RSS
 

بایگانی ‘محبت آینده شناس’ دسته ها

۲۰۸۵-تحول در آموزش و پرورش به شرط حضور خانواده‌ها+ تولید محبت حقیقی از روز اول مدرسه

۲۸ مهر

معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس مطرح کرد تحول در آموزش و پرورش به شرط حضور خانواده‌ها/ ۸ راهکار برای اولویت‌سازی خانواده

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش برای اولویت‌سازی خانواده در نزد مسؤولان فرهنگی کشور پیشنهاداتی را ارائه کرد و گفت: اگر قرار است تحولی و تعالی رقم بخورد باید بستر حضور خانواده‌ها در ۶ زیر نظام سند تحول اولویت گذاری شود.

تحول در آموزش و پرورش به شرط حضور خانواده‌ها/ ۸ راهکار برای اولویت‌سازی خانواده

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش‌ و پرورش خبرگزاری فارس با طرح  این پرسش که «مشارکت والدین در عملیاتی شدن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با چه موانعی روبه‌رو است و چرا از این ظرفیت خانواده جهت اجرایی شدن سند تحول، اقدامی اساسی صورت نگرفته است؟»، اظهار کرد: برای پاسخ به این پرسش باید از هستی شناختی خانواده آغاز کنیم و قبل از آن نیاز است به اصطلاح  «پیوند انجمن اولیا و مربیان» که این روزها زیاد بر زبان‌ها رفت و آمد دارد، بپردازیم.

وی ادامه داد: ترکیب این اصطلاح با کلمه پیوند تخصصی و علمی نمی‌تواند باشد؛ چراکه پیوند در جایی استفاده می شود که یکی دیگری را تغذیه می‌کند و پایه و مادر واقع می‌گردد. نظر کارشناسنانه می‌گوید به جای این اصطلاح مشهور از «همسویی انجمن اولیا و مربیان» باید مدد گرفت، چرا که کار انجمن تعاملی و تبادلی است.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با بیان اینکه ارتباط دو سویه خانواده و مدرسه که در مبانی سند تحول با استنباط کثیری از آیات و روایات چاره اندیشی شده است، می‌تواند تربیت قرآنی را بر سر میز زندگی دانش‌آموزان حاضر کند و از تشکیل انجمن‌های بی اثر یا کم اثر جلوگیری کند، افزود: در برخی کشورها یا انجمن اولیا و مربیان وجود ندارد مانند هندوستان و یا اگر وجود دارد مانند امریکا و انگلستان حول مشاوره‌هایی می‌چرخد که این دانش‌آموزان برای سرمایه‌داران چه اندازه می‌تواند سود تولید کنند؛ چرا که از منبع وحی و مفسران معصوم آن محروم هستند.

وی ادامه داد: یکی از دلایل ناآرام سبک زندگی در کشور ما به دو گانگی در روش تشکیل خانواده بر می‌گردد و این نا آرامی و اضطراب عامل سبک زندگی دوگانه شده است که نه زندگی اسلامی را مؤمن هستیم و نه از زندگی غربی عاطفه ای برایمان مانده، واز همه مهم‌تر نیاز حقیقی بر طرف نشده است بلکه فرار از اخلاق را در‍ پی داشته است؛ به همین سبب  سبک زندگی اشرافی در میان برخی مسؤولین عذابی را برای اعضای خانواده آنها به بار نشانده که آنها را از دنیا و آخرت محروم و منفور کرده است چرا که سبک زندگی دوطبقه، آنها را در تصمیم گیری ها متحیر و سرگردان کرده است.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: در میان شهروندان برخوردهایی را در سطح شهر و ادارات شاهد هستیم که از درون خانواده‌هایی خبر می‌دهد که ذهن آنها گاهی توسط ماهواره مهندسی شده و گاهی خانواده توسط مدرسه و محله و مسجد و مراسم ملی و مذهبی مدیریت شده است؛ با این دوگانگی‌ها و تضاد و تعارض هیچ راه تضمین شده‌ای به جز اصلاح شکلی و محتوایی انجمن اولیا و مربیان در مدارس سطح کشور نداریم.

وی افزود: چنان که می‌دانیم خانواده به طور طبیعی از دیدگاه حیات طیبه، مهم‌ترین نقش را برای بنیان‌سازی رشد و سعادت فرزندان و آینده شغلی و تعالی دانش‌آموزان برعهده دارد، لذا در دیدگاه اسلامی به این سبب جایگاه و منزلت خانواده در فرآیند تربیت تأکید وافر شده، و هم چنین آیات و احادیث پر تکرار با فراوانی بالا از اهمیت، وظایف تربیتی خانواده سخن می‌گوید.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اظهار کرد: هستی شناختی خانواده می‌گوید، افراد جامعه به ۳ روش تشکیل خانواده می‌دهند؛ صورت اول «به‌صورت سنتی یا همان تقلید رایج» و صورت دوم «به ظاهر با منطق قیاس و آمیخته با چاشنی تخیل» و صورت سوم  «به سبک قرآن محور» تشکیل زندگی می دهند. با توجه به این ۳ سبک، نقش والدین در مدارس و جامعه متفاوت خواهد بود.

وی ادامه داد: راهکار قرآن کریم در سوره مبارکه تحریم آیه ۶ عبارت است از «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَیْهَا مَلَائِکَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ»؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست، نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی‌کنند و آنچه را فرمان داده شده‌اند (به طور کامل) اجرا می‌نمایند!».

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اضافه کرد: قرآن کریم با ارائه الگو [از خود به دیگران و از خرد به کلان] سلامت و سعادت خانواده را تضمین کرده است؛ قرآن کریم با توجه روانشناسی اجتماع بشری دو سبک زندگی را ارائه می دهد؛ آراسته به زیور آرامش و یا در افتاده بر آتش؛ چرا که تئوری حفاظت از شخص بدون جامعه و متقابلا حمایت از جمع با ظلم بر فرد، اجتماعی را برپا می‌کند که زمینه حضور شیاطین در ترازوی قضاوت حق و تکلیف را در پی دارد و نیازهای عاطفی و آرامشی آنان را به سرقت می‌برد و با دادن پول درصدد تولید انسان صالح و شهروند در تراز آموزه‌های قرآنی و ارزش‌های انقلاب اسلامی و سقوط تکلیف بر می‌آیند.

وی افزود: از اقدامات سخیف و سخت شیاطین جنی و انسی، معرفی جهان هستی بدون پشتوانه آخرت و زیبا جلوه دادن زشتی های اعمال و رفتار ناپسند انسان است؛ جامعه‌ای که با فرمان و آرمان شیطان پایه‌ریزی می‌شود، حاکمانی را ایده آل معرفی می‌کند که خانواده را به لحاظ فکری و انگیزشی مکلف و موظف به سرنوشت تربیتی ندانسته و برای انجام تکالیف تربیتی و ایفای نقش آن در فرآیند تربیت فرزندان مشارکت والدین را مطیع و مفید نمی‌سازد؛ یعنی والدین را به شهودی نمی‌رسانند که بهشت و دوزخ آنان را در نوع تربیت فرزندان خود وجدان کنند و آنها را از حیوانات متمایز کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی توضیح داد: در مکتب مادی خانواده باید خود را فدای بقای دولت و رجال آن نماید نه اینکه دولت و کارگزاران حکومتی فدای خانواده شوند؛ با این شاخص غیر تخصصی و علمی دولت‌ها، رغبت و دقت در تربیت فرزندان جهت مشارکت با مدرسه پدید نمی‌آید، تا مدرسه را به عنوان خانواده دوم غیر منفک در زندگی آنان معرفی کند، بلکه نفاق و دورویی به عنوان یک سبک و روش برتر در محاورات اجتماعی، جایگاه صداقت و حکمت را اشغال می‌کنند.

وی افزود: باید با بصیرت به این مهم رسید که اکثر قریب به اتفاق خانواده‌ها مطمئنا آگاه از تقدم و تساوی حقوق پسران و دختران نیستند و دلیل بر آن، فرهنگ ازدواج جاهلی مدرن در جامعه ماست و هم چنین نوع فرزند آوری و تربیت آنها در مراکز مهد کودکهای موسیقی محور، نشان از آن می‌دهد که خانواده ها بدون برنامه در خرابه‌های مملو از گزندگان و درندگان ماهواره‌ها و فضای مجازی به ذبح فرزندان خود مشغولند و غافلند از اینکه آجرهای خانه سالمندان و یا سیم خادارهای زندان‌ها و دارالمجانین از کارخانه‌ای به نام فضای آزاد میان منزل و مدرسه تولید و توزیع می‌شود.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: این قاعده و قانون ثابت است که فرزندان و یا همسران در زیر یک سقف به نام خانواده نمی‌توانند از دو موضوع خواهش باطنی و نیازهای حیات همدیگر مطلع باشند؛ و اگر اطلاع هم یافتند در رفع آن باید از چه سبک و سیاقی پیروی کنند که یکی مرگ دیگری را تمنی نکند و در پی تصاحب امکانات همدیگر بر نیایند. آیا علائمی که امروز در سطح شهر  و روستا مشاهده می کنیم دال بر مشارکت خانواده با کادر مدارس دارد؟ برای نمونه آرایش‌های خفت بار و مقلدانه از شیاطین غرب و یا اینکه دخترکان و پسران نوجوانی که با آلات موسیقی که بر دوشان سوار شده و گاهی قد‌سازها برتر و بلندتر از آنهاست.

وی تصریح کرد: آیا فرزندانی که باید در وقت استراحت و ذخیره سازی عاطفه از کارخانه مهر و محبت والدین آواره خیابان‌ها و مجالس مملو از شهوت و بد آموزی است، قادر خواهند بود بر روی بنای مستحکمی ساخت وساز علمی و انسانی داشته باشند که با خون ۵ هزار معلم شهید و ۳۵ هزار دانش آموز به خون تپیده حاصل شده است، مراتب حیات طیبه یا همان آسایش بر آمده از درون آرامش ملک پاسبان را وجدان نماید که طمع شیاطین انسی و جنی را درهم بر هم کند و یا فرزندان و دانش‌آموزان تربیت نفس اماره‌شان را به گونه‌ای دریافت کرده باشند که در برابر زحمات طاقت فرسای زایمان مادران و عرق جبین پدران و گچ خوردن معلمان، مؤدب به آداب الله باشند و اهداف شوراها در مدارس و مجلس دانش آموزی را تعقیب کنند؛ یا باید مانند تربیت غربی که حیوان و انسان در یک تراز و طبابت و تغذیه می شوند، سر تسلیم فرو بیاورند و شهروندانی باشند که فضای جامعه را با شهوت و خشم مدرن و متمدن معرفی کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: یکی از دلایل بی توجهی و یا کم اهمیتی دولت‌ها برای بستر سازی مشارکت و معاضدت خانواده‌ها در تربیت فرزندان‌شان به سبک تولد آموزش و پرورش ایران بر می‌گردد؛ چرا که با تأسیس دارالفنون و حضور معلمان نروژی در ایران، مدرسه در مقابل منزل چینش شد؛ و برای شفافیت این موضوع می‌توان به داستان سفر شهید مطهری با اتوبوس به مشهد مقدس اشاره نمود که راننده به دلیل ممانعت پدرش از تحصیل در مدرسه ستمشاهی، مرحوم مطهری را به عنوان نماد ضد تحصیل در مدرسه و بی‌سواد شدنش مستلزم برخورد خشونت آمیز می یابد که شهید مطهری تحلیلی علمی در این موضوع دارند و این داستان می‌رساند که در قبل از انقلاب اسلامی منزلت و مأوایی برای حضور والدین جهت مشارکت در تربیت فرزندان وجود نداشت؛ به دلیل آنکه با معلم بی حجاب و مدیری مواجه می شدند که با شعار جدایی دین از زندگی بر آمده از فرهنگ برهنگی غرب باید تعامل می کردند و در روز ۴ آبان باید دختران خود را برای نمایش همگانی آماده می ساختند.

وی ادامه داد: یکی دیگر از دلایل بن بست‌های حضور مشارکتی والدین جهت تربیت دانش‌آموزان، به آثار جا مانده از مدیریت ۷۴ وزیر آموزش و پرورش در قبل از انقلاب اسلامی بر می‌گردد؛ چرا که آنان کسانی بودند که با آب و هوای فرهنگی جهان غرب گوشت و پوست خود را سفت و سخت نموده بودند؛ و هم چنین ضمیر ناخودآگاه و ذهن نیمه هشیار آنها خانواده ایرانی را در قد و قواره حضور در مدرسه نمی‌دانستند تا چه رسد بر اینکه یک میز مشارکتی برای تربیت دانش‌آموزان با حضور والدین داشته باشند.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه امروز در هستی شناختی خانواده می توان فریاد حمایت از کسانی که با رسوخ در کسوت مقدس معلمی مزدور فراماسونری های قدیم یا مدرن بوده اند را روان شناختی نمود که نشان آنان این است که خانواده را از جایگاه عظیم مدرسه و مشارکت های قرآنی امید دهنده، محروم و مأیوس می کنند، گفت: برای مثال تاختن به اسناد بالا دستی آموزش و پرورش بدون قرآئت حتی یکبار مطالب و مباحث آن یا فقط توجه به اقوال مغرضانه بیگانگان نمودن و زبان نحس آنان را بر خرمن دستاورد کشور عزیزمان سطله می دهند تا برای تخریب دستاوردهای ۴۰ ساله انقلاب اسلامی از قشر مورد اعتماد مردم نجیب ایران یعنی جامعه فرهنگیان یارگیری کنند.

وی اضافه کرد: تعریف خانواده در اسناد بالادستی آموزش و پرورش زیر بنای تربیت به صورت دو سویه برای مدرسه و منزل مهندسی شده است و غنا و قوت بر آمده از زندگی ۲۷ پیامبر در کتاب قرآن حکیم و عمر ۲۵۰ ساله نورانی تاریخ عترت، تمامی اسناد یونسکو و و سازمان‌های بین‌المللی و هم چنین کشورهای به ظاهر توسعه یافته را تحت الشعاع قرار می‌دهد، و سطح تشکیل خانواده در جوامع غربی برای قضاوت در اختیار همگان موجود است که چگونه در برابر مقام خانواده در دستورات اسلامی مچاله و چماله می‌شوند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اظهار کرد: یک نکته کلیدی که مانع حضور اولیای دانش آموزان و اعطای سهم تربیتی آنان در مدارس می‌شود، تفکراتی است که به صورت خواسته و ناخواسته بستر دولتی شدن آموزش بدون حق والدین را که در قبل از انقلاب اسلامی جریان داشته هم چنان در کشور را استمرار می بخشند؛ برای مثال باید به این مثلث توجه کنیم (میز کنفویسویس در یونسکو + میز یونسکو در دانشگاه فرهنگیان + میزتغییر پوشش در مدارس) برای موضوع بانشاط سازی مدارس و توسعه سبد شادی دانش‌آموزان آن هم از حلقوم برخی هنرپیشه‌هایی که از اسلام فقط آگاهی شنیداری دارند یا از منابع غیر تخصصی الهام گرفته و از بلندگوهای آن طرف آبی که با مبانی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش دشمن هستند، نظراتی را ارائه می دهند.

وی توضیح داد: برخی در این انتظارند که مبانی قرآنی و عترت سند تحول باید از آنها اجازه بگیرد تا از شادمانی عفت سیتز غربی و نشاط برده‌داری سپید آنان جا نماند. اینان هیچ توجه ندارند که بسیاری از غربی‌ها از حجاب ورزشکاران در صحنه‌های بین المللی و حضور زنان صاحب مدارک سطح عالی علمی ایران زمین، شادمانی و نشاطی را به جهان صادر کرده‌اند که همین آثار سبب شده  خشم و خیانت های رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی را با تمام قدرت به جنگ  مردم ایران کشانده که با حربه تحریم اقتصادی، نشاط و شادمانی در اسلام را به شک و شبهه و نفرت بکشاند، هم چنانکه دیدیم در مسابقات رزمی بانوان جهان، عفت دختر ایرانی را خلاف شادی و شادمانی و قوانین برهنگی و چراگاه مردان معرفی نمودند، و مانع حضور او برای مبارزه با حریفی که در خدمت نظام برده‌داری مدرن جنسی آنان بود، شدند.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: آیا تعریف و تطبیق روز معلم با شهادت راد مردی چون شهید مطهری که با نگارش کتاب مقام زن در اسلام که هنوز تازه و پر طراوت است و نظام خانواده و حقوق معلمان و خصوصا بانوان را حفظ و حراست نموده و می کند زیرکی زیبایی عقل را می رساند؛ یا اینکه روز معلم را با کشورهایی هم آهنگ نمود که معلم باید در راستای انواع تجارت‌های ماتریالستی خصوصا تجارت های ننگ آوری که از آوردن اسم آنها فطرت بشر خجالت دارد، همراه و همسو باشد؛ همان تجارت هایی که همسرداری و فرزند آوری را ضد عدالت و پررنگ نموده و می‌کند که در این موضوع رژیم صهیونیستی ید طولایی دارد.

وی تصریح کرد: معلمان عزیز ایران زمین ما حتما به خاطر گرامی‌شان می رسد که با تکیه بر ظرفیت بی‌بدیل اسلام محمدی(ص) و سیره اهل بیت طاهرین آن حضرت به ویژه فرهنگ عاشورایی، بستری را برای ایران عزیز رقم زد که کشور ایران را از زیر یوغ بیگانگان به ویژه انگلیس مکار و آمریکا یا همان شیطان بزرگ خارج نمود؛ و بعد از قریب به ۲۰۰ سال، عزت، شرف و استقلال از دست رفته که حجاب را حاجب و مانع پیشرفت از نوع غربی آن می دانست به این سرزمین بازگرداند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی ادامه کرد: استکبار جهانی و ایادی آن وقتی از قدرت سخت در برابر موقعیت منحصر به فرد ژئوپلیتیکی خانواده ایرانی مأیوس شدند به آن نتیجه راهنمایی شدند که این قدرت را چه عواملی پدید آورد که به گزینه کانون گرم خانواده‌ای که با عفت و حیاء برهنگی و بردگی جنسی را به زمین گرم زد، روبرو شدند. ظرفیت‌های بی مانند معنوی و مادی جامعه ایرانی مانند تولید قدرت در ۸ سال دفاع مقدس، خنثی شدن انواع توطئه‌هایی که اگر در کشورهای به ظاهر قدرتمند امروز حضور می یافت، طومار آنها را به مانند سونامی‌های دهشت آور در هم بر هم می پیچید، همه اینها محصول کانون خانواده در سند تحول بنیادین بوده و خواهد بود.

وی اضافه کرد: به جد و اطمینان می توان گفت با موقعیت بی‌مانند جغرافیایی، و وحدت ملی و هم چنین وحدت حول پرچم عاشورای حسینی که قلب جوانان کشور و جهان را، در این ۴۰ سال انقلاب اسلامی به خود مجذوب نموده، و ایضا دانشمندان فداکار هسته‌ای و سلول‌های بنیادین که در راه اعتلای کشور از تجارب بی‌مانند به اعتراف دوست و دشمن برخوردارند با حفظ تعریف خانواده قرآنی و عترت آل الله می توانیم گردنه های مرتفع‌تر از تحریم‌های اقتصادی را به وعده‌های تضمین شده حضرت حق تعالی در آیات وحی را پشت سر بگذاریم؛ و دماغ استکبار جهانی و ایادی مادی و مخذول آنها را به خاک مذلت بکشانیم.

 معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: از مسؤولان ستاد تبلیغات جنگ در کشور انتظار می‌رود با اتخاذ آرایش دفاعی که خانواده در اولویت آن باشد به مشارکت خانواده‌ها در زمان جنگ نرم اهتمام بورزد؛ چرا رهبر عزیز و فرزانه انقلاب اسلامی فرمودند آموزش و پرورش یک مخاطب ۴۰ میلیونی است که آینده ما و کشور را رقم می‌زند؛ قطعا دشمن به این خانواده عظیم و عزیز طمع خاص دارد، و انتظار برخی برنامه‌ها و فعالیت‌های کوتاه مدت و بلند مدار آنها و اقداماتی که تا به حال نموده‌اند عادی و غیر منتظرانه نیست. از قرار معلوم حوادث اخیر اقتصادی و فراز و فرود سکه و کاغذهایی به نام دلار که خباثت امریکا را افشاء واعلان می کند، یک پشت پرده‌ایی دارد که مسؤولان از آن غافلند و آن این است که جوانان قادر به تشکیل خانواده اسلامی نبوده و آنانی هم که در میان این راه می‌باشند را به یأس و ناامیدی بکشانند. دشمنان خون خوار این راه را جانشین هجمه‌های نظامی و جنگ‌های نیابتی بی اثر شده نموده‌اند.

وی تصریح کرد: متذکر می‌شوم این خورشید را نمی توان مستمرا در پس ابرهای سیاسی پنهان نمود که نیروی انسانی کارآمد آموزش و پرورش از خانواده‌هایی هستند دانش دوست و ادب محور؛ حال اگر قرار است تحولی و تعالی رقم بخورد باید بستر حضور خانواده‌ها در ۶ زیر نظام سند وزین تحول اولویت گذاری شود؛ و الا زیر نظام‌های سند که به دست توانای همکاران آموزش و پرورش در طبق اخلاص گذارده شده است بدون ظرفیت مشارکتی خانواده‌ها، حال و گذشته مدارس را یک وزن نموده و آینده آن را را کم وزن و یا لاغر و نحیف خواهد نمود.

حجت‌الاسلام والمسلمین برای اولویت‌سازی خانواده در نزد مسؤولان فرهنگی کشور پیشنهاداتی را ارائه کرد:

۱- صدا و سیما برنامه‌ای داشته باشد که با دانش‌آموزان مردود و ناموفق مصاحبه علمی داشته باشد.

۲- تمام منابر کشور توسط سازمان تبلیغات یک نشست آن به مباحث خانواده اختصاص داده شود و هر ساله بعد از احصاء و پالایش جهت حضور در متون درسی تحویل آموزش و پرورش شود.

۳- افرادی که قصد ازدواج و یا طلاق دارند فرم ضمیمه سند ازدواج که متعلق به دوران تحصیل در مدرسه و دانشگاه بوده را تکمیل نموده و در اختیار دانشگاه‌های مرتبط و وزارت کشور قرار بدهند.

۴- صدا و سیما از متن قرآن، فیلم‌های خانواده را جهت آموزش به دانش‌آموزان متناسب هر استان تهیه و تنظیم و تولید کند.

۵- تمام تابلوهای تبلیغاتی در سطح کشور یک نکته پیرامون خانواده در قعالیت خود داشته باشند.

۶- سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد در صدا و سیما کرسی های مناظر خانوادگی را برنامه‌ریزی کنند.

۷- مدارسی که حضور خانواده در آنها حداکثری است از سرانه دانش‌آموزی و فوق العاده شغلی ویژه برخوردار باشند.

۸-  انجمن اولیا و مربیان موظف به آموزش والدین دانش‌آموزی شود که در ابتکارات دارای رتبه بوده و یا در بزهکاری از تحصیل محروم شده‌اند.

 

۲۰۸۴-اصولاً هر مرضی حاصل ذهنی ناآرام است.+ رابطه محبت حقیقی و ذهن آدمی

۲۰ مهر

فلورانس اسکاول شین )به انگلیسی: Florence Scovel Shinn(‏ (۲۴ سپتامبر ۱۸۷۱–۱۷ اکتبر ۱۹۴۰) تصویرگر کتاب و هنرمندآمریکایی بود که از میانه عمرش به فرقه اندیشه نو پیوست و به‌عنوان نویسنده‌ای متافیزیکی کتبی در ترویج دیدگاه‌های این فرقه نوشت. او در یک خانوادهٔ کهن «فیلادلفیایی» به دنیا آمد و سالیان بسیار در مقام نقاش و متافیزیسین و سخنران، نامی پرآوازه داشت و با خدمت بزرگ شفا بخشیدن، هزاران تن از مردمان را در گشودن گره‌ها و از بین بردن دشواری‌های زندگی شان، یاری نمود. وی سالها در نیویورک، دانش الهی را تدریس می‌کرد. افراد بی‌شماری در کلاس‌هایش شرکت می‌کردند و از این راه، پیام معنویت را به بخش گسترده‌ای از مردم می‌رساند. بزرگترین راز موفقیتش این بود که همواره خودش بود: ساده و صمیمی و بی‌تکلف و شوخ‌طبع. هرگز نخواست قراردادی و ادیب‌مآب یا دارای نفوذی تحمیلی باشد. از این رو هزاران تن که نتوانسته بودند از طریق سنتهای قدیمیتر یا حتی شامختر، پیام معنویت را دریابند _یا دست‌کم در آغاز راه، کتابهای متعارف مابعدالطبیعه برایشان چندان جذابیتی نداشت_ به او پناه می‌آوردند. هرچند بسیار معنوی و روحانی بود، معمولاً معنویت و روحانیتش در پس برخورد ساده و راحت با موضوع موردبحث پنهان می‌شد. گرایش فنی و فرهنگستانی نداشت و با مثالهای آشنا و عملی و روزمره آموزش می‌داد. پیش از آن‌که آموزگار حقیقت شود برای کتابها نقاشی می‌کرد.

Photo Florence Scovel Shinn.jpg

چند جمله از این نویسنده

  1. هر آنچه آدمی احساس یا به روشنی مجسم کند بر ذهن

    نیمه هشیار اثر می‌گذارد و مو به مو در صحنه زندگی ظاهر می‌شود.

  2. جز تردید و هراس، هیچ چیز نمی‌تواند میان انسان و بزرگترین آرمانها یا مرادهای دلش فاصله ایجاد کند.

  3. اصولاً هر مرضی حاصل ذهنی ناآرام است.

  4. شر زاییده خیالات نادرست آدمی است و حاصل اعتقاد به دو قدرت:خیر و شر به جای اعتقاد به یک قدرت یعنی خدا.

  5. تنها آن چیزهایی را به خود جذب می‌کنید کهبی‌نهایت به آن می‌اندیشید.

  6. جائی هست که غیر از تو هیچ‌کس نمی‌تواند آن را پر کند و کاری هست که غیر از تو هیچ‌کس نمی‌تواند آن را انجام دهد

نقد

امت فاکس(Emmet Fox)درباره فلورانس اسکاول شین می‌گوید: بزرگترین راز موفقیت او همیشه خودش بود همواره ساده، بی‌تکلف، صمیمی و شوخ‌طبع. دیدگاه‌های وی، دارای نواقصی دربرداشت از ادیان ابراهیمی است.

بیشترین و اصلی‌ترین میزان تضاد وی با ادیان ابراهیمی اعم از اسلام مسیحیت و یهود اعتقاد به تناسخ است. اولین بار و چندی پیش از این فرقه، انجمن تئوصوفی تلاش کرد تا تناسخ را در میان مسیحیان رواج دهد

 

۲۰۸۱-راهکارهای گنجاندن سبک زندگی اهل بیت در سیستم تربیتی کشور+ تعریف محبت حقیقی در خطبه یکم صحیف سجادیه

۱۶ مهر

طی نشستی مطرح شد؛
راهکارهای گنجاندن سبک زندگی اهل بیت در سیستم تربیتی کشور
راهکارهای گنجاندن سبک زندگی اهل بیت در سیستم تربیتی کشور
حجت الاسلام درودی فرازهایی از ادعیه صحیفه سجادیه که معرّف مقامات انسانی و الهی است را بیان کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست بررسی مبانی تربیت اسلامی درصیحفه سجادیه درنمازخانه ساختمان مرکزی وزارت آموزش و پرورش برگزار شد.

دراین نشست حجت الاسلام درودی معاون امور استانها دبیر خانه ستاد همکاریها بااشاره به مبانی ۵ گانه تربیت سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به بیان فرازهایی از ادعیه صحیفه سجادیه که معرّف مقامات انسانی و الهی و هم چنین پرورش دهنده استعدادهایی از جنس نور است، پرداخت.

کسب جایگاه خلیفة الهی در گروحیات طیبه

وی گفت: انسانی که در پی قرب الی الله وحرکت به سوی مقام عبودیت و کسب جایگاه خلیفة الهی است ، باید دعوت خداوند و پیامبرصلی علی علیه و آله را به سوی حیات طیبه اجابت نماید.

معاون امور استانهای دبیر خانه ستاد همکاری ها افزود: برای پیمودن این راه نخست برای تجلی ارزش های الهی در وجود خویش و سپس، برای محقق ساختن آن ها در دیگران جهت اعتلای جامعه صالح باید کوشید.

حیات طیبه در صحیفه سجادیه

سخنران این نشست گفت: کتاب وزین صیحفه سجادیه در لابلای ادعیه ملکوتی خود این مسیررا با معر فی راهکارهای پرورش استعدادهای انسانها به جهان بشریت هدیه نموده است و باید هنرمندانه این معارف الهی که از صنعت بی نظیری برخودار است را در کتب درسی دانش آموزان گنجاند.

وی افزود ؛با عملیاتی شدن راهکارهای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش قادر خواهیم بود با بهره گیری از این معارف زلال ،آسیب های اجتماعی را پیش گیری و درمان کنیم.

راهکارهای گنجاندن سبک زندگی اهل بیت در سیستم تربیتی کشور

معاون امور استانها در ادامه به راهکارهای گنجاندن سبک زندگی اهل بیت در سیستم آموزشی و تربیتی کشور اشاره کرد و گفت: راهکار اول تربیت بر مبنای سبک سپاس اسوه های حسنه، یعنی معصومین علیهم السلام به عنوان مربیان حقیقی آدمی شاخص محتوایی متون درسی قرار داده شود.

وی راهکار دوم را وصول به مراتب حیات طیبه در همه ابعاد فردی و اجتماعی متوقف به آموزش مقام حمد الهی و سبک شگرگزاری مربیان و متربیان دانست و گفت؛ راه سوم ، برنامه ریزی برای مقابله اثرگزار با دشمنان خدا و در واقع دشمنان کمال انسان و سعادت حقیقی،تربیت دانش آموزان با شاخص حمد الهی می باشد.

ویژگی دانش آموزان اهل بیتی

سخنران این نشست در بیان راهکار چهارم گفت: اگر دانش آموزان مودب به آداب حمد الهی شوند، خلقت جهان را بر اساس نظام احسن و سنن عادلانه الهی در می یابند .

وی افزود؛دانش آموز تعلیم دیده در کلاس های سبک سپاسگزاری از خالق هستی، خوبی را به لحاظ خیر بودن از خداوند مهربان یافته، و بدی رابه لحاظ خیر نبودن از نفس انسان معرفی می کند.

تعمیق و ترویج فرهنگ حیا

حجت الاسلام درودی ادامه داد: یکی از بستر های اصلی، زمینه تربیت پذیری دانش آموزان براساس فرهنگ اسلامی ایرانی تربیت متربیان بر اساس شیوه حمد از خداوند متعال و سپاسگزاری از معلمان و والدین رقم می خورد.

وی در ادامه پیش نیاز راهکار «بازنگری و بازتولید برنامه ها و محتوای آموزشی و روش های تربیتی برای درونی سازی و تعمیق و ترویج فرهنگ حیا، عفاف و حجاب» در سند تحول بنیادین را فراهم کردن، زیر بناهای نظری حمد الهی در صیحفه سجادیه در متون درس آموزش و پرورش دانست.

پادزهر مرض های لاعلاج

حجت الاسلام درودی در ادامه گفت: محدودیت های عموم انسان ها که به مرض لاعلاج مبدل می گردد مانند، حرص، ستمکاری و ناسپاسی، نادانی، شتاب زدگی و فراموش کاری با فرازهای حمد الهی در دعای یکم صحیفه سجادیه قابل پیش گیری و درمان است.

آسیب شناسی بی مهری به وطن

وی تاکید کرد،تزیین امور باطل و ایجاد وسوسه در فکر و اراده ی مربیان و متربیان،توسط نفس اماره و شیطان که مسبب بی مهری به وطن و مهرورزی به بیگانگان می گردد با مضامین بلند حمد الهی در صحیفه سجادیه امام زین العابدین قابل آسیب شناسی است.

فرهنگ شکرگزاری در سبد آموزشی

معاون امور استانهای دبیر خانه ستاد همکاری ها گفت: با حاضر نمودن معارف بلند، حمد الهی و سپاس شناسی در سبد آموزشی دانش آموزان، قادر خواهیم بود که مطابقت محتویات ذهنی مربیان و متربیان را با واقع و نفس الأمر در معارف معصومین، همیشگی نموده و به واقعّیت تغییرناپذیرو با ثبات و آرامش قلبی همراه نمود.

وی عملیاتی نمودن راهکار «تدوین برنامه جامع مشارکت خانواده و نهادهای تربیتی و آموزشی برای تقویت فرهنگ تربیتی خانوادهها و تحقق شایستگی های پایه دانش آموزان» در سند تحول را با درک و دریافت مقام حمد الهی امام سجاد علیه السلام امکان پذیردانست و گفت: باید شکر گزار این فرهنگ غنی باشیم که اعتقاد به معارف اسلامی مارا از فرهنگ های بی گانه در بحث توسعه جمعیت بی نیاز کرده است ،زیراتشکیل خانواده و تربیت فرزندان در قالب نظام ماتریالیستی میسور نخوهد بود.

آئین زندگی الهی انسان کامل

حجت الاسلام درودی در ادامه بیان داشت: ایمان- انتخاب و التزام آگاهانه و آزادانه نظام معیار متناسب با غایت زندگی انسان براساس آئین زندگی الهی و دین تمام و انسان کامل ممکن می گردد که نمونه آن را می توان در آموزه های تربیتی صحیفه سجادیه به خوبی دید.

اضافه نمودن درس مدیریت خانواده به برنامه درسی متوسطه

کارشناس این نشست گفت: اضافه نمودن درس مدیریت و سلوک مناسب خانواده به جدول برنامه درسی دوره متوسطه در تمامی رشته ها و برای تمام دانش آموزان که در راهکار ۵/۴ سند تحول آمده، بدون درک مضامین حمد الهی صرفا یک آرزوی طولانی است.

وی گفت: اولویت بخشی به تأمین و تخصیص منابع، تربیت نیروی انسانی کارآمد، تدوین برنامه برای رشد، توانمندسازی و مهارت آموزی، ادامه تحصیل و حمایت مادی و معنوی دانش آموزان مناطق محروم و مرزی که در راهکار۴/۵ سند تحول مشاهده می گردد بدون شناخت مهندسی شده در دعای یکم صحیفه سجادیه ظاهری بدون باطن خواهد بود.

الزامات صدور انقلاب اسلامی

معاون امور استانهای دبیر خانه ستاد همکاری ها در پایان یاد آوری شد: برای صدور انقلاب اسلامی که خون بهترین فرزندان این مرز بوم در مدت ۴۰ سال آن را آبیاری نموده و همچنین استقرار حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی و زدودن آسیب های اجتماعی و شماتت های دشمنان راهکاری غیر از تضمین معارف اهل بیت عصمت و طهارت موجود نیست که نمونه آن در دعای یکم صحیفه سجادیه به رویت اندیشمندان و صاحب نظران علوم اجتماعی و انسانی در می آید، تا قضاوت فطری و علمی خویش را برای همگان به نمایش بگذارنند.

 

۲۰۸۰-سهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان/ نامه به ۳ دستگاه اثرگذار+ محبت حقیقی در آموزش و پرورش

۰۴ مهر
معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس:سهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان/ نامه به ۳ دستگاه اثرگذارسهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان/ نامه به ۳ دستگاه اثرگذار

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت:سند تحول از وزرای هیأت دولت و خدمتگزاران دستگاه‌های اجرایی جهت عملیاتی کردن بندهای مبانی آن و راهکارها، درخواست‌هایی دارد.

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، تاکنون ۷ بخش از مصاحبه با حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش درباره سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با عنوان «تنها کتابی که با همکاری ۶۰۰ نفر تدوین شد/ داروی بسیاری از آسیب‌های کشور را در این سند جست‌وجو کنید»، «آسیب‌های نظام آموزش غربی در ایران با احترام رفتاری به وصایای امام(ره) قابل درمان است»، «از چرخش نمره ورزش به شادابی جسمانی تا الزام سوادآموزی فرزند در سند ازدواج»، «آیا نهادها و وزارتخانه‌ها در برابر سند تحول آموزش و پرورش وظیفه دارند؟/ شاخص مجلس موفق در نظام تعلیم و تربیت»، «از راه‌حل جدید امتیاز جبرانی برای دانش‌آموزان ناموفق تا تدریس راز موفقیت شرکت‌های اقتصادی»، «راهکارهای حذف کنکور لاکچری/ معرفی ۱۱ مانع مهم تربیت» و «تحول در آموزش و پرورش به شرط قرآن‌سالاری/ باید قرآن از درون قبرستان‌ها آزاد شود» منتشر شد.

سند تحول از وزرای هیأت دولت و خدمتگزاران دستگاه‌های اجرایی جهت عملیاتی کردن بندهای مبانی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و راهکارهای ۱۳۱ گانه آن درخواست‌هایی دارد که در این بخش به آن پرداخته می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی در بخش اظهار کرد: در مبانی سند تحول، طرحی در انداخته شده است که رابطه‌ها به خوبی و دقت لازم دیده شود و لکن این مبحث بزرگ اثرگذار نیاز به امر تکمیلی دارد که در جدولی به بخشی از آن توجه شده است.

سطح رابطه های در مبانی سند تحول
رابطه با خداوند
رابطه با انسان کامل رابطه با خود رابطه با هستی پیرامونی

وی ادامه داد: آیا انسان برای ارتباط با خالق هستی به تنهایی قادر است رابطه برقرار کند یا اینکه باید با رابطه و واسطه بدون آزمون و خطا این نیاز خود را بر طرف کند، و اگر این فرض صواب باشد، ارتباط با انسان کامل مقدم می‌گردد بر ارتباط انسان با خودش و هم چنین جهان پیرامونی او؛ چرا که با این طبقه‌بندی، خداوند متعال را بدون نیاز از ارتباط با مخلوقات معرفی کرده، و در عوض تمام وجود انسان نیاز به ارتباط با حضرت حق تعالی معرفی می‌شود.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش افزود: در نتیجه، کارکرد عقل و تفکر آدمی هویدا می‌شود که عقل بدون پشتوانه وحی الهی انسان را در میان راه رها نموده و به دست جهل و حیرانی اسیر می‌کند و آثار آن در اوراق تاریخ بشر مشهود است؛ چراکه علم بدون حمایت نورانیت وحی، ظلمات است؛ برای اثبات این فرضیه نیاز است به برخی از بندهای مبانی سند تحول بپردازیم تا مکشوف شود که آموزش و پرورش جامعه را می‌سازد یا فرهنگ اجتماعی بر آموزش و پرورش مدیریتی را مسلط می‌کند یا باید گفت تعاملی برقرار است؛ اگرچه در برخی موارد تقدمی هم قابل مشاهده است.

* باید تمام معلمان در تدریس خود به تعریف هستی بپردازند

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با اشاره به راهکار ۱-۱-۱ مبانی سند تحول «جهان هستیواقعیت دارد؛ ولی هستی به طبیعت منحصر نیست»، گفت: با توجه به راهکار ۱-۱-۱ (مبانی سند ص-۴۹-۵۰) استنباط می‌شود که همه هستی در همدیگر اثرگذاری داشته و جهان در پیش روی چشم مربیان و متربیان نباید به همین جهان مادی ختم و اجبار شود.

وی با بیان انکه مربیان و متربیان باید آموزشی را دریافت کنند که سهم فرشتگان و جن را منکر نشوند، افزود: با توجه به بند ۱-۱-۱ باید تمام معلمان در تدریس خود به تعریف هستی بپردازنند و اختصاص خصوصیات هستی به یک درس کنار گذاشتن سند تحول است.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اضافه کرد: در تمامی متون درسی باید بدون استثناء به موجودات عالم غیب پرداخته شود، والا دانش‌آموزان تک ساحتی تربیت شده و به هنگام فارغ‌التحصیلی، وجود ملائکه و جن و شیطان را یا خرافه وجدان می‌کنند و منکر می‌گردنند و یا به قشر سنتی و غیر مدرن جامعه نسبت می‌دهند.

وی با بیان اینکه یکی از دلائل مهم و اساسی غربگرا شدن دانش آموزان تفکیک موجودات عالم غیب از موجودات عالم شهود، در برنامه ریزی متون درسی و افکار معلمانشان است، افزود: یکی از علل عدم انگیزه و نا شاد بودن برخی دانش آموزان در فعالیت دینی تدریس نامتوازن فیما بین متون بر گرفته از موجودات عالم غیب و موجوادت عالم شهادت است.

*مربیان و متربیان باید از متون و مدارسی برخودار باشند که آنان را دو بعدی تربیت کند

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با اشاره راهکار ۱-۲-۱ مبانی سند تحول، «انسان موجودی است مرکب از جسم و روح دو حیثیت در هم تنیده و مرتبط»، اظهار کرد: با توجه به راهکار ۱-۲-۱(مبانی سند ص-۵۷)مربیان و متربیان باید از متون و مدارسی برخودار باشند که آنان را دو بعدی تربیت کند نه ناقص و تک بعدی و مربیان و متربیان باید بدانند اثرگذاری جسم و جان نشان از سلطه و سلطنت عالم مجرد بر ماده دارد.

وی ادامه داد: شکل و محتوای متون درسی دانش‌آموزان باید روح و کالبد آدمی را  به صورت مکمل به نمایش بگذارد و الا اطلاعات خیالی و اجباری از روح در برنامه‌های دینی، زندگی غربی را ناخواسته برای آنان ایده آل معرفی می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: دانش‌آموزان با متون دروس تفکیکی قادر نیستند پیشرفت‌های جهان غرب را حاصل تعامل و توازن دو سویه جسم و روح به صورت متداوم و متقابل یافته، و هم چنین احترام به قوانین الهی تحلیل کنند و در نهایت فساد جهان غرب را نتیجه تربیت تک بعدی بیابند.

* مشکل زیر نظام‌های برنامه درسی ستونی

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با اشاره به راهکار ۱-۳-۱ «انسان نسبت به شناخت هستی و درک موقعیت خود و دیگران در هستی توانایی دارد، گفت: با توجه به راهکار (مبانی سند ص-۷۸)مربیان و متربیان باید از متونی برخودار باشند که جهان هستی را در خور عقل و شناخت آنان معرفی کند.

وی با بیان اینکه مربیان و متربیان باید بعد از یک دروه تحصیلی به نظری آراسته گردند که علم اولیه را از عطایای خداوند هستی وجدان کنند، افزود: دانش‌آموزان با متون درسی منفک شده از معارف علوم انسانی و اسلامی قادر نخواهند بود که خداوند را معلم حقیقی خود وجدان کنند؛ ضمن اینکه زیر نظام‌های برنامه درسی ستونی، قادر نیستند مربیان و متربیان را برای باور سجود ملائکه بر انسان تربیت کنند.

وی ادامه داد: متون درسی که تعلیم بشر را توسط خداوند معرفی کند، زمینه و علت انتخابگری و مسؤولیت و کرامت مربیان و متربیان می‌شود، و در نتیجه سجود فرشتگان  را برای آنان فراهم آورده است.

*دانش‌آموزان باید از بدو ورود به مدارس در یابند که زندگی کتاب ثابتی دارد

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با اشاره به راهکار ۱-۴-۱ «اعتبار ارزش‌های حقیقی بر واقعیت‌های مربوط به عمل آدمی و نتایج آن تکیه دارد»، افزود: با توجه به راهکار(مبانی سند ص-۸۹)مربیان و متربیان باید از متون درسی برخودار شوند که دریابند اکثر آزادی‌های در جهان غرب پشتوانه اختیاری و انتخابی ندارد، بلکه نوعا خیالی و اعتباری است که این تحلیل مهم در قدرت متون درسی پیوسته و همه جانبه‌نگر است.

وی با بیان اینکه مربیان و متربیان باید در متون درسی خود وجدان کنند که سعادت به صرف عمل بر نمی‌آید بلکه بر اساس و پایه‌ریزی فطرت او از ارزش‌های تکاملی برخوردار می‌شود، ادامه داد: دانش‌آموزان باید از بدو ورود به مدارس در یابند که زندگی کتاب ثابتی دارد، اگر از آن آگاهی کامل در نیابند، از آرامش و آسایش و کمال محروم گشته و در ستایش شیطان و شقاوت نفس، پست‌تر از حیوان می‌گردند.

* مربیان باید مسلح به متون درسی منطبق بر فطرت باشند

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با اشاره به راهکار ۱-۵-۱ «دین حقیقت واحدی است که از سوی خدا برای هدایت بشر به سوی سعادت حقیقی و جاوید فرستاده شده است و شرایع توحیدی مصادیق متکامل آن محسوب می‌شوند؛ خاستگاه و مقصد دین حق (=اسلام)، فطرت انسان و شکوفایی آن است»، اظهار کرد: با توجه راهکار۱-۵-۱ (مبانی سند ص-۱۰۷) اگر مربیان و متربیان دین اسلام را با حقایق اعتقادی، اصول اخلاقی و قوانین کلی زندگی آدمی تمام و کامل یافته و اعتبار و صحت آن را به وقت و مخاطب معینی محدود ندانند، هیچ وقت جهان غرب برای آنان جاذبه نخواهد داشت.

وی با بیان اینکه مربیان باید مسلح به متون درسی منطبق بر فطرت باشند تا زگهواره تا گور علم را نجات انسان بیابند، گفت: اگر دانش‌آموزان دروس خود را منطبق بر فطرت معصوم خویش بیابند، جمعه هم به مکتب دل می سپارند.

*** نامه به ۳ دستگاه اثر گذار در عرصه تهذیب و آموزش

شما که دانش‌آموز  و یا فرهنگی در خانواده خود دارید و یا  اینکه بستگان‌تان دانش‌آموزانی دارند که آینده آنان برای شما هم مهم است و همچنین وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها و نهادهایی که علاقه‌مند هستند دانش‌آموزان خود را در مدارسی ثبت‌نام کنند که پس از فارغ التحصیلی، آنان را افتخار سبک زندگی خویش به جهانیان معرفی کنند، باید توجه بنمایند که تلألو سند تحول نزد مقام معظم رهبری و فرهیختگان علوم اسلامی و انسانی و صاحبنظران فرهنگی، نیاز دارد ۵ مبانی تربیتی سند را که از نیازهای زیر بنایی مدارس می باشد در پاسخگویی آن دستگاه تعبیه شود که شرحی از آن در ادامه می‌آید:

۱- مسؤول حوزه علمیه

سلام قرآنی را از چه منبع و از کدامین انسان باید دریافت نموده و ابلاغ کرد؛ این سلام با چه موسیقی و با کدام حرکت دست و پا باید همراه شود تا در تراز مراتب حیاة طیبه مشهود گردد، اگر در حضور محرمان باشیم به کدام آیین مطیع و در میان نامحرمان چند آدابی واجب است. دانش آموزان در انتظار مربی متخصصی هستند که بدانند تفاوت سلام مومن و منافق در کجا ظاهر و حاضر می‌گردد.

آیا سلام قرآن پسند در کلاس ریاضی و فیزیک همان سلام در میان دانش‌آموزان قرآن و دینی باید باشد یا اینکه یک آموزشگاه می‌تواند ترکیبی از سلام برآمده از زیرنظام نام خالق هستی داشته و سلامی از زیر نظام مخلوق از عجز و نقص خود بتراشد، و در یک دوره آموزش بعد از فارغ التحصیلی از سلام اولی احساس خجلت و سنتی نموده و در سلام فرو افتاده از زیر نظام بشری که در قالب آزمون و خطا عرضه می گردد تمام لذت و سعادت انسان معرفی گردد و غیر آن نامدرن و نامربوط با سبک زندگی نخبگان باشد.

دانش آموزان با سوالات مقدر خود متون دروس را اجبار وجدان نموده و تقلب را با سلام در زندگی فردی و جمعی خویش هم سنخ و هم سیاق می یابند، و اسم آن را زرنگی و زیرکی و سعادت زندگی معرفی می کنند، و برای دست یابی به رتبه اول شهروندی باید سلام نازل شده از زیر نظام درسی خالق حکیم را کنهه و تاریخ گذشته معرفی کند و در نهایت محاورات اجتماعی و ملی خود را بر حسب منافع مادی طبقه بندی نموده و دشمنان را به خود امیدوار کند.

تعداد روحانیون اعزامی آن مرکز علمی در ۴ سطح پیش دبستانی و ابتدایی و متوسطه اول و متوسطه دوم با دو جنسیت در ۷ روز هفته مورد نیاز جدی دانش آموزان سلیم الفطره می باشد. والسلام علی السلیم

الف- نیاز به تهیه و تنظیم متونی که مورد تأیید کارشناسان در امور زیر باشد.

۱- برنامه صبحگاهی و ظهرگاهی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- ادبیات دروس تجربی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۳- ادبیات دروس علوم انسانی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۴- مراسم ملی و مذهبی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۶- ادبیات محاوره با دیگران(با رویکرد ۶ ساحتی)

۷- موضوعات انشاء و سبک گزارشگری(با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- مسئول صدا وسیما 

برخی دانش‌آموزان مدرسه ما در کلاس درس و زنگ تفریح با مبادله خنده‌های آموزش یافته اظهار وجود خود را به نمایش گذاشته، و با خشونت‌های مدرن، آن را به عنوان یکی از امتیازات جهان ایده آل مصوب کرده‌اند، و برای اجرای مومنانه آن از ابزارهای حاضر در آموزشگاه اعم از تمسخر معلم و تحقیر هم وطن و تخریب دستاوردهای انقلاب اسلامی و معماری اسلامی، با مقایسه نامتقارن کارنامه دین و علم، جهان غرب را کعبه آمال خود و دیگران ترویج می نمایند، و با حضور چهره‌های قریب به اتفاق در برنامه‌های صدا و سیما به آن مهر و امضای مقبولیت و محبویت الصاق می‌کنند، و هم چنین در خدمت خدمات ظاهری جهان غرب بودن را یک فرصت و پیشرفت و هدف از خلقت برایشان منشور و مشهور می‌گردد.

برخی دانش‌آموزان با زبان نافذ بی‌زبانی می‌گویند برنامه‌های ماهواره قابل اعتماد است برنامه‌های متنوع و شاد دارد در ترویج پزشکی پیشرفته و در برنامه‌های آن  جوانان دارای سهم ویژه و اصلی هستند، و نتیجه می‌گیرند که سبک زندگی آنان حقیقت در اندیشه و واقعیت در نیازهای انسان می باشد. آموزشگاه ما بی صبرانه در انتظار پاسخ ۶ساحتی در سطح متون درسی آن سازمان خدمتگزار می باشد.

الف- نیاز به تهیه و تولید برنامه‌هایی که فضای مجازی را در اختیار مدارس قرار بدهد.

۱- روابط استاندارد والدین در معیار نظام اسلامی(با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- مهارت‌هایی که در روابط شهروندی صبوری و تحمل دیگران نشان رشد اجتماعی باشد. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۳-معرفی فلسفه مناسبت‌های اجتماعی متقاضی مردم ایران(با رویکرد ۶ ساحتی)

۴- ممکل سازی دروسی که در جامعه مبدل به مشاغل اثر گذار و رافع طبقات اجتماعی می گردد. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۳- مسؤول وزارت ارشاد

برخی از دانش‌آموزان مدرسه ما می‌خواهند بعد از فارغ‌التحصیلی هنرپیشه شوند و لکن برخی از فیلم‌های سینما و تئاترهای در سطح شهر به آنان آموزش مستقیم و غیر مستقیم می‌دهد که لازم نیست برای هنرمند شدن تحصیلات عالی داشته و یا در آموزشگاه دارای رتبه اخلاقی و علمی باشید به همین سبب از آن دستگاه متولی امر عظیم ترویج و تبلیغ فرهنگ درخواست می‌گردد برنامه‌هایی را در تراز متون درسی جهت اهمیت دادن به سبک زندگی توحیدی هنرمندان و فعالیت‌های هنری که خداوند حکیم را خالق هنر معرفی می نماید ما را هنرمندانه یاری نموده و دانش‌آموزان را از خیالات باطل به عطایای عینی خالق یکتا  بدون امتحان و ابتلا مقرب و مهذب کند.

الف- نیاز به برنامه‌های هنری ارشاد که متون درسی دانش‌آموزان قرار گیرد.

۱-پیش نویس فیلم‌های سینمایی و تئاتر با مشارکت معلمان و متناسب نیاز مدارس نگارش شود. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۲- صنایع دستی کشور متناسب هر استان دروس دانش‌آموزان تعریف و تصویب گردد. (با رویکرد ۶ ساحتی)

۳- مراتب سبک زندگی یک هنرمند توسط هنرمندان کشور در متون درسی آورده شود. (با رویکرد ۶ ساحتی)

*** سهم دستگاه‌های کشور در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: با ۳ فرض زیر می‌توانیم برای دیگر دستگاه‌های کشور کارنامه پیوستی تهیه کرد تا سهم آنان در موفقیت و مردودی دانش‌آموزان جدول گذاری‌شود تا مربیان و متربیان موانع رشد و خاکستر نشین شدن استعدادهای خودشان را شناسایی کرده و از همان دوران تحصیل خویش به پیشگیری آن اقدام کنند به جای اینکه در آینده در صدد درمان آن عمر صرف کنند.

فرض اول:

 سیاق و سباق اجتماعی آموزش و پرورش ایجاب می‌نماید که مسئول مستقیم آموزش رسمی و عمومی شهروندان باشد؛ از رقص میز و صندلی و حالات دانش‌آموزان و عرق آنان به مدارس خودشان و هم چنین تعریف خانه دوم در السنه اهل دانش و بندهای قانون اساسی بر این هدایت می‌شویم که مدرسه جای آموزش مهارت‌ها و تربیت نفوس برای زندگی است.

فرض دوم:

آیا کم و کیف تعلیم و تربیت در مدارس بر روی تصمیم‌گیری مدیران بالمباشره و یا غیر مستقیم مشهود و محسوس است یا اینکه مدیران دستگاه‌های فعال در کشور بر روی آموزش و پرورش سلطه برنامه‌ریزی داشته و در برابر فرهنگ‌سازی نهاد آموزش و پرورش رویین تن می باشند؟

فرض سوم:

با توجه به مبانی سند تحول که بر پایه نظام معیار اسلامی نگارش شده بر می‌آید که آثار فردی بدون آثار اجتماعی قابل محاسبه و مطالبه نیست و هم چنین آثار جمعی در بسیاری موارد انتخاب و اختیار را از آحاد جامعه می‌رباید، و هم چنین در قتل انبیاء و اولیای الهی و ناکامی آنان، آیات وحی، جامعه را مستحق عذاب الهی مصوب کرده، و در عین حال بحث مهاجرت را برای استقلال فرد از جامعه مطرح می‌نماید.

کارنامه پیوست آموزشی
ردیف نام درس نوبت اول قدیم نوبت اول جدید نوبت دوم قدیم نوبت دوم جدید نوبت سوم قدیم نوبت سوم جدید حوزه های علمیه وزرات ارشاد صدا و سیما
۱ قرآن ۲۰ خیلی خوب ۱۵ خوب ۱۰ نیاز به تلاش نیاز به تلاش نیاز به تلاش نیاز به تلاش
۲ تفکر و پژوهش ۱۹ خیلی خوب ۱۴ خوب ۹ نیاز به تلاش نیاز به تلاش نیاز به تلاش

انتهای پیام/

 

۲۰۷۹- عزاداریهای ۶ ساحتی عاشورایی+ محبت حقیقی در عزاداری ۶بعدی

۲۴ شهریور

۱۳۹۷/۰۶/۲۰ :: ۱۶:۱۰

معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس مطرح کرد

تحلیل آیین عزاداری حسینی با توجه به ساحت‌های تربیتی/ ارزش نزد امام حسین(ع) «حفظ حقوق بشر» است

خبرگزاری فارس: تحلیل آیین عزاداری حسینی با توجه به ساحت‌های تربیتی/ ارزش نزد امام حسین(ع) «حفظ حقوق بشر» است

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به تحلیل آیین عزاداری حسینی در مکتب عاشورا با توجه به ساحت‌های تربیتی سند تحول آموزش و پرورش پرداخت.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش‌ و پرورش خبرگزاری فارس به تشریح «مبانی پنجگانه تربیت و ساحت‌های ششگانه تربیتی در عزاداری‌های مکتب عاشورا» پرداخت.

وی ادامه داد: در محافل عزاداری حسینی(ع)، جهان به گونه‌ای معرفی می‌شود که انسان دارای یک اختیار و انتخابی است که اگر این نعمت الهی را بدون الگو و استاد معصوم بخواهد بهره‌برداری کند، برگزیدگان الهی را به قتل رسانده و خانواده آنان را به اسارت می‌کشاند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با بیان اینکه در مکتب عاشورا، معرفی جهان هستی جهت امتحان و ابتلای بشر پایه‌ریزی و بستر سازی شده است، افزود: در هستی شناسی عاشورایی به خلقت شیطان حکیمانه اشاره می‌شود و هم چنین ارتباط نفس آدمی با وسوسه‌های شیاطین و آرایش دنیا در خیال انسان در این عالم هستی به سبب جهان آخرت است؛ چرا که هستی شناسی تک بعدی، بشر را از اهداف خلقتش محروم می‌کند و در نهایت جهان هستی دو بعدی در زندگی او به نقش کشیده نمی‌شود.

وی اضافه کرد: یکی از آسیب‌های مجالس عزاداری این است که برگزاری برنامه‌ها به‌گونه‌ای تصویر و ترسیم شود که جهان آخرت باید در خدمت جهان مادی و مدت‌دار قرار گرفته و حاجت‌های اشخاص بر آورده شود؛ حال نوع خواسته و استمرار آن به کجا باید بینجامد، مشخص نیست یا اینکه فقط برای نجات از مرحله‌ای است جهت رسیدن به لذات و رفاه دنیوی که این منشأ و مادر فاجعه تنها ماندن امام حسین(ع) در کربلا بوده است که برخی از لشگریان عبید الله ملعون یا برای رسیدن به آخرت بدون دنیا و یا برای رسیدن به دنیا بدون جهان آخرت حاضر شده بودند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورشگفت: با هستی شناختی تفکیکی به انسان شناسی می‌رسیم که آدمی با حیوانات انس گرفته و وجود فرشتگان الهی را منکر و خرافه می‌شمارد و از مقام مسجود ملائکه به دره مسحور شیاطین سقوط می‌کند زیرا از خرد کردن استخوان دشمن خود احساس غرور کرده و تمنای تشویق ویژه دارد، البته تولید چنین انسانی در سال ۶۱ هجری از جهل به شناخت هستی پدید آمده که در حال حاضر هم «تروریست‌های با الوان و البسه مختلف» در همان جاده شیطان قدم زده و علیه مسلمانان جنایات بر پا کرده و می‌کنند.

وی با بیان اینکه پیوند هستی شناختی تک بعدی در جوار انسان شناختی مادی، ارزشی را تولید می‌کند که منکر، جایگاه معروف را اشغال نموده و با چوب خط شیطان به سوی دام‌های ابلیس رانده می‌شود، ادامه داد:  یکی از رسالت‌های عزاداری در مکتب عاشورا، شفاف‌سازی کردن است زیرا عزداران باید در محافل نورانی عاشورا حجاب و عفاف و اطعام و اکرام فقرا را معروف دانسته و زندگی اشرافی و مکیدن خون ناتوانان جامعه را منکر و منحوس شهود کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اضافه کرد: در خیمه‌های عزاداران حسینی از یزید به عنوان نماد منکر و از عمر سعد به عنوان نماد نفس پرستی تبلیغ می شود چرا که ارزش نزد پسر ملعون معاویه علیه اللعنه همجنسگرایی و شرب خمر و سگ بازی و میمون نوازی است، و هم چنین ارزش نزد عمر سعد رسیدن به لذات و رفاه دنیا مانند ملک ری است و لو با قتل بهترین مخلوق هستی و بر گزیده الهی که امروز عامل قتل عام کودکان و زنان بی پناه در یمن و برمه و سایر کشورهای اسلامی از همین نفس پرستی بشر است.

وی افزود: اما ارزش نزد امام حسین(ع)، حفظ حقوق بشر است زیرا حاضر نشد هیچ‌کسی را در عاشورا فدای خود کند و حتی دشمن نادم خود را عفو کرد و هم چنین حقوق حیوانان را ارزش معرفی کرد؛ آنجا که به اسب دشمن مزاحم خود، به دستتان خویش آب می رساند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به معرفت شناختی در مکتب عاشورا پرداخت و گفت: معرفت در وجود انسان از مثلث (هستی شناختی، انسان شناختی، ارزش شناختی) پدید می‌آید چون شکل و محتوای جسم و جان آدمی به علم و فعل الهی وجود یافته است لذا معرفت حقیقی انسان به جهان و خودش متوقف بر اقتدا به الگو و اسوه معصوم است زیرا معرفت ابتدایی بر آمده از فطرت الله بشر، بدون توسل و تولی و شفاعت انسان معصوم شکوفا نمی‌شود، چرا که انسان کامل معرفتش از علم لدنی اعطاء و افاضه شده است و به همین سبب آزمون و خطاء در آن راه ندارد.

وی ادامه داد: در مجالس عاشورایی باید معرفت به علم و عمل معصومانه امام حسین(ع) اشاره شود و از تشبیه انسان کامل به یزید و مانند آن پرهیز شود و اگر این مهم در اجتماعات حسینی صورت پذیرد از برخی اشعاری که شأن امامت را به عشق مجازی نسبت می‌دهد و یا  از برخی سبک‌های موهن عزاداری مبرا می‌شویم.

حجت الاسلام والمسلمین درودی به شرایط دینداری اشاره کرد و گفت: اگر قرار است عزاداران از دین‌ شناختی خیالی و اعتباری به دین شناسی حقیقی و تکوینی چرخش داشته باشند، باید از مجالسی که جهت سالار شهیدان در محرم و صفر تشکیل می‌شود از هستی شناختی تفکیکی به شناخت ترکیبی دو بعدی دنیا و آخرت صعود کنند و همچنین از انسان شناختی که علم را عامل تفاخر بر دیگران یافته و یا علم را ابزار اسارت بشر قرار می‌دهد به مقام علم برای رسیدن به مقام مسجود ملائکه ارتقاء داده شود و هم چنین در جامعه از حاکمان ظلم و جور دوری گزینند، زیرا خداوند ظالم نیست و انسان ظالم خداوند را دشمن خود می‌داند.

وی درباره بحث ساحت زیستی و بدنی سند تحول درباره عزاداران حسینی اظهار کرد: عزاداری باید محیط زیست و هم چنین بدن خویش راتسبیح گوی خالق هستی بدانند به همین سبب از شیوه‌های عزاداری که محیط زیست و بدن عزادار را از تسبیح ساقط می‌گرداند، شدیداً پرهیز کنند؛ حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در شب عاشورا همان بدنی که فردا قطعه قطعه شد را با عطر مزین کرد و آب را برای دشمنان تحریم نکرد بلکه آنان را سیراب کرد.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش درباره جوانانی که محافل ملکوتی حسینی را برپا می‌کنند، گفت: یکی از مزیت های اصحاب حضرت سید الشهدا(ع)، مهارت‌دانی آنان بود پس عزادار مکتب عاشورا بیکار و بی عار نمی تواند باشد.

وی به ساحت هنری اشاره کرد و ادامه داد: ساحت هنری در نوع اشعار روح نواز، اثرگذار، جهت‌دار، آرایش پرچم‌ها و بیرق‌ها بی نظیر یا کم نظیر است و اگر حضور نداشته باشند، جاذبه ای برای شرکت مردم خصوصا جوانان نخواهد داشت؛ در ایام سوگواری حضرت سید الشهدا(ع)، هنر و زیبایی در محافل حسینی موج می‌زند چرا که عاطفه به کودکان و کهنسالان، بیماران و گرفتاران و اطعام فقیر و غنی و هم چنین مشارکت همگانی و هم چنین از درآمد حلال شخصی برای خدمت رسانی به عزاداران اقدام کردن، در جهانی که زندگی با حیوانات و  در قالب مجردی بازاری یافته، چنان تابلویی را به نقش می کشد که بشر خوش‌تر از آن در زندگی خویش ممکنش نیست زیرا این تحفه‌های گرانبها از کلاس درس  سوره هل اتی و روز جهانی مباهله و خاتم بخشی جانشین حقیقی خاتم المرسلین به ارمغان رسیده است.

 

۲۰۷۸-تحول در آموزش و پرورش به شرط قرآن‌سالاری+ محبت حقیقی در سالار نمودن قرآن

۱۴ شهریور
معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش:

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: تا وقتی که آموزش و پرورش، قرآن‌سالار نشود در بحث تحول هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.

کد خبر: ۳۰۷۴۹۹
تاریخ انتشار: ۱۴ شهريور ۱۳۹۷ – ۱۰:۵۷ – ۰۵September 2018

به گزارش گروه سایر رسانه‌های دفاع پرس، حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگویی به مظلومیت و مهجوریت قرآن در قالب ساحت‌های شش‌گانه سند تحول و مبانی پنجگانه تربیت آن، اشاره کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی با توجه به خطبه ۱۵۸ نهج‌البلاغه که حضرت فرمودند: «ألا إنَّ فیهِ عِلمَ ما یَأتِی، و الحَدیثَ عنِ الماضِی، و دَواءَ دائکُم، و نَظمَ ما بینَکُم» بدانید که در قرآن، علوم مربوط به آینده و سخن از گذشته و داروی درد شما و آنچه مایه نظم و سامان میان شماست، وجود دارد، اظهار داشت: ساحت تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی حیات طیبه تحت هیچ عنوانی به دور از آیات وحی چهره عمل به خود نخواهد دید، چرا که رنج ددمنشی از خانه قلب و جعبه افکار آدمی بر می‌خیزد.

وی ادامه داد: اگر انتظار بر این است که با تحول آموزش و پرورش، دانش‌آموزان ماهر و متدین داشته باشیم، گریزی نیست که باید قرآن در متون درسی و تعلیم معلمان و تزکیه روحانیون، اولویت نخست را کسب کرده باشد؛ قرآن حکیم کتابی نیست که با تجربه بشری تکمیل و ترویج شود یعنی در یک کلاس قرآن تدریس شود و در کلاس دیگر از قوانین موجودات تسبیح‌گوی عالم تحت عناوین دروس پایه بدون توجه به آیات وحی آموزشی بدرخشد تا همه نیاز‌های مربی و متربی را پاسخگوی مستمر باشد.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اضافه کرد: در زندگینامه بوعلی سینا آمده است که ایشان در سن ۱۰ سالگی آنچنان با قرآن مأنوس شد که اساتیدش از دانسته‌هایش اظهار شگفتی می‌کردند همان بوعلی که در حال حاضر در آکادمی‌های جهان از او به عنوان یک مبتکر و مخترع بی نظیر یا کم نظیر یاد می‌کنند و می‌گویند او متعلق به جهان بشریت است نه یک کشور. یا از شیخ بهاء، آن شیخ‌العجائب (اعلی اللّه مقامه الشّریف) سؤال کردند «شما این همه مطالب را از کجا به دست آوردید؟» پاسخ داد «از قرآن!» آیا اقرار نخبگان و اظهار فرزانگانی این چنین نباید خواب را از چشمان دلسوزان و متولیان آموزش و پرورش نظام مقدس جمهوری اسلامی که با سرمایه وحی بر سرگردگان ظلم و ستم جهانی فائق آمده‌اند، برباید.

وی افزود: در کدامین پژوهش و تحقیقات آموزشی کشور برای یکبار حیات قرآنی مرحوم کربلایی کاظم ساروقی دستور کار واقع شده است؛ همان کربلایی کاظمی که مرحوم آیت الله سید محمد تقی خوانساری که از مراجع بزرگ روزگار که نماز باران او مشهور است، از وی آزمون مفصلی گرفت و در نهایت از او خواست تا سوره بقره را از آخر به اول به طور معکوس بخواند از آخرین آیه: «لا یکلف الله نفساً…» آ‌غاز و به طور معکوس شروع به تلاوت کرد که آیت الله خوانساری، پس از قرائت چند صفحه گفت: «راستی که عجیب است، من ۶۰ سال است که سوره مبارکه توحید را که چهار آیه است می‌خوانم، اما اگر اینک از من بخواهند تا آن را به عکس قرائت کنم بدون فکر و دقت و تامل، نخواهم توانست. اما این بنده خدا را بنگرید که چگونه و بدون درنگ و با سرعت و دقت و بدون غلط، سوره بقره را به عکس می‌خواند، راستی که کار او شگفت انگیز است».

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی تصریح کرد: آیا این شگفتی‌ها درمان آلام اقتصادی و سیاسی و اجتماعی امروز جامعه ما نمی‌تواند باشد تا اشک سوزان مردم غیور و غیرمند را از گونه‌های آنان بزداید. چرا هست و لکن ساحت و صدای پراکنده اندیشمندان در تاریخ اسلام و بشریت چاره نبوده و الان هم نیست.

وی با بیان اینکه اگر امید بر تحول نظام آموزشی کشور سر داده می‌شود و قرار است آفت شعارزدگی از آن ناامید باشد، راهکارش این است که وزیر آموزش و پرورش با میزان آیات وحی، عزل و نصبش قانونی شود تا زیرمجموعه وی هم قرآن مدار بر پشت میز‌های خدمت قرار گیرند، گفت: شاه عباس صفوی با ریاست دادن به شیخ بهائی در امور فرهنگی و آموزشی در واقع به آیات وحی حاکمیت داد، چرا که هنوز بشر به علومی که شیخ بهاء به گفته خودش از دل قرآن عظیم استخراج کرد عاجز بوده و بلکه برای نمونه کار‌های عجیب و غریب شیخ، چه تخریب‌های زیست محیطی و چه ظلم‌ها که بر زندگی طبیعی بشر روا نداشته است.

وی اضافه کرد: آیا تقسیم آب زاینده رود به محلات اصفهان که در منتهای عدالت و دقت علمی در باب حق آب هر ده و آبادی و محله که هنوز به همان ترتیب معمول است و اصل طومار آن در اصفهان موجود است و هم چنین طرح ریزی کاریز نجف آباد اصفهان که به نام قنات زرین کمر، یکی از بزرگترین کاریز‌های ایران است، و از مظهر قنات تا انتهای آبخور آن ۹ فرسنگ است و به ۱۱ جوی بسیار بزرگ تقسیم می‌شود را باید فراموش کرد و از دیگر ساحت‌های علمی و فناوری در زندگی قرانی شیخ بهایی، تعیین سمت وسوی قبله مسجد امام به مقیاس چهل درجه انحراف غربی از نقطه جنوب، و خاتمه دادن به یک سلسله اختلاف نظرات بود که صاحبان فتوا عهد صفوی راجع به تشخیص قبله عراقین در مدت یک قرن و نیم اختلاف داشتند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش افزود: در ساحت اقتصادی و حرفه‌ای می‌توان به گلخن آن گرمابه شیخ بهائی اشاره کرد که با شمعی گرم می‌شد و شمع تا مدت‌های مدید همچنان می‌سوخت و آب حمام بدان وسیله گرم می‌شد. شیخ بهاء در ساحت علمی و فناوری از برکت قرآن مجید به مقام علمی دست یافته بود که هنوز دانشگاه‌های فوق مدرن امروز با تمام ادعای المپیاد‌های جهانی اش از آن رنجور مانده است، مانند منارجنبان در اصفهان که با تکان دادن یکی از مناره‌ها، مناره دیگر و کل ساختمان نیز تکان می‌خورد، امّا مناره نمی‌افتد و ساختمان، تخریب نمی‌شود؛ ژاپنی‌ها در زمان طاغوت آمدند یکی از مناره‌ها را خراب کردند، آخر هم نفهمیدند چیست، امّا گفتند «اگر زلزله بالای هفت و هشت ریشتر هم بیاید، از بین نمی‌رود».

وی گفت: آیا آیات وحی نمی‌تواند به بلایای طبیعی مانند خشکسالی و زلزله، به کشور در پناه قرآن یاری برساند، و از این همه محرومیت و مصدومیت‌ها مانع شود؟ چرا می‌تواند و لکن لازم است قرآن فرقان در متون درسی و سبک آموزش متربیان مانند سبک آموزشی دوران شیخ بهایی احیاء و ابلاغ شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اضافه کرد: ساحت هنری و زیبا شناختی اگر بخواهد در آموزش و پرورش متحول شود چاره‌ای جز قرآنی شدن ندارد؛ تمام هنرمندان آشتی دهنده بشر با خالق یکتا از طهارت روح خود سخن می‌گویند مثلا استاد فرشچیان اعلام می‌کند که تابلوی زیبا و دلنشین حضرت رضا (ع) را با وضو و توسل به نقش کشیدم.

وی ادامه داد: داستان حج رفتن مرحوم موسوی گرمارودی و هدیه آوردن از حج ابراهیمی بسیار تذکر شنیدنی است که وی اظهار می‌دارد «استاد من آیت الله محمدی به من فرمود: هدیه من از حج شما این باشد که وضو می‌گیری و بالای سر حضرت رسول مهربانی محمد مصطفی (ص) ۲ رکعت نماز به جا می‌آوری و سپس قرآن را می‌گشایی اولین آیه صفحه دست را هدیه برای بنده می‌آوردید. مرحوم گرمارودی بیان می‌کند وقتی آیه ۳۰ سوره فرقان را برای استاد محمدی به عنوان هدیه تقدیم کردم، آنقدر گریه و شیون کرد که مرا خوف گرفت و بعد از ایشان پرسیدم علت این مقدار حزن و دگرگونی شما در چیست، پاسخ داد من فهمیدم که با این همه مباحث علمی در سالیان متمادی پیامبر خاتم (ص) از من راضی نیستند».

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اظهار کرد: قسم به خداوند نازل کننده قرآن بر قلب مطهر پیامبر اعظم (ص)، حضرتش از سبک برنامه‌ریزی قرآنی در کشور ما و کشور‌های اسلامی راضی نیستند و همین عدم رضایت ختمی مرتبت کافی است که با یک آینده پژوهی با این نقطه برسیم که تا آموزش و پرورش، قرآن سالار نشود در بحث تحول هیچ اتفاقی نخواهد افتاد چرا که همه موجودات هستی قرآن سرورند.

وی تصریح کرد: اگر قرار است قرآن از تک ساحتی بودن نجات یابد و از چهره چند ساحتی خودش برای مربیان و متربیان پرده گشایی نماید لازم موارد زیر در برنامه ریزی مسئولان کشور قرار گیرد:

۱- باید قرآن از درون قبرستان‌ها آزاد شود

۲- باید قرآن از زینتی بودن در مجالس جشن و سرور عروسی‌ها آزاد شود.

۳- باید قرآن از سنت پیش مرگ اقتصادی بودن جدا شود.

۴- باید سود آوری بازار صحافان از قرآن جهت دهی شود.

۵- باید قرآن در مسابقات کشوری و بین اللملی از ساحت صوت و حنجره فراتر برده شود.

۶- باید کلاس‌های تفسیر قرآن از تابلو‌های خاک کننده رقیب بری شود.

۷- باید قرآن از نمایشگاه‌های هنری آب و رنگ و خط و قلم به ساحت زیباشناختی قرآنی صعود کند.

۸- باید ادبیات در میان برخی مسلمانان که قرآن کتاب تنهایی بیوه زنان و مردان کهنسال است، اصلاح شود.

۹- باید قرآن از سنت خوش استقبالی در آغاز مجالس و محافل و نشست‌ها رسمی و بد بدرقه شدن مبری شود.

۱۰- باید قرآن در برگزاری مراسم مذهبی میزان و شاخص موفقیت‌ها آن پایه‌ریزی شود.

۱۱- باید قرآن در تمامی پژوهش‌ها و تحقیقات زیربنا تعریف و برنامه‌ریزی شود.

۱۲- باید قرآن یکی از شاخص‌های دولت برای خدمات‌رسانی ویژه دیده شود.

۱۳- باید قرآن در فضای داخلی و خارجی مراکز دولتی و خصوصی در قالب‌های هنری با توجه به آیات مرتبط زیبا سازی شود.

۱۴- باید بخش قرآنی صدا و سیما فعالیت‌های ابتکاری و نیاز‌های دستگاه‌ها و نهاد و سایر مجموعه‌های در کشور را برای ارتباط با آیات قرآن در دستور کار پژوهی و اجرایی خود قرار بدهد.

منبع: فارس

 

۲۰۷۶- انقلاب اسلامی به دلیل مباهله می تواند ۴۰ ساله شود.؟ سند محبت حقیقی در روز مباهله با حضور انسان کامل

۱۴ شهریور

روز مباهله چه روزی است ، روز مباهله چیست و به چه معناست ، داستان روز مباهله ، تاریخ روز مباهله ، خلاصه داستان مباهله ، اعمال روز مباهله ، معنی مباهله ، مباهله در قران مباهله در اصل از «بَهل» به‌معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است، اما مباهله به‌معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است. کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند. تاریخ روز مباهله در سال ۱۳۹۷ روز (چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷ شمسی) برابر با بیست و چهارم ذی الحجّه هجری قمری، روزمباهله پیامبر (ص) با مسیحیان نجران است که در نزد مسلمانان، اهمیت خاصّی دارد؛ چرا که گواه حقانیت و درستی دعوت پیامبر و عظمت شأن اهل بیت مکرّم اوست. شرح مختصر واقعه مباهله مباهله پیامبر (ص) با مسیحیان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر (ص) طی نامه ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر (ص) آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی پیامبر (ص) را مشاهده کردند، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر (ص) اجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند. موقعیت جغرافیایی بخش با صفای نجران با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام این نقطه، تنها نقطه مسیحی نشین حجاز بود که مردم آن به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین مسیح (ع) گرویده بودند. دعوت به اسلام پیامبر اکرم، حضرت محمد مصطفی (ص) برای گزاردن رسالت خویش و ابلاغ پیام الهی، به بسیاری از ممالک و کشورها نامه نوشت یا نماینده فرستاد تا ندای حق پرستی و یکتاپرستی را به گوش جهانیان برساند. هم چنین نامه ای به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشت و طی آن نامه ساکنان نجران را به آیین اسلام دعوت فرمود. نامه حضرت محمد (ص) به اسقف نجران مشروح نامه پیامبر (ص)به اسقف نجران چنین بود: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب (ع). [این نامه ایست] از محمد ((صلی الله علیه و آله وسلم))، پیامبر خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب (ع) را ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می خوانم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند] و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود». عکس العمل نجرانی ها نمایندگان پیامبر صلی الله علیه و آله و که حامل نامه دعوت به اسلام از جانب پیامبر (ص)بودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نیز شورایی تشکیل داد و با آنان به مشورت پرداخت. یکی از آنان که به عقل و درایت مشهور بود گفت: «ما بارها از پیشوایان خودشنیده ایم که روزی منصب نبوت از نسل اسحاق (ع) به فرزندان اسماعیل (ع) انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست که محمد صلی الله علیه و آله وسلم ـ که از اولاد اسماعیل (ع) است ـ همان پیامبر موعود باشد» بنابراین شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیئت نمایندگان نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمد (ص)تماس گرفته، دلایل نبوت او را بررسی کنند. گفتگوی پیامبر (ص) با هیئت نجرانی پیامبر اکرم (ص) در مذاکره ای که با هیئت نجرانی در مدینه به انجام رسانید آنان را به پرستش خدای واحد دعوت کرد. امّا آنان بر ادعای خود اصرار داشتند و دلیل الوهیت مسیح را، تولد عیسی(ع) بدون واسطه پدر می دانستند. در این هنگام فرشته وحی نازل شد و این سخن خدا را بر قلب پیامبر (ص) جاری ساخت: «به درستی که مَثَل عیسی نزد خداوند مانند آدم است که خدا او را از خاک آفرید». در این آیه، خداوند، با بیان شباهت تولد حضرت عیسی (ع) و حضرت آدم (ع)، یادآوری می کند که آدم(ع) را با قدرت بی پایان خود، بدون این که دارای پدر و مادری باشد، از خاک آفرید و اگر نداشتن پدر گواه این باشد که مسیح(ع) فرزند خداست، پس حضرت آدم(ع) برای این منصب شایسته تر است؛ زیرا او نه پدر داشت و نه مادر. اما با وجود گفتن این دلیل، آنان قانع نشدند و خداوند به پیامبر خود، دستور مباهله داد تا حقیقت آشکار و دروغ گو رسوا شود. مباهله، آخرین حربه خداوند پیش از نازل کردن آیه مباهله، در آیاتی چند به چگونگی تولد عیسی (ع) می پردازد و مسیحیان را با منطق عقل و استدلال روبرو می کند و از آنان می خواهد که عاقلانه به موضوع بنگرند. بنابراین پیامبر (ص)، در ابتدا سعی کرد با دلایل روشن و قاطع آنان را آگاه کند، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستیز آنان مواجه گشت، به امر الهی به مباهله پرداخت. خداوند در آیه ۶۱ سوره آل عمران می فرماید: «هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم». دیدگاه بزرگان نجران درباره مباهله در روایات اسلامی آمده است که چون موضوع مباهله مطرح شد، نمایندگان مسیحی نجران از پیامبر(ص) مهلت خواستند تا در این کار بیندیشند و با بزرگان خود به شور بپردازند. نتیجه مشاوره آنان که از ملاحظه ای روان شناسانه سرچشمه می گرفت این بود که به افراد خود دستور دادند اگر مشاهده کردید محمد (ص) با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنید و نترسید؛ زیرا در آن صورت حقیقتی در کار او نیست که متوسل به جاروجنجال شده است و اگر با نفرات بسیار محدودی از نزدیکان و فرزندان خردسالش به میعادگاه آمد، بدانید که او پیامبر خداست و از مباهله با او بپرهیزید که خطرناک است. در میعادگاه چه گذشت؟ طبق توافق قبلی، پیامبر(ص)و نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمایندگان نجران دیدند که پیامبر (ص) فرزندش حسین (ع)را در آغوش دارد، دست حسن (ع) را در دست گرفته و علی و زهرا علیهما السلام همراه اویند و به آنها سفارش می کند هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید. مسیحیان، هنگامی که این صحنه را مشاهد کردند، سخت به وحشت افتادند و از این که پیامبر (ص)، عزیزترین و نزدیک ترین کسانِ خود را به میدان مباهله آورده بود، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد؛ زیرا در غیر این صورت، عزیزان خود را در معرض خطر آسمانی و الهی قرار نمی داد. بنابراین از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر به مصالحه شدند. سخنان ابوحارثه درباره مصالحه هنگامی که هیئت نجرانی پیامبر(ص)را در اجرای مباهله مصمّم دیدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگ ترین و داناترین آنان و اسقف اعظم نجران بود گفت: «اگر محمد (ص) بر حق نمی بود چنین بر مباهله جرئت نمی کرد. اگر با ما مباهله کند، پیش از آن که سال بر ما بگذرد یک نصرانی بر روی زمین باقی نخواهد ماند». و به روایت دیگر گفت: «من چهره هایی را می بینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوه ها را از جای خود بکند، هر آینه خواهد کَند. پس مباهله نکنید که در آن صورت هلاک می شوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند». سرانجام مباهله ابوحارثه، بزرگ گروه، به خدمت حضرت آمد و گفت: «ای ابوالقاسم (ص)، از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه کن بر چیزی که قدرت بر ادای آن داشته باشیم». پس حضرت با ایشان مصالحه نمود که هرسال دوهزار حُلّه بدهند که قیمت هر حلّه چهل درهم باشد و بر آنان که اگر جنگی روی دهد، سی زره و سی نیزه و سی اسب به عاریه بدهند. مباهله پیامبر (ص) با نصرانیان نجران از دو جنبه نشان درستی و صداقت اوست. اوّلاً، محض پیشنهاد مباهله از جانب پیامبر اکرم (ص)خود گواه این مدعاست؛ زیرا تا کسی به صداقت و حقانیّت خود ایمان راسخ نداشته باشد پا در این ره نمی نهد. نتیجه مباهله، بسیار سخت و هولناک است و چه بسا به از بین رفتن و نابودی دروغ گو بینجامد. از طرف دیگر، پیامبر (ص)کسانی را با خود به میدان مباهله آورد که عزیزترین افراد و جگرگوشه های او بودند. این خود، نشان عمق ایمان و اعتقاد پیامبر (ص)به درستی دعوتش می باشد که با جرأت تمام، نه تنها خود، بلکه خانواده اش را در معرض خطر قرار می دهد. مباهله، سند عظمت اهل بیت (ع) مفسران و محدثان شیعه و اهل تسنّن تصریح کرده اند که آیه مباهله در حق اهل بیت پیامبر (ع)نازل شده است و پیامبر (ص)تنها کسانی را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و دامادش علی (ع) بودند. بنابراین منظور از «اَبْنائَنا» در آیه منحصرا حسن و حسین (ع)هستند، همان طور که منظور از «نِساءَنا» فاطمه (س) و منظور از «اَنْفُسَنا» تنها علی (ع) بوده است. این آیه هم چنین به این نکته لطیف اشاره داردکه علی(ع)در منزلت جان و نفس پیامبر است. نزول آیه تطهیر در روز مباهله روزی که پیامبر خدا (ص) قصد مباهله کرد، قبل از آن عبا بر دوش مبارک انداخت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین (ع)را در زیر عبای مبارک جمع کرد و گفت: «پروردگارا، هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوص ترینِ خلق به او بوده اند. خداوندا، اینها اهل بیت منند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاکِ پاک کن.» در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد: «همانا خداوند اراده فرمود از شما اهل بیت پلیدی را برطرف فرماید و شما را پاکِ پاک کند. اعمال روز مباهله روز بیست و چهارم ذی الحجّه، روزمباهله پیامبر (ص) با مسیحیان نجران است که در نزد مسلمانان، اهمیت خاصّی دارد؛ چرا که گواه حقانیت و درستی دعوت پیامبر و عظمت شأن اهل بیت مکرّم اوست. همچنین در این روز حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام در حال رکوع انگشتر خود را به سائل داد، و آیه «انّما ولیکم اللّه» در شأن آن حضرت نازل گشت. در کتاب شریف مفاتیح الجنان، اعمال مخصوصی بدین شرح برای این روز ذکر شده است: اول: غسل، که نشان پالایش ظاهر از هر آلودگی و آمادگی برای آرایش جان و صفای باطن است؛ دوم: روزه، که سبب شادابی درون است؛ سوّم: خواندن دو رکعت نماز، که در وقت و کیفیت و ثواب مانند نماز روز عید غدیر است، و اینکه «آیه الکرسی» در نماز مباهله باید تا«هم فیها خالدون» خوانده شود. هم چنین در این روز خواندن زیارت امیرالمؤمنین(ع) به ویژه زیارت جامعه روایت شده است. احسان به فقرا و محرومان به تأسّی از مولی الموحدین علی (ع) که در رکوع نمازش به نیازمند احسان فرمود، سفارش شده است. چهارم: خواندن دعای مباهله می باشد، که شبیه به دعای سحر ماه رمضان است، و شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس نقل کرده اند، ولی بین روایات آن دو بزرگوار اختلاف زیادی است، و من روایت شیخ طوسی را در کتاب «مصباح» برگزیده ام که فرموده است: دعای روز مباهله همراه با فضیلت آن، از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده، و آن دعا این است: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ بَهَائِکَ بِأَبْهَاهُ وَ کُلُّ بَهَائِکَ بَهِیٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِبَهَائِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ جَلالِکَ بِأَجَلِّهِ وَ کُلُّ جَلالِکَ جَلِیلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِجَلالِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ جَمَالِکَ بِأَجْمَلِهِ وَ کُلُّ جَمَالِکَ جَمِیلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِجَمَالِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عَظَمَتِکَ بِأَعْظَمِهَا وَ کُلُّ عَظَمَتِکَ عَظِیمَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعَظَمَتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ نُورِکَ بِأَنْوَرِهِ وَ کُلُّ نُورِکَ نَیِّرٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِنُورِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ رَحْمَتِکَ بِأَوْسَعِهَا وَ کُلُّ رَحْمَتِکَ وَاسِعَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِرَحْمَتِکَ کُلِّهَا. خدایا از تو درخواست می کنم از زیبایی ات به حق برترین مرتبه زیبایی ات، و همه مراتب آن زیباست، خدایا از تو درخواست میکنم به همه مراتب زیباییات. خدایا از تو درخواست می کنم از بزرگی ات به حق برترین مرتبه بزرگی ات، و همه مراتب بزرگی ات بزرگ است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه مراتب عظمتت. خدایا از تو درخواست میکنم از جمالت، به حق برترین مرتبه جمالت، و همه مراتب جمال تو جمیل است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه مراتب جمالت. خدایا تو را میخوانم چنان که فرمان دادی، پس اجابتم کن چنان ه وعده فرمودی، خدایا از تو درخواست می کنم از شکوهت، به حق برترین مرتبه شکوهت، و همه مراتب شکوهت شکوه مند است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه مراتب شکوهت. خدایا از تو درخواست میکنم از نورت، به حق برترین مرتبه نورت، و همه نورت نورانی است، خدای از تو درخواست میکنم به همه نورت، خدای از تو درخواست میکنم از رحمتت، به حق وسیع ترین مرتبه رحمتت و همه رحمتت وسیع است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه رحمتت. اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ کَمَالِکَ بِأَکْمَلِهِ وَ کُلُّ کَمَالِکَ کَامِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکَمَالِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ کَلِمَاتِکَ بِأَتَمِّهَا وَ کُلُّ کَلِمَاتِکَ تَامَّهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکَلِمَاتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ أَسْمَائِکَ بِأَکْبَرِهَا وَ کُلُّ أَسْمَائِکَ کَبِیرَهٌ ، خدایا تو را می خوانم چنان که فرمانم دادی، پس اجابتم کن چنان که وعده فرمودی. خدایا از تو درخواست میکنم از کمالت به حق برترین مرتبه کمالت، و همه کمالت کامل است، خدایا از تو درخواست می کنم به همه کمالت، خدایا از تو درخواست می کنم از کلماتت به حق تمام ترین کلماتت، و همه کلماتت تمام است، خدایا از تو درخواست می کنم به همه کلماتت، خدایا از تو درخواست می کنم از نامهایت به حق بزرگترین آنها، و همه نامهایت بزرگ است، اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِأَسْمَائِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عِزَّتِکَ بِأَعَزِّهَا وَ کُلُّ عِزَّتِکَ عَزِیزَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعِزَّتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مَشِیَّتِکَ بِأَمْضَاهَا وَ کُلُّ مَشِیَّتِکَ مَاضِیَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَشِیَّتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِقُدْرَتِکَ الَّتِی اسْتَطَلْتَ بِهَا عَلَی کُلِّ شَیْ ءٍ وَ کُلُّ قُدْرَتِکَ مُسْتَطِیلَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِقُدْرَتِکَ کُلِّهَا، خدایا از تو درخواست میکنم به حق همه نامهایت. خدایا تو را میخوانم، چنان که فرمانم دادی، پس اجابتم کن، چنان که وعده فرمودی، خدایا از تو درخواست میکنم از عزّتت، به حق برترین مرتبه عزّتت، و همه عزّتت عزیز است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه عزّتت، خدایا از تو درخواست میکنم از مشیّتت به حق گذراترین مشیّتت و همه مشیّتت گذراست، خدایا از تو درخواست می کنم به همه مشیّتت. خدایا از تو درخواست میکنم به قدرتت که با آن بر همه چیز برتری گرفتی، و همه قدرت تو برتریگیر است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه قدرتت. اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عِلْمِکَ بِأَنْفَذِهِ وَ کُلُّ عِلْمِکَ نَافِذٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعِلْمِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ قَوْلِکَ بِأَرْضَاهُ وَ کُلُّ قَوْلِکَ رَضِیٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِقَوْلِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مَسَائِلِکَ بِأَحَبِّهَا وَ کُلُّهَا إِلَیْکَ حَبِیبٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَسَائِلِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ شَرَفِکَ بِأَشْرَفِهِ وَ کُلُّ شَرَفِکَ شَرِیفٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِشَرَفِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ سُلْطَانِکَ بِأَدْوَمِهِ وَ کُلُّ سُلْطَانِکَ دَائِمٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِسُلْطَانِکَ کُلِّهِ . خدایا تو را می خوانم، چنان که فرمانم دادی، پس اجابتم کن، چنان که وعده فرمودی، خدایا از تو درخواست می کنم از علمت به حق نافذترین آن و همه علم تو نافذ است، خدایا از تو درخواست می کنم به همه علمت. خدایا از تو درخواست می کنم از گفتارت به حق پسندیده ترین آن. و همه گفتارت پسندیده است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه گفتارت. خدایا از تو درخواست میکنم از خواسته هایت به حق محبوب ترین آنها، و همه آنها نزد تو محبوب است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه خواسته هایت. خدایا تو را میخوانم چنان که فرمانم دادی، پس اجابتم کن چنان که وعده فرمودی، خدایا از تو درخواست میکنم از شرفت به حق برترین مرتبه شرفت، و همه شرفت شریف است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه شرفت. خدایا از تو درخواست میکنم از سلطنتت، به حق پایدارترین آن. و همه سلطنتت پایدار است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه سلطنتت. اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مُلْکِکَ بِأَفْخَرِهِ وَ کُلُّ مُلْکِکَ فَاخِرٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمُلْکِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عَلائِکَ بِأَعْلاهُ وَ کُلُّ عَلائِکَ عَالٍ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعَلائِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ آیَاتِکَ بِأَعْجَبِهَا وَ کُلُّ آیَاتِکَ عَجِیبَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِآیَاتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مَنِّکَ بِأَقْدَمِهِ وَ کُلُّ مَنِّکَ قَدِیمٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَنِّکَ کُلِّهِ، خدایا از تو درخواست میکنم از فرمانروایی ات به حق گرانمایه ترین آن، و همه فرمانروایی ات گرانمایه است، خدایا از تو درخواست می کنم به همه فرمانروایی ات. خدایا تو را می خوانم چنان که فرمانم دادی. پس اجابتم کن چنان که وعده فرمودی. خدایا از تو درخواست می کنم از والایی ات به حق والاترین آن، و همه والایی ات والاست، خدایا از تو درخواست می کنم به همه والایی ات. خدایا از تو درخواست می کنم از آیاتت به حق شگفت ترین آیاتت، و همه آیاتت شگفت است، خدایا از تو درخواست می کنم به همه آیاتت. خدایا از تو درخواست میکنم از نعمتت به حق دیرینه ترین آن و همه نعمتت دیرین است، خدایا از تو درخواست می کنم به همه نعمتت. اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ وَ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَا [مِمَّا] أَنْتَ فِیهِ مِنَ الشَّأْنِ وَ الْجَبَرُوتِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکُلِّ شَأْنٍ وَ کُلِّ جَبَرُوتٍ اللَّهُمَّ وَ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَا تُجِیبُنِی بِهِ حِینَ أَسْأَلُکَ یَا اللَّهُ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْأَلُکَ بِبَهَاءِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْأَلُکَ بِجَلالِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْأَلُکَ بِلا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ رِزْقِکَ بِأَعَمِّهِ وَ کُلُّ رِزْقِکَ عَامٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِرِزْقِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عَطَائِکَ بِأَهْنَئِهِ وَ کُلُّ عَطَائِکَ هَنِی ءٌ ، خدایا تو را میخوانم چنان که فرمانم دادی، پس اجابتم کن، چنان که وعده فرمودی. خدایا از تو درخواست میکنم، به حق آنچه که در آن قرار دادی از مقام و جبروت، خدایا از تو درخواست میکنم به تمام مقام و تمام جبروتت. خدایا از تو درخواست میکنم به آنچه با آن اجابتم مینمایی، زمانیکه از تو میخواهم، ای خدا، ای که معبودی جز تو نیست، از تو میخواهم به زیبایی اینکه معبودی جز تو نیست. ای که معبودی جز تو نیست، از تو میخواهم به بزرگی اینکه معبودی جز تو نیست. ای که معبودی جز تو نیست، از تو میخواهم به حق اینکه معبودی جز تو نیست. خدایا تو را میخوانم چنان که فرمانم دادی، پس اجابتم کن چنان که وعده فرمودی. خدایا از درخواست میکنم از روزی ات به همه گانه ترین آن، و همه روزی ات همگانی است. خدایا از تو درخواست می کنم به همه روزی ات، خدایا از تو درخواست میکنم از عطایت، به حق گواراترین آن، و همه عطایت گواراست. اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعَطَائِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ خَیْرِکَ بِأَعْجَلِهِ وَ کُلُّ خَیْرِکَ عَاجِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِخَیْرِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ فَضْلِکَ بِأَفْضَلِهِ وَ کُلُّ فَضْلِکَ فَاضِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِفَضْلِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَنِی اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْنِی عَلَی الْإِیمَانِ بِکَ وَ التَّصْدِیقِ بِرَسُولِکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ وَ الْوِلایَهِ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ الْبَرَاءَهِ مِنْ عَدُوِّهِ وَ الایتِمَامِ بِالْأَئِمَّهِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ فَإِنِّی قَدْ رَضِیتُ بِذَلِکَ یَا رَبِّ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ فِی الْأَوَّلِینَ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ فِی الْآخِرِینَ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ فِی الْمَلَإِ الْأَعْلَی وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ فِی الْمُرْسَلِینَ اللَّهُمَّ أَعْطِ مُحَمَّداً الْوَسِیلَهَ وَ الشَّرَفَ وَ الْفَضِیلَهَ وَ الدَّرَجَهَ الْکَبِیرَهَ. خدایا از تو درخواست میکنم به همه عطایت، خدای از تو درخواست میکنم از خیرت به فوریترین آن، و همه خیرت فوری است. خدایا از تو درخواست میکنم به همه خیرت. خدایا از تو درخواست میکنم از فضلت، به حق فزون ترین آن، و همه فضلت فزون است، خدایا از تو درخواست میکنم به همه فضلت. خدایا تو را میخوانم چنان که فرمانم دادی، پس اجابتم کن چنان که وعده فرمودی. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا برانگیز بر ایمان به خود و تصدیق به رسولت (درود خدا بر او و خاندانش باد) ، و ولایت علی بن ابیطالب (ع) و بیزاری از دشمنش، و اقتدا به امامان از خاندان محمّد (درود خدا بر آنان باد) ، که من به این واقعیت راضی شده ام. خدایا درود فرست بر محمّد بنده و رسولت در میان پیشینیان، و درود فرست بر محمّد در میان آیندگان، و درود فرست بر محمّد، در میان آسمانیان، و درود فرست بر محمّد در میان فرستادگان. خدایا به محمّد عطا کن، وسیله و شرف و فضیلت و درجه بزرگ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قَنِّعْنِی بِمَا رَزَقْتَنِی وَ بَارِکْ لِی فِیمَا آتَیْتَنِی وَ احْفَظْنِی فِی غَیْبَتِی وَ کُلِّ غَائِبٍ هُوَ لِی اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْنِی عَلَی الْإِیمَانِ بِکَ وَ التَّصْدِیقِ بِرَسُولِکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَسْأَلُکَ خَیْرَ الْخَیْرِ رِضْوَانَکَ وَ الْجَنَّهَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ الشَّرِّ سَخَطِکَ وَ النَّارِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ احْفَظْنِی مِنْ کُلِّ مُصِیبَهٍ وَ مِنْ کُلِّ بَلِیَّهٍ وَ مِنْ کُلِّ عُقُوبَهٍ وَ مِنْ کُلِّ فِتْنَهٍ وَ مِنْ کُلِّ بَلاءٍ وَ مِنْ کُلِّ شَرٍّ وَ مِنْ کُلِّ مَکْرُوهٍ وَ مِنْ کُلِّ مُصِیبَهٍ وَ مِنْ کُلِّ آفَهٍ نَزَلَتْ أَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَهِ وَ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ فِی هَذَا الشَّهْرِ وَ فِی هَذِهِ السَّنَهِ. خدایا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد، و به آنچه روزی ام نمودی خشنود بدار، و در آنچه به من عنایت کردی برکت ده، و در غیبتم و در غیاب هر غایبی که او از من است نگهدارم باش. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا بر پایه ایمان به خود و باور داشتن به پیامبرت برانگیز، خدای بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و از تو میخواهم خوب ترین خوبها را که خشنودی ات و بهشت است، و به تو پناه می آورم از بدترین بدها که خشمت و آتش است. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا محافظت فرما از هر مصیبت و هر بلا، و از هر عقوبت، و هر فتنه، و هر آزمایش، و هر شر، و هر امر ناپسند، و هر پیش آمد، و هر آفت که از آسمان بر زمین فرود آید، یا فرود میآید، در این ساعت و در این شب، و در این روز، و در این ماه، و در این سال اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْسِمْ لِی مِنْ کُلِّ سُرُورٍ وَ مِنْ کُلِّ بَهْجَهٍ وَ مِنْ کُلِّ اسْتِقَامَهٍ وَ مِنْ کُلِّ فَرَجٍ وَ مِنْ کُلِّ عَافِیَهٍ وَ مِنْ کُلِّ سَلامَهٍ وَ مِنْ کُلِّ کَرَامَهٍ وَ مِنْ کُلِّ رِزْقٍ وَاسِعٍ حَلالٍ طَیِّبٍ وَ مِنْ کُلِّ نِعْمَهٍ وَ مِنْ کُلِّ سَعَهٍ نَزَلَتْ أَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَهِ وَ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ فِی هَذَا الشَّهْرِ وَ فِی هَذِهِ السَّنَهِ اللَّهُمَّ إِنْ کَانَتْ ذُنُوبِی قَدْ أَخْلَقَتْ وَجْهِی عِنْدَکَ وَ حَالَتْ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ وَ غَیَّرَتْ حَالِی عِنْدَکَ فَإِنِّی أَسْأَلُکَ بِنُورِ وَجْهِکَ الَّذِی لا یُطْفَأُ، خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و روزی من کن از هر شادی، و هر خوشحالی، و هر پایداری و هر گشایش و هر عافیت و هر سلامت و هر کرامت، و هر روزی وسیع حلال پاک و هر نعمت، و هر وسعتی که از آسمان بر زمین نازل شد یا میشود. در این ساعت، و در این شب، و در این روز، و در این ماه و در این سال. خدایا اگر گناهانم مرا در پیشگاهت بی اعتبار ساخته، و میان من و تو پرده شده، و حالم را نزد تو دگرگون نموده. من از تو درخواست میکنم، به حق نور جمالت که هرگز خاموش نشود، وَ بِوَجْهِ مُحَمَّدٍ حَبِیبِکَ الْمُصْطَفَی وَ بِوَجْهِ وَلِیِّکَ عَلِیٍّ الْمُرْتَضَی وَ بِحَقِّ أَوْلِیَائِکَ الَّذِینَ انْتَجَبْتَهُمْ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِی مَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِی وَ أَنْ تَعْصِمَنِی فِیمَا بَقِیَ مِنْ عُمُرِی وَ أَعُوذُ بِکَ اللَّهُمَّ أَنْ أَعُودَ فِی شَیْ ءٍ مِنْ مَعَاصِیکَ أَبَداً مَا أَبْقَیْتَنِی حَتَّی تَتَوَفَّانِی وَ أَنَا لَکَ مُطِیعٌ وَ أَنْتَ عَنِّی رَاضٍ وَ أَنْ تَخْتِمَ لِی عَمَلِی بِأَحْسَنِهِ وَ تَجْعَلَ لِی ثَوَابَهُ الْجَنَّهَ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ یَا أَهْلَ التَّقْوَی وَ یَا أَهْلَ الْمَغْفِرَهِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْنِی بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ و به آبروی محمّد محبوب برگزیده ات، و به آبروی ولیّت علی مرتضی، و به حق اولیایت که آنان را برگزیدی، اینکه بر محمّد و خاندان محمد درود فرستی، و آنچه از گناهانم گذشته بیامرزی، و در باقیمانده عمر حفظم کنی، و به تو پناه میآورم، خدایا، از اینک هرگز به چیزی از نافرمانی هایت بازگردم، تا زنده ام بداری و تا بمیرانی، و من فرمانبردار تو باشم، و تو از من خشنود باشی، و اینکه عملم را ختم کنی به نیکوترینش، و پاداش آن را برایم بهشت قرار دهی، و با من آن کنی که شایسته آنی، ای هل تقوی و ای اهل مغفرت، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و به رحمتت به من رحم کن، ای مهربان ترین مهربانان. پنجم: دعایی که شیخ طوسی و سیّد ابن طاووس پس از دو رکعت نماز و هفتاد مرتبه استغفار، روایت کرده اند بخواند، اول آن دعا «الحمد للّه ربّ العالمین» است. در این روز دادن صدقه به تهیدستان به خاطر پیروی از مولای همه مردان و زنان با ایمان، و زیارت آن حضرت، شایسته است، و مناسب تر زیارت جامعه است. روز بیست و پنجم: روز بس شریفی است، و روزی است که سوره «هل اتی» در حق اهل بیت نازل شد برای اینکه سه روز روزه گرفتند و افطاری خود را به مسکین و یتیم و اسیر دادند و خود با آب افطار نمودند! و سزاوار است شیعیان اهل بیت در این ایام به ویژه در شب بیست و پنجم در دادن صدقه به مساکین و ایتام، و سعی در اطعام ایشان، و روزه داشتن این روز پیروی از مولایان خود کنند. از آنجا که بعضی از علما این روز را روز مباهله میدانند، مناسب است زیارت جامعه و دعای مباهله را نیز در این روز نیز بخوانند.

جزییات بیشتر : به چه روزی روز مباهله میگویند؟ +اعمال روز مباهله

 

۲۰۷۵-ضرورت حضور دانش‌آموزان در کلاس غدیرخم+ محبت حقیقی و تکمیل دین بشر

۰۸ شهریور
معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس مطرح کرد تحلیل واقعه غدیرخم بر اساس ساحت‌های تربیتی/ ضرورت حضور دانش‌آموزان در کلاس غدیرخم تحلیل واقعه غدیرخم بر اساس ساحت‌های تربیتی/ ضرورت حضور دانش‌آموزان در کلاس غدیرخم

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به تحلیل واقعه غدیر خم با توجه به ساحت‌های تربیتی سند تحول پرداخت.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش‌ و پرورش خبرگزاری فارس، واقعه غدیرخم را در قالب ساحت‌های ششگانه سند تحول و مبانی پنجگانه تربیت تشریح و تبیین کرد و گفت: مربیان و متربیان در مدرسه صالح در مسیر قرب الی الله، برای حرکت به سوی مقام عبودیت و کسب جایگاه خلیفة الهی تربیت می شوند.

وی ادامه داد: آنان باید دعوت خدا و پیامبر(ص) را به جهت درک مراتب حیات طیبه اجابت کنند. به طوری که نخست برای تجلی ارزش‌های الهی در وجود خودشان اقدام کرده و سپس برای محقق ساختن آنها در دیگران و شکل‌گیری و اعتلای جامعه صالح بکوشند که در معرفت شناختی و ارزش شناختی آمده در مبانی سند از همین فرمول استفاده شده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: آنان باید تربیت را از خود به غیر آغاز کنند و لذا مربیان و متربیان با قبول ولایت انسان کامل-پیشوایان و اولیای الهی که پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) مصداق اکمل و اتم آنان هستند، این مسیر دشوار را  با مربیان حقیقی معصوم و رهبران آدم شناس برخود هموار کنند. بنابراین تولای اولیای الهی (دوستی و پذیرش ولایت و سرپرستی آنان) و تأسی به ایشان در پیروی عملی این مسیر پر فراز و نشیب آن منتخبانی که تحت عنوان اسوه‌های حسنه الهی معرفی شده اند در همه ابعاد و شئون زندگی پرگردنه و با خطر را برای پویندگان کمال و طالبان قرب الهی حامی می سازد، و هم چنین وصول به مراتب حیات طیبه را در همه ابعاد فردی و اجتماعی برای مربیان و متربیان  در پی می آورد.

وی اضافه کرد: از سوی دیگر برای تحقق حیات طیبه، دانش‌آموزان نیاز مبرم دارند که با شناخت دشمنان خدا (طاغوت) و موانع راه خدا (الذین یصدون عن سبیل الله)، با آنها دشمنی ورزیده (تبرّا) و با مبارزه خالصانه با همه دشمنان راه خدا (جهاد فی سبیل الله) سعی و تلاش داشته تا موانع را به منابع مبدل کنند که دشمنان خدا در واقع دشمنان کمال انسان و سعادت حقیقی که امروز با ریختن خون زنان و کودکان در مدارس و منازل به زندگی ننگین و نفرت بار خود ادامه می‌دهند راه مبارزه را در پیش بگیرند و آن را عزت دار بیابند نه اینکه فریب زرق و برق دنیای آنان را بخورند و منفعل شوند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش‌ و پرورش گفت: یکی از بزرگترین پیام‌های غدیر خم عزت و استقلال در مقابل ظالمان است؛ تربیت دانش‌آموزان بدون اعتقاد به واقعه غدیر خم جهت حرکت آگاهانه و اختیاری به سوی قرب الی الله و تحقق مراتب حیات طیبه در ابعاد فراگیر و همه جانبه نگر آن یک خواب و خیال است.

وی ادامه داد: جهانِ هستی مجموعه‌ای است به هم پیوسته از واقعیت‌های بس گوناگون که شناخت آن بدون نصب امام معصوم بعد از رسول خاتم(ص) مستحیل است،  زیرا خودشناسی و محیط شناختی مملو از پندارها و ذهنیات باطل، را برای بشر به ارمغان خواهد آورد که در جهان امروز شاهد ویرانی‌ها و آثار مخرب و منفور آن هستیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: هر چیز و مخلوقی همان طور که هست، معرفی نمی‌شود به همین سبب هستی شناسی با همه خصوصیات واقعی‌اش و با همه ابعاد مختلف و پیوستگی‌ها و وابستگی‌هایش در مدارس آموزش داده نمی‌شود.

وی با بیان اینکه امروز مربیان و متربیان با فاجعه معرفی وجود انسان به بلای سرگردانی در مدرسه دست و پنجه نرم می‌کنند، اظهار کرد: تعریف حقیقی انسان با دو جنبه مادی و غیرمادی توأمان بوده که هم جسم و کالبد دارد و هم روح و روان که سلطان محسوب می‌شود اما انسان در برخی متون درسی از دو حقیقت بیگانه ترکیب شده که محصول دشمنی با واقعه غدیر و رهبران معصوم آن بوده است.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش‌ و پرورش ادامه داد: به رغم تفاوت‌های اساسی میان جان و جسم، ارتباط وثیقی میان آن دو برقرار است و به شکلی متقابل از هم تأثیر می پذیرند. در حقیقت بدن و روح مراتب یک وجود شخصی واحد و متصل به هم هستند و این دو وجه، و دو جنبه وجود انسان،  بر هم تأثیر و تأثر مداوم و متقابل دارند، البته این معرفت در اختیار مفسران و برگزیدگان حقیقی وحی است که دیگران از آن بهره‌ای ندارند.

وی با بیان اینکه جهان هستی به صورت حقیقی برای دانش آموزان در صورتی قابل شناسایی است که شناخت آن را از معصومین درک و دریافت کرده باشد، افزود: علمی که امروز در مدارس جهان در حال تدریس است، سبب شده است که  شناخت ابعاد و مراتب مختلف هستی و پدیده‌های آفاقی و انفسی در قرآن را از آنان محروم کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی توضیح داد: ادبیات آسمانی و ملکوتی علم را مبدل به فرهنگ ناسوتی کرده‌اند به دلیل آنکه ثمره و خروجی علم رایج در مراکز آموزشی، انکار زمینه انتخابگری و مسئولیت و کرامت آدمی بوده که این ادعا را می‌توانیم در سبک زندگی آنها با چرخشی که پدید آورده شاهد باشیم و آن عبارت است از مقام سجود فرشتگان در برابر او که همه هستی را در خدمت او در می آورند، به سجود ایشان در برابر شیطان و نفس اماره غداره که شیطان او را به خدمت خویش می کشاند و برابر آیات وحی او را به بردگی می برد.

وی اضافه کرد: ارزش‌ها (به لحاظ چیستی) از سنخ مفاهیم و گزاره هایی اعتباری هستند، به طوری که دانش‌آموزان به نوعی در مقام عمل به آنها ملتزم و پای بند باید باشند و بر اساس مفاد آنها در مدرسه اقدام و رفتار می‌کنند ، اما باید دانست که این اعتبارات، در مقام ارزشگذاری تنها در ارتباط با مراسم معرفی مدیرمعصوم در غدیر خم برای جامعه بشری حقیقی قابل اعتنا و طرح هستند و در غیر این صورت، از خود وجود مستقلی نداشته و ندارند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش‌ و پرورش توضیح داد: به بیان دیگر بایدها و نبایدهای ارزشی بیانگر رابطه ضروری خاصی برحسب علّیّت و سببیّت، بین عمل اختیاری دانش‌آموز و نتیجه مترتب بر آن وجود است؛ در واقع، پشتوانه اعتبار مفاهیم ارزشی و مقدم و مسلط بر آن، واقعیتی است که خود در زمره مفاهیم ارزشی نمی‌تواند باشد، اما ثبات و ارزش فعالیت‌های آموزشی به آن بستگی خواهد داشت.

وی ادامه داد: بنابراین اگر مفاهیم و گزاره‌های ارزشی، بدون پشتوانه واقعیات عینی و حقیقی، تعیین و ارائه شوند صرفاً اعتباراتی خواهند بود زیرا احساسات، عواطف، سلیقه‌ها، امیال و خواهش‌های افراد، مستندات ثبات و عینیت خارجی را ندارند و لذا به لحاظ منطقی نمی‌توان بر آنها احکام و آثاری مترتب نمود چراکه تحقق ارزش های حقیقی برای مربیان و متربیان در مقام عمل مستلزم واقعیت یافتن نوعی کمال وجودی (تکامل) در دانش آموزان  است که عبارت است از آثار و نتایج واقعی اعمال اختیاری متربیان در افکار و رفتارشان و هم چنین واکنش آنان نسبت به دیگران، همان طور که واقعیت یافتن ضد ارزش‌ها نیز در زندگی آنان سقوط و انحطاط از مقام شایسته انسان را برای آن‌ها و دیگران به بار می‌آورد.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: بنابراین در واقعه غدیر خم ارزشگذاری از منظر اسلامی و ارزش‌های مبتنی بر واقعیت‌های ثابت وجود آدمی که از ویژگی‌های اساسی و محوری آفرینش انسان بوده که از آن به فطرت و طبیعت نیز یاد می‌شود، برای آموزش مربیان و متربیان رقم خورده است لذا دانش‌آموزان با حضور در کلاس غدیرخم به کمال و سعادت حقیقی که تکامل واقعی آنان و اشتداد وجودی‌شان را در بردارد، صعود می کنند؛ و الا عمل اختیاری کمال آفرین با سلیقه‌های نسبی گرا یا خیالی و اعتباری محض همین می‌شود که علم بشر برای کودک کشی افتخار و قدرت می‌شود.

وی افزود: دین حق برای مربیان و متربیان زمانی از جعبه خیالات خارج می‌شود که مجموعه ای از اعتقادات و قوانین و ارزش‌های متناسب با زندگی دانش‌آموزان از سوی خدای حکیم برای راهنمایی آنان به سوی کمال شایسته ایشان توسط پیامبران الهی مانند واقعه غدیر خم فرو فرستاده شده باشد.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش‌ و پرورش ادامه داد: در شرایع ابراهیمی باور به خداوند یگانه، معاد و نبوت، هسته اعتقادی مشترک بوده؛همچنان که مرتبه‌ای از لزوم عبادت و اطاعت خداوند، رعایت تقوای الهی و پاسداشت اصول و ارزش‌های اخلاقی و انسانی نیز در همه آنها مورد تأکید بوده که پیروان این شرایع آسمانی برای رسیدن به سعادت حقیقی و کمال، لابد از درک و دریافت معارف اسلام ناب محمدی هستند.

وی اضافه کرد: صفات جهانی بودن و جاودانگی از آن دینی است که  توسط جبرئیل امین بر قلب مطهر پیامبر مهربانی‌ها نازل شده باشد. زیرا فطرت پاک آدمی و احکام عقل سلیم و آفرینش هستی و شکوفایی فطرت پاک آدمی را در خود ذخیره کرده است که اگر دانش‌آموزان به اصول اخلاقی دین اسلام و قوانین کلی زندگی آدمی در مورد حقایق اعتقادی اسلام ناب که اعتبار و صحت آن به وقت و مخاطب معینی محدود نیست آموزش داده شوند، دیگر نه فرار نسل‌ها و مغزها مربیان و متربیان را نظاره گر نخواهیم بود و نه فرار از وجدان‌ها یا همان فطرت با طهارت که در روابط شهروندی امروز چه آسیب‌های آزار دهنده‌ای را به مردم تحمیل می‌کند، به جهت آنکه علم حقیقی از دین حقیقی و سرشت پاک نهاد مربیان و متربیان در مدرسه صالح و جامعه صالح قابل تفکیک نبوده و نخواهد بود و تا به این پیوستگی و همبستگی دین تکمیل شده در غدیر خم آراسته نشویم، مشکلی حل نخواهد شد.

 

۲۰۷۴-سند تحول بنیادین آموزش و پرورش مرامنامه شهیدان وطن+ تعریف محبت حقیقی در سیره شهدا

۲۳ مرداد
 سند تحول بنیادین مرامنامه شهیدان وطن

تعلیم و تربیت از نگاه یک شهید

 

سند تحول بنیادین مرامنامه شهیدان وطن

نشست بررسی ساحت های ششگانه تربیت در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با الهام از وصیت نامه شهدا در نمازخانه ساختمان شهید رجایی وزارت آموزش و پرورش با حضور بانوان فرهنگی بر گزار گردید .

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه ستاد همکاری ها در این نشست ،حجت الاسلام حسین درودی به تشریح زندگی پرخیروبرکت شهید والام مقام حسین نوچه نوسار و پیامهای درس آموزوصیت نامه تربیت محوروی پرداخت.

*چهار مولفه در شکوفا شدن شخصیت شهیدان 

وی با بیان اینکه شهدا، پرورش یافتگان تعالیم دینی و ارزش های مبتنی بردین اسلام ناب محمدی هستند گفت ؛ وقتی به حقیقت زندگی این همیشه جاویدانهای همیشه تاریخ پی میبریم به این واقعیت می رسیم که چهار فاکتور مهم در رسیدن آنان به قرب الهی نقش بسزایی داشته است.

معاون امور استانهای دبیرخانه ستاد همکاری ها با بیان اینکه علاوه بر جنبه ها و توانمندیهای  فردی، چهار مولفه در شکوفا شدن شهیدان تاریخ ساز انقلاب اسلامی نقش ممتاز و حائز اهمیتی داشتهگفت ؛ منزل ، مسجد ،مدرسه و  محله محور شکل گیری شخصیت هر فردی است.

*هشدارفراملی  که جدی نکرفتیم 

حجت الاسلام درودی درادامه افزود؛اینکه مقام معظم رهبری در سالهای دور، هشدار جدی تهاجم فرهنگی را نه تنها برای کشور بلکه  بعنوان یک دغدغه فراملی برای مسلمانان مطرح کردند، برای این بود که در تهاجم فرهنگی، همه تلاش دشمن این بوده و هست که این چهار گزینه انسان ساز،یعنی  منزل ، مسجد ،مدرسه و  محله را از مسلمانان  بگیرند و آنوقت با این خلع سلاح فرهنگی ، اجتماعی و آموزشی، برنامه های شوم خود را برای جوانان و نوجوانان ما پیاده کنند که متاسفانه  در شرایط کنونی موفق عمل کرده اند.

وی افزود؛ شهیدانی چون نوچه نو سار اگر تاریخ ساز شدند  به خاطر تربیت یافتن در دامان پاک  مادران و پدران مسلمان ، معلمان متدین ،علمای ربانی و نفس کشیدن در محله هایی بوده که نوع دوستی و عاطفه ورزی در آن موج می زده  و البته با مستعد بودن شرایط عاطفی، عقلانی و با کسب معرفت و تقویت باور ایمانی ،مراتب حیات طیبه را طی کرده و به مقام والای شهادت نائل شده اند.

 *کلید واژه هایی که آیینه تمام نمای اسلام ناب اند  

سخنران این نشست یاد آور شد؛ کلید واژه های بکار رفته در وصیت نامه شهدا بازتاب آموزه های تحول آفرین اسلام ناب محمدی (ص) و مکتب متعالی تشیع است که توانسته است از نوجوانان و جوانان تربیت شده این مکتب، سالک الی الله بسازد و با بصیرت دینی راه صد ساله را در اندک زمان به سوی رستگاری بپیمایند.

*شهیدی که ساحت های شش گانه تربیت را تفسیر کرد 

وی در تبیین ساحت های شش گانه تعلیم و تربیت درسند تحول بنیادین گفت ؛ یکی از ساحتها ” تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی”است که شهید معظم نوچه نو ساز درطلیعه وصیت نامه نورانی خود، با بهره گیری از آیه شریفه چهاردهم سوره صف “یا ایها الذین آمنواکونوا انصار الله/ ای کسانی که ایمان آوردید یاور خدا باشید” اعتقاد به خداوند و یاری دین اورا برای هم نسلی های خود و نسلهای بعد از آنان را تشریح می کند و این یعنی همان چیزی که ما برای تربیت نسلی پاک به دنبال آن هستیم  وسند تحول را سالها پس از شهادت این شهید والامقام تدوین کرده ایم .

وی به دیگر ساحت تعلیم و تربیت در سند تحول اشاره کرد و گفت؛ “تعلیم و تربیت اجتماعی و سیاسی” از ساحت های مهم این سند است که اگرسری به  سیره و سبک زندگی شهدا بزنیم، شاهد ترسیم شاخصها و خطوط قرمز معین شهده از سوی  شهیدان برای ورود به مسائل سیاسی اجتماعی هستیم.

حجت الاسلام  درودی،با بیان  “تعلیم وتربیت زیستی و بدنی” به عنوان ساخت سوم  گفت ؛ این ساحت تربیت دانش آموز را  بر مدار سخت کوشی تعریف کرده و اتفاقا شهید نوچه نوسار در وصیت نامه خود از سر سوز و گداز می نویسد؛ یاریگر دین  خدا بودن سخت است؛ ولی قرآن می فرماید:« حال که ایمان آورده اید، یاوران خدا باشید! ای انسان! بدان که در این راه سدهایی محکم وجود دارد.”

*آنچه شهدا را می رنجاند 

معاون امور استانهای دبیرخانه ستاد همکاری ها ،”تعلیم و تربیت زیبا شناختی و هنری” را چهارمین ساحت تعریف شده در سند تحول بنیادین دانست و گفت؛اگر بخواهیم این ساحت را تعریف کنیم، یعنی ؛تربیت دانش آموزان بر مدار حجاب و خدمت به مسلمانان ، چه زیبا شهید نوچه نو سار این فراز از ساحت های ششگانه را لمس کرده و گویی الان دربین ماست و نوسانات فرهنگی و اعتقادی جامعه را می بیند و تحلیل میکند،آنجا که نوشته است  …”این را بدانید در لحظه شهادتم نسوختم، لحظه سوختنم وقتی بود که دیدم عده ای از خدا بی خبر، آگاهانه با بد حجابی و با سخنان لغو به اسلام ضربه می زنند!

سخنران این نشست در ادامه به ساحت پنجم تربیت یعنی “تعلیم و تربیت اقتصادی و حرفه ای” اشاره کرد و گفت؛در تعریف این این ساحت آمده است ، بصيرت نسبت به سبك زندگي انتخاب شده و ارزيابي پيامد هاي آن درباره خود، جامعه و طبيعت بر اساس نظام معيار اسلامی و… می باشد  که شهید سرافراز نوچه نوسار، بار دیگر بر این قضیه تاکید میکند آنچه مارا می سوزاند، زخم گلوله و آتش خمپاره نیست ،بلکه احتکار مواد مورد استفاده مسلمانان! لحظه سوختنم بود، آن لحظه که می دیدم امر به منکر می کنند و نهی از معروف، اینها سوختن دارد نه شهادت که کمال انسان است.

وی  به آخرین ساحت تعریف شده در سند تحول اشاره کردو گفت؛تعلیم و تربیت علمی و فن آورانه آخرین و مهمترین ساحت تربیتی در این سند  است که باید باسیاست گزاری های مبتنی بر ارزشهای دینی و الهام از فلسفه پیدایش انقلاب اسلامی، انسانی موحد ، مومن ، معتقد به معاد و آشنا به مسئولیت ها و وظایف در برابر خدا ، خود و دیگران تربیت کنیم که در این خصوص بهره مندی از سبک تربیتی شهدا کارساز و از مصادیق عینی چرخش های تحول آفرین خواهد بود.

حجت الاسلام درودی در پایان با ذکر فراز های دیگری از وصیت نامه این شهید گل گون کفن، تربیت نسلی،حقیقت جو،عاقل،عدالت خواه ظلم ستیز،جهادگر،شجاع وطن دوست و و صلح جوراعمل به اندیشه های تابناک شهیدان دانست.

 

۲۰۷۲-تحلیل «آیین حج» از منظر سند تحول آموزش و پرورش+آموزش محبت حقیقی در آیین حج ابراهیمی

۱۶ مرداد

۰

+

۱۳۹۷/۰۵/۱۴ :: ۱۵:۵۴

معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس مطرح کرد

تحلیل «آیین حج» از منظر سند تحول آموزش و پرورش/ راه‌برون رفت از شوک اقتصادی امروز

خبرگزاری فارس: تحلیل «آیین حج» از منظر سند تحول آموزش و پرورش/ راه‌برون رفت از شوک اقتصادی امروز

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به تحلیل آیین حج بیت‌الله الحرام با توجه به ساحت‌های سند تحول بنیادین آموزش و پرورش پرداخت.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس به تحلیل آیین حج بیت‌الله الحرام با توجه به ساحت‌های سند تحول بنیادین آموزش و پرورش پرداخت و اظهار کرد: از ظرفیت حج باید برای تشکیل تمدن اسلامی استفاده شود اما فقط به ظاهر آداب حج خانه خدا توجه می‌‌شود و هم‌چنین با یکبار یا کمتر و بیشتر در طول عمر نمی‌توان با بخشی از آیین حج آن هم به شکل صوری، به رموز انسان ساز حج پی برد و جامعه برتر جهانی را تشکیل داد.

وی با بیان اینکه یکی از راهکارهای استفاده از ظرفیت عظیم حج ابراهیمی، آموزش فراگیر و محاسبه شده آن است که این مهم فقط توسط دستگاه گسترده آموزش و پرورش میسور است، ادامه داد: برای اثبات این ادعا لازم است در ساحت‌های ۶گانه سند تحول به برخی از برنامه‌های تحول آفرین برنامه‌های حج بپردازیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: در حج عبادت با ویژگی‌هایی به حجاج آموزش داده می‌شود به عنوان مثال «مخ عبادت به صورت جمعی استیفاء می‌شود»، «جامعه توحیدی با عبادت بدون طبقه حاصل می شود»، «عبادت حقیقی باید هر رنگ، نژاد، قوم، قبیله و ملتی را متحد و منسجم کند»، «عبادت در حج باید با آرایش ظاهری مانند لباس‌های متحداللون و متفق الشکل، تفاوت‌ها را به تعاون‌ها مبدل کرده تا ابلیس را از خود محروم کند» و «در عبادت حج حجاج، جنسیت جایگاهی ندارد و قراردادهای زوجیت مانع حضور متحد زن و مرد در طواف خانه خدا نمی‌شود که این اتحاد درمان مرض‌های تفرعون و تکبر در زندگی مشترک مردان و زنان جامعه امروز بشر است».

وی اضافه کرد: در عبادت حج ابراهیمی، حجاج رمز آلود بودن عبادات را تعلیم می‌بینند چرا که خداوند صمد چگونه محتاج خانه می‌گردد، پس اگر اصطلاح «بیت الله» در لسان حاجیان رواج دارد بدین معنی است که هر چه به حق تعالی مضاف شود و الله مضاف الیه آن باشد، جهان هستی و آنچه در اوست به دورش گردش می‌کنند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه عبادت حج که در طول عمر یک مسلمان مستطیع فقط یکبار بر او واجب می‌شود، دانشگاهی است که به او تخصص همسر داری و تربیت فرزند در ناملایمات جهان مادی را آموزش داده و هم چنین سبک زندگی توحیدی را برای او به ارمغان می آورد، گفت: مربی و متربی در آموزشگاه با درس «بیت الله» یعنی متصل و مضاف بودن به خداوند در برنامه‌ریزی تحصیلی دارد و دیگر علم را از عبادت منفک و متفرق نمی یابد که با علم تفکیکی به ثروت اندوزی تفاخری در غلتیده و به پرتگاه علم محرومیت زایش سقوط کند.

وی افزود: عبادت حج بیت الله الحرام بی‌تفاوتی‌های دنیای امروز در مقابل ظلم جهانی را مبدل به استقامت همگانی نموده و فاصله سفید و سیاه و غربی و شرقی را و هم چنین تفرقه‌زدایی را از جامعه بشر بر می‌چیند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی درباره ساحت اعتقادی ـ اخلاقی افزود: در حج ابراهیمی، اخلاقی که امروز جهان بشریت را مبتلا به آتش و استبداد و آوارگی کرده، با این احکام مبدل به جامعه صالح و صلح جهانی می‌کند.

وی با بیان اینکه حاجیان در اعمال حج از بیماری و مرض فراگیر ریا و خود‌نمایی یعنی جدل و جمال ظاهری خویش در آینه مادی شهود نمودن، منع می‌شوند، اظهار کرد: حجاج بیت‌الله‌الحرام از ایجاد ناامنی برای زائران خانه خدا و حتی حیوانات ممنوع  شده‌اند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به ساحت زیباشناختی سند در آیین حج ابراهیمی اظهار کرد: داستان ذبح حضرت اسماعیل، مادر زییایی‌های در نزد بشر است که به حجاج آموزش می‌دهد سبک زندگی توحیدی عبارت از آن است که فرزندان را امانت الهی بدانیم نه آنکه ملک خود فرض نموده و قانون بردگی پنهان را برای تربیت آنان به کار بگیریم و ناکامی‌های روزگار خویش را با تحمیل بر آنها در تحصیل و ازدواج و اشتغال جبران سازی کنیم.

وی درباره ساحت اقتصادی و مهارت حرفه‌ای سند تحول گفت: در آیین حج، سرمایه و ثروت امانت الهی محسوب می‌شود، به همین سبب حجاج باید از مالی مستطیع شده باشند که حق الله و حق النبی را پراخت کرده و هم چنین باید اقتصاد خودشان را با ذبح قربانی برای فقرا، توحیدی کرده و از صف مشرکان جدا کنند و این راهکاری است که خداوند هستی برای نجات بشر از اقتصاد ظالمانه مطرح نموده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی ادامه داد: در حال حاضر یکی از راهکارهای برون رفت از شوک اقتصادی امروز برای انقلاب اسلامی، توجه رجال دینی و سیاسی کشور به تحلیل مباحث نظری اقتصاد حجاج در آیین زائرین بیت الله الحرام و تحلیل معانی آن است.

وی به تربیت ساحت زیستی و بدنی سند تحول آموزش و پرورش در آیین حج، اشاره کرد و گفت: حجاج باید با تراشیدن سر و جدا کردن ناخن، بدن‌شان را تطهیر و تکریم کنند و هم حق ندارند گیاهان را از محیط پیرامون خود قطع کنند و پرندگان و حیوانات را در محیط زیست با ناامنی مواجه کنند؛ این عبادت حج ابراهیمی می‌رساند که آیین حج برای بدن انسان و محیط زیست او، درس امنیت و  آبادانی دارد که این نیاز، زندگی بشر را با خطر جدی روبه‌رو کرده است.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به ساحت سیاسی و اجتماعی در آیین حج اشاره کرد و افزود: حجاج با حضور در برنامه رمی جمرات به صورت نمادین و سمعی و بصری به دشمن قسم خورده خود باید سنگ بزنند که این عبادت به زائرین آموزش می‌دهد، انسان دشمن پلیدی دارد که در پیامبر عزیز و عظیمی چون ابراهیم خلیل الرحمن طمع می‌کند پس باید به دو روش آن را از خود دور کند یک از حضور در خانه قلبش و دوم از برائت ورزیدن به لشگر پیاده و سواره نظام؛ به همین جهت در برنامه‌های حج مراسم برائت از مشرکین از سوی خداوند حکیم تعبیه شده تا انسان در قیامت از ناتوانی و نا آگاهی، حجتی برای خالق خویش نتراشد، و علت اینکه این مراسم عظیم و سرنوشت ساز توسط عمال رژیم صیهونیستی و  شیطان بزرگ مقبول نمی‌افتد، آن است که منافع مشرکانه آنها تهدید و تعطیل می‌شود.

وی با توجه با اشاره به ساحت علمی و فناورانه سند تحول آموزش و پرورش در آیین حج گفت: علم حقیقی آن است که انسان با عالم ملکوت جهان هستی ارتباط بر قرار کند چرا که حاجیان باید علم داشته باشند که خداوند نیاز و حاجتی به خانه ندارد زیرا او زمان و مکان برایش فرض نمی‌شود تا خانه‌ای مانند مخلوقات از برایش موجود باشد، بلکه زائرین بیت‌الله‌الحرام باید با آموزش رموز عبادی که دریافت می‌کنند، وجدان کنند که علم حقیقی از آن اوست و علم بشر اعتباری و اعطایی حضرت حق تعالی است.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: اگر مربیان و متربیان با این نوع علم در آیین حج ابراهیمی آشنا شوند از مرز علوم مادی یعنی تصاویری که در خانه ذهن بشر تنیده شده، عبور کرده و به مقام شهود ملکوت جهان مادی ئائل می‌شوند و نتیجه آن می‌شود که انسان کسب علم را برای آخرت می‌طلبد نه برای تکاثر و تکالب زرق و برق ظاهری و لذت‌های خیالی که در محاورات بشر جهان امروز به رقابت گذاشته شده و اسباب اسارت ابلیس و جنود او را فراهم می‌کند.

 

۲۰۶۸-کلید واژهای حیات طیبه در زیارت نامه امام مهربانی ها + محبت حقیقی در زندگی امام هشتم

۰۲ مرداد
 امام رضا
کد خبر: ۴۵۶۸۴۵ | تاریخ مخابره :۱۳۹۷/۵/۱ – ۱۹:۰۱ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
در وزارت آموزش و پرورش بررسی شد؛
کلید واژهای حیات طیبه در زیارت نامه امام مهربانی ها
حوزه/ نشست شاخص های حیات طیبه در زیارت نامه امامان معصوم علیهم السلام با حضور بانوان فرهنگی برگزار گردید.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه» به نقل از ستاد همکاریها، حجت الاسلام حسین درودی در این نشست به تشریح شاخصه های حیات طیبه با الهام از کلید واژهای زیارتنامه حضرت امام رضا علیه سلام پرداخت .

*اهل بیت مربیان انسان و ملائکه

وی با اشاره به شاخصه تربیت اعتقادی و عبادی سند تحول گفت؛ حقیقت مطلب آن است که راه خدا پرستی و خدا باوری را باید از مکتب اهل بیت علیهم السلام آموخت.

وی با بیان اینکه شهادت به یگانگی خداوند در صدرهمه زیارت نامه های ائمه معصومین علیهم السلام قرار دارد گفت؛ آن وقتی که درطلیعه زیارت نامه  امام هشتم با تمام وجود می گوییم؛ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ…

به یاد کلام گهر بار اهل بیت علیهم السلام می افتیم که می فرمایند؛ درس توحید را نه تنها به بشریت  بلکه به ملائکه نیز ما آموختیم، سبحنا فسحبت الملائکه هللنا فهللت الملائکه، اول ما تسبیح خداوند گفتیم، بعد ملائکه گفتند ؛ابتدا ما تهلیل گفتیم، سپس ملائکه گفتند، همه اینها نشانه آن است که راه خدا پرستی از مکتب اهل بیت ع می گذرد.

*سیره امامان  نسخه حیات طیبه

سخنران این نشست در ادامه افزود ؛ اگر به فراز های نورانی زیارت نامه امام رئوف دقت کنیم، متوجه می شویم برای دست یابی به حیات طیبه باید دستور العمل آن را از امام معصوم و انسان کامل گرفت، وقتی می گوییم؛ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَمُودَ الدِّینِ بیانگر آن است که مربیان و متربیان معتقد باشند، خیر دنیا و آخرت توسط انسان کامل محقق می گردد.

وی با بیان اینکه  عبادت حقیقی آن است که به دستور امام معصوم علیهم السلام باشد گفت ؛خوب است مربیان و متربیان، بدانند عبادت حقیقی از آن آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، آنگاه که در زیارتنامه حضرت رضا علیه سلام امام عصر را مورد خطاب قرار داده و عرض میکنیم؛ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّتِکَ وَ وَلِیِّکَ الْقَائِمِ فِی خَلْقِکَ صَلاةً تَامَّةً نَامِیَةً بَاقِیَةً….

*راه برون رفت از وسوسه های شیطانی

حجت الاسلام درودی  با بیان شاخص تربیت اعتقادی اخلاقی سند تحول ابراز داشت؛راه برون رفت از وسوسه های شیطانی تمسک به سجایای اخلاقی اهل بیت علیهم السلام است و در حقیقت چراغ راه بشریت برای رهایی از ظلمات نفسانی می باشند و این مهم در فرازهای زیارت ائمه معصومین  به چشم میخورد و بی خود نیست وقتی زائران کوی دوست از حرم خارج می شوند، احساس سبک بالی می کنند ،چون به امام مهربانی عرضه داشته اند؛السَّلامُ عَلَیْکَ یَا نُورَ اللَّهِ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ…

*برائت از دشمنان دین محور زیارتنامه

سخنران این نشست در ادامه به بعد تربیت  اجتماعی و سیاسی سند تحول و تناسب آن با آداب زیارت اهل بیت علیهم السلام پرداخت و گفت ؛ یکی از زیبایی های  زیارت نامه های ائمه اطهار، اعلام برائت از دشمنان دین و عترت است در زیارت امام هشتم نیز می خوانیم؛ قَتَلَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ بِالْأَیْدِی وَ الْأَلْسُنِ خداوند کسانی که شما هادیان امت را ترور جسمی و شخصیتی می کنند بکشد و این یعنی دائره المعارف مواجهه با دین ستیزان .

*تفاوت سیاست در تشیع با دیگر مکاتب  جهان

حجت الاسلام دروی یاد آور شد؛ از ارکان سیاست در مکتب تشیع، پرهیز از ترور شخصیت بندگان خوب  حق تعالی، با دست و زبان می باشد و تامل در این فراز نورانی زیارت نامه، برای مربیانو متربیان موجب تعریف و تفسیرسیاست در مذهب شیعه می شود که تفاوت سیاست در تشیع با دیگر مکاتب  جهان در این است که ظالمان بصورت فردی و جمعی مورد لعنت و نفرت می باشند.

*شاخص تربیت اقتصادی

وی در تشریح شاخص تربیت اقتصادی و حرفه ای سند تحول با الهام از زیارتنامه امام رضا علیه اسلام گفت ؛ اقتصاد در مذهب تشیع با توجه شایستگی حضرت امام زمان عجل الله فرجه الشریف تعریف می گردد ومربیان و متربیان موفق دراقتصاد عادلانه، امام عصر علیه السلام  را باذن الله ،ولی نعمت خود می دانند،آنجا که پس از سلام و صلوات و عرض ارادت به ساحت قدسی امام رضا علیه اسلام می گوییم ؛… فَارْزُقْنِی بِهِمْ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّی بِهِمْ شَرَّ الدُّنْیَا

*مناظرات علمی عالم آل محمد شاخص تربیت علمی و فنآوری

حجت الاسلام درودی همچنین به تربیت علمی و فنآوری سند تحول و تاکید معارف اهل بیت بر علم آموزی اشاره کرد و گفت؛ بر این اساس است در زیارتنامه امام هشتم می خوانیم؛ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ  بْنِ عَلِیٍّ عَبْدِکَ وَ خَلِیفَتِکَ فِی أَرْضِکَ بَاقِرِ عِلْمِ النَّبِیِّینَ

وی افزود،علم حقیقی آن است که خالق علم را تبیین و تشریح کند وقلب مربیان و متربیان را به خداوند هستی نزدیک نموده، و آرامش را بر مشام جان آنان برساند.

سخنران  این نشسست گفت؛ وقتی به حضرت رضا به عنوان وارث انبیا سلام میدهیم باید از آن حرم ملکوتی الهام بگیریم  ،اگر مربیان و متربیان از علم  آمیخته به دراسه با علم وراثه آشنا شوند، حب وطن مانع از مهاجرت آنان به بلاد دیگر می شود و نو آوری های علوم انسانی را در کشور امام رضا به منصه ظهور می رسانند.

وی در تببین این فراز از زیارتنامه گفت ؛ محب اهل بیت علیم اسلام برای ایجاد کرسی های نظزیه پردازی ملی و بین المللی بایداز سبک مناظره امارضا علیه سلام درس بگیرد و با الهام از آن مناظرات علمی عالم آل محمد که نشات گرفته از علو وحیانی بود اندیشمندان ملل مختلف را به تسخیر استدلا لهای خود در آورد .

 

۲۰۶۵-رابطه علم و دین و عشق و عقل+ رابطه علم حقیقی با محبت حقیقی

۲۷ تیر

رابطه علم و دین و عشق و عقل از دیدگاه عرفان مقربین

بسم الله الرحمن الرحیم

⇐ رابطه علم و دین و عشق و عقل از دیدگاه عرفان مقربین

بعضی از واقعیتها و مطالب است که علم، توانایی درک آن را ندارد بلکه شناخت حقیقی را در مورد آن تنها با دین می توان به دست آورد، مثل اثر لقمه ی حرام یا حلال بر روح و روان آدمی و …

شناخت انسان به عنوان یک موجود سالم و چیستی و چگونگی بُعد مادی آن کار علم است؛ علم می تواند انسان را تعریف کند و بگوید برای ثبوتش چه کند، اما آنچه نجات دهنده انسان است کار علم نیست. بلکه کار دین، ولایت و عشق است.

دیگر آنکه عشق را علم نمی تواند به انسان بدهد ولی علم می تواند این را دریابد که آن عشق، نجات بخش است. بزرگان، اولیاء و عرفا هم به این نتیجه رسیده اند و تجربه هم نشان داده، آن چیزی که می تواند جوهره وجود انسان را به کمال برساند عشق حقیقی است.

انسان دارای دو بُعد است : بشری و فوق بشری

بُعد فوق بشری انسان مربوط به آن روح حیوانی او نیست، چنانکه بُعد حیوانی و نباتی او از آغاز خلقت همین بوده که امروزه هست. وقتی انسان عاشق می شود می تواند بر این بعد مادی خود غلبه کند. انسانی که هر لحظه قوای لذات با اوست می خواهد بخورد و بیاشامد و غرایز مادی او دائمی است. اما در عین حال، دارای قدرتی است به نام عشق که می تواند این غرایز را با آن مهار کند.

این را بشر فهمیده ، هر چند مکانیزم آن را نمی تواند به وجود آورد ؛ بشر نمی تواند بگوید دارویی کشف شده که اگر همه انسانها استفاده کنند عاشق می شوند. این کار علم نیست. بلکه در تجربه صرفاً می تواند بفهمد که نیرویی هست و تنها دین است که می تواند این نیرو را در انسانها ایجاد کند. اما بشر این توانایی را در خود یافته و می داند با قدرت و خلاقیت و علم نمی تواند آن را بیابد .

در قرآن کلمه عشق نیامده چون دارای نارسایی هایی است و تحت عنوان ولایت و محبت آمده است محبت الهی از ناحیه خداوند ایجاد می شود و باعث می شود شخص بتواند حجاب ها را بر هم زده و به هر صورت بر این بُعد مادی خود مسلط شود و به سوی عالم معنا بال و پر گیرد. با علم می توان تا حدی پیش رفت و تجربه کرد و موفق شد اما انسان سالک در ادامه راه باز می ماند زیرا ادامه این راه معنوی با علم تنها کارساز نیست.

۷۴۳۲۲۱_JV1Xxw8r

ولایت، آن عشق و محبتی است که کاملاً با عقل، سنخیت دارد نه اینکه یک بُعد آن عقلانی است و بعد دیگر آن عاشقانه. ولایت، خود عقل است، عقلی که به یک عبارت می توان گفت عاشق و به عبارت دیگر گفت، عاقل است. یعنی وحدت عشق و عقل می شود ولایت.

نتیجه ی آن ولایت، سرسپردگی است. یعنی رضایت مولا را به لحاظ عقلی کاملاً معقول می داند و به لحاظ عملی کاملاً بر انتخاب های خودش اولی می داند. و البته ولایت، مختص خداست.

 

۲۰۶۴-احزاب سیاسی مرام نامه نویسی را از شهدای دانش آموز بیاموزند.+ محبت حقیقی در وصیت نامه شهدا

۲۷ تیر

در نشست ساحت های ششگانه تربیت تشریح شد احزاب سیاسی مرام نامه نویسی را از شهدای دانش آموز بیاموزند وقتی پیام های نافذ شهدای دانش آموز را به عنوان سرمایه تربیتی نسل جدید انقلاب قرار دهیم ،شاهد اتفاقات مبارکی در عرصه تعلیم و تربیت خواهیم بود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیر خانه ستاد همکاریها، سلسله نشست های ساحت های ششگانه تربیت در سند تحول بنیادین در وصیت نامه نورانی شهدا در نمازخانه خواهران ساختمان مركزي وزارت آموزش و پرورش این هفته با موضوع «مراتبی از حیات طیبه در زندگی شهید علی رضا محمودی»برگزار شد.

*سرمایه تربیتی نسل جدید انقلاب

حجت الاسلام حسین درودی در این نشست به تشریح شرح حال شهید والا مقام علیرضا محمودی پارسا و سبک تربیتی وی پرداخت و با استناد به برخی مبانی سند تحول بنیادین خواستار توجه جدی مربیان و متربیان به سبک تربیتی شهدا طبق وصیت نامه های آنان شد

وی گفت؛ وقتی پیام های نافذ شهدای نوجوان و دانش اموز را به عنوان سرمایه تربیتی نسل جدید انقلاب قرار دهیم ،شاهد اتفاقات مبارکی در عرصه تعلیم و تربیت خواهیم بود.

*کلاس درس زندگی پاک

حجت الاسلام درودی با اشاره به حضور نوجوانان سیزده ساله در جبهه های حق علیه باطل پشتوانه تربیتی آن نسل را نیت خالصانه و نفس پاک بنیانگذار جمهوری اسلامی دانست و گفت ؛ برای اینکه بتوانیم نسل جدید را ازخود گذشتگی های شهدای دانش آموز آشنا کنیم باید تربیت اعتقادی و اخلاقی مندرج درسند تحول را نهادینه کنیم.

وی به تبیین انواع تربیت با توجه به حیثیت ها یا شئون حیات آدمی طبق مبانی سند تحول پرداخت و افزود؛وقتی به نوشته های شهید سیزده ساله کرجی می رسیم به این حقیقت پی می بریم که انفاس قدسی امام خمینی با روح و جسم این جوانان چه کرده وصیت نامه آنان نه تنها برای دانش آموزان بلکه اساتید دانشگاه و معلمان نیز درس زندگی می شود

سخنران این نشست با بیان فرازهایی از وصیت نامه شهید علیرضا محمودی پارسا ،خاطرنشان ساخت؛ مگر ما در سند تحول بنیادین دنبال چیزی غیر از این کلام نورانی شهید محمودی هستیم که دانش آموز،معلم،استاد، طلبه و… را به کلاس توبه نویسی و پناه بردن به خدا در همه امور دعوت می کند.

وی افزود؛ شهید محمودی با سوز و گداز می نویسد؛ “بار خدایا از کارهایی که کرده‌ام به تو پناه می‌برم ! از این که حسد کردم…از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم…..از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند….از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم…. از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم….از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند….

*درس مرامنامه نویسی برای احزاب و تشکلهای اجتماعی

حجت الاسلام درودی گفت ؛ اکنون پس از گذشت چهل سال از عمر پر خیرو برکت انقلاب اسلامی اگر وصیت این شهید والا مقام را متن مرامنامه احزاب و گروه های سیاسی اجتماعی قرار دهیم، دیگر هیچ وقت شاهد این همه بد اخلاقی سیاسی و تخریب های سهمگین علیه یکدیگر که چیزی جز شاد کردن دشمن و نگران ساختن دوستان انقلاب عایدمان نمی شود نیستیم، آنجا که یک شهید سیزده ساله می نویسد؛” خدایا به تو پناه می برم…

از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم….از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم….از این که ایمانم به بنده‌ات بیشتر از ایمانم به تو بود….از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری…..از این که کاری را که باید فی سبیل الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم….از این که ” خدا می بیند ” را در همه کارهایم دخالت ندادم….”

*توبه نویسی را نهادینه کنیم

وی در ادامه به اهمیت توبه نویسی و فرهنگ سازی این مهم پرداخت و گفت؛ اگردر روند تحصیل دانش آموزان بتوانیم روحیه پذیرش اشتباه و خطا را در آنان ایجاد کنیم، باید این گونه وصیت نامه ها را در فضای مدرسه و کلاس درس طنین انداز نماییم .

 

۲۰۶۳-شاخص های حیات طیبه در زیات نامه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها +شاخص های محبت حقیقی

۲۷ تیر

در ساختمان مرکزی وزارت آموزش و پرورش بررسی شد شاخص های حیات طیبه در زیات نامه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها نشست بررسی شاخص های حیات طیبه در سیره و سبک زندگی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در نمازخانه ساختمان شهید رجایی وزارت آموزش و پرورش با حضور بانوان فرهنگی بر گزار گردید .
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیر خانه ستاد همکاری ها، حجت الاسلام والمسلمین حسین درودی در این نشست ضمن تبریک فرا رسیدن دهه کرامت ،این ایام را لطف و عنایت خداوند به ملت ایران برای شناخت هرچه بیشتر سنت و سیره ائمه اطهار علیهم السلام دانست.

*حیات طیبه را باید از انفاس قدسی اهل بیت گرفت

وی در ادامه با شاره به زیارتنامه سراسر نور حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها گفت؛ وقتی فرازهای این زیارت نامه را مرور میکنیم ، به عظمت معارف اهل بیت بیشتر پی می بریم و خواهیم دید حیات طیبه را باید از انفاس قدسی آل الله جستجو کرد.

سخنران این نشست گفت ؛ مثلا جامعه فرهنگی به عنوان سکنداران تعلیم و تربیت در شرایط فعلی باید شناخت قابل قبولی از انواع تربیت با توجهبه حیثیت ها یا شئون حیات آدمی داشته باشند که در

مبانی سند از آن به عنوان “انواع تربیت” نام می برد و از جمله عناوین آن تربیت اعتقادی و اخلاقی می باشد.

*اخلاق بین الادیانی معارف اهل بیت

وی افزود؛ حال اگر نگاهی از این زاویه به زیارتنامه کریمه اهل بیت علیهم السلام داشته باشیم شاهد اخلاق بین الادیانی معارف اهل بیت برای رسیدن به قرب خداوند هستیم.

حجت الاسلام والمسلمین درودی خاطر نشان ساخت؛ در این زیارتنامه به خوبی در می یابیم که اهل بیت علیهم السلام به ما اموخته اند اگر می خواهید به ما به عنوان پیشوایان خود احترام بگذارید، باید هادیان قبل از ما را با احترام یاد کنید کنید و بر این اساس در ابتدای زیارت نامه حضرت معصومه نخست به پیامبران اولوالعزم ادای احترام می مکنیم ،زیرا آنان زمینه سازدین اسلام شده اند.

اَلـسَّلامُ عَـلى آدَمَ صَـفْوَةِ الله ؛ سـلام بـر حـضـرت آدم بـرگزیده خـدا

اَلسَّلامُ عَلى نوُح نَبِىِّ الله ؛ سلام بر حضرت نوح پیامبر خدا

اَلسَّلامُ عَلى ا بْراهیمَ خَلیل الله ؛ سلام بر حضرت ابراهیم دوست خدا

اَلسَّلامُ عَلى موُسى كَلیم الله ؛ سلام بر حضرت موسى هم صحبت خدا

اَلسَّلامُ عَلى عیسى روُح الله ؛ سلام بر حضرت عیسى روح الله

وی افزود ؛ این سلام های پی در پی به انبیا قبل از اسلام این درس را به ما می دهد که مقدمه ابلاغ سلام به پیامبر خاتم و اهل بیتش احترام و سلام کردن به مقدسات و پیامبران قبل از ایشان است، آنوقت به بهترین برگزیده خداوند؛ یعنی رسول گرامی و سپس جانشین و اهل بیت او سلام میدهیم.

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا خَیْرَ خَلْقَ الله ؛ سلام بر تو اى بهترین مخلوق خدا….

کارشناس این نشست در ادامه، یکی دیگر از پیام های زیارت نامه حضرت معصومه سلام الله علیها را توجه به تربیت اجتماعی و سیاسی دانست و گفت؛ سیاست در مذهب تشیع یعنی خود و جامعه را به سوی زمره و ملت حقیقی خاتم رسولان صلی الله علیه واله هدایت نمائیم.

*قدرت تمدن سازی تشیع درجهان

وی گفت؛ از نگاه تشیع برای گام نهادن در این وادی دوازده امام معصوم در هر عصری دارای یک رسالت و مأموریت الهی بودند که درطول تاریخ به آنها ملقب شده اند.

وی افزود؛ مربیان و متربیان با اعتقاد به دوازده جانشین پیامبر خاتم صلی الله علیه و اله و سلم قدرت تمدن سازی جهان را از آن خود دارند، آنجا که در فراز دیگری از زیارت نامه بانوی کرامت می خوانیم وَ أَنْ یَجْمَعَنا وَ إِیّاكُمْ فى زُمْرَة جَدِّكُمْ مُحَمَّد

وی افزود؛ مربیان و متربیان مهدی باور،عجل الله تعالی مقدمات حکومت جهانی مهدوی را، پایه ریزی می کنند و این مهم در فراز دیگری از زیارت نامه دختر با عظمت حضرت موس بن جعفرعلیه السلام آمده است آنجا که خطاب به این بانوی با عظمت می گوییم؛ السَّلامُ عَلَى الْوَصِىِّ مِنْ بَعْدِه ؛ سلام بر وصى بعد از او.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى نُورِكَ وَ سِراجِكَ، وَ وَلِىِّ وَلِیِّكَ؛ وَ وَصِیِ وَصَیِكَ, وَحُجَتِكَ عَلى خَلقِكَ ؛ بار خدایا صلوات بفرست بر نور و چراغ روشنگرت، و بر ولىّ ولیّت و بر وصىّ وصیّت، و حجّت خود بر بندگان خود.

*معنای سیاست در فرهنگ تشیع

سخنران این نشست یاد آور شد؛ سیاست در مجموعه شیعه، یعنی به امام زنده و نائبان خاص و عام او اقتدا نمودن.

وی با اشاره به تربیت اقتصادی و حرفه ای مندرج در سند تحول گفت ؛زیارتنامه حضرت معصومه سلام الله علیها توسط امام معصوم، یعنی حضرت رضا علیه السلام نگارش شده است ومبانی ۵گانه تربیت در زیاتنامه عمه جان حضرت بقیه الله اعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف هستی شناختی – انسان شناختی – معرفت شناختی – ارزش شناختی و دین شناختی می باشد.

*چرخش های سند تحول در زیارتنامه بانوی کرامت

حجت الاسلام درودی با یاد آوری چرخش های سند تحول با توجه به زیارتنامه دختر حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام گفت؛چرخش (از دنیا گرایی به آخرت مداری ، از معرفت ظن و گمانی به معرفت یقینی ، از حکومت بشری به حکومت مهدوی ، از عبرت های تجربی به عترت محمدی ، از طبیعت به خلقت…را می توان به عنوان مصادیق چرخش های تحول آفرین بر مبنای تربیت برگرفته از مکتب اهل بیت علیم اسلام دانست که به گونه ای در زیارت نامه حضرت معصومه قابل تفسیر و تاویل است.

 

۲۰۶۲-حجاب، دیروز، امروز، فردا + رابطه حجاب با محبت مجازی

۱۹ تیر

پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس مطرح کرد
نمایش کاریکاتوری از عفاف با محدود کردن آن در رعایت حجاب/ خلوت مجازی و تهدیداتی که نادیده گرفته می‌شود

پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب گفت: حجاب تنها یکی از علامت‌های عفیف بودن فرد است و عدم رعایت خویشتن‌داری در نگاه و زبان و منحصر کردن مسئله عفاف به رعایت حجاب و مترادف کردن این دو واژه با یکدیگر تنها منجر به نمایش یک کاریکاتور از عفاف می‌شود. یعنی همه ابعاد مسئله عفاف باید مدنظر قرار گیرد و نسبت به همه ابعاد آن حساسیت وجود داشته باشد.
گروه اجتماعی خبرگزاری فارس: یکی از مهم‌ترین مسائلی که در خصوص پدیده بی‌حجابی و بدحجابی قابل بررسی است، عدم اقناع مخاطبان است. حجاب مسئله‌ای است که عامل مهم برای رعایت آن ایمان قلبی به حقیقت و درستی آن است و یکی از مقدمات ایجاد آن، این است که تعریف درستی از مفاهیمی چون حیا، عفاف و حجاب صورت بگیرد.
حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی بیاتی مسئول مرکز راهبردی عفاف و حیا در تهران، مسئول مؤسسه فرهنگی پژوهشی طهورا در قم، نویسنده و پژوهشگر حوزه زنان، خانواده و عفاف و حجاب است. این پژوهشگر در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس به تبیین مفاهیمی همچون حیا، عفاف و حجاب و عوامل مهم در تقویت عفاف و رسیدن به سبک زندگی عفیفانه پرداخت.
*عفاف؛ حیا و خودکنترلی جنسی
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی با بیان اینکه معنای عفاف بسیاری از اوقات درست بیان نمی‌شود، اظهار کرد: با توجه به اینکه فلسفه حجاب به تعریف درست عفاف بازمی‌گردد لازم است تعریف درستی از آن بیان شود اما بسیاری از افراد با رأی و نظر خود عفاف را تشریح می‌کنند و گاهی آن را مترادف حجاب می‌دانند در حالی که واژه‌هایی همچون حجاب، حیا و عفاف هریک توضیحات و تعاریف متفاوتی دارند حیا معنای بسیار وسیع‌تری نسبت به عفاف دارد و دامنه عفاف نسبت به حجاب بسیار وسیع‌تر است.
وی افزود: حیا به این معناست که فرد از هر امر قبیحی به خاطر زشتی آن امر دوری کند و در واقع ترک کردن امور زشت، حیا کردن نامیده می‌شود.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب خاطر نشان کرد: عفاف به معنی خودکنترلی جنسی و خویشتنداری است و در واقع در حوزه مسائل جنسی تعریف می‌شود و حیای جنسی به عفاف تعبیر می‌شود و بی‌عفتی مساوی لاابالی‌گری جنسی است.
بیاتی اضافه کرد: حجاب یکی از چند رفتاری است که افراد در خودکنترلی جنسی آن را انجام می‌دهند و واقعیت این است که در آزادترین فرهنگ‌ها میزانی از پوشیدگی و حجاب برای زن و مرد تعریف شده است.
وی با بیان اینکه زمانی که می‌گوییم عفاف به معنی خویشتنداری جنسی است سه سؤال مهم مطرح می‌شود، عنوان کرد: این سه سؤال مهم عبارتند از اینکه چه چیزهایی خویشتنداری را تقویت می‌کنند، چه اموری خویشتنداری را تهدید می‌کنند و علامت انسان عفیف چیست و انسان عفیف چه شاخص‌هایی دارد؟
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب ادامه داد: در تحقیقی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که بیش از ۴۰ مفهوم مرتبط با عفاف وجود دارد که در سه بخش جای می‌گیرند و فرد را به سبک زندگی عفیفانه می‌‌رسانند. حجاب تنها یکی از علامت‌های عفیف بودن فرد است و عدم رعایت خویشتن‌داری در نگاه و زبان و منحصر کردن مسئله عفاف به رعایت حجاب و مترادف کردن این دو واژه با یکدیگر تنها منجر به نمایش یک کاریکاتور از عفاف می‌شود. یعنی همه ابعاد مسئله عفاف باید مدنظر قرار گیرد و نسبت به همه ابعاد آن حساسیت وجود داشته باشد.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی اظهار کرد: باید حساسیت‌ها نسبت به مسائل پایه‌ای، مقدماتی و پشتیبان حجاب در جامعه افزایش یابد زیرا پایه مسئله پوشش، تقویت اراده فرد در برابر ارتباط بی‌پروا با جنس مخالف است.
*تقویت عزت نفس عامل مهم عفیف شدن فرد است
وی سه مفهوم کلیدی تقویت‌کننده عفاف را برشمرد و گفت: وجود عزت نفس یا کرامت انسانی می‌تواند عفاف را در فرد تقویت کند. همچنان که امام علی(ع) در حدیثی می‌فرماید: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته» یعنی کسی که عزت نفس و احساس شخصیت کند، امیالش برایش انقدر بزرگ نمی‌شود که باعث شود در برابر شهوت سر تسلیم فرود آورد.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب دومین عامل تقویت کننده عفاف را ازدواج به‌هنگام دانست و ادامه داد: یکی از مسائلی که باعث می‌شود فرد عفاف داشته باشد، ارضای به موقع نیازهای جنسی اوست در واقع ازدواج روی دوم سکه عفاف است که به تقویت خودکنترلی کمک می‌کند البته هر ازدواجی منجر به عفاف نمی‌شود بلکه ازدواج به‌هنگام در کنار تربیت درست شخص از قطعه‌های تکمیل‌کننده پازل عفاف است.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی عنوان کرد: گاهی برای دختر ۱۴ ساله ازدواج کردن لازم و به‌هنگام است اما دختری ۱۶ ساله هنوز توانایی اداره زندگی زناشویی را ندارد زیرا افراد با توجه به موقعیت‌ها و سنجش انواع مختلف پختگی و بلوغ برای آماده بودن ازدواج بررسی می‌شوند، بنابراین نمی‌توان سن دقیقی را برای ازدواج به‌هنگام مطرح کرد.
وی سومین عامل تقویت کننده عفاف را یاد مرگ و یاد پروردگار دانست و بیان داشت: «ذکر الموت یمیت الشهوات» یاد مرگ و اینکه فرد همواره به یاد داشته باشد که پس از زندگی دنیایی به دنیای دیگر منتقل خواهد شد، ابهت امور شهوانی را در نظر انسان از بین می‌برد و به یاد داشتن اینکه پروردگار در هر حال ناظر امور فرد است باعث می‌شود انسان عفیفانه زندگی کند.
*خلوت مجازی با نامحرم یکی از تهدیدات مهم زندگی عفیفانه دختران و پسران
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در بیان تهدیدات عفاف عنوان کرد: یکی از مهمترین تهدیدات عفاف که در منابع دینی به آن تأکید شده است، مسئله خلوت با نامحرم است. بدین معنا که فرد در موقعیت تنهایی با نامحرم قرار گیرد که در این تنها شدن فضای مجازی و حقیقی تفاوتی ندارد، اما بی‌توجهی به تنها شدن با نامحرم به خصوص در فضای مجازی که افراد آن را کوچک می‌دانند، می‌تواند عفاف را تضعیف کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی ادامه داد: قطعا اگر زن و مرد با یکدیگر خلوت کنند سومین فرد شیطان است و افزایش فضای هیجانی و شهوانی به گونه‌ای که انسان نتواند در برابر آن مقاومت کند، از نتایج این خلوت است و موارد متعددی وجود دارد که افرادِ بسیار عفیف در یک خلوت نامشروع، عفت خود را خدشه‌دار کرده‌اند.
وی دومین عامل تهدیدکننده عفاف را عدم مدیریت نگاه دانست و گفت: سوره نور که قوانین زندگی عفیفانه را توضیح می‌دهد به مسئله مهم مدیریت نگاه می‌پردازد و در این مسئله تفاوتی بین زن و مرد قائل نیست. گاهی پیش می‌آید که فردی که هوسی هم در دل ندارد با عدم کنترل نگاه خود به سمت رشد میل و شهوت می‌رود. البته مدیریت نگاه به معنای کوتاه کردن نگاه است و اصلا نگاه نکردن در این تعریف نمی‌گنجد. در برخی روایات آمده است که فرد عفیف را می‌توان از مدیریت نگاه وی شناخت.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب خاطرنشان کرد: دسترسی آسان و بدون هزینه زیاد به فساد و امور شهوانی می‌تواند عفاف و خودکنترلی را تضعیف کند و سومین عامل تهدید کننده عفاف است.
*قدبلندترین شاخص عفاف رعایت حجاب است!
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی در تشریح شاخص‌های فرد عفیف عنوان کرد: قدبلندترین شاخص عفاف رعایت حجاب است. شاخص دیگر مدیریت نگاه و شاخص سوم پنهان کردن زینت‌ها به خصوص در زنان است.
وی با بیان اینکه مهندسی عفیفانه برای تعاملات، مهمانی‌ها و حتی طراحی منازل یکی دیگر از نشانه‌های عفیف بودن است، گفت: غیرت عنصر فراموش شده‌ای است که متأسفانه در جامعه ما بد تعبیر و تفسیر شده است، غیرت هم در سرفصل تقویت کنندگان عفاف و هم در شاخص عفاف قابل طرح است.
*غیرت؛ احساس مسئولیت همراه با مهربانی و عشق مرد نسبت به ناموس
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در تعریف غیرت گفت: غیرت احساس مسئولیت همراه با مهربانی و عشق مرد نسبت به ناموسش است در حالی که در جامعه ما هرگونه تعصبی، غیرت نامیده می‌شود اما اسلام تعصب‌های نابجا را غیرت نمی‌داند و از خانه نشین کردن زن به اسم غیرت نهی کرده است.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی ادامه داد: گاهی سخت‌گیری‌های نابجای مردان که به نام غیرت انجام می‌شود، باعث بی‌عفتی زن می‌شود در حالی که یکی از نشانه‌های غیور بودن مرد این است که خود فردی عفیف باشد و این غیرت او نشان‌دهنده محبت وی بوده و با روش‌های معقول اعمال شود.
وی تصریح کرد: غیرت ابتدا باعث خودکنترلی و عفت فرد می‌شود و سپس به دیگرکنترلی منجر خواهد شد زیرا اصل نگاه اسلام به این مسائل خودکنترلی است و دیگرکنترلی و غیرت به خودکنترلی بازگشت دارد بنابراین فردی که خود اهل عفت ورزی نیست، نمی‌تواند خانواده خود را به عفت دستور دهد.

پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس مطرح کرد
نمایش کاریکاتوری از عفاف با محدود کردن آن در رعایت حجاب/ خلوت مجازی و تهدیداتی که نادیده گرفته می‌شود

پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب گفت: حجاب تنها یکی از علامت‌های عفیف بودن فرد است و عدم رعایت خویشتن‌داری در نگاه و زبان و منحصر کردن مسئله عفاف به رعایت حجاب و مترادف کردن این دو واژه با یکدیگر تنها منجر به نمایش یک کاریکاتور از عفاف می‌شود. یعنی همه ابعاد مسئله عفاف باید مدنظر قرار گیرد و نسبت به همه ابعاد آن حساسیت وجود داشته باشد.
گروه اجتماعی خبرگزاری فارس: یکی از مهم‌ترین مسائلی که در خصوص پدیده بی‌حجابی و بدحجابی قابل بررسی است، عدم اقناع مخاطبان است. حجاب مسئله‌ای است که عامل مهم برای رعایت آن ایمان قلبی به حقیقت و درستی آن است و یکی از مقدمات ایجاد آن، این است که تعریف درستی از مفاهیمی چون حیا، عفاف و حجاب صورت بگیرد.
حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی بیاتی مسئول مرکز راهبردی عفاف و حیا در تهران، مسئول مؤسسه فرهنگی پژوهشی طهورا در قم، نویسنده و پژوهشگر حوزه زنان، خانواده و عفاف و حجاب است. این پژوهشگر در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس به تبیین مفاهیمی همچون حیا، عفاف و حجاب و عوامل مهم در تقویت عفاف و رسیدن به سبک زندگی عفیفانه پرداخت.
*عفاف؛ حیا و خودکنترلی جنسی
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی با بیان اینکه معنای عفاف بسیاری از اوقات درست بیان نمی‌شود، اظهار کرد: با توجه به اینکه فلسفه حجاب به تعریف درست عفاف بازمی‌گردد لازم است تعریف درستی از آن بیان شود اما بسیاری از افراد با رأی و نظر خود عفاف را تشریح می‌کنند و گاهی آن را مترادف حجاب می‌دانند در حالی که واژه‌هایی همچون حجاب، حیا و عفاف هریک توضیحات و تعاریف متفاوتی دارند حیا معنای بسیار وسیع‌تری نسبت به عفاف دارد و دامنه عفاف نسبت به حجاب بسیار وسیع‌تر است.
وی افزود: حیا به این معناست که فرد از هر امر قبیحی به خاطر زشتی آن امر دوری کند و در واقع ترک کردن امور زشت، حیا کردن نامیده می‌شود.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب خاطر نشان کرد: عفاف به معنی خودکنترلی جنسی و خویشتنداری است و در واقع در حوزه مسائل جنسی تعریف می‌شود و حیای جنسی به عفاف تعبیر می‌شود و بی‌عفتی مساوی لاابالی‌گری جنسی است.
بیاتی اضافه کرد: حجاب یکی از چند رفتاری است که افراد در خودکنترلی جنسی آن را انجام می‌دهند و واقعیت این است که در آزادترین فرهنگ‌ها میزانی از پوشیدگی و حجاب برای زن و مرد تعریف شده است.
وی با بیان اینکه زمانی که می‌گوییم عفاف به معنی خویشتنداری جنسی است سه سؤال مهم مطرح می‌شود، عنوان کرد: این سه سؤال مهم عبارتند از اینکه چه چیزهایی خویشتنداری را تقویت می‌کنند، چه اموری خویشتنداری را تهدید می‌کنند و علامت انسان عفیف چیست و انسان عفیف چه شاخص‌هایی دارد؟
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب ادامه داد: در تحقیقی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که بیش از ۴۰ مفهوم مرتبط با عفاف وجود دارد که در سه بخش جای می‌گیرند و فرد را به سبک زندگی عفیفانه می‌‌رسانند. حجاب تنها یکی از علامت‌های عفیف بودن فرد است و عدم رعایت خویشتن‌داری در نگاه و زبان و منحصر کردن مسئله عفاف به رعایت حجاب و مترادف کردن این دو واژه با یکدیگر تنها منجر به نمایش یک کاریکاتور از عفاف می‌شود. یعنی همه ابعاد مسئله عفاف باید مدنظر قرار گیرد و نسبت به همه ابعاد آن حساسیت وجود داشته باشد.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی اظهار کرد: باید حساسیت‌ها نسبت به مسائل پایه‌ای، مقدماتی و پشتیبان حجاب در جامعه افزایش یابد زیرا پایه مسئله پوشش، تقویت اراده فرد در برابر ارتباط بی‌پروا با جنس مخالف است.
*تقویت عزت نفس عامل مهم عفیف شدن فرد است
وی سه مفهوم کلیدی تقویت‌کننده عفاف را برشمرد و گفت: وجود عزت نفس یا کرامت انسانی می‌تواند عفاف را در فرد تقویت کند. همچنان که امام علی(ع) در حدیثی می‌فرماید: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته» یعنی کسی که عزت نفس و احساس شخصیت کند، امیالش برایش انقدر بزرگ نمی‌شود که باعث شود در برابر شهوت سر تسلیم فرود آورد.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب دومین عامل تقویت کننده عفاف را ازدواج به‌هنگام دانست و ادامه داد: یکی از مسائلی که باعث می‌شود فرد عفاف داشته باشد، ارضای به موقع نیازهای جنسی اوست در واقع ازدواج روی دوم سکه عفاف است که به تقویت خودکنترلی کمک می‌کند البته هر ازدواجی منجر به عفاف نمی‌شود بلکه ازدواج به‌هنگام در کنار تربیت درست شخص از قطعه‌های تکمیل‌کننده پازل عفاف است.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی عنوان کرد: گاهی برای دختر ۱۴ ساله ازدواج کردن لازم و به‌هنگام است اما دختری ۱۶ ساله هنوز توانایی اداره زندگی زناشویی را ندارد زیرا افراد با توجه به موقعیت‌ها و سنجش انواع مختلف پختگی و بلوغ برای آماده بودن ازدواج بررسی می‌شوند، بنابراین نمی‌توان سن دقیقی را برای ازدواج به‌هنگام مطرح کرد.
وی سومین عامل تقویت کننده عفاف را یاد مرگ و یاد پروردگار دانست و بیان داشت: «ذکر الموت یمیت الشهوات» یاد مرگ و اینکه فرد همواره به یاد داشته باشد که پس از زندگی دنیایی به دنیای دیگر منتقل خواهد شد، ابهت امور شهوانی را در نظر انسان از بین می‌برد و به یاد داشتن اینکه پروردگار در هر حال ناظر امور فرد است باعث می‌شود انسان عفیفانه زندگی کند.
*خلوت مجازی با نامحرم یکی از تهدیدات مهم زندگی عفیفانه دختران و پسران
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در بیان تهدیدات عفاف عنوان کرد: یکی از مهمترین تهدیدات عفاف که در منابع دینی به آن تأکید شده است، مسئله خلوت با نامحرم است. بدین معنا که فرد در موقعیت تنهایی با نامحرم قرار گیرد که در این تنها شدن فضای مجازی و حقیقی تفاوتی ندارد، اما بی‌توجهی به تنها شدن با نامحرم به خصوص در فضای مجازی که افراد آن را کوچک می‌دانند، می‌تواند عفاف را تضعیف کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی ادامه داد: قطعا اگر زن و مرد با یکدیگر خلوت کنند سومین فرد شیطان است و افزایش فضای هیجانی و شهوانی به گونه‌ای که انسان نتواند در برابر آن مقاومت کند، از نتایج این خلوت است و موارد متعددی وجود دارد که افرادِ بسیار عفیف در یک خلوت نامشروع، عفت خود را خدشه‌دار کرده‌اند.
وی دومین عامل تهدیدکننده عفاف را عدم مدیریت نگاه دانست و گفت: سوره نور که قوانین زندگی عفیفانه را توضیح می‌دهد به مسئله مهم مدیریت نگاه می‌پردازد و در این مسئله تفاوتی بین زن و مرد قائل نیست. گاهی پیش می‌آید که فردی که هوسی هم در دل ندارد با عدم کنترل نگاه خود به سمت رشد میل و شهوت می‌رود. البته مدیریت نگاه به معنای کوتاه کردن نگاه است و اصلا نگاه نکردن در این تعریف نمی‌گنجد. در برخی روایات آمده است که فرد عفیف را می‌توان از مدیریت نگاه وی شناخت.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب خاطرنشان کرد: دسترسی آسان و بدون هزینه زیاد به فساد و امور شهوانی می‌تواند عفاف و خودکنترلی را تضعیف کند و سومین عامل تهدید کننده عفاف است.
*قدبلندترین شاخص عفاف رعایت حجاب است!
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی در تشریح شاخص‌های فرد عفیف عنوان کرد: قدبلندترین شاخص عفاف رعایت حجاب است. شاخص دیگر مدیریت نگاه و شاخص سوم پنهان کردن زینت‌ها به خصوص در زنان است.
وی با بیان اینکه مهندسی عفیفانه برای تعاملات، مهمانی‌ها و حتی طراحی منازل یکی دیگر از نشانه‌های عفیف بودن است، گفت: غیرت عنصر فراموش شده‌ای است که متأسفانه در جامعه ما بد تعبیر و تفسیر شده است، غیرت هم در سرفصل تقویت کنندگان عفاف و هم در شاخص عفاف قابل طرح است.
*غیرت؛ احساس مسئولیت همراه با مهربانی و عشق مرد نسبت به ناموس
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در تعریف غیرت گفت: غیرت احساس مسئولیت همراه با مهربانی و عشق مرد نسبت به ناموسش است در حالی که در جامعه ما هرگونه تعصبی، غیرت نامیده می‌شود اما اسلام تعصب‌های نابجا را غیرت نمی‌داند و از خانه نشین کردن زن به اسم غیرت نهی کرده است.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی ادامه داد: گاهی سخت‌گیری‌های نابجای مردان که به نام غیرت انجام می‌شود، باعث بی‌عفتی زن می‌شود در حالی که یکی از نشانه‌های غیور بودن مرد این است که خود فردی عفیف باشد و این غیرت او نشان‌دهنده محبت وی بوده و با روش‌های معقول اعمال شود.
وی تصریح کرد: غیرت ابتدا باعث خودکنترلی و عفت فرد می‌شود و سپس به دیگرکنترلی منجر خواهد شد زیرا اصل نگاه اسلام به این مسائل خودکنترلی است و دیگرکنترلی و غیرت به خودکنترلی بازگشت دارد بنابراین فردی که خود اهل عفت ورزی نیست، نمی‌تواند خانواده خود را به عفت دستور دهد.

خانواده شیعی » زن و حجاب »

حجاب، دیروز، امروز، فردا

بی تردید یکی از مهمترین دغدغه های اصلی نظام مقدس جمهوری اسلامی، بسط و گسترش فرهنگ ناب محمدی(ص) در جامعه بوده و هست. مساله حجاب نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی حفظ عفت عمومی در جامعه، همواره مورد بحث و نظر کارشناسان مختلف بوده، تا آنجا که با گذشت ۲۸ سال از پیروزی انقلاب بی بدیل اسلامی در ایران، هنوز یکی از مباحث زنده و جریان دار این نظام محسوب می شود.

آنچه خواهید خواند، نگرشی است کوتاه بر آنچه که در دوران پیدایش و پس از شکل گیری انقلاب اسلامی در ایران رخ داده است که تنها هدفش نگاهی به گذشته برای تصمیم گیری برای آینده ای بهتر است.

اگر به وضع ایرانیان تا قبل از دستور کشف حجاب رضاخان مراجعه کنیم، خواهیم دید که اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان از دیرباز، حجاب را به عنوان یکی از اصلی ترین نمادهای دینداری و مسلمانی به حساب می آوردند. حتی در برهه هایی همچون کشف حجاب، ممانعت از دختران با حجاب برای ورود به مدارس و ادامه تحصیل نیز بسیاری از خانواده ها، عطای تحصیل و پیشرفت را به لقای حفظ اعتقادات خود بخشیدند تا ثابت کنند، حکومت ها تنها و تنها بر نوع زندگی، سیاست حاکم و برخی مسائل اجتماعی و اقتصادی آنها حکم رانی می کنند و نه بر اعتقاداتشان. در همان دوره کشف حجاب و حتی قبل تر از آن هم تنها وابستگان دربار و برخی دولتی ها ( اعم از دولتمردان و کارمندان دولت) تجدد سوغات گونه فرنگ را بر خود تافتند، و گرنه اکثریت همچنان با اعتقادات راسخ خود، مبانی اصلی اسلام را حتی در زمان خفقان و ممنوعیت، زنده نگاه می داشتند.

با پیروزی انقلاب اسلامی که همواره در طول سال های مبارزه ، دغدغه های دین مداری و دین محوری در حکومت را شعارها و اصول راهبردی خود می دانست، توقع از نظام برای تحقق کامل این اصول بیش از گذشته شد. در این میان پس از گذشت بیش از دو دهه از پیروزی انقلاب، نگاه های متفاوتی وجود دارد و وضعیت کنونی از نظر حجاب زنان با نگاه های متفاوتی تعریف و تحلیل می شود. از میان آنان بهزاد کشمیری پور، گزارشگر صدای آلمان در تهران، در بهمن ۸۴ و در گزارشی تحلیل گونه چنین می نویسد:

«از سال پیش مسئله حجاب و«بدحجابی» به یکی از معضلات اجتماعی بدل شده است. گرچه برای رعایت نکردن «پوشش شرعی» مجازات هایی پیش بینی شده، اما تعریف ویژگی های این پوشش هنوز نامشخص است».

حجاب خوب کدام است و حجاب بد، کدام؟ این پرسشی است که از سال پیش مطرح شده و هنوز هیچ کس پاسخ روشنی برای آن ندارد. اوایل انقلاب که تعدادی از زنان برای آزادی پوشش جلوی نخست وزیری تظاهرات می کردند عده ای با شعار «یا روسری یا توسری» ظاهراً پوشاندن موها و بعداً به تن کردن مانتو را حجاب می دانستند اما مسئولان هرجا توانسته اند نشان داده اند که چادر و مقنعه را به عنوان حجاب خوب ترجیح می دهند. پوشش زنان از آنجا رنگ یک معضل اجتماعی به خود گرفت که از طرفی مسئولان بر سر تعریف حجاب خوب و بد با هم به توافق نمی رسند و از سوی دیگر حجاب خوب خیلی وقت ها در عمل غیرقابل استفاده است.(!)

گرچه پوشش مسئله هر روز مردم است، موضوع حجاب و بدحجابی هر ازگاهی و به مناسبتی موضوع روز می شود و بحث های داغی به همراه می آورد که با گذشت زمان دوباره فراموش شود. تابستان و فصل گرما همواره بازار بحث بدحجابی را داغ تر می کند. آنچه در این سال ها تقریباً برای همه روشن شده این نکته است که به گفته عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، مرتضی فیض علی، کارهای مقطعی همیشه با شکست مواجه می شود. و برخوردهایی که در این سال با مسئله حجاب صورت گرفته اغلب تدابیر و تصمیم هایی مقطعی بوده اند. و این ابتدای ماجرای تمام ناشدنی حجاب در ایران است. به عقیده نگارنده، مهم ترین علت وجود برخی نابسامانی ها درباره حجاب که آن هم بیشتر در شهرهای بزرگ ایران اسلامی دیده می شود، یک مشکل تاریخی است و آن فراموشی باغبانی انقلاب عزیزمان است. پس از پیروزی انقلاب و در شرایطی که بیش از ۹۸ درصد مردم جمهوری اسلامی را پذیرفتند، بسیاری به دنبال زیرساخت های اقتصادی و سیاسی حکومت رفتند و پایه های فرهنگی را با توجه به همراهی بی نظیر مردم، از این مهندسی بی نیاز دانستند. بوستان همیشه سبز سال های ۵۷ و ۵۸ با آغاز جنگ تحمیلی بیش از پیش مورد غفلت واقع شد. پس از پایان جنگ نیز دوران سازندگی، این غفلت را دو چندان کرد. به هر حال هر باغ و بستان و بوستان آبادی بدون رسیدگی و باغبانی با وجود زمینی مرغوب، از علف های هرزه و آفات مصون نمی ماند و بوستان فرهنگی انقلاب نیز با پیشرفت های حوزه های مختلف و حضور جدی تر زنان در عرصه های متعدد و متنوع اجتماعی از این آفات بی نصیب نماند. به این ها هجمه فرهنگی دشمن و بمباران رسانه ای و تبلیغاتی غرب که بسته های سوغات گونه اش همچنان ادامه داشت و ادامه دارد، را هم اضافه کنید. پس معضل ضعف باغبانی و هدایت خوب فرهنگی، توجیه مسائل اجتماعی برای نسل های بعد از انقلاب و همچنین غفلت از حضور دشمن باعث شد، آن بوستان سبز دهه شصت کم کم علف هرزها و گیاهان مضری را در خود ببیند.

حجاب چرا؟ مخالفت چرا؟

اصولا در هر جامعه ای و پس از رویش هر انقلاب وظهور ایدئولوژی جدید حکومتی همواره در ابتدا مشکلاتی پیش می آید، از جمله در اوایل انقلاب بسیاری با توجه به حاکمیت جمهوری اسلامی ، تندروی ها و کندروی های بسیاری را در حوزه های فرهنگی انجام دادند. البته با توجه به آنچه که قبل تر اشاره شد، ساختار بعضی از نهادهای دولتی به شدت نیاز به ترمیم داشت حدود یک ماه پس از پیروزی انقلاب که بالتبع باید بسیاری از باید و نبایدهای جدید در مجموعه های مختلف و مرتبط با نظام حکمفرما می شد، امام خمینی(ره) رهبر فقید انقلاب در پیامی صراحتا تاکید کردند: زن ها باید با حجاب به وزارتخانه ها بروند[i]. نوع نگاه معمار کبیر انقلاب در این یک جمله هم بسیار هوشمندانه و حساب شده است، این جملات زمانی ادا شد که عده ای به واسطه پیروزی انقلاب، مانع حضور زنان در ادارات دولتی می شدند و تنها چادر را به عنوان حجاب اسلامی می دانستند. حجت الاسلام اشراقی، داماد حضرت امام (ره) در تاریخ ۱۷ اسفند ۵۷ و شاید در تشریح این جمله حضرت امام به رادیو انقلاب اسلامی این چنین گفت: «باید در نظر داشت که حجاب به معنی چادر نیست همین قدر که موها و اندام خانم ها پوشانده شود و لباس آبرومند باشد حالا به هر شکلی که باشد مهم نیست چادر چیز متعارفی است و بسیار خوب است. اما به خاطر طرز کار و نوع کار خانم ها شاید گاهی پوشاندن بدن و مو به طریق دیگر هم حجاب باشد حرفی نیست».

حتی مسئولان وقت در مورد اقلیت های مذهبی نیز با احترام کامل برخورد کردند و این گونه عنوان شد که آنها با هر آئین و مذهبی قابل احترام و مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران هستند، توقع آن است که برای ظاهر شدن در اجتماع با عرف ایران اسلامی هماهنگ باشند.

از سویی برخی شبه روشنفکران در همان روزهای تولد انقلاب، حجاب را مانعی برای رشد و توسعه کشور(!) می دانستند، شاهد مثالشان هم کشورهای غربی بود. آیت الله طالقانی در تاریخ ۲۰/۱۲/۵۷ طی سخنانی شیوا، این مغاطله را پاسخ دادند: «حجاب در ایران یک مسئله سنتی و تاریخی است که در عمق تاریخ ما و تاریخ شرق مطرح بوده است. همیشه زن های ما دارای یک فرم حجاب بوده اند، حجاب به معنای عامش نه مخصوص به چادر و وضع خاص یعنی حفظ عفاف، یعنی وقار، حفظ وقار و شخصیت زن همیشه در ایران و کشورهای شرقی اسلامی و غیراسلامی بوده و شما ملاحظه می کنید که هندی ها، زن های هندوستان با این که مسلمان نیستند برای حفظ سنت اصیل ملی شان، اکثرا دارای حجابی سرپوشی هستند که مظهر کامل زنان مترقی و مدیر و سیاستمدار شرق خانم «گاندی» است. باید بدانید که رضا شاه یا بر اثر برنامه های استعماری خواست زنان ما را خفیف کند و به بی بند و باری بکشاند و همان طوری که برنامه عمومی استعمار است که زن و مرد را سرگرم شهوت رانی ها، خوش گذرانی ها و عیاشی ها بکنند تا بتوانند کارشان را پیش ببرند و یا خیال می کرد همین قدر لباس ها را که کوتاه کرد، مردم ایران که کت و شلوار پوشیدند، شاپو گذاشتند، زن ها که بی حجاب شدند دیگر ترقی کرده ایم. کار رضاشاه همین بود، خیال کرد که دنیای غرب که مترقی شده و پیشرفت کرده است دلیلش این است که زنانش بی حجابند و توسعه اقتصاد و علم و قدرت و صنعت نیز به همین دلیل است».

این در حالی بود که برخی سیاسیون وجود حجاب را یک مانع جدی برای استقرار دموکراسی می دانستند و معتقد بودند حجاب برای چه؟ در یک کشور آزاد، هر فردی مختار است نوع پوشش خود را خود انتخاب کند. همین جماعت بودند که در روزهای پایانی سال ۵۷ یک به اصطلاح تظاهرات خودجوش را با شعار یا روسری یا توسری ترتیب دادند.هدف هم چیزی نبود جز نمایش یک جنبه از ترفندهای پنهان استعمار در قالب دموکراسی و آزادی بیان. حتی در شعارهایشان عبارت رهبر ما خمینی/ مرام ما آزادی هم شنیده می شد. یک روز پس از این تجمع کمیته مرکزی انقلاب، اطلاعیه ای را مبنی بر برخورد با افرادی که با عنوان کمیته مزاحم بانوان می شوند را صادر کرد. در آن اطلاعیه تصریح شده بود هیچ کس و یا نهادی حق ندارد به بانوان توهین و یا تعرض کند. به فصله یک روز پس از صدور این اطلاعیه جمعی از بانوان پایتخت در میدان توپخانه و سپس موسسه کیهان تجمع کرده و ضمن حمایت از نظر حضرت امام (ره) مبنی بر رعایت حجاب اسلامی در ادارات و نهادهای عمومی، شعار می دادند: ما پیرو قرآنیم/ بی حجاب نمی خواهیم یا رهبر ما خمینی است/ حجاب ما زینبی است و یا مرگ بر ارثیه پهلوی.

در همین روزها رسانه های غربی از جمله خبرگزاری فرانسه اتفاقات پیش آمده را بهترین محمل برای تهیه گزارش و نیل به اهداف خود که همانا تصویر کردن ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی بود، دانست و طی مصاحبه هایی بابرخی از نهادهای دفاع از حقوق زن، زنان را به تجمعات گوناگون دعوت می کرد.

با گذشت یک سال از این اتفاقات وزارتخانه ها و نهادهای مختلف با صدور اطلاعیه های جداگانه ای رعایت حجاب اسلامی را برای کارکنان و مراجعان خواستار شدند و این اولین اقدام انقلابی آشکار در جهت اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی بود. به هر تقدیر نباید فراموش کرد که در خارج از مرزهای ایران اسلامی از بدو تولد انقلاب دست های پیدا و پنهانی درصدد تولید شورش های پس از انقلاب بوده و هستند. در تاریخ بسیار مشاهده شده، انقلاب هایی که در نخستین روزها و یا ماه های پیش، به وسیله اقلیت یا گروهک هایی متزلزل و بعضا فروپاشیده است. مخالفت با حجاب هم در دو بحث جداگانه مطرح بود. یکی تصویر کردن ضعف و ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی در برقراری دموکراسی و دیگری سوق دادن افکار عمومی به جنبه عقب افتادگی ملت با مقایسه کشور با کشورهای غربی.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر فرزانه انقلاب در تاریخ ۱۴ تیر ماه ۵۹ در خطبه های نماز جمعه در توصیه هایی به زنان مسلمان ایرانی این چنین فرمودند:

«حجاب اسلامی وظیفه حفظ عفاف اسلامی است. شخصیت زن مسلمان به او اجازه نمی دهد که از راه نشان دادن پیکر برهنه خود زینت خود را نشان دهد. ای زن مسلمان ای مادری که کودک خردسال خود را در آغوش گرفتی و به میدان خطر رفتی و جان خود و کودکت را به خطر انداختس ای خواهران عزیز که مراعات حجاب اسلامی را نمی کنید شما همان کسانی هستید که در مبارزه ملت ایران با حجاب شرکت کردید و نشان دادید که به انقلاب و اسلام وفادار هستید امروز هم انقلاب ما محتاج وفاداری شماست. ای خواهران اداری که هیچ عنادی با جمهوری اسلامی ندارید فضای جامعه انقلابی را فضای عفاف عمومی قرار دهید کاری کنید که با بی اعتنایی شما به آرایش دشمن یک بار دیگر احساس کند که زن مسلمان ایران تسلیم ناپذیر است. امروز که انقلاب مورد تهدید دشمنان ما قرار گرفته با حرکت هوشیارانه خود یک بار دیگر بینی دشمن را به خاک بمالید و هوشیار باشید و توطئه دشمن را بشناسید و بدانید که هم در محیط ادارات و هم در کوچه و خیابان و هم در جامعه سعی کنید عفاف را حفظ کنید. من از سوی تمام ملت مسلمان از شما خواهران مسلمان تشکر می کنم که در پیروی از فرمان امام با لباس اسلامی در محیط کار حاضر شوید».

ابوالحسن بنی صدر نیز یک روز بعد، ۱۵ تیرماه ۵۹، ضمن تکذیب اخراج زنان از ادارات دولتی، پوشش اسلامی را به به معنای احترام به شخصیت زن دانست و طی سخنانی خطاب به برخی زنان تجمع کنند در مقابل مجلس گفت:

«آن طور که دشمنان تبلیغ می کنند در جامعه ما بنا بر تحقیر انسانی نیست چه رسد به زنان که منتهای ارزش را در جامعه اسلامی دارند».

انقلاب پیروز شده بود و باید تمام بدنه نظام که میراث سلطنت ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی بود را عوض می کرد آن هم نه با زور و نه بدون برنامه و یک شبه. در این میان بود که نقش فرهنگ سازی و ایده پردازی بیش از پیش نمایان شد. شهید آیت الله مرتضی مطهری به عنوان طلایه دار تفکر اسلامی معاصر، پرچمدار میدان اطلاع رسانی و تبیین حقایق و معارف اسلام شد. در تریح دو دیدگاه مخالف حجاب و همچنین تبیین لزوم حجاب این گونه فرمود:

حقیقت امر اینست که در مسأله پوشش – و به اصطلاح عصر اخیر حجاب – سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان ؟ روح سخن اینست که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد ؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات را به استثناء زنا ببرد یا نه ؟ اسلام که به روح مسائل می نگرد جواب می دهد : خیر ، مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجوئی کنند ، اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است. و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع می باشند

درست است که صورت ظاهر مسأله اینست که زن چه بکند ؟ پوشیده بیرون بیاید یا عریان ؟ یعنی آنکس که مسأله به نام او عنوان می شود زن است ، و احیانا مسأله با لحن دلسوزانه ای طرح می شود که آیا بهتر است زن آزاد باشد یا محکوم و اسیر و در حجاب ؟ اما روح مسأله و باطن مطلب چیز دیگر است و آن اینکه آیا مرد باید در بهره کشی جنسی از زن ، جز از جهت زنا ، آزادی مطلق داشته باشد یا نه ؟ یعنی آنکه در این مسأله ذی نفع است مرد است نه زن ، و لااقل مرد از زن در این مسأله ذی نفع تر است . به قول ویل دورانت : دامنهای کوتاه برای همه جهانیان بجز خیاطان نعمتی است

پس روح مسأله ، محدودیت کامیابیها به محیط خانوادگی و همسران مشروع ، یا آزاد بودن کامیابیها و کشیده شدن آنها به محیط اجتماع است . اسلام طرفدار فرضیه اول است.

فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است . بعضی از آنها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی، و بعضی دیگر جنبه اجتماعی ، و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او.

اما ایرادها؛ ایرادی که بر حجاب گرفته اند اینست که موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی بشری است می گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود. می گویند مجبور ساختن زن به اینکه حجاب داشته باشد بی اعتنائی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی او است و به عبارت دیگر ظلم فاحش است به زن . عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن ، و همچنین حکم متطابق عقل و شرع به اینکه هیچکس بدون موجب نباید اسیر و زندانی گردد ، و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود ، ایجاب می کند که این امر از میان برود.

پاسخ : یک بار دیگر لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و بین موظف دانستن او به اینکه وقتی می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد . در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد . حجاب در اسلام یک وظیفه ای است بر عهده زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند . این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود

اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی ، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را زندانی کردن یا بردگی نمی توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل آزادی فرد نمی توان دانست.

در کشورهای متمدن جهان در حال حاضر چنین محدودیتهائی برای مرد وجود دارد. اگر مردی برهنه یا در لباس خواب از خانه خارج شود و یا حتی با پیژامه بیرون آید، پلیس ممانعت کرده به عنوان اینکه این عمل برخلاف حیثیت اجتماع است او را جلب می کند. هنگامی که مصالح اخلاقی و اجتماعی ، افراد اجتماع را ملزم کند که در معاشرت اسلوب خاصی را رعایت کنند مثلا با لباس کامل بیرون بیایند، چنین چیزی نه بردگی نام دارد و نه زندان، و نه ضد آزادی و حیثیت انسانی است و نه ظلم و ضد حکم عقل به شمار می رود

برعکس، پوشیده بودن زن – در همان حدودی که اسلام تعیین کرده است – موجب کرامت و احترام بیشتر او است، زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می دارد.

مثال می زنم: یک افسر با نشانه های عالی افسری که گردن می افرازد، قدم ها را محکم به زمین می کوبد، باد به غبغب می اندازد، صدای خود را موقع حرف زدن کلفت می کند. او هم زبان دار عمل می کند، به زبان بی زبانی می گوید: از من بترسید، رعب من را در دل های خود جا دهید. همین طور ممکن است زن یک طرز لباس بپوشد یا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند، فریاد بزند که به دنبال من بیا، سر به سر من بگذار، متلک بگو، در مقابل من زانو بزن، اظهار عشق و پرستش کن.

یک ایراد دیگر که بر حجاب گرفته اند این است که ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاق ها و التهاب ها می افزاید و طبق اصل الانسان حریص علی ما منع منه ، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در زن و مرد بیشتر می کند. به علاوه، سرکوب کردن غرائز موجب انواع اختلالهای روانی و بیماریهای روحی می گردد.

در روان شناسی جدید و مخصوصا در مکتب روانکاوی فروید روی محرومیت ها و ناکامی ها بسیار تکیه شده است. فروید می گوید: ناکامی ها معلول قیود اجتماعی است و پیشنهاد می کند که تا ممکن است باید غریزه را آزاد گذاشت تا ناکامی و عوارض ناشی از آن پیش نیاید.

برتراند راسل در صفحه ۶۹ و ۷۰ ( ترجمه فارسی ) کتاب جهانی که من می شناسم می گوید: اثر معمولی تحریم ، عبارت از تحریک حس کنجکاوی عمومی است و این تأثیر، هم در مورد ادبیات مستهجن و هم در موارد دیگر مصداق پیدا می کند . . . اکنون برای اثر تحریم مثالی می زنم: فیلسوف یونانی امپد کل جویدن برگهای شجره الغار را خیلی شرم آور و زشت می پنداشت

او همیشه جزع و فزع می کرد از اینکه باید ده هزار سال به علت جویدن برگ درخت غار در ظلمات خارجی ( دوزخ ) به سر برد. هیچوقت مرا از جویدن برگ غار نهی نکرده اند و من هم تاکنون برگ چنین درختی را نجویده ام ولی به امپد کل تلقین شده بود که نباید این کار را بکند و او هم برگ درخت غار را جوید

سپس در جواب این سؤال که: آیا شما عقیده دارید انتشار موضوع های منافی عفت علاقه مردم را به آنها زیاد نمی کند؟ جواب می دهد : علاقه مردم نسبت بدانها نقصان می یابد. فرض کنید چاپ و انتشار کارت پستال های منافی عفت مجاز و آزاد گردد. اگر چنین چیزی بشود این اوراق برای مدت یک سال یا دو سال مورد استقبال واقع شده سپس مردم از آن خسته می شوند و دیگر کسی حتی به آنها نگاه هم نخواهد کرد

پاسخ این ایراد این است که درست است که ناکامی، به خصوص ناکامی جنسی ، عوارض وخیم و ناگواری دارد و مبارزه با اقتضاء غرائز در حدودی که مورد نیاز طبیعت است غلط است، ولی برداشتن قیود اجتماعی مشکل را حل نمی کند بلکه بر آن می افزاید. در مورد غریزه جنسی و برخی غرائز دیگر، برداشتن قیود، عشق به مفهوم واقعی را می میراند ولی طبیعت را هرزه و بی بند و بار می کند. در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد هوس و میل به تنوع افزایش می یابد.

بدین نکته باید توجه کرد که آزادی در مسائل جنسی سبب شعله ور شدن شهوات به صورت حرص و آز می گردد، از نوع حرص و آزهائی که در صاحبان حرمسراهای رومی و ایرانی و عرب سراغ داریم . ولی ممنوعیت و حریم ، نیروی عشق و تغزل و تخیل را به صورت یک احساس عالی و رقیق و لطیف و انسانی تحریک می کند و رشد می دهد و تنها در این هنگام است که مبدأ و منشأ خلق هنرها و ابداع ها و فلسفه ها می گردد. میان آنچه عشق نامیده می شود و به قول ابن سینا عشق عفیف و آنچه به صورت هوس و حرص و آز و حس تملک در می آید – با اینکه هر دو روحی و پایان ناپذیر است – تفاوت بسیار است . عشق، عمیق و متمرکز کننده نیروها و یگانه پرست است و اما هوس، سطحی و پخش کننده نیرو و متمایل به تنوع و هرزه صفت است.

غریزه جنسی دو جنبه دارد: جنبه جسمانی و جنبه روحی. از جنبه جسمی محدود است. از این نظر یک زن یا دو زن برای اشباع مرد کافی است، ولی از نظر تنوع طلبی و عطش روحی ای که در این ناحیه ممکن است به وجود آید شکل دیگری دارد. حالت روحی مربوط به این موضوع دو نوع است: یکی آن است که به اصطلاح عشق نامیده می شود، و همان چیزی است که در میان فلاسفه و مخصوصا فلاسفه الهی مطرح است که آیا ریشه و هدف عشق واقعی، جسمی و جنسی است و یا ریشه و هدف دیگری دارد که صد درصد روحی است و یا شق سومی در کار است و آن این که از لحاظ ریشه، جنسی است ولی بعد حالت معنوی پیدا می کند و متوجه هدفهای غیر جنسی می گردد؟

نوعی دیگر عطش روحی آن است که به صورت حرص و آز در می آید که از شؤون حس تملک است و یا آمیخته ای است از دو غریزه پایان ناپذیر: شهوت جنسی و حس تملک، آن همان است که در صاحبان حرمسراهای قدیم و در اغلب پولداران و غیر پولداران عصر ما وجود دارد. این نوع از عطش تمایل به تنوع دارد. از یکی سیر می شود و متوجه دیگری می گردد. در عین این که ده ها نفر در اختیار دارد در بند ده ها نفر دیگر است و همین نوع از عطش است که در زمینه بی بند و باری ها و معاشرت های به اصطلاح آزاد به وجود می آید. این نوع از عطش است که هوس نامیده می شود.

اما اینکه می گویند : الانسان حریص علی ما منع منه مطلب صحیحی است ولی نیازمند به توضیح است. انسان به چیزی حرص می ورزد که هم از آن ممنوع شود و هم به سوی آن تحریک شود، به اصطلاح تمنای چیزی را در وجود شخصی بیدار کنند و آنگاه او را ممنوع سازند. اما اگر امری اصلا عرضه نشود یا کمتر عرضه شود، حرص و ولع هم نسبت بدان کمتر خواهد بود.

فروید که طرفدار سرسخت آزادی غریزه جنسی بود، خود متوجه شد که خطا رفته است، لذا پیشنهاد کرد که باید آن را از راه خاص خودش به مسیر دیگری منحرف کرد و به مسائل علمی و هنری نظیر نقاشی و غیره منعطف ساخت و به اصطلاح طرفدار تصعید شد. زیرا تجربه و آمار نشان داده بود که با برداشتن قیود اجتماعی، بیماری ها و عوارض روانی ناشی از غریزه جنسی بیشتر شده است. من نمی دانم آقای فروید که طرفدار تصعید است از چه راه آن را پیشنهاد می کند. آیا جز از طریق محدود کردن است؟ در گذشته افراد بی خبر، به دانشجویان بی خبرتر از خود می گفتند انحراف جنسی، یعنی هم جنس بازی، فقط در میان شرقی ها رایج است و علتش هم دسترسی نداشتن به زن بر اثر قیود زیاد و حجاب است. اما طولی نکشید که معلوم شد رواج این عمل زشت در میان اروپائی ها صد درجه بیشتر از شرقی ها است.

اگر در مشرق زمین محرومیت ها باعث انحراف جنسی و همجنس بازی شده است، در اروپا شهوترانی های زیاد باعث این انحراف گشته است، تا آنجا که در بعضی کشورها همان طور که در روزنامه های خبری خواندیم رسمی و قانونی شد، و گفته شد چون ملت انگلستان عملا این کار را پذیرفته است قوه مقننه باید از ملت پیروی کند. یعنی نوعی رفراندوم قهری صورت گرفته است.[ii]

غفلت از درون

در سال هایی که جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشته بودیم و دغدغه های فرهنگی، هر روز رنگ تازه ای به خود می گرفت، بحث چادر یا مانتو یک بار دیگر در محافل دانشگاهی کشور مطرح شد و تا آنجا پیش رفت که حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی –رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد- در یک پرسش و پاسخ دانشجویی با صراحت اعلام کرد: مانتو از نظر ما ایرادی ندارد و برای محیط های دانشگاهی نیز بدون اشکال است.

اگر چه این جملات پیش تر هم از سوی بسیاری از مسئولین مطرح و عنوان شده بود ولیکن بیان آن از زبان رئیس جمهور، خیلی از افکار خاموش و فرصت طلب را بیدار کرد! به طوری که در سال های بعد و انتصاب برخی مسئولین فرهنگی که دنبال فرصتی برای مطرح کردن عقاید و اندیشه های غربی خود بودند، این بحث وارد مراحل تازه ای شد. عطاءالله مهاجرانی اولین وزیر ارشاد کابینه آقای خاتمی، رسما اعلام کرد، حجاب را باید به نظرخواهی از مردم واگذار کرد و حکومت هیچ وظیفه ای در قبال حجاب مردم ندارد.

این در حالی اتفاق می افتاد که در سال های قبل حتی برای حضور بانوان در اجتماعات و یا اماکن عمومی هم قوانین خاصی در نظر گرفته شده بود، مثلا آیت الله موسوی اردبیلی در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۱ به عنوان یکی از بالاترین مقامات قضایی آن روز، در مورد حجاب بانوان در تاکسی ها و به طور کلی در سطح جامعه گفت: «حجاب اسلامی باید رعایت شود، اما این که ما برخی را مجبور کنیم که حجاب داشته باشند یا نه، صورت خوشی ندارد تنها یک مسئله ای هست، این که عده ای نمی خواهند در مسیر جمهوری اسلامی قرار بگیرند؛ به هر حال باید عفت عمومی را رعایت کرد. خیابان و بازار و مجالس عمومی نباید به یک مرکز فحشا و ترویج ابتذال تبدیل شود. ما امیدواریم خانم ها در حدود حجاب اسلامی لباس مناسب بپوشند، بدن خود را بپوشانند و با یک وضع عادی و ساده بیرون بیایند».

در چنین شرایطی وارد دهه دوم انقلاب شدیم، دهه ای که با روی کار آمدن دولت اصلاحات، بسیاری از لغات، تعاریف و حتی استراتژی ها، دست خوش تغییرات بنیادی شد. سوء استفاده از مسئله آزادی بیان و آزادی زنان، بیشترین سهم را در این مثلا اصلاحات و در طول سال های ۷۶ تا ۸۴ به خود اختصاص داد. در طول این سال ها هم مانند سال های گذشته اش و دهه اول عمر انقلاب، بارها و بارها، مسئله حجاب به انواع گوناگون مطرح شد، کنفرانس ها و جلساتی برگزار و مصوباتی تصویب شد، حرکت های مقطعی انجام شد اما باز هم معضل حجاب به ویژه در پایتخت، بر قوت خود باقی ماند.

البته در طول همین سال ها بسیاری از افتخارات، مدال آوری ها و قهرمانی های بانوان در عرصه های مختلف با نمایش حجاب اسلامی در میدان های جهانی، تئوری حجاب مساوی است با محدودیت را تحت الشعاع قرار داد. حضور کاروان بانوان ایران اسلامی در مسابقات مختلف، راه اندازی ورزشگاه ها و رشته های تخصصی بانوان در کشور، حضور گسترده بانوان در مراکز علمی- تحقیقاتی و پیشرفت های علمی ایشان بر بسیاری ثابت کرد که حجاب نه تنها محدودیت نیست بلکه بستری است برای آرامش بیشتر و سهل شدن پیمودن مسیر برای رسیدن به هدف. در این سال ها تنها و تنها آنچه بیش از هر چیز توانست تاثیر شگرفی بر فضای فرهنگی کشور بگذارد هجوم رسانه های غربی و ابتذال برخی رسانه های داخلی، از جمله سینما و تئاتر، فضای هنری مرسوم به موج نو و شکل گیری تشکل های مختلف حمایت از زنان در قالب های مختلف از جمله ترویج تفکر فمنیستی.

با تمام این ها و در سال ۸۳ در پی یک نظرسنجی گروهی از مردم تهران، ۸۷درصد مردم پایتخت، رعایت حجاب را در جامعه ضروری عنوان کردند. این در حالی بود که برخی کشورهای اروپایی رعایت حجاب را برای ادامه تحصیل و اشتغال، ممنوع اعلام کرده بودند و این نبود جز به خاطر ترس از گسترش اسلام در کشورهای اروپایی، دیده می شد.

۸۷درصد تهرانی ها رعایت حجاب را ضروری می دانند

نتایج یک نظرسنجی نشان می دهد ۸۷درصد از مردم تهران، رعایت حجاب را در جامعه ضروری می دانند. روابط عمومی شورای فرهنگی و اجتماعی زنان اعلام کرد: براساس طرح نظرسنجی که در قالب یک پژوهش میدانی در سطح مناطق تهران پیرامون اصل حجاب و با جامعه آماری ۱۰۰۰ نفر از شهروندان انجام شد، آگاهی شهروندان تهرانی نسبت به قانون منع حجاب و میزان آگاهی و مقبولیت حجاب در جامعه مورد سنجش قرار گرفت.

نتایج این تحقیق که توسط شورای فرهنگی اجتماعی زنان انجام شده نشان داد که از مجموع ۶۶درصد پاسخ دهندگان زن و ۳۴درصد پاسخ دهندگان مرد، در پاسخ به پرسشی درباره ضرورت رعایت حجاب در جامعه، ۲۶درصد گزینه خیلی زیاد، ۲۹درصد زیاد، ۳۲درصد تا حدودی، ۷درصد کم و ۴درصد گزینه خیلی کم را انتخاب کرده اند و در مجموع ۸۷درصد پاسخگویان رعایت حجاب را در جامعه ضروری می دانند.

۴۷درصد پاسخگویان متاهل و ۵۶درصد مجرد بوده اند.۳۰درصد کمتر از بیست سال، ۴۴درصد ۲۹-۲۰سال، ۲۰درصد ۳۹-۳۰سال و ۱۱درصد ۴۹-۴۰سال و ۳۰درصد بیش از ۵۰سال داشته اند. ۹۰درصد مسلمان و ۱۰درصد غیرمسلمان بوده اند. ۴۲درصد زیر دیپلم و دیپلم، ۴۱درصد فوق دیپلم و لیسانس، ۱۰درصد فوق لیسانس و دکتری و ۴درصد تحصیلات حوزوی داشته اند. ۵/۴۳درصد غیرشاغل، ۸درصد مشاغل پزشکی، ۶/۱۹درصد مشاغل فرهنگی، ۱۷درصد مشاغل اداری، ۲درصد مشاغل تولیدی و ۴/۸درصد مشاغل آزاد داشته اند.

بر اساس نتایج به دست امده رابطه معناداری بین ضرورت رعایت حجاب و متغیرهای جنس و سن، دین، وضعیت تاهل و اشتغال به دست نیامد و غالبا همه اقشار رعایت حجاب را امری ضروری می دانند.

در پاسخ به دلایل وجوب حجاب در جامعه بیش از ۸۰درصد پاسخگویان عقیده داشتند حجاب برای زنان مصونیت اجتماعی می آورد، حدود ۸۰درصد معتقدند وجوب حجاب به دلیل احترام به مقام زن است. ۶/۷۷درصد معتقدند رعایت حجاب موجب سالم سازی جامعه از انحرافات اجتماعی است. ۷۵درصد پاسخگویان عقیده دارند که حجاب موجب تحکیم بنیان خانواده است. ۴۶درصد پاسخگویان عقیده داشتند حجاب موجب محدود شدن فعالیت های اجتماعی زنان می شود.

در پاسخ به سئوال حدود و پوششی که اسلام برای زن تعیین کرده است ۱۸درصد اظهار داشتند هر نوع پوششی که سر و بدن را بپوشاند، ۲۵درصد عقیده داشتند سر و بدن به جز صورت و دست ها و زینت های مورد استفاده، ۳۵درصد معتقدند رعایت پوشش متناسب با عرف جامعه و ۲۰درصد معتقدند پوشش خاصی تعیین نشده صرفا حیا و عفت باید رعایت شود. بر اساس نتایج به دست آمده اطلاع از نوع پوشش پیشنهادی اسلام به شناخت و تعهد فردی افراد برمی گردد و ارتباط معناداری با سن، جنس، تحصیلات و نوع شغل افراد ندارد.

در تبیین هدف دولت ها از تصویب قانون منع حجاب ۵۸درصد معتقدند این قانون با هدف رواج بی بند و باری میان مسلمانان بوده است. ۷/۵۷درصد معتقدند هدف، محدود نمودن حضور اجتماعی مسلمانان بوده است. ۵۷درصد معتقدند هدف ناکارآمد نشان دادن احکام اسلامی است و ۳۰درصد معتقدند هدف دفاع از ازادی و حقوق زنان بوده است.

در تبیین جریانات موثر در تصویب قانون منع حجاب ۸/۵۳درصد معتقدند جریانات طرفدار جهانی شدن در پشت این قضیه اند، ۴۸درصد جریانات فمنیستی را موثر می دانند، ۸/۵۳درصد جریانات صهیونیستی را موثر می دانند و ۴۰درصد جریانات سکولاریستی و طرفداران تساهل و تسامح دینی را پشتیبان این رویداد می دانند. در بررسی پرسشنامه های پر شده از طریق اینترنت با توجه به قشر کاربران اینترنت و عدم کنترل و سهمیه بندی نمونه های آماری نتایج زیر حاصل گردید. در این روش پاسخگویان مرد بیشتر بوده اند به طوری که ۵۷درصد مردان و ۳۵درصد زنان پاسخ داده اند. همچنین تفاوت نسبت مجردان به متاهلین در این روش بیشتر است. مجردین دو برابر متاهلین بوده اند. ترکیب سنی پاسخگویان در روش الکترونیکی جوان تر است به طوری که نسبت پاسخگویان کمتر از ۲۰سال بیشتر و پاسخگویان بالای ۴۰سال کمتر از گروه مشابه خود به طریق میدانی است. پاسخگویان شرکت کننده در نظرسنجی به روش الکترونیکی دارای تحصیلات بالاتری نسبت به روش میدانی بوده اند و افراد دیپلم و زیر دیپلم و حوزوی کمتر شرکت کرده اند. از نظر وضعیت اشتغال نتایج در هر دو روش همخوانی دارد تنها مشاغل پزشکی کمتر و مشاغل تولیدی بیشتر شرکت کرده اند. براساس اطلاعات به دست آمده در زمینه لزوم رعایت حجاب در جامعه ۴۶درصد پاسخ خیلی زیاد داده اند در حالی که در روش میدانی تنها ۲۵درصد خیلی زیاد را برگزیده اند. این در حالی است که درصد پاسخ خیلی کم نیز در این روش ۳برابر روش میدانی است و تعداد بسیار کمی گزینه تا حدی را انتخاب کرده اند. می توان گفت چون روش غیرحضوری بوده افراد موضع خود را واضح تر بیان کرده اند و در مجموع میانگین جواب های مبنی بر ضرورت رعایت حجاب در جامعه از این طریق اندکی بیشتر از روش میدانی است. در پاسخ به دلایل وجوب حجاب در جامعه به ترتیب اولویت گزینه های تحکیم بنیان خانواده، احترام به مقام زن، سالم سازی جامعه، مصونیت اجتماعی و محدود کردن فعالیت های زنان انتخاب شده است.

در پاسخ به نوع حجاب مورد قبول مخاطبین به ترتیب چادر ۴۰درصد، مانتو مقنعه ۲۲درصد، مانتو روسری ۱۲درصد، هر نوع لباس با پوشش سر ۸درصد و هیچکدام ۱۸درصد انتخاب شده است.

چه باید کرد؟

برای ترویج فرهنگ عفاف و رفع معضل بد حجابی، فرهنگ سازی بیشترین طرفدار را دارد؛ بنابراین باید کار فرهنگی کرد که صد البته پیشقراولان این حرکت، دستگاه های فرهنگی اند و سایر نهادهای اجتماعی هم در این مورد باید کمک کنند؛ از خانواده گرفته تا صدا و سیما. برنامه ریزی، تلاش و صبر راهگشاست و هماهنگی بین دستگاه های فرهنگی، یک اصل انکارناپذیر.

در این میان وظیفه چند نهاد و دستگاه از بقیه سنگین تر است اما به نظر می رسد مهمترین نهاد در میان همه اینها، «نهاد مردم» است. در واقع ما باید مراقب باشیم و به خود و یکدیگر تذکر دهیم. به این ترتیب اولین جایی که باید حجاب نهادینه شود، خانواده است؛ به شرطی که دلیل پوشیده بودن را برای نونهال و نوجوانمان توضیح دهیم آن هم به زبان روز و با منطق قوی.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با اشاره به این که خانواده، اولین جایی است که شخصیت انسان شکل می گیرد می افزاید: «اولین الگوی حجاب یا بدحجابی، والدین هستند. اگر والدین به پوشش مناسب اهمیت بدهند و خود را به گوهر حجاب و حیا آراسته نمایند، فرزند نیز از آنها نمونه برداری خواهد کرد». «لاله افتخاری» ادامه می دهد: «اگر والدین، آموزش صحیح فرهنگ حجاب را سرلوحه تعامل خود با فرزندان قرار دهند و محجبه و باحیا بودن را در درون او نهادینه کنند، او در جوانی تحت تاثیر بدحجاب ها، پوشش خود را تغییر نمی دهد».

مدیر یک موسسه علمی- کاربردی نیز می گوید: «نحوه رفتار پدر و مادر در ملاقات با دیگران، نوع پوشش مادر، زمانی که با نامحرمان گفت وگو می کند و تقید والدین به حیا و پاکدامنی، در فرزند تاثیر می گذارد؛ ضمن این که بعضی اقدامات همچون جداسازی اتاق خواب کودک و رعایت اخلاق در محیط خانواده، در بروز روحیه عفاف طلبی فرزند موثر است».

کودک با ورود به محیط مدرسه، اولین تجربه دوری از والدین را لمس می کند و تأثیر و تأثر در رفتار و کردار و پوشش و خلقیات را می آزماید و ۱۲ سال از عمر خود را در مقاطع تحصیلی این نهاد سپری می کند. «سیدمحمدرضا میرتاج الدینی» عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی دراین زمینه می گوید: «یکی از راه های مؤثر در ترویج فرهنگ عفاف، قراردادن مطالبی در زمینه حجاب در کتاب های درسی دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی و دادن آموزش های جذاب و مشوق امر پوشش اسلامی است».

نماینده مردم تبریز می افزاید: «معرفی الگوهای مناسب و در پاره ای مواقع، تذکرهای بخشنامه ای در کنار همان آموزش ها، می تواند در ترویج فرهنگ حجاب بسیار مؤثر باشد».

نماینده مردم تهران نیز با اشاره به تشکیل جلسات پرسش و پاسخ در زمینه حجاب در مدارس می گوید: «باید به سؤالات و شبهات دانش آموزان و حتی والدین آنها درباره حجاب، پاسخ صحیح و منطقی داده شود تا به تدریج زمینه های بدحجابی از میان رفته و فرهنگ عفاف جا بیفتد». لاله افتخاری دادن کتاب هایی به غیر از کتب درسی درباره حجاب و طرح مسابقه در این زمینه از محتوای همان کتاب ها را یکی دیگر از راه های رواج پوشش اسلامی در مدارس عنوان می کند.

همانطور که قبلاً هم گفتیم متأسفانه گاه تغییر پوشش از وضع مطلوب به نامطلوب در برخی دانشگاه ها اتفاق می افتد و دلیل آن حساسیت جوان ها در سنین ۱۸ تا ۲۲ سالگی نسبت به یکدیگر و افزایش میل خودنمایی به ویژه در خانم هاست.

«عفت شریعتی کوهبنانی»، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در این زمینه می گوید: « در دانشگاه های معتبر خارجی، سلامت پوشش رعایت می شود و بین محیط علمی و خیابان تفکیک وجود دارد». «لاله افتخاری» سخن همکار مشهدی اش را تکمیل می کند: «در کشورهای لائیک هم دانشجویان در محیط علمی، لباس ساده می پوشند و برای این مکان، شأن و منزلت قائلند و کسی آرایش نمی کند. ما هم باید این فرهنگ را که دانشگاه از خیابان جداست با روش های ایجابی و هنرمندانه جا بیندازیم». نماینده مردم تهران در ادامه اضافه می کند: «تشکیل جلسات پرسش و پاسخ و رفع شبهات در زمینه حجاب برای دانشجویان و دادن آموزش های لازم در این باب، راهکار مؤثری است».

«میر تاج الدینی» هم، رواج فرهنگ عفاف در میان جوانان را از راه ارشاد و اهنمایی مشفقانه مؤثر ارزیابی می کند و نشان دادن الگوهای برتر حجاب که موفقیت های علمی و از این قبیل کسب می کنند را یک راهکار تأثیرگذار عنوان می نماید.

تمامی مسئولانی که با آنها صحبت شد، دادن تذکرهای مؤدبانه و مشفقانه در محیط دانشگاه توسط دست اندرکاران این محیط ها را در کنار دیگر طرح ها مؤثر دانسته اند که نگارنده خود شاهد اعمال این روش منطقی در مجتمع ولی عصر«عج» دانشگاه آزاداسلامی تهران مرکزی بوده است و امید آن می رود که در دیگر دانشگاه های دولتی و غیردولتی نیز اعمال شود. در مجتمع ولی عصر ضمن جلوگیری از ورود افراد متفرقه به دانشگاه از طریق کنترل دقیق کارت های دانشجویی، با روشی مشفقانه از دانشجویان خانم خواسته می شود که مانتوهایی با پوشش بهتر بر تن کنند.

نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی از «ساماندهی مد و لباس» به عنوان یکی از طرح های قوه مقننه برای رفع معضل بدحجابی سخن می گوید و می افزاید: «مجلس، خواسته به حق مردم در مهار بدحجابی را در قالب طرح مد و لباس برآورده می کند».

نماینده مردم تهران نیز از طرح «لباس ملی» برای رواج فرهنگ عفاف می گوید: «از همه رسانه ها برای تبلیغ این طرح استفاده خواهد شد و لباسی متناسب با فرهنگ و ذائقه ایرانی و با تنوع محلی و بومی به بازار عرضه می شود و تلاش داریم که با برپایی نمایشگاه و از طریق صدا و سیما این لباس را جا بیندازیم و حتی آن را به خارج صادر کنیم».

وقتی این دو طرح را با برخی از خانم ها مطرح می کنم، واکنش های متفاوتی نشان می دهند. عده ای موافقند و گروهی مخالف. بعضی ها هم که تکلیفشان با این مسئله روشن نیست، غرولند می کنند. خانم های محجبه اعم از مانتویی و چادری این طرح ها را به شرط آن که لباس هایی متنوع و منطبق بر سلایق متفاوت باشد، مطلوب می دانند.

دکتر علی مطهری در طرحی که برای پوشش اسلامی به کیهان عرضه کرده، در باره نوع تعیین پوشش مردم، می نویسد: «اعمال نظر در نوع پوشش مردم از طرف حکومت ها چیزی نیست که منحصر به ایران باشد. در اکثر کشورهای جهان قانونی در این زمینه وجود دارد منتها حدود آن متفاوت است».

رسانه تصویری، اثرگذارترین وسیله ارتباطی است. سیما و سینما می توانند محملی باشند برای ترویج عفاف در جامعه. اینترنت نیز یکی دیگر از رسانه های پرمخاطب و موثر قلمداد می شود. «لاله افتخاری» با اشاره به این که باید از همه عوامل برای رفع بدحجابی استفاده کرد، می گوید: «فیلم و سریال در زمینه ترویج عفاف باید ساخته شود و در عوض اگر اثری تصویری موجب رواج بی عفتی می شود، نباید به نمایش درآید».

«سیدمحمدرضا میرتاج الدینی» نیز با اشاره به این که باید جلوی پخش آثار هنجارشکن گرفته شود، می افزاید: «سریال هایی که متلک و شوخی بین زن و مرد را رواج می دهند، نباید پخش شوند». همچنین بر فیلم های سینمایی باید نظارت شود تا ترویج ضداخلاق نکنند. بر ویدئو کلوپ ها هم با توجه به این که تعداد بیشتری از مردم را جذب فیلم ها می کنند، باید نظارت دقیق تری صورت گیرد». نماینده مردم تبریز ادامه می دهد: «با ساخت سریال ها و فیلم های خوب و آموزنده می توان مردم را به طرف رعایت حجاب تشویق کرد».

یک روزنامه نگار با اشاره به اثرگذاری سریال ها بر مردم می افزاید: «در اوایل دهه ۷۰ شمسی سریالی تحت عنوان «در پناه تو» پخش شد که بسیاری از دختران و زنان مانتویی و حتی بدحجاب تحت تاثیر شخصیت اول آن سریال، چادری شدند. اگر ساخت اینگونه سریال ها ادامه می یافت و با ترتیب دادن میزگردهای نقد و بررسی، درباره حجاب تبلیغ و صحبت بیشتری می شد، وضعیت خیلی بهتر از حال حاضر بود».

این نویسنده ادامه می دهد: «طرح هایی چون مد و لباس یا لباس ملی اگر به صورت ابلاغیه و دستورالعمل یا مثل تبلیغ عروسک های دارا و سارا باشد جواب نمی دهد، بلکه باید با تبلیغ نامحسوس از طریق پوشاندن آن به تن سوپر استارهای سینما و تلویزیون در فیلم ها و سریال ها و مجریان سیما و همچنین هدیه دادن در ادارات و دانشگاه ها و ارزان فروشی آنها در بوتیک ها و فروشگاه ها بین زنان و دختران مدبشود».

یک دانشجو می گوید: «در هالیوود گاه برای فروش یک کفش یا لباس، فیلم یکصد دقیقه ای می سازند تا یک کالا را به مردم معرفی کنند اما در کشور ما کمتر کسی برای ترویج حجاب فیلم و سریال می سازد». او ادامه می دهد: «نشان دادن مضرات بدحجابی و مواهب حجاب و نمایاندن الگوهای جذاب در پوشش اسلامی، به ویژه از نوع برتر آن یعنی چادر که در قاموس شخصیت های آرمانی فیلم ها و سریال ها پدیدار می شود، بهترین راه ترویج و تبلیغ عفاف است».

از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی و به منظور ایجاد هماهنگی بین دستگاههای مرتبط با ترویج فرهنگ حجاب، «کمیته ترویج و گسترش فرهنگ عفاف» تشکیل شد. این کمیته ۲۲عضو دارد که رئیس آن، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است و نمایندگانی از مجلس، صداوسیما و وزارت خانه های بازرگانی، کشور، اطلاعات، مسکن و شهرسازی، اقتصاد و دارایی، آموزش و پرورش، علوم، بهداشت و یازده نهاد دیگر در آن عضویت دارند. جلسات این کمیته در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل می شود و گزارش عملکرد آن هر ۶ماه یکبار به شورای عالی انقلاب فرهنگی که ریاست آن به عهده رئیس جمهوری است، ارائه خواهد شد.

همچنین «لاله افتخاری»، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس از تشکیل کمیته ای برای ساماندهی مد و لباس خبر داد و افزود: «این کمیته متشکل از نمایندگانی از صداوسیما، تولیدکنندگان و فروشندگان لباس، اصناف، کمیسیون فرهنگی مجلس و غیره است که وظیفه تولید، عرضه، برگزاری نمایشگاه های مربوطه و نظارت بر امور یاد شده را در طرح ساماندهی مد و لباس برعهده دارد». نماینده مردم تهران اضافه کرد: «در این کمیته بررسی می کنیم که اگر طرح، نیاز به بودجه، سوبسید و دیگر موارد دارد، اقدام شود تا لباس هایی زیبا، متنوع و پوشیده به مردم عرضه شود. ضمن اینکه در این طرح به لباس های محلی ارزش و اهمیت خاصی داده خواهد شد».

زن برتر، حجاب برتر

از روایات و احادیث چنین برمی آید که حضرت فاطمه زهرا(س) وقتی قدم در اجتماع می گذاشتند، خود را در جامه ای فراگیر- چادر- می پوشاندند و در جمع زنان بنی هاشم باابهت و متانت قدم برمی داشتند. در قیامت نیز وقتی بانوی دو عالم وارد شوند، فریادی برخواهد آمد که: «ای مردم چشم هایتان را ببندید تا فاطمه(س) دختر رسول اکرم(ص) عبور نماید». و این پاداش عفاف است.

زن مسلمان ایرانی همواره مفتخر به داشتن حجاب برتر بوده است. حجاب از آن رو واجب شد که زن بتواند در اجتماع آزادانه و آسوده حاضر شود و برخلاف آنچه غافلان و مغرضان می گویند، حجاب، وسیله نگه داشتن زن ها در پستوی خانه ها نیست. امروزه زنان محجبه ایرانی، در تمام عرصه ها به موفقیت های بزرگی دست می یابند و آنانی که حجاب برتر- یعنی چادر- را انتخاب کرده اند موفق ترند[iii].

فرهنگسازی و دیگر هیچ…

بررسی و نگرش به وضعیت زنان قبل و بعد از انقلاب اسلامی، و مقایسه آن دو مقطع زمانی، خیزش بی نظیر زنان به سوی متعالی شدن و انتخاب پوشش مناسب را در ربع قرن گذشته نشان می دهد.

دستاوردهای مهم علمی، اجتماعی، فرهنگی و هنری زنان طی سال های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، نشانگر رشد و بلوغ و شعور فکری آنهاست.

زنان مسلمان با حضور در عرصه های مختلف سیاسی اجتماعی به خصوص هشت سال دفاع مقدس، ثابت کردند که توانمندی های زیادی در همه زمینه ها دارند و در صورت داشتن فرصت های مساوی با بروز آنها مدارج مهمی را کسب خواهند کرد.

امروزه دیگر به اثبات رسیده که حجاب در واقع هرگز مانعی جهت حضور زنان در اجتماع و کارکردن آنها نبوده و نخواهد بود. در ایران زنان محجبه در شهرها و روستاها در کنار مردان در مزارع و کارخانه ها و ادارات در حال فعالیت هستند و چون زن و مادر کانون اصلی مهر و عاطفه در جامعه ما هستند، همچنان قوام و محوریت خانواده نیز با آنهاست.

گرایش زنان و دختران در غرب و اروپای به ظاهر متمدن به سوی حجاب هر روز فزونی می یابد و هر روز در خبرها شاهد اخراج دختران محجبه از دانشگاهها و جلوگیری از ورود زنان با حجاب به مراکز علمی هستیم. خداوند در قرآن کریم همان گونه که به اهمیت نماز و دستورات شرعی اشاره فرموده است به همان محکمی در خصوص حفظ حجاب آیاتی را نازل کرده است.

هر از چند گاهی کشور ما شاهد بحث داغ و جنجال برانگیز حجاب است و قبل از این که با این معضل برخورد شود بایستی نهادهای فرهنگی و تربیتی و عقیدتی که با استفاده از بیت المال و بودجه های کلان نتوانسته اند در این بیست و چند سال گذشته به رسالت خود در زمینه فرهنگ عفاف و حجاب عمل کنند، مواخذه و بازخواست شوند.

باید ریشه یابی کرد که چرا بعد از ۲۷ سال حکومت دینی در ایران هنوز می باید احکام بدیهی اسلام را با نیروی پلیس اعمال کرد.

چرا باید صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که امام بزرگوار آن را دانشگاه نامید، به جای پرداختن به موضوعات اصیل در حوزه فرهنگ، به ترویج فرهنگ های بی هویت و انحرافی و سریال هایی که عملا تبلیغ بدحجابی و بی قید و بندی می کند بپردازد و از ارزش های اسلامی هر روز فاصله بگیردو با ساختن فیلم هایی که در آن زنان با آرایش و پوشش نامناسب حضور دارند موجب اشاعه فرهنگ بی حجابی در جامعه شود؟

همانطور که گفته شد حجاب مقوله ای فرهنگی است و راهکارهای فرهنگی می طلبد و برخورد با معضل بدحجابی در جامعه باید سنجیده و عالمانه باشد و از شعارها و کارهای غیرمعقول پرهیز کرد. پرداختن به این موضوع برای یک هفته و حتی یک ماه، ما را به آنجا خواهد برد که در حال حاضر قرار داریم.

در خصوص حجاب و بدحجابی و بی حجابی در جامعه اسلامی لازمه کار، فرهنگ سازی است و در این راستا باید به آگاه سازی جوانان و نسل جوان پرداخت و به جای برخورد با معلول به علت ها توجه کرد و در برخورد با این ناهنجاری اجتماعی تا حد ممکن نباید از قوه قهریه استفاده کرد چون با نیروهای انتظامی و امنیتی نمی توان به مقابله با پدیده فرهنگی رفت.

متاسفانه در جامعه کنونی ما در میان جوانان و نوجوانان و برخی از بزرگترها به فرم و پوششی برمی خوریم که حتی در خود اروپا و آمریکا نیز پوششی زننده محسوب می شود و این نوع پوشش به گروههای پست و منزوی جامعه غرب تعلق دارد که متاسفانه برخی جوانان ما از طریق کانال های ماهواره ای الگوهای خود را انتخاب می کنند، الگوهایی که با دین و فرهنگ و عرف جامعه ما فاصله بسیار دارد.

رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان اخیرا اظهار داشته که باید به نیازهای جوانان اهمیت داد، حرف درستی است، جوان عاشق رنگ های شاد و متنوع است و این حس معقول و طبیعی اوست و ما باید این حس را در پوششی مناسب به آنها ارائه کنیم تا او اغنا شود و به دنبال الگوهای نامناسب نرود.

نتایج بسیاری از بررسی ها و نظرسنجی ها حاکی از آن است که نیمی از زنان جامعه به رعایت حجاب اسلامی اعتقاد عمیق دارند و در موارد دیگر سهل انگاری و عدم آگاهی و نبود الگوی مناسب، موجب بدحجابی دختران و زنان می شود.

گسترش فرهنگ عفاف، قادر است ضمن حفظ احترام و حرمت زنان، قوانینی را جهت تامین حقوق اجتماعی و شرعی آنان ارائه دهد.

باید بدانیم که امروزه پوشش نامناسب فقط مختص خانم ها نیست بلکه برخی از آقایان هم از لباس های نامناسب و مغایر با فرهنگ وعرف جامعه اسلامی استفاده می کنند که عمدتا از مرزها وارد کشور می شود که باید مسئولان مربوطه، با واردات بی رویه و غیرقانونی کالاهای خارجی که با فرهنگ ما سازگاری ندارند مقابله کنند.

بایدها و نبایدها در این مقوله بسیار است، اگر جامعه ای سالم و عاری از بی عفتی می خواهیم، باید برنامه داشته باشیم و به روزمرگی نیفتیم و مسئولان حتما توجه ویژه ای به بودجه های فرهنگی داشته باشند و برای حل این معضل برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت ارائه کنند تا ان شاء الله همچون گذشته نسلی آگاه، پویا و محجوب داشته باشیم[iv].

شاید برای خاتمه این مقاله و ذکر این نکته که هنوز هم مساله حجاب و گسترش بدحجابی برای مسئولان جدی نشده است، سخنان نایب رییس سابق مجلس خبرگان رهبری تلنگری محسوب شود، چرا که گفته می شود نیروی انتظامی قصد دارد از اردیبهشت ماه امسال طرح برخورد با بدحجابی را اجرایی کند.

آیت الله امینی در خطبه های نماز جمعه قم و در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۸۵ یکبار دیگر و با صراحتی مثال زدنی، غفلت از موضوع بدحجابی در جامعه را یادآور شد و از دستگاه های مسئول به شدت انتقاد کرد:«درست است که بی حجابی نداریم،اما این بدحجابی هایی که در شهرها داریم،نگران کننده است ! خانم های ایرانی شریفند، بزرگند،گرامیند. به حجاب علاقه دارند،ولی متاسفانه مساله بدحجابی و توسعه آن نگران کننده است ! چه در قم باشد،چه در شهرهای دیگر و چه در تهران. من نمی گویم کسانی که بدحجاب اند. دین ندارند! نه ! بسیاری از آنها متدین هستند؛ واقعا متدینند،اما نسبت به این مساله توجیه نیستند. خیلی از آن ها اصلا نمی دانند حجاب از مسائل ضروری اسلام است».

نایب رییس سابق مجلس خبرگان افزوده است:«من هم واقعا نمی دانم چرا ! خوب، زنان در کشور ما که حجاب دارند , اما چرا این گونه بدحجابی رایج شده و همین طور، روز به روز هم توسعه پیدا می کند مراجع ما از این وضعیت شدیدا ناراضی هستند! مردم هم به مراجع تقلید فشار می آورند که چرا سخنی نمی گویید ! بارها و بارها به خود من گفته اند، چرا در این باره در خطبه ها حرفی نمی زنی ! به من اعتراض کرده اند! من هم می دانم حق با آن ها است . به آنها دلداری می دهم و می گویم ان شاالله درست می شود؛ این مشکلی است که از مدت ها قبل گرفتار آن بوده ایم ! ولی به هر حال , باید برای حل این مساله فکری کرد!»

…ایشان در ادامه با تأکید بر ضرورت کار فرهنگی در این زمینه گفته اند:«حداقل باید یک مقداری کار فرهنگی کرد یا نه انجام کار فرهنگی در توان کیست ! چه کسی باید این کار را به سامان برساند ! نیروی انتظامی در اختیار دولت است ! وزارت ارشاد در اختیار دولت است ! صدا و سیما در اختیار دولت است ! خوب، همه این ها در اختیار دولت است ! برای انجام کار فرهنگی، چه نهاد دیگری باید در اختیار دولت باشد ! پس چرا کاری نمی کنید ! چرا اقدامی در این راه صورت نمی دهید ! چرا مساله را جدی نمی گیرید !

اولین اقدامی که می توانید کنید، این کار را از ادارات و زیر مجموعه دولت شروع کنید! ادارات که دیگر در اختیار دولت است مگر دانشگاه ها در اختیار دولت نیست دانشگاه ها هم در اختیار دولت است ! چرا از این ها شروع نمی کنید اگر عموم مردم کوچه و بازار نمی خواهند کاری کنند، اما مگر نمی توان از آن مراکزی که زیر نظر دولت است، شروع کنند ! آیا درست است که کسی بیاید در دانشگاه های ما و این بدحجابی ها را ببیند !

درست است که بی حجابی نیست، ولی بدحجابی هم کمتر از بی حجابی نیست ! در بسیاری از کشورهایی که من به آنها سفر کرده ام مردم یا حجاب دارند و یا بی حجاب هستند! ولی خدا می داند , بدحجابی نیست ! اگر بود،می گفتم . یا حجاب دارند , یا بی حجاب هستند اما بدحجابی نیست ! آخر این چه پدیده زشتی است که به وسیله ماهواره ها و اینترنت و امثال آن، ترویج می شود و جلوی آنها گرفته نمی شود.ما از دولت محترم انتظار داریم به طور جدی، فکری کرده و برای حل این معضل اقدام کند!»

پی نوشت ها

۱- ۱۶/۱۲/۵۷

۲- مسئله حجاب شهید مرتضی مطهری

۳- روزنامه کیهان اردیبهشت۸۵

۴- بخشی از مقاله عباس صالحی با عنوان گسترش حجاب و فرهنگ سازی.

منبع :حوراء – اسفند ۱۳۸۵ – شماره ۲۳