RSS
 

بایگانی برای اسفند ۳ام, ۱۳۹۶

۲۰۱۱-نسخه استکبار برای مقابله با حرکت های بیداری اسلامی + علائم شناسایی محبت مجازی

۰۳ اسفند
دراویش منافعشان از طریق حکومت پهلوی تامین می شد وچون ضربه سنگینی را از جمهوری اسلامی ایران خورده بود ند در جست و جوی فرصتی مناسب هستند تا نیش خود را بر بدنه نظام وارد کنند

نقطه نیوز – امام رضا می فرماید:هر کس  نام صوفیّه نزد وی برده شود و آنان را با زبان و دل انکار نکند از ما نیست، و هر کس آنان را انکار کند مانند کسی خواهد بود که در برابر رسول خدا (ص) به جهاد با کفّار بپردازد.سفینه البحار، ج۲، ص ۵۷٫

    مخالفت دراویش گنابادی با مردم انقلابی (۱)

گذر از تاریخ  ظلمی بس نابخشودنی است.  ما هم بر خود واجب دانستیم  در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب به افشای ظلمی بزرگ از طرف دراویش دست بزنیم و  این فرقه را که از اول هم بویی از اسلام و انقلاب نبرده است را رسوا کنیم.   دراویش از همان ابتدا شریک دزد و رفیق قافله بودند. به دزدها اطلاع می‌دادند که قافله چه موقع حرکت می‌کند و بعد خودشان شریک سارقین می‌شدند. باطن تصوف، وابستگی به شیاطین و منحرفینی است که اصلاً معاد را قبول ندارند، همچنین با انقلاب اسلامی ایران همه چیز آنها به خطر افتاد، چرا که وقتی مردم عاقل بشوند و به عقل و علم و دستورات الهی مراجعه کنند، خواه ناخواه بازار خرافات کساد می‌شود.

اما دیری نپایید که بزرگترین معجزه قرن به تحقق پیوست. فریادهای اسلام‌خواهی و انقلابی مردم مسلمان ایران، نظام شاهنشاهی را سرنگون و پرده از چهره‌های تزویر و خیانت زدود. سناگویان طاغوت و نوکران حلقه‌ به گوش آمریکا از انقلابیون و مجاهدان فی سبیل الله مشخص گردیدند. آنان که از شریعت و طریقت سخن میگفتند معلوم شد که حقیقتشان چیزی جز نوکری طاغوت و حمایت از ظالمان و ائمه کفر نیست.

اما به قبل از انقلاب بر گردیم و گوشه ای از مراودات این فرقه و حکومت پهلوی را با هم مرور کنیم.

ارادت  دراویش گنابادی به حکومت پهلوی (۲)

در سالهای مبارزات مردمی علیه رژیم منحوس پهلوی، مردم از ظلم شاه به ستوه آمده بودند، اما دراویش گنابادی با حمایت های خود از شاه ملعون به مخالفت با مردم می پرداختند. در دوران محمد رضا پهلوی دراویش نعمت اللهی گنابادی رابطه‌ای بسیار صمیمی با دربار پهلوی داشتند. «صالح علی‌شاه» و فرزندش «رضا علی‌شاه» به قدری مورد محبت طاغوت پهلوی بودند که در بیدخت به دیدن آن‌ها می‌رفت. دراویش هم  در جواب  باید عرض ارادت خود را نسبت به شاه نشان داده و از منافعشان دفاع می کردند .

Darvish2

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، اقطاب و دراویش فرقه گنابادی به نفع رژیم منحوس پهلوی و نیز به نفع مرغ طوفان، شاپور بختیار تظاهرات برپا می‌کردند و دراویش فرقه گنابادی شیشه های ماشین هایی را که عکس حضرت امام خمینی را به همراه داشتند خرد می‌کردند. شاید برخی افراد ساده لوح و زود باور ادعا کنند که چماق‌کشی تعدادی از دراویش به حمایت از شاه، ربطی به ـ قطب  دراویش ـ ندارد و خطای چند نفر را نباید به حساب یک سلسله گذاشت. اما پاسخ این سؤال را مردم گناباد و بیدخت به خوبی می‌دانند، زیرا وقتی نورعلیشاه مخالفان خود را به آخور گاو انداخته و پس از کشتن آنان ادعا کرد که گاو به آنان شاخ زده است، این گاو شاخ‌زن چنان رعب و وحشتی در دل مردم منطقه ایجاد کرد که هیچ کس قدرت عرض اندام در برابر خانقاه را نداشت، و آقای صالح علیشاه و آقای سلطان حسین تابنده ـ رضا علیشاه ـ تابع و دنباله‌روی همان سیاست رعب و وحشت بودند.

از طرف دیگر قدرت آقای قطب هم طراز و در عرض قدرت رژیم طاغوت بر سر مردم بود، بطوری که تعدادی از مردم بیدخت خود را محکوم به دو استبداد شاهنشاهی و سلطان علیشاهی می‌دانستند، در چنین شرایطی چه کسی باور می‌کند که چندین روز دراویش به نفع شاه چماق‌کشی کرده و شیشه اتومبیلهای حامل عکس امام را خرد کنند و هیچ اجا زه‌ای از  قطب خود نگرفته باشند. از آنجا که اقطاب دراویش رابطه خوبی با دربار شاه داشتند، حمایت از حکومت پهلوی را تا جایی ادامه داده که منجر به ضرب و شتم مردم انقلابی توسط دراویش شد.

صالح علی‌شاه با رژیم منحوس پهلوی رابطه‌ای بسیار صمیمی داشت و در اتمام ساختمان مزار سلطانی و آبادانی بیدخت از کمک‌های بی دریغ دربار پهلوی برخوردار بود. مزار سلطانی در بیدخت گناباد قرار دارد و اکنون هم مقر فتنه دراویش علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی است.

lunapic_136223044936751_1

اقطاب دراویش از دیر باز مورد حمایت های حکومت پهلوی بوده اند و یکی از خدمات آنها به این فرقه این بود که در سال ۱۳۲۵ه.ش. به موجب تصویب نامه‌ی هیأت وزیران، املاک موقوفه‌ی فرقه‌ی گنابادی در بیدخت و سراسر کشور از پرداخت حق الثبت و مالیات معاف گردید. موقوفات مزار ملاسلطان را از مالیات معاف کردند و در آن زمان مجلس شورای ملی برای این کار قانون گذاشت. از دویصت نفر نماینده شاید پنج یا شش نفر بیشتر صوفی نبودند، ولی رأی آورد و این نشان می‌دهد که دستور مهم و محکمی پشت سر آن بوده است. قبل از این، موقوفات امام رضا (ع)، حضرت معصومه (ع)، حضرت شاهچراغ (ع) و حضرت عبدالعظیم‌(ع) از مالیات معاف بوده که حکومت پهلوی مزار سلطانی مقر فتنه دراویش را هم جز اماکن مقدس ثبت کرده بود. خوش خدمتی های حکومت پهلوی به اینجا ختم نمی شد و با استخدام بعضی دراویش گنابادی در وزارت کشور و سازمان اوقاف با توصیه‌ی تیمسار سرتیپ «علی پرورش» و تیمسار «نعمت الله نصیری» رییس ساواک شاه موجب تسهیل دست اندازی سران این فرقه به اموال عمومی و املاک موقوفه گردید. وزرای کشور در انتصاب مسؤولین اجرایی گناباد و بیدخت بی‌مشورت وی اقدام نمی‌کردند.  در جواب این همه خوش خدمتی قطب دراویش هم هرساله در مزار سلطانی مراسم نیایش برای سلامتی شاه و خانواده‌اش برگزار می‌کرد و با ساواک همکاری گسترده‌ای داشت.  طبق آماری که در سال ۱۳۳۷ در میان هست، از شانزده نفر فرماندار استان خراسان، هشت نفرشان صوفی بودند و این چه معنی را می رساند! بی شک در قبال این همه محبت درباری، خدماتی از طرف دراویش هم باید اجرا می شد.

البته بعد از این که دراویش بعد از پیروزی انقلاب عرصه را بر خود تنگ دیدند با همراهی مردمی که تا چند روز پیش به دست خودشان مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند ،پلاکارد هایی حمل می کردند که روی آنها با خطی درشت نوشته شده بود  قانون اساسی  جمهوری اسلامی را تایید می کنیم . دراویش در اوایل انقلاب برای فریب مردم انقلابی در خانقاه های خود که محل فعالیت های فقرای گنابادی بود عکس های امام خمینی (ره) را نصب می کردند. بعد از پیروزی انقلاب فعالیت های خود را محدود به داخل خانقاه ها می کردند . دراویش منافعشان از طریق حکومت پهلوی تامین می شد  وچون ضربه سنگینی را از جمهوری اسلامی ایران خورده  بود ند  در جست و جوی فرصتی مناسب هستند تا نیش خود را بر بدنه نظام وارد کنند .

11

غائله قم (۳)

البته  این را هم عرض کنیم که فعالیت های این فرقه محدود به قبل از انقلاب نبود. سال ها پیش عده ای از درویش ها به صورت غیرقانونی محلی را تحت عنوان حسینیه در خیابان ارم شهر مقدس قم احداث کردند که این کار با اعتراض شهرداری مواجه و به کمیسیون ماده ۱۰۰ ارجاع شد و در کمیسیون نیز رای به تخریب محل داده شد. همزمان با صدور رای کمیسیون ماده ،۱۰۰ با توجه به موقوفه بودن محل مذکور، شکایتی مبنی بر عدم مشروعیت تولیت آن توسط اداره اوقاف به مراجع قضایی تقدیم شد که پس از رسیدگی، حکم به نفع اداره اوقاف صادر و محل به حکم دادگاه پلمپ شد. پس از اجرای حکم دادگاه تعدادی از دراویش که خودشان را  حق می دانستند از استانهای مختلف در قم جمع شده و اقدام به اشغال محل نمودند و مجددا با پیگیری و شکایت اداره اوقاف، دادگاه حکم رفع تصرف عدوانی از محل مذکور را صادر و جهت اجرا به نیروی انتظامی ابلاغ کرد. مسئولان نیروی انتظامی برای جلوگیری از بروز خشونت و اثبات حسن نیت خود در تاریخ ۸۴,۱۱,۱۲ با افراد حاضر در حسینیه (خانقاه) وارد مذاکره شده و با اخذ تعهد از آنان، اجرای حکم برای مدت یک هفته به تعویق افتاد. در تعهد نامه ای که به امضا آقای شریعت ( شیخ دراویش) رسیده آنان تعهد کردند که در صورت تمدید مهلت، کسانی که از استانهای دیگر در محل تجمع کرده اند از قم خارج شده ولی با وجود تمدید مهلت، آقایان نه تنها به تعهدات خود عمل نکردند، بلکه اقدام به فراخوان پیروان خود از استانهای دیگر نموده و روز به روز تعدادشان را افزایش دادند و به دلیل کمبود ظرفیت حسینیه، در کوچه و خیابان اجتماع کرده و مشکلاتی را برای کسبه و شهروندان ایجاد نمودند.

005

در مجموع مشخص شد که این مجموعه نه تنها قائل به تمکین در برابر دستور قضایی نیستند بلکه با متشنج کردن فضا به دنبال ایجاد درگیری هستند که در آخر با حضور خودجوش مردم قم و مداخله نیروی انتظامی خانقاه تخلیه و عده ی زیادی دستگیر شدند.

 012

ماجرای درگیری بروجرد (۴)

 همچنین ماجرای درگیری دراویش با مردم بروجرد از آنجا شروع شد که فعالان مسجد النبی بروجرد از دراویش درخواست مناظره کرده بودند که هر بار با طفره رفتن از این کار ممانعت می کردند. همچنین دراویش بروجرد آبان سال ۱۳۸۶ به مسجد النبی (ص) این شهر حمله کرده و ضمن گروگانگیری، تعداد زیادی از نمازگزاران آن را مجروح کردند.

8b6p4z4

با این حال، شورای تأمین استان بلافاصله با حضور استاندار تشکیل جلسه داد و بنا به درخواستهای مکرر مردم بروجرد، حکم به تخریب مرکز فعالیت این فرقه انحرافی داد. اقدامات روشنگرایانه مسجد النبی (ص) بروجرد علیه بدعتهای فرق مختلف اسلام، عامل اصلی هجوم صوفیان به این مسجد بوده است. دروایش برای تخریب نشدن خانقاه شان توسط شورای تامین دست به ایجاد اغتشاش و فحاشی علیه مردم کردند تا انجا که نیروی انتظامی وارد عمل شد و با ممانعت دراویش برای تخریب خانقاه مواجه شدند که با ایجاد در گیری آخر ،خانقاه دراویش در بروجرد هم تخریب شد.

82xucqv

ماجرای درگیری کوار (۵)

ماجرایی مشابه قم و بروجرد، اینبار در شیراز اتفاق افتاد اما حرفی از تخریب  نبود.  اینبار دراویش گنابادی به یک طلبه جوان اهانت کرده بودند که مردم انقلابی شیراز دست به راهپیمایی زدند. ماجرای دراویش گنابادی با مردم از آنجایی آغاز شد که به گفته یکی از طلاب این شهر اواسط ماه رمضان ۱۳۹۰ حجت‌الاسلام شهبازی به عنوان مبلغ به یکی از روستاهای «کوار» رفته و در مورد فرقه‌ها و مذاهب با مردم به گفت‌و‌گو نشسته است.

123

بعد از سخنان این طلبه، تعدادی از دراویش گنابادی که استدلال‌های وی به مذاق آنها خوش نیامده با وی درگیر می‌شوند و او را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند عده‌ای از مردم این شهرستان نیز در پی ضرب و شتم حجت‌الاسلام شهبازی و توهین و فحاشی به لباس روحانیت و مقدسات اسلامی از سوی دراویش گنابادی در اقدامی خودجوش و مردمی راهپیمایی می‌کنند.دروایش با اسلحه‌های شکاری و نظامی به مقابله با مردم حزب اللهی کوار پرداختند که عده زیادی از مردم را مجروح کردند دراویش هم با مظلوم نمایی چهره معصومی را از خود همیشه در اذهان عمومی به نمایش می گذارند. باید این را هم بدانیم که دراویش همواره با حمایتی که از جانب رسانه‌های مختلف می‌شوند کوچکترین اتفاق رخ داده برای آنها را رسانه‌ای می‌کنند تا به اهداف شوم خود برسند.

14340_153

حمایت قطب گنابادی از سران فتنه (۶)

اما آخرین مداخله دراویش در انتخابات ۸۸ بود که حمایت اقطاب گنابادی از سران فتنه  خود نشانگر خصم آن ها از جمهوری اسلامی بود. دراویشی که خود را سکولار می داند و  این مطلب را همیشه  بازگو میکنند که فقرای گنابادی دخالتی در سیاست نمی کنند .اما چهره قطب گنابادی با حمایت از سران فتنه و اعلام از کاندیدای خاص  نمایان می شود. با این کار حرف  خود و بزرگان خود را نقض میکنن که دراویش در سیاست دخالت نمی کنند . اما در سال ۸۸  نور علی تابنده  قطب دراویش گنابادی تاکید می کند که امروز حمایت از کروبی در انتخابات وظیفه تمام فقرا است.

karoubi-etemad-melli

 زمان می گذرد و تفکرات  و اهداف این فرقه ها  مثل روز روشن می شود و پرده از این چهره ی به ظاهر اسلامی برداشته خواهد شد. امیدواریم سران این فرقه راه خود را به سمت انقلاب کج کرده و به راه درست و حق  برگردند، هرچند چنین کاری محال و به دور از ذهن است و معجره ای بزرگ می خواهد که اقطاب دراویش با پیشینه سیاه خود به این سمت بیایند و از گذشته خود ا ظهار عجز و پشیمانی  کنند.

عمریست که آنتی درویش شد کارم ***با هرکس که برضد صوفی بود همکارم

     تا جان به تنم هست هردم گویم     **   از صوفی و بزرگانش بیزارم

منابع:

۱- گروه فرقه شناسی آنتی درویش

۲- سید حبیب الله تدینی؛ کارشناس ارشد فرق و ادیان الهی

۳-  به نقل یکی از طلاب حاضر در غائله قم

۴- حجت الاسلام عبدالرحیم بیرانوند

۵- به نقل وبلاگ آنتی درویش کوار

۶- ماهنامه مجذوبان نور

سفیران نور

 

۲۰۱۰-درس عشق بازی با خدا از نگاه شهید ردانی‌پور +

۰۳ اسفند
در نشست تربیتی سند تحول مطرح شد؛
کانون خبرنگاران نبأ: یازدهمین نشست از سلسله نشستهای بررسی مباني پنج گانه تربيت سند تحول بنيادين در وصيت نامه نوراني شهيدان در نمازخانه خواهران ساختمان مركزي وزارت آموزش و پرورش برگزار شد.

به گزارش کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ، حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی در این نشست بعد تربیتی مبانی سند تحول را از نگاه شهید حجت‌الاسلام ردانی‌پور مورد بحث و بررسی قرار داد.

دنیاطلبی مانع رسیدن به حیات طیبه
وی با تبیین بخش‌های دیگری از مبانی اساسی تربيت در سند تحول بنيادين، گفت: ممکن است این سؤال در اذهان به وجود بیاید که چرا سند تحول، دنیاطلبی را مانع تربیت و رسیدن به حیات طیبه می‌داند که برای تبیین این مهم ابتدا باید تعریفی از موانع تربیت داشته باشیم.
حجت‌الاسلام درودی عنوان کرد: موانع تربيت به امور و پديده‌هايی اطلاق می‌شود که در تحقق اهداف و فرايند تربيت تأثير منفی دارند، البته اين موانع ممکن است بيرونی يا درونی، در اختيار مربيان و يا از اختيار ايشان خارج باشد.

مصادیق موانع تربیت
این کارشناس حوزه و آموزش و پرورش در ادامه به برخی از مصادیق موانع تربیت پرداخت و افزود: دنياطلبی و هوای نفس، حاکميت رذائل اخلاقی، نظير لجاجت، تعصب، تکبر، غرور و… از عناوینی است که اگر هر فرد یا جامعه به آن مبتلا شود، هویت تربیتی آن به شدت آسیب خواهد دید و نباید توقع به‌وجود آمدن یک نسل پاک با وجود این رذائل اخلاقی داشت.

وی اظهار کرد: فقر اقتصادی، کمبود معاش، وجود حکومت طاغوتی، غلبه وسوسه شيطان و فکر و خيال باطل بر فضای ذهن و انديشه، وجود شبهات فکری و عقيدتی، غفلت از ياد خدا، استفاده از غذا و اموال حرام، دسترسی مطلق و بی‌حد و حصر به وسايل ترويج فساد و فحشا، همه و همه از موانع اصلی تحقق تربیت پایدار بر اساس آموزه‌های دینی با الهام از قرآن وعترت می‌تواند باشد.

سبک زندگی شهدا؛ شاخص تربیت
وی در ادامه با بیان بخشی از وصیت‌نامه شهید والامقام حجت‌الاسلام والمسلمین ردانی پور، گفت: وقتی سیره شهدایی چون این روحانی خدوم را می‌خوانیم به این حقیقت پی می‌بریم که برای اینکه بخواهیم انقلاب و نظام را در برابر توطئه‌ها بیمه کنیم، باید شاخص تربیت را سبک زندگی این ستاره‌های ایثار و شهادت بدانیم.

حجت‌الاسلام درودی بیان کرد: خداباوری در روح و جسم و جان شهید ردانی‌پور موج می‌زند و ما باید نسلی را تربیت کنیم که با خدای خود این‌گونه عشق‌بازی کند، آنجا که در طلیعه وصیتش می‌نویسد «سپاس خداوندی را که انوار جلال او از افق عقول بندگانش تابان است و خواسته‌اش از زبان گویای کتاب و سنت نمایان، خدایی که دوستان خود را از دلبستگی به دنیای فریبا رهانید و به شادی‌های گوناگون رسانید……».
معاون امور استان‌های دبیرخانه ستاد همکاری‌ها اظهار کرد: با تأمل در فرازهای نورانی وصیت‌نامه شهید ردانی‌پور پاسخ‌های خود را دریافت می‌کنیم که چرا سند تحول، غفلت از خداوند را با مدرسه صالح قابل جمع نمی‌داند، زیرا تفکر شهدا در بستر حیات طیبه و انس با خدا، قرآن و عترت و عصر یگانه دوران حضرت امام خمینی(ره) بارور و ثمربخش شده است.

حقیقت‌های بستر تربیتی مکتب تشیع را نشناخته‌ایم
سخنران این نشست گفت: مشکلی که نوع شیعیان و مکتب محبان مکتب اهل بیت(ع) با آن مواجه هستند این است که هنوز حقیقت‌های بستر تربیتی مکتب تشیع را نشناخته‌ایم و اگر به این حقیقت خدا محور پی ببریم بسیاری از گره‌های تربیتی با الهام از این مکتب نورانی به راحتی باز می‌شود.
وی در این رابطه یادآور شد: شهدا شادی و سرور جاوید را باور داشتند، حال باید پرسید، سکانداران تعلیم و تربیت دینی چه حوزه و چه آموزش و پرورش تاکنون چه اقدامی برای عوامل شادی‌آفرینی که شهدا به آن دست یافتند و منابع روایی و تفسیری ما سرشار از آن است، انجام داده و به‌صورت درس‌های تربیتی در آورده‌اند.

درس عشق بازی با خدا
وی در همین زمینه به نشاط غیر قابل وصف شهدایی چون ردانی‌پور پرداخت و عنوان کرد: شهدا لذت عادی را با لذت شرافت قابل مقایسه نمی‌دانستند و میزان و شاخص شوق و خوف خود را ملاقات حق تعالی قرار داده بودند، آنجا که شهید رادنی‌پور با هیجان وصف‌ناپذیری در بخشی از وصیت‌نامه خود می‌نویسد، {…..سپاس خداوندی که بندگان را توفیق عنایت فرمود، که به کردارهای کامل خو گیرند تا از هر چه به جزء اوست، آسوده خاطر گشته و مذاق جانشان با لذت شرافت خشنودی حق آشنا گردد}.
سخنران این نشست در پایان تأکید کرد: انقلاب اسلامی ایران عصاره همه رنج‌ها، زحمات و جانفشانی‌هایی است که همه دلدادگان به مکتب اهل بیت(ع) در طول تاریخ کشیده‌اند و راه پاسداری از این نظام‌گران ارج، اهتمام همه مسئولان به مقوله تعلیم و تربیت است، اگر این پایه و اساس را بر مبنای حیات طیبه مورد نظر آن جاودانه‌های تاریخ پایه‌گذاری کنیم، امید می‌رود آرزوی دیرینه امام راحل، یعنی صدور انقلاب به اقصی نقاط جهان تحقق یابد.

 

۲۰۰۹-امام زمان(عج) چه چیزهایی را از انبیاء به ارث برده است؟ وجود امام مهدی عجل الله فرجه= تمام محبت حقیقی

۰۳ اسفند
کد خبر: ۴۴۱۵۵۱ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۲/۳ – ۱۰:۲۷ | سرویس: استان‌ها ۴۶
آیت الله ناصری تبیین کرد:
امام زمان(عج) چه چیزهایی را از انبیاء به ارث برده است؟
حوزه/ استاد اخلاق حوزه گفت: حضرت بقیة الله(عج) ميراث‌دار علوم همه پيامبران اعم از علوم تشريعي و تكويني است، بنابراين علوم در جميع ابعاد به امام زمان عليه السلام منتقل شده است، بر این اساس وقتي آن حضرت ظاهر مي‌شود، بر خانه خدا تكيه مي‌دهد و نام يك‌يك پيامبران را مي‌برد و مي‌فرمايند «هركس مي‌خواهد آنان را ببيند، مرا ببيند».

به گزارش خبرگزاری «حوزه» از اصفهان، آیت الله محمد علی ناصری، استاد اخلاق حوزه، صبح امروز در جمع اقشار مردم، اظهار کرد: اين كه مي‌گوييم امام زمان(علیه السلام) وارث انبياست، به چه معناست؟ آن حضرت چه چيز را از انبيا ارث برده است.

وی بیان کرد: در روايات آمده برخي از انبيا يك حرف، برخي ديگر دو حرف، بعضي دوازده حرف و برخي از آنان ۲۵ حرف از اسم اعظم را داشته‌اند و هفتاد اسم اعظم نزد نبي اكرم صلي الله عليه و آله و سلم بوده است.

استاد اخلاق حوزه اذعان کرد: در ذيل آيه «و كل شيء احصيناه في امام مبين»، رواياتي درباره اسم اعظم و اميرالمؤمنين عليه السلام وارد شده است، آنچه بايد گفته شود اين است كه اسم اعظم همه انبيا و اوليا و مقربان، در نزد امام زمان است و او همه آنها را به ارث برده است.

وی افزود: حضرت بقیه الله(عج) ميراث‌دار علوم همه پيامبران اعم از علوم تشريعي و تكويني است، بنابراين علوم در جميع ابعاد به امام زمان عليه السلام منتقل شده است، بر این اساس وقتي آن حضرت ظاهر مي‌شود، بر خانه خدا تكيه مي‌دهد و نام يك‌يك پيامبران را مي‌برد و مي‌فرمايند «هركس مي‌خواهد آنان را ببيند، مرا ببيند».

آیت الله ناصری خاطرنشان کرد: همچنین از طرف ديگر، تمام معجزه‌هاي انبيا و اوليا نزد حضرت بقية الله(عج) است و لذا سيد حسني هنگامي كه با سپاه خود از ايران حركت مي‌كند و در نجف محضر حضرت مشرف مي‌شوند، از آن حضرت معجزات حضرت آدم(ع)، حضرت موسي(ع) و ساير پيامبران را طلب مي‌كند و آن حضرت هم در همان جلسه عنايت مي‌كند، البته اين مهم نيست و مقام ولايت بالاتر از همه اينهاست.

وی توضیح داد: در ادعیه و روایاتی که در مورد امام زمان علیه السلام دارد که « وَ لَدَيْهِ مَوْجُودٌ آثَارُ الْأَصْفِيَاءِ» یا «الْمُنْتَهِي إِلَيْهِ مَوَارِيثُ الْأَنْبِيَاءِ»؛ یعنی ارث تمام انبياء به حضرت بقية الله عليه السلام رسيده است، پس ايشان وارث اسم اعظم نزد تمام انبيا، وارث علومشان، وارث صفات حميده آنها و وارث معجزاتشان مي‌باشند، كتاب هر پيغمبري الآن محضر حضرت بقية الله الاعظم عليه السلام است. پيغمبرهايي هم كه كتاب نداشتند، صحف داشتند كه الآن آن صحف نزد حضرت است.

استاد اخلاق حوزه ابراز کرد: شايسته است كه انسان هميشه در همه حالات و در همه اوقات فكر و ذكرش حضرت باشد؛ چون او ولي الله، نماينده حضرت حق، روح عالم وجود و ذخيره الهي است، چه تعبير عجیبی در زيارت ايشان به كار رفته است. امام زمان(عج) وارث تمام انبيا و حجت حق بر بنده ها است و ارث تمام انبيا، به امام زمان مي‌رسد، آثار اصفياء هم نزد حضرت بقية‌ الله(عج) است.