RSS
 

بایگانی برای اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۶

۲۰۲۵- ماه رجب ماه مولی علی علیه السلام+ محبت حقیقی در ادعیه ماه رجب المرجب

۲۸ اسفند

رهنمودهای حضرت امام خمینی(س) درباره ماه مبارک رجب

امام خميني

بسیاری از مردم علاقه‌مند هستند بدانند شیوه سیر و سلوک بزرگان دین و انسان‌های مهذب و عارف در ایام سال و به ویژه ماه‌هایی که درهای آسمان بیشتر گشوده می‌شود، همانند ماه رجب، شعبان و ماه مبارک رمضان، چگونه است و آنان پس از سال‌ها تلاش و مجاهده و طی مراحل، چه توصیه‌هایی برای دیگران دارند.

از جمله سیره حضرت امام خمینی(س)، این فقیه، عارف، فیلسوف و زاهد هم روزگار ما درباره ماه مبارک رجب چه بود و چه رهنمودهایی درباره اعمال این ماه مبارک داشتند؟

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) محمد نصیری عضو هیأت علمی پژوهشکده تحقیقات اسلامی در نوشته حاضر که imama-khomeini.ir آن را منتشر کرده به برخی نکات در این زمینه اشاره دارد.

مقدمه

شرافت زمانی ماه های مبارک رجب و شعبان و رمضان، آنها را در هاله ای از نور و زیبایی قرار داده است. سالکان الی الله و مناجاتیان درگاه ملکوتی حضرت الله روزها را می شمارند و نگاه به آسمان دارند تا هلالِ ماه خدا، ماه رجب، پس از فرو شدن خورشید آخرین روز ماه جمادی الثانی بر آید و جشن عبادت آنان آغاز گردد. اینان کمر همت را می بندند و با تغییراتی در برنامه روزانه خود، شبهای ماه رجب را بیشتر بیدار مانده، دل ها را به تلاوت قرآن کریم و جملات دل افروز مناجات الهی زنده می کنند و روزها را در عین زندگی در بین مردم، روزه داشته، دل را به ذکر خداوند و تذکر نعمت های او مشغول می دارند. دائماً ذکر استغفار بر لب دارند و از انفاق آنچه در وسع دارند، دریغ نمی ورزند.

ماه مبارک شعبان نیز در ادامه ماه رجب و سالروز بعثت پیامبر اکرم(ص) چهره می گشاید و با بشارت میلاد ائمه(ع) و از جمله مولود نیمه شعبان، موجی از شادی و شعف را برای جهانیان و مسلمانان، به ویژه شیعیان و محبان خاندان رسالت به هدیه می آورد. شعبان، ماه آماده شدن برای حضور در مهمانی بزرگ خدا در ماه مبارک رمضان، به گوش رسیدن زمزمه های مناجات شعبانیه و ترنم «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک» از هر معبد و مسجد و مزار، و از هر خانه ای است که «اَذِنَ اللهُ اَنْ تُرَفَع و یُذْکَرَ فیها اسْمُه» (نور/ ۳۶) مناجاتی که همه ائمه علیهم السلام آن را در ماه شعبان می خواندند و با آن، با حضرت دوست نجواها داشتند. و سرانجام ماه ضیافة اللّه ، ماه مبارک رمضان، ماه عارفان و ماه واصلان، ماه عاشقان و ماه رهجویان وصال. ماه آنها که در ماه رجب و شعبان دل را از غیر پرداخته و با تکرار آیات الهی و دعاهای وارده، چشمه های حکمت و معرفت را از قلبهای خود جاری کرده اند و اینک در این ماه در پی آن اند که به لیله القدر دست یابند.

محور نوشتار حاضر، سخنان عارف متاله، حضرت امام خمینی(س) درباره این ماه رجب است. امام(س) خود برای این ایام و شهرها برنامه ویژه ای داشتند و به دیگران نیز موکداً سفارش می کردند که از آنات این روزها و شبهای آسمانی بهره گیرند. در اینجا، با توجه به ظرفیت نوشتار، پس از بیان سخنی از عارف بزرگ، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی به گزیده ای از آنها اشاره می کنیم. بدان امید که بهره ای از آن نصیب همگان گردد.

ماه مبارک رجب

هرگاه ماه رجب فرا رسد، فرشته «داعی» از آسمان هفتم، هر شب تا بامداد چنین ندا می‌دهد:

«ای ذاکران، ای مطیعان، ای مستغفران، ای توبه جویان! مژده! مژده! بشارت! بشارت: خداوند می فرماید: من همنشین آنم که از من بخشش خواهد! ماه ماه من است و بنده، بنده من. رحمت رحمت من است. هر که مرا در این ماه بخواند پاسخش می دهم و هر که از من چیزی بخواهد، خواسته اش برآورده سازم و هر که از من راه بخواهد هدایتش کنم. این ماه را رشته پیوند میان خود و بندگانم ساخته ام. هر که بدان دست یازد، به من رسد!»

عارف واصل، بنده مخلص خدا، میرزا جواد ملکی تبریزی، پس از نقل این حدیث شریف چنین فریاد برمی آورد:

«آه! آه! دریغ! دریغ از این همه ناسپاسی و بدبندگی در برابر آن همه مهر ورزی و بنده نوازی! کجایند سپاسگزاران و حق شناسان؟ کجایند کوشندگان و تلاشگران؟! کجا، چگونه و که می تواند قدر و قیمت ندای فرشته داعی را سنجیده و ارزش آن را دریابد؟ … کجایند آنان که به قصر و کوتاهی خویش معترفند تا در پاسخ ندای فرشته داعی زبان بگشایند و بگویند: «لبیک و سعدیک!»

نزد اولیای الهی، خودسازی و تهذیب نفس از این ماه آغاز می شود تا لیاقت حضور در ضیافت الهی در ماه مبارک رمضان به دست آید. بدون آمادگی روحی نمی توان در کناره سفره رحمت الهی نشست و آن گونه که شایسته میهمانی خداست، از آن بهره برد. بسیاری از بزرگان اهل معرفت و از جمله حضرت امام خمینی(س)، ماه رجب را آغاز تلاش و کوشش معنوی برای این منظور دانسته اند. شاید یکی از اسرار آن، وقوع بعثت پیامبر اسلام و آغاز دعوت مردم به اسلام و هدایت آنان در این ماه باشد؛ روز ظهور رحمت خداوند سبحان و اشرفِ ایام سال.

میلاد پر برکت امیرمومنان امام علی علیه السلام نیز بر شرافت این ماه افزوده است. سفارش به عبادت، دعا، ذکر، شب زنده داری، روزه و حضور قلب و اعمال مخصوص ایام البیض، از جمله اعتکاف، همگی برای آمادگی روحی به منظور ورود به ماه رمضان و بهره برداری از برکات این ماه است. حضرت امام خمینی درباره این ماه و دو ماه بعد از آن چنین می فرمایند:

« این سه ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان، برکات بسیار نصیب انسان، انسانهایی که می توانند استفاده کنند از این برکات، شده است. البته مبدأ همه مبعث است و دنبال او تمام جهاتی که هست. در ماه رجب، مبعث بزرگ و ولادت مولا علی بن ابی طالب- سلام اللَّه علیه- و بعض ائمه دیگر، و در ماه شعبان ولادت حضرت سید الشهدا- سلام اللَّه علیه- و ولادت حضرت صاحب- ارواحنا له الفداء- و در ماه مبارک، نزول قرآن بر قلب مبارک پیغمبر اکرم بوده است. و شرافت این سه ماه در زبانها و در بیانها و در عقلها و در فکرها نمی گنجد. و از برکات این ماهها ادعیه ای است که وارد شده است در این ماهها.» (صحیفه امام، ج ۱۷، ص: ۴۵۶)

از جمله برکات ماه مبارک رجب، ادعیه فصیح، بلیغ و عمیق از نظر معنی، به ویژه جملاتی است که درباره اوصاف جلال و جمال خداوند در آنها آمده است، دعاهایی که دل را از رذایل پاک و به فضایل و نور آراسته می گرداند:

« این ادعیه در ماه مبارک رجب و خصوصاً در ماه مبارک شعبان اینها مقدمه و آرایشی است که انسان به حسب قلب خودش می کند برای اینکه مهیا بشود برود مهمانی؛ مهمانی خدا، مهمانی ای که در آنجا سفره ای که پهن کرده است قرآن مجید است.» (صحیفه امام، ج ۱۳، ص: ۳۳)

دعا در ماه مبارک رجب

از مهم ترین راه های رسیدن به اطمینان و آرامش خاطر، که سعادت در دنیا و آخرت چیزی جز آن نیست، همانا ذکر و یاد خدا است: «آنکه انسان را از تزلزل بیرون می آورد ذکر خداست. با یاد خداست که تزلزلها ریخته می شوند؛ اطمینان پیدا می شود. وقتی اطمینان پیدا شد و ذکر خدا و یاد خدا شد، وقتی است که مخاطب می شود به این خطاب: یا أیَّتُها النَّفْسُ المُطْمَئِنَّةُ در روایتی است که خطاب به حضرت سید الشهداست. آن وقت است که به شما می گویند که فادخلی فی عِبادی. نه فی عباد اللَّه؛ نه فی عباد دیگر. «فی عِبادی». یک عنایت خصوصی است مال خودم. این بشر مالِ خودش است .» (صحیفه امام، ج ۱۴، ص: ۲۱۰)

« با ذکر حقیقی، حجابهای بین عبد و حق خَرْق شود، و موانع حضور مرتفع گردد، و قسوت و غفلت قلب برداشته شود، و درهای ملکوت اعلی به روی سالک باز شود و ابواب لطف و رحمت حق به روی او گشوده گردد.» (شرح حدیث جنود عقل و جهل، متن، ص: ۱۲۴)

و از بهترین راه های یاد خدا، خواندن ادعیه و مناجاتهایی است که بندگان خاص خدا یعنی ائمه(ع) به ما ارزانی داشته اند. اگر در سخنان عارفان اسلامی سخنان دل نشین، موثر و زیبا دیده می شود، بدان دلیل است که « عرفای اسلام از همین ادعیه و از همین دعاهایی که در اسلام وارد شده است از اینها استفاده کرده اند» (صحیفه امام، ج ۱۳، ص: ۳۲) و «این دعاها، … قرآن صاعد است.» (همان)

معنویات موجود در این دعاها، دست انسان را می گیرد و تا اوج نور و پاکی و زیبایی بالا می برد:

« این دعاهایی که در ماهها هست، در روزها هست، خصوصاً، در ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان، اینها انسان را همچو تقویت روحی می کند- اگر کسی اهلش باشد… همچو راه را برای انسان باز می کند و نور افکن است برای اینکه، این بشر را از این ظلمتها بیرون بیاورد و وارد نور بکند که معجزه آساست.!» (صحیفه امام، ج ۱۳، ص: ۳۳)

حضرت امام(س)، «حبّ دنیا» را منشأ همه خطاها، زشتی ها و گناهها می دانستند و تاریکی دل و سیاهی قلب را هم نتیجه آن. سپس راه رهایی از آن را نیز از جمله خواندن ادعیه معرفی می کردند:

«آن دنیایی که تکذیب شده است این عالم طبیعت(نیست)، این عالم طبیعت نور است. دلبستگی های به این عالَم انسان را بیچاره می کند. ظلمت ها از این دلبستگی هایی است که ما داریم به این دنیا، به این مقام، به این مسند، به این اوهام، به این خرافات. همه انبیا آمدند برای اینکه دست شما را بگیرند از این علایقی که همه اش بر ضد آنی است که طبیعت و فطرت شما اقتضا می کند، شما را دستتان را بگیرند… و از این علایق نجاتتان بدهند و واردتان کنند به عالَم نور. اسلام هم در رأس همه ادیان است، برای یک همچو مقصدی. این ادعیه مهیا می کنند این نفوس را برای اینکه این علایقی که انسان دارد و بیچاره کرده انسان را این علایق، این گرفتاریهایی که انسان در این عالم طبیعت دارد و انسان را سرگشته کرده است، متحیر کرده است نجاتش بدهند و آن راهی که راه انسان است ببرند.» (تفسیر سوره حمد، متن، ص: ۲۴۴)

از جمله اعمال مشترک هر روزه ماه رجب، طلب آمرزش از خداوند است، پس بسیار باید «استغفر الله ربی و اسألُهُ التَّوبه» گفت. امام کاظم علیه السلام که شهادتش در بیست و پنجم همین ماه اتفاق افتاده، فرمود: «رجب نام نهری در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است. هرکس یک روز ماه رجب را روزه بدارد، از آن نهر می آشامد.»

امّا بعد از روزه و ذکر استغفار، آنچه در این ماه و دو ماه بعد سفارش شده، دعا و مناجات با خداوند است. ادعیه بسیاری در این ماه وارد شده که بعضی از مشهورترین آنها در کتاب شریف «مفاتیح الجنان» آمده است. آدمی در برخوردهای روزانه و اشتغالات روزمره خود، بسیار دچار غفلت از خداوند متعال و عالم معنویت می شود. از این رو لازم است در همه ایام سال، به ویژه در ماه ها و روزهایی که شرافت زمانی دارند، کارهای دنیایی را سبک کند و وقت بیشتری را برای حضور در مکانهای شریف و مقدس و یا کنج خلوتی در خانه اختصاص داده، به ذکر خداوند و به ویژه مناجات با خدا و زیارات اولیاء الله مشغول شود، باشد که از سنگینی بار غفلت ها- که شیطان و نفس هر دم آدمی را بدان می خوانند – بکاهد:

« آنکه سبکبار می کند انسان را و از این ظلمتکده می کِشد او را بیرون و نفْس را از آن گرفتاریها و سرگشتگیهایی که دارد خارج می کند این ادعیه ای است که از ائمه ما وارد شده اند.» (صحیفه امام، ج ۱۳، ص: ۳۳)

دعا، انس با خدا و مناجات، عشرت با محبوب است. به هر میزان معرفت آدمی به ربّ الارباب بیشتر شود، بیشتر به تلاوت قرآن و ادعیه و مناجات ها روی می آورد. و ماه رجب، ماه انس گرفتن با خداست و دور شدن از شهوات دنیایی، ازطریق دعا و سجده های طولانی.

«آنان که معرفت به حق دارند، و انس و محبت به آن ذات مقدّس پیدا کردند برای آنها این نوع اعمال زحمت و مشقت ندارد. انس و عشرت با محبوب ملالت نیاورد؛ خاصّه آن محبوبی که همه محبت ها و محبوبیّت ها، رشحه ای از محبت او است. چه خوش گفته شده است از زبان آنان:

آن کس که تورا شناخت جان را چه کند/فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی/دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

عارف شیراز- رحمه اللَّه- گوید:

در ضمیر ما نمی گنجد به غیر از دوست، کس/هر دو عالم را به دشمن ده که ما را دوست بس

آنان که از جام محبت دوست نوشیدند، و از آب زندگانی وصال او زندگی ابدی پیدا کردند، هر دو عالم را لایق دشمن دانند.» (شرح حدیث جنود عقل و جهل، متن، ص: ۱۲۷)

امام خمینی(س)، حکومت را تدبیر می کردند، گزارشهای روزانه و هفتگی را از اوضاع مملکت، به ویژه دفاع مقدس می گرفتند، امر و نهی می کردند، با مردم عادی دیدار داشتند، … روزنامه ها را مطالعه می کردند و به امور خانواده نیز می رسیدند، امّا در همة ایام و لیالی سال، به ویژه با طلوع ماه رجب، زمان خاصی را برای انجام اعمال مشترک و خاص این ماه، به ویژه مناجاتها و دعاها تخصص می دادند.

 

۲۰۲۵-راهکارهای اکرام و احترام حضرت امام هادی علیه السلامدر نوروز ۹۷+ رابطه محبت حقیقی و عید حقیقی

۲۸ اسفند

بسم الله الرحمن الرحیم

«راکب الحرون اسير نفسه و الجاهل اسير لسانه».

((بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۶۹، ح ۲. ))

«شخصي که بر مرکب چموش سوار است، اسير نفس است و شخص نادان اسير زبان است».

الف- ارتباط نفس با مرکب چموش چیست؟

ب- رابطه جاهل با اسارت زبان چیست؟

ج- رابطه مرکب چموش و زبان جاهل در چیست؟

راهکار های احترام حضرت امام هادی علیه السلام که با سال نو موافق شده است.

۱- در دید و بازدید ها یک حدیث از امام علیه را بخوانیم به عنوان هدیه

۲- کودکانی که حدیث را حفظ نموده جایزه بدهیم.

۳- برا ی شادی روح نورانی امام علیه السلام از جمع صلوات بگیریم.

۴- بر سر سفره ثواب میهمانی را برای امام علیه السلام با ذکر صلوات هدیه کنیم.

https://www.telex-image.ir/NewsImages/Tik/0e7d74a4-616a-4559-a0b3-0bcf7938ed28.jpeg

۵- یک خاطره اززندگی امام علیه السلام را در موقعیت خودش روایتگری کنیم.

۶- این فراز از دعای توسل را همه حمع با همدیگر قرائت کنند.

((يا أَبَا الْحَسَنِ يا عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ أَيُّهَا الْهادِى النَّقِىُّ يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.

ای ابا الحسن، اى على بن محمّد، اى هادى نقى، اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان، اى آقا و مولاى ما، به تو روى آورديم و تو را واسطه قرار داديم و به سوى خدا به تو توسّل جستيم، و تو را پيش روى حاجاتمان نهاديم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت كن،))
۷- هدیه دادن به دیگران خصوصا کودکان و نوجوانان با ذکر صلوات بر امام هادی علیه السلام
۸- تصویر حرم مطهر امام هادی علیه السلام بر سر سفره ۷سین
 

۲۰۲۴-گارکاه بیست یکم(۲۱) تربیت نفس+ نقش محبت حقیقی در کوتاهی آرزو

۲۸ اسفند

۲۰۰۳-کارگاه بیستم(۲۰)تربیت نفس+ رابطه محبت حقیقی با نظم و برنامه ریزی

۱۶بهمن

کارگاه بیستم (۲۰) ۹۶/۱۱/۱۶ لغایت ۹۶/۱۲/۲۶ روح انسان با محبت حقیقی برنامه و نقشه صعود می کند.
((سفارش علی(علیه السلام) به نظم در واپسین لحظات))
علی(علیه السلام) به امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام)، و همه فرزندانش و تمامی کسانی که وصیّت نامه حضرت به آنان می رسد این گونه وصیّت کرد: «اوصیکما…بتقوی اللّه و نظم امرکم؛نتیجه تصویری برای نظم در طبیعت
«شما دو نفر را به تقوای الهی و نظم و برنامه ریزی در کارها سفارش می کنم.»نهج البلاغه، محمد دشتی، نامه ۴۷، ص۵۵۸.

۱۹۸۷- کارگاه نوزدهم(۱۹)تربیت نفس+ محبت حقیقی دعا نمودن به تلخی دیگران

۰۱بهمن

برگزاری کارگاه غیر حضوری تربیت نفس با موضوع خروج از عالم خیال با راهکار علامه طباطبایی رحمه الله علیه

کارگاه نوزدهم-۱۹

((ازتاریخ ۱۰-۹-۹۶ لغایت ۲۰-۱۰-۹۶))

حضرت آیت الله سبحانی صبح امروز در درس خارج اصول در مسجد اعظم قم با اشاره به روایتی از امام باقر(ع)، اظهار داشتند: در این روایت آمده است: «عن زراره بن اعین قال: سالت اباجعفر(ع) ما حق الله على العباد؟ قال ان یقولوا مایعلمون و یقفوا عند ما لا یعلمون‏/ زراره مى‏ گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم، حق خداوند بر بندگان‏ چیست؟ در جواب فرمود: آن را که مى‏ دانند بگویند و در چیزى که ‏اطلاع ندارند و نمى ‏دانند توقف نمایند».

ایشان با بیان این مطلب که یکی از اعضای مهم، زبان انسان است که می تواند گناهان زیادی انجام دهد، ابراز داشتند: با جستجو در روایات مشاهده خواهیم کرد که گناه زبان، یک یا دو گناه نیست؛ چراکه گویای افکار انسان است و ۲۴ نوع گناه می تواند انجام دهد.Copyتصاویر/ آغاز درس خارج آیت الله العظمی سبحانی

این مرجع تقلید خاطرنشان ساختند: بنده از مرحوم طباطبایی کلمه «أنا» را نشنیدیم؛ اما «نمی دانم» را زیاد می گفتند و ما نیز باید اینگونه عمل کنیم.

حضرت آیت الله سبحانی تصریح کردند: زبان، گفتار و بیان ما باید در حد همین روایت باشد؛ خصوصا زمانی که سوالی از ما شود که از تخصص ما بیرون باشد و باید به راحتی بگوییم «نمی دانم» و پاسخ را پس از اطلاع از مطلب به آن شخص برسانیم.

معظم له در پایان بیان داشتند: اگر بگوید «نمی دانم»، نقص نیست و نزد خدای متعال مقام دارد.

۱۶۵۲-کارگاه هفدهم تربیت نفس- سهم الگوی محبوب در تصویر سازی ذهن+ محبت حقیقی به اسوه و نقش رفتارساز آن

۰۶آبان

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ ۱۸/۰۲/۹۲ ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

 

چگونه مي‌توان به مقام رضا رسيد؟

رضا به تشریعات الهی

چنانکه پیش‌تر گفتیم در حديث معراج آمده است که خداي متعال خطاب به پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «هيچ چيز نزد من بهتر از توکل بر من و رضا به آنچه تقسیم کردم نيست»۱. درباره توکل چند جلسه بحث کرديم و قرار شد درباره رضا هم تا حدي که خداي متعال توفيق دهد عرايضي تقديم کنيم.

خدای متعال در زندگی ما نقشی دارد که ما مي‌توانيم از آن راضي باشيم يا راضی نباشيم. ما هر اندازه تأثير خدا را در وجود خود و در عالم هستي بهتر، وسيع‌تر و عميق‌تر بشناسيم زمينه رضامندي ما نیز گسترش پيدا مي‌کند. در امور تشريعي، ايمان اقتضا مي‌کند که بنده نسبت به احکام الهي به همان شکل که بر پيامبران، به خصوص بر پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله نازل شده راضي باشد و از دل و جان آن‌ها را بپذيرد و شکرگزار خدای متعال باشد که او را هدایت کرده و راه سعادت را بدو نشان داده ‌است. قرآن کریم از اين هم فراتر رفته، مي‌فرمايد: «فَلا وَ رَبِّكَ‏ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً؛۲ به پروردگارت قسم كه ايمان نمى‏آورند، مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حكمى كه كرده‏اى در دلهايشان احساس ناراحتى  نكنند، و كاملاً سرِ تسليم فرود آورند.» مؤمن باید به حلال و حرام خدا راضي باشد و به دنبال آن، نسبت به قضاوت پيامبر يا امام مسلمين يا هر قاضي بر حقي که بر اساس مباني فقهي اسلام حکم کند راضي باشد، زیرا برگشت این حکم به حکم خداست.

 

نقش فراگیر خدا در زندگی انسان

اما در امور تکويني مسأله اندکی دشوارتر است و کم یا بیش دشواری‌هایی در تصور و تصدیق آن وجود دارد. افراد ساده‌اندیشِ فراوانی گمان مي‌کنند که انسان چون موجودی مختار است خداوند چندان تأثیری در زندگی او ندارد. انسان است که اگر کار کند و زحمت بکشد ثروتمند می‌شود وگرنه فقیر می‌گردد و …؛ تنها کارهايي که خارج از اراده و اختيار انسان است مانند بلاهای طبیعی، ناشی از قضاي الهي است و بايد بدان راضي بود. بنابراین تصور مي‌شود که مقصود از رضا به قضاي الهي، راضي بودن به امور غير اختياري است؛ اما در امور اختياري اگر انسان کار خوبی انجام دهد باید از خودش راضي باشد و اگر مرتکب کار بدي شد بايد از خودش ناراضي باشد و این ارتباطی به خدا ندارد! اين تصوری ساده‌انگارانه است. در فرهنگ دینی ما نیز رایج است که وقتی اتفاقی رخ می‌دهد که ما در آن نقشی نداریم مي‌گوييم: «این اتفاق، کار خدا بود.» اين اعتقادی غلط نيست و حقیقتا چنین پیش‌آمدهایی کار خداست، اما این فرهنگ باری منفي هم دارد و چنین القا می‌کند که کارهاي ديگر، کار خدا نيست! ولی هنگامی که به قرآن کریم و روایات شریف مراجعه مي‌کنيم درمی‌یابیم که آهنگ آن‌ها به گونه‌ای ديگر است و تأثير خدا را منحصر در اين امور غير اختياري نمي‌دانند. ازاين‌روست که بايد در این باره بحث کرد که واقعا نقش خدا در زندگي انسان چگونه نقشی است و کاري که به خدا نسبت می‌دهیم چگونه کاری است.

 

شناخت مبادی افعال الهی؛ مقدمه‌ای برای رضا

در روايات آمده است که چيزی در عالم واقع نمي‌شود مگر به سبب هفت چيز.۳ این بدان معناست که هرچیزی اتفاق می‌افتد هفت مبدأ دارد. تمام مبادی ذکر شده در اين روايت، به گونه‌ای به خدای متعال انتساب دارند. نخستین مبدأ علم خداست و هر چه در عالم واقع مي‌شود چه به اختيار ما باشد چه نباشد، خداوند پیش از وقوعش بدان علم دارد. اما به اين حد محدود نمي‌شود، بلکه هرآنچه واقع می‌شود علاوه بر این‌که خداوند بدان علم دارد به انجام آن نیز اذن می‌دهد و تا خدا اذن ندهد آن کار انجام نمي‌گيرد. حقیقت این است که وقتی درباره اذن الهی به آیات قرآن کریم مراجعه می‌کنیم  به معارف عجيبی برمي‌خوريم. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله؛۴ و هيچ نفسى جز به فرمان خدا نميرد.» بنابراین حتي اگر کسي اقدام به خودکشي کند بدون اذن خدا از دنیا نخواهد رفت. در این باره می‌توان گفت: بالاخره خدا مي‌تواند مانعی ایجاد کند که مانع اثر اسباب طبيعي شود. چنان‌که برخی اصلا در معنای اذن گفته‌اند: اذن به معنای ايجاد نکردن مانع است.

اما در آیاتی دیگر برخی کارها متوقف بر اذن الهی شده است که درک آن اندکی مشکل‌تر است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ؛۵ و هيچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا ايمان بياورد.» بنابراین اذن الهی یکی از مبادی تمام حوادثی است که واقع می‌شوند. البته درک نقش خداوند نه تنها در مرحله اذن بلکه در تمام مراحل حوادث کاری مشکل است. در مرحله علم بسیاری گمان می‌کنند که اگر بگوييم: خدای متعال همه چيز را مي‌داند لازمه‌اش جبر است، چراکه اگر خداوند همه حوادث را می‌داند قطعا واقع می‌شوند و ما انسان‌ها دیگر برای انجام کارهایمان اختیاری نداریم. اما در جای خودش تبیین شده است که حيثيت علم حيثيت کاشفيت است و اگر کاری اختياري انجام گیرد خداوند علم دارد که اختيارا تحقق پيدا می‌کند. خداوند به حوادث همان‌گونه که واقع می‌شوند علم دارد.

 

از تقدير الهي تا قضاي الهي

مسأله دیگری که قرآن کریم و به دنبال آن روایات مطرح می‌کنند مسأله تقدير است. تقدير به معنای اندازه‌گيري است. در روایات، تقدیر به هندسه و مهندسیِ امور تفسیر شده است (هِی الْهَنْدَسَة؛۶ آن (تقدیر) هندسه است). همه اين عالم با اين پديده‌هاي بي‌شمار دارای نقشه مهندسي است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى؛۷ و کسی که اندازه‌گیری کرد و هدایت نمود.» در کنار مفهوم اندازه‌گيري مفاهيم ديگري نیز مطرح خواهد شد. اندازه‌گیری زمان نیز نوعی اندازه‌گیری است که در آن مسأله «أجل» مطرح مي‌شود. أجل خود بر دو قسم است؛ أجل مشروط و أجل حتمي. خدای متعال تأکيد مي‌فرمايد که همه اندازه‌گیری‌ها اعم از آجال و غیره همه در ظرفی و عالمی خاص مکتوب است. اما چگونگی آن عالم و چگونگی این نوشتن فراتر از درک عقل ماست. در این مرحله مسأله کتاب مطرح مي‌شود (لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ‏ مُبين‏؛۸ هیچ تر و خشکی نیست مگر این‌که در کتابی روشن است).

همچنين این تقدیرات و اندازه‌گیری‌ها با اختیار خداوند صورت گرفته و خداوند در این امر مجبور نبوده است. از این‌رو در این مرحله مسأله مشيت مطرح مي‌شود. بدین معنا که هر امری که واقع می‌شود خداوند خواسته است وگرنه انجام نمی‌گرفت. قبول اين نکته اندکی مشکل‌تر از پذیرش اذن الهی است. مرحله اذن همين است که خداوند مانعی برای انجام فعل ایجاد نمی‌کند. اما در مرحله مشیت علاوه بر اين‌که اذن الهی وجود دارد خداوند مي‌خواهد که فعل انجام گيرد. پس از آن، مرحله اراده است و بالاخره وقتی خداوند اراده کرد جزء اخیر علت تامه فراهم می‌شود و کار حتمی شده، بر قضای الهی منطبق مي‌گردد (إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ؛۹ و چون به كارى حکم کند، فقط مى‏گويد: موجود باش! پس فوراً موجود مى‏شود). قضا به معنای گذراندن و کار را تمام کردن و رساندن کار به جزء اخير علت تامه است. بنابراین با فراهم شدن همه زمینه‌ها مرحله قضاي الهي فرامی‌رسد. همه آنچه که در این عالم وجود دارد مشمول قضای الهی هستند و همه، این مراحل را گذرانده‌اند.

بین این مفاهیم رابطه‌ای منطقي وجود دارد و تقدم و تأخر بین آن‌ها تقدم و تأخر رتبي است. البته همه ما مي‌دانيم که خدا نمي‌نشيند ابتدا فکر کند و بسنجد و بعد نقشه بکشد. اين مراحل و مراتب، مراتبي است که عقل براي کار در نظر مي‌گيرد. خدا زمان ندارد و احتياج به فکر کردن هم ندارد. اين‌گونه نیست که ابتدا نسبت به چیزی اراده ندارد و بعد اراده در او پدید می‌آيد (لَمْ تَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالا)۱۰. اما عقل ما براي فهم، راهی جز اين ندارد. ما بايد به حسب اين مراتب عقلي، کار خدا را درک کنيم وگرنه چيزي نمي‌فهميم و نمي‌توانيم نسبتي به خدا بدهيم. ولی هر اندازه که معرفت‌مان بيشتر شود تفاوت کار خدا را با کار خودمان بهتر درک می‌کنیم. بسياري از ما گمان مي‌کنيم که خدا مانند ما ابتدا چيزي به ذهنش مي‌آيد و اگر از آن خوشش بیاید به آن ميل پيدا مي‌کند و آن را اراده مي‌کند. گاهي گمان می‌کنیم که ما در اراده خدا اثر مي‌گذاريم و با اصرار خود اراده او را تغییر می‌دهیم! اما باید اين حقیقت را درک کنیم که اين‌ها نقاشي‌هاي ذهني و به تعبیر دیگر مراتب عقلي است وگرنه در عالم واقع خدا احتياجي به گذر زمان و پدید آمدن حالات مختلف ندارد.

 

مراحل رسیدن به مقام رضا

اکنون با توجه به تعبیری که در روایت معراج آمده (الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ) این سؤال مطرح مي‌شود که واقعا خدا چه چيزهايي را قسمت کرده که باید بدان راضی بود؟ ما برای درک این حقیقت باید از دو جهت سير تدريجي داشته باشيم؛ از يک طرف باید مراحلی را که در روایات برای افعال الهی ذکر شده درک کنیم و بپذیریم. بدین معنا که بدانیم خداوند به تمام آنچه در هستی هست و پدید می‌آید علم دارد، اجازه داده که در ملک او واقع شوند، خواست و اراده او بدان‌ها تعلق گرفته است، و مشمول تقدير و قضای او هستند. هر قدر معرفت انسان بيشتر شود بهتر مي‌تواند این حقیقت را باور کند. البته نباید فراموش کرد که کنه و عمق مطلب را به اين آساني نمي‌توانيم بفهميم تا چه رسد به اين‌که به خوبی باور کنيم و عمل‌مان را بر طبق آن تنظیم کنیم. باید ابتدا از لایه‌های سطحي شروع کرد و رفته‌رفته با دقت و ممارست و طلب یاری از خداوند و توسل به اولیای او به لايه‌هاي زيرين مطلب برسيم. البته هر کجا که دیدیم عقل ما از درک آن ناتوان است بايد توقف کنيم و بگوييم هر چه خدا و پيغمبر فرموده‌اند درست است.

از طرف دیگر براي درک عینی قسمت الهی و رضایت به آن، و پیاده کردن آن به صورت عملی در زندگی باید ابتدا از حوادثی شروع کنیم که خودمان هيچ اختياري در پدید آمدن آن‌ها نداريم و تلاش کنیم از وقوع آن‌ها راضی باشیم و بعد به تدريج این رضایت را به امور دیگر سرايت دهيم و مراتب توحید افعالی را بشناسیم و باور کنیم. اما چگونه می‌توان از حوادثی راضی بود که اراده ما در آن‌ها دخیل نیست و حوادثی تلخ و دردناک هستند مانند زلزله شدیدی که گاه هزاران نفر را هلاک یا آواره می‌کند؟ گاه در این حوادث ما نیز متضرر می‌شویم و گاه ضرر آن‌ها متوجه ديگران می‌شود و ما شاهد سختی و رنج آن‌ها هستیم و از این بابت غصه مي‌خوريم. به راستی وظیفه ما در این هنگامه‌ها چیست؟

 

ابعاد حوادث دنیا

نکته‌ای که به عنوان مقدمه بايد بدان توجه داشته باشيم تا این مسأله برايمان حل شود اين است که حوادث حيثيت‌هاي مختلفی دارند و انسان به گونه‌ای خلق شده است که می‌تواند از يک حادثه خاص، از يک جهت راضي و از جهتی دیگر ناراضي باشد. بیماری که باید عضوی از بدن او را جراحی کنند، از آن جهت که اين کار موجب بازگشت سلامتي به او مي‌شود بدان راضی است، اما در عين حال به خاطر دردناک بودن، زمان‌بر بودن، و مخارج آن برای او ناراحت‌کننده است. با این‌که این یک حادثه است اما انسان در برابر آن دو واکنش و دو انفعال دارد. حوادث ناگواری که اتفاق می‌افتند از اين جهت که موجب مي‌شوند انسان‌هايي بي‌گناه دچار سختي‌ها و گرفتاري‌‌هايي شوند رنج‌آورند. انسان باید بسیار بی‌عاطفه باشد که جراحت و آوارگی کودکان معصوم را ببینند و بی‌اعتنا از کنار آن بگذرد. اما جهت دیگر این حوادث آن است که اين تلخي‌‌ها همراه با شيريني‌هاي فراوانی هستند. مصیبت‌ها و مشکلات دنیا هر چند سخت باشند موقت و محدود به چند روز یا چند سال هستند و خداوند به کسانی که به چنین مصائبی دچار می‌شوند پاداش‌‌هاي بسیاری خواهد داد که تا ابد ادامه دارد. در روايات آمده است کساني که در اين دنيا به مصيبت‌ها گرفتار می‌شوند هنگامی که ثواب‌هاي آخرتی آن مصائب را مي‌بينند آرزو مي‌کنند ‌اي کاش همه عمر با مصيبت دست به گریبان بودند. با این نگاه و این ایمان ممکن است انسان در حادثه‌ای حتی اشک بریزد اما در عین حال به خاطر ثواب‌های آخرتی خشنود باشد. البته انسان‌هایی که دلشان از عشق خداوند لبریز است همه حوادث را به خاطر این‌که از دوست می‌رسد خوش می‌دارند.

 

نظام احسن؛ تابلوی زیبایی با رنگ‌های گوناگون

نکته دیگری که از آموزه‌هاي اسلام استفاده می‌شود و با براهين عقلي هم قابل تبيين است اين است که مجموع اين عالم با همه عظمت و کثرت‌ و تنوع موجودات آن، همچون تابلوي بزرگ واحدي است که از ترکیب رنگ‌های مختلف شکل گرفته است. زيبايي اين تابلو به داشتن رنگ‌های گوناگون است. سخت‌ترين و ناگوارترین حادثه‌ای که ما در عالم سراغ داريم داستان کربلاست. اما همين حادثه را در مجموع که نگاه کنیم می‌بینیم منشأ خیرات و برکات فراوانی شده است. هنگامی که از جهت عاطفی به این حادثه می‌نگریم اشک انسان جاري مي‌شود اما در همان حال با نگاه به آثار و برکات آن مي‌گوييم: «اللَّهُمَّ لَكَ‏ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ‏ عَلَى مُصَابِهِم‏؛۱۱ بار خدايا! تو را ستايش مى‏كنيم ستايش سپاس‏گزاران بر مصيبت‌های آنان.» اين دو نگاه قابل جمع هستند.

ما گمان مي‌کنيم انسان از یک حادثه یا راضی است یا ناراضی. اما حقیقت این است که روح انسان لايه‌هاي مختلفی دارد و می‌تواند در يک لايه خوشحال و در لايه‌ای دیگر غمگين باشد. ممکن است انسان اشک بریزد اما از اشک‌ريختن لذت هم ببرد. پس حوادث تلخ دنیا می‌تواند با نگاهی واقع‌بينانه، حق‌بينانه و زيباشناسانه به خاطر ارتباطي که با ساير پديده‌ها دارند و در مجموع يک تابلو بسيار زيبايي را خلق مي‌کنند زيبا و خير باشند، به گونه‌ای که از آن زيباتر امکان ندارد. به تعبیر اهل معقول، عالم هستی نظام احسن است. بدین معنا که اگر مجموع عالم و روابطي را که اجزای آن با همديگر دارند در نظر بگیریم تابلوی زیبایی را خواهیم دید که زيباتر از آن امکان ندارد. پس صرف‌نظر از پاداش‌هاي اخروي هم می‌توان دنیا را زیبا دید و بدان راضي بود. اين نقص ماست که فقط عيب‌ها را مي‌بينيم و تنها به رنگ‌های تیره این تابلو نگاه می‌کنیم. رنگ‌های تیره این تابلو را بايد همراه سایر رنگ‌های آن دید تا زیبایی آن را درک کرد.

در روايات آمده است که پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله در هیچ حادثه‌ای نفرمود: ای کاش طور دیگری اتفاق می‌افتاد.۱۲ چراکه او اين نگرش را داشت و مي‌ديد که هر چيزي سر جاي خودش واقع شده است. البته چنانچه گفتیم روح انسان لایه‌های گوناگونی دارد و توجه به جهتی خاص از یک حادثه ممکن است باعث دلسوزی و اشک ریختن او شود. ازاین‌رو می‌بینیم پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در وفات فرزندشان حضرت ابراهيم گريه می‌کنند و وقتی از ایشان در این باره سؤال می‌شود می‌فرماید: دل مي‌سوزد و اشک جاري مي‌شود اما چيزي نمي‌گويم که خدا ناراضي باشد.۱۳ انسان همان‌گونه که از گرسنگي، درد جسمی و … رنج مي‌برد، از درد عاطفی‌ هم رنج مي‌برد. اما در عین حال می‌تواند راضي هم باشد و نگرانی نداشته باشد. پس بدین جهت که حوادث حيثيت‌های گوناگونی دارند نگاه ما بايد نگاهی کل‌نگر نسبت به عالم باشد و دست خدا را در همه جا ببينيم تا نسبت به نظام هستي حالت رضا داشته باشيم.

وصلی‌الله‌علي‌محمدوآله‌‌الطاهرين.

۱۵۸۰-گارگاه پانزدهم تربیت نفس – اخلاق جمع مدار+ محبت حقیقی تفرقه سوز

۱۱تیر

۱۵۵۵-کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

۲۶اردیبهشت

کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

از تاریخ ۹۶/۲/۲۶ لغایت ۹۶/۴/۷

حقاً، برحق، ناحق، به‌حق، به‌ناحق، ذی‌حق، ذوحق، حق‌شناسی، حق‌پو، حق‌یابی، حق‌دار، حق‌پناه، حق‌بین، حق‌دوست، حق‌اندیش، حق‌به‌جانب، حق‌پوشی؛ حق‌تعالی، حق‌جویی، حق‌شکنی، حق‌کشی، حق‌گویی، حق‌گزاری، حق‌گستر، حق‌ناشناسی، حق‌نیوش، حقیقت‌بین، حقیقت‌شناس، حقیقت‌یاب، حقیقت‌طلب، حقوق‌بگیر، آل حق، اهل حق، حجةالحق، حصحص‌الحق، ظهیرالحق، ظل حق، عبدالحق، لسان‌الحق، مختار حق، مرغ حق، ناصرالحق، ناصر للحق، نامحق، نامستحق

حق، مصدر و به معناى وجوب و ثبوت است و البته، معمولا به معناى وصفى يعنى واجب و ثابت‏به كار مى‏رود. هنگامى كه مى‏گوييم: «حق الامر» يعنى آن امر واجب و ثابت‏شد و هنگامى كه مى‏گوييم: «حق لك و يحق لك و حق عليك ان تفعله‏»، يعنى انجام آن فعل بر تو واجب گرديد. (۱)
طبرسى مى‏گويد: «الحق وقوع الشي‏ء في موضعه الذي هو له، فاذا اعتقد شي‏ء بضرورة او حجة فهو حق; لانه وقع موقعه الذي هو له و عكسه الباطل‏» (۲) ;حق عبارت است از وقوع شيى‏ء در جايگاه خودش. هرگاه به سبب هدايت‏يا برهان، اعتقاد به چيزى پيدا شود، حق است ;چرا كه در جايگاه خود واقع شده و ضدآن، باطل است.
مرحوم خواجه طوسى در ذيل كلامى از شيخ الرئيس درباره حق، مى‏فرمايد: «الحق‏هيهنا اسم فاعل في صيغة المصدر كالعدل والمراد به ذو الحقيقة وهوبمعنى المصدر يدل بالاشتراك على معان‏» (۳) ; حق در اين جا ما نند عدل اسم فاعل در صيغه مصدر است و مقصود از آن، صاحب حقيقت است و به اشتراك (لفظى) بر چند معنى دلالت دارد.
پس در اين كه معناى اصلى حق، ثبوت است، گفتگويى نيست و اما اين كه خواجه آن را مشترك لفظى مى‏داند، مربوط است‏ به معناى اصطلاحى

۱۰۵۵۲- کارگاه سیزدهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیت های منطقی با حضور عقل سلیم + محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری

۱۴فروردین

۱۰۵۰۰– کارگاه تربیت نفس جلسه دوازدهم خود خواهی نزولی+ محبت به فقر کهنه، خود خواهی

۳۰بهمن

۱۰۴۱۷- کارگاه تربیت نفس جلسه یازدهم زهد نسبت به دنیا+ محبت زاهدانه چیست؟

۲۱دی

کارگاه تربیت نفس: از تاریخ ۹۵/۷/۲۹ الی۹۵/۹/۱۱

امام علی علیه السلام :

اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛

زشت ترین راستگویى، تعریف انسان از خودش مى باشد.۱۰۷۰-گارکاه نهم تربیت نفس+ محبت به خود ستایی

غررالحكم: ج۲، ص۳۸۸، ح۲۹۴۲

۹۸۰-کارگاه هشتم تربیت نفس پیرامون قبض و بسط نفس آدمی+ محبت بسطی و قبضی

۱۶ شهریور

۸۸۰- کارگاه هفتم تربیت نفس آنچه خداوند بخواهد+ محبت به آنچه پیش آمده، پیش خواهد آمد

۰۲ مرداد

کارگاه    از ۵//۵/۹۵ الی ۱۵/۶/۹۵

بَکير بن اَعيَن نيز مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: علم و مشيت خداوند با هم فرق دارند يا يک چيزند؟ حضرت فرمودند: اَلعِلمُ لَيسَ هُوَ المَشيئَةُ اَلا تَري اِنَّکَ تَقول: سَأَفعَلُ کَذا اِن شاء‌َاللهُ وَ لا تَقولُ سَأَفعَلَ کَذا اِن عِلمَ اللهُ …”[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (علم غير از مشيّت است. مگر نمي‌بيني که خودت مي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بخواهد و نمي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بداند. پس اينکه مي‌گويي اگر خداوند بخواهد، دليل اين است که خداوند نخواسته و چون خواست آنچه را خواست به گونه‌اي که خواسته واقع شود، پس علم خداوند پيش از مشيّت اوست.

عاصم بن حُمَيد مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: آيا خداوند هميشه مُريد (اراده‌کننده) است؟ حضرت فرمودند: اِنَّ المُريدَ لايَکونُ اِلاّ لِمُرادٍ مَعَهُ لَم يَزَل عالِماً قادِراً ثمَّ اَرادَ[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (مريد نيست مگر با بودن مراد (اراده‌شده با او، خداوند هميشه عالم و قادر است و سپس اراده کرده است.

دوره کارگاه اول تربیت نفس از قرآن و احادیث اهل البیت علیهم السلام:

«آغاز تمرین تربیت نفس از کلمه قصار ۱۷۸نهج البلاغه»

۱۰/۸/۹۴لغایت ۲۰/۹/۹۴

امام على علیه السلام: اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۸)

۱۶۰ دروه کارگاه  دوم تربیت نفس را با حدیث حضرت امام هشتم علیه السلام آغاز می کنیم تا حکمت ۱۷۸نهج البلاغه رابچشیم.

شروع ثبت نام:۲۰/۹/۹۴لغایت۳۰/۱۰/۹۴

ويژگيهاى دهگانه عاقل از حضرت امام الرضا علیه السلام

دوره دوم ۴۰ روز جدید تربیت نفس از حدیث امام هشتم علیه آلاف التحیه و الثناء

لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهره. الفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ـ از او اميد خير باشد.+بیش از ۵۰ درصد موفق بودم الحمدلله
۲ـ از بدى او در امان باشند.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغقرالله
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.+بیش از ۶۰درصد موفق بودم الحمدلله
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.+بیش از ۹۰درصد موفق بودم الحمدلله
۷ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۸ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغفرالله
۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استعفرالله

۳۱۹-آغاز دروده سوم با حدیث تکبر درمانی امام هفتم علیه السلام:

 

۲۰۲۳-نقش جهان بینی مادران در چرخش تربیتی فرزندان + نقش محبت حقیقی مادران درتربیت حقیقی فرزندان

۲۸ اسفند
شناسه خبر : ۱۰۵۲۶
تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۲/۲۷ ۱۱:۴۵
 نقش جهان بینی مادران در چرخش تربیتی فرزندان

در نشست مبانی تربیتی سند تحول ازنگاه شهدا مطرح شد؛

نقش جهان بینی مادران در چرخش تربیتی فرزندان

پانزدهمین نشست از سلسله نشست های تخصصی مبانی پنج گانه تربیت در سند تحول بنیادین و معارف قرآنی در وصیت نامه شهدا با حضور بانوان فرهیخته فرهنگی در نمازخانه خواهران ساختمان مركزي وزارت آموزش و پرورش برگزر گردید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیر خانه ستاد همکاری ها ،حجت الاسلام درودی در این نشست گفت ؛زیر ساخت های مبانی نظری نظام مقدس جمهوری اسلامی سخت به آموزه های مکلوتی محتاج  است.

*حرفهای تحول آفرین همسران شهدا

معاون امو استانهای دبیرخانه ستادهمکاریها گفت؛ شهدا حرفهای تحول آفرینی  در عرصه خانواده برای تشکیل جامعه صالح از خود به یادگار گذاشته اند.

وی با اشاره به  وصیت نامه ، فهیمه باباییان پور همسر شهید گفت؛در حالات این بانوی محترم  آمده است ،ایشان شرط  رضایت خود را بر ای ازدواج ، جاری شدن خطبه عقد توسط امام راحل (ره) و دعای برای شهادت عروس و داماد اعلام  نمودند.

سخنران این نشست گفت؛ نگاه آرمان گرایانه این بانوی با فضیلت حاوی این پیام است ،اگر تربیت آخرت محور باشد به هیچ عنوان آسیب های ویرانگراجتماعی و پدیده شوم  طلاق و جدایی زوج های به وجود نیامده  و بازار فساد درفضای مجازی و حقیقی تا این اندازه سیل  بنیان کن نخواهد شد.

*تربیت آخرت محور چالشها را به فرصت تبدیل می کند 

حجت الاسلام درودی یاد آوررشد ؛ تحقق كامل رسالت دين اسلام، علاوه بررشد همه جانبه ارزش های دينی، مستلزم پيشرفت متوازن و همه جانبه ،جامعه صالح است و  اگر رویکرد تربیت، آخرت مدار باشد، حجم بزرگی از چالش های اجتماعی به فرصت ها تبدیل می گردد.

حجت الاسلام درودی درادامه یکی ازدلایل  فضای نا آرام  برخی خانواده ها را رویکرد فرد محور و نگاه مادی دانست و گفت؛ اگر سبک تربیت شهدا را در دستور کار زندگی خود داشتیم، مقوله ازدواج و تشریفات آن برای خوش آمد دیگران  و فخر فروشی پایه ریزی نمی شد که باید با تلخ کلامی اذعان کنیم ،متاسفانه هم اکنون شاهد بالا رفتن سن ازدواج تا مرز ۴۰ سال هستیم .

*تقوا ،چرخشی  تحول آفرین برای تربیت نسلی پاک 

وی گفت ؛در سند تحول می خوانیم، یکی از چرخش های تحول ” از کنترل بیرونی و ایجاد محدویت به خویشتن بانی، (تقوا) ارزش مداری عقلانی مسئولیت پذیری” است، براین اساس راهکار نجات خانواده بعنوان پایه برای رسیدن به جامعه صالح باید در ستور کار برنامه ریزان فرهنگی و آموزشی قرار گیرد.

معاون امور استانهای ستاد همکاری ها یاد آور شد؛، خانم باباییان پور بعد از شهادت همسرش آرمان او را با تشکیل خانوده صالح مطابق با  دستورات اهل بیت علیم السلام ادامه داد و درس صالح بودن را به بانوان سرزمین خود  ابلاغ نمود.

وی گفت؛ سند تحول با الهام از وصیت نامه شهدا در صفحه ۲۲۳ سند. (بند۷-۴-۱)  به ما گوشزد می کند “نهاد خانواده، که نقش غير قابل انکاری در تربيت برعهده دارد، يکي از نهادهای بنيادی جامعه به شمار می آيد”.

*نسخه شفا بخش سند تحول برای تربیت 

حجت الاسلام درودی افزود ؛ یکی از دلائل اصرار رهبر فرزانه انقلاب  برای عملیاتی شدن سند تحول این است که این سند وزین در ایده پردازی، دارویی را کشف نموده که بر آمده از آموزه های وحیانی وسیره معصومین علیهم السلام  بوده  و آرامش ماندگار را در دوره های مختلف زندگی به انسان هدیه می کند.

معاون امور استانهای دبیرخانه ستاد همکاریها  عنوان نمود؛ یکی از راههای تربیت نیروی انسانی در تراز آموزه های قرآنی و ارزش های انقلاب اسلامی ،خود ارزیابی است که خانم فهیمه باباییان پور در وصیت نامه خود ؛خواسته قلبی خود را چنین ابراز می کند “دلم می خواهد ای آنان که گوش شنوایی برای سخنان حقیر دارید سعی کنید به حساب هر روزتان در شب برسید و علاوه برامید  به خدا خوف از عذابش هم داشته باشید.” این همان چیزی است که در سند تحول بنیادین تحت عنوان خود ارزیابی در صفحه ۱۲۶ (بند۵-۳-۶-۱) آمده است .

فهمیه بابائیان‌پور که بود 

او در فروردین ١٣٤٣ به دنیا آمد و در هفتم فروردین ١٣٦٧ در حادثه‌ای ناگهانی درگذشت.

شهید غلامرضا صادق زاده هم که مشغول پاکسازی مین های به جا مانده در خرمشهر پس از آزادسازی این شهر بود، بر اثر انفجار این مین ها به شهادت رسید. غلامرضا پس از عملیات بیت المقدس و در اواخر خردادماه ۶۱ برای آخرین بار به تهران آمد و فهیمه به خاطر خوابی که در همان روزها دیده بود، اطمینان داشت که پس از این همسرش را نخواهد دید.

پس از انفجار، تنها چیزی که در میان پیکر متلاشی غلامرضا به چشم می خورد، حلقه ازدواجش بود که رویش نوشته شده بود: تنها ره سعادت/ ایمان، جهاد، شهادت…

 

آخرین اخبار

تلاش کنیم در فصل بهار از قافله عقب نمانیم

انتشار نسخه الکترونیکی ستاد همکاری ها در آیینه رسانه ها «ویژه اسفندماه»

نقش جهان بینی مادران در چرخش تربیتی فرزندان

از سال آینده هرماه روند اقامه نماز در مدارس توسط وزارتخانه رصد و پایش می شود

نیم نگاهی به نقطه نظرات معاونین ستادی آموزش و پرورش پیرامون همکاری با حوزه علمیه

کارگاه توانمند سازی روحانیون آموزش و پرورشی در تبریز بر گزار شد

خیز بلند ستاد همکاری ها برای تحقق سند تحول بنیادین /گزارشی از عملکرد دبیر خانه ستاد در سال ۹۶

فعالیت ۲۰ هزار روحانی برای اقامه نماز جماعت در مدارس کشور

مصداق های عملی حیات طیبه در سیره و منش شهدا

اهتمام به سند تحول ؛ لازمه تحقق برنامه های فرهنگی آموزش و پرورش

آمادگی مهارت افزایی ۵ هزار روحانی شاغل در آموزش و پرورش را داریم

از دل نگرانی های مقام معظم رهبری برای آسیب های اجتماعی تا مصوبه ای که حال تعلیم و تربیت را خوب می کند.

توسعه اخلاق دینی رسالت مهم حوزه در فضای آموزش و پرورش است

در قاب دوربین / تصاویری از حضور وزیر آموزش و پرورش در حرم حضرت معصومه و دبیرخانه ستاد همکاری ها

حرکت بر مبنای تحول نیاز به نقشه جامع و برنامه ریزی دارد

وزیر آموزش و پرورش با آیت الله العظمی جوادی آملی دیدار و گفت وگو کرد

برای تحقق سند تحول نیازمند فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی هستیم

راه تحول بنیادین در آموزش و پرورش تربیت معلم دینمدار است

در قاب تصویر/سومین نشست فصلی ستاد همکاری های حوزه های علمیه و آموزش و پرورش

طرح ۵ساله تعامل بیشتر حوزه و آموزش و پرورش در ستاد همکاری ها مصوب شود