RSS
 

بایگانی برای بهمن, ۱۳۹۶

۱۹۸۷- کارگاه نوزدهم(۱۹)تربیت نفس+ محبت حقیقی دعا نمودن به تلخی دیگران

۰۱ بهمن

برگزاری کارگاه غیر حضوری تربیت نفس با موضوع خروج از عالم خیال با راهکار علامه طباطبایی رحمه الله علیه

کارگاه نوزدهم-۱۹

((ازتاریخ ۱۰-۹-۹۶ لغایت ۲۰-۱۰-۹۶))

حضرت آیت الله سبحانی صبح امروز در درس خارج اصول در مسجد اعظم قم با اشاره به روایتی از امام باقر(ع)، اظهار داشتند: در این روایت آمده است: «عن زراره بن اعین قال: سالت اباجعفر(ع) ما حق الله على العباد؟ قال ان یقولوا مایعلمون و یقفوا عند ما لا یعلمون‏/ زراره مى‏ گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم، حق خداوند بر بندگان‏ چیست؟ در جواب فرمود: آن را که مى‏ دانند بگویند و در چیزى که ‏اطلاع ندارند و نمى ‏دانند توقف نمایند».

ایشان با بیان این مطلب که یکی از اعضای مهم، زبان انسان است که می تواند گناهان زیادی انجام دهد، ابراز داشتند: با جستجو در روایات مشاهده خواهیم کرد که گناه زبان، یک یا دو گناه نیست؛ چراکه گویای افکار انسان است و ۲۴ نوع گناه می تواند انجام دهد.Copyتصاویر/ آغاز درس خارج آیت الله العظمی سبحانی

این مرجع تقلید خاطرنشان ساختند: بنده از مرحوم طباطبایی کلمه «أنا» را نشنیدیم؛ اما «نمی دانم» را زیاد می گفتند و ما نیز باید اینگونه عمل کنیم.

حضرت آیت الله سبحانی تصریح کردند: زبان، گفتار و بیان ما باید در حد همین روایت باشد؛ خصوصا زمانی که سوالی از ما شود که از تخصص ما بیرون باشد و باید به راحتی بگوییم «نمی دانم» و پاسخ را پس از اطلاع از مطلب به آن شخص برسانیم.

معظم له در پایان بیان داشتند: اگر بگوید «نمی دانم»، نقص نیست و نزد خدای متعال مقام دارد.

۱۶۵۲-کارگاه هفدهم تربیت نفس- سهم الگوی محبوب در تصویر سازی ذهن+ محبت حقیقی به اسوه و نقش رفتارساز آن

۰۶آبان

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ ۱۸/۰۲/۹۲ ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

 

چگونه مي‌توان به مقام رضا رسيد؟

رضا به تشریعات الهی

چنانکه پیش‌تر گفتیم در حديث معراج آمده است که خداي متعال خطاب به پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «هيچ چيز نزد من بهتر از توکل بر من و رضا به آنچه تقسیم کردم نيست»۱. درباره توکل چند جلسه بحث کرديم و قرار شد درباره رضا هم تا حدي که خداي متعال توفيق دهد عرايضي تقديم کنيم.

خدای متعال در زندگی ما نقشی دارد که ما مي‌توانيم از آن راضي باشيم يا راضی نباشيم. ما هر اندازه تأثير خدا را در وجود خود و در عالم هستي بهتر، وسيع‌تر و عميق‌تر بشناسيم زمينه رضامندي ما نیز گسترش پيدا مي‌کند. در امور تشريعي، ايمان اقتضا مي‌کند که بنده نسبت به احکام الهي به همان شکل که بر پيامبران، به خصوص بر پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله نازل شده راضي باشد و از دل و جان آن‌ها را بپذيرد و شکرگزار خدای متعال باشد که او را هدایت کرده و راه سعادت را بدو نشان داده ‌است. قرآن کریم از اين هم فراتر رفته، مي‌فرمايد: «فَلا وَ رَبِّكَ‏ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً؛۲ به پروردگارت قسم كه ايمان نمى‏آورند، مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حكمى كه كرده‏اى در دلهايشان احساس ناراحتى  نكنند، و كاملاً سرِ تسليم فرود آورند.» مؤمن باید به حلال و حرام خدا راضي باشد و به دنبال آن، نسبت به قضاوت پيامبر يا امام مسلمين يا هر قاضي بر حقي که بر اساس مباني فقهي اسلام حکم کند راضي باشد، زیرا برگشت این حکم به حکم خداست.

 

نقش فراگیر خدا در زندگی انسان

اما در امور تکويني مسأله اندکی دشوارتر است و کم یا بیش دشواری‌هایی در تصور و تصدیق آن وجود دارد. افراد ساده‌اندیشِ فراوانی گمان مي‌کنند که انسان چون موجودی مختار است خداوند چندان تأثیری در زندگی او ندارد. انسان است که اگر کار کند و زحمت بکشد ثروتمند می‌شود وگرنه فقیر می‌گردد و …؛ تنها کارهايي که خارج از اراده و اختيار انسان است مانند بلاهای طبیعی، ناشی از قضاي الهي است و بايد بدان راضي بود. بنابراین تصور مي‌شود که مقصود از رضا به قضاي الهي، راضي بودن به امور غير اختياري است؛ اما در امور اختياري اگر انسان کار خوبی انجام دهد باید از خودش راضي باشد و اگر مرتکب کار بدي شد بايد از خودش ناراضي باشد و این ارتباطی به خدا ندارد! اين تصوری ساده‌انگارانه است. در فرهنگ دینی ما نیز رایج است که وقتی اتفاقی رخ می‌دهد که ما در آن نقشی نداریم مي‌گوييم: «این اتفاق، کار خدا بود.» اين اعتقادی غلط نيست و حقیقتا چنین پیش‌آمدهایی کار خداست، اما این فرهنگ باری منفي هم دارد و چنین القا می‌کند که کارهاي ديگر، کار خدا نيست! ولی هنگامی که به قرآن کریم و روایات شریف مراجعه مي‌کنيم درمی‌یابیم که آهنگ آن‌ها به گونه‌ای ديگر است و تأثير خدا را منحصر در اين امور غير اختياري نمي‌دانند. ازاين‌روست که بايد در این باره بحث کرد که واقعا نقش خدا در زندگي انسان چگونه نقشی است و کاري که به خدا نسبت می‌دهیم چگونه کاری است.

 

شناخت مبادی افعال الهی؛ مقدمه‌ای برای رضا

در روايات آمده است که چيزی در عالم واقع نمي‌شود مگر به سبب هفت چيز.۳ این بدان معناست که هرچیزی اتفاق می‌افتد هفت مبدأ دارد. تمام مبادی ذکر شده در اين روايت، به گونه‌ای به خدای متعال انتساب دارند. نخستین مبدأ علم خداست و هر چه در عالم واقع مي‌شود چه به اختيار ما باشد چه نباشد، خداوند پیش از وقوعش بدان علم دارد. اما به اين حد محدود نمي‌شود، بلکه هرآنچه واقع می‌شود علاوه بر این‌که خداوند بدان علم دارد به انجام آن نیز اذن می‌دهد و تا خدا اذن ندهد آن کار انجام نمي‌گيرد. حقیقت این است که وقتی درباره اذن الهی به آیات قرآن کریم مراجعه می‌کنیم  به معارف عجيبی برمي‌خوريم. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله؛۴ و هيچ نفسى جز به فرمان خدا نميرد.» بنابراین حتي اگر کسي اقدام به خودکشي کند بدون اذن خدا از دنیا نخواهد رفت. در این باره می‌توان گفت: بالاخره خدا مي‌تواند مانعی ایجاد کند که مانع اثر اسباب طبيعي شود. چنان‌که برخی اصلا در معنای اذن گفته‌اند: اذن به معنای ايجاد نکردن مانع است.

اما در آیاتی دیگر برخی کارها متوقف بر اذن الهی شده است که درک آن اندکی مشکل‌تر است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ؛۵ و هيچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا ايمان بياورد.» بنابراین اذن الهی یکی از مبادی تمام حوادثی است که واقع می‌شوند. البته درک نقش خداوند نه تنها در مرحله اذن بلکه در تمام مراحل حوادث کاری مشکل است. در مرحله علم بسیاری گمان می‌کنند که اگر بگوييم: خدای متعال همه چيز را مي‌داند لازمه‌اش جبر است، چراکه اگر خداوند همه حوادث را می‌داند قطعا واقع می‌شوند و ما انسان‌ها دیگر برای انجام کارهایمان اختیاری نداریم. اما در جای خودش تبیین شده است که حيثيت علم حيثيت کاشفيت است و اگر کاری اختياري انجام گیرد خداوند علم دارد که اختيارا تحقق پيدا می‌کند. خداوند به حوادث همان‌گونه که واقع می‌شوند علم دارد.

 

از تقدير الهي تا قضاي الهي

مسأله دیگری که قرآن کریم و به دنبال آن روایات مطرح می‌کنند مسأله تقدير است. تقدير به معنای اندازه‌گيري است. در روایات، تقدیر به هندسه و مهندسیِ امور تفسیر شده است (هِی الْهَنْدَسَة؛۶ آن (تقدیر) هندسه است). همه اين عالم با اين پديده‌هاي بي‌شمار دارای نقشه مهندسي است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى؛۷ و کسی که اندازه‌گیری کرد و هدایت نمود.» در کنار مفهوم اندازه‌گيري مفاهيم ديگري نیز مطرح خواهد شد. اندازه‌گیری زمان نیز نوعی اندازه‌گیری است که در آن مسأله «أجل» مطرح مي‌شود. أجل خود بر دو قسم است؛ أجل مشروط و أجل حتمي. خدای متعال تأکيد مي‌فرمايد که همه اندازه‌گیری‌ها اعم از آجال و غیره همه در ظرفی و عالمی خاص مکتوب است. اما چگونگی آن عالم و چگونگی این نوشتن فراتر از درک عقل ماست. در این مرحله مسأله کتاب مطرح مي‌شود (لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ‏ مُبين‏؛۸ هیچ تر و خشکی نیست مگر این‌که در کتابی روشن است).

همچنين این تقدیرات و اندازه‌گیری‌ها با اختیار خداوند صورت گرفته و خداوند در این امر مجبور نبوده است. از این‌رو در این مرحله مسأله مشيت مطرح مي‌شود. بدین معنا که هر امری که واقع می‌شود خداوند خواسته است وگرنه انجام نمی‌گرفت. قبول اين نکته اندکی مشکل‌تر از پذیرش اذن الهی است. مرحله اذن همين است که خداوند مانعی برای انجام فعل ایجاد نمی‌کند. اما در مرحله مشیت علاوه بر اين‌که اذن الهی وجود دارد خداوند مي‌خواهد که فعل انجام گيرد. پس از آن، مرحله اراده است و بالاخره وقتی خداوند اراده کرد جزء اخیر علت تامه فراهم می‌شود و کار حتمی شده، بر قضای الهی منطبق مي‌گردد (إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ؛۹ و چون به كارى حکم کند، فقط مى‏گويد: موجود باش! پس فوراً موجود مى‏شود). قضا به معنای گذراندن و کار را تمام کردن و رساندن کار به جزء اخير علت تامه است. بنابراین با فراهم شدن همه زمینه‌ها مرحله قضاي الهي فرامی‌رسد. همه آنچه که در این عالم وجود دارد مشمول قضای الهی هستند و همه، این مراحل را گذرانده‌اند.

بین این مفاهیم رابطه‌ای منطقي وجود دارد و تقدم و تأخر بین آن‌ها تقدم و تأخر رتبي است. البته همه ما مي‌دانيم که خدا نمي‌نشيند ابتدا فکر کند و بسنجد و بعد نقشه بکشد. اين مراحل و مراتب، مراتبي است که عقل براي کار در نظر مي‌گيرد. خدا زمان ندارد و احتياج به فکر کردن هم ندارد. اين‌گونه نیست که ابتدا نسبت به چیزی اراده ندارد و بعد اراده در او پدید می‌آيد (لَمْ تَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالا)۱۰. اما عقل ما براي فهم، راهی جز اين ندارد. ما بايد به حسب اين مراتب عقلي، کار خدا را درک کنيم وگرنه چيزي نمي‌فهميم و نمي‌توانيم نسبتي به خدا بدهيم. ولی هر اندازه که معرفت‌مان بيشتر شود تفاوت کار خدا را با کار خودمان بهتر درک می‌کنیم. بسياري از ما گمان مي‌کنيم که خدا مانند ما ابتدا چيزي به ذهنش مي‌آيد و اگر از آن خوشش بیاید به آن ميل پيدا مي‌کند و آن را اراده مي‌کند. گاهي گمان می‌کنیم که ما در اراده خدا اثر مي‌گذاريم و با اصرار خود اراده او را تغییر می‌دهیم! اما باید اين حقیقت را درک کنیم که اين‌ها نقاشي‌هاي ذهني و به تعبیر دیگر مراتب عقلي است وگرنه در عالم واقع خدا احتياجي به گذر زمان و پدید آمدن حالات مختلف ندارد.

 

مراحل رسیدن به مقام رضا

اکنون با توجه به تعبیری که در روایت معراج آمده (الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ) این سؤال مطرح مي‌شود که واقعا خدا چه چيزهايي را قسمت کرده که باید بدان راضی بود؟ ما برای درک این حقیقت باید از دو جهت سير تدريجي داشته باشيم؛ از يک طرف باید مراحلی را که در روایات برای افعال الهی ذکر شده درک کنیم و بپذیریم. بدین معنا که بدانیم خداوند به تمام آنچه در هستی هست و پدید می‌آید علم دارد، اجازه داده که در ملک او واقع شوند، خواست و اراده او بدان‌ها تعلق گرفته است، و مشمول تقدير و قضای او هستند. هر قدر معرفت انسان بيشتر شود بهتر مي‌تواند این حقیقت را باور کند. البته نباید فراموش کرد که کنه و عمق مطلب را به اين آساني نمي‌توانيم بفهميم تا چه رسد به اين‌که به خوبی باور کنيم و عمل‌مان را بر طبق آن تنظیم کنیم. باید ابتدا از لایه‌های سطحي شروع کرد و رفته‌رفته با دقت و ممارست و طلب یاری از خداوند و توسل به اولیای او به لايه‌هاي زيرين مطلب برسيم. البته هر کجا که دیدیم عقل ما از درک آن ناتوان است بايد توقف کنيم و بگوييم هر چه خدا و پيغمبر فرموده‌اند درست است.

از طرف دیگر براي درک عینی قسمت الهی و رضایت به آن، و پیاده کردن آن به صورت عملی در زندگی باید ابتدا از حوادثی شروع کنیم که خودمان هيچ اختياري در پدید آمدن آن‌ها نداريم و تلاش کنیم از وقوع آن‌ها راضی باشیم و بعد به تدريج این رضایت را به امور دیگر سرايت دهيم و مراتب توحید افعالی را بشناسیم و باور کنیم. اما چگونه می‌توان از حوادثی راضی بود که اراده ما در آن‌ها دخیل نیست و حوادثی تلخ و دردناک هستند مانند زلزله شدیدی که گاه هزاران نفر را هلاک یا آواره می‌کند؟ گاه در این حوادث ما نیز متضرر می‌شویم و گاه ضرر آن‌ها متوجه ديگران می‌شود و ما شاهد سختی و رنج آن‌ها هستیم و از این بابت غصه مي‌خوريم. به راستی وظیفه ما در این هنگامه‌ها چیست؟

 

ابعاد حوادث دنیا

نکته‌ای که به عنوان مقدمه بايد بدان توجه داشته باشيم تا این مسأله برايمان حل شود اين است که حوادث حيثيت‌هاي مختلفی دارند و انسان به گونه‌ای خلق شده است که می‌تواند از يک حادثه خاص، از يک جهت راضي و از جهتی دیگر ناراضي باشد. بیماری که باید عضوی از بدن او را جراحی کنند، از آن جهت که اين کار موجب بازگشت سلامتي به او مي‌شود بدان راضی است، اما در عين حال به خاطر دردناک بودن، زمان‌بر بودن، و مخارج آن برای او ناراحت‌کننده است. با این‌که این یک حادثه است اما انسان در برابر آن دو واکنش و دو انفعال دارد. حوادث ناگواری که اتفاق می‌افتند از اين جهت که موجب مي‌شوند انسان‌هايي بي‌گناه دچار سختي‌ها و گرفتاري‌‌هايي شوند رنج‌آورند. انسان باید بسیار بی‌عاطفه باشد که جراحت و آوارگی کودکان معصوم را ببینند و بی‌اعتنا از کنار آن بگذرد. اما جهت دیگر این حوادث آن است که اين تلخي‌‌ها همراه با شيريني‌هاي فراوانی هستند. مصیبت‌ها و مشکلات دنیا هر چند سخت باشند موقت و محدود به چند روز یا چند سال هستند و خداوند به کسانی که به چنین مصائبی دچار می‌شوند پاداش‌‌هاي بسیاری خواهد داد که تا ابد ادامه دارد. در روايات آمده است کساني که در اين دنيا به مصيبت‌ها گرفتار می‌شوند هنگامی که ثواب‌هاي آخرتی آن مصائب را مي‌بينند آرزو مي‌کنند ‌اي کاش همه عمر با مصيبت دست به گریبان بودند. با این نگاه و این ایمان ممکن است انسان در حادثه‌ای حتی اشک بریزد اما در عین حال به خاطر ثواب‌های آخرتی خشنود باشد. البته انسان‌هایی که دلشان از عشق خداوند لبریز است همه حوادث را به خاطر این‌که از دوست می‌رسد خوش می‌دارند.

 

نظام احسن؛ تابلوی زیبایی با رنگ‌های گوناگون

نکته دیگری که از آموزه‌هاي اسلام استفاده می‌شود و با براهين عقلي هم قابل تبيين است اين است که مجموع اين عالم با همه عظمت و کثرت‌ و تنوع موجودات آن، همچون تابلوي بزرگ واحدي است که از ترکیب رنگ‌های مختلف شکل گرفته است. زيبايي اين تابلو به داشتن رنگ‌های گوناگون است. سخت‌ترين و ناگوارترین حادثه‌ای که ما در عالم سراغ داريم داستان کربلاست. اما همين حادثه را در مجموع که نگاه کنیم می‌بینیم منشأ خیرات و برکات فراوانی شده است. هنگامی که از جهت عاطفی به این حادثه می‌نگریم اشک انسان جاري مي‌شود اما در همان حال با نگاه به آثار و برکات آن مي‌گوييم: «اللَّهُمَّ لَكَ‏ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ‏ عَلَى مُصَابِهِم‏؛۱۱ بار خدايا! تو را ستايش مى‏كنيم ستايش سپاس‏گزاران بر مصيبت‌های آنان.» اين دو نگاه قابل جمع هستند.

ما گمان مي‌کنيم انسان از یک حادثه یا راضی است یا ناراضی. اما حقیقت این است که روح انسان لايه‌هاي مختلفی دارد و می‌تواند در يک لايه خوشحال و در لايه‌ای دیگر غمگين باشد. ممکن است انسان اشک بریزد اما از اشک‌ريختن لذت هم ببرد. پس حوادث تلخ دنیا می‌تواند با نگاهی واقع‌بينانه، حق‌بينانه و زيباشناسانه به خاطر ارتباطي که با ساير پديده‌ها دارند و در مجموع يک تابلو بسيار زيبايي را خلق مي‌کنند زيبا و خير باشند، به گونه‌ای که از آن زيباتر امکان ندارد. به تعبیر اهل معقول، عالم هستی نظام احسن است. بدین معنا که اگر مجموع عالم و روابطي را که اجزای آن با همديگر دارند در نظر بگیریم تابلوی زیبایی را خواهیم دید که زيباتر از آن امکان ندارد. پس صرف‌نظر از پاداش‌هاي اخروي هم می‌توان دنیا را زیبا دید و بدان راضي بود. اين نقص ماست که فقط عيب‌ها را مي‌بينيم و تنها به رنگ‌های تیره این تابلو نگاه می‌کنیم. رنگ‌های تیره این تابلو را بايد همراه سایر رنگ‌های آن دید تا زیبایی آن را درک کرد.

در روايات آمده است که پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله در هیچ حادثه‌ای نفرمود: ای کاش طور دیگری اتفاق می‌افتاد.۱۲ چراکه او اين نگرش را داشت و مي‌ديد که هر چيزي سر جاي خودش واقع شده است. البته چنانچه گفتیم روح انسان لایه‌های گوناگونی دارد و توجه به جهتی خاص از یک حادثه ممکن است باعث دلسوزی و اشک ریختن او شود. ازاین‌رو می‌بینیم پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در وفات فرزندشان حضرت ابراهيم گريه می‌کنند و وقتی از ایشان در این باره سؤال می‌شود می‌فرماید: دل مي‌سوزد و اشک جاري مي‌شود اما چيزي نمي‌گويم که خدا ناراضي باشد.۱۳ انسان همان‌گونه که از گرسنگي، درد جسمی و … رنج مي‌برد، از درد عاطفی‌ هم رنج مي‌برد. اما در عین حال می‌تواند راضي هم باشد و نگرانی نداشته باشد. پس بدین جهت که حوادث حيثيت‌های گوناگونی دارند نگاه ما بايد نگاهی کل‌نگر نسبت به عالم باشد و دست خدا را در همه جا ببينيم تا نسبت به نظام هستي حالت رضا داشته باشيم.

وصلی‌الله‌علي‌محمدوآله‌‌الطاهرين.

 

 


۱ . إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۹۹.

۲ . نساء(۴)، ۶۵.

۳ . ر.ک: الخصال، ج۲، ۳۵۹.

۴ . آل‌عمران(۳)، ۱۴۵.

۵ . یونس(۱۰)، ۱۰۰.

۶ . الکافی، ج۱، ص۱۵۷، ح۴.

۷ . أعلی(۸۷)، ۳.

۸ . انعام(۶)، ۵۹.

۹ . بقره(۲)، ۱۱۷.

۱۰ . نهج‌البلاغه، خطبه ۶۵.

۱۱ . کامل الزیارات، ص۱۷۹.

۱۲ . کافی، ج۲، ص۶۳.

۱۳ . من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۷۷.

۱۵۸۰-گارگاه پانزدهم تربیت نفس – اخلاق جمع مدار+ محبت حقیقی تفرقه سوز

۱۱تیر

۱۵۵۵-کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

۲۶اردیبهشت

کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

از تاریخ ۹۶/۲/۲۶ لغایت ۹۶/۴/۷

حقاً، برحق، ناحق، به‌حق، به‌ناحق، ذی‌حق، ذوحق، حق‌شناسی، حق‌پو، حق‌یابی، حق‌دار، حق‌پناه، حق‌بین، حق‌دوست، حق‌اندیش، حق‌به‌جانب، حق‌پوشی؛ حق‌تعالی، حق‌جویی، حق‌شکنی، حق‌کشی، حق‌گویی، حق‌گزاری، حق‌گستر، حق‌ناشناسی، حق‌نیوش، حقیقت‌بین، حقیقت‌شناس، حقیقت‌یاب، حقیقت‌طلب، حقوق‌بگیر، آل حق، اهل حق، حجةالحق، حصحص‌الحق، ظهیرالحق، ظل حق، عبدالحق، لسان‌الحق، مختار حق، مرغ حق، ناصرالحق، ناصر للحق، نامحق، نامستحق

حق، مصدر و به معناى وجوب و ثبوت است و البته، معمولا به معناى وصفى يعنى واجب و ثابت‏به كار مى‏رود. هنگامى كه مى‏گوييم: «حق الامر» يعنى آن امر واجب و ثابت‏شد و هنگامى كه مى‏گوييم: «حق لك و يحق لك و حق عليك ان تفعله‏»، يعنى انجام آن فعل بر تو واجب گرديد. (۱)
طبرسى مى‏گويد: «الحق وقوع الشي‏ء في موضعه الذي هو له، فاذا اعتقد شي‏ء بضرورة او حجة فهو حق; لانه وقع موقعه الذي هو له و عكسه الباطل‏» (۲) ;حق عبارت است از وقوع شيى‏ء در جايگاه خودش. هرگاه به سبب هدايت‏يا برهان، اعتقاد به چيزى پيدا شود، حق است ;چرا كه در جايگاه خود واقع شده و ضدآن، باطل است.
مرحوم خواجه طوسى در ذيل كلامى از شيخ الرئيس درباره حق، مى‏فرمايد: «الحق‏هيهنا اسم فاعل في صيغة المصدر كالعدل والمراد به ذو الحقيقة وهوبمعنى المصدر يدل بالاشتراك على معان‏» (۳) ; حق در اين جا ما نند عدل اسم فاعل در صيغه مصدر است و مقصود از آن، صاحب حقيقت است و به اشتراك (لفظى) بر چند معنى دلالت دارد.
پس در اين كه معناى اصلى حق، ثبوت است، گفتگويى نيست و اما اين كه خواجه آن را مشترك لفظى مى‏داند، مربوط است‏ به معناى اصطلاحى

۱۰۵۵۲- کارگاه سیزدهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیت های منطقی با حضور عقل سلیم + محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری

۱۴فروردین

۱۰۵۰۰– کارگاه تربیت نفس جلسه دوازدهم خود خواهی نزولی+ محبت به فقر کهنه، خود خواهی

۳۰بهمن

۱۰۴۱۷- کارگاه تربیت نفس جلسه یازدهم زهد نسبت به دنیا+ محبت زاهدانه چیست؟

۲۱دی

کارگاه تربیت نفس: از تاریخ ۹۵/۷/۲۹ الی۹۵/۹/۱۱

امام علی علیه السلام :

اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛

 

 

زشت ترین راستگویى، تعریف انسان از خودش مى باشد.۱۰۷۰-گارکاه نهم تربیت نفس+ محبت به خود ستایی

 

 

غررالحكم: ج۲، ص۳۸۸، ح۲۹۴۲

 

 

ي دوستان اي دوستان من كيستم من كيستم
اي بلبلان بوستان من كيستم من كيستم؟

                                                                        لفظ حسن شد نام من از گفت باب و مام من
                                                                          گر لفظ خيزد از ميان من كيستم من كيستم

بگذشته ام از اسم و رسم مر خويش را بينم طلسم
آيا شود گردد عيان من كيستم من كيستم

                                                                              اطوار خلقت را ببين انوار رحمت را ببين
                                                                              در اين جهان بيكران من كيستم من كيستم

گاهي چرا آشفته ام گاهي چرا بشكفته ام
گاهي نه اين هستم نه آن من كيستم من كيستم

                                                                               شادان و خندانم چرا ؟ گويان و بريانم چرا ؟
                                                                             بهر چه خواهم آب و نان من كيستم من كيستم 

دست و دهان و گوش چيست عقل و شعور و هوش چيست
در حيرتم از جسم و جان من كيستم من كيستم

                                                                       اين است دائم پيشه ام كز خويش در انديشه ام
                                                                      گشته مرا ورد زبان من كيستم من كيستم

اين درس و بحث و مدرسه افزود بر من وسوسه
دردم بود اي همرهان من كيستم من كيستم 

                                                                            اي آسمان و اي زمين اي آفتاب نازنين
                                                                         اي ماه و اي ستارگان من كيستم من كيستم

اي صاحب دار وجود اي پادشاه فضل و جود
اي از توام نام و نشان من كيستم من كيستم

                                                                                 دست من و دامان تو گوش من و فرمان تو
                                                                                از بند رنجم وا رهان من كيستم من كيستم

تا كي حسن نالد چو ني تا كي بگريد پي به پي
گويد به صد آه و فغان من كيستم من كيستم ؟!

۹۸۰-کارگاه هشتم تربیت نفس پیرامون قبض و بسط نفس آدمی+ محبت بسطی و قبضی

۱۶ شهریور

 

 

۸۸۰- کارگاه هفتم تربیت نفس آنچه خداوند بخواهد+ محبت به آنچه پیش آمده، پیش خواهد آمد

۰۲ مرداد

 

 

کارگاه    از ۵//۵/۹۵ الی ۱۵/۶/۹۵

بَکير بن اَعيَن نيز مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: علم و مشيت خداوند با هم فرق دارند يا يک چيزند؟ حضرت فرمودند: اَلعِلمُ لَيسَ هُوَ المَشيئَةُ اَلا تَري اِنَّکَ تَقول: سَأَفعَلُ کَذا اِن شاء‌َاللهُ وَ لا تَقولُ سَأَفعَلَ کَذا اِن عِلمَ اللهُ …”[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (علم غير از مشيّت است. مگر نمي‌بيني که خودت مي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بخواهد و نمي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بداند. پس اينکه مي‌گويي اگر خداوند بخواهد، دليل اين است که خداوند نخواسته و چون خواست آنچه را خواست به گونه‌اي که خواسته واقع شود، پس علم خداوند پيش از مشيّت اوست.

عاصم بن حُمَيد مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: آيا خداوند هميشه مُريد (اراده‌کننده) است؟ حضرت فرمودند: اِنَّ المُريدَ لايَکونُ اِلاّ لِمُرادٍ مَعَهُ لَم يَزَل عالِماً قادِراً ثمَّ اَرادَ[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (مريد نيست مگر با بودن مراد (اراده‌شده با او، خداوند هميشه عالم و قادر است و سپس اراده کرده است.

همــگي خون شد و از رهگذر ديده چـکيد

دلم از کشمکش خــوف و رجا بس که تپيد

تا نخــواهد سـر مــويي نتـواند جـنبيد

مالـک‌الملک به زنجير مشيت بسته است

تا کـه دل کرد به رغبـت گنه و مي‌لرزيد

خواهــشش داد مرا خواهش هر نيک و بدي

سـخــطم را نبود عائــدة غــير مــزيد

چـو کنم گر ننهم سر به قضا و به رض

ليــس ربّــي و له الحمد بظـلاّم عبيــد

هر بدي سر زند از من هـمه از من باشد

تا به هـر گام مر او را رسد از قرب نويد

بارالـــها قــدم دل به رَه راســت بـدار

گر به قــربم بنــوازي نبود از تو بعيــد

پيــش از آني که کند طاير جانم پــرواز

کـه ز تو غــير تو داني که ندارم امـــيد

نااميدم مکن از دولت وصلت اي دوست

تا که در مستي عشق تو بمـاند جـاويد[ملامحسن فيض کاشاني، ديوان اشعار]

فيض را از مي وصلت قدحي ده سرشار

خـواستي لايزال بي کم و کاست

وز پي آن بود ارادت و خواسـت

نو به نو در جــهان شــود پيـد

فعــل‌هايي کـه از همــه اشــي

ور طبيعي بود چو سيل و حـجر

گــر ارادي بود چــو فعـل بشر

مبتني بر کــمال حکـمت اوست

منبـعث جمـله از مشيّت اوسـت

نـگـــسلد بي مشيّـــتش تـاري

نـخــلد بي ارادتـــش خـــاري

که سر مويي از جــهان کاهــند

فــي‌المثل گـر جـهانيان خواهند

نتـوان کاســتن ســـر يک مــو

گـــر نباشــد چــنان ارادت او

که بـــر آن ذره‌اي بيفــــزايـند

ور هــمه در مقـــام آن آيـــند

نتــــواننــــد ذره‌اي افــــزود[نورالدين عبدالرحمن جامي، هفت اورنگ]

نـدهـــد بـي‌ارادت او ســــود

سحرگه نه تن سر نه سر تاج داشت

سر شب سر تخـت تاراج داشت

  1. بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
  1. بیار باده که بنیاد عمر بر بادست

 

  1. غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
  1. ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست

 

 

  1. چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
  1. سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست

 

 

  1. که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
  1. نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست

 

 

  1. تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر
  1. ندانمت که در این دامگه چه افتادست

 

 

  1. نصیحت کنمت یاد گیر و در عمل آر
  1. که این حدیث ز پیر طریقتم یادست

 

 

  1. غم جهان مخور و پند من مبر از یاد
  1. که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست

 

 

  1. رضا به داده بده وز جبین گره بگشای
  1. که بر من و تو در اختیار نگشادست

 

 

  1. مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
  1. که این عجو عروس هزاردامادست

 

 

  1. نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل
  1. بنال بلبل بی دل که جای فریادست

 

 

  1. حسد چه می‌بری ای سست نظم بر حافظ
  1. قبول خاطر و لطف سخن خدادادست

 

 

غزل شمارهٔ

دوره کارگاه اول تربیت نفس از قرآن و احادیث اهل البیت علیهم السلام:

«آغاز تمرین تربیت نفس از کلمه قصار ۱۷۸نهج البلاغه»

۱۰/۸/۹۴لغایت ۲۰/۹/۹۴

امام على علیه السلام: اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۸)

۱۶۰ دروه کارگاه  دوم تربیت نفس را با حدیث حضرت امام هشتم علیه السلام آغاز می کنیم تا حکمت ۱۷۸نهج البلاغه رابچشیم.

شروع ثبت نام:۲۰/۹/۹۴لغایت۳۰/۱۰/۹۴

ويژگيهاى دهگانه عاقل از حضرت امام الرضا علیه السلام

دوره دوم ۴۰ روز جدید تربیت نفس از حدیث امام هشتم علیه آلاف التحیه و الثناء

لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهره. الفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ـ از او اميد خير باشد.+بیش از ۵۰ درصد موفق بودم الحمدلله
۲ـ از بدى او در امان باشند.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغقرالله
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.+بیش از ۶۰درصد موفق بودم الحمدلله
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.+بیش از ۹۰درصد موفق بودم الحمدلله
۷ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۸ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغفرالله
۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استعفرالله

۳۱۹-آغاز دروده سوم با حدیث تکبر درمانی امام هفتم علیه السلام:

 

 

۱۹۸۶-از فرزندی که برای طلب باران آمده بود تا بانویی که به نیت آمدن باران، سه روز روزه گرفت.+آیا محبت حقیقی با تضرع و زاری به درگاه حقیقت آفرین حاصل می شود؟

۲۶ دی

نماز باران بیرجند

کد خبر: ۴۳۷۵۸۰ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۰/۲۶ – ۱۳:۱۶ | سرویس: استان‌ها ۴۰
گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از نماز باران در بیرجند؛
از فرزندی که برای طلب باران آمده بود تا بانویی که به نیت آمدن باران، سه روز روزه گرفت
حوزه/ مردمان دیار تشنه و خشکیده ای که خود نیز مدت سه روز است که روزه بودند و چهره ها گواه عطش درونشان بود، برای اقامه نماز طلب باران خود را به مصلای المهدی رسانده بودند در قنوت‌های خود استغفار کرده و از خداوند باران رحمت الهی را خواستار شدند.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» از بیرجند، درحالی که لبهایش خشک شده بود، دوان دوان با در دست داشتن یک سجاده و زیرانداز خود را به ایستگاه اتوبوس می رساند؛ هر کدام از مردم شهر تلاش می‌کنند خود را به مصلای المهدی (عج) برسانند درحالی که دست کودکش را در دستانش محکم فشرده است علت آمدنش را در روز وسط هفته به مصلای المهدی جویا می شوم،

خود را آمنه معرفی می‌کند؛ ۳۳ سال سن دارد، امروز آمده است تا در اقامه نماز طلب باران شرکت کند، شاید خداوند به حال دخترک ۴ ساله اش مهربانی و عطوفت خود را نسبت به این سرزمین و دیار خشک و کویری نازل کند.

او می گوید: امروز فرزندم را با خود آورده ام تا در کنارم نماز خوانده و با دستان کوچکش از خداوند طلب باران کند.

بانویی که می توان گفت بیش از ۶۰ سال از بهار زندگی اش گذشته بود، در یکی از صف های نماز طلب باران نظرم را به خود جلب کرد، به سمتش رفتم در حالی که زیر لب ذکر می‌گفت، سرش را به نشانه سلام تکانی داد.

او که نامش حاجیه راضیه بود علت حضورش را طلب برای آمدن باران عنوان کرد. گویا سه روز است که به نیت آمدن باران روزه می‌گیرد. از روز جمعه که در نمازجمعه بیرجند اعلام شد قرار است نماز باران اقامه شود، تصمیم گرفته است تا روزه بگیرد و در روز سوم نماز طلب باران بخواند.

جمعیت انبوهی که از هر سن و سالی و از هر قشری، برای اقامه نماز طلب باران به مصلی آمده بودند.


* از روستا برای خواندن نماز باران آمده بود

آن سو، پیرمردی را دیدم که با وجود آنکه عصایی در دست دارد، نماز باران را نشسته می خواند، در قنوت دستش آنقدر اشک می‌ریخت که سجاده اش خیس شده بود، منتظر بودم تا نمازش تمام شود، سمتش رفتم و علت حضورش را جویا شدم.

طلب باران

خودش را کربلایی علی معرفی می‌کند، او سختی زندگی را در مدت ۷۵ سال دیده است اما امروز نگرانی اش از خشکسالی ها، کمی باران و خشک بودن زمین بیشتر از قبل است.

او بیان می کند که من از روستای نزدیک بیرجند آمده ام تا همراه با دیگر مردم از خداوند طلب بارش کنیم. زمین هایمان در روستا خشک و بی آب است، قنات هایمان خشک شده است. چند تا درختی هم که داریم دچار افت شده، امیدمان در زندگی فقط به همین چهار تا گوسفند است و بارشی که اگر خدا بر ما نازل کند؛ وگرنه دیگر هیچ چیز برای از دست دادن نداریم.

خشکسالی

* زمین های تشنه مان در انتظار بارش رحمت الهی هستند

نگاه به دست هایش که می‌کردی پر از پینه‌هایی بود که از کار و زحمت بسته بود، زیر لب از خداوند شعری برای طلب بارش می‌خواند از او خواستم که برایم زمزمه کند.

الله بده تو بارون/ به ما گندم کارون/ به حق شاه مردون/ یارب بده تو بارون

ماها که دیمه کاریم/ آبی به جو نداریم/ از تشنگی هلاکیم/ ای خدا بارش بده/ بارش بی پایون بده

گندم که سینه چاکه/ شش ماه زیر خاکه/ از تشنگی هلاکه

و به راستی که خداوند در قرآن می‌فرماید:

 وَ هُوَ الّذیِ یُنَزَّلُ الغَیُثَ مِن بَعدِ مَا قَنَطوُا وَ یَنشُرُ رَحمَتَهُ وَ هُوَ الوَلِیُّ الحَمیدُ »

" و اوست خدایی که باران را پس از نومیدی خلق می فرستد و رحمت خود را فراوان می گرداند و اوست خداوند محبوب"

وقتی زکات پرداخت نشود، حیوانات نابود می شوند. وقتی حاکمان ظلم کنند نزولات آسمانی قطع می شود و وقتی به وعده ها عمل نشود، مشرکان بر مسلمانان یاری می شوند.» (کتاب خصال، جلد ۱، ص ۲۲۴)

این کلام پیامبر اسلام، حضرت محمد(ص) است که پیروان خود را هشدار می دهد تا با ترک برخی اعمال، بلا را از خود دور کنند؛ بلاهایی که عملکرد مردمان در آن ها مؤثر است. (کتاب خصال-ج ۱-ص : ۲۲۴)

اینکه گناهان و رفتار ناپسند مردم در امور دنیوی موثر است، مطلبی است که در مورد آن بسیار گفته شده و شکی در آن نیست؛ چنانکه قرآن کریم می فرماید: "وَمَا أَصَابَتكم مِّن مّصِیبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَیْدِیكمْ … : و هر گرفتارى که به شما رسد به خاطر اعمالى است که انجام داده اید …» (شوری/ ۳۰)

با گناهان درهای رحمت الهی بسته شده و گاه زمینه نزول بلا و عذاب مهیا می شود. (فرازهایی از دعای کمیل: اللهم اغفرلی الذنوب التی تهتک العصم، اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل النقم، اللهم اغفرلی الذنوب التی تغییر النعم، اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعاء، اللهم اغفرلی الذنوب التی تقطع الرجاء و اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل البلاء)

طلب باران

* نماز طلب باران توجه دادن به قدرت و رحمت الهی است

در حاشیه این نماز، سراغ استاد حوزه علمیه بیرجند رفتیم که در گفت وگو با خبرنگار حوزه اظهار داشت: این نماز براى جلب رحمت پروردگار است و بهتر است فرزندان را نیز همراه خود به بیابان ببریم.

حجت الاسلام اسدی افزود: در مستحبات نماز امورى ذکر شده که همه حالت رقت و زارى و نیاز بندگان را می‌‏رساند تا جلب رحمت کند و قطعاً خداوند بخشنده و مهربان است و ما وظیفه داریم تا به درگاه خداوند دعا کنیم.

وی اظهار داشت: اقامه نماز طلب باران از زمان انبیای الهی مرسوم بوده است به گونه ای که هر وقت خشکسالی بر منطقه ای حاکم می شد، مردم و کشاورزان نماز طلب باران برگزار می کردند.

حجت الاسلام اسدی افزود: درخواست طلب باران از طریق نماز را درس توحید و توجه دادن به قدرت و رحمت الهی دانست.

وی با اشاره به مستحبات سفارش شده در دین اسلام برای برگزاری نماز باران گفت: نماز طلب باران باید همراه با خلوص نیت، تضرع و توبه به درگاه خداوند متعال اقامه شود تا خداوند باران رحمت الهی خود را نازل کند.

استاد حوزه علمیه بیرجند با بیان اینکه خداوند انسان را آزمایش می کند در وقتی که اعمال زشتی سر می زند به کم کردن ثمرات و بسته شدن خزاین خیر، گفت: باید از اعمال زشت خود برگردیم و توبه و استغفار کنیم.

وی با اشاره این همه شهدا جان خود را فدا کردند که اسلام را احیاء و دستورات خدا را عمل کنیم، ادامه داد: خشکسالی، زلزله، بلایایی از جمله آتش سوزی ساختمان پلاسکو و سوختن و غرق شدن کشتی همه برای ما تلنگر و تذکر است بشرطی که ما متذکر شویم.

حجت الاسلام اسدی با بیان اینکه متاسفانه فساد، فحشا و ربا و دروغ و انواع گناهان در جامعه افزایش یافته و بی تفاوت شده ایم، تاکید کرد: باید از این گناهان توبه کنیم و قدر نعمت های خدا را بدانیم.

حجت الاسلام اسدی

* نماز طلب باران عملی مستحبی/ اعمال خود را بیشتر بنگریم

حجت الاسلام مختاری نی در گفت و گو با ما اظهار داشت: در اين شرایط خشکسالی، یکی از وظایف ما دعا کردن و طلب مغفرت از درگاه الهی است.

وی با بیان اینکه نماز باران از جمله اعمال مستحبی است، افزود: نماز باران یک دعا است و این نماز به‌عنوان طلب رحمت الهی و سیراب شدن زمین خوانده می شود.

امام جمعه موقت شهرستان بیرجند گفت: نماز طلب باران مانند نمازهای عید فطر، قربان است و آنچه از امامان معصوم نقل شده خواندن دعای ۱۹ در صحیفه سجادیه می باشد.

حجت الاسلام مختاری افزود: هر کجا که باران، کم می‌بارد پیشنهاد می‌شود، این نماز اقامه شود و خواندن نماز باران از زمان‌های پیامبران مرسوم بوده است و روزه قبل از نماز باران هم امری مستحبی است به‌گونه ای که روز شنبه، یکشنبه و دوشنبه را فرد روزه گرفته و در روز دوشنبه در جمع نمازگزاران نماز باران را اقامه می کند.

وی با بیان اینکه مهم ترین نکته این است که باید اعمال خود را درست کنیم، اظهار داشت: باید به اعمال خود رسیدگی کرده بعد به راز و نیاز بپردازیم.

حجت الاسلام مختاری نی

نماز باران، بازگشت به سوی خداست

مصاحبه دیگر ما با حجت الاسلام علیجان دلدار، مدیر مدرسه علمیه رضوی بیرجند بود که در گفت وگو با «حوزه» اظهار داشت: نماز طلب باران در واقع بازگشت به خویشتن است، یعنی فرد تصمیم می گیرد، که وظیفه بندگی خود را جامع عمل بپوشاند.

وی افزود: فرد باید از گذشته خود توبه کرده، بعد به راز و نیاز با معبود برای طلب باران بپردازد، خداوند در قرآن می فرماید: خیلی از فسادها بر روی زمین ریخته شده و برخی گناهان در گذشته وجود نداشته، که امروز وجود دارد و برخی دیگر از گناهان گذشته، با شدت بیشتری دنبال می شود.

حجت الاسلام دلدار با اشاره به بی تفاوتی به گناهان نوعی خود فروشی است، افزود: فردی که به واسطه امری اطاعت غیر خود را می کند، یعنی خود را با کمتر چیزی فروخته است و این کفران نعمت های الهی می باشد.

وی ادامه داد: کفران نعمت منجر به زوال نعمت‌ها می‌شود؛ زیرا خداوند حكیم است نه بى‌حساب چیزى به كسى می‌بخشد و نه بى‌جهت چیزى را از كسى می‌گیرد.

مدیر حوزه علمیه رضوی یکی از عواقب کفران نعمت را سلب آرامش از زندگی آدم دانست و یادآور شد: خداوند در آیات ۱۵تا ۱۷ سوره سبأ به این علل و عوامل اشاره می‌كند و از مردم می‌خواهد كه با بهره‌گیری درست از نعمت‌ها و شكر و سپاس آن زمینه های بقاء و استمرار آسایش را فراهم آورند.

* اسراف زمینه‌ساز خشکسالی است

وی اسراف در تمام زمینه ها را یکی از دلایل خشکسالی های اخیر برشمرد و ادامه داد: درست نیست، یک کشور مسلمان در صدر کشورهای اسراف کننده در جهان باشد و این یعنی عقب ماندگی.

حجت الاسلام دلدار

امامان جماعت در همه جا بر ترویج فرهنگ مصرف بهینه حامل‌های انرژی در بین مردم تأکید کنند

نفر بعدی، مسئول دبیرخانه کانون های مساجد خراسان جنوبی بود که در گفت وگو با «حوزه» خاطرنشان ساخت: روحانیون و رسانه ها نقش کلیدی برای بیداری مردم در زمینه های مختلف بر عهده دارند.

وی ادامه داد: باید با توجه به شرایط و مشکلات جامعه، نسبت به تحلیل موضوعات مختلف اقدام کرد، تا با روشن سازی افکار عمومی فرهنگ اصیل اسلامی در جامعه طنین انداز شود.

حجت الاسلام ابراهیم سبزه کار افزود: نسل جدید باید با تفکر اسلامی آشنا شوند، تا آن را سرلوحه کار خود قرار دهند.

وی با اشاره به رسوخ فرهنگ غرب در کشور گفت: دنیای کفر به دنبال گسترش تفکر شیطانی در جامعه است، و یکی از این تفکرات اسراف و ناسپاسی نعمت های الهی می باشد.

مسئول خبرگزاری شبستان در خراسان جنوبی با بیان اینکه مردم باید همراه با نماز طلب باران توبه و استغفار کنند، اظهار داشت: رسانه‌ها نقش بیداری و آگاه سازی جامعه را بر عهده دارد، که در این راستا مساجد، رسانه ها و مسئولان نقش بی بدیل در این امر را دارند.

حجت الاسلام ابراهیم سبزه کار

ناامیدی از درگاه خدا بزرگترین گناه است

حجت الاسلام ابراهیم امینی مهر در گفت وگو با خبرنگار «حوزه» با اشاره به اینکه نباید ناامید بود و ناسپاسی کرد، اظهار داشت: اگر در کشور، در شهر مشکلاتی به وجود می آید یکی از دلایل اصلی آن خود ما انسانها هستیم.

وی با اشاره به اینکه نباید ناامید بود و ناسپاسی کرد، افزود: نا امیدی در برابر قدرت پروردگار و همچنین ناسپاسى نعمت‌هاى الهی سبب می‌شود، كه نزول باران کمتر شود.

استاد حوزه علمیه رضوی افزود: خداوند در طول سال به یک میزان بارندگی را نازل می کند اما بنا به گفته امام علی(ع) به‌خاطر گناهان ما، این نعمت باران الهی کم می شود.

وی بیان داشت: اگر دعایی می کنیم که مستجاب نمی شود به دلیل زیاد بودن گناهان ما بوده، که باید دعا کنیم این گناهان از بین برود ولی هرگز نبايد از درگاه خداوند ناامید باشیم و هرچه که زاری و التماس ما بیشتر باشد، خداوند بيشتر به ما نگاه می کند.

حجت الاسلام امینی مهر با تاکید بر اینکه مومنان از رحمت خداوند هیچگاه مأیوس نمی شوند، افزود: بهتر است، در هر شرایطی نماز باران نه یکبار، بلکه چندین بار خوانده شود، چرا که برای پیغمبران گذشته هم چنین اتفاقی افتاده كه در بار اول باران نباریده و بار دوم یا سوم باریده است.

حجت الاسلام ابراهیم امینی مهر

اقتصاد مقاومتی راه حل برون رفت مشکلات است

به سراغ مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت خراسان جنوبی نیز رفتیم که در گفت وگو با «حوزه» تصریح کرد: سبب نیامدن باران به خاطر گسترش گناهان، ناسپاسی نعمت‌ها، نپرداختن حق مردم، كم فروشی، ظلم، نیرنگ، ترك امر به معروف و نهی از منكر، نپرداختن زكات، حكومت و قضاوت بر خلاف حكم خدا و… است كه موجب خشم پروردگار و نیامدن باران می‌شود.

حجت الاسلام محسن مشرفی افزود: در مواردی که بندگان خدا به فرمان و دستورات الهی عمل نمی کنند خدا گوشه های مختلف اضطرارهایی را به وجود می آورد، تا مومنان بيشتر به یاد خدا باشند.

وی با بیان اینکه گسترش علوم نوین دلیل رفع تمام مشکلات نیست، تاکید کرد: با وجود رشد علوم بشری بخصوص علوم نوین در تمام زمینه ها، ولی همچنان خداوند دست برتر در جهان هستی است و اگر طبق قانون الهی حرکت کنیم، به آرامش خواهیم رسید.

استاد حوزه تخصصی امیرالمؤمنین بیرجند با بیان اینکه اصلاح الگوی مصرف باید در جامعه نهادینه شود افزود: یکی از دلایل برون رفتن از مشکلات فرهنگ درست و صحیح استفاده کردن نعمت های الهی است که بارها و بارها در فرمایش های مقام معظم رهبری آمده است.

وی با تاکید بر اینکه شعار اقتصاد مقاومتی باید در عمل، عملیاتی شود افزود: اگر دستورالعمل و طرح کلی اقتصاد مقاومتی در کشور درست و دقیق عملیاتی شود، بیشتر مشکلات جامعه برطرف خواهد شد.

 

۱۹۸۵-پوشیدن لباس کهنه و بخشیدن لباس نو به یک طلبه+ آیا محبت حقیقی انسان را آزاد و رها از بند اسارت رفاه طلبی می کند؟

۲۶ دی

آیه:

لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ/ هرگز به نیکی نمی‌رسید مگر ازآنچه دوست دارید انفاق کنید  آل عمران/۹۲

* آینه:

حکایت؛ آیت‌الله حاج سید عزالدین زنجانی مرقوم داشته‌اند که مرحوم آخوند ملا قربانعلی زنجانی در بیست‌وچهار ساعت فقط یک‌بار در ظهر غذا می‌خوردند و از مغز گردو زیاد استفاده می‌کرد و این یک‌بار را خوب غذا می‌خورد.
و نیز فرمودند مرحوم آخوند بدنی نیرومند و قوی داشت و هرگز نیازی به طبیب نمی‌یافت و اگر احیاناً جزئی کسالت عارض وی می‌گشت با امساک در غذا خوردن و این‌گونه چیزها خودش را معالجه می‌کردبخشش.
آخوند سالیان دراز با یک پوستین فرسوده زندگی فرمود و باآنکه همه‌ساله پوستین‌های گران‌بهای کابلی برایشان می‌آوردند آن‌ها را می‌پذیرفت و فی‌المجلس به یکی از طلاب می‌بخشید. چنانچه در یکی از روزهای سرد زمستان خدمتکار اسعدالدوله ذوالفقاری با بقچه‌ای وارد مجلس درس شد و گفت: آقای اسعد الدوله به مشهد مقدس مشرف شده و از طرف حضرت‌عالی نایب‌الزیاره بوده‌اند. اینک بازگشته و عزم شرفیابی دارند و یک پوستین کابلی هم تقدیم حضور شریف کرده‌اند. آخوند فرمود: متقابلاً از جانب من به او سلام برسان و این پوستین را نیز به دوش آقا سید جعفر بینداز، آقا سید جعفر گفت: آقا آخر پوستین را برای شما آورده‌اند، این مرد بزرگوار فرمود: من هم این پوستین را به شما می‌بخشم، من یک پوستین کهنه دارم کافی است. ۱

صفای باغ هستی، نیک کاریست                  چه رونق، باغ بیرنگ و صفا را  2

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل
  2. پروین
 

۱۹۸۴-دانش آموزان به سئوالات شهیداحمد رضا احدی چه پاسخی خواهند داد.+ محبت حقیقی و عبور از رتبه یک کشوری

۲۵ دی
شناسه خبر : ۱۰۴۰۹
تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۰/۲۵ ۱۳:۵۴
دانش آموزان به سئوالات شهیداحمد رضا احدی  چه پاسخی خواهند داد

در نشست بررسی سند تحول بنیادین مطرح شد

دانش آموزان به سئوالات شهیداحمد رضا احدی چه پاسخی خواهند داد

نهمین جلسه از سلسله نشست های مباني پنج گانه تربيت در سند تحول بنيادين در وصيت نامه نوراني شهيدان با حضور بانوان فرهنگی در نمازخانه خواهران ساختمان مركزي وزارت آموزش و پرورش برگزارگردید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیر خانه ستاد همکاری ها ،حجت الاسلام حسین درودی در این نشست به تشریح مباني اساسي تربيت در سند تحول بنيادين از دید گاه تربیتی  "برگزیده رتبه اول کنکور سراسری شهید والا مقام احمد رضا احدی " پرداخت و گفت؛ دانشجو و دانش آموز عصر ما، اگر می خواهد به سروری برسد ،باید سبک زندگی خود را با امثال شهید احدی  تطبیق دهد و از این رهگذر است که می توان نسلی مومن و معتقد به مبانی دینی را تربیت کرد. 

 کنکور  شهادت طلبی

وی افزود؛شهید احدی با طرح سئوالهای متعدد در وصیت نامه خود در واقع سئوالات کنکور  شهادت طلبی را طرح کرده و اگر کسی به جواب های این سئوالات برسد به دانشگاه شهید و شاهد راه یافته است  .

معاون امور استانهای دبیرخانه ستاد همکاری های حوزه و آموزش و پرورش گفت؛ شهید احدی  در وصیت نامه خود ،به جوانان دانشجوی عصر کنونی این مرزو بو م یک معادله چند وجهی میدهد و می گوید ؛"چه کسی می تواند این معادله را حل کند؟"

سپس با طرح سی سئوال ،جوان در حال آسیایش امروز را به چالش کشیده است و می گوید ،کدام مسأله را حل می کنی؟برای کدام امتحان درس می خوانی؟ و به چه امید نفس می کشی!؟ هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین، ماشین لندکروزی که با سرعت در جاده مهران دهلران حرکت می نماید، مورد اصابت موشک قرار دهد، اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود، معلوم کنید، کدام تن می سوزد!؟

*چه کسی می تواند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟!

* چه کسی می داند جنگ یعنی چه؛ یعنی آتش؛ یعنی گریز به هر جا؛ به هر جا که اینجا نباشد،یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟ جوانم چه می کند؟ دخترم چه شد؟

* به راستی ما کجای این سؤالها و جوابها قرار گرفته ایم؟!

* کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکسهای جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود؛ از قصه ی دختران معصوم سوسنگرد با خبر است؟!

* چه کسی معنی این جمله را درک می کند: نبرد تن و تانک یعنی چه ؟!

و ی با طر ح چند  سئوال از موضوع تربیت در سند تحول بنیادین گفت ؛این سند فاخر به دنبال پاسخ به سئوالات شهیدان والامقامی چون شهید احدی است همان شهیدی که با بیان این بیت به ما پیام میدهد .

صفایی ندارد ارسطو شدن                   خوشا پر کشیدن، پرستوشدن

کرسی ازاد اندیشی شهدا 

حجت الاسلام درودی افزود ؛ وقتی بند بند وصیت نامه این شهید ارجمند را می خوانیم، گویی الان با قشر دانشجو صحبت میکند و کرسی ازاد اندیشی راه انداخته است و آنان را به نوع دوستی و حب وطن دعوت میکند، تا دیگر هیچ گاه در مقابله با تفکر داعشی کوتاه نیایند ،آری او بیش از سه ده قبل گفته است؛

آی پسرک دانشجو، به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی تو داغدار شده است!؟ جوانی به خاک افتاده است؟

آی دخترک دانشجو، به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد را به اشک نشانده اند!؟ و آنان را زنده به گور کردند؟

پاسخ های سند تحول به این پرسشها 

سخنران این نشست در ادامه گفت؛ حال باید این سئوالات شهید احدی را با مبانی تربیتی سند تحول بنیادین تطبیق داد و طبق آن برای تربیت نشل جدید چاره اندیشی کرد .

معاون امور استانهای دبیرخانه ستاد همکاری ها بیان داشت؛ باید بررسی کنیم مقصود از بی تفاوت نبودن دانش آموزان در بحث تربیت سند تحول چیست،آیا با بی تفاوتی به سهم شهیدان در تربیت حیات طیبه؛ می توان توسعه عدالت محور را پایه ریزی نمود،چگونه توصیه شهیدان در عدالت آموزشی قابل مشاهده می باشد و آیا بدون دستورات وحی و توصيه شهیدان ؛ می توان آفات و آسیب های عدالت اجتماعی را برطرف نمود؟

وی در تبیین هرکدام از شاخص ها با استناد به عدالت محوري در تربيت سند تحول (ص۲۵۰-۲۵۱ مباني نظري سند تحول) گفت ؛

در آيات و روايات، مقوله عدالت يکی از ارکان حيات اجتماعی تلقی شده و مورد توجه بوده است. بر اساس بيان قرآن، هدف اساسی ارسال پيامبران به پاداشتن مردم برای برپايی جامعه عادلانه است ، از اين، رو يکي از اهداف اساسی حکومت اسلامي، اجرا و بسط عدالت درجامعه است. 

حجت الاسلام درودی خاطر نشان ساخت،عدالت در عرصه های مختلف اجتماعي، سياسی، اقتصادی، فرهنگی و تربيتی قابل پي گيری است.البته بر اساس آيات قرآن، حوزه های عدالت متعددند و خود،  خانواده ، خويشان ، امت  و جامعه انسان ها، را شامل می شود.

معنای عدالت از نگاه علامه طباطبایی

 کارشناس این نشست یاد آورشد؛ از نظر علامه طباطبايي معناي اصلي عدالت اقامه مساوات ميان امور است به اين كه هرامري  را آن چه سزاوار است بدهي تا همه امور مساوي شود و هريك درجاي واقعي خود كه مستحق آن است قرار بگيرد… 

وی افزود ؛عدالت در مردم و بين مردم اين است كه هركسي را در جاي خود كه به حكم .« عقل يا شرع و عرف مستحق آن است قرار دهي ،با توجه به اين تعريف علامه طباطبايي مي توان گفت؛ عدالت اجتماعي در يك سطح با مساوات برابر است و در سطحي نيز رعايت تفاوت هاست.

حجت الاسلام درودی بیان داشت ؛ در واقع در مفهوم عدالت نیز تساوي با « عقل، شرع و عرف » وجود دارد، از سوي ديگر مي توان گفت؛ عدالت اجتماعي مقوله ای است كه به روابط افراد و گروه بند ی های در جامعه مربوط  مي شود. گروه ها و طبقات اجتماعي به شكلي بايد تعامل داشته باشند تا بين آن ها شكاف ايجاد نشود. درواقع عدالت خواهي و عدالت ورزي يعني حساسيت نسبت به کنش گروه ها و گروه بند ي ها و حركت شكا فهاي اجتماعي.

 وی در پایان يکی از عرصه های بنيادی بر پايی عدالت اجتماعی را توسعه عدالت در امر تربيت دانست و گفت؛ امروزه استفاده برابر مردم از امکانات تربيتي، مي تواند مصداقی از اجرای عدالت باشد؛ خصوصاً که در دنيای امروز نپرداختن به اين عرصه، ظلم به مردم محسوب مي شود. بر اين اساس، بدون شک يکی از ويژگی های مهم الگوی مطلوب تربيت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی ايران عدالت محوری است

 

 

۱۹۸۳-سئوالی که نباید از دانش‌آموزان پرسیده شود.+ آیامحبت حقیقی معلم را از تک ساحتی شدن نجات می دهد؟

۲۵ دی
به یاد دارم در کنار شور و شوق روز اول مدرسه، دلهره‌ای عجیب وجودم را فرا گرفته بود حسی که همراه با ترس، شرم و سرافکندگی بود؛ از سئوال «پدرت چه کاره است؟» می‌ترسیدم. آن سال برای فرار از پاسخ دادن به این سئوال زیر نیمکت پنهان شدم.

به گزارش شهدای ایران، به یاد دارم در کنار شور و شوق روز اول مدرسه، دلهره‌ای عجیب وجودم را فرا گرفته بود حسی که همراه با ترس، شرم و سرافکندگی بود؛ از سئوال «پدرت چه کاره است؟» می‌ترسیدم. آن سال برای فرار از پاسخ دادن به این سئوال زیر نیمکت پنهان شدم.

 

سئوالی که نباید از دانش‌آموزان پرسیده شود + عکس


شغل پدرم خوب نیست، پیش از این همکلاسی‌هایم سر همین موضوع مرا مسخره کرده بودند و من یک سال تمام خجالت کشیده و گوشه‌گیر شده بودم، همیشه برایم جای سوال بود که چرا شغل پدرمان برای معلمان مهم است؟ نحوه‌ی آموزش دانش‌آموز چه ارتباطی با شغل پدر دارد؟

 

به قول بچه‌ها، شغل پدرم «بی‌کلاس» بود! و همین موضوع ذهنم را درگیر کرده و موجب سرافکندگی‌ام می‌شد.

 

یک کودک نمی‌تواند درک کند که نباید از هیچ شغلی در جامعه خجالت کشید، اما از معلمان انتظار می‌رود علاوه بر تعهد خود برای آموزش درسی کودکان، به اخلاق پرورشی خود نیز دقت کافی داشته و نسبت به مکالمات خود و دانش آموزان توجه کنند.

 

امسال عکس نوشته‌ای با عنوان « روز اول مدرسه یک رسم غلط بین معلمان مرسوم شده است که در روز اول مهر ماه، شغل پدر دانش آموزان را سوال می‌کنند و در این میان شاید دانش آموزی پدر نداشته باشد و شاید دانش آموزی از شغل پدر خود اذیت می‌شود، لطفا رعایت کنیم.» در فضای مجازی انتشار یافته که قدم مثبتی دراین زمینه به شمار می‌رود.

   

به نظرتان پرسیدن شغل پدر دانش آموزان، توسط معلمان، کار پسندیده‌ای است یا نه؟  

 

یک معلم در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه معلمی علاوه بر اینکه علم، فن و تخصصی خاص است، نوعی هنر محسوب می‌شود، اظهار کرد: معتقدم معلم خوب کسی است که علم و تجربیات خود را قاطعانه و با نرم‌گویی به شاگردان خود انتقال دهد.   

 

رضا ابراهیمی با بیان اینکه فردی که رسالت معلمی را می‌پذیرد، باید از برخی معیارهای لازم برای تصدی در این حرفه برخوردار باشد، افزود: معلم باید به دانش آموزان شجاعت گفتن حقیقت را آموزش دهد؛ چرا که یاد دادن این مهم، هنر یک معلم است.  

 

وی افزود: وقتی دانش‌آموزی از بیان شغل والدینش خجالت می‌کشد، باید معلم از خود سوال کند که علل ایجاد این ناهنجاری اجتماعی‌ در جامعه‌ی ما چه چیزی بوده است و باید برای مبارزه با این فرهنگ غلط، چه اقداماتی انجام شود.  

 

اصطلاحات نادرست شغل با کلاس و بی‌کلاس از جامعه حذف شود

 

ابراهیمی با تاکید بر اینکه معلمان برای اصلاح این فرهنگ نادرست باید اصطلاحات نادرست شغل باکلاس و بی‌کلاس را حذف کنند، بیان کرد: زمانی که معلمی این موضوع انسانی را با دید باز و با روشن‌بینی می‌پذیرد، بهتر می‌تواند فرهنگ صحیح و شایسته را به شاگردان خود انتقال دهد.  

 

وی با بیان اینکه باید در سنین پایه به کودکان بیاموزیم که جامعه به تمامی شغل‌ها نیاز دارد، افزود: باید با همان زبان ساده و کودکانه به فرزندانمان یاد دهیم هر شغلی در جامعه، مشکلی از مشکلات ما را حل می‌کند و برهمین اساس هیچ شغلی بهتر یا بدتر از شغل دیگری نیست.  برای عملی کردن این اقدام می‌توانیم با زبان کودکانه، نونهالان را از اهمیت مشاغل مختلف آگاه کنیم. مثلاً با گفتن این جملات که «اگر مریض شویم باید به دکتر یا برای تعمیر کفش خود به کفاش مراجعه کنیم و در نتیجه دکتر و کفاش به ما کمک می‌کنند تا راحت‌تر زندگی کنیم».  

   

وی ادامه داد: با گفتن چنین مثال‌هایی می‌توانیم کودکان را آموزش دهیم  تا هیچ شغلی را مورد تمسخر قرار نداده و به تمامی مشاغل جامعه احترام بگذارند و قدردان زحمات تمامی قشر زحمت‌کش و شاغل جامعه شوند.  

   

وی با تاکید بر اینکه شجاعت گفتن واقعیت‌ها توسط دانش آموزان با هنر آموزش معلمان محقق می‌شود، افزود: ضروری است معلمان به دانش آموزانی که پدر خود را از دست داده‌اند، هنرمندانه آموزش داده تا این حقیقت را بیان کنند و اراده‌ی دانش آموزان را در مقابله با حقایق زندگی محکم و تقویت کنند.  

   

ابراهیمی با بیان اینکه کنار آمدن با واقعیت زندگی درس مهمی است، اظهار کرد: معلم باید هنرمندانه واقعیات زندگی را به دانش آموز آموزش دهد؛ به طوری که هر فرد به وجود پدر و مادر خود افتخار کند و هر دانش آموز به این درک دست یابد که تمامی مشاغل محترم هستند.  

   

وی در پایان سخنان خود از توجه تمامی معلمان به این موضوع ابراز امیدواری کرد و گفت: امیدوارم این آموزه و فرهنگ در بین تمامی افراد جامعه نهادینه شود.  

   

کارشناس مسائل  اجتماعی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه سیستم آموزش و پرورش، مسئولیت آموزش و پرورش دانش آموزان را بر عهده دارد، اظهار کرد: همانطور که در سیستم آموزشی حساسیت زیادی برای آموزش درسی دانش آموزان وجود دارد، باید به ارتباط پرورشی نیز توجه زیادی شود؛ چرا که اکثر دانش‌آموزان تحت تاثیر گفت‌وگوهای معلمان خود قرار می‌گیرند.  

 

 موسی نیرومند با تاکید بر اینکه در سیستم آموزش و پرورش باید رابطه‌ی پرورشی بین معلم و دانش آموز افزایش یابد، یادآور شد: زمانی که دانش آموزی معلم خود را ارزیابی می‌کند، در اولویت اول رابطه‌ی پرورشی معلم را مورد سنجش قرار داده و بر اساس رابطه پرورشی معلم، نوع ارتباط خود با او را مشخص می‌کند.  

   

وی افزود: زمانی که معلمی می‌خواهد فراتر از مسائل آموزشی به مشکلات دانش آموزان رسیدگی کند، باید بتواند ارتباط فردی خوبی با دانش آموز برقرار کند و مشکلات دانش آموز را در جمع دوستانش مطرح نکند.  

   

مسائل کارشناس اجتماعی با بیان اینکه علل اصلی ضعف ارتباط پرورشی معلم با دانش آموزان، نبود آموزش در این زمینه است، بیان کرد: در سیستم آموزش و پرورش باید وظیفه‌ی پرورشی و حوزه‌های ارتباطی معلمان به طور دقیق، شفاف و جامع مشخص شود تا تنها از جنبه‌ی آموزشی به مشکلات دانش آموزان رسیدگی نکنند.

معاون پرورشی و فرهنگی آموزش و پرورش آذربایجان شرقی در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه معلمان باید از وضعیت روحی دانش آموزان آگاه باشند، اظهار کرد: معلمان باید نسبت به روحیات و حالات درونی دانش آموزان با آن‌ها رفتار کنند، وقتی معلمی از دانش آموزی وضعیت پدرش را می‌پرسد، می خواهد بداند این دانش آموز در چه وضعیت روحی قرار دارد آیا بعد از مدرسه کار می‌کند یا نه، بر همین اساس معلم باید در این خصوص ملاحظه کاری کند.

طاهر علمی با اشاره به اینکه اطلاعات فردی دانش آموزان در پرونده‌ی آن‌ها بایگانی می‌شود و در اختیار معلمان قرار نمی‌گیرد، افزود: معلمان برای آگاهی از اطلاعات دانش آموزان از طریق پرسش آگاهی می‌یابد. ممکن است معلمی به صورت شفاهی یا کتبی از دانش آموزان بخواهد اطلاعات خود را ارائه دهند.

وی با بیان اینکه معلمان علاوه گذراندن واحدهای روانشناسی، مشاوره و مخاطب شناسی در دانشگاه، ۷۰ ساعت دوره‌ی روانشناسی را می‌گذارنند، بیان کرد: دوره‌های مختلفی برای شناسایی مسائل دانش آموزان برگزار می‌شود.متاسفانه تکنولوژی در این خصوص در کشور ما ضعیف است و در کشوری مانند ژاپن به کمک تکنولوژی وضعیت روحی دانش‌آموزان مشخص می‌شود و معلمان نسبت به آن اطلاعات، دانش‌آموزان را ارزیابی می‌کنند.

وی تاکید کرد: معلمان همواره به عنوان قشر دلسوز جامعه برای حل مسائل دانش آموزان تلاش می‌کنند و چه بسا برخی از معلمان از پدر و مادر نیز دلسوزتر هستند و با پرسیدن این نوع سوالات از دانش آموزان، معلمی قصد خرد کردن شخصیت دانش آموزی را ندارد.

براساس این گزارش، نه تنها دانش‌آموزان، در بخی موارد افراد بزرگسال هم نمی‌توانند با عنوان شغل پدر خود کنار بیایند، بهتر است استادان و معلمان دلسوز روش پرسیدن این سوالات را تغییر داده و به صورت کتبی یا خصوصی از دانش آموزان بخواهند که اطلاعات فردی و شخصیتی خود را بیان کنند.

 

۱۹۸۲-اهل بیت(ع) نماد وحدت اسلامی هستند/ علی بن ابی طالب نمونه یک انسان عاقل به تمام معناست.+ محبت عقل را می سازد یا عقل محبت را سازنده است؟

۲۵ دی

استاد علوم حدیث دانشگاه الازهر مصر شیخ الاحمدی عبدالفتاح

کد خبر: ۴۳۶۵۳۳ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۰/۲۵ – ۱۲:۲۴ | سرویس: بین الملل ۱۲۷
استاد دانشگاه الازهر مصر در گفت‌وگو با «حوزه»:
اهل بیت(ع) نماد وحدت اسلامی هستند/ علی بن ابی طالب نمونه یک انسان عاقل به تمام معناست
حوزه/ شیخ الاحمدی عبدالفتاح در گفت‌وگو با خبرنگار «حوزه» در قاهره گفت: احکام اسلامی برپایه عقل بنا می شوند، از این رو دین جایگاه والایی را برای آن در نظر گرفته و به آن اهمیت می دهد.

استاد علوم حدیث دانشگاه الازهر مصر شیخ الاحمدی عبدالفتاح در گفت‌وگو با سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، خاطر نشان ساخت: خداوند با ذکر آیه «إن هذا القرآن یهدي للتي هي أقوم»به ما یاد آوری می کند که به راستی چگونه با وجود کتاب قرآن و سنت پیامبر که می توانند نقشه راه امت اسلامی را به سمت کمال و رستگاری و استقامت ترسیم کنند، به قوانین بشری که شالوده فکر آن عقل ناقص بشری بوده تن بسپاریم و در مسیر آن حرکت کنیم.

متن این گفت‌وگو به شرح زیر است:

اهل بیت(ع) در سیره خود تاکید و اهتمام زیادی به وحدت اسلامی داشته اند. این سیره اهل بیت (ع) چگونه به وحدت هرچه بیشتر مسلمانان کمک می کند؟

اهل بیت(ع) نماد وحدت اسلامی هستند و سیره آنها دوای درد تمام مشکلات امت اسلامی است؛ در واقع باید گفت که اگر مسلمانان سیره این خاندان را دنبال کنند از هرگونه لغزشی در امان مانده و حتی به سمت درگیری های مذهبی که درحال حاضر بر حیات جامعه اسلامی چیره گشته نیز کشیده نخواهند شد.

در این باره خداوند می فرماید:«واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا»،«ولاتنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم واصبروا إن الله مع الصابرین»؛ با توجه به این نکات، در عجبم که چرا هیچ گاه به وحدت کلمه کاملی دست پیدا نکرده ایم حال آنکه معبود و پیامبر و کتاب و قبله مشترکی داریم. خداوند سبحان در آیاتی دیگر می فرماید: :«إن هذه أمتکم أمة واحدة وأنا ربکم فاعبدون» (الأنبیاء ۹۲) ،«و إن هذه أمتکم أمة واحدة و أنا ربکم فاعبدون»(المؤمنون ۵۲).

شاعر نیز درخصوص وحدت میان مردم چنین می‌سراید:

کونوا جمیعا یا بني إذا اعتری … خطب و لا تفرقوا آحـــــــادا

تأبی الرماح إذا اجتمعن تکسرا … و إذا افترقن تکسرت أعوادا

از طرفی خداوند با ذکر آیه «إن هذا القرآن یهدي للتي هي أقوم»به ما یاد آوری می کند که به راستی چگونه با وجود کتاب قرآن و سنت پیامبر که می توانند نقشه راه امت اسلامی را به سمت کمال و رستگاری و استقامت ترسیم کنند، به قوانین بشری که شالوده فکر آن عقل ناقص بشری بوده تن بسپاریم و در مسیر آن حرکت کنیم.

لازم به ذکر است که اگر مسلمان سرتاسر جهان، کینه توزی و دشمنی را کنار بگذارند و به وحدت کلمه برسند، با توجه به امکانات و ابزاری که در دست دارند قدرتی را تشکیل خواهند داد که هیچ کس یارای مقابله با آن را نخواهد داشت«کنتم خیرأمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله».

 

یکی از ابزارهای شناخت و معرفت که خداوند به انسان ها ارزانی داشته عقل است. از دیدگاه شما عقل چه جایگاهی در بنای تمدن اسلامی جدید دارد؟

احکام اسلامی برپایه عقل بنا می شوند، از این رو دین جایگاه والایی را برای آن در نظر گرفته و به آن اهمیت می‌دهد ؛همچنین باید خاطر نشان ساخت که آیات زیادی بر اهمیت مسئله تعقل اشاره دارد :«إن في خلق السماوت والارض واختلاف اللیل والنهار لآیات لأولی الألباب»،«کلوا و أرعوا أنعامکم إن في ذلك لآیات لأولی النهی»،« هل في ذلك قسم لذي حجر».

پیامبر نیز می فرماید: «خداوند عقل را از نورعلم خودش آفرید، علمی که نه پیامبری توانسته آنرا درک کند و نه فرشته ای مقرب،علم را در نهادش قرار داد و درک را در ظاهرش(گویی عقل را به آدمی تشبیه کرده است) و زهد را در سرش و حکمت را برسر زبان و مهربانی را در ذهنش و رحمت را درقلبش».

خداوند عقل را با ده چیز قدرت بخشید :یقین، ایمان، صدق، آرامش، اخلاص، مهربانی، بخشش، خشوع، تسلیم و شکر؛ سپس خطاب به عقل گفت: تدبر کن، آنگاه عقل تدبر کرد. سپس گفت: قبول کن و عقل نیز پذیرفت، سپس دستورداد که سخن بگوید و عقل لب به سخن گشود: حمد و سپاس خدایی را که نه دشمنی دارد ونه همتایی و نه مانندی ، خدایی را که همه کائنات در برابر عظمتش سر تسلیم فرود می آورند.

سپس خداوند آن را مخاطب قرار داد و گفت: به عزت و جلالم قسم چیزی زیباتر و مطیع تر و والاتر و شریف تر و عزیزتر از تو نیافریدم؛ بدان که وحدانیت ،عبادت ، امید، طلب، ترس از عظمت، حذر، ثواب و مجازات همه و همه با تو معنی پیدا می کنند چرا که فردی که از تو برخوردار باشد بدون تو هیچ یک از این اعمال را انجام نخواهد داد.

پس از آن، عقل سر بر سجود آورد و هزار سال در آن حالت باقی ماند؛ سپس خداوند فرمود: سر از سجده بردار و اگر درخواستی داری بگو تا برایت فراهم آورم و اگر شفاعتی می خواهی بگو تا شفاعت کنم، عقل سر از سجده برداشت وگفت: خداوندا هر آنکه من را در نهاد او قرار می دهی را شفاعت می کنم؛ خداوند رو به سوی فرشتگانش کرد و فرمود: شما را شاهد می گیرم که هر آنکه عقل را در نهادش قرار دادم شفاعت کردم.

ابن عباس می گوید: شالوده و اساس دین عقل است، اگر به انجام واجباتی مشغولیم یا پروردگارمان را شناختیم و یا اگر توسلم می جوییم دلیل همه اینها عقل است.

در راستای سخن درباره عقل، هرآنچه بشریت تاکنون به آن دست یافته، به دلیل برخورداری از عقل است و به اعتقاد من عاقل ترین افراد بعد از پیامبر(ص)، حضرت علی (ع) است و بهترین نشانه این مدعا کتاب «نهج البلاغه» می باشد.

خداوند به انسان دارای عقل جایگاه خلیفه اللهی را عطا کرد، با توجه به این، انسان نیز از توانایی خود در جهت خدمت به هم نوع استفاده کرد و به ساختمان سازی، سد سازی، مرزبندی، ساخت ماشین های پیشرفته، کشتی ها، هواپیما ، موشک ها و خمپاره ها دست زد که ساخت تمام اینها تنها با استفاده از یک دهم قدرت تعقل وی به بود حال تصور کنید اگر می توانست از بقیه توانایی اش در راه علم و عمل نیکو و به دور از ضرر رسانی به بشریت استفاده کند چه ماحصلی داشت.

به قطع هرانسانی که با هدف خدمت به بشریت عقل خود را به کار می گیرد، نمونه یک انسان عاقل به تمام معناست که این خصلت دقیقا بر شخصیت حضرت علي(ع) مطابقت دارد؛ پیامبر می فرماید: «خداوند به من پنج خصلت داد و به علی نیز پنج خصلت ، به من شیوایی سخن را عطا کرد و به علی جامعیت علمی را، مرا پیامبر قرار داد و علی را وصی و جانشین من، حوض کوثر را از آن من کرد و چشمه آب سلسبیل را از آن علی ، به من وحی می کرد و به علی الهام، مرا به آسمان برد و درمقابل تمام درب های آسمان و طبقات ناپیدا را بر علی گشود».

پیامبر همچنین می فرماید:«علی به مانند خورشید در میانه روز و به مانند ماه درآسمان شب است، خداوند به علی تنها مقداری از فضلش را عطا کرد که اگر میان جهانیان تقسیم شود…».

 

در خصوص تصوف و فعالیت هایشان توضیح دهید ؟

در خصوص ریشه نامگذاری تصوف به این نام نظرات متفاوتی وجود دارد، گروهی معتقدند که ریشه آن از «صفاء أسرار»که به معنی خلوص نیت و باطن می‌باشد گرفته شده و گروهی دیگر بر باورند که به سبب علاقه زیاد متصوفین به خداوند و اینکه همیشه خود را در صف اول حاضران در پیشگاهش می بینند به متصوفین شهرت یافته اند.

شباهت ویژگی های رفتاری متصوفین به برخی از صحابه پیامبر دلیل دیگر این نام گذاری از دیدگاه گروهی دیگر است و عده ای لباس پشمی – صوف – که پوشش پیامبران و پیشوایان است را وجه تسمیه می دانند.

 از ابوموسی اشعری نقل شده پیامبر لباس پشمی می‌پوشید، بر مرکب سوار می شد و به مهمانی فقرا می رفت، حال آنکه حسن بصری نیز می گوید: با هفتاد جنگجوی نبرد بدر همنشین بودم که تمامی آنها لباس پشمی بر تن داشتند.

ابوفتح بستی در ابیاتی می گوید:

تنازع الناس في الصوفي و اختلفوا … وظنه البعض مشتقا من الصوف

  ولست أمنح هذا الاسم غیر فتی … صــــافي فصوفي حتی سمي الصوفي 

 روزی پیامبر به نزد یاران خود رفت، هنگامیکه ساده زیستی و تلاش و خلوص نیتشان را دید فرمود: ای یاران من، بشارت باد برشما که شیوه ای که در حال حاضر در پیش گرفته اید، اگر به آن ایمان داشته باشید، از دوستان من در روز قیامت به شمار خواهید آمد.

رسول الله (ص)می فرماید: لباس پشمین بپوشید و کم -غذا- بخورید آنگاه«به جایگاه قدسیان راه پیدا خواهید کرد»(قوت القلوب، تألیف ابی طالب الملکی ۲/۱۶۷).

روزی پیامبر به همراه حضرت علی (ع) وارد باغ عامر بن سعد شد، به ناگاه نخله روبه سمت خواهرش کرد و فریاد زد: ایشان محمد مصطفی و ایشان علی مرتضی هستند، در همین حال پیامبر لبخندی زد وفرمود: ای علی، نخله  را از این پس به نام "فریاد زننده" نام گذاری کن؛ چرا که نیکی من و تو را فریاد زد؛ حماد نیز چنین می سراید:

فتکلّم النخلُ الذي فی وسطه… بفصاحة تتعجبُ الثقلانِ

من نخلة قالت هناك لأختها … هذان أكرمُ مَن مشى هذانِ

هذا ابن عبدلله هذا صنوهُ … هذا على العالمُ الربّانى

قد صاح هذا النخل ينشى فضلهم … فلأجل ذلك سمى الصيحاني

سخنم را با این ابیات زیبا به پایان می رسانم:

 لو أن عبدا أتي بالصالحات غداً … وود كل بنى مرسل وولى

وصام ماصام صوماً بلا ضجيٍ… وقــــــــام ماقام قوماً لا ملل

و حج ما حج من فرض و من سنن… و طاف ما طاف حافٍ غير منتعل

و طار في الجو لا يأوي الي احدٍ…و غاص في البحر مأمونا من البلل

يكسو اليتامى من الديباج كلّهمو… و يطعم الجائعين البر بالعسل

و عاش في الناس الافا مؤلفة   … عارٍ من الذنب معصوما من الزلل

ما كان في الحشر عندلله منتفعا … إلا بحب أمير المؤمنين علي

* ذکر مطالب مربوط به فرقه ها و ادیان مختلف در خبرگزاری حوزه با هدف معرفی دیدگاه ها و اعتقادات مختلف اسلامی و آشنایی مخاطب با فرق مختلف صورت می‌گیرد و به معنای تایید آن از جانب خبرگزاری حوزه نیست.

 

۱۹۸۱- مدرسه‌ای در لندن حجاب و روزه برای دانش‌آموزان را ممنوع کرد.+ آیا آموزش محبت حقیقی در خردسالی امکان دارد؟

۲۵ دی

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری حوزه به نقل از تایمز، مدرسه ابتدایی شناخته شده در انگلستان که حجاب و روزه داری را برای دانش آموزان ممنوع ساخته همچنین طی درخواستی از وزارت آموزش و پرورش و دولت خواستار منع حجاب و ممانعت از روزه داری در میان کودکان مسلمان در تمامی مدارس کشور شد.

مدرسه ابتدای سنت استفان در نیوهام واقع در شرق لندن که یکی از شناخته شده ترین و معروفترین مدارس انگلستان محسوب می شود پوشیدن روسری و حجاب را برای کودکان زیر ۸ سال ممنوع اعلام کرده است. مقامات این مدرسه همچنین طی بیانیه ای خطاب به والدین، روزه داری دانش آموزان در ساعات تحصیلی ماه مبارک رمضان را نیز ممنوع اعلام کرده اند.

مدیریت مدرسه ضمن ممنوع سازی حجاب و روزه داری برای کودکان مسلمان از دولت خواسته در این رابطه دستورالعمل یک پارچه ای ارائه دهند، اما دولت انگلستان تاکنون حاضر به ایجاد آیین نامه اجباری در این زمینه نشده است.

مدیریت مدرسه با ادعای اینکه با روزه داری دانش آموزان مخالفت نداشته گفت: ما به طور کلی روزه داری را ممنوع نمی دانیم اما دانش آموزان را تشویق می کنیم که در تعطیلات تابستان و آخر هفته ها و خارج از روزهای تحصیلی روزه بگیرند. در مدرسه ما مسئول سلامت و امنیت دانش آموزان هستیم و در صورت ضعف کردن یا بیهوش شدن آن نباید مسئولیتش به دوش ما بیافتد

 

۱۹۸۰-شیعه‌ معتقد به خود اجازه نمی‌دهد که امام(ع) را مورد انتقاد قرار بدهد.+ آیا محبت مجازی می تواند محبت حقیقی را مورد سوال قرار بدهد؟

۲۴ دی

حجت الاسلام والمسلمین حسینی گرگانی

کد خبر: ۴۳۷۳۴۵ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۰/۲۴ – ۱۱:۰۰ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
حجت الاسلام والمسلمین حسینی گرگانی:
شیعه‌ معتقد به خود اجازه نمی‌دهد که امام(ع) را مورد انتقاد قرار بدهد
حوزه/ به امام معصوم(ع) نمی‌شود انتقاد کرد، انتقاد را کسی انجام می‌دهد که معرفت و شناختی نسبت به مقام والای امام معصوم(ع) نداشته باشد.

به گزارش خبرگزاری«حوزه»، حجت الاسلام والمسلمین حسینی گرگانی در جلسه درس اخلاق خود در جمع طلاب حوزه علمیه قم، گفت: شخصی از ابان بن تغلب پرسید: چند نفر از صحابه پیامبر(ص) از امیرالمؤمنین(ع) متابعت نمودند؟ ابان گفت: می‌خواهی فضل و بزرگی علی(ع) را به وسیله متابعت آنها(اصحاب پیامبر) از علی(ع) بشناسی؟ آن مرد گفت: بله، مقصودم همین است.
ابان گفت: والله! ما فضل صحابه را جز به اطاعت و پیروی کردن از امیرالمؤمنین علی(ع) نمی‌شناسیم.

این استاد حوزه در ادامه افزود: می‌بینیم که در روایات، معیار فضیلت را پیروی از امام معصوم(ع) می‌دانند، حال این شخص چگونه به خود اجازه انتقاد می‌دهد؟! آن هم انتقادی که به معنای اشتباه است؛ و مقصودش این است؛ به طرفی که مورد انتقاد خود قرار داده، بگوید: چرا این کار اشتباه را انجام داده‌ای؟ اگر کسی چنین فکری داشته باشد، بدیهی است که جایگاه امام(ع) را خوب درک نکرده است و عصمت را مطابق با مبانی شیعه معنا نمی‌کند. وگرنه شیعه‌ی معتقد به خود اجازه نمی‌دهد که امام(ع) را مورد انتقاد قرار بدهد.

وی گفت: انسانی که به مقام معرفت و شناخت معصوم رسیده باشد، به خود اجازه انتقاد کردن و اشکال گرفتن از امام معصوم(ع) را نمی‌دهد؛ چون امام(ع) را معصوم از خطا و اشتباه می‌داند؛ یکی از اصحاب امام صادق(ع) شخصی ست به نام عبدالله بن ابی‌یعفور؛ به امام صادق(ع) عرض می‌کند: به خدا سوگند! اگر شما اناری را دو نیم کنید و بگویید: نصفی از آن حرام است و نصف دیگر آن حلال، من شهادت می‌دهم آنچه را که فرمودید حلال؛ حلال است، و آنچه را فرمودید حرام؛ حرام است، این معنای شناخت است. لذا وجود مبارک امام صادق(ع) در حق عبدالله بن ابی‌یعفور می‌فرمایند: خداوند متعال تو را رحمت کند.

حجت الاسلام والمسلمین حسینی گرگانی در ادامه خاطر نشان ساخت: با توجه به این مبانی دینی، حالا چه کسی به خود اجازه می‌دهد که به وجود مبارک پیامبر اعظم(ص) یا امام معصوم(ع)؛ آن انسان ملکوتی که دارای کمالات معنوی و جایگاه بلند علمی است، اشکال و انتقاد کند؟، آیا شخصی که با مبانی دینی آشنایی دارد چنین اجازه‌ای را به خود می‌دهد که به افضل مخلوقات و اسوه و الگوی جهان بشریت انتقاد کند و بگوید که تو خطا کردی و اشتباه کردی؟! چرا این رفتار خطاکارانه و اشتباه‌گونه را انجام دادی؟!

استاد درس خارج حوزه علمیه قم در خاتمه گفت: طبیعی است که این شخص به مقام بلند و جایگاه رفیع امام(ع) توجه نداشته، وگرنه به خود اجازه نمی‌داد که بگوید: ما در زمان ظهور به امام زمان(عج) هم انتقاد می‌کنیم.
چراکه به امام(ع) نمی‌شود انتقاد کرد، و انتقاد را کسی انجام می‌دهد که معرفت و شناختی نسبت به مقام والای امام معصوم(ع) نداشته باشد.

دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۶ \ الاثنين ٢٧ ربيع الثاني ١٤٣٩ \ Monday, January 15, 2018

کد خبر: ۴۳۷۴۲۲ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۰/۲۵ – ۰۰:۱۰ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
با صدور بیانیه ای مطرح شد:
پاسخ جامعه مدرسین به شبهات مطرح شده در ارتباط با معصومین (ع)
حوزه/ جامعه مدرسین در بیانیه ای درپاسخ به شبهات مطرح شده در ارتباط با معصومین (ع) تصریح کرده است: نفی عصمت رسول اکرم(ص) و ائمه معصومین (علیهم السلام) مخالفت صریح با اسلام و مذهب تشیّع است.

 

به گزارش خبرگزاری«حوزه»، متن بیانیه جامعه مدرسین حوزه علمیه که به امضای آیت الله یزدی رئیس شورای عالی این نهاد حوزوی رسیده است به این شرح است:

 بسم الله الرحمن الرحیم

این روز‌ها سخنانی از بعضی از مسئولان مبنی بر جواز نقد پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه‌معصومین (صلوات الله علیهم) شنیده شد که بار دیگر یکی از مسلّمات اعتقادی که محل اجماع قاطبة مسلمین و همچنین یکی از اصول ضروری مذهب حقه تشیع اثنا عشری است را منکر شده‌‌اند که بنا بر این ذکر چند مطلب را وظیفه شرعی خود می‌دانیم:

۱-از نظر عقلی، نقد منطقی بدون وجود معیار نقد امکان پذیر نیست و معیار نقد عبارت است‌‌از؛ حقایق مسلّمه خطاناپذیر و کلام خدا یعنی قرآن کریم و سنت رسول‌اکرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) و معصومین(علیهم السلام) از این دسته از حقایق مسلمه خطاناپذیرند که خود معیار نقد سایر رفتارها و گفتارهاست و نقد آنچه خود معیار نقد است از نظر منطقی باطل و خطای روشن است.

۲- خطاناپذیری کلام خدا روشن است و آیة کریمه «لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ» آن را مورد تاکید صریح قرار داده است. خطاناپذیری و عصمت رسول اکرم در گفتار و رفتار نیز از مسلّمات دین اسلام و مورد اتفاق قاطبة مسلمین است و آیات کریمة «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّهَ» و « وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ» و «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى»، «إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحى» و ده‌ها آیه دیگر قرآن کریم بر عصمت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بلکه بر عصمت قاطبه پیامبران الهی به صراحت دلالت دارند. افزون بر صدها روایت صحیح و مسلم الصدور از نبی‌اکرم و سایر معصومین (علیهم السلام) که عصمت پیامبران الهی بویژه رسول اکرم و ائمه دوازده‌گانه معصوم (سلام الله علیهم) را به صراحت اثبات می‌کنند خطاناپذیری امامان از اهل بیت (سلام الله علیهم) نیز در آیات قرآن کریم از قبیل آیة تطهیر، و در روایات صحیح و متواتر فراوانی نظیر حدیث ثقلین «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی: کتاب الله فیه‌الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی وان اللطیف الخبیر قد اخبرنی‌انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وانظروا کیف تخلفونی فیهما» که مورد اتفاق قاطبة مسلمین و کلیه مذاهب و فرق اسلامی است و ده‌ها روایت مسلّم الصدور دیگر به اثبات رسیده است.

بنابراین نفی عصمت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین (علیهم السلام) مخالفت صریح با اسلام و مذهب تشیّع است.

۳- اکیداً توصیه می‌کنیم بعضی از مسئوولین از ورود به مسائل اعتقادی و تخصّصی فکری در اظهارات خویش پرهیز کنند و بجای آن تلاش خود را به حل مشکلات معیشتی و گرفتار‌های اقتصادی مردم معطوف و آنچه مردم از شماها انتظار دارند گره‌گشائی از مسائل و مشکلات زندگی آنان است، نه اظهار نظر در مسائل اعتقادی و تخصصی که نه تنها گرهی از کار مردم باز نمی‌کند که افزون بر مشکلات دنیوی آنان، دین آنان را نیز با مشکل مواجه می‌کند.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

محمد یزدی

رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

بیانیه

کد خبر: ۴۳۷۵۷۹ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۰/۲۶ – ۱۱:۱۵ | سرویس: استان‌ها ۶۱

گلایه حوزویان استان ایلام از سخنان یکی از مسئولان نظام
حوزه/ ما حوزویان استان ایلام از رئیس جمهور جناب آقای روحانی درخواست داریم برای توجیه نقدهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی به این مسائل رو نیاورند و ان شاء الله در آینده شاهد اینگونه مسائل نباشیم.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» مدیریت حوزه علمیه ایلام در پاسخ به سخنان یکی از مسئولان در نقد معصوم، بیانیه ای صادر کرد که بدین شرح است:

بسمه تعالی

به کجا چنین شتابان؟

جناب رئیس جمهور محترم در چند روز اخیر در مقام توجیه ناکار آمدی دولت خود عنوان نموده  که حتی به دولت و حکومت کریمه  امام زمان (عج) هم می توان انتقاد کرد و دلیل اینکار را هم اعتراض برخی از  اعرابی ها  به آراء پیامبر گرامی اسلام (ص) عنوان کردند علاوه بر اینکه در گفتمان های علمی  به قول برخی افراد جاهل و اعرابی و لجوج نمی توان استناد نمود.  عصمت و علم اهل بیت(ع)  به (ما کان و مایکون و ما هو کائن الی یوم القیامه ) به خوبی از تصریح قرآن کریم و روایات ائمه معصومین استفاده می شود که جناب آقای رئیس جمهور زحمت مطالعه این آیات و روایات را به خود نداده اند. همچنان ما تمایل داریم اظهارات ایشان را حمل بر دوری از دروس حوزه و اشتغال تمام وقت به امور سیاسی و کمی مطالعه در این زمینه نماییم نه خدای نا کرده غرض ورزی , ما  هم من باب امر به معروف و نهی از منکر و بیان معارف اهل بیت به تعدادی از آیات و روایاتی که این مسائل را اثبات می کند استناد می کنیم شاید باعث تفکر شود .

جناب آقای رئیس جمهور شما اگر در آیات قرآن کریم اندک تاملی نمائید می بینید که خداوند فرموده که پیامبرگرامی اسلام از روی هوای نفس و از پیش خود چیزی را عنوان نمی کنند بلکه همه از جانب خداوند وحی می شود: (و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی) سوره مبارکه نجم آیه ۳ . و در سوره انسان آیه ۳۰ خطاب به پیامبر می فرماید: شما به جز آنچه خداوند می خواهد را نمی خواهد : (و ما تشاوون الا ان یشاء الله )  و در سوره آل عمران آیه ۴۹ خداوند از قول حضرت عیسی (ع) می فرماید : و به شما خبر دهم که در خانه هایتان چه می خورید و چه ذخیره می کنید .( و انبّئکم بما تاکلون و تدّخرون ) و در سوره انبیاء آیه ۲۶ و ۲۷ خداوند در مورد پیامبران می فرماید بلکه همه (پیامبرانی همچون عزیز و عیسی و ملائکه ) بندگان گرامی خداوند اندکه هرگز پیش از امر خدا کاری نخواهند کرد و هر چه کنند به امر اوست ( عباد مکرمون  لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون ) که دلالت بر این مسئله دارد که انبیاء (س) همه و در هر کاری امر خداوند را اجراء می کنند .و بسیاری آیات دیگر که به صورت تلویحی به این مسئله اشاره نموده است که اگر شخصی اندک انسی با قرآن کریم داشته باشد در این مورد هیچ شکی برای او باقی نمی ماند .

علاوه بر آیات فوق الذکر روایات فراوانی هم برای اثبات این امر ذکر شده که تعدادی از این روایات را به عرض می رسانم :

۱)  امام باقر (ع) : ( انّی لاعلم ما فی السموات و الارض و اعلم ما فی الجنّة و اعلم ما فی النّار و اعلم ما کان و مایکون ) کافی /ج۱باب الحجة ص ۳۸۸ ترجمه : همانا من آچه را که در آسمانها و زمین است و آنچه را که در بهشت و در جهنم است و آنچه گذشته و خواهد آمد را می دانم)

۲)  امام باقر (ع) به یکی از اصحابش به نام ضریس فرمودند ( عجبت من قوم یتولّونا و یجعلونا ائمة و یصفونا انّ طاعتنا مفترضة علیهم کطاعة رسول الله … فینقصونا و یعیبون ذلک علی من اعطاه الله برهان حقّ معرفتنا اترون انّ الله ( تبارک و تعالی ) افترض طاعة اولیائه علی عباده ثم یخفی عنهم اخبار السموات و الارض ) کافی /ج۱ باب الحجة

ترجمه: تعجب می کنم از قومی که ما را دوست دارند و ما را امام خود می دانند و می گویند اطاعت ما همچون اطاعت رسول خدا (ص) واجب است … سپس قدر ما را کم می کنند و ایراد می گیرند بر آنچه که خداوند آن را عنایت فرموده از برهان  حق معرفت ما  . آیا آنها فکر می کنند  که خداوند اطاعت اولیاء ش را بربندگانش واجب فرموده سپس اخبار آسمانها و زمین را از آنها مخفی می کند ؟)

۳)  امام هادی (ع) می فرماید : (انّ الله جعل قلوب الائمه (ع) موردا لارادته فاذا شاء الله شیئا شاؤوه) بصائر الدرجات ص ۵۱۷ ترجمه : همانا خداوند قلوب ائمه را محل اراده اش قرار داده که هر گاه چیزی را اراده بفرماید ائمه هم آن را اراده می کنند .

در مورد قسمت دوم سخنان شما هم که بیان نمودید اصحاب به پیامبر (ص) اعتراض می کردند که این امر را از جانب خود می گویید یا وحی شده و در صورتی که می  فرمود از جانب خود می گویم نمی پذیرفتند و پیامبر (ص) به حرف آنها گوش می داد باید عرض کنم  قرآن کریم به این شبهه جواب فرموده است علاوه بر آیه ( و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی ) در مورد این اعتراضات آیه ۲ سوره حجرات نازل شد که خداوند فرمود : ( با ابها الذین آمنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی و لاتجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض ان تحبط اعمالکم و انتم لا تشعرون )  که خداوند در این آیه به شدت آنها را نکوهش می فرماید و بر خلاف گفته  شما خداوند می فرماید پیامبر (ص ) به آنها گوش نمی دادند خداوند در آیه ۷ سوره حجرات می فرماید( و اعلموا انّ فیکم رسول الله لو یطیعکم فی کثیر من الامر لعنتّم ) یعنی بدانید رسول خدا (ص) در میان شماست که اگر در بسیاری از امور رای شما را پیروی کند خود به رنج و زحمت می افتید .

کاش شما یکبار دیگر دروس حوزه را مرور بفرمایید تا لااقل ایمانتان در مخاطره قرار نگیرد و بسیاری از افراد به خاطر صحبت های شما که لباس پیامبر (ص) و تبلیغ دین مبین را برتن دارید در اعتقاداتشان شک نکنند و مایه دلگرمی و شبهه افکنی دشمنان مکتب اهل بیت را فراهم نکنید . فاعتبروا یا اولی الالباب 

لذا ما حوزویان استان ایلام از این سخنان هم برائت می جوئم و هم بسیار نگران و گله مند هستیم فلذا از رئیس جمهور جناب آقای روحانی درخواست داریم برای توجیه نقدهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی به این مسائل رو نیاورند و ان شاء الله در آینده شاهد اینگونه مسائل نباشیم.

در پایان خدمت گذاری خالصانه همگان را برای اسلام ناب محمدی و انقلاب اسلامی و راه نورانی امام راحل و منویات مقام معظم رهبری از خداوند منان خواستاریم.

 

 

 

۱۹۷۹-اقتصاد مقاومتی بر اساس آیه عزت در قرآن است.+ محبت مجازی در مصرف و شادی و فخر برآمده از آن

۲۴ دی

اقتصاد مقاومتی

کد خبر: ۴۳۷۳۲۷ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۰/۲۴ – ۰۸:۰۹ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
در نشست اندیشه علمای معاصر شیعه در باب اقتصاد مقاومتی مطرح شد:
صدور فتاوای متعدد علمای شیعه درطول تاریخ در حمایت از تولید داخل/ اقتصاد مقاومتی بر اساس آیه عزت در قرآن است
حوزه/ مولفه ها و الزامات اقتصاد مقاومتی از منظر مقام معظم رهبری شامل استفاده از کالای داخلی و پرهیز از کالای خارجی، کارآفرینی و حمایت از تولید داخلی، مردمی کردن اقتصاد، قناعت و پرهیز از تجمل گرایی و ممانعت از خروج سرمایه ملی و افزایش ثروت و سرمایه داخلی هستند.

به گزارش خبرنگارخبرگزاری «حوزه» کرسی ترویجی «اقتصاد مقاومتی در اندیشه و سیره علمای شیعه در تاریخ معاصر ایران» شنبه شب به همت گروه اقتصاد اسلامی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) برگزار شد. این نشست علمی با دبیری حجت‎الاسلام مظاهری و کارشناسی و ارایه بحث حجت‌الاسلام ابوطالبی عضو هیئت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) ادامه پیدا کرد.

بر اساس این گزارش: پس از ارایه نظریه و بحث کارشناسی توسط حجت الاسلام ابوطالبی،‌ ناقدان این نشست، حجت الاسلام یعقوبی و دکتر محمدجواد توکلی از اعضای هیئت علمی این موسسه به نقد نظر کارشناس پرداختند.

در ابتدای این کرسی ترویجی حجت الاسلام ابوطالبی درشرح بحث علمی خود گفت: اساس این پژوهش پیرامون بیانات و مواضع علمای دوران قاجار بوده است، زیرا در این دوره بیشترین مواضع در این حوزه اتخاذ شد؛ این پژوهش کمتر به مواضع علما در دوران پهلوی پرداخته است.

وی سپس به بیان مولفه های ارایه شده از سوی مقام معظم رهبری در حوزه اقتصاد مقاومتی گفت: مولفه ها و الزامات اقتصاد مقاومتی از منظر مقام معظم رهبری شامل استفاده از کالای داخلی و پرهیز از کالای خارجی، کارآفرینی و حمایت از تولید داخلی، مردمی کردن اقتصاد، قناعت و پرهیز از تجمل گرایی و ممانعت از خروج سرمایه ملی و افزایش ثروت و سرمایه داخلی هستند.

عضو هیئت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) در ادامه با اشاره به قواعد قرآنی در بحث اقتصاد مقاومتی تصریح کرد: قاعده نفی سبیل بر اساس آیه مشهور نفی سبیل یکی از مهمترین اصولی است که پایه اقتصاد مقاومتی را نهاده است؛ اصل حفظ عزت مسلمین بر اساس آیه عزت در قرآن از دیگر اصول قرآنی در حوزه اقتصاد مقاومتی است.

عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) تصریح کرد: حرمت دوستی و مودت با کفار از دیگر اصول قرآنی است؛ غالبا ولایت مستلزم تصرف یک دوست در امور دوست دیگر است؛ در نتیجه اگر ما کفار را اولیای خود بدانیم خواه و یا ناخواه بر ما مسلط خواهند شد. حرمت عدم تشبه به کفار از دیگر اصول قرآنی است که آن را نیز می توانیم به عنوان یکی از الگوهای اقتصاد مقاومتی بدانیم.

حجت‎الاسلام ابوطالبی اظهارکرد: هر کدام از این مولفه ها مصادیق خاصی در تاریخ داشته است؛ پرهیز از کالای خارجی در مصادیقی چون صدور فتاوی متعدد در حمایت از تولید داخل و حمایت از استقلال داخل و پرهیز از کالای خارجی به چشم می خورد.

عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) تصریح کرد: علمای ما در طول تاریخ معاصر به شکل عملی با رفتار خود به حمایت از کالای داخلی دست زده اند؛ در زمینه حمایت از تولید داخلی و حمایت از استقلال داخلی از صاحب عروه بیان شده است،‌ در این زمان که خارجه با انواع حیل رشته تجارت و کسب و صنایع و.. را به دست گرفته و… کار مسلمین نیز دلالی کالای آنها شده است، باید مسلمین بیدار شده و با تائیدات ربانیه از تحمل عملی کفار و تشتت در بلاد کفر برهند.

وی گفت: پاسخ علما به استفتائات مردم مبنی بر حکم استفاده از کالاهای خارجی از دیگر اسنادی است که امروزه می توانیم به آنها در زمینه اقتصاد مقاومتی اشاره کنیم؛ تعابیری چون کلاه بیگانه دوختن و نان خود از سفره مردم و همسایه سوختن و چراغ اجانب سوختن از سوی علمای ما در جهت بیان حرمت استفاده از کالای خارجی بیان شده است.

حجت‎الاسلام ابوطالبی اظهارکرد: معاهده علما در جهت سلطه روس ها منتشر شد؛ این معاهده در باب بانک استقراضی روس و توسط علمای اصفهان انجام شد؛ این فتوا با تحریم تمام کالاهای روسی و به دلیل اشغال ایران توسط روسیه انجام شد.

عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) تصریح کرد: در بعد فرهنگی و اخلاقی نیز چنین فضایی وجود دارد؛ علمای ما به ابعاد فرهنگی و اخلاقی نیز در این بین توجه داشته‎اند؛ میرزای نوری حتی عدم اجابت در دعا را نیز به دلیل مصرف کالای خارجی می دانند.

وی گفت: تاسیس شرکت اقتصادی اسلامیه اصفهان در ۱۳۰ سال پیش به توصیه علما به منظور دسترسی به سود اقتصادی از طریق یک شرکت در نسبت به کار تعاونی جمعی، خروج از ذلت احتیاج به امتعه خارجی، تثبیت و تقویت هرچه بیشتر تجارت داخله در برابر تجارت خارجه، ارایه الگویی تجاری برای آینده ملت و دولت و جلوگیری از معاملات ربوی با بیگانگان، تولید اشتغال و عدم برون رفت سرمایه مادی و انسانی انجام شد.

حجت‎الاسلام ابوطالبی اظهارکرد: مرحوم آیت الله شاه آبادی پیشنهادی مطرح می کند که یک شرکت مخمس تاسیس شود که مردم سرمایه خود را پنج قسمت کنند و یک قسمت از آن را در شرکت سرمایه گذاری کنند که کار اقتصادی انجام شود و منافع آن را به پنج قسمت تقسیم کنند؛ حتی ایشان در آن زمان پیشنهاد حساب آتیه را به نام فرزندان در این شرکت ارایه می دهند.

عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) تصریح کرد: نکته جالب این است که این مولفه‎های اقتصاد مقاومتی که از سوی مقام معظم رهبری مطرح شده است رویکردهای خاص علمای معاصر ما نیز وجود داشته است.

ناقد نشست:

شرایط اجتماعی و اقتصادی زمان علما در بررسی های تطبیقی لحاظ شود

در ادامه این نشست علمی حجت‎الاسلام عبدالرسول یعقوبی در مقام ناقد به ارایه بحث پرداخت و گفت:علمای شیعه در ۱۰۰ سال اخیر به سمت اقتصاد داخلی گرایش داشته اند و بیانات خاصی در خصوص ارتباط با اقتصاد جهانی نداشته‎اند.

وی افزود: اقتصاد مقاومتی از بیان رهبری درون نگر است و بر لزوم تعامل با اقتصاد جهانی نیز تاکید دارد، ولی سعی می کند که از تکانه هایی که در این بین ایجاد می شود، لرزان نشود.

عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) بیان کرد: مقام معظم رهبری در دوران پس از انقلاب مشاهده کردند که اقتصاد کشور در مقابل تحریم های غرب به لرزه و پس لرزه دچار می شود و این افت و خیزها اجازه یک ثبات اقتصادی را به کشور نمی دهد و از دیگر سوی باعث می شود که انقلاب اسلامی از دسترسی به اهداف خود بازبماند.

وی گفت: ایجاد ثبات و تعادل در جامعه ایرانی و انقلاب اسلامی برای رسیدن به اهداف انقلاب اسلامی و مقابله به توطئه های دشمنان از مهمترین اهداف ابلاغ سیاست های اقتصاد مقاومتی است.

حجت‎الاسلام یعقوبی اظهارکرد: مبانی فقهی و قرآنی اقتصاد مقاومتی باید به شکل مشخص و مدون بیان شود؛ زمانی که می خواهیم این مبانی را در حوزه اقتصاد مقاومتی مطرح کنیم باید شرایط اجتماعی و اقتصادی و سیاسی جامعه را نیز بیان کنیم که اگر علما اقتصاد مقاومتی را مطرح کردند در چه شرایطی بیان کردند.

عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) بیان کرد: محققان باید در مباحث اقتصاد مقاومتی و بیان سیره علما در این باب به شرایط اجتماعی و سیاسی به شکل دقیق و شفاف اشاره کنند.

ناقد دوم و نظریه پردازد اقتصاد اسلامی:

مواضع اقتصاد علما در دوران قاجار به بهانه مقابله به هجمه همه جانبه بیگانگان

ناقد دوم این نشست علمی دکتر محمد جواد توکلی بود که تا کنون کتب و مقالات علمی متعددی را در حوزه اقتصاد اسلامی منتشر کرده است و یکی از اولین اساتیدی بود که به ارایه الگوی معاصر اقتصاد اسلامی از منظر علما در قالب پژوهش های جدید پرداخته است.

وی درابتدا با ذکر این مطلب که مطالعات بین رشته ای بین فقه و تاریخ و اقتصاد و… نقش مهمی در بسط نظریات اقتصاد مقاومتی دارد گفت: زمینه شناسی نسبت به اقتصاد دوران قاجار به مثابه مهمترین دوره ای که علمای معاصر نسبت به مباحث اقتصاد مقاومتی واکنش نشان دادند بسیار مهم است.

عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) تصریح کرد: در دوران قاجار سعی شد، ذائقه ایرانیان نسبت به مصرف برخی کالاها چون قند و شکر و منسوجات تغییر کند؛ در آن زمان ۸۵ درصد واردات ایران مرتبط به قند و شکر و منسوجات بود.

وی گفت: ۹۰ سال پیش از بیانیه علمای اصفهان(۱۹۰۶) صادر شود به عهدنامه گلستان و ترکمانچای بر میخوریم که باید در این زمینه ثابت کنیم که چرا در آن زمان چنین واکنشی از سوی علمای آن زمان را شاهده نیستیم که در این زمینه نیز باید زمینه های زمانی و مکانی بیان شود.

توکلی اظهارکرد: برخی از علما در گذشته در باب استفاده از کالاهای خارجی احکام و توصیه های خاصی را مطرح کرده اند؛ برخی از علما حکم حرام صادر می کنند و برخی دیگر نیز به توصیه های اخلاقی بسنده کرده اند که این مباحث باید از نظر فقهی اقتصادی نیز بررسی شود.

وی گفت: همچنین باید ریشه یابی شود که چرا امروز نمی توانیم چنین اجماعی در باب تحریم کالاهای خارجی داشته باشیم؛ این مساله می تواند از نظر اقتصادی و اجتماعی بررسی شود.

عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) یادآورشد: گاهی اوقات وقتی از مبنا سخن می گوییم به معنی دلیل حکم است؛ یعنی وقتی استفاده از کالای خارجی را حرام می دانیم بحث ممنوعیت تسلط کفار را مطرح می کنیم؛ مرز مبنا و دلیل بر حکم باید مشخص شود.

وی گفت: بیانیه علما در سال ۱۹۰۶ در دوره محمدعلی شاه مطرح شده است و در سال ۱۹۰۷ ایران به سه قسمت تقسیم می شود و منطقه بیطرف بین روسیه و انگلیس، اصفهان قرار می گیرد و به همین دلیل است که علمای اصفهان تلاش بسیاری در مقابله با این جریان داشتند و در حوزه اقتصادی نیز تلاش های گسترده ای انجام دادند.

 

۱۹۷۸-ملتی که در ساده ترین امور نیازمند دیگران است، از تمدن و پیشرفت بهره‌مند نیست.آیا هر جا محبت حقیقی حضور داشته باشد تمدن انسانی بر پا می شود؟

۲۲ دی

آیت الله مدرسی

کد خبر: ۴۳۷۲۱۲ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۰/۲۲ – ۱۵:۵۰ | سرویس: بین الملل ۱۲۵
آیت الله مدرسی:
ملتی که در ساده ترین امور نیازمند دیگران است، از تمدن و پیشرفت بهره‌مند نیست
حوزه/ آیت الله سید محمد تقی مدرسی از علمای عراق، مردم این کشور را به پشت سر گذاشتن بحران های موجود با توکل بر خداوند متعال دعوت کرد و گفت: ملتی که رنج های رژیم دیکتاتوری و جنگ های ویرانگر را پشت سر گذاشته، شایستگی است با عزمی راسخ از بحران های سیاسی و اقتصادی عبور کند.
 

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، آیت الله سید محمد تقی مدرسی از علمای عراق، مردم این کشور را به پشت سر گذاشتن بحران های موجود با توکل بر خداوند متعال و پیشرفت گسترده دعوت کرد و گفت: ملتی که رنج های رژیم دیکتاتوری و جنگ های ویرانگر را پشت سر گذاشته، شایستگی این را دارد که با عزمی راسخ از بحران های سیاسی و اقتصادی عبور کند.

ایشان با تاکید بر اینکه ما نیاز داریم از میراث های رژیم دیکتاتوری از جمله بروکراسی و سازمانی های قدیمی و بی فائده رهایی یابیم، افزود: بروکراسی لانه فساد است.

آیت الله مدرسی در خصوص رهایی از میراث عقب ماندگی، ملت و مسئولان را به تشکیل نهضتی فرهنگی و اخلاقی برای پایان دادن فرهنگ تنبلی، ناکامی و کوتاهی در عملکرد در زمینه های مختلف، دعوت کرد.

ایشان ادامه داد: باید نظام سیاسی و اداری برای کشور تعیین شود به گونه ای که با روح قانون اساسی مطابقت داشته باشد و سپس بسیاری از خدمات و مسئولیت ها به بخش خصوصی تبدیل شود.

آیت الله مدرسی تصریح کرد: ملتی که در ساده ترین امور نیازمند دیگران هستند، از تمدن و پیشرفت بهرمند نیستند و در عراق امکانات بسیاری در بخش های کشاورزی و صنعتی وجود دارد که دولت باید از طریق فراهم سازی مستلزمات سرمایه گذاری و ارائه تسهیلات در تخصیص زمین ها، بخش خصوصی را تشویق کند تا مردم برای به  حرکت دادن چرخه اقتصاد وارد عمل شوند.

ایشان مسئولا عراق را به تأسیس شرکت های مشترک میان بخش عمومی و خصوصی و تشویق سرمایه گذاران خصوصی، دعوت کرد تا روند انتقال مسئولیت به آن ها به صورت کامل و بدون خسارت به آن ها انجام گیرد.

در همین راستا آیت الله مدرسی گفت: دولت الکترونیک، روند کنترل و جلوگیری از انتشار فساد را ممکن می سازد و همچنین بار مشکلات مراجعه به اداره ها را از دوش مردم بر می دارد.

این عالم عراقی در خصوص انتخابات آینده و بحران اقلیم کردستان گفت: ما امیدواریم که امور میان پایتخت و اقلیم کردستان به سرعت حل و فصل شود و تا برای انتخابات آینده آماده شویم.

 

۱۹۷۷-چگونه بر خشم و عصبانیت خود غلبه کنیم+ راهکارهای کسب و جذب محبت حقیقی

۲۰ دی

چگونه بر خشم و عصبانیت خود غلبه کنیم

[ پنهان کردن ]

خشم و عصبانیت چیست


خشم نوعی هیجان روحی و عکس‌العمل طبیعی در برابر تهدید ، خطر و … است که به ما این اجازه را می‌دهد در شرایط بحرانی از خود دفاع کنیم. بنابراین عصبانیت برای بقا و پایداری انسان‌ها ضروری و اجتناب ناپذیر است، خشم می‌تواند یک رنجش و ناراحتی زودگذر باشد و یا یک عصبانیت تمام عیار از این رو همواره بین دو حالت جزئی و حاد (جنون) متغیر است. در هر حال پدیده‌ای کاملا طبیعی است و مانند سایر احساسات نشانه سلامت و تندرستی و عواطف انسانی می‌باشد، اما هنگامی که از کنترل خارج شود، می‌تواند به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگوار در محیط کار، روابط شخصی و در تمامی عرصه‌های زندگی شما بوجود آورد.
چگونه بر خشم و عصبانیت خود غلبه کنیم
طبق نظر دکتر چارلز اسپیلبرگر ، خشم نیز احساسی نظیر سایر احساسات انسان است که با ویژگی‌های روانشناسی اشخاص تغییر می‌کند. هنگامی که عصبانی می‌شوید آثار فیزیولوژیک خشم در بدن ظاهر می شود ، معلول‌های فیزیکی خشم شامل، تندشدن ضربان قلب، افزایش فشار خون و میزان آدرنالین در خون است.
همیشه باید راهی برای از بین بردن عصبانیت پیدا کرد و فقط خودمان می‌توانیم به خودمان کمک کنیم زیرا عصبانیت باعث واکنش‌هایی می‌شود که اثرات آن قابل جبران نیست و برای سلامت بدن بسیار مضر است.

راه هایی برای غلبه بر خشم و عصبانیت


براي اينکه بتوانيد عصبانيت خود را کنترل کنيد به نکات زیر توجه نمایید:

۱.نفس عمیق بکشید.
یکی از علل عصبانیت ریتم تنفسی است؛ در عصبانیت ریتم نفس کشیدن سریع و سخت می‌شود؛ در هنگام عصبانیت یک دم عمیق تنفس را به حالت طبیعی برمی‌گرداند و باعث می شود تا حدودی عصبانیت ما از بین برود و آرامش پیدا کنیم

۲.شروع به نوشتن کنيد.
کلماتي که موقع عصبانيت بيان مي‌کنيد را روي کاغذ بنويسيد و سعي کنيد ديگر هنگام مشاجره و عصبانيت آنها را تکرار نکنيد.

۳.یک لحظه فکر کرده و از خودتان سوال کنید.
زمانی که با شخصی بحث می‌کنید در مرکز توجه هستید و دیگران به شما نگاه می‌کنند، در اینجا می‌توانید سوال‌هایی در رابطه با چشم پوشی از ادامه ی بحث از خود بپرسید، یا از مواجهه با فردي که از دست او عصباني هستيد دور شويد و در مقابل او قرار نگيريد. به جاي اين چند لحظه به خود فرصت دهيد تا به خودتان بیایید این کار به شما مهلت می‌دهد آرام شوید و در مورد روش‌هاي ابراز عصبانيت کمي فکر کنيد.

۴.عضلات بدن را شل کنید.
در حین عصبانیت عضلات بدن و واکنش‌های فیزیکی به راحتی قابل شناسایی هستند؛ بدن خود را در حالت ایستاده یا نشسته شل کنید و مطمئن شوید که عضلات کاملاً شل هستند؛ این کار شما را آرام‌تر می‌کند.

۵.آب بنوشید
آب به مغز شما اکسیژن می‌رساند.

۶.دوش بگیرید.
دوش گرفتن و رسیدن آب به بدن عصبانیت را کاهش می‌دهد و باعث شل شدن عضلات بدن می‌شود و به شما آرامش می‌دهد.

۷.راه بروید.
راه بروید با خودتان به آرامی صحبت کنید و خودتان را آرام کنید، حرفهای آرام بخش شما را آرام می‌کند.اگر ایستاده‌اید بنشینید و اگر نشسته‌اید بلند شوید و راه بروید.

۸.به جای فریادکشیدن آرام صحبت کنید.
اغلب افراد زمانی که عصبانی هستند سریعتر از معمول حرف می‌زنند؛ اگر سعی کنید عصبانیت خود را پنهان کنید و ملایم‌تر حرف بزنید رفتارتان مطلوب‌تر خواهد بود؛ به مخاطب خود اجازه بدهید تا حرف بزند.

۹.موقعيت را بپذيريد.
برخي چيزها را نمي‌توان تغيير داد. گاهي بايد به جاي عصباني شدن وضعيت کنوني را پذيرفت و با آن سازگاري پيدا کرد. در اين صورت لازم است شيوه‌هاي مقابله با مشکلات را ياد گرفته و يا آنها سازگار شويد.

۱۰.به سلامت خود بينديشيد.
عصبانيت موجب افزايش هورمون استرس و عصبانيت در بدن شما مي‌شود که اين خود موجب افزايش فشار خود شما مي‌شود. پس بگذاريد با آرامش مشکلات برطرف شود، چرا که عصبانيت‌هاي طولاني مدت و شديد سلامت قلب شما را هم به خطر مي‌اندازد.
بعد از اينکه عصبانيت‌تان فروکش کرد با خود فکر کنيد اين عصبانيت چه فوايدي براي من و فرد مقابل داشت؟ آسيب‌ها و اثرات منفي آن روي من و ديگري چه‌قدر بود؟ آيا مشکل را برطرف کرد؟

۱۱.احساسات خود را بیان کنید.
بیان احساسات خود، به معنای پرخاشگری نیست بلکه مطلع‌ ساختن دیگران از احساسی که نسبت به اعمال آن‌ها دارید. از متهم کردن دیگران یا گفتن چیزهایی مانند «شما بی‌ملاحظه هستید» و «شما پررو هستید» اجتناب کنید. در عوض احساس خود را نسبت به اعمال آن‌ها به این صورت بیان کنید «متأسفم من برنامه‌های دیگری دارم»، ‌ «متأسفم، ولی نمی‌توانم کاری برایتان انجام دهم». بیان احساسات خود بر حرمت نفس و احترامی که دیگران برای ما قائلند خواهد افزود.

۱۲.جهت خشم خود را تغییر دهید.
از خودگویی مثبت استفاده کنید هنگامی که خشمگین می‌شوید، در مورد موضوعی که باعث خشم شما شده است، فکر نکنید و به جای آن به چیزهای خوب و مثبت بیندیشید.

۱۳.اطرافیانتان را بشناسید.
ببینید رفتار هر کدام از اطرافیانتان چه علائمی دارد. ممکن است خیلی از حرفهای آن‌ها که برای شما مثل انتقاد می‌ماند در واقع حکم شوخی داشته باشد. با شناختن شخصیت و رفتارهای اطرافیان خود، بهتر می‌توانید با انتقادهای آن‌ها کنار آمد و خشم خود را کنترل کنید.

۱۴.واکنش افراد دیگر را پیش‌بینی کنید.
زمانی که می‌خواهید کار جدیدی را انجام دهید واکنش و عکس العمل اطرافیانتان را پیش بینی کنید. با این کار می‌توانید بهتر با انتقاد‌ها و ایرادهای آن‌ها پس از انجام کار کنار بیایید.

۱۵..با کسی که می‌تواند آرامتان کند، حرف بزنید.
همیشه کسی را برای درد دل کردن و تکیه کردن داشته باشید. در این مواقع سعی کنید که با او بیرون رفته و کمی صحبت کنید. درست نیست که همه احساساتتان را در خود نگاه داشته و بیرون نریزید. با این کار سلامتی خودتان به خطر خواهد افتاد. با دوستی منطقی و قابل اعتماد در مورد مشکلات صحبت کنید تا او آرامتان کرده و کنترل خود را دوباره بازیابید.

۱۶برای طغیان‌های عصبی خود عذرخواهی کنید.
اگر عصبانیتتان باعث شده که که به کسی بی‌احترامی کنید، از او معذرت‌ بخواهید. لزومی ندارد که برای عصبانیت خود توضیحی بیاورید فقط گفتن «من رفتار بدی داشته‌ام و عذر می‌خواهم» کافی است تا همه سوء رفتار‌ها را از بین ببرد.

۱۷.خودتان باشید.
سعی نکنید شخص دیگری باشید که نیستید؛ خودتان باشید و قبول کنید که ممکن است اشتباه کرده باشید؛ زیرا هیج انسانی کامل نیست شتباه می‌کند.

۱۸.تنوع را فراموش نکنيد.
اگر مي‌بينيد که ترافيک و شلوغي خيابان‌ها شما را عصباني مي‌کند، از وسيله ديگري به غير از اتومبيل خود براي رفت و آمد استفاده کنيد يا اگر امکان دارد مکان شغل خود را نزديک محل زندگي‌تان انتخاب کنيد.

۱۹.با خشم نگاه نکنید.
در چشم مخاطب خود با خشم یا تمسخر نگاه نکنید زیرا چشم‌ها درون انسان را نشان می‌دهند.

۲۰.انرژی منفی را تخلیه کنید.
وقتی خشم بر ما چیره می‌شود، تخلیه انرژی از طریق پرداختن به فعالیت‌های جسمی یا خلاق، مفید است. فایده تخلیه خشم این است که می‌توان در وضعیت ذهنی آرام، مشکل خشم برانگیز خود را حل کرد. تخلیه انرژی، ‌منبع ناکامی یا بدرفتاری را برطرف نمی‌کند، بلکه فقط به انسان خویشتن‌داری می‌بخشد تا بتواند با منبع خشم مقابله کند.

۲۱.ورزش کنيد.
فعاليت جسمي به شما کمک مي‌کند که عصبانيت شما طول ‌مدت کوتاه‌تري داشته باشد. با افزايش توان جسمي قدرت غلبه شما بر عصبانيت بيشتر مي‌شود.

تمرین کنترل خشم یا مهار عصبانیت


از این پس هرگاه خشمگین و عصبانی شدید سعی کنید این را به خود یادآوری کنید که کنترل خشم چقدر برای شما مهم بوده و به آن به صورت تمرین نگاه کنید. سعی کنید به عواقب آن بر روی سلامتی و تصمیمات خود فکر کنید. خود را در جایگاه کسی که شما را عصبانی کرده قرار بدهید و تامل کنید که شاید این رفتار از خود شما هم سر می زد. این موضوع که عصبانیت باعث گرفتن تصمیمات و یا رفتاری است که باعث پشیمانی شما می شود مهمترین موضوعی است که در لحظه شروع عصبانیت باید به خود یاد آور شوید.
با تمرین بر روی کنترل خشم به تدریج تسلط بیشتری بر خشم خود خواهید داشت که مهارت رفتاری ممتازی محسوب می شود و به شما در زمان های زیادی کمک خواهد کرد.

عناوین جستجو شده مرتبط:
چگونه بر خشم و عصبانیت خود غلبه کنیم ، چگونه عصبانیت خود را کنترل کنیم ، چگونه کمتر عصبانی شویم ، چگونه به خشم خود مسلط شویم , چگونه خشم خود را کنترل کنیم , چگونه از عصبانیت جلوگیری کنیم ، چگونه خشمگین نشویم ، روش کنترل عصبانیت ، روش کنترل خشم ، چجوری بر خشم خود مسلط شویم ، چطوری بر عصبانیت خود مسلط شویم ، چطوری کمتر عصبانی شویم.how to control your anger , how to control my anger , how to control our anger , how to control being anxious , how to manage your anger , راه های غلبه بر خشم ، مهار عصبانیت ، در هنگام عصبانبت چه کنیم، تحقیق کنترل خشم

 

۱۹۷۶-نصيحت به معناي بي‌حيثيت کردن افراد نيست.+ قضاوت در باره عمکرد خادمان توسط محبت حقیقی

۲۰ دی
کد خبر: ۴۳۶۹۱۷ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۰/۱۹ – ۱۱:۴۰ | سرویس: استان‌ها ۴۸
آیت الله العظمی جوادی آملی:
نصيحت به معناي بي‌حيثيت کردن افراد نيست/ تجلیل از شخصیت آیت الله هاشمی رفسنجانی
حوزه/ حضرت ‌آیت الله جوادی آملی تصریح کردند: زنده نگه‌داشتن نام آیت‌الله هاشمی به احیای میراث انقلابی، فرهنگی، فقهی، اخلاقی، فلسفی، کلامی، نظامی و جهادی اوست.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، آیت الله العظمی جوادی آملی، در پیامی به کنگره بزرگداشت آیت الله هاشمی رفسنجانی، که در سالن اجلاس سران تهران برگزار شد، با اشاره به شخصیت کم نظیر آیت الله هاشمی رفسنجانی تصریح کردند: شخصيت آيت الله هاشمي رفسنجاني را دوران پُر افتخار ايشان به خوبي ساخت؛ هم فيض الهي به حد نصاب به ايشان رسيده است و هم ايشان در دريافت اين فيض الهي به حد نصاب کوشيده است.

ایشان در ادامه به تبیین رابطه امام(ره) و آیت الله هاشمی رفسنجانی پرداختند و افزودند: اگر ما بخواهيم رابطه آيت الله هاشمي و امام(رِضْوَانِ اللَّهِ تَعَالي عَلَيْه) را خوب بررسي کنيم، همانطوري که در آن پيام ارتحال ايشان آمده، رابطه بعضي از صحابي پيامبر را با پيغمبر بايد درست ارزيابي کنيم. وجود مبارک رسول گرامي(عَلَيْهِ وَ عَلَي آلِه ‏آلَافُ التَّحِيَّةِ وَ الثَّنَاء) وقتي خواست آن انقلاب عظيم جهاني را احيا کند، مردان پاک و پاکباخته را تربيت کرد.

متن کامل پیام معظم له به شرح ذیل است:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی ‏جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِين ‏وَ الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ الْمَهْدِيِّين سِيَّمَا خَاتَمُ الْأَنْبِيَاءِ وَ خَاتَمُ الْأَوْصِيَاء عَلَيْهِما آلَافُ التَّحِيَّةِ وَ الثَّنَاء بِهِمْ نَتَوَلَّی ‏وَ مِنْ أَعْدَائِهِم‏ نَتَبَرَّأ إِلَی اللَّه».

مقدم شما بزرگواران، اساتيد، نخبگان و فرهيختگان حوزوي و دانشگاهي و رجال سياسي و برادران و خواهران ايماني را در اين کنگره عظيم گرامي مي‌داريم!

 شخصيت آيت الله هاشمي رفسنجاني را دوران پُر افتخار ايشان به خوبي ساخت؛ هم فيض الهي به حد نصاب به ايشان رسيده است و هم ايشان در دريافت اين فيض الهي به حد نصاب کوشيده است. اگر ما بخواهيم رابطه آيت الله هاشمي و امام(رِضْوَانِ اللَّهِ تَعَالي عَلَيْه) را خوب بررسي کنيم، همانطوري که در آن پيام ارتحال ايشان آمده، رابطه بعضي از صحابي پيامبر را با پيغمبر بايد درست ارزيابي کنيم.

 وجود مبارک رسول گرامي(عَلَيْهِ وَ عَلَي آلِه ‏آلَافُ التَّحِيَّةِ وَ الثَّنَاء) وقتي خواست آن انقلاب عظيم جهاني را احيا کند، مردان پاک و پاکباخته را تربيت کرد. قبل از هر چيز مسجد قبا را در دالان ورودي مدينه ساخت، فرمود اين تنها براي نماز و سجده نيست: ﴿فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا﴾،[۱] از اين مسجد مرداني که آلوده نيستند و آلودگي را تحمل نمي‌کنند، تربيت مي‌شوند. تنها سخن از دوزخ نرفتن و بهشت رفتن نيست. تنها سخن از عبادت نيست، اينها کساني هستند که شاگردان معصومان مطهَّر هستند. اگر علوّ منزلت معصومان را سوره «واقعه» مشخص کرده است که ﴿لَا يَمَسُّهُ إِلاّ الْمُطَهَّرُونَ﴾،[۲] انبياي مطهَّر شاگردان متطهِّر مي‌پرورانند: ﴿فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا﴾. آن که آلودگي اخلاقي يا حقوقي يا فقهي يا سياسي يا نفوذي دارد، او پاک نيست و کسي که پاک نيست، نمي‌تواند انقلاب طيب و طاهر را شکوفا کند. آيت الله هاشمي قبل از هر چيزي با امامي ارتباط تنگاتنگ داشت که او از مصاديق بارز پيروان مسجد قبا بود که ﴿فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا﴾.

پس اولين عنصر شناسنامه آيت الله هاشمي، طهارت از شرق‌گرايي، طهارت از غرب‌گرايي، طهارت از اختلاف، طهارت از کينه، طهارت از افراط، طهارت از تفريط؛ يعني هسته مرکزي اعتدال، خوي و خُلق آيت الله هاشمي بود، ﴿فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا﴾.

مطلب دوم آن است که درست است که ذات أقدس الهي همه کمالات را بالذات داراست و اگر خدا وصفي را و کمالي را به مؤمن اسناد مي‌دهد، در آيه ديگر آن کمال را منحصراً از آنِ خود مي‌داند، اگر مي‌گويد عزت برای خدا و پيامبر و مؤمنين است، در آيه ديگر مي‌گويد: ﴿الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً﴾،[۳] اگر مي‌گويد او ﴿أَحْسَنُ الْخالِقينَ﴾[۴] است که مشعر به اين است که عيسيٰ و امثال عيسيٰ هم خالق هستند، مي‌فرمايد: ﴿اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ﴾[۵] و اگر مي‌گويد به اينکه ديگران هم سهمي از قدرت و قوّت دارند، در سوره «بقره» مي‌فرمايد: ﴿أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَميعاً﴾،[۶]پس جميع کمالات بالذات برای خداست، بالتبع يا بالعرض برای مظاهر خلقت اوست، برای انبيا، اوليا، شاگردان و اينهاست.

 جريان قدرت داشتن و قوي بودن بالذات برای خداست. ﴿عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَي﴾ ذاتاً خداست، بعد جبرئيل است، قبل از جبرئيل وجود مبارک پيغمبر و اهل بيت او(عَلَيْهِمُ الصَّلاة وَ عَلَيْهِمُ السَّلام) هستند؛ اما در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها و مسايل زميني، امام «شديد القويٰ» بود و شاگرد خوبي را به نام آيت الله هاشمي تربيت کرد، شده ﴿عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَي﴾. درست است امام تدريس مي‌کرد، به شاگردان زياد تدريس مي‌کرد؛ اما بعضي روزي يکساعت خدمت امام بودند در فقه يا در اصول يا در هر دو درس، ولي آيت الله هاشمي در فقه محضر «شديد القوي» بود در اصول محضر «شديد القوي» بود، در انقلاب محضر «شديد القوي» بود، در تدبير و تربيت محضر «شديد القوي» بود در سياست محضر «شديد القوي» بود، در طهارت محضر «شديد القوي» بود، تنها اخلاق نبود، فقه بود، حقوق بود، اصول بود، سياست بود، انقلاب بود. او را امام به عنوان متعلِّم «شديد القوي» خوب پروراند. اين هنر کم نيست که کسي در اوج باشد و سنگين‌ترين مصيبت را تحمل کند و خم به ابرويش نياورد! اين کار کوچکي نيست! کسي در قله باشد، به او اهانت بشود و او تحمل کند، اين کار آساني نيست!

 در بعضي از روايات فرمودند که عطاياي ما را مطاياي ما تحمل مي‌کنند.[۷] يک رخش مي‌خواهد که بار رستم بکشد. کسي ﴿عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَي﴾ بايد باشد تا بار سنگين انقلاب را، هشت سال جنگ را در جبهه‌ها به خوبي بگذراند و عاقلانه و مديرانه و مجاهدانه و نستوه‌وار اداره کند. اگر در بخش قوه مقننه بود، رياست خوبي برای مجلس شوراي اسلامي داشت و اگر رياست جمهور بود در دو دوره، کاملاً اداره کرد، اين مي‌شود «شديد القويٰ». امامي که «شديد القوي» بود، معلم ويژه آيت الله هاشمي بود: ﴿عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَي﴾.

اصل سوم آن است که ايشان در همه ادوار؛ چه فراز و چه فرود؛ اين اصطلاح فراز و فرود از لطيف‌ترين اصطلاحات جناب عطار نيشابوري است. چه آن وقتي که روي ميز بود، چه آن وقتي که روي زمين بود، اين ناصح ملت بود، ناصح انقلاب بود، ناصح نظام بود. اين که آمده «وَ النَّصِيحَةُ لِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ»،[۸] اين را انبيا داشتند، انبيا فرمودند ما جزء نصيحتکنندگان هستيم؛ منتها اين رهآورد آسماني را نبايد زميني کرد. نصيحت غير از انتقاد است، نصيحت غير از اعتراض است، نصيحت غير از گله کردن است. نصيحت را بزرگان معرفت معنا کرده‌اند که صبغه کار انبياي الهي است و نصيب آيت الله هاشمي شد.

من نصيحت را معنا کنم؛ نصيحت يعني جامه‌دوزي. سوزن خياطي خياط را مي‌گويند؛ «منصحه». خود خياط را مي‌گويند؛ ناصح. جامه تقوايي که خياط دوخت آن را مي‌گويند؛ منصوح. نصيحت به معناي اعتراض نيست، نصيحت به معناي دريدگي و درندگي نيست. نصيحت به معناي بي‌حيثيت کردن نيست. نصيحت يعني جامه تقوا دوختن، بر بدن عده‌اي پوشاندن و آنها را آراستن. حرف لطيف جناب عطار نيشابوري اين است که

خاطر خياط عقل گرچه بسی بخيه زد ٭٭٭ هيچ قبايی ندوخت لايق بالای عشق[۹]

آيت الله هاشمي توانست ناصح باشد، خياط باشد، منصحه دستش باشد. بدانيد يعني بدانيد که چانه زدن و انتقاد کردن، نصيحت نيست. لغت نصيحت، يعني جامه تقوا دوختن و به پيکر جامعه عريان پوشاندن. آن که جامه‌دري مي‌کند او ناصح نيست، آن که جامه‌دوزي مي‌کند، او ناصح است. آن که قلم جامه‌دري در دست اوست او ناصح نيست. آن که سوزن جامه‌دوختن در دست اوست، او ناصح است. قلم را نگفتند منصحه، سوزن را گفتند منصحه، زيرا اين منصحه است که جامه مي‌دوزد و جامعه عريان از عدل را به اعتدال مي‌رساند. اين کار آيت الله هاشمي رفسنجاني بود که ﴿عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَي﴾ بود. آن که نترسد نصتوح باشد، «شديد القويٰ» او را تربيت کرده است. آن که امين بيت‌المال باشد، «شديد القوي» او را تربيت کرده است. آن که جامع و محيط باشد، «شديد القويٰ» او را تربيت کرده است. در زمان امام با امام بودن، در زمان رهبري با رهبر بودن، با ملت بودن، با جامعه بودن، اين کار هر کسي نيست، مال جامع الاطراف است.

مطلب ديگر اين است که وجود مبارک پيغمبر(عَلَيْهِ وَ عَلَي آلِه ‏آلَافُ التَّحِيَّةِ وَ الثَّنَاء) خود را معرفي کرد، گفت: «أُعْطِيتُ جَوَامِعَ الْكَلِم»،[۱۰] مستحضر هستيد وقتي گفتند در فلان کلاس مهندس درس مي‌گويد؛ يعني درس هندسه دارد. اگر گفتند در فلان مسجد فقيه تدريس مي‌کند؛ يعني درس فقه مي‌دهد. خدا مي‌گويد به عنوان اکرم، من دارم تدريس مي‌کنم، وجود مبارک پيغمبر(عَلَيْهِ وَ عَلَي آلِه ‏آلَافُ التَّحِيَّةِ وَ الثَّنَاء) فرمود من به عنوان جامع داراي جوامع الکلم دارم تدريس مي‌کنم. اگر گفتند فقيه دارد تدريس مي‌کند؛ يعني درس فقه مي‌دهد. اگر گفتند فيلسوف دارد تدريس مي‌کند؛ يعني درس فلسفه مي‌دهد. در آغاز بعثت و طليعه قرآن کريم، ذات أقدس الهي فرمود اکرم دارد تدريس مي‌کند: ﴿اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الأكْرَمُ﴾. اگر اکرم دارد تدريس مي‌کند؛ يعني درس کرامت مي‌دهد. برترين و بالاترين درس را ذات أقدس الهي دارد مي‌دهد: ﴿اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الأكْرَمُ ٭ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ﴾.[۱۱] اگر استاد اکرم است، درسش درس کرامت است و کرامت را ذات أقدس الهي در سوره «انبيا» وصف فرشته‌ها دانست که فرمود: ﴿بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ ٭ لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُون﴾.[۱۲] وجود مبارک امام هادي(صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْه‏) در زيارت جامعه اهل بيت را کريم مي‌داند، همين وصف آيه سوره «انبيا» را حضرت امام هادي درباره اهل بيت(عَلَيْهِمُ السَّلام) مي‌فرمايد: ﴿بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ ٭ لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُون﴾. اينها شاگردان بلاواسطه ذات أقدس الهي هستند. وقتي پيغمبر(عَلَيْهِ وَ عَلَي آلِه ‏آلَافُ التَّحِيَّةِ وَ الثَّنَاء) فرمود من معلم شما هستم: «أُعْطِيتُ جَوَامِعَ الْكَلِم»، يعني معارف جامع را من به شما تعليم مي‌دهم؛ منتها بعضي مثل آيت الله هاشمي آن توفيق را دارند که از جوامع الکلم معارف جمعي فراهم بکنند، بعضي به نوبه خود حکمت، بعضي به نوبه خود فقه، بعضي از به نوبه خود اخلاق؛ لذا اخلاق هاشمي، با فقه هاشمي، با فلسفه هاشمي، با کلام هاشمي، آن مقداري که زمان و زمين اجازه مي‌داد، ايشان از محضر امام استفاده کند، فيض بردند.

بنابراين يک شخصيت جمع الاطرافي به نام آيت الله هاشمي شد. من ضمن گراميداشت مقدم همه شما بزرگواران و فرهيختگان و نخبگان حوزوي و دانشگاهي، اين مطلب را به عرضتان مي‌رسانم که بزرگداشت آيت الله هاشمي مانند مراجع بزرگ، شخصيت‌هاي بزرگ در حفظ تراث اوست. اگر ما توانستيم تراث او، ميراث او، فکر او را حفظ بکنيم، نام او را زنده کرديم. فکر او، حفظ نظام است. فکر او حفظ وحدت است. فکر او حفظ اعتدال است. فکر او حفظ عظمت و جلال و شکوه اين ملت است که اين ملت نه زير بار کسي برود و نه کسي را بتازد؛ نه حمله کند، نه حمله‌اي را بپذيرد.

گراميداشت اين بزرگوار، پيام اين کنگره، پيام اين محفل، پيام اين مراسم، چه در مرقد امام، چه در سالن سران، چه در جاي ديگر، حفظ تراث اوست. شناسنامه اين بزرگ را ما بايد حفظ بکنيم؛ يعني مبادا برخلاف وحدت، برخلاف نظام، سخنی بگوييم. اين سخن علي بن ابيطالب(عَلَيْهِ أَفْضَلُ‏ صَلَوَاتِ الْمُصَلِّين‏) است، فرمود به اينکه من نه به عنوان يک مورّخ، به عنوان يک امام که مظهر ﴿عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ﴾[۱۳] هستم، دارم خبر مي‌دهم؛ از زمان آدم تا زمان ما، از زمان ما تا انقراض عالم، اين حرف علي(عَلَيْهِ السَّلام) حرف تاريخي نيست، چون تاريخ از گذشته خبر مي‌دهد نه از آينده. فرمود تا روز قيامت، حرف همين است که علي بن ابيطالب مي‌گويد و آن اين است که «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يُعْطِ أَحَداً بِفُرْقَةٍ خَيْراً مِمَّنْ مَضَي وَ لاَ مِمَّنْ بَقِيَ»؛[۱۴] فرمود بدانيد در گذشته تاريخ، از زمان آدم تا الآن، در آينده تاريخ، از الآن تا زمان ظهور حضرت و رجعت و قيامت، هيچ ملتي با اختلاف به مقصد نمي‌رسد. با تفرقه به مقصد نمي‌رسد. با جامه‌دريدن به مقصد نمي‌رسد. با جامه‌دوختن به مقصد مي‌رسد. ما بايد حفظ بکنيم، اين نام را، اين ياد را. حرف علي بن ابيطالب را که مبادا ـ خداي ناکرده ـ کاري بکنيم، حرفي بزنيم، از قلم ما، از قدم ما بوي اختلاف ـ خداي ناکرده ـ بوي جدايي مسئولين از هم ـ خداي ناکرده ـ وگرنه رهبر اگر علي بن ابيطالب هم باشد، شکست قطعي است. مگر علي بن ابيطالب بعد از پيغمبر دومي داشت؟ مگر حکومت او شکست نخورد؟! اگر ـ خداي ناکرده ـ اختلاف رخنه کند، داشتن رهبر خوب يک طرف قضيه است. تا انسجام نباشد، تا وحدت نباشد، شکست قطعي است.

يک مطلب نوراني علي(صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْه‏) دارد، فرمود مرا تنها نگذاريد، اختلاف نکنيد، وگرنه اين اکاسره شرق و قياصره غرب حمله مي‌کنند و مي‌تازند و شما را برده خود قرار مي‌دهند. فرمود شما يک دوره ابراهيم خليل را ديديد، با جلال و شکوه بود، «خليل من که همه بتهاي آزري بشکست»[15] آن دوره را ديديد. بعد فرزندان او يکي پس از ديگري به مقام والاي نبوت و رسالت و امامت رسيدند، محفوظ بودند، بعد اختلاف رخنه کرد، کسراهاي ايران از شرق حمله کردند، قيصرهاي روم از غرب حمله کردند و شما حجازي‌ها را در حياط خلوت خفه کردند، از پيغمبرزاده‌ها و از امامزاده‌ها اينها چاربيدار درست کردند. اين بيان نوراني علي است در نهجالبلاغه. در آن خطبه قاصعه، فرمود مگر پيغمبرزاده‌ها را، امامزاده‌ها را اينها چاربيدار نکردند؟ اصحاب دَبر نکردند، اصحاب وَبر نکردند؟ اصحاب دَبر و وَبر دو گروهي از چاربيدار هستند. اين چاربيدارها يا مسئول تراشيدن موي اين جلوي سينه شتر هستند، اين قسمت جلوي سينه شتر را مي‌گويند وَبر. پشم‌هايي که اين قسمت روئيده مي‌شود، نرم است و لطيف و بادوام. مي‌گويند عباي وبري، پارچه وَبري، قدک وبري. از اين پشم‌ها وقتي نخ درست کردند و پارچه دوختند مي‌گويند پارچه وبري. کساني که مسئول تراشيدن اين قسمت موي سينه شتر هستند، آنها مي‌گفتند اصحاب وَبر. آنهايي که مسئول درمان زخم پشت شتر بودند، اينها را مي‌گفتند اصحاب دَبر. هر دو در نهجالبلاغه؛ نهجالبلاغه يعني کلام علي! هر دو در کلام علي آمده است که اينها که چاربيدار شدند، اينها پيغمبرزاده بودند، اينها امامزاده بودند، اگر ـ خداي ناکرده ـ غرب و شرق باشند، خيلي از مسئولين را ماشين‌شور مي‌کنند، حواستان جمع باشد! سِمَت که نمي‌دهند به اينها! آن روز کار ماشين‌شويي همان چاربيداري بود. نه در کلام علي ترديد است، نه در نهجالبلاغه او ترديد است، نه در اين خطبه قاصعه. فرمود مواظب خودتان باشيد!

ما مشترکات فراواني داريم؛ يک هاشمي مي‌خواهد که تحمل کند. اگر الآن مي‌گوييم: «سَلامُ الله عَلَيْه حِينَ وُلِد وَ حِينَ مَات‏ وَ حِينَ يُبْعَثُ حَيّا»، خوب زندگي کرد، خوب دين را شناخت، خوب هشت سال دفاع کرد، خوب تا پايان عمر پُر برکت هشتاد و اندي سال با طهارت گذراند، «قَدَّسَ اللَّه‏ نَفْسُهُ الزَّکيَّه»

مجدداً مقدم شما فرهيختگان، اساتيد، بزرگواران حوزه و دانشگاه را گرامي مي‌دارم. از همه بزرگواراني که با ايراد مقال يا ارائه مقالت بر وزن علمي اين کنگره و مراسم افزودند، حق‌شناسي مي‌کنيم. از بيت مکرّم و عزيز و محبوب ايران، از بيت آيت الله هاشمي حق‌شناسي مي‌کنيم و از شما علما، بالخصوص قدرداني مي‌کنيم که اين ياد را ـ إِنشَاءَاللَّه ‏ـ اميدواريم ساليان متمادي زنده نگه بداريد و زنده نگه داشتن نام آيت الله هاشمي و إحياي ميراث انقلابي او، فرهنگي او، فقهي او، اخلاقي او، فلسفي او، کلامي او و نظامي او و جهادي اوست؛ «رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ مَاتَ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا»

«غَفَرَ اللَّهُ لَنَا وَ لَكُمْ وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه»

[۱] سوره توبه، آيه۱۰۸.

 [2] سوره واقعه، آيه۷۹.

[۳] سوره نساء، آيه۳۹؛ سوره يونس، آيه۶۵.      

[۴] سوره مؤمنون, آيه۱۴.

[۵] سوره زمر، آيه۶۲.

[۶] سوره بقره، آيه۱۶۵.

[۷] لوافي، ج‏1، ص۵۵.

 [8] الكافي (ط ـ الإسلامية)، ج‏1، ص۴۰۳.

[۹] غزليات ديوان اشعار عطار، غزل شماره۴۴۹.

[۱۰] من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص۲۴۱.

[۱۱]  سوره علق، آيه۳ و ۴.

[۱۲] سوره انبيا، آيات۲۶و۲۷.

[۱۳] سوره انعام, آيه۷۳.

[۱۴]  نهج البلاغة(للصبحي صالح), خطبه۱۷۶.

[۱۵] ديوان سعدي، غزل۴۰؛ «دگر به روي کسم ديده بر نمي‌باشد ٭٭٭ خليل من همه بت‌هاي آزري بشکست».

 

۱۹۷۵-نامه یک بانوی اسیر سوری به کارگردان ایرانی+ محبت حقیقی سلاح جبهه مقاومت برای پیروزی در سوریه

۱۷ دی

وحید فراهانی کارگردان مستند «با صبر زندگی» در آیین اختتامیه هشتمین جشنواره فیلم مردمی عمار

کد خبر: ۴۳۶۶۱۱ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۰/۱۵ – ۲۳:۴۰ | سرویس: استان‌ها ۴۸

نامه یک بانوی اسیر سوری به کارگردان ایرانی
حوزه/ «رجا بشار قیشانی» از بانوان شهر فوعه سوریه که از چنگال داعشی ها به کمک وحید فراهانی کارگردان انقلابی، فرار می‌کند، نامه‌ای خطاب به وی می‌نویسد…

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در تهران، در جریان برگزاری آیین اختتامیه هشتمین جشنواره مردمی فیلم عمار، یکی از هدیه‌های مردمی این جشنواره عروسکی از شهر فوعه سوریه بود که به وحید فراهانی کارگردان مستند «با صبر زندگی» تعلق گرفت.

بر اساس این گزارش، «با صبر زندگی» روایت تبادل مردم محاصره شده فوعه و کفریا با اسرای داعشی است که با بمب‌گذاری داعش، به یک قصه تلخ تبدیل می‌شود.

اما همراه با عروسکی که به کارگردان مستند «با صبر زندگی» تعلق گرفت، یک نامه از طرف «رجا قیشانی»، یکی از اهالی فوعه خطاب به وحید فراهانی است که متن نامه بدین شرح است؛

بسم الله الرحمن الرحیم

من «رجا بشار قیشانی» از اهالی فوعه تحت محاصره متولد ۱۹۸۶/۱۰/۲۰ مادر ۴ کودک به نام‌های احمد، کریم، ریان و حمزه هستم.

همسرم «احمد بیرقدار» همچنان در فوعه مظلوم در محاصره است و همچنان مسلحین اجازه رسیدن کمک‌ها به کودکان و بزرگ‌سالان نمی‌دهند و مشکلات در آنجا غیرقابل توصیف است و از رسیدن شیر، پوشک، سوخت و … جلوگیری می‌کنند و ظلم بسیاری به اهالی کفریا و به خصوص فوعه می‌شود.

وقتی که از این دو شهر محاصره شده خارج شدیم سخت‌تر و قهرآمیزتر از محاصره بود و کودکان مصیبت‌های بزرگی دیدند از جمله در الراشدین که ۱۲۰ نفر قربانی شدند. آن لحظه صحنه خیلی تأسف برانگیزی بود! در آن زمان ۵ ماهه باردار بودم و بعد که به سمت راشدین حرکت کردیم و بعد از دیدن کشتار انسان‌های بی‌گناه و ربودن زنان و کودکان به مقصد رسیدیم و در همه این مسیر کارگردان و تصویربردار ایرانی با ما در اتوبوس‌ها بودند و لحظات سختی که در زمان انفجار شاهد بودیم را به تصویر کشیدند و بعد از گذشت ایامی فیلم آن کارگردان ایرانی را دیدم و از اینکه فیلم‌ساز ایرانی برای رساندن صدای مظلومان به گوش جهانیان تلاش کرده خوشحال شدم.

و من از وحید فراهانی کارگردان به خاطر کار بزرگش که سعی کرد صدای مصائب اهالی مظلوم فوعه و کفریا که تحت ستم جبهه النصره و داعش بودند را به گوش جهان برساند تشکر می‌کنم و از همه خبرنگاران و روزنامه نگاران می‌خواهم که تلاش کنند تا چهره حقیقی مصائب مردم مظلوم را ارائه دهند همان‌گونه که خبرنگاران ایرانی و حزب الله این‌گونه عمل کردند.

 

۱۹۷۴-ویژگی‌های مدرسه صالح در سبک زندگی شهید ابراهیم هادی بررسی شد.+ کدام مدرسه می تواند محبت حقیقی تربیت کند؟

۱۶ دی

به گزارش کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ، هفتمین نشست از سلسله نشست‌های مبانی پنج‌گانه تربیت در سند تحول بنیادین در وصیت‌نامه شهدا، با حضور بانوان فرهنگی، ۱۰ دی‌ماه در نمازخانه بانوان ساختمان مرکزی وزارت آموزش و پرورش برگزار شد.
حجت‌الاسلام والمسلمین درودی، معاون امور استان‌های دبیرخانه ستاد همکاری‌ها در ادامه بررسی تشریح مبانی پنج‌گانه سند تحول در وصیت‌نامه شهدا با استناد به فرازهایی از صفحه ۴۸ مبانی نظری سند، هستی‌شناسی و انسان‌شناسی را کلید واژه مسیر تحول در نظام تعلیم و تربیت عنوان کرد.
وی با طرح این سئوال که آیا با مبانی رقابت می‌توانیم مدرسه صالح و جامعه صالح داشته باشیم؟ گفت: از خصوصیات مدرسه صالح در سند تحول بنیادین، ساده‌سازی، پالایش، متناسب‌سازی، انعطاف‌پذیری اربطه احسان و عدالت و نیز فضاسازی برای رقابت توأم با رفاقت است.
حجت‌الاسلام درودی در معرفی مصداق این کلید واژه‌ها به بیان ویژگی‌های شهید مفقودالاثر ابراهیم هادی پرداخت و گفت: اینکه اندیشمندان عرصه تعلیم و تربیت با هزاران ساعت کار کارشناسی دست به تدوین سند تحول بنیادین بر اساس داشته‌های بومی، مذهبی و فرهنگی کشورمان زده‌اند به خاطر ظرفیت‌های عظیمی است که در درون جامعه ما وجود دارد.
وی با بیان اینکه تا کنون از بسیاری از ساحت‌های بومی و ملی در عرصه اجرا و آموزش بی‌خبر یا لا‌اقل غافل بوده‌ایم، عنوان کرد: هم‌اکنون با تدوین این سند فاخر زمینه تمسک به مصداق‌های تربیتی فراهم شده است.
معاون امور استان‌های دبیرخانه ستاد همکاری‌ها، افزود: وقتی کلید واژه رفاقت یا رقابت را در سند تحول مطرح می‌کنیم و به مصداق‌های این دو طبق فرهنگ و سبک زندگی خودمان پی می‌بریم، شاهد مثال‌های عینی و روشنی مانند زندگی و سبک رقابت‌های شهدایی چون شهید والامقام ابراهیم هادی می‌باشیم که نگاه زاهدانه او به تحصیل و حتی رقابت، انسان را متحیر می‌کند.
حجت‌الاسلام درودی با اشاره به برخی از ویژگی‌های این شهید دوران دفاع مقدس، افزود: او معلمی فداکار و پهلوانی شجاع بود، نفس خود را مهذب کرده بود و از این نفس پاک، کارهایی برآمد که باید جویندگان عرفان، در کلاس درس این شهید جاویدالاثر زانوی شاگردی بزنند.
سخنران این نشست یادآور شد: وقتی شهید هادی در مسابقات قهرمانی کشتی آزاد تهران به مرحله فینال ۷۴ کیلو رسید و در اوج آمادگی کامل بود، به محض اینکه می‌فهمد حریفش از لحاظ مالی به جایزه این کشتی نیاز مبرم دارد، آن‌قدر ضعیف کشتی می‌گیرد تا حریفش بر او غلبه کند و به جایزه دلخواه برسد، رسیدن به این مرتبه از تسلط بر هوای نفس، مصداق عینی حیات طیبه است.
وی با بیان اینکه سند تحول آموزش و پرورش با بهره‌گیری از این‌گونه آموزه‌های ارزشی در صدد نهادینه کردن حیات طیبه برای نسل‌های فعلی و آتی کشور است، گفت: باید با استفاده از سبک زندگی شهدا راه و رسم تحصیل در چارچوب دین، قرآن و عترت را در همه آموزشگاه‌ها به منصه ظهور برسانیم.
وی بیان کرد: در سند تحول تأکید شده است، مفهوم ارزشیابی نباید به مفهوم اندازه‌گیری تقلیل یابد، بلکه ارزشیابی باید آیینه تمام نمای اهداف برنامه درسی نظام تربیتی رسمی عمومی باشد تا خروجی آن دانش‌آموختگانی چون شهید هادی باشد که عارف بزرگی چون میرزا اسماعیل دولابی از ابراهیم می‌خواهد نصیحتش کند.
حجت‌الاسلام درودی یادآور شد: همه آنچه در سند تحول بنیادین روی آن کار شده، اگر منجر به تربیت دانش‌آموزانی از جنس شهید هادی شود، آینده انقلاب و نظام اسلامی بیمه می‌شود و حیات طیبه مورد نظر دین و قرآن محقق خواهد شد.

 

۱۹۷۳-اردوغان: نه شیعه نه سنی؛ تنها مذهب ما اسلام است.+ نه شیعه نه سنی فقط محبت حقیقی

۱۶ دی

دوغان در استانبول در گفت‌وگو با رسانه گفت: که رسانه های غربی بنده و ترکی ها را به نام مسلمانان اهل سنت فراخوانده اند، ما باید نسبت به توطئه های تقسیم مذهبی هشیار باشیم.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه» به نقل از اسلام تایمز، رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در گفتگو با خبرنگاران گفت: نه شیعه نه سنی؛ تنها مذهب ما اسلام است.اردوغان

وی افزود: کشورهای غربی مشغول تلاش برای تقسیم کردن مسلمانان هستند و در همین حال رسانه های غربی بنده و ترکی ها را به نام مسلمانان اهل سنت فراخوانده اند، ما باید نسبت به توطئه های تقسیم مذهبی هشیار باشیم.