RSS
 

۲۰۵۳- تشیع چگونه پدید آمد.؟ رابطه محبت حقیقی با مذهب تشیع و اهل تسنن

۳۱ خرداد

مکتب شیعه از چه زمانی بوجود آمد؟

تاریخ انتشار : ۱۳۸۵/۴/۱۰

بازدید : ۱۶۰۵۹

منبع: پایگاه حوزه
سوال

مکتب شیعه از چه زمانی بوجود آمد؟

پاسخ

شیعه یعنی پیرو و در اصطلاح تاریخ اسلام به کسانی گفته می شود که جانشینی پیغمبر اکرم (ص) را حق اختصاصی خانواده رسالت می دانند و در معارف اسلامی پیرو مکتب اهلبیت می باشند و از طریق نص و وصیت پیغمبر (ص) قائل به امامت علی بن ابی طالب می باشند و معتقدند که امامت از فرزندان او خارج نشده است و می گویند : پیشوائی مسلمین امری نیست که مربوط به اجماع امت باشد و نیز امری مهمل نمی باشد که رسول گرامی اسلام درباره اش وصیتی نکرده و به فرد مورد اعتماد خود واگذار ننموده باشد . آنان ثبوت عصمت ائمه از کبائر و صغائر و تولی و تبری قولا و عملا را واجب می دانند جز در حال تقیه [۱]

تسمیه پیروان این مکتب به شیعه را در همان زمان پیغمبر (ص) باید دانست و آغاز پیدایش این نام در آن عهد بوده، هر چند شهرت آن به قول ابن ندیم در عصر خلافت علی (ع) ظهور کرد و خود آن حضرت پیروان خویش را به این نام خواند .

 از اولین روزهای بعثت که پیغمبر (ص) به نص قرآن مأموریت یافت خویشان نزدیک خود را دعوت کند « وانذر عشیرتک الأقربین » صریحاً به ایشان فرمود : هر یک از شما به اجابت دعوت من سبقت گیرد، وزیر و جانشین و وصی من است . علی (ع) پیش از همه مبادرت نموده و اسلام را پذیرا شد و پیغمبر اکرم ایمان او را پذیرفت. این داستان به حدیث یوم الدّار معروف است که شیعه و سنّی آن را نقل نموده اند و خود علی (ع) در ذیل این حدیث می فرماید : من که از همه کوچکتر بودم عرض کردم : من وزیر تو می شوم ، پیغمبر دست به گردن من نهاد و فرمود : این شخص برادر و وصی و جانشین من می باشد، باید از او اطاعت نمائید، مردم می خندیدند و به ابوطالب می گفتند : تو را امر کرده که از پسرت اطاعت کنی [۲] .

پیغمبر (ص) در سال آخر عمر خود با تشریفاتی خاصّ و موقعیتی حساس علی را به ولایت بر مسلمین پس از خود  نصب نمود و مسلمان را به مشایعت و پیروی او امر نمود ، حدیثی که صد و ده صحابی و هشتاد و چهار تابعی آن را نقل نموده و به گفته مرحوم امینی بیست و شش کتاب از دو گروه سنی و شیعه در خصوص این حدیث تألیف شده است و خود علی (ع) در مواقف متعدده بدان احتجاج نمود، از جمله در واقعه شوری [۳] ، سال ۲۳ و در سال ۳۵ دوران خلافت خود در رحبه کوفه [۴]

و نیز استشهاد جمعی از صحابه به این حدیث در مناسبات متعدده و حتی عمر بن عبدالعزیز خلیفه اموی و مأمون عباسی [۵] .

بدیهی است که اینگونه امتیازات و امتیازات دیگری مانند:

– اختصاص دادن پیغمبر (ص) او را به برادری خویش

– و فرمایشاتی هم چون« انت منی بمنزلة هارون من موسی الّا انه لا نبی بعدی »

– و علاقه مفرطی که پیغمبر اکرم (ص) به علی نشان می داد، طبعاً عده ای از یاران پیغمبر را که شیفتگان فضیلت و حقیقت بودند، بر این می داشت که علی را دوست داشته و به دورش گرد آیند و از وی پیروی کنند، چنانکه گروهی را بر حسد و کینه آن حضرت تحریک می نمود .

گذشته از همه اینها نام « شیعه علی » و « شیعه اهل بیت » در سخنان پیغمبر اکرم (ص) بسیار دیده می شود .

در حدیث ام سلمه از رسول خدا ۰ص) آمده : « شیعة علی هم الفائزون یوم القیامة [۶] » ؛ پیروان علی تنها کسانی اند که در روز قیامت اهل نجاتند . این حدیث در جوامع حدیثی اهل سنت نیز نقل شده است [۷] .

جابر بن عبدالله انصاری می گوید : « به نزد رسول خدا (ص) بودم که علی از دور نمایان شد ، پیغمبر فرمود : سوگند به آن که جانم بدست او است ، این شخص و شیعیانش در قیامت رستگار خواهند بود » . ابن عباس می گوید : موقعی که آیه « انّ الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریّة » نازل شد ، پیغمبر به علی فرمود : مصداق این آیه تو و شیعیانت می باشد که در قیامت خوشنود خواهید بود ؛ و خدا هم از شما راضی است [۸] .

اصول عقاید شیعه عبارتند از اعتقاد به امامت دوازده امام که اول آنها علی بن ابیطالب می باشد و آخر آنها حضرت مهدی منتظر فرزند امام حسن عسکری که او زنده است و روزگاری به امر خدا ظهور می کند و به گسترش عدل و داد قیام می نماید . آنها امامت را از جانب خدا می دانند و امام را معصوم می شمارند و امامت را امتداد مقام رسالت می دانند ، شریعت اسلام را که از کتاب خدا و سنت پیغمبر اکرم روشن شده تا روز قیامت به اعتبار خود باقی و لا یتغیر می دانند و می گویند حکومت اسلامی و مقام پیشوائی مسلمین موظف است آن را بطور کامل اجرا نماید ، آری وی در شعاع شریعت می تواند به حسب مصلحت و با شوری تصمیماتی اتخاذ کند مانند این که جهاد واجب را در شرایط حاضر چگونه و با چه سلاح و کدام روز انجام دهد .

در احکام شریعت و اعمال فردی از عبادات و معاملات و احوال شخصیه؛ از کتاب و سنت ، و پس از انشعاب مذاهب در اواخر قرن اول و اوائل قرن دوم؛ از مذهب جعفری، پیروی می کنند که به تعبیر دیگر مذهب اهلبیت می باشد .

پس اصل مذهب تشیع و پایه آن پیروی از علی بن ابی طالب و فرزندان معصوم و منصوب من الله آنحضرت است هم از حیث عقیده و هم از حیث عمل هر چند فرق دیگری مانند زیدیه و غلاة و کیسانیه و واقفه به این نام موسومند ولی شیعه با خصوصیاتی که ذکر شد از اینها بیزار و اینها را فرق ضاله می داند [۹] .

مرحوم علامه طباطبائی (ره) در کتاب شیعه در اسلام می­فرماید:

آغاز پیدایش شیعه را که برای اولین بار به شیعه علی (ع ) ( اولین پیشوا ازپیشوایان اهل بیت (ع ) ) معروف شدند همان زمان حیات پیغمبر اکرم باید دانست و جریان ظهور و پیشرفت دعوت اسلامی در بیست و سه سال زمان بعثت موجبات زیادی در برداشت که طبعا پیدایش چنین جمعیتی را در میان یاران پیغمبر اکرم (ص ) [۱۰] ایجاب می کرد .

۱ – پیغمبر اکرم در اولین روزهای بعثت که بنص قرآن مأ موریت یافت که خویشان نزدیکتر خود را بدین خود دعوت کند [۱۱]   صریحا بایشان فرمود که هر یک از شما به اجابت من سبقت گیرد وزیر و جانشین و وصی من است ،علی علیه السلام پیش از همه مبادرت نموده؛ اسلام را پذیرفت و پیغمبر اکرم ایمان او را پذیرفت و وعده های خود را [۱۲]   تقبل نمود و عادتا محال است که رهبر نهضتی در اولین روز نهضت و قیام خود یکی از یاران نهضت را به سمت وزیری و جانشینی به بیگانگان معرفی کند ولی به یاران و دوستان سر تا پا فداکار خود نشناساند یا تنها او را باامتیاز وزیری و جانشینی بشناسد و بشناساند ولی در تمام دوره زندگی و دعوت خود ، او را از وظائف وزیری معزول و احترام مقام جانشینی او را نادیده گرفته و هیچگونه فرقی میان او و دیگران نگذارد .۲ – پیغمبر اکرم (ص ) بموجب چندین روایت مستفیض و متواترکه سنی و شیعه روایت کرده اند تصریح فرموده که علی علیه السلام [۱۳] در قول و فعل خود ، از خطا و معصیت مصون است هر سخنی که گوید و هر کاری که کند با دعوت دینی مطابقت کامل دارد و داناترین [۱۴] مردم است بمعارف و شرایع اسلام .

۳ – علی علیه السلام خدمات گرانبهائی انجام داده و فداکاریهای شگفت انگیزی کرده بود مانند خوابیدن در بستر پیغمبر اکرم در شب هجرت [۱۵] و فتوحاتی که در جنگهای بدر و احد و خندق و خیبر بدست وی صورت گرفته بود که اگر پای وی در یکی از این وقایع در میان نبود اسلام و اسلامیان بدست دشمنان حق ریشه کن شده بودند [۱۶] .

 ۴ – جریان غدیر خم که پیغمبر اکرم (ص ) در آنجا علی (ع ) را به ولایت عامه مردم نصب و معرفی کرده و او را مانند خود متولی قرار داده بود [۱۷] بدیهی است این امتیازات و فضائل اختصاصی دیگر که مورد اتفاق همگان بود [۱۸] و علاقه مفرطی [۱۹]   که پیغمبر اکرم به علی (ع ) داشت؛ طبعا عده ای از یاران پیغمبر اکرم را که شیفتگان فضیلت و حقیقت بودند بر این وا می داشت که علی (ع)را دوست داشته بدورش گرد آیند و از وی پیروی کنند چنانکه عده ای را بر حسد و کینه آنحضرت وا می داشت .

گذشته از همه اینها نام ( شیعه علی ) و ( شیعه اهل بیت ) در سخنان پیغمبر اکرم (ص ) بسیار دیده میشود [۲۰]

 


[۱] ملل و نحل شهرستانی

[۲] تاریخ طبری : ۲ / ۶۳ و تاریخ ابی الفداء : ۱ / ۱۱۶ و البدایه و النهایه : ۳ / ۳۹ و غایة المرام : ۳۲۰

[۳] اخطب الخطباء خوارزمی حنفی در مناقب ص ۲۱۷

[۴] ابن اثیر در اسد الغابه ج ۳ و ج ۵ و در الاصابه ج ۴

[۵] حافظ ابونعیم در حلیة الاولیاء و صاحب عقد الفرید : ۳ / ۲۴

[۶] مجمع البیان

[۷] قاموس قرآن

[۸] تفسیر درّ المنثور بقلم جلال الدین سیوطی از علمای اهل سنت : ۱ / ۳۷۹ و غایة المرام : ۳۲۶

[۹] معارف و معاریف

[۱۰] اولین اسمی که در زمان رسول خدا پیدا شد شیعه بود که سلمان و ابوذر و مقدادو عمار با این اسم مشهور شدند .حاضر العالم الاسلامی ج ۱ ص ۱۸۸ .

[۱۱] سوره شعراء آیه ۲۱۵ .

[۱۲] در ذیل این حدیث علی (ع ) می فرماید : من که از همه کوچکتر بودم عرض کردم :من وزیر تو می شوم پیغمبر دستش را بگردن من گذاشته، فرمود این شخص برادر و وصی وجانشین من می باشد، باید از او اطاعت نمائید مردم می خندیدند و به ابی طالب میگفتند : ترا امر کرد که از پسرت اطاعت کنی . تاریخ طبری ج ۲ ص ۶۳ تاریخ ابی الفداء ج ۱ ص ۱۱۶ .البدایة و النهایة ج ۳ ص ۳۹ غایة المرام ص ۳۲۰ .

[۱۳] ام سلمه می گوید : پیغمبر فرمود : علی همیشه با حق و قرآن است و حق و قرآن نیز همیشه با اوست و تا قیامت از هم جدا نخواهند شد .

این حدیث با ۱۵ طریق از عامه و ۱۱ طریق از خاصه نقل شده و ام سلمه و ابن عباس و ابوبکر و عائشه و علی (ع ) و ابو سعید خدری و ابو لیلی و ابو ایوب انصاری از راویان آن هستند .غایة المرام بحرانی ص ۵۳۹-۵۴۰ .پیغمبر فرمود : خدا علی را رحمت کند که همیشه حق با اوست .البدایة و النهایة ج ۷ ص ۳۶ .

[۱۴] پیغمبر فرمود : حکمت ده قسمت شده نه جزء آن بهره علی و یک جزء آن در میان تمام مردم قسمت شده است.( البدایة و النهایة ج ۷ ص ۳۵۹ )

[۱۵] هنگامیکه کفار مکه تصمیم گرفتند محمد (ص ) را بقتل رسانند و اطراف خانه اش را محاصره کردند پیغمبر (ص ) تصمیم گرفت بمدینه هجرت کند، به علی فرمود : آیا تو حاضری شب در بستر من بخوابی تا گمان برند من خوابیده ام و از تعقیب ایشان در امان باشم علی در آن وضع خطرناک این پیشنهاد را با آغوش باز پذیرفت .

[۱۶] تواریخ و جوامع حدیث .

[۱۷] حدیث غدیر از احادیث مسلمه میان سنی و شیعه می باشد و متجاوز از صد نفرصحابی با سندها و عبارتهای مختلف آنرا نقل نموده اند و در کتب عامه و خاصه ضبط شده برای تفصیل به کتاب غایة المرام ص ۷۹ و عبقات جلد غدیر و الغدیر مراجعه شود .

[۱۸] تاریخ یعقوبی ط نجف جلد ۲ ص ۱۳۷ و ۱۴۰ – تاریخ ابی الفداء ج ۱ ص ۱۵۶صحیح بخاری ج ۴ ص ۱۰۷ – مروج الذهب ج ۲ ص ۴۳۷ ابن ابی الحدید ج ۱ ص ۱۲۷ و ۱۶۱

[۱۹] صحیح مسلم ج ۱۵ ص ۱۷۶ صحیح بخاری ج ۴ ص ۲۰۷ مروج الذهب ج ۲ ص ۲۳ و ج ۲ص ۴۳۷ تاریخ ابی الفداء ج ۱ ص ۱۲۷ و ۱۸۱.

[۲۰] جابر می گوید : نزد پیغمبر بودیم که علی از دور نمایان شد پیغمبر فرمود : سوگند به کسی که جانم بدست اوست این شخص و شیعیانش در قیامت رستگار خواهندبود.

 ابن عباس می گوید : وقتی آیه : ( ان الذین آمنوا و علموا الصالحات اولئک هم خیر البریة ) نازل شد پیغمبر به علی فرمود : مصداق این آیه تو و شیعیانت میباشید که درقیامت خوشنود خواهید بودوخدا هم از شما راضی است این دو حدیث و چندین حدیث دیگر در کتاب الدر المنثور ج ۱ ص ۳۷۹ و غایة المرام ص ۳۲۶ آمده است.

……………………………………………………………………….

سوال:
میخواستم احادیث رو بررسی کنید آیا مورد تایید علما هست یا نه؟
دوما اینکه در مورد متن حدیث هم توضیح بدید تا بفهمم در چه شرایطی بوده و ائمه چرا این حرف رو زدند (توجیه عقلی)

فضل ابن مولی روایت است كه از امام صادق پرسیدم زنی را متعه نمودم و بعدا تحقیق نمودم كه زن شوهر داشته؛ امام فرمود متعه اشكالی ندارد؛چرا از ازدواج آن تحقیق به عمل آوردی نیازی به آن نبود(تهذیب شیخ طوسی ج۲ص۱۸۷)..

.از محمد ابن عبدالله اشعری روایت است از امام رضا پرسید شخصی با زنی متعه میكند و بعد سپس مشكوك میشود كه او شوهر دارد؛امام فرمودند نیازی به تحقیق و شك نیست و متغه او جایز است(سند قبلی)…

از حسن ابن ظریف روایت است نامه ای به امام رضا نوشتم كه نزدیك به ۳۰ سال است كه متعه نكردهام و به تازگی به زنی كه در محله ی ما فاجره و فاسق است علاقه مند شده ام آیه میتوانم با او متعه كنم امام فرمود بله شما با این كار سنتی را زنده و بدعتی را میمیرانید(وسائل ۱۴/۴۴۵)

 

 

پاسخ:

با سلام و عرض ادب
این بحث تنها منحصر به متعه نیست و در ازدواج دائم نیز مطرح است. در مورد روایت اول و دوم عرض می شود: روایات بدین مضمون متعددند و منحصر به یک یا دو روایت نیست، لذا در جمع بندی آنان، باید به بررسی(سندی، دلالی) همه روایات پرداخت که بحث مفصل فقهی است که جای آن در اینجا نیست. ولی به صورت خلاصه عرض می شود:

امام در تحریر الوسیله در ذیل (مساءله۲۲ ازعقد نکاح و احکام آن)می فرمایند:
ازدواج با زنى كه ادعاى بى شوهرى مى كند و احتمال راستگوئى او مى رود جائز است و تفحص لازم نيست ، حتى در مورديكه زن نامبرده سابقا شوهر داشته ادعا كند كه شوهرم طلاقم داده و يا مرده ، بله اگر زن در ادعايش متهم باشد نزديكتر به احتياط و بهتر آنست كه از حال او فحص شود، بنابراين اگر زنى شوهرش آنقدر از او غيبت كرده كه بكلى منقطع از او شده باشد معلوم نباشد مرده و يا زنده است در چنين وضعى اگر ادعاء كند كه من بدست آورده ام شوهرم از دنيا رفته و علم به اين معنا را از راه امارات و قرائن و اخباريكه رسيده بدست آورده ام جايز است با او ازدواج كند هر چند گفته او براى وى علم آور نباشد، براى وكيل هم جائز است كه عقد او را براى وى ببندد مگر در صورتيكه وكيل يقين نداشته باشد باينكه زن در دعويش دروغ مى گويد، لكن نزديكتر به احتياط عقد نكردن چنين زنى است مخصوصا در صورتى كه متهم باشد.

عنوان مسئله:
آيا سخن زن را درباره خودش كه مى‏ گويد من بى ‏مانع و بى شوهر هستم، مى‏ توان پذيرفت؟ امام (ره) صريحاً مى ‏فرمايد:
در جايى كه احتمال صدق بدهيم جايز است ولى اگر يقين به كذب داشتيم جايز نيست. در ادامه مرحوم امام (ره) اضافه مى‏كنند كه اگر زن در اين دعوى‏ متّهم باشد احتياط مستحب است كه فحص كنيم در ادامه دو نكته اضافه مى‏ كنند:
اگر زنى شوهرش غايب شود و زن بگويد از قراين يقين پيدا كردم كه شوهرم مرده است، اين ادّعا هم پذيرفته مى ‏شود. نكته ديگر اين كه وكيل هم مى ‏تواند به ادّعاى زن عمل كرده و صيغه عقدش را بخواند، اگرچه احتمال كذب موكّله را بدهد باز مى ‏تواند عقد را بخواند و مانعى ندارد و به عهده خود زن است. پس بحث در اين مسئله در مورد آزادى زن و تصديق او در ادّعايش مى ‏باشد.

اقوال علمای شیعه راجع به این بحث:
برخی در این مساله ادعای اجماع نموده اند. مرحوم آیت الله حكيم در مستمسك مى ‏فرمايد:«بلا اشكال ظاهر»[۱]، که ظاهر آن اين است كه لا خلاف هم هست.
بعضى از محشّين عروه در ذيل اين مسئله (مسئله هفتم از مسائل متفرقه عقد نكاح) تعبير «المشهور»، دارند و بعضى هم مثل مرحوم سبزوارى مى ‏فرمايد: للاصل و الاجماع.[۲]

مرحوم صاحب جواهر قائل به استحباب تحقیق در مساله فوق می باشند(چه زن در معرض اتهام باشد یا نباشد).
در بحث تفتیش و عدم تفتیش از حال زنی که قصد ازدواج موقت با او را دارد، چند روایت موجود است[۳] و منحصر به روایت محمد بن راشد نیست، منتهی برخی از جهت سند و برخی از لحاظ دلالت مشکلاتی دارند، که با انضمام به یکدیگر و عمل اصحاب برای اثبات مطلب(عدم فحص) کفایت می کنند.

سوال:آيا متّهمه و غير متّهمه فرق دارند؟
ایت الله مکارم شیرازی می فرمایند:مرحوم امام (ره) احتياط مستحب فرمودند ولى صاحب عروه احتياط وجوبى فرمود، انصاف اين است كه احتياط وجوبى اقرب است، چون چند روايت داشتيم كه در مورد متّهمه دستور فحص مى ‏داد، ودر برخی روایات نهی از عدم تحقیق بود[۴] که نهى نیز ظهور در حرمت دارد، كه حدّاقل آن احتياط وجوبى است.[۵]

در مورد روایت سوم[۶] عرض می شود: روایت ظاهراً مرسله است چون كشف الغمّه از كتاب دلايل عبد اللَّه بن جعفر حميرى كه ثقه است نقل مى‏ كند، ولى بين صاحب كشف الغمّه و صاحب كتاب دلايل فاصله است پس روايت مشكل سندى دارد. ولی به مضمون این روایت روایات دیگری موجود است که مشکل سندی آنرا برطرف می کند.(آنچه که روایت باید مورد توجه قرار داد جواب حضرت است که می فرماید با نکاح متعه سنت را احیا می کنی- زیرا عمر با اعتقادات جاهلی خود جلوی این سنت قطعی را گرفت و ائمه نیز از هر فرصتی برای احیای این سنت استفاده می کردند– اما بر حذر باش از نکاح با زن فاجره، که امام او را در این مورد نهی می فرمایند).

برداشت فقهی از روایات باب:
مرحوم حضرت امام(ره) در مساءله ۱۸ از ابواب عقد و احکام آن می فرمایند:
«زن زانيه را جايز است متعه بگيرند ولكن كراهت دارد مخصوصا اگر چنانچه فاحشه و معروفه به زنا باشد، و اگر كسى او را به عقد انقطاعى خود درآورد بايد او را از زنا دادن منع كند». واین فتوای مشهور فقهای شیعه است.

توضیح:در مسئله فوق سه قول میان فقها وجود دارد:
۱- قول مشهور: چنین ازدواجی جایز است ولی کراهت دارد.
۲- قول مرحوم صدوق در مقنع: این ازدواج حرام است.
۳- قول ابن برّاج: جواز مشروط و يا حرمت مشروط يعنى حرام است مگر در جايى كه زن را از فجور منع كند.

آیت الله مکارم شیرازی در درس خارج فقه در پایان جمع بندی این مساله فرمودند:
نكاح فاجره (ازدواج موقت با زنی که اهل زنا است وزنا دادن کار اوست)جايز نيست يا به عنوان فتوا يا به عنوان احتياط واجب، و منع كردن از فجور(که او را از زنا دادن بازدارد) و منع نكردن فائده‏اى ندارد، مگر اين كه منع دائم باشد(که زن دیگر دنبال فساد نباشد) كه در اين صورت زن تائبه است و موضوع عوض مى ‏شود. [۷].[۸]

موفق باشید.

——————————————————-

 

[۱].مستمسک عروة الوثقی، حکیم،ج ۱۴، ص ۴۳۲.
[۲]. مهذّب الاحكام، ج ۲۴، ص ۲۵۰.

[۳].
۱– «عن اسحاق بن عمّار، عن فضل مولى محمّد بن راشد، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال: قلت: إنّى تزوّجت امرأة متعة فوقع فى نفسى أنّ لها زوجاً ففتّشتُ عن ذلك فوجدت لها زوجاً، قال و لِمَ فتشت؟»روایت موثقه است و اين روايت به روشنى دلالت دارد كه تفتيش لازم نبوده و فرقى بين عقد منقطع و دائم نيست. وسائل الشیعه،ح ۳، باب ۱۰ از ابواب متعه.
۲- عن مهران بن محمّد، عن بعض اصحابنا(روایت مرسله است)عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال: قيل له: انّ فلاناً تزوّج امرأة متعة فقيل له: إنّ لها زوجاً فسألها فقال أبوعبد اللَّه عليه السلام: ولم سألها؟که این روایت مصدّقة است و قبول مى‏شود. ح ۴، باب ۱۰ از ابواب متعه.
۳- عن محمّد بن عبد اللَّه الاشعرى قال: قلت للرّضا عليه السلام: الرّجل يتزوّج بالمرأة فيقع فى قلبه أنّ لها زوجاً فقال: و ما عليه؟ أرأيت لو سألها البيّنة كان يجد من يشهد أن ليس لها زوج. اين روايت اختصاص به عقد منقطع ندارد اگرچه در باب متعه قرار داده شده است. ح ۵، باب ۱۰ از ابواب متعه.
۴- «عن عمر بن حنظلة قال: لأبى عبد اللَّه عليه السلام: انّى تزوّجت امرأة فسألت عنها(درباره او سؤال كردم)فقيل فيها، فقال: و أنت لِمَ سألت أيضاً ليس عليكم التفتيش. ح ۱، باب ۲۵ از ابواب عقد نكاح.
۵-« عن ابى مريم، عن أبى جعفر عليه السلام انّه سئل عن المتعة فقال: أن المتعة اليوم ليست كما كانت قبل اليوم إنهنّ كنّ يومئذٍ يؤمنّ و اليوم لا يؤمن فاسئلوا عنهنّ. » ح ۱، باب ۶ از ابواب متعه.
اگر «فاسئلوا عنهنّ» را دليل بر وجوب بگيريم نه استحباب، فى الجمله بر وجوب سؤال دلالت دارد كه در مورد متّهمه سؤال كنيد. امّا اگر متّهمه نباشد اين دليلى بر بحث ما مى‏شود.
۶- «الشيخ المفيد فى رسالة المتعة عن ابان بن تغلب‏(روایت مرسله است)عن أبى عبد اللَّه عليه السلام فى المرأة الحسناء ترى فى الطريق و لا يعرف أن تكون ذات بعل أو عاهرة فقال: ليس هذا عليك‏(تفتيش لازم نيست)إنّما عليك أن تصدّقها. مستدرك ج ۱۴، ح ۱، باب ۹ از ابواب متعه.
۷- «عن زرارة عن أبى جعفر عليه السلام قال: العدَّة و الحيض للنساء اذا ادّعت صدّقت‏ (اگر ادعا كند عدّه‏ام گذشته است قبول است) فى الجمله دلالت دارد. وسائل، ج ۱۵، ح ۱، باب ۲۴ از ابواب عده.

 

[۴]. و أمّا استحباب السؤال عن حالها فلرواية أبي مريم، عن الباقر (عليه السّلام) أنّه سئل عن المتعة؟ فقال: إنّ المتعة اليوم ليست كما كانت قبل اليوم، إنّهنّ كنّ يومئذ يؤمنّ و اليوم لا يؤمنّ، فاسألوا عنهن‏.
[۵]. كتاب النكاح ،ایت الله مکارم شیرازی، ج‏۱ ، ۱۴۴ .

[۶]. وسائل الشیعه، ج۱۴،ص۴۵۵.«علي بن عيسى في ( كشف الغمة ) نقلا من كتاب الدلائل لعبد الله بن جعفر الحميري ، عن الحسن بن ظريف قال : كتبت إلى أبي محمد عليه السلام قد تركت التمتع ثلاثين سنة ، ثم نشطت لذلك ، وكان في الحي امرأة وصفت لي بالجمال ، فمال قلبي إليها ، وكانت عاهرا لا تمنع يد لامس فكرهتها ، ثم قلت قد قال الأئمة عليهم السلام تمتع بالفاجرة فإنك تخرجها من حرام إلى حلال ، فكتبت إلى أبي محمد عليه السلام أشاوره في المتعة وقلت : أيجوز بعد هذه السنين أن أتمتع ؟ فكتب : إنما تحيى سنة وتميت بدعة فلا بأس ، وإياك وجارتك المعروفة بالعهر وإن حدثتك نفسك أن آبائي قالوا : تمتع بالفاجرة فإنك تخرجها من حرام إلى حلال ، فان هذه امرأة معروفة بالهتك وهي جارة وأخاف عليك استفاضة الخبر منها ، فتركتها ولم أتمتع بها ، وتمتع بها شاذان بن سعد رجل من إخواننا وجيراننا فاشتهر بها حتى علا أمره وصار إلى السلطان وغرم بسببها مالا نفيسا وأعاذني الله من ذلك ببركة سيدي».

[۷]. کتاب النکاح، ج۵،ص۹۰.
[۸]. البته نکته ای که باید بدان توجه داشت این است که در این مسائل باید فتوای مرجع تقلید خود را هم جویا شوید.

 

 

Tags:

ارسال دیدگاه