RSS
 

بایگانی ‘محبت بیکران طلب’ دسته ها

۲۰۳۸-سند تحول بنیادین آموزش و پرورش مرامنامه شهیدان وطن+ تعریف محبت حقیقی در سیره شهدا

۲۳ مرداد
 سند تحول بنیادین مرامنامه شهیدان وطن

تعلیم و تربیت از نگاه یک شهید

 

سند تحول بنیادین مرامنامه شهیدان وطن

نشست بررسی ساحت های ششگانه تربیت در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با الهام از وصیت نامه شهدا در نمازخانه ساختمان شهید رجایی وزارت آموزش و پرورش با حضور بانوان فرهنگی بر گزار گردید .

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه ستاد همکاری ها در این نشست ،حجت الاسلام حسین درودی به تشریح زندگی پرخیروبرکت شهید والام مقام حسین نوچه نوسار و پیامهای درس آموزوصیت نامه تربیت محوروی پرداخت.

*چهار مولفه در شکوفا شدن شخصیت شهیدان 

وی با بیان اینکه شهدا، پرورش یافتگان تعالیم دینی و ارزش های مبتنی بردین اسلام ناب محمدی هستند گفت ؛ وقتی به حقیقت زندگی این همیشه جاویدانهای همیشه تاریخ پی میبریم به این واقعیت می رسیم که چهار فاکتور مهم در رسیدن آنان به قرب الهی نقش بسزایی داشته است.

معاون امور استانهای دبیرخانه ستاد همکاری ها با بیان اینکه علاوه بر جنبه ها و توانمندیهای  فردی، چهار مولفه در شکوفا شدن شهیدان تاریخ ساز انقلاب اسلامی نقش ممتاز و حائز اهمیتی داشتهگفت ؛ منزل ، مسجد ،مدرسه و  محله محور شکل گیری شخصیت هر فردی است.

*هشدارفراملی  که جدی نکرفتیم 

حجت الاسلام درودی درادامه افزود؛اینکه مقام معظم رهبری در سالهای دور، هشدار جدی تهاجم فرهنگی را نه تنها برای کشور بلکه  بعنوان یک دغدغه فراملی برای مسلمانان مطرح کردند، برای این بود که در تهاجم فرهنگی، همه تلاش دشمن این بوده و هست که این چهار گزینه انسان ساز،یعنی  منزل ، مسجد ،مدرسه و  محله را از مسلمانان  بگیرند و آنوقت با این خلع سلاح فرهنگی ، اجتماعی و آموزشی، برنامه های شوم خود را برای جوانان و نوجوانان ما پیاده کنند که متاسفانه  در شرایط کنونی موفق عمل کرده اند.

وی افزود؛ شهیدانی چون نوچه نو سار اگر تاریخ ساز شدند  به خاطر تربیت یافتن در دامان پاک  مادران و پدران مسلمان ، معلمان متدین ،علمای ربانی و نفس کشیدن در محله هایی بوده که نوع دوستی و عاطفه ورزی در آن موج می زده  و البته با مستعد بودن شرایط عاطفی، عقلانی و با کسب معرفت و تقویت باور ایمانی ،مراتب حیات طیبه را طی کرده و به مقام والای شهادت نائل شده اند.

 *کلید واژه هایی که آیینه تمام نمای اسلام ناب اند  

سخنران این نشست یاد آور شد؛ کلید واژه های بکار رفته در وصیت نامه شهدا بازتاب آموزه های تحول آفرین اسلام ناب محمدی (ص) و مکتب متعالی تشیع است که توانسته است از نوجوانان و جوانان تربیت شده این مکتب، سالک الی الله بسازد و با بصیرت دینی راه صد ساله را در اندک زمان به سوی رستگاری بپیمایند.

*شهیدی که ساحت های شش گانه تربیت را تفسیر کرد 

وی در تبیین ساحت های شش گانه تعلیم و تربیت درسند تحول بنیادین گفت ؛ یکی از ساحتها ” تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی”است که شهید معظم نوچه نو ساز درطلیعه وصیت نامه نورانی خود، با بهره گیری از آیه شریفه چهاردهم سوره صف “یا ایها الذین آمنواکونوا انصار الله/ ای کسانی که ایمان آوردید یاور خدا باشید” اعتقاد به خداوند و یاری دین اورا برای هم نسلی های خود و نسلهای بعد از آنان را تشریح می کند و این یعنی همان چیزی که ما برای تربیت نسلی پاک به دنبال آن هستیم  وسند تحول را سالها پس از شهادت این شهید والامقام تدوین کرده ایم .

وی به دیگر ساحت تعلیم و تربیت در سند تحول اشاره کرد و گفت؛ “تعلیم و تربیت اجتماعی و سیاسی” از ساحت های مهم این سند است که اگرسری به  سیره و سبک زندگی شهدا بزنیم، شاهد ترسیم شاخصها و خطوط قرمز معین شهده از سوی  شهیدان برای ورود به مسائل سیاسی اجتماعی هستیم.

حجت الاسلام  درودی،با بیان  “تعلیم وتربیت زیستی و بدنی” به عنوان ساخت سوم  گفت ؛ این ساحت تربیت دانش آموز را  بر مدار سخت کوشی تعریف کرده و اتفاقا شهید نوچه نوسار در وصیت نامه خود از سر سوز و گداز می نویسد؛ یاریگر دین  خدا بودن سخت است؛ ولی قرآن می فرماید:« حال که ایمان آورده اید، یاوران خدا باشید! ای انسان! بدان که در این راه سدهایی محکم وجود دارد.”

*آنچه شهدا را می رنجاند 

معاون امور استانهای دبیرخانه ستاد همکاری ها ،”تعلیم و تربیت زیبا شناختی و هنری” را چهارمین ساحت تعریف شده در سند تحول بنیادین دانست و گفت؛اگر بخواهیم این ساحت را تعریف کنیم، یعنی ؛تربیت دانش آموزان بر مدار حجاب و خدمت به مسلمانان ، چه زیبا شهید نوچه نو سار این فراز از ساحت های ششگانه را لمس کرده و گویی الان دربین ماست و نوسانات فرهنگی و اعتقادی جامعه را می بیند و تحلیل میکند،آنجا که نوشته است  …”این را بدانید در لحظه شهادتم نسوختم، لحظه سوختنم وقتی بود که دیدم عده ای از خدا بی خبر، آگاهانه با بد حجابی و با سخنان لغو به اسلام ضربه می زنند!

سخنران این نشست در ادامه به ساحت پنجم تربیت یعنی “تعلیم و تربیت اقتصادی و حرفه ای” اشاره کرد و گفت؛در تعریف این این ساحت آمده است ، بصيرت نسبت به سبك زندگي انتخاب شده و ارزيابي پيامد هاي آن درباره خود، جامعه و طبيعت بر اساس نظام معيار اسلامی و… می باشد  که شهید سرافراز نوچه نوسار، بار دیگر بر این قضیه تاکید میکند آنچه مارا می سوزاند، زخم گلوله و آتش خمپاره نیست ،بلکه احتکار مواد مورد استفاده مسلمانان! لحظه سوختنم بود، آن لحظه که می دیدم امر به منکر می کنند و نهی از معروف، اینها سوختن دارد نه شهادت که کمال انسان است.

وی  به آخرین ساحت تعریف شده در سند تحول اشاره کردو گفت؛تعلیم و تربیت علمی و فن آورانه آخرین و مهمترین ساحت تربیتی در این سند  است که باید باسیاست گزاری های مبتنی بر ارزشهای دینی و الهام از فلسفه پیدایش انقلاب اسلامی، انسانی موحد ، مومن ، معتقد به معاد و آشنا به مسئولیت ها و وظایف در برابر خدا ، خود و دیگران تربیت کنیم که در این خصوص بهره مندی از سبک تربیتی شهدا کارساز و از مصادیق عینی چرخش های تحول آفرین خواهد بود.

حجت الاسلام درودی در پایان با ذکر فراز های دیگری از وصیت نامه این شهید گل گون کفن، تربیت نسلی،حقیقت جو،عاقل،عدالت خواه ظلم ستیز،جهادگر،شجاع وطن دوست و و صلح جوراعمل به اندیشه های تابناک شهیدان دانست.

 

۲۰۷۳-حقائق پنهان غدیر+ معرفی رفتاری محبت حقیقی در غدیر خم

۲۰ مرداد
به مناسبت عید غدیرخم:

حقائق پنهان غدیر / مشخصات منجی در خبطه غدیر/ آداب روز عید غدیر + اینفوگرافی

دین اسلام، دارای سه مرحله اساسی، مرحله آغاز، مرحله کمال و مرحله پیروزی است. اولین مرحله با «بعثت» پیامبر اعظم(ص) آغاز گردید. مرحله دوم نیز با «ولایت» حضرت علی(ع) شروع شد و در نهایت مرحله سوم با «ظهور امام عصر» آغاز و حاکمیت جهانی اسلام، به سرانجام می رسد.

گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز، مصطفی امیری: واقعه غدیر، فقط یک حادثه خاص تاریخی نیست که در زمان خود واقع شده باشد، بلکه تعیین سرنوشت تمام انسانها در طول تاریخ است. به مناسبت فرارسیدن عید غدیر خم، عید ولایت و امامت امیرالمومنین، ایام جشن و سرور اهل بیت پیامبر، در این نوشتار، گوشه های از پیوند ناگسستنی و امتداد امامت از غدیر تا ظهور، امامت اولین و آخرین حجت الهی، تقدیم اهل ولاء، شیعیان و محبین امیرالمومنین علی بن ابیطالب، می گردد.


به منظور مشاهده اینفوگرافی در اندازه اصلی، بر روی تصویر کلیک نمایید
شاهدان حدیث ولایت به روایت راویان اهل سنت

معرفی اولین و آخرین امام توسط پیامبر در خطبه غدیر

در عید غدیر، خطّ روشن رسالت و بعثت نبوی به ولایت و امامت علوی کمال یافت و خداوند اسلام، را به عنوان دین رضایت داده شده، برگزید:

الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا.    [۱]: امروز دین تان را کامل و نعمت خود را بر شما تمام نمودم، و رضا دادم که آئین تان، اسلام باشد.

عيد غدير خم، روز سرنوشت ساز تاريخ اسلام تا هنگامه قيامت بوده و هست. روز معرفي سلسله هادياني كه نگاهداران و نگاهبانان پيام جاويد پروردگارند. روز نااميدي طمع‌كاراني كه به اميد روزهاي پس از رسول نشسته بودند و روز تعيين مصاديق رهبران امت. سراسر خطبه غدير پیامبر اسلام، مملو از اين حقيقت است. پیامبر، پس از هر چند جمله‌اي كه مي‌فرمودند، اين نكته را گوشزد مي‌شدند. مثلاً فرمودند: «فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ وَلِيُّكُمْ وَ إِلَهُكُمْ ثُمَّ مِنْ دُونِهِ رَسُولُكُمْ مُحَمَّدٌ وَلِيُّكُمْ وَ الْقَائِمُ الْمُخَاطِبُ لَكُمْ ثُمَّ مِنْ بَعْدِي عَلِيٌّ وَلِيُّكُمْ وَ إِمَامُكُمْ بِأَمْرِ اللهِ رَبِّكُمْ ثُمَّ الْإِمَامَةُ فِي ذُرِّيَّتِي مِنْ وُلْدِهِ إِلَى يَوْمِ تَلْقَوْنَ اللهَ عَزَّ اسْمُهُ وَ رَسُولُه‏؛ پس همانا خداي عزيز و جليل ولي و پروردگارتان است و پس از او پيامبرتان محمد صلي الله عليه و آله و سلم ولي شماست كه در مقابل شما به پاخاسته و به شما خطاب مي‌كند. سپس بعد از من علي عليه السلام ولي شما و امامتان به امر خدا و پروردگارتان خواهد بود و امامت در نسل من از فرزندان علي عليه السلام است تا روزي كه خداي عزيز و رسولش را ملاقات كنيد» و یا: «نَبِيُّكُمْ خَيْرُ نَبِيٍّ وَ وَصِيُّكُمْ خَيْرُ وَصِيٍّ وَ بَنُوهُ خَيْرُ الْأَوْصِيَاءِ مَعَاشِرَ النَّاسِ ذُرِّيَّةُ كُلِّ نَبِيٍّ مِنْ صُلْبِهِ وَ ذُرِّيَّتِي مِنْ صُلْبِ عَلِی؛‏ پيامبرتان بهترين پيامبر و وصيتان بهترين وصي و فرزندانش بهترين اوصيا هستند. اي مردم! ذريه هر پيامبري از صلب و فرزندان اوست و ذريه من از فرزندان علي است. در چندين مورد نيز به صراحت از حضرت مهدي، اسم برده شده است: «مَعَاشِرَ النَّاسِ النُّورُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيَّ مَسْلُوكٌ ثُمَّ فِي عَلِيٍّ ثُمَّ فِي النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقَائِمِ الْمَهْدِيِّ الَّذِي يَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا؛ اى مردمان، اين نور از حضرت واهب منان به من و على، عطا و احسان گرديد تا آنكه در خاتم الاوصيا قائم آل محمد الحجة بن الحسن المهدى مودع و محتوم گردد؛ مَعَاشِرَ النَّاسِ أَلَا وَ إِنِّي مُنْذِرٌ وَ عَلِيٌّ هَادٍ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّي نَبِيٌّ وَ عَلِيٌّ وَصِيِّي أَلَا إِنَّ خَاتَمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِيُّ اى مردم! بدانيد كه من انذاركننده و على هدايت‏كننده است، اى مردم! من نبى و على وصى است. بدانيد كه خاتم امامان: قائم مهدى، از ما است، بدانيد كه او مسلّط و قاهر در دين است. بدانيد، او از ستمكاران انتقام خواهد گرفت. ‏».[۲]

از اینرو، می توان عصاره و چکیده خطبه غدیریه پیامبر را چنین بیان کرد: غدیر، روز تجلّی توحید و نبوت محمد(ص)؛ و معرفی امامت و ولایت علی(ع) و ذکر دوازده معصوم(ع). بویژه خاتم الائمه، قائم آل محمد، مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، است؛ در خطبه غدیر، دین اسلام، به سه مرحله اساسی، تقسیم گردید: مرحله آغاز، مرحله کمال و مرحله پیروزی؛ که اولین مرحله با «بعثت» پیامبر اعظم(ص) آغاز گردید. مرحله دوم نیز با «ولایت» حضرت علی(ع) شروع شد و تا ظهور حضرت حجت(عج) ادامه می‏یابد. و در نهایت مرحله سوم با «ظهور امام عصر» آغاز می شود و در دوران ایشان، حاکمیت جهانی اسلام، به سرانجام می رسد.

سقیفه، مانع تحقق غدیر تا ظهور امام عصر

برنامه الهی که در روز غدیر به همه بشریت تقدیم شد و هدیه پروردگار به بندگانش بود، اما ضربه هولناکی را از سوی اصحاب سقیفه تجربه کرد، و نگون بختیِ واقعی را برای انسان ها به ارمغان آورد. با جمله «حَسبُنا کِتابُ اللَّهِ»[۳] که به معنای کنار گذاشتن امامِ تعیین شده از سوی خداوند بود، طعم شیرینِ غدیر در رسیدن به آرزوهای بشر، تلخ شد. سقیفه، درهای رحمتِ گشوده در غدیر را بست. با حاکمیت سقیفه، از یک سو امامانِ معصوم، نتوانستند غدیرِ از دست رفته را به کام زندگی مردم باز گردانند؛ و از سوی دیگر با کنار گذاشتن غدیر در سقیفه، بشر به سوی تفرقه و اختلاف پیش رفت. غدیر، فصل تازه ای از دین بعد از بعثت بود که اما در پرده ظلمت سقیفه، پنهان شد. این ظلمت تا زمان ظهور امام عصر، ادامه خواهد یافت.

لکن، پیامبر با هوشمندی الهی و آگاهی از این حوادث، نقشه ترسیمی بشریت و اسلام را که با امیرالمومنین، آغاز گردیده بود، در خطبه روز غدیر، با معرفی امام عصر و مهدویت به پایان رسانید. سیمای منجی  و موعود ادیان، در بیست فراز از خطبه غدیر توسط پیامبر، ترسیم شده است. به عبارت دیگر، در غدیر، دو حکومت با یک محور، توسط پیامبر طراحی شد: حکومت علوی و حکومت مهدوی؛ که البته با سقیفه، قدر اوّلی، دانسته نشد، اما حکومت مهدوی را با زمینه هایی که خطبه غدیر برای پی ریزی حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت به دست حضرت مهدی آماده کرده، بشرت قطعا درک خواهد کرد. به عبارت دیگر، حکومت جهانی امام مهدی، روز ظهور حقائق پنهان غدیر خواهد بود. غدیر که تدریس نظری پیرامون بزرگی حکومت انسان کامل است، در روز ظهور عملاً به نمایش در می آید؛ در آن روز «لِیُظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ»[۴] و «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِه‏»[۵] اجرا می گردد.

برای دانلود و مشاهده در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید

مشخصات منجی ادیان در خبطه غدیر

پس در غدیر، تصویر دو حکومت با یک محور، طراحی شده است. گویی پیامبر اسلام، از نیّت منافقان و کافران خبر داشت که چه توطئه ای در سر دارند، و نخواهند گذاشت سنّت نبوی به امامت علوی اتصال یابد. گویی می بیند که چگونه سنّتش به بدعت تبدیل شده و ظلم و ستم جایگزین، عدل و قسط خواهد شد؛ و چه ستم و ظلمی که شعله آتش آن تا ظهور، زبانه خواهد کشید، و کسی جز حضرت مهدی علیه السلام نخواهد توانست این آتش شعله گرفته از سقیفه را، با آب عدالت مهدوی خاموش کند، چرا که:

أَنَّ قَائِمَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ … سَارَ بِسِيرَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِي‏.[۶]

هنگامی که قائم آل محمد، حضرت مهدی ظهور کند به مانند سیره امام علی علیه السلام رفتار می نماید.

خبر دادن از منجی اسلام و ادیان، مهدی موعود برای آن مردمی که قبول ولایت امیر المؤمنین برایشان سخت بود، بیانگر آینده نگری پیامبر اسلام و برنامه بلندمدت دین الهی برای مسلمین و تمام مردم بوده است. اگرچه برخی با آنکه آن روز با علی بن ابی طالب علیه السلام بیعت کردند، پیمان شکستند. ولی حقایق در طول زمان برای نسل ها روشن گشت، و از آنجا که کارها به دست خداوند است، روزی امر و حکومت اهل بیت علیهم السلام توسط امام عصر، آشکار و ظاهر خواهد شد. آن روز، جهان به دست جانشین واقعی پیامبر سپرده می شود. از اینرو، در خطبه غدیر، توسط پیامبر اسلام، حدود ۲۰ جمله درباره حضرت مهدی و توصیف ویژگی های حاکمیتی وی، ذکر شده است:

اَلا اِنَّ خاتَمَ الاَئِمَّهِ مِنَّا القائِمُ المَهدِیُّ. بدانید که آخرین امامان، مهدی قائم از ماست.

اَلا اِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدّینِ. آگاه باشید که او غالب بر ادیان است.

اَلا اِنَّهُ المُنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ. بدانید که او انتقام گیرنده از ظالمین است.

اَلا اِنَّهُ فاتِحُ الحُصونِ وَ هادِمُها. آگاه باشید که او فاتح قلعه ها و منهدم کننده آنهاست.

اَلا اِنَّه غالِبُ کُلِّ قَبیلَهٍ مِن اَهلِ الشِّرکِ وَ هادیها. آگاه باشید که او پیروز بر هر قبیله ای از اهل شرک و هدایت کننده آنان است.

اَلا اِنَّهُ المُدرِکُ بِکُلِّ ثارٍ ِلاَولِیاءِ اللَّهِ. بدانید که او گیرنده انتقام همه خون های اولیای خداست.

اَلا اِنَّهُ النّاصِرُ لِدینِ اللَّهِ. بدانید که او یاری دهنده دین خداست.

اَلا اِنَّهُ الغَرّافُ مِن بَحرٍ عَمیقٍ. بدانید که او استفاده کننده از دریای عمیق است.

اَلا اِنَّهُ یَسِمُ کُلَّ ذی فَضلٍ بِفَضلِهِ وَ کُلَّ ذی جَهلٍ بِجَهلِهِ. بدانید اوست که هر صاحب فضیلتی را به قدر فضلش و هر صاحب جهالتی را به قدر جهلش نشانه می دهد.

اَلا اِنَّهُ خِیَرَهُ اللَّهِ وَ مُختارُهُ. آگاه باشید که او انتخاب شده و اختیار شده خداوند است.

اَلا اِنَّهُ وارِثُ کُلِّ عِلمٍ وَ المُحیطُ بِکُلِّ فَهمٍ. آگاه باشید که او وارث هر علمی و احاطه دارنده به هر فهمی است.

اَلا اِنَّهُ المُخبِرُ عَن رَبِّهِ تَعالی وَ المُشَیِّدُ ِلاَمرِ آیاتِهِ. اوست خبر دهنده از پروردگارش، و بالا برنده آیات الهی.

اَلا اِنَّهُ الرَّشید السَّدید. آگاه باشید که او هدایت یافته محکم بنیان است.

اَلا اِنَّهُ المُفَوَّضُ اِلَیهِ. بدانید که اوست که کارها به او سپرده شده است.

اَلا اِنَّهُ قَد بَشَّرَ بِهِ مَن سَلَفَ مِنَ القُرونِ بَینَ یَدَیهِ. آگاه باشید اوست که پیشینیان به او بشارت داده اند.

اَلا اِنَّهُ الباقی حُجَّهً وَ لا حُجَّهَ بَعدَهُ وَ لا حَقَّ اِلاّ مَعَهُ وَ لا نورَ اِلاّ عِندَهُ. آگاه باشید که او به عنوان حجّت باقی می ماند و بعد از او حجتی نیست. اوست که هیچ حقّی نیست مگر همراه او و هیچ نوری نیست مگر نزد او.

اَلا اِنَّهُ لا غالِبَ لَهُ وَ لا مَنصورَ عَلَیهِ. او کسی است که غالبی بر او نیست و کسی بر ضد او یاری نمی شود.

الا انَّهُ وَلِیُّ اللَّهِ فی اَرضِهِ وَ حَکَمُهُ فی خَلقِهِ وَ اَمینُهُ فی سِرِّهِ وَ عَلانِیَتِهِ. آگاه باشید که اوست ولیّ خدا در زمینش و حاکم او در میان خلقش و امین او در نهان و آشکارش.[۷]

غدیر و رابطه آن با بعثت و مهدویت

حال سوالی که مطرح می شود، اینکه: دین اسلام که آورنده آن پیامبر اکرم(ص) بوده است و طبق خطبه غدیر، توسط منجی اسلام، امام مهدی بر سایر ادیان چیره می شود، باید به دلیل آیه «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُم»[۸]، قبل از تحقق این آیه، بایستی کامل شده و به مقام رضایت خداوند رسیده باشد. که در آیه اکمال دین، به ان تصرح شده است و از اینجا است که، حلقه اتصال میان بعثت و مهدویت و حکومت جهانی امام مهدی، جایگاه واقعی خود را باز می یابد.

توضیح اینکه: خداوند منّان سه تعبیر درباره “بعثت و غدیر و ظهور” در قرآن آورده که این روند را به خوبی ترسیم می نماید: بعثت را منت خود بر خلق شمرده و فرموده: «لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَی المؤمنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولاً»[۹]؛ و غدیر را کمال دین خود اعلام کرده و فرموده: «الیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم»[۱۰]؛ و ظهور امام عصر را تابشِ نور الهی به حساب آورده و فرموده: «وَ اَشرَقَتِ الاَرضُ بِنورِ ربِّها»[۱۱]. این مسیر از آغاز خلقت تا بعثت و از بعثت تا غدیر، مسیر خود را طی کرد تا به دوران بعد از پیامبر رسید. در واقع غدیر وصیتنامه اجرائی پیامبر بود که باید بعد از آن حضرت عملی می شد؛ و اوجب واجبات در روزگار فقدان نبی، امامت بود که معنای دقیق جانشینی و خلافت به حساب می آمد. یعنی در غدیر، مُبیِّن دین همانند مؤسِّس آن معرفی شد که مقام عصمت است. اکنون که پیامبر از دنیا رفته باید این روند تا قُلّه خود پیش رود و اوج گیرد و هیچ مانعی، نخواهد توانست مانع این پایه گذاریِ خلقت شود. و اگر در مدت زمانی، فتنه های سقیفه، مغزها و افکار بشر را از راه راست و صراط مستقیم، منحرف کرد و امتحان الهی تحقق یافت؛ امّا در نهایت، اراده پروردگار بر اجرای امر خود درباره غدیر، پشتوانه ای است که در زمان ظهور خود را نشان خواهد داد آنجا که فرموده: «کَتَبَ اللَّهُ َلاَغلِبَنَّ اَنَا وَ رُسُلی»[۱۲] و «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ»[۱۳].

اکنون می توان به آن پرسش، پاسخ گفت: ظهور امام عصر، انتهای تفصیلی صراط مستقیمِ غدیر و تجلّی کاملِ تعالیِ بشر است. اسلام بدون غدیر و غدیر بدون ظهور، متجلی نمی شود. آن کمالِ اعلام شده در دین و آن نعمتِ به اوج رسیده در ولایت و آن مُهرِ رضایت ربّ در غدیر، جز با ظهور عملی نخواهد شد. بنابراین طبق آیه اکمال دین، الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِينا و تصریح خطبه غدیریه پیامبر اسلام، تنها و فقط دینی مورد قبول و مرضی خداوند خواهد بود که امامت امام على تا امام مهدى عليه السّلام را در بر گیرد.

حاضرین به غائبین و پدران به فرزندان بسپارند

اکنون، وظیفه چیست؟ آیا اين فرمايشات و فرامين پیامبر اسلام، فقط براي مخاطبان آن روز بود؟ فقط تكليف آنان را معين مي‌كرد كه بدانند بعد از رسول گرامي‌اسلام به چه كسي مراجعه كنند؟ خیر؛ بلكه براي هر جوياي حق، براي هر مدعي پيروي از پيامبر، پيام داشت و تعيين كننده بود. بنابراین، در چنين فضايي بايد اين پيام ماندگار بماند. بايد به گوش همگان برسد. فرداي قيامت كسي نگويد نبوديم و به گوشمان هم نرسيد. بايد راه حق نمايانده شود تا آدمي ‌بتواند آن را انتخاب كند. از همين جهت، همانطور كه پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله و سلم در روز غدير بسيار دقت داشتند تا پيام و كلامشان به گوش همه حضار برسد ـ و لذا تمام جزئيات برگزاري آن مراسم با شكوه را در آن منطقه، در آن روز و ساعت و با آن شرائط خاص، قدم به قدم و به بهترين شكل تنظيم نمودند ـ و نيز همانگونه كه در لابلاي خطبه و فرمايشاتشان، جملاتي هست كه نشان مي‌دهد حضرت مي‌خواسته‌اند صدا به همه برسد و توجه داشته‌اند كه مبادا كلامشان براي كسي يا بخشي از جمعيت، مبهم و غير واضح باشد، به خوبي به اين نكته هم دقت داشته‌اند كه ديگراني كه در آن زمان و در آن جمعيت با شكوه شركت نداشته‌اند هم مخاطب اين كلام هستند. حتي ديگراني كه هنوز مسلمان نيستند و يا اصلاً متولد نشده‌اند. چرا كه هر كس در هر زماني كه زندگي مي‌كند هم بايد حجت و وليّ زمان خود را بشناسد و هم به ولايت اولياي قبل اعتقاد و التزام داشته باشد.

حضرت راهكاري را تعيين فرموده و به اين ترتيب كلامشان را تا ابد به همه مخاطبانشان رسانده‌اند والبته اين راه كار را هم تكليف كرده‌اند: «مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّي أَدَعُهَا إِمَامَةً وَ وِرَاثَةً فِي عَقِبِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ قَدْ بَلَّغْتُ مَا أُمِرْتُ بِتَبْلِيغِهِ حُجَّةً عَلَى كُلِّ حَاضِرٍ وَ غَائِبٍ وَ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْ لَمْ يَشْهَدْ وُلِدَ أَوْ لَمْ يُولَدْ فَلْيُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ وَ الْوَالِدُ الْوَلَدَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ؛ اي مردم! همانا من، امامت و وراثت را تا روز قيامت در فرزندانم به جا گذاشتم و قطعاً آن چيزي را كه مأمور به ابلاغش بودم، رساندم تا حجت و سندي باشد بر هر حاضر و غائبي و بر هر كسي كه شاهد است يا نيست، متولد شده است يا نه؛ پس حاضران به غائبان برسانند و پدران به فرزندان تا روز قيامت».

غدير، سند حقانيت عقيده شيعه و مدال افتخار او براي عمل به سفارش نبي گرامي ‌اسلام در پذيرش ولايت همه ائمه معصومين عليهم السلام است. بماند كه عده‌اي حتي ولايت مصداق بارز اين گروه، يعني حضرت علي عليه السلام ـ كه در آن روز رسماً معرفي شدند و با دست نشان داده شدند ـ را هم نپذيرفتند تا چه رسد به ائمه بعدي عليهم السلام! پس من و شما كه به تشيع مفتخريم بايد بدانيم كه يكي از وظائف مان، رساندن پيام غدير به ديگران و نسل‌هاي بعد است. منتظر امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف حقانيت مولاي غريبش را از غدير تا به امروز فرياد مي‌كشد و سينه به سينه، نسل به نسل مي‌گويد و مي‌نويسد و مي‌سرايد و مي‌خواند. به فرزندانش مي‌گويد كه داستان غدير چه بود و در آن، چه مطالبي گذشت. هم وصايت اميرالمؤمنين عليه السلام را مي‌گويد و هم ولايت ديگر ائمه عليهم السلام را در زمان‌هاي بعد. به فرزندانش سفارش مي‌كند كه: عزيز جانم! تو هم به فرزندانت بگو و سفارش كن كه آنها هم بگويند. منتظر، خود را در امروز مخاطب آن روز رسول گرامي مي‌بيند و امام زمانش و پدران بزرگوارشان عليهم السلام را از همان روز مي‌شناسد و مي‌شناساند. من و شما صداي رسول را شنيديم و مي‌دانيم كه دين ايشان، خاتم اديان بود و دامنه ولايتشان تا قيامت. مي‌دانيم كه همه انسان‌‌هاي معاصر ما در دوره رسالت ايشان هستند و مي‌دانيم كه حضرت فرمودند: به گوش ديگران هم برسانيد كه اوصياي من چه كساني هستند. چه مسئوليت بزرگي و البته چه افتخاري بالاتر از اين كه در اين امر خطير، پيام رسان نداي حق ايشان براي ديگران باشيم!

مخاطب پیامبر اکرم فقط حاضران نبودند و فقط نسل موجود نبود، بلکه این اطلاع رسانی تا روز قیامت و به طور طبیعی تا عصر ظهور ادامه دارد. افراد ناآگاه خیال می کنند مسئله امامت یک موضوع تاریخی است و در زمان ما نیازی به بازگو کردن ندارد، در حالی که رسول عالمیان به همه جهانیان امر فرموده که هر نسلی آن را به نسل بعدی ابلاغ نماید. رسول اکرم در مورد لزوم تبلیغ خطبه غدیر، خطاب به حاضران فرمود:

فَلیُبَلِّغِ الحاضِرُ الغائِبَ وَ الوالِدُ الوَلَدَ اِلی یَومِ القِیامَهِ.

حاضران به غایبان خبر دهند و هر پدری تا روز قیامت به فرزند خود تبلیغ نماید.

آداب روز عید غدیر

ثواب روزه عید غدیر برابر با عمر دنیا

يكى از اعمال مستحب در اين روز شريف، روزه گرفتن است كه در روايات فراوانى به اين عمل تأكيد شده و ثواب بسيارى برابر “عمر دنیا”، به آن اختصاص يافته است:

سمعت ابا عبداللّه الصّادق عليه السّلام يقول: صيام يوم غدير خمّ يعدل صيام عمر الدّنيا. لو عاش انسان ثمّ صام ما عمّرت الدّنيا لكان له ثواب ذلك، و صيامه يعدل عند اللّه عزّ و جلّ فى كلّ عام مأة حجّة و مأة عمرة مبرورات منقبلات، و هو عيد اللّه الاكبر … .[۱۴]

از امام صادق شنيدم كه مى‌فرمود: (ثواب) روزۀ روز غدير خم با (ثواب) روزۀ عمر دنيا برابر است. اگر انسان به اندازۀ عمر دنيا زندگى كند و روزه بگيرد؛ (ثواب آن) معادل (ثواب) روزۀ غدير است. روزۀ روز غدير نزد خداى عزّ و جلّ برابر است با ثواب يكصد حجّ و يكصد عمرۀ مقبول. و آن بزرگترين عيد خداست … .

ثواب افطاری دادن به پیامبران و صدیقین

از كارهاى مستحب در روز غدير، افطارى دادن به مؤمنان روزه‌دار است. افطارى دادن ثواب زيادى دارد و خوشبختانه يكى از آداب پسنديده ميان مؤمنان مى‌باشد. امّا همان‌طورى كه بسيارى از اعمال مستحب در روز غدير ثواب بيشترى دارند، افطارى دادن در اين روز نيز از ثواب فزون‌ترى برخوردار است. امام صادق فرموده است:

من فطّر فيه مؤمنا كان كمن اطعم فئاما و فئاما و فئاما. فلم يزل يعدّ الى ان عقد بيده عشرا. ثمّ قال: اتدرى كم الفئام؟ قلت: لا؛ قال: مأة الف كلّ فئام، كان له ثواب من اطعم بعددها من النّبيّين و الصّدّيقين و الشّهداء فى حرم اللّه عزّ و جلّ و سقاهم فى يوم ذى مسغبة … .[۱۵]

هر كس مؤمنى را در آن روز افطارى دهد مثل كسى است كه گروه، گروه، گروه و همينطور مى‌شمرد تا وقتى كه عدد آن با دست مباركش به ده رسيد، را اطعام كرده باشد. سپس فرمود آيا مى‌دانى تعداد هر گروه چقدر است؟ عرض كردم: نه! فرمود: هر گروه، يكصد هزار نفر است. ثواب كسى كه يك مؤمن را در روز غدير افطارى دهد به اندازۀ ثواب كسى است كه اين تعداد، از پيامبران و صدّيقين و شهيدان را در روز گرسنگى در حرم خداوند، اطعام و سيراب كرده باشد … .

روش تبریک عید غدیر هنگام ملاقات

شایسته است، مومنین و شیعیان امیرالمومنین علی بن ابیطالب، هنگام ملاقات یکدیگر در روز عید غدیر، خویشتن را به درک این روز بزرگ و عید الله اکبر، تهنیت گفته و ذكر شريف و با فضيلتى كه بنا به فرمايش پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مستحب است در روز عيد غدیر گفته شود، را زمزمه نمایند:

ألحمد للّه الّذى جعل كمال دينه و تمام نعمته بولاية أمير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام.[۱۶]

سپاس خداى را كه كمال دين و تمام نعمتش را در ولايت حضرت امير المؤمنين، علىّ بن ابى طالب عليه السّلام قرار داد.

دیگر آداب عید غدیر

آراستگی و زنیت در روز غدیر

آراستگى و خوشبويى موجب رضاى خدا و از آداب ويژۀ مؤمنان است كه از جانب پيشوايان معصوم عليهم السّلام مورد تأكيد قرار گرفته است. امام رضا در اين‌باره فرموده است:

… و هو يوم الزّينة فمن تزيّن ليوم الغدير غفر اللّه له كلّ خطيئة عملها، صغيرة و كبيرة و بعث اللّه اليه ملائكة يكتبون له الحسنات، و يرفعون له الدّرجات الى قابل مثل ذلك اليوم فان مات، مات شهيدا، و ان عاش، عاش سعيدا … .[۱۷]

… و آن، روز آراستن است. هركس براى روز غدير زينت كند، خداوند خطاهاى او را مى‌بخشد، كوچك باشد يا بزرگ، و فرشتگانى را به سويش مى‌فرستد تا برايش ثواب بنويسند و درجات او را بالا ببرند، تا روز غدير سال بعد. اگر بميرد، شهيد مرده است و اگر زنده بماند، به نيكبختى روزگار را سپرى خواهد كرد … .

عيدى دادن و مهمانی مومنان

عيدى دادن در اين روز بزرگ نشانه آن است كه عطاكننده از واقعه روز غدير بسيار خرسند بوده و حاضر است به شكرانه آن، بخشى از مال خود را ميان مؤمنان تقسيم نمايد. امام جعفر صادق عليه السّلام در این باره، فرموده است:

الدّرهم فيه، بالف الف درهم … .[۱۸]

عیدی يك درهم در روز عید غدیر، معادل هزار هزار درهم است … .

همچنین، دعوت کردن و مهمانی برادران و خواهران ايمانى در روز غدير و اطعام آنان، نشانه‌اى براى جشن و شادى است. امام باقر عليه السّلام به نقل از رسول گرامى فرموده است:

من أطعم ثلاثة نفر من المسلمين أطعمه اللّه من ثلاث جنان فى ملكوت السّماوات، الفردوس و جنّة عدن و طوبى … .

هركس سه تن از مسلمانان را غذا دهد خداوند او را از سه بهشت، در ملكوت آسمان‌ها غذا خواهد داد، فردوس، بهشت عدن و طوبى … .

 و نیز امام رضا عليه السّلام فرموده است:

و من أطعم مؤمنا كان كمن أطعم جميع الانبياء و الصّدّيقين.[۱۹]

هركس مؤمنى را در روز عید غدیر، اطعام دهد مانند آن است كه همه پيامبران و صدّيقين را اطعام کرده است.

در سیره عملی امام رضا نیز چنین امده است که در روز عيد غدير در حضور امام رضا، جماعتى از اصحاب خاصّ شیعیان بودند. امام آنان را براى افطار روزه عید غدیر، در منزل خویش نگه داشته و سپس برای منازل آنها، نیز هدایای اعم از انگشتر و مواد غذایی، فرستاده بودند:

أنه شهد أبا الحسن علي بن موسى الرضا ع في يوم الغدير و بحضرته جماعة من خاصته قد احتبسهم للإفطار و قد قدم إلى منازلهم الطعام و البر و الصلات و الكسوة حتى الخواتيم و النعال و قد غير من أحوالهم و أحوال حاشيته و جددت له آلة غير الآلة التي جرى الرسم بابتذالها قبل يومه … .[۲۰]

راوی گوید: امام رضا در روز غدیر، که جمعی از خواص در محضر او بودند، حضرت آنها را برای افطار نگه داشته بود و به منازل آنها [برای اهل و عیالشان] طعام، صله ها، لباس و حتی انگشترها و کفشهایی فرستاده بود و احوال آنها و اطرافیان خودش را تغییر داده بود. حتی اسباب و وسایلی که قبلاً حضرت استفاده می شد، تغییر یافته بود …

برای دانلود و مشاهده در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید

عناوین مرتبط :

معرفی نرم افزارهای ولایت امام علی (ع)، هدیه ویژه؛ به مناسبت عید سعید غدیرخم

 

۲۰۷۲-تحلیل «آیین حج» از منظر سند تحول آموزش و پرورش+آموزش محبت حقیقی در آیین حج ابراهیمی

۱۶ مرداد

۰

+

۱۳۹۷/۰۵/۱۴ :: ۱۵:۵۴

معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس مطرح کرد

تحلیل «آیین حج» از منظر سند تحول آموزش و پرورش/ راه‌برون رفت از شوک اقتصادی امروز

خبرگزاری فارس: تحلیل «آیین حج» از منظر سند تحول آموزش و پرورش/ راه‌برون رفت از شوک اقتصادی امروز

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به تحلیل آیین حج بیت‌الله الحرام با توجه به ساحت‌های سند تحول بنیادین آموزش و پرورش پرداخت.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس به تحلیل آیین حج بیت‌الله الحرام با توجه به ساحت‌های سند تحول بنیادین آموزش و پرورش پرداخت و اظهار کرد: از ظرفیت حج باید برای تشکیل تمدن اسلامی استفاده شود اما فقط به ظاهر آداب حج خانه خدا توجه می‌‌شود و هم‌چنین با یکبار یا کمتر و بیشتر در طول عمر نمی‌توان با بخشی از آیین حج آن هم به شکل صوری، به رموز انسان ساز حج پی برد و جامعه برتر جهانی را تشکیل داد.

وی با بیان اینکه یکی از راهکارهای استفاده از ظرفیت عظیم حج ابراهیمی، آموزش فراگیر و محاسبه شده آن است که این مهم فقط توسط دستگاه گسترده آموزش و پرورش میسور است، ادامه داد: برای اثبات این ادعا لازم است در ساحت‌های ۶گانه سند تحول به برخی از برنامه‌های تحول آفرین برنامه‌های حج بپردازیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: در حج عبادت با ویژگی‌هایی به حجاج آموزش داده می‌شود به عنوان مثال «مخ عبادت به صورت جمعی استیفاء می‌شود»، «جامعه توحیدی با عبادت بدون طبقه حاصل می شود»، «عبادت حقیقی باید هر رنگ، نژاد، قوم، قبیله و ملتی را متحد و منسجم کند»، «عبادت در حج باید با آرایش ظاهری مانند لباس‌های متحداللون و متفق الشکل، تفاوت‌ها را به تعاون‌ها مبدل کرده تا ابلیس را از خود محروم کند» و «در عبادت حج حجاج، جنسیت جایگاهی ندارد و قراردادهای زوجیت مانع حضور متحد زن و مرد در طواف خانه خدا نمی‌شود که این اتحاد درمان مرض‌های تفرعون و تکبر در زندگی مشترک مردان و زنان جامعه امروز بشر است».

وی اضافه کرد: در عبادت حج ابراهیمی، حجاج رمز آلود بودن عبادات را تعلیم می‌بینند چرا که خداوند صمد چگونه محتاج خانه می‌گردد، پس اگر اصطلاح «بیت الله» در لسان حاجیان رواج دارد بدین معنی است که هر چه به حق تعالی مضاف شود و الله مضاف الیه آن باشد، جهان هستی و آنچه در اوست به دورش گردش می‌کنند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه عبادت حج که در طول عمر یک مسلمان مستطیع فقط یکبار بر او واجب می‌شود، دانشگاهی است که به او تخصص همسر داری و تربیت فرزند در ناملایمات جهان مادی را آموزش داده و هم چنین سبک زندگی توحیدی را برای او به ارمغان می آورد، گفت: مربی و متربی در آموزشگاه با درس «بیت الله» یعنی متصل و مضاف بودن به خداوند در برنامه‌ریزی تحصیلی دارد و دیگر علم را از عبادت منفک و متفرق نمی یابد که با علم تفکیکی به ثروت اندوزی تفاخری در غلتیده و به پرتگاه علم محرومیت زایش سقوط کند.

وی افزود: عبادت حج بیت الله الحرام بی‌تفاوتی‌های دنیای امروز در مقابل ظلم جهانی را مبدل به استقامت همگانی نموده و فاصله سفید و سیاه و غربی و شرقی را و هم چنین تفرقه‌زدایی را از جامعه بشر بر می‌چیند.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی درباره ساحت اعتقادی ـ اخلاقی افزود: در حج ابراهیمی، اخلاقی که امروز جهان بشریت را مبتلا به آتش و استبداد و آوارگی کرده، با این احکام مبدل به جامعه صالح و صلح جهانی می‌کند.

وی با بیان اینکه حاجیان در اعمال حج از بیماری و مرض فراگیر ریا و خود‌نمایی یعنی جدل و جمال ظاهری خویش در آینه مادی شهود نمودن، منع می‌شوند، اظهار کرد: حجاج بیت‌الله‌الحرام از ایجاد ناامنی برای زائران خانه خدا و حتی حیوانات ممنوع  شده‌اند.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به ساحت زیباشناختی سند در آیین حج ابراهیمی اظهار کرد: داستان ذبح حضرت اسماعیل، مادر زییایی‌های در نزد بشر است که به حجاج آموزش می‌دهد سبک زندگی توحیدی عبارت از آن است که فرزندان را امانت الهی بدانیم نه آنکه ملک خود فرض نموده و قانون بردگی پنهان را برای تربیت آنان به کار بگیریم و ناکامی‌های روزگار خویش را با تحمیل بر آنها در تحصیل و ازدواج و اشتغال جبران سازی کنیم.

وی درباره ساحت اقتصادی و مهارت حرفه‌ای سند تحول گفت: در آیین حج، سرمایه و ثروت امانت الهی محسوب می‌شود، به همین سبب حجاج باید از مالی مستطیع شده باشند که حق الله و حق النبی را پراخت کرده و هم چنین باید اقتصاد خودشان را با ذبح قربانی برای فقرا، توحیدی کرده و از صف مشرکان جدا کنند و این راهکاری است که خداوند هستی برای نجات بشر از اقتصاد ظالمانه مطرح نموده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی ادامه داد: در حال حاضر یکی از راهکارهای برون رفت از شوک اقتصادی امروز برای انقلاب اسلامی، توجه رجال دینی و سیاسی کشور به تحلیل مباحث نظری اقتصاد حجاج در آیین زائرین بیت الله الحرام و تحلیل معانی آن است.

وی به تربیت ساحت زیستی و بدنی سند تحول آموزش و پرورش در آیین حج، اشاره کرد و گفت: حجاج باید با تراشیدن سر و جدا کردن ناخن، بدن‌شان را تطهیر و تکریم کنند و هم حق ندارند گیاهان را از محیط پیرامون خود قطع کنند و پرندگان و حیوانات را در محیط زیست با ناامنی مواجه کنند؛ این عبادت حج ابراهیمی می‌رساند که آیین حج برای بدن انسان و محیط زیست او، درس امنیت و  آبادانی دارد که این نیاز، زندگی بشر را با خطر جدی روبه‌رو کرده است.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به ساحت سیاسی و اجتماعی در آیین حج اشاره کرد و افزود: حجاج با حضور در برنامه رمی جمرات به صورت نمادین و سمعی و بصری به دشمن قسم خورده خود باید سنگ بزنند که این عبادت به زائرین آموزش می‌دهد، انسان دشمن پلیدی دارد که در پیامبر عزیز و عظیمی چون ابراهیم خلیل الرحمن طمع می‌کند پس باید به دو روش آن را از خود دور کند یک از حضور در خانه قلبش و دوم از برائت ورزیدن به لشگر پیاده و سواره نظام؛ به همین جهت در برنامه‌های حج مراسم برائت از مشرکین از سوی خداوند حکیم تعبیه شده تا انسان در قیامت از ناتوانی و نا آگاهی، حجتی برای خالق خویش نتراشد، و علت اینکه این مراسم عظیم و سرنوشت ساز توسط عمال رژیم صیهونیستی و  شیطان بزرگ مقبول نمی‌افتد، آن است که منافع مشرکانه آنها تهدید و تعطیل می‌شود.

وی با توجه با اشاره به ساحت علمی و فناورانه سند تحول آموزش و پرورش در آیین حج گفت: علم حقیقی آن است که انسان با عالم ملکوت جهان هستی ارتباط بر قرار کند چرا که حاجیان باید علم داشته باشند که خداوند نیاز و حاجتی به خانه ندارد زیرا او زمان و مکان برایش فرض نمی‌شود تا خانه‌ای مانند مخلوقات از برایش موجود باشد، بلکه زائرین بیت‌الله‌الحرام باید با آموزش رموز عبادی که دریافت می‌کنند، وجدان کنند که علم حقیقی از آن اوست و علم بشر اعتباری و اعطایی حضرت حق تعالی است.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: اگر مربیان و متربیان با این نوع علم در آیین حج ابراهیمی آشنا شوند از مرز علوم مادی یعنی تصاویری که در خانه ذهن بشر تنیده شده، عبور کرده و به مقام شهود ملکوت جهان مادی ئائل می‌شوند و نتیجه آن می‌شود که انسان کسب علم را برای آخرت می‌طلبد نه برای تکاثر و تکالب زرق و برق ظاهری و لذت‌های خیالی که در محاورات بشر جهان امروز به رقابت گذاشته شده و اسباب اسارت ابلیس و جنود او را فراهم می‌کند.

 

۲۰۷۱-آفت لاکچری بازی در فضای مجازی+ دعوت شیطان با محبت مجازی و ایجاد شوک اقتصادی

۱۲ مرداد
هدف ایرنا گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست

آفت لاکچری بازی در فضای مجازی

تهران- ایرنا- روزنامه جام جم در گزارشی، نوشت: لاکچری کلیدواژه‌ای است که این روزها نمودش نه صرفا در شبکه‌های مجازی که در متن زندگی بسیاری از افراد وارد شده و آفتی است برای خودشان و دیگران. «سبک زندگی لوکس» ترجمه راحت تری از این واژه فرانسوی است.

در این گزارش آمده است: به نظر آنها، شما وقتی مهم می‌شوید که سیگار نخی ۱۰۰ هزار تومان بکشید، آب معدنی ۷۰ هزارتومانی بنوشید، شلوارک دو میلیونی به پا کنید و البته دمپایی روفرشی‌تان را از بازار لوکس لندن به قیمت ناقابل ۱۷ میلیون تومان خریداری کنید. جنونی به نام دیده شدن، ترکیبی که جامعه‌شناسان برای لاکچری بازان این شبکه اجتماعی به کار می‌برند.

لاکچری کلیدواژه‌ای است که این روزها نمودش نه صرفا در شبکه‌های مجازی که در متن زندگی بسیاری از افراد وارد شده و آفتی است برای خودشان و دیگران. «سبک زندگی لوکس» ترجمه راحت تری از این واژه فرانسوی است. زندگی‌ای که بسیاری را حتی وادار می‌کند خودروی زیرپایشان را بفروشند تا بتوانند یک کفش معمولی اما لوکس بخرند.

گزارش از یک جست‌وجوی ساده در صفحات رنگ و وارنگ اینستاگرام آغاز می‌شود، جای مناسبی برای جولان لاکچری بازها. خیلی زود وصل می‌شود به صفحه‌ای که در آن سیگار با روکش طلا فروخته می‌شود، اجناس عجیب‌تری هم می‌توان در این صفحه یافت، پستانک با روکش طلای ۱۸ عیار، فندک با روکش طلای ۲۴ عیار و البته فلش مموری طرح شمش طلا؛ صفحه‌ای که در اینستاگرام ۲۵هزار دنبال‌کننده و در تلگرام ۲۰۰۰ عضو دارد. اجناس لاکچری محدود به ترکیبات طلایی نیست، کانال دیگر تلگرامی با ۱۲ هزار عضو شلوارک معمولی را دومیلیون و ۳۰۰ هزار تومان قیمت زده و در آن یک کفش معمولی با تخفیف به قیمت ۱۷ میلیون تومان به فروش می‌رسد.

حالا از کالاهای مصرفی ایتالیا، اسپانیا، آلمان و هلند و حتی آمریکا گرفته تا کره و ترکیه و مالزی، همه چیز در سایت‌های اینترنتی با فروش آنلاین به چشم می‌خورد. اینها بخشی از کسب و کارهای جدید و بی‌دردسری است که به گفته علی‌اصغر توفیق، مشاور وزیر صنعت، معدن و تجارت، سال گذشته ۶۱ هزار میلیارد تومان از جیب ایرانیان خارج کرد. او در پاسخ به پرسشی مبنی بر فروش گسترده کالاهای خارجی در شبکه‌های مجازی، اعلام کرد که به دلیل گستردگی کار این شبکه‌ها، دولت نمی‌تواند نظارت کافی بر خرید و فروش‌های این گونه داشته باشد.

در سال ۹۲ حدود ۱۴ هزار میلیارد تومان خرید و فروش اینترنتی در کشور صورت گرفته که این رقم در سال‌های ۹۳ و ۹۴ به ترتیب به ۵۰ هزار میلیارد تومان و ۶۱ هزار میلیارد تومان رسیده است. در این میان، برآوردها نشان می‌دهد اقبال زیادی به خریدهای اینترنتی میان مردم وجود دارد و البته عدد و رقم‌های مذکور واریز وجه از طریق دستگاه‌های پوز را شامل نمی‌شود و تنها محصولاتی است که مردم از طریق وبگردی خریداری و وجه آن را به‌صورت آنلاین پرداخت می‌کنند.

**کالاهای ممنوعه در محاق
نامگذاری و تاکید مقام معظم رهبری به اقتصاد مقاومتی از یک سو و آسیب‌های اجتماعی فراوان حاصل از شکاف طبقاتی از سوی دیگر، همه اینها اذهان را به سمت این پرسش می‌برد که با وجود همه این تاکیدات چرا راه برای ورود چنین اجناسی باز است.

محمدرضا پورابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس به جام‌جم می‌گوید: «بررسی‌های ما در مجلس نشان می‌دهد متاسفانه بخش قابل توجهی از ارز کشور صرف واردات کالاهای غیرضروری می‌شود و این در حالی است که امروزه در دنیا برای جلوگیری خروج ارز از کشور، فهرست کالاهای مشابه خارجی را که در داخل تولید می‌شود، اعلام و برای آن تصمیماتی همچون افزایش تعرفه را پیاده‌سازی و اعمال می‌کنند.»

اما آنچه مشخص است این که موضوع تعرفه در کشور به‌طور کارآمدی تاکنون عمل نکرده و به نظر می‌رسد باید براساس آن تصمیم‌گیری جدی اتخاذ شود. پورابراهیمی می‌گوید:‌ در بحث پوشاک حتی شنیده‌ام برخی تولیدکنندگان پوشاک داخلی جنس خود را در کیش با برند خارجی بسته‌بندی (به‌خاطر جذب بیشتر بازار) و دوباره به بازار عرضه می‌کنند.

گلایه‌های رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس از این موضع شنیدنی است اما سوال اینجاست که چه باید کرد؟‌ او می‌گوید: در گام اول باید فهرست کالاهای ممنوعه در کشور مشخص شود. این طرح دقیقا اشاره به بیانات مقام معظم رهبری دارد که عنوان کردند، کالاهایی که در کشور امکان تولید دارد و از کیفیت خوبی هم برخوردارند و همچنین مورد تقاضای بازار است از خارج خریداری نشود. اقلامی همچون مواد غذایی، خوراک، پوشاک، مصالح ساختمانی و… از این قبیل است.

رئیس کمیسیون اقتصادی به جام‌جم می‌گوید مقرر شده بود تا ۱۵ خرداد فهرست کالاهایی که در داخل از ظرفیت تولید برخوردار هستند، توسط وزارت صنعت و معدن ارائه شود. «متاسفانه برخلاف صورتجلسه‌ای که با وزیر اقتصاد و وزیر صنعت به امضا رساندیم، هنوز چنین اقدامی از طرف دولت تحقق نیافته است.»

**قربانیان لاکچری
همه زیان‌های عقده لاکچری مربوط به بحث‌های اقتصادی نیست، چرا که اتفاقا آسیب‌های اجتماعی موضوع خیلی بیشتر است. امان‌الله قرایی‌مقدم می‌گوید جامعه به سمتی رفته است که «افراد تشخص خود را از اشیا می‌گیرند»‌ چیزی که او با عنوان جالب «شیء سروری»‌ از آن یاد می‌کند.

این جامعه‌شناس به جام‌جم می‌گوید:‌ فاصله طبقاتی در هر جامعه‌ای معضلی بزرگ محسوب می‌شود که متاسفانه راهکاری کارآمد هم برای رفع این مشکل وجود ندارد.

او می‌گوید: بهبود وضعیت معیشتی مردم در گام نخست، در گرو کاهش مشکلات گوناگونی است که برخی افراد را حتی در تامین امرار معاش روزانه خود با مشکل مواجه کرده است.

قرایی‌مقدم معتقد است تجمل‌گرایی همواره مورد مذمت است اما اگر عموم مردم جامعه از امکانات و رفاه اجتماعی حداقلی برخوردار باشند، کمتر می‌توان به رفتار لاکچری بازها ایراد گرفت. این جامعه‌شناس به جام‌جم می‌گوید: قیمت‌گذاری و فروش اقلامی که عموم مردم توانایی خرید آن را ندارند، جنگ ثروت را در جامعه به راه می‌اندازد و زمینه‌های بروز بحرانی اجتماعی را فراهم می‌کند. به گفته او، بخش عمده‌ای از آسیب‌های اجتماعی همچون فقر، اعتیاد، سرقت‌های بزرگ و کوچک ماحصل فاصله طبقاتی و شکاف اجتماعی حاکم در جامعه است.

توزیع ناعادلانه ثروت، منجر به ایجاد فاصله طبقاتی میان قشر غنی و فقیر جامعه می‌شود و این موضوع در فراگیری آسیب‌های اجتماعی اثری غیرقابل انکار دارد؛ از این رو مسئولان باید در کاهش نابرابری‌های اجتماعی تلاشی مضاعف را به کار بگیرند.

سالار اجتهد، کارشناس مطالعات فرهنگی اما نکته جالب توجهی درباره این افراد دارد. او معتقد است اتفاقا طبقه‌ای که میل به نمایش دادن ثروت خود دارند، معمولا از طبقه ثروتمند جامعه نیستند. البته او تحلیلش را مستثنا می‌کند و می‌گوید: بسیاری از این افراد ثروتشان را از راه‌های غیرمعمول به‌دست آورده‌اند، ثروت‌هایی که با رانت‌های غیرقانونی تحصیل شده است یا دارای پدرانی بوده‌اند که توانسته‌اند با نفوذشان در قدرت به چنین ثروتی دست یابند که نمونه‌هایش هم کم نیست و جالب این‌که حتی در این مورد هم این افراد در شبکه‌های مجازی فخر می‌فروشند.

به گفته او، اما نکته غم انگیز این داستان در جایی است که بسیاری از این افراد قربانی رویای زندگی لاکچری هستند. به این مفهوم که برای رسیدن به این رده حاضرند خودروی زیرپایشان را بفروشند و وام بگیرند تا بتوانند یک تی‌شرت چهار میلیون تومانی به تن کنند.

**مفید بودن نه مهم بودن
هر چند شبکه‌های مجازی تنها مقصر نیست، اما شتاب‌دهنده‌ای است که جنون دیده شدن را هم تسریع می‌کند. دکتر عباس نصیری‌فرد، استاد حوزه و دانشگاه و عضو کمیسیون سبک زندگی شورای عالی انقلاب فرهنگی گرایش و کشش برخی افراد جامعه به سمت زندگی‌های تشریفاتی و تجملاتی را نتیجه عوامل متعددی می‌داند.

او می‌گوید: با توجه به گسترش ارتباطات جهانی در فضاهای مجازی و آسان شدن انتقال اطلاعات در تمام دنیا، شاهد رواج لوکس‌گرایی و تجمل‌پرستی هستیم و فراگیر شدن ارتباطات در عصر فناوری، زمینه انتقال سبک‌های زندگی را به جوامع مختلف بشری آسان کرده است.

او علت دیگر گرایش افراد به این سبک خاص از زندگی را علل روان‌شناختی دانسته و بیان می‌کند: عناصر و پدیده‌های پیرامون افراد، براساس نگرش و عقاید آنها انتخاب می‌شود. به عبارت ساده‌تر وقتی شخصی از نظر روحی و روانی دچار خلأ باشد، تلاش می‌کند با پدیده‌های بیرونی این کمبود را جبران و برای خود شخصیت سازی کند. ماشین‌گران قیمت، وسایل خاص و به عبارتی همان لوازم لاکچری ابزار مناسبی برای دیده شدن و پر کردن کمبودهای روانی این افراد هستند.

این کارشناس دینی تاکید می‌کند آموزه‌های دینی بشدت با مصرف‌گرایی و تجمل‌پرستی مخالف است. وی توضیح می‌دهد در اسلام به بهره‌برداری از دنیا و استفاده از تمام مخلوقات جهان توصیه شده، اما زندگی تجملی همواره نهی شده است. در تمدن غرب محوریت انسان است نه خدا، پس لذات انسان محور اصلی است. اما در زندگی خدا محور، بندگی خدا محور است.

این استاد دانشگاه با ابراز تاسف از تغییر نحوه تربیت فرزندان و نسل جدید می‌گوید: متاسفانه ما بچه‌هایمان را به گونه‌ای تربیت می‌کنیم که به سمت مهم بودن می‎روند نه مفید بودن. حتی همین مدرک‌گرایی که آفت زندگی این روزها بخصوص زندگی جوان‌تر‌ها شده است هم ماحصل تغییر نگرش و جایگزینی تربیت مفید بودن با مهم بودن است.

او آفت این نوع نگرش در تربیت فرزندان را در بروز تجمل گرایی مهم می‌داند. وی به جام‌جم می‌گوید: فرزندانی که با تفکر مهم بودن در جامعه رشد می‌کنند، مجبورند که نگاه دیگران را به خود جلب کنند. نوع پوشش، استفاده از مارک‌ها و برندهای معروف، ماشین‌ها و گوشی‌های تلفن همراه گران‌قیمت و بسیار وسایل دیگر جامعه را به سمت فرهنگ تشریفاتی و لوکس‌گرایی هدایت می‌کند.

*منبع: روزنامه جام جم، ۱۳۹۶.۵.۲۲
**گروه اطلاع رسانی**۲۰۵۹**۲۰۰۲**انتشاردهنده: فاطمه قنادقرصی

انتهای پیام /*

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۲۰۷۰- آفات دانشگاه لاکچری و معرفی ۱۱ مانع مهم تربیت+محبت مجازی و سربازان آن

۰۸ مرداد

در گفت‌وگوی تفصیلی با معاون ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و آموزش و پرورش اعلام شد

راهکارهای حذف کنکور لاکچری/ معرفی ۱۱ مانع مهم تربیت

خبرگزاری فارس: راهکارهای حذف کنکور لاکچری/ معرفی ۱۱ مانع مهم تربیت

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به معرفی ۱۱ مانع مهم تربیت پرداخت و گفت:با نگاه ایده‌آل گرایانه و غیرواقع‌بینانه نمی‌توان برنامه درسی را در سطحی مهارت محور و اخلاقی کرد که از سد مرتفع کنکور عبور کنیم.

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، تاکنون ۵ بخش از مصاحبه با حجت‌الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش درباره سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با عنوان «تنها کتابی که با همکاری ۶۰۰ نفر تدوین شد/ داروی بسیاری از آسیب‌های کشور را در این سند جست‌وجو کنید»، «آسیب‌های نظام آموزش غربی در ایران با احترام رفتاری به وصایای امام(ره) قابل درمان است»، «از چرخش نمره ورزش به شادابی جسمانی تا الزام سوادآموزی فرزند در سند ازدواج»، «آیا نهادها و وزارتخانه‌ها در برابر سند تحول آموزش و پرورش وظیفه دارند؟/ شاخص مجلس موفق در نظام تعلیم و تربیت» و «از راه‌حل جدید امتیاز جبرانی برای دانش‌آموزان ناموفق تا تدریس راز موفقیت شرکت‌های اقتصادی» منتشر شد.

در ادامه ۵ مبحث گذشته نوبت به این مطلب می‌رسد که کدام راهکارهای در سند تحول در انتظار تعهد و توانمندی معلمان و مدیران جهادی است. در بخش گذشته وعده داده شد که از میان ۱۳۱ راهکار سند تحول تعدادی از آنها نیاز به گردش سیکل اداری ندارند که در این نوبت به مواردی از آن پرداخته می شود.

راهکار۳-۱

در (راهکار۳-۱) سند تحول آمده است: «توسعه فرهنگ اقامه نماز و اهتمام به برپایى نماز جماعت در مدرسه و تقویت انس با قرآن در دانش‌آموزان و توسعه فرهنگ و سواد قرآنی با اصلاح برنامه‌ها و توانمندسازی معلمان در راستای تقویت مهارت روخوانی و روان خوانی در دوره ابتدایی، آشنایی با مفاهیم کلیدی قرآن در دوره متوسطه اول و آموزش معارف قرآنی در متوسطه دوم بر اساس منشور توسعه فرهنگ قرآنى».

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس اظهار کرد: در این بند، مبانی سند تحول مدارس منتظران حکومت مهدوی، سطح نیاز به اساتید قرآنی خود را به  استحضار حوزه‌های علمیه رسانده تا مدیران انقلابی طلاب را در ۳ سطح (۱- مهارت روان خوانی ۲- سواد قرآنی ۳- منشور توسعه فرهنگ قرآنى) تربیت و توانمند نموده و به مدارس گسیل دارند. مدارسی که از پشتیبان‌هایی مانند هیأت فعال و انقلابی و مساجد برنامه محور بر خوردارند و می‌توانند از ظرفیت فعال حوزه های علمیه برای عملیاتی نمودن این بند از سند اقدامات موفقی داشته باشند؛ همچنانکه شاهد هستیم  برخی مدارس پیشرو از این بستر آماده شده توسط حوزه‌های علمیه، سکوی‌های بین‌المللی را از آن خود کرده و قلب حضرت بقیة‌ الله اعظم (عج) و نایب فرزانه ایشان را خشنود کنند.

وی ادامه داد:‌در بحث زیرنظام‌ها که به نیروی انسانی می‌رسیم توصیه می‌شود که از طلاب طرح هجرت و معلمان توانمند و سرشار از علاقه دروس پایه متناسب هر استان، شهرستان و منطقه و یا امامان جمعه و جماعت با عنوان خرید خدمت برای اجرای برنامه های قرآنی در مدارس برنامه ریزی شود.

راهکار ۴-۱

در راهکار (۴-۱) سند آمده: «ایجاد ساز وکارهاى ترویج و نهادینه سازی فرهنگ ولایت مدارى تولی و تبری، امر به معروف و نهی از منکر، روحیه جهادى و انتظار «زمینه سازی برای استقرار دولت عدل مهدوی (عج)» با تأکید بر بهره‌گیری از ظرفیت حوزه‌های علمیه و نقش الگویی معلمان و اصلاح روش‌ها».

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: اگر مدیران و معلمان به این آیه ۳۰شریفه سوره فرقان(وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً) ( و روزى را که محمد ـ فرستاده خدا، لب به شکایت مى گشاید و مى گوید: پروردگارا، کافران و گنهکاران قوم من این قرآن را وانهادند)  توجه عقیق داشته باشند، می‌یابند که پیامبر مهربانی از مهجور ماندن قرآن عظیم به خداوند حکیم شکایت می‌کنند.

وی افزود:‌ بدون تعمق و تدبر در قرآن کریم، نمی‌توان به دانش‌آموزان در سنوات ۱۲ یا ۱۳ ساله تحصیلی‌شان مهارت روخوانی و روخوانی اعطا کرد، و هم چنین قادر نخواهیم بود نماز جماعت اثرگذاری که  مورد پسند فریضه امر به معروف و نهی از منکر بوده را در کف مدارس و مساجد مشاهده کنیم؛ پس سربازان حکومت مهدوی مانند محسن حججی‌ها از آموزشگاه‌های امروز فارغ التحصیل نخواهند شد بلکه دانش‌آموزانی از کلاس‌های قرآن مدارس صادر می شوند که حرمت پرچم کشورشان را به تحریک بیگانه به حراج می‌گذارند. 

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی ادامه داد:‌ برای به صحنه عمل رساندن این راهکار توصیه می‌شود مدارس متناسب ظرفیت‌های استان خود توسط ائمه جمعه و معاونت پژوهش حوزه علمیه، با توجه به این مهم که عرصه‌های حیطه‌های شناختی، عاطفی و عملی، شفاف‌سازی لازم دارد، اقدام به برنامه‌ریزی فنی جهت طراحی مقالات و جزوات و کتب پیش نیاز دروس معارف اسلامی خصوصا درس مهم قرآن داشته باشند، تا با این طراحی، حذف تمرکز گرایی آغاز شده و همچنین مدرسه صالح که در مبانی سند مورد بحث قرار گرفته یعنی همان مدرسه زندگی متربیان از عرش به فرش نزول پیدا کند تا دانش آموزانی  با صفات چشم نواز اهل خرد، تعقل و تفکر و پرسشگری تربیت شوند.

وی ادامه داد:‌ پرورش قدرت تحلیل و تفکر کمرنگ باعث انفعال متربیان شده و آسیبی برای آنان پدید می آورد که با یک نمایش ساده فریب می‌خورند و از آینده نگری در باره اعمال و رفتارشان معلول و عاجز می‌گردند. 

راهکار ۷-۱

در(راهکار ۷-۱) آمده: «ایجاد سازوکار براى تقویت انسجام اجتماعى و وحدت ملى و احیای هویت افتخارآمیز اسلامى – ایرانى در دانش‌آموزان و معلمان با تأکید بر آموزش و اجراى سرود ملى و به اهتزاز درآوردن پرچم جمهورى اسلامى ایران در تمام مدارس».

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: اگر قرار است در مسابقات جهانی و حضور رجال سیاسی در نشست‌های داخلی و خارجی کشورمان، حس اقتدار آفرین حب وطن مشاهده شود، باید در مدارس ابتدایی زیرساخت‌های نظری آن توسط روحانیون فرهیخته انقلابی فراهم شود.

وی افزود: برای تأمین نیروی انسانی این راهکار توصیه می‌شود کارگروهی از آموزش و پرورش و حوزه علمیه از تولید کنندگان پرچم و هنرمندان و ورزشکاران در رشته های مرتبط افرادی را گزینش کرده، تا اینکه در فضای مجازی دانش آموزان را نسبت به پرچم جمهوری اسلامی، آموزش وحدت و درس انسجام بدهند.

راهکار ۲-۲

 در راهکار (۲-۲) آمده: «تعمیق تقواى الهى و مهارت خویشتندارى، انتخابگرى درست و تعالی بخش مستمر دانش‌آموزان با استفاده از فرصت ایام الله، برگزاری مراسم آگاهی بخش و نشاط انگیز در اعیاد و وفیات، حضور فعال و مشارکت دانش آموزان در محافل، مجالس و اماکن مذهبی و تقویت انس با دعا و توسل».

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت:‌ اگر در مقاطع تحصیلی دروس علوم اسلامی و انسانی خصوصاً درس اخلاق، با مشارکت متربیان برنامه‌ریزی شود و هم چنین فرصت‌های ایام الله و دیگر مراسم ملی و مذهبی با همکاری تخصصی روحانیون شاغل و فعال در آموزش و پرورش مطالبه شود، متربیان در انتخابگری و خویشن داری سرآمد شهروندان شده و قادر خواهند بود دستاوردهای انقلاب اسلامی را به جهانیان اعلام و اعطا کنند.

وی ادامه داد:‌ برای تأمین نیروی انسانی این راهکار پیشنهاد می‌شود با برنامه‌ریزی متناسب در راهکار مربوطه، از طلاب وظیفه و هم چنین سربازان وظیفه و طلاب طرح هجرت جهت استفاده از فرصت ایام الله خصوصاً در بحث شادمانی مربیان و متربیان استفاده بهینه شود.

راهکار ۳-۲

در راهکار(۳-۲) آمده: «تقویت شایستگی‌هاى اعتقادى، اخلاقی و حرفه‌ای مدیران و معلمان و تحکیم نقش الگویی آنان و فراهم آوردن سازوکارهاى اجرایى براى مشارکت فعال و مؤثر ایشان در برنامه‌هاى تربیتى و فعالیت‌هاى پرورشى مدارس و واگذاری مسئولیت کلان تربیتی مدرسه به مدیران مدارس».

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: یکی از نیازهای زیربنایی آموزش و پرورش برای حضور روحانیون متخصص و توانمند در مدارس کشور این است که آنان داشته‌های تربیتی ملموس و مشهود قرآن و عترت خویش را، جهت چرخش رقابت خبیثه آموزش به رفاقت طیبه، و مسابقات متربیان از دنیازدگی به آخرت باوری جهت حذف کنکور لاکچری و عاملان و حملان آنان اقدام نموده، تا در کف مدارس و جامعه حیات طبیه یا همان بهشت دنیایی به نمایش گذاشته شود.

وی افزود: جهت تأمین نیروی انسانی در این راهکار پیشنهاد می‌شود که از نیروی انسانی علاقه‌مند و پرتوان دیگر دستگاه‌ها به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی معقول صورت پذیرد که از ظرفیت آنان و خانواده‌های‌شان که به طریقی با مدارس مرتبط هستند، با مدیریت کارگروه‌های تخصصی ستاد همکاری آماده‌سازی شده تا خانواده متربیان را با مدیر مدرسه همکاری و هم افزایی بخشند و در نهایت بحث الگو پذیری در راهکار مورد نظر را با مشارکت خانواده‌ها عینی و عملی کنند.

راهکار ۴-۲

در راهکار(۴-۲) آمده: «تقویت ایمان، بصیرت دینی و باور به ارزش‌های انقلاب اسلامی و توانمند‌سازی مربیان و دانش‌آموزان برای وفاداری و حمایت آگاهانه از این ارزش‌ها و مواجهه هوشمندانه با توطئه‌های دشمنان با استفاده از ظرفیت برنامه‌هاى آموزشى و تربیتى آموزش و پرورش و مشارکت خانواده و سایر نهادها و دستگاه‌ها به ویژه حوزه‌هاى علمیه و حضور فعال و سازمان‌یافته دانش‌آموزان و مدارس در برنامه هاى سیاسى و اجتماعى و انقلابى».

 ​معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: یکی دیگر از علت حضور روحانی در مدارس این است که آنان با تخصص قرآنی و تحقیقات  علمی خویش، خانواده‌ها را در تربیت دانش‌آموزان خویش حساس و مشارکتی نموده، تا آنان در حفظ و حراست دستاوردهای خود و آموزشگاه به‌گونه ای برنامه ریزی داشته که دشمنان بی رحم با توجه به حضور هوشمندانه آنان در مدارس، از انحراف نسل جوان مأیوس و ناامید شوند.

وی ادامه داد:‌ بسیاری از برنامه‌های دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، به برنامه‌های درسی دانش‌‌مدار و حافظه‌گر تعلق می‌گیرد، زیرا آن باعث می شود که از تحول ابعاد همه جانبه شخصیتی دانش‌آموزان غافل شویم و با دست خودمان پشتوانه کنکور تولید نموده و نسل جوان را، شیفته جهان غرب و گرفتار آلودگی‌های متنوع آنان نماییم.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: با نگاه ایده‌آل گرایانه و غیرواقع بینانه نمی‌توان برنامه درسی را در سطحی مهارت محور و اخلاقی کرد که از سد مرتفع کنکور عبور کنیم. اگر اهداف تربیت علی الاصول در مدارس تحقق یابند ما به مفهوم شایسته پروری می‌رسیم، یعنی آنچه در در ذهن داشته ایم را می توانیم به زمین عین و عمل وارد کنیم، زیرا هویت فطری متربیان در پی خالقی است که  انسان را بدون نقص و عیب آفریده است.

وی اضافه کرد: جهت تأمین نیروی انسانی این راهکار توصیه می شود مربیان و متربیان به صورت گروهی توسط کارگروه‌های تخصصی ستاد همکاری آماده سازی شده تا اینکه از ظرفیت آموزشی نیروی‌های نظامی و انتظامی در بحث بصیرت دشمن شناسی بهرمند شوند.

راهکار ۵-۲

در راهکار(راهکار ۵-۲) سند آمده: «ایجاد ساز و کارهای لازم برای تقویت آداب و سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی، در تمام ساحت‌های تعلیم و تربیت به عنوان رویکرد حاکم در فرآیند طراحی، تدوین و اجرای برنامه‌های درسی و آموزشی».

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش گفت: سبک زندگی در مقطع ابتدایی تحقیق و تتبع روحانیونی را می‌طلبد که به آیات قرآن مجید و عترت آل علیه السلام  آشنایی شهودی داشته باشند، زیرا صرف علم به منابع اسلامی قدرت و قوت الگودهی در قلوب مربیان را فرود نمی آورد تا  متربیان توسط آنان به سبک زندگی فطری و فرهیختگی نائل گردند».

وی ادامه داد: اخلاق موجود در مدارس کشور سبک و سیاق ترکیبی دارد یعنی گاهی در مدرسه باید دانش‌آموز تظاهر به اخلاق شریعت پسند کند و در خلوت و خانه از اخلاق ضد شریعت باید تبعیت کند؛ این دوگانگی در مدارس کشور عامل فرو ریختن توان مهارتی دانش‌آموزان گردیده و باعث سبک زندگی اسراف مداران و اقتصاد ظالمانه می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی افزود: برای تأمین نیروی انسانی این راهکار توصیه می‌شود کارگروه‌های تخصصی ستاد همکاری به تمامی دستگاه‌ها، نیازهای محتوای درسی و تدریس سبک زندگی اسلامی و ایرانی را کارشناسی نموده و ارائه کند تا با استفاده از ظرفیت آموزشی آنان از سبک‌های زندگی و تشویق خاطر و سرگردانی دانش‌آموزان پیشگیری شود.

راهکار ۶-۲

در راهکار (۶-۲) سند تحول آمده: «طبقه بندی و متناسب‌سازی مقولات و موضوعات تربیتی و اخلاقی با  مراحل رشد و ویژگی‌های دانش‌آموزان و اهداف و نیازهای نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی و جامعه».

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی اظهار کرد: در مقطع ابتدایی معلمان باید از مبانی سند به گونه‌ای برخودار باشندکه با رفتار به دانش آموزان سمت و سوی حیات طبیه را در قالب رفتار به آنان هدیه کنند چرا که در سنین ابتدایی، دانش‌آموزان قدرت تحلیل فلسفی اخلاق را ندارند زیرا قدرت حس بر عقل آنان چیره است و قوه عاقله آنها در حال کمال و رشد می باشد.

وی ادامه داد: مراحل شناخت در مبانی سند تحول شامل «هستی»، «چیستی»، «چرایی» و «چگونگی» است و مرحله پنجم آن، نمایش شناختی است که باید از ارتباط معلمان با اطراف پیرامونی برای دانش‌آموزان با زبان بی‌زبانی تدریس شود.

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش افرود: در دوره ابتدایی، دانش‌آموزان با زبان صوت و تصویر می‌توانند اخلاق منطوی در حیات طیبه را لمس و حظ کنند، و این مهم صورت نمی‌گیرد الا به اینکه هر استان حتی هر روستا در محتویات کتب نیاز مورد نیاز خود لمس نمایند.

وی گفت: جهت تأمین نیروی انسانی این راهکار پیشنهاد می‌شود کارگروه های تخصصی ستاد همکاری تمامی تحقیقات و پژوهش‌های کشور را که در بحث آموزش و پرورش ورودی داشته‌اند، در صداو سیما رسانه‌ای نموده و بعد از تشویق لازم، نیازهای آینده خود برای مربیان و متربیان اعلام و اعلان کنند.

مقتضیات تربیت  ۱-۳-۴

منظور از مقتضیات تربیت هر گونه اقدام و تدبیر هدفمندی است که مربیان در فرایند تربیت برای تحقق اهداف این فرایند نسبت به متربیان طراحی و اجرا می کنند که اهم آنها عبارتند از: تمهید) فراهم کردن امکانات مقدماتی و شرایط محیطی مناسب ( ۱-تأدیب ۲-تعلیم ۳- تزکیه(تطهیر) ۴- تبیین۵- تذکر و موعظه ۶- انذار و تبشیر ۷ – پرسش و پاسخ ۸- امر به معروف ونهی از منکر ۹ – تشویق و تنبیه ۱۰ – ابتلا و آزمایش (مبانی نظری سند تحول صفحه۱۷۳)

معاون امور استان‌های ستاد همکاری‌های حوزه‌های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اظهار کرد: در این بخش مبانی سند ابتدا مربیان باید از مقضیات تربیتی فوق الذکر بهرمند بوده، تا بتوانند برخورداری خودشان را در بسته‌های رفتاری به دانش آموزان انتقال دهند چرا که فطرت بکر متربیان زمانی از دستبرد انسان در امان می‌ماند که مربیان فطرت انسان را معصوم و متعالی وجدان کنند؛ به همین جهت باید معلمان ابتدایی از برترین‌های نیروی انسانی در آموزش و پرورش و نخبگان جامعه علمی کشور باشند.

وی افزود: جالب توجه است که آموزش و پرورش پیشرفته در کشورهای جهان معاصر، موفقیت مذکور را شهود نموده و شایسته‌سازی کرده‌اند و البته این قسمت از سند نیاز به بازبینی و نظرات تکمیلی دارد.

موانع تربیت -۲-۳-۴

در موانع  تربیت مبانی سند تحول صفحه ۱۷۳ آمده است: عنوان موانع تربیت به امور و پدیده‌هایی اطلاق می‌شود که در تحقق اهداف فرایند تربیت تأثیر منفی دارند. البته این موانع ممکن است بیرونی یا درونی، در اختیار مربیان و یا خارج از اختیارشان باشند.

برخی از مهم‌ترین آنها را می‌توان چنین برشمرد:

۱- دنیا طلبی و هوای نفس ۲- حاکمیت رذائل اخلاقی نظیر لجاجت، تعصب، تکبر، غرور وخودرأیی ۳- فقر اقتصادی و کمبود وسایل ضروری معاش ۴- احساس بی نیازی و خود کفایی ۵ – حکومت طاغوت (رهبران غیر الهی) و مشرکان و ظالمان برجامعه ۶-غلبه وسوسه شیطان و فکر و خیال باطل بر فضای ذهن و اندیشه ۷-وجود شبهات فکری و عقیدتی ۸- غفلت از یاد خدا ۹- استفاده از غذا و اموال حرام ۱۰- دسترسی(مطلق و بی حد وحصر) به وسایل ترویج فساد و فحشا ۱۱- حضور (انفعالی) در محیط آلوده.

حجت‌الاسلام والمسلمین درودی گفت: باید پرسید که در موانع تربیت مبانی سند که ذکر شد، موانع تربیتی توسط چه عواملی در مدارس و کدامین عوامل در خارج آن تولید و توزیع می‌شود. مثلا ۱- برنامه صدا وسیما ۲- تبلیغات شهرداری‌ها ۳- فرهنگ مناظرات انتخاباتی ۴- فرهنگ رسانه خصوصاً شبکه‌های مجازی ۵- ادبیات رجال سیاسی در نقد مخالفان و حمایت از حامیان ۶- فرهنگ هنرمندان در سطح جامعه ۶- سبک مراسم ملی و مذهبی ۷- تعریف اقتصاد کارمندان نسبت به هم ۸- فرهنگ شیطانی نخبه کشی و الگو گریزی و اخلاص ستیزی ۹- فرهنگ نازل مصرفگرایی ۱۰- فرهنگ نفاق اجتماعی ۱۱- فرهنگ تاریک مد گرایی ۱۲- فرهنگ منفعلانه تمسخرخودی و تشویق بیگانه.

وی تصریح کرد: نیاز است سوالاتی را از فرهیختگان فرهنگی استان‌های کشور داشته باشیم تا در بخش بعدی بتوانیم به نیازهای تکمیلی و ترمیمی مبانی سند و راهکارهای آن بپردازیم.

سؤالاتی در باره سند تحول و مبانی آن

۱- آیا بدون درک و فهم مبانی راهکارهای سند قابل اجرایی شدن است؟

۲- آیا می‌توان برای هر مقطع برش سند را تبین و تعیین کرد؟

۳- آیا آنچه امروز در مدارس اجرا می‌شود مورد تأیید سند و مبانی آن است؟

۴- کدامین بخش از آموزشگاه‌های امروز کشور از سند تحول انتظار نجات دارند؟

۵- اخلاق مورد انتظار سند تحول در کف مدارس چیست؟

۶- آیا با توجه اینکه از دوره ۵ ساله بازبینی سند عبور نموده ایم، باز هم می‌توانیم همه بخش‌های مبانی و راهکارهای سند را، در دستور کار داشته باشیم؟

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۲۰۶۸-کلید واژهای حیات طیبه در زیارت نامه امام مهربانی ها + محبت حقیقی در زندگی امام هشتم

۰۲ مرداد
 امام رضا
کد خبر: ۴۵۶۸۴۵ | تاریخ مخابره :۱۳۹۷/۵/۱ – ۱۹:۰۱ | سرویس: حوزه علمیه قم ۳
در وزارت آموزش و پرورش بررسی شد؛
کلید واژهای حیات طیبه در زیارت نامه امام مهربانی ها
حوزه/ نشست شاخص های حیات طیبه در زیارت نامه امامان معصوم علیهم السلام با حضور بانوان فرهنگی برگزار گردید.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه» به نقل از ستاد همکاریها، حجت الاسلام حسین درودی در این نشست به تشریح شاخصه های حیات طیبه با الهام از کلید واژهای زیارتنامه حضرت امام رضا علیه سلام پرداخت .

*اهل بیت مربیان انسان و ملائکه

وی با اشاره به شاخصه تربیت اعتقادی و عبادی سند تحول گفت؛ حقیقت مطلب آن است که راه خدا پرستی و خدا باوری را باید از مکتب اهل بیت علیهم السلام آموخت.

وی با بیان اینکه شهادت به یگانگی خداوند در صدرهمه زیارت نامه های ائمه معصومین علیهم السلام قرار دارد گفت؛ آن وقتی که درطلیعه زیارت نامه  امام هشتم با تمام وجود می گوییم؛ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ…

به یاد کلام گهر بار اهل بیت علیهم السلام می افتیم که می فرمایند؛ درس توحید را نه تنها به بشریت  بلکه به ملائکه نیز ما آموختیم، سبحنا فسحبت الملائکه هللنا فهللت الملائکه، اول ما تسبیح خداوند گفتیم، بعد ملائکه گفتند ؛ابتدا ما تهلیل گفتیم، سپس ملائکه گفتند، همه اینها نشانه آن است که راه خدا پرستی از مکتب اهل بیت ع می گذرد.

*سیره امامان  نسخه حیات طیبه

سخنران این نشست در ادامه افزود ؛ اگر به فراز های نورانی زیارت نامه امام رئوف دقت کنیم، متوجه می شویم برای دست یابی به حیات طیبه باید دستور العمل آن را از امام معصوم و انسان کامل گرفت، وقتی می گوییم؛ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَمُودَ الدِّینِ بیانگر آن است که مربیان و متربیان معتقد باشند، خیر دنیا و آخرت توسط انسان کامل محقق می گردد.

وی با بیان اینکه  عبادت حقیقی آن است که به دستور امام معصوم علیهم السلام باشد گفت ؛خوب است مربیان و متربیان، بدانند عبادت حقیقی از آن آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، آنگاه که در زیارتنامه حضرت رضا علیه سلام امام عصر را مورد خطاب قرار داده و عرض میکنیم؛ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّتِکَ وَ وَلِیِّکَ الْقَائِمِ فِی خَلْقِکَ صَلاةً تَامَّةً نَامِیَةً بَاقِیَةً….

*راه برون رفت از وسوسه های شیطانی

حجت الاسلام درودی  با بیان شاخص تربیت اعتقادی اخلاقی سند تحول ابراز داشت؛راه برون رفت از وسوسه های شیطانی تمسک به سجایای اخلاقی اهل بیت علیهم السلام است و در حقیقت چراغ راه بشریت برای رهایی از ظلمات نفسانی می باشند و این مهم در فرازهای زیارت ائمه معصومین  به چشم میخورد و بی خود نیست وقتی زائران کوی دوست از حرم خارج می شوند، احساس سبک بالی می کنند ،چون به امام مهربانی عرضه داشته اند؛السَّلامُ عَلَیْکَ یَا نُورَ اللَّهِ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ…

*برائت از دشمنان دین محور زیارتنامه

سخنران این نشست در ادامه به بعد تربیت  اجتماعی و سیاسی سند تحول و تناسب آن با آداب زیارت اهل بیت علیهم السلام پرداخت و گفت ؛ یکی از زیبایی های  زیارت نامه های ائمه اطهار، اعلام برائت از دشمنان دین و عترت است در زیارت امام هشتم نیز می خوانیم؛ قَتَلَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ بِالْأَیْدِی وَ الْأَلْسُنِ خداوند کسانی که شما هادیان امت را ترور جسمی و شخصیتی می کنند بکشد و این یعنی دائره المعارف مواجهه با دین ستیزان .

*تفاوت سیاست در تشیع با دیگر مکاتب  جهان

حجت الاسلام دروی یاد آور شد؛ از ارکان سیاست در مکتب تشیع، پرهیز از ترور شخصیت بندگان خوب  حق تعالی، با دست و زبان می باشد و تامل در این فراز نورانی زیارت نامه، برای مربیانو متربیان موجب تعریف و تفسیرسیاست در مذهب شیعه می شود که تفاوت سیاست در تشیع با دیگر مکاتب  جهان در این است که ظالمان بصورت فردی و جمعی مورد لعنت و نفرت می باشند.

*شاخص تربیت اقتصادی

وی در تشریح شاخص تربیت اقتصادی و حرفه ای سند تحول با الهام از زیارتنامه امام رضا علیه اسلام گفت ؛ اقتصاد در مذهب تشیع با توجه شایستگی حضرت امام زمان عجل الله فرجه الشریف تعریف می گردد ومربیان و متربیان موفق دراقتصاد عادلانه، امام عصر علیه السلام  را باذن الله ،ولی نعمت خود می دانند،آنجا که پس از سلام و صلوات و عرض ارادت به ساحت قدسی امام رضا علیه اسلام می گوییم ؛… فَارْزُقْنِی بِهِمْ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّی بِهِمْ شَرَّ الدُّنْیَا

*مناظرات علمی عالم آل محمد شاخص تربیت علمی و فنآوری

حجت الاسلام درودی همچنین به تربیت علمی و فنآوری سند تحول و تاکید معارف اهل بیت بر علم آموزی اشاره کرد و گفت؛ بر این اساس است در زیارتنامه امام هشتم می خوانیم؛ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدِ  بْنِ عَلِیٍّ عَبْدِکَ وَ خَلِیفَتِکَ فِی أَرْضِکَ بَاقِرِ عِلْمِ النَّبِیِّینَ

وی افزود،علم حقیقی آن است که خالق علم را تبیین و تشریح کند وقلب مربیان و متربیان را به خداوند هستی نزدیک نموده، و آرامش را بر مشام جان آنان برساند.

سخنران  این نشسست گفت؛ وقتی به حضرت رضا به عنوان وارث انبیا سلام میدهیم باید از آن حرم ملکوتی الهام بگیریم  ،اگر مربیان و متربیان از علم  آمیخته به دراسه با علم وراثه آشنا شوند، حب وطن مانع از مهاجرت آنان به بلاد دیگر می شود و نو آوری های علوم انسانی را در کشور امام رضا به منصه ظهور می رسانند.

وی در تببین این فراز از زیارتنامه گفت ؛ محب اهل بیت علیم اسلام برای ایجاد کرسی های نظزیه پردازی ملی و بین المللی بایداز سبک مناظره امارضا علیه سلام درس بگیرد و با الهام از آن مناظرات علمی عالم آل محمد که نشات گرفته از علو وحیانی بود اندیشمندان ملل مختلف را به تسخیر استدلا لهای خود در آورد .

 

۲۰۶۶-کارگاه بیست چهارم(۲۴) تربیت نفس- معجزه صلوات- + رابطه محبت مجازی با خشونت

۲۷ تیر

از آیت الله العظمی بهجت(ره) نقل شده است که: «برای برآورده شدن حوائج، زیاد صلوات بفرستید. خود من روزی در حرم امام حسین علیه‌السلام که خیلی شلوغ بود چند تا صلوات فرستادم، یک‌دفعه متوجه شدم به ضریح امام حسین علیه‌السلام چسبیده‌ام».

می‌فرمودند: «خدا می‌داند یک صلواتی را که انسان بفرستد و برای میتی هدیه کند چه معنویتی، چه صورتی، چه واقعیتی برای همین یک صلوات است».

آیت‌الله بهجت قدس‌سره، در پاسخ به کسی که دچار وسوسه‌های شیطانی برای اعتیاد به مواد مخدر بودند، جوابی بسیار عمیق داشت؛ ایشان فرمودند: «زیاد صلوات بفرستید. زیاد صلوات بفرستید به نیت تمام آثار و خواص صلوات؛ از جمله عشق به اهل‌بیت علیهم‌السلام. عشق به آنها، این تلذذ مادیات را از بین می‌برد».

بسیاری از گرفتاران و طالبان امور مادی و معنوی، وقتی راه‌حلی برای مشکلشان می‌خواستند، آیت الله العظمی بهجت توصیه به صلوات می‌فرمودند؛ حتی برای حل مشکل ازدواج هم توصیه کردند که به همین نیت، زیاد صلوات بفرستید.

آیت الله العظمی بهجت برای از بین رفتن عصبانیت می‌فرمودند: «با عقیده کامل، زیاد صلوات بفرستد». همچنین به کسی که قرائت قرآن برایش خوشایند نبود، توصیه کردند که زیاد صلوات بفرستد تا آن حالت ناپسند از او رفع شود و به قرائت قرآن، میل و علاقه پیدا کند.

حضرت آیت‌الله بهجت می‌فرمودند: «ترک صلوات و دعا کردن به دعاهای شخصی، مانند رها کردن سرچشمه و به دنبال جوی آب و یا حوض گشتن است؛ زیرا وقتی برای وسعت مقام و درجه واسطه فیض دعا می‌شود، دعاهای شخصی هم در آن گنجانده شده است».

شخصی می گفت: در هواپیما متوجه شدم آیت الله بهجت (ره) صندلی جلوی بنده نشستند خیلی خوشحال شدم فرصت را غنیمت شمردم پیش خود گفتم که از آقا مطلبی را در مورد مشکلی که دارم سوال کنم آقا در کاغذی کوچک برایم نوشتند کثرت صلوات فراموش نشود.

۲۰۴۸-کارگاه بیست سوم(۲۳) تربیت نفس+ ظهور محبت حقیقی در مشکلات با تمنای کمک از خداوند مهربان

۲۱خرداد

۲۰۴۸-کارگاه بیست سوم(۲۳) تربیت نفس+ ظهور محبت حقیقی در مشکلات با تمنای کمک از خداوند مهربان

۲۱خرداد

                                                   کارگاه بیست سوم تربیت نفس  از تاریخ ۹۷/۳/۱۷ لغایت ۹۷/۴/۲۷

    محبت حقیقی زمانی در من ظهور پیدا کرده که در مشکلات اول یا الله بگویم تا در میانم راه و پایان آن لبیک دریافت کنم.http://kafshdoozaki.ir/wp-content/uploads/2016/08/sms-ziba-khoda-1.jpg

               )(أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَكَّرُونَ)( :

یا [كیست‏] آن كس كه درمانده را- چون وى را بخواند- اجابت مى‏كند، و گرفتارى را برطرف مى‏گرداند، و شما را جانشینان این زمین قرار مى‏دهد؟ آیا معبودى با خداست؟ چه كم پند مى‏پذیرید.)(النمل : ۶۲)

۲۰۳۶- گارکاه بیست دوم (۲۲) تربیت نفس+ توحید مخزن و معدن محبت حقیقی

۰۶اردیبهشت

امام على علیه السلام فرمودند:
ما یَسُرُّنى لَومِتُّ طِفلاً وَاُدخِلتُ الجَنَّهَ وَلَم أَکبَر فَأَعرِفَ رَبّى عَزَّوَجَلَّ؛
دوست ندارم که در کودکى از دنیا مى رفتم و وارد بهشت مى شدم و بزرگ نمى شدم تا پروردگارم، عزّوجلّ، را بشناسم.کنزالعمال، ج۱۳، ص۱۵۱، ح۳۶۴۷۲

گارکاه بیست دوم موضوع پایانه شناسی یا هدف نهایی از خلقت بشرhttp://www.welayatnet.com/sites/default/files/media/image/11545_73344.jpg

الف- چرا ما باید خلق می شدیم؟

ب- چرا در زندگی باید این مقدار رنج و سختی وجود داشته باشد؟

ج- بالاترین لذت در زندگی انسان چیست؟

از تاریخ ۹۷/۲/۷ لغایت ۹۷/۳/۱۷

 

۲۰۲۴-گارکاه بیست یکم(۲۱) تربیت نفس+ نقش محبت حقیقی در کوتاهی آرزو

۲۸اسفند

۲۰۰۳-کارگاه بیستم(۲۰)تربیت نفس+ رابطه محبت حقیقی با نظم و برنامه ریزی

۱۶بهمن

کارگاه بیستم (۲۰) ۹۶/۱۱/۱۶ لغایت ۹۶/۱۲/۲۶ روح انسان با محبت حقیقی برنامه و نقشه صعود می کند.
((سفارش علی(علیه السلام) به نظم در واپسین لحظات))
علی(علیه السلام) به امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام)، و همه فرزندانش و تمامی کسانی که وصیّت نامه حضرت به آنان می رسد این گونه وصیّت کرد: «اوصیکما…بتقوی اللّه و نظم امرکم؛نتیجه تصویری برای نظم در طبیعت
«شما دو نفر را به تقوای الهی و نظم و برنامه ریزی در کارها سفارش می کنم.»نهج البلاغه، محمد دشتی، نامه ۴۷، ص۵۵۸.

۱۹۸۷- کارگاه نوزدهم(۱۹)تربیت نفس+ محبت حقیقی دعا نمودن به تلخی دیگران

۰۱بهمن

برگزاری کارگاه غیر حضوری تربیت نفس با موضوع خروج از عالم خیال با راهکار علامه طباطبایی رحمه الله علیه

کارگاه نوزدهم-۱۹

((ازتاریخ ۱۰-۹-۹۶ لغایت ۲۰-۱۰-۹۶))

حضرت آیت الله سبحانی صبح امروز در درس خارج اصول در مسجد اعظم قم با اشاره به روایتی از امام باقر(ع)، اظهار داشتند: در این روایت آمده است: «عن زراره بن اعین قال: سالت اباجعفر(ع) ما حق الله على العباد؟ قال ان یقولوا مایعلمون و یقفوا عند ما لا یعلمون‏/ زراره مى‏ گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم، حق خداوند بر بندگان‏ چیست؟ در جواب فرمود: آن را که مى‏ دانند بگویند و در چیزى که ‏اطلاع ندارند و نمى ‏دانند توقف نمایند».

ایشان با بیان این مطلب که یکی از اعضای مهم، زبان انسان است که می تواند گناهان زیادی انجام دهد، ابراز داشتند: با جستجو در روایات مشاهده خواهیم کرد که گناه زبان، یک یا دو گناه نیست؛ چراکه گویای افکار انسان است و ۲۴ نوع گناه می تواند انجام دهد.Copyتصاویر/ آغاز درس خارج آیت الله العظمی سبحانی

این مرجع تقلید خاطرنشان ساختند: بنده از مرحوم طباطبایی کلمه «أنا» را نشنیدیم؛ اما «نمی دانم» را زیاد می گفتند و ما نیز باید اینگونه عمل کنیم.

حضرت آیت الله سبحانی تصریح کردند: زبان، گفتار و بیان ما باید در حد همین روایت باشد؛ خصوصا زمانی که سوالی از ما شود که از تخصص ما بیرون باشد و باید به راحتی بگوییم «نمی دانم» و پاسخ را پس از اطلاع از مطلب به آن شخص برسانیم.

معظم له در پایان بیان داشتند: اگر بگوید «نمی دانم»، نقص نیست و نزد خدای متعال مقام دارد.

۱۶۵۲-کارگاه هفدهم تربیت نفس- سهم الگوی محبوب در تصویر سازی ذهن+ محبت حقیقی به اسوه و نقش رفتارساز آن

۰۶آبان

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ ۱۸/۰۲/۹۲ ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

 

چگونه مي‌توان به مقام رضا رسيد؟

رضا به تشریعات الهی

چنانکه پیش‌تر گفتیم در حديث معراج آمده است که خداي متعال خطاب به پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «هيچ چيز نزد من بهتر از توکل بر من و رضا به آنچه تقسیم کردم نيست»۱. درباره توکل چند جلسه بحث کرديم و قرار شد درباره رضا هم تا حدي که خداي متعال توفيق دهد عرايضي تقديم کنيم.

خدای متعال در زندگی ما نقشی دارد که ما مي‌توانيم از آن راضي باشيم يا راضی نباشيم. ما هر اندازه تأثير خدا را در وجود خود و در عالم هستي بهتر، وسيع‌تر و عميق‌تر بشناسيم زمينه رضامندي ما نیز گسترش پيدا مي‌کند. در امور تشريعي، ايمان اقتضا مي‌کند که بنده نسبت به احکام الهي به همان شکل که بر پيامبران، به خصوص بر پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله نازل شده راضي باشد و از دل و جان آن‌ها را بپذيرد و شکرگزار خدای متعال باشد که او را هدایت کرده و راه سعادت را بدو نشان داده ‌است. قرآن کریم از اين هم فراتر رفته، مي‌فرمايد: «فَلا وَ رَبِّكَ‏ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً؛۲ به پروردگارت قسم كه ايمان نمى‏آورند، مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حكمى كه كرده‏اى در دلهايشان احساس ناراحتى  نكنند، و كاملاً سرِ تسليم فرود آورند.» مؤمن باید به حلال و حرام خدا راضي باشد و به دنبال آن، نسبت به قضاوت پيامبر يا امام مسلمين يا هر قاضي بر حقي که بر اساس مباني فقهي اسلام حکم کند راضي باشد، زیرا برگشت این حکم به حکم خداست.

 

نقش فراگیر خدا در زندگی انسان

اما در امور تکويني مسأله اندکی دشوارتر است و کم یا بیش دشواری‌هایی در تصور و تصدیق آن وجود دارد. افراد ساده‌اندیشِ فراوانی گمان مي‌کنند که انسان چون موجودی مختار است خداوند چندان تأثیری در زندگی او ندارد. انسان است که اگر کار کند و زحمت بکشد ثروتمند می‌شود وگرنه فقیر می‌گردد و …؛ تنها کارهايي که خارج از اراده و اختيار انسان است مانند بلاهای طبیعی، ناشی از قضاي الهي است و بايد بدان راضي بود. بنابراین تصور مي‌شود که مقصود از رضا به قضاي الهي، راضي بودن به امور غير اختياري است؛ اما در امور اختياري اگر انسان کار خوبی انجام دهد باید از خودش راضي باشد و اگر مرتکب کار بدي شد بايد از خودش ناراضي باشد و این ارتباطی به خدا ندارد! اين تصوری ساده‌انگارانه است. در فرهنگ دینی ما نیز رایج است که وقتی اتفاقی رخ می‌دهد که ما در آن نقشی نداریم مي‌گوييم: «این اتفاق، کار خدا بود.» اين اعتقادی غلط نيست و حقیقتا چنین پیش‌آمدهایی کار خداست، اما این فرهنگ باری منفي هم دارد و چنین القا می‌کند که کارهاي ديگر، کار خدا نيست! ولی هنگامی که به قرآن کریم و روایات شریف مراجعه مي‌کنيم درمی‌یابیم که آهنگ آن‌ها به گونه‌ای ديگر است و تأثير خدا را منحصر در اين امور غير اختياري نمي‌دانند. ازاين‌روست که بايد در این باره بحث کرد که واقعا نقش خدا در زندگي انسان چگونه نقشی است و کاري که به خدا نسبت می‌دهیم چگونه کاری است.

 

شناخت مبادی افعال الهی؛ مقدمه‌ای برای رضا

در روايات آمده است که چيزی در عالم واقع نمي‌شود مگر به سبب هفت چيز.۳ این بدان معناست که هرچیزی اتفاق می‌افتد هفت مبدأ دارد. تمام مبادی ذکر شده در اين روايت، به گونه‌ای به خدای متعال انتساب دارند. نخستین مبدأ علم خداست و هر چه در عالم واقع مي‌شود چه به اختيار ما باشد چه نباشد، خداوند پیش از وقوعش بدان علم دارد. اما به اين حد محدود نمي‌شود، بلکه هرآنچه واقع می‌شود علاوه بر این‌که خداوند بدان علم دارد به انجام آن نیز اذن می‌دهد و تا خدا اذن ندهد آن کار انجام نمي‌گيرد. حقیقت این است که وقتی درباره اذن الهی به آیات قرآن کریم مراجعه می‌کنیم  به معارف عجيبی برمي‌خوريم. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله؛۴ و هيچ نفسى جز به فرمان خدا نميرد.» بنابراین حتي اگر کسي اقدام به خودکشي کند بدون اذن خدا از دنیا نخواهد رفت. در این باره می‌توان گفت: بالاخره خدا مي‌تواند مانعی ایجاد کند که مانع اثر اسباب طبيعي شود. چنان‌که برخی اصلا در معنای اذن گفته‌اند: اذن به معنای ايجاد نکردن مانع است.

اما در آیاتی دیگر برخی کارها متوقف بر اذن الهی شده است که درک آن اندکی مشکل‌تر است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ؛۵ و هيچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا ايمان بياورد.» بنابراین اذن الهی یکی از مبادی تمام حوادثی است که واقع می‌شوند. البته درک نقش خداوند نه تنها در مرحله اذن بلکه در تمام مراحل حوادث کاری مشکل است. در مرحله علم بسیاری گمان می‌کنند که اگر بگوييم: خدای متعال همه چيز را مي‌داند لازمه‌اش جبر است، چراکه اگر خداوند همه حوادث را می‌داند قطعا واقع می‌شوند و ما انسان‌ها دیگر برای انجام کارهایمان اختیاری نداریم. اما در جای خودش تبیین شده است که حيثيت علم حيثيت کاشفيت است و اگر کاری اختياري انجام گیرد خداوند علم دارد که اختيارا تحقق پيدا می‌کند. خداوند به حوادث همان‌گونه که واقع می‌شوند علم دارد.

 

از تقدير الهي تا قضاي الهي

مسأله دیگری که قرآن کریم و به دنبال آن روایات مطرح می‌کنند مسأله تقدير است. تقدير به معنای اندازه‌گيري است. در روایات، تقدیر به هندسه و مهندسیِ امور تفسیر شده است (هِی الْهَنْدَسَة؛۶ آن (تقدیر) هندسه است). همه اين عالم با اين پديده‌هاي بي‌شمار دارای نقشه مهندسي است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى؛۷ و کسی که اندازه‌گیری کرد و هدایت نمود.» در کنار مفهوم اندازه‌گيري مفاهيم ديگري نیز مطرح خواهد شد. اندازه‌گیری زمان نیز نوعی اندازه‌گیری است که در آن مسأله «أجل» مطرح مي‌شود. أجل خود بر دو قسم است؛ أجل مشروط و أجل حتمي. خدای متعال تأکيد مي‌فرمايد که همه اندازه‌گیری‌ها اعم از آجال و غیره همه در ظرفی و عالمی خاص مکتوب است. اما چگونگی آن عالم و چگونگی این نوشتن فراتر از درک عقل ماست. در این مرحله مسأله کتاب مطرح مي‌شود (لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ‏ مُبين‏؛۸ هیچ تر و خشکی نیست مگر این‌که در کتابی روشن است).

همچنين این تقدیرات و اندازه‌گیری‌ها با اختیار خداوند صورت گرفته و خداوند در این امر مجبور نبوده است. از این‌رو در این مرحله مسأله مشيت مطرح مي‌شود. بدین معنا که هر امری که واقع می‌شود خداوند خواسته است وگرنه انجام نمی‌گرفت. قبول اين نکته اندکی مشکل‌تر از پذیرش اذن الهی است. مرحله اذن همين است که خداوند مانعی برای انجام فعل ایجاد نمی‌کند. اما در مرحله مشیت علاوه بر اين‌که اذن الهی وجود دارد خداوند مي‌خواهد که فعل انجام گيرد. پس از آن، مرحله اراده است و بالاخره وقتی خداوند اراده کرد جزء اخیر علت تامه فراهم می‌شود و کار حتمی شده، بر قضای الهی منطبق مي‌گردد (إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ؛۹ و چون به كارى حکم کند، فقط مى‏گويد: موجود باش! پس فوراً موجود مى‏شود). قضا به معنای گذراندن و کار را تمام کردن و رساندن کار به جزء اخير علت تامه است. بنابراین با فراهم شدن همه زمینه‌ها مرحله قضاي الهي فرامی‌رسد. همه آنچه که در این عالم وجود دارد مشمول قضای الهی هستند و همه، این مراحل را گذرانده‌اند.

بین این مفاهیم رابطه‌ای منطقي وجود دارد و تقدم و تأخر بین آن‌ها تقدم و تأخر رتبي است. البته همه ما مي‌دانيم که خدا نمي‌نشيند ابتدا فکر کند و بسنجد و بعد نقشه بکشد. اين مراحل و مراتب، مراتبي است که عقل براي کار در نظر مي‌گيرد. خدا زمان ندارد و احتياج به فکر کردن هم ندارد. اين‌گونه نیست که ابتدا نسبت به چیزی اراده ندارد و بعد اراده در او پدید می‌آيد (لَمْ تَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالا)۱۰. اما عقل ما براي فهم، راهی جز اين ندارد. ما بايد به حسب اين مراتب عقلي، کار خدا را درک کنيم وگرنه چيزي نمي‌فهميم و نمي‌توانيم نسبتي به خدا بدهيم. ولی هر اندازه که معرفت‌مان بيشتر شود تفاوت کار خدا را با کار خودمان بهتر درک می‌کنیم. بسياري از ما گمان مي‌کنيم که خدا مانند ما ابتدا چيزي به ذهنش مي‌آيد و اگر از آن خوشش بیاید به آن ميل پيدا مي‌کند و آن را اراده مي‌کند. گاهي گمان می‌کنیم که ما در اراده خدا اثر مي‌گذاريم و با اصرار خود اراده او را تغییر می‌دهیم! اما باید اين حقیقت را درک کنیم که اين‌ها نقاشي‌هاي ذهني و به تعبیر دیگر مراتب عقلي است وگرنه در عالم واقع خدا احتياجي به گذر زمان و پدید آمدن حالات مختلف ندارد.

 

مراحل رسیدن به مقام رضا

اکنون با توجه به تعبیری که در روایت معراج آمده (الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ) این سؤال مطرح مي‌شود که واقعا خدا چه چيزهايي را قسمت کرده که باید بدان راضی بود؟ ما برای درک این حقیقت باید از دو جهت سير تدريجي داشته باشيم؛ از يک طرف باید مراحلی را که در روایات برای افعال الهی ذکر شده درک کنیم و بپذیریم. بدین معنا که بدانیم خداوند به تمام آنچه در هستی هست و پدید می‌آید علم دارد، اجازه داده که در ملک او واقع شوند، خواست و اراده او بدان‌ها تعلق گرفته است، و مشمول تقدير و قضای او هستند. هر قدر معرفت انسان بيشتر شود بهتر مي‌تواند این حقیقت را باور کند. البته نباید فراموش کرد که کنه و عمق مطلب را به اين آساني نمي‌توانيم بفهميم تا چه رسد به اين‌که به خوبی باور کنيم و عمل‌مان را بر طبق آن تنظیم کنیم. باید ابتدا از لایه‌های سطحي شروع کرد و رفته‌رفته با دقت و ممارست و طلب یاری از خداوند و توسل به اولیای او به لايه‌هاي زيرين مطلب برسيم. البته هر کجا که دیدیم عقل ما از درک آن ناتوان است بايد توقف کنيم و بگوييم هر چه خدا و پيغمبر فرموده‌اند درست است.

از طرف دیگر براي درک عینی قسمت الهی و رضایت به آن، و پیاده کردن آن به صورت عملی در زندگی باید ابتدا از حوادثی شروع کنیم که خودمان هيچ اختياري در پدید آمدن آن‌ها نداريم و تلاش کنیم از وقوع آن‌ها راضی باشیم و بعد به تدريج این رضایت را به امور دیگر سرايت دهيم و مراتب توحید افعالی را بشناسیم و باور کنیم. اما چگونه می‌توان از حوادثی راضی بود که اراده ما در آن‌ها دخیل نیست و حوادثی تلخ و دردناک هستند مانند زلزله شدیدی که گاه هزاران نفر را هلاک یا آواره می‌کند؟ گاه در این حوادث ما نیز متضرر می‌شویم و گاه ضرر آن‌ها متوجه ديگران می‌شود و ما شاهد سختی و رنج آن‌ها هستیم و از این بابت غصه مي‌خوريم. به راستی وظیفه ما در این هنگامه‌ها چیست؟

 

ابعاد حوادث دنیا

نکته‌ای که به عنوان مقدمه بايد بدان توجه داشته باشيم تا این مسأله برايمان حل شود اين است که حوادث حيثيت‌هاي مختلفی دارند و انسان به گونه‌ای خلق شده است که می‌تواند از يک حادثه خاص، از يک جهت راضي و از جهتی دیگر ناراضي باشد. بیماری که باید عضوی از بدن او را جراحی کنند، از آن جهت که اين کار موجب بازگشت سلامتي به او مي‌شود بدان راضی است، اما در عين حال به خاطر دردناک بودن، زمان‌بر بودن، و مخارج آن برای او ناراحت‌کننده است. با این‌که این یک حادثه است اما انسان در برابر آن دو واکنش و دو انفعال دارد. حوادث ناگواری که اتفاق می‌افتند از اين جهت که موجب مي‌شوند انسان‌هايي بي‌گناه دچار سختي‌ها و گرفتاري‌‌هايي شوند رنج‌آورند. انسان باید بسیار بی‌عاطفه باشد که جراحت و آوارگی کودکان معصوم را ببینند و بی‌اعتنا از کنار آن بگذرد. اما جهت دیگر این حوادث آن است که اين تلخي‌‌ها همراه با شيريني‌هاي فراوانی هستند. مصیبت‌ها و مشکلات دنیا هر چند سخت باشند موقت و محدود به چند روز یا چند سال هستند و خداوند به کسانی که به چنین مصائبی دچار می‌شوند پاداش‌‌هاي بسیاری خواهد داد که تا ابد ادامه دارد. در روايات آمده است کساني که در اين دنيا به مصيبت‌ها گرفتار می‌شوند هنگامی که ثواب‌هاي آخرتی آن مصائب را مي‌بينند آرزو مي‌کنند ‌اي کاش همه عمر با مصيبت دست به گریبان بودند. با این نگاه و این ایمان ممکن است انسان در حادثه‌ای حتی اشک بریزد اما در عین حال به خاطر ثواب‌های آخرتی خشنود باشد. البته انسان‌هایی که دلشان از عشق خداوند لبریز است همه حوادث را به خاطر این‌که از دوست می‌رسد خوش می‌دارند.

 

نظام احسن؛ تابلوی زیبایی با رنگ‌های گوناگون

نکته دیگری که از آموزه‌هاي اسلام استفاده می‌شود و با براهين عقلي هم قابل تبيين است اين است که مجموع اين عالم با همه عظمت و کثرت‌ و تنوع موجودات آن، همچون تابلوي بزرگ واحدي است که از ترکیب رنگ‌های مختلف شکل گرفته است. زيبايي اين تابلو به داشتن رنگ‌های گوناگون است. سخت‌ترين و ناگوارترین حادثه‌ای که ما در عالم سراغ داريم داستان کربلاست. اما همين حادثه را در مجموع که نگاه کنیم می‌بینیم منشأ خیرات و برکات فراوانی شده است. هنگامی که از جهت عاطفی به این حادثه می‌نگریم اشک انسان جاري مي‌شود اما در همان حال با نگاه به آثار و برکات آن مي‌گوييم: «اللَّهُمَّ لَكَ‏ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ‏ عَلَى مُصَابِهِم‏؛۱۱ بار خدايا! تو را ستايش مى‏كنيم ستايش سپاس‏گزاران بر مصيبت‌های آنان.» اين دو نگاه قابل جمع هستند.

ما گمان مي‌کنيم انسان از یک حادثه یا راضی است یا ناراضی. اما حقیقت این است که روح انسان لايه‌هاي مختلفی دارد و می‌تواند در يک لايه خوشحال و در لايه‌ای دیگر غمگين باشد. ممکن است انسان اشک بریزد اما از اشک‌ريختن لذت هم ببرد. پس حوادث تلخ دنیا می‌تواند با نگاهی واقع‌بينانه، حق‌بينانه و زيباشناسانه به خاطر ارتباطي که با ساير پديده‌ها دارند و در مجموع يک تابلو بسيار زيبايي را خلق مي‌کنند زيبا و خير باشند، به گونه‌ای که از آن زيباتر امکان ندارد. به تعبیر اهل معقول، عالم هستی نظام احسن است. بدین معنا که اگر مجموع عالم و روابطي را که اجزای آن با همديگر دارند در نظر بگیریم تابلوی زیبایی را خواهیم دید که زيباتر از آن امکان ندارد. پس صرف‌نظر از پاداش‌هاي اخروي هم می‌توان دنیا را زیبا دید و بدان راضي بود. اين نقص ماست که فقط عيب‌ها را مي‌بينيم و تنها به رنگ‌های تیره این تابلو نگاه می‌کنیم. رنگ‌های تیره این تابلو را بايد همراه سایر رنگ‌های آن دید تا زیبایی آن را درک کرد.

در روايات آمده است که پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله در هیچ حادثه‌ای نفرمود: ای کاش طور دیگری اتفاق می‌افتاد.۱۲چراکه او اين نگرش را داشت و مي‌ديد که هر چيزي سر جاي خودش واقع شده است. البته چنانچه گفتیم روح انسان لایه‌های گوناگونی دارد و توجه به جهتی خاص از یک حادثه ممکن است باعث دلسوزی و اشک ریختن او شود. ازاین‌رو می‌بینیم پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در وفات فرزندشان حضرت ابراهيم گريه می‌کنند و وقتی از ایشان در این باره سؤال می‌شود می‌فرماید: دل مي‌سوزد و اشک جاري مي‌شود اما چيزي نمي‌گويم که خدا ناراضي باشد.۱۳ انسان همان‌گونه که از گرسنگي، درد جسمی و … رنج مي‌برد، از درد عاطفی‌ هم رنج مي‌برد. اما در عین حال می‌تواند راضي هم باشد و نگرانی نداشته باشد. پس بدین جهت که حوادث حيثيت‌های گوناگونی دارند نگاه ما بايد نگاهی کل‌نگر نسبت به عالم باشد و دست خدا را در همه جا ببينيم تا نسبت به نظام هستي حالت رضا داشته باشيم.

وصلی‌الله‌علي‌محمدوآله‌‌الطاهرين.

۱۵۸۰-گارگاه پانزدهم تربیت نفس – اخلاق جمع مدار+ محبت حقیقی تفرقه سوز

۱۱تیر

۱۵۵۵-کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

۲۶اردیبهشت

کارگاه چهاردهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیتها بر مدار حق+ محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری بر مدار حق

از تاریخ ۹۶/۲/۲۶ لغایت ۹۶/۴/۷

حقاً، برحق، ناحق، به‌حق، به‌ناحق، ذی‌حق، ذوحق، حق‌شناسی، حق‌پو، حق‌یابی، حق‌دار، حق‌پناه، حق‌بین، حق‌دوست، حق‌اندیش، حق‌به‌جانب، حق‌پوشی؛ حق‌تعالی، حق‌جویی، حق‌شکنی، حق‌کشی، حق‌گویی، حق‌گزاری، حق‌گستر، حق‌ناشناسی، حق‌نیوش، حقیقت‌بین، حقیقت‌شناس، حقیقت‌یاب، حقیقت‌طلب، حقوق‌بگیر، آل حق، اهل حق، حجةالحق،حصحص‌الحق، ظهیرالحق، ظل حق، عبدالحق، لسان‌الحق، مختار حق، مرغ حق، ناصرالحق، ناصر للحق، نامحق، نامستحق

حق، مصدر و به معناى وجوب و ثبوت است و البته، معمولا به معناى وصفى يعنى واجب و ثابت‏به كار مى‏رود. هنگامى كه مى‏گوييم: «حق الامر» يعنى آن امر واجب و ثابت‏شد و هنگامى كه مى‏گوييم: «حق لك و يحق لك و حق عليك ان تفعله‏»، يعنى انجام آن فعل بر تو واجب گرديد. (۱)
طبرسى مى‏گويد: «الحق وقوع الشي‏ء في موضعه الذي هو له، فاذا اعتقد شي‏ء بضرورة او حجة فهو حق; لانه وقع موقعه الذي هو له و عكسه الباطل‏» (۲) ;حق عبارت است از وقوع شيى‏ء در جايگاه خودش. هرگاه به سبب هدايت‏يا برهان، اعتقاد به چيزى پيدا شود، حق است ;چرا كه در جايگاه خود واقع شده و ضدآن، باطل است.
مرحوم خواجه طوسى در ذيل كلامى از شيخ الرئيس درباره حق، مى‏فرمايد: «الحق‏هيهنا اسم فاعل في صيغة المصدر كالعدل والمراد به ذو الحقيقة وهوبمعنى المصدر يدل بالاشتراك على معان‏» (۳) ; حق در اين جا ما نند عدل اسم فاعل در صيغه مصدر است و مقصود از آن، صاحب حقيقت است و به اشتراك (لفظى) بر چند معنى دلالت دارد.
پس در اين كه معناى اصلى حق، ثبوت است، گفتگويى نيست و اما اين كه خواجه آن را مشترك لفظى مى‏داند، مربوط است‏ به معناى اصطلاحى

۱۰۵۵۲- کارگاه سیزدهم تربیت نفس- پذیرش مشکلات و قبول واقعیت های منطقی با حضور عقل سلیم + محبت حقیقی با طعم واقعیت پذیری

۱۴فروردین

۱۰۵۰۰– کارگاه تربیت نفس جلسه دوازدهم خود خواهی نزولی+ محبت به فقر کهنه، خود خواهی

۳۰بهمن

۱۰۴۱۷- کارگاه تربیت نفس جلسه یازدهم زهد نسبت به دنیا+ محبت زاهدانه چیست؟

۲۱دی

کارگاه تربیت نفس: از تاریخ ۹۵/۷/۲۹ الی۹۵/۹/۱۱

امام علی علیه السلام :

اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛

زشت ترین راستگویى، تعریف انسان از خودش مى باشد.۱۰۷۰-گارکاه نهم تربیت نفس+ محبت به خود ستایی

غررالحكم: ج۲، ص۳۸۸، ح۲۹۴۲

۹۸۰-کارگاه هشتم تربیت نفس پیرامون قبض و بسط نفس آدمی+ محبت بسطی و قبضی

۱۶ شهریور

۸۸۰- کارگاه هفتم تربیت نفس آنچه خداوند بخواهد+ محبت به آنچه پیش آمده، پیش خواهد آمد

۰۲ مرداد

کارگاه    از ۵//۵/۹۵ الی ۱۵/۶/۹۵

بَکير بن اَعيَن نيز مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: علم و مشيت خداوند با هم فرق دارند يا يک چيزند؟ حضرت فرمودند: اَلعِلمُ لَيسَ هُوَ المَشيئَةُ اَلا تَري اِنَّکَ تَقول: سَأَفعَلُ کَذا اِن شاء‌َاللهُ وَ لا تَقولُ سَأَفعَلَ کَذا اِن عِلمَ اللهُ …”[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (علم غير از مشيّت است. مگر نمي‌بيني که خودت مي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بخواهد و نمي‌گويي اين کار را خواهم کرد، اگر خدا بداند. پس اينکه مي‌گويي اگر خداوند بخواهد، دليل اين است که خداوند نخواسته و چون خواست آنچه را خواست به گونه‌اي که خواسته واقع شود، پس علم خداوند پيش از مشيّت اوست.

عاصم بن حُمَيد مي‌گويد از امام صادق (عليه‌السلام) پرسيدم: آيا خداوند هميشه مُريد (اراده‌کننده) است؟ حضرت فرمودند: اِنَّ المُريدَ لايَکونُ اِلاّ لِمُرادٍ مَعَهُ لَم يَزَل عالِماً قادِراً ثمَّ اَرادَ[کافي، ج ۱، ص ۱۰۹] (مريد نيست مگر با بودن مراد (اراده‌شده با او، خداوند هميشه عالم و قادر است و سپس اراده کرده است.

دوره کارگاه اول تربیت نفس از قرآن و احادیث اهل البیت علیهم السلام:

«آغاز تمرین تربیت نفس از کلمه قصار ۱۷۸نهج البلاغه»

۱۰/۸/۹۴لغایت ۲۰/۹/۹۴ 

امام على علیه السلام: اِحصِدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِکَ بِقَلعِهِ مِن صَدرِکَ؛

براى دِرو کردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه کَن کُن.

(نهج البلاغه، حکمت ۱۷۸)

۱۶۰–  دروه کارگاه  دوم تربیت نفس را با حدیث حضرت امام هشتم علیه السلام آغاز می کنیم تا حکمت ۱۷۸نهج البلاغه رابچشیم.

شروع ثبت نام:۲۰/۹/۹۴لغایت۳۰/۱۰/۹۴

ويژگيهاى دهگانه عاقل از حضرت امام الرضا علیه السلام

دوره دوم ۴۰ روز جدید تربیت نفس از حدیث امام هشتم علیه آلاف التحیه و الثناء

لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسام من طلب الخـوائج اليه, و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهرهالفقرفى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوهو الخمـول اشهى اليه من الشهره.
ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قيل له: ما هى؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ـ از او اميد خير باشد.+بیش از ۵۰ درصد موفق بودم الحمدلله
۲ـ از بدى او در امان باشند.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغقرالله
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.+بیش از ۶۰درصد موفق بودم الحمدلله
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.+بیش از ۹۰درصد موفق بودم الحمدلله
۷ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۸ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استغفرالله
۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.+بیش از ۷۰درصد موفق بودم الحمدلله
۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود:
احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است.+زیر ۵۰درصد موفق بودم استعفرالله

۳۱۹-آغاز دروده سوم با حدیث تکبر درمانی امام هفتم علیه السلام:

 

۲۰۶۵-رابطه علم و دین و عشق و عقل+ رابطه علم حقیقی با محبت حقیقی

۲۷ تیر

رابطه علم و دین و عشق و عقل از دیدگاه عرفان مقربین

بسم الله الرحمن الرحیم

⇐ رابطه علم و دین و عشق و عقل از دیدگاه عرفان مقربین

بعضی از واقعیتها و مطالب است که علم، توانایی درک آن را ندارد بلکه شناخت حقیقی را در مورد آن تنها با دین می توان به دست آورد، مثل اثر لقمه ی حرام یا حلال بر روح و روان آدمی و …

شناخت انسان به عنوان یک موجود سالم و چیستی و چگونگی بُعد مادی آن کار علم است؛ علم می تواند انسان را تعریف کند و بگوید برای ثبوتش چه کند، اما آنچه نجات دهنده انسان است کار علم نیست. بلکه کار دین، ولایت و عشق است.

دیگر آنکه عشق را علم نمی تواند به انسان بدهد ولی علم می تواند این را دریابد که آن عشق، نجات بخش است. بزرگان، اولیاء و عرفا هم به این نتیجه رسیده اند و تجربه هم نشان داده، آن چیزی که می تواند جوهره وجود انسان را به کمال برساند عشق حقیقی است.

انسان دارای دو بُعد است : بشری و فوق بشری

بُعد فوق بشری انسان مربوط به آن روح حیوانی او نیست، چنانکه بُعد حیوانی و نباتی او از آغاز خلقت همین بوده که امروزه هست. وقتی انسان عاشق می شود می تواند بر این بعد مادی خود غلبه کند. انسانی که هر لحظه قوای لذات با اوست می خواهد بخورد و بیاشامد و غرایز مادی او دائمی است. اما در عین حال، دارای قدرتی است به نام عشق که می تواند این غرایز را با آن مهار کند.

این را بشر فهمیده ، هر چند مکانیزم آن را نمی تواند به وجود آورد ؛ بشر نمی تواند بگوید دارویی کشف شده که اگر همه انسانها استفاده کنند عاشق می شوند. این کار علم نیست. بلکه در تجربه صرفاً می تواند بفهمد که نیرویی هست و تنها دین است که می تواند این نیرو را در انسانها ایجاد کند. اما بشر این توانایی را در خود یافته و می داند با قدرت و خلاقیت و علم نمی تواند آن را بیابد .

در قرآن کلمه عشق نیامده چون دارای نارسایی هایی است و تحت عنوان ولایت و محبت آمده است محبت الهی از ناحیه خداوند ایجاد می شود و باعث می شود شخص بتواند حجاب ها را بر هم زده و به هر صورت بر این بُعد مادی خود مسلط شود و به سوی عالم معنا بال و پر گیرد. با علم می توان تا حدی پیش رفت و تجربه کرد و موفق شد اما انسان سالک در ادامه راه باز می ماند زیرا ادامه این راه معنوی با علم تنها کارساز نیست.

۷۴۳۲۲۱_JV1Xxw8r

ولایت، آن عشق و محبتی است که کاملاً با عقل، سنخیت دارد نه اینکه یک بُعد آن عقلانی است و بعد دیگر آن عاشقانه. ولایت، خود عقل است، عقلی که به یک عبارت می توان گفت عاشق و به عبارت دیگر گفت، عاقل است. یعنی وحدت عشق و عقل می شود ولایت.

نتیجه ی آن ولایت، سرسپردگی است. یعنی رضایت مولا را به لحاظ عقلی کاملاً معقول می داند و به لحاظ عملی کاملاً بر انتخاب های خودش اولی می داند. و البته ولایت، مختص خداست.

 

۲۰۶۴-احزاب سیاسی مرام نامه نویسی را از شهدای دانش آموز بیاموزند.+ محبت حقیقی در وصیت نامه شهدا

۲۷ تیر

در نشست ساحت های ششگانه تربیت تشریح شد احزاب سیاسی مرام نامه نویسی را از شهدای دانش آموز بیاموزند وقتی پیام های نافذ شهدای دانش آموز را به عنوان سرمایه تربیتی نسل جدید انقلاب قرار دهیم ،شاهد اتفاقات مبارکی در عرصه تعلیم و تربیت خواهیم بود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیر خانه ستاد همکاریها، سلسله نشست های ساحت های ششگانه تربیت در سند تحول بنیادین در وصیت نامه نورانی شهدا در نمازخانه خواهران ساختمان مركزي وزارت آموزش و پرورش این هفته با موضوع «مراتبی از حیات طیبه در زندگی شهید علی رضا محمودی»برگزار شد.

*سرمایه تربیتی نسل جدید انقلاب

حجت الاسلام حسین درودی در این نشست به تشریح شرح حال شهید والا مقام علیرضا محمودی پارسا و سبک تربیتی وی پرداخت و با استناد به برخی مبانی سند تحول بنیادین خواستار توجه جدی مربیان و متربیان به سبک تربیتی شهدا طبق وصیت نامه های آنان شد

وی گفت؛ وقتی پیام های نافذ شهدای نوجوان و دانش اموز را به عنوان سرمایه تربیتی نسل جدید انقلاب قرار دهیم ،شاهد اتفاقات مبارکی در عرصه تعلیم و تربیت خواهیم بود.

*کلاس درس زندگی پاک

حجت الاسلام درودی با اشاره به حضور نوجوانان سیزده ساله در جبهه های حق علیه باطل پشتوانه تربیتی آن نسل را نیت خالصانه و نفس پاک بنیانگذار جمهوری اسلامی دانست و گفت ؛ برای اینکه بتوانیم نسل جدید را ازخود گذشتگی های شهدای دانش آموز آشنا کنیم باید تربیت اعتقادی و اخلاقی مندرج درسند تحول را نهادینه کنیم.

وی به تبیین انواع تربیت با توجه به حیثیت ها یا شئون حیات آدمی طبق مبانی سند تحول پرداخت و افزود؛وقتی به نوشته های شهید سیزده ساله کرجی می رسیم به این حقیقت پی می بریم که انفاس قدسی امام خمینی با روح و جسم این جوانان چه کرده وصیت نامه آنان نه تنها برای دانش آموزان بلکه اساتید دانشگاه و معلمان نیز درس زندگی می شود

سخنران این نشست با بیان فرازهایی از وصیت نامه شهید علیرضا محمودی پارسا ،خاطرنشان ساخت؛ مگر ما در سند تحول بنیادین دنبال چیزی غیر از این کلام نورانی شهید محمودی هستیم که دانش آموز،معلم،استاد، طلبه و… را به کلاس توبه نویسی و پناه بردن به خدا در همه امور دعوت می کند.

وی افزود؛ شهید محمودی با سوز و گداز می نویسد؛ “بار خدایا از کارهایی که کرده‌ام به تو پناه می‌برم ! از این که حسد کردم…از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم…..از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند….از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم…. از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم….از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند….

*درس مرامنامه نویسی برای احزاب و تشکلهای اجتماعی

حجت الاسلام درودی گفت ؛ اکنون پس از گذشت چهل سال از عمر پر خیرو برکت انقلاب اسلامی اگر وصیت این شهید والا مقام را متن مرامنامه احزاب و گروه های سیاسی اجتماعی قرار دهیم، دیگر هیچ وقت شاهد این همه بد اخلاقی سیاسی و تخریب های سهمگین علیه یکدیگر که چیزی جز شاد کردن دشمن و نگران ساختن دوستان انقلاب عایدمان نمی شود نیستیم، آنجا که یک شهید سیزده ساله می نویسد؛” خدایا به تو پناه می برم…

از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم….از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم….از این که ایمانم به بنده‌ات بیشتر از ایمانم به تو بود….از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری…..از این که کاری را که باید فی سبیل الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم….از این که ” خدا می بیند ” را در همه کارهایم دخالت ندادم….”

*توبه نویسی را نهادینه کنیم

وی در ادامه به اهمیت توبه نویسی و فرهنگ سازی این مهم پرداخت و گفت؛ اگردر روند تحصیل دانش آموزان بتوانیم روحیه پذیرش اشتباه و خطا را در آنان ایجاد کنیم، باید این گونه وصیت نامه ها را در فضای مدرسه و کلاس درس طنین انداز نماییم .

 

۲۰۶۳-شاخص های حیات طیبه در زیات نامه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها +شاخص های محبت حقیقی

۲۷ تیر

در ساختمان مرکزی وزارت آموزش و پرورش بررسی شد شاخص های حیات طیبه در زیات نامه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها نشست بررسی شاخص های حیات طیبه در سیره و سبک زندگی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در نمازخانه ساختمان شهید رجایی وزارت آموزش و پرورش با حضور بانوان فرهنگی بر گزار گردید .
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دبیر خانه ستاد همکاری ها، حجت الاسلام والمسلمین حسین درودی در این نشست ضمن تبریک فرا رسیدن دهه کرامت ،این ایام را لطف و عنایت خداوند به ملت ایران برای شناخت هرچه بیشتر سنت و سیره ائمه اطهار علیهم السلام دانست.

*حیات طیبه را باید از انفاس قدسی اهل بیت گرفت

وی در ادامه با شاره به زیارتنامه سراسر نور حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها گفت؛ وقتی فرازهای این زیارت نامه را مرور میکنیم ، به عظمت معارف اهل بیت بیشتر پی می بریم و خواهیم دید حیات طیبه را باید از انفاس قدسی آل الله جستجو کرد.

سخنران این نشست گفت ؛ مثلا جامعه فرهنگی به عنوان سکنداران تعلیم و تربیت در شرایط فعلی باید شناخت قابل قبولی از انواع تربیت با توجهبه حیثیت ها یا شئون حیات آدمی داشته باشند که در

مبانی سند از آن به عنوان “انواع تربیت” نام می برد و از جمله عناوین آن تربیت اعتقادی و اخلاقی می باشد.

*اخلاق بین الادیانی معارف اهل بیت

وی افزود؛ حال اگر نگاهی از این زاویه به زیارتنامه کریمه اهل بیت علیهم السلام داشته باشیم شاهد اخلاق بین الادیانی معارف اهل بیت برای رسیدن به قرب خداوند هستیم.

حجت الاسلام والمسلمین درودی خاطر نشان ساخت؛ در این زیارتنامه به خوبی در می یابیم که اهل بیت علیهم السلام به ما اموخته اند اگر می خواهید به ما به عنوان پیشوایان خود احترام بگذارید، باید هادیان قبل از ما را با احترام یاد کنید کنید و بر این اساس در ابتدای زیارت نامه حضرت معصومه نخست به پیامبران اولوالعزم ادای احترام می مکنیم ،زیرا آنان زمینه سازدین اسلام شده اند.

اَلـسَّلامُ عَـلى آدَمَ صَـفْوَةِ الله ؛ سـلام بـر حـضـرت آدم بـرگزیده خـدا

اَلسَّلامُ عَلى نوُح نَبِىِّ الله ؛ سلام بر حضرت نوح پیامبر خدا

اَلسَّلامُ عَلى ا بْراهیمَ خَلیل الله ؛ سلام بر حضرت ابراهیم دوست خدا

اَلسَّلامُ عَلى موُسى كَلیم الله ؛ سلام بر حضرت موسى هم صحبت خدا

اَلسَّلامُ عَلى عیسى روُح الله ؛ سلام بر حضرت عیسى روح الله

وی افزود ؛ این سلام های پی در پی به انبیا قبل از اسلام این درس را به ما می دهد که مقدمه ابلاغ سلام به پیامبر خاتم و اهل بیتش احترام و سلام کردن به مقدسات و پیامبران قبل از ایشان است، آنوقت به بهترین برگزیده خداوند؛ یعنی رسول گرامی و سپس جانشین و اهل بیت او سلام میدهیم.

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا خَیْرَ خَلْقَ الله ؛ سلام بر تو اى بهترین مخلوق خدا….

کارشناس این نشست در ادامه، یکی دیگر از پیام های زیارت نامه حضرت معصومه سلام الله علیها را توجه به تربیت اجتماعی و سیاسی دانست و گفت؛ سیاست در مذهب تشیع یعنی خود و جامعه را به سوی زمره و ملت حقیقی خاتم رسولان صلی الله علیه واله هدایت نمائیم.

*قدرت تمدن سازی تشیع درجهان

وی گفت؛ از نگاه تشیع برای گام نهادن در این وادی دوازده امام معصوم در هر عصری دارای یک رسالت و مأموریت الهی بودند که درطول تاریخ به آنها ملقب شده اند.

وی افزود؛ مربیان و متربیان با اعتقاد به دوازده جانشین پیامبر خاتم صلی الله علیه و اله و سلم قدرت تمدن سازی جهان را از آن خود دارند، آنجا که در فراز دیگری از زیارت نامه بانوی کرامت می خوانیم وَ أَنْ یَجْمَعَنا وَ إِیّاكُمْ فى زُمْرَة جَدِّكُمْ مُحَمَّد

وی افزود؛ مربیان و متربیان مهدی باور،عجل الله تعالی مقدمات حکومت جهانی مهدوی را، پایه ریزی می کنند و این مهم در فراز دیگری از زیارت نامه دختر با عظمت حضرت موس بن جعفرعلیه السلام آمده است آنجا که خطاب به این بانوی با عظمت می گوییم؛ السَّلامُ عَلَى الْوَصِىِّ مِنْ بَعْدِه ؛ سلام بر وصى بعد از او.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى نُورِكَ وَ سِراجِكَ، وَ وَلِىِّ وَلِیِّكَ؛ وَ وَصِیِ وَصَیِكَ, وَحُجَتِكَ عَلى خَلقِكَ ؛ بار خدایا صلوات بفرست بر نور و چراغ روشنگرت، و بر ولىّ ولیّت و بر وصىّ وصیّت، و حجّت خود بر بندگان خود.

*معنای سیاست در فرهنگ تشیع

سخنران این نشست یاد آور شد؛ سیاست در مجموعه شیعه، یعنی به امام زنده و نائبان خاص و عام او اقتدا نمودن.

وی با اشاره به تربیت اقتصادی و حرفه ای مندرج در سند تحول گفت ؛زیارتنامه حضرت معصومه سلام الله علیها توسط امام معصوم، یعنی حضرت رضا علیه السلام نگارش شده است ومبانی ۵گانه تربیت در زیاتنامه عمه جان حضرت بقیه الله اعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف هستی شناختی – انسان شناختی – معرفت شناختی – ارزش شناختی و دین شناختی می باشد.

*چرخش های سند تحول در زیارتنامه بانوی کرامت

حجت الاسلام درودی با یاد آوری چرخش های سند تحول با توجه به زیارتنامه دختر حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام گفت؛چرخش (از دنیا گرایی به آخرت مداری ، از معرفت ظن و گمانی به معرفت یقینی ، از حکومت بشری به حکومت مهدوی ، از عبرت های تجربی به عترت محمدی ، از طبیعت به خلقت…را می توان به عنوان مصادیق چرخش های تحول آفرین بر مبنای تربیت برگرفته از مکتب اهل بیت علیم اسلام دانست که به گونه ای در زیارت نامه حضرت معصومه قابل تفسیر و تاویل است.

 

۲۰۶۲-حجاب، دیروز، امروز، فردا + رابطه حجاب با محبت مجازی

۱۹ تیر

پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس مطرح کرد
نمایش کاریکاتوری از عفاف با محدود کردن آن در رعایت حجاب/ خلوت مجازی و تهدیداتی که نادیده گرفته می‌شود

پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب گفت: حجاب تنها یکی از علامت‌های عفیف بودن فرد است و عدم رعایت خویشتن‌داری در نگاه و زبان و منحصر کردن مسئله عفاف به رعایت حجاب و مترادف کردن این دو واژه با یکدیگر تنها منجر به نمایش یک کاریکاتور از عفاف می‌شود. یعنی همه ابعاد مسئله عفاف باید مدنظر قرار گیرد و نسبت به همه ابعاد آن حساسیت وجود داشته باشد.
گروه اجتماعی خبرگزاری فارس: یکی از مهم‌ترین مسائلی که در خصوص پدیده بی‌حجابی و بدحجابی قابل بررسی است، عدم اقناع مخاطبان است. حجاب مسئله‌ای است که عامل مهم برای رعایت آن ایمان قلبی به حقیقت و درستی آن است و یکی از مقدمات ایجاد آن، این است که تعریف درستی از مفاهیمی چون حیا، عفاف و حجاب صورت بگیرد.
حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی بیاتی مسئول مرکز راهبردی عفاف و حیا در تهران، مسئول مؤسسه فرهنگی پژوهشی طهورا در قم، نویسنده و پژوهشگر حوزه زنان، خانواده و عفاف و حجاب است. این پژوهشگر در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس به تبیین مفاهیمی همچون حیا، عفاف و حجاب و عوامل مهم در تقویت عفاف و رسیدن به سبک زندگی عفیفانه پرداخت.
*عفاف؛ حیا و خودکنترلی جنسی
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی با بیان اینکه معنای عفاف بسیاری از اوقات درست بیان نمی‌شود، اظهار کرد: با توجه به اینکه فلسفه حجاب به تعریف درست عفاف بازمی‌گردد لازم است تعریف درستی از آن بیان شود اما بسیاری از افراد با رأی و نظر خود عفاف را تشریح می‌کنند و گاهی آن را مترادف حجاب می‌دانند در حالی که واژه‌هایی همچون حجاب، حیا و عفاف هریک توضیحات و تعاریف متفاوتی دارند حیا معنای بسیار وسیع‌تری نسبت به عفاف دارد و دامنه عفاف نسبت به حجاب بسیار وسیع‌تر است.
وی افزود: حیا به این معناست که فرد از هر امر قبیحی به خاطر زشتی آن امر دوری کند و در واقع ترک کردن امور زشت، حیا کردن نامیده می‌شود.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب خاطر نشان کرد: عفاف به معنی خودکنترلی جنسی و خویشتنداری است و در واقع در حوزه مسائل جنسی تعریف می‌شود و حیای جنسی به عفاف تعبیر می‌شود و بی‌عفتی مساوی لاابالی‌گری جنسی است.
بیاتی اضافه کرد: حجاب یکی از چند رفتاری است که افراد در خودکنترلی جنسی آن را انجام می‌دهند و واقعیت این است که در آزادترین فرهنگ‌ها میزانی از پوشیدگی و حجاب برای زن و مرد تعریف شده است.
وی با بیان اینکه زمانی که می‌گوییم عفاف به معنی خویشتنداری جنسی است سه سؤال مهم مطرح می‌شود، عنوان کرد: این سه سؤال مهم عبارتند از اینکه چه چیزهایی خویشتنداری را تقویت می‌کنند، چه اموری خویشتنداری را تهدید می‌کنند و علامت انسان عفیف چیست و انسان عفیف چه شاخص‌هایی دارد؟
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب ادامه داد: در تحقیقی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که بیش از ۴۰ مفهوم مرتبط با عفاف وجود دارد که در سه بخش جای می‌گیرند و فرد را به سبک زندگی عفیفانه می‌‌رسانند. حجاب تنها یکی از علامت‌های عفیف بودن فرد است و عدم رعایت خویشتن‌داری در نگاه و زبان و منحصر کردن مسئله عفاف به رعایت حجاب و مترادف کردن این دو واژه با یکدیگر تنها منجر به نمایش یک کاریکاتور از عفاف می‌شود. یعنی همه ابعاد مسئله عفاف باید مدنظر قرار گیرد و نسبت به همه ابعاد آن حساسیت وجود داشته باشد.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی اظهار کرد: باید حساسیت‌ها نسبت به مسائل پایه‌ای، مقدماتی و پشتیبان حجاب در جامعه افزایش یابد زیرا پایه مسئله پوشش، تقویت اراده فرد در برابر ارتباط بی‌پروا با جنس مخالف است.
*تقویت عزت نفس عامل مهم عفیف شدن فرد است
وی سه مفهوم کلیدی تقویت‌کننده عفاف را برشمرد و گفت: وجود عزت نفس یا کرامت انسانی می‌تواند عفاف را در فرد تقویت کند. همچنان که امام علی(ع) در حدیثی می‌فرماید: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته» یعنی کسی که عزت نفس و احساس شخصیت کند، امیالش برایش انقدر بزرگ نمی‌شود که باعث شود در برابر شهوت سر تسلیم فرود آورد.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب دومین عامل تقویت کننده عفاف را ازدواج به‌هنگام دانست و ادامه داد: یکی از مسائلی که باعث می‌شود فرد عفاف داشته باشد، ارضای به موقع نیازهای جنسی اوست در واقع ازدواج روی دوم سکه عفاف است که به تقویت خودکنترلی کمک می‌کند البته هر ازدواجی منجر به عفاف نمی‌شود بلکه ازدواج به‌هنگام در کنار تربیت درست شخص از قطعه‌های تکمیل‌کننده پازل عفاف است.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی عنوان کرد: گاهی برای دختر ۱۴ ساله ازدواج کردن لازم و به‌هنگام است اما دختری ۱۶ ساله هنوز توانایی اداره زندگی زناشویی را ندارد زیرا افراد با توجه به موقعیت‌ها و سنجش انواع مختلف پختگی و بلوغ برای آماده بودن ازدواج بررسی می‌شوند، بنابراین نمی‌توان سن دقیقی را برای ازدواج به‌هنگام مطرح کرد.
وی سومین عامل تقویت کننده عفاف را یاد مرگ و یاد پروردگار دانست و بیان داشت: «ذکر الموت یمیت الشهوات» یاد مرگ و اینکه فرد همواره به یاد داشته باشد که پس از زندگی دنیایی به دنیای دیگر منتقل خواهد شد، ابهت امور شهوانی را در نظر انسان از بین می‌برد و به یاد داشتن اینکه پروردگار در هر حال ناظر امور فرد است باعث می‌شود انسان عفیفانه زندگی کند.
*خلوت مجازی با نامحرم یکی از تهدیدات مهم زندگی عفیفانه دختران و پسران
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در بیان تهدیدات عفاف عنوان کرد: یکی از مهمترین تهدیدات عفاف که در منابع دینی به آن تأکید شده است، مسئله خلوت با نامحرم است. بدین معنا که فرد در موقعیت تنهایی با نامحرم قرار گیرد که در این تنها شدن فضای مجازی و حقیقی تفاوتی ندارد، اما بی‌توجهی به تنها شدن با نامحرم به خصوص در فضای مجازی که افراد آن را کوچک می‌دانند، می‌تواند عفاف را تضعیف کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی ادامه داد: قطعا اگر زن و مرد با یکدیگر خلوت کنند سومین فرد شیطان است و افزایش فضای هیجانی و شهوانی به گونه‌ای که انسان نتواند در برابر آن مقاومت کند، از نتایج این خلوت است و موارد متعددی وجود دارد که افرادِ بسیار عفیف در یک خلوت نامشروع، عفت خود را خدشه‌دار کرده‌اند.
وی دومین عامل تهدیدکننده عفاف را عدم مدیریت نگاه دانست و گفت: سوره نور که قوانین زندگی عفیفانه را توضیح می‌دهد به مسئله مهم مدیریت نگاه می‌پردازد و در این مسئله تفاوتی بین زن و مرد قائل نیست. گاهی پیش می‌آید که فردی که هوسی هم در دل ندارد با عدم کنترل نگاه خود به سمت رشد میل و شهوت می‌رود. البته مدیریت نگاه به معنای کوتاه کردن نگاه است و اصلا نگاه نکردن در این تعریف نمی‌گنجد. در برخی روایات آمده است که فرد عفیف را می‌توان از مدیریت نگاه وی شناخت.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب خاطرنشان کرد: دسترسی آسان و بدون هزینه زیاد به فساد و امور شهوانی می‌تواند عفاف و خودکنترلی را تضعیف کند و سومین عامل تهدید کننده عفاف است.
*قدبلندترین شاخص عفاف رعایت حجاب است!
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی در تشریح شاخص‌های فرد عفیف عنوان کرد: قدبلندترین شاخص عفاف رعایت حجاب است. شاخص دیگر مدیریت نگاه و شاخص سوم پنهان کردن زینت‌ها به خصوص در زنان است.
وی با بیان اینکه مهندسی عفیفانه برای تعاملات، مهمانی‌ها و حتی طراحی منازل یکی دیگر از نشانه‌های عفیف بودن است، گفت: غیرت عنصر فراموش شده‌ای است که متأسفانه در جامعه ما بد تعبیر و تفسیر شده است، غیرت هم در سرفصل تقویت کنندگان عفاف و هم در شاخص عفاف قابل طرح است.
*غیرت؛ احساس مسئولیت همراه با مهربانی و عشق مرد نسبت به ناموس
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در تعریف غیرت گفت: غیرت احساس مسئولیت همراه با مهربانی و عشق مرد نسبت به ناموسش است در حالی که در جامعه ما هرگونه تعصبی، غیرت نامیده می‌شود اما اسلام تعصب‌های نابجا را غیرت نمی‌داند و از خانه نشین کردن زن به اسم غیرت نهی کرده است.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی ادامه داد: گاهی سخت‌گیری‌های نابجای مردان که به نام غیرت انجام می‌شود، باعث بی‌عفتی زن می‌شود در حالی که یکی از نشانه‌های غیور بودن مرد این است که خود فردی عفیف باشد و این غیرت او نشان‌دهنده محبت وی بوده و با روش‌های معقول اعمال شود.
وی تصریح کرد: غیرت ابتدا باعث خودکنترلی و عفت فرد می‌شود و سپس به دیگرکنترلی منجر خواهد شد زیرا اصل نگاه اسلام به این مسائل خودکنترلی است و دیگرکنترلی و غیرت به خودکنترلی بازگشت دارد بنابراین فردی که خود اهل عفت ورزی نیست، نمی‌تواند خانواده خود را به عفت دستور دهد.

پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس مطرح کرد
نمایش کاریکاتوری از عفاف با محدود کردن آن در رعایت حجاب/ خلوت مجازی و تهدیداتی که نادیده گرفته می‌شود

پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب گفت: حجاب تنها یکی از علامت‌های عفیف بودن فرد است و عدم رعایت خویشتن‌داری در نگاه و زبان و منحصر کردن مسئله عفاف به رعایت حجاب و مترادف کردن این دو واژه با یکدیگر تنها منجر به نمایش یک کاریکاتور از عفاف می‌شود. یعنی همه ابعاد مسئله عفاف باید مدنظر قرار گیرد و نسبت به همه ابعاد آن حساسیت وجود داشته باشد.
گروه اجتماعی خبرگزاری فارس: یکی از مهم‌ترین مسائلی که در خصوص پدیده بی‌حجابی و بدحجابی قابل بررسی است، عدم اقناع مخاطبان است. حجاب مسئله‌ای است که عامل مهم برای رعایت آن ایمان قلبی به حقیقت و درستی آن است و یکی از مقدمات ایجاد آن، این است که تعریف درستی از مفاهیمی چون حیا، عفاف و حجاب صورت بگیرد.
حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی بیاتی مسئول مرکز راهبردی عفاف و حیا در تهران، مسئول مؤسسه فرهنگی پژوهشی طهورا در قم، نویسنده و پژوهشگر حوزه زنان، خانواده و عفاف و حجاب است. این پژوهشگر در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس به تبیین مفاهیمی همچون حیا، عفاف و حجاب و عوامل مهم در تقویت عفاف و رسیدن به سبک زندگی عفیفانه پرداخت.
*عفاف؛ حیا و خودکنترلی جنسی
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی با بیان اینکه معنای عفاف بسیاری از اوقات درست بیان نمی‌شود، اظهار کرد: با توجه به اینکه فلسفه حجاب به تعریف درست عفاف بازمی‌گردد لازم است تعریف درستی از آن بیان شود اما بسیاری از افراد با رأی و نظر خود عفاف را تشریح می‌کنند و گاهی آن را مترادف حجاب می‌دانند در حالی که واژه‌هایی همچون حجاب، حیا و عفاف هریک توضیحات و تعاریف متفاوتی دارند حیا معنای بسیار وسیع‌تری نسبت به عفاف دارد و دامنه عفاف نسبت به حجاب بسیار وسیع‌تر است.
وی افزود: حیا به این معناست که فرد از هر امر قبیحی به خاطر زشتی آن امر دوری کند و در واقع ترک کردن امور زشت، حیا کردن نامیده می‌شود.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب خاطر نشان کرد: عفاف به معنی خودکنترلی جنسی و خویشتنداری است و در واقع در حوزه مسائل جنسی تعریف می‌شود و حیای جنسی به عفاف تعبیر می‌شود و بی‌عفتی مساوی لاابالی‌گری جنسی است.
بیاتی اضافه کرد: حجاب یکی از چند رفتاری است که افراد در خودکنترلی جنسی آن را انجام می‌دهند و واقعیت این است که در آزادترین فرهنگ‌ها میزانی از پوشیدگی و حجاب برای زن و مرد تعریف شده است.
وی با بیان اینکه زمانی که می‌گوییم عفاف به معنی خویشتنداری جنسی است سه سؤال مهم مطرح می‌شود، عنوان کرد: این سه سؤال مهم عبارتند از اینکه چه چیزهایی خویشتنداری را تقویت می‌کنند، چه اموری خویشتنداری را تهدید می‌کنند و علامت انسان عفیف چیست و انسان عفیف چه شاخص‌هایی دارد؟
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب ادامه داد: در تحقیقی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که بیش از ۴۰ مفهوم مرتبط با عفاف وجود دارد که در سه بخش جای می‌گیرند و فرد را به سبک زندگی عفیفانه می‌‌رسانند. حجاب تنها یکی از علامت‌های عفیف بودن فرد است و عدم رعایت خویشتن‌داری در نگاه و زبان و منحصر کردن مسئله عفاف به رعایت حجاب و مترادف کردن این دو واژه با یکدیگر تنها منجر به نمایش یک کاریکاتور از عفاف می‌شود. یعنی همه ابعاد مسئله عفاف باید مدنظر قرار گیرد و نسبت به همه ابعاد آن حساسیت وجود داشته باشد.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی اظهار کرد: باید حساسیت‌ها نسبت به مسائل پایه‌ای، مقدماتی و پشتیبان حجاب در جامعه افزایش یابد زیرا پایه مسئله پوشش، تقویت اراده فرد در برابر ارتباط بی‌پروا با جنس مخالف است.
*تقویت عزت نفس عامل مهم عفیف شدن فرد است
وی سه مفهوم کلیدی تقویت‌کننده عفاف را برشمرد و گفت: وجود عزت نفس یا کرامت انسانی می‌تواند عفاف را در فرد تقویت کند. همچنان که امام علی(ع) در حدیثی می‌فرماید: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته» یعنی کسی که عزت نفس و احساس شخصیت کند، امیالش برایش انقدر بزرگ نمی‌شود که باعث شود در برابر شهوت سر تسلیم فرود آورد.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب دومین عامل تقویت کننده عفاف را ازدواج به‌هنگام دانست و ادامه داد: یکی از مسائلی که باعث می‌شود فرد عفاف داشته باشد، ارضای به موقع نیازهای جنسی اوست در واقع ازدواج روی دوم سکه عفاف است که به تقویت خودکنترلی کمک می‌کند البته هر ازدواجی منجر به عفاف نمی‌شود بلکه ازدواج به‌هنگام در کنار تربیت درست شخص از قطعه‌های تکمیل‌کننده پازل عفاف است.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی عنوان کرد: گاهی برای دختر ۱۴ ساله ازدواج کردن لازم و به‌هنگام است اما دختری ۱۶ ساله هنوز توانایی اداره زندگی زناشویی را ندارد زیرا افراد با توجه به موقعیت‌ها و سنجش انواع مختلف پختگی و بلوغ برای آماده بودن ازدواج بررسی می‌شوند، بنابراین نمی‌توان سن دقیقی را برای ازدواج به‌هنگام مطرح کرد.
وی سومین عامل تقویت کننده عفاف را یاد مرگ و یاد پروردگار دانست و بیان داشت: «ذکر الموت یمیت الشهوات» یاد مرگ و اینکه فرد همواره به یاد داشته باشد که پس از زندگی دنیایی به دنیای دیگر منتقل خواهد شد، ابهت امور شهوانی را در نظر انسان از بین می‌برد و به یاد داشتن اینکه پروردگار در هر حال ناظر امور فرد است باعث می‌شود انسان عفیفانه زندگی کند.
*خلوت مجازی با نامحرم یکی از تهدیدات مهم زندگی عفیفانه دختران و پسران
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در بیان تهدیدات عفاف عنوان کرد: یکی از مهمترین تهدیدات عفاف که در منابع دینی به آن تأکید شده است، مسئله خلوت با نامحرم است. بدین معنا که فرد در موقعیت تنهایی با نامحرم قرار گیرد که در این تنها شدن فضای مجازی و حقیقی تفاوتی ندارد، اما بی‌توجهی به تنها شدن با نامحرم به خصوص در فضای مجازی که افراد آن را کوچک می‌دانند، می‌تواند عفاف را تضعیف کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی ادامه داد: قطعا اگر زن و مرد با یکدیگر خلوت کنند سومین فرد شیطان است و افزایش فضای هیجانی و شهوانی به گونه‌ای که انسان نتواند در برابر آن مقاومت کند، از نتایج این خلوت است و موارد متعددی وجود دارد که افرادِ بسیار عفیف در یک خلوت نامشروع، عفت خود را خدشه‌دار کرده‌اند.
وی دومین عامل تهدیدکننده عفاف را عدم مدیریت نگاه دانست و گفت: سوره نور که قوانین زندگی عفیفانه را توضیح می‌دهد به مسئله مهم مدیریت نگاه می‌پردازد و در این مسئله تفاوتی بین زن و مرد قائل نیست. گاهی پیش می‌آید که فردی که هوسی هم در دل ندارد با عدم کنترل نگاه خود به سمت رشد میل و شهوت می‌رود. البته مدیریت نگاه به معنای کوتاه کردن نگاه است و اصلا نگاه نکردن در این تعریف نمی‌گنجد. در برخی روایات آمده است که فرد عفیف را می‌توان از مدیریت نگاه وی شناخت.
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب خاطرنشان کرد: دسترسی آسان و بدون هزینه زیاد به فساد و امور شهوانی می‌تواند عفاف و خودکنترلی را تضعیف کند و سومین عامل تهدید کننده عفاف است.
*قدبلندترین شاخص عفاف رعایت حجاب است!
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی در تشریح شاخص‌های فرد عفیف عنوان کرد: قدبلندترین شاخص عفاف رعایت حجاب است. شاخص دیگر مدیریت نگاه و شاخص سوم پنهان کردن زینت‌ها به خصوص در زنان است.
وی با بیان اینکه مهندسی عفیفانه برای تعاملات، مهمانی‌ها و حتی طراحی منازل یکی دیگر از نشانه‌های عفیف بودن است، گفت: غیرت عنصر فراموش شده‌ای است که متأسفانه در جامعه ما بد تعبیر و تفسیر شده است، غیرت هم در سرفصل تقویت کنندگان عفاف و هم در شاخص عفاف قابل طرح است.
*غیرت؛ احساس مسئولیت همراه با مهربانی و عشق مرد نسبت به ناموس
پژوهشگر حوزه عفاف و حجاب در تعریف غیرت گفت: غیرت احساس مسئولیت همراه با مهربانی و عشق مرد نسبت به ناموسش است در حالی که در جامعه ما هرگونه تعصبی، غیرت نامیده می‌شود اما اسلام تعصب‌های نابجا را غیرت نمی‌داند و از خانه نشین کردن زن به اسم غیرت نهی کرده است.
حجت‌الاسلام والمسلمین بیاتی ادامه داد: گاهی سخت‌گیری‌های نابجای مردان که به نام غیرت انجام می‌شود، باعث بی‌عفتی زن می‌شود در حالی که یکی از نشانه‌های غیور بودن مرد این است که خود فردی عفیف باشد و این غیرت او نشان‌دهنده محبت وی بوده و با روش‌های معقول اعمال شود.
وی تصریح کرد: غیرت ابتدا باعث خودکنترلی و عفت فرد می‌شود و سپس به دیگرکنترلی منجر خواهد شد زیرا اصل نگاه اسلام به این مسائل خودکنترلی است و دیگرکنترلی و غیرت به خودکنترلی بازگشت دارد بنابراین فردی که خود اهل عفت ورزی نیست، نمی‌تواند خانواده خود را به عفت دستور دهد.

خانواده شیعی » زن و حجاب »

حجاب، دیروز، امروز، فردا

بی تردید یکی از مهمترین دغدغه های اصلی نظام مقدس جمهوری اسلامی، بسط و گسترش فرهنگ ناب محمدی(ص) در جامعه بوده و هست. مساله حجاب نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی حفظ عفت عمومی در جامعه، همواره مورد بحث و نظر کارشناسان مختلف بوده، تا آنجا که با گذشت ۲۸ سال از پیروزی انقلاب بی بدیل اسلامی در ایران، هنوز یکی از مباحث زنده و جریان دار این نظام محسوب می شود.

آنچه خواهید خواند، نگرشی است کوتاه بر آنچه که در دوران پیدایش و پس از شکل گیری انقلاب اسلامی در ایران رخ داده است که تنها هدفش نگاهی به گذشته برای تصمیم گیری برای آینده ای بهتر است.

اگر به وضع ایرانیان تا قبل از دستور کشف حجاب رضاخان مراجعه کنیم، خواهیم دید که اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان از دیرباز، حجاب را به عنوان یکی از اصلی ترین نمادهای دینداری و مسلمانی به حساب می آوردند. حتی در برهه هایی همچون کشف حجاب، ممانعت از دختران با حجاب برای ورود به مدارس و ادامه تحصیل نیز بسیاری از خانواده ها، عطای تحصیل و پیشرفت را به لقای حفظ اعتقادات خود بخشیدند تا ثابت کنند، حکومت ها تنها و تنها بر نوع زندگی، سیاست حاکم و برخی مسائل اجتماعی و اقتصادی آنها حکم رانی می کنند و نه بر اعتقاداتشان. در همان دوره کشف حجاب و حتی قبل تر از آن هم تنها وابستگان دربار و برخی دولتی ها ( اعم از دولتمردان و کارمندان دولت) تجدد سوغات گونه فرنگ را بر خود تافتند، و گرنه اکثریت همچنان با اعتقادات راسخ خود، مبانی اصلی اسلام را حتی در زمان خفقان و ممنوعیت، زنده نگاه می داشتند.

با پیروزی انقلاب اسلامی که همواره در طول سال های مبارزه ، دغدغه های دین مداری و دین محوری در حکومت را شعارها و اصول راهبردی خود می دانست، توقع از نظام برای تحقق کامل این اصول بیش از گذشته شد. در این میان پس از گذشت بیش از دو دهه از پیروزی انقلاب، نگاه های متفاوتی وجود دارد و وضعیت کنونی از نظر حجاب زنان با نگاه های متفاوتی تعریف و تحلیل می شود. از میان آنان بهزاد کشمیری پور، گزارشگر صدای آلمان در تهران، در بهمن ۸۴ و در گزارشی تحلیل گونه چنین می نویسد:

«از سال پیش مسئله حجاب و«بدحجابی» به یکی از معضلات اجتماعی بدل شده است. گرچه برای رعایت نکردن «پوشش شرعی» مجازات هایی پیش بینی شده، اما تعریف ویژگی های این پوشش هنوز نامشخص است».

حجاب خوب کدام است و حجاب بد، کدام؟ این پرسشی است که از سال پیش مطرح شده و هنوز هیچ کس پاسخ روشنی برای آن ندارد. اوایل انقلاب که تعدادی از زنان برای آزادی پوشش جلوی نخست وزیری تظاهرات می کردند عده ای با شعار «یا روسری یا توسری» ظاهراً پوشاندن موها و بعداً به تن کردن مانتو را حجاب می دانستند اما مسئولان هرجا توانسته اند نشان داده اند که چادر و مقنعه را به عنوان حجاب خوب ترجیح می دهند. پوشش زنان از آنجا رنگ یک معضل اجتماعی به خود گرفت که از طرفی مسئولان بر سر تعریف حجاب خوب و بد با هم به توافق نمی رسند و از سوی دیگر حجاب خوب خیلی وقت ها در عمل غیرقابل استفاده است.(!)

گرچه پوشش مسئله هر روز مردم است، موضوع حجاب و بدحجابی هر ازگاهی و به مناسبتی موضوع روز می شود و بحث های داغی به همراه می آورد که با گذشت زمان دوباره فراموش شود. تابستان و فصل گرما همواره بازار بحث بدحجابی را داغ تر می کند. آنچه در این سال ها تقریباً برای همه روشن شده این نکته است که به گفته عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، مرتضی فیض علی، کارهای مقطعی همیشه با شکست مواجه می شود. و برخوردهایی که در این سال با مسئله حجاب صورت گرفته اغلب تدابیر و تصمیم هایی مقطعی بوده اند. و این ابتدای ماجرای تمام ناشدنی حجاب در ایران است. به عقیده نگارنده، مهم ترین علت وجود برخی نابسامانی ها درباره حجاب که آن هم بیشتر در شهرهای بزرگ ایران اسلامی دیده می شود، یک مشکل تاریخی است و آن فراموشی باغبانی انقلاب عزیزمان است. پس از پیروزی انقلاب و در شرایطی که بیش از ۹۸ درصد مردم جمهوری اسلامی را پذیرفتند، بسیاری به دنبال زیرساخت های اقتصادی و سیاسی حکومت رفتند و پایه های فرهنگی را با توجه به همراهی بی نظیر مردم، از این مهندسی بی نیاز دانستند. بوستان همیشه سبز سال های ۵۷ و ۵۸ با آغاز جنگ تحمیلی بیش از پیش مورد غفلت واقع شد. پس از پایان جنگ نیز دوران سازندگی، این غفلت را دو چندان کرد. به هر حال هر باغ و بستان و بوستان آبادی بدون رسیدگی و باغبانی با وجود زمینی مرغوب، از علف های هرزه و آفات مصون نمی ماند و بوستان فرهنگی انقلاب نیز با پیشرفت های حوزه های مختلف و حضور جدی تر زنان در عرصه های متعدد و متنوع اجتماعی از این آفات بی نصیب نماند. به این ها هجمه فرهنگی دشمن و بمباران رسانه ای و تبلیغاتی غرب که بسته های سوغات گونه اش همچنان ادامه داشت و ادامه دارد، را هم اضافه کنید. پس معضل ضعف باغبانی و هدایت خوب فرهنگی، توجیه مسائل اجتماعی برای نسل های بعد از انقلاب و همچنین غفلت از حضور دشمن باعث شد، آن بوستان سبز دهه شصت کم کم علف هرزها و گیاهان مضری را در خود ببیند.

حجاب چرا؟ مخالفت چرا؟

اصولا در هر جامعه ای و پس از رویش هر انقلاب وظهور ایدئولوژی جدید حکومتی همواره در ابتدا مشکلاتی پیش می آید، از جمله در اوایل انقلاب بسیاری با توجه به حاکمیت جمهوری اسلامی ، تندروی ها و کندروی های بسیاری را در حوزه های فرهنگی انجام دادند. البته با توجه به آنچه که قبل تر اشاره شد، ساختار بعضی از نهادهای دولتی به شدت نیاز به ترمیم داشت حدود یک ماه پس از پیروزی انقلاب که بالتبع باید بسیاری از باید و نبایدهای جدید در مجموعه های مختلف و مرتبط با نظام حکمفرما می شد، امام خمینی(ره) رهبر فقید انقلاب در پیامی صراحتا تاکید کردند: زن ها باید با حجاب به وزارتخانه ها بروند[i]. نوع نگاه معمار کبیر انقلاب در این یک جمله هم بسیار هوشمندانه و حساب شده است، این جملات زمانی ادا شد که عده ای به واسطه پیروزی انقلاب، مانع حضور زنان در ادارات دولتی می شدند و تنها چادر را به عنوان حجاب اسلامی می دانستند. حجت الاسلام اشراقی، داماد حضرت امام (ره) در تاریخ ۱۷ اسفند ۵۷ و شاید در تشریح این جمله حضرت امام به رادیو انقلاب اسلامی این چنین گفت: «باید در نظر داشت که حجاب به معنی چادر نیست همین قدر که موها و اندام خانم ها پوشانده شود و لباس آبرومند باشد حالا به هر شکلی که باشد مهم نیست چادر چیز متعارفی است و بسیار خوب است. اما به خاطر طرز کار و نوع کار خانم ها شاید گاهی پوشاندن بدن و مو به طریق دیگر هم حجاب باشد حرفی نیست».

حتی مسئولان وقت در مورد اقلیت های مذهبی نیز با احترام کامل برخورد کردند و این گونه عنوان شد که آنها با هر آئین و مذهبی قابل احترام و مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران هستند، توقع آن است که برای ظاهر شدن در اجتماع با عرف ایران اسلامی هماهنگ باشند.

از سویی برخی شبه روشنفکران در همان روزهای تولد انقلاب، حجاب را مانعی برای رشد و توسعه کشور(!) می دانستند، شاهد مثالشان هم کشورهای غربی بود. آیت الله طالقانی در تاریخ ۲۰/۱۲/۵۷ طی سخنانی شیوا، این مغاطله را پاسخ دادند: «حجاب در ایران یک مسئله سنتی و تاریخی است که در عمق تاریخ ما و تاریخ شرق مطرح بوده است. همیشه زن های ما دارای یک فرم حجاب بوده اند، حجاب به معنای عامش نه مخصوص به چادر و وضع خاص یعنی حفظ عفاف، یعنی وقار، حفظ وقار و شخصیت زن همیشه در ایران و کشورهای شرقی اسلامی و غیراسلامی بوده و شما ملاحظه می کنید که هندی ها، زن های هندوستان با این که مسلمان نیستند برای حفظ سنت اصیل ملی شان، اکثرا دارای حجابی سرپوشی هستند که مظهر کامل زنان مترقی و مدیر و سیاستمدار شرق خانم «گاندی» است. باید بدانید که رضا شاه یا بر اثر برنامه های استعماری خواست زنان ما را خفیف کند و به بی بند و باری بکشاند و همان طوری که برنامه عمومی استعمار است که زن و مرد را سرگرم شهوت رانی ها، خوش گذرانی ها و عیاشی ها بکنند تا بتوانند کارشان را پیش ببرند و یا خیال می کرد همین قدر لباس ها را که کوتاه کرد، مردم ایران که کت و شلوار پوشیدند، شاپو گذاشتند، زن ها که بی حجاب شدند دیگر ترقی کرده ایم. کار رضاشاه همین بود، خیال کرد که دنیای غرب که مترقی شده و پیشرفت کرده است دلیلش این است که زنانش بی حجابند و توسعه اقتصاد و علم و قدرت و صنعت نیز به همین دلیل است».

این در حالی بود که برخی سیاسیون وجود حجاب را یک مانع جدی برای استقرار دموکراسی می دانستند و معتقد بودند حجاب برای چه؟ در یک کشور آزاد، هر فردی مختار است نوع پوشش خود را خود انتخاب کند. همین جماعت بودند که در روزهای پایانی سال ۵۷ یک به اصطلاح تظاهرات خودجوش را با شعار یا روسری یا توسری ترتیب دادند.هدف هم چیزی نبود جز نمایش یک جنبه از ترفندهای پنهان استعمار در قالب دموکراسی و آزادی بیان. حتی در شعارهایشان عبارت رهبر ما خمینی/ مرام ما آزادی هم شنیده می شد. یک روز پس از این تجمع کمیته مرکزی انقلاب، اطلاعیه ای را مبنی بر برخورد با افرادی که با عنوان کمیته مزاحم بانوان می شوند را صادر کرد. در آن اطلاعیه تصریح شده بود هیچ کس و یا نهادی حق ندارد به بانوان توهین و یا تعرض کند. به فصله یک روز پس از صدور این اطلاعیه جمعی از بانوان پایتخت در میدان توپخانه و سپس موسسه کیهان تجمع کرده و ضمن حمایت از نظر حضرت امام (ره) مبنی بر رعایت حجاب اسلامی در ادارات و نهادهای عمومی، شعار می دادند: ما پیرو قرآنیم/ بی حجاب نمی خواهیم یا رهبر ما خمینی است/ حجاب ما زینبی است و یا مرگ بر ارثیه پهلوی.

در همین روزها رسانه های غربی از جمله خبرگزاری فرانسه اتفاقات پیش آمده را بهترین محمل برای تهیه گزارش و نیل به اهداف خود که همانا تصویر کردن ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی بود، دانست و طی مصاحبه هایی بابرخی از نهادهای دفاع از حقوق زن، زنان را به تجمعات گوناگون دعوت می کرد.

با گذشت یک سال از این اتفاقات وزارتخانه ها و نهادهای مختلف با صدور اطلاعیه های جداگانه ای رعایت حجاب اسلامی را برای کارکنان و مراجعان خواستار شدند و این اولین اقدام انقلابی آشکار در جهت اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی بود. به هر تقدیر نباید فراموش کرد که در خارج از مرزهای ایران اسلامی از بدو تولد انقلاب دست های پیدا و پنهانی درصدد تولید شورش های پس از انقلاب بوده و هستند. در تاریخ بسیار مشاهده شده، انقلاب هایی که در نخستین روزها و یا ماه های پیش، به وسیله اقلیت یا گروهک هایی متزلزل و بعضا فروپاشیده است. مخالفت با حجاب هم در دو بحث جداگانه مطرح بود. یکی تصویر کردن ضعف و ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی در برقراری دموکراسی و دیگری سوق دادن افکار عمومی به جنبه عقب افتادگی ملت با مقایسه کشور با کشورهای غربی.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر فرزانه انقلاب در تاریخ ۱۴ تیر ماه ۵۹ در خطبه های نماز جمعه در توصیه هایی به زنان مسلمان ایرانی این چنین فرمودند:

«حجاب اسلامی وظیفه حفظ عفاف اسلامی است. شخصیت زن مسلمان به او اجازه نمی دهد که از راه نشان دادن پیکر برهنه خود زینت خود را نشان دهد. ای زن مسلمان ای مادری که کودک خردسال خود را در آغوش گرفتی و به میدان خطر رفتی و جان خود و کودکت را به خطر انداختس ای خواهران عزیز که مراعات حجاب اسلامی را نمی کنید شما همان کسانی هستید که در مبارزه ملت ایران با حجاب شرکت کردید و نشان دادید که به انقلاب و اسلام وفادار هستید امروز هم انقلاب ما محتاج وفاداری شماست. ای خواهران اداری که هیچ عنادی با جمهوری اسلامی ندارید فضای جامعه انقلابی را فضای عفاف عمومی قرار دهید کاری کنید که با بی اعتنایی شما به آرایش دشمن یک بار دیگر احساس کند که زن مسلمان ایران تسلیم ناپذیر است. امروز که انقلاب مورد تهدید دشمنان ما قرار گرفته با حرکت هوشیارانه خود یک بار دیگر بینی دشمن را به خاک بمالید و هوشیار باشید و توطئه دشمن را بشناسید و بدانید که هم در محیط ادارات و هم در کوچه و خیابان و هم در جامعه سعی کنید عفاف را حفظ کنید. من از سوی تمام ملت مسلمان از شما خواهران مسلمان تشکر می کنم که در پیروی از فرمان امام با لباس اسلامی در محیط کار حاضر شوید».

ابوالحسن بنی صدر نیز یک روز بعد، ۱۵ تیرماه ۵۹، ضمن تکذیب اخراج زنان از ادارات دولتی، پوشش اسلامی را به به معنای احترام به شخصیت زن دانست و طی سخنانی خطاب به برخی زنان تجمع کنند در مقابل مجلس گفت:

«آن طور که دشمنان تبلیغ می کنند در جامعه ما بنا بر تحقیر انسانی نیست چه رسد به زنان که منتهای ارزش را در جامعه اسلامی دارند».

انقلاب پیروز شده بود و باید تمام بدنه نظام که میراث سلطنت ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی بود را عوض می کرد آن هم نه با زور و نه بدون برنامه و یک شبه. در این میان بود که نقش فرهنگ سازی و ایده پردازی بیش از پیش نمایان شد. شهید آیت الله مرتضی مطهری به عنوان طلایه دار تفکر اسلامی معاصر، پرچمدار میدان اطلاع رسانی و تبیین حقایق و معارف اسلام شد. در تریح دو دیدگاه مخالف حجاب و همچنین تبیین لزوم حجاب این گونه فرمود:

حقیقت امر اینست که در مسأله پوشش – و به اصطلاح عصر اخیر حجاب – سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان ؟ روح سخن اینست که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد ؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات را به استثناء زنا ببرد یا نه ؟ اسلام که به روح مسائل می نگرد جواب می دهد : خیر ، مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجوئی کنند ، اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است. و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع می باشند

درست است که صورت ظاهر مسأله اینست که زن چه بکند ؟ پوشیده بیرون بیاید یا عریان ؟ یعنی آنکس که مسأله به نام او عنوان می شود زن است ، و احیانا مسأله با لحن دلسوزانه ای طرح می شود که آیا بهتر است زن آزاد باشد یا محکوم و اسیر و در حجاب ؟ اما روح مسأله و باطن مطلب چیز دیگر است و آن اینکه آیا مرد باید در بهره کشی جنسی از زن ، جز از جهت زنا ، آزادی مطلق داشته باشد یا نه ؟ یعنی آنکه در این مسأله ذی نفع است مرد است نه زن ، و لااقل مرد از زن در این مسأله ذی نفع تر است . به قول ویل دورانت : دامنهای کوتاه برای همه جهانیان بجز خیاطان نعمتی است

پس روح مسأله ، محدودیت کامیابیها به محیط خانوادگی و همسران مشروع ، یا آزاد بودن کامیابیها و کشیده شدن آنها به محیط اجتماع است . اسلام طرفدار فرضیه اول است.

فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است . بعضی از آنها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی، و بعضی دیگر جنبه اجتماعی ، و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او.

اما ایرادها؛ ایرادی که بر حجاب گرفته اند اینست که موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی بشری است می گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود. می گویند مجبور ساختن زن به اینکه حجاب داشته باشد بی اعتنائی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی او است و به عبارت دیگر ظلم فاحش است به زن . عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن ، و همچنین حکم متطابق عقل و شرع به اینکه هیچکس بدون موجب نباید اسیر و زندانی گردد ، و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود ، ایجاب می کند که این امر از میان برود.

پاسخ : یک بار دیگر لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و بین موظف دانستن او به اینکه وقتی می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد . در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد . حجاب در اسلام یک وظیفه ای است بر عهده زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند . این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود

اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی ، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را زندانی کردن یا بردگی نمی توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل آزادی فرد نمی توان دانست.

در کشورهای متمدن جهان در حال حاضر چنین محدودیتهائی برای مرد وجود دارد. اگر مردی برهنه یا در لباس خواب از خانه خارج شود و یا حتی با پیژامه بیرون آید، پلیس ممانعت کرده به عنوان اینکه این عمل برخلاف حیثیت اجتماع است او را جلب می کند. هنگامی که مصالح اخلاقی و اجتماعی ، افراد اجتماع را ملزم کند که در معاشرت اسلوب خاصی را رعایت کنند مثلا با لباس کامل بیرون بیایند، چنین چیزی نه بردگی نام دارد و نه زندان، و نه ضد آزادی و حیثیت انسانی است و نه ظلم و ضد حکم عقل به شمار می رود

برعکس، پوشیده بودن زن – در همان حدودی که اسلام تعیین کرده است – موجب کرامت و احترام بیشتر او است، زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می دارد.

مثال می زنم: یک افسر با نشانه های عالی افسری که گردن می افرازد، قدم ها را محکم به زمین می کوبد، باد به غبغب می اندازد، صدای خود را موقع حرف زدن کلفت می کند. او هم زبان دار عمل می کند، به زبان بی زبانی می گوید: از من بترسید، رعب من را در دل های خود جا دهید. همین طور ممکن است زن یک طرز لباس بپوشد یا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند، فریاد بزند که به دنبال من بیا، سر به سر من بگذار، متلک بگو، در مقابل من زانو بزن، اظهار عشق و پرستش کن.

یک ایراد دیگر که بر حجاب گرفته اند این است که ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاق ها و التهاب ها می افزاید و طبق اصل الانسان حریص علی ما منع منه ، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در زن و مرد بیشتر می کند. به علاوه، سرکوب کردن غرائز موجب انواع اختلالهای روانی و بیماریهای روحی می گردد.

در روان شناسی جدید و مخصوصا در مکتب روانکاوی فروید روی محرومیت ها و ناکامی ها بسیار تکیه شده است. فروید می گوید: ناکامی ها معلول قیود اجتماعی است و پیشنهاد می کند که تا ممکن است باید غریزه را آزاد گذاشت تا ناکامی و عوارض ناشی از آن پیش نیاید.

برتراند راسل در صفحه ۶۹ و ۷۰ ( ترجمه فارسی ) کتاب جهانی که من می شناسم می گوید: اثر معمولی تحریم ، عبارت از تحریک حس کنجکاوی عمومی است و این تأثیر، هم در مورد ادبیات مستهجن و هم در موارد دیگر مصداق پیدا می کند . . . اکنون برای اثر تحریم مثالی می زنم: فیلسوف یونانی امپد کل جویدن برگهای شجره الغار را خیلی شرم آور و زشت می پنداشت

او همیشه جزع و فزع می کرد از اینکه باید ده هزار سال به علت جویدن برگ درخت غار در ظلمات خارجی ( دوزخ ) به سر برد. هیچوقت مرا از جویدن برگ غار نهی نکرده اند و من هم تاکنون برگ چنین درختی را نجویده ام ولی به امپد کل تلقین شده بود که نباید این کار را بکند و او هم برگ درخت غار را جوید

سپس در جواب این سؤال که: آیا شما عقیده دارید انتشار موضوع های منافی عفت علاقه مردم را به آنها زیاد نمی کند؟ جواب می دهد : علاقه مردم نسبت بدانها نقصان می یابد. فرض کنید چاپ و انتشار کارت پستال های منافی عفت مجاز و آزاد گردد. اگر چنین چیزی بشود این اوراق برای مدت یک سال یا دو سال مورد استقبال واقع شده سپس مردم از آن خسته می شوند و دیگر کسی حتی به آنها نگاه هم نخواهد کرد

پاسخ این ایراد این است که درست است که ناکامی، به خصوص ناکامی جنسی ، عوارض وخیم و ناگواری دارد و مبارزه با اقتضاء غرائز در حدودی که مورد نیاز طبیعت است غلط است، ولی برداشتن قیود اجتماعی مشکل را حل نمی کند بلکه بر آن می افزاید. در مورد غریزه جنسی و برخی غرائز دیگر، برداشتن قیود، عشق به مفهوم واقعی را می میراند ولی طبیعت را هرزه و بی بند و بار می کند. در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد هوس و میل به تنوع افزایش می یابد.

بدین نکته باید توجه کرد که آزادی در مسائل جنسی سبب شعله ور شدن شهوات به صورت حرص و آز می گردد، از نوع حرص و آزهائی که در صاحبان حرمسراهای رومی و ایرانی و عرب سراغ داریم . ولی ممنوعیت و حریم ، نیروی عشق و تغزل و تخیل را به صورت یک احساس عالی و رقیق و لطیف و انسانی تحریک می کند و رشد می دهد و تنها در این هنگام است که مبدأ و منشأ خلق هنرها و ابداع ها و فلسفه ها می گردد. میان آنچه عشق نامیده می شود و به قول ابن سینا عشق عفیف و آنچه به صورت هوس و حرص و آز و حس تملک در می آید – با اینکه هر دو روحی و پایان ناپذیر است – تفاوت بسیار است . عشق، عمیق و متمرکز کننده نیروها و یگانه پرست است و اما هوس، سطحی و پخش کننده نیرو و متمایل به تنوع و هرزه صفت است.

غریزه جنسی دو جنبه دارد: جنبه جسمانی و جنبه روحی. از جنبه جسمی محدود است. از این نظر یک زن یا دو زن برای اشباع مرد کافی است، ولی از نظر تنوع طلبی و عطش روحی ای که در این ناحیه ممکن است به وجود آید شکل دیگری دارد. حالت روحی مربوط به این موضوع دو نوع است: یکی آن است که به اصطلاح عشق نامیده می شود، و همان چیزی است که در میان فلاسفه و مخصوصا فلاسفه الهی مطرح است که آیا ریشه و هدف عشق واقعی، جسمی و جنسی است و یا ریشه و هدف دیگری دارد که صد درصد روحی است و یا شق سومی در کار است و آن این که از لحاظ ریشه، جنسی است ولی بعد حالت معنوی پیدا می کند و متوجه هدفهای غیر جنسی می گردد؟

نوعی دیگر عطش روحی آن است که به صورت حرص و آز در می آید که از شؤون حس تملک است و یا آمیخته ای است از دو غریزه پایان ناپذیر: شهوت جنسی و حس تملک، آن همان است که در صاحبان حرمسراهای قدیم و در اغلب پولداران و غیر پولداران عصر ما وجود دارد. این نوع از عطش تمایل به تنوع دارد. از یکی سیر می شود و متوجه دیگری می گردد. در عین این که ده ها نفر در اختیار دارد در بند ده ها نفر دیگر است و همین نوع از عطش است که در زمینه بی بند و باری ها و معاشرت های به اصطلاح آزاد به وجود می آید. این نوع از عطش است که هوس نامیده می شود.

اما اینکه می گویند : الانسان حریص علی ما منع منه مطلب صحیحی است ولی نیازمند به توضیح است. انسان به چیزی حرص می ورزد که هم از آن ممنوع شود و هم به سوی آن تحریک شود، به اصطلاح تمنای چیزی را در وجود شخصی بیدار کنند و آنگاه او را ممنوع سازند. اما اگر امری اصلا عرضه نشود یا کمتر عرضه شود، حرص و ولع هم نسبت بدان کمتر خواهد بود.

فروید که طرفدار سرسخت آزادی غریزه جنسی بود، خود متوجه شد که خطا رفته است، لذا پیشنهاد کرد که باید آن را از راه خاص خودش به مسیر دیگری منحرف کرد و به مسائل علمی و هنری نظیر نقاشی و غیره منعطف ساخت و به اصطلاح طرفدار تصعید شد. زیرا تجربه و آمار نشان داده بود که با برداشتن قیود اجتماعی، بیماری ها و عوارض روانی ناشی از غریزه جنسی بیشتر شده است. من نمی دانم آقای فروید که طرفدار تصعید است از چه راه آن را پیشنهاد می کند. آیا جز از طریق محدود کردن است؟ در گذشته افراد بی خبر، به دانشجویان بی خبرتر از خود می گفتند انحراف جنسی، یعنی هم جنس بازی، فقط در میان شرقی ها رایج است و علتش هم دسترسی نداشتن به زن بر اثر قیود زیاد و حجاب است. اما طولی نکشید که معلوم شد رواج این عمل زشت در میان اروپائی ها صد درجه بیشتر از شرقی ها است.

اگر در مشرق زمین محرومیت ها باعث انحراف جنسی و همجنس بازی شده است، در اروپا شهوترانی های زیاد باعث این انحراف گشته است، تا آنجا که در بعضی کشورها همان طور که در روزنامه های خبری خواندیم رسمی و قانونی شد، و گفته شد چون ملت انگلستان عملا این کار را پذیرفته است قوه مقننه باید از ملت پیروی کند. یعنی نوعی رفراندوم قهری صورت گرفته است.[ii]

غفلت از درون

در سال هایی که جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشته بودیم و دغدغه های فرهنگی، هر روز رنگ تازه ای به خود می گرفت، بحث چادر یا مانتو یک بار دیگر در محافل دانشگاهی کشور مطرح شد و تا آنجا پیش رفت که حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی –رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد- در یک پرسش و پاسخ دانشجویی با صراحت اعلام کرد: مانتو از نظر ما ایرادی ندارد و برای محیط های دانشگاهی نیز بدون اشکال است.

اگر چه این جملات پیش تر هم از سوی بسیاری از مسئولین مطرح و عنوان شده بود ولیکن بیان آن از زبان رئیس جمهور، خیلی از افکار خاموش و فرصت طلب را بیدار کرد! به طوری که در سال های بعد و انتصاب برخی مسئولین فرهنگی که دنبال فرصتی برای مطرح کردن عقاید و اندیشه های غربی خود بودند، این بحث وارد مراحل تازه ای شد. عطاءالله مهاجرانی اولین وزیر ارشاد کابینه آقای خاتمی، رسما اعلام کرد، حجاب را باید به نظرخواهی از مردم واگذار کرد و حکومت هیچ وظیفه ای در قبال حجاب مردم ندارد.

این در حالی اتفاق می افتاد که در سال های قبل حتی برای حضور بانوان در اجتماعات و یا اماکن عمومی هم قوانین خاصی در نظر گرفته شده بود، مثلا آیت الله موسوی اردبیلی در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۱ به عنوان یکی از بالاترین مقامات قضایی آن روز، در مورد حجاب بانوان در تاکسی ها و به طور کلی در سطح جامعه گفت: «حجاب اسلامی باید رعایت شود، اما این که ما برخی را مجبور کنیم که حجاب داشته باشند یا نه، صورت خوشی ندارد تنها یک مسئله ای هست، این که عده ای نمی خواهند در مسیر جمهوری اسلامی قرار بگیرند؛ به هر حال باید عفت عمومی را رعایت کرد. خیابان و بازار و مجالس عمومی نباید به یک مرکز فحشا و ترویج ابتذال تبدیل شود. ما امیدواریم خانم ها در حدود حجاب اسلامی لباس مناسب بپوشند، بدن خود را بپوشانند و با یک وضع عادی و ساده بیرون بیایند».

در چنین شرایطی وارد دهه دوم انقلاب شدیم، دهه ای که با روی کار آمدن دولت اصلاحات، بسیاری از لغات، تعاریف و حتی استراتژی ها، دست خوش تغییرات بنیادی شد. سوء استفاده از مسئله آزادی بیان و آزادی زنان، بیشترین سهم را در این مثلا اصلاحات و در طول سال های ۷۶ تا ۸۴ به خود اختصاص داد. در طول این سال ها هم مانند سال های گذشته اش و دهه اول عمر انقلاب، بارها و بارها، مسئله حجاب به انواع گوناگون مطرح شد، کنفرانس ها و جلساتی برگزار و مصوباتی تصویب شد، حرکت های مقطعی انجام شد اما باز هم معضل حجاب به ویژه در پایتخت، بر قوت خود باقی ماند.

البته در طول همین سال ها بسیاری از افتخارات، مدال آوری ها و قهرمانی های بانوان در عرصه های مختلف با نمایش حجاب اسلامی در میدان های جهانی، تئوری حجاب مساوی است با محدودیت را تحت الشعاع قرار داد. حضور کاروان بانوان ایران اسلامی در مسابقات مختلف، راه اندازی ورزشگاه ها و رشته های تخصصی بانوان در کشور، حضور گسترده بانوان در مراکز علمی- تحقیقاتی و پیشرفت های علمی ایشان بر بسیاری ثابت کرد که حجاب نه تنها محدودیت نیست بلکه بستری است برای آرامش بیشتر و سهل شدن پیمودن مسیر برای رسیدن به هدف. در این سال ها تنها و تنها آنچه بیش از هر چیز توانست تاثیر شگرفی بر فضای فرهنگی کشور بگذارد هجوم رسانه های غربی و ابتذال برخی رسانه های داخلی، از جمله سینما و تئاتر، فضای هنری مرسوم به موج نو و شکل گیری تشکل های مختلف حمایت از زنان در قالب های مختلف از جمله ترویج تفکر فمنیستی.

با تمام این ها و در سال ۸۳ در پی یک نظرسنجی گروهی از مردم تهران، ۸۷درصد مردم پایتخت، رعایت حجاب را در جامعه ضروری عنوان کردند. این در حالی بود که برخی کشورهای اروپایی رعایت حجاب را برای ادامه تحصیل و اشتغال، ممنوع اعلام کرده بودند و این نبود جز به خاطر ترس از گسترش اسلام در کشورهای اروپایی، دیده می شد.

۸۷درصد تهرانی ها رعایت حجاب را ضروری می دانند

نتایج یک نظرسنجی نشان می دهد ۸۷درصد از مردم تهران، رعایت حجاب را در جامعه ضروری می دانند. روابط عمومی شورای فرهنگی و اجتماعی زنان اعلام کرد: براساس طرح نظرسنجی که در قالب یک پژوهش میدانی در سطح مناطق تهران پیرامون اصل حجاب و با جامعه آماری ۱۰۰۰ نفر از شهروندان انجام شد، آگاهی شهروندان تهرانی نسبت به قانون منع حجاب و میزان آگاهی و مقبولیت حجاب در جامعه مورد سنجش قرار گرفت.

نتایج این تحقیق که توسط شورای فرهنگی اجتماعی زنان انجام شده نشان داد که از مجموع ۶۶درصد پاسخ دهندگان زن و ۳۴درصد پاسخ دهندگان مرد، در پاسخ به پرسشی درباره ضرورت رعایت حجاب در جامعه، ۲۶درصد گزینه خیلی زیاد، ۲۹درصد زیاد، ۳۲درصد تا حدودی، ۷درصد کم و ۴درصد گزینه خیلی کم را انتخاب کرده اند و در مجموع ۸۷درصد پاسخگویان رعایت حجاب را در جامعه ضروری می دانند.

۴۷درصد پاسخگویان متاهل و ۵۶درصد مجرد بوده اند.۳۰درصد کمتر از بیست سال، ۴۴درصد ۲۹-۲۰سال، ۲۰درصد ۳۹-۳۰سال و ۱۱درصد ۴۹-۴۰سال و ۳۰درصد بیش از ۵۰سال داشته اند. ۹۰درصد مسلمان و ۱۰درصد غیرمسلمان بوده اند. ۴۲درصد زیر دیپلم و دیپلم، ۴۱درصد فوق دیپلم و لیسانس، ۱۰درصد فوق لیسانس و دکتری و ۴درصد تحصیلات حوزوی داشته اند. ۵/۴۳درصد غیرشاغل، ۸درصد مشاغل پزشکی، ۶/۱۹درصد مشاغل فرهنگی، ۱۷درصد مشاغل اداری، ۲درصد مشاغل تولیدی و ۴/۸درصد مشاغل آزاد داشته اند.

بر اساس نتایج به دست امده رابطه معناداری بین ضرورت رعایت حجاب و متغیرهای جنس و سن، دین، وضعیت تاهل و اشتغال به دست نیامد و غالبا همه اقشار رعایت حجاب را امری ضروری می دانند.

در پاسخ به دلایل وجوب حجاب در جامعه بیش از ۸۰درصد پاسخگویان عقیده داشتند حجاب برای زنان مصونیت اجتماعی می آورد، حدود ۸۰درصد معتقدند وجوب حجاب به دلیل احترام به مقام زن است. ۶/۷۷درصد معتقدند رعایت حجاب موجب سالم سازی جامعه از انحرافات اجتماعی است. ۷۵درصد پاسخگویان عقیده دارند که حجاب موجب تحکیم بنیان خانواده است. ۴۶درصد پاسخگویان عقیده داشتند حجاب موجب محدود شدن فعالیت های اجتماعی زنان می شود.

در پاسخ به سئوال حدود و پوششی که اسلام برای زن تعیین کرده است ۱۸درصد اظهار داشتند هر نوع پوششی که سر و بدن را بپوشاند، ۲۵درصد عقیده داشتند سر و بدن به جز صورت و دست ها و زینت های مورد استفاده، ۳۵درصد معتقدند رعایت پوشش متناسب با عرف جامعه و ۲۰درصد معتقدند پوشش خاصی تعیین نشده صرفا حیا و عفت باید رعایت شود. بر اساس نتایج به دست آمده اطلاع از نوع پوشش پیشنهادی اسلام به شناخت و تعهد فردی افراد برمی گردد و ارتباط معناداری با سن، جنس، تحصیلات و نوع شغل افراد ندارد.

در تبیین هدف دولت ها از تصویب قانون منع حجاب ۵۸درصد معتقدند این قانون با هدف رواج بی بند و باری میان مسلمانان بوده است. ۷/۵۷درصد معتقدند هدف، محدود نمودن حضور اجتماعی مسلمانان بوده است. ۵۷درصد معتقدند هدف ناکارآمد نشان دادن احکام اسلامی است و ۳۰درصد معتقدند هدف دفاع از ازادی و حقوق زنان بوده است.

در تبیین جریانات موثر در تصویب قانون منع حجاب ۸/۵۳درصد معتقدند جریانات طرفدار جهانی شدن در پشت این قضیه اند، ۴۸درصد جریانات فمنیستی را موثر می دانند، ۸/۵۳درصد جریانات صهیونیستی را موثر می دانند و ۴۰درصد جریانات سکولاریستی و طرفداران تساهل و تسامح دینی را پشتیبان این رویداد می دانند. در بررسی پرسشنامه های پر شده از طریق اینترنت با توجه به قشر کاربران اینترنت و عدم کنترل و سهمیه بندی نمونه های آماری نتایج زیر حاصل گردید. در این روش پاسخگویان مرد بیشتر بوده اند به طوری که ۵۷درصد مردان و ۳۵درصد زنان پاسخ داده اند. همچنین تفاوت نسبت مجردان به متاهلین در این روش بیشتر است. مجردین دو برابر متاهلین بوده اند. ترکیب سنی پاسخگویان در روش الکترونیکی جوان تر است به طوری که نسبت پاسخگویان کمتر از ۲۰سال بیشتر و پاسخگویان بالای ۴۰سال کمتر از گروه مشابه خود به طریق میدانی است. پاسخگویان شرکت کننده در نظرسنجی به روش الکترونیکی دارای تحصیلات بالاتری نسبت به روش میدانی بوده اند و افراد دیپلم و زیر دیپلم و حوزوی کمتر شرکت کرده اند. از نظر وضعیت اشتغال نتایج در هر دو روش همخوانی دارد تنها مشاغل پزشکی کمتر و مشاغل تولیدی بیشتر شرکت کرده اند. براساس اطلاعات به دست آمده در زمینه لزوم رعایت حجاب در جامعه ۴۶درصد پاسخ خیلی زیاد داده اند در حالی که در روش میدانی تنها ۲۵درصد خیلی زیاد را برگزیده اند. این در حالی است که درصد پاسخ خیلی کم نیز در این روش ۳برابر روش میدانی است و تعداد بسیار کمی گزینه تا حدی را انتخاب کرده اند. می توان گفت چون روش غیرحضوری بوده افراد موضع خود را واضح تر بیان کرده اند و در مجموع میانگین جواب های مبنی بر ضرورت رعایت حجاب در جامعه از این طریق اندکی بیشتر از روش میدانی است. در پاسخ به دلایل وجوب حجاب در جامعه به ترتیب اولویت گزینه های تحکیم بنیان خانواده، احترام به مقام زن، سالم سازی جامعه، مصونیت اجتماعی و محدود کردن فعالیت های زنان انتخاب شده است.

در پاسخ به نوع حجاب مورد قبول مخاطبین به ترتیب چادر ۴۰درصد، مانتو مقنعه ۲۲درصد، مانتو روسری ۱۲درصد، هر نوع لباس با پوشش سر ۸درصد و هیچکدام ۱۸درصد انتخاب شده است.

چه باید کرد؟

برای ترویج فرهنگ عفاف و رفع معضل بد حجابی، فرهنگ سازی بیشترین طرفدار را دارد؛ بنابراین باید کار فرهنگی کرد که صد البته پیشقراولان این حرکت، دستگاه های فرهنگی اند و سایر نهادهای اجتماعی هم در این مورد باید کمک کنند؛ از خانواده گرفته تا صدا و سیما. برنامه ریزی، تلاش و صبر راهگشاست و هماهنگی بین دستگاه های فرهنگی، یک اصل انکارناپذیر.

در این میان وظیفه چند نهاد و دستگاه از بقیه سنگین تر است اما به نظر می رسد مهمترین نهاد در میان همه اینها، «نهاد مردم» است. در واقع ما باید مراقب باشیم و به خود و یکدیگر تذکر دهیم. به این ترتیب اولین جایی که باید حجاب نهادینه شود، خانواده است؛ به شرطی که دلیل پوشیده بودن را برای نونهال و نوجوانمان توضیح دهیم آن هم به زبان روز و با منطق قوی.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با اشاره به این که خانواده، اولین جایی است که شخصیت انسان شکل می گیرد می افزاید: «اولین الگوی حجاب یا بدحجابی، والدین هستند. اگر والدین به پوشش مناسب اهمیت بدهند و خود را به گوهر حجاب و حیا آراسته نمایند، فرزند نیز از آنها نمونه برداری خواهد کرد». «لاله افتخاری» ادامه می دهد: «اگر والدین، آموزش صحیح فرهنگ حجاب را سرلوحه تعامل خود با فرزندان قرار دهند و محجبه و باحیا بودن را در درون او نهادینه کنند، او در جوانی تحت تاثیر بدحجاب ها، پوشش خود را تغییر نمی دهد».

مدیر یک موسسه علمی- کاربردی نیز می گوید: «نحوه رفتار پدر و مادر در ملاقات با دیگران، نوع پوشش مادر، زمانی که با نامحرمان گفت وگو می کند و تقید والدین به حیا و پاکدامنی، در فرزند تاثیر می گذارد؛ ضمن این که بعضی اقدامات همچون جداسازی اتاق خواب کودک و رعایت اخلاق در محیط خانواده، در بروز روحیه عفاف طلبی فرزند موثر است».

کودک با ورود به محیط مدرسه، اولین تجربه دوری از والدین را لمس می کند و تأثیر و تأثر در رفتار و کردار و پوشش و خلقیات را می آزماید و ۱۲ سال از عمر خود را در مقاطع تحصیلی این نهاد سپری می کند. «سیدمحمدرضا میرتاج الدینی» عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی دراین زمینه می گوید: «یکی از راه های مؤثر در ترویج فرهنگ عفاف، قراردادن مطالبی در زمینه حجاب در کتاب های درسی دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی و دادن آموزش های جذاب و مشوق امر پوشش اسلامی است».

نماینده مردم تبریز می افزاید: «معرفی الگوهای مناسب و در پاره ای مواقع، تذکرهای بخشنامه ای در کنار همان آموزش ها، می تواند در ترویج فرهنگ حجاب بسیار مؤثر باشد».

نماینده مردم تهران نیز با اشاره به تشکیل جلسات پرسش و پاسخ در زمینه حجاب در مدارس می گوید: «باید به سؤالات و شبهات دانش آموزان و حتی والدین آنها درباره حجاب، پاسخ صحیح و منطقی داده شود تا به تدریج زمینه های بدحجابی از میان رفته و فرهنگ عفاف جا بیفتد». لاله افتخاری دادن کتاب هایی به غیر از کتب درسی درباره حجاب و طرح مسابقه در این زمینه از محتوای همان کتاب ها را یکی دیگر از راه های رواج پوشش اسلامی در مدارس عنوان می کند.

همانطور که قبلاً هم گفتیم متأسفانه گاه تغییر پوشش از وضع مطلوب به نامطلوب در برخی دانشگاه ها اتفاق می افتد و دلیل آن حساسیت جوان ها در سنین ۱۸ تا ۲۲ سالگی نسبت به یکدیگر و افزایش میل خودنمایی به ویژه در خانم هاست.

«عفت شریعتی کوهبنانی»، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در این زمینه می گوید: « در دانشگاه های معتبر خارجی، سلامت پوشش رعایت می شود و بین محیط علمی و خیابان تفکیک وجود دارد». «لاله افتخاری» سخن همکار مشهدی اش را تکمیل می کند: «در کشورهای لائیک هم دانشجویان در محیط علمی، لباس ساده می پوشند و برای این مکان، شأن و منزلت قائلند و کسی آرایش نمی کند. ما هم باید این فرهنگ را که دانشگاه از خیابان جداست با روش های ایجابی و هنرمندانه جا بیندازیم». نماینده مردم تهران در ادامه اضافه می کند: «تشکیل جلسات پرسش و پاسخ و رفع شبهات در زمینه حجاب برای دانشجویان و دادن آموزش های لازم در این باب، راهکار مؤثری است».

«میر تاج الدینی» هم، رواج فرهنگ عفاف در میان جوانان را از راه ارشاد و اهنمایی مشفقانه مؤثر ارزیابی می کند و نشان دادن الگوهای برتر حجاب که موفقیت های علمی و از این قبیل کسب می کنند را یک راهکار تأثیرگذار عنوان می نماید.

تمامی مسئولانی که با آنها صحبت شد، دادن تذکرهای مؤدبانه و مشفقانه در محیط دانشگاه توسط دست اندرکاران این محیط ها را در کنار دیگر طرح ها مؤثر دانسته اند که نگارنده خود شاهد اعمال این روش منطقی در مجتمع ولی عصر«عج» دانشگاه آزاداسلامی تهران مرکزی بوده است و امید آن می رود که در دیگر دانشگاه های دولتی و غیردولتی نیز اعمال شود. در مجتمع ولی عصر ضمن جلوگیری از ورود افراد متفرقه به دانشگاه از طریق کنترل دقیق کارت های دانشجویی، با روشی مشفقانه از دانشجویان خانم خواسته می شود که مانتوهایی با پوشش بهتر بر تن کنند.

نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی از «ساماندهی مد و لباس» به عنوان یکی از طرح های قوه مقننه برای رفع معضل بدحجابی سخن می گوید و می افزاید: «مجلس، خواسته به حق مردم در مهار بدحجابی را در قالب طرح مد و لباس برآورده می کند».

نماینده مردم تهران نیز از طرح «لباس ملی» برای رواج فرهنگ عفاف می گوید: «از همه رسانه ها برای تبلیغ این طرح استفاده خواهد شد و لباسی متناسب با فرهنگ و ذائقه ایرانی و با تنوع محلی و بومی به بازار عرضه می شود و تلاش داریم که با برپایی نمایشگاه و از طریق صدا و سیما این لباس را جا بیندازیم و حتی آن را به خارج صادر کنیم».

وقتی این دو طرح را با برخی از خانم ها مطرح می کنم، واکنش های متفاوتی نشان می دهند. عده ای موافقند و گروهی مخالف. بعضی ها هم که تکلیفشان با این مسئله روشن نیست، غرولند می کنند. خانم های محجبه اعم از مانتویی و چادری این طرح ها را به شرط آن که لباس هایی متنوع و منطبق بر سلایق متفاوت باشد، مطلوب می دانند.

دکتر علی مطهری در طرحی که برای پوشش اسلامی به کیهان عرضه کرده، در باره نوع تعیین پوشش مردم، می نویسد: «اعمال نظر در نوع پوشش مردم از طرف حکومت ها چیزی نیست که منحصر به ایران باشد. در اکثر کشورهای جهان قانونی در این زمینه وجود دارد منتها حدود آن متفاوت است».

رسانه تصویری، اثرگذارترین وسیله ارتباطی است. سیما و سینما می توانند محملی باشند برای ترویج عفاف در جامعه. اینترنت نیز یکی دیگر از رسانه های پرمخاطب و موثر قلمداد می شود. «لاله افتخاری» با اشاره به این که باید از همه عوامل برای رفع بدحجابی استفاده کرد، می گوید: «فیلم و سریال در زمینه ترویج عفاف باید ساخته شود و در عوض اگر اثری تصویری موجب رواج بی عفتی می شود، نباید به نمایش درآید».

«سیدمحمدرضا میرتاج الدینی» نیز با اشاره به این که باید جلوی پخش آثار هنجارشکن گرفته شود، می افزاید: «سریال هایی که متلک و شوخی بین زن و مرد را رواج می دهند، نباید پخش شوند». همچنین بر فیلم های سینمایی باید نظارت شود تا ترویج ضداخلاق نکنند. بر ویدئو کلوپ ها هم با توجه به این که تعداد بیشتری از مردم را جذب فیلم ها می کنند، باید نظارت دقیق تری صورت گیرد». نماینده مردم تبریز ادامه می دهد: «با ساخت سریال ها و فیلم های خوب و آموزنده می توان مردم را به طرف رعایت حجاب تشویق کرد».

یک روزنامه نگار با اشاره به اثرگذاری سریال ها بر مردم می افزاید: «در اوایل دهه ۷۰ شمسی سریالی تحت عنوان «در پناه تو» پخش شد که بسیاری از دختران و زنان مانتویی و حتی بدحجاب تحت تاثیر شخصیت اول آن سریال، چادری شدند. اگر ساخت اینگونه سریال ها ادامه می یافت و با ترتیب دادن میزگردهای نقد و بررسی، درباره حجاب تبلیغ و صحبت بیشتری می شد، وضعیت خیلی بهتر از حال حاضر بود».

این نویسنده ادامه می دهد: «طرح هایی چون مد و لباس یا لباس ملی اگر به صورت ابلاغیه و دستورالعمل یا مثل تبلیغ عروسک های دارا و سارا باشد جواب نمی دهد، بلکه باید با تبلیغ نامحسوس از طریق پوشاندن آن به تن سوپر استارهای سینما و تلویزیون در فیلم ها و سریال ها و مجریان سیما و همچنین هدیه دادن در ادارات و دانشگاه ها و ارزان فروشی آنها در بوتیک ها و فروشگاه ها بین زنان و دختران مدبشود».

یک دانشجو می گوید: «در هالیوود گاه برای فروش یک کفش یا لباس، فیلم یکصد دقیقه ای می سازند تا یک کالا را به مردم معرفی کنند اما در کشور ما کمتر کسی برای ترویج حجاب فیلم و سریال می سازد». او ادامه می دهد: «نشان دادن مضرات بدحجابی و مواهب حجاب و نمایاندن الگوهای جذاب در پوشش اسلامی، به ویژه از نوع برتر آن یعنی چادر که در قاموس شخصیت های آرمانی فیلم ها و سریال ها پدیدار می شود، بهترین راه ترویج و تبلیغ عفاف است».

از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی و به منظور ایجاد هماهنگی بین دستگاههای مرتبط با ترویج فرهنگ حجاب، «کمیته ترویج و گسترش فرهنگ عفاف» تشکیل شد. این کمیته ۲۲عضو دارد که رئیس آن، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است و نمایندگانی از مجلس، صداوسیما و وزارت خانه های بازرگانی، کشور، اطلاعات، مسکن و شهرسازی، اقتصاد و دارایی، آموزش و پرورش، علوم، بهداشت و یازده نهاد دیگر در آن عضویت دارند. جلسات این کمیته در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل می شود و گزارش عملکرد آن هر ۶ماه یکبار به شورای عالی انقلاب فرهنگی که ریاست آن به عهده رئیس جمهوری است، ارائه خواهد شد.

همچنین «لاله افتخاری»، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس از تشکیل کمیته ای برای ساماندهی مد و لباس خبر داد و افزود: «این کمیته متشکل از نمایندگانی از صداوسیما، تولیدکنندگان و فروشندگان لباس، اصناف، کمیسیون فرهنگی مجلس و غیره است که وظیفه تولید، عرضه، برگزاری نمایشگاه های مربوطه و نظارت بر امور یاد شده را در طرح ساماندهی مد و لباس برعهده دارد». نماینده مردم تهران اضافه کرد: «در این کمیته بررسی می کنیم که اگر طرح، نیاز به بودجه، سوبسید و دیگر موارد دارد، اقدام شود تا لباس هایی زیبا، متنوع و پوشیده به مردم عرضه شود. ضمن اینکه در این طرح به لباس های محلی ارزش و اهمیت خاصی داده خواهد شد».

زن برتر، حجاب برتر

از روایات و احادیث چنین برمی آید که حضرت فاطمه زهرا(س) وقتی قدم در اجتماع می گذاشتند، خود را در جامه ای فراگیر- چادر- می پوشاندند و در جمع زنان بنی هاشم باابهت و متانت قدم برمی داشتند. در قیامت نیز وقتی بانوی دو عالم وارد شوند، فریادی برخواهد آمد که: «ای مردم چشم هایتان را ببندید تا فاطمه(س) دختر رسول اکرم(ص) عبور نماید». و این پاداش عفاف است.

زن مسلمان ایرانی همواره مفتخر به داشتن حجاب برتر بوده است. حجاب از آن رو واجب شد که زن بتواند در اجتماع آزادانه و آسوده حاضر شود و برخلاف آنچه غافلان و مغرضان می گویند، حجاب، وسیله نگه داشتن زن ها در پستوی خانه ها نیست. امروزه زنان محجبه ایرانی، در تمام عرصه ها به موفقیت های بزرگی دست می یابند و آنانی که حجاب برتر- یعنی چادر- را انتخاب کرده اند موفق ترند[iii].

فرهنگسازی و دیگر هیچ…

بررسی و نگرش به وضعیت زنان قبل و بعد از انقلاب اسلامی، و مقایسه آن دو مقطع زمانی، خیزش بی نظیر زنان به سوی متعالی شدن و انتخاب پوشش مناسب را در ربع قرن گذشته نشان می دهد.

دستاوردهای مهم علمی، اجتماعی، فرهنگی و هنری زنان طی سال های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، نشانگر رشد و بلوغ و شعور فکری آنهاست.

زنان مسلمان با حضور در عرصه های مختلف سیاسی اجتماعی به خصوص هشت سال دفاع مقدس، ثابت کردند که توانمندی های زیادی در همه زمینه ها دارند و در صورت داشتن فرصت های مساوی با بروز آنها مدارج مهمی را کسب خواهند کرد.

امروزه دیگر به اثبات رسیده که حجاب در واقع هرگز مانعی جهت حضور زنان در اجتماع و کارکردن آنها نبوده و نخواهد بود. در ایران زنان محجبه در شهرها و روستاها در کنار مردان در مزارع و کارخانه ها و ادارات در حال فعالیت هستند و چون زن و مادر کانون اصلی مهر و عاطفه در جامعه ما هستند، همچنان قوام و محوریت خانواده نیز با آنهاست.

گرایش زنان و دختران در غرب و اروپای به ظاهر متمدن به سوی حجاب هر روز فزونی می یابد و هر روز در خبرها شاهد اخراج دختران محجبه از دانشگاهها و جلوگیری از ورود زنان با حجاب به مراکز علمی هستیم. خداوند در قرآن کریم همان گونه که به اهمیت نماز و دستورات شرعی اشاره فرموده است به همان محکمی در خصوص حفظ حجاب آیاتی را نازل کرده است.

هر از چند گاهی کشور ما شاهد بحث داغ و جنجال برانگیز حجاب است و قبل از این که با این معضل برخورد شود بایستی نهادهای فرهنگی و تربیتی و عقیدتی که با استفاده از بیت المال و بودجه های کلان نتوانسته اند در این بیست و چند سال گذشته به رسالت خود در زمینه فرهنگ عفاف و حجاب عمل کنند، مواخذه و بازخواست شوند.

باید ریشه یابی کرد که چرا بعد از ۲۷ سال حکومت دینی در ایران هنوز می باید احکام بدیهی اسلام را با نیروی پلیس اعمال کرد.

چرا باید صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که امام بزرگوار آن را دانشگاه نامید، به جای پرداختن به موضوعات اصیل در حوزه فرهنگ، به ترویج فرهنگ های بی هویت و انحرافی و سریال هایی که عملا تبلیغ بدحجابی و بی قید و بندی می کند بپردازد و از ارزش های اسلامی هر روز فاصله بگیردو با ساختن فیلم هایی که در آن زنان با آرایش و پوشش نامناسب حضور دارند موجب اشاعه فرهنگ بی حجابی در جامعه شود؟

همانطور که گفته شد حجاب مقوله ای فرهنگی است و راهکارهای فرهنگی می طلبد و برخورد با معضل بدحجابی در جامعه باید سنجیده و عالمانه باشد و از شعارها و کارهای غیرمعقول پرهیز کرد. پرداختن به این موضوع برای یک هفته و حتی یک ماه، ما را به آنجا خواهد برد که در حال حاضر قرار داریم.

در خصوص حجاب و بدحجابی و بی حجابی در جامعه اسلامی لازمه کار، فرهنگ سازی است و در این راستا باید به آگاه سازی جوانان و نسل جوان پرداخت و به جای برخورد با معلول به علت ها توجه کرد و در برخورد با این ناهنجاری اجتماعی تا حد ممکن نباید از قوه قهریه استفاده کرد چون با نیروهای انتظامی و امنیتی نمی توان به مقابله با پدیده فرهنگی رفت.

متاسفانه در جامعه کنونی ما در میان جوانان و نوجوانان و برخی از بزرگترها به فرم و پوششی برمی خوریم که حتی در خود اروپا و آمریکا نیز پوششی زننده محسوب می شود و این نوع پوشش به گروههای پست و منزوی جامعه غرب تعلق دارد که متاسفانه برخی جوانان ما از طریق کانال های ماهواره ای الگوهای خود را انتخاب می کنند، الگوهایی که با دین و فرهنگ و عرف جامعه ما فاصله بسیار دارد.

رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان اخیرا اظهار داشته که باید به نیازهای جوانان اهمیت داد، حرف درستی است، جوان عاشق رنگ های شاد و متنوع است و این حس معقول و طبیعی اوست و ما باید این حس را در پوششی مناسب به آنها ارائه کنیم تا او اغنا شود و به دنبال الگوهای نامناسب نرود.

نتایج بسیاری از بررسی ها و نظرسنجی ها حاکی از آن است که نیمی از زنان جامعه به رعایت حجاب اسلامی اعتقاد عمیق دارند و در موارد دیگر سهل انگاری و عدم آگاهی و نبود الگوی مناسب، موجب بدحجابی دختران و زنان می شود.

گسترش فرهنگ عفاف، قادر است ضمن حفظ احترام و حرمت زنان، قوانینی را جهت تامین حقوق اجتماعی و شرعی آنان ارائه دهد.

باید بدانیم که امروزه پوشش نامناسب فقط مختص خانم ها نیست بلکه برخی از آقایان هم از لباس های نامناسب و مغایر با فرهنگ وعرف جامعه اسلامی استفاده می کنند که عمدتا از مرزها وارد کشور می شود که باید مسئولان مربوطه، با واردات بی رویه و غیرقانونی کالاهای خارجی که با فرهنگ ما سازگاری ندارند مقابله کنند.

بایدها و نبایدها در این مقوله بسیار است، اگر جامعه ای سالم و عاری از بی عفتی می خواهیم، باید برنامه داشته باشیم و به روزمرگی نیفتیم و مسئولان حتما توجه ویژه ای به بودجه های فرهنگی داشته باشند و برای حل این معضل برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت ارائه کنند تا ان شاء الله همچون گذشته نسلی آگاه، پویا و محجوب داشته باشیم[iv].

شاید برای خاتمه این مقاله و ذکر این نکته که هنوز هم مساله حجاب و گسترش بدحجابی برای مسئولان جدی نشده است، سخنان نایب رییس سابق مجلس خبرگان رهبری تلنگری محسوب شود، چرا که گفته می شود نیروی انتظامی قصد دارد از اردیبهشت ماه امسال طرح برخورد با بدحجابی را اجرایی کند.

آیت الله امینی در خطبه های نماز جمعه قم و در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۸۵ یکبار دیگر و با صراحتی مثال زدنی، غفلت از موضوع بدحجابی در جامعه را یادآور شد و از دستگاه های مسئول به شدت انتقاد کرد:«درست است که بی حجابی نداریم،اما این بدحجابی هایی که در شهرها داریم،نگران کننده است ! خانم های ایرانی شریفند، بزرگند،گرامیند. به حجاب علاقه دارند،ولی متاسفانه مساله بدحجابی و توسعه آن نگران کننده است ! چه در قم باشد،چه در شهرهای دیگر و چه در تهران. من نمی گویم کسانی که بدحجاب اند. دین ندارند! نه ! بسیاری از آنها متدین هستند؛ واقعا متدینند،اما نسبت به این مساله توجیه نیستند. خیلی از آن ها اصلا نمی دانند حجاب از مسائل ضروری اسلام است».

نایب رییس سابق مجلس خبرگان افزوده است:«من هم واقعا نمی دانم چرا ! خوب، زنان در کشور ما که حجاب دارند , اما چرا این گونه بدحجابی رایج شده و همین طور، روز به روز هم توسعه پیدا می کند مراجع ما از این وضعیت شدیدا ناراضی هستند! مردم هم به مراجع تقلید فشار می آورند که چرا سخنی نمی گویید ! بارها و بارها به خود من گفته اند، چرا در این باره در خطبه ها حرفی نمی زنی ! به من اعتراض کرده اند! من هم می دانم حق با آن ها است . به آنها دلداری می دهم و می گویم ان شاالله درست می شود؛ این مشکلی است که از مدت ها قبل گرفتار آن بوده ایم ! ولی به هر حال , باید برای حل این مساله فکری کرد!»

…ایشان در ادامه با تأکید بر ضرورت کار فرهنگی در این زمینه گفته اند:«حداقل باید یک مقداری کار فرهنگی کرد یا نه انجام کار فرهنگی در توان کیست ! چه کسی باید این کار را به سامان برساند ! نیروی انتظامی در اختیار دولت است ! وزارت ارشاد در اختیار دولت است ! صدا و سیما در اختیار دولت است ! خوب، همه این ها در اختیار دولت است ! برای انجام کار فرهنگی، چه نهاد دیگری باید در اختیار دولت باشد ! پس چرا کاری نمی کنید ! چرا اقدامی در این راه صورت نمی دهید ! چرا مساله را جدی نمی گیرید !

اولین اقدامی که می توانید کنید، این کار را از ادارات و زیر مجموعه دولت شروع کنید! ادارات که دیگر در اختیار دولت است مگر دانشگاه ها در اختیار دولت نیست دانشگاه ها هم در اختیار دولت است ! چرا از این ها شروع نمی کنید اگر عموم مردم کوچه و بازار نمی خواهند کاری کنند، اما مگر نمی توان از آن مراکزی که زیر نظر دولت است، شروع کنند ! آیا درست است که کسی بیاید در دانشگاه های ما و این بدحجابی ها را ببیند !

درست است که بی حجابی نیست، ولی بدحجابی هم کمتر از بی حجابی نیست ! در بسیاری از کشورهایی که من به آنها سفر کرده ام مردم یا حجاب دارند و یا بی حجاب هستند! ولی خدا می داند , بدحجابی نیست ! اگر بود،می گفتم . یا حجاب دارند , یا بی حجاب هستند اما بدحجابی نیست ! آخر این چه پدیده زشتی است که به وسیله ماهواره ها و اینترنت و امثال آن، ترویج می شود و جلوی آنها گرفته نمی شود.ما از دولت محترم انتظار داریم به طور جدی، فکری کرده و برای حل این معضل اقدام کند!»

پی نوشت ها

۱- ۱۶/۱۲/۵۷

۲- مسئله حجاب شهید مرتضی مطهری

۳- روزنامه کیهان اردیبهشت۸۵

۴- بخشی از مقاله عباس صالحی با عنوان گسترش حجاب و فرهنگ سازی.

منبع :حوراء – اسفند ۱۳۸۵ – شماره ۲۳

 

۲۰۶۱-مطهری گفت کتابهای مرا بخوانید همه‌چیز درست می‌شود+ محبت حقیقی و فطرت آدمی

۱۲ تیر

مطهری گفت کتابهای مرا بخوانید همه‌چیز درست می‌شود/توصیه همسر شهید، به همسران شهدای هسته‌یی

شهيد مطهري

سرگردانی برای یافتن منزلی که شهید مطهری سه سال در آنجا زندگی کرده است به برخورد گرم و دوستانه همسر شهید می‌ارزد. بواسطه علی مطهری با همسر شهید مطهری خانم عالیه روحانی تماس گرفته و از ایشان درخواست مصاحبه می‌کنم.

همسر شهید مطهری هدف از مصاحبه را جویا می‌شود؛ به ایشان می‌گویم هدف، بیان خاطرات شهید مطهری است که در شکل‌گیری انقلاب اسلامی نقش مهمی داشتند.ابتدا از پذیرفتن مصاحبه سر باز می‌زند اما توصیه علی مطهری،‌ مادر را راضی به مصاحبه می‌کند و البته دو شرط برای مصاحبه می‌گذارد؛ اول اینکه عکاس حضور نداشته باشد و دیگر اینکه درباره مسائل روز کشور سوال نپرسم.

شروط همسر شهید مطهری را می‌پذیرم و به دیدار ایشان می‌روم. مصاحبه در اتاق کار شهید مطهری برگزار می‌شود؛ اتاقی که به گفته عالیه روحانی روزگاری از اساتید دانشگاه، روحانیون، کمونیست‌ها و دوره‌ای هم از اعضای شورای انقلاب پر می‌شد.

مصاحبه که شروع شد به فضای اتاق عادت کرده بودم چون قبل از اینکه همسر شهید مطهری به اتاق بیاید، گشتی در آن زده بودم. کتاب‌ها، تابلوها و میز کار شهید مطهری به خوبی گویای این است که چه جلساتی در آن برگزار شده است. تنوع موضوع کتاب‌ها به روشنی می‌گوید که شهید مطهری فقط عالم دینی نبود. به گفته عالیه روحانی، کتابخانه دست‌نخورده باقی مانده است. کفش‌ها و عبای شهید مطهری هم هنوز حفظ شده است.

عالیه روحانی با وجود کسالتی که دارد با حوصله و به گرمی به سوالات پاسخ می‌دهد؛ هرچند زمان اجازه نداد که همه سوالات خود را بپرسم.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، همسر شهید مطهری در این گفت‌وگو، از روز شهادت همسرش سخن می‌گوید، به برخی ویژگیهای شخصیتی او اشاره می‌کند و تاکید می‌کند که شهید مطهری برایش زنده است. او همچنین تعریف می‌کند که چطور استاد شهید، پس از شهادتش بر قاتل خود تاثیر می‌گذارد قاتل، پشیمان می‌شود.

موزه شهید مطهری

خانم عالیه روحانی به خوابی که فرزندش محمد پس از شهادت پدر دیده بود اشاره می‌کند و می‌گوید که شهید به او گفته است: «شما کتاب‌های مرا بخوانید، همه چیز درست می‌شود».

متن گفت‌وگوی ایسنا با عالیه روحانی همسر شهید مرتضی مطهری به شرح زیر است:

خاطراتی از مبارزات و دوران زندان شهید مطهری بفرمایید. شهید مطهری چند دوره و به چه مدت در زندان بودند؟

مطهری چندین‌بار به زندان رفت. اولین بار در سال ۱۳۴۲ به مدت ۴۳ روز به زندان رفت و هفت سال هم ممنوع‌المنبر شد. بار دوم هنگامی بود که شبی در کانون توحید به منبر رفت. در آن شب سه هزار نفر برای شنیدن صحبت‌های وی تجمع کرده بودند. همین دلیل کافی بود تا بار دیگر ۲۳ روز را در زندان سپری کند.

یک شب هم در نارمک منبر رفت و اعلامیه امام را خواند. ساواک همان شب به خانه ما آمد. من در آن شب مریض بودم. ساواک که در خانه را زد من خواستم در را باز کنم اما شهید اجازه نداد. ساواکی‌ها قصد داشتند شهید را با خودشان ببرند. شهید گفت اجازه بدهید لباسم را بپوشم. لباس شهید پر از اسامی افراد و برنامه‌های ایشان بود. من خودم را به لباس شهید رساندم و دفترچه‌اش را از جیبش برداشتم. مطهری متوجه مساله نشده بود. در زندان که شهید مطهری لباسش را درمی‌آورد، با خود فکر می‌کند اسامی لو رفته است، اما وقتی می‌فهمد من دفترچه را از جیبش برداشتم، مرا بسیار دعا می‌کند.

ساواکی‌ها بعد از دستگیری شهید در فاصله یک ربع به خانه ما آمدند. من اعلامیه‌ها و کتاب‌های شهید را به یکی از همسایه داده بودم و ساواکی‌ها در خانه چیزی پیدا نکردند. چند دوره زندان کوتاه‌مدت هم داشتند.

شهید مطهری حتی با مخالفان خوش‌رفتاری می‌کرد

نحوه برخورد شهید مطهری با مخالفان و تندرو ها چگونه بود؟

هدف شهید این بود که کمونیست‌ها را به راه راست هدایت کند. فقط می‌خواست مغزهای آنها را باز کند. با همه، حتی با مخالفان خوش‌رفتاری می‌کرد. همه را با عنوان عزیزم و پسرم خطاب می‌کرد. او به مخالفان می‌گفت که بیایید با هم بحث کنیم. اگر حق با شما بود، من قبول می‌کنم. هیچ‌گاه نمی‌گفت حرف من درست است. با تندروها رفتار بسیار بهتری داشت. وقتی کتاب مساله حجاب را نوشت، متحجرین پدرش را درآوردند و گفتند مطهری رضاشاه دوم است و می‌خواهد حجاب را از بین ببرد. مطهری گفت این کتاب فقهی است. این کتاب را برای امام فرستاده بود و امام آن را تایید کرده بود.

آیا در سفرها و فعالیت‌های سیاسی شهید مطهری همراه ایشان بودید؟

من به سیاست وارد و تجسس‌گر بودم. هنگامی که جلسات شورای انقلاب به طور مخفیانه در همین اتاق برگزار می‌شد، من متوجه بودم که این افراد برای انقلاب کار می‌کنند. هنگامی که علامه طباطبایی برای مداوای بیماری خود به لندن رفتند من هم همراه شهید به لندن رفتم. شهید مطهری اصرار می‌کرد با ایشان به پاریس هم بروم ولی من به خاطر بچه‌ها به پاریس نرفتم. او حتی برای من بلیط هم گرفته بود.

نگران برگشت شهید مطهری از پاریس نبودید؟ لندن برای زندگی مناسب‌تر است یا تهران؟

نه نگران نبودم. من در کانادا و ژاپن هم بوده‌ام ولی تهران را به همه آنها ترجیح می‌دهم؛ هیچ‌جا محله آدم نمی‌شود.

هیچ روحانی جرات نمی‌کرد در «زن روز» بنویسد ولی مطهری می‌گفت برای اسلام می‌نویسم

دلیل فعالیت شهید مطهری در مجله زن روز چه بود؟

مطهری به لحاظ سیاسی بسیار فعال بود ولی مردم از این موضوع آگاهی نداشتند. مردم فکر می‌کردند شهید مثل علامه طباطبایی در سیاست دخالتی ندارد. من از این موضوع آگاه بودم اما نمی‌توانستم چیزی بگویم. کتاب نظام حقوق زن در اسلام مجموعه مقالاتی است که در جواب نوشته‌های فردی به اسم مهدوی که علیه اسلام در مجله زن روز قلم می‌زد، نوشته شد. هیچ روحانی جرات نمی‌کرد در مجله زن روز مطلب بنویسد ولی مطهری می‌گفت برای اسلام می‌نویسم. تیراژ زن روز بعد از مقاله‌های مطهری بالای ۸۰ هزار نسخه رفت.

چرا با وجود اینکه گروهک فرقان طی بیانیه‌ای اعلام کرده بود بزودی یک روحانی را ترور می‌کند، شهید مطهری حاضر نبود با خود محافظ داشته باشد؟

شناسنامه شهید مطهری

هنگامی که فرقان بیانیه داده بود که یک روحانی سیاسی – مذهبی را ترور می‌کند، شهید مطهری گفت که این بار نوبت من است. ما نمی‌دانستیم ایشان اینقدر دشمن دارد. نامه‌هایی از فرقان به ما می‌رسید اما فکر نمی‌کردیم دست به ترور بزنند. شهید قبول نمی‌کرد که چند جوانِ محافظ ایشان کشته شوند. چند روز قبل از آن، قرنی شهید شده بود و رادیو و تلویزیون تصاویر ترور قرنی را پخش کرد. مطهری بسیار ناراحت شد و به صداوسیما خرده گرفت که چرا این تصاویر را پخش کرده است و چرا صداوسیما به فکر خانواده شهید قرنی نبوده است؟ مطهری بسیار دل‌رحم بود. یازده روز بعد از قرنی، خودش شهید شد.

روز شهادت، نشاط را در چهره مطهری می‌دیدم

چگونه خبر شهادت شهید مطهری به شما رسید؟ از آن روز تعریف کنید.

علی که آن موقع در تبریز درس می‌خواند، همان روزِ شهادت شهید مطهری به خانه آمد. علی گفت دلم برای شما تنگ شده است، در حالی که بعد از ۱۳ فروردین به تبریز رفته بود. صبح شهید مطهری با علی صحبت کرد. علی به پدرش گفت که خودم هم نمی‌دانم چرا آمدم. شهید مطهری به علی گفت هر کتابی را در دانشگاه به تو دادند، نخوان زیرا منافقان ممکن است کتاب‌هایی به تو بدهند و تلاش کنند تو را عوض کنند تا از این طریق از من انتقام بگیرند. هر کتابی که به دستت می‌رسد، اول آن را نشان آقای مدنی و قاضی بده بعد آنها را بخوان. شهید مطهری همچنین به علی گفت “علی تو سفیر من در تبریز هستی. تو باید مردم را هدایت کنی و نباید با افراد بد همراه شوی”.

مطهری می‌گفت که برای شهید، قبل از شهادتش نشاط ایجاد می‌شود. آن نشاط را آن روز در چهره مطهری می‌دیدم. نزدیک ظهر روی پاهای خود بند نبود و بسیار خوشحال بود. علی لاریجانی (داماد خانواده مطهری) به من گفت چرا آقای مطهری اینقدر خوشحال است؟ من گفتم شاید به خاطر ورود امام باشد. مطهری مغرب از خانه بیرون رفت. وی به آقای حاج زرخانی بدهکار بود و همان روز، دو بسته پول به وی داد. آن شب با آقای حاج زرخانی به منزل یدالله سحابی رفت. ما راننده در اختیار داشتیم اما چون آن شب همسر راننده مریض بود، راننده را مرخص کرده بودیم.

همان شب یدالله سحابی زنگ زد و به ما خبر داد که مطهری ترور شده و به من گفت که به بیمارستان طرفه بیایید. من با علی به بیمارستان رفتم. ابتدا به ما گفتند که چیزی نشده است و تیر به دست شهید خورده است، اما سپس دو خانم آمدند و گفتند مطهری کشته شده است. من گفتم خدا را شکر. مطهری کشته نشد بلکه شهید شد. الحمدالله که خدا شهادت را در خانواده ما قرار داد. ایشان آرزوی شهادت داشتند.

در بیمارستان، علی سویچ ماشین را گم کرد. ما ابتدا به خانه یدالله سحابی رفتیم اما آنجا نماندیم. در این بین فرقان بیانیه داده بود که اعدام انقلابی انجام داده است. آنها در بیانیه گفته بودند که مطهری آمریکایی و دست راست امام خمینی بوده است. در راه منزل یک ماشین گرفتیم که دو نفر در آن سوار بودند. به آنها گفتیم پولی نداریم، شما ما را به منزل برسانید آنجا پول را به شما می‌دهیم. آنها قبول کردند. ما نمی‌دانستیم آیا آنها منافق هستند یا حزب‌اللهی. در راه، نیروهای بسیجی به هم خبر دادند که مطهری شهید شده است. این دو نفر بسیار تاسف خوردند. از آنجا فهمیدیم که این دو نفر حزب‌اللهی هستند اما ما چیزی نگفتیم. هنگامی که به خانه رسیدیم افراد زیادی اطراف خانه تجمع کرده بودند. آنجا بود که فهمیدند ما خانواده مطهری هستیم.

قاتل شهید مطهری گریه کرد و گفت مرا آتش بزنید

آیا با قاتل شهید مطهری ملاقاتی داشتید؟ هدف از ترور شهید مطهری چه بود؟

یک روز آیت‌الله گیلانی با من تماس گرفت و گفت به زندان اوین برویم. محمد شب قبل خواب دیده بود که شهید در اتاق خود در کنار شاگردان و کتاب‌هایش نشسته است. شهید به محمد می‌گوید من برای این کتاب‌ها بسیار زحمت کشیده‌ام و شما سال‌ها بعد مرا می‌شناسید. فقط شما کتاب‌های مرا بخوانید همه چیز درست می‌شود. شهید می‌گوید من می‌دانم چه کسانی مرا ترور کردند. شهید به محمد گفته ضارب من کسی است که لباس سبز به تن دارد. ما در زندان اوین در اتاقی نشسته بودیم که دور تا دور آن از عکس‌های شهادت شهید پر بود. آقای ناطق نوری و گیلانی همراه با فردی که لباس سبزی به تن داشت آمدند. در این لحظه محمد به گریه افتاد و گفت این فرد پدر مرا ترور کرده است. مسئولان از آن فرد پرسیدند لباس را از کجا آوردی؟ آن فرد گفت دیشب مادرم برایم این لباس را آورده است. ضارب یکباره گریه کرد و گفت “من را آتش بزنید، من کتاب عدل الهی شهید را در زندان خوانده‌ام و فهمیدم اشتباه کرده‌ام”.

او قاتل مفتح و عراقی هم بود ولی پشیمان شده بود. او گفت چهار ماه پشت در منزل شهید مطهری منتظر بودم ولی دلم نمی‌آمد او را بکشم و برمی‌گشتم اما هرگاه من را سرمست می‌کردند که او را بکشم.

توصیه همسر شهید مطهری به همسران شهدای هسته‌ای

آیا با خانواده شهدای انقلاب در ارتباط هستید؟ توصیه شما به همسران شهدای هسته‌ای چیست؟

با خانواده شهید رجایی ارتباط ندارم اما با خانواده‌های شهید بهشتی، طالقانی، باهنر و محلاتی در ارتباط هستم.

کارت شناسایی شهید مطهری

دلم برای خانواده شهدای هسته‌ای می‌سوزد. همسران شهدای هسته‌ای را به صبر، گذشت و یاد خدا بودن توصیه می‌کنم. آنها باید افتخار کنند که همسرشان در راه دین کشته شده است. همسران شهدای هسته‌ای فرزندان خود را خوب تربیت کنند و بدانند که به اجرشان می‌رسند.

خانمی که هم کار می‌کند و هم بچه‌داری می‌کند، بسیار خوب است

جایگاه زنان را در جامعه امروز ایران چگونه ارزیابی می کنید؟آیا مطالباتی که زنان را به صف انقلابون کشاند برآورده شده است؟

بهترین مقامی که زن می‌تواند کسب کند، فرزندداری است. علم بسیار خوب است و از آن استقبال می‌کنم. یک خانم، دبیر ریاضیات خوبی هم می‌تواند باشد اما گاهی برخی خانم‌ها بیخودی در کوچه‌ها راه می‌روند. زندگی‌شان خوب نمی‌چرخد و بچه‌هایشان خوب تربیت نمی‌شوند. خانمی که هم کار می‌کند و هم بچه‌داری می‌کند، بسیار خوب است. دختران خودم تحصیلکرده هستند و یکی از آنها در دانشگاه الزهراء تدریس می‌کند اما به تربیت بچه‌ها هم به خوبی می‌رسند. مادری که فرزندش را رها می‌کند و نمی‌تواند بچه‌داری کند، فایده‌ای ندارد؛ در اینصورت اگر خانم در خانه بنشیند و قناعت کند بسیار موفق‌تر است نسبت به خانمی که در خیابان می‌چرخد.

مطهری برای من زنده است

کمی از خصوصیات اخلاقی شهید مطهری بگویید.

شهید مطهری از ۱۱ سالگی تا ۵۷ سالگی که به شهادت رسید، دائما وضو داشت. مادرش گفته بود که شهید مطهری از ۱۱ سالگی حتی در سرما و برف وضو می‌گرفت. شهید مطهری به مادرش گفته بود که همیشه دوست دارم با وضو باشم زیرا کسی که با وضو باشد قلبش نورانی می‌شود و در حال عبادت خدا قرار می‌گیرد. به یاد ندارم یک حبه قند و یک لیوان آب بدون وضو خورده باشد. یک کلام حرف بی‌ربط از ایشان نشنیدم. غیبت نمی‌کرد. به من می‌گفت هر طور دلت می‌خواهد لباس بپوش و من هم چادر را انتخاب کردم. هیچ وقت مردی مثل مطهری ندیدم. هیچ وقت در خانه به ما امر نمی‌کرد. بچه‌ها را بسیار خوب تربیت کرد. بعد از شهادتش برای تربیت بچه‌ها زحمتی نکشیدم. خدا را شکر می‌کنم که مطهری برای من زنده است. او برای من پدر و معلم بود و مرا آموزش داد. شهید در اوایل دوران زندگی مشترکمان به من گفت که اگر توفیق نوشتن پیدا کردم یا خداوند به من فرزندانی عطا کرد، این دعا را بگو که اثرات یا ثمرات من طوری نباشد که از خدا بخواهم که به دنیا بیایم و بچه‌هایم را تربیت کنم یا کتاب‌هایم را تصحیح کنم.

علی (مطهری) حرف حق را می‌گوید، حتی اگر کسی بدش بیاید

توصیه نمی‌کنم علی برای انتخابات ریاست‌جمهوری نامزد شود

علی مطهری چقدر به پدرش شبیه است؟ آیا شما به او توصیه می‌کنید که نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود؟

علی به لحاظ شکلی و رفتاری به شهید مطهری بسیار شبیه است. علی حرف حق را می‌گوید، حتی اگر کسی بدش بیاید. او خیلی مهربان و خوش اخلاق است. توصیه نمی‌کنم که علی برای انتخابات ریاست‌جمهوری نامزد شود. علی استاد دانشگاه است و باید درس بدهد. همان نمایندگی مجلس برایش کافی است.

گفت‌وگو از خبرنگار سیاسی ایسنا: محسن فرامرزی

مسلمان شدن دختر زرتشتي با خواندن کتاب‌های دفاع مقدس

دوسال قبل يكي از دوستان كتاب‌هايي درباره دفاع مقدس به من داد به نام «پايي كه جاماند» و «نورالدين پسر ايران». اين دو كتاب خيلي روي من اثر گذاشت.

به گزارش سوک ؛ صبا دختر جواني است كه به تازگي به اسلام مشرف شده است. وي كه قبل از اين آيين زرتشت داشته در تهران سكونت دارد و در رشته نفت تحصيل مي‌كند. خانواده او از زرتشتي‌هاي آذربايجان هستند اما اصالتاً از روس‌هاي مهاجر محسوب مي‌شوند كه ظاهراً پيش از آن مسيحي مذهب بوده‌اند. با همكاري انجمن شهيد ادواردو آنيلي، با او از طريق كانال مجازي ammarionاديان و مذاهب كه توسط يكي از كارشناسان اديان در راديو اداره مي‌شود آشنا شديم.

چطور شد به اسلام مشرف شديد؟
دوسال قبل يكي از دوستان كتاب‌هايي درباره دفاع مقدس به من داد به نام «پايي كه جاماند» و «نورالدين پسر ايران». اين دو كتاب خيلي روي من اثر گذاشت. به آثار دفاع مقدس علاقه پيدا كردم و به سمت اين آثار رفتم و به وصاياي شهدا توجه بيشتر نمودم ديدم در همه آنها سه اصل مهم تكرار و تأكيد شده است: اول ولايت فقيه، دوم حجاب و سوم پايداري در دين. وقتي اين امور را با دين خودمان مقايسه كردم ديدم چقدر فرق است بين دين من و اسلام. چقدر اسلام آرامش مي‌دهد و به چه نكات جالبي تأكيد دارد. در دين زرتشت ذكري نداريم تا استرسمان را كم كنيم ولي اسلام گستردگي منحصر به‌فرد دارد. اين شد كه تصميم گرفتم بيشتر بخوانم و كم‌كم متوجه شدم اسلام كامل‌تر و ارجح‌تر از زرتشت است. تحقيق كردم تا اسلام را بيشتر بشناسم. اوايل ماه رمضان امسال بود كه بعد از مطالعه و تحقيق با خودم گفتم من مسلمان هستم.

چه چيزي بيشتر روي شما اثرگذار بود؟
صحبت هاي آيت‌الله مكارم شيرازي بعد از اذان در ماه رمضان خيلي روي من اثر گذاشت و سخنراني‌هاي مرحوم مهدوي كني را هم دوست داشتم. برنامه‌هاي آقاي قرائتي را هم دنبال مي‌كنم خيلي روان و ساده حرف مي‌زند، برايم قابل درك است.

خانواده معترض نبودند كه پاي سخنراني مي‌نشينيد؟
زياد كسي به اين امور توجه نمي‌كرد چون من مراقب بودم تا شك آنها برانگيخته نشود و علي‌الظاهر به مسائل ديني خودمان مي‌پرداختم.

چه كتاب‌هايي را خوانديد؟
كتاب‌هاي مختلفي را خواندم. مثلاً تمام آثار مطهري، شريعتي، آيت‌الله طالقاني، كتاب كشف‌الغطا آيت‌الله طباطبايي كه خيلي سخت بود و به جز چند نكته نتوانستم خيلي از مفاهيمش را كه سنگين بود بفهمم، اما خواندم، يكسري از استادان هم به من خيلي كمك كردند غير از درس، اخلاق هم به من آموزش دادند، تا جايي كه احساس مي‌كنم بهترين سال عمرم همان سال پيش دانشگاهي‌ام بود تا آنجا كه شمردم حدود ۳۰۰ كتاب در اين دوران خواندم. وقتي با خودم گفتم كه حالا من مسلمان شده‌ام بعد از آن بحث و چالش اصلي شيعه و سني شدن من بود هيچ چيزي نمي‌دانستم كه فرق شيعه و سني چيست.

شما كه در محيطي اسلامي بزرگ شده بوديد و در هرحال نسبت به مذهب شيعه بايد شناخت داشته باشيد؟
نه من در محيط شيعي بزرگ نشدم، راهنمايي و دبيرستانم را در مدرسه ميخائيل كارباچيف، درس خوانده‌ام كه هم مسيحي دارد هم زرتشتي، فقط در پيش دانشگاهي به مدرسه مسلمان‌ها رفتم، اخلاق و رفتار معلم‌ها در اين دوران خيلي روي من اثر گذاشت، تا اينكه امسال به همراه خواهرم و همسرش مشهد رفتيم. آن زمان نمي‌دانستم چه مناسبتي است. بعدها فهميدم عيد فطر بوده است. آنجا جلسه‌اي بود كه چند نفر با هم صحبت مي‌كردند. فهميدم بحث شيعه و سني است. روحاني استدلال‌هاي قوي و محكمي داشت. خيلي به دلم نشست. ازهمان جا جرقه‌اي به ذهنم خطور كرد تا درباره شيعه و سني بيشتر بدانم. تا اوايل آبان ماه امسال شروع به تحقيق كردم ولي هيچ كدام به اندازه كتاب الغدير و آيه ۵۵ سوره مائده يعني همان آيه ولايت روي من اثر نگذاشت و برايم به اين اندازه مستدل و قوي نبود. هرچه جلو رفتم حقانيت حضرت علي برايم مشخص شد.

شما زبان خاصي داريد؟
بله ولي ما مردم عادي مثل بقيه حرف مي‌زنيم. زبان اوستايي يكسري الفبايي دارد و دعاهاي خاص نه بيشتر كه موبدها از آن استفاده مي‌كنند و اوستايي حرف مي‌زنند.

عربي را كجا ياد گرفتيد؟
پيش دانشگاهي كه بودم براي كنكور بايد مي‌دانستم براي همين كلاس رفتم. اگر مسئله اخلاقي مي‌شنيدم مي‌نوشتم و بعد درباره آن تحقيق مي‌كردم البته استاد عربي به من كمك زيادي كرد.

وقتي خانواده متوجه تغيير دين شما شدند چه واكنشي نشان دادند؟
فقط پدر و مادرم مي‌دانند و خيلي ناراحت شدند. چند روز جواب من را نمي‌دادند. پدرم گفت حق نداري در خانه پا بگذاري تو آبروي من را بردي ديگر برنگرد و مادر هم گفت اگر مسلمان شوي ديگر دختر من نيستي! من از اين بابت هميشه مي‌ترسيدم كه طرد شوم حالا اين اتفاق افتاد. قبل از اين شب‌ها خيلي مي‌ترسيدم و پيش مادرم مي‌خوابيدم از وقتي مسلمان شدم و نماز خواندن را ياد گرفتم در اتاق خودم مي‌خوابم تا نماز صبح بخوانم، نمي‌خواستم متوجه شوند ولي يك بار موقع نماز صبح مادرم من را ديده بود و همين باعث جنجال اساسي شد. همين طور كه اسمم را در شناسنامه هم تغيير دادم و زهرا گذاشتم بيشتر عصباني شدند. از چشم پدر و مادرم افتادم آنها خيلي من را دوست داشتند.

نماز خواندن سه بار در روز سخت نيست؟
دوستان مسلمان داشتم و هيچ كس نمي‌دانست من چه آييني دارم بعضي عبارات، بيانات و حالات نماز را تا حدودي ياد گرفته بودم تا به كسي برنخورد چون برخي افراطي برخورد مي‌كردند، به من گفته بودند مجوس و آتش پرست و اين توهين‌ها باعث شده بود بترسم و بيان نكنم.

جالب‌ترين مورد درباره شخصيت پيامبر را چه مي‌دانيد؟
بزرگ‌ترين ويژگي پيامبر اسلام اين است كه همه گير بودند خيلي از چيزهايي كه در دين زرتشت، مسيحيت و دين‌هاي ديگر هست را ايشان خيلي ساده‌تر بيان كردند. فيلم «محمد‌رسول الله» آقاي مجيدي را هم ديدم فوق‌العاده بود.

خانواده شما متأثر از ماهواره هم هستند؟
ما ماهواره نداريم.

چرا؟
چون باعث تزلزل خانواده مي‌شود و خانواده من دوست ندارند، برادرم بعد از ازدواج ماهواره گرفت و زندگي‌اش با مشكلات زيادي مواجه شد.

شبكه‌هاي ماهواره‌اي خيلي روي باستان گرايي و زرتشت تبليغات دارند و خيلي از هم نسل‌هاي شما هم كه حتي مسلمان‌زاده هستند تحت تأثير اينها قرار مي‌گيرند، نظر شما به عنوان كسي كه زرتشتي بوده، چيست؟
دو مسئله وجود دارد يكي كوروش پرستي و ديگري زرتشتي‌گري. به نظرم خيلي از اينها تحت تأثير كوروش‌پرستي قرار مي‌گيرند كه با دين زرتشت فرق دارد، اين دو از هم جدا هستند. زماني كه كوروش بود زرتشت نبود ولي در فضاي مجازي زياد ديده‌ام كه اين دو را با هم مرتبط مي‌دانند. اينها بيشتر كوروش پرست و نژادپرست هستند.

در فضاي مجازي با كانال‌هاي مذهبي مثل اديان و مذاهب ارتباط داريد؟
بله، اما اولين كانالي كه ديدم كانال عاشقان‌هاي پاك بود خيلي دوست داشتم. كانال‌هاي شعر، فرهنگی و مذهبي را هم دنبال مي‌كنم.

غير از كانال اديان و مذاهب جاي ديگري نبود كه سؤالاتتان را بپرسيد؟
در اينستاگرام حجت‌الاسلام شهاب مرادي سؤال مي‌نوشتم ولي جوابي نمي‌داد و مخاطبان ايشان پاسخم را مي‌دادند يا در سايت آقاي خامنه‌اي سؤالاتم را مي‌پرسيدم اما بيشتر از همه گله داشتم كه چرا در فضاي مجازي دين اسلام تبليغ نمي‌شود.

از سايت‌هاي اسلامي هم كمك گرفته‌ايد؟
به فضاي اينترنت زياد اعتماد ندارم بيشتر كتاب مي‌خوانم به خصوص كتاب‌هاي شهيد مطهري كه واقعاً جاي سؤال برايم باقي نگذاشت. همه آنها را خواندم. گاهي اگر سؤالي باشد و جوابش را پيدا نكنم سراغ اينترنت مي‌روم.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته محبت قهرمان پرور

 

۲۰۵۹-از ازدواج با الاغ در غرب تا آرامش سگی در ایران+ راههای نفوذ محبت مجازی

۱۰ تیر

از ازدواج با الاغ در غرب تا آرامش سگی در ایران + تصاویر

از ازدواج با الاغ در غرب تا آرامش سگی در ایران + تصاویر

پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس؛  جامعه ایرانی با سرعت بسیار باورنکردنی در حدود بیست سال اخیر شروع به تغییراتی با موازات رشد سریع وسایل ارتباط جمعی مانند ماهواره، اینترنت، تلویزیون، تلفن همراه… کرده و به نیازهای جدید غیرضروری و مدل‌های جدید برای برآوردن این نیازها رسیده است. هرچه این نیازها گسترده‌تر می‌شود، دامنه آسیب‌پذیری انسان ایرانی نیز به مراتب بالاتر می‌رود؛ نیازهایی که تا چند سال پیش در ذهن مردم ایران جایگاه خاصی نداشت اما به مدد فضای سایبر و وجود شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌‌های ماهواره‌ای به دغدغه‌هایی با اولویت بالا تبدیل شده‌اند.

یکی از این نیازهای وام گرفته شده از غرب که ابتدا در طبقه مرفه‌نشین جامعه ایرانی بروز پیدا کرد و بعد در دیگر طبقات پایین‌تر اقتصادی شایع شد، نگه‌داری از حیوانات در خانه بود که از سگ و گربه شروع شد و حالا نوبت به نگهداری از نوع وحشی آن‌ها مانند کروکودیل، شیر و ببر، انواع مارها، انواع سگ‌ها، میمون، سنجاب، انواع گربه‌سانان، خرس و… در محیط کاشانه و زندگی رسیده است.

 

123

 

نمونه‌ای از نگه‌داری یک حیوان وحشی در یکی از آپارتمان‌های تهران

 

زندگی با حیوانات در جوامع غربی نیز مدت‌ها است که ادامه دارد و این فرهنگ به دیگر کشورها و مردم جهان نیز صادر شده است. برای رسیدن به جواب علت این کار باید دامنه بیشتری از این موضوع را بررسی کنیم.

 

زندگی با حیوانات، اولویت اول انگلیسی‌ها

 

بسیاری از مردم انگلیس حیوانات خانگی خود را به اعضای خانواده‌های‌شان ترجیح می‌دهند و می‌گویند بیشتر مایلند تعطیلات خود را به جای خانواده با حیوانات خانگی خود بگذرانند. یونایتدپرس گزارش داده که نتایج یک نظرسنجی از دارندگان حیوانات خانگی در انگلیس نشان می‌دهد چهل و هفت درصد آنها در زمان دوری از خانه بیشتر دل‌شان برای حیوانات خانگی‌شان تنگ می‌شود تا اعضای خانواده و سیزده درصد نیز گفتند اگر امکان انتخاب داشته باشند، بیشتر ترجیح می‌دهند تعطیلات خود را به جای اعضای خانواده با حیوانات خانگی خود بگذرانند.

 

123

 

مردم انگلیس ترجیح می‌دهند تعطیلات را با حیوانات خانگی خود بگذرانند

 

پرطرفدارترین حیوانات خانگی در کشورهای غربی سگ‌ها و گربه‌ها هستند. مثلا در سوئد با ۹ میلیون نفر، دارای بیش از ۹۵۰ هزار قلاده سگ شناسنامه دار است که بیش از ۸۰ درصد این سگ‌ها دارای بیمه درمانی هستند؛ یا در آمریکا که جمعیت آن بیشتر از سیصد میلیون نفر می‌باشد، حدود ۶۳ درصد خانواده‌ها دارای حیوان خانگی هستند و بیش از نیمی از خانواده‌ها بیش از یک حیوان دارند. اخیرا نیز خبرهایی از ازدواج با حیوانات در این جوامع به گوش می‌رسد.

 

123
123

 

نمونه‌هایی از ازدواج با حیوان در جوامع غربی

 

گرایش ایرانی‌ها به نگهداری حیوان خانگی

 

همانطور که در بالا اشاره شد موج نگه‌داری حیوانات خانگی در ایران تشدید شده و علت آن را می‌توان از دو منظر دید. یکم، وجود کمبودهای روانی و عاطفی که به دلیل وجود آسیب‌های فردی و خانوادگی بوجود آمده و دوم، تبلیغ رسانه‌های مختلف داخلی و خارجی برای تبلیغ و تشویق این نوع از زندگی می‌باشد.

 

طلاق، تک فرزندی و تنهایی…

 

با تغییر خانواده‌های با جمعیت به خانواده‌های هسته‌ای، دیگر خانواده‌ها علاقه یا توان برای نگهداری بیش از یک فرزند ندارند و برای پر کردن تنهایی فرزند خود و با توجه به افزایش روحیه فرزندسالاری، ترجیح می‌دهند یک هم‌بازی از جنس حیوان خانگی برای او بیاورند. کودکان و نوجوانانی که عمده وقت خود را صرف بازی‌های کامپیوتری و کارتون‌های غربی می‌کنند که در آنها داشتن یک حیوان خانگی موضوعی عادی بوده و به نوعی به فرهنگ تبدیل شده، و با توجه به الگوگیری آنها از این کارتون‌، بازی و فیلم‌ها، می‌توانند پدر و مادر خود را که برای تامین نیازها و خواسته‌های زندگی ساعت‌ها در بیرون از خانه مشغول هستند برای خرید حیوان خانگی متقاعد کنند.

 

برخی از افراد نیز بخاطر شکست‌های عاطفی ناشی از خیانت، طلاق، مرگ عزیزان و تنهایی به نگهداری حیوانات روی می‌آورند تا آلام ناشی از خلاء‌های عاطفی را جبران نمایند.

 

پرستیژ اجتماعی با نمایش سگ!

 

بعضی از علت‌های علاقه به حیوانات در میان جوانان و برخی خانواده‌های ایرانی نشان از تلاش برای دست یافتن به گونه‌ای از پرستیژ اجتماعی است. از نظر آنها به نمایش گذاشتن سگ در معابر عمومی نوعی تشخص به حساب می‌آید در نتیجه این شیوه از تفکر به خانواده‌‌های متوسط شهری هم کشیده شده و جزو لاینفکی از زندگی شهری و کلاس اجتماعی آن‌ها شده است. به دست آوردن موقعیت اجتماعی از طریق جلب توجه دیگران و چشم و هم چشمی با همسایه‌ها و اقوام، در پیشی گرفتن نگه‌داری از نژادی خاص و یا حیوانی گران‌قیمت برای عده‌ای تبدیل به یک تفریح و سبک خاصی از زندگی شده است

 

.

123

 

بعضی افراد برای به دست آوردن موقعیت اجتماعی سگ خود را در معابر عمومی به نمایش می‌گذارند

 

ناگفته نماند که در بسیاری از اوقات خیابان‌گردی این حیوانات (بخصوص سگ) موجب آزار و آسیب به دیگر شهروندان کشور شده که به همین دلیل قوانینی برای این موضوع توسط مجلس شورای اسلامی تصویب گشته اما این قوانین با حمله سایت‌های فارسی زبان خارج از کشور مواجه شده است.

 

123
123
123

 

ناراحتی سایت‌های فارسی زبان غربی از قوانین مجلس شورای اسلامی

 

رسانه‌های فارسی‌زبان و زندگی با حیوانات

 

بسیاری از رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور گزارش‌هایی برای مخاطب ایرانی از مزایای استفاده از حیوانات در خانه منتشر می‌کنند و بعضی از آنها مانند بی‌بی‌سی فارسی اقدام به فراخوان ارسال عکس از حیوانات خانگی ایرانی‌ها کرده است.

 

از مزایای نگه‌داری حیوانات خانگی از منظر این رسانه‌ها می‌توان به افزایش طول عمر، افزایش روابط اجتماعی، رسیدن به آرامش بیشتر، افزایش سلامتی بدن و… نام برد؛ در واقع رسانه‌هایی مانند شبکه «من و تو»، بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا و سایت‌های دیگر از این جریان با معرفی و تبلیغ این فرهنگ، به دنبال پاسخ دادن به خلاءهای بوجود آمده از تضعیف خانواده‌ای است که خود آنها متهم ردیف اول برای تضعیف این نهاد استراتژیک هستند.

 

123
123
123

 

 

اخبار و گزارش‌های سایت‌های بی‌بی‌سی و دویچه‌وله فارسی برای نگه‌داری حیوانات خانگی

 

در خانواده‌های غربی تک والدینی و زندگی مجردی به امری معمولی تبدیل شده و انسان‌های این جامعه برای از بین بردن تبعات روانی و عاطفی این نوع از زندگی به جای اصلاح سیستم جامعه به زندگی با حیوانات پناه برده‌اند و حالا همین نسخه توسط این رسانه‌ها برای مردم ایران پیچیده می‌شود.

 

رسانه‌های داخلی

 

تبلیغ نگه‌داری از حیوانات خانگی در ایران فقط مربوط به رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور نیست و تعدادی از رسانه‌های داخلی نیز این نوع از زندگی را تشویق می‌کنند و به تأسی از همان رسانه‌ها بدون توجه به ساختار فرهنگی کشور از مزایایی که دلایل علمی آنها نیز اثبات نشده است، سخن می‌گویند.

 

123

 

 

یک مجله داخلی مرتبط با موضوع نگه‌داری حیوانات خانگی

 

انتقال بیماری از حیوانات خانگی

 

نگهداری حیوانات خانگی به ویژه سگ و گربه می‌تواند منشایی برای انتقال انواع میکروب و قارچ‌های پوستی به انسان شود. افرادی که سابقه آلرژی، حساسیت پوستی و تنفسی دارند به دلیل ریزش مکرر موی سگ و گربه بیشتر در معرض این خطرات هستند. نگه‌داری هر نوع حیوان از جمله سگ و گربه عامل انتقال عفونت‌های پوستی، عفونت‌های انگلی، سالمونلا، لیپتوسیروز، انواع ژیاردیا، بیماری‌های قارچی، انواع حیوان گزیدگی، مانند کک و کنه و لارو مهاجر است.

 

الزاما با زدن واکسن یا دارو تمام بیماری‌های این حیوانات قابل پیشگیری نیست. حتی در کشورهای اروپایی که نگه‌داری حیوانات خانگی مثل سگ و گربه مرسوم است بر این نکته اذعان دارند که نگه‌داری این حیوانات مشکل‌ساز و عامل انتقال بیماری می‌باشد.

 

123

با زدن واکسن یا دارو تمام بیماری‌های حیوانات خانگی قابل پیشگیری نیست

 

آرامش در کنار سگ و گربه حاصل می‌شود؟

 

در دنیای استرس‌زای امروز هرکسی به دنبال خریدن متاع ارزشمندی است که با آن زندگی کند و به «آرامش» برسد؛ آرامش خریدنی یا خوردنی نیست بلکه آرامش به‌دست آوردنی است آن هم از مسیر درست و با قواعد استاندارد مخصوص به خودش. زمانی که افراد و خانواده‌ها در حوزه ارتباطات فردی و اجتماعی آگاهی کافی نداشته باشند و به لحاظ ارتباطات اقناع نشوند، با آدرس راه‌های تقلیدی از زندگی غربی دست به اقداماتی مانند زندگی با حیوانات برای کسب آرامش روانی می‌زنند.

 

خلاءهای عاطفی باید ازطریق کانال صحیح خودش رفع شود؛ زندگی با حیواناتی مانند سگ که در روایات ما نجس تلقی شده است، بیشتر موجب اختلال در ارتباطات اجتماعی فرد می‌شود زیرا انس با حیوان هیچگاه برای انسان رشد حاصل نمی‌کند و همچنین موجب می‌شود ابراز احساس به همنوع و تمایل برای تشکیل خانواده که لازمه حرکت جامعه می‌باشد، بشدت کم و حتی از بین برود. تحمل اضطراب‌ها و تسکین فشارهای روانی بیشتر با افزایش ایمان بدست می‌آید تا همنشینی با حیوانات.

 

۲۰۵۸- مدل محبت حقیقی از امام هادی علیه السلام بر گردن عبد العظیم حسنی+ طرق وصول به مقام محبت حقیقی

۰۸ تیر

جهت دانلود کاغذ دیواری در اندازه واقعی کلیک کنید.

 

زندگی‌نامه حضرت عبدالعظیم‌ حسنی علیه‌السلام

از سلاله پاکان بود و نسبش با چهار واسطه به امام حسن مجتبی علیه‌السلام می‌رسید؛ عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید، فرزند امام حسن‌علیه‌السلام.

عبدالعظیم نیز مانند پدرانش اهل فضل و تقوا بود. روزی اعتقادات خود را یک‌به‌یک بر امام هادی‌ علیه‌السلام عرضه کرد و امام‌ علیه‌السلام اعتقاداتش را با این جمله امضا فرمود: «انت ولینا حقاً؛ تو دوست‌دار و یاور حقیقی ما هستی».

تاریخ ولادت و وفات ایشان در کتاب‌های معتبر قدیمی ذکر نشده، اما در برخی کتا‌ب‌های متأخرین چهارم ربیع‌الثانی ۱۷۳هـ. ق. را روز ولادتش و پانزدهم شوال ۲۵۲هـ. ق. را روز وفاتش نوشته‌اند و باتوجه به قرائنی که از زندگی ایشان در اختیار داریم، بعید نیست که این تاریخ‌ها صحیح باشد.

از این که بگذریم، به امر مهم‌‌تری می‌رسیم و آن نحوه زندگی ابوالقاسم است؛ اینکه روزهای بین ولادت و وفاتش را چگونه گذرانیده است. شکی نیست که عمری پر برکت داشته؛ چراکه وقتی به سراغ کتاب‌های روایی شیعه می‌رویم، می‌بینیم که احادیث بسیاری را از امام جواد و امام هادی‌ علیهماالسلام نقل کرده و البته در این مسیر، رنج‌های بسیاری نیز متحمل شده است. مقبرۀ دور از وطنش، شاهد این امر است؛ فرسنگ‌ها سفر در شهرهای ایران، برای ترویج و دفاع از مکتب اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام.

اما از نقل روایت مهم‌تر، همان درایتی است که ایشان را تا آنجا بالا برده که زائرش مانند زائر امام حسین‌ علیه‌السلام است. نقل شده که امام هادی‌ علیه‌السلام به شخصی از اهل ری که به کربلا مشرف شده بود فرمود: «بدان که اگر قبر عبدالعظیم را که در محل زندگی‌تان واقع شده، زیارت کرده بودی، مانند کسی بودی که حسین را در کربلا زیارت کرده است». این‌گونه تمجیدها کمی یا شاید هم خیلی از فهم‌های عادی مردم بالاتر است. مانند آیت‌الله بهجت اینها را بهتر می‌فهمند. همین درک و معرفت او را مقید کرده بود که حتماً پیش از سفر مشهد و پس از آن، به زیارت شاه عبدالعظیم بیاید؛ حتی اگر نیمه‌شب بود و درهای حرم را بسته بودند، می‌آمد و با ساک و چمدان، پشت در می‌نشست تا در را باز کنند.

ابوالقاسم آن‌قدر فهمیده و دانشمند بود که امام هادی‌علیه‌السلام شیعیان را به ایشان ارجاع می‌داد. به اباحمّاد که اهل ری بود فرمود: «ای ابا حمّاد، اگر در امر دینت، چیزی بر تو مشکل شد و در منطقه خودت بودی، از عبدالعظیم‌بن‌عبدالله حسنی درباره آن مطلب پرسش کن و سلام مرا به او برسان».

حضرت عبدالعظیم که کنیه‌اش ابوالقاسم بود، از خوف سلطان زمان، از این شهر به آن شهر می‌رفت تا اینکه به ری آمد. مدتی کوتاه در آنجا زندگی کرد. در آن مدت هم کارش روزه و عبادت بود. صاحب‌بن‌عباد (متوفای ۳۸۵ق.) می‌نویسد که در آن مدت، مخفیانه به قبری که اکنون مقابل آرامگاهش قرار دارد می‌رفت و می‌فرمود: «این قبر مردی از فرزندان موسی‌بن‌جعفر است».

در همان‌جا نوشته شده که یکی از شیعیان در خواب، رسول خداصلی‌الله‌علیه‌وآله را دید که به او خبر وفات عبدالعظیم و محل دفن او را داد. خبری که با واقعیت مطابق شد. همان روز ابوالقاسم را به همان مکان، که در آن زمان، باغی بود، آوردند و دفن کردند. هنگام غسل، کاغذی در لباسش یافتند که نسب پاکش را نوشته بود. میرداماد درباره فضیلت زیارتش روایت مهمی نقل کرده است: «مَنْ زارَ قَبْرِهِ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ؛ هر که قبر او را زیارت کند، بهشت بر او واجب می‌شود».

بی‌شک این مقام و منزلت را کسب نکرده است، مگر به طاعت همان امامانی که راوی احادیث ایشان بوده است. بزرگان می‌گویند: راهی که امثال او رفته‌اند، بر ما نیز بسته نیست. نیکوست که روایتی را که ایشان از امام رضا‌علیه‌السلام نقل کرده ذکر کنیم تا آن که اهل عمل است به آن عمل کند.

«ای عبدالعظیم به دوستان من از طرف من سلام برسان و آنان را بگو که هیچ راهی برای شیطان بر خودشان بازنگذارند و آنان را به راستی در گفتار و ادای امانت امر کن. و ایشان را به سکوت و ترک جدال در آنچه که به آنان مربوط نیست فرمان ده و همچنین به اینکه به یکدیگر روی آورند و همدیگر را دیدار کنند که این امر موجب نزدیکی به من است…».[۱]

سالنامه العبد، سال۱۳۹۳


[۱]. اختصاص، ص٢۴٧.

 

۲۰۵۷-معرفی ۷۴ مصداق از ساحت های ۶ گانه تعلیم و تربیت+ سطح محبت حقیقی در سند تحول آموزش و پرورش

۰۷ تیر
معرفی ۷۴ مصداق از ساحت های ۶ گانه تعلیم و تربیت/ از چرخش «نمره ورزش به شادابی جسمانی» تا «الزام سوادآموزی فرزند در سند ازدواج»
معاون امور استان های ستاد همکاری های حوزه های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به تشریح مصداق هایی از ساحت های ۶ گانه تعلیم و تربیت در سند تحول آموزش و پرورش پرداخت.

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، تاکنون دو بخش مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین حسین درودی معاون امور استان های ستاد همکاری های حوزه های علمیه و وزارت آموزش و پرورش درباره سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با عنوان «تنها کتابی که با همکاری ۶۰۰ نفر تدوین شد/ داروی بسیاری از آسیب های کشور را در این سند جست وجو کنید» و «آسیب های نظام آموزش غربی در ایران با احترام رفتاری به وصایای امام(ره) قابل درمان است» منتشر شد.

مصاحبه سوم را در این خصوص بخوانید:

حجت الاسلام والمسلمین درودی در گفت وگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس اظهار کرد: در ادامه مباحث دو بخش گذشته پیرامون سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، نوبت به حلقه واسط بین مبانی نظری و راهکارهای سند رسیده است؛ چراکه عدم وجود این حلقه میانی سبب شده است اشکالات و ایراداتی نظیر ایدئولوژیک بودن و نامفهومی بخشی از این سند مطرح شود که در جای خودش به طور مفصل به آن پرداخته می شود اما در این بخش به مباحثی جهت اهمیت و عظمت سند با عنوان مصادیق ساحت های ۶گانه در قالب یک مقدمه و ۳ فصل بحث می شود که می تواند پاسخی به برخی از اشکالات بر سند هم باشد.

وی با طرح این پرسش که چه نسبتی میان مبانی نظری و راهکارهای آن موجود است تا بتوان یک آموزشگاه و آموزش های آن را متحول کرد، گفت: در هر مدرسه ای فیما بین مربی و متربی یک سلسله مباحث نظری وجود دارد که غنای آنها سطح روابط در آموزشگاه را تعیین می کند.

معاون امور استان های ستاد همکاری های حوزه های علمیه و وزارت آموزش و پرورش اضافه کرد: اگر متربی نزد مربی امانت الهی تعریف شود نه یک موجود بی اختیار مانند ماده مواد اولیه در صنعت و ساختمان سازی باشد، اگر این روابط قلبی به صورت توحیدی تعریف و تحویل شود، متربیان علم آموزی را وسیله تقرب الی الله از سوی مربیان وجدان نموده و خدمت به خلق و جهان خلقت را وظیفه انسانی دانسته و مقصود از آفرینش انسان و جهان را عبادت نازل شده در کتاب وحی، شهود می کنند.

وی ادامه داد: محصول این مبانی نظری، ثمراتی دارد از جمله تحول در علوم انسانی است و هم چنین آسیب شناسی مراکز علمی و فرهنگی چون تأسیس دارالفنون و انواع مهاجرت ها و بسیاری از آسیب های پنهان و آشکار اجتماعی در ۴۰ سال انقلاب اسلامی که قبل از درمان در چرخه پیش گیری برنامه ریزی مدیریت کشور قرار گرفته است و در نهایت تحول مد نظر سند به نمایش گذارده می شود.

حجت الاسلام والمسلمین درودی با بیان اینکه فصول ۳گانه مطرح شده شامل «چرخش ها در امور اداری آموزش و پرورش»، «چرخش ها در متون درسی دانش آموزان» و «چرخش های در مدیریت مدارس کشور» است.

وی افزود: برای اینکه ۳ فصول فوق الذکر عملیاتی شود، ناگزیر هسیتم مصادیقی از باطن ساحت های ۶گانه تربیتی در مبانی سند تحول را در این مرحله اساسی استخراج نموده و به قضاوت اهل نظر بگذاریم.

معاون امور استان های ستاد همکاری های حوزه های علمیه و وزارت آموزش و پرورش به مصادیقی برای هر ساحت اشاره کرد.

*** تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی

۱- چرخش از برنامه های پراکنده معارف اسلامی به یک دروه پیوسته و هماهنگ و همه جانبه ۱۲ ساله

۲- تدوین و تألیف کتابی تحت عنوان ( نماز جمعه – اعتکاف – ماه مبارک رمضان- ماه محرم- عید نوروز ……) جهت آموزش نظری دین مبین اسلام

۳- اردوهای محاسبه شده برای بازدید علمی از مشاهد مشرفه داخل و خارج کشور متناسب ظرفیت در هر استان

۴- آموزش برخی دروس معارف اسلامی و مرتبط با مباحث علوم انسانی در مساجد با در نظر داشتن ظرفیت های مخلتف مساجد

۵- برگزاری برخی دروس توسط دانش آموزان در مساجد و مراکز فرهنگی مرتبط با آنها

۶- متنجانس سازی اردوی راهیان نور و اربعین حسینی با دروس دینی و قرآن دانش آموزان

۷- در ابلاغ و اعطای حکم به ائمه جمعه کشور، ابتدا از آنان طرح و برنامه ای برای آموزش و پرورش مطالبه شود.

۸- روز های پنج شنبه، برخی دروس دانش آموزان در مصلی های نماز جمعه برنامه ریزی و اجرا شود.

۹- روزهای جمعه برخی برنامه های قرارگاه فرهنگی ستاد نماز جمعه با مدیریت دانش آموزان دیده شود.

۱۰- با تعریف برنامه ای فراگیر دانش آموزان حد الامکان در هر ماه متناسب دروس خودشان با مقام معظم رهبری زیدعزه دیدار داشته باشند.

۱۱- حضور دوره ای روحانیون نخبه و متخصص در آموزش و پرورش جهت رصد متون دروس معارف اسلامی و آسیب شناسی از روند برنامه های آن

۱۲- تشکیل شورای تعلیم و تزکیه کشور توسط ۳ شورای عالی حوزه های علمیه و انقلاب فرهنگی و آموزش و پرورش

*** تعلیم و تربیت اجتماعی و سیاسی

۱- چرخش عنوان وزیر آموزش و پرورش به وزیر دین و دانش

۲- چرخش از رأی اعتماد مجلس شورای اسلامی جهت وزیر آموزش و پرورش، به رأی اعتماد مجلس دانش آموزی و معلمان نمونه کشوری و سپس به تصویب مجلس شورا برسد.

۳- چرخش عنوان معاونت پرورشی در وزارتخانه، به معاونت تربیت روحانی

۴- چرخش عنوان مدیر کل قرآن و عترت نماز، به مدیرکل اقامه نماز و مناجات و تلاوت قرآن و سبک زندگی معصومین(ع)

۵- چرخش از مسئولیت های متغیر به تعریف پست های ثابت در دوره های ۱۲ ساله در معاونت های آموزشی خصوصاً تربیتی

۶- درج عنوان الزام سواد آموزی فرزند در سند ازدواج زوجین

۷- درج عنوان همکاری با آموزش و پرورش در فرم ارزیابی کارمندان دولت و سازمان های خصوصی کشور

۸- بخش پذیری افت تحصیلی دانش آموزان به وزارتخانه ها و سازمان های خصوصی بر آمده از نظر مربیان و متربیان و پرداخت اعتبار جهت رشد آنان

۹- تدوین و تألیف برخی کتب به صورت اختصاصی و اشتراکی متناسب رویدادهای استان های کشور

۱۰- در هر استان یک کانال صدا و سیما توسط دانش آموزان جهت اطلاع رسانی از وضعیت آموزش و پرورش جهان و همچنین رویدادهای داخل کشور، متناسب با برنامه های تربیتی دانش آموزان دیده شود.

۱۱- تشکیل یک کارگروه داوری در هیأت دولت جهت امتیاز بخشی به فرم ارزیابی وزرا، و وزارتخانه های آنها در سطح همکاری آنها با وزارت آموزش و پرورش

۱۲- تصویب قانونی در مجلس شورای اسلامی جهت رکن اساسی و پر رنگ مناظرات و تبلیغات نمایندگان ریاست جمهوری و شوراها که آموزش و پرورش در آغاز و خاتمه آن به صورت رسمی و رصدی دیده شود.

*** تعلیم وتربیت زیستی و بدنی

۱- چرخش از عنوان نمره ورزش به نمره شادابی جسمانی

۲- الزام صدا و سیما و شرکت های تبلیغاتی در مشارکت محتوی با آموزش و پرورش خصوصاً تبلیغات مواد غذایی

۳- برخی دانش آموزان صاحب قدرت بدنی با تعریف متناسب از دروس ورزشی آنها، برنامه بازدید از بعضی زندان های کشور خصوصا مراکز کانون اصلاح و تربیت، در طی سال تحصیلی برای آنها برنامه ریزی گردد.

۴- سازمان استاندارد برخی محصولات خود را با نظرسنجی از دانش آموزان و معلمان مدارس شاخص بندی کند.

۵- تمام ورزشکاران بنام کشور، موظف به یک دوره تدریس در مدارس آموزش و پرورش گردیده و در مالیات دادن آنها به دولت امتیاز بخشی شود.

۶- بخشی از نمره ورزش دانش آموزان به صورت ترکیبی با دروس دینی و قرآن دیده شود.

۷- درسی تحت عنوان سبک تغذیه دانش آموزی توسط دانش آموزان در هر استان تهیه و تنظیم گردیده و متناسب آن در آموزشگاه ها اعتبار بخشی شود.

***تعلیم و تربیت زیبا شناختی و هنری

۱- چرخش حد الامکان شکل کلاس های دانش آموزان از طولی به دایره ای

۲- چرخش سر درِ مدارس از ورودی بار اندازها و بنگاه های بارگیری، به ورودی مساجد و مشاهده مشرفه و باشگاه های بزرگ ورزشی جهان متناسب هر استان جهت مدیریت جعبه خیال دانش آموزان

۳- چرخش معماری کلاس های درس از ساختمان های تجاری ساز به آرایش تالارهای هنری

۴- چرخش از مشاوره دادن تک بعدی مربیان، به مشاوره دادن مشارکتی با استفاده از دانش آموزان واجد شرایط

۵- تدوین عنوان درس انتخاب همسر در پایه دهم دانش آموزان کشور

۶- الزام برگزاری دروس هنر دانش آموزان در اردوها

۷- الزام وزارت ارشاد در برنامه های هنری به مشارکت با برنامه های وزارت آموزش و پرورش

۸- تدوین و تألیف کتابی تحت عنوان انواع نشاط و شادی در تاریخ بشر با مشارکت حوزه علمیه و آموزش و پرورش

۹- تدوین و تألیف کتابی تحت عنوان آثار هنر ایرانیان قبل و بعد اسلام ،جهت حضور در اماکن مشرفه و اماکن باستانی

۱۰- با تصویب قانون در شورای عالی آموزش و پرورش، انجمن کهنسالان فرهنگی توسط دانش آموزان هنرمند اداره گردد.

۱۱- با جهت دادن به وقف های در کشور، وقف دانش آموزی خصوصا در بخش هنر قرآنی تشویق و ترویج داده شود.

۱۲- با تصویب ملزومات سیر اجرایی کردن وصیت نامه شهدا، بخشی از دروس هنر دانش آموزان از پایه ابتدایی تا متوسطه دوم به کشف هنرمندی های شهدا اختصاص داده شود.

*** تعلیم و تربیت اقتصادی و حرفه ای

۱- چرخش از بودجه اختصایی به مشارکتی در تربیت دانش آموزان نخبه و کم توان با همکاری دیگر وزارتخانه های مرتبط

۲- چرخش از رهاسازی دانش آموزان فارغ التحصیل برای بهره برداری وزارتخانه ها و دیگر نهادها و سازمان ها، به ثبت نام و ارائه تقاضای وزارتخانه ها از فارغ التحصیلان و پرداخت مالیات علمی

۳- چرخش از رهاسازی متربیان در تعطیلات تابستان به برگزاری تدریس توسط دانش آموزان نخبه در فضای مجازی برای دانش آموزان محروم با رویکرد کسب مهارت های شغلی

۴- چرخش از عنوان صدور مجوز ساخت و سازها در وزارت مسکن و سازمان های تابعه آن، به عنوان ملزومات ساخت و ساز مدارس و مساجد

۵- چرخش از صدور کارنامه تحصیلی، به کارنامه تحصیلی و مهارتی و رفتاری جهت امتیاز در استخدام های دولتی

۶- پرداخت بخشی از حقوق معلمان توسط وزارتخانه ها که نیاز به تربیت خاص دانش آموزان برای موفقیت خودشان دارند.

۷- تصویب قانون مجلس جهت جابه جایی کارمندان دولت برای پاداش و پالایش متناسب نیروی انسانی در وزارت آموزش و پرورش

۸- تدوین و تألیف درسی تحت عنوان انتخاب مهارت و شغل، و تهیه سندی برای جلسه دفاع در حضور معلمان و دانش آموزان و والدین

۹- تدوین و تألیف کتابی تحت عنوان مهارت یابی در فضای مجازی با مشارکت حوزه علمیه و آموزش و پرورش

۱۰-تدوین یک کتاب با عنوان نظرات دانش آموزی متناسب نیازهای هر استان، خصوصاً نیازهای محلی که تدریس آن توسط دانش آموزان و نظارت آن با معلمان صورت گیرد.

۱۱- تصویب قانونی در شورای عالی آموزش و پرورش جهت تعیین رویکرد پژوهش ها و تحقیقات در هر استان، متناسب چالش ها و آسیب های اجتماعی دانش آموزان و معلمان و والدین و هم چنین مرتبط کردن تحقیقات دیگر نهادهای دولتی در آن استان

*** تعلیم و تربیت علمی و فن آورانه

۱- چرخش از عنوان رشته های فنی و هنرستان ها به رشته های نیرو ساز صنعت کشور

۲- چرخش متون کتب دینی و قرآن از آیات و روایات یک وجهی به چند وجهی

۳- چرخش متون کتب عربی متناسب با زبان رسانه های کشورهای همسایه و مسلمان

۴- چرخش متون کتب اجتماعی از کلی گویی به مباحث خرد و فردی دانش آموزان در هر استان

۵- چرخش متون کتب پایه از ادبیات خنثی، به ادبیات اثرگذار و محرک به سوی تعالی اخلاقی

۶- چرخش کتب و یا متون معاونت پرورشی از عقیدتی صرف، به متون چالش های اجتماعی در هر استان

۷- چرخش از تألیف یک جانبه متون در کتب درسی به چرخش تدوین مشارکتی با دانش آموزان

۸- چرخش در برخی از تالیف کتب با متون مشترک، به متون اختصاصی و مورد نیاز در هر استان

۹- چرخش عنوان کارنامه های دانش آموزان به کاریاب های دانش آموزان

۱۰- چرخش محتوای کارنامه های دانش آموزی از ارزیابی متربیان به ارزیابی معلمان و والدین و صدا و سیما و دیگر عوامل اثرگذار

۱۱- چرخش عنوان اخلاق در کارنامه متربیان در ۴ ستون به سطح رفتار اجتماعی دانش آموز با همکلاسی ها، والدین، محله و مسجد

۱۲- چرخش از عنوان رقابت در مدارس به مسابقات

۱۳- چرخش از عنوان مردود به عمر مجدد

۱۴- چرخش از عنوان نمره دروس پایه به نمره ابتکار و اختراع و قد عقلی

۱۵- چرخش از برنامه ریزی یکطرفه مدارس به برنامه ریزی مشارکتی با دانش آموزان در تدریس متون آموزشی و ارزیابی از آنها

۱۶- چرخش از تدریس حافظه ای به تدریس کارگاهی در قالب اردوها

۱۷- چرخش از متون تدریس اصول الدین به تدریس کتاب حکومت مهدوی

۱۸- برگزاری تدریس برخی دروس متناسب دانش آموزان توسط کارمندان وزرات خانه های مرتبط

۱۹- تدوین و تألیف و تدریس کتابی تحت عنوان دشمنان ایران زمین ( مغول – صدام – امریکا – اسرائیل و …….)

۲۰- الزام دانشگاههای کشور به درج بندی در فرم امتیاز پایانه ها و رساله های دکتری، با عنوان رویکرد آموزش و پرورشی مباحث در عناوین دفاع شده توسط دانشجویان

انتهای پیام/