RSS
 

بایگانی برای آذر ۵ام, ۱۳۹۷

۲۰۹۲- ۲۰ ویژگی یک بسیجی+ محبت حقیقی در خدمات بسیج

۰۵ آذر
معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس:بسیج چگونه می‌تواند در تحول نظام آموزشی کشور سهیم باشد؟/ ۲۰ ویژگی یک بسیجی

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: در مبانی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش از مثلث عمل صالح به همراه خانواده در کنار جامعه صالح سخن به میان رفته است چرا که اندیشه تحول در نظام آموزشی کشور بدون این مثلث خواب و خیالی بیش نیست.

بسیج چگونه می‌تواند در تحول نظام آموزشی کشور سهیم باشد؟/ ۲۰ ویژگی یک بسیجی

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش درباره سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس در خصوص اینکه بسیج چگونه می‌تواند در تحول نظام آموزشی کشور سهیم باشد؟، اظهار کرد: در مبانی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش از مثلث عمل صالح به همراه خانواده در آغوش جامعه صالح سخن به میان رفته است چرا که اندیشه تحول در نظام آموزشی کشور بدون این مثلث خواب و خیالی بیش نیست زیر انقلاب اسلامی عزیز با ۳۶ هزار دانش‌آموز و ۵ هزار معلم شهید از جامعه شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله به نظام اسلامی صعود کرد و این بر همگان عیان است که اگر مردم ایران در طرح  مبارک بسیج، و آموزش‌های رفتاری امام راحل، آموزش‌های لازم را دریافت نمی‌کردند دشمنان نظام اسلامی، انقلاب ایران را مانند سایر انقلاب های جهان استحاله نموده و به نفع خود بلوکه می‌کردند.

وی ادامه داد: در حال حاضر مسؤولان فرهنگی و غیر فرهنگی باید این سخن معمار کبیر انقلاب اسلامی را به گوش آویز کنند «خلاصه کلام، اگر بر کشوری ندای دلنشین تفکر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الا هر لحظه باید منتظر حادثه باشیم» این سخن حکیم سفر کرده به مسؤولین آموزشی کشور هشدار می‌دهد که بدون تفکر بسیجی قادر نخواهیم بود توطئه‌ها و شیطنت‌های استکبار جهانی و ایادی مزدور آن را در هم بشکنیم و از روی آنان مفتخران عبور کنیم و چگونه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بدون تفکر بسیجی از مزاحمت‌های جهانخواران و شبکه های داخلی و خارجی  آنان در امان خواهد ماند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: برای عملیاتی شدن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش باید به این بخش از سخنان امام  راحل در باره بسیج بیش از اندازه گوش شنوا آماده کنیم «امروز یکی از ضروری ترین تشکل‌ها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند، فرزندان بسیجی‌ام در این مراکز، پاسدار اصول تغییر ناپذیر «نه شرقی و نه غربی» باشند. امروز دانشگاه و حوزه از هر محلی بیشتر به اتحاد و یگانگی احتیاج دارند. فرزندان انقلاب به هیچ وجه نگذارند ایادی امریکا و شوروی در آن دو محل حساس نفوذ کنند. تنها با بسیج است که این مهم انجام می پذیرد».

وی اضافه کرد: امروز حوزه و دانشگاه برای لبیک گفتن به این ندای معمار کبیر انقلاب اسلامی که عاقبت بخیری دنیا و آخرت در آن نهفته است باید با اولویت بخشی به آموزش و پرورش، باز بینی سند تحول را در دستور اول خود قرار بدهند، زیرا سند تحول هر ۵ سال یکبار باید باز بینی شود؛  همان سند تحولی که مقام معظم رهبری هر ساله از وزرای آموزش و پرورش مطالبه نموده و می‌کنند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: آینده‌پژوهی امام راحل جهت تربیت بسیجیان که به حوزه و دانشگاه امانت سپاری شده است بدون عبور از فضای گسترده و فراگیر آموزش و پرورش وفای به عهدی در برابر آن یار سفر کرده و مقام معظم رهبری در بر نخواهد داشت، همچنانکه در برخی موارد شاهد کندی‌ها و کم‌کاری‌ها بوده و هستیم  اگر این سخن امام مهذب و مؤدب به آداب الله را به‌درستی قرآئت کنیم «و مسائل اعتقادی بسیجیان به عهده این دو پایگاه علمی است. حوزه علمیه و دانشگاه باید چارچوب های اصیل اسلام ناب محمدی را در اختیار تمامی اعضای بسیج قرار دهند»، دیگر نباید سالیان سال در انتظار عملیاتی نمودن سند تحول گرانسنگ آموزش و پرورش بوده و چهره همدیگر را زیارت کنیم، زیرا امید معمار کبیر انقلاب اسلامی به شجره طیبه بسیج جهت تمدن سازی و حضور بین المللی بدون ضلع سوم مثلث تمدن ساز نظام اسلامی یعنی آموزش و پرورش بیشتر شبیه به یک مزاح است.

وی توضیح داد: امام فرمودند «باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است، چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید هسته‌های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می توان اسلام را فاتح جهان نمود» مدیریت صحیح و خوب ۸ سال دفاع مقدس در بخش مبانی و الگوی تربیتی با زبان اندیشمندان حوزه و دانشگاه و نظریه پردازان در عرصه فرهنگ زیر ساخت سند تحول بنیادین را فراهم آورده است.

چرا امام راحل از اصطلاح برکت و جلی در تعریف بسیج استفاده نموده اند؟

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اظهار کرد: امام عزیز معتقد بود مردم نجیب و شجاع ایران با دو بال ایمان و تقوا از دین خداوند منان حمایت نمودند که حاصل اعمال خالصانه آنها باز شدن درب‌های آسمان را به همراه داشت زیرا کلمه برکت شامل خیر و کثرت و افزایش وجود و همچنین موهبت های ثابت و پایدار می شود که یکی از مصادیق بارز آن می تواند بسیج باشد که برکات و خیرات پایدار آن بر کسی پوشیده نیست به همین سبب استکبار با تشکیل حشد شعبی در عراق بسیار مخالفت کرد ولی در نهایت سنگ اندازی‌های آنان به خودشان ارجاع داده شد، و اما در کشورهای اسلامی مانند افغانستان و دیگر بلاد اسلامی موانع و مزاحمت هایی را بر پا کرده‌اند که این شجره طیبه در آن کشورهای اسلامی غرس نشود چرا که منافع آنان را به خطر انداخته و مانع استثمار آنان می گردد.

وی افزود: درباره مقصود امام عزیز حول کلمه جلی این چنین می‌توان گفت که برخی نعمات الهی عمومی و فراگیر است  مانند بسیج که همگانی است و تمامی قشرهای جامعه را در بر می‌گیرد زیرا با حضور تمامی قشرهای جامعه و طبقات آن اتحاد و ایثار از چهره حقیقی خود نقاب بر می‌گیرد و فاصله میان نظام اسلامی و سرمایه داری را افشا می‌کند؛ این سخن امام عزیز یک پیام صرف نیست که درباره بسیجان فرموده‌اند «من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و از خدا می خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند».

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: امام راحل با توجه به آیه شریفه قرآن که آثار اخلاص را تبیین می‌کند، وظیفه تبلیغی خودش را به انجام رسانده است زیرا در آیه شریفه ۹۶ اعراف می‌فرماید «(وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ) – و اگر مردم آن شهرها که به عذاب گرفتار شدند، ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند، به یقین از آسمان و زمین برکت هایى بر آنان مى گشودیم، ولى پیامبران و آیات ما را دروغ انگاشتند، ما نیز آنان را به عذابى که نمود گناهانشان بود گرفتار ساختیم». این آیه شریفه به مردم شریف ایران ابلاغ می‌کند که پیشرفت‌های شما در مقابل دشمنان داخلی و خارجی مدیون ایمان و تقوای رفتاری شما بوده است، و به همین سبب بسیج در کشور ما از تمامی افراد جامعه امیدوارتر به پایداری نظام اسلامی و رشد جهانی آن بوده و هست.

وی تصریح کرد: به همین سبب امام عزیز فرموده‌اند((من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می‌بوسم و می‌دانم که اگر مسئولین نظام اسلامی از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت. بار دیگر تأکید می‌کنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی، سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت» با توجه به این نطق حکیمانه امام راحل متوجه می‌شویم که برخی از ریزش‌های فرهنگی در کشور که آثارش در صفحه متلون اقتصاد به نمایش گذاشته شده و به تبع آن کتمان یا نادیده گرفتن دستاوردهای ۴۰ سال انقلاب اسلامی را در محافلی به همراه داشته ، و یا اینکه حضور بی ترس دشمنان در فضای مجازی را رقم زده است همه را می توان ارجاع داد به اینکه سخن حکیم الهی این انقلاب مهجور مانده، و اگر جانشین با کفایت ایشان رهبری عزیز انقلاب را نداشتیم قطعا پیش بینی امام راحل در تلخی اسقاط نظام اسلامی همه ذائقه های غیرتمند را به ورطه هلاکت کشانده بود، و به فرمایش امام عزیز آتش دوزخ را برای مسؤولین در پی خواهد داشت.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: یکی از برنامه‌های پر انگیزه برای آغاز کار موثر و منطقی مسؤولین نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برای رفع مشکلات مردم نجیب و شجاع ایران زمین، دوری از اشرافگری و رفاه زدگی است زیرا امام عزیز فرمودند «برای شکستن، امواج طوفان‌ها و فتنه‌ها و جلوگیری از سیل آفت‌ها به سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم ملتی که در خط اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله و سلم  و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است» این بیان بر آمده از نفس زکیه امام راحل که خود به آن عامل بودند می‌رساند نه با پول پرستی یا همان حقوق نجومی می‌توان حامی انقلاب بود نه با تحجرگرایی و مقدس نمایی، بلکه باید با دوبال متوازن و متعادل برای حل مشکلات کشور اقدام نمود و از بسیجیانی که به نعمت اعتدال الهی مزین هستند حمایت جانان کرد.

بسیج با کدامین الگو و مبانی اسلامی می تواند خدمات جهادی خودش را وسعت بخشیده و از انقلاب اسلامی و مستضعفان جهان حمایت کند؟

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت:امام عزیز می‌فرمایند بسیج با مثلث توحیدی (عشق- ایثار – اخلاص) قادر خواهد بود که خدماتی بی بدیل برای انقلاب اسلامی و مستضعفان جامعه جهانی داشته باشد، چرا که  عشق به خالق یکتا زیر بنای اخلاص و ایثار را پی‌ریزی می‌کند و به همین علت عقیده به وحدانیت خداوند که با زحمات اهل البیت(ع) در سینه های بسیجان ذخیره شده، میوه های با طرواتی مانند ایثار در صحنه‌های سخت نبرد با دشمنان در عرصه‌های گوناگون را به همراه داشته است.

وی ادامه داد: یکی از آسیب‌های جامعه امروز ما و جهان در این است که آدمی با ۳ آفت بر آمده از شرک و نفاق اجتماع بشری را به آتش  و خون کشانده است که  آنها عبارتند از (نخبه کشی، اخلاص ستیزی، ابتکار گریزی) ، بسیجی که با ابتکار  نور ایمان امام راحل تدبیر گردید متاسفانه با مقاومت برخی افراد بصورت آشکار و پنهان مواجه شد، زیرا بسیج در عرصه اندیشه سخنی نو و در اداره جامعه اقدامات متحول سازی را در مشت خود داشت، و از آنجا که در تکوین خلقت، اخلاص عهد اخوت با ایثار داشته و دارد، سبب شد بسیاری از نخبگان خانه نشین شده یا به حاشیه فلج کننده‌ای تبعید شوند و یا اینکه به دست دشمنان داخلی و خارجی ابتدا ترور شخصیت شوند و سپس هم از صحنه اجتماع محو گردند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: امروز خدمات بسیج در صحنه‌های علم و فناوری و حوادث طبیعی و اجتماعی و نبرد سینه به سینه با استکبار جهانی چنان خوش درخشیده که کشورهای همسایه و دور دست را مشتاق الگوی  قرآنی خود نموده، اگرچه برخی از فعالیت های چشم نواز آن کشورها  که به تبع بسیج ایران اسلامی  رقم خورده است ظالمانه تحریم رسانه‌ای شده و می‌شوند.

 مستدات قرآنی بسیج چیست؟

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اظهار کرد: در سوره مبارکه ابراهیم آیه ۲۴ مثالی حکیمانه برای اجتماع مردمان خداباور آمده است: «(أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماء (آیا ندیدی که خداوند چگونه مثلی زد و سخن نیک را به درخت پاکیزه ای تشبیه کرد که ریشه‌اش ثابت و شاخه آن در آسمان است ؟» شجره طیبه بنا به نظر برخی مفسران شخص «مؤمن» است و همچنین عقیده حقّ، کلمه طیّبه ای است که اصل آن در قلب مؤمن ثابت بوده و او را برای خود و دیگر بندگان الهی مفید و مدبر می‌کند.

وی اضافه کرد: یک بسیجی با عقیده راسخ و پایدار به قرآن و عترت، همیشه در مقابل دشمنان فردی و جمعی با قامتی استوار ایستاده است، چرا که قرآن می‌فرماید بسیجی حقیقی، اصل و اساسی غیر قابل تغییر و تبدیل ناپذیر دارد«أَصْلُها ثابِتٌ» چون پایگاه درونش ثابت و استوار بوده و از الطاف خداوند مدد می‌گیرد چرا که حق تعالی مؤمنان را بر این عقیده نورانی حفظ می کند. تشبیه بسیج توسط معمار کبیر انقلاب اسلامی به  شجره طیّبه و درخت پاک به سبب آثار آنان در مناطق محروم و حمایت از مستضعفان کشور و جهان است، زیرا در کارنامه ۴۰ سال انقلاب اسلامی اوصافی مانند رشد صعودی، پرمیوه بودن، سایه داری و پایداری در همه وقت ثمر دادن بسیج چشم نوازی می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: بسیجی متدین و متخصص هرگز راکد نیست و آثار ایمانش دائماً در گفتار و اعمالش آشکار است.اعتقاد ایشان دایمی است نه حزبی و  موسمی و همواره دیگران را در رفتار به ایمان و معروف دعوت می‌کند که آثار به جا مانده شهیدان بسیجی که از جمله آنها وصیت نامه نورانی و تحول آفرین آنان است که توسط برنامه های فرهنگی بسیجان هنوز بعد از ۴ دهه انقلاب اسلامی ضرب المثل شیرمردان عرصه جهاد و شهادت و جوانان سخت کوش وطن بوده و هست.

وی اضافه کرد: اصل ثابت یک بسیجی را باید در فطرت پاک و عمق جان او شهود نمود «أَصْلُها ثابِتٌ» چرا که افکار و گفتار و کردار نورانی او به سبب طهارت باطنش بر انسان اثر زوال ناپذیر می‌گذارد. یکی دیگر از اوصاف بسیجی مورد تأیید قرآن و عترت ارتباط با فرشتگان آسمانی است که او را به جاده خدمت رسانی هدایت نموده و از زحمات او به دستور خداوند متعال حمایت می‌کنند «فَرْعُها فِی السَّماءِ» و  بسیجی حقیقی در همه وقت و مکان و در هر فراز و نشیبی  در خانواده و جامعه می توان از میوه ایمان و خویشتن بانی او بهره مند شد زیرا درخت توحید ریشه‌ای ثابت در قلب یک بسیجی دارد، به همان جهت تهدیدها، توطئه‌ها، نیش‌ها، نوش‌ها و طاغوت ها قادر نیستند آن را از پای در آورند، چون بسیج تاریخ تولدش به زمان پیامبر خاتم و رسول مهربانی بر می‌گردد.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش تصریح کرد: اگر در روایات این درخت تناور به پیامبر اعظم و اهل بیت  پاک ایشان علیهم السلام تفسیر شده،به خاطر همین است که دین محمّد(ص)و راه اهل بیتش(ع) در برابر آن همه دشمنان خبیث و خون خوار، داخلی و خارجی  هنوز رو به گسترش و خدمت رسانی است و روزی هم خواهد آمد که مستضعفان جهان را ناجی خواهد شد.

 آیا مسؤولان جمهوری اسلامی با حمایت حقیقی از بسیج می‌توانند بر مشکلات پیش روی انقلاب فائق گردند؟

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: با توجه به صفات قرآنی که امام راحل برای بسیجان قائل شدن و خودشان را یک بسیجی معرفی کردند عقل سلیم بر آن می‌شود که بدون پشتوانه نیروی انسانی خدابارو از خود گذشته محال است طمع دشمنان از کشور عزیز ایران قطع گردیده و صلح و آزادی بدون هزینه های مخرب و خانمانسوز چهره زیبای خود را برای مردم ما به نمایش بگذارد، چرا که ضد انقلاب  احمق و در پناه استکبار جهانی برای ادامه حیات حیوانی خود نیاز به تخریب نظام اسلامی دارد و همچنین نظام سطله جهانی برای حفظ منافع نامشروع خویش از فریب خوردگان و مردم ضد انقلاب یاری گیری کرده و می‌کند و پاسخ کوبنده آنها با فقط قدرت ایمان بسیجیان میسور خواهد بود.

وی ادامه داد: امام راحل فرمودند «شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است، انقلاب اسلامی در جهان نیازمند فداکاری های شماست مسئولین تنها با پشتوانه شماست که می توانند به تمامی تشنگان حقیقت و صداقت اثبات کنند که بدون امریکا و شوروی می شود به زندگی مسالمت آمیز توأم با صلح و آزادی رسید. حضور شما در صحنه ها موجب می‌شود که ریشه ضد انقلاب در تمامی ابعاد از بیخ و بن قط گردد». با توجه به این بیان حکیمانه، مسؤولان باید بسترهایی که تفکر بسیجی و رفتارآنها  راپرورش می دهد در دستور کار فوری و فوتی خود داشته باشند والا هشدارهای امام راحل را باید جدی بگیرند.

مصداق کامل یک بسیجی در امروز کشور ما چه کسانی می توانند باشند؟

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به این پرسش که مصداق کامل یک بسیجی در امروز کشور ما چه کسانی می توانند باشند؟، گفت:  بر کسی در درون و برون کشور پوشیده نیست که مصداق بارز و شفاف بسیجی، مقام معظم رهبری است که در ۳ عرصه (افکار- گفتار – رفتار ) روح پر فتوح معمار کبیر انقلاب اسلامی را شاد کرده‌اند و نور امید را در دل مردم قدر شناس ایران اسلامی و مستضعفان جهان همچنان بعد از امام عزیز بر افروخته و رو به آسمان هدایت نموده‌اند، در عین حال به برخی از اوصاف بسیجی حقیقی  که در نطق حکیمانه امام راحل آمده است اشاره‌ای می‌کنیم:

۱- در پی و نام و نان نجومی نبودن

۲-از مثلث عشق به حق و اخلاص و ایثار پیروی کردن

۳-مانند شجره طیبه همه جانبه مثمر بودن

۴-از شهادت خسارت و خوف نداشتن

۵-با پا برهنگان بودن

۶-اندیشه معراجی داشتن

۷-عشق به تمامی مجاهدان تاریخ بشریت

۸-صفای باطن غبطه بر انگیز داشتن

۹- لحظه ای از کید دشمنان غافل نبودن

۱۰-به  سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح بودن

۱۱- مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی

۱۲-مجهز به فنون نظامی و دفاعی و آمادگی لازم رزمی

۱۳- متحد و مصمم براصول تغییر ناپذیر «نه شرقی و نه غربی»

۱۴- متحد کننده  علوم دینی و دانشگاهی و نیروهای آنها

۱۵- در دسترس قرار دادن چارچوب های اصیل اسلام ناب محمدی

۱۶- تفکر حکومت بزرگ اسلامی داشتن

۱۷-ایجاد کننده  هسته های مقاومت در تمامی جهان

۱۸- مدیریت جنگ تحمیلی را صحیح و خوب دانستن

۱۹- حضور در صحنه هایی که ریشه ضد انقلاب  را در تمامی ابعاد از بیخ و بن قطع کند.

۲۰- گردنه‌های سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را افشاء نمودن

انتهای پیام/

 

۲۰۹۱- صدخصلت از خصوصيات رفتاری پيامبر اعظم+ مصداق های عینی محبت حقیقی

۰۵ آذر

۰۰ خصلت از خصوصيات رفتاری پيامبر(ص)

۱- هنگام راه رفتن با آرامي و وقار راه مي رفت

(راه رفتن شیطان پسند و سفیهانه را با وقار حقیقی خود محکوم می کردند.)

۲ -در راه رفتن قدم ها را بر زمين نمي کشيد.

( کمال روح و سلامت آنرا بیمار با سبک راه  رفتن خویش معرفی می کردند.)

۳- نگاهش پيوسته به زير افتاده و بر زمين دوخته بود.

( تمرکز و مدیریت تام درونی خویش را با جلوی پای خویش را مشاهده نمودن علنی می کردند.)

۴- هرکه را مي ديد مبادرت به سلام مي کرد و کسي در سلام بر او سبقت نگرفت.

((سلام کردن را  تقرب الی الله و معرفی مهربانی خود می دانستند.))

۵ -وقتي با کسي دست مي داد دست خود را زودتر از دست او بيرون نمي کشيد.

(سبک مصافحه و دست دادن  حضرتش دوری از کینه و تکبر را ترویج می داد)

۶ -با مردم چنان معاشرت مي کرد که هرکس گمان مي کرد عزيزترين فرد نزد آن حضرت است

.( قدرت روح و روان حضرت با فطرت اشخاص ارتباط برقرار می نمود.)
۷- هرگاه به کسي مي نگريست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمي کرد

.(سبک نگریستن نفس پرستان و شیطان زدگان را با نوع نگاه خویش محکوم می کردند.)

۸- هرگز به روي مردم چشم نمي دوخت و خيره نگاه نمي کرد

.(خیره شدن به چشم دیگران را نوعی بی حیایی و شیطان زدگی می دانستند.)

۹- چون اشاره مي کرد با دست اشاره مي کرد نه با چشم و ابرو

.(علامت کوچک دیدن دیگران در اشاره حضرت با چشم و ابرو مشاهده نمی شد)

۱۰ -سکوتي طولاني داشت و تا نياز نمي شد لب به سخن نمي گشود.

( سبک سکوتی داشتند که دیگران را به فکر بی اعتنایی و افسردگی دلالت نمی کرد.)

۱۱- هرگاه با کسي، هم صحبت مي شد به سخنان او خوب گوش فرا مي داد

(( استماع کامل سخنان دیگران را آموزش تفکر می دانستند.))

۱۲- چون با کسي سخن مي گفت کاملا برمي گشت و رو به او مي نشست.

.( شخصیت بندگان خدا را با نگرش فطری کامل و قابل احترام همه جانبه می دانستد. )

۱۳ -با هرکه مي نشست تا او اراده برخاستن نمي کرد آن حضرت برنمي خاست.

 ((وقت گذاری دیگران را عبادت و محترم می شمردند.))

۱۴ -در مجلسي نمي نشست و برنمي خاست مگر با ياد خدا.

(قدرت بر تقدم و علقه ذکر خداوند در آغاز و انجام نشست بر دیگرخواست های حضرت مشهود بود.)

۱۵- هنگام ورود به مجلسي در آخر و نزديک درب مي نشست نه در صدر آن.

(تواضع اسلامی را در ورودی مجلس و تکریم عمومی شرکت کنندگان معرفی می نمودند.)

۱۶- در مجلس جاي خاصي را به خود اختصاص نمي داد و از آن نهي مي کرد.

(جایگاه دیگران اشغال نمی کردند و خود برتر بینی را ترویج نمی دادند.)

۱۷- هرگز در حضور مردم تکيه نمي زد.

.(با تکریم عمومی از نفاق رفتاری نهی می کردند)

۱۸ -اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.

(ثبات در رفتار را  با قبله شرافت و نظم می بخشیدند.)

۱۹ -اگر در محضر او چيزي رخ مي داد که ناپسند وي بود ناديده مي گرفت

.(از نا پسند دیگران، پسند برای خود ذخیره نمی کرد.)

۲۰ -اگر از کسي خطايي صادر مي گشت آن را نقل نمي کرد

.(برای ابراز کمال خود از نقصان دیگران  مدد نمی گرفت)

۲۱-کسي را بر لغزش و خطاي در سخن مواخذه نمي کرد.

(با لغزش سخن دیگران ثبات کلام خود را به رخ دیگران نمی کشید.)

۲۲- هرگز با کسي جدل و منازعه نمي کرد.

(با جدل پلیدی نفس و حضور شیطان در اشخاص را تقویت نمی کرد.)

۲۳ -هرگز سخن کسي را قطع نمي کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگويد.

(با بها دادن به بیان دیگران سطح فهم آنان را علنی می کردند.)

۲۴ -پاسخ به سوالي را چند مرتبه تکرار مي کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.

(ارزش سوال نمودن اشخاص را با تکرار جواب تکریم می کرد.)

۲۵ -چون سخن ناصواب از کسي مي شنيد. نمي فرمودـ« چرا فلاني چنين گفت» بلکه مي فرمود « بعضي مردم را چه مي شود که چنين مي گويند؟»

(ادبیات سلبی را بصورت عمومی بیان می فرمودند.)

۲۶- با فقرا زياد نشست و برخاست مي کرد و با آنان هم غذا مي شد.

( تفکر جرم و گناه بودن فقر تهیدستان  رابا مجالست خود مبری می کرد.)

۲۷-دعوت بندگان و غلامان را مي پذيرفت

.(ارزش انسانی دعوت غلامان رابر محتوی مادی آنان برتری می داد.)

۲۸ -هديه را قبول مي کرد اگرچه به اندازه يک جرعه شير بود

.( ارزش خود گذشتگی را بر مقدار و محتوی مادی هدیه ترجیح می دادند.)

۲۹- بيش از همه صله رحم به جا مي آورد

.( با کثرت صله رحم، اصل و اساس  در اتحاد اجتماعی اسلام را معرفی می نمودند.)

۳۰ -به خويشاوندان خود احسان مي کرد بي آنکه آنان را بر ديگران برتري دهد.

(عدالت اجتماعی را از خویشاوندن خود آغاز می کرد.)

۳۱-کار نيک را تحسين و تشويق مي فرمود و کار بد را تقبيح مي نمود و از آن نهي مي کرد

.(فعالیت های مردم را ارزش گذاری می کرد و نسبت به آنها بی تفاوت نبودند.)

۳۲ -آنچه موجب صلاح دين و دنياي مردم بود به آنان مي فرمود و مکرر مي‌گفت هرآنچه حاضران از من مي شنوند به غايبان برسانند.

( صلاح دین ودنیای بندگان را از غائبان هم دریغ نمی کرد.)

۳۳ -هرکه عذر مي آورد عذر او را قبول مي کرد.

(مقام عذر خواهی را بر محکوم کردن دیگران ترجیح می بخشیدند.)

۳۴- هرگز کسي را حقير نمي شمرد

.(بزرگی خویش را از تحقیر دیگران تأمین نمی کردند.)

۳۵- هرگز کسي را دشنام نداد و يا به لقب هاي بد نخواند

.(سلطه بر شیطان و نفس خویش را در مخاطب قرار دیگران به نمایش می گذاشت.)  

۳۶- هرگز کسي از اطرافيان و بستگان خود را نفرين نکرد

.(کمال خلقت رابا نفرین نکردن تبلیغ می کردند.)

۳۷ -هرگز عيب مردم را جستجو نمي کرد.

(صفت شیطان و شیطان زدگان را با عیب پوشی محکوم می کردند.)

۳۸- از شر مردم برحذر بود ولي از آنان کناره نمي گرفت و با همه خوشخو بود.

(با اطاعت از دستورات قرآن به خلق خوش مزین گردیده بودند و به همین سبب از  شر مردم در امان می شدند.)

۳۹- هرگز مذمت مردم را نمي کرد و بسيار مدح آنان نمي گفت.

(مدح بسیار و دروغین دیگران را زمینه ساز مذمت معرفی می کردند.)

۴۰ -بر جسارت ديگران صبر مي فرمود و بدي را به نيکي جزا مي داد.

(قلوب اشخاص را با نیکی در مقابل بدی هایشان مدیریت می کردند.)

۴۱ -از بيماران عيادت مي کرد اگرچه دور افتاده ترين نقطه مدينه بود

.(عیادت بیماران را بهترین فرصت برای آموزش شکر گذاری می دانستند.)

۴۲- سراغ اصحاب خود را مي گرفت و همواره جوياي حال آنان مي شد

.(آموزش از راه دور را با جویای شدن حال اصحاب خود عملی می فرمودند.)

۴۳- اصحاب را به بهترين نام هايشان صدا مي زد

.(سلطه شیطان و نفس بر اصحاب خود را با خطاب بهترین نام نجات بخشی می کردند.)

۴۴ -با اصحابش در کارها بسيار مشورت مي کرد و بر آن تاکيد مي فرمود.

(رشد فکری و مسئولیت پذیری را با مهارت مشورت گرفتن از اصحاب خود مدیریت می کردند.)

۴۵ -در جمع يارانش دايره وار مي نشست و اگر غريبه اي بر آنان وارد مي شد نمي توانست تشخيص دهد که پيامبر کداميک از ايشان است.

( سلطه طلبی نفس و حضور شیطان در سبک فعالیت اجتماعی را با شرکت محسوس خویش هدایت می فرمودند.)

۴۶ -ميان يارانش انس و الفت برقرار مي کرد

.(اختلافات مادی و معنوی اصحاب خود را انس و الفت میان آنان به اتحاد مبدل می نمودند.)

۴۷ -وفادارترين مردم به عهد و پيمان بود

.( عهد مداری اش سلطه بر نفس و شیطان را معرفی می نمود.)

۴۸- هرگاه چيزي به فقير مي بخشيد به دست خودش مي داد و به کسي حواله نمي کرد.

(فقر زدایی در جامعه را با بها دادن به فقیران پیشگیری و در مان می کردند.)

۴۹ -اگر در حال نماز بود و کسي پيش او مي آمد نمازش را کوتاه مي کرد

.(آثار اجتماعی نماز را در اکرام اجتماعی مردم به نمایش می گذاشتند.)

۵۰ -اگر در حال نماز بود و کودکي گريه مي کرد نمازش را کوتاه مي کرد.

(آثار عاطفی نماز را در محبت به کودکان علنی می کردند.)

بي‌شک تأسي به سيره و سنت آن حضرت براساس آيه‌‌کريمه «و لکم في رسول‌الله اسوه حسنه» و از جمله آنچه در اين مطلب به آن اشاره شده، راهگشاي مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه مسلمانان خواهد بود.

به گزارش سرویس فرهنگی مشرق، آنچه در پي مي‌آيد بيان ۱۰۰ خصلت از خصوصيات رفتاري پيامبر اکرم(ص) است که بازگوکننده بخشي از سلوک فردي و اجتماعي و سبک زندگي آن حضرت مي‌باشد.

بي‌شک تأسي به سيره و سنت آن حضرت براساس آيه‌‌کريمه «و لکم في رسول‌الله اسوه حسنه» و از جمله آنچه در اين مطلب به آن اشاره شده، راهگشاي مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه مسلمانان خواهد بود.

۱-هنگام راه رفتن با آرامي و وقار راه مي رفت

۲-در راه رفتن قدم ها را بر زمين نمي کشيد.

۳-نگاهش پيوسته به زير افتاده و بر زمين دوخته بود.

۴-هرکه را مي ديد مبادرت به سلام مي کرد و کسي در سلام بر او سبقت نگرفت.

۵-وقتي با کسي دست مي داد دست خود را زودتر از دست او بيرون نمي کشيد.

۶-با مردم چنان معاشرت مي کرد که هرکس گمان مي کرد عزيزترين فرد نزد آن حضرت است.

۷-هرگاه به کسي مي نگريست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمي کرد.

۸-هرگز به روي مردم چشم نمي دوخت و خيره نگاه نمي کرد.

۹-چون اشاره مي کرد با دست اشاره مي کرد نه با چشم و ابرو.

۱۰-سکوتي طولاني داشت و تا نياز نمي شد لب به سخن نمي گشود.

۱۱-هرگاه با کسي، هم صحبت مي شد به سخنان او خوب گوش فرا مي داد.

۱۲-چون با کسي سخن مي گفت کاملا برمي گشت و رو به او مي نشست.

۱۳-با هرکه مي نشست تا او اراده برخاستن نمي کرد آن حضرت برنمي خاست.

۱۴-در مجلسي نمي نشست و برنمي خاست مگر با ياد خدا.

۱۵-هنگام ورود به مجلسي در آخر و نزديک درب مي نشست نه در صدر آن.

۱۶-در مجلس جاي خاصي را به خود اختصاص نمي داد و از آن نهي مي کرد.

۱۷-هرگز در حضور مردم تکيه نمي زد.

۱۸-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.

۱۹-اگر در محضر او چيزي رخ مي داد که ناپسند وي بود ناديده مي گرفت.

۲۰-اگر از کسي خطايي صادر مي گشت آن را نقل نمي کرد.

۲۱-کسي را بر لغزش و خطاي در سخن مواخذه نمي کرد.

۲۲-هرگز با کسي جدل و منازعه نمي کرد.

۲۳-هرگز سخن کسي را قطع نمي کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگويد.

۲۴-پاسخ به سوالي را چند مرتبه تکرار مي کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.

۲۵-چون سخن ناصواب از کسي مي شنيد. نمي فرمودـ« چرا فلاني چنين گفت» بلکه مي فرمود « بعضي مردم را چه مي شود که چنين مي گويند؟»

۲۶-با فقرا زياد نشست و برخاست مي کرد و با آنان هم غذا مي شد.

۲۷-دعوت بندگان و غلامان را مي پذيرفت.

۲۸-هديه را قبول مي کرد اگرچه به اندازه يک جرعه شير بود.

۲۹-بيش از همه صله رحم به جا مي آورد.

۳۰-به خويشاوندان خود احسان مي کرد بي آنکه آنان را بر ديگران برتري دهد.

۳۱-کار نيک را تحسين و تشويق مي فرمود و کار بد را تقبيح مي نمود و از آن نهي مي کرد.

۳۲-آنچه موجب صلاح دين و دنياي مردم بود به آنان مي فرمود و مکرر مي‌گفت هرآنچه حاضران از من مي شنوند به غايبان برسانند.

۳۳-هرکه عذر مي آورد عذر او را قبول مي کرد.

۳۴-هرگز کسي را حقير نمي شمرد.

۳۵-هرگز کسي را دشنام نداد و يا به لقب هاي بد نخواند.

۳۶-هرگز کسي از اطرافيان و بستگان خود را نفرين نکرد.

۳۷-هرگز عيب مردم را جستجو نمي کرد.

۳۸-از شر مردم برحذر بود ولي از آنان کناره نمي گرفت و با همه خوشخو بود.

۳۹-هرگز مذمت مردم را نمي کرد و بسيار مدح آنان نمي گفت.

۴۰-بر جسارت ديگران صبر مي فرمود و بدي را به نيکي جزا مي داد.

۴۱-از بيماران عيادت مي کرد اگرچه دور افتاده ترين نقطه مدينه بود.

۴۲-سراغ اصحاب خود را مي گرفت و همواره جوياي حال آنان مي شد.

۴۳-اصحاب را به بهترين نام هايشان صدا مي زد.

۴۴-با اصحابش در کارها بسيار مشورت مي کرد و بر آن تاکيد مي فرمود.

۴۵-در جمع يارانش دايره وار مي نشست و اگر غريبه اي بر آنان وارد مي شد نمي توانست تشخيص دهد که پيامبر کداميک از ايشان است.

۴۶-ميان يارانش انس و الفت برقرار مي کرد.

۴۷-وفادارترين مردم به عهد و پيمان بود.

۴۸-هرگاه چيزي به فقير مي بخشيد به دست خودش مي داد و به کسي حواله نمي کرد.

۴۹-اگر در حال نماز بود و کسي پيش او مي آمد نمازش را کوتاه مي کرد.

۵۰-اگر در حال نماز بود و کودکي گريه مي کرد نمازش را کوتاه مي کرد.

۵۱-عزيزترين افراد نزد او کسي بود که خيرش بيشتر به ديگران مي رسيد.

۵۲-احدي از محضر او نا اميد نبود و مي فرمود « برسانيد به من حاجت کسي را که نمي تواند حاجتش را به من برساند.»

۵۳-هرگاه کسي از او حاجتي مي خواست اگر مقدور بود روا مي فرمود و گرنه با سخني خوش و با وعده اي نيکو او را راضي مي کرد.

۵۴-هرگز جواب رد به درخواست کسي نداد مگر آنکه براي معصيت باشد.

۵۵-پيران را بسيار اکرام مي کرد و با کودکان بسيار مهربان بود.

۵۶-غريبان را خيلي مراعات مي کرد.

۵۷-با نيکي به شروران، دل آنان را به دست مي آورد و مجذوب خود مي کرد.

۵۸-همواره متبسم بود و در عين حال خوف زيادي از خدا بردل داشت .

۵۹-چون شاد مي شد چشم ها را بر هم مي گذاشت و خيلي اظهار فرح نمي کرد.

۶۰-اکثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و صدايش به خنده بلند نمي شد .

۶۱-مزاح مي کرد اما به بهانه مزاح و خنداندن، حرف لغو و باطل نمي زد.

۶۲-نام بد را تغيير مي داد و به جاي آن نام نيک مي گذاشت.

۶۳-بردباري اش همواره بر خشم او سبقت مي گرفت.

۶۴-از براي فوت دنيا ناراحت نمي شد و يا به خشم نمي آمد.

۶۵-از براي خدا آنچنان به خشم مي آمد که ديگر کسي او را نمي شناخت

۶۶-هرگز براي خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حريم حق شکسته شود.

۶۷-هيچ خصلتي نزد آن حضرت منفورتر از دروغگويي نبود.

۶۸-در حال خشنودي و نا خشنودي جز ياد حق بر زبان نداشت.

۶۹-هرگز درهم و ديناري نزد خود پس انداز نکرد .

۷۰-در خوراک و پوشاک چيزي زيادتر از خدمتکارانش نداشت.

۷۱-روي خاک مي نشست و روي خاک غذا مي خورد.

۷۲- روي زمين مي خوابيد.

۷۳-کفش و لباس را خودش وصله مي کرد.

۷۴-با دست خودش شير مي دوشيد و پاي شتر ش را خودش مي بست.

۷۵-هر مرکبي برايش مهيا بود سوار مي شد و برايش فرقي نمي کرد.

۷۶-هرجا مي رفت عبايي که داشت به عنوان زير انداز خود استفاده مي کرد.

۷۷-اکثر جامه هاي آن حضرت سفيد بود.

۷۸-چون جامه نو مي پوشيد جامه قبلي خود را به فقيري مي بخشيد.

۷۹-جامه فاخري که داشت مخصوص روز جمعه بود.

۸۰-در هنگام کفش و لباس پوشيدن هميشه از سمت راست آغاز مي کرد.

۸۱-ژوليده مو بودن را کراهت مي دانست.

۸۲-هميشه خوشبو بود و بيشترين مخارج آن حضرت براي خريدن عطر بود.

۸۳-هميشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک مي زد.

۸۴-نور چشم او در نماز بود و آسايش و آرامش خود را در نماز مي يافت.

۸۵-ايام سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه مي داشت.

۸۶-هرگز نعمتي را مذمت نکرد.

۸۷-اندک نعمت خداوند را بزرگ مي شمرد.

۸۸-هرگز از غذايي تعريف نکرد يا از غذايي بد نگفت.

۸۹-موقع غذا هرچه حاضر مي کردند ميل مي فرمود.

۹۰-در سر سفره از جلوي خود غذا تناول مي فرمود.

۹۱-بر سر غذا از همه زودتر حاضر مي شد و از همه ديرتر دست مي کشيد.

۹۲-تا گرسنه نمي شد غذا ميل نمي کرد و قبل از سير شدن منصرف مي شد.

۹۳-معده اش هيچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.

۹۴-در غذا هرگز آروغ نزد.

۹۵-تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمي خورد.

۹۶-بعد از غذا دستها را مي شست و روي خود مي کشيد.

۹۷-وقت آشاميدن سه جرعه آب مي نوشيد؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.

۹۸-از دوشيزگان پرده نشين با حياتر بود.

۹۹-چون مي خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه مي خواست.

۱۰۰-اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسيم مي کرد: بخشي براي خدا، بخشي براي خانواده و بخشي براي خودش بود و وقت خودش را نيز با مردم قسمت مي کرد.

منابع: کتاب «منتهي الآمال» محدث قمي و کتاب «مکارم الاخلاق» طبرسي