RSS
 

بایگانی ‘محبت وخشیت قلبی’ دسته ها

۲۰۳۴- بعثت از نظر لغوی و اصطلاحی به چه معنی است.؟+ رابطه محبت حقیقی با مبعث رسول مهربانی ها

۳۰ فروردین

هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ(۲جمعه)

اوست که در میان امّیان ( مردم مکه که غالبا بی سواد بودند ) فرستاده ای از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها تلاوت می نماید و آنها را ( از پلیدی های عقیدتی و اخلاقی و عملی ) پاکیزه می کند و به آنها کتاب ( آسمانی ) و معارف دینی و عقلی می آموزد ، و حقیقت این است که آنها پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.

http://persianv.com/tanz/wp-content/uploads/sites/33/2018/04/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%A8%D8%B9%D8%AB-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-4.jpg

۱- بعثت یعنی وجود خداوند در جهان، زیرا تنها اوست که نیاز به بعثت ندارد.

۲- بعثت یعنی مربی فقط خداوندست، چرا که تنها اوست که می داند و می تواند غنا بخشی کند.

۳- بعثت یعنی انتخاب برترین جهت اعطای برترین سبک بر طرف نمودن نیازهای بشری.

۴- بعثت یعنی قدرت پاسخگویی به بی نهایت طلبی انسان.

۵- بعثت یعنی انسان با جانش زنده است و جسم او ابزار است.

۶- بعثت مستمر از آن انبیا و اولیای الهی است، و بعثت موقت از آن گناهکاران است.

۷- بعثت یعنی درک درجات فهم انسان و مدیریت کردن آن.http://www.saheleriyaziyat.net/images/qbcp8pnh5txix3l4ewgj.jpg

۸- بعثت یعنی مرز انسان را با سایر مخلوقات مشخص کردن.

۹- بعثت یعنی تقلید و تبعیت از الگو و اسوه کمال در خلقت آدمی.

۱۰- بعثت یعنی اولویت انبیای الهی بر انسان.

۱۱- بعثت یعنی کمال خداوند را در خود وجدان کردن.

۱۲- بعثت یعنی جهان و مخلوقات آن تحت فرمان یگانه و خداوند یکتا است.

۱۳- بعثت با توجه به ظرف مخلوقات از لحظه ای آغاز می شود تا بی نهایت.

۱۴- بعثت یعنی حیات طیّبه در آموزش انسان که دانش آموز را می تواند به اعلی علیین برساند یا با عصیان آدمی  به حیات خبیثه رسیده و به دست شیطان به اسفل السافلین سقوط می کند.

۱۵- بعثت در جامعه شناسی یعنی جامعه درونی انسان جامعه برونی او را می سازد.

۱۶- بعثت در روانشناسی یعنی نیروی درون انسان، یا با فرشتگان حرکت داده می شود، یا با شیاطین همراه می گردد.

۱۷- بعثت در فلسفه یعنی وجود مطلق وجود متغیر را تناسب بخشی می کند.

 

۲۰۳۳- ایا بشر قادر است بین عقل ظاهری و باطنی خود رابط باشد.؟+ محبت حقیقی رابط عقل ظاهری و باطنی

۲۲ فروردین

بسم الله الرحمن الرحیم

الف-آموزش تعریف عقل از نظر حضرت موسی بن جعفر علیه السلام برای شاگرد ممتازش هشام بن حکم

ب- عواملی که عقل را چاق و فربه می کنند.

ج- عواملی که عقل را لاغر و نحیف می کنند.

د- آموزش عقل باطن بدون عقل ظاهر، در مدارس و دانشگاهها و مراکز فرهنگی جهان، چه آفاتی را برای ارتباط متربیان با خود و خدا و جهان خلقت به وجود آورده و می آورد.؟

ه- خداوند حکیم ارتباط ظالم و شیطان را در باره اتحاد عقل ظاهر و باطن به چه کسی واگذار کرده است.؟

و- چرا انسان بدون اتحاد عقل باطنی و ظاهری در شادیها و لذتها آخرت گریز می گردد.؟

ه- چرا عقل باطن بدون همراهی عقل ظاهر در کهنسالی انسان را جامعه گریز، و مورد نفرت اطرافیانش قرار می گیرد.؟

ض- چرا جامعه شناسان و روانشناسان بدون درک و دریافت نوع ارتباط عقل ظاهر و باطن انسان به بشریت ظلم می کنند؟

ح- آیا اعطای حیاه طیبه به دانش آموزان، همان ارتباط عقل ظاهر و باطن آنها، در متون آموزشی می باشد.؟

ط- چرا بدون ارتباط حقیقی عقل ظاهر و باطن انسان، ایشان به اقتصاد قرآنی تن در نمی دهد.؟

الإمامُ الكاظمُ عليه السلام : إنَّ للّه ِِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَينِ : حُجَّةً ظاهِرَةً ، و حُجَّةً باطِنَةً ، فأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ و الأنبِياءُ و الأئمَّةُ عليهم السلام ، و أمّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ.http://nohe.hulma.ir/wp-content/uploads/2016/05/mosab.jpg

امام كاظم عليه السلام : خداوند را بر مردمان دو حجت است: حجتى بيرونى و حجتى درونى. حجت بيرونى همان فرستادگان و پيامبران و امامان عليهم السلام هستند و حجت درونى همان خردها.

 

۲۰۳۲-تبلیغ در بند هشت زندان+ محبت حقیقی در امید حقیقی

۱۹ فروردین
کد خبر: ۴۴۵۲۶۴ | تاریخ مخابره :۱۳۹۷/۱/۱۹ – ۰۸:۱۴ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۵
خاطرات طلبگی (۲۲)؛
تبلیغ در بند هشت زندان
حوزه/ انصافا نمازی که در مدت ۵۰ روز در بند هشت زندان به جماعت خواندم از حضور قلب بسیار بالایی برخوردار بود چون مصداق این روایت بود که نماز را طوری بخوانید که اخرین نماز شماست ، نمازی که اذان گوی نماز قاتل و مکبر قاتل ، کسی که جانماز را پهن می کرد قاتل و از همه مهمتر ۴۰ مأموم قاتل در پشت سر شما که هر لحظه امکان داشت که اگر از امام عصبانی بشوند او را هم به قتل برسانند!

به گزارش خبرگزاری «حوزه» جشنواره خاطره نگاری اشراق (خاطرات تبلیغ) اقدام به انتشار خاطرات منتخب ارسالی از سوی طلاب، در قالب کتاب «از لس آنجلس تا پنجره فولاد» نموده که در این نوشتار، خاطره آقای ابراهیم انجم شعاع را تقدیم حضور علاقمندان می کنیم.

* حضور قلب اجباری در  نماز

در یکی از سفرهای تبلیغی به زندان شهر کرمان اعزام شدم که اولین تجربه تبلیغ من در زندان بود. با مراجعه به مسئول فرهنگی زندان، شماره ی بندی که می بایست در انجام کار را شروع کنم مشخص می شد. وقتی وارد دفتر شدم روحانی قبلی که زودتر از من آمده بود، نسبت به بندی (بند هشت) که چند روز قبل رفته بود، معترض بود. مسئول فرهنگی بعد از احوال پرسی از من، سؤال کرد شما ورزشکار هم هستید یا نه؟ بنده گفتم در چند رشته ورزشی مثل کاراته، فول کونتاک و … هر کدام کمربند زرد را گرفته ام. او با خوشحالی گفت شما باید به بند هشت بروید و من هم قبول کردم  و راهی بند هشت شدم.

از چند درب می بایست عبور کنم تا به آن بند برسم. جالب بود نگهبانان هر درب از من سوال می کردند که حاج آقا توجیه شده ای و می دانی کجا دارید می روید؟ نمی ترسید؟!. من فقط می گفتم توکل بر خدا. بالاخره به سالن بند هشت رسیدم، دیدم بله اینجا ته خط است. انسان هایی با سبیل های آنچنانی و بدن های خالکوبی شده، در حال بازی قمار و پاسور و غیره بودند.

گاهی بازیشان را قطع کرده و با صدای مَشتی می گفتند حاج آقا سلام. معلوم بود مجموعه ایی از قلدرها را در خود جا داده بود.

* خیرمقدم یک زندانی به حاج آقای تازه وارد

بالاخره به نمازخانه رسیدم. بعد از اقامه نماز ظهر و عصر یکی از مأمومین جلو آمد و گفت: حاج آقا ببین خیلی سر به سر ما نگذارید. من سه نفر را به قتل رساندم، شما هم می شوید چهارمیش. یک کم ترسیدم. هر روز بیشتر با مأمومین خود آشنا می شدم و بر ترس من افزوده می شد. مثلا این که تکبیرگوی نماز جماعت برایم تعریف کرد که چگونه پدرخانم خود را کشته است و یا شخصی که هر روز جانمازم را پهن می کرد و بعد از نماز رحل قرآن برایم می آورد نقل کرد که چگونه زنش را خفه کرده است و یا اذان گوی ما نقل می کرد که چند قتل انجام داده است . تا سرانجام فهمیدم از ۷۰ نفری که از یک سالن ۳۰۰ نفری به نماز جماعت می آیند، ۴۰ نفر قاتل هستند؛ آن هم قتل ۲ الی ۳ نفر.

با فهمیدن این اطلاعات می خواستم از تبلیغ در آن بند انصراف بدهم. آن وقت بود فهمیدم چرا روحانی اولی انصراف داده بود. گفتم بالاخره باید یک روحانی باشد که آنها را هدایت کند، شاید هدایت شدند، توکل به خدا کردم و مرتب کلاس های آموزشی خود را برگزار می کردم. در این حین نمازهای من از یک حضور قلب بالایی برخوردار بود؛ چون انصافا بند بسیار خطرناکی بود. خیلی ها وارد این بند نمی شدند فقط بعضی وقت ها رئیس زندان می آمد یک نظارت می کرد؛ البته با یک گارد از سربازها که با باتون های برقی از او حفاظت می کردند و سریع بر می گشت.

هر روز به حضور قلب من در نماز جماعت افزوده می شد؛ وقتی می شنیدم که احتمال دارد برای فرار از زندان، روحانی را بکشند و لباس او را بپوشند یا اینکه اینها باید اعدام بشوند یک قتل یا سه قتل برایشان مهم نیست، بر ترس من افزوده می شد؛ اما بر خدا توکل می کردم و همچنان ادامه می دادم.

* اعتمادی که حاصل تبلیغ چند روزه در زندان شده بود

از همان اول کولرآبی نمازخانه ما خراب شده بود و ما می بایست در هوایی که آمیخته با دود سیگار بود، نماز می خواندیم. گاهی وسط نماز گلویم می گرفت؛ گاهی وسط قرائت قرآن، منصرف می شدم. بعد از نماز پیشنهاد دادم که برای خدا نذری برای سرمایش نمازخانه کنید تا خداوند هم توجه ای به شما کند تا فرجی در حکم شما حاصل شود. یکی از قاتل ها گفت من قبول می کنم. کارت عابر خودش را به من داد تا دو پنکه خریداری کنم که مبلغ ۱۲۰ هزار تومان می شد. وقتی به مسئولین فرهنگی گفتم تعجب کردند گفتند برای احتیاط، یک موجودی از کارت بگیرند وقتی موجودی گرفتیم، سه میلیون موجودی داشت. فهمیدم او به من اعتماد کرده است و تبلیغ این چند روزه بی نتیجه نبوده. پنکه ها خریداری شد و ما در هوایی پاک، کلاس های قرآن و احکام و اخلاق را برگزار می کردیم .

بند هشت بسیار خطر ناک بود. هر زندانی که از بند های دیگر را می خواستند تنبیه و جریمه کنند به مدت یک هفته او را به این بند می فرستادند. جالب این بود که هر زندانی که وارد این بند می شد می بایست مبلغ زیادی را به عنوان حق ورودی و تضمین زنده بودن خود به قلدران این بند می پرداخت و گرنه هیچ تضمینی نبود .

هر روز می بایست از هشت درب می گذشتم تا به سالن اصلی بند هشت برسم. تجربه ایی که من کردم بعضی از مسئولین می گفتند این ها دیگر آدم نمی شوند و باید بمیرند و دیگر ارشاد و وقت گذاشتن برای این انسان ها، وقت تلف کردن است؛ ولی من فهمیدم بعضی از اینها در زندان، تازه فطرتشان بیدار می شود و مجبور می شوند به دین روی بیاورند و کسی را می خواهند کمکشان کند و به آنها راه کار بدهد.

در همین بند هشت کسی را داشتیم که هر روز روزه بود. در همین مأمومین یک تاجر سنی پاکستانی داشتیم که  حافظ کل قرآن بود که در قرائت جزخوانی مرا همراهی می کرد و یکی از همین زندانی ها به علت زیاد مانوس بودن با قرآن، برای زندانیان استخاره قرآنی می گرفت.

جالب این بود هر وقت من در صحبت هایم به آیه ای از قرآن استناد می کردم او سریع قرآن را باز می کرد و آدرس آن را می گفت. بعضی از مامومین بودند که من به حال عبادت آنها غبطه می خوردم. اینها هر روز نوافل نمازشان ترک نمی شد و بعد از هر نماز زیارت عاشورا  و دعای فرج را با حالت تضرع می خواندند.

تجربه بسیار خوبی که من داشتم این بود که روحانی مبلغ باید آنقدر از جهت معنوی قوی باشد که مثل آب کر وقتی به نجاست و آلودگی می رسد آن را پاک کند وگرنه اگرخود آب قلیل باشد او هم آلوده می شود.

بند هشت فضایی پر از انسان های گناهکار، قسی القلب، دروغگو‌ و انسان های بی نماز بود. یکی از زندانی ها آمده بود مشاوره بگیرد؛ می گفت ۲۸ سال سن دارم یک رکعت نماز نخوانده ام؛ آیا راه برگشت است می توانم از اول شروع کنم ؟ در واقع می شود گفت آنها راهی جز توبه نمی بینند؛ چون هر روز باید آماده اعدام باشند و مرگ را همراه خود می بینند.

و نکته آخر اینکه انصافا نمازی که در مدت ۵۰ روز در بند هشت زندان به جماعت خواندم از حضور قلب بسیار بالایی برخوردار بود چون مصداق این روایت بود که نماز را طوری بخوانید که اخرین نماز شماست ، نمازی که اذان گوی نماز قاتل و مکبر قاتل ، کسی که جانماز را پهن می کرد قاتل و از همه مهمتر ۴۰ مأموم قاتل در پشت سر شما که هر لحظه امکان داشت که اگر از امام عصبانی بشوند او را هم به قتل برسانند!

با توکل به خداوند این تبلیغ به خوبی و موفقیت کامل به اتمام رسید و خوشبختانه بعضی از این زندانیان آزاد شدند و بعد از زندان با حقیر در ارتباط بودند.

 

۲۰۳۰-عمل امّ داود یکی از اعمال مستحبی پانزدهم رجب است.+ راهکار رسیدن به محبت حقیقی

۱۳ فروردین

 

اعمال روز نیمه رجب,پانزدهم رجب

عمل امّ داود یکی از اعمال مستحبی پانزدهم رجب است

 

نیمه رجب‌المرجب ، سومین روز از ایام البیض است، مومنان و مخلصان علاوه بر توجه ویژه به ماه رجب و بهره برداری از آن، فرصت نیمه رجب را غنیمت شمرده و هم‌ نوا با معتکفان اعمال ویژه این روز برای تقرب بیشتر به ذات باری‌تعالی به جا می‌آورند.

یکی از اعمال سفارش شده برای امروز عمل ام داوود است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

ام داوود کیست؟
فاطمه معروف به ام داوود، مادر داوود پسر زاده امام حسن مجتبی (ع) و مادر رضاعی امام صادق (ع) بوده است.

ام داوود ماجرایش را چنین نقل کرده است: منصور دوانیقی لشکری به مدینه فرستاد و با محمدبن عبداللّه بن حسن مثنی جنگید و او و برادرش ابراهیم را کشت.

منصور همچنین عبداللّه محض، پدر محمد و ابراهیم را با تعدادی از سادات حسنی دستگیر و اسیر کردند و به بند و زنجیر کشیده بودند و فرزند من داوود هم در میان آنان بود که او را از مدینه به بغداد منتقل نمودند و به سیاه چال زندان انداختند.

حادثه دستگیری و زندانی بودن فرزندم که از او اطلاعی نداشتم و گاهی هم خبر مرگ او را به من می‌دادند برایم بسیار تلخ و دردناک بود و روزگارم با اشک و آه و گریه و ناله می‌گذشت، حتی برای رفع مشکل خود و اندوه جانکاهی که با آن دست به گریبان بودم از اشخاص صالح و مومن درخواست می‌کردم برای رفع ناراحتیم دعا کنند اما از دعای آنان هم نتیجه‌ای نگرفتم.

یک روز با خبر شدم امام صادق(ع ) که با فرزندم داوود از من شیر خورده بود بیمار شده است، به دیدن او شتافتم و از آن حضرت عیادت کردم. هنگامی که می‌خواستم از حضورش مرخص شوم فرمود: از داوود خبر تازه‌ای نداری؟ با شنیدن نام داوود داغ من تازه شد و اشکم سرازیر گردید و با آه درد آلودی ناله سردادم: مدت زیادی است از او خبری ندارم. فرزندم در عراق زندان است و من از دوری او و سرنوشت نامعلوم او سخت در عذاب و ناراحتی گرفتارم، از شما که برادر رضاعی اوهستی تقاضا می‌کنم برای نجات و آزادی او دعا کنی.

امام صادق(ع ) با مشاهده وضع نگران کننده من، فرمود: چرا تاکنون از دعای استفتاح غفلت کرده‌ای؟ مگر نمی‌دانی که به‌وسیله این دعا درهای آسمان گشوده می‌شود و فرشتگان الهی دعاکننده را مژده اجابت می‌دهند و هیچ حاجتمند و دردمند و دعاکننده‌ای مایوس نمی‌شود و خداوند هم پاداش خواننده این دعا را بهشت قرار داده؟

با شنیدن چنین مژده‌ای که با خواندن آن دعا دریافت داشتم، از حضرت سوال کردم: ای مولای من و ای فرزند خاندان پاک و معصوم، آن دعا چیست؟ و آداب آن چگونه است؟

امام صادق(ع ) فرمود: ای مادر داوود ماه محترم رجب نزدیک است و در این ماه مبارک دعا مستجاب می‌گردد، همین‌که ماه رجب رسید سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم آن را که ایام بیض و شبانه روز نورانی نام دارد روزه بگیر. نزدیک ظهر روز پانزدهم غسل کن و هشت رکعت نماز با رکوع و سجود دقیق و حساب شده انجام بده.

آن گاه حضرت دستور کامل اعمال و آداب دعای مخصوص را به من تعلیم داد.

ماه رجب فرا رسید و اعمالی که امام صادق(ع) گفته بود را انجام دادم و پسرم داوود آزاد شد، داوود را نزد امام صادق(ع ) بردم و آن حضرت به فرزندم گفت: علت آزادی تو از زندان این بود که منصور دوانیقی، علی(ع ) را در خواب دیده بود و حضرت علی(ع) به منصور فرموده بود اگر فرزند مرا آزاد نکنی تو را در آتش خواهم انداخت، منصور هم درحالی که لهیب آتش را نزد خود مشاهده می‌کرد ناچار به آزادی تو اقدام کرد.

ام داوود می‌گوید از امام صادق(ع ) سوال کردم: ای مولای من آیا این دعا را در غیر ماه رجب هم می‌توان خواند؟ آن حضرت فرمود: اگر روز عرفه با جمعه هماهنگ شود این دعا را می‌توان خواند و هرکس هم به این دعا اقدام کند پس از پایان، خداوند او را مشمول غفران و آمرزش خود قرار می‌دهد.

 

۲۰۲۹- سبک های زندگی در سیره حضرت امام علی علیه السلام+ محبت حقیقی در زندگی حقیقی

۰۸ فروردین

دورس سبــــــــک زنــــــــدگی از حضـــــــرت امـــــــــام علـــــــی علیه السلام

http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/92-05/07/369530_568.jpg

۱- حضرت مولی علی علیه السلام با دست خود به یتیمان غذا می خورانند.

(( پدر موفق کسی است که با فرزند خود غذا بخورد، یا بازی کند یا فیلم نگاه کند))

۲-حضرت امیر الموحدین علیه السلام کودکان را می خندند.

(( پدر موفق آن است که فرزندان خود را عاقلانه و هدفدار خندان کند.))

۳- حضرت علی علیه السلام با محبت به فرزندان یتیم فرزندان خویش را از بلایا محفوظ می نمودند.

(( پدر موفق آن است که با خدمت به فرزندان بی سرپرست و یا بد سرپرست و محتاج و محروم فرزند حود را از حملات و هجمه شیطان و شیطان پرستان در امان بدارد.))

۴- حضرت مولی الموحدین با فرزندان خود مشورت می کردند.

(( پدر موفق آن است که از فرزندان خویش در تناسب علم و سن آنان قدرت مشورت داشته باشد.))

۵- حضرت امام المتقین علیه السلام اکرام و احترام پدر را بر فرزند مقدم می داشتند.

(( پدر موفق آن است که مقدم بودن خود بر فرزندش را با احترام پدر خود و همسرش عینی و عملی نماید نه اینکه فرزندانشان را به احترام امر و نهی کند.))

 

۲۰۲۷- مراحل تشکیل توّکل مؤثّر و مفید+ مراحل توکل حقیقی

۰۸ فروردین

[[و ما توفیقی الا بالله]]

تـــــــوفــــــــــــیــــــــــــــــق

 مــــــــــــــــــــن اللّـــــــــــــــه

۱- تاء توفیق= توکل کردن     ۲- واو توکل= ورع طلبیدن     ۳- فاء توکل=  فدیه دادن  

   ۴- یاءتوکل=یقین داشتن    ۵- قاء؛توکل=قسمت باوری

http://www.koodakpress.ir/media/2018/02/7553404_489-300x210.jpg

برای دریافت توفیق من الله نیاز است انسان بستراطلاعات لازم آنرا داشته، تا بتواند به توفیق لازم دست پیدا نماید.با توجه به تقسیم بندی فوق بدست می اید که شیطان و پیروان آن در ظاهر موفق و لکن در باطن مغلوب و شکست خورده و رها شده اند، و در باطن آنها عدم توفیق بصورت آتش برای صاحبان چشم برزخی هویدا است، چنانکه قرآن انسان ظالم را هیزم جهنم معرفی نموده که گداخته و شعله ور می شود.این تبیین توفیق ما را به این نقطه می رساند که انسان افسرده یعنی کسی که دوران موفقیت ظاهری او به پایان رسیده، و باطن او در قالب انواع افسردگی و جسم کشی (خود کشی) برای دیگران ظاهر می شود. ظالمان کودک کش و ضعیف سیتز در ظاهر موفق و لکن در باطن مغلوب و شکست چشیده می باشند. و این تعریف از پاسخ حضرت زینب سلام الله علیها به طالمان کربلا استخراج و استنباط می گردد.

https://static.asset.aparat.com/lp/7955174-8558-l.jpg

الف- انسان کافر و ظالم نمی تواند  توفیق توکل داشته باشد.  ۲- انسان مشرک و فاسق در حریم توفیق الهی قادر نیست وارد شود.  ۳- انسان حسود و خسیس حاضر به صدقه دادن و خدمت که نردبان توکل است، نمی شود.  ۴- انسان با عقاید باطل یقین به توفیق الهی ندارد.  ۵- انسان قاسق و فاجر همیشه به ارزاق دیکران دست اندازی می کند.

 

۲۰۲۶- تعریف وفق (جفت و جور شدن کارها) در احادیث امام جواد علیه السلام+ توفیق حقیقی

۰۷ فروردین

الْمُؤ مِنُ یَحْتاجُ إ لى ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفیقٍ مِنَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ، وَقَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ.

فرمود: مؤ من در هر حال نیازمند به سه خصلت است : توفیق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود، قبول و پذیرش نصیحت كسى كه او را نصیحت نماید.

سوالات:http://img.tebyan.net/big/1390/03/176473232180193145143815220319925516145130.jpg

۱- وفق کار خیر با کار خیر توسط چه کسی صورت می پذیرد؟

۲- وفق کار شر با شر توسط چه قدرتی اذن و اجازه اقدام می گیرد؟

۳- چگونه رابطه وفق و اختیار آدمی قابل جمع است؟

۴- ایا توفیق ابتدایی برای رسیدن به آروزها کافی است؟

۵-توفیق یک دانش آموز در چه مواردی فردی است و در چه مواردی در گرو اجتماع می باشد؟

۶- در چه مواردی توفیق مومن و منافق مشترک است؟

۷- چگونه از کلمه توفیق می توان به اختیار آدمی پی برد؟

۸- آیا شیطان از جانب خداوند متعال توفیق در ارشاد یا انحراف انسانها دارد؟

۹- ایا برخی شکست های زندگی هم می تواند توفیق من الله باشد؟

۱۰- جمله «و ما توفیقی الا بالله »کدام سوالات بالا را باطل می داند؟https://static.netshahr.com/www.netshahr.com/images/2017-08/Veladat-Emam-javad-2017-08-16-09-15-46.jpg

قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى‌ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ رَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَ ما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى‌ ما أَنْهاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ «۸۸»هود

(شعيب) گفت: اى قوم من! آيا انديشيده‌ايد كه اگر من دليل روشنى از طرف پروردگارم داشته باشم و او مرا رزق نيكويى (مثل نبوّت) از سوى خود عطا كرده باشد، (چگونه مى‌توانم مخالفت او كنم؟) و من نمى‌خواهم نسبت به آنچه شما را از آن نهى مى‌كنم، خود مخالفت كنم (ومرتكب آن شوم).

من به جز اصلاح به مقدار توانم، خواسته‌ى ديگرى ندارم و جز به لطف خداوند، توفيقى براى من نيست، (از اين روى) بر او توكّل كرده‌ام و به سوى او بازگشته‌ام.((نکته ها))

در آيه‌ى قبل، كفّار اعتراض داشتند كه چرا ما از تصرّف در اموالمان آزاد نباشيم؟ حضرت شعيب عليه السلام در اين آيه جواب مى‌فرمايند كه اگر من شما را از تصرّفِ بى‌قيد و شرط محدود مى‌كنم، به جهت اصلاح زندگى و جامعه‌ى شماست، نه به خاطر دشمنى، حسادت، تنگ نظرى و يا امور ديگر، زيرا مصالح فردى نبايد موجب ضرر و زيان به مصالح عمومى شود.

 

۲۰۲۵- ماه رجب ماه مولی علی علیه السلام+ محبت حقیقی در ادعیه ماه رجب المرجب

۲۸ اسفند

رهنمودهای حضرت امام خمینی(س) درباره ماه مبارک رجب

امام خميني

بسیاری از مردم علاقه‌مند هستند بدانند شیوه سیر و سلوک بزرگان دین و انسان‌های مهذب و عارف در ایام سال و به ویژه ماه‌هایی که درهای آسمان بیشتر گشوده می‌شود، همانند ماه رجب، شعبان و ماه مبارک رمضان، چگونه است و آنان پس از سال‌ها تلاش و مجاهده و طی مراحل، چه توصیه‌هایی برای دیگران دارند.

از جمله سیره حضرت امام خمینی(س)، این فقیه، عارف، فیلسوف و زاهد هم روزگار ما درباره ماه مبارک رجب چه بود و چه رهنمودهایی درباره اعمال این ماه مبارک داشتند؟

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) محمد نصیری عضو هیأت علمی پژوهشکده تحقیقات اسلامی در نوشته حاضر که imama-khomeini.ir آن را منتشر کرده به برخی نکات در این زمینه اشاره دارد.

مقدمه

شرافت زمانی ماه های مبارک رجب و شعبان و رمضان، آنها را در هاله ای از نور و زیبایی قرار داده است. سالکان الی الله و مناجاتیان درگاه ملکوتی حضرت الله روزها را می شمارند و نگاه به آسمان دارند تا هلالِ ماه خدا، ماه رجب، پس از فرو شدن خورشید آخرین روز ماه جمادی الثانی بر آید و جشن عبادت آنان آغاز گردد. اینان کمر همت را می بندند و با تغییراتی در برنامه روزانه خود، شبهای ماه رجب را بیشتر بیدار مانده، دل ها را به تلاوت قرآن کریم و جملات دل افروز مناجات الهی زنده می کنند و روزها را در عین زندگی در بین مردم، روزه داشته، دل را به ذکر خداوند و تذکر نعمت های او مشغول می دارند. دائماً ذکر استغفار بر لب دارند و از انفاق آنچه در وسع دارند، دریغ نمی ورزند.

ماه مبارک شعبان نیز در ادامه ماه رجب و سالروز بعثت پیامبر اکرم(ص) چهره می گشاید و با بشارت میلاد ائمه(ع) و از جمله مولود نیمه شعبان، موجی از شادی و شعف را برای جهانیان و مسلمانان، به ویژه شیعیان و محبان خاندان رسالت به هدیه می آورد. شعبان، ماه آماده شدن برای حضور در مهمانی بزرگ خدا در ماه مبارک رمضان، به گوش رسیدن زمزمه های مناجات شعبانیه و ترنم «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک» از هر معبد و مسجد و مزار، و از هر خانه ای است که «اَذِنَ اللهُ اَنْ تُرَفَع و یُذْکَرَ فیها اسْمُه» (نور/ ۳۶) مناجاتی که همه ائمه علیهم السلام آن را در ماه شعبان می خواندند و با آن، با حضرت دوست نجواها داشتند. و سرانجام ماه ضیافة اللّه ، ماه مبارک رمضان، ماه عارفان و ماه واصلان، ماه عاشقان و ماه رهجویان وصال. ماه آنها که در ماه رجب و شعبان دل را از غیر پرداخته و با تکرار آیات الهی و دعاهای وارده، چشمه های حکمت و معرفت را از قلبهای خود جاری کرده اند و اینک در این ماه در پی آن اند که به لیله القدر دست یابند.

محور نوشتار حاضر، سخنان عارف متاله، حضرت امام خمینی(س) درباره این ماه رجب است. امام(س) خود برای این ایام و شهرها برنامه ویژه ای داشتند و به دیگران نیز موکداً سفارش می کردند که از آنات این روزها و شبهای آسمانی بهره گیرند. در اینجا، با توجه به ظرفیت نوشتار، پس از بیان سخنی از عارف بزرگ، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی به گزیده ای از آنها اشاره می کنیم. بدان امید که بهره ای از آن نصیب همگان گردد.

ماه مبارک رجب

هرگاه ماه رجب فرا رسد، فرشته «داعی» از آسمان هفتم، هر شب تا بامداد چنین ندا می‌دهد:

«ای ذاکران، ای مطیعان، ای مستغفران، ای توبه جویان! مژده! مژده! بشارت! بشارت: خداوند می فرماید: من همنشین آنم که از من بخشش خواهد! ماه ماه من است و بنده، بنده من. رحمت رحمت من است. هر که مرا در این ماه بخواند پاسخش می دهم و هر که از من چیزی بخواهد، خواسته اش برآورده سازم و هر که از من راه بخواهد هدایتش کنم. این ماه را رشته پیوند میان خود و بندگانم ساخته ام. هر که بدان دست یازد، به من رسد!»

عارف واصل، بنده مخلص خدا، میرزا جواد ملکی تبریزی، پس از نقل این حدیث شریف چنین فریاد برمی آورد:

«آه! آه! دریغ! دریغ از این همه ناسپاسی و بدبندگی در برابر آن همه مهر ورزی و بنده نوازی! کجایند سپاسگزاران و حق شناسان؟ کجایند کوشندگان و تلاشگران؟! کجا، چگونه و که می تواند قدر و قیمت ندای فرشته داعی را سنجیده و ارزش آن را دریابد؟ … کجایند آنان که به قصر و کوتاهی خویش معترفند تا در پاسخ ندای فرشته داعی زبان بگشایند و بگویند: «لبیک و سعدیک!»

نزد اولیای الهی، خودسازی و تهذیب نفس از این ماه آغاز می شود تا لیاقت حضور در ضیافت الهی در ماه مبارک رمضان به دست آید. بدون آمادگی روحی نمی توان در کناره سفره رحمت الهی نشست و آن گونه که شایسته میهمانی خداست، از آن بهره برد. بسیاری از بزرگان اهل معرفت و از جمله حضرت امام خمینی(س)، ماه رجب را آغاز تلاش و کوشش معنوی برای این منظور دانسته اند. شاید یکی از اسرار آن، وقوع بعثت پیامبر اسلام و آغاز دعوت مردم به اسلام و هدایت آنان در این ماه باشد؛ روز ظهور رحمت خداوند سبحان و اشرفِ ایام سال.

میلاد پر برکت امیرمومنان امام علی علیه السلام نیز بر شرافت این ماه افزوده است. سفارش به عبادت، دعا، ذکر، شب زنده داری، روزه و حضور قلب و اعمال مخصوص ایام البیض، از جمله اعتکاف، همگی برای آمادگی روحی به منظور ورود به ماه رمضان و بهره برداری از برکات این ماه است. حضرت امام خمینی درباره این ماه و دو ماه بعد از آن چنین می فرمایند:

« این سه ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان، برکات بسیار نصیب انسان، انسانهایی که می توانند استفاده کنند از این برکات، شده است. البته مبدأ همه مبعث است و دنبال او تمام جهاتی که هست. در ماه رجب، مبعث بزرگ و ولادت مولا علی بن ابی طالب- سلام اللَّه علیه- و بعض ائمه دیگر، و در ماه شعبان ولادت حضرت سید الشهدا- سلام اللَّه علیه- و ولادت حضرت صاحب- ارواحنا له الفداء- و در ماه مبارک، نزول قرآن بر قلب مبارک پیغمبر اکرم بوده است. و شرافت این سه ماه در زبانها و در بیانها و در عقلها و در فکرها نمی گنجد. و از برکات این ماهها ادعیه ای است که وارد شده است در این ماهها.» (صحیفه امام، ج ۱۷، ص: ۴۵۶)

از جمله برکات ماه مبارک رجب، ادعیه فصیح، بلیغ و عمیق از نظر معنی، به ویژه جملاتی است که درباره اوصاف جلال و جمال خداوند در آنها آمده است، دعاهایی که دل را از رذایل پاک و به فضایل و نور آراسته می گرداند:

« این ادعیه در ماه مبارک رجب و خصوصاً در ماه مبارک شعبان اینها مقدمه و آرایشی است که انسان به حسب قلب خودش می کند برای اینکه مهیا بشود برود مهمانی؛ مهمانی خدا، مهمانی ای که در آنجا سفره ای که پهن کرده است قرآن مجید است.» (صحیفه امام، ج ۱۳، ص: ۳۳)

دعا در ماه مبارک رجب

از مهم ترین راه های رسیدن به اطمینان و آرامش خاطر، که سعادت در دنیا و آخرت چیزی جز آن نیست، همانا ذکر و یاد خدا است: «آنکه انسان را از تزلزل بیرون می آورد ذکر خداست. با یاد خداست که تزلزلها ریخته می شوند؛ اطمینان پیدا می شود. وقتی اطمینان پیدا شد و ذکر خدا و یاد خدا شد، وقتی است که مخاطب می شود به این خطاب: یا أیَّتُها النَّفْسُ المُطْمَئِنَّةُ در روایتی است که خطاب به حضرت سید الشهداست. آن وقت است که به شما می گویند که فادخلی فی عِبادی. نه فی عباد اللَّه؛ نه فی عباد دیگر. «فی عِبادی». یک عنایت خصوصی است مال خودم. این بشر مالِ خودش است .» (صحیفه امام، ج ۱۴، ص: ۲۱۰)

« با ذکر حقیقی، حجابهای بین عبد و حق خَرْق شود، و موانع حضور مرتفع گردد، و قسوت و غفلت قلب برداشته شود، و درهای ملکوت اعلی به روی سالک باز شود و ابواب لطف و رحمت حق به روی او گشوده گردد.» (شرح حدیث جنود عقل و جهل، متن، ص: ۱۲۴)

و از بهترین راه های یاد خدا، خواندن ادعیه و مناجاتهایی است که بندگان خاص خدا یعنی ائمه(ع) به ما ارزانی داشته اند. اگر در سخنان عارفان اسلامی سخنان دل نشین، موثر و زیبا دیده می شود، بدان دلیل است که « عرفای اسلام از همین ادعیه و از همین دعاهایی که در اسلام وارد شده است از اینها استفاده کرده اند» (صحیفه امام، ج ۱۳، ص: ۳۲) و «این دعاها، … قرآن صاعد است.» (همان)

معنویات موجود در این دعاها، دست انسان را می گیرد و تا اوج نور و پاکی و زیبایی بالا می برد:

« این دعاهایی که در ماهها هست، در روزها هست، خصوصاً، در ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان، اینها انسان را همچو تقویت روحی می کند- اگر کسی اهلش باشد… همچو راه را برای انسان باز می کند و نور افکن است برای اینکه، این بشر را از این ظلمتها بیرون بیاورد و وارد نور بکند که معجزه آساست.!» (صحیفه امام، ج ۱۳، ص: ۳۳)

حضرت امام(س)، «حبّ دنیا» را منشأ همه خطاها، زشتی ها و گناهها می دانستند و تاریکی دل و سیاهی قلب را هم نتیجه آن. سپس راه رهایی از آن را نیز از جمله خواندن ادعیه معرفی می کردند:

«آن دنیایی که تکذیب شده است این عالم طبیعت(نیست)، این عالم طبیعت نور است. دلبستگی های به این عالَم انسان را بیچاره می کند. ظلمت ها از این دلبستگی هایی است که ما داریم به این دنیا، به این مقام، به این مسند، به این اوهام، به این خرافات. همه انبیا آمدند برای اینکه دست شما را بگیرند از این علایقی که همه اش بر ضد آنی است که طبیعت و فطرت شما اقتضا می کند، شما را دستتان را بگیرند… و از این علایق نجاتتان بدهند و واردتان کنند به عالَم نور. اسلام هم در رأس همه ادیان است، برای یک همچو مقصدی. این ادعیه مهیا می کنند این نفوس را برای اینکه این علایقی که انسان دارد و بیچاره کرده انسان را این علایق، این گرفتاریهایی که انسان در این عالم طبیعت دارد و انسان را سرگشته کرده است، متحیر کرده است نجاتش بدهند و آن راهی که راه انسان است ببرند.» (تفسیر سوره حمد، متن، ص: ۲۴۴)

از جمله اعمال مشترک هر روزه ماه رجب، طلب آمرزش از خداوند است، پس بسیار باید «استغفر الله ربی و اسألُهُ التَّوبه» گفت. امام کاظم علیه السلام که شهادتش در بیست و پنجم همین ماه اتفاق افتاده، فرمود: «رجب نام نهری در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است. هرکس یک روز ماه رجب را روزه بدارد، از آن نهر می آشامد.»

امّا بعد از روزه و ذکر استغفار، آنچه در این ماه و دو ماه بعد سفارش شده، دعا و مناجات با خداوند است. ادعیه بسیاری در این ماه وارد شده که بعضی از مشهورترین آنها در کتاب شریف «مفاتیح الجنان» آمده است. آدمی در برخوردهای روزانه و اشتغالات روزمره خود، بسیار دچار غفلت از خداوند متعال و عالم معنویت می شود. از این رو لازم است در همه ایام سال، به ویژه در ماه ها و روزهایی که شرافت زمانی دارند، کارهای دنیایی را سبک کند و وقت بیشتری را برای حضور در مکانهای شریف و مقدس و یا کنج خلوتی در خانه اختصاص داده، به ذکر خداوند و به ویژه مناجات با خدا و زیارات اولیاء الله مشغول شود، باشد که از سنگینی بار غفلت ها- که شیطان و نفس هر دم آدمی را بدان می خوانند – بکاهد:

« آنکه سبکبار می کند انسان را و از این ظلمتکده می کِشد او را بیرون و نفْس را از آن گرفتاریها و سرگشتگیهایی که دارد خارج می کند این ادعیه ای است که از ائمه ما وارد شده اند.» (صحیفه امام، ج ۱۳، ص: ۳۳)

دعا، انس با خدا و مناجات، عشرت با محبوب است. به هر میزان معرفت آدمی به ربّ الارباب بیشتر شود، بیشتر به تلاوت قرآن و ادعیه و مناجات ها روی می آورد. و ماه رجب، ماه انس گرفتن با خداست و دور شدن از شهوات دنیایی، ازطریق دعا و سجده های طولانی.

«آنان که معرفت به حق دارند، و انس و محبت به آن ذات مقدّس پیدا کردند برای آنها این نوع اعمال زحمت و مشقت ندارد. انس و عشرت با محبوب ملالت نیاورد؛ خاصّه آن محبوبی که همه محبت ها و محبوبیّت ها، رشحه ای از محبت او است. چه خوش گفته شده است از زبان آنان:

آن کس که تورا شناخت جان را چه کند/فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی/دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

عارف شیراز- رحمه اللَّه- گوید:

در ضمیر ما نمی گنجد به غیر از دوست، کس/هر دو عالم را به دشمن ده که ما را دوست بس

آنان که از جام محبت دوست نوشیدند، و از آب زندگانی وصال او زندگی ابدی پیدا کردند، هر دو عالم را لایق دشمن دانند.» (شرح حدیث جنود عقل و جهل، متن، ص: ۱۲۷)

امام خمینی(س)، حکومت را تدبیر می کردند، گزارشهای روزانه و هفتگی را از اوضاع مملکت، به ویژه دفاع مقدس می گرفتند، امر و نهی می کردند، با مردم عادی دیدار داشتند، … روزنامه ها را مطالعه می کردند و به امور خانواده نیز می رسیدند، امّا در همة ایام و لیالی سال، به ویژه با طلوع ماه رجب، زمان خاصی را برای انجام اعمال مشترک و خاص این ماه، به ویژه مناجاتها و دعاها تخصص می دادند.