RSS
 

بایگانی ‘محبت منافقانه’ دسته ها

۲۰۸۰-سهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان/ نامه به ۳ دستگاه اثرگذار+ محبت حقیقی در آموزش و پرورش

۰۴ مهر
معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس:سهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان/ نامه به ۳ دستگاه اثرگذارسهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان/ نامه به ۳ دستگاه اثرگذار

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت:سند تحول از وزرای هیأت دولت و خدمتگزاران دستگاه‌های اجرایی جهت عملیاتی کردن بندهای مبانی آن و راهکارها، درخواست‌هایی دارد.

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، تاکنون ۷ بخش از مصاحبه با حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش درباره سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با عنوان «تنها کتابی که با همکاری ۶۰۰ نفر تدوین شد/ داروی بسیاری از آسیب‌های کشور را در این سند جست‌وجو کنید»، «آسیب‌های نظام آموزش غربی در ایران با احترام رفتاری به وصایای امام(ره) قابل درمان است»، «از چرخش نمره ورزش به شادابی جسمانی تا الزام سوادآموزی فرزند در سند ازدواج»، «آیا نهادها و وزارتخانه‌ها در برابر سند تحول آموزش و پرورش وظیفه دارند؟/ شاخص مجلس موفق در نظام تعلیم و تربیت»، «از راه‌حل جدید امتیاز جبرانی برای دانش‌آموزان ناموفق تا تدریس راز موفقیت شرکت‌های اقتصادی»، «راهکارهای حذف کنکور لاکچری/ معرفی ۱۱ مانع مهم تربیت» و «تحول در آموزش و پرورش به شرط قرآن‌سالاری/ باید قرآن از درون قبرستان‌ها آزاد شود» منتشر شد.

سند تحول از وزرای هیأت دولت و خدمتگزاران دستگاه‌های اجرایی جهت عملیاتی کردن بندهای مبانی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و راهکارهای ۱۳۱ گانه آن درخواست‌هایی دارد که در این بخش به آن پرداخته می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی در بخش اظهار کرد: در مبانی سند تحول، طرحی در انداخته شده است که رابطه‌ها به خوبی و دقت لازم دیده شود و لکن این مبحث بزرگ اثرگذار نیاز به امر تکمیلی دارد که در جدولی به بخشی از آن توجه شده است.

سطح رابطه های در مبانی سند تحول
رابطه با خداوند
رابطه با انسان کامل رابطه با خود رابطه با هستی پیرامونی

وی ادامه داد: آیا انسان برای ارتباط با خالق هستی به تنهایی قادر است رابطه برقرار کند یا اینکه باید با رابطه و واسطه بدون آزمون و خطا این نیاز خود را بر طرف کند، و اگر این فرض صواب باشد، ارتباط با انسان کامل مقدم می‌گردد بر ارتباط انسان با خودش و هم چنین جهان پیرامونی او؛ چرا که با این طبقه‌بندی، خداوند متعال را بدون نیاز از ارتباط با مخلوقات معرفی کرده، و در عوض تمام وجود انسان نیاز به ارتباط با حضرت حق تعالی معرفی می‌شود.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش افزود: در نتیجه، کارکرد عقل و تفکر آدمی هویدا می‌شود که عقل بدون پشتوانه وحی الهی انسان را در میان راه رها نموده و به دست جهل و حیرانی اسیر می‌کند و آثار آن در اوراق تاریخ بشر مشهود است؛ چراکه علم بدون حمایت نورانیت وحی، ظلمات است؛ برای اثبات این فرضیه نیاز است به برخی از بندهای مبانی سند تحول بپردازیم تا مکشوف شود که آموزش و پرورش جامعه را می‌سازد یا فرهنگ اجتماعی بر آموزش و پرورش مدیریتی را مسلط می‌کند یا باید گفت تعاملی برقرار است؛ اگرچه در برخی موارد تقدمی هم قابل مشاهده است.

* باید تمام معلمان در تدریس خود به تعریف هستی بپردازند

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با اشاره به راهکار ۱-۱-۱ مبانی سند تحول «جهان هستیواقعیت دارد؛ ولی هستی به طبیعت منحصر نیست»، گفت: با توجه به راهکار ۱-۱-۱ (مبانی سند ص-۴۹-۵۰) استنباط می‌شود که همه هستی در همدیگر اثرگذاری داشته و جهان در پیش روی چشم مربیان و متربیان نباید به همین جهان مادی ختم و اجبار شود.

وی با بیان انکه مربیان و متربیان باید آموزشی را دریافت کنند که سهم فرشتگان و جن را منکر نشوند، افزود: با توجه به بند ۱-۱-۱ باید تمام معلمان در تدریس خود به تعریف هستی بپردازنند و اختصاص خصوصیات هستی به یک درس کنار گذاشتن سند تحول است.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اضافه کرد: در تمامی متون درسی باید بدون استثناء به موجودات عالم غیب پرداخته شود، والا دانش‌آموزان تک ساحتی تربیت شده و به هنگام فارغ‌التحصیلی، وجود ملائکه و جن و شیطان را یا خرافه وجدان می‌کنند و منکر می‌گردنند و یا به قشر سنتی و غیر مدرن جامعه نسبت می‌دهند.

وی با بیان اینکه یکی از دلائل مهم و اساسی غربگرا شدن دانش آموزان تفکیک موجودات عالم غیب از موجودات عالم شهود، در برنامه ریزی متون درسی و افکار معلمانشان است، افزود: یکی از علل عدم انگیزه و نا شاد بودن برخی دانش آموزان در فعالیت دینی تدریس نامتوازن فیما بین متون بر گرفته از موجودات عالم غیب و موجوادت عالم شهادت است.

*مربیان و متربیان باید از متون و مدارسی برخودار باشند که آنان را دو بعدی تربیت کند

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با اشاره راهکار ۱-۲-۱ مبانی سند تحول، «انسان موجودی است مرکب از جسم و روح دو حیثیت در هم تنیده و مرتبط»، اظهار کرد: با توجه به راهکار ۱-۲-۱(مبانی سند ص-۵۷)مربیان و متربیان باید از متون و مدارسی برخودار باشند که آنان را دو بعدی تربیت کند نه ناقص و تک بعدی و مربیان و متربیان باید بدانند اثرگذاری جسم و جان نشان از سلطه و سلطنت عالم مجرد بر ماده دارد.

وی ادامه داد: شکل و محتوای متون درسی دانش‌آموزان باید روح و کالبد آدمی را  به صورت مکمل به نمایش بگذارد و الا اطلاعات خیالی و اجباری از روح در برنامه‌های دینی، زندگی غربی را ناخواسته برای آنان ایده آل معرفی می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: دانش‌آموزان با متون دروس تفکیکی قادر نیستند پیشرفت‌های جهان غرب را حاصل تعامل و توازن دو سویه جسم و روح به صورت متداوم و متقابل یافته، و هم چنین احترام به قوانین الهی تحلیل کنند و در نهایت فساد جهان غرب را نتیجه تربیت تک بعدی بیابند.

* مشکل زیر نظام‌های برنامه درسی ستونی

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با اشاره به راهکار ۱-۳-۱ «انسان نسبت به شناخت هستی و درک موقعیت خود و دیگران در هستی توانایی دارد، گفت: با توجه به راهکار (مبانی سند ص-۷۸)مربیان و متربیان باید از متونی برخودار باشند که جهان هستی را در خور عقل و شناخت آنان معرفی کند.

وی با بیان اینکه مربیان و متربیان باید بعد از یک دروه تحصیلی به نظری آراسته گردند که علم اولیه را از عطایای خداوند هستی وجدان کنند، افزود: دانش‌آموزان با متون درسی منفک شده از معارف علوم انسانی و اسلامی قادر نخواهند بود که خداوند را معلم حقیقی خود وجدان کنند؛ ضمن اینکه زیر نظام‌های برنامه درسی ستونی، قادر نیستند مربیان و متربیان را برای باور سجود ملائکه بر انسان تربیت کنند.

وی ادامه داد: متون درسی که تعلیم بشر را توسط خداوند معرفی کند، زمینه و علت انتخابگری و مسؤولیت و کرامت مربیان و متربیان می‌شود، و در نتیجه سجود فرشتگان  را برای آنان فراهم آورده است.

*دانش‌آموزان باید از بدو ورود به مدارس در یابند که زندگی کتاب ثابتی دارد

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با اشاره به راهکار ۱-۴-۱ «اعتبار ارزش‌های حقیقی بر واقعیت‌های مربوط به عمل آدمی و نتایج آن تکیه دارد»، افزود: با توجه به راهکار(مبانی سند ص-۸۹)مربیان و متربیان باید از متون درسی برخودار شوند که دریابند اکثر آزادی‌های در جهان غرب پشتوانه اختیاری و انتخابی ندارد، بلکه نوعا خیالی و اعتباری است که این تحلیل مهم در قدرت متون درسی پیوسته و همه جانبه‌نگر است.

وی با بیان اینکه مربیان و متربیان باید در متون درسی خود وجدان کنند که سعادت به صرف عمل بر نمی‌آید بلکه بر اساس و پایه‌ریزی فطرت او از ارزش‌های تکاملی برخوردار می‌شود، ادامه داد: دانش‌آموزان باید از بدو ورود به مدارس در یابند که زندگی کتاب ثابتی دارد، اگر از آن آگاهی کامل در نیابند، از آرامش و آسایش و کمال محروم گشته و در ستایش شیطان و شقاوت نفس، پست‌تر از حیوان می‌گردند.

* مربیان باید مسلح به متون درسی منطبق بر فطرت باشند

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با اشاره به راهکار ۱-۵-۱ «دین حقیقت واحدی است که از سوی خدا برای هدایت بشر به سوی سعادت حقیقی و جاوید فرستاده شده است و شرایع توحیدی مصادیق متکامل آن محسوب می‌شوند؛ خاستگاه و مقصد دین حق (=اسلام)، فطرت انسان و شکوفایی آن است»، اظهار کرد: با توجه راهکار۱-۵-۱ (مبانی سند ص-۱۰۷) اگر مربیان و متربیان دین اسلام را با حقایق اعتقادی، اصول اخلاقی و قوانین کلی زندگی آدمی تمام و کامل یافته و اعتبار و صحت آن را به وقت و مخاطب معینی محدود ندانند، هیچ وقت جهان غرب برای آنان جاذبه نخواهد داشت.

وی با بیان اینکه مربیان باید مسلح به متون درسی منطبق بر فطرت باشند تا زگهواره تا گور علم را نجات انسان بیابند، گفت: اگر دانش‌آموزان دروس خود را منطبق بر فطرت معصوم خویش بیابند، جمعه هم به مکتب دل می سپارند.

*** نامه به ۳ دستگاه اثر گذار در عرصه تهذیب و آموزش

شما که دانش‌آموز  و یا فرهنگی در خانواده خود دارید و یا  اینکه بستگان‌تان دانش‌آموزانی دارند که آینده آنان برای شما هم مهم است و همچنین وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها و نهادهایی که علاقه‌مند هستند دانش‌آموزان خود را در مدارسی ثبت‌نام کنند که پس از فارغ التحصیلی، آنان را افتخار سبک زندگی خویش به جهانیان معرفی کنند، باید توجه بنمایند که تلألو سند تحول نزد مقام معظم رهبری و فرهیختگان علوم اسلامی و انسانی و صاحبنظران فرهنگی، نیاز دارد ۵ مبانی تربیتی سند را که از نیازهای زیر بنایی مدارس می باشد در پاسخگویی آن دستگاه تعبیه شود که شرحی از آن در ادامه می‌آید:

۱- مسؤول حوزه علمیه

سلام قرآنی را از چه منبع و از کدامین انسان باید دریافت نموده و ابلاغ کرد؛ این سلام با چه موسیقی و با کدام حرکت دست و پا باید همراه شود تا در تراز مراتب حیاة طیبه مشهود گردد، اگر در حضور محرمان باشیم به کدام آیین مطیع و در میان نامحرمان چند آدابی واجب است. دانش آموزان در انتظار مربی متخصصی هستند که بدانند تفاوت سلام مومن و منافق در کجا ظاهر و حاضر می‌گردد.

آیا سلام قرآن پسند در کلاس ریاضی و فیزیک همان سلام در میان دانش‌آموزان قرآن و دینی باید باشد یا اینکه یک آموزشگاه می‌تواند ترکیبی از سلام برآمده از زیرنظام نام خالق هستی داشته و سلامی از زیر نظام مخلوق از عجز و نقص خود بتراشد، و در یک دوره آموزش بعد از فارغ التحصیلی از سلام اولی احساس خجلت و سنتی نموده و در سلام فرو افتاده از زیر نظام بشری که در قالب آزمون و خطا عرضه می گردد تمام لذت و سعادت انسان معرفی گردد و غیر آن نامدرن و نامربوط با سبک زندگی نخبگان باشد.

دانش آموزان با سوالات مقدر خود متون دروس را اجبار وجدان نموده و تقلب را با سلام در زندگی فردی و جمعی خویش هم سنخ و هم سیاق می یابند، و اسم آن را زرنگی و زیرکی و سعادت زندگی معرفی می کنند، و برای دست یابی به رتبه اول شهروندی باید سلام نازل شده از زیر نظام درسی خالق حکیم را کنهه و تاریخ گذشته معرفی کند و در نهایت محاورات اجتماعی و ملی خود را بر حسب منافع مادی طبقه بندی نموده و دشمنان را به خود امیدوار کند.

تعداد روحانیون اعزامی آن مرکز علمی در ۴ سطح پیش دبستانی و ابتدایی و متوسطه اول و متوسطه دوم با دو جنسیت در ۷ روز هفته مورد نیاز جدی دانش آموزان سلیم الفطره می باشد. والسلام علی السلیم

الف- نیاز به تهیه و تنظیم متونی که مورد تأیید کارشناسان در امور زیر باشد.

۱- برنامه صبحگاهی و ظهرگاهی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- ادبیات دروس تجربی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۳- ادبیات دروس علوم انسانی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۴- مراسم ملی و مذهبی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۶- ادبیات محاوره با دیگران(با رویکرد ۶ ساحتی)

۷- موضوعات انشاء و سبک گزارشگری(با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- مسئول صدا وسیما 

برخی دانش‌آموزان مدرسه ما در کلاس درس و زنگ تفریح با مبادله خنده‌های آموزش یافته اظهار وجود خود را به نمایش گذاشته، و با خشونت‌های مدرن، آن را به عنوان یکی از امتیازات جهان ایده آل مصوب کرده‌اند، و برای اجرای مومنانه آن از ابزارهای حاضر در آموزشگاه اعم از تمسخر معلم و تحقیر هم وطن و تخریب دستاوردهای انقلاب اسلامی و معماری اسلامی، با مقایسه نامتقارن کارنامه دین و علم، جهان غرب را کعبه آمال خود و دیگران ترویج می نمایند، و با حضور چهره‌های قریب به اتفاق در برنامه‌های صدا و سیما به آن مهر و امضای مقبولیت و محبویت الصاق می‌کنند، و هم چنین در خدمت خدمات ظاهری جهان غرب بودن را یک فرصت و پیشرفت و هدف از خلقت برایشان منشور و مشهور می‌گردد.

برخی دانش‌آموزان با زبان نافذ بی‌زبانی می‌گویند برنامه‌های ماهواره قابل اعتماد است برنامه‌های متنوع و شاد دارد در ترویج پزشکی پیشرفته و در برنامه‌های آن  جوانان دارای سهم ویژه و اصلی هستند، و نتیجه می‌گیرند که سبک زندگی آنان حقیقت در اندیشه و واقعیت در نیازهای انسان می باشد. آموزشگاه ما بی صبرانه در انتظار پاسخ ۶ساحتی در سطح متون درسی آن سازمان خدمتگزار می باشد.

الف- نیاز به تهیه و تولید برنامه‌هایی که فضای مجازی را در اختیار مدارس قرار بدهد.

۱- روابط استاندارد والدین در معیار نظام اسلامی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- مهارت‌هایی که در روابط شهروندی صبوری و تحمل دیگران نشان رشد اجتماعی باشد. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۳-معرفی فلسفه مناسبت‌های اجتماعی متقاضی مردم ایران(با رویکرد ۶ ساحتی)

۴- ممکل سازی دروسی که در جامعه مبدل به مشاغل اثر گذار و رافع طبقات اجتماعی می گردد. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۳- مسؤول وزارت ارشاد

برخی از دانش‌آموزان مدرسه ما می‌خواهند بعد از فارغ‌التحصیلی هنرپیشه شوند و لکن برخی از فیلم‌های سینما و تئاترهای در سطح شهر به آنان آموزش مستقیم و غیر مستقیم می‌دهد که لازم نیست برای هنرمند شدن تحصیلات عالی داشته و یا در آموزشگاه دارای رتبه اخلاقی و علمی باشید به همین سبب از آن دستگاه متولی امر عظیم ترویج و تبلیغ فرهنگ درخواست می‌گردد برنامه‌هایی را در تراز متون درسی جهت اهمیت دادن به سبک زندگی توحیدی هنرمندان و فعالیت‌های هنری که خداوند حکیم را خالق هنر معرفی می نماید ما را هنرمندانه یاری نموده و دانش‌آموزان را از خیالات باطل به عطایای عینی خالق یکتا  بدون امتحان و ابتلا مقرب و مهذب کند.

الف- نیاز به برنامه‌های هنری ارشاد که متون درسی دانش‌آموزان قرار گیرد.

۱-پیش نویس فیلم‌های سینمایی و تئاتر با مشارکت معلمان و متناسب نیاز مدارس نگارش شود. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- صنایع دستی کشور متناسب هر استان دروس دانش‌آموزان تعریف و تصویب گردد. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۳- مراتب سبک زندگی یک هنرمند توسط هنرمندان کشور در متون درسی آورده شود. (با رویکرد ۶ ساحتی)

*** سهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: با ۳ فرض زیر می‌توانیم برای دیگر دستگاه‌های کشور کارنامه پیوستی تهیه کرد تا سهم آنان در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان جدول گذاری‌شود تا مربیان و متربیان موانع رشد و خاکستر نشین شدن استعدادهای خودشان را شناسایی کرده و از همان دوران تحصیل خویش به پیشگیری آن اقدام کنند به جای اینکه در آینده در صدد درمان آن عمر صرف کنند.

فرض اول:

 سیاق و سباق اجتماعی آموزش و پرورش ایجاب می‌نماید که مسئول مستقیم آموزش رسمی و عمومی شهروندان باشد؛ از رقص میز و صندلی و حالات دانش‌آموزان و عرق آنان به مدارس خودشان و هم چنین تعریف خانه دوم در السنه اهل دانش و بندهای قانون اساسی بر این هدایت می‌شویم که مدرسه جای آموزش مهارت‌ها و تربیت نفوس برای زندگی است.

فرض دوم:

آیا کم و کیف تعلیم و تربیت در مدارس بر روی تصمیم‌گیری مدیران بالمباشره و یا غیر مستقیم مشهود و محسوس است یا اینکه مدیران دستگاه‌های فعال در کشور بر روی آموزش و پرورش سلطه برنامه‌ریزی داشته و در برابر فرهنگ‌سازی نهاد آموزش و پرورش رویین تن می باشند؟

فرض سوم:

با توجه به مبانی سند تحول که بر پایه نظام معیار اسلامی نگارش شده بر می‌آید که آثار فردی بدون آثار اجتماعی قابل محاسبه و مطالبه نیست و هم چنین آثار جمعی در بسیاری موارد انتخاب و اختیار را از آحاد جامعه می‌رباید، و هم چنین در قتل انبیاء و اولیای الهی و ناکامی آنان، آیات وحی، جامعه را مستحق عذاب الهی مصوب کرده، و در عین حال بحث مهاجرت را برای استقلال فرد از جامعه مطرح می‌نماید.

کارنامه پیوست آموزشی
ردیف نام درس نوبت اول قدیم نوبت اول جدید نوبت دوم قدیم نوبت دوم جدید نوبت سوم قدیم نوبت سوم جدید حوزه های علمیه وزرات ارشاد صدا و سیما
۱ قرآن ۲۰ خیلی خوب ۱۵ خوب ۱۰ نیاز به تلاش نیاز به تلاش نیاز به تلاش نیاز به تلاش
۲ تفکر و پژوهش ۱۹ خیلی خوب ۱۴ خوب ۹ نیاز به تلاش نیاز به تلاش نیاز به تلاش

انتهای پیام/

 

۲۰۶۹-خشونت جنسی در آمریکا از زبان آمار+ رابطه محبت مجازی با خشونت جنسی

۰۴ مرداد

آلانا وجیانس

خشونت جنسی در آمریکا از زبان آمار/ بیش از سیصد هزار تجاوز جنسی در هر سال

خبرگزاری فارس: خشونت جنسی در آمریکا از زبان آمار/ بیش از سیصد هزار تجاوز جنسی در هر سال

پزشک سابق تیم ژیمناستیک المپیک متهم به سوء استفاده جنسی از بیش از ۱۰۰ زن است و رئیس جمهور آمریکا به طور علنی متهم به تجاوز جنسی به بیش از ۱۵ زن شده و فخر فروشی می کند که زنان مورد نظرش را شکار کرده و به دام می اندازد.

گروه غرب از نگاه غرب خبرگزاری فارس: خشونت جنسی به فرهنگ ما نفوذ می کند؛ از صحنه های تجاوز جنسی خشونت آمیز در برنامه های پرطرفدار تلویزیونی تا رواج لباسهای  سکسی باعث تقویت  فرهنگ تجاوزگری می شود؛ از ورزشکاران برجسته ای که دختران جوان را وادار به سکوت می کنند، تا داستانهای تقریبا روزانه از تجاوز جنسی در کالج ها و دانشگاهها، تا پزشک سابق تیم ژیمناستیک المپیک که متهم به سوء استفاده جنسی از بیش از ۱۰۰ زن است و رییس جمهور ایالات متحده که به طور علنی متهم به تجاوز جنسی به بیش از ۱۵ زن شده و در سندی ضبط  شده  فخر فروشی می کند که زنان مورد نظرش را شکار کرده و به دام می اندازد.
همه این نمونه ها فرهنگی را ایجاد می کنند که عادی شدن خشونت جنسی را تقویت می کند.
از آنجا که اولین گام در جهت جلوگیری از خشونت جنسی، شناخت واقعیت آن است، ما آماری را که ابعاد گسترده و درد آور این معضل را در جامعه آمریکا  نشان می دهد، گرد آورده ایم.

۳۲۱/۵۰۰
میانگین تعداد قربانیان تجاوز و حمله جنسی در هر سال در ایالات متحده

۹۹
درصد مجرمین خشونت جنسی که آزاد می شوند.

۱۳
درصد بازماندگان تجاوز جنسی زن که خودکشی می کنند.

۶۴
درصد افرادی که در طول زندگی خود تجاوز جنسی را تجربه خواهند کرد.

۱۹ ـ ۱۶
محدوده سنی ای که زنان چهار برابر بیشتر از دیگر افراد، قربانی تجاوز جنسی  یا در معرض تجاوز و آزار جنسی  قرار می گیرند. دانش آموزان کالج زن در سن ۱۸ تا ۲۴ سالگی سه برابر بیشتر از دیگر زنان خشونت جنسی را تجربه می کنند.

۱ در ۶
کسری از زنان آمریکایی که از زمان تجاوز یا تلاش برای تجاوز در زندان جان سالم به در بردند.

۱ در ۸
تعداد دفعاتی که افراد رنگین پوست، احتمال بیشتری دارد که خشونت جنسی را نسبت به افراد دیگر تجربه کنند.

۳
درصد مردان که در طول عمرشان مورد تجاوز قرار خواهند گرفت.

۹۰
درصد قربانیان تجاوز جنسی بالغ که زن هستند.

۸۰/۶۰۰
تعداد تخمینی زندانیانی که سالانه خشونت جنسی را در زندان یا بازداشت تجربه می کنند.

۶۰
درصد موارد خشونت جنسی که توسط زندانیان تجربه می شود و توسط کارکنان زندان یا بازداشتگاهها انجام می شود.

۲
تعداد دفعاتی که فرد دارای معلولیت، بیشتر از یک فرد بدون ناتوانی قربانی تجاوز یا حمله جنسی می شود.

۱۰۰
درصد تماس جنسی بین زندانیان و نگهبانان زندان که غیر قانونی است و بدون رضایت انجام می شود.

۵۰۰ ـ ۴۰۰ (دلار) 
مقدار پولی که برای انجام تست تایید تجاوز هزینه می شود. با توجه به قانون خشونت علیه زنان، قربانیان هرگز نباید برای گرفتن گواهی تجاوز شخصا پولی پرداخت کنند، اما بسیاری از ایالت ها قربانیان  را مجبور به پرداخت این هزینه می کنند.

۳۴ ـ ۱۲
محدوده سنی ای که در آن افراد به احتمال بیشتر مورد حمله و تجاوز جنسی قرار می گیرند.

۲۱
درصد دانشجویان دو جنسیتی که هنگام ورود به دانشگاه مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرند.

۴۶
درصد زنان دوجنسیتی که در طول زندگی  خود تجاوز و تعرض جنسی را گزارش کرده اند.

۱۸/۹۰۰
تعداد افرادی که در خدمت ارتش هستند و تماس جنسی ناخواسته را در سال ۲۰۱۴ تجربه کردند.

۲۵/۹۰۰
میانگین تعداد بومیان آمریکایی ۱۲ ساله و بالاتر که هر سال گزارش می دهند که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند.

۹۴
درصد زنانی که علائم اختلال استرس پس از سانحه  را در طی دو هفته به طور مستقیم پس از تجاوز به عنف تجربه می کنند.

۷ در ۱۰
کسری از تجاوزهایی که قربانی، مرتکب را می شناسد.

۵۷
درصد مجرمان خشونت جنسی که سفید هستند.

۹۳
درصد مجرمان سوء استفاده جنسی از کودکان که قربانی خود را می شناسند.

۱۰ـ ۲
درصد گزارش های دروغ تجاوز جنسی

۱۲۷/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ (دلار) 
کل مبلغ هزینه و خسارت تجاوز به عنف در هر سال در ایالات متحده آمریکا، به استثنای موارد سوء استفاده جنسی از کودکان
 نویسنده: آلانا وجیانس (Alanna Vagianos) پژوهشگر و نویسنده هافینگتون پست
 منبع: yon.ir/N07sX

 

۲۰۶۷-شوخی‌های «خنداننده شو» مناسب سن «خندوانه» نیست.+ رابطه شوخی با محبت مجازی

۰۱ مرداد

شوخی‌های «خنداننده شو» مناسب سن «خندوانه» نیست!

خبرگزاری فارس: شوخی‌های «خنداننده شو» مناسب سن «خندوانه» نیست!

«خندوانه» چه نیازی به این دارد که در برنامه‌ای با عنوان «خنداننده‌شو» فردی بیاید شوخی‌هایی را مطرح کند که حتی در پایان اجرایش،‌ خانم داور به او تذکر دهد که برخی از مواردی که گفتی حتی مناسب سن تو نیست!

خبرگزاری فارس ـ گروه رادیو و تلویزیون: مدتی است برخی شوخی‌های مستهجن در برخی شبکه‌های تلویزیون جمهوری اسلامی به ویژه در شبکه نسیم و برنامه خندوانه به نحو عجیبی افزایش یافته و این در حالی است که چنین شوخی‌هایی اصلا نباید در تلویزیون وجود داشته باشد.

اما شوخی‌ها و حرف‌های مشمئزکننده جنسی واقعا در جایی که به تعبیر حضرت امام باید دانشگاه باشد، رواست؟

۱) بی‌تردید شأن بیننده ایرانی بسیار بالاتر و والاتر از این است که حتی اندکی از زمان خویش را صرف شنیدن اینگونه کارهای  سخیف کند؛‌ ضرورت نهی از منکر نیز الزام می‌کند نسبت به ترویج خواسته یا ناخواسته بی‌حیایی در تلویزیون اعتراض کنیم.

البته وجود شوخی‌های منحرف فقط محدود به این شبکه و این برنامه نیست؛ اما اینکه در شبکه‌ای بخواهند همه کار برای خنداندن ملت انجام دهند؛ همه نوع مثال که به جُک‌های زننده ارجاع می‌دهد، مطرح شود؛‌ هر حرفی که برای به اصطلاح شاد کردن مردم صلاح بدانند حتی اگر حرفی آلوده و ناپاک باشد، برانند و در واقع با توجیه «می‌خواهیم مردم تلویزیون مملکت خودشان را ببینند نه ماهواره را» کارها و شوخی‌های ناپسند و مبتذل را عادی کنند، واقعا جای تذکر شدید و منع دارد.

۲) برنامه‌ای که واقعا مردم را به خوبی می‌تواند شاد کند و پیش از این نیز از پسش برآمده، چه نیازی به این دارد که در برنامه‌ای با عنوان «خنداننده شو» فردی بیاید شوخی‌هایی را مطرح کند که حتی در پایان اجرایش،‌ خانم داور به او تذکر دهد که برخی از مواردی که گفتی حتی مناسب سن تو نیست! چرا در میان استندآپ‌کمدی‌ها اجازه پخش به برخی داده می‌شود که موارد بسیار زشتی را عنوان می کنند؟ آیا قبح‌زدایی از ضدفرهنگ‌ها پیش‌شرط خندیدن و خنداندن است؟

۳) به نظر می‌رسد در شرایط کنونی و با توجه به تداوم رسوایی‌های پیش آمده، افرادی سعی دارند ضمن تمسخر فرهنگ اصیل ایرانی و الزامات شرعی و دینی، در دامن زدن به لجام گسیختگی‌ها و بی‌بندوباری‌های اخلاقی پیشی بگیرند؛ در حالی که صداوسیما باید مراقب چنین مواردی باشد و مخاطبان خود را که خانواده‌های ایرانی هستند به واسطه این کوتاهی‌ها از دست ندهد.

دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷ \ ۹ ذو القعدة ۱۴۳۹ \ Monday, July 23, 2018

خندیدن طلاب
کد خبر: ۳۴۸۲۶۲ | تاریخ مخابره :۱۳۹۴/۲/۱ – ۱۱:۲۴ | سرویس:  ۷۵
حلال بخندیم
شوخی به سبک پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع)
حوزه/ اگر چه در سيرۀ نوراني اهل بيت عليهم السلام مزاح و شوخي جريان داشته است اما اين رفتار، ضابطه مند بوده است. آنان به مسلمانان نيز سفارش مي‌نمودند كه در اين گونه رفتارها، مواظب باشند كه از دايرۀ حق و حقيقت بيرون نروند و يا سبب آزار و اذيت ديگران نشوند.

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»گونه هایی از شوخی های پیامبر و اهل بیت(ع) و نیز توصیه های آنان به رعایت اصول دینی در هنگام شوخی منتشر می کند.

خوش خُلقي و گشاده رويي از ويژگي هاي هر مسلمان است. اين ويژگي بارز در تعاملات و معاشرت هاي متقابل اجتماعي و در شوخ طبعي آشكار مي‌شود و سبب صميمانه‌تر شدن روابط اجتماعي مي‌گردد و كينه را از دل مي‌زدايد. آن گونه كه رسول خداصلي الله عليه وآله مي‌فرمايد: «حُسْنُ البُشْرِ يذْهَبُ بِالسَّخِيمَةِ؛ گشاده رويي كينه را از دل مي‌بَرَد.» (۱) به همين منظور با نگاهی كوتاه در احاديث و سيره اهل بيت اطهار عليهم السلام قطره‌اي از بيكران كردار پسنديده آنان ارائه می گردد.

بررسي روايات مزاح

با كاوشي گذرا در احاديث امامان معصوم عليهم السلام فهميده مي ‌شود در روايات شيعي، دو گونه برخورد با مقوله مزاح شده و از دو زاويه بدان نگريسته شده است؛ يك دسته رواياتي است كه به مدح و ستايش مزاح مي ‌پردازد و دسته ديگر آن را نكوهش كرده است. با نگاهي دقيق‌تر مشخص مي ‌شود كه دسته سومي از احاديث هم وجود دارد كه مؤمنان را از مزاحِ بسيار باز مي‌دارد و مزاحِ فراوان را مورد نكوهش قرار داده و آن را برنمي تابد.

* مزاح ستوده

*تاکید اهل بیت(ع) بر شاد بودن

اسلام، دين عاطفه، صلح و اميد است و همواره مسلمانان را دعوت به صميميت و دوستي مي‌نمايد. تا آنجا كه امام علي عليه السلام در ضرورت گشاده رويي مي‌فرمايد: «بُشْرُ المُؤمِنِ في وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ في قَلبِهِ؛ شادي و گشاده رویی مؤمن در چهره او [آشكار] و غمش در دل او [مخفي] است». (۲) بدين معنا كه فرد مؤمن همواره غم خويش را براي خود نگه مي‌دارد ولي در برخوردهاي اجتماعي، ديگران را با گشاده رويي در شادي خود سهيم مي‌نمايد. اين نه تنها گفتار اهل بيت عليهم السلام است بلكه در رفتار آن بزرگواران نيز به گونه روشن و عيني به چشم مي‌خورد. بر خلاف آنچه در برخي اذهان جا افتاده است پيشوايان معصوم عليهم السلام، نه تنها اهل شاد كردن و مزاح پسنديده با ديگران بودند بلكه به ديگران نيز آن را توصيه مي‌نمودند و شاد نمودن دل مؤمن و پاك كردن غبار غم از چهره او را – اگر چه به اندازه يك شوخي ساده – سجيّه‌اي اخلاقي مي‌دانستند.

نوشته اند روزي «يونس شيباني‌» از راه دوري جهت ملاقات با پيشوا و استاد خويش امام صادق عليه السلام نزد ايشان آمد و با امام ديدار و گفتگو نمود. اندكي گذشت و امام براي اينكه بداند شهر او چه حال و هوايي دارد و مؤمنان با ديگران چگونه اند، پرسيدند: «اي يونس شيباني! شوخي شما با ديگران به چه اندازه است؟‌» يونس پاسخ داد: «سرورم، شوخي ما اندك است.‌» امام فرمود: «نه! اين گونه نباشيد، بلكه در حد متوسط شوخي نماييد؛ زيرا شوخي پسنديده نشانه خوش خُلقي است؛ تو با شوخي با برادر مؤمنت او را شادمان مي‌نمايي. بدان كه رسول خداصلي الله عليه وآله نيز با ديگران شوخي مي‌نمود و هدف او از اين كار شادمان ساختن آنان بود». (۳)

به خوبي مشخص است كه امام با اين سخن تلاش مي‌نمود تا مزاح پسنديده را يكي از مصاديق و نشانه‌هاي خوش خُلقي معرفي نموده و آن را سيره رسول خدا صلي الله عليه وآله در دوستي هاي خود بيان نمايد.

* ويژگي مؤمنان

از آنجا كه مؤمن براي جامعه خود الگوي سجاياي اخلاقي شناخته مي‌شود، در زمينه مزاح با ديگران نيز الگوست و مزاح هاي پسنديده يكي از ويژگي هاي بارز او به شمار مي‌رود. هم چنان كه رسول خدا صلي الله عليه وآله مي ‌فرمايد: «المؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ وَ المُنافِقُ قَطَبٌ غَضِبٌ؛ مؤمن، شوخ طبع و خوش برخورد است و منافق، گرفته و خشم آلود مي‌باشد.‌» (۴) اين ويژگي به اندازه ‌اي بارز و نمايان است كه در ميان احاديث اهل بيت عصمت عليهم السلام يك ويژگي و خصلت عمومي براي مؤمنان معرفي شده است. امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «ما مِن مؤمن الاَّ وَ فِيهِ الدّعَابَةُ؛ هيچ مؤمني نيست كه در او شوخي و مزاح [پسنديده] نباشد.‌» (۵)

*شوخی پیامبر و امیرالمومنین(ع)

در اين راستا در بيان شوخي هاي رسول خدا صلي الله عليه وآله با خانواده خود نوشته اند: روزي پيامبر صلي الله عليه وآله در مقابل علي عليه السلام نشسته بود و ظرف خرمايي جلوي آنان بود. پيامبر صلي الله عليه وآله هر بار خرمايي برمي داشت و مي‌خورد و هسته آن را پيش روي علي عليه السلام مي‌نهاد. وقتي مقداري خرما خوردند و همه هسته‌ ها جلوي امام علي عليه السلام جمع شد؛ پيامبر صلي الله عليه وآله به شوخي به علي عليه السلام فرمود: «اي علي! تو چه قدر پرخور هستي؟!‌» و اشاره به هسته ‌هاي انباشته شده جلوي او كرد. امام علي عليه السلام نيز شوخي ايشان را با شوخي پاسخ داد و فرمود: «پرخور كسي است كه خرماها را با هسته بخورد‌» و اشاره به پيامبرصلي الله عليه وآله كرد كه هيچ هسته خرمايي جلوي ايشان نبود. (۶)

همچنين ايشان در مزاح با اصحاب، ياران و نزديكان خويش نيز شناخته شده بودند و نمونه‌ هايي از شوخ طبعي هاي پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله با ياران و نزديكان وارد شده است كه نگاهي به چند نمونه از آنها خالي از لطف نيست:

الف. اشك شوق:

روزي پيرزني از صحابه رسول خدا صلي الله عليه وآله – كه زني مؤمن و پاكدامن بود – براي عرض ارادت تصميم گرفت نزد پيامبر(ص) رود. پيرزن لنگ لنگان نزد پيامبر(ص) آمد تا در مورد بهشت از ایشان بپرسد. سلام كرد و در مورد بهشت از پيامبر صلي الله عليه وآله سؤال كرد. رسول خدا صلي الله عليه وآله به او فرمود: «پيرزنان به بهشت نمي‌روند.‌» پيرزن از اين پاسخ يكّه خورد و بسيار غمگين شد و برخاست و رفت. بلال حبشي نزد پيامبر صلي الله عليه وآله مي ‌رفت و ديد پيرزن با چشمان اشكبار از نزد پيامبر صلي الله عليه وآله باز مي‌گردد. از او پرسيد: «اي مادر! چرا گريه مي‌كني؟‌» پاسخ داد: «زيرا پيامبر صلي الله عليه وآله به من فرموده پيرزن ها به بهشت نمي‌روند.‌» بلال نيز از اين سخن بسيار تعجب كرد. با پيرزن خداحافظي نمود و نزد رسول اکرم صلي الله عليه وآله آمد و درستيِ خبر را دوباره از پيامبر صلي الله عليه وآله سؤال كرد. پيامبر صلي الله عليه وآله به او فرمود: «سياه ‌ها نيز به بهشت نمي‌روند.‌» بلال نيز غمگین شد و در گوشه‌اي نشست. اندكي گذشت و عباس، عموي پيامبر صلي الله عليه وآله كه پيرمردي سالخورده بود بلال را گريان ديد. نزد بلال رفت و پرسيد: «چرا گريه مي‌كني؟‌» بلال اشك از چشمانش پاك كرد و گفت: «پيامبر صلي الله عليه وآله فرمود سياهان به بهشت نمي‌روند.‌» عباس پيش پيامبر صلي الله عليه وآله آمد و جريان را باز گفت. پيامبر صلي الله عليه وآله به عباس رو كرد و فرمود: «بدان كه پيران نيز به بهشت نخواهند رفت.» او نيز بسيار غمگين شد. اندكي گذشت. براي اينكه خبر شادماني، بيشتر در دل آنان تأثير گذارد، هر سه آنان را نزد خود فرا خواند و با تبسّمي فرمود: «پروردگار، اهل بهشت را ابتدا به صورت جواني آراسته در حالي كه تاجي به سر دارد درمي آورد و سپس وارد بهشت مي‌سازد؛ نه به صورت انسان پير يا سياه چرده.‌» هر سه از اين مزاح شاد شدند. (۷)

ب. ترس و خنده:

روزي زني از نزديكان پيامبر صلي الله عليه وآله نزد ايشان آمد. پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله با صداي بلند به گونه ‌اي كه او مي ‌شنيد فرمود: «آيا اين همان زني نيست كه در چشم شوهرش سفيدي است؟.

زن سراسيمه شد و گفت: «نه در چشم شوهر من سفيدي نيست!‌» سپس پريشان به سوي خانه دويد و آنچه از پيامبر صلي الله عليه وآله شنيده بود به شوهرش گفت. مرد منظور پيامبر صلي الله عليه وآله را فهميد و به سخن زن خنديد و چشمش را به همسر خود نشان داد و گفت: «مگر نمي‌بيني كه سفيديِ چشمانم بيشتر از سياهي آن است.‌» (۸)

ج. دندان بهشتيان:

پيرزني كه دندان هايش در اثر پيري ريخته بود نزد پيامبر صلي الله عليه وآله آمد. وقتي پيامبر صلي الله عليه وآله او را ديد فرمود: «پيرزنِ بي دندان وارد بهشت نمي‌شود.» پيرزن بسيار ناراحت شد. رسول اکرم صلي الله عليه وآله كه ديد او بسيار ناراحت است پرسيد: «چرا گريه مي‌كني؟‌» با بغض پاسخ داد: «اي رسول خدا! من دندان ندارم.‌» پيامبرصلي الله عليه وآله نيز با خنده فرمود: «غمگين مباش! منظور من اين بود كه تو با اين وضع وارد بهشت نمي‌شوي.» (۹)

*شوخی با امام حسن(ع)

اهل بيت عصمت و طهارت هر کدام مزاح هايي با اطرافيان خاص خود مي‌نمودند و موجبات شادي و سرور همديگر را فراهم مي‌آوردند و يا از شوخ طبعي ياران خود مسرور مي‌شدند. نوشته اند مردي در مدينه دوست امام مجتبي عليه السلام بود و زبان گويايي در شوخي و مزاح با ديگران داشت. او بيشتر اوقات نزد امام مجتبي عليه السلام مي ‌رسيد و با شوخي هاي خود امام را مي‌خندانید. مدتي امام او را نديد. روزي پس از مدتها نزد امام آمد. امام از او پرسيد: «حالت چه طور است؟‌» او آهي كشيد و گفت: «اي فرزند رسول خدا! حال من بر خلاف آن چيزي است كه خودم و خدا و شيطان آن را دوست مي‌داريم.» امام خنديد و پرسيد: «چه طور؟ توضيح بده!‌» مرد گفت: «خدا مي‌خواهد من از او اطاعت كنم و معصيت كار نباشم، من چنين نيستم. شيطان دوست دارد من در برابر پروردگار خويش [هميشه] سركشي كنم و پا بر دستورات خدا بگذارم، اما من چنين نيستم. و خودم هم دوست دارم هميشه در دنيا باشم اما اين چنين هم نخواهم بود و روزي از دنيا خواهم رفت. حال، شما بگوييد حال من چگونه بايد باشد.‌» امام مجتبي عليه السلام از شوخي او خنديد و شاد گرديد. (۱۰)

* شوخی های عاشورایی

مؤمن به خاطر پشتوانه غني ايمان خود از مرگ هراسي ندارد و مرگ بازيچه ايمان و عشق او به پروردگار خويش است و مرگ را به منزلۀ پلي براي گذر از سرايي به سراي ديگر مي‌داند. همين موضوع بود كه سبب شد تا ياران امام حسين عليه السلام در شب عاشورا، آن گاه كه دانستند فردا در ركاب امام بر حق خود به شهادت مي‌رسند به شور و شعفي وصف ناپذير دست يابند. در شب عاشورا زمزمه عاشقان از خيمه‌ها شنيده مي‌شد. هر يك گوشه‌اي خلوت را يافته بودند و به راز و نياز با معبود خويش مشغول بودند، چرا كه فردا پيك شهادت سراغ يك يك آنها را مي‌گرفت. دسته‌اي نماز مي‌خواندند. دسته ديگري قرآن مي‌خواندند. عده‌ اي مي‌گريستند و گروهي ديگر غسل شهادت مي‌نمودند. امام حسين عليه السلام نيز در خيمه خود مشغول نماز بود.

در آن دل شب، از دسته‌اي كه به نوبت براي غسل شهادت آماده مي‌شدند صداي خنده شنيده مي‌شد. «بُرَير‌» با «عبدالرحمن انصاري‌» در كنار خيمه ايستاده بودند. بُرَير كارهايي مي‌كرد كه سبب خنده ديگران مي‌شد. عبدالرحمن از او پرسيد: «اي برير! آيا مزاح مي‌كني و مي‌خندي؟ اكنون كه وقت مزاح و شوخي نيست!‌» برير با خنده پاسخ داد: «تمام خويشاوندانم مي‌دانند كه من اهل مزاح و خنده نيستم و حتي در جواني نيز چنين نمي‌كردم، چه رسد به حال كه پير شده‌ام. اما بدان كه اين شوخي و خنده‌اي كه از من مي‌بيني به خاطر مژده بهشتي است كه در پيش روي داريم. به خدا بين ما و بهشت فاصله‌اي نيست جز اينكه از سوي دشمن حمله‌اي شود و ما جان خويش را در پي ياري فرزند رسول خدا صلي الله عليه وآله فدا كنيم و من چقدر منتظر اين لحظه هستم.‌» (۱۱)

* شوخی های ناروا ممنوع

اسلام براي مسلمانان در همه زمينه‌ هاي اخلاقي ضوابط و مقررات خاصي را در نظر گرفته است و مسلمانان را به رعايت دقيق آن فرا مي‌خواند.

اگر چه در سيرۀ نوراني اهل بيت عليهم السلام مزاح و شوخي جريان داشته است اما اين رفتار، ضابطه مند بوده است. آنان به مسلمانان نيز سفارش مي‌نمودند كه در اين گونه رفتارها، مواظب باشند كه از دايرۀ حق و حقيقت بيرون نروند و يا سبب آزار و اذيت ديگران نشوند.

*شوخی به سبک پیامبر(ص)

رسول خدا صلي الله عليه وآله مي‌فرمايد: «اِنّي اَمزَحُ وَ لا اقُولُ اِلاّ حقاً؛ به درستي كه من شوخي مي‌كنم، اما هرگز جز حقيقت را نمي‌گويم.» (۱۲) بدين معنا كه دروغ گويي به خاطر شوخي را جايز نمي‌دانم. هم چنان كه ديده مي‌شود برخي به خاطر شوخ طبعي حاضر هستند دروغ يا هر سخن نادرست ديگري نيز بگويند. همچنين امام باقرعليه السلام در اين باره مي‌فرمايد: «اِنَّ الله عزَّ وَ جَلَّ يحِبُّ المُداعِبَ فِي الجماعَةِ بِلا رَفَثٍ؛ به درستي كه خداوند بلند مرتبه و سترگ كسي را كه در جمعي بدون فحش و يا سخن نادرست شوخي مي‌كند، دوست مي‌دارد.» ۱۳

از اين رو اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام براي ياد دادن و سفارش به شوخي و مزاح هاي اسلامي به ياران و نزديكان خود، توصيه ‌هاي فراواني در اين زمينه به گونه رفتاري و گفتاري به آنان مي‌نمودند. بر اين اساس نوشته اند در بين ياران امام رضا عليه السلام مرد شوخ طبعي بود كه گاه ديگران را مي‌خنداند. روزي با خود گفت بهتر است اين مسئله را از امام رضا عليه السلام بپرسد تا ببيند آيا كارش درست است، يا نه؟. خدمت امام رضا عليه السلام رسيد و از امام پرسيد: «گاه پيش مي‌آيد كه جمعي در جايي نشسته اند و با هم شوخي مي ‌نمايند و مي‌خندند. آيا بر مردي كه در ميان آنان نشسته است رواست كه در شوخي و خنده آنان شركت نمايد يا خير؟‌» امام لبخندي زد و فرمود: «اشكالي ندارد به شرطي كه گناه نباشد.‌» مرد دانست كه منظور امام فحش و شوخي هاي زشت است.

امام براي اينكه او منظورش را بهتر بفهمد داستاني از پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله نقل كرد و فرمود: «پيامبر صلي الله عليه وآله نيز اين گونه بود. گاه عربي بيابان نشين نزد ايشان مي‌آمد و هديه ‌اي برايشان مي‌آورد و وقتي هديه را مي‌داد به شوخي به پيامبر صلي الله عليه وآله مي‌گفت: پولش را بده! رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز مي‌خنديد و از مزاح او شادمان مي‌شد؛ و گاه كه او را اندوهگين مي‌ديدند مي‌فرمود: كجاست آن عرب بذله گوي بيابان گرد؟؛ كاش اكنون نزد ما بود و شوخي مي‌كرد.» (۱۴)

اما همان گونه كه گفته شد دسته‌اي از روايات نيز به نكوهش مزاح پرداخته اند و مؤمنان را از مزاح هاي ناپسند منع نموده اند. امام كاظم عليه السلام فرمودند: «اِياكَ وَ المِزَاح فَاِنَّهُ يذهِبُ بِنُورِ اِيمَانِكَ؛ از مزاح دوري كن پس به درستي كه آن، نورِ ايمان تو را از بين مي‌برد.» (۱۵)

در اين زمينه نوشته اند: در دوران امام سجاد عليه السلام مردي اهل مدينه بود كه بسيار شوخي مي‌كرد؛ به گونه‌اي كه شوخي هاي زياده از حد او سبب رنجش و آزار ديگران مي‌شد. وی در شوخي با ديگران رعايت احترام و وقار كسي را هم نمي‌نمود و گاه سخنان بيهوده نيز مي‌گفت. خود اقرار مي‌كرد: «من تاكنون توانسته‌ام همگان را بخندانم اما نمي‌توانم علي بن حسين عليهما السلام را به خنده آورم.» روزي تصميم گرفت با امام سجاد عليه السلام شوخي نمايد. ديد امام به همراه دو غلامش در حال عبور كردن از كوچه هستند؛ آرام از پشت به امام نزديك شد و جستي زد و عباي امام را از دوشش برداشت و فرار كرد. امام به شوخيِ زشت او اهميت نداد. غلامانِ امام دنبالش دويدند و عبا را از دست او گرفتند و آوردند و بر دوش امام انداختند. امام پرسيد: «آن مرد كه بود؟‌» پاسخ دادند: «دلقكي كه مردم را با كارهاي خود و شوخي هايش مي‌خنداند.‌» امام فرمود: «به او بگوييد خداوند را روزي است كه در آن بيهوده گران به زيان خود پي مي‌برند.‌» (۱۶)

*زیاد شوخی نکنیم

در مورد شوخي بسيار نيز نهي فراواني در روايات وجود دارد. چرا كه شوخي اگر از حد خود بگذرد – هر چند پسنديده باشد – آثار منفي فراواني به همراه دارد. از جمله آنان از بين رفتن هيبت آدمي است. هم چنان كه اميرالمؤمنين عليه السلام در اين باره مي‌فرمايد: «كَثرَةُ المِزَاحِ تُسقِطُ الهَيبَةَ؛ شوخي زياد شكوه آدمي را مي‌زدايد.‌» (۱۷) همچنين سبب كينه ديگران مي‌گردد. امام علي عليه السلام فرمود: «كَثرَة المِزَاحِ يذهِبُ البَهَاءَ وَ يوجِبُ الشَّحنَاءَ؛ شوخي فراوان سبب رفتن آبرو و كينه توزي مي‌گردد.‌» (۱۸)

نوشته اند روزي يكي از اصحاب رسول خداصلي الله عليه وآله كه در جمع ياران در محضر ايشان نشسته بود از جايش برخاست و خداحافظي كرد كه برود. يكي ديگر از اصحاب كفش هاي او را براي شوخي برداشت و پنهان كرد. مرد اندكي به دنبال كفش هاي خود گشت اما آن را نيافت. برگشت و پرسيد: «كفش هاي مرا نديديد؟‌» گفتند: «نه! نديديم.‌» در اين لحظه مردي كه كفش ها را مخفي كرده بود گفت: «بيا! اين كفشهايت‌» و اصحاب خنديدند. در اين لحظه رسول خدا صلي الله عليه وآله چهره در هم كشيد و فرمود: ‌»[خيال مي‌كنيد] مؤمن چگونه برتري مي‌يابد؟‌» كنايه از اينكه مؤمن بايد همواره مواظب اعمال خود باشد. مرد شوخي كننده خجالت زده شد و عرض كرد: «اي رسول خدا! من فقط خواستم با او شوخي كنم [نه اينكه او را ناراحت نمايم].‌« اما پيامبر پاسخش را نفرمود و فقط دو يا سه مرتبه جمله پيشين خود را تكرار كرد. (۱۹)

نوشته: ابوالفضل هادي منش

۱) محمد بن يعقوب بن اسحاق الكليني، الاصول من الكافي، تهران، دارالكتاب الاسلامية، بي تا، ج ۲، ص ۱۰۴.

۲) محمد التميمي الآمدي، غررالحكم و درر الكلم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۶۴ ه. ش، حديث ۴۴۶۰.

۳) الكافي، ج ۲، ص ۶۶۳، ح ۳.

۴) بحار الانوار، ج ۷۷، ص ۱۵۵.

۵) الكافي، ج ۲، ص ۶۳۳.

۶) سيد نعمت الله جزايري، زهر الربيع، تهران، كتاب فروشي اسلامية، ۱۳۳۷ ه. ش، ص ۳.

۷) بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۸۴.

۸) همان، ج ۱۶، ص ۱۹۴.

۹) همان، ص ۲۹۸.

۱۰) همان، ج ۴۴، ص ۱۱۰.

۱۱) همان، ج ۴۵، ص ۱.

۱۲) ابن ابي الحديد المعتزلي، شرح نهج البلاغه، قم، دارالكتب العلمية، چاپ اول، ۱۹۵۹ م، ج ۶، ص ۳۳۰.

۱۳) الكافي، ج ۲، ص ۶۶۳.

۱۴) همان، ج ۲، ص ۶۶۳، ح ۱.

۱۵) بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۳۹۴.

۱۶) همان، ج ۴۶، ص ۶۸.

۱۷) غرر الحكم، حديث ۷۱۰۱.

۱۸) همان، ۷۱۲۶.

۱۹) محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمة، قم، مكتبة الاعلام الاسلامي، چاپ اول، ۱۴۰۴ ه. ق، ج ۹، ص ۱۴۳

۲۰)ماهنامه مبلغان شماره ۱۷، ابوالفضل هادی منش

 

۲۰۶۶-کارگاه بیست چهارم(۲۴) تربیت نفس- معجزه صلوات- + رابطه محبت مجازی با خشونت

۲۷ تیر

از آیت الله العظمی بهجت(ره) نقل شده است که: «برای برآورده شدن حوائج، زیاد صلوات بفرستید. خود من روزی در حرم امام حسین علیه‌السلام که خیلی شلوغ بود چند تا صلوات فرستادم، یک‌دفعه متوجه شدم به ضریح امام حسین علیه‌السلام چسبیده‌ام».

می‌فرمودند: «خدا می‌داند یک صلواتی را که انسان بفرستد و برای میتی هدیه کند چه معنویتی، چه صورتی، چه واقعیتی برای همین یک صلوات است».

آیت‌الله بهجت قدس‌سره، در پاسخ به کسی که دچار وسوسه‌های شیطانی برای اعتیاد به مواد مخدر بودند، جوابی بسیار عمیق داشت؛ ایشان فرمودند: «زیاد صلوات بفرستید. زیاد صلوات بفرستید به نیت تمام آثار و خواص صلوات؛ از جمله عشق به اهل‌بیت علیهم‌السلام. عشق به آنها، این تلذذ مادیات را از بین می‌برد».

بسیاری از گرفتاران و طالبان امور مادی و معنوی، وقتی راه‌حلی برای مشکلشان می‌خواستند، آیت الله العظمی بهجت توصیه به صلوات می‌فرمودند؛ حتی برای حل مشکل ازدواج هم توصیه کردند که به همین نیت، زیاد صلوات بفرستید.

آیت الله العظمی بهجت برای از بین رفتن عصبانیت می‌فرمودند: «با عقیده کامل، زیاد صلوات بفرستد». همچنین به کسی که قرائت قرآن برایش خوشایند نبود، توصیه کردند که زیاد صلوات بفرستد تا آن حالت ناپسند از او رفع شود و به قرائت قرآن، میل و علاقه پیدا کند.

حضرت آیت‌الله بهجت می‌فرمودند: «ترک صلوات و دعا کردن به دعاهای شخصی، مانند رها کردن سرچشمه و به دنبال جوی آب و یا حوض گشتن است؛ زیرا وقتی برای وسعت مقام و درجه واسطه فیض دعا می‌شود، دعاهای شخصی هم در آن گنجانده شده است».

شخصی می گفت: در هواپیما متوجه شدم آیت الله بهجت (ره) صندلی جلوی بنده نشستند خیلی خوشحال شدم فرصت را غنیمت شمردم پیش خود گفتم که از آقا مطلبی را در مورد مشکلی که دارم سوال کنم آقا در کاغذی کوچک برایم نوشتند کثرت صلوات فراموش نشود.

۲۰۴۸-کارگاه بیست سوم(۲۳) تربیت نفس+ ظهور محبت حقیقی در مشکلات با تمنای کمک از خداوند مهربان

۲۱خرداد

۲۰۴۸-کارگاه بیست سوم(۲۳) تربیت نفس+ ظهور محبت حقیقی در مشکلات با تمنای کمک از خداوند مهربان

۲۱خرداد

                                                   کارگاه بیست سوم تربیت نفس  از تاریخ ۹۷/۳/۱۷ لغایت ۹۷/۴/۲۷

    محبت حقیقی زمانی در من ظهور پیدا کرده که در مشکلات اول یا الله بگویم تا در میانم راه و پایان آن لبیک دریافت کنم.http://kafshdoozaki.ir/wp-content/uploads/2016/08/sms-ziba-khoda-1.jpg

               )(أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَكَّرُونَ)( :

یا [كیست‏] آن كس كه درمانده را- چون وى را بخواند- اجابت مى‏كند، و گرفتارى را برطرف مى‏گرداند، و شما را جانشینان این زمین قرار مى‏دهد؟ آیا معبودى با خداست؟ چه كم پند مى‏پذیرید.)(النمل : ۶۲)

۲۰۳۶- گارکاه بیست دوم (۲۲) تربیت نفس+ توحید مخزن و معدن محبت حقیقی

۰۶اردیبهشت

امام على علیه السلام فرمودند:
ما یَسُرُّنى لَومِتُّ طِفلاً وَاُدخِلتُ الجَنَّهَ وَلَم أَکبَر فَأَعرِفَ رَبّى عَزَّوَجَلَّ؛
دوست ندارم که در کودکى از دنیا مى رفتم و وارد بهشت مى شدم و بزرگ نمى شدم تا پروردگارم، عزّوجلّ، را بشناسم.کنزالعمال، ج۱۳، ص۱۵۱، ح۳۶۴۷۲

گارکاه بیست دوم موضوع پایانه شناسی یا هدف نهایی از خلقت بشرhttp://www.welayatnet.com/sites/default/files/media/image/11545_73344.jpg

الف- چرا ما باید خلق می شدیم؟

ب- چرا در زندگی باید این مقدار رنج و سختی وجود داشته باشد؟

ج- بالاترین لذت در زندگی انسان چیست؟

از تاریخ ۹۷/۲/۷ لغایت ۹۷/۳/۱۷

 

۲۰۲۴-گارکاه بیست یکم(۲۱) تربیت نفس+ نقش محبت حقیقی در کوتاهی آرزو

۲۸اسفند

۲۰۰۳-کارگاه بیستم(۲۰)تربیت نفس+ رابطه محبت حقیقی با نظم و برنامه ریزی

۱۶بهمن

کارگاه بیستم (۲۰) ۹۶/۱۱/۱۶ لغایت ۹۶/۱۲/۲۶ روح انسان با محبت حقیقی برنامه و نقشه صعود می کند.
((سفارش علی(علیه السلام) به نظم در واپسین لحظات))
علی(علیه السلام) به امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام)، و همه فرزندانش و تمامی کسانی که وصیّت نامه حضرت به آنان می رسد این گونه وصیّت کرد: «اوصیکما…بتقوی اللّه و نظم امرکم؛نتیجه تصویری برای نظم در طبیعت
«شما دو نفر را به تقوای الهی و نظم و برنامه ریزی در کارها سفارش می کنم.»نهج البلاغه، محمد دشتی، نامه ۴۷، ص۵۵۸.

۱۹۸۷- کارگاه نوزدهم(۱۹)تربیت نفس+ محبت حقیقی دعا نمودن به تلخی دیگران

۰۱بهمن

برگزاری کارگاه غیر حضوری تربیت نفس با موضوع خروج از عالم خیال با راهکار علامه طباطبایی رحمه الله علیه

کارگاه نوزدهم-۱۹

((ازتاریخ ۱۰-۹-۹۶ لغایت ۲۰-۱۰-۹۶))

حضرت آیت الله سبحانی صبح امروز در درس خارج اصول در مسجد اعظم قم با اشاره به روایتی از امام باقر(ع)، اظهار داشتند: در این روایت آمده است: «عن زراره بن اعین قال: سالت اباجعفر(ع) ما حق الله على العباد؟ قال ان یقولوا مایعلمون و یقفوا عند ما لا یعلمون‏/ زراره مى‏ گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم، حق خداوند بر بندگان‏ چیست؟ در جواب فرمود: آن را که مى‏ دانند بگویند و در چیزى که ‏اطلاع ندارند و نمى ‏دانند توقف نمایند».

ایشان با بیان این مطلب که یکی از اعضای مهم، زبان انسان است که می تواند گناهان زیادی انجام دهد، ابراز داشتند: با جستجو در روایات مشاهده خواهیم کرد که گناه زبان، یک یا دو گناه نیست؛ چراکه گویای افکار انسان است و ۲۴ نوع گناه می تواند انجام دهد.Copyتصاویر/ آغاز درس خارج آیت الله العظمی سبحانی

این مرجع تقلید خاطرنشان ساختند: بنده از مرحوم طباطبایی کلمه «أنا» را نشنیدیم؛ اما «نمی دانم» را زیاد می گفتند و ما نیز باید اینگونه عمل کنیم.

حضرت آیت الله سبحانی تصریح کردند: زبان، گفتار و بیان ما باید در حد همین روایت باشد؛ خصوصا زمانی که سوالی از ما شود که از تخصص ما بیرون باشد و باید به راحتی بگوییم «نمی دانم» و پاسخ را پس از اطلاع از مطلب به آن شخص برسانیم.

معظم له در پایان بیان داشتند: اگر بگوید «نمی دانم»، نقص نیست و نزد خدای متعال مقام دارد.

۱۶۵۲-کارگاه هفدهم تربیت نفس- سهم الگوی محبوب در تصویر سازی ذهن+ محبت حقیقی به اسوه و نقش رفتارساز آن

۰۶آبان

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ ۱۸/۰۲/۹۲ ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

 

چگونه مي‌توان به مقام رضا رسيد؟

رضا به تشریعات الهی

چنانکه پیش‌تر گفتیم در حديث معراج آمده است که خداي متعال خطاب به پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «هيچ چيز نزد من بهتر از توکل بر من و رضا به آنچه تقسیم کردم نيست»۱. درباره توکل چند جلسه بحث کرديم و قرار شد درباره رضا هم تا حدي که خداي متعال توفيق دهد عرايضي تقديم کنيم.

خدای متعال در زندگی ما نقشی دارد که ما مي‌توانيم از آن راضي باشيم يا راضی نباشيم. ما هر اندازه تأثير خدا را در وجود خود و در عالم هستي بهتر، وسيع‌تر و عميق‌تر بشناسيم زمينه رضامندي ما نیز گسترش پيدا مي‌کند. در امور تشريعي، ايمان اقتضا مي‌کند که بنده نسبت به احکام الهي به همان شکل که بر پيامبران، به خصوص بر پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله نازل شده راضي باشد و از دل و جان آن‌ها را بپذيرد و شکرگزار خدای متعال باشد که او را هدایت کرده و راه سعادت را بدو نشان داده ‌است. قرآن کریم از اين هم فراتر رفته، مي‌فرمايد: «فَلا وَ رَبِّكَ‏ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً؛۲ به پروردگارت قسم كه ايمان نمى‏آورند، مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حكمى كه كرده‏اى در دلهايشان احساس ناراحتى  نكنند، و كاملاً سرِ تسليم فرود آورند.» مؤمن باید به حلال و حرام خدا راضي باشد و به دنبال آن، نسبت به قضاوت پيامبر يا امام مسلمين يا هر قاضي بر حقي که بر اساس مباني فقهي اسلام حکم کند راضي باشد، زیرا برگشت این حکم به حکم خداست.

 

نقش فراگیر خدا در زندگی انسان

اما در امور تکويني مسأله اندکی دشوارتر است و کم یا بیش دشواری‌هایی در تصور و تصدیق آن وجود دارد. افراد ساده‌اندیشِ فراوانی گمان مي‌کنند که انسان چون موجودی مختار است خداوند چندان تأثیری در زندگی او ندارد. انسان است که اگر کار کند و زحمت بکشد ثروتمند می‌شود وگرنه فقیر می‌گردد و …؛ تنها کارهايي که خارج از اراده و اختيار انسان است مانند بلاهای طبیعی، ناشی از قضاي الهي است و بايد بدان راضي بود. بنابراین تصور مي‌شود که مقصود از رضا به قضاي الهي، راضي بودن به امور غير اختياري است؛ اما در امور اختياري اگر انسان کار خوبی انجام دهد باید از خودش راضي باشد و اگر مرتکب کار بدي شد بايد از خودش ناراضي باشد و این ارتباطی به خدا ندارد! اين تصوری ساده‌انگارانه است. در فرهنگ دینی ما نیز رایج است که وقتی اتفاقی رخ می‌دهد که ما در آن نقشی نداریم مي‌گوييم: «این اتفاق، کار خدا بود.» اين اعتقادی غلط نيست و حقیقتا چنین پیش‌آمدهایی کار خداست، اما این فرهنگ باری منفي هم دارد و چنین القا می‌کند که کارهاي ديگر، کار خدا نيست! ولی هنگامی که به قرآن کریم و روایات شریف مراجعه مي‌کنيم درمی‌یابیم که آهنگ آن‌ها به گونه‌ای ديگر است و تأثير خدا را منحصر در اين امور غير اختياري نمي‌دانند. ازاين‌روست که بايد در این باره بحث کرد که واقعا نقش خدا در زندگي انسان چگونه نقشی است و کاري که به خدا نسبت می‌دهیم چگونه کاری است.

 

شناخت مبادی افعال الهی؛ مقدمه‌ای برای رضا

در روايات آمده است که چيزی در عالم واقع نمي‌شود مگر به سبب هفت چيز.۳ این بدان معناست که هرچیزی اتفاق می‌افتد هفت مبدأ دارد. تمام مبادی ذکر شده در اين روايت، به گونه‌ای به خدای متعال انتساب دارند. نخستین مبدأ علم خداست و هر چه در عالم واقع مي‌شود چه به اختيار ما باشد چه نباشد، خداوند پیش از وقوعش بدان علم دارد. اما به اين حد محدود نمي‌شود، بلکه هرآنچه واقع می‌شود علاوه بر این‌که خداوند بدان علم دارد به انجام آن نیز اذن می‌دهد و تا خدا اذن ندهد آن کار انجام نمي‌گيرد. حقیقت این است که وقتی درباره اذن الهی به آیات قرآن کریم مراجعه می‌کنیم  به معارف عجيبی برمي‌خوريم. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله؛۴ و هيچ نفسى جز به فرمان خدا نميرد.» بنابراین حتي اگر کسي اقدام به خودکشي کند بدون اذن خدا از دنیا نخواهد رفت. در این باره می‌توان گفت: بالاخره خدا مي‌تواند مانعی ایجاد کند که مانع اثر اسباب طبيعي شود. چنان‌که برخی اصلا در معنای اذن گفته‌اند: اذن به معنای ايجاد نکردن مانع است.

اما در آیاتی دیگر برخی کارها متوقف بر اذن الهی شده است که درک آن اندکی مشکل‌تر است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ؛۵ و هيچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا ايمان بياورد.» بنابراین اذن الهی یکی از مبادی تمام حوادثی است که واقع می‌شوند. البته درک نقش خداوند نه تنها در مرحله اذن بلکه در تمام مراحل حوادث کاری مشکل است. در مرحله علم بسیاری گمان می‌کنند که اگر بگوييم: خدای متعال همه چيز را مي‌داند لازمه‌اش جبر است، چراکه اگر خداوند همه حوادث را می‌داند قطعا واقع می‌شوند و ما انسان‌ها دیگر برای انجام کارهایمان اختیاری نداریم. اما در جای خودش تبیین شده است که حيثيت علم حيثيت کاشفيت است و اگر کاری اختياري انجام گیرد خداوند علم دارد که اختيارا تحقق پيدا می‌کند. خداوند به حوادث همان‌گونه که واقع می‌شوند علم دارد.

 

از تقدير الهي تا قضاي الهي

مسأله دیگری که قرآن کریم و به دنبال آن روایات مطرح می‌کنند مسأله تقدير است. تقدير به معنای اندازه‌گيري است. در روایات، تقدیر به هندسه و مهندسیِ امور تفسیر شده است (هِی الْهَنْدَسَة؛۶ آن (تقدیر) هندسه است). همه اين عالم با اين پديده‌هاي بي‌شمار دارای نقشه مهندسي است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى؛۷ و کسی که اندازه‌گیری کرد و هدایت نمود.» در کنار مفهوم اندازه‌گيري مفاهيم ديگري نیز مطرح خواهد شد. اندازه‌گیری زمان نیز نوعی اندازه‌گیری است که در آن مسأله «أجل» مطرح مي‌شود. أجل خود بر دو قسم است؛ أجل مشروط و أجل حتمي. خدای متعال تأکيد مي‌فرمايد که همه اندازه‌گیری‌ها اعم از آجال و غیره همه در ظرفی و عالمی خاص مکتوب است. اما چگونگی آن عالم و چگونگی این نوشتن فراتر از درک عقل ماست. در این مرحله مسأله کتاب مطرح مي‌شود (لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ‏ مُبين‏؛۸ هیچ تر و خشکی نیست مگر این‌که در کتابی روشن است).

همچنين این تقدیرات و اندازه‌گیری‌ها با اختیار خداوند صورت گرفته و خداوند در این امر مجبور نبوده است. از این‌رو در این مرحله مسأله مشيت مطرح مي‌شود. بدین معنا که هر امری که واقع می‌شود خداوند خواسته است وگرنه انجام نمی‌گرفت. قبول اين نکته اندکی مشکل‌تر از پذیرش اذن الهی است. مرحله اذن همين است که خداوند مانعی برای انجام فعل ایجاد نمی‌کند. اما در مرحله مشیت علاوه بر اين‌که اذن الهی وجود دارد خداوند مي‌خواهد که فعل انجام گيرد. پس از آن، مرحله اراده است و بالاخره وقتی خداوند اراده کرد جزء اخیر علت تامه فراهم می‌شود و کار حتمی شده، بر قضای الهی منطبق مي‌گردد (إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ؛۹ و چون به كارى حکم کند، فقط مى‏گويد: موجود باش! پس فوراً موجود مى‏شود). قضا به معنای گذراندن و کار را تمام کردن و رساندن کار به جزء اخير علت تامه است. بنابراین با فراهم شدن همه زمینه‌ها مرحله قضاي الهي فرامی‌رسد. همه آنچه که در این عالم وجود دارد مشمول قضای الهی هستند و همه، این مراحل را گذرانده‌اند.

بین این مفاهیم رابطه‌ای منطقي وجود دارد و تقدم و تأخر بین آن‌ها تقدم و تأخر رتبي است. البته همه ما مي‌دانيم که خدا نمي‌نشيند ابتدا فکر کند و بسنجد و بعد نقشه بکشد. اين مراحل و مراتب، مراتبي است که عقل براي کار در نظر مي‌گيرد. خدا زمان ندارد و احتياج به فکر کردن هم ندارد. اين‌گونه نیست که ابتدا نسبت به چیزی اراده ندارد و بعد اراده در او پدید می‌آيد (لَمْ تَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالا)۱۰. اما عقل ما براي فهم، راهی جز اين ندارد. ما بايد به حسب اين مراتب عقلي، کار خدا را درک کنيم وگرنه چيزي نمي‌فهميم و نمي‌توانيم نسبتي به خدا بدهيم. ولی هر اندازه که معرفت‌مان بيشتر شود تفاوت کار خدا را با کار خودمان بهتر درک می‌کنیم. بسياري از ما گمان مي‌کنيم که خدا مانند ما ابتدا چيزي به ذهنش مي‌آيد و اگر از آن خوشش بیاید به آن ميل پيدا مي‌کند و آن را اراده مي‌کند. گاهي گمان می‌کنیم که ما در اراده خدا اثر مي‌گذاريم و با اصرار خود اراده او را تغییر می‌دهیم! اما باید اين حقیقت را درک کنیم که اين‌ها نقاشي‌هاي ذهني و به تعبیر دیگر مراتب عقلي است وگرنه در عالم واقع خدا احتياجي به گذر زمان و پدید آمدن حالات مختلف ندارد.

 

مراحل رسیدن به مقام رضا

اکنون با توجه به تعبیری که در روایت معراج آمده (الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ) این سؤال مطرح مي‌شود که واقعا خدا چه چيزهايي را قسمت کرده که باید بدان راضی بود؟ ما برای درک این حقیقت باید از دو جهت سير تدريجي داشته باشيم؛ از يک طرف باید مراحلی را که در روایات برای افعال الهی ذکر شده درک کنیم و بپذیریم. بدین معنا که بدانیم خداوند به تمام آنچه در هستی هست و پدید می‌آید علم دارد، اجازه داده که در ملک او واقع شوند، خواست و اراده او بدان‌ها تعلق گرفته است، و مشمول تقدير و قضای او هستند. هر قدر معرفت انسان بيشتر شود بهتر مي‌تواند این حقیقت را باور کند. البته نباید فراموش کرد که کنه و عمق مطلب را به اين آساني نمي‌توانيم بفهميم تا چه رسد به اين‌که به خوبی باور کنيم و عمل‌مان را بر طبق آن تنظیم کنیم. باید ابتدا از لایه‌های سطحي شروع کرد و رفته‌رفته با دقت و ممارست و طلب یاری از خداوند و توسل به اولیای او به لايه‌هاي زيرين مطلب برسيم. البته هر کجا که دیدیم عقل ما از درک آن ناتوان است بايد توقف کنيم و بگوييم هر چه خدا و پيغمبر فرموده‌اند درست است.

از طرف دیگر براي درک عینی قسمت الهی و رضایت به آن، و پیاده کردن آن به صورت عملی در زندگی باید ابتدا از حوادثی شروع کنیم که خودمان هيچ اختياري در پدید آمدن آن‌ها نداريم و تلاش کنیم از وقوع آن‌ها راضی باشیم و بعد به تدريج این رضایت را به امور دیگر سرايت دهيم و مراتب توحید افعالی را بشناسیم و باور کنیم. اما چگونه می‌توان از حوادثی راضی بود که اراده ما در آن‌ها دخیل نیست و حوادثی تلخ و دردناک هستند مانند زلزله شدیدی که گاه هزاران نفر را هلاک یا آواره می‌کند؟ گاه در این حوادث ما نیز متضرر می‌شویم و گاه ضرر آن‌ها متوجه ديگران می‌شود و ما شاهد سختی و رنج آن‌ها هستیم و از این بابت غصه مي‌خوريم. به راستی وظیفه ما در این هنگامه‌ها چیست؟

 

ابعاد حوادث دنیا

نکته‌ای که به عنوان مقدمه بايد بدان توجه داشته باشيم تا این مسأله برايمان حل شود اين است که حوادث حيثيت‌هاي مختلفی دارند و انسان به گونه‌ای خلق شده است که می‌تواند از يک حادثه خاص، از يک جهت راضي و از جهتی دیگر ناراضي باشد. بیماری که باید عضوی از بدن او را جراحی کنند، از آن جهت که اين کار موجب بازگشت سلامتي به او مي‌شود بدان راضی است، اما در عين حال به خاطر دردناک بودن، زمان‌بر بودن، و مخارج آن برای او ناراحت‌کننده است. با این‌که این یک حادثه است اما انسان در برابر آن دو واکنش و دو انفعال دارد. حوادث ناگواری که اتفاق می‌افتند از اين جهت که موجب مي‌شوند انسان‌هايي بي‌گناه دچار سختي‌ها و گرفتاري‌‌هايي شوند رنج‌آورند. انسان باید بسیار بی‌عاطفه باشد که جراحت و آوارگی کودکان معصوم را ببینند و بی‌اعتنا از کنار آن بگذرد. اما جهت دیگر این حوادث آن است که اين تلخي‌‌ها همراه با شيريني‌هاي فراوانی هستند. مصیبت‌ها و مشکلات دنیا هر چند سخت باشند موقت و محدود به چند روز یا چند سال هستند و خداوند به کسانی که به چنین مصائبی دچار می‌شوند پاداش‌‌هاي بسیاری خواهد داد که تا ابد ادامه دارد. در روايات آمده است کساني که در اين دنيا به مصيبت‌ها گرفتار می‌شوند هنگامی که ثواب‌هاي آخرتی آن مصائب را مي‌بينند آرزو مي‌کنند ‌اي کاش همه عمر با مصيبت دست به گریبان بودند. با این نگاه و این ایمان ممکن است انسان در حادثه‌ای حتی اشک بریزد اما در عین حال به خاطر ثواب‌های آخرتی خشنود باشد. البته انسان‌هایی که دلشان از عشق خداوند لبریز است همه حوادث را به خاطر این‌که از دوست می‌رسد خوش می‌دارند.

 

نظام احسن؛ تابلوی زیبایی با رنگ‌های گوناگون

نکته دیگری که از آموزه‌هاي اسلام استفاده می‌شود و با براهين عقلي هم قابل تبيين است اين است که مجموع اين عالم با همه عظمت و کثرت‌ و تنوع موجودات آن، همچون تابلوي بزرگ واحدي است که از ترکیب رنگ‌های مختلف شکل گرفته است. زيبايي اين تابلو به داشتن رنگ‌های گوناگون است. سخت‌ترين و ناگوارترین حادثه‌ای که ما در عالم سراغ داريم داستان کربلاست. اما همين حادثه را در مجموع که نگاه کنیم می‌بینیم منشأ خیرات و برکات فراوانی شده است. هنگامی که از جهت عاطفی به این حادثه می‌نگریم اشک انسان جاري مي‌شود اما در همان حال با نگاه به آثار و برکات آن مي‌گوييم: «اللَّهُمَّ لَكَ‏ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ‏ عَلَى مُصَابِهِم‏؛۱۱ بار خدايا! تو را ستايش مى‏كنيم ستايش سپاس‏گزاران بر مصيبت‌های آنان.» اين دو نگاه قابل جمع هستند.

ما گمان مي‌کنيم انسان از یک حادثه یا راضی است یا ناراضی. اما حقیقت این است که روح انسان لايه‌هاي مختلفی دارد و می‌تواند در يک لايه خوشحال و در لايه‌ای دیگر غمگين باشد. ممکن است انسان اشک بریزد اما از اشک‌ريختن لذت هم ببرد. پس حوادث تلخ دنیا می‌تواند با نگاهی واقع‌بينانه، حق‌بينانه و زيباشناسانه به خاطر ارتباطي که با ساير پديده‌ها دارند و در مجموع يک تابلو بسيار زيبايي را خلق مي‌کنند زيبا و خير باشند، به گونه‌ای که از آن زيباتر امکان ندارد. به تعبیر اهل معقول، عالم هستی نظام احسن است. بدین معنا که اگر مجموع عالم و روابطي را که اجزای آن با همديگر دارند در نظر بگیریم تابلوی زیبایی را خواهیم دید که زيباتر از آن امکان ندارد. پس صرف‌نظر از پاداش‌هاي اخروي هم می‌توان دنیا را زیبا دید و بدان راضي بود. اين نقص ماست که فقط عيب‌ها را مي‌بينيم و تنها به رنگ‌های تیره این تابلو نگاه می‌کنیم. رنگ‌های تیره این تابلو را بايد همراه سایر رنگ‌های آن دید تا زیبایی آن را درک کرد.

در روايات آمده است که پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله در هیچ حادثه‌ای نفرمود: ای کاش طور دیگری اتفاق می‌افتاد.۱۲چراکه او اين نگرش را داشت و مي‌ديد که هر چيزي سر جاي خودش واقع شده است. البته چنانچه گفتیم روح انسان لایه‌های گوناگونی دارد و توجه به جهتی خاص از یک حادثه ممکن است باعث دلسوزی و اشک ریختن او شود. ازاین‌رو می‌بینیم پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در وفات فرزندشان حضرت ابراهيم گريه می‌کنند و وقتی از ایشان در این باره سؤال می‌شود می‌فرماید: دل مي‌سوزد و اشک جاري مي‌شود اما چيزي نمي‌گويم که خدا ناراضي باشد.۱۳ انسان همان‌گونه که از گرسنگي، درد جسمی و … رنج مي‌برد، از درد عاطفی‌ هم رنج مي‌برد. اما در عین حال می‌تواند راضي هم باشد و نگرانی نداشته باشد. پس بدین جهت که حوادث حيثيت‌های گوناگونی دارند نگاه ما بايد نگاهی کل‌نگر نسبت به عالم باشد و دست خدا را در همه جا ببينيم تا نسبت به نظام هستي حالت رضا داشته باشيم.

وصلی‌الله‌علي‌محمدوآله‌‌الطاهرين.

۱۵۸۰-گارگاه پانزدهم تربیت نفس – اخلاق جمع مدار+ محبت حقیقی تفرقه سوز

۱۱تیر

۱۵۵۵-کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

۲۶اردیبهشت

کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

از تاریخ ۹۶/۲/۲۶ لغایت ۹۶/۴/۷

حقاً، برحق، ناحق، به‌حق، به‌ناحق، ذی‌حق، ذوحق، حق‌شناسی، حق‌پو، حق‌یابی، حق‌دار، حق‌پناه، حق‌بین، حق‌دوست، حق‌اندیش، حق‌به‌جانب، حق‌پوشی؛ حق‌تعالی، حق‌جویی، حق‌شکنی، حق‌کشی، حق‌گویی، حق‌گزاری، حق‌گستر، حق‌ناشناسی، حق‌نیوش، حقیقت‌بین، حقیقت‌شناس، حقیقت‌یاب، حقیقت‌طلب، حقوق‌بگیر، آل حق، اهل حق، حجةالحق،حصحص‌الحق، ظهیرالحق، ظل حق، عبدالحق، لسان‌الحق، مختار حق، مرغ حق، ناصرالحق، ناصر للحق، نامحق، نامستحق

حق، مصدر و به معناى وجوب و ثبوت است و البته، معمولا به معناى وصفى يعنى واجب و ثابت‏به كار مى‏رود. هنگامى كه مى‏گوييم: «حق الامر» يعنى آن امر واجب و ثابت‏شد و هنگامى كه مى‏گوييم: «حق لك و يحق لك و حق عليك ان تفعله‏»، يعنى انجام آن فعل بر تو واجب گرديد. (۱)
طبرسى مى‏گويد: «الحق وقوع الشي‏ء في موضعه الذي هو له، فاذا اعتقد شي‏ء بضرورة او حجة فهو حق; لانه وقع موقعه الذي هو له و عكسه الباطل‏» (۲) ;حق عبارت است از وقوع شيى‏ء در جايگاه خودش. هرگاه به سبب هدايت‏يا برهان، اعتقاد به چيزى پيدا شود، حق است ;چرا كه در جايگاه خود واقع شده و ضدآن، باطل است.
مرحوم خواجه طوسى در ذيل كلامى از شيخ الرئيس درباره حق، مى‏فرمايد: «الحق‏هيهنا اسم فاعل في صيغة المصدر كالعدل والمراد به ذو الحقيقة وهوبمعنى المصدر يدل بالاشتراك على معان‏» (۳) ; حق در اين جا ما نند عدل اسم فاعل در صيغه مصدر است و مقصود از آن، صاحب حقيقت است و به اشتراك (لفظى) بر چند معنى دلالت دارد.
پس در اين كه معناى اصلى حق، ثبوت است، گفتگويى نيست و اما اين كه خواجه آن را مشترك لفظى مى‏داند، مربوط است‏ به معناى اصطلاحى

۱۰۵۵۲- کارگاه سیزدهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیت های منطقی با حضور عقل سلیم + محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری

۱۴فروردین

۱۰۵۰۰– کارگاه تربیت نفس جلسه دوازدهم خود خواهی نزولی+ محبت به فقر کهنه، خود خواهی

۳۰بهمن

۱۰۴۱۷- کارگاه تربیت نفس جلسه یازدهم زهد نسبت به دنیا+ محبت زاهدانه چیست؟

۲۱دی

کارگاه تربیت نفس: از تاریخ ۹۵/۷/۲۹ الی۹۵/۹/۱۱

امام علی علیه السلام :

اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛

زشت ترین راستگویى، تعریف انسان از خودش مى باشد.۱۰۷۰-گارکاه نهم تربیت نفس+ محبت به خود ستایی

غررالحكم: ج۲، ص۳۸۸، ح۲۹۴۲

۹۸۰-کارگاه هشتم تربیت نفس پیرامون قبض و بسط نفس آدمی+ محبت بسطی و قبضی

۱۶ شهریور

۸۸۰- کارگاه هفتم تربیت نفس آنچه خداوند بخواهد+ محبت به آنچه پیش آمده، پیش خواهد آمد

۰۲ مرداد

کارگاه    از ۵//۵/۹۵ الی ۱۵/۶/۹۵

بَکير بن اَعيَن نيز مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: علم و مشيت خداوند با هم فرق دارند يا يک چيزند؟ حضرت فرمودند: اَلعِلمُ لَيسَ هُوَ المَشيئَةُ اَلا تَري اِنَّکَ تَقول: سَأَفعَلُ کَذا اِن شاء‌َاللهُ وَ لا تَقولُ سَأَفعَلَ کَذا اِن عِلمَ اللهُ …”[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (علم غير از مشيّت است. مگر نمي‌بيني که خودت مي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بخواهد و نمي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بداند. پس اينکه مي‌گويي اگر خداوند بخواهد، دليل اين است که خداوند نخواسته و چون خواست آنچه را خواست به گونه‌اي که خواسته واقع شود، پس علم خداوند پيش از مشيّت اوست.

عاصم بن حُمَيد مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: آيا خداوند هميشه مُريد (اراده‌کننده) است؟ حضرت فرمودند: اِنَّ المُريدَ لايَکونُ اِلاّ لِمُرادٍ مَعَهُ لَم يَزَل عالِماً قادِراً ثمَّ اَرادَ[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (مريد نيست مگر با بودن مراد (اراده‌شده با او، خداوند هميشه عالم و قادر است و سپس اراده کرده است.

دوره کارگاه اول تربیت نفس از قرآن و احادیث اهل البیت علیهم السلام:

«آغاز تمرین تربیت نفس از کلمه قصار ۱۷۸نهج البلاغه»

۱۰/۸/۹۴لغایت ۲۰/۹/۹۴ 

امام على علیه السلام: اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۸)

۱۶۰–  دروه کارگاه  دوم تربیت نفس را با حدیث حضرت امام هشتم علیه السلام آغاز می کنیم تا حکمت ۱۷۸نهج البلاغه رابچشیم.

شروع ثبت نام:۲۰/۹/۹۴لغایت۳۰/۱۰/۹۴

ويژگيهاى دهگانه عاقل از حضرت امام الرضا علیه السلام

دوره دوم ۴۰ روز جدید تربیت نفس از حدیث امام هشتم علیه آلاف التحیه و الثناء

لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهرهالفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوهو الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ـ از او اميد خير باشد.+بیش از ۵۰ درصد موفق بودم الحمدلله
۲ـ از بدى او در امان باشند.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغقرالله
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.+بیش از ۶۰درصد موفق بودم الحمدلله
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.+بیش از ۹۰درصد موفق بودم الحمدلله
۷ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۸ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغفرالله
۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استعفرالله

۳۱۹-آغاز دروده سوم با حدیث تکبر درمانی امام هفتم علیه السلام:

 

۲۰۶۲-حجاب، دیروز، امروز، فردا + رابطه حجاب با محبت مجازی

۱۹ تیر

پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس مطرح کرد
نمایش کاریکاتوری از عفاف با محدود کردن آن در رعایت حجاب/ خلوت مجازی و تهدیداتی که نادیده گرفته می‌شود

پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب گفت: حجاب تنها یکی از علامت‌های عفیف بودن فرد است و عدم رعایت خویشتن‌داری در نگاه و زبان و منحصر کردن مسئله عفاف به رعایت حجاب و مترادف کردن این دو واژه با یکدیگر تنها منجر به نمایش یک کاریکاتور از عفاف می‌شود. یعنی همه ابعاد مسئله عفاف باید مدنظر قرار گیرد و نسبت به همه ابعاد آن حساسیت وجود داشته باشد.
گروه اجتماعی خبرگزاری فارس: یکی از مهم‌ترین مسائلی که در خصوص پدیده بی‌حجابی و بدحجابی قابل بررسی است، عدم اقناع مخاطبان است. حجاب مسئله‌ای است که عامل مهم برای رعایت آن ایمان قلبی به حقیقت و درستی آن است و یکی از مقدمات ایجاد آن، این است که تعریف درستی از مفاهیمی چون حیا، عفاف و حجاب صورت بگیرد.
حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی بیاتی مسئول مرکز راهبردی عفاف و حیا در تهران، مسئول مؤسسه فرهنگی پژوهشی طهورا در قم، نویسنده و پژوهشگر حوزه زنان، خانواده و عفاف و حجاب است. این پژوهشگر در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس به تبیین مفاهیمی همچون حیا، عفاف و حجاب و عوامل مهم در تقویت عفاف و رسیدن به سبک زندگی عفیفانه پرداخت.
*عفاف؛ حیا و خودکنترلی جنسی
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی با بیان اینکه معنای عفاف بسیاری از اوقات درست بیان نمی‌شود، اظهار کرد: با توجه به اینکه فلسفه حجاب به تعریف درست عفاف بازمی‌گردد لازم است تعریف درستی از آن بیان شود اما بسیاری از افراد با رأی و نظر خود عفاف را تشریح می‌کنند و گاهی آن را مترادف حجاب می‌دانند در حالی که واژه‌هایی همچون حجاب، حیا و عفاف هریک توضیحات و تعاریف متفاوتی دارند حیا معنای بسیار وسیع‌تری نسبت به عفاف دارد و دامنه عفاف نسبت به حجاب بسیار وسیع‌تر است.
وی افزود: حیا به این معناست که فرد از هر امر قبیحی به خاطر زشتی آن امر دوری کند و در واقع ترک کردن امور زشت، حیا کردن نامیده می‌شود.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب خاطر نشان کرد: عفاف به معنی خودکنترلی جنسی و خویشتنداری است و در واقع در حوزه مسائل جنسی تعریف می‌شود و حیای جنسی به عفاف تعبیر می‌شود و بی‌عفتی مساوی لاابالی‌گری جنسی است.
بیاتی اضافه کرد: حجاب یکی از چند رفتاری است که افراد در خودکنترلی جنسی آن را انجام می‌دهند و واقعیت این است که در آزادترین فرهنگ‌ها میزانی از پوشیدگی و حجاب برای زن و مرد تعریف شده است.
وی با بیان اینکه زمانی که می‌گوییم عفاف به معنی خویشتنداری جنسی است سه سؤال مهم مطرح می‌شود، عنوان کرد: این سه سؤال مهم عبارتند از اینکه چه چیزهایی خویشتنداری را تقویت می‌کنند، چه اموری خویشتنداری را تهدید می‌کنند و علامت انسان عفیف چیست و انسان عفیف چه شاخص‌هایی دارد؟
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب ادامه داد: در تحقیقی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که بیش از ۴۰ مفهوم مرتبط با عفاف وجود دارد که در سه بخش جای می‌گیرند و فرد را به سبک زندگی عفیفانه می‌‌رسانند. حجاب تنها یکی از علامت‌های عفیف بودن فرد است و عدم رعایت خویشتن‌داری در نگاه و زبان و منحصر کردن مسئله عفاف به رعایت حجاب و مترادف کردن این دو واژه با یکدیگر تنها منجر به نمایش یک کاریکاتور از عفاف می‌شود. یعنی همه ابعاد مسئله عفاف باید مدنظر قرار گیرد و نسبت به همه ابعاد آن حساسیت وجود داشته باشد.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی اظهار کرد: باید حساسیت‌ها نسبت به مسائل پایه‌ای، مقدماتی و پشتیبان حجاب در جامعه افزایش یابد زیرا پایه مسئله پوشش، تقویت اراده فرد در برابر ارتباط بی‌پروا با جنس مخالف است.
*تقویت عزت نفس عامل مهم عفیف شدن فرد است
وی سه مفهوم کلیدی تقویت‌کننده عفاف را برشمرد و گفت: وجود عزت نفس یا کرامت انسانی می‌تواند عفاف را در فرد تقویت کند. همچنان که امام علی(ع) در حدیثی می‌فرماید: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته» یعنی کسی که عزت نفس و احساس شخصیت کند، امیالش برایش انقدر بزرگ نمی‌شود که باعث شود در برابر شهوت سر تسلیم فرود آورد.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب دومین عامل تقویت کننده عفاف را ازدواج به‌هنگام دانست و ادامه داد: یکی از مسائلی که باعث می‌شود فرد عفاف داشته باشد، ارضای به موقع نیازهای جنسی اوست در واقع ازدواج روی دوم سکه عفاف است که به تقویت خودکنترلی کمک می‌کند البته هر ازدواجی منجر به عفاف نمی‌شود بلکه ازدواج به‌هنگام در کنار تربیت درست شخص از قطعه‌های تکمیل‌کننده پازل عفاف است.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی عنوان کرد: گاهی برای دختر ۱۴ ساله ازدواج کردن لازم و به‌هنگام است اما دختری ۱۶ ساله هنوز توانایی اداره زندگی زناشویی را ندارد زیرا افراد با توجه به موقعیت‌ها و سنجش انواع مختلف پختگی و بلوغ برای آماده بودن ازدواج بررسی می‌شوند، بنابراین نمی‌توان سن دقیقی را برای ازدواج به‌هنگام مطرح کرد.
وی سومین عامل تقویت کننده عفاف را یاد مرگ و یاد پروردگار دانست و بیان داشت: «ذکر الموت یمیت الشهوات» یاد مرگ و اینکه فرد همواره به یاد داشته باشد که پس از زندگی دنیایی به دنیای دیگر منتقل خواهد شد، ابهت امور شهوانی را در نظر انسان از بین می‌برد و به یاد داشتن اینکه پروردگار در هر حال ناظر امور فرد است باعث می‌شود انسان عفیفانه زندگی کند.
*خلوت مجازی با نامحرم یکی از تهدیدات مهم زندگی عفیفانه دختران و پسران
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در بیان تهدیدات عفاف عنوان کرد: یکی از مهمترین تهدیدات عفاف که در منابع دینی به آن تأکید شده است، مسئله خلوت با نامحرم است. بدین معنا که فرد در موقعیت تنهایی با نامحرم قرار گیرد که در این تنها شدن فضای مجازی و حقیقی تفاوتی ندارد، اما بی‌توجهی به تنها شدن با نامحرم به خصوص در فضای مجازی که افراد آن را کوچک می‌دانند، می‌تواند عفاف را تضعیف کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی ادامه داد: قطعا اگر زن و مرد با یکدیگر خلوت کنند سومین فرد شیطان است و افزایش فضای هیجانی و شهوانی به گونه‌ای که انسان نتواند در برابر آن مقاومت کند، از نتایج این خلوت است و موارد متعددی وجود دارد که افرادِ بسیار عفیف در یک خلوت نامشروع، عفت خود را خدشه‌دار کرده‌اند.
وی دومین عامل تهدیدکننده عفاف را عدم مدیریت نگاه دانست و گفت: سوره نور که قوانین زندگی عفیفانه را توضیح می‌دهد به مسئله مهم مدیریت نگاه می‌پردازد و در این مسئله تفاوتی بین زن و مرد قائل نیست. گاهی پیش می‌آید که فردی که هوسی هم در دل ندارد با عدم کنترل نگاه خود به سمت رشد میل و شهوت می‌رود. البته مدیریت نگاه به معنای کوتاه کردن نگاه است و اصلا نگاه نکردن در این تعریف نمی‌گنجد. در برخی روایات آمده است که فرد عفیف را می‌توان از مدیریت نگاه وی شناخت.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب خاطرنشان کرد: دسترسی آسان و بدون هزینه زیاد به فساد و امور شهوانی می‌تواند عفاف و خودکنترلی را تضعیف کند و سومین عامل تهدید کننده عفاف است.
*قدبلندترین شاخص عفاف رعایت حجاب است!
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی در تشریح شاخص‌های فرد عفیف عنوان کرد: قدبلندترین شاخص عفاف رعایت حجاب است. شاخص دیگر مدیریت نگاه و شاخص سوم پنهان کردن زینت‌ها به خصوص در زنان است.
وی با بیان اینکه مهندسی عفیفانه برای تعاملات، مهمانی‌ها و حتی طراحی منازل یکی دیگر از نشانه‌های عفیف بودن است، گفت: غیرت عنصر فراموش شده‌ای است که متأسفانه در جامعه ما بد تعبیر و تفسیر شده است، غیرت هم در سرفصل تقویت کنندگان عفاف و هم در شاخص عفاف قابل طرح است.
*غیرت؛ احساس مسئولیت همراه با مهربانی و عشق مرد نسبت به ناموس
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در تعریف غیرت گفت: غیرت احساس مسئولیت همراه با مهربانی و عشق مرد نسبت به ناموسش است در حالی که در جامعه ما هرگونه تعصبی، غیرت نامیده می‌شود اما اسلام تعصب‌های نابجا را غیرت نمی‌داند و از خانه نشین کردن زن به اسم غیرت نهی کرده است.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی ادامه داد: گاهی سخت‌گیری‌های نابجای مردان که به نام غیرت انجام می‌شود، باعث بی‌عفتی زن می‌شود در حالی که یکی از نشانه‌های غیور بودن مرد این است که خود فردی عفیف باشد و این غیرت او نشان‌دهنده محبت وی بوده و با روش‌های معقول اعمال شود.
وی تصریح کرد: غیرت ابتدا باعث خودکنترلی و عفت فرد می‌شود و سپس به دیگرکنترلی منجر خواهد شد زیرا اصل نگاه اسلام به این مسائل خودکنترلی است و دیگرکنترلی و غیرت به خودکنترلی بازگشت دارد بنابراین فردی که خود اهل عفت ورزی نیست، نمی‌تواند خانواده خود را به عفت دستور دهد.

پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس مطرح کرد
نمایش کاریکاتوری از عفاف با محدود کردن آن در رعایت حجاب/ خلوت مجازی و تهدیداتی که نادیده گرفته می‌شود

پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب گفت: حجاب تنها یکی از علامت‌های عفیف بودن فرد است و عدم رعایت خویشتن‌داری در نگاه و زبان و منحصر کردن مسئله عفاف به رعایت حجاب و مترادف کردن این دو واژه با یکدیگر تنها منجر به نمایش یک کاریکاتور از عفاف می‌شود. یعنی همه ابعاد مسئله عفاف باید مدنظر قرار گیرد و نسبت به همه ابعاد آن حساسیت وجود داشته باشد.
گروه اجتماعی خبرگزاری فارس: یکی از مهم‌ترین مسائلی که در خصوص پدیده بی‌حجابی و بدحجابی قابل بررسی است، عدم اقناع مخاطبان است. حجاب مسئله‌ای است که عامل مهم برای رعایت آن ایمان قلبی به حقیقت و درستی آن است و یکی از مقدمات ایجاد آن، این است که تعریف درستی از مفاهیمی چون حیا، عفاف و حجاب صورت بگیرد.
حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی بیاتی مسئول مرکز راهبردی عفاف و حیا در تهران، مسئول مؤسسه فرهنگی پژوهشی طهورا در قم، نویسنده و پژوهشگر حوزه زنان، خانواده و عفاف و حجاب است. این پژوهشگر در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس به تبیین مفاهیمی همچون حیا، عفاف و حجاب و عوامل مهم در تقویت عفاف و رسیدن به سبک زندگی عفیفانه پرداخت.
*عفاف؛ حیا و خودکنترلی جنسی
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی با بیان اینکه معنای عفاف بسیاری از اوقات درست بیان نمی‌شود، اظهار کرد: با توجه به اینکه فلسفه حجاب به تعریف درست عفاف بازمی‌گردد لازم است تعریف درستی از آن بیان شود اما بسیاری از افراد با رأی و نظر خود عفاف را تشریح می‌کنند و گاهی آن را مترادف حجاب می‌دانند در حالی که واژه‌هایی همچون حجاب، حیا و عفاف هریک توضیحات و تعاریف متفاوتی دارند حیا معنای بسیار وسیع‌تری نسبت به عفاف دارد و دامنه عفاف نسبت به حجاب بسیار وسیع‌تر است.
وی افزود: حیا به این معناست که فرد از هر امر قبیحی به خاطر زشتی آن امر دوری کند و در واقع ترک کردن امور زشت، حیا کردن نامیده می‌شود.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب خاطر نشان کرد: عفاف به معنی خودکنترلی جنسی و خویشتنداری است و در واقع در حوزه مسائل جنسی تعریف می‌شود و حیای جنسی به عفاف تعبیر می‌شود و بی‌عفتی مساوی لاابالی‌گری جنسی است.
بیاتی اضافه کرد: حجاب یکی از چند رفتاری است که افراد در خودکنترلی جنسی آن را انجام می‌دهند و واقعیت این است که در آزادترین فرهنگ‌ها میزانی از پوشیدگی و حجاب برای زن و مرد تعریف شده است.
وی با بیان اینکه زمانی که می‌گوییم عفاف به معنی خویشتنداری جنسی است سه سؤال مهم مطرح می‌شود، عنوان کرد: این سه سؤال مهم عبارتند از اینکه چه چیزهایی خویشتنداری را تقویت می‌کنند، چه اموری خویشتنداری را تهدید می‌کنند و علامت انسان عفیف چیست و انسان عفیف چه شاخص‌هایی دارد؟
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب ادامه داد: در تحقیقی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که بیش از ۴۰ مفهوم مرتبط با عفاف وجود دارد که در سه بخش جای می‌گیرند و فرد را به سبک زندگی عفیفانه می‌‌رسانند. حجاب تنها یکی از علامت‌های عفیف بودن فرد است و عدم رعایت خویشتن‌داری در نگاه و زبان و منحصر کردن مسئله عفاف به رعایت حجاب و مترادف کردن این دو واژه با یکدیگر تنها منجر به نمایش یک کاریکاتور از عفاف می‌شود. یعنی همه ابعاد مسئله عفاف باید مدنظر قرار گیرد و نسبت به همه ابعاد آن حساسیت وجود داشته باشد.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی اظهار کرد: باید حساسیت‌ها نسبت به مسائل پایه‌ای، مقدماتی و پشتیبان حجاب در جامعه افزایش یابد زیرا پایه مسئله پوشش، تقویت اراده فرد در برابر ارتباط بی‌پروا با جنس مخالف است.
*تقویت عزت نفس عامل مهم عفیف شدن فرد است
وی سه مفهوم کلیدی تقویت‌کننده عفاف را برشمرد و گفت: وجود عزت نفس یا کرامت انسانی می‌تواند عفاف را در فرد تقویت کند. همچنان که امام علی(ع) در حدیثی می‌فرماید: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته» یعنی کسی که عزت نفس و احساس شخصیت کند، امیالش برایش انقدر بزرگ نمی‌شود که باعث شود در برابر شهوت سر تسلیم فرود آورد.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب دومین عامل تقویت کننده عفاف را ازدواج به‌هنگام دانست و ادامه داد: یکی از مسائلی که باعث می‌شود فرد عفاف داشته باشد، ارضای به موقع نیازهای جنسی اوست در واقع ازدواج روی دوم سکه عفاف است که به تقویت خودکنترلی کمک می‌کند البته هر ازدواجی منجر به عفاف نمی‌شود بلکه ازدواج به‌هنگام در کنار تربیت درست شخص از قطعه‌های تکمیل‌کننده پازل عفاف است.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی عنوان کرد: گاهی برای دختر ۱۴ ساله ازدواج کردن لازم و به‌هنگام است اما دختری ۱۶ ساله هنوز توانایی اداره زندگی زناشویی را ندارد زیرا افراد با توجه به موقعیت‌ها و سنجش انواع مختلف پختگی و بلوغ برای آماده بودن ازدواج بررسی می‌شوند، بنابراین نمی‌توان سن دقیقی را برای ازدواج به‌هنگام مطرح کرد.
وی سومین عامل تقویت کننده عفاف را یاد مرگ و یاد پروردگار دانست و بیان داشت: «ذکر الموت یمیت الشهوات» یاد مرگ و اینکه فرد همواره به یاد داشته باشد که پس از زندگی دنیایی به دنیای دیگر منتقل خواهد شد، ابهت امور شهوانی را در نظر انسان از بین می‌برد و به یاد داشتن اینکه پروردگار در هر حال ناظر امور فرد است باعث می‌شود انسان عفیفانه زندگی کند.
*خلوت مجازی با نامحرم یکی از تهدیدات مهم زندگی عفیفانه دختران و پسران
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در بیان تهدیدات عفاف عنوان کرد: یکی از مهمترین تهدیدات عفاف که در منابع دینی به آن تأکید شده است، مسئله خلوت با نامحرم است. بدین معنا که فرد در موقعیت تنهایی با نامحرم قرار گیرد که در این تنها شدن فضای مجازی و حقیقی تفاوتی ندارد، اما بی‌توجهی به تنها شدن با نامحرم به خصوص در فضای مجازی که افراد آن را کوچک می‌دانند، می‌تواند عفاف را تضعیف کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی ادامه داد: قطعا اگر زن و مرد با یکدیگر خلوت کنند سومین فرد شیطان است و افزایش فضای هیجانی و شهوانی به گونه‌ای که انسان نتواند در برابر آن مقاومت کند، از نتایج این خلوت است و موارد متعددی وجود دارد که افرادِ بسیار عفیف در یک خلوت نامشروع، عفت خود را خدشه‌دار کرده‌اند.
وی دومین عامل تهدیدکننده عفاف را عدم مدیریت نگاه دانست و گفت: سوره نور که قوانین زندگی عفیفانه را توضیح می‌دهد به مسئله مهم مدیریت نگاه می‌پردازد و در این مسئله تفاوتی بین زن و مرد قائل نیست. گاهی پیش می‌آید که فردی که هوسی هم در دل ندارد با عدم کنترل نگاه خود به سمت رشد میل و شهوت می‌رود. البته مدیریت نگاه به معنای کوتاه کردن نگاه است و اصلا نگاه نکردن در این تعریف نمی‌گنجد. در برخی روایات آمده است که فرد عفیف را می‌توان از مدیریت نگاه وی شناخت.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب خاطرنشان کرد: دسترسی آسان و بدون هزینه زیاد به فساد و امور شهوانی می‌تواند عفاف و خودکنترلی را تضعیف کند و سومین عامل تهدید کننده عفاف است.
*قدبلندترین شاخص عفاف رعایت حجاب است!
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی در تشریح شاخص‌های فرد عفیف عنوان کرد: قدبلندترین شاخص عفاف رعایت حجاب است. شاخص دیگر مدیریت نگاه و شاخص سوم پنهان کردن زینت‌ها به خصوص در زنان است.
وی با بیان اینکه مهندسی عفیفانه برای تعاملات، مهمانی‌ها و حتی طراحی منازل یکی دیگر از نشانه‌های عفیف بودن است، گفت: غیرت عنصر فراموش شده‌ای است که متأسفانه در جامعه ما بد تعبیر و تفسیر شده است، غیرت هم در سرفصل تقویت کنندگان عفاف و هم در شاخص عفاف قابل طرح است.
*غیرت؛ احساس مسئولیت همراه با مهربانی و عشق مرد نسبت به ناموس
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در تعریف غیرت گفت: غیرت احساس مسئولیت همراه با مهربانی و عشق مرد نسبت به ناموسش است در حالی که در جامعه ما هرگونه تعصبی، غیرت نامیده می‌شود اما اسلام تعصب‌های نابجا را غیرت نمی‌داند و از خانه نشین کردن زن به اسم غیرت نهی کرده است.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی ادامه داد: گاهی سخت‌گیری‌های نابجای مردان که به نام غیرت انجام می‌شود، باعث بی‌عفتی زن می‌شود در حالی که یکی از نشانه‌های غیور بودن مرد این است که خود فردی عفیف باشد و این غیرت او نشان‌دهنده محبت وی بوده و با روش‌های معقول اعمال شود.
وی تصریح کرد: غیرت ابتدا باعث خودکنترلی و عفت فرد می‌شود و سپس به دیگرکنترلی منجر خواهد شد زیرا اصل نگاه اسلام به این مسائل خودکنترلی است و دیگرکنترلی و غیرت به خودکنترلی بازگشت دارد بنابراین فردی که خود اهل عفت ورزی نیست، نمی‌تواند خانواده خود را به عفت دستور دهد.

خانواده شیعی » زن و حجاب »

حجاب، دیروز، امروز، فردا

بی تردید یکی از مهمترین دغدغه های اصلی نظام مقدس جمهوری اسلامی، بسط و گسترش فرهنگ ناب محمدی(ص) در جامعه بوده و هست. مساله حجاب نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی حفظ عفت عمومی در جامعه، همواره مورد بحث و نظر کارشناسان مختلف بوده، تا آنجا که با گذشت ۲۸ سال از پیروزی انقلاب بی بدیل اسلامی در ایران، هنوز یکی از مباحث زنده و جریان دار این نظام محسوب می شود.

آنچه خواهید خواند، نگرشی است کوتاه بر آنچه که در دوران پیدایش و پس از شکل گیری انقلاب اسلامی در ایران رخ داده است که تنها هدفش نگاهی به گذشته برای تصمیم گیری برای آینده ای بهتر است.

اگر به وضع ایرانیان تا قبل از دستور کشف حجاب رضاخان مراجعه کنیم، خواهیم دید که اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان از دیرباز، حجاب را به عنوان یکی از اصلی ترین نمادهای دینداری و مسلمانی به حساب می آوردند. حتی در برهه هایی همچون کشف حجاب، ممانعت از دختران با حجاب برای ورود به مدارس و ادامه تحصیل نیز بسیاری از خانواده ها، عطای تحصیل و پیشرفت را به لقای حفظ اعتقادات خود بخشیدند تا ثابت کنند، حکومت ها تنها و تنها بر نوع زندگی، سیاست حاکم و برخی مسائل اجتماعی و اقتصادی آنها حکم رانی می کنند و نه بر اعتقاداتشان. در همان دوره کشف حجاب و حتی قبل تر از آن هم تنها وابستگان دربار و برخی دولتی ها ( اعم از دولتمردان و کارمندان دولت) تجدد سوغات گونه فرنگ را بر خود تافتند، و گرنه اکثریت همچنان با اعتقادات راسخ خود، مبانی اصلی اسلام را حتی در زمان خفقان و ممنوعیت، زنده نگاه می داشتند.

با پیروزی انقلاب اسلامی که همواره در طول سال های مبارزه ، دغدغه های دین مداری و دین محوری در حکومت را شعارها و اصول راهبردی خود می دانست، توقع از نظام برای تحقق کامل این اصول بیش از گذشته شد. در این میان پس از گذشت بیش از دو دهه از پیروزی انقلاب، نگاه های متفاوتی وجود دارد و وضعیت کنونی از نظر حجاب زنان با نگاه های متفاوتی تعریف و تحلیل می شود. از میان آنان بهزاد کشمیری پور، گزارشگر صدای آلمان در تهران، در بهمن ۸۴ و در گزارشی تحلیل گونه چنین می نویسد:

«از سال پیش مسئله حجاب و«بدحجابی» به یکی از معضلات اجتماعی بدل شده است. گرچه برای رعایت نکردن «پوشش شرعی» مجازات هایی پیش بینی شده، اما تعریف ویژگی های این پوشش هنوز نامشخص است».

حجاب خوب کدام است و حجاب بد، کدام؟ این پرسشی است که از سال پیش مطرح شده و هنوز هیچ کس پاسخ روشنی برای آن ندارد. اوایل انقلاب که تعدادی از زنان برای آزادی پوشش جلوی نخست وزیری تظاهرات می کردند عده ای با شعار «یا روسری یا توسری» ظاهراً پوشاندن موها و بعداً به تن کردن مانتو را حجاب می دانستند اما مسئولان هرجا توانسته اند نشان داده اند که چادر و مقنعه را به عنوان حجاب خوب ترجیح می دهند. پوشش زنان از آنجا رنگ یک معضل اجتماعی به خود گرفت که از طرفی مسئولان بر سر تعریف حجاب خوب و بد با هم به توافق نمی رسند و از سوی دیگر حجاب خوب خیلی وقت ها در عمل غیرقابل استفاده است.(!)

گرچه پوشش مسئله هر روز مردم است، موضوع حجاب و بدحجابی هر ازگاهی و به مناسبتی موضوع روز می شود و بحث های داغی به همراه می آورد که با گذشت زمان دوباره فراموش شود. تابستان و فصل گرما همواره بازار بحث بدحجابی را داغ تر می کند. آنچه در این سال ها تقریباً برای همه روشن شده این نکته است که به گفته عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، مرتضی فیض علی، کارهای مقطعی همیشه با شکست مواجه می شود. و برخوردهایی که در این سال با مسئله حجاب صورت گرفته اغلب تدابیر و تصمیم هایی مقطعی بوده اند. و این ابتدای ماجرای تمام ناشدنی حجاب در ایران است. به عقیده نگارنده، مهم ترین علت وجود برخی نابسامانی ها درباره حجاب که آن هم بیشتر در شهرهای بزرگ ایران اسلامی دیده می شود، یک مشکل تاریخی است و آن فراموشی باغبانی انقلاب عزیزمان است. پس از پیروزی انقلاب و در شرایطی که بیش از ۹۸ درصد مردم جمهوری اسلامی را پذیرفتند، بسیاری به دنبال زیرساخت های اقتصادی و سیاسی حکومت رفتند و پایه های فرهنگی را با توجه به همراهی بی نظیر مردم، از این مهندسی بی نیاز دانستند. بوستان همیشه سبز سال های ۵۷ و ۵۸ با آغاز جنگ تحمیلی بیش از پیش مورد غفلت واقع شد. پس از پایان جنگ نیز دوران سازندگی، این غفلت را دو چندان کرد. به هر حال هر باغ و بستان و بوستان آبادی بدون رسیدگی و باغبانی با وجود زمینی مرغوب، از علف های هرزه و آفات مصون نمی ماند و بوستان فرهنگی انقلاب نیز با پیشرفت های حوزه های مختلف و حضور جدی تر زنان در عرصه های متعدد و متنوع اجتماعی از این آفات بی نصیب نماند. به این ها هجمه فرهنگی دشمن و بمباران رسانه ای و تبلیغاتی غرب که بسته های سوغات گونه اش همچنان ادامه داشت و ادامه دارد، را هم اضافه کنید. پس معضل ضعف باغبانی و هدایت خوب فرهنگی، توجیه مسائل اجتماعی برای نسل های بعد از انقلاب و همچنین غفلت از حضور دشمن باعث شد، آن بوستان سبز دهه شصت کم کم علف هرزها و گیاهان مضری را در خود ببیند.

حجاب چرا؟ مخالفت چرا؟

اصولا در هر جامعه ای و پس از رویش هر انقلاب وظهور ایدئولوژی جدید حکومتی همواره در ابتدا مشکلاتی پیش می آید، از جمله در اوایل انقلاب بسیاری با توجه به حاکمیت جمهوری اسلامی ، تندروی ها و کندروی های بسیاری را در حوزه های فرهنگی انجام دادند. البته با توجه به آنچه که قبل تر اشاره شد، ساختار بعضی از نهادهای دولتی به شدت نیاز به ترمیم داشت حدود یک ماه پس از پیروزی انقلاب که بالتبع باید بسیاری از باید و نبایدهای جدید در مجموعه های مختلف و مرتبط با نظام حکمفرما می شد، امام خمینی(ره) رهبر فقید انقلاب در پیامی صراحتا تاکید کردند: زن ها باید با حجاب به وزارتخانه ها بروند[i]. نوع نگاه معمار کبیر انقلاب در این یک جمله هم بسیار هوشمندانه و حساب شده است، این جملات زمانی ادا شد که عده ای به واسطه پیروزی انقلاب، مانع حضور زنان در ادارات دولتی می شدند و تنها چادر را به عنوان حجاب اسلامی می دانستند. حجت الاسلام اشراقی، داماد حضرت امام (ره) در تاریخ ۱۷ اسفند ۵۷ و شاید در تشریح این جمله حضرت امام به رادیو انقلاب اسلامی این چنین گفت: «باید در نظر داشت که حجاب به معنی چادر نیست همین قدر که موها و اندام خانم ها پوشانده شود و لباس آبرومند باشد حالا به هر شکلی که باشد مهم نیست چادر چیز متعارفی است و بسیار خوب است. اما به خاطر طرز کار و نوع کار خانم ها شاید گاهی پوشاندن بدن و مو به طریق دیگر هم حجاب باشد حرفی نیست».

حتی مسئولان وقت در مورد اقلیت های مذهبی نیز با احترام کامل برخورد کردند و این گونه عنوان شد که آنها با هر آئین و مذهبی قابل احترام و مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران هستند، توقع آن است که برای ظاهر شدن در اجتماع با عرف ایران اسلامی هماهنگ باشند.

از سویی برخی شبه روشنفکران در همان روزهای تولد انقلاب، حجاب را مانعی برای رشد و توسعه کشور(!) می دانستند، شاهد مثالشان هم کشورهای غربی بود. آیت الله طالقانی در تاریخ ۲۰/۱۲/۵۷ طی سخنانی شیوا، این مغاطله را پاسخ دادند: «حجاب در ایران یک مسئله سنتی و تاریخی است که در عمق تاریخ ما و تاریخ شرق مطرح بوده است. همیشه زن های ما دارای یک فرم حجاب بوده اند، حجاب به معنای عامش نه مخصوص به چادر و وضع خاص یعنی حفظ عفاف، یعنی وقار، حفظ وقار و شخصیت زن همیشه در ایران و کشورهای شرقی اسلامی و غیراسلامی بوده و شما ملاحظه می کنید که هندی ها، زن های هندوستان با این که مسلمان نیستند برای حفظ سنت اصیل ملی شان، اکثرا دارای حجابی سرپوشی هستند که مظهر کامل زنان مترقی و مدیر و سیاستمدار شرق خانم «گاندی» است. باید بدانید که رضا شاه یا بر اثر برنامه های استعماری خواست زنان ما را خفیف کند و به بی بند و باری بکشاند و همان طوری که برنامه عمومی استعمار است که زن و مرد را سرگرم شهوت رانی ها، خوش گذرانی ها و عیاشی ها بکنند تا بتوانند کارشان را پیش ببرند و یا خیال می کرد همین قدر لباس ها را که کوتاه کرد، مردم ایران که کت و شلوار پوشیدند، شاپو گذاشتند، زن ها که بی حجاب شدند دیگر ترقی کرده ایم. کار رضاشاه همین بود، خیال کرد که دنیای غرب که مترقی شده و پیشرفت کرده است دلیلش این است که زنانش بی حجابند و توسعه اقتصاد و علم و قدرت و صنعت نیز به همین دلیل است».

این در حالی بود که برخی سیاسیون وجود حجاب را یک مانع جدی برای استقرار دموکراسی می دانستند و معتقد بودند حجاب برای چه؟ در یک کشور آزاد، هر فردی مختار است نوع پوشش خود را خود انتخاب کند. همین جماعت بودند که در روزهای پایانی سال ۵۷ یک به اصطلاح تظاهرات خودجوش را با شعار یا روسری یا توسری ترتیب دادند.هدف هم چیزی نبود جز نمایش یک جنبه از ترفندهای پنهان استعمار در قالب دموکراسی و آزادی بیان. حتی در شعارهایشان عبارت رهبر ما خمینی/ مرام ما آزادی هم شنیده می شد. یک روز پس از این تجمع کمیته مرکزی انقلاب، اطلاعیه ای را مبنی بر برخورد با افرادی که با عنوان کمیته مزاحم بانوان می شوند را صادر کرد. در آن اطلاعیه تصریح شده بود هیچ کس و یا نهادی حق ندارد به بانوان توهین و یا تعرض کند. به فصله یک روز پس از صدور این اطلاعیه جمعی از بانوان پایتخت در میدان توپخانه و سپس موسسه کیهان تجمع کرده و ضمن حمایت از نظر حضرت امام (ره) مبنی بر رعایت حجاب اسلامی در ادارات و نهادهای عمومی، شعار می دادند: ما پیرو قرآنیم/ بی حجاب نمی خواهیم یا رهبر ما خمینی است/ حجاب ما زینبی است و یا مرگ بر ارثیه پهلوی.

در همین روزها رسانه های غربی از جمله خبرگزاری فرانسه اتفاقات پیش آمده را بهترین محمل برای تهیه گزارش و نیل به اهداف خود که همانا تصویر کردن ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی بود، دانست و طی مصاحبه هایی بابرخی از نهادهای دفاع از حقوق زن، زنان را به تجمعات گوناگون دعوت می کرد.

با گذشت یک سال از این اتفاقات وزارتخانه ها و نهادهای مختلف با صدور اطلاعیه های جداگانه ای رعایت حجاب اسلامی را برای کارکنان و مراجعان خواستار شدند و این اولین اقدام انقلابی آشکار در جهت اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی بود. به هر تقدیر نباید فراموش کرد که در خارج از مرزهای ایران اسلامی از بدو تولد انقلاب دست های پیدا و پنهانی درصدد تولید شورش های پس از انقلاب بوده و هستند. در تاریخ بسیار مشاهده شده، انقلاب هایی که در نخستین روزها و یا ماه های پیش، به وسیله اقلیت یا گروهک هایی متزلزل و بعضا فروپاشیده است. مخالفت با حجاب هم در دو بحث جداگانه مطرح بود. یکی تصویر کردن ضعف و ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی در برقراری دموکراسی و دیگری سوق دادن افکار عمومی به جنبه عقب افتادگی ملت با مقایسه کشور با کشورهای غربی.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر فرزانه انقلاب در تاریخ ۱۴ تیر ماه ۵۹ در خطبه های نماز جمعه در توصیه هایی به زنان مسلمان ایرانی این چنین فرمودند:

«حجاب اسلامی وظیفه حفظ عفاف اسلامی است. شخصیت زن مسلمان به او اجازه نمی دهد که از راه نشان دادن پیکر برهنه خود زینت خود را نشان دهد. ای زن مسلمان ای مادری که کودک خردسال خود را در آغوش گرفتی و به میدان خطر رفتی و جان خود و کودکت را به خطر انداختس ای خواهران عزیز که مراعات حجاب اسلامی را نمی کنید شما همان کسانی هستید که در مبارزه ملت ایران با حجاب شرکت کردید و نشان دادید که به انقلاب و اسلام وفادار هستید امروز هم انقلاب ما محتاج وفاداری شماست. ای خواهران اداری که هیچ عنادی با جمهوری اسلامی ندارید فضای جامعه انقلابی را فضای عفاف عمومی قرار دهید کاری کنید که با بی اعتنایی شما به آرایش دشمن یک بار دیگر احساس کند که زن مسلمان ایران تسلیم ناپذیر است. امروز که انقلاب مورد تهدید دشمنان ما قرار گرفته با حرکت هوشیارانه خود یک بار دیگر بینی دشمن را به خاک بمالید و هوشیار باشید و توطئه دشمن را بشناسید و بدانید که هم در محیط ادارات و هم در کوچه و خیابان و هم در جامعه سعی کنید عفاف را حفظ کنید. من از سوی تمام ملت مسلمان از شما خواهران مسلمان تشکر می کنم که در پیروی از فرمان امام با لباس اسلامی در محیط کار حاضر شوید».

ابوالحسن بنی صدر نیز یک روز بعد، ۱۵ تیرماه ۵۹، ضمن تکذیب اخراج زنان از ادارات دولتی، پوشش اسلامی را به به معنای احترام به شخصیت زن دانست و طی سخنانی خطاب به برخی زنان تجمع کنند در مقابل مجلس گفت:

«آن طور که دشمنان تبلیغ می کنند در جامعه ما بنا بر تحقیر انسانی نیست چه رسد به زنان که منتهای ارزش را در جامعه اسلامی دارند».

انقلاب پیروز شده بود و باید تمام بدنه نظام که میراث سلطنت ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی بود را عوض می کرد آن هم نه با زور و نه بدون برنامه و یک شبه. در این میان بود که نقش فرهنگ سازی و ایده پردازی بیش از پیش نمایان شد. شهید آیت الله مرتضی مطهری به عنوان طلایه دار تفکر اسلامی معاصر، پرچمدار میدان اطلاع رسانی و تبیین حقایق و معارف اسلام شد. در تریح دو دیدگاه مخالف حجاب و همچنین تبیین لزوم حجاب این گونه فرمود:

حقیقت امر اینست که در مسأله پوشش – و به اصطلاح عصر اخیر حجاب – سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان ؟ روح سخن اینست که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد ؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات را به استثناء زنا ببرد یا نه ؟ اسلام که به روح مسائل می نگرد جواب می دهد : خیر ، مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجوئی کنند ، اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است. و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع می باشند

درست است که صورت ظاهر مسأله اینست که زن چه بکند ؟ پوشیده بیرون بیاید یا عریان ؟ یعنی آنکس که مسأله به نام او عنوان می شود زن است ، و احیانا مسأله با لحن دلسوزانه ای طرح می شود که آیا بهتر است زن آزاد باشد یا محکوم و اسیر و در حجاب ؟ اما روح مسأله و باطن مطلب چیز دیگر است و آن اینکه آیا مرد باید در بهره کشی جنسی از زن ، جز از جهت زنا ، آزادی مطلق داشته باشد یا نه ؟ یعنی آنکه در این مسأله ذی نفع است مرد است نه زن ، و لااقل مرد از زن در این مسأله ذی نفع تر است . به قول ویل دورانت : دامنهای کوتاه برای همه جهانیان بجز خیاطان نعمتی است

پس روح مسأله ، محدودیت کامیابیها به محیط خانوادگی و همسران مشروع ، یا آزاد بودن کامیابیها و کشیده شدن آنها به محیط اجتماع است . اسلام طرفدار فرضیه اول است.

فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است . بعضی از آنها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی، و بعضی دیگر جنبه اجتماعی ، و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او.

اما ایرادها؛ ایرادی که بر حجاب گرفته اند اینست که موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی بشری است می گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود. می گویند مجبور ساختن زن به اینکه حجاب داشته باشد بی اعتنائی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی او است و به عبارت دیگر ظلم فاحش است به زن . عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن ، و همچنین حکم متطابق عقل و شرع به اینکه هیچکس بدون موجب نباید اسیر و زندانی گردد ، و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود ، ایجاب می کند که این امر از میان برود.

پاسخ : یک بار دیگر لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و بین موظف دانستن او به اینکه وقتی می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد . در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد . حجاب در اسلام یک وظیفه ای است بر عهده زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند . این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود

اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی ، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را زندانی کردن یا بردگی نمی توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل آزادی فرد نمی توان دانست.

در کشورهای متمدن جهان در حال حاضر چنین محدودیتهائی برای مرد وجود دارد. اگر مردی برهنه یا در لباس خواب از خانه خارج شود و یا حتی با پیژامه بیرون آید، پلیس ممانعت کرده به عنوان اینکه این عمل برخلاف حیثیت اجتماع است او را جلب می کند. هنگامی که مصالح اخلاقی و اجتماعی ، افراد اجتماع را ملزم کند که در معاشرت اسلوب خاصی را رعایت کنند مثلا با لباس کامل بیرون بیایند، چنین چیزی نه بردگی نام دارد و نه زندان، و نه ضد آزادی و حیثیت انسانی است و نه ظلم و ضد حکم عقل به شمار می رود

برعکس، پوشیده بودن زن – در همان حدودی که اسلام تعیین کرده است – موجب کرامت و احترام بیشتر او است، زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می دارد.

مثال می زنم: یک افسر با نشانه های عالی افسری که گردن می افرازد، قدم ها را محکم به زمین می کوبد، باد به غبغب می اندازد، صدای خود را موقع حرف زدن کلفت می کند. او هم زبان دار عمل می کند، به زبان بی زبانی می گوید: از من بترسید، رعب من را در دل های خود جا دهید. همین طور ممکن است زن یک طرز لباس بپوشد یا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند، فریاد بزند که به دنبال من بیا، سر به سر من بگذار، متلک بگو، در مقابل من زانو بزن، اظهار عشق و پرستش کن.

یک ایراد دیگر که بر حجاب گرفته اند این است که ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاق ها و التهاب ها می افزاید و طبق اصل الانسان حریص علی ما منع منه ، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در زن و مرد بیشتر می کند. به علاوه، سرکوب کردن غرائز موجب انواع اختلالهای روانی و بیماریهای روحی می گردد.

در روان شناسی جدید و مخصوصا در مکتب روانکاوی فروید روی محرومیت ها و ناکامی ها بسیار تکیه شده است. فروید می گوید: ناکامی ها معلول قیود اجتماعی است و پیشنهاد می کند که تا ممکن است باید غریزه را آزاد گذاشت تا ناکامی و عوارض ناشی از آن پیش نیاید.

برتراند راسل در صفحه ۶۹ و ۷۰ ( ترجمه فارسی ) کتاب جهانی که من می شناسم می گوید: اثر معمولی تحریم ، عبارت از تحریک حس کنجکاوی عمومی است و این تأثیر، هم در مورد ادبیات مستهجن و هم در موارد دیگر مصداق پیدا می کند . . . اکنون برای اثر تحریم مثالی می زنم: فیلسوف یونانی امپد کل جویدن برگهای شجره الغار را خیلی شرم آور و زشت می پنداشت

او همیشه جزع و فزع می کرد از اینکه باید ده هزار سال به علت جویدن برگ درخت غار در ظلمات خارجی ( دوزخ ) به سر برد. هیچوقت مرا از جویدن برگ غار نهی نکرده اند و من هم تاکنون برگ چنین درختی را نجویده ام ولی به امپد کل تلقین شده بود که نباید این کار را بکند و او هم برگ درخت غار را جوید

سپس در جواب این سؤال که: آیا شما عقیده دارید انتشار موضوع های منافی عفت علاقه مردم را به آنها زیاد نمی کند؟ جواب می دهد : علاقه مردم نسبت بدانها نقصان می یابد. فرض کنید چاپ و انتشار کارت پستال های منافی عفت مجاز و آزاد گردد. اگر چنین چیزی بشود این اوراق برای مدت یک سال یا دو سال مورد استقبال واقع شده سپس مردم از آن خسته می شوند و دیگر کسی حتی به آنها نگاه هم نخواهد کرد

پاسخ این ایراد این است که درست است که ناکامی، به خصوص ناکامی جنسی ، عوارض وخیم و ناگواری دارد و مبارزه با اقتضاء غرائز در حدودی که مورد نیاز طبیعت است غلط است، ولی برداشتن قیود اجتماعی مشکل را حل نمی کند بلکه بر آن می افزاید. در مورد غریزه جنسی و برخی غرائز دیگر، برداشتن قیود، عشق به مفهوم واقعی را می میراند ولی طبیعت را هرزه و بی بند و بار می کند. در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد هوس و میل به تنوع افزایش می یابد.

بدین نکته باید توجه کرد که آزادی در مسائل جنسی سبب شعله ور شدن شهوات به صورت حرص و آز می گردد، از نوع حرص و آزهائی که در صاحبان حرمسراهای رومی و ایرانی و عرب سراغ داریم . ولی ممنوعیت و حریم ، نیروی عشق و تغزل و تخیل را به صورت یک احساس عالی و رقیق و لطیف و انسانی تحریک می کند و رشد می دهد و تنها در این هنگام است که مبدأ و منشأ خلق هنرها و ابداع ها و فلسفه ها می گردد. میان آنچه عشق نامیده می شود و به قول ابن سینا عشق عفیف و آنچه به صورت هوس و حرص و آز و حس تملک در می آید – با اینکه هر دو روحی و پایان ناپذیر است – تفاوت بسیار است . عشق، عمیق و متمرکز کننده نیروها و یگانه پرست است و اما هوس، سطحی و پخش کننده نیرو و متمایل به تنوع و هرزه صفت است.

غریزه جنسی دو جنبه دارد: جنبه جسمانی و جنبه روحی. از جنبه جسمی محدود است. از این نظر یک زن یا دو زن برای اشباع مرد کافی است، ولی از نظر تنوع طلبی و عطش روحی ای که در این ناحیه ممکن است به وجود آید شکل دیگری دارد. حالت روحی مربوط به این موضوع دو نوع است: یکی آن است که به اصطلاح عشق نامیده می شود، و همان چیزی است که در میان فلاسفه و مخصوصا فلاسفه الهی مطرح است که آیا ریشه و هدف عشق واقعی، جسمی و جنسی است و یا ریشه و هدف دیگری دارد که صد درصد روحی است و یا شق سومی در کار است و آن این که از لحاظ ریشه، جنسی است ولی بعد حالت معنوی پیدا می کند و متوجه هدفهای غیر جنسی می گردد؟

نوعی دیگر عطش روحی آن است که به صورت حرص و آز در می آید که از شؤون حس تملک است و یا آمیخته ای است از دو غریزه پایان ناپذیر: شهوت جنسی و حس تملک، آن همان است که در صاحبان حرمسراهای قدیم و در اغلب پولداران و غیر پولداران عصر ما وجود دارد. این نوع از عطش تمایل به تنوع دارد. از یکی سیر می شود و متوجه دیگری می گردد. در عین این که ده ها نفر در اختیار دارد در بند ده ها نفر دیگر است و همین نوع از عطش است که در زمینه بی بند و باری ها و معاشرت های به اصطلاح آزاد به وجود می آید. این نوع از عطش است که هوس نامیده می شود.

اما اینکه می گویند : الانسان حریص علی ما منع منه مطلب صحیحی است ولی نیازمند به توضیح است. انسان به چیزی حرص می ورزد که هم از آن ممنوع شود و هم به سوی آن تحریک شود، به اصطلاح تمنای چیزی را در وجود شخصی بیدار کنند و آنگاه او را ممنوع سازند. اما اگر امری اصلا عرضه نشود یا کمتر عرضه شود، حرص و ولع هم نسبت بدان کمتر خواهد بود.

فروید که طرفدار سرسخت آزادی غریزه جنسی بود، خود متوجه شد که خطا رفته است، لذا پیشنهاد کرد که باید آن را از راه خاص خودش به مسیر دیگری منحرف کرد و به مسائل علمی و هنری نظیر نقاشی و غیره منعطف ساخت و به اصطلاح طرفدار تصعید شد. زیرا تجربه و آمار نشان داده بود که با برداشتن قیود اجتماعی، بیماری ها و عوارض روانی ناشی از غریزه جنسی بیشتر شده است. من نمی دانم آقای فروید که طرفدار تصعید است از چه راه آن را پیشنهاد می کند. آیا جز از طریق محدود کردن است؟ در گذشته افراد بی خبر، به دانشجویان بی خبرتر از خود می گفتند انحراف جنسی، یعنی هم جنس بازی، فقط در میان شرقی ها رایج است و علتش هم دسترسی نداشتن به زن بر اثر قیود زیاد و حجاب است. اما طولی نکشید که معلوم شد رواج این عمل زشت در میان اروپائی ها صد درجه بیشتر از شرقی ها است.

اگر در مشرق زمین محرومیت ها باعث انحراف جنسی و همجنس بازی شده است، در اروپا شهوترانی های زیاد باعث این انحراف گشته است، تا آنجا که در بعضی کشورها همان طور که در روزنامه های خبری خواندیم رسمی و قانونی شد، و گفته شد چون ملت انگلستان عملا این کار را پذیرفته است قوه مقننه باید از ملت پیروی کند. یعنی نوعی رفراندوم قهری صورت گرفته است.[ii]

غفلت از درون

در سال هایی که جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشته بودیم و دغدغه های فرهنگی، هر روز رنگ تازه ای به خود می گرفت، بحث چادر یا مانتو یک بار دیگر در محافل دانشگاهی کشور مطرح شد و تا آنجا پیش رفت که حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی –رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد- در یک پرسش و پاسخ دانشجویی با صراحت اعلام کرد: مانتو از نظر ما ایرادی ندارد و برای محیط های دانشگاهی نیز بدون اشکال است.

اگر چه این جملات پیش تر هم از سوی بسیاری از مسئولین مطرح و عنوان شده بود ولیکن بیان آن از زبان رئیس جمهور، خیلی از افکار خاموش و فرصت طلب را بیدار کرد! به طوری که در سال های بعد و انتصاب برخی مسئولین فرهنگی که دنبال فرصتی برای مطرح کردن عقاید و اندیشه های غربی خود بودند، این بحث وارد مراحل تازه ای شد. عطاءالله مهاجرانی اولین وزیر ارشاد کابینه آقای خاتمی، رسما اعلام کرد، حجاب را باید به نظرخواهی از مردم واگذار کرد و حکومت هیچ وظیفه ای در قبال حجاب مردم ندارد.

این در حالی اتفاق می افتاد که در سال های قبل حتی برای حضور بانوان در اجتماعات و یا اماکن عمومی هم قوانین خاصی در نظر گرفته شده بود، مثلا آیت الله موسوی اردبیلی در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۱ به عنوان یکی از بالاترین مقامات قضایی آن روز، در مورد حجاب بانوان در تاکسی ها و به طور کلی در سطح جامعه گفت: «حجاب اسلامی باید رعایت شود، اما این که ما برخی را مجبور کنیم که حجاب داشته باشند یا نه، صورت خوشی ندارد تنها یک مسئله ای هست، این که عده ای نمی خواهند در مسیر جمهوری اسلامی قرار بگیرند؛ به هر حال باید عفت عمومی را رعایت کرد. خیابان و بازار و مجالس عمومی نباید به یک مرکز فحشا و ترویج ابتذال تبدیل شود. ما امیدواریم خانم ها در حدود حجاب اسلامی لباس مناسب بپوشند، بدن خود را بپوشانند و با یک وضع عادی و ساده بیرون بیایند».

در چنین شرایطی وارد دهه دوم انقلاب شدیم، دهه ای که با روی کار آمدن دولت اصلاحات، بسیاری از لغات، تعاریف و حتی استراتژی ها، دست خوش تغییرات بنیادی شد. سوء استفاده از مسئله آزادی بیان و آزادی زنان، بیشترین سهم را در این مثلا اصلاحات و در طول سال های ۷۶ تا ۸۴ به خود اختصاص داد. در طول این سال ها هم مانند سال های گذشته اش و دهه اول عمر انقلاب، بارها و بارها، مسئله حجاب به انواع گوناگون مطرح شد، کنفرانس ها و جلساتی برگزار و مصوباتی تصویب شد، حرکت های مقطعی انجام شد اما باز هم معضل حجاب به ویژه در پایتخت، بر قوت خود باقی ماند.

البته در طول همین سال ها بسیاری از افتخارات، مدال آوری ها و قهرمانی های بانوان در عرصه های مختلف با نمایش حجاب اسلامی در میدان های جهانی، تئوری حجاب مساوی است با محدودیت را تحت الشعاع قرار داد. حضور کاروان بانوان ایران اسلامی در مسابقات مختلف، راه اندازی ورزشگاه ها و رشته های تخصصی بانوان در کشور، حضور گسترده بانوان در مراکز علمی- تحقیقاتی و پیشرفت های علمی ایشان بر بسیاری ثابت کرد که حجاب نه تنها محدودیت نیست بلکه بستری است برای آرامش بیشتر و سهل شدن پیمودن مسیر برای رسیدن به هدف. در این سال ها تنها و تنها آنچه بیش از هر چیز توانست تاثیر شگرفی بر فضای فرهنگی کشور بگذارد هجوم رسانه های غربی و ابتذال برخی رسانه های داخلی، از جمله سینما و تئاتر، فضای هنری مرسوم به موج نو و شکل گیری تشکل های مختلف حمایت از زنان در قالب های مختلف از جمله ترویج تفکر فمنیستی.

با تمام این ها و در سال ۸۳ در پی یک نظرسنجی گروهی از مردم تهران، ۸۷درصد مردم پایتخت، رعایت حجاب را در جامعه ضروری عنوان کردند. این در حالی بود که برخی کشورهای اروپایی رعایت حجاب را برای ادامه تحصیل و اشتغال، ممنوع اعلام کرده بودند و این نبود جز به خاطر ترس از گسترش اسلام در کشورهای اروپایی، دیده می شد.

۸۷درصد تهرانی ها رعایت حجاب را ضروری می دانند

نتایج یک نظرسنجی نشان می دهد ۸۷درصد از مردم تهران، رعایت حجاب را در جامعه ضروری می دانند. روابط عمومی شورای فرهنگی و اجتماعی زنان اعلام کرد: براساس طرح نظرسنجی که در قالب یک پژوهش میدانی در سطح مناطق تهران پیرامون اصل حجاب و با جامعه آماری ۱۰۰۰ نفر از شهروندان انجام شد، آگاهی شهروندان تهرانی نسبت به قانون منع حجاب و میزان آگاهی و مقبولیت حجاب در جامعه مورد سنجش قرار گرفت.

نتایج این تحقیق که توسط شورای فرهنگی اجتماعی زنان انجام شده نشان داد که از مجموع ۶۶درصد پاسخ دهندگان زن و ۳۴درصد پاسخ دهندگان مرد، در پاسخ به پرسشی درباره ضرورت رعایت حجاب در جامعه، ۲۶درصد گزینه خیلی زیاد، ۲۹درصد زیاد، ۳۲درصد تا حدودی، ۷درصد کم و ۴درصد گزینه خیلی کم را انتخاب کرده اند و در مجموع ۸۷درصد پاسخگویان رعایت حجاب را در جامعه ضروری می دانند.

۴۷درصد پاسخگویان متاهل و ۵۶درصد مجرد بوده اند.۳۰درصد کمتر از بیست سال، ۴۴درصد ۲۹-۲۰سال، ۲۰درصد ۳۹-۳۰سال و ۱۱درصد ۴۹-۴۰سال و ۳۰درصد بیش از ۵۰سال داشته اند. ۹۰درصد مسلمان و ۱۰درصد غیرمسلمان بوده اند. ۴۲درصد زیر دیپلم و دیپلم، ۴۱درصد فوق دیپلم و لیسانس، ۱۰درصد فوق لیسانس و دکتری و ۴درصد تحصیلات حوزوی داشته اند. ۵/۴۳درصد غیرشاغل، ۸درصد مشاغل پزشکی، ۶/۱۹درصد مشاغل فرهنگی، ۱۷درصد مشاغل اداری، ۲درصد مشاغل تولیدی و ۴/۸درصد مشاغل آزاد داشته اند.

بر اساس نتایج به دست امده رابطه معناداری بین ضرورت رعایت حجاب و متغیرهای جنس و سن، دین، وضعیت تاهل و اشتغال به دست نیامد و غالبا همه اقشار رعایت حجاب را امری ضروری می دانند.

در پاسخ به دلایل وجوب حجاب در جامعه بیش از ۸۰درصد پاسخگویان عقیده داشتند حجاب برای زنان مصونیت اجتماعی می آورد، حدود ۸۰درصد معتقدند وجوب حجاب به دلیل احترام به مقام زن است. ۶/۷۷درصد معتقدند رعایت حجاب موجب سالم سازی جامعه از انحرافات اجتماعی است. ۷۵درصد پاسخگویان عقیده دارند که حجاب موجب تحکیم بنیان خانواده است. ۴۶درصد پاسخگویان عقیده داشتند حجاب موجب محدود شدن فعالیت های اجتماعی زنان می شود.

در پاسخ به سئوال حدود و پوششی که اسلام برای زن تعیین کرده است ۱۸درصد اظهار داشتند هر نوع پوششی که سر و بدن را بپوشاند، ۲۵درصد عقیده داشتند سر و بدن به جز صورت و دست ها و زینت های مورد استفاده، ۳۵درصد معتقدند رعایت پوشش متناسب با عرف جامعه و ۲۰درصد معتقدند پوشش خاصی تعیین نشده صرفا حیا و عفت باید رعایت شود. بر اساس نتایج به دست آمده اطلاع از نوع پوشش پیشنهادی اسلام به شناخت و تعهد فردی افراد برمی گردد و ارتباط معناداری با سن، جنس، تحصیلات و نوع شغل افراد ندارد.

در تبیین هدف دولت ها از تصویب قانون منع حجاب ۵۸درصد معتقدند این قانون با هدف رواج بی بند و باری میان مسلمانان بوده است. ۷/۵۷درصد معتقدند هدف، محدود نمودن حضور اجتماعی مسلمانان بوده است. ۵۷درصد معتقدند هدف ناکارآمد نشان دادن احکام اسلامی است و ۳۰درصد معتقدند هدف دفاع از ازادی و حقوق زنان بوده است.

در تبیین جریانات موثر در تصویب قانون منع حجاب ۸/۵۳درصد معتقدند جریانات طرفدار جهانی شدن در پشت این قضیه اند، ۴۸درصد جریانات فمنیستی را موثر می دانند، ۸/۵۳درصد جریانات صهیونیستی را موثر می دانند و ۴۰درصد جریانات سکولاریستی و طرفداران تساهل و تسامح دینی را پشتیبان این رویداد می دانند. در بررسی پرسشنامه های پر شده از طریق اینترنت با توجه به قشر کاربران اینترنت و عدم کنترل و سهمیه بندی نمونه های آماری نتایج زیر حاصل گردید. در این روش پاسخگویان مرد بیشتر بوده اند به طوری که ۵۷درصد مردان و ۳۵درصد زنان پاسخ داده اند. همچنین تفاوت نسبت مجردان به متاهلین در این روش بیشتر است. مجردین دو برابر متاهلین بوده اند. ترکیب سنی پاسخگویان در روش الکترونیکی جوان تر است به طوری که نسبت پاسخگویان کمتر از ۲۰سال بیشتر و پاسخگویان بالای ۴۰سال کمتر از گروه مشابه خود به طریق میدانی است. پاسخگویان شرکت کننده در نظرسنجی به روش الکترونیکی دارای تحصیلات بالاتری نسبت به روش میدانی بوده اند و افراد دیپلم و زیر دیپلم و حوزوی کمتر شرکت کرده اند. از نظر وضعیت اشتغال نتایج در هر دو روش همخوانی دارد تنها مشاغل پزشکی کمتر و مشاغل تولیدی بیشتر شرکت کرده اند. براساس اطلاعات به دست آمده در زمینه لزوم رعایت حجاب در جامعه ۴۶درصد پاسخ خیلی زیاد داده اند در حالی که در روش میدانی تنها ۲۵درصد خیلی زیاد را برگزیده اند. این در حالی است که درصد پاسخ خیلی کم نیز در این روش ۳برابر روش میدانی است و تعداد بسیار کمی گزینه تا حدی را انتخاب کرده اند. می توان گفت چون روش غیرحضوری بوده افراد موضع خود را واضح تر بیان کرده اند و در مجموع میانگین جواب های مبنی بر ضرورت رعایت حجاب در جامعه از این طریق اندکی بیشتر از روش میدانی است. در پاسخ به دلایل وجوب حجاب در جامعه به ترتیب اولویت گزینه های تحکیم بنیان خانواده، احترام به مقام زن، سالم سازی جامعه، مصونیت اجتماعی و محدود کردن فعالیت های زنان انتخاب شده است.

در پاسخ به نوع حجاب مورد قبول مخاطبین به ترتیب چادر ۴۰درصد، مانتو مقنعه ۲۲درصد، مانتو روسری ۱۲درصد، هر نوع لباس با پوشش سر ۸درصد و هیچکدام ۱۸درصد انتخاب شده است.

چه باید کرد؟

برای ترویج فرهنگ عفاف و رفع معضل بد حجابی، فرهنگ سازی بیشترین طرفدار را دارد؛ بنابراین باید کار فرهنگی کرد که صد البته پیشقراولان این حرکت، دستگاه های فرهنگی اند و سایر نهادهای اجتماعی هم در این مورد باید کمک کنند؛ از خانواده گرفته تا صدا و سیما. برنامه ریزی، تلاش و صبر راهگشاست و هماهنگی بین دستگاه های فرهنگی، یک اصل انکارناپذیر.

در این میان وظیفه چند نهاد و دستگاه از بقیه سنگین تر است اما به نظر می رسد مهمترین نهاد در میان همه اینها، «نهاد مردم» است. در واقع ما باید مراقب باشیم و به خود و یکدیگر تذکر دهیم. به این ترتیب اولین جایی که باید حجاب نهادینه شود، خانواده است؛ به شرطی که دلیل پوشیده بودن را برای نونهال و نوجوانمان توضیح دهیم آن هم به زبان روز و با منطق قوی.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با اشاره به این که خانواده، اولین جایی است که شخصیت انسان شکل می گیرد می افزاید: «اولین الگوی حجاب یا بدحجابی، والدین هستند. اگر والدین به پوشش مناسب اهمیت بدهند و خود را به گوهر حجاب و حیا آراسته نمایند، فرزند نیز از آنها نمونه برداری خواهد کرد». «لاله افتخاری» ادامه می دهد: «اگر والدین، آموزش صحیح فرهنگ حجاب را سرلوحه تعامل خود با فرزندان قرار دهند و محجبه و باحیا بودن را در درون او نهادینه کنند، او در جوانی تحت تاثیر بدحجاب ها، پوشش خود را تغییر نمی دهد».

مدیر یک موسسه علمی- کاربردی نیز می گوید: «نحوه رفتار پدر و مادر در ملاقات با دیگران، نوع پوشش مادر، زمانی که با نامحرمان گفت وگو می کند و تقید والدین به حیا و پاکدامنی، در فرزند تاثیر می گذارد؛ ضمن این که بعضی اقدامات همچون جداسازی اتاق خواب کودک و رعایت اخلاق در محیط خانواده، در بروز روحیه عفاف طلبی فرزند موثر است».

کودک با ورود به محیط مدرسه، اولین تجربه دوری از والدین را لمس می کند و تأثیر و تأثر در رفتار و کردار و پوشش و خلقیات را می آزماید و ۱۲ سال از عمر خود را در مقاطع تحصیلی این نهاد سپری می کند. «سیدمحمدرضا میرتاج الدینی» عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی دراین زمینه می گوید: «یکی از راه های مؤثر در ترویج فرهنگ عفاف، قراردادن مطالبی در زمینه حجاب در کتاب های درسی دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی و دادن آموزش های جذاب و مشوق امر پوشش اسلامی است».

نماینده مردم تبریز می افزاید: «معرفی الگوهای مناسب و در پاره ای مواقع، تذکرهای بخشنامه ای در کنار همان آموزش ها، می تواند در ترویج فرهنگ حجاب بسیار مؤثر باشد».

نماینده مردم تهران نیز با اشاره به تشکیل جلسات پرسش و پاسخ در زمینه حجاب در مدارس می گوید: «باید به سؤالات و شبهات دانش آموزان و حتی والدین آنها درباره حجاب، پاسخ صحیح و منطقی داده شود تا به تدریج زمینه های بدحجابی از میان رفته و فرهنگ عفاف جا بیفتد». لاله افتخاری دادن کتاب هایی به غیر از کتب درسی درباره حجاب و طرح مسابقه در این زمینه از محتوای همان کتاب ها را یکی دیگر از راه های رواج پوشش اسلامی در مدارس عنوان می کند.

همانطور که قبلاً هم گفتیم متأسفانه گاه تغییر پوشش از وضع مطلوب به نامطلوب در برخی دانشگاه ها اتفاق می افتد و دلیل آن حساسیت جوان ها در سنین ۱۸ تا ۲۲ سالگی نسبت به یکدیگر و افزایش میل خودنمایی به ویژه در خانم هاست.

«عفت شریعتی کوهبنانی»، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در این زمینه می گوید: « در دانشگاه های معتبر خارجی، سلامت پوشش رعایت می شود و بین محیط علمی و خیابان تفکیک وجود دارد». «لاله افتخاری» سخن همکار مشهدی اش را تکمیل می کند: «در کشورهای لائیک هم دانشجویان در محیط علمی، لباس ساده می پوشند و برای این مکان، شأن و منزلت قائلند و کسی آرایش نمی کند. ما هم باید این فرهنگ را که دانشگاه از خیابان جداست با روش های ایجابی و هنرمندانه جا بیندازیم». نماینده مردم تهران در ادامه اضافه می کند: «تشکیل جلسات پرسش و پاسخ و رفع شبهات در زمینه حجاب برای دانشجویان و دادن آموزش های لازم در این باب، راهکار مؤثری است».

«میر تاج الدینی» هم، رواج فرهنگ عفاف در میان جوانان را از راه ارشاد و اهنمایی مشفقانه مؤثر ارزیابی می کند و نشان دادن الگوهای برتر حجاب که موفقیت های علمی و از این قبیل کسب می کنند را یک راهکار تأثیرگذار عنوان می نماید.

تمامی مسئولانی که با آنها صحبت شد، دادن تذکرهای مؤدبانه و مشفقانه در محیط دانشگاه توسط دست اندرکاران این محیط ها را در کنار دیگر طرح ها مؤثر دانسته اند که نگارنده خود شاهد اعمال این روش منطقی در مجتمع ولی عصر«عج» دانشگاه آزاداسلامی تهران مرکزی بوده است و امید آن می رود که در دیگر دانشگاه های دولتی و غیردولتی نیز اعمال شود. در مجتمع ولی عصر ضمن جلوگیری از ورود افراد متفرقه به دانشگاه از طریق کنترل دقیق کارت های دانشجویی، با روشی مشفقانه از دانشجویان خانم خواسته می شود که مانتوهایی با پوشش بهتر بر تن کنند.

نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی از «ساماندهی مد و لباس» به عنوان یکی از طرح های قوه مقننه برای رفع معضل بدحجابی سخن می گوید و می افزاید: «مجلس، خواسته به حق مردم در مهار بدحجابی را در قالب طرح مد و لباس برآورده می کند».

نماینده مردم تهران نیز از طرح «لباس ملی» برای رواج فرهنگ عفاف می گوید: «از همه رسانه ها برای تبلیغ این طرح استفاده خواهد شد و لباسی متناسب با فرهنگ و ذائقه ایرانی و با تنوع محلی و بومی به بازار عرضه می شود و تلاش داریم که با برپایی نمایشگاه و از طریق صدا و سیما این لباس را جا بیندازیم و حتی آن را به خارج صادر کنیم».

وقتی این دو طرح را با برخی از خانم ها مطرح می کنم، واکنش های متفاوتی نشان می دهند. عده ای موافقند و گروهی مخالف. بعضی ها هم که تکلیفشان با این مسئله روشن نیست، غرولند می کنند. خانم های محجبه اعم از مانتویی و چادری این طرح ها را به شرط آن که لباس هایی متنوع و منطبق بر سلایق متفاوت باشد، مطلوب می دانند.

دکتر علی مطهری در طرحی که برای پوشش اسلامی به کیهان عرضه کرده، در باره نوع تعیین پوشش مردم، می نویسد: «اعمال نظر در نوع پوشش مردم از طرف حکومت ها چیزی نیست که منحصر به ایران باشد. در اکثر کشورهای جهان قانونی در این زمینه وجود دارد منتها حدود آن متفاوت است».

رسانه تصویری، اثرگذارترین وسیله ارتباطی است. سیما و سینما می توانند محملی باشند برای ترویج عفاف در جامعه. اینترنت نیز یکی دیگر از رسانه های پرمخاطب و موثر قلمداد می شود. «لاله افتخاری» با اشاره به این که باید از همه عوامل برای رفع بدحجابی استفاده کرد، می گوید: «فیلم و سریال در زمینه ترویج عفاف باید ساخته شود و در عوض اگر اثری تصویری موجب رواج بی عفتی می شود، نباید به نمایش درآید».

«سیدمحمدرضا میرتاج الدینی» نیز با اشاره به این که باید جلوی پخش آثار هنجارشکن گرفته شود، می افزاید: «سریال هایی که متلک و شوخی بین زن و مرد را رواج می دهند، نباید پخش شوند». همچنین بر فیلم های سینمایی باید نظارت شود تا ترویج ضداخلاق نکنند. بر ویدئو کلوپ ها هم با توجه به این که تعداد بیشتری از مردم را جذب فیلم ها می کنند، باید نظارت دقیق تری صورت گیرد». نماینده مردم تبریز ادامه می دهد: «با ساخت سریال ها و فیلم های خوب و آموزنده می توان مردم را به طرف رعایت حجاب تشویق کرد».

یک روزنامه نگار با اشاره به اثرگذاری سریال ها بر مردم می افزاید: «در اوایل دهه ۷۰ شمسی سریالی تحت عنوان «در پناه تو» پخش شد که بسیاری از دختران و زنان مانتویی و حتی بدحجاب تحت تاثیر شخصیت اول آن سریال، چادری شدند. اگر ساخت اینگونه سریال ها ادامه می یافت و با ترتیب دادن میزگردهای نقد و بررسی، درباره حجاب تبلیغ و صحبت بیشتری می شد، وضعیت خیلی بهتر از حال حاضر بود».

این نویسنده ادامه می دهد: «طرح هایی چون مد و لباس یا لباس ملی اگر به صورت ابلاغیه و دستورالعمل یا مثل تبلیغ عروسک های دارا و سارا باشد جواب نمی دهد، بلکه باید با تبلیغ نامحسوس از طریق پوشاندن آن به تن سوپر استارهای سینما و تلویزیون در فیلم ها و سریال ها و مجریان سیما و همچنین هدیه دادن در ادارات و دانشگاه ها و ارزان فروشی آنها در بوتیک ها و فروشگاه ها بین زنان و دختران مدبشود».

یک دانشجو می گوید: «در هالیوود گاه برای فروش یک کفش یا لباس، فیلم یکصد دقیقه ای می سازند تا یک کالا را به مردم معرفی کنند اما در کشور ما کمتر کسی برای ترویج حجاب فیلم و سریال می سازد». او ادامه می دهد: «نشان دادن مضرات بدحجابی و مواهب حجاب و نمایاندن الگوهای جذاب در پوشش اسلامی، به ویژه از نوع برتر آن یعنی چادر که در قاموس شخصیت های آرمانی فیلم ها و سریال ها پدیدار می شود، بهترین راه ترویج و تبلیغ عفاف است».

از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی و به منظور ایجاد هماهنگی بین دستگاههای مرتبط با ترویج فرهنگ حجاب، «کمیته ترویج و گسترش فرهنگ عفاف» تشکیل شد. این کمیته ۲۲عضو دارد که رئیس آن، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است و نمایندگانی از مجلس، صداوسیما و وزارت خانه های بازرگانی، کشور، اطلاعات، مسکن و شهرسازی، اقتصاد و دارایی، آموزش و پرورش، علوم، بهداشت و یازده نهاد دیگر در آن عضویت دارند. جلسات این کمیته در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل می شود و گزارش عملکرد آن هر ۶ماه یکبار به شورای عالی انقلاب فرهنگی که ریاست آن به عهده رئیس جمهوری است، ارائه خواهد شد.

همچنین «لاله افتخاری»، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس از تشکیل کمیته ای برای ساماندهی مد و لباس خبر داد و افزود: «این کمیته متشکل از نمایندگانی از صداوسیما، تولیدکنندگان و فروشندگان لباس، اصناف، کمیسیون فرهنگی مجلس و غیره است که وظیفه تولید، عرضه، برگزاری نمایشگاه های مربوطه و نظارت بر امور یاد شده را در طرح ساماندهی مد و لباس برعهده دارد». نماینده مردم تهران اضافه کرد: «در این کمیته بررسی می کنیم که اگر طرح، نیاز به بودجه، سوبسید و دیگر موارد دارد، اقدام شود تا لباس هایی زیبا، متنوع و پوشیده به مردم عرضه شود. ضمن اینکه در این طرح به لباس های محلی ارزش و اهمیت خاصی داده خواهد شد».

زن برتر، حجاب برتر

از روایات و احادیث چنین برمی آید که حضرت فاطمه زهرا(س) وقتی قدم در اجتماع می گذاشتند، خود را در جامه ای فراگیر- چادر- می پوشاندند و در جمع زنان بنی هاشم باابهت و متانت قدم برمی داشتند. در قیامت نیز وقتی بانوی دو عالم وارد شوند، فریادی برخواهد آمد که: «ای مردم چشم هایتان را ببندید تا فاطمه(س) دختر رسول اکرم(ص) عبور نماید». و این پاداش عفاف است.

زن مسلمان ایرانی همواره مفتخر به داشتن حجاب برتر بوده است. حجاب از آن رو واجب شد که زن بتواند در اجتماع آزادانه و آسوده حاضر شود و برخلاف آنچه غافلان و مغرضان می گویند، حجاب، وسیله نگه داشتن زن ها در پستوی خانه ها نیست. امروزه زنان محجبه ایرانی، در تمام عرصه ها به موفقیت های بزرگی دست می یابند و آنانی که حجاب برتر- یعنی چادر- را انتخاب کرده اند موفق ترند[iii].

فرهنگسازی و دیگر هیچ…

بررسی و نگرش به وضعیت زنان قبل و بعد از انقلاب اسلامی، و مقایسه آن دو مقطع زمانی، خیزش بی نظیر زنان به سوی متعالی شدن و انتخاب پوشش مناسب را در ربع قرن گذشته نشان می دهد.

دستاوردهای مهم علمی، اجتماعی، فرهنگی و هنری زنان طی سال های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، نشانگر رشد و بلوغ و شعور فکری آنهاست.

زنان مسلمان با حضور در عرصه های مختلف سیاسی اجتماعی به خصوص هشت سال دفاع مقدس، ثابت کردند که توانمندی های زیادی در همه زمینه ها دارند و در صورت داشتن فرصت های مساوی با بروز آنها مدارج مهمی را کسب خواهند کرد.

امروزه دیگر به اثبات رسیده که حجاب در واقع هرگز مانعی جهت حضور زنان در اجتماع و کارکردن آنها نبوده و نخواهد بود. در ایران زنان محجبه در شهرها و روستاها در کنار مردان در مزارع و کارخانه ها و ادارات در حال فعالیت هستند و چون زن و مادر کانون اصلی مهر و عاطفه در جامعه ما هستند، همچنان قوام و محوریت خانواده نیز با آنهاست.

گرایش زنان و دختران در غرب و اروپای به ظاهر متمدن به سوی حجاب هر روز فزونی می یابد و هر روز در خبرها شاهد اخراج دختران محجبه از دانشگاهها و جلوگیری از ورود زنان با حجاب به مراکز علمی هستیم. خداوند در قرآن کریم همان گونه که به اهمیت نماز و دستورات شرعی اشاره فرموده است به همان محکمی در خصوص حفظ حجاب آیاتی را نازل کرده است.

هر از چند گاهی کشور ما شاهد بحث داغ و جنجال برانگیز حجاب است و قبل از این که با این معضل برخورد شود بایستی نهادهای فرهنگی و تربیتی و عقیدتی که با استفاده از بیت المال و بودجه های کلان نتوانسته اند در این بیست و چند سال گذشته به رسالت خود در زمینه فرهنگ عفاف و حجاب عمل کنند، مواخذه و بازخواست شوند.

باید ریشه یابی کرد که چرا بعد از ۲۷ سال حکومت دینی در ایران هنوز می باید احکام بدیهی اسلام را با نیروی پلیس اعمال کرد.

چرا باید صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که امام بزرگوار آن را دانشگاه نامید، به جای پرداختن به موضوعات اصیل در حوزه فرهنگ، به ترویج فرهنگ های بی هویت و انحرافی و سریال هایی که عملا تبلیغ بدحجابی و بی قید و بندی می کند بپردازد و از ارزش های اسلامی هر روز فاصله بگیردو با ساختن فیلم هایی که در آن زنان با آرایش و پوشش نامناسب حضور دارند موجب اشاعه فرهنگ بی حجابی در جامعه شود؟

همانطور که گفته شد حجاب مقوله ای فرهنگی است و راهکارهای فرهنگی می طلبد و برخورد با معضل بدحجابی در جامعه باید سنجیده و عالمانه باشد و از شعارها و کارهای غیرمعقول پرهیز کرد. پرداختن به این موضوع برای یک هفته و حتی یک ماه، ما را به آنجا خواهد برد که در حال حاضر قرار داریم.

در خصوص حجاب و بدحجابی و بی حجابی در جامعه اسلامی لازمه کار، فرهنگ سازی است و در این راستا باید به آگاه سازی جوانان و نسل جوان پرداخت و به جای برخورد با معلول به علت ها توجه کرد و در برخورد با این ناهنجاری اجتماعی تا حد ممکن نباید از قوه قهریه استفاده کرد چون با نیروهای انتظامی و امنیتی نمی توان به مقابله با پدیده فرهنگی رفت.

متاسفانه در جامعه کنونی ما در میان جوانان و نوجوانان و برخی از بزرگترها به فرم و پوششی برمی خوریم که حتی در خود اروپا و آمریکا نیز پوششی زننده محسوب می شود و این نوع پوشش به گروههای پست و منزوی جامعه غرب تعلق دارد که متاسفانه برخی جوانان ما از طریق کانال های ماهواره ای الگوهای خود را انتخاب می کنند، الگوهایی که با دین و فرهنگ و عرف جامعه ما فاصله بسیار دارد.

رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان اخیرا اظهار داشته که باید به نیازهای جوانان اهمیت داد، حرف درستی است، جوان عاشق رنگ های شاد و متنوع است و این حس معقول و طبیعی اوست و ما باید این حس را در پوششی مناسب به آنها ارائه کنیم تا او اغنا شود و به دنبال الگوهای نامناسب نرود.

نتایج بسیاری از بررسی ها و نظرسنجی ها حاکی از آن است که نیمی از زنان جامعه به رعایت حجاب اسلامی اعتقاد عمیق دارند و در موارد دیگر سهل انگاری و عدم آگاهی و نبود الگوی مناسب، موجب بدحجابی دختران و زنان می شود.

گسترش فرهنگ عفاف، قادر است ضمن حفظ احترام و حرمت زنان، قوانینی را جهت تامین حقوق اجتماعی و شرعی آنان ارائه دهد.

باید بدانیم که امروزه پوشش نامناسب فقط مختص خانم ها نیست بلکه برخی از آقایان هم از لباس های نامناسب و مغایر با فرهنگ وعرف جامعه اسلامی استفاده می کنند که عمدتا از مرزها وارد کشور می شود که باید مسئولان مربوطه، با واردات بی رویه و غیرقانونی کالاهای خارجی که با فرهنگ ما سازگاری ندارند مقابله کنند.

بایدها و نبایدها در این مقوله بسیار است، اگر جامعه ای سالم و عاری از بی عفتی می خواهیم، باید برنامه داشته باشیم و به روزمرگی نیفتیم و مسئولان حتما توجه ویژه ای به بودجه های فرهنگی داشته باشند و برای حل این معضل برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت ارائه کنند تا ان شاء الله همچون گذشته نسلی آگاه، پویا و محجوب داشته باشیم[iv].

شاید برای خاتمه این مقاله و ذکر این نکته که هنوز هم مساله حجاب و گسترش بدحجابی برای مسئولان جدی نشده است، سخنان نایب رییس سابق مجلس خبرگان رهبری تلنگری محسوب شود، چرا که گفته می شود نیروی انتظامی قصد دارد از اردیبهشت ماه امسال طرح برخورد با بدحجابی را اجرایی کند.

آیت الله امینی در خطبه های نماز جمعه قم و در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۸۵ یکبار دیگر و با صراحتی مثال زدنی، غفلت از موضوع بدحجابی در جامعه را یادآور شد و از دستگاه های مسئول به شدت انتقاد کرد:«درست است که بی حجابی نداریم،اما این بدحجابی هایی که در شهرها داریم،نگران کننده است ! خانم های ایرانی شریفند، بزرگند،گرامیند. به حجاب علاقه دارند،ولی متاسفانه مساله بدحجابی و توسعه آن نگران کننده است ! چه در قم باشد،چه در شهرهای دیگر و چه در تهران. من نمی گویم کسانی که بدحجاب اند. دین ندارند! نه ! بسیاری از آنها متدین هستند؛ واقعا متدینند،اما نسبت به این مساله توجیه نیستند. خیلی از آن ها اصلا نمی دانند حجاب از مسائل ضروری اسلام است».

نایب رییس سابق مجلس خبرگان افزوده است:«من هم واقعا نمی دانم چرا ! خوب، زنان در کشور ما که حجاب دارند , اما چرا این گونه بدحجابی رایج شده و همین طور، روز به روز هم توسعه پیدا می کند مراجع ما از این وضعیت شدیدا ناراضی هستند! مردم هم به مراجع تقلید فشار می آورند که چرا سخنی نمی گویید ! بارها و بارها به خود من گفته اند، چرا در این باره در خطبه ها حرفی نمی زنی ! به من اعتراض کرده اند! من هم می دانم حق با آن ها است . به آنها دلداری می دهم و می گویم ان شاالله درست می شود؛ این مشکلی است که از مدت ها قبل گرفتار آن بوده ایم ! ولی به هر حال , باید برای حل این مساله فکری کرد!»

…ایشان در ادامه با تأکید بر ضرورت کار فرهنگی در این زمینه گفته اند:«حداقل باید یک مقداری کار فرهنگی کرد یا نه انجام کار فرهنگی در توان کیست ! چه کسی باید این کار را به سامان برساند ! نیروی انتظامی در اختیار دولت است ! وزارت ارشاد در اختیار دولت است ! صدا و سیما در اختیار دولت است ! خوب، همه این ها در اختیار دولت است ! برای انجام کار فرهنگی، چه نهاد دیگری باید در اختیار دولت باشد ! پس چرا کاری نمی کنید ! چرا اقدامی در این راه صورت نمی دهید ! چرا مساله را جدی نمی گیرید !

اولین اقدامی که می توانید کنید، این کار را از ادارات و زیر مجموعه دولت شروع کنید! ادارات که دیگر در اختیار دولت است مگر دانشگاه ها در اختیار دولت نیست دانشگاه ها هم در اختیار دولت است ! چرا از این ها شروع نمی کنید اگر عموم مردم کوچه و بازار نمی خواهند کاری کنند، اما مگر نمی توان از آن مراکزی که زیر نظر دولت است، شروع کنند ! آیا درست است که کسی بیاید در دانشگاه های ما و این بدحجابی ها را ببیند !

درست است که بی حجابی نیست، ولی بدحجابی هم کمتر از بی حجابی نیست ! در بسیاری از کشورهایی که من به آنها سفر کرده ام مردم یا حجاب دارند و یا بی حجاب هستند! ولی خدا می داند , بدحجابی نیست ! اگر بود،می گفتم . یا حجاب دارند , یا بی حجاب هستند اما بدحجابی نیست ! آخر این چه پدیده زشتی است که به وسیله ماهواره ها و اینترنت و امثال آن، ترویج می شود و جلوی آنها گرفته نمی شود.ما از دولت محترم انتظار داریم به طور جدی، فکری کرده و برای حل این معضل اقدام کند!»

پی نوشت ها

۱- ۱۶/۱۲/۵۷

۲- مسئله حجاب شهید مرتضی مطهری

۳- روزنامه کیهان اردیبهشت۸۵

۴- بخشی از مقاله عباس صالحی با عنوان گسترش حجاب و فرهنگ سازی.

منبع :حوراء – اسفند ۱۳۸۵ – شماره ۲۳

 

۲۰۶۰-آنچه از فساد جنسی و حرمسرای مسود رجوی نمی دانید+ محبت مجازی نشان بطلان عقیده

۱۰ تیر

نچه از فساد جنسی و حرمسرای مسود رجوی نمی دانید / ماجرای روابط نامشروع مسعود رجوی و مریم عضدانلو در آخرین اخبار, جالب و خواندنی ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ ۳ نظر ۳۲,۶۶۸ بازدید موسسه راهبردی دیده بان نوشت: بازخوانی اسناد تاریخی در سالهای که پیش روی داریم می تواند اقدام جالبی در مواجه با تحریف ساختاری تاریخ ایران، که توسط شبکه های ماهواره ای و گروه های معارض بصورت جدی پیگیری می شود،باشد. مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی نشریه رویدادها و تحلیل که از ماه های آغازین انقلاب اسلامی تواست برخی فعالان و روزنامه نگاران عرصه رسانه ای آن ایام بصورت مستمر منتشر می گردید،از جمله اسنادی تاریخی است که علاوه بر اینکه تاکنون هیچ یک از نهادها و رسانه های داخلی اقدامی در جهت انتشار محتوای آن نکرده اند،مطالب ناب و تحلیل های دقیقی از روزهای سخت انقلاب در مواجهه با گروهک ها و جریان های سیاسی دارد. متن ذیل به بخش رصد اخبار اروپایی نشریه رویدادها و تحلیل اشاره دارد که توجه مخاطبان را به آن جلب می کنیم: مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی ارتباط نامشروع رجوی فیروزه بنی‌صدر همسر سابق مسعود رجوی طی مصاحبه‌ای اعلام داشت که یکی از علت‌های اصلی جدایی او از رجوی ارتباط نامشروع و مستمر رجوی با مریم عضدانلو و برخی دیگر از زنان و دختران سازمان بوده است. او ضمناً اظهار داشت که هرگاه یکی از افراد سازمان در ایران اعدام می‌گردید، رجوی برای شخص معدوم وصیت‌نامه تنظیم می‌کرد و در این وصیت‌نامه‌های ساختگی که در نشریه منافقین به چاپ می‌رسد حمایت از رجوی مضمون اصلی را تشکیل می‌داد. رویدادها و تحلیل‌ها – ش ۸ – خرداد ۶۴ – ص ۲۶ گفتنی است مترجم شخصی رجوی بعنوان یکی از نزدیک ترین افراد به وی در کتابی که به زبان انگلیسی منتشر شده است عنوان می کند که مریم رجوی پیش از اعلام رسمی ازدواجش با مسعود طی روابط نامشروعش در فرانسه باردار می شود و توسط یکی از برادران رجوی به صورت مخفیانه به لندن سفر کرده و سقط جنین می نماید که صحه ای دیگر بر این مطلب تاریخی است. خلع سلاح منافقین توسط دموکرات ها بنا به گزارشات موثق، اخیراً پایگاهی جهت اقدامات خرابکارانه و تروریستی بوسیله ی عراق در اختیارمنافقین قرار گرفته است. تقریباً بعد از جدایی منافقین و حزب دمکرات به مقدار زیادی بر حجم کمک های عراق به منافقین در خاک عراق افزوده گشته و علاوه بر پایگاهی که قبلاً رژیم بعثی عراق در اختیار منافقین گذاشته بود پایگاه دیگری نیز بتازگی در دسترس آنها قرار گرفته است. به استناد خبر های رسیده هر چند هم اینک منافقین اقدامات خصمانه علیه جمهوری اسلامی در منطقه کردستان ایران نداشته و تنها گاهی به صورت پراکنده دست به اقدامات انفجاری و تروریستی می زنند لیکن همواره در خارج کشور اینگونه می نمایانند که تنها گروه فعال در منطقه می باشند. مثلاً چندی قبل این گروه با نمایش فیلم هایی از مداوای بیماران کرد که عمدتاً در روستاهای کردستان عراق فیلم برداری شده بو، در صدد بهره برداریهای تبلیغاتی بنفع خود بود. بنا بر این با کاهش یافتن حرکات و فعالیت های منافقین در داخل کردستان ایران بر فعالیت های برون مرزی و حفاظت از مرزهای عراق توسط این گروهک افزوده شده است. منافقین که اینک سعی می کنند کمتر در مناطق کرد نشین ایران رفت و آمد داشته و فعالیت نماید بتازگی در یک حرکت برق آسا توسط عناصر مسلح حزب دمکرات خلع سلاح شده و اردوگاه نزدیک مرز آنان به محاصره دمکراتها در آمده است. در پی این جریان تاکنون هیچگونه عکس العمل و واکنشی از جانب منافقین دیده نشده است. نشریه ۱۴- احزاب و گروهها – ص ۲۸ منبع : رجا نیوز از افشاگری های خانم بتول سلطانی مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی عضو سابق شورای رهبری در مقطع سالهای ۷۹ تا ۸۵ بارها خانم هائی چه از خانم های جدا شده و چه انجمنهای زنان حامی حقوق زنان و چه شخصیت ها و حتی مردم از من بصورت خصوصی یا ارسال ایمیل خواسته اند تا به موضوع حرمسرای رجوی و ظلم و ستمی که بخصوص از زاویه آنچه از عواطف و احساسات بر زنان سطوح بالا و همینطور خیانت به مردان گذشته است و به اصطلاح صندوق خانه مریم رجوی هست بگویم من البته که برایم بعد از جدا شدن از تشکیلات این سازمان همواره سخت بوده که به این زوایای تاریک بپردازم علت آن ریشه مذهبی خانوادگی خودم و همینطور مدت بیست سال اسیر اندیشه های فرقه گرایانه از نوع غارهای تشکیلات سازمان مجاهدین رجوی باعث شده است که هر بار از این بحث بگریزم. ببینید در تشکیلات سازمان مجاهدین رجوی بعد ازگذشتن هر زن از انقلاب ایدئولوژیک یا “بند الف” که اسم سازمانی همان طلاق گرفتن تشکیلاتی زن از شوهرش به خواست رجوی بود بعد از این طلاق یک مرحله دیگر برای هر زن بود به نام بند ب که در واقع بند پیوند با رهبری رجوی است. در این بند برای مردان این به این معنی است که از همسران خود گذشته علاوه بر طلاق آن ها را همسر رجوی هم بدانند، و حرام که در ذهن به آنها نزدیک بشوند و از طرف دیگر تمام زنهای سازمان را همه مال رجوی بدانند. اما در مورد زن ها به گونه ای دیگر و خیلی عمیق تر مطرح می شود و رجوی می گوید شاخص را مریم بگیرید و همچون او رفتار کنید یعنی این وسط شاید شما هم بسیار شنیده بودید که مرتب می گفت مریم همچون خودش و از اینجا به بعد سر و کار ما زنها با مریم رجوی بود و این وسط مریم واسطه ارتباط ما می شد با رجوی و نزدیک کردن ما به رجوی. می توانم ازبین مردان کسانی را نام ببرم که در برابر دروغی بنام “انقلاب مریم” ایستادند از جمله “فرمانده افشار” آقای هادی افشار با نام مستعار سعید جمالی و یا فرمانده فتح الله یعنی مهدی افتخاری که رجوی به او چه کرد از تحقیر گرفته تا لجن مال کردن او که حتما در یک فرصتی من از زاویه خودم زندگی و سرگذشت آنها را که چگونه در تشکیلات رجوی همچون خیلی های دیگر بدست مریم و مسعود رجوی تباه شد خواهم نوشت و البته خیلی ها هم نوشته اند و در سایتها هست از تمام اینها غم انگیز تر همین مهدی افتخاری بود که بعلت اینکه او نتوانست خود را برهاند حتی از جسد او هم تشکیلات سوء استفاده کرد و در آخرین سالهای عمرش سعی کردند که او را شهید کنند برای خودشان. یا آقای علینقی حدادی “فرمانده کمال” که حتی رجوی اجازه نداد در قبرستان بچه های مجاهد خاک بشود و او را در قبرستان متروکه ای در کنار قرارگاه بدیع زادگان یعنی همانجائی که با سیانورش توسط مهوش سپهری “نسرین” کشته شد مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی حتی اگر دقت کرده باشید در این مرحله رجوی کلا تمامی مردها را کنار گذاشت و در تبلیغات خودش گفت شورای رهبری تماما از زنان و صفی تا تهران. و از آن مقطع تمامی مردان را خلع رده کرد و به اصطلاح هژمونی را به زنها داد یعنی مردها در هر سطحی تحت مسئول زنها شدند و گفت که هیچی مردی نباید تحت مسئول زن داشته باشد و این مرز سرخ بود می گفت ذهنش به روی او نباید باز شود چونکه همه زنان تحت تملک رجوی بودند. من در همان اوایل حتی فکر نمی کردم که مریم خودش حتی روسری اش را هم جلو رجوی بردارد و آن انقلاب را فقط در حد ایدئولوژیک می دیدم و نه برقراری ارتباط جنسی اما بعد دیدم که بطور واقعی جلسه عقد با مسعود رجوی گذاشته شد. که هر کدام از این وقایع برایم مثل یک شوک بود. بهرحال من این قسمت را تو ضیح داده ام قبلا که جلسه عقد برگزار می شد و خانم ها تک به تک بایستی بله می گفتند و مصاحبه اش هست در همین سایت زنان اما بعد دیدم که مسئله حتی به عقد هم ختم نشد و بعد از آن ریل استثمار جنسی ما زنان ادامه یافت و مریم در این میان نقش تعیین کننده داشت. مریم که خودش همسر سوم و دست نشانده رجوی بود، برای ما یک سلسله نشستهای طولانی می گذاشت و می گفت شماها در واقع از همه نظر بعنوان زن مسعود هستید، جنس رابطه و ذوب تو در رهبری خیلی فرق می کند با جنس و ذوب شدن در رهبری با مردها، بخاطر همین وقتی مریم از بحث ها می گذشت و اعضا را به اصطلاح توجیه می کرد، خیلی تیز و صریح به ما می گفت که شماها از این پس در حکم زن های مسعود هستید و مسعود شوهر شما است. در زمستان سال ۱۹۹۸ در جلسه ای که مریم رجوی آن را برگزار کرد دعوت شدیم و به ما گفتند که باید استحمام کنید تا کاملا تمیز باشید و باید همه لباس ها و روسری های شما جدید و تمیز باشد چرا که این جلسه، «حوض» شورای رهبری است و باید در آن حوض «رقص رهایی» اجرا کرد!! حالت عجیبی به من دست داد و ترس و دلهره و فشار روانی داشتم به طوری که کنترل خودم را از دست دادم و از خودم سوال می کردم منظور از «رقص رهایی» چیست؟! حس کنجکاوی نسبت به این موضوع پیدا کردم و تلاش می کردم تا واکنش مسئول آن موقع خودم خانم «فائزه محبت کار» فرمانده مقر چهارم پایگاه اشرف را ببینم. بالاخره زمان موعود فرا رسید. من به همراه تعداد زیادی از اعضای زن شورای رهبری در مقر فرمانده و رهبر کل آن زمان مسعود رجوی در پایگاه «بدیع زادگان» در منطقه ابوغریب بغداد حاضر شدیم. بعد از یک ساعت انتظار یکی از کارمندان دفتر فرماندهی کل که مسئول امور اداری و خدماتی مسعود و مریم رجوی بود نزد ما آمد و یک بسته ای حاوی حوله و لوازم حمام و آرایش بین حاضران توزیع شد و گفت هرکس از شما که بدون حمام رفتن و عطر زدن به اینجا حاضر شده باید استحمام کند و عطر بزند و در نهایت پاکیزگی باشد. من با خودم سوال می کردم که هدف از این کارها چیست؟! آیا مسعود می خواهد ما را عریان ببیند؟! چرا این همه بر استحمام فوری و خصوصا در این مکان یعنی در مقر مسعود و مریم رجوی اصرار می ورزند؟! با خودم کلنجار می رفتم و سعی می کردم خودم را به این نکته قانع کنم که این خواسته آن ها صرفا برای آزمایش میزان سرسپردگی ما به رهبری است. بعد از اینکه همه آماده شدند به ما دستور دادند که وارد سالن «ایکس» شویم. ملافه های سفیدی بر روی فرش پهن شده بود. همه سالن پوشیده از رنگ سفید بود. دو مبل سفید رنگ هم در وسط سالن قرار داده بودند که رو به روی آن میزی بود که بر روی آن قرآن و آینه و شمع های روشن و صندوق کوچکی که بعدا فهمیدیم داخل آن گردنبندهای طلا وجود داشت و همچنین یک کیک چند طبقه و بزرگ قرار داشت. بعد از چند دقیقه هیاهویی به پا شد و مسعود و مریم رجوی وارد آن سالن شدند و مسعود لباس راحتی و در واقع لباس خانگی خود را به تن داشت و جوراب به پایش نکرده بود و مریم بی حجاب و با موی آراسته حاضر شد . مسعود بر روی مبل نشست و مریم هم در مبل دیگر و در کنار او نشست. سپس بلند شد و پشت سر مسعود ایستاد. یکی از خانم ها به او گفت چرا نمی نشینی؟! مریم با لبخند گفت: «من این مبل را برای شما و همسران دیگر مسعود خالی گذاشتم!» من از این عبارت «همسران دیگر مسعود» شوکه شدم! و از اینکه زنان عضو شورای رهبری کشف حجاب کرده اند غافلگیر شدم. مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی در آن لحظات قلبم به شدت می تپید و نمی دانستم که نقشه دقیقا چه بود؟! و مراحل بعدی آن چیست؟ فکر می کردم که قرار است میزان سرسپردگی ما به رهبرمان و میزان تعهد ما به عهدی که با او بستیم و اعلام آمادگی ما برای ازدواج با او مورد محک قرار بگیرد. سپس در یک نقشه احتمالا از پیش تعیین شده مسعود از مریم پرسید: “مریم اینها چه می خواهند؟! و چرا آن ها را به اینجا آورده ای؟” مریم رجوی پاسخ داد: «به اینجا آمده اند تا مراسم ازدواج بین خود و آن ها را برایشان اجرا کنی … مگر نگفتم که هر زنی باید راه مرا در پیش بگیرد؟! … من بارها و بارها گفتم که همه زنان مجاهد خلق همسران تو هستند و این مساله ای جدی و واقعی است و یک شعار نیست» سپس مریم به ما گفت: «هریک از شما باید به تنهایی بر روی این مبل و در کنار مسعود بنشینید تا مسعود خطبه عقد را بر شما بخواند و هر یک از شما باید رضایت و موافقت خود را با ازدواج با مسعود اعلام کنید.» بعد از اینکه مسعود رجوی دوباره خطبه عقد را گفت بخوانیم و صندوق کوچک روی میز گردنبند طلا بیرون آورد و آن را بر گردن هر یک از ما می بست و بعد از آن ما را در آغوش می گرفت و می بوسید. در اینجا بود که مریم رجوی به ما گفت: «شما از این به بعد همسران مسعود هستید» ناگهان با اشاره شهرزاد صدر، یکی از آهنگهای تند از مرتضوی و بعدی از منصور تو عزیز دلمی………. و معین پخش شد بعد و در برابر چشمان حیرانم متوجه شدم که زنانی با سطح بالاتر از ما که می دانستیم قبلا شورای رهبری شده بودند بصورتی عریان بر روی ملافه سفید رنگ که به همین منظور آماده شده بود آمده و در حال در آوردن لباس‌هایشان هستند و روبروی مسعود رفته و عاشقانه برای او می خوانند که امشب می خوام مست بشم……..عاشق یکدست بشم ……… یا …… و بعد با مسعود بوسه رد و بدل می کردند و یا مسعود به بدن لخت آنها دست می گذاشت و اینجا بود که مسعود گفت: «این همان رقص رهایی است»!! سپس با صدای بلند به ما گفت: «شما برای من همچون زنان پیغمبرید یعنی ازدواج شما با فردی دیگر حرام است» سپس آیه ۳۲ سوره احزاب قرآن کریم را قرائت کرد: ««یا نساء النبی لستن کأحد من النساء إن اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض وقلن قولا معروفا». “ای همسران پیامبر، شما اگر تقوا پیشه کنید مانند دیگر زنان (عادی) نیستید، پس با گفتارتان ناز و عشوه مریزید تا کسی که در دل او مرض (فسق و فجور) است (در شما) طمع ورزد، و گفتاری نیکو (و دور از تحریک و ریبه) بگویید.” اینجا بود که مریم رجوی دیگر زنان را تشویق می کرد تا لباس های خود را از تن بیرون کنند و در مقابل همسرش مسعود عریان و لخت برقصند!! و گفت: «چرا شما خودتان را برای مسعود نمی کشید و باهم رقابت نمی کنید و از او نمی خواهید تا به شما اجازه بدهد به تنهایی وارد اتاق خواب او بشوید و با مسعود تنها و همبستر شوید؟!» مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی در این بین متوجه شدم که مریم و چند نفر دیگر از جمله گیتی گیوه چی و فائزه محبت کار به دقت بقیه را زیر نظر داشته و تعدادی از اعضای ارشد مشغول صحبت و متقاعد کردن نفراتی بودند که در آوردن لباس تعلل داشتند. مثلا در صحنه ای چند نفر از زنان ارشد و شکنجه گر که ول کن شورای رهبری نبودند بنام فائزه محبت کار، گیتی گیوه چی، و معصومه ملک محمدی اطراف مینو فتحعلی را که بعدها کشته شد گرفته بودند و با او کار توضیحی می کردند و بعد شخص مریم هم به این جمع اضافه شد و من آمدم نزد آنها که ببینم چه خبر است دیدم مریم داشت به مینو می گفت باید که شیرجه بزنی و لباس شرک و ریا را بکنی بعد دیدم گیتی به من گفت که بتول تو برو الان مینو هم می آید برو که تو از دست ندهی اینها همه ارزشهای خمینی است که داره از مینو کنده می شود و یگانه می شود. گاهی مسعود جدی می شد و می گفت لباس‌های شرک و جاهلیت را در آورید و این حوض شما است که بایستی در آن شیرجه بزنید و اینجا یگانه شوید تا در تمام صحنه‌های رزم، کار و مسئولیت مثل کوه استوار باشید و اینکه آیا من با شما زنها پیروز می شوم؟ و گاهی مسعود شوخ می شد ومی خندید در حالیکه یکی از زنان در آغوش او بود و از او لب می گرفت می گفت که بقیه بروید دیگه مقرهایتان و چراغها را خاموش کنید، ما دوتا می خواهیم بخوابیم، یا اینکه ما می خواهیم بچه دار شویم به این ترتیب یک حس و عاطفه خفته که شاید در ما زنها بعد از سالها بدون همسر و بدون دوست داشتن کسی و بدون عشق که در تشکیلات سرکوب شد بود بیدار شد و مریم ما را وادار می کرد که به مسعود نثار کنیم و اینجا صحنه هائی بود که دیگر فیلم بازی های مسعود جائی نداشت و کاملا برجسته مسعود حال می کرد و گاهی حتی شروع به مدیحه سرائی برای مریم همه می کرد که چه عشق لایزالی به او دارد و می گفت که تنها زنی است که عاری از حسادت است چرا که شوهرش را با تمامی زنان دیگر قسمت کرده است و مریم می گفت که “من عاشق ترین هستم” مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی حتی ما را تشویق می کرد که شاهد عشق ورزیدن سایر زنها به مسعود باشیم و او را فقط برای خودمان نخواهیم، خود رجوی همان زمان به شیدا طاهری که مسئول زنان بسیار کم سن و سال نظیر حتی دختر خود مریم بود گفت که هنر تو این است که بقیه خواهرانت را در این حوض (برنامه سکس) بیاوری اهلش هستی یا حسادت می کنی و من که مو بر تنم از این صحبت راست شده بود حیران به لبان شیدا مانده بودم چرا که یاد دخترکانی می افتادم که سنشان فقط ۱۵ سال بود و بعد شیدا که برده وار می گفت قول می دهم…. با شاخص خواهر مریم این ضیافت و مهمانی آخرین نبود و بعد همینطور نوبه ای هر ماه یا هر دوماه یکبار این جلسات تا قبل از سرنگونی صدام ادامه داشت. سپس زنان به صف ایستادند و هر یک از آن ها ثبت نام شدند تا به صورت نوبتی و در یک شب با مسعود همبستر شوند یکی از زنان بالای عضو شورای رهبری سازمان به شکل خصوصی و سری به من گفت که با چشمان خود دیده که مسعود رجوی به صورت دستجمعی در پایگاه اشرف با زنان عضو شورای رهبری و اعضای دفتر خود رابطه جنسی برقرار کرد. و البته که در کنار این ضیافت ها ماکزیمم حفاظت اطلاعات وجود داشت و وجه شکنجه و آزاری که هر کدام از ما بابت حفظ این کثافت کاریها می کشیدیم هم بماند و در این بحث نمی گنجد و چه کسانی که در این میان خونشان ریخته شد و همینجا دوست دارم از کسانی همچون مینو فتحعلی و مهری موسوی یاد کنم که بخاطر همین بحث حفاظت اطلاعات حوضهای رهبری(برنامه های مخفیانه سکس) سر به نیست شدند. یا برنامه ای که برای همه ما داشتند و در مقطعی که نیروهای آمریکائی آمده بودند قرار بود که اگر آمریکائی ها بخواهند وارد اشرف بشوند و وارد تشکیلات همگی ما آماده شده بودیم برای خودسوزی جمعی که البته در یک زد و بند خائنانه آنها وارد مقرها و تشکیلات ما نشدند و فقط به حفاظت از بیرون بسنده کردند و مقری به فاصله تقریبا سه کیلومتر از مرکز پادگان اشرف ایجاد کردند که کاملا مستقل از اشرف بود و با سیم خاردار و حفاظت جدا شده بود. برای همین تشکیلات کاملا حفظ شد و هر بلائی که خواست بر سر افراد آورد که شرح یکایک آن در ا ین مقاله نمی گنجد همکاری و آدمفروشی توسط تشکیلات این سازمان برای آمریکائی به حدی بود که حتی بعد از فرار من در حالیکه من به آمریکائی ها گفتم که نمی خواهم سازمان بفهمد که من فرار کرده ام و مگر شما آزادی را نمایندگی نمی کنید پس چطور از یک سازمان که در لیست تروریستی شما هم هست حساب می برید اما آمریکائی ها به مجاهدین خبر دادند که من از مقرشان فرار کرده ام و برای بازگرداندن من به اشرف خواهرمژگانشان که آن موقع سمت مسئول اول داشت و فهیمه اروانی و نفرات رتبه اول با دمپائی برای بازگرداندن من دوان دوان به مقر آمریکائی ها آمدند مسعود رجوی مریم رجوی کجاست فیلم رابطه جنسی فیروزه بنی صدر عکس رابطه جنسی عکس حرمسرا زنان حرمسرا رابطه جنسی رجوی عکس خودش را بر روی گردنبندهای طلا حک می کرد و به گردن زنان انتخاب شده می ا نداخت به ما گفته شد که زنان دیگر در لایه های پائین تر متوجه این گردنبندها نشوند ولی بعدا در یک جلسه که رجوی عصبانی بود و رفت روی تابلو نوشت که “مرا نکشید و نفروشید” و گفت که این موضوع گردنبند به لایه بعدی بصورت محفلی انتقال پیدا کرده است و مریم گفت که ما برای اینکه جلوی این فضای محفلی و برای اینکه حساس نشوند روی رابطه زنان حوض رفته شورای رهبری ما به همه شورای رهبری حتی در سطح حوض نرفته یعنی کسانی که تماس جنسی با رجوی نداشته اند و همینطور لایه پائین تر یعنی زنان کاندید شورای رهبری هم از این گردنبند ها هدیه خواهیم داد و بعد از آن باز گیتی داد سخن داد که باید هر گونه درز اطلاعاتی در نطفه خفه شود و پذیرفته نیست سر برود نباید سر سوزنی ا ز این اطلاعات درز پیدا کند. در همین نشست بعنوان بالاترین بخشش توسط رهبری مرگ برای کلیه کسانی که در لایه شورای رهبری خیانت کنند و از اطلاعات رجوی حفاظت نکنند و یا هر مخالفتی با رهبری و تشکیلات ابراز کنند بریده شد و از کلیه نفرات تعهد کتبی گرفته شد، و من که قلبم مثل یک بمب بودم بر علیه سیستم ظالمانه و نوع عجیبی از برده داری که بخصوص طی سالهای ۷۷ به بعد در شورای رهبری شاهدش بودم. تصمیم گرفتم تا رسیدن موقع مناسب همچنان با انطباق صد در صد عمل کنم و این برگه را نه تنها امضاء کردم بلکه اثر انگشت هم روی آن زدم. خلاصه پس از آن، نشست‌های متوالی با مریم داشتیم که باید لحظه به لحظه درباره واکنش‌های درونی‌مان صحبت می‌کردیم و می‌نوشتیم و مریم عبور هر کس را تایید می‌کرد و بعد از آن حتما ارتقای درجه و مسئوولیت داشت و البته کسانی هم بودند مثل خانم مینو فتحعلی و خانم مهری موسوی یا کسانی دیگر که زنده هستند و ما هرگز آنها را ندیدیم. اما خانم مینو فتحعلی و مهری موسوی را که قصه دیگری دارند و من بعدا به این دو قربانی می پردازم. مکررا مریم در نشست ها می گفت که که چکار کردید و به چه فکر می کنید چرا بعد از آن حوض و رقص رهائی درخواست همبستری با مسعود نداده اید و شما هنوز خودتان را همسر مسعود نمی دانید و هنوز قدم جای من نگذاشتید باید در همه زمینه ها پا جای من بگذارید. بارها به ما می گفت که اگر سقف رهبری عقیدتی این اتاق است سقف ارتباط جنسی و زناشوئی این میز است و شما هنوز شما این سنگ قبرتان را برنداشته اید. اصطلاح سنگ قبر را بسیار برای ما استفاده می کرد و می گفت که سنگ قبرتان همان ملعون یعنی شوهر سابق شما یعنی همان استفراغ خشک شده! هست که هنوز حائل شما است با رجوی البته با عرض پوزش از بکار بردن این کلمات و اصطلاحات که آنجا مریم رجوی بکار می برد برای ا ینکه با تفتیش عقاید ما نسبت به همسر و عشقمان ما را متنفر کرده و در عوض به مسعود نزدیک کند. با همه این احوالات برای خودم اینطور هضم میکردم که مثل رقص اسماء یا…. شاید واقعا این جلسات لازم است بخصوص که با همه این تحریکات من می دیدم که آمیزشی صورت نمی گیرد نگو که بعد از این جلسات با کسانی که می خواسته کار آمیزش هم دنبال می شده و مسئله به اینجا ختم نمی شده اما اوایل برای من روشن نبود. من با ۳ نفر از اعضای شورای رهبری به نام‌های «ش ـ ح»، «ز ـ ش» و «ب ـ ر» حول این جلسات حرف زده بودیم و یکی از اینها که سطح مسئولیت بالایی هم داشت، می‌گفت که خودش غیر از موارد تکی که رجوی با خودش داشته چند نفری با برخی نفرات هم ستادی‌اش همخوابگی با رجوی داشته اند یعنی آمیزش بصورت جمعی اما قبول کردن آن برای من سخت بود چون که خودم به چشم ندیده بودم آنها به من گفتند که مطمئن باش که نوبت تو هم می رسد صبر داشته باش اگر کمی خودت را عاشقتر و شیفته تر نشان بدهی و نزدیک تر بشوی می بینی. آنوقت می بینی که مسعود وقتی که هوس کند حتی به خوابگاهت در آسایشگاه شورای رهبری سراغت می آید و حتی در مسئولیت هم کسانی که با رجوی آمیزش داشته اند آسایشگاهشان جدا بود و البته من خیلی شک کرده بودم چون همه نشانه ها که می دادند درست بود. وقتی من به ش/ح گفتم که اگر چنین چیزی باشه من دیگر یک روز هم در سازمان نمی مانم، امکان ندارد که رجوی اینکار را بکند گفت حالا می بینی که رجوی اینکار را می کند و تو هم بیش از قبل باید که در سازمان بمانی چاره ای نداری این مسیر انقلاب است انگار شوخی گرفتی که مریم گفت که مثل من و او از مهدی ابریشمچی طلاق گرفت و با مسعود خوابید دیگه بله را گفتی باید تا آخر بیائی و گفت که دوستانه بهت بگویم اصلا مخالفت نکن نیست و نابود می شوی و حتی گفت فکر نکردی که یکدفعه چرا نغمه حکمی مرد…… چرا سیده زهرا فیض بخش مرد …… آن موقع هنوز مینو فتحعلی و مهری موسوی زنده بودند و من پرسیدم تورا خدا بگو چرا مردند گفت ولش کن بابا همین که گفتم چاره ای نداری….. تا اینکه در یکی از روزها نوبت به من رسید. مریم مرا فرا خواند و گفت: “امشب شب عروسی و شب معراج توست!!” به هنگام شب به محل اقامت مسعود رفتم و مریم مرا تا اتاق خواب او همراهی کرد و مسعود با من همبستر شد و رابطه جنسی برقرار کرد. قبل از اینکه با من آمیزش جنسی انجام بدهد دوباره گفت که باید آیه محرمیت را بخوانیم گفتم چرا؟ گفت به این دلیل که شاید در ذهن خودت مرتکب خطائی از جنس خیانت به من شده باشی و بنابر این باید دوباره محرمیت خوانده شود. من که اصلا باور نمی کردم که رجوی دست به اینکار بزند و در برابرش شوکه شده بودم و او هم متوجه حیرت من شد به من گفت: خدا در قرآن گفته ” لم ترآنی” یعنی اینکه من در مردمک چشمان تو جا نمی شوم و هرگز سعی نکن که من را از دریچه چشمان انسانی بفهمی و من بکلی گیج شده بودم………………..اما به جرأت می توانم بگویم که تصمیم به ترک تشکیلات مجاهدین از همین جا در من حتمی شد و فقط منتظر یک فرصت بودم که فرارم تضمین داشته باشد نه اینکه مثل مینو فتحعلی که حین فرار دستگیر و زندانی و …………شد این رابطه های از نوع سوء استفاده جنسی تقریبا چند سال ادامه داشت و هر روز دعوای من با خود رجوی بالا و بالاتر می گرفت با خود می اندیشیدم، چگونه رجوی که خودش را رهبر یک سازمان سیاسی می داند دست به اینکار می زند، آیا این خیانت به یارانش نیست که دستبرد به همسران آنها می زند. و اگر این خوب است چرا در نهایت مخفی کاری انجام می شود……… چطور من حق همسرم که عاشق هم بودیم نبودم و او باید ریاضت پیشه کند و تمایلات جنسی اش را سرکوب کند و من همینطور و اینهمه سال سختی و مرارت برای همه اما رجوی کیست و چگونه می تواند دست به اینکار بزند. این چه برابری است و افسوس می خوردم از همه کسانیکه برای این مرد کشته شدند از همه خانواده هائی که دخترانشان را به چه امید و ا عتمادی به دست رجوی سپردند و یا دخترانی که با نام این فرد کشته شدند. با خود فکر می کردم اگر همه از مریم گرفته تا همه تشکیلات این را به راستی به این مرد تحمیل کرده اند او که خودش رهبری است چگونه دست به اینکار می زند. اما آنچه از رجوی یافتم یک دیکتاتور یک قطب و یک خودخواه و خود پرست کسی که شیفته خودش بود. می اندیشیدم که آیا یک پیشوا نباید آنچه را که برای مردان هواداراش توصیه می کند از ریاضت کشیدن تا تهی شدن از مرد بودن و نیاز به همسر و ارضای غریزه جنسی اما چگونه به خودش چنین اجازه ای را می دهد و بعد هم به گردن زن نگونبخت انداخته که بخاطر مشکل تو است! زمانی فرا رسید که دیگر توان انطباق کار کردن هم نداشتم و نمی توانستم اینهمه ظلم و نابرابری بین آنچه که درحرمسرا اتفاق می افتد و در کاخ رجوی و آنچه که بر سر اعضاء می گذرد را فقط نظاره گر باشم، بلاخره در آخرین ملاقاتها رجوی حتی من را تهدید هم کرد و در حالیکه از خشم بر خود می لرزید که چرا مسئولیت بتول رجائی را تحویل نمی گیرم و من از آن طفره می رفتم نعره زد که من را کشته و در همان سیمرغ به خاک می سپارد. با خود فکر می‌کردم این همه شبانه روز به دستور تشکیلاتی و نشست‌های موسوم به سرویس تشکیلاتی، توی سر برادرهای تحت مسئولمان می‌زنیم و خون آنها را در شیشه می‌کنیم که چرا نگاه چپ به کسی کردی و طلاق و فشار و به قول مسعود که همیشه سفارش می‌کرد و دستور می‌داد که سه تا ” ت “را را بایستی دائما این مردها بالای سر خود احساس کنند تیغ، تبر و تپانچه وقتی به مردان نگاه می کردم که چگونه جان می کنند رجوی حتی نرم معمول دیکتاتورها را هم در مورد مردان زیر پا گذاشته بود چون همیشه ضرب االمثل بود که “رطب خورده منع رطب کی کند” رجوی می‌گفت دلسوزی برای برادرهای تحت مسئول یعنی همخوابگی با آنها و به ما درس شقاوت و سنگدلی می‌داد. غلتیدن مسعود رجوی در روابط جنسی، آن سوی سکه قدرت طلبی، کیش شخصیت او بود. من می توانم به قطعیت بگویم که هر راهی را که می شد اشتباه رفت رجوی رفت و هرکاری که می شد اشتباه کرد رجوی کرد. من همیشه به عبث و احمقانه فکر می‌کردم که همه اینها فقط برای امتحان و تست است، تست قرار گرفتن در آرمان‌های رجوی تا این‌که خودم با تمام وجود لمس کردم که نه، یک پارامتر مهم دیگر هم وجود دارد و آن توتالیتاریسم و جایگاهی ملکوتی که رجوی بر آن توهم دارد و متأسفم از اینکه این سطور را می نویسم و بغض گلویم را می فشارد چرا که باید بگویم با آرمان حنیف و بنیانگذاران و با اعتماد نسل ما چه شد؟ رجوی می گفت که کسی نمی تواند بگریزد از شورای رهبری و روی این خیلی مطمئن بود. و یکبار که رجوی روی تابلو نوشت جرم شورای رهبری خائن چیست؟ و هنگامی که با فریاد اعدام… اعدام جمع روبرو می شد آن را پاک می کرد و گفت ای ابلهان دیدید که شکاف دارید. نباید شورای رهبری خائن داشته باشیم باید در نطفه هر ضد ارزشی خفه شود و تضمینش کی است؟ بعد روی تابلو می نوشت جمع ناموس… یعنی شماها…… البته فقط این هم نبود بعدها به بهانه اینکه در قرارگاه نفوذی هست و به اسم حفاظت از شورای رهبری تردد ما دو نفره شد. و اینکه هیچ شورای رهبری در هیچ جای تشکیلات چه خارج و چه داخل نباید تکی باشد و این ممنوع شده بود. به همه شورای رهبری یک پیجر داده بودند و همه مرتب زیر کنترل شدید بودند اما چگونه با فریب و ریا همه مردان را وادار به طلاق کرده است و خودش بعد از اشرف حتی سال اشرف تمام نشده با فیروزه بنی صدر ازدواج می کند و بعد با مریم یعنی همسر رفیق خودش ازدواج می کند، و بعد این جریان به همینجا ختم هم نمی شه و تازه خود این مریم یعنی سوگولی حرمسرا می شه دلال سایر زنها…… گاهی با خود فکر می کردم شاید که رجوی هم نمی دانسته که آخر و عاقبت کیش شخصیتش این می شود. خلاصه ایزوله کردن اینهمه زن و مرد و بعد رفتن این ریلها روی مغز و احساسات آنها از جدا کردن آنها از خانه و خانواده و اموال و دوستان و آشنایان تا بعد جدا سازی زنها و مردان از هم تا بعد جدا سازی کودکان و بعد طلاق و جداسازی زنان و مردان و بعد همبستری با این زنان که از مریم یعنی همسر رفیق خودش مهدی ابریشمچی شروع کرد، و همانگونه که گفتم بعد خود او را بکار گرفت، من حتی مثال زدم او چشم به دختران ما هم داشت….و شاید خدا به او فرصت نداد

جزییات بیشتر : آنچه از فساد جنسی و حرمسرای مسود رجوی نمی دانید / ماجرای روابط نامشروع مسعود رجوی و مریم عضدانلو