RSS
 

بایگانی ‘محبت ویرانگراقتصاد’ دسته ها

۲۰۳۳- ایا بشر قادر است بین عقل ظاهری و باطنی خود رابط باشد.؟+ محبت حقیقی رابط عقل ظاهری و باطنی

۲۲ فروردین

بسم الله الرحمن الرحیم

الف-آموزش تعریف عقل از نظر حضرت موسی بن جعفر علیه السلام برای شاگرد ممتازش هشام بن حکم

ب- عواملی که عقل را چاق و فربه می کنند.

ج- عواملی که عقل را لاغر و نحیف می کنند.

د- آموزش عقل باطن بدون عقل ظاهر، در مدارس و دانشگاهها و مراکز فرهنگی جهان، چه آفاتی را برای ارتباط متربیان با خود و خدا و جهان خلقت به وجود آورده و می آورد.؟

ه- خداوند حکیم ارتباط ظالم و شیطان را در باره اتحاد عقل ظاهر و باطن به چه کسی واگذار کرده است.؟

و- چرا انسان بدون اتحاد عقل باطنی و ظاهری در شادیها و لذتها آخرت گریز می گردد.؟

ه- چرا عقل باطن بدون همراهی عقل ظاهر در کهنسالی انسان را جامعه گریز، و مورد نفرت اطرافیانش قرار می گیرد.؟

ض- چرا جامعه شناسان و روانشناسان بدون درک و دریافت نوع ارتباط عقل ظاهر و باطن انسان به بشریت ظلم می کنند؟

ح- آیا اعطای حیاه طیبه به دانش آموزان، همان ارتباط عقل ظاهر و باطن آنها، در متون آموزشی می باشد.؟

ط- چرا بدون ارتباط حقیقی عقل ظاهر و باطن انسان، ایشان به اقتصاد قرآنی تن در نمی دهد.؟

الإمامُ الكاظمُ عليه السلام : إنَّ للّه ِِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَينِ : حُجَّةً ظاهِرَةً ، و حُجَّةً باطِنَةً ، فأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ و الأنبِياءُ و الأئمَّةُ عليهم السلام ، و أمّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ.http://nohe.hulma.ir/wp-content/uploads/2016/05/mosab.jpg

امام كاظم عليه السلام : خداوند را بر مردمان دو حجت است: حجتى بيرونى و حجتى درونى. حجت بيرونى همان فرستادگان و پيامبران و امامان عليهم السلام هستند و حجت درونى همان خردها.

 

۲۰۳۲-تبلیغ در بند هشت زندان+ محبت حقیقی در امید حقیقی

۱۹ فروردین
کد خبر: ۴۴۵۲۶۴ | تاریخ مخابره :۱۳۹۷/۱/۱۹ – ۰۸:۱۴ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۵
خاطرات طلبگی (۲۲)؛
تبلیغ در بند هشت زندان
حوزه/ انصافا نمازی که در مدت ۵۰ روز در بند هشت زندان به جماعت خواندم از حضور قلب بسیار بالایی برخوردار بود چون مصداق این روایت بود که نماز را طوری بخوانید که اخرین نماز شماست ، نمازی که اذان گوی نماز قاتل و مکبر قاتل ، کسی که جانماز را پهن می کرد قاتل و از همه مهمتر ۴۰ مأموم قاتل در پشت سر شما که هر لحظه امکان داشت که اگر از امام عصبانی بشوند او را هم به قتل برسانند!

به گزارش خبرگزاری «حوزه» جشنواره خاطره نگاری اشراق (خاطرات تبلیغ) اقدام به انتشار خاطرات منتخب ارسالی از سوی طلاب، در قالب کتاب «از لس آنجلس تا پنجره فولاد» نموده که در این نوشتار، خاطره آقای ابراهیم انجم شعاع را تقدیم حضور علاقمندان می کنیم.

* حضور قلب اجباری در  نماز

در یکی از سفرهای تبلیغی به زندان شهر کرمان اعزام شدم که اولین تجربه تبلیغ من در زندان بود. با مراجعه به مسئول فرهنگی زندان، شماره ی بندی که می بایست در انجام کار را شروع کنم مشخص می شد. وقتی وارد دفتر شدم روحانی قبلی که زودتر از من آمده بود، نسبت به بندی (بند هشت) که چند روز قبل رفته بود، معترض بود. مسئول فرهنگی بعد از احوال پرسی از من، سؤال کرد شما ورزشکار هم هستید یا نه؟ بنده گفتم در چند رشته ورزشی مثل کاراته، فول کونتاک و … هر کدام کمربند زرد را گرفته ام. او با خوشحالی گفت شما باید به بند هشت بروید و من هم قبول کردم  و راهی بند هشت شدم.

از چند درب می بایست عبور کنم تا به آن بند برسم. جالب بود نگهبانان هر درب از من سوال می کردند که حاج آقا توجیه شده ای و می دانی کجا دارید می روید؟ نمی ترسید؟!. من فقط می گفتم توکل بر خدا. بالاخره به سالن بند هشت رسیدم، دیدم بله اینجا ته خط است. انسان هایی با سبیل های آنچنانی و بدن های خالکوبی شده، در حال بازی قمار و پاسور و غیره بودند.

گاهی بازیشان را قطع کرده و با صدای مَشتی می گفتند حاج آقا سلام. معلوم بود مجموعه ایی از قلدرها را در خود جا داده بود.

* خیرمقدم یک زندانی به حاج آقای تازه وارد

بالاخره به نمازخانه رسیدم. بعد از اقامه نماز ظهر و عصر یکی از مأمومین جلو آمد و گفت: حاج آقا ببین خیلی سر به سر ما نگذارید. من سه نفر را به قتل رساندم، شما هم می شوید چهارمیش. یک کم ترسیدم. هر روز بیشتر با مأمومین خود آشنا می شدم و بر ترس من افزوده می شد. مثلا این که تکبیرگوی نماز جماعت برایم تعریف کرد که چگونه پدرخانم خود را کشته است و یا شخصی که هر روز جانمازم را پهن می کرد و بعد از نماز رحل قرآن برایم می آورد نقل کرد که چگونه زنش را خفه کرده است و یا اذان گوی ما نقل می کرد که چند قتل انجام داده است . تا سرانجام فهمیدم از ۷۰ نفری که از یک سالن ۳۰۰ نفری به نماز جماعت می آیند، ۴۰ نفر قاتل هستند؛ آن هم قتل ۲ الی ۳ نفر.

با فهمیدن این اطلاعات می خواستم از تبلیغ در آن بند انصراف بدهم. آن وقت بود فهمیدم چرا روحانی اولی انصراف داده بود. گفتم بالاخره باید یک روحانی باشد که آنها را هدایت کند، شاید هدایت شدند، توکل به خدا کردم و مرتب کلاس های آموزشی خود را برگزار می کردم. در این حین نمازهای من از یک حضور قلب بالایی برخوردار بود؛ چون انصافا بند بسیار خطرناکی بود. خیلی ها وارد این بند نمی شدند فقط بعضی وقت ها رئیس زندان می آمد یک نظارت می کرد؛ البته با یک گارد از سربازها که با باتون های برقی از او حفاظت می کردند و سریع بر می گشت.

هر روز به حضور قلب من در نماز جماعت افزوده می شد؛ وقتی می شنیدم که احتمال دارد برای فرار از زندان، روحانی را بکشند و لباس او را بپوشند یا اینکه اینها باید اعدام بشوند یک قتل یا سه قتل برایشان مهم نیست، بر ترس من افزوده می شد؛ اما بر خدا توکل می کردم و همچنان ادامه می دادم.

* اعتمادی که حاصل تبلیغ چند روزه در زندان شده بود

از همان اول کولرآبی نمازخانه ما خراب شده بود و ما می بایست در هوایی که آمیخته با دود سیگار بود، نماز می خواندیم. گاهی وسط نماز گلویم می گرفت؛ گاهی وسط قرائت قرآن، منصرف می شدم. بعد از نماز پیشنهاد دادم که برای خدا نذری برای سرمایش نمازخانه کنید تا خداوند هم توجه ای به شما کند تا فرجی در حکم شما حاصل شود. یکی از قاتل ها گفت من قبول می کنم. کارت عابر خودش را به من داد تا دو پنکه خریداری کنم که مبلغ ۱۲۰ هزار تومان می شد. وقتی به مسئولین فرهنگی گفتم تعجب کردند گفتند برای احتیاط، یک موجودی از کارت بگیرند وقتی موجودی گرفتیم، سه میلیون موجودی داشت. فهمیدم او به من اعتماد کرده است و تبلیغ این چند روزه بی نتیجه نبوده. پنکه ها خریداری شد و ما در هوایی پاک، کلاس های قرآن و احکام و اخلاق را برگزار می کردیم .

بند هشت بسیار خطر ناک بود. هر زندانی که از بند های دیگر را می خواستند تنبیه و جریمه کنند به مدت یک هفته او را به این بند می فرستادند. جالب این بود که هر زندانی که وارد این بند می شد می بایست مبلغ زیادی را به عنوان حق ورودی و تضمین زنده بودن خود به قلدران این بند می پرداخت و گرنه هیچ تضمینی نبود .

هر روز می بایست از هشت درب می گذشتم تا به سالن اصلی بند هشت برسم. تجربه ایی که من کردم بعضی از مسئولین می گفتند این ها دیگر آدم نمی شوند و باید بمیرند و دیگر ارشاد و وقت گذاشتن برای این انسان ها، وقت تلف کردن است؛ ولی من فهمیدم بعضی از اینها در زندان، تازه فطرتشان بیدار می شود و مجبور می شوند به دین روی بیاورند و کسی را می خواهند کمکشان کند و به آنها راه کار بدهد.

در همین بند هشت کسی را داشتیم که هر روز روزه بود. در همین مأمومین یک تاجر سنی پاکستانی داشتیم که  حافظ کل قرآن بود که در قرائت جزخوانی مرا همراهی می کرد و یکی از همین زندانی ها به علت زیاد مانوس بودن با قرآن، برای زندانیان استخاره قرآنی می گرفت.

جالب این بود هر وقت من در صحبت هایم به آیه ای از قرآن استناد می کردم او سریع قرآن را باز می کرد و آدرس آن را می گفت. بعضی از مامومین بودند که من به حال عبادت آنها غبطه می خوردم. اینها هر روز نوافل نمازشان ترک نمی شد و بعد از هر نماز زیارت عاشورا  و دعای فرج را با حالت تضرع می خواندند.

تجربه بسیار خوبی که من داشتم این بود که روحانی مبلغ باید آنقدر از جهت معنوی قوی باشد که مثل آب کر وقتی به نجاست و آلودگی می رسد آن را پاک کند وگرنه اگرخود آب قلیل باشد او هم آلوده می شود.

بند هشت فضایی پر از انسان های گناهکار، قسی القلب، دروغگو‌ و انسان های بی نماز بود. یکی از زندانی ها آمده بود مشاوره بگیرد؛ می گفت ۲۸ سال سن دارم یک رکعت نماز نخوانده ام؛ آیا راه برگشت است می توانم از اول شروع کنم ؟ در واقع می شود گفت آنها راهی جز توبه نمی بینند؛ چون هر روز باید آماده اعدام باشند و مرگ را همراه خود می بینند.

و نکته آخر اینکه انصافا نمازی که در مدت ۵۰ روز در بند هشت زندان به جماعت خواندم از حضور قلب بسیار بالایی برخوردار بود چون مصداق این روایت بود که نماز را طوری بخوانید که اخرین نماز شماست ، نمازی که اذان گوی نماز قاتل و مکبر قاتل ، کسی که جانماز را پهن می کرد قاتل و از همه مهمتر ۴۰ مأموم قاتل در پشت سر شما که هر لحظه امکان داشت که اگر از امام عصبانی بشوند او را هم به قتل برسانند!

با توکل به خداوند این تبلیغ به خوبی و موفقیت کامل به اتمام رسید و خوشبختانه بعضی از این زندانیان آزاد شدند و بعد از زندان با حقیر در ارتباط بودند.

 

۲۰۳۱- آیا آموزش جنسی در مدارس با آیات وحی هم خوانی و همأهنگی می تواند داشته باشد.؟+ محبت حقیقی در آموزش جنسی حقیقی

۱۷ فروردین
مشاهده آیه در سوره

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ۚ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَمِنْ بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ۚ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ ۚ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ ۚ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ ۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ.<<آیه ۵۸ سوره نور>>

مشاهده آیه در سورهای کسانی که ایمان آورده‌اید (بدانید که) بندگان ملکی شما و اطفال شما که هنوز به وقت احتلام و زمان بلوغ نرسیده‌اند باید (شبانه روزی) سه مرتبه از شما اجازه ورود بخواهند: یک بار پیش از نماز صبح و دیگر هنگام ظهر که جامه‌ها را از تن برمی‌گیرید و دیگر پس از نماز خفتن، که این سه وقت هنگام عورت و خلوت شماست (اکثر برهنه یا در لباس کوتاهید) و بعد از این سه بار اجازه، دیگر باکی بر شما و آنها نیست که (بی‌دستور) با بندگان و اطفال خود گرد یکدیگر جمع شوید و هر ساعت در کارها به شما مراجعه کنند. خدا آیات را بر شما چنین روشن بیان می‌کند، و خدا (به کار بندگان) دانا و (به مصالح خلق) آگاه است.
<<آموزش جنسی در مدارس آری، خیر، یا صورت سوم؟!>>
۱- چرا نباید مباحث جنسی در مدارس ابتدایی تدریس شود؟
۲- اگر برای عمل به آیه شریفه فوق الذکر و هم چنین اقتضای زمان و مکان دانش آموزان، نیاز به آموزش جنسی داشته باشیم،جه نوع آموزشی باید در مدارس ابتدایی تدبیر گردد؟
۳-آیا خانواده صالح یا <پایه جامعه صالح>، با آموزش جنسی در مدارس ابتدایی می تواند تشکیل گردد؟
۴- آیا ازدواج به هنگام <حیاه طیبه> با آموزش جنسی در مدارس ابتدایی امکان پذیر می شود؟
۵- آیا مشکل محرومیت عاطفه در خانه سالمندان، با آموزش جنسی در مدارس بر طرف می گردد؟
۶- آیا حرص و حسد جنسی در جامعه، با آموزش جنسی در مدارس ابتدایی درمان خواهد شد؟
۷- آیا سطح امید به آینده زندگی در شهروندان، با آموزش جنسی در مدارس ابتدایی تأمین می شود؟
http://lemonade.harazchand.com/wp-content/uploads/2016/02/sex_comic.jpg
۸-آیا صفات انسانی مانند صبوری و مسئولیت پذیری و لذت کمک  به کم توان ها در جامعه، با آموزش جنسی در مدارس ابتدایی، پایه ریزی و بارور می شود. یا اینکه خشونت تا آنجا پیش می رود که زنان در ورزش های مختص به جسم مردان به رقابت می پردازنند؟
۹- آیا با آموزش جنسی در مدارس، علم در خدمت لذات روحی و روانی پایدار و ثابت انسان قرار می گیرد، یا در محدوده به لذتهای جسمی انسان ختم می شود؟
۱۰- آیا با آموزش جنسی در مدارس ابتدایی به سبک غربی، انسان به مرز قانون تکوینی در حیوانات  می رسد. یا اینکه نه از حظّ فرشتگان بر خوردار می شود، و نه از نظم در غریزه حیوانات طرفی می بندد، و در نهایت صفات مذکر و مونث متغیر و سرگردان شده و تا مرز هم جنسگرایی و حذف خانواده و خود کشی  و تقلیل جمعیت و نسل پیش می رود.؟
۱۱- آیا آموزش جنسی در مدارس غربی مشکل افسردگی شهروندانشان را درمان نموده است؟
۱۲- آیا حس پرستش (کمال طلبی) در انسان، با آموزش جنسی در مدارس پاسخ مطمئن دریافت می کند؟
۱۳- ایا لذت از اخلاق فردی و جمعی با اموزش جنسی در مدارس ابتدایی حداقلی می شود، یا حداکثر شهروندان از آرامش و آسایش آن بر خودار می شوند؟
۱۴- اگر دانش آموزان در دوران ابتدایی آموزش جنسی داشته باشند، چه لذتهایی را بدست می آوردند، و در مقابل تا چه سطحی از لذتهای پایدار محروم می شوند؟
 
 

۲۰۲۷- مراحل تشکیل توّکل مؤثّر و مفید+ مراحل توکل حقیقی

۰۸ فروردین

[[و ما توفیقی الا بالله]]

تـــــــوفــــــــــــیــــــــــــــــق

 مــــــــــــــــــــن اللّـــــــــــــــه

۱- تاء توفیق= توکل کردن     ۲- واو توکل= ورع طلبیدن     ۳- فاء توکل=  فدیه دادن  

   ۴- یاءتوکل=یقین داشتن    ۵- قاء؛توکل=قسمت باوری

http://www.koodakpress.ir/media/2018/02/7553404_489-300x210.jpg

برای دریافت توفیق من الله نیاز است انسان بستراطلاعات لازم آنرا داشته، تا بتواند به توفیق لازم دست پیدا نماید.با توجه به تقسیم بندی فوق بدست می اید که شیطان و پیروان آن در ظاهر موفق و لکن در باطن مغلوب و شکست خورده و رها شده اند، و در باطن آنها عدم توفیق بصورت آتش برای صاحبان چشم برزخی هویدا است، چنانکه قرآن انسان ظالم را هیزم جهنم معرفی نموده که گداخته و شعله ور می شود.این تبیین توفیق ما را به این نقطه می رساند که انسان افسرده یعنی کسی که دوران موفقیت ظاهری او به پایان رسیده، و باطن او در قالب انواع افسردگی و جسم کشی (خود کشی) برای دیگران ظاهر می شود. ظالمان کودک کش و ضعیف سیتز در ظاهر موفق و لکن در باطن مغلوب و شکست چشیده می باشند. و این تعریف از پاسخ حضرت زینب سلام الله علیها به طالمان کربلا استخراج و استنباط می گردد.

https://static.asset.aparat.com/lp/7955174-8558-l.jpg

الف- انسان کافر و ظالم نمی تواند  توفیق توکل داشته باشد.  ۲- انسان مشرک و فاسق در حریم توفیق الهی قادر نیست وارد شود.  ۳- انسان حسود و خسیس حاضر به صدقه دادن و خدمت که نردبان توکل است، نمی شود.  ۴- انسان با عقاید باطل یقین به توفیق الهی ندارد.  ۵- انسان قاسق و فاجر همیشه به ارزاق دیکران دست اندازی می کند.

 

۲۰۰۹-امام زمان(عج) چه چیزهایی را از انبیاء به ارث برده است؟ وجود امام مهدی عجل الله فرجه= تمام محبت حقیقی

۰۳ اسفند
کد خبر: ۴۴۱۵۵۱ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۲/۳ – ۱۰:۲۷ | سرویس: استان‌ها ۴۶
آیت الله ناصری تبیین کرد:
امام زمان(عج) چه چیزهایی را از انبیاء به ارث برده است؟
حوزه/ استاد اخلاق حوزه گفت: حضرت بقیة الله(عج) ميراث‌دار علوم همه پيامبران اعم از علوم تشريعي و تكويني است، بنابراين علوم در جميع ابعاد به امام زمان عليه السلام منتقل شده است، بر این اساس وقتي آن حضرت ظاهر مي‌شود، بر خانه خدا تكيه مي‌دهد و نام يك‌يك پيامبران را مي‌برد و مي‌فرمايند «هركس مي‌خواهد آنان را ببيند، مرا ببيند».

به گزارش خبرگزاری «حوزه» از اصفهان، آیت الله محمد علی ناصری، استاد اخلاق حوزه، صبح امروز در جمع اقشار مردم، اظهار کرد: اين كه مي‌گوييم امام زمان(علیه السلام) وارث انبياست، به چه معناست؟ آن حضرت چه چيز را از انبيا ارث برده است.

وی بیان کرد: در روايات آمده برخي از انبيا يك حرف، برخي ديگر دو حرف، بعضي دوازده حرف و برخي از آنان ۲۵ حرف از اسم اعظم را داشته‌اند و هفتاد اسم اعظم نزد نبي اكرم صلي الله عليه و آله و سلم بوده است.

استاد اخلاق حوزه اذعان کرد: در ذيل آيه «و كل شيء احصيناه في امام مبين»، رواياتي درباره اسم اعظم و اميرالمؤمنين عليه السلام وارد شده است، آنچه بايد گفته شود اين است كه اسم اعظم همه انبيا و اوليا و مقربان، در نزد امام زمان است و او همه آنها را به ارث برده است.

وی افزود: حضرت بقیه الله(عج) ميراث‌دار علوم همه پيامبران اعم از علوم تشريعي و تكويني است، بنابراين علوم در جميع ابعاد به امام زمان عليه السلام منتقل شده است، بر این اساس وقتي آن حضرت ظاهر مي‌شود، بر خانه خدا تكيه مي‌دهد و نام يك‌يك پيامبران را مي‌برد و مي‌فرمايند «هركس مي‌خواهد آنان را ببيند، مرا ببيند».

آیت الله ناصری خاطرنشان کرد: همچنین از طرف ديگر، تمام معجزه‌هاي انبيا و اوليا نزد حضرت بقية الله(عج) است و لذا سيد حسني هنگامي كه با سپاه خود از ايران حركت مي‌كند و در نجف محضر حضرت مشرف مي‌شوند، از آن حضرت معجزات حضرت آدم(ع)، حضرت موسي(ع) و ساير پيامبران را طلب مي‌كند و آن حضرت هم در همان جلسه عنايت مي‌كند، البته اين مهم نيست و مقام ولايت بالاتر از همه اينهاست.

وی توضیح داد: در ادعیه و روایاتی که در مورد امام زمان علیه السلام دارد که « وَ لَدَيْهِ مَوْجُودٌ آثَارُ الْأَصْفِيَاءِ» یا «الْمُنْتَهِي إِلَيْهِ مَوَارِيثُ الْأَنْبِيَاءِ»؛ یعنی ارث تمام انبياء به حضرت بقية الله عليه السلام رسيده است، پس ايشان وارث اسم اعظم نزد تمام انبيا، وارث علومشان، وارث صفات حميده آنها و وارث معجزاتشان مي‌باشند، كتاب هر پيغمبري الآن محضر حضرت بقية الله الاعظم عليه السلام است. پيغمبرهايي هم كه كتاب نداشتند، صحف داشتند كه الآن آن صحف نزد حضرت است.

استاد اخلاق حوزه ابراز کرد: شايسته است كه انسان هميشه در همه حالات و در همه اوقات فكر و ذكرش حضرت باشد؛ چون او ولي الله، نماينده حضرت حق، روح عالم وجود و ذخيره الهي است، چه تعبير عجیبی در زيارت ايشان به كار رفته است. امام زمان(عج) وارث تمام انبيا و حجت حق بر بنده ها است و ارث تمام انبيا، به امام زمان مي‌رسد، آثار اصفياء هم نزد حضرت بقية‌ الله(عج) است.

 

۲۰۰۸-پدران نسبت به آینده دینی فرزندان خود توجه داشته باشند/ حتی فرزندان انبیاء هم در معرض خطر بی دینی هستند.+ محبت حقیقی اولیه و ثانویه در زندگی بشر

۰۱ اسفند

ه گزارش خبرگزاری «حوزه»، استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه ۱۳۳ سوره بقره پرداخته است.

آیه:     

أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَآءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِى قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ ءَابَآئِكَ إِبْرَهِيمَ وَ إِسْمَعِيلَ وَإِسْحَقَ إِلَهاً وَحِداً وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ‏

ترجمه:            

آیا شما (یهودیان) هنگامى كه مرگ یعقوب فرا رسید، حاضر بودید؟! آن هنگام كه به فرزندان خود گفت: پس از من چه مى‏پرستید؟ گفتند: خداى تو و خداى پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یكتا، و ما در برابر او تسلیم هستیم.

* نکته ها                     

گروهى از یهود اعتقاد و ادّعا داشتند كه یعقوب هنگام مرگ، فرزندان خود را به دینى كه یهود، با تمام تحریفاتش به آن معتقد بودند، سفارش و توصیه كرده است و آنها بدین سبب به آئین خود پایبند هستند. خداوند در ردّ این ادّعا و اعتقاد، آنان را مورد سؤال قرار مى‏دهد كه آیا شما در هنگام مرگ بر بالین یعقوب حاضر بوده‏اید كه اینگونه مى‏گویید؟ بلكه او از فرزندان خود اسلام و تسلیم در برابر خداوند را خواست، و فرزندان به او وعده دادند كه عبادت و پرستش خداى یگانه و تسلیم بودن در برابر او را در پیش گیرند.

در قرآن از جدّ و عمو، به پدر «أب» تعبیر مى‏كند. «ابائك ابراهیم واسماعیل» چون ابراهیم، جدّ فرزندان یعقوب و اسماعیل، عموى آنان بوده است.

* پيام ها      تربیت فرزندان                 

۱- سخن باید بر اساس علم و آگاهى باشد. «أم كنتم شهداء»

۲- مرگ به سراغ همه مى‏آید، حتّى پیامبران. «حضر یعقوب الموت»

۳- حسّاس‏ترین زمانِ زندگى، لحظه‏ى مرگ است و حسّاس‏ترین مسئله، موضوع دین و عقیده و حسّاس‏ترین مخاطب، نسل انسان است. «اذ حضر یعقوب الموت اذ قال لبنیه ما تعبدون»

۴- موعظه در آستانه‏ى مرگ، آثار عمیقى دارد. «اذ حضر یعقوب الموت اذ قال»

۵ – پدران باید نسبت به آینده‏ى دینى فرزندان خویش، توجّه داشته باشند؛ حتّى فرزندان انبیاء در معرض خطر بى‏دینى هستند. «ماتعبدون من بعدى»

۶- همه انبیا، به عبادت وتسلیم در برابر خداوند سفارش مى‏كردند. «الهاًواحداً»

۷- فقط در برابر فرمان خداوند، تسلیم شویم. «له مسلمون»

 

۲۰۰۳-کارگاه بیستم(۲۰)تربیت نفس+ رابطه محبت حقیقی با نظم و برنامه ریزی

۱۶ بهمن

۱۹۸۷- کارگاه نوزدهم(۱۹)تربیت نفس+ محبت حقیقی دعا نمودن به تلخی دیگران

۰۱بهمن

برگزاری کارگاه غیر حضوری تربیت نفس با موضوع خروج از عالم خیال با راهکار علامه طباطبایی رحمه الله علیه

کارگاه نوزدهم-۱۹

((ازتاریخ ۱۰-۹-۹۶ لغایت ۲۰-۱۰-۹۶))

حضرت آیت الله سبحانی صبح امروز در درس خارج اصول در مسجد اعظم قم با اشاره به روایتی از امام باقر(ع)، اظهار داشتند: در این روایت آمده است: «عن زراره بن اعین قال: سالت اباجعفر(ع) ما حق الله على العباد؟ قال ان یقولوا مایعلمون و یقفوا عند ما لا یعلمون‏/ زراره مى‏ گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم، حق خداوند بر بندگان‏ چیست؟ در جواب فرمود: آن را که مى‏ دانند بگویند و در چیزى که ‏اطلاع ندارند و نمى ‏دانند توقف نمایند».

ایشان با بیان این مطلب که یکی از اعضای مهم، زبان انسان است که می تواند گناهان زیادی انجام دهد، ابراز داشتند: با جستجو در روایات مشاهده خواهیم کرد که گناه زبان، یک یا دو گناه نیست؛ چراکه گویای افکار انسان است و ۲۴ نوع گناه می تواند انجام دهد.Copyتصاویر/ آغاز درس خارج آیت الله العظمی سبحانی

این مرجع تقلید خاطرنشان ساختند: بنده از مرحوم طباطبایی کلمه «أنا» را نشنیدیم؛ اما «نمی دانم» را زیاد می گفتند و ما نیز باید اینگونه عمل کنیم.

حضرت آیت الله سبحانی تصریح کردند: زبان، گفتار و بیان ما باید در حد همین روایت باشد؛ خصوصا زمانی که سوالی از ما شود که از تخصص ما بیرون باشد و باید به راحتی بگوییم «نمی دانم» و پاسخ را پس از اطلاع از مطلب به آن شخص برسانیم.

معظم له در پایان بیان داشتند: اگر بگوید «نمی دانم»، نقص نیست و نزد خدای متعال مقام دارد.

۱۶۵۲-کارگاه هفدهم تربیت نفس- سهم الگوی محبوب در تصویر سازی ذهن+ محبت حقیقی به اسوه و نقش رفتارساز آن

۰۶آبان

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ ۱۸/۰۲/۹۲ ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

 

چگونه مي‌توان به مقام رضا رسيد؟

رضا به تشریعات الهی

چنانکه پیش‌تر گفتیم در حديث معراج آمده است که خداي متعال خطاب به پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «هيچ چيز نزد من بهتر از توکل بر من و رضا به آنچه تقسیم کردم نيست»۱. درباره توکل چند جلسه بحث کرديم و قرار شد درباره رضا هم تا حدي که خداي متعال توفيق دهد عرايضي تقديم کنيم.

خدای متعال در زندگی ما نقشی دارد که ما مي‌توانيم از آن راضي باشيم يا راضی نباشيم. ما هر اندازه تأثير خدا را در وجود خود و در عالم هستي بهتر، وسيع‌تر و عميق‌تر بشناسيم زمينه رضامندي ما نیز گسترش پيدا مي‌کند. در امور تشريعي، ايمان اقتضا مي‌کند که بنده نسبت به احکام الهي به همان شکل که بر پيامبران، به خصوص بر پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله نازل شده راضي باشد و از دل و جان آن‌ها را بپذيرد و شکرگزار خدای متعال باشد که او را هدایت کرده و راه سعادت را بدو نشان داده ‌است. قرآن کریم از اين هم فراتر رفته، مي‌فرمايد: «فَلا وَ رَبِّكَ‏ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً؛۲ به پروردگارت قسم كه ايمان نمى‏آورند، مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حكمى كه كرده‏اى در دلهايشان احساس ناراحتى  نكنند، و كاملاً سرِ تسليم فرود آورند.» مؤمن باید به حلال و حرام خدا راضي باشد و به دنبال آن، نسبت به قضاوت پيامبر يا امام مسلمين يا هر قاضي بر حقي که بر اساس مباني فقهي اسلام حکم کند راضي باشد، زیرا برگشت این حکم به حکم خداست.

 

نقش فراگیر خدا در زندگی انسان

اما در امور تکويني مسأله اندکی دشوارتر است و کم یا بیش دشواری‌هایی در تصور و تصدیق آن وجود دارد. افراد ساده‌اندیشِ فراوانی گمان مي‌کنند که انسان چون موجودی مختار است خداوند چندان تأثیری در زندگی او ندارد. انسان است که اگر کار کند و زحمت بکشد ثروتمند می‌شود وگرنه فقیر می‌گردد و …؛ تنها کارهايي که خارج از اراده و اختيار انسان است مانند بلاهای طبیعی، ناشی از قضاي الهي است و بايد بدان راضي بود. بنابراین تصور مي‌شود که مقصود از رضا به قضاي الهي، راضي بودن به امور غير اختياري است؛ اما در امور اختياري اگر انسان کار خوبی انجام دهد باید از خودش راضي باشد و اگر مرتکب کار بدي شد بايد از خودش ناراضي باشد و این ارتباطی به خدا ندارد! اين تصوری ساده‌انگارانه است. در فرهنگ دینی ما نیز رایج است که وقتی اتفاقی رخ می‌دهد که ما در آن نقشی نداریم مي‌گوييم: «این اتفاق، کار خدا بود.» اين اعتقادی غلط نيست و حقیقتا چنین پیش‌آمدهایی کار خداست، اما این فرهنگ باری منفي هم دارد و چنین القا می‌کند که کارهاي ديگر، کار خدا نيست! ولی هنگامی که به قرآن کریم و روایات شریف مراجعه مي‌کنيم درمی‌یابیم که آهنگ آن‌ها به گونه‌ای ديگر است و تأثير خدا را منحصر در اين امور غير اختياري نمي‌دانند. ازاين‌روست که بايد در این باره بحث کرد که واقعا نقش خدا در زندگي انسان چگونه نقشی است و کاري که به خدا نسبت می‌دهیم چگونه کاری است.

 

شناخت مبادی افعال الهی؛ مقدمه‌ای برای رضا

در روايات آمده است که چيزی در عالم واقع نمي‌شود مگر به سبب هفت چيز.۳ این بدان معناست که هرچیزی اتفاق می‌افتد هفت مبدأ دارد. تمام مبادی ذکر شده در اين روايت، به گونه‌ای به خدای متعال انتساب دارند. نخستین مبدأ علم خداست و هر چه در عالم واقع مي‌شود چه به اختيار ما باشد چه نباشد، خداوند پیش از وقوعش بدان علم دارد. اما به اين حد محدود نمي‌شود، بلکه هرآنچه واقع می‌شود علاوه بر این‌که خداوند بدان علم دارد به انجام آن نیز اذن می‌دهد و تا خدا اذن ندهد آن کار انجام نمي‌گيرد. حقیقت این است که وقتی درباره اذن الهی به آیات قرآن کریم مراجعه می‌کنیم  به معارف عجيبی برمي‌خوريم. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله؛۴ و هيچ نفسى جز به فرمان خدا نميرد.» بنابراین حتي اگر کسي اقدام به خودکشي کند بدون اذن خدا از دنیا نخواهد رفت. در این باره می‌توان گفت: بالاخره خدا مي‌تواند مانعی ایجاد کند که مانع اثر اسباب طبيعي شود. چنان‌که برخی اصلا در معنای اذن گفته‌اند: اذن به معنای ايجاد نکردن مانع است.

اما در آیاتی دیگر برخی کارها متوقف بر اذن الهی شده است که درک آن اندکی مشکل‌تر است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ؛۵ و هيچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا ايمان بياورد.» بنابراین اذن الهی یکی از مبادی تمام حوادثی است که واقع می‌شوند. البته درک نقش خداوند نه تنها در مرحله اذن بلکه در تمام مراحل حوادث کاری مشکل است. در مرحله علم بسیاری گمان می‌کنند که اگر بگوييم: خدای متعال همه چيز را مي‌داند لازمه‌اش جبر است، چراکه اگر خداوند همه حوادث را می‌داند قطعا واقع می‌شوند و ما انسان‌ها دیگر برای انجام کارهایمان اختیاری نداریم. اما در جای خودش تبیین شده است که حيثيت علم حيثيت کاشفيت است و اگر کاری اختياري انجام گیرد خداوند علم دارد که اختيارا تحقق پيدا می‌کند. خداوند به حوادث همان‌گونه که واقع می‌شوند علم دارد.

 

از تقدير الهي تا قضاي الهي

مسأله دیگری که قرآن کریم و به دنبال آن روایات مطرح می‌کنند مسأله تقدير است. تقدير به معنای اندازه‌گيري است. در روایات، تقدیر به هندسه و مهندسیِ امور تفسیر شده است (هِی الْهَنْدَسَة؛۶ آن (تقدیر) هندسه است). همه اين عالم با اين پديده‌هاي بي‌شمار دارای نقشه مهندسي است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى؛۷ و کسی که اندازه‌گیری کرد و هدایت نمود.» در کنار مفهوم اندازه‌گيري مفاهيم ديگري نیز مطرح خواهد شد. اندازه‌گیری زمان نیز نوعی اندازه‌گیری است که در آن مسأله «أجل» مطرح مي‌شود. أجل خود بر دو قسم است؛ أجل مشروط و أجل حتمي. خدای متعال تأکيد مي‌فرمايد که همه اندازه‌گیری‌ها اعم از آجال و غیره همه در ظرفی و عالمی خاص مکتوب است. اما چگونگی آن عالم و چگونگی این نوشتن فراتر از درک عقل ماست. در این مرحله مسأله کتاب مطرح مي‌شود (لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ‏ مُبين‏؛۸ هیچ تر و خشکی نیست مگر این‌که در کتابی روشن است).

همچنين این تقدیرات و اندازه‌گیری‌ها با اختیار خداوند صورت گرفته و خداوند در این امر مجبور نبوده است. از این‌رو در این مرحله مسأله مشيت مطرح مي‌شود. بدین معنا که هر امری که واقع می‌شود خداوند خواسته است وگرنه انجام نمی‌گرفت. قبول اين نکته اندکی مشکل‌تر از پذیرش اذن الهی است. مرحله اذن همين است که خداوند مانعی برای انجام فعل ایجاد نمی‌کند. اما در مرحله مشیت علاوه بر اين‌که اذن الهی وجود دارد خداوند مي‌خواهد که فعل انجام گيرد. پس از آن، مرحله اراده است و بالاخره وقتی خداوند اراده کرد جزء اخیر علت تامه فراهم می‌شود و کار حتمی شده، بر قضای الهی منطبق مي‌گردد (إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ؛۹ و چون به كارى حکم کند، فقط مى‏گويد: موجود باش! پس فوراً موجود مى‏شود). قضا به معنای گذراندن و کار را تمام کردن و رساندن کار به جزء اخير علت تامه است. بنابراین با فراهم شدن همه زمینه‌ها مرحله قضاي الهي فرامی‌رسد. همه آنچه که در این عالم وجود دارد مشمول قضای الهی هستند و همه، این مراحل را گذرانده‌اند.

بین این مفاهیم رابطه‌ای منطقي وجود دارد و تقدم و تأخر بین آن‌ها تقدم و تأخر رتبي است. البته همه ما مي‌دانيم که خدا نمي‌نشيند ابتدا فکر کند و بسنجد و بعد نقشه بکشد. اين مراحل و مراتب، مراتبي است که عقل براي کار در نظر مي‌گيرد. خدا زمان ندارد و احتياج به فکر کردن هم ندارد. اين‌گونه نیست که ابتدا نسبت به چیزی اراده ندارد و بعد اراده در او پدید می‌آيد (لَمْ تَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالا)۱۰. اما عقل ما براي فهم، راهی جز اين ندارد. ما بايد به حسب اين مراتب عقلي، کار خدا را درک کنيم وگرنه چيزي نمي‌فهميم و نمي‌توانيم نسبتي به خدا بدهيم. ولی هر اندازه که معرفت‌مان بيشتر شود تفاوت کار خدا را با کار خودمان بهتر درک می‌کنیم. بسياري از ما گمان مي‌کنيم که خدا مانند ما ابتدا چيزي به ذهنش مي‌آيد و اگر از آن خوشش بیاید به آن ميل پيدا مي‌کند و آن را اراده مي‌کند. گاهي گمان می‌کنیم که ما در اراده خدا اثر مي‌گذاريم و با اصرار خود اراده او را تغییر می‌دهیم! اما باید اين حقیقت را درک کنیم که اين‌ها نقاشي‌هاي ذهني و به تعبیر دیگر مراتب عقلي است وگرنه در عالم واقع خدا احتياجي به گذر زمان و پدید آمدن حالات مختلف ندارد.

 

مراحل رسیدن به مقام رضا

اکنون با توجه به تعبیری که در روایت معراج آمده (الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ) این سؤال مطرح مي‌شود که واقعا خدا چه چيزهايي را قسمت کرده که باید بدان راضی بود؟ ما برای درک این حقیقت باید از دو جهت سير تدريجي داشته باشيم؛ از يک طرف باید مراحلی را که در روایات برای افعال الهی ذکر شده درک کنیم و بپذیریم. بدین معنا که بدانیم خداوند به تمام آنچه در هستی هست و پدید می‌آید علم دارد، اجازه داده که در ملک او واقع شوند، خواست و اراده او بدان‌ها تعلق گرفته است، و مشمول تقدير و قضای او هستند. هر قدر معرفت انسان بيشتر شود بهتر مي‌تواند این حقیقت را باور کند. البته نباید فراموش کرد که کنه و عمق مطلب را به اين آساني نمي‌توانيم بفهميم تا چه رسد به اين‌که به خوبی باور کنيم و عمل‌مان را بر طبق آن تنظیم کنیم. باید ابتدا از لایه‌های سطحي شروع کرد و رفته‌رفته با دقت و ممارست و طلب یاری از خداوند و توسل به اولیای او به لايه‌هاي زيرين مطلب برسيم. البته هر کجا که دیدیم عقل ما از درک آن ناتوان است بايد توقف کنيم و بگوييم هر چه خدا و پيغمبر فرموده‌اند درست است.

از طرف دیگر براي درک عینی قسمت الهی و رضایت به آن، و پیاده کردن آن به صورت عملی در زندگی باید ابتدا از حوادثی شروع کنیم که خودمان هيچ اختياري در پدید آمدن آن‌ها نداريم و تلاش کنیم از وقوع آن‌ها راضی باشیم و بعد به تدريج این رضایت را به امور دیگر سرايت دهيم و مراتب توحید افعالی را بشناسیم و باور کنیم. اما چگونه می‌توان از حوادثی راضی بود که اراده ما در آن‌ها دخیل نیست و حوادثی تلخ و دردناک هستند مانند زلزله شدیدی که گاه هزاران نفر را هلاک یا آواره می‌کند؟ گاه در این حوادث ما نیز متضرر می‌شویم و گاه ضرر آن‌ها متوجه ديگران می‌شود و ما شاهد سختی و رنج آن‌ها هستیم و از این بابت غصه مي‌خوريم. به راستی وظیفه ما در این هنگامه‌ها چیست؟

 

ابعاد حوادث دنیا

نکته‌ای که به عنوان مقدمه بايد بدان توجه داشته باشيم تا این مسأله برايمان حل شود اين است که حوادث حيثيت‌هاي مختلفی دارند و انسان به گونه‌ای خلق شده است که می‌تواند از يک حادثه خاص، از يک جهت راضي و از جهتی دیگر ناراضي باشد. بیماری که باید عضوی از بدن او را جراحی کنند، از آن جهت که اين کار موجب بازگشت سلامتي به او مي‌شود بدان راضی است، اما در عين حال به خاطر دردناک بودن، زمان‌بر بودن، و مخارج آن برای او ناراحت‌کننده است. با این‌که این یک حادثه است اما انسان در برابر آن دو واکنش و دو انفعال دارد. حوادث ناگواری که اتفاق می‌افتند از اين جهت که موجب مي‌شوند انسان‌هايي بي‌گناه دچار سختي‌ها و گرفتاري‌‌هايي شوند رنج‌آورند. انسان باید بسیار بی‌عاطفه باشد که جراحت و آوارگی کودکان معصوم را ببینند و بی‌اعتنا از کنار آن بگذرد. اما جهت دیگر این حوادث آن است که اين تلخي‌‌ها همراه با شيريني‌هاي فراوانی هستند. مصیبت‌ها و مشکلات دنیا هر چند سخت باشند موقت و محدود به چند روز یا چند سال هستند و خداوند به کسانی که به چنین مصائبی دچار می‌شوند پاداش‌‌هاي بسیاری خواهد داد که تا ابد ادامه دارد. در روايات آمده است کساني که در اين دنيا به مصيبت‌ها گرفتار می‌شوند هنگامی که ثواب‌هاي آخرتی آن مصائب را مي‌بينند آرزو مي‌کنند ‌اي کاش همه عمر با مصيبت دست به گریبان بودند. با این نگاه و این ایمان ممکن است انسان در حادثه‌ای حتی اشک بریزد اما در عین حال به خاطر ثواب‌های آخرتی خشنود باشد. البته انسان‌هایی که دلشان از عشق خداوند لبریز است همه حوادث را به خاطر این‌که از دوست می‌رسد خوش می‌دارند.

 

نظام احسن؛ تابلوی زیبایی با رنگ‌های گوناگون

نکته دیگری که از آموزه‌هاي اسلام استفاده می‌شود و با براهين عقلي هم قابل تبيين است اين است که مجموع اين عالم با همه عظمت و کثرت‌ و تنوع موجودات آن، همچون تابلوي بزرگ واحدي است که از ترکیب رنگ‌های مختلف شکل گرفته است. زيبايي اين تابلو به داشتن رنگ‌های گوناگون است. سخت‌ترين و ناگوارترین حادثه‌ای که ما در عالم سراغ داريم داستان کربلاست. اما همين حادثه را در مجموع که نگاه کنیم می‌بینیم منشأ خیرات و برکات فراوانی شده است. هنگامی که از جهت عاطفی به این حادثه می‌نگریم اشک انسان جاري مي‌شود اما در همان حال با نگاه به آثار و برکات آن مي‌گوييم: «اللَّهُمَّ لَكَ‏ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ‏ عَلَى مُصَابِهِم‏؛۱۱ بار خدايا! تو را ستايش مى‏كنيم ستايش سپاس‏گزاران بر مصيبت‌های آنان.» اين دو نگاه قابل جمع هستند.

ما گمان مي‌کنيم انسان از یک حادثه یا راضی است یا ناراضی. اما حقیقت این است که روح انسان لايه‌هاي مختلفی دارد و می‌تواند در يک لايه خوشحال و در لايه‌ای دیگر غمگين باشد. ممکن است انسان اشک بریزد اما از اشک‌ريختن لذت هم ببرد. پس حوادث تلخ دنیا می‌تواند با نگاهی واقع‌بينانه، حق‌بينانه و زيباشناسانه به خاطر ارتباطي که با ساير پديده‌ها دارند و در مجموع يک تابلو بسيار زيبايي را خلق مي‌کنند زيبا و خير باشند، به گونه‌ای که از آن زيباتر امکان ندارد. به تعبیر اهل معقول، عالم هستی نظام احسن است. بدین معنا که اگر مجموع عالم و روابطي را که اجزای آن با همديگر دارند در نظر بگیریم تابلوی زیبایی را خواهیم دید که زيباتر از آن امکان ندارد. پس صرف‌نظر از پاداش‌هاي اخروي هم می‌توان دنیا را زیبا دید و بدان راضي بود. اين نقص ماست که فقط عيب‌ها را مي‌بينيم و تنها به رنگ‌های تیره این تابلو نگاه می‌کنیم. رنگ‌های تیره این تابلو را بايد همراه سایر رنگ‌های آن دید تا زیبایی آن را درک کرد.

در روايات آمده است که پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله در هیچ حادثه‌ای نفرمود: ای کاش طور دیگری اتفاق می‌افتاد.۱۲ چراکه او اين نگرش را داشت و مي‌ديد که هر چيزي سر جاي خودش واقع شده است. البته چنانچه گفتیم روح انسان لایه‌های گوناگونی دارد و توجه به جهتی خاص از یک حادثه ممکن است باعث دلسوزی و اشک ریختن او شود. ازاین‌رو می‌بینیم پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در وفات فرزندشان حضرت ابراهيم گريه می‌کنند و وقتی از ایشان در این باره سؤال می‌شود می‌فرماید: دل مي‌سوزد و اشک جاري مي‌شود اما چيزي نمي‌گويم که خدا ناراضي باشد.۱۳ انسان همان‌گونه که از گرسنگي، درد جسمی و … رنج مي‌برد، از درد عاطفی‌ هم رنج مي‌برد. اما در عین حال می‌تواند راضي هم باشد و نگرانی نداشته باشد. پس بدین جهت که حوادث حيثيت‌های گوناگونی دارند نگاه ما بايد نگاهی کل‌نگر نسبت به عالم باشد و دست خدا را در همه جا ببينيم تا نسبت به نظام هستي حالت رضا داشته باشيم.

وصلی‌الله‌علي‌محمدوآله‌‌الطاهرين.

۱۵۸۰-گارگاه پانزدهم تربیت نفس – اخلاق جمع مدار+ محبت حقیقی تفرقه سوز

۱۱تیر

۱۵۵۵-کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

۲۶اردیبهشت

کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

از تاریخ ۹۶/۲/۲۶ لغایت ۹۶/۴/۷

حقاً، برحق، ناحق، به‌حق، به‌ناحق، ذی‌حق، ذوحق، حق‌شناسی، حق‌پو، حق‌یابی، حق‌دار، حق‌پناه، حق‌بین، حق‌دوست، حق‌اندیش، حق‌به‌جانب، حق‌پوشی؛ حق‌تعالی، حق‌جویی، حق‌شکنی، حق‌کشی، حق‌گویی، حق‌گزاری، حق‌گستر، حق‌ناشناسی، حق‌نیوش، حقیقت‌بین، حقیقت‌شناس، حقیقت‌یاب، حقیقت‌طلب، حقوق‌بگیر، آل حق، اهل حق، حجةالحق، حصحص‌الحق، ظهیرالحق، ظل حق، عبدالحق، لسان‌الحق، مختار حق، مرغ حق، ناصرالحق، ناصر للحق، نامحق، نامستحق

حق، مصدر و به معناى وجوب و ثبوت است و البته، معمولا به معناى وصفى يعنى واجب و ثابت‏به كار مى‏رود. هنگامى كه مى‏گوييم: «حق الامر» يعنى آن امر واجب و ثابت‏شد و هنگامى كه مى‏گوييم: «حق لك و يحق لك و حق عليك ان تفعله‏»، يعنى انجام آن فعل بر تو واجب گرديد. (۱)
طبرسى مى‏گويد: «الحق وقوع الشي‏ء في موضعه الذي هو له، فاذا اعتقد شي‏ء بضرورة او حجة فهو حق; لانه وقع موقعه الذي هو له و عكسه الباطل‏» (۲) ;حق عبارت است از وقوع شيى‏ء در جايگاه خودش. هرگاه به سبب هدايت‏يا برهان، اعتقاد به چيزى پيدا شود، حق است ;چرا كه در جايگاه خود واقع شده و ضدآن، باطل است.
مرحوم خواجه طوسى در ذيل كلامى از شيخ الرئيس درباره حق، مى‏فرمايد: «الحق‏هيهنا اسم فاعل في صيغة المصدر كالعدل والمراد به ذو الحقيقة وهوبمعنى المصدر يدل بالاشتراك على معان‏» (۳) ; حق در اين جا ما نند عدل اسم فاعل در صيغه مصدر است و مقصود از آن، صاحب حقيقت است و به اشتراك (لفظى) بر چند معنى دلالت دارد.
پس در اين كه معناى اصلى حق، ثبوت است، گفتگويى نيست و اما اين كه خواجه آن را مشترك لفظى مى‏داند، مربوط است‏ به معناى اصطلاحى

۱۰۵۵۲- کارگاه سیزدهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیت های منطقی با حضور عقل سلیم + محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری

۱۴فروردین

۱۰۵۰۰– کارگاه تربیت نفس جلسه دوازدهم خود خواهی نزولی+ محبت به فقر کهنه، خود خواهی

۳۰بهمن

۱۰۴۱۷- کارگاه تربیت نفس جلسه یازدهم زهد نسبت به دنیا+ محبت زاهدانه چیست؟

۲۱دی

کارگاه تربیت نفس: از تاریخ ۹۵/۷/۲۹ الی۹۵/۹/۱۱

امام علی علیه السلام :

اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛

زشت ترین راستگویى، تعریف انسان از خودش مى باشد.۱۰۷۰-گارکاه نهم تربیت نفس+ محبت به خود ستایی

غررالحكم: ج۲، ص۳۸۸، ح۲۹۴۲

۹۸۰-کارگاه هشتم تربیت نفس پیرامون قبض و بسط نفس آدمی+ محبت بسطی و قبضی

۱۶ شهریور

۸۸۰- کارگاه هفتم تربیت نفس آنچه خداوند بخواهد+ محبت به آنچه پیش آمده، پیش خواهد آمد

۰۲ مرداد

کارگاه    از ۵//۵/۹۵ الی ۱۵/۶/۹۵

بَکير بن اَعيَن نيز مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: علم و مشيت خداوند با هم فرق دارند يا يک چيزند؟ حضرت فرمودند: اَلعِلمُ لَيسَ هُوَ المَشيئَةُ اَلا تَري اِنَّکَ تَقول: سَأَفعَلُ کَذا اِن شاء‌َاللهُ وَ لا تَقولُ سَأَفعَلَ کَذا اِن عِلمَ اللهُ …”[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (علم غير از مشيّت است. مگر نمي‌بيني که خودت مي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بخواهد و نمي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بداند. پس اينکه مي‌گويي اگر خداوند بخواهد، دليل اين است که خداوند نخواسته و چون خواست آنچه را خواست به گونه‌اي که خواسته واقع شود، پس علم خداوند پيش از مشيّت اوست.

عاصم بن حُمَيد مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: آيا خداوند هميشه مُريد (اراده‌کننده) است؟ حضرت فرمودند: اِنَّ المُريدَ لايَکونُ اِلاّ لِمُرادٍ مَعَهُ لَم يَزَل عالِماً قادِراً ثمَّ اَرادَ[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (مريد نيست مگر با بودن مراد (اراده‌شده با او، خداوند هميشه عالم و قادر است و سپس اراده کرده است.

دوره کارگاه اول تربیت نفس از قرآن و احادیث اهل البیت علیهم السلام:

«آغاز تمرین تربیت نفس از کلمه قصار ۱۷۸نهج البلاغه»

۱۰/۸/۹۴لغایت ۲۰/۹/۹۴

امام على علیه السلام: اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۸)

۱۶۰ دروه کارگاه  دوم تربیت نفس را با حدیث حضرت امام هشتم علیه السلام آغاز می کنیم تا حکمت ۱۷۸نهج البلاغه رابچشیم.

شروع ثبت نام:۲۰/۹/۹۴لغایت۳۰/۱۰/۹۴

ويژگيهاى دهگانه عاقل از حضرت امام الرضا علیه السلام

دوره دوم ۴۰ روز جدید تربیت نفس از حدیث امام هشتم علیه آلاف التحیه و الثناء

لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهره. الفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ـ از او اميد خير باشد.+بیش از ۵۰ درصد موفق بودم الحمدلله
۲ـ از بدى او در امان باشند.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغقرالله
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.+بیش از ۶۰درصد موفق بودم الحمدلله
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.+بیش از ۹۰درصد موفق بودم الحمدلله
۷ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۸ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغفرالله
۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استعفرالله

۳۱۹-آغاز دروده سوم با حدیث تکبر درمانی امام هفتم علیه السلام:

 

۲۰۰۲-واکنش جالب دانش‌آموزان انگلیسی پس از آشنایی با احکام اسلامی+ جاذبه محبت حقیقی در احکام اسلام

۱۶ بهمن
*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا

دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ \ الاثنين ١٩ جمادى الأولى ١٤٣٩ \ Monday, February 5, 2018

کد خبر: ۴۳۹۴۷۳ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۱/۱۵ – ۲۰:۵۵ | سرویس: بین الملل ۱۳۰

واکنش جالب دانش‌آموزان انگلیسی پس از آشنایی با احکام اسلامی
حوزه/ دانش‌آموزان مسیحی یک مدرسه ابتدایی در انگلستان پس از آشنایی با احکام اسلامی علاقه خود را به انجام اموری مثل وضو گرفتن و روزه‌داری ابراز کردند.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، “روز اسلام” در مدرسه ابتدایی کورتون (بریتانیا) برگزار گردید که با موفقیت بسیار همراه بود.

هفته گذشته، دانش آموزان مقطع ابتدایی کورتون (شرق انگلستان) در مجموعه ای از فعالیت ها مرتبط با جامعه مسلمان به مناسبت روز اسلام شرکت کردند.

جما دالی، معلم ابتدایی و مسئول تربیت دینی مدرسه تصریح کرد : « این یکی از “سه روز ایمان” بود که هر ساله برگزار می شود که در آن همه گروه ها با یکدیگر متحد شده و در گروه های سنی مختلف کار می کنند. این سه روز برای مدرسه بسیار ویژه هستند، زیرا بهترین موقعیت برای نشان دادن تعامل مثبت بین همه گروه ها است ».

اگرچه مدرسه Corton Primary یک مدرسه کلیسایی انگلستان است، اما موضوع آموزش مذهبی در برنامه درسی مدرسه اجازه می دهد تا تعالیم دیگر ادیان نیز مورد بررسی قرار گیرد.

مدیر تربیت دینی در مورد “روز اسلام” گفت : فعالیت های آموزشی از  نحوه “وضوگرفتن”  آغاز شد و در ادامه بچه ها با ماه رمضان و عبادات آن آشنا شدند. و همچنین بچه ها با یکدیگر تلاش کردند تا بتوانند یک نماز زیبا را به جا بیاورند.

همچنین این مدیر افزود : « تجربیات گوناگونی که دانش آموزان از اسلام به دست آوردند درک آنها از اسلام را گسترش داد».

برگزاری روزهای ایمان، دانش آموزان را با مجموعه ای از مهارت ها برای درک و بحث در مورد ادیان مختلف فراهم می کند.

تاثیر این برنامه را می توان از صحبت های دانش آموزان بعد از اتمام برنامه متوجه شد.

یکی از بچه ها نظرش را اینگونه مطرح کرد : « من وضو گرفتن با آب را بسیار دوست داشتم زیرا بسیار آرامش بخش بود».

و یا فرد دیگری گفت : « من عاشق ماه رمضان شدم، و سعی خواهم کرد از صبح تا شب روزه بگیرم ».

 

۲۰۰۱-آشنایی با ۱۰ حقیقت دیوانه کننده درباره شهر دبی+۴شاخصه محبت مجازی:۱-ظاهری گرایی ۲-حس سالاری ۳- خیال مداری ۴-تعجب آفرینی

۱۵ بهمن

آشنایی با ۱۰ حقیقت دیوانه کننده درباره شهر دبی

  تاریخ ارسال : ۱۳۹۶/۱۱/۷   تعداد بازدید : ۹۸۱   گروه مطلب : دانستنیهای سفر

 

 

 

 

 

 


 

 
حقایق دیوانه کننده درباره دبی
 
نویسنده این مقاله در سومین سفرش به امارات چندین روز را در دبی سپری کرد. از نظر او دبی یکی از لذت بخش ترین و زیباترین مکان هایی است که همانندش وجود ندارد. گرچه زیبایی هایش طبیعی نیست اما آسمان خراش های این شهر مدرن آنچنان دیدنی است که نفس را در سینه هر بازدید کننده ای حبس می نماید. وی معتقد است که سپری کردن اوقات در این شهر افسانه ای با دوستی که در آن زندگی می کند قطعا لذت بخش تر از بازدید از جاذبه های توریستی و انجام فعالیت های توصیه شده خواهد بود. به طور کلی می توان از دبی به عنوان یک شهر جادویی نام برد که به راحتی می توان در آن زندگی کرد. وی با نوشتن این مقاله سعی در اشتراک حقایقی دیوانه وار درباره این شهر افسانه ای با دیگر علاقمندان به سفر داشته.
 
۱:در هتل برج العرب به اندازه پوشش طلایی ۴۶۲۶۵ بار نقاشی مونالیزا از طلا استفاده شده!
۱۷۹۰ متر مربع از فضای داخلی هتل برج العرب با طلای ۲۴ عیار مزین شده، یعنی مقدار طلایی که می توان با آن ۴۶۲۶۵ نقاشی مونالیزا را پوشاند.
 
در هتل برج العرب به اندازه پوشش طلایی 46265 بار نقاشی مونالیزا از طلا استفاده شده
 
 
۲: از هر ۴ جرتقیل موجود در جهان یکی از آنها در دبی قرار دارد!
رشد و پیشرفت دبی با سرعتی باورنکردنی هنوز هم ادامه دارد و حدود ۲۴ درصد از جرثقیل های دنیا در آن قرار گرفته است. 
 
2: از هر 4 جرتقیل موجود در جهان یکی از آنها در دبی قرار دارد!

 
۳: شن و ماسه استفاده شده در ساخت جزایر نخل مصنوعی دبی به اندازه پر کردن ۲.۵ ساختمان امپایر استیت (Empire State Building) در شهر نیویورک ایالت متحده می باشد. 
برای ساخت جزایر نخل (پالم جمیرا) دبی حدودا ۹۴ میلیون متر مکعب شن و ماسه استفاده شده در حالیکه حجم ساختمان امپایر استیت ۳۷ میلیون متر مکعب است.
 
شن و ماسه استفاده شده در ساخت جزایر نخل مصنوعی

 
۴: نیروهای پلیس برای خرید هر یک از اتومبیل های خاصشان هزینه ای گزاف پرداخت نموده اند، هزینه ای بیشتر از فرستادن یک کودک به کالجی در آمریکا!
نیروهای پلیس دبی از ماشین های ویژه ای با هدف حفظ کلاس مدنیزه شهر و تحت تاثیر قرار دادن گردشگران استفاده می کنند. این اتومبیل ها شامل فراری های اف اف (Ferrari FF) به ارزش ۵۰۰ هزار دلار، لامبورگینی اوانتادور (Lamborghini Aventador) به ارزش ۳۹۷ هزار دلار و استون مارتین وان سونتی سون (Aston Martin One-77) به ارزش ۱.۷۹ میلیون دلار می باشد. هزینه تحصیل در دانشگاه نیویورک، گران ترین کالج آمریکا تقریبا ۲۴۸ هزار دلار برای یک دوره ۴ ساله می باشد.
 
4: هزینه گزاف نیروهای پلیس برای خرید  اتومبیل

 
۵: تقریبا ۸۵ درصد از جمعیت دبی را بیگانگان در برمیگیرند!
تقریبا ۱۵ درصد از ساکنین دبی اماراتی و ۸۵ درصد بقیه مهاجرند. اکثر کارگرهای ساختمان برای کار در پروژه های ساخت و ساز آسمان خراش های دبی از هند، پاکستان و بنگلادش به امارات مهاجرت کرده اند. مهاجرینی که امروزه ۵۰ درصد از جمعیت شهر را تشکیل می دهند. 
تفاوت طبقاتی در دبی بسیار بالاست، تا جاییکه اکثر کارگران مهاجر فقیرند. در حالیکه دولت امارت خرج تحصیل و درمان های پزشکی آنها را پرداخت می کند باز هم در شرایط وحشتناکی زندگی و کار می کنند. اما بیگانگان با کلاس های کاری بالاتر درآمدهای فوق العاده ای دارند و حقوق های بالایی را دریافت می کنند.
 
5: تقریبا 85 درصد از جمعیت دبی را بیگانگان در برمیگیرند!
 
 
 شلوغ ترین جاذبه های دیدنی دبی
 
 
 
۶: در دبی و در مسابقات شترسواری روبات ها جایگزین کودکان کار غیرقانونی شده اند!
مسابقات شتر سواری همانند فوتبال در آمریکا و هاکی در کانادا ورزشی بسیار محبوب در دبی به شمار می رود. با توجه به اندازه شترها فقط کودکان مجاز به شرکت در مسابقات می باشند. در گذشته این مسابقات با حضور کودکانی که به صورت غیرقانونی وارد کشور شده اند برگزار می شد. این روند تا جایی ادامه داشت که تمام جهانیان خواستار توقف و حذف این گزینه شدند. در حال حاضر برای حل این مسئله از روبات هایی کوچک برای هدایت شترها در این مسابقات استفاده می کنند. هزینه شرکت در این مسابقات بین ۳۰۰ تا ۱۰ هزار دلار خواهد بود. 
 
6: مسابقات شترسواری در دبی

 
۷: دبی موفق به ساخت شهری با دمای کنترل شده و مساحت ۲.۲۵ برابری موناکو شده است. 
در حال حاضر برنامه ریزی های لازم برای ساخت شهری با مساحت ۴.۴۵ کیلومتر مربعی و سیستم آب و هوایی کنترل شده، می باشد. پیاده روهای این شهر مجهز به سیستم تهویه مطبوع هوا می باشند و به قسمت های متعددی متصل می شوند. با توجه به مساحت ۲.۰۲ کیلومتر مربعی موناکو، مساحت این شهر ۲.۵ برابر این جزیره اروپایی است. 
 
7: ساخت شهری با مساحت 2.25 برابری موناکو

 
۸: تا همین اواخر هم در دبی هیچ آدرس، کدپستی، کد منطقه ای و سیستم پستی وجود نداشت!
گرچه دبی نرخ رشد بسیار سریع و روزافزونی را داراست اما هنوز برای این شهر یک سیستم آدرس درست و به جا در نظر گرفته نشده. ساکنین این شهر به جای استفاده از آدرس یا برچسب پستی از ساختار نقشه خاصی استفاده می کردند. ساختاری که اینگونه عنوان می شد: بعد از عبور از مسجد سفید، اولین خیابان سمت چپ، درب آبی. این روند به همین شکل ادامه داشت تا اینکه در سال ۲۰۱۵ دبی شروع به ثبت یک کد ۱۰ رقمی منحصر به فرد به نام اعداد مکانی (Makani numbers) کرد. کدهایی که در شناسایی و پیدا کردن آدرس ساختمان ها بسیار موثر بودند.
 
8: دبی بدون هیچ آدرس، کدپستی، کد منطقه ای و سیستم پستی
 
 
۹: در دبی هیچ مبلغی به عنوان مالیات بر درآمد پرداخت نمی شود!
با وجود اینکه اغلب حقوق ها در این شهر افسانه بسیار بالا و جذاب است اما چیزی به نام مالیات بر درآمد در دبی وجود ندارد. از این رو افراد بسیار زیادی که ایده صرفه جویی و افزایش سرمایه را در مدتی کوتاه در سر می پرورانند برای کار به دبی سفر می کند. اما فراموش نشود که مقدار زیادی پول مثل آب خوردن در دبی خرج می شود.
 
9: در دبی هیچ مبلغی به عنوان مالیات بر درآمد پرداخت نمی شود!

 
۱۰: دبی عاشق طلاست
در دبی دستگاه های خودپردازی وجود دارد که به جای پول شمش های طلا توزیع می کند. در سال ۲۰۱۳ تقریبا ۴۰ درصد از کل معاملات طلای دنیا در دبی انجام شده است. در کل بیش از وزن ۳۵۴ فیل در دبی طلا معامله شده.
 
10: دبی عاشق طلاست
 
دبی: بزرگتر از زندگی
به نظر می رسد دبی اهداف داشتن بهترین ها و بزرگترین ها را در سر می پروراند. بی شک لوکس ترین هتل های دنیا در این شهر زیبا قرار دارند و البته بهترین هتل دنیا یعنی برج العرب نیز در این سرزمین افسانه ای آرمیده. بلندترین ساختمان جهان یعنی برج خلیفه نیز در این شهر قرار دارد، ساختمانی مرتفع با ۱۶۳ طبقه که از فاصله ۹۵ کیلومتری هم قابل رویت است. البته ناگفته نماند که این شهر جایگاه بزرگترین مرکز خرید سرپوشیده دنیا، بزرگترین آکواریوم، بزرگترین آبنما اتوماتیک، بلندترین هتل، طویل ترین شبکه راه آهن اتوماتیک و بزرگترین پیست اسکی سرپوشیده می باشد. پس اگر تا به حال از این شهر منحصر به فرد دیدن نکرده اید پیشنهاد می شود برنامه سفر به آن را هرچه زودتر تنظیم نموده و بهترین نرخ تور دبی را در سایت توریستگاه مشاهده و آنلاین رزرو نمایید.
 
 

۱۹۹۸-تصاویری از مساجد ایران از لنز دوربین عکاس آمریکایی+ محبت حقیقی مادر معماری توحیدی و اسلامی

۱۴ بهمن

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ \ السبت ١٧ جمادى الأولى ١٤٣٩ \ Saturday, February 3, 2018

تصاویری از مساجد ایران از لنز دوربین عکاس آمریکایی

کد خبر: 439480 | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۱/۱۴ – ۰۷:۵۳ | سرویس: بین الملل 130


تصاویری از مساجد ایران از لنز دوربین عکاس آمریکایی 
حوزه/ جیمز لانگلی عکاس و فیلمساز آمریکایی در سفر به ایران، تصاویر زیبایی از سقف های زیبا و خارق العاده مساجد اصفهان گرفته است.

 

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه» به نقل از mymodernmet، یک عکاس و فیلمساز آمریکایی در سفر به ایران، تصاویر زیبایی از سقف های زیبا و خارق العاده مساجد کشورمان گرفته است.

جیمز لانگلی عکاس و فیلمساز آمریکایی که از مساجد متعدد و مکان های مختلفی در اصفهان از جمله شاه چراغ بازدید کرده است و در این سفر گردشگری، تصاویر خارق العاده ای از نقش و نگارهای نمای داخلی مساجد ایرانی نصیب دوربین عکاسی او شده اند که هر تصویر نمایش خیره کننده ای از یک نمای الهام بخش است.

هر تصویر لانگلی نمای متفاوتی از معماری داخلی اصفهان را نشان می دهند. این عکاس غیرمسلمان تمام تلاش خود را به کار بسته تا زیبایی فوق تصور سقف های مساجد را  که جلوه بی نضیری از هنر اسلامی و هنر باستان ایرانی هستند به نمایش بگذارد. نقش و نگارهایی که از نگاه وی به سختی به نظر می رسد کار دست انسان بوده باشد.

 لانگلی درباره سفرش به ایران و بازدید از مساجد چنین گفته است: دلم می خواست تمام روزم را آنجا سپری کنم.

 

 

۱۹۹۷-گفتمان تجددگرایی مدرن، ریشه اصلی مشکلات امروز کشور است+ سیر محبت مجازی سکولار شدن و عداوت با دین حقیقی است.

۱۲ بهمن

تصاویر/  نشست بررسی ریشه های اقتصادی و فرهنگی اعتراضات اخیر در خبرگزاری حوزه

کد خبر: ۴۳۹۳۲۱ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۱/۱۲ – ۱۴:۳۴ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
ابراهیم نیک منش در نشست بررسی ریشه های اعتراضات اخیر؛
گفتمان تجددگرایی مدرن، ریشه اصلی مشکلات امروز کشور است/ بانک های کشور ام المصائب شده اند
حوزه/ عضو شورای علمی مرکز اقتصاد مقاومتی حوزه های علمیه با اشاره به گفتمان تجددگرایی مدرن، تصریح کرد: ریشه اصلی تمام مشکلاتی که در کشور به لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی وجود دارد، به تفکر اقتصاد محور نظام اجتماعی ما بر می گردد که برگرفته از تفکر تجددگرایی مدرن است.
 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه»، استاد ابراهیم نیک منش پیش از ظهر امروز در «نشست تخصصی بررسی ریشه های اقتصادی و فرهنگی اعتراضات اخیر با نگاهی به نقش مؤسسات مالی» که از سوی خبرگزاری حوزه و با همکاری مرکز راهبری اقتصاد مقاومتی حوزه های علمیه در این خبرگزاری انجام شد، اظهار داشت: ما از مناظر گوناگون می توانیم به این اعتراضات نگاه کنیم که یکی از آنان، منظر گفتمانی و فرهنگی است.

چهار گفتمان تجربه شده در کشور

وی با بیان این مطلب که تاکنون چهار گفتمان در کشور تجربه شده است، ابراز داشت: تجددگرایی اسلامی، نخستین گفتمانی است که از متن دانشگاه و حوزویان دانش آموخته در دانشگاه بیرون آمده است؛ گفتمان دوم، سنت گرایان اسلامی هستند که عمدتا از درون حوزه بوده و شامل برخی از علما خواهد شد؛ همچنین گفتمان عریان تجددگرایی مدرن، سومین گفتمان است که پرچمدار اصلی آن دانشگاه بوده و گفتمان چهارم، گفتمان امامین انقلاب و گفتمان انقلاب اسلامی است که توانسته جای خود را باز کرده و مباحث گوناگونی را به راه بیاندازد.

عضو شورای علمی مرکز اقتصاد مقاومتی حوزه های علمیه خاطرنشان ساخت: این چهار گفتمان در کشور در حال تقابل جدی با یکدیگر بوده و مردم در این میان دچار تناقضات درونی شده و سردرگم هستند.

برخی حتی لباس روحانیت را برای خود سنگین دانستند

نیک منش تصریح کرد: تجددگرایان اسلامی با عنوان فقه پویا دارای خصوصیاتی همچون: «عدم شناخت دقیق از اسلام»، «عدم شناخت دقیق از تجدد و مدرنیته»، «عدم تفسیر خوب از الگوی مصرف»، «عدم تفسیر مناسب از الگوی مالی و سبک زندگی» و … بوده و برخی حتی لباس روحانیت را برای خود سنگین دانسته و آن را از تن درآورده و امروز در مناصب گوناگون کشور نیز حضور دارند.

وی بیان داشت: این افراد به کدخدا اعتقاد داشته و معتقدند که دنیا دهکده ای است که هر کشور سهمی از آن داشته و باید تابع دستورات بود.

عضو شورای علمی مرکز اقتصاد مقاومتی حوزه های علمیه اظهار داشت: تجددگرایان اسلامی قائلند که باید زیر بیرق کدخدا رفته و مطابق با برنامه های آنان به پیش رفت و مجبور به این کار هستیم و امضای سند ۲۰۳۰ نیز بر اساس این تفکر بوده است.

نیک منش ابراز داشت: گفتمان دیگر، گفتمان سنت گرای اسلامی است که بر روی اصول و فقه سنتی خود به شدت حساس بوده و آن را اصل می دانند؛ البته امام راحل و رهبر انقلاب بر فقه جواهری تأکید دارند؛ اما آن را کافی ندانسته اند و تأکید بر بالندگی آن دارند.

وی خاطرنشان ساخت: این تفکر و گفتمان نمی تواند راهگشای مشکلات نظام بوده و بر اساس آن برنامه ریزی کرد؛ چراکه در برخی مباحث دست ما خالی است.

عضو شورای علمی مرکز اقتصاد مقاومتی حوزه های علمیه با اشاره به گفتمان تجددگرایی مدرن، تصریح کرد: ریشه اصلی تمام مشکلاتی که در کشور به لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی وجود دارد، به تفکر اقتصادمحور نظام اجتماعی ما بر می گردد که برگرفته از تفکر تجددگرایی مدرن است.

نیک منش بیان داشت: از گذشته تاکنون کپی مباحث غربی در دانشگاه های ما تدریس شده و به همین دلیل مشاهده می کنیم که سبک زندگی خانوادگی، فردی و اجتماعی ما تحت تأثیر قرار گرفته و اقتصاد مقاومتی ما قدرت کاملی نداشته باشد.

وی اظهار داشت: امروز اعتراضاتی که در کف خیابان ها مشاهده می کنیم، زیبنده ایران اسلامی نبوده و حوزه و دانشگاه در این زمینه مقصر هستند؛ چراکه باید مباحث متناسب را ارائه می دادند تا حاکمیت بتواند آن را اجرا نماید.

عضو شورای علمی مرکز اقتصاد مقاومتی حوزه های علمیه در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از وضعیت بانک های کشور گفت: امروز بانک ها ام المصائب شده اند، چهل سال وقت داشتیم که بانک را از مجموعه نظام اقتصادی برداریم،ولی نتوانستیم، نه حوزه  مسائل شرعی را تبیین کرده و نه دانشگاه معادله پردازی کرده است.

وی ادامه داد: باید تفکر نگاه به بانک شکسته شود؛ نتوانسته ایم به بانک به عنوان ساختار و قرارگاه اقتصادی تفسیر ارائه دهیم.

رسانه حوزه باید مطالبه گر و ناقد باشد

در ابتدای این نشست تخصصی نیز، حسن صدرایی عارف، سردبیر خبرگزاری حوزه به ایراد سخن پرداخت و گفت: رسانه حوزه باید مطالبه گر و ناقد باشد؛ نقد عالمانه، دغدغه مندانه و دلسوزانه را عین حمایت می دانیم و معتقدیم یکی از بسترهای ارتقاء نظام، همین نقدهاست.

وی ابراز داشت: این نشست تخصصی نیز در همین راستا برگزار شده و امیدواریم اقدامی مؤثر و مفید بوده و شاهد نشست های بعدی در رسانه رسمی حوزه های علمیه باشیم.

سردبیر خبرگزاری حوزه خاطرنشان ساخت: یکی از مباحث مهم و پردامنه در هفته های گذشته، اعتراضات اخیر بود؛ البته میان اعتراض و اغتشاش تفاوت است و در این جلسه به مباحث اعتراضی مردم خواهیم پرداخت.

 

۱۹۹۶-خمینی کبیر: سازش با یک فرد جانی مثل شاه، خیانت است.+قدرت محبت حقیقی در تحلیل سیاسی و اجتماعی

۱۲ بهمن
مصاحبه امام خمینی
 
کد خبر: ۴۳۹۲۷۰ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۱/۱۲ – ۲۱:۱۰ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۵
امام خمینی(ره) و رسانه های خارجی (۲۰):
خمینی کبیر: سازش با یک فرد جانی مثل شاه، خیانت است/ کسی حق ندارد با شاه سازش کند
حوزه/ اولا سـازش بـا يـك فـرد جانى مانند شاه، خيانت به ملت ايران و اسلام است و در ثـانـى مـلت ايـران در رفراندم تاسوعا و عاشورا با اكثريت قريب به اتفاق، قاطعانه شـاه و رژيم سلطنتى را محكوم كرده و خواستار برقرارى جمهورى اسلامى شده است و هيچ كـس حق ندارد با شاه كه از سلطنت مخلوع است، سازش كند
 

خبرگزاری «حوزه»؛ مخالفت های امام خمینی(ره) با رژیم شاهنشاهی، از سوژه های رسانه های گوناگون دنیا در سال های پیش از انقلاب اسلامی ایران بود که در این راستا مصاحبه هایی با بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. «خبرگزاری حوزه» در ۳۰ شماره به صورت روزانه به انتشار برخی از این مصاحبه ها می پردازد.

مصاحبه امام خمينى(ره) با خبرنگار مجله انگليسى زبان لبنانى در تاريخ ۱۰/۱۰/۱۳۵۷

سؤال: پيش بينى شما براى ايران سال ۱۹۷۹ چيست ؟

جـواب: آنـچـه مـسـلم و قطعى است، اين است كه اوضاع ايران جز با سقوط شاه و برچيده شـدن رژيم سلطنتى و استقرار حكومت اسلامى آرام نمى گيرد. امروز عليرغم قدرت نظامى جـهنمى شاه اين ملت ايرانند كه ابتكار عمل را در دست دارند و از اين جهت قدم به قدم رژيم حـاكـم ايـران و حـامـيـانـش را عقب نشانده اند و در ماه هاى آينده به يارى خداى تعالى شاهد پيروزى هاى درخشانترى خواهند بود.

سـؤال: به نظر شما، تحت چه اوضاع و احوالى يك نوع سازش با شاه ممكن مى گردد؟ مـثـلا مى پذيريد كه اصلاحى در قانون اساسى بشود كه بنابر آن، شاه مانند پادشاه انگليس به عنوان مظهرى در رأس دولت بماند؟

جـواب: اولا سـازش بـا يـك فـرد جانى مانند شاه، خيانت به ملت ايران و اسلام است و در ثـانـى مـلت ايـران در رفراندم تاسوعا و عاشورا با اكثريت قريب به اتفاق، قاطعانه شـاه و رژيم سلطنتى را محكوم كرده و خواستار برقرارى جمهورى اسلامى شده است و هيچ كـس حق ندارد با شاه كه از سلطنت مخلوع است، سازش كند و يا اساس سلطنت را بپذيرد، چـه شـخـص مـحـمـدرضـا پـهـلوى در ايـن مـقـام بـاشـد يـا ديـگـرى و بـه هـمـيـن دليـل ، قـانـون اسـاسـى كـه رژيـم ايران را سلطنتى مى شناسد، چون از نظر ملت رژيم سلطنتى مردود است ، از اعتبار ساقط است و بايد قانون اساسى جديدى تدوين شود.

سؤال: آيا شما كناره گيرى شاه را به نفع پسرش مى پذيرد؟

جواب: هيچ فردى از دودمان پهلوى مورد قبول ملت نيست و نه تنها در مقام سلطنت؛ بلكه در هيچ مقام دولتى هم حق ندارند دخالت كنند.

سؤال: آيا فكر مى كنيد دامنه حوادث ايران به تركيه نيز كشيده شود؟

جـواب: نـهـضـت مـقـدس ايـران، نهضت اسلامى است و از اين جهت بديهى است كه همه مسلمين جهان تحت تاثير آن قرار مى گيرند.

سـؤال: فكر مى كنيد در كوشش هايتان براى سرنگون كردن شاه، چه دولتى به شما كمك مى كند؟

جـواب: مـلت ايـران با اراده آهنين خود، تنها با اتكا به نيروى الهى قيام كرده است و در ايـن نـهـضـت بـه هـيـچ دولتـى مـتـكـى نـيـسـت و بـه خـواسـت خـداى تـعـالى بـا حـفـظ استقلال در نهضت خود، شاه را سرنگون خواهد كرد. وظيفه همه دولت هاى اسلامى در درجه اول و سـايـر دولت هـا كـه مـايلند در آينده با ملت ايران روابط حسنه داشته باشند، اين اسـت كـه مـلت مـظـلوم و قـهـرمـان ايران را در رسيدن به اهدافش يارى كنند و تاكنون هيچ دولتى از ملت ايرن دفاع نكرده است .

سـؤال: شـمـا بـه عـنـوان رهـبـر مـخـالفـيـن، روابـط جـارى خـود را بـا دول و افـراد زيـر چـگـونه توصيف مى كنيد؟ ۱-دستگاه كارتر ۲-دولت روسيه ۳-دولت چـيـن ۴-دولت عـراق ۵-كـشـورهـاى عـرب تـوليـد كـنـنـده نـفت ۶-سادات ۷-اسرائيل ۸-ياسر عرفات و جنبش ‍ فلسطين.

جواب: رئيس جمهورى آمريكا با حمايت هاى بى دريغ خود از شاه و اهانت هائى كه به ملت ايران نموده است ، در صف دشمنان ايران قرار گرفته است و روسيه شوروى هم اگرچه نه در حد آمريكا، ولى تاكنون نه تنها شاه را محكوم نكرده بلكه از او حمايت هم كرده است و از تـحـريـف نهضت مقدس اسلامى ايران خوددارى نكرده است. رئيس كشور چين وقيحانه از روى كشتگان ما عبور كرد و در كاخ ظلم از اقدامات مترقيانه او هم ستايش نمود. دولت عراق هـم زيـر فـشـار شـاه، از اقـدامـات هـر كـس كـه در خاك عراق به نفع ملت ايران انجام دهد جـلوگـيـرى مـى كـنـد. سـادات هـم بـا اقـدامـات خود عليه مصالح مسلمين و كشورهاى عرب و بـرادران فـلسـطـيـنـى، مـطـرود جـهـان عـرب و اسـلام اسـت. اسـرائيـل از نـظـر اسـلام و مـسـلمـيـن و تمامى موازين بين المللى، غاصب و متجاوز است و ما كمترين اهمال و سستى را در پايان دادن به تجاوزات او جايز نمى دانيم و من در فرصت هاى مناسب از اقدامات و تلاش هاى ياسر عرفات براى بدست آوردن حقوق فلسطينى ها و برگرداندن اراضى اسلامى به مسلمين حمايت كرده ام.

سؤال: آيا شما از يك حكومت غير نظامى تحت رياست كريم سنجابى در پست نخست وزير، به عنوان راه حلى براى بحران ايران حمايت مى كنيد؟

جواب: با وجود شاه هيچ راه حلى امكان پذير نيست .

سـؤ ال: آيـا دعـوت شما به اعتصاب بى پايان در صنعت نفت است و يا تا وقتى است كه شاه كنار برود؟

جـواب: بـله، تـا وقـتى است كه شاه كنار برود. شاه نفت ما را براى تحكيم خودش بدون هـيـچ مـجـوزى بـه امـريـكا مى داد و از پول آن اسلحه امريكائى كه به هيچ درد ملت ايران نمى خورد، مى خريد. اصولا نفت تاكنون پشتوانه حكومت غاصبانه شاه بود و من حكم كردم كـه ديـگـر صـادر نشود و اعتصاب تا رفتن شاه ادامه دارد و بعدا ما نفت را به هر كشورى كه مايل باشيم مى فروشيم .

سـؤال: تـحـت چـه شـرايـطـى ، اگـر شـمـا هـمـچـو مـقـتضياتى را منطقى مى بينيد، ارتش شاهنشاهى به ضد شاه خواهد شد؟

جـواب: هـم اكـنـون طـبـق اخـبـار واصـله، مـخالفت سربازان و افسران با شاه و دستورات فرماندهان خود روز افزون است. سربازها از خدمت ارتش فرار مى كنند، در بسيارى موارد فـرمـانـدهان خود را كشته اند و بسيارى از آنها هم كه در ارتش باقى مانده اند، موافق با كشتار شاه نيستند و طبيعى است كه شاه آخرين اميدهاى خود را به ارتش از دست بدهد.

* مصاحبه های بعدی امام راحل با رسانه های خارجی را در شماره های بعد مطالعه کنید.

 

۱۹۹۵-ماجرای”حکم اعدام” مصاحبه رادیوبایک خانم که الگویش “اوشین “بود.+ دفاع از شاخص محبت حقیقی

۱۱ بهمن

ماجرای”حکم اعدام” مصاحبه رادیوبایک خانم که الگویش “اوشین “بود

ماجرای

ماجرای توهین به حضرت زهرا با الگو معرفی نمودن اوشین-درمصاحبه رادیو

واکنش امام خمینی  در خصوص این مسئله؛
در این خصوص دو نقل را بیان می‌کنیم که در۲منبع مختلف اشاره شده است.

۱٫ گزارش اول مربوط است به نقل روزنامه کیهان در خصوص این مسئله؛
هشتم بهمن ماه سال۶۷ و به مناسبت تولد حضرت زهرا (س) و روز زن، رادیوی جمهوری اسلامی ایران در برنامه‌ای به نام سلام، صبح به خیر در گزارشی از مخاطبینش می‌پرسد: به نظر شما الگوی امروز زنان ایرانی چه کسی است؟. اکثر مخاطبین، حضرت فاطمه را الگوی خود معرفی می‌نمایند اما یکی از مصاحبه‌شوندگان در کمال تعجب می‌گوید: «الگوی مناسب زنان ایرانی اوشین است!». اوشین نام شخصیت اصلی داستان سریالی ژاپنی به نام سال‌های دور از خانه بود که آن روزها از سیما پخش می‌شد. حضرت روح الله  فردای آن روز در واکنش به این ماجرای موهن، طی پیامی رسمی و علنی به شدت محمد هاشمی (رئیس وقت صدا و سیما) را مورد عتاب قرار می‌دهند و می فرمایند:
آقای محمد هاشمی
مدیرعامل صدا و سیمای جمهوری اسلامی
با کمال تاسف و تأثر روز گذشته (روز شنبه ۸ بهمن) از صدای جمهوری اسلامی مطلبی در مورد الگوی زن پخش گردیده است که انسان شرم دارد بازگو نماید. فردی که این مطلب را پخش کرده است تعزیر و اخراج می‌گردد و دست‌اندرکاران آن تعزیر خواهند شد. در صورتی که ثابت شود قصد توهین درکار بوده است، بلاشک فرد توهین‌کننده محکوم به اعدام است. اگر بار دیگر از این گونه قضایا تکرار گردد، موجب تنبیه و توبیخ و مجازات شدید و جدی مسئولین بالای صدا و سیما خواهد شد. البته در تمامی زمینه‌ها قوه قضاییه اقدام می‌نماید. (صحیفه نور ، جلد ۲۱ : ص ۷۶)
بعدها ۴ تن از دست‌اندرکاران آن برنامه از جمله مدیر گروه معارف، سردبیر برنامه‌های ویژه عقیدتی سیاسی، مسئول نظارت بر برنامه به ۴ سال حبس تعزیری و ۴۰ ضربه شلاق محکوم شدند.

اصل ماجرااززبان رئیس صداوسیما

۲٫ نقل آقای محمد هاشمی، رییس صدا و سیما در این مقطع، مندرج در مجله حضور؛
«رادیو به مناسبت شهادت حضرت زهرا (س) یک مصاحبه‌ای داشت. زمانی بود که ما اوشین را پخش می‌کردیم. از دختر خانمی می‌پرسند الگوی شما کیست؟ می‌گوید اوشین. گوینده”گزارشگر” می‌گوید الگوی شما باید حضرت زهرا (س) باشد چرا اوشین؟ می‌گوید: حضرت زهرا (س) مال ۱۴۰۰ سال پیش است. ما یک الگوی امروزی می‌خواهیم… برنامه زنده بود و رادیو آن را پخش کرده بود.

امام خمیتی به آقای میرعماد دادستان عمومی دستور دادند که موضوع را بررسی کنند و اگر این برنامه با قصد پخش شده، افراد را اعدام کنند. چون توهین به حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) بود.

آقای میرعماد احکامی صادر کرد. شش هفت نفر محکوم شدند. از ۵ سال انفصال تا شلاق. اما حکم اعدام به کسی ندادند.

رفتم خدمت امام و گفتم من مقصرم. من مسئول صداوسیما هستم اگر اینها را مجازات کنید دیگر در صداوسیما سنگ روی سنگ بند نمی‌شود و من نمی‌توانم آنجا را اداره کنم. خواهش می‌کنم شما مرا مجازات کنید.

امام گفت بنویس، من آنها را عفو می‌کنم.

%d8%a7%d9%88%d8%b4%db%8c%d9%86

تحلیل اول بر اساس متن صحیفه نور (مجموعه بیانات، اعلامیه‌ها و …) حضرت امام  و دیگری بر اساس نظر یکی از مسئولین مسقیم این مقطع زمانی بود. با توجه به مطالب ذکر شده، عین صحبت امام ناظر به اعدام هیچ یک از افراد یاد شده نیست. بلکه ایشان حکم فقهی یک مسئله را طرح کرده و از قوه قضاییه به عنوان مجری اجرای قوانین، می‌خواهند که مسئله را به صورت دقیق پیگیری کنند. این امر نشان می‌دهد امام در این خصوص خواسته‌اند مسائل طبق قوانین پی‌گیری شود و هیچ کس از اجرای قانون مصون تلقی نشود. نه این‌که بدون رعایت هیچ قانونی امام از همان ابتدا بگویند تمام افراد مرتبط با این موضوع باید اعدام شوند. بر این اساس واکنش امام  در این رابطه از چند زاویه قابل بررسی است:
۱- بر اساس احکام اسلام توهین به ساحت مقدس پیامبر(ص) و ائمه هدی (ع) در حکم ارتداد است.
۲- اشاره حضرت امام مبنی بر عاملان این جریان مبتنی بر تعمد هتاکان ،است نه سهو آن
۳- هیج کسی در این رابطه به اعدام محکوم نشد،بلکه تعدادی از عوامل محکوم و عده ای نیز تبرئه شدند
۴- آیا شخصیت حضرت زهرا(س) با آن فضائل ،که بر اساس نص صریح سرور زنان دو عالم است قابل قیاس با یک بازیگر تلویزیونی با ان ویژگی هاست؟

توضیح مدیرسایت-پیراسته فر:درمنبابع دیگرآمده که این محکومان تا زندان هم رفتند

آقای محمد هاشمی،مدیرعامل صدا و سیمای جمهوری اسلامی

با کمال تأسف و تأثر روز گذشته (روز شنبه ۸ بهمن) از صدای جمهوری اسلامی مطلبی در مورد الگوی زن پخش گردیده است که انسان شرم دارد بازگو نماید. فردی که این مطلب را پخش کرده است تعزیر و اخراج می‌گردد و دست‌اندرکاران آن تعزیر خواهند شد. در صورتی که ثابت شود قصد توهین درکار بوده است، بلاشک فرد توهین‌کننده محکوم به اعدام است. اگر بار دیگر از این گونه قضایا تکرار گردد، موجب تنبیه و توبیخ و مجازات شدید و جدی مسئولین بالای صدا و سیما خواهد شد. البته در تمامی زمینه‌ها قوه قضاییه اقدام می‌نماید.» (صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۷۶

هاشمی رئیس صداوسیما می گوید:در نتیجه چهار تن از دست‌اندرکاران آن برنامه از جمله مدیر گروه معارف، سردبیر برنامه‌های ویژه عقیدتی سیاسی، مسئول نظارت بر برنامه به ۴ سال حبس تعزیری و ۴۰ ضربه شلاق محکوم شدند که البته بعدها با پادرمیانی رئیس سازمان و توضیحات وی مبنی بر اینکه این اشتباه سهوی بوده است، امام(ره) دستور عفو متهمان را صادر نمودند. آقای هاشمی در این باره توضیح می دهد: «امام به آقای میرعماد دادستان عمومی دستور دادند که موضوع را بررسی کنند و اگر این برنامه با قصد پخش شده، افراد را اعدام کنند. چون توهین به حضرت زهرا(س) بود. آقای میرعماد احکامی صادر کرد.

شش هفت نفر محکوم شدند. از ۵سال انفصال تا شلاق. اما حکم اعدام به کسی ندادند.

من به میرعماد زنگ زدم سراغ بچه‌ها را گرفتم. گفت دفتر من هستند و می‌خواهم بفرستم زندان قصر.

گفتم نفرست تا من خبر دهم. نامه‌ای نوشتم به امام و… میرعماد زنگ زد و گفت دیگر نمی‌توانم نگه‌شان دارم. فرستادشان زندان قصر.

من زنگ زدم به مدیر زندان و گفتم داخل بند نفرستنشان و سرشان را هم نتراشند.

رفتم خدمت امام و گفتم من مقصرم. من مسئول صداوسیما هستم اگر اینها را مجازات کنید دیگر در صداوسیما سنگ روی سنگ بند نمی‌شود و من نمی‌توانم آنجا را اداره کنم. خواهش می‌کنم شما مرا مجازات کنید.

امام گفت بنویس، من آنها را عفو می‌کنم. گفتم نوشتم. نامه را خدمت امام دادم. همانجا به آقای موسوی اردبیلی نوشتند که من اینها را عفو کردم. شما آنها را رها کنید. خودم غذا گرفتم و رفتم زندان… ..پایان توضیحات

اما این بخش از سوال که :
آیا کسی حضرت زهر را الگو نداند به ایشان توهین کرده و مرتکب گناه است؟
همان‌گونه که در بخش قبلی نقل شد، مطالب پخش شده به نوعی نفی شخصیت حضرت زهرا (س) به عنوان یک الگوست. استفاده از محدوده زمانی در خصوص حضرت زهرا (س) نوعی نفی الگو بودن ایشان است، این امر از نظر حضرت امام به عنوان یک مرجع تقلید و متخصص در شناخت موضوعات مسائل دینی، و همچنین عموم جامعه ایران در آن زمان، نوعی توهین به یکی از معصومین تلقی شده و طبق احکام اسلامی اگر کسی به صورت عمدی اقدام به این امر کند مصداق ارتداد محسوب شده مجازات مرتبط با آن را به دنبال خواهد داشت و حکم ارتداد در صورت احراز تمامی شرایط آن جاری می‌شود.
از جمله مواردی که موجب ارتداد است، اهانت از روی عمد به پیامبر و خاندان ایشان است. بر این اساس توهین به حضرت زهرا (س) نیز از مصادیق این حکم الهی است و حضرت امام به عنوان یک مرجع تقلید این نوع از بیان را مصداق این حکم الهی دانسته‌اند. اما برای تطبیق حکم ارتداد بایستی اولاً عنوان قصد توهین ثابت شده و ثانیاً شرط بیان از روی عمد نیز مطرح باشد. از این‌رو می‌بینیم که حضرت امام خمینی (ره) در بیان خود مجازات را اولاً به شرط اثبات قصد توهین بودن دانسته و در مرحله بعد شرط انجام از روی عمد را در این ماجرا دخیل می‌دانند و از قوه قضاییه می‌خواهند که ابعاد ماجرا را بررسی و حکم قانونی را صادر نماید. چنانچه در منابع اشاره شده است، بررسی‌های قوه‌قضائیه نتوانست عمد بودن را در این خصوص ثابت کند از این رو حکم مجازات ارتداد برای هیچ یک از متهمان این مسئله صادر نشد. 
اما این بخش از سوال که :
آیا وظیفه واکنش این گونه است؟
شاید این بخش از مسئله شما را در قسمت‌های قبل مورد اشاره قرار داده‌ایم. اما در یک جمع‌بندی می‌توان اشاره کرد؛ اگر در جامعه اسلامی نسبت به موضوعات دینی حساسیت‌های منطقی وجود نداشته باشد، عملکرد دشمنان اسلام و ایران به مرور هویت اسلامی جامعه را از بین خواهند برد. این امور همچون مرزهای اصلی دین هستند که اگر از آن حفاظت‌های لازم صورت نگیرد خواه ناخواه اصل دین و دیانت مورد هجمه قرار گرفته و در نهایت نیز ممکن است اصل و اساس دیانت از میان برود. بر این اساس این واکنش نه تنها درست بلکه جزء وظایف رهبر دینی یک جامعه اسلامی است که از مرزهای دینی مردم حفظ و حراست کند.
اما این بخش از سوال که :
اگر این واکنش بجاست دیگر کوتاه آمدن معنا ندارد؟
همانگونه که اشاره شد؛ امام در خصوص این مسئله حکم اعدام صادر نکردند که بخواهند از آن عدول کنند. چراکه اصولاً روش و منش حضرت امام (ره) به گونه‌ای نبود که در مسائل دینی و حتی مسائل سیاسی، عقب‌نشینی کنند. یعنی اگر یک موضوع برای ایشان قطعیت پیدا می‌کرد دیگر وساطت‌های دیگران نمی‌توانست در اراده ایشان خللی وارد کند. در مورد موضوع مورد بحث نیز حضرت امام پیگیری مسئله را از قوه‌قضاییه می‌خواهند که اگر ادله موضوع ثابت است در اجرای احکام الهی درنگ نکنند. و همانگونه که اشاره شد، برای قوه قضائیه تعمد مسئله ثابت نشده و از این جهت مجازات مورد اشاره شما برای هیچ کدام از افراد موضوع صادر نشد که کسی بخواهد نسبت به عدم اجرای آن وساطت کرده و نظر حضرت امام را برگرداند. در خصوص مجازات‌های دیگر نیز، عفو محکومین از جمله اختیارات ولی‌فقیه است که بر اساس تشخیص ایشان برای محکومین قابل اجراست. اما این‌که بگوییم هیچ مجازاتی برای این امر صورت نگرفت قابل قبول نیست./منبع:پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری،

                                          ***

اصل حکم امام خمینی درماجرای “مصاحبه رادیو”والگوقراردادن “اوشین”بجای فاطمه زهرا

٢ – در روز شنبه ۸ بهمن ۶۷ در یک برنامه رادیویی، مطالبی درباره الگوی زن مسلمان پخش شد. مجری این برنامه درباره الگو قراردادن «اوشین» شخصیت زن سریال ژاپنی پرطرفدار «سال های دور از خانه» و یا حضرت فاطمه زهرا (س) مطلبی گفت که شائبه توهین را به ذهن متبادر می ساخت. امام خمینی(ره) در پی پخش این برنامه، در نامه ای خطاب به آقای محمد هاشمی مدیرعامل وقت سازمان صدا و با کمال تأسف و تأثر روز گذشته از صدای جمهوری اسلامی چنین مرقوم فرمود:

«با کمال تأسف و تأثر روز گذشته از صدای اسلامی مطلبی در مورد الگوی زن پخش گردیده‌است که شرم دارد بازگو نماید. فردی که این مطلب را پخش کرده است تعزیر و اخراج می‌گردد، و دست اندرکاران آن تعزیر خواهند شد. در صورتی که ثابت شود قصد توهین در کار بوده است، بلاشک فرد توهین کننده محکوم به اعدام است. اگر بار دیگر از اینگونه قضایا تکرار گردد، موجب تنبیه و توبیخ و مجازات شدید و جدی مسئولین بالای صدا و سیما خواهد شد . البته در تمامی زمینه ها قوه قضائیه اقدام می نماید. ۹/۱۱/۶۷ – روح‌الله الموسوی‌الخمینی»

نتیجه گزارش”به امام خمینی” توسط  رئیس دیوان عالی کشور +تقاضای عفو
٣ – پس از ارسال نامه امام خمینی، تلفنگرامی از سوی آقای سید عبدالکریم موسوی اردبیلی رئیس دیوان عالی کشور، به این شرح مخابره شد: « بسمه تعالی. محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی امام خمینی – مدظله العالی. درباره محکومیت مسئولین چهارگانه پخش الگوی زن، من با قاضی محکمه صحبت کردم. جرم آنها تسامح و سهل انگاری در انجام وظیفه خطیری است که در عهده دارند و از نظر قضایی با توجه به حساسیت مسئولیت، مجازات نامتناسب نیست ولی گفته می‌شود این افراد خدمتگزاران خوبی هستند و قرینه‌ای بر سوءنیت موجود نیست و این ایام هم به وجود آنها نیاز است. به نظر می‌رسد این برخورد موجب تنبه آنان شود که دیگر این قبیل سهل انگاری ها تکرار نشود . بنده درخواست عفو آنها را از همه مجازات‌های تعیین شده در حکم از حضورتان دارم .۱۲/۱۱/۶۷ – عبدالکریم موسوی.

 بسمه تعالی. : عفو نمودم

[ بسمه تعالی. خدمت حضرت امام متن قرائت شد، فرمودند: عفو نمودم. ۱۲/۱۱/۶۷ –انصاری]


۴- مجازات چند تن از مسئولین صدای جمهوری اسلامی ایران در رادیوهای خارجی بازتاب زیادی داشت . رادیو مونت کارلو در بخش خبری سه شنبه خود گزارش داد: « امام خمینی به دنبال پخش یک برنامه رادیویی که ضداسلامی تشخیص داده شد، به مسئولین رادیو هشدار داد و بعد از پیگیری مسئله، چهار تن از مسئولین رادیو به تحمل زندان محکوم شدند. این افراد از اعدام نجات یافتند. [امام] خمینی قبلاً اعلام کرده بود که اگر ثابت شود این افراد قصد توهین داشتند، اعدام می‌شوند. علت خشم رهبر مذهبی ایران، پخش یک برنامه به مناسبت سالروز تولد [حضرت] فاطمه(س) الگوی زن ایرانی است.»
/خاطرات رفسنجانیخاطره روز ۱۱ بهمن سال ۱۳۶۷

                                                      ***

شخصیت اوشین درسریال”سالهای دورازخانه”

یکی از مشهورترین و در عین حال جنجالی ترین برنامه های تلویزیونی در طول سالهای دهه شصت، سریال «سالهای دور از خانه» بود که البته به نام قهرمان داستان، «اوشین» مشهور شد.[۱] داستان «اوشین» مجموعه‌ای درام است که شخصیت اصلی آن زنی به نام اوشین تانوکورا، در سنین پیری خاطرات زندگی سختش از زمان تولد در خانواده فقیر روستابی و سپس کارگری در منازل تا روزی که صاحب و مالک بزرگترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای در ژاپن می‌شود، را روایت می‌کند و مشکلات و سختی‌های ژاپن را در زمان جنگ جهانی دوم به تصویر می‌کشد.

این سریال که پخش آن در ایران از سال ۱۳۶۵ شروع شد و نیز سریال مشابه «داستان زندگی» (که با نام قهرمان زن آن هانیکو مشهور شد) داستان رشد و توسعه جامعه سنتی ژاپن در نیمه اول قرن بیستم را بیان می کند که با زلزله، جنگ و نیز تعارضات فرهنگی دو نسل همراه است. به همین جهت سریال اوشین بواسطه شباهت های فرهنگ شرقی با ایران و نیز همذات پنداری مردمی که سختی های دوران جنگ را تحمل می کردند با دوران جنگ جهانی در ژاپن، تأثیر فرهنگی زیادی بر جامعه آن روز ایران بر جا گذاشت و تبدیل به یک مد فرهنگی گردید. به عنوان مثال فروشگاه‌های لباس‌های دست دوم، نام تاناکورا را از نام فامیل اوشین تانوکورا که در سریال صاحب و گرداننده فروشگاه‌های زنجیره‌ای تانوکورا بود، وام گرفته‌اند. اما تأثیرات دیگر این مجموعه زمانی مشخص گردید که یک مصاحبه جنجالی از رادیو، سر و صدای فراوانی به پا کرد.

چندی پس از پخش این سریال، در سالروز تولد فاطمه زهرا(س) و روز زن(هفتم بهمن ماه ۱۳۶۷) برنامه‌ای رادیو با عنوان «سلام، صبح به خیر» پخش شد که از مخاطبین می پرسید: «به نظر شما الگوی امروز زنان ایرانی چه کسی است؟». علی رغم نام بردن اکثر پاسخ دهندگان از فاطمه به عنوان الگو، یکی از مخاطبین از اوشین به عنوان الگویش نام برده و در پاسخ به گوینده که ‌پرسیده بود چرا الگوی شما حضرت زهرا نیست، گفته بود: «حضرت زهرا مال ۱۴۰۰ سال پیش است. ما یک الگوی امروزی می‌خواهیم…»

فردای آن روز روزنامه کیهان این ماجرای بی سابقه را منعکس و به رئیس وقت صدا و سیما (محمد هاشمی برادر آقای هاشمی رفستجامی که به مدت یک دهه ریاست رسانه ملی را بر عهده داشت) اعتراض کرد. محمد هاشمی در گفتگویی که با بهروز افخمی – که در آن زمان مدیر شبکه دوم سیما بود – انجام داده در این باره می گوید: «رادیو به مناسبت شهادت حضرت زهرا(س) یک مصاحبه‌ای داشت. زمانی بود که ما اوشین را پخش می‌کردیم. از دختر خانمی می‌پرسند الگوی شما کیست؟ می‌گوید اوشین. گوینده می‌گوید الگوی شما باید حضرت زهرا(س) باشد چرا اوشین؟ می‌گوید: حضرت زهرا(س) مال ۱۴۰۰ سال پیش است. ما یک الگوی امروزی می‌خواهیم… برنامه زنده بود و آقای جعفری جلوه که در رادیو بود آن را پخش کرده بود.»

حضرت امام(ره) هم پس از اطلاع از این رخداد موهن، طی پیامی رسمی و علنی به شدت محمد هاشمی (رئیس وقت صدا و سیما) را مورد عتاب قرار داده و فرمودند:

«آقای محمد هاشمی-مدیرعامل صدا و سیمای جمهوری اسلامی

با کمال تأسف و تأثر روز گذشته (روز شنبه ۸ بهمن) از صدای جمهوری اسلامی مطلبی در مورد الگوی زن پخش گردیده است که انسان شرم دارد بازگو نماید. فردی که این مطلب را پخش کرده است تعزیر و اخراج می‌گردد و دست‌اندرکاران آن تعزیر خواهند شد. در صورتی که ثابت شود قصد توهین درکار بوده است، بلاشک فرد توهین‌کننده محکوم به اعدام است. اگر بار دیگر از این گونه قضایا تکرار گردد، موجب تنبیه و توبیخ و مجازات شدید و جدی مسئولین بالای صدا و سیما خواهد شد. البته در تمامی زمینه‌ها قوه قضاییه اقدام می‌نماید.» (صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۷۶)

در نتیجه چهار تن از دست‌اندرکاران آن برنامه از جمله مدیر گروه معارف، سردبیر برنامه‌های ویژه عقیدتی سیاسی، مسئول نظارت بر برنامه به ۴ سال حبس تعزیری و ۴۰ ضربه شلاق محکوم شدند که البته بعدها با پادرمیانی رئیس سازمان و توضیحات وی مبنی بر اینکه این اشتباه سهوی بوده است، امام(ره) دستور عفو متهمان را صادر نمودند. آقای هاشمی در این باره توضیح می دهد: «امام به آقای میرعماد دادستان عمومی دستور دادند که موضوع را بررسی کنند و اگر این برنامه با قصد پخش شده، افراد را اعدام کنند. چون توهین به حضرت زهرا(س) بود. آقای میرعماد احکامی صادر کرد. شش هفت نفر محکوم شدند. از ۵سال انفصال تا شلاق. اما حکم اعدام به کسی ندادند. من به میرعماد زنگ زدم سراغ بچه‌ها را گرفتم. گفت دفتر من هستند و می‌خواهم بفرستم زندان قصر. گفتم نفرست تا من خبر دهم. نامه‌ای نوشتم به امام و… میرعماد زنگ زد و گفت دیگر نمی‌توانم نگه‌شان دارم. فرستادشان زندان قصر. من زنگ زدم به مدیر زندان و گفتم داخل بند نفرستنشان و سرشان را هم نتراشند. رفتم خدمت امام و گفتم من مقصرم. من مسئول صداوسیما هستم اگر اینها را مجازات کنید دیگر در صداوسیما سنگ روی سنگ بند نمی‌شود و من نمی‌توانم آنجا را اداره کنم. خواهش می‌کنم شما مرا مجازات کنید. امام گفت بنویس، من آنها را عفو می‌کنم. گفتم نوشتم. نامه را خدمت امام دادم. همانجا به آقای موسوی اردبیلی نوشتند که من اینها را عفو کردم. شما آنها را رها کنید. خودم غذا گرفتم و رفتم زندان…»

با اثبات سهوی بوده این اشتباه، حکم ارتداد عوامل توسط امام(ره) منقضی شد، چراکه ایشان در بیان خود مجازات را اولاً به شرط اثبات قصد توهین بودن دانسته و در مرحله بعد شرط انجام از روی عمد را در این ماجرا دخیل دانسته و از قوه قضاییه خواسته بودند که ابعاد ماجرا را بررسی و حکم قانونی را صادر نماید. در هر حال بررسی‌های قوه‌قضائیه نتوانست عمد بودن را در این خصوص ثابت کند از این رو حکم مجازات ارتداد برای هیچ یک از متهمان این مسئله صادر نشد.

اما نکته مهمی که در طول ۲۵ سال از زمان وقوع این ماجرا تحت الشعاع ابعاد فقهی ماجرا قرار گرفته و کمتر کسی به آن توجه می کند، ارزیابی ماجرا از منظر فرهنگی و اجتماعی است. اینکه چرا یک زن ایرانی باید از یک زن خارجی و البته داستانی، به عنوان الگوی خود سخن بگوید و اینکه آیا اساسا چنین الگویی – حتی در صورت عدم مقایسه با حضرت زهرا(س) و توهین به ساحت ایشان – قابل پذیرش است؟

نکته ای که آن خانم مصاحبه شونده نمی دانست و در طول این سالها هم کسی به آن توجه نکرده؛ اینست که اوشینی که تلویزیون ایران نشان داد با اوشین واقعی بسیار متفاوت بوده است. اوشین در اواخر داستان سریال اصلی در نقش یک «گیشا» به شغل فحشا روی می آورد و از طریق تن فروشی ارتزاق می کند،

اما اوشینی که تلویزیون ایران نشان داد تحت تأثیر ارزشهای جامعه دینی ایران، بالکل دستکاری شده بود تا جایی که در پایان سریال، اوشین به یک زن قهرمان، پاکیزه و خانواده دوست بدل می شد! اما مگر ارزش های جامعه دینی ایران بر اساس الگوی حضرت زهرا(س) ساخته نشده اند؟ پس حتی همان خانم مصاحبه شونده ای هم که اوشین را الگوی خود قرار داده بود ناخودآگاه تحت تأثیر فاطمه زهرا بود. وگرنه می بایست به تأسی از اوشین ژاپنی، به خودفروشی روی می آورد!

شاید اگر گوینده به جای تعجبی و پرسش از خانم مصاحبه شونده، اشاره ای تلویحی به این مسئله می کرد، او هم حرفش را پس می گرفت. هرچه باشد هیچکس یک زن تن فروش را الگوی خود قرار نمی دهد.

***

حقایقی درباره اوشین”اورجینال“«اوشین» توسط همکاری بنیاد اینترنشنال NHK در ژاپن ساخته شد که از سال ۱۹۸۳ توسط این شرکت در ۵۹ کشور از کشور‌های دنیا حتی در سرزمین‌های دور نمایش داده شد به طوری که در ایران زنان توریست ژاپنی بانام «اوشین» خطاب می‌شده‌اند در کشور اندونزی تلویزیون این کشور خبر اعتراض سیل جمعیت به خاطر پخش این فیلم همزمان با ساخت را پخش کرد اما از آن زمان تا حال مجموعه «اوشین» مشهورترین داستان در دنیا به‌شمار می‌رود.

 

 

 

 

 

فکر می‌کنم کمتر کسی است که در ایران و در دهه ۶۰ زندگی کرده باشد و سریالی را بیشتر از «اوشین» یا همان «سال‌های دور از خانه» در خاطرش نگه نداشته باشد.

صدیقه کارگر درخانواده سبز نوشت :جدای این‌که اوشین سریال خیلی جذابی بوده یا نه! فکر می‌کنم دلیل ماندگاری این سریال در ذهن ما، آمیخته شدن آن با لحظه‌هایی از زندگی ما بود که هرگز از صفحه خاطرات‌مان حذف نمی‌شود.

روزهایی که مردم همدیگر را بیشتر دوست داشتند. آن روزها وقتی اوشین شروع می‌شد هر کسی از هر کجا سعی می‌کرد خودش را به یک تلویزیون برساند.

شنیدن آهنگ اوشین برای بچه‌هایی که این سریال را به خصوص در آن روزها ندیدند، خیلی مفهومی ندارد، اما برای خیلی‌ها، یادآور روزهایی است که زندگی طعم دیگری داشت.

داستان «اوشین» مجموعه‌ای درام است که داستان زندگی دختر بچه فقیری که روزی صاحب و مالک بزرگترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای در ژاپن می‌شود، را روایت می‌کند و مشکلات و سختی‌های ژاپن را در زمان جنگ جهانی دوم به تصویر می‌کشد.

این مجموعه به نویسندگی «‌هاشیدا سوگاکو» و ۸ کارگردان در ۲۹۷ قسمت ۱۵ دقیقه‌ای از چهارم آوریل ۱۹۸۳ تا ۳۱ مارس ۱۹۸۴ ساخته و پرداخته شد.

این مجموعه در سال ۱۹۸۳ ساخته و در تمام دنیا پخش شده است تا جایی که اگر کسی بخواهد مشهورترین بازیگر و فیلم در ژاپن را نام ببرد از «اوشین» یاد می‌کند.

«اوشین» توسط همکاری بنیاد اینترنشنال NHK در ژاپن ساخته شد که از سال ۱۹۸۳ توسط این شرکت در ۵۹ کشور از کشور‌های دنیا حتی در سرزمین‌های دور نمایش داده شد به طوری که در ایران زنان توریست ژاپنی بانام «اوشین» خطاب می‌شده‌اند در کشور اندونزی تلویزیون این کشور خبر اعتراض سیل جمعیت به خاطر پخش این فیلم همزمان با ساخت را پخش کرد اما از آن زمان تا حال مجموعه «اوشین» مشهورترین داستان در دنیا به‌شمار می‌رود.

یادی از آن روزها

در آن سال‌ها اگر مردمان منطقه‌ای از شهر از ترس بمباران به حاشیه‌های شهر پناه می‌بردند و اگر این اتفاق شنبه شب‌ها می‌افتاد و آنها نمی‌توانستند «سال‌های دور از خانه» را در خانه ببینند، از این رو از تلویزیون‌های کوچکی که با باتری ماشین کار می‌کرد استفاده می‌‌کردند تلویزیون‌هایی که حسابی خریدار پیدا کرده بود. یکی از دلایل آن، همین سریال «سال‌های دور از خانه» بود.

خیلی‌ها آن زمان با این سریال همزاد‌پنداری می‌کردند و زمانی که سریال به دلتنگی‌های اوشین می‌پرداخت و او گریه می‌کرد، بیننده‌ها هم با او گریه می‌کردند.

پس از سریال «سال‌های دور از خانه»، سریال ژاپنی دیگری روی آنتن رفت که «داستان زندگی» نام داشت و شخصیت اول آن هم دختری به مانند «اوشین» بود، اما نامش در سریال «هانیکو» بود، اما این سریال همچون «اوشین» نتوانست ارتباط چندانی با مردم برقرار کند. همان سریالی که اولش دوبلور می‌گفت: «زندگی منشوری است در حرکت دوار زندگی»

آن زمان‌ها خانه‌ها لوله‌کشی گاز نبود و همچنین در زمستان‌ها، خانه‌ها با بخاری‌های نفتی گرم می‌شد. سال ۶۵ سرمای شدیدی در ایران بود، یادم می‌آید قسمت‌هایی از این سریال بود که برف شدیدی را نشان می‌داد به همین دلیل مردم به هم می‌گفتند: همان طور که «اوشین» در آن برف و سرما و با آب سرد رودخانه ظرف‌ها را می‌شوید، ما هم همین کار را می‌کنیم، یعنی تحمل ما از «اوشین» کمتر است؟

در آن زمان در خیلی از خانه‌ها تلویزیون سیاه و سفید بود و تنها تلویزیون رنگی موجود در بازار همان تلویزیون‌های چوبی «پارس» بود، خیلی از بچه‌ها به پدرانشان فشار می‌آوردند که تلویزیون رنگی بخرند تا «اوشین» را رنگی ببینند، از این رو فروش تلویزیون‌های رنگی «پارس» که در حال حاضر نامی از آنها نیست، به شدت افزایش پیدا کرده بود.

قدیمی‌ترها اوشیـــــن تاناکــــورا را به یـــاد دارنـــــد!

در آن زمان این سریال در بین خانواده‌های ایرانی به محبوبیت فوق‌العاده‌ای دست پیدا کرده بود، به طوری که اکثرا در موقع پخش این سریال شنبه شب‌ها بود ساعت ۹ خود را به منزلشان می‌رساندند تا آن را تماشا کنند، همچنین زمانی که شهرهای ما در زمان بمباران و موشک‌باران در خاموشی فرو می‌رفت، خیلی‌ها افسوس می‌خوردند که چرا اوشین را ندیده‌اند، اما پخش صدا و سیما هم در خاموشی می‌رفت و این سریال دوباره ساعتی بعد پخش می‌شد. حتی بعضی از خانواده‌هایی که تلویزیون نداشتند این سریال را در خانه همسایه می‌دیدند، خلاصه قدیمی‌ترها خاطرات خوبی از این سریال دارند./منبع:فردا

***

 مجموعه تلویزیونی ای که در ایران با نام «سال‌های دور از خانه» یا به زبان ساده‌تر، «اوشین» شناخته می‌شود در سال ۱۹۸۳ و دقیق‌تر بخواهیم بگوییم از ۱۵ فروردین ۱۳۶۲ شمسی روی آنتن شبکه ان اچ کی ژاپن رفت.  
آن هم صبح‌ها. در حقیقت این سریال یک سریال صبحگاهی بود که هر روز به مدت ۱۵ دقیقه به روی آنتن می‌رفت. به گزارش خبرگزاری فارس این سریال ۲۹۷ قسمتی از روی یک داستان حقیقی ساخته شده که ماجرای مردی به نام کازئو وادا بود. او صاحب فروشگاه‌های زنجیره‌ای یائوهان بود که از صفر شروع کرد و بعد به پول پارو کردن رسید.
این اولین سریال ژاپنی بود که پس از انقلاب از سیمای جمهوری اسلامی ایران روی آنتن رفت.
سریال اوشین محبوبیت زیادی نزد مردم یافته و بارها از شبکه‌های مختلف تلویزیونی دنیا پخش شده است. حتی برخی «اوشین» را معروف‌ترین شخصیت زن ژاپنی در دنیا می‌دانند.
این سریال در ۶۰ کشور دنیا به نمایش درآمده و بالای ۶۲ درصد مخاطب داشته است. در سال‌های بعد انیمیشن‌هایی از روی این سریال برای کودکان نیز ساخته شد و حتی در همین اواخر یعنی در سال ۲۰۱۲ یک نسخه سینمایی از روی فیلم سینمایی اوشین ساخته شد.
%d8%af%d9%88%d8%a8%d9%84%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%a7-%d8%a7%d9%88%d8%b4%db%8c%d9%86
عکس “دستجمعی”دوبلرها
این شب‌ها دوباره «اوشین» به تلویزیون ایران آمده است و از شبکه تماشا روی آنتن می‌رود. پخش دوباره این سریال خاطرات نوستالژیک
بسیاری را برای مخاطبان به ارمغان آورده است. از قطعی برق در دوران پخش اول این سریال که همزمان با دوران جنگ تحمیلی ایران بود تا تاثیراتی که این سریال بر مردم ایران داشت.
“لباس تاناکورا“یی نامش  ازاین سریال گرفته شده
دوره‌ای که وقتی ایرانی‌ها توریست چشم بادامی در ایران می‌دیدند، او را اوشین خطاب می‌کردند. فوکول کردن موها در خانم‌های ایرانی باب شد که همه به تقلید از اوشین خود را به این ریخت درآورده بودند. داستان که جلوتر رفت و اوشین با «ریوزو تاناکورا» ازدواج کرد، تب لباس‌های دست دوم هم در ایران بالا گرفت. پس از گذشت سه دهه ناقابل هنوز مراکز فروش لباس‌های دست دوم در ایران به نام «تاناکورا» شناخته می‌شوند.
بازیگران سریال «اوشین» و ایفاگر نقش این زن سختکوش که به مخاطب خود دستیابی به موفقیت را در هر موقعیتی آموزش می‌دهد، سه زن در مقاطع مختلف بودند، یک بازیگر کودک، یک زن جوان و یک زن مسن که بعد از ۳۰ سال از ساخت این سریال هرکدام سرنوشت متفاوتی داشتند.
کودکی اوشین
آیاکو کوبایاشی ایفاگر نقش اوشین در سنین ۶ تا ۱۰ سالگی بود. البته آیاکو که متولد ۱۱ اگوست سال ۱۹۷۲ (۲۰ مردادماه سال ۱۳۵۱) است، در آن زمان خود ۱۱ سال بیشتر نداشت. اوشین در کودکی خود در خانه‌ای بسیار فقیرانه زندگی می‌کرد که لوکیشن اصلی آن خانه‌ای ۱۰۰ ساله در ناکایاما است و هنوز هم به صورت ویژه‌ای نگهداری می‌شود و در حال حاضر به یکی از نقاط پرطرفدار و توریستی ژاپن بدل شده است.
آیاکو در حال حاضر ۴۱ سال سن دارد، ازدواج کرده و البته کمابیش به کار بازیگری ادامه می‌دهد. او بیشتر در سریال‌ها حضور پیدا می‌کند در سال ۲۰۰۵ نیز در فیلم سینمایی «معجزه در چهار روز» حضور پیدا کرد. او به عنوان بازیگر خیلی فعالی شناخته نمی‌شود.
اوشین جوان
«یوکو تاناکا» ایفاگر نقش اوشین در سنین ۱۶ تا ۴۶ سالگی است. تاناکا متولد ۲۹ آوریل ۱۹۵۵ (۸ خرداد سال ۱۳۳۴) است و در زمان ایفای نقش جوانی اوشین ۲۷ سال سن داشته است. او الان زنی ۵۷ ساله است.
سالمندی اوشین
نوبوکو اوتاوا نقش اوشین را در سال‌های ۵۰ تا ۸۴ سالگی ایفا کرده است. او متولد ۱ اکتبر سال ۱۹۲۵ (۹ مهر ماه سال ۱۳۰۴) است و یکی از بازیگران سرشناس ژاپن محسوب می‌شود.
او در زمان ساخت سریال اوشین ۵۷ ساله بود و در سن ۶۹ سالگی و زمانی که داشت در فیلم سینمایی «آخرین یادداشت» بازی می‌کرد، بر اثر سرطان کبد درگذشت.
سریال اوشین در زمان پخش خود تبدیل به الگویی برای تمام افراد سخت‌کوش دنیا شد و البته زمینه‌ساز ساخت سریال‌های دیگری نظیر هانیکو، یانگوم، جومونگ و … که هرکدام در قالب داستانی امروزی یا اسطوره‌ای همچنان به دنبال جذب مخاطبان جهانی هستند ، شد./منبع:بولتن نیوز بنقل ازفارس
***

سریال “اوشین“درایران دستکاری”سانسور”شده یا درژاپنی؟

در آن دوره هر چند نه اینترنتی وجود داشت و نه فضای مجازی و نه روزنامه های زرد آنچنانی وجود داشتند که آب در آسیاب شایعات بریزند، اما درباره سریال سال های دور از خانه آن قدر شایعات جورواجوری دهان به دهان می چرخید که برخی اوقات اصل سریال را در حاشیه قرار می داد و این شائبه را در ذهن ها ایجاد می کرد که سریالی که مردم تماشا می کنند با اصل آن تفاوت های اساسی دارد.

در آن روزها برخی می گفتند که سریال سال های دور از خانه همزمان با ایران از تلویزیون عراق هم پخش می شود و مردم جنوب کشور اصل این سریال را تماشا می کنند و می گویند، اوشینی که مردم می بینند با اوشین واقعی خیلی فرق دارد؛ حالابماند در آن زمان که مردم جنوب کشور درگیر جنگ بودند، کجا دل و دماغ این را داشتند که اوشین تماشا کنند. از طرفی کشوری مثل عراق که در آن زمان هم هزاران مشکل داشت و تلویزیون درست و حسابی هم نداشت، چگونه سریال اوشین را با فرستنده های قوی پخش می کرد که مردم شهرهای مرزی ایران هم بتوانند آن را ببینند!

شایعه قوی دیگر درباره سریال سال های دور از خانه که رگه ای طنزآمیز هم داشت، این بود که ژاپنی ها که اصل این سریال را به ایران فروخته اند، بعد از دوبله و آماده سازی برای پخش و نمایش این سریال از ایران درخواست کرده اند که سریال «اوشین ایرانی» را به آنها بفروشند تا این سریال تدوین شده که بسیار اخلاقی تر از سریال اصلی است، بار دیگر از تلویزیون ژاپن پخش شود!

همه این شایعات که معلوم نیست چگونه دهان به دهان می چرخید و در سراسر کشور تقریبا به یک شکل پخش می شد، باعث شد تا بیشتر مردم بپذیرند که اوشین، قهرمان سریال سال های دور از خانه، همسرش ریوزو، دوستش کایو و حتی مادر اوشین از نظر اخلاقی آدم های درستی نبودند و تدوینگران ایرانی با چیره دستی از اوشین اصل، اوشینی ایرانی ساختند که او و اطرافیانش را آدم هایی بااخلاق و متعهد به اصول خانواده نشان می دهد.

حالاکه چند هفته ای است، سریال اوشین از شبکه تماشا بازپخش می شود؛ خاطره شایعات این سریال هم بار دیگر زنده شد. اکنون دسترسی به مسئولان تلویزیون راحت تر از دهه ۶۰ است. اکنون می شود درباره آن شایعات با این مسئولان صحبت کرد و صحت و سقم آن حرف ها را جویا شد.

امانتداری در پخش اصل سریال

حمیدرضا سرافرازی، مدیر تامین برنامه شبکه تماشا که در جریان کامل خرید مجدد این سریال از ژاپن و آماده سازی آن برای پخش مجدد است درباره سریال سال های دور از خانه به جام جم گفت: سال گذشته که تصمیم گرفتیم سریال سال های دور از خانه را پخش کنیم، دی وی دی های اصل این سریال را از تلویزیون ژاپن خریداری کردیم. این سریال در ۱۸۰ قسمت ۱۵ دقیقه ای برای پخش صبحگاهی از تلویزیون ژاپن تولید شده است.وی افزود: این سریال در سال ۶۵ برای اولین بار در ۹۰ قسمت ۳۰ دقیقه ای برای پخش از شبکه دو آماده شد و ما این سریال را در ۷۷ قسمت ۵۰ دقیقه ای برای نمایش از شبکه تماشا آماده کردیم. سرافرازی با ذکر این نکته که سریال سال های دور از خانه در ژاپن و بیشتر کشورهای دنیا با نام اوشین پخش شده است، گفت: این سریال در ایران به نام سال های دور از خانه به نمایش درآمد.

مدیر تامین برنامه شبکه تماشا با یادآوری این که هیچ کدام از شایعاتی که در دهه ۶۰ درباره این سریال مطرح شد، درست نیست و اوشین و همه شخصیت های اصلی این سریال آدم های درستکار و بااخلاقی بودند، افزود: در آن زمان شایع شده بود که این سریال با نام فقر و فحشا از تلویزیون دیگر کشورها پخش شده که این گفته کاملانادرست است.

 این سریال هم در پخش اول و اکنون که از شبکه تماشا پخش می شود، کاملابا حفظ امانت به اثر اصلی به نمایش درآمده و حذفیات آن در حد چند نماست.
سرافرازی گفت: اصلاحات سریال اوشین نسبت به سریال هایی که اکنون ما برای پخش آماده می کنیم بسیار اندک است./منبع: جام جم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۱۹۹۴-روایت آیت الله دین پرور از تالیف الغدیر از سوی علامه امینی تا ماجرای تاسیس بنیاد نهج البلاغه + محبت حقیقی از دیدگاه نهج البلاغه

۰۷ بهمن
کد خبر: ۴۳۸۲۰۵ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۱/۷ – ۰۸:۴۹ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
در گفت و گو با خبرگزاری حوزه مطرح شد ؛
روایت آیت الله دین پرور از تالیف الغدیر از سوی علامه امینی تا ماجرای تاسیس بنیاد نهج البلاغه
حوزه/ در اوائل طلبگی دو جلسه خدمت علامه امینی(ره) در منزل خود بودیم و قریب به چهار ساعت درباره الغدیر صحبت کردند؛ از ایشان پرسیدیم که چه شد به فکر تألیف کتاب الغدیر افتادید؟ گفتند: ما سال ها در نجف حضور داشتیم و …

آیت الله سید جمال الدین دین پرور در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» به تشریح فعالیت های بنیاد بین المللی نهج البلاغه پرداخت و گفت: اساس فعالیت این بنیاد بر اساس کتاب شریف نهج البلاغه به عنوان یکی از مهمترین منابع حدیثی شیعه بوده که در طول بیش از هزار سال مورد توجه خواص و در ادامه مورد اقبال عموم مردم بوده است.

وی اظهار داشت: در تاریخ یعقوبی آمده که در آن زمان، ۴۰۰ خطبه از حضرت امیر(ع) در میان مردم معروف بوده و آن را حفظ می کردند.

* پس از اختراع صنعت چاپ، رشته حدیث کم رنگ شد

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه ابراز داشت: مسئله حدیث در گذشته از مهمترین منابع درسی حوزه های علمیه بوده و تا قبل از اختراع صنعت چاپ، کتاب های خطی حدیثی از ارزش و جایگاه والایی برخوردار و حدیث نویسان نزد اساتید و با اجازه آنان به نوشتن آن مبادرت داشته و به عنوان فرهنگ رایج حوزه های علمیه مرسوم بود؛ اما پس از اختراع صنعت چاپ، این رشته علمی کم رنگ شده و اشخاص شروع به چاپ کتب حدیثی کرده و در اختیار مردم قرار می گرفت که سبب ضعف و نقص در حوزه های علمیه شیعه شد.

این استاد حوزه خاطرنشان ساخت: یکی از دلائل راه اندازی بنیاد بین المللی نهج البلاغه، گسترش مسئله حدیث در حوزه های علمیه بوده تا طلاب و فضلا بتوانند در فضای علمی و درسی این احادیث را مطالعه کرده و تحت نظر اساتید مبرز این رشته به تجزیه و تحلیل آن بپردازند؛ لذا با موافقت حوزه تلاش شد که یکی از دروس حوزه های علمیه، کتاب شریف نهج البلاغه باشد.

آیت الله دین پرور

* نگاهی به ویژگی کتاب شریف نهج البلاغه

آیت الله دین پرور با اشاره به ویژگی های کتاب نهج البلاغه، تصریح کرد: صدور ۹۹ درصد خطبه های نهج البلاغه در دوران حکومت ظاهری حضرت امیر(ع)، یکی از ویژگی های این کتاب شریف است که کتب حدیثی دیگر این ویژگی را ندارند؛ چراکه امام علی(ع) در رأس حکومت بوده و باید جامعه را از منظرهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … هدایت می کردند؛ اما در زمان دیگر ائمه، این موقعیت نبوده است و به عنوان مثال اگر شخصی قصد سؤال از امام صادق(ع) را داشت، باید خود را به شکل خیارفروش در آورده و محضر امام می رسید و سؤال خود را می پرسید.

وی بیان داشت: امروز در حال زندگی در حکومت اسلامی بوده که در رأس آن فقیه مجتهد جامع الشرایط وجود دارد و از این منظر شباهت بسیاری به دوران حضرت علی(ع) دارد و قطعا دستورات آن حضرت که بخشی از آن در کتاب شریف نهج البلاغه آمده، می تواند بسیار کارساز و مهم باشد.

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه اظهار داشت: فضای کتاب نهج البلاغه می طلبد که فعالیت علمی و پژوهشی مناسب همراه با توجه به منابع تاریخی بر روی آن انجام شود تا بتوان مباحث مهم آن را به درستی به جامعه عرضه کرد.

* به بنده القاء شد که به سمت نهج البلاغه بروم

این استاد حوزه در پاسخ به این سؤال که چه شد به سمت نهج البلاغه رفتید؟، ابراز داشت: بنده به همراه جمعی از دوستان در مؤسسه «در راه حق»، «اصول دین» و … فعالیت داشته و از مؤسسان آن بودیم؛ اما این فکر و اندیشه که در عرصه نهج البلاغه فعالیتی را آغاز کنیم، برای خود ما نبود؛ بلکه به ما القاء شد که این کار را انجام دهیم.

آیت الله دین پرور با بیان این مطلب که اخیرا متوجه شدم راه اندازی بنیاد بین المللی نهج البلاغه، سابقه دیگری دارد، ادامه داد: ما در اوائل طلبگی دو جلسه خدمت علامه امینی(ره) در منزل خود بودیم و قریب به چهار ساعت درباره الغدیر صحبت کردند؛ از ایشان پرسیدیم که چه شد به فکر تألیف کتاب الغدیر افتادید؟ که گفتند: ما سال ها در نجف حضور داشته و مشغول تحصیل و تدریس بودیم؛ روزی به حرم حضرت امیر(ع) رفته و عرض کردیم: آقاجان، ما سال ها مشغول تحصیل و تدریس هستیم؛ کاری دست ما دهید تا انجام دهیم؛ از حرم که به بیرون آمدم، فکر تألیف الغدیر به ذهنم افتاد و این کار را انجام دادم.

وی افزود: خود بنده در همان جلسه بعد از آن نقل قول علامه امینی(ره)، نیت کردم که خوب است حضرت امیر(ع) کاری دست ما هم بدهند که بعد از ۱۵ یا ۲۰ سال که ما از قم به تهران آمدیم، تنها در اتاقی نشسته بودم و بدون فکر، تأمل و مشورت قبلی، قلم روی کاغذ چرخید و نوشته شد: «بنیاد بین المللی نهج البلاغه».

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه یادآور شد: حتی بنده در مقابل برخی که با این اسم مخالفت می کردند، قاطعانه ایستاده و بر بودن این نام تأکید کردم؛ در حالی که معمولا در امور علمی نظر جمع را مهم دانسته و به آن اعتقاد دارم؛ اما بر روی اسم این بنیاد، تأکید کرده و به دنبال راه اندازی آن رفتیم.

این استاد حوزه خاطرنشان ساخت: این بنیاد تقریبا از سال ۱۳۵۰ راه اندازی شد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در خدمت انقلاب بوده و فعالیت های انقلابی داشتیم؛ اما بنیاد را رها نکرده و مسئولیت های مختلفی را رد کردیم تا کار این بنیاد بر روی زمین نماند؛ حتی در سال ۱۳۷۰ که رهبر انقلاب ما را به سفر هند فرستادند، با ایشان شرط قبول کردم که بنیاد نهج البلاغه باید سرپا مانده و اگر آیت الله خزعلی را جایگزین ما در بنیاد کنید، به این سفر خواهم رفت که خوشبختانه این کار انجام شد و ما توانستیم به این کشور برویم.

آیت الله دین پرور تصریح کرد: ما بدون هیچگونه بودجه دولتی و کار تجاری، فعالیت در بنیاد نهج البلاغه را با حضور آقایان شهید مصطفوی، مرحوم موحدی ساوجی، بنده و آقای حیدری چیذری در اتاقی در منزل ما شروع کرده و ادامه دادیم.

آیت الله دین پرور

*برگزاری ۱۶ کنگره داخلی و بین المللی نهج البلاغه

وی در پاسخ به این سؤال که از مهمترین خروجی های بنیاد بین المللی نهج البلاغه چه بوده است؟، بیان داشت: برگزاری ۱۶ کنگره داخلی و بین المللی با حضور دانشمندانی از شیعه و اهل سنت که برای نخستین بار نام نهج البلاغه را در سطح بین الملل مطرح کرد، از خروجی های این بنیاد بوده است.

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه اظهار داشت: نخستین کنگره بین المللی نهج البلاغه در سال ۱۳۶۰ و با پیام امام خمینی(ره) فعالیت خود را آغاز کرد که فضای عجیبی ایجاد و این کتاب شریف از غربت درآمد و انصافا صدا و سیمای کشور نیز همکاری مناسبی با ما داشت و پوشش وسیعی انجام داد.

این استاد حوزه ابراز داشت: در آن کنگره وزارتخانه های گوناگونی همچون، وزارت خارجه، وزارت کشور، وزارت پست و تلگراف و … مشارکت مؤثر داشته و شش روز به طول انجامید؛ وزارت خارجه دستگاه های ترجمه ای را مهیا کرده بود تا مهمانان خارجی بتوانند مطالب این کنگره را داشته باشند؛ همچنین وزارت کشور نیز ماشین های مخصوصی را برای مهمانان خارجی فراهم کرده بود؛ چراکه کشور در زمان جنگ قرار داشت و از فتنه گروهک های منافقین در أمان نبودیم.

آیت الله دین پرور با بیان این مطلب که پس از برگزاری آن کنگره حتی یک ریال هم به کسی بدهکار نشدیم، خاطرنشان ساخت: خاطرم هست که خرج کنگره نخست نهج البلاغه قریب به یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان شده بود که یک میلیون آن را آیت الله امامی کاشانی تقبل کرد و برای ۴۰۰ هزار تومان نیز امام راحل قبول کردند که از وجوهات بتوانیم استفاده نماییم.

* چمدان به دست ها را به کنگره دعوت نمی کردیم

وی تصریح کرد: افرادی برای کنگره های گوناگون نهج البلاغه دعوت شده اند که فعالیتی در مباحث حدیثی و نهج البلاغه داشته اند؛ نه افراد چمدان به دست که در تمام همایش ها حضور دارند.

آیت الله دین پرور با بیان این مطلب که تاکنون قریب به ۲۰۰ عنوان کتاب در این بنیاد منتشر شده است، اذعان داشت: این بنیاد نه بودجه دولتی دارد؛ نه بودجه حوزوی؛ اما فعالیت ها تعطیل نشده و تاکنون ادامه داده ایم؛ اما اخیرا با مشکلاتی مواجه شده و مرکز تخصصی نهج البلاغه ما با اشکالاتی همراه شده است.

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه بیان داشت: مرکز تخصصی نهج البلاغه تقریبا از سال ۱۳۸۱ فعالیت خود را آغاز کرده و در سال اول، کار را با پذیرش ۴۰ طلبه آغاز کردیم؛ اما در ادامه به دلیل مشکلات بودجه ای، تعداد پذیرش این مرکز کمتر شد.

این استاد حوزه اظهار داشت: در آغاز فعالیت های مرکز تخصصی نهج البلاغه با کمبود استاد مواجه بودیم؛ چراکه مباحثی همچون فقه، اصول، کلام و … در حوزه های علمیه مسبوق به سابقه بود و اساتیدی تربیت شده بودند؛ اما نهج البلاغه سابقه نداشت و کمبود استاد داشتیم؛ اما خوشبختانه اساتیدی که در این زمینه کار کرده بودند، قبول همکاری کرده و فضلا و طلاب توانستند از این موقعیت استفاده نمایند.

آیت الله دین پرور ابراز داشت: از دروس موفق ما در این مرکز، متن خوانی نهج البلاغه بود؛ چراکه برخی از متون این کتاب شریف، حتی از کفایه و … هم سخت است و باید مطالعه بیشتری برای آن انجام شود تا بتوان کلام امام را فهمید.

وی خاطرنشان ساخت: در طول هشت دوره ای که این مرکز به فعالیت خود ادامه می دهد، قریب به ۱۲۰ دانش پژوه در مقطع سطح سه حوزه داشته و هر دوره در این مرکز قریب به سه سال به طول می انجامد.

آیت الله دین پرور

* امروز در عربستان سعودی علیه نهج البلاغه کتاب چاپ می شود

این استاد حوزه در بخش دیگر از این مصاحبه به مقابله دشمنان با کتاب شریف نهج البلاغه اشاره و تصریح کرد: امروز در عربستان سعودی کتاب هایی علیه نهج البلاغه به چاپ رسیده و به دست حاجیان داده می شود که نشان دهنده کیمیابودن این کتاب شریف است؛ پس ما باید آن را گسترش داده و تبیین نماییم تا بتوان آن را در حوزه های علمیه و جامعه پیاده سازی کرد.

* پاسخی بر اشکال برخی حوزویان

آیت الله دین پرور بیان داشت: عجیب است که امروز برخی در حوزه این سخن را بیان می کنند که چه فرقی میان کتاب کافی و نهج البلاغه وجود دارد؟ که در پاسخ ذکر همین نکته کفایت می کند که مباحث این کتاب شریف در سازمان ملل متحد بیان می شود.

وی در پاسخ به شبهه برخی از شبهه اندازان، اظهار داشت: امروز برخی بیان می کنند که امروز با معارف نهج البلاغه نمی توان زندگی کرد؛ در حالی که متأسفانه کسانی این سخنان را مطرح می کنند که نه امام علی(ع) را شناخته و نه این کتاب را می شناسند؛ حضرت امیر(ع) فرازمانی و فرامکانی است و در حجاب زمان قرار نمی گیرند؛ به عنوان مثال این امام همام سخنان نابی درباره مالیات دارند که بسیار به روز است و الگوهای مناسبی را ارائه کرده اند.

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه ابراز داشت: ما با اساتید مبرز دانشگاهی که در خارج از کشور تحصیل کرده بودند، جلساتی را در خصوص مباحث جامعه شناسی داشتیم که وقتی سخنان امام علی(ع) در این رابطه مطرح شد، خود آنان بیان کردند که حضرت امیر(ع) مباحث بیشتری نسبت به تحصیلاتی که تاکنون داشته ایم، بیان کرده اند.

این استاد حوزه خاطرنشان ساخت: کتاب نهج البلاغه بخشی از کلمات، خطبه ها و بیانات حضرت امیر(ع) است و این بیناد طی پروژه ای کل کلمات و سخنان امام را از ۸۰۰ منبع جمع آوری کرد که تبدیل به ۷۰ هزار خطبه، نامه و کلمه شد که پس از حذف مباحث تکراری، به ۱۰ هزار خطبه، نامه و کلمه رسیدیم که در ۳۰ جلد با عنوان موسوعه الاحادیث العربیه به چاپ رسیده است.

* روش صحیح مطالعه نهج البلاغه

آیت الله دین پرور در پاسخ به این سوال که روش مناسب مطالعه کتاب نهج البلاغه چگونه است؟ تصریح کرد: این کتاب باید زیر نظر اساتید متخصص مطالعه شود؛ باید جلساتی ترتیب داده شود تا استاد درباره این کتاب صحبت نماید تا بتوان به اهمیت آن پی برد.

وی ادامه داد: طلاب در ابتدا باید این کتاب را به صورت مطالعه سریع هم متن عربی و هم ترجمه آن در طول مدت یک سال خوانده و یادداشت های خود را در کنار آن بنویسند و در دوره های بعدی می توانند به صورت موضوعی مطالعه نموده و از شروح موجود استفاده نمایند.

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه بیان داشت: بلاغت و سبک حضرت امیر(ع) در این کتاب، متفاوت با سایر کتب است و متن خوانی صحیح برای فهم بهتر مطالب بسیار مهم است.

این استاد حوزه در پایان اظهار داشت: مراجع عظام تقلید به این بنیاد اظهار لطف و عنایت ویژه دارند و می طلبد که مدیریت حوزه های علمیه برای برگزاری مقطع سطح چهار در مرکز تخصصی نهج البلاغه، پاسخ مثبت خود را اعلام کرده تا دانش پژوهان سطح سه ما بتوانند در سطح چهار این مرکز، تحصیل خود را ادامه داده و جذب مراکز دانشگاهی دیگر نشوند.

گفت و گو: محمدرسول صفری

 

 

۱۹۹۲-رویکرد سیاست زده؛ مانع تحول مطلوب در علوم انسانی+ آیا سیاسی شدن علوم انسانی مانع تولید محبت حقیقی می شود؟

۰۳ بهمن

علوم انسانی

کد خبر: ۴۳۸۰۱۷ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۱/۲ – ۱۹:۲۵ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳

رویکرد سیاست زده؛ مانع تحول مطلوب در علوم انسانی
حوزه/ یکی از آفت ها در مسیر رشد علمی کشور به خصوص مقوله تحول در علوم انسانی این است که ما بخواهیم مسایل فرهنگی و علمی را به موضوعات و مسایل سیاسی تقلیل دهیم که این روند، قطعاً چه در بازه ی زمانی کوتاه مدت و چه بلند مدت برای ما آسیب زاست.

به گزارش خبرگزاری حوزه، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی یکی از اهداف مهم و جدی نظام اسلامی ، تقویت بنیه علمی کشور و به خصوص در عرصه علوم انسانی بوده که در طول این سال ها با وجود برخی کاستی ها و نقص ها ، انصافاً گام های خوبی هم برداشته شده که نباید به بهانه وجود ضعف ها ، این تلاش ها را نادیده انگاشت و صرفاً نیمه خالی لیوان را در این قضیه نگریست.

در این بین آن چه به نظر بنده می رسد این که بدانیم یکی از آفت ها در مسیر رشد علمی کشور به خصوص مقوله تحول در علوم انسانی این است که ما بخواهیم مسایل فرهنگی و علمی را به موضوعات و مسایل سیاسی تقلیل دهیم که این روند قطعاً چه در بازه ی زمانی کوتاه مدت و چه بلند مدت برای ما آسیب زاست.

در بحث تحول در علوم انسانی با توجه به این که جنس کار ، اساسا ً از نوع مقولات فرهنگی و علمی است همواره باید توجه داشته باشیم که فرهنگ در بستر فرهنگ و علم در بستر علم است که می تواند به روند خود به درستی ادامه دهد، هر چند که حمایت دستگاه سیاسی و حاکمیتی از این فرآیند نیز ضروری است اما نباید در مسایل علمی و فرهنگی، دغدغه های صرف سیاسی و جناحی مطرح و دخیل شود چرا که این مساله باعث ایجاد چالش های سیاسی و دعواهایی می شود که به روند تولید علم و تحول در ساحت فرهنگ کمکی نمی کند.

در واقع آن چه مهم است این که نباید نگاه ها و رویکردها به بحث تحول در علوم انسانی ،  سطحی و شکلی باشد بلکه باید دانست اساساً تولید فکر و علم زمان بر است و باید با حوصله در این باره و به دور از شتابزدگی عمل کرد و این که قبل از هر چیز زمینه ها و مقدمات یک رشد و جهش مناسب علمی را فراهم نمود.

طبعاً در این راستا نیاز به برنامه ریزی هدفمند بیش از هر چیز دیگری احساس می شود و این که ما تحول در علوم انسانی را به عنوان یک ضرورت در نظر بگیریم که در این مسیر صدالبته نیاز به همدلی و همفکری و هم افزایی نخبگان حوزه و دانشگاه به شدت احساس می شود.

چنانچه این تعامل و هم افزایی به معنای واقعی کلمه شکل بگیرد، لاجرم بخش عظیمی از اهداف مقرر در کلان مقوله تحول در علوم انسانی با رویکرد اسلامی سازی و بومی سازی در این دسته از علوم محقق می گردد، کما این که مقام معظم رهبری نیز بارها بر همین مساله و وحدت حوزه و دانشگاه در این جهت تاکید کرده اند.

به هر صورت ما در حال حاضر ظرفیت ها و توانمندی های بزرگی در جهت تحول در علوم انسانی به خصوص از حیث منابع انسانی متخصص و کارآمد در حوزه و دانشگاه در اختیار داریم که باید حداکثر بهره برداری را از این ظرفیت داشته باشیم.

از این نکته کلیدی هم نباید غافل شد که به تعبیر مقام معظم رهبری، علوم انسانی روح دانش است به دیگر سخن و برپایه کلام معظم له یعنی دانش بدون علوم انسانی اصلاً حیاتی ندارد.

کلام ایشان در همین رابطه بسیار راهگشاست:"علوم انسانى روح دانش است. حقیقتاً همه‌ى دانشها، همه‌ى تحرکات برتر در یک جامعه، مثل یک کالبد است که روح آن، علوم انسانى است. علوم انسانى جهت میدهد، مشخص میکند که ما کدام طرف داریم میرویم، دانش ما دنبال چیست"

از این منظر چنانچه علوم انسانی موجود، متحول شده و انوار اسلام در آن بروز و ظهور پیدا کند جامعه نیز بر این منوال متحول خواهد شد و به سمت تعالی با سرعتی مضاعف به پیش خواهد رفت

سید مهدی موسوی