینیان، حریم عفاف.

[۱۹] . سه بُعد قبل، از کتاب مسئله‌ی حجاب، استاد مطهری، ص ۸۴ـ۹۴، (با دخل و تصرف) اقتباس شده است.

[۲۰]. ر.ک: احمد اردوباری، آیین بهزیستی اسلام، ج ۳، ص ۲۲۲.

[۲۱]. برای آگاهی بیشتر درباره‌ی آثار و فواید حجاب و پوشش ر.ک: مجموعه مقالات پوشش و عفاف، دومین نمایشگاه تشخص و منزلت زن در نظام اسلامی؛ همچنین درباره‌ی ضررهای بدحجابی ر.ک: اسدالله محمدی‌نیا، آنچه باید یک زن بداند، بخش‌های ۳، ۴ و ۵.

حجاب شناسی (چالشها و کاوشهای جدید)

حجت الاسلام حسین مهدیزاده