RSS
 

بایگانی ‘محبت خانواده محور’ دسته ها

۲۰۸۵-تحول در آموزش و پرورش به شرط حضور خانواده‌ها+ تولید محبت حقیقی از روز اول مدرسه

۲۸ مهر

معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس مطرح کرد تحول در آموزش و پرورش به شرط حضور خانواده‌ها/ ۸ راهکار برای اولویت‌سازی خانواده

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش برای اولویت‌سازی خانواده در نزد مسؤولان فرهنگی کشور پیشنهاداتی را ارائه کرد و گفت: اگر قرار است تحولی و تعالی رقم بخورد باید بستر حضور خانواده‌ها در ۶ زیر نظام سند تحول اولویت گذاری شود.

تحول در آموزش و پرورش به شرط حضور خانواده‌ها/ ۸ راهکار برای اولویت‌سازی خانواده

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش‌ و پرورش خبرگزاری فارس با طرح  این پرسش که «مشارکت والدین در عملیاتی شدن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با چه موانعی روبه‌رو است و چرا از این ظرفیت خانواده جهت اجرایی شدن سند تحول، اقدامی اساسی صورت نگرفته است؟»، اظهار کرد: برای پاسخ به این پرسش باید از هستی شناختی خانواده آغاز کنیم و قبل از آن نیاز است به اصطلاح  «پیوند انجمن اولیا و مربیان» که این روزها زیاد بر زبان‌ها رفت و آمد دارد، بپردازیم.

وی ادامه داد: ترکیب این اصطلاح با کلمه پیوند تخصصی و علمی نمی‌تواند باشد؛ چراکه پیوند در جایی استفاده می شود که یکی دیگری را تغذیه می‌کند و پایه و مادر واقع می‌گردد. نظر کارشناسنانه می‌گوید به جای این اصطلاح مشهور از «همسویی انجمن اولیا و مربیان» باید مدد گرفت، چرا که کار انجمن تعاملی و تبادلی است.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با بیان اینکه ارتباط دو سویه خانواده و مدرسه که در مبانی سند تحول با استنباط کثیری از آیات و روایات چاره اندیشی شده است، می‌تواند تربیت قرآنی را بر سر میز زندگی دانش‌آموزان حاضر کند و از تشکیل انجمن‌های بی اثر یا کم اثر جلوگیری کند، افزود: در برخی کشورها یا انجمن اولیا و مربیان وجود ندارد مانند هندوستان و یا اگر وجود دارد مانند امریکا و انگلستان حول مشاوره‌هایی می‌چرخد که این دانش‌آموزان برای سرمایه‌داران چه اندازه می‌تواند سود تولید کنند؛ چرا که از منبع وحی و مفسران معصوم آن محروم هستند.

وی ادامه داد: یکی از دلایل ناآرام سبک زندگی در کشور ما به دو گانگی در روش تشکیل خانواده بر می‌گردد و این نا آرامی و اضطراب عامل سبک زندگی دوگانه شده است که نه زندگی اسلامی را مؤمن هستیم و نه از زندگی غربی عاطفه ای برایمان مانده، واز همه مهم‌تر نیاز حقیقی بر طرف نشده است بلکه فرار از اخلاق را در‍ پی داشته است؛ به همین سبب  سبک زندگی اشرافی در میان برخی مسؤولین عذابی را برای اعضای خانواده آنها به بار نشانده که آنها را از دنیا و آخرت محروم و منفور کرده است چرا که سبک زندگی دوطبقه، آنها را در تصمیم گیری ها متحیر و سرگردان کرده است.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: در میان شهروندان برخوردهایی را در سطح شهر و ادارات شاهد هستیم که از درون خانواده‌هایی خبر می‌دهد که ذهن آنها گاهی توسط ماهواره مهندسی شده و گاهی خانواده توسط مدرسه و محله و مسجد و مراسم ملی و مذهبی مدیریت شده است؛ با این دوگانگی‌ها و تضاد و تعارض هیچ راه تضمین شده‌ای به جز اصلاح شکلی و محتوایی انجمن اولیا و مربیان در مدارس سطح کشور نداریم.

وی افزود: چنان که می‌دانیم خانواده به طور طبیعی از دیدگاه حیات طیبه، مهم‌ترین نقش را برای بنیان‌سازی رشد و سعادت فرزندان و آینده شغلی و تعالی دانش‌آموزان برعهده دارد، لذا در دیدگاه اسلامی به این سبب جایگاه و منزلت خانواده در فرآیند تربیت تأکید وافر شده، و هم چنین آیات و احادیث پر تکرار با فراوانی بالا از اهمیت، وظایف تربیتی خانواده سخن می‌گوید.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اظهار کرد: هستی شناختی خانواده می‌گوید، افراد جامعه به ۳ روش تشکیل خانواده می‌دهند؛ صورت اول «به‌صورت سنتی یا همان تقلید رایج» و صورت دوم «به ظاهر با منطق قیاس و آمیخته با چاشنی تخیل» و صورت سوم  «به سبک قرآن محور» تشکیل زندگی می دهند. با توجه به این ۳ سبک، نقش والدین در مدارس و جامعه متفاوت خواهد بود.

وی ادامه داد: راهکار قرآن کریم در سوره مبارکه تحریم آیه ۶ عبارت است از «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَیْهَا مَلَائِکَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ»؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست، نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی‌کنند و آنچه را فرمان داده شده‌اند (به طور کامل) اجرا می‌نمایند!».

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اضافه کرد: قرآن کریم با ارائه الگو [از خود به دیگران و از خرد به کلان] سلامت و سعادت خانواده را تضمین کرده است؛ قرآن کریم با توجه روانشناسی اجتماع بشری دو سبک زندگی را ارائه می دهد؛ آراسته به زیور آرامش و یا در افتاده بر آتش؛ چرا که تئوری حفاظت از شخص بدون جامعه و متقابلا حمایت از جمع با ظلم بر فرد، اجتماعی را برپا می‌کند که زمینه حضور شیاطین در ترازوی قضاوت حق و تکلیف را در پی دارد و نیازهای عاطفی و آرامشی آنان را به سرقت می‌برد و با دادن پول درصدد تولید انسان صالح و شهروند در تراز آموزه‌های قرآنی و ارزش‌های انقلاب اسلامی و سقوط تکلیف بر می‌آیند.

وی افزود: از اقدامات سخیف و سخت شیاطین جنی و انسی، معرفی جهان هستی بدون پشتوانه آخرت و زیبا جلوه دادن زشتی های اعمال و رفتار ناپسند انسان است؛ جامعه‌ای که با فرمان و آرمان شیطان پایه‌ریزی می‌شود، حاکمانی را ایده آل معرفی می‌کند که خانواده را به لحاظ فکری و انگیزشی مکلف و موظف به سرنوشت تربیتی ندانسته و برای انجام تکالیف تربیتی و ایفای نقش آن در فرآیند تربیت فرزندان مشارکت والدین را مطیع و مفید نمی‌سازد؛ یعنی والدین را به شهودی نمی‌رسانند که بهشت و دوزخ آنان را در نوع تربیت فرزندان خود وجدان کنند و آنها را از حیوانات متمایز کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی توضیح داد: در مکتب مادی خانواده باید خود را فدای بقای دولت و رجال آن نماید نه اینکه دولت و کارگزاران حکومتی فدای خانواده شوند؛ با این شاخص غیر تخصصی و علمی دولت‌ها، رغبت و دقت در تربیت فرزندان جهت مشارکت با مدرسه پدید نمی‌آید، تا مدرسه را به عنوان خانواده دوم غیر منفک در زندگی آنان معرفی کند، بلکه نفاق و دورویی به عنوان یک سبک و روش برتر در محاورات اجتماعی، جایگاه صداقت و حکمت را اشغال می‌کنند.

وی افزود: باید با بصیرت به این مهم رسید که اکثر قریب به اتفاق خانواده‌ها مطمئنا آگاه از تقدم و تساوی حقوق پسران و دختران نیستند و دلیل بر آن، فرهنگ ازدواج جاهلی مدرن در جامعه ماست و هم چنین نوع فرزند آوری و تربیت آنها در مراکز مهد کودکهای موسیقی محور، نشان از آن می‌دهد که خانواده ها بدون برنامه در خرابه‌های مملو از گزندگان و درندگان ماهواره‌ها و فضای مجازی به ذبح فرزندان خود مشغولند و غافلند از اینکه آجرهای خانه سالمندان و یا سیم خادارهای زندان‌ها و دارالمجانین از کارخانه‌ای به نام فضای آزاد میان منزل و مدرسه تولید و توزیع می‌شود.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: این قاعده و قانون ثابت است که فرزندان و یا همسران در زیر یک سقف به نام خانواده نمی‌توانند از دو موضوع خواهش باطنی و نیازهای حیات همدیگر مطلع باشند؛ و اگر اطلاع هم یافتند در رفع آن باید از چه سبک و سیاقی پیروی کنند که یکی مرگ دیگری را تمنی نکند و در پی تصاحب امکانات همدیگر بر نیایند. آیا علائمی که امروز در سطح شهر  و روستا مشاهده می کنیم دال بر مشارکت خانواده با کادر مدارس دارد؟ برای نمونه آرایش‌های خفت بار و مقلدانه از شیاطین غرب و یا اینکه دخترکان و پسران نوجوانی که با آلات موسیقی که بر دوشان سوار شده و گاهی قد‌سازها برتر و بلندتر از آنهاست.

وی تصریح کرد: آیا فرزندانی که باید در وقت استراحت و ذخیره سازی عاطفه از کارخانه مهر و محبت والدین آواره خیابان‌ها و مجالس مملو از شهوت و بد آموزی است، قادر خواهند بود بر روی بنای مستحکمی ساخت وساز علمی و انسانی داشته باشند که با خون ۵ هزار معلم شهید و ۳۵ هزار دانش آموز به خون تپیده حاصل شده است، مراتب حیات طیبه یا همان آسایش بر آمده از درون آرامش ملک پاسبان را وجدان نماید که طمع شیاطین انسی و جنی را درهم بر هم کند و یا فرزندان و دانش‌آموزان تربیت نفس اماره‌شان را به گونه‌ای دریافت کرده باشند که در برابر زحمات طاقت فرسای زایمان مادران و عرق جبین پدران و گچ خوردن معلمان، مؤدب به آداب الله باشند و اهداف شوراها در مدارس و مجلس دانش آموزی را تعقیب کنند؛ یا باید مانند تربیت غربی که حیوان و انسان در یک تراز و طبابت و تغذیه می شوند، سر تسلیم فرو بیاورند و شهروندانی باشند که فضای جامعه را با شهوت و خشم مدرن و متمدن معرفی کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: یکی از دلایل بی توجهی و یا کم اهمیتی دولت‌ها برای بستر سازی مشارکت و معاضدت خانواده‌ها در تربیت فرزندان‌شان به سبک تولد آموزش و پرورش ایران بر می‌گردد؛ چرا که با تأسیس دارالفنون و حضور معلمان نروژی در ایران، مدرسه در مقابل منزل چینش شد؛ و برای شفافیت این موضوع می‌توان به داستان سفر شهید مطهری با اتوبوس به مشهد مقدس اشاره نمود که راننده به دلیل ممانعت پدرش از تحصیل در مدرسه ستمشاهی، مرحوم مطهری را به عنوان نماد ضد تحصیل در مدرسه و بی‌سواد شدنش مستلزم برخورد خشونت آمیز می یابد که شهید مطهری تحلیلی علمی در این موضوع دارند و این داستان می‌رساند که در قبل از انقلاب اسلامی منزلت و مأوایی برای حضور والدین جهت مشارکت در تربیت فرزندان وجود نداشت؛ به دلیل آنکه با معلم بی حجاب و مدیری مواجه می شدند که با شعار جدایی دین از زندگی بر آمده از فرهنگ برهنگی غرب باید تعامل می کردند و در روز ۴ آبان باید دختران خود را برای نمایش همگانی آماده می ساختند.

وی ادامه داد: یکی دیگر از دلایل بن بست‌های حضور مشارکتی والدین جهت تربیت دانش‌آموزان، به آثار جا مانده از مدیریت ۷۴ وزیر آموزش و پرورش در قبل از انقلاب اسلامی بر می‌گردد؛ چرا که آنان کسانی بودند که با آب و هوای فرهنگی جهان غرب گوشت و پوست خود را سفت و سخت نموده بودند؛ و هم چنین ضمیر ناخودآگاه و ذهن نیمه هشیار آنها خانواده ایرانی را در قد و قواره حضور در مدرسه نمی‌دانستند تا چه رسد بر اینکه یک میز مشارکتی برای تربیت دانش‌آموزان با حضور والدین داشته باشند.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه امروز در هستی شناختی خانواده می توان فریاد حمایت از کسانی که با رسوخ در کسوت مقدس معلمی مزدور فراماسونری های قدیم یا مدرن بوده اند را روان شناختی نمود که نشان آنان این است که خانواده را از جایگاه عظیم مدرسه و مشارکت های قرآنی امید دهنده، محروم و مأیوس می کنند، گفت: برای مثال تاختن به اسناد بالا دستی آموزش و پرورش بدون قرآئت حتی یکبار مطالب و مباحث آن یا فقط توجه به اقوال مغرضانه بیگانگان نمودن و زبان نحس آنان را بر خرمن دستاورد کشور عزیزمان سطله می دهند تا برای تخریب دستاوردهای ۴۰ ساله انقلاب اسلامی از قشر مورد اعتماد مردم نجیب ایران یعنی جامعه فرهنگیان یارگیری کنند.

وی اضافه کرد: تعریف خانواده در اسناد بالادستی آموزش و پرورش زیر بنای تربیت به صورت دو سویه برای مدرسه و منزل مهندسی شده است و غنا و قوت بر آمده از زندگی ۲۷ پیامبر در کتاب قرآن حکیم و عمر ۲۵۰ ساله نورانی تاریخ عترت، تمامی اسناد یونسکو و و سازمان‌های بین‌المللی و هم چنین کشورهای به ظاهر توسعه یافته را تحت الشعاع قرار می‌دهد، و سطح تشکیل خانواده در جوامع غربی برای قضاوت در اختیار همگان موجود است که چگونه در برابر مقام خانواده در دستورات اسلامی مچاله و چماله می‌شوند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اظهار کرد: یک نکته کلیدی که مانع حضور اولیای دانش آموزان و اعطای سهم تربیتی آنان در مدارس می‌شود، تفکراتی است که به صورت خواسته و ناخواسته بستر دولتی شدن آموزش بدون حق والدین را که در قبل از انقلاب اسلامی جریان داشته هم چنان در کشور را استمرار می بخشند؛ برای مثال باید به این مثلث توجه کنیم (میز کنفویسویس در یونسکو + میز یونسکو در دانشگاه فرهنگیان + میزتغییر پوشش در مدارس) برای موضوع بانشاط سازی مدارس و توسعه سبد شادی دانش‌آموزان آن هم از حلقوم برخی هنرپیشه‌هایی که از اسلام فقط آگاهی شنیداری دارند یا از منابع غیر تخصصی الهام گرفته و از بلندگوهای آن طرف آبی که با مبانی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش دشمن هستند، نظراتی را ارائه می دهند.

وی توضیح داد: برخی در این انتظارند که مبانی قرآنی و عترت سند تحول باید از آنها اجازه بگیرد تا از شادمانی عفت سیتز غربی و نشاط برده‌داری سپید آنان جا نماند. اینان هیچ توجه ندارند که بسیاری از غربی‌ها از حجاب ورزشکاران در صحنه‌های بین المللی و حضور زنان صاحب مدارک سطح عالی علمی ایران زمین، شادمانی و نشاطی را به جهان صادر کرده‌اند که همین آثار سبب شده  خشم و خیانت های رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی را با تمام قدرت به جنگ  مردم ایران کشانده که با حربه تحریم اقتصادی، نشاط و شادمانی در اسلام را به شک و شبهه و نفرت بکشاند، هم چنانکه دیدیم در مسابقات رزمی بانوان جهان، عفت دختر ایرانی را خلاف شادی و شادمانی و قوانین برهنگی و چراگاه مردان معرفی نمودند، و مانع حضور او برای مبارزه با حریفی که در خدمت نظام برده‌داری مدرن جنسی آنان بود، شدند.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: آیا تعریف و تطبیق روز معلم با شهادت راد مردی چون شهید مطهری که با نگارش کتاب مقام زن در اسلام که هنوز تازه و پر طراوت است و نظام خانواده و حقوق معلمان و خصوصا بانوان را حفظ و حراست نموده و می کند زیرکی زیبایی عقل را می رساند؛ یا اینکه روز معلم را با کشورهایی هم آهنگ نمود که معلم باید در راستای انواع تجارت‌های ماتریالستی خصوصا تجارت های ننگ آوری که از آوردن اسم آنها فطرت بشر خجالت دارد، همراه و همسو باشد؛ همان تجارت هایی که همسرداری و فرزند آوری را ضد عدالت و پررنگ نموده و می‌کند که در این موضوع رژیم صهیونیستی ید طولایی دارد.

وی تصریح کرد: معلمان عزیز ایران زمین ما حتما به خاطر گرامی‌شان می رسد که با تکیه بر ظرفیت بی‌بدیل اسلام محمدی(ص) و سیره اهل بیت طاهرین آن حضرت به ویژه فرهنگ عاشورایی، بستری را برای ایران عزیز رقم زد که کشور ایران را از زیر یوغ بیگانگان به ویژه انگلیس مکار و آمریکا یا همان شیطان بزرگ خارج نمود؛ و بعد از قریب به ۲۰۰ سال، عزت، شرف و استقلال از دست رفته که حجاب را حاجب و مانع پیشرفت از نوع غربی آن می دانست به این سرزمین بازگرداند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی ادامه کرد: استکبار جهانی و ایادی آن وقتی از قدرت سخت در برابر موقعیت منحصر به فرد ژئوپلیتیکی خانواده ایرانی مأیوس شدند به آن نتیجه راهنمایی شدند که این قدرت را چه عواملی پدید آورد که به گزینه کانون گرم خانواده‌ای که با عفت و حیاء برهنگی و بردگی جنسی را به زمین گرم زد، روبرو شدند. ظرفیت‌های بی مانند معنوی و مادی جامعه ایرانی مانند تولید قدرت در ۸ سال دفاع مقدس، خنثی شدن انواع توطئه‌هایی که اگر در کشورهای به ظاهر قدرتمند امروز حضور می یافت، طومار آنها را به مانند سونامی‌های دهشت آور در هم بر هم می پیچید، همه اینها محصول کانون خانواده در سند تحول بنیادین بوده و خواهد بود.

وی اضافه کرد: به جد و اطمینان می توان گفت با موقعیت بی‌مانند جغرافیایی، و وحدت ملی و هم چنین وحدت حول پرچم عاشورای حسینی که قلب جوانان کشور و جهان را، در این ۴۰ سال انقلاب اسلامی به خود مجذوب نموده، و ایضا دانشمندان فداکار هسته‌ای و سلول‌های بنیادین که در راه اعتلای کشور از تجارب بی‌مانند به اعتراف دوست و دشمن برخوردارند با حفظ تعریف خانواده قرآنی و عترت آل الله می توانیم گردنه های مرتفع‌تر از تحریم‌های اقتصادی را به وعده‌های تضمین شده حضرت حق تعالی در آیات وحی را پشت سر بگذاریم؛ و دماغ استکبار جهانی و ایادی مادی و مخذول آنها را به خاک مذلت بکشانیم.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: از مسؤولان ستاد تبلیغات جنگ در کشور انتظار می‌رود با اتخاذ آرایش دفاعی که خانواده در اولویت آن باشد به مشارکت خانواده‌ها در زمان جنگ نرم اهتمام بورزد؛ چرا رهبر عزیز و فرزانه انقلاب اسلامی فرمودند آموزش و پرورش یک مخاطب ۴۰ میلیونی است که آینده ما و کشور را رقم می‌زند؛ قطعا دشمن به این خانواده عظیم و عزیز طمع خاص دارد، و انتظار برخی برنامه‌ها و فعالیت‌های کوتاه مدت و بلند مدار آنها و اقداماتی که تا به حال نموده‌اند عادی و غیر منتظرانه نیست. از قرار معلوم حوادث اخیر اقتصادی و فراز و فرود سکه و کاغذهایی به نام دلار که خباثت امریکا را افشاء واعلان می کند، یک پشت پرده‌ایی دارد که مسؤولان از آن غافلند و آن این است که جوانان قادر به تشکیل خانواده اسلامی نبوده و آنانی هم که در میان این راه می‌باشند را به یأس و ناامیدی بکشانند. دشمنان خون خوار این راه را جانشین هجمه‌های نظامی و جنگ‌های نیابتی بی اثر شده نموده‌اند.

وی تصریح کرد: متذکر می‌شوم این خورشید را نمی توان مستمرا در پس ابرهای سیاسی پنهان نمود که نیروی انسانی کارآمد آموزش و پرورش از خانواده‌هایی هستند دانش دوست و ادب محور؛ حال اگر قرار است تحولی و تعالی رقم بخورد باید بستر حضور خانواده‌ها در ۶ زیر نظام سند وزین تحول اولویت گذاری شود؛ و الا زیر نظام‌های سند که به دست توانای همکاران آموزش و پرورش در طبق اخلاص گذارده شده است بدون ظرفیت مشارکتی خانواده‌ها، حال و گذشته مدارس را یک وزن نموده و آینده آن را را کم وزن و یا لاغر و نحیف خواهد نمود.

حجت‌الاسلام والمسلمین برای اولویت‌سازی خانواده در نزد مسؤولان فرهنگی کشور پیشنهاداتی را ارائه کرد:

۱- صدا و سیما برنامه‌ای داشته باشد که با دانش‌آموزان مردود و ناموفق مصاحبه علمی داشته باشد.

۲- تمام منابر کشور توسط سازمان تبلیغات یک نشست آن به مباحث خانواده اختصاص داده شود و هر ساله بعد از احصاء و پالایش جهت حضور در متون درسی تحویل آموزش و پرورش شود.

۳- افرادی که قصد ازدواج و یا طلاق دارند فرم ضمیمه سند ازدواج که متعلق به دوران تحصیل در مدرسه و دانشگاه بوده را تکمیل نموده و در اختیار دانشگاه‌های مرتبط و وزارت کشور قرار بدهند.

۴- صدا و سیما از متن قرآن، فیلم‌های خانواده را جهت آموزش به دانش‌آموزان متناسب هر استان تهیه و تنظیم و تولید کند.

۵- تمام تابلوهای تبلیغاتی در سطح کشور یک نکته پیرامون خانواده در قعالیت خود داشته باشند.

۶- سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد در صدا و سیما کرسی های مناظر خانوادگی را برنامه‌ریزی کنند.

۷- مدارسی که حضور خانواده در آنها حداکثری است از سرانه دانش‌آموزی و فوق العاده شغلی ویژه برخوردار باشند.

۸-  انجمن اولیا و مربیان موظف به آموزش والدین دانش‌آموزی شود که در ابتکارات دارای رتبه بوده و یا در بزهکاری از تحصیل محروم شده‌اند.

 

۲۰۸۱-راهکارهای گنجاندن سبک زندگی اهل بیت در سیستم تربیتی کشور+ تعریف محبت حقیقی در خطبه یکم صحیف سجادیه

۱۶ مهر

طی نشستی مطرح شد؛
راهکارهای گنجاندن سبک زندگی اهل بیت در سیستم تربیتی کشور
راهکارهای گنجاندن سبک زندگی اهل بیت در سیستم تربیتی کشور
حجت الاسلام درودی فرازهایی از ادعیه صحیفه سجادیه که معرّف مقامات انسانی و الهی است را بیان کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست بررسی مبانی تربیت اسلامی درصیحفه سجادیه درنمازخانه ساختمان مرکزی وزارت آموزش و پرورش برگزار شد.

دراین نشست حجت الاسلام درودی معاون امور استانها دبیر خانه ستاد همکاریها بااشاره به مبانی ۵ گانه تربیت سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به بیان فرازهایی از ادعیه صحیفه سجادیه که معرّف مقامات انسانی و الهی و هم چنین پرورش دهنده استعدادهایی از جنس نور است، پرداخت.

کسب جایگاه خلیفة الهی در گروحیات طیبه

وی گفت: انسانی که در پی قرب الی الله وحرکت به سوی مقام عبودیت و کسب جایگاه خلیفة الهی است ، باید دعوت خداوند و پیامبرصلی علی علیه و آله را به سوی حیات طیبه اجابت نماید.

معاون امور استانهای دبیر خانه ستاد همکاری ها افزود: برای پیمودن این راه نخست برای تجلی ارزش های الهی در وجود خویش و سپس، برای محقق ساختن آن ها در دیگران جهت اعتلای جامعه صالح باید کوشید.

حیات طیبه در صحیفه سجادیه

سخنران این نشست گفت: کتاب وزین صیحفه سجادیه در لابلای ادعیه ملکوتی خود این مسیررا با معر فی راهکارهای پرورش استعدادهای انسانها به جهان بشریت هدیه نموده است و باید هنرمندانه این معارف الهی که از صنعت بی نظیری برخودار است را در کتب درسی دانش آموزان گنجاند.

وی افزود ؛با عملیاتی شدن راهکارهای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش قادر خواهیم بود با بهره گیری از این معارف زلال ،آسیب های اجتماعی را پیش گیری و درمان کنیم.

راهکارهای گنجاندن سبک زندگی اهل بیت در سیستم تربیتی کشور

معاون امور استانها در ادامه به راهکارهای گنجاندن سبک زندگی اهل بیت در سیستم آموزشی و تربیتی کشور اشاره کرد و گفت: راهکار اول تربیت بر مبنای سبک سپاس اسوه های حسنه، یعنی معصومین علیهم السلام به عنوان مربیان حقیقی آدمی شاخص محتوایی متون درسی قرار داده شود.

وی راهکار دوم را وصول به مراتب حیات طیبه در همه ابعاد فردی و اجتماعی متوقف به آموزش مقام حمد الهی و سبک شگرگزاری مربیان و متربیان دانست و گفت؛ راه سوم ، برنامه ریزی برای مقابله اثرگزار با دشمنان خدا و در واقع دشمنان کمال انسان و سعادت حقیقی،تربیت دانش آموزان با شاخص حمد الهی می باشد.

ویژگی دانش آموزان اهل بیتی

سخنران این نشست در بیان راهکار چهارم گفت: اگر دانش آموزان مودب به آداب حمد الهی شوند، خلقت جهان را بر اساس نظام احسن و سنن عادلانه الهی در می یابند .

وی افزود؛دانش آموز تعلیم دیده در کلاس های سبک سپاسگزاری از خالق هستی، خوبی را به لحاظ خیر بودن از خداوند مهربان یافته، و بدی رابه لحاظ خیر نبودن از نفس انسان معرفی می کند.

تعمیق و ترویج فرهنگ حیا

حجت الاسلام درودی ادامه داد: یکی از بستر های اصلی، زمینه تربیت پذیری دانش آموزان براساس فرهنگ اسلامی ایرانی تربیت متربیان بر اساس شیوه حمد از خداوند متعال و سپاسگزاری از معلمان و والدین رقم می خورد.

وی در ادامه پیش نیاز راهکار «بازنگری و بازتولید برنامه ها و محتوای آموزشی و روش های تربیتی برای درونی سازی و تعمیق و ترویج فرهنگ حیا، عفاف و حجاب» در سند تحول بنیادین را فراهم کردن، زیر بناهای نظری حمد الهی در صیحفه سجادیه در متون درس آموزش و پرورش دانست.

پادزهر مرض های لاعلاج

حجت الاسلام درودی در ادامه گفت: محدودیت های عموم انسان ها که به مرض لاعلاج مبدل می گردد مانند، حرص، ستمکاری و ناسپاسی، نادانی، شتاب زدگی و فراموش کاری با فرازهای حمد الهی در دعای یکم صحیفه سجادیه قابل پیش گیری و درمان است.

آسیب شناسی بی مهری به وطن

وی تاکید کرد،تزیین امور باطل و ایجاد وسوسه در فکر و اراده ی مربیان و متربیان،توسط نفس اماره و شیطان که مسبب بی مهری به وطن و مهرورزی به بیگانگان می گردد با مضامین بلند حمد الهی در صحیفه سجادیه امام زین العابدین قابل آسیب شناسی است.

فرهنگ شکرگزاری در سبد آموزشی

معاون امور استانهای دبیر خانه ستاد همکاری ها گفت: با حاضر نمودن معارف بلند، حمد الهی و سپاس شناسی در سبد آموزشی دانش آموزان، قادر خواهیم بود که مطابقت محتویات ذهنی مربیان و متربیان را با واقع و نفس الأمر در معارف معصومین، همیشگی نموده و به واقعّیت تغییرناپذیرو با ثبات و آرامش قلبی همراه نمود.

وی عملیاتی نمودن راهکار «تدوین برنامه جامع مشارکت خانواده و نهادهای تربیتی و آموزشی برای تقویت فرهنگ تربیتی خانوادهها و تحقق شایستگی های پایه دانش آموزان» در سند تحول را با درک و دریافت مقام حمد الهی امام سجاد علیه السلام امکان پذیردانست و گفت: باید شکر گزار این فرهنگ غنی باشیم که اعتقاد به معارف اسلامی مارا از فرهنگ های بی گانه در بحث توسعه جمعیت بی نیاز کرده است ،زیراتشکیل خانواده و تربیت فرزندان در قالب نظام ماتریالیستی میسور نخوهد بود.

آئین زندگی الهی انسان کامل

حجت الاسلام درودی در ادامه بیان داشت: ایمان- انتخاب و التزام آگاهانه و آزادانه نظام معیار متناسب با غایت زندگی انسان براساس آئین زندگی الهی و دین تمام و انسان کامل ممکن می گردد که نمونه آن را می توان در آموزه های تربیتی صحیفه سجادیه به خوبی دید.

اضافه نمودن درس مدیریت خانواده به برنامه درسی متوسطه

کارشناس این نشست گفت: اضافه نمودن درس مدیریت و سلوک مناسب خانواده به جدول برنامه درسی دوره متوسطه در تمامی رشته ها و برای تمام دانش آموزان که در راهکار ۵/۴ سند تحول آمده، بدون درک مضامین حمد الهی صرفا یک آرزوی طولانی است.

وی گفت: اولویت بخشی به تأمین و تخصیص منابع، تربیت نیروی انسانی کارآمد، تدوین برنامه برای رشد، توانمندسازی و مهارت آموزی، ادامه تحصیل و حمایت مادی و معنوی دانش آموزان مناطق محروم و مرزی که در راهکار۴/۵ سند تحول مشاهده می گردد بدون شناخت مهندسی شده در دعای یکم صحیفه سجادیه ظاهری بدون باطن خواهد بود.

الزامات صدور انقلاب اسلامی

معاون امور استانهای دبیر خانه ستاد همکاری ها در پایان یاد آوری شد: برای صدور انقلاب اسلامی که خون بهترین فرزندان این مرز بوم در مدت ۴۰ سال آن را آبیاری نموده و همچنین استقرار حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی و زدودن آسیب های اجتماعی و شماتت های دشمنان راهکاری غیر از تضمین معارف اهل بیت عصمت و طهارت موجود نیست که نمونه آن در دعای یکم صحیفه سجادیه به رویت اندیشمندان و صاحب نظران علوم اجتماعی و انسانی در می آید، تا قضاوت فطری و علمی خویش را برای همگان به نمایش بگذارنند.

 

۲۰۸۰-سهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان/ نامه به ۳ دستگاه اثرگذار+ محبت حقیقی در آموزش و پرورش

۰۴ مهر
معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس:سهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان/ نامه به ۳ دستگاه اثرگذارسهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان/ نامه به ۳ دستگاه اثرگذار

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت:سند تحول از وزرای هیأت دولت و خدمتگزاران دستگاه‌های اجرایی جهت عملیاتی کردن بندهای مبانی آن و راهکارها، درخواست‌هایی دارد.

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، تاکنون ۷ بخش از مصاحبه با حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش درباره سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با عنوان «تنها کتابی که با همکاری ۶۰۰ نفر تدوین شد/ داروی بسیاری از آسیب‌های کشور را در این سند جست‌وجو کنید»، «آسیب‌های نظام آموزش غربی در ایران با احترام رفتاری به وصایای امام(ره) قابل درمان است»، «از چرخش نمره ورزش به شادابی جسمانی تا الزام سوادآموزی فرزند در سند ازدواج»، «آیا نهادها و وزارتخانه‌ها در برابر سند تحول آموزش و پرورش وظیفه دارند؟/ شاخص مجلس موفق در نظام تعلیم و تربیت»، «از راه‌حل جدید امتیاز جبرانی برای دانش‌آموزان ناموفق تا تدریس راز موفقیت شرکت‌های اقتصادی»، «راهکارهای حذف کنکور لاکچری/ معرفی ۱۱ مانع مهم تربیت» و «تحول در آموزش و پرورش به شرط قرآن‌سالاری/ باید قرآن از درون قبرستان‌ها آزاد شود» منتشر شد.

سند تحول از وزرای هیأت دولت و خدمتگزاران دستگاه‌های اجرایی جهت عملیاتی کردن بندهای مبانی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و راهکارهای ۱۳۱ گانه آن درخواست‌هایی دارد که در این بخش به آن پرداخته می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی در بخش اظهار کرد: در مبانی سند تحول، طرحی در انداخته شده است که رابطه‌ها به خوبی و دقت لازم دیده شود و لکن این مبحث بزرگ اثرگذار نیاز به امر تکمیلی دارد که در جدولی به بخشی از آن توجه شده است.

سطح رابطه های در مبانی سند تحول
رابطه با خداوند
رابطه با انسان کامل رابطه با خود رابطه با هستی پیرامونی

وی ادامه داد: آیا انسان برای ارتباط با خالق هستی به تنهایی قادر است رابطه برقرار کند یا اینکه باید با رابطه و واسطه بدون آزمون و خطا این نیاز خود را بر طرف کند، و اگر این فرض صواب باشد، ارتباط با انسان کامل مقدم می‌گردد بر ارتباط انسان با خودش و هم چنین جهان پیرامونی او؛ چرا که با این طبقه‌بندی، خداوند متعال را بدون نیاز از ارتباط با مخلوقات معرفی کرده، و در عوض تمام وجود انسان نیاز به ارتباط با حضرت حق تعالی معرفی می‌شود.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش افزود: در نتیجه، کارکرد عقل و تفکر آدمی هویدا می‌شود که عقل بدون پشتوانه وحی الهی انسان را در میان راه رها نموده و به دست جهل و حیرانی اسیر می‌کند و آثار آن در اوراق تاریخ بشر مشهود است؛ چراکه علم بدون حمایت نورانیت وحی، ظلمات است؛ برای اثبات این فرضیه نیاز است به برخی از بندهای مبانی سند تحول بپردازیم تا مکشوف شود که آموزش و پرورش جامعه را می‌سازد یا فرهنگ اجتماعی بر آموزش و پرورش مدیریتی را مسلط می‌کند یا باید گفت تعاملی برقرار است؛ اگرچه در برخی موارد تقدمی هم قابل مشاهده است.

* باید تمام معلمان در تدریس خود به تعریف هستی بپردازند

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با اشاره به راهکار ۱-۱-۱ مبانی سند تحول «جهان هستیواقعیت دارد؛ ولی هستی به طبیعت منحصر نیست»، گفت: با توجه به راهکار ۱-۱-۱ (مبانی سند ص-۴۹-۵۰) استنباط می‌شود که همه هستی در همدیگر اثرگذاری داشته و جهان در پیش روی چشم مربیان و متربیان نباید به همین جهان مادی ختم و اجبار شود.

وی با بیان انکه مربیان و متربیان باید آموزشی را دریافت کنند که سهم فرشتگان و جن را منکر نشوند، افزود: با توجه به بند ۱-۱-۱ باید تمام معلمان در تدریس خود به تعریف هستی بپردازنند و اختصاص خصوصیات هستی به یک درس کنار گذاشتن سند تحول است.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اضافه کرد: در تمامی متون درسی باید بدون استثناء به موجودات عالم غیب پرداخته شود، والا دانش‌آموزان تک ساحتی تربیت شده و به هنگام فارغ‌التحصیلی، وجود ملائکه و جن و شیطان را یا خرافه وجدان می‌کنند و منکر می‌گردنند و یا به قشر سنتی و غیر مدرن جامعه نسبت می‌دهند.

وی با بیان اینکه یکی از دلائل مهم و اساسی غربگرا شدن دانش آموزان تفکیک موجودات عالم غیب از موجودات عالم شهود، در برنامه ریزی متون درسی و افکار معلمانشان است، افزود: یکی از علل عدم انگیزه و نا شاد بودن برخی دانش آموزان در فعالیت دینی تدریس نامتوازن فیما بین متون بر گرفته از موجودات عالم غیب و موجوادت عالم شهادت است.

*مربیان و متربیان باید از متون و مدارسی برخودار باشند که آنان را دو بعدی تربیت کند

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با اشاره راهکار ۱-۲-۱ مبانی سند تحول، «انسان موجودی است مرکب از جسم و روح دو حیثیت در هم تنیده و مرتبط»، اظهار کرد: با توجه به راهکار ۱-۲-۱(مبانی سند ص-۵۷)مربیان و متربیان باید از متون و مدارسی برخودار باشند که آنان را دو بعدی تربیت کند نه ناقص و تک بعدی و مربیان و متربیان باید بدانند اثرگذاری جسم و جان نشان از سلطه و سلطنت عالم مجرد بر ماده دارد.

وی ادامه داد: شکل و محتوای متون درسی دانش‌آموزان باید روح و کالبد آدمی را  به صورت مکمل به نمایش بگذارد و الا اطلاعات خیالی و اجباری از روح در برنامه‌های دینی، زندگی غربی را ناخواسته برای آنان ایده آل معرفی می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: دانش‌آموزان با متون دروس تفکیکی قادر نیستند پیشرفت‌های جهان غرب را حاصل تعامل و توازن دو سویه جسم و روح به صورت متداوم و متقابل یافته، و هم چنین احترام به قوانین الهی تحلیل کنند و در نهایت فساد جهان غرب را نتیجه تربیت تک بعدی بیابند.

* مشکل زیر نظام‌های برنامه درسی ستونی

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با اشاره به راهکار ۱-۳-۱ «انسان نسبت به شناخت هستی و درک موقعیت خود و دیگران در هستی توانایی دارد، گفت: با توجه به راهکار (مبانی سند ص-۷۸)مربیان و متربیان باید از متونی برخودار باشند که جهان هستی را در خور عقل و شناخت آنان معرفی کند.

وی با بیان اینکه مربیان و متربیان باید بعد از یک دروه تحصیلی به نظری آراسته گردند که علم اولیه را از عطایای خداوند هستی وجدان کنند، افزود: دانش‌آموزان با متون درسی منفک شده از معارف علوم انسانی و اسلامی قادر نخواهند بود که خداوند را معلم حقیقی خود وجدان کنند؛ ضمن اینکه زیر نظام‌های برنامه درسی ستونی، قادر نیستند مربیان و متربیان را برای باور سجود ملائکه بر انسان تربیت کنند.

وی ادامه داد: متون درسی که تعلیم بشر را توسط خداوند معرفی کند، زمینه و علت انتخابگری و مسؤولیت و کرامت مربیان و متربیان می‌شود، و در نتیجه سجود فرشتگان  را برای آنان فراهم آورده است.

*دانش‌آموزان باید از بدو ورود به مدارس در یابند که زندگی کتاب ثابتی دارد

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با اشاره به راهکار ۱-۴-۱ «اعتبار ارزش‌های حقیقی بر واقعیت‌های مربوط به عمل آدمی و نتایج آن تکیه دارد»، افزود: با توجه به راهکار(مبانی سند ص-۸۹)مربیان و متربیان باید از متون درسی برخودار شوند که دریابند اکثر آزادی‌های در جهان غرب پشتوانه اختیاری و انتخابی ندارد، بلکه نوعا خیالی و اعتباری است که این تحلیل مهم در قدرت متون درسی پیوسته و همه جانبه‌نگر است.

وی با بیان اینکه مربیان و متربیان باید در متون درسی خود وجدان کنند که سعادت به صرف عمل بر نمی‌آید بلکه بر اساس و پایه‌ریزی فطرت او از ارزش‌های تکاملی برخوردار می‌شود، ادامه داد: دانش‌آموزان باید از بدو ورود به مدارس در یابند که زندگی کتاب ثابتی دارد، اگر از آن آگاهی کامل در نیابند، از آرامش و آسایش و کمال محروم گشته و در ستایش شیطان و شقاوت نفس، پست‌تر از حیوان می‌گردند.

* مربیان باید مسلح به متون درسی منطبق بر فطرت باشند

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با اشاره به راهکار ۱-۵-۱ «دین حقیقت واحدی است که از سوی خدا برای هدایت بشر به سوی سعادت حقیقی و جاوید فرستاده شده است و شرایع توحیدی مصادیق متکامل آن محسوب می‌شوند؛ خاستگاه و مقصد دین حق (=اسلام)، فطرت انسان و شکوفایی آن است»، اظهار کرد: با توجه راهکار۱-۵-۱ (مبانی سند ص-۱۰۷) اگر مربیان و متربیان دین اسلام را با حقایق اعتقادی، اصول اخلاقی و قوانین کلی زندگی آدمی تمام و کامل یافته و اعتبار و صحت آن را به وقت و مخاطب معینی محدود ندانند، هیچ وقت جهان غرب برای آنان جاذبه نخواهد داشت.

وی با بیان اینکه مربیان باید مسلح به متون درسی منطبق بر فطرت باشند تا زگهواره تا گور علم را نجات انسان بیابند، گفت: اگر دانش‌آموزان دروس خود را منطبق بر فطرت معصوم خویش بیابند، جمعه هم به مکتب دل می سپارند.

*** نامه به ۳ دستگاه اثر گذار در عرصه تهذیب و آموزش

شما که دانش‌آموز  و یا فرهنگی در خانواده خود دارید و یا  اینکه بستگان‌تان دانش‌آموزانی دارند که آینده آنان برای شما هم مهم است و همچنین وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها و نهادهایی که علاقه‌مند هستند دانش‌آموزان خود را در مدارسی ثبت‌نام کنند که پس از فارغ التحصیلی، آنان را افتخار سبک زندگی خویش به جهانیان معرفی کنند، باید توجه بنمایند که تلألو سند تحول نزد مقام معظم رهبری و فرهیختگان علوم اسلامی و انسانی و صاحبنظران فرهنگی، نیاز دارد ۵ مبانی تربیتی سند را که از نیازهای زیر بنایی مدارس می باشد در پاسخگویی آن دستگاه تعبیه شود که شرحی از آن در ادامه می‌آید:

۱- مسؤول حوزه علمیه

سلام قرآنی را از چه منبع و از کدامین انسان باید دریافت نموده و ابلاغ کرد؛ این سلام با چه موسیقی و با کدام حرکت دست و پا باید همراه شود تا در تراز مراتب حیاة طیبه مشهود گردد، اگر در حضور محرمان باشیم به کدام آیین مطیع و در میان نامحرمان چند آدابی واجب است. دانش آموزان در انتظار مربی متخصصی هستند که بدانند تفاوت سلام مومن و منافق در کجا ظاهر و حاضر می‌گردد.

آیا سلام قرآن پسند در کلاس ریاضی و فیزیک همان سلام در میان دانش‌آموزان قرآن و دینی باید باشد یا اینکه یک آموزشگاه می‌تواند ترکیبی از سلام برآمده از زیرنظام نام خالق هستی داشته و سلامی از زیر نظام مخلوق از عجز و نقص خود بتراشد، و در یک دوره آموزش بعد از فارغ التحصیلی از سلام اولی احساس خجلت و سنتی نموده و در سلام فرو افتاده از زیر نظام بشری که در قالب آزمون و خطا عرضه می گردد تمام لذت و سعادت انسان معرفی گردد و غیر آن نامدرن و نامربوط با سبک زندگی نخبگان باشد.

دانش آموزان با سوالات مقدر خود متون دروس را اجبار وجدان نموده و تقلب را با سلام در زندگی فردی و جمعی خویش هم سنخ و هم سیاق می یابند، و اسم آن را زرنگی و زیرکی و سعادت زندگی معرفی می کنند، و برای دست یابی به رتبه اول شهروندی باید سلام نازل شده از زیر نظام درسی خالق حکیم را کنهه و تاریخ گذشته معرفی کند و در نهایت محاورات اجتماعی و ملی خود را بر حسب منافع مادی طبقه بندی نموده و دشمنان را به خود امیدوار کند.

تعداد روحانیون اعزامی آن مرکز علمی در ۴ سطح پیش دبستانی و ابتدایی و متوسطه اول و متوسطه دوم با دو جنسیت در ۷ روز هفته مورد نیاز جدی دانش آموزان سلیم الفطره می باشد. والسلام علی السلیم

الف- نیاز به تهیه و تنظیم متونی که مورد تأیید کارشناسان در امور زیر باشد.

۱- برنامه صبحگاهی و ظهرگاهی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- ادبیات دروس تجربی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۳- ادبیات دروس علوم انسانی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۴- مراسم ملی و مذهبی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۶- ادبیات محاوره با دیگران(با رویکرد ۶ ساحتی)

۷- موضوعات انشاء و سبک گزارشگری(با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- مسئول صدا وسیما 

برخی دانش‌آموزان مدرسه ما در کلاس درس و زنگ تفریح با مبادله خنده‌های آموزش یافته اظهار وجود خود را به نمایش گذاشته، و با خشونت‌های مدرن، آن را به عنوان یکی از امتیازات جهان ایده آل مصوب کرده‌اند، و برای اجرای مومنانه آن از ابزارهای حاضر در آموزشگاه اعم از تمسخر معلم و تحقیر هم وطن و تخریب دستاوردهای انقلاب اسلامی و معماری اسلامی، با مقایسه نامتقارن کارنامه دین و علم، جهان غرب را کعبه آمال خود و دیگران ترویج می نمایند، و با حضور چهره‌های قریب به اتفاق در برنامه‌های صدا و سیما به آن مهر و امضای مقبولیت و محبویت الصاق می‌کنند، و هم چنین در خدمت خدمات ظاهری جهان غرب بودن را یک فرصت و پیشرفت و هدف از خلقت برایشان منشور و مشهور می‌گردد.

برخی دانش‌آموزان با زبان نافذ بی‌زبانی می‌گویند برنامه‌های ماهواره قابل اعتماد است برنامه‌های متنوع و شاد دارد در ترویج پزشکی پیشرفته و در برنامه‌های آن  جوانان دارای سهم ویژه و اصلی هستند، و نتیجه می‌گیرند که سبک زندگی آنان حقیقت در اندیشه و واقعیت در نیازهای انسان می باشد. آموزشگاه ما بی صبرانه در انتظار پاسخ ۶ساحتی در سطح متون درسی آن سازمان خدمتگزار می باشد.

الف- نیاز به تهیه و تولید برنامه‌هایی که فضای مجازی را در اختیار مدارس قرار بدهد.

۱- روابط استاندارد والدین در معیار نظام اسلامی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- مهارت‌هایی که در روابط شهروندی صبوری و تحمل دیگران نشان رشد اجتماعی باشد. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۳-معرفی فلسفه مناسبت‌های اجتماعی متقاضی مردم ایران(با رویکرد ۶ ساحتی)

۴- ممکل سازی دروسی که در جامعه مبدل به مشاغل اثر گذار و رافع طبقات اجتماعی می گردد. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۳- مسؤول وزارت ارشاد

برخی از دانش‌آموزان مدرسه ما می‌خواهند بعد از فارغ‌التحصیلی هنرپیشه شوند و لکن برخی از فیلم‌های سینما و تئاترهای در سطح شهر به آنان آموزش مستقیم و غیر مستقیم می‌دهد که لازم نیست برای هنرمند شدن تحصیلات عالی داشته و یا در آموزشگاه دارای رتبه اخلاقی و علمی باشید به همین سبب از آن دستگاه متولی امر عظیم ترویج و تبلیغ فرهنگ درخواست می‌گردد برنامه‌هایی را در تراز متون درسی جهت اهمیت دادن به سبک زندگی توحیدی هنرمندان و فعالیت‌های هنری که خداوند حکیم را خالق هنر معرفی می نماید ما را هنرمندانه یاری نموده و دانش‌آموزان را از خیالات باطل به عطایای عینی خالق یکتا  بدون امتحان و ابتلا مقرب و مهذب کند.

الف- نیاز به برنامه‌های هنری ارشاد که متون درسی دانش‌آموزان قرار گیرد.

۱-پیش نویس فیلم‌های سینمایی و تئاتر با مشارکت معلمان و متناسب نیاز مدارس نگارش شود. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- صنایع دستی کشور متناسب هر استان دروس دانش‌آموزان تعریف و تصویب گردد. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۳- مراتب سبک زندگی یک هنرمند توسط هنرمندان کشور در متون درسی آورده شود. (با رویکرد ۶ ساحتی)

*** سهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: با ۳ فرض زیر می‌توانیم برای دیگر دستگاه‌های کشور کارنامه پیوستی تهیه کرد تا سهم آنان در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان جدول گذاری‌شود تا مربیان و متربیان موانع رشد و خاکستر نشین شدن استعدادهای خودشان را شناسایی کرده و از همان دوران تحصیل خویش به پیشگیری آن اقدام کنند به جای اینکه در آینده در صدد درمان آن عمر صرف کنند.

فرض اول:

 سیاق و سباق اجتماعی آموزش و پرورش ایجاب می‌نماید که مسئول مستقیم آموزش رسمی و عمومی شهروندان باشد؛ از رقص میز و صندلی و حالات دانش‌آموزان و عرق آنان به مدارس خودشان و هم چنین تعریف خانه دوم در السنه اهل دانش و بندهای قانون اساسی بر این هدایت می‌شویم که مدرسه جای آموزش مهارت‌ها و تربیت نفوس برای زندگی است.

فرض دوم:

آیا کم و کیف تعلیم و تربیت در مدارس بر روی تصمیم‌گیری مدیران بالمباشره و یا غیر مستقیم مشهود و محسوس است یا اینکه مدیران دستگاه‌های فعال در کشور بر روی آموزش و پرورش سلطه برنامه‌ریزی داشته و در برابر فرهنگ‌سازی نهاد آموزش و پرورش رویین تن می باشند؟

فرض سوم:

با توجه به مبانی سند تحول که بر پایه نظام معیار اسلامی نگارش شده بر می‌آید که آثار فردی بدون آثار اجتماعی قابل محاسبه و مطالبه نیست و هم چنین آثار جمعی در بسیاری موارد انتخاب و اختیار را از آحاد جامعه می‌رباید، و هم چنین در قتل انبیاء و اولیای الهی و ناکامی آنان، آیات وحی، جامعه را مستحق عذاب الهی مصوب کرده، و در عین حال بحث مهاجرت را برای استقلال فرد از جامعه مطرح می‌نماید.

کارنامه پیوست آموزشی
ردیف نام درس نوبت اول قدیم نوبت اول جدید نوبت دوم قدیم نوبت دوم جدید نوبت سوم قدیم نوبت سوم جدید حوزه های علمیه وزرات ارشاد صدا و سیما
۱ قرآن ۲۰ خیلی خوب ۱۵ خوب ۱۰ نیاز به تلاش نیاز به تلاش نیاز به تلاش نیاز به تلاش
۲ تفکر و پژوهش ۱۹ خیلی خوب ۱۴ خوب ۹ نیاز به تلاش نیاز به تلاش نیاز به تلاش

انتهای پیام/

 

۲۰۷۹- عزاداریهای ۶ ساحتی عاشورایی+ محبت حقیقی در عزاداری ۶بعدی

۲۴ شهریور

۱۳۹۷/۰۶/۲۰ :: ۱۶:۱۰

معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس مطرح کرد

تحلیل آیین عزاداری حسینی با توجه به ساحت‌های تربیتی/ ارزش نزد امام حسین(ع) «حفظ حقوق بشر» است

خبرگزاری فارس: تحلیل آیین عزاداری حسینی با توجه به ساحت‌های تربیتی/ ارزش نزد امام حسین(ع) «حفظ حقوق بشر» است

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به تحلیل آیین عزاداری حسینی در مکتب عاشورا با توجه به ساحت‌های تربیتی سند تحول آموزش و پرورش پرداخت.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش‌ و پرورش خبرگزاری فارس به تشریح «مبانی پنجگانه تربیت و ساحت‌های ششگانه تربیتی در عزاداری‌های مکتب عاشورا» پرداخت.

وی ادامه داد: در محافل عزاداری حسینی(ع)، جهان به گونه‌ای معرفی می‌شود که انسان دارای یک اختیار و انتخابی است که اگر این نعمت الهی را بدون الگو و استاد معصوم بخواهد بهره‌برداری کند، برگزیدگان الهی را به قتل رسانده و خانواده آنان را به اسارت می‌کشاند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با بیان اینکه در مکتب عاشورا، معرفی جهان هستی جهت امتحان و ابتلای بشر پایه‌ریزی و بستر سازی شده است، افزود: در هستی شناسی عاشورایی به خلقت شیطان حکیمانه اشاره می‌شود و هم چنین ارتباط نفس آدمی با وسوسه‌های شیاطین و آرایش دنیا در خیال انسان در این عالم هستی به سبب جهان آخرت است؛ چرا که هستی شناسی تک بعدی، بشر را از اهداف خلقتش محروم می‌کند و در نهایت جهان هستی دو بعدی در زندگی او به نقش کشیده نمی‌شود.

وی اضافه کرد: یکی از آسیب‌های مجالس عزاداری این است که برگزاری برنامه‌ها به‌گونه‌ای تصویر و ترسیم شود که جهان آخرت باید در خدمت جهان مادی و مدت‌دار قرار گرفته و حاجت‌های اشخاص بر آورده شود؛ حال نوع خواسته و استمرار آن به کجا باید بینجامد، مشخص نیست یا اینکه فقط برای نجات از مرحله‌ای است جهت رسیدن به لذات و رفاه دنیوی که این منشأ و مادر فاجعه تنها ماندن امام حسین(ع) در کربلا بوده است که برخی از لشگریان عبید الله ملعون یا برای رسیدن به آخرت بدون دنیا و یا برای رسیدن به دنیا بدون جهان آخرت حاضر شده بودند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورشگفت: با هستی شناختی تفکیکی به انسان شناسی می‌رسیم که آدمی با حیوانات انس گرفته و وجود فرشتگان الهی را منکر و خرافه می‌شمارد و از مقام مسجود ملائکه به دره مسحور شیاطین سقوط می‌کند زیرا از خرد کردن استخوان دشمن خود احساس غرور کرده و تمنای تشویق ویژه دارد، البته تولید چنین انسانی در سال ۶۱ هجری از جهل به شناخت هستی پدید آمده که در حال حاضر هم «تروریست‌های با الوان و البسه مختلف» در همان جاده شیطان قدم زده و علیه مسلمانان جنایات بر پا کرده و می‌کنند.

وی با بیان اینکه پیوند هستی شناختی تک بعدی در جوار انسان شناختی مادی، ارزشی را تولید می‌کند که منکر، جایگاه معروف را اشغال نموده و با چوب خط شیطان به سوی دام‌های ابلیس رانده می‌شود، ادامه داد:  یکی از رسالت‌های عزاداری در مکتب عاشورا، شفاف‌سازی کردن است زیرا عزداران باید در محافل نورانی عاشورا حجاب و عفاف و اطعام و اکرام فقرا را معروف دانسته و زندگی اشرافی و مکیدن خون ناتوانان جامعه را منکر و منحوس شهود کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اضافه کرد: در خیمه‌های عزاداران حسینی از یزید به عنوان نماد منکر و از عمر سعد به عنوان نماد نفس پرستی تبلیغ می شود چرا که ارزش نزد پسر ملعون معاویه علیه اللعنه همجنسگرایی و شرب خمر و سگ بازی و میمون نوازی است، و هم چنین ارزش نزد عمر سعد رسیدن به لذات و رفاه دنیا مانند ملک ری است و لو با قتل بهترین مخلوق هستی و بر گزیده الهی که امروز عامل قتل عام کودکان و زنان بی پناه در یمن و برمه و سایر کشورهای اسلامی از همین نفس پرستی بشر است.

وی افزود: اما ارزش نزد امام حسین(ع)، حفظ حقوق بشر است زیرا حاضر نشد هیچ‌کسی را در عاشورا فدای خود کند و حتی دشمن نادم خود را عفو کرد و هم چنین حقوق حیوانان را ارزش معرفی کرد؛ آنجا که به اسب دشمن مزاحم خود، به دستتان خویش آب می رساند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به معرفت شناختی در مکتب عاشورا پرداخت و گفت: معرفت در وجود انسان از مثلث (هستی شناختی، انسان شناختی، ارزش شناختی) پدید می‌آید چون شکل و محتوای جسم و جان آدمی به علم و فعل الهی وجود یافته است لذا معرفت حقیقی انسان به جهان و خودش متوقف بر اقتدا به الگو و اسوه معصوم است زیرا معرفت ابتدایی بر آمده از فطرت الله بشر، بدون توسل و تولی و شفاعت انسان معصوم شکوفا نمی‌شود، چرا که انسان کامل معرفتش از علم لدنی اعطاء و افاضه شده است و به همین سبب آزمون و خطاء در آن راه ندارد.

وی ادامه داد: در مجالس عاشورایی باید معرفت به علم و عمل معصومانه امام حسین(ع) اشاره شود و از تشبیه انسان کامل به یزید و مانند آن پرهیز شود و اگر این مهم در اجتماعات حسینی صورت پذیرد از برخی اشعاری که شأن امامت را به عشق مجازی نسبت می‌دهد و یا  از برخی سبک‌های موهن عزاداری مبرا می‌شویم.

حجت الاسلام والمسلمین درودی به شرایط دینداری اشاره کرد و گفت: اگر قرار است عزاداران از دین‌ شناختی خیالی و اعتباری به دین شناسی حقیقی و تکوینی چرخش داشته باشند، باید از مجالسی که جهت سالار شهیدان در محرم و صفر تشکیل می‌شود از هستی شناختی تفکیکی به شناخت ترکیبی دو بعدی دنیا و آخرت صعود کنند و همچنین از انسان شناختی که علم را عامل تفاخر بر دیگران یافته و یا علم را ابزار اسارت بشر قرار می‌دهد به مقام علم برای رسیدن به مقام مسجود ملائکه ارتقاء داده شود و هم چنین در جامعه از حاکمان ظلم و جور دوری گزینند، زیرا خداوند ظالم نیست و انسان ظالم خداوند را دشمن خود می‌داند.

وی درباره بحث ساحت زیستی و بدنی سند تحول درباره عزاداران حسینی اظهار کرد: عزاداری باید محیط زیست و هم چنین بدن خویش راتسبیح گوی خالق هستی بدانند به همین سبب از شیوه‌های عزاداری که محیط زیست و بدن عزادار را از تسبیح ساقط می‌گرداند، شدیداً پرهیز کنند؛ حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در شب عاشورا همان بدنی که فردا قطعه قطعه شد را با عطر مزین کرد و آب را برای دشمنان تحریم نکرد بلکه آنان را سیراب کرد.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش درباره جوانانی که محافل ملکوتی حسینی را برپا می‌کنند، گفت: یکی از مزیت های اصحاب حضرت سید الشهدا(ع)، مهارت‌دانی آنان بود پس عزادار مکتب عاشورا بیکار و بی عار نمی تواند باشد.

وی به ساحت هنری اشاره کرد و ادامه داد: ساحت هنری در نوع اشعار روح نواز، اثرگذار، جهت‌دار، آرایش پرچم‌ها و بیرق‌ها بی نظیر یا کم نظیر است و اگر حضور نداشته باشند، جاذبه ای برای شرکت مردم خصوصا جوانان نخواهد داشت؛ در ایام سوگواری حضرت سید الشهدا(ع)، هنر و زیبایی در محافل حسینی موج می‌زند چرا که عاطفه به کودکان و کهنسالان، بیماران و گرفتاران و اطعام فقیر و غنی و هم چنین مشارکت همگانی و هم چنین از درآمد حلال شخصی برای خدمت رسانی به عزاداران اقدام کردن، در جهانی که زندگی با حیوانات و  در قالب مجردی بازاری یافته، چنان تابلویی را به نقش می کشد که بشر خوش‌تر از آن در زندگی خویش ممکنش نیست زیرا این تحفه‌های گرانبها از کلاس درس  سوره هل اتی و روز جهانی مباهله و خاتم بخشی جانشین حقیقی خاتم المرسلین به ارمغان رسیده است.

 

۲۰۷۸-تحول در آموزش و پرورش به شرط قرآن‌سالاری+ محبت حقیقی در سالار نمودن قرآن

۱۴ شهریور
معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش:

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: تا وقتی که آموزش و پرورش، قرآن‌سالار نشود در بحث تحول هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.

کد خبر: ۳۰۷۴۹۹
تاریخ انتشار: ۱۴ شهريور ۱۳۹۷ – ۱۰:۵۷ – ۰۵September 2018

به گزارش گروه سایر رسانه‌های دفاع پرس، حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگویی به مظلومیت و مهجوریت قرآن در قالب ساحت‌های شش‌گانه سند تحول و مبانی پنجگانه تربیت آن، اشاره کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با توجه به خطبه ۱۵۸ نهج‌البلاغه که حضرت فرمودند: «ألا إنَّ فیهِ عِلمَ ما یَأتِی، و الحَدیثَ عنِ الماضِی، و دَواءَ دائکُم، و نَظمَ ما بینَکُم» بدانید که در قرآن، علوم مربوط به آینده و سخن از گذشته و داروی درد شما و آنچه مایه نظم و سامان میان شماست، وجود دارد، اظهار داشت: ساحت تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی حیات طیبه تحت هیچ عنوانی به دور از آیات وحی چهره عمل به خود نخواهد دید، چرا که رنج ددمنشی از خانه قلب و جعبه افکار آدمی بر می‌خیزد.

وی ادامه داد: اگر انتظار بر این است که با تحول آموزش و پرورش، دانش‌آموزان ماهر و متدین داشته باشیم، گریزی نیست که باید قرآن در متون درسی و تعلیم معلمان و تزکیه روحانیون، اولویت نخست را کسب کرده باشد؛ قرآن حکیم کتابی نیست که با تجربه بشری تکمیل و ترویج شود یعنی در یک کلاس قرآن تدریس شود و در کلاس دیگر از قوانین موجودات تسبیح‌گوی عالم تحت عناوین دروس پایه بدون توجه به آیات وحی آموزشی بدرخشد تا همه نیاز‌های مربی و متربی را پاسخگوی مستمر باشد.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اضافه کرد: در زندگینامه بوعلی سینا آمده است که ایشان در سن ۱۰ سالگی آنچنان با قرآن مأنوس شد که اساتیدش از دانسته‌هایش اظهار شگفتی می‌کردند همان بوعلی که در حال حاضر در آکادمی‌های جهان از او به عنوان یک مبتکر و مخترع بی نظیر یا کم نظیر یاد می‌کنند و می‌گویند او متعلق به جهان بشریت است نه یک کشور. یا از شیخ بهاء، آن شیخ‌العجائب (اعلی اللّه مقامه الشّریف) سؤال کردند «شما این همه مطالب را از کجا به دست آوردید؟» پاسخ داد «از قرآن!» آیا اقرار نخبگان و اظهار فرزانگانی این چنین نباید خواب را از چشمان دلسوزان و متولیان آموزش و پرورش نظام مقدس جمهوری اسلامی که با سرمایه وحی بر سرگردگان ظلم و ستم جهانی فائق آمده‌اند، برباید.

وی افزود: در کدامین پژوهش و تحقیقات آموزشی کشور برای یکبار حیات قرآنی مرحوم کربلایی کاظم ساروقی دستور کار واقع شده است؛ همان کربلایی کاظمی که مرحوم آیت الله سید محمد تقی خوانساری که از مراجع بزرگ روزگار که نماز باران او مشهور است، از وی آزمون مفصلی گرفت و در نهایت از او خواست تا سوره بقره را از آخر به اول به طور معکوس بخواند از آخرین آیه: «لا یکلف الله نفساً…» آ‌غاز و به طور معکوس شروع به تلاوت کرد که آیت الله خوانساری، پس از قرائت چند صفحه گفت: «راستی که عجیب است، من ۶۰ سال است که سوره مبارکه توحید را که چهار آیه است می‌خوانم، اما اگر اینک از من بخواهند تا آن را به عکس قرائت کنم بدون فکر و دقت و تامل، نخواهم توانست. اما این بنده خدا را بنگرید که چگونه و بدون درنگ و با سرعت و دقت و بدون غلط، سوره بقره را به عکس می‌خواند، راستی که کار او شگفت انگیز است».

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی تصریح کرد: آیا این شگفتی‌ها درمان آلام اقتصادی و سیاسی و اجتماعی امروز جامعه ما نمی‌تواند باشد تا اشک سوزان مردم غیور و غیرمند را از گونه‌های آنان بزداید. چرا هست و لکن ساحت و صدای پراکنده اندیشمندان در تاریخ اسلام و بشریت چاره نبوده و الان هم نیست.

وی با بیان اینکه اگر امید بر تحول نظام آموزشی کشور سر داده می‌شود و قرار است آفت شعارزدگی از آن ناامید باشد، راهکارش این است که وزیر آموزش و پرورش با میزان آیات وحی، عزل و نصبش قانونی شود تا زیرمجموعه وی هم قرآن مدار بر پشت میز‌های خدمت قرار گیرند، گفت: شاه عباس صفوی با ریاست دادن به شیخ بهائی در امور فرهنگی و آموزشی در واقع به آیات وحی حاکمیت داد، چرا که هنوز بشر به علومی که شیخ بهاء به گفته خودش از دل قرآن عظیم استخراج کرد عاجز بوده و بلکه برای نمونه کار‌های عجیب و غریب شیخ، چه تخریب‌های زیست محیطی و چه ظلم‌ها که بر زندگی طبیعی بشر روا نداشته است.

وی اضافه کرد: آیا تقسیم آب زاینده رود به محلات اصفهان که در منتهای عدالت و دقت علمی در باب حق آب هر ده و آبادی و محله که هنوز به همان ترتیب معمول است و اصل طومار آن در اصفهان موجود است و هم چنین طرح ریزی کاریز نجف آباد اصفهان که به نام قنات زرین کمر، یکی از بزرگترین کاریز‌های ایران است، و از مظهر قنات تا انتهای آبخور آن ۹ فرسنگ است و به ۱۱ جوی بسیار بزرگ تقسیم می‌شود را باید فراموش کرد و از دیگر ساحت‌های علمی و فناوری در زندگی قرانی شیخ بهایی، تعیین سمت وسوی قبله مسجد امام به مقیاس چهل درجه انحراف غربی از نقطه جنوب، و خاتمه دادن به یک سلسله اختلاف نظرات بود که صاحبان فتوا عهد صفوی راجع به تشخیص قبله عراقین در مدت یک قرن و نیم اختلاف داشتند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش افزود: در ساحت اقتصادی و حرفه‌ای می‌توان به گلخن آن گرمابه شیخ بهائی اشاره کرد که با شمعی گرم می‌شد و شمع تا مدت‌های مدید همچنان می‌سوخت و آب حمام بدان وسیله گرم می‌شد. شیخ بهاء در ساحت علمی و فناوری از برکت قرآن مجید به مقام علمی دست یافته بود که هنوز دانشگاه‌های فوق مدرن امروز با تمام ادعای المپیاد‌های جهانی اش از آن رنجور مانده است، مانند منارجنبان در اصفهان که با تکان دادن یکی از مناره‌ها، مناره دیگر و کل ساختمان نیز تکان می‌خورد، امّا مناره نمی‌افتد و ساختمان، تخریب نمی‌شود؛ ژاپنی‌ها در زمان طاغوت آمدند یکی از مناره‌ها را خراب کردند، آخر هم نفهمیدند چیست، امّا گفتند «اگر زلزله بالای هفت و هشت ریشتر هم بیاید، از بین نمی‌رود».

وی گفت: آیا آیات وحی نمی‌تواند به بلایای طبیعی مانند خشکسالی و زلزله، به کشور در پناه قرآن یاری برساند، و از این همه محرومیت و مصدومیت‌ها مانع شود؟ چرا می‌تواند و لکن لازم است قرآن فرقان در متون درسی و سبک آموزش متربیان مانند سبک آموزشی دوران شیخ بهایی احیاء و ابلاغ شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اضافه کرد: ساحت هنری و زیبا شناختی اگر بخواهد در آموزش و پرورش متحول شود چاره‌ای جز قرآنی شدن ندارد؛ تمام هنرمندان آشتی دهنده بشر با خالق یکتا از طهارت روح خود سخن می‌گویند مثلا استاد فرشچیان اعلام می‌کند که تابلوی زیبا و دلنشین حضرت رضا (ع) را با وضو و توسل به نقش کشیدم.

وی ادامه داد: داستان حج رفتن مرحوم موسوی گرمارودی و هدیه آوردن از حج ابراهیمی بسیار تذکر شنیدنی است که وی اظهار می‌دارد «استاد من آیت الله محمدی به من فرمود: هدیه من از حج شما این باشد که وضو می‌گیری و بالای سر حضرت رسول مهربانی محمد مصطفی (ص) ۲ رکعت نماز به جا می‌آوری و سپس قرآن را می‌گشایی اولین آیه صفحه دست را هدیه برای بنده می‌آوردید. مرحوم گرمارودی بیان می‌کند وقتی آیه ۳۰ سوره فرقان را برای استاد محمدی به عنوان هدیه تقدیم کردم، آنقدر گریه و شیون کرد که مرا خوف گرفت و بعد از ایشان پرسیدم علت این مقدار حزن و دگرگونی شما در چیست، پاسخ داد من فهمیدم که با این همه مباحث علمی در سالیان متمادی پیامبر خاتم (ص) از من راضی نیستند».

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اظهار کرد: قسم به خداوند نازل کننده قرآن بر قلب مطهر پیامبر اعظم (ص)، حضرتش از سبک برنامه‌ریزی قرآنی در کشور ما و کشور‌های اسلامی راضی نیستند و همین عدم رضایت ختمی مرتبت کافی است که با یک آینده پژوهی با این نقطه برسیم که تا آموزش و پرورش، قرآن سالار نشود در بحث تحول هیچ اتفاقی نخواهد افتاد چرا که همه موجودات هستی قرآن سرورند.

وی تصریح کرد: اگر قرار است قرآن از تک ساحتی بودن نجات یابد و از چهره چند ساحتی خودش برای مربیان و متربیان پرده گشایی نماید لازم موارد زیر در برنامه ریزی مسئولان کشور قرار گیرد:

۱- باید قرآن از درون قبرستان‌ها آزاد شود

۲- باید قرآن از زینتی بودن در مجالس جشن و سرور عروسی‌ها آزاد شود.

۳- باید قرآن از سنت پیش مرگ اقتصادی بودن جدا شود.

۴- باید سود آوری بازار صحافان از قرآن جهت دهی شود.

۵- باید قرآن در مسابقات کشوری و بین اللملی از ساحت صوت و حنجره فراتر برده شود.

۶- باید کلاس‌های تفسیر قرآن از تابلو‌های خاک کننده رقیب بری شود.

۷- باید قرآن از نمایشگاه‌های هنری آب و رنگ و خط و قلم به ساحت زیباشناختی قرآنی صعود کند.

۸- باید ادبیات در میان برخی مسلمانان که قرآن کتاب تنهایی بیوه زنان و مردان کهنسال است، اصلاح شود.

۹- باید قرآن از سنت خوش استقبالی در آغاز مجالس و محافل و نشست‌ها رسمی و بد بدرقه شدن مبری شود.

۱۰- باید قرآن در برگزاری مراسم مذهبی میزان و شاخص موفقیت‌ها آن پایه‌ریزی شود.

۱۱- باید قرآن در تمامی پژوهش‌ها و تحقیقات زیربنا تعریف و برنامه‌ریزی شود.

۱۲- باید قرآن یکی از شاخص‌های دولت برای خدمات‌رسانی ویژه دیده شود.

۱۳- باید قرآن در فضای داخلی و خارجی مراکز دولتی و خصوصی در قالب‌های هنری با توجه به آیات مرتبط زیبا سازی شود.

۱۴- باید بخش قرآنی صدا و سیما فعالیت‌های ابتکاری و نیاز‌های دستگاه‌ها و نهاد و سایر مجموعه‌های در کشور را برای ارتباط با آیات قرآن در دستور کار پژوهی و اجرایی خود قرار بدهد.

منبع: فارس

 

۲۰۷۶- انقلاب اسلامی به دلیل مباهله می تواند ۴۰ ساله شود.؟ سند محبت حقیقی در روز مباهله با حضور انسان کامل

۱۴ شهریور

روز مباهله چه روزی است ، روز مباهله چیست و به چه معناست ، داستان روز مباهله ، تاریخ روز مباهله ، خلاصه داستان مباهله ، اعمال روز مباهله ، معنی مباهله ، مباهله در قران مباهله در اصل از «بَهل» به‌معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است، اما مباهله به‌معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است. کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند. تاریخ روز مباهله در سال ۱۳۹۷ روز (چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷ شمسی) برابر با بیست و چهارم ذی الحجّه هجری قمری، روزمباهله پیامبر (ص) با مسیحیان نجران است که در نزد مسلمانان، اهمیت خاصّی دارد؛ چرا که گواه حقانیت و درستی دعوت پیامبر و عظمت شأن اهل بیت مکرّم اوست. شرح مختصر واقعه مباهله مباهله پیامبر (ص) با مسیحیان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر (ص) طی نامه ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر (ص) آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی پیامبر (ص) را مشاهده کردند، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر (ص) اجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند. موقعیت جغرافیایی بخش با صفای نجران با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام این نقطه، تنها نقطه مسیحی نشین حجاز بود که مردم آن به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین مسیح (ع) گرویده بودند. دعوت به اسلام پیامبر اکرم، حضرت محمد مصطفی (ص) برای گزاردن رسالت خویش و ابلاغ پیام الهی، به بسیاری از ممالک و کشورها نامه نوشت یا نماینده فرستاد تا ندای حق پرستی و یکتاپرستی را به گوش جهانیان برساند. هم چنین نامه ای به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشت و طی آن نامه ساکنان نجران را به آیین اسلام دعوت فرمود. نامه حضرت محمد (ص) به اسقف نجران مشروح نامه پیامبر (ص)به اسقف نجران چنین بود: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب (ع). [این نامه ایست] از محمد ((صلی الله علیه و آله وسلم))، پیامبر خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب (ع) را ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می خوانم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند] و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود». عکس العمل نجرانی ها نمایندگان پیامبر صلی الله علیه و آله و که حامل نامه دعوت به اسلام از جانب پیامبر (ص)بودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نیز شورایی تشکیل داد و با آنان به مشورت پرداخت. یکی از آنان که به عقل و درایت مشهور بود گفت: «ما بارها از پیشوایان خودشنیده ایم که روزی منصب نبوت از نسل اسحاق (ع) به فرزندان اسماعیل (ع) انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست که محمد صلی الله علیه و آله وسلم ـ که از اولاد اسماعیل (ع) است ـ همان پیامبر موعود باشد» بنابراین شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیئت نمایندگان نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمد (ص)تماس گرفته، دلایل نبوت او را بررسی کنند. گفتگوی پیامبر (ص) با هیئت نجرانی پیامبر اکرم (ص) در مذاکره ای که با هیئت نجرانی در مدینه به انجام رسانید آنان را به پرستش خدای واحد دعوت کرد. امّا آنان بر ادعای خود اصرار داشتند و دلیل الوهیت مسیح را، تولد عیسی(ع) بدون واسطه پدر می دانستند. در این هنگام فرشته وحی نازل شد و این سخن خدا را بر قلب پیامبر (ص) جاری ساخت: «به درستی که مَثَل عیسی نزد خداوند مانند آدم است که خدا او را از خاک آفرید». در این آیه، خداوند، با بیان شباهت تولد حضرت عیسی (ع) و حضرت آدم (ع)، یادآوری می کند که آدم(ع) را با قدرت بی پایان خود، بدون این که دارای پدر و مادری باشد، از خاک آفرید و اگر نداشتن پدر گواه این باشد که مسیح(ع) فرزند خداست، پس حضرت آدم(ع) برای این منصب شایسته تر است؛ زیرا او نه پدر داشت و نه مادر. اما با وجود گفتن این دلیل، آنان قانع نشدند و خداوند به پیامبر خود، دستور مباهله داد تا حقیقت آشکار و دروغ گو رسوا شود. مباهله، آخرین حربه خداوند پیش از نازل کردن آیه مباهله، در آیاتی چند به چگونگی تولد عیسی (ع) می پردازد و مسیحیان را با منطق عقل و استدلال روبرو می کند و از آنان می خواهد که عاقلانه به موضوع بنگرند. بنابراین پیامبر (ص)، در ابتدا سعی کرد با دلایل روشن و قاطع آنان را آگاه کند، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستیز آنان مواجه گشت، به امر الهی به مباهله پرداخت. خداوند در آیه ۶۱ سوره آل عمران می فرماید: «هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم». دیدگاه بزرگان نجران درباره مباهله در روایات اسلامی آمده است که چون موضوع مباهله مطرح شد، نمایندگان مسیحی نجران از پیامبر(ص) مهلت خواستند تا در این کار بیندیشند و با بزرگان خود به شور بپردازند. نتیجه مشاوره آنان که از ملاحظه ای روان شناسانه سرچشمه می گرفت این بود که به افراد خود دستور دادند اگر مشاهده کردید محمد (ص) با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنید و نترسید؛ زیرا در آن صورت حقیقتی در کار او نیست که متوسل به جاروجنجال شده است و اگر با نفرات بسیار محدودی از نزدیکان و فرزندان خردسالش به میعادگاه آمد، بدانید که او پیامبر خداست و از مباهله با او بپرهیزید که خطرناک است. در میعادگاه چه گذشت؟ طبق توافق قبلی، پیامبر(ص)و نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمایندگان نجران دیدند که پیامبر (ص) فرزندش حسین (ع)را در آغوش دارد، دست حسن (ع) را در دست گرفته و علی و زهرا علیهما السلام همراه اویند و به آنها سفارش می کند هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید. مسیحیان، هنگامی که این صحنه را مشاهد کردند، سخت به وحشت افتادند و از این که پیامبر (ص)، عزیزترین و نزدیک ترین کسانِ خود را به میدان مباهله آورده بود، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد؛ زیرا در غیر این صورت، عزیزان خود را در معرض خطر آسمانی و الهی قرار نمی داد. بنابراین از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر به مصالحه شدند. سخنان ابوحارثه درباره مصالحه هنگامی که هیئت نجرانی پیامبر(ص)را در اجرای مباهله مصمّم دیدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگ ترین و داناترین آنان و اسقف اعظم نجران بود گفت: «اگر محمد (ص) بر حق نمی بود چنین بر مباهله جرئت نمی کرد. اگر با ما مباهله کند، پیش از آن که سال بر ما بگذرد یک نصرانی بر روی زمین باقی نخواهد ماند». و به روایت دیگر گفت: «من چهره هایی را می بینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوه ها را از جای خود بکند، هر آینه خواهد کَند. پس مباهله نکنید که در آن صورت هلاک می شوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند». سرانجام مباهله ابوحارثه، بزرگ گروه، به خدمت حضرت آمد و گفت: «ای ابوالقاسم (ص)، از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه کن بر چیزی که قدرت بر ادای آن داشته باشیم». پس حضرت با ایشان مصالحه نمود که هرسال دوهزار حُلّه بدهند که قیمت هر حلّه چهل درهم باشد و بر آنان که اگر جنگی روی دهد، سی زره و سی نیزه و سی اسب به عاریه بدهند. مباهله پیامبر (ص) با نصرانیان نجران از دو جنبه نشان درستی و صداقت اوست. اوّلاً، محض پیشنهاد مباهله از جانب پیامبر اکرم (ص)خود گواه این مدعاست؛ زیرا تا کسی به صداقت و حقانیّت خود ایمان راسخ نداشته باشد پا در این ره نمی نهد. نتیجه مباهله، بسیار سخت و هولناک است و چه بسا به از بین رفتن و نابودی دروغ گو بینجامد. از طرف دیگر، پیامبر (ص)کسانی را با خود به میدان مباهله آورد که عزیزترین افراد و جگرگوشه های او بودند. این خود، نشان عمق ایمان و اعتقاد پیامبر (ص)به درستی دعوتش می باشد که با جرأت تمام، نه تنها خود، بلکه خانواده اش را در معرض خطر قرار می دهد. مباهله، سند عظمت اهل بیت (ع) مفسران و محدثان شیعه و اهل تسنّن تصریح کرده اند که آیه مباهله در حق اهل بیت پیامبر (ع)نازل شده است و پیامبر (ص)تنها کسانی را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و دامادش علی (ع) بودند. بنابراین منظور از «اَبْنائَنا» در آیه منحصرا حسن و حسین (ع)هستند، همان طور که منظور از «نِساءَنا» فاطمه (س) و منظور از «اَنْفُسَنا» تنها علی (ع) بوده است. این آیه هم چنین به این نکته لطیف اشاره داردکه علی(ع)در منزلت جان و نفس پیامبر است. نزول آیه تطهیر در روز مباهله روزی که پیامبر خدا (ص) قصد مباهله کرد، قبل از آن عبا بر دوش مبارک انداخت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین (ع)را در زیر عبای مبارک جمع کرد و گفت: «پروردگارا، هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوص ترینِ خلق به او بوده اند. خداوندا، اینها اهل بیت منند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاکِ پاک کن.» در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد: «همانا خداوند اراده فرمود از شما اهل بیت پلیدی را برطرف فرماید و شما را پاکِ پاک کند. اعمال روز مباهله روز بیست و چهارم ذی الحجّه، روزمباهله پیامبر (ص) با مسیحیان نجران است که در نزد مسلمانان، اهمیت خاصّی دارد؛ چرا که گواه حقانیت و درستی دعوت پیامبر و عظمت شأن اهل بیت مکرّم اوست. همچنین در این روز حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام در حال رکوع انگشتر خود را به سائل داد، و آیه «انّما ولیکم اللّه» در شأن آن حضرت نازل گشت. در کتاب شریف مفاتیح الجنان، اعمال مخصوصی بدین شرح برای این روز ذکر شده است: اول: غسل، که نشان پالایش ظاهر از هر آلودگی و آمادگی برای آرایش جان و صفای باطن است؛ دوم: روزه، که سبب شادابی درون است؛ سوّم: خواندن دو رکعت نماز، که در وقت و کیفیت و ثواب مانند نماز روز عید غدیر است، و اینکه «آیه الکرسی» در نماز مباهله باید تا«هم فیها خالدون» خوانده شود. هم چنین در این روز خواندن زیارت امیرالمؤمنین(ع) به ویژه زیارت جامعه روایت شده است. احسان به فقرا و محرومان به تأسّی از مولی الموحدین علی (ع) که در رکوع نمازش به نیازمند احسان فرمود، سفارش شده است. چهارم: خواندن دعای مباهله می باشد، که شبیه به دعای سحر ماه رمضان است، و شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس نقل کرده اند، ولی بین روایات آن دو بزرگوار اختلاف زیادی است، و من روایت شیخ طوسی را در کتاب «مصباح» برگزیده ام که فرموده است: دعای روز مباهله همراه با فضیلت آن، از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده، و آن دعا این است: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ بَهَائِکَ بِأَبْهَاهُ وَ کُلُّ بَهَائِکَ بَهِیٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِبَهَائِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ جَلالِکَ بِأَجَلِّهِ وَ کُلُّ جَلالِکَ جَلِیلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِجَلالِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ جَمَالِکَ بِأَجْمَلِهِ وَ کُلُّ جَمَالِکَ جَمِیلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِجَمَالِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عَظَمَتِکَ بِأَعْظَمِهَا وَ کُلُّ عَظَمَتِکَ عَظِیمَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعَظَمَتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ نُورِکَ بِأَنْوَرِهِ وَ کُلُّ نُورِکَ نَیِّرٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِنُورِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ رَحْمَتِکَ بِأَوْسَعِهَا وَ کُلُّ رَحْمَتِکَ وَاسِعَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِرَحْمَتِکَ کُلِّهَا. خدایا از تو درخواست می کنم از زیبایی ات به حق برترین مرتبه زیبایی ات، و همه مراتب آن زیباست، خدایا از تو درخواست میکنم به همه مراتب زیباییات. خدایا از تو درخواست می کنم از بزرگی ات به حق برترین مرتبه بزرگی ات، و همه مراتب بزرگی ات بزرگ است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه مراتب عظمتت. خدایا از تو درخواست میکنم از جمالت، به حق برترین مرتبه جمالت، و همه مراتب جمال تو جمیل است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه مراتب جمالت. خدایا تو را میخوانم چنان که فرمان دادی، پس اجابتم کن چنان ه وعده فرمودی، خدایا از تو درخواست می کنم از شکوهت، به حق برترین مرتبه شکوهت، و همه مراتب شکوهت شکوه مند است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه مراتب شکوهت. خدایا از تو درخواست میکنم از نورت، به حق برترین مرتبه نورت، و همه نورت نورانی است، خدای از تو درخواست میکنم به همه نورت، خدای از تو درخواست میکنم از رحمتت، به حق وسیع ترین مرتبه رحمتت و همه رحمتت وسیع است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه رحمتت. اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ کَمَالِکَ بِأَکْمَلِهِ وَ کُلُّ کَمَالِکَ کَامِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکَمَالِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ کَلِمَاتِکَ بِأَتَمِّهَا وَ کُلُّ کَلِمَاتِکَ تَامَّهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکَلِمَاتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ أَسْمَائِکَ بِأَکْبَرِهَا وَ کُلُّ أَسْمَائِکَ کَبِیرَهٌ ، خدایا تو را می خوانم چنان که فرمانم دادی، پس اجابتم کن چنان که وعده فرمودی. خدایا از تو درخواست میکنم از کمالت به حق برترین مرتبه کمالت، و همه کمالت کامل است، خدایا از تو درخواست می کنم به همه کمالت، خدایا از تو درخواست می کنم از کلماتت به حق تمام ترین کلماتت، و همه کلماتت تمام است، خدایا از تو درخواست می کنم به همه کلماتت، خدایا از تو درخواست می کنم از نامهایت به حق بزرگترین آنها، و همه نامهایت بزرگ است، اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِأَسْمَائِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عِزَّتِکَ بِأَعَزِّهَا وَ کُلُّ عِزَّتِکَ عَزِیزَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعِزَّتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مَشِیَّتِکَ بِأَمْضَاهَا وَ کُلُّ مَشِیَّتِکَ مَاضِیَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَشِیَّتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِقُدْرَتِکَ الَّتِی اسْتَطَلْتَ بِهَا عَلَی کُلِّ شَیْ ءٍ وَ کُلُّ قُدْرَتِکَ مُسْتَطِیلَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِقُدْرَتِکَ کُلِّهَا، خدایا از تو درخواست میکنم به حق همه نامهایت. خدایا تو را میخوانم، چنان که فرمانم دادی، پس اجابتم کن، چنان که وعده فرمودی، خدایا از تو درخواست میکنم از عزّتت، به حق برترین مرتبه عزّتت، و همه عزّتت عزیز است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه عزّتت، خدایا از تو درخواست میکنم از مشیّتت به حق گذراترین مشیّتت و همه مشیّتت گذراست، خدایا از تو درخواست می کنم به همه مشیّتت. خدایا از تو درخواست میکنم به قدرتت که با آن بر همه چیز برتری گرفتی، و همه قدرت تو برتریگیر است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه قدرتت. اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عِلْمِکَ بِأَنْفَذِهِ وَ کُلُّ عِلْمِکَ نَافِذٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعِلْمِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ قَوْلِکَ بِأَرْضَاهُ وَ کُلُّ قَوْلِکَ رَضِیٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِقَوْلِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مَسَائِلِکَ بِأَحَبِّهَا وَ کُلُّهَا إِلَیْکَ حَبِیبٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَسَائِلِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ شَرَفِکَ بِأَشْرَفِهِ وَ کُلُّ شَرَفِکَ شَرِیفٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِشَرَفِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ سُلْطَانِکَ بِأَدْوَمِهِ وَ کُلُّ سُلْطَانِکَ دَائِمٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِسُلْطَانِکَ کُلِّهِ . خدایا تو را می خوانم، چنان که فرمانم دادی، پس اجابتم کن، چنان که وعده فرمودی، خدایا از تو درخواست می کنم از علمت به حق نافذترین آن و همه علم تو نافذ است، خدایا از تو درخواست می کنم به همه علمت. خدایا از تو درخواست می کنم از گفتارت به حق پسندیده ترین آن. و همه گفتارت پسندیده است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه گفتارت. خدایا از تو درخواست میکنم از خواسته هایت به حق محبوب ترین آنها، و همه آنها نزد تو محبوب است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه خواسته هایت. خدایا تو را میخوانم چنان که فرمانم دادی، پس اجابتم کن چنان که وعده فرمودی، خدایا از تو درخواست میکنم از شرفت به حق برترین مرتبه شرفت، و همه شرفت شریف است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه شرفت. خدایا از تو درخواست میکنم از سلطنتت، به حق پایدارترین آن. و همه سلطنتت پایدار است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه سلطنتت. اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مُلْکِکَ بِأَفْخَرِهِ وَ کُلُّ مُلْکِکَ فَاخِرٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمُلْکِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عَلائِکَ بِأَعْلاهُ وَ کُلُّ عَلائِکَ عَالٍ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعَلائِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ آیَاتِکَ بِأَعْجَبِهَا وَ کُلُّ آیَاتِکَ عَجِیبَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِآیَاتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مَنِّکَ بِأَقْدَمِهِ وَ کُلُّ مَنِّکَ قَدِیمٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَنِّکَ کُلِّهِ، خدایا از تو درخواست میکنم از فرمانروایی ات به حق گرانمایه ترین آن، و همه فرمانروایی ات گرانمایه است، خدایا از تو درخواست می کنم به همه فرمانروایی ات. خدایا تو را می خوانم چنان که فرمانم دادی. پس اجابتم کن چنان که وعده فرمودی. خدایا از تو درخواست می کنم از والایی ات به حق والاترین آن، و همه والایی ات والاست، خدایا از تو درخواست می کنم به همه والایی ات. خدایا از تو درخواست می کنم از آیاتت به حق شگفت ترین آیاتت، و همه آیاتت شگفت است، خدایا از تو درخواست می کنم به همه آیاتت. خدایا از تو درخواست میکنم از نعمتت به حق دیرینه ترین آن و همه نعمتت دیرین است، خدایا از تو درخواست می کنم به همه نعمتت. اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ وَ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَا [مِمَّا] أَنْتَ فِیهِ مِنَ الشَّأْنِ وَ الْجَبَرُوتِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکُلِّ شَأْنٍ وَ کُلِّ جَبَرُوتٍ اللَّهُمَّ وَ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَا تُجِیبُنِی بِهِ حِینَ أَسْأَلُکَ یَا اللَّهُ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْأَلُکَ بِبَهَاءِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْأَلُکَ بِجَلالِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْأَلُکَ بِلا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ رِزْقِکَ بِأَعَمِّهِ وَ کُلُّ رِزْقِکَ عَامٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِرِزْقِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عَطَائِکَ بِأَهْنَئِهِ وَ کُلُّ عَطَائِکَ هَنِی ءٌ ، خدایا تو را میخوانم چنان که فرمانم دادی، پس اجابتم کن، چنان که وعده فرمودی. خدایا از تو درخواست میکنم، به حق آنچه که در آن قرار دادی از مقام و جبروت، خدایا از تو درخواست میکنم به تمام مقام و تمام جبروتت. خدایا از تو درخواست میکنم به آنچه با آن اجابتم مینمایی، زمانیکه از تو میخواهم، ای خدا، ای که معبودی جز تو نیست، از تو میخواهم به زیبایی اینکه معبودی جز تو نیست. ای که معبودی جز تو نیست، از تو میخواهم به بزرگی اینکه معبودی جز تو نیست. ای که معبودی جز تو نیست، از تو میخواهم به حق اینکه معبودی جز تو نیست. خدایا تو را میخوانم چنان که فرمانم دادی، پس اجابتم کن چنان که وعده فرمودی. خدایا از درخواست میکنم از روزی ات به همه گانه ترین آن، و همه روزی ات همگانی است. خدایا از تو درخواست می کنم به همه روزی ات، خدایا از تو درخواست میکنم از عطایت، به حق گواراترین آن، و همه عطایت گواراست. اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعَطَائِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ خَیْرِکَ بِأَعْجَلِهِ وَ کُلُّ خَیْرِکَ عَاجِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِخَیْرِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ فَضْلِکَ بِأَفْضَلِهِ وَ کُلُّ فَضْلِکَ فَاضِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِفَضْلِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْنِی عَلَی الْإِیمَانِ بِکَ وَ التَّصْدِیقِ بِرَسُولِکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ وَ الْوِلایَهِ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ الْبَرَاءَهِ مِنْ عَدُوِّهِ وَ الایتِمَامِ بِالْأَئِمَّهِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ فَإِنِّی قَدْ رَضِیتُ بِذَلِکَ یَا رَبِّ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ فِی الْأَوَّلِینَ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ فِی الْآخِرِینَ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ فِی الْمَلَإِ الْأَعْلَی وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ فِی الْمُرْسَلِینَ اللَّهُمَّ أَعْطِ مُحَمَّداً الْوَسِیلَهَ وَ الشَّرَفَ وَ الْفَضِیلَهَ وَ الدَّرَجَهَ الْکَبِیرَهَ. خدایا از تو درخواست میکنم به همه عطایت، خدای از تو درخواست میکنم از خیرت به فوریترین آن، و همه خیرت فوری است. خدایا از تو درخواست میکنم به همه خیرت. خدایا از تو درخواست میکنم از فضلت، به حق فزون ترین آن، و همه فضلت فزون است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه فضلت. خدایا تو را میخوانم چنان که فرمانم دادی، پس اجابتم کن چنان که وعده فرمودی. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا برانگیز بر ایمان به خود و تصدیق به رسولت (درود خدا بر او و خاندانش باد) ، و ولایت علی بن ابیطالب (ع) و بیزاری از دشمنش، و اقتدا به امامان از خاندان محمّد (درود خدا بر آنان باد) ، که من به این واقعیت راضی شده ام. خدایا درود فرست بر محمّد بنده و رسولت در میان پیشینیان، و درود فرست بر محمّد در میان آیندگان، و درود فرست بر محمّد، در میان آسمانیان، و درود فرست بر محمّد در میان فرستادگان. خدایا به محمّد عطا کن، وسیله و شرف و فضیلت و درجه بزرگ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قَنِّعْنِی بِمَا رَزَقْتَنِی وَ بَارِکْ لِی فِیمَا آتَیْتَنِی وَ احْفَظْنِی فِی غَیْبَتِی وَ کُلِّ غَائِبٍ هُوَ لِی اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْنِی عَلَی الْإِیمَانِ بِکَ وَ التَّصْدِیقِ بِرَسُولِکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَسْأَلُکَ خَیْرَ الْخَیْرِ رِضْوَانَکَ وَ الْجَنَّهَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ الشَّرِّ سَخَطِکَ وَ النَّارِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ احْفَظْنِی مِنْ کُلِّ مُصِیبَهٍ وَ مِنْ کُلِّ بَلِیَّهٍ وَ مِنْ کُلِّ عُقُوبَهٍ وَ مِنْ کُلِّ فِتْنَهٍ وَ مِنْ کُلِّ بَلاءٍ وَ مِنْ کُلِّ شَرٍّ وَ مِنْ کُلِّ مَکْرُوهٍ وَ مِنْ کُلِّ مُصِیبَهٍ وَ مِنْ کُلِّ آفَهٍ نَزَلَتْ أَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَهِ وَ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ فِی هَذَا الشَّهْرِ وَ فِی هَذِهِ السَّنَهِ. خدایا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد، و به آنچه روزی ام نمودی خشنود بدار، و در آنچه به من عنایت کردی برکت ده، و در غیبتم و در غیاب هر غایبی که او از من است نگهدارم باش. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا بر پایه ایمان به خود و باور داشتن به پیامبرت برانگیز، خدای بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و از تو میخواهم خوب ترین خوبها را که خشنودی ات و بهشت است، و به تو پناه می آورم از بدترین بدها که خشمت و آتش است. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا محافظت فرما از هر مصیبت و هر بلا، و از هر عقوبت، و هر فتنه، و هر آزمایش، و هر شر، و هر امر ناپسند، و هر پیش آمد، و هر آفت که از آسمان بر زمین فرود آید، یا فرود میآید، در این ساعت و در این شب، و در این روز، و در این ماه، و در این سال اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْسِمْ لِی مِنْ کُلِّ سُرُورٍ وَ مِنْ کُلِّ بَهْجَهٍ وَ مِنْ کُلِّ اسْتِقَامَهٍ وَ مِنْ کُلِّ فَرَجٍ وَ مِنْ کُلِّ عَافِیَهٍ وَ مِنْ کُلِّ سَلامَهٍ وَ مِنْ کُلِّ کَرَامَهٍ وَ مِنْ کُلِّ رِزْقٍ وَاسِعٍ حَلالٍ طَیِّبٍ وَ مِنْ کُلِّ نِعْمَهٍ وَ مِنْ کُلِّ سَعَهٍ نَزَلَتْ أَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَهِ وَ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ فِی هَذَا الشَّهْرِ وَ فِی هَذِهِ السَّنَهِ اللَّهُمَّ إِنْ کَانَتْ ذُنُوبِی قَدْ أَخْلَقَتْ وَجْهِی عِنْدَکَ وَ حَالَتْ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ وَ غَیَّرَتْ حَالِی عِنْدَکَ فَإِنِّی أَسْأَلُکَ بِنُورِ وَجْهِکَ الَّذِی لا یُطْفَأُ، خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و روزی من کن از هر شادی، و هر خوشحالی، و هر پایداری و هر گشایش و هر عافیت و هر سلامت و هر کرامت، و هر روزی وسیع حلال پاک و هر نعمت، و هر وسعتی که از آسمان بر زمین نازل شد یا میشود. در این ساعت، و در این شب، و در این روز، و در این ماه و در این سال. خدایا اگر گناهانم مرا در پیشگاهت بی اعتبار ساخته، و میان من و تو پرده شده، و حالم را نزد تو دگرگون نموده. من از تو درخواست میکنم، به حق نور جمالت که هرگز خاموش نشود، وَ بِوَجْهِ مُحَمَّدٍ حَبِیبِکَ الْمُصْطَفَی وَ بِوَجْهِ وَلِیِّکَ عَلِیٍّ الْمُرْتَضَی وَ بِحَقِّ أَوْلِیَائِکَ الَّذِینَ انْتَجَبْتَهُمْ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِی مَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِی وَ أَنْ تَعْصِمَنِی فِیمَا بَقِیَ مِنْ عُمُرِی وَ أَعُوذُ بِکَ اللَّهُمَّ أَنْ أَعُودَ فِی شَیْ ءٍ مِنْ مَعَاصِیکَ أَبَداً مَا أَبْقَیْتَنِی حَتَّی تَتَوَفَّانِی وَ أَنَا لَکَ مُطِیعٌ وَ أَنْتَ عَنِّی رَاضٍ وَ أَنْ تَخْتِمَ لِی عَمَلِی بِأَحْسَنِهِ وَ تَجْعَلَ لِی ثَوَابَهُ الْجَنَّهَ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ یَا أَهْلَ التَّقْوَی وَ یَا أَهْلَ الْمَغْفِرَهِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْنِی بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ و به آبروی محمّد محبوب برگزیده ات، و به آبروی ولیّت علی مرتضی، و به حق اولیایت که آنان را برگزیدی، اینکه بر محمّد و خاندان محمد درود فرستی، و آنچه از گناهانم گذشته بیامرزی، و در باقیمانده عمر حفظم کنی، و به تو پناه میآورم، خدایا، از اینک هرگز به چیزی از نافرمانی هایت بازگردم، تا زنده ام بداری و تا بمیرانی، و من فرمانبردار تو باشم، و تو از من خشنود باشی، و اینکه عملم را ختم کنی به نیکوترینش، و پاداش آن را برایم بهشت قرار دهی، و با من آن کنی که شایسته آنی، ای هل تقوی و ای اهل مغفرت، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و به رحمتت به من رحم کن، ای مهربان ترین مهربانان. پنجم: دعایی که شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس پس از دو رکعت نماز و هفتاد مرتبه استغفار، روایت کرده اند بخواند، اول آن دعا «الحمد للّه ربّ العالمین» است. در این روز دادن صدقه به تهیدستان به خاطر پیروی از مولای همه مردان و زنان با ایمان، و زیارت آن حضرت، شایسته است، و مناسب تر زیارت جامعه است. روز بیست و پنجم: روز بس شریفی است، و روزی است که سوره «هل اتی» در حق اهل بیت نازل شد برای اینکه سه روز روزه گرفتند و افطاری خود را به مسکین و یتیم و اسیر دادند و خود با آب افطار نمودند! و سزاوار است شیعیان اهل بیت در این ایام به ویژه در شب بیست و پنجم در دادن صدقه به مساکین و ایتام، و سعی در اطعام ایشان، و روزه داشتن این روز پیروی از مولایان خود کنند. از آنجا که بعضی از علما این روز را روز مباهله میدانند، مناسب است زیارت جامعه و دعای مباهله را نیز در این روز نیز بخوانند.

جزییات بیشتر : به چه روزی روز مباهله میگویند؟ +اعمال روز مباهله

 

۲۰۷۵-ضرورت حضور دانش‌آموزان در کلاس غدیرخم+ محبت حقیقی و تکمیل دین بشر

۰۸ شهریور
معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس مطرح کرد تحلیل واقعه غدیرخم بر اساس ساحت‌های تربیتی/ ضرورت حضور دانش‌آموزان در کلاس غدیرخم تحلیل واقعه غدیرخم بر اساس ساحت‌های تربیتی/ ضرورت حضور دانش‌آموزان در کلاس غدیرخم

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به تحلیل واقعه غدیر خم با توجه به ساحت‌های تربیتی سند تحول پرداخت.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش‌ و پرورش خبرگزاری فارس، واقعه غدیرخم را در قالب ساحت‌های ششگانه سند تحول و مبانی پنجگانه تربیت تشریح و تبیین کرد و گفت: مربیان و متربیان در مدرسه صالح در مسیر قرب الی الله، برای حرکت به سوی مقام عبودیت و کسب جایگاه خلیفة الهی تربیت می شوند.

وی ادامه داد: آنان باید دعوت خدا و پیامبر(ص) را به جهت درک مراتب حیات طیبه اجابت کنند. به طوری که نخست برای تجلی ارزش‌های الهی در وجود خودشان اقدام کرده و سپس برای محقق ساختن آنها در دیگران و شکل‌گیری و اعتلای جامعه صالح بکوشند که در معرفت شناختی و ارزش شناختی آمده در مبانی سند از همین فرمول استفاده شده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: آنان باید تربیت را از خود به غیر آغاز کنند و لذا مربیان و متربیان با قبول ولایت انسان کامل-پیشوایان و اولیای الهی که پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) مصداق اکمل و اتم آنان هستند، این مسیر دشوار را  با مربیان حقیقی معصوم و رهبران آدم شناس برخود هموار کنند. بنابراین تولای اولیای الهی (دوستی و پذیرش ولایت و سرپرستی آنان) و تأسی به ایشان در پیروی عملی این مسیر پر فراز و نشیب آن منتخبانی که تحت عنوان اسوه‌های حسنه الهی معرفی شده اند در همه ابعاد و شئون زندگی پرگردنه و با خطر را برای پویندگان کمال و طالبان قرب الهی حامی می سازد، و هم چنین وصول به مراتب حیات طیبه را در همه ابعاد فردی و اجتماعی برای مربیان و متربیان  در پی می آورد.

وی اضافه کرد: از سوی دیگر برای تحقق حیات طیبه، دانش‌آموزان نیاز مبرم دارند که با شناخت دشمنان خدا (طاغوت) و موانع راه خدا (الذین یصدون عن سبیل الله)، با آنها دشمنی ورزیده (تبرّا) و با مبارزه خالصانه با همه دشمنان راه خدا (جهاد فی سبیل الله) سعی و تلاش داشته تا موانع را به منابع مبدل کنند که دشمنان خدا در واقع دشمنان کمال انسان و سعادت حقیقی که امروز با ریختن خون زنان و کودکان در مدارس و منازل به زندگی ننگین و نفرت بار خود ادامه می‌دهند راه مبارزه را در پیش بگیرند و آن را عزت دار بیابند نه اینکه فریب زرق و برق دنیای آنان را بخورند و منفعل شوند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش‌ و پرورش گفت: یکی از بزرگترین پیام‌های غدیر خم عزت و استقلال در مقابل ظالمان است؛ تربیت دانش‌آموزان بدون اعتقاد به واقعه غدیر خم جهت حرکت آگاهانه و اختیاری به سوی قرب الی الله و تحقق مراتب حیات طیبه در ابعاد فراگیر و همه جانبه نگر آن یک خواب و خیال است.

وی ادامه داد: جهانِ هستی مجموعه‌ای است به هم پیوسته از واقعیت‌های بس گوناگون که شناخت آن بدون نصب امام معصوم بعد از رسول خاتم(ص) مستحیل است،  زیرا خودشناسی و محیط شناختی مملو از پندارها و ذهنیات باطل، را برای بشر به ارمغان خواهد آورد که در جهان امروز شاهد ویرانی‌ها و آثار مخرب و منفور آن هستیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: هر چیز و مخلوقی همان طور که هست، معرفی نمی‌شود به همین سبب هستی شناسی با همه خصوصیات واقعی‌اش و با همه ابعاد مختلف و پیوستگی‌ها و وابستگی‌هایش در مدارس آموزش داده نمی‌شود.

وی با بیان اینکه امروز مربیان و متربیان با فاجعه معرفی وجود انسان به بلای سرگردانی در مدرسه دست و پنجه نرم می‌کنند، اظهار کرد: تعریف حقیقی انسان با دو جنبه مادی و غیرمادی توأمان بوده که هم جسم و کالبد دارد و هم روح و روان که سلطان محسوب می‌شود اما انسان در برخی متون درسی از دو حقیقت بیگانه ترکیب شده که محصول دشمنی با واقعه غدیر و رهبران معصوم آن بوده است.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش‌ و پرورش ادامه داد: به رغم تفاوت‌های اساسی میان جان و جسم، ارتباط وثیقی میان آن دو برقرار است و به شکلی متقابل از هم تأثیر می پذیرند. در حقیقت بدن و روح مراتب یک وجود شخصی واحد و متصل به هم هستند و این دو وجه، و دو جنبه وجود انسان،  بر هم تأثیر و تأثر مداوم و متقابل دارند، البته این معرفت در اختیار مفسران و برگزیدگان حقیقی وحی است که دیگران از آن بهره‌ای ندارند.

وی با بیان اینکه جهان هستی به صورت حقیقی برای دانش آموزان در صورتی قابل شناسایی است که شناخت آن را از معصومین درک و دریافت کرده باشد، افزود: علمی که امروز در مدارس جهان در حال تدریس است، سبب شده است که  شناخت ابعاد و مراتب مختلف هستی و پدیده‌های آفاقی و انفسی در قرآن را از آنان محروم کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی توضیح داد: ادبیات آسمانی و ملکوتی علم را مبدل به فرهنگ ناسوتی کرده‌اند به دلیل آنکه ثمره و خروجی علم رایج در مراکز آموزشی، انکار زمینه انتخابگری و مسئولیت و کرامت آدمی بوده که این ادعا را می‌توانیم در سبک زندگی آنها با چرخشی که پدید آورده شاهد باشیم و آن عبارت است از مقام سجود فرشتگان در برابر او که همه هستی را در خدمت او در می آورند، به سجود ایشان در برابر شیطان و نفس اماره غداره که شیطان او را به خدمت خویش می کشاند و برابر آیات وحی او را به بردگی می برد.

وی اضافه کرد: ارزش‌ها (به لحاظ چیستی) از سنخ مفاهیم و گزاره هایی اعتباری هستند، به طوری که دانش‌آموزان به نوعی در مقام عمل به آنها ملتزم و پای بند باید باشند و بر اساس مفاد آنها در مدرسه اقدام و رفتار می‌کنند ، اما باید دانست که این اعتبارات، در مقام ارزشگذاری تنها در ارتباط با مراسم معرفی مدیرمعصوم در غدیر خم برای جامعه بشری حقیقی قابل اعتنا و طرح هستند و در غیر این صورت، از خود وجود مستقلی نداشته و ندارند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش‌ و پرورش توضیح داد: به بیان دیگر بایدها و نبایدهای ارزشی بیانگر رابطه ضروری خاصی برحسب علّیّت و سببیّت، بین عمل اختیاری دانش‌آموز و نتیجه مترتب بر آن وجود است؛ در واقع، پشتوانه اعتبار مفاهیم ارزشی و مقدم و مسلط بر آن، واقعیتی است که خود در زمره مفاهیم ارزشی نمی‌تواند باشد، اما ثبات و ارزش فعالیت‌های آموزشی به آن بستگی خواهد داشت.

وی ادامه داد: بنابراین اگر مفاهیم و گزاره‌های ارزشی، بدون پشتوانه واقعیات عینی و حقیقی، تعیین و ارائه شوند صرفاً اعتباراتی خواهند بود زیرا احساسات، عواطف، سلیقه‌ها، امیال و خواهش‌های افراد، مستندات ثبات و عینیت خارجی را ندارند و لذا به لحاظ منطقی نمی‌توان بر آنها احکام و آثاری مترتب نمود چراکه تحقق ارزش های حقیقی برای مربیان و متربیان در مقام عمل مستلزم واقعیت یافتن نوعی کمال وجودی (تکامل) در دانش آموزان  است که عبارت است از آثار و نتایج واقعی اعمال اختیاری متربیان در افکار و رفتارشان و هم چنین واکنش آنان نسبت به دیگران، همان طور که واقعیت یافتن ضد ارزش‌ها نیز در زندگی آنان سقوط و انحطاط از مقام شایسته انسان را برای آن‌ها و دیگران به بار می‌آورد.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: بنابراین در واقعه غدیر خم ارزشگذاری از منظر اسلامی و ارزش‌های مبتنی بر واقعیت‌های ثابت وجود آدمی که از ویژگی‌های اساسی و محوری آفرینش انسان بوده که از آن به فطرت و طبیعت نیز یاد می‌شود، برای آموزش مربیان و متربیان رقم خورده است لذا دانش‌آموزان با حضور در کلاس غدیرخم به کمال و سعادت حقیقی که تکامل واقعی آنان و اشتداد وجودی‌شان را در بردارد، صعود می کنند؛ و الا عمل اختیاری کمال آفرین با سلیقه‌های نسبی گرا یا خیالی و اعتباری محض همین می‌شود که علم بشر برای کودک کشی افتخار و قدرت می‌شود.

وی افزود: دین حق برای مربیان و متربیان زمانی از جعبه خیالات خارج می‌شود که مجموعه ای از اعتقادات و قوانین و ارزش‌های متناسب با زندگی دانش‌آموزان از سوی خدای حکیم برای راهنمایی آنان به سوی کمال شایسته ایشان توسط پیامبران الهی مانند واقعه غدیر خم فرو فرستاده شده باشد.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش‌ و پرورش ادامه داد: در شرایع ابراهیمی باور به خداوند یگانه، معاد و نبوت، هسته اعتقادی مشترک بوده؛همچنان که مرتبه‌ای از لزوم عبادت و اطاعت خداوند، رعایت تقوای الهی و پاسداشت اصول و ارزش‌های اخلاقی و انسانی نیز در همه آنها مورد تأکید بوده که پیروان این شرایع آسمانی برای رسیدن به سعادت حقیقی و کمال، لابد از درک و دریافت معارف اسلام ناب محمدی هستند.

وی اضافه کرد: صفات جهانی بودن و جاودانگی از آن دینی است که  توسط جبرئیل امین بر قلب مطهر پیامبر مهربانی‌ها نازل شده باشد. زیرا فطرت پاک آدمی و احکام عقل سلیم و آفرینش هستی و شکوفایی فطرت پاک آدمی را در خود ذخیره کرده است که اگر دانش‌آموزان به اصول اخلاقی دین اسلام و قوانین کلی زندگی آدمی در مورد حقایق اعتقادی اسلام ناب که اعتبار و صحت آن به وقت و مخاطب معینی محدود نیست آموزش داده شوند، دیگر نه فرار نسل‌ها و مغزها مربیان و متربیان را نظاره گر نخواهیم بود و نه فرار از وجدان‌ها یا همان فطرت با طهارت که در روابط شهروندی امروز چه آسیب‌های آزار دهنده‌ای را به مردم تحمیل می‌کند، به جهت آنکه علم حقیقی از دین حقیقی و سرشت پاک نهاد مربیان و متربیان در مدرسه صالح و جامعه صالح قابل تفکیک نبوده و نخواهد بود و تا به این پیوستگی و همبستگی دین تکمیل شده در غدیر خم آراسته نشویم، مشکلی حل نخواهد شد.

 

۲۰۷۴-سند تحول بنیادین آموزش و پرورش مرامنامه شهیدان وطن+ تعریف محبت حقیقی در سیره شهدا

۲۳ مرداد
 سند تحول بنیادین مرامنامه شهیدان وطن

تعلیم و تربیت از نگاه یک شهید

 

سند تحول بنیادین مرامنامه شهیدان وطن

نشست بررسی ساحت های ششگانه تربیت در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با الهام از وصیت نامه شهدا در نمازخانه ساختمان شهید رجایی وزارت آموزش و پرورش با حضور بانوان فرهنگی بر گزار گردید .

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه ستاد همکاری ها در این نشست ،حجت الاسلام حسین درودی به تشریح زندگی پرخیروبرکت شهید والام مقام حسین نوچه نوسار و پیامهای درس آموزوصیت نامه تربیت محوروی پرداخت.

*چهار مولفه در شکوفا شدن شخصیت شهیدان 

وی با بیان اینکه شهدا، پرورش یافتگان تعالیم دینی و ارزش های مبتنی بردین اسلام ناب محمدی هستند گفت ؛ وقتی به حقیقت زندگی این همیشه جاویدانهای همیشه تاریخ پی میبریم به این واقعیت می رسیم که چهار فاکتور مهم در رسیدن آنان به قرب الهی نقش بسزایی داشته است.

معاون امور استانهای دبیرخانه ستاد همکاری ها با بیان اینکه علاوه بر جنبه ها و توانمندیهای  فردی، چهار مولفه در شکوفا شدن شهیدان تاریخ ساز انقلاب اسلامی نقش ممتاز و حائز اهمیتی داشتهگفت ؛ منزل ، مسجد ،مدرسه و  محله محور شکل گیری شخصیت هر فردی است.

*هشدارفراملی  که جدی نکرفتیم 

حجت الاسلام درودی درادامه افزود؛اینکه مقام معظم رهبری در سالهای دور، هشدار جدی تهاجم فرهنگی را نه تنها برای کشور بلکه  بعنوان یک دغدغه فراملی برای مسلمانان مطرح کردند، برای این بود که در تهاجم فرهنگی، همه تلاش دشمن این بوده و هست که این چهار گزینه انسان ساز،یعنی  منزل ، مسجد ،مدرسه و  محله را از مسلمانان  بگیرند و آنوقت با این خلع سلاح فرهنگی ، اجتماعی و آموزشی، برنامه های شوم خود را برای جوانان و نوجوانان ما پیاده کنند که متاسفانه  در شرایط کنونی موفق عمل کرده اند.

وی افزود؛ شهیدانی چون نوچه نو سار اگر تاریخ ساز شدند  به خاطر تربیت یافتن در دامان پاک  مادران و پدران مسلمان ، معلمان متدین ،علمای ربانی و نفس کشیدن در محله هایی بوده که نوع دوستی و عاطفه ورزی در آن موج می زده  و البته با مستعد بودن شرایط عاطفی، عقلانی و با کسب معرفت و تقویت باور ایمانی ،مراتب حیات طیبه را طی کرده و به مقام والای شهادت نائل شده اند.

 *کلید واژه هایی که آیینه تمام نمای اسلام ناب اند  

سخنران این نشست یاد آور شد؛ کلید واژه های بکار رفته در وصیت نامه شهدا بازتاب آموزه های تحول آفرین اسلام ناب محمدی (ص) و مکتب متعالی تشیع است که توانسته است از نوجوانان و جوانان تربیت شده این مکتب، سالک الی الله بسازد و با بصیرت دینی راه صد ساله را در اندک زمان به سوی رستگاری بپیمایند.

*شهیدی که ساحت های شش گانه تربیت را تفسیر کرد 

وی در تبیین ساحت های شش گانه تعلیم و تربیت درسند تحول بنیادین گفت ؛ یکی از ساحتها ” تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی”است که شهید معظم نوچه نو ساز درطلیعه وصیت نامه نورانی خود، با بهره گیری از آیه شریفه چهاردهم سوره صف “یا ایها الذین آمنواکونوا انصار الله/ ای کسانی که ایمان آوردید یاور خدا باشید” اعتقاد به خداوند و یاری دین اورا برای هم نسلی های خود و نسلهای بعد از آنان را تشریح می کند و این یعنی همان چیزی که ما برای تربیت نسلی پاک به دنبال آن هستیم  وسند تحول را سالها پس از شهادت این شهید والامقام تدوین کرده ایم .

وی به دیگر ساحت تعلیم و تربیت در سند تحول اشاره کرد و گفت؛ “تعلیم و تربیت اجتماعی و سیاسی” از ساحت های مهم این سند است که اگرسری به  سیره و سبک زندگی شهدا بزنیم، شاهد ترسیم شاخصها و خطوط قرمز معین شهده از سوی  شهیدان برای ورود به مسائل سیاسی اجتماعی هستیم.

حجت الاسلام  درودی،با بیان  “تعلیم وتربیت زیستی و بدنی” به عنوان ساخت سوم  گفت ؛ این ساحت تربیت دانش آموز را  بر مدار سخت کوشی تعریف کرده و اتفاقا شهید نوچه نوسار در وصیت نامه خود از سر سوز و گداز می نویسد؛ یاریگر دین  خدا بودن سخت است؛ ولی قرآن می فرماید:« حال که ایمان آورده اید، یاوران خدا باشید! ای انسان! بدان که در این راه سدهایی محکم وجود دارد.”

*آنچه شهدا را می رنجاند 

معاون امور استانهای دبیرخانه ستاد همکاری ها ،”تعلیم و تربیت زیبا شناختی و هنری” را چهارمین ساحت تعریف شده در سند تحول بنیادین دانست و گفت؛اگر بخواهیم این ساحت را تعریف کنیم، یعنی ؛تربیت دانش آموزان بر مدار حجاب و خدمت به مسلمانان ، چه زیبا شهید نوچه نو سار این فراز از ساحت های ششگانه را لمس کرده و گویی الان دربین ماست و نوسانات فرهنگی و اعتقادی جامعه را می بیند و تحلیل میکند،آنجا که نوشته است  …”این را بدانید در لحظه شهادتم نسوختم، لحظه سوختنم وقتی بود که دیدم عده ای از خدا بی خبر، آگاهانه با بد حجابی و با سخنان لغو به اسلام ضربه می زنند!

سخنران این نشست در ادامه به ساحت پنجم تربیت یعنی “تعلیم و تربیت اقتصادی و حرفه ای” اشاره کرد و گفت؛در تعریف این این ساحت آمده است ، بصيرت نسبت به سبك زندگي انتخاب شده و ارزيابي پيامد هاي آن درباره خود، جامعه و طبيعت بر اساس نظام معيار اسلامی و… می باشد  که شهید سرافراز نوچه نوسار، بار دیگر بر این قضیه تاکید میکند آنچه مارا می سوزاند، زخم گلوله و آتش خمپاره نیست ،بلکه احتکار مواد مورد استفاده مسلمانان! لحظه سوختنم بود، آن لحظه که می دیدم امر به منکر می کنند و نهی از معروف، اینها سوختن دارد نه شهادت که کمال انسان است.

وی  به آخرین ساحت تعریف شده در سند تحول اشاره کردو گفت؛تعلیم و تربیت علمی و فن آورانه آخرین و مهمترین ساحت تربیتی در این سند  است که باید باسیاست گزاری های مبتنی بر ارزشهای دینی و الهام از فلسفه پیدایش انقلاب اسلامی، انسانی موحد ، مومن ، معتقد به معاد و آشنا به مسئولیت ها و وظایف در برابر خدا ، خود و دیگران تربیت کنیم که در این خصوص بهره مندی از سبک تربیتی شهدا کارساز و از مصادیق عینی چرخش های تحول آفرین خواهد بود.

حجت الاسلام درودی در پایان با ذکر فراز های دیگری از وصیت نامه این شهید گل گون کفن، تربیت نسلی،حقیقت جو،عاقل،عدالت خواه ظلم ستیز،جهادگر،شجاع وطن دوست و و صلح جوراعمل به اندیشه های تابناک شهیدان دانست.

 

۲۰۷۳-حقائق پنهان غدیر+ معرفی رفتاری محبت حقیقی در غدیر خم

۲۰ مرداد
به مناسبت عید غدیرخم:

حقائق پنهان غدیر / مشخصات منجی در خبطه غدیر/ آداب روز عید غدیر + اینفوگرافی

دین اسلام، دارای سه مرحله اساسی، مرحله آغاز، مرحله کمال و مرحله پیروزی است. اولین مرحله با «بعثت» پیامبر اعظم(ص) آغاز گردید. مرحله دوم نیز با «ولایت» حضرت علی(ع) شروع شد و در نهایت مرحله سوم با «ظهور امام عصر» آغاز و حاکمیت جهانی اسلام، به سرانجام می رسد.

گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز، مصطفی امیری: واقعه غدیر، فقط یک حادثه خاص تاریخی نیست که در زمان خود واقع شده باشد، بلکه تعیین سرنوشت تمام انسانها در طول تاریخ است. به مناسبت فرارسیدن عید غدیر خم، عید ولایت و امامت امیرالمومنین، ایام جشن و سرور اهل بیت پیامبر، در این نوشتار، گوشه های از پیوند ناگسستنی و امتداد امامت از غدیر تا ظهور، امامت اولین و آخرین حجت الهی، تقدیم اهل ولاء، شیعیان و محبین امیرالمومنین علی بن ابیطالب، می گردد.


به منظور مشاهده اینفوگرافی در اندازه اصلی، بر روی تصویر کلیک نمایید
شاهدان حدیث ولایت به روایت راویان اهل سنت

معرفی اولین و آخرین امام توسط پیامبر در خطبه غدیر

در عید غدیر، خطّ روشن رسالت و بعثت نبوی به ولایت و امامت علوی کمال یافت و خداوند اسلام، را به عنوان دین رضایت داده شده، برگزید:

الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا.    [۱]: امروز دین تان را کامل و نعمت خود را بر شما تمام نمودم، و رضا دادم که آئین تان، اسلام باشد.

عيد غدير خم، روز سرنوشت ساز تاريخ اسلام تا هنگامه قيامت بوده و هست. روز معرفي سلسله هادياني كه نگاهداران و نگاهبانان پيام جاويد پروردگارند. روز نااميدي طمع‌كاراني كه به اميد روزهاي پس از رسول نشسته بودند و روز تعيين مصاديق رهبران امت. سراسر خطبه غدير پیامبر اسلام، مملو از اين حقيقت است. پیامبر، پس از هر چند جمله‌اي كه مي‌فرمودند، اين نكته را گوشزد مي‌شدند. مثلاً فرمودند: «فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ وَلِيُّكُمْ وَ إِلَهُكُمْ ثُمَّ مِنْ دُونِهِ رَسُولُكُمْ مُحَمَّدٌ وَلِيُّكُمْ وَ الْقَائِمُ الْمُخَاطِبُ لَكُمْ ثُمَّ مِنْ بَعْدِي عَلِيٌّ وَلِيُّكُمْ وَ إِمَامُكُمْ بِأَمْرِ اللهِ رَبِّكُمْ ثُمَّ الْإِمَامَةُ فِي ذُرِّيَّتِي مِنْ وُلْدِهِ إِلَى يَوْمِ تَلْقَوْنَ اللهَ عَزَّ اسْمُهُ وَ رَسُولُه‏؛ پس همانا خداي عزيز و جليل ولي و پروردگارتان است و پس از او پيامبرتان محمد صلي الله عليه و آله و سلم ولي شماست كه در مقابل شما به پاخاسته و به شما خطاب مي‌كند. سپس بعد از من علي عليه السلام ولي شما و امامتان به امر خدا و پروردگارتان خواهد بود و امامت در نسل من از فرزندان علي عليه السلام است تا روزي كه خداي عزيز و رسولش را ملاقات كنيد» و یا: «نَبِيُّكُمْ خَيْرُ نَبِيٍّ وَ وَصِيُّكُمْ خَيْرُ وَصِيٍّ وَ بَنُوهُ خَيْرُ الْأَوْصِيَاءِ مَعَاشِرَ النَّاسِ ذُرِّيَّةُ كُلِّ نَبِيٍّ مِنْ صُلْبِهِ وَ ذُرِّيَّتِي مِنْ صُلْبِ عَلِی؛‏ پيامبرتان بهترين پيامبر و وصيتان بهترين وصي و فرزندانش بهترين اوصيا هستند. اي مردم! ذريه هر پيامبري از صلب و فرزندان اوست و ذريه من از فرزندان علي است. در چندين مورد نيز به صراحت از حضرت مهدي، اسم برده شده است: «مَعَاشِرَ النَّاسِ النُّورُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيَّ مَسْلُوكٌ ثُمَّ فِي عَلِيٍّ ثُمَّ فِي النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقَائِمِ الْمَهْدِيِّ الَّذِي يَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا؛ اى مردمان، اين نور از حضرت واهب منان به من و على، عطا و احسان گرديد تا آنكه در خاتم الاوصيا قائم آل محمد الحجة بن الحسن المهدى مودع و محتوم گردد؛ مَعَاشِرَ النَّاسِ أَلَا وَ إِنِّي مُنْذِرٌ وَ عَلِيٌّ هَادٍ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّي نَبِيٌّ وَ عَلِيٌّ وَصِيِّي أَلَا إِنَّ خَاتَمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِيُّ اى مردم! بدانيد كه من انذاركننده و على هدايت‏كننده است، اى مردم! من نبى و على وصى است. بدانيد كه خاتم امامان: قائم مهدى، از ما است، بدانيد كه او مسلّط و قاهر در دين است. بدانيد، او از ستمكاران انتقام خواهد گرفت. ‏».[۲]

از اینرو، می توان عصاره و چکیده خطبه غدیریه پیامبر را چنین بیان کرد: غدیر، روز تجلّی توحید و نبوت محمد(ص)؛ و معرفی امامت و ولایت علی(ع) و ذکر دوازده معصوم(ع). بویژه خاتم الائمه، قائم آل محمد، مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، است؛ در خطبه غدیر، دین اسلام، به سه مرحله اساسی، تقسیم گردید: مرحله آغاز، مرحله کمال و مرحله پیروزی؛ که اولین مرحله با «بعثت» پیامبر اعظم(ص) آغاز گردید. مرحله دوم نیز با «ولایت» حضرت علی(ع) شروع شد و تا ظهور حضرت حجت(عج) ادامه می‏یابد. و در نهایت مرحله سوم با «ظهور امام عصر» آغاز می شود و در دوران ایشان، حاکمیت جهانی اسلام، به سرانجام می رسد.

سقیفه، مانع تحقق غدیر تا ظهور امام عصر

برنامه الهی که در روز غدیر به همه بشریت تقدیم شد و هدیه پروردگار به بندگانش بود، اما ضربه هولناکی را از سوی اصحاب سقیفه تجربه کرد، و نگون بختیِ واقعی را برای انسان ها به ارمغان آورد. با جمله «حَسبُنا کِتابُ اللَّهِ»[۳] که به معنای کنار گذاشتن امامِ تعیین شده از سوی خداوند بود، طعم شیرینِ غدیر در رسیدن به آرزوهای بشر، تلخ شد. سقیفه، درهای رحمتِ گشوده در غدیر را بست. با حاکمیت سقیفه، از یک سو امامانِ معصوم، نتوانستند غدیرِ از دست رفته را به کام زندگی مردم باز گردانند؛ و از سوی دیگر با کنار گذاشتن غدیر در سقیفه، بشر به سوی تفرقه و اختلاف پیش رفت. غدیر، فصل تازه ای از دین بعد از بعثت بود که اما در پرده ظلمت سقیفه، پنهان شد. این ظلمت تا زمان ظهور امام عصر، ادامه خواهد یافت.

لکن، پیامبر با هوشمندی الهی و آگاهی از این حوادث، نقشه ترسیمی بشریت و اسلام را که با امیرالمومنین، آغاز گردیده بود، در خطبه روز غدیر، با معرفی امام عصر و مهدویت به پایان رسانید. سیمای منجی  و موعود ادیان، در بیست فراز از خطبه غدیر توسط پیامبر، ترسیم شده است. به عبارت دیگر، در غدیر، دو حکومت با یک محور، توسط پیامبر طراحی شد: حکومت علوی و حکومت مهدوی؛ که البته با سقیفه، قدر اوّلی، دانسته نشد، اما حکومت مهدوی را با زمینه هایی که خطبه غدیر برای پی ریزی حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت به دست حضرت مهدی آماده کرده، بشرت قطعا درک خواهد کرد. به عبارت دیگر، حکومت جهانی امام مهدی، روز ظهور حقائق پنهان غدیر خواهد بود. غدیر که تدریس نظری پیرامون بزرگی حکومت انسان کامل است، در روز ظهور عملاً به نمایش در می آید؛ در آن روز «لِیُظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ»[۴] و «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِه‏»[۵] اجرا می گردد.

برای دانلود و مشاهده در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید

مشخصات منجی ادیان در خبطه غدیر

پس در غدیر، تصویر دو حکومت با یک محور، طراحی شده است. گویی پیامبر اسلام، از نیّت منافقان و کافران خبر داشت که چه توطئه ای در سر دارند، و نخواهند گذاشت سنّت نبوی به امامت علوی اتصال یابد. گویی می بیند که چگونه سنّتش به بدعت تبدیل شده و ظلم و ستم جایگزین، عدل و قسط خواهد شد؛ و چه ستم و ظلمی که شعله آتش آن تا ظهور، زبانه خواهد کشید، و کسی جز حضرت مهدی علیه السلام نخواهد توانست این آتش شعله گرفته از سقیفه را، با آب عدالت مهدوی خاموش کند، چرا که:

أَنَّ قَائِمَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ … سَارَ بِسِيرَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِي‏.[۶]

هنگامی که قائم آل محمد، حضرت مهدی ظهور کند به مانند سیره امام علی علیه السلام رفتار می نماید.

خبر دادن از منجی اسلام و ادیان، مهدی موعود برای آن مردمی که قبول ولایت امیر المؤمنین برایشان سخت بود، بیانگر آینده نگری پیامبر اسلام و برنامه بلندمدت دین الهی برای مسلمین و تمام مردم بوده است. اگرچه برخی با آنکه آن روز با علی بن ابی طالب علیه السلام بیعت کردند، پیمان شکستند. ولی حقایق در طول زمان برای نسل ها روشن گشت، و از آنجا که کارها به دست خداوند است، روزی امر و حکومت اهل بیت علیهم السلام توسط امام عصر، آشکار و ظاهر خواهد شد. آن روز، جهان به دست جانشین واقعی پیامبر سپرده می شود. از اینرو، در خطبه غدیر، توسط پیامبر اسلام، حدود ۲۰ جمله درباره حضرت مهدی و توصیف ویژگی های حاکمیتی وی، ذکر شده است:

اَلا اِنَّ خاتَمَ الاَئِمَّهِ مِنَّا القائِمُ المَهدِیُّ. بدانید که آخرین امامان، مهدی قائم از ماست.

اَلا اِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدّینِ. آگاه باشید که او غالب بر ادیان است.

اَلا اِنَّهُ المُنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ. بدانید که او انتقام گیرنده از ظالمین است.

اَلا اِنَّهُ فاتِحُ الحُصونِ وَ هادِمُها. آگاه باشید که او فاتح قلعه ها و منهدم کننده آنهاست.

اَلا اِنَّه غالِبُ کُلِّ قَبیلَهٍ مِن اَهلِ الشِّرکِ وَ هادیها. آگاه باشید که او پیروز بر هر قبیله ای از اهل شرک و هدایت کننده آنان است.

اَلا اِنَّهُ المُدرِکُ بِکُلِّ ثارٍ ِلاَولِیاءِ اللَّهِ. بدانید که او گیرنده انتقام همه خون های اولیای خداست.

اَلا اِنَّهُ النّاصِرُ لِدینِ اللَّهِ. بدانید که او یاری دهنده دین خداست.

اَلا اِنَّهُ الغَرّافُ مِن بَحرٍ عَمیقٍ. بدانید که او استفاده کننده از دریای عمیق است.

اَلا اِنَّهُ یَسِمُ کُلَّ ذی فَضلٍ بِفَضلِهِ وَ کُلَّ ذی جَهلٍ بِجَهلِهِ. بدانید اوست که هر صاحب فضیلتی را به قدر فضلش و هر صاحب جهالتی را به قدر جهلش نشانه می دهد.

اَلا اِنَّهُ خِیَرَهُ اللَّهِ وَ مُختارُهُ. آگاه باشید که او انتخاب شده و اختیار شده خداوند است.

اَلا اِنَّهُ وارِثُ کُلِّ عِلمٍ وَ المُحیطُ بِکُلِّ فَهمٍ. آگاه باشید که او وارث هر علمی و احاطه دارنده به هر فهمی است.

اَلا اِنَّهُ المُخبِرُ عَن رَبِّهِ تَعالی وَ المُشَیِّدُ ِلاَمرِ آیاتِهِ. اوست خبر دهنده از پروردگارش، و بالا برنده آیات الهی.

اَلا اِنَّهُ الرَّشید السَّدید. آگاه باشید که او هدایت یافته محکم بنیان است.

اَلا اِنَّهُ المُفَوَّضُ اِلَیهِ. بدانید که اوست که کارها به او سپرده شده است.

اَلا اِنَّهُ قَد بَشَّرَ بِهِ مَن سَلَفَ مِنَ القُرونِ بَینَ یَدَیهِ. آگاه باشید اوست که پیشینیان به او بشارت داده اند.

اَلا اِنَّهُ الباقی حُجَّهً وَ لا حُجَّهَ بَعدَهُ وَ لا حَقَّ اِلاّ مَعَهُ وَ لا نورَ اِلاّ عِندَهُ. آگاه باشید که او به عنوان حجّت باقی می ماند و بعد از او حجتی نیست. اوست که هیچ حقّی نیست مگر همراه او و هیچ نوری نیست مگر نزد او.

اَلا اِنَّهُ لا غالِبَ لَهُ وَ لا مَنصورَ عَلَیهِ. او کسی است که غالبی بر او نیست و کسی بر ضد او یاری نمی شود.

الا انَّهُ وَلِیُّ اللَّهِ فی اَرضِهِ وَ حَکَمُهُ فی خَلقِهِ وَ اَمینُهُ فی سِرِّهِ وَ عَلانِیَتِهِ. آگاه باشید که اوست ولیّ خدا در زمینش و حاکم او در میان خلقش و امین او در نهان و آشکارش.[۷]

غدیر و رابطه آن با بعثت و مهدویت

حال سوالی که مطرح می شود، اینکه: دین اسلام که آورنده آن پیامبر اکرم(ص) بوده است و طبق خطبه غدیر، توسط منجی اسلام، امام مهدی بر سایر ادیان چیره می شود، باید به دلیل آیه «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُم»[۸]، قبل از تحقق این آیه، بایستی کامل شده و به مقام رضایت خداوند رسیده باشد. که در آیه اکمال دین، به ان تصرح شده است و از اینجا است که، حلقه اتصال میان بعثت و مهدویت و حکومت جهانی امام مهدی، جایگاه واقعی خود را باز می یابد.

توضیح اینکه: خداوند منّان سه تعبیر درباره “بعثت و غدیر و ظهور” در قرآن آورده که این روند را به خوبی ترسیم می نماید: بعثت را منت خود بر خلق شمرده و فرموده: «لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَی المؤمنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولاً»[۹]؛ و غدیر را کمال دین خود اعلام کرده و فرموده: «الیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم»[۱۰]؛ و ظهور امام عصر را تابشِ نور الهی به حساب آورده و فرموده: «وَ اَشرَقَتِ الاَرضُ بِنورِ ربِّها»[۱۱]. این مسیر از آغاز خلقت تا بعثت و از بعثت تا غدیر، مسیر خود را طی کرد تا به دوران بعد از پیامبر رسید. در واقع غدیر وصیتنامه اجرائی پیامبر بود که باید بعد از آن حضرت عملی می شد؛ و اوجب واجبات در روزگار فقدان نبی، امامت بود که معنای دقیق جانشینی و خلافت به حساب می آمد. یعنی در غدیر، مُبیِّن دین همانند مؤسِّس آن معرفی شد که مقام عصمت است. اکنون که پیامبر از دنیا رفته باید این روند تا قُلّه خود پیش رود و اوج گیرد و هیچ مانعی، نخواهد توانست مانع این پایه گذاریِ خلقت شود. و اگر در مدت زمانی، فتنه های سقیفه، مغزها و افکار بشر را از راه راست و صراط مستقیم، منحرف کرد و امتحان الهی تحقق یافت؛ امّا در نهایت، اراده پروردگار بر اجرای امر خود درباره غدیر، پشتوانه ای است که در زمان ظهور خود را نشان خواهد داد آنجا که فرموده: «کَتَبَ اللَّهُ َلاَغلِبَنَّ اَنَا وَ رُسُلی»[۱۲] و «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ»[۱۳].

اکنون می توان به آن پرسش، پاسخ گفت: ظهور امام عصر، انتهای تفصیلی صراط مستقیمِ غدیر و تجلّی کاملِ تعالیِ بشر است. اسلام بدون غدیر و غدیر بدون ظهور، متجلی نمی شود. آن کمالِ اعلام شده در دین و آن نعمتِ به اوج رسیده در ولایت و آن مُهرِ رضایت ربّ در غدیر، جز با ظهور عملی نخواهد شد. بنابراین طبق آیه اکمال دین، الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِينا و تصریح خطبه غدیریه پیامبر اسلام، تنها و فقط دینی مورد قبول و مرضی خداوند خواهد بود که امامت امام على تا امام مهدى عليه السّلام را در بر گیرد.

حاضرین به غائبین و پدران به فرزندان بسپارند

اکنون، وظیفه چیست؟ آیا اين فرمايشات و فرامين پیامبر اسلام، فقط براي مخاطبان آن روز بود؟ فقط تكليف آنان را معين مي‌كرد كه بدانند بعد از رسول گرامي‌اسلام به چه كسي مراجعه كنند؟ خیر؛ بلكه براي هر جوياي حق، براي هر مدعي پيروي از پيامبر، پيام داشت و تعيين كننده بود. بنابراین، در چنين فضايي بايد اين پيام ماندگار بماند. بايد به گوش همگان برسد. فرداي قيامت كسي نگويد نبوديم و به گوشمان هم نرسيد. بايد راه حق نمايانده شود تا آدمي ‌بتواند آن را انتخاب كند. از همين جهت، همانطور كه پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله و سلم در روز غدير بسيار دقت داشتند تا پيام و كلامشان به گوش همه حضار برسد ـ و لذا تمام جزئيات برگزاري آن مراسم با شكوه را در آن منطقه، در آن روز و ساعت و با آن شرائط خاص، قدم به قدم و به بهترين شكل تنظيم نمودند ـ و نيز همانگونه كه در لابلاي خطبه و فرمايشاتشان، جملاتي هست كه نشان مي‌دهد حضرت مي‌خواسته‌اند صدا به همه برسد و توجه داشته‌اند كه مبادا كلامشان براي كسي يا بخشي از جمعيت، مبهم و غير واضح باشد، به خوبي به اين نكته هم دقت داشته‌اند كه ديگراني كه در آن زمان و در آن جمعيت با شكوه شركت نداشته‌اند هم مخاطب اين كلام هستند. حتي ديگراني كه هنوز مسلمان نيستند و يا اصلاً متولد نشده‌اند. چرا كه هر كس در هر زماني كه زندگي مي‌كند هم بايد حجت و وليّ زمان خود را بشناسد و هم به ولايت اولياي قبل اعتقاد و التزام داشته باشد.

حضرت راهكاري را تعيين فرموده و به اين ترتيب كلامشان را تا ابد به همه مخاطبانشان رسانده‌اند والبته اين راه كار را هم تكليف كرده‌اند: «مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّي أَدَعُهَا إِمَامَةً وَ وِرَاثَةً فِي عَقِبِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ قَدْ بَلَّغْتُ مَا أُمِرْتُ بِتَبْلِيغِهِ حُجَّةً عَلَى كُلِّ حَاضِرٍ وَ غَائِبٍ وَ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْ لَمْ يَشْهَدْ وُلِدَ أَوْ لَمْ يُولَدْ فَلْيُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ وَ الْوَالِدُ الْوَلَدَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ؛ اي مردم! همانا من، امامت و وراثت را تا روز قيامت در فرزندانم به جا گذاشتم و قطعاً آن چيزي را كه مأمور به ابلاغش بودم، رساندم تا حجت و سندي باشد بر هر حاضر و غائبي و بر هر كسي كه شاهد است يا نيست، متولد شده است يا نه؛ پس حاضران به غائبان برسانند و پدران به فرزندان تا روز قيامت».

غدير، سند حقانيت عقيده شيعه و مدال افتخار او براي عمل به سفارش نبي گرامي ‌اسلام در پذيرش ولايت همه ائمه معصومين عليهم السلام است. بماند كه عده‌اي حتي ولايت مصداق بارز اين گروه، يعني حضرت علي عليه السلام ـ كه در آن روز رسماً معرفي شدند و با دست نشان داده شدند ـ را هم نپذيرفتند تا چه رسد به ائمه بعدي عليهم السلام! پس من و شما كه به تشيع مفتخريم بايد بدانيم كه يكي از وظائف مان، رساندن پيام غدير به ديگران و نسل‌هاي بعد است. منتظر امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف حقانيت مولاي غريبش را از غدير تا به امروز فرياد مي‌كشد و سينه به سينه، نسل به نسل مي‌گويد و مي‌نويسد و مي‌سرايد و مي‌خواند. به فرزندانش مي‌گويد كه داستان غدير چه بود و در آن، چه مطالبي گذشت. هم وصايت اميرالمؤمنين عليه السلام را مي‌گويد و هم ولايت ديگر ائمه عليهم السلام را در زمان‌هاي بعد. به فرزندانش سفارش مي‌كند كه: عزيز جانم! تو هم به فرزندانت بگو و سفارش كن كه آنها هم بگويند. منتظر، خود را در امروز مخاطب آن روز رسول گرامي مي‌بيند و امام زمانش و پدران بزرگوارشان عليهم السلام را از همان روز مي‌شناسد و مي‌شناساند. من و شما صداي رسول را شنيديم و مي‌دانيم كه دين ايشان، خاتم اديان بود و دامنه ولايتشان تا قيامت. مي‌دانيم كه همه انسان‌‌هاي معاصر ما در دوره رسالت ايشان هستند و مي‌دانيم كه حضرت فرمودند: به گوش ديگران هم برسانيد كه اوصياي من چه كساني هستند. چه مسئوليت بزرگي و البته چه افتخاري بالاتر از اين كه در اين امر خطير، پيام رسان نداي حق ايشان براي ديگران باشيم!

مخاطب پیامبر اکرم فقط حاضران نبودند و فقط نسل موجود نبود، بلکه این اطلاع رسانی تا روز قیامت و به طور طبیعی تا عصر ظهور ادامه دارد. افراد ناآگاه خیال می کنند مسئله امامت یک موضوع تاریخی است و در زمان ما نیازی به بازگو کردن ندارد، در حالی که رسول عالمیان به همه جهانیان امر فرموده که هر نسلی آن را به نسل بعدی ابلاغ نماید. رسول اکرم در مورد لزوم تبلیغ خطبه غدیر، خطاب به حاضران فرمود:

فَلیُبَلِّغِ الحاضِرُ الغائِبَ وَ الوالِدُ الوَلَدَ اِلی یَومِ القِیامَهِ.

حاضران به غایبان خبر دهند و هر پدری تا روز قیامت به فرزند خود تبلیغ نماید.

آداب روز عید غدیر

ثواب روزه عید غدیر برابر با عمر دنیا

يكى از اعمال مستحب در اين روز شريف، روزه گرفتن است كه در روايات فراوانى به اين عمل تأكيد شده و ثواب بسيارى برابر “عمر دنیا”، به آن اختصاص يافته است:

سمعت ابا عبداللّه الصّادق عليه السّلام يقول: صيام يوم غدير خمّ يعدل صيام عمر الدّنيا. لو عاش انسان ثمّ صام ما عمّرت الدّنيا لكان له ثواب ذلك، و صيامه يعدل عند اللّه عزّ و جلّ فى كلّ عام مأة حجّة و مأة عمرة مبرورات منقبلات، و هو عيد اللّه الاكبر … .[۱۴]

از امام صادق شنيدم كه مى‌فرمود: (ثواب) روزۀ روز غدير خم با (ثواب) روزۀ عمر دنيا برابر است. اگر انسان به اندازۀ عمر دنيا زندگى كند و روزه بگيرد؛ (ثواب آن) معادل (ثواب) روزۀ غدير است. روزۀ روز غدير نزد خداى عزّ و جلّ برابر است با ثواب يكصد حجّ و يكصد عمرۀ مقبول. و آن بزرگترين عيد خداست … .

ثواب افطاری دادن به پیامبران و صدیقین

از كارهاى مستحب در روز غدير، افطارى دادن به مؤمنان روزه‌دار است. افطارى دادن ثواب زيادى دارد و خوشبختانه يكى از آداب پسنديده ميان مؤمنان مى‌باشد. امّا همان‌طورى كه بسيارى از اعمال مستحب در روز غدير ثواب بيشترى دارند، افطارى دادن در اين روز نيز از ثواب فزون‌ترى برخوردار است. امام صادق فرموده است:

من فطّر فيه مؤمنا كان كمن اطعم فئاما و فئاما و فئاما. فلم يزل يعدّ الى ان عقد بيده عشرا. ثمّ قال: اتدرى كم الفئام؟ قلت: لا؛ قال: مأة الف كلّ فئام، كان له ثواب من اطعم بعددها من النّبيّين و الصّدّيقين و الشّهداء فى حرم اللّه عزّ و جلّ و سقاهم فى يوم ذى مسغبة … .[۱۵]

هر كس مؤمنى را در آن روز افطارى دهد مثل كسى است كه گروه، گروه، گروه و همينطور مى‌شمرد تا وقتى كه عدد آن با دست مباركش به ده رسيد، را اطعام كرده باشد. سپس فرمود آيا مى‌دانى تعداد هر گروه چقدر است؟ عرض كردم: نه! فرمود: هر گروه، يكصد هزار نفر است. ثواب كسى كه يك مؤمن را در روز غدير افطارى دهد به اندازۀ ثواب كسى است كه اين تعداد، از پيامبران و صدّيقين و شهيدان را در روز گرسنگى در حرم خداوند، اطعام و سيراب كرده باشد … .

روش تبریک عید غدیر هنگام ملاقات

شایسته است، مومنین و شیعیان امیرالمومنین علی بن ابیطالب، هنگام ملاقات یکدیگر در روز عید غدیر، خویشتن را به درک این روز بزرگ و عید الله اکبر، تهنیت گفته و ذكر شريف و با فضيلتى كه بنا به فرمايش پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مستحب است در روز عيد غدیر گفته شود، را زمزمه نمایند:

ألحمد للّه الّذى جعل كمال دينه و تمام نعمته بولاية أمير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام.[۱۶]

سپاس خداى را كه كمال دين و تمام نعمتش را در ولايت حضرت امير المؤمنين، علىّ بن ابى طالب عليه السّلام قرار داد.

دیگر آداب عید غدیر

آراستگی و زنیت در روز غدیر

آراستگى و خوشبويى موجب رضاى خدا و از آداب ويژۀ مؤمنان است كه از جانب پيشوايان معصوم عليهم السّلام مورد تأكيد قرار گرفته است. امام رضا در اين‌باره فرموده است:

… و هو يوم الزّينة فمن تزيّن ليوم الغدير غفر اللّه له كلّ خطيئة عملها، صغيرة و كبيرة و بعث اللّه اليه ملائكة يكتبون له الحسنات، و يرفعون له الدّرجات الى قابل مثل ذلك اليوم فان مات، مات شهيدا، و ان عاش، عاش سعيدا … .[۱۷]

… و آن، روز آراستن است. هركس براى روز غدير زينت كند، خداوند خطاهاى او را مى‌بخشد، كوچك باشد يا بزرگ، و فرشتگانى را به سويش مى‌فرستد تا برايش ثواب بنويسند و درجات او را بالا ببرند، تا روز غدير سال بعد. اگر بميرد، شهيد مرده است و اگر زنده بماند، به نيكبختى روزگار را سپرى خواهد كرد … .

عيدى دادن و مهمانی مومنان

عيدى دادن در اين روز بزرگ نشانه آن است كه عطاكننده از واقعه روز غدير بسيار خرسند بوده و حاضر است به شكرانه آن، بخشى از مال خود را ميان مؤمنان تقسيم نمايد. امام جعفر صادق عليه السّلام در این باره، فرموده است:

الدّرهم فيه، بالف الف درهم … .[۱۸]

عیدی يك درهم در روز عید غدیر، معادل هزار هزار درهم است … .

همچنین، دعوت کردن و مهمانی برادران و خواهران ايمانى در روز غدير و اطعام آنان، نشانه‌اى براى جشن و شادى است. امام باقر عليه السّلام به نقل از رسول گرامى فرموده است:

من أطعم ثلاثة نفر من المسلمين أطعمه اللّه من ثلاث جنان فى ملكوت السّماوات، الفردوس و جنّة عدن و طوبى … .

هركس سه تن از مسلمانان را غذا دهد خداوند او را از سه بهشت، در ملكوت آسمان‌ها غذا خواهد داد، فردوس، بهشت عدن و طوبى … .

 و نیز امام رضا عليه السّلام فرموده است:

و من أطعم مؤمنا كان كمن أطعم جميع الانبياء و الصّدّيقين.[۱۹]

هركس مؤمنى را در روز عید غدیر، اطعام دهد مانند آن است كه همه پيامبران و صدّيقين را اطعام کرده است.

در سیره عملی امام رضا نیز چنین امده است که در روز عيد غدير در حضور امام رضا، جماعتى از اصحاب خاصّ شیعیان بودند. امام آنان را براى افطار روزه عید غدیر، در منزل خویش نگه داشته و سپس برای منازل آنها، نیز هدایای اعم از انگشتر و مواد غذایی، فرستاده بودند:

أنه شهد أبا الحسن علي بن موسى الرضا ع في يوم الغدير و بحضرته جماعة من خاصته قد احتبسهم للإفطار و قد قدم إلى منازلهم الطعام و البر و الصلات و الكسوة حتى الخواتيم و النعال و قد غير من أحوالهم و أحوال حاشيته و جددت له آلة غير الآلة التي جرى الرسم بابتذالها قبل يومه … .[۲۰]

راوی گوید: امام رضا در روز غدیر، که جمعی از خواص در محضر او بودند، حضرت آنها را برای افطار نگه داشته بود و به منازل آنها [برای اهل و عیالشان] طعام، صله ها، لباس و حتی انگشترها و کفشهایی فرستاده بود و احوال آنها و اطرافیان خودش را تغییر داده بود. حتی اسباب و وسایلی که قبلاً حضرت استفاده می شد، تغییر یافته بود …

برای دانلود و مشاهده در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید

عناوین مرتبط :

معرفی نرم افزارهای ولایت امام علی (ع)، هدیه ویژه؛ به مناسبت عید سعید غدیرخم

 

۲۰۷۲-تحلیل «آیین حج» از منظر سند تحول آموزش و پرورش+آموزش محبت حقیقی در آیین حج ابراهیمی

۱۶ مرداد

۰

+

۱۳۹۷/۰۵/۱۴ :: ۱۵:۵۴

معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس مطرح کرد

تحلیل «آیین حج» از منظر سند تحول آموزش و پرورش/ راه‌برون رفت از شوک اقتصادی امروز

خبرگزاری فارس: تحلیل «آیین حج» از منظر سند تحول آموزش و پرورش/ راه‌برون رفت از شوک اقتصادی امروز

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به تحلیل آیین حج بیت‌الله الحرام با توجه به ساحت‌های سند تحول بنیادین آموزش و پرورش پرداخت.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس به تحلیل آیین حج بیت‌الله الحرام با توجه به ساحت‌های سند تحول بنیادین آموزش و پرورش پرداخت و اظهار کرد: از ظرفیت حج باید برای تشکیل تمدن اسلامی استفاده شود اما فقط به ظاهر آداب حج خانه خدا توجه می‌‌شود و هم‌چنین با یکبار یا کمتر و بیشتر در طول عمر نمی‌توان با بخشی از آیین حج آن هم به شکل صوری، به رموز انسان ساز حج پی برد و جامعه برتر جهانی را تشکیل داد.

وی با بیان اینکه یکی از راهکارهای استفاده از ظرفیت عظیم حج ابراهیمی، آموزش فراگیر و محاسبه شده آن است که این مهم فقط توسط دستگاه گسترده آموزش و پرورش میسور است، ادامه داد: برای اثبات این ادعا لازم است در ساحت‌های ۶گانه سند تحول به برخی از برنامه‌های تحول آفرین برنامه‌های حج بپردازیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: در حج عبادت با ویژگی‌هایی به حجاج آموزش داده می‌شود به عنوان مثال «مخ عبادت به صورت جمعی استیفاء می‌شود»، «جامعه توحیدی با عبادت بدون طبقه حاصل می شود»، «عبادت حقیقی باید هر رنگ، نژاد، قوم، قبیله و ملتی را متحد و منسجم کند»، «عبادت در حج باید با آرایش ظاهری مانند لباس‌های متحداللون و متفق الشکل، تفاوت‌ها را به تعاون‌ها مبدل کرده تا ابلیس را از خود محروم کند» و «در عبادت حج حجاج، جنسیت جایگاهی ندارد و قراردادهای زوجیت مانع حضور متحد زن و مرد در طواف خانه خدا نمی‌شود که این اتحاد درمان مرض‌های تفرعون و تکبر در زندگی مشترک مردان و زنان جامعه امروز بشر است».

وی اضافه کرد: در عبادت حج ابراهیمی، حجاج رمز آلود بودن عبادات را تعلیم می‌بینند چرا که خداوند صمد چگونه محتاج خانه می‌گردد، پس اگر اصطلاح «بیت الله» در لسان حاجیان رواج دارد بدین معنی است که هر چه به حق تعالی مضاف شود و الله مضاف الیه آن باشد، جهان هستی و آنچه در اوست به دورش گردش می‌کنند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه عبادت حج که در طول عمر یک مسلمان مستطیع فقط یکبار بر او واجب می‌شود، دانشگاهی است که به او تخصص همسر داری و تربیت فرزند در ناملایمات جهان مادی را آموزش داده و هم چنین سبک زندگی توحیدی را برای او به ارمغان می آورد، گفت: مربی و متربی در آموزشگاه با درس «بیت الله» یعنی متصل و مضاف بودن به خداوند در برنامه‌ریزی تحصیلی دارد و دیگر علم را از عبادت منفک و متفرق نمی یابد که با علم تفکیکی به ثروت اندوزی تفاخری در غلتیده و به پرتگاه علم محرومیت زایش سقوط کند.

وی افزود: عبادت حج بیت الله الحرام بی‌تفاوتی‌های دنیای امروز در مقابل ظلم جهانی را مبدل به استقامت همگانی نموده و فاصله سفید و سیاه و غربی و شرقی را و هم چنین تفرقه‌زدایی را از جامعه بشر بر می‌چیند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی درباره ساحت اعتقادی ـ اخلاقی افزود: در حج ابراهیمی، اخلاقی که امروز جهان بشریت را مبتلا به آتش و استبداد و آوارگی کرده، با این احکام مبدل به جامعه صالح و صلح جهانی می‌کند.

وی با بیان اینکه حاجیان در اعمال حج از بیماری و مرض فراگیر ریا و خود‌نمایی یعنی جدل و جمال ظاهری خویش در آینه مادی شهود نمودن، منع می‌شوند، اظهار کرد: حجاج بیت‌الله‌الحرام از ایجاد ناامنی برای زائران خانه خدا و حتی حیوانات ممنوع  شده‌اند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به ساحت زیباشناختی سند در آیین حج ابراهیمی اظهار کرد: داستان ذبح حضرت اسماعیل، مادر زییایی‌های در نزد بشر است که به حجاج آموزش می‌دهد سبک زندگی توحیدی عبارت از آن است که فرزندان را امانت الهی بدانیم نه آنکه ملک خود فرض نموده و قانون بردگی پنهان را برای تربیت آنان به کار بگیریم و ناکامی‌های روزگار خویش را با تحمیل بر آنها در تحصیل و ازدواج و اشتغال جبران سازی کنیم.

وی درباره ساحت اقتصادی و مهارت حرفه‌ای سند تحول گفت: در آیین حج، سرمایه و ثروت امانت الهی محسوب می‌شود، به همین سبب حجاج باید از مالی مستطیع شده باشند که حق الله و حق النبی را پراخت کرده و هم چنین باید اقتصاد خودشان را با ذبح قربانی برای فقرا، توحیدی کرده و از صف مشرکان جدا کنند و این راهکاری است که خداوند هستی برای نجات بشر از اقتصاد ظالمانه مطرح نموده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی ادامه داد: در حال حاضر یکی از راهکارهای برون رفت از شوک اقتصادی امروز برای انقلاب اسلامی، توجه رجال دینی و سیاسی کشور به تحلیل مباحث نظری اقتصاد حجاج در آیین زائرین بیت الله الحرام و تحلیل معانی آن است.

وی به تربیت ساحت زیستی و بدنی سند تحول آموزش و پرورش در آیین حج، اشاره کرد و گفت: حجاج باید با تراشیدن سر و جدا کردن ناخن، بدن‌شان را تطهیر و تکریم کنند و هم حق ندارند گیاهان را از محیط پیرامون خود قطع کنند و پرندگان و حیوانات را در محیط زیست با ناامنی مواجه کنند؛ این عبادت حج ابراهیمی می‌رساند که آیین حج برای بدن انسان و محیط زیست او، درس امنیت و  آبادانی دارد که این نیاز، زندگی بشر را با خطر جدی روبه‌رو کرده است.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به ساحت سیاسی و اجتماعی در آیین حج اشاره کرد و افزود: حجاج با حضور در برنامه رمی جمرات به صورت نمادین و سمعی و بصری به دشمن قسم خورده خود باید سنگ بزنند که این عبادت به زائرین آموزش می‌دهد، انسان دشمن پلیدی دارد که در پیامبر عزیز و عظیمی چون ابراهیم خلیل الرحمن طمع می‌کند پس باید به دو روش آن را از خود دور کند یک از حضور در خانه قلبش و دوم از برائت ورزیدن به لشگر پیاده و سواره نظام؛ به همین جهت در برنامه‌های حج مراسم برائت از مشرکین از سوی خداوند حکیم تعبیه شده تا انسان در قیامت از ناتوانی و نا آگاهی، حجتی برای خالق خویش نتراشد، و علت اینکه این مراسم عظیم و سرنوشت ساز توسط عمال رژیم صیهونیستی و  شیطان بزرگ مقبول نمی‌افتد، آن است که منافع مشرکانه آنها تهدید و تعطیل می‌شود.

وی با توجه با اشاره به ساحت علمی و فناورانه سند تحول آموزش و پرورش در آیین حج گفت: علم حقیقی آن است که انسان با عالم ملکوت جهان هستی ارتباط بر قرار کند چرا که حاجیان باید علم داشته باشند که خداوند نیاز و حاجتی به خانه ندارد زیرا او زمان و مکان برایش فرض نمی‌شود تا خانه‌ای مانند مخلوقات از برایش موجود باشد، بلکه زائرین بیت‌الله‌الحرام باید با آموزش رموز عبادی که دریافت می‌کنند، وجدان کنند که علم حقیقی از آن اوست و علم بشر اعتباری و اعطایی حضرت حق تعالی است.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: اگر مربیان و متربیان با این نوع علم در آیین حج ابراهیمی آشنا شوند از مرز علوم مادی یعنی تصاویری که در خانه ذهن بشر تنیده شده، عبور کرده و به مقام شهود ملکوت جهان مادی ئائل می‌شوند و نتیجه آن می‌شود که انسان کسب علم را برای آخرت می‌طلبد نه برای تکاثر و تکالب زرق و برق ظاهری و لذت‌های خیالی که در محاورات بشر جهان امروز به رقابت گذاشته شده و اسباب اسارت ابلیس و جنود او را فراهم می‌کند.

 

۲۰۶۹-خشونت جنسی در آمریکا از زبان آمار+ رابطه محبت مجازی با خشونت جنسی

۰۴ مرداد

آلانا وجیانس

خشونت جنسی در آمریکا از زبان آمار/ بیش از سیصد هزار تجاوز جنسی در هر سال

خبرگزاری فارس: خشونت جنسی در آمریکا از زبان آمار/ بیش از سیصد هزار تجاوز جنسی در هر سال

پزشک سابق تیم ژیمناستیک المپیک متهم به سوء استفاده جنسی از بیش از ۱۰۰ زن است و رئیس جمهور آمریکا به طور علنی متهم به تجاوز جنسی به بیش از ۱۵ زن شده و فخر فروشی می کند که زنان مورد نظرش را شکار کرده و به دام می اندازد.

گروه غرب از نگاه غرب خبرگزاری فارس: خشونت جنسی به فرهنگ ما نفوذ می کند؛ از صحنه های تجاوز جنسی خشونت آمیز در برنامه های پرطرفدار تلویزیونی تا رواج لباسهای  سکسی باعث تقویت  فرهنگ تجاوزگری می شود؛ از ورزشکاران برجسته ای که دختران جوان را وادار به سکوت می کنند، تا داستانهای تقریبا روزانه از تجاوز جنسی در کالج ها و دانشگاهها، تا پزشک سابق تیم ژیمناستیک المپیک که متهم به سوء استفاده جنسی از بیش از ۱۰۰ زن است و رییس جمهور ایالات متحده که به طور علنی متهم به تجاوز جنسی به بیش از ۱۵ زن شده و در سندی ضبط  شده  فخر فروشی می کند که زنان مورد نظرش را شکار کرده و به دام می اندازد.
همه این نمونه ها فرهنگی را ایجاد می کنند که عادی شدن خشونت جنسی را تقویت می کند.
از آنجا که اولین گام در جهت جلوگیری از خشونت جنسی، شناخت واقعیت آن است، ما آماری را که ابعاد گسترده و درد آور این معضل را در جامعه آمریکا  نشان می دهد، گرد آورده ایم.

۳۲۱/۵۰۰
میانگین تعداد قربانیان تجاوز و حمله جنسی در هر سال در ایالات متحده

۹۹
درصد مجرمین خشونت جنسی که آزاد می شوند.

۱۳
درصد بازماندگان تجاوز جنسی زن که خودکشی می کنند.

۶۴
درصد افرادی که در طول زندگی خود تجاوز جنسی را تجربه خواهند کرد.

۱۹ ـ ۱۶
محدوده سنی ای که زنان چهار برابر بیشتر از دیگر افراد، قربانی تجاوز جنسی  یا در معرض تجاوز و آزار جنسی  قرار می گیرند. دانش آموزان کالج زن در سن ۱۸ تا ۲۴ سالگی سه برابر بیشتر از دیگر زنان خشونت جنسی را تجربه می کنند.

۱ در ۶
کسری از زنان آمریکایی که از زمان تجاوز یا تلاش برای تجاوز در زندان جان سالم به در بردند.

۱ در ۸
تعداد دفعاتی که افراد رنگین پوست، احتمال بیشتری دارد که خشونت جنسی را نسبت به افراد دیگر تجربه کنند.

۳
درصد مردان که در طول عمرشان مورد تجاوز قرار خواهند گرفت.

۹۰
درصد قربانیان تجاوز جنسی بالغ که زن هستند.

۸۰/۶۰۰
تعداد تخمینی زندانیانی که سالانه خشونت جنسی را در زندان یا بازداشت تجربه می کنند.

۶۰
درصد موارد خشونت جنسی که توسط زندانیان تجربه می شود و توسط کارکنان زندان یا بازداشتگاهها انجام می شود.

۲
تعداد دفعاتی که فرد دارای معلولیت، بیشتر از یک فرد بدون ناتوانی قربانی تجاوز یا حمله جنسی می شود.

۱۰۰
درصد تماس جنسی بین زندانیان و نگهبانان زندان که غیر قانونی است و بدون رضایت انجام می شود.

۵۰۰ ـ ۴۰۰ (دلار) 
مقدار پولی که برای انجام تست تایید تجاوز هزینه می شود. با توجه به قانون خشونت علیه زنان، قربانیان هرگز نباید برای گرفتن گواهی تجاوز شخصا پولی پرداخت کنند، اما بسیاری از ایالت ها قربانیان  را مجبور به پرداخت این هزینه می کنند.

۳۴ ـ ۱۲
محدوده سنی ای که در آن افراد به احتمال بیشتر مورد حمله و تجاوز جنسی قرار می گیرند.

۲۱
درصد دانشجویان دو جنسیتی که هنگام ورود به دانشگاه مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرند.

۴۶
درصد زنان دوجنسیتی که در طول زندگی  خود تجاوز و تعرض جنسی را گزارش کرده اند.

۱۸/۹۰۰
تعداد افرادی که در خدمت ارتش هستند و تماس جنسی ناخواسته را در سال ۲۰۱۴ تجربه کردند.

۲۵/۹۰۰
میانگین تعداد بومیان آمریکایی ۱۲ ساله و بالاتر که هر سال گزارش می دهند که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند.

۹۴
درصد زنانی که علائم اختلال استرس پس از سانحه  را در طی دو هفته به طور مستقیم پس از تجاوز به عنف تجربه می کنند.

۷ در ۱۰
کسری از تجاوزهایی که قربانی، مرتکب را می شناسد.

۵۷
درصد مجرمان خشونت جنسی که سفید هستند.

۹۳
درصد مجرمان سوء استفاده جنسی از کودکان که قربانی خود را می شناسند.

۱۰ـ ۲
درصد گزارش های دروغ تجاوز جنسی

۱۲۷/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ (دلار) 
کل مبلغ هزینه و خسارت تجاوز به عنف در هر سال در ایالات متحده آمریکا، به استثنای موارد سوء استفاده جنسی از کودکان
 نویسنده: آلانا وجیانس (Alanna Vagianos) پژوهشگر و نویسنده هافینگتون پست
 منبع: yon.ir/N07sX

 

۲۰۶۸-کلید واژهای حیات طیبه در زیارت نامه امام مهربانی ها + محبت حقیقی در زندگی امام هشتم

۰۲ مرداد
 امام رضا
کد خبر: ۴۵۶۸۴۵ | تاریخ مخابره :۱۳۹۷/۵/۱ – ۱۹:۰۱ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
در وزارت آموزش و پرورش بررسی شد؛
کلید واژهای حیات طیبه در زیارت نامه امام مهربانی ها
حوزه/ نشست شاخص های حیات طیبه در زیارت نامه امامان معصوم علیهم السلام با حضور بانوان فرهنگی برگزار گردید.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه» به نقل از ستاد همکاریها، حجت الاسلام حسین درودی در این نشست به تشریح شاخصه های حیات طیبه با الهام از کلید واژهای زیارتنامه حضرت امام رضا علیه سلام پرداخت .

*اهل بیت مربیان انسان و ملائکه

وی با اشاره به شاخصه تربیت اعتقادی و عبادی سند تحول گفت؛ حقیقت مطلب آن است که راه خدا پرستی و خدا باوری را باید از مکتب اهل بیت علیهم السلام آموخت.

وی با بیان اینکه شهادت به یگانگی خداوند در صدرهمه زیارت نامه های ائمه معصومین علیهم السلام قرار دارد گفت؛ آن وقتی که درطلیعه زیارت نامه  امام هشتم با تمام وجود می گوییم؛ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ…

به یاد کلام گهر بار اهل بیت علیهم السلام می افتیم که می فرمایند؛ درس توحید را نه تنها به بشریت  بلکه به ملائکه نیز ما آموختیم، سبحنا فسحبت الملائکه هللنا فهللت الملائکه، اول ما تسبیح خداوند گفتیم، بعد ملائکه گفتند ؛ابتدا ما تهلیل گفتیم، سپس ملائکه گفتند، همه اینها نشانه آن است که راه خدا پرستی از مکتب اهل بیت ع می گذرد.

*سیره امامان  نسخه حیات طیبه

سخنران این نشست در ادامه افزود ؛ اگر به فراز های نورانی زیارت نامه امام رئوف دقت کنیم، متوجه می شویم برای دست یابی به حیات طیبه باید دستور العمل آن را از امام معصوم و انسان کامل گرفت، وقتی می گوییم؛ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَمُودَ الدِّینِ بیانگر آن است که مربیان و متربیان معتقد باشند، خیر دنیا و آخرت توسط انسان کامل محقق می گردد.

وی با بیان اینکه  عبادت حقیقی آن است که به دستور امام معصوم علیهم السلام باشد گفت ؛خوب است مربیان و متربیان، بدانند عبادت حقیقی از آن آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، آنگاه که در زیارتنامه حضرت رضا علیه سلام امام عصر را مورد خطاب قرار داده و عرض میکنیم؛ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّتِکَ وَ وَلِیِّکَ الْقَائِمِ فِی خَلْقِکَ صَلاةً تَامَّةً نَامِیَةً بَاقِیَةً….

*راه برون رفت از وسوسه های شیطانی

حجت الاسلام درودی  با بیان شاخص تربیت اعتقادی اخلاقی سند تحول ابراز داشت؛راه برون رفت از وسوسه های شیطانی تمسک به سجایای اخلاقی اهل بیت علیهم السلام است و در حقیقت چراغ راه بشریت برای رهایی از ظلمات نفسانی می باشند و این مهم در فرازهای زیارت ائمه معصومین  به چشم میخورد و بی خود نیست وقتی زائران کوی دوست از حرم خارج می شوند، احساس سبک بالی می کنند ،چون به امام مهربانی عرضه داشته اند؛السَّلامُ عَلَیْکَ یَا نُورَ اللَّهِ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ…

*برائت از دشمنان دین محور زیارتنامه

سخنران این نشست در ادامه به بعد تربیت  اجتماعی و سیاسی سند تحول و تناسب آن با آداب زیارت اهل بیت علیهم السلام پرداخت و گفت ؛ یکی از زیبایی های  زیارت نامه های ائمه اطهار، اعلام برائت از دشمنان دین و عترت است در زیارت امام هشتم نیز می خوانیم؛ قَتَلَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ بِالْأَیْدِی وَ الْأَلْسُنِ خداوند کسانی که شما هادیان امت را ترور جسمی و شخصیتی می کنند بکشد و این یعنی دائره المعارف مواجهه با دین ستیزان .

*تفاوت سیاست در تشیع با دیگر مکاتب  جهان

حجت الاسلام دروی یاد آور شد؛ از ارکان سیاست در مکتب تشیع، پرهیز از ترور شخصیت بندگان خوب  حق تعالی، با دست و زبان می باشد و تامل در این فراز نورانی زیارت نامه، برای مربیانو متربیان موجب تعریف و تفسیرسیاست در مذهب شیعه می شود که تفاوت سیاست در تشیع با دیگر مکاتب  جهان در این است که ظالمان بصورت فردی و جمعی مورد لعنت و نفرت می باشند.

*شاخص تربیت اقتصادی

وی در تشریح شاخص تربیت اقتصادی و حرفه ای سند تحول با الهام از زیارتنامه امام رضا علیه اسلام گفت ؛ اقتصاد در مذهب تشیع با توجه شایستگی حضرت امام زمان عجل الله فرجه الشریف تعریف می گردد ومربیان و متربیان موفق دراقتصاد عادلانه، امام عصر علیه السلام  را باذن الله ،ولی نعمت خود می دانند،آنجا که پس از سلام و صلوات و عرض ارادت به ساحت قدسی امام رضا علیه اسلام می گوییم ؛… فَارْزُقْنِی بِهِمْ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّی بِهِمْ شَرَّ الدُّنْیَا

*مناظرات علمی عالم آل محمد شاخص تربیت علمی و فنآوری

حجت الاسلام درودی همچنین به تربیت علمی و فنآوری سند تحول و تاکید معارف اهل بیت بر علم آموزی اشاره کرد و گفت؛ بر این اساس است در زیارتنامه امام هشتم می خوانیم؛ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ  بْنِ عَلِیٍّ عَبْدِکَ وَ خَلِیفَتِکَ فِی أَرْضِکَ بَاقِرِ عِلْمِ النَّبِیِّینَ

وی افزود،علم حقیقی آن است که خالق علم را تبیین و تشریح کند وقلب مربیان و متربیان را به خداوند هستی نزدیک نموده، و آرامش را بر مشام جان آنان برساند.

سخنران  این نشسست گفت؛ وقتی به حضرت رضا به عنوان وارث انبیا سلام میدهیم باید از آن حرم ملکوتی الهام بگیریم  ،اگر مربیان و متربیان از علم  آمیخته به دراسه با علم وراثه آشنا شوند، حب وطن مانع از مهاجرت آنان به بلاد دیگر می شود و نو آوری های علوم انسانی را در کشور امام رضا به منصه ظهور می رسانند.

وی در تببین این فراز از زیارتنامه گفت ؛ محب اهل بیت علیم اسلام برای ایجاد کرسی های نظزیه پردازی ملی و بین المللی بایداز سبک مناظره امارضا علیه سلام درس بگیرد و با الهام از آن مناظرات علمی عالم آل محمد که نشات گرفته از علو وحیانی بود اندیشمندان ملل مختلف را به تسخیر استدلا لهای خود در آورد .

 

۲۰۶۷-شوخی‌های «خنداننده شو» مناسب سن «خندوانه» نیست.+ رابطه شوخی با محبت مجازی

۰۱ مرداد

شوخی‌های «خنداننده شو» مناسب سن «خندوانه» نیست!

خبرگزاری فارس: شوخی‌های «خنداننده شو» مناسب سن «خندوانه» نیست!

«خندوانه» چه نیازی به این دارد که در برنامه‌ای با عنوان «خنداننده‌شو» فردی بیاید شوخی‌هایی را مطرح کند که حتی در پایان اجرایش،‌ خانم داور به او تذکر دهد که برخی از مواردی که گفتی حتی مناسب سن تو نیست!

خبرگزاری فارس ـ گروه رادیو و تلویزیون: مدتی است برخی شوخی‌های مستهجن در برخی شبکه‌های تلویزیون جمهوری اسلامی به ویژه در شبکه نسیم و برنامه خندوانه به نحو عجیبی افزایش یافته و این در حالی است که چنین شوخی‌هایی اصلا نباید در تلویزیون وجود داشته باشد.

اما شوخی‌ها و حرف‌های مشمئزکننده جنسی واقعا در جایی که به تعبیر حضرت امام باید دانشگاه باشد، رواست؟

۱) بی‌تردید شأن بیننده ایرانی بسیار بالاتر و والاتر از این است که حتی اندکی از زمان خویش را صرف شنیدن اینگونه کارهای  سخیف کند؛‌ ضرورت نهی از منکر نیز الزام می‌کند نسبت به ترویج خواسته یا ناخواسته بی‌حیایی در تلویزیون اعتراض کنیم.

البته وجود شوخی‌های منحرف فقط محدود به این شبکه و این برنامه نیست؛ اما اینکه در شبکه‌ای بخواهند همه کار برای خنداندن ملت انجام دهند؛ همه نوع مثال که به جُک‌های زننده ارجاع می‌دهد، مطرح شود؛‌ هر حرفی که برای به اصطلاح شاد کردن مردم صلاح بدانند حتی اگر حرفی آلوده و ناپاک باشد، برانند و در واقع با توجیه «می‌خواهیم مردم تلویزیون مملکت خودشان را ببینند نه ماهواره را» کارها و شوخی‌های ناپسند و مبتذل را عادی کنند، واقعا جای تذکر شدید و منع دارد.

۲) برنامه‌ای که واقعا مردم را به خوبی می‌تواند شاد کند و پیش از این نیز از پسش برآمده، چه نیازی به این دارد که در برنامه‌ای با عنوان «خنداننده شو» فردی بیاید شوخی‌هایی را مطرح کند که حتی در پایان اجرایش،‌ خانم داور به او تذکر دهد که برخی از مواردی که گفتی حتی مناسب سن تو نیست! چرا در میان استندآپ‌کمدی‌ها اجازه پخش به برخی داده می‌شود که موارد بسیار زشتی را عنوان می کنند؟ آیا قبح‌زدایی از ضدفرهنگ‌ها پیش‌شرط خندیدن و خنداندن است؟

۳) به نظر می‌رسد در شرایط کنونی و با توجه به تداوم رسوایی‌های پیش آمده، افرادی سعی دارند ضمن تمسخر فرهنگ اصیل ایرانی و الزامات شرعی و دینی، در دامن زدن به لجام گسیختگی‌ها و بی‌بندوباری‌های اخلاقی پیشی بگیرند؛ در حالی که صداوسیما باید مراقب چنین مواردی باشد و مخاطبان خود را که خانواده‌های ایرانی هستند به واسطه این کوتاهی‌ها از دست ندهد.

دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷ \ ۹ ذو القعدة ۱۴۳۹ \ Monday, July 23, 2018

خندیدن طلاب
کد خبر: ۳۴۸۲۶۲ | تاریخ مخابره :۱۳۹۴/۲/۱ – ۱۱:۲۴ | سرویس:  ۷۵
حلال بخندیم
شوخی به سبک پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع)
حوزه/ اگر چه در سيرۀ نوراني اهل بيت عليهم السلام مزاح و شوخي جريان داشته است اما اين رفتار، ضابطه مند بوده است. آنان به مسلمانان نيز سفارش مي‌نمودند كه در اين گونه رفتارها، مواظب باشند كه از دايرۀ حق و حقيقت بيرون نروند و يا سبب آزار و اذيت ديگران نشوند.

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»گونه هایی از شوخی های پیامبر و اهل بیت(ع) و نیز توصیه های آنان به رعایت اصول دینی در هنگام شوخی منتشر می کند.

خوش خُلقي و گشاده رويي از ويژگي هاي هر مسلمان است. اين ويژگي بارز در تعاملات و معاشرت هاي متقابل اجتماعي و در شوخ طبعي آشكار مي‌شود و سبب صميمانه‌تر شدن روابط اجتماعي مي‌گردد و كينه را از دل مي‌زدايد. آن گونه كه رسول خداصلي الله عليه وآله مي‌فرمايد: «حُسْنُ البُشْرِ يذْهَبُ بِالسَّخِيمَةِ؛ گشاده رويي كينه را از دل مي‌بَرَد.» (۱) به همين منظور با نگاهی كوتاه در احاديث و سيره اهل بيت اطهار عليهم السلام قطره‌اي از بيكران كردار پسنديده آنان ارائه می گردد.

بررسي روايات مزاح

با كاوشي گذرا در احاديث امامان معصوم عليهم السلام فهميده مي ‌شود در روايات شيعي، دو گونه برخورد با مقوله مزاح شده و از دو زاويه بدان نگريسته شده است؛ يك دسته رواياتي است كه به مدح و ستايش مزاح مي ‌پردازد و دسته ديگر آن را نكوهش كرده است. با نگاهي دقيق‌تر مشخص مي ‌شود كه دسته سومي از احاديث هم وجود دارد كه مؤمنان را از مزاحِ بسيار باز مي‌دارد و مزاحِ فراوان را مورد نكوهش قرار داده و آن را برنمي تابد.

* مزاح ستوده

*تاکید اهل بیت(ع) بر شاد بودن

اسلام، دين عاطفه، صلح و اميد است و همواره مسلمانان را دعوت به صميميت و دوستي مي‌نمايد. تا آنجا كه امام علي عليه السلام در ضرورت گشاده رويي مي‌فرمايد: «بُشْرُ المُؤمِنِ في وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ في قَلبِهِ؛ شادي و گشاده رویی مؤمن در چهره او [آشكار] و غمش در دل او [مخفي] است». (۲) بدين معنا كه فرد مؤمن همواره غم خويش را براي خود نگه مي‌دارد ولي در برخوردهاي اجتماعي، ديگران را با گشاده رويي در شادي خود سهيم مي‌نمايد. اين نه تنها گفتار اهل بيت عليهم السلام است بلكه در رفتار آن بزرگواران نيز به گونه روشن و عيني به چشم مي‌خورد. بر خلاف آنچه در برخي اذهان جا افتاده است پيشوايان معصوم عليهم السلام، نه تنها اهل شاد كردن و مزاح پسنديده با ديگران بودند بلكه به ديگران نيز آن را توصيه مي‌نمودند و شاد نمودن دل مؤمن و پاك كردن غبار غم از چهره او را – اگر چه به اندازه يك شوخي ساده – سجيّه‌اي اخلاقي مي‌دانستند.

نوشته اند روزي «يونس شيباني‌» از راه دوري جهت ملاقات با پيشوا و استاد خويش امام صادق عليه السلام نزد ايشان آمد و با امام ديدار و گفتگو نمود. اندكي گذشت و امام براي اينكه بداند شهر او چه حال و هوايي دارد و مؤمنان با ديگران چگونه اند، پرسيدند: «اي يونس شيباني! شوخي شما با ديگران به چه اندازه است؟‌» يونس پاسخ داد: «سرورم، شوخي ما اندك است.‌» امام فرمود: «نه! اين گونه نباشيد، بلكه در حد متوسط شوخي نماييد؛ زيرا شوخي پسنديده نشانه خوش خُلقي است؛ تو با شوخي با برادر مؤمنت او را شادمان مي‌نمايي. بدان كه رسول خداصلي الله عليه وآله نيز با ديگران شوخي مي‌نمود و هدف او از اين كار شادمان ساختن آنان بود». (۳)

به خوبي مشخص است كه امام با اين سخن تلاش مي‌نمود تا مزاح پسنديده را يكي از مصاديق و نشانه‌هاي خوش خُلقي معرفي نموده و آن را سيره رسول خدا صلي الله عليه وآله در دوستي هاي خود بيان نمايد.

* ويژگي مؤمنان

از آنجا كه مؤمن براي جامعه خود الگوي سجاياي اخلاقي شناخته مي‌شود، در زمينه مزاح با ديگران نيز الگوست و مزاح هاي پسنديده يكي از ويژگي هاي بارز او به شمار مي‌رود. هم چنان كه رسول خدا صلي الله عليه وآله مي ‌فرمايد: «المؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ وَ المُنافِقُ قَطَبٌ غَضِبٌ؛ مؤمن، شوخ طبع و خوش برخورد است و منافق، گرفته و خشم آلود مي‌باشد.‌» (۴) اين ويژگي به اندازه ‌اي بارز و نمايان است كه در ميان احاديث اهل بيت عصمت عليهم السلام يك ويژگي و خصلت عمومي براي مؤمنان معرفي شده است. امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «ما مِن مؤمن الاَّ وَ فِيهِ الدّعَابَةُ؛ هيچ مؤمني نيست كه در او شوخي و مزاح [پسنديده] نباشد.‌» (۵)

*شوخی پیامبر و امیرالمومنین(ع)

در اين راستا در بيان شوخي هاي رسول خدا صلي الله عليه وآله با خانواده خود نوشته اند: روزي پيامبر صلي الله عليه وآله در مقابل علي عليه السلام نشسته بود و ظرف خرمايي جلوي آنان بود. پيامبر صلي الله عليه وآله هر بار خرمايي برمي داشت و مي‌خورد و هسته آن را پيش روي علي عليه السلام مي‌نهاد. وقتي مقداري خرما خوردند و همه هسته‌ ها جلوي امام علي عليه السلام جمع شد؛ پيامبر صلي الله عليه وآله به شوخي به علي عليه السلام فرمود: «اي علي! تو چه قدر پرخور هستي؟!‌» و اشاره به هسته ‌هاي انباشته شده جلوي او كرد. امام علي عليه السلام نيز شوخي ايشان را با شوخي پاسخ داد و فرمود: «پرخور كسي است كه خرماها را با هسته بخورد‌» و اشاره به پيامبرصلي الله عليه وآله كرد كه هيچ هسته خرمايي جلوي ايشان نبود. (۶)

همچنين ايشان در مزاح با اصحاب، ياران و نزديكان خويش نيز شناخته شده بودند و نمونه‌ هايي از شوخ طبعي هاي پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله با ياران و نزديكان وارد شده است كه نگاهي به چند نمونه از آنها خالي از لطف نيست:

الف. اشك شوق:

روزي پيرزني از صحابه رسول خدا صلي الله عليه وآله – كه زني مؤمن و پاكدامن بود – براي عرض ارادت تصميم گرفت نزد پيامبر(ص) رود. پيرزن لنگ لنگان نزد پيامبر(ص) آمد تا در مورد بهشت از ایشان بپرسد. سلام كرد و در مورد بهشت از پيامبر صلي الله عليه وآله سؤال كرد. رسول خدا صلي الله عليه وآله به او فرمود: «پيرزنان به بهشت نمي‌روند.‌» پيرزن از اين پاسخ يكّه خورد و بسيار غمگين شد و برخاست و رفت. بلال حبشي نزد پيامبر صلي الله عليه وآله مي ‌رفت و ديد پيرزن با چشمان اشكبار از نزد پيامبر صلي الله عليه وآله باز مي‌گردد. از او پرسيد: «اي مادر! چرا گريه مي‌كني؟‌» پاسخ داد: «زيرا پيامبر صلي الله عليه وآله به من فرموده پيرزن ها به بهشت نمي‌روند.‌» بلال نيز از اين سخن بسيار تعجب كرد. با پيرزن خداحافظي نمود و نزد رسول اکرم صلي الله عليه وآله آمد و درستيِ خبر را دوباره از پيامبر صلي الله عليه وآله سؤال كرد. پيامبر صلي الله عليه وآله به او فرمود: «سياه ‌ها نيز به بهشت نمي‌روند.‌» بلال نيز غمگین شد و در گوشه‌اي نشست. اندكي گذشت و عباس، عموي پيامبر صلي الله عليه وآله كه پيرمردي سالخورده بود بلال را گريان ديد. نزد بلال رفت و پرسيد: «چرا گريه مي‌كني؟‌» بلال اشك از چشمانش پاك كرد و گفت: «پيامبر صلي الله عليه وآله فرمود سياهان به بهشت نمي‌روند.‌» عباس پيش پيامبر صلي الله عليه وآله آمد و جريان را باز گفت. پيامبر صلي الله عليه وآله به عباس رو كرد و فرمود: «بدان كه پيران نيز به بهشت نخواهند رفت.» او نيز بسيار غمگين شد. اندكي گذشت. براي اينكه خبر شادماني، بيشتر در دل آنان تأثير گذارد، هر سه آنان را نزد خود فرا خواند و با تبسّمي فرمود: «پروردگار، اهل بهشت را ابتدا به صورت جواني آراسته در حالي كه تاجي به سر دارد درمي آورد و سپس وارد بهشت مي‌سازد؛ نه به صورت انسان پير يا سياه چرده.‌» هر سه از اين مزاح شاد شدند. (۷)

ب. ترس و خنده:

روزي زني از نزديكان پيامبر صلي الله عليه وآله نزد ايشان آمد. پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله با صداي بلند به گونه ‌اي كه او مي ‌شنيد فرمود: «آيا اين همان زني نيست كه در چشم شوهرش سفيدي است؟.

زن سراسيمه شد و گفت: «نه در چشم شوهر من سفيدي نيست!‌» سپس پريشان به سوي خانه دويد و آنچه از پيامبر صلي الله عليه وآله شنيده بود به شوهرش گفت. مرد منظور پيامبر صلي الله عليه وآله را فهميد و به سخن زن خنديد و چشمش را به همسر خود نشان داد و گفت: «مگر نمي‌بيني كه سفيديِ چشمانم بيشتر از سياهي آن است.‌» (۸)

ج. دندان بهشتيان:

پيرزني كه دندان هايش در اثر پيري ريخته بود نزد پيامبر صلي الله عليه وآله آمد. وقتي پيامبر صلي الله عليه وآله او را ديد فرمود: «پيرزنِ بي دندان وارد بهشت نمي‌شود.» پيرزن بسيار ناراحت شد. رسول اکرم صلي الله عليه وآله كه ديد او بسيار ناراحت است پرسيد: «چرا گريه مي‌كني؟‌» با بغض پاسخ داد: «اي رسول خدا! من دندان ندارم.‌» پيامبرصلي الله عليه وآله نيز با خنده فرمود: «غمگين مباش! منظور من اين بود كه تو با اين وضع وارد بهشت نمي‌شوي.» (۹)

*شوخی با امام حسن(ع)

اهل بيت عصمت و طهارت هر کدام مزاح هايي با اطرافيان خاص خود مي‌نمودند و موجبات شادي و سرور همديگر را فراهم مي‌آوردند و يا از شوخ طبعي ياران خود مسرور مي‌شدند. نوشته اند مردي در مدينه دوست امام مجتبي عليه السلام بود و زبان گويايي در شوخي و مزاح با ديگران داشت. او بيشتر اوقات نزد امام مجتبي عليه السلام مي ‌رسيد و با شوخي هاي خود امام را مي‌خندانید. مدتي امام او را نديد. روزي پس از مدتها نزد امام آمد. امام از او پرسيد: «حالت چه طور است؟‌» او آهي كشيد و گفت: «اي فرزند رسول خدا! حال من بر خلاف آن چيزي است كه خودم و خدا و شيطان آن را دوست مي‌داريم.» امام خنديد و پرسيد: «چه طور؟ توضيح بده!‌» مرد گفت: «خدا مي‌خواهد من از او اطاعت كنم و معصيت كار نباشم، من چنين نيستم. شيطان دوست دارد من در برابر پروردگار خويش [هميشه] سركشي كنم و پا بر دستورات خدا بگذارم، اما من چنين نيستم. و خودم هم دوست دارم هميشه در دنيا باشم اما اين چنين هم نخواهم بود و روزي از دنيا خواهم رفت. حال، شما بگوييد حال من چگونه بايد باشد.‌» امام مجتبي عليه السلام از شوخي او خنديد و شاد گرديد. (۱۰)

* شوخی های عاشورایی

مؤمن به خاطر پشتوانه غني ايمان خود از مرگ هراسي ندارد و مرگ بازيچه ايمان و عشق او به پروردگار خويش است و مرگ را به منزلۀ پلي براي گذر از سرايي به سراي ديگر مي‌داند. همين موضوع بود كه سبب شد تا ياران امام حسين عليه السلام در شب عاشورا، آن گاه كه دانستند فردا در ركاب امام بر حق خود به شهادت مي‌رسند به شور و شعفي وصف ناپذير دست يابند. در شب عاشورا زمزمه عاشقان از خيمه‌ها شنيده مي‌شد. هر يك گوشه‌اي خلوت را يافته بودند و به راز و نياز با معبود خويش مشغول بودند، چرا كه فردا پيك شهادت سراغ يك يك آنها را مي‌گرفت. دسته‌اي نماز مي‌خواندند. دسته ديگري قرآن مي‌خواندند. عده‌ اي مي‌گريستند و گروهي ديگر غسل شهادت مي‌نمودند. امام حسين عليه السلام نيز در خيمه خود مشغول نماز بود.

در آن دل شب، از دسته‌اي كه به نوبت براي غسل شهادت آماده مي‌شدند صداي خنده شنيده مي‌شد. «بُرَير‌» با «عبدالرحمن انصاري‌» در كنار خيمه ايستاده بودند. بُرَير كارهايي مي‌كرد كه سبب خنده ديگران مي‌شد. عبدالرحمن از او پرسيد: «اي برير! آيا مزاح مي‌كني و مي‌خندي؟ اكنون كه وقت مزاح و شوخي نيست!‌» برير با خنده پاسخ داد: «تمام خويشاوندانم مي‌دانند كه من اهل مزاح و خنده نيستم و حتي در جواني نيز چنين نمي‌كردم، چه رسد به حال كه پير شده‌ام. اما بدان كه اين شوخي و خنده‌اي كه از من مي‌بيني به خاطر مژده بهشتي است كه در پيش روي داريم. به خدا بين ما و بهشت فاصله‌اي نيست جز اينكه از سوي دشمن حمله‌اي شود و ما جان خويش را در پي ياري فرزند رسول خدا صلي الله عليه وآله فدا كنيم و من چقدر منتظر اين لحظه هستم.‌» (۱۱)

* شوخی های ناروا ممنوع

اسلام براي مسلمانان در همه زمينه‌ هاي اخلاقي ضوابط و مقررات خاصي را در نظر گرفته است و مسلمانان را به رعايت دقيق آن فرا مي‌خواند.

اگر چه در سيرۀ نوراني اهل بيت عليهم السلام مزاح و شوخي جريان داشته است اما اين رفتار، ضابطه مند بوده است. آنان به مسلمانان نيز سفارش مي‌نمودند كه در اين گونه رفتارها، مواظب باشند كه از دايرۀ حق و حقيقت بيرون نروند و يا سبب آزار و اذيت ديگران نشوند.

*شوخی به سبک پیامبر(ص)

رسول خدا صلي الله عليه وآله مي‌فرمايد: «اِنّي اَمزَحُ وَ لا اقُولُ اِلاّ حقاً؛ به درستي كه من شوخي مي‌كنم، اما هرگز جز حقيقت را نمي‌گويم.» (۱۲) بدين معنا كه دروغ گويي به خاطر شوخي را جايز نمي‌دانم. هم چنان كه ديده مي‌شود برخي به خاطر شوخ طبعي حاضر هستند دروغ يا هر سخن نادرست ديگري نيز بگويند. همچنين امام باقرعليه السلام در اين باره مي‌فرمايد: «اِنَّ الله عزَّ وَ جَلَّ يحِبُّ المُداعِبَ فِي الجماعَةِ بِلا رَفَثٍ؛ به درستي كه خداوند بلند مرتبه و سترگ كسي را كه در جمعي بدون فحش و يا سخن نادرست شوخي مي‌كند، دوست مي‌دارد.» ۱۳

از اين رو اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام براي ياد دادن و سفارش به شوخي و مزاح هاي اسلامي به ياران و نزديكان خود، توصيه ‌هاي فراواني در اين زمينه به گونه رفتاري و گفتاري به آنان مي‌نمودند. بر اين اساس نوشته اند در بين ياران امام رضا عليه السلام مرد شوخ طبعي بود كه گاه ديگران را مي‌خنداند. روزي با خود گفت بهتر است اين مسئله را از امام رضا عليه السلام بپرسد تا ببيند آيا كارش درست است، يا نه؟. خدمت امام رضا عليه السلام رسيد و از امام پرسيد: «گاه پيش مي‌آيد كه جمعي در جايي نشسته اند و با هم شوخي مي ‌نمايند و مي‌خندند. آيا بر مردي كه در ميان آنان نشسته است رواست كه در شوخي و خنده آنان شركت نمايد يا خير؟‌» امام لبخندي زد و فرمود: «اشكالي ندارد به شرطي كه گناه نباشد.‌» مرد دانست كه منظور امام فحش و شوخي هاي زشت است.

امام براي اينكه او منظورش را بهتر بفهمد داستاني از پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله نقل كرد و فرمود: «پيامبر صلي الله عليه وآله نيز اين گونه بود. گاه عربي بيابان نشين نزد ايشان مي‌آمد و هديه ‌اي برايشان مي‌آورد و وقتي هديه را مي‌داد به شوخي به پيامبر صلي الله عليه وآله مي‌گفت: پولش را بده! رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز مي‌خنديد و از مزاح او شادمان مي‌شد؛ و گاه كه او را اندوهگين مي‌ديدند مي‌فرمود: كجاست آن عرب بذله گوي بيابان گرد؟؛ كاش اكنون نزد ما بود و شوخي مي‌كرد.» (۱۴)

اما همان گونه كه گفته شد دسته‌اي از روايات نيز به نكوهش مزاح پرداخته اند و مؤمنان را از مزاح هاي ناپسند منع نموده اند. امام كاظم عليه السلام فرمودند: «اِياكَ وَ المِزَاح فَاِنَّهُ يذهِبُ بِنُورِ اِيمَانِكَ؛ از مزاح دوري كن پس به درستي كه آن، نورِ ايمان تو را از بين مي‌برد.» (۱۵)

در اين زمينه نوشته اند: در دوران امام سجاد عليه السلام مردي اهل مدينه بود كه بسيار شوخي مي‌كرد؛ به گونه‌اي كه شوخي هاي زياده از حد او سبب رنجش و آزار ديگران مي‌شد. وی در شوخي با ديگران رعايت احترام و وقار كسي را هم نمي‌نمود و گاه سخنان بيهوده نيز مي‌گفت. خود اقرار مي‌كرد: «من تاكنون توانسته‌ام همگان را بخندانم اما نمي‌توانم علي بن حسين عليهما السلام را به خنده آورم.» روزي تصميم گرفت با امام سجاد عليه السلام شوخي نمايد. ديد امام به همراه دو غلامش در حال عبور كردن از كوچه هستند؛ آرام از پشت به امام نزديك شد و جستي زد و عباي امام را از دوشش برداشت و فرار كرد. امام به شوخيِ زشت او اهميت نداد. غلامانِ امام دنبالش دويدند و عبا را از دست او گرفتند و آوردند و بر دوش امام انداختند. امام پرسيد: «آن مرد كه بود؟‌» پاسخ دادند: «دلقكي كه مردم را با كارهاي خود و شوخي هايش مي‌خنداند.‌» امام فرمود: «به او بگوييد خداوند را روزي است كه در آن بيهوده گران به زيان خود پي مي‌برند.‌» (۱۶)

*زیاد شوخی نکنیم

در مورد شوخي بسيار نيز نهي فراواني در روايات وجود دارد. چرا كه شوخي اگر از حد خود بگذرد – هر چند پسنديده باشد – آثار منفي فراواني به همراه دارد. از جمله آنان از بين رفتن هيبت آدمي است. هم چنان كه اميرالمؤمنين عليه السلام در اين باره مي‌فرمايد: «كَثرَةُ المِزَاحِ تُسقِطُ الهَيبَةَ؛ شوخي زياد شكوه آدمي را مي‌زدايد.‌» (۱۷) همچنين سبب كينه ديگران مي‌گردد. امام علي عليه السلام فرمود: «كَثرَة المِزَاحِ يذهِبُ البَهَاءَ وَ يوجِبُ الشَّحنَاءَ؛ شوخي فراوان سبب رفتن آبرو و كينه توزي مي‌گردد.‌» (۱۸)

نوشته اند روزي يكي از اصحاب رسول خداصلي الله عليه وآله كه در جمع ياران در محضر ايشان نشسته بود از جايش برخاست و خداحافظي كرد كه برود. يكي ديگر از اصحاب كفش هاي او را براي شوخي برداشت و پنهان كرد. مرد اندكي به دنبال كفش هاي خود گشت اما آن را نيافت. برگشت و پرسيد: «كفش هاي مرا نديديد؟‌» گفتند: «نه! نديديم.‌» در اين لحظه مردي كه كفش ها را مخفي كرده بود گفت: «بيا! اين كفشهايت‌» و اصحاب خنديدند. در اين لحظه رسول خدا صلي الله عليه وآله چهره در هم كشيد و فرمود: ‌»[خيال مي‌كنيد] مؤمن چگونه برتري مي‌يابد؟‌» كنايه از اينكه مؤمن بايد همواره مواظب اعمال خود باشد. مرد شوخي كننده خجالت زده شد و عرض كرد: «اي رسول خدا! من فقط خواستم با او شوخي كنم [نه اينكه او را ناراحت نمايم].‌« اما پيامبر پاسخش را نفرمود و فقط دو يا سه مرتبه جمله پيشين خود را تكرار كرد. (۱۹)

نوشته: ابوالفضل هادي منش

۱) محمد بن يعقوب بن اسحاق الكليني، الاصول من الكافي، تهران، دارالكتاب الاسلامية، بي تا، ج ۲، ص ۱۰۴.

۲) محمد التميمي الآمدي، غررالحكم و درر الكلم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۶۴ ه. ش، حديث ۴۴۶۰.

۳) الكافي، ج ۲، ص ۶۶۳، ح ۳.

۴) بحار الانوار، ج ۷۷، ص ۱۵۵.

۵) الكافي، ج ۲، ص ۶۳۳.

۶) سيد نعمت الله جزايري، زهر الربيع، تهران، كتاب فروشي اسلامية، ۱۳۳۷ ه. ش، ص ۳.

۷) بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۸۴.

۸) همان، ج ۱۶، ص ۱۹۴.

۹) همان، ص ۲۹۸.

۱۰) همان، ج ۴۴، ص ۱۱۰.

۱۱) همان، ج ۴۵، ص ۱.

۱۲) ابن ابي الحديد المعتزلي، شرح نهج البلاغه، قم، دارالكتب العلمية، چاپ اول، ۱۹۵۹ م، ج ۶، ص ۳۳۰.

۱۳) الكافي، ج ۲، ص ۶۶۳.

۱۴) همان، ج ۲، ص ۶۶۳، ح ۱.

۱۵) بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۳۹۴.

۱۶) همان، ج ۴۶، ص ۶۸.

۱۷) غرر الحكم، حديث ۷۱۰۱.

۱۸) همان، ۷۱۲۶.

۱۹) محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمة، قم، مكتبة الاعلام الاسلامي، چاپ اول، ۱۴۰۴ ه. ق، ج ۹، ص ۱۴۳

۲۰)ماهنامه مبلغان شماره ۱۷، ابوالفضل هادی منش

 

۲۰۶۶-کارگاه بیست چهارم(۲۴) تربیت نفس- معجزه صلوات- + رابطه محبت مجازی با خشونت

۲۷ تیر

از آیت الله العظمی بهجت(ره) نقل شده است که: «برای برآورده شدن حوائج، زیاد صلوات بفرستید. خود من روزی در حرم امام حسین علیه‌السلام که خیلی شلوغ بود چند تا صلوات فرستادم، یک‌دفعه متوجه شدم به ضریح امام حسین علیه‌السلام چسبیده‌ام».

می‌فرمودند: «خدا می‌داند یک صلواتی را که انسان بفرستد و برای میتی هدیه کند چه معنویتی، چه صورتی، چه واقعیتی برای همین یک صلوات است».

آیت‌الله بهجت قدس‌سره، در پاسخ به کسی که دچار وسوسه‌های شیطانی برای اعتیاد به مواد مخدر بودند، جوابی بسیار عمیق داشت؛ ایشان فرمودند: «زیاد صلوات بفرستید. زیاد صلوات بفرستید به نیت تمام آثار و خواص صلوات؛ از جمله عشق به اهل‌بیت علیهم‌السلام. عشق به آنها، این تلذذ مادیات را از بین می‌برد».

بسیاری از گرفتاران و طالبان امور مادی و معنوی، وقتی راه‌حلی برای مشکلشان می‌خواستند، آیت الله العظمی بهجت توصیه به صلوات می‌فرمودند؛ حتی برای حل مشکل ازدواج هم توصیه کردند که به همین نیت، زیاد صلوات بفرستید.

آیت الله العظمی بهجت برای از بین رفتن عصبانیت می‌فرمودند: «با عقیده کامل، زیاد صلوات بفرستد». همچنین به کسی که قرائت قرآن برایش خوشایند نبود، توصیه کردند که زیاد صلوات بفرستد تا آن حالت ناپسند از او رفع شود و به قرائت قرآن، میل و علاقه پیدا کند.

حضرت آیت‌الله بهجت می‌فرمودند: «ترک صلوات و دعا کردن به دعاهای شخصی، مانند رها کردن سرچشمه و به دنبال جوی آب و یا حوض گشتن است؛ زیرا وقتی برای وسعت مقام و درجه واسطه فیض دعا می‌شود، دعاهای شخصی هم در آن گنجانده شده است».

شخصی می گفت: در هواپیما متوجه شدم آیت الله بهجت (ره) صندلی جلوی بنده نشستند خیلی خوشحال شدم فرصت را غنیمت شمردم پیش خود گفتم که از آقا مطلبی را در مورد مشکلی که دارم سوال کنم آقا در کاغذی کوچک برایم نوشتند کثرت صلوات فراموش نشود.

۲۰۴۸-کارگاه بیست سوم(۲۳) تربیت نفس+ ظهور محبت حقیقی در مشکلات با تمنای کمک از خداوند مهربان

۲۱خرداد

۲۰۴۸-کارگاه بیست سوم(۲۳) تربیت نفس+ ظهور محبت حقیقی در مشکلات با تمنای کمک از خداوند مهربان

۲۱خرداد

                                                   کارگاه بیست سوم تربیت نفس  از تاریخ ۹۷/۳/۱۷ لغایت ۹۷/۴/۲۷

    محبت حقیقی زمانی در من ظهور پیدا کرده که در مشکلات اول یا الله بگویم تا در میانم راه و پایان آن لبیک دریافت کنم.http://kafshdoozaki.ir/wp-content/uploads/2016/08/sms-ziba-khoda-1.jpg

               )(أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَكَّرُونَ)( :

یا [كیست‏] آن كس كه درمانده را- چون وى را بخواند- اجابت مى‏كند، و گرفتارى را برطرف مى‏گرداند، و شما را جانشینان این زمین قرار مى‏دهد؟ آیا معبودى با خداست؟ چه كم پند مى‏پذیرید.)(النمل : ۶۲)

۲۰۳۶- گارکاه بیست دوم (۲۲) تربیت نفس+ توحید مخزن و معدن محبت حقیقی

۰۶اردیبهشت

امام على علیه السلام فرمودند:
ما یَسُرُّنى لَومِتُّ طِفلاً وَاُدخِلتُ الجَنَّهَ وَلَم أَکبَر فَأَعرِفَ رَبّى عَزَّوَجَلَّ؛
دوست ندارم که در کودکى از دنیا مى رفتم و وارد بهشت مى شدم و بزرگ نمى شدم تا پروردگارم، عزّوجلّ، را بشناسم.کنزالعمال، ج۱۳، ص۱۵۱، ح۳۶۴۷۲

گارکاه بیست دوم موضوع پایانه شناسی یا هدف نهایی از خلقت بشرhttp://www.welayatnet.com/sites/default/files/media/image/11545_73344.jpg

الف- چرا ما باید خلق می شدیم؟

ب- چرا در زندگی باید این مقدار رنج و سختی وجود داشته باشد؟

ج- بالاترین لذت در زندگی انسان چیست؟

از تاریخ ۹۷/۲/۷ لغایت ۹۷/۳/۱۷

 

۲۰۲۴-گارکاه بیست یکم(۲۱) تربیت نفس+ نقش محبت حقیقی در کوتاهی آرزو

۲۸اسفند

۲۰۰۳-کارگاه بیستم(۲۰)تربیت نفس+ رابطه محبت حقیقی با نظم و برنامه ریزی

۱۶بهمن

کارگاه بیستم (۲۰) ۹۶/۱۱/۱۶ لغایت ۹۶/۱۲/۲۶ روح انسان با محبت حقیقی برنامه و نقشه صعود می کند.
((سفارش علی(علیه السلام) به نظم در واپسین لحظات))
علی(علیه السلام) به امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام)، و همه فرزندانش و تمامی کسانی که وصیّت نامه حضرت به آنان می رسد این گونه وصیّت کرد: «اوصیکما…بتقوی اللّه و نظم امرکم؛نتیجه تصویری برای نظم در طبیعت
«شما دو نفر را به تقوای الهی و نظم و برنامه ریزی در کارها سفارش می کنم.»نهج البلاغه، محمد دشتی، نامه ۴۷، ص۵۵۸.

۱۹۸۷- کارگاه نوزدهم(۱۹)تربیت نفس+ محبت حقیقی دعا نمودن به تلخی دیگران

۰۱بهمن

برگزاری کارگاه غیر حضوری تربیت نفس با موضوع خروج از عالم خیال با راهکار علامه طباطبایی رحمه الله علیه

کارگاه نوزدهم-۱۹

((ازتاریخ ۱۰-۹-۹۶ لغایت ۲۰-۱۰-۹۶))

حضرت آیت الله سبحانی صبح امروز در درس خارج اصول در مسجد اعظم قم با اشاره به روایتی از امام باقر(ع)، اظهار داشتند: در این روایت آمده است: «عن زراره بن اعین قال: سالت اباجعفر(ع) ما حق الله على العباد؟ قال ان یقولوا مایعلمون و یقفوا عند ما لا یعلمون‏/ زراره مى‏ گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم، حق خداوند بر بندگان‏ چیست؟ در جواب فرمود: آن را که مى‏ دانند بگویند و در چیزى که ‏اطلاع ندارند و نمى ‏دانند توقف نمایند».

ایشان با بیان این مطلب که یکی از اعضای مهم، زبان انسان است که می تواند گناهان زیادی انجام دهد، ابراز داشتند: با جستجو در روایات مشاهده خواهیم کرد که گناه زبان، یک یا دو گناه نیست؛ چراکه گویای افکار انسان است و ۲۴ نوع گناه می تواند انجام دهد.Copyتصاویر/ آغاز درس خارج آیت الله العظمی سبحانی

این مرجع تقلید خاطرنشان ساختند: بنده از مرحوم طباطبایی کلمه «أنا» را نشنیدیم؛ اما «نمی دانم» را زیاد می گفتند و ما نیز باید اینگونه عمل کنیم.

حضرت آیت الله سبحانی تصریح کردند: زبان، گفتار و بیان ما باید در حد همین روایت باشد؛ خصوصا زمانی که سوالی از ما شود که از تخصص ما بیرون باشد و باید به راحتی بگوییم «نمی دانم» و پاسخ را پس از اطلاع از مطلب به آن شخص برسانیم.

معظم له در پایان بیان داشتند: اگر بگوید «نمی دانم»، نقص نیست و نزد خدای متعال مقام دارد.

۱۶۵۲-کارگاه هفدهم تربیت نفس- سهم الگوی محبوب در تصویر سازی ذهن+ محبت حقیقی به اسوه و نقش رفتارساز آن

۰۶آبان

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ ۱۸/۰۲/۹۲ ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

 

چگونه مي‌توان به مقام رضا رسيد؟

رضا به تشریعات الهی

چنانکه پیش‌تر گفتیم در حديث معراج آمده است که خداي متعال خطاب به پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «هيچ چيز نزد من بهتر از توکل بر من و رضا به آنچه تقسیم کردم نيست»۱. درباره توکل چند جلسه بحث کرديم و قرار شد درباره رضا هم تا حدي که خداي متعال توفيق دهد عرايضي تقديم کنيم.

خدای متعال در زندگی ما نقشی دارد که ما مي‌توانيم از آن راضي باشيم يا راضی نباشيم. ما هر اندازه تأثير خدا را در وجود خود و در عالم هستي بهتر، وسيع‌تر و عميق‌تر بشناسيم زمينه رضامندي ما نیز گسترش پيدا مي‌کند. در امور تشريعي، ايمان اقتضا مي‌کند که بنده نسبت به احکام الهي به همان شکل که بر پيامبران، به خصوص بر پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله نازل شده راضي باشد و از دل و جان آن‌ها را بپذيرد و شکرگزار خدای متعال باشد که او را هدایت کرده و راه سعادت را بدو نشان داده ‌است. قرآن کریم از اين هم فراتر رفته، مي‌فرمايد: «فَلا وَ رَبِّكَ‏ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً؛۲ به پروردگارت قسم كه ايمان نمى‏آورند، مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حكمى كه كرده‏اى در دلهايشان احساس ناراحتى  نكنند، و كاملاً سرِ تسليم فرود آورند.» مؤمن باید به حلال و حرام خدا راضي باشد و به دنبال آن، نسبت به قضاوت پيامبر يا امام مسلمين يا هر قاضي بر حقي که بر اساس مباني فقهي اسلام حکم کند راضي باشد، زیرا برگشت این حکم به حکم خداست.

 

نقش فراگیر خدا در زندگی انسان

اما در امور تکويني مسأله اندکی دشوارتر است و کم یا بیش دشواری‌هایی در تصور و تصدیق آن وجود دارد. افراد ساده‌اندیشِ فراوانی گمان مي‌کنند که انسان چون موجودی مختار است خداوند چندان تأثیری در زندگی او ندارد. انسان است که اگر کار کند و زحمت بکشد ثروتمند می‌شود وگرنه فقیر می‌گردد و …؛ تنها کارهايي که خارج از اراده و اختيار انسان است مانند بلاهای طبیعی، ناشی از قضاي الهي است و بايد بدان راضي بود. بنابراین تصور مي‌شود که مقصود از رضا به قضاي الهي، راضي بودن به امور غير اختياري است؛ اما در امور اختياري اگر انسان کار خوبی انجام دهد باید از خودش راضي باشد و اگر مرتکب کار بدي شد بايد از خودش ناراضي باشد و این ارتباطی به خدا ندارد! اين تصوری ساده‌انگارانه است. در فرهنگ دینی ما نیز رایج است که وقتی اتفاقی رخ می‌دهد که ما در آن نقشی نداریم مي‌گوييم: «این اتفاق، کار خدا بود.» اين اعتقادی غلط نيست و حقیقتا چنین پیش‌آمدهایی کار خداست، اما این فرهنگ باری منفي هم دارد و چنین القا می‌کند که کارهاي ديگر، کار خدا نيست! ولی هنگامی که به قرآن کریم و روایات شریف مراجعه مي‌کنيم درمی‌یابیم که آهنگ آن‌ها به گونه‌ای ديگر است و تأثير خدا را منحصر در اين امور غير اختياري نمي‌دانند. ازاين‌روست که بايد در این باره بحث کرد که واقعا نقش خدا در زندگي انسان چگونه نقشی است و کاري که به خدا نسبت می‌دهیم چگونه کاری است.

 

شناخت مبادی افعال الهی؛ مقدمه‌ای برای رضا

در روايات آمده است که چيزی در عالم واقع نمي‌شود مگر به سبب هفت چيز.۳ این بدان معناست که هرچیزی اتفاق می‌افتد هفت مبدأ دارد. تمام مبادی ذکر شده در اين روايت، به گونه‌ای به خدای متعال انتساب دارند. نخستین مبدأ علم خداست و هر چه در عالم واقع مي‌شود چه به اختيار ما باشد چه نباشد، خداوند پیش از وقوعش بدان علم دارد. اما به اين حد محدود نمي‌شود، بلکه هرآنچه واقع می‌شود علاوه بر این‌که خداوند بدان علم دارد به انجام آن نیز اذن می‌دهد و تا خدا اذن ندهد آن کار انجام نمي‌گيرد. حقیقت این است که وقتی درباره اذن الهی به آیات قرآن کریم مراجعه می‌کنیم  به معارف عجيبی برمي‌خوريم. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله؛۴ و هيچ نفسى جز به فرمان خدا نميرد.» بنابراین حتي اگر کسي اقدام به خودکشي کند بدون اذن خدا از دنیا نخواهد رفت. در این باره می‌توان گفت: بالاخره خدا مي‌تواند مانعی ایجاد کند که مانع اثر اسباب طبيعي شود. چنان‌که برخی اصلا در معنای اذن گفته‌اند: اذن به معنای ايجاد نکردن مانع است.

اما در آیاتی دیگر برخی کارها متوقف بر اذن الهی شده است که درک آن اندکی مشکل‌تر است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ؛۵ و هيچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا ايمان بياورد.» بنابراین اذن الهی یکی از مبادی تمام حوادثی است که واقع می‌شوند. البته درک نقش خداوند نه تنها در مرحله اذن بلکه در تمام مراحل حوادث کاری مشکل است. در مرحله علم بسیاری گمان می‌کنند که اگر بگوييم: خدای متعال همه چيز را مي‌داند لازمه‌اش جبر است، چراکه اگر خداوند همه حوادث را می‌داند قطعا واقع می‌شوند و ما انسان‌ها دیگر برای انجام کارهایمان اختیاری نداریم. اما در جای خودش تبیین شده است که حيثيت علم حيثيت کاشفيت است و اگر کاری اختياري انجام گیرد خداوند علم دارد که اختيارا تحقق پيدا می‌کند. خداوند به حوادث همان‌گونه که واقع می‌شوند علم دارد.

 

از تقدير الهي تا قضاي الهي

مسأله دیگری که قرآن کریم و به دنبال آن روایات مطرح می‌کنند مسأله تقدير است. تقدير به معنای اندازه‌گيري است. در روایات، تقدیر به هندسه و مهندسیِ امور تفسیر شده است (هِی الْهَنْدَسَة؛۶ آن (تقدیر) هندسه است). همه اين عالم با اين پديده‌هاي بي‌شمار دارای نقشه مهندسي است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى؛۷ و کسی که اندازه‌گیری کرد و هدایت نمود.» در کنار مفهوم اندازه‌گيري مفاهيم ديگري نیز مطرح خواهد شد. اندازه‌گیری زمان نیز نوعی اندازه‌گیری است که در آن مسأله «أجل» مطرح مي‌شود. أجل خود بر دو قسم است؛ أجل مشروط و أجل حتمي. خدای متعال تأکيد مي‌فرمايد که همه اندازه‌گیری‌ها اعم از آجال و غیره همه در ظرفی و عالمی خاص مکتوب است. اما چگونگی آن عالم و چگونگی این نوشتن فراتر از درک عقل ماست. در این مرحله مسأله کتاب مطرح مي‌شود (لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ‏ مُبين‏؛۸ هیچ تر و خشکی نیست مگر این‌که در کتابی روشن است).

همچنين این تقدیرات و اندازه‌گیری‌ها با اختیار خداوند صورت گرفته و خداوند در این امر مجبور نبوده است. از این‌رو در این مرحله مسأله مشيت مطرح مي‌شود. بدین معنا که هر امری که واقع می‌شود خداوند خواسته است وگرنه انجام نمی‌گرفت. قبول اين نکته اندکی مشکل‌تر از پذیرش اذن الهی است. مرحله اذن همين است که خداوند مانعی برای انجام فعل ایجاد نمی‌کند. اما در مرحله مشیت علاوه بر اين‌که اذن الهی وجود دارد خداوند مي‌خواهد که فعل انجام گيرد. پس از آن، مرحله اراده است و بالاخره وقتی خداوند اراده کرد جزء اخیر علت تامه فراهم می‌شود و کار حتمی شده، بر قضای الهی منطبق مي‌گردد (إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ؛۹ و چون به كارى حکم کند، فقط مى‏گويد: موجود باش! پس فوراً موجود مى‏شود). قضا به معنای گذراندن و کار را تمام کردن و رساندن کار به جزء اخير علت تامه است. بنابراین با فراهم شدن همه زمینه‌ها مرحله قضاي الهي فرامی‌رسد. همه آنچه که در این عالم وجود دارد مشمول قضای الهی هستند و همه، این مراحل را گذرانده‌اند.

بین این مفاهیم رابطه‌ای منطقي وجود دارد و تقدم و تأخر بین آن‌ها تقدم و تأخر رتبي است. البته همه ما مي‌دانيم که خدا نمي‌نشيند ابتدا فکر کند و بسنجد و بعد نقشه بکشد. اين مراحل و مراتب، مراتبي است که عقل براي کار در نظر مي‌گيرد. خدا زمان ندارد و احتياج به فکر کردن هم ندارد. اين‌گونه نیست که ابتدا نسبت به چیزی اراده ندارد و بعد اراده در او پدید می‌آيد (لَمْ تَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالا)۱۰. اما عقل ما براي فهم، راهی جز اين ندارد. ما بايد به حسب اين مراتب عقلي، کار خدا را درک کنيم وگرنه چيزي نمي‌فهميم و نمي‌توانيم نسبتي به خدا بدهيم. ولی هر اندازه که معرفت‌مان بيشتر شود تفاوت کار خدا را با کار خودمان بهتر درک می‌کنیم. بسياري از ما گمان مي‌کنيم که خدا مانند ما ابتدا چيزي به ذهنش مي‌آيد و اگر از آن خوشش بیاید به آن ميل پيدا مي‌کند و آن را اراده مي‌کند. گاهي گمان می‌کنیم که ما در اراده خدا اثر مي‌گذاريم و با اصرار خود اراده او را تغییر می‌دهیم! اما باید اين حقیقت را درک کنیم که اين‌ها نقاشي‌هاي ذهني و به تعبیر دیگر مراتب عقلي است وگرنه در عالم واقع خدا احتياجي به گذر زمان و پدید آمدن حالات مختلف ندارد.

 

مراحل رسیدن به مقام رضا

اکنون با توجه به تعبیری که در روایت معراج آمده (الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ) این سؤال مطرح مي‌شود که واقعا خدا چه چيزهايي را قسمت کرده که باید بدان راضی بود؟ ما برای درک این حقیقت باید از دو جهت سير تدريجي داشته باشيم؛ از يک طرف باید مراحلی را که در روایات برای افعال الهی ذکر شده درک کنیم و بپذیریم. بدین معنا که بدانیم خداوند به تمام آنچه در هستی هست و پدید می‌آید علم دارد، اجازه داده که در ملک او واقع شوند، خواست و اراده او بدان‌ها تعلق گرفته است، و مشمول تقدير و قضای او هستند. هر قدر معرفت انسان بيشتر شود بهتر مي‌تواند این حقیقت را باور کند. البته نباید فراموش کرد که کنه و عمق مطلب را به اين آساني نمي‌توانيم بفهميم تا چه رسد به اين‌که به خوبی باور کنيم و عمل‌مان را بر طبق آن تنظیم کنیم. باید ابتدا از لایه‌های سطحي شروع کرد و رفته‌رفته با دقت و ممارست و طلب یاری از خداوند و توسل به اولیای او به لايه‌هاي زيرين مطلب برسيم. البته هر کجا که دیدیم عقل ما از درک آن ناتوان است بايد توقف کنيم و بگوييم هر چه خدا و پيغمبر فرموده‌اند درست است.

از طرف دیگر براي درک عینی قسمت الهی و رضایت به آن، و پیاده کردن آن به صورت عملی در زندگی باید ابتدا از حوادثی شروع کنیم که خودمان هيچ اختياري در پدید آمدن آن‌ها نداريم و تلاش کنیم از وقوع آن‌ها راضی باشیم و بعد به تدريج این رضایت را به امور دیگر سرايت دهيم و مراتب توحید افعالی را بشناسیم و باور کنیم. اما چگونه می‌توان از حوادثی راضی بود که اراده ما در آن‌ها دخیل نیست و حوادثی تلخ و دردناک هستند مانند زلزله شدیدی که گاه هزاران نفر را هلاک یا آواره می‌کند؟ گاه در این حوادث ما نیز متضرر می‌شویم و گاه ضرر آن‌ها متوجه ديگران می‌شود و ما شاهد سختی و رنج آن‌ها هستیم و از این بابت غصه مي‌خوريم. به راستی وظیفه ما در این هنگامه‌ها چیست؟

 

ابعاد حوادث دنیا

نکته‌ای که به عنوان مقدمه بايد بدان توجه داشته باشيم تا این مسأله برايمان حل شود اين است که حوادث حيثيت‌هاي مختلفی دارند و انسان به گونه‌ای خلق شده است که می‌تواند از يک حادثه خاص، از يک جهت راضي و از جهتی دیگر ناراضي باشد. بیماری که باید عضوی از بدن او را جراحی کنند، از آن جهت که اين کار موجب بازگشت سلامتي به او مي‌شود بدان راضی است، اما در عين حال به خاطر دردناک بودن، زمان‌بر بودن، و مخارج آن برای او ناراحت‌کننده است. با این‌که این یک حادثه است اما انسان در برابر آن دو واکنش و دو انفعال دارد. حوادث ناگواری که اتفاق می‌افتند از اين جهت که موجب مي‌شوند انسان‌هايي بي‌گناه دچار سختي‌ها و گرفتاري‌‌هايي شوند رنج‌آورند. انسان باید بسیار بی‌عاطفه باشد که جراحت و آوارگی کودکان معصوم را ببینند و بی‌اعتنا از کنار آن بگذرد. اما جهت دیگر این حوادث آن است که اين تلخي‌‌ها همراه با شيريني‌هاي فراوانی هستند. مصیبت‌ها و مشکلات دنیا هر چند سخت باشند موقت و محدود به چند روز یا چند سال هستند و خداوند به کسانی که به چنین مصائبی دچار می‌شوند پاداش‌‌هاي بسیاری خواهد داد که تا ابد ادامه دارد. در روايات آمده است کساني که در اين دنيا به مصيبت‌ها گرفتار می‌شوند هنگامی که ثواب‌هاي آخرتی آن مصائب را مي‌بينند آرزو مي‌کنند ‌اي کاش همه عمر با مصيبت دست به گریبان بودند. با این نگاه و این ایمان ممکن است انسان در حادثه‌ای حتی اشک بریزد اما در عین حال به خاطر ثواب‌های آخرتی خشنود باشد. البته انسان‌هایی که دلشان از عشق خداوند لبریز است همه حوادث را به خاطر این‌که از دوست می‌رسد خوش می‌دارند.

 

نظام احسن؛ تابلوی زیبایی با رنگ‌های گوناگون

نکته دیگری که از آموزه‌هاي اسلام استفاده می‌شود و با براهين عقلي هم قابل تبيين است اين است که مجموع اين عالم با همه عظمت و کثرت‌ و تنوع موجودات آن، همچون تابلوي بزرگ واحدي است که از ترکیب رنگ‌های مختلف شکل گرفته است. زيبايي اين تابلو به داشتن رنگ‌های گوناگون است. سخت‌ترين و ناگوارترین حادثه‌ای که ما در عالم سراغ داريم داستان کربلاست. اما همين حادثه را در مجموع که نگاه کنیم می‌بینیم منشأ خیرات و برکات فراوانی شده است. هنگامی که از جهت عاطفی به این حادثه می‌نگریم اشک انسان جاري مي‌شود اما در همان حال با نگاه به آثار و برکات آن مي‌گوييم: «اللَّهُمَّ لَكَ‏ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ‏ عَلَى مُصَابِهِم‏؛۱۱ بار خدايا! تو را ستايش مى‏كنيم ستايش سپاس‏گزاران بر مصيبت‌های آنان.» اين دو نگاه قابل جمع هستند.

ما گمان مي‌کنيم انسان از یک حادثه یا راضی است یا ناراضی. اما حقیقت این است که روح انسان لايه‌هاي مختلفی دارد و می‌تواند در يک لايه خوشحال و در لايه‌ای دیگر غمگين باشد. ممکن است انسان اشک بریزد اما از اشک‌ريختن لذت هم ببرد. پس حوادث تلخ دنیا می‌تواند با نگاهی واقع‌بينانه، حق‌بينانه و زيباشناسانه به خاطر ارتباطي که با ساير پديده‌ها دارند و در مجموع يک تابلو بسيار زيبايي را خلق مي‌کنند زيبا و خير باشند، به گونه‌ای که از آن زيباتر امکان ندارد. به تعبیر اهل معقول، عالم هستی نظام احسن است. بدین معنا که اگر مجموع عالم و روابطي را که اجزای آن با همديگر دارند در نظر بگیریم تابلوی زیبایی را خواهیم دید که زيباتر از آن امکان ندارد. پس صرف‌نظر از پاداش‌هاي اخروي هم می‌توان دنیا را زیبا دید و بدان راضي بود. اين نقص ماست که فقط عيب‌ها را مي‌بينيم و تنها به رنگ‌های تیره این تابلو نگاه می‌کنیم. رنگ‌های تیره این تابلو را بايد همراه سایر رنگ‌های آن دید تا زیبایی آن را درک کرد.

در روايات آمده است که پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله در هیچ حادثه‌ای نفرمود: ای کاش طور دیگری اتفاق می‌افتاد.۱۲چراکه او اين نگرش را داشت و مي‌ديد که هر چيزي سر جاي خودش واقع شده است. البته چنانچه گفتیم روح انسان لایه‌های گوناگونی دارد و توجه به جهتی خاص از یک حادثه ممکن است باعث دلسوزی و اشک ریختن او شود. ازاین‌رو می‌بینیم پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در وفات فرزندشان حضرت ابراهيم گريه می‌کنند و وقتی از ایشان در این باره سؤال می‌شود می‌فرماید: دل مي‌سوزد و اشک جاري مي‌شود اما چيزي نمي‌گويم که خدا ناراضي باشد.۱۳ انسان همان‌گونه که از گرسنگي، درد جسمی و … رنج مي‌برد، از درد عاطفی‌ هم رنج مي‌برد. اما در عین حال می‌تواند راضي هم باشد و نگرانی نداشته باشد. پس بدین جهت که حوادث حيثيت‌های گوناگونی دارند نگاه ما بايد نگاهی کل‌نگر نسبت به عالم باشد و دست خدا را در همه جا ببينيم تا نسبت به نظام هستي حالت رضا داشته باشيم.

وصلی‌الله‌علي‌محمدوآله‌‌الطاهرين.

۱۵۸۰-گارگاه پانزدهم تربیت نفس – اخلاق جمع مدار+ محبت حقیقی تفرقه سوز

۱۱تیر

۱۵۵۵-کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

۲۶اردیبهشت

کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

از تاریخ ۹۶/۲/۲۶ لغایت ۹۶/۴/۷

حقاً، برحق، ناحق، به‌حق، به‌ناحق، ذی‌حق، ذوحق، حق‌شناسی، حق‌پو، حق‌یابی، حق‌دار، حق‌پناه، حق‌بین، حق‌دوست، حق‌اندیش، حق‌به‌جانب، حق‌پوشی؛ حق‌تعالی، حق‌جویی، حق‌شکنی، حق‌کشی، حق‌گویی، حق‌گزاری، حق‌گستر، حق‌ناشناسی، حق‌نیوش، حقیقت‌بین، حقیقت‌شناس، حقیقت‌یاب، حقیقت‌طلب، حقوق‌بگیر، آل حق، اهل حق، حجةالحق،حصحص‌الحق، ظهیرالحق، ظل حق، عبدالحق، لسان‌الحق، مختار حق، مرغ حق، ناصرالحق، ناصر للحق، نامحق، نامستحق

حق، مصدر و به معناى وجوب و ثبوت است و البته، معمولا به معناى وصفى يعنى واجب و ثابت‏به كار مى‏رود. هنگامى كه مى‏گوييم: «حق الامر» يعنى آن امر واجب و ثابت‏شد و هنگامى كه مى‏گوييم: «حق لك و يحق لك و حق عليك ان تفعله‏»، يعنى انجام آن فعل بر تو واجب گرديد. (۱)
طبرسى مى‏گويد: «الحق وقوع الشي‏ء في موضعه الذي هو له، فاذا اعتقد شي‏ء بضرورة او حجة فهو حق; لانه وقع موقعه الذي هو له و عكسه الباطل‏» (۲) ;حق عبارت است از وقوع شيى‏ء در جايگاه خودش. هرگاه به سبب هدايت‏يا برهان، اعتقاد به چيزى پيدا شود، حق است ;چرا كه در جايگاه خود واقع شده و ضدآن، باطل است.
مرحوم خواجه طوسى در ذيل كلامى از شيخ الرئيس درباره حق، مى‏فرمايد: «الحق‏هيهنا اسم فاعل في صيغة المصدر كالعدل والمراد به ذو الحقيقة وهوبمعنى المصدر يدل بالاشتراك على معان‏» (۳) ; حق در اين جا ما نند عدل اسم فاعل در صيغه مصدر است و مقصود از آن، صاحب حقيقت است و به اشتراك (لفظى) بر چند معنى دلالت دارد.
پس در اين كه معناى اصلى حق، ثبوت است، گفتگويى نيست و اما اين كه خواجه آن را مشترك لفظى مى‏داند، مربوط است‏ به معناى اصطلاحى

۱۰۵۵۲- کارگاه سیزدهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیت های منطقی با حضور عقل سلیم + محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری

۱۴فروردین

۱۰۵۰۰– کارگاه تربیت نفس جلسه دوازدهم خود خواهی نزولی+ محبت به فقر کهنه، خود خواهی

۳۰بهمن

۱۰۴۱۷- کارگاه تربیت نفس جلسه یازدهم زهد نسبت به دنیا+ محبت زاهدانه چیست؟

۲۱دی

کارگاه تربیت نفس: از تاریخ ۹۵/۷/۲۹ الی۹۵/۹/۱۱

امام علی علیه السلام :

اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛

زشت ترین راستگویى، تعریف انسان از خودش مى باشد.۱۰۷۰-گارکاه نهم تربیت نفس+ محبت به خود ستایی

غررالحكم: ج۲، ص۳۸۸، ح۲۹۴۲

۹۸۰-کارگاه هشتم تربیت نفس پیرامون قبض و بسط نفس آدمی+ محبت بسطی و قبضی

۱۶ شهریور

۸۸۰- کارگاه هفتم تربیت نفس آنچه خداوند بخواهد+ محبت به آنچه پیش آمده، پیش خواهد آمد

۰۲ مرداد

کارگاه    از ۵//۵/۹۵ الی ۱۵/۶/۹۵

بَکير بن اَعيَن نيز مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: علم و مشيت خداوند با هم فرق دارند يا يک چيزند؟ حضرت فرمودند: اَلعِلمُ لَيسَ هُوَ المَشيئَةُ اَلا تَري اِنَّکَ تَقول: سَأَفعَلُ کَذا اِن شاء‌َاللهُ وَ لا تَقولُ سَأَفعَلَ کَذا اِن عِلمَ اللهُ …”[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (علم غير از مشيّت است. مگر نمي‌بيني که خودت مي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بخواهد و نمي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بداند. پس اينکه مي‌گويي اگر خداوند بخواهد، دليل اين است که خداوند نخواسته و چون خواست آنچه را خواست به گونه‌اي که خواسته واقع شود، پس علم خداوند پيش از مشيّت اوست.

عاصم بن حُمَيد مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: آيا خداوند هميشه مُريد (اراده‌کننده) است؟ حضرت فرمودند: اِنَّ المُريدَ لايَکونُ اِلاّ لِمُرادٍ مَعَهُ لَم يَزَل عالِماً قادِراً ثمَّ اَرادَ[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (مريد نيست مگر با بودن مراد (اراده‌شده با او، خداوند هميشه عالم و قادر است و سپس اراده کرده است.

دوره کارگاه اول تربیت نفس از قرآن و احادیث اهل البیت علیهم السلام:

«آغاز تمرین تربیت نفس از کلمه قصار ۱۷۸نهج البلاغه»

۱۰/۸/۹۴لغایت ۲۰/۹/۹۴ 

امام على علیه السلام: اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۸)

۱۶۰–  دروه کارگاه  دوم تربیت نفس را با حدیث حضرت امام هشتم علیه السلام آغاز می کنیم تا حکمت ۱۷۸نهج البلاغه رابچشیم.

شروع ثبت نام:۲۰/۹/۹۴لغایت۳۰/۱۰/۹۴

ويژگيهاى دهگانه عاقل از حضرت امام الرضا علیه السلام

دوره دوم ۴۰ روز جدید تربیت نفس از حدیث امام هشتم علیه آلاف التحیه و الثناء

لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهرهالفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوهو الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ـ از او اميد خير باشد.+بیش از ۵۰ درصد موفق بودم الحمدلله
۲ـ از بدى او در امان باشند.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغقرالله
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.+بیش از ۶۰درصد موفق بودم الحمدلله
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.+بیش از ۹۰درصد موفق بودم الحمدلله
۷ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۸ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغفرالله
۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استعفرالله

۳۱۹-آغاز دروده سوم با حدیث تکبر درمانی امام هفتم علیه السلام:

 

۲۰۶۴-احزاب سیاسی مرام نامه نویسی را از شهدای دانش آموز بیاموزند.+ محبت حقیقی در وصیت نامه شهدا

۲۷ تیر

در نشست ساحت های ششگانه تربیت تشریح شد احزاب سیاسی مرام نامه نویسی را از شهدای دانش آموز بیاموزند وقتی پیام های نافذ شهدای دانش آموز را به عنوان سرمایه تربیتی نسل جدید انقلاب قرار دهیم ،شاهد اتفاقات مبارکی در عرصه تعلیم و تربیت خواهیم بود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیر خانه ستاد همکاریها، سلسله نشست های ساحت های ششگانه تربیت در سند تحول بنیادین در وصیت نامه نورانی شهدا در نمازخانه خواهران ساختمان مركزي وزارت آموزش و پرورش این هفته با موضوع «مراتبی از حیات طیبه در زندگی شهید علی رضا محمودی»برگزار شد.

*سرمایه تربیتی نسل جدید انقلاب

حجت الاسلام حسین درودی در این نشست به تشریح شرح حال شهید والا مقام علیرضا محمودی پارسا و سبک تربیتی وی پرداخت و با استناد به برخی مبانی سند تحول بنیادین خواستار توجه جدی مربیان و متربیان به سبک تربیتی شهدا طبق وصیت نامه های آنان شد

وی گفت؛ وقتی پیام های نافذ شهدای نوجوان و دانش اموز را به عنوان سرمایه تربیتی نسل جدید انقلاب قرار دهیم ،شاهد اتفاقات مبارکی در عرصه تعلیم و تربیت خواهیم بود.

*کلاس درس زندگی پاک

حجت الاسلام درودی با اشاره به حضور نوجوانان سیزده ساله در جبهه های حق علیه باطل پشتوانه تربیتی آن نسل را نیت خالصانه و نفس پاک بنیانگذار جمهوری اسلامی دانست و گفت ؛ برای اینکه بتوانیم نسل جدید را ازخود گذشتگی های شهدای دانش آموز آشنا کنیم باید تربیت اعتقادی و اخلاقی مندرج درسند تحول را نهادینه کنیم.

وی به تبیین انواع تربیت با توجه به حیثیت ها یا شئون حیات آدمی طبق مبانی سند تحول پرداخت و افزود؛وقتی به نوشته های شهید سیزده ساله کرجی می رسیم به این حقیقت پی می بریم که انفاس قدسی امام خمینی با روح و جسم این جوانان چه کرده وصیت نامه آنان نه تنها برای دانش آموزان بلکه اساتید دانشگاه و معلمان نیز درس زندگی می شود

سخنران این نشست با بیان فرازهایی از وصیت نامه شهید علیرضا محمودی پارسا ،خاطرنشان ساخت؛ مگر ما در سند تحول بنیادین دنبال چیزی غیر از این کلام نورانی شهید محمودی هستیم که دانش آموز،معلم،استاد، طلبه و… را به کلاس توبه نویسی و پناه بردن به خدا در همه امور دعوت می کند.

وی افزود؛ شهید محمودی با سوز و گداز می نویسد؛ “بار خدایا از کارهایی که کرده‌ام به تو پناه می‌برم ! از این که حسد کردم…از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم…..از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند….از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم…. از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم….از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند….

*درس مرامنامه نویسی برای احزاب و تشکلهای اجتماعی

حجت الاسلام درودی گفت ؛ اکنون پس از گذشت چهل سال از عمر پر خیرو برکت انقلاب اسلامی اگر وصیت این شهید والا مقام را متن مرامنامه احزاب و گروه های سیاسی اجتماعی قرار دهیم، دیگر هیچ وقت شاهد این همه بد اخلاقی سیاسی و تخریب های سهمگین علیه یکدیگر که چیزی جز شاد کردن دشمن و نگران ساختن دوستان انقلاب عایدمان نمی شود نیستیم، آنجا که یک شهید سیزده ساله می نویسد؛” خدایا به تو پناه می برم…

از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم….از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم….از این که ایمانم به بنده‌ات بیشتر از ایمانم به تو بود….از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری…..از این که کاری را که باید فی سبیل الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم….از این که ” خدا می بیند ” را در همه کارهایم دخالت ندادم….”

*توبه نویسی را نهادینه کنیم

وی در ادامه به اهمیت توبه نویسی و فرهنگ سازی این مهم پرداخت و گفت؛ اگردر روند تحصیل دانش آموزان بتوانیم روحیه پذیرش اشتباه و خطا را در آنان ایجاد کنیم، باید این گونه وصیت نامه ها را در فضای مدرسه و کلاس درس طنین انداز نماییم .