RSS
 

۲۰۹۱- صدخصلت از خصوصيات رفتاری پيامبر اعظم+ مصداق های عینی محبت حقیقی

۰۵ آذر

۰۰ خصلت از خصوصيات رفتاری پيامبر(ص)

۱- هنگام راه رفتن با آرامي و وقار راه مي رفت

(راه رفتن شیطان پسند و سفیهانه را با وقار حقیقی خود محکوم می کردند.)

۲ -در راه رفتن قدم ها را بر زمين نمي کشيد.

( کمال روح و سلامت آنرا بیمار با سبک راه  رفتن خویش معرفی می کردند.)

۳- نگاهش پيوسته به زير افتاده و بر زمين دوخته بود.

( تمرکز و مدیریت تام درونی خویش را با جلوی پای خویش را مشاهده نمودن علنی می کردند.)

۴- هرکه را مي ديد مبادرت به سلام مي کرد و کسي در سلام بر او سبقت نگرفت.

((سلام کردن را  تقرب الی الله و معرفی مهربانی خود می دانستند.))

۵ -وقتي با کسي دست مي داد دست خود را زودتر از دست او بيرون نمي کشيد.

(سبک مصافحه و دست دادن  حضرتش دوری از کینه و تکبر را ترویج می داد)

۶ -با مردم چنان معاشرت مي کرد که هرکس گمان مي کرد عزيزترين فرد نزد آن حضرت است

.( قدرت روح و روان حضرت با فطرت اشخاص ارتباط برقرار می نمود.)
۷- هرگاه به کسي مي نگريست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمي کرد

.(سبک نگریستن نفس پرستان و شیطان زدگان را با نوع نگاه خویش محکوم می کردند.)

۸- هرگز به روي مردم چشم نمي دوخت و خيره نگاه نمي کرد

.(خیره شدن به چشم دیگران را نوعی بی حیایی و شیطان زدگی می دانستند.)

۹- چون اشاره مي کرد با دست اشاره مي کرد نه با چشم و ابرو

.(علامت کوچک دیدن دیگران در اشاره حضرت با چشم و ابرو مشاهده نمی شد)

۱۰ -سکوتي طولاني داشت و تا نياز نمي شد لب به سخن نمي گشود.

( سبک سکوتی داشتند که دیگران را به فکر بی اعتنایی و افسردگی دلالت نمی کرد.)

۱۱- هرگاه با کسي، هم صحبت مي شد به سخنان او خوب گوش فرا مي داد

(( استماع کامل سخنان دیگران را آموزش تفکر می دانستند.))

۱۲- چون با کسي سخن مي گفت کاملا برمي گشت و رو به او مي نشست.

.( شخصیت بندگان خدا را با نگرش فطری کامل و قابل احترام همه جانبه می دانستد. )

۱۳ -با هرکه مي نشست تا او اراده برخاستن نمي کرد آن حضرت برنمي خاست.

 ((وقت گذاری دیگران را عبادت و محترم می شمردند.))

۱۴ -در مجلسي نمي نشست و برنمي خاست مگر با ياد خدا.

(قدرت بر تقدم و علقه ذکر خداوند در آغاز و انجام نشست بر دیگرخواست های حضرت مشهود بود.)

۱۵- هنگام ورود به مجلسي در آخر و نزديک درب مي نشست نه در صدر آن.

(تواضع اسلامی را در ورودی مجلس و تکریم عمومی شرکت کنندگان معرفی می نمودند.)

۱۶- در مجلس جاي خاصي را به خود اختصاص نمي داد و از آن نهي مي کرد.

(جایگاه دیگران اشغال نمی کردند و خود برتر بینی را ترویج نمی دادند.)

۱۷- هرگز در حضور مردم تکيه نمي زد.

.(با تکریم عمومی از نفاق رفتاری نهی می کردند)

۱۸ -اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.

(ثبات در رفتار را  با قبله شرافت و نظم می بخشیدند.)

۱۹ -اگر در محضر او چيزي رخ مي داد که ناپسند وي بود ناديده مي گرفت

.(از نا پسند دیگران، پسند برای خود ذخیره نمی کرد.)

۲۰ -اگر از کسي خطايي صادر مي گشت آن را نقل نمي کرد

.(برای ابراز کمال خود از نقصان دیگران  مدد نمی گرفت)

۲۱-کسي را بر لغزش و خطاي در سخن مواخذه نمي کرد.

(با لغزش سخن دیگران ثبات کلام خود را به رخ دیگران نمی کشید.)

۲۲- هرگز با کسي جدل و منازعه نمي کرد.

(با جدل پلیدی نفس و حضور شیطان در اشخاص را تقویت نمی کرد.)

۲۳ -هرگز سخن کسي را قطع نمي کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگويد.

(با بها دادن به بیان دیگران سطح فهم آنان را علنی می کردند.)

۲۴ -پاسخ به سوالي را چند مرتبه تکرار مي کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.

(ارزش سوال نمودن اشخاص را با تکرار جواب تکریم می کرد.)

۲۵ -چون سخن ناصواب از کسي مي شنيد. نمي فرمودـ« چرا فلاني چنين گفت» بلکه مي فرمود « بعضي مردم را چه مي شود که چنين مي گويند؟»

(ادبیات سلبی را بصورت عمومی بیان می فرمودند.)

۲۶- با فقرا زياد نشست و برخاست مي کرد و با آنان هم غذا مي شد.

( تفکر جرم و گناه بودن فقر تهیدستان  رابا مجالست خود مبری می کرد.)

۲۷-دعوت بندگان و غلامان را مي پذيرفت

.(ارزش انسانی دعوت غلامان رابر محتوی مادی آنان برتری می داد.)

۲۸ -هديه را قبول مي کرد اگرچه به اندازه يک جرعه شير بود

.( ارزش خود گذشتگی را بر مقدار و محتوی مادی هدیه ترجیح می دادند.)

۲۹- بيش از همه صله رحم به جا مي آورد

.( با کثرت صله رحم، اصل و اساس  در اتحاد اجتماعی اسلام را معرفی می نمودند.)

۳۰ -به خويشاوندان خود احسان مي کرد بي آنکه آنان را بر ديگران برتري دهد.

(عدالت اجتماعی را از خویشاوندن خود آغاز می کرد.)

۳۱-کار نيک را تحسين و تشويق مي فرمود و کار بد را تقبيح مي نمود و از آن نهي مي کرد

.(فعالیت های مردم را ارزش گذاری می کرد و نسبت به آنها بی تفاوت نبودند.)

۳۲ -آنچه موجب صلاح دين و دنياي مردم بود به آنان مي فرمود و مکرر مي‌گفت هرآنچه حاضران از من مي شنوند به غايبان برسانند.

( صلاح دین ودنیای بندگان را از غائبان هم دریغ نمی کرد.)

۳۳ -هرکه عذر مي آورد عذر او را قبول مي کرد.

(مقام عذر خواهی را بر محکوم کردن دیگران ترجیح می بخشیدند.)

۳۴- هرگز کسي را حقير نمي شمرد

.(بزرگی خویش را از تحقیر دیگران تأمین نمی کردند.)

۳۵- هرگز کسي را دشنام نداد و يا به لقب هاي بد نخواند

.(سلطه بر شیطان و نفس خویش را در مخاطب قرار دیگران به نمایش می گذاشت.)  

۳۶- هرگز کسي از اطرافيان و بستگان خود را نفرين نکرد

.(کمال خلقت رابا نفرین نکردن تبلیغ می کردند.)

۳۷ -هرگز عيب مردم را جستجو نمي کرد.

(صفت شیطان و شیطان زدگان را با عیب پوشی محکوم می کردند.)

۳۸- از شر مردم برحذر بود ولي از آنان کناره نمي گرفت و با همه خوشخو بود.

(با اطاعت از دستورات قرآن به خلق خوش مزین گردیده بودند و به همین سبب از  شر مردم در امان می شدند.)

۳۹- هرگز مذمت مردم را نمي کرد و بسيار مدح آنان نمي گفت.

(مدح بسیار و دروغین دیگران را زمینه ساز مذمت معرفی می کردند.)

۴۰ -بر جسارت ديگران صبر مي فرمود و بدي را به نيکي جزا مي داد.

(قلوب اشخاص را با نیکی در مقابل بدی هایشان مدیریت می کردند.)

۴۱ -از بيماران عيادت مي کرد اگرچه دور افتاده ترين نقطه مدينه بود

.(عیادت بیماران را بهترین فرصت برای آموزش شکر گذاری می دانستند.)

۴۲- سراغ اصحاب خود را مي گرفت و همواره جوياي حال آنان مي شد

.(آموزش از راه دور را با جویای شدن حال اصحاب خود عملی می فرمودند.)

۴۳- اصحاب را به بهترين نام هايشان صدا مي زد

.(سلطه شیطان و نفس بر اصحاب خود را با خطاب بهترین نام نجات بخشی می کردند.)

۴۴ -با اصحابش در کارها بسيار مشورت مي کرد و بر آن تاکيد مي فرمود.

(رشد فکری و مسئولیت پذیری را با مهارت مشورت گرفتن از اصحاب خود مدیریت می کردند.)

۴۵ -در جمع يارانش دايره وار مي نشست و اگر غريبه اي بر آنان وارد مي شد نمي توانست تشخيص دهد که پيامبر کداميک از ايشان است.

( سلطه طلبی نفس و حضور شیطان در سبک فعالیت اجتماعی را با شرکت محسوس خویش هدایت می فرمودند.)

۴۶ -ميان يارانش انس و الفت برقرار مي کرد

.(اختلافات مادی و معنوی اصحاب خود را انس و الفت میان آنان به اتحاد مبدل می نمودند.)

۴۷ -وفادارترين مردم به عهد و پيمان بود

.( عهد مداری اش سلطه بر نفس و شیطان را معرفی می نمود.)

۴۸- هرگاه چيزي به فقير مي بخشيد به دست خودش مي داد و به کسي حواله نمي کرد.

(فقر زدایی در جامعه را با بها دادن به فقیران پیشگیری و در مان می کردند.)

۴۹ -اگر در حال نماز بود و کسي پيش او مي آمد نمازش را کوتاه مي کرد

.(آثار اجتماعی نماز را در اکرام اجتماعی مردم به نمایش می گذاشتند.)

۵۰ -اگر در حال نماز بود و کودکي گريه مي کرد نمازش را کوتاه مي کرد.

(آثار عاطفی نماز را در محبت به کودکان علنی می کردند.)

بي‌شک تأسي به سيره و سنت آن حضرت براساس آيه‌‌کريمه «و لکم في رسول‌الله اسوه حسنه» و از جمله آنچه در اين مطلب به آن اشاره شده، راهگشاي مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه مسلمانان خواهد بود.

به گزارش سرویس فرهنگی مشرق، آنچه در پي مي‌آيد بيان ۱۰۰ خصلت از خصوصيات رفتاري پيامبر اکرم(ص) است که بازگوکننده بخشي از سلوک فردي و اجتماعي و سبک زندگي آن حضرت مي‌باشد.

بي‌شک تأسي به سيره و سنت آن حضرت براساس آيه‌‌کريمه «و لکم في رسول‌الله اسوه حسنه» و از جمله آنچه در اين مطلب به آن اشاره شده، راهگشاي مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه مسلمانان خواهد بود.

۱-هنگام راه رفتن با آرامي و وقار راه مي رفت

۲-در راه رفتن قدم ها را بر زمين نمي کشيد.

۳-نگاهش پيوسته به زير افتاده و بر زمين دوخته بود.

۴-هرکه را مي ديد مبادرت به سلام مي کرد و کسي در سلام بر او سبقت نگرفت.

۵-وقتي با کسي دست مي داد دست خود را زودتر از دست او بيرون نمي کشيد.

۶-با مردم چنان معاشرت مي کرد که هرکس گمان مي کرد عزيزترين فرد نزد آن حضرت است.

۷-هرگاه به کسي مي نگريست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمي کرد.

۸-هرگز به روي مردم چشم نمي دوخت و خيره نگاه نمي کرد.

۹-چون اشاره مي کرد با دست اشاره مي کرد نه با چشم و ابرو.

۱۰-سکوتي طولاني داشت و تا نياز نمي شد لب به سخن نمي گشود.

۱۱-هرگاه با کسي، هم صحبت مي شد به سخنان او خوب گوش فرا مي داد.

۱۲-چون با کسي سخن مي گفت کاملا برمي گشت و رو به او مي نشست.

۱۳-با هرکه مي نشست تا او اراده برخاستن نمي کرد آن حضرت برنمي خاست.

۱۴-در مجلسي نمي نشست و برنمي خاست مگر با ياد خدا.

۱۵-هنگام ورود به مجلسي در آخر و نزديک درب مي نشست نه در صدر آن.

۱۶-در مجلس جاي خاصي را به خود اختصاص نمي داد و از آن نهي مي کرد.

۱۷-هرگز در حضور مردم تکيه نمي زد.

۱۸-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.

۱۹-اگر در محضر او چيزي رخ مي داد که ناپسند وي بود ناديده مي گرفت.

۲۰-اگر از کسي خطايي صادر مي گشت آن را نقل نمي کرد.

۲۱-کسي را بر لغزش و خطاي در سخن مواخذه نمي کرد.

۲۲-هرگز با کسي جدل و منازعه نمي کرد.

۲۳-هرگز سخن کسي را قطع نمي کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگويد.

۲۴-پاسخ به سوالي را چند مرتبه تکرار مي کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.

۲۵-چون سخن ناصواب از کسي مي شنيد. نمي فرمودـ« چرا فلاني چنين گفت» بلکه مي فرمود « بعضي مردم را چه مي شود که چنين مي گويند؟»

۲۶-با فقرا زياد نشست و برخاست مي کرد و با آنان هم غذا مي شد.

۲۷-دعوت بندگان و غلامان را مي پذيرفت.

۲۸-هديه را قبول مي کرد اگرچه به اندازه يک جرعه شير بود.

۲۹-بيش از همه صله رحم به جا مي آورد.

۳۰-به خويشاوندان خود احسان مي کرد بي آنکه آنان را بر ديگران برتري دهد.

۳۱-کار نيک را تحسين و تشويق مي فرمود و کار بد را تقبيح مي نمود و از آن نهي مي کرد.

۳۲-آنچه موجب صلاح دين و دنياي مردم بود به آنان مي فرمود و مکرر مي‌گفت هرآنچه حاضران از من مي شنوند به غايبان برسانند.

۳۳-هرکه عذر مي آورد عذر او را قبول مي کرد.

۳۴-هرگز کسي را حقير نمي شمرد.

۳۵-هرگز کسي را دشنام نداد و يا به لقب هاي بد نخواند.

۳۶-هرگز کسي از اطرافيان و بستگان خود را نفرين نکرد.

۳۷-هرگز عيب مردم را جستجو نمي کرد.

۳۸-از شر مردم برحذر بود ولي از آنان کناره نمي گرفت و با همه خوشخو بود.

۳۹-هرگز مذمت مردم را نمي کرد و بسيار مدح آنان نمي گفت.

۴۰-بر جسارت ديگران صبر مي فرمود و بدي را به نيکي جزا مي داد.

۴۱-از بيماران عيادت مي کرد اگرچه دور افتاده ترين نقطه مدينه بود.

۴۲-سراغ اصحاب خود را مي گرفت و همواره جوياي حال آنان مي شد.

۴۳-اصحاب را به بهترين نام هايشان صدا مي زد.

۴۴-با اصحابش در کارها بسيار مشورت مي کرد و بر آن تاکيد مي فرمود.

۴۵-در جمع يارانش دايره وار مي نشست و اگر غريبه اي بر آنان وارد مي شد نمي توانست تشخيص دهد که پيامبر کداميک از ايشان است.

۴۶-ميان يارانش انس و الفت برقرار مي کرد.

۴۷-وفادارترين مردم به عهد و پيمان بود.

۴۸-هرگاه چيزي به فقير مي بخشيد به دست خودش مي داد و به کسي حواله نمي کرد.

۴۹-اگر در حال نماز بود و کسي پيش او مي آمد نمازش را کوتاه مي کرد.

۵۰-اگر در حال نماز بود و کودکي گريه مي کرد نمازش را کوتاه مي کرد.

۵۱-عزيزترين افراد نزد او کسي بود که خيرش بيشتر به ديگران مي رسيد.

۵۲-احدي از محضر او نا اميد نبود و مي فرمود « برسانيد به من حاجت کسي را که نمي تواند حاجتش را به من برساند.»

۵۳-هرگاه کسي از او حاجتي مي خواست اگر مقدور بود روا مي فرمود و گرنه با سخني خوش و با وعده اي نيکو او را راضي مي کرد.

۵۴-هرگز جواب رد به درخواست کسي نداد مگر آنکه براي معصيت باشد.

۵۵-پيران را بسيار اکرام مي کرد و با کودکان بسيار مهربان بود.

۵۶-غريبان را خيلي مراعات مي کرد.

۵۷-با نيکي به شروران، دل آنان را به دست مي آورد و مجذوب خود مي کرد.

۵۸-همواره متبسم بود و در عين حال خوف زيادي از خدا بردل داشت .

۵۹-چون شاد مي شد چشم ها را بر هم مي گذاشت و خيلي اظهار فرح نمي کرد.

۶۰-اکثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و صدايش به خنده بلند نمي شد .

۶۱-مزاح مي کرد اما به بهانه مزاح و خنداندن، حرف لغو و باطل نمي زد.

۶۲-نام بد را تغيير مي داد و به جاي آن نام نيک مي گذاشت.

۶۳-بردباري اش همواره بر خشم او سبقت مي گرفت.

۶۴-از براي فوت دنيا ناراحت نمي شد و يا به خشم نمي آمد.

۶۵-از براي خدا آنچنان به خشم مي آمد که ديگر کسي او را نمي شناخت

۶۶-هرگز براي خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حريم حق شکسته شود.

۶۷-هيچ خصلتي نزد آن حضرت منفورتر از دروغگويي نبود.

۶۸-در حال خشنودي و نا خشنودي جز ياد حق بر زبان نداشت.

۶۹-هرگز درهم و ديناري نزد خود پس انداز نکرد .

۷۰-در خوراک و پوشاک چيزي زيادتر از خدمتکارانش نداشت.

۷۱-روي خاک مي نشست و روي خاک غذا مي خورد.

۷۲- روي زمين مي خوابيد.

۷۳-کفش و لباس را خودش وصله مي کرد.

۷۴-با دست خودش شير مي دوشيد و پاي شتر ش را خودش مي بست.

۷۵-هر مرکبي برايش مهيا بود سوار مي شد و برايش فرقي نمي کرد.

۷۶-هرجا مي رفت عبايي که داشت به عنوان زير انداز خود استفاده مي کرد.

۷۷-اکثر جامه هاي آن حضرت سفيد بود.

۷۸-چون جامه نو مي پوشيد جامه قبلي خود را به فقيري مي بخشيد.

۷۹-جامه فاخري که داشت مخصوص روز جمعه بود.

۸۰-در هنگام کفش و لباس پوشيدن هميشه از سمت راست آغاز مي کرد.

۸۱-ژوليده مو بودن را کراهت مي دانست.

۸۲-هميشه خوشبو بود و بيشترين مخارج آن حضرت براي خريدن عطر بود.

۸۳-هميشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک مي زد.

۸۴-نور چشم او در نماز بود و آسايش و آرامش خود را در نماز مي يافت.

۸۵-ايام سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه مي داشت.

۸۶-هرگز نعمتي را مذمت نکرد.

۸۷-اندک نعمت خداوند را بزرگ مي شمرد.

۸۸-هرگز از غذايي تعريف نکرد يا از غذايي بد نگفت.

۸۹-موقع غذا هرچه حاضر مي کردند ميل مي فرمود.

۹۰-در سر سفره از جلوي خود غذا تناول مي فرمود.

۹۱-بر سر غذا از همه زودتر حاضر مي شد و از همه ديرتر دست مي کشيد.

۹۲-تا گرسنه نمي شد غذا ميل نمي کرد و قبل از سير شدن منصرف مي شد.

۹۳-معده اش هيچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.

۹۴-در غذا هرگز آروغ نزد.

۹۵-تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمي خورد.

۹۶-بعد از غذا دستها را مي شست و روي خود مي کشيد.

۹۷-وقت آشاميدن سه جرعه آب مي نوشيد؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.

۹۸-از دوشيزگان پرده نشين با حياتر بود.

۹۹-چون مي خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه مي خواست.

۱۰۰-اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسيم مي کرد: بخشي براي خدا، بخشي براي خانواده و بخشي براي خودش بود و وقت خودش را نيز با مردم قسمت مي کرد.

منابع: کتاب «منتهي الآمال» محدث قمي و کتاب «مکارم الاخلاق» طبرسي

 

ارسال دیدگاه