RSS
 

بایگانی ‘آموزش؛ محبت،قدرت’ دسته ها

۲۰۰۳-کارگاه بیستم(۲۰)تربیت نفس+ رابطه محبت حقیقی با نظم و برنامه ریزی

۱۶ بهمن

۱۹۸۷- کارگاه نوزدهم(۱۹)تربیت نفس+ محبت حقیقی دعا نمودن به تلخی دیگران

۰۱بهمن

برگزاری کارگاه غیر حضوری تربیت نفس با موضوع خروج از عالم خیال با راهکار علامه طباطبایی رحمه الله علیه

کارگاه نوزدهم-۱۹

((ازتاریخ ۱۰-۹-۹۶ لغایت ۲۰-۱۰-۹۶))

حضرت آیت الله سبحانی صبح امروز در درس خارج اصول در مسجد اعظم قم با اشاره به روایتی از امام باقر(ع)، اظهار داشتند: در این روایت آمده است: «عن زراره بن اعین قال: سالت اباجعفر(ع) ما حق الله على العباد؟ قال ان یقولوا مایعلمون و یقفوا عند ما لا یعلمون‏/ زراره مى‏ گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم، حق خداوند بر بندگان‏ چیست؟ در جواب فرمود: آن را که مى‏ دانند بگویند و در چیزى که ‏اطلاع ندارند و نمى ‏دانند توقف نمایند».

ایشان با بیان این مطلب که یکی از اعضای مهم، زبان انسان است که می تواند گناهان زیادی انجام دهد، ابراز داشتند: با جستجو در روایات مشاهده خواهیم کرد که گناه زبان، یک یا دو گناه نیست؛ چراکه گویای افکار انسان است و ۲۴ نوع گناه می تواند انجام دهد.Copyتصاویر/ آغاز درس خارج آیت الله العظمی سبحانی

این مرجع تقلید خاطرنشان ساختند: بنده از مرحوم طباطبایی کلمه «أنا» را نشنیدیم؛ اما «نمی دانم» را زیاد می گفتند و ما نیز باید اینگونه عمل کنیم.

حضرت آیت الله سبحانی تصریح کردند: زبان، گفتار و بیان ما باید در حد همین روایت باشد؛ خصوصا زمانی که سوالی از ما شود که از تخصص ما بیرون باشد و باید به راحتی بگوییم «نمی دانم» و پاسخ را پس از اطلاع از مطلب به آن شخص برسانیم.

معظم له در پایان بیان داشتند: اگر بگوید «نمی دانم»، نقص نیست و نزد خدای متعال مقام دارد.

۱۶۵۲-کارگاه هفدهم تربیت نفس- سهم الگوی محبوب در تصویر سازی ذهن+ محبت حقیقی به اسوه و نقش رفتارساز آن

۰۶آبان

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ ۱۸/۰۲/۹۲ ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

 

چگونه مي‌توان به مقام رضا رسيد؟

رضا به تشریعات الهی

چنانکه پیش‌تر گفتیم در حديث معراج آمده است که خداي متعال خطاب به پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «هيچ چيز نزد من بهتر از توکل بر من و رضا به آنچه تقسیم کردم نيست»۱. درباره توکل چند جلسه بحث کرديم و قرار شد درباره رضا هم تا حدي که خداي متعال توفيق دهد عرايضي تقديم کنيم.

خدای متعال در زندگی ما نقشی دارد که ما مي‌توانيم از آن راضي باشيم يا راضی نباشيم. ما هر اندازه تأثير خدا را در وجود خود و در عالم هستي بهتر، وسيع‌تر و عميق‌تر بشناسيم زمينه رضامندي ما نیز گسترش پيدا مي‌کند. در امور تشريعي، ايمان اقتضا مي‌کند که بنده نسبت به احکام الهي به همان شکل که بر پيامبران، به خصوص بر پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله نازل شده راضي باشد و از دل و جان آن‌ها را بپذيرد و شکرگزار خدای متعال باشد که او را هدایت کرده و راه سعادت را بدو نشان داده ‌است. قرآن کریم از اين هم فراتر رفته، مي‌فرمايد: «فَلا وَ رَبِّكَ‏ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً؛۲ به پروردگارت قسم كه ايمان نمى‏آورند، مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حكمى كه كرده‏اى در دلهايشان احساس ناراحتى  نكنند، و كاملاً سرِ تسليم فرود آورند.» مؤمن باید به حلال و حرام خدا راضي باشد و به دنبال آن، نسبت به قضاوت پيامبر يا امام مسلمين يا هر قاضي بر حقي که بر اساس مباني فقهي اسلام حکم کند راضي باشد، زیرا برگشت این حکم به حکم خداست.

 

نقش فراگیر خدا در زندگی انسان

اما در امور تکويني مسأله اندکی دشوارتر است و کم یا بیش دشواری‌هایی در تصور و تصدیق آن وجود دارد. افراد ساده‌اندیشِ فراوانی گمان مي‌کنند که انسان چون موجودی مختار است خداوند چندان تأثیری در زندگی او ندارد. انسان است که اگر کار کند و زحمت بکشد ثروتمند می‌شود وگرنه فقیر می‌گردد و …؛ تنها کارهايي که خارج از اراده و اختيار انسان است مانند بلاهای طبیعی، ناشی از قضاي الهي است و بايد بدان راضي بود. بنابراین تصور مي‌شود که مقصود از رضا به قضاي الهي، راضي بودن به امور غير اختياري است؛ اما در امور اختياري اگر انسان کار خوبی انجام دهد باید از خودش راضي باشد و اگر مرتکب کار بدي شد بايد از خودش ناراضي باشد و این ارتباطی به خدا ندارد! اين تصوری ساده‌انگارانه است. در فرهنگ دینی ما نیز رایج است که وقتی اتفاقی رخ می‌دهد که ما در آن نقشی نداریم مي‌گوييم: «این اتفاق، کار خدا بود.» اين اعتقادی غلط نيست و حقیقتا چنین پیش‌آمدهایی کار خداست، اما این فرهنگ باری منفي هم دارد و چنین القا می‌کند که کارهاي ديگر، کار خدا نيست! ولی هنگامی که به قرآن کریم و روایات شریف مراجعه مي‌کنيم درمی‌یابیم که آهنگ آن‌ها به گونه‌ای ديگر است و تأثير خدا را منحصر در اين امور غير اختياري نمي‌دانند. ازاين‌روست که بايد در این باره بحث کرد که واقعا نقش خدا در زندگي انسان چگونه نقشی است و کاري که به خدا نسبت می‌دهیم چگونه کاری است.

 

شناخت مبادی افعال الهی؛ مقدمه‌ای برای رضا

در روايات آمده است که چيزی در عالم واقع نمي‌شود مگر به سبب هفت چيز.۳ این بدان معناست که هرچیزی اتفاق می‌افتد هفت مبدأ دارد. تمام مبادی ذکر شده در اين روايت، به گونه‌ای به خدای متعال انتساب دارند. نخستین مبدأ علم خداست و هر چه در عالم واقع مي‌شود چه به اختيار ما باشد چه نباشد، خداوند پیش از وقوعش بدان علم دارد. اما به اين حد محدود نمي‌شود، بلکه هرآنچه واقع می‌شود علاوه بر این‌که خداوند بدان علم دارد به انجام آن نیز اذن می‌دهد و تا خدا اذن ندهد آن کار انجام نمي‌گيرد. حقیقت این است که وقتی درباره اذن الهی به آیات قرآن کریم مراجعه می‌کنیم  به معارف عجيبی برمي‌خوريم. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله؛۴ و هيچ نفسى جز به فرمان خدا نميرد.» بنابراین حتي اگر کسي اقدام به خودکشي کند بدون اذن خدا از دنیا نخواهد رفت. در این باره می‌توان گفت: بالاخره خدا مي‌تواند مانعی ایجاد کند که مانع اثر اسباب طبيعي شود. چنان‌که برخی اصلا در معنای اذن گفته‌اند: اذن به معنای ايجاد نکردن مانع است.

اما در آیاتی دیگر برخی کارها متوقف بر اذن الهی شده است که درک آن اندکی مشکل‌تر است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ؛۵ و هيچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا ايمان بياورد.» بنابراین اذن الهی یکی از مبادی تمام حوادثی است که واقع می‌شوند. البته درک نقش خداوند نه تنها در مرحله اذن بلکه در تمام مراحل حوادث کاری مشکل است. در مرحله علم بسیاری گمان می‌کنند که اگر بگوييم: خدای متعال همه چيز را مي‌داند لازمه‌اش جبر است، چراکه اگر خداوند همه حوادث را می‌داند قطعا واقع می‌شوند و ما انسان‌ها دیگر برای انجام کارهایمان اختیاری نداریم. اما در جای خودش تبیین شده است که حيثيت علم حيثيت کاشفيت است و اگر کاری اختياري انجام گیرد خداوند علم دارد که اختيارا تحقق پيدا می‌کند. خداوند به حوادث همان‌گونه که واقع می‌شوند علم دارد.

 

از تقدير الهي تا قضاي الهي

مسأله دیگری که قرآن کریم و به دنبال آن روایات مطرح می‌کنند مسأله تقدير است. تقدير به معنای اندازه‌گيري است. در روایات، تقدیر به هندسه و مهندسیِ امور تفسیر شده است (هِی الْهَنْدَسَة؛۶ آن (تقدیر) هندسه است). همه اين عالم با اين پديده‌هاي بي‌شمار دارای نقشه مهندسي است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى؛۷ و کسی که اندازه‌گیری کرد و هدایت نمود.» در کنار مفهوم اندازه‌گيري مفاهيم ديگري نیز مطرح خواهد شد. اندازه‌گیری زمان نیز نوعی اندازه‌گیری است که در آن مسأله «أجل» مطرح مي‌شود. أجل خود بر دو قسم است؛ أجل مشروط و أجل حتمي. خدای متعال تأکيد مي‌فرمايد که همه اندازه‌گیری‌ها اعم از آجال و غیره همه در ظرفی و عالمی خاص مکتوب است. اما چگونگی آن عالم و چگونگی این نوشتن فراتر از درک عقل ماست. در این مرحله مسأله کتاب مطرح مي‌شود (لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ‏ مُبين‏؛۸ هیچ تر و خشکی نیست مگر این‌که در کتابی روشن است).

همچنين این تقدیرات و اندازه‌گیری‌ها با اختیار خداوند صورت گرفته و خداوند در این امر مجبور نبوده است. از این‌رو در این مرحله مسأله مشيت مطرح مي‌شود. بدین معنا که هر امری که واقع می‌شود خداوند خواسته است وگرنه انجام نمی‌گرفت. قبول اين نکته اندکی مشکل‌تر از پذیرش اذن الهی است. مرحله اذن همين است که خداوند مانعی برای انجام فعل ایجاد نمی‌کند. اما در مرحله مشیت علاوه بر اين‌که اذن الهی وجود دارد خداوند مي‌خواهد که فعل انجام گيرد. پس از آن، مرحله اراده است و بالاخره وقتی خداوند اراده کرد جزء اخیر علت تامه فراهم می‌شود و کار حتمی شده، بر قضای الهی منطبق مي‌گردد (إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ؛۹ و چون به كارى حکم کند، فقط مى‏گويد: موجود باش! پس فوراً موجود مى‏شود). قضا به معنای گذراندن و کار را تمام کردن و رساندن کار به جزء اخير علت تامه است. بنابراین با فراهم شدن همه زمینه‌ها مرحله قضاي الهي فرامی‌رسد. همه آنچه که در این عالم وجود دارد مشمول قضای الهی هستند و همه، این مراحل را گذرانده‌اند.

بین این مفاهیم رابطه‌ای منطقي وجود دارد و تقدم و تأخر بین آن‌ها تقدم و تأخر رتبي است. البته همه ما مي‌دانيم که خدا نمي‌نشيند ابتدا فکر کند و بسنجد و بعد نقشه بکشد. اين مراحل و مراتب، مراتبي است که عقل براي کار در نظر مي‌گيرد. خدا زمان ندارد و احتياج به فکر کردن هم ندارد. اين‌گونه نیست که ابتدا نسبت به چیزی اراده ندارد و بعد اراده در او پدید می‌آيد (لَمْ تَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالا)۱۰. اما عقل ما براي فهم، راهی جز اين ندارد. ما بايد به حسب اين مراتب عقلي، کار خدا را درک کنيم وگرنه چيزي نمي‌فهميم و نمي‌توانيم نسبتي به خدا بدهيم. ولی هر اندازه که معرفت‌مان بيشتر شود تفاوت کار خدا را با کار خودمان بهتر درک می‌کنیم. بسياري از ما گمان مي‌کنيم که خدا مانند ما ابتدا چيزي به ذهنش مي‌آيد و اگر از آن خوشش بیاید به آن ميل پيدا مي‌کند و آن را اراده مي‌کند. گاهي گمان می‌کنیم که ما در اراده خدا اثر مي‌گذاريم و با اصرار خود اراده او را تغییر می‌دهیم! اما باید اين حقیقت را درک کنیم که اين‌ها نقاشي‌هاي ذهني و به تعبیر دیگر مراتب عقلي است وگرنه در عالم واقع خدا احتياجي به گذر زمان و پدید آمدن حالات مختلف ندارد.

 

مراحل رسیدن به مقام رضا

اکنون با توجه به تعبیری که در روایت معراج آمده (الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ) این سؤال مطرح مي‌شود که واقعا خدا چه چيزهايي را قسمت کرده که باید بدان راضی بود؟ ما برای درک این حقیقت باید از دو جهت سير تدريجي داشته باشيم؛ از يک طرف باید مراحلی را که در روایات برای افعال الهی ذکر شده درک کنیم و بپذیریم. بدین معنا که بدانیم خداوند به تمام آنچه در هستی هست و پدید می‌آید علم دارد، اجازه داده که در ملک او واقع شوند، خواست و اراده او بدان‌ها تعلق گرفته است، و مشمول تقدير و قضای او هستند. هر قدر معرفت انسان بيشتر شود بهتر مي‌تواند این حقیقت را باور کند. البته نباید فراموش کرد که کنه و عمق مطلب را به اين آساني نمي‌توانيم بفهميم تا چه رسد به اين‌که به خوبی باور کنيم و عمل‌مان را بر طبق آن تنظیم کنیم. باید ابتدا از لایه‌های سطحي شروع کرد و رفته‌رفته با دقت و ممارست و طلب یاری از خداوند و توسل به اولیای او به لايه‌هاي زيرين مطلب برسيم. البته هر کجا که دیدیم عقل ما از درک آن ناتوان است بايد توقف کنيم و بگوييم هر چه خدا و پيغمبر فرموده‌اند درست است.

از طرف دیگر براي درک عینی قسمت الهی و رضایت به آن، و پیاده کردن آن به صورت عملی در زندگی باید ابتدا از حوادثی شروع کنیم که خودمان هيچ اختياري در پدید آمدن آن‌ها نداريم و تلاش کنیم از وقوع آن‌ها راضی باشیم و بعد به تدريج این رضایت را به امور دیگر سرايت دهيم و مراتب توحید افعالی را بشناسیم و باور کنیم. اما چگونه می‌توان از حوادثی راضی بود که اراده ما در آن‌ها دخیل نیست و حوادثی تلخ و دردناک هستند مانند زلزله شدیدی که گاه هزاران نفر را هلاک یا آواره می‌کند؟ گاه در این حوادث ما نیز متضرر می‌شویم و گاه ضرر آن‌ها متوجه ديگران می‌شود و ما شاهد سختی و رنج آن‌ها هستیم و از این بابت غصه مي‌خوريم. به راستی وظیفه ما در این هنگامه‌ها چیست؟

 

ابعاد حوادث دنیا

نکته‌ای که به عنوان مقدمه بايد بدان توجه داشته باشيم تا این مسأله برايمان حل شود اين است که حوادث حيثيت‌هاي مختلفی دارند و انسان به گونه‌ای خلق شده است که می‌تواند از يک حادثه خاص، از يک جهت راضي و از جهتی دیگر ناراضي باشد. بیماری که باید عضوی از بدن او را جراحی کنند، از آن جهت که اين کار موجب بازگشت سلامتي به او مي‌شود بدان راضی است، اما در عين حال به خاطر دردناک بودن، زمان‌بر بودن، و مخارج آن برای او ناراحت‌کننده است. با این‌که این یک حادثه است اما انسان در برابر آن دو واکنش و دو انفعال دارد. حوادث ناگواری که اتفاق می‌افتند از اين جهت که موجب مي‌شوند انسان‌هايي بي‌گناه دچار سختي‌ها و گرفتاري‌‌هايي شوند رنج‌آورند. انسان باید بسیار بی‌عاطفه باشد که جراحت و آوارگی کودکان معصوم را ببینند و بی‌اعتنا از کنار آن بگذرد. اما جهت دیگر این حوادث آن است که اين تلخي‌‌ها همراه با شيريني‌هاي فراوانی هستند. مصیبت‌ها و مشکلات دنیا هر چند سخت باشند موقت و محدود به چند روز یا چند سال هستند و خداوند به کسانی که به چنین مصائبی دچار می‌شوند پاداش‌‌هاي بسیاری خواهد داد که تا ابد ادامه دارد. در روايات آمده است کساني که در اين دنيا به مصيبت‌ها گرفتار می‌شوند هنگامی که ثواب‌هاي آخرتی آن مصائب را مي‌بينند آرزو مي‌کنند ‌اي کاش همه عمر با مصيبت دست به گریبان بودند. با این نگاه و این ایمان ممکن است انسان در حادثه‌ای حتی اشک بریزد اما در عین حال به خاطر ثواب‌های آخرتی خشنود باشد. البته انسان‌هایی که دلشان از عشق خداوند لبریز است همه حوادث را به خاطر این‌که از دوست می‌رسد خوش می‌دارند.

 

نظام احسن؛ تابلوی زیبایی با رنگ‌های گوناگون

نکته دیگری که از آموزه‌هاي اسلام استفاده می‌شود و با براهين عقلي هم قابل تبيين است اين است که مجموع اين عالم با همه عظمت و کثرت‌ و تنوع موجودات آن، همچون تابلوي بزرگ واحدي است که از ترکیب رنگ‌های مختلف شکل گرفته است. زيبايي اين تابلو به داشتن رنگ‌های گوناگون است. سخت‌ترين و ناگوارترین حادثه‌ای که ما در عالم سراغ داريم داستان کربلاست. اما همين حادثه را در مجموع که نگاه کنیم می‌بینیم منشأ خیرات و برکات فراوانی شده است. هنگامی که از جهت عاطفی به این حادثه می‌نگریم اشک انسان جاري مي‌شود اما در همان حال با نگاه به آثار و برکات آن مي‌گوييم: «اللَّهُمَّ لَكَ‏ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ‏ عَلَى مُصَابِهِم‏؛۱۱ بار خدايا! تو را ستايش مى‏كنيم ستايش سپاس‏گزاران بر مصيبت‌های آنان.» اين دو نگاه قابل جمع هستند.

ما گمان مي‌کنيم انسان از یک حادثه یا راضی است یا ناراضی. اما حقیقت این است که روح انسان لايه‌هاي مختلفی دارد و می‌تواند در يک لايه خوشحال و در لايه‌ای دیگر غمگين باشد. ممکن است انسان اشک بریزد اما از اشک‌ريختن لذت هم ببرد. پس حوادث تلخ دنیا می‌تواند با نگاهی واقع‌بينانه، حق‌بينانه و زيباشناسانه به خاطر ارتباطي که با ساير پديده‌ها دارند و در مجموع يک تابلو بسيار زيبايي را خلق مي‌کنند زيبا و خير باشند، به گونه‌ای که از آن زيباتر امکان ندارد. به تعبیر اهل معقول، عالم هستی نظام احسن است. بدین معنا که اگر مجموع عالم و روابطي را که اجزای آن با همديگر دارند در نظر بگیریم تابلوی زیبایی را خواهیم دید که زيباتر از آن امکان ندارد. پس صرف‌نظر از پاداش‌هاي اخروي هم می‌توان دنیا را زیبا دید و بدان راضي بود. اين نقص ماست که فقط عيب‌ها را مي‌بينيم و تنها به رنگ‌های تیره این تابلو نگاه می‌کنیم. رنگ‌های تیره این تابلو را بايد همراه سایر رنگ‌های آن دید تا زیبایی آن را درک کرد.

در روايات آمده است که پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله در هیچ حادثه‌ای نفرمود: ای کاش طور دیگری اتفاق می‌افتاد.۱۲ چراکه او اين نگرش را داشت و مي‌ديد که هر چيزي سر جاي خودش واقع شده است. البته چنانچه گفتیم روح انسان لایه‌های گوناگونی دارد و توجه به جهتی خاص از یک حادثه ممکن است باعث دلسوزی و اشک ریختن او شود. ازاین‌رو می‌بینیم پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در وفات فرزندشان حضرت ابراهيم گريه می‌کنند و وقتی از ایشان در این باره سؤال می‌شود می‌فرماید: دل مي‌سوزد و اشک جاري مي‌شود اما چيزي نمي‌گويم که خدا ناراضي باشد.۱۳ انسان همان‌گونه که از گرسنگي، درد جسمی و … رنج مي‌برد، از درد عاطفی‌ هم رنج مي‌برد. اما در عین حال می‌تواند راضي هم باشد و نگرانی نداشته باشد. پس بدین جهت که حوادث حيثيت‌های گوناگونی دارند نگاه ما بايد نگاهی کل‌نگر نسبت به عالم باشد و دست خدا را در همه جا ببينيم تا نسبت به نظام هستي حالت رضا داشته باشيم.

وصلی‌الله‌علي‌محمدوآله‌‌الطاهرين.

۱۵۸۰-گارگاه پانزدهم تربیت نفس – اخلاق جمع مدار+ محبت حقیقی تفرقه سوز

۱۱تیر

۱۵۵۵-کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

۲۶اردیبهشت

کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

از تاریخ ۹۶/۲/۲۶ لغایت ۹۶/۴/۷

حقاً، برحق، ناحق، به‌حق، به‌ناحق، ذی‌حق، ذوحق، حق‌شناسی، حق‌پو، حق‌یابی، حق‌دار، حق‌پناه، حق‌بین، حق‌دوست، حق‌اندیش، حق‌به‌جانب، حق‌پوشی؛ حق‌تعالی، حق‌جویی، حق‌شکنی، حق‌کشی، حق‌گویی، حق‌گزاری، حق‌گستر، حق‌ناشناسی، حق‌نیوش، حقیقت‌بین، حقیقت‌شناس، حقیقت‌یاب، حقیقت‌طلب، حقوق‌بگیر، آل حق، اهل حق، حجةالحق، حصحص‌الحق، ظهیرالحق، ظل حق، عبدالحق، لسان‌الحق، مختار حق، مرغ حق، ناصرالحق، ناصر للحق، نامحق، نامستحق

حق، مصدر و به معناى وجوب و ثبوت است و البته، معمولا به معناى وصفى يعنى واجب و ثابت‏به كار مى‏رود. هنگامى كه مى‏گوييم: «حق الامر» يعنى آن امر واجب و ثابت‏شد و هنگامى كه مى‏گوييم: «حق لك و يحق لك و حق عليك ان تفعله‏»، يعنى انجام آن فعل بر تو واجب گرديد. (۱)
طبرسى مى‏گويد: «الحق وقوع الشي‏ء في موضعه الذي هو له، فاذا اعتقد شي‏ء بضرورة او حجة فهو حق; لانه وقع موقعه الذي هو له و عكسه الباطل‏» (۲) ;حق عبارت است از وقوع شيى‏ء در جايگاه خودش. هرگاه به سبب هدايت‏يا برهان، اعتقاد به چيزى پيدا شود، حق است ;چرا كه در جايگاه خود واقع شده و ضدآن، باطل است.
مرحوم خواجه طوسى در ذيل كلامى از شيخ الرئيس درباره حق، مى‏فرمايد: «الحق‏هيهنا اسم فاعل في صيغة المصدر كالعدل والمراد به ذو الحقيقة وهوبمعنى المصدر يدل بالاشتراك على معان‏» (۳) ; حق در اين جا ما نند عدل اسم فاعل در صيغه مصدر است و مقصود از آن، صاحب حقيقت است و به اشتراك (لفظى) بر چند معنى دلالت دارد.
پس در اين كه معناى اصلى حق، ثبوت است، گفتگويى نيست و اما اين كه خواجه آن را مشترك لفظى مى‏داند، مربوط است‏ به معناى اصطلاحى

۱۰۵۵۲- کارگاه سیزدهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیت های منطقی با حضور عقل سلیم + محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری

۱۴فروردین

۱۰۵۰۰– کارگاه تربیت نفس جلسه دوازدهم خود خواهی نزولی+ محبت به فقر کهنه، خود خواهی

۳۰بهمن

۱۰۴۱۷- کارگاه تربیت نفس جلسه یازدهم زهد نسبت به دنیا+ محبت زاهدانه چیست؟

۲۱دی

کارگاه تربیت نفس: از تاریخ ۹۵/۷/۲۹ الی۹۵/۹/۱۱

امام علی علیه السلام :

اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛

زشت ترین راستگویى، تعریف انسان از خودش مى باشد.۱۰۷۰-گارکاه نهم تربیت نفس+ محبت به خود ستایی

غررالحكم: ج۲، ص۳۸۸، ح۲۹۴۲

۹۸۰-کارگاه هشتم تربیت نفس پیرامون قبض و بسط نفس آدمی+ محبت بسطی و قبضی

۱۶ شهریور

۸۸۰- کارگاه هفتم تربیت نفس آنچه خداوند بخواهد+ محبت به آنچه پیش آمده، پیش خواهد آمد

۰۲ مرداد

کارگاه    از ۵//۵/۹۵ الی ۱۵/۶/۹۵

بَکير بن اَعيَن نيز مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: علم و مشيت خداوند با هم فرق دارند يا يک چيزند؟ حضرت فرمودند: اَلعِلمُ لَيسَ هُوَ المَشيئَةُ اَلا تَري اِنَّکَ تَقول: سَأَفعَلُ کَذا اِن شاء‌َاللهُ وَ لا تَقولُ سَأَفعَلَ کَذا اِن عِلمَ اللهُ …”[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (علم غير از مشيّت است. مگر نمي‌بيني که خودت مي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بخواهد و نمي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بداند. پس اينکه مي‌گويي اگر خداوند بخواهد، دليل اين است که خداوند نخواسته و چون خواست آنچه را خواست به گونه‌اي که خواسته واقع شود، پس علم خداوند پيش از مشيّت اوست.

عاصم بن حُمَيد مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: آيا خداوند هميشه مُريد (اراده‌کننده) است؟ حضرت فرمودند: اِنَّ المُريدَ لايَکونُ اِلاّ لِمُرادٍ مَعَهُ لَم يَزَل عالِماً قادِراً ثمَّ اَرادَ[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (مريد نيست مگر با بودن مراد (اراده‌شده با او، خداوند هميشه عالم و قادر است و سپس اراده کرده است.

دوره کارگاه اول تربیت نفس از قرآن و احادیث اهل البیت علیهم السلام:

«آغاز تمرین تربیت نفس از کلمه قصار ۱۷۸نهج البلاغه»

۱۰/۸/۹۴لغایت ۲۰/۹/۹۴

امام على علیه السلام: اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۸)

۱۶۰ دروه کارگاه  دوم تربیت نفس را با حدیث حضرت امام هشتم علیه السلام آغاز می کنیم تا حکمت ۱۷۸نهج البلاغه رابچشیم.

شروع ثبت نام:۲۰/۹/۹۴لغایت۳۰/۱۰/۹۴

ويژگيهاى دهگانه عاقل از حضرت امام الرضا علیه السلام

دوره دوم ۴۰ روز جدید تربیت نفس از حدیث امام هشتم علیه آلاف التحیه و الثناء

لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهره. الفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ـ از او اميد خير باشد.+بیش از ۵۰ درصد موفق بودم الحمدلله
۲ـ از بدى او در امان باشند.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغقرالله
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.+بیش از ۶۰درصد موفق بودم الحمدلله
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.+بیش از ۹۰درصد موفق بودم الحمدلله
۷ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۸ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغفرالله
۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استعفرالله

۳۱۹-آغاز دروده سوم با حدیث تکبر درمانی امام هفتم علیه السلام:

 

۲۰۰۲-واکنش جالب دانش‌آموزان انگلیسی پس از آشنایی با احکام اسلامی+ جاذبه محبت حقیقی در احکام اسلام

۱۶ بهمن
*به خبرگزاری حوزه خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا

دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ \ الاثنين ١٩ جمادى الأولى ١٤٣٩ \ Monday, February 5, 2018

کد خبر: ۴۳۹۴۷۳ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۱/۱۵ – ۲۰:۵۵ | سرویس: بین الملل ۱۳۰

واکنش جالب دانش‌آموزان انگلیسی پس از آشنایی با احکام اسلامی
حوزه/ دانش‌آموزان مسیحی یک مدرسه ابتدایی در انگلستان پس از آشنایی با احکام اسلامی علاقه خود را به انجام اموری مثل وضو گرفتن و روزه‌داری ابراز کردند.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، “روز اسلام” در مدرسه ابتدایی کورتون (بریتانیا) برگزار گردید که با موفقیت بسیار همراه بود.

هفته گذشته، دانش آموزان مقطع ابتدایی کورتون (شرق انگلستان) در مجموعه ای از فعالیت ها مرتبط با جامعه مسلمان به مناسبت روز اسلام شرکت کردند.

جما دالی، معلم ابتدایی و مسئول تربیت دینی مدرسه تصریح کرد : « این یکی از “سه روز ایمان” بود که هر ساله برگزار می شود که در آن همه گروه ها با یکدیگر متحد شده و در گروه های سنی مختلف کار می کنند. این سه روز برای مدرسه بسیار ویژه هستند، زیرا بهترین موقعیت برای نشان دادن تعامل مثبت بین همه گروه ها است ».

اگرچه مدرسه Corton Primary یک مدرسه کلیسایی انگلستان است، اما موضوع آموزش مذهبی در برنامه درسی مدرسه اجازه می دهد تا تعالیم دیگر ادیان نیز مورد بررسی قرار گیرد.

مدیر تربیت دینی در مورد “روز اسلام” گفت : فعالیت های آموزشی از  نحوه “وضوگرفتن”  آغاز شد و در ادامه بچه ها با ماه رمضان و عبادات آن آشنا شدند. و همچنین بچه ها با یکدیگر تلاش کردند تا بتوانند یک نماز زیبا را به جا بیاورند.

همچنین این مدیر افزود : « تجربیات گوناگونی که دانش آموزان از اسلام به دست آوردند درک آنها از اسلام را گسترش داد».

برگزاری روزهای ایمان، دانش آموزان را با مجموعه ای از مهارت ها برای درک و بحث در مورد ادیان مختلف فراهم می کند.

تاثیر این برنامه را می توان از صحبت های دانش آموزان بعد از اتمام برنامه متوجه شد.

یکی از بچه ها نظرش را اینگونه مطرح کرد : « من وضو گرفتن با آب را بسیار دوست داشتم زیرا بسیار آرامش بخش بود».

و یا فرد دیگری گفت : « من عاشق ماه رمضان شدم، و سعی خواهم کرد از صبح تا شب روزه بگیرم ».

 

۲۰۰۰-واکنش نیویورک تایمز به اقامه نماز طلب باران در ایران!+ رابطه محبت حقیقی با شعور آسمان و زمین

۱۵ بهمن

روزنامه نیویورک تایمز چاپ آمریکا نوشت : ایرانیان نماز باران خواندند اما بهتر از آن نصیب‌ شان شد!

روزنامه آمریکایی نیویورک‌تایمز در گزارشی درباره بارش برف در کشورمان نوشت: امسال کوه‌های اطراف تهران با وجود آنکه بیش از یکماه از زمستان گذشته بود، همچنان قهوه‌ای رنگ بودند تا جاییکه برخی از سر نگرانی شروع به خواندن نماز باران کردند.
حتی زمزمه‌هایی از احتمال جیره‌بندی آب در تهران که یکی از بزرگترین شهرهای خاورمیانه است به گوش می‌رسید.

اما ناگهان دعاهای بسیاری از مردم مستجاب شد و کولاکی که از اواخر روز شنبه در بسیاری از مناطق ایران شروع شد،‌ بخش اعظمی از این کشور از جمله تهران را سفیدپوش و همه ساکنان این مناطق را شگفت‌زده کرد.https://iran-view.com/wp-content/uploads/2015/12/DSC_4491.jpg

 

۱۹۹۹-فقهای شورای نگهبان اگر در مسئله ای اشتباه کردند، صریح بگویند اشتباه کردیم+ نقش محبت حقیقی در اقرار به اشتباه در احکام الهی

۱۵ بهمن

یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۶ \ الأحد ١٨ جمادى الأولى ١٤٣٩ \ Sunday, February 4, 2018

کد خبر: ۴۳۹۴۸۷ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۱/۱۴ – ۲۱:۲۰ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۵
همراه با خمینی کبیر(ره):
فقهای شورای نگهبان اگر در مسئله ای اشتباه کردند، صریح بگویند اشتباه کردیم/ در پیاده کردن احکام خدا سستی نکنید
حوزه/ فـقـهـاى شوراى نگهبان و اعضاى شوراي عالى قضائى هم بايد اينطور بـاشـند كه اگر در مساله اى اشتباه كردند صريحا بگويند اشتباه كرديم؛ مـا كـه مـعـصـوم نـيـسـتـيـم. پـيـش از انـقـلاب مـن خـيـال مـى كـردم وقـتـى انـقـلاب پـيـروز شـد افـراد صالحى هستند كه كارها را طبق اسلام عـمـل كـنند؛ بعد ديدم خـيـر، اكـثـر آنـهـا افراد ناصالحى بودند و ديدم حرفى كه زده ام درست نبوده است، آمدم صـريـحـا اعـلام كـردم من اشتباه كرده ام.

 

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، صحیفه نور بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران مملو از مطالب زیبا و خواندنی است که در این نوشتار، سخنان امام خمینی(ره) «در جمع فقها و حقوق دانان شوراى نگهبان» تقدیم علاقمندان می گردد.

بسم الله الرحمن الرحيم

آنـچـه مـهـم اسـت ايـن اسـت كـه مـا مـى خـواهـيـم مـطـابـق شـرع اسـلام مـسـائل را پـيـاده كـنـيـم. پـس اگر قبلا اشتباه كرده باشيم بايد صريحا بگوئيم اشتباه نـمـوده ايـم و عـدول در بين فقها از فتوائى به فتواى ديگر درست همين معنا را دارد وقتى فـقـيـهـى از فـتـواى خـود بر مى گردد يعنى من در اين مسأله اشتباه نموده ام و به اشتباهم اقـرار مـى كـنـم.

فـقـهـاى شوراى نگهبان و اعضاى شوراي عالى قضائى هم بايد اينطور بـاشـند كه اگر در مساله اى اشتباه كردند صريحا بگويند اشتباه كرديم و حرف خود را پـس بـگـيـرنـد، مـا كـه مـعـصـوم نـيـسـتـيـم. پـيـش از انـقـلاب مـن خـيـال مـى كـردم وقـتـى انـقـلاب پـيـروز شـد افـراد صالحى هستند كه كارها را طبق اسلام عـمـل كـنند؛ لذا بارها گفتم روحانيون مى روند كارهاى خودشان را انجام مى دهند. بعد ديدم خـيـر، اكـثـر آنـهـا افراد ناصالحى بودند و ديدم حرفى كه زده ام درست نبوده است، آمدم صـريـحـا اعـلام كـردم من اشتباه كرده ام. اين براى اين است كه ما مى خواهيم اسلام را پياده كنيم . پس در اين رابطه ممكن است من ديروز حرفى را زده باشم و امروز حرف ديگرى را و فـردا حـرف ديـگـرى را، اين معنا ندارد كه من بگويم چون ديروز حرفى زده ام بايد روى هـمـان حـرف بـاقـى بـمـانـم.

امروز مى گويم مادام كه احكام اسلام پياده نشده است و افراد صـالحـى نـداشـتـيـم تـا طـبـق اسـلام عـمـل كـنـنـد، عـلمـا بـايـد مـشـغـول به كارهايشان باشند. اين شأنی براى علما نيست كه رياست جمهورى و يا پست ديـگـرى را داشـتـه باشند؛ چون وظيفه است به اين كارها مى پردازند. خلاصه يك چيز را نبايد فراموش كنيم كه همه مى خواهيم اسلام پياده شود.

* مبادا از حرف هاى خارجى ها بترسيم و در پياده كردن احكام خدا سستى كنيم.

مـن حـالا هيچ نگرانى ندارم چون اكثر افراد را مى شناسم و مى دانم كه اكثرا متعهد و متدين هستند، بلكه نگرانى من از اين است كه نكند سستى كنيم و در پياده كردن اسلام دقت لازم را نـنـمـائيـم بـعـدا اشـكـالى پـيـش بـيايد. نكند مثل مشروطه شود كه آقايان تلاش كردند و مشروطه را بنا گذاشتند، آنوقت چند نفر از سياسيون مستبد، مشروطه خواه شدند و حكومت را گرفتند و هر دوره مجلس را بدتر از دوره قبل تـشـكـيـل دادنـد.

امـروز مـن هـيـچ تـرسـى نـدارم، ولى تـرسـم از آن اسـت كـه مـبـادا مـا مسائل را به صورتى محكم تحويل دسته بعد ندهيم، ترسم از آن است كه مبادا از حرف هاى خارجى ها بترسيم و در پـيـاده كردن احكام خدا سستى كنيم. ما بايد همه چيز را به همان قوتى كه امروز دارد، تـحـويـل دسـتـه بـعـد دهـيـم و آنـهـا هـم كـوشـش كـنـنـد كـه بـه هـمـان قـوت تـحـويـل دسـتـه بـعـد دهـنـد. ما بايد بنيان را محكم كنيم و به دسته بعد دهيم تا پيش خدا مقصر نباشيم .

بايد هيچ سستى نكنيم و از اين ترس نداشته باشيم كه فلان راديو يا دولت خارجى چه مى گويد، راديوها بايد به ما فحش بدهند. آن روزى را كه آمريكا از ما تعريف كند بايد عـزا گـرفـت . آن روز كـه كـارتر و ريگان از ما تعريف كنند معلوم مى شود در ما اشكالى پـيـدا شـده اسـت ، آنـهـا بـايـد فـحش دهند و ما هم بايد محكم كارمان را انجام دهيم. شوراى نـگـهـبـان بدون ملاحظه از هيچ كس فقط و فقط خدا را در نظر بگيرند. احكام اوليه بايد جـارى شـود و آن روز هـم كـه اضـطـرارى پـيـش آمد، احكام ثانويه كه آن هم حكم خداست را بايد جارى نمايند. بايد بنيان از امروز محكم شود.

* همه در انتخابات شركت كنند و در صحنه حاضر باشند

شـوراى نـگـهـبـان و شـوراي عـالى قـضـايـى و مـجـلس و دولت بـايـد بـه گـونـه اى عمل كنند كه بنيان محكمى را پايه گذارى نمايند. اگر بخواهيم به اسلام پايبند باشيم ، بـايـد آيـنـده را در نـظـر گـرفـتـه و درسـت نـمـايـيـم . سـعـى كـنـيـد مـثـل مـشـروطـه سـسـتـى نـشـود.

الحمدلله امروز مثل زمان مشروطه نيست كه خوب ها در اقليت بـودنـد بـلكـه شـمـا در اكـثـريت هستيد و قليلى هستند كه انحراف دارند. و من قبلا در مورد انـتـخـابـات گـفـتـم كه همه چيز ما بايد روى موازين اسلامى باشد. افرادى كه تعيين مى شـونـد بايد كسانى باشند كه به درد اسلام و جمهورى اسلامى بخورند و عقيده شان هم ايـن بـاشد كه اسلام خوب است، نه فقط اظهار كنند ولى عقيده نداشته باشند، كما اينكه در اول انـقـلاب خيلى ها اظهار اسلام مى كردند. البته اقليت هاى رسمى غير مسلمان قانونا انـتـخـاب مـى شوند پس مردم ، افرادى را كه تعيين مى كنند بايد سعى در شناسائى آنها نموده و قبل و بعد از انقلابشان را در نظر بگيرند و بعد راى دهند. پس مساله خوب بودن خـود شـخـص اسـت نـه ايـنـكـه از يـك دسـتـه خـاصـى بـاشـد، نـه ايـنـكـه اهـل عـلم بـاشد، حزبى باشد، بازارى باشد، اينها ديگر شرط نيست ، عمده موازينى است كه قانون و اسلام تعيين كرده است . ما بايد مجلس را نگه داريم .

دوره اول مـجـلس در مـشـروطـه بـد نبود و شايد هم خوب بود، ولى بعدها كم كم رسيد به جـائى كـه خودشان افرادى را انتخاب مى كردند. پس ما بايد سعى كنيم مرتبه دوم بهتر از اول بـاشـد، مـردم بـهتر شركت كنند، مردم در صحنه حاضر باشند و تحت تاثير كسى واقـع نـشـونـد. مـردم بـا عـلما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت كنند، بعد به هر كس كه خـواسـتـند راى دهند. مردم نبايد كنار بروند اگر مردم كنار بروند همه شكست مى خوريم . خـود مردم نگذارند قلدرها دخالت كنند، افراد نالايق دخالت كنند. اگر عده اى جمع شدند و افـراد نالايق را انتخاب كردند، مردم به آنها راى ندهند، اگر مردم هم متوجه نشدند. مجلس آنها را قبول نكند. تمام مردم موظفند كه در انتخابات حاضر باشند و تحت تـأثـيـر هيچ كس قرار نگيرند. بعد از اينكه مشورت كردند كه براى اسلام مفيد است راى دهـنـد. اگـر كسى مورد شك بود و يا اگر كسانى منحرف ، خودشان را معرفى كردند به آنها راى ندهند. ما بايد مجلسمان را نگه داريم و كارى كنيم كه براى دولتى خوب اساس باشد.

مـردم اگـر از مـن گـله دارند، از اسلام سرد نشوند. من خلاف كرده ام ، به اسلام چه. مردم اگـر اسـلام را، استقلال و آزادى را، نبودن تحت اسارت شرق و غرب را مى خواهند، همه در انـتـخـابـات شـركـت كـنند و در صحنه حاضر باشند. اگر يك ظالم خلاف كرد، اسلام كه نـكـرده اسـت پـس بـايد كارى كنيم كه ظلم نباشد و ظالم از بين برود. اگر ديديم در اين دوره خلاف شده و به افرادى ظلم شده بايد تلاشمان را بيشتر كنيم تا خلاف و ظلم را از بـيـن بـبـريـم نـه اينكه كنار برويم و از صحنه خارج شويم زيرا اگر از صحنه خارج شـويـم ظـلم بيشتر مى شود پس بايد اجتماعمان را بيشتر كنيم و بيشتر در صحنه حاضر باشيم . خداوند به شما قدرت و سعادت عنايت بفرمايد.

والسلام عليكم و رحمة الله

تاريخ : ۲۶/۹/۱۳۶۲

منبع: صحیفه نور/ جلد

 

 

 

۱۹۹۸-تصاویری از مساجد ایران از لنز دوربین عکاس آمریکایی+ محبت حقیقی مادر معماری توحیدی و اسلامی

۱۴ بهمن

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ \ السبت ١٧ جمادى الأولى ١٤٣٩ \ Saturday, February 3, 2018

تصاویری از مساجد ایران از لنز دوربین عکاس آمریکایی

کد خبر: 439480 | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۱/۱۴ – ۰۷:۵۳ | سرویس: بین الملل 130


تصاویری از مساجد ایران از لنز دوربین عکاس آمریکایی 
حوزه/ جیمز لانگلی عکاس و فیلمساز آمریکایی در سفر به ایران، تصاویر زیبایی از سقف های زیبا و خارق العاده مساجد اصفهان گرفته است.

 

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه» به نقل از mymodernmet، یک عکاس و فیلمساز آمریکایی در سفر به ایران، تصاویر زیبایی از سقف های زیبا و خارق العاده مساجد کشورمان گرفته است.

جیمز لانگلی عکاس و فیلمساز آمریکایی که از مساجد متعدد و مکان های مختلفی در اصفهان از جمله شاه چراغ بازدید کرده است و در این سفر گردشگری، تصاویر خارق العاده ای از نقش و نگارهای نمای داخلی مساجد ایرانی نصیب دوربین عکاسی او شده اند که هر تصویر نمایش خیره کننده ای از یک نمای الهام بخش است.

هر تصویر لانگلی نمای متفاوتی از معماری داخلی اصفهان را نشان می دهند. این عکاس غیرمسلمان تمام تلاش خود را به کار بسته تا زیبایی فوق تصور سقف های مساجد را  که جلوه بی نضیری از هنر اسلامی و هنر باستان ایرانی هستند به نمایش بگذارد. نقش و نگارهایی که از نگاه وی به سختی به نظر می رسد کار دست انسان بوده باشد.

 لانگلی درباره سفرش به ایران و بازدید از مساجد چنین گفته است: دلم می خواست تمام روزم را آنجا سپری کنم.

 

 

۱۹۹۶-خمینی کبیر: سازش با یک فرد جانی مثل شاه، خیانت است.+قدرت محبت حقیقی در تحلیل سیاسی و اجتماعی

۱۲ بهمن
مصاحبه امام خمینی
 
کد خبر: ۴۳۹۲۷۰ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۱/۱۲ – ۲۱:۱۰ | سرویس: علمی، فرهنگی ۷۵
امام خمینی(ره) و رسانه های خارجی (۲۰):
خمینی کبیر: سازش با یک فرد جانی مثل شاه، خیانت است/ کسی حق ندارد با شاه سازش کند
حوزه/ اولا سـازش بـا يـك فـرد جانى مانند شاه، خيانت به ملت ايران و اسلام است و در ثـانـى مـلت ايـران در رفراندم تاسوعا و عاشورا با اكثريت قريب به اتفاق، قاطعانه شـاه و رژيم سلطنتى را محكوم كرده و خواستار برقرارى جمهورى اسلامى شده است و هيچ كـس حق ندارد با شاه كه از سلطنت مخلوع است، سازش كند
 

خبرگزاری «حوزه»؛ مخالفت های امام خمینی(ره) با رژیم شاهنشاهی، از سوژه های رسانه های گوناگون دنیا در سال های پیش از انقلاب اسلامی ایران بود که در این راستا مصاحبه هایی با بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. «خبرگزاری حوزه» در ۳۰ شماره به صورت روزانه به انتشار برخی از این مصاحبه ها می پردازد.

مصاحبه امام خمينى(ره) با خبرنگار مجله انگليسى زبان لبنانى در تاريخ ۱۰/۱۰/۱۳۵۷

سؤال: پيش بينى شما براى ايران سال ۱۹۷۹ چيست ؟

جـواب: آنـچـه مـسـلم و قطعى است، اين است كه اوضاع ايران جز با سقوط شاه و برچيده شـدن رژيم سلطنتى و استقرار حكومت اسلامى آرام نمى گيرد. امروز عليرغم قدرت نظامى جـهنمى شاه اين ملت ايرانند كه ابتكار عمل را در دست دارند و از اين جهت قدم به قدم رژيم حـاكـم ايـران و حـامـيـانـش را عقب نشانده اند و در ماه هاى آينده به يارى خداى تعالى شاهد پيروزى هاى درخشانترى خواهند بود.

سـؤال: به نظر شما، تحت چه اوضاع و احوالى يك نوع سازش با شاه ممكن مى گردد؟ مـثـلا مى پذيريد كه اصلاحى در قانون اساسى بشود كه بنابر آن، شاه مانند پادشاه انگليس به عنوان مظهرى در رأس دولت بماند؟

جـواب: اولا سـازش بـا يـك فـرد جانى مانند شاه، خيانت به ملت ايران و اسلام است و در ثـانـى مـلت ايـران در رفراندم تاسوعا و عاشورا با اكثريت قريب به اتفاق، قاطعانه شـاه و رژيم سلطنتى را محكوم كرده و خواستار برقرارى جمهورى اسلامى شده است و هيچ كـس حق ندارد با شاه كه از سلطنت مخلوع است، سازش كند و يا اساس سلطنت را بپذيرد، چـه شـخـص مـحـمـدرضـا پـهـلوى در ايـن مـقـام بـاشـد يـا ديـگـرى و بـه هـمـيـن دليـل ، قـانـون اسـاسـى كـه رژيـم ايران را سلطنتى مى شناسد، چون از نظر ملت رژيم سلطنتى مردود است ، از اعتبار ساقط است و بايد قانون اساسى جديدى تدوين شود.

سؤال: آيا شما كناره گيرى شاه را به نفع پسرش مى پذيرد؟

جواب: هيچ فردى از دودمان پهلوى مورد قبول ملت نيست و نه تنها در مقام سلطنت؛ بلكه در هيچ مقام دولتى هم حق ندارند دخالت كنند.

سؤال: آيا فكر مى كنيد دامنه حوادث ايران به تركيه نيز كشيده شود؟

جـواب: نـهـضـت مـقـدس ايـران، نهضت اسلامى است و از اين جهت بديهى است كه همه مسلمين جهان تحت تاثير آن قرار مى گيرند.

سـؤال: فكر مى كنيد در كوشش هايتان براى سرنگون كردن شاه، چه دولتى به شما كمك مى كند؟

جـواب: مـلت ايـران با اراده آهنين خود، تنها با اتكا به نيروى الهى قيام كرده است و در ايـن نـهـضـت بـه هـيـچ دولتـى مـتـكـى نـيـسـت و بـه خـواسـت خـداى تـعـالى بـا حـفـظ استقلال در نهضت خود، شاه را سرنگون خواهد كرد. وظيفه همه دولت هاى اسلامى در درجه اول و سـايـر دولت هـا كـه مـايلند در آينده با ملت ايران روابط حسنه داشته باشند، اين اسـت كـه مـلت مـظـلوم و قـهـرمـان ايران را در رسيدن به اهدافش يارى كنند و تاكنون هيچ دولتى از ملت ايرن دفاع نكرده است .

سـؤال: شـمـا بـه عـنـوان رهـبـر مـخـالفـيـن، روابـط جـارى خـود را بـا دول و افـراد زيـر چـگـونه توصيف مى كنيد؟ ۱-دستگاه كارتر ۲-دولت روسيه ۳-دولت چـيـن ۴-دولت عـراق ۵-كـشـورهـاى عـرب تـوليـد كـنـنـده نـفت ۶-سادات ۷-اسرائيل ۸-ياسر عرفات و جنبش ‍ فلسطين.

جواب: رئيس جمهورى آمريكا با حمايت هاى بى دريغ خود از شاه و اهانت هائى كه به ملت ايران نموده است ، در صف دشمنان ايران قرار گرفته است و روسيه شوروى هم اگرچه نه در حد آمريكا، ولى تاكنون نه تنها شاه را محكوم نكرده بلكه از او حمايت هم كرده است و از تـحـريـف نهضت مقدس اسلامى ايران خوددارى نكرده است. رئيس كشور چين وقيحانه از روى كشتگان ما عبور كرد و در كاخ ظلم از اقدامات مترقيانه او هم ستايش نمود. دولت عراق هـم زيـر فـشـار شـاه، از اقـدامـات هـر كـس كـه در خاك عراق به نفع ملت ايران انجام دهد جـلوگـيـرى مـى كـنـد. سـادات هـم بـا اقـدامـات خود عليه مصالح مسلمين و كشورهاى عرب و بـرادران فـلسـطـيـنـى، مـطـرود جـهـان عـرب و اسـلام اسـت. اسـرائيـل از نـظـر اسـلام و مـسـلمـيـن و تمامى موازين بين المللى، غاصب و متجاوز است و ما كمترين اهمال و سستى را در پايان دادن به تجاوزات او جايز نمى دانيم و من در فرصت هاى مناسب از اقدامات و تلاش هاى ياسر عرفات براى بدست آوردن حقوق فلسطينى ها و برگرداندن اراضى اسلامى به مسلمين حمايت كرده ام.

سؤال: آيا شما از يك حكومت غير نظامى تحت رياست كريم سنجابى در پست نخست وزير، به عنوان راه حلى براى بحران ايران حمايت مى كنيد؟

جواب: با وجود شاه هيچ راه حلى امكان پذير نيست .

سـؤ ال: آيـا دعـوت شما به اعتصاب بى پايان در صنعت نفت است و يا تا وقتى است كه شاه كنار برود؟

جـواب: بـله، تـا وقـتى است كه شاه كنار برود. شاه نفت ما را براى تحكيم خودش بدون هـيـچ مـجـوزى بـه امـريـكا مى داد و از پول آن اسلحه امريكائى كه به هيچ درد ملت ايران نمى خورد، مى خريد. اصولا نفت تاكنون پشتوانه حكومت غاصبانه شاه بود و من حكم كردم كـه ديـگـر صـادر نشود و اعتصاب تا رفتن شاه ادامه دارد و بعدا ما نفت را به هر كشورى كه مايل باشيم مى فروشيم .

سـؤال: تـحـت چـه شـرايـطـى ، اگـر شـمـا هـمـچـو مـقـتضياتى را منطقى مى بينيد، ارتش شاهنشاهى به ضد شاه خواهد شد؟

جـواب: هـم اكـنـون طـبـق اخـبـار واصـله، مـخالفت سربازان و افسران با شاه و دستورات فرماندهان خود روز افزون است. سربازها از خدمت ارتش فرار مى كنند، در بسيارى موارد فـرمـانـدهان خود را كشته اند و بسيارى از آنها هم كه در ارتش باقى مانده اند، موافق با كشتار شاه نيستند و طبيعى است كه شاه آخرين اميدهاى خود را به ارتش از دست بدهد.

* مصاحبه های بعدی امام راحل با رسانه های خارجی را در شماره های بعد مطالعه کنید.

 

۱۹۹۴-روایت آیت الله دین پرور از تالیف الغدیر از سوی علامه امینی تا ماجرای تاسیس بنیاد نهج البلاغه + محبت حقیقی از دیدگاه نهج البلاغه

۰۷ بهمن
کد خبر: ۴۳۸۲۰۵ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۱/۷ – ۰۸:۴۹ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
در گفت و گو با خبرگزاری حوزه مطرح شد ؛
روایت آیت الله دین پرور از تالیف الغدیر از سوی علامه امینی تا ماجرای تاسیس بنیاد نهج البلاغه
حوزه/ در اوائل طلبگی دو جلسه خدمت علامه امینی(ره) در منزل خود بودیم و قریب به چهار ساعت درباره الغدیر صحبت کردند؛ از ایشان پرسیدیم که چه شد به فکر تألیف کتاب الغدیر افتادید؟ گفتند: ما سال ها در نجف حضور داشتیم و …

آیت الله سید جمال الدین دین پرور در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» به تشریح فعالیت های بنیاد بین المللی نهج البلاغه پرداخت و گفت: اساس فعالیت این بنیاد بر اساس کتاب شریف نهج البلاغه به عنوان یکی از مهمترین منابع حدیثی شیعه بوده که در طول بیش از هزار سال مورد توجه خواص و در ادامه مورد اقبال عموم مردم بوده است.

وی اظهار داشت: در تاریخ یعقوبی آمده که در آن زمان، ۴۰۰ خطبه از حضرت امیر(ع) در میان مردم معروف بوده و آن را حفظ می کردند.

* پس از اختراع صنعت چاپ، رشته حدیث کم رنگ شد

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه ابراز داشت: مسئله حدیث در گذشته از مهمترین منابع درسی حوزه های علمیه بوده و تا قبل از اختراع صنعت چاپ، کتاب های خطی حدیثی از ارزش و جایگاه والایی برخوردار و حدیث نویسان نزد اساتید و با اجازه آنان به نوشتن آن مبادرت داشته و به عنوان فرهنگ رایج حوزه های علمیه مرسوم بود؛ اما پس از اختراع صنعت چاپ، این رشته علمی کم رنگ شده و اشخاص شروع به چاپ کتب حدیثی کرده و در اختیار مردم قرار می گرفت که سبب ضعف و نقص در حوزه های علمیه شیعه شد.

این استاد حوزه خاطرنشان ساخت: یکی از دلائل راه اندازی بنیاد بین المللی نهج البلاغه، گسترش مسئله حدیث در حوزه های علمیه بوده تا طلاب و فضلا بتوانند در فضای علمی و درسی این احادیث را مطالعه کرده و تحت نظر اساتید مبرز این رشته به تجزیه و تحلیل آن بپردازند؛ لذا با موافقت حوزه تلاش شد که یکی از دروس حوزه های علمیه، کتاب شریف نهج البلاغه باشد.

آیت الله دین پرور

* نگاهی به ویژگی کتاب شریف نهج البلاغه

آیت الله دین پرور با اشاره به ویژگی های کتاب نهج البلاغه، تصریح کرد: صدور ۹۹ درصد خطبه های نهج البلاغه در دوران حکومت ظاهری حضرت امیر(ع)، یکی از ویژگی های این کتاب شریف است که کتب حدیثی دیگر این ویژگی را ندارند؛ چراکه امام علی(ع) در رأس حکومت بوده و باید جامعه را از منظرهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … هدایت می کردند؛ اما در زمان دیگر ائمه، این موقعیت نبوده است و به عنوان مثال اگر شخصی قصد سؤال از امام صادق(ع) را داشت، باید خود را به شکل خیارفروش در آورده و محضر امام می رسید و سؤال خود را می پرسید.

وی بیان داشت: امروز در حال زندگی در حکومت اسلامی بوده که در رأس آن فقیه مجتهد جامع الشرایط وجود دارد و از این منظر شباهت بسیاری به دوران حضرت علی(ع) دارد و قطعا دستورات آن حضرت که بخشی از آن در کتاب شریف نهج البلاغه آمده، می تواند بسیار کارساز و مهم باشد.

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه اظهار داشت: فضای کتاب نهج البلاغه می طلبد که فعالیت علمی و پژوهشی مناسب همراه با توجه به منابع تاریخی بر روی آن انجام شود تا بتوان مباحث مهم آن را به درستی به جامعه عرضه کرد.

* به بنده القاء شد که به سمت نهج البلاغه بروم

این استاد حوزه در پاسخ به این سؤال که چه شد به سمت نهج البلاغه رفتید؟، ابراز داشت: بنده به همراه جمعی از دوستان در مؤسسه «در راه حق»، «اصول دین» و … فعالیت داشته و از مؤسسان آن بودیم؛ اما این فکر و اندیشه که در عرصه نهج البلاغه فعالیتی را آغاز کنیم، برای خود ما نبود؛ بلکه به ما القاء شد که این کار را انجام دهیم.

آیت الله دین پرور با بیان این مطلب که اخیرا متوجه شدم راه اندازی بنیاد بین المللی نهج البلاغه، سابقه دیگری دارد، ادامه داد: ما در اوائل طلبگی دو جلسه خدمت علامه امینی(ره) در منزل خود بودیم و قریب به چهار ساعت درباره الغدیر صحبت کردند؛ از ایشان پرسیدیم که چه شد به فکر تألیف کتاب الغدیر افتادید؟ که گفتند: ما سال ها در نجف حضور داشته و مشغول تحصیل و تدریس بودیم؛ روزی به حرم حضرت امیر(ع) رفته و عرض کردیم: آقاجان، ما سال ها مشغول تحصیل و تدریس هستیم؛ کاری دست ما دهید تا انجام دهیم؛ از حرم که به بیرون آمدم، فکر تألیف الغدیر به ذهنم افتاد و این کار را انجام دادم.

وی افزود: خود بنده در همان جلسه بعد از آن نقل قول علامه امینی(ره)، نیت کردم که خوب است حضرت امیر(ع) کاری دست ما هم بدهند که بعد از ۱۵ یا ۲۰ سال که ما از قم به تهران آمدیم، تنها در اتاقی نشسته بودم و بدون فکر، تأمل و مشورت قبلی، قلم روی کاغذ چرخید و نوشته شد: «بنیاد بین المللی نهج البلاغه».

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه یادآور شد: حتی بنده در مقابل برخی که با این اسم مخالفت می کردند، قاطعانه ایستاده و بر بودن این نام تأکید کردم؛ در حالی که معمولا در امور علمی نظر جمع را مهم دانسته و به آن اعتقاد دارم؛ اما بر روی اسم این بنیاد، تأکید کرده و به دنبال راه اندازی آن رفتیم.

این استاد حوزه خاطرنشان ساخت: این بنیاد تقریبا از سال ۱۳۵۰ راه اندازی شد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در خدمت انقلاب بوده و فعالیت های انقلابی داشتیم؛ اما بنیاد را رها نکرده و مسئولیت های مختلفی را رد کردیم تا کار این بنیاد بر روی زمین نماند؛ حتی در سال ۱۳۷۰ که رهبر انقلاب ما را به سفر هند فرستادند، با ایشان شرط قبول کردم که بنیاد نهج البلاغه باید سرپا مانده و اگر آیت الله خزعلی را جایگزین ما در بنیاد کنید، به این سفر خواهم رفت که خوشبختانه این کار انجام شد و ما توانستیم به این کشور برویم.

آیت الله دین پرور تصریح کرد: ما بدون هیچگونه بودجه دولتی و کار تجاری، فعالیت در بنیاد نهج البلاغه را با حضور آقایان شهید مصطفوی، مرحوم موحدی ساوجی، بنده و آقای حیدری چیذری در اتاقی در منزل ما شروع کرده و ادامه دادیم.

آیت الله دین پرور

*برگزاری ۱۶ کنگره داخلی و بین المللی نهج البلاغه

وی در پاسخ به این سؤال که از مهمترین خروجی های بنیاد بین المللی نهج البلاغه چه بوده است؟، بیان داشت: برگزاری ۱۶ کنگره داخلی و بین المللی با حضور دانشمندانی از شیعه و اهل سنت که برای نخستین بار نام نهج البلاغه را در سطح بین الملل مطرح کرد، از خروجی های این بنیاد بوده است.

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه اظهار داشت: نخستین کنگره بین المللی نهج البلاغه در سال ۱۳۶۰ و با پیام امام خمینی(ره) فعالیت خود را آغاز کرد که فضای عجیبی ایجاد و این کتاب شریف از غربت درآمد و انصافا صدا و سیمای کشور نیز همکاری مناسبی با ما داشت و پوشش وسیعی انجام داد.

این استاد حوزه ابراز داشت: در آن کنگره وزارتخانه های گوناگونی همچون، وزارت خارجه، وزارت کشور، وزارت پست و تلگراف و … مشارکت مؤثر داشته و شش روز به طول انجامید؛ وزارت خارجه دستگاه های ترجمه ای را مهیا کرده بود تا مهمانان خارجی بتوانند مطالب این کنگره را داشته باشند؛ همچنین وزارت کشور نیز ماشین های مخصوصی را برای مهمانان خارجی فراهم کرده بود؛ چراکه کشور در زمان جنگ قرار داشت و از فتنه گروهک های منافقین در أمان نبودیم.

آیت الله دین پرور با بیان این مطلب که پس از برگزاری آن کنگره حتی یک ریال هم به کسی بدهکار نشدیم، خاطرنشان ساخت: خاطرم هست که خرج کنگره نخست نهج البلاغه قریب به یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان شده بود که یک میلیون آن را آیت الله امامی کاشانی تقبل کرد و برای ۴۰۰ هزار تومان نیز امام راحل قبول کردند که از وجوهات بتوانیم استفاده نماییم.

* چمدان به دست ها را به کنگره دعوت نمی کردیم

وی تصریح کرد: افرادی برای کنگره های گوناگون نهج البلاغه دعوت شده اند که فعالیتی در مباحث حدیثی و نهج البلاغه داشته اند؛ نه افراد چمدان به دست که در تمام همایش ها حضور دارند.

آیت الله دین پرور با بیان این مطلب که تاکنون قریب به ۲۰۰ عنوان کتاب در این بنیاد منتشر شده است، اذعان داشت: این بنیاد نه بودجه دولتی دارد؛ نه بودجه حوزوی؛ اما فعالیت ها تعطیل نشده و تاکنون ادامه داده ایم؛ اما اخیرا با مشکلاتی مواجه شده و مرکز تخصصی نهج البلاغه ما با اشکالاتی همراه شده است.

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه بیان داشت: مرکز تخصصی نهج البلاغه تقریبا از سال ۱۳۸۱ فعالیت خود را آغاز کرده و در سال اول، کار را با پذیرش ۴۰ طلبه آغاز کردیم؛ اما در ادامه به دلیل مشکلات بودجه ای، تعداد پذیرش این مرکز کمتر شد.

این استاد حوزه اظهار داشت: در آغاز فعالیت های مرکز تخصصی نهج البلاغه با کمبود استاد مواجه بودیم؛ چراکه مباحثی همچون فقه، اصول، کلام و … در حوزه های علمیه مسبوق به سابقه بود و اساتیدی تربیت شده بودند؛ اما نهج البلاغه سابقه نداشت و کمبود استاد داشتیم؛ اما خوشبختانه اساتیدی که در این زمینه کار کرده بودند، قبول همکاری کرده و فضلا و طلاب توانستند از این موقعیت استفاده نمایند.

آیت الله دین پرور ابراز داشت: از دروس موفق ما در این مرکز، متن خوانی نهج البلاغه بود؛ چراکه برخی از متون این کتاب شریف، حتی از کفایه و … هم سخت است و باید مطالعه بیشتری برای آن انجام شود تا بتوان کلام امام را فهمید.

وی خاطرنشان ساخت: در طول هشت دوره ای که این مرکز به فعالیت خود ادامه می دهد، قریب به ۱۲۰ دانش پژوه در مقطع سطح سه حوزه داشته و هر دوره در این مرکز قریب به سه سال به طول می انجامد.

آیت الله دین پرور

* امروز در عربستان سعودی علیه نهج البلاغه کتاب چاپ می شود

این استاد حوزه در بخش دیگر از این مصاحبه به مقابله دشمنان با کتاب شریف نهج البلاغه اشاره و تصریح کرد: امروز در عربستان سعودی کتاب هایی علیه نهج البلاغه به چاپ رسیده و به دست حاجیان داده می شود که نشان دهنده کیمیابودن این کتاب شریف است؛ پس ما باید آن را گسترش داده و تبیین نماییم تا بتوان آن را در حوزه های علمیه و جامعه پیاده سازی کرد.

* پاسخی بر اشکال برخی حوزویان

آیت الله دین پرور بیان داشت: عجیب است که امروز برخی در حوزه این سخن را بیان می کنند که چه فرقی میان کتاب کافی و نهج البلاغه وجود دارد؟ که در پاسخ ذکر همین نکته کفایت می کند که مباحث این کتاب شریف در سازمان ملل متحد بیان می شود.

وی در پاسخ به شبهه برخی از شبهه اندازان، اظهار داشت: امروز برخی بیان می کنند که امروز با معارف نهج البلاغه نمی توان زندگی کرد؛ در حالی که متأسفانه کسانی این سخنان را مطرح می کنند که نه امام علی(ع) را شناخته و نه این کتاب را می شناسند؛ حضرت امیر(ع) فرازمانی و فرامکانی است و در حجاب زمان قرار نمی گیرند؛ به عنوان مثال این امام همام سخنان نابی درباره مالیات دارند که بسیار به روز است و الگوهای مناسبی را ارائه کرده اند.

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه ابراز داشت: ما با اساتید مبرز دانشگاهی که در خارج از کشور تحصیل کرده بودند، جلساتی را در خصوص مباحث جامعه شناسی داشتیم که وقتی سخنان امام علی(ع) در این رابطه مطرح شد، خود آنان بیان کردند که حضرت امیر(ع) مباحث بیشتری نسبت به تحصیلاتی که تاکنون داشته ایم، بیان کرده اند.

این استاد حوزه خاطرنشان ساخت: کتاب نهج البلاغه بخشی از کلمات، خطبه ها و بیانات حضرت امیر(ع) است و این بیناد طی پروژه ای کل کلمات و سخنان امام را از ۸۰۰ منبع جمع آوری کرد که تبدیل به ۷۰ هزار خطبه، نامه و کلمه شد که پس از حذف مباحث تکراری، به ۱۰ هزار خطبه، نامه و کلمه رسیدیم که در ۳۰ جلد با عنوان موسوعه الاحادیث العربیه به چاپ رسیده است.

* روش صحیح مطالعه نهج البلاغه

آیت الله دین پرور در پاسخ به این سوال که روش مناسب مطالعه کتاب نهج البلاغه چگونه است؟ تصریح کرد: این کتاب باید زیر نظر اساتید متخصص مطالعه شود؛ باید جلساتی ترتیب داده شود تا استاد درباره این کتاب صحبت نماید تا بتوان به اهمیت آن پی برد.

وی ادامه داد: طلاب در ابتدا باید این کتاب را به صورت مطالعه سریع هم متن عربی و هم ترجمه آن در طول مدت یک سال خوانده و یادداشت های خود را در کنار آن بنویسند و در دوره های بعدی می توانند به صورت موضوعی مطالعه نموده و از شروح موجود استفاده نمایند.

رئیس بنیاد بین المللی نهج البلاغه بیان داشت: بلاغت و سبک حضرت امیر(ع) در این کتاب، متفاوت با سایر کتب است و متن خوانی صحیح برای فهم بهتر مطالب بسیار مهم است.

این استاد حوزه در پایان اظهار داشت: مراجع عظام تقلید به این بنیاد اظهار لطف و عنایت ویژه دارند و می طلبد که مدیریت حوزه های علمیه برای برگزاری مقطع سطح چهار در مرکز تخصصی نهج البلاغه، پاسخ مثبت خود را اعلام کرده تا دانش پژوهان سطح سه ما بتوانند در سطح چهار این مرکز، تحصیل خود را ادامه داده و جذب مراکز دانشگاهی دیگر نشوند.

گفت و گو: محمدرسول صفری

 

 

۱۹۹۱-شهدای زینبیون نمی‌خواستند حضرت زینب(س) بار دیگر به اسارت برود/ باید راه و سیره شهدای زینبیون را جهانی کنیم+ چرامحبت حقیقی در طول مظلوم بوده است؟

۰۳ بهمن

۸

کد خبر: ۴۳۸۱۷۶ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۱/۳ – ۱۰:۰۱ | سرویس: بین الملل ۱۲۹
همسر شهید پاکستانی لشکر زینبیون در گفت‌وگو با حوزه:
شهدای زینبیون نمی‌خواستند حضرت زینب(س) بار دیگر به اسارت برود/ باید راه و سیره شهدای زینبیون را جهانی کنیم
حوزه/ همسر شهید مدافع حرم لشکر زینبیون محمد حسین پاکستانی گفت: درسی که شهدای ما و خودمان از حضرت زینب(س) آموخیتم، رساندن پیام اسلام به بشریت بود و این شهدا در راه حضرت زینب(س) و برای دفاع از حق رفتند.

 

 

 

 

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری حوزه، رزمندگان زینبیون خیلی به شجاعت و مقاومت در دفاع از حرم‌های اهل بیت(ع) معروف هستند و در عین حال گمنام و مظلومانه به شهادت رسیده و بعضا پنهانی به خاک سپرده می شوند ..همزمان با میلاد بانوی صبر و مقاومت حضرت زینب(س) سرویس بین الملل خبرگزاری حوزه با همسر شهید محمد حسین پاکستانی از شهدای زینبیون در خصوص اهداف و انگیزه های این شهید بزرگوار از اعزام به جبهه سوریه به گفت‌وگو پرداخت. 

 

مهمترین هدف و انگیزه شهید بزرگوار محمد حسین پاکستانی  از اعزام به جبهه سوریه چه بود؟

هدف اصلی همسرم  از حضور در جبهه سوریه دفاع از حرم حضرت زینب( سلام الله علیها) بود، چون در رسانه های مختلف خبری منتشر شد، که العریفی مفتی سلفی سعودی و وهابی گفته بود می خواهیم دوباره زینب(س)  را اسیر کنیم و یزیدی ها را از سراسر عالم جمع کنیم .اما در کشورهای مختلف جوانان شیعه و مسلمان  پیام یزید زمان را شنیدند و جوانان با غیرت در دفاع از حضرت زینب (سلام الله علیها) جمع شدند. یکی از مدافعین حرم زینبی با همین روحیه این شهید بزرگوار بود که برای دفاع از حق و ناموس پیامبر (ص) و عترت پیامبر(ص) و پیغام رسان کربلا به سوریه رفتند و به فیض شهادت نائل آمدند.

لطفا با توجه به اینکه در ایام میلاد حضرت زینب(سلام الله علیها) به سر می بریم از ارادت خودتان و همسرتان نسبت به این بانوی بزرگ اسلام بفرمایید؟

همسرم  نسبت به حضرت زینب(سلام الله علیها) ارادت خاصی داشت و خود من و فرزندانم نیز به این بانوی بزرگوار ارادت ویژه ای داریم. ما ایشان را مدافع و پیغام رسان نهضت امام حسین(ع) می دانیم حضرت زینب(سلام الله علیها ) به نظرمان پیامبر اسلام و انسانیت بود، چون اگر امام حسین(ع) و نهضت او نبود، از اسلام و انسانیت خبری نبود. کسی که پیام نهضت حسینی را به نسل های آینده رساند حضرت زینب(سلام الله علیها ) بود. ارادت ما به ایشان به خاطر پیغام رسان پیام  کربلا ارادت عمیقی است و این ارادت باعث شده که ما آماده ایم تا هرچه داریم برای دفاع از این بی بی دو عالم فدا کنیم.

                                                                                                                            

به نظر شما برای زنده کردن راه شهید بزرگوارتان و سایر شهدای زینبیون باید چه کرد؟

درسی که شهدای ما و خودمان از حضرت زینب(س)  آموختیم درس رساندن پیام اسلام به بشریت بود. این شهدا در راه حضرت زینب(س) و برای دفاع از حق رفتند. همانطوری که حضرت زینب(س) مصائب زیادی کشیدند و  در کوچه ها و بازارها مورد اهانت قرار گرفتند، اما پیام حق خود را به همه مردم رساندند. این شهدا هم برای رساندن پیام حق و حقیقت اسلام به جبهه سوریه رفتند و درسی که این بانوی بزرگوار  به ما دادند این بود که  باید حق شهدایمان را ادا کنیم و  یادشان  را زنده نگه داریم و همچنین سیره آنها را بخوانیم و کاری را  که این شهدا  کردند ما جهانی کنیم.

در حال حاضر شما چند فرزند دارید و مهمترین سفارش ایشان در خصوص فرزندانشان چه بود؟

من دو دختر و یک پسر از این شهید بزرگوار به یادگار دارم. من می توانم راه همسر شهیدم را با تربیت صحیح  فرزندانم ادامه دهم. یکی از آرزوهای محمد حسین این بود که  در تربیت فرزندانمان موفق باشیم .

چنانچه امام راحل فرمودند  یک زن محجبه و مقید به اسلام ناب  که در خانه حضور دارد می تواند  بچه هایش را درست تربیت کند و اجرش از مدافعین و مجاهدین راه حق بیشتر است. برای ادامه راه شهیدانمان اولین کاری که می توانیم انجام دهیم تربیت اسلامی فرزندانمان و دومین راه این است که برای تحقق آرمان ها و اهداف شهدا در زندگی خود ثابت قدم بوده و ایثار و از خود گذشتگی داشته باشیم.

مهمترین ویژگی شهدای زینبیون بویژه شهید محمد حسین پاکستانی   چه بود؟

مهمترین ویژگی رزمندگان زینبیون این بود که آنها در راه عقیده و درراه دفاع از دین اسلام و  دفاع از ارزش های مقدس اسلامی و  دفاع از مظلومین شهید شدند. رزمندگان زینبیون به خاطر دین در این راه پر خطر قدم برداشتند و مصداق جمله "انی احامی ابدا عن دینی" بودند. ما در سفرهای زیارتی به کربلا ، نجف، حرم امام رضا(ع) و حرم حضرت معصومه (س) و سایر زیارت گاه ها و مراسم های عزاداری که می رویم ، می گوییم ما می خواهیم از دین اسلام دفاع کنیم و این آرزوی همه ما است .

 این شهدا ویژگی خاصی که داشتند که آن دفاع از دین بود و  از عقیده خودشان دفاع کردند و نگذاشتند این سلفی ها و هابی های ملعون بیایند و به حرم حضرت زینب( سلام الله علیها)  کوچکترین ضربه ای بزنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۱۹۹۰-آیت الله العظمی بهجت: بابا جان، جواب همان است!+ نقش نماز اول وقت در تولید محبت حقیقی

۰۳ بهمن

به گزارش خبرگزاری«حوزه»،مرحوم آیت‌الله قاضی(ره) استادآیت‌الله بهجت(ره) بودند و حضرت امام(ره) از ایشان به «کوه عرفان» تعبیر می‌فرمودند. آقای بهجت(ره) مکرر در نصایح‌شان این عبارت را از مرحوم قاضی(ره) نقل می‌فرمودند: «اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند.»  یا در جای دیگری فرمودند: «به صورت من آب دهان بیاندازد»

یکی از علما می‌فرمود: «سال‌ها پیش، یک روز خدمت آیت‌الله العظمی بهجت(ره) رفته بودیم. به ایشان گفتم: «راهی به ما نشان دهید تا آدم شویم.» آقای بهجت(ره) فرمودند: «نمازتان را اول وقت بخوانید!» این عالم بزرگوار می‌گوید: «در دلم گفتم حاج آقا ما را تحویل نگرفت. ما که خودمان نماز اول وقت می‌خوانیم!»

یک‌سال از آن ماجرا گذشت. قرار بود به یک جلسه مهمانی بروم و در آن مهمانی دوباره خدمت آقای بهجت(ره) برسم. در راه به خودم گفتم: «این دفعه از آقا سوال کنم، ببینم اگر بخواهد راهی معرفی کند تا من به همه‌جا برسم، چه راهی را معرفی می‌کند؟»آیت الله العظمی بهجت

وقتی خدمتشان رفتم، همراه جمعی بودیم و ایشان داشتند صحبت می‌کردند. هنوز هیچ سخنی نگفته بودم که ایشان وسط صحبتشان فرمودند: «بعضی‌ها پیش ما می‌گویند چکار کنیم تا آدم شویم و رشد پیدا کنیم؟ به ایشان می‌گوییم نماز اول وقت بخوانید. می‌روند سال بعد می‌آیند، پیش خودشان می‌گویند حاج آقا ما را تحویل نگرفت! دوباره از حاج آقا بپرسیم که چه باید بکنیم؟ همان حرف بنده را دقیق گوش نکردند و رعایت نکردند، حالا دوباره می‌خواهند سؤال کنند! بابا جان، جواب همان است، همیشه جواب همان است.»

این عالم بزرگوار می‌فرماید: «من دیگر هیچ حرفی نزدم. آقای بهجت(ره) راست می‌گفتند. من برخی از نمازهایم را به وقتش نمی‌خواندم. شروع کردم و آن را هم درست کردم.» آن عالم بزرگوار کم‌کم به جاهایی که دلش می‌خواست و حتی فوق تصورش بود، رسید.

بخشی از کتاب "چگونه یک نماز خوب بخوانیم؟" اثر علیرضا پناهیان

 

۱۹۸۸-لوازم تربیت پایدار درسند تحول بنیادین با الهام از وصیت نامه شهدا +محبت حقیقی و مسئولیت پذیری

۰۲ بهمن
شناسه خبر : ۱۰۴۲۵
تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۰۲ ۱۱:۴۵
لوازم تربیت پایدار درسند تحول بنیادین با الهام از وصیت نامه شهدا

در ساختمان مرکزی وزارت آموزش و پرورش برگزار شد

لوازم تربیت پایدار درسند تحول بنیادین با الهام از وصیت نامه شهدا

دهمین نشست مباني پنجگانه تربيت سند تحول بنيادين در وصيت نامه نوراني شهيدان در نمازخانه خواهران ساختمان مركزي وزارت آموزش و پرورش با حضور بانوان شاغل در این وزارتخانه بر گزار گردید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیر خانه ستاد همکاری ها، حجت الاسلام حسین درودی در این نشست به بررسی و تبیین مباني اساسي تربيت در سند تحول بنيادين پرداخت.

لوازم تربیت پایدار 

وی بابیان چرایی تقسیم بندی تربیت به "الزامی و اختیاری" گفت ؛ ناگفته پیداست در بحث تربیت، مهمترین مساله ای که باعث تربیت پایدار به انضمام دین و آموزه های اسلامی میشود علاوه برمحیط، خانواده ، ومدرسه ، ویژگی های ظرف وجودی انسانی است که پذیرای این آموزه هاست و چنانچه بنیان یک فرد ،مطابق این ظرف پایه گذاری شده باشد، پذیرش پیام های این سه عنصر در وجود او آسان خواهد بود.  

ظرف وجودی شهدا 

معاون امور استانهای دبیر خانه ستاد همکاری ها گفت ؛ اگر نگاهی به سرگذشت شهدای جنگ ونیز مدافعان حرم داشته باشیم به راحتی به این حقیقت خواهیم رسید که مهمترین مساله درعروج ملکوتی شهدا ظرف پاکی است که آموزه های دینی را به خود جذب کرده است.

 وی افزود؛  سرگذشت شهید والامقام ، محمد رضا تورجی زاده نمونه بارزی از این حقیقت است آنجا که در وصیت نامه خود نوشته است ، "….زمانی که قدم اول را در این راه برداشتم به نیت لقای خدا و شهادت بود،امروز بعد از گذشت این مدت راغب تر شده ام که این دنیا محلی نیست که دلی هوای ماندن در آن را بنماید……"

چهار عنصر مهم تربیتی 

حجت الاسلام درودی در ادامه به دیگر بند های سند تحول بنیادین اشاره کرد و گفت؛در بخش دیگری از سند تحول،" هوس ها و ضروریات سطح پایین حیات مادی را به محدویت ظرفیت های وجودی متربیان نسبت می دهد" در این زمینه اموری که می تواند گنجایش این ظرف وجودی را گسترش وبه وسیله ای برای رسیدن به لقا الله تبدیل کند، نهادهای مرتبط با این مهم ،یعنی محیط ، خانواده ، مدرسه و مسجد است. 

 

حاصل پیوند های تربیتی 

وی در ادامه افزود؛ خروجی پیوند  تربیتی این عناصر، امثال شهید محمد رضا تورجی زاده می شود که با آمادگی کامل و توشه گرفتن از آنها ، هنگام ورودبه سپاه  همواره به همرزمان خود می گوید ؛… "این لباس که بر تن کرده اید خلعتی است از جانب فرزند حضرت زهرا سلام الله علیها پس لیاقت خود را به اثبات برسانید".

راه روشن تربیت نسل آینده 

سخنران این نشست ،سند تحول بنیادین را مسیر روشنی برای تربیت نسل آینده دانست و گفت؛ با تحقق مفاد این سند می توان امید داشت راه پر افتخار شهدای دانش آموز و معلم ادامه یابد، زیرا آنچه این سند در پی تحقق ان است هویت بخشی به نسل جدید و انتخاب اختیاری راه نجات براساس آموزه های دینی است.  

ویژگی های تربیت انگیزه ساز 

وی جذابیت فضا در فعالیت های تربیتی و انگیزه سازی برای حضور اختیاری و آگاهانه دواطلبان را از دیگر ویژگی های سند تحول برای رسیدن به حیات طیبه دانست و یاد آورشد؛ اینکه  شهیدان رسیدن به  حیات طیبه را در خلوص و شکر نعمت های  الهی دانسته اند، نشات گرفت ازمحیطی بود که به برکت قیام امام خمینی بر فضای جامع حاکم شد و شهید محمد رضا تورجی زاده چه زیبا این نعمت گرانبها را یاد آور شده است، آنجاکه می گوید ؛ "خدایا همیشه نگران بودم که عاملی باشم برای ریخته شدن اشک چشم امام عزیز،اگر در این مدت بر این نعمت بزرگ شکری در خور نکردم و یا از اوامرش تمردی نمودم، بر من ببخش"

نهادینه کردن روح مسئولیت پذیری 

حجت الاسلام درودی در ادامه خاطرنشان کرد؛از دیگر خصوصیات سند تحول بنیادین  ایجاد روح مسئولیت پذیری دانش آموز در قبال خود و جامعه است که با نگاه به وصیت نامه نورانی شهد به این حقیقت میرسیم، شهدا و رزمندگان دوران دفاع مقدس و مدافعان کنونی حرم ،جز مسئولیت پذیری در قبال جامعه و ارزشهای الهی چیز دیگری نمی تواند یک جوان امیدوار به زندگی علمی ،اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی را دربهترین فصل عمر خود به سخت ترین شرایط در دورترین نقاط مرزی و خارج از مرز بکشاند و تحمل این مشقت ها با تاسی از نوجوان شهید کربلا حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام برای اوشیرین و دلچسب باشد. 

 
 

۱۹۸۷- کارگاه نوزدهم(۱۹)تربیت نفس+ محبت حقیقی دعا نمودن به تلخی دیگران

۰۱ بهمن

برگزاری کارگاه غیر حضوری تربیت نفس با موضوع خروج از عالم خیال با راهکار علامه طباطبایی رحمه الله علیه

کارگاه نوزدهم-۱۹

((ازتاریخ ۱۰-۹-۹۶ لغایت ۲۰-۱۰-۹۶))

حضرت آیت الله سبحانی صبح امروز در درس خارج اصول در مسجد اعظم قم با اشاره به روایتی از امام باقر(ع)، اظهار داشتند: در این روایت آمده است: «عن زراره بن اعین قال: سالت اباجعفر(ع) ما حق الله على العباد؟ قال ان یقولوا مایعلمون و یقفوا عند ما لا یعلمون‏/ زراره مى‏ گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم، حق خداوند بر بندگان‏ چیست؟ در جواب فرمود: آن را که مى‏ دانند بگویند و در چیزى که ‏اطلاع ندارند و نمى ‏دانند توقف نمایند».

ایشان با بیان این مطلب که یکی از اعضای مهم، زبان انسان است که می تواند گناهان زیادی انجام دهد، ابراز داشتند: با جستجو در روایات مشاهده خواهیم کرد که گناه زبان، یک یا دو گناه نیست؛ چراکه گویای افکار انسان است و ۲۴ نوع گناه می تواند انجام دهد.Copyتصاویر/ آغاز درس خارج آیت الله العظمی سبحانی

این مرجع تقلید خاطرنشان ساختند: بنده از مرحوم طباطبایی کلمه «أنا» را نشنیدیم؛ اما «نمی دانم» را زیاد می گفتند و ما نیز باید اینگونه عمل کنیم.

حضرت آیت الله سبحانی تصریح کردند: زبان، گفتار و بیان ما باید در حد همین روایت باشد؛ خصوصا زمانی که سوالی از ما شود که از تخصص ما بیرون باشد و باید به راحتی بگوییم «نمی دانم» و پاسخ را پس از اطلاع از مطلب به آن شخص برسانیم.

معظم له در پایان بیان داشتند: اگر بگوید «نمی دانم»، نقص نیست و نزد خدای متعال مقام دارد.

۱۶۵۲-کارگاه هفدهم تربیت نفس- سهم الگوی محبوب در تصویر سازی ذهن+ محبت حقیقی به اسوه و نقش رفتارساز آن

۰۶آبان

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ ۱۸/۰۲/۹۲ ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

 

چگونه مي‌توان به مقام رضا رسيد؟

رضا به تشریعات الهی

چنانکه پیش‌تر گفتیم در حديث معراج آمده است که خداي متعال خطاب به پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «هيچ چيز نزد من بهتر از توکل بر من و رضا به آنچه تقسیم کردم نيست»۱. درباره توکل چند جلسه بحث کرديم و قرار شد درباره رضا هم تا حدي که خداي متعال توفيق دهد عرايضي تقديم کنيم.

خدای متعال در زندگی ما نقشی دارد که ما مي‌توانيم از آن راضي باشيم يا راضی نباشيم. ما هر اندازه تأثير خدا را در وجود خود و در عالم هستي بهتر، وسيع‌تر و عميق‌تر بشناسيم زمينه رضامندي ما نیز گسترش پيدا مي‌کند. در امور تشريعي، ايمان اقتضا مي‌کند که بنده نسبت به احکام الهي به همان شکل که بر پيامبران، به خصوص بر پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله نازل شده راضي باشد و از دل و جان آن‌ها را بپذيرد و شکرگزار خدای متعال باشد که او را هدایت کرده و راه سعادت را بدو نشان داده ‌است. قرآن کریم از اين هم فراتر رفته، مي‌فرمايد: «فَلا وَ رَبِّكَ‏ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً؛۲ به پروردگارت قسم كه ايمان نمى‏آورند، مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حكمى كه كرده‏اى در دلهايشان احساس ناراحتى  نكنند، و كاملاً سرِ تسليم فرود آورند.» مؤمن باید به حلال و حرام خدا راضي باشد و به دنبال آن، نسبت به قضاوت پيامبر يا امام مسلمين يا هر قاضي بر حقي که بر اساس مباني فقهي اسلام حکم کند راضي باشد، زیرا برگشت این حکم به حکم خداست.

 

نقش فراگیر خدا در زندگی انسان

اما در امور تکويني مسأله اندکی دشوارتر است و کم یا بیش دشواری‌هایی در تصور و تصدیق آن وجود دارد. افراد ساده‌اندیشِ فراوانی گمان مي‌کنند که انسان چون موجودی مختار است خداوند چندان تأثیری در زندگی او ندارد. انسان است که اگر کار کند و زحمت بکشد ثروتمند می‌شود وگرنه فقیر می‌گردد و …؛ تنها کارهايي که خارج از اراده و اختيار انسان است مانند بلاهای طبیعی، ناشی از قضاي الهي است و بايد بدان راضي بود. بنابراین تصور مي‌شود که مقصود از رضا به قضاي الهي، راضي بودن به امور غير اختياري است؛ اما در امور اختياري اگر انسان کار خوبی انجام دهد باید از خودش راضي باشد و اگر مرتکب کار بدي شد بايد از خودش ناراضي باشد و این ارتباطی به خدا ندارد! اين تصوری ساده‌انگارانه است. در فرهنگ دینی ما نیز رایج است که وقتی اتفاقی رخ می‌دهد که ما در آن نقشی نداریم مي‌گوييم: «این اتفاق، کار خدا بود.» اين اعتقادی غلط نيست و حقیقتا چنین پیش‌آمدهایی کار خداست، اما این فرهنگ باری منفي هم دارد و چنین القا می‌کند که کارهاي ديگر، کار خدا نيست! ولی هنگامی که به قرآن کریم و روایات شریف مراجعه مي‌کنيم درمی‌یابیم که آهنگ آن‌ها به گونه‌ای ديگر است و تأثير خدا را منحصر در اين امور غير اختياري نمي‌دانند. ازاين‌روست که بايد در این باره بحث کرد که واقعا نقش خدا در زندگي انسان چگونه نقشی است و کاري که به خدا نسبت می‌دهیم چگونه کاری است.

 

شناخت مبادی افعال الهی؛ مقدمه‌ای برای رضا

در روايات آمده است که چيزی در عالم واقع نمي‌شود مگر به سبب هفت چيز.۳ این بدان معناست که هرچیزی اتفاق می‌افتد هفت مبدأ دارد. تمام مبادی ذکر شده در اين روايت، به گونه‌ای به خدای متعال انتساب دارند. نخستین مبدأ علم خداست و هر چه در عالم واقع مي‌شود چه به اختيار ما باشد چه نباشد، خداوند پیش از وقوعش بدان علم دارد. اما به اين حد محدود نمي‌شود، بلکه هرآنچه واقع می‌شود علاوه بر این‌که خداوند بدان علم دارد به انجام آن نیز اذن می‌دهد و تا خدا اذن ندهد آن کار انجام نمي‌گيرد. حقیقت این است که وقتی درباره اذن الهی به آیات قرآن کریم مراجعه می‌کنیم  به معارف عجيبی برمي‌خوريم. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله؛۴ و هيچ نفسى جز به فرمان خدا نميرد.» بنابراین حتي اگر کسي اقدام به خودکشي کند بدون اذن خدا از دنیا نخواهد رفت. در این باره می‌توان گفت: بالاخره خدا مي‌تواند مانعی ایجاد کند که مانع اثر اسباب طبيعي شود. چنان‌که برخی اصلا در معنای اذن گفته‌اند: اذن به معنای ايجاد نکردن مانع است.

اما در آیاتی دیگر برخی کارها متوقف بر اذن الهی شده است که درک آن اندکی مشکل‌تر است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ؛۵ و هيچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا ايمان بياورد.» بنابراین اذن الهی یکی از مبادی تمام حوادثی است که واقع می‌شوند. البته درک نقش خداوند نه تنها در مرحله اذن بلکه در تمام مراحل حوادث کاری مشکل است. در مرحله علم بسیاری گمان می‌کنند که اگر بگوييم: خدای متعال همه چيز را مي‌داند لازمه‌اش جبر است، چراکه اگر خداوند همه حوادث را می‌داند قطعا واقع می‌شوند و ما انسان‌ها دیگر برای انجام کارهایمان اختیاری نداریم. اما در جای خودش تبیین شده است که حيثيت علم حيثيت کاشفيت است و اگر کاری اختياري انجام گیرد خداوند علم دارد که اختيارا تحقق پيدا می‌کند. خداوند به حوادث همان‌گونه که واقع می‌شوند علم دارد.

 

از تقدير الهي تا قضاي الهي

مسأله دیگری که قرآن کریم و به دنبال آن روایات مطرح می‌کنند مسأله تقدير است. تقدير به معنای اندازه‌گيري است. در روایات، تقدیر به هندسه و مهندسیِ امور تفسیر شده است (هِی الْهَنْدَسَة؛۶ آن (تقدیر) هندسه است). همه اين عالم با اين پديده‌هاي بي‌شمار دارای نقشه مهندسي است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى؛۷ و کسی که اندازه‌گیری کرد و هدایت نمود.» در کنار مفهوم اندازه‌گيري مفاهيم ديگري نیز مطرح خواهد شد. اندازه‌گیری زمان نیز نوعی اندازه‌گیری است که در آن مسأله «أجل» مطرح مي‌شود. أجل خود بر دو قسم است؛ أجل مشروط و أجل حتمي. خدای متعال تأکيد مي‌فرمايد که همه اندازه‌گیری‌ها اعم از آجال و غیره همه در ظرفی و عالمی خاص مکتوب است. اما چگونگی آن عالم و چگونگی این نوشتن فراتر از درک عقل ماست. در این مرحله مسأله کتاب مطرح مي‌شود (لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ‏ مُبين‏؛۸ هیچ تر و خشکی نیست مگر این‌که در کتابی روشن است).

همچنين این تقدیرات و اندازه‌گیری‌ها با اختیار خداوند صورت گرفته و خداوند در این امر مجبور نبوده است. از این‌رو در این مرحله مسأله مشيت مطرح مي‌شود. بدین معنا که هر امری که واقع می‌شود خداوند خواسته است وگرنه انجام نمی‌گرفت. قبول اين نکته اندکی مشکل‌تر از پذیرش اذن الهی است. مرحله اذن همين است که خداوند مانعی برای انجام فعل ایجاد نمی‌کند. اما در مرحله مشیت علاوه بر اين‌که اذن الهی وجود دارد خداوند مي‌خواهد که فعل انجام گيرد. پس از آن، مرحله اراده است و بالاخره وقتی خداوند اراده کرد جزء اخیر علت تامه فراهم می‌شود و کار حتمی شده، بر قضای الهی منطبق مي‌گردد (إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ؛۹ و چون به كارى حکم کند، فقط مى‏گويد: موجود باش! پس فوراً موجود مى‏شود). قضا به معنای گذراندن و کار را تمام کردن و رساندن کار به جزء اخير علت تامه است. بنابراین با فراهم شدن همه زمینه‌ها مرحله قضاي الهي فرامی‌رسد. همه آنچه که در این عالم وجود دارد مشمول قضای الهی هستند و همه، این مراحل را گذرانده‌اند.

بین این مفاهیم رابطه‌ای منطقي وجود دارد و تقدم و تأخر بین آن‌ها تقدم و تأخر رتبي است. البته همه ما مي‌دانيم که خدا نمي‌نشيند ابتدا فکر کند و بسنجد و بعد نقشه بکشد. اين مراحل و مراتب، مراتبي است که عقل براي کار در نظر مي‌گيرد. خدا زمان ندارد و احتياج به فکر کردن هم ندارد. اين‌گونه نیست که ابتدا نسبت به چیزی اراده ندارد و بعد اراده در او پدید می‌آيد (لَمْ تَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالا)۱۰. اما عقل ما براي فهم، راهی جز اين ندارد. ما بايد به حسب اين مراتب عقلي، کار خدا را درک کنيم وگرنه چيزي نمي‌فهميم و نمي‌توانيم نسبتي به خدا بدهيم. ولی هر اندازه که معرفت‌مان بيشتر شود تفاوت کار خدا را با کار خودمان بهتر درک می‌کنیم. بسياري از ما گمان مي‌کنيم که خدا مانند ما ابتدا چيزي به ذهنش مي‌آيد و اگر از آن خوشش بیاید به آن ميل پيدا مي‌کند و آن را اراده مي‌کند. گاهي گمان می‌کنیم که ما در اراده خدا اثر مي‌گذاريم و با اصرار خود اراده او را تغییر می‌دهیم! اما باید اين حقیقت را درک کنیم که اين‌ها نقاشي‌هاي ذهني و به تعبیر دیگر مراتب عقلي است وگرنه در عالم واقع خدا احتياجي به گذر زمان و پدید آمدن حالات مختلف ندارد.

 

مراحل رسیدن به مقام رضا

اکنون با توجه به تعبیری که در روایت معراج آمده (الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ) این سؤال مطرح مي‌شود که واقعا خدا چه چيزهايي را قسمت کرده که باید بدان راضی بود؟ ما برای درک این حقیقت باید از دو جهت سير تدريجي داشته باشيم؛ از يک طرف باید مراحلی را که در روایات برای افعال الهی ذکر شده درک کنیم و بپذیریم. بدین معنا که بدانیم خداوند به تمام آنچه در هستی هست و پدید می‌آید علم دارد، اجازه داده که در ملک او واقع شوند، خواست و اراده او بدان‌ها تعلق گرفته است، و مشمول تقدير و قضای او هستند. هر قدر معرفت انسان بيشتر شود بهتر مي‌تواند این حقیقت را باور کند. البته نباید فراموش کرد که کنه و عمق مطلب را به اين آساني نمي‌توانيم بفهميم تا چه رسد به اين‌که به خوبی باور کنيم و عمل‌مان را بر طبق آن تنظیم کنیم. باید ابتدا از لایه‌های سطحي شروع کرد و رفته‌رفته با دقت و ممارست و طلب یاری از خداوند و توسل به اولیای او به لايه‌هاي زيرين مطلب برسيم. البته هر کجا که دیدیم عقل ما از درک آن ناتوان است بايد توقف کنيم و بگوييم هر چه خدا و پيغمبر فرموده‌اند درست است.

از طرف دیگر براي درک عینی قسمت الهی و رضایت به آن، و پیاده کردن آن به صورت عملی در زندگی باید ابتدا از حوادثی شروع کنیم که خودمان هيچ اختياري در پدید آمدن آن‌ها نداريم و تلاش کنیم از وقوع آن‌ها راضی باشیم و بعد به تدريج این رضایت را به امور دیگر سرايت دهيم و مراتب توحید افعالی را بشناسیم و باور کنیم. اما چگونه می‌توان از حوادثی راضی بود که اراده ما در آن‌ها دخیل نیست و حوادثی تلخ و دردناک هستند مانند زلزله شدیدی که گاه هزاران نفر را هلاک یا آواره می‌کند؟ گاه در این حوادث ما نیز متضرر می‌شویم و گاه ضرر آن‌ها متوجه ديگران می‌شود و ما شاهد سختی و رنج آن‌ها هستیم و از این بابت غصه مي‌خوريم. به راستی وظیفه ما در این هنگامه‌ها چیست؟

 

ابعاد حوادث دنیا

نکته‌ای که به عنوان مقدمه بايد بدان توجه داشته باشيم تا این مسأله برايمان حل شود اين است که حوادث حيثيت‌هاي مختلفی دارند و انسان به گونه‌ای خلق شده است که می‌تواند از يک حادثه خاص، از يک جهت راضي و از جهتی دیگر ناراضي باشد. بیماری که باید عضوی از بدن او را جراحی کنند، از آن جهت که اين کار موجب بازگشت سلامتي به او مي‌شود بدان راضی است، اما در عين حال به خاطر دردناک بودن، زمان‌بر بودن، و مخارج آن برای او ناراحت‌کننده است. با این‌که این یک حادثه است اما انسان در برابر آن دو واکنش و دو انفعال دارد. حوادث ناگواری که اتفاق می‌افتند از اين جهت که موجب مي‌شوند انسان‌هايي بي‌گناه دچار سختي‌ها و گرفتاري‌‌هايي شوند رنج‌آورند. انسان باید بسیار بی‌عاطفه باشد که جراحت و آوارگی کودکان معصوم را ببینند و بی‌اعتنا از کنار آن بگذرد. اما جهت دیگر این حوادث آن است که اين تلخي‌‌ها همراه با شيريني‌هاي فراوانی هستند. مصیبت‌ها و مشکلات دنیا هر چند سخت باشند موقت و محدود به چند روز یا چند سال هستند و خداوند به کسانی که به چنین مصائبی دچار می‌شوند پاداش‌‌هاي بسیاری خواهد داد که تا ابد ادامه دارد. در روايات آمده است کساني که در اين دنيا به مصيبت‌ها گرفتار می‌شوند هنگامی که ثواب‌هاي آخرتی آن مصائب را مي‌بينند آرزو مي‌کنند ‌اي کاش همه عمر با مصيبت دست به گریبان بودند. با این نگاه و این ایمان ممکن است انسان در حادثه‌ای حتی اشک بریزد اما در عین حال به خاطر ثواب‌های آخرتی خشنود باشد. البته انسان‌هایی که دلشان از عشق خداوند لبریز است همه حوادث را به خاطر این‌که از دوست می‌رسد خوش می‌دارند.

 

نظام احسن؛ تابلوی زیبایی با رنگ‌های گوناگون

نکته دیگری که از آموزه‌هاي اسلام استفاده می‌شود و با براهين عقلي هم قابل تبيين است اين است که مجموع اين عالم با همه عظمت و کثرت‌ و تنوع موجودات آن، همچون تابلوي بزرگ واحدي است که از ترکیب رنگ‌های مختلف شکل گرفته است. زيبايي اين تابلو به داشتن رنگ‌های گوناگون است. سخت‌ترين و ناگوارترین حادثه‌ای که ما در عالم سراغ داريم داستان کربلاست. اما همين حادثه را در مجموع که نگاه کنیم می‌بینیم منشأ خیرات و برکات فراوانی شده است. هنگامی که از جهت عاطفی به این حادثه می‌نگریم اشک انسان جاري مي‌شود اما در همان حال با نگاه به آثار و برکات آن مي‌گوييم: «اللَّهُمَّ لَكَ‏ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ‏ عَلَى مُصَابِهِم‏؛۱۱ بار خدايا! تو را ستايش مى‏كنيم ستايش سپاس‏گزاران بر مصيبت‌های آنان.» اين دو نگاه قابل جمع هستند.

ما گمان مي‌کنيم انسان از یک حادثه یا راضی است یا ناراضی. اما حقیقت این است که روح انسان لايه‌هاي مختلفی دارد و می‌تواند در يک لايه خوشحال و در لايه‌ای دیگر غمگين باشد. ممکن است انسان اشک بریزد اما از اشک‌ريختن لذت هم ببرد. پس حوادث تلخ دنیا می‌تواند با نگاهی واقع‌بينانه، حق‌بينانه و زيباشناسانه به خاطر ارتباطي که با ساير پديده‌ها دارند و در مجموع يک تابلو بسيار زيبايي را خلق مي‌کنند زيبا و خير باشند، به گونه‌ای که از آن زيباتر امکان ندارد. به تعبیر اهل معقول، عالم هستی نظام احسن است. بدین معنا که اگر مجموع عالم و روابطي را که اجزای آن با همديگر دارند در نظر بگیریم تابلوی زیبایی را خواهیم دید که زيباتر از آن امکان ندارد. پس صرف‌نظر از پاداش‌هاي اخروي هم می‌توان دنیا را زیبا دید و بدان راضي بود. اين نقص ماست که فقط عيب‌ها را مي‌بينيم و تنها به رنگ‌های تیره این تابلو نگاه می‌کنیم. رنگ‌های تیره این تابلو را بايد همراه سایر رنگ‌های آن دید تا زیبایی آن را درک کرد.

در روايات آمده است که پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله در هیچ حادثه‌ای نفرمود: ای کاش طور دیگری اتفاق می‌افتاد.۱۲ چراکه او اين نگرش را داشت و مي‌ديد که هر چيزي سر جاي خودش واقع شده است. البته چنانچه گفتیم روح انسان لایه‌های گوناگونی دارد و توجه به جهتی خاص از یک حادثه ممکن است باعث دلسوزی و اشک ریختن او شود. ازاین‌رو می‌بینیم پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در وفات فرزندشان حضرت ابراهيم گريه می‌کنند و وقتی از ایشان در این باره سؤال می‌شود می‌فرماید: دل مي‌سوزد و اشک جاري مي‌شود اما چيزي نمي‌گويم که خدا ناراضي باشد.۱۳ انسان همان‌گونه که از گرسنگي، درد جسمی و … رنج مي‌برد، از درد عاطفی‌ هم رنج مي‌برد. اما در عین حال می‌تواند راضي هم باشد و نگرانی نداشته باشد. پس بدین جهت که حوادث حيثيت‌های گوناگونی دارند نگاه ما بايد نگاهی کل‌نگر نسبت به عالم باشد و دست خدا را در همه جا ببينيم تا نسبت به نظام هستي حالت رضا داشته باشيم.

وصلی‌الله‌علي‌محمدوآله‌‌الطاهرين.

 

 


۱ . إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۹۹.

۲ . نساء(۴)، ۶۵.

۳ . ر.ک: الخصال، ج۲، ۳۵۹.

۴ . آل‌عمران(۳)، ۱۴۵.

۵ . یونس(۱۰)، ۱۰۰.

۶ . الکافی، ج۱، ص۱۵۷، ح۴.

۷ . أعلی(۸۷)، ۳.

۸ . انعام(۶)، ۵۹.

۹ . بقره(۲)، ۱۱۷.

۱۰ . نهج‌البلاغه، خطبه ۶۵.

۱۱ . کامل الزیارات، ص۱۷۹.

۱۲ . کافی، ج۲، ص۶۳.

۱۳ . من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۷۷.

۱۵۸۰-گارگاه پانزدهم تربیت نفس – اخلاق جمع مدار+ محبت حقیقی تفرقه سوز

۱۱تیر

۱۵۵۵-کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

۲۶اردیبهشت

کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

از تاریخ ۹۶/۲/۲۶ لغایت ۹۶/۴/۷

حقاً، برحق، ناحق، به‌حق، به‌ناحق، ذی‌حق، ذوحق، حق‌شناسی، حق‌پو، حق‌یابی، حق‌دار، حق‌پناه، حق‌بین، حق‌دوست، حق‌اندیش، حق‌به‌جانب، حق‌پوشی؛ حق‌تعالی، حق‌جویی، حق‌شکنی، حق‌کشی، حق‌گویی، حق‌گزاری، حق‌گستر، حق‌ناشناسی، حق‌نیوش، حقیقت‌بین، حقیقت‌شناس، حقیقت‌یاب، حقیقت‌طلب، حقوق‌بگیر، آل حق، اهل حق، حجةالحق، حصحص‌الحق، ظهیرالحق، ظل حق، عبدالحق، لسان‌الحق، مختار حق، مرغ حق، ناصرالحق، ناصر للحق، نامحق، نامستحق

حق، مصدر و به معناى وجوب و ثبوت است و البته، معمولا به معناى وصفى يعنى واجب و ثابت‏به كار مى‏رود. هنگامى كه مى‏گوييم: «حق الامر» يعنى آن امر واجب و ثابت‏شد و هنگامى كه مى‏گوييم: «حق لك و يحق لك و حق عليك ان تفعله‏»، يعنى انجام آن فعل بر تو واجب گرديد. (۱)
طبرسى مى‏گويد: «الحق وقوع الشي‏ء في موضعه الذي هو له، فاذا اعتقد شي‏ء بضرورة او حجة فهو حق; لانه وقع موقعه الذي هو له و عكسه الباطل‏» (۲) ;حق عبارت است از وقوع شيى‏ء در جايگاه خودش. هرگاه به سبب هدايت‏يا برهان، اعتقاد به چيزى پيدا شود، حق است ;چرا كه در جايگاه خود واقع شده و ضدآن، باطل است.
مرحوم خواجه طوسى در ذيل كلامى از شيخ الرئيس درباره حق، مى‏فرمايد: «الحق‏هيهنا اسم فاعل في صيغة المصدر كالعدل والمراد به ذو الحقيقة وهوبمعنى المصدر يدل بالاشتراك على معان‏» (۳) ; حق در اين جا ما نند عدل اسم فاعل در صيغه مصدر است و مقصود از آن، صاحب حقيقت است و به اشتراك (لفظى) بر چند معنى دلالت دارد.
پس در اين كه معناى اصلى حق، ثبوت است، گفتگويى نيست و اما اين كه خواجه آن را مشترك لفظى مى‏داند، مربوط است‏ به معناى اصطلاحى

۱۰۵۵۲- کارگاه سیزدهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیت های منطقی با حضور عقل سلیم + محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری

۱۴فروردین

۱۰۵۰۰– کارگاه تربیت نفس جلسه دوازدهم خود خواهی نزولی+ محبت به فقر کهنه، خود خواهی

۳۰بهمن

۱۰۴۱۷- کارگاه تربیت نفس جلسه یازدهم زهد نسبت به دنیا+ محبت زاهدانه چیست؟

۲۱دی

کارگاه تربیت نفس: از تاریخ ۹۵/۷/۲۹ الی۹۵/۹/۱۱

امام علی علیه السلام :

اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛

 

 

زشت ترین راستگویى، تعریف انسان از خودش مى باشد.۱۰۷۰-گارکاه نهم تربیت نفس+ محبت به خود ستایی

 

 

غررالحكم: ج۲، ص۳۸۸، ح۲۹۴۲

 

 

ي دوستان اي دوستان من كيستم من كيستم
اي بلبلان بوستان من كيستم من كيستم؟

                                                                        لفظ حسن شد نام من از گفت باب و مام من
                                                                          گر لفظ خيزد از ميان من كيستم من كيستم

بگذشته ام از اسم و رسم مر خويش را بينم طلسم
آيا شود گردد عيان من كيستم من كيستم

                                                                              اطوار خلقت را ببين انوار رحمت را ببين
                                                                              در اين جهان بيكران من كيستم من كيستم

گاهي چرا آشفته ام گاهي چرا بشكفته ام
گاهي نه اين هستم نه آن من كيستم من كيستم

                                                                               شادان و خندانم چرا ؟ گويان و بريانم چرا ؟
                                                                             بهر چه خواهم آب و نان من كيستم من كيستم 

دست و دهان و گوش چيست عقل و شعور و هوش چيست
در حيرتم از جسم و جان من كيستم من كيستم

                                                                       اين است دائم پيشه ام كز خويش در انديشه ام
                                                                      گشته مرا ورد زبان من كيستم من كيستم

اين درس و بحث و مدرسه افزود بر من وسوسه
دردم بود اي همرهان من كيستم من كيستم 

                                                                            اي آسمان و اي زمين اي آفتاب نازنين
                                                                         اي ماه و اي ستارگان من كيستم من كيستم

اي صاحب دار وجود اي پادشاه فضل و جود
اي از توام نام و نشان من كيستم من كيستم

                                                                                 دست من و دامان تو گوش من و فرمان تو
                                                                                از بند رنجم وا رهان من كيستم من كيستم

تا كي حسن نالد چو ني تا كي بگريد پي به پي
گويد به صد آه و فغان من كيستم من كيستم ؟!

۹۸۰-کارگاه هشتم تربیت نفس پیرامون قبض و بسط نفس آدمی+ محبت بسطی و قبضی

۱۶ شهریور

 

 

۸۸۰- کارگاه هفتم تربیت نفس آنچه خداوند بخواهد+ محبت به آنچه پیش آمده، پیش خواهد آمد

۰۲ مرداد

 

 

کارگاه    از ۵//۵/۹۵ الی ۱۵/۶/۹۵

بَکير بن اَعيَن نيز مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: علم و مشيت خداوند با هم فرق دارند يا يک چيزند؟ حضرت فرمودند: اَلعِلمُ لَيسَ هُوَ المَشيئَةُ اَلا تَري اِنَّکَ تَقول: سَأَفعَلُ کَذا اِن شاء‌َاللهُ وَ لا تَقولُ سَأَفعَلَ کَذا اِن عِلمَ اللهُ …”[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (علم غير از مشيّت است. مگر نمي‌بيني که خودت مي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بخواهد و نمي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بداند. پس اينکه مي‌گويي اگر خداوند بخواهد، دليل اين است که خداوند نخواسته و چون خواست آنچه را خواست به گونه‌اي که خواسته واقع شود، پس علم خداوند پيش از مشيّت اوست.

عاصم بن حُمَيد مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: آيا خداوند هميشه مُريد (اراده‌کننده) است؟ حضرت فرمودند: اِنَّ المُريدَ لايَکونُ اِلاّ لِمُرادٍ مَعَهُ لَم يَزَل عالِماً قادِراً ثمَّ اَرادَ[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (مريد نيست مگر با بودن مراد (اراده‌شده با او، خداوند هميشه عالم و قادر است و سپس اراده کرده است.

همــگي خون شد و از رهگذر ديده چـکيد

دلم از کشمکش خــوف و رجا بس که تپيد

تا نخــواهد سـر مــويي نتـواند جـنبيد

مالـک‌الملک به زنجير مشيت بسته است

تا کـه دل کرد به رغبـت گنه و مي‌لرزيد

خواهــشش داد مرا خواهش هر نيک و بدي

سـخــطم را نبود عائــدة غــير مــزيد

چـو کنم گر ننهم سر به قضا و به رض

ليــس ربّــي و له الحمد بظـلاّم عبيــد

هر بدي سر زند از من هـمه از من باشد

تا به هـر گام مر او را رسد از قرب نويد

بارالـــها قــدم دل به رَه راســت بـدار

گر به قــربم بنــوازي نبود از تو بعيــد

پيــش از آني که کند طاير جانم پــرواز

کـه ز تو غــير تو داني که ندارم امـــيد

نااميدم مکن از دولت وصلت اي دوست

تا که در مستي عشق تو بمـاند جـاويد[ملامحسن فيض کاشاني، ديوان اشعار]

فيض را از مي وصلت قدحي ده سرشار

خـواستي لايزال بي کم و کاست

وز پي آن بود ارادت و خواسـت

نو به نو در جــهان شــود پيـد

فعــل‌هايي کـه از همــه اشــي

ور طبيعي بود چو سيل و حـجر

گــر ارادي بود چــو فعـل بشر

مبتني بر کــمال حکـمت اوست

منبـعث جمـله از مشيّت اوسـت

نـگـــسلد بي مشيّـــتش تـاري

نـخــلد بي ارادتـــش خـــاري

که سر مويي از جــهان کاهــند

فــي‌المثل گـر جـهانيان خواهند

نتـوان کاســتن ســـر يک مــو

گـــر نباشــد چــنان ارادت او

که بـــر آن ذره‌اي بيفــــزايـند

ور هــمه در مقـــام آن آيـــند

نتــــواننــــد ذره‌اي افــــزود[نورالدين عبدالرحمن جامي، هفت اورنگ]

نـدهـــد بـي‌ارادت او ســــود

سحرگه نه تن سر نه سر تاج داشت

سر شب سر تخـت تاراج داشت

  1. بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
  1. بیار باده که بنیاد عمر بر بادست

 

  1. غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
  1. ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست

 

 

  1. چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
  1. سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست

 

 

  1. که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
  1. نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست

 

 

  1. تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر
  1. ندانمت که در این دامگه چه افتادست

 

 

  1. نصیحت کنمت یاد گیر و در عمل آر
  1. که این حدیث ز پیر طریقتم یادست

 

 

  1. غم جهان مخور و پند من مبر از یاد
  1. که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست

 

 

  1. رضا به داده بده وز جبین گره بگشای
  1. که بر من و تو در اختیار نگشادست

 

 

  1. مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
  1. که این عجو عروس هزاردامادست

 

 

  1. نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل
  1. بنال بلبل بی دل که جای فریادست

 

 

  1. حسد چه می‌بری ای سست نظم بر حافظ
  1. قبول خاطر و لطف سخن خدادادست

 

 

غزل شمارهٔ

دوره کارگاه اول تربیت نفس از قرآن و احادیث اهل البیت علیهم السلام:

«آغاز تمرین تربیت نفس از کلمه قصار ۱۷۸نهج البلاغه»

۱۰/۸/۹۴لغایت ۲۰/۹/۹۴

امام على علیه السلام: اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۸)

۱۶۰ دروه کارگاه  دوم تربیت نفس را با حدیث حضرت امام هشتم علیه السلام آغاز می کنیم تا حکمت ۱۷۸نهج البلاغه رابچشیم.

شروع ثبت نام:۲۰/۹/۹۴لغایت۳۰/۱۰/۹۴

ويژگيهاى دهگانه عاقل از حضرت امام الرضا علیه السلام

دوره دوم ۴۰ روز جدید تربیت نفس از حدیث امام هشتم علیه آلاف التحیه و الثناء

لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهره. الفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ـ از او اميد خير باشد.+بیش از ۵۰ درصد موفق بودم الحمدلله
۲ـ از بدى او در امان باشند.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغقرالله
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.+بیش از ۶۰درصد موفق بودم الحمدلله
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.+بیش از ۹۰درصد موفق بودم الحمدلله
۷ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۸ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغفرالله
۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استعفرالله

۳۱۹-آغاز دروده سوم با حدیث تکبر درمانی امام هفتم علیه السلام:

 

 

۱۹۸۶-از فرزندی که برای طلب باران آمده بود تا بانویی که به نیت آمدن باران، سه روز روزه گرفت.+آیا محبت حقیقی با تضرع و زاری به درگاه حقیقت آفرین حاصل می شود؟

۲۶ دی

نماز باران بیرجند

کد خبر: ۴۳۷۵۸۰ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۰/۲۶ – ۱۳:۱۶ | سرویس: استان‌ها ۴۰
گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از نماز باران در بیرجند؛
از فرزندی که برای طلب باران آمده بود تا بانویی که به نیت آمدن باران، سه روز روزه گرفت
حوزه/ مردمان دیار تشنه و خشکیده ای که خود نیز مدت سه روز است که روزه بودند و چهره ها گواه عطش درونشان بود، برای اقامه نماز طلب باران خود را به مصلای المهدی رسانده بودند در قنوت‌های خود استغفار کرده و از خداوند باران رحمت الهی را خواستار شدند.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» از بیرجند، درحالی که لبهایش خشک شده بود، دوان دوان با در دست داشتن یک سجاده و زیرانداز خود را به ایستگاه اتوبوس می رساند؛ هر کدام از مردم شهر تلاش می‌کنند خود را به مصلای المهدی (عج) برسانند درحالی که دست کودکش را در دستانش محکم فشرده است علت آمدنش را در روز وسط هفته به مصلای المهدی جویا می شوم،

خود را آمنه معرفی می‌کند؛ ۳۳ سال سن دارد، امروز آمده است تا در اقامه نماز طلب باران شرکت کند، شاید خداوند به حال دخترک ۴ ساله اش مهربانی و عطوفت خود را نسبت به این سرزمین و دیار خشک و کویری نازل کند.

او می گوید: امروز فرزندم را با خود آورده ام تا در کنارم نماز خوانده و با دستان کوچکش از خداوند طلب باران کند.

بانویی که می توان گفت بیش از ۶۰ سال از بهار زندگی اش گذشته بود، در یکی از صف های نماز طلب باران نظرم را به خود جلب کرد، به سمتش رفتم در حالی که زیر لب ذکر می‌گفت، سرش را به نشانه سلام تکانی داد.

او که نامش حاجیه راضیه بود علت حضورش را طلب برای آمدن باران عنوان کرد. گویا سه روز است که به نیت آمدن باران روزه می‌گیرد. از روز جمعه که در نمازجمعه بیرجند اعلام شد قرار است نماز باران اقامه شود، تصمیم گرفته است تا روزه بگیرد و در روز سوم نماز طلب باران بخواند.

جمعیت انبوهی که از هر سن و سالی و از هر قشری، برای اقامه نماز طلب باران به مصلی آمده بودند.


* از روستا برای خواندن نماز باران آمده بود

آن سو، پیرمردی را دیدم که با وجود آنکه عصایی در دست دارد، نماز باران را نشسته می خواند، در قنوت دستش آنقدر اشک می‌ریخت که سجاده اش خیس شده بود، منتظر بودم تا نمازش تمام شود، سمتش رفتم و علت حضورش را جویا شدم.

طلب باران

خودش را کربلایی علی معرفی می‌کند، او سختی زندگی را در مدت ۷۵ سال دیده است اما امروز نگرانی اش از خشکسالی ها، کمی باران و خشک بودن زمین بیشتر از قبل است.

او بیان می کند که من از روستای نزدیک بیرجند آمده ام تا همراه با دیگر مردم از خداوند طلب بارش کنیم. زمین هایمان در روستا خشک و بی آب است، قنات هایمان خشک شده است. چند تا درختی هم که داریم دچار افت شده، امیدمان در زندگی فقط به همین چهار تا گوسفند است و بارشی که اگر خدا بر ما نازل کند؛ وگرنه دیگر هیچ چیز برای از دست دادن نداریم.

خشکسالی

* زمین های تشنه مان در انتظار بارش رحمت الهی هستند

نگاه به دست هایش که می‌کردی پر از پینه‌هایی بود که از کار و زحمت بسته بود، زیر لب از خداوند شعری برای طلب بارش می‌خواند از او خواستم که برایم زمزمه کند.

الله بده تو بارون/ به ما گندم کارون/ به حق شاه مردون/ یارب بده تو بارون

ماها که دیمه کاریم/ آبی به جو نداریم/ از تشنگی هلاکیم/ ای خدا بارش بده/ بارش بی پایون بده

گندم که سینه چاکه/ شش ماه زیر خاکه/ از تشنگی هلاکه

و به راستی که خداوند در قرآن می‌فرماید:

 وَ هُوَ الّذیِ یُنَزَّلُ الغَیُثَ مِن بَعدِ مَا قَنَطوُا وَ یَنشُرُ رَحمَتَهُ وَ هُوَ الوَلِیُّ الحَمیدُ »

" و اوست خدایی که باران را پس از نومیدی خلق می فرستد و رحمت خود را فراوان می گرداند و اوست خداوند محبوب"

وقتی زکات پرداخت نشود، حیوانات نابود می شوند. وقتی حاکمان ظلم کنند نزولات آسمانی قطع می شود و وقتی به وعده ها عمل نشود، مشرکان بر مسلمانان یاری می شوند.» (کتاب خصال، جلد ۱، ص ۲۲۴)

این کلام پیامبر اسلام، حضرت محمد(ص) است که پیروان خود را هشدار می دهد تا با ترک برخی اعمال، بلا را از خود دور کنند؛ بلاهایی که عملکرد مردمان در آن ها مؤثر است. (کتاب خصال-ج ۱-ص : ۲۲۴)

اینکه گناهان و رفتار ناپسند مردم در امور دنیوی موثر است، مطلبی است که در مورد آن بسیار گفته شده و شکی در آن نیست؛ چنانکه قرآن کریم می فرماید: "وَمَا أَصَابَتكم مِّن مّصِیبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَیْدِیكمْ … : و هر گرفتارى که به شما رسد به خاطر اعمالى است که انجام داده اید …» (شوری/ ۳۰)

با گناهان درهای رحمت الهی بسته شده و گاه زمینه نزول بلا و عذاب مهیا می شود. (فرازهایی از دعای کمیل: اللهم اغفرلی الذنوب التی تهتک العصم، اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل النقم، اللهم اغفرلی الذنوب التی تغییر النعم، اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعاء، اللهم اغفرلی الذنوب التی تقطع الرجاء و اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل البلاء)

طلب باران

* نماز طلب باران توجه دادن به قدرت و رحمت الهی است

در حاشیه این نماز، سراغ استاد حوزه علمیه بیرجند رفتیم که در گفت وگو با خبرنگار حوزه اظهار داشت: این نماز براى جلب رحمت پروردگار است و بهتر است فرزندان را نیز همراه خود به بیابان ببریم.

حجت الاسلام اسدی افزود: در مستحبات نماز امورى ذکر شده که همه حالت رقت و زارى و نیاز بندگان را می‌‏رساند تا جلب رحمت کند و قطعاً خداوند بخشنده و مهربان است و ما وظیفه داریم تا به درگاه خداوند دعا کنیم.

وی اظهار داشت: اقامه نماز طلب باران از زمان انبیای الهی مرسوم بوده است به گونه ای که هر وقت خشکسالی بر منطقه ای حاکم می شد، مردم و کشاورزان نماز طلب باران برگزار می کردند.

حجت الاسلام اسدی افزود: درخواست طلب باران از طریق نماز را درس توحید و توجه دادن به قدرت و رحمت الهی دانست.

وی با اشاره به مستحبات سفارش شده در دین اسلام برای برگزاری نماز باران گفت: نماز طلب باران باید همراه با خلوص نیت، تضرع و توبه به درگاه خداوند متعال اقامه شود تا خداوند باران رحمت الهی خود را نازل کند.

استاد حوزه علمیه بیرجند با بیان اینکه خداوند انسان را آزمایش می کند در وقتی که اعمال زشتی سر می زند به کم کردن ثمرات و بسته شدن خزاین خیر، گفت: باید از اعمال زشت خود برگردیم و توبه و استغفار کنیم.

وی با اشاره این همه شهدا جان خود را فدا کردند که اسلام را احیاء و دستورات خدا را عمل کنیم، ادامه داد: خشکسالی، زلزله، بلایایی از جمله آتش سوزی ساختمان پلاسکو و سوختن و غرق شدن کشتی همه برای ما تلنگر و تذکر است بشرطی که ما متذکر شویم.

حجت الاسلام اسدی با بیان اینکه متاسفانه فساد، فحشا و ربا و دروغ و انواع گناهان در جامعه افزایش یافته و بی تفاوت شده ایم، تاکید کرد: باید از این گناهان توبه کنیم و قدر نعمت های خدا را بدانیم.

حجت الاسلام اسدی

* نماز طلب باران عملی مستحبی/ اعمال خود را بیشتر بنگریم

حجت الاسلام مختاری نی در گفت و گو با ما اظهار داشت: در اين شرایط خشکسالی، یکی از وظایف ما دعا کردن و طلب مغفرت از درگاه الهی است.

وی با بیان اینکه نماز باران از جمله اعمال مستحبی است، افزود: نماز باران یک دعا است و این نماز به‌عنوان طلب رحمت الهی و سیراب شدن زمین خوانده می شود.

امام جمعه موقت شهرستان بیرجند گفت: نماز طلب باران مانند نمازهای عید فطر، قربان است و آنچه از امامان معصوم نقل شده خواندن دعای ۱۹ در صحیفه سجادیه می باشد.

حجت الاسلام مختاری افزود: هر کجا که باران، کم می‌بارد پیشنهاد می‌شود، این نماز اقامه شود و خواندن نماز باران از زمان‌های پیامبران مرسوم بوده است و روزه قبل از نماز باران هم امری مستحبی است به‌گونه ای که روز شنبه، یکشنبه و دوشنبه را فرد روزه گرفته و در روز دوشنبه در جمع نمازگزاران نماز باران را اقامه می کند.

وی با بیان اینکه مهم ترین نکته این است که باید اعمال خود را درست کنیم، اظهار داشت: باید به اعمال خود رسیدگی کرده بعد به راز و نیاز بپردازیم.

حجت الاسلام مختاری نی

نماز باران، بازگشت به سوی خداست

مصاحبه دیگر ما با حجت الاسلام علیجان دلدار، مدیر مدرسه علمیه رضوی بیرجند بود که در گفت وگو با «حوزه» اظهار داشت: نماز طلب باران در واقع بازگشت به خویشتن است، یعنی فرد تصمیم می گیرد، که وظیفه بندگی خود را جامع عمل بپوشاند.

وی افزود: فرد باید از گذشته خود توبه کرده، بعد به راز و نیاز با معبود برای طلب باران بپردازد، خداوند در قرآن می فرماید: خیلی از فسادها بر روی زمین ریخته شده و برخی گناهان در گذشته وجود نداشته، که امروز وجود دارد و برخی دیگر از گناهان گذشته، با شدت بیشتری دنبال می شود.

حجت الاسلام دلدار با اشاره به بی تفاوتی به گناهان نوعی خود فروشی است، افزود: فردی که به واسطه امری اطاعت غیر خود را می کند، یعنی خود را با کمتر چیزی فروخته است و این کفران نعمت های الهی می باشد.

وی ادامه داد: کفران نعمت منجر به زوال نعمت‌ها می‌شود؛ زیرا خداوند حكیم است نه بى‌حساب چیزى به كسى می‌بخشد و نه بى‌جهت چیزى را از كسى می‌گیرد.

مدیر حوزه علمیه رضوی یکی از عواقب کفران نعمت را سلب آرامش از زندگی آدم دانست و یادآور شد: خداوند در آیات ۱۵تا ۱۷ سوره سبأ به این علل و عوامل اشاره می‌كند و از مردم می‌خواهد كه با بهره‌گیری درست از نعمت‌ها و شكر و سپاس آن زمینه های بقاء و استمرار آسایش را فراهم آورند.

* اسراف زمینه‌ساز خشکسالی است

وی اسراف در تمام زمینه ها را یکی از دلایل خشکسالی های اخیر برشمرد و ادامه داد: درست نیست، یک کشور مسلمان در صدر کشورهای اسراف کننده در جهان باشد و این یعنی عقب ماندگی.

حجت الاسلام دلدار

امامان جماعت در همه جا بر ترویج فرهنگ مصرف بهینه حامل‌های انرژی در بین مردم تأکید کنند

نفر بعدی، مسئول دبیرخانه کانون های مساجد خراسان جنوبی بود که در گفت وگو با «حوزه» خاطرنشان ساخت: روحانیون و رسانه ها نقش کلیدی برای بیداری مردم در زمینه های مختلف بر عهده دارند.

وی ادامه داد: باید با توجه به شرایط و مشکلات جامعه، نسبت به تحلیل موضوعات مختلف اقدام کرد، تا با روشن سازی افکار عمومی فرهنگ اصیل اسلامی در جامعه طنین انداز شود.

حجت الاسلام ابراهیم سبزه کار افزود: نسل جدید باید با تفکر اسلامی آشنا شوند، تا آن را سرلوحه کار خود قرار دهند.

وی با اشاره به رسوخ فرهنگ غرب در کشور گفت: دنیای کفر به دنبال گسترش تفکر شیطانی در جامعه است، و یکی از این تفکرات اسراف و ناسپاسی نعمت های الهی می باشد.

مسئول خبرگزاری شبستان در خراسان جنوبی با بیان اینکه مردم باید همراه با نماز طلب باران توبه و استغفار کنند، اظهار داشت: رسانه‌ها نقش بیداری و آگاه سازی جامعه را بر عهده دارد، که در این راستا مساجد، رسانه ها و مسئولان نقش بی بدیل در این امر را دارند.

حجت الاسلام ابراهیم سبزه کار

ناامیدی از درگاه خدا بزرگترین گناه است

حجت الاسلام ابراهیم امینی مهر در گفت وگو با خبرنگار «حوزه» با اشاره به اینکه نباید ناامید بود و ناسپاسی کرد، اظهار داشت: اگر در کشور، در شهر مشکلاتی به وجود می آید یکی از دلایل اصلی آن خود ما انسانها هستیم.

وی با اشاره به اینکه نباید ناامید بود و ناسپاسی کرد، افزود: نا امیدی در برابر قدرت پروردگار و همچنین ناسپاسى نعمت‌هاى الهی سبب می‌شود، كه نزول باران کمتر شود.

استاد حوزه علمیه رضوی افزود: خداوند در طول سال به یک میزان بارندگی را نازل می کند اما بنا به گفته امام علی(ع) به‌خاطر گناهان ما، این نعمت باران الهی کم می شود.

وی بیان داشت: اگر دعایی می کنیم که مستجاب نمی شود به دلیل زیاد بودن گناهان ما بوده، که باید دعا کنیم این گناهان از بین برود ولی هرگز نبايد از درگاه خداوند ناامید باشیم و هرچه که زاری و التماس ما بیشتر باشد، خداوند بيشتر به ما نگاه می کند.

حجت الاسلام امینی مهر با تاکید بر اینکه مومنان از رحمت خداوند هیچگاه مأیوس نمی شوند، افزود: بهتر است، در هر شرایطی نماز باران نه یکبار، بلکه چندین بار خوانده شود، چرا که برای پیغمبران گذشته هم چنین اتفاقی افتاده كه در بار اول باران نباریده و بار دوم یا سوم باریده است.

حجت الاسلام ابراهیم امینی مهر

اقتصاد مقاومتی راه حل برون رفت مشکلات است

به سراغ مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت خراسان جنوبی نیز رفتیم که در گفت وگو با «حوزه» تصریح کرد: سبب نیامدن باران به خاطر گسترش گناهان، ناسپاسی نعمت‌ها، نپرداختن حق مردم، كم فروشی، ظلم، نیرنگ، ترك امر به معروف و نهی از منكر، نپرداختن زكات، حكومت و قضاوت بر خلاف حكم خدا و… است كه موجب خشم پروردگار و نیامدن باران می‌شود.

حجت الاسلام محسن مشرفی افزود: در مواردی که بندگان خدا به فرمان و دستورات الهی عمل نمی کنند خدا گوشه های مختلف اضطرارهایی را به وجود می آورد، تا مومنان بيشتر به یاد خدا باشند.

وی با بیان اینکه گسترش علوم نوین دلیل رفع تمام مشکلات نیست، تاکید کرد: با وجود رشد علوم بشری بخصوص علوم نوین در تمام زمینه ها، ولی همچنان خداوند دست برتر در جهان هستی است و اگر طبق قانون الهی حرکت کنیم، به آرامش خواهیم رسید.

استاد حوزه تخصصی امیرالمؤمنین بیرجند با بیان اینکه اصلاح الگوی مصرف باید در جامعه نهادینه شود افزود: یکی از دلایل برون رفتن از مشکلات فرهنگ درست و صحیح استفاده کردن نعمت های الهی است که بارها و بارها در فرمایش های مقام معظم رهبری آمده است.

وی با تاکید بر اینکه شعار اقتصاد مقاومتی باید در عمل، عملیاتی شود افزود: اگر دستورالعمل و طرح کلی اقتصاد مقاومتی در کشور درست و دقیق عملیاتی شود، بیشتر مشکلات جامعه برطرف خواهد شد.

 

۱۹۸۵-پوشیدن لباس کهنه و بخشیدن لباس نو به یک طلبه+ آیا محبت حقیقی انسان را آزاد و رها از بند اسارت رفاه طلبی می کند؟

۲۶ دی

آیه:

لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ/ هرگز به نیکی نمی‌رسید مگر ازآنچه دوست دارید انفاق کنید  آل عمران/۹۲

* آینه:

حکایت؛ آیت‌الله حاج سید عزالدین زنجانی مرقوم داشته‌اند که مرحوم آخوند ملا قربانعلی زنجانی در بیست‌وچهار ساعت فقط یک‌بار در ظهر غذا می‌خوردند و از مغز گردو زیاد استفاده می‌کرد و این یک‌بار را خوب غذا می‌خورد.
و نیز فرمودند مرحوم آخوند بدنی نیرومند و قوی داشت و هرگز نیازی به طبیب نمی‌یافت و اگر احیاناً جزئی کسالت عارض وی می‌گشت با امساک در غذا خوردن و این‌گونه چیزها خودش را معالجه می‌کردبخشش.
آخوند سالیان دراز با یک پوستین فرسوده زندگی فرمود و باآنکه همه‌ساله پوستین‌های گران‌بهای کابلی برایشان می‌آوردند آن‌ها را می‌پذیرفت و فی‌المجلس به یکی از طلاب می‌بخشید. چنانچه در یکی از روزهای سرد زمستان خدمتکار اسعدالدوله ذوالفقاری با بقچه‌ای وارد مجلس درس شد و گفت: آقای اسعد الدوله به مشهد مقدس مشرف شده و از طرف حضرت‌عالی نایب‌الزیاره بوده‌اند. اینک بازگشته و عزم شرفیابی دارند و یک پوستین کابلی هم تقدیم حضور شریف کرده‌اند. آخوند فرمود: متقابلاً از جانب من به او سلام برسان و این پوستین را نیز به دوش آقا سید جعفر بینداز، آقا سید جعفر گفت: آقا آخر پوستین را برای شما آورده‌اند، این مرد بزرگوار فرمود: من هم این پوستین را به شما می‌بخشم، من یک پوستین کهنه دارم کافی است. ۱

صفای باغ هستی، نیک کاریست                  چه رونق، باغ بیرنگ و صفا را  2

  1. با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل
  2. پروین
 

۱۹۸۴-دانش آموزان به سئوالات شهیداحمد رضا احدی چه پاسخی خواهند داد.+ محبت حقیقی و عبور از رتبه یک کشوری

۲۵ دی
شناسه خبر : ۱۰۴۰۹
تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۰/۲۵ ۱۳:۵۴
دانش آموزان به سئوالات شهیداحمد رضا احدی  چه پاسخی خواهند داد

در نشست بررسی سند تحول بنیادین مطرح شد

دانش آموزان به سئوالات شهیداحمد رضا احدی چه پاسخی خواهند داد

نهمین جلسه از سلسله نشست های مباني پنج گانه تربيت در سند تحول بنيادين در وصيت نامه نوراني شهيدان با حضور بانوان فرهنگی در نمازخانه خواهران ساختمان مركزي وزارت آموزش و پرورش برگزارگردید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیر خانه ستاد همکاری ها ،حجت الاسلام حسین درودی در این نشست به تشریح مباني اساسي تربيت در سند تحول بنيادين از دید گاه تربیتی  "برگزیده رتبه اول کنکور سراسری شهید والا مقام احمد رضا احدی " پرداخت و گفت؛ دانشجو و دانش آموز عصر ما، اگر می خواهد به سروری برسد ،باید سبک زندگی خود را با امثال شهید احدی  تطبیق دهد و از این رهگذر است که می توان نسلی مومن و معتقد به مبانی دینی را تربیت کرد. 

 کنکور  شهادت طلبی

وی افزود؛شهید احدی با طرح سئوالهای متعدد در وصیت نامه خود در واقع سئوالات کنکور  شهادت طلبی را طرح کرده و اگر کسی به جواب های این سئوالات برسد به دانشگاه شهید و شاهد راه یافته است  .

معاون امور استانهای دبیرخانه ستاد همکاری های حوزه و آموزش و پرورش گفت؛ شهید احدی  در وصیت نامه خود ،به جوانان دانشجوی عصر کنونی این مرزو بو م یک معادله چند وجهی میدهد و می گوید ؛"چه کسی می تواند این معادله را حل کند؟"

سپس با طرح سی سئوال ،جوان در حال آسیایش امروز را به چالش کشیده است و می گوید ،کدام مسأله را حل می کنی؟برای کدام امتحان درس می خوانی؟ و به چه امید نفس می کشی!؟ هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین، ماشین لندکروزی که با سرعت در جاده مهران دهلران حرکت می نماید، مورد اصابت موشک قرار دهد، اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود، معلوم کنید، کدام تن می سوزد!؟

*چه کسی می تواند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟!

* چه کسی می داند جنگ یعنی چه؛ یعنی آتش؛ یعنی گریز به هر جا؛ به هر جا که اینجا نباشد،یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟ جوانم چه می کند؟ دخترم چه شد؟

* به راستی ما کجای این سؤالها و جوابها قرار گرفته ایم؟!

* کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکسهای جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود؛ از قصه ی دختران معصوم سوسنگرد با خبر است؟!

* چه کسی معنی این جمله را درک می کند: نبرد تن و تانک یعنی چه ؟!

و ی با طر ح چند  سئوال از موضوع تربیت در سند تحول بنیادین گفت ؛این سند فاخر به دنبال پاسخ به سئوالات شهیدان والامقامی چون شهید احدی است همان شهیدی که با بیان این بیت به ما پیام میدهد .

صفایی ندارد ارسطو شدن                   خوشا پر کشیدن، پرستوشدن

کرسی ازاد اندیشی شهدا 

حجت الاسلام درودی افزود ؛ وقتی بند بند وصیت نامه این شهید ارجمند را می خوانیم، گویی الان با قشر دانشجو صحبت میکند و کرسی ازاد اندیشی راه انداخته است و آنان را به نوع دوستی و حب وطن دعوت میکند، تا دیگر هیچ گاه در مقابله با تفکر داعشی کوتاه نیایند ،آری او بیش از سه ده قبل گفته است؛

آی پسرک دانشجو، به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی تو داغدار شده است!؟ جوانی به خاک افتاده است؟

آی دخترک دانشجو، به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد را به اشک نشانده اند!؟ و آنان را زنده به گور کردند؟

پاسخ های سند تحول به این پرسشها 

سخنران این نشست در ادامه گفت؛ حال باید این سئوالات شهید احدی را با مبانی تربیتی سند تحول بنیادین تطبیق داد و طبق آن برای تربیت نشل جدید چاره اندیشی کرد .

معاون امور استانهای دبیرخانه ستاد همکاری ها بیان داشت؛ باید بررسی کنیم مقصود از بی تفاوت نبودن دانش آموزان در بحث تربیت سند تحول چیست،آیا با بی تفاوتی به سهم شهیدان در تربیت حیات طیبه؛ می توان توسعه عدالت محور را پایه ریزی نمود،چگونه توصیه شهیدان در عدالت آموزشی قابل مشاهده می باشد و آیا بدون دستورات وحی و توصيه شهیدان ؛ می توان آفات و آسیب های عدالت اجتماعی را برطرف نمود؟

وی در تبیین هرکدام از شاخص ها با استناد به عدالت محوري در تربيت سند تحول (ص۲۵۰-۲۵۱ مباني نظري سند تحول) گفت ؛

در آيات و روايات، مقوله عدالت يکی از ارکان حيات اجتماعی تلقی شده و مورد توجه بوده است. بر اساس بيان قرآن، هدف اساسی ارسال پيامبران به پاداشتن مردم برای برپايی جامعه عادلانه است ، از اين، رو يکي از اهداف اساسی حکومت اسلامي، اجرا و بسط عدالت درجامعه است. 

حجت الاسلام درودی خاطر نشان ساخت،عدالت در عرصه های مختلف اجتماعي، سياسی، اقتصادی، فرهنگی و تربيتی قابل پي گيری است.البته بر اساس آيات قرآن، حوزه های عدالت متعددند و خود،  خانواده ، خويشان ، امت  و جامعه انسان ها، را شامل می شود.

معنای عدالت از نگاه علامه طباطبایی

 کارشناس این نشست یاد آورشد؛ از نظر علامه طباطبايي معناي اصلي عدالت اقامه مساوات ميان امور است به اين كه هرامري  را آن چه سزاوار است بدهي تا همه امور مساوي شود و هريك درجاي واقعي خود كه مستحق آن است قرار بگيرد… 

وی افزود ؛عدالت در مردم و بين مردم اين است كه هركسي را در جاي خود كه به حكم .« عقل يا شرع و عرف مستحق آن است قرار دهي ،با توجه به اين تعريف علامه طباطبايي مي توان گفت؛ عدالت اجتماعي در يك سطح با مساوات برابر است و در سطحي نيز رعايت تفاوت هاست.

حجت الاسلام درودی بیان داشت ؛ در واقع در مفهوم عدالت نیز تساوي با « عقل، شرع و عرف » وجود دارد، از سوي ديگر مي توان گفت؛ عدالت اجتماعي مقوله ای است كه به روابط افراد و گروه بند ی های در جامعه مربوط  مي شود. گروه ها و طبقات اجتماعي به شكلي بايد تعامل داشته باشند تا بين آن ها شكاف ايجاد نشود. درواقع عدالت خواهي و عدالت ورزي يعني حساسيت نسبت به کنش گروه ها و گروه بند ي ها و حركت شكا فهاي اجتماعي.

 وی در پایان يکی از عرصه های بنيادی بر پايی عدالت اجتماعی را توسعه عدالت در امر تربيت دانست و گفت؛ امروزه استفاده برابر مردم از امکانات تربيتي، مي تواند مصداقی از اجرای عدالت باشد؛ خصوصاً که در دنيای امروز نپرداختن به اين عرصه، ظلم به مردم محسوب مي شود. بر اين اساس، بدون شک يکی از ويژگی های مهم الگوی مطلوب تربيت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی ايران عدالت محوری است

 

 

۱۹۸۲-اهل بیت(ع) نماد وحدت اسلامی هستند/ علی بن ابی طالب نمونه یک انسان عاقل به تمام معناست.+ محبت عقل را می سازد یا عقل محبت را سازنده است؟

۲۵ دی

استاد علوم حدیث دانشگاه الازهر مصر شیخ الاحمدی عبدالفتاح

کد خبر: ۴۳۶۵۳۳ | تاریخ مخابره :۱۳۹۶/۱۰/۲۵ – ۱۲:۲۴ | سرویس: بین الملل ۱۲۷
استاد دانشگاه الازهر مصر در گفت‌وگو با «حوزه»:
اهل بیت(ع) نماد وحدت اسلامی هستند/ علی بن ابی طالب نمونه یک انسان عاقل به تمام معناست
حوزه/ شیخ الاحمدی عبدالفتاح در گفت‌وگو با خبرنگار «حوزه» در قاهره گفت: احکام اسلامی برپایه عقل بنا می شوند، از این رو دین جایگاه والایی را برای آن در نظر گرفته و به آن اهمیت می دهد.

استاد علوم حدیث دانشگاه الازهر مصر شیخ الاحمدی عبدالفتاح در گفت‌وگو با سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، خاطر نشان ساخت: خداوند با ذکر آیه «إن هذا القرآن یهدي للتي هي أقوم»به ما یاد آوری می کند که به راستی چگونه با وجود کتاب قرآن و سنت پیامبر که می توانند نقشه راه امت اسلامی را به سمت کمال و رستگاری و استقامت ترسیم کنند، به قوانین بشری که شالوده فکر آن عقل ناقص بشری بوده تن بسپاریم و در مسیر آن حرکت کنیم.

متن این گفت‌وگو به شرح زیر است:

اهل بیت(ع) در سیره خود تاکید و اهتمام زیادی به وحدت اسلامی داشته اند. این سیره اهل بیت (ع) چگونه به وحدت هرچه بیشتر مسلمانان کمک می کند؟

اهل بیت(ع) نماد وحدت اسلامی هستند و سیره آنها دوای درد تمام مشکلات امت اسلامی است؛ در واقع باید گفت که اگر مسلمانان سیره این خاندان را دنبال کنند از هرگونه لغزشی در امان مانده و حتی به سمت درگیری های مذهبی که درحال حاضر بر حیات جامعه اسلامی چیره گشته نیز کشیده نخواهند شد.

در این باره خداوند می فرماید:«واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا»،«ولاتنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم واصبروا إن الله مع الصابرین»؛ با توجه به این نکات، در عجبم که چرا هیچ گاه به وحدت کلمه کاملی دست پیدا نکرده ایم حال آنکه معبود و پیامبر و کتاب و قبله مشترکی داریم. خداوند سبحان در آیاتی دیگر می فرماید: :«إن هذه أمتکم أمة واحدة وأنا ربکم فاعبدون» (الأنبیاء ۹۲) ،«و إن هذه أمتکم أمة واحدة و أنا ربکم فاعبدون»(المؤمنون ۵۲).

شاعر نیز درخصوص وحدت میان مردم چنین می‌سراید:

کونوا جمیعا یا بني إذا اعتری … خطب و لا تفرقوا آحـــــــادا

تأبی الرماح إذا اجتمعن تکسرا … و إذا افترقن تکسرت أعوادا

از طرفی خداوند با ذکر آیه «إن هذا القرآن یهدي للتي هي أقوم»به ما یاد آوری می کند که به راستی چگونه با وجود کتاب قرآن و سنت پیامبر که می توانند نقشه راه امت اسلامی را به سمت کمال و رستگاری و استقامت ترسیم کنند، به قوانین بشری که شالوده فکر آن عقل ناقص بشری بوده تن بسپاریم و در مسیر آن حرکت کنیم.

لازم به ذکر است که اگر مسلمان سرتاسر جهان، کینه توزی و دشمنی را کنار بگذارند و به وحدت کلمه برسند، با توجه به امکانات و ابزاری که در دست دارند قدرتی را تشکیل خواهند داد که هیچ کس یارای مقابله با آن را نخواهد داشت«کنتم خیرأمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله».

 

یکی از ابزارهای شناخت و معرفت که خداوند به انسان ها ارزانی داشته عقل است. از دیدگاه شما عقل چه جایگاهی در بنای تمدن اسلامی جدید دارد؟

احکام اسلامی برپایه عقل بنا می شوند، از این رو دین جایگاه والایی را برای آن در نظر گرفته و به آن اهمیت می‌دهد ؛همچنین باید خاطر نشان ساخت که آیات زیادی بر اهمیت مسئله تعقل اشاره دارد :«إن في خلق السماوت والارض واختلاف اللیل والنهار لآیات لأولی الألباب»،«کلوا و أرعوا أنعامکم إن في ذلك لآیات لأولی النهی»،« هل في ذلك قسم لذي حجر».

پیامبر نیز می فرماید: «خداوند عقل را از نورعلم خودش آفرید، علمی که نه پیامبری توانسته آنرا درک کند و نه فرشته ای مقرب،علم را در نهادش قرار داد و درک را در ظاهرش(گویی عقل را به آدمی تشبیه کرده است) و زهد را در سرش و حکمت را برسر زبان و مهربانی را در ذهنش و رحمت را درقلبش».

خداوند عقل را با ده چیز قدرت بخشید :یقین، ایمان، صدق، آرامش، اخلاص، مهربانی، بخشش، خشوع، تسلیم و شکر؛ سپس خطاب به عقل گفت: تدبر کن، آنگاه عقل تدبر کرد. سپس گفت: قبول کن و عقل نیز پذیرفت، سپس دستورداد که سخن بگوید و عقل لب به سخن گشود: حمد و سپاس خدایی را که نه دشمنی دارد ونه همتایی و نه مانندی ، خدایی را که همه کائنات در برابر عظمتش سر تسلیم فرود می آورند.

سپس خداوند آن را مخاطب قرار داد و گفت: به عزت و جلالم قسم چیزی زیباتر و مطیع تر و والاتر و شریف تر و عزیزتر از تو نیافریدم؛ بدان که وحدانیت ،عبادت ، امید، طلب، ترس از عظمت، حذر، ثواب و مجازات همه و همه با تو معنی پیدا می کنند چرا که فردی که از تو برخوردار باشد بدون تو هیچ یک از این اعمال را انجام نخواهد داد.

پس از آن، عقل سر بر سجود آورد و هزار سال در آن حالت باقی ماند؛ سپس خداوند فرمود: سر از سجده بردار و اگر درخواستی داری بگو تا برایت فراهم آورم و اگر شفاعتی می خواهی بگو تا شفاعت کنم، عقل سر از سجده برداشت وگفت: خداوندا هر آنکه من را در نهاد او قرار می دهی را شفاعت می کنم؛ خداوند رو به سوی فرشتگانش کرد و فرمود: شما را شاهد می گیرم که هر آنکه عقل را در نهادش قرار دادم شفاعت کردم.

ابن عباس می گوید: شالوده و اساس دین عقل است، اگر به انجام واجباتی مشغولیم یا پروردگارمان را شناختیم و یا اگر توسلم می جوییم دلیل همه اینها عقل است.

در راستای سخن درباره عقل، هرآنچه بشریت تاکنون به آن دست یافته، به دلیل برخورداری از عقل است و به اعتقاد من عاقل ترین افراد بعد از پیامبر(ص)، حضرت علی (ع) است و بهترین نشانه این مدعا کتاب «نهج البلاغه» می باشد.

خداوند به انسان دارای عقل جایگاه خلیفه اللهی را عطا کرد، با توجه به این، انسان نیز از توانایی خود در جهت خدمت به هم نوع استفاده کرد و به ساختمان سازی، سد سازی، مرزبندی، ساخت ماشین های پیشرفته، کشتی ها، هواپیما ، موشک ها و خمپاره ها دست زد که ساخت تمام اینها تنها با استفاده از یک دهم قدرت تعقل وی به بود حال تصور کنید اگر می توانست از بقیه توانایی اش در راه علم و عمل نیکو و به دور از ضرر رسانی به بشریت استفاده کند چه ماحصلی داشت.

به قطع هرانسانی که با هدف خدمت به بشریت عقل خود را به کار می گیرد، نمونه یک انسان عاقل به تمام معناست که این خصلت دقیقا بر شخصیت حضرت علي(ع) مطابقت دارد؛ پیامبر می فرماید: «خداوند به من پنج خصلت داد و به علی نیز پنج خصلت ، به من شیوایی سخن را عطا کرد و به علی جامعیت علمی را، مرا پیامبر قرار داد و علی را وصی و جانشین من، حوض کوثر را از آن من کرد و چشمه آب سلسبیل را از آن علی ، به من وحی می کرد و به علی الهام، مرا به آسمان برد و درمقابل تمام درب های آسمان و طبقات ناپیدا را بر علی گشود».

پیامبر همچنین می فرماید:«علی به مانند خورشید در میانه روز و به مانند ماه درآسمان شب است، خداوند به علی تنها مقداری از فضلش را عطا کرد که اگر میان جهانیان تقسیم شود…».

 

در خصوص تصوف و فعالیت هایشان توضیح دهید ؟

در خصوص ریشه نامگذاری تصوف به این نام نظرات متفاوتی وجود دارد، گروهی معتقدند که ریشه آن از «صفاء أسرار»که به معنی خلوص نیت و باطن می‌باشد گرفته شده و گروهی دیگر بر باورند که به سبب علاقه زیاد متصوفین به خداوند و اینکه همیشه خود را در صف اول حاضران در پیشگاهش می بینند به متصوفین شهرت یافته اند.

شباهت ویژگی های رفتاری متصوفین به برخی از صحابه پیامبر دلیل دیگر این نام گذاری از دیدگاه گروهی دیگر است و عده ای لباس پشمی – صوف – که پوشش پیامبران و پیشوایان است را وجه تسمیه می دانند.

 از ابوموسی اشعری نقل شده پیامبر لباس پشمی می‌پوشید، بر مرکب سوار می شد و به مهمانی فقرا می رفت، حال آنکه حسن بصری نیز می گوید: با هفتاد جنگجوی نبرد بدر همنشین بودم که تمامی آنها لباس پشمی بر تن داشتند.

ابوفتح بستی در ابیاتی می گوید:

تنازع الناس في الصوفي و اختلفوا … وظنه البعض مشتقا من الصوف

  ولست أمنح هذا الاسم غیر فتی … صــــافي فصوفي حتی سمي الصوفي 

 روزی پیامبر به نزد یاران خود رفت، هنگامیکه ساده زیستی و تلاش و خلوص نیتشان را دید فرمود: ای یاران من، بشارت باد برشما که شیوه ای که در حال حاضر در پیش گرفته اید، اگر به آن ایمان داشته باشید، از دوستان من در روز قیامت به شمار خواهید آمد.

رسول الله (ص)می فرماید: لباس پشمین بپوشید و کم -غذا- بخورید آنگاه«به جایگاه قدسیان راه پیدا خواهید کرد»(قوت القلوب، تألیف ابی طالب الملکی ۲/۱۶۷).

روزی پیامبر به همراه حضرت علی (ع) وارد باغ عامر بن سعد شد، به ناگاه نخله روبه سمت خواهرش کرد و فریاد زد: ایشان محمد مصطفی و ایشان علی مرتضی هستند، در همین حال پیامبر لبخندی زد وفرمود: ای علی، نخله  را از این پس به نام "فریاد زننده" نام گذاری کن؛ چرا که نیکی من و تو را فریاد زد؛ حماد نیز چنین می سراید:

فتکلّم النخلُ الذي فی وسطه… بفصاحة تتعجبُ الثقلانِ

من نخلة قالت هناك لأختها … هذان أكرمُ مَن مشى هذانِ

هذا ابن عبدلله هذا صنوهُ … هذا على العالمُ الربّانى

قد صاح هذا النخل ينشى فضلهم … فلأجل ذلك سمى الصيحاني

سخنم را با این ابیات زیبا به پایان می رسانم:

 لو أن عبدا أتي بالصالحات غداً … وود كل بنى مرسل وولى

وصام ماصام صوماً بلا ضجيٍ… وقــــــــام ماقام قوماً لا ملل

و حج ما حج من فرض و من سنن… و طاف ما طاف حافٍ غير منتعل

و طار في الجو لا يأوي الي احدٍ…و غاص في البحر مأمونا من البلل

يكسو اليتامى من الديباج كلّهمو… و يطعم الجائعين البر بالعسل

و عاش في الناس الافا مؤلفة   … عارٍ من الذنب معصوما من الزلل

ما كان في الحشر عندلله منتفعا … إلا بحب أمير المؤمنين علي

* ذکر مطالب مربوط به فرقه ها و ادیان مختلف در خبرگزاری حوزه با هدف معرفی دیدگاه ها و اعتقادات مختلف اسلامی و آشنایی مخاطب با فرق مختلف صورت می‌گیرد و به معنای تایید آن از جانب خبرگزاری حوزه نیست.