RSS
 

بایگانی ‘محبت خانواده محور’ دسته ها

۲۱۵۳- محبت حقیقی مانع جهنمی کردن و شدن +محبت حقیقی و حجاب و عفاف

۲۴ خرداد

موج حمایت از راننده قانونمدار اسنپ چگونه به‌راه افتاد؟ + عکس

گروه سیاسی الف،   ۳۹۸۰۳۱۹۱۰۸۱۶۰ نظر، ۷ در صف انتشار و ۵۶ تکراری یا غیرقابل انتشار

 موج حمایت از راننده قانونمدار اسنپ چگونه به‌راه افتاد؟ + عکس

راننده اسنپ به دلیل بدحجابی به مسافرش تذکر داده؛ اما مسافر پیاده می‌شود و با انتشار تصویر و مشخصات راننده خواستار برخورد اسنپ با سعید عابد می‌شود. این موضوع سبب واکنش‌های زیادی شده است.

مهر نوشت: یکی از مشکلاتی که همواره شرکت های خدماتی با آن مواجه هستند برقراری عدالت و رعایت حق و حقوق مشتریان خود است. شرکت اسنپ که خدمات تاکسی اینترنتی ارائه می‌دهد، باید هم حقوق رانندگان را رعایت کند و هم حقوق مسافر را مورد توجه قرار دهند. به همین جهت به نظر می‌رسد بخش رسیدگی به شکایت در این شرکت و شرکت‌های مشابه آن بسیار فعال و شلوغ هستند.

اما نکته‌ای که باعث شد دوباره به سراغ این ماجرا برویم، حاشیه‌ای بود که یک کاربر توئیتر به راه انداخت. او در صفحه خود از برخورد نامناسب یکی از رانندگان اسنپ مدعی شده بود که «به علت بدحجابی راننده اسنپ مرا از خودروی خود پیاده کرد.»

این مسافر همچنین اسم و مشخصات راننده را در توییتر منتشر کرد و مدعی شد برای شکایت با شرکت اسنپ تماس گرفته و آن‌ها گفته‌اند موضوع را پیگیری می‌کنند.

این موضوع سبب واکنش‌های تندی از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی شد. چرا که بسیاری از کاربران بر این باورند که راننده اقدام اشتباهی را مرتکب نشده و صرفاً قانون اسنپ را متذکر شده است. انتشار عکس و مشخصات این راننده و نقص حریم خصوصی راننده توسط این مسافر انتقادات زیادی به همراه داشت و سبب شد کاربران در دفاع از حقوق این راننده واکنش نشان دهند. یکی از کاربران در این خصوص نوشته است:

 


سعید عابد راننده اسنپ نیز در گفتگویی که با رسانه‌ها انجام داد، درباره انتشار اسم و مشخصاتش توسط این فرد می گوید: «تا پیش از انتشار این توییت توسط رفتار این خانم به جز خانواده، هیچ‌کس از اقوام و آشنایان نمی‌دانست که من در اسنپ هستم و الان همه از این موضوع با خبر شدند و تماس‌های متعددی در این باره میان دوست و آشنا داشتم. من در این مدت که در اسنپ مشغول بودم حتی درخواست افرادی که در نزدیکی محل سکونت اقوام و دوستانم زندگی می‌کردند را قبول نمی‌کردم، اما حالا این خانم با این کار همه را با خبر کرد. البته من شرمنده نیستم. من بازنشسته هستم و مثل خیلی‌های دیگر که در این شرایط اقتصادی نیازمند درآمد بیشتر هستند، در اسنپ مشغول شدم.»

اسنپ را تحریم کنید!

واکنش‌ها به این ماجرا به اندازه‌ای زیاد بود که حالا با همکاری کاربران فضای مجازی پروژه تحریم اسنپ کلید خورده و خیلی‌ها هم در حمایت از آن برنامه را از گوشی تلفن همراه خود پاک کرده‌اند. آن‌ها می‌گویند تا حمایت رسمی اسنپ از این راننده قانون‌مدار دیگر از این اپلیکیشن استفاده نخواهند کرد.

 

شرکت اسنپ نیز در توییتر خود جوابیه‌ای در این ارتباط منتشر کرده و گفته که نقش میانجی‌گری را ایفا کرده است. در جوابیه اسنپ آمده:

این جوابیه اسنپ البته خیلی‌ها راضی نکرد و کار را به جایی رساند که در کمتر از ۲۴ ساعت بیش از ۱۰ هزار توییت با هشتگ #تحریم_اسنپ منتشر شد. کاربران بسیاری اعلام کردند که اپلیکیشن این تاکسی اینترنتی را حذف کرده‌اند. موج تحریم اسنپ از امروز صبح نیز وارد اینستاگرام شده و تاکنون بیش از ۳۵۰۰ پست با این هشتگ منتشر شده است.

معترضان از شرکت اسنپ خواسته‌اند به طور رسمی از سعید عابد راننده قانون‌داری که اسم و عکس‌اش در فضای مجازی منتشر شده، دلجویی کند.

نظرات

  • انتشار یافته: ۹۴
  • در انتظار بررسی: ۱۰
  • غیر قابل انتشار: ۱۴
  • سید IR ۲۲:۴۵ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۸
    به احتمال زیاد این زنک یک بهایی نجس است!
    •  IR ۰۰:۲۷ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      اکثر زنان و دخترانی که با سرِ برهنه در انظار ظاهر میشوند از فرقه نجس بهائیت هستند .
    • محمد رضا IR ۰۹:۳۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      با سلام درستی و نادرستی حرفهای راننده اسنپ و اون خانم را از این طریق میشه فهمید : ۱_ درخواست خانم ۲_ زمان تماس خانم با پلیس ۱۱۰ و اسنپ و صدای ضبط شده ایشان ۳_ تماس راننده با ۱۱۰ و اسنپ و صدای ضبط شده ایشان اگر مورد یک درست باشد ، به احتمال زیاد ادعای مزاحمت و پیاده کردن در کنار اتوبان دروغ بوده، و خانم به خاطر دروغ و تهمت در توییت و در تماس پلیس ۱۱۰ باید تحت پیگرد قرار بگیرد
    • دیدگا IR ۱۴:۳۹ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      این جانوران با سوء استفاده از زنانگی خودشون با رذالت و دو رویی هر چه تمام تر سعی می کنن دیگران رو تحت الشعاع قرار بدن!
    •  IR ۱۶:۴۱ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      من کاری با بهایی ها ندارم. اما اینکه به این سادگی به یک شهروند که البته دجار تخلف هم شدند تهمت بهایی بودن میزنی یه رفتار دور از شان یک مسلمان و یک انسان هست. با اینکارا آبروی اسلام ناب محمدی رو هم میبری برادر . اسمتم گذاشتی سید. البته با توجه به اسمی که انتخاب کردی بعید نیست تعمدا این تهمت رو زده باشی تا آبروی اسلام رو ببری
    •  US ۰۰:۲۸ – ۱۳۹۸/۰۳/۲۰
      تو خودت تو آیینه نگاه کن نجس از تر از تو مگه پیدا میشه
  • عمار IR ۲۲:۵۱ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۸
    سلام.قانون????دقیقاچیزیست که این ۲۴میلیون نمیدونن چیه.درودبه شرف پاک رانندگان تاکسی.امانت داران بی ادعا.
  •  IR ۲۲:۵۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۸
    راننده و مدعی العموم باید بخاطر تخلف دوگانه این خانم هنجارشکن شکایت و برخورد کنه وگرنه بدتر میشه
  •  IR ۲۳:۰۰ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۸
    خیلی تلخ بود…
  • محسن IR ۲۳:۰۵ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۸
    من یکی از رانندگان اسنپ هستم. متاسفانه شرکت به هیچ وجه حاضر به حمایت از رانندگان قانونمدار نیست.
    •  IR ۱۳:۴۲ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      بجز برخورد جدی قانون باید از طرف مردم هم تحریم بشود و شرکتی قانون مدار جایگزین اسنپ شود با وجود استارت آپ های قوی این امر کاملاً شدنی است
    •  IR ۱۵:۵۹ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      سود مهمه داداش خدای بشر امروز پوله پول
  •  IR ۲۳:۳۸ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۸
    ان شا الله خیر ببینید بخاطر قانون..تشکرفراوان
  •  IR ۲۳:۳۹ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۸
    اسنپ باید از این راننده تقدیر هم کنه
  •  GB ۲۳:۴۳ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۸
    راننده هم شکایت نکنه قوه قضایی و پلیس باید با اون خانم قانون شکن .حنجار شکن .مزاحم و ورود غیر قانونی به حریم شخصی راننده مجازات کنند .
    •  IR ۰۰:۳۸ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      دقیقا، این خانم عملا به ریش قانون خندیده و مجری قانون اگر علیه این بزه کار اقدام قانونی نکند، علاف است و پول ملت را حرام میکند.
    •  IR ۰۹:۳۹ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      رييس قوه بايد دستور اشد مجازات بده، تا بيماري جراحي بشه
  •  IR ۰۰:۰۷ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    بی فرهنگی یعنی قانون شکنی و هنجار شکنی. این جماعت هورهوری مذهب لاقید و بی بند و بار جز قانون شکنی چیزی بلد نیستند و اگر پاش بیفته وطن فروشی و مردم فروشی هم خواهند کرد.
    •  IR ۰۸:۲۳ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      اینا از خودفروشی شروع کردن دیگه وطن فروشی که براشون مثل آب خوردنه
  •  IR ۰۰:۴۱ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    راننده اسنپ باید از این زن بخاطر انتشار عکس و مشخصاتش در فضای مجازی بدون اجازه راننده اسنپ شکایت کنه تا این افراد باز هم از این حربه برای قانون شکنی بیشتر استفاده نکنند
  • بانو IR ۰۰:۵۶ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    ممنون آقای راننده که تذکر دادید به خانم بی حجاب
  •  IR ۰۱:۱۹ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    باید با خانم باید برخورد قضایی بشه و نتجه هم برای عبرت سایرین اعلام شود
  •  IR ۰۱:۳۲ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    ای کاش از طرزق تلفنش، این خانم بی حجاب رو پیدا کرده و مجازات کنن بدلیل نقض حریم شخصی راننده و ترویج بی حجابی
  •  IR ۰۱:۳۲ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    ای کاش از طریق تلفنش، این خانم بی حجاب رو پیدا کرده و مجازات کنن بدلیل نقض حریم شخصی راننده و ترویج بی حجابی
  •  DE ۰۱:۴۰ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    ناموازنه غلط فعلی باید تغییر کند. متاسفانه به دلیل انفعال دستگاهها نیروهای انقلابی در ضعف قرار گرفتند
  •  IR ۰۲:۰۲ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    باید قوه قضاییه اسنب را یک جریمه اساسی کند تا اینطور طرف اباحه گری را نگیرد و اسنب را ملزم به دلجویی و عذر خواهی از این راننده شریف بنماید اسنپ با چپاول از رانندگان و اخذ کمسیون ۱۳ درصدی فقط بفکر جیب خود است و قانون هم اصلا توجهی به درصد بالای کمسیون و این حجم عظیم ماشین در اختیار اسنپ نمیکند ۵ درصد هم برای اسنب زیاد است زور دولت فقط به کسبه خرد میرسد
  • سلمان IR ۰۲:۴۱ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    سلام! بایدبا اون خانم برخورد بشه.دوستان نیروی انتظامی که در حال رصد کردن فضای مجازی هستید من به عنوان یک شهروند حق خودم می دانم اعتراض کنم و مطالبه گر باشم.لطفا به این موضوع رسیدگی جدی کنید.
  •  IR ۰۶:۰۲ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    بعضی ها فکر میکنن وقتی اسنپ میگیرن راننده خصوصیشون اومده برسوندشون. یا راننده ی پدرشه. یا چون اون راننده بخاطر نیاز مالی داره این کار رو انجام میده هرجور میتونن رفتار کنن. به هرحال این راننده چه بخاطر جریمه نشدن و چه بخاطر اعتقاد و ایمان، بهترین کار رو کرده. اون خانوم همین که از اومدن پلیس پا به فرار گذاشته مردم میفهمن چه خبر بوده.
  •  IR ۰۶:۲۹ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    متاسفانه بنده کار در اسنپ رو به خاطر همین مسائل کنار گذاشتم ،اسنپ هم که برای جذب بیشتر مشتری و کسب درآمد هیچ گاه قوانین رو به مسافران آموزش نمیده و از رانندگان حمایت نمیکنه
  •  IR ۰۶:۳۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    مسئولان ارشد اسنپ خاک برسرتان که آخرت خودتونو به دنیای باطل دیگران فروختید ودرود ورحمت الهی بر راننده آبرودار شریف وغیور اسنپ که پای حق مردانه ایستاد !
  •  IR ۰۸:۱۱ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    اسنپ از گوشی من و همکارانم پاک شد. خداحافظ اسنپ.
  •   ۰۸:۲۰ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    اسنپ باید اظهار نظر رسمی کنه ایا به قانون احترام می ذاره یا بابت رفتار قانونی این راننده محترم اظهار تاسف کرده اگر اظهار تاسف نکرده اون خانوم باید راستگویی رو هم در کنار احترام به حریم شخصی و قانون یاد بگیره
  •  DE ۰۸:۲۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    این همه مسامحه برای چیه چرا با دزدها و فاحشه ها برخورد قاطع صورت نمیگیره والبته نفوذی ها وضعیت خیلی نگران کنندس
  • مرتضی IR ۰۸:۲۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    من موندم که چرا پلیس قانونگذار نیومد
  • مرتضی IR ۰۸:۲۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    من موندم که چرا پلیس قانونگذار نیومد
  •  IR ۰۹:۰۶ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    درود به شرفت آقای عابد
  • امین IR ۰۹:۳۱ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    ممنون به شهامت این اقای راننده
  • همت IR ۰۹:۳۳ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    رحمت الهی بر راننده آبرودار شریف وغیور اسنپ که پای حق مردانه ایستاد
  • امین IR ۰۹:۳۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    فقط برای چنین افرادی متاسفم بخاطر کیف خودشون آبروی دیگران براشون مطرح نیست یک مشت تازه به دوران رسیده باپولهای بادآورده نه خدارو قبول دارند ونه حریم دیگری رو
  •  IR ۰۹:۳۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    دم راننده گرم. دنیا برعکس شده. میخوان کسیو که امر به معروف کرده خراب کنند
  •   ۰۹:۴۱ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    آقاي عابد بزرگوار يك ملت پشتيبان توست خدا نگهدارت متاسفانه مدتيه تو ايران جاي جلاد و مظلوم عوض ميشه به راحتي
  •  IR ۰۹:۴۱ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    بايد با كسي كه قانون رو تو تويتر زير سوال برده، برخورد مقتضي صورت بگيره
  •  IR ۰۹:۵۳ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    درود بر این مرد مومن ووظیفه شناس از پلیس انتظار داریم با این خانم برخورد کند
  •  CZ ۱۰:۱۰ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    ههههه. من به شخصه با تذکر ذادن ب مسافر مخالفم. اما تابع قوانین کشوری هستم که توش دارم زندگی می کنم. دوستان عزیز اگه واقعا دلیل دهن کجیه شرکت اسنو به قانونو میخوان بدونن یه سر به دفتر اسنپ تو خیابون هفدهم گاندی بزنن نوع پوشش کارمنداشو ببینن. در ضمن از نظر شرکت راننده حتی اگه فحش ناموس بخوره یا مسافر ب ماشین صدمه بزنه هیج حق اعتراضی نداره. دو مورد اخر برای من پیش اومده. ویس مکالمات من با اسنپ حتما وجود داره.
    •  IR ۱۲:۵۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      راننده اول مسلمان است و بعد راننده. شما بیجا می کنید که با تذکر دادن و نهی از منکر مخالفت می کنید.
  •  CZ ۱۰:۱۰ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    ههههه. من به شخصه با تذکر ذادن ب مسافر مخالفم. اما تابع قوانین کشوری هستم که توش دارم زندگی می کنم. دوستان عزیز اگه واقعا دلیل دهن کجیه شرکت اسنو به قانونو میخوان بدونن یه سر به دفتر اسنپ تو خیابون هفدهم گاندی بزنن نوع پوشش کارمنداشو ببینن. در ضمن از نظر شرکت راننده حتی اگه فحش ناموس بخوره یا مسافر ب ماشین صدمه بزنه هیج حق اعتراضی نداره. دو مورد اخر برای من پیش اومده. ویس مکالمات من با اسنپ حتما وجود داره.
    •  IR ۱۲:۵۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      راننده اول مسلمان است و بعد راننده. شما بیجا می کنید که با تذکر دادن و نهی از منکر مخالفت می کنید.
  • علی IR ۱۰:۱۱ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    مرحبا به راننده. خدا خیرت دهد.
  • علی IR ۱۰:۱۹ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    از کارها رو رفتارهای این خانم میشه فهمید از چه طیف افرادی بوده است …. فقط بابت عذرخواهی اسنپ از اون خانوم متاسفم و به همین خاطر دیگه فعلا از اسنپ استفاده نمیکنم چون ظاهرا اسنپ درآمد رو بر قانون و فساد بیشتر ارجحیت میدهند……
  •  CZ ۱۰:۲۰ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    حق با راننده است. من جاش بودم از اون خانم شکایت میکردم. دخترهای اینطوری خیلی دریده و وقیح اند
  •  IR ۱۰:۲۷ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    این اقای راننده اگر میتونه وقتی میر ه لایت برای ماشینش میخره وچیز دیگه جلوگرونی را بگیره
  •  IR ۱۰:۲۷ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    این اقای راننده اگر میتونه وقتی میر ه لایت برای ماشینش میخره وچیز دیگه جلوگرونی را بگیره
  • احمد IR ۱۰:۳۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    کاش از همان ابتدا اورا سوار نمی کرد بعضی وقتها مسامحه وسهل انگاری دراجرای اوامر الهی این مشکلات را بوجود می اورد
  •  IR ۱۰:۳۵ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    دم راننده گرم خدا توفیقش بده
    •  IR ۱۱:۲۲ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      مرحبا به این راننده باغیرت خدا لعنت کند فاحشه هارا
  •  IR ۱۰:۴۲ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    راننده اسنپ میتواند از این خانم شکایت و ادعای خسارت کند و نیروی انتظامی نیز بخاطر تظاهر به بی حجاب این خانم میتواند او را بازداشت و به قوه قضائیه جهت رسیدگی تحویل دهد . پیشنهاد میشود این کار بشود مسامحه با جریح شدن امثال این خانم خواهد شد
    •  IR ۱۲:۵۶ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      قوه قضاییه نهادی است فشل و با بروکرواسی عظیم و بشدت تنبل و غیر موثر که اتفاقا کاری جز جری کردن مجرمان – نه فقط در حجاب- نداشته است. باید خودمان کاری بکنیم. آن زن را هر جا دیدید به صورتش تف کنید. اسنپ را هم تحریم کنیم.
  • العبد IR ۱۰:۴۸ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    اسنپ حق دلجویی از خلافکاران و قانون شکنان رو نداره. چنین چیزی به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست
  • سعیدبربصره IR ۱۰:۵۰ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    سلام سعید بربصره ام به نظرم باید قانون تو این موارد ورود کنه و نذاره یه سری از خانمها با بد حجابی مملکت رو به فساد بکشن!!!
  •  AE ۱۱:۰۱ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    آفرین به غیرت این راننده
  •  IR ۱۱:۰۵ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    خب آقای عزیز اگر حوصله این کار رو داری و برات مشکلی نداره از این خانم به دلیل انتشار تصاویر شما شکایت کن. در فضای مجازی هم درخواست بده شاید کسی به صورت رایگان وکالت شما رو قبول کرد.
  • محمد IR ۱۱:۱۶ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    درود برراننده باشرف وباغیرت
  •  IR ۱۱:۳۱ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    چطوری میشه عضویت اسنپ رو لغو کرد؟ حذفش کافیه؟
    •  IR ۱۵:۲۳ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      حذف کنید و دیگر استفاده نکنید
    •   ۱۵:۲۵ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      نه گوشيتو بشكن بعدشم آتيش بزن چند تا فحش هم بده
  •  IR ۱۲:۳۳ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    واقعا رفتار این زن بیشعور زشت بوده،خاکبرسش،کمبود داشته
  •  IR ۱۲:۳۹ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    خدا ریشه این زنان کثیف وفاسدرو ازرو زمین برداره
  •  RO ۱۳:۰۷ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    ای کاش مشکلات ایران بد حجابی بود یکی نیست بگه آیا این همه دزدی که شده جز قانون اساسی بوده که الان مردم ایران به خاطر این دزدیها باید تاوان پس بدم و در فقر زندگی کنند
  • لاله IR ۱۳:۰۹ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    دختره نفهم
  •  IR ۱۳:۲۶ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    برای اسنپی ها متاسفم که بجای دفاع از راننده و تشویق ایشون از خانم خاطی عذر خواهی کرده اند
  •  IR ۱۴:۲۲ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    خب چرا شکایت نمیکنی ازخانمه به خاطراینکه عکس ومشخصاتتو عمومی کرده ؟
  • سید دکتر محمود IR ۱۴:۳۱ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    این گزارش رو بفرستید برای معصومه علینژاد که بره از بنیاد BBG پول بگیره
  •  IR ۱۵:۱۰ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    تو خیابون بدون روسری بوده! !!!
  •  IR ۱۵:۱۱ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    عجب زن شارلاتانی
  •  IR ۱۵:۱۱ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    یه چیزی اینجا خیلی مهمه:چرا پلیس دیر میاد؟؟؟
  •  IR ۱۵:۱۲ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    قبلا پلیس دیر میومد جدیدا حالا دیگه اصلا پلیس نمیاد
  •  IR ۱۵:۱۳ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    عجب رویی داشته. کشف حجاب کرده بعد به پلیسم زنگ زده؟
  • ناشناس IR ۱۵:۱۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    احسنت به این راننده محترم.متاسفانه افرادی که دارن اینجور به وظایف شرعی و قانونیشون عمل میکنن اونم تو کشور اسلامی با عدم حمایت مسئولان مواجه و همین باعث شده یه عده انقدر وقیحانه در انظار ظاهر میشن. راننده عزیز کار بسیار خوبی کردین اصلا وقتی پیداش کردین یه چند دور هم باید از روش با ماشین رد می شدین تا دیگه انقدر پررو و متوقع نباشم این جماعتی که همه جا رو با اتاق خوابشان اشتباه گرفتن
  •  IR ۱۵:۱۶ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    من از اولشم اسنپ نصب نکردم. یه برنامه دیگه ریختم بهتره
  •  IR ۱۵:۱۶ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    یه سر به دفاتر اسنپ بزنید حجاب خود کارمندان اسنپ رو ببینید
  •  IR ۱۵:۲۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    اسنپ رو حذف کنید جاش تپسی و ماکسیم نصب کنید
    • سینا IR ۱۶:۵۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
      جناب تمام این تاکسی تلفنی برای یه نفره اونم ژن خوب پسر …
  • محسن پورمیرزای US ۱۶:۲۰ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    سلام عرض ادب بعد ازاینکه جناب دکتر خاتمی کار و راحت کرد بعدشم مرحوم رفسنجانی مهر تا ییدو زد وحالا هم دکتر روحانی با تمام وجود در تلاشن راه عزیزانشون رو ادامه بدن و قبل از همه این حرفها وقتی پا گذاشتیم روی خون همه شهدا از بانکها سود پولمونو گرفتیم و حضرات هم مشکلی نداشتن حالا وقتشه شاهد این گونه مشکلاتم باشیم وصبر پیشه کنیم صبر صبر صبر من الله توفیق روم نمیشه بگم الا برکته الله
  • ناشناس IR ۱۶:۵۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    اینجور خانمها رو باید به آقا نجفی سپرد و بس اون کارشو بلده
  • مهران IR ۱۸:۵۷ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    بنده تا عذرخواهی رسمی از راننده اسنپ و تقدیر اسنپ از ایشان اسنپ را تحریم میکنم علی رغم استفاده زیاد از تاکسی های اينترنتي
  •  IR ۱۹:۴۲ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    پس دادستانی کجاست چرا محکم برخورد نمیکنه جرم که مشهود است
  • جعفر IR ۲۰:۳۰ – ۱۳۹۸/۰۳/۱۹
    باید پلیس فتا وارد عمل شود
  •  US ۰۰:۳۰ – ۱۳۹۸/۰۳/۲۰
    خوبه این روزها همه آتیش به اختیار عمل میکنن؛و با همین تفکر به اسید پاشی دست میزنن
  •  IR ۰۰:۳۸ – ۱۳۹۸/۰۳/۲۰
    به نظر من راننده اسنپ کار درستی رو انجام داده وقتی تو یه کشوری هستیم و قبول کردیم که با قوانین اون کشور زندگی کنیم پس باید تابع قانون باشبم نه اینکه هرچه دلمون خواست رفتار کنیم هر کشوری قانونیش برای خودش ارزش داره و قانون ایران هم برای خودش اگه نمیتونن اینجا زندگی کنن خب برن جایی که بتونن راحت زندگی کنن. درود به این راننده عزیز خدا پشت وپناهتون باشه.
  •  IR ۰۱:۳۴ – ۱۳۹۸/۰۳/۲۰
    اسنپ و تپ سی مال یه شرکت هستن. هر دو رو همزمان باید تحریم کرد.
  •  IR ۰۵:۰۸ – ۱۳۹۸/۰۳/۲۰
    درودبراقای راننده وننگ براین خانم دروغگووبی حجاب وامثال او
  • رسول IR ۰۸:۵۸ – ۱۳۹۸/۰۳/۲۰
    هر کسی مسلمان است که وظیفه شرعی او رعایت حجاب اسلامی است. هر کسی هم هیچ اعتقادی به دین اسلام ندارد وظیفه اش این است که به قانون مملکت احترام بگذارد و مطابق قانون عمل کند.
  • راننده اسنپ IR ۱۱:۱۰ – ۱۳۹۸/۰۳/۲۱
    مشرق نیوز نظرات طیف مخالف را هم منتشر کن. حداقل رسالتت توجه به تمامی طیف هاست. اینهمه تحجر امکان ندارد
  • سالار IR ۱۱:۲۲ – ۱۳۹۸/۰۳/۲۱
    به هر حال هر کشور قوانینی دارد که باید به آن احترام گذاشت که این مطلب سوای قبول داشتن یا نداشتن اصل حجاب است در غیر این صورت سنگ روی سنگ اصطلاحا بند نميشود و هرج و مرجی بد تر از این را در پی خواهد داشت
 

۲۱۴۸- قرآن و صد یک نکته حقیقی در زندگی بشر

۰۲ خرداد

««تعبیری شگفت در قرآن»»

استاد علامه حسن زاده آملی:
“قرآن کریم” گردش ستارگان را این گونه بیان می کند:« و هُوَ الَّذی خلق اللّیل و النّهار و الشّمس و القمر کُلٌ فی فلکٍ یَسبَحون» هر یک در مداری شناورند.

این تعبیر در اشاره به حرکت دایره ای شکل ستارگان، تعبیری شگفت است؛ زیرا “کُلٌ فی فلک” را از هر طرف بخوانی “کُلٌ فی فلک” است.

منبع: هزار و یک نکته

 

۲۱۴۷-تفاوت نشاط علوی با نشاط غربی+ نشاط دو بعدی حقیقی

۰۲ خرداد
عوامل نشاط آفرين درسبک زندگي امام حسن مجتبي عليه السلام

یادداشت رسیده

 

عوامل نشاط آفرين درسبک زندگي امام حسن مجتبي عليه السلام

اين روزها بحث شادماني و نشاط حقيقي با خودفراموشي به سبك غرب اشتباه گرفته مي شود…

ستاد همکاریها / اين روزها بحث شادماني و نشاط حقيقي با خودفراموشي به سبك غرب اشتباه گرفته مي شود، در نظام شادماني غربي انسان براي فرار از واقعيت ها و درد و رنج  فراق از بايد هاي زندگي به موسيقي و اشعاري تخدير كننده پناه مي برد، زيرا نظام بردگي اقتصاد سرمايه داري ايشان را اين چنين آماده سازي مي كند.

تفاوت نشاط از نگاه اسلام و غرب این است که در دين مبين اسلام، نشاط بايد ازدرون به برون انسان سرچشمه بگيرد و داوم آن پايان ناپذير باشد، اما درفرهنگ غرب این مهم بر عکس است واوصاف نظام آموزشي دنيا پرستي، شادي و نشاط انسانها را به عمردنیایی و  جسماني بشر نموده است.

مثلا در نظام امروز فرانسه مي توان به اين مهم پي برد با آن همه شادی های متنوع چرا شهروندان این کشور به کشته شدن و نابینا گردیدن روی آورده اند؟ جواب آن است که نظام سرمايه داري فقط نشاط جسماني و فریب باطنی را براي افزايش سود و سرمايه خود وجدان نموده است، در صورتي كه در دين مبين اسلام نشاط بايد از درون به برون انسان سرچشمه بگيرد و داوم آن پايان ناپذير باشد، با توجه به منابع غني شادماني پايدار و روح نواز در زندگاني اهل البيت عليهم السلام، لازم است جهت آشنایی مدیران فرهنگی کشور به بخشي از نشاط آفريني در زندگي امام حسن مجتبي عليه السلام بپردازيم.

امام مجتبي عليه السلام براي درك شادماني در اسلام سه  موضوع  را مورد تاکید قرار داده اند.

*درك شادماني دروني و حقيقي

*تشويق و تأييد در تقسيم شادماني

*زمینه استمرار نشاط و شادي در جامعه

“ابن کثیر از علمای اهل سنت در البدایة و النهایة روایت کرده امام (ع) غلام سیاهی را دید که گرده نانی پیش خود نهاده و خودش لقمه ای از آن می خورد و لقمه دیگری را به سگی که آنجا بود می دهد، امام (ع) که آن منظره را دید به او فرمود: انگیزه تو در این کار چیست؟

پاسخ داد: ‹انی استحیی منه ان آکل و لا اطعمه› من از او شرم دارم که خودم بخورم و به او نخورانم!

امام (ع) فرمود؛همین جا بمان تا من بیایم! سپس نزد صاحب غلام رفت و او را با آن باغی که در آن زندگی می کرد از وی خریداری کرد، آنگاه غلام را آزاد کرد و باغ را نیز به او بخشید!

*سه درس شادی آفرین از سیره امام مجتبی علیه السلام 

در روايت مذكور امام عليه السلام در سه بخش نشاط حقيقي را به مسلمانان آموزش داده اند

*با حفظ آبروي سائل او را شاد نمود

* برای شاد نمودن ديگران بدون منت تلاش کنیم

*ره آورد نشاط دینی، ماندگار و ابدي خواهد بود

ابراهیم بیهقی، یکی از دانشمندان اهل سنت، در کتاب المحاسن و المساوی  روایت کرده مردی نزد امام حسن (ع) آمده و اظهار نیاز کرد، امام (ع) فرمود: ‹اذهب فاکتب حاجتک فی رقعة و ارفعها الینا نقضیها لک› حاجت خود را در نامه ای بنویس و برای ما بفرست،حاجتت را برمی آوریم! آن مرد رفت و حاجت خود را در نامه ای نوشت برای امام (ع) ارسال داشت، حضرت دو برابر آنچه را خواسته بود به او عنایت فرمود.

شخصی که در آنجا نشسته بود عرض کرد: ‹ما کان اعظم برکة الرقعة علیه یابن رسول الله!› چه پر برکت بود این نامه برای این مرد ای پسر رسول خدا! امام (ع) فرمود؛ برکت او زیادتر بود که ما را شایسته این کار خیر و بذل و بخشش قرار داد، مگر نمی دانی  بخشش و خیر واقعی، آن است که بدون درخواست باشد، اما آنچه را پس از درخواست و مسئلت بدهی آن را در برابر آبرویش پرداخته ای!)

*سه رکن نشاط از نگاه امام حسن علیه السلام   

در اين روايت امام حسن عليه السلام  نشاط را دارا ی سه ركن دانسته اند.

*نشاط را معنوي ترجمه نموده اند

*مرز نشاط حقيقي و مجازي را با جبران برتر آن آموزشي كرده اند

* آيات قرآن را ميزان و معيار شادماني حقيقي معرفي فرمودند.

*در هم تنيدگي ادب و نشاط در انسان کامل 

زمخشری در کتاب ربیع الابرار از انس بن مالک روایت کرده که گوید: من در خدمت حسن بن علی (ع) بودم ،کنیزکی امد و شاخه گلی را به آن حضرت هدیه کرد.

حسن بن علی علیه السلام گفت؛ ‹‹انت حرة لوجه الله» تو در راه خدا آزادی! من که آن ماجرا را دیدم به آن حضرت عرض کردم؛ کنیزکی شاخه گل بی ارزشی به شما هدیه کرد و تو او را آزاد کردی؟ در پاسخ فرمود: ‹‹هکذا ادبنا الله تعالی اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها و کان احسن منها اعتاقها››  اینگونه خدای تعالی ما را ادب کرده که فرمود؛ وقتی تحیه ای به شما دادند، تحیتی بهتر دهید و بهتر از آن آزادی اوست.

*نشاط آفرینی حسنین علیهما السلام 

در کتاب خصال شیخ صدوق (ره) روایت شده مردی نزد عثمان بن عفان رفت و از او که بر درب مسجد نشسته بود درخواست بخششی کرد، عثمان دستور داد پنج درهم به او بدهند آن مرد گفت؛ این مقدار دردی را از من دوا نمی کند، پس مرا به شخصی راهنمایی کن که حاجتم را برآورده سازد!  عثمان به گوشه ای از مسجد که امام حسن و امام حسین (ع) و عبد الله بن جعفر در آنجا نشسته بودند، اشاره کرده گفت: ‹‹دونک هؤلاء الفتیة›› ! نزد این جوانمردان برو! آن مرد نیز متوجه آنها شده و حاجت خود را به ایشان عرضه داشت! حسنین (ع) به آن مرد رو کرده گفتند: سؤال جز در یکی از سه چیز جایز نیست: خونی فاجعه آمیز، یا بدهکاری دردآور و جانسوز، یا فقری که انسان را خاکستر نشین کند، اکنون بگو: تو در کدامیک از این سه مورد سؤال می کنی؟ پاسخ داد: در یکی از همین سه مورد است! در اینجا امام حسن (ع) دستور داده پنجاه دینار به او بدهند، و امام حسین (ع) چهل و نه دینار و عبد الله بن جعفر چهل و هشت دینار! آن مرد پولها را گرفت و از نزد ایشان رفت و عبورش به عثمان افتاد، عثمان از او پرسید؛ چه کردی؟ و آن مرد داستان خود و کرم و بزرگواری حسنین (ع) و عبد الله بن جعفر را برای او بازگو کرد و عثمان که دچار شگفتی شده بود گفت: ‹‹من لک بمثل هوءلاء الفتیة؟ ! اولئک فطموا العلم فطما، و حازوا الخیر و الحکمة››  (چه کسی همانند این جوانمردان است، اینان از پستان علم و دانش شیر خورده و خیر و حکمت را نزد خود گرد آورده اند).

*حجت الاسلام حسین درودی معاون امور استانهای ستاد همکاریها

 

۲۱۴۵- حضرت خدیجه و محبت حقیقی به همسر+محبت حقیقی و ازدواج

۲۶ اردیبهشت
آیت الله مکارم: حضرت خدیجه در زمان ازدواج با پیامبر(ص) دوشیزه بود

آیت الله مکارم: حضرت خدیجه در زمان ازدواج با پیامبر(ص) دوشیزه بود

باید از حضرت خدیجه(س) الگو گیری شود تا اگر مملکت مان در فشار های نظامی و اقتصادی قرار گرفت، مانند این بانوی بزرگوار مقاومت داشته باشیم.

آیت الله مکارم شیرازی آیت الله مکارم: حضرت خدیجه در زمان ازدواج با پیامبر(ص) دوشیزه بود

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، «آیت الله العظمی مکارم شیرازی» صبح امروز در همایش ملی صدف کوثر بیان کردند: مشکل اول جهان اسلام تکفیری‌ها هستند، که زادگاه تکفیر هم، عربستان سعودی و آل سعود است.

«آیت الله مکارم شیرازی» از مراجع تقلید شیعه امروز – پنج‌شنبه ۲ دی – در همایش ملی صدف کوثر ضمن تبریک و تهنیت به مناسبت اعیاد ربیع، از موسسین، مقاله نویسان و شرکت کنندگان این همایش جهت برگزاری هرچه بهتر این کنگره عظیم تقدیر و تشکر کرد.

ایشان بیان کردند: از ویژگی های این همایش اینست که برای بانویی برگزار شده که عده ای خدمات ارزنده ایشان را فراموش کرده اند و به همین دلیل میتوان ایشان را بانوی فراموش شده نامید، لذا خدمت به این بانوی جلیل القدر بسیار ارزنده و ارزشمند است.

معظم له اظهار داشتند: این بانوی بزرگوار از مصادیق کلام امیرالمومنین علی(ع) در نهج البلاغه هستند، که می‌فرمایند: “در مسیر هدایت از کمی افراد نهراسید “. ایشان هم در صدر اسلام از کمی افراد نترسید و پیغمیر را در شرایطی که پیامبر اکرم(ص) تنها بودند یاری نمودند و همچون کوه در کنار ایشان ایستادند.

«آیت الله مکارم شیرازی» خاطرنشان کردند: معروف است که هر زمان پیغمبر به خانه می آمدند، بدن پیغمبر به خاطر سنگ هایی که از کفار خورده بودند مجروح بود و این حضرت خدیجه(س) بودند که مرهم زخم و سنگ صبور ایشان بودند و پیغمبر را دلداری می دادند.

مرجع عالیقدر بیان کردند: حضرت خدیجه(س) زنده نماند که دوران عظمت و پیروزی پیغمبر را ببیند و در دوران سختی پیغمبر، مخصوصا آن زمانی که در شعب ابوطالب بودند، رنج و مشقت های فراوان کشیدند. و با غم و اندوهی جان کاه جان باختند و پیغمبر و دخترش حضرت فاطمه(س) را داغدار ساختند در حالی که در وظیفه خود در یاری پیامبر از هیچ تلاشی دریغ نکردند.

ایشان ابراز داشتند: بنابر برخی نقل ها حضرت خدیجه(س) قبل از ازدواج با پیامبر اکرم(ص) دو بار ازدواج کرده است و هنگام ازدواج ۴۰ ساله و دارای فرزندانی از ازدواج های قبلی خود بودند؛ ولی این مطالب براساس تواریخ و تاریخ نویسان درست نمی باشد و غلط است.

معظم له ادامه دادند: مطابق گفته اندیشمندان و تاریخ نویسان حضرت خدیجه(س) در زمان ازدواج با پیامبر(ص) یا ۲۵ ساله یا ۲۸ ساله و دوشیزه بودند. در بعضی تواریخ دیگر هم ۲۷ سالگی ایشان را در زمان ازدواج ذکر کرده اند و شیعه و اهل سنت به این نکته اشاره کردند و بر این مسئله اجماع دارند. و دو نفری که گفته شده همسران ایشان بوده اند، همسران خواهر ایشان بودند و فرزندان هم فرزندان خواهر ایشان بودند که البته خواهم گفت این تحریف تاریخی از جانب چه کسانی می باشد.

«آیت الله مکارم شیرازی» گفتند: خدیجه کبری(س) به قدری شیفته پیغمبر بودند، علی رغم نکوهش زنان عرب که چرا با مردی فقیر و یتیم ازدواج می کنی؟ به زخم زبان ها توجهی نکردند و حتی مهریه ایشان که ۹۰ مثقال طلا بود را خودشان به پیامبر هدیه کردند تا پیغمبر مهریه را به ایشان پرداخت کنند و این نشان از علاقه مندی این حضرت به پیامبر اکرم(ص) بود.

مرجع عالیقدر بیان کردند: این بانوی جلیل القدر در تمام دوران زندگانی اش با پیامبر، دائم در سختی و فشار بودند. حتی در زمان وضع حمل حضرت زهرا(س) کسی از زنان عرب به یاری ایشان نیامد تا در نهایت ۴ بانوی بهشتی به یاری ایشان شتافتند.

معظم له با اشاره به اینکه ۱۲۰ فضیلت در تواریخ برای حضرت خدیجه(س) ذکر شده، در بیان فضائل حضرت خدیجه(س) ابراز داشتند: عفت و پاکدامنی این بانو در شرایط عصر جاهلیت که مملو از فساد بود زبانزد خاص و عام بود و مردم لقب طاهره را قبل از بعثت به ایشان داده بودند آن هم به خاطر شدت پاکی و طاهریت ایشان بود.

«آیت الله مکارم شیرازی» افزودند: حضرت خدیجه(س) ام المومنین، بسیار عاقل، جلیل القدر، سخاوتمند، از اهل بهشت، کسی است که پیامبر او را ستوده و از زنان دیگرش برتری داده، قبل از حیات حضرت خدیجه(س) و در زمان حیات ایشان پیامبر با کسی ازدواج نکرد و فرزندان پیامبر هم از ایشان بوده اند. ایشان مادر حضرت زهرا(س) بوده اند و حضرت زهرا(س) هم ام الائمه هستند.

مرجع عالیقدر ادامه دادند: حضرت خدیجه(س) ۱۵ سال قبل از بعثت و ۱۰ سال هم بعد از بعثت در سال های رنج و سختی پیامبر(ص) در کنار ایشان بودند و رنج هایی که پیامبر می دیدند را مرهم بودند. ایشان حاضر بودند در راه پیامبری ایشان جان خود را فدا کنند و پیغمبر را با تمام وجود دوست داشتند.

ایشان خاطرنشان کردند: رحلت حضرت خدیجه(س) به قدری برای پیغمبر اکرم سخت بود که آن حضرت نتوانستند بعد از ایشان در مکه بمانند و به مدینه هجرت کردند، حتی همسران بعدی پیامبر هم نتوانستد از رنج و اندوه پیامبر کم کنند.

معظم له درباره دلیل تحریفات علیه حضرت خدیجه(س) اعلام داشتند: متعصبان مخصوصا بنی امیه با تاریخ اسلام بازی کردند. مرحوم امینی در این باره می فرماید “کسانی که به هر نوعی با امیرالمومنین(ع) در ارتباط بودند را بنی امیه با تحریفات تاریخی تلاش کردند لکه ننگی به دامن پاکشان بزنند, از جمله ابوذر که می گفتند کمونیست است؛ چون ابوذر عاشق امام علی(ع) بود.

«آیت الله مکارم شیرازی» ادامه دادند: حضرت خدیجه(س) هم به همین صورت که وصله ۴۰ سالگی و ازدواج قبلی به ایشان چسبانده اند و حتی درباره پیغمبر هم می گویند که به خاطر مال و ثروت آن حضرت با ایشان ازدواج کرده است.

مرجع عالیقدر در بخش دیگر سخنان خود گفتند: زندگانی حضرت خدیجه(س) واقعا الگوی مناسبی برای زنان و مردان است، به فرموده قرآن که می‌فرماید زندگی حضرت آسیه(س) الگوی مومنان است، و حضرت مریم(س) هم به خاطر استقامت اش الگوی دیگری برای زنان و مردان در قرآن است.

ایشان ادامه دادند: باتوجه به اینکه حضرت خدیجه(س) در همه ابعاد الگو است؛ باید از ایشان الگو گیری شود تا اگر مملکت مان در فشار های نظامی و اقتصادی قرار گرفت، مقاومت کنیم و کم نیاوریم و مانند این بانوی بزرگوار مقاومت داشته باشیم.

معظم له در بخش دیگر سخنان خود خاطرنشان کردن: مشکل اول جهان اسلام تکفیری‌ها هستند، دشمنان هم آنان و کشورهای اسلامی را تحریک و آتش اختلاف را در شیعه و سنی روشن می‌کنند. برای مبارزه با تکفیر باید در سه جبهه فعالیت کرد، جبهه سیاسی و نظامی و جبهه فرهنگی که از آن دو مهمتر است چراکه اگر جریان تکفیر ریشه یابی نشود، و تا افکار انحرافی گروه تکفیری سوزانده نشود مبارزه نظامی و سیاسی نتیجه ندارد. زادگاه افکار این گروه تکفیری با آل سعود آغاز شده و طی پژوهشی که دو گروه علمی داشته اند ۸۹ سند قابل قبول وجود دارد که زادگاه تکفیر، عربستان سعودی است.

 

«آیت الله العظمی مکارم شیرازی» در پایان پیان کردند: امیدواریم به دنیا ثابت کنیم ریشه اصلی کجاست و نابودی آل سعود یکی از راه های ریشه کنی داعش و جریان تکفیر است.

آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگري ازدواج كرده بود؟
سؤال كننده: مصطفي

پاسخ:

خديجه برترين همسر

حضرت خديجه كبري سلام الله عليها، برترين همسر رسول خدا صلي الله عليه وآله و يكي از چهار زن برتر بهشتي است. او نخستين كسي است كه به رسول خدا ايمان آورد و تمام اموال و دارائي هاي خود را در راه پيشرفت اسلام هديه كرد.

در باره مقام آن حضرت همين بس كه خداوند به او سلام فرستاده و وعده قصري بهشتي به او داده است.

علامه مجلسي رضوان الله تعالي عليه در اين باره مي نويسد:

عَنْ زُرَارَةَ وَحُمْرَانَ وَمُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عليه السلام) قَالَ حَدَّثَ أَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيُّ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) قَالَ إِنَّ جَبْرَئِيلَ (عليه السلام) قَالَ لِي لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي حِينَ رَجَعْتُ وَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ هَلْ لَكَ مِنْ حَاجَةٍ قَالَ حَاجَتِي أَنْ تَقْرَأَ عَلَي خَدِيجَةَ مِنَ اللَّهِ وَمِنِّي السَّلَامَ

وَحَدَّثَنَا عِنْدَ ذَلِكَ أَنَّهَا قَالَتْ حِينَ لَقَّاهَا نَبِيُّ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ لَهَا الَّذِي قَالَ جَبْرَئِيلُ فَقَالَتْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلَامُ وَ مِنْهُ السَّلَامُ وَ إِلَيْهِ السَّلَامُ وَعَلَي جَبْرَئِيلَ السَّلَامُ.

امام باقر عليه السلام از ابوسعيد خدري نقل مي كند: رسول خدا فرمود: درشب معراج وقتي كه باز مي گشتم به جبرئيل گفتم: آيا خواسته اي از من داري؟ گفت: درخواست من اين است كه سلام خدا و مرا به خديجه برساني، رسول خدا وقتي كه پيام جبرئيل را به خديجه ابلاغ فرمود، در پاسخ گفت: خداي بزرگ مصدر سلامتي است و همه سلامتيها از او است و تمام سلامتيها به او باز مي گردد، و بر جبرئيل درود و سلام.

المجلسي، محمد باقر (متوفاي ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۱۶، ص ۷، باب ۵ – تزوجه ص بخديجة رضي الله عنها، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء – بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ۱۴۰۳ – ۱۹۸۳ م.

محمد بن اسماعيل بخاري مي نويسد:

۳۶۰۹ حدثنا قُتَيْبَةُ بن سَعِيدٍ حدثنا محمد بن فُضَيْلٍ عن عُمَارَةَ عن أبي زُرْعَةَ عن أبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قال أتي جِبْرِيلُ النبي صلي الله عليه وسلم فقال يا رَسُولَ اللَّهِ هذه خَدِيجَةُ قد أَتَتْ مَعَهَا إِنَاءٌ فيه إِدَامٌ أو طَعَامٌ أو شَرَابٌ فإذا هِيَ أَتَتْكَ فَاقْرَأْ عليها السَّلَامَ من رَبِّهَا وَمِنِّي وَبَشِّرْهَا بِبَيْتٍ في الْجَنَّةِ من قَصَبٍ لَا صَخَبَ فيه ولا نَصَبَ.

جبرئيل خدمت رسول خدا آمد و عرض كرد: اي رسول خدا ! اين خديجه است كه آمده و ظرفي با خود دارد كه در آن، گوشت يا غذا يا نوشيدني است (شك از راوي است)؛ پس چون نزد تو آمد، از جانب پروردگارش و نيز از سوي من به او سلام برسان و او را به خانه اي در بهشت از درّ و ياقوت و طلا كه از هر هياهو و رنجي ايمن است بشارت بده.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل ابوعبدالله (متوفاي۲۵۶هـ)، صحيح البخاري، ج ۳ ص ۱۳۸۹ و ج ۶ ص ۲۷۲۳، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة – بيروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷.

خديجه، يكي از بهترين زنان بهشتي

محمد بن اسماعيل بخاري در روايت ديگري نقل مي كند كه حضرت خديجه سلام الله عليها و حضرت مريم سلام الله عليها برترين زنان بهشتي هستند:

۳۲۴۹ حدثني أَحْمَدُ بن أبي رَجَاءٍ حدثنا النَّضْرُ عن هِشَامٍ قال أخبرني أبي قال سمعت عَبْدَ اللَّهِ بن جَعْفَرٍ قال سمعت عَلِيًّا رضي الله عنه يقول سمعت النبي صلي الله عليه وسلم يقول خَيْرُ نِسَائِهَا مَرْيَمُ ابْنَةُ عِمْرَانَ وَخَيْرُ نِسَائِهَا خَدِيجَةُ.

عبد الله بن جعفر از علي (عليه السلام) نقل مي كند كه فرمود: از رسول خدا شنيدم كه مي فرمود: بهترين بانوان بهشت مريم دختر عمران و خديجه است.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل ابوعبدالله (متوفاي۲۵۶هـ)، صحيح البخاري، ج ۳ ص ۳۲۴۸، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة – بيروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷.

آري، موقعيت حضرت خديجه را هيچ يك از همسران رسول خدا نداشتند؛ زيرا رسول خدا صلي الله عليه وآله همواره به ياد خديجه بود و از او به نيكي ياد مي كرد، همين مسأله سبب شده بود كه حسادت هاي زنانه برخي از همسران آن حضرت برانگيخته شده و به رسول خدا اعتراض نمايند كه چرا اين همه از خديجه ياد مي كند.

اعتراف عائشه به برتري حضرت خديجه:

بخاري به نقل از عائشه مي نويسد:

۳۶۰۵ حدثنا سَعِيدُ بن عُفَيْرٍ حدثنا اللَّيْثُ قال كَتَبَ إلي هِشَامٌ عن أبيه عن عَائِشَةَ رضي الله عنها قالت ما غِرْتُ علي امْرَأَةٍ لِلنَّبِيِّ صلي الله عليه وسلم ما غِرْتُ علي خَدِيجَةَ هَلَكَتْ قبل أَنْ يَتَزَوَّجَنِي لِمَا كنت أَسْمَعُهُ يَذْكُرُهَا وَأَمَرَهُ الله أَنْ يُبَشِّرَهَا بِبَيْتٍ من قَصَبٍ وَإِنْ كان لَيَذْبَحُ الشَّاةَ فَيُهْدِي في خَلَائِلِهَا منها ما يَسَعُهُنَّ.

عايشه مي گويد: بر هيچ زني آن قدر حسد نورزيدم كه بر خديجه حسد ورزيدم، او را درك نكردم و قبل از ازدواج من با رسول خدا از دنيا رفته بود، ولي حسدم به اين سبب بود كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) او را بيشتر ياد مي كرد و خداوند او را به خانه اي بهشتي از طلا و درّ و ياقوت بشارت داده بود و هر گاه گوسفندي را ذبح مي نمود براي دوستان خديجه هديه مي فرستاد.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل ابوعبدالله (متوفاي۲۵۶هـ)، صحيح البخاري، ج ۳ ص ۱۳۸۸، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة – بيروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷.

در روايت ديگر نقل مي كند:

۳۶۱۰ وقال إِسْمَاعِيلُ بن خَلِيلٍ أخبرنا عَلِيُّ بن مُسْهِرٍ عن هِشَامٍ عن أبيه عن عَائِشَةَ رضي الله عنها قالت اسْتَأْذَنَتْ هَالَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ أُخْتُ خَدِيجَةَ علي رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم فَعَرَفَ اسْتِئْذَانَ خَدِيجَةَ فَارْتَاعَ لِذَلِكَ فقال اللهم هَالَةَ قالت فَغِرْتُ فقلت ما تَذْكُرُ من عَجُوزٍ من عَجَائِزِ قُرَيْشٍ حَمْرَاءِ الشِّدْقَيْنِ هَلَكَتْ في الدَّهْرِ قد أَبْدَلَكَ الله خَيْرًا منها

عائشه مي گويد: هاله خواهر خديجه اجازه شرفيابي به محضر رسول خدا را گرفت، رسول خدا بياد خديجه افتاد و بر افروخته شد، فرمود: خدايا هاله آمده است، من ناراحت شدم و گفتم: چقدر از پير زني از پير زنان قريش كه دندانهايش افتاده بود ياد مي كند، او مرده است و خدا بهتر از او را به تو داده است.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل ابوعبدالله (متوفاي۲۵۶هـ)، صحيح البخاري، ج ۳ ص ۱۳۸۹، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة – بيروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷.

احمد بن حنبل به نقل از عائشه مي نويسد:

۲۴۹۰۸ حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا علي بن إِسْحَاقَ انا عبد اللَّهِ قال انا مُجَالِدٌ عَنِ الشعبي عن مَسْرُوقٍ عن عَائِشَةَ قالت كان النبي صلي الله عليه وسلم إذا ذَكَرَ خَدِيجَةَ أَثْنَي عليها فَأَحْسَنَ الثَّنَاءَ قالت فَغِرْتُ يَوْماً فقلت ما أَكْثَرَ ما تَذْكُرُهَا حَمْرَاءَ الشِّدْقِ قد أَبْدَلَكَ الله عز وجل بها خَيْراً منها قال ما أبدلني الله عز وجل خَيْراً منها قد آمَنَتْ بي إِذْ كَفَرَ بي الناس وصدقتني إِذْ كذبني الناس وواستني بما لها إذا حرمني الناس ورزقني الله عز وجل وَلَدَهَا إِذْ حرمني أَوْلاَدَ النِّسَاءِ

هر گاه رسول خدا يادي از خديجه مي كرد بهترين ستايشها را از وي مي كرد، يك روز ناراحت شدم و گفتم: چقدر از يك زن بي دندان ياد مي كني خدا بهتر از او را به تو داده است؟ فرمود: خداوند بهتر از او نصيبم نفرموده است، وقتي كه همه مردم از من رويگردان بودند او به من ايمان آورد، و تصديقم كرد وقتي كه ديگران مرا تكذيب كردند، مال و ثروتش را در اختيارم گذاشت وقتي كه ديگران محرومم كردند، خداوند از او به من فرزندي داد وقتي كه از ديگر زنان محروم بودم.

الشيباني، أحمد بن حنبل ابوعبدالله (متوفاي۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج ۶ ص ۱۱۷، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي۷۴۸هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج ۱ ص ۲۳۸، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمري، ناشر: دار الكتاب العربي – لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولي، ۱۴۰۷هـ – ۱۹۸۷م.

هيثمي بعد از نقل اين روايت مي گويد:

رواه أحمد وإسناده حسن.

الهيثمي، ابوالحسن علي بن أبي بكر (متوفاي ۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج ۹ ص ۲۲۴، ناشر: دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي – القاهرة، بيروت – ۱۴۰۷هـ.

براي تحقيق بيشتر در باره حسادت هاي عائشه به آدرس ذيل مراجعه كنيد:

آيا عائشه، نسبت به همسران ديگر رسول خدا (ص) حسادت داشته است؟

 

 

بنابراين در مقام و منزلت حضرت خديجه سلام الله عليها جاي هيچ ترديدي باقي نمي ماند؛ اما از آن جايي كه اهل سنت دوست دارند عائشه را برترين همسر رسول خدا معرفي نمايند، و لذا سعي در فضيلت تراشي براي او دارند و تنها چيزي كه يافته اند، اين بود كه مدعي شدند عائشه تنها همسر باكره رسول خدا بوده و ديگر همسران رسول خدا از جمله حضرت خديجه قبل از آن حضرت همسر داشته اند؛ در حالي كه اين مطلب با واقعيت هاي تاريخي سازگاري ندارد، زيرا بر اساس نقل، عائشه هم قبل از رسول خدا همسر ديگري داشته است.

آيا عائشه قبل از رسول خدا (ص) ازدواج كرده بود؟

ابن سعد در الطبقات الكبري مي نويسد:

عن عبد الله بن أبي ملكية قال خطب رسول الله صلي الله عليه وسلم عائشة بنت أبي بكر الصديق فقال إني كنت أعطيتها مطعما لابنه جبير فدعني حتي أسلها منهم فاستسلها منهم فطلقها فتزوجها رسول الله صلي الله عليه وسلم.

عبد الله بن أبي مليكه مي گويد: رسول خدا صلي الله عليه _ وآله _ وسلم از عايشه دختر ابوبكر خواستگاري كرد، ابو بكر گفت: من عايشه را به جبير بن مطعم داده ام، اجازه بده تا آن ها را منصرف كنم. ابوبكر آن ها را منصرف كرد و طلاقش را گرفت، سپس رسول خدا با او ازدواج كرد.

الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري (متوفاي۲۳۰هـ)، الطبقات الكبري، ج ۸ ص ۵۹، ناشر: دار صادر – بيروت؛

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي۸۵۲هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج ۸ ص ۱۷، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل – بيروت، الطبعة: الأولي، ۱۴۱۲هـ – ۱۹۹۲م.

بنابراين، عائشه نيز قبل از رسول خدا صلي الله عليه وآله همسر شخص ديگري به نام جبير بن مطعم بوده است.

آيا حضرت خديجه ثيّبه (غير باكره) بود؟

بحث اصلي ما در اين باره است كه آيا حضرت خديجه سلام الله عليها قبل از رسول خدا ازدواج كرده بود يا خير؟.

پاسخ اين سؤال در آثار و كتب بزرگان و انديشمندان شيعي به فراواني وجود دارد كه با احترام به همه بزرگان و رعايت اختصار به بخشي از پاسخ و توضيح اكتفا و اشاره مي كنيم:

برخي گفته اند: رسول خدا همسر باكره اي غير از عائشه نداشته است و در باره خديجه گفته اند: وي قبل از رسول خدا با دو نفر به نامهاي عتيق بن عبد الله مخزومي و ابوهاله تميمي ازدواج كرده بود و فرزنداني از آنان نيز داشته است.

اين سخن به اعتقاد برخي از بزرگان شيعه قابل قبول نيست؛ زيرا بخش زيادي از اين قبيل سخنان را طراحان سياست با هدف زدودن هاله قداست و پاكي از رحم بانوئي كه ظرف وجود كوثر قرآن، فاطمه زهرا است ساخته اند و لذا دقت در اين موضوع و نقد سخنان موجود در منابع تاريخي و حديثي شك و شبهه را از بين مي برد.

ابو القاسم اسماعيل بن محمد اصفهاني از دانشمندان اهل سنت تصريح مي كند كه حضرت خديجه سلام الله عليها، باكره بوده است.

وكانت خديجة امرأة باكرة ذات شرف ومال كثير وتجارة تبعث بها إلي الشام فتكون عيرها كعامة عير قريش.

حضرت خديجه، زني باكره، داراي اعتبار و مال بسياري بود، كاروان تجاري اش را به سوي شام مي فرستاد و كاروان او به اندازه تمام كاروان قريش بود.

الأصبهاني، أبو القاسم اسماعيل بن محمد بن الفضل التيمي (متوفاي۵۳۵هـ)،دلائل النبوة، ج ۱ ص ۱۷۸، تحقيق: محمد محمد الحداد، ناشر: دار طيبة – الرياض، الطبعة: الأولي، ۱۴۰۹هـ.

ابوالقاسم كوفي از علماي شيعه، در اين باره استدلال جالبي كرده است كه توجه خوانندگان عزير را به آن جلب مي كنيم. وي در كتاب الإستغاثه مي نويسد:

أن الإجماع من الخاص والعام من أهل الأنال ونقلة الأخبار علي أنه لم يبق من أشراف قريش ومن ساداتهم وذوي النجدة منهم إلا من خطب خديجة ورام تزويجها فامتنعت علي جميعهم من ذلك فلما تزوجها رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم غضب عليها نساء قريش وهجرنها وقلن لها خطبك أشراف قريش وأمراؤهم فلم تتزوجي أحدا منهم وتزوجت محمدا يتيم أبي طالب فقيرا لا مال له، فكيف يجوز في نظر أهل الفهم أن تكون خديجة يتزوجها أعرابي من تميم وتمتنع من سادات قريش وأشرافها علي ما وصفناه، ألا يعلم ذو التميز والنظر أنه من أبين المحال وأفظع المقال، ولما وجب هذا عند ذوي التحصيل ثبت أن خديجة لم تتزوج غير رسول الله (ص).

مورخان و محدثان شيعه و سني بر اين مطلب اتفاق دارند كه كسي از بزرگان، اشراف، رؤسا و جوانمردان قريش باقي نماند؛ مگر اين كه از حضرت خديجه خواستگاري كرد و ازدواج با ايشان را آرزو مي كرد؛ اما خديجه كبري دست رد بر سينه همه آن ها زد؛ ولي وقتي رسول خدا صلي الله عليه وآله با او ازدواج كرد، تمام زنان قريش از او فاصله گرفته و رفت و آمد با وي را ترك كردند و گفتند: تو پيشنهاد سران قريش را رد كردي و تن به همسري كسي دادي كه فقير است و مال و ثروتي ندارد؟!

با اين حال چگونه اهل فهم مي توانند بپذيرند كه حضرت خديجه با يك اعرابي از قبيله بني تميم ازدواج كرده باشد؛ اما خواستگاري بزرگان قريش را نپذيرفته باشد؟

آيا صاحبان فكر و انديشه نمي دانند كه اين مطلب از آشكارترين محالات و ناپسند ترين گفتارها است، وقتي براي اهل تحقيق اين مطلب ثابت شود، ثابت مي شود كه حضرت خديجه با كسي غير از رسول خدا صلي الله عليه وآله ازدواج نكرده است.

الكوفي، أبو القاسم علي بن أحمد بن موسي ابن الإمام الجواد محمد بن علي (متوفاي۳۵۲هـ)، كتاب الاستغاثة، ج۱، ص۷۰، طبق برنامه مكتبة اهل البيت عليهم السلام.

و نيز مي توان اين سؤال را از اهل تحقيق پرسيد كه اگر خديجه قبل از ازدواج با رسول خدا با يك نفر اعرابي از قبيله تميم ازدواج كرده بود، آيا موردي براي اين سرزنش ها پس از ازدواج با رسول خدا باقي مي ماند؟ و آيا ازدواج زني بيوه و شوهر ديده به اين اندازه براي تمام مردم مكه مهم بود كه بر اساس همين نقل تمام همسران اشراف قريش با وي قطع رابطه كنند؟

اگر خديجه شايسته ملامت و سرزنش بود پس چرا (در صورت صحت) هنگام ازدواج با يك نفر اعرابي كه بر پاشنه پايش ادرار مي كرد و از هيچ امتيازي بر خوردار نبود ملامت و سرزنش نشد؟

از اين رو، ما مطمئن هستيم كه قضيه ازدواج حضرت خديجه قبل از رسول خدا صلي الله عليه وآله از دسيسه هاي كساني است كه هيچ حد و مرزي را در فضيلت براي دشمنان اهل بيت عليهم السلام نمي شناختند و هيچ فضيلتي را براي اهل بيت عليهم السلام باقي نگذاشتند؛ مگر اين كه عين همان را براي ديگران ساختند.

پاسخ به برخي از سؤالات

سؤال اول: اگر حضرت خديجه، همسري قبل از رسول خدا صلي الله عليه وآله نداشته است، زينب، رقيه و ام كلثوم، دختران چه كسي بودند؟ آيا فرزندان رسول خدا صلي الله عليه وآله بودند؟

طبق نقل مورخين، خديجه خواهري بنام هاله داشته است كه با مردي مخزومي ازدواج كرده بود و از وي فرزندي همنام مادرش يعني هاله داشت سپس با مردي تميمي بنام ابوهند ازدواج كرد كه از وي نيز فرزندي بنام هند داشت، اين مرد تميمي همسر ديگري و از وي دو دختر به نامهاي رقيه و زينب داشت، مادر اين دو دختر از دنيا رفت و پس از وي پدر دو دختر از دنيا رفت، هند فرزند هاله به خانواده شوهرش سپرده شد و هاله با اين دو دختر كه از همسر ديگر شوهرش بودند به خانه خديجه آمدند و وي سرپرستي آنان را به عهده گرفت و پس از ازدواج با رسول خدا صلي الله عليه وآله اين دو دختر نزد خديجه و رسول خدا بودند و در دامن اين دو تربيت شدند و عنوان ربيبه رسول خدا را گرفتند و بر اساس رسم عرب ربيبه را مانند دختر تلقي مي كردند و به همين جهت آنان را دختران خديجه و رسول خدا مي دانستند.

براي اطلاع بيشتر به آدرس ذيل مراجعه فرماييد:

آيا ازدواج دو دختر پيامبر (ص) با عثمان صحت دارد ؟

 

 

سؤال دوم: برخي ازدواج نكردن بانويي مانند خديجه را كه از دو ويژگي جمال و ثروت بهره مند بوده وعلاوه بر آن به خانواده اي بزرگ و با امتياز نسبت داشته را امري غير ممكن دانسته اند. وگفته اند: آيا امكان دارد كه پدر يا ولي بانوئي مانند خديجه وي را بدون همسر گذاشته و در تنهائي زندگي كند؟

در پاسخ مي گوئيم:

اولا: پدر خديجه در جنگ فجار كشته شده بود.

ثانيا: ولي و سرپرستي غير از پدر اگر داشته است نمي توانسته است وي را مجبور به همسر گزيني نمايد، و لذا منتظر ماندن بانوئي مثل او تا همسري شايسته و در شان خودش آنهم در آن زمان امري معقول و قابل قبول است.

نتيجه بحث

در نتيجه اثبات فرزند يا فرزنداني براي خديجه از همسري غير از رسول خدا نه تنها امري غير ممكن؛ بلكه با توجه به نقل هاي تاريخي محال است؛ بنا بر اين ازدواج خديجه قبل از رسول گرامي اسلام از موضوعات ساختگي است و يا لااقل بر اساس جهل و ناداني و تفسير غلط از حوادث تاريخي رخ داده است كه هر ناقد آگاهي را به اين نتيجه مي رساند.

 

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 

۲۱۴۱- آیامحبت مجازی نشاط آفرین است.؟محبت حقیقی + شادمانی دانش آموزان

۱۱ اردیبهشت

رهبر انقلاب: ملّت و مسئولان در مقابل آرایش جنگی دشمن، آرایش مناسب بگیرند

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند: دلیل اینکه روی سند ۲۰۳۰ آن‌قدر کار می‌کنند، چون در این سند دستورات و توصیه‌ها این است که آموزش و پرورش، مناسبات فکری شاگردان را جوری تنظیم کند که اساس زندگی‌شان طبق تفکر غربی باشد.

رهبر انقلاب: ملّت و مسئولان در مقابل آرایش جنگی دشمن، آرایش مناسب بگیرند

به گزارش حوزه امام و رهبری خبرگزاری فارس، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه روز معلم در دیدار هزاران نفر از معلمان و فرهنگیان سراسر کشور با تجلیل از معلمان، به بیان تذکرات و توصیه های مهمی درباره مسائل مختلف آموزش و پرورش از جمله تکریم و معیشت معلمان پرداختند و با تأکید بر لزوم اجرای سند بسیار مهم تحول در آموزش و پرورش، گفتند: معلمان پرورش‌دهنده مهمترین سرمایه یک ملت یعنی سرمایه انسانی، پایه‌ریزان تمدن نوین، جهادگران میدان کارزار مبارزه با جهل و بی سوادی و سازندگان هویت و فرهنگ یک ملت هستند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در این دیدار با تبریک روز معلم به همه معلمان کشور، یاد آیت الله شهید مطهری را گرامی داشتند و گفتند: شهید مطهریِ عزیز به معنای واقعی، یک معلم دلسوز بود که با فکر و بیان قوی، رسوخ اندیشه‌های عمیق اسلامی را در ذهن جوانان دنبال می‌کرد و شهادت او در این راه، به منزله امضای قطعی خداوند متعال بر کارنامه آن بزرگوار بود.

رهبر انقلاب اسلامی، نقش معلم و آموزش‌وپرورش را یک نقش اساسی برشمردند و خاطرنشان کردند: مهمترین سرمایه برای یک ملت، سرمایه انسانی است، زیرا کشوربدون سرمایه انسانی مانند برخی از کشورهای پولداری است که ثروت آنها به صورت سفاهت‌آمیز در اختیار دستهای خائن به بشریت قرار می‌گیرد، همچنان‌که در دوران طاغوت نیز ایران بر روی دریای نفت بود اما بیگانگان بر این منابع مسلط شدند و با آن، تمدن و کارخانه‌های خود را ساختند و از نفت ما برای پیروزی در جنگهای خود استفاده کردند.

ایشان احساس احترام خود به قشر شریف و محترم معلم را یک باور حقیقی و برخاسته از نقش تمدن‌ساز معلمان خواندند و افزودند: معلمان، پایه‌ریزان تمدن نوین، و جهادگرانِ در میدان کارزار با جهل و بی‌سوادی هستند که برای جامعه و نسلِ جوان آن، هویت‌سازی فرهنگی می‌کنند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای، هویت قوی، فرهنگ غنی و فکر و اندیشه صحیح را پایه‌های اصلیِ ساخت تمدن دانستند و از همین زاویه در خصوص سند ۲۰۳۰ و علت اصرارهای آشکار و پنهان بیگانگان برای تحکیم آن بر مناسبات کشورها از جمله کشورهای اسلامی و ایران، نکات مهمی خطاب به مسئولان گوشزد کردند.

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: جان کلام در سند ۲۰۳۰ که فصل مهمی از آن به آموزش‌وپرورش اختصاص دارد، این است که نظام آموزشی باید جوری تنظیم شود که فلسفه، سبک زندگی و مفهوم حیات بر اساس مبانی غربی به کودکان و نوجوانان آموزش داده شود.

ایشان در تبیین این واقعیت افزودند: غربی‌ها انتظار دارند معلمانِ متدین ما که علاقه‌مند به آینده کشور هستند، در کلاس درس خود برای آنها سرباز تربیت کنند، تا دانش‌آموز ما سرباز و رعیت همان وحشی‌های کروات‌زده‌ی ظاهرسازی شود که به راحتی آدم می‌کشند و به آدمکش‌ها کمک می‌کنند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در ادامه، خدمات معلمان در طول سالهای پس از انقلاب را خدماتی بزرگ و ثمربخش برشمردند و با انتقاد از کسانی که غیرمنصفانه و با اغراض سیاسی، درصدد بی‌قدر و قیمت کردن آموزش‌وپرورش هستند، گفتند: البته آموزش‌وپرورش با نقطه مطلوب فاصله دارد که باید با کار و تلاش، نواقص و معایب را برطرف کرد اما وضعیت امروزآموزش‌وپرورش با وضع اسف‌بار آن در قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست.

رهبر انقلاب اسلامی با بیان نمونه‌هایی از کارهای بزرگ آموزش‌وپرورش در سالهای پس از انقلاب، خاطرنشان کردند: «دانشمندانی که کشور را در شاخه‌های مختلف علمی همچون فناوری نانو جزو رتبه‌های برتر دنیا قرار داده‌اند»، «هزاران دانش‌آموز و معلم شهید، و نسل سوم و چهارم انقلاب که با وجود زمینه‌های گوناگون برای مفاسد اخلاقی در دنیای امروز، با انگیزه مجاهدت، محکم و استوار در مقابل دشمن می‌ایستد و برای اعزام به دفاع از حرم اصرار می‌کند»، «جوانان فعال در اردوهای جهادی و دلدادگان به معنویات و اهل دعا، توسل و پیاده‌روی اربعین» در همین آموزش‌وپروش تربیت شده‌اند، بنابراین نباید آموزش‌وپرورش دوره انقلاب را دست‌کم گرفت.

رهبر انقلاب در تبیین وضع مطلوب آموزش و پرورش تأکید کردند: آموزش و پرورش باید انسان هایی «دانا، توانا، خردمند، پرهیزکار، پاکدامن، کارآمد، شجاع، هوشیار و اهل اقدام» تربیت کند که اگر چنین شود، همان آرزویی که بارها بیان کرده ام محقق می شود و ایران عزیز به جایگاهی می رسد که تا پنج دهه بعد، هر کسی در هر جای جهان بخواهد از مرزهای جدید علم آگاه شود باید زبان فارسی یاد بگیرد.

ایشان رسیدن آموزش و پرورش به وضع مطلوب و تربیت جوانانی با ویژگی های یاد شده را پایه اصلی «ایران سربلند فردا» و «اساس ایجاد تمدن نوین اسلامی» خواندند.

حضرت آیت الله خامنه ای در بیان چند تذکر، «سند تحول آموزش و پرورش» را سندی بسیار خوب برشمردند و گفتند: این سند نوعی ریل گذاری است و می تواند این بخش مهم از کشور را به سرمنزل مقصود برساند.

رهبر انقلاب ابلاغ این سند را لازم اما ناکافی دانستند و با اشاره به ضرورت آشنایی و آگاهی بدنه آموزش و پرورش با این سند تأکید کردند: باید با جدیت، تحقق سند تحول را پیگیری کرد که این امر، روحیه انقلابی می خواهد.

حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد شدید از کسانی که با قلم یا بیان یا اَشکال دیگر درصدد تضعیف روحیه انقلابی در میان مردم و جوانان هستند، افزودند: روحیه انقلابی به منزله جان و روح این ملت است و خداوند از کسانی که در این مسئله تشکیک و آن را تضعیف کنند، نخواهد گذشت.

ایشان با یادآوری نجات ایران از زیرپای حکومت دست نشانده بیگانگان تأکید کردند: مؤسس رژیم پهلوی را انگلیسی ها آوردند و وقتی او را نخواستند، به او دستور ترک کشور دادند و رضاخان هم در اوج بی غیرتی و ذلت و خفت، این دستور را پذیرفت. آیا برای یک ملت، ننگ و سرافکندگی بیشتر از این امکان پذیر است که رئیس کشورش را بیگانگان بیاورند و هر وقت نخواستند با تحقیر او را بردارند؟

ایشان افزودند: محمدرضا پهلوی را هم انگلیسی ها و امریکایی ها روی کار آوردند و او هم در مقابل، کشور را به خدمت آنها درآورد اما انقلاب، ایران عزیز را از زیر پای این انسانهای حقیر و پست و ظالم بیرون  کشید. حالا اگر کسی این روحیه انقلابی را تضعیف کند، آیا خدا او را می‌بخشد؟

حضرت آیت الله خامنه ای تحول در آموزش و پرورش را در گرو روحیه انقلابی خواندند و افزودند: باید بدون ترس و محافظه کاری، به تشخیص و تصمیم رسید و اقدام لازم را نه نمایشی و تشریفاتی، بلکه واقعی و حقیقی انجام داد.

ایشان در همین زمینه افزودند: البته تصمیم و اقدام انقلابی به معنای بی توجهی به نقد عالمانه نیست چرا که استقبال از نقد عالمانه، جزو روحیه انقلابی است.

رهبر انقلاب در ادامه تذکرات در زمینه آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی را بسیار مهم و قلب این وزارتخانه دانستند و افزودند: متون آموزشی که این سازمان تولید می کند، باید منطبق با سند تحول باشد.

ایشان با انتقاد از در نظر گرفته شدن مهلتی ۱۲ ساله برای تطبیق متون درسی با سند تحول گفتند: باید با سرعت و جدیت و در زمانی کوتاه این کار را انجام داد، چرا که امروزه هر «ساعت» در پیشرفت جامعه مهم است.

حضرت آیت الله خامنه ای «گنجانده شدن مناسب و صحیح و ظریف پیامها و معارف انقلاب در همه متون آموزشی و پرورشی» را ضروری خواندند و خاطرنشان کردند: سازمان پژوهشی و برنامه ریزی باید از لحاظ انسانهای دانا، آگاه، خوشفکر، متدین و انقلابی غنی شود.

تذکر دیگر حضرت آیت الله خامنه ای به مسئولان آموزش و پرورش «افزایش بیشتر دانشجویان و ارتقای کیفیت دانشگاههای فرهنگیان و شهید رجایی» بود.
ایشان خاطرنشان کردند: در این مراکز باید معلمانی تربیت شوند که به معنای حقیقی کلمه، معلم و تعلیم دهنده دین و تقوا و انقلاب باشند.

رهبر انقلاب، «مدارس استعدادهای درخشان» و «نخبه پروری در کشور» را بسیار مهم برشمردند و با تأکید بر تقویت هرچه بیشتر این مدارس گفتند: جایگاه ایران در المپیادهای جهانی باید حفظ شود و تنزل رتبه های کشور در برخی المپیادها از جمله ریاضی، فیزیک، شیمی و رایانه جبران شود و کشور و ملت به المپیادی های جوانی که رتبه های جهانی کسب می کنند، افتخار کند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به توصیه مکررشان درباره «نشاط و سرزندگی» در محیطهای دانش آموزی گفتند: البته برخی از این موضوع برداشت ناصحیح و سطحی می کنند، نشاط و سرزندگی یعنی برنامه های ورزشی یا فوق برنامه های جذاب به‌گونه ای باشد که جوان، با انگیزه، پرانرژی و پرامید به درس و کار مشغول باشد.

ایشان با انتقاد از برخی برنامه ها در بعضی مدارس به بهانه نشاط و سرزندگی افزودند: گاهی اوقات فشارهای درسی در مدارس و در آموزشگاههایی که به دنبال قبولی بیشتر در کنکور یا به دست آوردن رتبه های بالا هستند، جوان را پژمرده و افسرده می کند که باید برای حل این مسائل فکر و تدبیر و اقدام کرد.

توصیه دیگر رهبر انقلاب به مسئولان آموزش و پرورش، فکر و تصمیم دقیق کارشناسی درباره کنکور بود.

ایشان گفتند: دانشگاهها می گویند در سالهای اخیر صندلی خالی هم داشته اند، لازم است کارشناسان با بررسی عمیق درباره «بودن یا نبودن کنکور، ادامه آن به شکل فعلی یا تغییر آن»، تصمیم گیری کنند و مسئولان مربوط این تصمیمات را اجرا کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای «معاونت پرورشی» را از بخش های بسیار مهم آموزش و پرورش برشمردند و با ابراز خرسندی از اقداماتی که در این زمینه انجام شده است، افزودند: البته  در ساختار، نیروی انسانی پرانگیزه و منابع مالی نقص هایی وجود دارد که وزیر محترم باید دنبال کند تا معاونت پرورشی به معنای حقیقی آن محقق شود.

حضرت آیت الله خامنه ای سپس به دو نکته مهم درباره معیشت معلمان و وضع دانش آموزان سیل زده پرداختند.

ایشان تأکید کردند: معلمان محترم، شریف و آبرودار هستند و عزت نفس آنان در مسئله معیشت باید محفوظ بماند.

رهبر انقلاب با اشاره به سوءاستفاده برخی عناصر سیاسی یا بیگانگان از مسائل معیشتی معلمان گفتند: آنها می خواهند از این نقطه ضعف برای مقاصد خود بهره برداری کنند اما قطع نظر از این سوءاستفاده، باید درباره درآمد معلمان به‌گونه‌ای عمل کرد که عزت نفس آنان حفظ شود.

ایشان درباره دانش آموزان مناطق سیل زده نیز گفتند: این دانش آموزان حتی تا هنگامی که مدارس آنها با همت دولت و مردم و کمکهای قابل تقدیر خیرین مدرسه ساز تعمیر و ساخته شود نباید از درس و تحصیل عقب بمانند.

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه سخنانشان، باطل کردن معارضه دروغین «علم و دین» را از افتخارات دستگاههای علمی، آموزشی و پژوهشی کشور برشمردند و افزودند: قدرتمندان مادی دنیا چندین قرن برای القای تعارض دین با علم تلاش کردند اما در جمهوری اسلامی پرچم دین از همه جای دنیا برافراشته تر است و کشور از لحاظ علمی نیز جزو کشورهای پیشرفته محسوب می شود.

رهبر انقلاب فعالیت هزاران محقق، متفکر و دانشمند عمدتاً جوان و غالباً متدین در کشور را یادآوری کردند و افزودند: این نخبگان عزیز با هویت «ایرانیِ سربلند» و هویت دینی و اسلامی مشغول تحقیق و نوآوری و ابتکار و پیشرفت علمی هستند که این حرکت نشاط انگیز باید همچنان با قدرت ادامه داشته باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای برخورداری نوجوانان و جوانان ایرانی از مهارت تبدیل علم به عمل را بسیار مهم و پربرکت خواندند و گفتند: مهارت آموزی باید از مدارس و دبیرستان ها شروع و پیگیری شود.

رهبر انقلاب در آخرین بخش سخنانشان به آرایش جنگی دشمن و تهاجم آنان در زمینه های اقتصادی، سیاسی، نفوذ اطلاعاتی و ضربه زدن بوسیله فضای مجازی اشاره کردند و افزودند: امریکا و صهیونیزم در همه ابعاد در حال برنامه ریزی و اقدام هستند البته این مختص دولت فعلی امریکا نیست، قبلی ها هم همین کارها را با دستکش مخملین انجام می دادند اما کمکی که رئیس جمهور فعلی امریکا به ما کرده این است که این دستکش را درآورده و همه آن چدن پنهان در زیر دستکش امریکایی ها را می بینند.

ایشان تأکید کردند: در مقابل آرایش جنگی دشمن علیه ملت ایران، ملت هم باید آرایش مناسب بگیرد و همه مسئولان، آحاد ملت و افراد توانا و نخبه در هر زمینه ای مشغول کارند با احساس مسئولیت و آمادگی وارد میدان شوند.

ایشان افزودند: دشمن علی الظاهر در زمینه نظامی آرایش جنگی ندارد که البته نظامیان ما حواسشان جمع است.

حضرت آیت الله خامنه ای، حفظ وحدت را به ویژه در شرایط فعلی، بسیار لازم خواندند و تأکید کردند: همه مراقب باشند بخاطر اختلاف سلیقه های کوچک مقابل هم قرار نگیرند چرا که اقتدار ملت در گرو اتحاد آحاد مردم، گروههای اجتماعی، اقوام مختلف و وحدت متقابل مسئولان و مردم است.

ایشان افزودند: به فضل الهی توطئه ها و تدابیر دشمن با وجود همه تبلیغات وسیع برای مشغول کردن ذهن ها و مخلوط کردن صحنه، به ضرر خود او تمام می شود.

رهبر انقلاب تأکید کردند: بدون تردید جوانان عزیز ایران سرافراز، شکست امریکا و به زانو درآمدن صهیونیزم و عزت و عظمت نهایی ملت ایران را مشاهده خواهند کرد.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، آقای بطحایی وزیر آموزش‌وپرورش گزارشی از اقدامات و برنامه‌های این وزارتخانه در خصوص عملیاتی کردن سند تحول، تعمیق و معرفی سند تحول در بدنه آموزش‌وپرورش، توسعه عدالت آموزشی، اولویت دادن به افزایش کیفیت مدارس دولتی و جلوگیری از طبقاتی شدن آموزش‌وپرورش، و تلاش برای توسعه کمّی و کیفی دانشگاههای تربیت معلم بیان کرد.

 

۲۱۳۸-نقد نظریه بیکن با نظریه محبت حقیقی

۰۵ اردیبهشت

۱۵-ديدگاه سنت تحليلي : ظهور فرانسیس بیکن و حمله به فلسفه علم ارسطویی

15-ديدگاه سنت تحليلي : ظهور فرانسیس بیکن و حمله به فلسفه علم ارسطویی

• فرانسیس بیکن که بود؟
۱- فرانسیس بیکن (۱۶۱۶-۱۵۶۱)، فرزند سر نیکلاس بیکن، مهردار سطلنتی ملکه الیزابت اول بود. بیکن در سیزده سالگی به ترینیتی کالج کمبریج وارد شد و در آنجا به فلسفه ارسطویی علاقه مند گردید. بعدها، به تحصیل حقوق در مدرسه حقوق گری(۱) پرداخت و به سال ۱۵۸۶ به عضویت کانون وکلا پذیرفته شد.
بیکن تلاش زیادی به خرج داد تا یک منصب حکومتی در دربار ملکه به دست آورد، اما با آنکه عموی او ویلیام سسیل(۲)، که بعدها به لرد برگلی مشهور شد، با نفوذترین وزیر ملکه الیزابت به حساب می آمد، هیچ مقامی به بیکن داده نشد.
بخت بیکن، به دنبال جلوس جیمز اول بر تخت سلطنت، از خواب بیدار شد و اقبال به سراغش آمد. او در ۱۶۰۳ به دریافت لقب شوالیه(۳) مفتخر گردید؛ در ۱۶۱۳ به مقام مدعی العمومی برگزیده شد؛ در ۱۶۱۷ به مقام مهردار سلطنتی منصوب شد؛ و در ۱۶۱۸ بر کرسی قاضی القضات تکیه زد و رئیس کل هیأت داوران محاکم قضا شناخته شد؛ در همان سال عنوان بارون ورولام(۴) را به دست آورد .اندکی بعد از این تاریخ او متهم شد که در زمان تصدی مقام ریاست هیأت داوران از اشخاصی که در محکمه قضا حاضر می شده اند رشوه گرفته است. بیکن تأکید ورزید که او اجازه نداده است که دریافت رشوه تأثیری در قضاوت او در آن موارد داشته باشد، اما از خود هیچ دفاعی در برابر اتهام رشوه خواری به عمل نیاورد. بیکن به پرداخت جریمه محکوم گردید و به زندان افکنده شد، و با توطئه همکارانش در مجلس اعیان از کلیه حقوق زندگی اجتماعی خود محروم شد، اما شاه جریمه او را بخشید و چند روز بعد، از زندان آزادش کرد.
بیکن قسمت اعظم اوقات خود را در پنج سال آخر زندگیش صرف نگارش کتاب« احیاأ العلوم کبیر» (۵) کرد که طرحی برای صورت بندی و تنظیم مجدد علوم به شمار می رفت. سهم برجسته ي او در جهت چنین احیایی، کتاب ارغنون (۶) و است که به سال ۱۶۲۰ انتشار یافت. در این اثر او رئوس یک روش علمی «تازه» را مطرح کرد که جایگزین روش ارسطو می شد. او همچنین در آتلانتیس نو(۷) (۱۶۲۷) تصویری مؤثر و جذاب از تحقیق علمی مبتنی بر تشریک مساعی و تعاون را ترسیم کرد.
• دو ديدگاه متضاد درباره ارزش كار فرانسيس بيكن 
۲- فرانسیس بیکن در تاریخ علم چهره ای جنجال آفرین و بحث انگیز به شمار می رود. در نظر بنیانگذاران انجمن سلطنتی علوم در انگلستان او پیامبر روش شناسی علمی جدید بود. به همین قیاس اصحاب دائره المعارف (فیلسوفان فرانسوی قرن هجدهم)، بیکن را یک نوآور، و قهرمان یک روش استقرائی- قیاسی جدید به حساب می آوردند. اما الکساندر کویره(۸) و اي. جی. دیجستر هویز(۹)، دو تن از مورخان برجسته قرن بیستم، ارزش فعالیتها و سهم بیکن را در پیشرفت علم تا حداقل، پایین آورده اند. آنها تأکید کرده اند که بیکن هیچ نتیجه تازه ای برای جهان علم تحصیل نکرد، و نیز انتقاد او از روش ارسطویی نه اصیل و ابتکاری بود نه چندان نفوذی داشت. مطابق نظر دیجسترهویز، نقش بیکن در جهان دانش نظیر نقش شاعر افلیج یونان تورتیوس(۱۰) برای ارتش آن کشور بود. تورتیوس نمی توانست بجنگد اما اشعار رزمی و حماسی او محرک و مشوق آنهایی بود که توانایی نبرد داشتند!
با اين حال طرفین بحث بر سر چند جنبه از سهم بیکن (در پیشرفت علم) توافق دارند:
الف) اینکه خود بیکن با ارائه مثالهای عینی و واقعی از روش پیشنهادی خویش کمکی به غنا و باروری علم نکرد؛
ب) اینکه قوه بیان و شیوایی کلام بیکن او را قادر ساخت تا اندیشه های خود را به طرز مؤثر و جالب توجهی ارائه دهد تا آنجا که بسیاری از مدرسیان، نقش بزرگی برای او در تحقق انقلاب علمی در قرن هفدهم قائل شده اند؛ و
پ) اینکه اگر بتوان برای اندیشه های بیکن، اصالت و ابتکاری قائل شد باید آن را منحصر به نظریه ي او راجع به روش علمی دانست.
البته خود بیکن مدعی اصالت و ابتکار برای روش خویش بود. او برای اثر اصلی خود راجع به روش علمی نام « ارغنون نو» را انتخاب کرد تا بدین وسیله نشان دهد که اثر او جایگزین روشی خواهد شد که در ارغنون- مجموعه ای گردآوری شده از نوشته های ارسطو در قرون وسطی- مورد بحث قرار گرفته است. برخی از منتقدان عقیده داشتند که بیکن در کار خود موفق بوده است. برای نمونه، جان هرشل(۱۱) در اثر پرآوازه ي خود« گفتگوی مقدماتی در خصوص فلسفه طبیعی» (۱۲) (۱۸۳۰) اعلام کرد که:
« به مدد اکتشافات کوپرنیک، کپلر و گالیله خطاهای فلسفه ي ارسطو با مراجعه ای ساده به واقعیات طبیعت، به نحو مؤثری به دور افکنده شد؛ اما هنوز این وظیفه مهم باقی مانده بود که بر حسب اصول عام و کلی نشان داده شود چرا و چگونه ارسطو بر خطا بود؛ نقاط ضعف روش فلسفه پردازی او در قالب شواهد مشخص گردد، و به عوض آن روش قویتر و بهتر جایگزین شود. این وظیفه مهم به وسیله فرانسیس بیکن جامه عمل پوشید.
• فرانسيس با ارغنون« نو» ، با ارسطو درگير مي شود : داستان بت هاي چهارگانه 
۳- اما آیا روش بیکن واقعاً یک ارغنون «نو» به حساب می آمد؟ بیکن بر این نکته تأکیيد می ورزید که اولین شرط ضروری روش علمی آن است که فیلسوف طبیعی می باید خود را از قید پیشداوریها و تمایلات قبلی رها سازد تا آنکه دوباره همچون کودکی در مقابل طبیعت قرار گیرد. او متوجه شد که چهار گونه «بت»، اذهان آدمیان را افسون کرده و راه مطالعه ي طبیعت را سد کرده اند. « بتهای قبیله » (۱۳) در طبیعت و ذات آدمیان ریشه و مأوا دارند. قوه فاهمه آدمی مستعد آن است که نظم و ترتیبی بیش از آنچه واقعاً در طبیعت وجود دارد برای آن قائل شود و شتابزده حکمی را عمومیت دهد، و بر ارزش نمونه ها و مصادیق مؤید آراء خویش، غلو و تأکید بیش از اندازه کند. « بتهای غار » (۱۴)، به عکس عبارت اند از رویکردهای متفاوت در قبال تجربه(۱۵)، که از نحوه تربیت و تعلیم افراد آدمی ناشی می شود: « بتهای بازار » (۱۶) انحرافاتی هستند که در پی استفاده از معانی کلمات در نازلترین سطح مشترک در محاورات عامیانه، پدید می آیند و به این ترتیب مانع از مفهوم سازی علمی می شوند؛ و بالاخره « بتهای تماشاخانه » (۱۷) عبارت اند از اصول و عقاید جزمی و روش فلسفه های گوناگون در مورد قبول عام قرار گرفته است.
فلسفه ي ارسطو یک « بت تماشاخانه » محسوب می شد که بیکن بیشتر از سایر بتها، میل به بی اعتبار کردن آن داشت. البته این نکته باید مورد تأکید قرار گیرد که بیکن چارچوب اصلی نظریه استقرائی- قیاسی ارسطو در باب شیوه علمی را پذیرفته بود. بیکن نیز نظیر ارسطو به علم به چشم نوعی پیشروی از مشاهدات به اصول اولیه، و بازگشت به مشاهدات می نگریست. درست است که بیکن بر مرحله ي استقرائی شیوه تحقیق علمی تأکید داشت، اما برای مرحله قیاسی نیز نقش مهمی در تأیید تعمیمهای استقرائی قائل بود. به علاوه بیکن تأکید داشت که ثمرات تحقیق علمی، آثار تازه و اختراعات جدید است، و متذکر شد که این امر منوط به آن است که از اصول کلی به نحو قیاسی، نتایجی استنتاج شود که کاربرد عملی داشته باشد.
• ادعانامه ي سه ماده فرانسيس بيكن عليه روش استقرايي ارسطو
۴- گرچه بیکن نظریه ي ارسطو را در باب شیوه ي تحقیق علمی پذیرفته بود، با این حال به سختی نسبت به طریقه ای که این شیوه مطابق آن به کار بسته شده بود انتقاد داشت. بیکن با توجه به مرحله استقرائی یک ادعانامه سه ماده ای تنظیم کرد.
اولاً، ارسطو و پیروانش مجموعه ای از اطلاعات و داده های غیر موثق و نسنجیده را اساس کار خود قرار می دهند و با تکیه بر آنها به نتیجه گیری می پردازند. فرانسیس بیکن خواستار آن شد تا دومین امتیاز راجر بیکن برای علوم تجربی، یعنی استفاده از تجربه ي منظم و حساب شده به جهت کسب معرفت تازه از طبیعت، به مور اجرا گذاشته شود. در ارتباط با این مسأله، بیکن بر ارزش ابزارهای علمی در گردآوری داده ها تأکید کرد.
ثانیاً، ارسطوئیان خیلی عجولانه به تعمیم دست می زنند. آنها، با ابتناء به معدودی مشاهدات، ناگهان به سراغ اصول کلی می روند، و آنگاه همین اصول را، به منظور استنتاج قیاسی قواعد عام، در حوزه ای محدودتر به کار می برند.
ثالثاً، ارسطو و پیروانش به روش استقراء به وسیله شمارش ساده تکیه می کنند، که در آن روابطی (۱۸) که به نظر می رسد در مورد تنی چند از افراد یک نوع صادق باشد، برای همه افراد آن معتبر دانسته می شود. اما کاربرد این نحوه استقراء اغلب منجر به اخذ نتایج نادرست می گردد زیرا مصادیق و نمونه های منفی به حساب آورده نمی شوند (بیکن از تأکیدی که توسط برخی از نویسندگان قرون وسطی نظیر گروستس و اکام در مورد نوعی روش اختلاف به عمل آمده بود، ذکری به میان نیاورد).
• دو شكايت فرانسيس بيكن از مرحله ي قياسي تحقيق علمي ارسطو بيان
۵- بیکن با توجه به مرحله ي قیاسی تحقیق علمی، دو شکایت اصلی را مطرح ساخت. اولین شکایت این بود که ارسطوئیان در به دست دادن تعریفی مناسب و درخور برای محمولهای بسیار با اهمیتی نظیر «جذب»، «تولید مثل»، «عنصر»، «سنگین» و «مرطوب» موفق نبوده اند و به همین جهت همه ي آن استدلالهای قیاسی را که در آنها از این محمولها بهره گرفته اند بی اعتبار ساخته اند. بیکن به درستی متذکر شد که برهان قیاسی به کمک اصول اولیه تنها در صورتی مؤثر است که اصطلاحاتی که در صورت قیاس به کار می رود به خوبی تعریف شده باشد.
شکایت دوم این بود که ارسطو و پیروانش به واسط تأکید بیش از اندازه بر اهمیت استنتاج قیاسی نتایج از اصول اولیه، مقام علم را تا سطح منطق قیاسی تنزّل داده اند. بیکن تأکید ورزید که استدلالات قیاسی تنها هنگامی ارزش علمی دارد که مقدماتشان از پشتوانه صحیح و مناسب استقرائی برخوردار باشد.
بهتر بود بیکن در این مورد میان نظریه ارسطو در باب شیوه علمی، و روش ناصواب کاربرد این شیوه از سوی برخی متفکران بعدی که خود را در زمره «ارسطوئیان» به حساب می آوردند، تمایز قائل می شد. کسانی که شیوه ارسطویی را به طرزی ناصحیح به کار می بردند، روش ارسطو را ابتر و ناقص کرده بودند، به این معنی که به عوض آنکه کار تحقیق علمی را از استقرای شواهد مشهود آغاز کنند، آن را از اصول اولیه مأخوذ از ارسطو شروع می کردند. این شیوه ناصحیح ارسطویی به واسطه جدا کردن علم از مبانی تجربی آن، به رواج نوعی نظریه بافی جزمی دامن زد. اما خود ارسطو تأکید کرده بود که اصول اولیه می باید از شواهد مشهود استقراء شوند. بیکن در متهم ساختن ارسطو به اینکه مقام علم را تا حد منطق قیاسی تنزل داده، انصاف را رعایت نکرده است.
• فرانسيس بيكن ، روش ارسطویی را تصحيح مي كند 
۶- بیکن به منظور جبران نقایصی که گمان می شد در نظریه ي ارسطو راجع به شیوه تحقیق علمی وجود دارد، روش «نو» خود را مطرح ساخت. دو ویژگی اصلی روش جدید بیکن عبارت بود از تأکید بر استقراهای تدریجی و پیش رونده(۱۹) ، و یک روش طرد و اخراج(۲۰).
بیکن اعتقاد داشت تحقیق علمی که به طرز صحیح هدایت شده باشد چیزی نیست جز صعود تدریجی و گام به گام از قاعده به رأس هرمی از احکام و قضایا. بیکن پیشنهاد کرد که به منظور قاعده ای استوار برای هرم، شایسته است یک سلسله «پیشینه ها یا تاریخچه های طبیعی و تجربی» (۲۱) گردآوری شود. بیکن سهم خود را در این زمینه با نگارش آثار ی در مورد بادها، جزر و مد امواج، طول عمر و سایر جنبه های زندگی انسانها و حیوانات ایفا کرد. اما متأسفانه او اغلب اطلاعات و مواد خام تاریخ طبیعی خود را از منابع نامعتبر و غیر موثق فراهم آورد.
بیکن معتقد بود پس از آنکه واقعیات گردآوری شده مربوط به یک علم خاص به حد نصاب مورد نظر رسیدند آنگاه فیلسوف طبیعی می باید به جستجوی روابط میان این واقعیات بپردازد. او همچنین بر صعود تدریجی به وسیله استقراء، از روابطی که درجه کلیت آنها نازل است به روابطی که دارای عمومیت بیشتری است، تأکید می ورزید.
بیکن می دانست که برخی از روابط میان امور واقع روابط «تصادفی و اتفاقی» است. او به منظور پیرایش روابط تصادفی، به تنظیم یک روش طرد و اخراج همت گماشت. بیکن اظهار داشت که روابط تصادفی در اغلب موارد با استفاده از جداول حضور، غیاب، و درجات(۲۲) قابل تشخیص خواهد بود. هر رابطه ای

فرانسیس بیکن در تاریخ علم چهره ای جنجال آفرین و بحث انگیز به شمار می رود. در نظر بنیانگذاران انجمن سلطنتی علوم در انگلستان او پیامبر روش شناسی علمی جدید بود. به همین قیاس اصحاب دائره المعارف (فیلسوفان فرانسوی قرن هجدهم)، بیکن را یک نوآور، و قهرمان یک روش استقرائی- قیاسی جدید به حساب می آوردند.

که برای آن مصداقی یافت شود که در آن کاهش یک صفت با افزایش صفت دیگر همراه گردد، می باید از هرم حذف شود. بیکن عقیده داشت پس از آنکه روابط اتفاقی به این طریق حذف و طرد شدند، آنچه باقی می ماند، روابط ذاتی و اساسی خواهد بود. و روابط ذاتی، موضوعی مناسب برای تعمیم استقرائی بیشتر به حساب می آیند.
بیکن روش طرد را به عنوان یکی از مهمترین جنبه های برتری روش خود بر روش ارسطو محسوب می-داشت. او به درستی عقیده داشت که استقرای مبتنی بر شمارش ساده که از جمله شیوه هایی بود که توسط ارسطو مورد استفاده قرار گرفت، برای تمییز روابط ذاتی از روابط عرضی، کفایت نمی کند. بیکن مدعی شد که استفاده از روش طرد می تواند نتیجه ای به بار آورد، زیرا این روش به هر یک از خصوصیات غیاب، و شدت نسبی(۲۳)، ارزش در خور آن را تخصیص می دهد.
بیکن آن قدر واقع بین بود که دریابد تشخیص روابط ذاتی با اتکای صرف به جدول «حضور و غیاب و درجات»، در بسیاری از حالات دشوار است. به این دلیل او به گزینش انواع مختلفی از «موارد ممتاز» (۲۴) دست زد. این موارد در جستجو برای یافتن روابط ضروری از اهمیت خاصی برخوردار است. به نظر می رسد که او معتقد بوده است که آشکار ساختن روابط ضروری، خاصیت ذاتی این نمونه هاست.
شاید در میان ۲۷ نمونه و مصداق ممتاز، مهمترینشان «نمونه ي علامت راهنما» (۲۵) باشد. یک نمونه ي علامت راهنما، نمونه ای است که نزاع میان دو تبیین علمی رقیب را فیصله می بخشد. خود بیکن یک «نمونه فیصله دهنده»(۲۶) از این نوع را که میان دو فرضیه درباره جزر و مد، داوری می کرد، ارائه داده است. فرضیه نخست این بود که جزر و مد، عبارت است از پیشروی و عقب نشینی امواج، به قیاس با آبی که در یک حوضچه به دیواره ها برخورد می کند و عقب می نشیند. فرضیه دوم قائل بود که جزر و مد عبارت است از برآمدن و فرو رفتن متناوب امواج، بیکن متوجه شد که می توان فرضیه اول را ابطال کرد به شرطی که بتوان نشان داد امواج بلندی که همزمان با هم به سواحل اسپانیا یا فلوریدا برخورد می کند، با هیچ نوع مدی در سواحل دیگر همراه نیست. او اظهار داشت که مطالعه جزر و مدها در سواحل پرو و چین به دعوا فیصله می بخشد.
بیکن تشخیص داد که یک نمونه یا مصداق را تنها در صورتی می توان «فیصله دهنده» نامید که با هر مجموعه از مقدمات تبیین کننده، بجز یکی از آنها، ناسازگار باشد. اما ممکن نیست بتوان اثبات کرد که حکمی درباره یک نوع از پدیدارها تنها از همین چند مجموعه مقدمه استنتاج می شود، نه از مقدمات دیگر. بیکن را می-باید، به جهت ارزش بیش از اندازه ای که برای نیروی منطقی نمونه های علامت راهنما قائل بود، مقصر دانست. معهذا، حذف فرضیه هایی که نتایج قیاسی آنها (با فرض شرایط قبلی مشخص)، در توافق با نتایج حاصل از مشاهده قرار ندارند، از نظر نقشی که در جستجو برای تبیین کافی و شایسته دارد، ارزشمند است.البته این روش ابطال فرضیه های نادرست، ابداع فرانسیس بیکن نیست. ارسطو آن را به کار بسته بود و گروستست و راجر بیکن این روش را به عنوان شیوه استاندارد برای تحکیم یک فرضیه به وسیله حذف فرضیه های رقیب پیشنهاد کرده بودند.
• بيكن به جستجوي صوري مي پردازد 
۷- بیکن از عامترین اصول واقع در رأس هرم با عنوان «صور» (۲۷) یاد می کرد. صور عبارت اند از بیان لفظی روابط میان «طبایع بسیط» (۲۸)، یعنی آن دسته از کیفیات تحویل ناپذیر که در اجسامی که ما ادراک می-کنیم، وجود دارند. بیکن عقیده داشت ترکیبات مختلف این طبایع بسیط، متعلقات تجربه حسی ما را پدید می-آورد، و اگر می توانستیم معرفتی درباره صور به دست آوریم، در آن صورت قادر می بودیم نیروهای طبیعت را تحت نظارت خود درمی آوریم و به دلخواه در آنها تغییر دهیم.
آن طور که از برخی نوشته ها و تفاسیر بیکن در مورد صور برمی آید به نظر می رسد که او به اتحاد میان طبایع بسیط به چشم نوعی ترکیب کیمیاگرانه نظر می کرده است. برای نمونه، او در جایی اظهار داشته است: «کسی که صور زرد، وزن، خاصیت لوله شدن، ثبات، سیالیت، انحلال و نظایر آن را می شناسد، و روشهای به هم پیوستن و اضافه کردن آنها، و نیز از درجات و مراتب و حالات آنها، مطلع است کوشش خواهد کرد تا آنها را در قالب یک جسم به یکدیگر پیوند زند، از این عمل ممکن است استحاله آن جسم به طلا نتیجه شود.
براستي خود بیکن به تحقیقات مربوط به صور «حرارت»، «سفیدی»، «جذب اجسام»، «وزن»، «مزه و طعم»، «حافظه» و «روح محصور در اجسام محسوس» مدد رساند. البته گفتني است كه صور بیکنی نه شباهتی به صور (مثل)افلاطونی دارد و نه وجه تشابهی با علل صوری ارسطویی، بلکه صور بیکنی بیانگر آن دسته از روابط در میان خاصه های فیزیکی است، که توان ایجاد آثار و معلولها را دارد. در قالب اصطلاحات ارسطویی می توان گفت که صور بیکنی، هم به جنبه های مادی و فاعلی علیت، و هم به جنبه صوری صرف، راجع می شود.
در بسیاری موارد (البته اگر از استثناهای مربوط به آهنربا، و روح محصور در اجسام محسوس، صرفنظر کنیم) بیکن، صور را بر حسب شکل و هیئت و حرکات قسمتهای نامرئی اجسام مشخص ساخته است. او این عقیده اتمیان را پذیرفت که آثار و معلولات جهان کبیر را باید به وسیله فعل و انفعالات و اندرکنشهایی که در جهان ذرات خرد روی می دهد، تبیین کرد. اما این را که برخورد (۲۹) و نفوذناپذیری(۳۰)، اساسی ترین خاصه های اتمها است، قبول نکرد. بیکن در عوض به اجزا و قسمت های مختلف اجسام «نیروها» و «احساسات» (۳۱) را منتسب کرد. به علاوه او اندیشه مبنی بر وجود یک خلأ پیوسته را، که اتمها در درون آن پراکنده می شوند، رد کرد.
بیکن دو شرط ضروری برای صور قائل شد: این قضایا می باید در هر موردی صادق باشند، و عکس این قضایا نیز می باید به همین نحو صادق باشند. برای نمونه، صورتی که بیکن برای حرارت ارائه داده است، نوعی همانندی و یکسانی را میان «حرارت» و «حرکت انبساطی سریع ذرات اجسام» بیان می کند، به طوری که در آن، ذرات از خروج از سطح اجسام منع شده اند. مطابق رأی بیکن، اگر حرارت موجود باشد، آنگاه حرکت انبساطی سریع نیز موجود است، و بالعکس. یک چنین خاصیت تبدل دو جانبه ای (۳۲) برای همه صور برقرار است.
نكته قابل توجه اينكه ، بیکن در پاره ای موارد از صور با نام «قوانین» یاد می کند. برای مثال در کتاب دوم ازغنون نو، چنین نوشته است:«وقتی از صور سخن می گویم مرادم چیزی نیست جز آن عده از قوانین و تعینات واقعیت مطلق(۳۳)، که نگهداری کننده و به وجود آورنده ي هر یک از طبایع بسیط، نظیر حرارت، نور، وزن، در هر نوع ماده و موضوعی هستند که مستعد و قابل آنهاست. بنابراین صورت حرارت یا صورت نور عبارت است از همان قانون حرارت یا قانون نور».
برخی از نظرات بیکن در خصوص «قوانین» اگر جدای از متن در نظر گرفته شود، طنینی از افکار جدید را با خود همراه دارد. اما بسیاری از تأکیدهای بیکن نو به حساب نمی آید. اولاً، بیکن به قوانین فیزیکی به همان چشم نگاه می کرد که به فرامین مطاع صادره از سوی یک حکمران؛ ثانیاً بیکن تمایلی به بیان قوانین در قالب عبارات ریاضی نداشت؛ و ثالثاً بیکن، همه ي عالم را همچون مجموعه ای از عناصر و مواد می دانست، که دارای خاصه ها و قوه ها و قابلیتها هستند، و در ارتباط با یکدیگر قرار دارند. او به عالم به چشم جریانی از رویدادها، که مطابق یک طرح قانونمند از پی یکدیگر ظاهر می شوند، نمی نگرد. از این نظر می توان گفت که مابعدالطبیعه بیکن هنوز ارسطویی است.
بنابراین باید نتیجه گرفت که جستجوی بیکن برای یافتن صور تا حد زیادی بر طبق سنت ارسطویی انجام گرفته است. به نظر می رسد جان هرشل، آنجا که از اصالت و بدیع بودن نظریه بیکن در خصوص روش تحقیق علمی سخن می گوید، تا حدود زیادی غلو کرده است.
• پس چرا فرانسيس بيكن ، چهره جنجالي تاريخ علم دانسته مي شود ؟
۸- اما اگر آنچه تا کنون گفته شد همه آن چیزی باشد که می توان درباره بیکن بر زبان راند، در آن صورت درک این نکته که چرا بیکن چهر ه ای جنجال آفرین و بحث انگیز در تاریخ علم به حساب می آید دشوار خواهد بود. درست است که بیکن درصدد اصلاح روش تحقیق علمی برآمده، اما آنچه از اهمیت و ارزش بیشتری برخوردار شده است، دیدگاه بیکن در خصوص علم است، و نه «تصحیحات» پیشنهاد شده او در خصوص نظریه ارسطو راجع به شیوه تحقیق علمی.
بیکن این را به عنوان یک دستور اخلاقی لازم الاتباع پذیرفته بود که انسان می باید اقتدار و سلطه خود را بر طبیعت، که به هنگام هبوط از دست داده بود، مجدداً به دست آورد. او به کرات بر این نکته پای فشرده بود که آدمیان می باید نیروهای طبیعت را تحت نظارت خود درآورند و آنها را در جهت دلخواه خود به کار اندازند تا بتوانند کیفیت زندگی همنوعان خویش را بهبود بخشند. بنابراین اکتشاف صور صرفاً هدف مستقیم و نزدیک تحقیق علمی به حساب می آید. برای آنکه بتوان طبیعت را به اجرای خواستها و نیات آدمی مجبور کرد، می باید دانش مربوط به صور را کسب نمود. اما در هر حال هدف نهایی تحقیق علمی چیزی نیست جز کسب سلطه و اقتدار بر طبیعت، تأکید بیکن بر استفاده علمی از معرفت علمی درست در نقطه مقابل نظر ارسطو قرار دارد که معتقد بود شناخت طبیعت فی نفسه یک غایت است. همین تأکید بر تحت سلطه درآوردن نیروهای طمبیعت است که به وضوح راه فلسفه بیکن را از فلسفه ارسطویی که او سخت در آرزوی واژگون سازی آن بود، جدا می-سازد.
این تأکید بر استفاده عملی از معرفت علمی، منشأ بسیاری از احتجاجات خصمانه بیکن بر ضد شخص ارسطو را روشن می سازد. «فارینگتن» (۳۴) به درستی متذکر شده است که دشمنی بیکن بیانگر نوعی خشم معنوی است- فلسفه ارسطو نه تنها به خلق آثار تازه ای در خدمت به بشریت منجر نشده، بلکه حتی آن معدود کوششهایی را که در این جهت صورت گرفته، بی اثر و خنثی ساخته است. در مقابل، بیکن زبان به ستایش و تعریف از پیشرفتهایی گشود که در زمینه های مختلف فنون و صنایع پدید آمده بود، و از اختراعاتی نظیر چاپ، باروت و قطب نما به عنوان نمونه هایی یاد کرد که به دست مردانی که تحت افسون بتهای تماشاخانه نیستند، انجام می گیرد.
یک جنبه ي با اهمیت از دیدگاه تازه بیکن در مورد علم عبارت از این است که حصول اقتدار و سلطه انسان بر طبیعت جز از طریق تحقیق توأم با تعاون و همکاری ممکن نیست. بیکن در جهت تحقق بخشیدن به این عقیده، تلاشهای زیادی به عمل آورد تا اصطلاحات مورد نظر خویش را از طرق رسمی و اداری به انجام رساند. او به منظور جلب حمایت از طرح خود در مورد انجام تحقیقات دسته جمعی و توآم با همکاری، به عوض متوسل شدن به مسؤولان دانشگاهها و حوزه های علمیه، صرفاً دست طلب و نیاز به سوی دربار و ورزا دراز کرد؛ این استراتژی حاکی از نظر منفی بیکن درباره شرایط علمی زمان خویش است. اما تلاشهای او قرین موفقیت نشد. نظر او درباره همکاری علمی دسته جمعی و در پرتو همکاری و تعاون تنها در نسل بعد، ثمر خود را به بار آورد؛ یعنی به هنگامی که انجمن سلطنتی علوم تصمیم گرفت نه تنها دیدگاه کلی بیکن را درباره علم، بلکه همچنین برخی از طرحهای مخصوص او را جامه عمل بپوشاند.
یک جنبه دیگر دیدگاه تازه بیکن درباره علم عبارت است از جدایی میان علم از یکسو، و غایت انگاری و الهیات طبیعی از سوی دیگر. بیکن با توجه به این نکته که جستجو برای یافتن علت غائی پدیدارهای فیزیکی و زیستی به بحثهای صرفاً کلامی منجر می شود و سد راه پیشرفت علم به حساب می آیند، تحقیق در باب علل غائی را به جنبه های ارادی رفتار انسانی محدود ساخت. عمل بیکن در طرد علت غایی از علوم طبیعی، نمایشگر تأکید او بر این آموزه است که دانشمند می باید با خلوص و سادگی یک کودک در برابر طبیعت حاضر شود. به طبیعت این گونه نظر کردن که امور آن بر حسب غایاتی- خواه غایات الهی یا غیر آن- تنظیم می گردند، مانع از آن می شود که طبیعت چنانکه هست شناخته شود. اشتغال خاطر به سؤال «برای چه غرضی؟» اکتشاف صور و به تبع آن بهبود و اصلاح شرایط زیست انسان را بعید و نامحتمل می سازد(۳۵).
• پي نوشت ها :
۱.Gray s Inn
۲.William Cecil ( Lord Burghley)
۳. لقب Knight در انگلستان معادل لقب شواليه در فرانسه است . – م.
۴.Baron Verulam
۵.great Instauration
۶.novum Organism
۷.New Atlantis
۸.Alexandre koyre
۹.E. J Dijksterhius
۱۰.Tyrteus
۱۱.john Herschel
۱۲. Preliminary Discourse on Natural philosophy
۱۳.Idols of Tribe
۱۴.Idols of the Cave
۱۵.experience
۱۶.Idols of the Market –place
۱۷.Idols of the Theatre
۱۸.Correlations
۱۹.progressive inductions
۲۰.method of exclusion
۲۱. natural and experimental histories
۲۲. Tables of presence Absence and desrees
۲۳.relative intensity
۲۴.Prerogative Instances
۲۵.Instance of the Fingerpost
۲۶.Crucial instance
۲۷.formes
۲۸.simple natures
۲۹.impact
۳۰.impenetrability
۳۱.sympathies
۳۲.convertibility
۳۳.determinations of absolute actuality
۳۴.Farrington
۳۵. لازي ، جان ، درآمدي تاريخي بر فلسفه علم ، ترجمه علي پايا ، تهران ، سمت ، ۱۳۶۳ ، صص۸۰-۶۹.

 

۲۱۳۲- مقایسه تعداد سربازان اسلام و کشته ها با تعداد سربازان یهودی و مسیحی در جنگها+ محبت حقیقی و تعداد کشته ها

۲۸ فروردین

تفاوت غزوات پیامبر با جنگ‎های امروزی

نگارنده: امیرحمزه امینی

چکیده
با بعثت نبی مکرم اسلام و انتشار نور امید در عالم و رسوایی اهل باطل و به صدارت رسیدن حق، باری دیگر شیاطین انسی و جنی بیکار ننشستند و با مکر و حیله و نیرنگ، خواستار برچیده شدن سفره رحمت الله تعالی شدند.

این بار آنان شخص مبارک رحمة للعلمین، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، را نشانه گرفتند و سعی بر خدشه‎دار نمودن وجه قیادت ایشان در عالم را کردند. چانچه امروزه نیز، دنیای غرب با شبهه پراکنی و اغتشاش اذهان عمومی، سعی بر منفی جلوه‎دادن پیامبر رحمت برای انسان‎ها دارد.

این مقاله با نگاهی به سیره پیامبر اکرم، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، در شأن و جایگاه فرماندهی، و معنا و مفهوم و هدف جنگ در مذاهب و جنبش‎های غیر اسلامی، کوشیده است چند گام در شناخت روش آن‎حـضـرت صلی‎الله‎علیه‎وسلم در ابعاد مختلف قیادت و فرماندهی عالم و نحوه نشر دین مبین اسلام در خارج از شبه جزیره عربستان و تفاوت‎های آن را با جنگ‎های حاضر، بررسی و تبیین کند.

توجه به خدای متعال، رعایت حقوق انسانی، شجاعت، گذشت، مهرورزی، تکریم مجاهدان و خـانـواده شـهـیـدان و مـانـند آن، در سیره نظامی پیامبر اعظم، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، و مکر و نیرنگ، وحشی‎گری و گرگ‎صفتی، بردگی و برده سالاری، ظلم و ستم، و… حاصل نبرد جنگ‎های حاضر را تشکیل می‎دهد.

مقدمه
با طولانی شدن عهد آخرین رسول از جانب الله، رفته‎رفته بشریت از صراط مستقیم به کج‎راه‎های هلاکت و نابودی و از روشنایی دین به تاریکی‎های جهالت و گمراهی و از خلق‎و‎خوی انسانی به خصلت حیوانی کشیده شدند.
باری! باورهای نابه‎جای انسان‎ها و حرص و طمع بی‎پایان‎شان دستاوردهایی را برای آنان به دنبال داشت که به جرأت می‎توان گفت که تاریک‎ترین صفحات تاریخ بشریت بوده‎اند. از دزدی و چپاول و غارت و بردگی و کشتار و… گرفته تا بازداشتن خلق الله از بندگی‎اش و معطوف داشتن‎شان به بندگی و طاعت بندگان ظالم و مستبد که جنایتی بالاتر از آن نیست.

این‎جا بود که خلا وجود منجی که ظلمت‎ها را بزداید و حقوق از دست رفته را باز ستاند و طاغوت و طاغوتیان را سرجایشان بنشاند و رحمت و رفاه و آسایش را به بشریت عرضه کند، احساس می‎شد. تا این‎که ثمره دعای ابراهیم خلیل، علیه‎السلام، به حقیقت پیوست و رحمت موعود از جانب الله بر بشریت عرضه شد.

باری! محمد امین، جوانمرد قریش! با سرشت انسانی و روح و روان خدایی، حامل رحمت و رسالت الله بر بندگان، از جانب الله بسوی رشد و هدایت و نجات و رهایی انسان‎ها فرستاده شد. و این‎جا بود که تاریکی‎ها کنار رفت و روشنایی تابیدن نمود و صبحی دیگر بر عالم کائنات طلوع کرد و دیگر، تاریخ از ثبت وقایع زمان هراسی نداشت.

اما امروزه گذشته تلخ دوباره زنده شده و جهالت پیشین بر انسان‎ها طاری گردیده و عدل و عدالت و رحم و مروت و خیر و اخوت، جای خود را به ظلم و ستم و استبداد و خودکامگی افرادی نالایق و نابه‎کار داده است.

واقعا جای بسی تعجب است که دنیای غرب و غلامان دربارش تمام هم و غم‎شان را صرف خرده‎گیری به اسلامی کرده‎اند که خالق هستی او را پاک آفریده و اکسیر نجات بشریتش قرار داده و عزتش را با سرور کائنات به پای تکمیل رسانیده است.

چرا آنان جنایات جنگ‎های صلیبی را نمی بینند، جنگ‎های جهانی اول و دوم را به خاطر نمی آورند؟ آیا هلوکاست چندان اهمیتی ندارد؟ فاجعه هیروشیما و ناکازاکی ژاپن در دنیای آنان رخ نداده است؟ خاطرات جنگ‎های هيتلر و چنگيز و چرچیلٰ جذابیتی برای‎شان در پی نداشته است؟ و… و… و…

اگر حافظه‎شان آنان را در باب این مسایل یاری نمی کند چرا در مورد قتل‎عام فلسطینیان که همه روزه تازگی به خود می‎گیرد واکنشی نشان نمی‎دهند؟

و اما، اگر از وحشی‎گری در عراق و افغانستان و هند و چچن و مصر و لیبی بگذریم، درد سوریه و میانمار را به که بگوییم؟
اکثر قریب به اتفاق غربی‎ها نه دیروز و نه امروز، قدر ارزش‎های الهی را نفهمیدند. آنان کشور‎ها را اشغال نموده و دست‎های آلوده به خون هزاران بی‎گناه خود را بر ثروت‎های طبیعی ملت‎ها گذاشتند و انسان‎ها را به بردگی گرفته و زیر پرچم استعمار خود آوردند و در این راستا خون‎ها ریختند و حق‎ها پایمال کردند و جنگ‎ها به راه انداختند که نبردهای خونین بالکان، و جنگ‎های جهانی اول و دوم در گذشته دور (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱): ۲/ ۱۹۲-۱۹۳) و اشغال افغانستان توسط روس و انگلیس و امروز ناتو، اشغال عراق، کشت و کشتار ملت مظلوم و بی‎دفاع سوریه، مصر، لیبی و… دست‎آوردهای آنها، از این قبیل‎اند.

به راستی! این مدعیان حقوق بشر، حامل رسالت رهایی انسان‎ها در زعم باطل‎شان را چه می‎توان گفت؟ جهالت آنان را چه می‎توان نامید؟ چه لقبی زیبنده‎شان است؟ آیا این جهالت در عین تجاهل نیست؟

حال آن‎که درست ۱۴ قرن پیش، با دستان پرنور و تاریک‎زدای رسول خدا، ظلم و استبداد برچیده شد و با کمترین خسارت، اعم از مالی و جانی، آزادی و آزادگی بر انسانیت تقدیم گردید. (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛ ۲/ ۱۹۲-۱۹۳)

۱. معناشناسی جهاد (جنگ)

۱ـ۱. واژه و معنای لغوی
واژه «جهاد» از ریشه «ج- ه- د» به معنی کوشش و مبارزه و فعالیت است. جِهاد، جنگ‌ مشروع‌ در راه‌ خدا و عنوان‌ یکی‌ از ابواب‌ فقه‌ اسلامی می‎باشد‌. جِهاد واژه‌ای‌ عربی‌ است‌ از ریشه‌ “جهد” به‌ معنای‌ مشقت‌، تلاش‌، مبالغه‌ در کار، به نهایت چیزی رسیدن و توانایی. (خلیل بن احمد (۱۴۰۶هـ . ۱۹۸۶م)؛۱/ ۴۱۱-۴۱۲ و نیز الجوهري، إسماعیل بن حماد (۱۴۰۴ هـ . ۱۹۸۴م)؛ ۵/ ۱۹۰۲)

۲ـ۱. معنای اصطلاحی
مهم‌ترین‌ مفهوم‌ اصطلاحی‌ این‌ واژه‌ در متون‌ دینی‌، همانند کاربرد عام‌ آن‌، گونه‌ای‌ خاص‌ از تلاش‌ است؛‌ یعنی‌ مبارزه‌ کردن‌ در راه‌ خدا با جان‌ و مال‌ و دارایی‌های‌ دیگر خود، در نبرد با کافران و باغیان، با هدف‌ گسترش‌ و اعتلای اسلام و برپا داشتن شعائر و یا دفاع از آن. (عثمانی، مفتی محمدتقی (۱۴۲۴هـ)؛ ۱/ ۱۰)

جهاد برعکس آن‎چه که امروزه توسط سیاست‌مداران مطرح می‌شود، تنها به معنی جنگ و خون‌ریزی نیست. بلکه در اصل، به معنی کوشش و مبارزه می‌تواند در عرصه‌های گوناگون باشد. جهاد، مصادیق دیگری چون جهاد اصغر، جهاد مالی و جهاد زبانی دارد. برخی از عبادات نیز هم‎سنگ جهاد دانسته شده‌اند.

متصدی امر جهاد، حکومت دینی است. بزرگ‌ترین جهاد “جهاد با نفس” است که با نام “جهاد اکبر” شناخته می‌شود و تلاش در راه دفاع از دین اسلام یا گسترش قلمرو اسلام، جهاد کوچک (جهاد اصغر) نام دارد.

جهاد یکی از فروع دین و از واجبات اسلامی است. کلمهٔ جهاد حدود ۱۰۸ بار در قرآن آمده ‌است. (هیکل، محمد خیر (۱۹۹۶)؛ ۱/ ۴۱)

۲. حقیقت جهاد نبوی و جنگ‎های دیگر
با نگاهی دقیق و عمیق در عمق معنای جهاد می‎توانیم اهداف جزئی زیادی را برای آن در نظر بگیریم. چنانچه علمای ربانی چنین کرده‎اند و در این‎جا اشاراتی به آنها خواهد شد.

دنیای غرب در قرن گذشته با فتنه‎انگیزی و اخلال‎گری، شبهاتی پیرامون احکام جهاد در بین مردم منتشر کرده‎اند و این‎طور وانمود نموده‎اند که جهاد راهی است برای پذیرفتن اسلام و مسلمانان، نه با دلیل و برهان که با زور شمشیر توانستند دین خود را گسترش دهند. جنگ و درگیری و توسل به زور و ارعاب و … تنها راه دعوت به سوی اسلام بود و برای همین منظور، مسلمانان به سرزمین‎های غیراسلامی یورش بردند تا آنان را وادار به قبول دین اسلام نمایند.

باری! این پندار نابخردانه و مغرضانه، جز جهالت و یا تجاهل از مسائل جهاد مشروع و قرابتی که بین جهاد و دعوت اسلامی است، نمی‎تواند باشد.

در حقیقت، جهاد برای اجبار مردم به پذیرفتن اسلام مشروع نشده است. بلکه برای اجرای فرمان‎های الهی و در هم کوبیده ‎شدن عظمت و ابهت پوشالی کفار که همواره بزرگترین سبب برای شیوع ظلم و فتنه و فساد و بارزترین مانع پذیرفته‎شدن حق و گوش فرا دادن به دعوت اسلامی بوده‎، مشروع گردیده است. و اگر جهاد بر مبنای اجبار نمودن به قبول دین می بود، پس چرا جزیه برای خاتمه دادن به جنگ جواز پیدا نمود؟

تاریخ خود مدعای ماست؛ چنانچه در هیچ یک از جنگ‎های جهادی اسلام، ملاحظه نشده که پس از فتح مسلمانان سرزمینی را، کسی از اهل آن را وادار به قبول دین کرده باشند. و اما تسلیم کفار به احکام الهی و گردن‎ نهادن به حقانیت اسلام نه با اجبار و اکراه که با دلیل و برهان قاطع و سیمای زیبای اسلام و اخلاق نیکو و کارهای مجذوب و… بوده است. چنانکه آنان پس از درک جایگاه دین و عظمت و شوکت رسالت نبوی و ملکوتی بودن آن، با اختیار کامل و میل خود به اسلام گرویده‎اند.

باری! مشروعیت جهاد، برای اعتلای کلمةالله بر روی زمین الله بود و تا اینکه عزت و شوکت و سربلندی تنها برای اسلام باشد و متکبرینی که برای تحقق آرمان‎های خود، بندگان الله را به بردگی می‎گرفتند و ملزم به اجرای قوانینی سرچشمه گرفته از رأی و نظر شخصی‎شان بود، می‎کردند و از این‎که فرمان الله بر زمینش جاری شود ابا می‎ورزیدند و اکراه داشتند و با قدرت حکم‎شان، هرگونه ظلم و ستم و فساد را روا می داشتند، از صحنه گیتی زدوده شوند.

اما متأسفانه، برخی از مسلمان‎نماها که خود را منسوب به اسلام می‎دانند و غرب‎گرایانی که شیفته افکار و اندیشه‎های غرب شده‎اند، بدون این‎که حقیقت و کنه معنای جهاد را بفهمند و این‎که کفار هرگز به حکم جهاد راضی نمی‎شوند، در برابر دنیای غرب سر به گریبان برده و بی‎شرمانه عذر‎خواهی می‎کنند و بدین منظور روایات جهادی را نیز تأویلات وقیحانه‎ای می‎نمایند؛ چنانکه می‎گویند: مشروعیت جهاد، تنها جهت دفاع از مملکت اسلامی در برابر هجوم دشمن است و فرمان جهاد با ملت کفر هیچ‎گونه جوازی ندارد.

باری! پندار کورکورانه آنان نه در کتاب و نه در سنت و نه در تاریخ، هیچ‎گونه جوازی ندارد و فقه اسلامی نیز هرگز بر این امر تسلیم نشده است. (عثمانی، مفتی محمدتقی (۱۴۲۴هـ)؛ ۳/ ۴-۵)

۱ـ۲. اصول پایه جنگ در اسلام
اسلام همواره سعی بر به حداقل رساندن میزان تلفات و خسارات ناشی از جنگ نموده است؛ فسخ‎نمودن جنگ با قبول اسلام و یا تن دادن به جزیه و چهار اصل ذیل از جملۀ اسباب کاهش ضرر و زیان‎های جنگ می‎باشد.

۱ـ کرامت و شرافت انسانی را جریحه‎دار نساختن؛
۲ـ بر کودکان و زنان تعرض نکردن؛
۳ـ خرده نگرفتن بر کسانی که در معابد وقف طاعت و عبادت‎اند؛
۴ـ نجنگیدن با کسانی که در جنگ علیه سپاه شرکت نمی‎کنند.

پس جهاد برای نشر حق و دین اسلام مشروعیت پیدا نکرده است، بلکه مانعان و مغرضان حق عامل جنگند. (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛ ۲/ ۱۸۶)

۲ـ۲. قیادت منحصر به فرد رسول خدا
تجربه نشان داده که رویدادهای روزگار، آبَستن رهبران سُتُرگ و فرماندهان نام‎آوری بوده که پا به عرصه گیتی نهاده و قیادت آن را بر عهده داشته‎اند. در این میان برخی فرصت قیادت را در ابتدای جوانی به دست آورده و برای برخی دیگر این مسئولیت به تعویق افتاده است.

اما پیشوایی و رهبری منجی عالم بشریت، حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، کاملا با رهبری دیگر سردمداران و رهبران جهان متفاوت بوده و غیرقابل مقایسه است.

آن‏حضرت، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، از نظر فطری دارای صفات وهبی در زمینه قیادت بوده‎اند و خداوند متعال ایشان را شایستگی و لیاقت پیشوایی مسلمین را داده بود که رویدادهای زمان هیچ‎ نقشی در شکوفایی خلاقیت‏های فرماندهی وی نداشته است. به

طور مثال هنگامی که واقعه “حرب ‎فجار” رخ داد- جنگی که یک سوی آن قریش، همان قبیله‎ای که رسول خدا به آن منتسب است، قرار گرفته بود و در طرف دیگر آن یکی از قبایل عرب قرار داشت- چرا این خلاقیت‏های فرماندهی در آنجا هویدا نگردید؟

حال آن‎که پیامبر خدا در عنفوان جوانی بود و فقط نقش یک سرباز عادی را ایفا نمود، با وجودی که در میان قریش، در چنین سنی فرماندهان زیادی وجود داشت. چرا این ویژگی‏ها در زمانی که اصحاب وی بدترین شکنجه‎ها را می‎چشیدند، نمودار نگردید؟

باری! قیادت پیامبر خدا در سن ۵۳ سالگی آغاز گردید؛ آن هم به بهترین شکل ممکن، چرا که این یک رسالت معیّن و ویژه از جانب الله بود. به تعبیر دیگر خداوند متعال وی را از مبارزه‎های جنگی و بازی‏های سیاسی و رقابت‏های تنگاتنگ و… که بقیه فرماندهان دنیا به آن نیاز دارند، بی‎نیاز ساخته بود.

همان‎طورکه اشاره گردید در دنیا معمولا استعدادهای یک فرمانده از کوچکی در وجود وی مشخص می‎شود و سپس با تجربه‎هایی که در جوانی به آن دست می‎یابد رشد و نمو می‎کند و بعد در هر میدانی می‎خواهد صلاحیت‏های خود را با تلاش متناوب و رقابت‏های تنگاتنگ به رخ دیگران بکشد تا از این راه به مقام دل‎خواهش دست یابد.

آیا شما فکر می‎کنید که ناپلئون ۲۷ساله که ایتالیا را به زانو نشاند بدون سابقه جنگی و بدون تجربه بوده است؟ خیر! او ابتدا وارد دانشکده جنگی شد و سپس به‎ عنوان افسر توپخانه از آن‎جا فارغ‎التحصیل گردید، سپس از تجربه‎های نظامی معاصر استفاده نموده و آنها را عملی اجرا می‎کرد و پس از آن در سن ۲۵سالگی به سِمَت سرلشکری درآمد و در سال۱۷۹۵م توانست اغتشاش‎گران را در پاریس سرکوب کند و پس از آن توانست قیادت ارتش فرانسه در ایتالیا را بر عهده گیرد. به‎ همین ترتیب اگر به دیگر فرماندهان بنگریم به طور مثال “هیتلر”، “چرچیل”، “تیتو” و “استالین” و حتی “چنگیزخان” همه به این شکل بوده‎اند؛ چنگیزخان از۱۳ سالگی تا ۳۵سالگی (یعنی به مدت چهل سال از عمرش) را در جنگ‏ها سپری کرده و کشورگشایی او ناگهانی نبوده است. (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛ ۲/ ۲۶۷-۲۶۸)

۳. اهداف جهاد در سیره نبوی و دنیای غرب
هدف‎شناسی در هر زمینه‎ای از حایز اهمیت‎ترین موارد در آن به شمار می‎رود. جنگ و نبرد که از دشوارترین رفتارهای عملی انسان‎ها به حساب می‎آید اگر هدفمند نباشد، جز تباهی و ویرانی به دنبال نخواهد داشت.

لذا باید اذغان نمود که سرنوشت هر جنگی به هدف پیش روی فرماندهی آن بستگی دارد. اگر ابوجهل و شیبه و عتبه و… در گذشتۀ دیر، و سزار و ناپلئون و هانیان و هیتلر در گذشتۀ نزدیک، و بوش و اوباما و بشار و…. در عصر حاضر هدف نبردهای خونینی را که به راه انداخته و می اندازند و دستاوردهایی که به دنبال داشته و دارند و آثار مخربی که برجای می‎گذارند را می‎دانستند به‎راستی که هرگز جرأت نمی‎کردند چنین وحشیانه و نابخردانه پا به عرصه نبرد بنهند. (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛ ۲/ ۲۷۴ )
هدف از جنگ در اسلام متمایز از برداشت دنیای غرب و غرب‎گرایان و غرب‎پیشگان است.

چرا که برخلاف آنان که جنگ آنها مصلحت شخصی و حقد و کینه و حرص و طمع و خودپرستی و خودبینی و… را به دنبال دارد، آزادی فکر و اندیشه و عقیده و باور و رهایی از چنگال استبداد و استعمار، در اسلام مراد است. (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛ ۱۹۴-۱۹۵)

در هیچ مرحله‎ای از مراحل زندگانی آن‎حضرت، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، جنگ هدف واقع نشد. جنگ آخرین تدبیر بود؛ چنانکه ابتدا پذیرفتن اسلام و دوم پرداخت جزیه مطرح بود. (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛ ۳/ ۲۵۳)

خداوند در آیه ۱۰ سوره حجرات فرمان می‎دهد که هرگاه دو گروه باهم درگیر شدند و نابسامانی و ناامنی غالب و شرایط بحرانی به وجود آمد، باید به هر نحو، صلح و آرامش و امنیت را برگرداند، اگرچه منجر به صف‎آرایی در مقابل برادران مسلمانی که از حد تجاوز کرده‎اند باشیم. (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛ ۱۹۴-۱۹۵)

۱ـ۳. هدف از مشروعیت جهاد تهاجمی
جهاد تهاجمی اجبار غیرمسلمانان به احکام اسلام و پذیرفتن آن نیست، بلکه اقامه دستورات الهی بر روی زمین الله است. بدین منظور که اسلام نه تنها مجموعه‎ای از عقاید و عبادات ـ مانند سایر امت‎هاـ نیست که حکم خداوندی در تمام مراحل و دستورات زندگی می‎باشد و دعوت آن دعوتی انقلابی نه به‎سوی عقیده محض که عدالت خداوندی بر روی زمین است.

این اکسیر حیات‎بخش هیچ‎گونه مخالفتی با کسی که پایبند دین و آداب و رسوم خود باشد، ندارد اما تحمل این‎که گروهی افکار و عقاید باطله خود را بر دیگران تحمیل نمایند و بندگان خدا را بردگان خود بگمارند و بر اساس آرا و اندیشه‎های نفسانی، ظلم و فسق و فجور را حلال دانسته و منکر و فساد را رواج داده و سرشت انسانی را تغییر دهند و آنان را از شنیدن و قبول حق باز دارند، را ندارد. (عثمانی، مفتی محمدتقی (۱۴۲۴هـ)؛ ۳/ ۱۰-۱۱)

باری! اسلام به قیادت و سالاری پیامبر اعظم به قصد تحقق بخشیدن به هدف والایی به میدان آمده بود. آنان جاه و پست و مال و منال و یا دنیای فانی را نمی‎خواستند؛ بلکه هدف آنان چنان والا و میمون بود که هر انسان عاقلی را به تأمل وا می‎داشت. آنان اعلای کلمةالله در چهارگوشه هستی را خواستار بودند؛ عبادت و بندگی الله و رهایی انسان‎ها را از اسارت و بردگی نفس و شیطان و برچیده ‎شدن ظلم و طاغوت را می‎طلبیدند. (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛ ۲/ ۲۷۴ )

و این همان هدفی است که ربیعة ابن عامر، رضی‎الله‎عنه، در جواب رستم در فتح ایران که هدف آنان را می طلبد، می‎گوید: الله مبعوث‎مان کرده تا کسی را که بخواهد از عبادت بنده به عبادت الله سوق دهیم و از تنگی دنیا به فراخی آخرت رهنمون داریم و از جور ملل و مذاهب باطل به عدالت اسلام رهسپار سازیم. (ابن کثیر (۱۴۰۸ هـ – ۱۹۸۸ م)؛ ۷/ ۳۹)

و چنانچه کفار به حکم الهی گردن نهادند و جزیه را پذیرفتند، هدف و مقصود جهاد حاصل گشته و هرگز با زور و ارعاب، وادار به قبول اسلام نشوند تا رفته‏رفته خود، حقانیت اسلام را درک و آن را در آغوش بگیرند.

۴. عوامل به راه‎اندازی غزوات

۱ـ۴. قلع و قمع ظلم و ستم
داد حق‎خواهی مظلومان همواره فضای آسمان دنیا را طنین‎انداز کرده است و ظلم و ستم حاکمان جابر و مستبد و پایمال‎کردن حقوق انسانی مردمان بی‎گناه، طالب حس دادخواهی و همدردی شده است اما تا دردی در دل نباشد و قلبی احساس نورزد و رحمی در کار نباشد، داد هیچ مظلومی جواب داده نخواهد شد. (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛۲/ ۱۸۴)

برخی کوردلان که نعمت افزون‎شان رسیده، جایی که شکر برآرند ظلم و ستم روا دارند، چنان‎که درصدر اسلام با تمام صبر و شکیبایی رسول خدا، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، و صحابه کرام، رضی‎الله‎عنهم، روز به روز بر ظلم‎ها افزوده می‎شد و حقوق پایمال و بهای خون ارزان و باورها بی‎اساس خوانده می‎شدند و اینجا بود که الله، جل‎جلاله، ظلم را بر بندگان خود نپسندید و اجازه دادخواهی را صادر نمود؛

«أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصرِهِمْ لَقَدِيرٌ*الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَرِهِم بِغَيرِ حَقٍ إِلا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ …» [حج: ۳۹-۴۰] (به آنها كه جنگ بر آنان تحميل شده اجازه جهاد داده شده است، چرا كه مورد ستم قرار گرفته‎اند و خدا قادر بر نصرت آنها است*همان‎ها كه به ناحق از خانه و لانه خود بدون هيچ دليلى اخراج شدند جز اين‎كه مى‎گفتند پروردگار ما الله است…)

باری! پیامبر ما صاحب شمشیر نیز بودند اما تا بدانجا که ممکن بود شمشیر از نیام برون نمی‎آوردند و رحمت و عطوفت به کار می‎بستند و چون کوردلی را، عطوفت کار نیاید شمشیر از نیام برآید.

این الگوی رفتاری رسول خدا، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، مدعای این شعار است که می‎گوید: شما هرگز نمی‎توانید مانع آزادی فکر و اندیشه شوید و راه‎های منتهی به انسانیت را مسدود سازید. (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛ ۲/ ۱۹۰-۱۹۱)

۲ـ۴. فراهم‎سازی زمینه دعوت
دین رحمت هرگز نمی‎پسندد که بنده‎ای بر روی این کره خاکی بی‎ایمان از دنیا برود و راه حق و حقیقت را نشناسد. در این بین اگر گروهی حق‎ستیز و جاه‎طلب ممانعت ایجاد کنند و مانع از ایمان آوردن تشنگان راه حق شوند، حکم جهاد واجب خواهد شد. (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛۲/ ۱۸۶)

۵ـ نمونه‎هایی از ویژگی‎های اسلام در سیره جهاد

۱ـ۵. صلح در فرهنگ اسلامی و غیراسلامی
دین مبین اسلام و رسالت و خلافت رسول مکرم اسلام، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، که رحمت الهی نه فقط انسان‎ها که تمام عالم است. آن‎حضرت همواره در مسیر هدایت و رشد و رستگاری، به‎دور از ظلم و بیداد و بردگی قدم برداشته است. نمونه بارز این ادعا حکم و جایگاه صلح در قانون اساسی اسلام است که نمایان‎گر جلوگیری از هر نوع جنگ و درگیری و قتل و غارت می‎باشد.

پیامبر رحمت، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، همواره صلح‎طلبی را در پیش داشتند. چرا که تا صلح باشد جنگی در کار نخواهد بود؛ «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِیم» [الأنفال: ۶۱] (و اگر (مشركان) به صلح گراييدند، تو نيز بدان ‌گراى و بر خدا توكل كن كه او شنواى دانا است.)

صلح از صفات بارز دین مبین اسلام و از خصلت‎های زیبای رسول رحمت، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، است که اتحاد و همبستگی و مدارا و مسالمت حرف اول را می‎زند.

رسول خدا، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، همواره سعی می‎نمودند تا مانع خون‎ریزی و جنگ شوند. ایشان در دوران ۱۳ ساله دعوت در مکه، بدی را با نیکی و دشنام را با تبسم پاسخ گفتند. صبر را در مقابل آزار و اذیت مشرکان به کار بردند. روزانه بر شدت ظلم‎ها افزوده  می‎شد و دم بر نمی‎آوردند، شاهد پرپر شدن یاران‎شان بودند و ثواب‎شان را می‎طلبید. از شدت جراحت خون مبارک‎شان بر زمین می‎چکید و بر آخرت‎شان می‎گریستند و در آخر مجبور به هجرت و ترک دیار گردیند. (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛۲/ ۱۸۷-۱۸۸)

۲ـ۵. جایگاه صلح در اسلام
آن‎حضرت در صلح حدیبیه که در ظاهر امر، بزرگترین توهین بر باور و عزت مسلمانان بود و بندهای آن اهانتی نابخشودنی نسبت به اسلام و مسلمین تلقی می‎شد، برخلاف میل برخی از یارانش و برای جلوگیری از جنگ و فرصت‎دهی هرچه بیشتر کفار در تدبیر و اندیشیدن به اسلام به پای میز صلح با مشرکین مکه نشستند. (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛۲/ ۱۵۷-۱۵۸)

اما در نظام‏های دیگر، جنگ، میدان وحشی‎گری و درندگی است و صلح چیزی جز مکر و نیرنگ نیست. (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛ ۱۹۴-۱۹۵)

۳ـ۵. خیانت در اسلام رنگی ندارد
یکی از خصوصیت‎هایی که اسلام را از دیگر مذاهب و ادیان متمایز می‎سازد، ارج نهادن به عهد و پیمان و دوری از خیانت و نیرنگ است. چنان‎که در بدو ورود پیامبر اکرم، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، به مدینه، عهد اخوت و برادری در بین انصار و همکاری و همیاری بین مسلمانان و یهودیان بسته شد. (گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛۲/ ۱۲۹)

اسلام همچنان که بر عهد و پیمان مسرانه عمل می‎کند نقض عهد را نه بر خود و نه بر هم‎پیمان خود می‎پسندد. (تکمله: ۳/ ۲۷)
در جهان اسلام و باور آن، خیانت وجود ندارد. لذا جمهور علمای اسلام اتفاق نظر دارند که در شروع جنگ در صورتی که دعوت اسلامی به سرزمین کفر نرسیده، واجب است که ابتدا دعوت به آنان عرضه شود و اما اگر که آگاه به کنه حقیقت اسلام‎اند، دعوت در درجه استحباب قرار می‎گیرد.

آن‎حضرت، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، به هنگام نبرد همواره توصیه می‎نمودند که در هر حال تقوای الله را پیشه کنید، با نام الله وارد میدان شوید و با دشمنان الله بجنگید و آنان را نابود سازید و به هوش باشید که از عهدشکنان نباشید. (عثمانی، مفتی محمدتقی (۱۴۲۴هـ)؛۳/ ۱۷-۲۲)

۴ـ۵. الله؛ یگانه پشتیبان
غزوات نابرابر و ناباورانه پیامبر اسلام، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، با دشمنان، صراحتا بیان‎گر این است که هرگز اسباب مادی و ظاهری، اعم از تجهیزات نظامی و تدارکات جنگی، فتح و پیروزی را به ارمغان نیاورده است، گرچه اسبابند و به ظاهر بیانگر قدرت، اما نیرویی مافوق اسباب یار و مددگار مسلمانان بوده است که اسباب مادی در برابر عظمت و جلال آن محکوم به فناست.
باری! توکل بر الله منزلگاه شناخت حق از باطل و باور از پندار نابه‎کار است و بوده و خواهد بود و اسباب ظاهری، هرگز تزلزل و لغزشی در قلب صبور مومن به الله وارد نمی‎کند.

در سیرت پاک آن‎حضرت، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، مشاهده می‎کنیم که در هر شرایط پیوسته یاری الله را می‎طلبند و بدو مدد می‎جویند. (بوطی، محمد سعید رمضان (۱۳۷۷هـ)؛ ۲۷۵-۲۷۹، گولن، محمد فتح الله (۱۳۹۱)؛۲/ ۱۶۱-۱۶۲)
و آنگاه است که الله امداد غیبی‎اش را فرو می‎فرستد و زعم باطل دشمنان متکی بر اسباب را به یاس و ناامیدی مبدل می‎سازد.
باری! هر که غیر خدا را متکی بوده و دل‎خوش به امداد او باشد، جز خود را فریب نداده است. در‎هم کوبیده‎شدن ابرقدرت‎مندترین امپراتوری‎های عصر پیامبر و شکست ذلت‎بار غرب مسیحی در جنگ‎های صلیبی و خوار و ذلیل گشتن سردمداران قدرت در عصر حاضر، چون روس و انگلیس و آمریکا و… در اشغال و نبرد با جهان اسلام، هرچه در حکم اسبابند را در مقابل قادر مطلق پوچ و بی‎ارزش می‎سازد.

۵ـ۵. نمونه رفتاری با اسیران در اسلام و غرب
نمونه دیگر رأفت و رحمت و برتری پیشوایی پیامبرخدا، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، در رفتار ایشان با اسیران هویدا می‎گردد. در این‎جا مقایسه کوتاهی در این مورد خواهیم داشت.

“رمضان لاوند” در کتاب خود نمونه‎ای از رفتار آلمانی‏ها با اسیران جنگی را چنین به تصویر کشیده است: صدها هزار اسیر به سبب گرسنگی و امراض گوناگون طعم مرگ را چشیدند. سپهبد “کیتال” پیشنهاد کرد که اسیران را با آهن داغ دهند. همچنین سپهبد “نون مانستین” دستور داده بود که هیچ نوع غذایی به اسیران داده نشود. او غذا دادن به اسیران را کاری پست و مایه حقارت می‎دانست.

فرماندهان و کشورگشایان دنیاطلب هر فکری به ذهن آنها می‎رسید بر سر اسیران جنگی اعمال می‎کردند. کارهای سنگین و طاقت‎فرسا را به دوش آنان می‎کشیدند. قلعه‎های محکم که هم‎اکنون به ثبت آثار باستانی گردیده‎اند، ساخته دست همین اسیران بوده است. چه‎بسا اسیران را برای شادکامی فرماندهان در پیش‎روی آنها همانند مار و کژدم سر می‎بریدند و گاها آنها را طعمه‎ی درندگان می‎کردند، تا کشورگشایان، با دیدن رنج و درد آنها احساس لذت کنند.

اما پیامبر خدا، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، آمد تا این پدیده شوم را به تدریج از بین برده و بساط این عمل شنیع را برچیند. آن‏حضرت، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، اگر چه از مبارزان و سربازان گروه مقابل (کفار) اسیر می‎گرفتند، اما چنان قوانین و ضوابطی برای آنها تصویب نموده بودند که در طول تاریخ قبل و بعد از آن، بی‎نظیر است. به‎طور مثال به لشکریانش توصیه می‎نمود تا با اسراء به‎عنوان برادر و یک انسان هم‏نوع، معامله صورت گیرد. چه بسا اسیرانی را در مقابل سوادآموزی به یارانش آزاد می‎نمود و برخی را با فدیه آزاد می‎کرد.

برخورد و واکنش رسول خدا، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، در مورد “ابوسفیان”، که تا آن زمان بزرگترین دشمن سیاسی اسلام محسوب می‎شد، در زمان فتح مکه مثال‎زدنی است. ایشان چنین فرمودند: «من دخل دار أبی سفیان فهو آمن» (هر کس که در منزل ابوسفیان برود در امان است.) منزل کسی که مقر فرماندهان قریش بود و از آن‎جا علیه آن‎حضرت، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، توطئه‎چینی و نقشه می‎کشیدند، اما امروز با ورود فاتحانه محمد امین، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، به سرای بخشش و کرامت تبدیل گردیده است و هر مجرمی که مرتکب هر نوع جرمی گشته بود با ورود در آن منزل ایمن می‎گشت.

۶. نمونه های جنگی در نبردهای غیرمسلمان
دنیای دروغین غرب و استعمارپیشه‎گان و استبدادگران و فرقه‎های غیراسلامی در طی قرون متوالی چه قبل از ظهور اسلام و چه بعد از آن، همواره در جبه‎های نبرد، چنان کارنامه تاریکی از خود برجای نهاده‎اند که گرچه غیرقابل تصور است، اما غیرقابل انکار نیست، چرا که روزگار، به‎راستی تلخی این روزها را چشیده و تجربه کرده است. آنچه در ذیل می‎آید نمونه‎هایی از صحنه‎ها و رفتارهای جنگی آنان می‎باشد.

۱ـ۶. جنگ در اندیشه غربیان
آنان نبرد را منتها‎ی غایت تصور می‎کردند و سعادت و کامیابی را در آن جست‎‎جو می‎نمودند. چنان‎که در نبرد صلیبیان با آلبی‎ها به سال ۱۲۱۸م که به پیروزی صلیبیان ختم شد، کشت و کشتار حرف اول را می‎زد. بنا بر اعتقاد کاتولیک‎ها هر چه از اهل بدعت ـ به اصطلاح کاتولیک‎ها ـ بیشتر کشته می‎شدند، به تقوی نزدیکتر می‎گشتند. لذا صلیبیان با وحشی‎گری وصف‎ناپذیری به کشت‎وکشتار آلبی‎ها پرداختند، چنان‎که سفیر پاپ اینّوسان سوم نوشته است: شهر تولوز دو سه ساعته قبض شده، کسان ما نه به مقام توجهی می‎کردند و نه به سن، نه از مرد می‎گذشتند و نه از زن، قریب به بیست هزار نفر را کشتند و شهر را به تاراج بردند و به آتش سپردند. (اسلام نیا، فریدون (۱۳۸۷)؛ ۱۳۶)

۲ـ۶. پیدایش مسیحیت در فرانسه
کلویس (۴۸۱-۵۱۱) بنیانگذار فرانسه، وقتی نفوذ مسیحیت در مناطق تحت نفوذ خود، در خاک فرانسه را مشاهده کرد با نزدیک کردن خود به روحانیون مسیحی سعی بر مستحکم‎تر کردن پایه‎های حکومتی خود نمود. وی برای اثبات وفاداری‎اش به کلیسا تمام قدرت خود را در تحمیل مسیحیت بر اهالی سرزمین‎های تحت سلطه خود به کار برد که در نتیجه رفته‎رفته مسیحیت بر فرانسه غلبه کرد. (اسلام نیا، فریدون (۱۳۸۷)؛ ۱۳۵)
همچنین سایر کشورهای اروپایی چون انگلستان، دانمارک، روسیه، آلمان، لهستان، نروژ و… با شدیدترین تهدیدات جانی و مالی مسیحیت را در مناطق تحت سلطه‎شان ترویج دادند. (اسلام نیا، فریدون (۱۳۸۷)؛ ۱۳۷-۱۳۹)

۳ـ۶. دادگاه تفتیش عقاید
چنان‎که گذشت، ترویج دین مسیحیت در اروپا با زور و قدرت و خون و خونریزی همراه بود. خدمت‎گزاران کلیسا که برای نشر مسیحیت در اروپا از هیچ عملی ابا نداشتند، دادگاه تفتیش عقاید دایر نمودند. در سال ۱۲۲۹م در زمان سن لوئی، به فرمان مأمور تفتیش عقاید ۱۳۸ نفر را با هم در آتش سوزانیدند. (اسلام نیا، فریدون (۱۳۸۷)؛ ۱۳۷)

۴ـ۶. نبردهای چند دهه گذشته و ثمرات آن
در دهه‎های اخیر نیز برخی از افکار نابجا و کینه‎های ضداسلامی، جنگ‎هایی را به دنبال داشته که آمار تلفات آن متحیرکننده است؛ اشغال افغانستان توسط نیروهای متحد ناتو در سال ۲۰۰۱ تا کنون بالغ بر ۱۰۰هزار کشته برجای گذاشته است. (ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد)

عراق، دیگر کشور اسلامی نیز از مکر و دسیسه غرب رهایی نیافت و در دام خونین آن افتاد که آمار تلفات آن نیز بیش از ۲۰۰هزار نفر بوده است. (ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد)

ملت سوریه، مصر و لیبی نیز که خواستار حقوق ملیتی خود بوده‎اند با مخالفت حاکمان مستبد خود روبه‏رو شدند که هر کدام آماری غیر قابل باور را در کارنامه خود ثبت کرده‎اند؛ سوریه با بیش از ۱۳۰ هزار شهید در مقام اول (الإسلام اليوم/ وكالات) و مصر و لیبی هرکدام ده‎ها هزار شهید را بدرقه آخرت کرده‎اند. (ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد)

باری این است دست‎آورد غرب که خود را مدعی حقوق بشر قلمداد می‎کند و در تمدن و پیشرفت حرف اول را می‎زند. به‎راستی که اگر پیشرفت و ترقی در این است، ارزانی خودشان و اسلام را بدان کار نیاید.

نتیجه
با وجود تاریکی‎های تاریخ بشریت، به راستی که هیچ‎کس نمی‎تواند حقیقت انکار‎ناپذیر اسلام و رسالت نبوی، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، را زیر سوال ببرد و بر آن خرده بگیرد. کوردلان غربی که سعی بر خدشه‎دار نمودن سیرت اسلام می‎کنند، باید سری به کارنامه ننگین خود بزنند که چه جنایات بی‎شرمانه‎ای را به ارمغان آورده‎اند.

حقا که آن حضرت، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، یگانه منجی بشریت‎اند و اگر رحمت والای ایشان نبود معلوم نبود که چه بر سر بشریت می‎آمد و اکنون در چه وضع اسفناکی به سر می‎بردند.

چرا که جاه و مال و پست و مقام، چنان انسان‎ها را کور کرده بود که جز خود، هیچکس را نمی‎دیدند و جز در پیشبرد اهداف هوا و    هوس نفسانی خود نمی‎اندیشیدند. متاع ناچیز دنیا و لذت‎های ناپایدار آن، نهایت آمال و آرزوهای‎شان را تشکیل می‎داد و حق و حقوق دیگران، هیچ مفهومی در کتاب‎واژه‎ی فکر و اندیشه آنان نداشت.

باری! سیرت و سنت پاک رسول رحمت، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، بهترین الگو برای رشد و کمال و بهترین نسخه برای رهایی و آزادی و بهترین اکسیر برای رسیدن به ملأ اعلی است.

پس یگانه صراط مستقیم برای طالبان حق، همان راهی است که نبی مکرم اسلام، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، پیموده‎اند و بس!

================================

منابع:

ـ ابن کثیر، اسماعیل، البداية والنهاية، الطبعة الاولی، دمشق: دار ابن کثیر، ۱۴۲۴هـ.ق/ ۲۰۰۷م.
ـ عثمانی، مفتی محمد تقی، تکمله فتح الملهم، الطبع الاولی، مکتبة دار العلوم الکراتشی، ۱۴۲۴هـ.ق.

ـ بوطی، دکتر محمد سعید رمضان، خورشید حقیقت، ترجمه فقه السیرة، مترجم: قادر مرزی، مسعود، چاپ اول، حیدری، ۱۳۷۷هـ.ش.

ـ گولن، محمد فتح الله، نور جاویدان، ترجمه: عثمانی، محمد، چاپ اول، کابل: انتشارات باران، ۱۳۹۱هـ.ش.
ـ هیکل، محمد خیر، الجهاد و القتال فی السیاسة الشرعیة، الطبعة الاولی، بیروت، دار البیارق، ۱۹۹۶م.
ـ ندوی، ابوالحسن، کندوکاوی در اوضاع جهان و انحطاط مسلمانان، ترجمه: عثمانی، عبدالحکیم، چاپ اول، نشر احسان، ۱۳۸۴هـ.ش.

ـ اسلام‎نیا، فریدون، کارنامه غرب، چاپ اول، موسسه انتشاراتی حسینی اصل، ۱۳۸۷هـ.ش.
ـ خلیل بن احمد، ترتیب کتاب العین، الطبعة الثانیة، دمشق، دار ابن کثیر، ۱۴۱۹هـ.ق/ ۲۰۰۲م.

ـ الجوهري، إسماعیل بن حماد، تاج اللغة والصحاح العربیة، تحقیق: أحمد عبدالغفور حطار، الطبعة الثانیة، دارالعلم للملایین، بیروت ـ لبنان، ۱۴۰۴ هـ.ق/ ۱۹۸۴م.

منابع اینترنتی:
www.islamtoday.net / الإسلام اليوم/ وكالات.
http://fa.wikipedia.org / ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

منبع: اصلاح آنلاین
 

۲۱۳۰- مراحل ۳گانه محبت حقیقی از دیدگاه مرحوم پروفسور حسابی

۲۵ فروردین

پروفسور حسابی می‌گفت انقلاب تکرار ناپذیر است

ایرج حسابی عنوان کرد: پدرم می‌گفت: انقلاب اسلامی مانند جواهر می‌ماند و تکرار ناپذیر است. راه حلش را در صحبت‌هایم گفتم که باید مسئولین را بتوانیم ببینیم، باید قدر انسان درس‌خوانده را بدانیم، وقتی قدر دانستیم دیگر افراد فامیل برخی نمی‌توانند وارد این عرصه شوند.

پروفسور حسابی می‌گفت انقلاب تکرار ناپذیر است

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از خبرگزاری دانشجو،  پروفسور محمود حسابی یکی از ماندگار‌ترین چهره‌های علمی و دانشگاهی کشور است که خدمات بسیار زیادی به جامعه دانشگاهی ایران داشته است. از جمله خدمات او می‌توان به تاسیس دانشگاه تهران اشاره کرد. همین امر بهانه‌ای شد تا با پسر او ایرج حسابی درباره زندگی این وزنه علمی و دانشگاهی کشور به گفتگو بنشینیم. قسمت اول این گفتگو از اینجا قابل مطالعه است.

وی درباره رفتار دکتر حسابی در خانواده با فرزندانش گفت: وقتی خواهرم ۳ ساله بود، یک ماه با پدرم قهر کرد. پدرم برای اینکه علت این ماجرا را جویا شود در میز ناهارخوری جلسه دادگاه تشکیل داد، خاله مادرم رئیس دادگاه، مادرم دادستان و خاله‌هایم به عنوان هیئت منصفه شدند. جلسه شروع شد و پدر را به عنوان متهم به داخل آوردند، از خواهرم پرسیدند چرا با باباجونت قهری؟ گفت: باباجون ما همه‌چیز را در این خانه می‌فهمد و آدم نمی‌تواند نفس بکشد، دکتر در آن جلسه روی برگه نوشت که من از فردا ساعت ۸ صبح دیگر چیزی را نمی‌فهمم. سال‌ها گذشت و من پرسیدم چرا این کار را کردی؟ گفت: حق با خواهرت بود، چون کشور هم وزارت اطلاعات، بسیج، سپاه، ارتش قدرت دارد، مسئولین نباید یک مواردی را به روی خودشان بیاورند و باید بگذارند مردم زندگی‌شان را کنند.

ایرج حسابی ادامه داد: بزرگتر که شدیم هفته‌ای ۳۵ تومان پول جیبی داشتیم، اگر من مادرم و پدرم را جایی می‌رساندم آخر هر ماه صورت حساب می‌دادم و مقداری از پول استهلاک ماشین رابه من پرداخت می‌کردند و منصف بودند، یک بار پدر و مادرم نپرسیدند پول تو جیبی‌ات چه شد، می‌گذاشتند تا بچه‌ها احساس استقلال کند.

وی افزود: یک روز به پدرم گفتم شما پروفسور حسابی فرد به این باهوشی و تحصیل‌کرده چرا باید پسرت مثل من باشد؟ رنگ پدرم از صورتش پرید و حالش بد شد و گفت: خیلی ناشکری! گفتم چرا؟ گفت: روز‌ها در خانه ما چند نفر کار می‌کنند؟ گفتم ۱۲۳ نفر، گفت: ببین در خانه مردم روزی چند نفر کار می‌کنند؟ گفتم هیچی! گفت: هرکسی توانایی این را ندارد که این افراد را در خانه‌اش مدیریت کند، پس خودت را با دیگران مقایسه نکن، توانایی‌های خود را قدر بدان.

پسر دکتر حسابی با اشاره به جلسات هفتگی در خانه‌شان گفت: روز‌های جمعه علما، فضلا، شاعران، اساتید دانشگاه، حضرت آیت الله مطهری، حضرت علامه جعفری، آقای دکتر قریب، آقای فریدون مشیری و … به خانه ما می‌آمدند و باهم بحث می‌کردند، در واقع باید گفت: در منزل دکتر حسابی، چون دانش داری، راه داری. مرحوم «شهباز روده فروش» ۴۸ سال در منزل پدرم تفسیر مثنوی می‌کرد. این افراد بچه‌هایشان را هم با خود می‌آوردند و ماهم همکلاسی‌ها و بچه‌های کوچه را می‌گفتیم و صبح‌های جمعه خانه را روی سرمان می‌گذاشتیم، مادرم می‌گفت: خانه را روی سرتان گذاشتید، پدرم می‌گفت: عیب ندارد مدیریت یاد می‌گیرد، یک نفر می‌خواهد استراحت کند، یک نفر می‌خواهد کتاب بخواند، یک نفر می‌خواهد چیزی بنویسید و همین که این‌ها مجبورند وسایل مورد نیاز دوستانشان را فراهم کنند مدیریت را یاد می‌گیرند. همان طور هم شد.

ایرج حسابی با اشاره به اهمیتی که دکتر حسابی به دانشجویان می‌داد، گفت: دانشجویان برنامه‌ریزی کرده بودند و هر هفته یکی از آن‌ها به اینجا می‌آمد و نگاه پروفسور این بود که باید دانشجو‌ها برای زندگی اجتماعی آینده آماده شوند. الان ما کدام دانشجو را در دفترمان راه می‌دهیم؟ خب از زندگی دکتر حسابی یاد بگیرید! آقای دکتر اسم و اصالت و محل زندگی دانشجو را در دفتر خود یادداشت می‌کرد، عید یا تابستان به منزل آن‌ها می‌رفت تا ببیند در چه شرایطی زندگی می‌کنند، خیلی از مشکلات دانشجویان را وی زمانی که سناتور و وزیر بود حل کرد. در مسافرت‌هایی که با پروفسور می‌رفتیم، به خانه هرکدام از شاگردان که سر می‌زدیم در کنار کمک دکتر به آنها، ماهم چیز‌های جدیدی یاد می‌گرفتیم و این داد و ستد زیبایی بود.

وی افزود: وقتی دکتر را به دانشگاه می‌رساندم، در اتاق رخت‌کن می‌نشستم و درسم را می‌خواندم و آقای دکتر من را نمی‌دید. یک روز در اتاق دکتر را زدند و آقای مقبلی و خانم حمزه -از دانشجویان آقای دکتر- وارد شدند و یک پرونده روی میز گذاشتند و گفتند این دانشجو در درس الکترومکانیک تقلب کرده و هیئت رأی به اخراج از دانشگاه دادند. شاید باور نکنید! رنگ آقای دکتر قرمز شد و شروع کرد با خودش حرف زد و می‌گفت:اخراج از دانشگاه؟ سال سوم فیزیک! اصلا از او پرسیده‌اند چرا تقلب کرده؟ پدر و مادر بیچاره! دست در کشوی میزش کرد و خودکارش را در آورد و با خط خوش نوشت، این فرد از روز پنجشنبه امتحان شفاهی‌اش هرروز از ۸ صبح تا ۸ شب برگزار می‌شود، سه هفته پروفسور را به دانشگاه می‌بردم و از او امتحان شفاهی می‌گرفت.

وی ادامه داد: آن دانشجویی که تقلب کرده بود نمره بسیار خوبی گرفت، دکتر صدایش کرد و به او گفت، نمره خیلی خوبی گرفتی، برای چه تقلب کردی؟ دانشجو اشک می‌ریخت و می‌گفت: من می‌خواستم شاگرد اول شوم، پروفسور گفت: حیف نیست؟ تو فردا ازدواج می‌کنی بچه‌دار می‌شوی، رئیس کارخانه می‌شوی، تو جرأت نداری زیر دستانت را اذیت کنی، چون سابقه‌ات خراب است، بعد از آن یک نامه نوشت و جای اشک‌هایش هم روی نامه است و بسیار زیبا معذرت خواهی کرده است.

پسر دکتر حسابی ادامه داد: آقای دکتر نامه دانشجو، نامه خود و پرونده اخراج وی را به شورای دانشکده فرستاد، شورای دانشکده رای داد که یک ترم دانشجو باید از دانشگاه اخراج شود، پدر دانشجو آجودان شاه بود و یک عریضه به شاهنشاه فرستاد که علی حضرت شاهنشاهی یک اتفاقی برای پسر من افتاده است و در امتحان شفاهی استادش متوجه شده است که پسر من درسش خوب است، در اثر یک اتفاق بچه‌گانه این کار را کرده است. اگر ممکن است دستور دهید که یک ترم را اخراج نشود. شاه بالای نامه نوشت که آقای دکتر صالحی رئیس دانشگاه تهران استدعای آجودان بنده قابل قبول است، همین مقدار تنبیه برای فرزند نام‌برده کافی است، دستور دهید به تحصیلات خودش بدون اخراج از ترم ادامه دهد.

ایرج حسابی گفت: دکتر صالحی زیر نامه نوشت، جناب آقای دکتر محمود حسابی ریاست محترم دانشکده علوم نظر علا حضرت همایون شاهنشاهی برای اجرا عینا ابلاغ می‌گردد. آقای دکتر هم زیر نامه نوشت، جناب آقای دکتر صالحی رئیس دانشگاه تهران، تصدقت گردم، نظر اعلا حضرت همایون شاهنشاهی بسیار نظر جالبی است، اتفاقا نظر صنف سلاخ (قصاب ها) هم همین است. ولی متأسفانه نظر شورای دانشکده اجرا می‌شود و در نهایت این دانشجو یک ترم اخراج شد.

وی در اهمیت فضای دانشگاهی برای یک کشور گفت: در کشور انقلاب شد، مردم نزد حضرت امام رفته و گفتند مسجد بازار تکیه بالا و پایین برای برگزاری نماز جمعه فرش شده است، امام فرمودند: نماز جمعه باید در جای مقدسی مثل دانشگاه تهران برگزار شود، پس باید گفت افرادی زحمت کشیده بودند که این مکان مقدس شود، آیا ما این جای مقدس را نگه داشتیم یا نابودش کردیم؟

وی با اشاره به فضای علمی که امروز در دانشگاه‌ها وجود دارد، گفت: در آن زمان که ما درس می‌خواندیم دانشگاه ژنو سالی ۳۵۰ مهندس مکانیک خروجی می‌داد، اما الان سالی ۳۰ خروجی می‌دهد، در حالی که ما تعداد زیادی دانشجو برای مهندس مکانیک می‌گیریم که کاری برای انجام ندارند. امروز ما ۳۵۰ رشته تحصیلی در دانشگاه‌هایمان نداریم، کار دنیا را یاد نگرفته و فقط دانشجو پذیرش می‌کنیم. وقتی کوچک بودیم از خیابان رد می‌شدیم، آقای دکتر پیکان را نشان می‌داد و می‌گفت: آدم باید خجالت بکشد، ما بزرگ شدیم و انقلاب شد، آقای دکتر پژو را نشان می‌داد و می‌گفت: آدم باید خجالت بکشد. می‌پرسیدم آقای دکتر یعنی چه؟ می‌گفت: ما به جای اینکه ادوات صنعتی را به ایران بیاوریم محصول صنعتی را به ایران می‌آوریم، یعنی همه محصول مونتاژ است، ولی اسمش را ایران ناسیونال می‌گذارند و انقلاب می‌شود اسمش را ایران خودرو می‌گذارند، این مونتاژ چه به ایران اضافه کرد؟!
ایرج حسابی اضافه کرد: برخی تفکرشان این است که ما می‌خواهیم خرید خارجی انجام دهیم، پورسانت بگیریم و حساب‌های پاریس را پر کنیم، بچه‌هایمان را به کانادا بفرستیم. تابستان هم که می‌آیند سوار پورشه‌شوند و برای دختر‌های شما بوق بزنند! برخی اینگونه فلسفه انقلاب را زیر سؤال برده‌اند، دکتر عقیده داشت بعد از انقلاب وضع باید عوض شود و می‌گفت: سه اصل وجود دارد که مردم به خاطر آن جان دادند: به خواهرم می‌گفت: اگر از کوچه رد می‌شدی و یک نفر رد شد و گفت من عاشقتم برو از دور نگاهش کن، سه اصل عاشقی؛ محبت و احترام و راستگویی است. اگر دیدی سه اصل را دارد بدان راست می‌گوید. می‌گفت: بعد از ده‌ها سال اصل عاشقی را در وجود امام دیدم، حضرت امام اصل عاشقی را در وجود مردم دیدند و عشق باعث پیروزی این انقلاب شد.

پسر دکتر حسابی با اشاره به اینکه دکتر حسابی دغدغه انقلاب را داشت، گفت: دکتر می‌گفت حالا می‌خواهم بدانم که این انقلاب را می‌خواهیم نگه داریم یا این عشق را نابود کنیم؟ بهترین کار این است که از امام بپرسیم. از دکتر چمران خواستیم که به واسطه آقای مطهری از امام وقت بگیرند و ما سه روز بعد به همراه معلمان دیگر به دیدار امام در قم رفتیم. امام عده کم را در اتاق بالا پذیرایی می‌کرد، دورتا دور اتاق پتوی شطرنجی بود، جایی که امام می‌نشستند ملحفه سفید، آقای دکتر روبه رو و استاد‌ها دورتا دور، در باز شد و حضرت امام تشریف آوردند، همه بلند شدند و دکتر به امام گفت: بفرمایید، امام فرمودند: شما بفرمایید و هیچ کدام نمی‌نشستند، استاد‌ها اشک می‌ریختند، امام دور زدند واز کنار استاد‌ها گذشتند و نزد دکتر آمدند و دست‌هایشان را روی شانه دکتر گذاشتند و اصرار کردند تا دکتر بنشیند و سپس خودشان نشستند.

این درحالیست که گورباچف نماینده‌اش را فرستاد و امام از جای خود حتی بلند نشدند و ملحفه سفید را پایشان برنداشتند، اما راجع به یک معلم اینگونه رفتاری می‌کنند، امام در آن جمع گفتند: «آقایان دکتر حسابی‌های ایران، شما سه نسل کاری کردید، هفت نسل استاد و دانشجو تربیت کردید من به خودم اجازه نمی‌دهم جلوی شما بنشینم تا زمانی که شما ننشسته اید.»

وی پیرامون کالایی سازی کنکور گفت: شما بروید ببنید که پشت کلاس کنکور چه منافعی است، شما که دنیا را مطالعه می‌کنید بگویید که کدام کشور رزمنده و شهید داشته است، ولی این افراد دارند خون شهدا را حرام می‌کنند، پدرم می‌گفت: انقلاب اسلامی مانند جواهر می‌ماند و تکرار ناپذیر است. راه حلش را در صحبت‌هایم گفتم که باید مسئولین را بتوانیم ببینیم، باید قدر انسان درس‌خوانده را بدانیم، وقتی قدر دانستیم دیگر افراد فامیل برخی نمی‌توانند وارد این عرصه شوند.

ایرج حسابی با مرور یک خاطره افزود: یک روزی پدرم با علما نشسته بود خواهرم در زد و دکتر را صدا کرد، گفت: ایرج سه چرخه‌اش را به پسر تیمسار شیروانی می‌دهد به هادی پسر پستچی نمی‌دهد، پدرم گفت: بروید بازی‌تان را ادامه دهید. مهمان‌های ما ساعت ۱ ظهر رفتند، آقای دکتر در راهروی پایین یک جلسه دادگاه تشکیل داد، مجید مزینی همکلاس من رئیس دادگاه شد، ۲ نفر از همکلاسی‌هایم منشی شدند، دکتر دادستان شد و خواهرم وکیل هادی شد، پنج نفر از دقیق‌ترین بچه‌های ما را آقای دکتر هیئت منصفه گذاشت، جلسه شروع شد، گشنه و تشنه جلسه تا ساعت ۴ طول کشید من را محکوم کردند که ۱۵ دقیقه فلک شوم، این یعنی چی؟ یعنی زمانی که خواهرم شکایت کرد فقط یک جلسه دادگاه تشکیل شد، دکتر می‌گفت: پسر من در منزلم محکوم شد، ولی طوری رفتار کردم که با قلقلک باشد و خاطره خوب برایش بماند، ولی باید بداند که انصاف باید سرجایش باشد.

این درس بزرگی برای همه کشور است به شرطی که بخواهیم اصلاح کنیم.

 

۲۱۲۷-درس دوم-مراحل ساخت محبت حقیقی در کودکان+ ۷سال محبت تزریقی

۱۶ فروردین

«قالَ رَسولُ اللَّهِ (ص): الوَلَدُ سَیدٌ سَبعَ سِنینَ وَ عَبدٌ سَبعَ سِنینَ وَ وَزیرٌ سَبعَ سِنینَ. فَإن رَضیتَ خَلائِقَهُ لإحدی وَ عِشرینَ وَ إِلاّ فَاضرِبْ عَلی جَنبِهِ فَقَد أعذَرتَ إلی اللَّهِ تَعالی».(۱)

شیعه هم از دریای بیکران قرآن کلام خدا بهره می گیرد و هم از گنجینه احادیث و روایات رسول خدا و اهل بیت گرامی اش توشه بر می دارد و افتخار آن دارد که بیش از ۱۴ قرن از هر دو میراث گران سنگ رسول مکرم اسلام پاسداری نموده و بهره ها جسته است. و اکنون نیز در خدمت این هر دو، با حقایق عالم مرتبط است. هم از این رو کوشیده است تا با فهم کامل تر کتاب و سنت، محتوای معارف خود را غنا بخشد و با عمل به آن تکامل انسانی یافته و جامعه ای الهی ایجاد نماید.

یکی از احادیث پر ارزش نبوی که در باب تربیت اولاد، راهنمای همه پدران و مادران و مربیان است، این روایت شریف است:

فرزند، هفت سال مولی، هفت سال بنده، و هفت سال وزیر است. پس اگر در سال بیست و یکم روحیات او مورد رضایت تو بود (شکر خدای نما) و الاّ واگذار، که در پیشگاه خدا معذوری.

این بیان کوتاه، به واقع چهره زیبای یک گزارش مفصّل و یک دستورالعمل طولانی است که در نهایتِ لطافت، شیوایی و اختصار، روشنگر مسیر حرکت پدران و مادران و مربیان است و در پشت پرده ایجاز و اختصارِ این کلام، گنجینه ای ارزشمند از تعالیم الهی نهفته است.

۱. این روایت شریف دارای دو چهره انشایی و اخباری است. از یک سو، توصیفی از چگونگی وضعیت درونی فرزندان در سنین مختلف است و نحوه نگرش کودک به خود را در دوران های متفاوت زندگی می نمایاند، و از دیگر سوی، توصیه و دستورالعملی برای مربیان، تا شیوه برخورد با رفتارها و حالات روحی کودک را در ادوار گوناگون آموزش دهد. کوتاه سخن آنکه، این کلام نورانی به زیبایی بیان می کند که نحوه نگرش فرزند به خویش، اینگونه «هست» و شیوه برخورد با او چنین «باید»

۲. مخاطبِ این سخن، همه کسانی هستند که به نحوی با کودکان و نوجوانان سر و کار دارند و با آنها مستقیم یا غیر مستقیم روبرو می شوند. همه پدران و مادران و مربیان و آموزگاران و بزرگترها.

۳. «سید» نماد موجودی است که نظراً و عملاً نسبت به بندگان خود استقلال و اختیار تام دارد و خود را در رأی و حکم صائب می بیند. نه با بندگانِ خود، در امور مشورت می کند و نظر می خواهد، و نه عمل خود را مطابق آرا و امیال آنها تنظیم می نماید و از آنها دستور می گیرد. همیشه خود را نسبت به زیردستان، برتر دیده و صاحب اختیار می داند. لذا انتظار اطاعت بی چون و چرای فوری از بندگان خویش دارد و هیچ گونه تخطّی و سرپیچی را بر نمی تابد.

۴. «عبد» سمبل انسانی است که نه در عمل استقلال دارد و نه رأی او، صائب و مقبول دیده می شود. از این جهت هیچ گاه طرف مشورت قرار نمی گیرد و تنها از او انتظار اطاعت و امتثال کامل می رود. عبد هر چه بیشتر مطیع و منقاد و سر براه باشد و بی چون و چرا فرمان برد، کامل تر است. او خود را در صورت نافرمانی و تخطّی، مستحق تنبیه و شایسته ملامت و مجازات می بیند و پذیرای تربیت مستقیم و أمر و نهی صریح است

۵. «وزیر» نماینده موجودی است که رأی او مسموع و نظر او مورد احترام و شایسته دقّت است، امّا استقلال عملی نداشته و حکم او نافذ نیست. وزیر خود را سزاوار مشاوره و نظرخواهی می داند، و رأی مستقل می دهد، و به هیچ روی تحمّل پرخاش و بی احترامی ندارد و أمر و نهی صریح و مستقیم را بر نمی تابد. در فرزانگی برای خود شخصیت و شأنی همسنگ امیر و حاکم قائل است، گر چه نهایتاً تابع و مطیع اوامر اوست.

با توجه به این مقدّمات، نحوه رویارویی با فرزندان در مسائل مختلف زندگی به خوبی روشن می گردد، برخی از موضوعاتی که لسان شیوای این حدیث گویای آنها است از این قرار است:

۱. اطاعت و فرمان برداری فرزند

۱.۱. کودک در سنین قبل از ۷ سالگی فطرتاً خود را آقا و مهتر دیگران می بیند. از این رو امر و نهی مستقیم و درخواست صریح و یا همراه با تهدید در او کارگر نیست. طبیعت کودک در چنین سال هایی اقتضا می کند که در مقابل خواسته بزرگترِ خود نافرمانی کند و خود را در این نافرمانی و سرپیچی محقّ انگارد، یا به تعبیر صحیح تر، برای دیگران حقّ امر و نهی قائل نباشد و همیشه خود را نسبت به دیگران برتر و بزرگ تر احساس کند. لذا انتظار تبعیت و حرف شنوی از کودکان زیر هفت سال بیهوده است. پدران و مادران چنانچه انجام یا ترک عملی را از کودک، لازم می بینند باید خود را در مقام بنده او قرار دهند و آن چنان که عبدی از مولای خود تقاضا و خواهش می کند با زبان ملایم و از موضع پایین در مقابلش به تمنّا نشینند، و او را به انجام خواسته خود راضی نمایند. سیادت کودک که در این روایت شریف مذکور است با روحیه اطاعت و حرف شنوی سازگار نیست، کمال کودک در آن است که تحت اطاعت دیگران قرار نگیرد و امر و نهی دیگران را تحمّل نکند. به همین نحو، چنانچه اولیا به قصد آزمایش یا آموزش از کودک سوءالی می پرسند و یا او را در معرض مشاوره قرار می دهند باید لحن بیان سوءال را به گونه سوءال عبد از مولی، تنظیم نمایند تا کودک، متوجه مقصود اصلی او نباشد و همیشه احساس شخصیت و بزرگ منشی کرده، و دیگران را به خود محتاج بیند. بنابراین روّیه اصلی و سیره غالب اطرافیان کودک نسبت به او باید بر مبنای سیادت و امارت(۲) او تنظیم گردد و خلاف این اصل جز در موارد استثنایی و نادر، آن هم بنابر مصالح راجح، جاری نگردد.

۲.۱. همین کودک بر اثر تحوّل روحی که در دوران انتقال از کودکی در وجودش رخ می دهد، در هفت سال دوّم زندگی، خود را بنده و زیردست دیگران و در مقام اطاعت و فرمان برداری احساس می کند. نو نهال ۷ تا ۱۴ ساله، پذیرای هر گونه امر و نهی و فرمان و حکمی از ناحیه بزرگترها می باشد و کمال او در اطاعت و فرمان برداری و اجرای بی چون وچرای اوامر آنها است. این شرایط روحی جدید، زمینه را برای تربیت مستقیم و صریح او آماده نموده و نظارت مربیان را در تعلیم و تأدیب مستقیم او می طلبد. لذا بر اولیا لازم است چنانچه مطلب مهم و سرنوشت سازی را برای فرزند خود تدارک دیده و قصد درخواست از او را دارند، مقدّمات عقلی و توجیه منطقی آن را در اختیار او قرار ندهند و رأی خویش را در معرض مشاوره، چون و چرا و نقد او نگذارند و صریح و قاطع امر خود را صادر نمایند. زیرا کودک در چنین شرایطی قابلیت فهم کامل استدلال را نداشته و با مناقشات سطحی زمینه را برای فرار از انقیاد و اطاعت فراهم می آورد. با این توضیح، رویه اصلی و روش غالب کودک در برخورد با بزرگترها در دوران عبودیت، باید بر مبنای احترام و اطاعت و انقیاد کامل و اجرای بی قید و بند فرامین باشد و خلاف این اصل جز در موارد استثنایی پذیرفته نیست.

۳.۱. پس از انتقال از این مرحله به دوران نوجوانی ، نونهالِ عبد به رتبه وزارت منصوب می گردد. «وزیر» تابع و مطیع بی چون و چرای اوامر حاکم نیست. حاکمان آن گونه که از رعیت انتظار اطاعت و فرمان برداری دارند، هیچگاه از وزیران و مشاوران توقّع نمی برند. وزیر اگر در مقابل نظر امیر، از خود هیچ رأی و نظری نداشته باشد و همیشه در پیشگاه او «بله قربان گو و موءید» باشد، همان بهتر که رعیت باقی بماند و مقام خویش را به دیگران واگذار نماید. کمال وزیر در آن است که نظرات و آرای حاکم را زیر و زبر کند، مبانی آنرا به نقد کشد، توالی فاسد آن را روشن نماید، ملازمات و مقارنات آنرا خوب نشان دهد و قضاوت خویش را گوشزد نماید. حاکم نیز نسبت به وزیر وظیفه دارد تقاضای خود را از ابتدا مستدل و مُبرهَن بیان کند و سخن او را به خوبی استماع نموده و به رأی و عقیده او احترام گذارد و با او به بحث و گفتگو نشیند، نتیجه این بحث و گفتگوی متقابل، زیر بنای تصمیم عملی حاکم است که باید منصفانه و در مسیر حق باشد.

امّا مهم آن است که وزیر پس از این بحث و گفتگو، نهایتاً در مقابل تصمیم و حکم حاکم، مطیع و فرمان بردار است، هر چند در مناظره تسلیمِ نظر حاکم نشده و نسبت به ادلّه او همچنان مردّد یا مخالف باشد. باری، چون و چرا کردن در مسائل، مقتضای سنین وزارتِ نوجوان است، و نه تنها بی احترامی و جسارت محسوب نمی شود، که کمال او در آن است. نوجوان در چنین شرایطی خود را مستحق احترام و نظرخواهی و شایسته اظهار رأی می بیند و فطرتاً انتظار ندارد که از او اطاعت بی قید و بند اوامر طلب شود و به انتقادات او توجهی نگردد. لذا درخواست اولیا از ابتدا باید مستدل و همراه با توجیه عقلانی و اعطای بینش همراه باشد و هیچگاه به نحو تحکم و اعمال قدرت بیان نگردد. از این رو، رویه غالب و برنامه اصلی نوجوان در سنین بین ۱۴ تا ۲۱، اظهار نظر و چون و چرا در اوامر دیگران است. به دیگر بیان توقع تبعیت و اطاعت عملی از نوجوان تنها پس از اظهار نظر علمی و گفتگوی متقابل بجا و ممدوح است.

۲. پاسخ به درخواست فرزند

۱.۲. از آنچه در بند اوّل ذکر شد نحوه برخورد مربّی در قبال در خواست های فرزند مشخص می گردد، کودکی که در دوران سیادت به سر می برد، خود را مستحق هر گونه درخواستی از دیگران می بیند، دیگران نیز موظّفند طوق بندگی و اطاعت او را گردن نهند و آنچه او می طلبد، برآورده سازند و خود را در منزله عبد فرمان بردار او قرار دهند

«سید» از زیر دست خود انتظار آن دارد که بی چون و چرا اوامرش را امتثال نماید و حقّ آن دارد که در مقابل نافرمانی بردگان، بر آشوبد و سرسختی نماید. از این جهت تقاضاهای کودک، گرچه به واقع خیر و صلاح او در آن نباشد هیچگاه غیرمنطقی و نامقبول نخواهد بود، و اصرار او بر تأمین مراد خویش، مقتضای اعمال سیادت و بزرگی است.

در مواردی که در خواست های کودک از نظر ولی او قابل اجابت و منطقی نیست، اظهارِ مخالفت مستقیم و سرکوبِ صریح تمایلاتِ کودک نه تنها راه خوبی برای تعدیل او نیست، که آثار منفی بی شماری در شاکله شخصیتی او بر جای می گذارد، کودکی که جایگاه خویش را در مقابل پدر و مادر و بزرگ ترها، جایگاه مولی نسبت به بنده می دیده، با نافرمانی بندگان مواجه می شود و چون قدرت اعمال اختیار و استیفای حقوق خویش را ندارد، احساس ناامنی و آشفتگی عاطفی می نماید و دچار تعارض می شود، از یک سو فطرتاً خود را صاحب اختیار و واجب الاطاعه می داند و از سوی دیگر با نافرمانی و عصیان اوامرش روبرو می گردد. لذا لازم است پدران و مادران از ابتدا، زمینه تقاضاهای نامطلوب را فراهم نکنند و مقتضا اینگونه در خواست ها را پیشاپیش از بین برند، نه آنکه پس از تقاضا، در مسیر خواسته او مانع قرار دهند. چنانچه کودک در شرایط خاصی، درخواست ناموجّهی نمود، هیچگاه نباید با برخورد عتاب آلود و خشونت آمیز با او مواجه گردید، بلکه با توجّه دادن او به سوی اشیاء دیگر او را نسبت به خواسته اش غافل نمود و صرف نظر داد. به عنوان مثال: اولیا باید از قرار دادن اشیای خطرناک یا حساس در اختیار کودکان از ابتدا جلوگیری کرده، محیط پرورش کودک را در حد امکان از این گونه اشیا خالی نگه دارند تا کودک زمینه تقاضا و طلب آنها را نداشته باشد. ولی چنانچه غفلتاً این گونه اشیا در دسترس او قرار گرفت با سرگرم ساختن وی به چیزهای جذّابتر، موجبات غفلت و بی توجّهی او را نسبت به شی ء مورد نظر تأمین نمایند. در هر حال برخورد خشونت آمیز و صریح جز آنکه سبب لج بازی و رویارویی مستقیم کودک شود، نتیجه دیگری ندارد. همچنین هرگاه کودک تقاضای انجام کاری را از اولیا داشته باشد و به هر دلیلی نتوان خواسته او را اجابت نمود، باید به گونه ای با کودک برخورد شود که به روح سیادت او لطمه ای وارد نیاید. مثلاً با اظهار عجز و ابراز ناتوانی از برآوردن حاجت او یا وانمود کردن به اینکه تکلیف او بر ما خارج از حیطه وسع ما و تکلیف به ما لایطاق است، می توان کودک را از خواسته اش منصرف ساخت، بدون آنکه با شرایط روحی او تعارضی داشته باشد.

۲.۲. با تغییرات روحی و روانی که پس از گذار از مرحله کودکی در وجود کودک پدید می آید، در مرحله دوّم زندگی، نونهالان باید از در خواست صریح خواسته های خود دست کشند و نحوه مطالبه آنها از اولیایشان متناسب با شأن عبودیت آنها باشد. لذا گستاخی و جسارت و امر و نهی مستقیم فرزند به پدر و مادر در چنین ایامی به هیچ وجه، موجّه نیست و چنانچه درخواست فرزند هر چند به لحن مناسب ادا شود در مسیر تربیت او و به صلاح او نباشد، لازم است صریح، مستقیم و بدون تعارف نفی شود. شخصیتی که خود را در رتبه عبد نسبت به مولایش می یابد، یقیناً پذیرش مقابله صریح با درخواست هایش را دارد و همیشه مولای خود را صاحب اختیار و مدیر مبسوط الید امور خود می شمارد. لذا ضربه روحی قابل توجهی از این برخورد نمی بیند.

۳.۲. امّا تقاضایی که نوجوان در مقام وزارت از ولی خود می نماید، هر چند از نظر مربی به صلاح او نباشد، نباید ابتداءً و صریح نفی شود. نوجوان در این مرحله به بلوغ نظری رسیده و چون خود را در مقام وزارت و مستشاری می بیند باید او را با ادله و براهین عقلی، از تبعات و لوازم منفی خواسته اش به خوبی آگاه نمود و در ضمن باب مکالمه و گفتگو پیرامون آن موضوع را نیز گشود تا او نیز به بیان ادلّه خود پرداخته و به نقد و بررسی کلام مربّی نشیند. اگر پس از این مناظره، نوجوان نسبت به آن ادلّه، قانع شد و از مطلوب خود چشم پوشید، مقصود مربّی حاصل شده، امّا اگر هم چنان بر تقاضای خود پافشاری کند و خود را بر حق بیند و یا قدرت درک مقدّمات عقلی استدلال ولی را نداشته باشد، دو شیوه برخورد فراروی ولی قرار دارد؛

اوّل آنکه پس از این تبادل نظر، مستقیماً، درخواست او ردّ شود. در این صورت، نوجوان حق تخطّی و تخلّف از امر ولی را ندارد و گر چه از نظر عقلی هنوز قانع نشده و نسبت به ادلّه او قلباً مخالفت می ورزد، امّا عملاً باید تبعیت و اطاعت او را گردن نهد. همچنان که وزرای سلاطین، پس از اظهار نظر و بیان عقیده خود، نهایتاً تابع دستور حاکم و مطیع فرمان او هستند.

راه دوّم ایجاد زمینه برای تجربه های محدود و کنترل شده است. بدین صورت که ولی، برخلاف میل باطنی خود، فرزند را در انجام خواسته اش آزاد گذاشته و یا حتّی کمک نماید و تا مرحله ای که ضرر اندک قابل درکی برای او پدید آید، او را همراهی کند. آنگاه با نشان دادن این ضرر، عواقب سوء آن عمل را به خوبی تفهیم نماید، شبیه آنکه مادرها با نزدیک کردن دست کودک به آتش و سوزاندنِ جزئی آن، مفهوم آتش و حرارت را به کودکان می آموزند.

۳. نظارت و کنترل فرزند

یکی از اموری که در باره تربیت کودک قابل توجه و حائز اهمیت است، نظارت والدین به کودک و کنترل اعمال و رفتار اوست، به یقین مربّی باید از روحیات و اخلاق کودک آگاه بوده، اعمال و کردار او را زیر نظر داشته باشد، تا برخوردهای خود را متناسب با شرایط او تنظیم نماید. اصلِ داشتن نظارت، بدون شک برای تربیت لازم است، سخن در میزان و شیوه های آن است.

۱.۳. کودک در هفت سال اوّلِ زندگی، تاج سیادت به سر دارد. لذا دیگران در برخورد با وی باید خود را به صورت بنده فرمان بردار و تحت اختیار او تصور نمایند. کودکی که خود را نسبت به دیگران تامّ الاختیار و واجب الاطاعه می بیند، خود را در انجام هر عملی محق دانسته و دیگران را شایسته اظهار نظر و دخالت نمی پندارد و انتظار ندارد که در مقابل تک تک اعمال و رفتار خود، در مقابل دیگران بازخواست شده و پاسخ گو باشد. لذا برخوردهای دیگران باید چنان تنظیم شود که کودک، خود را کاملاً آزاد تصوّر نموده و قدرت برتری، ما فوق خود احساس نکند. نظارت اولیا به کودک در چنین شرایطی، باید به صورت نظارت عبد بر مولی طراحی شود، یعنی چنین وانمود شود که از دیدن اعمال و رفتار او اراده کارآموزی شده و یا قصد تحسین و تشویق داریم(۳). اگر کودک، خود اجازه نظارت به اولیا ندهد و یا از ورود آنها منع نماید، امر او مطاع و لازم الاجرا است و باید از شیوه های غیرمستقیم دیگر استفاده شود و به هر حال ملاک اصلی، در برخورد با کودک آن است که کودک خود را تحت کنترل و زیر ذرّه بین احساس نکند و محدود نبیند.

۲.۳. پس از هفت سالگی، تحوّل درونی کودک او را به مقام عبودیت تنزّل می دهد یعنی از این پس، او دیگران را نسبت به خود مولی، و سزاوار امر و نهی و نظارت می بیند. از این رو، برخوردهای اولیا نیز باید از مقام ولایت و به عنوان مولی طرّاحی شود. همان گونه که مولی حق کنترل رفتار عبد خود را دارد، اولیا نیز مستقیم و بدون هیچ دغدغه ای می توانند بر اعمال و رفتار نونهالان کنترل داشته و آنها را بازخواست نمایند. «عبد» قابلیت نظارت مستقیم را دارا است و خود را زیر دست اولیا تصور می کند، از اینکه متوجه شود مولای او برای سر درآوردن از کارهای او جستجو و تجسّس می نماید و مراقب صحّت اعمال و رفتار اوست گلایه ای ندارد، بلکه خود را مستحق مراقبت و هدایت دانسته و تحمّل نظارت صریح را نیز دارد.

۳.۳. در مرحله سوّم زندگی و دوران وزارت، نوجوان خود را ثقه و مورد اعتماد دیگران تصور می نماید و فطرتاً انتظار دارد دیگران به او اطمینان نموده و کارهایی خطیر، به او واگذار نمایند؛ «وزیر» گر چه تحت ولایت حاکم، و تابع اوست امّا مورد اعتماد و نماینده او محسوب می شود و دارای اختیارات زیادی است. «وزیر» هیچگاه کنترل بیش از اندازه و صریح را تحمل نمی کند و انتظار ندارد سلطان دائماً در جزئیات اعمال او دخالت و اظهار نظر نماید. او خود را در مقام و منزلت، تقریباً هم شأن و هم ردیف حاکم می بیند و از اینکه حاکم را ناظر و مراقب دائمی خود بیابد به ستوه می آید. نوجوان، نیز گر چه حقیقتاً محتاج نظارت اولیا و هدایت های آنان است امّا چنانچه خود را تحت مراقبت و نظارت دائمی و در معرض بی اعتمادی اولیا احساس کند یا مرتّب نسبت به اشتباهاتش باز خواست شود، لطمات روحی غیر قابل جبرانی خواهد دید. به مقتضای لسان زیبای این روایت، پدران و مادران باید در نهایت ظرافت و کاملاً غیرمستقیم، بر حیات علمی نوجوان نظارت نموده و از تذکر صریح اشتباهات و پرخاش مستقیم نسبت به آنان در حد امکان پرهیز نمایند.

۴. آزادی و محدودیت

۱.۴. کودک در هفت سال ابتدای عمر خود نیازمند آزادی و اختیارات کامل است. برخورد اولیا با کودک باید به گونه ای باشد که کودک خود را در انجام هر عملی آزاد ببیند و احساس محدودیتی ننماید. کودک به مقتضای مقام سیادت و مهتری خود، زمینه ای وسیع می طلبد تا هرگونه که خود می خواهد در آن به جولان بپردازد و در آن هیچگونه مانع و مزاحمی نداشته باشد، پیدایش چنین زمینه ای حقّ کودک است، و کمال کودک در آن است که از ایجاد محدودیت توسط دیگران آشفته گردد و با داد و فریاد و تظلّم، حق خود را بستاند و هیچگونه اعمال فشار و تقیدی را برنتابد.(۴)

۲.۴. امّا در هفت سال دوّم حیات که دوران تربیت مستقیم(۵) فرزند است «نونهال» بر خلاف دوران ابتدای عمر خود که در تصمیم گیری برای انجام هرکاری آزاد و رها بود، پذیرای هر گونه محدودیت و تقید است و خود را مستحق این سلب اختیار می بیند. «عبد» به دلیل عبودیتش تحت اختیار مولی است و از اینکه اراده مطلق ندارد، آزرده خاطر نیست. فرزندان ما در این سنین فطرتاً عبودیت خویش را پذیرفته و به مولویت والدین خویش معترف اند. لذا سلب آزادی نونهال از ناحیه پدر و مادر، هر جا که در مسیر تربیت و به صلاح رشد و تعالی او باشد ضروری است و در این میان هیچ گونه مسامحه و تساهلی سزاوار نیست. و البتّه اینکه فرزندان در چنین شرایطی قابلیت و پذیرش اِعمال محدودیت را دارند با دادن اختیارات خاصی در موارد لازم منافات ندارد. غرض از ذکر این مسئله، بیان این نکته بود که رویه اصلی و سیره عملی نونهال در دوران عبودیت باید بر مبنای کسب اجازه از ولی در امور باشد و هیچگاه از پیش خود و بدون جلب نظر ولی، تصمیم به اقدام به کاری نگیرد. امّا چنانچه والدین، دادن اختیارات معینی را در حوزه مشخصی به صلاح او ببینند، در آن محدوده، فرزند به اذن والدین آزادی عمل دارد.

۳.۴. اما وضعیت روانی نوجوان در دوران وزارت؛ «وزیر» به سبب تصدّی کرسی وزارت در مقامی قرار گرفته که علی رغم تعهّدات عملی به تصمیمات متخذه از سوی حاکم، در نهایت آزادی نظری به سر می برد. «وزیر» باید چونان خود را آزاد ببیند که در همه قوانین و مسائل جاری و تصمیمات آینده سلطان، جرأت اظهار نظر و دخالت داشته باشد و هیچ گونه تهدید و فشاری، او را از بیان عقیده و برداشت خود مانع نگردد. وزیر آنچه را به صلاح مملکت خویش نمی داند، بدون هیچ محدودیتی در میان می گذارد و در حمایت از رأی خویش ادلّه خود را با آزادی کامل عنوان می کند و ادلّه مخالف را بدون هیچ دغدغه ای محترمانه به بوته نقد می کشد و آنچه را به خیر و مصلحت امور می پندارد پیشنهاد می دهد و با بیان ادله و براهین، از آن قاطعانه دفاع می کند، گرچه به وضعیت فعلی و قوانین جاری مملکت خود التزام عملی دارد. نوجوان نیز در چنین شرایطی به سر می برد. هیچ مانعی نباید از اظهار نظر و دخالت او در امور مختلف جلوگیری کند. نوجوان باید عقیده و نظر خود را درباره مسائل گوناگونی که با آن در زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی مواجه می شود آزادانه ولی با رعایت جوانب اخلاقی مطرح کند و برای دفاع از عقیده خود، استدلالاتی بیان نماید. اولیا نیز وظیفه دارند حتی اگر آرای نوجوان خویش را صد در صد باطل می شمارند، به کلام او با دقّت گوش نموده و از او اقامه برهان طلب کنند و با او به بحث و مناظره نشینند و منصفانه ادلّه او را ابطال یا قبول نمایند و چنانچه برخی از مقدمات از دیده محدود او به دور مانده تذکر دهند و تصمیمات خود را بر اساس حقیقت استوار سازند. از همین جهت والدین، نباید از نوجوان انتظار داشته باشند که حرف بزرگتر خود را از ابتداء بپذیرد و بدان عمل کند. که نقد و بررسی مسائل و مناقشه در مقدّمات استدلال، لازمه مقام وزارت نوجوان و نشان کمال او است.

همین نوجوان گرچه در میدان اظهار نظر و بیان رأی و عقیده خود صددرصد آزاد است امّا در مقام عمل کاملاً ملتزم و متعهّد به تصمیمات جاری والدین خود بوده و تا هنگامیکه با اقناع کامل آنان حکم و تصمیم آنها را تغییر نداده است از دستور آنان تخلّف نمی نماید. چنین برخوردی با فرزند در دوران وزارت، به مرور، قوه تعقل و تحلیل او را قوّت بخشیده و او را دارای ذهنی جوّال، بحّاث و نقّاد بار می آورد که در عرضه افکار و مکاتب مختلف از خود سخنی داشته باشد و جز به برهان عقلی صائب آرام نگیرد و تن در ندهد و در دام مغالطات رنگارنگ در نغلطد. از این جهت می توان این دوران را دوران تربیت نظری و تکامل عقلی فرزندان نام نهاد.

۵. تنبیه و تشویق

دقّت و تأمل در سه مفهوم «سید»، «عبد» و «وزیر» حیطه و شیوه تنبیه و تشویق فرزند را نیز مشخص می گرداند.

۱.۵. کودک در دوران سیادت، خود را برتر و سید دیگران می پندارد و دیگران نیز وظیفه دارند که مقتضای سیادت را رعایت نموده و مطابق آن با کودک برخورد نمایند و خود را بنده مطیع او قلمداد کنند. ناگفته پیداست که تنبیه کودک در این دوران، جسارت به مقام سید و تخطی از وظایف بندگی است و تجربه ثابت نموده که نتیجه ای جز لج بازی و ایجاد عقده های روانی در کودک ندارد. امّا تشویق کودک به خاطر اعمال شایسته ای که انجام می دهد با مقام سیادت او منافات ندارد و به گواهی تجربه، او را در انجام کارهای نیک و استمرار آن بر می انگیزاند.

۲.۵. امّا در هفت سال دوّم چون فرزند، خود را عبد و والدینِ خود را مولای خود می داند و باید عملاً و نظراً تابع و مطیع آنها باشد، چنانچه از وظایف خود تخلف نماید، مستحق تنبیه و کیفر است و تحمل برخورد قاطع و صریح را نیز دارد. چنانچه پیش از این نیز اشارت رفت، کمال نونهال در این سنین به اطاعت و حرف شنوی بی قید وبند اوست، بنابراین روحیه طغیان، نافرمانی و سرکشی او باید قاطعانه سرکوب گردد و اجازه تخطّی از مسئولیت ها به او داده نشود.

در این سنین کودک باید آرام و سربزیر، حرف گوش کند و بدون نقد و اعتراض اطاعت نماید و چنانچه جز این باشد پذیرای تأدیب و موءاخذه و مجازات گردد. تشویق نونهال نیز در شرایطی مطلوب است که وظایف خود را به خوبی انجام دهد و بدون چون و چرا مسیر اطاعت و انقیاد را بپیماید.

۳.۵. پس از چندی که فرزند، مسئولیت وزارت را بر عهده گرفت، شیوه تنبیه و تشویق او متحول می گردد. نوجوان بر خلاف نونهال در چون و چرا کردن در اوامر و فرمان ها مختار است. بلکه این برخوردِ او ممدوح و شایسته تحسین و ترغیب است، لذا هیچگاه نباید او را به خاطر اینکه از آغاز، دستور ما را به کار نمی گیرد و حرف نمی شنود تنبیه نمود. نوجوان به تناسب فطرت خود تا مسئله ای را قبول نکند به آن اقدام نمی کند و برای آنکه آن را قبول کند نیازمند بحث و بررسی و شنیدن دلائل آن است. از این روی باید به جای توسل به پرخاش و خشونت به اقناع عقلی او و بیان دلائل و مستندات مطلوب خویش همت گماریم و عقل او را نسبت به حقانیت و مشروعیت مراد خود سیراب نمائیم. از سوی دیگر نباید او را به جهت حرف شنوی و اطاعت بی چون و چرا، تشویق و ترغیب نماییم. زیرا کمال نوجوان در نقد و احتجاج و ریشه یابی مسائل است. تشویق بر اطاعت بی چون و چرا روحیه حقیقت طلبی و نیروی تعقل او را خاموش می گرداند و او را به سان برّه بی اختیاری که قدرت تشخیص نیک و بد خویش را ندارد و با چوب چوپان به چپ و راست حرکت می کند، در می آورد.

تشویق نوجوان باید، بر خوش فکری و قدرت استدلال و دقّت نظر او تعلق گیرد. نوجوانی که با دقّت و موشکافی، مسائل را تحلیل می کند و به خوبی به سنجش و مقایسه می پردازد و تعقل و تدبّر و تشخیص خود را به کار گرفته و ورزیده می گرداند، لایق تحسین و درخور تشویق است. زیرا فضیلت نوجوان به همین امور است.

موءاخذه و بازخواست او نیز تنها در صورتی رواست که عقل نوجوان نسبت به حقانیت و صحّت درخواستِ والدین قانع شده و دلائل و ریشه های آن را به خوبی دریافته، ولی در عین حال در مقام عمل سرکشی یا کوتاهی نماید. این عدم التزام عملی که با اعتراف عقلی به حقانیت، حجیت و مشروعیت آن دستور در تضاد است موجب استحقاق موءاخذه و کیفر او می گردد. البته پیدا است که تنبیه وزیر با تنبیه عبد متفاوت است. وزیر حتی اگر مستحق تنبیه باشد باید شأن وزارتش محفوظ بماند و آبرو و حرمتش را از کف ندهد. از این رو در حد امکان در خلوت و خفا نه در محضر جمع تنبیه می شود.

۶. تعلیم و آموزش

از جمله وظایفی که والدین نسبت به فرزند خود دارند، آموزش و تعلیم اوست. آن گونه که از این حدیث نورانی، استفاده می شود نحوه آموزش کودک در سنین مختلف، متفاوت است.

۱.۶. دوران سیادت کودک، همانگونه که دوران تربیت غیر مستقیم محسوب می شود دوران تعلیم غیر مستقیم نیز می باشد. تعلیم غیر مستقیم، شیوه ای است که در آن کودک به تعلّم اجبار نمی شود و با علاقه و رغبت باطنی و به عنوان تفنّن و تنوع با مسائل گوناگون آشنا می گردد بدون آنکه خود متوجّه شود که در حال آموزش و فراگیری است. والدین باید مهارت ها و علوم مختلف را در قالب بازی، شعر، داستان، تشویق و الگوسازی های غیر صریح به کودک انتقال دهند(۶) و در القاء مطالب و علوم، همیشه شوق و نشاط کودک را زنده نگه داشته و هیچگاه فراگیری مسئله ای را بر او تحمیل ننمایند.

۲.۶. امّا در دوران عبودیت، آمادگی روحی نونهال زمینه را برای فراگیری مستقیم علوم مختلف فراهم می سازد و مربّیان وظیفه دارند فرزند را بر علم آموزی، مکلّف نمایند و او را هر چند خود طالب و شائق نباشد به حضور در کلاس درس وادار کنند. جذابیت کلاس درس و ایجاد محیط آموزشی صمیمی و سرشار از محبّت، گرچه امر تعلیم و تعلّم را عمق و سهولت می بخشد و کمّیت و کیفیت آنرا می افزاید امّا در عین حال واداشتن نونهال به تحمّل زحمات و مشقّات درس آموزی و کسب علم و فضیلت و جلوگیری از بازی گوشی و وقت گذرانی او در این موقعیت سنّی بسیار ضروری و مکمّل تلاش های معلّمان و آموزگاران است.

۳.۶. نوجوان پس از عبور از مرحله عبودیت و ورود در دایره وزارت برای حضور در کلاس درس و آموختن دانش های ضروری نیازمند توجیه عقلی کامل و استدلال متین منطقی است و تکلیف و تحمیل او به فراگیری دانش بدون بیان علل نیاز به آن علم، ضرورت فراگیری و کاربرد عملی آن و اقناع عقلانی او نسبت به لزوم اکتساب آن دانش خاص نتیجه مطلوبی نخواهد داشت.

شخصیتی که خود را وزیر و مشاور می بیند، در نقد و بررسی عقلی و ریشه یابی اوامر حاکم و درک کامل فلسفه آن مجاز است. لذا چون و چرای نوجوان در به دست آوردن ضرورت یا فواید علوم، به معنای فرار از مسئولیت دانشجوئی و علم آموزی نیست. بلکه محصول طبیعی فطرت حقیقت جو و نقّاد اوست که به امر تکوینی الهی خود را در اظهار نظر و ذکر عقاید و آرائش محق و مجاز می داند.

۷. دفع شبهات

چنانچه فرزند، در شرایط خاصّی در معرض افکار متعارض و اقوال متضاد قرار گیرد و در مسئله ای از مسائل فکری یا اعتقادی در ورطه شک و حیرت افتد، مساعدت و همراهی والدین در رفع تردید و تحیر و راهنمایی او در مناقشات علمی، یقیناً در هدایت او به طریق صواب مفید و موءثر خواهد بود.

۱.۷. کودک قبل از هفت سالگی، تحمّل درک مسائل علمی عمیق را ندارد و انتظار ندارد پدر و مادر یا دیگران در درک مسئله ای یا حسن و قبح عملی اختلاف نظر داشته باشند. لذا لازم است در برخورد با کودک رویه واحدی اعمال شود و پیش روی کودک از طرح مخالفت های نظری و بیان انتقاد نسبت به برخورد دیگران در حد امکان پرهیز شود و چنانچه در برخورد دیگران نسبت به کودک نقطه ضعف یا ایرادی مشاهده نمودیم، بدون آنکه در منظر او به جدال و مناقشه بپردازیم، باید به روش خطابی یا شعری(۷) حالت عاطفی و روحی کودک را تعدیل نماییم و حقیقت را بر او منکشف سازیم، همچنین اگر کودک بر اثر معاشرت با نااهلان و ناصالحان، اعتقاد به عقیده نادرستی پیدا نمود، برای بازگشت او به مسیر حق، نمی توان از براهین و استدلالات خشک عقلی بهره گرفت. بلکه باید با استفاده از تمثیل و تشبیه، قوای خیالی او را به کار گرفت و او را تحت تأثیر قرار داد.

۲.۷. در برخورد با نونهالان در سنین ۷ تا ۱۴ ابتدا باید افکار صحیح و عقاید سالم را در اختیار آنها قرار داد و از طرح اقوال مخالف و آرای نادرست در محضر آنها حتی به قصد ابطال و رد کردن اجتناب ورزید و ذهن آنها را درگیر شک و تردید و شبهه ننمود. چنانچه فرزند در شرایط خاصّی با چنین سوءالاتی مواجه شد و دچار حیرت و تردید گشت و یا اعتقاد فاسدی پیدا کرد لازم است با استفاده از شیوه های خطابی، جدلی یا شعری او را اقناع یا اسکات نمود و در ضمن زمینه تشدید این سوءالات و شبهات را نیز از بین برد و او را از معاشرت با نااهلان و منحرفان، صریحاً منع نمود و چنین کتاب هایی را نیز از معرض استفاده او دور کرد. همچنین لازم نیست اجازه حضور او به همه مباحث داده شود. برخی از گفتگوها میان پدر و مادر حتما باید از دید این کودکان دور باشد تا حرمت و سیادت پدر و مادر نزد او محفوظ باقی بماند.

۳.۷. در هفت سال سوّم، نوجوان آرام آرام خود را آماده مباحث نظری محض نموده و ذهن خود را ورزیده می سازد. در چنین شرایطی که فرزندان پا به بلوغ و رشد فکری می گذراند و قابلیت فهم براهین عقلی را به مرور پیدا می کنند، لازم است والدین و آموزگاران به تدریج افکار و عقاید مخالف را نیز در کنار عقاید سالم طرح کنند و ادلّه هر دو طرف را به نقد و بررسی گذارند و در این میان، ذهن نوجوان را نیز به کمک طلبند. البتّه هدایتِ غیر مستقیم نوجوان به مسیر حق، در رهایی او از چنگال مغالطات، بسیار ضروری است. ولی هیچگاه، نوجوان نباید با توجیهاتِ غیر منصفانه، یا شیوه های خطابی و جدلی، احساس کند که قصد فریب یا اسکات او در میان است، بلکه همیشه در آغاز، استدلال برهانی مطلب ذکر گردد و سپس برای فهم بهتر از روش های خطابی، جدلی یا شعری نیز استفاده شود و در ضمن به نوجوان اجازه گفتگو و مناظره آزاد داده شود و از فکر او نیز در رهیافت به حقیقت استفاده گردد. در این سنین نباید از طرح گفتگو در نزد نوجوان طفره رفت یا پرهیز کرد، نوجوان باید آرام آرام به صحنه جدی گفتگوها وارد شود و قدرت تجزیه و تحلیل و بلوغ فکری خود را بنمایاند.

چنانچه در این سنین، نوجوان در دام شبهات فکری و عقیدتی دچار گشت و یا اعتقادی به مکاتب فکری منحرف پیدا نمود، هیچگاه نباید او را توبیخ و سرزنش نموده و یا بدون پرده و صریح از مواجهه با منابع این افکار منع نماییم. بلکه به گونه ای که به شأن وزارت او لطمه ای وارد نیاید، بدون پرخاش و تندی، در گفتگوی صمیمانه و مناظره دوستانه و با استفاده از ادلّه متقن منطقی، او را به طریق صواب راهنمایی نماییم و در تمام مواردی که پاسخی برای سوءال او نداریم بی پیرایه و صریح، پاسخ او را به آینده موکول نماییم و یا او را به فرزانه ای حوالت دهیم و از گفتن کلمه «نمی دانم» دریغ نورزیم. در هر حال وجود اعتماد متقابل و صداقت و صمیمیت کامل میان فرزند و والدین چنانچه مقتضای وزارت است، در تربیت نوجوان بسیار ضروری است. برخوردهای تند و خشونت آمیز و حمله های بی منطق به نوجوانان، در این سنین موجب سلب اعتماد و هدم بنیان صداقت و صمیمیت می شود و جز آنکه نوجوان را به مخفی کاری و بازگو ننمودن مسائل حیات خود برای والدین وادار نماید ثمری ندارد. نوجوانی که در برخورد با والدین، پس از طرح مسائل روزمره خود، یکباره با هجوم و فریاد و موءاخذه روبرو می شود، ترجیح می دهد که عقاید خویش و برنامه های زندگی اش را تا آنجا که میسور است از دیده آنان دور نگاه دارد و صراحت و صداقت خویش را در این میان می بازد.

نوجوانی که شأن وزارت خویش را مخدوش و مجروح می بیند بهتر می داند که از وزارت استعفا دهد.. . وزیری که از وزارت کناره گرفت، رعیت نمی شود و تحت ولایت باقی نمی ماند بلکه برای خود شأن مستقلی همچون حاکم قائل است. پدرها و مادرها تا رسیدن به سن ۲۱ سالگی، ولی فرزندان خویش هستند به شرط آنکه خود پاسدار این ولایت باشند و با رفتار خود، فرزند را به سرکشی و طغیان وادار ننمایند. فشار بیش از حدّ به نوجوان، تهدید و پرخاش، پرهیز از مشاوره، عدم اعتماد، امر و نهی مستقیم و هرآنچه با مقام وزارت او منافات دارد، قدمی است در مسیر اخراج او از دایره ولایت والدین. از این رو استفاده بیجا و بی مورد از ولایت، ولی را در نظر او کوچک و بی مقدار و ولایت او را لوث و کمرنگ می کند. همانگونه که پیش از این نیز اشاره شد اعمال ولایت برای نوجوان تنها و تنها پس از توجیه کامل عقلانی او به تکلیف و اجازه بحث و گفتگوی دوجانبه در محیطی صمیمی و شنیدن ادلّه و انتقادات او و قضاوت منصفانه و حق جویانه، اثربخش است و جز این طریق، منجرّ به صلاح و صواب نخواهد شد.

پس از ۲۱ سال

پس از پایان ۲۱ سالگی وظیفه مستقیم والدین نسبت به فرزندان به پایان می رسد. اینک این مسئولیت مستقیم تبدیل به مسئولیت عامّ شده است. مسئولیت عام، عبارت از وظیفه ای است که هر مسلمان نسبت به دیگری دارد، هر مسلمان در جامعه اسلامی مکلّف است برادران دینی خود را به کارهای نیک وادار نماید و آنها را از ارتکاب اعمال زشت باز دارد.

با توجّه به ذیل این روایت (فَإن رَضیتَ خَلائِقَه وَ إلاّ فَقَد أعذَرتَ إلی اللَّهِ تَعالی) تکلیف والدین در برخورد با فرزند، پس از ۲۱ سال تنها همان وظیفه عام امر به معروف و نهی از منکر است. تکلیفی که آحاد موءمنین نسبت به او دارند و او نسبت به یکایک موءمنین. این تعهّد و احساس مسئولیت متقابل و نظارت عمومی، حتّی اگر موجب تربیت افراد جامعه نشود سلامت اجتماع را ضمانت می نماید.

بنابر این پدران و مادرانی که به سرنوشت فرزند خویش اهمّیت می دهند و علاقه منداند فرزندانشان به بهترین شیوه تربیت و رشد یابند، شأن سیادت، عبودیت و وزارت آنها را در همه رفتارهای فردی و اجتماعی آنها در نظر داشته و مطابق با آن برنامه ریزی و برخورد نمایند.

بسیاری از سوءالات و ابهاماتی که در موضوعات مختلف زندگی، مسیر برخورد اولیا و مربیان را تاریک می گرداند از فروغ اعجازآمیز این روایت شریف از میان می رود و به روشنی تبدیل می شود؛ شیوه برخورد با فرزندان کم همت یا تنبل، فرزندانی که در انجام عبادات و تکالیف شرعی بی رغبت هستند یا آنها که دچار مشکلات اخلاقی هستند، میزان استقلال مالی و نحوه حساب رسی در اموال، چگونگی ابراز محبّت، مشارکت سیاسی و اجتماعی، زمان ازدواج و.. . برخی از موضوعاتی هستند که به بیان معجزه آسای این روایت پاسخ درخوری می یابند. بر ماست که با عرضه تصمیمِ عملی خویش بر این حدیث نورانی و سنجش مقام و منزلت فرزند در ادوار مختلف تکاملش، رفتارهای تربیتی خود را محک بزنیم و فرزندان نمونه و شایسته ای به جامعه تحویل دهیم.

پی نوشت ها:

۱. بحار الانوار، ج۱۰۱، ص۹۵، ح۴۲ و نیز وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۹۵، حدیث۷ و مکارم الاخلاق، ص۵۵. شبیه این مضمون در روایات دیگر نیز آمده است از جمله در روایت منقول از امام جعفر صادق (ع): دَع إبنَکَ یلعَب سَبعَ سِنینَ وَ یوءَدَّب سَبعَ سِنینَ وَ الزِمهُ نَفسَکَ سَبعَ سِنینَ فَإن أفلَحَ وَ إلا فَلا خَیرَ فیهِ (وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۹۴، حدیث۴) فرزندت را هفت سال واگذار و هفت سال ادب آموز و هفت سال ملازم خویش گردان پس اگر رستگار گردید (شکر خدای نما) و الاّ خیری در او نیست.

۲. در روایات متعددی که در کتب معتبر حدیث نقل شده است، دوران ابتدایی حیات کودک به دوران «سیادت» تعبیر شده و عنوان «امیر» برای کودک هرچند بسیار مشهور گشته اما مستندی ندارد. شاید از این رو که امیر در تصمیمات خود، حداقل با وزرای خویش، مشورت می نماید اما کودک به سان موالی، بردگان خویش را لایق نظر خواهی و استشاره نمی داند و احکام خود را بدون جلب نظر آنها صادر می کند.

۳. چنانچه عمل کودک شایسته تحسین باشد، تحسین والدین رغبت او را به عمل می افزاید. و چنانچه در خور تحسین نباشد سکوت و بی توجّهی والدین کودک را نسبت به قبح آن آگاه نموده و موجب ترک آن عمل می گردد.

۴. این حدیث شریف در مقام بیان قاعده اوّلیه و اصل کلی برخورد با کودک است. یعنی سیره ابتدایی و روش غالب والدین در مواجهه با کودک باید طوری تنظیم شود که، «سیادت، «عبودیت» و «وزارت» او در مراحل مختلف زندگی محفوظ باشد و به تناسب آن با او رفتار شود. این اصل تنها در مواردی که مصلحت بالاتری مطلوب باشد نقص می گردد. امّا به طور کلی موارد نقض این قاعده عام همیشه باید در حدّ استثنا باقی بماند. از جمله این موارد، جایی است که کودک با سوء استفاده از مقام سیادت خود قصد تجاوز به حریم دیگران را دارد. توضیح اینکه والدین و تمام کسانی که با کودک سر و کار دارند، باید مطیع و خدمتگذار کودک باشند و تقاضاهای او را به جان دل و با محبّت تأمین کنند. امّا چنانچه کودک دیگری نیز در محیط پرورش او، وجود داشته باشد، حوزه سیادت هر کدام محدود شده و مرز و حریم خاصی می یابد. به قول سعدی «ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند». لذا باید حریم و ثغور فرمان روایی کودک را به او گوشزد نمود و او را متوجّه ساخت که اوامرش در خارج از حوزه عمل منطقی خود، مطاع نیست. از همین قبیل است مواردی که اجابت تقاضای کودک، سبب پیدایش عادات و ملکات ناپسندی در وجود او می شود؛ مثلاً اگر کودک چندین بار به صورت متوالی، تقاضای خود را با نق زدن و بیهوده داد و فریاد کردن و سر و صدا به راه انداختن، برآورده سازد و سخن خود را به کرسی نشاند، به مرور عادت به نق زدن و تحمیل خواسته های خود از غیر مسیر معقول می نماید، پدر و مادر همان گونه که وظیفه دارند خواسته های کودک را برآورده سازند، وظیفه دارند که طریق درست درخواست را نیز به او بیاموزند و او را از عادات ناشایست باز دارند و در تزاحم بین این دو وظیفه، وظیفه دوّم اهمّیت بیشتر و اولویت دارد. در چنین شرایطی، پاسخ ندادن به کودک او را متوجه می سازد که استفاده از چنین روشی نتیجه بخش نیست. او در این موقعیت ناخواسته اقدام به تغییر شیوه می نماید. البته راهنمایی به موقع والدین، کودک را در یافتن شیوه صحیح کمک می کند. روان شناسان رفتارگرا بر اساس آزمایش هایی که بر روی انسان و حیوان نموده اند معتقدند یادگیری با «تکرار محرّک» ارتباط مستقیم دارد. اوّلین کسی که در این زمینه به آزمایش پرداخت «پاولف» دانشمند بنام روسی است. شیوه کار او در آزمایشی که بر روی سگ انجام داد، به این صورت بود که پیش از دادن غذا، صدای خاصی را به گوش او می رساند. پس از چند بار تکرار، حیوان بدون آنکه غذا دریافت کند، در مقابل صدا عکس العمل نشان داده و بزاقش مترشح می گردید و به اصطلاح «شرطی» می شد. شبیه همین آزمایش را بر روی جوجه مرغ خانگی در منزل نیز می توان انجام داد جوجه مرغ پس از شنیدن صدا، به قصد دریافت غذا، خود را به سرعت در محل حاضر می گرداند. بی اف اسکینر استاد دانشگاه هاروارد آمریکا آزمایش مشابهی را با کبوتر انجام داد. اسکینر کبوتر را درون جعبه ای که به یک دکمه و یک دستگاه توزیع کننده غذا مجهّز بود می گذاشت. ارتباط دکمه با دستگاه توزیع کننده غذا طوری بود که هر وقت کبوتر به دکمه نوک می زد غذا خود به خود در اختیار او قرار می گرفت، حیوان در داخل جعبه به کنجکاوی می پرداخت و برحسب تصادف به دکمه نوک می زد و بلافاصله غذا دریافت می کرد. این کار چند بار تکرار می شد. تا این که حیوان به خوبی یاد می گرفت که برای دست رسی به غذا باید به طور مرتّب نوک بزند. حال کبوتر شرطی شده است. یعنی یاد که هر وقت در جعبه قرار بگیرد، به دکمه نوک بزند و به غذا دست رسی پیدا کند. می دانیم که بین محرک اصلی (دانه) و پاسخ اصلی (نوک زدن به دانه) یک ارتباط طبیعی وجود دارد و نشانه اکتسابی نبودن پاسخ است، امّا وقتی بین محرّک شرطی(دکمه) و پاسخ شرطی (نوک زدن به دکمه) ارتباط برقرار می شود، اکتسابی بودن پاسخ را نشان می دهد و بنابراین پاسخ آموخته شده است. روش بالا به اسکینر اجازه می داد تا رفتارهای زیادی را شرطی کند و حتّی شکل های تازه ای به رفتار حیوان بدهد، مثلاً به حیوان یاد بدهد که یک دور از سمت راست به دور خود بچرخد و بعد به دکمه نوک بزند تا به غذا برسد برای توضیح بیشتر به کتب روان شناسی مراجعه شود . این آزمایش ها نسبت به انسان نیز مشابه همین نتیجه را می دهد. کودکی که چند بار به صورت متوالی خواسته خود را از روش خاصّی به دست آورد، نسبت به آن روش ناخواسته اطمینان پیدا می کند و شرطی می شود. در مقابل اگر چند مرتبه متوالی روش خود را در تأمین تقاضایش موفّق نبیند، به دنبال راه چاره موءثرتری می گردد.

۵. مراد از تربیت مستقیم آن است که کودک خود نیز احساس کند که تحت تربیت قرار دارد و صاحب اختیار کامل نیست، به این معنی تربیت کودک در دوران سیادت، عملاً و نظراً، غیر مستقیم و در دوران عبودیت، عملاً و نظراً، مستقیم و در دوران وزارت، عملاً مستقیم و نظراً غیر مستقیم است. توضیح بیشتر، در صفحات آینده خواهد آمد.

۶. اشعار و داستان ها وسیله های بسیار مناسبی برای انتقال مفاهیم اخلاقی و علمی به کودکان محسوب می شوند و باید در محتوای آنها نهایت دقّت و باریک اندیشی مراعات شود. متأسفانه بسیاری از شعرهای کودکانه که در گذشته به صورت وسیعی میان کودکان رواج داشت و شاید همه ما نیز در ایام خردی از آنها استفاده می کرده ایم، فاقد محتوا و بی معنا هستند و صدر و ذیل آنها هیچ ارتباطی ندارد. درد آورتر اینکه در آنها فقط به قافیه پردازی توجه شده و کلمات نامأنوس بدون معنی به کار رفته است. به عنوان نمونه برای نشان دادن عمق مسئله، اشعار زیر را که از شایع ترین اشعار کودکانه است، با هم مرور نمائیم؛ اتل متل توتوله، گاو حسن چه جوره،…. ده، بیست، سه پانزده؛ هزار و شصت و شانزده،…. عمو زنجیر باف، بله…. دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده… تب تب خمیر، کاسه و پنیر… پالام پولوم پی لیش…. اجی مجی لاترجّی…

البته اخیرا کتاب ها، اشعار و داستان های پرمغز و جذابی برای کودکان تهیه شده که تا حدود زیادی کاستی گذشته را جبران کرده است. تلاش شایسته ای که «کارلوکولودی» در پردازش داستان «پینوکیو» نموده، بسیار قابل تحسین و درخور ستایش است. در این داستان: پینوکیو نماد موجود لابشرطی است که بر اثر متابعت از هوای نفس و شیطان وسوسه گر چنان پست و بی مقدار می شود که به شکل حیوان و در زمره چارپایان درمی آید و براثر تبعیت از قوای عقلی، قابلیت کمال واقعی و انسان شدن را می یابد. روباه مکار نماد شیطان وسوسه گر، فرشته مهربان نماد عقل یا پیامبران وهادیان و جوجه اردک یا جیرجیرک نماد نفس ملامتگر می باشد. کارلوکولودی از رهگذر این موجودات نمادین، عالی ترین مفاهیم اخلاقی و نیز ارزش های متعالی انسانی و رذائل ضدارزش حیوانی را در قالب افسانه ای جذاب به کودکان منتقل می گرداند.

۷. استدلالات منطقی بر حسب مقدماتی که در آنها به کار می رود و نتایجی که می دهد به پنج قسم برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطه تقسیم می شوند؛ «شعر» استدلالی است که در آن تصدیق مخاطب، مطلوب نیست و تنها مهیج قوای خیالی می باشد و تأثیر روحی خاصی در برانگیختن عواطف مثل سرور و حُزن و شجاعت و خشم و کینه و ترس و تحقیر و… به دنبال دارد. «خطابه» استدلالی است که موجب تصدیق غیر یقینی می شود، یعنی مستمع یقین به نتیجه پیدا نمی کند ولی به نتیجه آن قانع و راضی می شود. «جدل» استدلالی است که تصدیق قطعی یقینی به دنبال دارد ولی حق بودن در آن لحاظ نشده و غرض از آن صرفاً ساکت کردن، محکوم نمودن و تسلیم مخاطب است. «برهان» و «مغالطه» نیز هر دو تصدیق قطعی و جزمی ایجاد می نمایند. با این تفاوت که مغالطه در واقع حق نیست ولی برهان در واقع حق است. برای توضیح بیشتر به کتب منطق مراجعه شود.

فرزند از ابتدای تولد تا ۲۱ سالگی، یعنی هنگامی که به لحاظ تربیتی از محیط خانواده دور می شود و از نظر رشد جسمی و اخلاقی ـ تربیتی به بلوغ نسبی می رسد، مراحل به هم پیوسته رشد و تربیت را پشت سر می گذارد. بر اساس تغییرات روحی، جسمی و عقلی که در انسان رخ می دهد، سه دوره تربیتی برای او نیاز است که پرورش وی نیز باید با شناخت ویژگی های هر دوره صورت پذیرد.

از دیدگاه دین، کودک تا هفت سال اول زندگی سید و سرور است و تعبیر رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله هم از این مرحله تربیتی «سیادت کودک» است. هفت سال دوم، سن تعلیم پذیری، اطاعت و فرمان برداری است و هفت سال سوم، سن نظرخواهی و مشورت. تقسیم مراحل تربیت از نگاه روان شناسان با نظر پیامبر متفاوت است. معمولا دوره های تربیت را شامل دوره کودکی اول، یعنی از تولد تا شش سالگی، دوره دوم کودکی را از ۶ تا ۱۲ سالگی و دوره نوجوانی را از ۱۲ تا ۱۸ سالگی می دانند.

پیام متن:

توجه به مراحل سه گانه تربیت فرزند، از تولد تا ۲۱ سالگی.

دوره اول تربیت: از تولد تا هفت سالگی؛ دوران سیادت

این دوره که سن خوشی و بازی کودک است، از زمان تولد شروع می شود. فرزند در اوان کودکی هنوز دنیای خود را نمی شناسد و به طور کامل با آن در ارتباط نیست. او نمی تواند کارهای شخصی خود را انجام دهد و از این جهت به سن رفع نیازها هم تعبیر می شود. روان شناسان به دوره (تولد تا ۲ سالگی)، سن حسی ـ حرکتی می گویند. از دو سالگی جست وخیز کودک اوج می گیرد و تمایل او به بازی ها بیشتر می شود. او در این سن، از تمرکز طولانی در مسائل گریزان است و فوق العاده به دنبال تنوع طلبی و آزادی خواهی است. از دو تا سه سالگی، ارتباط کامل تری با محیط پیرامون خود پیدا می کند و کم کم قدرت تشخیص در او نمایان می شود، ولی همچنان از تصمیم گیری عاجز و به والدین متکی است.

اهمیت تربیت در سن سیادت، به این علت است که شخصیت فرد در ۵ سال اول زندگی شکل می گیرد. گزل روان شناس مشهور می گوید: «کودک در ۵ و ۶ سالگی، نسخه کوچکی از جوانی است که بعدها خواهد شد». به عقیده آلپورت روان شناسان معروف:

در حدود چهار ماهگی رشد و تقویت یادگیری کودک به حدی رسیده است که می تواند عادت سازشی و صفات اکتسابی داشته باشد. ارتباطش با محیط بیشتر می شود، تفاوت های کم و بیش تدریجی در الگوی شخصیت او پدید می آید و صفات تازه ای کسب می کند. هر چه سن کمتر باشد، اثر عوامل محیطی در ذهن پا برجاتر و استوارتر است.

ناگفته نماند، آزادی کودک در هفت سال اول زندگی به معنی رها کردن او، دادن اجازه انجام اعمال مخاطره آمیز یا خلاف ادب و بی تفاوتی نسبت به رفتارهای نادرست نسیت، بلکه یعنی نباید او را تحت فشار قرار داد یا کاری را که از توانش خارج است، به او سپرد. باید با ساماندهی اموری که می تواند انجام دهد، آزادی او را با کنترل منطقی همراه ساخت.

پیام متن:

هفت سال اول زندگی، دوران شکل گیری شخصیت کودک است.

کودک و رفع نیازهای تغذیه ای

یکی از مهم ترین نیازها در سنین کودکی، دریافت تغذیه مناسب، سالم و پاک است. تأکید دین بر تهیه غذای سالم و حلال به عنوان عامل زمینه ساز رشد و پرورش درست کودک، واجب شمرده شده است. حضرت رسول صلی الله علیه و آله می فرماید: «طلب رزق حلال بر هر مرد و زنی واجب است.» «و رزقی که از غل و غش پاک نباشد، خوشبختی نمی آورد.» ناتوانی کودک در به دست آوردن غذای سالم و مناسب که لازمه رشد و تعالی جسمی و روحی اوست، وظیفه والدین را در این امر نمایان تر می کند. درباره تأکید بر تأمین غذای پاک و حلال برای فرزند، به لحاظ پی آمدهای مثبت آن در شکل گیری شخصیت فرد، در اشعار مولوی بدین مضمون آمده است:

لقمه ای کان نور افروزد، کمال آن بود آورده از کسب حلال
علم و حکمت زاید از لقمه حلال عشق و رقت زاید از لقمه حلال
چون ز لقمه تو حسد بینی و دام جهل و غفلت زاید آن را دان حرام

افرادی که از مال حرام پرهیز نمی کنند و از راه های نامشروع تأمین معاش می کنند، نسلی نابهنجار و بی بند و بار به اجتماع تحویل می دهند که باعث وبال و ناراحتی برای خود و دیگران می شوند.

پیام متن:

نیاز به تغذیه سالم و پاک، از اساسی ترین نیازهای کودک برای رسیدن به مراحل بالاتر رشد است.

بازی و کودکی

از دو سالگی به بعد حرکت های کودک کم کم بیشتر می شود و میل به بازی همراه با کنج کاوی در او شدت می گیرد. بازی به عنوان عاملی مهم جهت رشد کودک مطرح است. در حقیقت، بازی تفکر و زندگی اوست. امام صادق علیه السلام می فرماید: «طفل تا هفت سال باید بازی کند».

بچه ها از بازی لذت می برند و آن لحظه ها، فرصت خوبی برای اظهار احساسات، کنترل عواطف و تخلیه انرژی خود پیدا می کنند. بازی بر رشد عاطفی، اجتماعی و عقلانی کودک تأثیر فراوانی دارد.

هنگامی که کودک با برخی مشکلات در بازی روبه رو می شود و برای حل شدنش تلاش می کند، قدرت او برای رویارویی با مسائل گوناگون آینده افزایش می یابد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به کسانی که بچه زیر هفت سال دارند، سفارش می کند که خود را هماهنگ با آنها کنند و کارهایی که مطابق میل آنها بازی محسوب می شود، انجام دهند.

چون سر و کار تو با کودک فتاد پس زبان کودکی باید گشاد

مولوی

شرکت دادن کودکان در بازی های دسته جمعی، سبب می شود از انزوا بیرون آیند و روحیه همکاری و دوستی میان آنها تقویت شود. بیشتر تجربه هایی که در زمینه های مختلف در این دوره از عمر کسب می شود، از طریق بازی است. همچنین، کودک به وسیله بازی به آسان ترین شکل به شناخت جهان پیرامون خود می رسد. پس، بازی در زندگی بچه ها، نه تنها تفریح نیست که باید در حقیقت جدی ترین کار آنها دانست.

بهترین لحظات زندگی امام حسن و امام حسین علیهماالسلام ، زمان بازی ایشان با جد گرامی شان، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و پدر بزرگوارشان، حضرت علی علیه السلام در قالب ارتباطی صمیمانه شکل می گرفت. بارها حضرت پیامبر سجده نماز خود را طولانی می کرد تا حسنین علیهماالسلام که کودکانی پر جست وخیز بودند و به زحمت بر پشت پیامبر سوار می شدند، از بازی سیر شوند.

در حدیثی از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نقل است:

تَسْتَحِبُّ عِرامةُ الغُلام فی صِغَرهِ لِیَکوُنَ حَکیما فی کِبَرِه.

خوب است فرزند در سنین خردسالی بازیگوش باشد تا در سنین بزرگسالی بردبار و صبور باشد.

پیام متن:

تأثیر عمیق بازی کودک، در رشد و تعالی شخصیت او.

تربیت کودک در بعد مذهبی

خانواده مناسب ترین بستر برای پیدایش رفتارهای مذهبی است. از آن جا که تربیت مذهبی کودک دارای سیر منطقی و منظمی است، به رعایت تناسب بین مفاهیم آموختنی به کودک و سن او، در اسلام توجه خاصی شده است. آنچه به کودک درباره آموزه های دینی ارائه می شود و او یاد می گیرد، فقط از طریق تکرار، تقلید و آشنایی است. مفاهیم مذهبی با بالاتر رفتن سن او کمتر می شود و تعقل و تفکر جای تقلید صرف را می گیرد. توصیه شده است در سه سالگی به کودک کلمه: «لا اله الا الله» را یاد دهید، در چهار سالگی «محمد رسول اللّه صلی الله علیه و آله » و در پنج سالگی روی او را به قبله متوجه کنید تا با مقدمات نماز آشنا شود.

البته اجبار کودک به یادگیری مفاهیم و اعمال مذهبی بسیار اشتباه است؛ چرا که با خوشی و سروری او در تعارض است و گاه منجر به سرخوردگی، لج بازی و بی رغبتی نسبت به مسائل مذهبی می شود، بلکه باید نسبت به این امر، کاملا ظریفانه برخورد کرد.

در این سنین، کودک به نوع رفتارها و عملکرد والدین در موقعیت های گوناگون توجه ویژه دارد و به صورت غیرمستقیم آنها را می آموزد. بنابراین، واکنش افراد خانواده نسبت به مسائل مذهبی بر او تأثیر عمیقی می گذارد و زمینه گرایش یا طرد مذهبی در او فراهم می آید. انجام عبادت ها در حضور فرزند، او را تشنه هم رنگی با آنان می کند.

اگر والدین و بزرگ ترها در صورت علاقه مندی و همراهی کودک در این زمینه، پاداشی برای تشویق او در نظر بگیرند، کودک را برای تکرار عمل شایسته اش مشتاق تر می سازند. تشویق و تقویت رفتار مثبت کودکان، سبب شکل گیری عادت های ارزشمند در آنان می شود. زمانی باید کودک را تشویق کرد که رفتار پسندیده ای از او سر بزند که البته، می تواند به صورت کلامی، غیرکلامی، مادی و معنوی، مستقیم یا غیرمستقیم باشد. درباره روش مناسب یاددهی مفاهیمی چون خدا، قیامت و غیره این نکته مهم است که شناخت و ادراک کودک در این سنین، بیشتر حسی است و بنا به اقتضای سن و سالش، نمی تواند مسائل را به صورت عقلانی درک کند. از این رو، بهتر است او را با نشانه ها و زیبایی های محسوس خلقت آشنا کرد و این گونه او را متوجه آفریننده ساخت. چنین شناختی احساسی خوشایند نسبت به خدا در او پدید می آورد که در پایداری رابطه وی با خداوند و پیدایش رفتارهای مثبت دینی مؤثر است.

در مقابل باید از بیان شدت عذاب جهنم و مسائلی این چنین و ارائه چهره ای خشمگین و غضبناک از خداوند که در فاصله گرفتن کودک از خدا تأثیر دارد پرهیز کرد.

پیام متن:

از وظایف والدین، آشناسازی کودک با مفاهیم دینی، یاددهی انجام عبادات، به همراه تشویق بیان محبت و الطاف خدا به شیوه ای ساده و ایجاد احساس خوشایند در او نسبت به خدا و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام است.

دوره دوم تربیت: از ۷ تا ۱۴ سالگی؛ دوران تأدیب و آموزش

در این دوره تغییرات محسوسی در تن و روان کودک پدید می آید. جسم او نسبتا قوی تر، ذهنش رشد یافته تر و فهمش بیشتر می شود. رابطه اجتماعی وی با مادر کمتر می شود و شور و علاقه خاصی برای ارتباط با دیگر کودکان نشان می دهد، تا جایی که پس از پذیرش از سوی هم سالان و افراد گروه به آرامش می رسد. کودکان در این سن و سال تا حدودی خوبی ها و بدی ها را درک می کنند، ولی از آن جا که هنوز به رشد کافی عقلانی برای تشخیص مصلحت خود نرسیده اند، نیازمند آگاهی و تربیت مستقیم هستند.

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله هفت سال دوم را سن پیروی و فرمان برداری می داند و امام جعفر صادق علیه السلام سفارش می کند: «فرزند خود را در هفت سال دوم با آداب و روش های مفید و لازم تربیت کنید».

در این دوران نباید به کودک آزادی کامل داد و از اشتباهات و خلاف هایش چشم پوشید، شایسته است او را از بی ادبی های احتمالی نیز باز داشت، به نظم و انضباط عادت داد، با برنامه ریزی درست او را از بی توجهی به لحظه ها و بیهوده گذرانی دور کرد. به یقین، اگر کودک دوران سیادت را به طور طبیعی و در محیطی مناسب و اطمینان بخش سپری کرده باشد، در دوران تأدیب دارای نوعی تعادل روانی خواهد بود و برای اطاعت پذیری و حرف شنوی از والدین مقاومت به خرج نمی دهد.

پیام متن:

هفت سال دوم زندگی فرزند، دوران فراگیری تربیت است که هر چه بهتر هفت سال اول را طی کرده باشد، در این دوره موفق تر است.

تعلیم و آموزش نوباوگان

از آن جا که رشد مغز کودک در هفت سال دوم بیشتر شده و آمادگی لازم برای یادگیری را پیدا کرده است، مهم ترین وظیفه والدین و مربیان [در این سال ها]، آموزش و تعلیم ذکر شده است. یادگیری در سنین کودکی عمیق تر و ریشه دارتر است؛ چرا که ذهن کودک آسوده و بی مشغله از مسائل زندگی است و قدرت گیرندگی او قوی تر است.

آموزش رسمی از شش سالگی شروع می شود و یادگیری او به تدریج همراه با تعلیمات مدرسه ای، از محیط و مسائل و افراد گوناگون پیرامونش ادامه می یابد.

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در مورد آموزش مسائل دینی می فرماید:

وقتی فرزند شما به شش سالگی رسید، رکوع و سجود را به او یاد دهید. در هفت سالگی برای وضو ساختن آماده اش کنید و به نماز خواندن ترغیبش کنید. بدانید که با یاد دادن نام خدا به کودک، عذاب الهی از معلم و پدر و مادر برداشته می شود.

نکته بعدی، توجه به آموزش و پرورش کودکان در زمینه های هنری، ورزشی و مهارت های اجتماعی است. صرفا نباید به آموزش های نظری بسنده کرد، بلکه لازم است با پرورش صحیح کودکان، به کشف استعدادهای پنهان جسمی و ذهنی شان پرداخت. در آموزه های دینی آمده است که به فرزندان خود اسب سواری، شنا و تیراندازی آموزش دهید. حضرت علی علیه السلام با تأکید بر آشنا سازی کودکان با آداب و روش های مفیدی که در زندگی به کار می آید، یادآور می شود که فرزندان شما برای دوره ای غیر از زمان شما باید آماده و مهیای فعالیت شوند. لازمه زندگی اجتماعی سالم و پربار، شخصیتی پرورش یافته با آمادگی روانی، برخوردار از مهارت های اجتماعی و با اعتماد به نفس بالاست که در صورت توجه دقیق به تمام ابعاد شخصیت کودک می توان به چنین هدفی دست یافت. زمانی که نیازهای زیستی و عاطفی کودک به طور کامل تأمین شود، زمینه کنج کاوی و فعالیت های ذهنی و عملی بیشتر، برای او فراهم می آید.

اهمیت دادن به پرسش های جست وجوگرانه کودکان و پرورش قدرت تخیل آنان، امری بسیار ضروری در جهت رشد ذهنی و پایه ریزی متعادل شخصیت آنان است. بیان پاسخ های ساده و روشن به ابهامات ذهنی کودکان، قصه گویی یا خواندن داستان های ساده و آموزنده یا مشارکت دادن آنها به حل مسائل خانواده، از جمله روش هایی است که در پرورش ذهنی کودک مؤثر است.

پیام متن:

توجه به آموزش کودک در زمینه های هنری، ورزشی و مهارت های اجتماعی.

توصیه های عملی به منظور تقویت ایمان مذهبی در کودکان

۱. برای تثبیت ایمان در دل فرزندتان بینش های او را درباره خدا صحیح و عمیق کنید. و به پرسش های او در مورد خداوند جواب های درست و در حد فهم او بدهید.

۲. برای تقویت ایمان فرزند به خدا و پذیرش توانایی های خودش، جمله های مثبت را بر روی کاغذی بنویسید و بر در و دیوار و محل دید او قرار دهید، برای مثال:

ـ برای سلامتی، توانگری، زیبایی و قدرتم از خداوند سپاس گزارم.

ـ خدا همه جا با من است و همه چیز نیکوست.

ـ قدرت و بزرگی خدا برتر و پایدارتر از دیگران است.

ـ من با ایمان به خدا، در کارهایم موفق می شوم.

۳. مفهوم مرگ را برای او به صورت مثبت بیان کنید. به او بگویید مرگ یک میهمانی بزرگ و با شکوه نزد خداست. بدین وسیله، آگاهی و شناخت او را از مرگ بالا می برید و ترس از این مسئله را در او کاهش می دهید.

۴. به او یاد دهید با خدا درد دل کند، صحبت کند، تشکر کند و کمک بخواهد، به ویژه در مواقع حساس مثل: امتحان دادن.

۵. برای تقویت ایمان دینی، محبت به ائمه اطهار علیهم السلام را در سرلوحه برنامه های تربیتی کودک خویش قرار دهید؛ چرا که محبت به آنان، انسان را به ارادت و هم رنگی با آنچه خدا می خواهد، توفیق می دهد. بدین منظور، بیان داستان های دوران کودکی امامان معصوم علیهم السلام بسیار سودمند است.

۶. با بالا بردن قدرت ایمان در فرزندتان، او را در برابر تحمل مشکلات مقاوم تر و برای پذیرش مسئولیت های بزرگ تر آماده سازید.

تربیت جنسی کودک

مسئله مهمی که باید در دوره نوباوگی به آن توجه شود، نوع رفتار و تربیت جنسی کودک است. او هم زمان با رشد عقلی و ذهنی، غرایزش بیدار می شود. غریزه جنسی از ۸ تا ۱۱ سالگی نمایان و به تدریج قوی تر و آگاه تر می شود تا به بلوغ برسد. برای جلوگیری از انحرافات احتمالی و تربیت صحیح جنسی، باید والدین نسبت به روش های صحیح رفتار جنسی و راه های پیشگیری از گرفتاری ها آگاه باشند.

دختران از لحاظ جسمانی، سریع تر از پسران رشد می کنند و علاقه خود را نسبت به جنس مخالف درک می کنند. حضرت علی علیه السلام نامحرم را از بوسیدن دختر شش ساله نهی می کند. و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به جداسازی بستر فرزندان، به ویژه پسر از دختر تأکید می فرماید.

رعایت حریم در روابط زناشویی پدر و مادر و کنترل رفتارهای جنسی، از نکته های مهمی است که باید به آن توجه داشت. در روایت های متعدد، از هم بستری در جایی که کودک ممیز یا حتی نوزاد بیدار حضور دارد، نهی شده و حتی احتمال انحراف برای چنین کودکی پیش بینی شده است.

در تربیت صحیح جنسی کودک، درک دقیق والدین از شرایط کودک بسیار مهم است. خط مشی فکری و عقیده متضاد والدین درباره مسائل جنسی، مشکل ساز است. از طرفی نباید به طور کلی به اولین بیداری جنسی کودک بی اعتنایی کرد و از سویی نباید به سرعت در برابر آن واکنش نشان داد و با نصیحت و پند افراطی او را ترساند. گرچه بلوغ جنسی در سنین بالاتر از دبستان اتفاق می افتد، تمایلات جنسی تنها مختص به دوره بلوغ نیست، بلکه مدت ها پیش از آن به صورت احساس ویژه در تحریکات وجود داشته است. بسیاری از عادت های کودکان در این مورد، ممکن است از نگاه پدر و مادر مخفی بماند که باید با آگاهی از آنها، برخورد مناسب با او کرد. برای مثال: پسر بچه ممکن است در هنگام تحریک جنسی خود را بیشتر به مادر نزدیک کند و به اصطلاح لوس شود یا اصرار کند نزد مادر بخوابد. در این باره امام محمدباقر علیه السلام هشدار می دهد: «بایستی رختخواب پسر ده ساله از بستر زنان جدا باشد».

پیام متن:

در جریان تربیت جنسی، باید خردسالان را با مسائل بهداشتی ویژه آشنا ساخت و به صورت غیرمستقیم از پی آمدهای منفی عادت های غلط جنسی و بیماری هایی که به دنبال دارد، آگاه کرد تا در روند رشد خود، افزون بر پذیرش نقش جنسیتی خاص خود، دچار مشکل نشوند.

توصیه های عملی پیرامون تربیت جنسی

۱. موقع ورود به اتاق کودک در بزنید و او را از حضور خود آگاه کنید.

۲. از کنترل شدید و ایجاد ترس در او نسبت به احساس جنسی بپرهیزید.

۳. محل خواب فرزندان تان را جدا کنید (بهتر است بعد از هفت سالگی باشد).

۴. اگر بچه ها در اتاق با یکدیگر بودند، به بهانه های مختلف باید به اتاق آنها رفت و آمد کرد تا بدانند هیچ کجا کاملا امن و خالی از مراقب نیست.

۵. از بدو تولد نوزاد، دختران را به شیوه دخترانه و پسران را به شیوه پسرانه بزرگ کنید. برای مثال: نوع لباس، اسباب بازی و غیره با توجه به جنسیت آنان انتخاب شود.

۶. در حضور فرزندان با رعایت حیا و عفاف، از ابراز احساس شدید پرهیز کنید.

۷. در این سنین کودکان به مقایسه اندام خود با والدین می پردازند، بنابراین با اندام پوشیده آنها را به حمام ببرید و مسائل بهداشتی مخصوص به هر جنس را به آنان یاد دهید

هفت سال اول زندگی – دوران امیری (۱)

اسلام کودک را امانتی از جانب پروردگار در دست والدین و مسؤولان اجتماع می داند که حفظ و پرورش حق اوست و والدین بیش از هر کس در ادای این حق مسؤول هستند.
هفت سال اول زندگی – دوران امیری (1)

نویسنده: راضیه محمد زاده

الولد سیّد سبع سنین( کودک در هفت سال اول امیر است) …
اسلام کودک را امانتی از جانب پروردگار در دست والدین و مسؤولان اجتماع می داند که حفظ و پرورش حق اوست و والدین بیش از هر کس در ادای این حق مسؤول هستند.
هیچ دوره ای از زندگی فرد از نقطه نظر تعلیم و تربیت، مهمتر از ۷ سال اول نیست چرا که کودک هنوز کاملاً شکل نگرفته و برای تربیت آمادگی دارد و مسؤولیت این امر حساس و مهم در وهله ی اول بر عهده ی پدران و مادران نهاده شده است ولی باید توجه داشت که تربیت، فنّ بسیار ظریف و حساسی است و کسی که عهده دار این امر خطیر است باید متدین، مطلع، بردبار و قاطع باشد.
لغت سید به معنای آقا یعنی بزرگتر و سرور است، و این می تواند اشاره به این باشد که کودک در هفت سال اول عمر خود باید به اندازه ی کافی از نظر شخصیتی مورد احترام و مرکز توجه و اهمیت اعضای خانواده باشد.هم چنین در حدیثی از امام علی(ع)آمده است: «فرزندت در ۷ سال اول همانند ریحان و گل خوشبوی تو است».که این تعبیر هم حاکی از اهمیت دادن به کودک می باشد، زیرا ریحان در عین لطافت و ظرافت و خوش بویی برای پدر و مادر، نیاز به مواظبت و مراقبت شدید آنها دارد تا تازگی و طراوت خود را هم چنان حفظ نماید …در این هفت سال، دنیای کودک، دنیای بازی است و بازی همه ی زندگی اوست. در احادیثی نیز آمده که کودک را در این هفت سال کاملاً آزاد بگذارید که بازی کند تا از نظر جسمی و روانی به رشد لازم برسد.

نیازهای کودک

۱)کودک به نوازش و مهربانی نیاز دارد

درست مانند گیاه که به نور آفتاب محتاج است، کودک نیز برای رشد کردن به لبخند مادر نیاز دارد.او در چشمان مادرش محبت و عشق او را جستجو می کند.نخستین نشانه ی این عشق، شیر دادن مادر از پستان خویش است که در کودک ایجاد لذت می کند.حتی هنگام از شیر گرفتن، باید کودک را به تدریج و با دقت از شیر گرفت.زیرا یک تغییر ناگهانی ممکن است در آینده باعث ایجاد اختلالات عصبی در کودک شود.
پدر و مادر باید مهربانی را با تمایلات کودکشان هم گام کنند تا او احساس استقلال کرده، به نفس خویش متکی شود.
باید دانست که اگر کودک بزرگ تر برای تولد یک نوزاد دیگر آمادگی نداشته باشد ناراحت خواهد شد.باید این احساس را در کودک بزرگ تر ایجاد کرد که بیندیشد توانایی نگهداری از نوزاد را دارد.به کودک عقب مانده باید فهماند که بسیار مورد علاقه است و دیرآموزی او کوچک ترین صدمه ای به علاقه ی ما نسبت به او نمی زند. محبت به کودک بیمار در بهبودی او نقش مؤثری را ایفا می کند.

۲)کودک به آرامش نیاز دارد.

کودک حرکات تند و خشن را نمی پسندد و غالباً چند کلمه ی محبت آمیز می تواند به او آرامش ببخشد.باید از ایجاد هر نوع صدایی که موجب وحشت کودک گردد خودداری کنید.
صدایتان را بلند نکنید و بدانید که هر چه صدایتان بلندتر شود کودک کمتر به حرف شما گوش خواهد داد.کودک حتی در خواب هم می شنود.
کودک را در جاهای خلوت و آرام گردش دهید.برای خوشحال کردن طفل از رنگ های شاد و زنده کمک بگیرید و محیط او را با رنگ های روشن و مناسب، شاد و زیبا سازید.

۳)مشاجرات بزرگ ترها رشد طفل را دچار وقفه می سازد

ناظر بودن بر دعوای والدین، حتی در خواب نیز ممکن است اختلالات واقعی و خطرناکی در طفل به وجود آورد.

۴)کودک احتیاج به آزادی دارد

کودک باید در کشف دنیای جدید، خود را آزاد احساس کند بدون آن که در هر تجربه و آزمایش ناظر هجوم والدین برای حفاظت از خویش باشد.او را در اکتشافاتش آزاد بگذاریم.در آن صورت هر کشفی باعث شادیش خواهد شد.و در نتیجه به کشف مسائل دیگر نیز رغبت نشان داده، روز به روز پیشرفت خواهد کرد.
کودکی که انگشت خود را می مکد کسل و دلتنگ است.

۵)کودک احتیاج به قدرت، درستی و دقت دارد.

قدرت برای طفل ایجاد امنیت می کند.باید توجه داشت که طفل معمولاً از کسی فرمان برداری می کند که به او علاقه داشته باشد و کارهایش را تحسین کند.
برای اینکه کودک حرف ما را گوش کند بهتر است اول خودمان را اصلاح کنیم.اگر خودمان کاری را انجام نمی دهیم نمی توانیم انجامش را از کودک بخواهیم.
کودکان بی اراده به درد هیچ کاری نمی خورند.کودکی که هرچه به او بگوییم انجام بدهد طبیعی نیست.طفل باید با اراده باشد.کودک درستی را دوست دارد و از نادرستی بیزار است.او احتیاج به کسی دارد که به او اعتماد داشته باشد.کودکی که به غلط تنبیه شود ممکن است خانه را رها کند و اگر هم در خانه بماند دیگر خود را عضو خانواده نمی داند.
والدین نباید در دعواهای کودکان دخالت کنند زیرا امکان دارد که در قضاوت مرتکب اشتباه شوند.

۶)کودک احتیاج به صداقت دارد

همیشه باید در جواب سؤال های بچه حقیقت را بیان کنیم.
در هیچ موردی نباید به طفل دروغ گفت.باید با علاقه به حرف های کودکان گوش فرادهیم.اگر می خواهیم راهنمایی های ما را بپذیرد، تنها راه جلب اعتماد اوست.
اگر به بچه دروغ بگوییم او نیز عادت می کند همیشه و برای همه چیز دروغ بگوید و طفلی که دروغ می گوید بدون شک می ترسد.اگر بچه کار بدی انجام داد و بدان اقرار کرد، باید او را ببخشیم.
اگر طفل دروغی گفت نباید به او لقب دروغگو بدهیم، بلکه بهتر است او را بخشیده و حس اعتماد را در او تقویت کنیم.

۷)کودک احتیاج به محافظت و نگه داری دارد

کودک باید احساس کند که در مقابل کلیه ی ناشناخته های جهان محافظت می شود.اگر صدای ترسناکی مثل رعد، پارس کردن سگ و …می شنویم باید بخندیم و به کودک نزدیک شویم.سپس خودمان هم آن صدا را تقلید کنیم و به اتفاق بخندیم.
اگر خطری طفل را تهدید می کند باید شجاع باشیم و خون سردی خود را حفظ کنیم.
هرگز نباید برای تهدید طفل او را بترسانیم.اصولاً تهدید کردن طفل اشتباه است.همیشه می توان طفل را به آرامی قانع نمود.

۸)کودک احتیاج به یک خانواده ی صمیمی دارد

طفل خوب می داند که یک خانواده ی صمیمی چیست.طفل پدر خود را مظهر قدرت و فهم می پندارد، او را محافظ و روزی آور خانواده می داند و تحسینش می کند.پدری که به طفل خود رسیدگی نماید اعتماد فرزند خود را جلب می کند.
به کودک بزرگتر بفهمانیم که بر دیگران سمت ارشدیت دارد و باید آنها را در پناه خود گیرد.در خانواده باید محیطی صمیمی به وجود بیاوریم که همه یکدیگر را دوست بدارند و هیچ کس فکر نکند که سربار دیگران است.
پدر و مادر باید حتی الامکان در حضور کودک با والدین خود با مهربانی و احترام رفتار کنند تا طفل نیز همین روش را در مورد آنها در پیش گیرد.
اعتماد بهترین وسیله ای است که می تواند کانون خانواده را دلپذیر و کودک را خوشبخت نماید(۱).

رشد جسمانی کودک در دو سال اول

با شناخت مراحل مهم زندگی کودک می توانید تا حد زیادی نگرانی های خود را تسکین دهید.

مراحل مهم رشد زبان با ارائه ی سن متوسط برحسب ماه

بیانگری شنیداری

*به آهستگی صدا در می آورد ۳/۲
*در پاسخ به شما صدا در می آورد ۲/۶
*می خندد ۴
*حباب تولید می کند ۷/۳
*سیلاب های تکی را زیر لب زمزمه می کند (دادادادا)۱۰
*ماما/ دادا ۱۰/۱
*با استفاده از چند سیلاب زیر لب زمزمه می کند (او من گوکا)۱۰/۸
*ماما / دادا:استفاده صحیح ۱۴
*اولین کلمه غیر از ماما/ دادا ۱۷
*دو یا چند نیاز را به زبان می آورد ۲۰/۸
*چهار تا شش کلمه ی منفرد ۲۳/۵
*جملات دو کلمه ای ۲۳/۲
*۵۰ کلمه ی منفرد یا بیشتر ۲۵/۶
*هر نوع استفاده از «من»یا «تو» ۲۸/۸
*از حروف اضافه استفاده می کند ۳۴/۲
*گفتگوهای کوتاهی انجام می دهد ۳۴/۳
*نام و کاربرد دو شیء را می گوید ۳۴/۴
*استفاده ی درست از ضمیر «من»۳۶

گیرندگی شنیداری

*به صدا واکنش نشان می دهد ۱
*درجهت صدا به پهلو می چرخد ۲/۹
*برخی صداها را می شناسد ۳/۱
*با صدای زنگ به پهلو می چرخد ۵
*با صدای زنگ به پهلو و سپس به سمت پایین می چرخد ۸/۲
*با شنیدن فرمان «نه»دست از عمل بر می دارد ۱۰/۱
*دستورهای یک مرحله ای را اجرا می کند ۱۳/۵
*دستورهای دو مرحله ای را اجرا می کند ۲۵/۱
*با اشیاء نام برده شده اشاره می کند ۲۷
*به اشیائی که کاربرد آنها گفته می شود اشاره می کند ۳۲/۶
*دستورهایی را که با استفاده از حروف اضافه بیان می شوند اجرا می کند ۳۶

بصری

*لبخند می زند ۱/۵
*پدر و مادر را می شناسد ۲/۹
*اشیاء را می شناسد ۲/۹
*به حالات صورت پاسخ می دهد ۴/۷
*ردیابی با چشم ۴/۸
*هنگام ترسیدن پلک می زند ۴/۹
*بازیهایی را که با اطوار و اشارات همراه اند تقلید می کند ۹/۱
*دستورهایی را که با حرکات بیان می شوند اجرا می کند ۱۱
*بازی هایی را شروع می کند که با اطوار و اشارات همراه اند ۱۲
*با اشیاء دلخواه اشاره می کند ۱۷

نمودار رشد شخصیتی

۵%

۵۰%

۹۵%

دستش را به دهان می برد و آن را لیس می زند

۲۴ روزه

۱ ماهه

۲ ماهه

به صدای زنگوله ای که در فاصله ۱۰ تا ۱۵ سانتی گوشش قرار دارد گوش می دهد

۲۴ روزه

۱ ماهه

۲ ماهه

به مادر لبخند می زند

۲۴ روزه

۵۲ روزه

۴ ماهه

سر را هنگام قرار دادن بر روی شکم بلند می کند

۱ ماهه

۲ ماهه

۳ ماهه

وقتی کسی با او صحبت می کند، گریه اش قطع می شود

۲ ماهه

۴ ماهه

۵ ماهه

با چشم، اسباب بازی صدا داری را که به صورت افقی در مقابلش حرکت داده می شود تعقیب می کند

۲۴ روزه

۲ ماهه

۳ ماهه

دو صدای مختلف از خود در می آورد: آ، لا، آقا

۲ ماهه

۳ ماهه

۴ ماهه

دست را فعالانه به طرف اسباب بازیی که به صورت یک حلقه آویزان است می برد و آن را محکم می گیرد

۴ ماهه

۵ ماهه

۷ ماهه

با حرکت جستجوگرانه، زنگوله ای را دنبال می کند

۲ ماهه

۳ ماهه

۵ ماهه

غریبه را از خودی ها تشخیص می دهد

۵ ماهه

۷ ماهه

۹ ماهه

توجهش به تصویر خود در آینه جلب می شود

۴ ماهه

۶ ماهه

۷ ماهه

چهار صدای مختلف از خود بروز می دهد، مانند آآ- دادا – گاگا …

۴ ماهه

۶ ماهه

۸ ماهه

حداقل یک دقیقه بدون اینکه کنترل خود را از دست بدهد، می نشیند

۶ ماهه

۷ ماهه

۸ ماهه

حداقل ۴ صدا یا حرف را پشت سرهم تکرار می کند، مانند: دادادادا، واوواوا …

۶ ماهه

۷ ماهه

۱۰ ماهه

دست را بطرف شست پا دراز می کند و با آن بازی می کند

۵ ماهه

۶ ماهه

۸ ماهه

اسباب بازی را از یک دست به دست دیگرش می دهد

۵ ماهه

۶ ماهه

۸ ماهه

به صدای تیک تاک ساعتی که در فاصله ی ۳ تا ۵ سانتی گوش نگاه داشته شده است، با دقت گوش می دهد

۶ ماهه

۸ ماهه

۱۱ ماهه

با اشتیاق قطعه ای از کاغذ را به بازی می گیرد و آن را مچاله یا پاره می کند

۶ ماهه

۷ ماهه

۹ ماهه

اگر او را روی پا نگه دارند، می تواند روی پاهایش بایستد

۶ ماهه

۸ ماهه

۱۱ ماهه

دستورات و اوامر را اجرا می کند مثلاً اسباب بازی ات را بده، برو آنجا

۹ ماهه

۱۲ ماهه

۱۶ ماهه

قادر است حداقل ۳ قدم به تنهایی راه برود

۱۱ ماهه

۱۳ ماهه

۱۶ ماهه

۱)نوزادی تا ۳۶ هفتگی

کودک شما از بدو تولد شخصیت مستقلیاز خود نشان می دهد.شما می توانید این موضوع را در فعالیت های اساسی او تشخیص دهید.او ممکن است به ندرت گریه کند، حتی وقتی خسته باشد، و آرام و خوشحال به نظر برسد.یا ممکن است طالب توجه باشد هر وقت گرسنه، خسته، یا کسل باشد با گریه شما را آگاه سازد، و فعال و مصصم به نظر برسد.
هنگام شیر خوردن کودک شما ممکن است پستان یا شیشه ی شیر را به آسانی بگیرد، خوب بمکد و راضی باشد یا سر و صدا کند، گریه کند، جیغ بزند، و شما را ناراحت سازد.او ممکن است گرسنگی را به خوبی تحمل کند، صبور باشد و هنگام شیر خوردن آرام بماند، یا ممکن است ناشکیبا باشد و پس از شیر خوردن غالباً استفراغ کند.
او ممکن است بیشتر طول روز را بخوابد و به ندرت آشفته شود.از طرف دیگر ممکن است ساعت ها بیدار باشد، چرت نیم روزی خود را از سن پایین کنار بگذارد، به همراهی و بازی نیاز داشته باشد، و تنها ماندن را حتی در سن چند هفتگی تحمل نکند.
کودک شما ممکن است اجتماعی و عاشق همراهی، در آغوش گرفتن، اسباب بازی، و آدم ها باشد.و ممکن است این گونه نباشد، ممکن است به نظر برسد که بیش تر چیزها را رد می کند.

*چگونه می توانید کمک کنید

*خصوصیاتی مانند اعتماد، گرمی، و زود جوشی در چند ماه اول ایجاد می شوند؛ در این زمان است که باید به کودک خود اکثر راه های اساسی برقراری ارتباط با مردم را بیاموزید.بنابراین مهم ترین اصل این است که در هر کاری که انجام می دهید مطمئن، سازنده و مثبت باشید و در مورد آنچه اظهار می کنید روراست باشید.
*لبخند زدن مهمترین ابزار شما برای نشان دادن خشنودی، رضایت، محبت و شادی است.بعد از آن صدا قرار دارد.کودکان نسبت به آهنگ صدای محبت آمیز، تأیید کننده، شاد و سرحال حساس اند.آنها همچنین نسبت به آهنگ صدای تسکین دهنده، آرامش بخش و ساکت کننده نیز واکنش نشان می دهند.از صداهای تند و منفی بپرهیزید.
*تماس بدنی، یعنی گرما، نزدیکی و بوی بدن شما نیز همانند نوازش و تظاهرات جسمانی عاطفه حایز اهمیت است.
*تا می توانید تشویق کنید، زیاد پاداش دهید، دائماً تمجید کنید و بدون محدودیت تحسین نمایید.همواره نام کودک خود را در چارچوبی محبت آمیز به زبان آورید.هر چه قدر می توانید، بگویید «دوستت دارم».تمامی صفات پسندیده را با تمجید و تشویق تقویت کنید.
*همواره به درخواست توجه او پاسخ دهید.در غیر این صورت کودک شما خود را بی اهمیت تصور می کند و دیگر از شما تقاضا نخواهد کرد.با او تماس چشمی برقرار کنید، به صورت او نگاه کنید، از حرکات و اداهای مختلف و لمس کردن برای انتقال احساس با ارزش بودن او استفاده کنید.
*منفی نباشید.از روش های انحراف توجه برای غلبه بر هر گونه منفی گرایی از طرف کودک خود استفاده کنید.

۲)۳۶ هفتگی تا ۱۸ ماهگی

پیامبر اکرم(ص)فرمودند:وقتی کسی را دوست می دارید محبت خویش را اظهار کنید، اظهار محبت صلح و صفا به وجود می آورد و شما را به هم نزدیک می سازد(۲).
و باز فرمودند:کودکان را دوست بدارید و نسبت به آنها مهربانی کنید، و اگر وعده ای به آنها دادید حتماً به وعده ی خودتان وفا کنید، کودکان چنین می پندارند که شما آنها را روزی می دهید.
امام علی(ع)فرمودند:وقتی به کودکان وعده دادید حتماً به وعده ی خودتان عمل کنید(۳).
کودک شما شخصیت متمایزتری پیدا کرده است و خصوصیاتی را مانند جدی بودن، حساس بودن، استقلال، اجتماعی بودن، تحریک پذیری، لجاجت، مصمم بودن، تمرکز، کنجکاوی، ناشکیبایی و غیره از خود نشان می دهد.کودک شما وقتی یک ساله شود، ضمن سپری کردن یک مرحله منفی کاری مکه طیّ آن ناشیکیبا، سخت گیر، کم حوصله، تحریک پذیر، خودسر، شیطان و بی محبت می شود نشان می دهد تا چه حد مصمم و مستقل است.
اما تا ۱۵ ماهگی مرحله ی جدیدی از ملاحظه گری و یاری گری پدیدار می شود وکودک تمایل واضحی به خشنود کردن دیگران از خود نشان می دهد.او برای بدست آوردن رضایت شما می کوشد و اگر او را ملامت کنید، به شدت احساس ناراحتی می کند.

*چگونه می توانید کمک کنید

*انعطاف پذیر باشید و از زور استفاده نکنید.انتقاد نکنید و رفتار خصمانه نداشته باشید.هرگز کاری نکنید که کودکتان از شما بترسد.با بردباری، صبور بودن را به او بیاموزید.هیچ گاه مسخره اش نکنید و کاری نکنید که احساس شرمندگی کند.نگذارید احساس حسادت کند و گرنه یاد می گیرد احساس گناه داشته باشد.
*او را همان طور که هست بپذیرید تا یاد بگیرد که دوست داشته باشد.اگر از او تمجید کنید، ممنون خواهد شد.اگر اظهار خرسندی کنید، خودش را دوست خواهد داشت.اگر برای تلاش های او ارزش قائل شوید، او برای خودش تعیین هدف خواهد کرد.اگر منصف باشید او هم برای عدالت ارزش قائل خواهد شد.اگر صادق باشید، یاد می گیرد که روراست باشد.اگر به او احساس امنیت بدهید، به خود و دیگران ایمان خواهد داشت.

۳)۱۸ ماهگی تا دو سالگی

کودک نو پای شما ممکن است بخواهد به دیگران کمک کند و همه ی کارهای خودش را انجام دهد.یا بخواهد تمام کارها را برایش انجام دهید.او ممکن است بی احتیاط یا محتاط، خیال پرداز یا واقع بین باشد، به سادگی انتقاد را بپذیرد و یا اشکش جاری شود.او ممکن است یک رهبر یا یک تابع بالفطره باشد.
*چگونه می توانید کمک کنید
*به کودک نو پای خود نشان دهید چگونه با مشکلات دست و پنجه نرم کند؛ تصمیم های او را به سادگی و بدون نگرانی و تعارض بپذیرید.به تدریج مسؤولیت های او را افزایش دهید.به کودک خود فرصت کافی برای تمرکز روی مسائل مهم را بدهید تا بتواند وظیفه اش را به انجام برساند، ولی هر وقت درخواست کرد کمکش کنید، ناکامی ها را با منحرف کردن توجه او کم رنگ و بی اثر کنید.
*زمانی را به بازی اختصاص دهید.اوقات خاصی را با هم سپری کنید و همیشه نسبت به مشکلات و تألمات او هم دردی نشان دهید.
پیامبر اکرم (ص)فرمودند:خدا نسبت به بندگانش مهربان است و مردم مهربان را دوست دارد.(۴)
*کودک خود را تشویق کنید سخاوتمند باشد.او می خواهد رضایت شما را جلب کند، بنابراین از این موضوع برای آموزش کارهای سخاوتمندانه مثل دادن مقداری از بستنی اش به شما،بهره برداری کنید، و سپس او را به انجام هر چه بیش تر همان کار نسبت به دیگر اعضای خانواده تشویق کنید.
پیامبر اکرم(ص)فرمودند:بهشت خانه ی سخاوتمندان است و نیز آدم سخاوتمند به خدا نزدیک است و به مردم و به بهشت نیز نزدیک می باشد.
امام علی(ع)فرمودند:سخاوت بهترین عادت ها است(۵).
*اگر کودک شما تنها فرزند است، مانع از این شوید که انتظار داشته باشد تمام توجه تان را معطوف او کنید و هر چه را می خواهد، فوراً به او بدهید.کودک باید یاد بگیرد که نمی تواند دائماً کانون توجه شما باشد.

۴)دو سالگی

شخصیت کودک به طور واضح نمایان شده است.او یک فرد مستقل و عضوی از خانواده با حس گسترش یابنده ای از خود است.هر کاری که انجام می دهد به منزله ی آزمونی برای سنجش کامیابی، ظرفیت و توانایی خود است.او خودش را از طریق کارهایی که می تواند انجام دهد و این که از نظر عمل کرد جسمانی، برقراری ارتباط، چیره دستی، تفکر و مهارت تا چه اندازه آن کارها را با موفقیت انجام می دهد، تعریف می کند.موفقیت، برای مسلط شدن او به مهارتها، کارهای روزمره و اداره ی امور خود ضروری است.

*چگونه می توانید کمک کنید

*موفقیت بیشترین تأثیر مثبت را در رشد شخصیت دارد، بنابراین به کودکتان کمک کنید موفق شود، و کاری کنید که اغلب در انجام کارها توفیق یابد، زیرا این امر سبب تقویت حس غرور و رضایت او می شود.
*به کودک خود کمک کنید به دنبال فعالیت های جدید باشد.فعالیت هایی که باعث می شوند او مستقل، متکی به نفس، با جرأت، جسور و آماده ی قبول مسؤولیت و ملامت باشد، بایستی مورد تشویق قرار بگیرند.
امیر المؤمنین علی(ع)فرمودند:بهترین معرفت ها این است که انسان خودش را بشناسد و بزرگترین نادانی این است که خودش را نشناسد(۶).
*آمال و اشتیاق او را برانگیزید و اعتماد به نفس و تصور از خود او را بدون قربانی کردن شادابی و شادی او تقویت کنید.به او یاد دهید که بگوید «ببخشید»و به حقوق دیگران احترام بگذارد.
*هنگامی که از منزل بیرون می روید هر گونه ترسی را که ممکن است کودکتان داشته باشد با اطمینان دادن به او که بازخواهید گشت، کاهش دهید.به حرفهای کودک خود گوش کنید و او را از نزدیک زیر نظر بگیرید تا سر نخی از آنچه ممکن است باعث ناراحتی او شده باشد به دست آورید.در مورد هر نوع ترسی صحبت کنید و به او اطمینان خاطر بدهید.با هر گونه ترسی با احساس هم دردی و به سرعت برخورد کنید.هرگز ترس او را مسخره نکنید.آنچه لازم است توضیح و هم دردی است.
عن أبی عبدالله(ع)قال:قال رسول الله(ص):رحم الله من أعان ولده علی برّه قال قلت کیف یعینه علی برّه:قال یقبل میسوره و یتجاوز عن معسوره و لایرهقه و لا یخرق به.
رسول اکرم(ص)فرمودند:خدای رحمت کند کسی را که در نیکی و نیکوکاری به فرزند خویش کمک کند.راوی پرسید چگونه فرزند خود را در نیکی یاری نماید؟ فرمودند:
-آنچه را که کودک در قوه و قدرت داشته و انجام داده است از او قبول کند.
-او را به گناه و طغیان وادار نکند.
-به او دروغ نگوید و در برابر او مرتکب اعمال احمقانه نشود(۷).

تغذیه

قال النبی(ص):و اعط کلّ بدنٍ ما عورته.
پیامبر فرمودند:بدهید به بدن ها آنچه احتیاج دارند(۸).
عن أبی عبدالله(ع)قال:إنّما بنیّ الجسد علی الخُبز.
حضرت صادق فرمودند:بدن آدمی بر غذا پایه گذاری شده است(۹).
قال النبی(ص):اکرموا الخبز فانّه قد عمل فیه ما بین العرش الی الارض و ما فیها من کثیرٍ من خلقه.
رسول اکرم فرمودند:نان را که فراورده ی کشاورزی است عزیز دارید چه آنکه عوامل سماوی و ارضی و بسیاری از آفریده های الهی در ایجاد آن مؤثر بوده اند(۱۰).
قال رسول الله(ص):اللّحم ینبت اللّحم.
حضرت رسول فرمودند:گوشت خوردن، گوشت می آورد(۱۱).
قال الصادق(ع):جعله الله غذاء الانبیاء(ع)الشّعیر.
امام صادق فرمودند:خداوند جو را غذای پیامبران خود قرار داده است(۱۲).

غذا چیست؟

تغذیه یکی از پدیده های زندگی و از ضروریات ادامه ی آن بوده و به همین جهت لازمه ی تن درستی نیز محسوب می شود.در کشورهایی که از دانش تغذیه شناخت بهتری داشته و آن را به درستی به کار می برند مشخصاً عمر متوسط افراد افزوده شده و میزان مرگ و میر سیر نزولی در پیش گرفته است.با توجه به نقش غذا به عنوان تأمین کننده ی نیروی لازم برای ادامه ی اعمال حیاتی و تولید و ترمیم و جبران فرسایش بافت های بدن، باید رابطه ی تغذیه و تن درستی را به صورت زیر خلاصه کرد:
الف-تأمین رشد و تکامل جسمی و مغزی.
ب-تأمین انرژی لازم برای انجام کار و فعالیت.
ج-حفظ مقاومت بدن در برابر بیماری ها.
د-تأمین نیازمندی های ارگانیسم برای تولید مثل و تکثیر.
تغذیه ی خوب عبارت است از دریافت مقادیر لازم و کافی از هر یک از مواد مغذی برای رسیدن به تن درستی کامل که در واقع نیازهای تغذیه ای خوانده می شوند.بنابراین بدیهی است بر والدین محترم و به ویژه مادران که در تعیین و تهیه ی رژیم غذایی فرزندان خود مسؤولیت مستقیم بر عهده دارند لازم است تا فهرستی از ترکیبات و انرژی حاصل از مقادیر مشخص انواع غذاها را در دسترس داشته باشند و با محاسبه ی سریع ارزش غذاها همواره میزان مناسب هر یک از مواد لازم را دانسته و در اختیار فرزندان خود قرار دهند.
در رژیم غذایی دانستن حدود مقدار مواد مختلف غذایی کافی است که در موارد مختلف مثل درمان چاقی، لاغری و دوران نقاهت بیماری ها مورد استفاده قرار گیرد.
با توجه به اینکه ترکیب شیمیایی بدن انسان عبارت از پروتئین، چربی، قند، آب و مواد معدنی است مشاهده می شود که بدن ما در حقیقت از آنچه می خوریم تشکیل می شود و لذا برای حفظ این ترکیب طبیعی به شناخت نقش هر یک از این مواد در بدن و نیز اختلالات و بیماری های ناشی از موارد کمبود و یا مصرف بیش از حد آنها نیاز خواهیم داشت که به طور مختصر شرح داده می شود.
۱-پروتئین:از نظر اهمیت در تغذیه در درجه ی اول قرار گرفته و هرگاه انرژی از طریق غذای روزانه تأمین شود بدن تمام پروتئین موجود در غذا را نمی سوزاند بلکه آن را به مصرف ترمیم و نگه داری سلول ها، رشد و نمو و ساختن ترشحات غدد و هورمون ها می رساند و از این جا می توان به خوبی به اهمیت آن پی برد.عوارض مهم کمبود پروتئین در بدن عبارتند از:اختلال رشد جسمی، کاهش مقاومت بدن در برابر میکروبها، بی نظمی عمومی در کار بدن، کم خونی، سوء هاضمه و ده ها عارضه ی دیگر.
۲-چربی ها:جزء دیگر از غذاهای انسان است و به طور معمول ۲۰ الی ۲۵ درصد انرژی غذاهای معمولی را شامل می شود و از نظر تغذیه ای یکی از فشرده ترین منابع انرژی انسان را تشکیل می دهد زیرا هر گرم آن بیش از دو برابر هر گرم قند و پروتئین انرژی تولید می کند و علاوه بر نقش آن در تولید انرژی، نقش مهمی در جذب ویتامین ها و سایر مواد ضروری بدن دارد.چون چربی منبع متراکمی از انرژی است لذا مصرف زیاد آن منجر به چاقی و عوارض دیگر خواهد شد.
۳-قندها:نقش عمده ی آنها در بدن ایجاد انرژی است و به طور معمول در غذای روزانه باید حدود ۶۰% انرژی به وسیله ی قندها تأمین گردد.
۴-ویتامین ها:موادی هستند که در مقادیر بسیار جزئی برای تنظیم اعمال حیاتی و سلامت بدن لازمند و غالباً در اثر حرارت، نور، محیط اسیدی و قلیایی از بین می روند.لذا با دانستن این مطالب می توان اقداماتی برای حفظ آنها انجام داد.
کمبود ویتامین ها نقش عمده ای در بروز بیماری ها دارد.
۵-املاح معدنی:این مواد برخلاف چربی ها، قندها و پروتئین ها نقشی در تولید انرژی ندارند و کاربرد آنها در ساختمان و فعالیت های مختلف بدن است که عمده ی آنها عبارتند از:کلسیم، فسفر، پتاسیم، آهن، ید، روی، مس و ….

نکاتی چند درباره ی تغذیه ی کودکان

۱-فراموش نکنید که شیر مادر، بهترین غذا برای نوزادان است.(حتی اگر برای مدت کوتاهی باشد)از تغذیه ی کودکان با شیر مادر غافل نشوید.
۲-از ماه ششم سوپ، ماه هفتم زرده تخم مرغ و از ماه هشتم آب میوه و غذاهای دیگر را باید به تدریج در برنامه ی غذایی او بگنجانید.
۳-از سالم بودن مواد غذایی مورد مصرف اطمینان حاصل کنید.
۴-به سلیقه ی کودکان احترام بگذارید.
۵-سعی کنید کودک خود را به خوردن غذاهای بی نمک و کم نمک عادت دهید.
۶-به زور به کودک غذا ندهید.
۷-کودکان را باید هر چه زودتر به غذایی که معمولاً بقیه ی افراد خانواده مصرف می کنند عادت داد.
۸-نان سنگک بهترین نوع نان برای کودکان است.از هشت ماهگی تکه ای نان به دست کودک بدهید.
۹-از دادن بیسکویت و شکلات و شیرینی های مضر حتی الامکان خودداری کنید و بجای آن از توت، انجیر و کشمش و …استفاده کنید.
۱۰-تا قبل از یک سالگی از دادن ادویه ی زیاد و باقلا به کودکان خودداری کنید و قهوه، جگر، مغز، ماهی، سفیده ی تخم مرغ، گوجه فرنگی و توت فرنگی را با احتیاط به او بدهید.
۱۱-سعی نکنید که کودکانی بیش از حد چاق داشته باشید.
۱۲-برای کودکان بد غذا و کم خوراک، از غذاهای کم حجم و پرکالری استفاده کنید.
۱۳-رنگ را نیز از یاد نبرید.
۱۴-ماست را در برنامه ی غذایی کودکانتان بگنجانید.
۱۵-کودک را عادت دهید که آهسته غذا بخورد.
۱۶-کودکان نیز مانند بزرگسالان گاهی کم اشتها و بی میل هستند.
۱۷-کودک را عادت دهید که خودش غذا بخورد.
۱۸-از مواد غذایی که در دسترس دارید، برای تغذیه کودکتان استفاده کنید.
۱۹-از کشمکش در موقع صرف غذا اجتناب کنید.
۲۰-امیال کودک نسبت به غذا به نیازهای او بستگی دارد، هر نوع و هر مقدار غذا که می خواهد حتی المقدور به او بدهید.
۲۱-تا آن جا که ممکن است محیط مطبوع و شادی برای غذا ایجاد کنید.
۲۲-در صورت تمایل کودک به او اجازه دهید تنها غذا بخورد.
۲۳-بپذیرید در ضمن غذا خوردن کمی با غذا بازی کند، زیرا این امر به شرایط عادی فعالیت او مربوط است.
۲۴-هر وقت تشنه شد به او اجازه بدهید آب بخورد.
۲۵-وقتی غذای جدید به او عرضه می کنید آزادش بگذارید تا علاقه ی خود را بیان کند.اگر آن را دوست ندارد سعی کنید با مخلوط کردن آن با غذای دیگری آن را مطبوع نمایید.
۲۶-در صورت برگرداندن و استفراغ، آن را امری عادی تلقی کنید تا احساس نکند که بزرگترها از این جریان ناراحت و عصبانی اند.
۲۷-غذای ساده بخورید و هیچ گاه غذای مانده مصرف نکنید ولو در یخچال نگهداری شده باشد.غذاهای طبیعی بخورید و با پخت زیاد غذاها را خراب نکنید.
۲۸-غذاها را به صورت پاکیزه در سفره و ظروف غذاخوری تمیز میل کنید.هرچه تمایل به غذا بیشتر باشد آنزیم های بدن روی آن غذا تأثیر بیشتری گذاشته و متابولیسم درونی سلول کامل تر عمل خواهد کرد.با توجه به اینکه رفلکس های زیادی اشتها و سیری را ایجاد می کنند کوشش کنید با اشتهای حقیقی غذا بخورید.
۲۹-تنوع در غذا خوردن را همیشه رعایت کنید و سعی کنید در ماه از غذاهای مختلف هر بار یکی مصرف شود.

از چه غذاهایی باید پرهیز کرد

۱-غذاهای دارای چربی زیاد و بسیار سرخ کرده و به ویژه در روغن حیوانی و بعضی روغن های نباتی.
۲-شیرینی زیاد که موجب فساد دندان ها و از بین بردن کلسیم بدن و ویتامین ها می شود.
۳-مواد نفاخ و تولید کننده ی گاز در روده.
۴-چند غذا را با هم نخورید، و یا یکی را بعد از دیگری تناول نکنید بلکه در هر نوبت فقط یک غذا خورده شود.
۵-غذاهای مانده و کهنه نخورید، حتی میوه های مانده در سردخانه ها یا گوشت های یخ زده و ذوب شده موجبات آزار بدن را فراهم می سازند.
۶-بین غذا و بعد از غذا از نوشیدن مایعات خودداری کنید.
۷-از نوشیدن و خوردن مواد فوق العاده سرد و فوق العاده گرم پرهیز کنید.

رعایت پخت بهداشتی غذاها

۱-گوشت:نکته ی مهمی که در طبخ گوشت باید در نظر گرفت حرارت و مدت است.البته طبخ گوشت بستگی دارد به نوع آن و اینکه از چه قسمت بدن حیوان به دست آمده باشد.برای پختن گوشت های سفید مثل گوشت طیور و ماهی، مدت زمان کمتر در مقایسه با گوشت های قرمز لازم است.البته پخت گوشت قرمز هم بستگی به نوع آن دارد.معمولاً گوشت پشت بازو و گوشت سینه چون لطیف تر است زودتر می پزد.گوشت ران و دستهای حیوان سفت تر بوده و دیرپز تر است.معمولاً برای این که مدت و سوخت کمتری در طبخ این نوع گوشت مصرف شود آن را چرخ کرده و غذاهایی مانند کوفته، کتلت و یا کباب کوبیده تهیه می کنند.
ولی چنانچه از این نوع گوشت، غذایی مثل آبگوشت و غیره درست شود باید روی آتش ملایم به مدت طولانی پخته گردد.نکته ی دیگری که باید در نظر گرفت، شستن گوشت است.اغلب خانم های خانه دار گوشت را قطعه قطعه کرده و در کاسه ای آب ریخته و مدتی بدان وضع می گذارند، بعد آن را شسته و می پزند، در حالی که با این طرز شستن مقدار زیادی از مواد غذایی گوشت در آب حل شده و دور ریخته می شود.گوشت را باید قبل از خرد کردن شست و بعداً به قطعات دلخواه برید.
۲-شیر:شیر غیر پاستوریزه باید ۱۵ تا ۲۰ دقیقه جوشانیده شود.پس از جوشیدن ظرف شیر را در ظرفی از آب سرد قرار داده تا به این ترتیب زودتر سرد شود.
۳-تخم مرغ:هر نوع غذایی که از تخم مرغ تهیه شود باید در حرارت ملایم پخته شود.همیشه باید در طبخ تخم مرغ روغن کم تر مصرف شود مثلاً در تهیه ی املت و نیم رو اگر تخم مرغ زیاد سرخ شود مقداری از مواد غذایی خود را از دست می دهد.برای تهیه تخم مرغ نیم بند یا سفت باید تخم مرغ را در ظرف آب سرد قرار داده و روی آتش گذاشت تا پخته شود.
۴-غلات و حبوبات:غلات هم مثل گوشت و تخم مرغ باید روی آتش ملایم به مدت طولانی پخته شود.
۵-سبزی ها:سبزی ها هم باید روی آتش ملایم پخته شوند ولی حرارتی که در طبخ سبزی ها به کار می رود، باید کمی بیشتر از حرارتی باشد که در طبخ تخم مرغ و حبوبات به کار می رود.مقداری آبی که در طبخ سبزی مصرف می شود باید قبلاً در قبلمه ای دردار تمیز ریخته شده و روی آتش گذاشته شود تا بجوشد؛ وقتی آب جوش آمد سبزی های آماده شده در قابلمه ریخته شود.
سبزی های تازه و جوان باید در مقدار آب کمتری پخته شوند.چون سبزی ترد و زودپز است باید دقت شود با مقدار آب باقی مانده مقداری ویتامین ها و مواد معدنی دیگر نیز دور ریخته می شوند.

خواب

جنین در رحم مادر شب و روز در خواب به سر می برد.زیرا کار و فعالیت ندارد و تمام نیروی او بایستی صرف سازندگی شود و از طرف دیگر سلول های جوان و ناکامل او قادر به ایجاد و نگه داری نیروی زیاد نیست.لذا ۲۴ ساعت می خوابد و احتیاجات خود را از مادر می گیرد.اطفال نارس هم به همین علت بایستی زیاد بخوابند.
پس از تولد نیز نوزاد نیاز شدیدی به خواب و استراحت کامل دارد و در روز های اول تولد باید معمولاً ۲۰ تا ۲۴ ساعت در خواب باشد.یعنی در ۲۴ ساعت شبانه روز فقط در موقع شیر خوردن بیدار شود و باقی ساعات در خواب باشد تا برای سازندگی نیرو ذخیره کند.این برنامه حداقل تا انتهای ماه اول تولد و یا چهلم ادامه خواهد داشت و اگر برنامه ی نوزادی غیر از این باشد ممکن است دچار مشکلی باشد.
به تدریج هر قدر طفل بزرگتر و سلولهایش ضخیم تر و پر نیرو می گردد، احتیاجش به خواب کمتر می شود، زیرا تا زمانی که طفل نیازمند رشد سریع است؛ (چون تنها در ساعات خواب سلولهای فرسوده ی بدن وی ترمیم می شود)، طبیعت توجه لازم را به رشد و نمو طفل مبذول می دارد و خواب وی به حداکثر مقدار خود می رسد.

مقدار خواب کودک

مقدار متوسط خواب در سنین مختلف بدین صورت است:
در ۱ ماهگی ۲۱ ساعت
در ۶ ماهگی ۱۸ ساعت
در ۱سالگی ۱۶-۱۴ ساعت
در ۲ سالگی ۱۴-۱۲ ساعت
در ۱۰ سالگی ۱۱ -۱۰ ساعت
در ۱۵ سالگی ۹ ساعت
در ۲۵ سالگی ۸ ساعت
در ۵۰ سالگی ۷ ساعت
در ۸ هفته ی اول نباید نوزاد را از خواب بیدار کرد.زیرا خواب و بیداری نوزاد براساس احساس سیری و گرسنگی اوست.معمولاً ۲۰ دقیقه شیر دادن ضامن استراحت ۲۰۰ دقیقه ای برای نوزاد است.البته اگر خواب طفل بیشتر از ۵ ساعت شد بهتر است به آرامی او را بیدار کرد و به او شیر داد.
در ماه سوم به تدریج کودک عادت به بیداری روز و خواب شب پیدا می کند.باید توجه داشت که کودک در شب به ۸ ساعت خواب متوالی از ساعت ۱۰ شب تا ۶ صبح احتیاج دارد.فقط کافی است فکر کنیم که چند شب بی خوابی یا نداشتن خواب کافی و مداوم به سلامتی یک انسان بالغ چه لطمه ی بزرگی وارد می آورد.آن وقت متوجه خواهیم شد که ساعات کوتاه و نامتوالی خواب با جهاز اعصاب و مغز نو رس طفل در حال رشد چه خواهد کرد و تا چه اندازه شیر دادن کودک در شب از تأمین صحت و تندرستی او دور است.
اطفالی که لاغر و عصبانی هستند و روی هم رفته ناراحت به نظر می رسند باید دانست که بیداری شب و نداشتن خواب کافی یکی از علل بزرگ این ناراحتی هاست.
عموم کودکان در ۵ سالگی باید ساعت ۶ بعداز ظهر به تختخواب بروند.باید به کودک عادت داد که خواب را شبانه سازد.این کار سبب می شود احتیاج غذایی شبانه ی او نیز به تدریج کاهش یابد.
باید طفل را عادت داد بلافاصله بعد از صرف غذا به رختخواب برود و بخوابد به خصوص در بعد از ظهر، که این خواب برای آنها اهمیت دارد.
بعضی از مادران نیز به خیال این که اگر بچه روز نخوابد شب بهتر خواهد خوابید،مانع خواب روزانه ی او می شوند.در صورتی که این طور نیست.یعنی خواب روز بچه به شرطی که طولانی نباشد اثری در خواب شبانه ندارد.بنابراین بهتر است در ۶ سال اول بچه را عادت داد که بعد از ظهر یکی دو ساعت در اطاقی که هوایش تمیز است بخوابد.حتی اگر بچه خوابش نبرد بهتر است او را وادار کرد یکی دو ساعت در رختخواب استراحت کند و اگر در این مدت حتی یک چرت هم بزند باز هم بی اندازه احساس راحتی خواهد کرد؛ ولی نباید گذاشت این مدت بیش از ۱/۵ تا ۲ ساعت باشد زیرا در این صورت مسلماً در خواب و استراحت شبانه اثر خواهد گذاشت و بچه مدتی از شب را بیدار خواهد ماند.

رضا و رغبت کودکان به خواب

در بچه های بزرگ تر باید به آنان اطمینان داد که در ساعت معینی آنها را بیدار خواهند کرد و در غیر این صورت از ترس این که مبادا مدت درازی بخوابند و به بازی هایشان نرسند در رختخواب بیدار خواهند ماند.در مورد نوزادان اگر چنانچه بی جهت بیدار شوند و گریه کنند احتمالاً وضع غیر عادی مثل تر بودن لباس و غیر آن وجود دارد.به محض بر طرف کردن علت دوباره خواهند خوابید.اما اگر علت معینی برای بیدار شدن بچه نباشد، کمی گریه و تلاش خواهد کرد و به علت خستگی دوباره خواهد خوابید.
نباید گذاشت اطفال بیش از حد خسته شوند.کودک باید احساس خستگی خوش آیند کند نه خستگی توأم با کوفتگی و درد.
با بزرگ شدن طفل خواب عصر کودک کم می شود و به تدریج سایر اوقات روز نیز طفل بیشتر بیدار خواهد بود.اوقات بیداری هر طفلی متفاوت است و معمولاً در همان ساعات بیدار خواهد ماند.در اواخر سال اول، فقط روزی دو بار می خوابد و بین ۱۲ تا ۱۸ ماهگی یکی از این دو را ترک می کند و فقط روزی یک بار می خوابد.فقط در دو سال اول طفولیت است که مقدار و مدت خواب باید مطلقاً به عهده ی خود کودک گذاشته شود.اما بعد از دو سالگی طفل موجود غامض و در هم پیچیده تری می شود زیرا هیجانات، نگرانی ها، ترس از تاریکی، رؤیا، خواب های وحشت انگیز، تنهایی، ترس از خیس کردن و هیجاناتی که ناشی از اعمال و تجربیات تحریک آمیز باشد، رقابت با فرزندان بزرگتر و حسادت نسبت به کوچک ترها و یا مبارزه و مجادله ای که بین او و مادرش هر شب بر سر تعیین موقع خواب در می گیرد، یا نگرانی طفل نسبت به انجام کارهای مدرسه اش و یا احساسات هیجان انگیزی که در نتیجه ی تماشای تلویزیون در طفل به وجود می آید تمام این ها ممکن است عواملی باشند که مانع خوابیدن طفل به قدر کفایت گردد.
بنابراین باید مادر در برنامه ی خواب کودک دقیق باشد.هیجان های روحی باعث بی خوابی در کودک می شود، بچه هایی که ازنظر روحی تحریک شده یا به هیجان آمده باشند بی خوابی خواهند کشید و اگر این هیجان ها ادامه داشته باشد هرگز به خواب خوب عادت نخواهند کرد.
مطلب دیگری که رعایتش لازم است عدم حضور بچه در مباحثات بزرگ سالان است که اثر ناگواری در روحیه ی کودک می گذارد.
هم چنین بعضی مادران به عنوان تنبیه بچه را وادار می کنند که به رختخواب برود و بخوابد؛ این ناخوش آیندترین تنبه هاست.زیرا در بعضی از کودکان روح عصیان ایجاد می کند و این کودکان هرگز حاضر نیستند با میل خود به رختخواب بروند.بنابراین بهترین برنامه برای خواب کودک عادت دادن وی به زود شام خوردن و زود خوابیدن است که باعث می شود پدر و مادر بر تمامی این مشکلات پیروز شوند.
نکته ی دیگری که در مورد خواب کودکان باید گفت این است که عده ی قلیلی از کودکان بدون این که کسالتی داشته باشند از همان ابتدا بسیار کم خوابند. اگر طفلی از نوع آخر باشد به هیچ وجه جای نگرانی نیست و نمی توان او را وادار به خوابیدن نمود.

مکان خواب کودک

کودکی که در هوای کثیف و اتاق پرجمعیت می خوابد به زودی بی حالی و رنگ پریده و دارای عضلات شل و سست می شود، هر چند که درباره ی غذا و سایر امور مهمه ی زندگی او توجه لازم به کار رفته باشد.
نکته ی مهم این است که بیشتر اوقات روز حتی وقتی که آفتاب نباشد طفل را در گاهواره اش خارج از اتاق و در هوای آزاد بگذاریم.ولی باید در نظر داشت مادری که تمام روز کودک خود را در هوای آزاد نگاه داشته و عصر او را به اتاقی ببرد که هوایش کثیف است به خوبی تهویه نشده و یا مثلاً بیش از اندازه ی لازم گرم است، تمام زحمت خود را به هدر داده است.

اتاق خواب کودک

باید آفتاب گیر باشد، و پیش از خواب طفل هوای اتاق باید تهویه شود، زیرا در اتاق در بسته فقط برای نیم ساعت آن هم یک نفر هوای آزاد و پاکیزه موجود است، البته باید توجه داشت که کودک نباید برای تنفس هوای آزاد در جریان مستقیم هوا (مثلاً بین دو پنجره که در مقابل هم باز است)بخوابد زیرا سرما می خورد.
گهواره ی کودک باید در سمت مخالف در و پنجره باشد و از بخاری و هر منبع سرد و گرم کننده ای فاصله داشته باشد.زیرا هرگز حرارت بدن کودک به خودی خود تنظیم نمی شود و باید در گرما او را سرد و در سرما او را گرم نمود و آنچه فوق العاده مهم است این است که باید در اتاق نوزاد مخصوصاً تا ۳ ماهگی گل و گیاه قرار نداد و از ورود سگ و گربه به محل خواب او ممانعت کرد.
بنابراین کودکانی که به خوبی شیر خورده، روز در هوای آزاد خوابیده و دست و پا زده و همه ی شب در هوای پاک و خنک تنفس کرده باشند، هیچ گاه خواب ۸ ساعتی پدر و مادر را برهم نخواهند زد.
اما از جهت «نور»، بعضی از بچه های بزرگ تر اگر اتاق تاریک نباشد نمی توانند بخوابند.این مربوط به عادت است، اگر عادت کنند که روز در روشنایی بخوابند عصرها حتی قبل از غروب آفتاب به راحتی می توانند خواب شبانه را شروع کنند.
درباره ی مکان خواب کودک از نظر «شلوغی و خلوتی»، بعضی از مادران علاقه دارند که حتماً بچه در یک محیط آرام بخوابد.این کار تا اندازه ای خوب است اما از آنجایی که زندگانی امروز سکوت و آرامش را به هیجان و سر و صدا مبدل کرده است و ممکن است همیشه محیط آرام میسر نشود لذا برای اینکه بچه در محیط پر سر و صدا دچار بی خوابی نشود بهتر است او را طوری عادت داد که در محیط پر سر و صدا نیز به راحتی بتواند بخوابد.مخصوصاً در خانواده هایی که چندین بچه دارند این عمل مفید است، زیرا نمی توان کودکان دیگر را از سر و صدا باز داشت.بنابراین موقعی که بچه های دیگر حرف می زنند و آواز می خوانند باید بدانند که کودک خردسال به زودی به این سر و صدا عادت خواهد کرد.بنابراین با نوک پنجه پا راه رفتن یا آهسته صحبت کردن به هیچ وجه لزومی ندارد.(مثل شیرخوارگاه ها و همسایگی با خیابان و …).
مطلب آخر در مورد مکان خواب کودک «تعیین محل جداگانه ای»برای خواب طفل از پدر و مادر می باشد.
کودک از بدو تولد می تواند در اتاقی جداگانه، اگر اتاق به قدر کافی در اختیار باشد، به تنهایی بخوابد؛ مشروط بر این که پدر و مادر مجاور و خیلی نزدیک او باشند تا در صورتی که نوزاد گریه کند صدای او را بشنوند.اگر نوزاد در همان اتاق و پیش پدر و مادرش می خوابد لااقل باید بعد از «سه ماهگی»به تنهایی خوابیدن و بدون حضور شخص دیگری عادت کند و در«شش ماهگی»باید او را جدا ساخت زیرا در این سن طفل به قدر کفایت توانایی توجه و مراقبت از خود را دارد.به علاوه هنوز عقیده ای درباره ی محل خواب خود پیدا نکرده است.به هیچ وجه صلاح نیست کودک بعد از«۹ ماهگی»باز هم در اتاق پدر و مادر بخوابد زیرا طفل به خوابیدن نزد پدر و مادر کاملاً عادت می کند و بعد ها به هیچ وجه به جدا شدن تمایلی نداشته از خوابیدن در اتاق جداگانه ترس و وحشت شدیدی پیدا خواهد کرد.هر چه طفل بزرگتر شود جدا ساختن او مشکل تر و سخت تر خواهد بود.
گاهی وقتی طفل خیلی کوچک است، شب با ترس و وحشت از خواب بیدار می شود و مکرر به اتاق والدین می آید و با شدت گریه می کند.پدر و مادر او را به رختخواب خود می آورند تا همه با هم قدری بخوابند.این عمل شاید کار خوبی به نظر برسد ولی اشتباه بزرگی است.حتی اگر با این عمل اضطراب و وحشت طفل نیز طی چند هفته بهبودی یابد، طفل به تدریج به امنیتی که در رختخواب والدین حس می کند عادت کرده باز ممکن است این کار را تکرار نماید.بنابراین همیشه باید طفل را فوری به اتاق و رختخواب خودش برگرداند.مسئله ی مهم تر از این ها حضور کودک در مقابل اعمال زناشویی پدر و مادر است.
خداوند در قرآن می فرماید:
«ای کسانی که ایمان آورده اید بدانید بندگان ملکی شما و اطفالی که هنوز به وقت احتلام و زمان بلوغ نرسیده اند شبانه روزی سه مرتبه از شما اجازه بخواهند:
۱-پیش از نماز صبح، ۲-پس از نماز خفتن، ۳-هنگام ظهر که جامه ها از تن بر می گیرید …»(۱۳).
ادامه دارد…

پی نوشت ها :

۱-دخانیانی، علی، تربیت فرزندان خود، ل، ف، استروسکایا، تأثیر تعلیم و تربیت در شخصیت کودک.
۲-بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۹۹.
۳-همان مدرک ص ۹۲.
۴-بحار، ج ۷۴، ص ۳۹۴.
۵-جامع السعادات، ج ۲، ص ۱۱۴.
۶-غررالحکم:ص ۱۷۹.
۷-حدیث تربیت کودک ص ۱۰۷.
۸-تحف العقول ص ۱۶۹.
۹-حدیث تربیت جوان ص ۱۷۱.
۱۰-حدیث تربیت جوان ص ۱۶۸.
۱۱-همان مدرک ص ۳۷.
۱۲-همان مدرک.
۱۳-سوره ی نور.

منبع: محمد زاده، راضیه،(۱۳۴۰)، مادر اگر این گونه می بود، تهران: چاپ اول، (۱۳۸۳).

خاطراتی از رفتار حضرت امام خمینی(س) با کودکان و نوجوانان

امام خمینی

در زمان حیات پربار حضرت امام خمینی(س) بسیاری از خصوصیات فردی، جنبه‌های عاطفی و روحیات اجتماعی ایشان کمتر در گفتهها و نوشته‌ها مطرح شده است.

همه امام(ره) را بیشتر یک مرجع دینی و فقیه والامقام و یک سیاستمدار دینی می‌شناسند تا فیلسوفی بزرگ یا مربی اخلاق، حال آن‌که به گفته یادگار امام «کسانی که با زندگی و سیر نهضت حضرت امام آشنایی دارند به این نکته واقفند که امام بیش از آنکه یک سیاستمداری قاطع و انقلابی باشد و پیش از آنکه به عنوان مرجعی عام زعامت دینی و مرجعیت را معنایی تازه بخشد یک مربی بزرگ و معلمی نمونه بود».

تربیت در اندیشه امام(ره) به عنوان یک مربی انسان‌ساز از ارزش و جایگاه والا برخوردار است. بطوری که یکی از رموز موفقیت امام در برپایی حکومتی مبتنی بر اندیشه‌های اصیل اسلامی را می‌توان در توجه به تربیت نسل انقلاب دانست. حضرت امام در عرصه تربیت تنها به بیان رهنمودهای تربیتی و اخلاقی بسنده نکرده و در میدان عمل قبل از آن‌که آراء و اندیشه‌های خویش را به دیگران توصیه کنند خود به کار بسته‌اند. در این میان نکات بسیار آموزنده و تربیتی فراوانی در رفتار اجتماعی و خانوادگی امام وجود دارد که می‌تواند ما را به معیارهای تربیتی مورد نظر امام و درک شیوه‌های رفتاری ایشان رهنمون سازد.

یکی از ابعاد تربیتی حضرت امام نحوه رفتار و برخورد ایشان با کودکان و نوجوانان می‌باشد. ایشان علاوه بر این‌که همیشه با چهره ای خندان و دستانی مهربان از کودکان استقبال می‌کردند نسبت به تربیت صحیح آنان بسیار حساس و دقیق بودند و خانواده‌ها را به تربیت سالم و الهی فرزندان دعوت می‌کردند؛ که از لابه‌لای سخنان گهربار و نیز سیره عملی ایشان می‌توان در این زمینه به نکات بسیار آموزنده‌ای دست یافت.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) به نقل از imam-khomeini.ir در تنظیم این مجموعه که تحت عنوان «پدر مهربان» به زیور طبع آراسته شده است سعی گردیده تا گوشه‌هایی از ارتباط عاطفی امام با کودکان و نوجوانان و نیز گوشه‌هایی از ویژگی‌های رفتاری و تربیتی حضرت امام به تصویر کشیده شود.

محبت به کودکان

امام در برخوردهای خصوصی با افراد، بخصوص کودکان، عواطف خودشان را خیلی روشن و مشخص و در کمال محبت نشان می دادند. وقتی کودکی با والدینش نزد ایشان می آمد، در درجۀ نخست به او توجه می کردند و محبت خودشان را نشان می دادند که از علائم این ابراز محبت، گرفتن دست بچه ها میان دستانشان و زدن روی دست و یا لمس کردن گونه های آنها بود.

مهربانترین چهره

امام همیشه سعی می کردند که در خانواده مهربانترین چهره برای ما باشند. با وجود اینکه همۀ ما نزدیکتر از امام به خود داشتیم مانند پدر، مادر، برادر و خواهر؛ اما امام یک کانون رحمت و عاطفه و برای همۀ ما ملجأ و پناه بودند و ما احساس می کردیم ایشان از همه به ما نزدیکتر و مهربانتر است.

آزادی عمل

بچه ها در حضور امام بسیار آزاد بودند و تا وقتی امام حضور داشتند وسعت عملشان بیشتر از زمانی بود که ایشان نبودند چون فکر می کردند یک حامی دارند و اگر عمل نادرستی انجام بدهند، ما به احترام امام اعتراض نمی کنیم. در نتیجه وقتی امام می آمدند به جای اینکه بچه ها یک مقدار آرامتر باشند، فکر می کردند که حالا هر کاری دلشان بخواهد می توانند بکنند.

حواسم پیش بچه هاست

امام نسبت به همه کودکان توجه خاصی داشتند اگر در حسینیه بچه ای گریه می کرد، وقتی به خانه می آمدند بشدت اظهار ناراحتی می کردند که: اینها، بچه های کوچک را در هوای گرم یا سرد می آورند و من حواسم پیش بچه ها می رود و می خواهم مطالبم را زود تمام بکنم که آنها اذیت نشوند.

نوازش کودک خردسال

زمانی که ملاقاتهای حضرت امام در قم قطع شد؛ ایشان روزها به باغچۀ مرحوم اشراقی می رفتند و غروب هم به خانه ایشان در دورِ شهر می آمدند. در مسیر، کودکان دنبال ماشین امام می دویدند. بچه ای هر روز سر راه می نشست و ماشین حضرت امام را که می دید، به دنبال ماشین می دوید. یک روز امام فرمودند ماشین متوقف شود و آن کودک خردسال را نوازش کردند.

با همۀ بچه ها

ما در انظار عمومی دست آقا را نمی بوسیدیم. یک بار که در نجف اشرف بودیم بچه ها دویدند داخل حرم حضرت امیر علیه السلام و دست امام را بوسیدند، من هم با خوشحالی رفتم که دست ایشان را ببوسم، تا آمدم دست ایشان را ببوسم، با دو تا انگشت دماغ مرا گرفتند. من چیزی نگفتم، بعد که به خانه آمدیم، عرض کردم: آقا، در حرم که دست شما را می بوسیدم، دماغ مرا گرفتید. فرمودند: «همه بچه ها را همین کار می کنم». گفتم: به به از حالا دارید برای خودتان سرباز جمع می کنید (آن زمان مصادف با ایام انقلاب بود).

تماشای برنامه کودک

یک روز برای انجام کاری به داخل منزل امام رفتم، دیدم امام با علی جلوی ایوان نشسته اند و برنامۀ کودک را از تلویزیون نگاه می کنند. من تعجب کردم که رهبری بنشیند و با مهربانی با یک بچه برنامۀ کودک را نگاه کنند.

زهرا کجاست؟

وقتی که در نجف بودیم، دختر من دو سه سالش بود؛ آقا با او خیلی مأنوس می شدند و او می آمد و برای امام حرف می زد. در فوت حاج آقا مصطفی او سر سفره مدام بهانه می گرفت و حرف می زد. روز سوم یا چهارم بود که به مادرش گفتم: سر و صدا می کند. او را نیاور. گفت: باشد، من و او در مطبخ می نشینیم. وقتی سر سفره نشستیم، آقا گفتند: «زهرا کو؟» گفتیم: زهرا آنجا غذا می خورد. گفتند که: «اینجا اذیت می کند؟ خیلی خوب، اگر می گویید اذیت می کند، او را بیاورید اینجا، آن وقت خودتان بلند شوید، بروید!».

مهمان امام

یک روز با علی به باغی رفتیم. یکی از محافظان، دختری داشت، علی به زور گفت: باید او را ببریمش پهلوی امام، سپس او را پیش امام برد. وقت ناهار بود. امام به علی گفت: دوستت را بنشان می خواهیم ناهار بخوریم. با هم نشستند تا ناهار بخورند. ما دو سه دفعه رفتیم که بچه را بیاوریم که مزاحم امام نباشد، ایشان گفتند: نه بگذارید ناهارش را بخورد. بعد که ناهارش را خورد، رفتیم و بچه را آوردیم. امام پانصد تومان هم به او هدیه داده بودند. امام با بچه ها بسیار الفت داشتند و مهربان بودند، تنها با علی این طور نبودند، بلکه همه بچه ها را دوست داشتند.

سلام، بدون جواب نمی ماند

در آن زمان که من کودکی بیش نبودم، حضرت امام جذبه و وقار خاصی داشتند. به عنوان نمونه ما هیچ گاه نمی توانستیم مستقیم به چشمان آن حضرت نگاه کنیم و قدرت نظر انداختن مستقیم به چشمهای آن وجود مبارک را نداشتیم. از سر و صدای شاگردان امام که در حال عبور معظمٌ له از کوچه، از ایشان سؤال می کردند، متوجه حضور امام می شدیم. چنانچه در کوچه مشغول بازی یا صحبت بودیم، صحبت و بازی خود را قطع می کردیم و در گوشه ای می ایستادیم و وقتی که امام به ما می رسیدند، سلام می دادیم. علی رغم آن حالت پرخاش و ستیزی که با دستگاه حکومتی وقت داشتند و علی رغم درگیریها و مشکلات روزمره، هرگز به یاد ندارم که سلام یکی از بچه ها بدون جواب مانده باشد. امام به صورت تک تک بچه ها نظر می انداختند و در حالی که تبسمی بر لبانشان بود، پاسخ سلام همگی را می دادند.

امام خمینی، سلام

در ملاقاتی که با امام داشتیم، یکی از کودکان تا امام را دید از همین پایین که ایستاده بود با صدای خیلی بلند گفت: امام خمینی، سلام. امام لبخند زدند. ایشان که تبسم کردند، من آن کودک را بلند کردم و آقا دست به سر و صورتش کشیدند و او هم دست امام را بوسید. امام به بچه های کوچک خیلی توجه می کردند و با آنها به گرمی برخورد می کردند.

اوقات خوش

وقتی بچه بودیم، گاهی اوقات شبها در منزل امام می خوابیدیم و آن شبها حال و هوای خاص خودش را داشت. صبحها امام داخل حیاط می آمدند که قدم بزنند، ما هم گوش به زنگ بودیم، امام که وارد حیاط می شدند، فوری می دویدیم پهلوی ایشان و دستمان را به کمرمان می زدیم و با ایشان قدم می زدیم. ما بچه های پر شر و شوری بودیم ولی وقتی با ایشان قدم می زدیم، خیلی آرام بودیم و خیلی هم به ما خوش می گذشت.

با او خندیدم

امام هنگامی که در نجف بودند، گاهی بیرون می رفتند و برمی گشتند و با یک ذوق و شوقی می گفتند: یک بچه ای را دیدم که این جوری بود با او خندیدم، دست روی سروصورتش کشیدم. یک بچه ای که وضع ظاهرش نظافتی نداشت،با اینکه امام خودشان خیلی نظیف و تمیز بودند، و یک بچۀ کثیف خیلی روی ایشان نمی تواند تأثیر بگذارد. ولی امام آن طور از او تعریف می کردند و با یک ذوقی می گفتند که مثلاً دستی به سر او کشیده بودند. به نظرم می آمد که مثلاً چه چیزی از آن کودک می تواند برای امام جالب باشد. این برای من جالب بود که محبت ایشان روی چه مبنایی است. بعد حس کردم که این محبت مبنا دارد، برای اینکه این بچه ها به فطرت خودشان نزدیکتر هستند، اینها به خدا نزدیکترهستند و خداخواهی در همه آنها مشترک است، بدون اینکه هنوز جایگزینش کرده باشند و هنوز کس دیگری را در مقابلش گذاشته باشند؛ و می دیدم که امام برای محبت و عاطفه یک مبنا دارند، و آن مبنا برمی گردد به اصل باورشان که خدا باوری باشد.

به او قول داده ام

علی اظهار علاقه کرده بود که با آقا به حسینیه برود، آقا هم به او گفتند: شب زود بخواب، صبح می آیم و تو را بیدار می کنم تا برویم. آقا طبق قولی که داده بودند صبح زود آمدند و گفتند: فاطی برو علی را صدا کن من تا نیم ساعت دیگر می خواهم بروم داخل حسینیه، علی را آماده کن تا با من بیاید. گفتم: آقا، بد است، حالا او یک چیزی گفت. گفتند: نه، من به او قول داده ام که او را ببرم، تو برو صدایش کن که بیاید. من رفتم و علی را بیدار کردم و لباسش را عوض کردم و گفتم برو حسینیه. وقتی برگشت گفت: مامان رفتم حسینینه (نمی توانست بگوید حسینیه). آنجا یک چیزهایی داده بودند به امام که تبرک بکنند، امام داده بودند به علی، که او دست بکشد. او هم می گفت: مردم به من چیز دادند، من هم آنها را مبارک کردم. بعد گفتم امام برای چه آمدند؟ گفت: خوب امام آمدند که من نیفتم. به خاطر اینکه امام مواظب او بودند که از لای نرده ها نیفتد، حس کرده بود که امام پشت سرش مواظب او هستند. دوباره علی می گفت: من می خواهم بروم حسینیه و آقا می آمدند دنبال او و صدایش می کردند و می گفتند: علی بیا برویم.

چرا گریه او را در آوردی؟

منیره خانم می گفت: یک مرتبه داخل اتاق امام رفتم، دیدم که ایشان در سجده هستند، علی از راه رسید، رفت روی کول امام، من خیلی ناراحت شدم، دویدم و علی را بلند کردم و از اتاق بیرون رفتم. علی شروع به گریه کردن کرد. آقا وقتی نمازشان تمام شد، آمدند و گفتند: چرا اینطوری کردی؟ چرا گریه بچه را درآوردی؟ گفتم: آقا، این کار را کرده است. گفتند: عیبی ندارد، مواظب باش که این کار را نکند و الاّ بد کاری کردی گریه او را درآوردی. بعد دوباره او را بردند و پیش خودشان نشاندند.

بگذارید صحبت کند

روزی که امام به ایران آمدند، بعد از بهشت زهرا به منزل پدر من آمدند. وقتی آقا نماز را خواندند، گفتند: غذای خیلی ساده ای بیاورید من خسته هستم و مدتی است چیزی نخوردم. پسر من که آن موقع شش ساله بود این طرف و آن طرف می دوید، امام گفتند: این کیست؟ مادرم گفتند: آقا نوۀ من است. امام به او گفتند: پسر جان شما چه کردید؟ او نیز شروع کرد به صحبت کردن. پس از مدتی بزرگترها به او گفتند که برود. آقا فرمودند: بگذارید این بچه اینجا بایستد و برای من صحبت کند. آن وقت او بازوی چپ خودش را که «انتظامات ورود امام خمینی» بر پارچه ای نوشته شده و به دستش بسته بود را به طرف آقا تکان می داد، آقا گفتند: این بچه چه کار می کند؟ چرا بازوی خودش را به طرف من تکان می دهد؟ مادرم گفتند که: آقا شما روی دست او را بخوانید، دستش را برای شما تکان می دهد. آقا نگاه کردند و گفتند: به به، شما انتظامات من هستید، این بچه ذوق کرد و گفت: بله آقا من از صبح درِ خانه پاس می دادم، دشمنان حمله نکنند. بزرگترها می گفتند که: آقا شما خسته هستید و استراحت کنید. ایشان می گفتند که صحبتهای این بچه برای من جالبتر است، از این که من بخواهم استراحت بکنم.

با هم غذا می خوریم

شب ۱۲ بهمن که آقا به تهران آمدند، چون خیلی خسته بودند و غذایی هم نخورده بودند، گفتند که یک غذای خیلی ساده ای به من بدهید از این رو غذایی ساده حاضر شد، آقا از قبل فرموده بودند که در آن چند ساعتی که آنجا هستند، یک عده ای از خانواده حتماً بیایند تا ایشان آنها را ببینند، خواهر بزرگشان عمه خانم آمده بودند، پدر و مادر من که سنی داشتند، تمام خانمها و آقایان و بزرگترها، پسر خواهر ایشان، آقای مستوفی که جزء بزرگان فامیل بودند، اینها همگی نشسته بودند که با آقا شام میل کنند، پسر من هم پنج ساله بود و تمام مدت دور آقا راه می رفت، آقا فرمودند: این بچه چه می خواهد؟ گفتم که آقا می خواهد نزدیک شما بنشیند. اما ممکن است، آبی یا غذایی به لباس شما بریزد و باعث مزاحمت یا خستگی شما بشود. تا این صحبت را شنیدند این بچه را بلند کردند و نشاندند در بغل خودشان و گفتند که: حالا ما با هم دوتایی غذا می خوریم و قبل از اینکه خودشان غذا بخورند، او را سیر کردند.

چرا دوربین نیاوردی؟

یکی از روزهایی که خدمت خانم حضرت امام رسیدیم، ایشان با لطفی که همیشه داشتند، گفتند که: ناهار پهلوی ما بمانید. آقا هم تشریف می آورند. چون هم ذوق دیدار آقا بود و هم در خدمت خانم بودن، رفتیم سر سفره و منتظر شدیم تا آقا تشریف بیاورند. من هیچ وقت در دیدار با آقا قادر به کنترل اشک ریختن خودم نبودم، مادرم همیشه مرا ملامت می کردند که با این گریه، باعث تکدر خاطر آقا می شوی. آقا به محض اینکه وارد اتاق شدند، من همین طور گریه کردم. آقا گفتند که مریم چرا اینقدر گریه می کنی؟ از شدت بغض نتوانستم به ایشان جواب بدهم. مادرم گفتند که گریه و زاری او برای این است که بچه ها را به دیدار شما بیاورد. ایشان دست از غذا کشیدند، گفتند: چرا بچه هایت را نیاوردی؟ من قادر به جواب دادن نبودم. مادر گفتند که آقا بچه ها مزاحم شما می شوند. گفتند: مثل اینکه گریه تو برای این بود که بچه ها بیایند، هیچ وقت فکر نکن که من کار دارم، یا اینکه بچه ها مزاحمتی ایجاد می کنند، بچه ها هر وقت خواستند من را ببینند، بیایند.

شب که به خانه آمدم و به بچه ها گفتم آنها خیلی ذوق کردند. پسر بزرگم قرآنی را که دایی آنها از جبهه آورده بود برداشت و گفت که من این را باید بیاورم آقا امضا کند. مادر من برای آنها صحبت کرد که آقا وقت این کارها را ندارند، شما فقط به آنجا می روید و دست ایشان را می بوسید و می آیید. وقتی داخل اتاق امام رفتیم و بچه ها خدمت ایشان رسیدند، آقا با مهربانی آنها را در آغوش گرفتند و یک یک سؤال و جواب که مثلاً تو کلاس چندی؟ اسم معلمت چیست؟ چه کار می کنی؟ پسر بزرگ من با خجالت آن قرآن را به طرف آقا برد و گفت که آقا این را به عنوان یادگاری برای من امضا کنید. امام همراه با امضا کردن این قرآن، گفتند: همیشه یادت باشد که امضای آن را نگاه نکنی، درون آن را نگاه کنی و چیزهایی که در آن نوشته شده است، به خاطرت بسپاری. ایشان با علی محمد که آن موقع پنج یا شش ساله بود شروع به بازی و شوخی و خنده کردند و از همه مهمتر دختر را که خیلی عزیز می داشتند، با او به مزاح و شوخی و خنده پرداختند. بچه دیگر من بهادر مدرسه رفته بود و اجازه گرفته بود که من می خواهم به ملاقات امام بروم. مدیر آنها کتاب مفاتیحی که در مدرسه می خواندند، به او داده بود و گفته بود که این را بده به حضرت امام امضا نمایند و یک چیزی بنویسند. امام بعد از اینکه قرآن را امضا کردند، گفتند: آن چیست که زیر بغل شماست، گفت که آقا این مال مدیر مدرسۀ من است، گفتند که این را امضا بفرمایید، آقا گفتند: با اینکه این کار را نمی کنم، ولی چون تو آورده ای و پسری هستی که می خواهی هم به کارهای قرآن ادامه بدهی و هم به کارهای مفاتیح، من برای تو امضا می کنم که این را به مدیرت بدهی. سپس به من گفتند: چرا دوربین نیاوردی که با بچه ها عکسی بگیریم؟ گفتم: آقا شرمنده هستم، من فکر می کردم که همه این کارها باعث مزاحمت شما می شود.

صمیمی و مهربان

امام با نوه هایشان خیلی صمیمی و مهربان بودند. شاید چون آنها خُردسال و بعضاً جوان بودند، حضرت امام با آنها خیلی رفیقتر و مهربانتر بودند. مثلاً وقتی که ما خدمتشان بودیم، سختشان بود که به ما کاری واگذار کنند. اما به نوه ها می گفتند: «این لیوان را آب کن» یا «آن دوای مرا بده» یا «آن استکان را بردار». خلاصه با آنها صمیمی و خودمانی تر بودند، آنها هم شیفتۀ حضرت امام بودند.

آنها را نوازش کن

بچه ای برای امام گل آورده بود و می خواست پیش امام برود، من او را نزد امام بردم. امام گل را از او گرفت و او را در بغل گرفت و بوسید و بعد فرمودند: پولی به ایشان بده. من به امام عرض کردم: آقاجان، از این بچه ها زیاد می آیند و گل می آورند و می خواهند خدمت شما بیایند. امام فرمودند: تو از طرف من گل را از آنها بگیر و آنها را نوازش کن و یک چیزی هم به آنها بده که با دل خوش بروند.

منبع: پدر مهربان، خاطراتی از رفتار حضرت امام خمینی(س) با کودکان و نوجوانان، به کوشش: سیداحمد میریان، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ص ۱-۲۶

انتهای پیام

 

۲۱۲۵- تفاوت محبت حقیقی و مجازی در بحران ها شناخته می شود+ بحران محک محبت حقیقی

۱۵ فروردین

مردم خیرخواه کشورمان، با کمک‌های نقدی و غیر نقدی، نقش چشمگیری در امدادرسانی به سیل زدگان داشته‌اند.

به گزارش گروه فیلم و صوت باشگاه خبرنگاران جوان، علی اصغر پیوندی رئیس جمعیت هلال احمر، طی گفتگویی با خبرنگار ما، جزئیات کمک‌های مردمی به سیل زدگان را تشریح کرد که در ادامه مشاهده می‌کنید.

گفتنی است؛ مردم با کمک‌ ۱۴ میلیارد تومانی، نقش چشمگیری در امدادرسانی به نیازمندان داشته‌اند.

 

 

 

۲۱۲۴- چگونه برنامه های ماهواره و کانال های فضای مجازی دشمنی با محبت حقیقی را تولید می کند.؟

۱۱ فروردین

دیدن فیلم‌های مستهجن چه بلایی بر سر کودکان می‌آورد؟

سلامت نیوز/ در اینجا زیان های مشاهده عکس ها و فیلم های مستهجن در کودکان بیان شده اند. یکی از عواقب مشاهده فیلم های پورن در کودکان بلوغ زودرس جنسی و خودارضایی و عوارض پس از آن است.

دیدن فیلم‌های مستهجن چه بلایی بر سر کودکان می‌آورد؟ کامپیوتر، اینترنت، ماهواره، فیلم، دی‌وی‌دی، موبایل و … زیاد شده‌اند، رسانه‌ها را می‌گویم آنقدر زیاد که دیگر نمی‌شود با ممنوع کردن ماهواره و محدود کردن ساعات استفاده از اینترنت و پایین آوردن مدل موبایل‌ها جلویش را بگیریم.

وقتی نوجوان یا جوانی در خانه داشته باشی خوب می‌دانی که نمی‌شود به زور چوبِ تر و بستن چشم بچه‌ها، آنها را از ورطه‌های خطرناک دور کرد.

به نظر شما تا کی می‌توان مثل یک نگهبان فرزندان را رصد کرد؟ از کی می‌شود با اطمینان خاطر به آنها اعتماد کرد؟

اصلا چگونه به فرزندمان یاد بدهیم با تدبیر و دقت، راه‌های درست را از غلط باز شناسد تا در دریای رسانه‌هایی که رو به فزونی است، غرق نشود؟ ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: «فلانی شناگر قابلی است، اما آب ندیده است»، حالا در دورانی زندگی می‌کنیم که دریایی در دسترس است، آیا شناگری درست را به فرزندمان آموخته‌ایم؟

بیشترین تقاضا برای محصولات هرزه‌نگاری، در نوجوانان دوازده تا هفده ساله است. برای دستیابی به این محصولات هم راه سختی پیش رو نیست، کافی است تا سر خیابان قدم بزنید و تعداد دی‌وی‌دی فروش‌هایی را که کنار خیابان بساط کرده‌اند بشمارید تا دست‌تان بیاید.

حتی بسیاری از خانواده‌ها با دیدن سریال‌های شبانه ماهواره بستری را برای فرزندان‌شان فراهم می‌کنند که آنها را به سوی محصولات هرزه‌نگاری می‌کشاند.

این والدین معمولا می‌گویند که سریال‌ها صحنه‌های زننده یا تحریک‌کننده ندارند، در حالی که موضوع سریال حول محور مسائل جنسی می‌چرخد و همین مساله کافی است تا کودک و نوجوان را به کنجکاوی وا دارد.

در واقع این محصولات تبدیل به اولین و ساده‌ترین مسیر برای دریافت اطلاعات و آموزش جنسی این دامنه سنی شده‌اند؛ در حالی که این تصاویر و فیلم‌ها، از هرگونه آموزش و بیان واقعیت‌ها و مسائل بهداشتی خالی هستند و کودکان و نوجوانان را در معرض خطرهای جسمی و روانی قرار می‌دهند.

برخی از این آسیب‌ها و خطرات :

شکل‌گیری عقاید و نگرش‌های غلط جنسی

محصولات هرزه‌نگاری، به صورت اغراق‌آمیز و غیرواقعی رابطه جنسی را نشان می‌دهند، در نتیجه باعث می‌شوند کودک و نوجوان، که هنوز نگرش و اطلاعاتی نسبت به امور جنسی ندارند، به صورت کامل این عقاید و باورهای غلط را قبول کنند و در واقع این تصاویر و محتوا را به عنوان الگوی درست رابطه جنسی بپذیرند.

بلوغ جنسی زودرس

هنگامی که کودک با تصاویر و محرک‌های مختلف جنسی زودتر از سن مناسب خود برخورد کند، امکان بلوغ جنسی زودرس، انجام رفتارهای جنسی زودهنگام، بروز هیجانات منفی ناشی از تغییرات بدنی، طرد توسط همسالان، انتظارات بیش از حد اطرافیان و والدین و … وجود دارد.

در معرض خشونت و تجاوز جنسی قرار گرفتن

برخی افراد بزرگسال که دچار انحرافات جنسی هستند، ممکن است از تصاویر و فیلم‌های محرک جنسی به روش‌های مختلف استفاده کنند، که هدف‌شان تحریک و فریب کودکان و نوجوانان است.

از سویی تماشای این تصاویر باعث می‌شود کودک و نوجوان بیشتر در معرض برقراری رابطه جنسی قرار گیرد، که نتیجه آن خشونت و تجاوز جنسی خواهد بود.

تقلید و انجام رفتارهای جنسی

مشاهده می‌شود برخی از کودکان و نوجوانان پس از تماشای صحنه‌ها و فیلم‌های مستهجن، به تقلید آن اعمال با دوستان و حتی افراد کوچک‌تر از خود مبادرت ورزیده‌اند، که خود می‌تواند زمینه‌ساز بارداری‌های ناخواسته، ابتلا به بیماری‌های جنسی و حتی اعتیاد و وابستگی به رابطه جنسی شود.

ایجاد ترس و سردرگمی از مسائل جنسی

در هرزه‌نگاری معمولا کودکان و نوجوانان خیلی زودتر از زمان لازم و به طور نابه‌هنگام درباره روابط جنسی اطلاعات کسب می‌کنند.
حتی مشاهده می‌شود برخی از کودکان پس از رویارویی با این تصاویر، به شدت حالت‌های اضطرابی و علائمی مانند کابوس‌های شبانه، ناخن جویدن و شب ادراری پیدا کرده‌اند.

خودارضایی و عوارض پس از آن

خودارضایی یکی دیگر از نتایج مشاهده تصاویر و فیلم‌های مستهجن است.
کسانی که خودارضایی می‌کنند در دام تکرار آن می‌افتند و کم‌کم عوارض جسمانی ناشی از خودارضایی، آنان را ضعیف می‌کند و آن‌ها را آماده بیماری‌هایی همچون افسردگی و اضطراب می‌نماید.

نوجوانتان را به رسمیت بشناسید

بررسی‌ها نشان داده است که معمولا مادران اطلاعاتی درباره بلوغ و مسائل جنسی به دختران خود می‌آموزند و پدران برای آموزش این مسائل به پسران‌شان کمتر تلاش می‌کنند.

معمولا سه مساله اصلی مانع می‌شود تا والدین فرزندان را به رسمیت شناخته و با آنها در این‌باره صحبت کنند:

* فقدان آگاهی والدین از چگونگی آموزش جنسی

* ترس از شکستن حریم‌های خانوادگی

* آگاهی از زمان مناسب برای چنین گفت‌وگویی

پس والدین باید ابتدا آگاهی خودشان را بالا ببرند و بدانند صحبت کردن در این حوزه بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است و به دنبال زمانی باشند که برای صحبت در این حوزه مناسب است و بهترین زمان، وقتی است که فرزند خودش از والدین سوال می‌پرسد، حتی اگر سوال کودک نشان‌دهنده یک کنجکاوی است، فرصت را غنیمت شمرده و با او در این مورد صحبت کنید. نکاتی که ذکر شد را با زبانی پدرانه و اندکی قاطعیت برایش بگویید.

کنترل‌گر نباشید

امروز اینترنت را قطع کنید، فردا ماهواره را جمع کنید، پس‌فردا موبایلش را چک کنید، با کافی‌نت و دوستان و سایر ارتباطاتش چه می‌کنید؟

اگر نشانه‌هایی مبنی بر مشاهده تصاویر و فیلم‌های مستهجن پیدا کرده‌اید، به دنبال حل مشکل باشید و با او حرف بزنید، چرا که محدود کردن او سبب می‌شود در این زمینه کنجکاوتر شود و با شما مقابله کند.

حفظ حریم را از سوءاستفاده شناسایی کنید

خیلی وقت‌ها والدین شواهدی مبنی بر مشاهده فیلم‌ها و تصاویر مستهجن از طرف فرزندان‌شان دارند، اما گمان می‌کنند سکوت سبب می‌شود حرمت بین‌شان حفظ شود، در حالی که برخی فرزندان از این سکوت سوء‌استفاده می‌کنند.اگر با یکی از محصولات هرزه‌نگاری مواجه شدید، بدون این‌که پرخاشگری کنید یا او را از امکاناتش محروم کنید با او حرف بزنید، حتی می‌توانید از این فرصت استفاده کنید و درباره آموزش این مسائل با او سخن بگویید.

آنچه لازم است والدین توجه کنند

در حالی که تصاویر محرک جنسی به روش‌ها و علل مختلف می‌تواند بر روی کودکان و نوجوانان تاثیرگذار باشد، باید به شما اطمینان دهم هر کودک و نوجوانی که تصاویر محرک جنسی را نگاه کرد، لزوما تحت تاثیر آن قرار نمی‌گیرد و همه کودکان و نوجوانان به یک اندازه دچار آسیب در این مقوله نمی‌شوند؛ زیرا تاثیر هرزه‌نگاری کاملا تدریجی است و اگر کودک و نوجوان شما تاکنون یک یا چند بار، با تصاویر و فیلم محرک جنسی روبرو شده است، هنوز جای نگرانی شدید نیست و می‌توانید مداخله مناسبی انجام دهید.

با فناوری‌های جدید آشنا شوید

بسیاری از روش‌های دسترسی فرزند شما به محصولات هرزه‌نگاری، فناوری‌های جدید مانند تلفن همراه، اینترنت و … است، پس لازم است برای پیشگیری، با این موارد آشنا شوید.

از روش‌های خشن و محروم‌سازی استفاده نکنید

اینکه بخواهید وسایل تفریحی فرزندتان را بگیرید یا اینترنت او را قطع کنید، چاره کار نیست؛ زیرا نوجوان احساس حقارت می‌کند و برای این مسائل هم کنجکاو می‌شود و هم مقابله‌جو.

خودتان آموزش دهید

به طور کلی بیشتر پدر و مادرها نگاه خوبی از صحبت کردن درباره مسائل جنسی با کودکان خود ندارند، چه برسد به صحبت کردن درباره هرزه‌نگاری.

والدین باید آگاهی خود را در این زمینه ارتقا ببخشند و تا آنجایی که می‌توانند به فرزندان خود آموزش‌های درست را بدهند.

یک هشدار برای دیدن فیلم‌ها و تصاویر مستهجن

دکتر «استراچر» متخصص علم برانگیختگی جنسی که بر روی تاثیر فیلم‌های مستهجن بر جوانان تحقیق می‌کند، گفت: «در طی تحقیقاتم، زمانی که از افراد می‌خواستم تا اولین تجربه خود را از فیلم سکس بیاد بیاورند، بیشتر آنها اعلام می‌کردند که این تصاویر را به‌طور تصادفی و غیر عمدی در اینترنت مشاهده کرده‌اند و اصلا نمی‌خواستند این تصاویر را ببینند».

وی گفت: «بیشتر جوانان امروزه قربانیان اینترنت هستند و علاوه بر سایت‌های حرفه‌ای مخصوص مسائل ابتذال جنسی، بیشتر جوانان برای شوخی هم که شده تصاویر جنسی را به عناوین مجاز برای دوستان خود ارسال کرده و شخص ناخواسته بعد از بازکردن ایمیل با تصویر مبتذل روبرو شده و دچار اختلالات مغزی می‌شود که در نهایت او را به سمت هرزگی و دیدن دوباره این‌گونه فیلم‌ها و تصاویر هدایت و جذب می‌کند.

شما نمی‌توانید بعضی چیزها را ببینید، ولی آنها به این راحتی پاک نمی‌شوند و به صورت یک خالکوبی در مغزتان حک می‌شوند و در نهایت شوک بسیار قوی را بر کل سیستم بدن‌تان وارد می‌کنند.

آنها بعد از گذشت سال‌ها به قدری اولین تصاویر مبتذل و جزئیات آن را به یاد می‌آورند که اگر از آنها تصاویر مبتذل جدید را بپرسید، این قدر دقیق یادشان نمانده است».

وی گفت: «دسترسی آسان به فیلم‌های مبتذل باعث ایجاد نسلی در آینده از جوانان می‌شود که به مسائل جنسی به عنوان یک ابزاری برای سرگرمی می‌نگرند و ۸۰ درصد کودکانی که برای اولین بار این تصاویر را می‌بینند به کسی این موضوع را نمی‌گویند و با ادامه تحریک آنها به دیدن این تصاویر بیشتر از لحاظ ارتباط اجتماعی منزوی می‌شوند».

شایان ذکر است که تحقیقات حاکی از این است که دیدن تصاویر و فیلم‌های مبتذل باعث تسریع در ایجاد ارتباط جنسی شده و تاثیر بدی در اولین تجربه جنسی با همسر آینده فرد می‌گذارد.

در حال حاضر اکثر والدین غربی بر علیه فیلم‌ها و تصاویر مبتذل در اینترنت اعتراض کرده‌اند و خواستار فیلتر‌گذاری بر روی چنین سایت‌هایی هستند.

قابل توجه کسانی که می‌خواهند تفکر اروپایی در این مورد داشته باشند، حتی در غرب هم آموزش و تربیت جنسی زمان مناسب خود را دارد!

به طور میانگین در هر صد فیلمی که در سال تولید می‌شود، حدود ۴۳۰۰ شخصیت به ایفای نقش می‌پردازند که حدود یک سوم از این تعداد را زنان تشکیل می‌دهند.
سوء استفاده های جنسی از زنان، در رسانه های جمعی غرب منجر به آن شده است که جوانان هویت فردی خود را از دست داده و دچار سردرگمی‌های شناختی، فکری و عاطفی شوند که به نوبه خود به از هم گسیختگی کانون خانواده و ایجاد روابط ناسالم اجتماعی منتهی می‌شود.

پایگاه تحلیلی «آمریکن تینکر» در مقاله‌ای تحلیلی به قلم «جانیس شاکروز» می‌نویسد: در عصری که گفته می‌شود زن و مرد از حقوق مساوی برخوردارند، جالب است که هنوز شاهد برخی از باورهایی هستیم که بر قوت خود باقی هستند. هرچه که دنیا بیشتر تغییر می‌کند، این باورهای کهن نیز محکم‌تر برجای خود باقی می‌مانند.

در تحقیقی که به تازگی بر روی ۱۰۰ فیلم مستهجن برتر سینمای «هالیوود» انجام شد، محققان بخش رسانه و ارتباطات دانشکده «آنبرگ» دانشگاه «کالیفرنیای جنوبی» بدین نتیجه رسیدند که تاکید بر جاذبه جنسی زنان در این فیلم‌ها نسبت به گذشته چندین برابر شده است.

یکی از محققان این تحقیق اظهار کرد: به طور میانگین در هر صد فیلمی که در سال تولید می‌شود، حدود ۴۳۰۰ شخصیت به ایفای نقش می‌پردازند که حدود یک سوم از این تعداد را زنان تشکیل می‌دهند. جالب توجه آنکه، بکارگیری این تعداد بازیگر زن از جانب دست‌اندرکاران ساخت فیلم به پدیده ای عادی مبدل شده است که آن خود حالتی اسفبار را ایجاد کرده است.

*تاکید بر بعد جنسی زنان در رسانه های غرب

جالب‌تر آنکه، به‌رغم پیشرفت روز افزون زنان در عرصه های مختلف علمی، ورزشی، پزشکی، حقوق و دستیابی آنها به موقعیت‌های برتر شغلی و مالی، باز هم توجه به بعد جنسی زنان پررنگ‌تر است. تحقیقات انجام شده در دانشکده «آنبرگ» بر این نکته تاکید دارد که میزان دیالوگ‌های بازیگران مرد در این فیلم‌ها ۲ برابر بازیگران زن است (۳۷.۸ درصد دیالوگ‌ها متعلق به زنان و ۶۷.۲ درصد متعلق به مردان است).

این فیلم‌ها این باور را رواج می‌دهند که زنان چیزی جز کالایی جنسی نیستند. افزون بر سینما، در تلویزیون نیز شاهد آن هستیم که گویندگان مرد در سنین ۴۰،۵۰ و گاهی ۶۰ سال در حال فعالیتند، در حالی که گویندگان زن تنها ۲۰ تا ۳۰ سال سن دارند، که این خود، به رواج بیشتر این نگرش دامن می‌زند.

*عادی سازی سوء استفاده جنسی از زنان در فیلم‌های هالیوود

توجه به بعد جنسی زنان نه تنها جالب نیست، بلکه هنگامی که تاثیر آن را در رفتار جوانان و نوجوانان می‌بینیم، بسیار آزار دهنده است. این تحقیق همچنین مبین این نکته است که استفاده از پوشش‌های نامناسب و مبتذل و لوازم آرایش در این فیلم‌ها در زنان ۶ برابر مردان است (۳۳.۸ درصد متعلق به زنان در برابر ۵.۳ درصد مردان).

آزاردهنده تر آنکه از دختران نوجوان نیز مانند زنان ۲۰ ساله و بالاتر به عنوان محرکان جنسی استفاده می‌شود. چنین فیلم‌هایی مردان جوان را به این سمت سوق می‌دهد که به زنان و دختران به دید کالایی جنسی بنگرند، حتی در برخی از موارد سوء استفاده های جنسی از زنان و دختران بسیار عادی نشان داده شده است.

*بلوغ جنسی زودرس، نخستین پیامد فیلم‌های مبتذل

بسیاری از نظریه‌پردازان فرهنگی به شدت از بلوغ جنسی زودرس فرزندان و تاثیرات منفی آن نگرانیم. از جمله این تاثیرات آنست که حتی دختران کوچک نیز به جای فعالیت‌های ورزشی و درسی به دنبال آن هستند که خود را زیبا و جذاب نشان دهند.

انجمن روانشناسی آمریکا گروهی از محققان را مامور کرد تا بر روی بعد جنسی دختران و مشکلات بلوغ جنسی زودرس در آنها را مورد مطالعه قرار دهند. آنان دریافتند که پیامدهای بلوغ جنسی زودرس معضل بزرگی است که بر روی اعتماد به نفس، تعادل روحی-روانی، سلامت جسمی، امنیت فردی و پیشرفت‌های گوناگون تاثیرگذار است.

*بیماری‌های ناشی از بلوغ جنسی زودرس و عواقب آن

بسیاری از دختران خود نیز به خود به دیده کالایی جنسی می‌نگرند و گاهی با نگاه کردن به بدن نابالغ خود احساس کمبود می‌کنند. برخی تصور می‌کنند که اندام نابالغ آنها دلربا نبوده و دچار یاس می‌شوند. مشاورین مدارس از افزایش روزافزون موارد ابتلای دختران به بیماری‌ها و ناهنجاری‌هایی نظیر کم اشتهایی و اضطراب از حضور در انظار عمومی اظهار نگرانی می‌کنند.

با وجود اینکه آمار دقیقی از تعداد این دختران در دست نیست، محققان اظهار می‌دارند که ۱۰ تا ۳۵ درصد زنان جوان دچار اختلالات تغذیه ای هستند که از این میان ۱۵ درصد دختران مبتلا به بی اشتهایی در طی ۱۲ سال جان خود را از دست می‌دهند. واضح است که در بسیاری از موارد اختلالات ناشی از بلوغ جنسی زودرس می‌تواند فاجعه بار بلکه مرگ آفرین باشد.

*رسانه های جمعی نخستین عامل ایجاد بلوغ جنسی زودرس

دغدغه بسیاری از والدین آنست که برای دخترانشان پوشاکی را فراهم کنند که با البسه زنان خیابانی متفاوت باشد. اخیرا شرکت‌های «آبرومبانی» و «فیچ» لباس‌های زیر مبتذلی را برای کودکان طراحی کرده‌اند که با درج عبارات دارای بار معنایی جنسی، به جذابیت جنسی آنان نیز می‌افزاید.

در ادامه تحقیقات خود، APA  از عواملی نظیر رسانه های جمعی، اینترنت، فیلم، تلویزیون و غیره، به عنوان عوامل اولیه ایجاد بلوغ جنسی زودهنگام در کودکان نام برد. APA در ادامه خاطر نشان می‌کند که هر فرد بالغ به صورت متوسط هفته ای ۴۰ ساعت از وقت خود را به تماشای چنین برنامه‌هایی اختصاص می‌دهد، که این زمان بیشتر از زمانی است که با والدین خود سپری کرده، و یا به فعالیت‌های دیگر می‌پردازد (به استثنای خواب و مدرسه).

*تصاویر مستهجن و تاثیرات آن بر از هم گسیختگی نظام خانواده

مادامی که فرزندانمان در محیطی زندگی می‌کنند که تصاویر خلاف عفت از زنان به راحتی منتشر می‌شود، فرهنگ نگرش ابزاری به جنس مؤنث به قوت خود باقی می‌ماند. موسسه تحقیقاتیAPA  گزارش داد که بلوغ جنسی زودرس پیامدهای مخرب درازمدتی دارد که از جمله آن می‌توان به از هم گسیختگی کانون خانواده، ناتوانی در برقراری روابط سالم اشاره کرد.

منبع: فارس

باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir

 

۲۱۲۳- محبت حقیقی در واژگان بیانیه نورانی گام دوم حکیم امام خامنه ای حفظه الله تعالی

۰۸ فروردین

معاون همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش تشریح کرد جزئیات کامل۴ محور علمی و فرهنگی در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به تشریح جزئیات کامل۴ محور علمی و فرهنگی در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی پرداخت.

جزئیات کامل4 محور علمی و فرهنگی در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس به ارائه وظایف پیشنهادی برای ۴ نهاد فرهنگی در بیانیه گام دوم انقلاب پرداخت و اظهار کرد: برای استحکام و استمرار انقلاب اسلامی ایران نیاز به مثلث پایداری یا همان قاعده لطف شامل ۳ عنصر مقصد، مطیه و مقتدی داریم.

وی ادامه داد: اکثر قریب به اتفاق آسیب‌های اجتماعی در ۴۰ سال پشت سر، یا به سبب اهداف نارسا بوده یا به علت ترکیب و تلفیق سبک زندگی اسلامی و غربی که رهبری متناسب خود را جاذب بوده، است، برای اثبات این موضوع زیرساختی  نیاز است قرآن را به داوری بطلبیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: ما در بارش کلید واژه‌های تربیتی قرآن حکیم، ۲ عنوان چشم‌نواز اسوه را حس می‌کنیم؛ یکی اسوه درباره شخص رسول اکرم(ص) و دیگری هم درباره حضرت ابراهیم(ع) است؛ آیه شریفه۲۱ سوره احزاب می‌فرماید «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ اسوه یعنی مدل، الگو، سبک‌ساز، روش پرداز، چارچوب گذار، قالب دهنده؛ انسان برای اولین وهله بهره‌برداری از جوارح و جوانح‌اش با ذهن تهی مواجه می‌شود، به همین سبب در منابع اسلام ناب محمدی آمده است که فعل و گفته‌ پیامبر و امام و حتی سکوت آنان حجت است.

وی توضیح داد: مثلاً اگر شما غذایی میل کردید و اسوه آسمانی شما را دید و سکوت کرد، سکوت ایشان دلالت بر حلیت  طعام  می‌کند، و اگر اسوه  در صحنه‌های اجتماعی ورود داشت جواز الهی، آن را صادر نموده است. در نهایت به این نقطه می‌رسیم که انسان شدید نیاز به الگو دارد، زیرا حرکت مبدأ و حرکت مقصدی انسان نمی تواند با دو رهبر بصورت مستقل و تفکیکی نیازهای بشر را بلا عوارض و چالش بر آورده کند، به همین سبب قاعده لطف ایجاب می‌کند که بشر از سوی خالقش رهبری شود.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش توضیح داد: انسان موجودی الگو پذیر است، ذاتا خودش را دوست می دارد و قهرمان طلبی یک غریزه‌ای است که درون سلول سلول ایشان لانه کرده، و این  بیانگر آن است که انسان بدون رهبر وحیانی قادر نیست در نظم جهان هستی جایگاهی داشته باشد.

وی گفت: با توجه به شاخص‌های حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ( ۱- عصمت، رهبری امام معصوم ۲- قانون خدا ۳- حکومت مستضعفان) «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» باید شبانه روزی به این مهم اندیشید که حلقه مفقوده میان پیامیران تا حکومت منجی عالم بشریت ارواحنافداه در اختیار چه افرادی و اوصافی و با چه شرایطی باید قرار گیرد،  تا انسان به دره دهشتناک بی هدفی در جهان خلقت سقوط نکند، و هم چنین سلطه حکومت جنگل یعنی، (الحکم لمن غلب) را بر دوش نکشد، و داستان پر باستان تعیین رهبری برای کشورهای غیر اسلامی و به ویژه اسلامی که نمونه آن را در کشور مصر شاهد بوده ایم و هستیم، گرفتار نگردد.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اظهار کرد: قرآن می‌فرماید«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً »؛ با تفکر در این آیه شریفه شاهد سه وظیفه جعل شده بر انسان هستیم،  وظیفه اول اینکه اطاعت کنید از خدا و رسول خدا « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ » اگر اختلافی شما را بی تاب کرد « فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ » مراجعه کنید به الله و رسول و در پایان قلب انسان را مخاطب قرار می‌دهد.« إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ ».

وی ادامه داد: این آیه شریفه می‌فرماید « ‌ای مردم اطاعت کنید از خدا و رسول و اولی الامر، اگر اختلاف شد مراجعه کنید به خدا و رسولش» سپس به وظیفه قلبی اشاره دارد که اگر ایمان دارید به خدا، از این سوال استکشافی یا همان استعلامی معلوم می‌شود که همه مسیرها در جهان هستی پایانش به الله می‌رسد پس در نهایت رهبر باید در این حلقه مفقوده کسی باشد که مسیر الی الله از درونش جوشیده باشد، و سپس دیگران را به خالق  آن راهبر و رهنما باشد.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: وظیفه ما مردم و مسؤولین ایران زمین اصل مهم بیعت است یعنی نظام اجتماعی قرآنی را پاس داشتن، علت بحث از رهبری در اینجا به خاطر این است که آمدن حضرت مهدی(عجل الله تعالی) یک مقدماتی می‌خواهد و عمود تمامی مقدمات ظهور حضرت صاحب الامر، رهبری قبل از حضرتش است زیرا که ارتباط مردم را با آن حضرت باید به نوعی بستر سازی کرد که مردم در زمان حضور  با دل به استقبال حضرت صاحب الزمان گسیل شوند نه با پای استدلال که زمانش قبل ظهور باید به پایان می رسید تا قلب را واله و شیدا تحفه ملکوتی می‌کرد.

وی افزود: پیغمبر خاتم صلی الله علیه و آله ابتدا مسعب را به مدینه گسیل داشت و مسعب یک جوانی بود، فرمودند برو تا ببینم مردم با تو چه می‌کنند، یا سرور و سالار شهیدان اول حضرت مسلم را راهی نمودند تا مردم آمادگی خودشان را محک بزنند، و این یک قاعده اهداء و اعطای نعمت افزون و استکمالی دستگاه هستی بر مخلوقات است، این شعار نورانی «یا حجه ابن الحسن عجل علی ظهورک»، مردم نجیب و مسؤولین غیرتمند را بر آن می دارد که افکار و اقوال و رفتار خودشان را نسبت به امام راحل و مقام معظم و معزز رهبری کالبد شکافی نموده تا  علل بسیاری از آسیب های اجتماعی را پیشگیری کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اضافه کرد: جهت این جراحی اعتقادی نیاز است به تقاوت میان کلام وحی و احادیث قدسی و حکمت بپردازیم تا اینکه سهل انگاری نسبت به بیانات حکیم در جوامع بشری روشن شود و اینکه بعضی از مسؤولین و یا فرهیختگان در ملاقات‌های مقام معظم رهبری در حال نگارش مشاهده می شوند و یا در نوشته‌های خود از کلمات شأن‌دار و یا حرکات عاشق پسند ابراز وجود می‌کنند، و هم چنین علت اعطای لقب حکمت به افراد محترمی مانند فردوسی و سعدی که برخی از ساحت های بشری را مهندسی کرده‌اند و همچنین مقام معظم و معزز رهبری که ۶ ساحتی این توفیق من الله را به همه مسلمانان و آزادگان جهان اهدا می‌کنند، تحلیلی به عمل آید.

وی با طرح این پرسش که «حدیث قدسی چیست؟»، گفت: حدیث قُدسی کلامی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله آن را از خداوند نقل می‌کند، به آن حدیث ربانی و هم چنین حدیث الهی نیز می‌گویند؛ در این احادیث، معنی و مضمون از خداوند و الفاظ از پیامبر است؛ مضمون مورد نظر ممکن است به واسطه فرشته الهی و یا الهام و یا القای در خواب به پیامبر منتقل شده باشد. این احادیث معمولا با کلماتی مانند «قال الله» یا «یقول الله» آغاز می‌شوند. حدیث قدسی با قرآن تفاوت دارد؛ زیرا قرآن کریم از لحاظ مفهوم و لفظ از جانب خداوند است ولی حدیث قدسی فقط مضمونش و محتوایش از جانب خداوند است، در جنبه‌های مربوط به معجزه‌بودن یا بعضی از مفاهیم نیز بین قرآن عظیم و حدیث قدسی تفاوت وجود دارد.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: اقوالی که به پیامبران گذشته منسوب است نیز در جمع احادیث قدسی است، و در برخی روایات، این احادیث از انبیای سابق نقل شده‌اند. مضمون و مفاهیم احادیث قدسی بیشتر سبقه اخلاقی و عرفانی دارد؛ در بیان کارشناسی مرحوم علامه طباطبایی فطرت و حکمت با هم در آمیخته شده است و مطابقت با جهان واقع از خصوصیات آن است.

وی به متنی از ترجمه المیزان اشاره کرد و افزود: همچنان که بیان شد، حکمت در زبان قرآن عبارت است از علم و معرفت داشتن به مجموعه اصولى که موافق با فطرت انسانى و مطابق با واقع هستند. اما حکمتى که در علوم بشرى از آن یاد می‌شود در مقابل علوم تجربى به کار رفته و بیشتر مباحث نظرى و عقلى صرف را شامل می‌‏شود. از این‏ رو به نظر می‌رسد شباهت این دو فقط در عقلى و نظرى بودن باشد و لکن از دو جهت تفاوت دارند یکى این که تمامى حکمت قرآن موافق با مقتضاى فطرت است و دیگر این که با واقع مطابقت دارد.

حجت الاسلام والمسلمین درودی ادامه داد: با این مقدمه فوق الذکر به این نقطه می‌رسیم که سخنان حکیم در وجود آدمی به گونه مهندسی پدید می‌آورد که قله‌های قلوب مردم را فتح می‌کند،  لذا در انقلاب اسلامی شاهد بودیم و هستیم که معمار کبیر انقلاب اسلامی و در حال حاضر مقام معظم رهبری با پیش درآمد بر پایی ظهور منجی عالم بشریت جامعه اسلامی ایران و جهان را توفیق مدیریت داشته و دارند، و لکن این سبک مدیریت از جنس حکمت می‌نماید، زیرا جنس افکار و اقوال و رفتار این دو حکیم متأله فطرت محور و واقع گراست زیرا این شیوه مدیریت تا به حال توانسته انقلاب و مردم را با همه مشکلات درونی و برونی پایدار و پیشرو داشته باشد، و لکن با تمام اوصاف مذکور وجود آسیب ها و چالش های در جامعه امروز ما، باید شناسنامه‌اش شفاف‌سازی شود.

وی اضافه کرد: این موضوع مهم و زیر بنایی است، چراکه ایجاد فرآیند خواسته و ناخواسته جریانات تقابل و تعاند با رهبری، یعنی آتش خاموش ناشدنی آسیب ها را به خود و دیگران اختصاص دادن، با کمی توجه در ۴۰ سال پشت سر در می یابیم که اوراق تاریخ زرین انقلاب اسلامی گواه متقن و مناسبی برای این ادعا بوده و هست.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: بعد از صدور بیانه گام دوم انقلاب اسلامی مقام عظمای ولایت ۴ برخورد با آن‌ را شامل برخورد رسانه‌ای، برخورد احساسی، برخورد علمی و برخورد تنقیصی را شاهد بوده‌ایم؛ در مورد برخورد رسانه باید گفت حرکت و جریانی را شاهد نبودیم که خصوصا جوانان شیفته آن شوند، و در مورد احساسی باید گفت علاقه‌مندان کوچه و خیابان و روستا همیشه بیانات معظم له را قوت قلب می‌دانند و فقط درصدد دعاگویی می‌تواند انجام وظیفه کنند، و لکن در بحث آغوش علمی از بیانیه حکیم امام خامنه ای‌، باید به آیت العظمی نوری همدانی حفظه الله درود خدا و رسول را نثار کرد که این بیانیه را در کلاس درس حاضر نمودند و به عنوان یک متن آموزشی معرفی کردند، و در مورد چهارم هم باید گفته شود دشمنانی در درون و برون کشک خود را می سایند.

وی گفت: به همین سبب برای اینکه بخش سوم حمایت و پر رنگ دیده شود پیشنهاداتی جهت وظایف ۴ نهاد فرهنگی در زیر، جدول گذاری شده است که مدد اعضای کمیته‌های همکاری حوزه های علمیه و وزارت آموزش و پرورش را در ۳۲ استان و ۷۰۰ شهرستان برای عملیاتی شدن در عرصه سال ۹۸می‌طلبد.

ردیف متن سند در گام دوم جامعه شناختی تربیتی روانشناختی سیاسی
۱ بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله‌ الطّاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
احترام به انتخاب مذاهب توحیدی در جوامع تربیت بر مدار اکرام مقام انسانی بشریت پرهیز از خود شیفتگی ایجاد وحدت حداکثری
۲ از میان همه‌ ملّتهای زیر ستم، کمتر ملّتی به انقلاب همّت می‌گمارد؛ و در میان ملّتهایی که به پا خاسته و انقلاب کرده‌اند، کمتر دیده شده که توانسته باشند کار را به نهایت رسانده و به‌جز تغییر حکومتها، آرمانهای انقلابی را حفظ کرده باشند. امّا انقلاب پُرشکوه ملّت ایران که بزرگ‌ترین و مردمی‌ترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چلّه‌ی پُرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده و در برابر همه‌ی وسوسه‌هایی که غیرقابل مقاومت به نظر می‌رسیدند، از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دوّمین مرحله‌ خودسازی و جامعه‌پردازی و تمّدن‌سازی شده ‌است.  ایجاد تغییرات تمدن ساز ثبات در آرمانهای و اصالت شعارها تشکیل پادزهر وساوس ضد مقاومت الزام به شعارهای پایداری در آرمانها
۳ آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمی‌بُرد، انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوب‌ها را شکست؛ کهنگی کلیشه‌ها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود. امتزاج دین و دنیا تازه سازی کلیشه‌های تربیتی در هم تنیدگی جاذبه های دنیا و خصلت کمال طلبی در انسان هنر حفظ نهضت بزرگ دینی
۴ برای همه چیز می‌توان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد، امّا شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنا است؛ آنها هرگز بی‌مصرف و بی‌فایده نخواهند شد، زیرا فطرت بشر در همه‌ی عصرها با آن سرشته است. آزادی، اخلاق، معنویت، عدالت، استقلال، عزت، عقلانیت، برادری، هیچ یک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دوره‌ای بدرخشد و در دوره‌ای دیگر افول کند. هرگز نمی‌توان مردمی را تصوّر کرد که از این چشم‌اندازهای مبارک دل‌زده شوند. هرگاه دل‌زدگی پیش آمده، از روی‌گردانی مسئولان از این ارزشهای دینی بوده است و نه از پایبندی به آنها و کوشش برای تحقّق آنها. مستخدم بالطبع و متمدّن بالفطرة دلزدگی بشر در پایان راه دنیا پرستی حس عزت جویی و استقلال طلبی تقدم ارزش دینی بر حزبی
۵ انقلاب اسلامی همچون پدیده‌ای زنده و بااراده، همواره دارای انعطاف و آماده‌ تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست. به نقدها حسّاسیّت مثبت نشان می‌دهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرفهای بی‌عمل می‌شمارد، امّا به هیچ بهانه‌ای از ارزشهایش که بحمدالله با ایمان دینی مردم آمیخته است، فاصله نمیگیرد. انقلاب اسلامی پس از نظام‌سازی، به رکود و خموشی دچار نشده و نمی‌شود و میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمی‌بیند، بلکه از نظریّه‌ نظام انقلابی تا ابد دفاع می‌کند. پایداری اجتماعی در گرو عدم تضاد نظم سیاسی و اجتماعی- نظام‌سازی پیشرو محصول انعطاف و جبران آسیب‌ها روحیه انعطاف‌پذیری عدم احساس غرور کاذب در مقابل هشدارها و خطاها عدم انفعال در برابر صاحبان حرفهای بی عمل
۶ جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیده‌ها و موقعیّتهای نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود بشدّت پایبند و به مرزبندی‌های خود با رقیبان و دشمنان بشدّت حسّاس است. با خطوط اصلی خود هرگز بی‌مبالاتی نمیکند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند. بی‌شک فاصله‌ی میان بایدها و واقعیّتها، همواره وجدانهای آرمانخواه را عذاب داده و میدهد، امّا این، فاصله‌ای طی‌شدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بی‌شک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، با قدرت بیشتر طی خواهد شد. عدم تحجر جهت پاسخگویی به باید ها وواقعیت ها اجتماعی حس دشمن شناختی و حفظ مرزبندی‌ها بستر روحیه تولید انگیره تقدم حفظ مرزبندیهای خود با رقیبان و دشمنان بر منافع حزبی
۷ انقلاب اسلامی ملّت ایران، قدرتمند امّا مهربان و باگذشت و حتّی مظلوم بوده است. مرتکب افراط‌ها و چپ‌روی‌هایی که مایه‌ی ننگ بسیاری از قیامها و جنبشها است، نشده است. در هیچ معرکه‌ای حتّی با آمریکا و صدّام، گلوله‌ اوّل را شلّیک نکرده و در همه‌ موارد، پس ‌از حمله‌ دشمن از خود دفاع کرده و البتّه ضربت متقابل را محکم فرود آورده است. این انقلاب از آغاز تا امروز نه بی‌رحم و خون‌ریز بوده و نه منفعل و مردّد. حفظ تعادل در مقابل دشمن و ظهور آن در عدم انفعال و خشونت لذت از مهربانی و کذشت در عین اقتدار ارائه سلامت فطرت با رفتارصبورانه ضربت متقابل بر دشمنان را محکم فرود آوردن
۸ با صراحت و شجاعت در برابر زورگویان و گردنکشان ایستاده و از مظلومان و مستضعفان دفاع کرده است. این جوانمردی و مروّت انقلابی، این صداقت و صراحت و اقتدار، این دامنه‌ عمل جهانی و منطقه‌ای در کنار مظلومان جهان، مایه‌ سربلندی ایران و ایرانی است، و همواره چنین باد. حمایت از حقوق بشر حس مروت در کنار مظلومان جهان لذت از حقوق هم زیستی با مظلومان در مقابل ظالمان بی تفاوت نبودن
۹

اینک در آغاز فصل جدیدی از زندگی جمهوری اسلامی، این بنده‌ی ناچیز مایلم با جوانان عزیزم، نسلی که پا به میدان عمل می‌گذارد تا بخش دیگری از جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ را آغاز کند، سخن بگویم. سخن اوّل درباره‌ گذشته است.

بستر سازی جهت حضور جوانان حس سازندگی جهادی سبدگذاری خصال جوانان جهت فعالیت سازنده عدم استفاده ابزاری از ظرفیت جوانان
۱۰ برای برداشتن گام‌های استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت و از تجربه‌ها درس گرفت؛ اگر از این راهبرد غفلت شود، دروغها به جای حقیقت خواهند نشست و آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار خواهد گرفت. دشمنان انقلاب با انگیزه‌ای قوی، تحریف و دروغ‌پردازی درباره‌ گذشته و حتّی زمان حال را دنبال می‌کنند و از پول و همه‌ ابزارها برای آن بهره می‌گیرند. رهزنان فکر و عقیده و آگاهی بسیارند؛ حقیقت را از دشمن و پیاده‌ نظامش نمی‌توان شنید. توجه به آینده با شناخت و تجربه از گذشته قدرت تفکیک دروغ از حقیقت شناخت مبانی تحریف و دروغ‌پردازی در افکار پیاده نظام دشمن را کاذب  یافتن
۱۱ انقلابی که از متن ایمان و معرفت اسلامی پدید آمده است، الگو محسوب شود. انقلابیون اسلامی بدون سرمشق و تجربه آغاز کردند و ترکیب جمهوریّت و اسلامیّت و ابزارهای تشکیل و پیشرفت آن، جز با هدایت الهی و قلب نورانی و اندیشه‌ی بزرگ امام خمینی، به دست نیامد و این نخستین درخشش انقلاب بود. اندیشه مدیریت قلبی شهروندان سهم تربیت قلبی در رفتار نقش نورانیت قلب در رفتار انسان شناخت اندیشه سیاسی امام خمینی رحمه‌الله علیه
۱۲

پس آ‌نگاه انقلاب ملّت ایران، جهان دو قطبی آن روز را به جهان سه قطبی تبدیل کرد و سپس با سقوط و حذف شوروی و اقمارش و پدید آمدن قطبهای جدید قدرت، تقابل دوگانه‌ جدید «اسلام و استکبار» پدیده‌ی برجسته‌ جهان معاصر و کانون توجّه جهانیان شد. از سویی نگاه امیدوارانه‌ ملّتهای زیر ستم و جریانهای آزادیخواه جهان و برخی دولتهای مایل به استقلال، و از سویی نگاه کینه‌ورزانه و بدخواهانه‌ رژیم‌های زورگو و قلدرهای باج‌طلب عالم، بدان دوخته شد. بدین گونه مسیر جهان تغییر یافت و زلزله‌ انقلاب، فرعونهای در بسترِ راحت آرمیده را بیدار کرد؛ دشمنی‌ها با همه‌ شدّت آغاز شد و اگر نبود قدرت عظیم ایمان و انگیزه‌ این ملّت و رهبری آسمانی و تأییدشده‌ امام عظیم‌الشّأن ما، تاب آوردن در برابر آن همه خصومت و شقاوت و توطئه و خباثت، امکان‌پذیر نمی‌شد.

مشتری‌سازی ارزش‌های جامعه فطری توجه به امداد غیبی در فعالیت‌ها آرامش حقیقی را از کاذب تشخیص دادن تفکر ۳ قطبی داشتن
۱۳

به رغم همه‌ این مشکلات طاقت‌فرسا، جمهوری اسلامی روز به روز گامهای بلندتر و استوارتری به جلو برداشت. این چهل سال، شاهد جهادهای بزرگ و افتخارات درخشان و پیشرفتهای شگفت‌آور در ایران اسلامی است. عظمت پیشرفتهای چهل‌ساله‌ ملّت ایران آنگاه بدرستی دیده میشود که این مدّت، با مدّتهای مشابه در انقلابهای بزرگی همچون انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر شوروی و انقلاب هند مقایسه شود. مدیریت‌های جهادی الهام گرفته از ایمان اسلامی و اعتقاد به اصل «ما می‌توانیم» که امام بزرگوار به همه‌ ما آموخت، ایران را به عزّت و پیشرفت در همه‌ عرصه‌ها رسانید.

شناخت انقلاب ایمان محور

خودباوری و اعتماد به نفس

اعتماد به نفس فردی و جمعی سواد انقلاب شناختی
۱۴ انقلاب به یک انحطاط تاریخی طولانی پایان داد و کشور که در دوران پهلوی و قاجار به شدت تحقیر شده و به شدت عقب مانده بود، در مسیر پیشرفت سریع قرار گرفت؛ در گام نخست، رژیم ننگین سلطنت استبدادی را به حکومت مردمی و مردم‌سالاری تبدیل کرد و عنصر اراده‌ ملّی را که جان‌مایه‌‌ پیشرفت همه‌جانبه و حقیقی است در کانون مدیریّت کشور وارد کرد؛ آنگاه جوانان را میدان‌دار اصلی حوادث و وارد عرصه مدیریت کرد؛ روحیه‌ و باور «ما می‌توانیم» را به همگان منتقل کرد؛ به برکت تحریم دشمنان،‌ اتّکاء به توانایی داخلی را به همه آموخت و این منشأ برکات بزرگ شد: بستر سازی جهت حضور مردم در عرصه مدیریت و نظام مردم‌سالار نشر خود باوری به دیگران پذیرش مدیریت جمعی و افزایش روحیه خوداتکایی مدیریت تفکیک میان حکومت استبدادی و مردم‌سالاری
۱۵

اوّلاً: ثبات و امنیّت کشور و تمامیت ارضی و حفاظت از مرزها را که آماج تهدید جدی دشمنان قرار گرفته بود ضمانت کرد و معجزه‌ی پیروزی در جنگ هشت‌ساله و شکست رژیم بعثی و پشتیبانان آمریکایی و اروپایی و شرقی‌اش را پدید ‌آورد.

سطح امنیت جامعه مردم‌سالار ارزش حفاظت از وطن ضمانت امنیت درون و برون با حب وطن پیروزی در جنگ ۸ سال را معجره دانستن
۱۶ اوّلاً: ثبات و امنیت کشور و تمامیت ارضی و حفاظت از مرزها را که آماج تهدید جدی دشمنان قرار گرفته بود ضمانت کرد و معجزه‌ پیروزی در جنگ هشت‌ساله و شکست رژیم بعثی و پشتیبانان آمریکایی و اروپایی و شرقی‌اش را پدید ‌آورد. قدرت استبدادی تحمل استقلال دیگران را ندارد باور به معجره در فعالیت‌ها مدیریت ملائکه را وجدان کردن آمریکا را کدخدا قلمداد نکردن
۱۷

ثانیاً: موتور پیشران کشور در عرصه‌ علم و فناوری و ایجاد زیرساخت‌های حیاتی و اقتصادی و عمرانی شد که تا اکنون ثمرات بالنده‌ آن روز به روز فراگیرتر می‌شود. هزاران شرکت دانش‌بنیان، هزاران طرح زیرساختی و ضروری برای کشور در حوزه‌های عمران و حمل و نقل و صنعت و نیرو و معدن و سلامت و کشاورزی و آب و غیره، میلیون‌ها تحصیل‌کرده‌ دانشگاهی یا در حال تحصیل، هزاران واحد دانشگاهی در سراسر کشور، ده‌ها طرح بزرگ از قبیل چرخه‌ی سوخت هسته‌ای، سلّول‌های بنیادی، فناوری نانو، زیست‌فناوری و غیره با رتبه‌های نخستین در کل جهان، شصت برابر شدن صادرات غیرنفتی، نزدیک به ده برابر شدن واحدهای صنعتی، ده‌ها برابر شدن صنایع از نظر کیفی، تبدیل صنعت مونتاژ به فناوری بومی، برجستگی محسوس در رشته‌های گوناگون مهندسی از جمله در صنایع دفاعی، درخشش در رشته‌های مهم و حسّاس پزشکی و جایگاه مرجعیّت در آن و ده‌ها نمونه‌ دیگر از پیشرفت، محصول آن روحیه و آن حضور و آن احساس جمعی است که انقلاب برای کشور به ارمغان آورد. ایران پیش ‌از انقلاب، در تولید علم و فناوری صفر بود، در صنعت به‌جز مونتاژ و در علم به‌جز ترجمه هنری نداشت.

اصالت دادن به احساس جمع‌گرایی رشد علمی را وامدار مشارکت جمعی یافتن تقدم روحیه جمع‌پذیری بر فردمداری تقدم مشارکت چندحزبی بر تک‌حزبی
۱۸

ثالثاً: مشارکت مردمی را در مسائل سیاسی مانند انتخابات، مقابله با فتنه‌های داخلی، حضور در صحنه‌های ملّی و استکبارستیزی به اوج رسانید و در موضوعات اجتماعی مانند کمک‌رسانی‌ها و فعّالیّتهای نیکوکاری که از پیش ‌از انقلاب آغاز شده بود، افزایش چشمگیر داد. پس ‌از انقلاب، مردم در مسابقه‌‌ خدمت‌رسانی در حوادث طبیعی و کمبودهای اجتماعی مشتاقانه شرکت می‌کنند.

کمربند اجتماع را در نیکوکاری یافتن مسابقه در خدمات‌رسانی حوادث دیگران را حادثه خویشتن یافتن خدمت‌رسانی را ابزار مقابله با فتنه‌ها وجدان کردن
۱۹

رابعاً: بینش سیاسی آحاد مردم و نگاه آنان به مسائل بین‌المللی را به گونه‌ شگفت‌آوری ارتقاء داد. تحلیل سیاسی و فهم مسائل بین‌المللی در موضوعاتی همچون جنایات غرب به خصوص آمریکا، مسئله‌ فلسطین و ظلم تاریخی به ملّت آن، مسئله‌ جنگ‌افروزی‌ها و رذالتها و دخالتهای قدرتهای قلدر در امور ملّتها و امثال آن را از انحصار طبقه‌ محدود و عزلت‌‌گزیده‌ای به نام روشنفکر، بیرون آورد؛ این گونه روشنفکری میان عموم مردم در همه‌ کشور و همه‌ی ساحتهای زندگی جاری شد و مسائلی از این دست حتّی برای نوجوانان و نونهالان، روشن و قابل فهم گشت.

روشنفکری عمومی و همه ساحتی و غیر انحصاری روشنفکری بدون عزلت خروج از اندیشه خود برتربینی روشنفکرسازی از قشر نونهالان و نوجوانان
۲۰

خامساً: کفه‌ عدالت را در تقسیم امکانات عمومی کشور سنگین کرد. نارضایتی این حقیر از کارکرد عدالت در کشور به دلیل آنکه این ارزش والا باید گوهر بی‌همتا بر تارک نظام جمهوری اسلامی باشد و هنوز نیست، نباید به این معنی گرفته شود که برای استقرار عدالت کار انجام نگرفته است. واقعیت آن است که دستاوردهای مبارزه با بی‌عدالتی در این چهار دهه، با هیچ دوره‌ دیگر گذشته قابل مقایسه نیست. در رژیم طاغوت بیشترین خدمات و درآمدهای کشور در اختیار گروه کوچکی از پایتخت‌نشینان یا همسانان آنان در برخی دیگر از نقاط کشور بود. مردم بیشتر شهرها به ویژه مناطق دوردست و روستاها در آخر فهرست و غالباً محروم از نیازهای اولیه‌ زیرساختی و خدمت‌رسانی بودند.

جمهوری اسلامی در شمار موفق‌ترین حاکمیتهای جهان در جابه‌جایی خدمت و ثروت از مرکز به همه جای کشور، و از مناطق مرفه‌نشین شهرها به مناطق پایین‌دست آن بوده است. آمار بزرگ راه‌سازی و خانه‌سازی و ایجاد مراکز صنعتی و اصلاح امور کشاورزی و رساندن برق و آب و مراکز درمانی و واحدهای دانشگاهی و س و نیروگاه و امثال آن به دورترین مناطق کشور، حقیقتاً افتخارآفرین است؛ بی‌شک این همه، نه در تبلیغات نارسای مسئولان انعکاس یافته‌ و نه زبان بدخواهان خارجی و داخلی به آن اعتراف کرده است؛ ولی هست و حسنه‌ای برای مدیران جهادی و با اخلاص نزد خدا و خلق است. البته عدالت مورد انتظار در جمهوری اسلامی که مایل است پیرو حکومت علوی شناخته شود، بسی برتر از اینها است و چشم امید برای اجرای آن به شما جوانها است که در ادامه بدان خواهم پرداخت.

عدالت پله‌ای و پیشرو تفکر صفر و صدی نداشتن روح و روان نسبیت‌پذیر عدالت در مسیر را بی‌عدالتی معرفی نکردن
۲۱

سادساً: عیار معنویت و اخلاق را در فضای عمومی جامعه به گونه‌ای چشمگیر افزایش داد. این پدیده‌ مبارک را رفتار و منش حضرت امام خمینی در طول دوران مبارزه و پس ‌از پیروزی انقلاب، بیش ‌از هر چیز رواج داد؛ آن انسان معنوی و عارف و وارسته از پیرایه‌های مادی، در رأس کشوری قرار گرفت که مایه‌های ایمان مردمش بسی ریشه‌دار و عمیق بود. هرچند دست تطاول تبلیغات مروج فساد و بی‌بندوباری در طول دوران پهلوی‌ها به آن ضربه‌های سخت زده و لجنزاری از آلودگی اخلاقی غربی را به درون زندگی مردم متوسّط و بخصوص جوانان کشانده بود، ولی رویکرد دینی و اخلاقی در جمهوری اسلامی، دلهای مستعد و نورانی بویژه جوانان را مجذوب کرد و فضا به سود دین و اخلاق دگرگون شد. مجاهدتهای جوانان در میدانهای سخت از جمله دفاع مقدّس، با ذکر و دعا و روحیه‌ی برادری و ایثار همراه شد و ماجراهای صدر اسلام را زنده و نمایان در برابر چشم همه نهاد.

پدران و مادران و همسران با احساس وظیفه‌ی دینی از عزیزان خود که به جبهه‌های گوناگون جهاد می‌شتافتند دل کندند و سپس، آنگاه که با پیکر خون‌آلود یا جسم آسیب‌دیده‌ آنان روبه‌رو شدند، مصیبت را با شکر همراه کردند. مساجد و فضاهای دینی رونقی بی‌سابقه گرفت. صف نوبت برای اعتکاف از هزاران جوان و استاد و دانشجو و زن و مرد و صف نوبت برای اردوهای جهادی و جهادسازندگی و بسیج سازندگی از هزاران جوان داوطلب و فداکار آکنده شد.

نماز و حج و روزه‌داری و پیاده‌روی زیارت و مراسم گوناگون دینی و انفاقات و صدقات واجب و مستحب در همه‌جا بویژه میان جوانان رونق یافت و تا امروز، روزبه‌روز بیشتر و با کیفیت‌تر شده است. و اینها همه در دورانی اتّفاق افتاده که سقوط اخلاقی روزافزون غرب و پیروانش و تبلیغات پُر حجم آنان برای کشاندن مرد و زن به لجنزارهای فساد، اخلاق و معنویّت را در بخشهای عمده‌ی عالم منزوی کرده است؛ و این معجزه‌ای دیگر از انقلاب و نظام اسلامی فعال و پیشرو است.

ایجاد بسترهای دو بعدی تربیت ایجاد بسترهای دوبعدی تربیت برهنگی و بی‌بند وباری  را ناامنی وجدان نمودن درس عبرت از ماجراهای صدر اسلام گرفتن
۲۲

سابعاً: نماد پر ابهت و با شکوه و افتخارآمیز ایستادگی در برابر قلدران و زورگویان و مستکبران جهان و در رأس آنان آمریکای جهان‌خوار و جنایت‌کار، روزبه‌روز برجسته‌تر شد. در تمام این چهل سال، تسلیم‌ناپذیری و صیانت و پاسداری از انقلاب و عظمت و هیبت الهی آن و گردن برافراشته‌ی آن در مقابل دولتهای متکبّر و مستکبر، خصوصیّت شناخته‌شده ایران و ایرانی به ویژه جوانان این مرز و بوم به شمار می‌رفته است.

قدرت‌های انحصارگر جهان که همواره حیات خود را در دست‌اندازی به استقلال دیگر کشورها و پایمال کردن منافع حیاتی آنها برای مقاصد شوم خود دانسته‌اند، در برابر ایران اسلامی و انقلابی، اعتراف به ناتوانی کردند. ملت ایران در فضای حیات‌بخش انقلاب توانست نخست دست‌نشانده‌ آمریکا و عنصر خائن به ملت را از کشور براند و پس از ‌آن هم تا امروز از سلطه‌ی دوباره‌ قلدران جهانی بر کشور با قدرت و شدت جلوگیری کند.

استقبال از تفکر ستم‌ناپذیری و مقابله با ستمگران  روحیه ایستادگی در مقابل زورگویان روح توانمند روان ناتوان ستمگر را حقیر می‌یابد

ایرانی اصیل با زورگویان شازش نمی‌کند

۲۳

جوانان عزیز! اینها بخشی محدود از سرفصل‌های عمده در سرگذشت چهل‌ساله‌ انقلاب اسلامی است، انقلاب عظیم و پایدار و درخشانی که شما به توفیق الهی باید گام بزرگ دوّم را در پیشبرد آن بردارید.

محصول تلاش چهل‌ ساله، اکنون برابر چشم ما است: کشور و ملّتی مستقل، آزاد، مقتدر، با عزت، متدین، پیشرفته در علم، انباشته از تجربه‌هایی گرانبها، مطمئن و امیدوار، دارای تأثیر اساسی در منطقه و دارای منطق قوی در مسائل جهانی، رکورددار در شتاب پیشرفتهای علمی، ر کورددار در رسیدن به رتبه‌های بالا در دانشها و فناوری‌های مهم از قبیل هسته‌ای و سلول‌های بنیادی و نانو و هوافضا و امثال آن، سرآمد در گسترش خدمات اجتماعی، سرآمد در انگیزه‌های جهادی میان جوانان، سرآمد در جمعیت جوان کارآمد، و بسی ویژگی‌های افتخارآمیز دیگر که همگی محصول انقلاب و نتیجه‌ جهت‌گیری‌های انقلابی و جهادی است. و بدانید که اگر بی‌توجّهی به شعارهای انقلاب و غفلت از جریان انقلابی در برهه‌هایی از تاریخ چهل‌ساله نمیبود -که متأسّفانه بود و خسارت‌بار هم بود- بی‌شک دستاوردهای انقلاب از این بسی بیشتر و کشور در مسیر رسیدن به آرمانهای بزرگ بسی جلوتر بود و بسیاری از مشکلات کنونی وجود نمی‌داشت.

منطق قوی جامعه را  جهانی می کند دستاوردهای خود را عزیز داشتن خود تشویقی قبل از تشویق پذیری از دیگران تقدم حق شعارهای انقلاب بر حقوق حزبی
۲۴ ایران مقتدر، امروز هم مانند آغاز انقلاب با چالشهای مستکبران روبه‌رو است امّا با تفاوتی کاملاً معنی‌دار. اگر آن روز چالش با آمریکا بر سر کوتاه کردن دست عمّال بیگانه یا تعطیلی سفارت رژیم صهیونیستی در تهران یا رسوا کردن لانه‌ی جاسوسی بود، امروز چالش بر سرِ حضور ایران مقتدر در مرزهای رژیم صهیونیستی و برچیدن بساط نفوذ نامشروع آمریکا از منطقه‌ی غرب آسیا و حمایت جمهوری اسلامی از مبارزات مجاهدان فلسطینی در قلب سرزمین‌های اشغالی و دفاع از پرچم برافراشته‌ی حزب‌الله و مقاومت در سراسر این منطقه است بستر نفوذ بیگانه را در جامعه کور کردن قدرت نفوذناپذیری را تمرین کردن ملاطفت ظاهری را از باطنی تشخیص دادن نفوذ دشمن را سرمایه غلبه بر رقبای حزب نکردن
۲۵

و اگر آن روز، مشکل غرب جلوگیری از خرید تسلیحات ابتدایی برای ایران بود،‌ امروز مشکل او جلوگیری از انتقال سلاحهای پیشرفته‌ی ایرانی به نیروهای مقاومت است. و اگر آن روز گمان آمریکا آن بود که با چند ایرانی خودفروخته یا با چند هواپیما و بالگرد خواهد توانست بر نظام اسلامی و ملّت ایران فائق آید، امروز برای مقابله‌ی سیاسی و امنیّتی با جمهوری اسلامی، خود را محتاج به یک ائتلاف بزرگ از ده‌ها دولت معاند یا مرعوب میبیند و البتّه باز هم در رویارویی، شکست میخورد. ایران به برکت انقلاب، اکنون در جایگاهی متعالی و شایسته‌ی ملّت ایران در چشم جهانیان و عبور کرده از بسی گردنه‌های دشوار در مسائل اساسی خویش است.

شکست دشمن را تحلیل کردن مقاومت مانع ائتلاف دشمن می گردد مقاومت فطری شکست ناپذیر است گردنه های دشوار با خود ساختگی طی می گردد.
۲۶

امّا راه طی شده فقط قطعه‌ای از مسیر افتخارآمیز به سوی آرمانهای بلند نظام جمهوری اسلامی است. دنباله‌ی این مسیر که به گمان زیاد، به دشواریِ گذشته‌ها نیست، باید با همّت و هشیاری و سرعت عمل و ابتکار شما جوانان طی شود. مدیران جوان، کارگزاران جوان، اندیشمندان جوان، فعّالان جوان، در همه‌ی میدانهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و بین‌المللی و نیز در عرصه‌های دین و اخلاق و معنویّت و عدالت، باید شانه‌های خود را به زیر بار مسئولیّت دهند، از تجربه‌ها و عبرتهای گذشته بهره گیرند، نگاه انقلابی و روحیه‌ی انقلابی و عمل جهادی را به‌کار بندند و ایران عزیز را الگوی کامل نظام پیشرفته‌ی اسلامی بسازند.

هنر اعتماد به خود در الگو شدن تربیت در سرعت عمل و ابتکار  عدم خود محوری و متکبرانه به تجربیات دیگران  روحیه انقلابی و جهادی داشتن
۲۷

نکته‌ی مهمّی که باید آینده‌سازان در نظر داشته باشند، این است که در کشوری زندگی می‌کنند که از نظر ظرفیّت‌های طبیعی و انسانی، کم‌نظیر است و بسیاری از این ظرفیّتها با غفلت دست‌اندرکاران تاکنون بی‌استفاده یا کم‌استفاده مانده است. همّتهای بلند و انگیزه‌های جوان و انقلابی، خواهند توانست آنها را فعّال و در پیشرفت مادّی و معنوی کشور به معنی واقعی جهش ایجاد کنند.

مهم‌ترین ظرفیّت امیدبخش کشور، نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی است. جمعیّت جوان زیر ۴۰ ‌سال که بخش مهمّی از آن نتیجه‌ی موج جمعیّتی ایجاد شده در دهه‌ی ۶۰ است، فرصت ارزشمندی برای کشور است. ۳۶ میلیون نفر در سنین میانه‌ی ۱۵ و ۴۰ سالگی، نزدیک به ۱۴ میلیون نفر دارای تحصیلات عالی، رتبه‌ی دوّم جهان در دانش‌آموختگان علوم و مهندسی، انبوه جوانانی که با روحیه‌ی انقلابی رشد کرده و آماده‌ی تلاش جهادی برای کشورند، و جمع چشمگیر جوانان محقّق و اندیشمندی که به آفرینشهای علمی و فرهنگی و صنعتی و غیره اشتغال دارند؛ اینها ثروت عظیمی برای کشور است که هیچ اندوخته‌ی مادّی با آن مقایسه نمی‌تواند شد.

به‌جز اینها، فرصتهای مادّی کشور نیز فهرستی طولانی را تشکیل میدهد که مدیران کارآمد و پُرانگیزه و خردمند میتوانند با فعّال کردن و بهره‌گیری از آن، درآمدهای ملّی را با جهشی نمایان افزایش داده و کشور را ثروتمند و بی‌نیاز و به معنی واقعی دارای اعتماد به نفس کنند و مشکلات کنونی را برطرف نمایند.

ایران با دارا بودن یک درصد جمعیّت جهان، دارای ۷ درصد ذخایر معدنی جهان است: منابع عظیم زیرزمینی، موقعیت استثنائی جغرافیایی میان شرق و غرب و شمال و جنوب، بازار بزرگ ملّی، بازار بزرگ منطقه‌ای با داشتن ۱۵ همسایه با ۶۰۰ میلیون جمعیّت، سواحل دریایی طولانی، حاصل‌خیزی زمین با محصولات متنوّع کشاورزی و باغی، اقتصاد بزرگ و متنوع، بخشهایی از ظرفیّتهای کشور است؛ بسیاری از ظرفیّتها دست‌نخورده مانده است. گفته شده‌ است که ایران از نظر ظرفیّتهای استفاده نشده‌ی طبیعی و انسانی در رتبه‌ی اوّل جهان است. بی‌شک شما جوانان مؤمن و پُرتلاش خواهید توانست این عیب بزرگ را برطرف کنید. دهه‌ی دوّم چشم‌انداز، باید زمان تمرکز بر بهره‌برداری از دستاوردهای گذشته و نیز ظرفیّتهای استفاده نشده باشد و پیشرفت کشور از جمله در بخش تولید و اقتصاد ملّی ارتقاء یابد.

نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی همّتهای بلند و انگیزه‌های ایمانی خود جوشی و روحیه نو آوری توان و تجربه رتبه بندی سرمایه مادی و معنوی
۲۸

اکنون به شما فرزندان عزیزم در مورد چند سرفصل اساسی توصیه‌هایی می‌کنم. این سرفصل‌ها عبارتند از: علم و پژوهش، معنویّت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزّت ملّی و روابط خارجی و مرزبندی با دشمن، سبک زندگی.

امّا پیش از همه چیز، نخستین توصیه‌ی من امید و نگاه خوشبینانه به آینده است. بدون این کلید اساسیِ همه‌ی قفلها، هیچ گامی نمیتوان برداشت. آنچه میگویم یک امید صادق و متّکی به واقعیّتهای عینی است. این‌جانب همواره از امید کاذب و فریبنده‌ دوری جسته‌ام، امّا خود و همه را از نومیدی بی‌جا و ترس کاذب نیز برحذر داشته‌‌ام و برحذر میدارم. در طول این چهل سال -و اکنون مانند همیشه- سیاست تبلیغی و رسانه‌ای دشمن و فعّال‌ترین برنامه‌های آن، مأیوس‌سازی مردم و حتّی مسئولان و مدیران ما از آینده است. خبرهای دروغ، تحلیل‌های مغرضانه، وارونه‌ نشان دادن واقعیّتها، پنهان کردن جلوه‌های امیدبخش، بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار محسّنات بزرگ، برنامه‌‌ی همیشگی هزاران رسانه‌ی صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملّت ایران است؛ و البتّه دنباله‌های آنان در داخل کشور نیز قابل مشاهده‌اند که با استفاده از آزادی‌ها در خدمت دشمن حرکت میکنند. شما جوانان باید پیش‌گام در شکستن این محاصره‌ی تبلیغاتی باشید.

عزت ملی مانع شکست مرزبندی با دشمنان پیرهیز از امید کاذب به خود و دیگران روح قوی از امید کاذب نیرو نمی گیرد پرهیز از وارونه‌ نشان دادن واقعیّتها، پنهان کردن جلوه‌های امیدبخش، بزرگ کردن عیوب کوچک
۲۹

در خود و دیگران نهال امید به آینده را پرورش دهید. ترس و نومیدی را از خود و دیگران برانید. این نخستین و ریشه‌ای‌ترین جهاد شما است. نشانه‌های امیدبخش -که به برخی از آنها اشاره شد- در برابر چشم شما است. رویشهای انقلاب بسی فراتر از ریزشها است و دست و دلهای امین و خدمتگزار، بمراتب بیشتر از مفسدان و خائنان و کیسه‌دوختگان است. دنیا به جوان ایرانی و پایداری ایرانی و ابتکارهای ایرانی، در بسیاری از عرصه‌ها با چشم تکریم و احترام مینگرد. قدر خود را بدانید و با قوّت خداداد، به سوی ‌آینده خیز بردارید و حماسه بیافرینید.

هنر تطبیق رویش ها و ریزش ها توجه به رویش ها قبل از ریزش ها از علائم رشد روانی، توجه به رویش ها بیش از ریزش‌ها رویش ها را بر منافع حزبی ترجیح دادن
۳۰

۱) علم و پژوهش: دانش،‌ آشکارترین وسیله‌ی عزّت و قدرت یک کشور است. روی دیگر دانایی، توانایی است. دنیای غرب به برکت دانش خود بود که توانست برای خود ثروت و نفوذ و قدرت دویست ساله فراهم کند و با وجود تهی‌دستی در بنیانهای اخلاقی و اعتقادی، با تحمیل سبک زندگی غربی به جوامع عقب‌مانده از کاروان علم، اختیار سیاست و اقتصاد آنها را به دست گیرد. ما به سوءاستفاده از دانش مانند آنچه غرب کرد، توصیه نمیکنیم، اما مؤکّداً به نیاز کشور به جوشاندن چشمه‌ دانش در میان خود اصرار می‌ورزیم. بحمدالله استعداد علم و تحقیق در ملّت ما از متوسّط جهان بالاتر است. اکنون نزدیک به دو دهه است که رستاخیز علمی در کشور آغاز شده و با سرعتی که برای ناظران جهانی غافلگیرکننده بود -یعنی یازده برابر شتاب رشد متوسّط علم در جهان- به پیش رفته است.

دستاوردهای دانش و فناوری ما در این مدّت که ما را به رتبه شانزدهم در میان بیش از دویست کشور جهان رسانید و مایه‌ی شگفتی ناظران جهانی شد و در برخی از رشته‌های حساس و نو پدید به رتبه‌های نخستین ارتقاء داد، همه و همه در حالی اتّفاق افتاده که کشور دچار تحریم مالی و تحریم علمی بوده است. ما با وجود شنا در جهت مخالف جریان دشمن‌ساز، به رکوردهای بزرگ دست یافته‌ایم و این نعمت بزرگی است که به خاطر آن باید روز و شب خدا را سپاس گفت.

امّا آنچه من می‌خواهم بگویم این است که این راه طی شده، با همه‌ی اهمیّتش فقط یک آغاز بوده است و نه بیشتر. ما هنوز از قلّه‌های دانش جهان بسیار عقبیم؛ باید به قلّه‌ها دست یابیم. باید از مرزهای کنونی دانش در مهم‌ترین رشته‌ها عبور کنیم. ما از این مرحله هنوز بسیار عقبیم؛ ما از صفر شروع کرده‌ایم. عقب‌ماندگی شرم‌آور علمی در دوران پهلوی‌ها و قاجارها در هنگامی که مسابقه‌ علمی دنیا تازه شروع شده بود، ضربه‌ی سختی بر ما وارد کرده و ما را از این کاروان شتابان، فرسنگها عقب نگه داشته بود.

ما اکنون حرکت را ‌آغاز کرده و با شتاب پیش می‌رویم ولی این شتاب باید سالها با شدّت بالا ادامه یابد تا آن عقب‌افتادگی جبران شود. این‌جانب همواره به دانشگاه‌ها و دانشگاهیان و مراکز پژوهش و پژوهندگان، گرم و قاطع و جدی در این باره تذکّر و هشدار و فراخوان داده‌ام، ولی اینک مطالبه‌ی عمومی من از شما جوانان آن است که این راه را با احساس مسئولیّت بیشتر و همچون یک جهاد در پیش گیرید. سنگ بنای یک انقلاب علمی در کشور گذاشته شده و این انقلاب، شهیدانی از قبیل شهدای هسته‌ای نیز داده است. به‌پاخیزید و دشمن بدخواه و کینه‌توز را که از جهاد علمی شما بشدّت بیمناک است ناکام سازید.

دانایی را سرمایه توانایی جامعه معرفی کردن تربیت های درون مدار روحیه تشنگی برای فهمیدن و فهماندن اعتقاد برشنا در جهت مخالف جریان دشمن‌ساز
۳۱

۲) معنویت و اخلاق: معنویت به معنی برجسته کردن ارزشهای معنوی از قبیل: اخلاص، ایثار، توکل، ایمان در خود و در جامعه است، و اخلاق به معنی رعایت فضلیت‌هایی چون خیرخواهی، گذشت، کمک به نیازمند، راستگویی، شجاعت، تواضع، اعتماد به نفس و دیگر خلقیّات نیکو است. معنویّت و اخلاق، جهت‌دهنده‌ی همه‌ی حرکتها و فعّالیتهای فردی و اجتماعی و نیاز اصلی جامعه است؛ بودن آنها، محیط زندگی را حتّی با کمبودهای مادی، بهشت میسازد و نبودن آن حتّی با برخورداری مادی، جهنم می‌آفریند.

شعور معنوی و وجدان اخلاقی در جامعه هرچه بیشتر رشد کند برکات بیشتری به بار می‌آورد؛ این، بی‌گمان محتاج جهاد و تلاش است و این تلاش و جهاد، بدون همراهی حکومتها توفیق چندانی نخواهد یافت. اخلاق و معنویّت، البتّه با دستور و فرمان به دست نمی‌آید، پس حکومتها نمیتوانند آن را با قدرت قاهره ایجاد کنند، امّا اوّلاً خود باید منش و رفتار اخلاقی و معنوی داشته باشند، و ثانیاً زمینه‌ را برای رواج آن در جامعه فراهم کنند و به نهادهای اجتماعی در این باره میدان دهند و کمک برسانند؛ با کانونهای ضدّ معنویّت و اخلاق، به شیوه‌ معقول بستیزند و خلاصه اجازه ندهند که جهنّمی‌ها مردم را با زور و فریب، جهنمی کنند.

ابزارهای رسانه‌ای پیشرفته و فراگیر، امکان بسیار خطرناکی در اختیار کانونهای ضدمعنویت و ضد اخلاق نهاده است و هم‌اکنون تهاجم روزافزون دشمنان به دلهای پاک جوانان و نوجوانان و حتّی نونهالان با بهره‌گیری از این ابزارها را به چشم خود می‌بینیم. دستگاه‌های مسئول حکومتی در این باره وظایفی سنگین بر عهده دارند که باید هوشمندانه و کاملاً مسئولانه صورت گیرد. و این البتّه به معنی رفع مسئولیّت از اشخاص و نهادهای غیرحکومتی نیست. در دوره‌ی پیش ‌رو باید در این باره‌ها برنامه‌های کوتاه مدت و میان مدت جامعی تنظیم و اجرا شود؛ ان‌شاء‌الله.

نیاز اصلی جامعه معنویت و اخلاق است تربیت با دستور فرمان بدست نمی‌آید روان سالم با مادیات تنها میسر نمی‌گردد. اجازه ندهند که جهنّمی‌ها مردم را با زور و فریب، جهنمی کنند.
۳۲

۳) اقتصاد: اقتصاد یک نقطه‌ کلیدی تعیین‌کننده است. اقتصاد قوی، نقطه‌ قوت و عامل مهم سلطه‌ناپذیری و نفوذناپذیری کشور است و اقتصاد ضعیف، نقطه‌ی ضعف و زمینه‌‌ساز نفوذ و سلطه و دخالت دشمنان است. فقر و غنا در مادیات و معنویّات بشر، اثر میگذارد. اقتصاد البتّه هدف جامعه‌ی اسلامی نیست، امّا وسیله‌ای است که بدون آن نمیتوان به هدفها رسید. تأکید بر تقویت اقتصاد مستقل کشور که مبتنی‌ بر تولید انبوه و با کیفیّت، و توزیع عدالت‌محور، و مصرف به اندازه و بی‌ اسراف، و مناسبات مدیریتی خردمندانه است و در سالهای اخیر از سوی این‌جانب بارها تکرار و بر آن تأکید شده، به خاطر همین تأثیر شگرفی است که اقتصاد می‌تواند بر زندگی امروز و فردای جامعه بگذارد.

انقلاب اسلامی راه نجات از اقتصاد ضعیف و وابسته و فاسد دوران طاغوت را به ما نشان داد، ولی عملکردهای ضعیف، اقتصاد کشور را از بیرون و درون دچار چالش ساخته است. چالش بیرونی تحریم و وسوسه‌ها‌ی دشمن است که در صورت اصلاح مشکل درونی، کم‌اثر و حتّی بی‌اثر خواهد شد. چالش درونی عبارت از عیوب ساختاری و ضعفهای مدیریّتی است.

مهم‌ترین عیوب، وابستگی اقتصاد به نفت، دولتی بودن بخشهایی از اقتصاد که در حیطه‌ی وظایف دولت نیست، نگاه به خارج و نه به توان و ظرفیت داخلی، استفاده اندک از ظرفیت نیروی انسانی کشور، بودجه‌بندی معیوب و نامتوازن، و سرانجام عدم ثبات سیاستهای اجرائی اقتصاد و عدم رعایت اولویّتها و وجود هزینه‌های زائد و حتّی مسرفانه در بخشهایی از دستگاه‌های حکومتی است. نتیجه‌ی اینها مشکلات زندگی مردم از قبیل بی‌کاری جوانها، فقر درآمدی در طبقه‌ی ضعیف و امثال آن است.

راه‌حل این مشکلات، سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است که باید برنامه‌های اجرائی برای همه‌ بخشهای آن تهیه و با قدرت و نشاط کاری و احساس مسئولیت، در دولتها پیگیری و اقدام شود. درون‌زایی اقتصاد کشور، مولّد شدن و دانش‌بنیان شدن آن، مردمی کردن اقتصاد و تصدی‌گری نکردن دولت، برون‌گرایی با استفاده از ظرفیّتهایی که قبلاً به آن اشاره شد، بخشهای مهم این راه‌حل‌ها است. بی‌گمان یک مجموعه‌ جوان و دانا و مؤمن و مسلّط بر دانسته‌های اقتصادی در درون دولت خواهند توانست به این مقاصد برسند. دوران پیش رو باید میدان فعّالیّت چنین مجموعه‌ای باشد.

جوانان عزیز در سراسر کشور بدانند که همه‌ی راه‌حل‌ها در داخل کشور است. اینکه کسی گمان کند که «مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علّت تحریم هم مقاومت ضدّ استکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راه‌حل، زانو زدن در برابر دشمن و بوسه‌زدن بر پنجه‌ی گرگ است» خطایی نابخشودنی است. این تحلیل سراپا غلط، هرچند گاه از زبان و قلم برخی غفلت‌زدگان داخلی صادر میشود، امّا منشأ آن، کانونهای فکر و توطئه‌ خارجی است که با صد زبان به تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران و افکار عمومی داخلی القاء می‌شود.

اقتصاد هدف جامعه‌ اسلامی نیست، تربیت  توزیع عدالت‌محور، و مصرف به اندازه و بی‌‌اسراف روحیه تکدی به بیرون و خارج و نه به توان و ظرفیّت باطنی سیاست  بوسه‌زدن بر پنجه‌ی گرگ خطایی بس  نابخشودنی است
۳۳

۴) عدالت و مبارزه با فساد: این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. فساد اقتصادی و اخلاقی و سیاسی، توده‌ چرکین کشورها و نظامها و اگر در بدنه‌ حکومتها عارض شود، زلزله‌ ویرانگر و ضربه‌زننده به مشروعیت آنها است؛ و این برای نظامی چون جمهوری اسلامی که نیازمند مشروعیتی فراتر از مشروعیتهای مرسوم و مبنائی‌تر از مقبولیت اجتماعی است، بسیار جدی‌تر و بنیانی‌تر از دیگر نظامها است. وسوسه‌ مال و مقام و ریاست، حتی در علوی‌ترین حکومت تاریخ یعنی حکومت خود حضرت امیر‌‌المؤمنین (علیه‌السلام) کسانی را لغزاند، پس خطر بروز این تهدید در جمهوری اسلامی هم که روزی مدیران و مسئولانش مسابقه‌ی زهد انقلابی و ساده زیستی میدادند، هرگز بعید نبوده و نیست؛ و این ایجاب می‌کند که دستگاهی کارآمد با نگاهی تیزبین و رفتاری قاطع در قوای سه گانه حضور دائم داشته باشد و به معنای واقعی با فساد مبارزه کند، به ویژه در درون دستگاه‌های حکومتی.

البته نسبت فساد در میان کارگزاران حکومت جمهوری اسلامی در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر و بخصوص با رژیم طاغوت که سر تا پا فساد و فسادپرور بود، بسی کمتر است و بحمدالله مأموران این نظام غالباً سلامت خود را نگاه داشته‌اند، ولی حتی آنچه هست غیرقابل قبول است. همه باید بدانند که طهارت اقتصادی شرط مشروعیّت همه‌ی مقامات حکومت جمهوری اسلامی است. همه باید از شیطان حرص برحذر باشند و از لقمه‌ حرام بگریزند و از خداوند در این‌باره کمک بخواهند و دستگاه‌های نظارتی و دولتی باید با قاطعیت و حساسیّت، از تشکیل نطفه‌ی فساد پیشگیری و با رشد آن مبارزه کنند.

این مبارزه نیازمند انسانهایی با ایمان و جهادگر، و منیع‌الطبع با دستانی پاک و دلهایی نورانی است. این مبارزه بخش اثرگذاری است از تلاش همه‌جانبه‌ای که نظام جمهوری اسلامی باید در راه استقرار عدالت به کار برد.

عدالت در صدر هدفهای اولیه‌ همه‌‌ بعثتهای الهی است و در جمهوری اسلامی نیز دارای همان شأن و جایگاه است؛ این، کلمه‌ای مقدّس در همه‌ زمانها و سرزمین‌ها است و به صورت کامل، جز در حکومت حضرت ولیّ‌عصر (ارواحنافداه) میسر نخواهد شد ولی به صورت نسبی، همه جا و همه وقت ممکن و فریضه‌ای بر عهده‌ی همه به ویژه حاکمان و قدرتمندان است. جمهوری اسلامی ایران در این راه گامهای بلندی برداشته است که قبلاً بدان اشاره‌ای کوتاه رفت؛ و البتّه در توضیح و تشریح آن باید کارهای بیشتری صورت گیرد و توطئه‌ی واژگونه‌نمایی و لااقل سکوت و پنهان‌سازی که اکنون برنامه‌ی جدّی دشمنان انقلاب است، خنثی گردد.

با این همه اینجانب به جوانان عزیزی که آینده‌ی کشور، چشم انتظار آنها است صریحاً میگویم آنچه تاکنون شده با آنچه باید می‌شده و بشود، دارای فاصله‌‌ای ژرف است. در جمهوری اسلامی، دلهای مسئولان به طور دائم باید برای رفع محرومیتها بتپد و از شکافهای عمیق طبقاتی بشدّت بیمناک باشد. در جمهوری اسلامی کسب ثروت نه‌تنها جرم نیست که مورد تشویق نیز هست، اما تبعیض در توزیع منابع عمومی و میدان دادن به ویژه‌خواری و مدارا با فریبگران اقتصادی که همه به بی‌عدالتی می‌انجامد، بشدّت ممنوع است؛

همچنین غفلت از قشرهای نیازمند حمایت، به هیچ رو مورد قبول نیست. این سخنان در قالب سیاستها و قوانین، بارها تکرار شده است ولی برای اجرای شایسته‌ی آن چشم امید به شما جوانها است؛ و اگر زمام اداره‌ی بخشهای گوناگون کشور به جوانان مؤمن و انقلابی و دانا و کاردان -که بحمدالله کم نیستند-سپرده شود، این امید برآورده خواهد شد؛ ان‌شاءالله.

جامعه فسادستیز عالت‌پذیر می‌گردد تربیت ایمانی لقمه حرام را تحمل نمی‌کند وساوس حب مال و مقام و ریاست را کوچکی روح و روان یافتن توطئه‌ واژگونه‌نمایی و لااقل سکوت و پنهان‌سازی را افشا کردن
۳۴

۵) استقلال و آزادی: استقلال ملی به معنی آزادی ملت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرتهای سلطه‌گر جهان است. و آزادی اجتماعی به‌معنای حق تصمیم‌گیری و عمل کردن و اندیشیدن برای همه‌ی افراد جامعه است؛ و این هر دو از جمله ارزشهای اسلامی‌اند و این هر دو عطیه‌ الهی به انسانها‌یند و هیچ کدام تفضل حکومتها به مردم نیستند. حکومتها موظف به تأمین این دو هستند. منزلت آزادی و استقلال را کسانی بیشتر میدانند که برای آن جنگیده‌اند. ملّت ایران با جهاد چهل‌ساله‌ خود از جمله‌ی آنها است. استقلال و آزادی کنونی ایران اسلامی، دستاورد، بلکه خون‌آورد صدها هزار انسان والا و شجاع و فداکار است؛ غالباً جوان، ولی همه در رتبه‌های رفیع انسانیت.

این ثمر شجره‌ طیبهی انقلاب را با تأویل و توجیه‌های ساده‌لوحانه و بعضاً مغرضانه، نمیتوان در خطر قرار داد. همه -مخصوصاً دولت جمهوری اسلامی‌- موظّف به حراست از آن با همه‌ی وجودند. بدیهی است که «استقلال» نباید به معنی زندانی کردن سیاست و اقتصاد کشور در میان مرزهای خود، و «آزادی» نباید در تقابل با اخلاق و قانون و ارزشهای الهی و حقوق عمومی تعریف شود.

تصمیم‌گیری و عمل کردن و اندیشیدن برای همه‌ افراد جامعه

تربیت در راستای ارزشهای الهی

آزادی روح سالم در تقابل با روح آفرین نیست استقلال ملی به معنی آزادی ملت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرتهای سلطه‌گر جهان است
۳۵

۶) عزت ملی، روابط خارجی، مرزبندی با دشمن: این هر سه، شاخه‌هایی از اصل «عزت، حکمت، و مصلحت» در روابط بین‌المللی‌اند. صحنه‌ جهانی، امروز شاهد پدیده‌هایی است که تحقق یافته یا در آستانه‌‌ ظهورند: تحرک جدید نهضت بیداری اسلامی بر اساس الگوی مقاومت در برابر سلطه‌ آمریکا و صهیونیسم؛ شکست سیاست‌های آمریکا در منطقه‌ غرب آسیا و زمین‌گیر شدن همکاران خائن آنها در منطقه؛ گسترش حضور قدرتمندانه‌ سیاسی جمهوری اسلامی در غرب آسیا و بازتاب وسیع آن در سراسر جهان سلطه.

اینها بخشی از مظاهر عزت جمهوری اسلامی است که جز با شجاعت و حکمت مدیران جهادی به دست نمی‌آمد. سردمداران نظام سلطه نگرانند؛ پیشنهادهای آنها عموماً شامل فریب و خدعه و دروغ است. امروز ملت ایران علاوه‌ بر آمریکای جنایت‌کار، تعدادی از دولتهای اروپایی را نیز خدعه‌گر و غیرقابل اعتماد می‌داند. دولت جمهوری اسلامی باید مرزبندی خود را با آنها با دقت حفظ کند؛ از ارزشهای انقلابی و ملی خود، یک گام هم عقب‌نشینی نکند؛ از تهدیدهای پوچ آنان نهراسد؛ و در همه حال، عزت کشور و ملت خود را در نظر داشته باشد و حکیمانه و مصلحت‌جویانه و البته از موضع انقلابی، مشکلات قابل حل خود را با آنان حل کند. در مورد آمریکا حل هیچ مشکلی متصور نیست و مذاکره با آن جز زیان مادی و معنوی محصولی نخواهد داشت.

مردم دشمن‌شناسی تمام‌عیار

تربیت ۳ بعدی«عزت، حکمت، و مصلحت» روح بیمار قابل اعتماد نیست از موضع انقلابی، مشکلات قابل حل خود را با دشمنان حل کردن
۳۶

۷) سبک زندگی: سخن لازم در این باره بسیار است. آن را به فرصتی دیگر وامی‌گذارم و به همین جمله اکتفا می‌‌کنم که تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران، زیانهای بی‌جبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملت ما زده است؛ مقابله با آن، جهادی همه‌جانبه و هوشمندانه می‌طلبد که باز چشم امید در آن به شما جوانها است.

در پایان از حضور سرافرازانه و افتخارانگیز و دشمن‌شکن ملت عزیز در بیست‌ودوّم بهمن و چهلمین سالگرد انقلاب عظیم اسلامی تشکر میکنم و پیشانی سپاس بر درگاه حضرت حق می‌سایم. سلام بر حضرت بقیة‌الله (ارواحنا فداه)؛ سلام بر ارواح طیبه‌ شهیدان والا مقام و روح مطهر امام بزرگوار؛ و سلام بر همه‌ ملّت عزیز ایران و سلام ویژه به جوانان.

سبک زندگی ضدغربی آنان را از انقلاب مأیوس می‌کند تربیت استقلال آفرین روحیه غربی تک محور تقدم سبک سیاست ضدغربی بر منافع حزبی

 

 

 

انتهای پیام/

 

۲۱۲۱-کارگاه بیست نهم(۲۹) تربیت نفس+ رابطه دعا با محبت حقیقی

۲۱ اسفند

۲۱۰۷-کارگاه بیست هشتم (۲۸) تربیت نفس+محبت به سکوت حقیقی

۰۶بهمن

پیامبر اکرم| صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «من عرف الله کلّ لسانه.»

کاشکی هستی زبانی داشتی                  تا ز هستان پرده‌ها برداشتی

هر چه گویی ای دم هستی از آن             پردۀ دیگر بر او بستی بدان

( دفتر ۶، بیت ۴۷۲۵ و ۴۷۲۶)Related image
۰۶بهمن

۲۰۹۸-کارگاه بیست هفتم (۲۷) تربیت نفس+ محبت حقیقی به مرگ

۳۰آذر

۲۰۸۲-کارگاه بیست ششم (۲۶) تربیت نفس- محبت حقیقی یعنی رام کننده قوه غضبیه

۱۸مهر

««بسم الله الرحمن الرحیم»»

۲۰۷۷- کارگاه بیست پنجم (۲۵) تربیت نفس- سپر قرآن در برابر شیطان+محبت حقیقی از قرائت قرآن مجید

اِنَّ القرآنَ ظاهِرُهُ اَنيقٌ و َباطِنُهُ عَميقٌ لا تَفنى عَجائِبُهُ و َلا تَنقَضى غَرائِبُهُ و َلا تُكشَفُ الظُّلُماتُ اِلاّ بِهِبراستى كه قرآن ظاهرش زيباست و باطنش عميق، عجايبش پايان ندارد، اسرار نهفته آن پايان نمى‌پذيرد و                                                    تاريكى‌هاى جهل جز به وسيله آن رفع نخواهد شد.

۲۰۶۶-کارگاه بیست چهارم(۲۴) تربیت نفس- معجزه صلوات- + رابطه محبت مجازی با خشونت

 

کارگاه بیست سوم(۲۳) تربیت نفس+ ظهور محبت حقیقی در مشکلات با تمنای کمک از خداوند مهربان

 

۲۰۳۶– گارکاه بیست دوم (۲۲) تربیت نفس+ توحید مخزن و معدن محبت حقیقی

 

۲۰۲۴گارکاه بیست یکم(۲۱) تربیت نفس+ نقش محبت حقیقی در کوتاهی آرزو

 

۲۰۰۳کارگاه بیستم(۲۰)تربیت نفس+ رابطه محبت حقیقی با نظم و برنامه ریزی

 

۱۹۸۷– کارگاه نوزدهم(۱۹)تربیت نفس+ محبت حقیقی دعا نمودن به تلخی دیگران

 

 کارگاه هیجدهم(۱۸) تربیت نفس+ راهکار رسیدن به محبت حقیقی- خروج از عالم خیال با راهکار

علامه طباطبایی رحمه الله علیه- “حضرت آیت الله سبحانی تصریح کردند: زبان، گفتار و بیان ما باید در حد همین روایت باشد؛ خصوصا زمانی که سوالی از ما شود که از تخصص ما بیرون باشد و باید به راحتی بگوییم «نمی دانم» و پاسخ را پس از اطلاع از مطلب به آن شخص برسانیم.معظم له در پایان بیان داشتند: اگر بگوید «نمی دانم»، نقص نیست و نزد خدای متعال مقام دارد.

۱۶۵۲کارگاه هفدهم (۱۷) تربیت نفس- سهم الگوی محبوب در تصویر سازی ذهن+محبت حقیقی به

اسوه و نقش رفتارساز آن

 

۱۶۴۵-گارگاه شانزدهم (۱۶)تربیت نفس  اخلاق رضایت مدار+ محبت حقیقی رضایت محور

 

۱۵۸۰گارگاه پانزدهم (۱۵) تربیت نفس  اخلاق جمع مدار+ محبت حقیقی تفرقه سوز

 

۱۵۵۵کارگاه چهاردهم(۱۴) تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت

حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

 

۱۰۵۵۲– کارگاه سیزدهم (۱۳) تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیت های منطقی با حضور

عقل سلیم + محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری

 

۱۰۵۰۰– کارگاه تربیت نفس جلسه دوازدهم (۱۲) خود خواهی نزولی+ محبت به فقر کهنه، خود خواهی

 

۱۰۴۱۷– کارگاه تربیت نفس جلسه یازدهم (۱۱)زهد نسبت به دنیا+ محبت زاهدانه چیست؟

 

۱۰۲۱۰کارگاه تربیت نفس جلسه دهم (۱۰)لذت عقل سالار + لذت محبت پرور

 

۱۰۷۰-گارکاه نهم (۹)تربیت نفس+ محبت به خود ستایی- زشت ترین راستگویى، تعریف انسان از

خودش مى باشد.

 

۹۸۰کارگاه هشتم (۸)تربیت نفس پیرامون قبض و بسط نفس آدمی+ محبت بسطی و قبضی

 

۸۸۰– کارگاه هفتم (۷)تربیت نفس آنچه خداوند بخواهد+ محبت به آنچه پیش آمده، پیش خواهد آمد.

 

۶۰۰-کارگاه ششم (۶) تربیت نفس، رضایت به کارهای خداوند مهربان و حکیم دادن+ محبت در رضایت

 

۵۰۴- کارگاه تربیت نفس پنجم (۵) : ۹۵/۱/۱۵ الی ۹۵/۲/۲۵ ،با موضوع قناعت+محبت به قناعت قرآنی

امام على عليه ‏السلام :

مَنِ اقتَصَرَ عَلى بُلغَةِ الكَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الراحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَةِ؛

هر كس به مقدار كفايت، قناعت كند، آسايش مى‏ يابد و براى خويش زمينه گشايش فراهم مى ‏كند.

 

۴۰۶–کارگاه چهارم(۴) تربیت نفس: گسترة ساده زيستي+ وسعت محبت حقیقی

 

۳۱۹-آغاز دروده سوم (۳) با حدیث تکبر درمانی امام هفتم علیه السلام:

 

۱۶۰–  ددروه کارگاه  دوم (۲)تربیت نفس را با حدیث حضرت امام هشتم علیه السلام آغاز می کنیم تا

حکمت ۱۷۸نهج البلاغه رابچشیم.+ محبت حقیقی در حدیث امام هشتم علیه السلام

شروع ثبت نام:۲۰/۹/۹۴لغایت۳۰/۱۰/۹۴

ويژگيهاى دهگانه عاقل از حضرت امام الرضا علیه السلام

دوره دوم ۴۰ روز جدید تربیت نفس از حدیث امام هشتم علیه آلاف التحیه و الثناء

لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهره. الفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ـ از او اميد خير باشد.+بیش از ۵۰ درصد موفق بودم الحمدلله
۲ـ از بدى او در امان باشند.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغقرالله
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.+بیش از ۶۰درصد موفق بودم الحمدلله
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.+بیش از ۹۰درصد موفق بودم الحمدلله
۷ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۸ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغفرالله
۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استعفرالله

 

دوره کارگاه اول (۱) تربیت نفس از قرآن و احادیث اهل البیت علیهم السلام+ محبت حقیقی در رفتار امامان معصوم علیهم السلام

امام على علیه السلام: اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۸)

بسم الله الرحمن الرحیم

عنوان

ردیف محبت طبیعی محبت مجازی محبت حقیقی
۱ دوران کودکی دوران قبل از۴۰ سالگی دوران ۴۰ سالگی تا پایان عمر
۲ ۱۰۰% ۸۰% ۲۰%
۳

محبت و آثار

۴ محبت طبیعی محبت مجازی محبت حقیقی
۵ فردی جمعی زیست محیطی فردی جمعی زیست محیطی زیست محیطی فردی جمعی زیست محیطی
۶

شخص و محبت

۷ دروان فقر دوران بی نیازی دوران ثروت
۸ طبیعی مجازی حقیقی طبیعی مجازی حقیقی طبیعی مجازی حقیقی
۹
۱۰

شهروندان و محبت

۱۱ جنوب شهر میان شهر بالای شهر
۱۲ طبیعی مجازی حقیقی طبیعی مجازی حقیقی طبیعی مجازی حقیقی
۱۳
۱۴

مسئولین و محبت

۱۵ محبت طبیعی محبت مجازی محبت حقیقی
۱۶ روز هفته سال روز هفته سال روز هفته سال
۱۷
۱۸

مردان و محبت

۱۹ طبیعی مجازی حقیقی
۲۰ روز هفته سال روز هفته سال روز هفته سال
۲۲
۲۳

زنان ومحبت

۲۴ طبیعی مجازی محبت حقیقی
۲۵ روز هفته سال روز هفته سال روز هفته سال
۲۶

بدون ديدگاهنوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

«أُوصیکُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ الْوَرَعِ فى دینِکُمْ وَالاْجْتَهادِ لِلّهِ وَ صِدْقِ الْحَدیثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلى مَنِ ائْتَمَنَکُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فاجِر وَ طُولُ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجَوارِ. فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ(صلى الله علیه وآله وسلم) صَلُّوا فى عَشائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إِذا وَرَعَ فى دینِهِ وَ صَدَقَ فى حَدیثِهِ وَ أَدَّى الاْمانَةَ وَ حَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ قیلَ: هذا شیعِىٌ فَیَسُرُّنى ذلِکَ. إِتَّقُوا اللّهَ وَ کُونُوا زَیْنًا وَ لا تَکُونُوا شَیْنًا، جُرُّوا إِلَیْنا کُلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا کُلَّ قَبیح، فَإِنَّهُ ما قیلَ فینا مِنْ حَسَن فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ ما قیلَ فینا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ کَذلِکَ. لَناحَقٌّ فى کِتابِ اللّهِ وَ قَرابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللّهِ وَ تَطْهیرٌ مِنَ اللّهِ لا یَدَّعیهِ أَحَدٌ غَیْرُنا إِلاّ کَذّابٌ.

««أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ»»

وَ تِلاوَةَ الْقُرانِ وَ الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ(صلى الله علیه وآله وسلم)فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلى رَسُولِ اللّهِ عَشْرُ حَسَنات، إِحْفَظُوا ما وَصَّیْتُکُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُکُمُ اللّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَیْکُمْ السَّلامَ.» «بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۷۲»
شما را به تقواى الهى و پارسایى در دینتان و تلاش براى خدا و راستگویى و امانتدارى درباره کسى که شما را امین دانسته ـ نیکوکار باشد یا بدکار ـ و طول سجود و حُسنِ همسایگىسفارش مى کنم. محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم)براى همین آمده است. در میان جماعت هاى آنان نماز بخوانید و بر سر جنازه آنها حاضر شوید و مریضانشان را عیادت کنید. و حقوقشان را ادا نمایید، زیرا هر یک از شما چون در دینش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار و خوش اخلاق با مردم باشد، گفته مى شود: این یک شیعه است، و این کارهاست که مرا خوشحال مى سازد. تقواى الهى داشته باشید، مایه زینت باشید نه زشتى، تمام دوستى خود را به سوى ما بکشانید و همه زشتى را از ما بگردانید، زیرا هر خوبى که درباره ما گفته شود ما اهل آنیم و هر بدى درباره ما گفته شود ما از آن به دوریم. در کتاب خدا براى ما حقّى و قرابتى از پیامبر خداست و خداوند ما را پاک شمرده، احدى جز ما مدّعى این مقام نیست، مگر آن که دروغ مى گوید. زیاد به یاد خدا باشید و زیاد یاد مرگ کنید و زیاد قرآن را تلاوت نمایید و زیاد بر پیغمبر(صلى الله علیه وآله وسلم) صلوات بفرستید. زیرا صلوات بر پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) ده حسنه دارد. آنچه را به شما گفتم حفظ ( و عمل) کنید و شما را به خدا مى سپارم، و سلام بر شما.

برای ۳ نادانی و ناتوانی در حضور حق تعالی باید همیشه ۳ خواهش و تمنا از خداوند مهربان داشته باشیم-۱- نمی دانیم حقیقت دات خدواند متعال جیست؟ ۲- نمی دانیم حقیقت صفات پروروگار هستی چیست؟ ۳- نمی دانیم حقیقت فعل و کار خالق هستی چیست؟سبحان الله- سبحان الله- سبحان الله (یارب- یارب- یارب)

 

 

۲۱۱۹-فضای مجازی و تخریب محبت حقیقی کودکان

۱۸ اسفند

آسیب های فضای مجازی برای کودکان

در بسیاری از کشورهای دنیا به افراد زیر ۱۳ سال هیچ نوع وسیله ارتباطی توصیه نمی‌شود، افراد ۱۳ تا ۱۶ سال محدود به گوشی‌های ساده می‌شوند، ۱۶ تا ۱۸ سال اجازه استفاده از گوشی‌های دانش‌آموزی دارند و از ۱۸ تا ۲۱ سال می‌توانند به آرامی با فضای مجازی و شبکه‌های ارتباطی آشنایی پیدا کرده و مواجه شوند.

بخش اجتماعی تبیان
اینترنت،کودکان

به تاکید عضو کارگروه شورای فضای مجازی کشور باید توجه داشت که دانش‌آموزان هنوز قدرت تشخیص خوب از بد را ندارند و نباید کودکان و دانش‌آموزان را در معرض آسیب‌هایی قرار دهیم که پشیمانی به دنبال داشته باشد.
به گزارش تبیان از ایسنا، روح‌الله مومن‌نصب گفت: در اختیار داشتن گوشی و تبلت و حضور آسان در فضای مجازی کودکان اختیار و اراده را از آنان می‌گیرد و مضرات بسیاری را برای حال و آینده آنان به دنبال دارد.
وی اظهار کرد: در بسیاری از کشورهای دنیا به افراد زیر ۱۳ سال هیچ نوع وسیله ارتباطی توصیه نمی‌شود، افراد ۱۳ تا ۱۶ سال محدود به گوشی‌های ساده می‌شوند، ۱۶ تا ۱۸ سال اجازه استفاده از گوشی‌های دانش‌آموزی دارند و از ۱۸ تا ۲۱ سال می‌توانند به آرامی با فضای مجازی و شبکه‌های ارتباطی آشنایی پیدا کرده و مواجه شوند.

وی با تاکید بر اینکه قتل ستایش شش ساله تبعات بسیاری را برای خانواده آنان و کشور داشت، اظهار کرد: اگر قاتل به صورت افراطی از اینترنت و فضای مجازی و نیز موسیقی‌های جدید استفاده نمی‌کرد قطعا این قتل اتفاق نمی‌افتاد حال آنکه بالعکس شنیدن موسیقی‌های ناهنجار جدید و حضور در فضای مجازی موجب شد در دقایقی این قتل هولناک اتفاق بیفتد.

او افزود: در کشور آمریکا ۱۸ سال پیش قوانینی مربوط به استفاده کودکان از گوشی‌های همراه و حضور آنان در فضای مجازی تصویب می‌شود، حتی در صورت استفاده کودکان زیر شش سال از گوشی و حضور در فضای مجازی نگهداری از فرزند از آن خانواده سلب می‌شود اما در کشور ایران هنوز قانونی در خصوص استفاده کودکان از فضای مجازی وجود ندارد حال آنکه این نیاز کاملا در این روزها برای جامعه ایران و کودکان محسوس است.
عضو کارگروه شورای فضای مجازی کشور خاطرنشان کرد: گاهی حتی مدارس پیشنهاد و حتی اجبار در استفاده از فضای مجازی برای دانش‌آموزان دارند اما باید توجه داشته باشیم که دانش‌آموزان هنوز قدرت تشخیص خوب از بد را ندارند و نباید کودکان و دانش‌آموزان را در معرض آسیب‌هایی قرار دهیم که پشیمانی به دنبال داشته باشد.
وی با بیان اینکه ۶۰ درصد دختران و ۹۰ درصد پسران زیر ۱۶ سال حتما یک بار تجربه مشاهده فیلم‌های غیراخلاقی را داشته‌اند، تصریح کرد: به دلیل آلوده بودن فضای مجازی با ورود کودکان و نوجوانان به این حوزه به‌راحتی می‌توانند در معرض آسیب قرار بگیرند.
این مسئول یادآور شد: در سال گذشته در برخی از مقاطع تحصیلی ۸۰ درصد دانش‌آموزان معدل زیر ۱۲ داشتند که این امر گویای مواجهه با مشکلی جدی در مقاطع دانش‌آموزی است که باید چاره‌اندیشی شود.
مومن‌نصب با بیان اینکه کودکان تنها باید در چارچوب خانواده بوده و تعامل مناسب با افراد خانواده داشته باشند، ادامه داد: متوسط زمان اعتیاد سه ماه است حال آنکه برخی از کودکان و حتی افراد بزرگسال بیش از این زمان را با گوشی‌های همراه خود سپری می‌کنند و باید متوجه مضرات این نوع رفتارها در جامعه باشیم.
عضو کارگروه شورای فضای مجازی کشور با تاکید بر اینکه در غرب، شبکه‌های مجازی نه تنها اجتماعی خوانده نمی‌شوند بلکه عنوان ضد اجتماعی را به خود اختصاص می‌دهند، اشاره کرد: استفاده افراطی از شبکه‌های مجازی اعضای خانواده‌ها را به راحتی از یکدیگر دور می‌کند و این امر خود نشانی از ضد اجتماعی بودن این شبکه‌ها است.

عضو کارگروه شورای فضای مجازی کشور خاطرنشان کرد: گاهی حتی مدارس پیشنهاد و حتی اجبار در استفاده از فضای مجازی برای دانش‌آموزان دارند اما باید توجه داشته باشیم که دانش‌آموزان هنوز قدرت تشخیص خوب از بد را ندارند و نباید کودکان و دانش‌آموزان را در معرض آسیب‌هایی قرار دهیم که پشیمانی به دنبال داشته باشد.

وی با تاکید بر اینکه قتل ستایش شش ساله تبعات بسیاری را برای خانواده آنان و کشور داشت، اظهار کرد: اگر قاتل به صورت افراطی از اینترنت و فضای مجازی و نیز موسیقی‌های جدید استفاده نمی‌کرد قطعا این قتل اتفاق نمی‌افتاد حال آنکه بالعکس شنیدن موسیقی‌های ناهنجار جدید و حضور در فضای مجازی موجب شد در دقایقی این قتل هولناک اتفاق بیفتد.
مومن‌نصب ادامه داد: امواج wifi تاثیرات مضری بر بدن افراد به خصوص کودکان دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به فرزندآوری، سرطان و سکته‌های قلبی و عصبی اشاره کرد.
این کارشناس اظهار کرد:‌ ایجاد تغییر در خصوص استفاده از فضای مجازی و بیماری‌های مرتبط با آن نیازمند مطالبه است که رسانه‌ها در شکل‌گیری این مطالبه نقش به‌خصوصی می‌توانند ایفا کنند. همچنین خانواده‌ها و مدارس نیز باید مطالبه‌گری کنند تا قوانین مرتبط با کودکان و استفاه از فضای مجازی وضع شده و مشکلات حل شود.
وی یادآور شد: در راستای حل مشکلات حوزه فضای مجازی و کودکان، خانواده‌ها خود باید اطلاعات را افزایش داده و رفتار صحیح را انجام دهند و در عین حال از مسئولان مربوط مطالبه‌گری کنند تا مشکلات را شناخته و قوانین مرتبط وضع کنند و از مسئولان بخواهند در قبال ارائه تکنولوژی به جامعه، ابزار استفاده صحیح را در اختیار افراد به ‌خصوص کودکان قرار دهند و مطالبه‌ها باید به حدی باشد که اقدامات سریع‌تر آغاز شود

آسیب های فضای مجازی برای کودکان واقعی است

یک روانشناس خانواده و نوجوان با اشاره به حضور کودکان و نوجوانان در فضای مجازی هشدار داد آسیب های فضای مجازی برای کودکان واقعی است

یک روانشناس خانواده و نوجوان گفت: فضای مجازی در ایران بی محابا در اختیار همه افراد جامعه قرار گرفته؛ در حالی که بر پایه رویکردهای نوین تربیتی، اعمال محدودیت برای هر گروه سنی به ویژه کودکان پذیرفته شده است.

ایران آنلاین /حسن عماری تاکید کرد: «آسیب های فضای مجازی برای کودکان واقعی است».

عماری یادآوری کرد: محدودیت در فرایند تربیت در همه جای دنیا اعمال می شود و امری پسندیده برای رشد کودک در فرایندهای مختلف جامعه پذیری به شمار می آید.
وی با اشاره به گسترش وسایل ارتباطی نوین و در دسترس بودن این ابزارها برای آحاد جامعه افزود: خانواده ها در مورد شیوه استفاده از فضای مجازی حساسیت زیادی ندارند، مقاومت کمتری نشان می دهند، محدودیت قائل نمی شوند و فکر می کنند محدودسازی می تواند آسیب زا باشد و فرزندشان را از دنیای روز دور کند.
عماری به چهار سبک فرزندپروری اشاره کرد و گفت: در سبک فرزندپروری مقتدر، نظارت و کنترل والدین بر فرزند زیاد است اما مشورت با فرزند نیز وجود دارد. در سبک فرزندپروری سلطه جویانه، نظارت و کنترل شدید اعمال می شود اما مشورت با فرزند وجود ندارد.
«نظارتی در سبک فرزندپروری سهل گیرانه وجود ندارد اما مشورت و اختیار به فرزندان داده می شود و در سبک فرزندپروری بی توجه، نه نظارت و نه اختیار عمل وجود ندارد و در واقع فرزند و والدین در ۲ قطب جدا از یکدیگر عمل می کنند و انسجام رفتاری ندارند».
این روانشناس اضافه کرد: خانواده ها متناسب با سبک زندگی و روش فرزندپروری، فرزندان متفاوتی را تربیت می کنند.
وی ادامه داد: بیشتر خانواده ها در مورد فضای مجازی چندگانه عمل می کنند و به دلیل نو بودن و ناشناخته ماندن بسیاری از پیامدهای فضای مجازی، سبک برخورد مشخصی ندارند و براساس طبقه اجتماعی خود رفتار می کنند.

* ضرورت برنامه ریزی برای فرزندان
این متخصص روانشناسی خانواده و نوجوان در مورد بازی در فضای مجازی گفت: سرگرمی و آموزش ۲مولفه بسیار مهم در بازی های کودکانه به شمار می آید که البته در سنین پنج تا ۱۱ سال بهتر است بار آموزشی بازی ها بیشتر باشد.
عماری اضافه کرد: خانواده ها باید برای زمان های بازی کودکان کنترل هایی داشته باشند اما کنترل بدین معناست که والدین، عاملانه اقدام کنند یعنی علاوه بر محدودسازی استفاده از فضای مجازی یا بازی های رایانه ای، برای دیگر ساعت های فرزندان نیز برنامه ریزی داشته باشند.
«امروز بسیاری از خانواده ها برای فرزندانشان به بهانه مشغله زندگی، وقت نمی گذارند؛ هرچند ممکن است هزینه های بسیاری برای اوقات فراغت آنان صرف کنند اما باید بدانند پرورش کودکان به عنوان ثمره زندگی در هر خانواده ای در گرو توجه به آنان است».
عماری تصریح کرد: خانواده ها باید از دوران کودکی به فرزندان آموزش دهند برای گذران فراغت، انتخاب های هوشمندانه داشته باشند؛ مثلا هنگام خرید بازی به رشد توانمندی های خود توجه کنند یا زمانی که می خواهند به کودک جایزه بدهند و او را تشویق کنند، بازی های آموزشی هدیه دهند./ ایرنا

 

۲۱۱۸- مثلث محبت حقیقی – رهبر حقیقی – مردم حقیقی+ رهبری محبت حقیقی

۱۲ اسفند

در این پست نظر و دید بزرگان و علما و شخصیت های بزرگ رو درباره حضرت آیت الله خامنه ای(دامه برکاته) و رهبری ایشان و شایستگی ایشان برای این مقام رو به صورت متن و فیلم و صوت تا آنجایی که توانسته است جمع آوری کرده است تا جواب دندان شکنی به بدگویان انقلاب و اسلام باشد. امید است که خوشتون بیاد.

به گزارش سرویس وبلاگستان مشرق، محمد قبادی با بررسی سخنان بزرگان و صاحب نظران در مورد امام خامنه ای در   دیتا چنین مینویسد:

وبسایت دیتا در این پست برای اولین بار کار بسیار زیبایی را انجام داده است که امیدوار است مورد توجه خداوند متعال و حضرت ولی عصر(عج) قرار بگیرد.

در این پست نظر و دید بزرگان و علما و شخصیت های بزرگ رو درباره حضرت آیت الله خامنه ای(دامه برکاته) و رهبری ایشان و شایستگی ایشان برای این مقام رو به صورت متن و فیلم و صوت تا آنجایی که توانسته است جمع آوری کرده است تا جواب دندان شکنی به بدگویان انقلاب و اسلام باشد. امید است که خوشتون بیاد.

برای سلامتی رهبر و تعجیل در فرج امام زمان(عج) سه صلوات بفرستید.

نوشته ها

علامه حسن زاده آملی:


۱- قائد اسوه : رهبرعظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران آیت الله معظم جناب خامنه ای کبیر- متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف- قائد، ولی، وفیّ،ورائد، سائس، حفی، مصداق بارز، (نرفع درجات من نشاء می باشد.) عزت و شوکت روز افزون آن قائد اسوه ی زمان را همواره از حقیقة الحقائق مسئلت دارم و امیدوارم دادار عالم و آدم همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد.

آیت الله حسن حسن زاده ی آملی، کتاب پرتوی از خوشید علی شیرازی ص ۳۳

۲- علامه عظيم‌الشأن حضرت آيت‌الله حسن‌زاده آملي، جلوي حضرت آقا دو زانو نشسته و ايشان را مولا خطاب مي‌كنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه مي‌فرمايند اين كار را نكنيد. علامه حسن‌زاده مي‌فرمايند: اگر يك مكروه از شما سراغ داشتم اين كار را نمي‌كردم.

۳- ايشان در جاي ديگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ايشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است. اين جملات وقتي بيشتر معنا پيدا مي‌كند كه بدانيم صاحب تفسير الميزان، علامه عارف آيت‌الله طباطبايي درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را كسي نشناخت جز امام زمان(عج).

۴- و همچنین در صفحه ی اول کتاب انسان در عرف عرفان خود نیز این کتاب را به رهبر معظم انقلاب اهداء نموده که در زیر می خوانید:

تقدیم نامه :

بسم الله الرحمن الرحیم
الم. تلک آیات الکتاب الحکیم. هدیً و رحمةً للمحسنین
با سلام و دعای خالصانه و ارائه ارادت بی پیرایه جاودانه به حضور باهرالنور رهبر عظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله معظّم، جناب خامنه ای کبیر، متّع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف – این اثر نمونه دوران را اعنی رساله انسان در عرف عرفان را به پاس تجلیل و تکریم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال آن یگانه دوران در دارالسلام و الایمان شهر هزار سنگر آمل مازندران، از جانب خودم و از جانب همه شهروندان بزرگوار این بلد و خطّه شهرستان آمل بلکه از جانب همه فرزانگان گرامی و گرانقدر استان مازندران، به پشگاه مبارک آن ولی بحق که مصداق بارز رساله است با کمال ابتهاج و انبساط تقدیم میدارم ، عزت و شوکت روز افزون آن قائد اسوه زمان را همواره از حقیقة الحقائق خداوند سبحان مسئلت دارم. یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن
۱۳۷۷/۳/۲۰حسن حسن زاده آملی ::: کتاب انسان در عرف عرفان

۵- رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید، عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه، کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده، قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را، مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند. خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی حضرت آیت‌ا… معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.

۶- سینه ی خود را شکافتم، به هر جای آسمان رفتم این سید (خامنه ای) را دیدم. باید قنبر حضرت خامنه ای کبیر بود.
منبع: نشریه پرتو سخن ۱۶/۰۶/۹۰

آیت الله بهجت:

۱- آیت الله صدیقی در مراسم احیای شب قدر در هیأت رزمندگان غرب تهران با ذکر خصوصیاتی ویژه از مقام معظم رهبری به ذکر خاطره ای از دیدار ایشان با مرحوم آیت الله العظمی بهجت(ره) پرداخت.

وی گفت: در ابتدای کار مقام معظم رهبری نزد آیت الله بهجت رفته بودند و گفته بودند امام ویژگی هایی داشتند و فاصله من با امام خیلی زیاد است. بار سنگینی که بردوش امام بوده حال بر دوش من گذاشته شده است من چه کنم؟

مرحوم آیت الله بهجت(ره) پس از تأملی گفته بودند: شما با موازین آشنایید(اشاره به اجتهاد ایشان). اگر بر مبانی و موازینی که تشخیص می دهید به تشخیص شرعی خود عمل کنید “من” تضمین می کنم که اولیاء الهی تو را تنها نگذارند.

۲- آیت الله صدیقی امام جمعه موقت شهر تهران سه شنبه ۲۸/۲/۸۹ در مراسم ایام شهادت جانسوز حضرت زهرا سلام الله علیها که در بیت رهبری با حضور آیت الله العظمی امام خامنه ای حفظه الله برگزار می شد پس بیان از فضایل صدیقه کبری و مناقب آن حضرت خطاب به مقام معظم رهبری فرمودند:

“آقا جان؛شما دستور فرمودید از شما چیزی نگم،اما اینها که آمده اند اینجا همه عاشقند مگر می شود چیزی نگفت.”

آیت الله صدیقی پس از بیان چند جمله با همین مضامین،به نقل چند جمله از آقای بهجت رضوان الله تعالی علیه پرداختند:

“از آقای بهجت سوال کردم نظرتان راجع به مقام معظم رهبری چیست؟

آقای بهجت فرمودند:”بهتر از ایشان نداریم.”

۳- همچنین آقای بهجت به خود بنده عرضه داشتند که در دیداری که با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف داشتم از ایشانراجع به آقای خامنه ای سوال کردم و

حضرت پاسخ دادند: ” آقای خامنه ای از ماست.”

۴- به نقل از حجت الاسلام صدیقی از زبان یکی از دوستان نزدیکشان که به حضور آقای بهجت رفت و آمد داشته اند:در یک جلسه ی دو سه نفری که خدمت آیت‌الله العظمی آقای بهجت بودیم یه کسی انتقاد گونه‌ای را خواستند به رهبری خدمت آقای بهجت بازگو کنند. آقای بهجت به یک نگاه تندی به ایشان فرمودند: شما بهتر از ایشان سراغ دارید. من که بهتر از ایشان سراغ ندارم.

۵- آیت الله مصباح یزدی رابط بین آیت الله بهجت و حضرت آقا بودند. البته امام (ره) خودشان به حضرت آیت الله خامنه ای فرموده‌ بودند كه از آقاي بهجت استفاده كنيد. ایشان هم نامه‌اي مي نويسند مي‌دهند به حاج آقای مصباح كه اين را شما لطف کنید و بدهید به‌ آقاي بهجت.

البته ظاهراً آن طور که من اطلاع دارم حاج آقا برای ثبت این مکاتبات حساس شرط مي‌گذارند كه من به شرطي نامه رساني مي‌كنم كه نامه را ببینم و نسخه ای هم کپي کنم و نگه دارم! حضرت آقا هم به دلیل علاقه خاصی که به آیت الله مصباح داشتند، قبول مي‌كنند.

ظاهراً حضرت آقا تقاضای دستورالعمل داشتند که آیت الله مصباح می آوردند و آیت الله بهجت هم در پاسخ در مواقعی خودشان می نوشتند و در مواقعی هم به حاج می فرمودند که این موارد را بنویسید و به ایشان تحویل بدهید.

یکبار رهبر انقلاب برای آقای بهجت می نویسند که من این موارد را می دانم و انشاءالله عامل خواهم بود ولی توقعم بیش از این است که آقاي بهجت ‌در پاسخ نوشته بودند اينها را عمل کنید، در فرصتي كه پيش بیاید ديگر شما برای من نامه ننويسيد، من خودم برای شما نامه مي‌نويسم.

تا این که امام از دنیا رفتند، یادم است ما مشهد بوديم که حاج آقای مصباح برای بیعت با آقا آمده بودند تهران و از آنجا هم آمدند مشهد. ما خدمتشان رسیدیم و از وضع و اوضاع پرسیدیم. حاج آقا فرمودند كه برای بیعت رفته بودم خدمت آقا ولی خدا را شکر دست خالی نرفتم چون آیت الله بهجت يک نامه چهار صفحه ای برای حضرت آقا که تازه رهبر شده بودند، نوشتند که شروع نامه هم این بود که بنده انتصاب حضرتعالي را به سمت مقام ولايت و رهبري تبريك عرض مي‌كنم و بعد شروع كرده بودند كه حالا ديگر وظايف شما این است.

بعد آقا به آیت الله مصباح فرموده بودند که تا حالا خيلي‌ها از مردم و مسئولین با من بيعت كردند ولی هيچ كدام دلم را آرام نكرد كه من در این جایگاه باید باشم یا نه الا این نامه که خیالم را راحت کرد. چون مي‌دانم که ايشان اصلاً بر مبنایی که دیگران ممکن است بنویسند و حرف بزنند، نمی نویسند وصحبت نمی کنند.

۶- حجت الاسلام فقیهی اصفهانی از اساتید حوزه علمیه قم  :

یکی از رفقا ما به نام آقای رجالی ، که خیلی رفت و آمد داشت از قدیم با حضرت آیت الله بهجت و درس ایشان را خیلی شرکت می کرد و خیلی آدم با صفا و سالم و خوبی است، ایشان چند مورد از ایشان را برای ما نقل می کرد .

یکی اینکه می گفت ، آیت الله بهجت ، به این راحتی هر کسی را راه نمی دادند برای ملاقات ، آن هم برای ملاقات های طولانی و این حرف ها .

ولی آیت الله خامنه ای مرتب خدمت آیت الله بهجت می رسیدند و این ها یک رابطه صمیمی داشتند . زیاد و به طور مخفیانه آقا می آمدند قم و می رفتند خدمت آیت الله بهجت .

یکی از زمان هایی که ایشان می گفت زمان ملاقات این دو بزرگوار بوده است ، سحر بود دو ساعت مانده به اذان صبح . ایشان می گفت که آیت الله خامنه ای گاهی سحر می آمدند . در آن موقعیت حساس می آمدند خدمت آیت الله بهجت و می رفتند . خوب این نشانه علاقه شدید آیت الله بهجت به مقام معظم رهبری است که در این موقع شب و سحر آقا را می خواستند و با هم بودند و صحبت می کردند .

بعد باز ایشان می گفتند چند سال پیش که آیت الله خامنه ای یک هفته ای تشریف آوردند قم ، جمعیت زیادی برای استقبال آمده بودند در خیابان ها .

آیت الله بهجت هم آمدند جزء جمعیت استقبال کنندگان . حالا یک مرجعی در سن حدود نود سال ! ایشان هم آمدند در جمع استقبال کنندگان آیت الله خامنه ای . ایشان می گفت که یک شخصی به ایشان گفت که حاج آقا شما با این سن و سال آمدید وسط این جمعیت استقبال کنندگان ؟

آیت الله بهجت فرمودند : ” اگر مردم می دانستند که استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس در خانه نمی نشست ” .

این تعبیر خیلی زیباست که اگر مردم می دانستند استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس تو خانه نمی نشست .

۷-  شش ماه قبل از فوت آیت الله بهجت ایشان فرموده بودند که : ” آقا را بگویید بیایند اینجا با ایشان کار دارم ” .

آقا را خواسته بودند و آیت الله خامنه ای آمده بودن این جا قم . صحبت هایی با هم داشتند از جمله آیت الله بهجت فرموده بودند : ” خطری به سمت شما دارد می آید و من این خطر را احساس می کنم و من آن چه باید برای شما انجام بدهم ، برای سلامتی شما انجام داده ام (حالا نذر باشد یا هر چیز دیگر) ” .

و فرموده بودند : ” خودتان هم هر کاری می توانید انجام بدهید ” .

البته کاملش را حاج آقای صدیقی روی منبر نگفتند .

ولی بعدها یکی از دفتری های آیت الله بهجت  که اطلاع داشتند و کامل تر گفتند .

گفتند چند روزی گذشت و باز دوباره حضرت آیت الله بهجت گفتند که : ” آیت الله خامنه ای را بگویید یک نفر بفرستند من با ایشان کار دارم ” . حاج آقا محمدی گلپایگانی را آیت الله خامنه ای فرستادند پیش آیت الله بهجت.

آیت الله بهجت دومرتبه تأکید کردند: ”  که من برای سلامتی شما هرکاری می توانستم انجام دادم . خودتان هم یک کاری انجام بدهید ” . برای بار دوم بعد از چند روز این تأکید را آیت الله بهجت داشتند که به واسطه آقای محمدی گلپایگانی به آقا خبرش رسید و خود آیت الله خامنه ای هم هرکاری باید انجام بدهند انجام داده بودند .

آقا زاده آیت الله بهجت نیز می گفت که یک موقعی آیت الله خامنه ای تشریف آوردند قم ، بعد آیت الله بهجت فرمودند : ” همه از اطاق بروند بیرون ” . حالا هر کس می آمد ملاقات آیت الله بهجت ، پسر آقا و بعضی های دیگر هم حضور داشتند .

بعد می گفت : یک موقعی آیت الله خامنه ای که آمدند ، آیت الله بهجت فرمودند : ” هیچ کسی نماند ، همه بروند بیرون من با آقا حرف خصوصی دارم ” و بعد تا مدتی با هم بودند و به طور خصوصی و ما همه رفته بودیم بیرون از اطاق ، این قدر با هم صمیمی بودند .

آیت الله وحید خراسانی:

۱- هنگامی كه آیت الله آملی لاریجانی برای مشورت به خدمت آیت الله وحید خراسانی رسیده بودند تا نظرات ایشان را در خصوص پست ریاست قوه قضاییه جویا شوند ایشان فرمودند به هرطریق كه می توانید این سید را كمك دهید ایشان تنها است اگر شما او را كمك نكند پس چه كسی به ایشان یاری رساند.

۲- روزی یكی از طلبه ها خدمت آقای وحید خراسانی می رود و از اوضاع و احوال كشور گلایه می كند و ایشان خطاب به این طلبه جوان می گویند آیا من می توانم كشور را اداره كنم ؟

این طلبه جوان بعد از مدتی تفكر می گوید؟ خیر شما نمی توانید این كشور را اداره كنید

آیت الله وحید می گویند به راستی چه كسی بهتر از مقام معظم رهبری می تواند این كشور را اداره كند.

۳-  آیت الله محمد مهدی شب زنده دار نیز در درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد، با اشاره به حمایت آیت الله وحید خراسانی از مقام معظم رهبری گفت: آیت الله العظمی وحید خراسانی که ما بیست و چند سال خدمت ایشان مشرف می شدیم و تلمذ کردیم، چند بار در جلسات مختلف فرمودند «کارهای آقای خامنه ای بر اساس موازین است».

وی ادامه داد: یعنی ایشان ضوابط شرعی را مراعات می کنند و اصل در این است که هوا و هوس ندارند و وقتی تشخیص می دهند که این حکم، حکم خداست به آن عمل می کنند و این یک شهادت بزرگی است.

استاد دروس خارج حوزه علمیه قم گفت: در جلسه دیگری هم آیت الله وحید خراسانی از آیت الله خامنه ای و پدر ایشان تعریف کردند، بنابراین وقتی مقام معظم رهبری به حرم اهل بیت و قم مشرف می شوند، وظیفه همه ما است که از مقام شامخ ایشان تجلیل کنیم.

وی بیان داشت: این تجلیل، تجلیل از اسلام، مذهب، اهل بیت و مرجعیت بوده و شکر نعمت حکومت اسلامی است که خداوند متعال به این مملکت ارزانی داشته است.

بنیان گذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره):

۱- امام خميني(ره) خطاب به مقام معظم رهبري در زمان رياست جمهوري ايشان: هر موقعي‌كه شما به سفر مي‌رويد، من مضطرب هستم تا برگرديد. خيلي سفر نرويد! همچنين امام راحل در مورد امام خامنه اي مي فرمودند : شما مانند خورشيدي هستيد كهنورافشاني مي كنيد. کیهان ۲۶/۴/۸۶

۲- جنابعالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می دانم و شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جدا جانبداری می کنید میدانم.

۳- در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می دهید.

۴- یک نفر را مثل ایشان پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم.

۵- از زبان احمد آقای خمینی : وقتیکه داشت تلویزیون آقای کیم ایل سونگ را با آقای خامنه ای که در کره بودند نشان می داد زنگ امام بصدا در آمد دویدم بطرف اطاق آقا دیدم آقا دو زانو نشسته نزدیک تلویزیون و به تلویزیون خیره شده فکر کردم سکته کرده،داد زدم دیدم برگشت گفت: بیا بشین. نشستم. گفت احمد آقا می بینی این عظمت را وقتیکه عصایش را برمیدارد و قدم برمی دارد حیف نیست ایشان بعنوان رهبره آینده نباشد من هم بشما (احمد آقا) گفتم هم به اکبر آقا (هاشمی) تکلیف من تمام است من اگر بگویم اختلاف ایجاد می شود.

۶- و در قسمتی دیگر می گوید : در لحظه های آخر عمر امام (ره) آقای خامنه ای را با خانواده اش می پذیرفت خانواده آقا بودند و آقای خامنه ای که شروع به صحبت – کرد ما خودمان دیدیم لحظه ی آخر هرچه در امام-ره بود به آقای خامنه ای انتقال پیدا کرد . یک فروغی در چهره آقا دیده میشد آقا درحالی که قرمرز قرمز بود و صورتش برافروخته با یک صلابتی به همه نگاه میکرد. آقا فرمودند که احدی حق ندارد با جایی مصاحبه کند …

۷- و در قسمتی دیگر می فرماید: امام وقتیکه آقای خامنه ای را می دید چهره اش باز میشد مانند حالتی که آدم عشقش را می بیند و خوشحال می شود دست خودش نیست. امام ابروها و چهره اش باز میشد. بلند میشد و به طرف آقای خامنه ای براه می افتاد و حالا هرچند نفر حضور میداشتند. من ده بار بیشتر خودم می دیدم این موارد را …

۸- و در قسمتی می گوید : وقتیکه امام فرمودند که خوشحالم از اینکه می بینم فردی از سلاله پاک پیامبران و از فرزندان امام حسین (ع) بر مسند حکومت نشست خوب برای ما یک حرف بود. من به بزرگواری مراجعه کردم و گفتم اینکه امام گفت خوب تفسیر می خواهد یعنی چه؟ گفت همان که امام تمام قد جلوی آقای خامنه ای بلند می شود. دلیل صلی اش است. گفتم بازهم نمیدانم گفت مشکل خودت است. امام با هیچکس شوخی ندارد، امام ره بخاطره سید بودن آقای خامنه ای نمی گوید آقای خامنه ای سی و چهارمین فرزند امام حسین (ع) است. شجره نامه دارد. بروید ببینید. آقای خامنه ای بلا واسطه بدون هیچ چیزی پسر امام حسین است. این را بازهم جرات نمیکردیم بعضی جاها بگویئم. تا اینکه آقای خامنه ای در آستان مرکز رفتند تفرش. در تفرش وقتیکه به زیارت آن زیارتگاه مشهور و معروف رفتند و زیارت کردند فرمودند این (امامزاده) پدر چهارم من است. اصالت ما در ایران از ایشان است. بچه ها دیدند آن امامزاده سی امین فرزند امام حسین (ع) که آقا سی و چهارمین می شود.

۹- آقای هاشمی رفسنجانی فرموده اند: آقای خامنه ای از مسافرت آمده بود باهم خدمت امام رفتیم. امام (ره) به آقای خامنه ای فرمودند: وقتیکه شنیدم هواپیمای شما در فرودگاه نشست خیالم راحت شد.

۱۰- و در ص ۳۸ همان کتاب آقای هاشمی فرموده اند: که در جلسات آخر عمر حضرت، امام ره برای مقام معظم رهبری کلمه رهبر برادر را بکار می بردند که قطعاً این تعبیر بی معنا نبود و در همان صفحه امام بر شایستگی آقای خامنه ای برای رهبری تاکید داشتند.
( پرتوی از خورشید علی شیرازی ص ۳۸)

۱۱- به نقل از حجةالاسلام مهدوي:

خدا رحمت كند شهيد عراقي و يكي از شخصيتهاي سياسي خوب امروز كه متأسفانه نمي توانيم اسم ببريم ،ميگويند وقتي امام در ابتداي نهضت اولين اعلاميه سياسي خود را داد ، (خوب ما در حد فهم خودمان درك ميكرديم ، نمي دانستيم روح خدا كجا را دارد ميزند) گفتيم خوب مردم ايران در فقر و بدبختي و استكبار اين طاغوت هستند و امام مي خواهد اين ايران را به آرامش و رفاه برساند .
گفت با شهيد عراقي بعد از اولين غرشي كه امام كرد ، رفتيم خدمت امام ، شهيد عراقي با همان خلوصي كه داشت گفت حاج آقا واقعاً خيلي خوب مي شد اگر اين چيزي كه شما ميگوييد اتفاق بيافتد . وضع مردم ايران خيلي خوب ميشود .
امام با بي اعتنايي فرمود بله وضع مردم هم خوب ميشود ، ولي ما مأمور به انجام چنين كاري نيستيم .
آقاي عراقي هم آدم سمج ، گفت آقا چي گفتيد ؟
امام فرمود ما براي مأموريت ديگري آمديم ، وضع مردم هم در حاشيه خوب ميشود .
آقاي عراقي گفت براي چه مأموريتي آمده ايد ؟
امام فرمود براي سه مأموريت :
اول سرنگون كردن حكومت پهلوي – دوم استقرار نظام جمهوري اسلامي – سوم ، دادن پرچم حكومت اسلامي به دست صاحب اصلي اش .
حوادث روزگار و فاصله زماني از حافظه ما برد ، رفتيم داخل مبارزات و خيلي ها كشته شدند و انقلاب پيروز شد. شهيد عراقي هم با زبان روزه توسط سيد مهدي هاشمي كه داخل باند آقاي منتظري بود ، نيز به شهادت رسيد ، ما به يكباره ديديم دو تا از وعده هاي امام محقق شد .
يك وقتي در جمع بعضي از مسئولين نظام از جمله حضرت آيت الله ري شهري ، گفتم شهيد عراقي و بنده شاهد چنين حرفي از امام بوديم . حالا دو مورد آن اتفاق افتاده ، سومين آن يعني چي ؟
بحث شد كه با دست امام ميرسد به دست صاحب اصلي ، يا شخص ديگري ؟
يكي از همان جمع كه حالا اسم نمي برم و شما مي شناسيد و آدم بزرگواري است ، گفت من ميروم و از امام مي پرسم . بعد رفتند و اينقدر از امام اصرار كردند كه آقاي عراقي همچنين چيزي از شما شنيده ، آيا درست است ؟
امام فرمودند بله درست است .
گفتند دو تا از آنها محقق شده سومي چي ؟
امام گفتند سومي هم خدا انشاءالله مي خواهد و ميشود .( خيلي امام پرهيز داشت )
اصرار كردم گفتم شما هستيد كه اين پرچم را به دست صاحبش مي دهيد ؟ يا شخص ديگر ؟ بعد از اصرار من،
امام فرمودند : نه من نيستم . بعد از من كسي خواهد آمد كه پرچم را به دست صاحب اصلي اش خواهد داد .
حالا ما داريم اين مطلب را الان مي شنويم ، ولي اين آقاياني كه بعضي هايشان اين همه آتش مي سوزانند ، آن زمان داغ داغ تنوري اين مطالب را شنيده اند ، نمي دانند .

نمي دانند كه علامه اميني صاحب الغدير مي فرمايد : الخميني ، ذخيرة الله في الارض.

۱۲- به نقل از حجت الاسلام دانشمند:

اگر من از مظلومیت رهبر بگویم شاید دلتان خون بشود ، خیلی مظلومند ایشان .

این موضوع را من با یک واسطه می گویم . با یکی از محافظ های آقا در حرم امام رضا روبروی ضریح ، دو به دو با هم بودیم .

گفتم از آقا چه خبر ؟

میگفت ما روزهای دوشنبه ، ( این را میگفت و گریه میکرد ) می رویم سرکشی میکنیم به خانواده شهدا . آقا می فرمودند به خانواده شهدا نگویید که ما می آییم که به زحمت نیافتند .

یک ربع قبل آقا در ماشین هستند ما درب میزنیم و میگوییم آقا می خواهند تشریف بیاورند منزل و یک سلام و علیکی با مادر و پدر شهید نمایند .

یکبار رفتیم درب خانه دو شهید ، من خودم رفتم دیدم درب باز است و آب و جارو کرده اند . درب زدم ، مادر شهید آمدند دم درب و گفتند : آقا کو ؟

گفتم : کدام آقا ؟

گفت : مقام معظم رهبری کجاست ؟

گفتم : شما از کجا می دانید ؟

شروع کرد به گریه کردن ، گفت دیشب خواب بچه هام را دیدم ، بچه ها آمدند گفتند خوش بحالت ، فردا سید علی می خواهد بیاید خانه تان .

به اینجا که رسید ، مقام معظم رهبری هم رسیدند به درب خانه .

بعد مادر شهید گفت من خواب دیدم که امام هم تشریف آوردند و گفتند فردا آقا سید علی آقا می خواهند بیایند ، ما هم تبریک می گوییم . و یک مطلبی هم امام فرمودند و پیغام دادند که من به شما بگویم .

مقام معظم رهبری فرمودند چه پیغامی ؟

مادر شهید گفتند : امام فرمودند سلام ما را به آقا سید علی آقا برسانید و به ایشان بگویید اینقدر از خدا طلب مرگ نکن ! فرج نزدیک است ان شاءالله .

آقا خیلی گریه کرد .

حجت الاسلام دانشمند : مظلوم است آقا . یک کاری نکنیم که اگر گره ای نمی توانیم باز کنیم ، لااقل گره بر گره نیاندازیم .این واقعاً ظلم است ، خدا نمی بخشد .

در این دنیا مرکز شیعه فقط ایران است . افغانستان ، پاکستان ، مصر ، عربستان و عراق را ببینید . در ممالک اسلامی کجا شیعه همه کاره است ، ایران مرکز شیعه است ، دل امام زمان به شما بسته شده و امید امام به شماست .

خدایا رهبر مظلوم و با کرامت انقلاب را بحق امام زمان محافظت بفرما.

دکتر میلانی دکتر مخصوص رهبر معظم انقلاب در وقت ترور نافرجام ایشان:

۱- بعد از ۲۵سال از آن قضایا که به اتفاق محافظان و دیگر برادران به بیت معظم له شرف یاب می شوند میفرماید حالا بهتر میشود فهمید که چرا سالهاست ضربان قلب این مردم میگوید دست خدا بر سر ماست… این دست رنگ خدا را دیده و طعم بهشت را چشیده ،سوغات یک سفر غیبی به آن سوی ابرهاست که پیش رهبر مانده تا بقول دکتر میلانی با دست موعود بیعت کند.کیهان ۸۶/۴/۶

خانواده شهید عبدوس:

۱- پدر شهید امین همانطور که روبروی آقا نشسته می گوید: به من ثابته آقا جون شما را خداوند در آن بمب گذاری حفظ کرد. به من ثابته که انقلاب از خمینی بشما رسیده و از شما به حضرت صاحب الزمان میرسد.

کیهان ۸۶/۴/۲۶

آیت الله سید احمد خاتمی:

۱- آیت الله سید احمد خاتمی در خطبه های نماز جمعه ۱/۴/۸۶ تهران در یادآوری ششم تیرماه سال ۶۰ روز سوء قصد به رهبر معظم انقلاب گفت: مصلحت خدا بر این بود که حضرت ایت الله خامنه ای از آن سوء قصد جان سالم بدر ببرند و امروز سکّان دار کشتی امت اسلامی باشند تا پرچم اسلام را بدست صاحب اصلی اش برسانند. کیهان شنبه ۲/۴/۸۶

کتاب آیا ظهور امام زمان نزدیک است؟:

۱- در کتاب ” آیا ظهور امام زمان نزدیک است” آمده است که در قبال علائم قبل از ظهور میتوان اشاره به رهبری معظم نمود. در این خصوص جای آن دارد که اشاره به سخن بزرگی از بزرگان حق و حقیقت کنیم که در ماه رمضان طی تماسی که با ایشان داشتیم فرمودند: ایشان ( مقام معظم رهبری) را فرد صالح و منتظر واقعی امام عصر(عج) دانستند و در یک بیان (که این عین کلام را نمیشود عنوان کرد) به مظلومیت ایشان اشاره مستقیم نمودند. نکته جالب این که این سید جلیل القدر خراسانی وظیفه بسیار مهمّ و حسّاس در قبال ظهور برعهده دارند که این وظیفه از اسرار است و قابل ذکر نیست و جمع کسانیکه مخلصانه به امام عصر (عج) عشق می ورزند نسبت به ایشان ارادت خاصّ دارند.

آیا ظهور امام زمان نزدیک است؟ ص ۲۴۲

آیت الله بهاءالدینی(ره):

۱- بعد از امام اگر بشود به کسی اعتماد کرد به این سید (آیة الله خامنه ای)است.. آقای خامنه ای از همه به امام نزدیک تر است  . . .کسی که ما به اوامیدواریم آقای خامنه ای است . . . این دید ماست، نزد ما محرز است سیدعلی خامنه ای.

۲- علامه بهاءالدینی چند سال قبل از فوت حضرت امام فرمودند: مساله قائم مقامی سر نمیگیرد. دلخوشی ما به آقای خامنه ای ست. صبح صادق ۱۶/۳/۸۴

۳- در دیداری که مقام معظم رهبری در قم و در خانه علامه بهاءالدینی دارند. روز بعد که جمعی بخانه علامه بهاءالدینی میروند. سوال میکنند دیروز مقام معظم رهبری اینجا آمدند میفرماید بله چند دقیقه خورشید تابید و رفت.

او چون خورشیدی دارای خیرو برکت است. دید ما و حرف ما این ست که آقای خامنه ای را باید کمک کنید.
کتاب پرتوی از خورشید علی شیرازی ص ۴۰

۴- این ماجرا را من از آقای صدیقی نقل قول می کنم .
در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای ، آقا با آقای بهاءالدینی (ره) ارتباطی نداشت . آقای فاطمی‌نیا رابط آشنایی شدند و رابطه آقا و آقای‌ بهاءالدینی خیلی نزدیك شد .

بعد از رهبری مقام معظم رهبری ، آقای بهاءالدینی کسالتی پیدا کرده بودند و بیمارستان هم نمی‌رفتند .

آقای خامنه‌ای به آقای فاطمی‌نیا گفته بودند که به آقای بهاءالدینی بفرمایید که حتماً دکتر بروند و اگر هزینه‌ای هم دارد بدهید.

بالاخره به آقای بهاءالدینی گفتند كه آقا گفتند شما حتماً بیمارستان بروید.

خلاصه به خاطر دستور آقا، ایشان می‌آیند تهران بیمارستان خاتم و مدتی بستری می شوند برای معالجه .

این را آقای صدیقی می‌گفت، می‌گفت من رفتم عیادت‌شان و به آقای بهاءالدینی گفتم آقا حالتان بعد از عمل چه طور است؟

آیت الله بهاءالدینی گفتند : الحمد لله! الحمد لله! ما به حرف این سید (آیت الله خامنه‌ای) گوش كردیم، آمدیم بیمارستان، آقا (امام زمان) آمد ملاقات ما .

۵- به گزارش اختصاصی خبرنگار رهوا از یک منبع آگاه : قرار بوداز طرف مجلس خبرگان منتظری انتخاب شود ازتمام علما برای ایشان امضاي تاييدگرفته میشد.روزی برای گرفتن امضا چند از نزدیکان منتظری به خدمت آيت الله سید رضا بهاء الديني رسيدند اماايشان امضا نكردند هرچه ازفرستادگان منتظري اصرار ازايشان انكار.تاآنجا كه خود منتظري شخصا به خدمت ايشان رسید وتمام كتابهايي كه درمورد ولايت فقيه نوشته بود را محضر حضرت

آقا قرار دادند

حضرت آقا تمام كتاب ها راجمع كردند وبه منتظري چند لحظه نگاه کردند و خنده کوتاهی کردند و فرمودند ولايت فقيه نوشتني نيست فهميدني است

این منبع نزدیک به بیت بهاءالدینی نقل میکند که از حضرت آقا پرسیدم چرا ايشان راتاييد نكرديد مگه شخص ديگري هم ميتواند .بعد از امام (ره) به مقام رهبری برسند

حضرت آقا فرمودند : البته هیچ كس حاج آقا روح الله نمی شود، ولی آقاسیدعلی خامنه ای حقیقتا ولی فقیه هستند و رهبر ,از همه به امام نزدیكتر است. كسی كه ما به او امیدواریم آقای خامنه ای است. شما از ما قبول نمی كنید و تعجب می كنید، ولی این دید ماست، نزد ما محرز است آقاسید علی خامنه ای رهبر آینده هستند و ايشان باز هم فرمودند :نظر ما سيد علي سید علی سید علی خامنه اي است

این منبع آگاه در گوشه ای دیگر از گفتگو با رهوا بیان کرد که :زمان می گذشت و به مرور زمان سخنان گهربار و گلواژه های بینش آفرین این پیر روشن ضمیر، بیشتر و بهتر عملی می شد. تا این كه رحلت حضرت امام خمینی قدس سره و انتخاب حضرت آیةالله خامنه ای (حفظه الله) پیش آمد.

محضر آقا جان رسیدیم و به عنوان خبر روز خدمتشان عرض كردیم. فرمودند:ما مدتها پیش به این مطلب رسیده بودیم و نظر خود را بیان کردیم که هیچ کس بعد از حاج آقا روح الله نمیتواند رهبر شود جز سید علی آقا و باید به ایشان كمك كرد تا تنها نباشد.

برپایه همین گزارش:قبل از ریاست جمهوری آقای خامنه ای روزی در بیت محترم حضرت آقا بهاءالدینی بودیم که آقای خامنه اي كه درآن زمان نماينده مجلس بودند به بیت ایشان (منزل)تشريف آورده اند و وقتي که آقای خامنه ای رفتند آقا زیر لب فرمودند :خورشيدلحظه اي تابيد ورفت!
يكي از روزها كه حضرت آقا تشريف برده بودند به جمكران، حدود ساعت دو شب به حضرت آيت‌الله العظمي بهاءالديني خبر مي‌دهند كه آقا صبح بعد از نماز مي‌خواهند تشريف بياورند منزل شما. تيم حفاظت ساعت چهار صبح براي آماده كردن شرايط به منزل ايشان مي‌روند كه متوجه مي‌شوند آقاي بهاءالديني، پيرمرد نود ساله جلوي در خانه ايستاده‌اند. مي‌گويند: آقا چرا با اين كهولت سن اينجا تشريف داريد؟ ايشان مي‌فرمايند: براي ديدن رهبر بزرگ انقلاب، من از همان ساعتي كه شما زنگ زديد آمده‌ام استقبال.

یکی از نزدیکان آیت الله بهاالدینی هم در باره پیش بینی ایشان در باره رهبری آقا اینچنین نقل میکند: گاهی که صحبت از قائم مقامی برخی افراد بعد از امام می شد، ایشان لبخندی ملیح زده و با تامل اندیشمندانه ای می فرمود: ما این طور نمی بینیم، چون خدا نمی خواهد، هر چند بعضی تلاش می کنند . خیال می کنند می توانند برای شیعه از جانب خود رهبر و مرجع درست کنند.

آن گاه این داستان را بیان می کردند که:در زمان سید ابوالحسن اصفهانی برای مرجعیت بعد از ایشان، تبلیغ زیادی برای میرزا محمد حسین اصفهانی (کمپانی) کردند، ولی از آن جاکه خدا نمی خواست، میرزا محمد حسین اصفهانی پنج سال قبل از سید ابوالحسن اصفهانی رحلت کرد و سید ابوالحسن اصفهانی بر پیکرش نماز خواند.
۶- آیت الله فاطمی نیا:بعد از اینکه در سال ۶۸ مجلس خبرگان به رهبری امام خامنه ای رای می دهند. بعد از فوت امام خمینی، رهبر انقلاب به دیدار آیت الله بها الدینی می روند. بسیجی ها آیت الله العظمی بها الدینی اصرار داشته اند که دست آقا را ببوسند و آقا هم نمی گذاشتند. این عالم بزرگوار وقتی امتناع رهبر انقلاب را می بیند می فرماید:

اجازه بدهید تا من دستتان را ببوسم تا فردا که به محضر جده ام زهرا مشرف شدم به ایشان عرض کنم، دست ولی خود را بوسیدم.

۷- به نقل از آیت الله فاطمی نیا : من این مطلب را همه جا می گویم و شما هم همه جا محکم بگویید. ۴ بزرگ به من فرموده اند و هر ۴ نفر هم زنده اند.سخنان این بزرگواران را هم ضبط کرده ام.من این مطلب را جدا جدا از این ۴ بزرگوار پرسیده ام وبا هم نبوده اند.این ۴ نفر حضرات آیات، آیت الله بها الدینی ،آیت الله امجد،جناب آقای احدی از علما و حجت الاسلام و المسلین حیدری کاشانی هستند.سال ۶۱ آقای منتظری قائم مقام می شوند و هر ۴ نفر نگران می شوند.همان سال این ها خدمت آیت الله بها الدینی (به عنوان قله خود)می روند و از ایشان در مورد رهبر آینده می پرسند.این مطالب که از آیت الله بها الدینی نقل خواهم کرد عین عبارت هاست و کسانی که مکتوب نیز می خواهند به کتاب سیری در آفاق مراجعه کنند. آیت الله بها الدینی در جواب این ۳ عزیز می فرماید:

«آقای منتظری رهبر نمی شود، همه ی امید ما فرزند عزیز زهرا سید علی خامنه ای است.ایشان را اطاعت و حمایت کنید.»

۸-  از زبان داماد اين عالم رباني: آيت‌الله بهاءالديني از اين ديدار بسيار به وجد آمدند و به مقام معظم رهبري با عنوان «السلام عليك يا وديعة‌الله» سلام دادند اين در حالي بود كه مقام معظم رهبري از نظر سني جاي پسر آيت‌الله بهاءالديني به حساب مي‌آمدند.

حضرت آیت الله مشکینی(ره):

۱-حضرت مستطاب آیت الله حاج سیدعلی خامنه ای (مد ظله العالی) واجد مقام فقاهت و اجتهاد و قدرت استنباط احکام شرعیه که تصدی مقام معظم رهبری بدان نیازمند است، می باشند. چنانچه معظم له حائز سایر شرایط ولایت امت و رهبری جامعه مسلمین نیز بنحو اوفی می باشند و این امر را خبرگان محترم رهبری از روی درایت و اطلاع خود و استفاده از بیانات و تأییدات رهبر عظیم الشأن راحل امام خمینی قدس الله سره در مواقع متعدده، تأیید و تصویب نموده اند.

آیت الله صمدي آملي:

۱- در يادواره شهداي شهرستان آمل (مسجد فاطمه الزهرا(س) ) به تاريخ ۲۷/۸/۸۹ هديه اي بسيار ارزشمند به امت حزب الله دادند و آن اين بود كه فرمودند:

« عرب، به شيء تيز ميگويد: حادّ و شيء بسيار تيز را حديد مي گويد.

هديه و نويد و اميد بنده به شما در مورد مقام معظم رهبري اينست كه ” بصره اليوم الحديد ” جناب ايشان بسيار تيزبين هستند. چشم بصيرت ايشان بسيار بسيار تيز است و ايشان بسيار تيزبين. پس حرف ايشان را درست بفهميد و درست اجرا كنيد.
ايشان در فراز ديگر بعد از سخناني درباره فتنه سال گذشته كه ريشه اش را در سال ۶۴ و ۶۵ دانسته اند فرمودند:
وحدت جامعه اسلامي فقط بايد حول و محور مقام معظم رهبري باشد .
ایشان ضمنا فرمودند که سفر مقام رهبری به قم توطئه بزرگی را تقریبا در نطفه خفه کرد. منتظر فتنه های سخت تر در اینده باشید. »

آیت‌الله العظمی سیستانی:

۱- حجت‌الاسلام والمسلمین عباس کعبی درجمع اساتید سطح یک حوزه علمیه خراسان در قم، در خصوص رابطه مقام معظم رهبری با آیت‌الله العظمی سیستانی گفت: این رابطه دوطرفه و بسیار صمیمی است؛ به طوری که حضرت آیت‌الله سیستانی خود بارها گفته اند که من برای سلامتی آیت‌الله خامنه ای دعا می کنم و مسئولان نظام را نیز بر اطاعت از ایشان سفارش می کنم .

از طرفی مقام معظم رهبری نیز ارتباط صممیمانه ای با حضرت آیت‌الله سیستانی دارندو ابراز داشته اند که هر شب برای سلامتی ایشان دعا می کنم.

‌آيت الله العظمي اراكي(رحمةالله عليه) :

۱- انتخاب شايسته‌ي حضرت عالي به مقام رهبري جمهوري اسلامي ايران، مايه‌ي دلگرمي و اميدواري ملّت قهرمان ايران است.

روزنامه جمهوري اسلامي ۲۲/۳/۱۳۶۸

آيت الله مهدوي كني:

۱- اين الهامي بود از الهامات الهي و هدايتي بود از هدايت معنوي روح حضرت امام (رضوان الله عليه) كه هنوز اين ملت را رها نكرده و اين رحمتي بود از طرف خداوند كه در كوران اين مصيبت جانكاه، با تعيين آيت الله خامنه‌اي كه از ياران صديق امام و از ياران خوشنام و خوش سابقه بوده و مجتهد و عادل است، به عنوان رهبري نظام جمهوري اسلامي ايران، آرامشي توأم با اعتماد و اطمينان بر كشور و امت فداكار حاكم گرديد.

روزنامه رسالت ۲۳/۳/۱۳۶۸

۲- نعمت وجود مقام معظم رهبری را باید قدر دانست و کسانی که قدر رهبری را نمی دانند ناسپاس هستند.

آيت الله فاضل لنكراني(رحمة الله):

۱-بنده به عنوان كسي كه هم عضو مجلس خبرگان هستم و هم اينكه آشنايي با آيت الله خامنه‌اي دارم؛ عرض مي‌كنم كه ايشان اهل نظر و اهل اجتهاد هستند. بيست سال پيش وقتي در مشهد در مسجد گوهرشاد با ايشان برخورد كردم؛ آن موقع ايشان از مدرسين محترم مشهد بودند؛ پرسيدم چه چيزي تدريس مي‌كنيد، فرمودند: مكاسب. مكاسب از مهمترين و مشكلترين كتب علمي ماست. به نظر من ايشان يك فقيه و يك مجتهد است. كسي كه در سالهاي طولاني در جهان سياست استادي چون امام امت داشته است و خودش نيز داراي استعداد سرشار است؛ چنين فردي داراي مقامات بلندي از درك سياسي است. دوران هشت ساله رياست جمهوري ايشان يك شاهد قوي براي مطلب است. سفرهايي كه ايشان به كشورهاي خارج داشته‌اند، به عنوان يك سياستمدار در صحنه‌هاي سياسي جهان درخشيده است.

روزنامه رسالت ۲۲/۳/۱۳۶۸

حضرت آیه الله العظمی گلپایگانی:

۱- براي رهبر معظم عبايي هديه فرستادند و فرمودند: «اگر ديدم كاري را شما انجام مي‌دهيد و خلاف مطلب اسلامي است، من تذكر مي‌دهم. اگر تغيير داديد بسيار خوب، اگر تغيير نداديد من ديگر صحبت نمي‌كنم و

تضعيف شما را حرام مي‌دانم. عمده عظمت شماست. شما رهبر مسلمين هستيد و نمي‌خواهم صحبتي كنم در يك فرعي كه شما را تضعيف كرده‌ام.

آیت الله مصباح یزدی:


۱- من خیلی کارها در مباحث علمی کردم و آن تببین مقام و منزلت رهبری است. من تصمیم گرفتم بقیه عمرم را برای این کار بگذارم. من به یقین رسیدم که ایشان اقرب به معصوم است و فاصله ایشان با معصومین به مراتب کمتر از بقیه مراجع است و اگر در قبال این مساله قصور کنیم فردای قیامت محاکمه خواهیم شد.

۲- از بزرگترین نعمت های الهی که خدا برای مسلمانان بعد از غیبت امام زمان(عج) مرحمت کرده وجود مقدس رهبر معظم انقلاب است…. باید در پیشگاه عظمت الهی سربه خاک بگذاریم و طول عمر بیشتر برای رهبر معظم انقلاب را درخواست کنیم.

۳- اگر امثال بنده شبانه‌روز تسبیح به دست بگیریم و فقط خدا را شکر کنیم که خدا چنین رهبری را به ما داده، والله معتقدم که از عهده شکر این نعمت برنمی‌آییم. رهبر عزیز ما تالی تلو معصوم است.من در زمان حضرت امام هر وقت ذهنم متوجه این مسئله می‌شد که بعد از امام چه خواهد شد، مضطرب می‌شدم و به هر صورتی خودم را منصرف می‌کردم که اصلا در‌باره این مسئله فکر نکنم. چون هیچ جواب و طرح قانع‌کننده‌ای برای جبران خلا وجود امام نداشتم. این مسئله به‌قدری برای من نگران کننده بود که سعی می‌کردم به آن فکر نکنم. اما وقتی که مقام معظم رهبری ‌‌دامت برکاته ‌‌عهده‌دار این مسئولیت شدند، گویا آب خنکی روی شعله آتش بریزند.

شهید سید مرتضی آوینی :


۱- شهادت در رکاب امام خمینی زیباست اما دفاع از ولی فقیه حاضر از آن زیباتر است؛ خون دادن برای امام خمینی زیباست، اما خون دل خوردن برای امام خامنه ای از آن هم زیباتر است.

پوتین در سفر به ایران:

۱- من کمونیستم ,خانم من مسیحی ارتدوکس است, در خانه ما کتاب های مسیحی یافت می شود , و من آنها را خوانده ام , من آنچه را که در باره عیسی مسیح خوانده بودم همه را در چهره رهبر ایران دیدم .حال فهمیدم چه تدبیری کشور را اداره می کند و این خاطره ماندگار در من می ماند.

حجت الاسلام بهلول (ره):

۱- مرحوم بهلول خطیب معروف و رهبر قیام گوهرشاد مي‌گفت: «من در طول مدت عمرم، امرا و صاحب منصبان زيادى را ديده‌ام؛ اما كسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنيا، هم پاى آيت الله خامنه‌اي نديده‌ام. انسان وقتى زندگى روزمره او را از نزديك مى‌بيند، حس مى‌كند كه ذره‌اى ميل به دنيا در او وجود ندارد… واقعاً در اين مقطع، من هيچ كس را در تقوا و اعراض از مال و مقام دنيا، مثل او نمى شناسم. آخرين بارى كه در خدمت وى بودم، به من گفت: آقاى بهلول! خاطرتان هست كه قبل از انقلاب، يك شب در مسجد طرقبه منبر بوديد؛ پس از اتمام مجلس، وقتى خواستيد از مسجد بيرون بياييد، چون تاريك بود، من آمدم دستتان را بگيرم و كمكتان كنم؛ اما دستتان را كشيديد و گفتيد: من چشمانم خوب مى‌بيند؛ تا جايى كه هنوز زير نور ماه، خاطره مى‌نويسم؛ حالا چطور؟ حالا هم بينايى‏تان در همان حد هست؟ من گفتم: آقا! حالا زير نور خورشيد هم ديگر نمى توانم بنويسم. بعد آقا گفت: اخيراً كمتر به ما سر مى زنيد. گفتم: آقا! شما متعلق به همه مردم ايران هستيد؛ من اگر وقت شما را بگيرم، مثل اين است كه وقت همه ايرانى‏ها را گرفته‌ام».

آیت الله العظمی نوري همداني:

۱- آنقدر ويژگي و شايستگي از جمله شجاعت،‌ تدبير،‌ فرهنگ، فقه، زمان‌شناسي و معلومات در وجود آيت‌الله خامنه‌اي هست كه بعد از امام راحل هيچ‌كس نمي‌توانست اين خلأ را پر كند.

حضرت آیت الله فاطمی نیا:

۱- اگر چيزي را يقين نكنم، نمي‌گويم. بدانيد و آگاه باشيد هركس كوچك‌ترين حرفي در تضعيف مقام رهبري بزند، هركس انديشه‌اي داشته باشد كه ضد مقام رهبري باشد، خدا او را نخواهد بخشيد. اين را يقين بدانيد.این مرد بزرگ عز اسلام است.

مرحوم دولابی(ره):

۱- امام خمینی “رحمت الله” مظهر مهابت بود و رهبری (( آیت الله خامنه ای ))مظهر محبت. خداوند متعال به امام نعمت ها را یکجا داد و امام هم این نعمت ها را برای استقرار نظام جمهوری اسلامی مصرف کردند. ولی نعمت ها به حضرت آقا را خدا تدریجی به ایشان می دهد و در هر مرحله ای متناسب با شرایط، خدا نعمت هایی را به ایشان می دهد یعنی شرایط آن نعمت ها را خود آقا فراهم می کنند.

آیت الله خوشوقت(ره):

۱- به نقل از آيت الله صفايي بوشهري: آيت الله خوشوقت  درباره مقام رهبری می فرمودند كه خداوند این منصب را به ایشان داده وهر ابزاری که برای این منصب لازم است را نیزبه ایشان هدیه داده است و رهبری را همیشه حضرت آقا صدا می کردند و حراست ازحریم  ولایت را بر همگان واجب می دانستند.

شهید دستغیب(ره):

۱- هر عمامه سري كه از رهبر مكرم فاصله بگيرد، لعنت خدا برش باد…

۲- شهيد محراب، عارف عامل، آيت‌الله دستغيب فرمودند: «چيزي كه بنده نسبت به اين شخص بزرگ فهميده‌ام اين است كه فردي است خدايي، هوا‌پرست نيست، مقام نمي‌خواهد، قدرت نمي‌خواهد به دست بگيرد، امتحان خويش را پيش از پيروزي و بعد از پيروزي داده است. در هر پستي كه بوده، امتحان خودش را داده است. كسي كه امام جمعه تهران باشد، آن وقت در جبهه برود، در سنگرها از اسلام دفاع كند، اين مرد بزرگ، مقامي براي خودش قائل نيست، به عينه مثل رهبر عظيم‌الشأن. امام فرموده: به من خدمتگزار بگوييد بهتر است از اينكه رهبر بگوييد. آقاي علي خامنه‌اي هم اين‌جوري است، مقام نمي‌خواهد، مقام روي او اثر نمي‌گذارد».

حاج احمد آقای خمینی(ره):

۱- من به عنوان فرزند امام … رهبرا من مرید شما هستم …

آیت الله شهید صدوقی(ره):

۱- حجت‌الاسلام راشد يزدي می‏گوید: در سال ۵۶ به اتفاق آقاي صدوقي و تعدادي از آقايان ديگر، تصميم گرفتيم برويم به افرادي كه در تبعيد هستند، سري بزنيم. چون مقام معظم رهبري به ايرانشهر تبعيد شده بودند، خدمت ايشان رسيديم. به امامت آقاي صدوقي نماز مغرب و عشا را خوانديم. من شنيده بودم كه در سمت ايرانشهر، كفش‌هاي خوبي توليد مي‌شود، لذا تصميم گرفتم به بازار بروم و يك جفت كفش بخرم. كارم يك الي دو ساعت طول كشيد. به خانه آقاي خامنه‌اي تلفن زدم كه ديگر آقاي صدوقي و آقاي خامنه‌اي براي صرف غذا منتظر من نباشند و شام را ميل كنند. وقتي برگشتم ديدم اين دو بزرگوار هنوز مشغول بحث هستند. من وارد كه شدم، آقاي صدوقي به من گفت: «ماشاءالله، ماشاءالله اين آقاي سيد‌علي آقا خيلي مُشت‌شان پر است».

صبح روز بعد رفتيم چابهار براي زيارت آقاي مكارم؛ در اين فاصله، اسم آقاي خامنه‌اي از دهان آقاي صدوقي نيفتاد؛ از بس مجذوب ايشان شده بود.

بعد از زيارت آقاي مكارم، گفتم كنار دريا برويم تا مدتي استراحت كنيم. ايشان گفت من مي‌خواهم برگردم پيش آقاي خامنه‌اي و بعد حدود دو ساعتي با هم بحث كردند. از لحاظ علمي آقاي خامنه‌اي، مورد تأييد صددرصد آقاي صدوقي بود.

۲- در زمان انقلاب، بين حزب جمهوري اسلامي و امام جمعه بندرعباس اختلافي در گرفت. آقاي صدوقي به من گفتند تا درباره اختلاف آن‌ها، گزارشي بياورم. بعد از تهيه و دادن گزارش آن به آقاي صدوقي، ايشان پرسيدند: كي به تهران مي‌روي؟ گفتم فردا. ايشان پاكتي را به من دادند. پشت پاكت نوشته بود: “تقديم به محضر مبارك آيت‌الله‌ العظمي آقاي خامنه‌اي “. پسر آقاي صدوقي اعتراض كردند كه آيا ايشان به مقام آيت‌اللهي رسيده‌اند؟ آقاي صدوقي از بالاي عينك به پسرش نگاه كرد و گفت: “بله كه آيت‌الله‌ هستند”.

آيت‌الله هاشمی رفسنجاني:

۱- من برای اداره کشور، هیچکس را صالح تر از آیت‏الله خامنه‏ای نمی‏دانم و کسی هم بهتر از ایشان توان اداره کشور را ندارد. ایشان بدیل ندارد و بهترین فرد برای مسند ولایت فقیه است. دوست و دشمن به این موضوع معترف‏اند. من در زیر سقف انقلاب کسی را با صلاحیت‏تر از آیت‏الله خامنه‏ای برای رهبری نمی‏بینم. ایشان هم مدیر است و هم مدبّر.

من اطاعت ولی فقیه را بر خود واجب می‏دانم. موارد متعددی بوده که من و آقا با هم بر سر موضوعی مباحثه کرده و در صورتی که به نتیجه نرسیده‏ایم من نظر ایشان را مقدم داشته و اطاعت کرده‏ام؛ آن هم به این دلیل که ایشان ولی فقیه هستند و امرشان واجب‏الاطاعه است. ضمن اینکه نظر ایشان را به عنوان یک کارشناس خبره هم می‏پذیرم.

شهید بهشتی(ره):

۱- شهید مظلوم دکتر بهشتی فرمودند چهره ای مانند شخصیت آیت الله خامنه ای خداوند ذخیره کرده برای رهبری این انقلاب.

آیت الله مکارم شیرازی:

۱- الحمدلله رهبر حکومت اسلامی رهبری است بسیار آگاه و جنبه مذهبی و روحانی او بر جنبه سیاسی او غلبه دارد.

۲- اگر مقام معظم رهبری حرمت نداشته باشند امروز هیچ‌کدام از ما ایرانی‌ها حرمت نخواهیم داشت.

تبعیت از حکم حکومتی ولی فقیه بر مراجع تقلید هم واجب است‌.

آیت الله جوادی آملی:

۱- رهبری نه پست است نه مقام ، بلکه امام جامعه است.چگونه است که در نماز با اقتدای چند نفر می گوییم امام جماعت ، اما به رهبر جهان اسلام نگوییم امام؟.هر لفظی غیر از امام خامنه ای جفاست به ایشان.

شهید مطهری(ره):

۱- سید علی خامنه ای از نمونه های ارزنده ای است برای آینده موجب امیدواری است.من از اخلاص آقای خامنه ای تعجب می کنم،ایشان هیچ به دنبال خودنمایی نیست که بخواهد خودش را مطرح کند و خودش را نشان بدهد،من در جریان کمیته ی استقبال از حضرت امام بیشتر به تقوای ایشان پی بردم.

آیت الله میرزا جواد تبریزی(ره):

۱- وقتی که حضرت آیت الله تبریزی، مریض بودند و در بیمارستان در تهران به سر می‌بردند، آقا آمدند خدمت آیت الله تبریزی برای عیادت. مرحوم آیت الله تبریزی به رغم بیماری که داشتند، نشستند روی تخت دستشان را روی سینه قرار دادند مقابل حضرت آیت الله خامنه‌ای. با این که سن آیت الله تبریزی خیلی بیش‌تر بود ولی عکس ایشان الان هست، که این عکس خیلی مهم است و موجود است که دستشان را برای احترام با آن حالت مریضی بر سینه قرار دادند، در مقابل آیت الله خامنه‌ای و تبسمی کردند از دیدن ایشان، پیدا بود خیلی خشنود بودند.

آیت الله طالقانی(ره):

۱- آقای خامنه ای امید آینده اسلام است.آیت الله العظمی میلانی در سنین جوانی، ایشان را مجتهد خطاب می کنند.

آیت الله عبدالله نظری مازندرانی:

۱- برای حمایت و محافظت از رهبر معظم انقلاب پا در رکاب خواهم برد امروز حمایت از ولایت فقیه یک امر واجب بر همگان است و باید به صورت جدی به این مساله توجه شود همه افراد باید این مساله را برای خود یک فریضه مهم بدانید.

آیت الله ناصری:

۱- مقام معظم رهبری را خدا حفظ شان کند ،بنده می دانم مطلب را ،ایشان تمام امیدشان به امام زمان است،خدا شاهد است پناهگاهشان امام زمان است.

سید حسن نصرالله:

۱- با توجه به شناختي كه از آيت الله العظمي خامنه‌اي در دست دارم و پس از مطالعه و بررسي بسياري از مدارك و شواهد مي‌توان گفت، ما در خدمت امام بزرگواري قرار داريم كه در رهبري، تقوا، پرهيزكاري و اجتهاد بي‌نظيري است ما در خدمت امامي هستيم كه داراي ديدگاهي جامع، عميق و مستحكم و استوار بر اصول و مباديي از قبيل “اصول و مباني فكري “؛ “شناخت نيازها و مشكلات “؛ “شناخت امكانات موجود ” و “آشنايي با راهبردها مناسب و همخوان با آن اصول و مبادي ” است و به همين دليل است كه ملاحظه مي‌كنيم به راحتي ايشان بر روند جاري در امور آگاهي و اطلاع دارند و با عمق و بينش عميق آنها را به راحتي ارزيابي مي‌كنند و بي‌شك اين ارزيابي دقيق و عميق نشات يافته از همين ديدگاه جامع و شامل است و به خاطر همين ديدگاه است كه با وجود حوادث و جريان‌هاي مختلف و متفاوت، درباره هريك ديدگاه كارشناسانه خود را همچون يك صاحبنظر نكته سنج و دقيق بيان مي‌كنند.

ما خود را در برابر شخصيت بزرگ و استثنايي از اين حيث ملاحظه مي‌كنيم و مي‌بينيم كه بسياري در اين امت هستند كه از اين شخصيت والا آگاهي و شناختي جز اندك ندارند و به همين دليل است كه به جرات مي‌توانيم بگوييم كه ايشان در ميان امت اسلام و حتي در ايران چقدر مظلوم هستند؛ حتي ايشان در مهمترين بعد شخصيتي‌شان كه همان بعد سياسي و رهبري است هنوز شناخته شده نيستند، چون شخصيتي است كه دشمنان از يك سو آن را محاصره كرده‌اند و از سوي ديگر دوستان آنگونه كه بايد حق اين شخصيت را ادا نمي‌كنند و اين مسئوليت ماست كه اين امت را با اين شخصيت بزرگ و عظيم آشنا كنيم تا از آن بهره‌هاي لازم و شايسته را ببرند و از بركات وجودش چنين رهبري و چنين ولي فقيه و انديشمند و متفكري براي حال و آينده و دنيا و آخرت خود مستفيض شوند.

شهید اندرزگو:

۱- راوی استاد پناهیان: خاطره دیگه دارم برای دلهای نورانی میگم؛ استدلال نیست برای دلهای کورانی !!!!! احساس قشنگیه برای دلهای نورانی

شهید اندرزگو میدونید کیه؟ انسان بسیار زاهد، بسیار مجاهد، بسیار عارف، بسیار خوب ، بسیار قوی

آقای ابوترابی را چه طوری میشناسید؟ اسوه ای بود در دفاع مقدس که بی نظیره، خیلی از شهدای ما به گرد پای این شخصیت بزرگ نمیرسن.یه خوبی به من گفت که ابوترابی از کسانی هست که پای ظهور حضرت دوباره بر میگرده!!!گفتم حقشه ، فوق العاده است آقای ابوترابی و شخصیت بی نظیری داره؛ مرحوم شد ، آزاده بود.

ابوترابی مرید شهید اندرزگو بود؛ ببین دیگه اندرزگو کی بوده!!

شهید چمران با آقای ابوترابی آشنا شد ، یکماه بعد آشنایی شون ،آقای ابوترابی اسیر شد؛ از اون به بعد شهید چمران هرجا می رفت دوتا عکس در اتاقش می زد یکی عکس امام خمینی ، یکی عکس ابوترابی!!!!

شهید چمران ، عاشق ابوترابی بود، و همیشه میگفت من چرا ایشون را دیر پیدا کردم، با اینکه شهید چمران از نظر سنی ، بزرگتر از ابوترابی بود!!!

ابوترابی مرید اندرزگو بود، شهید اندرزگو قبل از اینکه به شهادت برسه به خانمش گفته بود: من میدونم که این انقلاب پیروز میشه و امام بر میگرده به ایران(اون موقع خبر برگشتن امام خبر عجیبی بود، تا یکماه قبل برگشتن امام هم این خبر عجیب بود)

خانمش ظاهرا از ظهور سوال میکنه ، اما شهید اندرزگو میگه نه، امام به ظهور نمی رسه؛ اما بعد او یک سید روحانی، زمام امور را بدست میگیره به اسم سید علی، خانمش میگه حتما تویی؟(اسم کوچک شهید اندرزگو ، سیدعلی بود) ایشون میگن نه، من قبل از اینکه امام بیاد شهید میشم ؛ او یک فرد دیگه است.

حجه الاسلام حاجتی(امام جمعه اهواز) به نقل از آقای ری شهری:

۱- آذربایجان غربی خدمت علما و ائمه جمعه بودم، یکی از علمای سلماس اومد پیش من و گفت:اول انقلاب علامه طباطبایی را در مرکز قم ( میدان شهدا) دیدم که داشت به سمت منزل امام خمینی می رفت، به علامه گفتم: این انقلاب را چگونه می بینید:

علامه طباطبایی فرمود: این انقلاب متصل می شود به انقلاب جهانی امام زمان علیه السلام-علامه ، علامه طباطبایی این حرف را میزنه ها

روزهای اول انقلاب که امام به قم آمده بودند و چند روزی از آمدن ایشان نمیگذشت، ایشان(علامه طباطبایی) را در خواب دیدم ، در آنحال به ایشان در خواب گفتم که استنباط من این است که ظهور امام زمان نزدیک است؛ ایشان به شدت گریه کردند و سرشان را به علامت تایید مطلب من تکان دادند

تعدادی از اهل معرفت هم همین واقعه را تایید میکنند..

حتی یکی از دوستان حضرت امام خمینی که چند ماه پیش نزد رهبر انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای حفظه الله ، مدرکی را در این رابطه به آقا فرموده بودند، آقا(امام خامنه ای ) به من ( یعنی به ری شهری) فرمودند:«این عبارت ، عین عبارت امام خامنه ای است و ناقل آن خود آقاست» : آقای ری شهری ، ایشون آمد پیش من و گفت : آقای سیدعلی عزیز در زمان رهبری تو ، حجه ابن الحسن العسگری ظهور خواهد کرد…

حجه الاسلام حاجتی به نقل از آیت الله محمدی گلپایگانی:

۱- بارها و بارها این پیام به ما رسیده است از افراد مختلف که در خواب و مکاشفه ؛ امام زمان میفرمایند: ما سید علی را تنها نخواهیم گذاشت….

عزیزان اهل بصیرت چیزهایی را می فهمند که دیگران نمی فهمند…

آقای رودکی که الان نماینده مجلس هست میگفت: یه زمانی همراه با فرماندهان سپاه خدمت آیت الله اراکی(ره ) رسیدیم، ایشون فرمود: مردم آمریکا زودتر از سایر ملل به قدرت مافوق بشری حجه ابن الحسن پی خواهند برد…

کجا را می دیده این مرد ؟ از کجا صحبت میکرده ایشون؟ من نمیدونم..

هرکسی را نتواند گفت که صاحب نظر است..

عشق بازی دگر و نفس پرستی دگر است…

نه هر آنچه چشم ببیند سیاه است و سفید

یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است…

یه کسی باید این جملات را بگه که این چیزها را می دیده

امام خامنه ای ۱۵ فروردین ۱۳۸۱ دیدار با سید حسن نصرالله  : این روزگار ، روزگار قدرت نمایی خدای متعال است و حضور جمهوری اسلامی ایران در این منطقه جهان، مبدایی برای حوادث باور نکردنی در سراسر عالم است… منتظر باشید….

زمانی این جملات را آقا به سید حسن نصرالله گفت که سیدحسن نصرالله باور نمی کرد ارتش اسراییل اینطور مفتضاحانه از جنوب لبنان عقب نشینی کند…

بعد آقا فرمودند : علیرغم همه تبلیغات دشمن و دشمنان ، آینده را روشن می بینیم حقیقتا امروز احساس میکنیم که وعده های الهی در حال تحقق یافتن است، ما باید خود را آماده نگه داریم….

آقا از کجا صحبت میکرد که با این تعبیر فرمود: این دوران؛ دوران غلبه ارزشهای معنوی است و جوانهای ما که حتما این دوره را می بینند….

آقا برای مخاطبان فهیمی چون شما صحبت میکنه که اشارات را میگیرند…

سوال: ما گناه کردیم اگه بیاییم بگوییم یه آقایی پیش بینی کرده بود؟ نه

ما خطا کردیم اگر بگیم یه آقایی قبل انقلاب سنه ۱۳۵۰ یه پیشگویی هایی کرده بود، این پیشگویی ها یکی پس از دیگری به منصه ظهور رسید؟ نه

ما فقط در صورتی گناهکاریم که وقتی برای ظهور تعیین کنیم.

متاسفانه اخیرا خیلی ها هم دکون باز میکنن

دیدم یه نفر در تهران جلسه تدریس گذاشته و یه جوان بزرگواری گفت : عجب صحبتهایی از خدا و پیغمبر کرده؟

جزوه را گرفتم ، دیدم هیچ نامی از شهدا و سید علی  انقلاب و امام و … نیست!!!

بهش گفتم این دکون باز کزده؟

چند روز بعد هم گندش در اومد…

شما نمی تونی از امام زمان صحبت کنی ، اما از نایبش صحبت نکنی و نمیتونی از امام زمان صحبت کنی و هر دقیقه ادعای رویت آقا و ملاقات آقا را بکنی.

من کسی را سراغ ندارم که در زمان حیاتش ادعای زیارت امام زمان را کرده باشه(با اینکه بارها محضر امام زمان رسیده بودند اما بعد رحلتشون بعضی افراد متوجه شده بودن)

پس اشکال نداره که از پیشگوییها استفاده کنیم اما به شرطی که در جایی خودش استفاده بشه چون اینها تاییدات است و دل را صفا میده و انسان را امیدوار میکنه

حالا موضوع اصلی که میخواستم بگم:

سال ۷۵ در جلسه ای با آقایون روحانیون بودم پیرامون شخصیت رهبری، روحانی بزرگواری آمد پیش من و اعتراض کرد به من و گفت : شما اجازه می دادید که یه جمله هم ما میگفتیم، گفتم خوب بگویید من عطش شنیدن دارم..

گفت : این چیزهایی که شما نقل کردی را فقط شنیدید اما من خودم به یه چیزی برخورد کردم…

گفت ۱۲ ساله بودم ۱۳۵۰ قبل از پیروزی انقلاب در روستای کریشان بالاتر از سه راه خرمشهر اهواز ، در حاشیه اهواز زندگی میکردم، اصلا اهل بروجن بودیم و همراه عربهای اون منطقه ساکن در یک جا شده بودیم

نوجوانی بودم ۱۲ ساله؛ شبی پیرمردها دور هم نشسته بودن، یه آقایی که واعظ هم بود و از یکی از استانها آمده بود محفلی بود ، من هم گوش می دادم

دیدم رو کرد به این جمعیت و گفت میخواید براتون پیشگویی هایی بکنم

گفتند بگو،(این روحانی راوی میگفت من برای اولین بار اونجا بود که با اسم امام خمینی آشنا شدم) گفت : آقایون این آقای خمینی که در تبعید به سر می بره میاد ایران و عن قریب پهلوی را سرنگون میکنه ، حکومت اسلامی برپا میکنه

بازم بگم؟ بهش گفتند بگو، گفت : بعد مدتی عراق به این کشور(ایران) حمله میکنه

بازم بگم؟ بهش گفتند بگو دیگه

گفت تا همین جا(دستش را زد به خاک کریشان) گفت تا اینجا عراق پیشروی میکنه(راست هم میگفته،چون خط مقدم عراق در جبهه اهواز کنار روستای کریشان بود)

بازم بگم?

گفتند بگو:

گفت: بعد از مدتی آیت الله(امام خمینی) فوت میکنه

گم بعدش چی میشه

گفتند بگو

گفت بعد رفتن آیت الله (امام) سید دیگری می آید که آمدن اون سید؛ آغاز ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هست…

بعد ایشون اینها را به من(یعنی به آقای حاجتی) گفت، چند ماه گذشت ، دوباره من این روحانی راوی را دیدم ، به من گفت: یه چیز عجیب بگم بهت در تکمیل حرفهای اون چند ماه پیش،

گفتم بگو

این روحانی راوی گفت: این حرفها را پیش یه پیرمرد ۸۰ نود ساله از بستگانمون  در بروجن ، گفتم

این پیرمرد گفت: چیز جدیدی نگفتی به من ؛ من سالهای قبل ، حدود سال ۱۳۲۲، یعنی ۳۰ سال قبل از تو شنیده بودم!!!

حاج آقا حاجتی: به این روحانی گفتم: حرفهای اون پیرمرد با تو یکی بود یا اضافاتی داشت؟

گفت دوجا اضافه داشت

گفت که این پیرمرد گفت: سید اول رحلت میکنه، سید دوم می آید؛ زمان صدارت و رهبری سید دوم طولانی تره

در زمان رهبری سید دوم ؛ فتنه های بزرگی رخ خواهد داد

که این سید با اقتدار بر همه این فتنه ها  غلبه میکنه

و انقلاب را با دستان مبارکش به ید با برکت و مبارک حجه ابن الحسن می سپارد….

(این حرف پیرمرد برای سال ۷۵ بوده که نه قتل های زنجیره ای اتفاق افتاده بود و نه فتنه اصفهان،نه فتنه ۱۸ تیر و نه فتنه ان پی تی و نه فتنه بزرگ سال۸۸)

نظر شما

نظرات

  • انتشار یافته: ۹۰
  • در انتظار بررسی: ۱۲۲
  • غیر قابل انتشار: ۴۴
  • سید رضا  ۱۲:۰۰ – ۱۳۹۲/۰۲/۱۶
    الهی در رکابش شهید شوم
  • مظاهر  ۱۷:۴۷ – ۱۳۹۲/۰۲/۱۸
    سلام: خداوند سایه ایشان را از سر مسلمانان جهان کم نکند.انشاالاه
  •   ۱۰:۳۶ – ۱۳۹۲/۰۴/۰۲
    جانم فداي رهبر
  • sevda  ۱۶:۱۰ – ۱۳۹۲/۰۴/۱۸
    سید علی لب تر کند، جان را فدایش می کنم.
  • محمد  ۰۲:۳۹ – ۱۳۹۲/۰۵/۰۱
    خدایا تا ظهور دولت یار گل پیغمبر ما را نگهدار
  • محمد  ۰۲:۴۰ – ۱۳۹۲/۰۵/۰۱
    خدایا تا ظهور دولت یار گل پیغمبر ما را نگهدار
  • بتشکن  ۱۲:۰۶ – ۱۳۹۲/۰۶/۰۹
    احسنت به شما که در این زمان شبهه افکنی دست به روشن گری زدین . حقا که عمار زمان شده اید.
  • سربازمنتظر  ۱۷:۲۵ – ۱۳۹۲/۰۷/۲۶
    سلام علیکم خدا خیرتون بده خیلی دنبال این مطلب میگشتم اللهم عجل لولیک الفرج اللهم احفظ قائدنا امام الخامنه ای اللهم ارزقنا شهادة فی سبیلک
  • ۱۲۳  ۱۱:۲۷ – ۱۳۹۲/۰۹/۲۲
    ضمن عرض سلام خدمت شما از شما به خاطر مطلب بسیار خوبتون تشکر میکنم
  • داوود  ۰۴:۰۷ – ۱۳۹۲/۰۹/۲۸
    هم منتظر و طالب مهــدی هستی هم یاور و هم نائب مهدی هستی عمری اگــــر از تــو دم زدیم آقاجان چون راه رسیدن به مهدی هستی ******* عاقبت بــــا لطــف حق دوران مهدی می رسد بلبل خوش نغمه از بستـــان مهدی می رسد می دهد این دل گواهی پیـــر ما سیـــدعلــی پرچم از دست تو بر دستـــان مهدی می رسد تقدیم به پسر فاطمه سید علی خامنه ای
  • عمار  ۱۵:۳۵ – ۱۳۹۲/۱۰/۱۱
    خسته نمیشویم از عماری رهبر حتی اگر آبرو و جانمان ز دستمان برود. یا ابوالفضل
  • سید حسین  ۱۲:۲۰ – ۱۳۹۲/۱۰/۱۳
    اللهم امدد القائدنا الخامنه ای فی عمره خدایا مارا قدر دان ولایت فقیه قرار بده رهبرا تا آخرین نفس وتا آخرین قطره خونمان در رکابت هستیم یا علی مدد
  • فرشید  ۱۱:۲۷ – ۱۳۹۲/۱۰/۲۰
    من رهبرم را از صمیم قلب دوست دارم ….. همان طور که ازصمیم قلبم امام صادق(ع) را دوست دارم.
  • ابراهیم  ۱۴:۰۵ – ۱۳۹۲/۱۰/۲۵
    خدایا قسم می دهم به سالار شهیدان خودت حافظ و نگه دار رهبر مان سید علی باش تا متصل به امام زمان (عج الله) بشود. ان شاء الله عمار خوبی برات بشیم سید علی خامنه ای .
  • محمّد  ۱۴:۳۹ – ۱۳۹۲/۱۱/۰۳
    جانم فداي رهبر
  • محمد  ۱۳:۵۳ – ۱۳۹۲/۱۱/۲۱
    امید دارم خداوند مهربان من را شهید راه مقام معظم رهبری قرار دهد انشالله.
  • سید  ۲۳:۲۴ – ۱۳۹۲/۱۲/۱۰
    بسیار عالی بود تا کور شود هر آنکس که نتواند دید و شنید
  • بی نام  ۱۱:۲۰ – ۱۳۹۳/۰۱/۰۶
    خدایا تا ظهور دولت یار عزیز ما خامنه ای را نگهدار
  • حسین  ۱۰:۳۴ – ۱۳۹۳/۰۱/۱۲
    باسلام بسیار شیرین ودلنشین بود تا آخرین قطره خون از رهبرمظلوم وفرزند فاطمه حمایت می کنیم ،سیدعلی لب تر کند ،جان را فدایش می کنیم
  • العبد  ۱۳:۵۹ – ۱۳۹۳/۰۱/۱۸
    یارب به علی و میثم تمارش یارب به حسین و تشنه لب انصارش هرکس که بد سید علی می خواهد این سال جدید از زمین بردارش سلامتی و طول عمر مولا و عزیز ما حضرت امام خامنه ای(حفظه الله) ۳ صلوات.
  • محسن  ۱۷:۱۰ – ۱۳۹۳/۰۲/۰۶
    خدا تمام کور دلانی که چشم دیدن حقیقت نورانی ولایت مطلقه قیه را ندارند اگر قابل هدایت نیستند کور فرماید.
  • میثم  ۱۸:۴۰ – ۱۳۹۳/۰۲/۰۷
    خداوند سایه ی ایشان را از سر همه ی ما کم نکند آمین
  • کاظم حسن زاده  ۱۸:۲۸ – ۱۳۹۳/۰۲/۱۴
    جانم فدای رهبر
  • سلام  ۱۶:۲۸ – ۱۳۹۳/۰۲/۱۸
    ممنون بابت مطلبتون در انتخاب مرجع عالم و عادل کمکم کرد.اجرتان با الله
  • سجاد  ۰۰:۲۳ – ۱۳۹۳/۰۲/۲۷
    رهبرم. دوستت میدارم . فدایت گردم
  • پريسا  ۰۱:۵۰ – ۱۳۹۳/۰۲/۲۸
    آرزوي بزرگم اينه كه يه روز از نزديك ببينمشون. مطمئنم تو اون لحظه همه شك و شبهه هاي من تموم ميشه و سرباز راه حق ميشم
  • مرضیه  ۰۹:۵۸ – ۱۳۹۳/۰۳/۰۲
    خدایا مارا از سربازان ایشان قرار بده ولیاقت خدمت به این سید بزرگواررابه ما ارزانی کن
  • یاعلی  ۱۱:۳۳ – ۱۳۹۳/۰۳/۰۷
    الله اکبر. الحمدالله
  • سعيد  ۰۸:۴۸ – ۱۳۹۳/۰۳/۱۲
    گل زيباي محمد سلام عطر خوش باغ پيامبر سلام نام تو آرامه ي جان من است نامه تو خط امان من است … اقا جان جانم فدايت زيباي اطهر
  • سعيد  ۱۱:۳۰ – ۱۳۹۳/۰۳/۱۲
    گل زيباي محمد سلام عطر خوش باغ پيامبر سلام نام تو آرامه ي جان من است نامه تو خط امان من است … اقا جان جانم فدايت زيباي اطهر
  • ۱۱۴  ۱۹:۱۷ – ۱۳۹۳/۰۳/۱۶
    آرزوی تعجیل درظهور آقاامام زمان(ع) رادارم وتشکر ازمطالب مفیدتون
  •   ۱۹:۲۲ – ۱۳۹۳/۰۳/۱۶
    آمین
  •   ۱۹:۲۳ – ۱۳۹۳/۰۳/۱۶
    انشالله پرچم به دست مبارک ایشان به صاحب اصلیش داده بشه الهم عجل لولیک الفرج
  • منتظر  ۰۹:۳۴ – ۱۳۹۳/۰۳/۱۸
    سلام برسيد علي نور جلي خداوند سبحان
  • رضا نوری فر  ۲۲:۲۵ – ۱۳۹۳/۰۳/۳۰
    قسم بر غیرتم تا پای جانم به عشق رهبرم سر می فشانم اگر بینم به رویش رد غم را تلاویو را به آتش می کشانم درود خدا بر رهبر عزیزم سید علی.
  • ناصر خدابنده  ۱۰:۲۲ – ۱۳۹۳/۰۴/۲۱
    جانم فداي رهبر
  • مهدی عالیشوندی  ۱۴:۰۱ – ۱۳۹۳/۰۴/۳۰
    به کوری چشم دشمنان: خامنه ای لب تر کند جان را فدیش می کنیم
  • موسوی  ۱۰:۴۳ – ۱۳۹۳/۰۵/۰۴
    انشا…سالم و تندرستباشد و پر امید وسرافراز
  • حمید شمسی از تنکابن  ۲۲:۴۲ – ۱۳۹۳/۰۵/۱۹
    جانم فداي رهبرم
  • شمیم  ۲۳:۲۲ – ۱۳۹۳/۰۶/۱۷
    برای من و همه آرزومندان شهادت دعا کنید….من مرگ سرخ میخواهم در رکاب سید علی… اللهم عجل لولیک الفرج…. اللهم الرزقنا شهاده فی سبیلک…
  •   ۱۲:۴۲ – ۱۳۹۳/۰۷/۱۱
    انشا الله خداوند سایه ی این سید بزرگوار را بر سر ما نگه دارد جانم فدای سید علی
  • محمد  ۱۳:۴۸ – ۱۳۹۳/۰۷/۱۸
    الهم احفظ نائب المهدي قائدنا الامام سيد علي الخامنه اي
  • علی  ۱۷:۴۵ – ۱۳۹۳/۰۷/۲۵
    رهبرا جانم فدایت ای حبل المتین ای قران ناطق اسلام را تنها مگذارید
  • ابوالفضل محمدی  ۰۸:۲۱ – ۱۳۹۳/۰۷/۲۶
    سلام مرگ بر ضد ولایت فقیه درود بر رزمندگان اسلام سلام بر شهیدان مرگ بر اسرائیل
  • قاسم  ۱۹:۳۵ – ۱۳۹۳/۰۸/۲۸
    خیلی عالی بود .با مطالب شما دهان خیلی از ادم ها رو بستم در دفاع از رهبر عزیز
  •   ۱۷:۱۰ – ۱۳۹۳/۱۰/۲۵
    عشقه عشقه عشقه/سید علی عشقه
  • فرزند انقلاب  ۰۲:۰۰ – ۱۳۹۳/۱۰/۲۶
    جانم
  • مهندس  ۰۷:۲۳ – ۱۳۹۳/۱۰/۲۹
    جانم فدای حضرت امام خامنه ای
  • علی مشیری  ۲۳:۳۶ – ۱۳۹۳/۱۱/۲۲
    به قربان رهبر مظلوم
  • خوش پسند  ۱۳:۵۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۲۰
    سلام خدا این انقلاب رو تا ظهور امام زمان پایدارنگه دارد وعمر رهبر معظم انقلاب راطولانی وپربرکت قرار دهد آمین
  • متصدی  ۰۱:۴۱ – ۱۳۹۳/۱۲/۲۱
    خدا خیرتون بده با ای روشنگری وخدا توفیق بده درکنار آقابمونیم ودر رکاب ولی عصر عج بجنگیم
  • جواد  ۲۱:۳۰ – ۱۳۹۳/۱۲/۲۲
    جانم فدای ایران ورهبر
  • جواد  ۲۱:۳۱ – ۱۳۹۳/۱۲/۲۲
    جانم فدای ایران ورهبر
  • عقیل  ۱۱:۵۰ – ۱۳۹۴/۰۱/۰۹
    زبان یاریم نمیکندوکلماتم آجزوناتوان است درشکرخدابرای این چنین امام ورهبری بینظیرکه سایه اش برسرامت مسلمان است.
  •   ۱۱:۲۲ – ۱۳۹۴/۰۱/۱۶
    الهی بی حساب بهشت بری نویسنده جان!
  • mahdi  ۱۰:۰۸ – ۱۳۹۴/۰۱/۲۲
    مطیع امر رهبریم فدائیان حیدریم. رهسپاریم با ولایت تا شهادت
  • موسوی  ۲۰:۴۹ – ۱۳۹۴/۰۱/۲۶
    خدا رو شکر که از نسل معصومین رهبر ما رو برگزید
  • شاهین زمانی  ۱۲:۱۳ – ۱۳۹۴/۰۱/۳۰
    چقدر ما بد شانسیم که از نزدیک زیارتشون نمیکنیم.حیف ولی تو قنوت نماز به یادشونیم ودیعه الله کشورمون
  • داش علی  ۰۱:۴۴ – ۱۳۹۴/۰۲/۰۶
    درود بر رهبر خودم. خیلی عشقی
  • دخمل بابا  ۱۶:۰۴ – ۱۳۹۴/۰۲/۱۴
    عالی بود مرسی
  • غلام آقام  ۰۸:۲۴ – ۱۳۹۴/۰۲/۲۰
    جانم فدای یک لحظه عمر تو رهبر
  • الیاس  ۱۴:۳۹ – ۱۳۹۴/۰۳/۰۳
    حضرت اقا فدایی و جانثار نمیخواهند – خدا ایشان را نگه میدارد- اقا کسی را میخواهند که باعث بیشرفت کشور بشود اقا مجاهد علمی میخواهند که گره هارا به واسطه این علم از گلوی مسلمین بگشاید
  • آزاده  ۰۱:۴۷ – ۱۳۹۴/۰۳/۲۳
    با این مطالب,کمک زیادی بمن واطرافیانم کردین برای درک واقعیت ها,واقعا سپاسگزارم,به امید فرج
  • علی  ۲۰:۵۱ – ۱۳۹۴/۰۵/۰۲
    خداوند حفظشون کند برای ما
  • رضوان  ۱۳:۴۳ – ۱۳۹۴/۰۶/۱۶
    من دیوانه وار امام خامنه ای را دوست دارم.
  • سید علی میرصالحی  ۱۱:۳۱ – ۱۳۹۴/۰۸/۰۵
    خدا رو هزاران مرتبه شکر که رهبر فرزانه انقلاب امام خامنه ای مد ظله العالی بحق جانشین بی بدیل امام عصر عج هستند و من شب و روز در حال دعا کردن هستم که به دستان مبارک حضرت اقا پرچم اسلام به دست با برکت امام زمان عج برسد.انشاالله
  • راضیه فروزان مهر  ۰۷:۴۲ – ۱۳۹۴/۰۸/۱۸
    عالی بود.الهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سببلک.آمین آقاجان من دو فرزندم رانذرتوکردم.تو کردم ازمن قبول کن
  • حمید  ۱۶:۲۳ – ۱۳۹۴/۰۹/۰۸
    خدا رو قسم میدم به ابروی حسین بهمون بصیرت بده تا علی زمان را بشناسیم و زیر پرچمش به سوی سعادت و ظهور حرکت کنیم
  • مصطفی گیلک  ۰۲:۳۷ – ۱۳۹۴/۰۹/۲۲
    بابی انت و امی و اهلی و مالی و اسرتی یا سیدی و امامی و صاحبی یا سیدی علی خامنه ای ادرکنی. بحرمت جدی واشفع لی بحرمت مهدی عج مولانا صاحب العصر
  • نوروزی  ۱۸:۲۸ – ۱۳۹۴/۱۰/۰۶
    جانم فدای رهبرم خامنه ای
  • محمد  ۱۶:۲۷ – ۱۳۹۴/۱۱/۰۴
    خدا همه خدمت گزاران به مردم ایران بخصوص رهبری انقلاب را حفظ کند
  • حبیبه عباسی  ۲۰:۴۸ – ۱۳۹۴/۱۱/۰۷
    جان جهانیان فدای رهبرم سیدعلی
  • حجت  ۱۵:۱۴ – ۱۳۹۴/۱۱/۰۸
    هر روز برای سلامتی رهبرم دعا می کنم و هر زمان که او اراده کند جان و مالم برای اوست.
  • محمد سعید  ۱۴:۳۵ – ۱۳۹۴/۱۱/۱۷
    سلام ای رهبرم سید علی جان سلام ای قوت قلب ایران
  • سیدسجادموسوی  ۱۰:۱۸ – ۱۳۹۴/۱۱/۲۰
    باسلام ممنون ازمطالب واقعی وجذابتان….کاش بتوانیم حق رهبری را اداکنیم. خونی که دررگ ماست هدیه به رهبرماست
  • سجاد  ۲۲:۱۰ – ۱۳۹۴/۱۱/۲۸
    لطقاً منابع این نقل ها را هم بنویسید
  •   ۱۴:۲۱ – ۱۳۹۴/۱۲/۲۳
    خدا خون مرا در راهش بریزد
  • محسن  ۲۳:۵۲ – ۱۳۹۴/۱۲/۲۷
    خداوندا سایه ی رهبر انقلاب را از بالای سر ما تا ظهور امام زمان کم نکن اللهم عجل الولیک الفرج
  •   ۰۷:۱۸ – ۱۳۹۵/۰۱/۰۵
    خدایا ماکه قدردان نعماتت نیستیم .کرم نما نعماتت را از مانگیر.
  • حسین  ۱۵:۲۳ – ۱۳۹۵/۰۱/۱۸
    احسنت عالی بود خدا خیرت بده
  • محمد جواد رحمتیان  ۲۳:۲۷ – ۱۳۹۵/۰۱/۱۹
    اگر هیچ کدام از علما و بزرگان هم نگن.در بزرگی و عظمت امام خامنه ای شکی نیست…سیدما ثابت شده است نظیر نداره
  •   ۲۰:۰۰ – ۱۳۹۵/۰۲/۱۵
    خداوند سایه ایشان را از سر ما کم نکند
  • علی  ۱۲:۱۹ – ۱۳۹۵/۰۵/۲۳
    سر که نه در راه عزیزان بود بارگرانیست کشیدن به دوش لبیک یا خامنه ای جانم فدای رهبرم
  • محمد  ۲۱:۱۷ – ۱۳۹۵/۰۶/۱۹
    جانم فدای رهبر مظلومم.خدایا اگر در حمایت رهبر عزیزم کوتاهی کردم فرصت جبران را به من بده
  •   ۰۰:۳۴ – ۱۳۹۵/۰۶/۲۰
    زنده باد رهبر معظم انقلاب و مسلمانان جهان…
  •   ۰۶:۵۲ – ۱۳۹۵/۰۷/۳۰
    ان شاء الله خداوند سبحان سایه اش را از سر ما کم نکند و نفوذ کلام ایشان بیشتر باشد خداوند از عمر ما بر ایشان بیفزاید.
  • عبدخدایی  ۱۶:۰۱ – ۱۳۹۵/۰۸/۰۵
    خدا خیرتون بده. متن مربوط به نظر علماا را خواندم و نویسنده اش را دعا کردم. انشاالله خداوند شما را جزء یاران مهدی فاطمه قرار دهد که از فرزند مظلومش سید علی حمایت میکنید. یاعلی
  • عبدالرسول  ۲۲:۱۱ – ۱۳۹۵/۰۸/۱۳
    قربون امام خامنه ایی برم هرکس امام خامنه ایی را قبول نکند انگار امام علی را قبول ندارد
  • محمد  ۱۸:۴۹ – ۱۳۹۵/۰۹/۱۹
    جانم فدای رهبر
  • اکرم IR ۱۵:۳۵ – ۱۳۹۷/۰۸/۱۴
    خدایا عمر ما را بگیر و به عمر رهبر عزیزمان بیفزا .رهبرم جانم فدایت.