RSS
 

بایگانی ‘محبت خانواده محور’ دسته ها

۲۰۳۴- بعثت از نظر لغوی و اصطلاحی به چه معنی است.؟+ رابطه محبت حقیقی با مبعث رسول مهربانی ها

۳۰ فروردین

هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ(۲جمعه)

اوست که در میان امّیان ( مردم مکه که غالبا بی سواد بودند ) فرستاده ای از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها تلاوت می نماید و آنها را ( از پلیدی های عقیدتی و اخلاقی و عملی ) پاکیزه می کند و به آنها کتاب ( آسمانی ) و معارف دینی و عقلی می آموزد ، و حقیقت این است که آنها پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.

http://persianv.com/tanz/wp-content/uploads/sites/33/2018/04/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%A8%D8%B9%D8%AB-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-4.jpg

۱- بعثت یعنی وجود خداوند در جهان، زیرا تنها اوست که نیاز به بعثت ندارد.

۲- بعثت یعنی مربی فقط خداوندست، چرا که تنها اوست که می داند و می تواند غنا بخشی کند.

۳- بعثت یعنی انتخاب برترین جهت اعطای برترین سبک بر طرف نمودن نیازهای بشری.

۴- بعثت یعنی قدرت پاسخگویی به بی نهایت طلبی انسان.

۵- بعثت یعنی انسان با جانش زنده است و جسم او ابزار است.

۶- بعثت مستمر از آن انبیا و اولیای الهی است، و بعثت موقت از آن گناهکاران است.

۷- بعثت یعنی درک درجات فهم انسان و مدیریت کردن آن.http://www.saheleriyaziyat.net/images/qbcp8pnh5txix3l4ewgj.jpg

۸- بعثت یعنی مرز انسان را با سایر مخلوقات مشخص کردن.

۹- بعثت یعنی تقلید و تبعیت از الگو و اسوه کمال در خلقت آدمی.

۱۰- بعثت یعنی اولویت انبیای الهی بر انسان.

۱۱- بعثت یعنی کمال خداوند را در خود وجدان کردن.

۱۲- بعثت یعنی جهان و مخلوقات آن تحت فرمان یگانه و خداوند یکتا است.

۱۳- بعثت با توجه به ظرف مخلوقات از لحظه ای آغاز می شود تا بی نهایت.

۱۴- بعثت یعنی حیات طیّبه در آموزش انسان که دانش آموز را می تواند به اعلی علیین برساند یا با عصیان آدمی  به حیات خبیثه رسیده و به دست شیطان به اسفل السافلین سقوط می کند.

۱۵- بعثت در جامعه شناسی یعنی جامعه درونی انسان جامعه برونی او را می سازد.

۱۶- بعثت در روانشناسی یعنی نیروی درون انسان، یا با فرشتگان حرکت داده می شود، یا با شیاطین همراه می گردد.

۱۷- بعثت در فلسفه یعنی وجود مطلق وجود متغیر را تناسب بخشی می کند.

 

۲۰۳۳- ایا بشر قادر است بین عقل ظاهری و باطنی خود رابط باشد.؟+ محبت حقیقی رابط عقل ظاهری و باطنی

۲۲ فروردین

بسم الله الرحمن الرحیم

الف-آموزش تعریف عقل از نظر حضرت موسی بن جعفر علیه السلام برای شاگرد ممتازش هشام بن حکم

ب- عواملی که عقل را چاق و فربه می کنند.

ج- عواملی که عقل را لاغر و نحیف می کنند.

د- آموزش عقل باطن بدون عقل ظاهر، در مدارس و دانشگاهها و مراکز فرهنگی جهان، چه آفاتی را برای ارتباط متربیان با خود و خدا و جهان خلقت به وجود آورده و می آورد.؟

ه- خداوند حکیم ارتباط ظالم و شیطان را در باره اتحاد عقل ظاهر و باطن به چه کسی واگذار کرده است.؟

و- چرا انسان بدون اتحاد عقل باطنی و ظاهری در شادیها و لذتها آخرت گریز می گردد.؟

ه- چرا عقل باطن بدون همراهی عقل ظاهر در کهنسالی انسان را جامعه گریز، و مورد نفرت اطرافیانش قرار می گیرد.؟

ض- چرا جامعه شناسان و روانشناسان بدون درک و دریافت نوع ارتباط عقل ظاهر و باطن انسان به بشریت ظلم می کنند؟

ح- آیا اعطای حیاه طیبه به دانش آموزان، همان ارتباط عقل ظاهر و باطن آنها، در متون آموزشی می باشد.؟

ط- چرا بدون ارتباط حقیقی عقل ظاهر و باطن انسان، ایشان به اقتصاد قرآنی تن در نمی دهد.؟

الإمامُ الكاظمُ عليه السلام : إنَّ للّه ِِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَينِ : حُجَّةً ظاهِرَةً ، و حُجَّةً باطِنَةً ، فأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ و الأنبِياءُ و الأئمَّةُ عليهم السلام ، و أمّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ.http://nohe.hulma.ir/wp-content/uploads/2016/05/mosab.jpg

امام كاظم عليه السلام : خداوند را بر مردمان دو حجت است: حجتى بيرونى و حجتى درونى. حجت بيرونى همان فرستادگان و پيامبران و امامان عليهم السلام هستند و حجت درونى همان خردها.

 

۲۰۳۲-تبلیغ در بند هشت زندان+ محبت حقیقی در امید حقیقی

۱۹ فروردین
کد خبر: ۴۴۵۲۶۴ | تاریخ مخابره :۱۳۹۷/۱/۱۹ – ۰۸:۱۴ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۵
خاطرات طلبگی (۲۲)؛
تبلیغ در بند هشت زندان
حوزه/ انصافا نمازی که در مدت ۵۰ روز در بند هشت زندان به جماعت خواندم از حضور قلب بسیار بالایی برخوردار بود چون مصداق این روایت بود که نماز را طوری بخوانید که اخرین نماز شماست ، نمازی که اذان گوی نماز قاتل و مکبر قاتل ، کسی که جانماز را پهن می کرد قاتل و از همه مهمتر ۴۰ مأموم قاتل در پشت سر شما که هر لحظه امکان داشت که اگر از امام عصبانی بشوند او را هم به قتل برسانند!

به گزارش خبرگزاری «حوزه» جشنواره خاطره نگاری اشراق (خاطرات تبلیغ) اقدام به انتشار خاطرات منتخب ارسالی از سوی طلاب، در قالب کتاب «از لس آنجلس تا پنجره فولاد» نموده که در این نوشتار، خاطره آقای ابراهیم انجم شعاع را تقدیم حضور علاقمندان می کنیم.

* حضور قلب اجباری در  نماز

در یکی از سفرهای تبلیغی به زندان شهر کرمان اعزام شدم که اولین تجربه تبلیغ من در زندان بود. با مراجعه به مسئول فرهنگی زندان، شماره ی بندی که می بایست در انجام کار را شروع کنم مشخص می شد. وقتی وارد دفتر شدم روحانی قبلی که زودتر از من آمده بود، نسبت به بندی (بند هشت) که چند روز قبل رفته بود، معترض بود. مسئول فرهنگی بعد از احوال پرسی از من، سؤال کرد شما ورزشکار هم هستید یا نه؟ بنده گفتم در چند رشته ورزشی مثل کاراته، فول کونتاک و … هر کدام کمربند زرد را گرفته ام. او با خوشحالی گفت شما باید به بند هشت بروید و من هم قبول کردم  و راهی بند هشت شدم.

از چند درب می بایست عبور کنم تا به آن بند برسم. جالب بود نگهبانان هر درب از من سوال می کردند که حاج آقا توجیه شده ای و می دانی کجا دارید می روید؟ نمی ترسید؟!. من فقط می گفتم توکل بر خدا. بالاخره به سالن بند هشت رسیدم، دیدم بله اینجا ته خط است. انسان هایی با سبیل های آنچنانی و بدن های خالکوبی شده، در حال بازی قمار و پاسور و غیره بودند.

گاهی بازیشان را قطع کرده و با صدای مَشتی می گفتند حاج آقا سلام. معلوم بود مجموعه ایی از قلدرها را در خود جا داده بود.

* خیرمقدم یک زندانی به حاج آقای تازه وارد

بالاخره به نمازخانه رسیدم. بعد از اقامه نماز ظهر و عصر یکی از مأمومین جلو آمد و گفت: حاج آقا ببین خیلی سر به سر ما نگذارید. من سه نفر را به قتل رساندم، شما هم می شوید چهارمیش. یک کم ترسیدم. هر روز بیشتر با مأمومین خود آشنا می شدم و بر ترس من افزوده می شد. مثلا این که تکبیرگوی نماز جماعت برایم تعریف کرد که چگونه پدرخانم خود را کشته است و یا شخصی که هر روز جانمازم را پهن می کرد و بعد از نماز رحل قرآن برایم می آورد نقل کرد که چگونه زنش را خفه کرده است و یا اذان گوی ما نقل می کرد که چند قتل انجام داده است . تا سرانجام فهمیدم از ۷۰ نفری که از یک سالن ۳۰۰ نفری به نماز جماعت می آیند، ۴۰ نفر قاتل هستند؛ آن هم قتل ۲ الی ۳ نفر.

با فهمیدن این اطلاعات می خواستم از تبلیغ در آن بند انصراف بدهم. آن وقت بود فهمیدم چرا روحانی اولی انصراف داده بود. گفتم بالاخره باید یک روحانی باشد که آنها را هدایت کند، شاید هدایت شدند، توکل به خدا کردم و مرتب کلاس های آموزشی خود را برگزار می کردم. در این حین نمازهای من از یک حضور قلب بالایی برخوردار بود؛ چون انصافا بند بسیار خطرناکی بود. خیلی ها وارد این بند نمی شدند فقط بعضی وقت ها رئیس زندان می آمد یک نظارت می کرد؛ البته با یک گارد از سربازها که با باتون های برقی از او حفاظت می کردند و سریع بر می گشت.

هر روز به حضور قلب من در نماز جماعت افزوده می شد؛ وقتی می شنیدم که احتمال دارد برای فرار از زندان، روحانی را بکشند و لباس او را بپوشند یا اینکه اینها باید اعدام بشوند یک قتل یا سه قتل برایشان مهم نیست، بر ترس من افزوده می شد؛ اما بر خدا توکل می کردم و همچنان ادامه می دادم.

* اعتمادی که حاصل تبلیغ چند روزه در زندان شده بود

از همان اول کولرآبی نمازخانه ما خراب شده بود و ما می بایست در هوایی که آمیخته با دود سیگار بود، نماز می خواندیم. گاهی وسط نماز گلویم می گرفت؛ گاهی وسط قرائت قرآن، منصرف می شدم. بعد از نماز پیشنهاد دادم که برای خدا نذری برای سرمایش نمازخانه کنید تا خداوند هم توجه ای به شما کند تا فرجی در حکم شما حاصل شود. یکی از قاتل ها گفت من قبول می کنم. کارت عابر خودش را به من داد تا دو پنکه خریداری کنم که مبلغ ۱۲۰ هزار تومان می شد. وقتی به مسئولین فرهنگی گفتم تعجب کردند گفتند برای احتیاط، یک موجودی از کارت بگیرند وقتی موجودی گرفتیم، سه میلیون موجودی داشت. فهمیدم او به من اعتماد کرده است و تبلیغ این چند روزه بی نتیجه نبوده. پنکه ها خریداری شد و ما در هوایی پاک، کلاس های قرآن و احکام و اخلاق را برگزار می کردیم .

بند هشت بسیار خطر ناک بود. هر زندانی که از بند های دیگر را می خواستند تنبیه و جریمه کنند به مدت یک هفته او را به این بند می فرستادند. جالب این بود که هر زندانی که وارد این بند می شد می بایست مبلغ زیادی را به عنوان حق ورودی و تضمین زنده بودن خود به قلدران این بند می پرداخت و گرنه هیچ تضمینی نبود .

هر روز می بایست از هشت درب می گذشتم تا به سالن اصلی بند هشت برسم. تجربه ایی که من کردم بعضی از مسئولین می گفتند این ها دیگر آدم نمی شوند و باید بمیرند و دیگر ارشاد و وقت گذاشتن برای این انسان ها، وقت تلف کردن است؛ ولی من فهمیدم بعضی از اینها در زندان، تازه فطرتشان بیدار می شود و مجبور می شوند به دین روی بیاورند و کسی را می خواهند کمکشان کند و به آنها راه کار بدهد.

در همین بند هشت کسی را داشتیم که هر روز روزه بود. در همین مأمومین یک تاجر سنی پاکستانی داشتیم که  حافظ کل قرآن بود که در قرائت جزخوانی مرا همراهی می کرد و یکی از همین زندانی ها به علت زیاد مانوس بودن با قرآن، برای زندانیان استخاره قرآنی می گرفت.

جالب این بود هر وقت من در صحبت هایم به آیه ای از قرآن استناد می کردم او سریع قرآن را باز می کرد و آدرس آن را می گفت. بعضی از مامومین بودند که من به حال عبادت آنها غبطه می خوردم. اینها هر روز نوافل نمازشان ترک نمی شد و بعد از هر نماز زیارت عاشورا  و دعای فرج را با حالت تضرع می خواندند.

تجربه بسیار خوبی که من داشتم این بود که روحانی مبلغ باید آنقدر از جهت معنوی قوی باشد که مثل آب کر وقتی به نجاست و آلودگی می رسد آن را پاک کند وگرنه اگرخود آب قلیل باشد او هم آلوده می شود.

بند هشت فضایی پر از انسان های گناهکار، قسی القلب، دروغگو‌ و انسان های بی نماز بود. یکی از زندانی ها آمده بود مشاوره بگیرد؛ می گفت ۲۸ سال سن دارم یک رکعت نماز نخوانده ام؛ آیا راه برگشت است می توانم از اول شروع کنم ؟ در واقع می شود گفت آنها راهی جز توبه نمی بینند؛ چون هر روز باید آماده اعدام باشند و مرگ را همراه خود می بینند.

و نکته آخر اینکه انصافا نمازی که در مدت ۵۰ روز در بند هشت زندان به جماعت خواندم از حضور قلب بسیار بالایی برخوردار بود چون مصداق این روایت بود که نماز را طوری بخوانید که اخرین نماز شماست ، نمازی که اذان گوی نماز قاتل و مکبر قاتل ، کسی که جانماز را پهن می کرد قاتل و از همه مهمتر ۴۰ مأموم قاتل در پشت سر شما که هر لحظه امکان داشت که اگر از امام عصبانی بشوند او را هم به قتل برسانند!

با توکل به خداوند این تبلیغ به خوبی و موفقیت کامل به اتمام رسید و خوشبختانه بعضی از این زندانیان آزاد شدند و بعد از زندان با حقیر در ارتباط بودند.

 

۲۰۳۱- آیا آموزش جنسی در مدارس با آیات وحی هم خوانی و همأهنگی می تواند داشته باشد.؟+ محبت حقیقی در آموزش جنسی حقیقی

۱۷ فروردین
مشاهده آیه در سوره

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ۚ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَمِنْ بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ۚ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ ۚ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ ۚ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ ۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ.<<آیه ۵۸ سوره نور>>

مشاهده آیه در سورهای کسانی که ایمان آورده‌اید (بدانید که) بندگان ملکی شما و اطفال شما که هنوز به وقت احتلام و زمان بلوغ نرسیده‌اند باید (شبانه روزی) سه مرتبه از شما اجازه ورود بخواهند: یک بار پیش از نماز صبح و دیگر هنگام ظهر که جامه‌ها را از تن برمی‌گیرید و دیگر پس از نماز خفتن، که این سه وقت هنگام عورت و خلوت شماست (اکثر برهنه یا در لباس کوتاهید) و بعد از این سه بار اجازه، دیگر باکی بر شما و آنها نیست که (بی‌دستور) با بندگان و اطفال خود گرد یکدیگر جمع شوید و هر ساعت در کارها به شما مراجعه کنند. خدا آیات را بر شما چنین روشن بیان می‌کند، و خدا (به کار بندگان) دانا و (به مصالح خلق) آگاه است.
<<آموزش جنسی در مدارس آری، خیر، یا صورت سوم؟!>>
۱- چرا نباید مباحث جنسی در مدارس ابتدایی تدریس شود؟
۲- اگر برای عمل به آیه شریفه فوق الذکر و هم چنین اقتضای زمان و مکان دانش آموزان، نیاز به آموزش جنسی داشته باشیم،جه نوع آموزشی باید در مدارس ابتدایی تدبیر گردد؟
۳-آیا خانواده صالح یا <پایه جامعه صالح>، با آموزش جنسی در مدارس ابتدایی می تواند تشکیل گردد؟
۴- آیا ازدواج به هنگام <حیاه طیبه> با آموزش جنسی در مدارس ابتدایی امکان پذیر می شود؟
۵- آیا مشکل محرومیت عاطفه در خانه سالمندان، با آموزش جنسی در مدارس بر طرف می گردد؟
۶- آیا حرص و حسد جنسی در جامعه، با آموزش جنسی در مدارس ابتدایی درمان خواهد شد؟
۷- آیا سطح امید به آینده زندگی در شهروندان، با آموزش جنسی در مدارس ابتدایی تأمین می شود؟
http://lemonade.harazchand.com/wp-content/uploads/2016/02/sex_comic.jpg
۸-آیا صفات انسانی مانند صبوری و مسئولیت پذیری و لذت کمک  به کم توان ها در جامعه، با آموزش جنسی در مدارس ابتدایی، پایه ریزی و بارور می شود. یا اینکه خشونت تا آنجا پیش می رود که زنان در ورزش های مختص به جسم مردان به رقابت می پردازنند؟
۹- آیا با آموزش جنسی در مدارس، علم در خدمت لذات روحی و روانی پایدار و ثابت انسان قرار می گیرد، یا در محدوده به لذتهای جسمی انسان ختم می شود؟
۱۰- آیا با آموزش جنسی در مدارس ابتدایی به سبک غربی، انسان به مرز قانون تکوینی در حیوانات  می رسد. یا اینکه نه از حظّ فرشتگان بر خوردار می شود، و نه از نظم در غریزه حیوانات طرفی می بندد، و در نهایت صفات مذکر و مونث متغیر و سرگردان شده و تا مرز هم جنسگرایی و حذف خانواده و خود کشی  و تقلیل جمعیت و نسل پیش می رود.؟
۱۱- آیا آموزش جنسی در مدارس غربی مشکل افسردگی شهروندانشان را درمان نموده است؟
۱۲- آیا حس پرستش (کمال طلبی) در انسان، با آموزش جنسی در مدارس پاسخ مطمئن دریافت می کند؟
۱۳- ایا لذت از اخلاق فردی و جمعی با اموزش جنسی در مدارس ابتدایی حداقلی می شود، یا حداکثر شهروندان از آرامش و آسایش آن بر خودار می شوند؟
۱۴- اگر دانش آموزان در دوران ابتدایی آموزش جنسی داشته باشند، چه لذتهایی را بدست می آوردند، و در مقابل تا چه سطحی از لذتهای پایدار محروم می شوند؟
 
 

۲۰۳۰-عمل امّ داود یکی از اعمال مستحبی پانزدهم رجب است.+ راهکار رسیدن به محبت حقیقی

۱۳ فروردین

 

اعمال روز نیمه رجب,پانزدهم رجب

عمل امّ داود یکی از اعمال مستحبی پانزدهم رجب است

 

نیمه رجب‌المرجب ، سومین روز از ایام البیض است، مومنان و مخلصان علاوه بر توجه ویژه به ماه رجب و بهره برداری از آن، فرصت نیمه رجب را غنیمت شمرده و هم‌ نوا با معتکفان اعمال ویژه این روز برای تقرب بیشتر به ذات باری‌تعالی به جا می‌آورند.

یکی از اعمال سفارش شده برای امروز عمل ام داوود است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

ام داوود کیست؟
فاطمه معروف به ام داوود، مادر داوود پسر زاده امام حسن مجتبی (ع) و مادر رضاعی امام صادق (ع) بوده است.

ام داوود ماجرایش را چنین نقل کرده است: منصور دوانیقی لشکری به مدینه فرستاد و با محمدبن عبداللّه بن حسن مثنی جنگید و او و برادرش ابراهیم را کشت.

منصور همچنین عبداللّه محض، پدر محمد و ابراهیم را با تعدادی از سادات حسنی دستگیر و اسیر کردند و به بند و زنجیر کشیده بودند و فرزند من داوود هم در میان آنان بود که او را از مدینه به بغداد منتقل نمودند و به سیاه چال زندان انداختند.

حادثه دستگیری و زندانی بودن فرزندم که از او اطلاعی نداشتم و گاهی هم خبر مرگ او را به من می‌دادند برایم بسیار تلخ و دردناک بود و روزگارم با اشک و آه و گریه و ناله می‌گذشت، حتی برای رفع مشکل خود و اندوه جانکاهی که با آن دست به گریبان بودم از اشخاص صالح و مومن درخواست می‌کردم برای رفع ناراحتیم دعا کنند اما از دعای آنان هم نتیجه‌ای نگرفتم.

یک روز با خبر شدم امام صادق(ع ) که با فرزندم داوود از من شیر خورده بود بیمار شده است، به دیدن او شتافتم و از آن حضرت عیادت کردم. هنگامی که می‌خواستم از حضورش مرخص شوم فرمود: از داوود خبر تازه‌ای نداری؟ با شنیدن نام داوود داغ من تازه شد و اشکم سرازیر گردید و با آه درد آلودی ناله سردادم: مدت زیادی است از او خبری ندارم. فرزندم در عراق زندان است و من از دوری او و سرنوشت نامعلوم او سخت در عذاب و ناراحتی گرفتارم، از شما که برادر رضاعی اوهستی تقاضا می‌کنم برای نجات و آزادی او دعا کنی.

امام صادق(ع ) با مشاهده وضع نگران کننده من، فرمود: چرا تاکنون از دعای استفتاح غفلت کرده‌ای؟ مگر نمی‌دانی که به‌وسیله این دعا درهای آسمان گشوده می‌شود و فرشتگان الهی دعاکننده را مژده اجابت می‌دهند و هیچ حاجتمند و دردمند و دعاکننده‌ای مایوس نمی‌شود و خداوند هم پاداش خواننده این دعا را بهشت قرار داده؟

با شنیدن چنین مژده‌ای که با خواندن آن دعا دریافت داشتم، از حضرت سوال کردم: ای مولای من و ای فرزند خاندان پاک و معصوم، آن دعا چیست؟ و آداب آن چگونه است؟

امام صادق(ع ) فرمود: ای مادر داوود ماه محترم رجب نزدیک است و در این ماه مبارک دعا مستجاب می‌گردد، همین‌که ماه رجب رسید سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم آن را که ایام بیض و شبانه روز نورانی نام دارد روزه بگیر. نزدیک ظهر روز پانزدهم غسل کن و هشت رکعت نماز با رکوع و سجود دقیق و حساب شده انجام بده.

آن گاه حضرت دستور کامل اعمال و آداب دعای مخصوص را به من تعلیم داد.

ماه رجب فرا رسید و اعمالی که امام صادق(ع) گفته بود را انجام دادم و پسرم داوود آزاد شد، داوود را نزد امام صادق(ع ) بردم و آن حضرت به فرزندم گفت: علت آزادی تو از زندان این بود که منصور دوانیقی، علی(ع ) را در خواب دیده بود و حضرت علی(ع) به منصور فرموده بود اگر فرزند مرا آزاد نکنی تو را در آتش خواهم انداخت، منصور هم درحالی که لهیب آتش را نزد خود مشاهده می‌کرد ناچار به آزادی تو اقدام کرد.

ام داوود می‌گوید از امام صادق(ع ) سوال کردم: ای مولای من آیا این دعا را در غیر ماه رجب هم می‌توان خواند؟ آن حضرت فرمود: اگر روز عرفه با جمعه هماهنگ شود این دعا را می‌توان خواند و هرکس هم به این دعا اقدام کند پس از پایان، خداوند او را مشمول غفران و آمرزش خود قرار می‌دهد.

 

۲۰۲۹- سبک های زندگی در سیره حضرت امام علی علیه السلام+ محبت حقیقی در زندگی حقیقی

۰۸ فروردین

دورس سبــــــــک زنــــــــدگی از حضـــــــرت امـــــــــام علـــــــی علیه السلام

http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/92-05/07/369530_568.jpg

۱- حضرت مولی علی علیه السلام با دست خود به یتیمان غذا می خورانند.

(( پدر موفق کسی است که با فرزند خود غذا بخورد، یا بازی کند یا فیلم نگاه کند))

۲-حضرت امیر الموحدین علیه السلام کودکان را می خندند.

(( پدر موفق آن است که فرزندان خود را عاقلانه و هدفدار خندان کند.))

۳- حضرت علی علیه السلام با محبت به فرزندان یتیم فرزندان خویش را از بلایا محفوظ می نمودند.

(( پدر موفق آن است که با خدمت به فرزندان بی سرپرست و یا بد سرپرست و محتاج و محروم فرزند حود را از حملات و هجمه شیطان و شیطان پرستان در امان بدارد.))

۴- حضرت مولی الموحدین با فرزندان خود مشورت می کردند.

(( پدر موفق آن است که از فرزندان خویش در تناسب علم و سن آنان قدرت مشورت داشته باشد.))

۵- حضرت امام المتقین علیه السلام اکرام و احترام پدر را بر فرزند مقدم می داشتند.

(( پدر موفق آن است که مقدم بودن خود بر فرزندش را با احترام پدر خود و همسرش عینی و عملی نماید نه اینکه فرزندانشان را به احترام امر و نهی کند.))

 

۲۰۲۸-راه کارهاي حفظ و تداوم انقلاب اسلامي+ محبت حقیقی راهکار استمرار انقلاب اسلامی

۰۸ فروردین

راه کارهاي حفظ و تداوم انقلاب اسلامي

نویسنده: آيت الله محمدتقي مصباح يزدي(دامت برکاته)

اگر انقلاب اسلامي ايران تداوم راه انبياست (که هست) و اگر وعده خداوند سبحان که فرمود:«كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي»۷۶ و فرمود: «وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن ينصُرُهُ»۷۷، قطعي است (که هست) ما هم در تداوم انقلاب اسلامي که تداوم راه انبيا عليهم السلام است، کوشا خواهيم بود و هم چشم اميد به امدادهاي غيبي خواهيم داشت، چنان که تاکنون اين چنين بوده است.۷۸

۱. مقدمه
پس از آن که دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي تبيين و به آسيب هاي فراروي نظام اسلامي اشاره شد، اين مسأله به ميان خواهد آمد، براي اين که بتوان اين انقلاب را با تمام دستاوردهاي آن حفظ کرد و آسيب هاي فراروي آن را پشت سر گذاشت چه بايد کرد؟ در اين جاست که سخن از وظايف سنگيني به ميان مي آيد که بر دوش يکايک ما گذاشته شده است تا اين انقلاب به مسير خود ادامه دهد و از انحراف وا سقوط مصون ماند. براي حفظ و تداوم نظام اسلامي بايد چاره انديشيد و راهکارهاي بقاي آن را شناخت. از اين رو، اين درس به راهکارهاي حفظ انقلاب اسلامي اختصاص يافته است.

۲. تکليفي سنگين در برابر نعمتي بزرگ
خداوند متعال، در قبال اعطاي هر نعمتي، تکليفي متناسب با آن براي بندگان مقرر فرموده است. بر اساس بينش الهي، سراسر عالم هستي، ميدان انجام تکليف و گذراندن امتحانات الهي است:
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا؛۷۹ همو كه مرگ و زندگى را پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد.
نعمت هايي که خداوند در اين جهان به بندگان عطا مي کند، وسيله اي براي آزمايش آنان است. هر اندازه که نعمت بيشتري در اختيار انسان قرار گيرد، ابزارهاي آزمايشي نيز افزايش ميابد و تکليف سنگين تري متوجه انسان مي شود. البته گفتني است آن آزمايش و تکليف نيز نعمت ديگري به شمار مي رود که زمينه تکامل انسان را فراهم مي سازد. در صورتي که آزمايش و تکليفي در کار نبود، هرگز انسان نمي توانست به سعادت ابدي دست يابد، زيرا پاداش اخروي و ابدي نتيجه تلاش هايي است که به عنوان اداي تکليف و آزمايش انجام مي گيرد.
ملت انقلابي ايران که در اين دوران، از بزرگ ترين نعمت هاي الهي برخوردار گرديده است، بزرگ ترين تکليف تاريخ را هم بر دوش دارد. مطالعه تاريخ نشان مي دهد که نعمتي به عظمت پيروزي انقلاب اسلامي، در اختيار هيچ پيامبر، امام و مصلحي قرار نگرفته است. با توجه به اين وسعت و عظمت نعمت، عظمت تکليف ملت ايران نيز روشن مي گردد. هرچند که پيروزي انقلاب اسلامي، در واقع، در حکم پيروزي اسلام است و بر اساس آن تکليف بر گردن تمام مسلمانان مي آيد؛ ليکن بديهي است که ايرانيان تکليف ويژه اي در اين مورد دارند، زيرا نقطه اي که نور، به طور مستقيم، بر آن مي تابد، با نقطه اي که به طور غيرمستقيم در معرض نور است، تفاوت زيادي دارد. نور انقلاب به طور مستقيم به جامعه ي ايران تابيد و ديگران نيز به طور غيرمستقيم از آن بهره بردند.
بنابراين تکليفي که در قبال پيروزي انقلاب اسلامي، متوجه مردم ايران مي شود، با ساير مسلمانان متفاوت است، تکليف اقشار مختلف جامعه ايران نيز بايکديگر تفاوت دارد. به عنوان نمونه، اگر عنصر فرهنگ، اساسي ترين عنصر اسلام تلقي شود، بزرگ ترين بعد پيروزي اين انقلاب نيز بعد فرهنگي آن خواهد بود. از اين رو، استفاده کنندگان اصلي اين نعمت نيز، در درجه اول، اقشار فرهنگي جامعه خواهند بود که مصداق خارجي آنها، حوزه ها و دانشگاه هاهستند. بنابراين، وظيفه اين اقشار، از اقشار ديگر جامعه بسيار سنگين تر است.
خداوند متعال انتظار ندارد که به سبب اعطاي نعمت ها، سودي عايد او شود. در دعاي حضرت امام حسين عليه السلام در روز عرفه، به اين حقيقت اشاره شده است: الهي تقدس رضاک ان يکون له علة منک فکيف يکون له علة مني؛ خداوندا، خشنودي تو منزه تر از آن است که علتي از طرف تو داشته باشد. پس چگونه از طرف من تواند داشته باشد؟ خداوند با مشخص کردن تکاليفي براي انسان ها، زمينه اي براي گسترش رحمت خود فراهم کرده است. انقلاب اسلامي زمينه اي را فراهم ساخت تا در آن، به دست ملت ايران، ساير انسان ها به رحمتهاي معنوي الهي دست يابند، زيرا نور و رحمت اسلام، اختصاص به ملت و نژاد خاصي ندارد و اين نور که از ذات اقدس الهي تابيده، براي بهره گرفتن تمام انسان ها در طول تاريخ است و هر انساني حق بهره برداري از اين نور را دارد. ليکن اين حق براي تمام انسان ها تحقق پيدا نمي کند و طاغوتيان مانع رسيدن اين نعمت به تمام انسان ها مي شوند. مبارزه با طاغوت، براي اين است که راه رسيدن به اين نعمت و نور الهي فراهم گردد و موانع، از سر راه انسان ها برداشته شود. اما علاوه بر رفع موانع، بايد به تقويت مقتضي نيز انديشيد و اين نور الهي را به اقطار جهان رساند.به عبارت ديگر، آن کساني که اين نور را به طور مستقيم دريافت کرده اند، امانتي را در نزد خود دارند که بايد به سايرين برسانند:
إِنَّ اللّهَ يأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا؛۸۰ خدا به شما فرمان مى‏دهد كه امانت‏ها را به صاحبان آنها رد كنيد.
امروزه، در روي اين کره خاکي، هر انساني در هر گوشه اي از اين جهان و از هر نژاد، مليت، مذهب و فرهنگي، حق استفاده از نور اسلام را دارد و ما امانتداري هستيم که بايد اين امانت را به دست صاحبان حق برسانيم. از اين رو، بايد براي اداي تکليف نسبت به اين انقلاب، راه هاي استمرار و بقاي آن را شناخت و در اين جهت گام برداست.

۳. مفهوم «استمرار انقلاب»
سه برداشت در زمينه ي استمرار انقلاب وجود دارد که دو قسم آن مورد قبول مي باشد. طبق نخستين برداشت قابل قبول، نبايد به محض وقوع انقلاب، مردم وظيفه ي خود را پايان افتاده قلمداد کنند؛ بلکه بعد از پيروزي نظامي و سياسي بايد حالت بسيج و آمادگي مردم همچنان حفظ و تقويت شود تا به وسيله ي آنان، جميع مفاسد، کمبودها، و نارسايي ها اصلاح و رفع گردد و انقلاب به سرمنزل مقصود برسد.
بر اساس دومين برداشت قابل قبول از معناي «استمرار انقلاب»، کساني که با ايجاد انقلاب، دچار زيان شده اند، در صدد برخواهند آمد تا نظام را به هر طريق ممکن، از درون فرو پاشند و در اين مسير پس از نااميدي از گمراه ساختن کساني که در انقلاب نقش ايفا کرده اند، به سراغ نسل هاي بعد رفته، از طريق انجام فعاليت هاي فرهنگي و فکري، زمينه گمراهي آنان را فراهم مي سازند تا از شمار طرفداران انقلاب کاسته شود. از اين رو، بر همه مردم واجب است که از اين دسيسه ها غفلت نورزند و اجازه ندهند تا آثار و نتايج زيان بار اين فعاليت دامنگير جامعه و انقلاب شود.
مطابق سومين برداشت از معناي استمرار انقلاب، که غير قابل قبول مي باشد، رهبران و زمامداران هر انقلابي، پس از آنکه نظام سابق را سرنگون ساختند و خود بر اريکه ي قدرت تکيه زدند، اهتمامشان همه مصروف حفظ وضع موجود مي شود، روحيه ي انقلابيشان به روحيه ي محافظه کاري جاي مي سپرد و عزمشان بر ايجاد دگرگوني هاي اساسي، کلي و فراگير سستي مي پذيرد. اهداف و مقاصد انقلاب، آهسته آهسته فراموش مي شود و انقلابيون ديروز و حاکمان امروز، کساني را که هنوز شور و گرماي انقلاب را در دل و جان دارند، به تندروي، خيال پردازي، آرمان گرايي غير واقع بينانه و عدم توجه به مسايل و مشکلات موجود و محدوديت هايي که نهاد حکومت و سياست در ميدان تغيير اجتماعي دارد، متهم مي کنند و به اين ترتيب، پا جاي پاي نظام سابق مي گذارند و حتي مرتکب همان ستم ها و بيدادگري هايي مي شوند که مظالم و مطاعن همان نظام محسوب مي شود. خلاصه آن که، انقلاب با تبديل به نظام انقلابي به تدريج از جنبش و پويايي مي افتد و حتي ضد انقلاب مي شود. از اين رو، به يک انقلاب جديد حاجت مي افتد و اين انقلاب جديد، دير، يا زود، پديد مي آيد، حاکمان کنوني را از سرير قدرت به زير مي کشد و نظام انقلبي جديدي بر سر کار مي آورد. اما بايد دانست که پشتوانه اين نظريه، اصل ديالکتيک است که ارزش و اعتباري ندارد و با برهان قابل پاسخ گويي است که در درس هاي نخستين اين کتاب، به برخي از آن ها اشارتي رفت. بنابراين، نمي توان نتيجه گرفت که پس از گذشت مدتي از عمر هر انقلاب حتما مي بايست انقلاب ديگري رخ دهد؛ بلکه مديران جامعه مي توانند به اصول انقلاب، وفادار باشند و دستاوردهاي آن را حفظ کرده بر رشد و تعالي آن بيفزايند.

۴. راه کارهاي حفظ و تداوم انقلاب اسلامي
جهت حفظ و بقاي انقلاب اسلامي راه کارهايي وجود دارد که بايد مورد توجه حاميان انقلاب قرار گيرد و غفلتي در اين زمينه صورت نگيرد. برخي از اين کارها عبارتند از:

الف – تحکيم باورها و ارزش هاي اسلامي
همان گونه که خداوند متعال پيامبر خويش را از يک سو، با نصرت و مددهاي غيبي خود و از سوي ديگر، به وسيله مؤمنان به پيروزي رساند، در اين عصر نيز امام خميني رحمه الله را، از يک سو، با مددهاي غيبي، نصرت الهي و عوامل روحي و معنوي و از سوي ديگر، به دست ملت مسلماني که ايمان واقعي به اسلام و انقلاب داشتند و طالب رضايت خداوند و برقراري حکومت عدل اسلامي به دست امام زمان بودند، تقويت و تأييد فرمود. مادامي که اين ايمان، و نه اظهار ايمان، باقي باشد، به انقلاب هيچ گزندي نخواهد رسيد.
بنابراين، در صورتي که ملت ايران، پايه هاي ايمان خود را محکم و عقايد بر حق خود را تقويت کند، هرگز تحت تأثير تبليغات سوء واقع نخواهد شد و به خود سستي راه نخواهد داد:
وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ؛۸۱ و اگر مؤمني، سستى مكنيد و غمگين مشويد چرا كه شما برتريد.
در درجه ي بعد بايد تلاش کرد که اين ايمان را با عمل صالح آبياري کرد تا همچنان پابرجا باقي بماند.از اين رو در بسياري از آيات قرآن کريم، خداوند متعال ايمان را در کنار عمل صالح ذکر فرموده است.۸۲ در درجه ي بعد نيز بايد روابط با دوستان و خودي ها را، که سمبل ايمان و عشق به ولايت است، تقويت کرد و از نفوذ غير خودي ها جلوگيري کرد، چرا که رابطه با آنان موجب قطع رابطه با خداوند خواهد گرديد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ؛۸۳ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، يهود و نصارى را دوستان [خود] مگيريد [كه] بعضى از آنان دوستان بعضى ديگرند و هر كس از شما آن ها را به دوستى گيرد، از آنان خواهد بود.
حاصل آن که، پاسداري از آرمان هاي اسلامي، يکي از ضمانت هاي حفظ نظام جمهوري اسلامي است. در صورتي که اين اهداف به فراموشي سپرده نشوند و در عمل نيز به اجرا درآيند، خداوند متعال، همان گونه که در ايجاد انقلاب، مردم را ياري رساند، در بقاي آن نيز چتر حمايت خود را بر سر آنان نگه خواهد داشت. تقويت اعتقاد به ولايت فقيه در ميان جوانان و زدودن شبهات پيرامون آن، از وظايف خطيري است که در جهت پاسداري از آرمان هاي اسلامي از اهميت خاصي برخوردار است، به ويژه آن که نوک پيکان حملات دشمن بر همين نقطه نشانه رفته است.
راه کار عملي مبارزه با انحرافاتي از اين قبيل اين است که مردم از نظر فکري و شناخت اسلامي آنچنان تقويت شوند که افکار انحرافي در آن ها اثر نگذارد و جنبه ي آگاهي ديني به طوري قوي باشند که تحت تأثير شبهات واقع نشوند، و بالاتر، شبهه ها را هم پاسخ گويند و اسلام صحيح را بشناسند تا مخالفان مکتب نتوانند افکار غير اسلامي را به جاي اسلام به آنها تحويل دهند. بنابراين براي حفظ ماهيت نظام که همان اسلامي بودن آن است، بايد احکام و مباني اسلامي را در جامعه ترويج کرد.
بديهي است که روحانيت مي تواند نقشي اساسي در اين زمينه ايفا نمايد، چرا که اسلام، دين خاتم انبيا، کامل ترين مکتب و جامع تمام راه کارهايي است که انسان براي قرب خداوند به آن ها نياز دارد، و سعادت دنيا و آخرت او، تنها با پاي بندي به اين شريعت جاويدو آسماني ميسّر مي شود. از سوي ديگر، براي شناسايي درست و دقيق اسلام و احکام و معارف آن، مي بايد به کتاب خدا و سنّت معصومان عليهم السلام مراجعه کرد. اين امر عظيم و ظريف از عهده هر کسي برنمي آيد، و شاهد اين مدعا، تمام بدعت ها و افراط ها و تفريط ها و انحرافاتي است که از صدر اسلام تا کنون، و به نام قرآن و اسلام صورت پذيرفته است. از اين روي براي آن که اسلام بتواند نقش خويش را در سعادت انسان به نحو کامل ايفا کند بايد کساني باشند که راه شناخت واقعي آن را بدانند.اما تنها راه شناخت اسلام واقعي در زمان فقدان ائمه اطهار عليهم السلام و غيبت امام عصر عبارت است از تحقيق درست در کتاب و سنت با به کارگيري ادله قطعي عقلي؛ چرا که در اين دوران، دسترسي به امام معصوم عليه السلام عادتا ميسور نيست. بر اين اساس براي يافتن حقيقت تعاليم و معارف وحي مي بايد به کمک شيوه ها و براهين قطعي عقلي به کتاب و عترت مراجعه کرد و علوم و مواريث اهل بيت عليهم السلام را به دست آورد، و اين کار، تنها به دست متخصصان سخت کوش و با تقواي علوم دين صورت مي گيرد، و در اختيار همه مردم نهاده و تبليغ مي شود؛ يعني در واقع فقيهان و عالمان راستين دين هستند که با بهره گيري از علوم عقلي و نقلي، روايات و احاديث معتبر، معارف و احکام دين را از منابع و معادن آن برمي آورند، و به تعليم و تبيين و نشر آن ها مي پردازند. بنابراين، بقا و پويايي اسلام، در گرو وجود فقيهان پرهيزگار و روحانيون تقواپيشه اي است که جسم و جان خود را وقف دين خدا ساخته و ادامه راه پيامبران و امامان معصوم عليهم السلام را بر عهده گرفته اند.
با توجه به اين که هم مردم و هم مسؤولين نظام جمهوري اسلامي، وظيفه اي خطير در تحکيم ارزش هاي اسلامي دارند، آيا از نظر شما از زمان پيروزي انقلاب اسلامي،کوتاهي در اين امر صورت گرفته است؟ اگر پاسخ مثبت است به موارد مختلفي که در ذهن داريد، اشاره کنيد. گفت و گو با دوستان مي تواند در اين زمينه، حقايق بيشتري را بر شما اشکار سازد.

ب – اهتمام نسبت به مسايل فرهنگي
از آن جا که دشمنان خارجي انقلاب براي به فساد کشاندن اخلاق و باورهاي مردم تلاش هاي فراواني مي کنند و نيز از آن جا که آفات داخلي انقلاب در دو بعد علم و اخلاق، عارض زمامداران و مردم مي شود بايد گفت که آفات انقلاب عمدتاً فرهنگي هستند و بنيادي ترين و سودمندترين شيوه ي حفظ و تقويت انقلاب، فعّاليّت هاي آموزشي و پرورشي است. اگر مردم و مسؤولان و دست اندرکاران امور و ش<ون جامعه انقلابي تعليم و تربيت صحيح و کافي نيابند، هيچ اميدي به دوام و سلامت انقلاب نخواهد بود، هر چند شخص رهبر و تني چند از زمامداران و متصديان امور از جهت صالح و شايسته باشند. مگرنه اين که انقلاب اسلامي اي که چهارده قرن پيش در جزيره العرب به رهبري بي نظير پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله صورت پذيرفت، پس از مدت بسيار کوتاه به انحراف کشيده شد و بدان جا رسيد که امويان و عباسيان زمام کارها را در دست گرفتند و به شوه جباران و ستمگران عمل کردند؟ در واقع، هرچند رهبري اي برتر و بهتر از رهبري آن حضرت ممکن و متصور نيست، ولي آن رهبري بي مانند هم نمي توانست ضامن دوام و سلامت انقلاب باشد؛ زيرا اين امر تابع چند و چون علم، اخلاق، عمل، بينش و گرايش عموم مردم است که تا آن زمان از تعليم و تربيت درست، به حد کفايت، برخوردار نشده بودند.
بنابراين، براي «استمرار» انقلاب – به گونه اي که هم ضدّ انقلاب را در همه ميدان ها مغلوب سازد و هم به جميغ اهداف و قاصد خود نائل آيد – مؤثرترين و مفيدترين کاري که مي توان و بايد کرد فعاليت فرهنگي، به وسيع ترين معناي اين کلمه است. بايد تلاش کرد تعداد بيشتري از مردم با احکام و تعاليم اسلام آشنا شوند و هيچ فرد، گروه يا قشري از اين آشنايي فرخنده محروم نماند و اين آموزه ها و فرموده ها هرچه بيشتر در ژوفاي دل و جان افراد رسوخ يابد. علاوه بر اين که در تعليم و تربيت ديني مردم هيچ فرد، گروه يا قشري را فراموش نمي کنيم و به هيچ درجه و رتبه اي از معرفت ديني اکتفا نمي ورزيم، بايد از آگاه کردن مردم نسبت به اوضاع و احوال سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه خودمان و نيز ديگر جوامع به هيچ روي غفلت نورزيم.
ج – تقويت و برتري توان نظامي بر اساس بينش هاي بشري، هرگاه تهديد نظامي متوجه يک جامعه شود، بايد مراحلي را براي مقابله با آن در نظر گرفت و اگر تشخيص داده شد که دشمن از نفرات، تکنولوژي، آموزش،پشتيباني و امور ديگري که سرنوشت جنگ را رقم مي زند، برتري دارد، عقل اقتضا مي کند که راه صلح با دشمن در پيش گرفته شود. در تاريخ نمونه هاي فراواني از اين دست وجود دارد. کساني که در فتنه هاي بزرگ دچار چنين خطرهايي شده بودند، با تصميم عاقلانه تلاش کردند تا به هر نحو ممکن با دشمن سازش کنند يا بي طرفي را برگزينند تا در دراز مدت خود را درگير چنين معرکه هايي نسازند؛ به عنوان نمونه، برخي از کشورهاي اروپاي مرکزي برا نرفتن زير بار تعهدات ناشي از عضويت در سازمان ملل متحد و داشتن زندگي آرام، به عضويت اين سازمان در نيامدند.
اما چنين بينشي با بينش اسلام سازگاري ندارد، زيرا بر اساس آموزه هاي اسلامي، بايد در مقابل دشمن از تمام ابزار عادي و اسباب مادي بهره برد و از برتري نظامي دشمن جلوگيري کرد. از ديدگاه اسلام، مسلمانان بايد تلاش کنند تا از پيشرفته ترين تجهيزات نظامي برخوردار گردند و برخي سلاح ها را از انحصار کشورهاي قدرتمند خارج سازند. پس بايد در جهت تهيه ادوات جنگي و دفاعي تلاش کرد و اين آيه را که شعار نيروهاي مسلح در آغاز پيروزي انقلاب اسلامي بود، از ياد نبرد:
وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ؛۸۴ و آنچه از نيرو در توان داريد، بسيج نماييد.
اسلام به اسباب مادي و ابزارهاي ظاهري توجه دارد و حتي در زمينه ي تأمين هزينه هاي جنگ رهنمود ارائه مي دهد. قرآن کريم در مقام تشويق مردم به جهاد، تنها به نيروي انساني اکتفا نمي کند و در بسياري از آيات، ابتدا جهاد با مال را مطرح مي کند.۸۵ مردم بايد قبل از آن که نوبت به نيروي انساني برسد، هزينه جنگ را تأمين کنند، حتي اگر الزامي از طرف دولت اسلامي نباشد؛ زيرا در اسلام خط فاصلي بين دولت و ملت وجود ندارد و هر وقت جامعه نيازي داشته باشد، تمام مردم بايد مشارکت داشته باشند. چنان که دفاع نظامي نيز فقط مخصوص نيروهاي مسلح نيست، بلکه تمام نيروهاي مردمي در هنگام نياز بايد مشارکت داشته باشند و در کنار نيروهاي نظامي خود پيکار کنند.
ويژگي اسلام در بين مکاتب مختلف جهان اين است که به کارگيري تمام توان را در جهت دفاع، مورد تأکيد قرار مي دهد. در عين حال توصيه مي کند که هيچ گاه نبايد خود را در برابر دشمن، خوار، ضعيف و شکست خورده احساس کرد؛ زيرا هر اندازه توان و نيروي مسلمانان کم باشد اگر تمام توان خود را براي دفاع از خود به کار بندند، خداوند متعال اين کمبودها رابا نظرهاي غيبي خود جبران خواهد کرد. شرط بهره گيري از حمايت الهي اين است که مؤمنان تمام آنچه که در توان دارند را براي دفاع به کار گيرند و وجود برخي از افراد و گروه هاي مختلف، آنان را از اين فيض محروم نمي سازد. قرآن کريم نيز هنگامي که از تاريخ اسلام و ديگر اقوام سخن مي گويد، بر اين نکته تأکيد دارد که مؤمنين واقعي که حاضر به اجراي دستورات خداوند هستند و مال و جان خود را در راه اسلام، دين حق و نظام عادلانه در طبق اخلاص مي گذارند، بايد در اين زمينه ي جديت داشته باشند؛ حتي اگر در کنار آنان، افرادي سست عنصر، راحت طلب و تنبل وا حتي معاند و توطئه گر حضور داشته باشند.

د – حفظ وحدت کلمه
وحدت کلمه که عامل اساسي در پيروزي انقلاب است، در حفظ انقلاب نيز نقش مهمي ايفا مي کند. براي ايجاد وحدت در جامعه يک محور مشترک نياز است تا همگان حول محور آن در حرکت باشند. محبت و الفت ميان مؤمنان نيز از اموري است که وحدت را در جامعه ي اسلامي به ارمغان مي آورد و ضامن بقاي انقلاب خواهد گرديد.
البته بايد توجه داشت که ملاک وحدت در جوامع، مختلف است؛ گاه همخوني، گاه همزباني و گاهي نيز هموطن بودن، ملاک ايجاد وحدت در جامعه است. اما چنين اموري نمي توانند پيوند دهنده ي واقعي قلب ها باشند. از اين رو، بايد دين را به عنوان ملاک وحدت در جامعه قرار داد تا روابط اجتماعي به بهترين شکل در جامعه برقرار شود و عملا رهبر ديني را محور وحدت قرار داد و با اطاعت از و وحدت رفتاري را تحقق بخشيد و از تفرق و تنازع جلوگيري کرد.

ه – حفظ شور و نشاط انقلابي
بر تارک اين انقلاب، نام امام خميني رحمه الله مي درخشد که در اعلاميه ها و سخنراني هاي خود در اوايل نهضت، مباحثي را مورد تأکيد قرار مي داد که مورد غفلت مسلمانان واقع شده بود. ايشان در اين مباحث که حول ارزش ها و آرمان هاي انقلاب رقم مي خورد، مردم را به پذيرفتن و عملي ساختن اين ارزش ها دعوت مي کرد، زيرا دوري از همين باورها و ارزش ها بود که مسلمانان آن زمان را دچار نوعي خواري ساخته بود و آنان را زيريوغ مستکبران برده بود.
مرد ايران نيز با آن فطرت پاک خويش پذيراي اين دعوت شدند و با ايشان پيمان بستند که در راه تحقق آرمان هاي خود از پاي ننشينند. سرانجام، اين عهد و ميثاق، منجر به پيروزي انقلاب اسلامي گرديد. بايد توجه داشت که زماني اين انقلاب دچار انحراف خواهد شد که آن اهداف و آرمان ها فراموش شود و ارزش هاي ديگري جانشين آنها گردد.
براي جلوگيري از انحرافات، بايد مراقب بود که شور و نشاط براي تحقق آرمان ها رنگ نبازد؛ شور و نشاطي که ارزش ها و باورهاي انقلابي را مستحکم مي سازد و پشتوانه اي نيرومند براي يک حرکت اجتماعي ايجاد مي کند. خواه ناخواه در طول زمان، عواطف و احساسات انقلابي کمرنگ مي شود و بايد عاملي وجود داشته باشد تا با تغذيه ي فکري افراد، انقلاب را از اين آفت طبيعي برهاند. آفتي که دامنگير بني اسرائيل شد و دل هايشان به مرور ايام سخت و سخت تر شد و حرکت اجتماعي آنان را با مشکل مواجه ساخت:
فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ؛۸۶ و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا كشيد و دل هايشان سخت گرديد.
پس گذشت زمان، مي تواند عاملي منفي براي کمرنگ شدن عواطف و ارزش هاي انقلاب باشد. با گرم نگه داشتن تنور انقلاب و ارزش هاي آن مي توان با انحرافات مبارزه کرد و آن ها را خنثي ساخت. بايد زمينه ي زنده ماندن ارزش ها و باورهاي اسلامي را تقويت کرد تا اين انقلاب بتواند در سايه عواطف و احساسات ديني، از هرگونه انحراف مصون ماند.
نظام جمهوري اسلامي، علي رغم توطئه هاي مختلف دشمنان خارجي و داخلي خود، همچنان سرافرازانه به عمر خويش ادامه مي دهد. به نظر شما از ميان عواملي که براي حفظ و تداوم انقلاب اسلامي ذکر گرديد، کدام يک از عوامل، نقش بيشتري در بقا و ثبات جمهوري اسلامي داشته اند؟ آيا عوامل ديگري نيز به ذهن شما مي رسد که در اين جا ذکر نشده باشد؟ در اين زمينه با دوستان خود گفت و گو کنيد.

۵. خلاصه و نتيجه گيري
۱. براي حفظ و تداوم انقلاب اسلامي، که به سبب دستاوردهاي بزرگ آن، مواجه با تهديدات بزرگي نيز هست، بايد راهکارها و تدابيري انديشيده شود.
۲. ملت انقلابي ايران که در اين دوران، از بزرگ ترين نعمت هاي الهي برخوردار گرديده است، بزرگ ترين تکليف تاريخ را هم بر دوش دارد و از اين رو، بايد بيش از هر ملت ديگري به راهکارهاي حفظ آن بينديشد.
۳. برداشت هاي مختلف از مفهوم «استمرار انقلاب» وجود دارد، ليکن برداشت صحيح اين است که افراد انقلابي، از دسيسه هاي متوجه نظام، غفلت نورزند و اجازه ندهند آثار و نتايج زيانبار فعاليت هاي مخرب، دامنگير جامعه و انقلاب شود.
۴. تحکيم باورها و ارزش هاي اسلامي، اهتمام نسبت به مسايل فرهنگي، تقويت و برتري نظامي، حفظ وحدت کلمه، و حفظ شور و نشاط انقلابي، از جمله راهکارهايي اساسي است که براي حفظ و استمرار انقلاب اسلامي ضرورت دارد.
منابعي براي مطالعه ي بيشتر:
۱. جوادي آملي، عبدالله، بنيان مرصوص امام خميني رحمه الله در بيان و بنان آيت الله جوادي آملي، گردآوري و تنظيم: محمدامين شاه جويي، قم: مرکز نشر اسراء، چ ۶، ۱۳۸۴.
۲. محمدي ري شهري، محمد، رمز تداوم انقلاب در نهج البلاغه، قم: چاپ مهر، [بي تا].
۳. مصباح يزدي، محمدتقي، جهشي در تحولات سياسي تاريخ، تدوين و نگارش: قاسم شبان نيا، قم: مرکز انتشارات مؤسسه ي آموزشي و پژوهشي امام خميني رحمه الله، چ۱، ۱۳۸۴.
۴. ــــــــــــــــ، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن،[بي جا]: مرکز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، چ ۲، ۱۳۷۲.
۵. ـــــــــــــــــــ، عبرت هاي خرداد، تدوين و نگارش: عليرضا تاجيک و حسين شفيعي، قم: مرکز انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني رحمه الله، چ۱، ۱۳۸۳.

پي نوشت ها :
۷۶.مجادله (۵۸)، ۲۱.
۷۷.حج (۲۲)، ۴۰.
۷۸.جوادي آملي، عبدالله، بنيان مرصوص امام خميني رحمه الله در بيان و بنان آيت الله جوادي آملي، ص ۳۶۴.
۷۹.ملک (۶۷)، ۲.
۸۰.نساء (۴)، ۵۸.
۸۱.آل عمران (۳)، ۱۳۹.
۸۲.بقره (۲)، ۲۵، ۸۲ و ۲۷۷؛ آل عمران (۳)، ۵۷؛ نساء (۴)، ۵۷، ۱۲۲ و ۱۷۳؛ مائده (۵)، ۹ و ۹۳؛ اعراف (۷)، ۴۲؛ يونس (۱۰)، ۴ و ۹؛ هود (۱۱)، ۲۳؛ رعد (۱۳)، ۲۹؛ ابراهيم (۱۴)، ۲۳؛ کهف (۱۸)، ۲، ۳۰ و ۱۰۷؛ مريم (۱۹)، ۹۶؛ طه (۲۰)، ۷۵ و انبياء (۲۱)، ۹۴؛ حج (۲۲)، ۱۴، ۲۳، ۵۰ ۵۶؛ نور (۲۴)، ۵۵؛ شعراء (۲۶)، ۲۲۷؛ عنکبوت (۲۹)، ۷، ۹ و ۵۸؛ روم (۳۰)، ۱۵ و ۴۵؛ لقمان (۳۱)، ۸؛ سجده (۳۲)، ۱۹؛ سبأ (۳۴)، ۴؛ فاطر (۳۵)، ۷؛ ص (۳۸)، ۲۴ و ۲۸؛ غافر (۴۰)، ۵۸؛ فصلت (۴۱)، ۸؛ شوري (۴۲)، ۲۲، ۲۳ و ۲۶؛ جاثيه (۴۵)، ۲۱ و ۳۰؛ محمد (۴۷)، ۲ و ۱۲؛ فتح (۴۸)، ۲۹؛ طلاق (۶۵)، ۱۱؛ انشقاق (۸۴)، ۲۵؛ بروج (۸۵)، ۱۱؛ تين (۹۵)، ۶؛ بينه (۹۸)، ۷ و عصر (۱۰۳)، ۳.
۸۳.مائده (۵)، ۵۱.
۸۴.انفال (۸)، ۶۰.
۸۵.انفال (۸)، ۷۲؛ توبه (۹)، ۲۰، ۴۱، ۴۴، ۸۱ و ۸۸ و حج (۲۲)، ۱۵.
۸۶.حديد (۵۷)، ۱۶.

 

۲۰۲۷- مراحل تشکیل توّکل مؤثّر و مفید+ مراحل توکل حقیقی

۰۸ فروردین

[[و ما توفیقی الا بالله]]

تـــــــوفــــــــــــیــــــــــــــــق

 مــــــــــــــــــــن اللّـــــــــــــــه

۱- تاء توفیق= توکل کردن     ۲- واو توکل= ورع طلبیدن     ۳- فاء توکل=  فدیه دادن  

   ۴- یاءتوکل=یقین داشتن    ۵- قاء؛توکل=قسمت باوری

http://www.koodakpress.ir/media/2018/02/7553404_489-300x210.jpg

برای دریافت توفیق من الله نیاز است انسان بستراطلاعات لازم آنرا داشته، تا بتواند به توفیق لازم دست پیدا نماید.با توجه به تقسیم بندی فوق بدست می اید که شیطان و پیروان آن در ظاهر موفق و لکن در باطن مغلوب و شکست خورده و رها شده اند، و در باطن آنها عدم توفیق بصورت آتش برای صاحبان چشم برزخی هویدا است، چنانکه قرآن انسان ظالم را هیزم جهنم معرفی نموده که گداخته و شعله ور می شود.این تبیین توفیق ما را به این نقطه می رساند که انسان افسرده یعنی کسی که دوران موفقیت ظاهری او به پایان رسیده، و باطن او در قالب انواع افسردگی و جسم کشی (خود کشی) برای دیگران ظاهر می شود. ظالمان کودک کش و ضعیف سیتز در ظاهر موفق و لکن در باطن مغلوب و شکست چشیده می باشند. و این تعریف از پاسخ حضرت زینب سلام الله علیها به طالمان کربلا استخراج و استنباط می گردد.

https://static.asset.aparat.com/lp/7955174-8558-l.jpg

الف- انسان کافر و ظالم نمی تواند  توفیق توکل داشته باشد.  ۲- انسان مشرک و فاسق در حریم توفیق الهی قادر نیست وارد شود.  ۳- انسان حسود و خسیس حاضر به صدقه دادن و خدمت که نردبان توکل است، نمی شود.  ۴- انسان با عقاید باطل یقین به توفیق الهی ندارد.  ۵- انسان قاسق و فاجر همیشه به ارزاق دیکران دست اندازی می کند.

 

۲۰۲۶- تعریف وفق (جفت و جور شدن کارها) در احادیث امام جواد علیه السلام+ توفیق حقیقی

۰۷ فروردین

الْمُؤ مِنُ یَحْتاجُ إ لى ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفیقٍ مِنَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ، وَقَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ.

فرمود: مؤ من در هر حال نیازمند به سه خصلت است : توفیق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود، قبول و پذیرش نصیحت كسى كه او را نصیحت نماید.

سوالات:http://img.tebyan.net/big/1390/03/176473232180193145143815220319925516145130.jpg

۱- وفق کار خیر با کار خیر توسط چه کسی صورت می پذیرد؟

۲- وفق کار شر با شر توسط چه قدرتی اذن و اجازه اقدام می گیرد؟

۳- چگونه رابطه وفق و اختیار آدمی قابل جمع است؟

۴- ایا توفیق ابتدایی برای رسیدن به آروزها کافی است؟

۵-توفیق یک دانش آموز در چه مواردی فردی است و در چه مواردی در گرو اجتماع می باشد؟

۶- در چه مواردی توفیق مومن و منافق مشترک است؟

۷- چگونه از کلمه توفیق می توان به اختیار آدمی پی برد؟

۸- آیا شیطان از جانب خداوند متعال توفیق در ارشاد یا انحراف انسانها دارد؟

۹- ایا برخی شکست های زندگی هم می تواند توفیق من الله باشد؟

۱۰- جمله «و ما توفیقی الا بالله »کدام سوالات بالا را باطل می داند؟https://static.netshahr.com/www.netshahr.com/images/2017-08/Veladat-Emam-javad-2017-08-16-09-15-46.jpg

قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى‌ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ رَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَ ما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى‌ ما أَنْهاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ «۸۸»هود

(شعيب) گفت: اى قوم من! آيا انديشيده‌ايد كه اگر من دليل روشنى از طرف پروردگارم داشته باشم و او مرا رزق نيكويى (مثل نبوّت) از سوى خود عطا كرده باشد، (چگونه مى‌توانم مخالفت او كنم؟) و من نمى‌خواهم نسبت به آنچه شما را از آن نهى مى‌كنم، خود مخالفت كنم (ومرتكب آن شوم).

من به جز اصلاح به مقدار توانم، خواسته‌ى ديگرى ندارم و جز به لطف خداوند، توفيقى براى من نيست، (از اين روى) بر او توكّل كرده‌ام و به سوى او بازگشته‌ام.((نکته ها))

در آيه‌ى قبل، كفّار اعتراض داشتند كه چرا ما از تصرّف در اموالمان آزاد نباشيم؟ حضرت شعيب عليه السلام در اين آيه جواب مى‌فرمايند كه اگر من شما را از تصرّفِ بى‌قيد و شرط محدود مى‌كنم، به جهت اصلاح زندگى و جامعه‌ى شماست، نه به خاطر دشمنى، حسادت، تنگ نظرى و يا امور ديگر، زيرا مصالح فردى نبايد موجب ضرر و زيان به مصالح عمومى شود.

 

۲۰۲۳-نقش جهان بینی مادران در چرخش تربیتی فرزندان + نقش محبت حقیقی مادران درتربیت حقیقی فرزندان

۲۸ اسفند
شناسه خبر : ۱۰۵۲۶
تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۲/۲۷ ۱۱:۴۵
 نقش جهان بینی مادران در چرخش تربیتی فرزندان

در نشست مبانی تربیتی سند تحول ازنگاه شهدا مطرح شد؛

نقش جهان بینی مادران در چرخش تربیتی فرزندان

پانزدهمین نشست از سلسله نشست های تخصصی مبانی پنج گانه تربیت در سند تحول بنیادین و معارف قرآنی در وصیت نامه شهدا با حضور بانوان فرهیخته فرهنگی در نمازخانه خواهران ساختمان مركزي وزارت آموزش و پرورش برگزر گردید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیر خانه ستاد همکاری ها ،حجت الاسلام درودی در این نشست گفت ؛زیر ساخت های مبانی نظری نظام مقدس جمهوری اسلامی سخت به آموزه های مکلوتی محتاج  است.

*حرفهای تحول آفرین همسران شهدا

معاون امو استانهای دبیرخانه ستادهمکاریها گفت؛ شهدا حرفهای تحول آفرینی  در عرصه خانواده برای تشکیل جامعه صالح از خود به یادگار گذاشته اند.

وی با اشاره به  وصیت نامه ، فهیمه باباییان پور همسر شهید گفت؛در حالات این بانوی محترم  آمده است ،ایشان شرط  رضایت خود را بر ای ازدواج ، جاری شدن خطبه عقد توسط امام راحل (ره) و دعای برای شهادت عروس و داماد اعلام  نمودند.

سخنران این نشست گفت؛ نگاه آرمان گرایانه این بانوی با فضیلت حاوی این پیام است ،اگر تربیت آخرت محور باشد به هیچ عنوان آسیب های ویرانگراجتماعی و پدیده شوم  طلاق و جدایی زوج های به وجود نیامده  و بازار فساد درفضای مجازی و حقیقی تا این اندازه سیل  بنیان کن نخواهد شد.

*تربیت آخرت محور چالشها را به فرصت تبدیل می کند 

حجت الاسلام درودی یاد آوررشد ؛ تحقق كامل رسالت دين اسلام، علاوه بررشد همه جانبه ارزش های دينی، مستلزم پيشرفت متوازن و همه جانبه ،جامعه صالح است و  اگر رویکرد تربیت، آخرت مدار باشد، حجم بزرگی از چالش های اجتماعی به فرصت ها تبدیل می گردد.

حجت الاسلام درودی درادامه یکی ازدلایل  فضای نا آرام  برخی خانواده ها را رویکرد فرد محور و نگاه مادی دانست و گفت؛ اگر سبک تربیت شهدا را در دستور کار زندگی خود داشتیم، مقوله ازدواج و تشریفات آن برای خوش آمد دیگران  و فخر فروشی پایه ریزی نمی شد که باید با تلخ کلامی اذعان کنیم ،متاسفانه هم اکنون شاهد بالا رفتن سن ازدواج تا مرز ۴۰ سال هستیم .

*تقوا ،چرخشی  تحول آفرین برای تربیت نسلی پاک 

وی گفت ؛در سند تحول می خوانیم، یکی از چرخش های تحول ” از کنترل بیرونی و ایجاد محدویت به خویشتن بانی، (تقوا) ارزش مداری عقلانی مسئولیت پذیری” است، براین اساس راهکار نجات خانواده بعنوان پایه برای رسیدن به جامعه صالح باید در ستور کار برنامه ریزان فرهنگی و آموزشی قرار گیرد.

معاون امور استانهای ستاد همکاری ها یاد آور شد؛، خانم باباییان پور بعد از شهادت همسرش آرمان او را با تشکیل خانوده صالح مطابق با  دستورات اهل بیت علیم السلام ادامه داد و درس صالح بودن را به بانوان سرزمین خود  ابلاغ نمود.

وی گفت؛ سند تحول با الهام از وصیت نامه شهدا در صفحه ۲۲۳ سند. (بند۷-۴-۱)  به ما گوشزد می کند “نهاد خانواده، که نقش غير قابل انکاری در تربيت برعهده دارد، يکي از نهادهای بنيادی جامعه به شمار می آيد”.

*نسخه شفا بخش سند تحول برای تربیت 

حجت الاسلام درودی افزود ؛ یکی از دلائل اصرار رهبر فرزانه انقلاب  برای عملیاتی شدن سند تحول این است که این سند وزین در ایده پردازی، دارویی را کشف نموده که بر آمده از آموزه های وحیانی وسیره معصومین علیهم السلام  بوده  و آرامش ماندگار را در دوره های مختلف زندگی به انسان هدیه می کند.

معاون امور استانهای دبیرخانه ستاد همکاریها  عنوان نمود؛ یکی از راههای تربیت نیروی انسانی در تراز آموزه های قرآنی و ارزش های انقلاب اسلامی ،خود ارزیابی است که خانم فهیمه باباییان پور در وصیت نامه خود ؛خواسته قلبی خود را چنین ابراز می کند “دلم می خواهد ای آنان که گوش شنوایی برای سخنان حقیر دارید سعی کنید به حساب هر روزتان در شب برسید و علاوه برامید  به خدا خوف از عذابش هم داشته باشید.” این همان چیزی است که در سند تحول بنیادین تحت عنوان خود ارزیابی در صفحه ۱۲۶ (بند۵-۳-۶-۱) آمده است .

فهمیه بابائیان‌پور که بود 

او در فروردین ١٣٤٣ به دنیا آمد و در هفتم فروردین ١٣٦٧ در حادثه‌ای ناگهانی درگذشت.

شهید غلامرضا صادق زاده هم که مشغول پاکسازی مین های به جا مانده در خرمشهر پس از آزادسازی این شهر بود، بر اثر انفجار این مین ها به شهادت رسید. غلامرضا پس از عملیات بیت المقدس و در اواخر خردادماه ۶۱ برای آخرین بار به تهران آمد و فهیمه به خاطر خوابی که در همان روزها دیده بود، اطمینان داشت که پس از این همسرش را نخواهد دید.

پس از انفجار، تنها چیزی که در میان پیکر متلاشی غلامرضا به چشم می خورد، حلقه ازدواجش بود که رویش نوشته شده بود: تنها ره سعادت/ ایمان، جهاد، شهادت…

 

آخرین اخبار

تلاش کنیم در فصل بهار از قافله عقب نمانیم

انتشار نسخه الکترونیکی ستاد همکاری ها در آیینه رسانه ها «ویژه اسفندماه»

نقش جهان بینی مادران در چرخش تربیتی فرزندان

از سال آینده هرماه روند اقامه نماز در مدارس توسط وزارتخانه رصد و پایش می شود

نیم نگاهی به نقطه نظرات معاونین ستادی آموزش و پرورش پیرامون همکاری با حوزه علمیه

کارگاه توانمند سازی روحانیون آموزش و پرورشی در تبریز بر گزار شد

خیز بلند ستاد همکاری ها برای تحقق سند تحول بنیادین /گزارشی از عملکرد دبیر خانه ستاد در سال ۹۶

فعالیت ۲۰ هزار روحانی برای اقامه نماز جماعت در مدارس کشور

مصداق های عملی حیات طیبه در سیره و منش شهدا

اهتمام به سند تحول ؛ لازمه تحقق برنامه های فرهنگی آموزش و پرورش

آمادگی مهارت افزایی ۵ هزار روحانی شاغل در آموزش و پرورش را داریم

از دل نگرانی های مقام معظم رهبری برای آسیب های اجتماعی تا مصوبه ای که حال تعلیم و تربیت را خوب می کند.

توسعه اخلاق دینی رسالت مهم حوزه در فضای آموزش و پرورش است

در قاب دوربین / تصاویری از حضور وزیر آموزش و پرورش در حرم حضرت معصومه و دبیرخانه ستاد همکاری ها

حرکت بر مبنای تحول نیاز به نقشه جامع و برنامه ریزی دارد

وزیر آموزش و پرورش با آیت الله العظمی جوادی آملی دیدار و گفت وگو کرد

برای تحقق سند تحول نیازمند فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی هستیم

راه تحول بنیادین در آموزش و پرورش تربیت معلم دینمدار است

در قاب تصویر/سومین نشست فصلی ستاد همکاری های حوزه های علمیه و آموزش و پرورش

طرح ۵ساله تعامل بیشتر حوزه و آموزش و پرورش در ستاد همکاری ها مصوب شود

 

۲۰۲۱-رابطه محبت حقیقی و استفاده حقیقی از وقت+ محبت حقیقی حافظ وقت حقیقی

۲۳ اسفند

نشاطی پیش ازین بود آن قدم رفت                                        غروری کز جوانی بود هم رفت
حدیث کودکی و خودپرستی                                                   رها کن کان خیالی بود و مستی
چو عمر از سی گذشت یا خود از بیست                                  نمی‌شاید
دگر چون غافلان زیست
نشاط عمر باشد تا چهل سال                                                       چهل ساله فرو ریزد پر و بال
پس از پنجه نباشد تندرستی                                                         بصر کندی پذیرد پای سستی
چو شصت آمد نشست آمد پدیدار                                               چو هفتاد آمد افتاد آلت از کار
به هشتاد و نود چون در رسیدی                                                     بسا سخنی که از گیتی کشیدی

وز آنجا گر به صد منزل رسانی                                                        بود مرگی به صورت زندگانی
اگر صد سال مانی ور یکی روز                                                       بباید رفت ازین کاخ دل افروز
پس آن بهتر که خود را شاد داری                                                  در آن شادی خدا را یاد داری نظامی

http://bayanbox.ir/view/1809162668392309467/52.jpg

سیلاب گرفت گرد ویرانه‌ی عمر                                             و آغاز پری نهاد پیمانه‌ی عمر
بیدار شو ای خواجه که خوش خوش بکشد                         حمال زمانه رخت از خانه‌ی عمر  حافظ

 

۲۰۱۹-محبت حقیقی در غزل ۴۷۳ خواجه حافظ

۲۰ اسفند
پندها و پیام های غزل ۴۷۳

۱- وقت را غنیمت دان، آن قدر که بتوانی              حاصل از حیات، ای جان، این دم است، تا دانی

سوال یک: آیا شهروندان بدون آموزش قادر هستند، وقت را در سطح غنائم درک و فهم نموده و از آن حراست کنند؟

سوال دوم: آیا دانش اموزان و دانشجویان بدون اجبار قادرند وقت خود راغنیمت دانسته و از بهره برداری آن لذت ببرند؟

سوال سوم:آیا انسان بدون اجبار سود پرستی وقت خویش را به عنوان سرمایه احترام می کند؟

۲- کام بخشی گردون، عمر در عوض دارد                    جهد کن، که از دولت، داد عیش بستانی

سوال چهارم: آیا در دنیا مادی امکان دارد قاعده داد و ستد از برای انسانی استثناء داشته باشد؟

سوال پنجم: چگونه رابطه وقت در محیط اجتماعی و فضاهای آموزشی با قاعده داد و ستد جهان ناسوت تعامل عاقلانه و جاودان دارد؟

سوال ششم: جناب خواجه حافظ قصد ارشاد خلق را دارد یا اینکه حال خود را بیان نموده و یا هر دو احتمال موجود و مشهود است؟

سوال هفتم:چگونه محبت حقیقی در استفاده از وقت قابل مشاهده می باشد؟

http://s4.picofile.com/file/8178360034/Norooz_Kamalolmolk1.bmp

 

۲۰۱۷-ثوبان چه شخصیتی دارد؟ اهل بیت (ع) چه نظری درباره او و روایات او دارند؟+ برد محبت حقیقی تا کجاست؟

۰۹ اسفند
ثوبان چه شخصیتی دارد؟ اهل بیت (ع) چه نظری درباره او و روایات او دارند؟
پرسش
ثوبان چه شخصیتی دارد؟ اهل بیت (ع) چه نظری درباره او و روایات او دارند؟ معنای مولا در عبارت «ثوبان مولا رسول الله» چیست؟
پاسخ اجمالی

«ثوبان» که از او به عنوان «مولا رسول الله» یاد شده است، از جمله غلامانی بود که توسط پیامبر (ص) آزاد شد، و پس از آزادی از یاران پیامبر و دوست دار اهل بیت (ع) شد. درباره شدّت محبّت و علاقه وی به پیامبر (ص) و خاندانش روایتی در برخی از کتاب های حدیثی بیان شده است.

 

پاسخ تفصیلی

نام چند نفر از اصحاب رسول خدا (ص) ثوبان بوده است، امّا اسم ثوبان با وصف «مولا [۱] رسول الله» تنها به یک شخص گفته شده است. [۲]

 

بنابراین، ثوبان یکی از اصحاب رسول خدا است و با اطلاعات اندکی که درباره او وجود دارد، حداقل می توان به شدت علاقه او به پیامبر اسلام (ص) و خاندان او، پی برد.

 

در رجال شیخ طوسی آمده است، ثوبان که کنیه اش «اباعبدالله» است، از اصحاب پیامبر (ص) است. [۳] و بنابر نقل عسقلانی در «الاصابة» ثوبان از اصحاب مشهور پیامبر (ص) است که نخست پیامبر (ص) وی را خرید و سپس آزاد کرده است، ولی ثوبان با میل و اختیار خود و تا آخر حیات پیامبر اکرم (ص)، به ایشان خدمت کرده است. [۴]

 

گفتنی است که در کتاب های معتبر روایی ما؛ مانند کتب اربعه، روایتی از او نقل نشده است، امّا در دیگر کتاب های حدیثی تعدادی روایات از او نقل شده است. از جمله روایاتی که از او رسیده است و در آن می توان به علاقه او به رسول خدا و اهل بیتش (ع) دست یافت، روایتی است که پیامبر (ص) از علاقه ثوبان به خود و اهل بیتشان می پرسند که ثوبان می گوید: به خدا قسم اگر با شمشیرها قطعه قطعه شوم، یا بدنم با قیچی بریده شود، یا در آتش سوزانده شوم و … برای من آسان تر از آن است که نسبت به شما و اهل بیت و اصحابتان کوچک ترین ناخالصی در دل داشته باشم. [۵]

 

طبرسی در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه «وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً»، [۶] می گوید: گفته شده است این آیه در شأن ثوبان خادم پیامبر (ص) نازل شده است؛ زیرا روزی به خدمت پیامبر (ص) رسید در حالی که پریشان و مریض بود. پیامبر (ص) به او فرمودند چه شده است؟ گفت: بیمار نیستم ولی در این فکرم که فردای قیامت، اگر وارد جهنم شوم، هرگز شما را نمی بینم و اگر وارد بهشت شوم، مقام و منزلتی بسیار پایین تر از شما خواهم داشت که نمی توانم به حضورتان برسم، همین موضوع است که مرا اندوهناک کرده است. در این هنگام بود که این آیه نازل شد و پیامبر به او فرمود: به خدا قسم! ایمان هیچ مسلمانی کامل نمی شود تا این که مرا از خودش و پدر و مادرش و همسر و فرزندانش و از همه مردم بیشتر دوست داشته باشد. [۷]

 

بنابراین با توجه به مطالب بیان شده، می توان وی را از محبان رسول خدا و خاندان پاکش دانست.

 

اما همان طور که از قرائن مشخص شد،معنای کلمه «مولا» در صفتی که برای ثوبان آمده است (ثوبان مولا رسول الله)، می تواند به معنای آزاد شده رسول خدا، یا به معنای عبد رسول خدا باشد، ولی با توجه به این که ثوبان در همان ابتدا، توسط پیامبر (ص) آزاد شده بود، معنای اول با شخصیت وی سازگارتر است.

 

در پایان خاطر نشان می کنیم که از ثوبان روایات چندانی در منابع شیعی وجود ندارد، لذا نظری از اهل بیت (ع) درباره روایات او یافت نشد.

 

 


[۱] واژه “ولایت” و “مولى” از ماده “ولى” گرفته شده و اهل لغت معانى گوناگون را براى آن برشمرده‏اند: مالک، عبد، معتِق (آزاد کننده) معتَق (آزاد شده)، صاحب (همراه)، قریب (مانند پسر عمو)، جار (همسایه)، حلیف (هم پیمان)، ابن (پسر)، عمّ (عمو)، ربّ، ناصر، منعِم، نزیل (کسیکه در جایى سکنى گزیند) شریک، ابن الاخت (پسر خواهر)، محبّ، تابع، صهر (داماد)، اولى بالتصرف (کسى که از جهاتى بر تصرف در امور شخصى دیگرى، از خود او شایسته‏تر است). برگرفته از نمایه «معنای ولایت»، سؤال ۱۵۳ (سایت: ۱۱۵۶) .

[۲] . عسقلانی، ابن حجر، الاصابة، ج۱، ص ۵۲۸، دار الکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۵ق.

[۳] . طوسی، محمد بن حسن، رجال طوسی، ص ۳۱، انتشارات حیدریه، نجف، ۱۳۸۱ ق.

[۴] . الاصابة، ج ۱، ص ۵۲۸.

[۵] . تفسیر امام حسن عسکری (ع)، ص ۳۷۰، مدرسه امام مهدی (عج)، قم، ۱۴۰۹ق؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۱۰۰، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق.

[۶] . نساء، ۶۹.

[۷] . طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۱۰، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ش.

 

 

۲۰۱۴-تفریظ رهبر انقلاب بر کتاب ” سرباز کوچک امام” + کاربردمحبت حقیقی در زندان اموی یا بعثی

۰۵ اسفند

سرباز کوچک؛ شگفتی بزرگ

تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «سرباز کوچک امام»+ فیلم

حوزه/ متن تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب «سرباز کوچک امام (رحمه‌الله)» منتشر شد.

دانلود

در این کتاب، خاطرات دوران اسارت آزاده‌ی سرافراز آقای مهدی طحانیان در سنین نوجوانی در زندان‌های رژیم بعث عراق (۱۳۶۱ تا ۱۳۶۹) روایت شده است.

بسمه تعالی
سرگذشت این نوجوان شجاع و با هوش و صبور در اردوگاه‌های اسارت، یکی از شگفتی‌های دفاع مقدّس است؛ ماجراهای پسربچّه‌ی سیزده چهارده ساله‌ای که نخست میدان جنگ و سپس میدان مقاومت در برابر مأموران درنده‌خوی بعثی را با رفتار و روحیه‌ای اعجاب‌‌‌انگیز، آزموده و از هر دو سربلند بیرون آمده است. دلْ بر مظلومیّت او میسوزد ولی از قدرت و تحمّل و صبر او پرمیکشد؛ این نیز بخشی از معجزه‌ی بزرگ انقلاب اسلامی است. در این کتاب، نشانه‌های خباثت و لئامتِ مأموران بعثی آشکارتر از کتابهای مشابهی است که خوانده‌ام. به‌هرحال این یک سند باارزش از دفاع مقدّس و انقلاب است؛ باید قدر دانسته شود.
خوب است سست‌پیمان‌های مغلوب‌دنیاشده، نگاهی به امثال این نوشته‌ی صادقانه و معصومانه بیندازند، شاید رحمت خدا شامل آنان شود.
۹۶/۴/۱۲
کتاب «سرباز کوچک امام(رحمه‌الله)» به قلم سرکار خانم فاطمه دوست‌کامی و در ۷۶۱ صفحه، توسط انتشارات پیام آزادگان منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «سرباز کوچک امام»+
تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «سرباز کوچک امام»+
 

۲۰۱۲-ارتباط بدون پیوند قلبی سازنده نخواهد بود/کلام ائمه(ع) تفسیر آیات قرآن است.+ محبت حقیقی و رفتار آرامش بخش

۰۴ اسفند

جمعه ۴ اسفند ۱۳۹۶ \ الجمعة ٧ جمادى الثانية ١٤٣٩ \ Friday, February 23, 2018

کد خبر: ۴۴۱۶۵۶ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۲/۴ – ۰۸:۲۰ | سرویس: مراجع و علما ۲
آیت الله العظمی جوادی آملی:
ارتباط بدون پیوند قلبی سازنده نخواهد بود/کلام ائمه(ع) تفسیر آیات قرآن است
حوزه/ ما در جامعه زندگی می کنیم و موجودی اجتماعی هستیم، بدون ارتباط با دیگران زندگی میسور نیست و از طرف دیگر ارتباط بدون پیوند قلبی سازنده نخواهد بود.

به گزارش خبرگزاری«حوزه»،  حضرت آیت الله جوادی آملی در جلسه درس اخلاق پنجشنبه های خود که در نمازخانه بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار گردید، به ادامه شرح جملات قصار حضرت امیر علیه السلام در نهج البلاغه پرداختند و اظهار داشتند: بسیاری از جملات قصار حضرت، قبلاً در خطبه ها، نامه ها و یا وصایای حضرت بیان شده است. جملاتی که امروز خوانده خواهد شد نیز در یکی از نامه های حضرت به مالک اشتر آمده است و البته در این جملات حضرت در حقیقت اوصاف خاندان عصمت و طهارت(ع) را شرح می دهد و می فرماید: «صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ، وَالْبَشَاشَةُ حِبَالَةُكك الْمَوَدَّةِ، وَالاِْحْتِمالُقَبْرُ العُيُوبِ. الْمُسَالَمَةُ خَبْءُ الْعُيُوبِ، وَمَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ»؛ سينه شخص عاقل‏ صندوق اسرار اوست و «خوشرویى‏» دام محبت است و «تحمل ناراحتي‏ها» قبرعيوب است، سؤال و پرسش وسيله پوشاندن عيبها است و آنكس كه از خود راضى‏ باشد خشمگين بر او زياد خواهد بود.

ایشان ادامه دادند: حضرت در اینجا می فرماید سینه یک انسان عاقل صندوق رازهای اوست لذا این رازها را تنها برای افرادی بگویید که از آنها درس اخلاقی می گیرند. همچنین به ما توصیه شده است که صدر را باید مشروح کرد؛ «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي» اما کلیدش باید به دست خود انسان باشد. کلید دل، زبان است در نتیجه نباید انسان هر جایی زبان باز کند و سخن بگوید.

معظم له خاطرنشان کردند: ما در جامعه زندگی می کنیم و موجودی اجتماعی هستیم، بدون ارتباط با دیگران زندگی میسور نیست و از طرف دیگر ارتباط بدون پیوند قلبی سازنده نخواهد بود در نتیجه برای اینکه شما دوست دیگران باشید و دیگران دوست شما باشند «وَالْبَشَاشَةُ حِبَالَةُكك الْمَوَدَّةِ»، گشاده رویی، تحمل و ادب آن توری است که در اقیانوس عظیم جامعه، دل های افراد را صید می کند.

حضرت آیت الله جوادی آملی تصریح داشتند: ما یک «محبت» داریم و یک «مودت»؛ مودت، پاک تر و منزه تر از محبت و به عشق نزدیکتر است لذا در رابطه با اهل بیت علیهم السلام فرمود «قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودة فی القربی»، از طرف دیگر این نکته را مورد تاکید قرار می دهد که شما پیروان قرآن و عترت باید دو اصل را رعایت کنید؛ یک مودت داشته باشد و دوم اینکه مودت شما تنها در این خاندان استقرار داشته باشد چراکه دوستی به تنها مشکلی را حل نمی کند، دوستی اهل بیت(ع) را بسیاری از افراد که شیعه نیز نیستند در دل دارند، اما مودت یعنی تمام دوستی و دوستی تمام! و دیگر علائق نیز باید در این مسیر باشند.

ایشان به بخش دیگری از کلام حضرت امیر علیه السلام اشاره کردند و ادامه دادند: حضرت فرمود «وَالاِْحْتِمالُقَبْرُ العُيُوبِ»؛ انسان اگر تحمل داشته باشد، هم عیب دیگران را می پوشاند و هم عیب خود او پوشانده می ماند و آبرویش حفظ می شود، در ادامه نیز می فرماید «وَمَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ»؛ کسی که از خودراضی است تحمل نقد و شنیدن نقص خود را ندارد تا بتواند به آنها آگاه شود و خود را اصلاح کند لذا با همین عیوب در جامعه ظاهر می شود و دشمنان فراوانی پیدا می کند.

حضرت آیت الله جوادی آملی به شرح جمله هفتم از مجموعه جملات حضرت امیر(ع) در نهج البلاغه پرداختند و بیان داشتند: حضرت می فرماید «الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ، وَأَعْمَالُ الْعِبَادِ فِي عَاجِلِهِمْ، نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِي آجِلِهِمْ»؛ «صدقه‏» و كمك به نيازمندان داروى مؤثرى است و اعمال‏ بندگان در اين دنيا نصب العين آنها در آخرت خواهد بود؛ صدقه یک عبادت است که مانند سایر عبادات نیاز به نیت دارد، در اینجا  حضرت از صدقه به نیازمند واقعی به داروی نافع تعبیر کرده است، حضرت در جای دیگری فرمود اگر نیازمندی به سراغ شما آمد بدانید آن نیازمند را خدا فرستاده است «إِنَّ الْمِسْكِينَ رَسُولُ اللَّهِ» همان خدایی که به شما امکانات داده است، همان خدا آن نیازمند را به سراغ شما می فرستد تا «آتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ».

ایشان ابراز داشتند: حضرت در ادامه می فرماید «وَأَعْمَالُ الْعِبَادِ فِي عَاجِلِهِمْ، نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِي آجِلِهِمْ»؛ هرکاری که در دنیا انجام می دهید در آخرت در برابر چشمان شماست، در حقیقت کلام ائمه(ع) تفسیر آیات قرآن است، قرآن می فرماید «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ* وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ‏».

معظم له در توضیح جمله هشتم از جملات قصار حضرت امیرعلیه السلام اذعان داشتند: حضرت در جمله بعد می فرماید «اعْجَبُوا لِهذَا الاِِْنْسَانِ يَنْظُرُ بِشَحْمٍ وَيَسْمَعُ بِعَظْمٍ، وَيَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ»!! تعجب كنيد از اين انسان كه با يك قطعه چربی مي بيند، با قطعه گوشتى سخن ‏مي ‏گويد و با استخوانى مي ‏شنود و از شكافى نفس مي كشد! در حقیقت حضرت ما را متوجه نعمتهای بیشماری که خداوند به انسان عطا کرده و قدرت بی انتهای او می کند و در جایی دیگر از نهج البلاغه می فرماید اگر پری از طاووس جدا کنید با وجود این همه رنگ، آن پر دقیقا به رنگ همان قسمت خاص خود در می آید. انسانی که از یک قطره آب خلق شده است با قدرت پروردگار این خلقت پیچیده را یافته است با این حال عده ای معتقدند که خدا قابل اثبات نیست! در حالی که انسان غرق در دریای توحید است اما مثل ماهی که در آب به دنبال دریا می گردد از آن غافل است.

حضرت آیت الله جوادی آملی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشتند: فرمود این اشک اسلحه شماست «سِلاحُهُ الْبُکاءُ» در دعای کمیل می خوانیم که حضرت می فرماید کارایی سلاح آه و اشک بیش از کارایی سلاح آهنی است، آهن برای دشمن بیرونی است اما «آه» برای مهار دشمن درونی است و دشمن درونی بسیار خطرناک تر از دشمن بیرونی است چرا که از ما دین و آبرو را می خواهد.

ایشان در خصوص جمله نهم از جملات قصار حضرت امیر علیه السلام در نهج البلاغه ابراز داشتند: حضرت می فرماید: «إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى أحَدٍ أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ، وَإِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ»؛ هنگامى كه دنيا به كسى رو كند نيكي هاى غير او را به او عاريت مي دهد و هنگامى كه دنيا به كسى پشت كند نيكي ها و افتخاراتش را از او سلب مى نمايد.

معظم له ادامه دادند: دنیا جای اعتباریات است و هیچ عالمی پست تر از این دنیا نیست چون در هیچ عالمی به جز این عالم معصیت نمی شود، از طرف دیگر انسان موجودی ابدی است که کالای ابدی می خواهد و نباید به مطاع بی ارزش این دنیا بسنده کند و به آن دلبسته شود، روزی که انسان از مقام و جایگاه خود در این دنیا سقوط می کند و این اعتباریات از او سلب می شود حتی خوبی های او نیز به پای خود او نوشته نمی شود. دنیا چنین جایی است.

حضرت آیت الله جوادی آملی در بخش پایانی سخنان خود دهمین جمله قصار حضرت امیر علیه السلام را مورد اشاره قرار دادند و اظهار داشتند: حضرت در این جمله می فرماید «خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ، وَإِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ»؛ با مردم آنچنان معاشرت كنيد كه اگر بميريد بر مرك شما اشك بريزند و اگر زنده بمانيد به شما مهر بورزند، تاکید حضرت این است که می شود اینگونه زندگی کرد، این امکان برای همه ما وجود دارد، ما اگر خیر کسی را بخواهیم خدا ده ها برابر به ما خیر می دهد علاوه بر اینکه این کار محبت را در جامعه گسترش می دهد.

ایشان تاکید داشتند: کار خیر یک اثر فقهی دارد که همان ثواب آن عمل است و یک اثر کلامی دارد که بهشت است، اما یک اثر برتر اخلاقی دارد که در سوره بقره به آن اشاره می کند و می فرماید «وتَثبیتًا مِن اَنفُسِهِم»؛ هر کار خیری که انجام می دهید موقعیت خود را مستحکم می کنید تا در حوادث و پیشامدهای مختلف نلغزید.

معظم له خاطرنشان کردند: اخلاق غیر از موعظه و سخنرانی است، اخلاق یک علم است و بار یافتن به آن جان کندن و تلاش فراوان می خواهد؛ کار خیر،  آب ریختن انسان پای درخت وجود خود است تا این درخت خشک نشود و ریشه‌اش محکم تر شود تا در ناملایمات و سختی‌ها دنیا نشکند و خم نگردد.

حضرت آیت الله جوادی آملی تاکید داشتند: علاقه و محبت مرم به قرآن و عترت سرمایه است، مردم قرآن و عترت و نظام را دوست دارند، خون شهدا را دوست دارند و قدردان آزادگان و جانبازانی هستند که سالهاست روی تخت های بیماری خوابیده اند، هرگاه بیگانه بخواهد در این کشور طمع کند مردم در صحنه خواهند بود، ممکن است با فردی یا افرادی مخالفت داشته باشند اما علاقه به قرآن و عترت همه مردم را وا می دارد با شوق در خدمت اصل نظام باشند.