RSS
 

بایگانی برای آذر, ۱۳۹۶

۱۶۸۵-نگاهی به ماهیت کرسی‌های نظریه‌پردازی و آزاداندیشی + ابزارهای فعال کننده محبت حقیقی

۲۹ آذر

حجت الاسلام والمسلمین میرمعزی

کد خبر: ۴۳۴۸۳۲ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۹/۲۸ – ۱۳:۰۰ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
در گفت و گوی تفصیلی با معاون پژوهش حوزه‌های علمیه مطرح شد:
نگاهی به ماهیت کرسی‌های نظریه‌پردازی و آزاداندیشی
فضای دروس خارج به‌صورتی است که فضلایی که سطح را تمام کرده‌اند، آماده شنیدن نظریات و حتی نقد نظریات هستند، اما مشکل این‌جاست که در کرسی‌های درس خارج هم نظریات از حالت گفتاری به حالت نوشتاری تبدیل نشده‌اند و نظریات در قالب یک نظریه علمی ارائه نمی‌شوند؛ در حالی‌که نوآوری‌هایی که در حوزه تولید می‌شود، باید در قالب یک نظریه علمی تدوین و ارائه بشوند.

خبرگزاری «حوزه»، به مناسبت هفته پژوهش و به منظور گرامیداشت این ایام نشریه افق حوزه در گفتوگوی اختصاصی با حجت الاسلام والمسلمین سید حسین میرمعزی معاون پژوهش حوزههای علمیه،  به تشریح برنامههای پژوهشی، تبیین چشماندازها،آسیبها و چالشهای پیشرو پرداخته که تقدیم خوانندگان ارجمند میشود.

حجت الاسلام و المسلمین میرمعزی با تبیین جایگاه کرسی های نظریه پردازی و آزاد اندیشی و راه های گسترش آن در حوزه و دانشگاه به کاستی ها و مشکلات پیش رو در این عرصه پرداخت و گفت :محل بحث، کرسیهای نظریهپردازی هستند و اشاره خواهیم کرد که کرسیهای آزاداندیشی چه ارتباطی با این کرسیها دارند.

در آییننامه برگزاری کرسیها که مصوب شورایعالی حوزه است، نظریه اینطور تعریف شده است که نظریه مجموعهای است نظاممند و سازگار از مفاهیم و گزارههای کلی که تبیینی درباره چیستی و چرایی و چگونگی موضوع مورد نظر ارائه میدهد و محصول مطالعه و پژوهش روشمند و برخوردار از وجاهت و سطح علمی لازم بوده و دارای مبانی و فرضیه و دلایل کافی و ساختار علمی منطقی میباشد.

اما نظریهپردازی عبارت است از ارائه نظریه جدید در عرصه یکی از علوم حوزوی. در کنار نظریهپردازی، ما با نوآوری مواجه هستیم و نوآوری ارائه روشمند یک دیدگاه و رویکرد و بحث علمی در عرصه علوم حوزوی و دانشهای وابسته دینی است.

تفاوت نوآوری و نظریهپردازی هم در این است که نظریهپردازی مجموعه سازگاری از مفاهیم است که ناظر به یک موضوع جدید است، اما در نوآوری ممکن است یک مسئله جدید یا یک بیان جدید و تقریر جدید یا روش جدیدی برای رسیدن به پاسخ مسئله باشد.

در کنار اینها کرسی نقد را داریم که نقد روشمند جدید نسبت به یکی از نظریات در آن مطرح میشود.

همه آنچه گفته شد اعم از کرسی نظریهپردازی و نوآوری و نقد، مبتنی بر یک پژوهش هستند. پژوهش فرآیند روشمند پاسخ به یک سؤال جدید است. بنابراین میتوانیم بگوییم هر یک از این موارد نظریهپردازی، نوآوری و نقد محصول یک پژوهش روشمند و عمیق در یکی از عرصههای علوم اسلامی و انسانی است،

در کنار این کرسیهای سهگانه، کرسیهای آزاداندیشی وجود دارد که از جهت موضوع با کرسی نظریه، نوآوری و نقد تفاوتی ندارند، در یک کرسی آزاداندیشی هم ممکن است یک نظریه مطرح بشود یا یک نوآوری و یا نقد وجود داشته باشد. تفاوت این دو در چهارچوبه رسمی است، در کرسیهای آزاداندیشی اساس کار قضاوت، داوری و اثبات یا رد رسمی نیست، کرسی آزاداندیشی به این جهت تشکیل میشود تا زمینه مناسبی برای ارائه نظریات و رویکردها و نگاههای جدید در یک چارچوب قاعدهمند علمی فراهم بشود. اگر کرسیهای آزاداندیشی را اساتید و فضلا برگزار کنند، در صدر کرسیهای نظریهپردازی برگزار میشود و تفاوت در این است که در کرسیهای نظریه، نوآوری و نقد داوری رسمی صورت میگیرد، ولی در کرسیهای آزاداندیشی چنین داوری رسمیای وجود ندارد. این انواع کرسیهایی است که در آییننامه کرسیهای نقد و نظریهپردازی وجود دارد. همانطور که عرض کردم همه این کرسیها، محصول فرآیند پژوهش است و اگر پژوهش عمیق، روشمند و درستی در حوزه یا دانشگاه صورت نگیرد، و یا اگر پژوهشهایی که صورت میگیرد، پژوهشهای ضعیفی باشد، قاعدتاً منجر به نظریهپردازی و نقد نخواهد شد.

▪ راههای گسترش کرسیهای آزاداندیشی در حوزه و دانشگاه

با توجه به تعریفی که از کرسیها شده، خود به خود به این نتیجه میرسیم که زمینههای ساختاری برای دستیابی به کرسیهای زیاد این است که پژوهش در حوزه گسترش پیدا کند. یکی از مشکلات ما در حوزه این است که پژوهشها در گستره و عمقی که باید صورت بگیرد، نمیگیرد. در حال حاضر نظام آموزشی ما، نظام انتقال مفاهیم است؛ یعنی در سطوح آموزشی، مفهوم را که از استاد قبلی یا کتب قبلی گرفتهایم به شاگرد منتقل میکنیم و این یک نظام حافظه محور است. در این نظام، فرآیند یا عنصری که انگیزه پژوهش را در طلاب تقویت کند و ابزارها و روشهای پژوهش را در اختیار آنها قرار بدهد تا بهصورت عملی زمینه را برای پژوهش آنها فراهم کند، کمتر وجود دارد. قبلاً اینطور بود که طلاب در مقاطع آموزشی سطح اول و دوم و سوم اصلاً با پژوهش آشنا نبودند و چند سالی است که مدیریت حوزههای علمیه این نقص را در نظام آموزشی مشاهده کردند و پژوهش در سطوح مختلف بهصورت رقیق و ضعیف وارد واحدهای حوزوی شده است تا این نقص در سطوح اول تا سوم جبران شود. برای سطح اول پایه ششم تحقیقات پایانی در نظر گرفته شده است، در پایه سطح یک پژوهشهایی در حد تولید مقاله از یک درس در نظر گرفته شده است و البته در سطح سوم و چهارم، پایاننامه این سطوح تعریف شده است و پژوهشها تا حدود زیادی در پیکره آموزشی حوزه نفوذ کرده است. این روند امیدوارکننده است که طلابی که در این نظام آموزشی جلو آمدهاند و تا حدی با پژوهش آشنا شدهاند بتوانند نقش پژوهشگری خودشان را در مقاطع بالاتر ادامه بدهند و مولد نظریات جدید یا نوآوری یا نقد جدید باشند، البته این کافی نیست. معاونت پژوهش از طرف مدیر محترم حوزههای علمیه مأمور شده است تا روی بحث نظام آموزش پژوهشمحور کار کند و طرحی را ارائه بدهد تا ما وجهه پژوهشی نظام آموزشی حوزه را تقویت کنیم و بتوانیم در سالهای آینده در حوزه از نظریهپردازان بیشتری برخودار باشیم. یکی از مشکلات ما این است که طلاب کمتر با پژوهش تماس دارند و وجهه آموزشی به نحو انتقال مفاهیم و حوزه حافظه محور بیشتر رواج داشته است. خوشبختانه در سالهای اخیر پژوهش محوری وارد بدنه نظام آموزش حوزه شده و مقداری جبران مافات کرده است، ولی این اندازه کافی نیست. این کار باید ادامه پیدا کند و تقویت بشود تا وجهه آموزشی پژوهش تقویت بشود.

▪ مدون نشدن نظریات علمی به صورت مکتوب

زمانی که طلبه وارد دروس خارج میشود در حقیقت وارد یک میدان پژوهش میشود، هم استاد استادی است که پژوهش میکند و حاصل پژوهشهای خودش را در کرسی درس خارج ارائه میدهد و هم شاگرد موظف است در هر موضوعی که استاد وارد میشود پژوهش کند و با پژوهشهای پیشین وارد درس خارج بشود و سخنان استاد را با آمادگی بشنود. کرسیهای درس خارج ما در حقیقت کرسیهای ارائه نظریات پژوهشی هستند. فضای  دروس خارج بهصورتی است که فضلایی که سطح را تمام کردهاند، آماده شنیدن نظریات و حتی نقد نظریات هستند، اما مشکل اینجاست که در کرسیهای درس خارج هم نظریات از حالت گفتاری به حالت نوشتاری تبدیل نشدهاند و نظریات در قالب یک نظریه علمی ارائه نمیشوند؛ در حالیکه نوآوریهایی که در حوزه تولید میشود، باید در قالب یک نظریه علمی تدوین و ارائه بشوند، اما در این ناحیه انگیزه یا مهارت لازم برای اساتید ما وجود ندارد تا نکات جدیدی که به آن میرسند را در قالب یک متن قابل قبول ارائه بدهند تا این متن مبنای برگزاری یک کرسی باشد.

▪ نبود انگیزه در برگزاری کرسیهای نظریهپردازی

مشکل دیگری که در زمینه نظریهپردازی در حوزه وجود دارد این است که در اساتید ما انگیزه کافی در برگزاری کرسیهای نظریهپردازی وجود ندارد؛ در نتیجه کمتر موفق به برگزاری کرسی نظریهپردازی در قالب آییننامههای موجود میشویم. توضیح مطلب این است که بسیاری از بزرگان و فضلای حوزه نظریات جدیدی در عرصههای مختلف علوم اسلامی و علوم انسانی دارند، اما انگیزه لازم برای ارائه این نظریات در یک قالبهای رسمی را ندارند و در نظام حوزه چنین زیرساختهایی وجود ندارد.

معاونت پژوهش فعالیتهای زیادی برای برگزاری این کرسیها انجام داده است و آییننامهها و ساختارهای تشکیلاتی و سازمانی لازم در بدنه مدیریت حوزه ایجاد نموده است. در تشکیلات حوزه، ذیل شورای اعطا که بالاترین شورای تصمیمگیر در رابطه با صدور مجوزها و تأیید و رد نظریات است، کمیسیون کرسیهای نظریهپردازی، نوآوری و نقد قرار دارد و کار این کمیسیون این است که کرسیهایی را که ارائه میشود را بررسی و بعد کارشناسی میکند تا وارد شورای اعطا بشود. در حال حاضر این کمیسیونها تشکیل شده و کمیسیونهای مربوطه شروع به کار کردهاند و آییننامههای مربوط به کرسیهای نظریهپردازی، نوآوری و نقد با تعریف مفاهیم و ضوابط آن تبیین شده است و از این جهت احساس خلأ نداریم. همچنین یک آییننامه حمایت از کسانی که کرسیها را در زمینههای سه گانه برگزار میکنند هم تصویب شده است و از جهت تشکیلات، سازمان و آیین نامهها و به مقدار زیادی از جهت بودجه این جریان تأمین شده است و ما آمادگی لازم را از جهت اجرا دارا هستیم.

▪ موانع اجرایی نشدن طرح

اشکالات ساختاری وجود دارد که این اتفاق رخ نمیدهد، ما برای اینکه کمک کنیم تا این اتفاق رخ بدهد باید دو کار اساسی انجام بدهیم که البته در حال انجام است، الف- فرهنگسازی: یک کار این است که ما در حوزه برای نظریهپردازی فرهنگسازی کنیم، در اساتید ایجاد انگیزه و راه را برای ارائه نظریات تسهیل کنیم و زمینههای اجرایی بیشتری برای توسعه و ارائه نظریات فراهم کنیم؛ در این جهت فعالیتهایی تاکنون صورت گرفته، اما کم بوده است و از برنامههای ما تقویت و گسترش این اقدامات فرهنگساز در حوزه است. انشاءالله کسانی که صاحب نظریات و سخن نو هستند، ولی انگیزه ندارند یا اهمیت جریان کرسیها برای آنها روشن نشده است، وارد صحنه شوند تا انگیزههای لازم برای برگزاری کرسیها ایجاد شود.

ب- تقویت زیرساختهای پژوهشی: اقدام دومی که باید انجام بشود که حالت میانمدت یا بلندمدت دارد این است که ما زیرساختهای پژوهشی در حوزه را تقویت کنیم. در حال حاضر ما چند طرح جامع داریم که این زیرساختها را تقویت میکند، از قبیل طرح نظام آموزش پژوهش محور که مشغول کار روی آن هستیم که البته یک طرح بلندمدت است. در خصوص طرحهای میانمدت و کوتاهمدت، بسته پژوهشی طلبه در حال تکمیل است تا عناصر پژوهشی را بیشتر و وجهه پژوهشی نظام آموزشی را تقویت کنیم. در خصوص اساتید نیز روی آییننامه ارتقا اساتید از جهت پژوهشی کار کردهایم و تصویب شده است و در حال فراهم آوردن زمینههای اجرایی آن هستیم که انشاءالله از ابتدای سال آینده ابلاغ و اعلام بشود. امیدواریم با انجام این فعالیتها در آینده نه چندان دور شاهد گسترش کرسیهای نظریهپردازی، نوآوری و نقد باشیم.

▪ کرسیهای آزاداندیشی بستر مناسبی برای ورود به کرسیهای نظریهپردازی

من فکر میکنم کرسیهای آزاداندیشی بستر مناسبی برای ورود به کرسیهای نظریهپردازی است. زمانی که اساتید با محدودیت کمتری وارد کرسیهای آزاداندیشی بشوند و نظریاتشان ارائه، نقد و اصلاح بشود قابلیت ارائه در کرسیهای نظریهپردازی را پیدا میکنند تا بهصورت جدیتری مورد داوری قرار بگیرند. ما کار ویژهای روی کرسیهای آزاداندیشی انجام میدهیم و چنانچه زمینههای کار فراهم بشود بناست که از ابتدای دیماه کرسیهای آزاداندیشی در قم شروع بکار کنند و تقریباً تمام زمینههای اجرایی لازم برای این کار فراهم شده است. امیدواریم خداوند توفیق بدهد تا بتوانیم با عنایت امام زمانعجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف و با توسل به ائمه معصومین علیهم‌السلام و توکل به خدای متعال این کار را به سرانجام برسانیم.

 

۱۶۸۴-ولی‌عهد فسادستیز! مالک گران‌ترین خانه جهان است.+آیامحبت مجازی قلب صاحبش را ارامش می دهد؟

۲۶ آذر

نیویورک تایمز گزارش داد

افشای گوشه دیگری از ریخت و پاش‌های «محمد بن سلمان»/ ولی‌عهد فسادستیز! مالک گران‌ترین خانه جهان است

خبرگزاری فارس: افشای گوشه دیگری از ریخت و پاش‌های «محمد بن سلمان»/ ولی‌عهد فسادستیز! مالک گران‌ترین خانه جهان است

روزنامه نیویورک‌تایمز در برابر انکار مستمر دولت عربستان، اسناد مالکیت محمد بن سلمان بر گران‌ترین قصر مدرن فرانسه، یک قایق تفریجی مجلل و گران‌ترین تابلوی لئوناردو داوینچی را منتشر کرده و گفته که این اسناد به چهره به ظاهر اصلاح‌گر این شاهزاده، ضربه می‌زند.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، روزنامه آمریکایی نیویورک‌تایمز در مقاله‌ای به بررسی دارایی‌ها و مخارج هنگفت شاهزاده‌های سعودی و به خصوص شاهزاده خبرساز این روزهای این کشور یعنی «محمد بن سلمان» پرداخته است.

موضوع اصلی این گزارش، قصر مجللی است که بن سلمان در سال ۲۰۱۵ در پاریس خریده و به تازگی، هویت این شاهزاده سعودی به عنوان خریدار گمنام آن لو رفته است.

در ابتدای این گزارش آمده است: «دو سال پیش که قصر (تازه‌ساز) لوئی چهاردهم به فروش رفت، مجله "فورچونز" آن را "گران‌ترین خانه دنیا" لقب داد و نویسنده مجله مد و زیبایی "تاون اند کانتری" که از دیدن مشخصات این قصر از خود بیخود شده بود، مقاله‌ای در وصف فواره‌های طلایی، مجسمه‌های مرمرین و پارک دالان دالان ۵۷ جریبی آن نوشت؛ اما در میان همه این گزارش‌ها و مقالات توصیفی، جای یک چیز خالی بود: نام خریدار این ملک ۳۰۰ میلیون دلاری.»

حالا مشخص شده که رد این معامله به وارث تاج و تخ عربستان یعنی «محمد بن سلمان» می‌رسد.

خرید این خانه، یکی از معاملات سنگین سال ۲۰۱۵ این شاهزاده عرب بوده؛ وی ۵۰۰ میلیون دلار برای خرید یک قایق تفریحی و ۴۵۰ میلیون دلار برای خرید یکی از نقاشی‌های «لئوناردو داورینچی» هم هزینه کرده است.

این قصر که در شهر «لوئینز ونسان» فرانسه قرار دارد، بر اساس مدارک قانونی به چند شرکت تعلق دارد که همگی متعلق به شرکت سرمایه‌گذاری «هشت» است؛ این یک شرکت سعودی است که مدیریتش در دست بنیاد شخصی محمد بن سلمان است. مشاوران مالی خانواده سلطنتی عربستان البته با صراحت به نیویورک تایمز گفته‌اند که این قصر نهایتاً متعلق به بن‌سلمان است.

«بروس ریدل» از تحلیل‌گران سابق سیا در توصیف حال و روز وجهه اجتماعی بن‌سلمان می‌گوید: «او سعی کرد از خود تصویر شخصی متفاوت، یک مصلح و مردی دور از فساد بسازد و تا حدودی هم موفق بود، اما این (ماجرا) ضربه‌ای کاری به تصویر ساخته شده از بن‌سلمان وارد کرد.»

محمد بن سلمان برای خرید آن قایق تفریحی ۵۰۰ میلیون دلاری از یک کارخانه‌دار روس و خرید یک شکارگاه خصوصی مجلل ۶۲۰ جریبی در نزدیکی پاریس هم از هویت همین شرکت سرمایه‌گذاری «هشت» استفاده کرده است.

نیویورک‌تایمز نوشته است: «قصر جدید بن سلمان، ظاهری قرن هفدهمی دارد اما در زیر این لایه ظاهری، یک سازه جدید و مدرن قرار دارد. به لطف تکنولوژی قرن بیست و یکمی این قصر، فواره‌ها، سیتسم صوتی، نورپردازی و سامانه تهویه مطبوع کل مجموعه از راه دور و توسط برنامه نصب شده بر روی آیفون بن‌سلمان، قابل کنترل است.»

این گزارش می‌افزاید: «بن‌سلمان ۳۲ ساله، از نظر مردم کشورش، جوانی جسور – و از نظر برخی دیگر، جوانی بی‌پروا – است. وی علاوه بر حمله هوایی به یمن و محاصره قطر، در پرونده‌های داخلی کشورش هم دستی داشت. به نظر می‌رسد که این شاهزاده جوان با محدود کردن پلیس مذهبی سعودی، دادن قول حق رانندگی به زنان و اعلام خبر قریب‌الوقوع بودن باز شدن سینما در کشورش، حمایت جوانان سعودی بسیاری را جلب کرده است.»

خانواده سلطنتی سعودی که منشأ درآمدش هنوز هم نامشخص است، با پایین آمدن قیمت نفت سعی کرد که کسری بودجه رو به فزونی خود را با نظم و انضباط مالی جبران کند.

اما درست در سال گذشته میلادی که دولت برای جبران کسری بودجه خود، اجرای پروژه‌هایی به ارزش ۲۵۰ میلیارد دلار را متوقف کرد، پادشاه کشور یعنی «ملک سلمان» در حال ساخت قصری جدید در مراکش بود و ولیعهدش هم به سراغ خرید یک قایق تفریحی مجهز به دو استخر و یک بالگرد رفته بود.

چندی بعد هم تابلوی «سالوادور ماندی» داوینچی با قیمت ۴۵۰ میلیون دلار به یک خریدار ناشناس فروخته شد. این بیشترین قیمتی بود که تاکنون در یک حراج برای خرید یک اثر هنری پرداخت شده بود.

ابتدا گفته شد که خریدار، یک شاهزاده گمنام سعودی است و بعدها گفته شد که وی ارتباط نزدیکی با محمد بن سلمان دارد. اما مقامات اطلاعاتی آمریکا چندی بعد فاش کردند که این فرد، از جانب خود بن سلمان برای این خرید مأمور شده بوده است.

عربستان البته واکنش نشان داد و گفت که این تابلو از سوی یک تبعه سعودی که عامل خرید دولت امارات متحده عربی بوده، خریداری شده و بناست که در شعبه جدید موزه لوور در این کشور به نمایش درآید.

محمد البته تنها شاهزاده دخیل در این خریدهای بزرگ نیست. یکی دیگر از فرزندان ملک سلمان یعنی شاهزاده «ترکی بن سلمان» در میان حامیان مالی شرکت خدمات مالی «آیل آو من» است که در سال ۲۰۱۴ یکی از  پنت‌هاوس‌های متعلق به خود در وست‌مینیستر لندن را به قیمت ۳۳ میلیون دلار فروخت.

برادر دیگر محمد یعنی شاهزاده «سلطان بن سلمان» هم اخیراً یک هواپیمای بوئینگ لوکس را که حداقل ۱۰۰ میلیون دلار قیمت دارد، خریده است.

 

۱۶۸۳-هفت پیشنهاد برای آینده حوزه + منابع اولیه محبت حقیقی در اختیار روانشناسی اسلامی

۲۶ آذر

تصاویر/ مراسم گرامیداشت هفته پژوهش در جامعه الزهرا(س)

کد خبر: ۴۳۴۴۶۲ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۹/۲۵ – ۱۴:۱۸ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
مدیر حوزه های علمیه:
علوم انسانی برای رشد به ۲۰ رشته جدید احتیاج دارد / اصول فقه نیازمند پالایش است
حوزه/ عضو شورای عالی حوزه های علمیه با اشاره به ضرورت بازسازی کیفیت و پایه ریزی بنیان های روش شناسی در تحقیقات دینی گفت: اکنون برای رشد در حوزه علوم انسانی به ۲۰ رشته فقهی جدید و ۱۵ فلسفه مضاف اسلامی نیاز داریم تا بتوانیم خلاءهای متدولوژی و پایه های اجتهادی را پر کنیم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه» آیت الله علیرضا اعرافی، امروز در همایش «اخلاق پژوهشی، الزامات و راهکارها» که در جامعه الزهرا (س) برگزار شد، با تبریک هفته پژوهش گفت: حوزه پژوهش نیازمند واکاوی و بررسی اسلامی  در سه عرصه فلسفه، فقه و اخلاق پژوهش است، بدین معنا که پژوهش به عنوان یک خلاقیت ذهنی، پدیده ای است که باید از سه منظر نگاه اسلامی به آن معطوف شود.

وی با اشاره به این که وظیفه حوزه تسری دادن این سه نگاه به همه پدیده های بشری است، اظهار داشت: از آنجا که همه آینده بشر بر پایه پژوهش و تحقیقات استوار است می توان وظیفه خطیر و مسئولیت بالای پژوهش و پژوهشگر را شناخت.

مدیر حوزه های علمیه با بیان این که دامنه و شعاع کار از عوامل کم و زیاد شدن میزان مسئولیت است، گفت: از آنجا که بنیان حرکت و رشد انسان بر پایه پژوهش است، مسئولیت پژوهشگر بسیار بالا و خطیر است.

وی با اشاره به این که شرط صحت در پژوهش های دینی و اسلامی، اسناد به شارع است و پژوهش معیار حوزوی و دینی باید دربردارنده این اسناد باشد، بیان داشت: اگر پژوهشی در حوزه دین معیارمند نباشد افترای بر دین و خدای متعال خواهد بود که از گناهان کبیره است و همین مساله وظیفه سنگین پژوهشگران دینی را مشخص می کند.

آیت الله اعرافی ادامه داد: در انجام پژوهش، گاهی پژوهشگر دنبال ارائه نظر خودش است که در این صورت در تحقیقات دینی باید پژوهشگر مجتهد و لو متجزی باشد تا بتواند قدرت استنباط و استدلال به منابع دینی را داشته باشد و گاهی پژوهش درجه دو و مستند به نظر مجتهدین دیگر است که در این صورت نیاز به اجتهاد پژوهشگر نیست ولی باید قدرت علمی بالایی داشته باشد تا بتواند از میان نظرات موجود، آنچه را به صواب نزدیک تر است برگزیند.

وی با اشاره به اهمیت مساله روش شناسی اجتهادی فرافقهی به عنوان پشتوانه تحقیقات حوزوی گفت:  جامعه الزهرا(س) باید به عنوان یک مرکز پیشگام علمی در این مسیر گامهای موثری بردارد.

مدیر حوزه های علمیه با بیان اینکه خروجی تولیدات و پژوهش های دینی با جان و روح ابدی و سعادت و شقاوت انسان سرو کار دارد برای همین از این منظر نیز حائز اهمیت است خاطرنشان کرد: از سوی دیگر مساله ارتباط تحقیقات دینی با خود انسان نیز مساله مهمی است چرا که وقتی ما درباره یک موضوع در حال تحقیق و پژوهش هستیم همزمان فکر و روح ما با آن مساله دست و پنجه نرم می کند و نتیجه آن در اعتقاد و نگرش ما تاثیر دارد.

وی در ادامه اظهار داشت: پژوهش های دینی را می توان از پنج منظر علمی و معرفتی، نگرشی، روحی و اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی و رفتاری مورد آسیب شناسی قرار داد. در عرصه آسیب های علمی کم نداریم تحقیقات علمی در قالب مقاله و کتاب که ضعف روش شناسی دارد. برای تحقیقات اسلامی، اصول فقه به عنوان یک روش عام بین فقه، اخلاق، کلام و عقاید مطرح است لکن باید روش شناسی مان در عرصه اخلاق، کلام و عقاید تکمیل شود از این رو معتقدم اصول فقه هم نیاز به پالایش دارد و هم نیازمند افزایش است.

آیت الله اعرافی با تاکید بر این که اکنون حوزه به جای پرداختن به کمیت، باید به بازسازی کیفیت و پایه ریزی بنیان های روش شناسی در تحقیقات دینی توجه کند گفت: اکنون برای رشد در حوزه علوم انسانی به ۲۰ رشته فقهی جدید و ۱۵ فلسفه مضاف اسلامی نیاز داریم تا بتوانیم خلاءهای متدولوژی و پایه های اجتهادی را پر کنیم.

وی با اشاره به اینکه از دید اسلام، قرآن و روایات نگاهی وجود دارد که مربوط به اخلاق پژوهش است اظهار داشت: این مساله بدین معناست که حوزه دانش و معرفت ما با حوزه گرایش های ما در تعامل و ارتباط است. ما ضمن اینکه معتقدیم علم می تواند به حد خلوص برسد اما با این حال حوزه معرفت به شدت تحت تاثیر گرایش ها خلقیات ماست به همین دلیل است رشد معنوی و تهذیب نفس در کمال علمی بشر موثر است و این مساله به ویژه در علوم اسلامی به خوبی مشاهده می شود.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه آموزش های دینی خواهران به شکل نهادی، ساختاری و نظام مند محصول حوزه علمیه قم و انقلاب اسلامی است گفت: جامعه الزهرا(س) پیشگام و پیشران حرکت عظیم آموزش های بانوان در عرصه علوم دینی است و توقع می رود این مجموعه علمی با یک نقشه راه نو پیشگامی خود را در این زمینه حفظ و ارتقا ببخشد.

 

۱۶۸۲-چگونه عادت زشت «فحش» را از خود دور کنیم؟فحاشی و توهین اکسیژن محبت مجازی است.

۲۲ آذر
کد خبر: ۴۳۳۸۹۶ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۹/۲۲ – ۰۱:۵۵ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۵
کلامی از آیت الله آقا مجتبی تهرانی:
چگونه عادت زشت «فحش» را از خود دور کنیم؟
حوزه/ فحش، اغلب از شعله ور شدن خشم سرچشمه مى گيرد. فرد خشمگين به دليل ناتوانى در مهار كردن خشم خود، به رفتار زشتى چون فحش دچار مى شود و با تكرار و استمرار آن ، اين رفتار به شكل عادت در مى آيد.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، از جمله عادات رایج در میان برخی از افراد جامعه، بر زبان آوردن الفاظ نادرست و رکیک است که از آن تعبیر به «فحش» می شود. در این نوشتار که برگرفته از یکی از کتاب های آیت الله مجتبی تهرانی است، به صورت مختصر به مباحثی همچون «تعريف فحش»، «اقسام فحش»، «نكوهش فحش از ديد شرع و عقل»، «ريشه هاى درونى فحش»، «پيامدهاى زشت فحش» و «راه هاى درمان فحش» اشاره خواهد شد.

ناسزا گفتن و دشنام دادن از رفتارهاى بسيار زشت و زننده اى است كه آدميان كم و بيش به آن مبتلايند. اين بيمارى، مايه نابودى پيوندهاى عاطفى انسان شده، دشمنى و كينه را پديد مى آورد.

اين فصل به بيان و توضيح ابعاد گوناگون ناسزا و دشنام پرداخته تا راه هاى درمان مناسب را براى ريشه كن كردن آن ارائه كند. موضوع هاى مورد بحث در اين فصل عبارتند از:

۱ -تعريف فحش

۲ – اقسام فحش

۳ – نكوهش فحش از ديد شرع و عقل

۴ – ريشه هاى درونى فحش

۵ – پيامدهاى زشت فحش

۶ – راه هاى درمان فحش

 

* تعريف فحش

فحش ، بذاء، سلاطه ، تفحش و سب ، كلماتى گوناگون با معانى بسيار نزديك به هم ، بلكه مترادف و هم معنايند. فحش در لغت به معناى افزايش بدى از حد مجاز است؛ يعنى وقتى بدى از حد خود فراتر رود، شخص به ناسزاگويى روى مى آورد. ((تفحش)) به معناى بيهوده گفتن يا هرزه گويى، ((سب)) به معناى گفتار زشت يا دشنام ، ((بذاء)) به معناى بد زبانى و ((سلاطه)) نيز به معناى زبان درازى است .

دانشمندان اخلاق ، به كار بردن سخنان زشت براى اشخاص را فحش و ناسزا مى گويند.

* اقسام فحش

فحش را از جهت انگيزه گوينده به دو قسم مى توان تقسيم كرد:

۱ – فحش با انگيزه آزار (قصد جدى )

گاه ناسزا براى رنجاندن و آزردن خاطر ديگرى گفته مى شود. دشنام دهنده در اين حالت با جديت ناسزا گفته ، حرمت شكنى مى كند.

۲ – فحش با انگيزه شوخى

هرزه گويى و فحش چه بسا براى شوخى باشد. ناسزا گويى در چنين حالى ، بدون انگيزه رنجاندن است .

گاهى هم اين صفت ناپسند، عادت شده، بدون انگيزه خاصى انجام مى گيرد. فرد بيمار در اين حال براى رساندن مقاصد معمول خويش، سخنان زشت را به مى گيرد. فحش از جهت زشتى كلمات به كار رفته نيز به مرتبه هاى گوناگون تقسيم مى شود. برخى بسيار زشت است و برخى زشتى كمترى دارد.

البته ميزان زشتى و ناپسندى سخنان فرد نزد اقوام و ملت هاى گوناگون مختلف است به اين معنا كه گاه سخنى در شهرى بسيار ناپسند شمرده مى شود و در شهر يا كشور ديگر به آن اندازه ناپسند نيست .

* نكوهش فحش از ديد شرع و عقل

فحش و ناسزا در سخنان بسيارى از پيشوايان معصوم (عليه السلام ) به شدت نكوهش شده است تا آن جا كه فرموده اند:

در اسلام فحش نيست و مسلمان ناسزا نمى گويد. رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد:

الفحش و التفحش ليسا من الاسلام فى شى ء/ ناسزا گفتن و هرزه گويى در هيچ موردى از اسلام نيست .

حضرت صادق (عليه السلام) نيز به برخى از ياران خود فرمود كه فحش دادن، كردار ما نيست و پيروان خود را به آن فرا نمى خوانيم.

سماعه كه از ياران امام صادق (عليه السلام) است، مى گويد: دخلت على ابى عبدالله (عليه السلام) فقال لى مبتدئا يا سماعه ما هذا الذى كان بينك و بين جمالك ؟ اياك ان تكون فحاشا او سخابا او لعانا فقلت : والله لقد كان ذلك انه ظلمنى . فقال ان كان ظلمك لقد اربيت عليه ان هذا ليس من فعالى و لا امر به شيعتى ، استغفر ربك و لا تعد قلت استغفرالله و لااعود/ بر امام صادق (عليه السلام ) وارد شدم . در ابتدا فرمود: به من بگو كه قضيه بين تو با شتربانت [= ساربانت ] چه بوده است ؟ (سپس فرمود) بپرهيز از اين كه زشتگو و بدزبان يا فريادزن يا لعنت كننده باشى . من گفتم به خدا سوگند! او به من ستم كرده (من بى جهت به او ناسزا نگفته ام) حضرت فرمود: اگر او به تو ظلم كرده ، همانا تو بر او پيشى گرفتى [= به سبب ناسزا گفتن ، تو هم ستم كردى ]. همانا اين فحش از رفتار من نيست و پيروان خود را نيز به آن امر نمى كنم . از پروردگارت آمرزش بطلب و (به سوى بدى) باز نگرد.سماعه گفت : من از پروردگار آمرزش مى طلبم و هرگز باز نخواهم گشت .

پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) مى فرمايد:

الجنه حرام على كل فاحش ان يدخلها/ ورود در بهشت بر هر زشت گويى حرام است .

اياكم و الفحش فان الله لا يحب الفحش و التفحش؛ اياكم و الفحش ‍ فان الله لايحب الفاحش المتفحش/ از ناسزاگويى بپرهيزيد. همانا خداوند فحش و هرزه گويى را دوست نمى دارد. از فحش بپرهيزيد؛ چرا كه خداوند ناسزاگو و هرزه گو را دوست ندارد.

از حضرت باقر (عليه السلام ) روايت شده است :

ان الله يبغض الفاحش المتفحش/ همانا خداوند فحش دهنده هرزه گو را دشمن مى دارد.

ان الله يبغض الفاحش البذى/ به درستى كه خداوند فحش دهنده بد زبان را دشمن مى دارد.

در وصيت هاى رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به حضرت على (عليه السلام ) آمده است :

يا على شر الناس من اكرمه الناس اتقاء فحشه/ اى على !بدترين شخص كسى است كه مردم از زبان بد او ترسيده ، از روى ترس او را گرامى بدارند.

از امام محمد باقر (عليه السلام ) نقل شده است كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به همسرش فرمود:

يا عائشه ان الفحش لو كان ممثلا لكان مثال سوء/ اى عايشه ! اگر فحش در اين عالم شكل مى گرفت (و تو آن را مى ديدى)، به شكل زشت و بدى تبديل مى شد.

از انديشه و درنگ در اين روايت ها، اين نتيجه به دست مى آيد كه فحش از ديد شرع، رفتارى بسيار ناپسند، بلكه ممنوع است. تعبيرهايى چون نبودن در اسلام ، وارد نشدن در بهشت ، دوست نداشتن خدا، دشمنى خدا، همه و همه شدت زشتى اين رفتار را نشان مى دهد تا آن جا كه امام صادق (عليه السلام ) به فحش دهنده وعيد آتش داده است؛ آن جا كه مى فرمايد:

البذاء من الجفاء و الجفاء فى النار/ بد زبانى از جفا كارى است و جفا كارى در آتش است .

* ريشه هاى درونى فحش

ناسزاگويى در يكى از عوامل ذيل ريشه دارد:

۱ – خشم و عصبانيت

فحش، اغلب از شعله ور شدن خشم سرچشمه مى گيرد. فرد خشمگين به دليل ناتوانى در مهار كردن خشم خود، به رفتار زشتى چون فحش دچار مى شود و با تكرار و استمرار آن ، اين رفتار به شكل عادت در مى آيد.

۲ – شوخى

گاه ناسزاگويى فقط براى مزاح و شوخى با فرد و خنداندن ديگران صورت مى گيرد كه اين خود نيروى شهوت ريشه دارد. هرزه گويى هاى دلقك هاى دربار پادشاهان ، از اين نوع به شمار مى آيد.

۳ – عادت

تربيت نادرست در شيوه سخن گفتن ، سخنان ناهنجار و نازيبا را براى انسان عادى مى سازد. فرد مبتلا به فحش در چنين حالتى ، بدون سركشى دو نيروى خشم و شهوت، دشنام مى دهد؛ زيرا ناسزاگويى براى او، مانند سخنان ديگرش به شكل عادت در آمده است .

* پيامدهاى زشت فحش

ناسزاگويى و دشنام، پيامدهاى شومى را در دنيا و سراى آخرت براى انسان به بار خواهد آورد كه از آن ميان مى توان به موارد ذيل اشاره كرد:

– پيامدهاى فحش در دنيا

۱. تحريك ديگران به ناسزاگويى: دشنام به ديگران، مايه خشم آن ها شده، ايشان را نيز به همين رفتار زشت وا مى دارد. ناسزا به آرمان و عقيده ديگران ، چه بسا آن ها را به فحش به آرمان انسان ناسزاگو وادارد.

خداوند متعالى در قرآن كريم مى فرمايد:

و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا…/ خدايان آن ها را فحش ندهيد؛ چرا كه آن ها نيز (در مقابل) از روى دشمنى به خداوند ناسزا مى گويند.

۲. ايجاد دشمنى: ناسزاگويى، بذر دشمنى را در دل ديگران مى پاشد و آن ها را از فحش دهنده متنفر مى كند؛ چنين فردى به جاى كسب دوستى ، بر تعداد دشمنان خود مى افزايد.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد:

لا تسبوا الناس فتكسبوا العداوه لهم/ به مردم دشنام ندهيد تا دشمنى ايشان را به دست نياوريد.

۳. ايجاد نفاق و دورويى: فحش، مردم را به دورويى سوق مى دهد؛ چرا كه آن ها مى كوشند براى ايمن ماندن از زبان دشنام دهنده ، بدون وجود كم ترين علاقه ، به او احترام گذارند؛ همان گونه كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در وصيت به امير مؤ منان على (عليه السلام ) فرمود: اى على بدترين مردم كسى است كه مردم از روى ترس به او احترام گذارند.

اين همان مصداق دوگانگى زبان و قلب و در نتيجه ، آشكار شدن نفاق در جامعه است . فحش ، افزون بر ايجاد نفاق در ديگران ، نفاق گوينده را نيز نشان مى دهد.

حضرت صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:

ان الفحش و البذات ء و السلاطه من النفاق/ همانا فحش و بد زبانى و زبان درازى از دورويى است .

بر اساس اين روايت ، هر سخن زشتى كه به زبان آورده شود، ممكن است از روى دشمنى نبوده ، از روى عادت باشد؛ ولى چون آن چه بر زبان جارى مى شود، غير از آن است كه در دل وجود دارد دوگانگى ميان اين دو پديد مى آيد.

۴. نابودى حركت: از ديگر پيامدهاى اين رفتار زشت، كاهش بركت رزق و روزى است . خداوند زندگى فرد ناسزاگو را فاسد مى كند. امام باقر(ع) مى فرمايد:

من فحش على اخيه المسلم نزع الله منه بركه رزقه و و كله الى نفسه و افسد عليه معيشته/ هر كس به برادر مسلمانش ناسزا بگويد، خداوند بركت روزى را از او مى گيرد و او را به خود واگذاشته و زندگى اش را فاسد مى كند.

اگر خداوند شخصى را به خود واگذارد، ديگر روى صلاح به خود نخواهد ديد. خداوند خير و بركت را از زندگى اش بر مى دارد و اين همان معناى ((فساد معيشت)) است . چنين شخصى گاه به چپ و گاه به راست مى دود، گاه شهوت او را به يك طرف و گاه غضب به طرفى ديگر مى كشد و در نتيجه نمى تواند خط مشى درستى براى خود برگزيند و بيچاره مى شود.

۵. مايه فسق: ناسزاگويى فرد را از ((ملكه عدالت)) جدا مى سازد و در شمار فاسقان جاى مى دهد.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد:

سباب المومن فسوق و …/ دشنام گويى به مؤمن فسق است .

۶. اجابت نشدن دعا: دشنام و ناسزا عمل مهمى در اجابت نشدن دعاى فرد است . امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:

كان فى بنى اسرائيل رجل فدعا الله ان يرزقه غلاما ثلاث سنين فلما راءى ان الله لا يجيبه قال يا رب ابعيد انا منك فلا تسمعنى ام قريب انت منى فلا تجيبنى قال فاتاه آت فى منامه فقال انك تدعو الله عزوجل منذ ثلاث سنين بلسان بذى ء و قلب عات غير تقى و ثيه غير صادقه فاقلع عن بذائك و ليتق الله قلبك و لتحسنبيتك قال ففعل الرجل ذلك ثم دعا الله فولد له غلام/ مردى در ميان بنى اسرائيل مدت سه سال از خداوند، فرزند مى خواست . زمانى كه ديد خداوند دعاى او را اجابت نمى كند، گفت : پروردگارا آيا من از تو دورم كه صداى مرا نمى شنوى يا ته به من نزديكى و دعايم را اجابت نمى كنى . پس ، كسى (را) در خواب (ديد كه نزد) او آمد و گفت : همانا تو سه سال است خدا را با زبانى آلوده به ناسزا و قلب بى هراس از خدا و انگيزه غير راستين مى خوانى. ناسزاگويى را از زبانت جدا، و قلب خود را اهل ترس و تقوا ساز و انگيزه خويش را نيكو كن . آن مرد چنين كرد: سپس خدا را خواند و براى او فرزندى به دنيا آمد.

– پيامدهاى فحش در آخرت

۱. محروميت از بهشت: فرد گرفتار به ناسزاگويى و فحش ، راهى به بهشت نخواهد يافت . چنان كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ورود به بهشت بر هر دشنام دهنده اى حرام است.

۲. ورود به دوزخ: سرانجام رفتار ناسزاگو آتش دوزخ خواهد بود، چنان كه امام صادق (عليه السلام ) فرمود: بد زبانى از جفاكارى است و جفاكار در آتش است .

* راه هاى درمان فحش

انديشه و درنگ در پيامدهاى زشت فحش، راه عملى درمان اين بيمارى است با يادآورى مداوم آن، احساس نفرت از اين رفتار، شدت مى گيرد و در نهايت به ريشه كن شدنش مى انجامد.

همچنين بايد كوشيد تا ريشه هاى اين رفتار نابود و غضب و شهوت سركش رام و فرمانبردار شود، كه مهار كردن اين دو نيرت مايه رهايى انسان از همه آفت هاى زبان است. كوشش در به كار گرفتن سخنان نيكو و استفاده از گفتار خوش، راهى عملى براى درمان بيمارى فحش است. عادت كردن به گفتار نيكو، ملكه زشت و ناپسند ناسزاگويى را از روان آدمى خارج مى سازد.

 

منبع: اخلاق الاهی/ جلد چهارم، آفات زبان/ استاد آيت الله مجتبى تهرانى

 

۱۶۸۱- کارگاه هیجدهم تربیت نفس+ راهکار رسیدن به محبت حقیقی

۲۲ آذر

برگزاری کارگاه غیر حضوری تربیت نفس با موضوع خروج از عالم خیال با راهکار علامه طباطبایی رحمه الله علیه

((ازتاریخ ۱۰-۹-۹۶ لغایت ۲۰-۱۰-۹۶))

حضرت آیت الله سبحانی صبح امروز در درس خارج اصول در مسجد اعظم قم با اشاره به روایتی از امام باقر(ع)، اظهار داشتند: در این روایت آمده است: «عن زراره بن اعین قال: سالت اباجعفر(ع) ما حق الله على العباد؟ قال ان یقولوا مایعلمون و یقفوا عند ما لا یعلمون‏/ زراره مى‏ گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم، حق خداوند بر بندگان‏ چیست؟ در جواب فرمود: آن را که مى‏ دانند بگویند و در چیزى که ‏اطلاع ندارند و نمى ‏دانند توقف نمایند».

ایشان با بیان این مطلب که یکی از اعضای مهم، زبان انسان است که می تواند گناهان زیادی انجام دهد، ابراز داشتند: با جستجو در روایات مشاهده خواهیم کرد که گناه زبان، یک یا دو گناه نیست؛ چراکه گویای افکار انسان است و ۲۴ نوع گناه می تواند انجام دهد.Copyتصاویر/ آغاز درس خارج آیت الله العظمی سبحانی

این مرجع تقلید خاطرنشان ساختند: بنده از مرحوم طباطبایی کلمه «أنا» را نشنیدیم؛ اما «نمی دانم» را زیاد می گفتند و ما نیز باید اینگونه عمل کنیم.

حضرت آیت الله سبحانی تصریح کردند: زبان، گفتار و بیان ما باید در حد همین روایت باشد؛ خصوصا زمانی که سوالی از ما شود که از تخصص ما بیرون باشد و باید به راحتی بگوییم «نمی دانم» و پاسخ را پس از اطلاع از مطلب به آن شخص برسانیم.

معظم له در پایان بیان داشتند: اگر بگوید «نمی دانم»، نقص نیست و نزد خدای متعال مقام دارد.

۱۶۵۲-کارگاه هفدهم تربیت نفس- سهم الگوی محبوب در تصویر سازی ذهن+ محبت حقیقی به اسوه و نقش رفتارساز آن

۰۶ آبان

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ ۱۸/۰۲/۹۲ ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

 

چگونه مي‌توان به مقام رضا رسيد؟

 

رضا به تشریعات الهی

چنانکه پیش‌تر گفتیم در حديث معراج آمده است که خداي متعال خطاب به پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «هيچ چيز نزد من بهتر از توکل بر من و رضا به آنچه تقسیم کردم نيست»۱. درباره توکل چند جلسه بحث کرديم و قرار شد درباره رضا هم تا حدي که خداي متعال توفيق دهد عرايضي تقديم کنيم.

خدای متعال در زندگی ما نقشی دارد که ما مي‌توانيم از آن راضي باشيم يا راضی نباشيم. ما هر اندازه تأثير خدا را در وجود خود و در عالم هستي بهتر، وسيع‌تر و عميق‌تر بشناسيم زمينه رضامندي ما نیز گسترش پيدا مي‌کند. در امور تشريعي، ايمان اقتضا مي‌کند که بنده نسبت به احکام الهي به همان شکل که بر پيامبران، به خصوص بر پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله نازل شده راضي باشد و از دل و جان آن‌ها را بپذيرد و شکرگزار خدای متعال باشد که او را هدایت کرده و راه سعادت را بدو نشان داده ‌است. قرآن کریم از اين هم فراتر رفته، مي‌فرمايد: «فَلا وَ رَبِّكَ‏ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً؛۲ به پروردگارت قسم كه ايمان نمى‏آورند، مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حكمى كه كرده‏اى در دلهايشان احساس ناراحتى  نكنند، و كاملاً سرِ تسليم فرود آورند.» مؤمن باید به حلال و حرام خدا راضي باشد و به دنبال آن، نسبت به قضاوت پيامبر يا امام مسلمين يا هر قاضي بر حقي که بر اساس مباني فقهي اسلام حکم کند راضي باشد، زیرا برگشت این حکم به حکم خداست.

 

نقش فراگیر خدا در زندگی انسان

اما در امور تکويني مسأله اندکی دشوارتر است و کم یا بیش دشواری‌هایی در تصور و تصدیق آن وجود دارد. افراد ساده‌اندیشِ فراوانی گمان مي‌کنند که انسان چون موجودی مختار است خداوند چندان تأثیری در زندگی او ندارد. انسان است که اگر کار کند و زحمت بکشد ثروتمند می‌شود وگرنه فقیر می‌گردد و …؛ تنها کارهايي که خارج از اراده و اختيار انسان است مانند بلاهای طبیعی، ناشی از قضاي الهي است و بايد بدان راضي بود. بنابراین تصور مي‌شود که مقصود از رضا به قضاي الهي، راضي بودن به امور غير اختياري است؛ اما در امور اختياري اگر انسان کار خوبی انجام دهد باید از خودش راضي باشد و اگر مرتکب کار بدي شد بايد از خودش ناراضي باشد و این ارتباطی به خدا ندارد! اين تصوری ساده‌انگارانه است. در فرهنگ دینی ما نیز رایج است که وقتی اتفاقی رخ می‌دهد که ما در آن نقشی نداریم مي‌گوييم: «این اتفاق، کار خدا بود.» اين اعتقادی غلط نيست و حقیقتا چنین پیش‌آمدهایی کار خداست، اما این فرهنگ باری منفي هم دارد و چنین القا می‌کند که کارهاي ديگر، کار خدا نيست! ولی هنگامی که به قرآن کریم و روایات شریف مراجعه مي‌کنيم درمی‌یابیم که آهنگ آن‌ها به گونه‌ای ديگر است و تأثير خدا را منحصر در اين امور غير اختياري نمي‌دانند. ازاين‌روست که بايد در این باره بحث کرد که واقعا نقش خدا در زندگي انسان چگونه نقشی است و کاري که به خدا نسبت می‌دهیم چگونه کاری است.

 

شناخت مبادی افعال الهی؛ مقدمه‌ای برای رضا

در روايات آمده است که چيزی در عالم واقع نمي‌شود مگر به سبب هفت چيز.۳ این بدان معناست که هرچیزی اتفاق می‌افتد هفت مبدأ دارد. تمام مبادی ذکر شده در اين روايت، به گونه‌ای به خدای متعال انتساب دارند. نخستین مبدأ علم خداست و هر چه در عالم واقع مي‌شود چه به اختيار ما باشد چه نباشد، خداوند پیش از وقوعش بدان علم دارد. اما به اين حد محدود نمي‌شود، بلکه هرآنچه واقع می‌شود علاوه بر این‌که خداوند بدان علم دارد به انجام آن نیز اذن می‌دهد و تا خدا اذن ندهد آن کار انجام نمي‌گيرد. حقیقت این است که وقتی درباره اذن الهی به آیات قرآن کریم مراجعه می‌کنیم  به معارف عجيبی برمي‌خوريم. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله؛۴ و هيچ نفسى جز به فرمان خدا نميرد.» بنابراین حتي اگر کسي اقدام به خودکشي کند بدون اذن خدا از دنیا نخواهد رفت. در این باره می‌توان گفت: بالاخره خدا مي‌تواند مانعی ایجاد کند که مانع اثر اسباب طبيعي شود. چنان‌که برخی اصلا در معنای اذن گفته‌اند: اذن به معنای ايجاد نکردن مانع است.

اما در آیاتی دیگر برخی کارها متوقف بر اذن الهی شده است که درک آن اندکی مشکل‌تر است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ؛۵ و هيچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا ايمان بياورد.» بنابراین اذن الهی یکی از مبادی تمام حوادثی است که واقع می‌شوند. البته درک نقش خداوند نه تنها در مرحله اذن بلکه در تمام مراحل حوادث کاری مشکل است. در مرحله علم بسیاری گمان می‌کنند که اگر بگوييم: خدای متعال همه چيز را مي‌داند لازمه‌اش جبر است، چراکه اگر خداوند همه حوادث را می‌داند قطعا واقع می‌شوند و ما انسان‌ها دیگر برای انجام کارهایمان اختیاری نداریم. اما در جای خودش تبیین شده است که حيثيت علم حيثيت کاشفيت است و اگر کاری اختياري انجام گیرد خداوند علم دارد که اختيارا تحقق پيدا می‌کند. خداوند به حوادث همان‌گونه که واقع می‌شوند علم دارد.  

 

از تقدير الهي تا قضاي الهي

مسأله دیگری که قرآن کریم و به دنبال آن روایات مطرح می‌کنند مسأله تقدير است. تقدير به معنای اندازه‌گيري است. در روایات، تقدیر به هندسه و مهندسیِ امور تفسیر شده است (هِی الْهَنْدَسَة؛۶ آن (تقدیر) هندسه است). همه اين عالم با اين پديده‌هاي بي‌شمار دارای نقشه مهندسي است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى؛۷ و کسی که اندازه‌گیری کرد و هدایت نمود.» در کنار مفهوم اندازه‌گيري مفاهيم ديگري نیز مطرح خواهد شد. اندازه‌گیری زمان نیز نوعی اندازه‌گیری است که در آن مسأله «أجل» مطرح مي‌شود. أجل خود بر دو قسم است؛ أجل مشروط و أجل حتمي. خدای متعال تأکيد مي‌فرمايد که همه اندازه‌گیری‌ها اعم از آجال و غیره همه در ظرفی و عالمی خاص مکتوب است. اما چگونگی آن عالم و چگونگی این نوشتن فراتر از درک عقل ماست. در این مرحله مسأله کتاب مطرح مي‌شود (لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ‏ مُبين‏؛۸ هیچ تر و خشکی نیست مگر این‌که در کتابی روشن است).

همچنين این تقدیرات و اندازه‌گیری‌ها با اختیار خداوند صورت گرفته و خداوند در این امر مجبور نبوده است. از این‌رو در این مرحله مسأله مشيت مطرح مي‌شود. بدین معنا که هر امری که واقع می‌شود خداوند خواسته است وگرنه انجام نمی‌گرفت. قبول اين نکته اندکی مشکل‌تر از پذیرش اذن الهی است. مرحله اذن همين است که خداوند مانعی برای انجام فعل ایجاد نمی‌کند. اما در مرحله مشیت علاوه بر اين‌که اذن الهی وجود دارد خداوند مي‌خواهد که فعل انجام گيرد. پس از آن، مرحله اراده است و بالاخره وقتی خداوند اراده کرد جزء اخیر علت تامه فراهم می‌شود و کار حتمی شده، بر قضای الهی منطبق مي‌گردد (إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ؛۹ و چون به كارى حکم کند، فقط مى‏گويد: موجود باش! پس فوراً موجود مى‏شود). قضا به معنای گذراندن و کار را تمام کردن و رساندن کار به جزء اخير علت تامه است. بنابراین با فراهم شدن همه زمینه‌ها مرحله قضاي الهي فرامی‌رسد. همه آنچه که در این عالم وجود دارد مشمول قضای الهی هستند و همه، این مراحل را گذرانده‌اند.

بین این مفاهیم رابطه‌ای منطقي وجود دارد و تقدم و تأخر بین آن‌ها تقدم و تأخر رتبي است. البته همه ما مي‌دانيم که خدا نمي‌نشيند ابتدا فکر کند و بسنجد و بعد نقشه بکشد. اين مراحل و مراتب، مراتبي است که عقل براي کار در نظر مي‌گيرد. خدا زمان ندارد و احتياج به فکر کردن هم ندارد. اين‌گونه نیست که ابتدا نسبت به چیزی اراده ندارد و بعد اراده در او پدید می‌آيد (لَمْ تَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالا)۱۰. اما عقل ما براي فهم، راهی جز اين ندارد. ما بايد به حسب اين مراتب عقلي، کار خدا را درک کنيم وگرنه چيزي نمي‌فهميم و نمي‌توانيم نسبتي به خدا بدهيم. ولی هر اندازه که معرفت‌مان بيشتر شود تفاوت کار خدا را با کار خودمان بهتر درک می‌کنیم. بسياري از ما گمان مي‌کنيم که خدا مانند ما ابتدا چيزي به ذهنش مي‌آيد و اگر از آن خوشش بیاید به آن ميل پيدا مي‌کند و آن را اراده مي‌کند. گاهي گمان می‌کنیم که ما در اراده خدا اثر مي‌گذاريم و با اصرار خود اراده او را تغییر می‌دهیم! اما باید اين حقیقت را درک کنیم که اين‌ها نقاشي‌هاي ذهني و به تعبیر دیگر مراتب عقلي است وگرنه در عالم واقع خدا احتياجي به گذر زمان و پدید آمدن حالات مختلف ندارد.

 

مراحل رسیدن به مقام رضا

اکنون با توجه به تعبیری که در روایت معراج آمده (الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ) این سؤال مطرح مي‌شود که واقعا خدا چه چيزهايي را قسمت کرده که باید بدان راضی بود؟ ما برای درک این حقیقت باید از دو جهت سير تدريجي داشته باشيم؛ از يک طرف باید مراحلی را که در روایات برای افعال الهی ذکر شده درک کنیم و بپذیریم. بدین معنا که بدانیم خداوند به تمام آنچه در هستی هست و پدید می‌آید علم دارد، اجازه داده که در ملک او واقع شوند، خواست و اراده او بدان‌ها تعلق گرفته است، و مشمول تقدير و قضای او هستند. هر قدر معرفت انسان بيشتر شود بهتر مي‌تواند این حقیقت را باور کند. البته نباید فراموش کرد که کنه و عمق مطلب را به اين آساني نمي‌توانيم بفهميم تا چه رسد به اين‌که به خوبی باور کنيم و عمل‌مان را بر طبق آن تنظیم کنیم. باید ابتدا از لایه‌های سطحي شروع کرد و رفته‌رفته با دقت و ممارست و طلب یاری از خداوند و توسل به اولیای او به لايه‌هاي زيرين مطلب برسيم. البته هر کجا که دیدیم عقل ما از درک آن ناتوان است بايد توقف کنيم و بگوييم هر چه خدا و پيغمبر فرموده‌اند درست است.

از طرف دیگر براي درک عینی قسمت الهی و رضایت به آن، و پیاده کردن آن به صورت عملی در زندگی باید ابتدا از حوادثی شروع کنیم که خودمان هيچ اختياري در پدید آمدن آن‌ها نداريم و تلاش کنیم از وقوع آن‌ها راضی باشیم و بعد به تدريج این رضایت را به امور دیگر سرايت دهيم و مراتب توحید افعالی را بشناسیم و باور کنیم. اما چگونه می‌توان از حوادثی راضی بود که اراده ما در آن‌ها دخیل نیست و حوادثی تلخ و دردناک هستند مانند زلزله شدیدی که گاه هزاران نفر را هلاک یا آواره می‌کند؟ گاه در این حوادث ما نیز متضرر می‌شویم و گاه ضرر آن‌ها متوجه ديگران می‌شود و ما شاهد سختی و رنج آن‌ها هستیم و از این بابت غصه مي‌خوريم. به راستی وظیفه ما در این هنگامه‌ها چیست؟

 

ابعاد حوادث دنیا

نکته‌ای که به عنوان مقدمه بايد بدان توجه داشته باشيم تا این مسأله برايمان حل شود اين است که حوادث حيثيت‌هاي مختلفی دارند و انسان به گونه‌ای خلق شده است که می‌تواند از يک حادثه خاص، از يک جهت راضي و از جهتی دیگر ناراضي باشد. بیماری که باید عضوی از بدن او را جراحی کنند، از آن جهت که اين کار موجب بازگشت سلامتي به او مي‌شود بدان راضی است، اما در عين حال به خاطر دردناک بودن، زمان‌بر بودن، و مخارج آن برای او ناراحت‌کننده است. با این‌که این یک حادثه است اما انسان در برابر آن دو واکنش و دو انفعال دارد. حوادث ناگواری که اتفاق می‌افتند از اين جهت که موجب مي‌شوند انسان‌هايي بي‌گناه دچار سختي‌ها و گرفتاري‌‌هايي شوند رنج‌آورند. انسان باید بسیار بی‌عاطفه باشد که جراحت و آوارگی کودکان معصوم را ببینند و بی‌اعتنا از کنار آن بگذرد. اما جهت دیگر این حوادث آن است که اين تلخي‌‌ها همراه با شيريني‌هاي فراوانی هستند. مصیبت‌ها و مشکلات دنیا هر چند سخت باشند موقت و محدود به چند روز یا چند سال هستند و خداوند به کسانی که به چنین مصائبی دچار می‌شوند پاداش‌‌هاي بسیاری خواهد داد که تا ابد ادامه دارد. در روايات آمده است کساني که در اين دنيا به مصيبت‌ها گرفتار می‌شوند هنگامی که ثواب‌هاي آخرتی آن مصائب را مي‌بينند آرزو مي‌کنند ‌اي کاش همه عمر با مصيبت دست به گریبان بودند. با این نگاه و این ایمان ممکن است انسان در حادثه‌ای حتی اشک بریزد اما در عین حال به خاطر ثواب‌های آخرتی خشنود باشد. البته انسان‌هایی که دلشان از عشق خداوند لبریز است همه حوادث را به خاطر این‌که از دوست می‌رسد خوش می‌دارند.

 

نظام احسن؛ تابلوی زیبایی با رنگ‌های گوناگون

نکته دیگری که از آموزه‌هاي اسلام استفاده می‌شود و با براهين عقلي هم قابل تبيين است اين است که مجموع اين عالم با همه عظمت و کثرت‌ و تنوع موجودات آن، همچون تابلوي بزرگ واحدي است که از ترکیب رنگ‌های مختلف شکل گرفته است. زيبايي اين تابلو به داشتن رنگ‌های گوناگون است. سخت‌ترين و ناگوارترین حادثه‌ای که ما در عالم سراغ داريم داستان کربلاست. اما همين حادثه را در مجموع که نگاه کنیم می‌بینیم منشأ خیرات و برکات فراوانی شده است. هنگامی که از جهت عاطفی به این حادثه می‌نگریم اشک انسان جاري مي‌شود اما در همان حال با نگاه به آثار و برکات آن مي‌گوييم: «اللَّهُمَّ لَكَ‏ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ‏ عَلَى مُصَابِهِم‏؛۱۱ بار خدايا! تو را ستايش مى‏كنيم ستايش سپاس‏گزاران بر مصيبت‌های آنان.» اين دو نگاه قابل جمع هستند.

ما گمان مي‌کنيم انسان از یک حادثه یا راضی است یا ناراضی. اما حقیقت این است که روح انسان لايه‌هاي مختلفی دارد و می‌تواند در يک لايه خوشحال و در لايه‌ای دیگر غمگين باشد. ممکن است انسان اشک بریزد اما از اشک‌ريختن لذت هم ببرد. پس حوادث تلخ دنیا می‌تواند با نگاهی واقع‌بينانه، حق‌بينانه و زيباشناسانه به خاطر ارتباطي که با ساير پديده‌ها دارند و در مجموع يک تابلو بسيار زيبايي را خلق مي‌کنند زيبا و خير باشند، به گونه‌ای که از آن زيباتر امکان ندارد. به تعبیر اهل معقول، عالم هستی نظام احسن است. بدین معنا که اگر مجموع عالم و روابطي را که اجزای آن با همديگر دارند در نظر بگیریم تابلوی زیبایی را خواهیم دید که زيباتر از آن امکان ندارد. پس صرف‌نظر از پاداش‌هاي اخروي هم می‌توان دنیا را زیبا دید و بدان راضي بود. اين نقص ماست که فقط عيب‌ها را مي‌بينيم و تنها به رنگ‌های تیره این تابلو نگاه می‌کنیم. رنگ‌های تیره این تابلو را بايد همراه سایر رنگ‌های آن دید تا زیبایی آن را درک کرد.

در روايات آمده است که پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله در هیچ حادثه‌ای نفرمود: ای کاش طور دیگری اتفاق می‌افتاد.۱۲ چراکه او اين نگرش را داشت و مي‌ديد که هر چيزي سر جاي خودش واقع شده است. البته چنانچه گفتیم روح انسان لایه‌های گوناگونی دارد و توجه به جهتی خاص از یک حادثه ممکن است باعث دلسوزی و اشک ریختن او شود. ازاین‌رو می‌بینیم پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در وفات فرزندشان حضرت ابراهيم گريه می‌کنند و وقتی از ایشان در این باره سؤال می‌شود می‌فرماید: دل مي‌سوزد و اشک جاري مي‌شود اما چيزي نمي‌گويم که خدا ناراضي باشد.۱۳ انسان همان‌گونه که از گرسنگي، درد جسمی و … رنج مي‌برد، از درد عاطفی‌ هم رنج مي‌برد. اما در عین حال می‌تواند راضي هم باشد و نگرانی نداشته باشد. پس بدین جهت که حوادث حيثيت‌های گوناگونی دارند نگاه ما بايد نگاهی کل‌نگر نسبت به عالم باشد و دست خدا را در همه جا ببينيم تا نسبت به نظام هستي حالت رضا داشته باشيم.

وصلی‌الله‌علي‌محمدوآله‌‌الطاهرين.

 

 


۱ . إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۹۹.

۲ . نساء(۴)، ۶۵.

۳ . ر.ک: الخصال، ج۲، ۳۵۹.

۴ . آل‌عمران(۳)، ۱۴۵.

۵ . یونس(۱۰)، ۱۰۰.

۶ . الکافی، ج۱، ص۱۵۷، ح۴.

۷ . أعلی(۸۷)، ۳.

۸ . انعام(۶)، ۵۹.

۹ . بقره(۲)، ۱۱۷.

۱۰ . نهج‌البلاغه، خطبه ۶۵.

۱۱ . کامل الزیارات، ص۱۷۹.

۱۲ . کافی، ج۲، ص۶۳.

۱۳ . من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۷۷.

۱۵۸۰-گارگاه پانزدهم تربیت نفس – اخلاق جمع مدار+ محبت حقیقی تفرقه سوز

۱۱ تیر

۱۵۵۵-کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

۲۶ اردیبهشت

کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

از تاریخ ۹۶/۲/۲۶ لغایت ۹۶/۴/۷

حقاً، برحق، ناحق، به‌حق، به‌ناحق، ذی‌حق، ذوحق، حق‌شناسی، حق‌پو، حق‌یابی، حق‌دار، حق‌پناه، حق‌بین، حق‌دوست، حق‌اندیش، حق‌به‌جانب، حق‌پوشی؛ حق‌تعالی، حق‌جویی، حق‌شکنی، حق‌کشی، حق‌گویی، حق‌گزاری، حق‌گستر، حق‌ناشناسی، حق‌نیوش، حقیقت‌بین، حقیقت‌شناس، حقیقت‌یاب، حقیقت‌طلب، حقوق‌بگیر، آل حق، اهل حق، حجةالحق، حصحص‌الحق، ظهیرالحق، ظل حق، عبدالحق، لسان‌الحق، مختار حق، مرغ حق، ناصرالحق، ناصر للحق، نامحق، نامستحق

حق، مصدر و به معناى وجوب و ثبوت است و البته، معمولا به معناى وصفى يعنى واجب و ثابت‏به كار مى‏رود. هنگامى كه مى‏گوييم: «حق الامر» يعنى آن امر واجب و ثابت‏شد و هنگامى كه مى‏گوييم: «حق لك و يحق لك و حق عليك ان تفعله‏»، يعنى انجام آن فعل بر تو واجب گرديد. (۱)
طبرسى مى‏گويد: «الحق وقوع الشي‏ء في موضعه الذي هو له، فاذا اعتقد شي‏ء بضرورة او حجة فهو حق; لانه وقع موقعه الذي هو له و عكسه الباطل‏» (2) ;حق عبارت است از وقوع شيى‏ء در جايگاه خودش. هرگاه به سبب هدايت‏يا برهان، اعتقاد به چيزى پيدا شود، حق است ;چرا كه در جايگاه خود واقع شده و ضدآن، باطل است.
مرحوم خواجه طوسى در ذيل كلامى از شيخ الرئيس درباره حق، مى‏فرمايد: «الحق‏هيهنا اسم فاعل في صيغة المصدر كالعدل والمراد به ذو الحقيقة وهوبمعنى المصدر يدل بالاشتراك على معان‏» (3) ; حق در اين جا ما نند عدل اسم فاعل در صيغه مصدر است و مقصود از آن، صاحب حقيقت است و به اشتراك (لفظى) بر چند معنى دلالت دارد.
پس در اين كه معناى اصلى حق، ثبوت است، گفتگويى نيست و اما اين كه خواجه آن را مشترك لفظى مى‏داند، مربوط است‏ به معناى اصطلاحى

۱۰۵۵۲- کارگاه سیزدهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیت های منطقی با حضور عقل سلیم + محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری

۱۴ فروردین

۱۰۵۰۰– کارگاه تربیت نفس جلسه دوازدهم خود خواهی نزولی+ محبت به فقر کهنه، خود خواهی

۳۰ بهمن

۱۰۴۱۷- کارگاه تربیت نفس جلسه یازدهم زهد نسبت به دنیا+ محبت زاهدانه چیست؟

۲۱ دی

کارگاه تربیت نفس: از تاریخ ۹۵/۷/۲۹ الی۹۵/۹/۱۱

امام علی علیه السلام :

اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛

 

 

زشت ترین راستگویى، تعریف انسان از خودش مى باشد.۱۰۷۰-گارکاه نهم تربیت نفس+ محبت به خود ستایی

 

 

غررالحكم: ج۲، ص۳۸۸، ح۲۹۴۲

 

 

ي دوستان اي دوستان من كيستم من كيستم
اي بلبلان بوستان من كيستم من كيستم؟

                                                                        لفظ حسن شد نام من از گفت باب و مام من
                                                                          گر لفظ خيزد از ميان من كيستم من كيستم

بگذشته ام از اسم و رسم مر خويش را بينم طلسم
آيا شود گردد عيان من كيستم من كيستم

                                                                              اطوار خلقت را ببين انوار رحمت را ببين
                                                                              در اين جهان بيكران من كيستم من كيستم
      
گاهي چرا آشفته ام گاهي چرا بشكفته ام
گاهي نه اين هستم نه آن من كيستم من كيستم

                                                                               شادان و خندانم چرا ؟ گويان و بريانم چرا ؟
                                                                             بهر چه خواهم آب و نان من كيستم من كيستم 

دست و دهان و گوش چيست عقل و شعور و هوش چيست
در حيرتم از جسم و جان من كيستم من كيستم

                                                                       اين است دائم پيشه ام كز خويش در انديشه ام
                                                                      گشته مرا ورد زبان من كيستم من كيستم

اين درس و بحث و مدرسه افزود بر من وسوسه
دردم بود اي همرهان من كيستم من كيستم 

                                                                            اي آسمان و اي زمين اي آفتاب نازنين
                                                                         اي ماه و اي ستارگان من كيستم من كيستم

اي صاحب دار وجود اي پادشاه فضل و جود
اي از توام نام و نشان من كيستم من كيستم

                                                                                 دست من و دامان تو گوش من و فرمان تو
                                                                                از بند رنجم وا رهان من كيستم من كيستم

تا كي حسن نالد چو ني تا كي بگريد پي به پي
گويد به صد آه و فغان من كيستم من كيستم ؟!

۹۸۰-کارگاه هشتم تربیت نفس پیرامون قبض و بسط نفس آدمی+ محبت بسطی و قبضی

۱۶ شهریور

 

 

۸۸۰- کارگاه هفتم تربیت نفس آنچه خداوند بخواهد+ محبت به آنچه پیش آمده، پیش خواهد آمد

۰۲ مرداد

 

 

کارگاه    از ۵//۵/۹۵ الی ۱۵/۶/۹۵

بَکير بن اَعيَن نيز مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: علم و مشيت خداوند با هم فرق دارند يا يک چيزند؟ حضرت فرمودند: اَلعِلمُ لَيسَ هُوَ المَشيئَةُ اَلا تَري اِنَّکَ تَقول: سَأَفعَلُ کَذا اِن شاء‌َاللهُ وَ لا تَقولُ سَأَفعَلَ کَذا اِن عِلمَ اللهُ …"[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (علم غير از مشيّت است. مگر نمي‌بيني که خودت مي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بخواهد و نمي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بداند. پس اينکه مي‌گويي اگر خداوند بخواهد، دليل اين است که خداوند نخواسته و چون خواست آنچه را خواست به گونه‌اي که خواسته واقع شود، پس علم خداوند پيش از مشيّت اوست.

عاصم بن حُمَيد مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: آيا خداوند هميشه مُريد (اراده‌کننده) است؟ حضرت فرمودند: اِنَّ المُريدَ لايَکونُ اِلاّ لِمُرادٍ مَعَهُ لَم يَزَل عالِماً قادِراً ثمَّ اَرادَ[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (مريد نيست مگر با بودن مراد (اراده‌شده با او، خداوند هميشه عالم و قادر است و سپس اراده کرده است.

همــگي خون شد و از رهگذر ديده چـکيد

دلم از کشمکش خــوف و رجا بس که تپيد

تا نخــواهد سـر مــويي نتـواند جـنبيد

مالـک‌الملک به زنجير مشيت بسته است

تا کـه دل کرد به رغبـت گنه و مي‌لرزيد

خواهــشش داد مرا خواهش هر نيک و بدي

سـخــطم را نبود عائــدة غــير مــزيد

چـو کنم گر ننهم سر به قضا و به رض

ليــس ربّــي و له الحمد بظـلاّم عبيــد

هر بدي سر زند از من هـمه از من باشد

تا به هـر گام مر او را رسد از قرب نويد

بارالـــها قــدم دل به رَه راســت بـدار

گر به قــربم بنــوازي نبود از تو بعيــد

پيــش از آني که کند طاير جانم پــرواز

کـه ز تو غــير تو داني که ندارم امـــيد

نااميدم مکن از دولت وصلت اي دوست

تا که در مستي عشق تو بمـاند جـاويد[ملامحسن فيض کاشاني، ديوان اشعار]

فيض را از مي وصلت قدحي ده سرشار

خـواستي لايزال بي کم و کاست

وز پي آن بود ارادت و خواسـت

نو به نو در جــهان شــود پيـد

فعــل‌هايي کـه از همــه اشــي

ور طبيعي بود چو سيل و حـجر

گــر ارادي بود چــو فعـل بشر

مبتني بر کــمال حکـمت اوست

منبـعث جمـله از مشيّت اوسـت

نـگـــسلد بي مشيّـــتش تـاري

نـخــلد بي ارادتـــش خـــاري

که سر مويي از جــهان کاهــند

فــي‌المثل گـر جـهانيان خواهند

نتـوان کاســتن ســـر يک مــو

گـــر نباشــد چــنان ارادت او

که بـــر آن ذره‌اي بيفــــزايـند

ور هــمه در مقـــام آن آيـــند

نتــــواننــــد ذره‌اي افــــزود[نورالدين عبدالرحمن جامي، هفت اورنگ]

نـدهـــد بـي‌ارادت او ســــود

سحرگه نه تن سر نه سر تاج داشت

سر شب سر تخـت تاراج داشت

  1. بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
  1. بیار باده که بنیاد عمر بر بادست

 

  1. غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
  1. ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست

 

 

  1. چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
  1. سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست

 

 

  1. که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
  1. نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست

 

 

  1. تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر
  1. ندانمت که در این دامگه چه افتادست

 

 

  1. نصیحت کنمت یاد گیر و در عمل آر
  1. که این حدیث ز پیر طریقتم یادست

 

 

  1. غم جهان مخور و پند من مبر از یاد
  1. که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست

 

 

  1. رضا به داده بده وز جبین گره بگشای
  1. که بر من و تو در اختیار نگشادست

 

 

  1. مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
  1. که این عجو عروس هزاردامادست

 

 

  1. نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل
  1. بنال بلبل بی دل که جای فریادست

 

 

  1. حسد چه می‌بری ای سست نظم بر حافظ
  1. قبول خاطر و لطف سخن خدادادست

 

 

غزل شمارهٔ

دوره کارگاه اول تربیت نفس از قرآن و احادیث اهل البیت علیهم السلام:

«آغاز تمرین تربیت نفس از کلمه قصار ۱۷۸نهج البلاغه»

"۱۰/۸/۹۴لغایت ۲۰/۹/۹۴ "

امام على علیه السلام: اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۸)

۱۶۰ دروه کارگاه  دوم تربیت نفس را با حدیث حضرت امام هشتم علیه السلام آغاز می کنیم تا حکمت ۱۷۸نهج البلاغه رابچشیم.

شروع ثبت نام:۲۰/۹/۹۴لغایت۳۰/۱۰/۹۴

ويژگيهاى دهگانه عاقل از حضرت امام الرضا علیه السلام

دوره دوم ۴۰ روز جدید تربیت نفس از حدیث امام هشتم علیه آلاف التحیه و الثناء

لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهره. الفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ـ از او اميد خير باشد.+بیش از ۵۰ درصد موفق بودم الحمدلله
۲ـ از بدى او در امان باشند.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغقرالله
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.+بیش از ۶۰درصد موفق بودم الحمدلله
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.+بیش از ۹۰درصد موفق بودم الحمدلله
۷ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۸ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغفرالله
۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استعفرالله

۳۱۹-آغاز دروده سوم با حدیث تکبر درمانی امام هفتم علیه السلام:

 

 

۱۶۸۰- توصیه سه گانه امام خمینی رحمه الله علیه به طلبه جوان+ مراحل تشکیل محبت حقیقی

۲۲ آذر

نماینده ولی فقیه در خوزستان گفت: ما باید درسمان را خوب بخوانیم و معنای آن را خوب درک کنیم، و امیدوارم آنچه را که می خوانیم ، خوب بفهمیم… .https://media.mehrnews.com/d/2017/06/03/3/2477266.jpg

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در خوزستان، آیت الله سید محمدعلی موسوی جزایری، نماینده ولی فقیه در خوزستان، در مراسم عمامه گذاری طلاب مدرسه علمیه امام جعفر صادق(ع) شهر الوان، با بیان اینکه تولیت این مدرسه یعنی آیت الله سید طیب، فردی بسیار متخلق و نمونه بارز عالم ربانی است، اظهارداشت: بنده چندین سال است که آیت الله سید طیب را می‌شناسم و با ایشان رفاقت دیرینه دارم، ایشان خدمات بسیار بزرگی نسبت به حوزه‌های علمیه و طلاب انجام داده و امیدوارم همه طلاب و روحانیون راه این عالم ربانی را ادامه دهند.

وی در ادامه با بیان اینکه عالمان ربانی سه ویژگی مهم دارند، گفت: «کسى که‏ دیدارش شما را به یاد خدا اندازد»، «سخنش دانشتان را زیاد کند» و «کردارش شما را به آخرت تشویق کند» مصداق اصلی یک عالم ربانی بوده و همه طلاب باید این‌چنین باشند.

آیت الله موسوی جزایری

رئیس حوزه علمیه خوزستان، با بیان اینکه طلاب و روحانیون، نوکر مردم به‌ویژه فقرا و مستضعفین هستند، تصریح کرد: زهد و تواضع طلاب علوم دینی باید به گونه‌ای باشد که خود را نوکر همه مردم به‌ویژه فقرا و مستضعفین بدانند؛ که اگر اقدام عملی شد إن شاءالله آخرت آبادی خواهیم داشت.

آیت الله موسوی جزایری، خطاب به طلاب حاضر در مراسم، گفت: ما باید درسمان را خوب بخوانیم و معنای آن را خوب درک کنیم، و امیدوارم آنچه را که می‌فهمیم، خوب بفهمیم… .

نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری، در پایان به بیان خاطره ای از امام خمینی(ره) پرداخت اظهارداشت: سیدی به محضر امام خمینی رسید و گفت: آقا عمامه بر سرم بگذار، امام هم عمامه بر سر او گذاشت و سپس به امام(ره) گفت: آقا مرا نصیحتی کن! آن گاه امام(ره) فرمود «فرزندم درس بخوان». فرد می‌خواست از نزد امام برود، ایشان فرمودند: «فرزندم خیلی خوب درست را بخوان» دوباره فرد قصد خروج کرد که امام(ره) گفت: «فرزندم برای خدا درس بخوان»؛ حال امیدوارم خداوند متعال به همه ما این توفیق را عنایت فرماید که برای او درس بخوانیم و برای او نیز زندگی کنیم

 

۱۶۷۹-فیوضات علما شعاعی از برکات حضرت فاطمه معصومه(س) است.+ مرکز نشر محبت حقیقی به جهان

۲۱ آذر

میرباقری

 ۳
 

عضو خبرگان رهبری در حرم حضرت معصومه(س):
فیوضات علما شعاعی از برکات حضرت فاطمه معصومه(س) است

حوزه/ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی گفت: حرم کریمه اهل‌بیت(س)، حرم تمام اهل بیت علیهم السلام است؛ این حرم، بسیار مهم و از اهمیت بالایی برخوردار است، همچنین همه فیوضات علما نیز شعاعی از برکات ایشان است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه»، حجت الاسلام والمسلمین محمدمهدی میرباقری امشب در شبستان امام خمینی(ره) به مناسبت سالروز ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به قم با اشاره به اینکه در فراز زیارت جامعه کریمه تعبیر شده به اینکه اگر بخواهیم به همراهی معصوم علیه السلام برسیم باید دارای صفاتی باشیم، اظهار داشت: قلب باید نسبت به معصوم علیه السلام تسلیم باشد چرا که قلب اراده کننده در بدن است و اگر قلب تسلیم باشد، همه قوای بدن نیز تسلیم خواهد شد و اگر قلب طغیان کند، دیگر اعضا نیز طغیان خواهد کرد.

وی با بیان اینکه تسلیم شدن قلب دارای مقاماتی است، افزود: شعیان، صاحب قلب سلیم هستند، بنابراین کسی شیعه است که دارای قلب سلیم باشد و قلب سلیم، قلبی است که غیر از خدا و شرک در آن وجود نداشته نباشد.

عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به اینکه قلب سلیم، قلبی است که دارای یقین باشد، تأکید کرد: قلبی که ردپایی غیر از خداوند در آن یافت شود، قلب سلیم نیست؛ بنابراین قدم اول در همراهی معصوم علیه السلام این است که قلب انسان خالص و تسلیم خداوند باشد.

وی عنوان کرد: پیامبر در روایات نقل می کند که اگر فردی و قومی، اهل انفاق، حج، زکات و همه عبادت هستند ولی در مقابل حکم رسول خدا اعتراض داشته و آن را نمی پذیرند یا حتی در ذهن خود این اعتراض را داشته باشند، قلب آن فرد و گروه، تسلیم و خالص نیست.

حجت الاسلام والمسلمین میرباقری با اشاره به اینکه باید متعلق به امام علیه السلام باشیم، خاطرنشان کرد: اگر انسان به همراهی رسید، نور امام علیه السلام در او دمیده می شود و دمیده شدن نور امام علیه السلام در انسان، در واقع ایمان است.

وی تصریح کرد: افرادی که همراه امام علیه السلام می شوند به مقامی می رسند که به تعبیر زیارت عاشورا مقام محمود است و به نوعی واسطه شفاعت می شوند.

عضو مجلس خبرگان رهبری، اصل مقام شفاعت را مختص اهل‌بیت علیه السلام دانست و ابراز کرد: مقام محمود بسیار سخت است چرا که خداوند سرنوشت کار بندگان خود را به غیر از اهل‌بیت علیه السلام به دست کسی نمی دهد.

رئیس فرهنگستان قم با اشاره به اینکه همه شیعیان با شفاعت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیهما وارد بهشت می شوند، ابراز کرد: درجات مومنان در بهشت فرق می کند و حضرت معصومه سلام الله علیهما در همراهی امام علیه السلام نیز به کمال رسیده است؛ از این رو بخشی از کارهای امام رضا علیه السلام همانند حضرت زینب نسبت به امام حسین علیه السلام روی دوش حضرت مصعومه سلام الله علیها بوده است.

وی با بیان اینکه امام علیه السلام در مقامی قرار دارد که همه مقامات بهشت، نازله وجود اوست، تصریح کرد: حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، طوری در خدمت امام رضا علیه السلام بودند که به مقام شفاعت دست یافتند.

حجت الاسلام والمسلمین میرباقری خاطرنشان کرد: حرم کریمه اهل‌بیت(س) حرم تمام اهل‌بیت علیهم السلام است، حرمی که در قم است بسیار مهم و از اهمیت بالایی برخوردار است، همچنین همه فیوضات علما نیز شعاعی از برکات ایشان است.

وی عنوان کرد: حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیهما، یکی از جلوه های حضرت زهرا سلام الله علیها است که ایشان جلالت خود را به فاطمه معصومه سلام الله علیهما داده اند.

 

۱۶۷۸-عزت‌آفرینی کردید و برای یک هدف بزرگ از حق خود گذشتید.+ عزت محبت حقیقی و عبور از منافع خیالی محبت مجازی

۱۹ آذر

آقای علیرضا کریمی، کشتی‌گیر سرافراز کشورمان ظهر امروز (یک‌شنبه) با رهبر انقلاب دیدار کرد.

به گزارش خبرگزاری حوزه به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (یکشنبه) در دیدار آقای علیرضا کریمی کشتی‌گیر سرافراز کشورمان در مسابقات جهانی کشتی زیر ۲۳ سال جهان و خانواده‌ی او، از خودگذشتگی و عزت‌آفرینی این پهلوان جوان را مورد تجلیل و تقدیر قرار دادند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با تحسین اقدام علیرضا کریمی، کار بزرگ او را از سنخ کار پهلوانان نامداری همچون پوریای ولی دانستند و گفتند: من از اینکه نشان دادید جوانی از جوانهای ما حاضر است برای یک هدف بزرگ و بلند پا بر روی نفس خود بگذارد و از حق قطعی و قهرمانی مسلم صرف‌نظر کند، واقعاً احساس عزت کردم.آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب، کشتی آزاد
ایشان افزودند: قدر این کار را بدانید و اجر معنوی آن را از خدا بخواهید، البته مسئولان نیز نباید در تجلیل و پاداش مادی کوتاهی کنند.

 

۱۶۷۷-کلماتی که معجزه می کنند.+ معجزه افشاء دوستت دارم حقیقی

۱۹ آذر

خانواده

کد خبر: ۴۳۳۱۰۹ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۹/۱۹ – ۱۰:۲۹ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۵

کلماتی که معجزه می کنند
حوزه/ گفتن كلمه «چشم» در برابر تقاضاى همسر، در ايجاد محبت، معجزه مى كند. شما كه تكبر داريد و مى ترسيد از گفتن اين كلمه، از شخصيتتان بكاهد، آنرا به عنوان طنز بگوييد.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، سخن محبت آمیز با همسر، یکی از دستورات دین مبین اسلام است .

* سخن محبت آميز

گفت و گو و سؤال و جواب زن و شوهر بايد مؤدبانه و محبت آميز باشد؛ نه خصمانه و نفرت انگيز. يك مطلب مخصوص را مى توان طورى ادا كرد كه شنونده را خوش آيد و پاسخ نيكو دهد و همان مطلب را مى توان به نحوى ادا كرد كه شنونده يا جواب ندهد يا جواب زشت و تند بدهد – در اينجا مثال (( بنشينيد، بفرماييد و بتمرگيد )) را فراموش نفرماييد.

خانم محترمه، ليوانى براى خانه لازم دارد، او مى تواند به همسرش  ‍به یکی از چهار روش زیرتقاضای خود را بگويد:

۱- اگر به بازار بلور فروشها رفتيد، ليوانى بخريد.

۲- ليوان نداريم ، عيب ندارد، توى چيز ديگرى آب مى خوريم .

۳- چرا براى خانه ليوان نمى خرى .

۴- مرد بايد عاقل باشد، وقتى ديد ليوان نداريم خودش بخرد.

براى خريد يك ليوان، ده ها جمله زشت تر و مؤدبانه تر از اين مى توان به زبان آورد؛ ولى توصيه اسلام اين است كه بانوى محترم بايد جمله ئى را كه از همه زيباتر و مودبانه تر است ، انتخاب كند و به شوهرش بگويد، تا جوابى همانگونه زيبا و مؤدبانه بشنود.

همچنين شوهر براى دوختن دكمه لباسش بگويد: مريم جان يا مريم خانم ، نخ و سوزن را لطف كنيد تا دكمه ام را بدوزم، در آنصورت بانوى محترمه خواهد گفت: عزيزم لطف كنيد، من بدوزم، ولى اگر شوهر بگويد: زن مگر كورى؟ دكمه افتاده لباس مرا نمى بينى؟ زن هم خواهد گفت: مگر قانون اسلام را نخوانده ئى و نميدانى كه زن وظيفه ندارد دكمه بدوزد؟

و نيز در تقاضاى ليوان اگر چند روز گذشت و شوهر ليوان نخريد، بانوى مسلمان مى گويد: مثل اينكه اين روزها گرفتارى شما زياد است و يا هنوز از بازار بلور فروش ها گذر نكرده ايد و جملاتى از اين زيباتر كه شما خواننده محترم بهتر از نويسنده مى دانيد، نه آنكه بگويد: چند بار بايد بگويم ليوان، تو كه مرا خسته كردى، چرا وظيفه شناس نيستى و امثال اين كلمات كه زن مسلمان متعهد هيچگاه بر زبان نمى راند.

گاهى ضمن صحبت، زن يا شوهر كلمه اى از دهنش مى پرد و به همسرش مى گويد كه اثر بدش تا سال هاى متمادى در ذهن او باقى مى ماند؛ مثل اينكه زنى به شوهرش بگويد: اگر مى دانستم سوادت كم است، همسر تو نمى شدم، يا مردى به زنش بگويد: اگر مى دانستم پستانت كوچك است، با تو ازدواج نمى كردم .

اينها بايد بدانند كه با گفتن اين كلمات سال هاى متمادى همسر خود را ناراحت كرده اند؛ بلكه افسرده و دلسرد از زندگى نموده اند.

آن زن خيال كرده است كه با گفتن آن جمله، دانش دوستى خود را به شوهرش فهمانيده است يا آن مرد گمان كرده است كه ذوق سرشار خود را به همسرش نشان داده است، ولى هر دو در اشتباهند.

نخستين اثرى كه اين گونه جملات، در روح همسر باقى مى گذارد، كدورت و انزجار است؛ تنفر و دلسردى است؛ رفتن صفا و صميميت است. گوينده اين كلمات بعدا خود را ملامت مى كند و مى گويد: اين چه غلطى بود كه كردم و نسنجيده و فكر نكرده سخنى گفتم؛ كاش زبانم لال مى شد و اين جمله را نمى گفتم. البته ما به شنوندگان اين سخنان هم توصيه مى كنيم كه بلند همت باشند و سعه صدر داشته باشند و اين كلمات را در فكر خود نگه ندارند. نشنيده انگارند و به كار خود مشغول باشند.

زن و شوهر بايد در برابر كلمات تند و خشنى كه از همسر خود مى شنوند متانت و سعه صدر نشان دهند و صحنه نزاع را به مجلس مزاح تبديل كنند. مثلا اگر زن عصبانى شود و بگويد: ((من از كار زياد اين خانه خسته شدم، زانوهايم رمق ندارد، چادرم را بر مى دارم و مى روم به خانه پدرم)) شوهر بگويد: (( شما زنان به قدرى قدرت داريد كه پهلوانان و قهرمانان جهان از مكيدن پستانتان نيرو گرفته اند!! تو مى خواهى از خانه خودت بروى به خانه پدر زن من؟! )) و امثال اين كلمات و اگر شوهر عصبانى شود و بگويد: (( من از دست تو خانم مى خوام سرم را به ديوار بزنم و يقه ام را پاره كنم )) خانم جواب دهد اما سرت را به سر سخت من بزن كه شوهرم را عصبانى مى كنم و اما يقه ، اول برو يك پيراهن كهنه و دور افتاده بپوش تا زحمت دوختنش به گردن من نيفتد )) خلاصه طرف مقابل بايد با حوصله و متين باشد تا بتواند همسر عصبانى خود را كه بر خر شيطان سوار شده است ، پياده كند و او را خلع سلاح نمايد، از همان الفاظ درشت او جملاتى ملايم و محبت آميز بسازد و تحويل دهد تا ميدان رزم به حجله بزم تبديل شود و شخص ‍ عصبانى شده نتواند به خشونت خود ادامه دهد.

* کلمه ای که در ایجاد محبت معجزه می کند

مهمتر از كلمات و واژه ها، در ايجاد محبت يا نفرت، آهنگ صدا و حركات دست و چشم و لب و ابرو، هنگام سخن گفتن است. آهنگ نرم و ملايم ايجاد محبت مى كند، چنانكه صداى كلفت و خشن، ملال و نفرت مى آورد، لب خندان و چهره شكفته و باز، شنونده را جلب مى كند، چنانكه ترشرويى و اخم، هنگام سخن گويى، مخاطب را دلسرد و افسرده مى كند، زن و شوهر بايد در مكالمات روزمره خود مراعات اين نكات را بنمايند. و نيز گفتن كلمه (چشم) در برابر تقاضاى همسر، در ايجاد محبت، معجزه مى كند. شما كه تكبر داريد و مى ترسيد از گفتن اين كلمه، از شخصيتتان بكاهد، آنرا به عنوان طنز بگوييد.

«اجملوا فى الخطاب تسمعوا جميل الجواب/ زيبا سخن گوييد تا پاسخ زيبا بشنويد».

«اياك و مستهجن الكلام فانه يوغر القلب/ از گفتن سخن زشت بپرهيز كه دل را پر از خشم و كينه كند».

«بعيدا فحشه ، لينا قوله/ (مؤمن) از فحش به دور است و گفتارش نرم و ملايم است».

«عود لسانك لين الكلام و بذل السلام، يكثر محبوك و يقل مبغضوك/ زبانت را به سخن ملايم و سلام كردن عادت بده تا دوستانت زياد و دشمنانت كم شوند».

«عن الصادق عن آبائه عليهم السلام، قال: حسن البشر للناس نصف العقل/ امام صادق (عليه السلام) فرمود: نيكرويى نمودن با مردم نصف عقل است».

كسى كه با مردم خوشرويى داشته باشد. مردم با او رفت و آمد دارند، راهنمائيش مى كنند، پرسشش را پاسخ مى گويند. در نتيجه معلوماتش زياد مى شود و اين همان نصف عقل است كه شخص گشاده رو، از راه اكتساب و تجربه بدست مى آورد و نصف ديگرش ذاتى و خدادادى است . يا اكتساب از راهى ديگر است .

«و قال (عليه السلام) … و تبسمك فى وجهه حسنه/ و فرمود: برخورد كردن با لب خندان ، با برادر مسلمانت ثواب يك حسنه دارد».

منبع: بهشت خانواده جلد اول، به قلم دكتر سيد جواد مصطفوى

 

۱۶۷۶-ساختار نظام اقتصادی اسلام+ لب و مخ دین محبت حقیقی است.

۱۹ آذر

حجت الاسلام حسن معلمی - مجمع عالی حکمت

کد خبر: ۴۳۳۷۵۹ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۹/۱۸ – ۱۸:۰۴ | سرویس: استان‌ها ۳۹
در نشست علمی «اقتصادنا» بررسی شد:
ساختار نظام اقتصادی اسلام
حوزه/ دبیر مجمع عالی حکمت اسلامی، گفت: گستره تغییر در آموزه‌های اقتصادی به این شکل است که تناسب حکم و موضوع برقرار است و آموزه‌های اقتصادی در چهار محور مفاهیم، احکام فقهی‌عبادی‌ اقتصادی(خمس و زکات)، احکام فقهی‌حقوقی‌ اقتصادی(ابواب بیع و معاملات) و نظام اقتصادی قابل طرح است.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» از مشهد، حجت الاسلام و المسلمین حسن معلمی، در ششمين نشست «اقتصادنا» كه به همت هيئت انديشه ورز اقتصاد اسلامی و الگوی پيشرفت اسلامی حوزه علمیه خراسان برگزار شد، با اشاره به تاریخچه‌ای از مسیر پژوهشی که طی کرده تا به موضوع ثابت و متغیر رسیده است، گفت: سال‌ها پیش که درصدد انتخاب موضوع پژوهش برای پایان‌نامه بودم، موضوع عدالت را مد نظر قرار داده بودم، اما عموم استادان، مرا با این استدلال که در این موضوع، زیاد کار شده، از این موضوع نهی می‌کردند تا اینکه موضوع ریزتر شاخص‌سازی برای عدالت را انتخاب کردم و پس از نوشتن رساله در این موضوع، به این نتیجه رسیدم که شاخص‌های عدالت، خود مستلزم دستیابی به مبانی و مفاهیم متقنی از عدالت است که محقق را به سمت حقوق اقتصادی مذکور در قرآن و روایات سوق می‌دهد.

دبیر مجمع عالی حکمت اسلامی، با بیان اینکه فهم اینها نیز به نوبه خود مستلزم یک‌سری مبادی معرفت‌شناسی است که در تفسیر اقتصادی قرآن کریم و روایات به کار می‌آید، ابراز کرد: از این رهگذر، ما به روش‌شناسی تفسیر اقتصادی قرآن کریم می‌رسیم که برای آن نیازمند احداث یک‌سری اصول، نظیر اصول تفسیر اقتصادی می شویم، البته نه از جنس اصول عملیه که وظیفه مکلف را بیان می کند، بلکه اصل عقلی و معرفتی هستیم.

عضو هیئت علمی جامعه المصطفی، با اشاره به اینکه یکی از این نوع بحث‌ها درباره ثابت و متغیر در تفسیر احکام بود که باز هم به نظر می‌رسید خیلی در آن کار شده، اما وقتی ورود کردیم، دیدیم متأسفانه عموم مباحث از لایه خاصی عمیق تر نشده است، گفت: بحث ثابت و متغیر در فقه، بحث بسیار مهمی است تا آنجا که شهید مطهری(ره)، اجتهاد را شناخت ثابت و متغیر دین می داند.

وی با بیان اینکه این بحث از بحث‌های مهم فلسفه دین است که در تفسیر و هرمنوتیک مسیحیت نیز نظریات متعددی را به خود اختصاص داده و بالطبع به مباحث فلسفه دین و کلام مسلمین نیز منتقل شده است، افزود: ماهیت آن یک بحث دین‌شناسی است که درباره این سؤال محوری و معروف است و می پرسد که آیا دین قابل استمرار و تسری به زمان و مکان موجود هست یا اینکه امری تاریخی است؟ و نوعاً دین‌گریزان درصدد نفی آن هستند. 

حجت الاسلام‌والمسلمین معلمی، با تأکید بر اینکه بحث ثابت و متغیر در موضوعات اقتصادی رنگ و بوی دیگری می‌یابد، زیرا عموماً فقها هنگامی که به مرحله مثال آوردن برای مفاهیم ثابت یا متغیر می‌رسند، مفاهیمی اقتصادی را به عنوان شاهد ذکر می‌کنند، توضیح داد: می‌توان دلیل آن را دو نکته یا اصل در تاریخ فقه و اصول دانست؛ یکی اینکه طبق دیدگاه مشهور، اصل امضائی بودن معاملات است و دیگر اینکه اوامر و نواهی در این حوزه ارشادی‌اند و اتفاقاً دأب و سیره پژوهشگران اقتصاد اسلامی معاصر نیز نوعاً چنین است که به اتکاء عقلایی بودن معاملات، بسیاری از تأسیسات اقتصادی مدرن را مطابق با شرع می‌شمارند که مثال آن عقد استصناع است که البته شیخ طوسی آن را صریحاً باطل می‌داند.

وی در ادامه به مفهوم اصطلاحی ثابت و متغیر پرداخت و با بیان اینکه برخی ثابت و متغیر را به ذاتی و عرضی بازگشت داده‌اند، اظهار کرد: این عده، ذاتیات را آنهایی دانسته اند که قابل انتقال به سایر فرهنگ‌هاست مثل اصل عدم غش و عرضیات را آنهایی که در انتقال به فرهنگ دیگر باید جامه خود را عوض کند.

حجت الاسلام و المسلمین معلمی، مثال زد: لفظ صیغه در بیع و شراء که هر قومی باید به زبان خود بخواند از این قبیل است که گویا مرحوم میلانی قائل به این بوده‌اند که صیغه نکاح باید احتیاطاً به فارسی هم خوانده شود و صرف خواندن صیغه عربی، مجزی نیست. 

وی، تعبیر دوم را بازگرداندن ثابت و متغیر به اصل و فرع با نگاه به مقاصد درجه یک و دو دانست و توضیح داد: مثل اینکه هدف و مقصد درجه اول در احکام دیات برقراری عدالت است، اما میزان دیه برای هر جرحی که وارد شده هدف متوسط و درجه دوم است، به طوری که ممکن است حتی فقیه تشخیص بدهد برقراری هدف اول ضرورتاً مستلزم پرداخت دیه نبوده و مثلا وجود بیمه، آن هدف اول را تأمین کند که این رأی کسانی از ‌جمله مجتهد شبستری است.

عضو هیئت علمی جامعه المصطفی، اصطلاح سوم را تعبیر به احکام گلوبال(جهان‌شمول) و لوکال(محلی) از ثابت و متغیر عنوان و خاطر نشان کرد: وقتی می‌بینیم احکامی میان اسلام و مسیحیت و یهودیت مشترک است، معلوم می‌شود اینها شمولیت داشته و جهان‌شمول است ولی وقتی بین اینها متفاوت می‌شود، می‌فهمیم ماهیت این احکام محلی است که مثل جمع بین اختین در نکاح که مختص اسلام است و در ادیان پیشین نبوده و یا تعدد زوجات که حتی قاعده آن برای شخص نبی اکرم(ص) با امت ایشان متفاوت است.

وی با اشاره به اصطلاح و تعبیر چهارم به معنای لب و قشر یا گوهر و صدف، گفت: این معنا شبیه تعبیر هگل در مسیحیت که لب دین را اخلاق می‌داند و یا تعبیری که در ادبیات عرفانی ما وجود دارد که لب اصلی دین (حقیقت) حرکت و سیر الی الله است و یا آنچه از مرام برخی فرق صوفیه برداشت می‌شود که لب دین تجربه دینی (شهود فردی دینی) است، حالا یکی با عبادت و یکی با رقص و سماع و … به آن می‌رسد.

عضو هیئت علمی جامعه المصطفی، تعبیری حضرت آیت الله جوادی آملی دارند که آنچه به مربوط به توحید است ثابت است، اما آنچه مربوط به اداره زندگی است جزء متغیرات است، اظهار کرد: تعریف اصطلاحی، مختار این است که ما در فضای بحث، روشی تفسیر قرآنیم و احکام الهی شبیه مسأله اصولی و قاعده فقهی در ظرف زمانی و کانی و بستر‌های ویژه خود ثابت هستند.

حجت الاسلام و المسلمین معلمی، درباره امکان تغییر احکام اقتصادی نیز با بیان اینکه این گونه است که آنچه به ابعاد ثابت انسان برمی‌گردد، ثبات است و آنچه به ابعاد متغیر انسان برمی‌گردد، متغیر است، خاطر نشان کرد: گستره تغییر در آموزه‌های اقتصادی به این شکل است که تناسب حکم و موضوع برقرار است و آموزه‌های اقتصادی در چهار محور مفاهیم، احکام فقهی‌عبادی اقتصادی (خمس و زکات)، احکام فقهی‌حقوقی اقتصادی (ابواب بیع و معاملات) و نظام اقتصادی، قابل طرح است.

وی با اشاره به اینکه مفاهیم ثابتند اگرچه مصادیق‌شان متغیر است (مصادیق قدیم و جدید غش)، اظهار کرد: دسته سوم (فقهی‌حقوقی) طبیعی است که تغییر می‌کند و اعتبارات عقلاست که متناسب با تغییر نیازهایشان تغییر دارد که به طور مثال بیع و شراء یک خانه زمانی با یک صیغه بعت و اشتریت بود، اما اکنون به معنای اینکه باید سند زده شود، پایان کار داشته باشد، از این گونه است.

عضو هیئت علمی جامعه المصطفی، با بیان اینکه بحث جدی در دسته دوم و چهارم و به ویژه در دسته دوم (احکام فقهی‌عبادی) این پرسش جدی است، گفت: برخی اصل زکات را مثل داستان زکات بر اسب، ثابت ولی موارد آن را تابع نظر ولایت فقیه می‌دانند یا اینکه روایت داریم از زکات برنج می‌پرسند و حضرت می‌فرمایند در کدام منطقه‌ هستی؟ یا از زکات عدس می‌پرسند و می‌فرمایند: عدس در مدینه زکات ندارد.

دبیر مجمع عالی حکمت اسلامی، با این نکته که ملاحظه نکردن مسأله تغییر در این دست موضوعات و اطلاق‌گیری‌ها، عملا و در نهایت باعث راکد، ناکارآمد و عقیم شدن نهاد مهم زکات می‌شود، اظهار کرد: در بحث نقدین، آن را محدود به درهم و دینار نقره کرده و شامل اسکناس کاغذی نمی‌دانند، حال آنکه در همان نقدین هم شواهد حاکی از آن است که نصاب آن همیشه ثابت نبوده است. در بانک دوبی (که طبق فتاوای خود، زکات بر پول را دارند) ابتدا از سپرده‌گذار می‌پرسند آیا تمایل دارد که بانک، زکات سپرده او را محاسبه کند یا اینکه خود شخص این کار را انجام می‌دهد و عملاً بسیاری این اختیار را به بانک می‌دهند و نتیجه‌اش آن شده که صندوق زکات بانک دبی رتبه اول در میان نهادهای خیریه را به دست آورد.

حجت الاسلام و المسلمین معلمی، با اشاره به اینکه این تغییر بالطبع در مورد چهارم یا نظام اقتصادی نیز وجود دارد، یادآور شد: معیارهای ثبوتی ثبات و تغییر در احکام اقتصادی یعنی احکام ثابت برای نیازهای ثابت و احکام متغیر برای نیازهای متغیر، احکام ولایی و غیرولایی یعنی آنهایی که راجع به امام و مرتبط به امور حکومت است در معرض تغییر است، دیدگاه شاطبی که کلیات ثابت و جزئیات متغیر است و دیدگاه حضرت آیت الله سبحانی که ملاکات احکام ثابت است و آنچه ملاکش نیست، متغیر است، شامل می شود.

وی، دگرگونی کامل موضوع مانند استحاله سگ در نمک‌زار، دگرگونی ویژگی اثربخش در موضوع: مانند شهادتین مشرک که خونش را محترم و خودش را پاک می‌کند، دگرگونی در شرایط و زمینه اجتماعی (مصداق سبق و رمایه؛ مسأله شطرنج) و وضع حکم در قالب قضایای خارجیه مانند نهی از خوردن گوشت الاغ و اسب و قاطر در جنگ خیبر به علت نیاز راهبردی به مرکب را از معیارهای اثباتی ثبات و تغییر در احکام اقتصادی نامید و تصریح به بازه زمانی معین در خود حکم آیه شریفه«فاعفوا و اصفحوا «حتی» یأتی الله بأمره … (بقره: ۱۰۹)»، دگرگونی به خاطر عسر و حرج و اضطرار و تخصیص یا تقیید منفصل را از دیگر معیارها برشمرد.

دبیر مجمع عالی حکمت اسلامی، اصل مرجع در ثبات و تغییر را نیز شامل روشنفکران یعنی اصل بر تغییر است، نظر جمودگرایان و ظاهریه که اصل بر ثبات است، دیدگاه تفصیل بر اساس نوع آموزه‌های اقتصادی و نظر مختار که نگاه به ثابت و متغیر از منظر منطق فازی است، عنوان کرد.

وی، به شرح رویکرد منطق فازی در تبیین ثابت و متغیر در آموزه‌های اقتصادی قرآن کریم پرداخت و گفت: بر خلاف منطق ارسطویی که منطق دو ارزشی (صحیح و خطا) یا منطق صفر و صد یا منطق همه یا هیچ است؛ منطق فازی، منطق چند ارزشی است که طیفی از حالات و پاسخ‌ها را برای پرسش واحد مورد ملاحظه قرار می‌دهد. 

حجت الاسلام و المسلمین معلمی، با این مثال که در مواجهه با این پرسش که آیا امسال به حج برویم یا نرویم نگاه منطق فازی واقعا راهگشاست؟ ابراز کرد: این مسأله تابع متغیر‌های متعددی است؛ به طور مثال، یک عنوان اعانه بر ظالمین است و اینکه با درآمدی که آنان از حج به دست می‌آورند به کشتار شیعیان یمن می‌پردازند و البته این مسأله تشکیکی است.

عضو هیئت علمی جامعه المصطفی، توضیح داد: یک وقت به طور مثال، درآمد سعودی از حج ۶۰ درصد کل درآمد کشورش است و گاهی حدود هفت درصد از کل درآمدشان است و یا بحث خطر، اهانت و … است که طبعاً شدت حکم در این موارد متفاوت است و نهایتاً فقیه یا مجموعه فقها باید این نظرات و موضوعات را با ملاحظه اینکه در کجای طیف قرار دارند، جمع‌بندی کنند.

 

۱۶۷۵-داغ یهودی شدن قدس به دل صهیونیست‌ها خواهد ماند.+ تعیین عمرمحبت مجازی از سوی خداوند حکیم

۱۹ آذر

حضرت آیت الله علوی گرگانی، در پیام خود در واکنش به اقدام اخیر رئیس جمهور آمریکا، تأکید کردند: این‌ بار هم دشمنان اسلام مانند دفعات قبل، قطعاً به اهداف خود نخواهند رسید و قدس شریف، همچنان اسلامی خواهد ماند و داغ یهودی شدن قدس به دل آنان خواهد ماند.

به گزارش خبرگزاری«حوزه»،پیام حضرت آیت الله علوی گرگانی، در محکومیت اعلام قدس شریف به عنوان پایتخت رژیم اشغالگر اسرائیل و انتقال سفارت آمریکا به این شرح است:

بسمه تعالی

قال الله تعالی« و مکروا و مکرالله و الله خیر الماکرین» آیت الله علوی گرگانی

استکبار جهانی در این روزهای پیروزی امت اسلامی و مقاومت اسلامی، دوباره دست به خباثتی جدید زده است. اگرچه آنها  بارها‌ و ‌بارها، شانس و اقبال خویش را در هماوردی با مقاومت اسلامی به آزمون گذاشته و هردفعه، بیشتر از دفعه قبل  شکستی مفتضحانه خورده  اند، لکن این‌ بار نیز در ایام با سعادت میلاد مسعود منادی وحدت، حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم)، قدس شریف را به‌عنوان مرکز رژیم صهیونستی به رسمیت شناختند.

آیا هنوز دایه‌داران نظم نوین جهانی، شکست تفکر خاورمیانه جدید را از یاد نبرده اند؟ استکبار جهانی با کمک و معاونت و همفکری برخی رژیم های غاصب، بیش از یک دهه نقشه کشی و تلاش و خون‌ریزی در کشورهای اسلامی برای حفظ این غده سرطانی کرده است تا خاورمیانه را آن‌طور که خود می خواهد تقسیم کند، ولی سودی نبرده است.

این‌جانب، این حرکت مذبوحانه را تقبیح و محکوم کرده و اعلام می کنم که این بار هم دشمنان اسلام مانند دفعات قبل، قطعاً به اهداف خود نخواهند رسید و قدس شریف، همچنان اسلامی خواهد ماند و داغ یهودی‌شدن قدس به دل آنان خواهد ماند.

 

۱۶۷۴-اکثر آمریکایی‌ها «آزار و اذیت جنسی» را معضلی ریشه‌دار در این کشور می‌دانند.+ محبت مجازی عجین با آزارجنسی

۱۹ آذر

نظرسنجی موسسه «پیو»:

اکثر آمریکایی‌ها «آزار و اذیت جنسی» را معضلی ریشه‌دار در این کشور می‌دانند

خبرگزاری فارس: اکثر آمریکایی‌ها «آزار و اذیت جنسی» را معضلی ریشه‌دار در این کشور می‌دانند

نتیجه نظرسنجی یک موسسه تحقیقاتی آمریکایی نشان می‌دهد که از نظر اهالی واشنگتن، آزار جنسی زنان که به سرتیتر این روزهای اخبار این کشور تبدیل شده، به صورت مطلق، حاصل سوء رفتار یک فرد نیست بلکه مشکلی است دارای ریشه‌های عمیق در فرهنگ مدرن ایالات متحده آمریکا.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، در پی افشای سریالی موارد آزار جنسی زنان توسط مردان مشهور و اغلب مورد احترام جامعه آمریکا، مرکز افکارسنجی «پیو» در نظرسنجی از آمریکایی‌ها این پرسش را مطرح کرده که این اتفاقات، مواردی مستقل و منحصر به فرد هستند یا معضلی گسترده در جامعه آمریکا.

اخیراً گزارش‌های متعددی از اعتراف و اعتراض قربانیان آزار جنسی مردان مشهور آمریکایی در رسانه‌ها منتشر شده؛ نام «کوین اسپیسی» بازیگر مشهور هالیوود، «چارلی رز» مجری قدیمی و نامدار شبکه‌های مطرح تلویزیونی آمریکا و سناتور «ال فرنکن» در این گزارش‌ها به عنوان متهم به اذیت و آزار زنان مطرح شده است.

نظرسنجی موسسه پیو در بازه زمانی ۸ تا ۱۳ آذر (۲۹ نوامبر تا ۴ دسامبر) در یک جامعه آماری ۱۵۰۳ نفری انجام گرفته است.

۶۶ درصد از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی می‌گویند ادعاهایی که اخیراً از سوی افراد مختلف در خصوص آزار و اذیت جنسی مطرح شده، نشان‌دهنده مشکلی است که به صورت گسترده در جامعه پخش شده و تنها ۲۸ درصد از شرکت‌کنندگان اعتقاد داشته‌اند که این ماجراها، ریشه در سوء رفتار شخصی داشته است.

البته این نظر در جامعه‌ای که قربانی بیشتری در سوء رفتار جنسی داشته یعنی جامعه زنان آمریکا، نسبت به جامعه مردان آمریکایی، ریشه‌دارتر بود، زیرا ۷۱ درصد از زنان اعتقاد داشتند که این مشکل، یک مشکل ریشه‌دار اجتماعی است و تنها ۶۰ درصد از مردان چنین اعتقادی داشته‌اند.

گویا گرایش‌های حزبی هم بر نوع پاسخ ارائه‌شده، تأثیر داشته است. ۷۰ درصد از وفاداران یا علاقه‌مندان به حزب دموکرات معتقد بوده‌اند که آزار جنسی زنان، مشکلی است که ریشه‌های آن در عمق جامعه آمریکا فرو رفته ولی فقط ۶۱ درصد از طرفداران حزب حاکم یعنی حزب جمهوری‌خواه، چنین نظری داشته‌اند.

اگر تحصیلات آکادمیک را هم عاملی دیگر برای بررسی نوع پاسخ شرکت‌کنندگان بدانیم، نتیجه جالبی حاصل می‌شود.

۸۶ درصد از زنانی که حداقل ۴ سال در دانشگاه درس خوانده‌اند اعتقاد به اجتماعی بودن مشکل آزار جنسی داشتند حال آنکه در میان مابقی، یعنی در میان زنان و مردان دارای تحصیلات کم‌تر و حتی مردان دارای تحصیلات مشابه یا بالاتر، فقط ۶۷ درصد از شرکت‌کنندگان چنین عقیده‌ای داشته‌اند.

در این نظرسنجی به دانسته‌های غیررسمی مردم آمریکا هم رجوع شده است.

بیش از ۹ نفر از هر ۱۰ شرکت‌کننده یعنی ۹۲ درصد، گفته‌اند که تاکنون ماجراهایی از آزار جنسی زنان توسط مقامات سیاسی بلندپایه، بازیگران و حتی ورزشکاران معروف مرد شنیده‌اند؛  74 درصد گفته‌اند که «ماجراهای زیادی» در این خصوص شنیده‌اند.

در این نظرسنجی سوالی کلی هم پرسیده شده است: «آیا اصلاً بنظر شما، اذیت و آزار جنسی مسئله مهمی است؟»

مشخصاً جنسیت شرکت‌کنندگان، نقش مهمی در پاسخ به این سوال داشته است. زنان بیشتر از مردان به این سوال آری گفته‌اند؛ در این میان، سهم زنان جوان‌تر از ۳۰ سال از زنان مسن‌تر، بیشتر بوده است.

 

۱۶۷۳-بیش از ۳۰۰ مقاله علمی پیرامون حضرت رسول اکرم(ص) ارائه شد.+ محبت حقیقی و خلق حقیقی

۱۸ آذر
 

کد خبر: 433367 | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۹/۱۵ – ۰۱:۵۵ | سرویس: حوزه علمیه قم 3

پایگاه اطلاع رسانی دفتر استاد انصاریان ارائه کرد؛ 
بیش از ۳۰۰ مقاله علمی پیرامون حضرت رسول اکرم(ص) ارائه شد 
حوزه/ پایگاه اطلاع رسانی دفتر استاد انصاریان در آستانه میلاد سراسر نور رسول مهربانی‌ها حضرت محمد(ص) بیش از ۱۵۰ مقاله علمی و پژوهشی پیرامون شخصیت نورانی پیامبر عظیم الشأن اسلام را ارائه کرد.

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه»، به مناسبت سالروز ولادت آخرین فرستاده خداوند متعال حضرت محمد(ص) پایگاه اطلاع رسانی دفتر استاد انصاریان (http://www.erfan.ir/farsi/ ) بیش از ۳۰۰ مقاله با محوریت حضرت رسول(ص) و با موضوعات متعدد از هم اکنون در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.

این مقالات به صورت تمام متن و به نشانی http://www.erfan.ir/farsi/article/lists/499 در دسترس عموم مخاطبان قرار دارد.

بر اساس این گزارش:‌«سخنی از امام علی(ع) درباره پیامبر رحمت(ص )»، «رفتار پیامبر(ص) با یاران»، «گوشه‌‏اى ازاخلاق عظيم پيامبر(ص)»، «از هجرت نبوى بياموزيم»، «پیامبر بین متفرق‌‌ترین قوم تاریخ وحدت ایجاد می‌کرد»، «آیا واقعاً پیامبر، پیامبرِ رحمت بود؟»، «پیامبر رحمت و رأفت»، «محمّد(ص) در آيينه قرآن»، «ماجرای ازدواج رسول خدا(ص) با خدیجه کبری(س)»، «خُلق عظیم نبوی(ص)»، «مهمترین حوادث تاریخ اسلام/ استقامت در راه هدف»، «نصايح پيامبر(ص) به ابوذر»، «رفتار و سخنان پیامبر(ص) در مورد ولایت و امامت حضرت على(ع)» و «سخنان امیرمؤمنان علی(ع) در فضیلت پیامبر(ص)» از جمله عناوین مقالات است.

مخاطبان می‌توانند با مراجه به پایگاه اطلاع رسانی دارالعرفان عناوین دیگری از جمله؛ «داستانی از یک فداکاری بزرگ در تاریخ»، «نسخه‌ای از پیامبر اکرم(ص) برای ادای قرض و بدهی»، «ربیع السرور»، «پیامبر طبیب بود، نه شلاق ‌به ‌دست!»، «دعوت پیامبر از خویشاوندان خود»، «28 صفر رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص)»، «رحلت پیامبر اکرم(ص)»، «خلاصه‌ای از زندگی رسول خدا(ص)»، «سیره و اخلاق پیامبر اکرم(ص)»، «فضائل و کرامات حضرت محمد(ص)»، «واقعيت تلخ (حرمتی که نگه داشته نشد)»، «نگاه قرآن به شخصيت پيامبر اکرم(ص)»، «جنايات اسلام‌شناسان غربى بر اساس روايات اولين وحى» مورد مطالعه قرار دهند.

لازم به ذکر است؛ «طلوع نور محمدى»، «خلافت بلا فصل امیرمؤمنان علی(ع)»، «متن کامل خطبه غدیر خم با ترجمه فارسی»، «غدیر چشمه‌جوشان حق»،«عیدی روز عید غدیر»، «دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!»، «وقتی خط قرمز سکوت شکسته می‌شود»، «شهادت علمای اهل سنت به صحت سند حدیث غدیر»، «توحید امیرالمؤمنین(ع) و ائمه(ع)»، «سلمان فارسی و اسلام آوردن او»، «مظهر خُلق عظيم‏»، «محبت در سیره رسول خدا»، «دعاهايى كه خداوند به پيامبر اكرم آموخت»، «محبت در سیره رسول خدا»، «علت استغفار پیامبران!!»، «شفاخانه سیّار کجاست؟!!»، «دلایل ازدواج خدیجه(س) با پیامبر(ص)»، «همراه با پیامبر(ص)»، «نگاهی به سبک زندگی قرآنی خاتم المرسلین(ص)»، «رفتار با همسر و فرزندانى كه هم فكر ما نیستند!»، « سه دوره پس از رحلت پیامبر!»، «اهمیت فوق‌العاده صلوات بر پیامبر(ص)»، «توسل به پیامبر(ص) و تبرک به آثار آن حضرت در حیات و ممات»، «میراث مهربانی و مدارا»، «فاطمه علیها السلام تجلی تمام زنان مقدس قرآنی (بر اساس آیه مباهله)»، «جایگاه علی(ع) در قرآن در رابطه با پیامبر(ص)» از جمله برخی از عناوین مقالات ارائه شده می‌باشد.

علاقه‌مندان می‌توانند جهت دسترسی به این بخش از مقالات به نشانی ذیل مراجعه کنند؛

http://www.erfan.ir/farsi/article/lists/499

انتهای پیام   313/17

 

۱۶۷۲-اسلام با ترور و خشونت مخالف است.+ آیامحبت حقیقی مسجد را بیت الله می کند؟

۱۲ آذر
کد خبر: ۴۳۳۱۱۹ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۹/۱۲ – ۱۱:۱۱ | سرویس: مراجع و علما ۲
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:
اسلام با ترور و خشونت مخالف است
حوزه / حضرت آیت الله صافی گلپایگانی : امروز وظيفه ما اين است که به دنيا اعلام کنيم؛ دين اسلام، دين اخوّت و رحمت و مهربانی است. دينی است که با خشونت و ترور و غارت گری و جنايت هاي وحشيانه کاملاً مخالف است.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» پیام حضرت آیت اللّه  صافی گلپایگانی بمناسبت افتتاح مسجد جامع اهل البیت علیهم‌السلام در کيپ تاون آفریقای جنوبی به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ الصَّلَاةِ وَ السَّلَامُ عَلَى خَير خَلقِه حَبیبِ إلَهِ العَالَمینَ أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٌ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین سِیَّمَا بَقیَّهِ الله فِی الأرَضین.

قال الله الحکيم: « لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا ».

افتتاح مسجد جامع اهل البيت در کيپ تاون را در ايام مبارک ميلاد مسعود حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله عليه و آله و سلم، به عموم دوستداران اهل بيت عليهم السلام، و به شما عزيزان حاضر در اين جلسه با عظمت، تبريک و تهنيت عرض می کنم؛ ان‌شاء الله تعالی اين مسجد که مرکز بزرگ دينی و پايگاه توحيد و هدايت و ارشاد است و ندای الله اکبر از آن به گوش موحّدان خواهد رسيد، مرکز اجتماع همه فضائل انسانی و مکارم اخلاقی خواهد بود.

مسجدی که موحّدان و مسلمانان را در آن جمع نموده، و راه کمال انسانيّت و ترقّي معنوی مردم در آنجا آموخته می شود. خوشبختانه اين مسجد به نام مقدّس اهل بيت عليهم السلام نامگذاري شده است؛ چه اسم زيبايی و چه نام مقدّس و پر معنايی!

اهل البيت علیهم‌السلام براي همه، الگو و اسوه هستند. کسانی که می خواهند سعادت دنيا و آخرت را کسب نمايند بايد از آنها پيروی نموده، و با محبّت و دوستی آنان، عزّت و سرافرازی هميشگی داشته باشند. اهل البيت به مسلمان ها می آموزند که همه با هم، با مهربانی و صفا و صميميت زندگی نموده، و با کمک به يکديگر، و ايثار و سخاوت و مواسات، مشکلات را برطرف نمايند.

 امروز وظيفه ما اين است که به دنيا اعلام کنيم:

دين اسلام، دين اخوّت و رحمت و مهربانی است. دينی است که با خشونت و ترور و غارت گری و جنايت هاي وحشيانه کاملاً مخالف است.

مسلمان واقعی، پيرو حضرت رسول اکرم صلّي الله عليه و آله و سلّم، و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام است که برای مردم، صلح و صفا و آرامش و عزّت و سربلندی می خواهند.

 خداي بزرگ را شاکر هستيم که در کشور آفريقای جنوبی، مسلمانان با صميميت و مهربانی و محبّت به يکديگر زندگی می کنند، و رفتار آنان موجب می شود که پيروان اديان ديگر، آنها را تحسين نمايند.

 درود بر شما محبّان و ارادتمندان پيامبر رحمت و اهل بيت ايشان. درود و صلوات بر همه بانيان خير اين مسجد با عظمت و درود بر جناب سلالة السادات حجة الاسلام آقای حاج سيد خير آفتاب حيدر و دوستان و همکاران ايشان. تأييدات همگان را از خداوند متعال در ظلّ عنايات حضرت بقية الله ارواحنا له الفدا مسئلت دارم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

لطف الله صافی

نهم ربیع الأول ۱۴۳۹ هـ.ق

 

۱۶۷۱-رهبر معظم انقلاب، درگذشتِ شاعر قرآن و عترت، مرحوم چایچیان را تسلیت گفتند.+ نقش محبت حقیقی در ماندگاری اشعار شعرا و قامت اثرگذاری جهانی آن

۱۱ آذر

کد خبر: 433040 | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۹/۱۱ – ۱۲:۵۰ | سرویس: مراجع و علما 2

با صدور پیامی؛ 
رهبر معظم انقلاب، درگذشتِ شاعر قرآن و عترت، مرحوم چایچیان را تسلیت گفتند 
حوزه/ رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی درگذشت شاعر قرآن و عترت مرحوم آقای حبیب‌الله چایچیان را تسلیت گفتند.

 

به گزارش خبرگزاری «حوزه» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری،  متن پیام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

درگذشت شاعر قرآن و عترت جناب آقای حبیب‌الله چایچیان (حسان) را به جامعه‌ی ادبی کشور و شعرای ولائی و آئینی و بخصوص به خانواده و بازماندگان گرامی ایشان تسلیت عرض میکنم و حشر با اولیاء الهی را از خداوند برای ایشان مسألت مینمایم و شعر خوش لفظ و از دل برآمده‌ی این شاعر عزیز در شمار یادگارهای ارزنده‌ی شعر دینی و آئینی روزگار ما است و در خاطره‌ها و زبانها خواهد ماند ان‌شاءالله. خداوند درجات وی را عالی فرماید.

سیّد علی خامنه‌ای

۱۱ آذر ۱۳۹۶