RSS
 

بایگانی ‘محبت مجازی وافسردگی’ دسته ها

۲۰۹۳- آثار نوای بلبلان اهل بیت علیهم السلام بر روی قلب پژمرده+ محبت حقیقی داروی بیماری اعصاب و روان

۱۱ آذر

بازتاب گزارش فارس پلاس از هیئت عزاداری بیماران اعصاب و روان در سرای احسانمحمود کریمی آرزوی بیمار اعصاب و روان را برآورده کرد

انتشار گزارش فارس پلاس از هیئت عزاداری بیماران اعصاب و روان در ماه محرم به دل‌خوش شدن این بیماران در اعیاد ماه ربیع‌الاول و برآورده شدن آرزوی جوان مبتلا به اسکیزوفرنی منجر شد.

 محمود کریمی آرزوی بیمار اعصاب و روان را برآورده کرد

مجله فارس پلاس؛ عطیه اکبری: ۲۲ مهر ۹۷ بود که در سالروز وفات حضرت رقیه (س) برای تهیه گزارش به روستای دوتویه سفلی و سراغ بی‌نام‌ونشان ترین عزاداران حسینی در سرای احسان رفتیم و از هیئت عزاداری ۴۸۰ بیمار اعصاب و روان گزارشی تهیه کردیم. آن روز نگاه‌های پر از حرف بیماران اعصاب و روان را دیدیم و پای درد و دل‌ها و آرزوهایشان نشستیم. یکی آرزویش رفتن به کربلا بود. بیمار دیگری آرزو داشت امام حسین (ع) شفایش دهد و خانواده‌ای داشته باشد که پیش آن‌ها برگردد؛ اما یکی از بیماران می‌گفت روضه‌های محمود کریمی را دوست دارم و آرزویم این است که یک روز محمود کریمی به هیئت ما بیاید و برایمان بخواند.

جلیل می‌گفت اصلاً محمود کریمی می‌داند ما اینجا زندگی می‌کنیم؟ می‌داند ما تنهاییم و بی‌کس‌وکاریم؟ لب به سخن بازکرده بود و هی می‌گفت و هی می‌گفت. از نامرادی زمانه و تنهایی‌شان. از اینکه کسی دیدنشان نمی‌رود. از اینکه بیماری اسکیزوفرنی ناگهان گریبان او و هم‌نشینانش را گرفته است و دیگران طردشان کرده‌اند. در آن گزارش از هیئت حضرت رقیه و حب اهل‌بیت در دل مجنونان زمانه نوشتیم و تیتر گزارش ما آرزوی این جوان بیمار شد: «آرزو می‌کنم محمود کریمی بیاید هیئت ما.» ۲ ماه بعد، بیمار اعصاب و روان به آرزویش رسید.

باشکوه‌ترین جشن میلاد در میان بیماران اعصاب و روان برگزار شد

 گزارش ما و آرزوی جوان بیمار دست‌به‌دست در فضای مجازی چرخید و چرخید و روز ولادت حضرت محمد (ص) آرزوی جلیل برآورده شد. محمود کریمی به مرکز نگهداری از بیماران اعصاب و روان رفت و مولودی خوان هیئت آن‌ها شد. ۱۷ ربیع‌الاول امسال بهترین روز زندگی جلیل بود. جوانی که هرروز با یک‌مشت قرص آرام‌بخش آرام می‌شد در روز عید، آرام و دل‌خوش بود به اینکه یک نفر در این زمانه پرهیاهو صدای نارسایش را شنیده و به دیدن او و هم‌نشینان مجنونش آمده تا از پیامبر مهربانی برایشان بخواند و آن‌ها هم کف بزنند و کیفور شوند و باشکوه‌ترین جشن ولادت پیامبر رقم بخورد. آن اتفاق، خبر خوب این روزهای ما هم شد. خبر خوب برای ما این بود که واسطه‌ای شدیم برای روییدن جوانه‌های امید در دل کسانی که فکر می‌کنند تنهاتر از همه تنهایان این زمانه‌اند.

گاهی بساط عشق خودش جور می‌شود

مداح اهل‌بیت در روز ولادت پیامبر مهربانی‌ها بی‌خیال صدها مستمع شد و با صدایش سرزمین روح بیماران را از تصرف بی‌قیدوشرط غم نجات داد. به قول قیصر امین پور گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب می‌شود… گاهی بساط عشق خودش جور می‌شود… این حرف دل جلیل بود. پسر جوانی که صدای کف زدن‌هایش در سالروز ولادت پیامبر رساتر از بقیه بود و حال دلش خوش‌تر. همان‌که محمود کریمی جامه عمل به آرزوی کوچکش پوشانده بود. محمود کریمی سراغش رفت و هم‌نشینش شد. باهم گفتند و خندیدند. سراغ جلیل که رفتیم حالش خوب‌تر از همیشه بود. «محمد مؤمنی» مددکار مرکز می‌گوید: «در سرای احسان، بیماران مزمن اعصاب و روان زندگی می‌کنند. بسیاری از آن‌ها قبل از ابتلا به بیماری برای خودشان کسی بوده‌اند. دانشجو، طلبه، کاسب؛ اما بعد از ابتلا به بیماری و زندگی در این مرکز احساس می‌کنند تنها شده‌اند و جامعه، آن‌ها را طرد کرده است. برای همین حال بعضی‌هایشان هرروز بدتر از دیروز می‌شود. تأثیر برآورده شدن آرزوی جلیل و حضور محمود کریمی در سرای احسان برای او از همه قرص‌های آرام‌بخشی که در طول روز می‌خورد بیشتر بود. بیماران اعصاب و روان بیشتر از این‌ها به چنین اتفاقاتی نیاز دارند؛ اما متأسفانه این مرکز جزو مراکزی است که از چشم خیلی‌ها دورمانده است. درحالی‌که مددجوهایش هرروز بیشتر از دیروز تشنه دلجویی هستند.»

عزم مداح اهل بیت برای برآورده کردن آرزوهایتان جزم است

«دو ماه قبل که گزارش منتشرشده از هیئت سرای احسان و آرزوی بیمار اعصاب و روان را خواندم تصمیم گرفتم هر طور شده به این مرکز بروم و برایشان بخوانم.»

این صحبت‌های «محمود کریمی» است، با او تماس می‌گیریم تا از حال و هوای مرکز نگهداری از بیماران اعصاب و روان برایمان بگوید و خوشحال می‌شویم وقتی می‌شنویم قرار است محمود کریمی در روز افتتاح مسجد سرای احسان هم برای بیماران بخواند. خوشحال می‌شویم وقتی می‌شنویم عزمش را برای برآورده کردن آرزوهای بیماران اعصاب و روان جزم کرده است.

 او می‌گوید: «از وجود چنین مرکزی بی‌خبر بودم. نمی‌دانستم دریکی از روستاهای دورافتاده اطراف تهران این تعداد بیمار تنهای اعصاب و روان زندگی می‌کنند و خوشحال شدم از اینکه رسانه‌ها این‌طور در شناسایی و معرفی چنین مراکزی تلاش می‌کنند. بالاخره قسمت این شد که من در بهترین عید مسلمانان میهمان میزبانان باصفای سرای احسان در روستای دوتویه سفلی شدم.» حاج «محمود کریمی» ادامه می‌دهد: «اهالی سرای احسان حال و هوای غریبی داشتند.» می‌خندد و می‌گوید: «آن‌ها از ما عاقل‌ترند. حرف راست را باید از زبان آن‌ها شنید. من هم‌نشستم و سراپا گوش شدم برای شنیدن حرف‌هایشان. برایم خواندند. من یه پرندم آرزو دارم تو یارم باشی… بیماران سرای احسان از آرزوهایشان هم برایم گفتند. آرزوهایشان شنیدنی بود و آرزوی یکی از آن‌ها شنیدنی‌تر از بقیه وقتی می‌گفت آرزو می‌کنم یک روز رهبر انقلاب به دیدن ما بیاید. امیدوارم این آرزو هم یک روزی برآورده شود.»

 

۲۰۹۰-ارتباط خلع بدن با محبت حقیقی+ قدرت محبت حقیقی و تفکیک روح از بدن

۰۱ آذر

با عرض سلام و ادب خدمت شما خواهر گرامی
خلع بدن یا تجربه خروج روح از بدن، عبارت از حالتی برای عارف است که در آن می تواند ضمن هوشیاری کامل از قفس تن رهایی جسته و از بالا ناظر بر بدنش بوده و به هر نقطه ای که بخواهد در اندک زمانی سفر کند.
خلع بدن در حقيقت نشانه آن است كه ضربه ي معشوق، بر جنبه بشريت سالك كارگر افتاده است و نفس به چنان لطافت و قوتی راه یافته که میتواند قالبِ كشتي بدن را درهم شكسته و بدون وساطت بدن به شکار معارف الهی بپردازد!
این حالت اختصاص به طیف خاصی از عرفا ندارد بلکه هرکسی می تواند بدان راه یابد. منتهی شرط رسیدن به چنین مقاماتی اولا تقویت بنیه اعتقادی خصوصا مساله توحید صمدی قرآنی و ثانیا عمل دقیق به شرعیات و اخلاقیات است. اگر کسی در مسیر اطاعت از دستورات خداوند همت گمارده و تمامی اوامر و نواهی حق را مراعات فرماید مسلما به چنین کمالاتی راه خواهد یافت.Related image
جناب شهید مطهری درآزادی معنوی می گوید:
«شیخ شهاب الدین سهروردی، معروف به شیخ اشراق عبارتی دارد، می گوید ما حکیم را حکیم نمی شماریم مگر آن وقتی که قدرت داشته باشد بر اینکه روح خودش را از بدنش خلع کند. میرداماد می گوید، ما حکیم را، حکیم نمی شماریم مگر در آن مرحله ای که خلع بدن برایش ملکه شده باشد، یعنی هر وقت که اراده کند بتواند روح خودش را از بدنش مستقل و جدا کند. برای ما خیلی این حرفها زیاد و سنگین است. چنین چیزهایی را باور نمی کنیم؛ حق هم داریم باور نکنیم، برای اینکه ما خیلی از این مراحل پرت هستیم. ولی از آن بدبینی و باورنکردنهای خودتان کمی پایین بیایید. ما که نرفته ایم، ما که راه عبودیت را همان قدم اولش را هم طی نکرده ایم تا ببینیم آیا همین مقدار اثر در عبادت خدا هست؟…»(۱)

پینوشت:
۱-مرتضی مطهری- آزادی معنوی- صفحه ۱۱۵-۱۱۳

 

۲۰۸۵-تحول در آموزش و پرورش به شرط حضور خانواده‌ها+ تولید محبت حقیقی از روز اول مدرسه

۲۸ مهر

معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس مطرح کرد تحول در آموزش و پرورش به شرط حضور خانواده‌ها/ ۸ راهکار برای اولویت‌سازی خانواده

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش برای اولویت‌سازی خانواده در نزد مسؤولان فرهنگی کشور پیشنهاداتی را ارائه کرد و گفت: اگر قرار است تحولی و تعالی رقم بخورد باید بستر حضور خانواده‌ها در ۶ زیر نظام سند تحول اولویت گذاری شود.

تحول در آموزش و پرورش به شرط حضور خانواده‌ها/ ۸ راهکار برای اولویت‌سازی خانواده

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش‌ و پرورش خبرگزاری فارس با طرح  این پرسش که «مشارکت والدین در عملیاتی شدن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با چه موانعی روبه‌رو است و چرا از این ظرفیت خانواده جهت اجرایی شدن سند تحول، اقدامی اساسی صورت نگرفته است؟»، اظهار کرد: برای پاسخ به این پرسش باید از هستی شناختی خانواده آغاز کنیم و قبل از آن نیاز است به اصطلاح  «پیوند انجمن اولیا و مربیان» که این روزها زیاد بر زبان‌ها رفت و آمد دارد، بپردازیم.

وی ادامه داد: ترکیب این اصطلاح با کلمه پیوند تخصصی و علمی نمی‌تواند باشد؛ چراکه پیوند در جایی استفاده می شود که یکی دیگری را تغذیه می‌کند و پایه و مادر واقع می‌گردد. نظر کارشناسنانه می‌گوید به جای این اصطلاح مشهور از «همسویی انجمن اولیا و مربیان» باید مدد گرفت، چرا که کار انجمن تعاملی و تبادلی است.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با بیان اینکه ارتباط دو سویه خانواده و مدرسه که در مبانی سند تحول با استنباط کثیری از آیات و روایات چاره اندیشی شده است، می‌تواند تربیت قرآنی را بر سر میز زندگی دانش‌آموزان حاضر کند و از تشکیل انجمن‌های بی اثر یا کم اثر جلوگیری کند، افزود: در برخی کشورها یا انجمن اولیا و مربیان وجود ندارد مانند هندوستان و یا اگر وجود دارد مانند امریکا و انگلستان حول مشاوره‌هایی می‌چرخد که این دانش‌آموزان برای سرمایه‌داران چه اندازه می‌تواند سود تولید کنند؛ چرا که از منبع وحی و مفسران معصوم آن محروم هستند.

وی ادامه داد: یکی از دلایل ناآرام سبک زندگی در کشور ما به دو گانگی در روش تشکیل خانواده بر می‌گردد و این نا آرامی و اضطراب عامل سبک زندگی دوگانه شده است که نه زندگی اسلامی را مؤمن هستیم و نه از زندگی غربی عاطفه ای برایمان مانده، واز همه مهم‌تر نیاز حقیقی بر طرف نشده است بلکه فرار از اخلاق را در‍ پی داشته است؛ به همین سبب  سبک زندگی اشرافی در میان برخی مسؤولین عذابی را برای اعضای خانواده آنها به بار نشانده که آنها را از دنیا و آخرت محروم و منفور کرده است چرا که سبک زندگی دوطبقه، آنها را در تصمیم گیری ها متحیر و سرگردان کرده است.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: در میان شهروندان برخوردهایی را در سطح شهر و ادارات شاهد هستیم که از درون خانواده‌هایی خبر می‌دهد که ذهن آنها گاهی توسط ماهواره مهندسی شده و گاهی خانواده توسط مدرسه و محله و مسجد و مراسم ملی و مذهبی مدیریت شده است؛ با این دوگانگی‌ها و تضاد و تعارض هیچ راه تضمین شده‌ای به جز اصلاح شکلی و محتوایی انجمن اولیا و مربیان در مدارس سطح کشور نداریم.

وی افزود: چنان که می‌دانیم خانواده به طور طبیعی از دیدگاه حیات طیبه، مهم‌ترین نقش را برای بنیان‌سازی رشد و سعادت فرزندان و آینده شغلی و تعالی دانش‌آموزان برعهده دارد، لذا در دیدگاه اسلامی به این سبب جایگاه و منزلت خانواده در فرآیند تربیت تأکید وافر شده، و هم چنین آیات و احادیث پر تکرار با فراوانی بالا از اهمیت، وظایف تربیتی خانواده سخن می‌گوید.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اظهار کرد: هستی شناختی خانواده می‌گوید، افراد جامعه به ۳ روش تشکیل خانواده می‌دهند؛ صورت اول «به‌صورت سنتی یا همان تقلید رایج» و صورت دوم «به ظاهر با منطق قیاس و آمیخته با چاشنی تخیل» و صورت سوم  «به سبک قرآن محور» تشکیل زندگی می دهند. با توجه به این ۳ سبک، نقش والدین در مدارس و جامعه متفاوت خواهد بود.

وی ادامه داد: راهکار قرآن کریم در سوره مبارکه تحریم آیه ۶ عبارت است از «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَیْهَا مَلَائِکَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ»؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست، نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی‌کنند و آنچه را فرمان داده شده‌اند (به طور کامل) اجرا می‌نمایند!».

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اضافه کرد: قرآن کریم با ارائه الگو [از خود به دیگران و از خرد به کلان] سلامت و سعادت خانواده را تضمین کرده است؛ قرآن کریم با توجه روانشناسی اجتماع بشری دو سبک زندگی را ارائه می دهد؛ آراسته به زیور آرامش و یا در افتاده بر آتش؛ چرا که تئوری حفاظت از شخص بدون جامعه و متقابلا حمایت از جمع با ظلم بر فرد، اجتماعی را برپا می‌کند که زمینه حضور شیاطین در ترازوی قضاوت حق و تکلیف را در پی دارد و نیازهای عاطفی و آرامشی آنان را به سرقت می‌برد و با دادن پول درصدد تولید انسان صالح و شهروند در تراز آموزه‌های قرآنی و ارزش‌های انقلاب اسلامی و سقوط تکلیف بر می‌آیند.

وی افزود: از اقدامات سخیف و سخت شیاطین جنی و انسی، معرفی جهان هستی بدون پشتوانه آخرت و زیبا جلوه دادن زشتی های اعمال و رفتار ناپسند انسان است؛ جامعه‌ای که با فرمان و آرمان شیطان پایه‌ریزی می‌شود، حاکمانی را ایده آل معرفی می‌کند که خانواده را به لحاظ فکری و انگیزشی مکلف و موظف به سرنوشت تربیتی ندانسته و برای انجام تکالیف تربیتی و ایفای نقش آن در فرآیند تربیت فرزندان مشارکت والدین را مطیع و مفید نمی‌سازد؛ یعنی والدین را به شهودی نمی‌رسانند که بهشت و دوزخ آنان را در نوع تربیت فرزندان خود وجدان کنند و آنها را از حیوانات متمایز کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی توضیح داد: در مکتب مادی خانواده باید خود را فدای بقای دولت و رجال آن نماید نه اینکه دولت و کارگزاران حکومتی فدای خانواده شوند؛ با این شاخص غیر تخصصی و علمی دولت‌ها، رغبت و دقت در تربیت فرزندان جهت مشارکت با مدرسه پدید نمی‌آید، تا مدرسه را به عنوان خانواده دوم غیر منفک در زندگی آنان معرفی کند، بلکه نفاق و دورویی به عنوان یک سبک و روش برتر در محاورات اجتماعی، جایگاه صداقت و حکمت را اشغال می‌کنند.

وی افزود: باید با بصیرت به این مهم رسید که اکثر قریب به اتفاق خانواده‌ها مطمئنا آگاه از تقدم و تساوی حقوق پسران و دختران نیستند و دلیل بر آن، فرهنگ ازدواج جاهلی مدرن در جامعه ماست و هم چنین نوع فرزند آوری و تربیت آنها در مراکز مهد کودکهای موسیقی محور، نشان از آن می‌دهد که خانواده ها بدون برنامه در خرابه‌های مملو از گزندگان و درندگان ماهواره‌ها و فضای مجازی به ذبح فرزندان خود مشغولند و غافلند از اینکه آجرهای خانه سالمندان و یا سیم خادارهای زندان‌ها و دارالمجانین از کارخانه‌ای به نام فضای آزاد میان منزل و مدرسه تولید و توزیع می‌شود.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: این قاعده و قانون ثابت است که فرزندان و یا همسران در زیر یک سقف به نام خانواده نمی‌توانند از دو موضوع خواهش باطنی و نیازهای حیات همدیگر مطلع باشند؛ و اگر اطلاع هم یافتند در رفع آن باید از چه سبک و سیاقی پیروی کنند که یکی مرگ دیگری را تمنی نکند و در پی تصاحب امکانات همدیگر بر نیایند. آیا علائمی که امروز در سطح شهر  و روستا مشاهده می کنیم دال بر مشارکت خانواده با کادر مدارس دارد؟ برای نمونه آرایش‌های خفت بار و مقلدانه از شیاطین غرب و یا اینکه دخترکان و پسران نوجوانی که با آلات موسیقی که بر دوشان سوار شده و گاهی قد‌سازها برتر و بلندتر از آنهاست.

وی تصریح کرد: آیا فرزندانی که باید در وقت استراحت و ذخیره سازی عاطفه از کارخانه مهر و محبت والدین آواره خیابان‌ها و مجالس مملو از شهوت و بد آموزی است، قادر خواهند بود بر روی بنای مستحکمی ساخت وساز علمی و انسانی داشته باشند که با خون ۵ هزار معلم شهید و ۳۵ هزار دانش آموز به خون تپیده حاصل شده است، مراتب حیات طیبه یا همان آسایش بر آمده از درون آرامش ملک پاسبان را وجدان نماید که طمع شیاطین انسی و جنی را درهم بر هم کند و یا فرزندان و دانش‌آموزان تربیت نفس اماره‌شان را به گونه‌ای دریافت کرده باشند که در برابر زحمات طاقت فرسای زایمان مادران و عرق جبین پدران و گچ خوردن معلمان، مؤدب به آداب الله باشند و اهداف شوراها در مدارس و مجلس دانش آموزی را تعقیب کنند؛ یا باید مانند تربیت غربی که حیوان و انسان در یک تراز و طبابت و تغذیه می شوند، سر تسلیم فرو بیاورند و شهروندانی باشند که فضای جامعه را با شهوت و خشم مدرن و متمدن معرفی کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: یکی از دلایل بی توجهی و یا کم اهمیتی دولت‌ها برای بستر سازی مشارکت و معاضدت خانواده‌ها در تربیت فرزندان‌شان به سبک تولد آموزش و پرورش ایران بر می‌گردد؛ چرا که با تأسیس دارالفنون و حضور معلمان نروژی در ایران، مدرسه در مقابل منزل چینش شد؛ و برای شفافیت این موضوع می‌توان به داستان سفر شهید مطهری با اتوبوس به مشهد مقدس اشاره نمود که راننده به دلیل ممانعت پدرش از تحصیل در مدرسه ستمشاهی، مرحوم مطهری را به عنوان نماد ضد تحصیل در مدرسه و بی‌سواد شدنش مستلزم برخورد خشونت آمیز می یابد که شهید مطهری تحلیلی علمی در این موضوع دارند و این داستان می‌رساند که در قبل از انقلاب اسلامی منزلت و مأوایی برای حضور والدین جهت مشارکت در تربیت فرزندان وجود نداشت؛ به دلیل آنکه با معلم بی حجاب و مدیری مواجه می شدند که با شعار جدایی دین از زندگی بر آمده از فرهنگ برهنگی غرب باید تعامل می کردند و در روز ۴ آبان باید دختران خود را برای نمایش همگانی آماده می ساختند.

وی ادامه داد: یکی دیگر از دلایل بن بست‌های حضور مشارکتی والدین جهت تربیت دانش‌آموزان، به آثار جا مانده از مدیریت ۷۴ وزیر آموزش و پرورش در قبل از انقلاب اسلامی بر می‌گردد؛ چرا که آنان کسانی بودند که با آب و هوای فرهنگی جهان غرب گوشت و پوست خود را سفت و سخت نموده بودند؛ و هم چنین ضمیر ناخودآگاه و ذهن نیمه هشیار آنها خانواده ایرانی را در قد و قواره حضور در مدرسه نمی‌دانستند تا چه رسد بر اینکه یک میز مشارکتی برای تربیت دانش‌آموزان با حضور والدین داشته باشند.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه امروز در هستی شناختی خانواده می توان فریاد حمایت از کسانی که با رسوخ در کسوت مقدس معلمی مزدور فراماسونری های قدیم یا مدرن بوده اند را روان شناختی نمود که نشان آنان این است که خانواده را از جایگاه عظیم مدرسه و مشارکت های قرآنی امید دهنده، محروم و مأیوس می کنند، گفت: برای مثال تاختن به اسناد بالا دستی آموزش و پرورش بدون قرآئت حتی یکبار مطالب و مباحث آن یا فقط توجه به اقوال مغرضانه بیگانگان نمودن و زبان نحس آنان را بر خرمن دستاورد کشور عزیزمان سطله می دهند تا برای تخریب دستاوردهای ۴۰ ساله انقلاب اسلامی از قشر مورد اعتماد مردم نجیب ایران یعنی جامعه فرهنگیان یارگیری کنند.

وی اضافه کرد: تعریف خانواده در اسناد بالادستی آموزش و پرورش زیر بنای تربیت به صورت دو سویه برای مدرسه و منزل مهندسی شده است و غنا و قوت بر آمده از زندگی ۲۷ پیامبر در کتاب قرآن حکیم و عمر ۲۵۰ ساله نورانی تاریخ عترت، تمامی اسناد یونسکو و و سازمان‌های بین‌المللی و هم چنین کشورهای به ظاهر توسعه یافته را تحت الشعاع قرار می‌دهد، و سطح تشکیل خانواده در جوامع غربی برای قضاوت در اختیار همگان موجود است که چگونه در برابر مقام خانواده در دستورات اسلامی مچاله و چماله می‌شوند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اظهار کرد: یک نکته کلیدی که مانع حضور اولیای دانش آموزان و اعطای سهم تربیتی آنان در مدارس می‌شود، تفکراتی است که به صورت خواسته و ناخواسته بستر دولتی شدن آموزش بدون حق والدین را که در قبل از انقلاب اسلامی جریان داشته هم چنان در کشور را استمرار می بخشند؛ برای مثال باید به این مثلث توجه کنیم (میز کنفویسویس در یونسکو + میز یونسکو در دانشگاه فرهنگیان + میزتغییر پوشش در مدارس) برای موضوع بانشاط سازی مدارس و توسعه سبد شادی دانش‌آموزان آن هم از حلقوم برخی هنرپیشه‌هایی که از اسلام فقط آگاهی شنیداری دارند یا از منابع غیر تخصصی الهام گرفته و از بلندگوهای آن طرف آبی که با مبانی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش دشمن هستند، نظراتی را ارائه می دهند.

وی توضیح داد: برخی در این انتظارند که مبانی قرآنی و عترت سند تحول باید از آنها اجازه بگیرد تا از شادمانی عفت سیتز غربی و نشاط برده‌داری سپید آنان جا نماند. اینان هیچ توجه ندارند که بسیاری از غربی‌ها از حجاب ورزشکاران در صحنه‌های بین المللی و حضور زنان صاحب مدارک سطح عالی علمی ایران زمین، شادمانی و نشاطی را به جهان صادر کرده‌اند که همین آثار سبب شده  خشم و خیانت های رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی را با تمام قدرت به جنگ  مردم ایران کشانده که با حربه تحریم اقتصادی، نشاط و شادمانی در اسلام را به شک و شبهه و نفرت بکشاند، هم چنانکه دیدیم در مسابقات رزمی بانوان جهان، عفت دختر ایرانی را خلاف شادی و شادمانی و قوانین برهنگی و چراگاه مردان معرفی نمودند، و مانع حضور او برای مبارزه با حریفی که در خدمت نظام برده‌داری مدرن جنسی آنان بود، شدند.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: آیا تعریف و تطبیق روز معلم با شهادت راد مردی چون شهید مطهری که با نگارش کتاب مقام زن در اسلام که هنوز تازه و پر طراوت است و نظام خانواده و حقوق معلمان و خصوصا بانوان را حفظ و حراست نموده و می کند زیرکی زیبایی عقل را می رساند؛ یا اینکه روز معلم را با کشورهایی هم آهنگ نمود که معلم باید در راستای انواع تجارت‌های ماتریالستی خصوصا تجارت های ننگ آوری که از آوردن اسم آنها فطرت بشر خجالت دارد، همراه و همسو باشد؛ همان تجارت هایی که همسرداری و فرزند آوری را ضد عدالت و پررنگ نموده و می‌کند که در این موضوع رژیم صهیونیستی ید طولایی دارد.

وی تصریح کرد: معلمان عزیز ایران زمین ما حتما به خاطر گرامی‌شان می رسد که با تکیه بر ظرفیت بی‌بدیل اسلام محمدی(ص) و سیره اهل بیت طاهرین آن حضرت به ویژه فرهنگ عاشورایی، بستری را برای ایران عزیز رقم زد که کشور ایران را از زیر یوغ بیگانگان به ویژه انگلیس مکار و آمریکا یا همان شیطان بزرگ خارج نمود؛ و بعد از قریب به ۲۰۰ سال، عزت، شرف و استقلال از دست رفته که حجاب را حاجب و مانع پیشرفت از نوع غربی آن می دانست به این سرزمین بازگرداند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی ادامه کرد: استکبار جهانی و ایادی آن وقتی از قدرت سخت در برابر موقعیت منحصر به فرد ژئوپلیتیکی خانواده ایرانی مأیوس شدند به آن نتیجه راهنمایی شدند که این قدرت را چه عواملی پدید آورد که به گزینه کانون گرم خانواده‌ای که با عفت و حیاء برهنگی و بردگی جنسی را به زمین گرم زد، روبرو شدند. ظرفیت‌های بی مانند معنوی و مادی جامعه ایرانی مانند تولید قدرت در ۸ سال دفاع مقدس، خنثی شدن انواع توطئه‌هایی که اگر در کشورهای به ظاهر قدرتمند امروز حضور می یافت، طومار آنها را به مانند سونامی‌های دهشت آور در هم بر هم می پیچید، همه اینها محصول کانون خانواده در سند تحول بنیادین بوده و خواهد بود.

وی اضافه کرد: به جد و اطمینان می توان گفت با موقعیت بی‌مانند جغرافیایی، و وحدت ملی و هم چنین وحدت حول پرچم عاشورای حسینی که قلب جوانان کشور و جهان را، در این ۴۰ سال انقلاب اسلامی به خود مجذوب نموده، و ایضا دانشمندان فداکار هسته‌ای و سلول‌های بنیادین که در راه اعتلای کشور از تجارب بی‌مانند به اعتراف دوست و دشمن برخوردارند با حفظ تعریف خانواده قرآنی و عترت آل الله می توانیم گردنه های مرتفع‌تر از تحریم‌های اقتصادی را به وعده‌های تضمین شده حضرت حق تعالی در آیات وحی را پشت سر بگذاریم؛ و دماغ استکبار جهانی و ایادی مادی و مخذول آنها را به خاک مذلت بکشانیم.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: از مسؤولان ستاد تبلیغات جنگ در کشور انتظار می‌رود با اتخاذ آرایش دفاعی که خانواده در اولویت آن باشد به مشارکت خانواده‌ها در زمان جنگ نرم اهتمام بورزد؛ چرا رهبر عزیز و فرزانه انقلاب اسلامی فرمودند آموزش و پرورش یک مخاطب ۴۰ میلیونی است که آینده ما و کشور را رقم می‌زند؛ قطعا دشمن به این خانواده عظیم و عزیز طمع خاص دارد، و انتظار برخی برنامه‌ها و فعالیت‌های کوتاه مدت و بلند مدار آنها و اقداماتی که تا به حال نموده‌اند عادی و غیر منتظرانه نیست. از قرار معلوم حوادث اخیر اقتصادی و فراز و فرود سکه و کاغذهایی به نام دلار که خباثت امریکا را افشاء واعلان می کند، یک پشت پرده‌ایی دارد که مسؤولان از آن غافلند و آن این است که جوانان قادر به تشکیل خانواده اسلامی نبوده و آنانی هم که در میان این راه می‌باشند را به یأس و ناامیدی بکشانند. دشمنان خون خوار این راه را جانشین هجمه‌های نظامی و جنگ‌های نیابتی بی اثر شده نموده‌اند.

وی تصریح کرد: متذکر می‌شوم این خورشید را نمی توان مستمرا در پس ابرهای سیاسی پنهان نمود که نیروی انسانی کارآمد آموزش و پرورش از خانواده‌هایی هستند دانش دوست و ادب محور؛ حال اگر قرار است تحولی و تعالی رقم بخورد باید بستر حضور خانواده‌ها در ۶ زیر نظام سند وزین تحول اولویت گذاری شود؛ و الا زیر نظام‌های سند که به دست توانای همکاران آموزش و پرورش در طبق اخلاص گذارده شده است بدون ظرفیت مشارکتی خانواده‌ها، حال و گذشته مدارس را یک وزن نموده و آینده آن را را کم وزن و یا لاغر و نحیف خواهد نمود.

حجت‌الاسلام والمسلمین برای اولویت‌سازی خانواده در نزد مسؤولان فرهنگی کشور پیشنهاداتی را ارائه کرد:

۱- صدا و سیما برنامه‌ای داشته باشد که با دانش‌آموزان مردود و ناموفق مصاحبه علمی داشته باشد.

۲- تمام منابر کشور توسط سازمان تبلیغات یک نشست آن به مباحث خانواده اختصاص داده شود و هر ساله بعد از احصاء و پالایش جهت حضور در متون درسی تحویل آموزش و پرورش شود.

۳- افرادی که قصد ازدواج و یا طلاق دارند فرم ضمیمه سند ازدواج که متعلق به دوران تحصیل در مدرسه و دانشگاه بوده را تکمیل نموده و در اختیار دانشگاه‌های مرتبط و وزارت کشور قرار بدهند.

۴- صدا و سیما از متن قرآن، فیلم‌های خانواده را جهت آموزش به دانش‌آموزان متناسب هر استان تهیه و تنظیم و تولید کند.

۵- تمام تابلوهای تبلیغاتی در سطح کشور یک نکته پیرامون خانواده در قعالیت خود داشته باشند.

۶- سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد در صدا و سیما کرسی های مناظر خانوادگی را برنامه‌ریزی کنند.

۷- مدارسی که حضور خانواده در آنها حداکثری است از سرانه دانش‌آموزی و فوق العاده شغلی ویژه برخوردار باشند.

۸-  انجمن اولیا و مربیان موظف به آموزش والدین دانش‌آموزی شود که در ابتکارات دارای رتبه بوده و یا در بزهکاری از تحصیل محروم شده‌اند.

 

۲۰۸۴-اصولاً هر مرضی حاصل ذهنی ناآرام است.+ رابطه محبت حقیقی و ذهن آدمی

۲۰ مهر

فلورانس اسکاول شین )به انگلیسی: Florence Scovel Shinn(‏ (۲۴ سپتامبر ۱۸۷۱–۱۷ اکتبر ۱۹۴۰) تصویرگر کتاب و هنرمندآمریکایی بود که از میانه عمرش به فرقه اندیشه نو پیوست و به‌عنوان نویسنده‌ای متافیزیکی کتبی در ترویج دیدگاه‌های این فرقه نوشت. او در یک خانوادهٔ کهن «فیلادلفیایی» به دنیا آمد و سالیان بسیار در مقام نقاش و متافیزیسین و سخنران، نامی پرآوازه داشت و با خدمت بزرگ شفا بخشیدن، هزاران تن از مردمان را در گشودن گره‌ها و از بین بردن دشواری‌های زندگی شان، یاری نمود. وی سالها در نیویورک، دانش الهی را تدریس می‌کرد. افراد بی‌شماری در کلاس‌هایش شرکت می‌کردند و از این راه، پیام معنویت را به بخش گسترده‌ای از مردم می‌رساند. بزرگترین راز موفقیتش این بود که همواره خودش بود: ساده و صمیمی و بی‌تکلف و شوخ‌طبع. هرگز نخواست قراردادی و ادیب‌مآب یا دارای نفوذی تحمیلی باشد. از این رو هزاران تن که نتوانسته بودند از طریق سنتهای قدیمیتر یا حتی شامختر، پیام معنویت را دریابند _یا دست‌کم در آغاز راه، کتابهای متعارف مابعدالطبیعه برایشان چندان جذابیتی نداشت_ به او پناه می‌آوردند. هرچند بسیار معنوی و روحانی بود، معمولاً معنویت و روحانیتش در پس برخورد ساده و راحت با موضوع موردبحث پنهان می‌شد. گرایش فنی و فرهنگستانی نداشت و با مثالهای آشنا و عملی و روزمره آموزش می‌داد. پیش از آن‌که آموزگار حقیقت شود برای کتابها نقاشی می‌کرد.

Photo Florence Scovel Shinn.jpg

چند جمله از این نویسنده

  1. هر آنچه آدمی احساس یا به روشنی مجسم کند بر ذهن

    نیمه هشیار اثر می‌گذارد و مو به مو در صحنه زندگی ظاهر می‌شود.

  2. جز تردید و هراس، هیچ چیز نمی‌تواند میان انسان و بزرگترین آرمانها یا مرادهای دلش فاصله ایجاد کند.

  3. اصولاً هر مرضی حاصل ذهنی ناآرام است.

  4. شر زاییده خیالات نادرست آدمی است و حاصل اعتقاد به دو قدرت:خیر و شر به جای اعتقاد به یک قدرت یعنی خدا.

  5. تنها آن چیزهایی را به خود جذب می‌کنید کهبی‌نهایت به آن می‌اندیشید.

  6. جائی هست که غیر از تو هیچ‌کس نمی‌تواند آن را پر کند و کاری هست که غیر از تو هیچ‌کس نمی‌تواند آن را انجام دهد

نقد

امت فاکس(Emmet Fox)درباره فلورانس اسکاول شین می‌گوید: بزرگترین راز موفقیت او همیشه خودش بود همواره ساده، بی‌تکلف، صمیمی و شوخ‌طبع. دیدگاه‌های وی، دارای نواقصی دربرداشت از ادیان ابراهیمی است.

بیشترین و اصلی‌ترین میزان تضاد وی با ادیان ابراهیمی اعم از اسلام مسیحیت و یهود اعتقاد به تناسخ است. اولین بار و چندی پیش از این فرقه، انجمن تئوصوفی تلاش کرد تا تناسخ را در میان مسیحیان رواج دهد

 

۲۰۸۰-سهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان/ نامه به ۳ دستگاه اثرگذار+ محبت حقیقی در آموزش و پرورش

۰۴ مهر
معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس:سهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان/ نامه به ۳ دستگاه اثرگذارسهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان/ نامه به ۳ دستگاه اثرگذار

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت:سند تحول از وزرای هیأت دولت و خدمتگزاران دستگاه‌های اجرایی جهت عملیاتی کردن بندهای مبانی آن و راهکارها، درخواست‌هایی دارد.

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، تاکنون ۷ بخش از مصاحبه با حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش درباره سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با عنوان «تنها کتابی که با همکاری ۶۰۰ نفر تدوین شد/ داروی بسیاری از آسیب‌های کشور را در این سند جست‌وجو کنید»، «آسیب‌های نظام آموزش غربی در ایران با احترام رفتاری به وصایای امام(ره) قابل درمان است»، «از چرخش نمره ورزش به شادابی جسمانی تا الزام سوادآموزی فرزند در سند ازدواج»، «آیا نهادها و وزارتخانه‌ها در برابر سند تحول آموزش و پرورش وظیفه دارند؟/ شاخص مجلس موفق در نظام تعلیم و تربیت»، «از راه‌حل جدید امتیاز جبرانی برای دانش‌آموزان ناموفق تا تدریس راز موفقیت شرکت‌های اقتصادی»، «راهکارهای حذف کنکور لاکچری/ معرفی ۱۱ مانع مهم تربیت» و «تحول در آموزش و پرورش به شرط قرآن‌سالاری/ باید قرآن از درون قبرستان‌ها آزاد شود» منتشر شد.

سند تحول از وزرای هیأت دولت و خدمتگزاران دستگاه‌های اجرایی جهت عملیاتی کردن بندهای مبانی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و راهکارهای ۱۳۱ گانه آن درخواست‌هایی دارد که در این بخش به آن پرداخته می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی در بخش اظهار کرد: در مبانی سند تحول، طرحی در انداخته شده است که رابطه‌ها به خوبی و دقت لازم دیده شود و لکن این مبحث بزرگ اثرگذار نیاز به امر تکمیلی دارد که در جدولی به بخشی از آن توجه شده است.

سطح رابطه های در مبانی سند تحول
رابطه با خداوند
رابطه با انسان کامل رابطه با خود رابطه با هستی پیرامونی

وی ادامه داد: آیا انسان برای ارتباط با خالق هستی به تنهایی قادر است رابطه برقرار کند یا اینکه باید با رابطه و واسطه بدون آزمون و خطا این نیاز خود را بر طرف کند، و اگر این فرض صواب باشد، ارتباط با انسان کامل مقدم می‌گردد بر ارتباط انسان با خودش و هم چنین جهان پیرامونی او؛ چرا که با این طبقه‌بندی، خداوند متعال را بدون نیاز از ارتباط با مخلوقات معرفی کرده، و در عوض تمام وجود انسان نیاز به ارتباط با حضرت حق تعالی معرفی می‌شود.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش افزود: در نتیجه، کارکرد عقل و تفکر آدمی هویدا می‌شود که عقل بدون پشتوانه وحی الهی انسان را در میان راه رها نموده و به دست جهل و حیرانی اسیر می‌کند و آثار آن در اوراق تاریخ بشر مشهود است؛ چراکه علم بدون حمایت نورانیت وحی، ظلمات است؛ برای اثبات این فرضیه نیاز است به برخی از بندهای مبانی سند تحول بپردازیم تا مکشوف شود که آموزش و پرورش جامعه را می‌سازد یا فرهنگ اجتماعی بر آموزش و پرورش مدیریتی را مسلط می‌کند یا باید گفت تعاملی برقرار است؛ اگرچه در برخی موارد تقدمی هم قابل مشاهده است.

* باید تمام معلمان در تدریس خود به تعریف هستی بپردازند

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با اشاره به راهکار ۱-۱-۱ مبانی سند تحول «جهان هستیواقعیت دارد؛ ولی هستی به طبیعت منحصر نیست»، گفت: با توجه به راهکار ۱-۱-۱ (مبانی سند ص-۴۹-۵۰) استنباط می‌شود که همه هستی در همدیگر اثرگذاری داشته و جهان در پیش روی چشم مربیان و متربیان نباید به همین جهان مادی ختم و اجبار شود.

وی با بیان انکه مربیان و متربیان باید آموزشی را دریافت کنند که سهم فرشتگان و جن را منکر نشوند، افزود: با توجه به بند ۱-۱-۱ باید تمام معلمان در تدریس خود به تعریف هستی بپردازنند و اختصاص خصوصیات هستی به یک درس کنار گذاشتن سند تحول است.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اضافه کرد: در تمامی متون درسی باید بدون استثناء به موجودات عالم غیب پرداخته شود، والا دانش‌آموزان تک ساحتی تربیت شده و به هنگام فارغ‌التحصیلی، وجود ملائکه و جن و شیطان را یا خرافه وجدان می‌کنند و منکر می‌گردنند و یا به قشر سنتی و غیر مدرن جامعه نسبت می‌دهند.

وی با بیان اینکه یکی از دلائل مهم و اساسی غربگرا شدن دانش آموزان تفکیک موجودات عالم غیب از موجودات عالم شهود، در برنامه ریزی متون درسی و افکار معلمانشان است، افزود: یکی از علل عدم انگیزه و نا شاد بودن برخی دانش آموزان در فعالیت دینی تدریس نامتوازن فیما بین متون بر گرفته از موجودات عالم غیب و موجوادت عالم شهادت است.

*مربیان و متربیان باید از متون و مدارسی برخودار باشند که آنان را دو بعدی تربیت کند

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با اشاره راهکار ۱-۲-۱ مبانی سند تحول، «انسان موجودی است مرکب از جسم و روح دو حیثیت در هم تنیده و مرتبط»، اظهار کرد: با توجه به راهکار ۱-۲-۱(مبانی سند ص-۵۷)مربیان و متربیان باید از متون و مدارسی برخودار باشند که آنان را دو بعدی تربیت کند نه ناقص و تک بعدی و مربیان و متربیان باید بدانند اثرگذاری جسم و جان نشان از سلطه و سلطنت عالم مجرد بر ماده دارد.

وی ادامه داد: شکل و محتوای متون درسی دانش‌آموزان باید روح و کالبد آدمی را  به صورت مکمل به نمایش بگذارد و الا اطلاعات خیالی و اجباری از روح در برنامه‌های دینی، زندگی غربی را ناخواسته برای آنان ایده آل معرفی می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: دانش‌آموزان با متون دروس تفکیکی قادر نیستند پیشرفت‌های جهان غرب را حاصل تعامل و توازن دو سویه جسم و روح به صورت متداوم و متقابل یافته، و هم چنین احترام به قوانین الهی تحلیل کنند و در نهایت فساد جهان غرب را نتیجه تربیت تک بعدی بیابند.

* مشکل زیر نظام‌های برنامه درسی ستونی

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با اشاره به راهکار ۱-۳-۱ «انسان نسبت به شناخت هستی و درک موقعیت خود و دیگران در هستی توانایی دارد، گفت: با توجه به راهکار (مبانی سند ص-۷۸)مربیان و متربیان باید از متونی برخودار باشند که جهان هستی را در خور عقل و شناخت آنان معرفی کند.

وی با بیان اینکه مربیان و متربیان باید بعد از یک دروه تحصیلی به نظری آراسته گردند که علم اولیه را از عطایای خداوند هستی وجدان کنند، افزود: دانش‌آموزان با متون درسی منفک شده از معارف علوم انسانی و اسلامی قادر نخواهند بود که خداوند را معلم حقیقی خود وجدان کنند؛ ضمن اینکه زیر نظام‌های برنامه درسی ستونی، قادر نیستند مربیان و متربیان را برای باور سجود ملائکه بر انسان تربیت کنند.

وی ادامه داد: متون درسی که تعلیم بشر را توسط خداوند معرفی کند، زمینه و علت انتخابگری و مسؤولیت و کرامت مربیان و متربیان می‌شود، و در نتیجه سجود فرشتگان  را برای آنان فراهم آورده است.

*دانش‌آموزان باید از بدو ورود به مدارس در یابند که زندگی کتاب ثابتی دارد

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با اشاره به راهکار ۱-۴-۱ «اعتبار ارزش‌های حقیقی بر واقعیت‌های مربوط به عمل آدمی و نتایج آن تکیه دارد»، افزود: با توجه به راهکار(مبانی سند ص-۸۹)مربیان و متربیان باید از متون درسی برخودار شوند که دریابند اکثر آزادی‌های در جهان غرب پشتوانه اختیاری و انتخابی ندارد، بلکه نوعا خیالی و اعتباری است که این تحلیل مهم در قدرت متون درسی پیوسته و همه جانبه‌نگر است.

وی با بیان اینکه مربیان و متربیان باید در متون درسی خود وجدان کنند که سعادت به صرف عمل بر نمی‌آید بلکه بر اساس و پایه‌ریزی فطرت او از ارزش‌های تکاملی برخوردار می‌شود، ادامه داد: دانش‌آموزان باید از بدو ورود به مدارس در یابند که زندگی کتاب ثابتی دارد، اگر از آن آگاهی کامل در نیابند، از آرامش و آسایش و کمال محروم گشته و در ستایش شیطان و شقاوت نفس، پست‌تر از حیوان می‌گردند.

* مربیان باید مسلح به متون درسی منطبق بر فطرت باشند

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با اشاره به راهکار ۱-۵-۱ «دین حقیقت واحدی است که از سوی خدا برای هدایت بشر به سوی سعادت حقیقی و جاوید فرستاده شده است و شرایع توحیدی مصادیق متکامل آن محسوب می‌شوند؛ خاستگاه و مقصد دین حق (=اسلام)، فطرت انسان و شکوفایی آن است»، اظهار کرد: با توجه راهکار۱-۵-۱ (مبانی سند ص-۱۰۷) اگر مربیان و متربیان دین اسلام را با حقایق اعتقادی، اصول اخلاقی و قوانین کلی زندگی آدمی تمام و کامل یافته و اعتبار و صحت آن را به وقت و مخاطب معینی محدود ندانند، هیچ وقت جهان غرب برای آنان جاذبه نخواهد داشت.

وی با بیان اینکه مربیان باید مسلح به متون درسی منطبق بر فطرت باشند تا زگهواره تا گور علم را نجات انسان بیابند، گفت: اگر دانش‌آموزان دروس خود را منطبق بر فطرت معصوم خویش بیابند، جمعه هم به مکتب دل می سپارند.

*** نامه به ۳ دستگاه اثر گذار در عرصه تهذیب و آموزش

شما که دانش‌آموز  و یا فرهنگی در خانواده خود دارید و یا  اینکه بستگان‌تان دانش‌آموزانی دارند که آینده آنان برای شما هم مهم است و همچنین وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها و نهادهایی که علاقه‌مند هستند دانش‌آموزان خود را در مدارسی ثبت‌نام کنند که پس از فارغ التحصیلی، آنان را افتخار سبک زندگی خویش به جهانیان معرفی کنند، باید توجه بنمایند که تلألو سند تحول نزد مقام معظم رهبری و فرهیختگان علوم اسلامی و انسانی و صاحبنظران فرهنگی، نیاز دارد ۵ مبانی تربیتی سند را که از نیازهای زیر بنایی مدارس می باشد در پاسخگویی آن دستگاه تعبیه شود که شرحی از آن در ادامه می‌آید:

۱- مسؤول حوزه علمیه

سلام قرآنی را از چه منبع و از کدامین انسان باید دریافت نموده و ابلاغ کرد؛ این سلام با چه موسیقی و با کدام حرکت دست و پا باید همراه شود تا در تراز مراتب حیاة طیبه مشهود گردد، اگر در حضور محرمان باشیم به کدام آیین مطیع و در میان نامحرمان چند آدابی واجب است. دانش آموزان در انتظار مربی متخصصی هستند که بدانند تفاوت سلام مومن و منافق در کجا ظاهر و حاضر می‌گردد.

آیا سلام قرآن پسند در کلاس ریاضی و فیزیک همان سلام در میان دانش‌آموزان قرآن و دینی باید باشد یا اینکه یک آموزشگاه می‌تواند ترکیبی از سلام برآمده از زیرنظام نام خالق هستی داشته و سلامی از زیر نظام مخلوق از عجز و نقص خود بتراشد، و در یک دوره آموزش بعد از فارغ التحصیلی از سلام اولی احساس خجلت و سنتی نموده و در سلام فرو افتاده از زیر نظام بشری که در قالب آزمون و خطا عرضه می گردد تمام لذت و سعادت انسان معرفی گردد و غیر آن نامدرن و نامربوط با سبک زندگی نخبگان باشد.

دانش آموزان با سوالات مقدر خود متون دروس را اجبار وجدان نموده و تقلب را با سلام در زندگی فردی و جمعی خویش هم سنخ و هم سیاق می یابند، و اسم آن را زرنگی و زیرکی و سعادت زندگی معرفی می کنند، و برای دست یابی به رتبه اول شهروندی باید سلام نازل شده از زیر نظام درسی خالق حکیم را کنهه و تاریخ گذشته معرفی کند و در نهایت محاورات اجتماعی و ملی خود را بر حسب منافع مادی طبقه بندی نموده و دشمنان را به خود امیدوار کند.

تعداد روحانیون اعزامی آن مرکز علمی در ۴ سطح پیش دبستانی و ابتدایی و متوسطه اول و متوسطه دوم با دو جنسیت در ۷ روز هفته مورد نیاز جدی دانش آموزان سلیم الفطره می باشد. والسلام علی السلیم

الف- نیاز به تهیه و تنظیم متونی که مورد تأیید کارشناسان در امور زیر باشد.

۱- برنامه صبحگاهی و ظهرگاهی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- ادبیات دروس تجربی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۳- ادبیات دروس علوم انسانی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۴- مراسم ملی و مذهبی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۶- ادبیات محاوره با دیگران(با رویکرد ۶ ساحتی)

۷- موضوعات انشاء و سبک گزارشگری(با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- مسئول صدا وسیما 

برخی دانش‌آموزان مدرسه ما در کلاس درس و زنگ تفریح با مبادله خنده‌های آموزش یافته اظهار وجود خود را به نمایش گذاشته، و با خشونت‌های مدرن، آن را به عنوان یکی از امتیازات جهان ایده آل مصوب کرده‌اند، و برای اجرای مومنانه آن از ابزارهای حاضر در آموزشگاه اعم از تمسخر معلم و تحقیر هم وطن و تخریب دستاوردهای انقلاب اسلامی و معماری اسلامی، با مقایسه نامتقارن کارنامه دین و علم، جهان غرب را کعبه آمال خود و دیگران ترویج می نمایند، و با حضور چهره‌های قریب به اتفاق در برنامه‌های صدا و سیما به آن مهر و امضای مقبولیت و محبویت الصاق می‌کنند، و هم چنین در خدمت خدمات ظاهری جهان غرب بودن را یک فرصت و پیشرفت و هدف از خلقت برایشان منشور و مشهور می‌گردد.

برخی دانش‌آموزان با زبان نافذ بی‌زبانی می‌گویند برنامه‌های ماهواره قابل اعتماد است برنامه‌های متنوع و شاد دارد در ترویج پزشکی پیشرفته و در برنامه‌های آن  جوانان دارای سهم ویژه و اصلی هستند، و نتیجه می‌گیرند که سبک زندگی آنان حقیقت در اندیشه و واقعیت در نیازهای انسان می باشد. آموزشگاه ما بی صبرانه در انتظار پاسخ ۶ساحتی در سطح متون درسی آن سازمان خدمتگزار می باشد.

الف- نیاز به تهیه و تولید برنامه‌هایی که فضای مجازی را در اختیار مدارس قرار بدهد.

۱- روابط استاندارد والدین در معیار نظام اسلامی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- مهارت‌هایی که در روابط شهروندی صبوری و تحمل دیگران نشان رشد اجتماعی باشد. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۳-معرفی فلسفه مناسبت‌های اجتماعی متقاضی مردم ایران(با رویکرد ۶ ساحتی)

۴- ممکل سازی دروسی که در جامعه مبدل به مشاغل اثر گذار و رافع طبقات اجتماعی می گردد. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۳- مسؤول وزارت ارشاد

برخی از دانش‌آموزان مدرسه ما می‌خواهند بعد از فارغ‌التحصیلی هنرپیشه شوند و لکن برخی از فیلم‌های سینما و تئاترهای در سطح شهر به آنان آموزش مستقیم و غیر مستقیم می‌دهد که لازم نیست برای هنرمند شدن تحصیلات عالی داشته و یا در آموزشگاه دارای رتبه اخلاقی و علمی باشید به همین سبب از آن دستگاه متولی امر عظیم ترویج و تبلیغ فرهنگ درخواست می‌گردد برنامه‌هایی را در تراز متون درسی جهت اهمیت دادن به سبک زندگی توحیدی هنرمندان و فعالیت‌های هنری که خداوند حکیم را خالق هنر معرفی می نماید ما را هنرمندانه یاری نموده و دانش‌آموزان را از خیالات باطل به عطایای عینی خالق یکتا  بدون امتحان و ابتلا مقرب و مهذب کند.

الف- نیاز به برنامه‌های هنری ارشاد که متون درسی دانش‌آموزان قرار گیرد.

۱-پیش نویس فیلم‌های سینمایی و تئاتر با مشارکت معلمان و متناسب نیاز مدارس نگارش شود. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- صنایع دستی کشور متناسب هر استان دروس دانش‌آموزان تعریف و تصویب گردد. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۳- مراتب سبک زندگی یک هنرمند توسط هنرمندان کشور در متون درسی آورده شود. (با رویکرد ۶ ساحتی)

*** سهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: با ۳ فرض زیر می‌توانیم برای دیگر دستگاه‌های کشور کارنامه پیوستی تهیه کرد تا سهم آنان در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان جدول گذاری‌شود تا مربیان و متربیان موانع رشد و خاکستر نشین شدن استعدادهای خودشان را شناسایی کرده و از همان دوران تحصیل خویش به پیشگیری آن اقدام کنند به جای اینکه در آینده در صدد درمان آن عمر صرف کنند.

فرض اول:

 سیاق و سباق اجتماعی آموزش و پرورش ایجاب می‌نماید که مسئول مستقیم آموزش رسمی و عمومی شهروندان باشد؛ از رقص میز و صندلی و حالات دانش‌آموزان و عرق آنان به مدارس خودشان و هم چنین تعریف خانه دوم در السنه اهل دانش و بندهای قانون اساسی بر این هدایت می‌شویم که مدرسه جای آموزش مهارت‌ها و تربیت نفوس برای زندگی است.

فرض دوم:

آیا کم و کیف تعلیم و تربیت در مدارس بر روی تصمیم‌گیری مدیران بالمباشره و یا غیر مستقیم مشهود و محسوس است یا اینکه مدیران دستگاه‌های فعال در کشور بر روی آموزش و پرورش سلطه برنامه‌ریزی داشته و در برابر فرهنگ‌سازی نهاد آموزش و پرورش رویین تن می باشند؟

فرض سوم:

با توجه به مبانی سند تحول که بر پایه نظام معیار اسلامی نگارش شده بر می‌آید که آثار فردی بدون آثار اجتماعی قابل محاسبه و مطالبه نیست و هم چنین آثار جمعی در بسیاری موارد انتخاب و اختیار را از آحاد جامعه می‌رباید، و هم چنین در قتل انبیاء و اولیای الهی و ناکامی آنان، آیات وحی، جامعه را مستحق عذاب الهی مصوب کرده، و در عین حال بحث مهاجرت را برای استقلال فرد از جامعه مطرح می‌نماید.

کارنامه پیوست آموزشی
ردیف نام درس نوبت اول قدیم نوبت اول جدید نوبت دوم قدیم نوبت دوم جدید نوبت سوم قدیم نوبت سوم جدید حوزه های علمیه وزرات ارشاد صدا و سیما
۱ قرآن ۲۰ خیلی خوب ۱۵ خوب ۱۰ نیاز به تلاش نیاز به تلاش نیاز به تلاش نیاز به تلاش
۲ تفکر و پژوهش ۱۹ خیلی خوب ۱۴ خوب ۹ نیاز به تلاش نیاز به تلاش نیاز به تلاش

انتهای پیام/

 

۲۰۶۹-خشونت جنسی در آمریکا از زبان آمار+ رابطه محبت مجازی با خشونت جنسی

۰۴ مرداد

آلانا وجیانس

خشونت جنسی در آمریکا از زبان آمار/ بیش از سیصد هزار تجاوز جنسی در هر سال

خبرگزاری فارس: خشونت جنسی در آمریکا از زبان آمار/ بیش از سیصد هزار تجاوز جنسی در هر سال

پزشک سابق تیم ژیمناستیک المپیک متهم به سوء استفاده جنسی از بیش از ۱۰۰ زن است و رئیس جمهور آمریکا به طور علنی متهم به تجاوز جنسی به بیش از ۱۵ زن شده و فخر فروشی می کند که زنان مورد نظرش را شکار کرده و به دام می اندازد.

گروه غرب از نگاه غرب خبرگزاری فارس: خشونت جنسی به فرهنگ ما نفوذ می کند؛ از صحنه های تجاوز جنسی خشونت آمیز در برنامه های پرطرفدار تلویزیونی تا رواج لباسهای  سکسی باعث تقویت  فرهنگ تجاوزگری می شود؛ از ورزشکاران برجسته ای که دختران جوان را وادار به سکوت می کنند، تا داستانهای تقریبا روزانه از تجاوز جنسی در کالج ها و دانشگاهها، تا پزشک سابق تیم ژیمناستیک المپیک که متهم به سوء استفاده جنسی از بیش از ۱۰۰ زن است و رییس جمهور ایالات متحده که به طور علنی متهم به تجاوز جنسی به بیش از ۱۵ زن شده و در سندی ضبط  شده  فخر فروشی می کند که زنان مورد نظرش را شکار کرده و به دام می اندازد.
همه این نمونه ها فرهنگی را ایجاد می کنند که عادی شدن خشونت جنسی را تقویت می کند.
از آنجا که اولین گام در جهت جلوگیری از خشونت جنسی، شناخت واقعیت آن است، ما آماری را که ابعاد گسترده و درد آور این معضل را در جامعه آمریکا  نشان می دهد، گرد آورده ایم.

۳۲۱/۵۰۰
میانگین تعداد قربانیان تجاوز و حمله جنسی در هر سال در ایالات متحده

۹۹
درصد مجرمین خشونت جنسی که آزاد می شوند.

۱۳
درصد بازماندگان تجاوز جنسی زن که خودکشی می کنند.

۶۴
درصد افرادی که در طول زندگی خود تجاوز جنسی را تجربه خواهند کرد.

۱۹ ـ ۱۶
محدوده سنی ای که زنان چهار برابر بیشتر از دیگر افراد، قربانی تجاوز جنسی  یا در معرض تجاوز و آزار جنسی  قرار می گیرند. دانش آموزان کالج زن در سن ۱۸ تا ۲۴ سالگی سه برابر بیشتر از دیگر زنان خشونت جنسی را تجربه می کنند.

۱ در ۶
کسری از زنان آمریکایی که از زمان تجاوز یا تلاش برای تجاوز در زندان جان سالم به در بردند.

۱ در ۸
تعداد دفعاتی که افراد رنگین پوست، احتمال بیشتری دارد که خشونت جنسی را نسبت به افراد دیگر تجربه کنند.

۳
درصد مردان که در طول عمرشان مورد تجاوز قرار خواهند گرفت.

۹۰
درصد قربانیان تجاوز جنسی بالغ که زن هستند.

۸۰/۶۰۰
تعداد تخمینی زندانیانی که سالانه خشونت جنسی را در زندان یا بازداشت تجربه می کنند.

۶۰
درصد موارد خشونت جنسی که توسط زندانیان تجربه می شود و توسط کارکنان زندان یا بازداشتگاهها انجام می شود.

۲
تعداد دفعاتی که فرد دارای معلولیت، بیشتر از یک فرد بدون ناتوانی قربانی تجاوز یا حمله جنسی می شود.

۱۰۰
درصد تماس جنسی بین زندانیان و نگهبانان زندان که غیر قانونی است و بدون رضایت انجام می شود.

۵۰۰ ـ ۴۰۰ (دلار) 
مقدار پولی که برای انجام تست تایید تجاوز هزینه می شود. با توجه به قانون خشونت علیه زنان، قربانیان هرگز نباید برای گرفتن گواهی تجاوز شخصا پولی پرداخت کنند، اما بسیاری از ایالت ها قربانیان  را مجبور به پرداخت این هزینه می کنند.

۳۴ ـ ۱۲
محدوده سنی ای که در آن افراد به احتمال بیشتر مورد حمله و تجاوز جنسی قرار می گیرند.

۲۱
درصد دانشجویان دو جنسیتی که هنگام ورود به دانشگاه مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرند.

۴۶
درصد زنان دوجنسیتی که در طول زندگی  خود تجاوز و تعرض جنسی را گزارش کرده اند.

۱۸/۹۰۰
تعداد افرادی که در خدمت ارتش هستند و تماس جنسی ناخواسته را در سال ۲۰۱۴ تجربه کردند.

۲۵/۹۰۰
میانگین تعداد بومیان آمریکایی ۱۲ ساله و بالاتر که هر سال گزارش می دهند که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند.

۹۴
درصد زنانی که علائم اختلال استرس پس از سانحه  را در طی دو هفته به طور مستقیم پس از تجاوز به عنف تجربه می کنند.

۷ در ۱۰
کسری از تجاوزهایی که قربانی، مرتکب را می شناسد.

۵۷
درصد مجرمان خشونت جنسی که سفید هستند.

۹۳
درصد مجرمان سوء استفاده جنسی از کودکان که قربانی خود را می شناسند.

۱۰ـ ۲
درصد گزارش های دروغ تجاوز جنسی

۱۲۷/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ (دلار) 
کل مبلغ هزینه و خسارت تجاوز به عنف در هر سال در ایالات متحده آمریکا، به استثنای موارد سوء استفاده جنسی از کودکان
 نویسنده: آلانا وجیانس (Alanna Vagianos) پژوهشگر و نویسنده هافینگتون پست
 منبع: yon.ir/N07sX

 

۲۰۶۷-شوخی‌های «خنداننده شو» مناسب سن «خندوانه» نیست.+ رابطه شوخی با محبت مجازی

۰۱ مرداد

شوخی‌های «خنداننده شو» مناسب سن «خندوانه» نیست!

خبرگزاری فارس: شوخی‌های «خنداننده شو» مناسب سن «خندوانه» نیست!

«خندوانه» چه نیازی به این دارد که در برنامه‌ای با عنوان «خنداننده‌شو» فردی بیاید شوخی‌هایی را مطرح کند که حتی در پایان اجرایش،‌ خانم داور به او تذکر دهد که برخی از مواردی که گفتی حتی مناسب سن تو نیست!

خبرگزاری فارس ـ گروه رادیو و تلویزیون: مدتی است برخی شوخی‌های مستهجن در برخی شبکه‌های تلویزیون جمهوری اسلامی به ویژه در شبکه نسیم و برنامه خندوانه به نحو عجیبی افزایش یافته و این در حالی است که چنین شوخی‌هایی اصلا نباید در تلویزیون وجود داشته باشد.

اما شوخی‌ها و حرف‌های مشمئزکننده جنسی واقعا در جایی که به تعبیر حضرت امام باید دانشگاه باشد، رواست؟

۱) بی‌تردید شأن بیننده ایرانی بسیار بالاتر و والاتر از این است که حتی اندکی از زمان خویش را صرف شنیدن اینگونه کارهای  سخیف کند؛‌ ضرورت نهی از منکر نیز الزام می‌کند نسبت به ترویج خواسته یا ناخواسته بی‌حیایی در تلویزیون اعتراض کنیم.

البته وجود شوخی‌های منحرف فقط محدود به این شبکه و این برنامه نیست؛ اما اینکه در شبکه‌ای بخواهند همه کار برای خنداندن ملت انجام دهند؛ همه نوع مثال که به جُک‌های زننده ارجاع می‌دهد، مطرح شود؛‌ هر حرفی که برای به اصطلاح شاد کردن مردم صلاح بدانند حتی اگر حرفی آلوده و ناپاک باشد، برانند و در واقع با توجیه «می‌خواهیم مردم تلویزیون مملکت خودشان را ببینند نه ماهواره را» کارها و شوخی‌های ناپسند و مبتذل را عادی کنند، واقعا جای تذکر شدید و منع دارد.

۲) برنامه‌ای که واقعا مردم را به خوبی می‌تواند شاد کند و پیش از این نیز از پسش برآمده، چه نیازی به این دارد که در برنامه‌ای با عنوان «خنداننده شو» فردی بیاید شوخی‌هایی را مطرح کند که حتی در پایان اجرایش،‌ خانم داور به او تذکر دهد که برخی از مواردی که گفتی حتی مناسب سن تو نیست! چرا در میان استندآپ‌کمدی‌ها اجازه پخش به برخی داده می‌شود که موارد بسیار زشتی را عنوان می کنند؟ آیا قبح‌زدایی از ضدفرهنگ‌ها پیش‌شرط خندیدن و خنداندن است؟

۳) به نظر می‌رسد در شرایط کنونی و با توجه به تداوم رسوایی‌های پیش آمده، افرادی سعی دارند ضمن تمسخر فرهنگ اصیل ایرانی و الزامات شرعی و دینی، در دامن زدن به لجام گسیختگی‌ها و بی‌بندوباری‌های اخلاقی پیشی بگیرند؛ در حالی که صداوسیما باید مراقب چنین مواردی باشد و مخاطبان خود را که خانواده‌های ایرانی هستند به واسطه این کوتاهی‌ها از دست ندهد.

دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷ \ ۹ ذو القعدة ۱۴۳۹ \ Monday, July 23, 2018

خندیدن طلاب
کد خبر: ۳۴۸۲۶۲ | تاریخ مخابره :۱۳۹۴/۲/۱ – ۱۱:۲۴ | سرویس:  ۷۵
حلال بخندیم
شوخی به سبک پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع)
حوزه/ اگر چه در سيرۀ نوراني اهل بيت عليهم السلام مزاح و شوخي جريان داشته است اما اين رفتار، ضابطه مند بوده است. آنان به مسلمانان نيز سفارش مي‌نمودند كه در اين گونه رفتارها، مواظب باشند كه از دايرۀ حق و حقيقت بيرون نروند و يا سبب آزار و اذيت ديگران نشوند.

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»گونه هایی از شوخی های پیامبر و اهل بیت(ع) و نیز توصیه های آنان به رعایت اصول دینی در هنگام شوخی منتشر می کند.

خوش خُلقي و گشاده رويي از ويژگي هاي هر مسلمان است. اين ويژگي بارز در تعاملات و معاشرت هاي متقابل اجتماعي و در شوخ طبعي آشكار مي‌شود و سبب صميمانه‌تر شدن روابط اجتماعي مي‌گردد و كينه را از دل مي‌زدايد. آن گونه كه رسول خداصلي الله عليه وآله مي‌فرمايد: «حُسْنُ البُشْرِ يذْهَبُ بِالسَّخِيمَةِ؛ گشاده رويي كينه را از دل مي‌بَرَد.» (۱) به همين منظور با نگاهی كوتاه در احاديث و سيره اهل بيت اطهار عليهم السلام قطره‌اي از بيكران كردار پسنديده آنان ارائه می گردد.

بررسي روايات مزاح

با كاوشي گذرا در احاديث امامان معصوم عليهم السلام فهميده مي ‌شود در روايات شيعي، دو گونه برخورد با مقوله مزاح شده و از دو زاويه بدان نگريسته شده است؛ يك دسته رواياتي است كه به مدح و ستايش مزاح مي ‌پردازد و دسته ديگر آن را نكوهش كرده است. با نگاهي دقيق‌تر مشخص مي ‌شود كه دسته سومي از احاديث هم وجود دارد كه مؤمنان را از مزاحِ بسيار باز مي‌دارد و مزاحِ فراوان را مورد نكوهش قرار داده و آن را برنمي تابد.

* مزاح ستوده

*تاکید اهل بیت(ع) بر شاد بودن

اسلام، دين عاطفه، صلح و اميد است و همواره مسلمانان را دعوت به صميميت و دوستي مي‌نمايد. تا آنجا كه امام علي عليه السلام در ضرورت گشاده رويي مي‌فرمايد: «بُشْرُ المُؤمِنِ في وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ في قَلبِهِ؛ شادي و گشاده رویی مؤمن در چهره او [آشكار] و غمش در دل او [مخفي] است». (۲) بدين معنا كه فرد مؤمن همواره غم خويش را براي خود نگه مي‌دارد ولي در برخوردهاي اجتماعي، ديگران را با گشاده رويي در شادي خود سهيم مي‌نمايد. اين نه تنها گفتار اهل بيت عليهم السلام است بلكه در رفتار آن بزرگواران نيز به گونه روشن و عيني به چشم مي‌خورد. بر خلاف آنچه در برخي اذهان جا افتاده است پيشوايان معصوم عليهم السلام، نه تنها اهل شاد كردن و مزاح پسنديده با ديگران بودند بلكه به ديگران نيز آن را توصيه مي‌نمودند و شاد نمودن دل مؤمن و پاك كردن غبار غم از چهره او را – اگر چه به اندازه يك شوخي ساده – سجيّه‌اي اخلاقي مي‌دانستند.

نوشته اند روزي «يونس شيباني‌» از راه دوري جهت ملاقات با پيشوا و استاد خويش امام صادق عليه السلام نزد ايشان آمد و با امام ديدار و گفتگو نمود. اندكي گذشت و امام براي اينكه بداند شهر او چه حال و هوايي دارد و مؤمنان با ديگران چگونه اند، پرسيدند: «اي يونس شيباني! شوخي شما با ديگران به چه اندازه است؟‌» يونس پاسخ داد: «سرورم، شوخي ما اندك است.‌» امام فرمود: «نه! اين گونه نباشيد، بلكه در حد متوسط شوخي نماييد؛ زيرا شوخي پسنديده نشانه خوش خُلقي است؛ تو با شوخي با برادر مؤمنت او را شادمان مي‌نمايي. بدان كه رسول خداصلي الله عليه وآله نيز با ديگران شوخي مي‌نمود و هدف او از اين كار شادمان ساختن آنان بود». (۳)

به خوبي مشخص است كه امام با اين سخن تلاش مي‌نمود تا مزاح پسنديده را يكي از مصاديق و نشانه‌هاي خوش خُلقي معرفي نموده و آن را سيره رسول خدا صلي الله عليه وآله در دوستي هاي خود بيان نمايد.

* ويژگي مؤمنان

از آنجا كه مؤمن براي جامعه خود الگوي سجاياي اخلاقي شناخته مي‌شود، در زمينه مزاح با ديگران نيز الگوست و مزاح هاي پسنديده يكي از ويژگي هاي بارز او به شمار مي‌رود. هم چنان كه رسول خدا صلي الله عليه وآله مي ‌فرمايد: «المؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ وَ المُنافِقُ قَطَبٌ غَضِبٌ؛ مؤمن، شوخ طبع و خوش برخورد است و منافق، گرفته و خشم آلود مي‌باشد.‌» (۴) اين ويژگي به اندازه ‌اي بارز و نمايان است كه در ميان احاديث اهل بيت عصمت عليهم السلام يك ويژگي و خصلت عمومي براي مؤمنان معرفي شده است. امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «ما مِن مؤمن الاَّ وَ فِيهِ الدّعَابَةُ؛ هيچ مؤمني نيست كه در او شوخي و مزاح [پسنديده] نباشد.‌» (۵)

*شوخی پیامبر و امیرالمومنین(ع)

در اين راستا در بيان شوخي هاي رسول خدا صلي الله عليه وآله با خانواده خود نوشته اند: روزي پيامبر صلي الله عليه وآله در مقابل علي عليه السلام نشسته بود و ظرف خرمايي جلوي آنان بود. پيامبر صلي الله عليه وآله هر بار خرمايي برمي داشت و مي‌خورد و هسته آن را پيش روي علي عليه السلام مي‌نهاد. وقتي مقداري خرما خوردند و همه هسته‌ ها جلوي امام علي عليه السلام جمع شد؛ پيامبر صلي الله عليه وآله به شوخي به علي عليه السلام فرمود: «اي علي! تو چه قدر پرخور هستي؟!‌» و اشاره به هسته ‌هاي انباشته شده جلوي او كرد. امام علي عليه السلام نيز شوخي ايشان را با شوخي پاسخ داد و فرمود: «پرخور كسي است كه خرماها را با هسته بخورد‌» و اشاره به پيامبرصلي الله عليه وآله كرد كه هيچ هسته خرمايي جلوي ايشان نبود. (۶)

همچنين ايشان در مزاح با اصحاب، ياران و نزديكان خويش نيز شناخته شده بودند و نمونه‌ هايي از شوخ طبعي هاي پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله با ياران و نزديكان وارد شده است كه نگاهي به چند نمونه از آنها خالي از لطف نيست:

الف. اشك شوق:

روزي پيرزني از صحابه رسول خدا صلي الله عليه وآله – كه زني مؤمن و پاكدامن بود – براي عرض ارادت تصميم گرفت نزد پيامبر(ص) رود. پيرزن لنگ لنگان نزد پيامبر(ص) آمد تا در مورد بهشت از ایشان بپرسد. سلام كرد و در مورد بهشت از پيامبر صلي الله عليه وآله سؤال كرد. رسول خدا صلي الله عليه وآله به او فرمود: «پيرزنان به بهشت نمي‌روند.‌» پيرزن از اين پاسخ يكّه خورد و بسيار غمگين شد و برخاست و رفت. بلال حبشي نزد پيامبر صلي الله عليه وآله مي ‌رفت و ديد پيرزن با چشمان اشكبار از نزد پيامبر صلي الله عليه وآله باز مي‌گردد. از او پرسيد: «اي مادر! چرا گريه مي‌كني؟‌» پاسخ داد: «زيرا پيامبر صلي الله عليه وآله به من فرموده پيرزن ها به بهشت نمي‌روند.‌» بلال نيز از اين سخن بسيار تعجب كرد. با پيرزن خداحافظي نمود و نزد رسول اکرم صلي الله عليه وآله آمد و درستيِ خبر را دوباره از پيامبر صلي الله عليه وآله سؤال كرد. پيامبر صلي الله عليه وآله به او فرمود: «سياه ‌ها نيز به بهشت نمي‌روند.‌» بلال نيز غمگین شد و در گوشه‌اي نشست. اندكي گذشت و عباس، عموي پيامبر صلي الله عليه وآله كه پيرمردي سالخورده بود بلال را گريان ديد. نزد بلال رفت و پرسيد: «چرا گريه مي‌كني؟‌» بلال اشك از چشمانش پاك كرد و گفت: «پيامبر صلي الله عليه وآله فرمود سياهان به بهشت نمي‌روند.‌» عباس پيش پيامبر صلي الله عليه وآله آمد و جريان را باز گفت. پيامبر صلي الله عليه وآله به عباس رو كرد و فرمود: «بدان كه پيران نيز به بهشت نخواهند رفت.» او نيز بسيار غمگين شد. اندكي گذشت. براي اينكه خبر شادماني، بيشتر در دل آنان تأثير گذارد، هر سه آنان را نزد خود فرا خواند و با تبسّمي فرمود: «پروردگار، اهل بهشت را ابتدا به صورت جواني آراسته در حالي كه تاجي به سر دارد درمي آورد و سپس وارد بهشت مي‌سازد؛ نه به صورت انسان پير يا سياه چرده.‌» هر سه از اين مزاح شاد شدند. (۷)

ب. ترس و خنده:

روزي زني از نزديكان پيامبر صلي الله عليه وآله نزد ايشان آمد. پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله با صداي بلند به گونه ‌اي كه او مي ‌شنيد فرمود: «آيا اين همان زني نيست كه در چشم شوهرش سفيدي است؟.

زن سراسيمه شد و گفت: «نه در چشم شوهر من سفيدي نيست!‌» سپس پريشان به سوي خانه دويد و آنچه از پيامبر صلي الله عليه وآله شنيده بود به شوهرش گفت. مرد منظور پيامبر صلي الله عليه وآله را فهميد و به سخن زن خنديد و چشمش را به همسر خود نشان داد و گفت: «مگر نمي‌بيني كه سفيديِ چشمانم بيشتر از سياهي آن است.‌» (۸)

ج. دندان بهشتيان:

پيرزني كه دندان هايش در اثر پيري ريخته بود نزد پيامبر صلي الله عليه وآله آمد. وقتي پيامبر صلي الله عليه وآله او را ديد فرمود: «پيرزنِ بي دندان وارد بهشت نمي‌شود.» پيرزن بسيار ناراحت شد. رسول اکرم صلي الله عليه وآله كه ديد او بسيار ناراحت است پرسيد: «چرا گريه مي‌كني؟‌» با بغض پاسخ داد: «اي رسول خدا! من دندان ندارم.‌» پيامبرصلي الله عليه وآله نيز با خنده فرمود: «غمگين مباش! منظور من اين بود كه تو با اين وضع وارد بهشت نمي‌شوي.» (۹)

*شوخی با امام حسن(ع)

اهل بيت عصمت و طهارت هر کدام مزاح هايي با اطرافيان خاص خود مي‌نمودند و موجبات شادي و سرور همديگر را فراهم مي‌آوردند و يا از شوخ طبعي ياران خود مسرور مي‌شدند. نوشته اند مردي در مدينه دوست امام مجتبي عليه السلام بود و زبان گويايي در شوخي و مزاح با ديگران داشت. او بيشتر اوقات نزد امام مجتبي عليه السلام مي ‌رسيد و با شوخي هاي خود امام را مي‌خندانید. مدتي امام او را نديد. روزي پس از مدتها نزد امام آمد. امام از او پرسيد: «حالت چه طور است؟‌» او آهي كشيد و گفت: «اي فرزند رسول خدا! حال من بر خلاف آن چيزي است كه خودم و خدا و شيطان آن را دوست مي‌داريم.» امام خنديد و پرسيد: «چه طور؟ توضيح بده!‌» مرد گفت: «خدا مي‌خواهد من از او اطاعت كنم و معصيت كار نباشم، من چنين نيستم. شيطان دوست دارد من در برابر پروردگار خويش [هميشه] سركشي كنم و پا بر دستورات خدا بگذارم، اما من چنين نيستم. و خودم هم دوست دارم هميشه در دنيا باشم اما اين چنين هم نخواهم بود و روزي از دنيا خواهم رفت. حال، شما بگوييد حال من چگونه بايد باشد.‌» امام مجتبي عليه السلام از شوخي او خنديد و شاد گرديد. (۱۰)

* شوخی های عاشورایی

مؤمن به خاطر پشتوانه غني ايمان خود از مرگ هراسي ندارد و مرگ بازيچه ايمان و عشق او به پروردگار خويش است و مرگ را به منزلۀ پلي براي گذر از سرايي به سراي ديگر مي‌داند. همين موضوع بود كه سبب شد تا ياران امام حسين عليه السلام در شب عاشورا، آن گاه كه دانستند فردا در ركاب امام بر حق خود به شهادت مي‌رسند به شور و شعفي وصف ناپذير دست يابند. در شب عاشورا زمزمه عاشقان از خيمه‌ها شنيده مي‌شد. هر يك گوشه‌اي خلوت را يافته بودند و به راز و نياز با معبود خويش مشغول بودند، چرا كه فردا پيك شهادت سراغ يك يك آنها را مي‌گرفت. دسته‌اي نماز مي‌خواندند. دسته ديگري قرآن مي‌خواندند. عده‌ اي مي‌گريستند و گروهي ديگر غسل شهادت مي‌نمودند. امام حسين عليه السلام نيز در خيمه خود مشغول نماز بود.

در آن دل شب، از دسته‌اي كه به نوبت براي غسل شهادت آماده مي‌شدند صداي خنده شنيده مي‌شد. «بُرَير‌» با «عبدالرحمن انصاري‌» در كنار خيمه ايستاده بودند. بُرَير كارهايي مي‌كرد كه سبب خنده ديگران مي‌شد. عبدالرحمن از او پرسيد: «اي برير! آيا مزاح مي‌كني و مي‌خندي؟ اكنون كه وقت مزاح و شوخي نيست!‌» برير با خنده پاسخ داد: «تمام خويشاوندانم مي‌دانند كه من اهل مزاح و خنده نيستم و حتي در جواني نيز چنين نمي‌كردم، چه رسد به حال كه پير شده‌ام. اما بدان كه اين شوخي و خنده‌اي كه از من مي‌بيني به خاطر مژده بهشتي است كه در پيش روي داريم. به خدا بين ما و بهشت فاصله‌اي نيست جز اينكه از سوي دشمن حمله‌اي شود و ما جان خويش را در پي ياري فرزند رسول خدا صلي الله عليه وآله فدا كنيم و من چقدر منتظر اين لحظه هستم.‌» (۱۱)

* شوخی های ناروا ممنوع

اسلام براي مسلمانان در همه زمينه‌ هاي اخلاقي ضوابط و مقررات خاصي را در نظر گرفته است و مسلمانان را به رعايت دقيق آن فرا مي‌خواند.

اگر چه در سيرۀ نوراني اهل بيت عليهم السلام مزاح و شوخي جريان داشته است اما اين رفتار، ضابطه مند بوده است. آنان به مسلمانان نيز سفارش مي‌نمودند كه در اين گونه رفتارها، مواظب باشند كه از دايرۀ حق و حقيقت بيرون نروند و يا سبب آزار و اذيت ديگران نشوند.

*شوخی به سبک پیامبر(ص)

رسول خدا صلي الله عليه وآله مي‌فرمايد: «اِنّي اَمزَحُ وَ لا اقُولُ اِلاّ حقاً؛ به درستي كه من شوخي مي‌كنم، اما هرگز جز حقيقت را نمي‌گويم.» (۱۲) بدين معنا كه دروغ گويي به خاطر شوخي را جايز نمي‌دانم. هم چنان كه ديده مي‌شود برخي به خاطر شوخ طبعي حاضر هستند دروغ يا هر سخن نادرست ديگري نيز بگويند. همچنين امام باقرعليه السلام در اين باره مي‌فرمايد: «اِنَّ الله عزَّ وَ جَلَّ يحِبُّ المُداعِبَ فِي الجماعَةِ بِلا رَفَثٍ؛ به درستي كه خداوند بلند مرتبه و سترگ كسي را كه در جمعي بدون فحش و يا سخن نادرست شوخي مي‌كند، دوست مي‌دارد.» ۱۳

از اين رو اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام براي ياد دادن و سفارش به شوخي و مزاح هاي اسلامي به ياران و نزديكان خود، توصيه ‌هاي فراواني در اين زمينه به گونه رفتاري و گفتاري به آنان مي‌نمودند. بر اين اساس نوشته اند در بين ياران امام رضا عليه السلام مرد شوخ طبعي بود كه گاه ديگران را مي‌خنداند. روزي با خود گفت بهتر است اين مسئله را از امام رضا عليه السلام بپرسد تا ببيند آيا كارش درست است، يا نه؟. خدمت امام رضا عليه السلام رسيد و از امام پرسيد: «گاه پيش مي‌آيد كه جمعي در جايي نشسته اند و با هم شوخي مي ‌نمايند و مي‌خندند. آيا بر مردي كه در ميان آنان نشسته است رواست كه در شوخي و خنده آنان شركت نمايد يا خير؟‌» امام لبخندي زد و فرمود: «اشكالي ندارد به شرطي كه گناه نباشد.‌» مرد دانست كه منظور امام فحش و شوخي هاي زشت است.

امام براي اينكه او منظورش را بهتر بفهمد داستاني از پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله نقل كرد و فرمود: «پيامبر صلي الله عليه وآله نيز اين گونه بود. گاه عربي بيابان نشين نزد ايشان مي‌آمد و هديه ‌اي برايشان مي‌آورد و وقتي هديه را مي‌داد به شوخي به پيامبر صلي الله عليه وآله مي‌گفت: پولش را بده! رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز مي‌خنديد و از مزاح او شادمان مي‌شد؛ و گاه كه او را اندوهگين مي‌ديدند مي‌فرمود: كجاست آن عرب بذله گوي بيابان گرد؟؛ كاش اكنون نزد ما بود و شوخي مي‌كرد.» (۱۴)

اما همان گونه كه گفته شد دسته‌اي از روايات نيز به نكوهش مزاح پرداخته اند و مؤمنان را از مزاح هاي ناپسند منع نموده اند. امام كاظم عليه السلام فرمودند: «اِياكَ وَ المِزَاح فَاِنَّهُ يذهِبُ بِنُورِ اِيمَانِكَ؛ از مزاح دوري كن پس به درستي كه آن، نورِ ايمان تو را از بين مي‌برد.» (۱۵)

در اين زمينه نوشته اند: در دوران امام سجاد عليه السلام مردي اهل مدينه بود كه بسيار شوخي مي‌كرد؛ به گونه‌اي كه شوخي هاي زياده از حد او سبب رنجش و آزار ديگران مي‌شد. وی در شوخي با ديگران رعايت احترام و وقار كسي را هم نمي‌نمود و گاه سخنان بيهوده نيز مي‌گفت. خود اقرار مي‌كرد: «من تاكنون توانسته‌ام همگان را بخندانم اما نمي‌توانم علي بن حسين عليهما السلام را به خنده آورم.» روزي تصميم گرفت با امام سجاد عليه السلام شوخي نمايد. ديد امام به همراه دو غلامش در حال عبور كردن از كوچه هستند؛ آرام از پشت به امام نزديك شد و جستي زد و عباي امام را از دوشش برداشت و فرار كرد. امام به شوخيِ زشت او اهميت نداد. غلامانِ امام دنبالش دويدند و عبا را از دست او گرفتند و آوردند و بر دوش امام انداختند. امام پرسيد: «آن مرد كه بود؟‌» پاسخ دادند: «دلقكي كه مردم را با كارهاي خود و شوخي هايش مي‌خنداند.‌» امام فرمود: «به او بگوييد خداوند را روزي است كه در آن بيهوده گران به زيان خود پي مي‌برند.‌» (۱۶)

*زیاد شوخی نکنیم

در مورد شوخي بسيار نيز نهي فراواني در روايات وجود دارد. چرا كه شوخي اگر از حد خود بگذرد – هر چند پسنديده باشد – آثار منفي فراواني به همراه دارد. از جمله آنان از بين رفتن هيبت آدمي است. هم چنان كه اميرالمؤمنين عليه السلام در اين باره مي‌فرمايد: «كَثرَةُ المِزَاحِ تُسقِطُ الهَيبَةَ؛ شوخي زياد شكوه آدمي را مي‌زدايد.‌» (۱۷) همچنين سبب كينه ديگران مي‌گردد. امام علي عليه السلام فرمود: «كَثرَة المِزَاحِ يذهِبُ البَهَاءَ وَ يوجِبُ الشَّحنَاءَ؛ شوخي فراوان سبب رفتن آبرو و كينه توزي مي‌گردد.‌» (۱۸)

نوشته اند روزي يكي از اصحاب رسول خداصلي الله عليه وآله كه در جمع ياران در محضر ايشان نشسته بود از جايش برخاست و خداحافظي كرد كه برود. يكي ديگر از اصحاب كفش هاي او را براي شوخي برداشت و پنهان كرد. مرد اندكي به دنبال كفش هاي خود گشت اما آن را نيافت. برگشت و پرسيد: «كفش هاي مرا نديديد؟‌» گفتند: «نه! نديديم.‌» در اين لحظه مردي كه كفش ها را مخفي كرده بود گفت: «بيا! اين كفشهايت‌» و اصحاب خنديدند. در اين لحظه رسول خدا صلي الله عليه وآله چهره در هم كشيد و فرمود: ‌»[خيال مي‌كنيد] مؤمن چگونه برتري مي‌يابد؟‌» كنايه از اينكه مؤمن بايد همواره مواظب اعمال خود باشد. مرد شوخي كننده خجالت زده شد و عرض كرد: «اي رسول خدا! من فقط خواستم با او شوخي كنم [نه اينكه او را ناراحت نمايم].‌« اما پيامبر پاسخش را نفرمود و فقط دو يا سه مرتبه جمله پيشين خود را تكرار كرد. (۱۹)

نوشته: ابوالفضل هادي منش

۱) محمد بن يعقوب بن اسحاق الكليني، الاصول من الكافي، تهران، دارالكتاب الاسلامية، بي تا، ج ۲، ص ۱۰۴.

۲) محمد التميمي الآمدي، غررالحكم و درر الكلم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۶۴ ه. ش، حديث ۴۴۶۰.

۳) الكافي، ج ۲، ص ۶۶۳، ح ۳.

۴) بحار الانوار، ج ۷۷، ص ۱۵۵.

۵) الكافي، ج ۲، ص ۶۳۳.

۶) سيد نعمت الله جزايري، زهر الربيع، تهران، كتاب فروشي اسلامية، ۱۳۳۷ ه. ش، ص ۳.

۷) بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۸۴.

۸) همان، ج ۱۶، ص ۱۹۴.

۹) همان، ص ۲۹۸.

۱۰) همان، ج ۴۴، ص ۱۱۰.

۱۱) همان، ج ۴۵، ص ۱.

۱۲) ابن ابي الحديد المعتزلي، شرح نهج البلاغه، قم، دارالكتب العلمية، چاپ اول، ۱۹۵۹ م، ج ۶، ص ۳۳۰.

۱۳) الكافي، ج ۲، ص ۶۶۳.

۱۴) همان، ج ۲، ص ۶۶۳، ح ۱.

۱۵) بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۳۹۴.

۱۶) همان، ج ۴۶، ص ۶۸.

۱۷) غرر الحكم، حديث ۷۱۰۱.

۱۸) همان، ۷۱۲۶.

۱۹) محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمة، قم، مكتبة الاعلام الاسلامي، چاپ اول، ۱۴۰۴ ه. ق، ج ۹، ص ۱۴۳

۲۰)ماهنامه مبلغان شماره ۱۷، ابوالفضل هادی منش

 

۲۰۶۶-کارگاه بیست چهارم(۲۴) تربیت نفس- معجزه صلوات- + رابطه محبت مجازی با خشونت

۲۷ تیر

از آیت الله العظمی بهجت(ره) نقل شده است که: «برای برآورده شدن حوائج، زیاد صلوات بفرستید. خود من روزی در حرم امام حسین علیه‌السلام که خیلی شلوغ بود چند تا صلوات فرستادم، یک‌دفعه متوجه شدم به ضریح امام حسین علیه‌السلام چسبیده‌ام».

می‌فرمودند: «خدا می‌داند یک صلواتی را که انسان بفرستد و برای میتی هدیه کند چه معنویتی، چه صورتی، چه واقعیتی برای همین یک صلوات است».

آیت‌الله بهجت قدس‌سره، در پاسخ به کسی که دچار وسوسه‌های شیطانی برای اعتیاد به مواد مخدر بودند، جوابی بسیار عمیق داشت؛ ایشان فرمودند: «زیاد صلوات بفرستید. زیاد صلوات بفرستید به نیت تمام آثار و خواص صلوات؛ از جمله عشق به اهل‌بیت علیهم‌السلام. عشق به آنها، این تلذذ مادیات را از بین می‌برد».

بسیاری از گرفتاران و طالبان امور مادی و معنوی، وقتی راه‌حلی برای مشکلشان می‌خواستند، آیت الله العظمی بهجت توصیه به صلوات می‌فرمودند؛ حتی برای حل مشکل ازدواج هم توصیه کردند که به همین نیت، زیاد صلوات بفرستید.

آیت الله العظمی بهجت برای از بین رفتن عصبانیت می‌فرمودند: «با عقیده کامل، زیاد صلوات بفرستد». همچنین به کسی که قرائت قرآن برایش خوشایند نبود، توصیه کردند که زیاد صلوات بفرستد تا آن حالت ناپسند از او رفع شود و به قرائت قرآن، میل و علاقه پیدا کند.

حضرت آیت‌الله بهجت می‌فرمودند: «ترک صلوات و دعا کردن به دعاهای شخصی، مانند رها کردن سرچشمه و به دنبال جوی آب و یا حوض گشتن است؛ زیرا وقتی برای وسعت مقام و درجه واسطه فیض دعا می‌شود، دعاهای شخصی هم در آن گنجانده شده است».

شخصی می گفت: در هواپیما متوجه شدم آیت الله بهجت (ره) صندلی جلوی بنده نشستند خیلی خوشحال شدم فرصت را غنیمت شمردم پیش خود گفتم که از آقا مطلبی را در مورد مشکلی که دارم سوال کنم آقا در کاغذی کوچک برایم نوشتند کثرت صلوات فراموش نشود.

۲۰۴۸-کارگاه بیست سوم(۲۳) تربیت نفس+ ظهور محبت حقیقی در مشکلات با تمنای کمک از خداوند مهربان

۲۱خرداد

۲۰۴۸-کارگاه بیست سوم(۲۳) تربیت نفس+ ظهور محبت حقیقی در مشکلات با تمنای کمک از خداوند مهربان

۲۱خرداد

                                                   کارگاه بیست سوم تربیت نفس  از تاریخ ۹۷/۳/۱۷ لغایت ۹۷/۴/۲۷

    محبت حقیقی زمانی در من ظهور پیدا کرده که در مشکلات اول یا الله بگویم تا در میانم راه و پایان آن لبیک دریافت کنم.http://kafshdoozaki.ir/wp-content/uploads/2016/08/sms-ziba-khoda-1.jpg

               )(أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَكَّرُونَ)( :

یا [كیست‏] آن كس كه درمانده را- چون وى را بخواند- اجابت مى‏كند، و گرفتارى را برطرف مى‏گرداند، و شما را جانشینان این زمین قرار مى‏دهد؟ آیا معبودى با خداست؟ چه كم پند مى‏پذیرید.)(النمل : ۶۲)

۲۰۳۶- گارکاه بیست دوم (۲۲) تربیت نفس+ توحید مخزن و معدن محبت حقیقی

۰۶اردیبهشت

امام على علیه السلام فرمودند:
ما یَسُرُّنى لَومِتُّ طِفلاً وَاُدخِلتُ الجَنَّهَ وَلَم أَکبَر فَأَعرِفَ رَبّى عَزَّوَجَلَّ؛
دوست ندارم که در کودکى از دنیا مى رفتم و وارد بهشت مى شدم و بزرگ نمى شدم تا پروردگارم، عزّوجلّ، را بشناسم.کنزالعمال، ج۱۳، ص۱۵۱، ح۳۶۴۷۲

گارکاه بیست دوم موضوع پایانه شناسی یا هدف نهایی از خلقت بشرhttp://www.welayatnet.com/sites/default/files/media/image/11545_73344.jpg

الف- چرا ما باید خلق می شدیم؟

ب- چرا در زندگی باید این مقدار رنج و سختی وجود داشته باشد؟

ج- بالاترین لذت در زندگی انسان چیست؟

از تاریخ ۹۷/۲/۷ لغایت ۹۷/۳/۱۷

 

۲۰۲۴-گارکاه بیست یکم(۲۱) تربیت نفس+ نقش محبت حقیقی در کوتاهی آرزو

۲۸اسفند

۲۰۰۳-کارگاه بیستم(۲۰)تربیت نفس+ رابطه محبت حقیقی با نظم و برنامه ریزی

۱۶بهمن

کارگاه بیستم (۲۰) ۹۶/۱۱/۱۶ لغایت ۹۶/۱۲/۲۶ روح انسان با محبت حقیقی برنامه و نقشه صعود می کند.
((سفارش علی(علیه السلام) به نظم در واپسین لحظات))
علی(علیه السلام) به امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام)، و همه فرزندانش و تمامی کسانی که وصیّت نامه حضرت به آنان می رسد این گونه وصیّت کرد: «اوصیکما…بتقوی اللّه و نظم امرکم؛نتیجه تصویری برای نظم در طبیعت
«شما دو نفر را به تقوای الهی و نظم و برنامه ریزی در کارها سفارش می کنم.»نهج البلاغه، محمد دشتی، نامه ۴۷، ص۵۵۸.

۱۹۸۷- کارگاه نوزدهم(۱۹)تربیت نفس+ محبت حقیقی دعا نمودن به تلخی دیگران

۰۱بهمن

برگزاری کارگاه غیر حضوری تربیت نفس با موضوع خروج از عالم خیال با راهکار علامه طباطبایی رحمه الله علیه

کارگاه نوزدهم-۱۹

((ازتاریخ ۱۰-۹-۹۶ لغایت ۲۰-۱۰-۹۶))

حضرت آیت الله سبحانی صبح امروز در درس خارج اصول در مسجد اعظم قم با اشاره به روایتی از امام باقر(ع)، اظهار داشتند: در این روایت آمده است: «عن زراره بن اعین قال: سالت اباجعفر(ع) ما حق الله على العباد؟ قال ان یقولوا مایعلمون و یقفوا عند ما لا یعلمون‏/ زراره مى‏ گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم، حق خداوند بر بندگان‏ چیست؟ در جواب فرمود: آن را که مى‏ دانند بگویند و در چیزى که ‏اطلاع ندارند و نمى ‏دانند توقف نمایند».

ایشان با بیان این مطلب که یکی از اعضای مهم، زبان انسان است که می تواند گناهان زیادی انجام دهد، ابراز داشتند: با جستجو در روایات مشاهده خواهیم کرد که گناه زبان، یک یا دو گناه نیست؛ چراکه گویای افکار انسان است و ۲۴ نوع گناه می تواند انجام دهد.Copyتصاویر/ آغاز درس خارج آیت الله العظمی سبحانی

این مرجع تقلید خاطرنشان ساختند: بنده از مرحوم طباطبایی کلمه «أنا» را نشنیدیم؛ اما «نمی دانم» را زیاد می گفتند و ما نیز باید اینگونه عمل کنیم.

حضرت آیت الله سبحانی تصریح کردند: زبان، گفتار و بیان ما باید در حد همین روایت باشد؛ خصوصا زمانی که سوالی از ما شود که از تخصص ما بیرون باشد و باید به راحتی بگوییم «نمی دانم» و پاسخ را پس از اطلاع از مطلب به آن شخص برسانیم.

معظم له در پایان بیان داشتند: اگر بگوید «نمی دانم»، نقص نیست و نزد خدای متعال مقام دارد.

۱۶۵۲-کارگاه هفدهم تربیت نفس- سهم الگوی محبوب در تصویر سازی ذهن+ محبت حقیقی به اسوه و نقش رفتارساز آن

۰۶آبان

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ ۱۸/۰۲/۹۲ ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

 

چگونه مي‌توان به مقام رضا رسيد؟

رضا به تشریعات الهی

چنانکه پیش‌تر گفتیم در حديث معراج آمده است که خداي متعال خطاب به پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «هيچ چيز نزد من بهتر از توکل بر من و رضا به آنچه تقسیم کردم نيست»۱. درباره توکل چند جلسه بحث کرديم و قرار شد درباره رضا هم تا حدي که خداي متعال توفيق دهد عرايضي تقديم کنيم.

خدای متعال در زندگی ما نقشی دارد که ما مي‌توانيم از آن راضي باشيم يا راضی نباشيم. ما هر اندازه تأثير خدا را در وجود خود و در عالم هستي بهتر، وسيع‌تر و عميق‌تر بشناسيم زمينه رضامندي ما نیز گسترش پيدا مي‌کند. در امور تشريعي، ايمان اقتضا مي‌کند که بنده نسبت به احکام الهي به همان شکل که بر پيامبران، به خصوص بر پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله نازل شده راضي باشد و از دل و جان آن‌ها را بپذيرد و شکرگزار خدای متعال باشد که او را هدایت کرده و راه سعادت را بدو نشان داده ‌است. قرآن کریم از اين هم فراتر رفته، مي‌فرمايد: «فَلا وَ رَبِّكَ‏ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً؛۲ به پروردگارت قسم كه ايمان نمى‏آورند، مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حكمى كه كرده‏اى در دلهايشان احساس ناراحتى  نكنند، و كاملاً سرِ تسليم فرود آورند.» مؤمن باید به حلال و حرام خدا راضي باشد و به دنبال آن، نسبت به قضاوت پيامبر يا امام مسلمين يا هر قاضي بر حقي که بر اساس مباني فقهي اسلام حکم کند راضي باشد، زیرا برگشت این حکم به حکم خداست.

 

نقش فراگیر خدا در زندگی انسان

اما در امور تکويني مسأله اندکی دشوارتر است و کم یا بیش دشواری‌هایی در تصور و تصدیق آن وجود دارد. افراد ساده‌اندیشِ فراوانی گمان مي‌کنند که انسان چون موجودی مختار است خداوند چندان تأثیری در زندگی او ندارد. انسان است که اگر کار کند و زحمت بکشد ثروتمند می‌شود وگرنه فقیر می‌گردد و …؛ تنها کارهايي که خارج از اراده و اختيار انسان است مانند بلاهای طبیعی، ناشی از قضاي الهي است و بايد بدان راضي بود. بنابراین تصور مي‌شود که مقصود از رضا به قضاي الهي، راضي بودن به امور غير اختياري است؛ اما در امور اختياري اگر انسان کار خوبی انجام دهد باید از خودش راضي باشد و اگر مرتکب کار بدي شد بايد از خودش ناراضي باشد و این ارتباطی به خدا ندارد! اين تصوری ساده‌انگارانه است. در فرهنگ دینی ما نیز رایج است که وقتی اتفاقی رخ می‌دهد که ما در آن نقشی نداریم مي‌گوييم: «این اتفاق، کار خدا بود.» اين اعتقادی غلط نيست و حقیقتا چنین پیش‌آمدهایی کار خداست، اما این فرهنگ باری منفي هم دارد و چنین القا می‌کند که کارهاي ديگر، کار خدا نيست! ولی هنگامی که به قرآن کریم و روایات شریف مراجعه مي‌کنيم درمی‌یابیم که آهنگ آن‌ها به گونه‌ای ديگر است و تأثير خدا را منحصر در اين امور غير اختياري نمي‌دانند. ازاين‌روست که بايد در این باره بحث کرد که واقعا نقش خدا در زندگي انسان چگونه نقشی است و کاري که به خدا نسبت می‌دهیم چگونه کاری است.

 

شناخت مبادی افعال الهی؛ مقدمه‌ای برای رضا

در روايات آمده است که چيزی در عالم واقع نمي‌شود مگر به سبب هفت چيز.۳ این بدان معناست که هرچیزی اتفاق می‌افتد هفت مبدأ دارد. تمام مبادی ذکر شده در اين روايت، به گونه‌ای به خدای متعال انتساب دارند. نخستین مبدأ علم خداست و هر چه در عالم واقع مي‌شود چه به اختيار ما باشد چه نباشد، خداوند پیش از وقوعش بدان علم دارد. اما به اين حد محدود نمي‌شود، بلکه هرآنچه واقع می‌شود علاوه بر این‌که خداوند بدان علم دارد به انجام آن نیز اذن می‌دهد و تا خدا اذن ندهد آن کار انجام نمي‌گيرد. حقیقت این است که وقتی درباره اذن الهی به آیات قرآن کریم مراجعه می‌کنیم  به معارف عجيبی برمي‌خوريم. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله؛۴ و هيچ نفسى جز به فرمان خدا نميرد.» بنابراین حتي اگر کسي اقدام به خودکشي کند بدون اذن خدا از دنیا نخواهد رفت. در این باره می‌توان گفت: بالاخره خدا مي‌تواند مانعی ایجاد کند که مانع اثر اسباب طبيعي شود. چنان‌که برخی اصلا در معنای اذن گفته‌اند: اذن به معنای ايجاد نکردن مانع است.

اما در آیاتی دیگر برخی کارها متوقف بر اذن الهی شده است که درک آن اندکی مشکل‌تر است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ؛۵ و هيچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا ايمان بياورد.» بنابراین اذن الهی یکی از مبادی تمام حوادثی است که واقع می‌شوند. البته درک نقش خداوند نه تنها در مرحله اذن بلکه در تمام مراحل حوادث کاری مشکل است. در مرحله علم بسیاری گمان می‌کنند که اگر بگوييم: خدای متعال همه چيز را مي‌داند لازمه‌اش جبر است، چراکه اگر خداوند همه حوادث را می‌داند قطعا واقع می‌شوند و ما انسان‌ها دیگر برای انجام کارهایمان اختیاری نداریم. اما در جای خودش تبیین شده است که حيثيت علم حيثيت کاشفيت است و اگر کاری اختياري انجام گیرد خداوند علم دارد که اختيارا تحقق پيدا می‌کند. خداوند به حوادث همان‌گونه که واقع می‌شوند علم دارد.

 

از تقدير الهي تا قضاي الهي

مسأله دیگری که قرآن کریم و به دنبال آن روایات مطرح می‌کنند مسأله تقدير است. تقدير به معنای اندازه‌گيري است. در روایات، تقدیر به هندسه و مهندسیِ امور تفسیر شده است (هِی الْهَنْدَسَة؛۶ آن (تقدیر) هندسه است). همه اين عالم با اين پديده‌هاي بي‌شمار دارای نقشه مهندسي است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى؛۷ و کسی که اندازه‌گیری کرد و هدایت نمود.» در کنار مفهوم اندازه‌گيري مفاهيم ديگري نیز مطرح خواهد شد. اندازه‌گیری زمان نیز نوعی اندازه‌گیری است که در آن مسأله «أجل» مطرح مي‌شود. أجل خود بر دو قسم است؛ أجل مشروط و أجل حتمي. خدای متعال تأکيد مي‌فرمايد که همه اندازه‌گیری‌ها اعم از آجال و غیره همه در ظرفی و عالمی خاص مکتوب است. اما چگونگی آن عالم و چگونگی این نوشتن فراتر از درک عقل ماست. در این مرحله مسأله کتاب مطرح مي‌شود (لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ‏ مُبين‏؛۸ هیچ تر و خشکی نیست مگر این‌که در کتابی روشن است).

همچنين این تقدیرات و اندازه‌گیری‌ها با اختیار خداوند صورت گرفته و خداوند در این امر مجبور نبوده است. از این‌رو در این مرحله مسأله مشيت مطرح مي‌شود. بدین معنا که هر امری که واقع می‌شود خداوند خواسته است وگرنه انجام نمی‌گرفت. قبول اين نکته اندکی مشکل‌تر از پذیرش اذن الهی است. مرحله اذن همين است که خداوند مانعی برای انجام فعل ایجاد نمی‌کند. اما در مرحله مشیت علاوه بر اين‌که اذن الهی وجود دارد خداوند مي‌خواهد که فعل انجام گيرد. پس از آن، مرحله اراده است و بالاخره وقتی خداوند اراده کرد جزء اخیر علت تامه فراهم می‌شود و کار حتمی شده، بر قضای الهی منطبق مي‌گردد (إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ؛۹ و چون به كارى حکم کند، فقط مى‏گويد: موجود باش! پس فوراً موجود مى‏شود). قضا به معنای گذراندن و کار را تمام کردن و رساندن کار به جزء اخير علت تامه است. بنابراین با فراهم شدن همه زمینه‌ها مرحله قضاي الهي فرامی‌رسد. همه آنچه که در این عالم وجود دارد مشمول قضای الهی هستند و همه، این مراحل را گذرانده‌اند.

بین این مفاهیم رابطه‌ای منطقي وجود دارد و تقدم و تأخر بین آن‌ها تقدم و تأخر رتبي است. البته همه ما مي‌دانيم که خدا نمي‌نشيند ابتدا فکر کند و بسنجد و بعد نقشه بکشد. اين مراحل و مراتب، مراتبي است که عقل براي کار در نظر مي‌گيرد. خدا زمان ندارد و احتياج به فکر کردن هم ندارد. اين‌گونه نیست که ابتدا نسبت به چیزی اراده ندارد و بعد اراده در او پدید می‌آيد (لَمْ تَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالا)۱۰. اما عقل ما براي فهم، راهی جز اين ندارد. ما بايد به حسب اين مراتب عقلي، کار خدا را درک کنيم وگرنه چيزي نمي‌فهميم و نمي‌توانيم نسبتي به خدا بدهيم. ولی هر اندازه که معرفت‌مان بيشتر شود تفاوت کار خدا را با کار خودمان بهتر درک می‌کنیم. بسياري از ما گمان مي‌کنيم که خدا مانند ما ابتدا چيزي به ذهنش مي‌آيد و اگر از آن خوشش بیاید به آن ميل پيدا مي‌کند و آن را اراده مي‌کند. گاهي گمان می‌کنیم که ما در اراده خدا اثر مي‌گذاريم و با اصرار خود اراده او را تغییر می‌دهیم! اما باید اين حقیقت را درک کنیم که اين‌ها نقاشي‌هاي ذهني و به تعبیر دیگر مراتب عقلي است وگرنه در عالم واقع خدا احتياجي به گذر زمان و پدید آمدن حالات مختلف ندارد.

 

مراحل رسیدن به مقام رضا

اکنون با توجه به تعبیری که در روایت معراج آمده (الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ) این سؤال مطرح مي‌شود که واقعا خدا چه چيزهايي را قسمت کرده که باید بدان راضی بود؟ ما برای درک این حقیقت باید از دو جهت سير تدريجي داشته باشيم؛ از يک طرف باید مراحلی را که در روایات برای افعال الهی ذکر شده درک کنیم و بپذیریم. بدین معنا که بدانیم خداوند به تمام آنچه در هستی هست و پدید می‌آید علم دارد، اجازه داده که در ملک او واقع شوند، خواست و اراده او بدان‌ها تعلق گرفته است، و مشمول تقدير و قضای او هستند. هر قدر معرفت انسان بيشتر شود بهتر مي‌تواند این حقیقت را باور کند. البته نباید فراموش کرد که کنه و عمق مطلب را به اين آساني نمي‌توانيم بفهميم تا چه رسد به اين‌که به خوبی باور کنيم و عمل‌مان را بر طبق آن تنظیم کنیم. باید ابتدا از لایه‌های سطحي شروع کرد و رفته‌رفته با دقت و ممارست و طلب یاری از خداوند و توسل به اولیای او به لايه‌هاي زيرين مطلب برسيم. البته هر کجا که دیدیم عقل ما از درک آن ناتوان است بايد توقف کنيم و بگوييم هر چه خدا و پيغمبر فرموده‌اند درست است.

از طرف دیگر براي درک عینی قسمت الهی و رضایت به آن، و پیاده کردن آن به صورت عملی در زندگی باید ابتدا از حوادثی شروع کنیم که خودمان هيچ اختياري در پدید آمدن آن‌ها نداريم و تلاش کنیم از وقوع آن‌ها راضی باشیم و بعد به تدريج این رضایت را به امور دیگر سرايت دهيم و مراتب توحید افعالی را بشناسیم و باور کنیم. اما چگونه می‌توان از حوادثی راضی بود که اراده ما در آن‌ها دخیل نیست و حوادثی تلخ و دردناک هستند مانند زلزله شدیدی که گاه هزاران نفر را هلاک یا آواره می‌کند؟ گاه در این حوادث ما نیز متضرر می‌شویم و گاه ضرر آن‌ها متوجه ديگران می‌شود و ما شاهد سختی و رنج آن‌ها هستیم و از این بابت غصه مي‌خوريم. به راستی وظیفه ما در این هنگامه‌ها چیست؟

 

ابعاد حوادث دنیا

نکته‌ای که به عنوان مقدمه بايد بدان توجه داشته باشيم تا این مسأله برايمان حل شود اين است که حوادث حيثيت‌هاي مختلفی دارند و انسان به گونه‌ای خلق شده است که می‌تواند از يک حادثه خاص، از يک جهت راضي و از جهتی دیگر ناراضي باشد. بیماری که باید عضوی از بدن او را جراحی کنند، از آن جهت که اين کار موجب بازگشت سلامتي به او مي‌شود بدان راضی است، اما در عين حال به خاطر دردناک بودن، زمان‌بر بودن، و مخارج آن برای او ناراحت‌کننده است. با این‌که این یک حادثه است اما انسان در برابر آن دو واکنش و دو انفعال دارد. حوادث ناگواری که اتفاق می‌افتند از اين جهت که موجب مي‌شوند انسان‌هايي بي‌گناه دچار سختي‌ها و گرفتاري‌‌هايي شوند رنج‌آورند. انسان باید بسیار بی‌عاطفه باشد که جراحت و آوارگی کودکان معصوم را ببینند و بی‌اعتنا از کنار آن بگذرد. اما جهت دیگر این حوادث آن است که اين تلخي‌‌ها همراه با شيريني‌هاي فراوانی هستند. مصیبت‌ها و مشکلات دنیا هر چند سخت باشند موقت و محدود به چند روز یا چند سال هستند و خداوند به کسانی که به چنین مصائبی دچار می‌شوند پاداش‌‌هاي بسیاری خواهد داد که تا ابد ادامه دارد. در روايات آمده است کساني که در اين دنيا به مصيبت‌ها گرفتار می‌شوند هنگامی که ثواب‌هاي آخرتی آن مصائب را مي‌بينند آرزو مي‌کنند ‌اي کاش همه عمر با مصيبت دست به گریبان بودند. با این نگاه و این ایمان ممکن است انسان در حادثه‌ای حتی اشک بریزد اما در عین حال به خاطر ثواب‌های آخرتی خشنود باشد. البته انسان‌هایی که دلشان از عشق خداوند لبریز است همه حوادث را به خاطر این‌که از دوست می‌رسد خوش می‌دارند.

 

نظام احسن؛ تابلوی زیبایی با رنگ‌های گوناگون

نکته دیگری که از آموزه‌هاي اسلام استفاده می‌شود و با براهين عقلي هم قابل تبيين است اين است که مجموع اين عالم با همه عظمت و کثرت‌ و تنوع موجودات آن، همچون تابلوي بزرگ واحدي است که از ترکیب رنگ‌های مختلف شکل گرفته است. زيبايي اين تابلو به داشتن رنگ‌های گوناگون است. سخت‌ترين و ناگوارترین حادثه‌ای که ما در عالم سراغ داريم داستان کربلاست. اما همين حادثه را در مجموع که نگاه کنیم می‌بینیم منشأ خیرات و برکات فراوانی شده است. هنگامی که از جهت عاطفی به این حادثه می‌نگریم اشک انسان جاري مي‌شود اما در همان حال با نگاه به آثار و برکات آن مي‌گوييم: «اللَّهُمَّ لَكَ‏ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ‏ عَلَى مُصَابِهِم‏؛۱۱ بار خدايا! تو را ستايش مى‏كنيم ستايش سپاس‏گزاران بر مصيبت‌های آنان.» اين دو نگاه قابل جمع هستند.

ما گمان مي‌کنيم انسان از یک حادثه یا راضی است یا ناراضی. اما حقیقت این است که روح انسان لايه‌هاي مختلفی دارد و می‌تواند در يک لايه خوشحال و در لايه‌ای دیگر غمگين باشد. ممکن است انسان اشک بریزد اما از اشک‌ريختن لذت هم ببرد. پس حوادث تلخ دنیا می‌تواند با نگاهی واقع‌بينانه، حق‌بينانه و زيباشناسانه به خاطر ارتباطي که با ساير پديده‌ها دارند و در مجموع يک تابلو بسيار زيبايي را خلق مي‌کنند زيبا و خير باشند، به گونه‌ای که از آن زيباتر امکان ندارد. به تعبیر اهل معقول، عالم هستی نظام احسن است. بدین معنا که اگر مجموع عالم و روابطي را که اجزای آن با همديگر دارند در نظر بگیریم تابلوی زیبایی را خواهیم دید که زيباتر از آن امکان ندارد. پس صرف‌نظر از پاداش‌هاي اخروي هم می‌توان دنیا را زیبا دید و بدان راضي بود. اين نقص ماست که فقط عيب‌ها را مي‌بينيم و تنها به رنگ‌های تیره این تابلو نگاه می‌کنیم. رنگ‌های تیره این تابلو را بايد همراه سایر رنگ‌های آن دید تا زیبایی آن را درک کرد.

در روايات آمده است که پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله در هیچ حادثه‌ای نفرمود: ای کاش طور دیگری اتفاق می‌افتاد.۱۲چراکه او اين نگرش را داشت و مي‌ديد که هر چيزي سر جاي خودش واقع شده است. البته چنانچه گفتیم روح انسان لایه‌های گوناگونی دارد و توجه به جهتی خاص از یک حادثه ممکن است باعث دلسوزی و اشک ریختن او شود. ازاین‌رو می‌بینیم پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در وفات فرزندشان حضرت ابراهيم گريه می‌کنند و وقتی از ایشان در این باره سؤال می‌شود می‌فرماید: دل مي‌سوزد و اشک جاري مي‌شود اما چيزي نمي‌گويم که خدا ناراضي باشد.۱۳ انسان همان‌گونه که از گرسنگي، درد جسمی و … رنج مي‌برد، از درد عاطفی‌ هم رنج مي‌برد. اما در عین حال می‌تواند راضي هم باشد و نگرانی نداشته باشد. پس بدین جهت که حوادث حيثيت‌های گوناگونی دارند نگاه ما بايد نگاهی کل‌نگر نسبت به عالم باشد و دست خدا را در همه جا ببينيم تا نسبت به نظام هستي حالت رضا داشته باشيم.

وصلی‌الله‌علي‌محمدوآله‌‌الطاهرين.

۱۵۸۰-گارگاه پانزدهم تربیت نفس – اخلاق جمع مدار+ محبت حقیقی تفرقه سوز

۱۱تیر

۱۵۵۵-کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

۲۶اردیبهشت

کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

از تاریخ ۹۶/۲/۲۶ لغایت ۹۶/۴/۷

حقاً، برحق، ناحق، به‌حق، به‌ناحق، ذی‌حق، ذوحق، حق‌شناسی، حق‌پو، حق‌یابی، حق‌دار، حق‌پناه، حق‌بین، حق‌دوست، حق‌اندیش، حق‌به‌جانب، حق‌پوشی؛ حق‌تعالی، حق‌جویی، حق‌شکنی، حق‌کشی، حق‌گویی، حق‌گزاری، حق‌گستر، حق‌ناشناسی، حق‌نیوش، حقیقت‌بین، حقیقت‌شناس، حقیقت‌یاب، حقیقت‌طلب، حقوق‌بگیر، آل حق، اهل حق، حجةالحق،حصحص‌الحق، ظهیرالحق، ظل حق، عبدالحق، لسان‌الحق، مختار حق، مرغ حق، ناصرالحق، ناصر للحق، نامحق، نامستحق

حق، مصدر و به معناى وجوب و ثبوت است و البته، معمولا به معناى وصفى يعنى واجب و ثابت‏به كار مى‏رود. هنگامى كه مى‏گوييم: «حق الامر» يعنى آن امر واجب و ثابت‏شد و هنگامى كه مى‏گوييم: «حق لك و يحق لك و حق عليك ان تفعله‏»، يعنى انجام آن فعل بر تو واجب گرديد. (۱)
طبرسى مى‏گويد: «الحق وقوع الشي‏ء في موضعه الذي هو له، فاذا اعتقد شي‏ء بضرورة او حجة فهو حق; لانه وقع موقعه الذي هو له و عكسه الباطل‏» (۲) ;حق عبارت است از وقوع شيى‏ء در جايگاه خودش. هرگاه به سبب هدايت‏يا برهان، اعتقاد به چيزى پيدا شود، حق است ;چرا كه در جايگاه خود واقع شده و ضدآن، باطل است.
مرحوم خواجه طوسى در ذيل كلامى از شيخ الرئيس درباره حق، مى‏فرمايد: «الحق‏هيهنا اسم فاعل في صيغة المصدر كالعدل والمراد به ذو الحقيقة وهوبمعنى المصدر يدل بالاشتراك على معان‏» (۳) ; حق در اين جا ما نند عدل اسم فاعل در صيغه مصدر است و مقصود از آن، صاحب حقيقت است و به اشتراك (لفظى) بر چند معنى دلالت دارد.
پس در اين كه معناى اصلى حق، ثبوت است، گفتگويى نيست و اما اين كه خواجه آن را مشترك لفظى مى‏داند، مربوط است‏ به معناى اصطلاحى

۱۰۵۵۲- کارگاه سیزدهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیت های منطقی با حضور عقل سلیم + محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری

۱۴فروردین

۱۰۵۰۰– کارگاه تربیت نفس جلسه دوازدهم خود خواهی نزولی+ محبت به فقر کهنه، خود خواهی

۳۰بهمن

۱۰۴۱۷- کارگاه تربیت نفس جلسه یازدهم زهد نسبت به دنیا+ محبت زاهدانه چیست؟

۲۱دی

کارگاه تربیت نفس: از تاریخ ۹۵/۷/۲۹ الی۹۵/۹/۱۱

امام علی علیه السلام :

اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛

زشت ترین راستگویى، تعریف انسان از خودش مى باشد.۱۰۷۰-گارکاه نهم تربیت نفس+ محبت به خود ستایی

غررالحكم: ج۲، ص۳۸۸، ح۲۹۴۲

۹۸۰-کارگاه هشتم تربیت نفس پیرامون قبض و بسط نفس آدمی+ محبت بسطی و قبضی

۱۶ شهریور

۸۸۰- کارگاه هفتم تربیت نفس آنچه خداوند بخواهد+ محبت به آنچه پیش آمده، پیش خواهد آمد

۰۲ مرداد

کارگاه    از ۵//۵/۹۵ الی ۱۵/۶/۹۵

بَکير بن اَعيَن نيز مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: علم و مشيت خداوند با هم فرق دارند يا يک چيزند؟ حضرت فرمودند: اَلعِلمُ لَيسَ هُوَ المَشيئَةُ اَلا تَري اِنَّکَ تَقول: سَأَفعَلُ کَذا اِن شاء‌َاللهُ وَ لا تَقولُ سَأَفعَلَ کَذا اِن عِلمَ اللهُ …”[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (علم غير از مشيّت است. مگر نمي‌بيني که خودت مي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بخواهد و نمي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بداند. پس اينکه مي‌گويي اگر خداوند بخواهد، دليل اين است که خداوند نخواسته و چون خواست آنچه را خواست به گونه‌اي که خواسته واقع شود، پس علم خداوند پيش از مشيّت اوست.

عاصم بن حُمَيد مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: آيا خداوند هميشه مُريد (اراده‌کننده) است؟ حضرت فرمودند: اِنَّ المُريدَ لايَکونُ اِلاّ لِمُرادٍ مَعَهُ لَم يَزَل عالِماً قادِراً ثمَّ اَرادَ[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (مريد نيست مگر با بودن مراد (اراده‌شده با او، خداوند هميشه عالم و قادر است و سپس اراده کرده است.

دوره کارگاه اول تربیت نفس از قرآن و احادیث اهل البیت علیهم السلام:

«آغاز تمرین تربیت نفس از کلمه قصار ۱۷۸نهج البلاغه»

۱۰/۸/۹۴لغایت ۲۰/۹/۹۴ 

امام على علیه السلام: اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۸)

۱۶۰–  دروه کارگاه  دوم تربیت نفس را با حدیث حضرت امام هشتم علیه السلام آغاز می کنیم تا حکمت ۱۷۸نهج البلاغه رابچشیم.

شروع ثبت نام:۲۰/۹/۹۴لغایت۳۰/۱۰/۹۴

ويژگيهاى دهگانه عاقل از حضرت امام الرضا علیه السلام

دوره دوم ۴۰ روز جدید تربیت نفس از حدیث امام هشتم علیه آلاف التحیه و الثناء

لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهرهالفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوهو الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ـ از او اميد خير باشد.+بیش از ۵۰ درصد موفق بودم الحمدلله
۲ـ از بدى او در امان باشند.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغقرالله
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.+بیش از ۶۰درصد موفق بودم الحمدلله
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.+بیش از ۹۰درصد موفق بودم الحمدلله
۷ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۸ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغفرالله
۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استعفرالله

۳۱۹-آغاز دروده سوم با حدیث تکبر درمانی امام هفتم علیه السلام:

 

۲۰۶۰-آنچه از فساد جنسی و حرمسرای مسود رجوی نمی دانید+ محبت مجازی نشان بطلان عقیده

۱۰ تیر

نچه از فساد جنسی و حرمسرای مسود رجوی نمی دانید / ماجرای روابط نامشروع مسعود رجوی و مریم عضدانلو در آخرین اخبار, جالب و خواندنی ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۳ نظر ۳۲,۶۶۸ بازدید موسسه راهبردی دیده بان نوشت: بازخوانی اسناد تاریخی در سالهای که پیش روی داریم می تواند اقدام جالبی در مواجه با تحریف ساختاری تاریخ ایران، که توسط شبکه های ماهواره ای و گروه های معارض بصورت جدی پیگیری می شود،باشد. مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی نشریه رویدادها و تحلیل که از ماه های آغازین انقلاب اسلامی تواست برخی فعالان و روزنامه نگاران عرصه رسانه ای آن ایام بصورت مستمر منتشر می گردید،از جمله اسنادی تاریخی است که علاوه بر اینکه تاکنون هیچ یک از نهادها و رسانه های داخلی اقدامی در جهت انتشار محتوای آن نکرده اند،مطالب ناب و تحلیل های دقیقی از روزهای سخت انقلاب در مواجهه با گروهک ها و جریان های سیاسی دارد. متن ذیل به بخش رصد اخبار اروپایی نشریه رویدادها و تحلیل اشاره دارد که توجه مخاطبان را به آن جلب می کنیم: مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی ارتباط نامشروع رجوی فیروزه بنی‌صدر همسر سابق مسعود رجوی طی مصاحبه‌ای اعلام داشت که یکی از علت‌های اصلی جدایی او از رجوی ارتباط نامشروع و مستمر رجوی با مریم عضدانلو و برخی دیگر از زنان و دختران سازمان بوده است. او ضمناً اظهار داشت که هرگاه یکی از افراد سازمان در ایران اعدام می‌گردید، رجوی برای شخص معدوم وصیت‌نامه تنظیم می‌کرد و در این وصیت‌نامه‌های ساختگی که در نشریه منافقین به چاپ می‌رسد حمایت از رجوی مضمون اصلی را تشکیل می‌داد. رویدادها و تحلیل‌ها – ش ۸ – خرداد ۶۴ – ص ۲۶ گفتنی است مترجم شخصی رجوی بعنوان یکی از نزدیک ترین افراد به وی در کتابی که به زبان انگلیسی منتشر شده است عنوان می کند که مریم رجوی پیش از اعلام رسمی ازدواجش با مسعود طی روابط نامشروعش در فرانسه باردار می شود و توسط یکی از برادران رجوی به صورت مخفیانه به لندن سفر کرده و سقط جنین می نماید که صحه ای دیگر بر این مطلب تاریخی است. خلع سلاح منافقین توسط دموکرات ها بنا به گزارشات موثق، اخیراً پایگاهی جهت اقدامات خرابکارانه و تروریستی بوسیله ی عراق در اختیارمنافقین قرار گرفته است. تقریباً بعد از جدایی منافقین و حزب دمکرات به مقدار زیادی بر حجم کمک های عراق به منافقین در خاک عراق افزوده گشته و علاوه بر پایگاهی که قبلاً رژیم بعثی عراق در اختیار منافقین گذاشته بود پایگاه دیگری نیز بتازگی در دسترس آنها قرار گرفته است. به استناد خبر های رسیده هر چند هم اینک منافقین اقدامات خصمانه علیه جمهوری اسلامی در منطقه کردستان ایران نداشته و تنها گاهی به صورت پراکنده دست به اقدامات انفجاری و تروریستی می زنند لیکن همواره در خارج کشور اینگونه می نمایانند که تنها گروه فعال در منطقه می باشند. مثلاً چندی قبل این گروه با نمایش فیلم هایی از مداوای بیماران کرد که عمدتاً در روستاهای کردستان عراق فیلم برداری شده بو، در صدد بهره برداریهای تبلیغاتی بنفع خود بود. بنا بر این با کاهش یافتن حرکات و فعالیت های منافقین در داخل کردستان ایران بر فعالیت های برون مرزی و حفاظت از مرزهای عراق توسط این گروهک افزوده شده است. منافقین که اینک سعی می کنند کمتر در مناطق کرد نشین ایران رفت و آمد داشته و فعالیت نماید بتازگی در یک حرکت برق آسا توسط عناصر مسلح حزب دمکرات خلع سلاح شده و اردوگاه نزدیک مرز آنان به محاصره دمکراتها در آمده است. در پی این جریان تاکنون هیچگونه عکس العمل و واکنشی از جانب منافقین دیده نشده است. نشریه ۱۴- احزاب و گروهها – ص ۲۸ منبع : رجا نیوز از افشاگری های خانم بتول سلطانی مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی عضو سابق شورای رهبری در مقطع سالهای ۷۹ تا ۸۵ بارها خانم هائی چه از خانم های جدا شده و چه انجمنهای زنان حامی حقوق زنان و چه شخصیت ها و حتی مردم از من بصورت خصوصی یا ارسال ایمیل خواسته اند تا به موضوع حرمسرای رجوی و ظلم و ستمی که بخصوص از زاویه آنچه از عواطف و احساسات بر زنان سطوح بالا و همینطور خیانت به مردان گذشته است و به اصطلاح صندوق خانه مریم رجوی هست بگویم من البته که برایم بعد از جدا شدن از تشکیلات این سازمان همواره سخت بوده که به این زوایای تاریک بپردازم علت آن ریشه مذهبی خانوادگی خودم و همینطور مدت بیست سال اسیر اندیشه های فرقه گرایانه از نوع غارهای تشکیلات سازمان مجاهدین رجوی باعث شده است که هر بار از این بحث بگریزم. ببینید در تشکیلات سازمان مجاهدین رجوی بعد ازگذشتن هر زن از انقلاب ایدئولوژیک یا “بند الف” که اسم سازمانی همان طلاق گرفتن تشکیلاتی زن از شوهرش به خواست رجوی بود بعد از این طلاق یک مرحله دیگر برای هر زن بود به نام بند ب که در واقع بند پیوند با رهبری رجوی است. در این بند برای مردان این به این معنی است که از همسران خود گذشته علاوه بر طلاق آن ها را همسر رجوی هم بدانند، و حرام که در ذهن به آنها نزدیک بشوند و از طرف دیگر تمام زنهای سازمان را همه مال رجوی بدانند. اما در مورد زن ها به گونه ای دیگر و خیلی عمیق تر مطرح می شود و رجوی می گوید شاخص را مریم بگیرید و همچون او رفتار کنید یعنی این وسط شاید شما هم بسیار شنیده بودید که مرتب می گفت مریم همچون خودش و از اینجا به بعد سر و کار ما زنها با مریم رجوی بود و این وسط مریم واسطه ارتباط ما می شد با رجوی و نزدیک کردن ما به رجوی. می توانم ازبین مردان کسانی را نام ببرم که در برابر دروغی بنام “انقلاب مریم” ایستادند از جمله “فرمانده افشار” آقای هادی افشار با نام مستعار سعید جمالی و یا فرمانده فتح الله یعنی مهدی افتخاری که رجوی به او چه کرد از تحقیر گرفته تا لجن مال کردن او که حتما در یک فرصتی من از زاویه خودم زندگی و سرگذشت آنها را که چگونه در تشکیلات رجوی همچون خیلی های دیگر بدست مریم و مسعود رجوی تباه شد خواهم نوشت و البته خیلی ها هم نوشته اند و در سایتها هست از تمام اینها غم انگیز تر همین مهدی افتخاری بود که بعلت اینکه او نتوانست خود را برهاند حتی از جسد او هم تشکیلات سوء استفاده کرد و در آخرین سالهای عمرش سعی کردند که او را شهید کنند برای خودشان. یا آقای علینقی حدادی “فرمانده کمال” که حتی رجوی اجازه نداد در قبرستان بچه های مجاهد خاک بشود و او را در قبرستان متروکه ای در کنار قرارگاه بدیع زادگان یعنی همانجائی که با سیانورش توسط مهوش سپهری “نسرین” کشته شد مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی حتی اگر دقت کرده باشید در این مرحله رجوی کلا تمامی مردها را کنار گذاشت و در تبلیغات خودش گفت شورای رهبری تماما از زنان و صفی تا تهران. و از آن مقطع تمامی مردان را خلع رده کرد و به اصطلاح هژمونی را به زنها داد یعنی مردها در هر سطحی تحت مسئول زنها شدند و گفت که هیچی مردی نباید تحت مسئول زن داشته باشد و این مرز سرخ بود می گفت ذهنش به روی او نباید باز شود چونکه همه زنان تحت تملک رجوی بودند. من در همان اوایل حتی فکر نمی کردم که مریم خودش حتی روسری اش را هم جلو رجوی بردارد و آن انقلاب را فقط در حد ایدئولوژیک می دیدم و نه برقراری ارتباط جنسی اما بعد دیدم که بطور واقعی جلسه عقد با مسعود رجوی گذاشته شد. که هر کدام از این وقایع برایم مثل یک شوک بود. بهرحال من این قسمت را تو ضیح داده ام قبلا که جلسه عقد برگزار می شد و خانم ها تک به تک بایستی بله می گفتند و مصاحبه اش هست در همین سایت زنان اما بعد دیدم که مسئله حتی به عقد هم ختم نشد و بعد از آن ریل استثمار جنسی ما زنان ادامه یافت و مریم در این میان نقش تعیین کننده داشت. مریم که خودش همسر سوم و دست نشانده رجوی بود، برای ما یک سلسله نشستهای طولانی می گذاشت و می گفت شماها در واقع از همه نظر بعنوان زن مسعود هستید، جنس رابطه و ذوب تو در رهبری خیلی فرق می کند با جنس و ذوب شدن در رهبری با مردها، بخاطر همین وقتی مریم از بحث ها می گذشت و اعضا را به اصطلاح توجیه می کرد، خیلی تیز و صریح به ما می گفت که شماها از این پس در حکم زن های مسعود هستید و مسعود شوهر شما است. در زمستان سال ۱۹۹۸ در جلسه ای که مریم رجوی آن را برگزار کرد دعوت شدیم و به ما گفتند که باید استحمام کنید تا کاملا تمیز باشید و باید همه لباس ها و روسری های شما جدید و تمیز باشد چرا که این جلسه، «حوض» شورای رهبری است و باید در آن حوض «رقص رهایی» اجرا کرد!! حالت عجیبی به من دست داد و ترس و دلهره و فشار روانی داشتم به طوری که کنترل خودم را از دست دادم و از خودم سوال می کردم منظور از «رقص رهایی» چیست؟! حس کنجکاوی نسبت به این موضوع پیدا کردم و تلاش می کردم تا واکنش مسئول آن موقع خودم خانم «فائزه محبت کار» فرمانده مقر چهارم پایگاه اشرف را ببینم. بالاخره زمان موعود فرا رسید. من به همراه تعداد زیادی از اعضای زن شورای رهبری در مقر فرمانده و رهبر کل آن زمان مسعود رجوی در پایگاه «بدیع زادگان» در منطقه ابوغریب بغداد حاضر شدیم. بعد از یک ساعت انتظار یکی از کارمندان دفتر فرماندهی کل که مسئول امور اداری و خدماتی مسعود و مریم رجوی بود نزد ما آمد و یک بسته ای حاوی حوله و لوازم حمام و آرایش بین حاضران توزیع شد و گفت هرکس از شما که بدون حمام رفتن و عطر زدن به اینجا حاضر شده باید استحمام کند و عطر بزند و در نهایت پاکیزگی باشد. من با خودم سوال می کردم که هدف از این کارها چیست؟! آیا مسعود می خواهد ما را عریان ببیند؟! چرا این همه بر استحمام فوری و خصوصا در این مکان یعنی در مقر مسعود و مریم رجوی اصرار می ورزند؟! با خودم کلنجار می رفتم و سعی می کردم خودم را به این نکته قانع کنم که این خواسته آن ها صرفا برای آزمایش میزان سرسپردگی ما به رهبری است. بعد از اینکه همه آماده شدند به ما دستور دادند که وارد سالن «ایکس» شویم. ملافه های سفیدی بر روی فرش پهن شده بود. همه سالن پوشیده از رنگ سفید بود. دو مبل سفید رنگ هم در وسط سالن قرار داده بودند که رو به روی آن میزی بود که بر روی آن قرآن و آینه و شمع های روشن و صندوق کوچکی که بعدا فهمیدیم داخل آن گردنبندهای طلا وجود داشت و همچنین یک کیک چند طبقه و بزرگ قرار داشت. بعد از چند دقیقه هیاهویی به پا شد و مسعود و مریم رجوی وارد آن سالن شدند و مسعود لباس راحتی و در واقع لباس خانگی خود را به تن داشت و جوراب به پایش نکرده بود و مریم بی حجاب و با موی آراسته حاضر شد . مسعود بر روی مبل نشست و مریم هم در مبل دیگر و در کنار او نشست. سپس بلند شد و پشت سر مسعود ایستاد. یکی از خانم ها به او گفت چرا نمی نشینی؟! مریم با لبخند گفت: «من این مبل را برای شما و همسران دیگر مسعود خالی گذاشتم!» من از این عبارت «همسران دیگر مسعود» شوکه شدم! و از اینکه زنان عضو شورای رهبری کشف حجاب کرده اند غافلگیر شدم. مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی در آن لحظات قلبم به شدت می تپید و نمی دانستم که نقشه دقیقا چه بود؟! و مراحل بعدی آن چیست؟ فکر می کردم که قرار است میزان سرسپردگی ما به رهبرمان و میزان تعهد ما به عهدی که با او بستیم و اعلام آمادگی ما برای ازدواج با او مورد محک قرار بگیرد. سپس در یک نقشه احتمالا از پیش تعیین شده مسعود از مریم پرسید: “مریم اینها چه می خواهند؟! و چرا آن ها را به اینجا آورده ای؟” مریم رجوی پاسخ داد: «به اینجا آمده اند تا مراسم ازدواج بین خود و آن ها را برایشان اجرا کنی … مگر نگفتم که هر زنی باید راه مرا در پیش بگیرد؟! … من بارها و بارها گفتم که همه زنان مجاهد خلق همسران تو هستند و این مساله ای جدی و واقعی است و یک شعار نیست» سپس مریم به ما گفت: «هریک از شما باید به تنهایی بر روی این مبل و در کنار مسعود بنشینید تا مسعود خطبه عقد را بر شما بخواند و هر یک از شما باید رضایت و موافقت خود را با ازدواج با مسعود اعلام کنید.» بعد از اینکه مسعود رجوی دوباره خطبه عقد را گفت بخوانیم و صندوق کوچک روی میز گردنبند طلا بیرون آورد و آن را بر گردن هر یک از ما می بست و بعد از آن ما را در آغوش می گرفت و می بوسید. در اینجا بود که مریم رجوی به ما گفت: «شما از این به بعد همسران مسعود هستید» ناگهان با اشاره شهرزاد صدر، یکی از آهنگهای تند از مرتضوی و بعدی از منصور تو عزیز دلمی………. و معین پخش شد بعد و در برابر چشمان حیرانم متوجه شدم که زنانی با سطح بالاتر از ما که می دانستیم قبلا شورای رهبری شده بودند بصورتی عریان بر روی ملافه سفید رنگ که به همین منظور آماده شده بود آمده و در حال در آوردن لباس‌هایشان هستند و روبروی مسعود رفته و عاشقانه برای او می خوانند که امشب می خوام مست بشم……..عاشق یکدست بشم ……… یا …… و بعد با مسعود بوسه رد و بدل می کردند و یا مسعود به بدن لخت آنها دست می گذاشت و اینجا بود که مسعود گفت: «این همان رقص رهایی است»!! سپس با صدای بلند به ما گفت: «شما برای من همچون زنان پیغمبرید یعنی ازدواج شما با فردی دیگر حرام است» سپس آیه ۳۲ سوره احزاب قرآن کریم را قرائت کرد: ««یا نساء النبی لستن کأحد من النساء إن اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض وقلن قولا معروفا». “ای همسران پیامبر، شما اگر تقوا پیشه کنید مانند دیگر زنان (عادی) نیستید، پس با گفتارتان ناز و عشوه مریزید تا کسی که در دل او مرض (فسق و فجور) است (در شما) طمع ورزد، و گفتاری نیکو (و دور از تحریک و ریبه) بگویید.” اینجا بود که مریم رجوی دیگر زنان را تشویق می کرد تا لباس های خود را از تن بیرون کنند و در مقابل همسرش مسعود عریان و لخت برقصند!! و گفت: «چرا شما خودتان را برای مسعود نمی کشید و باهم رقابت نمی کنید و از او نمی خواهید تا به شما اجازه بدهد به تنهایی وارد اتاق خواب او بشوید و با مسعود تنها و همبستر شوید؟!» مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی در این بین متوجه شدم که مریم و چند نفر دیگر از جمله گیتی گیوه چی و فائزه محبت کار به دقت بقیه را زیر نظر داشته و تعدادی از اعضای ارشد مشغول صحبت و متقاعد کردن نفراتی بودند که در آوردن لباس تعلل داشتند. مثلا در صحنه ای چند نفر از زنان ارشد و شکنجه گر که ول کن شورای رهبری نبودند بنام فائزه محبت کار، گیتی گیوه چی، و معصومه ملک محمدی اطراف مینو فتحعلی را که بعدها کشته شد گرفته بودند و با او کار توضیحی می کردند و بعد شخص مریم هم به این جمع اضافه شد و من آمدم نزد آنها که ببینم چه خبر است دیدم مریم داشت به مینو می گفت باید که شیرجه بزنی و لباس شرک و ریا را بکنی بعد دیدم گیتی به من گفت که بتول تو برو الان مینو هم می آید برو که تو از دست ندهی اینها همه ارزشهای خمینی است که داره از مینو کنده می شود و یگانه می شود. گاهی مسعود جدی می شد و می گفت لباس‌های شرک و جاهلیت را در آورید و این حوض شما است که بایستی در آن شیرجه بزنید و اینجا یگانه شوید تا در تمام صحنه‌های رزم، کار و مسئولیت مثل کوه استوار باشید و اینکه آیا من با شما زنها پیروز می شوم؟ و گاهی مسعود شوخ می شد ومی خندید در حالیکه یکی از زنان در آغوش او بود و از او لب می گرفت می گفت که بقیه بروید دیگه مقرهایتان و چراغها را خاموش کنید، ما دوتا می خواهیم بخوابیم، یا اینکه ما می خواهیم بچه دار شویم به این ترتیب یک حس و عاطفه خفته که شاید در ما زنها بعد از سالها بدون همسر و بدون دوست داشتن کسی و بدون عشق که در تشکیلات سرکوب شد بود بیدار شد و مریم ما را وادار می کرد که به مسعود نثار کنیم و اینجا صحنه هائی بود که دیگر فیلم بازی های مسعود جائی نداشت و کاملا برجسته مسعود حال می کرد و گاهی حتی شروع به مدیحه سرائی برای مریم همه می کرد که چه عشق لایزالی به او دارد و می گفت که تنها زنی است که عاری از حسادت است چرا که شوهرش را با تمامی زنان دیگر قسمت کرده است و مریم می گفت که “من عاشق ترین هستم” مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی حتی ما را تشویق می کرد که شاهد عشق ورزیدن سایر زنها به مسعود باشیم و او را فقط برای خودمان نخواهیم، خود رجوی همان زمان به شیدا طاهری که مسئول زنان بسیار کم سن و سال نظیر حتی دختر خود مریم بود گفت که هنر تو این است که بقیه خواهرانت را در این حوض (برنامه سکس) بیاوری اهلش هستی یا حسادت می کنی و من که مو بر تنم از این صحبت راست شده بود حیران به لبان شیدا مانده بودم چرا که یاد دخترکانی می افتادم که سنشان فقط ۱۵ سال بود و بعد شیدا که برده وار می گفت قول می دهم…. با شاخص خواهر مریم این ضیافت و مهمانی آخرین نبود و بعد همینطور نوبه ای هر ماه یا هر دوماه یکبار این جلسات تا قبل از سرنگونی صدام ادامه داشت. سپس زنان به صف ایستادند و هر یک از آن ها ثبت نام شدند تا به صورت نوبتی و در یک شب با مسعود همبستر شوند یکی از زنان بالای عضو شورای رهبری سازمان به شکل خصوصی و سری به من گفت که با چشمان خود دیده که مسعود رجوی به صورت دستجمعی در پایگاه اشرف با زنان عضو شورای رهبری و اعضای دفتر خود رابطه جنسی برقرار کرد. و البته که در کنار این ضیافت ها ماکزیمم حفاظت اطلاعات وجود داشت و وجه شکنجه و آزاری که هر کدام از ما بابت حفظ این کثافت کاریها می کشیدیم هم بماند و در این بحث نمی گنجد و چه کسانی که در این میان خونشان ریخته شد و همینجا دوست دارم از کسانی همچون مینو فتحعلی و مهری موسوی یاد کنم که بخاطر همین بحث حفاظت اطلاعات حوضهای رهبری(برنامه های مخفیانه سکس) سر به نیست شدند. یا برنامه ای که برای همه ما داشتند و در مقطعی که نیروهای آمریکائی آمده بودند قرار بود که اگر آمریکائی ها بخواهند وارد اشرف بشوند و وارد تشکیلات همگی ما آماده شده بودیم برای خودسوزی جمعی که البته در یک زد و بند خائنانه آنها وارد مقرها و تشکیلات ما نشدند و فقط به حفاظت از بیرون بسنده کردند و مقری به فاصله تقریبا سه کیلومتر از مرکز پادگان اشرف ایجاد کردند که کاملا مستقل از اشرف بود و با سیم خاردار و حفاظت جدا شده بود. برای همین تشکیلات کاملا حفظ شد و هر بلائی که خواست بر سر افراد آورد که شرح یکایک آن در ا ین مقاله نمی گنجد همکاری و آدمفروشی توسط تشکیلات این سازمان برای آمریکائی به حدی بود که حتی بعد از فرار من در حالیکه من به آمریکائی ها گفتم که نمی خواهم سازمان بفهمد که من فرار کرده ام و مگر شما آزادی را نمایندگی نمی کنید پس چطور از یک سازمان که در لیست تروریستی شما هم هست حساب می برید اما آمریکائی ها به مجاهدین خبر دادند که من از مقرشان فرار کرده ام و برای بازگرداندن من به اشرف خواهرمژگانشان که آن موقع سمت مسئول اول داشت و فهیمه اروانی و نفرات رتبه اول با دمپائی برای بازگرداندن من دوان دوان به مقر آمریکائی ها آمدند مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی رجوی عکس خودش را بر روی گردنبندهای طلا حک می کرد و به گردن زنان انتخاب شده می ا نداخت به ما گفته شد که زنان دیگر در لایه های پائین تر متوجه این گردنبندها نشوند ولی بعدا در یک جلسه که رجوی عصبانی بود و رفت روی تابلو نوشت که “مرا نکشید و نفروشید” و گفت که این موضوع گردنبند به لایه بعدی بصورت محفلی انتقال پیدا کرده است و مریم گفت که ما برای اینکه جلوی این فضای محفلی و برای اینکه حساس نشوند روی رابطه زنان حوض رفته شورای رهبری ما به همه شورای رهبری حتی در سطح حوض نرفته یعنی کسانی که تماس جنسی با رجوی نداشته اند و همینطور لایه پائین تر یعنی زنان کاندید شورای رهبری هم از این گردنبند ها هدیه خواهیم داد و بعد از آن باز گیتی داد سخن داد که باید هر گونه درز اطلاعاتی در نطفه خفه شود و پذیرفته نیست سر برود نباید سر سوزنی ا ز این اطلاعات درز پیدا کند. در همین نشست بعنوان بالاترین بخشش توسط رهبری مرگ برای کلیه کسانی که در لایه شورای رهبری خیانت کنند و از اطلاعات رجوی حفاظت نکنند و یا هر مخالفتی با رهبری و تشکیلات ابراز کنند بریده شد و از کلیه نفرات تعهد کتبی گرفته شد، و من که قلبم مثل یک بمب بودم بر علیه سیستم ظالمانه و نوع عجیبی از برده داری که بخصوص طی سالهای ۷۷ به بعد در شورای رهبری شاهدش بودم. تصمیم گرفتم تا رسیدن موقع مناسب همچنان با انطباق صد در صد عمل کنم و این برگه را نه تنها امضاء کردم بلکه اثر انگشت هم روی آن زدم. خلاصه پس از آن، نشست‌های متوالی با مریم داشتیم که باید لحظه به لحظه درباره واکنش‌های درونی‌مان صحبت می‌کردیم و می‌نوشتیم و مریم عبور هر کس را تایید می‌کرد و بعد از آن حتما ارتقای درجه و مسئوولیت داشت و البته کسانی هم بودند مثل خانم مینو فتحعلی و خانم مهری موسوی یا کسانی دیگر که زنده هستند و ما هرگز آنها را ندیدیم. اما خانم مینو فتحعلی و مهری موسوی را که قصه دیگری دارند و من بعدا به این دو قربانی می پردازم. مکررا مریم در نشست ها می گفت که که چکار کردید و به چه فکر می کنید چرا بعد از آن حوض و رقص رهائی درخواست همبستری با مسعود نداده اید و شما هنوز خودتان را همسر مسعود نمی دانید و هنوز قدم جای من نگذاشتید باید در همه زمینه ها پا جای من بگذارید. بارها به ما می گفت که اگر سقف رهبری عقیدتی این اتاق است سقف ارتباط جنسی و زناشوئی این میز است و شما هنوز شما این سنگ قبرتان را برنداشته اید. اصطلاح سنگ قبر را بسیار برای ما استفاده می کرد و می گفت که سنگ قبرتان همان ملعون یعنی شوهر سابق شما یعنی همان استفراغ خشک شده! هست که هنوز حائل شما است با رجوی البته با عرض پوزش از بکار بردن این کلمات و اصطلاحات که آنجا مریم رجوی بکار می برد برای ا ینکه با تفتیش عقاید ما نسبت به همسر و عشقمان ما را متنفر کرده و در عوض به مسعود نزدیک کند. با همه این احوالات برای خودم اینطور هضم میکردم که مثل رقص اسماء یا…. شاید واقعا این جلسات لازم است بخصوص که با همه این تحریکات من می دیدم که آمیزشی صورت نمی گیرد نگو که بعد از این جلسات با کسانی که می خواسته کار آمیزش هم دنبال می شده و مسئله به اینجا ختم نمی شده اما اوایل برای من روشن نبود. من با ۳ نفر از اعضای شورای رهبری به نام‌های «ش ـ ح»، «ز ـ ش» و «ب ـ ر» حول این جلسات حرف زده بودیم و یکی از اینها که سطح مسئولیت بالایی هم داشت، می‌گفت که خودش غیر از موارد تکی که رجوی با خودش داشته چند نفری با برخی نفرات هم ستادی‌اش همخوابگی با رجوی داشته اند یعنی آمیزش بصورت جمعی اما قبول کردن آن برای من سخت بود چون که خودم به چشم ندیده بودم آنها به من گفتند که مطمئن باش که نوبت تو هم می رسد صبر داشته باش اگر کمی خودت را عاشقتر و شیفته تر نشان بدهی و نزدیک تر بشوی می بینی. آنوقت می بینی که مسعود وقتی که هوس کند حتی به خوابگاهت در آسایشگاه شورای رهبری سراغت می آید و حتی در مسئولیت هم کسانی که با رجوی آمیزش داشته اند آسایشگاهشان جدا بود و البته من خیلی شک کرده بودم چون همه نشانه ها که می دادند درست بود. وقتی من به ش/ح گفتم که اگر چنین چیزی باشه من دیگر یک روز هم در سازمان نمی مانم، امکان ندارد که رجوی اینکار را بکند گفت حالا می بینی که رجوی اینکار را می کند و تو هم بیش از قبل باید که در سازمان بمانی چاره ای نداری این مسیر انقلاب است انگار شوخی گرفتی که مریم گفت که مثل من و او از مهدی ابریشمچی طلاق گرفت و با مسعود خوابید دیگه بله را گفتی باید تا آخر بیائی و گفت که دوستانه بهت بگویم اصلا مخالفت نکن نیست و نابود می شوی و حتی گفت فکر نکردی که یکدفعه چرا نغمه حکمی مرد…… چرا سیده زهرا فیض بخش مرد …… آن موقع هنوز مینو فتحعلی و مهری موسوی زنده بودند و من پرسیدم تورا خدا بگو چرا مردند گفت ولش کن بابا همین که گفتم چاره ای نداری….. تا اینکه در یکی از روزها نوبت به من رسید. مریم مرا فرا خواند و گفت: “امشب شب عروسی و شب معراج توست!!” به هنگام شب به محل اقامت مسعود رفتم و مریم مرا تا اتاق خواب او همراهی کرد و مسعود با من همبستر شد و رابطه جنسی برقرار کرد. قبل از اینکه با من آمیزش جنسی انجام بدهد دوباره گفت که باید آیه محرمیت را بخوانیم گفتم چرا؟ گفت به این دلیل که شاید در ذهن خودت مرتکب خطائی از جنس خیانت به من شده باشی و بنابر این باید دوباره محرمیت خوانده شود. من که اصلا باور نمی کردم که رجوی دست به اینکار بزند و در برابرش شوکه شده بودم و او هم متوجه حیرت من شد به من گفت: خدا در قرآن گفته ” لم ترآنی” یعنی اینکه من در مردمک چشمان تو جا نمی شوم و هرگز سعی نکن که من را از دریچه چشمان انسانی بفهمی و من بکلی گیج شده بودم………………..اما به جرأت می توانم بگویم که تصمیم به ترک تشکیلات مجاهدین از همین جا در من حتمی شد و فقط منتظر یک فرصت بودم که فرارم تضمین داشته باشد نه اینکه مثل مینو فتحعلی که حین فرار دستگیر و زندانی و …………شد این رابطه های از نوع سوء استفاده جنسی تقریبا چند سال ادامه داشت و هر روز دعوای من با خود رجوی بالا و بالاتر می گرفت با خود می اندیشیدم، چگونه رجوی که خودش را رهبر یک سازمان سیاسی می داند دست به اینکار می زند، آیا این خیانت به یارانش نیست که دستبرد به همسران آنها می زند. و اگر این خوب است چرا در نهایت مخفی کاری انجام می شود……… چطور من حق همسرم که عاشق هم بودیم نبودم و او باید ریاضت پیشه کند و تمایلات جنسی اش را سرکوب کند و من همینطور و اینهمه سال سختی و مرارت برای همه اما رجوی کیست و چگونه می تواند دست به اینکار بزند. این چه برابری است و افسوس می خوردم از همه کسانیکه برای این مرد کشته شدند از همه خانواده هائی که دخترانشان را به چه امید و ا عتمادی به دست رجوی سپردند و یا دخترانی که با نام این فرد کشته شدند. با خود فکر می کردم اگر همه از مریم گرفته تا همه تشکیلات این را به راستی به این مرد تحمیل کرده اند او که خودش رهبری است چگونه دست به اینکار می زند. اما آنچه از رجوی یافتم یک دیکتاتور یک قطب و یک خودخواه و خود پرست کسی که شیفته خودش بود. می اندیشیدم که آیا یک پیشوا نباید آنچه را که برای مردان هواداراش توصیه می کند از ریاضت کشیدن تا تهی شدن از مرد بودن و نیاز به همسر و ارضای غریزه جنسی اما چگونه به خودش چنین اجازه ای را می دهد و بعد هم به گردن زن نگونبخت انداخته که بخاطر مشکل تو است! زمانی فرا رسید که دیگر توان انطباق کار کردن هم نداشتم و نمی توانستم اینهمه ظلم و نابرابری بین آنچه که درحرمسرا اتفاق می افتد و در کاخ رجوی و آنچه که بر سر اعضاء می گذرد را فقط نظاره گر باشم، بلاخره در آخرین ملاقاتها رجوی حتی من را تهدید هم کرد و در حالیکه از خشم بر خود می لرزید که چرا مسئولیت بتول رجائی را تحویل نمی گیرم و من از آن طفره می رفتم نعره زد که من را کشته و در همان سیمرغ به خاک می سپارد. با خود فکر می‌کردم این همه شبانه روز به دستور تشکیلاتی و نشست‌های موسوم به سرویس تشکیلاتی، توی سر برادرهای تحت مسئولمان می‌زنیم و خون آنها را در شیشه می‌کنیم که چرا نگاه چپ به کسی کردی و طلاق و فشار و به قول مسعود که همیشه سفارش می‌کرد و دستور می‌داد که سه تا ” ت “را را بایستی دائما این مردها بالای سر خود احساس کنند تیغ، تبر و تپانچه وقتی به مردان نگاه می کردم که چگونه جان می کنند رجوی حتی نرم معمول دیکتاتورها را هم در مورد مردان زیر پا گذاشته بود چون همیشه ضرب االمثل بود که “رطب خورده منع رطب کی کند” رجوی می‌گفت دلسوزی برای برادرهای تحت مسئول یعنی همخوابگی با آنها و به ما درس شقاوت و سنگدلی می‌داد. غلتیدن مسعود رجوی در روابط جنسی، آن سوی سکه قدرت طلبی، کیش شخصیت او بود. من می توانم به قطعیت بگویم که هر راهی را که می شد اشتباه رفت رجوی رفت و هرکاری که می شد اشتباه کرد رجوی کرد. من همیشه به عبث و احمقانه فکر می‌کردم که همه اینها فقط برای امتحان و تست است، تست قرار گرفتن در آرمان‌های رجوی تا این‌که خودم با تمام وجود لمس کردم که نه، یک پارامتر مهم دیگر هم وجود دارد و آن توتالیتاریسم و جایگاهی ملکوتی که رجوی بر آن توهم دارد و متأسفم از اینکه این سطور را می نویسم و بغض گلویم را می فشارد چرا که باید بگویم با آرمان حنیف و بنیانگذاران و با اعتماد نسل ما چه شد؟ رجوی می گفت که کسی نمی تواند بگریزد از شورای رهبری و روی این خیلی مطمئن بود. و یکبار که رجوی روی تابلو نوشت جرم شورای رهبری خائن چیست؟ و هنگامی که با فریاد اعدام… اعدام جمع روبرو می شد آن را پاک می کرد و گفت ای ابلهان دیدید که شکاف دارید. نباید شورای رهبری خائن داشته باشیم باید در نطفه هر ضد ارزشی خفه شود و تضمینش کی است؟ بعد روی تابلو می نوشت جمع ناموس… یعنی شماها…… البته فقط این هم نبود بعدها به بهانه اینکه در قرارگاه نفوذی هست و به اسم حفاظت از شورای رهبری تردد ما دو نفره شد. و اینکه هیچ شورای رهبری در هیچ جای تشکیلات چه خارج و چه داخل نباید تکی باشد و این ممنوع شده بود. به همه شورای رهبری یک پیجر داده بودند و همه مرتب زیر کنترل شدید بودند اما چگونه با فریب و ریا همه مردان را وادار به طلاق کرده است و خودش بعد از اشرف حتی سال اشرف تمام نشده با فیروزه بنی صدر ازدواج می کند و بعد با مریم یعنی همسر رفیق خودش ازدواج می کند، و بعد این جریان به همینجا ختم هم نمی شه و تازه خود این مریم یعنی سوگولی حرمسرا می شه دلال سایر زنها…… گاهی با خود فکر می کردم شاید که رجوی هم نمی دانسته که آخر و عاقبت کیش شخصیتش این می شود. خلاصه ایزوله کردن اینهمه زن و مرد و بعد رفتن این ریلها روی مغز و احساسات آنها از جدا کردن آنها از خانه و خانواده و اموال و دوستان و آشنایان تا بعد جدا سازی زنها و مردان از هم تا بعد جدا سازی کودکان و بعد طلاق و جداسازی زنان و مردان و بعد همبستری با این زنان که از مریم یعنی همسر رفیق خودش مهدی ابریشمچی شروع کرد، و همانگونه که گفتم بعد خود او را بکار گرفت، من حتی مثال زدم او چشم به دختران ما هم داشت….و شاید خدا به او فرصت نداد

جزییات بیشتر : آنچه از فساد جنسی و حرمسرای مسود رجوی نمی دانید / ماجرای روابط نامشروع مسعود رجوی و مریم عضدانلو

 

۲۰۵۹-از ازدواج با الاغ در غرب تا آرامش سگی در ایران+ راههای نفوذ محبت مجازی

۱۰ تیر

از ازدواج با الاغ در غرب تا آرامش سگی در ایران + تصاویر

از ازدواج با الاغ در غرب تا آرامش سگی در ایران + تصاویر

پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس؛  جامعه ایرانی با سرعت بسیار باورنکردنی در حدود بیست سال اخیر شروع به تغییراتی با موازات رشد سریع وسایل ارتباط جمعی مانند ماهواره، اینترنت، تلویزیون، تلفن همراه… کرده و به نیازهای جدید غیرضروری و مدل‌های جدید برای برآوردن این نیازها رسیده است. هرچه این نیازها گسترده‌تر می‌شود، دامنه آسیب‌پذیری انسان ایرانی نیز به مراتب بالاتر می‌رود؛ نیازهایی که تا چند سال پیش در ذهن مردم ایران جایگاه خاصی نداشت اما به مدد فضای سایبر و وجود شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌‌های ماهواره‌ای به دغدغه‌هایی با اولویت بالا تبدیل شده‌اند.

یکی از این نیازهای وام گرفته شده از غرب که ابتدا در طبقه مرفه‌نشین جامعه ایرانی بروز پیدا کرد و بعد در دیگر طبقات پایین‌تر اقتصادی شایع شد، نگه‌داری از حیوانات در خانه بود که از سگ و گربه شروع شد و حالا نوبت به نگهداری از نوع وحشی آن‌ها مانند کروکودیل، شیر و ببر، انواع مارها، انواع سگ‌ها، میمون، سنجاب، انواع گربه‌سانان، خرس و… در محیط کاشانه و زندگی رسیده است.

 

123

 

نمونه‌ای از نگه‌داری یک حیوان وحشی در یکی از آپارتمان‌های تهران

 

زندگی با حیوانات در جوامع غربی نیز مدت‌ها است که ادامه دارد و این فرهنگ به دیگر کشورها و مردم جهان نیز صادر شده است. برای رسیدن به جواب علت این کار باید دامنه بیشتری از این موضوع را بررسی کنیم.

 

زندگی با حیوانات، اولویت اول انگلیسی‌ها

 

بسیاری از مردم انگلیس حیوانات خانگی خود را به اعضای خانواده‌های‌شان ترجیح می‌دهند و می‌گویند بیشتر مایلند تعطیلات خود را به جای خانواده با حیوانات خانگی خود بگذرانند. یونایتدپرس گزارش داده که نتایج یک نظرسنجی از دارندگان حیوانات خانگی در انگلیس نشان می‌دهد چهل و هفت درصد آنها در زمان دوری از خانه بیشتر دل‌شان برای حیوانات خانگی‌شان تنگ می‌شود تا اعضای خانواده و سیزده درصد نیز گفتند اگر امکان انتخاب داشته باشند، بیشتر ترجیح می‌دهند تعطیلات خود را به جای اعضای خانواده با حیوانات خانگی خود بگذرانند.

 

123

 

مردم انگلیس ترجیح می‌دهند تعطیلات را با حیوانات خانگی خود بگذرانند

 

پرطرفدارترین حیوانات خانگی در کشورهای غربی سگ‌ها و گربه‌ها هستند. مثلا در سوئد با ۹ میلیون نفر، دارای بیش از ۹۵۰ هزار قلاده سگ شناسنامه دار است که بیش از ۸۰ درصد این سگ‌ها دارای بیمه درمانی هستند؛ یا در آمریکا که جمعیت آن بیشتر از سیصد میلیون نفر می‌باشد، حدود ۶۳ درصد خانواده‌ها دارای حیوان خانگی هستند و بیش از نیمی از خانواده‌ها بیش از یک حیوان دارند. اخیرا نیز خبرهایی از ازدواج با حیوانات در این جوامع به گوش می‌رسد.

 

123
123

 

نمونه‌هایی از ازدواج با حیوان در جوامع غربی

 

گرایش ایرانی‌ها به نگهداری حیوان خانگی

 

همانطور که در بالا اشاره شد موج نگه‌داری حیوانات خانگی در ایران تشدید شده و علت آن را می‌توان از دو منظر دید. یکم، وجود کمبودهای روانی و عاطفی که به دلیل وجود آسیب‌های فردی و خانوادگی بوجود آمده و دوم، تبلیغ رسانه‌های مختلف داخلی و خارجی برای تبلیغ و تشویق این نوع از زندگی می‌باشد.

 

طلاق، تک فرزندی و تنهایی…

 

با تغییر خانواده‌های با جمعیت به خانواده‌های هسته‌ای، دیگر خانواده‌ها علاقه یا توان برای نگهداری بیش از یک فرزند ندارند و برای پر کردن تنهایی فرزند خود و با توجه به افزایش روحیه فرزندسالاری، ترجیح می‌دهند یک هم‌بازی از جنس حیوان خانگی برای او بیاورند. کودکان و نوجوانانی که عمده وقت خود را صرف بازی‌های کامپیوتری و کارتون‌های غربی می‌کنند که در آنها داشتن یک حیوان خانگی موضوعی عادی بوده و به نوعی به فرهنگ تبدیل شده، و با توجه به الگوگیری آنها از این کارتون‌، بازی و فیلم‌ها، می‌توانند پدر و مادر خود را که برای تامین نیازها و خواسته‌های زندگی ساعت‌ها در بیرون از خانه مشغول هستند برای خرید حیوان خانگی متقاعد کنند.

 

برخی از افراد نیز بخاطر شکست‌های عاطفی ناشی از خیانت، طلاق، مرگ عزیزان و تنهایی به نگهداری حیوانات روی می‌آورند تا آلام ناشی از خلاء‌های عاطفی را جبران نمایند.

 

پرستیژ اجتماعی با نمایش سگ!

 

بعضی از علت‌های علاقه به حیوانات در میان جوانان و برخی خانواده‌های ایرانی نشان از تلاش برای دست یافتن به گونه‌ای از پرستیژ اجتماعی است. از نظر آنها به نمایش گذاشتن سگ در معابر عمومی نوعی تشخص به حساب می‌آید در نتیجه این شیوه از تفکر به خانواده‌‌های متوسط شهری هم کشیده شده و جزو لاینفکی از زندگی شهری و کلاس اجتماعی آن‌ها شده است. به دست آوردن موقعیت اجتماعی از طریق جلب توجه دیگران و چشم و هم چشمی با همسایه‌ها و اقوام، در پیشی گرفتن نگه‌داری از نژادی خاص و یا حیوانی گران‌قیمت برای عده‌ای تبدیل به یک تفریح و سبک خاصی از زندگی شده است

 

.

123

 

بعضی افراد برای به دست آوردن موقعیت اجتماعی سگ خود را در معابر عمومی به نمایش می‌گذارند

 

ناگفته نماند که در بسیاری از اوقات خیابان‌گردی این حیوانات (بخصوص سگ) موجب آزار و آسیب به دیگر شهروندان کشور شده که به همین دلیل قوانینی برای این موضوع توسط مجلس شورای اسلامی تصویب گشته اما این قوانین با حمله سایت‌های فارسی زبان خارج از کشور مواجه شده است.

 

123
123
123

 

ناراحتی سایت‌های فارسی زبان غربی از قوانین مجلس شورای اسلامی

 

رسانه‌های فارسی‌زبان و زندگی با حیوانات

 

بسیاری از رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور گزارش‌هایی برای مخاطب ایرانی از مزایای استفاده از حیوانات در خانه منتشر می‌کنند و بعضی از آنها مانند بی‌بی‌سی فارسی اقدام به فراخوان ارسال عکس از حیوانات خانگی ایرانی‌ها کرده است.

 

از مزایای نگه‌داری حیوانات خانگی از منظر این رسانه‌ها می‌توان به افزایش طول عمر، افزایش روابط اجتماعی، رسیدن به آرامش بیشتر، افزایش سلامتی بدن و… نام برد؛ در واقع رسانه‌هایی مانند شبکه «من و تو»، بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا و سایت‌های دیگر از این جریان با معرفی و تبلیغ این فرهنگ، به دنبال پاسخ دادن به خلاءهای بوجود آمده از تضعیف خانواده‌ای است که خود آنها متهم ردیف اول برای تضعیف این نهاد استراتژیک هستند.

 

123
123
123

 

 

اخبار و گزارش‌های سایت‌های بی‌بی‌سی و دویچه‌وله فارسی برای نگه‌داری حیوانات خانگی

 

در خانواده‌های غربی تک والدینی و زندگی مجردی به امری معمولی تبدیل شده و انسان‌های این جامعه برای از بین بردن تبعات روانی و عاطفی این نوع از زندگی به جای اصلاح سیستم جامعه به زندگی با حیوانات پناه برده‌اند و حالا همین نسخه توسط این رسانه‌ها برای مردم ایران پیچیده می‌شود.

 

رسانه‌های داخلی

 

تبلیغ نگه‌داری از حیوانات خانگی در ایران فقط مربوط به رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور نیست و تعدادی از رسانه‌های داخلی نیز این نوع از زندگی را تشویق می‌کنند و به تأسی از همان رسانه‌ها بدون توجه به ساختار فرهنگی کشور از مزایایی که دلایل علمی آنها نیز اثبات نشده است، سخن می‌گویند.

 

123

 

 

یک مجله داخلی مرتبط با موضوع نگه‌داری حیوانات خانگی

 

انتقال بیماری از حیوانات خانگی

 

نگهداری حیوانات خانگی به ویژه سگ و گربه می‌تواند منشایی برای انتقال انواع میکروب و قارچ‌های پوستی به انسان شود. افرادی که سابقه آلرژی، حساسیت پوستی و تنفسی دارند به دلیل ریزش مکرر موی سگ و گربه بیشتر در معرض این خطرات هستند. نگه‌داری هر نوع حیوان از جمله سگ و گربه عامل انتقال عفونت‌های پوستی، عفونت‌های انگلی، سالمونلا، لیپتوسیروز، انواع ژیاردیا، بیماری‌های قارچی، انواع حیوان گزیدگی، مانند کک و کنه و لارو مهاجر است.

 

الزاما با زدن واکسن یا دارو تمام بیماری‌های این حیوانات قابل پیشگیری نیست. حتی در کشورهای اروپایی که نگه‌داری حیوانات خانگی مثل سگ و گربه مرسوم است بر این نکته اذعان دارند که نگه‌داری این حیوانات مشکل‌ساز و عامل انتقال بیماری می‌باشد.

 

123

با زدن واکسن یا دارو تمام بیماری‌های حیوانات خانگی قابل پیشگیری نیست

 

آرامش در کنار سگ و گربه حاصل می‌شود؟

 

در دنیای استرس‌زای امروز هرکسی به دنبال خریدن متاع ارزشمندی است که با آن زندگی کند و به «آرامش» برسد؛ آرامش خریدنی یا خوردنی نیست بلکه آرامش به‌دست آوردنی است آن هم از مسیر درست و با قواعد استاندارد مخصوص به خودش. زمانی که افراد و خانواده‌ها در حوزه ارتباطات فردی و اجتماعی آگاهی کافی نداشته باشند و به لحاظ ارتباطات اقناع نشوند، با آدرس راه‌های تقلیدی از زندگی غربی دست به اقداماتی مانند زندگی با حیوانات برای کسب آرامش روانی می‌زنند.

 

خلاءهای عاطفی باید ازطریق کانال صحیح خودش رفع شود؛ زندگی با حیواناتی مانند سگ که در روایات ما نجس تلقی شده است، بیشتر موجب اختلال در ارتباطات اجتماعی فرد می‌شود زیرا انس با حیوان هیچگاه برای انسان رشد حاصل نمی‌کند و همچنین موجب می‌شود ابراز احساس به همنوع و تمایل برای تشکیل خانواده که لازمه حرکت جامعه می‌باشد، بشدت کم و حتی از بین برود. تحمل اضطراب‌ها و تسکین فشارهای روانی بیشتر با افزایش ایمان بدست می‌آید تا همنشینی با حیوانات.

 

۲۰۵۸- مدل محبت حقیقی از امام هادی علیه السلام بر گردن عبد العظیم حسنی+ طرق وصول به مقام محبت حقیقی

۰۸ تیر

جهت دانلود کاغذ دیواری در اندازه واقعی کلیک کنید.

 

زندگی‌نامه حضرت عبدالعظیم‌ حسنی علیه‌السلام

از سلاله پاکان بود و نسبش با چهار واسطه به امام حسن مجتبی علیه‌السلام می‌رسید؛ عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید، فرزند امام حسن‌علیه‌السلام.

عبدالعظیم نیز مانند پدرانش اهل فضل و تقوا بود. روزی اعتقادات خود را یک‌به‌یک بر امام هادی‌ علیه‌السلام عرضه کرد و امام‌ علیه‌السلام اعتقاداتش را با این جمله امضا فرمود: «انت ولینا حقاً؛ تو دوست‌دار و یاور حقیقی ما هستی».

تاریخ ولادت و وفات ایشان در کتاب‌های معتبر قدیمی ذکر نشده، اما در برخی کتا‌ب‌های متأخرین چهارم ربیع‌الثانی ۱۷۳هـ. ق. را روز ولادتش و پانزدهم شوال ۲۵۲هـ. ق. را روز وفاتش نوشته‌اند و باتوجه به قرائنی که از زندگی ایشان در اختیار داریم، بعید نیست که این تاریخ‌ها صحیح باشد.

از این که بگذریم، به امر مهم‌‌تری می‌رسیم و آن نحوه زندگی ابوالقاسم است؛ اینکه روزهای بین ولادت و وفاتش را چگونه گذرانیده است. شکی نیست که عمری پر برکت داشته؛ چراکه وقتی به سراغ کتاب‌های روایی شیعه می‌رویم، می‌بینیم که احادیث بسیاری را از امام جواد و امام هادی‌ علیهماالسلام نقل کرده و البته در این مسیر، رنج‌های بسیاری نیز متحمل شده است. مقبرۀ دور از وطنش، شاهد این امر است؛ فرسنگ‌ها سفر در شهرهای ایران، برای ترویج و دفاع از مکتب اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام.

اما از نقل روایت مهم‌تر، همان درایتی است که ایشان را تا آنجا بالا برده که زائرش مانند زائر امام حسین‌ علیه‌السلام است. نقل شده که امام هادی‌ علیه‌السلام به شخصی از اهل ری که به کربلا مشرف شده بود فرمود: «بدان که اگر قبر عبدالعظیم را که در محل زندگی‌تان واقع شده، زیارت کرده بودی، مانند کسی بودی که حسین را در کربلا زیارت کرده است». این‌گونه تمجیدها کمی یا شاید هم خیلی از فهم‌های عادی مردم بالاتر است. مانند آیت‌الله بهجت اینها را بهتر می‌فهمند. همین درک و معرفت او را مقید کرده بود که حتماً پیش از سفر مشهد و پس از آن، به زیارت شاه عبدالعظیم بیاید؛ حتی اگر نیمه‌شب بود و درهای حرم را بسته بودند، می‌آمد و با ساک و چمدان، پشت در می‌نشست تا در را باز کنند.

ابوالقاسم آن‌قدر فهمیده و دانشمند بود که امام هادی‌علیه‌السلام شیعیان را به ایشان ارجاع می‌داد. به اباحمّاد که اهل ری بود فرمود: «ای ابا حمّاد، اگر در امر دینت، چیزی بر تو مشکل شد و در منطقه خودت بودی، از عبدالعظیم‌بن‌عبدالله حسنی درباره آن مطلب پرسش کن و سلام مرا به او برسان».

حضرت عبدالعظیم که کنیه‌اش ابوالقاسم بود، از خوف سلطان زمان، از این شهر به آن شهر می‌رفت تا اینکه به ری آمد. مدتی کوتاه در آنجا زندگی کرد. در آن مدت هم کارش روزه و عبادت بود. صاحب‌بن‌عباد (متوفای ۳۸۵ق.) می‌نویسد که در آن مدت، مخفیانه به قبری که اکنون مقابل آرامگاهش قرار دارد می‌رفت و می‌فرمود: «این قبر مردی از فرزندان موسی‌بن‌جعفر است».

در همان‌جا نوشته شده که یکی از شیعیان در خواب، رسول خداصلی‌الله‌علیه‌وآله را دید که به او خبر وفات عبدالعظیم و محل دفن او را داد. خبری که با واقعیت مطابق شد. همان روز ابوالقاسم را به همان مکان، که در آن زمان، باغی بود، آوردند و دفن کردند. هنگام غسل، کاغذی در لباسش یافتند که نسب پاکش را نوشته بود. میرداماد درباره فضیلت زیارتش روایت مهمی نقل کرده است: «مَنْ زارَ قَبْرِهِ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ؛ هر که قبر او را زیارت کند، بهشت بر او واجب می‌شود».

بی‌شک این مقام و منزلت را کسب نکرده است، مگر به طاعت همان امامانی که راوی احادیث ایشان بوده است. بزرگان می‌گویند: راهی که امثال او رفته‌اند، بر ما نیز بسته نیست. نیکوست که روایتی را که ایشان از امام رضا‌علیه‌السلام نقل کرده ذکر کنیم تا آن که اهل عمل است به آن عمل کند.

«ای عبدالعظیم به دوستان من از طرف من سلام برسان و آنان را بگو که هیچ راهی برای شیطان بر خودشان بازنگذارند و آنان را به راستی در گفتار و ادای امانت امر کن. و ایشان را به سکوت و ترک جدال در آنچه که به آنان مربوط نیست فرمان ده و همچنین به اینکه به یکدیگر روی آورند و همدیگر را دیدار کنند که این امر موجب نزدیکی به من است…».[۱]

سالنامه العبد، سال۱۳۹۳


[۱]. اختصاص، ص٢۴٧.

 

۲۰۵۴-به مناسبت ۸ شوال سالروز تخریب بقیع /رد پای استعماگران در تخریب حرم ائمه بقیع+ آثار محبت مجازی در تخریب

۳۱ خرداد
دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۶ – ۱۱:۳۹

به مناسبت ۸ شوال سالروز تخریب بقیع /رد پای استعماگران در تخریب حرم ائمه بقیع

قبرستان بقیع

بقیع تنها یک گورستان نیست، بلکه گنجینه تاریخ اسلام است. قبور چهار امام معصوم شیعیان و نیز قبور همسران، دختران، برخی فرزندان، اصحاب، تابعین و بستگان پیامبرخدا(صلی الله علیه وآله) و نزدیک به ده هزار نفر از شخصیتهای نامدار تاریخ اسلام در آنجا واقع است. پیشینه این قبرستان به دوران قبل از اسلام می‌رسد، لیکن در اسناد به روشنی مشخص نیست که قدمت آن به چه تاریخی مربوط است و از چه زمان مردمان مدینه جنازه درگذشتگان خود را در این گورستان به خاک می‌سپرده‌اند.

به گزارش مفدا، منابع تاریخی گواهی می‌دهد که پیش از هجرت، مردم مدینه اجساد مردگان خود را در دو گورستانِ «بنی حرام» و «بنی سالم» و گاهی نیز در منازل خود دفن می‌کردند.( تاریخ حرم ائمّه بقیع، ۶۱) لیکن با هجرت مسلمانان به مدینه، بقیع تنها قبرستان مسلمانان گردید و به مرور زمان و با دفن اجساد تعدادِ زیادی از صحابه و تابعین و نیز همسران و دختران و فرزندان و اهلبیت رسول الله(صلی الله علیه وآله) از اهمیت ویژهای برخوردار شد.( مدینه شناسی، ۱/۳۲۱) و گورستانهای پیشین، رفته رفته به حالت متروکه در آمد و از میان رفت.

در بقیع اولین کسی که از انصار دفن شده است «اسعد بن زراره» و از مهاجرین «عثمان بن مظعون» بوده است. پس از فوت ابراهیم فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آن حضرت به صحابه فرمودند ابراهیم را به سلف صالح ما عثمان لاحق کنید و در کنار او به خاک بسپارید. پس از دفن شدن ابراهیم در بقیع، مردم مدینه علاقه‌مند شدند پیکر اقوام و عشیره خود را در آنجا دفن کنند و هر یک از قبایل مدینه درختان و ریشه‌های بخشی از بقیع را قطع و زمین آن را برای همین منظور آماده نمودند. در روایت آمده است که: رسول الله(صلی الله علیه وآله) به دستور خداوند، کنار این قبرستان حضور می یافت و به مدفونین آن سلام می‌کرد و برای آنان از خداوند آمرزش می‌طلبید(اصول کافی، ۴/۵۵۹)

به گزارش مفدا، بقیع را از آن رو «بقیع الغرقد» نامیده اند که نوعی درخت خاردار در آنجا می‌روییده و نامش «غرقد» بوده است. سپس آن درخت از میان رفت اما نامش ماندگار شد.(لسان العرب، ۱/۴۶۲) بقیع تا یکصدسال پیش، دیوار و حصاری نداشت، اما اکنون با دیواری بلند محصور گشته و از گذشته تاکنون مسلمانان از هر فرقه و مذهبی، پس از زیارت پیامبرخدا(صلی الله علیه وآله) به اینجا آمده، اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه وآله) و دیگر آرمیدگان در این گورستان را زیارت می‌کنند. قبر امامان معصوم(علیهم السلام) و تعداد دیگری از دفن شدگان در بقیع نیز دارای قبه و سایبان بوده، که در حمله وهابیان تخریب گردید و اکنون این قبرستان به صورت فضای باز و سادهای درآمده و تنها برخی از قبور از دیواره‌های کوتاهی برخوردار است.

ساخت حرم و بارگاه برای مدفن ائمه اطهار(علیهم‎السلام)

ساخت حرم و بارگاه در بقیع در چند مرحله صورت گرفت. پس از زمان بنی‌امیه که شیعیان در سخت‎ترین شرایط به سر می‌بردند و حتی جرأت اظهار عقیده خود را نداشتند عباسی‌ها به روی کار آمدند و در این زمان بود که شیعیان به آزادی‌هایی دست یافتند، تا جایی که سفاح به حقانیت امیرمؤمنان علی (علیه‎السلام) اعتراف کرد و اقدام به بازگرداندن فدک به بنی‌الحسن نمود. طبیعی است در چنین شرایط و با برداشته شدن همه موانع، شیعیان خاندان عصمت و به ویژه سادات بنی‌الحسن در تعمیر و توسعه مدفن ائمه بقیع و تبدیل خانه عقیل به حرم به عنوان یک وظیفه دینی و نماد مذهبی اهتمام ورزند. همچنین انتساب عباسی‌ها به عباس؛ عموی پیامبر(صلی الله علیه و آله) مهمترین انگیزه برای شیعیان آن دوره بود که به تعمیر و توسعه بارگاه جد خود اقدام کنند. بر اساس مدارک تاریخی پیکر مطهر امام صادق(علیه‎السلام) در سال ۱۴۸ هـ . ق و پس از دوران خلافت سفاح و منصور در سال‌های ۱۳۶ تا ۱۵۷هـ . ق در داخل حرم و پس از تبدیل شدن خانه عقیل به مسجد و زیارتگاه عمومی در کنار قبور ائمه سه‌گانه دفن شده است.

متأسفانه در مورد تغییر و تحولی که پس از این تاریخ تا قرن پنجم در این حرم شریف به وجود آمده است، اطلاع دقیق و مستند تاریخی در دست نیست ولی با توجه به بحث‌های گذشته به یقین این حرم در طول این سه قرن نیز مورد توجه عباسیان و شیعیان بوده و در هر فرصت ممکن به تعمیر و تجدید بنای آن اهتمام ورزیده‌اند.

اما مرحله بعدی تجدید بنای حرم از قرن پنجم آغاز شده که خوشبختانه اسناد و مدارک تاریخی زیادی در این زمینه وجود دارد. طبق مدارک مسلم تاریخی، گنبد و بارگاه حرم ائمه بقیع که از نظر استحکام و ارتفاع، ظرافت و زیبایی بر همه قبه‌های موجود در بقیع تفوق داشته و به مدت هشتصد سال سر بر آسمان می‌سوده و نظر مورخان و جهانگردان را به خود جلب می‌کرد، به دستور «مجدالملک ابوالفضل اسعد بن محمد بن موسی البراوستانی القمی»، وزیر برکیارق از سلاطین سلجوقی در بین سال‌های ۴۸۶ الی ۴۹۸ هـ . ق ساخته شده است.

در این زمینه مورخ معروف ابن اثیر در حوادث سال ۴۹۵ هـ . ق می‌گوید: «در این سال امیر مدینه؛ منظور بن عماره حسینی دنیا را وداع گفت و او معماری را که از اهالی قم بود و از سوی مجدالملک براوستانی برای ساختن قبه حسن بن علی و عباس عموی پیامبر در مدینه به سر می‌برد، به قتل رسانید.»

همچنین عبدالجلیل قزوینی زنده (در سال ۵۵۶ ق) در کتاب النقض می‌گوید: «قبه حسن بن علی که عباس بن عبدالمطلب پدر خلفا آنجا مدفون است مجدالملک فرموده است». شاید بهترین راه برای به دست آوردن کیفیت این بنای شریف و مشخصات آن مراجعه به ثبت مشاهدات و خاطرات مورخان و جهانگردان باشد. مشخصات «قبه‌ای بزرگ و سر به فلک کشیده و بسیار مستحکم» مشترک در بین مشاهدات مورخان می‌باشد؛ جهانگردانی همچون ابن جبیر ابن نجار در قرن هفتم، خالد بن عیسی البلوی المغربی و ابن بطوطه (جهانگرد معروف) در قرن هشتم.

اولین تعمیر در حرم ائمه بقیع در سال ۵۱۹ هـ.ق و پس از گذشت بیست و چهار سال از ایجاد ساختمان آن می‌باشد که به دستور مسترشد بالله، خلیفه عباسی انجام گرفته است. دومین تعمیر در حرم بقیع بین سال‌های ۶۲۳ و ۶۴۰ هـ. ق به وسیله یکی دیگر از خلفای عباسی به نام مستنصر بالله انجام گرفته است. تعمیر سوم حرم شریف متعلق به اوایل قرن سیزدهم هجری است که به دستور سلطان محمود عثمانی انجام گرفته است. فرهاد میرزا که در سال ۱۲۹۲ هـ . ق به حج مشرف شده است، می‌نویسد: «تعمیر بقعه مبارکه در بقیع از سلطان محمودخان در سنه ۱۲۳۴ هجری به دست محمدعلی پاشای مصری و به امر سلطان واقع شده است.»

ویژگی‌ها و خصوصیت‌های معماری حرم شریف: آنکه حرم بقیع هشت ضلعی بوده است. برای نمونه میرزا محمدحسین فراهانی که در سال ۱۳۰۲ هـ.ق این حرم شریف را زیارت کرده است، می‌گوید: «‌چهار نفر از ائمه اثنی عشر ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ است که در بقعه بزرگی که به صورت هشت ضلعی ساخته شده است واقع‌اند و اندرون و گنبد آن سفیدکاری است.»

حرم بقیع دارای دو در بوده است. ابن نجار مدینه‌شناس معروف متوفای ۶۴۷ هـ.ق می‌گوید:«بقیع دارای دو در بوده است که یکی از آنها همیشه و در تمام ساعات روز به روی زائرین باز بوده است.» بارگاه بقیع محرابی هم داشته است. حرم بقیع خادمانی نیز داشته است. این خدام شامل کفش‌دار و زیارتنامه‌خوان بود. امین‌الدوله در سفرنامه خود می‌نویسد: «یکشنبه یازدهم محرم ۱۳۱۶ هـ.ق هوای بقیع و زیارت ائمه هدی کردم. آنجا جز حاج صادق یزدی و یک ضعیفه کفش‌دار و یک سقا کسی نبود. کلیددار، متولی و زیارتنامه‌خوان هنوز نیامده بودند.» همچنین در برخی سفرنامه‌ها برای حرم تزئیناتی ذکر شده و اینکه این حرم صحن نداشته است.

آنچه از تاریخ به دست می‌آید این است که قبور ائمه بقیع و جناب عباس از قدیم‌الایام و بلکه پیش‌تر از قرن هفتم تا زمان تخریب دارای ضریح‌های متعددی ‌بوده‌اند که به مناسبت نزدیکی و اتصال قبور ائمه (علیهم‎السلام) همه آنها در داخل یک ضریح و قبر عباس عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) به علت فاصله آن با این قبور دارای ضریح مستقل بوده است. همه مورخان از ظرافت و زیبایی این ضریح‌ها تعریف و تمجید کرده‌اند.

در تاریخ برای اولین بار که از صندوق قبور ائمه بقیع سخن به میان آمده به وسیله جهانگرد معروف ابن جبیر (متوفای ۶۱۴ هـ . ق) می‌باشد. او می‌گوید: «‌قبرشان بزرگ و از سطح زمین بلندتر و دارای ضریحی از چوب می‌باشد که بدیع‌ترین و زیباترین نمونه از نظر فن و هنر است و نقوشی برجسته از جنس مس بر روی آن ترسیم و میخ‌کوبی‌هایی به جالب‌ترین شکل در آن تعبیه شده که نمای آن را هرچه زیباتر و جالب‌تر نموده است» و عده‌ای مورخ دیگر که شبیه به این تعابیر را به کار برده‌اند.

این ضریح‌ها به دستور مجدالملک ساخته شده است، می‌توان گفت اولین ضریح بقیع نیز به دستور مجدالملک ساخته شده است. همچنین دو ضریح دیگر نیز برای بقیع ساخته و نصب شده است که سومین آنها تا زمان تخریب این حرم پا برجا بوده است. مرحوم سید محسن می‌گوید: «‌در اصفهان ضریح دیگری از فولاد به صورتی ظریف و زیبا ساخته شد که در قسمت بالای آن اسماء حسنی با آب طلا و خط زیبا ترسیم شده بود که با سختی فراوانی به جده منتقل و به خاطر ممانعت سران مدینه سه سال متوقف و با پرداخت مبالغ کلانی به مخالفان، در حرم نصب گردید.»

وهابیت

بیش از سیصد سال است که جامعه بزرگ اسلامی از پدیده ای به نام وهابیت رنج می‌برد که پیامدهای جبران ناپذیر و زیان بار این گروه سالهاست که جهان اسلام را مورد تهدید قرار داده است.

اندیشه های مخرب و بدعت گذار وهابی براساس اعتقادات موجود در فقه حنبلی در قرن چهارم پایه گذاری شد که با حلول تعاریف سلفی در قرن هشتم احیا گردید و در قرن دوازدهم سازمان یافت و در قرن چهاردهم هجری این مکتب به عنوان کالای سیاسی ازنقطه‌ای به نقطه دیگر صادر می گردید. تاریخچه و جریان شناسی این گروه نشان از توطئه‌هایی دارد که دولت‌های استعمارگر علیه مسلمین طراحی کرده‌اند تا با ایجاد انشقاق و تفرقه بین امت اسلامی و تزریق ادبیات زور و بدون پشتوانه عقلی در اعتقادات اسلامی، راه را برای حاکمیت خویش بر جهان اسلام باز نموده و تئوری تفرقه بیانداز و حکومت کن را در جهان اسلام عملی کنند.

محققان تاریخ وهابیت ثابت کرده‌اند که این فرقه در اصل به دستور مستقیم وزارت بریتانیا ایجاد شد. به عنوان مثال کتابهایی چون “پایه های استعمار” از خیری حماد و “تاریخ نجد” از سنت جان ویلبی یا و “خاطرات حاییم وایزمن” اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی و نیز “خاطرات مستر همفر” و …، پرده از این راز برداشته و نقش جاسوسان وزارت مستعمرات انگلیس را در شکل گیری و تثبیت این فرقه، حکایت می‌کند.

همفر در خاطرات خویش آشنایی خود را با محمد ابن عبدالوهاب مؤسس فرقه وهابیت اینگونه بیان می کند:« این‌ جوان‌ مغرور (محمد بن‌ عبدالوهاب‌) در فهم‌ قرآن‌ و سنت‌ از درک‌ خودش‌ پیروی‌ می‌کرد، و آراء و نظریات‌ بزرگان‌ مذاهب‌ را طرد می‌کرد. نه‌ تنها بزرگان‌ زمانش‌ و بزرگان‌ مذاهب‌ اربعه‌ بلکه‌ حتی‌ درباره‌ ابی‌ بکر و عمر نیز ـ در صورتیکه‌ از کتاب‌ و سنت‌ چیزی‌ خلاف‌ نظریات‌ آنان‌ می‌یافت‌ ـ آراء آنان‌ را هم‌ به‌ دیوار می‌زد. من‌ گمشده‌ خودم‌ را در محمد بن‌ عبدالوهاب‌ یافته‌ بودم‌، زیرا آزادگی‌ و غرور و منش‌ و تنفری‌ که‌ از علمای‌ عصر خود داشت‌ و استقلال‌ نظرش‌ که‌ حتی‌ به خلفای‌ چهارگانه‌ نیز اهمیتی‌ نمی‌داد، و تنها به‌ فهم‌ خودش‌ در قرآن‌ و سنت‌ اتکاء می‌کرد… سخت‌ نسبت‌ به‌ ابوحنیفه‌ می‌تاخت‌، و درباره‌ خودش‌ می‌گفت‌: من‌ از ابوحنیفه‌ خیلی‌ بیشتر می‌فهمم و مدعی بود که: نصف‌ کتاب‌ بخاری‌ باطل‌ است‌.»(دستهای ناپیدا، ۳۲)

همفر می‌گوید زمانی که در لندن بودم، دبیر کل‌ گفت‌: وزارت‌ مستعمرات‌ نقشه دقیقی‌ برای‌ شیخ عبدالوهاب‌ تهیه‌ نموده‌ است‌ که‌ آن‌ را باید اجرا کند، و این‌ نقشه‌ عبارتست‌ از:

۱. تکفیر تمام‌ مسلمانان‌ و مباح‌ بودن‌ قتل‌ آنان‌، و غارت‌ کردن‌ اموالشان‌، و هتک‌ آبروی‌ آنان‌، و فروختن‌ آنان‌ در بازار برده‌ فروشان‌، و جواز برده‌ ساختن‌ مردانشان‌ و کنیز گرفتن‌ زنانشان‌.

۲. نابود ساختن‌ کعبه‌ به‌ نام‌ اینکه‌ جزء آثار بت‌ پرستی‌ است‌ ـ اگر بتواند ـ و مانع‌ شدن‌ مردم‌ از حج‌، و تحریک‌ عشایر و قبایل‌ به‌ غارت‌ قافله‌های‌ حجاج‌ و کشتن‌ آنان‌.

۳. کوشش‌ به‌ منظور ایجاد روح‌ نافرمانی‌ نسبت‌ به‌ خلیفه عثمانی‌ و تحریک‌ مردم‌ برای‌ جنگیدن‌ با او و تجهیز لشکرهایی‌ برای‌ این‌ منظور، و نیز لازم‌ است‌ با شریف‌های‌ حجاز با تمام‌ وسائل‌ ممکنه‌ مبارزه‌ شود، و از نفوذ آنان‌ کاسته‌ گردد.

۴. ویران‌ ساختن‌ قبه‌ها و ضریحها و اماکن‌ مقدسه‌ مسلمانان در مکه‌ و مدینه‌ و دیگر بلاد اسلامی‌ که‌ برایش‌ امکان‌ داشته‌ باشد، به‌ نام‌ اینکه‌ اینها بت‌پرستی‌ و شرک‌ و نوعی‌ اهانت‌ به‌ شخصیت‌ پیامبر و خلفای‌ او و رجال‌ اسلام‌ است‌.

۵. ایجاد هرج‌ و مرج‌ و آشوب‌ در بلاد به‌ هر اندازه‌ که‌ بتواند.

۶. انتشار قرآنی‌ دست کاری شده، که‌ احادیثی‌ که‌ ناظر به تحریف‌ قرآن‌است‌ در آن‌ عملی‌ شده‌ باشد.(دستهای آلوده،۹۲)

از اینرو همفر پس از بازگشت از انگلستان به سوی بصره روانه شد و پس از آن در جستجوی محمدابن عبدالوهاب عازم نجد گردید. وی با هماهنگی وزارت مستعمرات بریتانیا دور جدیدی از رایزنی‌های خویش را برای قیام علیه حکومت عثمانی شروع کرد و در نهایت با همکاری محمدابن سعود حاکم درعیه و محمدابن عبد الوهاب مکتب وهابیت را به عنوان یک مکتب ابداعی به جوامع اسلامی تحمیل نمودند.

اعتقاد وهابیان درباره عموم مسلمانان این است که مسلمین پس از ایمان به کفر برگشته‌اند و پس از توحید به شرک گراییده‌اند. زیرا آنان در دین بدعت گذاشته‌اند و به جهت زیارت و تبرک جستن به انبیاء و صالحین به کفر و شرک روی آورده‌اند، لذا جنگ با آنان واجب و ریختن خون آنان و تصرف اموالشان بر مسلمانان (وهابیان) حلال است.

پس از تسلّط سعودیان بر حجاز، با توجه به پیوند فکری و مذهبی آنان با محمدبن عبدالوهاب، در هر شهر و منطقه ای که وارد می‌شدند، آثار و ابنیه ساخته شده بر روی قبور بزرگان صدر اسلام را خراب و ویران می‌کردند.

شروع تخریب‌ها

وهابیان، بار نخست در سال ۱۲۲۱هـ.ق بخشی از بناهای قبرستان بقیع را ویران نموده و سپس با تکمیل سلطه خود بر حجاز در شوال سال ۱۳۴۴هـ.ق کلیه این بناها و گنبدها و آثار را ویران و اموال و اشیای گرانقیمت موجود در این اماکن را به تاراج بردند و نه تنها در مدینه، بلکه در هرجا گنبد و بارگاه و زیارتگاهی بود، به ویرانی آن اقدام کردند.

مرحوم سید محسن امین، ابعاد ویرانی‌های وهابیان در حجاز را اینگونه وصف میکند:« وقتی وهابیان وارد طائف شدند، گنبد مدفن ابن عباس را خراب کردند، چنانکه یکبار دیگر این کار را کرده بودند. آنان هنگامی که وارد مکه شدند، گنبدهای قبر عبدالمطّلب، ابوطالب و خدیجه ام‌المؤمنین(علیها السلام) را ویران نمودند و زادگاه پیامبر(صلی الله علیه وآله) و فاطمه زهرا(علیها السلام) را با خاک یکسان کردند و آنگاه که وارد جده شدند، گنبد و قبر حوا را خراب کردند و به طور کلی، تمام مقابر و مزارات را در مکه، جده، طائف و نواحی آنها ویران نمودند و زمانی هم که مدینه منوره را محاصره کردند، به ویران کردن مسجد و مزار حمزه پرداختند. پس از تسلط وهابیان بر مدینه منوره، قاضی‌القضات وهابیان، شیخ عبدالله بن بلیهد، در رمضان ۱۳۴۴هـ.ق. از مکه به جانب مدینه حرکت کرد و اعلامیه ای صادر نمود و ضمن آن، جواز ویران کردن گنبدها و زیارتگاه‌ها را از مردم سؤال کرده بود. بسیاری از مردم از ترس به آن پاسخ نداده و برخی نیز لزوم ویران کردن را خواستار شده بودند.(مدینه شناسی، ۱/۳۳۳)

البته هدف او از این اعلامیه و سؤال، نظرخواهی واقعی نبود، بلکه می خواست در میان مردم آمادگی ایجاد کند، چون وهابیان در هیچ یک از اعمال خود و در ویران کردن گنبدها و ضریح‌ها، حتی گنبد مرقد حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) منتظر نظر مردم نبودند و این اعمال، پایه مذهب آنان است. شاهد سخن آنکه، آنان پس از نشر این اعلامیه و سؤال و جواب، همه گنبدها و زیارتگاه‌ها را در مدینه و اطراف آن ویران کردند و حتی گنبد مضاجع ائمه اهلبیت(علیهم السلام) را در بقیع، که قبر عباس عموی پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز در کنار آنها بود، خراب نمودند و دیوارها و صندوق ها و ضریح‌هایی که روی قبرهای شریف قرار داشت، همه را از بین بردند، آنها در این زیارتگاه‌ها، جز تلّی سنگ و خاک، به عنوان علامت باقی نگذاشتند.

از جمله تخریب‌ها، از میان بردن گنبد مرقد عبدالله و آمنه، پدر و مادر حضرت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و نیز مزار همسران آن بزرگوار و قبر عثمان بن عفان و قبر اسماعیل بن جعفرالصادق(علیه السلام) و قبر مالک، امام دارالهجره و غیر آن بود که بیان همه آنها به طول می‌انجامد و به طور خلاصه، تمام مزارات مدینه و اطراف آن و ینبع را خراب کردند و پیش از آن، قبر حمزه عموی پیامبر(صلی الله علیه وآله) و قبور بقیه شهدای احد را از بین برده بودند و از آنها جز مشتی خاک برجای نمانده بود و کسی که بخواهد قبر حمزه را زیارت کند، در صحرا جز تپه ای از خاک نمی‌بیند.

وهابیان از ترس نتیجه کارشان، از خراب کردن گنبد و بارگاه حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) و کندن ضریح آن بزرگوار خودداری کردند وگرنه آنان هیچ قبر و ضریحی را استثنا نکرده‌اند، بلکه قبر پیامبر(صلی الله علیه وآله) از آن جهت که بیشتر مورد احترام و علاقه مردم است، از دیدگاه آنها و از نظر دلایل وهابیان، اولی به خرابی است و اگر از این نظر خاطرشان جمع بود، حتماً قبر پیامبر(صلی الله علیه وآله) را نیز ویران میکردند! بلکه پیش از مزارهای دیگر، به تخریب آن اقدام میکردند. در کتاب تاریخ حرم ائمّه بقیع اینچنین نقل شده: این اقدام دقیقاً در هشتم شوال ۱۳۴۴هـ. ق. انجام گرفت و به کارگرانی که این عمل ننگین را انجام دادند مبلغ هزار ریال مجیدی دست مزد پرداخت گردید. (تاریخ حرم ائمه، ۵۱)

منبع: سایت روضه نیوز

 

۲۰۴۵- چرا نام مبارک حضرت خدیخه در دایره المعارف ۵۰ جلدی زنان در مصر وجود ندارد.+ رابطه محبت مجازی با مخفی نمودن حق و حقیقت

۰۷ خرداد
کد خبر: ۴۵۱۶۷۰ | تاریخ مخابره :۱۳۹۷/۳/۷ – ۲۳:۵۵ | سرویس: بین الملل ۱۲۹
رئیس شورای علمای شیعه پاکستان:
حضرت خدیجه (س) اولین محافظ پیامبر اسلام (ص) بود
حوزه/ حجت الاسلام سید ساجد علی نقوی به مناسبت وفات ام المومنین حضرت خدیجه (س) گفت: حضرت خدیجه (س) و حضرت ابوطالب اولین محافظان پیامبر اسلام بودند.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری«حوزه»، حجت الاسلام سید ساجد علی نقوی رئیس شورای علمای شیعه پاکستان به مناسبت وفات ام المومنین حضرت خدیجه کبری (س) گفت: حضرت خدیجه کبری (س) و حضرت ابوطالب اولین محافظان پیامبر اسلام بودند و حضرت ابوطالب با قدرت فرزندان خود و حضرت خدیجه (س) با ثروت پاکیزه خود از پیامبر اسلام محافظت کرده و برای ترویج اسلام تلاش کردند.

وی افزود: اوائل اسلام وقتی پیامبر اسلام (ص) تنها مشغول به تبلیغ اسلام بودند و کفار با تمام قدرت مالی و افرادی با پیامبر اسلام (ص) مقابله می‌کردند؛ حضرت خدیجه (س) با خرج ثروت پاک خود کمک بزرگی به اسلام کرد و پیامبر (ص) خودشان معترف آن بوده و از حضرت تشکر می‌کردند. حضرت خدیجه در همه میدانها همراه پیامبر(ص) بودند.

 

۲۰۴۴- چهل(۴۰) نکته مهم از سخنان امام خامنه‌ای درباره برجام، آمریکا، مذاکره با اروپا و اقتصاد+ قدرت محبت حقیقی برای مدیریت دشمنان

۰۴ خرداد
۴۰ نکته مهم از سخنان امام خامنه‌ای درباره برجام، آمریکا، مذاکره با اروپا و اقتصاد کد خبر ۴۳۱۴۶۶ ایمیل پرینت ۴۰ نکته مهم از سخنان امام خامنه‌ای درباره برجام، آمریکا، مذاکره با اروپا و اقتصاد به گزارش خبرنگار سیاسی شبکه خبری ایرانا، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر دیروز با سران قوا و جمعی از مسئولان و کارگزاران نظام دیدار و نکات بسیار مهمی را در موضوعات مختلف به خصوص هسته‌ای و اقتصادی بیان کردند. در ذیل، سخنان رهبر انقلاب را می‌توانید در قالب ۴۰ نکته، بخوانید: دشمنیِ آمریکا ۱- از ابتدای انقلاب اسلامی و در همه این مقاطع، رژیم آمریکا دشمن اصلی ملت ایران بوده و از همه ابزارها و ترفندهای سیاسی، اقتصادی امنیتی، نظامی و تبلیغاتی نیز استفاده کرده است اما در همه موارد هم شکست خورده است. ۲- جمهوری اسلامی در چهل سال گذشته همه مقاطع و حوادث گوناگون آنها را با قدرت و استقامت و با تدبیر پشت سر گذاشته و مقطع فعلی را نیز با قدرت و تدبیر، پشت سر خواهد گذاشت و مسیر پیشرفت خود را ادامه خواهد داد. بیشتر بخوانید ۱۰ نکته از سخنان مهم امام خامنه‌ای درباره ترامپ و برجام فرماندهان عالی‌رتبه نظامی درباره خروج آمریکا از برجام چه می‌گویند ۳- با اشاره به تکرار تعبیر «براندازی» در صحبت‌های مقامات آمریکایی: این تعبیر، جدید نیست و مقامات آمریکایی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، آن را به‌کار می‌بردند، حتی همان رئیس جمهوری که می گفت “به‌دنبال براندازی نیستم”، به‌دنبال براندازی بود و نیت و اهداف او نیز مشخص شد. ۴- بر اساس سنت الهی، در شکست دشمن هیچ تردیدی وجود ندارد؛ سرنوشت رئیس جمهور کنونی آمریکا بهتر از سرنوشت اسلاف خود همچون بوش و ریگان نخواهد بود و همانند آنها در تاریخ گم خواهد شد. البته براساس سنت الهی وظایفی هم برعهده ما است و اگر این وظایف را انجام ندهیم، نمی‌توان درخصوص رسیدن به نتایج مورد نظر، اطمینان داشت تجربیات و درس‌های مهم درباره آمریکا ۵- مجموعه برخوردهای آمریکا از ابتدای مذاکرات هسته‌ای تاکنون، این تجربه مهم را به دست می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند با آمریکا تعامل کند زیرا آمریکا پایبند به تعهدات خود نیست. برخی نگویند که پایبند نبودن به تعهدات، مربوط به این رئیس جمهور و به این دولت آمریکا است، خیر؛ دولت قبل هم که با ما مذاکره کرد، تقریباً به همین روش عمل کرد و آنها نیز برجام را نقض و ایران را تحریم کردند. ۶- با دولتی که معاهدات بین المللی را به‌راحتی و همانند آب خوردن، نقض می‌کند، نمی‌توان تعامل کرد. تجربه برجام، جواب آن کسانی است که بارها می‌گفتند “چرا با آمریکا، مذاکره و تعامل نمی‌کنید؟”، بنابراین همه باید از این تجربه درس بیاموزند و بدانند که نمی‌توان با چنین دولتی تعامل و مذاکره کرد. ۷- تجربه بدعهدی آمریکا فقط مختص ایران نیست بلکه آمریکا حتی با افراد تسلیم و نوکر خود همچون محمدرضا پهلوی و حسنی مبارک نیز چنین رفتاری داشته و دارد. ۸- در مذاکرات سال‌های اخیر و بعد از برجام، کاملاً مشخص شد که موضوعاتی همچون هسته‌ای و موشکی، مسئله اصلی نیستند بلکه مخالفت و دشمنی عمیق آمریکا با اصل نظام اسلامی و ملت ایران به‌دلیل سربلندی این نظام در منطقه حساس و توسعه روحیه مقاومت و مخالفت بی‌ملاحظه با ظلم‌های آمریکا و بلند کردن پرچم اسلام است و آنها می‌خواهند نظام اسلامی را از مؤلفه‌های قدرت و اقتدار خود تهی کنند. ۹- راه جلوگیری از دشمنی آمریکا، انعطاف و کوتاه آمدن نیست؛ این موضوع فقط مختص آمریکایی‌ها نیست، همه غربی‌ها عمدتاً همین‌گونه هستند و ما فراموش نمی‌کنیم دوره‌ای را که رئیس جمهور ما طرفدار نرمش با غرب بود اما همین رئیس جمهور بر اساس موضوعاتی بی‌اساس، از طرف آلمان به دادگاه احضار شد. ۱۰- ایستادگی در مقابل غربی‌ها، امکان بسیار زیاد عقب نشاندن آنها را به‌وجود می‌آورد. در آن سال‌ها (۸۳ و ۸۴)، برای آنکه پرونده هسته‌ای ایران در آژانس عادی شود، پذیرفته شد که تأسیسات هسته‌ای تعطیل و مهر و موم شوند اما آنها در مقابل نرمش‌ها و عقب‌نشینی‌های آن زمان، به هیأت ایرانی گفتند که باید تمام تأسیسات هسته‌ای ایران، جمع‌آوری و نابود شوند. در آن زمان، آنها حتی اجازه راه‌اندازی دو یا سه سانتریفیوژ را هم نمی‌دادند اما از زمانی که در مقابل زیاده‌خواهی‌های آنها ایستادیم و مهر و موم‌ها را شکستیم و جوانان مؤمن و انقلابی ما غنی‌سازی بیست درصد را انجام دادند، غربی‌ها به‌التماس افتادند و ضمن قبول غنی‌سازی ۳٫۵ درصد، با ادامه فعالیت پنج تا شش هزار سانتریفیوژ نیز موافقت کردند. ۱۱- باید در قضایای بعدی مراقب بود تا این تجربه‌ها تکرار نشوند و از یک سوراخ، دو بار گزیده نشویم. دل‌خوش کردن به مسائلی نظیر بی‌آبرو شدن آمریکا و یا بروز اختلاف ظاهری میان آمریکا و اروپا در ماجرای اخیر، نافی استفاده از تجربیات هستند؛ اینها واقعیات است اما، مگر ما برای این چیزها مذاکره کردیم که حالا به آنها دلخوش کنیم؟ ۱۲- هدف از مذاکرات هسته‌ای برداشته شدن تحریم‌ها بود که بسیاری از آنها برداشته نشد، ضمن اینکه اخیراً تهدید می‌کنند تحریم‌ها را با وجود تأکید قطعنامه سازمان ملل بازمی‌گردانند. ۱۳- «عناصر سیاسی، مدیریتی و مطبوعاتی» از سرزنش یکدیگر درباره برجام پرهیز کنند؛ نقد صحیح، منصفانه و عاقلانه ایراد ندارد و مسئولان هم باید به آنها توجه کنند اما اهانت، هتک حرمت، اتهام و ایجاد دوقطبی بر سر برجام نباید صورت گیرد و وحدت و همزبانی نباید نقض شود. بدعهدی اروپا ۱۴- ما بنای دعوا با اروپا را نداریم اما این سه کشور اروپایی نشان داده‌اند که در حساس‌ترین مواقع، با آمریکا همراهی می‌کنند. حرکت زشت وزیر امور خارجه فرانسه در مذاکرات هسته‌ای و تقسیم نقش پلیس بد و پلیس خوب با آمریکا و همچنین مانع‌تراشی دولت انگلیس در قبال حق خرید کیک زرد براساس برجام را نمونه‌هایی از همراهی اروپا با آمریکا هستند؛ اروپایی‌ها حرفهایی می‌زنند اما تاکنون ندیده‌ایم که به‌معنی واقعی کلمه در مقابل آمریکا ایستاده باشند. ۱۵- با اشاره به بدعهدی و بی‌صداقتی ۳ کشور اروپایی در اوایل دهه ۸۰ بر سر مسئله هسته‌ای: اروپایی‌ها باید ثابت کنند که این بار قصد تکرار آن بدعهدی را ندارند. موشک و نفوذ منطقه‌ای ایران ۱۶- همه بدانند جمهوری اسلامی از مؤلفه‌های قدرت خود از جمله دفاع از راه دور قطعاً دست نمی‌کشد. ۱۷- حضور در منطقه و طرفداری ملت‌ها از جمهوری اسلامی، عمق راهبردی ماست و هیچ دولت عاقلی از این مؤلفه‌های قدرت‌بخش صرف‌نظر نمی‌کند. بیشتر بخوانید “پیشنهاد برجام ۲″؛ نظر مسئولان نظام درباره مذاکره موشکی چیست؟ ۱۰ دلیل در رد “مذاکره موشکی” تضمین‌های اروپا به ایران برای ادامه برجام ۱۸- ایران با ۳ کشور اروپایی دعوا ندارد بلکه با توجه به سابقه اروپایی‌ها، ما به آنها اعتماد نداریم و به همین علت آنها باید تضمین‌های واقعی بدهند. اگر اروپایی‌ها در پاسخ به مطالبات ما تعلل کردند حق ایران برای آغاز فعالیت‌های تعطیل‌شده هسته‌ای محفوظ است. ۱۹- سران ۳ کشور باید متعهد شوند و قول دهند که بحث موشک و حضور منطقه‌ای ایران را مطلقاً مطرح نخواهند کرد. مقابله صریح اروپایی‌ها با هرگونه تحریم آمریکا علیه ایران از دیگر شرایط ضروری است. ۲۰– خروج آمریکا از برجام را نقض قطعنامه ۲۲۳۱ سازمان ملل است؛ اروپایی‌ها باید قطعنامه‌ای علیه آمریکا به شورای امنیت ببرند و به این حرکت آمریکا اعتراض کنند. ۲۱- اگر آمریکایی‌ها توانستند در فروش نفت ایران خلل وارد کنند اروپایی‌ها باید خرید نفت از ایران به‌مقدار مورد نیاز ما را تضمین کنند. ۲۲- بانک‌های اروپایی درباره دریافت و پرداخت وجوه تجارت دولتی و خصوصی با جمهوری اسلامی باید تضمین بدهند. ۲۳- مسئولان سازمان انرژی اتمی آمادگی برای شروع احتمالی فعالیت‌ها باشند؛ الآن غنی‌سازی ۲۰ درصد را آغاز نمی‌کنیم ولی باید آماده باشید که اگر لازم شد و دیدیم برجام فایده ندارد، فعالیت‌های تعطیل‌شده به‌واسطه برجام از سر گرفته شود. اقتصاد مردمی – سپردن کارها به خارجی‌ها ۲۴- مسئله اول کشور، مسئله اقتصادی است؛ فعالیت‌های دولت باید با گسترش خدمات ادامه پیدا کند اما با همه تلاش‌ها وضع اقتصادی کشور تعریفی ندارد و بسیاری از مردم در فشار شدید گرانی و مشکلات هستند. ۲۵- حل مشکلات اقتصادی را در درجه اول در گروی اعتقاد قلبی مسئولان به چند مسئله است؛ باید عمیقاً باور کنیم که مشکلات اقتصادی با تکیه بر ظرفیت‌های فراوان داخل کشور قابل حل است و نسخه‌های غربی نه در زمینه اقتصاد و نه در عرصه‌های دیگر نظیر جمعیت، حلّال مسائل و دشواری‌های کشور نیستند. ۲۶– سپردن کارها به خارجی‌ها با توجه به بدقولی‌های آنها باید فقط در حد اضطرار باشد و فقط وقتی از امکانات داخلی مأیوس شدیم سراغ دیگران برویم. ۲۷- آمریکایی‌ها وزارت خزانه‌داری خود را به اتاق جنگ علیه ایران تبدیل کرده‌اند؛ باید ستاد مقابله با این شرارت دشمن در مرکز اقتصادی دولت تشکیل شود و وزارت خارجه نیز به این مسئله کمک کند. ۲۸- اقتصاد مقاومتی علاج همه مشکلات کشور است و امروز با توجه به اقدامات دشمن، باید بخشهایی از اقتصاد مقاومتی در اولویت قرار گیرد. ۲۹- «اقتصاد مردمی» و ورود واقعی مردم به عرصه اقتصاد کاملاً ضروری است؛ اقتصاد دولتی جواب نمی‌دهد و همان‌گونه که بارها گفته‌ام باید سیاستهای اصل ۴۴ جدی گرفته شود و بخش خصوصی را وارد میدان کنیم. ۳۰- اقتصاد نفتی را از عیوب اساسی اقتصاد ایران است؛ ۲۰ سال پیش گفتیم باید به جایی برسیم که هر وقت اراده کردیم درِ چاه‌های نفت را ببندیم و این ممکن است. امروز ما اسیر نفت هستیم چرا که قیمت‌گذاری و خرید یا عدم خرید آن دست دیگران است این وضع باید تغییر کند و نفت به‌عنوان سرمایه ملی، واقعاً در اختیار ما باشد و وابستگی به آن را روز به روز کم کنیم. ۳۱- به اقتصاد دانش‌بنیان، توجه به جوانان کارآفرین در رسانه‌ها، تقویت تولید داخل، اهمیت فراوان به کالای ایرانی و خودداری مطلق همه دستگاه‌ها از خرید محصولات غیرایرانی از دیگر نکاتی است که باید به آنها اهمیت داد. برجام و اقتصاد کشور ۳۲- مسائل اقتصادی را نباید به برجام و امثال آن گره بزنیم، دیدید با برجام هم مشکل اقتصاد درست نشد، بنابراین اقتصاد به عوامل دیگری نیاز دارد. ۳۳- در سال‌های اخیر، این درس گرفته شد که گره زدن حل مسائل کشور به‌خصوص مسائل اقتصادی به برجام و خارج از کشور، یک خطای بزرگ است. هنگامی که ما مسائل اقتصادی و کسب‌وکار را به برجام گره می‌زنیم، نتیجه این می‌شود که صاحبان کار و سرمایه چند ماه منتظر امضا شدن یا نشدن برجام می‌مانند و بعد از آن هم منتظر اجرا شدن و یا اجرا نشدن آن هستند و سپس نیز منتظر اینکه آیا آمریکا در برجام می‌ماند یا نمی‌ماند و در نهایت دستگاه فعال اقتصادی کشور همیشه معطل خارجی‌ها است. ۳۴- اقتصاد کشور را از راه «برجام اروپایی» نمی‌توان درست کرد. برجام اروپایی البته مسئله‌ای است اما قرائن فراوان از جمله انصراف و تردید شرکت‌های بزرگ اروپایی و نیز سخنان مسئولان سه کشور اروپایی نشان می‌دهد اقتصاد کشور را از راه برجام اروپایی نمی‌توان به جلو برد. ۳۵- ورود ۱۰۰ میلیارد دلار به کشور پس از انعقاد برجام تصوری باطل بود که متأسفانه برخی این تصور واهی را به مردم هم منتقل کردند. جنگ روانی دشمن ۳۶- ملت ایران امروز به استقلال، ایستادگی، آبروی بین‌المللی و نفوذ منطقه‌ای خود افتخار می‌کند اما دشمن به‌دنبال آن است که با شایعه، دروغ و برجسته‌سازی ضعف‌ها، این احساس افتخار را از ملت سلب کند و با شکست جلوه دادن پیروزی‌ها و پیشرفت‌ها، حرکت امیدوارانه را که حلال مشکلات کشور است، از بین ببرد. ۳۷- ما با شناخت ظرفیت‌ها و توجه به تجربه‌ها و از همه مهمتر با استمداد از خداوند متعال، بدون تردید توانایی غلبه بر همه مشکلات اقتصادی را خواهیم داشت. ۳۸- جمهوری اسلامی در این سال‌ها روزبه‌روز قوی‌تر شده است و حرکت به‌سمت اقتدار بیشتر را در پرتو استحکام ساخت داخلی و رفتار صحیح مسئولان با مردم همچنان به‌پیش خواهد برد. پرونده‌های حقوق بشری آمریکا ۳۹- عملکرد سازمان ملل، نامناسب و تحت نفوذ آمریکا است؛ چندی قبل دبیرکل سازمان ملل یک روز پس از محکوم کردن جنایات سعودی‌ها علیه مردم یمن، حرف خود را پس گرفت. این نمونه‌ها نشان می‌دهد سازمان ملل تحت فشار آمریکا و قارون‌های منطقه خلیج فارس است. ۴۰- پرونده‌های حقوق بشری آمریکا: «سوزاندن اعضای فرقه داودی‌ها در آمریکا در زمان کلینتون»، «نگهداری و شکنجه فجیع زندانیان در زندان‌های گوانتانامو، ابوغریب عراق و یک زندان آمریکایی در افغانستان»، «آزادی فروش سلاح در آمریکا به‌دلیل منافع کمپانیهای اسلحه‌سازی»، «رفتار وحشیانه پلیس آمریکا با سیاهپوستان»، «نقش مؤثر آمریکا در ایجاد و حمایت از داعش»، «کمک به رژیم صهیونیستی در کشتار مردم از جمله در کشتار اخیر غزه» و «کمک و حمایت از سعودی‌ها در کشتار مردم یمن و سرکوب مردم بحرین» اشاره و تأکید کردند: سازمان ملل اگر سازمان ملل است و وابسته به رژیم آمریکا نیست باید این پرونده‌ها را به‌طور جدی پیگیری و کوتاهی‌های گذشته خود را جبران کند.https://irananews.com/%db%b4%db%b0-%d9%86%da%a9%d8%aa%d9%87-%d9%85%d9%87%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8/
 

۲۰۴۳-ابتلای۳۰ درصد جامعه ایران به اختلالات روانی ایرانا :طبق آمار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ۲۲ تا ۳۰ درصد افراد جامعه (از هر ۱۰ نفر سه نفر) به درجاتی از اختلالات روانی مبتلا هستند+ نقش درمانگری محبت حقیقی قرآن کریم در ماه مبارک رمضان

۰۴ خرداد
https://irananews.com/wp-content/uploads/2-210-525x350.jpg
ابتلای۳۰ درصد جامعه ایران به اختلالات روانی ایرانا :طبق آمار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ۲۲ تا ۳۰ درصد افراد جامعه (از هر ۱۰ نفر سه نفر) به درجاتی از اختلالات روانی مبتلا هستند که بر این اساس باید یک سوم بیمارستان‌های کشور به بیماری‌های روانی اختصاص یابد. به گزارش خبرنگار ایرانا ، دکتر ایرج خسرونیا در نشست خبری به مناسب برگزاری بیست و نهمین کنگره جامعه متخصصان داخلی ایران از ۲۱ تا ۲۴ اردیبهشت ماه در مرکز همایش های رازی، اظهار کرد: در تهران آمار وضعیت بدتری دارد؛ به گونه ای که ۳۰ تا ۳۶ درصد به اختلالات روانی گرفتار هستند و در این بین زنان سهم ۳۶ درصدی دارند. خسرونیا به تاثیر زیاد این قبیل اختلالات در زندگی روزمره افراد جامعه اشاره کرد و افزود: چند درصد از این افراد شاید بتوانند اختلالات روانی خود را پنهان یا کنترل کنند اما روزانه در سطح شهر شاهد هستیم که افراد به خاطر یک تصادف Crash ساده با یکدیگر گلاویز شده و حتی در مواردی به قتل Murder منجر می شود. رئیس جامعه متخصصان داخلی ایران همچنین خاطرنشان کرد: در مطب ها شاهد هستیم که شمار زیادی از بیماران که از مشکلات جسمانی مانند ناراحتی های گوارشی یا قلبی گلایه می کنند، هیچ مشکل جسمی ندارند؛ پس از بررسی ها و آزمایش های پزشکی مشخص می شود که مشکل این افراد روانی است و باید تحت درمان های روانپزشکی قرار گیرند. خسرونیا نبود فرهنگ مراجعه به روانپزشکان را از دیگر معضلات جامعه دانست و گفت: بسیاری از این بیماران زمانی که به آنها گفته می شود باید به روانپزشک مراجعه کنید برآشفته می شوند و ترجیح می دهند به جای مراجعه به متخصصان این رشته، درمان بیماری را از پزشک معالج خود دریافت کنند. وی با تاکید بر اینکه باید این ترس از مراجعه به روانپزشکان با ارتقای آگاهی مردم نسبت به بیماری های روانی برطرف شود، گفت: یکی از دلایل ترس از مراجعه به روانپزشکان، در واقع ترس از انگ بیمار روانی بودن از سوی جامعه، خانواده و اطرافیان است که مانع از مراجعه بیماران به متخصصان این رشته می شود. رئیس جامعه متخصصان داخلی ایران با بیان اینکه شمار سالمندان در کشور ما رو به افزایش است و به تبع آن میزان مبتلایان به بیماری های مختلف ازجمله سرطان روند روبه رشد خواهد داشت، اظهار کرد: درحال حاضر هشت درصد جامعه را سالمندان (۶۰ سال به بالا) تشکیل می دهند اما طی ۱۰ سال آینده این رقم به ۱۲ درصد می رسد؛ بنابراین لازم است به تناسب این افزایش، از هم اکنون تمهیدات لازم در سطح سیاستگذاری کلان حوزه سلامت کشور اندیشیده شود. خسرونیا افزود: همانطور که متخصص کودکان داریم و کودکان به این متخصصان ارجاع داده می شوند، باید متخصصان سالمندان نیز تربیت شوند تا آمادگی لازم را برای چند سال آینده در مواجهه با بیماری ها به ویژه سرطان که از بیماری های وابسته به سن است، داشته باشیم. وی یکی از علل اصلی ابتلا به سرطان در کنار افزایش سن را مصرف مواد مخدر Drugs از جمله تریاک و سیگار عنوان کرد و گفت: طبق آمار رسمی ۲ میلیون نفر و طبق آمار غیررسمی پنج میلیون نفر در ایران تریاک مصرف می کنند؛ استعمال این مواد نقش قابل توجهی در بروز سرطان های پانکراس، ریه، مثانه و مری دارند. خسرونیا درمورد اینکه آیا پارازیت ها نیز در بروز سرطان تاثیرگذار هستند، توضیح داد: هنوز این مساله ثابت نشده اما دیده شده است تعداد جنین های ناقص در خانواده هایی که در اطراف دکل های مخابراتی هستند، بیشتر است.https://irananews.com/%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%8a30-%d8%af%d8%b1%d8%b5%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88/https://irananews.com/wp-content/uploads/2-210-525x350.jpg