RSS
 

بایگانی برای مهر, ۱۳۹۷

۲۰۸۵-تحول در آموزش و پرورش به شرط حضور خانواده‌ها+ تولید محبت حقیقی از روز اول مدرسه

۲۸ مهر

معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس مطرح کرد تحول در آموزش و پرورش به شرط حضور خانواده‌ها/ ۸ راهکار برای اولویت‌سازی خانواده

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش برای اولویت‌سازی خانواده در نزد مسؤولان فرهنگی کشور پیشنهاداتی را ارائه کرد و گفت: اگر قرار است تحولی و تعالی رقم بخورد باید بستر حضور خانواده‌ها در ۶ زیر نظام سند تحول اولویت گذاری شود.

تحول در آموزش و پرورش به شرط حضور خانواده‌ها/ ۸ راهکار برای اولویت‌سازی خانواده

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش‌ و پرورش خبرگزاری فارس با طرح  این پرسش که «مشارکت والدین در عملیاتی شدن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با چه موانعی روبه‌رو است و چرا از این ظرفیت خانواده جهت اجرایی شدن سند تحول، اقدامی اساسی صورت نگرفته است؟»، اظهار کرد: برای پاسخ به این پرسش باید از هستی شناختی خانواده آغاز کنیم و قبل از آن نیاز است به اصطلاح  «پیوند انجمن اولیا و مربیان» که این روزها زیاد بر زبان‌ها رفت و آمد دارد، بپردازیم.

وی ادامه داد: ترکیب این اصطلاح با کلمه پیوند تخصصی و علمی نمی‌تواند باشد؛ چراکه پیوند در جایی استفاده می شود که یکی دیگری را تغذیه می‌کند و پایه و مادر واقع می‌گردد. نظر کارشناسنانه می‌گوید به جای این اصطلاح مشهور از «همسویی انجمن اولیا و مربیان» باید مدد گرفت، چرا که کار انجمن تعاملی و تبادلی است.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با بیان اینکه ارتباط دو سویه خانواده و مدرسه که در مبانی سند تحول با استنباط کثیری از آیات و روایات چاره اندیشی شده است، می‌تواند تربیت قرآنی را بر سر میز زندگی دانش‌آموزان حاضر کند و از تشکیل انجمن‌های بی اثر یا کم اثر جلوگیری کند، افزود: در برخی کشورها یا انجمن اولیا و مربیان وجود ندارد مانند هندوستان و یا اگر وجود دارد مانند امریکا و انگلستان حول مشاوره‌هایی می‌چرخد که این دانش‌آموزان برای سرمایه‌داران چه اندازه می‌تواند سود تولید کنند؛ چرا که از منبع وحی و مفسران معصوم آن محروم هستند.

وی ادامه داد: یکی از دلایل ناآرام سبک زندگی در کشور ما به دو گانگی در روش تشکیل خانواده بر می‌گردد و این نا آرامی و اضطراب عامل سبک زندگی دوگانه شده است که نه زندگی اسلامی را مؤمن هستیم و نه از زندگی غربی عاطفه ای برایمان مانده، واز همه مهم‌تر نیاز حقیقی بر طرف نشده است بلکه فرار از اخلاق را در‍ پی داشته است؛ به همین سبب  سبک زندگی اشرافی در میان برخی مسؤولین عذابی را برای اعضای خانواده آنها به بار نشانده که آنها را از دنیا و آخرت محروم و منفور کرده است چرا که سبک زندگی دوطبقه، آنها را در تصمیم گیری ها متحیر و سرگردان کرده است.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: در میان شهروندان برخوردهایی را در سطح شهر و ادارات شاهد هستیم که از درون خانواده‌هایی خبر می‌دهد که ذهن آنها گاهی توسط ماهواره مهندسی شده و گاهی خانواده توسط مدرسه و محله و مسجد و مراسم ملی و مذهبی مدیریت شده است؛ با این دوگانگی‌ها و تضاد و تعارض هیچ راه تضمین شده‌ای به جز اصلاح شکلی و محتوایی انجمن اولیا و مربیان در مدارس سطح کشور نداریم.

وی افزود: چنان که می‌دانیم خانواده به طور طبیعی از دیدگاه حیات طیبه، مهم‌ترین نقش را برای بنیان‌سازی رشد و سعادت فرزندان و آینده شغلی و تعالی دانش‌آموزان برعهده دارد، لذا در دیدگاه اسلامی به این سبب جایگاه و منزلت خانواده در فرآیند تربیت تأکید وافر شده، و هم چنین آیات و احادیث پر تکرار با فراوانی بالا از اهمیت، وظایف تربیتی خانواده سخن می‌گوید.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اظهار کرد: هستی شناختی خانواده می‌گوید، افراد جامعه به ۳ روش تشکیل خانواده می‌دهند؛ صورت اول «به‌صورت سنتی یا همان تقلید رایج» و صورت دوم «به ظاهر با منطق قیاس و آمیخته با چاشنی تخیل» و صورت سوم  «به سبک قرآن محور» تشکیل زندگی می دهند. با توجه به این ۳ سبک، نقش والدین در مدارس و جامعه متفاوت خواهد بود.

وی ادامه داد: راهکار قرآن کریم در سوره مبارکه تحریم آیه ۶ عبارت است از «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَیْهَا مَلَائِکَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ»؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست، نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی‌کنند و آنچه را فرمان داده شده‌اند (به طور کامل) اجرا می‌نمایند!».

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اضافه کرد: قرآن کریم با ارائه الگو [از خود به دیگران و از خرد به کلان] سلامت و سعادت خانواده را تضمین کرده است؛ قرآن کریم با توجه روانشناسی اجتماع بشری دو سبک زندگی را ارائه می دهد؛ آراسته به زیور آرامش و یا در افتاده بر آتش؛ چرا که تئوری حفاظت از شخص بدون جامعه و متقابلا حمایت از جمع با ظلم بر فرد، اجتماعی را برپا می‌کند که زمینه حضور شیاطین در ترازوی قضاوت حق و تکلیف را در پی دارد و نیازهای عاطفی و آرامشی آنان را به سرقت می‌برد و با دادن پول درصدد تولید انسان صالح و شهروند در تراز آموزه‌های قرآنی و ارزش‌های انقلاب اسلامی و سقوط تکلیف بر می‌آیند.

وی افزود: از اقدامات سخیف و سخت شیاطین جنی و انسی، معرفی جهان هستی بدون پشتوانه آخرت و زیبا جلوه دادن زشتی های اعمال و رفتار ناپسند انسان است؛ جامعه‌ای که با فرمان و آرمان شیطان پایه‌ریزی می‌شود، حاکمانی را ایده آل معرفی می‌کند که خانواده را به لحاظ فکری و انگیزشی مکلف و موظف به سرنوشت تربیتی ندانسته و برای انجام تکالیف تربیتی و ایفای نقش آن در فرآیند تربیت فرزندان مشارکت والدین را مطیع و مفید نمی‌سازد؛ یعنی والدین را به شهودی نمی‌رسانند که بهشت و دوزخ آنان را در نوع تربیت فرزندان خود وجدان کنند و آنها را از حیوانات متمایز کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی توضیح داد: در مکتب مادی خانواده باید خود را فدای بقای دولت و رجال آن نماید نه اینکه دولت و کارگزاران حکومتی فدای خانواده شوند؛ با این شاخص غیر تخصصی و علمی دولت‌ها، رغبت و دقت در تربیت فرزندان جهت مشارکت با مدرسه پدید نمی‌آید، تا مدرسه را به عنوان خانواده دوم غیر منفک در زندگی آنان معرفی کند، بلکه نفاق و دورویی به عنوان یک سبک و روش برتر در محاورات اجتماعی، جایگاه صداقت و حکمت را اشغال می‌کنند.

وی افزود: باید با بصیرت به این مهم رسید که اکثر قریب به اتفاق خانواده‌ها مطمئنا آگاه از تقدم و تساوی حقوق پسران و دختران نیستند و دلیل بر آن، فرهنگ ازدواج جاهلی مدرن در جامعه ماست و هم چنین نوع فرزند آوری و تربیت آنها در مراکز مهد کودکهای موسیقی محور، نشان از آن می‌دهد که خانواده ها بدون برنامه در خرابه‌های مملو از گزندگان و درندگان ماهواره‌ها و فضای مجازی به ذبح فرزندان خود مشغولند و غافلند از اینکه آجرهای خانه سالمندان و یا سیم خادارهای زندان‌ها و دارالمجانین از کارخانه‌ای به نام فضای آزاد میان منزل و مدرسه تولید و توزیع می‌شود.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: این قاعده و قانون ثابت است که فرزندان و یا همسران در زیر یک سقف به نام خانواده نمی‌توانند از دو موضوع خواهش باطنی و نیازهای حیات همدیگر مطلع باشند؛ و اگر اطلاع هم یافتند در رفع آن باید از چه سبک و سیاقی پیروی کنند که یکی مرگ دیگری را تمنی نکند و در پی تصاحب امکانات همدیگر بر نیایند. آیا علائمی که امروز در سطح شهر  و روستا مشاهده می کنیم دال بر مشارکت خانواده با کادر مدارس دارد؟ برای نمونه آرایش‌های خفت بار و مقلدانه از شیاطین غرب و یا اینکه دخترکان و پسران نوجوانی که با آلات موسیقی که بر دوشان سوار شده و گاهی قد‌سازها برتر و بلندتر از آنهاست.

وی تصریح کرد: آیا فرزندانی که باید در وقت استراحت و ذخیره سازی عاطفه از کارخانه مهر و محبت والدین آواره خیابان‌ها و مجالس مملو از شهوت و بد آموزی است، قادر خواهند بود بر روی بنای مستحکمی ساخت وساز علمی و انسانی داشته باشند که با خون ۵ هزار معلم شهید و ۳۵ هزار دانش آموز به خون تپیده حاصل شده است، مراتب حیات طیبه یا همان آسایش بر آمده از درون آرامش ملک پاسبان را وجدان نماید که طمع شیاطین انسی و جنی را درهم بر هم کند و یا فرزندان و دانش‌آموزان تربیت نفس اماره‌شان را به گونه‌ای دریافت کرده باشند که در برابر زحمات طاقت فرسای زایمان مادران و عرق جبین پدران و گچ خوردن معلمان، مؤدب به آداب الله باشند و اهداف شوراها در مدارس و مجلس دانش آموزی را تعقیب کنند؛ یا باید مانند تربیت غربی که حیوان و انسان در یک تراز و طبابت و تغذیه می شوند، سر تسلیم فرو بیاورند و شهروندانی باشند که فضای جامعه را با شهوت و خشم مدرن و متمدن معرفی کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: یکی از دلایل بی توجهی و یا کم اهمیتی دولت‌ها برای بستر سازی مشارکت و معاضدت خانواده‌ها در تربیت فرزندان‌شان به سبک تولد آموزش و پرورش ایران بر می‌گردد؛ چرا که با تأسیس دارالفنون و حضور معلمان نروژی در ایران، مدرسه در مقابل منزل چینش شد؛ و برای شفافیت این موضوع می‌توان به داستان سفر شهید مطهری با اتوبوس به مشهد مقدس اشاره نمود که راننده به دلیل ممانعت پدرش از تحصیل در مدرسه ستمشاهی، مرحوم مطهری را به عنوان نماد ضد تحصیل در مدرسه و بی‌سواد شدنش مستلزم برخورد خشونت آمیز می یابد که شهید مطهری تحلیلی علمی در این موضوع دارند و این داستان می‌رساند که در قبل از انقلاب اسلامی منزلت و مأوایی برای حضور والدین جهت مشارکت در تربیت فرزندان وجود نداشت؛ به دلیل آنکه با معلم بی حجاب و مدیری مواجه می شدند که با شعار جدایی دین از زندگی بر آمده از فرهنگ برهنگی غرب باید تعامل می کردند و در روز ۴ آبان باید دختران خود را برای نمایش همگانی آماده می ساختند.

وی ادامه داد: یکی دیگر از دلایل بن بست‌های حضور مشارکتی والدین جهت تربیت دانش‌آموزان، به آثار جا مانده از مدیریت ۷۴ وزیر آموزش و پرورش در قبل از انقلاب اسلامی بر می‌گردد؛ چرا که آنان کسانی بودند که با آب و هوای فرهنگی جهان غرب گوشت و پوست خود را سفت و سخت نموده بودند؛ و هم چنین ضمیر ناخودآگاه و ذهن نیمه هشیار آنها خانواده ایرانی را در قد و قواره حضور در مدرسه نمی‌دانستند تا چه رسد بر اینکه یک میز مشارکتی برای تربیت دانش‌آموزان با حضور والدین داشته باشند.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه امروز در هستی شناختی خانواده می توان فریاد حمایت از کسانی که با رسوخ در کسوت مقدس معلمی مزدور فراماسونری های قدیم یا مدرن بوده اند را روان شناختی نمود که نشان آنان این است که خانواده را از جایگاه عظیم مدرسه و مشارکت های قرآنی امید دهنده، محروم و مأیوس می کنند، گفت: برای مثال تاختن به اسناد بالا دستی آموزش و پرورش بدون قرآئت حتی یکبار مطالب و مباحث آن یا فقط توجه به اقوال مغرضانه بیگانگان نمودن و زبان نحس آنان را بر خرمن دستاورد کشور عزیزمان سطله می دهند تا برای تخریب دستاوردهای ۴۰ ساله انقلاب اسلامی از قشر مورد اعتماد مردم نجیب ایران یعنی جامعه فرهنگیان یارگیری کنند.

وی اضافه کرد: تعریف خانواده در اسناد بالادستی آموزش و پرورش زیر بنای تربیت به صورت دو سویه برای مدرسه و منزل مهندسی شده است و غنا و قوت بر آمده از زندگی ۲۷ پیامبر در کتاب قرآن حکیم و عمر ۲۵۰ ساله نورانی تاریخ عترت، تمامی اسناد یونسکو و و سازمان‌های بین‌المللی و هم چنین کشورهای به ظاهر توسعه یافته را تحت الشعاع قرار می‌دهد، و سطح تشکیل خانواده در جوامع غربی برای قضاوت در اختیار همگان موجود است که چگونه در برابر مقام خانواده در دستورات اسلامی مچاله و چماله می‌شوند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اظهار کرد: یک نکته کلیدی که مانع حضور اولیای دانش آموزان و اعطای سهم تربیتی آنان در مدارس می‌شود، تفکراتی است که به صورت خواسته و ناخواسته بستر دولتی شدن آموزش بدون حق والدین را که در قبل از انقلاب اسلامی جریان داشته هم چنان در کشور را استمرار می بخشند؛ برای مثال باید به این مثلث توجه کنیم (میز کنفویسویس در یونسکو + میز یونسکو در دانشگاه فرهنگیان + میزتغییر پوشش در مدارس) برای موضوع بانشاط سازی مدارس و توسعه سبد شادی دانش‌آموزان آن هم از حلقوم برخی هنرپیشه‌هایی که از اسلام فقط آگاهی شنیداری دارند یا از منابع غیر تخصصی الهام گرفته و از بلندگوهای آن طرف آبی که با مبانی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش دشمن هستند، نظراتی را ارائه می دهند.

وی توضیح داد: برخی در این انتظارند که مبانی قرآنی و عترت سند تحول باید از آنها اجازه بگیرد تا از شادمانی عفت سیتز غربی و نشاط برده‌داری سپید آنان جا نماند. اینان هیچ توجه ندارند که بسیاری از غربی‌ها از حجاب ورزشکاران در صحنه‌های بین المللی و حضور زنان صاحب مدارک سطح عالی علمی ایران زمین، شادمانی و نشاطی را به جهان صادر کرده‌اند که همین آثار سبب شده  خشم و خیانت های رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی را با تمام قدرت به جنگ  مردم ایران کشانده که با حربه تحریم اقتصادی، نشاط و شادمانی در اسلام را به شک و شبهه و نفرت بکشاند، هم چنانکه دیدیم در مسابقات رزمی بانوان جهان، عفت دختر ایرانی را خلاف شادی و شادمانی و قوانین برهنگی و چراگاه مردان معرفی نمودند، و مانع حضور او برای مبارزه با حریفی که در خدمت نظام برده‌داری مدرن جنسی آنان بود، شدند.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: آیا تعریف و تطبیق روز معلم با شهادت راد مردی چون شهید مطهری که با نگارش کتاب مقام زن در اسلام که هنوز تازه و پر طراوت است و نظام خانواده و حقوق معلمان و خصوصا بانوان را حفظ و حراست نموده و می کند زیرکی زیبایی عقل را می رساند؛ یا اینکه روز معلم را با کشورهایی هم آهنگ نمود که معلم باید در راستای انواع تجارت‌های ماتریالستی خصوصا تجارت های ننگ آوری که از آوردن اسم آنها فطرت بشر خجالت دارد، همراه و همسو باشد؛ همان تجارت هایی که همسرداری و فرزند آوری را ضد عدالت و پررنگ نموده و می‌کند که در این موضوع رژیم صهیونیستی ید طولایی دارد.

وی تصریح کرد: معلمان عزیز ایران زمین ما حتما به خاطر گرامی‌شان می رسد که با تکیه بر ظرفیت بی‌بدیل اسلام محمدی(ص) و سیره اهل بیت طاهرین آن حضرت به ویژه فرهنگ عاشورایی، بستری را برای ایران عزیز رقم زد که کشور ایران را از زیر یوغ بیگانگان به ویژه انگلیس مکار و آمریکا یا همان شیطان بزرگ خارج نمود؛ و بعد از قریب به ۲۰۰ سال، عزت، شرف و استقلال از دست رفته که حجاب را حاجب و مانع پیشرفت از نوع غربی آن می دانست به این سرزمین بازگرداند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی ادامه کرد: استکبار جهانی و ایادی آن وقتی از قدرت سخت در برابر موقعیت منحصر به فرد ژئوپلیتیکی خانواده ایرانی مأیوس شدند به آن نتیجه راهنمایی شدند که این قدرت را چه عواملی پدید آورد که به گزینه کانون گرم خانواده‌ای که با عفت و حیاء برهنگی و بردگی جنسی را به زمین گرم زد، روبرو شدند. ظرفیت‌های بی مانند معنوی و مادی جامعه ایرانی مانند تولید قدرت در ۸ سال دفاع مقدس، خنثی شدن انواع توطئه‌هایی که اگر در کشورهای به ظاهر قدرتمند امروز حضور می یافت، طومار آنها را به مانند سونامی‌های دهشت آور در هم بر هم می پیچید، همه اینها محصول کانون خانواده در سند تحول بنیادین بوده و خواهد بود.

وی اضافه کرد: به جد و اطمینان می توان گفت با موقعیت بی‌مانند جغرافیایی، و وحدت ملی و هم چنین وحدت حول پرچم عاشورای حسینی که قلب جوانان کشور و جهان را، در این ۴۰ سال انقلاب اسلامی به خود مجذوب نموده، و ایضا دانشمندان فداکار هسته‌ای و سلول‌های بنیادین که در راه اعتلای کشور از تجارب بی‌مانند به اعتراف دوست و دشمن برخوردارند با حفظ تعریف خانواده قرآنی و عترت آل الله می توانیم گردنه های مرتفع‌تر از تحریم‌های اقتصادی را به وعده‌های تضمین شده حضرت حق تعالی در آیات وحی را پشت سر بگذاریم؛ و دماغ استکبار جهانی و ایادی مادی و مخذول آنها را به خاک مذلت بکشانیم.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: از مسؤولان ستاد تبلیغات جنگ در کشور انتظار می‌رود با اتخاذ آرایش دفاعی که خانواده در اولویت آن باشد به مشارکت خانواده‌ها در زمان جنگ نرم اهتمام بورزد؛ چرا رهبر عزیز و فرزانه انقلاب اسلامی فرمودند آموزش و پرورش یک مخاطب ۴۰ میلیونی است که آینده ما و کشور را رقم می‌زند؛ قطعا دشمن به این خانواده عظیم و عزیز طمع خاص دارد، و انتظار برخی برنامه‌ها و فعالیت‌های کوتاه مدت و بلند مدار آنها و اقداماتی که تا به حال نموده‌اند عادی و غیر منتظرانه نیست. از قرار معلوم حوادث اخیر اقتصادی و فراز و فرود سکه و کاغذهایی به نام دلار که خباثت امریکا را افشاء واعلان می کند، یک پشت پرده‌ایی دارد که مسؤولان از آن غافلند و آن این است که جوانان قادر به تشکیل خانواده اسلامی نبوده و آنانی هم که در میان این راه می‌باشند را به یأس و ناامیدی بکشانند. دشمنان خون خوار این راه را جانشین هجمه‌های نظامی و جنگ‌های نیابتی بی اثر شده نموده‌اند.

وی تصریح کرد: متذکر می‌شوم این خورشید را نمی توان مستمرا در پس ابرهای سیاسی پنهان نمود که نیروی انسانی کارآمد آموزش و پرورش از خانواده‌هایی هستند دانش دوست و ادب محور؛ حال اگر قرار است تحولی و تعالی رقم بخورد باید بستر حضور خانواده‌ها در ۶ زیر نظام سند وزین تحول اولویت گذاری شود؛ و الا زیر نظام‌های سند که به دست توانای همکاران آموزش و پرورش در طبق اخلاص گذارده شده است بدون ظرفیت مشارکتی خانواده‌ها، حال و گذشته مدارس را یک وزن نموده و آینده آن را را کم وزن و یا لاغر و نحیف خواهد نمود.

حجت‌الاسلام والمسلمین برای اولویت‌سازی خانواده در نزد مسؤولان فرهنگی کشور پیشنهاداتی را ارائه کرد:

۱- صدا و سیما برنامه‌ای داشته باشد که با دانش‌آموزان مردود و ناموفق مصاحبه علمی داشته باشد.

۲- تمام منابر کشور توسط سازمان تبلیغات یک نشست آن به مباحث خانواده اختصاص داده شود و هر ساله بعد از احصاء و پالایش جهت حضور در متون درسی تحویل آموزش و پرورش شود.

۳- افرادی که قصد ازدواج و یا طلاق دارند فرم ضمیمه سند ازدواج که متعلق به دوران تحصیل در مدرسه و دانشگاه بوده را تکمیل نموده و در اختیار دانشگاه‌های مرتبط و وزارت کشور قرار بدهند.

۴- صدا و سیما از متن قرآن، فیلم‌های خانواده را جهت آموزش به دانش‌آموزان متناسب هر استان تهیه و تنظیم و تولید کند.

۵- تمام تابلوهای تبلیغاتی در سطح کشور یک نکته پیرامون خانواده در قعالیت خود داشته باشند.

۶- سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد در صدا و سیما کرسی های مناظر خانوادگی را برنامه‌ریزی کنند.

۷- مدارسی که حضور خانواده در آنها حداکثری است از سرانه دانش‌آموزی و فوق العاده شغلی ویژه برخوردار باشند.

۸-  انجمن اولیا و مربیان موظف به آموزش والدین دانش‌آموزی شود که در ابتکارات دارای رتبه بوده و یا در بزهکاری از تحصیل محروم شده‌اند.

 

۲۰۸۴-اصولاً هر مرضی حاصل ذهنی ناآرام است.+ رابطه محبت حقیقی و ذهن آدمی

۲۰ مهر

فلورانس اسکاول شین )به انگلیسی: Florence Scovel Shinn(‏ (۲۴ سپتامبر ۱۸۷۱–۱۷ اکتبر ۱۹۴۰) تصویرگر کتاب و هنرمندآمریکایی بود که از میانه عمرش به فرقه اندیشه نو پیوست و به‌عنوان نویسنده‌ای متافیزیکی کتبی در ترویج دیدگاه‌های این فرقه نوشت. او در یک خانوادهٔ کهن «فیلادلفیایی» به دنیا آمد و سالیان بسیار در مقام نقاش و متافیزیسین و سخنران، نامی پرآوازه داشت و با خدمت بزرگ شفا بخشیدن، هزاران تن از مردمان را در گشودن گره‌ها و از بین بردن دشواری‌های زندگی شان، یاری نمود. وی سالها در نیویورک، دانش الهی را تدریس می‌کرد. افراد بی‌شماری در کلاس‌هایش شرکت می‌کردند و از این راه، پیام معنویت را به بخش گسترده‌ای از مردم می‌رساند. بزرگترین راز موفقیتش این بود که همواره خودش بود: ساده و صمیمی و بی‌تکلف و شوخ‌طبع. هرگز نخواست قراردادی و ادیب‌مآب یا دارای نفوذی تحمیلی باشد. از این رو هزاران تن که نتوانسته بودند از طریق سنتهای قدیمیتر یا حتی شامختر، پیام معنویت را دریابند _یا دست‌کم در آغاز راه، کتابهای متعارف مابعدالطبیعه برایشان چندان جذابیتی نداشت_ به او پناه می‌آوردند. هرچند بسیار معنوی و روحانی بود، معمولاً معنویت و روحانیتش در پس برخورد ساده و راحت با موضوع موردبحث پنهان می‌شد. گرایش فنی و فرهنگستانی نداشت و با مثالهای آشنا و عملی و روزمره آموزش می‌داد. پیش از آن‌که آموزگار حقیقت شود برای کتابها نقاشی می‌کرد.

Photo Florence Scovel Shinn.jpg

چند جمله از این نویسنده

  1. هر آنچه آدمی احساس یا به روشنی مجسم کند بر ذهن

    نیمه هشیار اثر می‌گذارد و مو به مو در صحنه زندگی ظاهر می‌شود.

  2. جز تردید و هراس، هیچ چیز نمی‌تواند میان انسان و بزرگترین آرمانها یا مرادهای دلش فاصله ایجاد کند.

  3. اصولاً هر مرضی حاصل ذهنی ناآرام است.

  4. شر زاییده خیالات نادرست آدمی است و حاصل اعتقاد به دو قدرت:خیر و شر به جای اعتقاد به یک قدرت یعنی خدا.

  5. تنها آن چیزهایی را به خود جذب می‌کنید کهبی‌نهایت به آن می‌اندیشید.

  6. جائی هست که غیر از تو هیچ‌کس نمی‌تواند آن را پر کند و کاری هست که غیر از تو هیچ‌کس نمی‌تواند آن را انجام دهد

نقد

امت فاکس(Emmet Fox)درباره فلورانس اسکاول شین می‌گوید: بزرگترین راز موفقیت او همیشه خودش بود همواره ساده، بی‌تکلف، صمیمی و شوخ‌طبع. دیدگاه‌های وی، دارای نواقصی دربرداشت از ادیان ابراهیمی است.

بیشترین و اصلی‌ترین میزان تضاد وی با ادیان ابراهیمی اعم از اسلام مسیحیت و یهود اعتقاد به تناسخ است. اولین بار و چندی پیش از این فرقه، انجمن تئوصوفی تلاش کرد تا تناسخ را در میان مسیحیان رواج دهد

 

۲۰۸۳-پاسخ ۹۰۰ استاد دانشگاه به نامه‌ ساختارشکنانه اصلاح‌طلبان+ محبت حقیقی و شناخت دانشگاهیان

۱۹ مهر

پاسخ ۹۰۰ استاد دانشگاه به نامه‌ ساختارشکنانه اصلاح‌طلبان + اسامی

خبرگزاری فارس: پاسخ 900 استاد دانشگاه به نامه‌ ساختارشکنانه اصلاح‌طلبان + اسامی

۹۰۰ استاد دانشگاه در پاسخ به نامه ۲۹۰ نفر از دانشگاهیان اصلاح‌طلب درباره مسائل جاری کشور اعلام کردند: از رویکرد عقیم «بحران – بن بست» به فرآیند ملّی «ظرفیت – راه حلّ» بپیوندید!

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، ۹۰۰ استاد دانشگاه در پاسخ به نامه ۲۹۰ نفر از دانشگاهیان اصلاح طلب درباره مسائل جاری کشور اعلام کردند: از رویکرد عقیم «بحران – بن بست» به فرآیند ملّی «ظرفیت – راه حلّ» بپیوندید!

متن این بیانیه به شرح زیر است:

« در بیانیه‌ای که طی روزهای اخیر از سوی برخی از افراد دانشگاهی و سیاسیِ وابسته به گروههای اصلاح طلب و همسوی دولت منتشر شده است، ادّعاهای گرانبار و وارونه‌ای نسبت به انقلاب و نظامِ اسلامی مطرح گردیده که نمی ‌توان از آن، به‌ سادگی عبور کرد و یا آن را نادیده انگاشت.

همچنان که قابلِ پیش ‌بینی بود، به‌دنبالِ چالش‌ های ساختگی و ناشی از سطحی ‌اندیشی و بی ‌عملیِ کارگزارانِ اصلاح ‌طلب و تکنوکرات در حوزه اقتصاد، موج‌ ها و تحرّکاتی از نوعِ نامه ‌نگاری ‌ها و بیانیه ‌پراکنی ‌ها به راه افتاده و خواهد افتاد تا توصیه ‌ها و تجویزهایی چنین کم‌ مایه و غیرعلمی (و بعضاً دون شأن علم و عالمان)، در چارچوبِ شرایطِ پیش‌ ساخته شده و تصنّعی، معنادار و موجّه شوند، حال آن‌که واقعیّت، آنچنان هم پوشیده و پنهان نیست که نتوان درست را از نادرست بازشناخت و متّهم را بر جای شاکی نشاند.

بر این اساس، گویا اگر بیش از این، خاموشی گُزینیم و به‌ نفعِ پاره ‌ای ملاحظات و مصالح، روشنگری نکنیم، جریان‌ های سیاسی، حقایق را آنچنان معکوس جلوه خواهند داد که به ‌تدریج، افکارِ عمومی تصوّر خواهد کرد که این گروهها، تاکنون حاشیه ‌نشین و منزوی و از قدرت برکنار بوده‌ و اینکه نسخۀ علاجِ دردها و امراض را در اختیار دارند! گفتمان اصلاحی مدّنظر نویسندگان خواسته یا ناخواسته درواقع ترجمان به روز شده ای از استحاله انقلاب اسلامی است که سالها پیش مطرح کرده و امروز به بهانه مشکلات معیشتی عدیده مردم– که دستپخت مدیریت خود ایشان و همسویان آنها است- تصور می کنند که می توانند آنرا آشکار نمایند. کسانی که در عمده سالهای بعد از انقلاب، زمام مدیریت دولتی و سیاستگذاری های پولی و بانکی را در دست داشته اند باید پاسخگو باشند، نه طلبکار و مطالبه گر!

هر زمان تفکر انقلابی در عرصه ای از عرصه های مدیریت کشور اعمّ از امنیت، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع حاکم بوده آن عرصه کارآمد، کامیاب، موفق و موجد رضایت عمومی و اجتماعی شده و هر زمان تفکر انقلابی کنار گذاشته شده و به نسخه های غیربومی، غیردینی و غیر انقلابی عمل شده، منشأ ایجاد برخی آسیبهای اجتماعی، مفاسد اقتصادی و یا اشکالات مدیریتی در حوزه اقتصاد و اجتماع شده است.

نکاتی درباره کلیّت نامه

۱- علیرغم نمای دانشگاهیِ عنوان نامه و اسامی نویسندگان، ادبیات و متن نامه، به شدت سیاسی و سیاست زده است. این نقیصه شاید از آن روی در نامه پدید آمد که برخی از سرشناسان احزاب سیاسی رادیکال نیز در جمع امضاکنندگان حضور دارند. همچنین باوجود آمارهای دقیق مراکز رسمی در مورد شاخص هایی چون ضریب جینی، تعداد افراد زیر خط فقر، میزان درآمدها و سطح زندگی مردم در کشور، تعابیر به کار رفته توسط دانشگاهیان محترم نویسندة نامه به گونه ای است که گویا درباره کشوری جنگ زده صحبت کرده و فلاکت و بدبختی گریبانگیر آحاد مردم کشور است! تعابیری که با هیچ مرجع آماری داخلی و بین المللی همخوانی ندارد. یک استاد دانشگاه نباید بدون ارجاعات دقیق و منابع موثق، حرفهای عمومی، کلی، غیرمستند و غیرعلمیِ افواهی را تکرار کند.

۲- متن نامه از خلط مباحث ساختاری، راهبردی، منابع انسانی و مباحث تئوریک رنج می برد. نویسندگان از مغالطه مشهور «جمع المسائل فی مسئله واحده» در راستای القاء مطالب مدّنظر خود، بهره گرفته و تفکیکِ دسته بندی شده و منطقی از مسائل کشور را ارائه نکرده اند. همانطور که استادان محترم در کلاس درس خود با دانشجویان تأکید داشته و می گویند باید از تعمیم های ناروای علمی یک یافته به تمامی سؤالات دیگر احتراز کرد در اینجا نباید خود را مبرّا از این نظارت علمی تلقی کنند.

۳- متن نامه از تضاد و تناقضات درونی رنج می برد؛ به عنوان مثال در ابتدای نامه نویسندگان تأکید می کنند باید تکیه گاه عمومی ملت را بر پایه های امید بگذاریم و تأکید می کنند که به آینده امید داریم، اما متن نامه صادره، مملوّ از سیاه نمایی و القای ناامیدی است و در بندی از نامه تأکید دارند که در امید با افول روبرو شده ایم.

۴- متن نامه شامل لیستی از مشکلات، چالشها، بحرانها و مسائل است که نگارش این لیست بلند بالا هنر و دانش ویژه ای نمیخواهد؛ اما نامه در بخش راه حلها به کلیّات و بیان عبارات کلی و عمومی بسنده کرده و از ارائه راه حل علمی، کارشناسی، عینی، دقیق و سیاست پژوهانه و سیاست گذارانه ناتوان بوده است.

مدلی که نویسندگان نامه در پیش گرفته اند مدعی مدل “بحران – راه حل” است؛ یعنی ارائه تصویری بحرانی از جامعه و سپس راه حلهایی مبتنی بر آن که این روش شناسی در اکثر حوزه ها ناگزیر نتیجه ای جز “بحران – بن بست” ندارد. ایراد اساسی این مدل آن است که بر پایه ناامیدی از شرایط موجود بنا شده که با ادعای امیدواری نویسندگان در ابتدای نامه همخوانی ندارد. در حالیکه اگر با نگاه واقع بینانه به شرایط موجود و امیدوارانه به آینده نگاه کنیم، باید مدل مسئله تغییر کرده و به “ظرفیت – راه حل” منتهی شود. توصیف اگر با تجویز همراه نباشد چه خاصیتی برای مدیران کشور دارد؟

۵- سوگیری سیاسی و سیاست زدگی نامه زمانی آشکار می شود که در بیان مشکلات و ارائه راه حلها به همه نهادها به ویژه نهادهای حاکمیتی تحت نظر رهبری تاخته شده اما هیچ انتقادی نسبت به دولت مستقر و قوه مجریة همسو مطرح نشده است؛ حتی آنجاکه از مشکلات معیشتی مردم سخن می گوید که مشخصاً مسئول آن دولت محترم است؛

۶- این نامه هم مانند موارد مشابه منتشره از سوی این جریانات، عمده مشکلات و راه حلشان را در راه حلهای سیاسی و آزادیهای اجتماعی بیان می کند. سیاست زدگی نامه آنجا اوج می گیرد که یکی از راه حلهای عاجل خروج از بن بست های ادعایی نویسندگان در موضوعات زیست محیطی و نظایر آن، رفع حصر! و آزادی زندانیان سیاسی! عنوان می شود. آیا منظور از زندانیان سیاسی امثال رامین حسین پناهی تروریست است که قاتل شهروندان عزیز کشورمان بوده یا جاسوسهای آمریکا و اسرائیل که در نقش فعال رسانه ای فعالیت می کرده اند؟! آیا به راستی راه حلّ خشکسالی کشور، اعلام عفو عمومی است؟! آیا این ادعاها با سلوک دانشگاهی کمترین نسبتی دارد؟

در این خصوص، نویسندگان محترم همان حرفهای تکراری و همیشگی خود را که دو دهه قبل هم مطرح می کردند، بازنویسی نموده اند. مطالبات نخ نماشده ای از قبیل انتخابات آزاد، حقوق زنان، آزادی بیان و رسانه و توجه به حقوق شهروندی!

ادعای نبودِ انتخابات آزاد در حالی است که هم اکنون دولت و مجلس با نظام انتخاباتی مترقی در اختیار کامل و نسبی جریان اپوزیسیون نمای نامه است؛ رسانه ها و آحاد مردم به راحتی و در هر مکانی از بالاترین مقامات و نهادهای کشور انتقاد می کنند؛ شاهد رشد خیره کننده زنان تحصیل کرده و اعضای هیئت علمی، زنان ورزشکار و وکیل و نویسنده نسبت به قبل از انقلاب هستیم و با منتقدان به خاطر “اعتقادات شان” برخورد نمی شود.

۷- سیاه نمایی و وارونه نمایی و ندیدن واقعیات از ویژگیهای برجسته این نامه است. در ادامه و در بخش پاسخها برخی از دستاوردهای بزرگ انقلاب در حوزه های مختلف را یادآوری می کنیم تا کمی از واقعیات آشکار شود. البته هنر واقع بینی، هنر مهمی است که از دانشگاهیان انتظار می رود به آن متّصف باشند؛

نکاتی در پاسخ به برخی ادعاهای نویسندگان نامه

نویسندگان نامه با ترکیب گزاره های درست، غلط، واقعیات و وهمیات، دست به غیرواقع نمایی و سیاه نمایی زده و نتیجه گرفته اند برای عبور از بحران های ادعایی باید به گفتمان جدیدی روی آورد؛ شاید معنی این ادعا، آن است که باید از گفتمان انقلاب و آرمانهای امام خمینی(ره) دست برداریم و در طی مسیر به تغییر مبنایی مبادرت نموده تا ایران را نجات دهیم؟! در این بین امّا برخی گزاره های خلاف واقع را به عنوان واقعیت جلوه داده و برخی از واقعیات را هم نادیده گرفته اند که در ادامه به پاره ای از آنها خواهیم پرداخت.

الف) واقعیتی به نام جنگ اقتصادی

جمهوری اسلامی ایران بی تردید در یک وضعیّت خطیر جنگ اقتصادی قرار دارد. به کارگیری واژه «جنگ» برای توصیف موقعیّت اقتصادی اگر تا پیش از خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریم های همه جانبۀ اخیر بر ایران از نظر برخی تحلیل گران داخلی همچنان اغراق آلود می نمود اما در شرایط کنونی واقعیّتی مورد اذعان و اجماع ملّی است. این درجه از صف آرایی و منازعۀ اقتصادی در مقیاس جهانی و در تاریخ تنش ها و هماوردی های اقتصادی دولت – ملّت ها، وضعیّت بی نظیر و بی سابقه ای را نشان می دهد.

بالابردن درجۀ تحریم اقتصاد یک کشور به شدیدترین صورت قابل تصور از تحریم اقتصادی را با هیچ استعاره ای جز جنگ نمی توان توضیح داد. هرچند که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی مدتها پیش از شرایط اجماع کنونی بر سر جنگ اقتصادی از استعارۀ جنگ برای توصیف هماوردی اقتصادی ایران و آمریکا استفاده کرده اند با این حال فراگیر شدن درک جنگی از شرایط اقتصادی کشور علاوه بر روند تصاعدی و حداکثری تحریم های خارجی به علل دیگری هم مربوط است:

فرآیندهای مرسوم امتیازدهی و امتیاز گیری های دیپلماتیک با حداکثری ترین حدّ انعطاف قابل تصور از جانب یک کشور هیج گشایش سیاسی یا اقتصادی را برای ایران در بر نداشته است و در نتیجه نوعی اجماع ملّی شکل گرفته است که حلّ و فصل جنگ اقتصادی دیگر از طریق پروژۀ صلح و یا حتّی آتش بس اقتصادی موقّت هم ممکن نیست. به عبارت دیگر رنگ باختن رؤیای صلح اقتصادی به زمینه ای برای پذیرش و درک واقعی تری از امر جنگ اقتصادی تبدیل شده است. بخشی از این نقیصه البته به دانشگاه و به خصوص به متون، سرفصل ها و آموزش های علوم سیاسی در کشور باز می گردد زیرا موجب تأسف و تأثر است که علوم سیاسی و روابط بین الملل در ایران نتوانسته است دانش و مهارت مذاکره و نیز ضوابط داد و ستد در مذاکره را به دیپلمات های ایرانی آموزش دهد؛
عدم باور به موقعیّت جنگی یا عدم باور به حلّ و فصل جنگ اقتصادی متأخّر و اتکاء به پروژۀ صلح اقتصادی طی سالهای گذشته موجب شده که فرآیند مقاوم سازی اقتصاد ملّی و آمادگی های اجرایی و اقتصادی متناسب با شرایط جنگی نیز به تأخیر افتاده و جمهوری اسلامی به خصوص قوه مجریّه علیرغم شکل گیری اجماع حاکمیّتی- مردمی بر سر جنگ اقتصادی و لزوم اتخاذ راهبردهای مقاومتی اما تا حدود زیادی در انفعال مدیریّت و تصمیم گیری دولتی قرار داشته باشد. برآیند این وضعیّت انفعالی، تشدید تخریب های اقتصادی و در نتیجه تشدید شرایط جنگی به بالاترین درجات آن است.

ب) واقعی نبودن بن بست

به رغم ادّعاهای نویسندگان نامه، کشور و نظام دچار بن بست نیست، ما دچار «بن‌بست» نشده‌ایم و نباید «بحران کارآمدی دولتی» را به حاکمیت سیاسی نسبت داد؛ چون هیچ بن‌بستی در ظرفیت هویت ملّی ایرانی وجود ندارد و نظام، همچنان از عهدۀ حلّ مسأله‌ها و مشکلات برمی‌آید. باید میان اصل ناکارآمدی دولتی و کلّیّت حاکمیّت از یک‌سو، و وجود اختلال کارکردی در برخی نهادها و زیرمجموعه‌های آن، تفاوت قائل شد. این تفکیک و تمایز، نکتۀ دقیقی‌ است که نباید از آن غفلت کرد؛ هرچند که صدور فرمان آتش ‌به ‌اختیار ازسوی رهبریِ نظام خطاب به نیروهای مؤمن اگرچه از آن روی بود که بخش‌هایی از اداره کشور دچار اختلال است، اما حرکت عمومی و کلّی انقلاب و نظام، پیشروانه و تکاملی است.

ازسویی غالب پایشها و افکارسنجی های معتبر و دقیق نهادهای مرتبط کشور نشان می دهد، دچار «گسست میان مردم و نظام» نشده‌ایم و مردم از انقلاب، ناامید نشده و به این نتیجه نرسیده ‌اند که باید انقلاب و نظام را برانداخت؛ چنان‌که حتّی اگر بخش‌هایی از مردم، تجمع کنند و شعارهای تند سَر دهند و یا از خود خشونت نشان دهند نیز نباید تصوّر کرد که خروش و خشم ‌شان، ناظر به اصل انقلاب و نظامِ برآمده از اسلام، قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است؛ چون اعتراض نسبت به «ساخت دیوان‌سالاری» و یا اعتراض به روابط رانت جویانه و بروکراسی شبه مدرن حاکم بر ایرانیان، هرگز به معنی نفی «اصل انقلاب و نظام مردمگرای منبعث از آن» نیست. زیرا طبق افکارسنجی های معتبر تمایل به آرمانهای اسلام و انقلاب کماکان در صدر دلبستگی ها قرار دارد.

همچنین باید گفت به رغم خواست دشمنان ایران، ایرانی و انقلاب بزرگمان دچار «فروپاشی» نمی شود؛ زیرا همچنان عناصر مقوّم جهان اجتماعی ما، در سپهر ایران حضور تعیین ‌کننده داشته و آن را مستحکم و زنده نگاه داشته‌ اند، گو اینکه این وضع، در مواقع حساس و خاص، خودنمایی می‌کند.

ج) واقعیتی به نام همگرایی مردم و رهبری

علیرغم افول اعتبار اجتماعی برخی کارگزاران تکنوکرات کشور به خصوص مدیران برخاسته از تفکر شبه مدرن نزد افکار عمومی و بدبینی بخشی از مردم به اینکه بعضی مسئولین ارشد توانایی مدیریّت کشور برای برون رفت از وضع خطیر اخیر را ندارند، اما پیمایش های معتبر ملّی نشان می دهد که درجۀ اعتماد عمومی به حاکمیت و نماد آن با فاصلۀ بسیار معناداری نسبت به سایر کارگزاران، همچنان بالای ۸۰ درصد است. این ظرفیّت عظیم از همگرایی رهبری پرکار و مردم انقلابی در شرایط نامطلوب اقتصادیِ ناشی از تحریم خارجی آمریکای جنایتکار، اروپاییان همدست آنها و ناکارآمدی جریان تکنوکرات داخلی همچنان پایۀ معتبر و سرمایۀ فراوانی برای اعتماد به نفس ملّی در عبور از شرایط خطیر و امید به آینده است.

د) واقعیتی به نام دولت ناکارآمد

با وجود پیشرفت های چهل ساله انقلاب اسلامی متأسفانه ناکارآمدی دولت تکنوکرات و مؤتلف با اصلاح طلبان باعث ایجاد نارضایتی های اجتماعی در لایه هایی از مردم شده و باید گفت التهاب و نارضایتی اجتماعی، یک «واقعیّت» است و آنچه که سبب این وضع شده، «احساس» نیست، بلکه «وجود بیرونی و عینی» دارد. واقعیّت این است که گذران معیشت برای بخش‌هایی از مردم، دشوار و مشقّت ‌بار شده است، و این وضع، اگرچه تا حدّی در گذشته نیز وجود داشته، اما در ماه‌های اخیر، شدّت و غلظت زیادی یافته و به ‌صورت «ضربه‌ های لحظه ‌ای و دفعی» که تکانه ‌ها و تنش‌ های تهدید کننده می ‌آفریند، درآمده است. موضوعی که تا چندی قبل خود نویسندگان محترم نامه و همسویان آنها به حساب رقابت گروههای رقیب با دولت مستقر تفسیر می نمودند. بنابراین، نه توقعات/ انتظارات/ مطالبات/ خواسته ‌های مردم، «تخیلی» و «احساس محض» است، نه محرومیّت/ ضعف‌ها/ خلاءها/ کمبودهایی که اکنون شکل گرفته، بلکه ریشه ‌ها و سرچشمه‌ های حقیقی داشته، و «برساخته»، «تلقینی» و «صوری» نیست. با این وصف ناکارآمدی دولت اصلاح طلب و تکنوکرات کنونی جزو فروض مسلّم همة جناح های سیاسی است.

این وضع اجتماعی امّا حاصل «سوء ‌تدبیر» بخش‌هایی از مدیریت اجرائی در لایه هایی از حاکمیّت قابل تبیین است، به این معنی که برخی اجزاء حاکمیّتی، مبتلا به «نقص کارکردی» هستند و در حوزۀ وظایف و مسئولیّت‌ های خویش، ضعف ‌ها و نقصان ‌هایی دارند. پس آنچه که در سطح سیاسی رخ داده، همانا اثرات و نتایج منفی در سطح اجتماعی در پی داشته است. این ربط علّی وثیق، موجب آن شد پرداختن به دولت در تحلیل اجتماعی ما، منزلت پُررنگ داشته و به نوعی، «دولت‌محوری» در آن به چشم آید.

همچنین آمریکا به‌دنبالِ این است که به اقتصادِ ایران، «شوکِ دفعی و ویران‌گر» وارد شود تا مردم در «فشارِ معیشتیِ غیرِقابلِ تحمّل»، گرفتار شده و به‌ صورتِ «عصبی» و «انفجاری» و «هیجانی»، در برابرِ کلیّتِ نظام قرار گیرند. به این ترتیب، عملیّاتی توسط نظام معارض حکومت ایران طراحی شده که مشتمل بر مراحلِ زیر است:

الف. انسداد/ بن‌بست/ درهم‌ریختگیِ ناگهانی و فلج‌کننده‌ اقتصادی (بی‌ثباتیِ اقتصادی)؛

ب. انفجار/ سرکشی/ عصیان/ برانگیختگی/ برآشفتگیِ اجتماعی (بی ‌ثباتیِ اجتماعی)؛

ج. تعارض/ تقابل/ رویارویی/ تنشِ میانِ جامعه و نظام (بی‌ ثباتیِ سیاسی)؛

د. براندازی/ فروپاشی/ اضمحلالِ نظام.

از این رو می توان جایگاه روش شناختی این نامه را خواسته یا ناخواسته خارج از چارچوب منافع ملّی ارزیابی کرد؛ گو اینکه متأسفانه نگارندگان غفلت کرده اند و در بخشی از این فرآیند ایفای نقش کرده اند.

مطالعۀ تجربۀ حاکمیّتی در دورۀ پساانقلاب تاکنون نشان می ‌دهد که ما همواره گرفتار ضریبی از «اختلال کارکردی» در لایۀ حاکمیّتی بوده ‎‌ایم که گاه، عادی و معمول بوده، و گاه، غیرعادی و فرساینده. اما واضح است این اختلال کارکردی نتیجه تفکر غیربومی و غرب محورانة همفکران نگارندگان محترم نامه ۲۹۰ نفره است.

ه) واقعیت نفوذِ نیروهای متجدّد

علّت بنیادی و اکثری پدید آمدن اختلال کارکردی در بخش دولتی، حضور و نفوذ «نیروهای متجدّد» و بی اعتنا به توانایی ملّی و اسلامی ایرانیان ازسوی در آن است؛ نیروهایی که بعضاً سوابق و مدعیّات و ظواهر انقلابی دارند، اما دلبسته و شیفتۀ تجدُّد بوده و در وضعیت شبه مدرن هستند و معتقدند باید به ارزش‌های غربی، تن در داد و تسلیم غرب شد. در واقع، نیروهای انقلابی به دو دسته تقسیم می ‌شوند؛ یکی کسانی‌ که با وجود نقش ‌آفرینی در وقوع انقلاب و دورۀ پس از آن، از گفتمان اصیل انقلاب و امام خمینی(ره) و سعة وجودی هویت ملّی ایرانیان فاصله گرفته و به سوی ایدئولوژی توسعة غیربومی گرایش پیدا کرده‌اند، و دیگری عدّه‌ای که گذر زمانه و تحوّلات سیاسی، خللی در فکر و روحیّۀ انقلابی‌ شان ایجاد نکرده و آنان با همان شدّت عهد اولیّۀ انقلاب، دل در گرو ارزش‌ها و اصالت‌های اسلامی و مردم گرایانه دارند و حاضر نیستند از موضع عمل‌ گرایانه، منفعت ‌اندیشانه و اشرافی، به ظرفیت نوپدید انقلاب نگریسته و با بهانه ‌ها و توجیهات مختلف، از انقلاب و سلوک مردمی عبور می کنند.

ازقضا و به عکس نظر نویسندگان محترم نامه، اختلال کارکردی در حاکمیّت، به سیاست اقتصادی نیروهای تکنوکرات و نسخه های غیربومی در سیاستگذاری ها بازمی‌گردد که در حقیقت، سیاستِ «بی‌سیاستی‌» است؛ چون آنها می‌ خواهند مسئلۀ اقتصاد را در جایی «بیرون از حوزۀ اقتصاد»، حلّ کنند. به عبارت دیگر، آنها قصد دارند با «سازوکارهای غیر اقتصادی»، دردها و امراض اقتصادی را برطرف سازند، به این‌صورت که از طریق «مذاکره و عقب ‌نشینی از مواضع انقلاب»، «تحریم‌ های اقتصادی» را برطرف کنند تا امکان «سرمایه‌ گذاری خارجی» فراهم گردد. به این ترتیب، آنها معتقدند که ما از نظر درونی، «ظرفیّت‌» و «استعدادها»ی کافی برای رشد و شکوفایی اقتصادی نداریم و نمی‌توانیم بدون سرمایه‌گذاری خارجی، گرهی را بگشاییم. در این حال، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با این‌که از آغاز، با چنین راه حلّهای برجامی موافق نبود، بلکه نسبت به تحقق آن نیز خوش‌بین نبودند، امّا مسیر را در برابر چنین فکری، مسدود نکرده و مجال دادند تا نسخۀ یاد شده، به اجرا گذارده و تجربه شود روش شناسی غیربومی که ناتوانی اش در رفع مشکلات ایرانیان بر همگان واضح شده است؛

همچنین امروز مشخص گردیده که این نسخۀ «غرب‌مَدار» و «برون­محور»، راه به جایی نخواهد برد و از حیث عقلی نیز، عملی نخواهد شد حتّی دست کم، برخی پیشرفت‌ های صوری نیز از نزدیکی و سازش با غرب پدید نیامد. از طرف دیگر، معطّل و معوّق نگاه داشتن اقتصاد ملّی و گره زدن آن به سرنوشت مذاکرات و توافقات خارجی، موجب شد نه‌ فقط در طول این مدّت، «رکود» اقتصادی بی‌سابقه به ‌وجود آید، بلکه با رفع نشدن تحریم‌ های غربی و خارج شدن ایالات متحدۀ آمریکا از توافق، «شوک» و «تنش» آنچنانی به اقتصاد وارد شده و معیشت روزمرۀ مردم، بیشتر از گذشته، در سراشیبی قرار گیرد. به این ترتیب، وضع معیشتی و دشوار کنونی مردم، حاصل مستقیم «بی ‌برنامگی و بی ‌عملی اقتصادی» و «تکیه کردن بر نتیجۀ مذاکرات و توافقات با غرب»، برون دادِ الگویی نادرست در روابط خارجی و هندسة دیپلماتیک غیر درونزا است.

متأسّفانه، با وجود این‌که انتظار می ‌رود کارگزاران تکنوکرات و پشتیبانان تئوریک شان، از مردم برای وعده‌ های خام و نسنجیده ‌ای که داده و با الگوی منجر به توقف توسعه غیرایرانی برخی صنایع ازجمله صنعت هسته‌ ای شده و اقتصاد و معیشت ‌ایرانیان را از چاله به چاه افکندند، عذرخواهی و اظهار پشیمانی کنند، پیش دستانه و فرافکنانه به افکار عمومی القاء می‌کنند که باید مسیر مذاکره و گفتگو را همچنان گشوده نهاد و بجای ایرانیان به آنها امید بست.

و) دروغی به نام حاکمیت دوگانه

در این بیانیه، بر وجودِ بحرانِ یکپارچگی در درونِ نظامِ سیاسی تأکید و تصریح شده کسانی که در حاکمیّت حضور دارند هدف‌های متعارض را دنبال می‌کنند. این سخن بدان معنا‌ است که حاکمیّتِ دوگانه شکل گرفته و نظامِ اسلامی، دچارِ تشتّت و دوپارگی شده است. چنانچه تفسیر یاد شده، صواب و روا باشد، آیا پاره ای از نظامِ سیاسی باید خویش را با دیگری هماهنگ و همگون سازد تا یکپارچگی و همگرایی، بازسازی شود و بر ذهنیّتِ تمام نیروهای مدیریتیِ مستقر در درونِ قدرت، غلبه یابد؟! این پرسش در قانونِ اساسی، بی‌پاسخ نمانده است؛ قانونِ اساسی در آنجاکه تعیینِ سیاست‌های کلّیِ نظام را برعهدۀ رهبرِ انقلاب نهاده، بر روی حاکمیّتِ دوگانه و چندگانه، خطِ بطان کشیده و کلّیّتِ نظام را در مَدار و مسیرِ واحدی قرار داده است. نیروهای لیبرال و تکنوکرات، با این‌که بر قانون‌مَداری و اصالتِ قانونِ اساسی اصرار می ‌ورزند، می ‌خواهند در مجراها و سازوکارهای قبیله‌ ای و محفلیِ مرکّب از نیروهای سیاسیِ عمل ‌گرا و شکست ‌خورده، سرنوشتِ انقلاب و نظام را مشخص کنند، درحالی‌که در قانونِ اساسی، چنین خلائی وجود ندارد تا حاجت به چاره ‌اندیشی ‌های نامتوازن باشد.

ز) فساد سیستمی واقعیت ندارد

نویسندگان با وجودِ آن‌‌که در آغاز، خود را از تولید القای اضطراب و نگرانی به افکارِ عمومی برکنار دانسته و مدّعی شده‌ اند که قصدِ سیاه ‌نمایی و منفی ‌بافی ندارند، اما در عمل تصویری از شرایطِ جامعه و نظام، ساخته ‌و ‌پرداخته کرده ‌اند که هر مخاطبی را مشوش و پریشان نموده و امید و نشاط را از دلِ او می ‌زداید. در این بیانیه، به ‌غلط و شاید از سرِ غرض، ادّعا شده که فساد و ناکارآمدی در نظامِ اسلامی، ساختاری (سیستمی) شده و آنچنان پیش ‌رفته که به مرزِ خطرناکی رسیده است. به راستی این ادّعا، بر کدام شواهد و تجربیّاتِ معتبر علمی و غیرافواهی مبتنی است؟! این ادّعا از متنِ کدامِ مطالعۀ استقرایی و عینی، چنین استنتاجِ تلخ و گزنده ‌ای منتهی شده است؟!

محترمین نامه که خود را از اصحابِ علم و معرفت معرفی کرده و حیثیّت و اعتبارِ دانشگاه را پشتوانۀ تفسیرِ خود ساخته ‌اند، اگر سخن به ‌جایی کشیده شود که لازم آید برای اثباتِ ادّعاهایی این‌چنین فراخ و کلان، دلایلِ بین ‌الاذهانی و معتبر اقامه کنند، آیا دستانشان، تهی نخواهد ماند و غوغا، جایگزینِ مباحثۀ منطقی و عالمانه نخواهد شد؟ چه، مشاهداتِ شخصی و چه رسیدگی‌های قضائی، همگی حاکی از آن هستند که فساد در درونِ نظامِ اسلامی، هرچند ناراحت کننده و تلخ است، امّا اقلّی و محدود بوده و هرگز به سطحِ فسادِ ساختاری نرسیده است. از این‌رو، متهم کردنِ جریانِ غالبِ مدیریّتیِ انقلاب به فساد، خواسته یا ناخواسته خیانتی جبران‌ناپذیر و پُرهزینه نسبت به اساس و کیانِ انقلاب اسلامی بوده و نحوی خدشه به اعتبار و منزلتِ اجتماعیِ خود نویسندگان نامه است.

از این رو آنچه که در اینجا فسادِ ساختاری خوانده شده، واقعیّتی ندارد جز این‌که جریانِ اشرافیّتِ دولتی که مشتمل بر نیروهای تکنوکرات است، از فرصتِ حضور در قدرتِ سیاسی، به‌منظورِ بهره‌ برداری‌ های اقتصادی و مادّیِ نامشروعِ خویش، استفاده کرده و دستِ تعدّی و تطاول به ‌سوی بیت ‌المال، دراز نموده، ثروت‌ های بادآورده و حقوق ‌های نجومی و اختلاس ‌های بی‌ شمار، پدید آورده است. آری! اگر غرض این است، سخنِ صوابی گفته شده، اما فسادِ ساختاریِ نظامِ سیاسی با فسادِ ساختاریِ نیروهای تکنوکرات – که حرام‌ خواری و دزدی و پول ‌پرستی و کاخ ‌نشینی، قاعدۀ عمل و سبکِ مدیریّتی‌ شان است – بسیار تفاوت دارد.

ح) احساسِ یگانگی و هم‌ ذات ‌پنداریِ جامعه با انقلاب، یک واقعیت است

برخلاف این ادّعا که تقسیمِ شهروندان به خودی و غیرِخودی، موجب پیدایشِ گسستِ اجتماعی شده، و جامعه در مقابل و بر انقلاب، برانگیخته و فعّال شده است، اولاً، این تعبیر، دربارۀ نیروها و جریان ‌های سیاسی به‌ کار برده شد، نه توده ‌های مردم، ثانیاً، روشن است که در ذیلِ هر نظامِ سیاسی، لایه ‌هایی وجود دارند که اعتقاد و تعلّقی به آن نداشته و نسبت به آن بی ‌تفاوت بوده یا مایل به براندازی و فروپاشی ‌اند. نیاز به بحث نیست که چنین افرادی، هرچند از مردم باشند، خودی و مَحرم و قابلِ اعتماد نیستند، اگرچه از حقوقِ اجتماعیِ معلومی در قانون اساسی مترقی نظام جمهوری اسلامی، برخوردار بوده و انقلاب و نظام، دگراندیشی را جرم تلقّی نمی ‌کند. خوشبختانه، واقعیّت این است که بخشِ عمدۀ مردم، هرچند در ماههای اخیر، به ‌شدّت و سرسختانه از کارنامۀ عملکردِ سست نیروهای اعتدال‌ گرا و اصلاح ‌طلب، ناخرسند و خشمگین هستند، امّا میانِ ناکارآمدی و ضعف و بی‌ عملیِ یک یا چند جریانِ سیاسی، با حقانیّت و فضیلتِ اصلِ انقلاب و نظامِ اسلامی، تفاوت نهاده و این دو را، یکسان و هم‌ رتبه نمی ‌انگارند.

درواقع نیز، ریشۀ ناکارآمدی‌ها و سوء تدبیرها، به برخی مدیرانِ غرب ‌اندیش، تنبل و بی ‌انگیزه که گویا هیچ‌گاه قصد کنارگیری از قدرت را ندارند، بازمی‌گردد. امروز، انقلاب به دلیلِ خیانت‌ها یا حماقت‌‌های برخی کارگزاران تکنوکرات و برخاسته از الگوی غیرملّی و شبه مدرن، به چالش کشیده می‌شود. ازقضا، موجِ نقد و اعتراضِ اجتماعی و مردمی نیز اکنون به‌سوی کارگزارانِ منفعت‌طلب و خودخواه، سوق یافته و جملگی آنها را مؤاخذه و ملامت می نمایند، اگرچه جریان مستقر در اتاقهای طراحی خارجیِ جنگ روانی، آن را به سوی اصل نظام نشانه گذاری کنند.

ط) واقعیتهایی درباره انقلاب چهل ساله

در پاسخ به مفروض بحران ناکارآمدی ازسوی نویسندگان، برخی واقعیت های مصرحِ مستند به آمارهای رسمی داخلی و مأخوذ از اسناد معتبر بین الملی درخصوص جمهوری اسلامی ایران ارائه می شود؛ مقایسه این واقعیتها با آنچه از القای فلاکت، بدبختی و بحران زدگی در متن نامه برخی مدعیان دانشگاهی آمده، معیار خوبی برای تشخیص انگیزه واقعی نویسندگان از نگارش این نامه یا میزان اطلاع و آگاهی آنها از واقعیات جامعه به دست می دهد. واقعیت آن است که این جریان با دستاویز قرار دادن مشکلات معیشتی به وجود آمده طی سالهای اخیر که به دلیل ناکارآمدی دولت محترم کنونی و حامیان تئوریک شان بوده است، کلیت جمهوری اسلامی و انقلاب ایرانیان را خواسته یا ناخواسته زیر سؤال برده و فضای سنگین رسانه ای ایجاد شده در نقد و نفی انقلاب اسلامی در خارج از کشور را به استخدام گرفته تا به هدف مطلوب خود واصل شوند. اما نگاه علمی، منصفانه و روندپژوهانه به مسیر چهل ساله، واقعیت های روشن و امیدبخشی را فراروی ما قرار می دهد؛ بخشی از این واقعیات به شرح زیر است:

تحول در زیرساختهای کشور در چهل سال اخیر

۱۰۰ درصد جمعیت شهری و ۷۳ درصد جمعیت روستایی تحت پوشش شبکه آب شرب سالم قرار گرفته است، این در حالی است که در سال ۱۳۵۵ حدود ۸۰ درصد از روستاها فاقد تأسیسات زیرساختی در این حوزه بوه اند.
۱۰۰ درصد روستاهای بالای ۱۰ خانوار و ۹۹.۵ درصد روستاهای زیر ۱۰ خانوار بعد از انقلاب به تعمت برق دست یافته اند.
با تلاش صنعتگران گاز کشور، تعداد شهرهای گازرسانی شده از ۹ شهر در سالهای قبل از انقلاب به ۱۰۸۳ شهر در سال ۱۳۹۵ رسیده که رشد ۱۲۰ برابری در این حوزه را نشان می دهد؛ همچنین تعداد روستاهای گازرسانی شده از ۱ روستا در سالهای قبل انقلاب به ۲۳۰۰۰ روستا در سال ۱۳۹۵ رسیده است.
با رشد ۳۰ برابری سدهای مخزنی کشور بعد از انقلاب و رسیدن تعداد آنها از ۱۳ سد به حدود ۴۰۰ سد بزرگ در سال۱۳۹۵، آبهای هرز و بلااستفاده کشور در خدمت صنعت، کشاورزی و شرب مردم مدیریت شده است.
ایران با دستیابی به فن آوری و دانش کامل چرخه سوخت هسته‌ای و قرار گرفتن در ردیف پنج کشور برتر جهان قرار گرفته است.
با ایجاد زیرساختهای تلفن ثابت در کشور، حدود ۹۰ درصد روستاهای کشور (۵۴ هزار و ۲۸۶ روستا دارای ارتباط  و ۴۸ هزار و ۳۳ روستا دارای تلفن خانگی) از نعمت ارتباط تلفنی برخوردار شده اند.
با ساخت بیش از ۱۸۰۰۰ خانه بهداشت، ۳۵۰ مرکز بهداشت شهرستان و تأسیس بیش از ۵۰ دانشگاه علوم پزشکی و ۱۷۰ دانشکده در رشته های مختلف علوم پزشکی، ۷ برابر شدن تعداد داروخانه های کشور و … ۱۰۰ درصد جمعیت شهری و روستایی کشور به مراقبت های بهداشتی و درمانی دست یافته اند.
با ساخت و توسعه چاپخانه های جدید، ایران جزو ۱۰ کشور اول دنیا در انتشار کتاب قرار گرفته است.
طی سال های بعد از انقلاب اسلامی با دستیابی ایران به چرخه کامل فنّاوری ماهواره ای و قرار گرفتن در بین ۹ کشور صاحب این فنّاوری، ایرانیان موفق به پرتاب انواع ماهواره به فضا شده اند.

اقتدار دفاعی بی سابقه کشور در چهل سال اخیر

با دستیابی به دانش و فنّ ساخت هواپیماهای نظامی با سرنشین و بدون سرنشین و تولید انواع هواپیماهای جنگی همچون آذرخش، صاعقه و قاهر ۳۱۳، ایران اسلامی در بین معدود کشورهای سازنده این هواپیماها قرار گرفته است.
پیچیده ترین و دقیق ترین سامانه های تسلیحات یعنی سامانه های پدافند هوایی شامل رادارهای اخطار اولیه، رادارهای تعقیب و هدایت، موشک ها، سامانه های فرماندهی و کنترل، سیکرها، توپ ها و … در تمام سطوح بردهای کوتاه، متوسط و بلند در داخل کشور ساخته می شود؛ سامانه هایی که کوچکترین هواپیماهای جنگی در فاصله ۲۰۰ کیلومتری را با آشکارسازی در برد سلاح های تحت تعقیب  قرار داده و جنگنده ای را که در محیط سه بعدی با سرعت مافوق صوت در حال جابجایی است منهدم می کند.

این وضع در این بخش آنگاه راهبردی می نماید که بدانیم تکنولوژی ساخت و به کارگیری موشکهای بالستیک نقطه زن ایران، تنها در اختیار سه کشور روسیه، آمریکا و ایران است. امّا شگفت آور اینکه نویسندگان محترم نامه بجای سؤال از چرایی پیشرفت اقتدار دفاعی ایران و رمز بالندگی علمیِ متخصصین ایرانی در صنایع دفاعی و درمقابل، به جای کسب مهارت از دانشمندان دفاعی کشور برای رفع وابستگی در بسیاری از بخشهای دولتی، با تبعیت ناخواسته از برچسب زنی های بنگاههای بیگانگان، دانشمندان دفاعی ایران را مورد خطاب و سرزنش قرار می دهند که با مؤلفه های اقلّی ملّی گرایی هم در تناقض آشکار است؛

 آمارهای جهانی از سطح رشد رفاه ایرانیان

خودکفایی۹۰ درصدی مواد غذایی کشور پس از انقلاب اسلامی علیرغم رُشد چند برابری میزان مصرف، موجب شده تا مردم نگران نبودِ مایحتاج خود نباشند.
براساس گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۱۶ و گزارش صندوق بین المللی پول در سال ۲۰۱۷ در اوج تحریم ها، ایرانیان از نظر قدرت خرید، رتبه هجدهم جهان را کسب کرده‌اند.
با رُشد چشمگیر مدرسه سازی تمام کودکان واجب التعلیم کشور به مدرسه دسترسی دارند. در حالی که در سال ۵۷ فقط ۴۰ درصد آنها این امکان را در اختیار داشتند.
با خودکفایی در تولید ۹۷ درصدی برخی داروهای ساخت داخل، مردم در مراجعه به داروخانه ها برای داروهای مورد نیاز خود نگران نبودن داروهای اساسی نیستند.

خدمات انقلاب اسلامی به آموزش مردم

باسوادی جامعه بعد از انقلاب اسلامی به دو برابر ماقبل خود ارتقاء یافت.
میزان باسوادی زنان در دورة چهل ساله انقلاب اسلامی، رشدی تقریباً ۵/۲ برابری داشته و طبق آمارهای جهانی، شاخص برابری جنسیتی در باسوادی تقریباً مساوی و در مواردی نیز بالاتر از میانگین جهانی است.
تعداد مدارس استان­های محروم بعد از انقلاب اسلامی به ۵ برابر ماقبل خود رسیده است.
به یک اعتبار احداث ۲۸ کلاس درس طی هر روز بعد از انقلاب اسلامی در تقویم عمران آموزشی کشور ثبت شده است.
انقلاب اسلامی، کشور ایران با اکثریت بیسواد را به رتبه ۱۶ علمی در جهان ارتقاء داده است.

آزادی، حقوق بشر و کرامت شهروندی

در جمهوری اسلامی تفتیش عقاید وجود ندارد؛ یعنی کسی به خاطر فکر و نظری مخالف نظر حکومت، مورد تهدید، فشار و تعقیب قرار نمی گیرد. مگر آنکه برای براندازی و مقابله با نظام سیاسی مستقر و خونهای دهها هزار شهید وطن به اقدام خرابکارانه مبادرت نماید.

جمهوری اسلامی ایران یک نظام تک حزبی توتالیتر را به نظامی با ۲۵۱ حزب رسمی و ۵۱۵ انجمن صنفی تبدیل کرد.
جمهوری اسلامی ایران، نقد اجتماعی را نهادینه کرد به گونه ای که همه مردم در محیطهای عمومی در ارتباط با همه مبانی، ارکان و ساختار و شخصیتهای نظام آزادانه اظهار نظر می کنند.

ضریب تحمل مخالف در جمهوری اسلامی به حدّی است که حتی افرادی که برخی مبانی بنیادین نظام را قبول ندارند تا سطح رئیس جمهور، رئیس مجلس، وزیر و وکیل به مناصب دست یافتند.

افزیش تعداد عناوین کتاب منتشر شده در سال از ۱۵۰۰ عنوان سال ۵۷ به ۱۰۷ هزار عنوان در سال ۹۶، خود نشانه ای است که جمهوری اسلامی بر مبنای سانسور، حوزة فرهنگِ ملی را اداره نمی کند.

مردم ایران از حیث دسترسی آزاد به اطلاعات و ارتباطات در رتبه های بالای جهانی هستند. چنانچه بیش از ۹۵ درصد خانوارهای ایرانی به اینترنت پرسرعت دسترسی دارند.

میزان دسترسی مردم ایران به امواج ماهواره ای در جهان کم نظیر است.
سرانه فضای عبادی اقلیتهای مذهبی در ایران از حیث نسبت جمعیت دو برابر سرانه مسلمانان ایران است. (۲۵۰ کلیسا، ۱۶ کنیسه و ۷۸ عبادتگاه زرتشتیان در ایران موجود است. ضمن اینکه هزینه بازسازی و تعمیر این اماکن و معابد نیز با دولت است)

بیش از ۹۸۰ هزار پناهنده و ۲ میلیون اتباع خارجی در ایران زندگی می کنند؛ این وضع از آن روی مهم است که اتحادیه اروپا و آمریکا به رغم ادعاهای ریاکارانه دربارة حقوق بشر به سخت گیرانه ترین و بعضاً غیرانیانی ترین روش های ضدّ مهاجرت متوسل شده اند و جریان شبه روشنفکر ایرانی در اینباره چشم خود را به جنایت غربیان بسته اند.

ایران دومین کشور جهان از نظر پذیرش پناهنده محسوب می شود.

قبل از انقلاب اسلامی کمتر از ۳ درصد مراکز آموزش عالی کشور در استانهای حاوی مختصات قومیتی قرار داشته اما اکنون این عدد به بیش از ۳۱ درصد رسیده است.
بیش از ۳۵ درصد متقاضیان ورود به دانشگاهها از اقوام ایرانی و بیش از ۳۳ درصد پذیرفته شدگان دانشگاهها از اقوام هستند.

وجود بیش از ۹۰۰۰ مطبوعه با پوشش همه سلایق فکری و سیاسی، نشانه غیرقابل انکار از آزادی در جمهوری اسلامی ایران است.

تنها در استان ارجمند کردستان بیش از ۶۰ نشریه منتشر می شوند که بیانگر تبلور هویت فرهنگی در کردستانِ پساانقلاب است.

نزدیک به ۴۰۰۰ سمن در ایران فقط از وزارت کشور مجوز فعالیت دارند که ۵۸ درصد آنها در حوزه حقوق بشر فعال هستند.

در ایران بیش از ۳۱ هزار وکیل، دفتر وکالت دارند که قریب به ۱۰ هزار نفر آنها خانم هستند.

تلاش انقلاب چهل ساله در جهت صیانت از مردمسالاری و برگزاری انتخابات آزاد

در مقایسه با انتخابات کشورهای دیگر، حتّی آمریکا و فرانسه به‌عنوان نمادهای اسمی دموکراسی نظام لیبرالی، میزان مشارکت در ایران، بیشتر است. ازجمله کشورهای توسعه ‌یافته که مشارکت انتخاباتی در آنها، کمتر از ایران است، می‌توان به فرانسه (۶۷.۹ درصد)، آلمان (۶۶٫۱ درصد)، اتریش (۶۵٫۹ درصد)، انگلیس (۶۵٫۴ درصد)، کانادا (۶۲.۱ درصد) و ژاپن (۵۲ درصد) اشاره کرد.

کمترین مشارکت مردم در انتخابات ایران اسلامی، برابر با بالاترین مشارکت در امریکا است؛ میانگین مشارکت ملّت مسلمان ایران در هیچ‌یک از انتخابات‌ها، کمتر از پنجاه درصد نبوده است.

وجود نوسانات سیاسی گسترده و اساسی در نهادهای حاکمیّتی در دوره‌های مختلف، حاکی از غیراسمی و واقعی بودن مردم‌سالاری در ایران بوده است.

انقلاب، مشروعیّت خود را به راهپیمایی‌های مردمی به مثابه رفراندوم های سالیانه، گره زده است و این‌که انقلاب، مشروعیّت خود را به راهپیمایی‌ها گره زده است، به معنی کارآمدی و کارسازی های پویا در مشارکت مردمی ا‌ست.

پیشرفتهای چشمگیر در حوزه صنعت

افزایش سهم صنعت در تولید ناخالص ملی از ۱۶ درصد به ۴۰ درصد، بیانگر جهش صنعتی ایران است.
صادرات غیرنفتی ایران از ۵۴۰ میلیون دلار به ۳۱ میلیارد دلار یعنی ۵۶۷ برابر افزایش یافته است.
انقلاب اسلامی، ایران تک محصولی نفتی را به صادر کننده عمده محصولات مهندسی، کشاورزی و صنعتی تبدیل کرد؛ اگرچه نفت پایگی کماکان از عیوب مهم اقتصاد ملّی ماست.
تولید پتروشیمی ایران از سال ۵۷ تا سال ۹۷، ۳۳ برابر شده است.
ایران بدون پیوستن به WTO هفدهمین اقتصاد بزرگ جهان است.
تولید فولاد از ۳۶۰ هزار تن به ۱۸ میلیون تن، یعنی ۵۰ برابر افزایش یافته است.

توجه انقلاب به حوزه فرهنگ و نشر

پس از انقلاب شمارگان سالانه چاپ کتاب، ۱۳۶ برابر شده (از یک میلیون نسخه در سال ۵۷ به ۱۳۶ میلیون در سال ۹۵) رسیده است.
تعداد عناوین کتاب نسبت به قبل از انقلاب ۷۱ برابر شده و از ۱.۵۰۰ عنوان به ۱۰۷.۰۰۰ عنوان کتاب رسیده است.
تعداد عناوین کتب ثبت شده کشور از دوره منحوس پهلوی اول تا سال ۵۷،  ۱۱.۰۰۰ عنوان بوده که امروز ۱.۲۸۱.۹۹۶ عنوان است.  یعنی به ۱۱۷ برابر بالغ شده است.
ظهور نویسندگان زن، جزو پدیده های پس از انقلاب اسلامی است. مستندات در این باره قبل از انقلاب به اندازه انگشتان دست هم نبوده است. (۷.۳۰۰ نویسنده و ۷۱۲ ناشر زن) از پدیده‌های انقلاب اسلامی است.
آزادی در حوزه نشر قبل و بعد از انقلاب قابل مقایسه نیست. با شرمساری باید در پیشگاه ملّت اظهار کرد که بزرگ‌ترین انتشارات قبل از انقلاب “مؤسسه آمریکایی فرانکلین” بود.

پیشرفتهای زنان در چهل سال اخیر

تعداد دانش‌آموختگان دانشگاهی زن از ۶ درصد در سال ۱۳۵۵ به ۴۴ درصد در شرایط کنونی رسیده است. پیش از انقلاب تنها ۱.۴ درصد اساتید دانشگاه‌ها زن بوده‌اند، امّا امروز این میزان به حضور ۲۰ درصدی  بانوان اساتید رسیده است.
تعداد تشکل های مردم ‌نهاد، ویژه زنان پیش از انقلاب ۵ مورد بود که امروز بیش از ۲۰۰۰ مورد است.
ورزش بانوان از ۷ رشته در سال ۵۷ به ۳۸ رشته در دوران پساانقلاب رشد  یافت.
کل مدال‌های جهانی ورزشی بانوان در ۵۷ سال حکومت پهلوی ۵ مورد امّا در ۴۰ سال پس از انقلاب اسلامی با رعایت حدود شرعی به ۱۶۰ مورد بالغ شده است.
بانوان پزشک متخصص با طی روند رشد ۵۰ درصدی از ۵۹۷ نفر به ۳۰۰۰۰ نفر رسیده است.
انقلاب اسلامی در جهت ارائه خدمات پزشکی به بانوان، ۵۳۰۰ پزشک فوق تخصص تربیت ‌کرده است.
ایجاد بیمارستان‌ های مخصوص بانوان نیز از اقدامات مهم و برجسته نظام اسلامی در ارج نهادن به مقام شامخ زن در بین کشورهای دنیا است.
تعداد نویسندگان زن، از کمتر از ۵۰ نفر در سال ۵۷ به ۸ هزار نفر رسیده است.
تعداد داستان نویسان زن، با تعدادی از کمتر از انگشتان دست به ۴ هزار نفر در وضع کنونی رسیده است.
پیش از انقلاب اسلامی حتی یک ناشر زن نداشتیم امروز ۷۱۲ ناشر زن‌ داریم.
بزرگ‌ترین تشکل مردمی زنان در جهان با ۹ میلیون نفر عضو و ۱۶ هزار کانون، بسیج زنان ایران است.

دستاوردهای عظیم حوزه کشاورزی

امروزه بالغ بر ۹۰ درصد از نیاز کشور به محصولات کشاورزی در داخل تأمین می‌شود. این در حالی است که طبق آمار رسمی، دولت در سال ۱۳۵۶ فقط توان تأمین مواد غذایی مردم را برای ۳۳ روز در سال را داشته و ناچار بود تا باقی مواد غذایی را از خارج وارد کند.

بعد از پیروزی انقلاب، با وجود خشکسالی شدید، تولیدات کشاورزی ۶.۷ برابر شده است.
انقلاب اسلامی منحنی رو به سقوط کشاورزی ایران را با شیب تند به روندی صعودی تبدیل نمود.
تولیدات کشاورزی از ۱۸ میلیون تن در ابتدای انقلاب، اکنون به ۱۲۰ میلیون تن رسیده است.
رشد ۳۰۰ درصدی ارزش افزوده کشاورزی در آمار بانک جهانی، راوی کارنامه ای درخشان در حوزه کشاورزی پس از انقلاب اسلامی است.
افزایش سهم کشاورزی در تولید ناخالص ملی، از ۱.۳ درصد به ۱۵ درصد دستاورد بزرگ نظام اسلامی است.
تولید گندم ایران از ۴.۶ میلیون تن در سال ۱۳۵۶ به ۱۴ میلیون تن در سال ۱۳۹۵ رسید.
انقلاب اسلامی صنعت سیلوسازی را بومی و ظرفیت ذخیره سازی گندم را به دو هزار درصد افزایش داد.
تولید محصولات باغی نسبت به سال ۱۳۵۶، ۲۰ برابر شده است.
مصرف سرانه میوه و سبزیجات در کشور، بعد از انقلاب ۹ برابر شده است. درحالی که این نسبت در جهان ۲.۳ برابر می باشد.

امنیت مردمی چهل ساله

انقلاب اسلامی، امنیتِ شکنجه محور شاه را به امنیت مردمگرای مبتنی بر اعتقاد، اعتماد، عشق، ایثار و تعاملی تبدیل کرد.
جمهوری اسلامی در مرکز بحرانی ترین منطقه جهان از امن ترین کشورهاست.
جرم‌هایی مانند قتل، سرقت مسلحانه، تجاوز، زورگیری، سرقت و کودک‌آزاری و خشونت‌های جنسی مواردی هستند که برای ارزیابی مؤلفه امنیت در اجتماع از بین هر ۱۰۰هزار نفر مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. در مقایسه جرم‌های یادشده قبل و بعد از انقلاب، راهزنی از شاخص ۱۰ به ۱، تجاوز از ۷ به ۲، زورگیری از ۶به ۲، سرقت از ۶ به ۳، سرقت مسلحانه از ۲به ۱، کودک ‌آزاری از ۲ به زیر ۱ و قتل به یک ‌سوم کاهش پیدا کرده است.
احساس امنیت در ایران به برکت انقلاب اسلامی به بیش از ۷۸ درصد رسیده است.
غائله‌های قومی و مذهبی، کودتاهای زنجیره‌ای، ترور و بمب ‌گذاری و … ، با مؤلفه های تعاملی حاکمیت – مردم خنثی می شود و امروز به برکت انقلاب اسلامی، ایران از امن ‌ترین کشورهای جهان است.

ارتقاء سلامت مردم

سنّ امید به زندگی در ۴ دهه گذشته از رتبه ۱۴۲ به ۶۳ در بین کشورهای دنیا صعود کرده و گزارشات بین المللی نشان می دهد در رُشد سنّ امید به زندگی، ایران رتبه هفتم جهان را دارد، این عدد در   ۱۳۵۵، ۵۵ سال بوده است و در سال ۹۶ به ۷۶.۲ افزایش یافته است.
۸۰ میلیون نفر ایرانی صاحب ۸۰ میلیون دفترچه خدمات درمانی و بهداشتی هستند.
به استناد اسکوپوس تولید علم درحوزه های مختلف علوم پزشکی به ۷۵ برابر زمان طاغوت رسیده است.
تعداد مدارک نمایه شده از ایران نسبت به قبل از انقلاب، ۱۲۹ برابر شده است.
کشور ما از نظر سهم سلامت از تولید ناخالص ملی در رتبه ۸۸ دنیا است.
سرانه هر ایرانی در بخش سلامت نسبت به ۱۸ سال گذشته به ۵ برابر رسیده و از ۸۰ دلار به حدود ۴۰۰ دلار افزایش یافته است.
ایران در زمره ۳ کشور پیشرو در اجرای عملیات دانشی پیچیده پیوند مغز استخوان در جهان است.
ایران در درمان نا باروری رتبه سوم جهان و در ارتوپدی و پیوند اعضاء رتبه چهارم را در اختیار دارد.
ایران رتبه هفتم در تولید داروی بیماریهای خاص را دارد.
ایران رتبه چهارم در درمان ژنتیک را دارد.
ایران جزو ۵ کشور جهان در کاشت حلزون شنوایی است.
جمهوری اسلامی ایران در تولید بیش از ۹۵% از داروهای مصرفی به خود کفایی رسیده است، عددی قابل تأمّل و توجه است.
رشد ۱۰ برابری پزشکان متخصص، عمومی و دندان پزشک در مقابل رشد ۵/۲ برابری جمعیت ایران قابل توجه است.
ایران جزو کشورهای برتر جراحی قلب در دنیا است و جزو معدود کشورهایی است که عمل پیوند قلب در آن با تکیه بر دانش بومی صورت می پذیرد.

برخی رتبه های قابل تأمل جهانی ایران مطابق اسناد و آمارهای بین المللی مراجع معتبر دنیا:

ایران نهمین کشور جهان از نظر تعداد کتب انتشار یافته در سال است.
ایران از لحاظ فارغ التحصیلان چهار حوزه علوم دانشی، فناوری، مهندسی و ریاضی در جایگاه پنجم جهان قرار دارد.

ایران رتبه هفتم رشد امید به زندگی در جهان است.
ایران رتبه یازدهم جهان در کاهش میزان مرگ و میر نوزادان است.
ایران با رتبه ای زیر بیست، از کمترین میزان مرگ و میر ناشی از چندین نوع سرطان شایع دنیا برخوردار است.
ایران سیزدهمین کشور جهان از نظر تولید غلات است.
ایران چهاردهمین کشور دنیا از نظر سرانه آبیاری سرزمینی ایران است.
ایران هجدهمین کشور جهان از نظر محصولات دائمی کشاورزی است.
ایران رتبه دوم جهان در شاخص توسعه انرژی را در اختیار دارد.
رتبه پانزدهم جهان در تولید برق و رتبه ششم جهان د رتولید برق از گاز طبیعی در اختیار ایران است.
رتبه سیزدهم جهان در تولید سالانه پالایشگاه از آنِ ایران است.
رتبه هشتم جهان درتولید آهن در اختیار ملّت ایران است.
رتبه دوازدهم دنیا در تولید مس از آنِ کشور ایران است.
ایران رتبه یازدهم جهان در تولید سیمان را دارا است.
رتبه سیزدهم جهان در تولید محصول راهبردی فولاد از آنِ ایران است، گواینکه تولید فولاد ایران پس از انقلاب، ۱۸ برابر متوسط جهانی بوده است.
ایران ششمین کشور پیشرو در زمینه تولیدات فنّاوری های نانو در دنیا است.
ایران در جمع یازده کشور دارای فناوری پرتاب ماهواره ها قرار دارد.
ایران جزو چهارده کشور دارای توانایی غنی سازی اورانیوم و جزو سیزده کشور برتر دارای چرخه کامل سوخت هسته ای است.
ایران رتبه دوم در زمینه پیشرفته ترین کشورها در حوزه سلولهای بنیادی جنینی را در اختیار دارد.
در رتبه هفتم ازنظر رشد جذب گردشگری در دنیا در اختیار ایران است.
بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول و گزارش بانک جهانی ایران رتبه ۱۸ دنیا در تولید ناخالص داخلی بر اساس برابری قدرت خرید را دارد.
ایران سیزدهمین قدرت نظامی جهان است؛ نکته قابل توجه اینکه این پایش، توانایی های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در این ارزیابی جهانی لحاظ نکرده است.
طبق معیار جهانی سایماگو رتبه علمی ایران در منطقه ۱ و در جهان ۱۶ است.
در سال ۲۰۱۰ ایران دارای سریعترین نرخ رشد علمی در جهان بوده است.
ایران رتبه اول رشد شاخص توسعه انسانی را در ۴۰ سال گذشته دارا بوده است.
ایران هفتمین قدرت برتر جهان از نظر موسسه جهانی هادسون و سیزدهمین قدرت برتر جهان از نظر یو اس نیوز در سال ۲۰۱۸ اعلام شده است.

نتیجه

ما نسبت به عیوب ملّی خود در دو حوزة کارگزاری نفت پایه و مصرف زدگی اجتماعی منبعث از آن واقف هستیم، امّا بر آن هستیم، ایران اسلامی صرفنظر از دشمنان و همپیمانان آنها، صحنة رویارویی دو گروه و بخش عمده است؛

الف) جمعیت اعظم مردمی که نگرش شان به ایران و هویّت ملّی «ظرفیت – راه حل» است، و ب) گروه کوچک شبه روشنفکر و بروکرات که زاویه دیدشان با نگاهی به تاریخ جدید ایران پیشاانقلاب و ایران پساانقلاب، معلوم می شود؛

گروه شبه روشنفکر و بروکرات معمولاً توانایی، استعداد و کرامت ایرانی و هویِت ملّی را نزد قدرت های بزرگ قربانی کرده و هیچ قطعه ای از تاریخ معاصر ایرانی را جز با واژگان جعلی همچون فلاکت زده، توسعه نایافته، و جهان سومی تبیین و ترسیم ننموده است؛ درعوض جمعیت اعظم ایرانی، بر آن است که امکان ها و استعدادهای ایرانی، شأنی عالیرتبه از هویت ملّیِ اسلام پایه برای پیشرفت و تعالی در اختیار این سرزمین قرار داده که با رویکرد «ظرفیت – راه حل» قادر می شود سختی ها، حصارها و تهدیدات را از پیش پای ایرانیان برداشته و ایرانی را به قلل رفیع کرامت رهنمون شود؛ ظرفیتی که دوران مابعد انقلاب اسلامی در حصار قرائت های شبه روشنفکری و عادات کارگزاران بروکراتیک زمین گیر شده است؛ اکنون همه می دانند زمانه و روزگار کنونی ایرانیان، نسبتی با ناتوانی و ارتجاع شبه روشنفکری و بی عملی بروکرات ها نداشته و زمانه، زمانة اقدام و عمل در پرتو تحقق امکان های هویت اسلامی – ایرانی است، از این رو محلّ نزاع کاملاً آشکار و شفاف است و نمی توان با صناعت جدل و ادعاهای ظاهراً علمی و دانشگاهی، ضمن نادیده انگاشتن قرائت تاریخ خسارت بار شبه روشنفکری ایران، افق های نوین برآمده از انقلاب اسلامی را از نظر دور داشت و سرمایه اجتماعی گرانقدر آن را منکر شد؛

در پایان ما استادان دانشگاهها و مراکز پژوهشی و آموزشی کشور، ضمن توجه به کاستیها و عیوب ملّی خویش، امّا با باطل دانستن ادعاهای ۲۹۰ نفر از همکاران خود و برخی نویسندگان حزبی مندرج در نامه، آنها را به گفت و گو حول مدعیات  و براهین خود در قالب جلسات آزاد و هم اندیشی دعوت می کنیم.»

اساتید بسیجی دانشگاهها، مراکز آموزش عالی و پژوهشی کشور

این خبر حاکی است هفته اول مهرماه امسال ۲۹۲ استاد اصلاح‌طلب دانشگاه در نامه‌ای خطاب به مسئولان نظام که از آن به «هشدارنامه» یاد کرده‌اند با برشمردن چالش‌های کشور ازجمله چالش کم آبی، خشکسالی، ریزگردها، فقر، رکود ‌تورمی، ناامنی‌های اقتصادی و اجتماعی، ۱۲ راهکار برای خروج از وضع موجود را پیشنهاد داده‌اند که  رفع حصر، آزادی زندانیان سیاسی و نیز حق دسترسی وکیل در پرونده‌های زندانیان سیاسی از جمله این راهکارها دانسته شده است!

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۲۰۸۲-کارگاه بیست ششم (۲۶) تربیت نفس- محبت حقیقی یعنی رام کننده قوه غضبیه

۱۸ مهر

««بسم الله الرحمن الرحیم»»

۲۰۷۷- کارگاه بیست پنجم (۲۵) تربیت نفس- سپر قرآن در برابر شیطان+محبت حقیقی از قرائت قرآن مجید

اِنَّ القرآنَ ظاهِرُهُ اَنيقٌ و َباطِنُهُ عَميقٌ لا تَفنى عَجائِبُهُ و َلا تَنقَضى غَرائِبُهُ و َلا تُكشَفُ الظُّلُماتُ اِلاّ بِهِبراستى كه قرآن ظاهرش زيباست و باطنش عميق، عجايبش پايان ندارد، اسرار نهفته آن پايان نمى‌پذيرد و                                                    تاريكى‌هاى جهل جز به وسيله آن رفع نخواهد شد.

۲۰۶۶-کارگاه بیست چهارم(۲۴) تربیت نفس- معجزه صلوات- + رابطه محبت مجازی با خشونت

 

کارگاه بیست سوم(۲۳) تربیت نفس+ ظهور محبت حقیقی در مشکلات با تمنای کمک از خداوند مهربان

 

۲۰۳۶گارکاه بیست دوم (۲۲) تربیت نفس+ توحید مخزن و معدن محبت حقیقی

 

۲۰۲۴گارکاه بیست یکم(۲۱) تربیت نفس+ نقش محبت حقیقی در کوتاهی آرزو

 

۲۰۰۳کارگاه بیستم(۲۰)تربیت نفس+ رابطه محبت حقیقی با نظم و برنامه ریزی

 

۱۹۸۷کارگاه نوزدهم(۱۹)تربیت نفس+ محبت حقیقی دعا نمودن به تلخی دیگران

 

 کارگاه هیجدهم(۱۸) تربیت نفس+ راهکار رسیدن به محبت حقیقی- خروج از عالم خیال با راهکار

علامه طباطبایی رحمه الله علیه- “حضرت آیت الله سبحانی تصریح کردند: زبان، گفتار و بیان ما باید در حد همین روایت باشد؛ خصوصا زمانی که سوالی از ما شود که از تخصص ما بیرون باشد و باید به راحتی بگوییم «نمی دانم» و پاسخ را پس از اطلاع از مطلب به آن شخص برسانیم.معظم له در پایان بیان داشتند: اگر بگوید «نمی دانم»، نقص نیست و نزد خدای متعال مقام دارد.

۱۶۵۲کارگاه هفدهم (۱۷) تربیت نفس- سهم الگوی محبوب در تصویر سازی ذهن+ محبت حقیقی به

اسوه و نقش رفتارساز آن

 

۱۶۴۵-گارگاه شانزدهم (۱۶)تربیت نفس اخلاق رضایت مدار+ محبت حقیقی رضایت محور

 

۱۵۸۰گارگاه پانزدهم (۱۵) تربیت نفس اخلاق جمع مدار+ محبت حقیقی تفرقه سوز

 

۱۵۵۵کارگاه چهاردهم(۱۴) تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت

حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

 

۱۰۵۵۲کارگاه سیزدهم (۱۳) تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیت های منطقی با حضور

عقل سلیم + محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری

 

۱۰۵۰۰کارگاه تربیت نفس جلسه دوازدهم (۱۲) خود خواهی نزولی+ محبت به فقر کهنه، خود خواهی

 

۱۰۴۱۷کارگاه تربیت نفس جلسه یازدهم (۱۱)زهد نسبت به دنیا+ محبت زاهدانه چیست؟

 

۱۰۲۱۰کارگاه تربیت نفس جلسه دهم (۱۰)لذت عقل سالار + لذت محبت پرور

 

۱۰۷۰-گارکاه نهم (۹)تربیت نفس+ محبت به خود ستایی- زشت ترین راستگویى، تعریف انسان از

خودش مى باشد.

 

۹۸۰کارگاه هشتم (۸)تربیت نفس پیرامون قبض و بسط نفس آدمی+ محبت بسطی و قبضی

 

۸۸۰کارگاه هفتم (۷)تربیت نفس آنچه خداوند بخواهد+ محبت به آنچه پیش آمده، پیش خواهد آمد.

 

۶۰۰-کارگاه ششم (۶) تربیت نفس، رضایت به کارهای خداوند مهربان و حکیم دادن+ محبت در رضایت

 

۵۰۴- کارگاه تربیت نفس پنجم (۵) : ۹۵/۱/۱۵ الی ۹۵/۲/۲۵ ،با موضوع قناعت+محبت به قناعت قرآنی

امام على عليه ‏السلام :

مَنِ اقتَصَرَ عَلى بُلغَةِ الكَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الراحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَةِ؛

هر كس به مقدار كفايت، قناعت كند، آسايش مى‏ يابد و براى خويش زمينه گشايش فراهم مى ‏كند.

 

۴۰۶–کارگاه چهارم(۴) تربیت نفس: گسترة ساده زيستي+ وسعت محبت حقیقی

 

. ۳۱۹-آغاز دروده سوم (۳) با حدیث تکبر درمانی امام هفتم علیه السلام:

 

۱۶۰–  ددروه کارگاه  دوم (۲)تربیت نفس را با حدیث حضرت امام هشتم علیه السلام آغاز می کنیم تا

حکمت ۱۷۸نهج البلاغه رابچشیم.+ محبت حقیقی در حدیث امام هشتم علیه السلام

شروع ثبت نام:۲۰/۹/۹۴لغایت۳۰/۱۰/۹۴

ويژگيهاى دهگانه عاقل از حضرت امام الرضا علیه السلام

دوره دوم ۴۰ روز جدید تربیت نفس از حدیث امام هشتم علیه آلاف التحیه و الثناء

لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهره. الفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ـ از او اميد خير باشد.+بیش از ۵۰ درصد موفق بودم الحمدلله
۲ـ از بدى او در امان باشند.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغقرالله
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.+بیش از ۶۰درصد موفق بودم الحمدلله
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.+بیش از ۹۰درصد موفق بودم الحمدلله
۷ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۸ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغفرالله
۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استعفرالله

 

دوره کارگاه اول (۱) تربیت نفس از قرآن و احادیث اهل البیت علیهم السلام+ محبت حقیقی در رفتار امامان معصوم علیهم السلام

امام على علیه السلام: اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۸)

بسم الله الرحمن الرحیم

عنوان

ردیف محبت طبیعی محبت مجازی محبت حقیقی
۱ دوران کودکی دوران قبل از۴۰ سالگی دوران ۴۰ سالگی تا پایان عمر
۲ ۱۰۰% ۸۰% ۲۰%
۳

محبت و آثار

۴ محبت طبیعی محبت مجازی محبت حقیقی
۵ فردی جمعی زیست محیطی فردی جمعی زیست محیطی زیست محیطی فردی جمعی زیست محیطی
۶

شخص و محبت

۷ دروان فقر دوران بی نیازی دوران ثروت
۸ طبیعی مجازی حقیقی طبیعی مجازی حقیقی طبیعی مجازی حقیقی
۹
۱۰

شهروندان و محبت

۱۱ جنوب شهر میان شهر بالای شهر
۱۲ طبیعی مجازی حقیقی طبیعی مجازی حقیقی طبیعی مجازی

حقیقی

۱۳
۱۴

مسئولین و محبت

۱۵ محبت طبیعی محبت مجازی محبت حقیقی
۱۶ روز هفته سال روز هفته سال روز هفته سال
۱۷
۱۸

مردان و محبت

۱۹ طبیعی مجازی حقیقی
۲۰ روز هفته سال روز هفته سال روز هفته سال
۲۲
۲۳

زنان ومحبت

۲۴ طبیعی مجازی محبت حقیقی
۲۵ روز هفته سال روز هفته سال روز هفته سال
۲۶

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۲۰۸۱-راهکارهای گنجاندن سبک زندگی اهل بیت در سیستم تربیتی کشور+ تعریف محبت حقیقی در خطبه یکم صحیف سجادیه

۱۶ مهر

طی نشستی مطرح شد؛
راهکارهای گنجاندن سبک زندگی اهل بیت در سیستم تربیتی کشور
راهکارهای گنجاندن سبک زندگی اهل بیت در سیستم تربیتی کشور
حجت الاسلام درودی فرازهایی از ادعیه صحیفه سجادیه که معرّف مقامات انسانی و الهی است را بیان کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست بررسی مبانی تربیت اسلامی درصیحفه سجادیه درنمازخانه ساختمان مرکزی وزارت آموزش و پرورش برگزار شد.

دراین نشست حجت الاسلام درودی معاون امور استانها دبیر خانه ستاد همکاریها بااشاره به مبانی ۵ گانه تربیت سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به بیان فرازهایی از ادعیه صحیفه سجادیه که معرّف مقامات انسانی و الهی و هم چنین پرورش دهنده استعدادهایی از جنس نور است، پرداخت.

کسب جایگاه خلیفة الهی در گروحیات طیبه

وی گفت: انسانی که در پی قرب الی الله وحرکت به سوی مقام عبودیت و کسب جایگاه خلیفة الهی است ، باید دعوت خداوند و پیامبرصلی علی علیه و آله را به سوی حیات طیبه اجابت نماید.

معاون امور استانهای دبیر خانه ستاد همکاری ها افزود: برای پیمودن این راه نخست برای تجلی ارزش های الهی در وجود خویش و سپس، برای محقق ساختن آن ها در دیگران جهت اعتلای جامعه صالح باید کوشید.

حیات طیبه در صحیفه سجادیه

سخنران این نشست گفت: کتاب وزین صیحفه سجادیه در لابلای ادعیه ملکوتی خود این مسیررا با معر فی راهکارهای پرورش استعدادهای انسانها به جهان بشریت هدیه نموده است و باید هنرمندانه این معارف الهی که از صنعت بی نظیری برخودار است را در کتب درسی دانش آموزان گنجاند.

وی افزود ؛با عملیاتی شدن راهکارهای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش قادر خواهیم بود با بهره گیری از این معارف زلال ،آسیب های اجتماعی را پیش گیری و درمان کنیم.

راهکارهای گنجاندن سبک زندگی اهل بیت در سیستم تربیتی کشور

معاون امور استانها در ادامه به راهکارهای گنجاندن سبک زندگی اهل بیت در سیستم آموزشی و تربیتی کشور اشاره کرد و گفت: راهکار اول تربیت بر مبنای سبک سپاس اسوه های حسنه، یعنی معصومین علیهم السلام به عنوان مربیان حقیقی آدمی شاخص محتوایی متون درسی قرار داده شود.

وی راهکار دوم را وصول به مراتب حیات طیبه در همه ابعاد فردی و اجتماعی متوقف به آموزش مقام حمد الهی و سبک شگرگزاری مربیان و متربیان دانست و گفت؛ راه سوم ، برنامه ریزی برای مقابله اثرگزار با دشمنان خدا و در واقع دشمنان کمال انسان و سعادت حقیقی،تربیت دانش آموزان با شاخص حمد الهی می باشد.

ویژگی دانش آموزان اهل بیتی

سخنران این نشست در بیان راهکار چهارم گفت: اگر دانش آموزان مودب به آداب حمد الهی شوند، خلقت جهان را بر اساس نظام احسن و سنن عادلانه الهی در می یابند .

وی افزود؛دانش آموز تعلیم دیده در کلاس های سبک سپاسگزاری از خالق هستی، خوبی را به لحاظ خیر بودن از خداوند مهربان یافته، و بدی رابه لحاظ خیر نبودن از نفس انسان معرفی می کند.

تعمیق و ترویج فرهنگ حیا

حجت الاسلام درودی ادامه داد: یکی از بستر های اصلی، زمینه تربیت پذیری دانش آموزان براساس فرهنگ اسلامی ایرانی تربیت متربیان بر اساس شیوه حمد از خداوند متعال و سپاسگزاری از معلمان و والدین رقم می خورد.

وی در ادامه پیش نیاز راهکار «بازنگری و بازتولید برنامه ها و محتوای آموزشی و روش های تربیتی برای درونی سازی و تعمیق و ترویج فرهنگ حیا، عفاف و حجاب» در سند تحول بنیادین را فراهم کردن، زیر بناهای نظری حمد الهی در صیحفه سجادیه در متون درس آموزش و پرورش دانست.

پادزهر مرض های لاعلاج

حجت الاسلام درودی در ادامه گفت: محدودیت های عموم انسان ها که به مرض لاعلاج مبدل می گردد مانند، حرص، ستمکاری و ناسپاسی، نادانی، شتاب زدگی و فراموش کاری با فرازهای حمد الهی در دعای یکم صحیفه سجادیه قابل پیش گیری و درمان است.

آسیب شناسی بی مهری به وطن

وی تاکید کرد،تزیین امور باطل و ایجاد وسوسه در فکر و اراده ی مربیان و متربیان،توسط نفس اماره و شیطان که مسبب بی مهری به وطن و مهرورزی به بیگانگان می گردد با مضامین بلند حمد الهی در صحیفه سجادیه امام زین العابدین قابل آسیب شناسی است.

فرهنگ شکرگزاری در سبد آموزشی

معاون امور استانهای دبیر خانه ستاد همکاری ها گفت: با حاضر نمودن معارف بلند، حمد الهی و سپاس شناسی در سبد آموزشی دانش آموزان، قادر خواهیم بود که مطابقت محتویات ذهنی مربیان و متربیان را با واقع و نفس الأمر در معارف معصومین، همیشگی نموده و به واقعّیت تغییرناپذیرو با ثبات و آرامش قلبی همراه نمود.

وی عملیاتی نمودن راهکار «تدوین برنامه جامع مشارکت خانواده و نهادهای تربیتی و آموزشی برای تقویت فرهنگ تربیتی خانوادهها و تحقق شایستگی های پایه دانش آموزان» در سند تحول را با درک و دریافت مقام حمد الهی امام سجاد علیه السلام امکان پذیردانست و گفت: باید شکر گزار این فرهنگ غنی باشیم که اعتقاد به معارف اسلامی مارا از فرهنگ های بی گانه در بحث توسعه جمعیت بی نیاز کرده است ،زیراتشکیل خانواده و تربیت فرزندان در قالب نظام ماتریالیستی میسور نخوهد بود.

آئین زندگی الهی انسان کامل

حجت الاسلام درودی در ادامه بیان داشت: ایمان- انتخاب و التزام آگاهانه و آزادانه نظام معیار متناسب با غایت زندگی انسان براساس آئین زندگی الهی و دین تمام و انسان کامل ممکن می گردد که نمونه آن را می توان در آموزه های تربیتی صحیفه سجادیه به خوبی دید.

اضافه نمودن درس مدیریت خانواده به برنامه درسی متوسطه

کارشناس این نشست گفت: اضافه نمودن درس مدیریت و سلوک مناسب خانواده به جدول برنامه درسی دوره متوسطه در تمامی رشته ها و برای تمام دانش آموزان که در راهکار ۵/۴ سند تحول آمده، بدون درک مضامین حمد الهی صرفا یک آرزوی طولانی است.

وی گفت: اولویت بخشی به تأمین و تخصیص منابع، تربیت نیروی انسانی کارآمد، تدوین برنامه برای رشد، توانمندسازی و مهارت آموزی، ادامه تحصیل و حمایت مادی و معنوی دانش آموزان مناطق محروم و مرزی که در راهکار۴/۵ سند تحول مشاهده می گردد بدون شناخت مهندسی شده در دعای یکم صحیفه سجادیه ظاهری بدون باطن خواهد بود.

الزامات صدور انقلاب اسلامی

معاون امور استانهای دبیر خانه ستاد همکاری ها در پایان یاد آوری شد: برای صدور انقلاب اسلامی که خون بهترین فرزندان این مرز بوم در مدت ۴۰ سال آن را آبیاری نموده و همچنین استقرار حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی و زدودن آسیب های اجتماعی و شماتت های دشمنان راهکاری غیر از تضمین معارف اهل بیت عصمت و طهارت موجود نیست که نمونه آن در دعای یکم صحیفه سجادیه به رویت اندیشمندان و صاحب نظران علوم اجتماعی و انسانی در می آید، تا قضاوت فطری و علمی خویش را برای همگان به نمایش بگذارنند.

 

۲۰۸۰-سهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان/ نامه به ۳ دستگاه اثرگذار+ محبت حقیقی در آموزش و پرورش

۰۴ مهر
معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس:سهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان/ نامه به ۳ دستگاه اثرگذارسهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان/ نامه به ۳ دستگاه اثرگذار

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت:سند تحول از وزرای هیأت دولت و خدمتگزاران دستگاه‌های اجرایی جهت عملیاتی کردن بندهای مبانی آن و راهکارها، درخواست‌هایی دارد.

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، تاکنون ۷ بخش از مصاحبه با حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش درباره سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با عنوان «تنها کتابی که با همکاری ۶۰۰ نفر تدوین شد/ داروی بسیاری از آسیب‌های کشور را در این سند جست‌وجو کنید»، «آسیب‌های نظام آموزش غربی در ایران با احترام رفتاری به وصایای امام(ره) قابل درمان است»، «از چرخش نمره ورزش به شادابی جسمانی تا الزام سوادآموزی فرزند در سند ازدواج»، «آیا نهادها و وزارتخانه‌ها در برابر سند تحول آموزش و پرورش وظیفه دارند؟/ شاخص مجلس موفق در نظام تعلیم و تربیت»، «از راه‌حل جدید امتیاز جبرانی برای دانش‌آموزان ناموفق تا تدریس راز موفقیت شرکت‌های اقتصادی»، «راهکارهای حذف کنکور لاکچری/ معرفی ۱۱ مانع مهم تربیت» و «تحول در آموزش و پرورش به شرط قرآن‌سالاری/ باید قرآن از درون قبرستان‌ها آزاد شود» منتشر شد.

سند تحول از وزرای هیأت دولت و خدمتگزاران دستگاه‌های اجرایی جهت عملیاتی کردن بندهای مبانی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و راهکارهای ۱۳۱ گانه آن درخواست‌هایی دارد که در این بخش به آن پرداخته می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی در بخش اظهار کرد: در مبانی سند تحول، طرحی در انداخته شده است که رابطه‌ها به خوبی و دقت لازم دیده شود و لکن این مبحث بزرگ اثرگذار نیاز به امر تکمیلی دارد که در جدولی به بخشی از آن توجه شده است.

سطح رابطه های در مبانی سند تحول
رابطه با خداوند
رابطه با انسان کامل رابطه با خود رابطه با هستی پیرامونی

وی ادامه داد: آیا انسان برای ارتباط با خالق هستی به تنهایی قادر است رابطه برقرار کند یا اینکه باید با رابطه و واسطه بدون آزمون و خطا این نیاز خود را بر طرف کند، و اگر این فرض صواب باشد، ارتباط با انسان کامل مقدم می‌گردد بر ارتباط انسان با خودش و هم چنین جهان پیرامونی او؛ چرا که با این طبقه‌بندی، خداوند متعال را بدون نیاز از ارتباط با مخلوقات معرفی کرده، و در عوض تمام وجود انسان نیاز به ارتباط با حضرت حق تعالی معرفی می‌شود.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش افزود: در نتیجه، کارکرد عقل و تفکر آدمی هویدا می‌شود که عقل بدون پشتوانه وحی الهی انسان را در میان راه رها نموده و به دست جهل و حیرانی اسیر می‌کند و آثار آن در اوراق تاریخ بشر مشهود است؛ چراکه علم بدون حمایت نورانیت وحی، ظلمات است؛ برای اثبات این فرضیه نیاز است به برخی از بندهای مبانی سند تحول بپردازیم تا مکشوف شود که آموزش و پرورش جامعه را می‌سازد یا فرهنگ اجتماعی بر آموزش و پرورش مدیریتی را مسلط می‌کند یا باید گفت تعاملی برقرار است؛ اگرچه در برخی موارد تقدمی هم قابل مشاهده است.

* باید تمام معلمان در تدریس خود به تعریف هستی بپردازند

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با اشاره به راهکار ۱-۱-۱ مبانی سند تحول «جهان هستیواقعیت دارد؛ ولی هستی به طبیعت منحصر نیست»، گفت: با توجه به راهکار ۱-۱-۱ (مبانی سند ص-۴۹-۵۰) استنباط می‌شود که همه هستی در همدیگر اثرگذاری داشته و جهان در پیش روی چشم مربیان و متربیان نباید به همین جهان مادی ختم و اجبار شود.

وی با بیان انکه مربیان و متربیان باید آموزشی را دریافت کنند که سهم فرشتگان و جن را منکر نشوند، افزود: با توجه به بند ۱-۱-۱ باید تمام معلمان در تدریس خود به تعریف هستی بپردازنند و اختصاص خصوصیات هستی به یک درس کنار گذاشتن سند تحول است.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اضافه کرد: در تمامی متون درسی باید بدون استثناء به موجودات عالم غیب پرداخته شود، والا دانش‌آموزان تک ساحتی تربیت شده و به هنگام فارغ‌التحصیلی، وجود ملائکه و جن و شیطان را یا خرافه وجدان می‌کنند و منکر می‌گردنند و یا به قشر سنتی و غیر مدرن جامعه نسبت می‌دهند.

وی با بیان اینکه یکی از دلائل مهم و اساسی غربگرا شدن دانش آموزان تفکیک موجودات عالم غیب از موجودات عالم شهود، در برنامه ریزی متون درسی و افکار معلمانشان است، افزود: یکی از علل عدم انگیزه و نا شاد بودن برخی دانش آموزان در فعالیت دینی تدریس نامتوازن فیما بین متون بر گرفته از موجودات عالم غیب و موجوادت عالم شهادت است.

*مربیان و متربیان باید از متون و مدارسی برخودار باشند که آنان را دو بعدی تربیت کند

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با اشاره راهکار ۱-۲-۱ مبانی سند تحول، «انسان موجودی است مرکب از جسم و روح دو حیثیت در هم تنیده و مرتبط»، اظهار کرد: با توجه به راهکار ۱-۲-۱(مبانی سند ص-۵۷)مربیان و متربیان باید از متون و مدارسی برخودار باشند که آنان را دو بعدی تربیت کند نه ناقص و تک بعدی و مربیان و متربیان باید بدانند اثرگذاری جسم و جان نشان از سلطه و سلطنت عالم مجرد بر ماده دارد.

وی ادامه داد: شکل و محتوای متون درسی دانش‌آموزان باید روح و کالبد آدمی را  به صورت مکمل به نمایش بگذارد و الا اطلاعات خیالی و اجباری از روح در برنامه‌های دینی، زندگی غربی را ناخواسته برای آنان ایده آل معرفی می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: دانش‌آموزان با متون دروس تفکیکی قادر نیستند پیشرفت‌های جهان غرب را حاصل تعامل و توازن دو سویه جسم و روح به صورت متداوم و متقابل یافته، و هم چنین احترام به قوانین الهی تحلیل کنند و در نهایت فساد جهان غرب را نتیجه تربیت تک بعدی بیابند.

* مشکل زیر نظام‌های برنامه درسی ستونی

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با اشاره به راهکار ۱-۳-۱ «انسان نسبت به شناخت هستی و درک موقعیت خود و دیگران در هستی توانایی دارد، گفت: با توجه به راهکار (مبانی سند ص-۷۸)مربیان و متربیان باید از متونی برخودار باشند که جهان هستی را در خور عقل و شناخت آنان معرفی کند.

وی با بیان اینکه مربیان و متربیان باید بعد از یک دروه تحصیلی به نظری آراسته گردند که علم اولیه را از عطایای خداوند هستی وجدان کنند، افزود: دانش‌آموزان با متون درسی منفک شده از معارف علوم انسانی و اسلامی قادر نخواهند بود که خداوند را معلم حقیقی خود وجدان کنند؛ ضمن اینکه زیر نظام‌های برنامه درسی ستونی، قادر نیستند مربیان و متربیان را برای باور سجود ملائکه بر انسان تربیت کنند.

وی ادامه داد: متون درسی که تعلیم بشر را توسط خداوند معرفی کند، زمینه و علت انتخابگری و مسؤولیت و کرامت مربیان و متربیان می‌شود، و در نتیجه سجود فرشتگان  را برای آنان فراهم آورده است.

*دانش‌آموزان باید از بدو ورود به مدارس در یابند که زندگی کتاب ثابتی دارد

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با اشاره به راهکار ۱-۴-۱ «اعتبار ارزش‌های حقیقی بر واقعیت‌های مربوط به عمل آدمی و نتایج آن تکیه دارد»، افزود: با توجه به راهکار(مبانی سند ص-۸۹)مربیان و متربیان باید از متون درسی برخودار شوند که دریابند اکثر آزادی‌های در جهان غرب پشتوانه اختیاری و انتخابی ندارد، بلکه نوعا خیالی و اعتباری است که این تحلیل مهم در قدرت متون درسی پیوسته و همه جانبه‌نگر است.

وی با بیان اینکه مربیان و متربیان باید در متون درسی خود وجدان کنند که سعادت به صرف عمل بر نمی‌آید بلکه بر اساس و پایه‌ریزی فطرت او از ارزش‌های تکاملی برخوردار می‌شود، ادامه داد: دانش‌آموزان باید از بدو ورود به مدارس در یابند که زندگی کتاب ثابتی دارد، اگر از آن آگاهی کامل در نیابند، از آرامش و آسایش و کمال محروم گشته و در ستایش شیطان و شقاوت نفس، پست‌تر از حیوان می‌گردند.

* مربیان باید مسلح به متون درسی منطبق بر فطرت باشند

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با اشاره به راهکار ۱-۵-۱ «دین حقیقت واحدی است که از سوی خدا برای هدایت بشر به سوی سعادت حقیقی و جاوید فرستاده شده است و شرایع توحیدی مصادیق متکامل آن محسوب می‌شوند؛ خاستگاه و مقصد دین حق (=اسلام)، فطرت انسان و شکوفایی آن است»، اظهار کرد: با توجه راهکار۱-۵-۱ (مبانی سند ص-۱۰۷) اگر مربیان و متربیان دین اسلام را با حقایق اعتقادی، اصول اخلاقی و قوانین کلی زندگی آدمی تمام و کامل یافته و اعتبار و صحت آن را به وقت و مخاطب معینی محدود ندانند، هیچ وقت جهان غرب برای آنان جاذبه نخواهد داشت.

وی با بیان اینکه مربیان باید مسلح به متون درسی منطبق بر فطرت باشند تا زگهواره تا گور علم را نجات انسان بیابند، گفت: اگر دانش‌آموزان دروس خود را منطبق بر فطرت معصوم خویش بیابند، جمعه هم به مکتب دل می سپارند.

*** نامه به ۳ دستگاه اثر گذار در عرصه تهذیب و آموزش

شما که دانش‌آموز  و یا فرهنگی در خانواده خود دارید و یا  اینکه بستگان‌تان دانش‌آموزانی دارند که آینده آنان برای شما هم مهم است و همچنین وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها و نهادهایی که علاقه‌مند هستند دانش‌آموزان خود را در مدارسی ثبت‌نام کنند که پس از فارغ التحصیلی، آنان را افتخار سبک زندگی خویش به جهانیان معرفی کنند، باید توجه بنمایند که تلألو سند تحول نزد مقام معظم رهبری و فرهیختگان علوم اسلامی و انسانی و صاحبنظران فرهنگی، نیاز دارد ۵ مبانی تربیتی سند را که از نیازهای زیر بنایی مدارس می باشد در پاسخگویی آن دستگاه تعبیه شود که شرحی از آن در ادامه می‌آید:

۱- مسؤول حوزه علمیه

سلام قرآنی را از چه منبع و از کدامین انسان باید دریافت نموده و ابلاغ کرد؛ این سلام با چه موسیقی و با کدام حرکت دست و پا باید همراه شود تا در تراز مراتب حیاة طیبه مشهود گردد، اگر در حضور محرمان باشیم به کدام آیین مطیع و در میان نامحرمان چند آدابی واجب است. دانش آموزان در انتظار مربی متخصصی هستند که بدانند تفاوت سلام مومن و منافق در کجا ظاهر و حاضر می‌گردد.

آیا سلام قرآن پسند در کلاس ریاضی و فیزیک همان سلام در میان دانش‌آموزان قرآن و دینی باید باشد یا اینکه یک آموزشگاه می‌تواند ترکیبی از سلام برآمده از زیرنظام نام خالق هستی داشته و سلامی از زیر نظام مخلوق از عجز و نقص خود بتراشد، و در یک دوره آموزش بعد از فارغ التحصیلی از سلام اولی احساس خجلت و سنتی نموده و در سلام فرو افتاده از زیر نظام بشری که در قالب آزمون و خطا عرضه می گردد تمام لذت و سعادت انسان معرفی گردد و غیر آن نامدرن و نامربوط با سبک زندگی نخبگان باشد.

دانش آموزان با سوالات مقدر خود متون دروس را اجبار وجدان نموده و تقلب را با سلام در زندگی فردی و جمعی خویش هم سنخ و هم سیاق می یابند، و اسم آن را زرنگی و زیرکی و سعادت زندگی معرفی می کنند، و برای دست یابی به رتبه اول شهروندی باید سلام نازل شده از زیر نظام درسی خالق حکیم را کنهه و تاریخ گذشته معرفی کند و در نهایت محاورات اجتماعی و ملی خود را بر حسب منافع مادی طبقه بندی نموده و دشمنان را به خود امیدوار کند.

تعداد روحانیون اعزامی آن مرکز علمی در ۴ سطح پیش دبستانی و ابتدایی و متوسطه اول و متوسطه دوم با دو جنسیت در ۷ روز هفته مورد نیاز جدی دانش آموزان سلیم الفطره می باشد. والسلام علی السلیم

الف- نیاز به تهیه و تنظیم متونی که مورد تأیید کارشناسان در امور زیر باشد.

۱- برنامه صبحگاهی و ظهرگاهی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- ادبیات دروس تجربی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۳- ادبیات دروس علوم انسانی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۴- مراسم ملی و مذهبی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۶- ادبیات محاوره با دیگران(با رویکرد ۶ ساحتی)

۷- موضوعات انشاء و سبک گزارشگری(با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- مسئول صدا وسیما 

برخی دانش‌آموزان مدرسه ما در کلاس درس و زنگ تفریح با مبادله خنده‌های آموزش یافته اظهار وجود خود را به نمایش گذاشته، و با خشونت‌های مدرن، آن را به عنوان یکی از امتیازات جهان ایده آل مصوب کرده‌اند، و برای اجرای مومنانه آن از ابزارهای حاضر در آموزشگاه اعم از تمسخر معلم و تحقیر هم وطن و تخریب دستاوردهای انقلاب اسلامی و معماری اسلامی، با مقایسه نامتقارن کارنامه دین و علم، جهان غرب را کعبه آمال خود و دیگران ترویج می نمایند، و با حضور چهره‌های قریب به اتفاق در برنامه‌های صدا و سیما به آن مهر و امضای مقبولیت و محبویت الصاق می‌کنند، و هم چنین در خدمت خدمات ظاهری جهان غرب بودن را یک فرصت و پیشرفت و هدف از خلقت برایشان منشور و مشهور می‌گردد.

برخی دانش‌آموزان با زبان نافذ بی‌زبانی می‌گویند برنامه‌های ماهواره قابل اعتماد است برنامه‌های متنوع و شاد دارد در ترویج پزشکی پیشرفته و در برنامه‌های آن  جوانان دارای سهم ویژه و اصلی هستند، و نتیجه می‌گیرند که سبک زندگی آنان حقیقت در اندیشه و واقعیت در نیازهای انسان می باشد. آموزشگاه ما بی صبرانه در انتظار پاسخ ۶ساحتی در سطح متون درسی آن سازمان خدمتگزار می باشد.

الف- نیاز به تهیه و تولید برنامه‌هایی که فضای مجازی را در اختیار مدارس قرار بدهد.

۱- روابط استاندارد والدین در معیار نظام اسلامی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- مهارت‌هایی که در روابط شهروندی صبوری و تحمل دیگران نشان رشد اجتماعی باشد. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۳-معرفی فلسفه مناسبت‌های اجتماعی متقاضی مردم ایران(با رویکرد ۶ ساحتی)

۴- ممکل سازی دروسی که در جامعه مبدل به مشاغل اثر گذار و رافع طبقات اجتماعی می گردد. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۳- مسؤول وزارت ارشاد

برخی از دانش‌آموزان مدرسه ما می‌خواهند بعد از فارغ‌التحصیلی هنرپیشه شوند و لکن برخی از فیلم‌های سینما و تئاترهای در سطح شهر به آنان آموزش مستقیم و غیر مستقیم می‌دهد که لازم نیست برای هنرمند شدن تحصیلات عالی داشته و یا در آموزشگاه دارای رتبه اخلاقی و علمی باشید به همین سبب از آن دستگاه متولی امر عظیم ترویج و تبلیغ فرهنگ درخواست می‌گردد برنامه‌هایی را در تراز متون درسی جهت اهمیت دادن به سبک زندگی توحیدی هنرمندان و فعالیت‌های هنری که خداوند حکیم را خالق هنر معرفی می نماید ما را هنرمندانه یاری نموده و دانش‌آموزان را از خیالات باطل به عطایای عینی خالق یکتا  بدون امتحان و ابتلا مقرب و مهذب کند.

الف- نیاز به برنامه‌های هنری ارشاد که متون درسی دانش‌آموزان قرار گیرد.

۱-پیش نویس فیلم‌های سینمایی و تئاتر با مشارکت معلمان و متناسب نیاز مدارس نگارش شود. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- صنایع دستی کشور متناسب هر استان دروس دانش‌آموزان تعریف و تصویب گردد. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۳- مراتب سبک زندگی یک هنرمند توسط هنرمندان کشور در متون درسی آورده شود. (با رویکرد ۶ ساحتی)

*** سهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: با ۳ فرض زیر می‌توانیم برای دیگر دستگاه‌های کشور کارنامه پیوستی تهیه کرد تا سهم آنان در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان جدول گذاری‌شود تا مربیان و متربیان موانع رشد و خاکستر نشین شدن استعدادهای خودشان را شناسایی کرده و از همان دوران تحصیل خویش به پیشگیری آن اقدام کنند به جای اینکه در آینده در صدد درمان آن عمر صرف کنند.

فرض اول:

 سیاق و سباق اجتماعی آموزش و پرورش ایجاب می‌نماید که مسئول مستقیم آموزش رسمی و عمومی شهروندان باشد؛ از رقص میز و صندلی و حالات دانش‌آموزان و عرق آنان به مدارس خودشان و هم چنین تعریف خانه دوم در السنه اهل دانش و بندهای قانون اساسی بر این هدایت می‌شویم که مدرسه جای آموزش مهارت‌ها و تربیت نفوس برای زندگی است.

فرض دوم:

آیا کم و کیف تعلیم و تربیت در مدارس بر روی تصمیم‌گیری مدیران بالمباشره و یا غیر مستقیم مشهود و محسوس است یا اینکه مدیران دستگاه‌های فعال در کشور بر روی آموزش و پرورش سلطه برنامه‌ریزی داشته و در برابر فرهنگ‌سازی نهاد آموزش و پرورش رویین تن می باشند؟

فرض سوم:

با توجه به مبانی سند تحول که بر پایه نظام معیار اسلامی نگارش شده بر می‌آید که آثار فردی بدون آثار اجتماعی قابل محاسبه و مطالبه نیست و هم چنین آثار جمعی در بسیاری موارد انتخاب و اختیار را از آحاد جامعه می‌رباید، و هم چنین در قتل انبیاء و اولیای الهی و ناکامی آنان، آیات وحی، جامعه را مستحق عذاب الهی مصوب کرده، و در عین حال بحث مهاجرت را برای استقلال فرد از جامعه مطرح می‌نماید.

کارنامه پیوست آموزشی
ردیف نام درس نوبت اول قدیم نوبت اول جدید نوبت دوم قدیم نوبت دوم جدید نوبت سوم قدیم نوبت سوم جدید حوزه های علمیه وزرات ارشاد صدا و سیما
۱ قرآن ۲۰ خیلی خوب ۱۵ خوب ۱۰ نیاز به تلاش نیاز به تلاش نیاز به تلاش نیاز به تلاش
۲ تفکر و پژوهش ۱۹ خیلی خوب ۱۴ خوب ۹ نیاز به تلاش نیاز به تلاش نیاز به تلاش

انتهای پیام/